1
00:00:00,200 --> 00:00:05,200
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:00:08,860 --> 00:00:10,495
‫من بوک هستم و یه کتابفروشی دارم.

3
00:00:10,530 --> 00:00:11,935
‫حتماً برای اون آگهی کار اومدی.

4
00:00:11,960 --> 00:00:13,807
‫می‌دونین از کجا اومدم، مگه نه؟

5
00:00:13,832 --> 00:00:15,448
‫یه سرگرمی جانبی هم دارم

6
00:00:15,473 --> 00:00:18,263
که ‫داره روز به روز
.بیشتر از مغازه دورم می‌کنه

7
00:00:18,288 --> 00:00:19,915
خب، باید پیش ما بمونی، مگه نه؟

8
00:00:19,940 --> 00:00:21,168
‫حالا که کار رو گرفتی.

9
00:00:21,193 --> 00:00:22,658
‫کار شما دقیقاً چیه؟

10
00:00:22,683 --> 00:00:24,272
‫کتاب می‌فروشم.

11
00:00:24,297 --> 00:00:25,905
‫ولی این همه‌ی ماجرا نیست، مگه نه؟

12
00:00:25,930 --> 00:00:28,040
دیروز ‫اونجا، توی محل بمباران شده.

13
00:00:28,324 --> 00:00:30,675
‫پس فکر نمی‌کنین تو حمله هوایی مردن؟

14
00:00:30,700 --> 00:00:33,521
‫خیابون اینکرمن از قبل خالی بود،
اینطور نیست آقای بیس‌هارت؟

15
00:00:33,546 --> 00:00:35,095
‫قرار بود تخریب بشه.

16
00:00:35,120 --> 00:00:37,204
‫دنیای پر هرج و مرجیـه، جک.

17
00:00:37,229 --> 00:00:38,879
‫من سیستم خودمو دارم.

18
00:00:39,320 --> 00:00:40,881
‫فکر می‌کنی خودکشی بوده؟

19
00:00:40,906 --> 00:00:45,375
‫چرا یه داروساز باید خودشو با چیزی
به وحشتناکی اسید پروسیک بکشه؟

20
00:00:45,400 --> 00:00:46,635
‫این یه قتله.

21
00:00:46,660 --> 00:00:47,856
‫یه دختر هم داره، مگه نه؟

22
00:00:47,880 --> 00:00:50,515
‫یه عفریته‌ی پول‌پرستِ به تمام معنا.

23
00:00:50,540 --> 00:00:53,883
‫و بعد با اون وقاحت باهاش فرار می‌کنه.

24
00:00:53,908 --> 00:00:55,995
‫پدرم مطمئن بود که دزدی می‌کرده.

25
00:00:56,020 --> 00:00:57,680
‫وصیت‌نامه شیمیدان رسید، قربان.

26
00:00:57,705 --> 00:00:59,166
‫یه پاپاسی هم به دخترش نمی‌رسه.

27
00:01:01,920 --> 00:01:03,260
‫این یه وظیفه مقدسه.

28
00:01:03,285 --> 00:01:04,285
‫متوجهی؟

29
00:01:04,724 --> 00:01:06,876
‫اگه فکر نمی‌کردم آدمش هستی
اینو ازت نمی‌خواستم

30
00:01:06,900 --> 00:01:08,432
،حتی فراتر از اون

31
00:01:08,457 --> 00:01:11,937
تو تنها موجود ‫روی این زمینی
...که می‌تونم این امانت رو بهش بسپرم

32
00:01:12,614 --> 00:01:16,135
‫این پیغام باید به دست تراتی برسه
.نه هیچکس دیگه

33
00:01:16,160 --> 00:01:17,258
‫روشنه؟

34
00:01:18,660 --> 00:01:19,978
‫روشنه؟

35
00:01:24,960 --> 00:01:26,088
‫پسر خوب.

36
00:01:26,556 --> 00:01:27,623
‫حالا برو.

37
00:01:34,736 --> 00:01:35,814
‫صبح‌بخیر.

38
00:01:35,839 --> 00:01:36,805
‫صبح‌بخیر.

39
00:01:36,830 --> 00:01:38,000
‫آه، دکتر، وایسا.

40
00:01:39,162 --> 00:01:40,262
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

41
00:01:41,075 --> 00:01:43,170
‫اوه، بله.

42
00:01:44,381 --> 00:01:45,701
‫یعنی با کاغذ دیواری.

43
00:01:45,726 --> 00:01:47,213
‫برای اون کار یکم زوده.

44
00:01:47,238 --> 00:01:48,238
‫برای چی؟

45
00:01:48,691 --> 00:01:49,928
‫هیچی، بی‌خیال.

46
00:01:50,655 --> 00:01:52,159
‫ دنبال خانم بوک می‌گردم.

47
00:01:52,761 --> 00:01:53,870
‫پیداش کردین.

48
00:01:54,410 --> 00:01:55,805
‫خب، واقعاً حیف شد.

49
00:01:55,830 --> 00:01:57,026
‫چی حیف شد؟

50
00:01:57,051 --> 00:01:58,488
‫اینکه ازدواج کردین.

51
00:02:01,033 --> 00:02:02,346
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

52
00:02:02,604 --> 00:02:03,565
‫آره، آره.

53
00:02:03,590 --> 00:02:05,729
‫از شوهرتون یه پیغام داشتم،

54
00:02:05,753 --> 00:02:07,708
گفتن که ‫با دینام ماشینتون مشکل دارین.

55
00:02:07,733 --> 00:02:08,733
‫دینامم؟

56
00:02:08,758 --> 00:02:09,758
‫توی ماشینه.

57
00:02:10,010 --> 00:02:11,555
.کارم همینه. ماشین‌ها

58
00:02:12,430 --> 00:02:14,446
‫متوجهم.
‫آقای بوک دنبالتون فرستاده؟

59
00:02:14,470 --> 00:02:15,831
‫آره، آره.

60
00:02:15,856 --> 00:02:19,895
‫یعنی، نمی‌دونم چرا سراغ یکی
،نزدیک‌تر نرفته، ولی منم نه نمی‌گم

61
00:02:19,920 --> 00:02:21,552
‫کار، کاره دیگه، مگه نه؟

62
00:02:21,828 --> 00:02:22,828
.ساکت

63
00:02:24,250 --> 00:02:25,259
‫اوه،

64
00:02:25,790 --> 00:02:26,790
فندک دارین؟

65
00:02:27,510 --> 00:02:28,928
.آره، آره

66
00:02:29,949 --> 00:02:31,912
.باید همین‌جاها باشه. یه دقیقه

67
00:02:33,975 --> 00:02:35,163
کجا رفته پس؟

68
00:02:35,447 --> 00:02:36,968
.یه جایی همین‌جاهاست

69
00:02:39,434 --> 00:02:44,682
مهمونت اومده ماشینو درست کنه، مال خانم ول‌بلاود"
"باید حسابی راه بیفته. می‌تونی ببریش یه دور بزنه؟

70
00:02:46,403 --> 00:02:47,403
،آه

71
00:02:48,312 --> 00:02:49,312
.ایناهاش

72
00:02:56,307 --> 00:02:57,307
...خب

73
00:02:57,861 --> 00:03:01,631
‫ پس، شما مکانیک هستین، آقای...

74
00:03:01,640 --> 00:03:02,640
.میکی

75
00:03:03,196 --> 00:03:04,196
‫میکی هال.

76
00:03:04,468 --> 00:03:05,569
‫ اوه، بله.

77
00:03:05,594 --> 00:03:07,329
"یه گاراژ دارم تو «مایل اِند

78
00:03:08,080 --> 00:03:09,217
‫مال خودتونه؟

79
00:03:09,530 --> 00:03:10,867
‫خب... من و...

80
00:03:12,084 --> 00:03:13,191
.اوه، بله

81
00:03:13,216 --> 00:03:14,343
‫ مال منه.

82
00:03:14,795 --> 00:03:15,934
‫دیدی؟

83
00:03:16,998 --> 00:03:17,998
...خب

84
00:03:18,838 --> 00:03:20,845
‫پس، یه لحظه منو ببخشین،

85
00:03:20,870 --> 00:03:23,035
،باید برم دستمو بند کنم روش

86
00:03:23,060 --> 00:03:25,204
خوب ‫یعنی ماشینمو پیدا کنم.

87
00:03:25,760 --> 00:03:26,989
.حتماً. آره

88
00:03:27,210 --> 00:03:28,748
‫خب، من که جایی نمیرم، پس...

89
00:03:42,879 --> 00:03:44,101
.همون مرد خودمون

90
00:03:44,126 --> 00:03:45,659
‫اوه، صبح‌بخیر، خانم بوک.

91
00:03:46,160 --> 00:03:47,497
‫صبح‌بخیر، اریک.

92
00:03:47,522 --> 00:03:49,825
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی
یه لطفی در حقم بکنی، اریک؟

93
00:03:49,850 --> 00:03:51,155
‫برای یه خانم هر کاری می‌کنم.

94
00:03:51,180 --> 00:03:54,497
‫تا اونجا که یادمه، شیلا صاحب
.یه دایملر خیلی با شکوهه

95
00:03:54,522 --> 00:03:56,176
.آره، ماشین داره
آره، هستش؟

96
00:03:56,201 --> 00:03:58,019
می‌تونم یه سر بیام ماشینو قرض بگیرم؟

97
00:03:58,044 --> 00:04:00,135
.عالیه. مطمئنم مشکلی نداره

98
00:04:00,160 --> 00:04:01,698
‫همین پشت پارک شده.

99
00:04:01,723 --> 00:04:03,313
‫سوئیچ رو براتون میارم.
‫ممنون.

100
00:04:14,590 --> 00:04:15,590
‫سلام.

101
00:04:16,131 --> 00:04:17,099
‫سلام.

102
00:04:17,124 --> 00:04:18,124
‫چی شده؟

103
00:04:19,405 --> 00:04:22,115
فکر کنم پنچر کردم
.بابای بالدور پیششه

104
00:04:22,140 --> 00:04:25,511
بهش گفتم این لاستیک‌ها
.منو تا کمبریج نمی‌رسونه

105
00:04:26,620 --> 00:04:28,672
‫امکان داره یه کمکی بهم بکنین؟

106
00:04:28,940 --> 00:04:30,595
.راستش تو حیطه‌ی کاری من نیست

107
00:04:30,620 --> 00:04:32,191
‫من فقط مراقب اینجام.

108
00:04:32,216 --> 00:04:34,907
.یه دنیا ممنونتون میشم

109
00:04:35,720 --> 00:04:37,506
‫اوه، باشه، خیلی‌خب.

110
00:04:37,531 --> 00:04:39,080
‫میرم ببینم میکی چی داره.

111
00:04:39,105 --> 00:04:41,495
‫اوه، یه دنیا ممنون.

112
00:04:42,005 --> 00:04:44,577
.‫باید جعبه ابزار یه جایی این پشت‌ باشه

113
00:04:44,602 --> 00:04:45,822
‫واقعاً ازتون ممنونم.

114
00:04:46,373 --> 00:04:49,103
عادتشه وسایل رو
.تو اینجور جاهای پرت و پلا میذاره

115
00:06:17,400 --> 00:06:22,400
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

116
00:07:19,071 --> 00:07:21,049
« قسمت دوم »

117
00:07:30,660 --> 00:07:31,794
.کلی بهم کمک کرد

118
00:07:34,694 --> 00:07:36,232
.آره، این که مشکلی نداره

119
00:07:36,955 --> 00:07:38,451
...دینام رو میگم. یعنی

120
00:07:38,476 --> 00:07:40,115
.برای روشن کردنش به مشکل می‌خوردی

121
00:07:40,140 --> 00:07:41,332
.چیزی در این مورد نگفت

122
00:07:43,903 --> 00:07:45,480
‫شاید باید عینکم رو بزنم.

123
00:07:45,505 --> 00:07:46,505
‫شاید.

124
00:07:53,075 --> 00:07:54,051
.آه

125
00:07:54,988 --> 00:07:56,509
‫خیلی ازتون ممنونم، آقای هال.

126
00:07:56,534 --> 00:07:59,359
وای... ‫عجب رانندگی‌ای بود.

127
00:07:59,384 --> 00:08:00,960
.خواهش می‌کنم، عزیزم

128
00:08:01,855 --> 00:08:02,855
...و

129
00:08:03,644 --> 00:08:07,000
‫ هر وقت خواستی یکم بیشتر پیش بریم...

130
00:08:08,304 --> 00:08:09,817
‫مثلاً یکشنبه با من؟

131
00:08:10,780 --> 00:08:11,780
‫هوم.

