1
00:00:00,200 --> 00:00:05,200
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:00:06,030 --> 00:00:13,030
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

3
00:01:40,881 --> 00:01:42,877
"شهر "کلنست مینستر
"خیابان "آرچ‌انجل

4
00:01:54,284 --> 00:01:55,777
‫از این سبک‌تر نمیشم که!

5
00:01:55,958 --> 00:01:56,985
‫ها ها!

6
00:02:28,160 --> 00:02:29,447
‫خیلی وقته گذشته.

7
00:02:30,770 --> 00:02:31,983
‫یک، پنج، هشت.

8
00:02:32,332 --> 00:02:33,560
‫همونجاست، عزیزم.

9
00:02:35,107 --> 00:02:36,107
‫مرسی.

10
00:03:07,992 --> 00:03:09,379
‫اوه، بابا، میشه لطفاً؟

11
00:03:15,459 --> 00:03:16,663
‫نظرت در موردش چیه؟

12
00:03:18,587 --> 00:03:20,133
‫به نظر قدیمی میاد.
.همینطوره

13
00:03:20,158 --> 00:03:21,655
‫یه سبک خاص از دوره ژاکوبینه.

14
00:03:21,680 --> 00:03:24,391
‫با صحافی از پوست گوساله، یه پولی می‌ارزه.

15
00:03:25,586 --> 00:03:27,338
‫این لکه‌های قهوه‌ای روی صفحه‌ها چیه؟

16
00:03:28,223 --> 00:03:31,632
...‫صاف میری سر اصل مطلب، آقای
.جک

17
00:03:32,338 --> 00:03:33,523
‫فقط بگو جک.

18
00:03:34,462 --> 00:03:35,737
‫به این میگن «زنگار کتاب».

19
00:03:35,762 --> 00:03:36,948
‫جک، فقط جک.

20
00:03:37,420 --> 00:03:39,094
‫این کاریه که زمان با کتاب‌ها می‌کنه...

21
00:03:39,782 --> 00:03:40,901
.با همه‌مون

22
00:03:41,498 --> 00:03:43,299
‫تو این حرفه می‌گیم کتاب یه کم «زنگار» زده.

23
00:03:43,324 --> 00:03:44,324
علاقه‌مندی؟

24
00:03:46,288 --> 00:03:47,568
‫می‌دونی، یه اشتباهی اینجا هست.

25
00:03:48,655 --> 00:03:49,655
‫اشتباه؟

26
00:03:50,856 --> 00:03:51,998
‫خب، نیست؟

27
00:03:52,905 --> 00:03:54,464
‫بالای در، روی تابلو.

28
00:03:54,489 --> 00:03:55,573
‫تابلو چشه؟

29
00:03:56,486 --> 00:03:57,788
‫اشتباهه، اینطور نیست؟

30
00:03:58,845 --> 00:04:00,311
‫کلمه‌ی «بوکز» آپاستروف نداره.

31
00:04:00,336 --> 00:04:01,597
‫چرا، داره.
‫نه، نداره.

32
00:04:01,622 --> 00:04:03,577
‫داره.
‫نداره.

33
00:04:03,602 --> 00:04:06,577
‫مگه اینکه اسمت «بوک» باشه و
.مغازه مال خودت باشه که اتفاقاً هست

34
00:04:06,602 --> 00:04:07,586
‫اسمم «بوک»ـه.

35
00:04:07,611 --> 00:04:08,687
کتاب‌فروشی‫ «بوکز»

36
00:04:08,712 --> 00:04:09,951
‫می‌دونم گیج‌کننده‌ست.

37
00:04:09,976 --> 00:04:11,114
‫یا شایدم به درد بخوره؟

38
00:04:11,139 --> 00:04:12,474
‫هیچوقت نتونستم تصمیم بگیرم.

39
00:04:12,499 --> 00:04:14,397
‫به هر حال، «بوک» هستم
.و یه کتاب‌فروشی دارم

40
00:04:14,422 --> 00:04:16,667
.معلومه دیگه
‫تو هم حتماً برای آگهی کار اومدی.

41
00:04:17,137 --> 00:04:18,137
‫چای؟

42
00:04:33,966 --> 00:04:35,565
‫اوه، چه جای ساکتیه.

43
00:04:38,517 --> 00:04:40,382
‫سعی می‌کنم بیسکویت زنجبیلی درست کنم.

44
00:04:41,719 --> 00:04:42,945
‫چقدر بریزم؟

45
00:04:42,970 --> 00:04:44,222
‫ کدوم دهاتی بزرگ شدی؟

46
00:04:44,247 --> 00:04:46,352
‫یه قاشق برای هر نفر،
.یکی هم برای خود قوری

47
00:04:50,192 --> 00:04:51,192
‫آها.

48
00:04:53,322 --> 00:04:55,607
‫خب، باید معرفیت کنم، جک، فقط جک.

49
00:04:55,632 --> 00:04:57,110
‫اینم «داگ»ـه.

50
00:04:58,015 --> 00:05:00,715
‫بوک. داگ. کار.

51
00:05:01,008 --> 00:05:02,955
‫کنار این کار یه سرگرمی کوچیک هم دارم.

52
00:05:02,980 --> 00:05:05,679
‫می‌بینم که داره روز به روز
.بیشتر از مغازه دورم می‌کنه

53
00:05:05,704 --> 00:05:08,200
‫واسه همین، به یه دستیار احتیاج دارم.

54
00:05:19,022 --> 00:05:20,094
‫اوه،

55
00:05:20,579 --> 00:05:21,658
.خدای من

56
00:05:24,082 --> 00:05:25,505
‫آخی، بهتر شد.

57
00:05:25,997 --> 00:05:27,412
‫من حتماً باید چای بخورم.

58
00:05:27,437 --> 00:05:30,208
‫بدون چای، یه مُشت خاکِ بی‌جونم.

59
00:05:36,117 --> 00:05:37,903
‫ببین، اینجا خیلی به من نمی‌خوره.

60
00:05:38,621 --> 00:05:41,293
‫یعنی، فکر می‌کردم شاید
.منو بفرستن یه کارخونه‌ای، جایی

61
00:05:41,318 --> 00:05:42,318
‫اونا؟

62
00:05:44,005 --> 00:05:46,009
‫می‌دونی که از کجا اومدم، مگه نه؟

63
00:05:47,182 --> 00:05:49,849
‫می‌دونی که توی...
.لازم نیست دوباره بهش اشاره کنی

64
00:05:50,509 --> 00:05:52,328
‫حالا که کار رو گرفتی، دنبال چی هستی؟

65
00:05:52,352 --> 00:05:53,466
‫جک، فقط جک.

66
00:05:53,748 --> 00:05:55,896
‫می‌خوام سرم به کار خودم باشه، می‌دونی؟

67
00:05:56,385 --> 00:05:57,705
‫سعی کنم به زندگی عادی برگردم.

68
00:05:57,730 --> 00:05:59,007
‫صبر کن ببینم، کار رو گرفتم؟

69
00:05:59,329 --> 00:06:00,897
‫تعارف زیادی چیز بی‌خودیه.

70
00:06:00,922 --> 00:06:02,440
‫آره، کار رو گرفتی.

71
00:06:02,926 --> 00:06:04,051
‫اگه بخوایش.

72
00:06:04,892 --> 00:06:07,092
‫عزیزم، باید با ما بیای بیرون.

73
00:06:08,356 --> 00:06:10,367
‫اوه.
‫آم، تراتی، ایشون جک هستن.

74
00:06:10,392 --> 00:06:11,414
‫فقط جک.

75
00:06:11,439 --> 00:06:13,208
‫جک، ایشون هم تراتی، همسرم.

76
00:06:14,132 --> 00:06:15,132
‫سلام.

77
00:06:16,132 --> 00:06:17,132
‫سلام.

78
00:06:17,157 --> 00:06:18,986
‫خب، چی شده؟
.اونجا بمب افتاده بود

79
00:06:19,011 --> 00:06:21,568
‫کارگرایی که اونجا رو پاکسازی می‌کنن...
‫می‌دونی خیابون «انکام» سابق کجا بود؟

80
00:06:21,592 --> 00:06:23,049
‫آره، می‌شناسمش. خب که چی؟

81
00:06:23,074 --> 00:06:24,810
‫خب، یه چیزی پیدا کردن.

82
00:06:25,350 --> 00:06:28,392
‫اونم تو شرایط مشکوک.

83
00:06:29,666 --> 00:06:31,806
‫ شرایط مورد علاقه‌ی من.

84
00:07:39,666 --> 00:07:41,508
"قسمت اول"

85
00:08:02,007 --> 00:08:03,727
‫داشتم فکر می‌کردم پیداتون میشه یا نه.

86
00:08:03,936 --> 00:08:05,477
‫مثل موی دماغ، گروهبان.

87
00:08:05,502 --> 00:08:06,817
‫خب، نظر منو که می‌دونی.

88
00:08:06,842 --> 00:08:08,435
‫بله، خیلی واضح و شفاف نشونش دادیم.

89
00:08:08,460 --> 00:08:11,699
‫ولی بذار یه چیزی بگم.
‫یه نامه‌ی مخصوص از خود چرچیل دارم.

90
00:08:11,724 --> 00:08:12,724
‫بله...

91
00:08:16,992 --> 00:08:17,992
‫باشه.

92
00:08:19,612 --> 00:08:20,864
‫اوه، سلام، بوک.

93
00:08:20,889 --> 00:08:22,037
‫آقای بازرس.

94
00:08:22,062 --> 00:08:23,308
‫فکر کردم این خوراک خودته.

95
00:08:23,333 --> 00:08:24,367
‫اوه، اتفاقاً هست.

96
00:08:24,392 --> 00:08:26,450
‫از اول شروع کن، بازرس،
.و هیچی رو از قلم ننداز

97
00:08:26,475 --> 00:08:29,073
‫مخصوصاً اگه چندش‌آور یا
.یه جورایی رسوایی‌ باشه

98
00:08:29,098 --> 00:08:30,367
‫یه کم معماگونه‌ست.

99
00:08:30,392 --> 00:08:32,422
‫ آقای باسارت، چند روز پیش داشته آوار رو

100
00:08:32,447 --> 00:08:34,392
‫از زیرزمین بمب‌خورده‌اش تمیز می‌کرده.

101
00:08:34,417 --> 00:08:37,240
‫خیابون انکام سال 44 بمب خورد، می‌دونستی؟

102
00:08:37,265 --> 00:08:38,241
‫بله، قربان.

103
00:08:38,266 --> 00:08:39,518
‫بمباران وحشتناکی بود.

104
00:08:39,543 --> 00:08:41,227
‫اون حمله رو یادتونه، قربان؟

105
00:08:41,252 --> 00:08:42,337
‫مگه میشه یادم بره؟

106
00:08:42,362 --> 00:08:44,956
‫من و تراتی چپیدیم تو پناهگاه اندرسون،

107
00:08:44,980 --> 00:08:47,793
‫چسبیده بودیم به یه مَرده
.از شرکت بیمه‌ی پرودنشال

108
00:08:47,818 --> 00:08:49,657
‫ناخن‌های خیلی قشنگی داشت.

109
00:08:49,682 --> 00:08:51,120
‫ولی نفسش افتضاح بود.

