1
00:00:01,000 --> 00:00:08,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:08,367 --> 00:00:11,502
‫ما باید شجاع باشیم، مگه نه؟

3
00:00:12,404 --> 00:00:13,924
‫خدا می‌دونه که سخت میشه.

4
00:00:14,670 --> 00:00:15,975
.اوضاع خیلی خراب میشه

5
00:00:17,519 --> 00:00:19,989
ولی ما آدمای قوی‌ای هستیم، تونی
‫من و تو.

6
00:00:20,667 --> 00:00:23,269
‫و تمام حسی که بهم داریم،
‫پابرجا می‌مونه.

7
00:00:23,810 --> 00:00:25,641
‫پابرجا می‌مونه.

8
00:00:26,990 --> 00:00:27,990
...پس

9
00:00:29,742 --> 00:00:31,342
‫من مسیر خودمو میرم.

10
00:00:32,237 --> 00:00:33,237
‫تو هم مسیر خودت.

11
00:00:34,870 --> 00:00:37,603
‫و تنها چیزی که می‌خوام
.اینه که ازم متنفر نشی

12
00:00:38,030 --> 00:00:39,468
‫چطور می‌تونم ازت متنفر باشم، مدلین؟

13
00:00:40,187 --> 00:00:42,268
‫تو برای من... همه چیزی.

14
00:00:42,810 --> 00:00:45,563
‫اه، اون دیگه چه کوفتی بود؟

15
00:00:45,588 --> 00:00:46,588
.کات

16
00:00:47,790 --> 00:00:49,052
‫جداً، چی بود اون صدا؟

17
00:00:49,077 --> 00:00:51,358
‫ صدای اگزوز ماشین بود.
.فکر کنم، خانم دیِر

18
00:00:51,383 --> 00:00:53,083
‫صداش شبیه تپانچه بود.

19
00:00:53,676 --> 00:00:55,625
‫ شبیه تپانچه‌ی واقعی نبود، استو.

20
00:00:55,650 --> 00:00:56,625
‫حق با توئه، عزیزم.

21
00:00:56,650 --> 00:00:57,595
‫آره، خوبم.

22
00:00:57,620 --> 00:00:59,442
‫فکر کنم فقط یه کم خسته‌م.

23
00:00:59,467 --> 00:01:00,523
‫معلومه، عزیزم.

24
00:01:00,548 --> 00:01:01,385
‫باید هم باشی.

25
00:01:01,410 --> 00:01:03,897
‫یه فکری دارم، چطوره بعد از این
بریم یه شام درست حسابی بخوریم؟

26
00:01:03,922 --> 00:01:05,442
‫مثل قدیما، قبل جنگ.

27
00:01:05,944 --> 00:01:07,922
‫اوه، آره. عالی میشه.

28
00:01:07,947 --> 00:01:09,625
.‫دیگه از این آشغالای غذاخوری نخوریم

29
00:01:09,650 --> 00:01:10,700
.به کسی برنخوره

30
00:01:11,538 --> 00:01:13,299
ساندرا، خوبی؟

31
00:01:13,324 --> 00:01:15,785
‫آره، آره، جسی. خوبم.
.انقدر شلوغش نکن

32
00:01:15,810 --> 00:01:18,145
اون قیافه‌ای که آخرش گرفتم چطور بود؟

33
00:01:18,170 --> 00:01:19,770
‫گمونم با دیِر از پسش برنیومدم.

34
00:01:22,170 --> 00:01:23,870
فقط «قرمز پیروزی» می‌زنم

35
00:01:23,901 --> 00:01:24,925
‫بسیمه.

36
00:01:24,950 --> 00:01:27,705
‫میشه لطفاً این مسخره‌بازی رو
تموم کنیم و ‫بچسبیم به کارمون؟

37
00:01:27,730 --> 00:01:29,230
‫مری، ممنون.
.بله، حتما

38
00:01:29,550 --> 00:01:30,988
‫باشه. باشه.

39
00:01:31,610 --> 00:01:33,977
تو آسترا پاراسپورا
.بی‌تردید به موفقیت بزرگی دست یافتیم

40
00:01:34,002 --> 00:01:35,726
‫اه... پراکادابرا.

41
00:01:35,751 --> 00:01:38,377
‫استو، بس کن.
‫باید تمرکز کنم. ساکت باش.

42
00:01:38,810 --> 00:01:39,810
.بگیر

43
00:01:40,361 --> 00:01:41,361
‫کواک!

44
00:01:41,681 --> 00:01:44,444
«عشق به تنهایی در لندن»
صحنه 28، ‫برداشت سه.

45
00:01:45,601 --> 00:01:46,601
‫حرکت!

46
00:01:48,350 --> 00:01:50,754
‫ما باید شجاع باشیم، مگه نه؟

47
00:01:51,310 --> 00:01:54,767
‫خدا می‌دونه که سخت میشه،
.اوضاع خیلی خراب میشه

48
00:01:55,370 --> 00:01:57,170
‫باید برای آینده‌م قوی باشم.

49
00:02:05,410 --> 00:02:06,410
.اوه خدای من

50
00:02:09,228 --> 00:02:11,208
‫ این روی دیوار اتاق خوابشه.

51
00:02:12,719 --> 00:02:14,959
‫رُز قرمز با ورقه‌های طلا.

52
00:02:15,730 --> 00:02:20,224
‫بهش گفتم، استوارت... استو گفتم،
‫تو دقیقاً مثل همین کاغذدیواری هستی.

53
00:02:20,249 --> 00:02:22,434
‫خیلی قوی و مدرنی.

54
00:02:22,459 --> 00:02:24,705
‫اون همین نقش رو برداشت.

55
00:02:27,352 --> 00:02:29,191
‫می‌تونم بهش دست بزنم؟

56
00:02:29,762 --> 00:02:30,794
...امم

57
00:02:31,606 --> 00:02:36,626
‫ راستش نباید اجازه بدم، ولی خب...
‫چون شمایید، اشکالی نداره.

58
00:02:44,732 --> 00:02:47,498
‫این آخرین چیزیه که وقتی
‫میره تو تخت می‌بینه.

59
00:02:47,523 --> 00:02:48,586
‫بله.

60
00:02:48,611 --> 00:02:51,484
‫و اولین چیزی که وقتی بیدار میشه
‫می‌بینه،

61
00:02:51,509 --> 00:02:54,211
‫اول صبح که موهاشم به‌هم ریخته‌ست.

62
00:02:54,250 --> 00:02:55,522
‫قیمتش 14 شیلینگه.

63
00:03:00,845 --> 00:03:03,545
‫یه کاریش می‌کنیم.
...یه کم خلاف مقرراته، ولی اِم

64
00:03:05,417 --> 00:03:08,094
‫می‌تونم یه نمونه بهتون بدم، مثلاً...

65
00:03:08,508 --> 00:03:09,655
‫شش پنس.

66
00:03:10,100 --> 00:03:12,851
‫اینجوری هرجا که برین، می‌تونین
یه یادگاری ‫کوچیک ازش داشته باشین.

67
00:03:12,876 --> 00:03:13,879
‫اوه.

68
00:03:14,078 --> 00:03:14,904
‫بله.

69
00:03:33,815 --> 00:03:34,815
‫بقیه‌ش مال خودت،

70
00:03:34,840 --> 00:03:35,827
‫ممنونم.

71
00:03:35,852 --> 00:03:36,852
‫آقای بوک.

72
00:03:37,173 --> 00:03:38,811
.انتظار کمیته‌ی استقبال رو نداشتم

73
00:03:38,836 --> 00:03:40,282
‫گفتم بهتره آماد‌ه‌تون کنم.

74
00:03:41,001 --> 00:03:41,995
‫برای چی؟

75
00:03:42,020 --> 00:03:45,068
‫از وقتی برای اون مأموریت طولانی رفتی،
.‫یه سری تغییرات اینجا اتفاق افتاده، جک

76
00:03:45,093 --> 00:03:47,981
‫آها، راستی،
اون چاپ اولِ لرد بلبورو چی شد؟

77
00:03:48,006 --> 00:03:49,058
‫چی گفتن؟

78
00:03:49,083 --> 00:03:50,025
‫اصل بود؟

79
00:03:50,050 --> 00:03:51,316
‫تقلبی از آب دراومد.

80
00:03:52,354 --> 00:03:53,431
‫اوه، خدای من.

81
00:03:58,406 --> 00:03:59,795
‫این دیگه چه کوفتیه؟

82
00:03:59,820 --> 00:04:00,820
‫نزدیک شدی.

83
00:04:01,375 --> 00:04:02,375
‫هالیوود.

84
00:04:02,660 --> 00:04:05,082
‫یا بهتره بگم، نزدیک‌ترین چیزی که انگلیس
‫می‌تونه بهش برسه.

85
00:04:05,562 --> 00:04:06,562
‫آره، جک.

86
00:04:07,028 --> 00:04:08,586
‫قراره بریم تو فیلما.

87
00:04:09,635 --> 00:04:10,635
‫خیلی‌خب.

88
00:04:10,660 --> 00:04:11,648
‫بگو بشنوم.

89
00:04:11,680 --> 00:04:12,680
.هر وقت آماده‌ای

90
00:04:14,440 --> 00:04:15,529
‫مرگ و زندگی.

91
00:04:16,160 --> 00:04:20,370
‫کل دنیا همین‌جاست،
تو این یه تیکه ‫از شهر لندن.

92
00:04:21,012 --> 00:04:22,292
‫می‌خوای اینجوری اجراش کنی؟

93
00:04:25,643 --> 00:04:26,742
‫مرگ و زندگی.

94
00:04:26,998 --> 00:04:30,389
‫کل دنیا همین‌جا تو این یه تیکه...
نه، ‫فکر کنم این دیالوگ رو حذف کنیم.

95
00:04:30,780 --> 00:04:33,561
‫من همین الانشم نگرانِ... آقای آرچی‌ام.

96
00:04:35,089 --> 00:04:36,689
‫شماها اونجا تو پس‌زمینه عالی میشین.

97
00:04:37,642 --> 00:04:38,847
‫ده دقیقه استراحت.

98
00:04:39,486 --> 00:04:40,612
‫همگی ده دقیقه.

99
00:04:40,824 --> 00:04:41,835
‫ده دقیقه.

100
00:04:41,860 --> 00:04:42,660
‫بیلی.

101
00:04:42,685 --> 00:04:43,568
‫نرینا.

102
00:04:43,593 --> 00:04:45,813
‫امروز صبح یه کم اعصاب نداره، نه؟

103
00:04:45,838 --> 00:04:47,222
‫ساندرا خانمِ عزیز ما.

104
00:04:47,855 --> 00:04:50,075
‫ساعت‌ها تو این خراب‌شده
.سر فیلما جون کندیم نرینا

105
00:04:50,100 --> 00:04:51,216
‫اوه، خوبم می‌دونم.

106
00:04:51,241 --> 00:04:55,682
‫حتماً خیلی سخته که نذاری این حال و روز
‫تو چهره‌ی ستاره‌هات معلوم بشه.

107
00:04:56,903 --> 00:04:58,274
‫با اجازه‌تون.