132
00:08:12,218 --> 00:08:14,044
.هرچند خیلی وسوسه‌کننده‌ست

133
00:08:14,069 --> 00:08:16,038
‫فکر کنم اون شب دارم موهامو می‌شورم.

134
00:08:16,063 --> 00:08:17,280
‫به علاوه،

135
00:08:17,823 --> 00:08:18,900
‫به علاوه؟

136
00:08:18,925 --> 00:08:22,115
‫فکر کنم به زودی
.وقت سر خاروندن هم نداشته باشی

137
00:08:25,866 --> 00:08:27,486
‫یه کلمه باهاتون کار دارم، آقای هال.

138
00:08:36,423 --> 00:08:37,423
...خب

139
00:08:37,999 --> 00:08:39,417
.خب، چه جالب شد

140
00:08:40,325 --> 00:08:41,325
‫شما کی هستین؟

141
00:08:41,350 --> 00:08:44,207
‫فکر کردیم، آقای هال، دیگه وقتش
.رسیده یه گپ کوچیک با هم بزنیم

142
00:08:44,232 --> 00:08:45,987
.ببینین، من حقوق خودمو می‌دونم

143
00:08:46,361 --> 00:08:47,505
‫از همون اول کاری.

144
00:08:47,530 --> 00:08:50,019
‫شنیدن این حرف ناامیدکننده بود، آقای هال.

145
00:08:50,044 --> 00:08:51,415
.یه امتیاز از دست دادی

146
00:08:51,440 --> 00:08:52,800
‫در مورد چه امتیازی حرف می‌زنین؟

147
00:08:53,540 --> 00:08:55,375
‫گوش کنین، نمی‌تونین
.چیزی رو بهم بچسبونین

148
00:08:55,400 --> 00:08:56,664
‫بازم که شروع کردی.

149
00:08:57,316 --> 00:08:58,266
.آه

150
00:08:58,291 --> 00:09:00,856
‫کلیشه‌ای، روزمره، پیش‌پاافتاده.

151
00:09:00,881 --> 00:09:01,935
‫چی؟

152
00:09:01,960 --> 00:09:05,335
‫خب، ببین، من و بازرس
.این نمایش تکراری رو صدها بار دیدیم

153
00:09:05,360 --> 00:09:06,497
‫هزاران بار.

154
00:09:06,522 --> 00:09:10,074
‫ اصلاً نمی‌دونی چقدر خسته‌کننده‌ست که
مجبور باشیم به همون جواب‌های تکراری

155
00:09:10,099 --> 00:09:13,814
.از مجرمای قدیمی کله‌خر گوش بدی
.انگار از دل یه نمایش موزیکال بیرون اومده

156
00:09:13,839 --> 00:09:16,881
‫دستت رو بنداز پایین، پسر شیطون.

157
00:09:16,906 --> 00:09:18,643
.فکر کنم دیگه مسخره‌بازی بسه

158
00:09:19,758 --> 00:09:23,155
.خب، این سوالیه که تو می‌پرسیدی
...که اگه از این نمی‌ترسیدی

159
00:09:23,635 --> 00:09:24,835
.که یه امتیاز دیگه ازت کم کنم

160
00:09:24,860 --> 00:09:27,831
‫چرا باید بخوام آقای هارکاپ بیچاره رو بکشم؟

161
00:09:28,213 --> 00:09:29,453
‫خب، چرا باید بخوام؟

162
00:09:29,478 --> 00:09:30,715
‫آزارم به یه مورچه هم نمیرسه.

163
00:09:31,084 --> 00:09:33,704
.من این کارو نکردم
.اما قصد داشتی بری داخل مغازه

164
00:09:42,560 --> 00:09:43,560
‫آره.

165
00:09:43,600 --> 00:09:46,946
‫بله، باشه. ‫رفتم اونجا تا باهاش
.حرف بزنم و منطقی حلش کنم

166
00:09:46,971 --> 00:09:48,797
‫من و مارولا یه بچه تو راه داریم.

167
00:09:48,822 --> 00:09:50,956
‫اوه، با این نیت مشخص رفتی که

168
00:09:50,981 --> 00:09:52,896
‫اون فیل یشمی رو بدزدی و جابجاش کنی؟

169
00:09:52,920 --> 00:09:54,275
‫این یه دروغ کثیفه.

170
00:09:54,300 --> 00:09:55,555
‫اوه، آفرین.

171
00:09:55,580 --> 00:09:57,100
‫خیلی وقته این یکی رو نشنیده بودم.

172
00:09:57,125 --> 00:09:58,591
‫هرچند باید آخرش یه قربان اضافه کنی.

173
00:09:58,616 --> 00:10:00,410
‫چی؟
‫این یه دروغ کثیفه، قربان.

174
00:10:00,435 --> 00:10:01,435
‫اینجوری تأثیرش بیشتره.

175
00:10:01,460 --> 00:10:03,257
‫ولی تو که پلیس نیستی، مگه نه؟

176
00:10:03,282 --> 00:10:05,120
.نه. نکته‌ی خوبیه

177
00:10:05,680 --> 00:10:06,680
‫ نیستم.

178
00:10:06,705 --> 00:10:07,705
.نیستیم

179
00:10:08,110 --> 00:10:10,544
‫ولی یه نامه مخصوص از طرف چرچیل دارم.

180
00:10:10,569 --> 00:10:11,603
‫خب که چی؟

181
00:10:11,628 --> 00:10:13,391
.نمی‌تونین ثابت کنین کار من بوده

182
00:10:13,416 --> 00:10:16,091
‫نه، ولی احتمالش خیلی زیاده.
اعتراف می‌کنی بعدش چی شد؟

183
00:10:17,566 --> 00:10:18,935
‫ بیرون مغازه منتظر موندم.

184
00:10:20,020 --> 00:10:23,215
‫می‌دونستم که داخل مغازه‌ست. ‫هیچوقت
.به جز دوشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها جایی نمیره

185
00:10:23,240 --> 00:10:25,091
.تو میخونه‌ی "بول" دومینو بازی می‌کنه

186
00:10:25,116 --> 00:10:27,656
‫تا بعد از ساعت 7:00 منتظر موندم،
.ولی هیچ خبری ازش نشد

187
00:10:27,680 --> 00:10:29,198
‫بعدش رفتی داخل آپارتمان؟

188
00:10:29,223 --> 00:10:30,650
‫خبری ازش نبود.

189
00:10:31,197 --> 00:10:32,954
‫ولی قبلش، اون زنه اومد بیرون.
‫کی؟

190
00:10:33,655 --> 00:10:34,754
‫نظافتچیه.

191
00:10:34,779 --> 00:10:35,946
‫خانم درِج.

192
00:10:37,039 --> 00:10:39,362
‫داشت از داروخونه میومد بیرون،
.مشکوک رفتار می‌زد

193
00:10:39,387 --> 00:10:40,675
‫تو از این چیزا خوب سر در میاری.

194
00:10:40,700 --> 00:10:42,152
‫یه چیزی تو پالتوش قایم کرده بود.

195
00:10:42,597 --> 00:10:44,303
‫همه تلاششو می‌کرد که مخفی‌ش کنه.

196
00:10:46,088 --> 00:10:47,816
‫معلومه که نذاشتم منو ببینه.

197
00:10:48,394 --> 00:10:49,582
‫کی این اتفاق افتاد؟

198
00:10:49,880 --> 00:10:51,105
‫حدود ساعت 6:00.

199
00:10:51,414 --> 00:10:52,569
‫ادامه بده.

200
00:10:54,004 --> 00:10:55,389
‫ یه نفر دیگه هم اومد.

201
00:10:55,414 --> 00:10:57,531
ولی کوچه‌ی شما هم انگار
خیلی شلوغ و پر رفت‌وآمده

202
00:10:57,556 --> 00:10:59,670
‫با چشم‌هایی که من دارم،
.نتونستم درست ببینمش

203
00:10:59,700 --> 00:11:01,096
‫اوه بله، در مورد اونم شنیدیم.

204
00:11:01,120 --> 00:11:02,400
‫ولی یه مرد بود.

205
00:11:04,119 --> 00:11:06,280
.فرقشون رو می‌فهمم، آقا

206
00:11:06,690 --> 00:11:08,496
.شهرتت زودتر از خودت میرسه

207
00:11:10,730 --> 00:11:12,319
‫ خودشو کاملاً پوشونده بود.

208
00:11:12,801 --> 00:11:13,801
‫شال‌گردن.

209
00:11:14,025 --> 00:11:15,025
‫پالتو.

210
00:11:17,080 --> 00:11:18,275
‫بعد از اینکه اون رفت،

211
00:11:18,978 --> 00:11:20,338
.رفتم تو آپارتمان

212
00:11:21,115 --> 00:11:23,135
‫در بسته بود ولی
.از باز کردن قفل سر در میارم

213
00:11:23,160 --> 00:11:25,813
خلاصه... رفتم تو

214
00:11:26,636 --> 00:11:27,820
.همون موقع پیداش کردم

215
00:11:30,893 --> 00:11:32,890
‫پدر مارولا...
.مثل سنگ بی‌حرکت افتاده بود

216
00:11:32,915 --> 00:11:35,387
‫پس، طبیعتاً،
.فکر کردی باید به پلیس زنگ بزنی

217
00:11:35,940 --> 00:11:38,515
‫خب، این کار خیلی عاقلانه‌ای نبود، نه؟

218
00:11:39,584 --> 00:11:41,040
‫تقریباً داشتم فلنگ رو می‌بستم.

219
00:11:41,578 --> 00:11:43,258
‫و بعد یاد اون وسیله‌های تزئینی افتادم.

220
00:11:44,895 --> 00:11:46,085
‫اون مجسمه‌های یشمی.

221
00:11:47,137 --> 00:11:49,640
‫یه ماه پیش، بهم گفته بود
...که چقدر باارزشه، خب

222
00:11:51,562 --> 00:11:53,534
‫فکر کردم کسی جای خالی
یکیشون رو حس نمی‌کنه، نه؟

223
00:11:53,560 --> 00:11:55,611
افسوس برای تو که
.قضیه دقیقاً اینطوری نبود

224
00:11:56,960 --> 00:11:58,575
.ست شطرنج کوچیکم همراهم بود

225
00:12:03,800 --> 00:12:05,109
‫واسه همین یکیشون رو عوض کردم.

226
00:12:06,426 --> 00:12:09,025
‫بعدش قسم می‌خورم یه راست رفتم خونه.

227
00:12:09,620 --> 00:12:11,947
‫من هرگز هارکاپ رو نکشتم.
‫حتی بهش دست هم نزدم.

228
00:12:11,972 --> 00:12:13,141
‫وقتی رسیدم مرده بود.

229
00:12:13,166 --> 00:12:15,920
‫باشه، پسر.
.شاید داری راست میگی، شایدم نه

230
00:12:15,945 --> 00:12:18,297
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم،
،اگه دروغ میگی

231
00:12:18,322 --> 00:12:20,633
اگه فکر می‌کنی
می‌تونی اسکاتلندیارد رو دست بندازی

232
00:12:20,658 --> 00:12:25,120
‫چنان بلایی سرت میارم که
.تا کریسمس چشمت جایی رو نبینه

233
00:12:26,216 --> 00:12:28,087
.هر چی قانونه رو سرت خراب می‌کنم

234
00:12:29,596 --> 00:12:30,920
‫بازرس.

235
00:12:37,020 --> 00:12:38,407
‫حرفشو باور کنیم؟

236
00:12:38,432 --> 00:12:40,402
.یه روده راست تو شکمش نیست

237
00:12:41,021 --> 00:12:42,666
یعنی اون ‫قاتله؟

238
00:12:45,051 --> 00:12:46,345
‫باید فکر کنم.

239
00:12:47,642 --> 00:12:49,058
وقت داری تو صف وایسی؟

240
00:12:50,585 --> 00:12:52,312
.می‌خوام خوراک کاسرول درست کنم

241
00:13:06,435 --> 00:13:08,268
.باید جلوی ناله و زاریش رو بگیریم عزیزم

242
00:13:08,293 --> 00:13:10,172
.خواب دیدی خیر باشه

243
00:13:15,733 --> 00:13:17,403
...یالا انید، بجنب دیگه

244
00:13:17,428 --> 00:13:19,513
.خودش که کادوپیچ نمی‌شه

245
00:13:19,920 --> 00:13:20,920
.تازه‌کاره

246
00:13:22,220 --> 00:13:23,388
‫این خانوم جدیده.