110
00:08:51,145 --> 00:08:53,327
‫اون پناهگاه‌ها رو
.برای شریک شدن نساخته بودن

111
00:08:53,352 --> 00:08:55,487
‫جنگ تموم شده، آقای باسارت.

112
00:08:55,512 --> 00:08:58,480
‫کاملاً درسته، قربان، ولی هنوزم
.دوست دارم مسیرم رو گشتی بزنم

113
00:08:58,869 --> 00:09:00,169
‫به یاد قدیما.

114
00:09:00,451 --> 00:09:02,639
‫و اینکه حواسم به همه چی باشه.

115
00:09:02,664 --> 00:09:04,466
‫با این نورافکن قابل اعتمادم.

116
00:09:05,269 --> 00:09:08,153
‫خلاصه، اینجا داشته آوار رو
...تمیز می‌کرده که ناگهان

117
00:09:08,178 --> 00:09:09,227
‫چی پیدا می‌کنه؟

118
00:09:09,252 --> 00:09:10,666
‫ناگهان...
‫چی؟

119
00:09:19,562 --> 00:09:20,834
!وا مصیبتا

120
00:09:21,867 --> 00:09:24,597
‫مثل سالاد اسکلت ریختن رو هم.
‫چند نفرن؟

121
00:09:24,622 --> 00:09:26,697
‫سخته بگیم،
.چون همه‌شون قاطی پاتی شدن

122
00:09:26,722 --> 00:09:28,057
‫ولی میگم، 10 یا 12 تایی هستن.

123
00:09:28,082 --> 00:09:31,566
‫اینکه چرا آقای باسارت
،فوراً کشفش رو به مقامات اطلاع نداده

124
00:09:31,591 --> 00:09:32,714
‫  یه بحث دیگه‌ست.

125
00:09:32,739 --> 00:09:33,674
‫اطلاع نداده؟

126
00:09:33,699 --> 00:09:35,901
‫نه. ‫چند تا بچه که اینجا
.بازی می‌کردن بهمون دادن

127
00:09:35,926 --> 00:09:38,275
‫همونطور که می‌گفتم، من یه نظریه دارم.

128
00:09:38,300 --> 00:09:41,335
‫خب، معلومه دیگه، تو همون
حمله هوایی کشته شدن، مگه نه؟

129
00:09:41,834 --> 00:09:43,199
‫تو چی فکر می‌کنی، جک؟

130
00:09:43,909 --> 00:09:45,387
‫من؟
‫تو.

131
00:09:50,575 --> 00:09:52,147
‫آره، حتماً همین اتفاق افتاده.

132
00:09:53,222 --> 00:09:54,511
‫حمله‌ی هوایی کشتشون.

133
00:09:55,597 --> 00:09:59,237
‫دو سال پیش مردن،
.و الان هم که پوسیدن رفتن

134
00:09:59,262 --> 00:10:01,098
‫این یه فرض منطقی می‌تونه باشه.

135
00:10:01,123 --> 00:10:02,280
‫ولی اینم هست.

136
00:10:02,833 --> 00:10:04,917
‫پس فکر می‌کنین تو حمله‌ی هوایی نمردن؟

137
00:10:04,942 --> 00:10:08,511
‫اگه یادتون باشه، خیابون انکام اون موقع
دیگه خالی بود، اینطور نیست آقای باسارت؟

138
00:10:08,536 --> 00:10:10,215
‫قرار بود تخریب بشه.

139
00:10:10,240 --> 00:10:12,684
‫پس کسی اینجا زندگی نمی‌کرده،
...که در این صورت

140
00:10:12,709 --> 00:10:13,911
‫اینا کی هستن؟

141
00:10:13,936 --> 00:10:15,687
‫خب، هر کسی می‌تونه باشه، قاعدتاً.

142
00:10:16,162 --> 00:10:19,472
‫هر کسی می‌تونسته برای فرار از بمباران به
.یکی از این خونه‌های خالی پناه آورده باشه

143
00:10:19,497 --> 00:10:20,469
‫دوازده نفرشون؟

144
00:10:20,494 --> 00:10:21,623
‫لباساشون چی؟

145
00:10:21,648 --> 00:10:22,532
‫لباسا...

146
00:10:22,557 --> 00:10:24,288
‫آدمیزاد مثل علفه.

147
00:10:24,313 --> 00:10:26,225
‫حمله هوایی مال همین دو سال پیشه.

148
00:10:26,250 --> 00:10:29,433
‫حتی اگه جسدها پوسیده باشن،
.لباس‌هاشون باید سالم مونده باشه

149
00:10:29,458 --> 00:10:31,856
...فکر کنم من و آقای باسارت داریم به

150
00:10:32,931 --> 00:10:34,445
.به یه چیز مشابه فکر می‌کنیم

151
00:10:43,071 --> 00:10:44,238
‫نه.

152
00:10:45,180 --> 00:10:46,900
‫این دیگه تیر خلاصه.

153
00:10:47,296 --> 00:10:48,449
‫نظرت چیه؟

154
00:10:51,678 --> 00:10:54,358
‫ بی‌برو برگرد سر شاه چارلز دومه.

155
00:10:54,383 --> 00:10:56,192
‫اوه، تاریخ هم داره؟

156
00:10:57,716 --> 00:11:00,282
‫1665.

157
00:11:01,038 --> 00:11:02,279
‫گور دسته‌جمعی طاعون، آره.

158
00:11:02,962 --> 00:11:04,264
‫اینطور به نظر میاد.

159
00:11:04,630 --> 00:11:05,703
‫اوه، چیه؟

160
00:11:05,728 --> 00:11:07,052
‫گور دسته‌جمعی.

161
00:11:07,077 --> 00:11:08,369
‫طاعون بزرگ.

162
00:11:08,675 --> 00:11:12,549
‫قبرستونای لندن پر شده بود،
برای همین این گودال‌های گنده رو کندن

163
00:11:12,573 --> 00:11:15,426
‫و همه‌ی جنازه‌ها رو ریختن توش.

164
00:11:15,640 --> 00:11:16,858
،آه، راستش

165
00:11:16,882 --> 00:11:19,113
‫من یه جورایی باستان‌شناسم.

166
00:11:19,138 --> 00:11:22,382
‫البته کنار کار اصلیم،
کاملاً آماتور، متوجهین که؟

167
00:11:22,407 --> 00:11:24,888
‫پس چرا وقتی پیداشون کردی
فوراً بهمون نگفتی؟

168
00:11:25,556 --> 00:11:28,751
‫خب، می‌دونستم
.دیگه همچین فرصتی گیرم نمیاد

169
00:11:29,483 --> 00:11:32,194
‫می‌خواستم یه کم وقت داشته باشم
.تا خودم حفاری‌شون کنم

170
00:11:33,190 --> 00:11:34,975
‫چیزای خیلی جالبی‌ان.

171
00:11:37,203 --> 00:11:39,751
‫واقعاً خیلی متأسفم، بازرس.

172
00:11:40,100 --> 00:11:42,517
‫بله، خب، فکر کنم مشکلی پیش نیومده.

173
00:11:42,542 --> 00:11:43,894
‫من که خیلی مطمئن نیستم.

174
00:11:43,919 --> 00:11:46,279
‫این اسکلت‌ها ممکنه هنوز زنده باشن.

175
00:11:46,304 --> 00:11:48,617
‫یعنی میگی هنوز واگیر داره؟

176
00:11:48,642 --> 00:11:50,839
‫هنوز که معلوم نیست.

177
00:11:50,864 --> 00:11:52,443
‫ولی به نظرم خیلی بعیده.

178
00:11:52,468 --> 00:11:54,106
‫اشکالی نداره این پیش من بمونه؟

179
00:11:54,131 --> 00:11:55,271
‫مال خودت.

180
00:11:55,296 --> 00:11:56,477
‫خب، آقای بوک.

181
00:11:56,502 --> 00:11:57,816
‫اوه، سلام، نورا.

182
00:11:57,841 --> 00:11:59,987
‫خب، تعجبی نداره اینجا می‌بینمت.

183
00:12:00,012 --> 00:12:04,219
‫می‌دونستی اون وقتا، از
منجنیق‌های بزرگ استفاده می‌کردن

184
00:12:04,243 --> 00:12:09,122
‫تا جنازه‌های طاعونی رو پرت کنن تو شهرهای
محاصره شده تا عمداً مردم رو آلوده کنن؟

185
00:12:09,147 --> 00:12:10,751
‫این وحشتناکه، نورا.

186
00:12:10,776 --> 00:12:11,797
‫می‌دونم.

187
00:12:11,822 --> 00:12:14,400
‫و اون اشتباه دستوری، از اونم وحشتناک‌تره.

188
00:12:17,895 --> 00:12:19,300
‫به زحمتش می‌ارزید.

189
00:12:21,372 --> 00:12:25,422
‫گروهبان، سریع بهشون رسیدگی کن، باشه؟

190
00:12:25,447 --> 00:12:26,605
‫با احتیاط؟

191
00:12:27,179 --> 00:12:28,701
‫کجا ببرمشون؟

192
00:12:28,726 --> 00:12:30,126
‫فکر کنم سردخونه.

193
00:12:30,151 --> 00:12:32,352
‫میگیم دکتر گلدِرت یه نگاهی بهشون بندازه.

194
00:12:32,377 --> 00:12:34,266
‫ببینه هنوز احتمال واگیرشون هست یا نه.

195
00:12:34,291 --> 00:12:35,366
‫قربان؟

196
00:12:35,391 --> 00:12:36,657
‫ممنونم، بوک.

197
00:12:36,682 --> 00:12:37,911
‫خواهش می‌کنم، بازرس.

198
00:12:40,304 --> 00:12:41,495
‫گروهبان!

199
00:12:43,172 --> 00:12:45,617
‫چرا مثل آدمای عادی
کلکسیون تمبر جمع نمی‌کنه؟

200
00:12:54,572 --> 00:12:55,572
‫اوه، خدایا.

201
00:13:14,939 --> 00:13:16,173
‫حالت خوبه؟

202
00:13:16,768 --> 00:13:17,939
‫آره.

203
00:13:19,664 --> 00:13:21,024
‫فقط یه کم...

204
00:13:22,462 --> 00:13:23,759
‫به خاطر پلیس‌هاست.

205
00:13:25,242 --> 00:13:27,522
‫آخه یه مدتی دور بودم.

206
00:13:27,547 --> 00:13:28,780
‫آره، منم بودم.

207
00:13:28,805 --> 00:13:29,805
‫می‌دونم.

208
00:13:29,830 --> 00:13:31,400
‫حتماً جای خیلی خوبی نبوده.

209
00:13:31,425 --> 00:13:33,732
‫هر وقت آماده بودی،
.همه چیز رو برام تعریف کن

210
00:13:33,757 --> 00:13:34,976
‫هی، بده من اینو.

211
00:13:35,001 --> 00:13:36,677
‫خب، باید پیش ما بمونی، مگه نه؟

212
00:13:36,702 --> 00:13:38,023
‫حالا که کار رو هم گرفتی.

213
00:13:38,048 --> 00:13:39,911
‫من مغازه‌ی بغلی رو دارم.

