1
00:00:00,114 --> 00:00:40,500
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:47,600 --> 00:00:52,500
<i>جایی که دخالتی در آن نیست؛
،درکنار دریای عمیق،وموسیقی غران آن  </i>

3
00:00:52,600 --> 00:00:59,081
<i>...انسان را کم دوست ندارم، اما طبیعت را بیشتر
(لرد بایرن)-</i>

4
00:01:02,114 --> 00:01:03,081
<i>!مامان</i>

5
00:01:04,816 --> 00:01:06,613
<i>مامان!    کمکم کن .</i>

6
00:01:09,821 --> 00:01:10,788
چی شده؟

7
00:01:10,889 --> 00:01:13,722
.... خواب نمی دیدم (والت)،خیالات نبود

8
00:01:13,825 --> 00:01:16,953
...من صداشو شنیدم. من صداشو شنیدم. شنیدم. صدای (کریس) رو شنیدم

9
00:01:17,229 --> 00:01:19,823
!من شنیدم-
می دونم-

10
00:01:20,065 --> 00:01:22,556
،نه، خیالاتی نشدم (والت)نه

11
00:01:23,001 --> 00:01:25,492
نه، اون... اون...؛

12
00:01:26,738 --> 00:01:28,933
!من شنیدمش-
!(بیلی)-

13
00:02:00,738 --> 00:02:01,933
،(وین)

14
00:02:02,738 --> 00:02:08,933
از شهر (فیربنکز) برات درود میفرستم

15
00:02:09,738 --> 00:02:16,933
...دو روز قبل رسیدم اینجا

16
00:02:19,738 --> 00:02:23,933
.خیلی سخت تونستم در منطقه(یوکن)یه ماشین واسه سوار شدن گیر بیارم

17
00:02:34,738 --> 00:02:37,933
.اما بالاخره خودمو رسوندم اینجا

18
00:02:38,738 --> 00:02:44,933
.یه کتاب جدید در مورد گیاهان وجانوران محلی خریدم

19
00:02:46,738 --> 00:02:55,933
من آماده ام و همه چیزایی رو که واسه چند ماه زندگی راحت در اون سرزمین لازمه فراهم کردم؛

20
00:02:57,738 --> 00:03:01,933
ممکنه خیلی طول بکشه تا برگردم جنوب؛

21
00:03:07,738 --> 00:03:13,933
فقط خواستم بدونی که، تو مرد بزرگی هستی؛

22
00:03:14,000 --> 00:03:15,933
<i>در زمستان مسدود میباشد</i>

23
00:03:55,921 --> 00:03:57,946
.این آخرین جائیه که می تونم برسونمت

24
00:03:58,056 --> 00:03:59,648
.باشه، ممنونم

25
00:04:13,605 --> 00:04:16,938
.خرت و پرت هاتو رو داشبوردم جا گذاشتی-
.ورشون دار-

26
00:04:17,943 --> 00:04:19,410
!هر جور راحتی

27
00:04:20,045 --> 00:04:21,478
.بازم ممنون

28
00:04:23,482 --> 00:04:25,313
.هی ، یه دقیقه صبر کن

29
00:04:29,588 --> 00:04:32,489
.اینارو بگیر، اینجاست
.پاهاتو خشک نگه میداره

30
00:04:33,925 --> 00:04:37,793
. هروقت خرابشون کردی یه زنگ بهم بزن
.شماره من توی چکمه ها ست

31
00:04:38,130 --> 00:04:39,290
.تشکر

32
00:05:08,130 --> 00:05:13,290
...همینک میروم

33
00:05:19,130 --> 00:05:27,290
<i>بسوی طبیعت وحشی</i>

34
00:05:57,600 --> 00:06:01,390
<i>ترسی ندارم</i>

35
00:06:01,600 --> 00:06:05,390
<i>برای زمانی که تنهایم</i>

36
00:06:05,600 --> 00:06:09,390
<i>بسیار بهتر خواهم بود </i>

37
00:06:09,600 --> 00:06:13,390
<i>از آنچه قبلا بودم</i>

38
00:06:13,600 --> 00:06:18,390
<i>من به این زندگی دست یافتم</i>

39
00:06:18,600 --> 00:06:22,390
<i> .و در آن رشد خواهم یافت</i>

40
00:06:22,600 --> 00:06:26,390
<i>در گذشته که بودم؟</i>

41
00:06:26,600 --> 00:06:30,390
<i>نمی توانم بیاد آورم</i>

42
00:06:30,600 --> 00:06:35,390
<i>...شبهای بلند مرا مجاب می کنند</i>

43
00:06:35,600 --> 00:06:39,390
<i> ...تا حس کنم در حال سقوطم</i>

44
00:06:39,600 --> 00:06:45,390
<i> در حال سقوط.نورها به خاموشی می گرایند </i>

45
00:06:45,600 --> 00:06:53,390
<i> ...بگذارید حس کنم در حال سقوطم. سقوطی ایمن بر
</i>

46
00:06:53,600 --> 00:07:00,390
<i> ...زمین  </i>

47
00:07:02,600 --> 00:07:06,390
<i>من این روح را بر خواهم گرفت </i>

48
00:07:06,600 --> 00:07:10,390
<i>همینک درون من است </i>

49
00:07:10,600 --> 00:07:14,390
<i>مانند نشانی برای دوستان جدید</i>

50
00:07:14,600 --> 00:07:18,390
<i>. همواره خواهم دانست</i>

51
00:07:20,600 --> 00:07:24,390
<i>من به این نور رسیده ام</i>

52
00:07:24,600 --> 00:07:28,390
<i>و اراده ام این را نشانم داده</i>

53
00:07:28,600 --> 00:07:32,390
<i>...من همیشه خواهم بود</i>

54
00:07:32,600 --> 00:07:36,390
<i>بهتر از قبل</i>

55
00:07:37,600 --> 00:07:42,390
<i>...شبهای بلند  مجابم میکنند  </i>

56
00:07:42,600 --> 00:07:46,390
<i>...تا حس کنم در حال سقوطم</i>

57
00:07:46,600 --> 00:07:52,390
<i>  در حال سقوط.نورها به خاموشی می گرایند</i>

58
00:07:52,600 --> 00:08:00,390
<i> ...بگذارید حس کنم در حال سقوطم. سقوطی ایمن بر</i>

59
00:08:00,600 --> 00:08:07,390
<i> ...زمین</i>

60
00:09:17,142 --> 00:09:18,268
آهای ؟

61
00:10:23,942 --> 00:10:27,503
هیشکی اینجا نیست؟

62
00:10:30,415 --> 00:10:31,882
!گمان نکنم

63
00:11:40,518 --> 00:11:42,679
.او دو سال روی زمین راه رفت

64
00:11:49,928 --> 00:11:52,260
...،نه تلفن،نه استخر، نه حیوان خونگی

65
00:11:53,431 --> 00:11:54,898
.نه سیگار

66
00:12:12,350 --> 00:12:14,011
.آزادی نهایی

67
00:12:15,987 --> 00:12:19,946
.یک افراطی.     یک مسافرزیباشناسی

68
00:12:21,793 --> 00:12:25,923
.کسی که خانه اش... جاده است

69
00:12:26,898 --> 00:12:30,265
.هی ، پیرمرد گوش کن
حالا دیوونم نکن، باشه؟

70
00:12:30,635 --> 00:12:33,263
.خفه شو"
".من دارم با تو درباره جایی که میخوایم بریم حرف میزنم

71
00:12:33,371 --> 00:12:34,929
"تو میخوای کجا بری؟"

72
00:12:35,139 --> 00:12:37,733
"!بهت که گفتم. ما میریم به ناکجا آباد"

73
00:12:40,345 --> 00:12:45,942
.و اینک پس از دو سال سرگردانی،           هدف نهایی وحادثه بزرگ فرا میرسد

74
00:12:47,552 --> 00:12:50,783
...اوج مبارزه ،بقصد کشتن

75
00:12:52,223 --> 00:12:54,088
کذب درون

76
00:12:55,293 --> 00:12:59,161
.و پایان پیروزمندانه انقلاب روحانی

77
00:13:28,860 --> 00:13:33,456
.او قبل از اینکه بیش از این به وسیله تمدن مسموم شود،    میگریزد

78
00:13:34,365 --> 00:13:37,095
...و بتنهایی بر فراز زمین راه می پیماید تا باشد

79
00:13:38,536 --> 00:13:40,094
گمشده ای در....   وحش

80
00:13:42,536 --> 00:13:45,094
[الکساندر  سوپرولگرد]

81
00:13:45,536 --> 00:13:49,094
مه       1992

82
00:13:55,036 --> 00:13:59,094
دانشگاه اموری، آتلانتا
..."دو سال قبل از اتوبوس "سحرآمیز
.

83
00:14:11,669 --> 00:14:16,697
<i>، در مدتی که اینجا بودند، برای انجمن ما ،تا چندین برابر ظرفیت، سخت تلاش کردند....  </i>

84
00:14:17,675 --> 00:14:20,974
<i>ما به شما تبریک میگیم وبه همه شما تقدیم میکنیم </i>

85
00:14:21,145 --> 00:14:24,205
<i>تبریک و تهنیت بسیار زیاد</i>

86
00:14:31,022 --> 00:14:33,786
<i>(نینا  لین  لاکوین)</i>

87
00:14:38,730 --> 00:14:41,927
<i>(وانسا  دنیس  لاوری ) </i>

88
00:14:46,337 --> 00:14:49,773
<i>(کریستوفر  جانسن  مک کندلس)</i>

89
00:15:00,952 --> 00:15:04,149
<i>(رجینا  ویکتوریا  مک نب )</i>

90
00:15:27,345 --> 00:15:30,940
<i>.اونارو میبینم که جلوی سردرهای دانشگاهاشون ایستادند</i>

91
00:15:34,185 --> 00:15:38,178
<i>پدرم رو میبینم که زیر طاقهایی که با آجرهای رسی درست شده اند ، قدم میزنه</i>

92
00:15:38,623 --> 00:15:42,719
<i>.کاشیهای قرمز براقی که مثل لوحهای محدب خون آلود ،پشت سرشه </i>

93
00:15:43,728 --> 00:15:46,458
<i>،مادرم رو میبینم که چند تا کتاب سبک، پهلوش نگهداشته</i>

94
00:15:46,564 --> 00:15:50,159
<i> .و در کنار ستونی که از آجرهای کوچیک ساخته شده ایستاده </i>

95
00:15:50,268 --> 00:15:54,329
<i>و دروازه آهنی شکیلی  هم پشت سرشه که هنوز بازه
.ونوکهای سیاه اون مثل شمشیر در هوای ماه(می)فرورفته</i>

96
00:15:55,339 --> 00:15:57,398
<i>.این درباره فارغ التحصیلی شونه</i>

97
00:15:58,643 --> 00:16:03,376
<i>.همینطور درباره ازدواجشون.اونا خیلی بچه اند.اونا کودن هستن</i>

98
00:16:03,981 --> 00:16:08,008
<i>.همه میدونن اونا بی ضررن.هرگزبه کسی آسیب نمیرسونند</i>

99
00:16:10,288 --> 00:16:13,951
<i> ."دلم میخواد برم و بهشون بگم،"بایستید،اینکار رو نکنید </i>

100
00:16:14,258 --> 00:16:17,785
<i>".مادرم اشتباه میکنه. پدرم اشتباه میکنه"
</i>

101
00:16:18,129 --> 00:16:22,156
<i>".شما دارین کارهایی رو انجام میدین که نمیتونین تصور کنین بعدش چی پیش میاد"</i>

102
00:16:22,366 --> 00:16:25,426
<i>".شما دارین کارهایی میکنین که واسه بچه هاتون خوب نیست"</i>

103
00:16:25,536 --> 00:16:28,096
<i>".دارین پا در راهی میذارین که چیزی ازش نمیدونین"</i>

104
00:16:28,206 --> 00:16:30,174
<i>".شما دارین نابودی رو درخواست میکنین"</i>

105
00:16:32,677 --> 00:16:36,704
<i>.دلم میخواد برم اونجا و در نورخورشید آخر ماه (می)اینو بهشون بگم </i>

106
00:16:37,148 --> 00:16:40,083
<i>.اما من اون کارهارو انجام نمیدم.من میخوام زندگی کنم</i>

107
00:16:42,119 --> 00:16:46,146
<i>...من اونا رو مثل عروسکهای کاغذی مرد و زن بالا میبرم و میکوبمشون بهم</i>

108
00:16:46,257 --> 00:16:51,217
<i> .از پهلو، مثل سنگهای چخماق که وقتی اونا رو بهم میزنی جرقه میزنن</i>

109
00:16:52,763 --> 00:16:57,257
".من میگم:"هر کاری رو که دوست داری انجام بده و من درباره اون باهات صحبت میکنم

110
00:16:58,569 --> 00:17:01,003
اونا اینجان،  (والت) .درسته؟

111
00:17:01,973 --> 00:17:03,634
کی اونو نوشته؟

112
00:17:04,175 --> 00:17:08,669
خب میتونه یکی از ما باشه، نمیتونه؟

113
00:17:08,779 --> 00:17:11,441
چرا اون اجازه داده(کارین)با ماشینش رانندگی کنه؟

114
00:17:12,283 --> 00:17:14,843
.شعرهای عالی خیلی زیادی اینجاست

115
00:17:19,757 --> 00:17:21,952
.مجبورم درباره اش با اون صحبت کنم

116
00:17:22,059 --> 00:17:23,048
.بشین

117
00:17:24,028 --> 00:17:25,825
.ببخشید. باید برم پیش پسرم

118
00:17:25,930 --> 00:17:29,093
.اون درست همین امروز از کالج(اموری) فارغ التحصیل شده

119
00:17:29,200 --> 00:17:30,462
.میرم پیشش.  میرم پیشش

120
00:17:30,568 --> 00:17:34,129
(سلام (کریس
.ماخیلی وقته منتظرتیم

121
00:17:34,238 --> 00:17:38,607
.نصف جونم کردی  وقتی اونجوری پریدی وسط صحنه

122
00:17:39,877 --> 00:17:42,072
سلام پدر-
تبریک میگم پسرم-

123
00:17:42,246 --> 00:17:45,579
این یه گام بلنده-
ممنونم پدر-

124
00:17:46,150 --> 00:17:47,447
.خوبه

125
00:17:48,719 --> 00:17:50,588
!فکر نمیکنم بتونی تو ایالت(جورجیا)رانندگی کنی

126
00:17:50,821 --> 00:17:51,913
.چرا؟ من گواهینامه ام رو دارم

127
00:17:52,023 --> 00:17:54,218
. اون از نظر قانون یه گواهینامۀ آموزشیه

128
00:17:54,325 --> 00:17:57,692
.البته برای رانندگی در یه ایالت دیگه غیر از ایالت محل سکونتت. دلیلش اینه

129
00:17:57,795 --> 00:18:01,196
.اینو نمیدونستم.فکر میکردم اگه یه راننده قانونی باشم همه چیز درسته

130
00:18:01,299 --> 00:18:02,266
...خب، بذارین

131
00:18:11,976 --> 00:18:15,002
اونا میخوان همینجور ادامه بدن؟-
.نه-

132
00:18:17,348 --> 00:18:19,942
.فکر کنم همه امروز دارن جشن میگیرن

133
00:18:20,217 --> 00:18:24,017
اونا قصد دارن تو قسمت بار بمونن،درسته؟-
.درسته-

134
00:18:35,433 --> 00:18:39,062
.رتبه هام به اندازه کافی خوبن، فکر کنم میتونم رشته حقوق دانشگاه (هاروارد) قبول شم

135
00:18:39,170 --> 00:18:41,104
!کریس)این عالیه)

136
00:18:42,607 --> 00:18:44,632
!کار بزرگیه

137
00:18:45,376 --> 00:18:48,038
چقدر واسه کالج پس انداز کردی؟

138
00:18:48,512 --> 00:18:53,609
دقیقا 24500دلار و 68 سنت

139
00:18:53,718 --> 00:18:55,345
!خوبه ،خیلی دقیقه

140
00:18:55,453 --> 00:18:58,183
.امروز صبح مجبورم برم بانک،  ماما

141
00:18:59,857 --> 00:19:04,021
.مادرت و من خوشحال میشیم که برای شرکت در (هاروارد)بهت کمک کنیم

142
00:19:04,128 --> 00:19:05,561
.درسته

143
00:19:05,896 --> 00:19:07,193
.من خودم میدونم دارم چیکار کنم

144
00:19:07,298 --> 00:19:10,734
. اول باید یه سری چیزها رو اینجا جمع و جور کنم و سروسامون بدم

145
00:19:10,835 --> 00:19:15,295
.پدرت ومن،    ما میخوایم یه هدیه بهت بدیم

146
00:19:16,140 --> 00:19:18,734
.میخوایم تو رو از دست اون اتول آلمانی خلاص کنیم

147
00:19:19,310 --> 00:19:20,675
!اتول آلمانی چیه؟

148
00:19:21,178 --> 00:19:22,406
.اون

149
00:19:24,849 --> 00:19:28,148
.میخوایم یه ماشین نو واست بخریم-
.درسته-

150
00:19:28,319 --> 00:19:29,718
یه ماشین نو؟

151
00:19:31,989 --> 00:19:34,048
چرا من باید یه ماشین نو بخوام؟

152
00:19:35,159 --> 00:19:36,820
.داتسون)خیلی خوب راه میره)

153
00:19:38,396 --> 00:19:41,160
فکر نمیکنین شاید من چند تا قایق مجلل تفریحی بخوام!؟

154
00:19:43,034 --> 00:19:46,060
شما نگران نیستین که همسایه ها چی فکر میکنن؟

155
00:19:46,237 --> 00:19:49,035
.خب ،ما که نخواستیم یه ماشین با مارک عالی مثل (کادیلاک) واست بخریم