108
00:04:59,828 --> 00:05:02,575
‫فقط صحنه‌های خارجی رو اینجا می‌گیرن،
‫متوجهی که.

109
00:05:02,600 --> 00:05:04,250
‫بقیه‌ش تو لیدی‌هرستـه.

110
00:05:04,275 --> 00:05:05,396
‫یعنی تو استودیوها.

111
00:05:05,421 --> 00:05:06,735
‫ببین، همه‌ی اصطلاحاتشونو بلدم.

112
00:05:06,760 --> 00:05:07,702
‫کی توش بازی می‌کنه؟

113
00:05:07,727 --> 00:05:08,795
‫صبح بخیر، آقای بی.

114
00:05:08,820 --> 00:05:09,894
‫صبح‌بخیر.

115
00:05:09,919 --> 00:05:11,293
‫استوارت هاوارد.

116
00:05:11,764 --> 00:05:12,764
.بله خانم

117
00:05:12,789 --> 00:05:13,755
‫ازش خوشم میاد.

118
00:05:13,780 --> 00:05:15,978
‫متأسفانه من اصلاً نمی‌شناسمش.

119
00:05:16,335 --> 00:05:17,548
‫نقش قهرمان رو بازی می‌کنه.

120
00:05:17,573 --> 00:05:21,744
‫یه کتاب‌فروش جوون و آرمان‌گرا
که عاشق ‫دختر همسایه شده.

121
00:05:22,063 --> 00:05:24,176
‫تا حالا اون فیلمه که
تو زیردریایی بود ‫ندیدیش؟

122
00:05:24,201 --> 00:05:26,233
‫دیوونه شد و
.سعی کرد همه رو خفه کنه

123
00:05:26,258 --> 00:05:27,641
‫یعنی قشنگ عرق آدمو درمیاورد.

124
00:05:27,666 --> 00:05:28,666
‫افسوس.

125
00:05:29,435 --> 00:05:30,435
‫دیگه کی؟

126
00:05:30,460 --> 00:05:31,594
‫صبر داشته باش.

127
00:05:31,619 --> 00:05:33,517
‫دقیقاً وسط فیلم‌برداری رسیدی.

128
00:05:33,542 --> 00:05:35,794
‫و هنوز چشمت به جمالِ نقش اول زنمون
‫روشن نشده.

129
00:05:35,819 --> 00:05:37,914
‫که نامزد استوارت هم هست.

130
00:05:37,939 --> 00:05:39,495
‫نامزد واقعیش.

131
00:05:41,339 --> 00:05:42,629
‫ساندرا دیِر.

132
00:05:43,245 --> 00:05:44,675
‫داره از اتاق من استفاده می‌کنه.

133
00:05:44,700 --> 00:05:49,420
‫منو انداختن بیرون تا خانوم بتونه ریملشو بزنه،
‫آب معدنیشو بخوره، یا هر کوفتی که

134
00:05:49,445 --> 00:05:50,683
‫ اینجور آدما می‌کنن.

135
00:05:51,560 --> 00:05:53,258
‫من یه کارت سیگار ازش داشتم.

136
00:05:54,010 --> 00:05:55,602
‫البته مال قبل از جنگه.

137
00:05:58,239 --> 00:05:59,550
.‫آقای بوک، آه

138
00:06:00,607 --> 00:06:02,235
‫امیدوارم زیاد تو دست و پاتون نباشم.

139
00:06:02,260 --> 00:06:03,138
‫اصلاً.

140
00:06:03,163 --> 00:06:04,326
‫مطمئناً تجربه‌ی آموزنده‌ایه.

141
00:06:04,866 --> 00:06:09,471
‫لری اولیویه یه آدم متکبرِ از خود راضیه
‫به سینما میگه یه رسانه‌ی کوچولوی بی‌رمق.

142
00:06:09,980 --> 00:06:14,665
‫«هر آن کس که امروز خونش با من بر زمین ریزد،
‫برادر من است، هرچند که فرومایه باشد.»

143
00:06:15,030 --> 00:06:16,710
‫با اینکه اسکار رو بهش دادن،
.ولی خیلی بی‌ادبه

144
00:06:16,735 --> 00:06:18,297
‫جک، ایشون آقای مک‌کندریک هستن.

145
00:06:18,812 --> 00:06:20,574
‫خوشبختم.
.اوه، اینم از نورا خانم

146
00:06:20,599 --> 00:06:21,803
‫جمع‌مون جمعه.

147
00:06:21,828 --> 00:06:23,652
‫پس شما کارگردان هستین؟

148
00:06:23,986 --> 00:06:24,986
.‫و نویسنده

149
00:06:25,011 --> 00:06:27,995
‫فکر می‌کردم سن‌تون بیشتر باشه، با یه
‫عینک تک‌چشمی و عصای کارگردانی.

150
00:06:28,020 --> 00:06:30,860
‫خانم جوان، نباید هرچی تو
مجله‌های سینمایی ‫می‌خونین رو باور کنی.

151
00:06:31,416 --> 00:06:32,923
‫من شما رو قبلاً دیدم.

152
00:06:32,948 --> 00:06:36,578
‫آقای مک‌کندریک تابستون گذشته یه عالمه
‫از اون کتاب پنگوئن سبزها از ما خریدن.

153
00:06:36,603 --> 00:06:38,002
‫اوه، آره.

154
00:06:38,027 --> 00:06:39,175
‫قیافه‌تون فرق کرده.

155
00:06:39,200 --> 00:06:40,350
‫به خاطر شلوارکه.

156
00:06:40,957 --> 00:06:42,075
‫من که شلوارک پام نیست.

157
00:06:42,100 --> 00:06:43,482
‫برای همین قیافه‌تون فرق کرده.

158
00:06:43,507 --> 00:06:45,435
‫تا اونجایی که یادمه، مثل زنبور کار می‌کردی

159
00:06:45,460 --> 00:06:47,855
‫همه‌ش داشتی
این‌ور اون‌ور می‌دویدی، مگه نه؟

160
00:06:47,880 --> 00:06:49,519
‫جسی.
‫جسی.

161
00:06:50,661 --> 00:06:51,686
،آه

162
00:06:51,710 --> 00:06:53,124
‫سلام، نرینا.

163
00:06:53,149 --> 00:06:55,122
‫دنبال سوژه برای مقاله‌ی بعدیت می‌گردی؟

164
00:06:55,147 --> 00:06:56,095
‫همیشه.

165
00:06:56,120 --> 00:06:57,480
‫خب، سطل آشغالا اون پشتن.

166
00:07:00,248 --> 00:07:02,016
‫قرار نیست منو معرفی کنی؟

167
00:07:02,041 --> 00:07:03,424
‫ایشون آقای بوک هستن.

168
00:07:03,763 --> 00:07:04,764
.اوه

169
00:07:05,202 --> 00:07:06,498
.آقای آپاستروف

170
00:07:06,820 --> 00:07:08,426
‫تابلوتونو دستکاری کردن.

171
00:07:08,451 --> 00:07:09,872
‫سعی می‌کنم نگاش نکنم.

172
00:07:10,360 --> 00:07:13,310
‫شما اتفاقاً از اهالی جراید اعلی‌حضرت ‫نیستین؟

173
00:07:13,561 --> 00:07:15,673
«نرینا بین، از مجله‌ی «پیکچرگوئر

174
00:07:16,233 --> 00:07:19,321
‫اگه خبرای دهن‌پرکنی داشتین،
درِ دفترم به ‫روتون بازه.

175
00:07:19,346 --> 00:07:20,706
‫حواسم بهش هست.

176
00:07:27,762 --> 00:07:28,955
‫انگشتای یخی.

177
00:07:29,190 --> 00:07:30,306
‫خب، اونا که واقعی نیستن.

178
00:07:30,331 --> 00:07:31,556
‫مواظب باش دندونتو نشکنی.

179
00:07:42,828 --> 00:07:43,986
‫خیلی قشنگه.

180
00:07:45,283 --> 00:07:52,599
‫ اون اینو
از سقف تا پایین قرنیز دیواراش ‫زده.

181
00:07:54,779 --> 00:07:56,530
‫راجع به اون دختره حرفی می‌زنه؟

182
00:07:57,402 --> 00:07:58,399
نامزدش؟

183
00:07:58,424 --> 00:08:01,450
‫میگه، «دیگه ازش خوشم نمیاد.
‫برای من خیلی پیره.»؟

184
00:08:01,475 --> 00:08:02,465
‫نه.

185
00:08:02,490 --> 00:08:06,528
‫میگه انقدر پیره که انگار داری
یه تیکه ‫گوشت رو می‌بوسی؟

186
00:08:06,553 --> 00:08:07,565
‫نه.

187
00:08:07,590 --> 00:08:09,858
‫خانم فقط 45 سالشه، خیلی ممنون.

188
00:08:09,883 --> 00:08:12,503
‫میگه که برای «عشق به تنهایی در لندن»

189
00:08:12,528 --> 00:08:16,049
‫از همون لحظه‌ای که فیلمنامه رو دیده
‫خیلی هیجان‌زده بوده.

190
00:08:16,074 --> 00:08:17,483
‫ برای زندگی مشترک هم هیجان داره.

191
00:08:17,508 --> 00:08:19,721
‫خب یه چیز دیگه‌ام میگه.

192
00:08:20,005 --> 00:08:24,840
‫«آدم باید حواسش جمع باشه، چون هیچکس
‫نمی‌دونه سرنوشت چی سر راهش قرار میده.»

193
00:08:24,865 --> 00:08:25,926
‫ بارباراست؟

194
00:08:29,334 --> 00:08:30,411
،اوه خدای من

195
00:08:31,042 --> 00:08:32,042
!باربارا

196
00:08:34,634 --> 00:08:36,187
‫شکارچی به خانه بازگشت.

197
00:08:37,123 --> 00:08:38,414
‫اوه، خدای من.

198
00:08:47,688 --> 00:08:54,688
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »
199
00:10:02,015 --> 00:10:03,015
‫کارآگاه،

200
00:10:05,034 --> 00:10:06,623
‫قضیه غمناکه، موریس؟

201
00:10:07,250 --> 00:10:10,449
‫آخه تمام شب رو
درگیر پرونده‌ی تیغ ‫اصلاح بودم.

202
00:10:11,902 --> 00:10:13,243
‫خیلی‌خب، بگو بشنوم.

203
00:10:13,676 --> 00:10:16,949
‫یه دختر عشقِ سینما، سیاهی‌لشکر،
مُرده ‫روی پیشخوان افتاده.

204
00:10:17,149 --> 00:10:18,219
‫مشکوکه.

205
00:10:18,244 --> 00:10:19,957
‫فعلاً دستور توقف فیلم‌برداری رو دادم.

206
00:10:19,982 --> 00:10:21,311
‫به پدر و مادرش اطلاع داده شده؟

207
00:10:21,336 --> 00:10:22,336
‫بله، قربان.

208
00:10:22,361 --> 00:10:23,704
‫با خانواده‌ش کنار نمیومده.

209
00:10:23,729 --> 00:10:26,477
‫دوستش گفته برای همین
بیشتر وقتش رو ‫تو سینما می‌گذرونده.