214
00:13:39,936 --> 00:13:43,060
‫بوک کتاب‌هاش رو داره،
،منم کاغذدیواری‌هام رو

215
00:13:43,084 --> 00:13:45,337
‫یه اتاق زیرشیروونی کوچیک
.و دنج هم بین این دو تا هست

216
00:13:45,362 --> 00:13:46,913
‫چرا اینطوری بهم کمک می‌کنین؟

217
00:13:47,235 --> 00:13:48,258
‫چرا که نه؟

218
00:13:49,925 --> 00:13:51,663
‫خودم میارمش قربان.

219
00:13:52,837 --> 00:13:54,083
اینجا ‫چه خبره؟

220
00:13:54,702 --> 00:13:56,189
‫شنیدم خودکشی بوده.

221
00:13:56,551 --> 00:13:57,551
‫شنیدی؟

222
00:13:57,576 --> 00:13:59,238
‫از اون همکارتون شنیدم.

223
00:13:59,262 --> 00:14:01,431
‫اوه، اون زبون‌دراز رو ادب می‌کنم.

224
00:14:01,856 --> 00:14:04,137
‫این خلاف تمام قوانینه...
.باشه، گروهبان

225
00:14:04,162 --> 00:14:05,162
.خیلی‌خب

226
00:14:05,912 --> 00:14:09,277
‫همونطور که می‌دونی، همیشه از دانش
.و خرد آقای بوک استقبال می‌کنیم

227
00:14:09,302 --> 00:14:10,302
‫بله.

228
00:14:11,062 --> 00:14:12,155
‫بله.

229
00:14:14,187 --> 00:14:15,650
‫این پرونده خیلی چیز خاصی نیست.

230
00:14:15,675 --> 00:14:16,825
‫اه، لعنتی.

231
00:14:16,850 --> 00:14:17,934
‫نظرت راجع به این چیه؟

232
00:14:17,959 --> 00:14:19,497
‫قانون؟
‫گروهبان موریس یه حرفی زد.

233
00:14:19,522 --> 00:14:21,189
‫این یه خودکشی ساده و معمولیه.

234
00:14:21,218 --> 00:14:23,097
‫یعنی، خودت که می‌دونی،
.من آدم انعطاف‌پذیری‌ام

235
00:14:23,122 --> 00:14:24,798
‫اگه یه خورده پیچیده‌تر بود...

236
00:14:24,823 --> 00:14:28,136
‫یه چیز خاص، شیک بوده
با یه چیز تیز و کوچیک؟

237
00:14:29,357 --> 00:14:31,061
‫وقتی یه چیز غیرعادی ‫پیش بیاد،

238
00:14:31,086 --> 00:14:32,884
‫مثل همین دوستای قدیمی‌مون، اسکلت‌ها.

239
00:14:33,267 --> 00:14:35,406
‫یعنی این یه پرونده‌ی پیش پا افتاده‌ست.

240
00:14:35,431 --> 00:14:37,992
‫می‌دونی، من و گروهبان از پسش برمیایم...
کی پیداش کرده؟

241
00:14:38,674 --> 00:14:39,737
‫نظافتچی.

242
00:14:39,762 --> 00:14:40,961
‫اسمش «آدا درِج»ـه.

243
00:14:41,732 --> 00:14:42,927
‫بدجوری شوکه شده.

244
00:14:43,123 --> 00:14:44,151
‫درِج.

245
00:14:44,176 --> 00:14:45,517
‫این اسم یه کم آشناست.

246
00:14:45,542 --> 00:14:47,400
‫سالیان سال برای هارکاپ کار می‌کرده.

247
00:14:49,089 --> 00:14:50,238
.دِندار

248
00:14:50,846 --> 00:14:52,055
‫یادداشتی هم گذاشته؟

249
00:14:52,080 --> 00:14:53,075
‫نه، نه.

250
00:14:53,100 --> 00:14:54,455
‫چطوری این کار رو کرده؟

251
00:14:54,720 --> 00:14:56,132
با ‫اسید پروسیک.

252
00:14:57,625 --> 00:14:58,755
‫چه بد.
‫چه بد.

253
00:14:59,462 --> 00:15:01,496
‫و البته جالب، اینطور فکر نمی‌کنی؟

254
00:15:06,987 --> 00:15:08,147
‫آقای هارکاپ.

255
00:15:08,172 --> 00:15:09,172
‫سلام، قربان.

256
00:15:09,197 --> 00:15:10,351
‫به نظر میاد خودکشی بوده.

257
00:15:10,376 --> 00:15:11,808
‫اوه، وحشتناکه.

258
00:15:13,290 --> 00:15:14,703
‫خب، من دیگه بهتره برم.

259
00:15:14,728 --> 00:15:16,633
‫برای یه روز هیجان زیادی بود.

260
00:15:17,182 --> 00:15:19,304
‫جک، یه سر برمی‌گردی مغازه؟

261
00:15:19,655 --> 00:15:21,161
‫یه دسته روزنامه اونجاست.

262
00:15:21,186 --> 00:15:23,162
‫از در که میری تو، سومین دسته سمت راست.

263
00:15:23,187 --> 00:15:25,663
‫یه نسخه «چرینگ کراس دیسپچ»
زیر دو جلد کتاب درباره‌ی

264
00:15:25,687 --> 00:15:28,416
‫«النور کاستیا» و «ویلتینگ اسپادیسفر» هست.

265
00:15:29,482 --> 00:15:30,857
‫میشه اونا رو برام بیاری؟

266
00:15:34,812 --> 00:15:35,812
‫باشه.

267
00:15:35,837 --> 00:15:37,416
‫یه چای دیگه هم دم کن.

268
00:15:38,410 --> 00:15:39,872
‫قراره مهمون داشته باشیم.

269
00:15:55,537 --> 00:15:57,417
‫اوه، این چیه؟ مال اونه؟

270
00:15:57,442 --> 00:15:58,442
‫آره.

271
00:15:58,702 --> 00:16:02,240
‫آه، یه کیک قهوه و گردو
.برای آقای هارکاپ آورده بودم

272
00:16:02,950 --> 00:16:04,249
‫شما بردارینش دیگه.

273
00:16:05,281 --> 00:16:07,617
‫امروز روز نظافت همیشگی‌تون بود؟

274
00:16:07,642 --> 00:16:10,022
‫بله، هر هفته، مثل ساعت دقیق.

275
00:16:10,047 --> 00:16:13,297
‫ولی همین دیروز دیدمش،
یه سر اومدم چند تا باند ازش بگیرم

276
00:16:13,322 --> 00:16:14,322
‫باند؟

277
00:16:14,347 --> 00:16:16,925
‫آه، پسرم...
.اون تو جنگ زخمی شده

278
00:16:16,950 --> 00:16:19,000
‫به مراقبت دائم احتیاج داره.

279
00:16:19,597 --> 00:16:20,597
‫پانسمانش.

280
00:16:20,622 --> 00:16:22,422
‫چه ساعتی آقای هارکاپ رو دیدی؟

281
00:16:22,778 --> 00:16:24,160
‫اوه، شش.

282
00:16:24,500 --> 00:16:25,896
‫فکر کنم حدودای شش.

283
00:16:26,162 --> 00:16:28,016
‫اوه، اصلاً باورم نمیشه.

284
00:16:28,041 --> 00:16:31,082
‫یه لحظه آدم سرزنده و قبراقه و بعد...

285
00:16:32,852 --> 00:16:34,680
‫به همین راحتی، همه چی تموم میشه.

286
00:16:34,705 --> 00:16:36,137
‫خیلی خوب داری تحمل می‌کنی.

287
00:16:36,562 --> 00:16:37,787
‫و اون... بود؟

288
00:16:38,097 --> 00:16:39,257
‫چی بود؟

289
00:16:39,657 --> 00:16:40,657
‫سرزنده.

290
00:16:40,682 --> 00:16:42,823
‫یعنی وقتی دیدیش، روحیه‌ش خوب بود؟

291
00:16:43,505 --> 00:16:45,824
‫خب، راستش رو بخواین،
.یه کم گرفته به نظر می‌رسید

292
00:16:48,055 --> 00:16:50,877
‫ولی فکر نمی‌کردم بخواد
.همچین کار وحشتناکی بکنه

293
00:16:50,902 --> 00:16:52,380
‫هیچ عادت بدی نداشت؟

294
00:16:53,812 --> 00:16:55,026
‫عادت بد، قربان؟

295
00:16:55,368 --> 00:16:58,279
‫باید تمام زوایای پرونده رو
.بررسی کنیم، خانم محترم

296
00:16:58,304 --> 00:16:59,419
‫آها.

297
00:17:00,254 --> 00:17:01,902
‫آدمی با عادت‌های خیلی منظم بود.

298
00:17:01,927 --> 00:17:04,178
‫هر یکشنبه کلیسا می‌رفت.

299
00:17:04,592 --> 00:17:06,283
‫حساب کتابش خیلی مرتب و منظم بود.

300
00:17:06,308 --> 00:17:07,994
‫فکر کنم به خاطر روحیه‌ی سربازیش بود.

301
00:17:08,869 --> 00:17:10,593
‫دومینو هم بازی می‌کرد.

302
00:17:10,837 --> 00:17:11,837
‫دومینو؟

303
00:17:11,862 --> 00:17:14,416
‫هر دوشنبه و پنجشنبه شب.
‫تو کافه.

304
00:17:14,441 --> 00:17:16,193
‫با آقای باسارت و چند نفر دیگه.

305
00:17:16,812 --> 00:17:18,397
‫اینم عادت بد حساب میشه؟

306
00:17:18,422 --> 00:17:19,648
‫فکر نکنم.

307
00:17:19,978 --> 00:17:21,204
‫خانواده‌ای هم داشت؟

308
00:17:27,686 --> 00:17:29,433
‫مادرم همیشه می‌گفت، اگه نمی‌تونی چیز خوبی

309
00:17:29,457 --> 00:17:31,709
‫راجع به کسی بگی، اصلاً دهنت رو باز نکن.

310
00:17:32,254 --> 00:17:34,945
‫پس دلخوری بینشون بوده؟

311
00:17:36,728 --> 00:17:38,137
‫یه دختر داره، مگه نه؟

312
00:17:38,162 --> 00:17:40,154
‫یه جور... کدورتی بین‌شون بود؟

313
00:17:40,661 --> 00:17:42,056
‫نمی‌تونم چیزی بگم.

314
00:17:42,892 --> 00:17:44,278
‫کار درستی به نظر نمیاد.

315
00:17:45,397 --> 00:17:47,567
‫اونم وقتی که آقای «اچ»
‫هنوز کفنش خشک نشده.

316
00:17:47,592 --> 00:17:48,977
‫خدای من، این کیک...

317
00:17:49,002 --> 00:17:49,927
‫بله؟

318
00:17:49,952 --> 00:17:51,047
‫ فوق‌العاده‌ست.

319
00:17:51,072 --> 00:17:52,984
‫اوه، شما لطف دارین، قربان.

320
00:17:53,009 --> 00:17:55,104
‫البته منم انتظاری جز این نداشتم.

321
00:17:55,677 --> 00:17:57,267
‫اوه، چرا این حرف رو می‌زنین؟

322
00:17:57,292 --> 00:18:00,087
‫از برنده‌ی جایزه‌ی
لایِنز کرنر هاوس» سال 1921؟»

323
00:18:01,893 --> 00:18:04,052
‫اوه، شما از کجا اینو می‌دونین؟

324
00:18:04,522 --> 00:18:06,109
‫البته سال 1922 بود.

325
00:18:06,134 --> 00:18:07,252
‫اشتباه از من بود.