156
00:19:49,140 --> 00:19:52,337
.فقط میخواستیم یه ماشین نوی خوب برات بگیریم که واسه رانندگی ایمن باشه

157
00:19:52,443 --> 00:19:55,970
و تو هیچ وقت نمیدونی یه چیزی مثل اون ماشین که اونجاست کی منفجر میشه؟

158
00:19:56,080 --> 00:20:02,280
منفجر میشه. منفجر میشه؟
.شما دیوونه شدین؟ اون ماشین خیلی خوبیه

159
00:20:02,853 --> 00:20:07,051
.من به ماشین نو نیازی ندارم
.من ماشین نو نمیخوام

160
00:20:07,458 --> 00:20:09,517
.من هیچ چیزی نمیخوام-
.باشه-

161
00:20:09,627 --> 00:20:13,358
.از اینجور چیزها، چیزها،چیزها،چیزها-
.باشه-

162
00:20:13,464 --> 00:20:15,227
.هر چیزی باید به  یه معضل بشه-
.ممنونم-

163
00:20:15,332 --> 00:20:17,391
.ممنونم-
.ممکنه منظورش اون چیزی نباشه که بنظر میرسه-

164
00:20:17,501 --> 00:20:21,130
.شاید فقط ماشین قدیمیش رو میخواد
.این که موضوع مهمی نیست

165
00:20:23,474 --> 00:20:26,068
.ممنونم، من فقط چیزی نمیخوام

166
00:20:35,519 --> 00:20:40,513
<i>کریس)خودش و محیط اطرافش رو بیرحمانه)
با یه سری قوانین اخلاقی سخت می سنجید
</i>

167
00:20:40,658 --> 00:20:41,716
!(خداحافظ،(کریس

168
00:20:42,093 --> 00:20:45,153
<i> .اون خودش رو بیرحمانه در جاده تنهایی بخطر انداخت</i>

169
00:20:45,262 --> 00:20:48,959
<i>.اما همراهانش رو در شخصیتهای  تو کتابهای مورد علاقه اش پیدا کرد</i>

170
00:20:51,602 --> 00:20:55,800
<i>(از نویسندگانی مثل (تولستوی)،(جک لندن)و(ترو</i>

171
00:20:57,475 --> 00:21:00,603
<i>،اون میتونست در مواقع لازم واژه های مناسب رو احضار کنه </i>

172
00:21:01,445 --> 00:21:03,140
<i>.واغلب همین کار رو میکرد</i>

173
00:21:18,562 --> 00:21:23,556
<i>.من فراموش کردم بپرسم که چطور اون نقل قول شام فارغ التحصیلیش رو انتخاب کرده بود</i>

174
00:21:23,667 --> 00:21:27,228
<i>.اما واسه اینکه اولین هدفش چی میتونست باشه، یه ایده خوب داشتم </i>

175
00:21:32,109 --> 00:21:35,078
<i>.بدیهی بود که (کریس) از خونه بره</i>

176
00:21:37,148 --> 00:21:41,744
<i> و وقتی خواست این کارو انجام بده ، افراطی انجامش داد  </i>

177
00:21:49,148 --> 00:21:53,744
<i>:فصل اول
تولد خود من</i>

178
00:21:55,600 --> 00:21:58,390
<i>...وقتی  کنار او قدم میزنم</i>

179
00:21:58,650 --> 00:22:01,450
<i>انسان بهتری هستم</i>

180
00:22:01,600 --> 00:22:04,450
<i>...وقتی رفتنش را می نگرم</i>

181
00:22:04,650 --> 00:22:07,450
<i>.همیشه گیج می زنم</i>

182
00:22:08,650 --> 00:22:11,450
<i>...یکبار برجی از عاج ساختم</i>

183
00:22:11,650 --> 00:22:14,450
<i> .می توانستم از همان بالا خدا را پرستش کنم</i>

184
00:22:14,650 --> 00:22:18,450
<i>...وقتی که برای رهایی پایین آمدم</i>

185
00:22:18,650 --> 00:22:21,450
<i> .او دوباره مرا بداخل کشاند</i>

186
00:22:21,650 --> 00:22:24,450
<i> ...یک بزرگ وجود دارد</i>

187
00:22:24,500 --> 00:22:26,450
<i>یک خورشید سر سخت و بزرگ</i>

188
00:22:27,231 --> 00:22:31,565
<i>.نباید انکار کرد که همیشه آزادی ما را خوشحال میکند"</i>

189
00:22:32,603 --> 00:22:35,470
<i>،آزادی در ذهنهای ما در هم می آمیزد با فرار "</i>

190
00:22:36,674 --> 00:22:40,474
<i>".از تاریخ،از ظلم،از قانون و وظایف کسل کننده</i>

191
00:22:42,012 --> 00:22:43,707
<i>"آزادی مطلق"</i>

192
00:22:46,016 --> 00:22:48,382
<i>".و جاده همواره ما را به غرب میخواند"</i>

193
00:24:00,016 --> 00:24:04,382
<i> دریاچه مید،          آریزونا جولای 1990</i>

194
00:24:48,672 --> 00:24:50,139
<i>.من به یه اسم احتیاج دارم</i>

195
00:24:56,672 --> 00:25:01,139
<i>الکساندر  سوپر ولگرد) جولای 1990)</i>

196
00:25:19,536 --> 00:25:21,401
<i>،ماه ژوئن داره تموم میشه</i>

197
00:25:21,505 --> 00:25:24,497
<i>.کالج اموری نتایج آزمون نهایی رو واسه اولیای (کریس) فرستاده</i>

198
00:25:25,109 --> 00:25:26,667
<i>.هستن A تقریبا همشون </i>

199
00:25:27,144 --> 00:25:29,840
<i>.در اجتماعات  آپارتاید در آفریقای جنوبی A</i>

200
00:25:30,681 --> 00:25:35,175
<i> منفی در آفریقای معاصرA
.سیاست و بحران غذا در آفریقا</i>

201
00:25:36,120 --> 00:25:39,453
<i>.و اون قبول شد، پسر باهوش، برادر من</i>

202
00:25:41,091 --> 00:25:44,754
<i>،اما تا پایان ماه جولای هیچ خبری از اون نشد</i>

203
00:25:44,862 --> 00:25:47,353
<i>.و پدر و مادرم داشتن نگران میشدن</i>

204
00:25:48,999 --> 00:25:51,331
<i>،کریس) هرگز هیچ تلفنی نداشت) </i>

205
00:25:51,435 --> 00:25:54,927
<i>.بنابراین پدر ومادرم تصمیم گرفتن با ماشین برن (آتلانتا) و سورپرایزش کنن</i>

206
00:26:10,054 --> 00:26:12,784
<i>.وقتی اونا به آپارتمانش رسیدن، با یه تابلوی (اجاره داده میشود) روبرو شدن </i>

207
00:26:12,890 --> 00:26:16,348
<i>. ومدیر آپارتمان گفت که (کریس) در پایان ماه مه از اونجا رفته</i>

208
00:26:16,460 --> 00:26:18,485
.اوه، آره اون دو ماه قبل از اینجا رفته

209
00:26:18,796 --> 00:26:20,787
<i>،بنابراین  اونا برگشتن خونه</i>

210
00:26:20,898 --> 00:26:24,994
<i> ،ومن مجبور شدم همه نامه هایی رو
.که اونا  تو تابستان واسه (کریس) فرستاده بودن، بدم بهشون </i>

211
00:26:25,602 --> 00:26:29,402
<i>.همه نامه ها  توی یک بسته پستی برگشت خورده بود</i>

212
00:26:29,840 --> 00:26:34,004
<i>،کریس)با اداره پست هماهنگ کرده بود )
نامه ها رو تا اول  ماه آگوست نگه داره</i>

213
00:26:34,111 --> 00:26:36,978
<i>.تا واسه خودش زمان کافی فراهم کنه</i>

214
00:26:38,048 --> 00:26:40,039
تو چیزی درباره اینا نمیدونستی؟

215
00:26:40,684 --> 00:26:42,549
.اون چیزی نگفت

216
00:26:43,220 --> 00:26:46,747
<i>.من فهمیدم اون داره چیکار میکنه
،اون چهار سال را سپری کرده بود با</i>

217
00:26:46,857 --> 00:26:50,884
<i>،انجام تکالیف مزخرف و ملال آور تحصیل در کالج</i>

218
00:26:53,564 --> 00:26:58,001
<i> ،وحالا داشت خودش رو از زیر سلطه دنیای بیخبری و پریشانی رها میکرد </i>

219
00:26:58,102 --> 00:27:02,596
<i>.امنیت کاذب،اولیا  و مادیگرایی</i>

220
00:27:12,640 --> 00:27:19,440
<i>کرانه بالای اقیانوس آرام ،کالیفرنیای شمالی اگوست 1990
.    </i>

221
00:28:21,785 --> 00:28:22,911
!هی

222
00:28:26,957 --> 00:28:29,790
. هی ،مرد.     بیا از این طرف بپر بالا-
.باشه، عالیه-

223
00:28:30,394 --> 00:28:33,625
.بسختی زیر اون کلاه احمقانه ت تونستیم ببینیمت

224
00:28:33,797 --> 00:28:37,460
.این در لم داره
.برو اونجا،بپر تو

225
00:28:41,104 --> 00:28:42,298
.این (رینی)ه

226
00:28:42,406 --> 00:28:44,101
.(سلام (رینی-
.سلام، من (رینی)ام-

227
00:28:44,208 --> 00:28:45,835
.منم (جین)ام-
.سلام،من (الکس)ام-

228
00:28:45,943 --> 00:28:47,274
!الکس) با اون کلاهش)

229
00:28:47,377 --> 00:28:49,436
.آره میدونم،بهم گفتی-
.آره-

230
00:28:51,215 --> 00:28:53,149
.پس تو یه چرمی هستی

231
00:28:54,418 --> 00:28:55,476
چرمی ؟

232
00:28:55,586 --> 00:29:00,683
. آره، یه ولگرد چرمی
.اینو به کسایی میگن که فقط با پاهاشون  مسافرت میکنن

233
00:29:01,558 --> 00:29:03,753
.در اصطلاح فنی، ما ولگرد لاستیکی هستیم

234
00:29:03,860 --> 00:29:05,851
.چون ما یه وسیله نقلیه داریم

235
00:29:07,064 --> 00:29:10,329
.مجبور نیستی منو بکشی اون ور-
.بیا عزیزم ببخشید-

236
00:29:11,868 --> 00:29:16,965
.آره،(الکس) هم میتونست یه وسیله نقلیه داشته باشه
.ولی اون تصمیم گرفت همه پولهاش رو بسوزونه

237
00:29:19,276 --> 00:29:21,210
و چرا اون کار رو کرد؟

238
00:29:22,980 --> 00:29:26,279
،من به پول نیازی ندارم
.آدم رو ترسو و محتاط میکنه

239
00:29:28,685 --> 00:29:31,210
.(بی خیال  (الکس
.تو هم یه کمی ترسو هستی

240
00:29:31,321 --> 00:29:34,381
،منظورم اینه که اون کتابت خیلی عالیه وهمه چیزت

241
00:29:34,691 --> 00:29:37,751
.اما توهمیشه نمی تونی به برگها و دونه ها تکیه کنی

242
00:29:38,929 --> 00:29:42,524
من نمیدونم، آیا میخوای بیشتر از اینی که هست به اونا متکی باشی؟

243
00:29:43,433 --> 00:29:45,492
پدر و مادرت کجان؟

244
00:29:48,538 --> 00:29:50,699
.یه جایی میون دروغهاشون زندگی میکن

245
00:29:53,744 --> 00:29:56,235
.بنظر میاد بچۀ دوست داشتنی باشی، انصاف داشته باش

246
00:29:57,447 --> 00:29:58,505
انصاف؟

247
00:29:59,549 --> 00:30:01,312
.تومیدونی منظورم چیه

248
00:30:04,421 --> 00:30:06,616
:اینجا از (ترو) یه جمله برات میخونم

249
00:30:07,658 --> 00:30:11,924
،بیشتر از عشق، از پول، از ایمان"

250
00:30:12,062 --> 00:30:16,055
،از شهرت، ازانصاف "

251
00:30:18,502 --> 00:30:20,060
".به من حقیقت بده"

252
00:30:41,525 --> 00:30:44,551
<i>،از خیلی وقت پیشها که من و (کریس) یادمون میاد</i>

253
00:30:44,728 --> 00:30:47,891
<i>.هر روز کشمکش های خشنی در خونه ما وجود داشت</i>

254
00:30:47,998 --> 00:30:52,458
<i>.خشونتی که ما به اجبار شاهدش بود خیلی جدی و واقعی بود</i>

255
00:30:54,404 --> 00:30:56,964
<i>.اما اون شبیه تئاتر هم بود</i>

256
00:30:58,508 --> 00:31:02,444
<i>.اونا واسه ما هم نقش قاضی رو بازی میکردن هم متهم</i>

257
00:31:02,813 --> 00:31:08,410
، ومن این یادبود را به شما تقدیم میکنم
.این یادبود گرانبها رو

258
00:31:08,852 --> 00:31:10,979
<i>.پدر یه نابغه جوان بود </i>

259
00:31:11,088 --> 00:31:15,889
<i>.اون در (ناسا)برای سیستمهای رادار ماهواره های آمریکا طراحی های سختی انجام داده بود
</i>

260
00:31:15,992 --> 00:31:20,486
<i>.اون طراحی ها ،پاسخ ما در برابر (اسپاتنیک) روسیه بود</i>

261
00:31:20,597 --> 00:31:23,031
<i>.و بعدها مادر و پدر برای تشکیل یک مؤسسه بازرگانی شروع به همکاری کردند </i>

262
00:31:23,133 --> 00:31:26,569
<i>،ترکیب تدبیر پراز شور و ذوق مادر</i>

263
00:31:26,670 --> 00:31:28,262
<i>.با سرمایه دانش پدر</i>

264
00:31:28,372 --> 00:31:30,533
!اینو ببینین

265
00:31:33,610 --> 00:31:37,307
<i>،اما بمحض اینکه شرکت ، عملا اولین سود میلیونی خودش رو بهمراه آورد</i>

266
00:31:37,681 --> 00:31:42,414
<i>.پول دوستی و جاه طلبی فقط و فقط ،چشمهای بصیرت اونها رو کور کرد</i>

267
00:31:43,086 --> 00:31:45,054
.خیلی، خیلی زیاد ازت متشکرم

268
00:31:46,123 --> 00:31:48,648
<i>،اولین نشست خانوادگی  یادم میاد</i>

269
00:31:49,025 --> 00:31:52,426
<i>.که به ما اجازه دادند برای اطلاع پیدا کردن ازبرنامه هاشون واسه طلاق ، در اون شرکت کنیم </i>

270
00:31:53,230 --> 00:31:56,631
<i>.اونا از ما خواستند که یکی شون رو واسه زندگی کردن انتخاب کنیم</i>

271
00:31:58,635 --> 00:32:00,466
<i>.ما باصدای بلند گریه کردیم</i>

272
00:32:02,739 --> 00:32:04,900
<i>،طلاق هرگز اتفاق نیافتاد</i>

273
00:32:05,675 --> 00:32:08,769
<i>.اما دعوا ها و جروبحث ها هم،هیچ وقت متوقف نشد</i>

274
00:32:10,080 --> 00:32:13,140
<i>.این قضیه خیلی طول نکشید تا اینکه من و(کریس) تمومش کردیم</i>

275
00:32:15,051 --> 00:32:17,781
<i>. "ما گفتیم : " بفرمایید</i>

276
00:32:19,423 --> 00:32:21,050
<i>".برید طلاق بگیرید"</i>

277
00:32:22,526 --> 00:32:27,395
،یا عیسی مسیح! فقط کافیه یه کبریت روشن کنم
.اونوقت هم شام دار دارم هم گرما

278
00:32:28,498 --> 00:32:30,125
جین) داره کجا میره؟)

279
00:32:32,702 --> 00:32:34,260
،خب! دوست من

280
00:32:35,839 --> 00:32:38,330
.همه چیز واسه طرفداران صلح خوب پیش نمیره

281
00:32:48,051 --> 00:32:51,145
،تو یه آدم زحمتکش کوچیک هستی
نیستی؟

282
00:32:52,422 --> 00:32:53,753
.خیلی کوچیک

283
00:32:58,762 --> 00:33:03,131
.خیلی جالبه که چه جوری هرچیزی در زمان مخصوص خودش اتفاق میافته

284
00:33:05,135 --> 00:33:08,571
.سالهای زیادیه که من اون زن رو دوست دارم

285
00:33:11,575 --> 00:33:14,203
.اما، میدونی،     اون هم یه داستانی داره

286
00:33:15,145 --> 00:33:19,343
.ما داشتیم از یه چیزهایی خیلی آروم میگذشتیم

287
00:33:22,018 --> 00:33:26,079
،تا وقتی دیروز با تو برخورد کردیم

288
00:33:26,590 --> 00:33:29,855
،این همون چیزیه که من و اون داشتیم خیلی ساکت و آروم از کنارش رد میشدیم

289
00:33:30,961 --> 00:33:33,862
.اون داره درباره همون با خودش حرف میزنه
میفهمی منظورم چیه؟

290
00:33:34,397 --> 00:33:37,298
.فکرکنم فهمیدم-
چی رو فهمیدی؟-

291
00:33:40,237 --> 00:33:41,204
....خب

292
00:33:44,341 --> 00:33:48,243
.بعضی از مردم فکر میکنن مثل بقیه لایق عشق نیستن

293
00:33:48,645 --> 00:33:53,014
،اونا بسوی انزوا فرار میکنن

294
00:33:54,684 --> 00:33:57,744
.و سعی میکنن تمامی روزنه های رو به گذشته رو ببندن