210
00:10:27,890 --> 00:10:28,907
‫پای فیلما.

211
00:10:32,829 --> 00:10:33,891
‫کارآگاه.

212
00:10:35,151 --> 00:10:36,151
‫آقای بوک.

213
00:10:37,027 --> 00:10:39,167
‫انگار اینجا میزبان مرگ شدیم.

214
00:10:41,960 --> 00:10:43,720
‫اوه، اونها طبقه‌ی بالا هستن.

215
00:10:53,251 --> 00:10:54,260
،هوم

216
00:10:55,216 --> 00:10:56,456
‫ما قرار ملاقات داریم.

217
00:10:58,219 --> 00:11:00,439
‫دارن چیو ازمون قایم می‌کنن، ‫استوارت؟

218
00:11:00,464 --> 00:11:02,412
‫این همه منتظر موندن خسته‌م کرده.

219
00:11:04,413 --> 00:11:06,609
‫شاید آدم باید یه ماسک داشته باشه،
‫وِید.

220
00:11:07,624 --> 00:11:08,624
‫ماسک؟

221
00:11:08,980 --> 00:11:10,130
‫اون لبخندِ

222
00:11:10,820 --> 00:11:12,102
‫دائمیِ ویکتور.

223
00:11:14,183 --> 00:11:16,763
‫الان با گریم معجزه می‌کنن.

224
00:11:17,448 --> 00:11:19,589
‫شماره‌ی بوریس کارلوس رو دارم اگه بخوای.

225
00:11:24,662 --> 00:11:30,457
‫«خانم دیِر عزیز... شما منو نمی‌شناسین،
‫ولی من سرسخت‌ترین تحسین‌کننده‌ی شمام.»

226
00:11:33,905 --> 00:11:35,613
‫نمی‌دونم اونا چه فکری می‌کنن.

227
00:11:35,910 --> 00:11:37,579
«عشق به تنهایی در لندن»

228
00:11:37,604 --> 00:11:38,685
‫کیا؟

229
00:11:38,710 --> 00:11:39,710
‫اونا.

230
00:11:39,735 --> 00:11:40,949
.باور می‌کنن

231
00:11:41,518 --> 00:11:42,676
‫اونا عاشق‌مون هستن، مگه نه؟

232
00:11:42,701 --> 00:11:43,831
‫عاشق هردومون.

233
00:11:43,856 --> 00:11:45,691
‫بطری پرت می‌کنن سمت پرده‌ی سینما.

234
00:11:52,917 --> 00:11:56,194
‫می‌دونی چیه؟ ‫سر اکران
آزمایشی «دیدار کوتاه» ‫داد می‌زدن،

235
00:11:56,872 --> 00:12:00,096
‫«چرا فلان کارو باهاش نمی‌کنه؟»

236
00:12:00,121 --> 00:12:01,882
‫فقط به جای فلان یه چیز دیگه گفتن.

237
00:12:02,620 --> 00:12:03,780
‫آروم باش، عزیزم.

238
00:12:04,306 --> 00:12:05,674
‫اینم یه موفقیت بزرگ دیگه

239
00:12:06,071 --> 00:12:08,791
از خوشبخت‌ترین ‫زوج
نامزدِ کشور میشه. یادت رفته؟

240
00:12:09,060 --> 00:12:13,247
‫آره، چه نامزدی طولانی‌ای هم بوده.

241
00:12:15,148 --> 00:12:17,795
‫اوه، خدا، نمی‌تونم
برای برگشتن به ‫استودیو صبر کنم.

242
00:12:17,820 --> 00:12:19,475
‫از این اردوی کوچولو لذت نبردی؟

243
00:12:20,005 --> 00:12:24,137
‫اگه برگردیم لیدی‌هرست، از شر
‫اون نورینا بینِ وحشتناک راحت می‌شیم.

244
00:12:24,500 --> 00:12:25,908
‫استودیو در و پیکر داره.

245
00:12:25,933 --> 00:12:27,999
‫اون اژدهای آتیش‌افروزِ «پیکچرگوئر».

246
00:12:28,877 --> 00:12:31,962
‫می‌دونی وقتی یه سنگ
یا یه شاخه رو ‫بلند می‌کنی،

247
00:12:31,987 --> 00:12:35,725
‫و یهو، کلی از این هیولاهای کوچولوی
‫حال‌به‌هم‌زنِ کثیفِ نَمور

248
00:12:35,750 --> 00:12:38,709
‫در معرض نور روز قرار می‌گیرن،

249
00:12:38,734 --> 00:12:41,409
‫و با دست و پا زدن برمی‌گردن تو سایه‌ها.

250
00:12:41,434 --> 00:12:46,707
‫خب، زیر اونا، هیولاهای از اونم بدتر،
‫کثیف‌تر و نَمورتری هستن.

251
00:12:46,732 --> 00:12:48,519
اینو می‌دونم که

252
00:12:49,280 --> 00:12:50,724
‫ اون زیر نرینا بینـه.

253
00:12:52,388 --> 00:12:53,827
‫اون که با من خیلی مهربون بوده.

254
00:12:53,852 --> 00:12:54,852
ا‫هوم.

255
00:12:55,018 --> 00:12:56,079
...خب

256
00:12:57,141 --> 00:12:58,596
‫براش خبرای خوبی داریم، مگه نه؟

257
00:12:58,620 --> 00:12:59,620
‫داریم؟

258
00:13:00,301 --> 00:13:01,475
ارسالی دارین؟
‫آه.

259
00:13:01,500 --> 00:13:02,942
‫یه قرارداد جدید برای سه تا فیلم.

260
00:13:03,244 --> 00:13:04,578
‫انحصاری با شرکت پیکچرز.

261
00:13:05,458 --> 00:13:06,458
‫خب...

262
00:13:09,032 --> 00:13:10,032
‫چی می‌خوای؟

263
00:13:10,057 --> 00:13:11,363
پسر آبنباتی؟

264
00:13:12,324 --> 00:13:13,868
‫متأسفانه یه اتفاقی افتاده.

265
00:13:25,838 --> 00:13:27,802
‫محتویات یه کیف دستی.

266
00:13:28,516 --> 00:13:29,836
‫غم‌انگیزه، مگه نه؟

267
00:13:30,210 --> 00:13:33,514
‫شواهد یه زندگی کوچیک
که روی زمین ‫پخش شده.

268
00:13:38,260 --> 00:13:39,930
‫اوه، این چیه؟

269
00:13:42,086 --> 00:13:45,375
‫زیادیِ رژ لبت رو با بوسه می‌زنی
به عکس ‫ستاره‌ی مورد علاقه‌ت.

270
00:13:46,545 --> 00:13:47,947
‫چه جور آدمایی پیدا میشن.

271
00:13:47,972 --> 00:13:49,358
‫این برام جالبه، اجازه هست؟

272
00:13:49,383 --> 00:13:50,403
‫هوم.

273
00:13:52,200 --> 00:13:53,633
‫خیلی با دقت کادوپیچ شده.

274
00:13:54,660 --> 00:13:56,123
‫من میگم با لطافت.

275
00:13:57,579 --> 00:13:58,568
‫آه.

276
00:13:58,825 --> 00:14:00,442
‫خب، اینا هنوز جیره‌بندیـه.

277
00:14:01,549 --> 00:14:03,060
‫گرون به نظر میان.

278
00:14:03,085 --> 00:14:05,455
‫توی این کیف پول فقط
چندتا سکه پنی‌ه، ‫تروتر.

279
00:14:05,480 --> 00:14:06,076
‫آره.

280
00:14:06,101 --> 00:14:07,691
‫این دخترا پول داشتن؟

281
00:14:07,924 --> 00:14:09,104
‫خیلی کم.

282
00:14:09,446 --> 00:14:10,774
‫پس خودشون نخریدنش؟

283
00:14:12,481 --> 00:14:16,116
‫من ندیدم گروه تولید
از این شیرینی‌های ‫اعیونی تهیه کنه.

284
00:14:16,939 --> 00:14:18,716
‫نه، طرفدارا میارن.

285
00:14:19,437 --> 00:14:23,104
‫نامه و کادو، چیزای کوچیک
و غم‌انگیزی ‫که بافتن.

286
00:14:23,420 --> 00:14:24,845
‫از اونجا میذارنشون داخل.

287
00:14:25,808 --> 00:14:27,195
‫بیلی براشون میاره بالا.

288
00:14:27,810 --> 00:14:30,881
‫اتفاقاً، همین الانم
یه جعبه شکلات دستش ‫بود.

289
00:14:34,340 --> 00:14:35,576
.جای سوراخ سوزن

290
00:14:36,880 --> 00:14:38,975
‫باربارا نفس‌نفس می‌زد، تروتر، ها؟

291
00:14:39,000 --> 00:14:40,474
‫آره، و مضطرب بود.

292
00:14:43,243 --> 00:14:44,243
‫استریکنین.

293
00:14:44,781 --> 00:14:46,300
‫اوه، لعنتی.

294
00:14:46,325 --> 00:14:47,325
.لعنتی

295
00:14:57,157 --> 00:14:58,295
‫دختره‌ی بیچاره.

296
00:14:59,920 --> 00:15:01,091
‫یکی به اینا ناخنک زده.

297
00:15:01,116 --> 00:15:03,993
‫اوه، عزیزم، تو که نمی‌دونی از کجا اومدن.

298
00:15:04,234 --> 00:15:05,536
‫بندازش، سمی‌ه!

299
00:15:06,185 --> 00:15:08,076
.مسخره‌س، اینا مال شرکت سلطنتیه

300
00:15:08,101 --> 00:15:09,442
‫متأسفانه همینطوره، قربان.

301
00:15:10,337 --> 00:15:11,975
‫شما که ازش نخوردین، نه خانم؟

302
00:15:12,000 --> 00:15:13,335
‫اوه، اه، نه، نه.

303
00:15:13,360 --> 00:15:14,335
‫شما چی، آقای هاوارد؟

304
00:15:14,360 --> 00:15:16,273
‫نه.
‫اوه، خوبه.

305
00:15:16,298 --> 00:15:18,806
‫شما قبلاً از اینجور شکلات‌ها هدیه گرفتین؟

306
00:15:18,831 --> 00:15:22,032
آه، ‫‫بله، همیشه. طرفدارام
،می‌دونن که عاشقشونم

307
00:15:22,057 --> 00:15:23,457
ولی هیچوقت ‫نمی‌خورمشون.

308
00:15:23,482 --> 00:15:26,544
‫پس منطقیه که فرض کنیم،
‫قربانی اصلی شما بودین.

309
00:15:28,020 --> 00:15:29,734
‫قربانی اصلی؟

310
00:15:30,200 --> 00:15:31,577
‫منظورش چیه؟

311
00:15:31,602 --> 00:15:33,075
‫قربانی اصلی؟

312
00:15:33,100 --> 00:15:35,729
‫ داریم درباره‌ی مرگ
.باربارا مالکوم تحقیق می‌کنیم

313
00:15:35,754 --> 00:15:38,603
‫بله، همون زن جوانِ بیچاره.

314
00:15:38,628 --> 00:15:39,628
‫بله.