326
00:18:07,277 --> 00:18:08,607
‫آخه چطوری ممکنه؟

327
00:18:08,632 --> 00:18:12,520
‫من از این اطلاعات ریزه میزه زیاد تو ذهنم
.نگه می‌دارم، اکثراً هم به دردنخورن

328
00:18:13,071 --> 00:18:15,607
‫حتماً تجربه‌ی خیلی خوبی بوده.

329
00:18:15,632 --> 00:18:16,801
‫اوه، بله.

330
00:18:16,826 --> 00:18:19,171
‫هیچوقت تو عمرم انقدر
.احساس خاص بودن نکرده بودم

331
00:18:19,652 --> 00:18:21,040
‫یه کلاه نو خریده بودم.

332
00:18:21,391 --> 00:18:23,554
‫شهردار هم بهم چشمک زد.

333
00:18:23,936 --> 00:18:24,936
‫چشمک زد.

334
00:18:24,961 --> 00:18:25,978
.باحاله

335
00:18:26,003 --> 00:18:28,866
‫سال‌ها اونجا کار کردم، تو اون کافه.

336
00:18:29,303 --> 00:18:31,235
‫برای همین تو کیک‌پزی ماهر شدم.

337
00:18:32,383 --> 00:18:34,938
‫آقای «اچ» عاشق
.کیک آناناس برگردون من بود

338
00:18:34,963 --> 00:18:38,623
‫می‌دونی، واقعاً خیلی کمک‌ می‌کنه
...اگه بدونیم چرا اون و دخترش

339
00:18:38,648 --> 00:18:39,790
‫سارا...

340
00:18:40,963 --> 00:18:42,337
...لوردمایر

341
00:18:42,362 --> 00:18:43,947
.مارولا
‫مارولا، درسته.

342
00:18:43,972 --> 00:18:46,847
‫چرا اون و مارولا با همدیگه
.آبشون تو یه جوب نمی‌رفت

343
00:18:48,587 --> 00:18:52,567
‫خب، حالا که انقدر لطف داشتین، قربان...
.واقعاً محبت داری

344
00:18:52,592 --> 00:18:54,056
‫دختره‌ی عفریته بود.

345
00:18:54,766 --> 00:18:58,426
‫یه عفریته‌ی به تمام معنا،
.وحشتناک و پول‌پرست

346
00:18:58,451 --> 00:18:59,490
‫متوجهم.

347
00:18:59,515 --> 00:19:02,744
‫بعد از اینکه زنش فوت کرد،
.دخترش نور چشمی‌ش بود

348
00:19:03,482 --> 00:19:06,937
‫ولی بلد بود چطور اونو
.دور انگشت کوچیکش بچرخونه

349
00:19:06,962 --> 00:19:09,399
‫هیچی برای
.شاهزاده خانوم کوچولوش زیاد نبود

350
00:19:09,424 --> 00:19:13,976
‫اوه، و بعدش با اون رویی که داشت،
.با اون پسره فرار کرد

351
00:19:14,001 --> 00:19:15,075
‫پسره؟

352
00:19:15,652 --> 00:19:16,652
‫میکی.

353
00:19:16,977 --> 00:19:18,052
‫میکی هال.

354
00:19:18,077 --> 00:19:19,442
‫یه آدم به دردنخور به تمام معنا.

355
00:19:19,467 --> 00:19:21,794
توی کارای خطرناک و عجیب و غریب بود
،می‌دونی چی می‌گم

356
00:19:21,819 --> 00:19:23,029
‫بازار سیاه.

357
00:19:23,566 --> 00:19:25,080
‫مکانیک ماشینه.

358
00:19:25,443 --> 00:19:27,648
.نزدیک ما یه گاراژ دارن

359
00:19:27,673 --> 00:19:29,168
.مارِندِ دوست‌داشتنی

360
00:19:29,952 --> 00:19:32,344
‫و حالا مارولا همه چیز رو به ارث می‌بره.

361
00:19:35,023 --> 00:19:36,402
‫درست به نظر نمیاد، نه؟

362
00:19:37,021 --> 00:19:38,375
‫نه اصلا...

363
00:19:39,280 --> 00:19:40,320
.به نظر نمیاد

364
00:19:40,776 --> 00:19:42,006
‫ممنون بابت کیک.

365
00:19:45,698 --> 00:19:47,298
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

366
00:19:47,762 --> 00:19:49,797
‫ دارم فضولی می‌کنم، گروهبان.

367
00:19:51,346 --> 00:19:53,246
‫فکر کنم شاهد شماست.

368
00:20:04,736 --> 00:20:06,520
‫دوباره سلام.
‫اوه، سلام بوک.

369
00:20:07,249 --> 00:20:11,110
‫داشتم فکر می‌کردم میشه قبل از
اینکه برم یه سرک کوچولو اینجا بزنم

370
00:20:11,657 --> 00:20:13,274
‫ببینم می‌تونم کمکی بکنم یا نه.

371
00:20:13,299 --> 00:20:14,417
‫بری؟

372
00:20:14,442 --> 00:20:16,553
‫اوه، من و خانم بوک
.داریم برای تفریح میریم بیرون

373
00:20:16,578 --> 00:20:18,200
‫پسر جدیده پرستاری می‌کنه.

374
00:20:18,725 --> 00:20:19,725
‫از سگه.

375
00:20:19,750 --> 00:20:20,767
‫داگ.

376
00:20:20,792 --> 00:20:22,128
‫حرف تعریف نداره.

377
00:20:22,470 --> 00:20:26,319
"‫داریم میریم سینما، فیلم "ساندرا داریک
.رو دوباره تو سینما ریالتی نمایش میدن

378
00:20:26,344 --> 00:20:27,344
‫اپرا.

379
00:20:27,691 --> 00:20:29,497
‫خانم‌های چاقی که آواز می‌خونن.

380
00:20:30,858 --> 00:20:32,818
‫حالا که حرفش شد، اجازه هست من...؟

381
00:20:37,365 --> 00:20:38,656
‫یه دختر داره.

382
00:20:38,681 --> 00:20:40,672
‫ولی خانم درِج میگه با هم نمی‌ساختن.

383
00:20:42,530 --> 00:20:43,872
‫منم همینو برداشت کردم.

384
00:20:44,111 --> 00:20:45,696
‫داریم سعی می‌کنیم ردش رو بگیریم.

385
00:20:46,808 --> 00:20:48,185
‫یه گاراژ داره.

386
00:20:48,571 --> 00:20:49,693
‫تو مایل‌اِند.

387
00:20:50,202 --> 00:20:51,202
‫اوه، درسته.

388
00:20:52,140 --> 00:20:53,140
.ممنون

389
00:21:11,762 --> 00:21:13,003
‫ولی یه چیز عجیبه.

390
00:21:14,287 --> 00:21:18,162
‫خانم بلیس هم از اینجور
.خرت و پرت‌های کوچیک خوشش میاد

391
00:21:18,187 --> 00:21:19,754
‫فکر نکنم دقیقاً مثل اینا باشه.

392
00:21:20,001 --> 00:21:21,182
‫این یشمه.

393
00:21:21,600 --> 00:21:22,834
‫خیلی هم مرغوبه.

394
00:21:24,905 --> 00:21:26,043
‫و این یکی.

395
00:21:32,476 --> 00:21:34,791
‫معلومه که آقای هارکاپ خبره بوده.

396
00:21:53,667 --> 00:21:55,177
‫فکر می‌کنی خودکشی بوده؟

397
00:21:55,540 --> 00:21:56,540
‫شک داری؟

398
00:21:56,853 --> 00:21:57,853
.آره

399
00:21:58,295 --> 00:21:59,417
‫نظریه‌ت چیه؟

400
00:21:59,826 --> 00:22:01,013
‫منظورتون اینه، آقا؟

401
00:22:01,038 --> 00:22:01,921
.آره

402
00:22:01,946 --> 00:22:02,906
‫اوه، اریک.

403
00:22:02,934 --> 00:22:04,607
"کتاب "بلک، لمب و گِری فالکن

404
00:22:04,632 --> 00:22:05,657
‫هی.

405
00:22:05,682 --> 00:22:07,125
‫اون کتاب برای شیلا، رسیده.

406
00:22:07,150 --> 00:22:08,316
‫اوه، عالیه.

407
00:22:08,341 --> 00:22:10,600
‫فردا میاد سراغش، باشه؟

408
00:22:10,625 --> 00:22:11,457
‫بفرمایید.

409
00:22:11,482 --> 00:22:12,827
‫اوه، ممنونم.

410
00:22:13,289 --> 00:22:15,399
‫خودم هیچوقت ازش خوشم نمیومد.

411
00:22:15,424 --> 00:22:16,533
‫هارکاپ؟

412
00:22:17,230 --> 00:22:18,494
‫البته سوءتفاهم نشه.

413
00:22:19,215 --> 00:22:20,475
‫یه جورایی هیتلر کوچولو بود.

414
00:22:20,500 --> 00:22:21,834
‫ولی بازم طفلکی.

415
00:22:21,859 --> 00:22:23,257
‫که اینطوری خودشو بکشه.

416
00:22:26,384 --> 00:22:27,590
‫خب، نظریه‌ت چیه؟

417
00:22:27,615 --> 00:22:29,558
‫صبر، بازرس، صبر.

418
00:22:30,061 --> 00:22:33,031
صبر و زمان
‫دو تا از قدرتمندترین سلاح‌هاست.

419
00:22:33,377 --> 00:22:35,834
هالتوی نتونست توش موفق بشه
.یکیش رو امتحان کرد

420
00:22:35,859 --> 00:22:38,800
میدونی، ‫همون که زنه آخرش
.خودشو میندازه جلوی قطار

421
00:22:38,825 --> 00:22:39,746
‫نه.

422
00:22:39,771 --> 00:22:40,771
‫نه.

423
00:22:41,429 --> 00:22:43,568
.ببین
.بازرس

424
00:23:17,657 --> 00:23:18,790
‫زیاده‌روی کردم؟

425
00:23:21,285 --> 00:23:22,707
‫نه، اصلاً.

426
00:23:22,732 --> 00:23:23,770
...یعنی

427
00:23:24,840 --> 00:23:26,120
.فوق‌العاده شدین

428
00:23:26,382 --> 00:23:27,608
‫منظورم دیوارها بود.

429
00:23:28,522 --> 00:23:29,522
‫اوه.

430
00:23:29,547 --> 00:23:32,842
‫بوک میگه این توهین به
.سلیقه‌ی خوبه، ولی نمی‌دونم

431
00:23:32,867 --> 00:23:34,887
‫به نظرم یه چیز خاصی داره، نه؟

432
00:23:35,621 --> 00:23:37,786
‫ تو سر هم کردن چیزا خوبم.

433
00:23:37,811 --> 00:23:39,111
‫همیشه بودم.

434
00:23:39,471 --> 00:23:42,600
‫کمد، رادیو، تخت.

435
00:23:42,960 --> 00:23:44,296
.تو نیروی زمینی بودم

436
00:23:44,321 --> 00:23:45,279
‫جین؟

437
00:23:45,304 --> 00:23:46,304
‫اوه.

438
00:23:46,987 --> 00:23:48,401
‫اوه، آره، لطفاً.