295
00:33:57,921 --> 00:34:00,981
!این دوزخ یک بینشه. یا مسیح

296
00:34:03,994 --> 00:34:06,963
تو مسیح نیستی ، هستی؟-
.ببین چی داره میگه-

297
00:34:07,063 --> 00:34:11,727
میخوای کنار دریا  قدم بزنی و اون رو پیش من برگردونی، رفیق؟

298
00:34:12,536 --> 00:34:16,199
.نه .  من از آب میترسم

299
00:34:16,873 --> 00:34:18,465
.همیشه میترسیدم

300
00:34:18,775 --> 00:34:24,611
چیزی که بعضی وقتا دلم میخواست بهش غلبه کنم، هان؟
پس    شنا میکنم

301
00:34:24,948 --> 00:34:27,746
اگه تو هیزم ها رو ببری به چادر

302
00:34:30,086 --> 00:34:31,678
.لعنتی، باشه-
باشه؟-

303
00:34:31,788 --> 00:34:34,279
.وقتی بردمشون صداتون میزنم-
.باشه-

304
00:35:09,059 --> 00:35:11,789
<i>"،تنها هدیه های دریا، فقط موجهای خشمگین هستند"</i>

305
00:35:15,565 --> 00:35:18,466
<i>".و  گاه وبیگاه، شانس احساس قدرت"
</i>

306
00:35:19,202 --> 00:35:22,831
<i>"،حالا من چیز زیادی از دریا نمی دونم"</i>

307
00:35:23,473 --> 00:35:26,499
<i>".اما این رو میدونم که  راه فهمیدنش همینه"</i>

308
00:35:28,078 --> 00:35:30,546
<i>"،و همینطور میدونم که این چقدر در زندگی مهمه که"</i>

309
00:35:30,647 --> 00:35:34,674
<i>"،لزوما نباید قوی باشی ، ولی باید احساس قدرت کنی"</i>

310
00:35:35,919 --> 00:35:38,410
<i>"،برای اینکه حداقل یکبار خودت رو بسنجی"</i>

311
00:35:40,090 --> 00:35:44,527
<i>"،و برای اینکه حداقل یکبار خودت رو
درابتدایی ترین شرایط زندگی انسان قرار بدی" </i>

312
00:35:46,196 --> 00:35:48,756
<i>"،رویا رویی مثل نابینا، مثل سنگ تنهای ناشنوا"</i>

313
00:35:49,399 --> 00:35:53,495
<i>".بدون هیچ کمکی، بجز مغز ودستانت"</i>

314
00:35:58,742 --> 00:36:00,972
!یه موج بزرگ داره میاد

315
00:36:04,781 --> 00:36:07,306
!رینی) دارم یخ میزنم)

316
00:36:07,917 --> 00:36:12,081
میتونی بغلم کنی؟

317
00:36:34,110 --> 00:36:38,706
، نیروی دریایی با بولدوزر این پایه ها رو ساخت
و همینجوری اونجا ولشون کرد

318
00:36:38,815 --> 00:36:45,778
و تنها چیزی که باقی موند
.این فونداسیونهای بتونیه بزرگ مشبک و سقفهای سنگیه

319
00:36:46,489 --> 00:36:50,289
.هی مرد، تو میخواستی اون سقفهای سنگی رو از جاشون بکنی-
.تو اینطوری خواستی، تو اینطوری خواستی-

320
00:36:50,393 --> 00:36:52,588
.اگه تو جاده باشی ، میفهمی که اون سقفها خیلی بدرد میخورن-
.تو اینجوری دوست داری-

321
00:36:52,696 --> 00:36:54,129
.مسافرهای بیچاره

322
00:36:54,230 --> 00:36:56,824
.با این اوضاع اونا خیلی فقیرانه اینجا زندگی میکنن، اون هم زیر آفتاب
.حتی نمیتونن (رینی ) رو کتکش بزنن

323
00:36:56,933 --> 00:36:58,298
.چه خوب

324
00:36:58,535 --> 00:37:01,129
.اگه با ما بیای من واسه تو یه کلاه خوب درست میکنم

325
00:37:01,237 --> 00:37:04,331
قول میدی؟-
.به خدا قسم -

326
00:37:12,082 --> 00:37:14,846
.اوه، عزیزم، عزیزم

327
00:37:15,318 --> 00:37:17,752
.نکن، واستا دیگه-
.باشه-

328
00:37:20,457 --> 00:37:22,891
.اوه، آره-
.باشه-

329
00:37:24,527 --> 00:37:26,222
.بذا چراغ رو خاموش کنم

330
00:37:52,527 --> 00:37:57,500
<i>
جین)و (رینی) ازتون متشکرم)</i>

331
00:38:08,104 --> 00:38:12,165
.... اون منو به یاده
.میدونم-

332
00:38:21,017 --> 00:38:24,286
فصل دوم:  جوانی
<i>چنین است راه و رسم دنیا</i>

333
00:38:24,287 --> 00:38:26,687
فصل دوم:  جوانی
<i>،تو هرگز نمی توانی بدانی</i>

334
00:38:29,592 --> 00:38:35,462
<i> جای درست برای کاشتن تمام بذرهای عقیده ات کجاست واینکه آن چگونه خواهد رویید؟ </i>

335
00:38:37,267 --> 00:38:39,929
<i>میخواهم رشد کنم</i>

336
00:38:40,036 --> 00:38:44,632
<i>. برگردم وهمه حفره های تاریک خاطراتم را بسوزانم</i>

337
00:38:45,441 --> 00:38:48,035
<i>میخواهم بزرگ شوم</i>

338
00:38:48,144 --> 00:38:52,478
<i>.و تمامی اشتباهاتم را به طلا تبدیل کنم</i>

339
00:38:52,582 --> 00:38:56,211
.منظورم اینه که، تو واقعا خوبی
منظورم اینه که، تو مثه

340
00:38:57,487 --> 00:39:02,356
.تو صد هزار بار بهتر از هر سیبی هستی که من تا حالا داشتم

341
00:39:04,194 --> 00:39:06,560
.من سوپرمن نیستم،  سوپرولگرد هستم

342
00:39:08,765 --> 00:39:10,630
.تو هم سوپرسیب هستی

343
00:39:10,733 --> 00:39:17,434
.تو خیلی خوشمزه ای
.تو خیلی گیاهی هستی، بسیار طبیعی

344
00:39:18,641 --> 00:39:20,734
.تو سیب نگاه من هستی

345
00:39:23,112 --> 00:39:29,608
<i>.هی! گذرگاه زمان چنین است، خیلی زود به پایان میرسد</i>

346
00:39:31,354 --> 00:39:37,452
<i>،وبا اشاره ای بلعیده میشود. پس آگاه باش</i>

347
00:39:38,795 --> 00:39:41,593
<i>میخواهم رشد کنم</i>

348
00:39:41,698 --> 00:39:46,260
<i>.وبصورت مغناطیسی مسیرم را بیابم</i>

349
00:39:46,936 --> 00:39:49,530
<i>میخواهم بزرگ شوم</i>

350
00:39:49,639 --> 00:39:54,076
<i>.وبرگ آسم را با پایین ترین امتیاز رد کنم </i>

351
00:39:56,312 --> 00:40:00,715
<i>،اوایل سپتامبر، پدر ومادر تلفنی از پلیس ناحیه (آناندال)دریافت کردند </i>

352
00:40:00,817 --> 00:40:02,842
<i>.مبنی بر اینکه اونا اتومبیل رها شده (کریس) رو پیدا کردند </i>

353
00:40:02,952 --> 00:40:06,353
<i>.ماشین بوسیله گشت بزرگراه ایالت (آریزونا) شناسایی شده بود</i>

354
00:40:06,856 --> 00:40:11,020
<i> یه گروه جویندگان گلهای کمیاب، بصورت اتفاقی
.در بیابان ماشین اون رو پیدا کرده بودند </i>

355
00:40:12,395 --> 00:40:15,922
<i>.هیچ چیزی وجود نداشت که نشون بده (کریس) قصد داره به اونجا برگرده </i>

356
00:40:16,032 --> 00:40:19,160
<i>.اما هیچ نشونه ای از درگیری هم وجود نداشت </i>

357
00:40:21,104 --> 00:40:23,504
<i>،پلیس معتقد بود که (کریس) خودش ماشین رو ول کرده</i>

358
00:40:23,606 --> 00:40:26,268
<i>.و اون ازش گرفته نشده</i>

359
00:40:29,879 --> 00:40:34,816
<i>،دلداری اولیه ای که به پدر و مادر داده شد بسرعت تبدیل شد به اینکه </i>

360
00:40:34,918 --> 00:40:39,651
<i>.کریس) واقعا داره سعی میکنه که پیدا نشه)</i>

361
00:40:48,797 --> 00:40:53,162
اتوبوس سحر آمیز  ،   هفته سوم

362
00:41:06,797 --> 00:41:09,500
<i>21- اخطار اتمام برنج-  </i>

363
00:41:14,797 --> 00:41:17,500
<i>22- بازی ممنوع-  </i>

364
00:41:20,797 --> 00:41:22,162
.قوی

365
00:41:23,466 --> 00:41:27,800
.تو میتونی هر کاری انجام بدی
.میتونی هر جایی بری

366
00:41:28,571 --> 00:41:34,601
<i>.قدرت پول توهّمه
.اینجا کارش تمومه</i>

367
00:41:36,145 --> 00:41:37,703
.تو میتونی اینجا بمونی

368
00:41:38,982 --> 00:41:41,473
.من وتو

369
00:41:55,965 --> 00:42:00,493
.یک ، دو ، نه ، نه ، نه

370
00:42:08,244 --> 00:42:09,711
،دو

371
00:42:14,417 --> 00:42:15,543
...سه

372
00:43:06,569 --> 00:43:08,901
جنوب شرقی ایالت داکوتا
10سپتامبر 1990
-19ماه قبل از اتوبوس سحرآمیز-
.خوبه

373
00:43:08,902 --> 00:43:11,233
جنوب شرقی ایالت داکوتا
10سپتامبر 1990
-19ماه قبل از اتوبوس سحر آمیز-
.راست-

374
00:43:11,300 --> 00:43:14,275
،خیلی سریع میری
.اینطوری همه گندمها رو نمیگیری

375
00:43:14,610 --> 00:43:17,408
،همینه، خط مستقیم ، خط مستقیم
.یه کمی راست تر

376
00:43:17,513 --> 00:43:20,812
می بینی چطوری داری نتیجه میگیری؟
.فقط یه ذره راست تر.حالا تو یه کمباینری

377
00:43:20,917 --> 00:43:22,976
.وای! این منظره رو ببین

378
00:43:23,086 --> 00:43:25,748
.اما نگاهت رو رو گندمها نگهدار، اینجا
.مطمئن شو که داری اونا رو میبری

379
00:43:25,855 --> 00:43:29,018
تو میتونی به پشت سرت نگاه کنی و
.ببینی که چقدر درو کردی، خوبه

380
00:43:29,125 --> 00:43:30,752
چه حسی داری؟-
.خیلی عالیه-

381
00:43:30,860 --> 00:43:33,886
.خوبه، این رو مستقیم نگهدار. خدا پشت و پناهت

382
00:43:33,996 --> 00:43:36,294
.یه مقدار پول واسه خودت فراهم کردی، دوست من
.خیلی زود میبینمت

383
00:43:36,399 --> 00:43:37,423
.باشه

384
00:43:44,207 --> 00:43:48,007
وین) . کجا میری؟)

385
00:44:06,863 --> 00:44:11,197
.کوین)، تو میدونی که من دوستت دارم)
.دارم باهات شوخی میکنم، دارم شوخی میکنم. تمومش کن

386
00:44:11,334 --> 00:44:14,599
.دارم با تو شوخی میکنم-
!(سرت به کاسبی خودت باشه ، (وین-

387
00:44:14,704 --> 00:44:16,865
برای چی داری جبهه میگیری؟-
.نمیدونم-

388
00:44:16,973 --> 00:44:19,271
.من و تو یه طرفیم
.ما با همیم

389
00:44:19,375 --> 00:44:22,435
.من فقط از متلک هات خسته شدم
.کوین) ، ما یه طرف هستیم)

390
00:44:22,545 --> 00:44:27,175
.... بذا من چند تا
.اگه من چند تا خانوم خواستم، تو برام بیار

391
00:44:27,283 --> 00:44:29,774
.اوه!  اون در مورد این قضیه جدیه-
.بیا ورق بازی کنیم-

392
00:44:29,886 --> 00:44:31,444
بازی کنیم یا نه؟-
.پس بیاین بازی کنیم-

393
00:44:31,554 --> 00:44:34,284
. دو دلار، چهار دلار ، شش دلار،فقط همه پولها رو بذارین وسط

394
00:44:34,390 --> 00:44:36,221
. فقط میخوام ببینم که همه ورشکست میشین

395
00:44:36,325 --> 00:44:38,885
تو هم میخوای بازی کنی ؟-
.نه-

396
00:44:53,843 --> 00:44:55,640
کوین) این هفته چقدر گیرت اومده؟)-
.260تا-

397
00:44:55,745 --> 00:44:57,440
.ما رو 260 تا هستیم

398
00:45:03,920 --> 00:45:05,785
، ما میخوایم درست رو 260 تا بمونیم
. عدد ما همینه

399
00:45:05,888 --> 00:45:07,719
.ما 20000 پوند برداشت کردیم

400
00:45:07,823 --> 00:45:11,657
ما 20000 پوند برداشت کردیم
.و باید بتونیم از دستشون خلاص بشیم

401
00:45:14,564 --> 00:45:18,523
،ممکنه همه رو بعد از ناهار انجام بدیم
.قبل از اینکه هر کار دیگه ای انجام بدیم

402
00:45:18,634 --> 00:45:22,070
...میتونیم 500 دلار ذخیره کنیم

403
00:45:31,013 --> 00:45:33,504
نظرت در مورد همه این کارها چیه؟

404
00:45:34,383 --> 00:45:35,941
.همه شون رو دوست دارم

405
00:45:48,064 --> 00:45:50,396
.فکر نمیکنم بتونه اون کار رو بکنه

406
00:45:53,569 --> 00:45:55,628
این اطراف کتابخونه یا یه کتابفروشی هست؟

407
00:45:55,738 --> 00:45:57,797
کجا میتونم یه سری کتاب
در مورد شکار و طرز نگهداری از اون روپیدا کنم؟

408
00:45:57,907 --> 00:45:59,898
...،قبل از اینکه هر کاری با گوشت شکار بکنی  یا بخوای نگهش داری

409
00:46:00,009 --> 00:46:02,034
.دودیش کن، هر چقدرکه میتونی

410
00:46:02,144 --> 00:46:05,011
.با (کوین) در این مورد صحبت کن،اونجاست
.اون آدمیه که بدردت میخوره

411
00:46:05,381 --> 00:46:08,544
مرد فراری از خونه، چی باعث شده این چیزها رو بپرسی؟

412
00:46:08,651 --> 00:46:10,243
.من میخوام برم آلاسکا

413
00:46:10,620 --> 00:46:13,521
خود آلاسکا ؟ یا شهر آلاسکا؟

414
00:46:13,623 --> 00:46:16,148
.چون تو شهر آلاسکا که فروشگاه هست

415
00:46:16,259 --> 00:46:19,422
.البته شهر آلاسکا، نه خود آلاسکا
.تو شهر آلاسکا فروشگاه دارن

416
00:46:19,528 --> 00:46:22,759
.نه مرد ، خود آلاسکا

417
00:46:23,332 --> 00:46:27,098
،من میخوام همه راه رو تا اونجا برم
.همه راه لعنتی رو تا خود اونجا

418
00:46:27,837 --> 00:46:29,031
.خودم به تنهایی

419
00:46:29,138 --> 00:46:34,633
،می دونی، بدون این ساعت لعنتی،بدون نقشه،بدون تبر
.هیچ چیز، هیچ چیز

420
00:46:34,744 --> 00:46:37,406
.فقط اونجا باشم، توی خود اونجا

421
00:46:37,513 --> 00:46:41,882
.میدونی ، کوههای بزرگ، رودخونه ها،آسمون،شکار

422
00:46:41,984 --> 00:46:45,852
درست وسط اونجا باشم، میدونی چی میگم؟
.توی اون طبیعت وحشی

423
00:46:46,022 --> 00:46:47,922
.توی وحش-
.درست وسط وحش-

424
00:46:48,024 --> 00:46:50,015
.آره-
... فقط-

425
00:46:50,159 --> 00:46:51,183
چیکار میکنی اگه اونجا باشیم؟

426
00:46:51,294 --> 00:46:53,489
،حالا فکر کن توی طبیعت وحشی هستی
چیکار میکنی؟

427
00:46:53,596 --> 00:46:54,722
!اونجاست که میتونی زندگی کنی، مرد

428
00:46:54,830 --> 00:46:58,231
،تو درست اونجایی
.در اون لحظه در یک محل و یک زمان ویژه

429
00:46:58,334 --> 00:46:59,528
. آره

430
00:46:59,669 --> 00:47:02,194
،شاید وقتی برگشتم
.درباره سفر هام یه کتاب بنویسم.