247
00:13:29,085 --> 00:13:31,785
!برو کنار دیگه
.کل روز علاف‌مون کردی

248
00:13:32,964 --> 00:13:33,964
‫چیه؟

249
00:13:33,989 --> 00:13:35,235
‫داری نگاه می‌کنی؟

250
00:13:36,105 --> 00:13:39,445
‫از رو، از رو، از زیر، از زیر.

251
00:13:39,961 --> 00:13:41,208
.بفرما
‫ممنونم.

252
00:13:41,234 --> 00:13:42,234
‫خداحافظ.

253
00:13:44,025 --> 00:13:45,744
.بیا تو ببینم، منتظر شماییم

254
00:13:48,609 --> 00:13:50,352
.این آدمو گیاه‌خوار می‌کنه

255
00:13:51,463 --> 00:13:54,047
نه بابا، گربه‌مون اون شب
...یه کبوتر آورده بود خونه

256
00:13:55,390 --> 00:13:56,390
‫و...؟

257
00:13:56,900 --> 00:13:58,965
‫خب، خانم بلیس به‌شدت وسوسه شده بود.

258
00:13:59,525 --> 00:14:01,407
‫ تو جنگ کلی کبوتر می‌خوردیم.

259
00:14:01,432 --> 00:14:03,072
‫یه ذره گوشت کبوتر که اشکالی نداره.

260
00:14:03,097 --> 00:14:04,189
‫آره.

261
00:14:04,214 --> 00:14:06,331
‫می‌دونم، ولی حالا دیگه
.همه‌چی تموم شده

262
00:14:06,910 --> 00:14:08,800
‫باید سطح توقع‌مون رو
یکم ببریم بالاتر، نه؟

263
00:14:08,825 --> 00:14:13,201
‫همه‌مون تو لجنزاریم، ولی بعضی‌هامون
.داریم به سارها نگاه می‌کنیم

264
00:14:15,608 --> 00:14:16,885
‫خب، لعنت به این وضع.

265
00:14:16,910 --> 00:14:17,910
‫باشه.

266
00:14:17,935 --> 00:14:19,086
‫ببخشید.

267
00:14:19,111 --> 00:14:21,360
‫کار پلیسی داریم، برید کنار. کار پلیسی.

268
00:14:21,385 --> 00:14:23,345
‫کار پلیسی، ممنونم، ممنونم.

269
00:14:23,370 --> 00:14:24,430
‫ببخشید، ببخشید خانم.

270
00:14:24,455 --> 00:14:25,685
‫کار پلیسی، خیلی ممنونم.

271
00:14:25,728 --> 00:14:26,445
‫اوه!

272
00:14:26,470 --> 00:14:28,174
‫مثل بقیه منتظر نوبتت بمون.

273
00:14:28,199 --> 00:14:30,479
‫اوه، ببخشید خانم،
.فوریه، ببخشید

274
00:14:30,509 --> 00:14:31,509
،اوه خانوم

275
00:14:31,534 --> 00:14:34,631
ببخشید، ‫میشه ازتون بخوام
لطفاً چند لحظه برید بیرون؟

276
00:14:35,329 --> 00:14:36,620
‫کار فوری پلیسه.

277
00:14:39,249 --> 00:14:41,350
‫عصربخیر، اریک.
‫اوه، سلام قربان.

278
00:14:41,932 --> 00:14:43,987
‫خب، گوشت خورشتی.

279
00:14:44,353 --> 00:14:45,745
‫براتون کنار گذاشتم، قربان.

280
00:14:45,770 --> 00:14:47,558
‫ بین مردا مثل یه شاهزاده می‌مونی.

281
00:14:48,410 --> 00:14:49,410
‫اوه.

282
00:14:50,000 --> 00:14:51,818
‫یه چیزی درست همونجاست، هوم؟

283
00:14:52,682 --> 00:14:53,682
‫اوه.

284
00:14:53,707 --> 00:14:54,825
‫ببخشید.

285
00:14:54,850 --> 00:14:55,850
‫پودر تخم‌مرغه.

286
00:14:55,875 --> 00:14:57,176
‫صبحونه رو با عجله خوردم.

287
00:14:58,145 --> 00:14:59,145
‫شیلا چطوره؟

288
00:14:59,170 --> 00:15:00,174
‫خوبه، قربان.

289
00:15:00,199 --> 00:15:00,905
‫خوبه.

290
00:15:00,930 --> 00:15:02,345
‫با ماشین رفته شفیلد.

291
00:15:02,370 --> 00:15:03,741
‫ عالیه.
.دیدن خانواده

292
00:15:03,766 --> 00:15:04,766
.بله

293
00:15:06,199 --> 00:15:08,025
.قضیه‌ی جورج هارکاپ وحشتناک بود

294
00:15:08,970 --> 00:15:10,177
‫ماجرای غم‌انگیزیه.

295
00:15:10,495 --> 00:15:11,592
‫اوه، بله.

296
00:15:11,617 --> 00:15:14,397
شرط می‌بندم اون بیس‌هارتِ پیر
.هیچ اشکی براش نریزه

297
00:15:14,830 --> 00:15:15,830
‫ها؟

298
00:15:15,855 --> 00:15:17,192
‫هیچوقت با هم کنار نمیومدن.

299
00:15:17,645 --> 00:15:19,854
‫وقتی تو دوران بمباران‌ها مسئول پناهگاه بود،

300
00:15:20,262 --> 00:15:22,329
.هارکاپ خیلی به قوانین پایبند بود

301
00:15:22,588 --> 00:15:25,096
‫همیشه به آقای بیس‌هارت
.به خاطر سهل‌انگاری گیر میداد

302
00:15:25,490 --> 00:15:27,880
.پرده‌ی خاموشی، نوری که بیرون می‌زد
.از این جور چیزا

303
00:15:29,690 --> 00:15:30,777
‫بله دیگه.

304
00:15:32,290 --> 00:15:33,290
‫خب پس.

305
00:15:33,315 --> 00:15:35,485
‫در مورد قتل‌ها به کجا رسیدیم؟

306
00:15:35,510 --> 00:15:36,510
‫قتل‌ها؟

307
00:15:36,550 --> 00:15:38,017
‫تا جایی که می‌دونم فقط یه قتل بوده.

308
00:15:38,350 --> 00:15:39,493
‫اوه، بله.

309
00:15:40,490 --> 00:15:44,622
‫خب، خانم درِج، اون داروساز رو
،حدود ساعت 6 عصر دیده

310
00:15:44,647 --> 00:15:46,341
.خب در این مورد فقظ حرف خودشو داریم

311
00:15:46,366 --> 00:15:47,890
‫بله.
میای اینجا؟

312
00:15:48,329 --> 00:15:51,600
‫ولی میکی هال گفت که دیده اون زن
حدودا همون موقع از مغازه خارج شده

313
00:15:51,625 --> 00:15:54,629
‫و یه چیزی رو
.توی پالتوش قایم کرده بوده

314
00:15:54,654 --> 00:15:55,928
و انگیزه‌ی قوی‌ای هم داره

315
00:15:55,953 --> 00:15:57,709
‫حالا که می‌دونیم همه‌چیز بهش ارث میرسه.

316
00:15:57,734 --> 00:15:58,849
.آها

317
00:15:58,873 --> 00:16:03,535
‫خب، طبق گفته دکتر کولتر،
،هارکاپ ظاهراً بین ساعت 6 تا 10 مرده

318
00:16:04,192 --> 00:16:07,246
‫تو اون چهار ساعت
.کلی اتفاق می‌تونسته بیفته

319
00:16:07,270 --> 00:16:11,952
‫خب، فرض اینه که قاتل بهش سر زده
.و هیچ اثری از ورود به زور نیست

320
00:16:12,765 --> 00:16:14,085
‫پس هارکاپ اونا رو می‌شناخته؟

321
00:16:14,110 --> 00:16:14,913
‫احتمالاً.

322
00:16:14,938 --> 00:16:16,573
‫قبلاً هم بهت گفتم.

323
00:16:16,598 --> 00:16:18,245
.به حرفم گوش کنین، آقای هارکاپ، لطفاً

324
00:16:18,270 --> 00:16:19,591
‫موضوع راجع به مارولاست.

325
00:16:21,016 --> 00:16:22,954
‫فکر کنم... بهتره بیای تو.

326
00:16:23,949 --> 00:16:26,083
‫پس، راهش داده تو.

327
00:16:27,110 --> 00:16:29,138
‫یکم با هم خوش و بش کردن.

328
00:16:31,935 --> 00:16:35,452
قاتل شروع می‌کنه به ریختن
.اسید پروسیک تو حلقش

329
00:16:39,179 --> 00:16:40,527
.هارکاپ می‌میره

330
00:16:40,552 --> 00:16:42,433
‫باید بگم که واقعاً همینطوره.

331
00:16:44,013 --> 00:16:46,145
‫ولی چرا فقط یه تیکه رو برداشته؟

332
00:16:46,170 --> 00:16:48,090
خب، چرا همه‌ش رو برنداشته؟

333
00:16:49,090 --> 00:16:53,571
‫اونوقت شبیه دزدی میشد، ولی می‌خواسته
.صحنه رو شبیه خودکشی جلوه بده

334
00:16:54,110 --> 00:16:55,347
‫بفرمایید قربان.

335
00:16:55,372 --> 00:16:56,725
‫اوه، خدا خیرت بده، اریک.

336
00:16:56,750 --> 00:16:58,298
‫اوه، امم، اینم برای سگ‌تون.

337
00:16:58,679 --> 00:17:00,321
.هوای سگتون رو دارم

338
00:17:00,876 --> 00:17:02,025
می‌خواین بسته‌بندیش کنم؟

339
00:17:02,050 --> 00:17:03,459
‫نه، نه، نه.
‫ بدش نمیاد.

340
00:17:03,484 --> 00:17:04,433
‫ممنونم.

341
00:17:04,458 --> 00:17:05,305
‫خدانگهدار.

342
00:17:05,330 --> 00:17:06,608
‫روز خوبی داشته باشین، آقایون.

343
00:17:06,633 --> 00:17:07,633
‫خداحافظ.

344
00:17:12,817 --> 00:17:14,317
‫هو-هو، بِریل.

345
00:17:14,342 --> 00:17:15,365
.سلام

346
00:17:15,610 --> 00:17:17,739
‫خانم درِج هم انگیزه داره و هم فرصت.

347
00:17:17,764 --> 00:17:20,151
‫میکی هال هم، انگیزه و فرصت.

348
00:17:20,790 --> 00:17:21,929
‫مارولا چی؟

349
00:17:21,954 --> 00:17:24,447
.میکی می‌گه اون غریبه‌ی پالتو‌پوش یه مَرده

350
00:17:24,472 --> 00:17:25,705
‫معلومه که همینو میگه،

351
00:17:25,730 --> 00:17:27,253
.اگه با هم دستشون تو یه کاسه باشه چی

352
00:17:29,489 --> 00:17:32,129
‫می‌دونستن که هارکاپ
قراره از ارث محرومشون کنه؟

353
00:17:34,970 --> 00:17:36,086
‫سلام، جک.

354
00:17:36,111 --> 00:17:37,111
‫قربان.

355
00:17:38,626 --> 00:17:39,826
‫برای تو نیست.

356
00:17:47,428 --> 00:17:48,559
چیکار کردی؟

357
00:17:49,351 --> 00:17:50,497
‫اوه، مرتبش کردم.

358
00:17:52,040 --> 00:17:53,040
‫مرتبش کردی.

359
00:17:53,490 --> 00:17:54,626
‫اوه، خدای من.

360
00:17:55,576 --> 00:17:57,358
‫خب، گفتین همه چی فهرست‌بندی بشه.

361
00:17:57,383 --> 00:17:58,383
‫برای همین...

362
00:17:58,967 --> 00:18:00,725
‫باید اونا رو به ترتیب درستی می‌ذاشتم.

363
00:18:00,750 --> 00:18:02,847
‫تا حالا فقط این قفسه‌ها رو انجام دادی.

364
00:18:02,872 --> 00:18:04,071
‫آره، ببخشید.

365
00:18:04,096 --> 00:18:05,432
‫می‌دونین که زمان میبره.

366
00:18:05,457 --> 00:18:06,457
‫ای خدا.

367
00:18:06,482 --> 00:18:07,743
‫همه‌ش رو برگردون سر جاش.

368
00:18:07,768 --> 00:18:08,565
‫ها؟

369
00:18:08,590 --> 00:18:10,485
‫همه‌ش رو برگردون، دقیقاً همونطور که بود.

370
00:18:10,510 --> 00:18:12,030
‫بهت گفتم که سیستم خودمو دارم.