315
00:15:40,460 --> 00:15:43,144
‫اوه، خدای من، تو این مدت
‫چیزای عجیبی برام فرستادن،

316
00:15:43,169 --> 00:15:47,290
‫ولی چرا باید کسی ‫بخواهد منو بکشه؟

317
00:15:47,560 --> 00:15:49,314
بیلی ‫کی این شکلات‌ها رو بهتون داد؟

318
00:15:49,339 --> 00:15:50,382
‫هیچکس.

319
00:15:50,407 --> 00:15:53,435
‫لابه‌لای نامه‌های همیشگی بود،
‫ همیشه باید بهشون رسیدگی کنم.

320
00:15:53,460 --> 00:15:55,506
‫جایی که هرکسی می‌تونسته
.بهشون دسترسی داشته باشه

321
00:15:55,531 --> 00:15:57,704
‫و ظاهراً باربارا و
.دوستش همین کارو کردن

322
00:15:57,729 --> 00:16:00,234
‫خدای من، ممکن بود هردومون بمیریم.

323
00:16:00,840 --> 00:16:03,040
‫با چه فکری این آشغال رو ‫آوردی اینجا؟

324
00:16:03,065 --> 00:16:06,009
...‫ببخشید آقای هاوارد، ولی خودتون گفتین که
‫جواب منو نده.

325
00:16:07,852 --> 00:16:09,677
‫باید برای خودم ‫یه دستیار جدید پیدا کنم.

326
00:16:13,292 --> 00:16:14,517
‫حالت خوبه، عزیزم؟

327
00:16:16,190 --> 00:16:19,530
‫سؤال بی‌رحمانه‌ایه، خانم دیِر،
‫ولی متأسفانه باید بپرسم.

328
00:16:20,770 --> 00:16:23,290
‫هیچ می‌دونین
کی ممکنه بخواد ‫شما رو بکشه؟

329
00:16:24,900 --> 00:16:26,069
‫نمیشه اینو بذاریم برای بعد؟

330
00:16:26,094 --> 00:16:27,777
‫بله، البته. ما رو ببخشین.

331
00:16:28,544 --> 00:16:29,946
‫آقا، بیرون!

332
00:16:30,338 --> 00:16:33,785
‫باید بهتون یادآوری کنم که این یک
‫پرونده‌ی رسمی تحقیقات قتله.

333
00:16:34,179 --> 00:16:35,836
‫با مطبوعات حرف نزنین.

334
00:16:56,385 --> 00:17:01,604
‫روزی روزگاری بازیگری بود به نام «دیِر»،
‫که جذابیتش بی‌نهایت بود و کم‌نظیر.

335
00:17:02,268 --> 00:17:05,922
‫شکلات‌هاش آغشته به استریکنین بود،
‫که جالب نیست.

336
00:17:06,610 --> 00:17:10,441
‫ولی این باربارا بود که خوردشون،
‫و این منصفانه نیست.

337
00:17:12,460 --> 00:17:15,285
‫امیدوارم کار درستی کرده باشیم،
‫که این آدما رو راه دادیم تو کوچه‌مون.

338
00:17:15,310 --> 00:17:16,375
‫چرا این کارو کردی؟

339
00:17:16,920 --> 00:17:19,111
‫متأسفانه به خاطر پول بود.

340
00:17:19,136 --> 00:17:20,428
‫آره، عزیزم.

341
00:17:20,453 --> 00:17:24,285
‫همون تیکه‌های کوچیک کاغذ که پامون رو
‫از دادگاه‌های خرده‌حساب باز نگه می‌داره.

342
00:17:24,310 --> 00:17:25,310
‫چقدر؟

343
00:17:26,008 --> 00:17:27,509
‫بیست گینی.

344
00:17:27,534 --> 00:17:28,501
‫در هفته.

345
00:17:28,526 --> 00:17:29,630
‫روزانه.

346
00:17:29,655 --> 00:17:31,629
‫برای ده روز.

347
00:17:35,648 --> 00:17:37,110
‫اون بیرون چه جهنمیه.

348
00:17:37,135 --> 00:17:39,644
‫پلیسا مثل روز فینال جام حذفی
‫دارن این‌ور اون‌ور می‌لولن.

349
00:17:39,669 --> 00:17:41,531
آه، ‫خانم گودوین.

350
00:17:41,556 --> 00:17:42,425
‫بله.

351
00:17:42,450 --> 00:17:44,183
‫متأسفانه یه اتفاقی افتاده.

352
00:17:44,208 --> 00:17:45,338
‫اوه.

353
00:17:45,363 --> 00:17:48,155
‫ امیدوارم ربطی به ساندرا دیِر ‫نداشته باشه.

354
00:17:48,180 --> 00:17:49,818
‫شنیدم این دور و براست.

355
00:17:49,843 --> 00:17:51,479
‫اوه، پس برای همین اینجاییم.

356
00:17:51,504 --> 00:17:53,033
‫همیشه طرفدارش بودم.

357
00:17:53,058 --> 00:17:56,405
‫زن، اونا نمی‌خوان راجع به
خل‌بازیای ‫دوران جوونی‌ت بشنون.

358
00:17:56,430 --> 00:17:58,805
‫خوشحالم که بگم
.حال خانم دیِر کاملاً خوبه

359
00:17:58,830 --> 00:18:02,349
‫اون کتاب «اسکارلت پیمپرنل» که آخرین بار
‫از ما گرفتین، امیدوارم ازش لذت برده باشین.

360
00:18:02,374 --> 00:18:03,595
‫اوه، خیلی زیاد.

361
00:18:03,620 --> 00:18:04,972
‫بهتون قول دنباله‌ش رو داده بودم.

362
00:18:04,997 --> 00:18:06,683
‫من ساعت یک و چهل و پنج دقیقه
. وقت گلف دارم

363
00:18:06,708 --> 00:18:08,146
.هیس
ببخشید؟

364
00:18:08,170 --> 00:18:09,385
هیس، ‫دینکی.

365
00:18:10,558 --> 00:18:11,843
‫«من تلافی خواهم کرد».

366
00:18:11,868 --> 00:18:13,665
‫چی؟
‫اسم دنباله‌ی کتابه.

367
00:18:13,690 --> 00:18:14,985
‫دنباله‌ی «اسکارلت پیمپرنل».

368
00:18:15,010 --> 00:18:16,010
‫جک؟

369
00:18:16,479 --> 00:18:17,669
...امم

370
00:18:17,693 --> 00:18:19,475
‫ زیر کتاب «گل‌های چندساله‌ی هاردی»،

371
00:18:19,500 --> 00:18:22,471
‫زندگی‌نامه‌ی دانتون ‫و
اون کپه‌ی ‫قبض‌های پرداخت‌نشده.

372
00:18:22,496 --> 00:18:24,514
‫هیچی راجع به آشپزی ندارین؟

373
00:18:25,370 --> 00:18:26,510
ببخشید چی؟

374
00:18:26,963 --> 00:18:28,063
‫این چیزیه که لازم داره.

375
00:18:28,373 --> 00:18:30,252
‫به زور می‌تونه
.یه تخم‌مرغ کوفتی رو آب‌پز کنه

376
00:18:31,432 --> 00:18:32,569
‫پاهات چطوره؟

377
00:18:32,594 --> 00:18:34,215
‫اوه، خیلی بهتر شدن!

378
00:18:34,240 --> 00:18:36,396
‫اوه، تو ماشین منتظر می‌مونم.

379
00:18:38,954 --> 00:18:40,677
.آه، این بی‌نظیره

380
00:18:40,702 --> 00:18:44,457
‫اوه، اینم براتون کنار گذاشتم...
‫مهمون ما باشین.

381
00:18:44,482 --> 00:18:45,585
‫چی هست؟

382
00:18:45,610 --> 00:18:46,845
‫اوه، یه نمایشنامه‌ی کوچیکـه.

383
00:18:46,870 --> 00:18:48,250
‫«خانه‌ی عروسک» اثر ایبسن.

384
00:18:49,031 --> 00:18:51,723
‫درباره‌ی زنیه که می‌فهمه
‫یه جورایی گیر افتاده.

385
00:18:52,221 --> 00:18:53,674
‫و به خواسته‌هاش نرسیده.

386
00:18:55,338 --> 00:18:56,998
‫فکر کردم شاید براتون روشنگر باشه.

387
00:18:58,228 --> 00:18:59,424
‫ممنونم.

388
00:18:59,449 --> 00:19:00,449
‫خدانگهدار.

389
00:19:04,607 --> 00:19:05,747
‫اوضاع کار چطور بوده؟

390
00:19:06,235 --> 00:19:07,235
.عالی

391
00:19:08,021 --> 00:19:09,094
‫«خداحافظ برلین».

392
00:19:09,119 --> 00:19:11,624
‫همه‌ی طرفدارای استوارت هاوارد دیوونشن.

393
00:19:12,077 --> 00:19:13,460
‫ تو نسخه‌ی سینمایی‌ش بازی می‌کنه؟

394
00:19:14,312 --> 00:19:15,725
‫منم همینو بهشون میگم.

395
00:19:18,420 --> 00:19:20,986
‫ اِم... بهتره چمدونمو باز کنم.

396
00:19:21,011 --> 00:19:24,577
‫اوه، جک، عزیزم
میشه بری کیفمو ‫از اتاقم بیاری؟

397
00:19:24,610 --> 00:19:27,338
‫همون سبزه‌ که گیره‌ی کهربایی داره.

398
00:19:29,652 --> 00:19:30,692
‫باشه.

399
00:21:10,890 --> 00:21:13,210
‫واقعاً فکر می‌کنی
یکی سعی کرده منو بکشه؟

400
00:21:13,610 --> 00:21:14,850
‫ظاهراً که اینطوره.

401
00:21:14,875 --> 00:21:16,085
‫اوه، خدا.

402
00:21:16,830 --> 00:21:19,246
‫حداقل امشب برمی‌گردیم لیدی‌هرست.

403
00:21:19,271 --> 00:21:20,945
‫مطمئنی حالت برای فیلم‌برداری خوبه؟

404
00:21:20,970 --> 00:21:22,354
‫مجبورم باشم، مگه نه؟

405
00:21:22,379 --> 00:21:23,379
،دیردره

406
00:21:24,785 --> 00:21:25,785
‫منِ خنگ رو ببین.

407
00:21:25,810 --> 00:21:26,810
.حافظه‌م

408
00:21:26,835 --> 00:21:27,765
‫ساندرا.

409
00:21:27,790 --> 00:21:28,701
‫آماده‌ای؟

410
00:21:28,726 --> 00:21:29,726
‫آماده‌ام.

411
00:21:29,751 --> 00:21:30,995
‫مصاحبه‌ی اختصاصی من.

412
00:21:31,870 --> 00:21:33,218
‫اوه، ببخشید.

413
00:21:33,733 --> 00:21:36,025
‫من... قول مصاحبه رو دادم.

414
00:21:36,050 --> 00:21:37,060
‫هارولد.
.خانم

415
00:21:37,464 --> 00:21:39,524
‫اِم، نرینا، می‌تونم دو دقیقه بهت وقت بدم.

416
00:21:41,454 --> 00:21:43,011
‫یه شر لازمه، گمونم.