431
00:47:02,305 --> 00:47:03,294
چرا که نه؟

432
00:47:03,406 --> 00:47:05,465
، میدونی
.درباره دور شدن از این جامعه بیمار

433
00:47:05,574 --> 00:47:08,338
!جامعه-
!جامعه-

434
00:47:08,444 --> 00:47:10,002
!جامعه،مرد-
!جامعه-

435
00:47:10,112 --> 00:47:12,307
!جامعه!،جامعه--
!جامعه-

436
00:47:12,415 --> 00:47:15,111
!جامه!، میفهمی،جامعه

437
00:47:15,951 --> 00:47:18,579
اما میدونی چی رو نمی فهمم؟

438
00:47:18,688 --> 00:47:22,647
،نمی فهمم چرا مردم
...،چرا افراد لعنتی

439
00:47:22,758 --> 00:47:26,091
.اغلب با همدیگه بد هستن

440
00:47:26,195 --> 00:47:31,326
.این هیچ حسی در من ایجاد نمیکنه
.قضاوت، کنترل. همه اونا، سراسر خیالاته

441
00:47:31,434 --> 00:47:35,200
....خب ، اون فقط-
درباره چه جور مردمی صحبت میکنی؟-

442
00:47:36,872 --> 00:47:41,571
،میدونی با کیا هستم؟ والدین، آدمای ریا کار

443
00:47:42,478 --> 00:47:45,914
.سیاستمدارا ، تحریک کننده ها

444
00:47:47,550 --> 00:47:49,984
.این اشتباهه

445
00:47:50,086 --> 00:47:53,749
.این اشتباهه که به هر چیز بی ارزشی خیلی دقیق بشی

446
00:47:56,459 --> 00:47:59,656
الکس) تو پر از جوونی هستی ، پر از جوونی)

447
00:48:01,297 --> 00:48:03,162
،اما اینو بهت قول میدم

448
00:48:04,400 --> 00:48:08,962
!تو یه جوونی و نمی تونی در یه لحظه با خون و آتیش تردستی کنی

449
00:48:09,438 --> 00:48:12,669
... تو یه جور -
وین) ، در مورد چی صحبت می کنین؟)

450
00:48:12,775 --> 00:48:14,174
چی ؟ -
.... منظورم اینه که -

451
00:48:14,276 --> 00:48:15,538
.داریم در مورد خون وآتیش حرف میزنیم

452
00:48:15,644 --> 00:48:17,669
.داریم درباره شعبده بازی با خون و آتیش بحث میکنیم

453
00:48:17,780 --> 00:48:19,475
تو کی هستی که میخوای به همه نصیحت کنی؟

454
00:48:19,582 --> 00:48:21,140
من کی هستم که میخوام به همه نصیحت کنم ؟

455
00:48:21,250 --> 00:48:22,877
.آره تو -
.خب ، از ملاقات با شما خیلی خوشحال شدم -

456
00:48:22,985 --> 00:48:24,748
. من آقای خوشحال هستم -
. آقای خوشحال -

457
00:48:24,854 --> 00:48:27,084
.وآقای خوشحال گاهی اوقات به این و اون نصیحت میکنه

458
00:48:27,189 --> 00:48:29,214
...الکس) ، لطفا) -
. متاسفم  -

459
00:48:29,325 --> 00:48:31,919
.... گاهی اوقات آقای خوشحال
.خب ، آقای خوشحال همیشه خوشحاله

460
00:48:32,027 --> 00:48:33,460
اما تو میدونی آقای خوشحال چه وقت خوشحال تر میشه؟

461
00:48:33,562 --> 00:48:34,927
. اون همیشه خوشحال نیست -
کی اون خوشحال میشه؟ -

462
00:48:35,030 --> 00:48:37,555
واقعا میخوای بهت بگم کی؟
. بیا جلو تا بهت بگم

463
00:48:37,666 --> 00:48:39,566
.  میخوام اونو بهت بگم

464
00:48:44,507 --> 00:48:46,975
....  حالا -
. قبل از اینکه به خود آسیب برسونی بشین -

465
00:48:47,076 --> 00:48:50,239
... یه چیزی که خوب باید بهش دقت کنی

466
00:48:50,946 --> 00:48:53,972
. اتفاقیه که در آخرای سال 1940 در (رز ول) افتاد

467
00:49:07,963 --> 00:49:10,158
<i>....  وقتی نتایج تحقیق از ثبت مالیات ها نشون داد که  </i>

468
00:49:10,266 --> 00:49:12,791
<i>  ... ، کریس) تمام پس انداز زندگیش رو به خیریه بخشیده)</i>

469
00:49:13,202 --> 00:49:17,502
<i> پدر ومادر تصمیم گرفتن کاری رو انجام بدن که
. "پدر بهش میگفت " بسیج همگانی  </i>

470
00:49:17,606 --> 00:49:22,066
<i> اونا یک کارآگاه خصوصی استخدام کردن و
...جستجوی اون رو به سراسر کشور اعلام کردند   </i>

471
00:49:22,411 --> 00:49:24,743
<i>. که اگه اثری از اون پیدا شد بهشون خبر بدن</i>

472
00:49:25,080 --> 00:49:29,608
<i>. من فقط می تونستم تصور کنم که اون با کولی ها باشه
. جایی دور از چشم قانون</i>

473
00:49:33,756 --> 00:49:36,088
. اینا از اون تلویزیونهای ماهواره ای هستن که مفتی پخش میشه

474
00:49:36,192 --> 00:49:39,093
.  تو اینو میگی (الکس) ، به نظر من اینطور نیست

475
00:49:41,363 --> 00:49:43,797
.خب ،مثل اینکه تو یه چیزهای احتیاج داری
چه نوع تفنگی  میخوای؟

476
00:49:43,899 --> 00:49:48,165
A.22   احتمالا یکی میخوام مثل
.فکر کنم یه شکاریه کالیبر22 لوله بلند خوب باشه

477
00:49:50,439 --> 00:49:51,838
.خب ، باشه

478
00:49:52,341 --> 00:49:55,105
.وقتی شکارت رو زدی ، زمان خیلی مهمه

479
00:49:55,211 --> 00:49:57,270
.... حالا اولین کاری که باید انجام بدی اینه که

480
00:49:57,379 --> 00:50:00,371
.گوشتش رو خیلی خوب جدا کنی

481
00:50:00,549 --> 00:50:03,040
. و برای این کار وقت زیادی نداری ، یه چیزی حدود یکی دو ساعت

482
00:50:03,152 --> 00:50:07,054
.بستگی داره به دمای هوا
.مخصوصا اگه هوا گرم باشه زمانت کمتر هم میشه

483
00:50:07,156 --> 00:50:11,320
، وقتی داری این کار رو انجام میدی نباید بذاری که حشرات روی گوشت بشینند

484
00:50:11,427 --> 00:50:15,227
... چون فورا شروع میکنن به گذاشتن کرم و لارو

485
00:50:15,965 --> 00:50:19,992
، تو اون خزنده های چنش آور رو میشناسی
. واونوقت دیگه خیلی دیر شده ، خیلی دیر

486
00:51:27,503 --> 00:51:29,869
. باشه ، شما منو گرفتین
. شما منو گرفتین

487
00:51:35,711 --> 00:51:38,236
. من در مورد اون جعبه های سیاه کوچیک به (وین) اخطار داده بودم

488
00:51:38,447 --> 00:51:42,042
. FBI  آقای (وستربرگ)، (اسکات بیکر) هستم از
.فکر میکنم بدونید ما واسه چی اینجاییم

489
00:51:42,151 --> 00:51:44,312
! واسه تخلیه با ابهت من -
. آره -

490
00:51:44,420 --> 00:51:47,480
میشه بدون اینکه نگاه کنی زیپ شلوارم رو ببندی؟
. متشکرم

491
00:51:48,257 --> 00:51:49,315
. بیا بریم -
. متاسفم بچه ها -

492
00:51:49,425 --> 00:51:51,655
. ما مجبوریم واسه یه مدت کوتاهی کار رو تعطیل کنیم

493
00:51:51,760 --> 00:51:54,490
. الکس) ، هروقت که خواستی میتونی برگردی و واسه من کار کنی)

494
00:51:54,597 --> 00:51:57,266
. جیل) چکهای بانکی شما رو میگیره  ، بچه ها)
. غیبتم زیاد طول نمیکشه

495
00:51:57,399 --> 00:52:02,234
. یادت باشه (الکس) ، تا بهار آلاسکا نمیری
. جنوب بچه. برو بسمت جنوب

496
00:52:27,830 --> 00:52:30,196
<i>.... همون سالی که (کریس) دبیرستان رو تموم کرد</i>

497
00:52:30,299 --> 00:52:33,666
<i> اون ماشین داتسون دست دوم رو خرید
. و تمام کشور رو با اون گشت
</i>

498
00:52:35,037 --> 00:52:37,164
<i>. اون بیشتر تابستون رو از ما دور بود</i>

499
00:52:37,806 --> 00:52:40,274
.بسه دیگه ، همسایه ها دارن ما رو تماشا میکنن عزیزم

500
00:52:40,376 --> 00:52:41,707
میتونی بپاشی روش ؟

501
00:52:47,082 --> 00:52:51,178
<i>. بمحض اینکه شنیدم برگشته خونه، فورا به اتاقش رفتم تا باهاش صحبت کنم</i>

502
00:52:56,025 --> 00:52:59,586
<i>... اون در کالیفرنیا چند تا از دوستای خانوادگیه قدیمی رو ملاقات کرده بود</i>

503
00:53:00,396 --> 00:53:05,231
<i>و ماجرای والدین ما رو
. که چه جوری عاشق شدند و ازدواج کردند رو فهمیده بود
</i>

504
00:53:05,334 --> 00:53:08,167
<i>. وهمینطور دروغهایی رو که یک حقیقت زشت رو پوشونده بود </i>

505
00:53:09,405 --> 00:53:12,067
<i>. وقتی اونا با هم ملاقات کردند ، پدر قبلا ازدواج کرده بود</i>

506
00:53:13,075 --> 00:53:15,339
<i>... وحتی وقتی (کریس) بدنیا اومد</i>

507
00:53:15,444 --> 00:53:18,277
<i>. پدر از همسر اولش (مارشا) ، صاحب پسر دیگه ای شده بود </i>

508
00:53:19,648 --> 00:53:22,242
<i>. همسر اولش که هنوز شرعا در ازدواج با هم بودند </i>

509
00:53:24,219 --> 00:53:29,418
<i>. این حقیقت ناگهان من و (کریس) رو بعنوان بچه های حرومزاده معرفی کرد</i>

510
00:53:34,063 --> 00:53:38,796
<i> خودبینی پدر ، براحتی اون رو نسبت به
. رنجی که خودش باعثش بود، بی اعتنا کرده بود  </i>

511
00:53:40,536 --> 00:53:44,597
<i>... و مادر ، مثل یک معشوقه شرمنده و خجالت زده </i>

512
00:53:45,240 --> 00:53:47,708
<i> . در این حیله ، شریک پدر شده بود</i>

513
00:53:53,182 --> 00:53:56,879
<i> .شکنندگی کریستال نشونه ضعفش نیست ، بلکه نشونه ظرافتشه </i>

514
00:53:58,087 --> 00:54:01,215
<i>... والدین من فهمیده بودند که اگه از یه شیشه کریستال ظریف ، بخوبی مراقبت نشه </i>

515
00:54:01,323 --> 00:54:03,723
<i>. ممکنه بشکنه و خرد بشه</i>

516
00:54:03,826 --> 00:54:08,058
<i>، اما وقتی نوبت برادرم شد
. ... بنظرم اونا وانمود کردند که این رو نمیدونن </i>

517
00:54:08,163 --> 00:54:10,393
<i>... که این اسرار، ممکنه یه جورایی  </i>

518
00:54:10,499 --> 00:54:14,526
<i>. باعث انهدامش بشه و ارتباط بین اونا و (کریس) رو قطع کنه</i>

519
00:54:16,238 --> 00:54:20,834
<i> ، ازدواج فریبکارانه اونا و انکار پسر دیگه پدر  </i>

520
00:54:21,143 --> 00:54:25,307
<i>. از نظر ( کریس ) ، مثل کشتن روزانه حقیقت بود </i>

521
00:54:26,448 --> 00:54:30,282
<i>...  اون احساس کرد تمام زندگیش  دگرگون شده ، مثل رودخونه ای که </i>

522
00:54:30,385 --> 00:54:34,412
<i> .  جریانش برعکس شه و یهو بسمت بالا حرکت کنه</i>

523
00:54:41,163 --> 00:54:45,759
<i>. این افشاگری ها از درون به احساس هویت ( کریس) لطمه زد</i>

524
00:54:45,868 --> 00:54:49,861
<i>. انگار اونا سراسر کودکیش رو به دروغ  تبدیل کردند  </i>

525
00:54:52,040 --> 00:54:53,667
<i>. کریس) هرگز به اونا نگفت که از این موضوع خبر داره) </i>

526
00:54:57,045 --> 00:54:59,536
<i>. و از من هم قول گرفت که چیزی نگم</i>

527
00:55:00,382 --> 00:55:02,577
. من چهار تا نمیتونم
آخه کی به اون نفر چهار تا پول میده؟

528
00:55:02,684 --> 00:55:05,812
برایان) هم استطاعت چهار تا رو نداره . این مهمه؟)

529
00:55:06,722 --> 00:55:08,212
کمکی از دستم بر میاد ؟

530
00:55:08,323 --> 00:55:10,757
... آره ، اگه بخوام تا پایین رودخونه قایقرانی کنم

531
00:55:10,859 --> 00:55:13,020
بهترین جا واسه به آب انداختن قایق کجاست ؟

532
00:55:13,128 --> 00:55:14,254
.یه لحظه گوشی

533
00:55:14,363 --> 00:55:17,560
به آب انداختن قایق !؟
چقدر مهارت داری ؟

534
00:55:18,734 --> 00:55:21,999
. نه زیاد  -
هیچی ؟ گواهینامه داری ؟ -

535
00:55:22,104 --> 00:55:24,095
گواهینامه ؟ گواهینامه ی چی ؟

536
00:55:24,673 --> 00:55:27,005
. بدون گواهی نامه نمیتونی تو رودخونه قایقرانی کنی

537
00:55:27,109 --> 00:55:29,441
... اگه بخوای میتونی یه درخواست اینجا بدی ، واسه آموزش مهارت

538
00:55:29,545 --> 00:55:31,445
. و من تو رو تو لیست انتظار میذارم

539
00:55:31,547 --> 00:55:34,209
. نه ، یه یارو اینجاست
. بعدا در موردش صحبت میکنیم

540
00:55:34,316 --> 00:55:36,876
واسه قایقرانی تو رودخونه یه لیست انتظار دارین ؟

541
00:55:36,985 --> 00:55:38,350
. درسته

542
00:55:38,687 --> 00:55:40,917
.... آره ، من میخوام که -
خب ، چقدر باید منتظر بمونم ؟ -

543
00:55:41,023 --> 00:55:42,490
. آره ، یه لحظه صبر کن

544
00:55:42,591 --> 00:55:46,584
... حالا این یه معامله ست  بین من و تو

545
00:55:46,695 --> 00:55:50,028
. یا من و تو و اون

546
00:55:50,132 --> 00:55:54,660
. اولین نوبت واسه 17 ماه مه  سال 2003 ست

547
00:55:55,571 --> 00:55:59,564
. عالیه . انجام شد .  پس ما سه نفر

548
00:55:59,808 --> 00:56:01,241
دوازده سال دیگه  ؟

549
00:56:01,710 --> 00:56:03,644
چی گفتی ؟ -
دوازده سال دیگه  ؟ -

550
00:56:03,846 --> 00:56:05,404
!واسه قایقرانی تو رودخونه ؟

551
00:56:05,514 --> 00:56:07,311
. اجازه بده بعدا بهت زنگ بزنم

552
00:56:07,983 --> 00:56:09,780
، میتونی این کار رو بکنی

553
00:56:09,885 --> 00:56:12,979
. یا اینکه به قایقهای حمل الوار ملحق بشی و بعنوان قایقران  با اونا بری

554
00:56:13,088 --> 00:56:14,851
، ممکنه اونا در دقایق آخر چند تا  لغو شده داشته باشن

555
00:56:14,957 --> 00:56:17,448
ولی فکرکنم باید 2000 دلار بالاش بدی ؟

556
00:56:19,261 --> 00:56:20,990
. خیلی خیلی ازتون متشکرم

557
00:56:58,867 --> 00:57:00,459
! کلاه ایمنی بذار ، مرد

558
00:57:39,942 --> 00:57:41,136
! من سوپرولگردم

559
00:57:54,256 --> 00:57:57,589
<i>"،اگه ما بپذیریم زندگی انسان براساس علت ها میتونه قانونمند بشه</i>

560
00:57:58,393 --> 00:58:00,918
<i>"احتمال در زندگی از بین میره"</i>

561
00:58:31,526 --> 00:58:32,925
!سلام

562
00:58:35,430 --> 00:58:36,556
.سلام

563
00:58:37,299 --> 00:58:39,733
بیا به ما ملحق شو

564
00:58:41,003 --> 00:58:42,470
.ما  هاتداگ داریم

565
00:58:57,919 --> 00:58:59,409
- من (مدس) هستم.
-مدس) ؟)

566
00:58:59,521 --> 00:59:01,113
- مدس)، سلام)
- (مدس)

567
00:59:01,223 --> 00:59:03,020
- (الکس)
- (سلام (الکس

568
00:59:03,125 --> 00:59:05,116
هی من (سونیا) هستم

569
00:59:05,961 --> 00:59:07,519
(هی (الکس

570
00:59:08,964 --> 00:59:13,128
!ما از (کپنهاگ) میایم و تو از تنداب

571
00:59:14,036 --> 00:59:15,128
.آره درسته

572
00:59:22,310 --> 00:59:24,471
- !تو دیوونه ای ، دیوونه ای، مرد
- !خدای من

573
00:59:24,579 --> 00:59:27,571
سونیا ازش دور شو ، ازش دور شو ، اون دیوونه ست! نگاه کن اون دیوونه ست

574
00:59:27,682 --> 00:59:29,843
الان برات یه هات داگ درست میکنم. فقط یه دقیقه

575
00:59:32,954 --> 00:59:36,117
من هات داگ رو دوست دارم. تو دوست نداری؟

576
00:59:36,358 --> 00:59:39,725
میدونی، این طبیعته

577
00:59:48,870 --> 00:59:50,735
خب ،  داری کجا میری؟

578
00:59:51,406 --> 00:59:53,931
- هنوز تصمیم نگرفتم
- واقعا؟

579
00:59:54,042 --> 00:59:57,375
خب ، ما خیلی خوشحالیم اینجایی
!و از ملاقاتت خوشحالم ، مرد