371
00:18:12,055 --> 00:18:12,875
‫شما گفتین که...

372
00:18:12,900 --> 00:18:14,925
‫گفتم فهرستش کن،
.نه اینکه بهش بی‌حرمتی کنی

373
00:18:15,671 --> 00:18:16,671
‫ای خدا.

374
00:18:17,244 --> 00:18:18,244
.بوک

375
00:18:21,589 --> 00:18:22,702
.ببخشید

376
00:18:24,031 --> 00:18:26,007
هر چی کمتر حرفشو بزنیم
.زودتر فراموش می‌شه

377
00:18:31,997 --> 00:18:33,835
‫فکر کنم یه کار درست هم انجام دادم.

378
00:18:35,695 --> 00:18:36,695
‫چیزی پیدا کردی؟

379
00:18:36,720 --> 00:18:38,106
‫آره، پیدا کردم.

380
00:18:39,850 --> 00:18:41,746
.به تازگی تمیز شده

381
00:18:43,200 --> 00:18:44,526
این ته‌مونده‌ای که می‌بینین

382
00:18:45,740 --> 00:18:47,220
.بقایای جلادهنده‌ی نقره‌ست

383
00:18:47,245 --> 00:18:48,245
‫یعنی چی؟

384
00:18:48,506 --> 00:18:50,520
‫یعنی اینکه اخیراً افتاده تو خاک.

385
00:18:51,200 --> 00:18:52,431
‫احتمالاً از دست کسی افتاده.

386
00:18:54,311 --> 00:18:56,754
‫یا... یه چیز خیلی شوم‌تر.

387
00:18:57,747 --> 00:18:59,037
‫منظورت چیه؟

388
00:18:59,062 --> 00:19:01,768
‫سال 1665، سال طاعون.

389
00:19:01,793 --> 00:19:03,592
.‫سال طاعون خیلی مشخصه

390
00:19:04,124 --> 00:19:05,464
‫نه یکی دو سال قبلش.

391
00:19:05,489 --> 00:19:06,570
،بازرس

392
00:19:08,203 --> 00:19:09,466
‫بیش از حد جوره.

393
00:19:09,491 --> 00:19:10,669
‫به طرز وحشتناکی.

394
00:19:11,001 --> 00:19:14,040
برای قایم کردن یه درخت
.‫کجا بهتر از یه جنگل

395
00:19:14,250 --> 00:19:20,341
‫11 اسکلت تو گودال طاعون از قرن 17
.و اسکلت دوازدهم سال 1946

396
00:19:20,366 --> 00:19:22,070
‫اوه، لعنتی.

397
00:19:23,033 --> 00:19:25,793
‫قبلاً گفتی، قتل‌ها، به صورت جمع.

398
00:19:25,818 --> 00:19:26,818
‫بله.

399
00:19:27,755 --> 00:19:28,861
‫به هم مرتبطن.

400
00:19:28,886 --> 00:19:30,215
.‫بله، فکر کنم همینطوره

401
00:19:30,240 --> 00:19:31,465
‫شاگرد اول کلاس شدی، جک.

402
00:19:31,490 --> 00:19:33,890
‫واقعاً، باید امروز بعد از ظهر رو
.بهت مرخصی بدم بری میخونه

403
00:19:34,408 --> 00:19:35,580
‫و همین کارو هم می‌کنم.

404
00:19:35,605 --> 00:19:37,207
"دقیق‌تر بگم، میخونه‌ی "بول

405
00:19:37,232 --> 00:19:39,370
‫همونجایی که مرحوم هارکاپ
.دومینو بازی می‌کرد

406
00:19:39,395 --> 00:19:40,424
‫نورا رو با خودت ببر.

407
00:19:40,449 --> 00:19:41,485
‫نورا؟

408
00:19:41,510 --> 00:19:42,785
‫فکر کنم قبلاً دیدیش.

409
00:19:42,810 --> 00:19:44,417
‫اون تو این جور کارها خوبه.

410
00:19:45,356 --> 00:19:46,919
‫می‌تونی چیزای زیادی یاد بگیری.

411
00:19:52,881 --> 00:19:53,881
.آه

412
00:19:53,906 --> 00:19:55,279
"سودسوزآور"

413
00:19:55,303 --> 00:19:56,303
چیزی پیدا کردی؟

414
00:19:56,920 --> 00:19:57,920
.خیلی چیزا

415
00:20:01,380 --> 00:20:02,524
‫این چیه؟

416
00:20:02,549 --> 00:20:05,016
‫یه لیست از آدرس‌ها
.و یه سوال خیلی مشخص

417
00:20:05,041 --> 00:20:07,539
‫یه دنیا ممنون میشم اگه
.برام یه سر به این آدرسا بزنی

418
00:20:08,710 --> 00:20:09,760
.خیلی‌خب

419
00:20:09,785 --> 00:20:11,080
‫به شرطی که امشب آشپزی کنی.

420
00:20:11,105 --> 00:20:12,595
.‫باشه، کاسرول درست می‌کنم

421
00:20:12,620 --> 00:20:14,068
‫اوه، خوراک کاسرول.

422
00:21:20,721 --> 00:21:22,061
‫این خیلی غیرعادیه.

423
00:21:22,086 --> 00:21:23,640
‫بچه، اونم تو این محوطه.

424
00:21:24,320 --> 00:21:25,657
‫من بچه نیستم.

425
00:21:25,682 --> 00:21:27,000
.ولی شبیه بچه‌هایی

426
00:21:27,025 --> 00:21:29,382
‫ظاهر می‌تونه خیلی گول‌زننده باشه.

427
00:21:30,230 --> 00:21:32,453
.اگه نگرانیت اینه، منم یه نوشیدنی می‌خورم

428
00:21:32,680 --> 00:21:34,023
.اینطوری که بدتر می‌شه

429
00:21:34,377 --> 00:21:35,622
.اون یه لیموناد می‌خوره

430
00:21:35,647 --> 00:21:36,768
اوه، چی؟

431
00:21:37,183 --> 00:21:38,183
...و

432
00:21:38,713 --> 00:21:40,215
.‫منم یه بطری آبجوی ملایم می‌خوام، لطفاً

433
00:21:40,240 --> 00:21:41,240
‫باشه.

434
00:21:41,944 --> 00:21:43,113
‫ممنون.

435
00:21:45,215 --> 00:21:46,275
‫تو باید حساب کنی.

436
00:21:46,300 --> 00:21:48,022
‫چی؟
‫ هیچ پولی ندارم.

437
00:21:48,047 --> 00:21:49,096
...حالا

438
00:21:50,009 --> 00:21:51,183
.اوه، نه. از آقای بوک بخواه

439
00:21:51,208 --> 00:21:52,801
‫از حقوقت بهت مساعده میده.

440
00:21:58,428 --> 00:21:59,428
‫بفرمایید.

441
00:21:59,911 --> 00:22:01,747
‫ممنون.
‫بقیه‌ش مال خودت.

442
00:22:05,507 --> 00:22:07,586
‫داشتین می‌گفتین، در مورد آقای هارکاپ.

443
00:22:08,330 --> 00:22:09,435
‫درسته، پسر.

444
00:22:09,460 --> 00:22:11,490
‫هر دوشنبه و پنجشنبه.

445
00:22:11,515 --> 00:22:12,974
‫درست همونجا می‌نشست.

446
00:22:13,754 --> 00:22:15,561
‫آره، با آقای «ول‌بیلاود» قصاب.

447
00:22:15,586 --> 00:22:17,904
‫آقای بیس‌هارت، مسئول پناهگاه.

448
00:22:18,266 --> 00:22:19,928
‫خانم ایکرز از سمساری.

449
00:22:20,280 --> 00:22:21,748
‫آقای کولن خیاط.

450
00:22:21,773 --> 00:22:23,490
‫مثل یه خانواده خوشبخت.

451
00:22:25,190 --> 00:22:26,588
‫آقای تووی از کفاشی.

452
00:22:26,613 --> 00:22:27,613
‫آقای هارکاپ.

453
00:22:27,638 --> 00:22:29,232
‫اوه، خدا بیامرزدش.

454
00:22:29,860 --> 00:22:30,961
‫آره.

455
00:22:33,178 --> 00:22:35,165
‫پس با پلیس‌ها کار می‌کنین؟

456
00:22:39,920 --> 00:22:41,520
‫یه جورایی میشه گفت.

457
00:22:41,974 --> 00:22:43,353
‫یعنی، من مشکلی ندارم.

458
00:22:43,378 --> 00:22:46,145
‫می‌دونین، خودم قدیما تو نیروی پلیس بودم.

459
00:22:47,293 --> 00:22:48,980
‫آه، هارکاپ پیر بیچاره.

460
00:22:49,662 --> 00:22:51,082
..‫بهش نمیومد از اون آدما باشه.

461
00:22:51,401 --> 00:22:53,160
‫ که بخواد خودشو بکشه.

462
00:22:53,185 --> 00:22:54,981
‫مگه هیچوقت بهش میاد؟

463
00:22:55,360 --> 00:22:56,422
‫می‌دونم.

464
00:22:56,447 --> 00:22:57,887
‫یادمه یه معلم داشتیم.

465
00:22:57,912 --> 00:23:00,196
‫خیلی زن سرزنده‌ای بود، ولی یه بار
.خودشو تو سد غرق کرد

466
00:23:00,221 --> 00:23:02,625
‫آخرین باری که دیدینش کِی بود؟

467
00:23:03,464 --> 00:23:04,823
‫خب، قضیه همینه.

468
00:23:05,472 --> 00:23:07,703
‫ آقای هارکاپ رو درست روز قبلش دیدم.

469
00:23:07,728 --> 00:23:08,575
‫اوه.

470
00:23:08,600 --> 00:23:10,981
‫آره، رفتارش خیلی عجیب بود.

471
00:23:11,473 --> 00:23:14,070
‫آره، وسط روز یهو اومد اینجا.

472
00:23:14,614 --> 00:23:17,075
‫اون آدم خیلی منظمی بود.

473
00:23:17,672 --> 00:23:19,744
‫برای همین یکم عجیب به نظر میرسید.

474
00:23:20,572 --> 00:23:22,520
‫به نظر میرسید فکرش خیلی مشغوله.

475
00:23:23,481 --> 00:23:25,457
‫گفت که یه رازی رو پیش خودش نگه داشته.

476
00:23:25,903 --> 00:23:27,560
‫معلوم بود که داشت اذیتش می‌کرد.

477
00:23:27,808 --> 00:23:29,320
‫از زیر زبونش کشیدی؟

478
00:23:29,345 --> 00:23:30,513
‫رازه رو میگم.

479
00:23:30,931 --> 00:23:32,033
‫آه، اولش نه.

480
00:23:32,058 --> 00:23:32,855
‫نه.

481
00:23:32,880 --> 00:23:34,736
‫اون گفت، ارزشش از جونم بیشتره.

482
00:23:34,761 --> 00:23:35,761
‫همینو گفت.

483
00:23:36,076 --> 00:23:37,394
‫عین کلمات خودش، پسرم.

484
00:23:38,120 --> 00:23:39,391
‫و روز بعدش.

485
00:23:40,651 --> 00:23:41,651
‫مُرد.

486
00:23:44,185 --> 00:23:47,246
‫اون... امم... بیشتر توضیح داد؟

487
00:23:47,600 --> 00:23:48,600
‫آره، پسرم.

488
00:23:48,625 --> 00:23:50,472
‫بالاخره توضیح داد.

489
00:23:52,221 --> 00:23:55,576
‫خب، آقای هارکاپ
.شهروند خیلی محترمی بود

490
00:23:56,445 --> 00:24:03,015
‫می‌بینی، اون شک کرده بود که یکی از
.رفقاش داره تو بازی اسپاتیز تقلب می‌کنه

491
00:24:04,161 --> 00:24:05,370
اسپاتیز؟

492
00:24:06,074 --> 00:24:07,269
.اسپاتیز

493
00:24:09,604 --> 00:24:10,711
‫دومینو؟

494
00:24:24,983 --> 00:24:26,213
‫ازش خوشم نمیاد.

495
00:24:27,244 --> 00:24:28,489
‫خب، انگار بی‌فایده‌ست.

496
00:24:29,995 --> 00:24:31,419
‫از چیزی که بهش عادت داری بهتره.

497
00:24:31,943 --> 00:24:33,011
‫اوه، آره.

498
00:24:33,677 --> 00:24:35,102
‫خب، داشتین می‌گفتین...

499
00:24:36,148 --> 00:24:37,221
تب مخملک؟

500
00:24:38,320 --> 00:24:40,408
‫خب، آره، همون بود که ما رو کنار هم آورد.