417
00:21:43,885 --> 00:21:45,469
‫مجبورم خوراک دستگاه تبلیغات رو فراهم کنم.

418
00:21:48,314 --> 00:21:49,314
‫آه.

419
00:21:50,530 --> 00:21:51,596
‫بالاخره اومدی.

420
00:21:54,824 --> 00:21:56,045
‫میشه لطف کنی؟

421
00:21:56,375 --> 00:21:57,875
‫شعار منو که می‌دونی.

422
00:21:57,900 --> 00:21:59,742
‫«اگه حرف خوبی برای گفتن نداری...»

423
00:22:00,396 --> 00:22:01,579
‫«...بیا بشین ور دل من.»

424
00:22:02,767 --> 00:22:04,007
‫و حالا اینجایی.

425
00:22:04,806 --> 00:22:06,286
‫کنار من نشستی.

426
00:22:06,310 --> 00:22:09,852
‫آه، بله، ولی من یه حرف
‫خوب برای گفتن دارم. نرینا.

427
00:22:09,877 --> 00:22:10,877
‫اوه.

428
00:22:11,567 --> 00:22:13,100
«عشق به تنهایی در لندن»

429
00:22:13,125 --> 00:22:15,962
‫اولین فیلم
.از یک قرارداد جدیدِ سه‌فیلمه‌ست

430
00:22:17,706 --> 00:22:20,267
‫قراردادی که من و استوارت امضاش کردیم.

431
00:22:20,560 --> 00:22:21,882
‫فوق‌العاده نیست؟

432
00:22:22,167 --> 00:22:23,255
‫فوق‌العاده‌ست.

433
00:22:24,108 --> 00:22:27,172
‫و صحنه‌های داخلی رو تو لیدی‌هرست
‫فیلم‌برداری می‌کنین، درسته؟

434
00:22:27,730 --> 00:22:29,622
دقیقاً ام‌جی‌ام که نیست، هست؟

435
00:22:29,647 --> 00:22:30,992
‫تو لیدی‌هرسته؟

436
00:22:31,017 --> 00:22:32,424
‫اوه، همه‌چیز به خوبی انجام میشه.

437
00:22:33,530 --> 00:22:35,010
‫ولی اونجا رو می‌شناسی، مگه نه؟

438
00:22:35,620 --> 00:22:37,610
‫من قبلاً کلی فیلم اونجا بازی کردم.

439
00:22:38,910 --> 00:22:42,430
‫ اونی که توش نقش دختر ساده‌ی یه کشاورز ‫خرده‌پا رو
.بازی کردی که با یه دوک ازدواج کرد، دوست داشتم

440
00:22:42,950 --> 00:22:43,950
‫بله.

441
00:22:44,390 --> 00:22:47,951
‫و اونی که توش نقش دختر ساده‌ی یه ماهیگیر
‫رو بازی کردی که با یه دوکِ ثروتمند ازدواج کرد.

442
00:22:48,030 --> 00:22:49,030
‫بله.

443
00:22:49,850 --> 00:22:51,010
‫همیشه یادم میره «جوت» چیه.

444
00:22:51,430 --> 00:22:52,430
‫یه نوع الیافه.

445
00:22:52,970 --> 00:22:54,310
‫که باهاش کیسه درست می‌کنن.

446
00:22:56,730 --> 00:22:57,847
‫اولی چی بود؟

447
00:22:57,871 --> 00:22:59,631
‫اولین فیلمی که اونجا بازی کردی
‫چی بود، ساندرا؟

448
00:23:00,290 --> 00:23:01,551
‫تو لیدی‌هرست.

449
00:23:02,546 --> 00:23:03,546
‫هوم.

450
00:23:03,571 --> 00:23:05,182
‫ اِم... نمی‌دونم.

451
00:23:05,207 --> 00:23:07,040
‫اوه، اه...

452
00:23:08,445 --> 00:23:10,405
‫فکر کنم «بهار برای مری» بود.

453
00:23:10,430 --> 00:23:12,873
‫آها، درباره‌ی دختر ساده‌ی یه آهنگر
‫که با یه دوک ازدواج کرد.

454
00:23:12,898 --> 00:23:13,898
.خیلی‌خب

455
00:23:16,440 --> 00:23:18,484
.فکر کنم خیلی قبل‌تر از این حرفا بود

456
00:23:19,789 --> 00:23:22,850
‫می‌دونی، خواننده‌های ما
‫خیلی مشتاقن که بدونن

457
00:23:22,875 --> 00:23:25,821
همه‌ی فیلم‌های
.ساندرا دیِِر‫ فیلمای ناطق نبودن

458
00:23:27,180 --> 00:23:31,760
‫من عاشق اون میان‌نویس‌های قدیمی‌ام...
.و «سپیده سر زد» و از این حرفا

459
00:23:33,470 --> 00:23:36,250
‫بعداً می‌تونم تاریخش رو چک کنم، دیِردره.

460
00:23:36,962 --> 00:23:39,044
‫این اسم واقعیتونه، مگه نه؟

461
00:23:39,428 --> 00:23:41,301
‫اسمی که قبلاً باهاش شناخته می‌شدین.

462
00:23:42,408 --> 00:23:43,945
‫دیِردره پیدِک.

463
00:23:44,530 --> 00:23:47,993
‫شاید بهتر باشه
روی زمان حال تمرکز کنی، ‫نرینا.

464
00:23:48,710 --> 00:23:49,710
چرا؟

465
00:23:50,421 --> 00:23:52,325
‫چون یه نفر سعی داره منو بکشه.

466
00:23:55,000 --> 00:24:02,000
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »

467
00:24:04,895 --> 00:24:07,002
‫من و جسی داریم
.ساندرا رو برای شام می‌بریم بیرون

468
00:24:07,394 --> 00:24:09,121
‫سعی می‌کنیم
.حواسش رو از این چیزا پرت کنیم

469
00:24:09,505 --> 00:24:11,612
‫اگه با توجه به شرایط،
‫کار نامناسبی نباشه.

470
00:24:11,637 --> 00:24:13,206
‫خب، آدم باید غذا بخوره.

471
00:24:13,847 --> 00:24:15,782
‫کجا میرین؟ ‫ویلرز؟

472
00:24:15,807 --> 00:24:17,737
‫نه، ‫کمیل توی استرند.

473
00:24:17,762 --> 00:24:18,943
‫انتخاب خوبیه.

474
00:24:19,836 --> 00:24:21,055
‫صدف‌هاشو نخورین.

475
00:24:23,486 --> 00:24:25,842
‫دیدم که داشتن اون دختر رو می‌بردن.

476
00:24:25,867 --> 00:24:27,549
‫فکر کردم یه تصادف بوده.

477
00:24:27,881 --> 00:24:29,284
‫شکلات‌های سمی.

478
00:24:29,309 --> 00:24:30,278
‫جدی؟

479
00:24:31,134 --> 00:24:32,984
‫ برای استوارت هاوارد فرستاده شده بودن.

480
00:24:33,009 --> 00:24:36,203
‫و اون دختر بیچاره‌ی غمگین اونا رو برداشته.

481
00:24:36,509 --> 00:24:38,606
‫اوه، این برای یه خبر اختصاصی چطوره؟

482
00:24:38,631 --> 00:24:39,866
‫تراژیکـه.

483
00:24:40,522 --> 00:24:41,939
‫و چه زاویه‌ی دیدی.

484
00:24:43,032 --> 00:24:44,032
‫اوه، ببخشید.

485
00:24:44,057 --> 00:24:45,764
‫بی‌ملاحظگی از من بود.

486
00:24:45,789 --> 00:24:46,789
...ولی بازم

487
00:24:48,201 --> 00:24:49,401
‫چه زاویه‌ی دیدی.

488
00:24:49,632 --> 00:24:51,338
‫اوه، اینم از داستانت، نرینا.

489
00:24:52,409 --> 00:24:53,489
‫آماده‌ای، عزیزم؟

490
00:24:53,514 --> 00:24:54,205
‫اوه، آره.

491
00:24:54,230 --> 00:24:55,451
‫منم داشتم می‌رفتم.

492
00:24:55,476 --> 00:24:58,589
‫بابت قرارداد جدید تبریک میگم،
‫استوارت.

493
00:25:00,591 --> 00:25:01,591
‫ممنونم.

494
00:25:03,827 --> 00:25:05,319
‫کلی سوژه برای فکر کردن هست.

495
00:25:06,875 --> 00:25:08,575
‫اوه، از دیدنتون خوشحال شدم.

496
00:25:12,017 --> 00:25:14,485
‫اتوبوس لیدی‌هرست
.پنج دقیقه‌ی دیگه حرکت می‌کنه

497
00:25:14,510 --> 00:25:15,871
‫پنج دقیقه‌ی دیگه، همه.

498
00:25:17,271 --> 00:25:19,205
‫منتظر چی هستین، اعلامیه‌ی ترحیم؟

499
00:25:21,400 --> 00:25:25,427
‫آقای مسترسون،
چه سعادتیه که دوباره ‫می‌بینمتون.

500
00:25:25,798 --> 00:25:27,158
‫نرینا بین.

501
00:25:27,593 --> 00:25:29,116
‫مثل همیشه دوست‌داشتنی به نظر میاین.

502
00:25:29,463 --> 00:25:30,799
‫چه کاری ازم ساخته‌ست؟

503
00:25:37,430 --> 00:25:38,516
‫بفرمایید.

504
00:25:38,830 --> 00:25:39,830
.مرسی

505
00:25:46,350 --> 00:25:49,946
‫من و باربارا از طریق مجله‌ی «پیکچرگوئر»
‫با هم آشنا شدیم.

506
00:25:50,406 --> 00:25:52,379
‫می‌دونین، کلی نامه‌نگاری هست.

507
00:25:52,818 --> 00:25:54,515
‫آدمای هم‌فکر همدیگه رو پیدا می‌کنن.

508
00:25:54,540 --> 00:25:55,788
‫پس طرفدارای دیگه‌م بودن.

509
00:25:55,813 --> 00:25:56,813
‫بعضی‌ها.

510
00:25:57,480 --> 00:25:59,067
‫طرفدارای بقیه‌ی اسمای بزرگ هم همینطور.

511
00:25:59,686 --> 00:26:02,155
‫یه آرایشگر می‌شناسم
‫که دیوونه‌ی جیمز میسونـه.

512
00:26:03,048 --> 00:26:04,088
‫ولی خب،

513
00:26:04,653 --> 00:26:06,209
.استوارت بازیگر محبوب ما بود

514
00:26:06,890 --> 00:26:08,061
‫برای همینه که...

515
00:26:08,613 --> 00:26:10,517
تصمیم گرفتیم
‫به عنوان سیاهی‌لشکر کار پیدا کنیم.

516
00:26:10,900 --> 00:26:11,900
‫تا نزدیک بشیم.

517
00:26:12,695 --> 00:26:14,489
‫کارت عالیه، عزیزم.

518
00:26:15,716 --> 00:26:17,838
‫تو اعتراف می‌کنی که شکلات‌ها رو برداشتین.

519
00:26:20,903 --> 00:26:21,903
‫آره.