580
00:59:57,479 --> 00:59:58,571
از ملاقاتت خوشحالم

581
00:59:58,747 --> 01:00:02,706
(میدونی، ما رفتیم (لس آنجلس) و از اونجا رفتیم (لاس وگاس

582
01:00:02,818 --> 01:00:07,653
اوه ، آره . (لاس وگاس) خیلی خوبه
دنیای خیلی خوبیه

583
01:00:12,594 --> 01:00:15,392
- جهان خیلی خوبه
- میفهمی منظورم چیه؟

584
01:00:15,497 --> 01:00:17,692
- آره
- سراسر جهان

585
01:00:17,899 --> 01:00:22,165
ففط اون جا. منظورش شهر هستش
انگلیسیش زیاد خوب نیست

586
01:00:22,337 --> 01:00:27,274
.اما بعدش اومدیم اینجا
من نگران نیستم اگه اون یه ذره احمقه، ولی من دوستش دارم

587
01:00:28,477 --> 01:00:31,037
میدونی ، تو میتونی عملا از اینجا بری بسمت  پایین رودخونه وبری مکزیک

588
01:00:31,146 --> 01:00:32,135
- آره؟
- آره

589
01:00:32,247 --> 01:00:36,775
میتونی کایاک رو برداری و همه راه رو با اون بری

590
01:00:36,885 --> 01:00:39,251
تا پایین سد (هوور) میتونی قایقرانی کنی

591
01:00:39,354 --> 01:00:43,791
واز اونجا همه رودخونه رو تا مکزیک طی کنی

592
01:00:44,259 --> 01:00:45,920
- واقعا؟
- آره

593
01:00:49,731 --> 01:00:51,665
بیا، بیا

594
01:00:52,200 --> 01:00:54,498
اون گاهی اوقات خیلی کنده

595
01:00:55,537 --> 01:00:59,029
- نقشه اینجاست
- ولی من دوستش دارم

596
01:01:01,943 --> 01:01:03,808
- اینجاست ، سد هوور
- باشه

597
01:01:04,079 --> 01:01:06,309
فکر میکنم حدود 330 کیلو متر باشه

598
01:01:06,414 --> 01:01:09,281
- مایل؟
- آره ، به مایل ،  حدودا 200 مایل میشه

599
01:01:09,384 --> 01:01:13,411
- مایل 200
- ! مایل  200، آره مرد

600
01:01:13,955 --> 01:01:15,388
میدونی تعجب میکنم اگه بتونم با پارو

601
01:01:15,490 --> 01:01:17,583
این همه راه رو تا خلیج کالیفرنیا برم

602
01:01:17,692 --> 01:01:20,525
آره ، آره ، آره تو میتونی
میدونی ، منم میخوام باهات بیام

603
01:01:21,029 --> 01:01:23,520
منم میخوام با تو بیام. ما (سونیا)رو همینجا جا میذاریم و
با کایاک میریم

604
01:01:23,632 --> 01:01:25,862
نه ، نه
ما میریم مکزیک

605
01:01:25,967 --> 01:01:30,700
میدونی، چون در قلب هر مردی
یه معشوقه مکزیکی جا داره

606
01:01:47,455 --> 01:01:49,150
!اوه ، مرد

607
01:01:49,691 --> 01:01:51,989
من باید برم بچه ها
واقعا متاسفم، مجبورم برم

608
01:01:52,093 --> 01:01:53,924
- چی شد؟
- چرا؟

609
01:01:54,029 --> 01:01:57,624
گشت رودخونه دنبال منه. فکر نمیکنم بتونم اینجا باشم
میدونی

610
01:01:57,732 --> 01:01:59,324
تو باید یه چیزی مثه مجوز داشته باشی

611
01:01:59,434 --> 01:02:03,063
اون یه چیز دولتیه برای اینجا موندن
و من اونو ندارم

612
01:02:03,171 --> 01:02:05,036
،اگه هر کسی  رو دیدی، هر کدوم از اون مامورها رو یا هر کس دیگه

613
01:02:05,140 --> 01:02:07,005
فقط بهشون بگو منو ندیدی، باشه؟

614
01:02:07,108 --> 01:02:08,166
باشه

615
01:02:08,276 --> 01:02:12,770
خب, ، من بازم واقعا متاسفم مرد. میدونی
خیلی دلم میخواست بمونم

616
01:02:12,881 --> 01:02:13,870
!مواظب باش مرد

617
01:02:13,982 --> 01:02:15,006
- (باشه. تو هم مواظب باش (مدس
- از دیدنت خوشحال شدم

618
01:02:15,116 --> 01:02:18,017
- (خداحافظ (الکس
- دلم میخواست... دلم میخواست میتونستم بمونم

619
01:02:18,119 --> 01:02:20,383
سلام منو به مکزیک برسون

620
01:02:22,857 --> 01:02:24,984
(خداحافظ (الکس

621
01:02:57,325 --> 01:03:00,192
<i>دو ماه دیگه کریسمس میاد</i>

622
01:03:00,595 --> 01:03:04,156
<i>و آخرین خبری که داشتیم درباره پیدا شدن ماشین اون بود</i>

623
01:03:04,866 --> 01:03:09,200
<i>من دو روز قبل از خواب بیدار شدم و برای اولین بار
...این قضیه منو نگران کرد که </i>

624
01:03:09,304 --> 01:03:12,705
<i>تنها والدین ما نبودن که از (کریس) خبری نداشتن </i>

625
01:03:12,807 --> 01:03:13,933
عزیزم؟

626
01:03:14,042 --> 01:03:18,536
منم. من متاسفم
هر چیزی که پیش اومده تقصیر منه

627
01:03:20,181 --> 01:03:22,046
یه فرصت دیگه به من بده

628
01:03:23,952 --> 01:03:27,388
خواهش میکنم این کارو بکن... عجله کن... خواهش میکنم

629
01:03:30,458 --> 01:03:32,756
...عجله کن. الان یه 25 سنتی دیگه واسه ادامه تماس میخوان

630
01:03:32,861 --> 01:03:35,421
و من دیگه ندارم ، میشه یه ذره عجله کنی؟

631
01:03:36,798 --> 01:03:38,857
زود باش دیگه، قطع نکن

632
01:03:39,801 --> 01:03:42,770
هی ، یه 25سنتی اینجاست

633
01:03:42,871 --> 01:03:44,168
متشکرم

634
01:03:44,439 --> 01:03:48,205
یه 25سنتی از آسمون رسید

635
01:03:48,310 --> 01:03:51,677
خب حالا میتونم دوباره باهات صحبت کنم

636
01:03:52,914 --> 01:03:56,372
...یه 25سنتی گرفتم اجازه بده
!نه، نه، نه، نه، نه

637
01:04:01,256 --> 01:04:05,056
<i>تعجب کردم چرا اون سعی نکرد تماس بگیره
شاید من گوشی رو برمیداشتم</i>

638
01:04:05,393 --> 01:04:07,884
<i>میتونست اگه من نبودم قطع کنه</i>

639
01:04:09,097 --> 01:04:12,692
<i>چرا اون هیچ نامه ای نفرستاد، مثلا از طرف یه دوست؟ </i>

640
01:04:12,801 --> 01:04:14,393
<i>این یه کمی منو اذیت میکرد</i>

641
01:04:16,838 --> 01:04:19,432
<i>اما به خودم میگفتم که حالش خوبه</i>

642
01:04:21,576 --> 01:04:25,342
<i>اون میدونست که من اونو اونقدر دوست دارم که بتونم بیخبری از اون رو تحمل کنم</i>

643
01:04:27,515 --> 01:04:31,815
<i>،و این کمک میکرد که بیاد داشته باشم یه چیزی برتر از طغیان</i>

644
01:04:32,153 --> 01:04:34,713
<i>برتر از عصبانیت وجود داره که اونو به حرکت وا میداره</i>

645
01:04:41,262 --> 01:04:44,993
<i>کریس همیشه در حرکت بود
اون همیشه  ماجراجو بود</i>

646
01:04:59,247 --> 01:05:01,078
<i>...یدفعه،وقتی 4سالش بود</i>

647
01:05:01,182 --> 01:05:06,176
<i>،ساعت 3صبح ،شش بلوک اونطرفتر از خونه سرگردون بود  </i>

648
01:05:12,927 --> 01:05:15,225
<i>،اونو تو آشپزخونه همسایه پیدا کردن</i>

649
01:05:15,330 --> 01:05:18,527
<i>در حالی که بالای صندلی، داشته توی کشوی شیرینیها رو میگشته</i>

650
01:05:21,035 --> 01:05:25,870
<i>ظاهرا کشویی که اون باز کرده بود
همیشه پر از شیرینی بوده</i>

651
01:05:55,035 --> 01:05:58,500
<i>وین
</i>

652
01:06:03,035 --> 01:06:11,500
<i>از تصور یه انسان وحشی مثل تو ، توی قفس متنفرم
</i>

653
01:06:12,500 --> 01:06:20,500
<i>آوارگی با این همه پول که تو بهم دادی ، خیلی آسونه
</i>

654
01:06:23,500 --> 01:06:28,500
<i>روزهای من زمانی که بی پول بودم هیجان انگیزتر بود
</i>

655
01:06:40,500 --> 01:06:46,500
<i>تصمیم گرفتم بقیه عمرم رو همینجوری به زندگی ادامه بدم
</i>

656
01:06:48,500 --> 01:06:55,500
<i> ... زیبایی سادگی و آزادی به سادگی قابل چشم پوشی نیست
</i>

657
01:07:02,500 --> 01:07:09,500
<i>دریای (کورتز) 2 دسامبر 1990
.</i>

658
01:07:24,192 --> 01:07:28,094
<i>- تو 36 روز توی غار زندگی کردی؟
- بله، قربان</i>

659
01:07:28,229 --> 01:07:30,220
<i>و چطور خودت رو رسوندی به اولین جا در مکزیک؟</i>

660
01:07:30,331 --> 01:07:32,856
<i>(از مجرای سرریز سد (مورلوس</i>

661
01:07:33,368 --> 01:07:35,359
<i>اونطرفش رودخونه خیلی سریع کاملا خشک میشه، اینطور نیست؟</i>

662
01:07:35,470 --> 01:07:40,203
<i>آره. بعدش رفتم سمت پیچهای کانالهای آبیاری که بعد از سد تا شمال ادامه دارن</i>

663
01:07:40,675 --> 01:07:44,543
<i>خب ، من کایاکم رو توی بیابون کشیدم و اونو تو خلیج به آب انداختم</i>

664
01:07:45,780 --> 01:07:49,876
<i>اما چند هفته بعد یه طوفان شن اومد و کایاکم رو باد برد</i>

665
01:07:50,285 --> 01:07:52,583
<i>خب ، منم پیاده برگشتم شمال و حالا اینجام</i>

666
01:07:52,687 --> 01:07:56,384
<i>خب ، تو که نمیتونی بدون مدارک شناسایی از مرز رد بشی</i>

667
01:07:56,491 --> 01:07:58,356
- مفهوم شد؟
- بله قربان

668
01:07:58,459 --> 01:08:00,893
من اینقدری شن خوردم که  بخوام بهرترتیبی شده به شهر برگردم

669
01:08:00,995 --> 01:08:03,657
خوبه. صبر کن ، الان برمیگردم

670
01:08:05,099 --> 01:08:09,126
<i>:یه سری میپرسند
"چرا وارد عمل بشیم؟ چرا منتظر نمونیم؟"</i>

671
01:08:09,971 --> 01:08:13,668
<i>.پاسخ واضحه
جهان دیگه نمیتونه منتظر بمونه</i>

672
01:10:40,355 --> 01:10:42,016
سلام ، ساعت داری؟

673
01:10:42,524 --> 01:10:43,957
- ساعت؟
- ساعت؟

674
01:10:44,059 --> 01:10:45,253
آره

675
01:10:46,595 --> 01:10:47,994
باشه

676
01:11:28,937 --> 01:11:30,268
پشت و رو

677
01:11:30,405 --> 01:11:34,364
من فرم دیگه ای ندارم
خب میتونی از یه کمپ دیگه بگیری

678
01:11:34,643 --> 01:11:36,110
- بعدی
- سلام

679
01:11:36,378 --> 01:11:38,744
شما میتونید بگید من چجوری میتونم یه کارت شناسایی بگیرم؟

680
01:11:38,947 --> 01:11:41,677
- کارتتون رو گم کردید آقا؟
- بله

681
01:11:41,783 --> 01:11:44,308
حتی گواهی تولد ندارید؟ هیچ چی؟

682
01:11:44,586 --> 01:11:45,917
اوه

683
01:11:46,021 --> 01:11:49,752
باشه. خب شما مجبورید اون بیرون با (دی _ام_وی) کار کنید

684
01:11:49,858 --> 01:11:54,124
میتونی صبح بگیریشون
نزدیکترینش در (مونت بلو) هست

685
01:11:55,163 --> 01:11:57,154
و ما میتونیم برای کمک ،بلیط اتوبوس بهت بدیم

686
01:11:57,265 --> 01:11:59,324
پس وقتی آماده شدی بیا اینجا

687
01:11:59,434 --> 01:12:01,026
- باشه
- اسمت چیه؟

688
01:12:01,136 --> 01:12:04,765
- الکساندر سوپرولگرد
- چی گفتی؟

689
01:12:04,873 --> 01:12:10,743
- الکساندر سوپرولگرد
- سوپرولگرد؟ واقعا؟

690
01:12:11,012 --> 01:12:11,979
آره

691
01:12:13,148 --> 01:12:16,845
باشه، پس من برات میگردم، سوپرولگرد. یه چیزی برات میگیرم

692
01:12:19,387 --> 01:12:21,787
- بفرمایید ، سوپرولگرد
- خیلی ممنون

693
01:12:21,890 --> 01:12:23,152
باشه ، عزیزم

694
01:12:23,258 --> 01:12:26,284
- و آخرین چیز
- بله

695
01:12:28,230 --> 01:12:30,630
...میشه یه تخت بهم بدین؟ البته متاسفم

696
01:12:30,732 --> 01:12:34,532
اوه ، نه. حتما ، من یه تخت بهت میدم
اسمت رو درست اینجا امضا کن

697
01:12:34,636 --> 01:12:39,801
این فرم رو پر کن و من تو رو اون بالا جا میدم
... دیگه تمومه

698
01:12:39,908 --> 01:12:42,741
- اون پشت چه خبره؟
- گرفتمش . متاسفم

699
01:12:42,844 --> 01:12:46,211
- حالا بیا ، با من کمک کن
- باشه . ممنونم خانوم

700
01:12:46,314 --> 01:12:48,578
سوپرولگرد، هان!؟

701
01:13:26,721 --> 01:13:28,211
!تکونش بده

702
01:14:15,837 --> 01:14:18,465
ممنون ، ولی دیگه به  اون تخت احتیاجی ندارم

703
01:14:18,573 --> 01:14:20,734
!خیلی زود  داری از پیش ما میری؟ سوپرولگرد

704
01:14:33,573 --> 01:14:37,734
:فصل 3
مرد شدن

705
01:15:24,472 --> 01:15:28,772
صورتت رو به من نشون بده
من هرگز چهره ها رو یادم نمیره .هرگز ، هرگز

706
01:15:29,210 --> 01:15:32,179
اگه یه بار دیگه ببینمت
بازداشتت نمیکنم ، میکشمت

707
01:15:32,279 --> 01:15:34,144
اینجا راه آهن لعنتیه

708
01:15:34,248 --> 01:15:35,875
... و ما اون کاری رو انجام میدیم که باید بدیم

709
01:15:35,983 --> 01:15:38,383
برای جلوگیری از نقض قوانین ما بوسیله شما مفت سوارها

710
01:15:38,486 --> 01:15:39,714
بله قربان

711
01:15:43,491 --> 01:15:45,083
کارت شناسایی داری؟

712
01:15:46,460 --> 01:15:49,657
- نه خیر قربان
-البته که نداری

713
01:15:50,564 --> 01:15:52,327
آخرین بارت باشه دوست من

714
01:15:53,467 --> 01:15:54,764
همه چیز ردیفه

715
01:16:02,810 --> 01:16:04,175
خداحافظ

716
01:16:22,263 --> 01:16:25,391
<i>...آره ! این همون چیزیه که من در موردش صحبت میکردم
!سرانجام</i>

717
01:16:25,500 --> 01:16:28,391
اتوبوس سحر آمیز ، هفته هفتم
.