501
00:24:42,130 --> 00:24:45,075
‫ما تو بخش تب مخملک با هم آشنا شدیم،
وقتی که هر دومون، چی بودیم؟

502
00:24:45,474 --> 00:24:46,500
‫دوازده ساله؟

503
00:24:47,235 --> 00:24:48,445
‫ خب، چیه؟

504
00:24:49,650 --> 00:24:51,370
‫از همون اول عاشق هم شدین؟

505
00:24:52,224 --> 00:24:55,142
‫امم، نه، دقیقاً اونجوری نبود.

506
00:24:59,022 --> 00:25:00,206
‫روز پرباری بود.

507
00:25:01,560 --> 00:25:02,688
‫اوه، مطمئن نیستم.

508
00:25:03,287 --> 00:25:04,711
‫حسابی گند زدم.

509
00:25:05,150 --> 00:25:06,150
‫اوه.

510
00:25:06,486 --> 00:25:08,626
‫سعی کردم قفسه‌های
.کتاب آقای بوک رو مرتب کنم

511
00:25:09,942 --> 00:25:12,422
‫یعنی، فکر نکنم
...آسیب زیادی زده باشم، ولی

512
00:25:13,330 --> 00:25:16,839
‫بعدش هم با نورا بیرون بودم
.و کارآگاه‌بازی می‌کردیم

513
00:25:17,466 --> 00:25:19,506
‫خب، معلومه که
.بهت ساخته و رنگ و روت باز شده

514
00:25:21,130 --> 00:25:22,288
‫خب، ادامه بده.

515
00:25:23,722 --> 00:25:25,885
‫اگه از همون اول عاشق هم نشدین،

516
00:25:26,712 --> 00:25:27,832
پس کی فهمیدین؟

517
00:25:30,503 --> 00:25:33,015
‫منو ببخش، عزیزم، ولی باید
همدیگه رو خیلی بهتر بشناسیم

518
00:25:33,040 --> 00:25:36,097
‫تا بتونیم چنین رازهایی رو
.با هم در میون بذاریم

519
00:25:36,122 --> 00:25:37,745
‫اوه، ببخشید.
‫خیلی متأسفم.

520
00:25:37,770 --> 00:25:39,556
‫نه، اصلاً. ‫
،نمی‌خواستم پامو از گلیمم درازتر کنم

521
00:25:39,581 --> 00:25:40,807
نه اصلاً ‫این کارو نکردی.

522
00:25:42,115 --> 00:25:44,399
‫خیلی امیدوارم که
.دوستای صمیمی بشیم، جک

523
00:25:46,063 --> 00:25:47,511
‫موضوع پیچیده‌ایه.

524
00:25:48,604 --> 00:25:49,604
‫همین.

525
00:25:52,500 --> 00:25:54,510
‫من و بوک
.سال‌ها از هم جدا نمی‌شدیم

526
00:25:55,821 --> 00:25:56,968
‫بعد...

527
00:25:58,710 --> 00:26:00,072
.زندگی اومد وسط

528
00:26:05,541 --> 00:26:07,663
عشق خبر نمی‌کنه
مگه اینو نمی‌گن؟

529
00:26:15,453 --> 00:26:17,235
یه فندک تو جیب‌تون پیدا نمی‌شه؟

530
00:26:17,260 --> 00:26:18,338
‫ببخشید، من...

531
00:26:20,435 --> 00:26:21,586
‫سیگار نمی‌کشم.

532
00:26:24,241 --> 00:26:25,241
‫حتماً.

533
00:27:01,031 --> 00:27:04,706
آیا رابطه‌ی شما و کارفرماتون
چیزی بیشتر از رسمی بود؟

534
00:27:04,731 --> 00:27:06,731
.از این سوالتون ناراحت شدم، بازرس

535
00:27:06,756 --> 00:27:07,756
‫با این وجود.

536
00:27:09,363 --> 00:27:11,486
‫انکار نمی‌کنم که
...یه درجه‌ای از علاقه بین

537
00:27:13,406 --> 00:27:15,935
.جورج، بین آقای هارکاپ و خودم وجود داشت

538
00:27:16,960 --> 00:27:19,447
‫وقتی این همه سال
...برای کسی کار می‌کنین

539
00:27:19,471 --> 00:27:21,917
‫ نکته منم همینه، خانم درِج.
این تنها کاری بود که می‌کردین؟

540
00:27:21,942 --> 00:27:25,571
‫چیزی که دوست من سعی می‌کنه بگه...
.کاملاً می‌دونم که چی می‌خواد بگه

541
00:27:25,596 --> 00:27:29,416
‫چیزی که سعی می‌کنه روشن کنه
... اینه که آیا این علاقه شکل

542
00:27:29,910 --> 00:27:31,407
‫ملموس‌تری به خودش گرفته یا نه.

543
00:27:32,006 --> 00:27:33,760
‫خب، این چه ربطی به شما داره؟

544
00:27:33,785 --> 00:27:36,616
‫خب، واقعیت اینه، خانم درِج،
.که حقایق جدیدی روشن شده

545
00:27:36,641 --> 00:27:38,557
.‫آقای هارکاپ همه‌چیز رو به شما داده

546
00:27:40,656 --> 00:27:42,411
،مغازه، سرقفلی‌ش، کل املاک

547
00:27:42,621 --> 00:27:43,621
‫همه‌ش مال شماست.

548
00:27:45,270 --> 00:27:46,270
‫هرگز.

549
00:27:47,850 --> 00:27:49,300
‫اصلاً انتظار اینو نداشتم.

550
00:27:50,150 --> 00:27:51,150
‫همه‌چیز.

551
00:27:53,140 --> 00:27:55,327
‫پسرتون خونه‌ست، خانم درِج؟

552
00:27:55,887 --> 00:27:58,239
‫ هنوز طبقه بالا تو رختخوابشه.

553
00:27:59,378 --> 00:28:00,572
دیر از خواب پا میشه؟

554
00:28:01,310 --> 00:28:02,448
‫یه قهرمان جنگه.

555
00:28:02,951 --> 00:28:05,336
‫هواپیمای ولینگتونش
.سال 44 روی هلند سقوط کرد

556
00:28:06,466 --> 00:28:07,466
‫متأسفم.

557
00:28:07,491 --> 00:28:08,662
‫جای تأسف نداره.

558
00:28:08,687 --> 00:28:09,960
‫اون زنده موند، مگه نه؟

559
00:28:10,841 --> 00:28:13,370
‫با توجه به اینکه باور نداریم
...آقای هارکاپ خودکشی کرده باشه

560
00:28:13,395 --> 00:28:16,051
‫می‌تونین بفهمین که چرا شما رو
.تو موقعیت خیلی سختی قرار میده

561
00:28:18,385 --> 00:28:20,145
.شما که فکر نمی‌کنین من کشتمش

562
00:28:20,170 --> 00:28:23,690
‫واقعیت اینه که تو موقعیت خیلی
.بدی هستین، خانم درِج

563
00:28:23,715 --> 00:28:25,902
‫وصیت‌نامه‌ی جدید به درستی
.امضا و تایید شده

564
00:28:26,330 --> 00:28:27,890
‫خب، من چیزی در این مورد نمی‌دونم.

565
00:28:27,915 --> 00:28:29,313
‫ولی می‌تونستین بدونین.

566
00:28:29,338 --> 00:28:32,167
‫ممکنه موقع تمیزکاری
.یه پیش‌نویس پیدا کرده باشین

567
00:28:32,191 --> 00:28:34,361
‫و تصمیم گرفته باشین
.یکم به کارها سرعت بدین

568
00:28:34,386 --> 00:28:35,949
‫با کشتن آقای هارکاپ؟

569
00:28:35,974 --> 00:28:36,974
‫بله.

570
00:28:37,850 --> 00:28:38,850
‫دیوونگیه.

571
00:28:39,003 --> 00:28:42,083
‫نه، کار دختره‌ست، باید باهاش
.حرف بزنین، با مارولا و اون پسره

572
00:28:42,108 --> 00:28:43,576
‫میکی هال، دستگیرش کردین؟

573
00:28:43,601 --> 00:28:45,776
‫ دارن تو تحقیقات بهمون کمک می‌کنن.

574
00:28:45,801 --> 00:28:47,000
‫اوه، خب، خوبه.

575
00:28:47,025 --> 00:28:48,352
‫این خودش یه چیزیه پس.

576
00:28:48,377 --> 00:28:50,240
‫در واقع، آقای هال خیلی کمک‌ کرد.

577
00:28:51,249 --> 00:28:52,105
‫جدی؟

578
00:28:52,130 --> 00:28:53,130
‫بله.

579
00:28:53,865 --> 00:28:55,903
‫آره، خیلی کمک کرد.
‫در واقع، اون بهمون گفت...

580
00:28:56,193 --> 00:28:58,662
‫که شما رو شب قتل
.در حال خروج از داروخونه دیده

581
00:28:58,687 --> 00:29:01,462
‫این که چیز مرموزی نیست.
‫بهتون گفتم دیدمش.

582
00:29:01,487 --> 00:29:03,960
‫در حال خروج و در حالی که
.تلاش‌ می‌کردین چیزی رو مخفی کنین

583
00:29:05,021 --> 00:29:06,281
‫بانداژها...

584
00:29:06,306 --> 00:29:07,723
‫بهتون گفتم برای اِلفی بود.

585
00:29:07,748 --> 00:29:09,923
‫داشتم سعی می‌کردم قایمش کنم.

586
00:29:09,948 --> 00:29:11,826
‫پسرتون یه پاش رو از دست داده، مگه نه؟

587
00:29:14,305 --> 00:29:15,685
...چ... چطور

588
00:29:15,710 --> 00:29:19,257
‫یکیشون کهنه و چروک خورده،
.اون یکی کاملاً صاف

589
00:29:19,705 --> 00:29:23,648
‫پای مصنوعیش باید به توجه دائم
.نیاز داشته باشه و دردناک باشه

590
00:29:23,673 --> 00:29:26,257
تصور می‌کنم
‫خیلی، خیلی دردناکه.

591
00:29:28,305 --> 00:29:29,305
‫البته.

592
00:29:29,330 --> 00:29:31,050
‫اونقدر دردناک که به مرفین نیاز داره.

593
00:29:35,139 --> 00:29:38,402
‫چرا از آقای هارکاپ نخواستین کمکتون کنه؟

594
00:29:40,466 --> 00:29:41,688
‫نمی‌تونستم.

595
00:29:44,279 --> 00:29:46,895
‫اِلف بیشتر از اون چیزی که
.دکتر بهش میده نیاز داره

596
00:29:48,495 --> 00:29:50,665
.واسه همین من... یه کم اضافه‌تر کش رفتم

597
00:29:51,228 --> 00:29:53,735
‫فکر نمی‌کردم آقای هارکاپ
.متوجه بشه، ولی شد

598
00:29:54,125 --> 00:29:56,159
‫و فکر کرد که حتماً کار میکی هال بوده.

599
00:29:56,184 --> 00:29:58,128
‫نمی‌تونستم بهش بگم کار من بوده.

600
00:29:58,470 --> 00:30:01,280
.می‌دونین، اون خیلی به قوانین پایبند بود

601
00:30:01,305 --> 00:30:06,818
‫خب، چطور می‌تونستم بهش بگم
از مغازه خودش دارو دزدیدم؟

602
00:30:07,785 --> 00:30:10,190
‫شما اصلاً نمی‌دونین
.اون درد چه حسی داره

603
00:30:11,768 --> 00:30:12,866
‫اِلف بیچاره من.

604
00:30:13,696 --> 00:30:15,864
‫پس، به بهانه‌ی گرفتن بانداژ

605
00:30:15,889 --> 00:30:18,277
‫به اونجا سر زدین و
.در عوض مرفین بیشتری دزدیدین

606
00:30:20,272 --> 00:30:22,812
‫ وقتی شما آقای هارکاپ رو
ترک کردین، اون زنده بود؟

607
00:30:23,125 --> 00:30:25,527
‫به جون پسرم قسم می‌خورم.

608
00:30:31,302 --> 00:30:32,617
.منو ببخشین

609
00:30:32,890 --> 00:30:33,890
‫بله، البته.

610
00:30:35,487 --> 00:30:36,563
،‫اوه، راستی

611
00:30:38,806 --> 00:30:40,126
خب کی بهش می‌رسم؟

612
00:30:40,743 --> 00:30:41,743
ببخشید؟

613
00:30:42,938 --> 00:30:43,938
‫پولو میگم.

614
00:30:49,981 --> 00:30:51,052
‫کار اون نبوده.