520
00:26:22,774 --> 00:26:25,526
‫خیلی متأسفم،
نتونستیم جلو خودمونو ‫بگیریم.

521
00:26:25,754 --> 00:26:28,569
‫اونا رو اونجا روی میز دیدیم،
‫وقتی تو کتابفروشی بودیم.

522
00:26:29,508 --> 00:26:30,822
‫منظورم شکلاته.

523
00:26:31,422 --> 00:26:32,846
‫ بی‌خیال، سال‌ها گذشته.

524
00:26:32,871 --> 00:26:34,523
‫اونا اون تو بودن.

525
00:26:35,172 --> 00:26:36,446
‫آره، دقیقاً همون تو.

526
00:26:37,507 --> 00:26:39,161
‫با یادداشتش چیکار کردین؟

527
00:26:42,310 --> 00:26:43,310
یادداشت؟

528
00:26:43,698 --> 00:26:47,097
‫خب، مشخصه که یه چیزی همراهش بوده.

529
00:26:48,105 --> 00:26:50,130
‫ولی الان اونجا نیست.
‫چیکارش کردین؟

530
00:26:50,384 --> 00:26:51,384
...من

531
00:26:51,924 --> 00:26:53,618
‫من هیچ یادداشتی ندیدم.

532
00:26:58,778 --> 00:27:00,601
‫اونجا بود، ببین، روی میز.

533
00:27:03,408 --> 00:27:08,093
‫خنده‌داره که چقدر راحت میشه
بهشون ‫نزدیک شد.

534
00:27:08,118 --> 00:27:11,360
‫یه بار سالی گری تو دستشویی
‫هتل والسینگهام  از کنارم رد شد.

535
00:27:11,956 --> 00:27:15,633
‫جعبه رو باز کردی.
.شاید کارت از توش افتاده

536
00:27:18,082 --> 00:27:20,701
‫شما نسخه‌های قدیمی رو دارین؟

537
00:27:21,219 --> 00:27:22,722
‫منظورم مجله‌ی «پیکچرگوئر»ـه.

538
00:27:22,747 --> 00:27:23,602
‫البته.

539
00:27:23,627 --> 00:27:25,315
‫از ژانویه‌ی سال 35 به بعد.

540
00:27:25,340 --> 00:27:27,155
‫میشه لطف کنین و اونا رو در اختیار ما
‫بذارین؟

541
00:27:27,180 --> 00:27:28,180
‫البته.

542
00:27:34,946 --> 00:27:36,438
‫من این نگاه رو می‌شناسم.

543
00:27:42,619 --> 00:27:43,839
‫اوه، سگ.

544
00:27:44,490 --> 00:27:45,675
.پسر شیطونی هستی

545
00:27:51,558 --> 00:27:55,918
‫خب، من نمیگم جلسه، قربان.
‫اون برای این به شما پول کامل میده.

546
00:27:56,336 --> 00:27:57,421
!اوه

547
00:27:57,446 --> 00:27:59,665
‫همینطوره. واقعاً نمی‌تونه.

548
00:28:01,961 --> 00:28:03,501
‫مطمئنی راجع بهش می‌دونه؟ آره،

549
00:28:03,831 --> 00:28:05,391
آره، ‫اون می‌دونه کجاییم.

550
00:28:05,416 --> 00:28:06,655
‫ممنون، خانم بروس.

551
00:28:06,680 --> 00:28:08,089
‫خیلی کمک کردین.

552
00:28:10,945 --> 00:28:11,945
‫پاسبان؟

553
00:28:12,715 --> 00:28:13,715
‫ممنون.

554
00:28:22,034 --> 00:28:23,034
‫خب...

555
00:28:25,498 --> 00:28:26,645
‫اوه، استوارت.

556
00:28:26,990 --> 00:28:28,412
‫اوه، استوارت، عشق من.

557
00:28:28,437 --> 00:28:30,291
‫خیلی چیزا هست که می‌خوام بهت بگم.

558
00:28:30,709 --> 00:28:33,390
‫از همون لحظه توی زیردریایی، ‫فهمیدم.

559
00:28:33,815 --> 00:28:36,259
‫اون نگاه متمرکزت، اون قدرتت.

560
00:28:36,620 --> 00:28:38,779
‫سرنوشت ما این بود که عاشق هم باشیم.

561
00:28:39,260 --> 00:28:40,355
‫«کشتی شرم».

562
00:28:40,380 --> 00:28:41,650
اون یکی، ‫فیلم خوبی بود،

563
00:28:43,300 --> 00:28:44,662
‫برای اون مرد فرستاده شده بودن.

564
00:28:47,160 --> 00:28:51,521
‫تصور می‌کنیم که شهوت‌مون رو کنترل می‌کنیم،
‫ولی اوناست که ما رو هدایت می‌کنن.

565
00:28:51,794 --> 00:28:54,822
‫به‌رغم مصیبت‌ها،
.به سوی ستاره‌ها تلاش می‌کنیم

566
00:28:55,320 --> 00:28:57,993
‫اونا آدمای معمولی رو به
‫کارهای خارق‌العاده وامی‌دارن.

567
00:28:58,018 --> 00:29:01,275
‫مثل تزریق استریکنین به شکلات‌های
‫کرم توت‌فرنگی.

568
00:29:03,328 --> 00:29:08,308
‫پس، استوارت، عزیزترینم،
‫ازت تمنا می‌کنم که نجنگی.

569
00:29:08,620 --> 00:29:13,547
‫قلبت رو دنبال کن، نامزدیت رو به‌هم بزن،
‫ ما می‌تونیم با هم باشیم.

570
00:29:13,572 --> 00:29:17,182
‫من و تو، شیرین‌ترین پسر من، در زندگی

571
00:29:17,578 --> 00:29:21,018
‫یا در آرامگاه سرد و تاریک مرگ.

572
00:29:21,315 --> 00:29:24,676
‫و اگه یکی‌شون غیرممکن بشه،
من اون یکی ‫رو انتخاب می‌کنم.

573
00:29:25,219 --> 00:29:26,442
‫با شادمانی.

574
00:29:26,733 --> 00:29:28,043
‫خب، این کاملاً واضحه.

575
00:29:28,068 --> 00:29:30,369
‫اگه نویسنده‌ی نامه نتونه
.به دستش بیاره، هیچکس نمی‌تونه

576
00:29:30,394 --> 00:29:32,355
‫پس ما دنبال یه شیفته فیلم هستیم.

577
00:29:32,380 --> 00:29:33,773
‫کلمه‌ی کلیدی همون «شیفته»ست.

578
00:29:33,798 --> 00:29:35,673
‫این می‌تونه واضح‌ترین توضیح باشه.

579
00:29:36,860 --> 00:29:38,424
‫خیلی‌خب، منو در جریان بذارین.

580
00:29:38,940 --> 00:29:40,635
‫راجع به دار و دسته‌ی سینمایی چی می‌دونیم؟

581
00:29:43,022 --> 00:29:44,744
‫استوارت هاوارد.

582
00:29:45,070 --> 00:29:49,801
‫اثباتی بر اینه که قیافه‌های جذاب لاتین گاهی
به صورت ‫خودجوش تو برموندزی هم پیدا میشن.

583
00:29:50,540 --> 00:29:53,275
‫اون و ساندرا
حرفه‌هاشون رو ‫به هم گره زدن.

584
00:29:53,300 --> 00:29:54,559
‫عزیزدردونده‌های ملت.

585
00:29:55,382 --> 00:29:56,982
‫ولی کی می‌تونه حقیقت ماجرا رو بدونه؟

586
00:29:57,007 --> 00:29:58,207
‫اون یه بازیگره.

587
00:29:58,538 --> 00:30:01,939
‫و جوون و بی‌رحمه
و بیش از حد هم ‫بهش بها داده شده.

588
00:30:01,964 --> 00:30:04,499
‫و به نظر میاد که
ناامیدانه عاشق ‫یه نفر دیگه‌ست.

589
00:30:04,524 --> 00:30:05,524
‫کی؟

590
00:30:06,620 --> 00:30:07,633
‫خودش.

591
00:30:08,534 --> 00:30:10,969
‫بعدش هم
جناب جسی ‫مک‌کندریک رو داریم.

592
00:30:10,994 --> 00:30:13,918
‫اون پارسال برای چند هفته
تو همین کوچه ‫اتاق اجاره کرده بود.

593
00:30:13,943 --> 00:30:16,360
‫پسر پولداری که ‫واسه تابستون
.اومده بود پایین‌شهرگردی

594
00:30:16,385 --> 00:30:17,805
‫مثل بزغاله این‌ور اون‌ور می‌دوید.

595
00:30:17,830 --> 00:30:19,990
‫همیشه با کفشای کتونیش
توی خیابونا ‫می‌پلکید.

596
00:30:20,015 --> 00:30:23,266
‫هوا که سرد شد، رفت،
صاف برگشت ‫خونه‌ی باباجونش.

597
00:30:23,605 --> 00:30:24,987
‫ تو ویلتشر فکر کنم.

598
00:30:25,012 --> 00:30:26,452
‫مطمئنم که چکش کردم.

599
00:30:26,987 --> 00:30:30,267
‫و بعد باید فرض کنیم، فیلمنامه‌ش رو درباره‌ی
‫زندگی خصوصی طبقه‌ی کارگر نوشته.

600
00:30:32,134 --> 00:30:33,551
‫خیلی ممنون که به ما پیوستید.

601
00:30:33,576 --> 00:30:34,772
‫همسایه‌ی خوبی بود؟

602
00:30:35,080 --> 00:30:37,195
‫راستش رو بخواین، زیاد توجهی نکردم.

603
00:30:37,220 --> 00:30:38,580
‫خب، باورش برای من سخته.

604
00:30:38,605 --> 00:30:41,629
‫خب، مشخصه که داشته یادداشت برمی‌داشته
‫که چطور یه کتابفروشی رو بگردونه.

605
00:30:41,654 --> 00:30:42,665
‫خانم دیِر.

606
00:30:42,690 --> 00:30:44,830
‫یه شوهر پولدار داشت که مُرد، ‫مگه نه؟

607
00:30:44,855 --> 00:30:46,221
‫تبعه‌ی ایتالیا بود.

608
00:30:46,246 --> 00:30:48,108
‫برای همینه که رفتن آمریکا؟

609
00:30:48,133 --> 00:30:51,392
‫خب، اگه می‌موند، گمونم به عنوان
‫تبعه‌ی دشمن بازداشتش می‌کردن،

610
00:30:51,417 --> 00:30:53,436
‫پس گمونم آفتاب کالیفرنیا رو ‫ترجیح دادن.

611
00:30:54,003 --> 00:30:55,683
‫این خیلی چیزا رو بهتر توضیح میده.

612
00:30:56,394 --> 00:30:58,744
‫فکر می‌کردم فقط داشته
از دست ‫بمب‌ها فرار می‌کرده.

613
00:30:59,227 --> 00:31:00,475
‫بیلی چطور؟

614
00:31:00,754 --> 00:31:02,668
.پسر توسری‌خور
‫لطفاً سر جاتون قرار بگیرین.