718
01:16:28,569 --> 01:16:31,697
<i>آن برای من یک راز است</i>

719
01:16:32,573 --> 01:16:37,909
<i>ما نسبت به هم طمع داریم تا اینکه توافق</i>

720
01:16:39,380 --> 01:16:44,181
<i>تو فکر میکنی که مجبوری چیزهایی بیشتر از آن چیزی که نیاز داری طلب کنی</i>

721
01:16:45,419 --> 01:16:50,083
<i>تا چنین حسی داری ، هرگز آزاد نخواهی بود</i>

722
01:16:53,027 --> 01:16:58,431
<i>جامعه ، تو نسل دیوانه ای هستی</i>

723
01:16:58,999 --> 01:17:04,938
<i>امیدوارم بدون من تنها نمانی</i>

724
01:17:08,409 --> 01:17:13,403
<i>وقتی تو بیشتر از آن چیزی که داری ، طلب میکنی
...فکر میکنی محتاج آن هستی</i>

725
01:17:14,348 --> 01:17:19,342
<i>،و وقتی فکر میکنی بیشتر میخواهی
از افکارت خون جاری خواهد شد</i>

726
01:17:20,788 --> 01:17:25,248
<i>...فکر میکنم باید جای بزرگتری بیابم</i>

727
01:17:26,293 --> 01:17:28,761
<i>...چون وقتی بیشتر از آنچیزی که فکرش را میکردی بدست آوردی</i>

728
01:17:28,863 --> 01:17:31,093
<i>به فضای بیشتری محتاجی</i>

729
01:17:34,501 --> 01:17:39,871
<i>جامعه ، تو یک نسل دیوانه  هستی</i>

730
01:17:40,407 --> 01:17:45,344
<i>امیدوارم بدون من تنها نباشی</i>

731
01:17:46,380 --> 01:17:51,283
<i>جامعه ، تو زاده حماقت  هستی</i>

732
01:17:52,086 --> 01:17:58,389
<i>امیدوارم بدون من تنها نباشی</i>

733
01:18:47,975 --> 01:18:49,408
خیلی متشکر

734
01:18:58,686 --> 01:19:01,587
<i>...از نامه هایی که کریس از کالج برای من مینوشت</i>

735
01:19:02,156 --> 01:19:06,354
<i>معلوم بود که ناراحتی و مشکلاتش با پدر و مادر ادامه داره</i>

736
01:19:15,836 --> 01:19:17,701
<i>...اون میگفت در دنیا شاید من تنها کسی هستم که</i>

737
01:19:17,805 --> 01:19:20,433
<i>میفهمه اون چی میگه</i>

738
01:19:20,541 --> 01:19:23,510
با پولهای کی این کادوهای لعنتی رو میخری؟

739
01:19:23,610 --> 01:19:26,010
...من خودم کار میکنم.این تنها دلیلیه که من چیزی نمیگم

740
01:19:26,113 --> 01:19:28,775
،تو توی  کارت سرگردونی
مثه یه کله گنده که با هر کس و ناکسی میپره

741
01:19:28,882 --> 01:19:32,409
من دارم برای تجارت ارتباط میگیرم

742
01:19:32,586 --> 01:19:34,520
تو به هیچ وجه به کاری که من میکنم اهمیت نمیدی

743
01:19:34,621 --> 01:19:36,452
!من حتی نمیخوام دیگه درباره ش با تو صحبت کنم

744
01:19:36,557 --> 01:19:39,583
!تو نباید منو ترک کنی، زن، زن

745
01:19:40,260 --> 01:19:42,592
!بچه ها! پدر تون رو ببینید داره با من چیکار میکنه

746
01:19:42,796 --> 01:19:46,129
تو رو خدا
ببینید چطور مادرتون منو مجبور میکنه که این کارو بکنم

747
01:19:46,233 --> 01:19:48,201
لعنتی!  ازت متنفرم

748
01:19:50,604 --> 01:19:53,732
مهمونی تعطیله
من برنامه های کریسمس امسال رو کنسل میکنم

749
01:19:53,874 --> 01:19:57,139
<i>کریسمس رو تعطیل میکنی؟
تو فکر میکنی کی هستی؟ خدا؟</i>

750
01:19:57,244 --> 01:19:59,007
<i>درسته. من خدام</i>

751
01:19:59,146 --> 01:20:01,944
<i>تو خدا نیستی
تو نمیتونی کریسمس رو کنسل کنی</i>

752
01:20:02,216 --> 01:20:03,547
<i>مزخرف نگو</i>

753
01:21:59,666 --> 01:22:01,156
ده تا بزرگ میخوایم

754
01:22:09,076 --> 01:22:13,843
الکس منظورم این نیست که در هرچیزی بهت تذکر بدم
تو کارت رو عالی انجام میدی

755
01:22:14,081 --> 01:22:17,744
من میخوام تو ادامه بدی و
...ما همه میخوایم کمکت کنیم که بری آلاسکا

756
01:22:18,452 --> 01:22:21,046
اما برای شروع جورابهات رو پات کن

757
01:22:28,996 --> 01:22:32,693
<i>تقریبا یک سال از ناپدید شدن کریس میگذشت</i>

758
01:22:33,267 --> 01:22:36,634
<i>عصبانیت والدین من ، نامیدی و</i>

759
01:22:36,737 --> 01:22:39,001
<i>گناهشون داشت رنج آور میشد</i>

760
01:22:42,042 --> 01:22:44,636
<i>و بنظر میرسید این رنج اونا رو بهم نزدیکتر میکرد</i>

761
01:22:47,014 --> 01:22:49,175
<i>حتی چهره هاشون عوض شده بود</i>

762
01:23:15,409 --> 01:23:17,843
<i>مادر پیش خودش فکر میکرد که کریس رو می بینه</i>

763
01:23:19,246 --> 01:23:22,715
<i>هر وقت که ولگردی رو میدید
فکر میکرد  اون پسرشه</i>

764
01:23:24,384 --> 01:23:26,750
<i>...و من برای مادر ترسیده بودم بخاطر</i>

765
01:23:30,457 --> 01:23:35,417
<i>غریزه ش که بنظر میرسید یه فقدان عظیم و غیرقابل برگشت ،داره تهدیدش میکنه</i>

766
01:23:35,529 --> 01:23:40,193
<i>و ذهن از درک بزرگی اون عاجزه</i>

767
01:23:42,436 --> 01:23:46,998
<i>من داشتم تعجب میکردم که میتونم تمام چیزهایی رو که کریس از مدتها قبل میگفت بفهمم</i>

768
01:23:50,210 --> 01:23:53,145
<i>اما من خودم بودم که می فهمیدم
و بیاد می آوردم که
</i>

769
01:23:53,247 --> 01:23:55,613
<i>اینها اون والدینی نیستند که اونو بزرگش کردن</i>

770
01:23:56,917 --> 01:24:01,513
<i>ولی آدمها از انعکاس نیروهایی که از شکستهاشون میاد، عبرت میگیرن</i>

771
01:24:06,159 --> 01:24:11,187
<i>هنوز ،    هر چیزی که کریس گفته باید گفته بشه</i>

772
01:24:12,966 --> 01:24:16,834
<i>و من به اون اعتماد دارم که
هر چیزی رو که انجام میده باید انجام بشه</i>

773
01:24:18,639 --> 01:24:20,231
<i>این زندگی ماست</i>

774
01:25:27,974 --> 01:25:31,569
شکار بزرگ. یک شکار خیلی بزرگ

775
01:25:32,045 --> 01:25:33,205
پیداش کردم

776
01:27:24,191 --> 01:27:25,522
!لعنتی

777
01:27:29,896 --> 01:27:31,193
!گم شید

778
01:28:14,140 --> 01:28:17,541
"!هی بابا ، من میتونم باربیکیو رو روشن کنم؟ خواهش میکنم بابا، فقط ایندفعه"

779
01:28:18,178 --> 01:28:19,645
"خب ، پسر    میتونی بری فندک رو بیاری "

780
01:28:19,746 --> 01:28:22,180
"!یالا بابا، خواهش میکنم بابا، خواهش میکنم"

781
01:28:22,916 --> 01:28:25,476
"...خب چرا  نه(والت)،بنظر پیشنهاد خوبیه"

782
01:28:25,585 --> 01:28:27,450
"!خفه شو (کارین) ، خفه شو

783
01:28:27,554 --> 01:28:32,014
"نه (بیل)، یه بار دیگه بهت گفته بودم
دوباره اینجوری با من حرف نزن، باشه؟

784
01:28:32,392 --> 01:28:34,019
"باشه؟

785
01:28:34,327 --> 01:28:35,988
"میشنوی چی میگم؟ میشنوی چی میگم ، زن؟

786
01:28:36,096 --> 01:28:39,031
<i>"میشنوی زن ؟ هان ؟ میشنوی زن؟"</i>

787
01:28:41,434 --> 01:28:46,804
<i>"متاسفم،متاسفم والت، من متاسفم"</i>

788
01:29:00,053 --> 01:29:01,213
!کثافت

789
01:29:07,327 --> 01:29:14,392
!نه !نه! لعنتی

790
01:29:14,935 --> 01:29:17,597
<i>!خدا لعنتت کنه</i>

791
01:30:00,981 --> 01:30:06,044
<i>"آنجا  بوضوح،حضور یک نیروی بی حد و مرز ،برای تبدیل شدن به نوعی انسان احساس میشد</i>

792
01:30:07,354 --> 01:30:10,846
<i>"...آنجا ، جای  آیین کافران و مراسم خرافه پرستی بود</i>

793
01:30:12,225 --> 01:30:15,592
<i>"...تا سکنی گزیدن انسان خاکی </i>

794
01:30:15,862 --> 01:30:18,353
<i>"و  نیز برای حیوانات وحشی تر از انسان بود"</i>

795
01:30:35,862 --> 01:30:39,353
:فصل 4
خانواده

796
01:30:41,054 --> 01:30:42,248
(سونی)

797
01:30:42,789 --> 01:30:45,781
هی (سونی) ، بیا اینجا عزیزم

798
01:30:51,364 --> 01:30:53,958
!نه ، نه

799
01:30:56,364 --> 01:31:00,500
هجدهم دسامبر 1991
چهار ماه قبل از اتوبوس سحر آمیز

800
01:31:27,634 --> 01:31:30,933
ولی حالا تمام فکرم رو فقط روی آلاسکا متمرکز کردم

801
01:31:31,037 --> 01:31:32,595
- آره
- آلاسکا

802
01:31:34,574 --> 01:31:37,566
<i>خوبه ، این برای قابیل دیوانه بود</i>

803
01:31:41,047 --> 01:31:44,416
<i>(اجازه بدید معرفی کنم (تریسی تی) از (اسلب سیتی</i>

804
01:31:52,892 --> 01:31:54,792
<i>هی ، اسم من (تریسی)ه</i>

805
01:31:54,894 --> 01:31:56,657
- !(تریسی)
- آره

806
01:32:26,760 --> 01:32:29,354
جک لندن) پادشاهه)

807
01:32:30,530 --> 01:32:32,623
هی ، تو چه مدت میخوای با ما بمونی؟

808
01:32:33,433 --> 01:32:35,594
خب ، من منتظر یه چک هستم که از آخرین کارم برام میاد

809
01:32:35,702 --> 01:32:38,034
(و روز بعد از کریسمس ،میرم به شهر (سالتون

810
01:32:38,138 --> 01:32:40,936
دارم فکر میکنم که واسه رفتن به آلاسکا آماده شم

811
01:32:41,040 --> 01:32:45,568
وقتی امشب آفتاب یه ذره پایین تر بیاد
میخوام یه سری حرکات ورزشی(کالستنیک) رو شروع کنم

812
01:32:45,945 --> 01:32:48,675
بعد از این که چک رسید
...فکر کنم باید سعی کنم

813
01:32:48,782 --> 01:32:52,081
یه کوه قدیمی و بلند پیدا کنم ، تا بتونم هر روز از اون بالا برم
تا بهار برسه

814
01:32:52,185 --> 01:32:54,312
باید ببینم چقدر پول برام میرسه

815
01:32:54,420 --> 01:32:57,947
تا قبل از بهار،هنوز باید مقدار زیادی خوراک فراهم کنم

816
01:32:58,858 --> 01:33:03,352
خب ، ممکنه یه کار دیگه پیدا کنم یا اینکه همون کافی باشه

817
01:33:03,930 --> 01:33:08,094
بجهنم، ما اینجا یه چیزایی بهت میدیم
واسه روزهایی که تو این اتاقک میگذرونی

818
01:33:08,201 --> 01:33:10,635
(من هیچ پولی ازت نمیگیرم (رینی

819
01:33:11,137 --> 01:33:14,038
دیدن دوباره شما دوتا  ،یه اتفاق خیلی عالیه

820
01:33:14,140 --> 01:33:16,301
شما بنظر میرسه کاراتون خوب پیش میره

821
01:33:16,643 --> 01:33:18,611
- خوبه
- آره؟

822
01:33:18,711 --> 01:33:19,871
آره واقعا خوب پیش میره

823
01:33:20,613 --> 01:33:23,582
دارم درمورد این حرف میزنم
...تو فکر نمیکنی که

824
01:33:23,683 --> 01:33:27,983
باید خوت رو به (جانی میشل) کوچولومون که اونجاست معرفی کنی؟

825
01:33:32,458 --> 01:33:33,425
...من

826
01:34:08,261 --> 01:34:10,786
- سلام
- سلام

827
01:34:16,469 --> 01:34:18,403
فروشنده این کتابها تویی ؟

828
01:34:18,705 --> 01:34:21,503
منم. ماییم

829
01:34:22,809 --> 01:34:24,106
اون بود

830
01:34:27,881 --> 01:34:29,371
من کتاب خوندن رو دوست دارم

831
01:34:30,250 --> 01:34:32,741
- دوست داری؟
- آره

832
01:34:33,453 --> 01:34:35,216
خوبه

833
01:34:36,456 --> 01:34:40,119
دیشب آهنگت رو که میزدی شنیدم؟

834
01:34:41,361 --> 01:34:46,060
- افتضاح بود
- افتضاح نبود. باحال بود

835
01:34:46,933 --> 01:34:48,230
متشکرم

836
01:34:51,671 --> 01:34:54,799
من میخوام برم تا کوههای (سالویشن) یه قدمی بزنم

837
01:34:55,508 --> 01:34:58,238
- تو هم میای بریم؟
- باشه

838
01:35:06,719 --> 01:35:09,085
- سلام
- سلام الکس

839
01:35:09,923 --> 01:35:15,657
دلم میخواد اطراف اینجا اون بالا رو نشونتون بدم
من از سال 1984 اینجا بودم ، کمتر یا بیشتر

840
01:35:18,464 --> 01:35:20,193
تعداد زیادی توریست میان اینجا

841
01:35:20,300 --> 01:35:24,066
و اونا به اون درب باشین که اون بالاست نگاه میکنن
اونا واقعا به اون علاقه نشون میدن

842
01:35:24,971 --> 01:35:28,964
من اون درب رو پیدا کردم و گذاشتم اون بالا
و بعد همه رو ول کردم توش

843
01:35:29,075 --> 01:35:30,542
دیرک های تلفن رو از کجا گیر آوردی؟

844
01:35:30,643 --> 01:35:33,476
خیلی از افراد ساکن دره منو خیلی دوست دارن

845
01:35:33,613 --> 01:35:36,138
فکر میکنم حالا در سراسر دنیا کسایی هستن که منو دوست دارن

846
01:35:36,249 --> 01:35:39,446
و من میخوام با عقل خودم دوست داشتن اونا رو پاسخ بدم

847
01:35:40,520 --> 01:35:43,114
و همه این کارها برای همینه
خب من واقعا هیجان زده میشم

848
01:35:43,222 --> 01:35:44,883
پس تو واقعا به عشق اعتقاد داری

849
01:35:44,991 --> 01:35:47,323
بله، کاملا

850
01:35:48,027 --> 01:35:52,896
این  یه داستان عشقیه که هر کسی رو در سراسر جهان شگفت زده میکنه

851
01:35:52,999 --> 01:35:55,832
و اون اینه که خدا واقعا ما رو خیلی زیاد دوست داره

852
01:35:56,903 --> 01:35:58,370
این جوابت رو میده؟

853
01:35:58,471 --> 01:36:00,063
- آره
- خوبه

854
01:36:02,075 --> 01:36:06,307
من واقعا اینجا رو دوست دارم
فکر میکنم فقط آزادی اینجاست که خیلی زیباست

855
01:36:06,412 --> 01:36:10,314
اگه 10میلیون دلار هم بمن بدن حتی اگه مجبور باشم
ازاینجا تکون نمیخورم

856
01:36:12,151 --> 01:36:15,814
خب ، من اینجا در این بیابون راضی ام
و من دارم جایی زندگی میکنم که میخوام

857
01:36:16,089 --> 01:36:21,584
فکر میکنم اینطوری بهتره
...و فکر میکنم اون تانکرهای بزرگ

858
01:36:21,694 --> 01:36:25,289
که مربوط به  فاضلاب کارخونه های  نیروی دریایی در جنگ جهانی دوم هستند هم همینطور

859
01:36:27,934 --> 01:36:30,596
اگه بخوای میتونی دستاتون رو اونجا بذارید

860
01:36:30,703 --> 01:36:33,866
و من میخوام که این کارو فقط برای تفریح انجام بدید

861
01:36:34,574 --> 01:36:36,439
واقعا خوب انجام دادین

862
01:36:39,879 --> 01:36:43,212
حالا میتونین دستاتون رو با پیراهن من پاک کنین
البته اگه بخواین

863
01:37:03,569 --> 01:37:06,060
این داره کم کم گشنه م میکنه

864
01:37:06,873 --> 01:37:10,900
من 2سال بزرگتر از (تریسی) بودم که حامله شدم

865
01:37:14,781 --> 01:37:16,339
- !عجب
- آره

866
01:37:18,184 --> 01:37:22,280
آره ، من فکر میکردم که فقط من و شوهرم هستیم که با صلح روی زمین زندگی میکنیم

867
01:37:23,089 --> 01:37:25,853
و بچه ها و عشق و ما برای همیشه با هم میمونیم

868
01:37:28,428 --> 01:37:31,261
ولی اون روش خوب جواب نداد

869
01:37:31,364 --> 01:37:33,924
اون منو ترک کرد

870
01:37:38,137 --> 01:37:39,798
...خب ، من

871
01:37:41,808 --> 01:37:42,797
بهر حال، هر جوری شده

872
01:37:42,909 --> 01:37:47,903
من درنهایت (رنو) رو خودم به تنهایی بزرگش کردم
اون پسر منه، اسمش (رنو)ه

873
01:37:49,582 --> 01:37:51,243
بعدش با (رینی) آشنا شدم

874
01:37:52,452 --> 01:37:55,478
اون باحال بود
...اون برای اینکه باهاش بمونی واقعا خوب بود. اون فقط