615
00:30:51,077 --> 00:30:54,015
‫نه، زندگی براش سخت شده،
.ولی اون قاتل نیست

616
00:30:54,040 --> 00:30:55,251
‫پس کار کی بوده؟

617
00:30:55,743 --> 00:30:57,562
‫ولی، دو تا قتل، یادتونه؟

618
00:30:57,587 --> 00:30:58,587
‫خب کی؟

619
00:30:58,904 --> 00:31:01,984
فکر کنم خیلی ساده‌انگارانه باشه
،که ازتون بخوام همینطوری بهم بگین

620
00:31:02,500 --> 00:31:03,500
‫باعث افتخارمه.

621
00:31:04,004 --> 00:31:05,138
‫خب، نه.

622
00:31:05,893 --> 00:31:07,012
.باعث خوشحالیم نمیشه

623
00:31:08,180 --> 00:31:10,018
‫به نیروی کمکی احتیاج پیدا می‌کنی، بازرس.

624
00:31:11,897 --> 00:31:13,212
‫چی؟
‫چی؟

625
00:31:23,922 --> 00:31:26,334
‫اوه، نه، نه، ببخشید، ما فقط...

626
00:31:28,031 --> 00:31:29,113
‫عصربخیر، قربان.

627
00:31:29,138 --> 00:31:30,175
‫اریک.

628
00:31:30,411 --> 00:31:32,626
‫اوه، متأسفانه داریم می‌بندیم.

629
00:31:32,651 --> 00:31:33,720
‫اشکالی نداره.

630
00:31:34,184 --> 00:31:35,226
‫شیلا چطوره؟

631
00:31:36,660 --> 00:31:38,465
‫خب، اینو که پرسیدین، آقای بوک.

632
00:31:38,490 --> 00:31:39,687
‫اوه، بله.

633
00:31:40,064 --> 00:31:41,291
‫تو شفیلده.

634
00:31:42,540 --> 00:31:44,399
‫چه روزی با ماشین رفت اونجا؟

635
00:31:44,874 --> 00:31:46,159
‫اوه، امم...

636
00:31:46,627 --> 00:31:47,661
‫پنجشنبه.

637
00:31:47,686 --> 00:31:48,857
‫بله، پنجشنبه.

638
00:31:50,163 --> 00:31:51,163
‫چه خوب.

639
00:31:51,470 --> 00:31:54,166
‫خب، کار خاصی هست که بتونم
کمکتون کنم، قربان، می‌دونین؟

640
00:31:54,190 --> 00:31:55,190
‫سرم خیلی شلوغه.

641
00:31:55,215 --> 00:31:57,115
‫ولی نمی‌تونسته با ماشین رفته باشه.

642
00:31:57,654 --> 00:31:58,847
‫می‌تونسته، اریک؟

643
00:31:59,650 --> 00:32:01,608
‫وقتی که تراتی ماشینش رو قرض گرفت،

644
00:32:02,949 --> 00:32:04,049
‫جمعه بود.

645
00:32:16,720 --> 00:32:17,844
.یالا

646
00:32:18,151 --> 00:32:19,351
.یالا برید کنار

647
00:32:19,629 --> 00:32:20,801
.زودباشین

648
00:32:21,609 --> 00:32:22,609
.یالا

649
00:32:22,812 --> 00:32:23,989
.برید کنار

650
00:33:00,858 --> 00:33:02,337
،خب، آقای ول‌بیلاود

651
00:33:02,362 --> 00:33:03,928
‫نمی‌خواستم بکشمش.

652
00:33:05,136 --> 00:33:06,776
.خب، ادامه بده

653
00:33:06,801 --> 00:33:08,693
‫مدتی بود که اوضاع خوب نبود.

654
00:33:08,718 --> 00:33:10,320
.همیشه با هم جر و بحث داشتیم

655
00:33:10,345 --> 00:33:11,345
‫و بعد...

656
00:33:14,440 --> 00:33:15,592
...من اونو دیدم

657
00:33:17,696 --> 00:33:18,745
.انید

658
00:33:18,770 --> 00:33:21,320
‫اوه، یه پیرمرد احمق و یه دختر جوون زیبا.

659
00:33:21,345 --> 00:33:23,183
‫این یه داستان خیلی قدیمیه.

660
00:33:23,208 --> 00:33:26,056
از ‫کِی فهمیدین، آقای بوک،
اگه پرسیدنم اشکالی نداره؟

661
00:33:27,456 --> 00:33:29,751
‫از همون اول
.شک کردم که یه جای کار میلنگه

662
00:33:30,622 --> 00:33:32,177
‫و شَكم وقتی تأیید شد که فهمیدم

663
00:33:32,202 --> 00:33:34,716
‫بعضی از استخون‌های
.تو گودال طاعون جدیدتر بودن

664
00:33:34,741 --> 00:33:37,020
‫هرچند تلاش کرده بودی
.که قدیمی نشونشون بدی

665
00:33:37,270 --> 00:33:38,690
.با سس براونینگ

666
00:33:39,650 --> 00:33:41,481
‫شیلا برای پاهاش ازش استفاده می‌کنه.

667
00:33:43,180 --> 00:33:44,686
.پولش نمی‌رسید جوراب نایلونی بخره

668
00:33:44,710 --> 00:33:46,880
‫به علاوه، جای چاقو روشون خیلی مشخصه.

669
00:33:46,905 --> 00:33:48,466
‫شاهکارت رو بررسی کردم.

670
00:33:48,854 --> 00:33:50,979
‫همون استخونی که برای سگ بهم دادی.

671
00:33:52,323 --> 00:33:55,636
‫پس، به خاطر داشتن آینده‌ای
..."با دوشیزه «انید کلگ

672
00:33:56,270 --> 00:33:58,090
‫ همسرت رو فرستادی به اون دنیا.

673
00:34:03,121 --> 00:34:06,303
‫بعد، با قدیمی‌ترین معمای یه قاتل روبرو شدی.

674
00:34:07,614 --> 00:34:09,320
‫خلاص شدن از شر جسد.

675
00:34:11,865 --> 00:34:16,199
‫باید براتون ساده می‌بود، چون با مفهوم
.تیکه تیکه کردن چیزا غریبه نیستی

676
00:34:17,120 --> 00:34:18,671
‫متأسفانه بازرس،

677
00:34:18,967 --> 00:34:22,625
مردم می‌تونن تفاوت بین ‫استخون
.خوک و انسان رو تشخیص بدن

678
00:34:22,650 --> 00:34:27,767
‫بنابراین، فکر می‌کنم بعد از جدا کردن
،گوشت از بدن همسر بیچاره‌تون

679
00:34:28,693 --> 00:34:29,861
یا ‫پوست کندنش،

680
00:34:30,614 --> 00:34:33,383
‫ باید از شر اسکلتش هم خلاص میشدی.

681
00:34:34,000 --> 00:34:36,250
‫اینجاست که
.پای سود سوزآور به میون میاد

682
00:34:36,275 --> 00:34:38,680
‫دقیقاً. تو هر داروخونه‌ای
.به راحتی پیدا میشه

683
00:34:39,640 --> 00:34:41,268
‫داری از شر جسدش خلاص میشی، ها؟

684
00:34:46,687 --> 00:34:47,813
‫اوه، آره.

685
00:34:47,838 --> 00:34:48,865
‫آره.

686
00:34:48,890 --> 00:34:50,356
.فاضلاب
!ها

687
00:34:50,381 --> 00:34:51,937
.برای فاضلابه، جورج

688
00:34:51,962 --> 00:34:53,077
‫بوی گند وحشتناکی میده.

689
00:34:57,501 --> 00:34:59,440
‫هیدرولیز قلیایی.

690
00:35:00,090 --> 00:35:01,434
‫دنبال همین بودی؟

691
00:35:04,628 --> 00:35:06,175
‫ در موردش خونده بودم.

692
00:35:08,150 --> 00:35:10,336
‫آدم تو این حرفه چه چیزایی یاد می‌گیره.

693
00:35:12,797 --> 00:35:13,994
‫سود سوزآور.

694
00:35:15,116 --> 00:35:16,404
.گوشت رو حل می‌کنه

695
00:35:16,429 --> 00:35:19,693
‫می‌دونی، قبلاً برای خلاص شدن از
.شر لاشه‌ها ازش استفاده کرده بودم

696
00:35:20,506 --> 00:35:23,260
‫ولی درست کار نکرد، ‫می‌دونی...

697
00:35:26,369 --> 00:35:27,812
.کلی استخون باقی مونده بود

698
00:35:29,700 --> 00:35:31,808
...نمی‌دونستم چیکار کنم و بعد

699
00:35:32,246 --> 00:35:36,143
‫و بعد، بیس‌هارت درمورد
.اسکلت‌هایی که پیدا کرده بود حرف زد

700
00:35:36,785 --> 00:35:40,285
‫عجیبه، اگه نیروی هوایی آلمان نبود،
...ما هیچوقت نمی‌فهمیدیم

701
00:35:40,310 --> 00:35:42,736
اون ‫بیچاره‌ها این همه سال زیر پامون بودن.

702
00:35:43,180 --> 00:35:44,573
‫به پلیس‌ها گفتی؟

703
00:35:45,980 --> 00:35:47,268
‫هنوز نه.

704
00:35:47,293 --> 00:35:49,767
‫فکر کنم بعد از 300 سال عجله‌ای نیست.

705
00:35:50,364 --> 00:35:51,456
...اوه

706
00:35:51,480 --> 00:35:53,759
‫یه برزنت روی گودال کشیدم.

707
00:35:53,784 --> 00:35:56,715
‫خب، می‌دونی که بچه‌ها چجورین.

708
00:35:56,740 --> 00:35:59,625
‫احتمالاً استخون‌ها رو
.برمیدارن و میدن به یه سگ‌

709
00:36:00,885 --> 00:36:02,235
‫به هر حال، خداحافظ.

710
00:36:02,260 --> 00:36:03,260
‫اوه، نه.

711
00:36:36,461 --> 00:36:40,600
‫همانطور که ‫گفتم، کجا بهتر از
.یه جنگل برای قایم کردن یه درخته

712
00:36:41,761 --> 00:36:42,922
‫کی متوجه میشد؟

713
00:36:43,989 --> 00:36:44,989
‫خب، شما.

714
00:36:46,811 --> 00:36:50,047
‫و البته بعدش این قضیه هم بود.

715
00:36:50,960 --> 00:36:54,214
‫اریک اینجا، با اینکه
مهارت زنده‌ای در بداهه‌پردازی

716
00:36:54,238 --> 00:36:57,422
‫از خودش نشون میده، آدم خلاقی نیست.

717
00:36:57,872 --> 00:36:59,029
،بهتون برنخوره

718
00:36:59,054 --> 00:37:00,736
.تو کار من نیازی بهش نیست

719
00:37:01,472 --> 00:37:02,706
.گوشت، گوشته دیگه

720
00:37:03,140 --> 00:37:06,490
‫با کار گذاشتن اون سکه
.تو گودال طاعون یکم زیاده‌روی کرد

721
00:37:06,549 --> 00:37:09,120
‫این کار فوراً زنگ خطر رو به صدا درآورد.

722
00:37:10,139 --> 00:37:12,910
‫خب همسرم، با در دست داشتن
،مشخصات مظنون ما

723
00:37:12,934 --> 00:37:15,852
‫یه گشت کوتاه ولی آموزنده
.در عتیقه‌فروشی‌های محلی زد

724
00:37:16,227 --> 00:37:19,595
خب... ‫چطور می‌دونستین که
برای پیدا کردن سکه جای دوری نرفته؟

725
00:37:19,620 --> 00:37:21,288
‫یادتونه که، غیرخلاق.

726
00:37:22,127 --> 00:37:24,428
‫هر کسی که چنین
سرنخ ناشیانه‌ای رو طراحی کنه

727
00:37:24,453 --> 00:37:26,703
‫هیچوقت از محله‌ی خودش دور نمیشه.

728
00:37:27,309 --> 00:37:30,914
اریک کاملاً مظنون اصلی بود
...که متوجه نکته‌ی نهایی شدم

729
00:37:32,040 --> 00:37:33,276
....اونم تو صفِ

730
00:37:33,978 --> 00:37:34,978
‫ قصابی.

731
00:37:35,900 --> 00:37:37,095
‫متوجه چی؟

732
00:37:39,220 --> 00:37:40,220
.پودر تخم‌مرغ

733
00:37:41,165 --> 00:37:42,271
...‫اوه، یه چیزی

734
00:37:42,296 --> 00:37:44,304
‫درست همونجاست، آره؟

735
00:37:46,056 --> 00:37:47,181
‫ببخشید.