615
00:31:02,693 --> 00:31:05,857
‫و از قرار معلوم، استوارت هاوارد الان،
.توسری‌خورِ سابقشه

616
00:31:05,882 --> 00:31:08,562
‫به نظر نمیاد دل
خوشی از هم ‫داشته باشن.

617
00:31:09,230 --> 00:31:12,540
این ستاره‌های سینما ‫خیلی
جلوی دوربین ژست می‌گیرن، مگه نه؟

618
00:31:13,745 --> 00:31:16,434
‫چرا داره باهاش ازدواج می‌کنه؟
فکر می‌کنی برای اینکه

619
00:31:17,376 --> 00:31:18,761
‫  نشون بده هنوز رو بورسه؟

620
00:31:24,250 --> 00:31:25,250
.مرسی

621
00:31:25,827 --> 00:31:28,345
‫تا نشون بده می‌دونه مخاطب چی می‌خواد.

622
00:31:29,410 --> 00:31:32,125
‫استوارت هاوارد
تازه به اوج رسیده، ‫مگه نه؟

623
00:31:32,150 --> 00:31:35,506
‫اون سال‌هاست که تو اوج‌ه،
‫ولی فقط تا یه جایی می‌تونه تو اوج بمونه.

624
00:31:36,898 --> 00:31:38,478
‫خیلی تیزبینی، جک.

625
00:31:41,453 --> 00:31:43,813
‫عجب کار بی‌رحمیه این سینما.

626
00:31:43,838 --> 00:31:47,673
‫آدما رو تو یه مقطع زمانی
ثبت می‌کنه، بعد اونا ‫تغییر می‌کنن.

627
00:31:50,040 --> 00:31:51,819
‫و به خاطر این تغییر مسخره‌شون می‌کنه.

628
00:31:52,300 --> 00:31:54,310
‫خب، من میرم سراغ ‫مسئولین امنیتی فیلم،

629
00:31:54,335 --> 00:31:58,380
‫ببینم کسی دیده
‫کی شکلات‌ها رو اونجا گذاشته.

630
00:31:58,420 --> 00:31:59,680
‫شما چیکار می‌کنین؟

631
00:32:01,745 --> 00:32:04,817
‫من و جک این یادداشت رو می‌بریم شام.

632
00:32:37,880 --> 00:32:39,251
.خدای من

633
00:32:39,276 --> 00:32:40,276
‫من؟

634
00:32:40,301 --> 00:32:41,301
‫شما؟

635
00:32:43,389 --> 00:32:46,252
‫ اصلاً نمی‌دونین چقدر انرژی‌بره، ‫آقای بوک.

636
00:32:47,388 --> 00:32:48,684
‫خوش و بش کردن الکی.

637
00:32:49,440 --> 00:32:50,842
‫امضا دادن پشت سر هم.

638
00:32:51,288 --> 00:32:54,809
‫اینکه کسی رو که ظاهراً ده سال پیش تو
‫یه جشنواره‌ی روستایی دیدی، به جا نیاری.

639
00:32:54,834 --> 00:32:55,989
‫ اون لبخند زدن‌ها.

640
00:32:56,014 --> 00:32:57,818
‫خدای بزرگ، اون لبخند زدن‌ها.

641
00:32:58,430 --> 00:32:59,854
‫این فقط قدم بعدیه.

642
00:33:00,297 --> 00:33:03,508
‫اونا تا یه حدی می‌تونن یکی رو دوست
داشته باشن،‫ از اونجا به بعد یه راه وجود داره.

643
00:33:12,414 --> 00:33:14,401
‫بعد از این چطور می‌تونم
یه لقمه غذای کوفتی بخورم؟

644
00:33:14,426 --> 00:33:17,188
‫خب، یه طرفدار دیوانه ‫واضح‌ترین نظریه‌ست،

645
00:33:17,213 --> 00:33:19,595
‫ولی ما که از چیزای ‫واضح
خوشمون نمیاد، نه جک؟

646
00:33:19,620 --> 00:33:22,890
‫خب، اه، نه، نه، خوشمون نمیاد.

647
00:33:22,915 --> 00:33:25,950
‫پس اگه اجازه بدین سؤال ‫قبلی
،کارآگاه رو به شکل دیگه‌ای بپرسم

648
00:33:25,975 --> 00:33:29,099
‫می‌تونین به کسی فکر کنین که ممکنه
‫بخواد شما رو بکشه، آقای هاوارد؟

649
00:33:29,378 --> 00:33:30,846
‫هرکدومو عشقت می‌کشه انتخاب کن.

650
00:33:31,812 --> 00:33:35,299
‫یه عالمه خانم عصبانی اون بیرون هست،
‫شوهراشون که به کنار.

651
00:33:35,324 --> 00:33:38,857
‫خیاطای سویل، تهیه‌کننده‌ها،
‫کارگردانا، نویسنده‌ها.

652
00:33:39,400 --> 00:33:41,400
‫مدیر برنامه‌ی سابقم،
.مدیر برنامه‌ی سابقِ سابقم

653
00:33:41,720 --> 00:33:43,278
‫تام کانوی و دار و دسته‌ش.

654
00:33:44,341 --> 00:33:45,577
‫راجع به زندان چی؟

655
00:33:46,556 --> 00:33:47,556
‫چی؟

656
00:33:47,581 --> 00:33:49,891
.‫ با قاشقت شروع کردی به شام خوردن

657
00:33:51,415 --> 00:33:52,415
‫آه.

658
00:33:52,440 --> 00:33:53,651
‫عادتای قدیمی.

659
00:33:53,676 --> 00:33:54,846
‫راحت آدمو لو میدن.

660
00:33:55,983 --> 00:33:57,522
‫دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید.

661
00:33:59,440 --> 00:34:00,691
‫من از تو جوون‌تر بودم.

662
00:34:01,179 --> 00:34:02,323
‫خیلی هم چیز بدی نبود.

663
00:34:03,089 --> 00:34:06,129
‫ولی دوست ندارم این قضیه به گوش
مطبوعات ‫عامه‌پسند برسه، آقای بوک.

664
00:34:07,890 --> 00:34:09,191
‫فکر هم نکنم خوشتون بیاد.

665
00:34:12,170 --> 00:34:13,336
‫به چه جرمی گرفتنت؟

666
00:34:13,361 --> 00:34:14,440
‫ رفتم یه دوری بزنم.

667
00:34:14,465 --> 00:34:15,465
‫کجا؟

668
00:34:15,708 --> 00:34:17,556
‫رفتم ویترین یه خزدوزی تو میفر.

669
00:34:17,820 --> 00:34:18,820
‫تو چی؟

670
00:34:19,280 --> 00:34:20,941
‫رفتم بانک تا یه پولی برداشت کنم.

671
00:34:21,721 --> 00:34:23,161
‫جوراب کشیده بودی رو صورتت؟

672
00:34:23,186 --> 00:34:24,491
‫آره، مال مادرم.

673
00:34:27,065 --> 00:34:28,655
‫من بچه‌ی برموندزی‌ام، جک.

674
00:34:28,680 --> 00:34:30,211
‫پوست‌کلفت‌تر از این حرفام.

675
00:34:31,303 --> 00:34:32,771
‫با وجود همه‌ی اینا.

676
00:34:35,721 --> 00:34:37,496
‫فکر می‌کنی ممکنه ربطی به
‫اون قضیه داشته باشه؟

677
00:34:37,520 --> 00:34:38,520
‫به زندان؟

678
00:34:38,545 --> 00:34:41,377
‫خب، همونطور که خودت اشاره کردی،
‫دایره‌ی مظنونا خیلی گسترده‌ست.

679
00:34:42,140 --> 00:34:46,515
‫یه فکری دارم، این جکِ جوون رو به عنوان
‫آچارفرانسه‌ی جدیدت استخدام کن، ها؟

680
00:34:46,540 --> 00:34:49,180
‫ضرر نداره یه پسر جوون و چهارشونه
مثل اون ‫دور و برت بپلکه.

681
00:34:49,205 --> 00:34:51,050
‫تو هم که دنبال یه دستیار ‫جدید می‌گردی.

682
00:34:51,075 --> 00:34:52,109
‫آه، نمی‌تونم.

683
00:34:52,516 --> 00:34:53,978
همین الانشم تو کتابفروشی کار دارم

684
00:34:54,003 --> 00:34:57,892
‫می‌تونم چند روزی مرخصت کنم
خودتم ‫که می‌دونی نورا چقدر عاشق کمکه.

685
00:34:57,917 --> 00:34:58,875
‫عالیه.

686
00:34:58,900 --> 00:35:00,248
‫آره، فکر خوبیه.

687
00:35:00,273 --> 00:35:03,205
‫می‌دونین آقای بوک،
شماها هم باید ‫بیاین لیدی‌هرست.

688
00:35:03,630 --> 00:35:07,553
‫کمک کنین جزئیات رو درست دربیاریم
و... ‫حواستونم به اوضاع باشه.

689
00:35:07,578 --> 00:35:08,795
‫باعث افتخاره.

690
00:35:08,820 --> 00:35:10,057
‫ممنون بابت اینا.

691
00:35:10,620 --> 00:35:11,873
‫من یه ستاره‌ی سینمام.

692
00:35:15,422 --> 00:35:16,422
‫حالت خوبه؟

693
00:35:17,320 --> 00:35:18,320
‫آره.

694
00:35:19,520 --> 00:35:20,520
.چیزیم نمیشه

695
00:35:21,835 --> 00:35:23,186
‫پس دیگه مزاحمت نمی‌شم.

696
00:35:23,211 --> 00:35:25,251
‫اگه چیز جالبی پیدا کردی، ‫خبرم کن.

697
00:35:25,941 --> 00:35:27,351
‫اوه، مراقب باش.

698
00:35:27,707 --> 00:35:29,639
‫یه قاتل اون بیرون آزاده.

699
00:35:31,367 --> 00:35:32,435
‫شب‌بخیر.

700
00:35:32,460 --> 00:35:33,460
‫شب‌بخیر.

701
00:35:34,303 --> 00:35:35,303
‫بله، قربان.

702
00:35:35,328 --> 00:35:36,527
‫چه زهرماری میل دارین؟

703
00:35:50,962 --> 00:35:53,505
‫«گزارش ورزشی دانشگاه».

704
00:35:56,035 --> 00:35:57,384
‫ایناهاش.

705
00:36:28,790 --> 00:36:30,318
‫این دیگه چیه؟

706
00:36:31,654 --> 00:36:32,654
.بی‌خیال

707
00:36:32,679 --> 00:36:34,889
‫معمولاً همین موقع‌هاست که
منت می‌ذاری ‫و حرف می‌زنی.

708
00:36:38,110 --> 00:36:39,387
‫خب، سه تا مسئله.

709
00:36:39,820 --> 00:36:42,815
کی از بهم خوردن
فیلم «عشق به تنهایی در لندن» ‫سود می‌بره؟

710
00:36:42,840 --> 00:36:45,482
‫چی از اون جعبه شکلات گم شده بود؟

711
00:36:45,507 --> 00:36:47,315
‫کنار بقیه‌ی نامه‌های طرفدارا افتاده بود،

712
00:36:47,340 --> 00:36:48,563
‫ولی هیچ پاکتی نبود.