875
01:38:00,560 --> 01:38:05,156
...میدونی، رنو یه نوجوون بود که

876
01:38:05,298 --> 01:38:08,461
براه خودش رفت تا واسه خودش مرد بشه

877
01:38:13,106 --> 01:38:18,567
و الان 2ساله که هیچ خبری ازش ندارم

878
01:38:22,348 --> 01:38:24,543
حتی نمیدونم کجاست

879
01:38:25,118 --> 01:38:27,518
امیدوارم که بتونم یه روزی ببینمش

880
01:38:29,956 --> 01:38:32,322
پدر و مادرت میدونن تو کجایی؟

881
01:38:37,263 --> 01:38:40,323
هی ، بچه ها؟
اگه گشنه هستین ، شام حاضره

882
01:38:40,433 --> 01:38:44,164
آره هستیم، گشنه ایم

883
01:38:47,740 --> 01:38:49,332
من دارمش

884
01:39:00,186 --> 01:39:01,881
تو میخوای بیای غذا بخوریم؟

885
01:39:02,488 --> 01:39:05,889
یا اینجا بشینیم
چون میخوام تموم شب رو با تو اینجا بیشینم

886
01:39:11,164 --> 01:39:12,654
بریم،بریم

887
01:39:15,334 --> 01:39:17,393
بچه ها بیاین ، داره سرد میشه

888
01:39:21,073 --> 01:39:26,170
اون یکی رو چک کن.گل منگله؟
دنیس)درست مثل فنجان چایت میمونه)

889
01:39:56,008 --> 01:39:59,967
اون دختر بیچاره تقریبا آماده ست تا خودش رو از دکل پست  پرت کنه

890
01:40:00,846 --> 01:40:05,146
اون وقت تو مثه راهب های  لعنتی کلیسای(جک لالانه) اینجایی

891
01:40:12,058 --> 01:40:16,058
- پس (جین) در مورد (رنو) با تو صحبت کرد ، هان؟
- آره

892
01:40:19,098 --> 01:40:22,795
بچه ها وقتی با والدینشون روبرو میشن میتونن خیلی خشن باشن

893
01:40:23,369 --> 01:40:25,530
واسه دیدن اونا هیچ برنامه ای نداری؟

894
01:40:27,840 --> 01:40:30,138
(من فقط یه نقشه دارم ، (رینی

895
01:40:31,244 --> 01:40:33,872
اون (آلاسکا)ست؟

896
01:40:34,113 --> 01:40:35,512
آلاسکا

897
01:40:47,059 --> 01:40:48,185
سلام

898
01:40:49,895 --> 01:40:52,887
- کریسمس مبارک
- بیا اینجا

899
01:41:02,074 --> 01:41:04,099
پدرو مادرم رفتن شهر

900
01:41:05,811 --> 01:41:06,800
نه

901
01:41:07,146 --> 01:41:10,274
رفتن واسه کریسمس به مادربزرگم سربزنن

902
01:41:11,017 --> 01:41:13,110
نه ، منظورم اینه که ما نمیتونیم اون کارو بکنیم

903
01:41:14,387 --> 01:41:15,581
چرا نمیتونیم؟

904
01:41:22,828 --> 01:41:24,386
تو چند سالته؟

905
01:41:25,364 --> 01:41:26,592
هجده

906
01:41:29,735 --> 01:41:31,202
هفده

907
01:41:33,072 --> 01:41:35,006
چه سالی به دنیا اومدی؟

908
01:41:41,881 --> 01:41:43,473
خب ، 16 سالمه

909
01:41:57,630 --> 01:42:00,030
میخوای یه کاری با هم انجام بدیم؟

910
01:43:14,039 --> 01:43:18,669
میتونی نامه هات رو به این آدرس در (داکوتا)ی جنوبی بفرستی

911
01:43:20,346 --> 01:43:24,680
نمیدونم کی میرم اونجا، ولی حتما میرم

912
01:43:29,021 --> 01:43:30,750
توخیلی سحرآمیز و زیبا هستی

913
01:43:30,890 --> 01:43:33,518
- جدی؟
- آره

914
01:43:35,494 --> 01:43:37,121
و فقط یادت باشه

915
01:43:37,530 --> 01:43:41,990
اگه در زندگی چیزی خواستی، برو دنبالش و بچنگش بیار

916
01:44:03,355 --> 01:44:05,346
- مواظب خودت باش ، بچه
- تو هم همینطور

917
01:44:07,693 --> 01:44:10,719
- تصمیمت تو سال جدید راجع به این چیه؟
- روش کار میکنم

918
01:45:18,597 --> 01:45:21,361
کوله ت رو بردار و از اینجا برو ، باشه؟

919
01:45:22,535 --> 01:45:24,901
فکر نکنم بتونم بغلت کنم

920
01:45:39,618 --> 01:45:40,585
!هی

921
01:45:53,198 --> 01:45:54,222
!خداحافظ

922
01:46:09,114 --> 01:46:13,676
<i>یک سال و نیم از اون چیزی که پدر بهش میگفت "نمایش موقتی"،گذشته بود</i>

923
01:46:21,293 --> 01:46:27,163
اتوبوس سحر آمیز ، هفته نهم
<i>فشار ناپدید شدن کریس داشت منو خم میکرد</i>

924
01:46:38,544 --> 01:46:40,739
"،من میان افراد زیادی زندگی کرده ام

925
01:46:41,847 --> 01:46:45,544
". وحالا فکر میکنم فهمیده ام چه چیز مایه سعادت میشود

926
01:46:49,388 --> 01:46:52,084
"یک زندگی کاملا منزوی در جایی دور از شهر

927
01:46:53,993 --> 01:46:58,726
"با امکان مفید بودن برای کسانی که نیکی کردن به آنان آسان است

928
01:47:00,532 --> 01:47:03,968
"و چه کسانی هستند که به انجام آن عادت نکرده اند

929
01:47:05,838 --> 01:47:08,932
<i>"،و کار کن شاید بتوانی کمی مفید باشی</i>

930
01:47:10,609 --> 01:47:14,909
"سپس استراحت کن و به طبیعت برو ، کتاب بخوان،،موسیقی گوش کن و

931
01:47:15,648 --> 01:47:17,639
".به همسایه ات عشق بورز

932
01:47:21,620 --> 01:47:24,054
".و نظر من درباره خوشبختی چنین است

933
01:47:26,992 --> 01:47:33,556
<i>"،و پس از آن ، تو از ورای همه اینها بدنبال یک شریک باش</i>

934
01:47:34,767 --> 01:47:36,701
<i>".و شاید چند بچه</i>

935
01:47:38,604 --> 01:47:41,402
<i>"خواسته قلب یک مرد ،چه چیز دیگری میتواند باشد؟</i>

936
01:47:49,748 --> 01:47:54,151
<i>...صبح فرا میرسد و من میتوانم احساس کنم</i>

937
01:47:54,253 --> 01:47:58,587
<i>که چیزی برای پنهان شدن وجود ندارد</i>

938
01:47:58,691 --> 01:48:03,128
<i>...بسوی آن چشم انداز خیالی و رویایی حرکت میکنم</i>

939
01:48:03,228 --> 01:48:09,292
<i>.اما قلبم هرگز از اینجا دور نخواهد بود، هرگز...</i>

940
01:48:09,401 --> 01:48:13,701
<i>استوار در حالی که نفس میکشم
...و در حالی که خسته ام</i>

941
01:48:13,806 --> 01:48:15,374
<i>این شناخت را در وجودم نگاه خواهم داشت...</i>

942
01:48:15,374 --> 01:48:18,275
<i>این شناخت را در وجودم نگاه خواهم داشت...</i>

943
01:48:18,377 --> 01:48:23,007
<i>من اینجا را ترک میکنم، در حالی که از آنچه قبلابودم مطمئن ترم</i>

944
01:48:23,115 --> 01:48:26,744
<i>،و یک دلیل برایم وجود خواهد داشت</i>

945
01:48:26,852 --> 01:48:31,016
<i>یک دلیل برای اینکه برگردم</i>

946
01:48:34,660 --> 01:48:39,029
<i>در حالیکه در این سرزمین گام برمیدارم</i>

947
01:48:39,131 --> 01:48:43,465
<i>من برای رسیدن به آرزوهایم اوج گرفتم و ناپدید شدم</i>

948
01:48:43,569 --> 01:48:47,903
<i>زخم خوردم و التیام یافتم</i>

949
01:48:48,006 --> 01:48:51,100
<i>...و حالا برای فرود</i>

950
01:48:51,210 --> 01:48:54,111
<i>برای فرود  به درک کافی رسیده ام</i>

951
01:48:54,213 --> 01:48:58,741
<i>استوار در حالی که نفس میکشم
...و در حالی که خسته ام</i>

952
01:48:58,851 --> 01:49:03,185
<i>این شناخت را در وجودم نگاه خواهم داشت...</i>

953
01:49:03,288 --> 01:49:07,725
<i>من اینجا را ترک میکنم، در حالی که از آنچه قبلابودم مطمئن ترم</i>

954
01:49:07,826 --> 01:49:11,819
<i>این عشق هیچ حدی برای پرواز ندارد</i>

955
01:51:18,826 --> 01:51:26,819
حادثه بد .... عبور از رودخانه غیر ممکنه

956
01:51:34,826 --> 01:51:41,819
در باران ....  تنها

957
01:51:44,820 --> 01:51:48,819
ترسیدم

958
01:52:08,500 --> 01:52:12,819
فصل پایانی : رسیدن به شناخت

959
01:52:19,551 --> 01:52:21,178
چادرت کجاست؟

960
01:52:22,020 --> 01:52:24,511
(اون ور ( اوه مای گاد هات سپرینگ

961
01:52:25,357 --> 01:52:28,417
...من الان 6 سال اینجا و این حوالی زندگی میکنم

962
01:52:28,994 --> 01:52:31,053
وتا حالا جایی با این اسم نشنیدم

963
01:52:31,163 --> 01:52:34,098
- نشونم بده چطوری میرن اونجا
- باشه

964
01:52:37,769 --> 01:52:40,363
- (ران فرانتز)
- (الکس)

965
01:52:40,539 --> 01:52:42,336
الکس؟ بچه کجایی ، الکس؟

966
01:52:43,275 --> 01:52:47,234
- غرب ویرجینیا
- آها ، (الکس) از غرب ویرجینیا

967
01:52:55,275 --> 01:52:58,500
(اوه مای گاد هات سپرینگز)
صحرای (آنزا بوریگو)، 12 ژانویه 1992
.

968
01:53:32,324 --> 01:53:37,023
خب ،اینجا یه جای پرته

969
01:53:41,967 --> 01:53:43,161
...تو

970
01:53:44,202 --> 01:53:48,901
تو ازبابت اون نشئه بازها و لختی های اون پایین نگران نیستی؟

971
01:53:49,007 --> 01:53:52,807
نه ، اونا خیلی سرشون تو کار خودشونه

972
01:53:52,911 --> 01:53:56,176
وقتی دیدمت جوون باهوشی بنظرم اومدی. اشتباه میکردم؟

973
01:53:57,449 --> 01:53:59,849
فکر کنم قیافم تا حد زیادی اینجوری نشون میده

974
01:53:59,951 --> 01:54:01,646
خب ، منظورم اینه که

975
01:54:06,358 --> 01:54:08,417
چند وقته که اینجایی؟

976
01:54:10,062 --> 01:54:13,259
- دو هفته
- و قبل از اون؟

977
01:54:13,765 --> 01:54:16,893
.جاهای خیلی زیادی
من خیلی جاها رفتم

978
01:54:18,070 --> 01:54:21,233
- خب ، چند سالته؟
-بیست و سه سال

979
01:54:22,207 --> 01:54:23,435
!بیست و سه سالته

980
01:54:23,542 --> 01:54:26,534
پسرم ، فکر نمیکنی الان تو باید مشغول تحصیل باشی؟

981
01:54:26,645 --> 01:54:29,580
و یا یه شغل؟
و دست و پا کردن یه چیزایی واسه زندگیت؟

982
01:54:32,851 --> 01:54:34,409
،ببینید آقای فرانز

983
01:54:35,620 --> 01:54:39,488
من فکر میکنم شغلها اختراع قرن بیستم هستند
و من اونا رو نمیخوام

984
01:54:40,492 --> 01:54:44,258
شما لازم نیست نگران من باشین
من تحصیلات دانشگاهی دارم

985
01:54:44,563 --> 01:54:48,693
من بیچاره نیستم
اینجوری زندگی کردن رو خودم انتخاب کردم

986
01:54:50,402 --> 01:54:54,736
- توی خاک وخل؟
- آره ، تو خاک و خل

987
01:54:59,077 --> 01:55:02,740
- خونواده ت کجان؟
-دیگه با اونا کاری  ندارم

988
01:55:06,118 --> 01:55:07,608
مایه شرمساریه

989
01:55:10,956 --> 01:55:13,652
هی ، آقای فرانز
میخوام یه چیزی نشونتون بدم

990
01:55:14,426 --> 01:55:15,620
بیاین

991
01:55:18,430 --> 01:55:19,624
بیاین

992
01:55:45,290 --> 01:55:50,660
این یه کمی شیب داره
. شیبش واسه من یه کمی زیاده ،بچه

993
01:55:52,164 --> 01:55:53,654
، باشه

994
01:55:54,966 --> 01:55:58,231
اما حتی از وسطهای راه هم دید کاملی میتونیم داشته باشیم ، اینطور نیست؟

995
01:56:00,305 --> 01:56:05,106
از اون بالا شما میتونین همه راه رو ،حتی تا دریای (سالتون)ببینین

996
01:56:05,810 --> 01:56:08,210
تو میتونی دریای (سالتون)رو از اون بالا ببینی؟

997
01:56:08,547 --> 01:56:09,775
بله آقا

998
01:56:10,615 --> 01:56:11,980
خدای من

999
01:56:13,084 --> 01:56:17,885
- نمی خواین بالاتر بیاین؟
- نه، من از این کارها نمیکنم

1000
01:56:21,560 --> 01:56:23,926
من بیشتر عمرم رو توی ارتش گذروندم

1001
01:56:26,798 --> 01:56:31,497
شب سال نو  1975 ، من در (اوکیناوا) مستقر بودم

1002
01:56:33,038 --> 01:56:37,031
،همسر و پسرم اینجا توی جاده های  ایالت
داشتن رانندگی میکردن

1003
01:56:37,142 --> 01:56:40,634
...یه ماشین برف روبی که راننده ش مست بود میره بسمتشون

1004
01:56:41,213 --> 01:56:43,204
و اونا رو میکشه

1005
01:56:47,619 --> 01:56:52,716
حالا فکر میکنی تنها کاری که میتونستم
...توی این دنیا انجام بدم چی بود

1006
01:56:55,594 --> 01:56:57,323
پناه بردن به ویسکی

1007
01:56:59,097 --> 01:57:03,261
،اما در اون زمان
.احساس کردم تنها کاریه که میتونستم انجام بدم

1008
01:57:03,368 --> 01:57:05,962
!و بشدت اون کار رو انجام دادم

1009
01:57:09,007 --> 01:57:11,475
...اما خیلی زود پی بردم

1010
01:57:12,244 --> 01:57:16,476
با بطری نمیتونم سوگواری درخوری  برای همسر و پسرم داشته باشم

1011
01:57:16,881 --> 01:57:20,908
بنابراین خودمو جمع و جور کردم و
نوشیدن مشروب رو ترک کردم

1012
01:57:21,586 --> 01:57:22,951
خمار شدم

1013
01:57:24,256 --> 01:57:28,625
و بعد از همه اونها
این برام خیلی خوب جلوه میکنه

1014
01:57:29,961 --> 01:57:32,156
شما تاحالا مسافرت رفتین ، آقای فرانز؟

1015
01:57:33,231 --> 01:57:36,291
نه من نمیتونم از چرم هام خیلی دور بشم

1016
01:57:38,036 --> 01:57:42,564
من تعداد زیادی حکاکی روی چرم انجام میدم
و یه کارگاه کوچیک اون بیرون توی پارکینگ درست کردم

1017
01:57:42,941 --> 01:57:45,136
-با اینا و حقوق بازنشستگی ، وضعم تا حد زیادی خوبه

1018
01:57:45,243 --> 01:57:47,768
،اما هردفعه فکر میکنم که به یه مسافرت برم

1019
01:57:47,879 --> 01:57:51,474
به یه جای خیلی دور
دور از این سفارشها و بدون در نظرگرفتن این چیزها

1020
01:57:52,384 --> 01:57:55,046
وقتی غذا مون تموم شد
دوست دارم کارگاهت رو ببینم

1021
01:57:55,153 --> 01:57:56,552
- دوست داری؟
- اوه، آره

1022
01:57:56,655 --> 01:57:58,418
انتظارشو داشتم اینو بگی

1023
01:57:58,523 --> 01:58:01,458
- حیرت آوره، چقدر انعطاف پذیرن
- آره ، همینطوره

1024
01:58:01,559 --> 01:58:03,254
...وقتی که چرم مرطوبه تو میتونی واقعا

1025
01:58:03,361 --> 01:58:04,658
- اون مثه کره نرمه
- آره

1026
01:58:04,763 --> 01:58:08,255
حیرت آوره. و بعدش خوب سفت میشه
و منظورم اینه که درست همینطوری باقی میمونه

1027
01:58:53,378 --> 01:58:58,975
یه ضربه خوب با این چکش
بهش ضربه بزن. بکوب. ضربه محکم

1028
01:59:59,377 --> 02:00:03,040
من رفتم (داکوتا)ی جنوبی
و تو یه سوله گندم کار کردم

1029
02:00:03,148 --> 02:00:05,639
(واسه یکی به اسم (وین
اون واقعا بچه باحالی بود

1030
02:00:05,750 --> 02:00:07,342
...(بعدش از رودخونه ( کلورادو

1031
02:00:07,452 --> 02:00:10,717
همه مسیر رو از میون (گرند کانیون)پایین رفتم
...تنداب های طولانی رو هم رد کردم

1032
02:00:10,822 --> 02:00:14,417
که یکی از ترسناک ترین کارهایی بود که تا حالا انجام دادم

1033
02:00:14,559 --> 02:00:19,895
و رودخونه (کلورادو)رو پایین رفتم تا مکزیک
گالفو)،جایی که گیر افتادم)

1034
02:00:20,832 --> 02:00:23,130
...کوههای (سالویشن).صخره ها

1035
02:00:24,869 --> 02:00:26,962
رو واسه چي اونجا گذاشتی؟ N اون

1036
02:00:28,606 --> 02:00:29,732
(شمال)North.