736
00:37:47,222 --> 00:37:48,292
.پودر تخم‌مرغه

737
00:37:48,317 --> 00:37:49,816
‫صبحونه رو با عجله خوردم.

738
00:37:50,141 --> 00:37:51,650
‫چه کار صمیمانه‌ای.

739
00:37:51,675 --> 00:37:55,087
‫بدون هیچ واکنش خاصی از طرف
..آقای ول‌بیلاود ‫با خودم گفتم.

740
00:37:55,111 --> 00:37:56,111
.آها

741
00:37:56,136 --> 00:37:57,136
.خودشه

742
00:37:58,984 --> 00:37:59,984
‫آها.

743
00:38:00,009 --> 00:38:01,095
‫شیلا چطوره؟

744
00:38:01,120 --> 00:38:03,015
‫خوبه، قربان.
‫خوبه.

745
00:38:03,040 --> 00:38:04,418
‫با ماشین رفته شفیلد.

746
00:38:04,443 --> 00:38:05,986
.عالیه
.دیدن خانواده

747
00:38:06,011 --> 00:38:10,900
‫ از خانواده‌ی شیلا تو یورکشایر پرس و جو کردم،
.اونا هم هیچ رد و نشونی ازش ندیده بودن

748
00:38:12,340 --> 00:38:14,440
‫پس، همه چیز گل و بلبل به نظر می‌رسید.

749
00:38:15,594 --> 00:38:16,658
‫و بعد...

750
00:38:17,280 --> 00:38:18,960
.یادداشت به دستم رسید

751
00:38:19,612 --> 00:38:21,592
‫به همچین چیزی شک کرده بودم.

752
00:38:22,112 --> 00:38:23,469
‫یه جور تهدید مبهم.

753
00:38:23,880 --> 00:38:25,387
"باید فوری صحبت کنیم"

754
00:38:28,318 --> 00:38:31,031
نمی‌خوام مجبور بشم"
".این موضوع رو به مقامات بگم

755
00:38:35,191 --> 00:38:38,599
امیدوارم بتونیم"
".این مسئله رو بین خودمون حل کنیم

756
00:38:42,431 --> 00:38:43,603
"جورج هارکاپ"

757
00:38:44,104 --> 00:38:46,316
‫و تو هم فکر کردی موضوع راجع به قتله.

758
00:38:47,128 --> 00:38:48,187
‫البته.

759
00:38:49,267 --> 00:38:50,267
‫چی؟

760
00:38:50,292 --> 00:38:51,751
‫ نبود؟
‫نه.

761
00:38:52,921 --> 00:38:53,921
‫چی؟

762
00:38:54,598 --> 00:38:56,052
‫پس راجع به چی بود؟

763
00:38:57,587 --> 00:38:58,839
‫دومینو.

764
00:38:59,882 --> 00:39:00,900
‫چی؟

765
00:39:01,507 --> 00:39:04,556
‫آقای هارکاپ، همونطور که می‌دونیم،
.خیلی به قوانین پایبند بود

766
00:39:04,581 --> 00:39:07,314
‫اون بهت شک کرده بود که تو سرگرمی
.مورد علاقه‌ش تقلب می‌کنی

767
00:39:08,425 --> 00:39:09,425
‫کل ماجرا همین بود.

768
00:39:09,450 --> 00:39:12,465
.نه، نه، نه، نه، نه، نه
،حتماً باید یه تهدید می‌بود

769
00:39:13,630 --> 00:39:14,853
‫در مورد شیلا.

770
00:39:15,579 --> 00:39:17,247
‫دیگه چی می‌تونست باشه؟

771
00:39:18,392 --> 00:39:19,392
‫خب...

772
00:39:21,096 --> 00:39:22,396
‫بعدش چی شد؟

773
00:39:25,930 --> 00:39:27,903
‫می‌دونستم که باید دهنش رو ببندم.

774
00:39:28,950 --> 00:39:30,067
‫با پول نقد.

775
00:39:30,092 --> 00:39:31,442
‫با گوشت.
‫با گوشت.

776
00:39:40,052 --> 00:39:41,298
‫پس رفتی پیشش؟

777
00:39:42,667 --> 00:39:43,905
‫ترسیده بودم.

778
00:39:45,456 --> 00:39:47,566
‫می‌دونی، از چیزی که
.ممکن بود بگه ترسیده بودم

779
00:39:49,056 --> 00:39:51,100
اگه حرف حساب حالیش نمی‌شد چی؟

780
00:39:52,608 --> 00:39:54,843
‫می‌دونی، دور و برم پر از سم بود.

781
00:39:54,868 --> 00:39:57,998
‫و برای همین سرش رو گرم کردم.

782
00:39:58,023 --> 00:39:59,696
‫ باید جلوشو می‌گرفتم که حقیقت رو نگه.

783
00:40:00,370 --> 00:40:03,113
.جورج
«فقط حقیقت رو بگو، اریک»

784
00:40:03,138 --> 00:40:04,912
‫و بعد، آره، از فرصتم استفاده کردم.

785
00:40:05,370 --> 00:40:09,390
‫گرفتمش، و بعد...
.سم رو ریختم تو حلقش

786
00:40:09,631 --> 00:40:10,631
‫درسته.

787
00:40:10,656 --> 00:40:11,765
‫بهش سم دادی.

788
00:40:11,790 --> 00:40:13,631
.اوه، بله. اوه، وحشتناکه

789
00:40:14,180 --> 00:40:15,356
‫چیز دیگه‌ای نبود.

790
00:40:16,733 --> 00:40:17,733
‫جز اینکه...

791
00:40:18,262 --> 00:40:20,482
،می‌دونی، این خیلی جالبه، اریک

792
00:40:20,830 --> 00:40:24,658
‫چون قبل از اینکه بهش سم داده بشه،
.یه ضربه به سر جورج هارکاپ خورده بود

793
00:40:25,244 --> 00:40:27,966
‫و اون سلاح یه اثر خونی
.تو موهاش به جا گذاشته بود

794
00:40:27,990 --> 00:40:30,369
‫یادتونه که خون بود، ولی زخمی نبود، بازرس؟

795
00:40:30,394 --> 00:40:31,490
‫بله.

796
00:40:31,515 --> 00:40:33,583
‫دکتر کالدر برام تحلیلش کرد.

797
00:40:34,744 --> 00:40:35,864
‫خون گاو.

798
00:40:36,210 --> 00:40:37,210
‫آه.

799
00:40:37,235 --> 00:40:38,872
‫ تو باید اینو می‌دونستی، اریک،

800
00:40:38,897 --> 00:40:41,925
‫ تو اون کسی بودی که
.با یه تیکه گوشت بهش ضربه زده بود

801
00:40:41,950 --> 00:40:42,685
‫نه.

802
00:40:42,710 --> 00:40:44,455
‫آره، نه، نه، نه.

803
00:40:44,480 --> 00:40:46,005
‫الان یادم اومد.
‫نه، من زدمش.

804
00:40:46,030 --> 00:40:47,030
اینطور ‫فکر نکنم.

805
00:40:48,274 --> 00:40:49,380
‫پس کار کی بوده؟

806
00:41:02,146 --> 00:41:03,146
‫خودشه نه؟

807
00:41:03,444 --> 00:41:07,039
معلومه که یادش رفته به اون قسمتی که
.به آقای هارکاپ ضربه زده اشاره کنه

808
00:41:07,462 --> 00:41:08,679
نقشه‌ی دختره بود؟

809
00:41:09,311 --> 00:41:10,980
‫از همون اول؟
‫نه!

810
00:41:12,273 --> 00:41:13,273
‫اون...

811
00:41:24,149 --> 00:41:25,533
...انید منو پیدا کرد

812
00:41:26,131 --> 00:41:27,728
.درست بعد از اینکه زنمو خفه کردم

813
00:41:29,624 --> 00:41:31,778
..‫بعد از اینکه شیلا مُرد.

814
00:41:35,161 --> 00:41:36,787
‫ کنترل اوضاع رو به دست گرفت.

815
00:41:38,783 --> 00:41:40,253
‫ نمی‌دونستم چیکار کنم.

816
00:41:41,743 --> 00:41:42,803
...و انید خیلی آروم

817
00:41:44,020 --> 00:41:45,020
...منظم

818
00:41:45,936 --> 00:41:47,080
‫فکر کردم دیوونه میشم.

819
00:41:47,580 --> 00:41:48,580
‫و...

820
00:41:49,233 --> 00:41:51,674
‫گفتیم که همه چیز درست میشه ...

821
00:41:54,690 --> 00:41:56,328
‫حالا چه غلطی بکنیم؟

822
00:41:58,910 --> 00:42:00,240
‫ بسپرش به من.

823
00:42:06,904 --> 00:42:07,904
‫آه.

824
00:42:38,344 --> 00:42:39,627
،و برای تموم کردن کار

825
00:42:40,695 --> 00:42:42,566
.اونو شبیه خودکشی جلوه داد

826
00:42:46,031 --> 00:42:49,396
‫ اسید پروسیک رو ریخت
.تو حلق آقای هارکاپ بیچاره

827
00:42:49,421 --> 00:42:50,421
‫فهمیدم.

828
00:42:56,217 --> 00:42:58,069
نمی‌شه بگیم کار من بوده؟

829
00:43:00,036 --> 00:43:01,155
‫خواهش می‌کنم.

830
00:43:01,702 --> 00:43:04,176
یعنی، منو دار می‌زنن، مگه نه؟

831
00:43:06,492 --> 00:43:08,617
‫قانون باید مسیر خودشو طی کنه.

832
00:43:10,463 --> 00:43:12,315
‫متأسفم، اریک، واقعاً متأسفم.

833
00:43:13,650 --> 00:43:15,802
..‫برای جورج هارکاپ بیشتر متأسفم.

834
00:43:17,501 --> 00:43:18,899
‫و شیلای بیچاره.

835
00:43:20,830 --> 00:43:21,830
‫اوه.

836
00:43:23,650 --> 00:43:24,650
.اوه

837
00:43:25,424 --> 00:43:27,866
اتهام رسمی ثبت شد. امضا کنین
.می‌تونین ببرینش بازداشتگاه

838
00:43:28,581 --> 00:43:30,282
‫یه هفته کامل طول کشید.

839
00:43:30,745 --> 00:43:31,908
‫لطف کردی.

840
00:43:33,090 --> 00:43:34,323
‫از خانم بوک تشکر کنین.

841
00:43:35,021 --> 00:43:36,761
.گفتن ممکنه یه کم طول بکشه

842
00:43:37,592 --> 00:43:38,726
‫عجب داستانی.

843
00:43:39,230 --> 00:43:40,510
.کاش می‌تونستم تو جلسه باشم

844
00:43:41,021 --> 00:43:42,978
همین الانشم دارم پامو
.از گلیمم درازتر می‌کنم

845
00:43:43,389 --> 00:43:45,909
‫قبلاً هم روش شما رو تو بازجویی دیدیم.

846
00:43:46,373 --> 00:43:48,184
‫شما دقیقاً تو جنگ چیکار می‌کردین؟

847
00:43:50,697 --> 00:43:53,578
‫باید کار خیلی بزرگی بوده باشه
.که اون نامه رو از چرچیل گرفتین

848
00:43:54,292 --> 00:43:56,446
‫که بازرس اجازه میده
.اختیار تام مغازه رو داشته باشین

849
00:43:56,470 --> 00:43:57,617
‫نه، نه، جک.

850
00:43:57,642 --> 00:43:58,791
‫فضولی نکن.

851
00:43:59,514 --> 00:44:00,930
‫اونوقت دیگه چه لطفی داشت

852
00:44:01,420 --> 00:44:03,496
‫اگه همه همه‌چیز رو می‌دونستن، مگه نه؟

853
00:44:04,310 --> 00:44:06,380
‫به علاوه، به ندرت اختیار تام دارم.

854
00:44:06,405 --> 00:44:08,802
اونم با وجود اون پسر خنده‌رو که
.تمام مدت دور و برم می‌پلکه

855
00:44:08,827 --> 00:44:11,021
‫فقط منتظر فرصته که یقه‌م رو بگیره.

856
00:44:11,583 --> 00:44:13,649
‫برای کوچکترین خلافی.

857
00:44:18,013 --> 00:44:20,333
‫مطمئناً خودتون نمونه‌ی بارز
.احترام هستین، آقای بوک

858
00:44:21,670 --> 00:44:22,915
‫شگفت‌زده میشی.