439
00:23:50,962 --> 00:23:52,480
‫پس دارین میرین بیرون؟

440
00:23:52,505 --> 00:23:54,436
‫پسر جون، ما همیشه بیرونیم.

441
00:23:55,317 --> 00:23:57,408
‫خب، آدم باید زندگی کنه، مگه نه؟

442
00:23:57,433 --> 00:23:59,734
‫مخصوصاً بعد از دورانی که همه‌مون گذروندیم.

443
00:23:59,759 --> 00:24:01,615
‫فکر کنم چند تا کتلت تو یخچال هست.

444
00:24:01,640 --> 00:24:04,004
‫اتاق تو هم اون بالاست.
‫هواش رو عوض کردم...

445
00:24:08,368 --> 00:24:10,447
‫شما... یعنی...

446
00:24:12,407 --> 00:24:13,407
‫ممنون.

447
00:24:21,876 --> 00:24:23,114
‫ برگشتم دیگه.

448
00:24:36,680 --> 00:24:37,680
‫خب...

449
00:24:38,240 --> 00:24:39,240
...خب

450
00:24:40,912 --> 00:24:42,703
‫ این نگاه رو می‌شناسم.

451
00:24:42,728 --> 00:24:44,302
‫به یه چیزایی رسیدی.

452
00:24:44,327 --> 00:24:47,314
‫قیافه‌م واقعاً
.قیافه‌ی یه مرد راضی و خوشبخته

453
00:24:47,339 --> 00:24:50,670
‫همسر دوست‌داشتنی، مغازه‌ی دوست‌داشتنی،
.و سگ دوست‌داشتنیم رو دارم

454
00:24:50,695 --> 00:24:52,755
‫یه مرد دیگه چی می‌تونه بخواد؟

455
00:24:53,045 --> 00:24:54,045
‫کتاب.

456
00:24:54,584 --> 00:24:55,676
‫پس سه تا چیز.

457
00:24:56,272 --> 00:25:00,447
‫آقای هارکاپ مجسمه‌های یشم چینی
با کیفیت استثنایی جمع می‌کرده

458
00:25:00,771 --> 00:25:03,554
ولی همونطور که یه نفر یه بار گفت
.گرد و غبار می‌تونه حرف بزنه

459
00:25:04,052 --> 00:25:05,426
‫گرد و غبار دروغ نمیگه.

460
00:25:06,121 --> 00:25:10,040
‫یکی از مجسمه‌ها با یه آشغال بی‌ارزش
.عوض شده، یه مهره‌ی شطرنج

461
00:25:10,467 --> 00:25:12,823
‫ولی ردِ بزرگترش هنوز واضح مونده.

462
00:25:13,636 --> 00:25:16,453
‫خانم درِج، برخلاف چیزی که گفت،
.مدتیه اینجا رو تمیز نکرده

463
00:25:16,478 --> 00:25:20,677
‫دوم اینکه، آقای هارکاپ
.یه برآمدگی کوچیک پشت سرش داره

464
00:25:21,322 --> 00:25:23,639
‫و فکر نمی‌کنم
.به خاطر افتادن ایجاد شده باشه

465
00:25:24,001 --> 00:25:26,613
‫بلکه احتمالاً به خاطر
.ضربه با یه جسم سنگین بوده

466
00:25:26,962 --> 00:25:29,152
‫جسم سنگینی که پوست رو پاره نکرده.

467
00:25:29,600 --> 00:25:32,520
‫و با این حال،
.پشت جمجمه‌ی آقای هارکاپ خون‌ه

468
00:25:33,022 --> 00:25:34,022
‫سوم.

469
00:25:35,230 --> 00:25:36,833
"در تاریکی، گوش فرا می‌دهم"

470
00:25:37,091 --> 00:25:40,852
"بارها و بارها عاشق مرگِ آسوده بوده‌ام"

471
00:25:41,573 --> 00:25:43,587
"با نام‌های لطیف صدایش زده‌ام"

472
00:25:43,837 --> 00:25:45,474
"در شعرهای خیال‌انگیز بسیار"

473
00:25:46,069 --> 00:25:48,407
"تا نفس آرامم را به هوا بسپارد"

474
00:25:49,822 --> 00:25:50,822
‫خدایا.

475
00:25:51,622 --> 00:25:55,303
‫چرا یه داروساز، با وجود این همه
،سم ملایم و شناخته شده تو مغازه‌اش

476
00:25:55,732 --> 00:25:59,858
‫باید خودشو با یه چیز
به وحشتناکی اسید پروسیک بکشه؟

477
00:26:03,088 --> 00:26:04,162
...خب، بوک

478
00:26:04,842 --> 00:26:06,217
‫پس که اینطور.

479
00:26:06,842 --> 00:26:07,995
‫بله، تراتی.

480
00:26:08,445 --> 00:26:09,579
‫قضیه اینه.

481
00:26:12,672 --> 00:26:13,901
‫این یه قتله.

482
00:26:41,555 --> 00:26:42,555
‫بوک.

483
00:26:42,581 --> 00:26:43,731
‫خانم بوک.

484
00:26:44,930 --> 00:26:46,184
‫مواظب باش.

485
00:27:42,830 --> 00:27:43,830
‫ترات.

486
00:27:46,732 --> 00:27:47,732
‫آه.

487
00:27:48,093 --> 00:27:49,093
‫صبح‌بخیر.

488
00:27:52,133 --> 00:27:53,294
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

489
00:27:53,332 --> 00:27:56,661
‫اوه.
‫خب، من... دنبال یه کتابم.

490
00:27:56,692 --> 00:27:58,550
‫جای خیلی درستی اومدین.

491
00:27:58,901 --> 00:28:00,058
‫نظرت چیه، جوون؟

492
00:28:00,082 --> 00:28:01,507
‫چی بیشتر به این خانم میاد؟

493
00:28:01,532 --> 00:28:04,245
‫دیکنز، ویلکی کالینز، هنری جیمز.

494
00:28:05,498 --> 00:28:07,470
‫کتاب جدید «جورجت هِیِر» رو دارین؟

495
00:28:07,992 --> 00:28:08,992
‫اوه.

496
00:28:09,370 --> 00:28:11,167
‫خب، همه‌ی کتابای دیگه‌اش رو خوندم.

497
00:28:11,192 --> 00:28:13,199
‫منم همینطور، واقعاً که کارش محشره.

498
00:28:13,224 --> 00:28:15,513
‫ولی اون یه کتاب جدیده، خانم...

499
00:28:15,538 --> 00:28:16,752
.گودوین

500
00:28:16,792 --> 00:28:18,080
‫خانم گودوین.

501
00:28:18,105 --> 00:28:19,460
‫جین.
‫جین.

502
00:28:19,485 --> 00:28:21,506
‫ما معمولاً از اینا نمیاریم، مگه نه؟

503
00:28:23,235 --> 00:28:24,781
‫باید بریم یه سر به «فویلز» بزنیم.

504
00:28:26,028 --> 00:28:27,281
‫راهش یه کم زیاده.

505
00:28:27,306 --> 00:28:28,944
‫با این پاهایی که من دارم.

506
00:28:28,969 --> 00:28:30,720
‫یه جایگزین عالی براش دارم.

507
00:28:30,745 --> 00:28:34,217
‫کسی که وقتی خانم هِیِر هنوز تو گهواره
.بود، داشت داستان‌های عاشقانه می‌نوشت

508
00:28:34,242 --> 00:28:35,317
‫احتمالاً.

509
00:28:35,342 --> 00:28:37,074
‫اوه، خب، اگه فکر می‌کنین...

510
00:28:37,319 --> 00:28:38,992
‫یعنی، اگه پیشنهاد می‌کنین...
.هییش

511
00:28:39,674 --> 00:28:41,380
‫ببخشید؟ ‫مطمئنم.

512
00:28:41,405 --> 00:28:42,543
‫ببخشید، دارم فکر می‌کنم.

513
00:28:42,568 --> 00:28:43,568
‫آه.

514
00:28:53,209 --> 00:28:54,317
‫اورتسی.

515
00:28:54,342 --> 00:28:55,557
‫اسمش رو نشنیدم.

516
00:28:55,582 --> 00:28:57,475
.یه ‫خانمه. ‫بارونس. محشره

517
00:28:58,258 --> 00:28:59,807
‫اسکارلت پیمپِرنل.

518
00:28:59,832 --> 00:29:01,255
‫این یکی رو حتماً شنیدی.

519
00:29:02,037 --> 00:29:03,402
‫انقلاب فرانسه.

520
00:29:03,427 --> 00:29:04,552
‫لذت‌بخشه.

521
00:29:04,577 --> 00:29:05,911
‫پشیمون نمی‌شین.

522
00:29:06,772 --> 00:29:09,627
‫وقتی تمومش کردین،
برگردین تا براتون ‫دنباله‌اش رو پیدا کنم.

523
00:29:09,652 --> 00:29:11,535
‫اوه، خیلی لطف می‌کنین.

524
00:29:11,560 --> 00:29:12,873
‫خب، چقدر تقدیم کنم؟

525
00:29:12,898 --> 00:29:14,209
‫اوه، بگیم یه شیلینگ.

526
00:29:14,234 --> 00:29:15,234
‫صبر کنین.

527
00:29:15,259 --> 00:29:16,323
پایین کتاب‌ها

528
00:29:16,348 --> 00:29:18,142
.پایین
.پایین

529
00:29:18,642 --> 00:29:19,642
‫آه.

530
00:29:20,450 --> 00:29:23,168
‫این... رایگانه.

531
00:29:23,857 --> 00:29:25,597
‫اوه، اصلاً امکان نداره قبول کنم.

532
00:29:25,622 --> 00:29:26,783
‫اوه، قابلی نداره.

533
00:29:26,808 --> 00:29:31,765
‫اینکه شما رو خوشحال و بدون میخچه‌ی بیشتر
.سوار اتوبوس کنم، ارزشش از یاقوت هم بیشتره

534
00:29:31,790 --> 00:29:32,982
‫موافق نیستین؟

535
00:29:33,007 --> 00:29:34,007
‫جین.

536
00:29:34,851 --> 00:29:35,851
‫ممنونم.

537
00:29:36,402 --> 00:29:37,551
‫خدانگهدار.

538
00:29:38,666 --> 00:29:39,915
‫یالا دیگه، خانم.

539
00:29:41,642 --> 00:29:43,738
‫اینجوری هیچوقت پول درنمیارم، نه؟

540
00:29:47,135 --> 00:29:48,221
‫سلام.

541
00:29:48,246 --> 00:29:49,639
‫خب، جک.

542
00:29:49,664 --> 00:29:51,480
‫برای شروع روز، هیجان‌زده‌ای؟

543
00:29:51,505 --> 00:29:54,000
‫اینجا یه دنیا دانش وجود داره.

544
00:29:54,722 --> 00:29:56,184
‫تمام زندگی بشریت.

545
00:29:56,209 --> 00:29:57,657
‫و یه کم هم غیربشری.

546
00:29:57,682 --> 00:29:59,056
‫اون سکه پیش توئه؟

547
00:29:59,081 --> 00:30:01,086
‫خب، آم، آره.

548
00:30:01,111 --> 00:30:02,077
‫آره، البته.

549
00:30:02,102 --> 00:30:03,102
‫خوبه.

550
00:30:04,873 --> 00:30:07,224
‫نمی‌خوام فضولی کنم، آقای بوک.