1037
02:00:31,075 --> 02:00:32,702
آلاسکا؟

1038
02:00:35,747 --> 02:00:38,215
پسرم،تو داری از چه جهنمی فرار میکنی؟

1039
02:00:39,384 --> 02:00:41,818
میدونی، میتونم ازت همون سوال رو بپرسم

1040
02:00:42,887 --> 02:00:45,253
منتهی جوابشو ازقبل میدونم

1041
02:00:46,124 --> 02:00:47,614
میخوای این کار رو بکنی، اینطور نیست؟

1042
02:00:48,393 --> 02:00:52,591
!من انجامش میدم آقای فرانز
تو باید برگردی به این دنیا

1043
02:00:53,431 --> 02:00:56,628
از اون خونه تنهایی بیا بیرون
اون کارگاه کوچیکت

1044
02:00:56,734 --> 02:01:00,727
!به مسیرت برگرد! جدی میگم

1045
02:01:01,673 --> 02:01:04,267
!(تو میخوای مدت درازی زندگی کنی، (ران

1046
02:01:04,375 --> 02:01:07,606
!باید تغییرات اساسی توی سبک زندگیت بدی

1047
02:01:08,313 --> 02:01:12,215
منظورم اینه، مغز روح انسان از تجربیات جدید شکل میگیره

1048
02:01:12,784 --> 02:01:16,948
پس بفرما، پیرمرد لجوج
!که رو کونت نشستی

1049
02:01:18,122 --> 02:01:20,920
- من رو کون نشستم؟
- آره

1050
02:01:22,527 --> 02:01:26,896
!رو کون نشستن رو بهت نشون میدم

1051
02:01:27,031 --> 02:01:29,022
"پیریه لجوج"

1052
02:01:30,535 --> 02:01:32,127
!بهت نشون میدم

1053
02:01:32,670 --> 02:01:34,865
!یالا ، پس بیا

1054
02:01:37,842 --> 02:01:40,936
رو کون نشستم ، آره؟

1055
02:01:43,081 --> 02:01:45,208
یالا پیری، بیا بالا

1056
02:01:45,316 --> 02:01:47,011
رو کون نشستم

1057
02:01:47,385 --> 02:01:48,852
یالا، ادامه بده

1058
02:01:52,724 --> 02:01:54,419
کارت خیلی خوبه

1059
02:01:59,264 --> 02:02:01,858
- !(ادامه بده، ادامه بده ، (ران
- !آره

1060
02:02:03,668 --> 02:02:07,399
کسی میتونه اینو ببینه؟
خدایا، تو اینجا رو میبینی؟

1061
02:02:15,613 --> 02:02:16,671
آره

1062
02:02:19,784 --> 02:02:24,050
- حالت خوبه؟
- !عددی نیستی

1063
02:02:41,639 --> 02:02:43,903
وقتی بری دلم برات تنگ میشه

1064
02:02:45,577 --> 02:02:49,240
... منم همینطور (ران)، ولی اشتباه میکنی اگه فکر میکنی که

1065
02:02:49,347 --> 02:02:53,283
قسمت عمده لذت زندگی از روابط بین انسانها ناشی میشه

1066
02:02:54,319 --> 02:02:56,617
،خداوند اونو در اطراف ما قرار داده
توی همه چیز

1067
02:02:56,721 --> 02:02:59,053
اون لذت تو همه چیز وجود داره
و ما میتونیم اونو تجربه کنیم

1068
02:02:59,958 --> 02:03:03,450
فقط مردم باید دیدشون رو نسبت به این چیزها عوض کنن

1069
02:03:03,561 --> 02:03:05,722
آره، من میخوام به اصل وریشه اون برسم

1070
02:03:07,665 --> 02:03:08,893
نه، جدی میخوام

1071
02:03:13,137 --> 02:03:13,471
میخوام

1072
02:03:13,471 --> 02:03:14,199
میخوام برسم

1073
02:03:16,608 --> 02:03:18,769
اما میخوام یه چیزی بهت بگم

1074
02:03:22,580 --> 02:03:25,276
در مورد چیزهای کم و زیادی که من دستگیرم شده

1075
02:03:25,416 --> 02:03:29,443
میدونی، درباره چیزایی که در مورد خونواده ت بهم گفتی
درمورد مادرت و پدرت

1076
02:03:31,489 --> 02:03:34,822
و همینطور میدونم تو با مذهب هم مشکلاتی داری

1077
02:03:36,761 --> 02:03:40,458
اما یه سری چیزهای بزرگتری وجود داره
،که همه ما قدر اونو می دونیم

1078
02:03:41,532 --> 02:03:44,695
و بنظرمیرسه که برات مهم نیست اونو به خداوند نسبت بدی

1079
02:03:50,808 --> 02:03:53,709
اما وقتی تو می بخشی

1080
02:03:55,980 --> 02:03:57,208
در واقع عشق می ورزی

1081
02:04:00,985 --> 02:04:04,011
و وقتی عشق می ورزی

1082
02:04:04,856 --> 02:04:07,416
خداوند انوارش رو بر تو می تابونه

1083
02:04:12,163 --> 02:04:15,826
- اوه، لعنتی
- من در مورد همین صحبت میکردم

1084
02:04:26,044 --> 02:04:27,534
خب، بهت که گفتم

1085
02:04:30,448 --> 02:04:33,940
این حیوونهای لعنتی کجان؟
!من گشنمه

1086
02:04:34,118 --> 02:04:38,282
! لعنتی گشنمه!من لعنتی گشنمه

1087
02:04:55,373 --> 02:04:59,104
<i>"برای یک لحظه او هدف از زندگی را دوباره کشف کرد"</i>

1088
02:05:00,011 --> 02:05:03,708
<i>"او روی زمین بود تا مفهوم افسون وحش را بچنگ آورد"</i>

1089
02:05:03,815 --> 02:05:06,613
<i>"و برای نامیدن هر چیزی با اسم صحیح خودش"</i>

1090
02:05:09,954 --> 02:05:11,581
".بانام صحیح خودش"

1091
02:05:12,390 --> 02:05:14,688
این چیه؟ این یکی چیه؟

1092
02:05:17,795 --> 02:05:22,698
<i>.(این (ویبورنیوم ادول)ه،(ویبورنیوم ادول</i>

1093
02:05:27,572 --> 02:05:30,541
<i>(ترنجبین کوهی)</i>

1094
02:05:32,677 --> 02:05:37,341
<i>ترنجبین ، ریشه سیب زمینی وحشیه
ریشه سیب زمینی وحشی</i>

1095
02:05:39,650 --> 02:05:43,245
<i>اپیلوبیوم انگاستیفولیوم) یه نوع کاهو)</i>

1096
02:05:48,677 --> 02:05:51,341
<i>ریشه سیب زمینی وحشی
</i>

1097
02:07:37,677 --> 02:07:40,341
<i>لوبیای شیرین وحشی، مشابه سیب زمینی وحشی خرس قهوه ای
غیر خوراکی
</i>

1098
02:07:40,677 --> 02:07:43,341
<i>سیب زمینی وحشی یا هویج آلاسکایی
طنابی شکل
خوراکی
</i>

1099
02:07:50,677 --> 02:07:53,341
<i>سمی
</i>

1100
02:07:54,677 --> 02:07:57,341
<i>دارای رگه های افقی
</i>

1101
02:08:02,677 --> 02:08:04,341
<i>علائم خوردن آن شامل
</i>

1102
02:08:04,677 --> 02:08:09,341
<i>بی حالی، جلوگیری از هضم غذا
</i>

1103
02:08:09,677 --> 02:08:11,341
<i>و تهوع
</i>

1104
02:08:17,677 --> 02:08:22,341
<i>  ...اگر درمان نشود موجب گرسنگی و
</i>

1105
02:08:22,677 --> 02:08:24,341
<i>  مرگ میشود...
</i>

1106
02:08:38,696 --> 02:08:41,563
لعنت به همه تون، لعنت به همه تون

1107
02:09:03,677 --> 02:09:14,341
<i> :روز صدم
بسازش ولی در ضعیف ترین شرایط زندگی
</i>

1108
02:10:31,677 --> 02:10:39,341
<i>معنی واقعی یک بدام افتاده در طبیعت وحش
</i>

1109
02:11:03,024 --> 02:11:08,013
22مارس 1992

1110
02:11:20,024 --> 02:11:21,013
سلام

1111
02:11:21,125 --> 02:11:24,253
واسه چی بلند شدین؟
ساعت 3:30 صبحه

1112
02:11:24,662 --> 02:11:27,825
نیم ساعت قبل شنیدم که از  تخت بلند شدی

1113
02:11:29,133 --> 02:11:32,830
بخاطر اینکه واسه صبحونه اینجا نیستی احساس بدی داشتم

1114
02:11:37,074 --> 02:11:41,943
من 100 مایل تو رو با ماشین میبرم
جایی که بتونی سوار  یه قطار شی

1115
02:11:42,746 --> 02:11:47,410
یه هواپیما یا یه وسیله ای تا توی بیابون گیرنکنی

1116
02:11:48,686 --> 02:11:52,622
اگه مراسم ساعت8:00 نبود خودم همه راه رو تا آلاسکا میبردمت

1117
02:11:53,023 --> 02:11:56,390
- ران) تو مجبور نیستی اینکارو بکنی)
- میخوام اینکارو بکنم

1118
02:11:57,294 --> 02:12:00,263
...چیزای اولیه خودت رو جمع کن واسه

1119
02:12:00,764 --> 02:12:02,755
-... واسه من
- میدونم

1120
02:12:03,467 --> 02:12:05,958
سفر بزرگت به آلاسکا

1121
02:12:06,804 --> 02:12:09,500
یه کارد بزرگ اینجاست

1122
02:12:11,876 --> 02:12:16,643
نیزه ماهیگیری تاشو و چند چیز دیگه
چیز های جورباجور. اینا رو واسه تو کنار گذاشتم

1123
02:12:20,151 --> 02:12:22,551
- ...(ران)
- .فقط ورشون دار

1124
02:12:23,954 --> 02:12:26,752
میرم لباس بپوشم
تو ماشین میبینمت

1125
02:13:23,047 --> 02:13:24,639
خب دوست من

1126
02:13:27,151 --> 02:13:28,175
بعله

1127
02:13:32,623 --> 02:13:35,091
یه فکری داشتم

1128
02:13:36,227 --> 02:13:40,857
میدونی،مادرم تنها بچه خونواده بود

1129
02:13:41,799 --> 02:13:43,562
پدرم هم همینطور

1130
02:13:44,235 --> 02:13:48,501
و من هم تنها بچه اونا بودم

1131
02:13:51,909 --> 02:13:54,571
بنابراین وقتی من بمیرم
پایان خطه

1132
02:13:55,679 --> 02:13:57,738
خونواده من تموم میشن

1133
02:14:01,452 --> 02:14:06,754
چی میگی؟ اجازه میدی تو رو به فرزند خوندگی قبول کنم؟

1134
02:14:11,161 --> 02:14:15,222
من میتونم پدر بزرگت باشم

1135
02:14:19,670 --> 02:14:21,228
(ران)

1136
02:14:22,873 --> 02:14:26,639
میتونیم وقتی از آلاسکا برگشتم در باره این موضوع صحبت کنیم؟

1137
02:14:27,044 --> 02:14:28,773
خوبه؟

1138
02:14:36,120 --> 02:14:39,317
آره ، آره میتونیم همین کارو بکنیم، آره

1139
02:14:44,295 --> 02:14:45,592
باشه (ران

1140
02:14:47,998 --> 02:14:49,295
ممنون

1141
02:15:38,482 --> 02:15:40,643
<i>اون زمان نظرش مثه حالا بود؟</i>

1142
02:15:41,952 --> 02:15:44,113
<i>الان میخواست چی بگه؟</i>

1143
02:15:44,621 --> 02:15:47,715
...نه ، ده

1144
02:16:37,374 --> 02:16:42,311
<i>من فهمیدم واژه هایی که به ذهنم میومدن
داشتن بی معنی تر و بی معنی تر میشدن</i>

1145
02:16:42,413 --> 02:16:44,506
<i>،کریس داشت داستان خودشو مینوشت</i>

1146
02:16:46,016 --> 02:16:48,985
<i>. و اون مجبور بود کریسی باشه که خودش میگفت</i>

1147
02:17:30,016 --> 02:17:31,985
سعادت

1148
02:17:35,016 --> 02:17:39,985
سعادت واقعی فقط

1149
02:17:41,016 --> 02:17:53,985
سعادت واقعی فقط وقتیه که به اشتراک گذاشته بشه

1150
02:19:05,016 --> 02:19:07,985
من زندگی خوشی داشته ام و از خداوند متشکرم
خداحافظ و خدا پشتیبان همه

1151
02:19:09,760 --> 02:19:12,194
<i>"هرچیزی رو باید با اسم درست خودش صدا زد"</i>

1152
02:19:17,100 --> 02:19:18,795
<i>".با اسم درست خودش"</i>

1153
02:19:18,016 --> 02:19:22,985
کریستوفر جانسن مک کندلس

1154
02:20:09,987 --> 02:20:12,012
<i>...اگه الان داشتم میخندیدم و</i>

1155
02:20:14,524 --> 02:20:16,822
<i>به طرف آغوشتون میدویدم چطور بود؟</i>

1156
02:20:39,449 --> 02:20:41,178
<i> ...آیا اون وقت می فهمیدین</i>

1157
02:20:46,356 --> 02:20:48,085
<i>چیزی رو که من الان میفهمم؟</i>

1158
02:22:42,356 --> 02:22:52,085
به یاد کریستوفر جانسن مک کندلس
از 12فوریه 1968 تا 18 آگوست 1992
.

1159
02:22:53,356 --> 02:23:01,085
دو هفته بعد از مرگ کریس شکارچیان گوزن جسدش را
(دراتوبوس پیدا کردند(این عکس بدون روتوش در دوربین او پیدا شد

1160
02:23:08,356 --> 02:23:12,085
در 19 سپتامبر 1992 کارین مک کندلس
بهمراه خاکستر برادرش از آلاسکا تا سواحل شرقی پرواز کرد

1161
02:23:12,356 --> 02:23:15,558
اون خاکستر کریس را بهمراه کوله پشتی وی به هواپیما برد

1162
02:23:48,600 --> 02:23:52,390
<i>با زانوهای خمیده هیچ راهی واسه آزادی وجود نداره </i>

1163
02:23:52,600 --> 02:23:58,000
<i>میخوام یواشکی یه لیوان خالی رو بدزدم</i>

1164
02:23:58,600 --> 02:24:02,390
<i>تا تقدیرم قبول کنه که من وجود دارم</i>

1165
02:24:02,600 --> 02:24:06,390
<i>پس میتونم نفس بکشم</i>

1166
02:24:07,600 --> 02:24:13,390
<i>دایره ها، اونا بزرگ میشن و همه مردم رو می بلعن</i>

1167
02:24:13,600 --> 02:24:18,000
<i>...نیمی از دنیا به زن هاشون شب بخیر میگن در حالیکه هرگز نخواهند دونست که</i>

1168
02:24:18,600 --> 02:24:22,000
<i>من یه عالمه سوال تو ذهنم دارم و یه معلم تو روحم</i>

1169
02:24:22,600 --> 02:24:26,390
<i>خب... اینم میگذره</i>

1170
02:24:27,600 --> 02:24:32,390
<i>اگه نزدیکتر بیای مجبورم میکنی برم</i>

1171
02:24:32,600 --> 02:24:37,000
<i>تو مثل نیروی جاذبه زمین که آدمو میکشه منو نگه میداشتی</i>

1172
02:24:37,500 --> 02:24:42,390
<i> ...اگه همیشه یکی منو تو خونه نگه میداشت</i>

1173
02:24:42,600 --> 02:24:45,390
<i>اون توبودی</i>

1174
02:24:47,600 --> 02:24:52,390
<i>هر کسی رو که دیدم در قفسی بود که خودش خریده بود</i>

1175
02:24:52,600 --> 02:24:57,000
<i>اونا نگران من و ماجراجوییم بودن، اما من چیزی که اونا خریدن نیستم</i>

1176
02:24:57,500 --> 02:25:01,390
<i>خشمگین شدم اما من در سراسر افکارم پاک هستم</i>

1177
02:25:01,600 --> 02:25:06,390
<i>من زنده ام</i>

1178
02:25:07,600 --> 02:25:11,390
<i>باد لابلای موهام می وزه و من قسمتی از هر جایی رو حس میکنم</i>

1179
02:25:11,600 --> 02:25:15,000
<i>زیر وجودم جاده ای مخفی شده</i>

1180
02:25:15,500 --> 02:25:20,390
<i>در عمق شب صدای درختانی رو می شنوم که با مرگ آواز میخونن</i>

1181
02:25:20,600 --> 02:25:23,390
<i>بالای سرم </i>

1182
02:25:25,600 --> 02:25:30,390
<i>اونو واسه من بذار بعنوان راهی که برای "بودن" پیدا کردم</i>

1183
02:25:30,600 --> 02:25:35,000
<i>منو مثه ماهواره ای در یه مدار بینهایت فرض کن</i>

1184
02:25:35,500 --> 02:25:39,390
<i>من همه قوانین رو شناختم اما اونا منو نه</i>

1185
02:25:39,600 --> 02:25:42,390
<i>پیمان بستم</i>

1186
02:25:42,600 --> 02:26:44,390
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