859
00:44:23,816 --> 00:44:26,489
‫اونا ایوان ولو رو
.به خاطر کوپن‌های بنزینش گرفتن

860
00:44:39,990 --> 00:44:41,230
.خیلی‌خب، ما میریم بیرون

861
00:44:42,433 --> 00:44:43,528
.تو هم بیا بیرون

862
00:44:46,777 --> 00:44:47,863
‫اریک.

863
00:44:49,297 --> 00:44:50,398
‫اریک!

864
00:44:50,423 --> 00:44:51,499
.عزیزم

865
00:44:51,629 --> 00:44:52,642
!های

866
00:44:52,667 --> 00:44:54,264
‫نه، نه، تماس نگیر.

867
00:44:54,829 --> 00:44:55,941
‫دیگه کافیه.

868
00:44:57,955 --> 00:44:58,964
‫کافیه.

869
00:44:59,286 --> 00:45:00,672
‫یکی برای اریک.

870
00:45:00,697 --> 00:45:01,239
.عزیزم

871
00:45:01,263 --> 00:45:02,323
!فرار کن
‫باشه.

872
00:45:02,348 --> 00:45:03,400
‫اریک، بیا اینجا.

873
00:45:03,425 --> 00:45:04,839
.احمق نباش
!برو عقب

874
00:45:04,864 --> 00:45:07,444
‫اوه، آخ، آخ، آخ.

875
00:45:08,527 --> 00:45:09,527
.وایسا

876
00:45:09,912 --> 00:45:10,912
!اریک

877
00:45:11,452 --> 00:45:12,452
!اریک

878
00:45:14,063 --> 00:45:15,063
!سریعتر

879
00:45:15,088 --> 00:45:16,088
کجا رفت؟

880
00:45:21,130 --> 00:45:22,130
‫اریک.

881
00:45:22,564 --> 00:45:23,564
‫یالا، مرد.

882
00:45:24,390 --> 00:45:25,551
‫احمق نباش.

883
00:45:29,035 --> 00:45:30,185
‫اون اینجاست.

884
00:45:30,210 --> 00:45:31,210
‫اریک.

885
00:45:47,671 --> 00:45:48,644
‫دیدیش؟

886
00:45:48,669 --> 00:45:49,600
‫از اون طرف.

887
00:45:50,773 --> 00:45:51,813
‫یالا.

888
00:46:25,952 --> 00:46:27,327
کجا ‫رفت؟

889
00:46:27,555 --> 00:46:28,555
‫اوه.

890
00:46:29,734 --> 00:46:30,835
.اونجا

891
00:46:44,599 --> 00:46:45,599
‫گودال.

892
00:46:46,326 --> 00:46:48,568
‫اینجا...
...خیابان اینکرمنه

893
00:46:48,593 --> 00:46:49,593
‫که یعنی...

894
00:46:50,449 --> 00:46:53,898
.وسواس آقای بیس‌هارت
.بالاخره به یه دردی خورد

895
00:46:53,923 --> 00:46:55,693
.اگه این وسیله‌ی لعنتی هنوز کار کنه

896
00:47:14,656 --> 00:47:16,115
،خیلی‌خب. ول‌بیلاود

897
00:47:17,170 --> 00:47:18,472
.آروم بیا بیرون

898
00:47:22,226 --> 00:47:23,417
‫می‌بینیش؟

899
00:47:26,887 --> 00:47:27,887
‫اونجاست.

900
00:47:30,806 --> 00:47:32,000
‫اریک، وایسا.

901
00:47:32,360 --> 00:47:33,360
‫گمش نکن.

902
00:47:33,385 --> 00:47:34,625
.دارم سعیمو می‌کنم

903
00:47:34,650 --> 00:47:35,850
‫من میرم تو.

904
00:47:36,140 --> 00:47:37,474
‫بذار من باهاش حرف بزنم.

905
00:47:59,452 --> 00:48:01,096
‫کجا می‌خوای فرار کنی، اریک؟

906
00:48:03,528 --> 00:48:04,908
‫کاری از دستت برنمیاد.

907
00:48:06,899 --> 00:48:08,154
‫کجا میری؟

908
00:48:11,017 --> 00:48:12,172
‫اریک؟

909
00:48:45,169 --> 00:48:47,654
.می‌تونی امروز تسلیم بشی یا فردا، اریک

910
00:48:48,070 --> 00:48:49,248
‫این اجتناب‌ناپذیره.

911
00:48:49,273 --> 00:48:51,527
‫قانون باید مسیر خودشو طی کنه.

912
00:48:51,552 --> 00:48:53,390
‫این چیزیه که تو میگی.

913
00:48:53,964 --> 00:48:55,921
‫شماها منو دار نمی‌زنین.

914
00:49:00,041 --> 00:49:01,041
‫اریک، نه.

915
00:49:02,370 --> 00:49:03,370
‫نه.

916
00:49:03,719 --> 00:49:05,575
‫شما این کارو با من نمی‌کنین.

917
00:49:06,225 --> 00:49:10,257
.حیوونا رو دیدم. همیشه مهربون نیستن

918
00:49:10,282 --> 00:49:11,282
‫اریک، وایسا.

919
00:49:12,271 --> 00:49:13,670
‫انید چی میشه، هوم؟

920
00:49:14,475 --> 00:49:16,778
می‌خوای بذاری
تنهایی با طناب دار روبرو بشه؟

921
00:49:19,009 --> 00:49:20,009
‫حق با شماست.

922
00:49:22,162 --> 00:49:23,661
‫همه‌ی این کارها رو به‌خاطر من کرد.

923
00:49:23,686 --> 00:49:24,686
.بله

924
00:49:25,376 --> 00:49:26,592
‫همه‌ش به‌خاطر من.

925
00:49:32,546 --> 00:49:35,365
‫نمی‌تونم تنهاش بذارم تا
با عواقب کارش روبرو بشه، می‌تونم؟

926
00:49:38,362 --> 00:49:39,584
‫اگه قراره بریم،

927
00:49:41,760 --> 00:49:42,960
‫با هم میریم.

928
00:49:48,899 --> 00:49:49,899
‫نه!

929
00:50:02,624 --> 00:50:05,324
"برای او، شوکران مهیا خواهد شد"

930
00:50:06,889 --> 00:50:09,163
"برای او تبر نمایان خواهد شد"

931
00:50:10,213 --> 00:50:12,746
"برای او چوبه‌ی دار ساخته خواهد شد"

932
00:50:14,460 --> 00:50:16,698
"برای او، آتش افروخته خواهد شد"

933
00:50:19,852 --> 00:50:22,452
‫ اون بالا با آقای بوک دیدمش.

934
00:50:22,905 --> 00:50:23,945
‫و بعدش...

935
00:50:25,897 --> 00:50:26,968
‫بوووم.

936
00:50:26,993 --> 00:50:27,993
.یهو افتاد

937
00:50:28,018 --> 00:50:30,333
‫ مثل سنگ سقوط کرد،
.یعنی حتماً گردنش شکسته

938
00:50:31,409 --> 00:50:32,875
‫ماجرای غم‌انگیزیه.

939
00:50:34,653 --> 00:50:35,653
‫خیلی غم‌انگیز.

940
00:50:37,424 --> 00:50:39,266
.خب، این یه پذیرایی ویژه‌ست

941
00:50:39,647 --> 00:50:40,984
‫تیکه‌های آناناس.

942
00:50:41,226 --> 00:50:43,293
.قبل از جنگ از اینا نخورده بودم

943
00:50:46,615 --> 00:50:47,734
‫خب حالا چی؟

944
00:50:47,759 --> 00:50:48,759
‫منظورت چیه؟

945
00:50:49,683 --> 00:50:51,256
‫برمی‌گردیم به کتاب فروختن؟

946
00:50:52,484 --> 00:50:54,515
‫کار همینه، جک. فقط جک.

947
00:50:54,540 --> 00:50:56,461
‫آره، ولی اون ماجرا...
.آره

948
00:50:58,590 --> 00:51:00,158
‫خیلی هیجان‌انگیز بود.

949
00:51:00,748 --> 00:51:02,633
‫نمی‌تونه همیشه اینجوری باشه، مرد.

950
00:51:02,658 --> 00:51:03,747
‫ بگذریم...

951
00:51:04,989 --> 00:51:06,106
‫تو کی هستی؟

952
00:51:06,632 --> 00:51:07,810
.واقعاً چیزی نگفتی

953
00:51:14,449 --> 00:51:15,449
‫جک بلانت.

954
00:51:17,400 --> 00:51:20,496
‫من تو یتیم‌خونه بزرگ شدم،
.همونطور که بهتون گفتم

955
00:51:21,910 --> 00:51:24,807
‫با آدمای نابابی آشنا شدم.

956
00:51:24,832 --> 00:51:25,981
‫تاوانش رو هم پس دادم.

957
00:51:26,006 --> 00:51:27,461
‫اوه.
‫آره، اوه.

958
00:51:31,407 --> 00:51:34,387
‫من راننده‌ی یه سرقت تو منطقه‌ی مِی‌فِر بودم.

959
00:51:35,114 --> 00:51:37,382
‫اونا با یه عالمه پالتو پوست سمور فرار کردن.

960
00:51:39,284 --> 00:51:40,824
.دو سال حبس هم نصیب من شد

961
00:51:42,111 --> 00:51:43,342
‫جنگ رو از دست دادم.

962
00:51:43,762 --> 00:51:44,946
‫حداقل بخشیش رو.

963
00:51:45,672 --> 00:51:46,767
‫و بعد...

964
00:51:47,837 --> 00:51:49,019
‫یه نامه به دستم رسید.

965
00:51:49,671 --> 00:51:51,506
‫از انجمن اصلاح زندان‌ها.

966
00:51:51,911 --> 00:51:54,072
‫و یه آدرس... ‫برای یه کار.

967
00:51:54,382 --> 00:51:55,280
‫این آدرس.

968
00:51:55,305 --> 00:51:57,414
‫خب، اینم از این.
‫نیازی نیست دوباره حرفشو بزنیم.

969
00:51:57,439 --> 00:51:58,609
‫آره، ولی چرا من؟

970
00:51:59,918 --> 00:52:01,335
‫چرا منو انتخاب کردین؟

971
00:52:01,493 --> 00:52:02,714
‫نوع‌دوستی.

972
00:52:03,320 --> 00:52:04,297
‫چی؟

973
00:52:04,322 --> 00:52:07,179
‫دادن یه شانس دوباره به یه نفر،
.کار درستی به نظر میرسید

974
00:52:07,204 --> 00:52:08,580
‫ ولی اصلاً منو نمی‌شناختین.

975
00:52:08,605 --> 00:52:10,592
اوه، اون افتضاح بود، مگه نه، تراتی؟

976
00:52:10,617 --> 00:52:12,678
‫همیشه لخت و عور تو مغازه می‌چرخید.

977
00:52:12,703 --> 00:52:14,673
برگ انجیرش لای
.صندوق پول گیر می‌کرد

978
00:52:14,698 --> 00:52:15,837
‫جدی میگم.

979
00:52:16,452 --> 00:52:18,997
‫یعنی، لعنت بهش.
‫ سپاسگزارم و این حرفا، ولی...

980
00:52:21,385 --> 00:52:22,625
‫اینجا خوبه.

981
00:52:24,518 --> 00:52:25,885
‫واقعاً خوبه، ولی...

982
00:52:25,909 --> 00:52:28,824
کتاب‌فروشی بوک، مثل یه قایق نجات
.روی دریای بزرگ و متلاطم زندگیه

983
00:52:29,768 --> 00:52:31,407
منظورتون اینه که کتاب‌ها یه قایق نجاتـه؟

984
00:52:31,432 --> 00:52:33,672
‫نه، نه، «کتاب‌فروشی بوک»
.اینجا، مغازه‌ی من

985
00:52:36,265 --> 00:52:37,496
‫اینقدر بهش فکر نکن، جک.

986
00:52:37,521 --> 00:52:38,724
‫فقط قبولش کن.

987
00:52:38,749 --> 00:52:40,010
.یه شانس دوباره‌ست

988
00:52:40,035 --> 00:52:41,883
‫ولی چرا... من؟

989
00:52:42,513 --> 00:52:43,513
‫چرا که نه؟

990
00:52:44,449 --> 00:52:48,609
‫آدم فقط یه بار زندگی می‌کنه، ولی اگه
.درست انجامش بدی، همون یه بار کافیه

991
00:52:50,780 --> 00:52:51,920
‫شکسپیر.

992
00:52:52,493 --> 00:52:53,591
‫می وست.

993
00:53:27,335 --> 00:53:32,335
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »

994
00:53:33,030 --> 00:53:47,030
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