551
00:30:07,249 --> 00:30:08,475
...ولی، آم

552
00:30:09,706 --> 00:30:11,386
شما دقیقاً چیکار می‌کنین؟

553
00:30:11,722 --> 00:30:13,207
‫اوه، فکر می‌کردم واضحه.

554
00:30:13,609 --> 00:30:14,961
‫ کتاب می‌فروشم.

555
00:30:15,291 --> 00:30:16,909
‫آره، ولی فقط همین نیست، مگه نه؟

556
00:30:17,387 --> 00:30:20,143
‫دیروز، اونجا تو اون محل بمب‌گذاری.

557
00:30:20,725 --> 00:30:22,240
‫با اون خانم نظافتچی حرف زدین.

558
00:30:22,265 --> 00:30:24,082
‫بله.
‫خب، اون مثل...

559
00:30:25,062 --> 00:30:26,062
‫سرگرمی‌تونه؟

560
00:30:27,239 --> 00:30:31,872
‫یعنی، اونطوری که با اون پلیسا حرف می‌زدین،
،اینکه گذاشتن دور اون گودال بچرخین

561
00:30:31,897 --> 00:30:34,577
‫می‌دونین، انگار یه جور مشاورشون
.هستین یا یه چیزی تو همین مایه‌ها

562
00:30:34,602 --> 00:30:36,295
‫ چرا باید به حرف شما گوش بدن؟

563
00:30:36,320 --> 00:30:37,697
‫خیلی وقتا هم گوش نمیدن.

564
00:30:37,722 --> 00:30:38,919
‫از نادونی خودشونه.

565
00:30:39,792 --> 00:30:42,743
‫یه بار تو جنگ
.در حق بازرس یه لطفی کردم

566
00:30:42,768 --> 00:30:44,114
‫اونم یادش نرفته.

567
00:30:44,555 --> 00:30:46,317
‫تازه، من یه نامه‌ی مخصوص هم دارم.

568
00:30:46,342 --> 00:30:48,048
‫یه نامه از چرچیل، آره.

569
00:30:48,073 --> 00:30:49,480
‫پلیسه اینو گفت.

570
00:30:50,759 --> 00:30:52,112
‫نامه‌ای که چی میگه؟

571
00:30:54,089 --> 00:30:56,058
‫دنیا جای آشفته‌ایه، جک.

572
00:30:56,933 --> 00:30:58,240
‫من یه سیستم دارم.

573
00:30:58,622 --> 00:31:01,591
‫بعضی وقتا مردم دوست دارن
.در مورد مسائل نظر بدم

574
00:31:01,616 --> 00:31:03,840
‫یه نظم کوچیکی برقرار کنم، همین.

575
00:31:04,708 --> 00:31:08,623
‫آدم می‌تونه چیزای مختلفی رو بخونه،
.نه فقط کتاب‌ها رو

576
00:31:09,452 --> 00:31:10,452
...این

577
00:31:10,972 --> 00:31:13,451
‫این... سیستم شماست؟

578
00:31:13,476 --> 00:31:14,476
‫آره؟

579
00:31:15,113 --> 00:31:16,394
‫مگه چشه؟

580
00:31:17,141 --> 00:31:19,337
‫خب، اونا به هیچ ترتیبی چیده نشدن.

581
00:31:21,696 --> 00:31:23,487
‫«آب‌مرواریدهای دنایل».

582
00:31:25,478 --> 00:31:27,760
‫«بیماری‌های چشم و درمان آن‌ها».

583
00:31:28,422 --> 00:31:30,183
‫آب‌مروارید. ‫بیماری چشم.

584
00:31:30,208 --> 00:31:31,208
‫منطقیه.

585
00:31:32,042 --> 00:31:33,237
‫«گیوتین».

586
00:31:33,262 --> 00:31:34,434
‫« راهنمای عملی».

587
00:31:34,459 --> 00:31:37,113
‫«زندگی و مرگ آلفرد مارتینز، جنتلمن».

588
00:31:37,562 --> 00:31:38,768
‫«سکه‌های رایج مملکت».

589
00:31:38,793 --> 00:31:41,217
‫یعنی، هیچ سیستمی وجود نداره.
‫اصلاً سیستمی در کار نیست.

590
00:31:41,242 --> 00:31:42,696
‫همه‌اش اینجاست، مگه نه؟

591
00:31:42,982 --> 00:31:44,425
‫ترجیح میدم توضیح ندم.

592
00:31:45,294 --> 00:31:47,957
‫آلفرد مارتینز یه مجرم سابقه‌دار بود.

593
00:31:47,982 --> 00:31:50,822
‫ تو دوران خودش، تو دوران ملکه ویکتوریا،
.با موفقیت سکه جعل می‌کرد

594
00:31:50,847 --> 00:31:53,017
‫تو این کار فوق‌العاده بود، یه جاعل سکه.

595
00:31:53,042 --> 00:31:54,177
‫جاعل سکه.

596
00:31:54,202 --> 00:31:55,797
‫ولی شانسش تو پاریس تموم شد.

597
00:31:55,822 --> 00:31:59,097
‫و سرش رو زدن، برای همینه که
.همه‌ی اون کتاب‌ها کنار هم جمع شدن

598
00:31:59,122 --> 00:32:00,322
‫آره، ولی این...

599
00:32:02,441 --> 00:32:03,732
.خب این که مسخره‌ست

600
00:32:06,262 --> 00:32:07,505
‫بیخیال این شو.

601
00:32:09,616 --> 00:32:11,343
‫خب، من تو رو می‌سپارم به...

602
00:32:12,222 --> 00:32:13,393
‫مراقبت از اینجا.

603
00:32:31,252 --> 00:32:32,542
‫یه کم زنگار زده.

604
00:32:35,929 --> 00:32:37,760
‫یه کم زنگار زده.

605
00:32:39,292 --> 00:32:40,491
‫همین همه‌چیز رو میگه.

606
00:32:41,400 --> 00:32:43,000
«سکه‌های رایج مملکت»

607
00:33:08,793 --> 00:33:09,833
‫صبح‌بخیر.

608
00:33:09,858 --> 00:33:12,091
‫بله، آم... می‌تونم کمکتون کنم؟

609
00:33:12,637 --> 00:33:13,950
‫اومدم یه سفارش رو بگیرم.

610
00:33:14,409 --> 00:33:16,443
‫آم، به چه اسمی؟

611
00:33:16,887 --> 00:33:18,198
‫شیلا، خب عزیزم.

612
00:33:24,253 --> 00:33:25,253
‫سلام.

613
00:33:25,879 --> 00:33:27,516
‫جک.
‫بله.

614
00:33:27,541 --> 00:33:28,840
‫من نورا هستم.

615
00:33:28,865 --> 00:33:30,782
‫کلی حرف برای گفتن داریم.

616
00:33:45,442 --> 00:33:46,442
‫ممنونم، خانم.

617
00:33:46,467 --> 00:33:47,960
‫باز هم، تسلیت میگم.

618
00:33:47,985 --> 00:33:48,837
‫می‌تونم برم؟

619
00:33:48,862 --> 00:33:51,143
‫خب، اگه اشکالی نداره
.به چند تا سؤال جواب بدین

620
00:33:52,695 --> 00:33:55,487
‫آم، لطفاً با من بیاین، خانم.

621
00:33:56,278 --> 00:33:57,278
‫جالبه.

622
00:33:57,890 --> 00:33:59,640
‫کجا بهتر از یه جنگل

623
00:33:59,665 --> 00:34:01,096
‫برای قایم کردن یه برگ؟

624
00:34:01,687 --> 00:34:02,913
!اووه

625
00:34:03,131 --> 00:34:04,131
‫این علائم...

626
00:34:04,500 --> 00:34:05,500
‫دقیقاً.

627
00:34:06,080 --> 00:34:07,149
‫اوه.

628
00:34:07,174 --> 00:34:08,174
‫اوه، سلام.

629
00:34:08,523 --> 00:34:11,402
‫داشتم با دکتر کولی یه نگاهی
.به اون اسکلت‌ها می‌انداختم

630
00:34:11,427 --> 00:34:12,365
‫اوه، بله.

631
00:34:12,390 --> 00:34:13,688
‫هیچ خطر واگیری وجود داره؟

632
00:34:13,713 --> 00:34:16,413
‫از اون بابت کاملاً امنه، بازرس.
‫اما...

633
00:34:16,912 --> 00:34:19,731
‫به قول معروف، حرف، حرف میاره.

634
00:34:20,262 --> 00:34:22,213
‫نمی‌خوایم که غافلگیری رو خراب کنیم، نه؟

635
00:34:22,720 --> 00:34:23,942
‫غافلگیری.

636
00:34:24,745 --> 00:34:26,353
‫بیا، برگردیم سر پرونده‌ی خودمون.

637
00:34:26,378 --> 00:34:27,952
‫ایشون خانم مارولا هارکاپ هستن.

638
00:34:28,440 --> 00:34:30,920
‫اوه، دختر عزیزم، واقعاً متأسفم.

639
00:34:31,359 --> 00:34:32,961
‫گفتین فقط چند تا سؤال.

640
00:34:33,914 --> 00:34:35,946
‫اشکالی نداره... منم باشم؟

641
00:34:40,882 --> 00:34:42,679
‫اون آزمایش خون رو فراموش نکن.

642
00:34:43,437 --> 00:34:44,634
‫داره انجام میشه.

643
00:34:49,237 --> 00:34:50,327
‫ببخشید بابت...

644
00:34:51,453 --> 00:34:52,453
‫بفرمایید.

645
00:34:52,478 --> 00:34:54,401
"کتاب "بلک، لمب و گِری فالکن

646
00:34:55,071 --> 00:34:56,241
‫باید جالب باشه.

647
00:34:56,673 --> 00:34:57,773
‫مرسی.

648
00:35:03,996 --> 00:35:05,247
‫داری راه میفتی؟

649
00:35:05,272 --> 00:35:06,400
‫یواش یواش.

650
00:35:07,432 --> 00:35:08,834
‫خب، شما کی هستی؟

651
00:35:09,122 --> 00:35:12,666
‫نورا. خب، اونور خیابون
.تو رستوران ترکی زندگی می‌کنم

652
00:35:12,691 --> 00:35:14,511
‫بعضی وقتا تو مغازه کمک می‌کنم.

653
00:35:14,536 --> 00:35:17,262
‫پس، آم... خوب می‌شناسینشون؟

654
00:35:17,472 --> 00:35:18,751
‫آقا و خانم بوک؟

655
00:35:19,349 --> 00:35:20,349
‫آره.

656
00:35:20,983 --> 00:35:23,629
‫در مورد اون سرگرمی
کوچیکش هم می‌دونی؟

657
00:35:23,654 --> 00:35:24,711
‫لعنتی.

658
00:35:24,736 --> 00:35:25,807
‫آره.

659
00:35:25,832 --> 00:35:27,279
‫همه‌ش دارم به همون فکر می‌کنم.

660
00:35:28,824 --> 00:35:30,504
‫همه‌ی اینا، یعنی...

661
00:35:32,082 --> 00:35:33,680
‫ناسالم نیست؟

662
00:35:34,752 --> 00:35:36,107
‫فکر کنم همینطوره.

663
00:35:36,132 --> 00:35:37,407
‫مامان و بابات چی فکر می‌کنن؟

664
00:35:38,646 --> 00:35:39,772
‫ندارم.

665
00:35:41,088 --> 00:35:42,088
‫منظورت چیه؟

666
00:35:42,687 --> 00:35:45,257
‫خب، جنگ بود دیگه، نه؟

667
00:35:46,638 --> 00:35:48,233
‫همه یه کسی رو از دست دادن.

668
00:35:49,009 --> 00:35:50,335
‫منم اونا رو از دست دادم.

669
00:35:51,313 --> 00:35:52,313
‫متأسفم.

670
00:35:54,307 --> 00:35:55,917
‫چه اتفاقی افتاد؟
...خب

671
00:35:56,823 --> 00:35:59,432
‫به هر حال با خانواده‌ی بوک چطوری؟

672
00:36:00,382 --> 00:36:01,874
‫آقا و خانم بوک...

673
00:36:03,960 --> 00:36:06,361
.اون چیزی نیست که انتظار داشتم

674
00:36:06,386 --> 00:36:08,553
‫راستی، اسم کوچیکش چیه؟

675
00:36:08,832 --> 00:36:10,015
‫به نظرت چیه؟

676
00:36:10,918 --> 00:36:13,863
.کوک‌بوک، اسکراپ‌بوک، ماکی‌بوک

677
00:36:14,928 --> 00:36:15,928
‫گابریل.

678
00:36:16,545 --> 00:36:17,545
‫آه.

679
00:36:18,702 --> 00:36:19,792
‫یه فرشته‌ست؟

680
00:36:19,818 --> 00:36:21,034
‫اوه، فرشته.

681
00:36:21,059 --> 00:36:22,274
‫خودت می‌فهمی.

682
00:36:22,749 --> 00:36:23,991
‫اونا مثل یه رؤیان.

683
00:36:24,016 --> 00:36:25,067
‫هر دوتاشون.

684
00:36:25,092 --> 00:36:26,536
‫خیلی دوست‌داشتنی‌ان.

685
00:36:28,376 --> 00:36:29,565
...خب

686
00:36:30,235 --> 00:36:31,520
‫ داستان تو چیه؟

687
00:36:36,855 --> 00:36:38,845
"پلیس"

688
00:36:46,105 --> 00:36:47,722
‫خیلی ساده‌ست، من آدم سرسختی‌ام.

689
00:36:48,309 --> 00:36:51,681
‫من از اونایی نیستم که اینجا
.راه بیفتم و گریه زاری کنم

690
00:36:53,540 --> 00:36:55,277
‫یعنی، ذاتم اینطوری نیست.

691
00:36:55,302 --> 00:36:56,302
‫همینه.

692
00:36:57,450 --> 00:36:58,450
‫پدرتون؟

693
00:36:59,561 --> 00:37:01,071
‫متأسفم که مرده.

694
00:37:01,817 --> 00:37:05,527
‫معلومه که هستم.
‫با وجود همه چیز، بابام بود.

695
00:37:08,473 --> 00:37:12,730
‫ولی دوست داشتنش رو آسون نمی‌کرد.

696
00:37:12,755 --> 00:37:15,243
‫هیچ دلیلی به ذهنتون میرسه
که چرا می‌خواسته خودشو بکشه؟

697
00:37:15,268 --> 00:37:16,268
‫هیچی.

698
00:37:16,293 --> 00:37:18,601
‫نه، وضعش با مغازه‌اش خوب بود و...

699
00:37:19,992 --> 00:37:22,839
‫خب، مامانم وقتی مُرد،
.یه پولی براش به ارث گذاشت

700
00:37:22,864 --> 00:37:25,007
‫فکر نمی‌کردین آدم عجیبی باشه؟

701
00:37:25,032 --> 00:37:26,051
‫نه.

702
00:37:26,076 --> 00:37:27,386
‫ربطی به اون نداره.

703
00:37:27,411 --> 00:37:29,561
‫از اونایی نبود که خیلی احساساتی بشه.

704
00:37:30,684 --> 00:37:32,531
‫شاید منم این اخلاق رو از اون به ارث بردم.

705
00:37:34,066 --> 00:37:39,848
‫یعنی، خیلی واضح نشون داد
.که با من و میکی موافق نیست

706
00:37:40,772 --> 00:37:44,061
‫ولی، آم، بعید بود به خاطر این موضوع
.از شدت ناراحتی بره خودشو بکشه

707
00:37:44,086 --> 00:37:46,000
‫همونطور که گفتم، ذاتش اینطوری نبود.

708
00:37:46,685 --> 00:37:48,097
‫در مورد میکی بهمون بگو.

709
00:37:51,482 --> 00:37:53,302
‫چی بگم؟
‫اون مرد منه.

710
00:37:55,349 --> 00:37:56,786
‫جنگش چطور بود؟

711
00:37:58,403 --> 00:37:59,697
‫چرا اینو می‌پرسین؟

712
00:37:59,722 --> 00:38:02,160
‫خب، ما می‌دونیم که پدرتون
چقدر برای نیروهای نظامی

713
00:38:02,185 --> 00:38:04,957
‫ارزش قائل بود و با افتخار
.مدال‌هاش رو به سینه‌اش می‌زد

714
00:38:04,982 --> 00:38:07,537
‫بله.
‫خب، میکی به خدمت فراخونده نشد.

715
00:38:07,562 --> 00:38:09,409
‫چشماش مشکل داشت.

716
00:38:11,448 --> 00:38:13,508
‫من که میگم برای همینه که گیر من افتاده.

717
00:38:14,252 --> 00:38:18,062
‫یعنی، با اون چشماش خیلی
.به درد جنگ با آلمان‌ها نمی‌خورد

718
00:38:18,762 --> 00:38:20,285
‫بابام از این خوشش نمیومد.

719
00:38:20,310 --> 00:38:21,823
‫فکر می‌کرد از زیر کار در روئه.

720
00:38:22,143 --> 00:38:23,377
‫شروع ماجرا از اینجا بود.

721
00:38:23,402 --> 00:38:24,648
‫پایانش چی بود؟

722
00:38:26,970 --> 00:38:29,521
‫خب، بابا مطمئن بود که
.میکی داره ازش دزدی می‌کنه

723
00:38:30,222 --> 00:38:31,222
‫چی می‌دزدید؟

724
00:38:32,062 --> 00:38:33,062
‫مورفین.

725
00:38:35,260 --> 00:38:39,057
‫میکی تو جنگ
.درگیر یه سری کارای خلاف بود

726
00:38:39,082 --> 00:38:41,312
‫ انبار کردن سیگار، چیزای کوچیک.

727
00:38:42,115 --> 00:38:45,599
‫بابام تو کله‌اش فرو کرده بود
.که میکی آدم بدیه

728
00:38:45,624 --> 00:38:47,655
‫و متوجه شده بود که مورفین گم شده؟

729
00:38:47,680 --> 00:38:48,838
‫بله.

730
00:38:49,560 --> 00:38:51,184
‫دیگه باهامون حرف نمی‌زد.

731
00:38:51,977 --> 00:38:53,705
‫شما یه خبرایی دارین، مگه نه؟

732
00:38:59,587 --> 00:39:02,587
‫فکر می‌کردم یه بچه شاید بتونه
.دوباره ما رو به هم نزدیک کنه

733
00:39:03,668 --> 00:39:04,802
‫همه‌ی اینا برای چیه؟

734
00:39:04,827 --> 00:39:10,008
‫چرا انقدر به میکی گیر دادین،
وقتی بابا رفته و خودشو کشته؟

735
00:39:16,592 --> 00:39:17,592
‫داستان.

736
00:39:17,617 --> 00:39:19,331
‫داستان‌های کارآگاهی.

737
00:39:19,776 --> 00:39:21,112
‫این چیزیه که می‌خوام بنویسم.

738
00:39:21,558 --> 00:39:23,240
‫کلی ایده دارم.

739
00:39:24,684 --> 00:39:27,608
.چه دنیای قشنگ و هیجان‌انگیزی اون بیرونه

740
00:39:28,734 --> 00:39:30,184
‫همه چی داغون شده.

741
00:39:30,209 --> 00:39:31,308
‫کل دنیا.

742
00:39:31,704 --> 00:39:33,296
‫دیگه هیچکس نمی‌دونه باید چیکار کنه.

743
00:39:33,321 --> 00:39:34,840
‫خب، من می‌دونم.

744
00:39:35,432 --> 00:39:37,416
‫جنگ همه چیز رو زیر و رو کرد.

745
00:39:37,441 --> 00:39:38,541
‫همه چیز رو تکون داد.

746
00:39:38,912 --> 00:39:40,016
‫این عالیه.

747
00:39:40,041 --> 00:39:42,102
‫دیگه راه برگشتی به گذشته نیست.

748
00:39:42,127 --> 00:39:43,361
‫حتی در مورد قتل‌ها.

749
00:39:43,386 --> 00:39:44,624
‫حتی در مورد قتل‌ها.

750
00:39:44,649 --> 00:39:49,697
‫و سربازای بریتانیایی با تپانچه‌هایی
.که از نازی‌ها دزدیدن برگشتن خونه

751
00:39:49,722 --> 00:39:51,429
‫کشور پر از این اسلحه‌هاست.

752
00:39:51,867 --> 00:39:52,867
‫خب که چی؟

753
00:39:52,892 --> 00:39:53,892
‫خب که چی؟

754
00:39:54,279 --> 00:39:57,807
‫ما تو این کشور به نظر متمدن میایم،
.چون در واقع نیستیم

755
00:39:57,832 --> 00:39:59,167
‫به تمام اون...

756
00:39:59,524 --> 00:40:02,626
‫شور و هیجان
.سرکوب‌شده‌ی حومه‌نشین‌ها فکر کن

757
00:40:03,112 --> 00:40:06,220
‫شوهرایی که با منشی‌هاشون رابطه دارن،

758
00:40:06,245 --> 00:40:09,005
‫خانومایی که با راننده‌هاشون رابطه دارن.

759
00:40:09,030 --> 00:40:12,695
‫همه‌ی اون وصیت‌نامه‌های
.مورد اختلاف و دعواهای خانوادگی

760
00:40:12,985 --> 00:40:17,980
‫مردم قبلاً با جوشوندن آرسنیک از
.کاغذدیواری‌هاشون همدیگه رو می‌کشتن

761
00:40:18,646 --> 00:40:20,960
‫حالا فقط کافیه دستشون رو
.دراز کنن و یه کُلت بردارن

762
00:40:22,809 --> 00:40:24,089
‫پاو پاو پاو!

763
00:40:30,728 --> 00:40:32,401
‫چه اتفاقی برای پدر و مادرت افتاد؟

764
00:40:34,010 --> 00:40:36,256
‫قرار بود تو داستان خودتو بگی.

765
00:40:39,608 --> 00:40:40,763
‫منم یتیمم.

766
00:40:42,630 --> 00:40:43,858
‫هیچوقت مادرمو نشناختم.

767
00:40:44,617 --> 00:40:45,906
‫از پدرم یه عکس دارم.

768
00:40:48,052 --> 00:40:49,052
‫همین.

769
00:40:51,019 --> 00:40:52,019
‫متأسفم.

770
00:40:54,170 --> 00:40:55,270
‫می‌دونی چیه؟

771
00:40:58,894 --> 00:41:00,973
‫از تو پرسیدم...
.آره

772
00:41:01,220 --> 00:41:02,317
‫از دیدنش خوشحال شدم.

773
00:41:02,342 --> 00:41:03,680
‫بمب آتش‌زا بود؟

774
00:41:05,930 --> 00:41:06,930
‫چی؟

775
00:41:10,362 --> 00:41:11,728
‫بمب آتش‌زا؟

776
00:41:13,450 --> 00:41:15,270
‫از اونایی که
تو بمباران‌ها سقف رو آتیش می‌زد؟

777
00:41:15,295 --> 00:41:16,295
.یه کم

778
00:41:18,952 --> 00:41:22,746
‫مامانم منو بیرون آورد و برگشت دنبال بابا.

779
00:41:25,385 --> 00:41:26,943
‫بعد سقف ریخت پایین.

780
00:41:27,902 --> 00:41:32,887
‫منم تو باغچه نشسته بودم و
.خونه رو نگاه می‌کردم

781
00:41:33,331 --> 00:41:34,419
‫فقط ...

782
00:41:36,024 --> 00:41:37,024
...خب

783
00:41:38,124 --> 00:41:39,458
‫یه جور بی‌حسی داشتم.

784
00:41:42,492 --> 00:41:44,299
‫مأمور پناهگاه پیدام کرد.

785
00:41:44,872 --> 00:41:47,720
‫بعدش... عموم منو پیش خودش برد.

786
00:41:47,745 --> 00:41:48,785
...برای همین

787
00:41:49,481 --> 00:41:53,145
.حالا باید... تو رستوران بهش کمک کنم

788
00:41:54,623 --> 00:41:55,991
‫ولی ترجیح میدی اینجا باشی.

789
00:41:58,753 --> 00:42:01,072
‫اینجا خیلی هیجان‌انگیزتره، مگه نه؟

790
00:42:26,392 --> 00:42:28,534
‫من برای ایام روزه، از لذت‌ها دست کشیدم.

791
00:42:31,357 --> 00:42:32,923
.‫من از خودِ ایام روزه دست کشیدم

792
00:42:34,412 --> 00:42:35,412
از ‫لذت.

793
00:42:41,796 --> 00:42:42,796
‫خب...

794
00:42:44,380 --> 00:42:45,582
‫جوابت چیه؟

795
00:42:46,916 --> 00:42:49,400
‫قبلاً هم گفتم، من فقط یه کتابفروشم.

796
00:42:50,202 --> 00:42:52,600
‫من کتاب می‌فروشم، درست مثل قبل از جنگ.

797
00:42:53,486 --> 00:42:54,817
‫این کار رو...

798
00:42:56,764 --> 00:42:58,177
‫به یاد قدیما انجام بده.

799
00:43:00,080 --> 00:43:01,860
‫ ما هم کمکت کردیم که...

800
00:43:02,742 --> 00:43:03,859
‫اون چیز مخفی رو پیدا کنی.

801
00:43:04,402 --> 00:43:05,640
‫خیلی لطف کردین.

802
00:43:07,880 --> 00:43:09,425
‫اوضاعش چطور پیش میره؟

803
00:43:10,538 --> 00:43:11,968
‫پیچیده‌ست.

804
00:43:13,499 --> 00:43:15,853
‫خب، بله، تصور می‌کنم...

805
00:43:17,029 --> 00:43:18,153
‫حساسه.

806
00:43:20,246 --> 00:43:22,446
‫و نمی‌خوایم که چیزی خراب بشه.

807
00:43:24,128 --> 00:43:25,128
‫می‌خوایم؟

808
00:44:25,758 --> 00:44:26,855
‫خب...

809
00:44:27,194 --> 00:44:28,969
‫نظرت در موردش چیه؟

810
00:44:28,994 --> 00:44:30,018
هوم؟

811
00:44:30,042 --> 00:44:32,425
‫جک رو گذاشتیم تو اتاق زیرشیروونی.

812
00:44:32,450 --> 00:44:34,025
‫مثل خانم روچستر.

813
00:44:34,566 --> 00:44:36,116
‫فقط یه کم مردونه‌تر.

814
00:44:36,141 --> 00:44:39,921
...تا حالا به خودت فکر کردی که یه
عاشق کتاب؟

815
00:44:39,946 --> 00:44:41,084
‫فقط به خاطر اسمت؟

816
00:44:41,774 --> 00:44:43,415
.تأثیر اسم روی سرنوشت

817
00:44:44,777 --> 00:44:51,193
‫یعنی، اگه اسمت قصاب بود، شاید الان
.داشتی بهترین تیکه‌های گوشت رو می‌بریدی

818
00:44:51,870 --> 00:44:54,358
.فلِنسینگ»، همینه که دنبالش بودم»
[ فلِنسینگ: جدا کردن ]

819
00:44:54,640 --> 00:44:57,870
‫جدا کردن چربی از لاشه،
.یکی از توصیفی‌ترین کلمه‌هاست

820
00:44:57,895 --> 00:45:00,697
فلِنسینگ، اتفاقا ‫دارم سعی می‌کنم
.دوباره این کلمه رو رایج کنم

821
00:45:00,722 --> 00:45:02,408
‫خب، امیدوارم موفق باشی.

822
00:45:02,684 --> 00:45:05,688
‫آره، تو هم می‌تونستی کتلت‌های بازار
.سیاه‌ت رو از زیر پیشخوان رد کنی

823
00:45:05,713 --> 00:45:07,030
آقای خوب و دوست‌داشتنی

824
00:45:07,055 --> 00:45:09,897
‫این روزا خیلی به درد بخورتر از کتابه.

825
00:45:09,922 --> 00:45:14,138
‫تو می‌تونستی کماندار باشی،
.یا نانوا، یا شمع‌ساز

826
00:45:15,192 --> 00:45:17,867
‫حالا که حرفش شد،
«بدرود، دلبر من»

827
00:45:17,892 --> 00:45:19,216
‫اوه، دوباره داری میری بیرون؟

828
00:45:19,468 --> 00:45:21,312
.انقدر تیزهوشی که خودت گیر می‌افتی

829
00:45:21,762 --> 00:45:23,248
‫داستان جنایی، آمریکایی.

830
00:45:23,273 --> 00:45:24,926
‫یه مشتری درخواست کرده بود.

831
00:45:24,951 --> 00:45:26,307
‫می‌دونم همین دور و براست.

832
00:45:26,332 --> 00:45:28,192
‫اخیراً «بانویی در دریاچه» رو دیدم.

833
00:45:28,217 --> 00:45:29,984
‫به هر حال، جک.

834
00:45:32,062 --> 00:45:34,240
‫آینده داره. آینده داره.

835
00:45:34,949 --> 00:45:37,026
‫سعی نکرد اون سکه رو بفروشه.

836
00:45:37,051 --> 00:45:39,615
‫پس زندان اونو برای همیشه
.به یه آدم خلافکار تبدیل نکرده

837
00:45:40,752 --> 00:45:41,889
‫بزنم به تخته.

838
00:45:45,188 --> 00:45:48,582
‫و اون... موضوع دیگه.

839
00:45:51,633 --> 00:45:53,223
‫هنوز برای گفتن بهش خیلی زوده.

840
00:46:21,314 --> 00:46:23,494
‫کتابت چه چیز خاصی داشت؟

841
00:46:24,282 --> 00:46:29,480
‫چیز خاصی نیست، فقط در مورد چند تا
.بچه مدرسه‌ایه که کریکت بازی می‌کنن

842
00:46:29,922 --> 00:46:31,577
‫و نظرت در مورد «کارل دالی» چیه؟

843
00:46:32,820 --> 00:46:33,945
‫خوندیش؟

844
00:46:33,970 --> 00:46:35,067
‫شروعش کردم.

845
00:46:35,092 --> 00:46:36,092
‫کِی؟

846
00:46:36,739 --> 00:46:39,265
‫بعد از اینکه
.از کوره‌ی زباله‌سوزی نجاتش دادم

847
00:46:43,547 --> 00:46:44,547
.بوک

848
00:46:44,861 --> 00:46:45,861
‫اسمت چیه؟

849
00:46:47,299 --> 00:46:48,299
‫باجیوا.

850
00:46:50,449 --> 00:46:51,709
‫اسم عجیبیه.

851
00:46:54,462 --> 00:46:55,578
‫ممنون.

852
00:46:58,884 --> 00:47:00,272
‫استراتفورد پری.

853
00:47:01,864 --> 00:47:03,777
‫ولی دوستام «جاتی» صدام می‌کنن.

854
00:47:04,990 --> 00:47:06,454
‫تو فوق‌العاده‌ای.

855
00:47:06,479 --> 00:47:07,670
‫تو بهم بدهکاری.

856
00:47:08,005 --> 00:47:09,005
‫همینطوره.

857
00:47:11,102 --> 00:47:13,943
‫پس، وقتی اینجا
به دردسر افتادم، کمکم می‌کنی؟

858
00:47:14,949 --> 00:47:17,145
‫بیا یه پیمان جدی ببندیم.

859
00:47:29,992 --> 00:47:33,377
‫«کارول، بازوهای قو‌ی‌ت رو دورم
«حلقه کن و یه کم بلندم کن

860
00:47:34,079 --> 00:47:35,832
‫«اینطوری بهتر می‌تونم حرف بزنم.»

861
00:47:40,182 --> 00:47:42,711
‫«کارول بدون هیچ حرفی
«سرش رو خم کرد و اونو بوسید

862
00:47:42,987 --> 00:47:45,176
‫«و اینگونه، دوستی‌شان محکم شد.»

863
00:47:54,232 --> 00:47:55,504
‫شب‌بخیر، خانم بوک.

864
00:47:56,043 --> 00:47:57,343
‫شب‌بخیر، آقای بوک.

865
00:48:02,487 --> 00:48:04,253
« ترکیبات شیمیایی و اثرات آنها »

866
00:48:14,017 --> 00:48:17,415
‫دختر، اون خلافکار، نظافتچی، نگهبان.

867
00:48:19,823 --> 00:48:21,343
‫کی به هارکاپ...

868
00:48:22,417 --> 00:48:24,001
‫اون زهر لعنتی رو داده؟

869
00:48:34,742 --> 00:48:36,148
.بسلامتی دوست صمیمی

870
00:49:16,674 --> 00:49:17,674
‫قربان،

871
00:49:17,699 --> 00:49:18,717
‫باورتون نمیشه.

872
00:49:18,742 --> 00:49:20,580
‫دیگه کمتر چیزی منو غافلگیر می‌کنه.

873
00:49:21,867 --> 00:49:22,977
‫خب، چیه؟

874
00:49:23,002 --> 00:49:25,082
‫وصیت‌نامه‌ی داروساز
.تازه به دستمون رسید، قربان

875
00:49:25,556 --> 00:49:27,049
‫به دختره هیچی نمی‌رسه.

876
00:49:27,074 --> 00:49:28,085
‫نه.

877
00:49:28,197 --> 00:49:29,197
‫نه.

878
00:49:29,222 --> 00:49:30,395
‫پس به کی می‌رسه؟

879
00:49:36,922 --> 00:49:37,922
‫اوه.

880
00:49:38,261 --> 00:49:39,359
‫نظافتچی.

881
00:49:40,402 --> 00:49:42,185
‫خانم آدا درِج.

882
00:50:01,225 --> 00:50:06,225
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »

883
00:50:06,430 --> 00:50:20,430
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