713
00:36:48,588 --> 00:36:49,900
‫شاگرد اول کلاس، آقای بوک.

714
00:36:49,925 --> 00:36:53,449
‫خب، مگه اینکه پاکت رو دور انداخته باشن...

715
00:36:53,474 --> 00:36:55,466
‫شکلات‌ها با پست نرسیدن.

716
00:36:55,491 --> 00:36:57,929
‫پس هرکسی تو گروه فیلم‌برداری
می‌تونسته بذارتش اونجا؟

717
00:36:57,954 --> 00:36:58,954
‫دقیقاً.

718
00:36:58,979 --> 00:37:02,372
‫و در نهایت، روش شکلات، هرچقدر هم
‫که بی‌حساب و کتاب بود،

719
00:37:02,397 --> 00:37:04,242
‫امتحان شد و ‫شکست خورد.

720
00:37:04,267 --> 00:37:05,832
‫این یعنی هرکی پشت این قضیه‌ست،

721
00:37:05,857 --> 00:37:07,282
‫قراره دوباره امتحان کنه.

722
00:37:07,758 --> 00:37:08,998
‫ قراره چیکار کنی؟

723
00:37:09,540 --> 00:37:11,674
‫فردا به استودیوهای فیلم‌سازی دعوتیم.

724
00:37:11,699 --> 00:37:13,516
‫و جک یه کار جدید داره.

725
00:37:13,950 --> 00:37:15,470
‫دستیار استوارت هاوارد.

726
00:37:16,963 --> 00:37:18,363
‫چرا نریم بهش بگیم؟

727
00:37:20,843 --> 00:37:21,884
‫هنوز نه.

728
00:37:23,742 --> 00:37:24,850
‫ بخونم؟

729
00:37:26,085 --> 00:37:29,972
‫خب، می‌دونم چقدر لذت می‌بری،
‫پس به سازت می‌رقصم.

730
00:37:29,997 --> 00:37:31,016
‫خب پس.

731
00:37:36,270 --> 00:37:37,546
‫اوه، ایناهاش.

732
00:37:40,124 --> 00:37:45,151
‫از وقتی وسایلم رو جابجا کردیم
تا جا برای ‫ستاره‌ها باز بشه، نگرانش بودم.

733
00:37:45,176 --> 00:37:47,547
‫ نگران نباش عزیزم.

734
00:37:47,572 --> 00:37:49,319
.پیمان مقدس‌مون رو به یاد بیار

735
00:37:56,373 --> 00:37:58,094
‫غار عجایب.

736
00:37:59,822 --> 00:38:02,609
‫ تو عمرم خراب‌شده زیاد دیدم،
‫ولی این...

737
00:38:03,423 --> 00:38:04,593
‫خیلی کثیفه.

738
00:38:05,599 --> 00:38:06,850
‫خیلی مشکوکه.

739
00:38:07,945 --> 00:38:11,948
‫گل‌های بنفشه‌ی تو باغچه‌م
از ‫سایه بیزار بودن.

740
00:38:14,713 --> 00:38:16,553
‫بسیار خب، آقا.

741
00:38:17,845 --> 00:38:18,965
‫بله قربان.

742
00:38:18,990 --> 00:38:20,030
‫جداً؟

743
00:38:20,846 --> 00:38:22,622
‫بذارین تو لیستم پیدات کنم.

744
00:38:23,339 --> 00:38:25,588
‫اسم، شغل...

745
00:38:26,887 --> 00:38:28,258
‫وضعیت تأهل.

746
00:38:28,700 --> 00:38:29,700
‫نامزد.

747
00:38:31,518 --> 00:38:32,595
‫شما کی باشین؟

748
00:38:32,620 --> 00:38:34,673
‫افسر پزشک، استراتفورد پری.

749
00:38:34,698 --> 00:38:36,156
‫ برای دوستام، تراتی.

750
00:38:36,181 --> 00:38:39,652
‫از اعضای سابق تیپ گاریبالدی،
‫منظورم بیسکویتش نیست.

751
00:38:40,059 --> 00:38:41,402
.می‌تونم ترکش از بدن دربیارم

752
00:38:41,427 --> 00:38:44,917
‫مسلسل رو زیر دو ثانیه از هم جدا کنم.
‫و یه بار یه چیزی به یه نفر گفتم که

753
00:38:44,941 --> 00:38:47,505
‫حتی به شما هم
.پیشنهادش نمی‌کنم، گروهبان

754
00:38:47,530 --> 00:38:50,208
‫من هیچوقت، هیچوقت یه مرد رو تنها نمی‌ذارم.

755
00:38:50,973 --> 00:38:52,139
‫ اونجا نشسته.

756
00:38:52,624 --> 00:38:54,494
‫دارم شنبه‌ی آینده باهاش ازدواج می‌کنم،

757
00:38:54,519 --> 00:38:57,162
و ‫دختر رئیس پلیس
‫یکی از ساقدوش‌های ماست.

758
00:38:57,187 --> 00:39:02,434
‫پس اگه جای شما بودم، همین الان به اشتباهم
‫اعتراف می‌کردم و اسمش رو از لیستت خط می‌زدم.

759
00:39:02,760 --> 00:39:03,760
‫نظرت چیه؟

760
00:39:09,660 --> 00:39:10,660
‫تراتی.

761
00:39:11,553 --> 00:39:12,970
‫شنبه برات مناسبه؟

762
00:39:13,457 --> 00:39:14,912
‫هواشناسی هم خوب پیش‌بینی کرده.

763
00:39:15,544 --> 00:39:16,841
‫کاملاً مناسبه، تراتی.

764
00:39:19,131 --> 00:39:20,131
.خوبه

765
00:39:21,696 --> 00:39:22,998
‫ببوس منو.

766
00:39:25,550 --> 00:39:26,550
‫اوه.

767
00:39:28,642 --> 00:39:30,507
‫من بدون تو چی می‌شدم؟

768
00:39:32,801 --> 00:39:35,121
‫فکر کنم هردومون
جوابش رو می‌دونیم، ‫عزیزم.

769
00:39:39,870 --> 00:39:40,870
،بگذریم

770
00:39:41,929 --> 00:39:43,475
‫تو قرار بود بخونی.

771
00:39:44,706 --> 00:39:45,776
‫البته.

772
00:40:11,710 --> 00:40:13,012
‫اون متوجهت شده.

773
00:40:14,117 --> 00:40:15,469
.همیشه متوجه من می‌شن

774
00:40:15,712 --> 00:40:16,712
‫دخترا.

775
00:40:17,618 --> 00:40:18,789
‫هیچ معنی‌ای نداره.

776
00:40:19,250 --> 00:40:21,636
‫مثل اینه که بچه‌ها تو خیابون
...به یه سگ اشاره می‌کنن

777
00:40:21,661 --> 00:40:22,524
‫و میگن، «سگ»

778
00:40:22,549 --> 00:40:24,285
‫ خب، به زودی ازدواج می‌کنین، ‫قربان.

779
00:40:24,310 --> 00:40:27,593
‫اونا اینو تو ستون "نرینا بین" خوندن،
‫ولی بذار یه چیزی بهت بگم، جک.

780
00:40:28,768 --> 00:40:30,731
‫هیچوقت جلوی هیچکس زانو نزدم.

781
00:40:31,290 --> 00:40:33,307
‫ساندرا خودش پیشنهاد داده؟

782
00:40:33,331 --> 00:40:34,279
‫می‌تونم تصور کنم.

783
00:40:34,304 --> 00:40:36,568
‫پیشنهاد اصلی از طرف مدیر برنامه‌هاش بود.

784
00:40:38,050 --> 00:40:39,050
‫اوه.

785
00:40:39,399 --> 00:40:40,399
‫اوه.

786
00:40:41,245 --> 00:40:43,395
‫پس یه جور قرارداد با هم دارین؟

787
00:40:43,968 --> 00:40:45,408
‫نباید انقدر بنوشم، نه؟

788
00:40:45,865 --> 00:40:47,114
‫آره، یه قرارداد.

789
00:40:47,650 --> 00:40:49,142
‫همه‌مون از اینا داریم، مگه نه؟

790
00:40:49,167 --> 00:40:50,393
‫تو با بوک قرارداد داری.

791
00:40:50,418 --> 00:40:53,415
‫اگه حرف از ازدواجای غیرعادیه،
بوک هم ‫با خانم بوک قرارداد داره.

792
00:40:53,440 --> 00:40:55,527
‫چرا میگی ازدواج بوک غیرعادیه؟

793
00:40:57,926 --> 00:40:59,053
‫تو شبیه اونی.

794
00:40:59,078 --> 00:41:00,154
‫بوک.

795
00:41:00,179 --> 00:41:01,230
‫چطور؟

796
00:41:01,255 --> 00:41:02,601
‫چون کتاب می‌خونی.

797
00:41:02,626 --> 00:41:04,103
‫یالا، فکر منو بخون.

798
00:41:07,534 --> 00:41:08,534
‫خب...

799
00:41:08,559 --> 00:41:09,559
...امم

800
00:41:12,102 --> 00:41:15,703
‫تو هی میای اینجا چون فکر می‌کنی اینجا
‫از اونجور جاهاییه که ستاره‌های سینما میرن.

801
00:41:16,082 --> 00:41:17,329
‫ولی یه چیزی هست.

802
00:41:17,772 --> 00:41:19,097
‫تو اینجا رو دوست نداری.

803
00:41:19,778 --> 00:41:21,026
‫از اینجا متنفری.

804
00:41:21,334 --> 00:41:22,946
‫از اون نوشیدنی هم متنفری.

805
00:41:23,770 --> 00:41:25,319
‫مثل پودینگ دوران جنگـه.

806
00:41:26,390 --> 00:41:29,083
‫خب فکر می‌کنی، چطور می‌تونم
همون ‫آدمی باشم که بودم؟

807
00:41:29,489 --> 00:41:32,273
‫می‌دونی، قبل از اینکه
بفهمم دوربین ‫عاشقمه.

808
00:41:32,602 --> 00:41:34,144
‫که فهمیدنش چیز وحشتناکیه.

809
00:41:34,169 --> 00:41:35,906
‫اونقدرهام آش دهن‌سوزی نیست،
‫باورت میشه؟

810
00:41:35,930 --> 00:41:37,449
‫من که بدم نمیاد کمیش رو داشته باشم.

811
00:41:37,867 --> 00:41:39,673
‫مواظب باش چه آرزویی می‌کنی، پسر.

812
00:41:39,698 --> 00:41:42,058
‫یکی داره با پست برام سم می‌فرسته.

813
00:41:44,648 --> 00:41:45,834
‫یه کم گیر کرده بودم.

814
00:41:45,859 --> 00:41:47,038
‫بعد با ساندرا آشنا شدم.

815
00:41:47,458 --> 00:41:48,550
‫یه نقش کلیشه شده بودم.

816
00:41:49,074 --> 00:41:51,323
می‌گفتن، به درد نقش افسر نمی‌خورم

817
00:41:51,916 --> 00:41:53,168
‫یه مشکل بود، بچه.

818
00:41:53,870 --> 00:41:55,245
‫ساندرا اینو تغییر داد.

819
00:41:55,270 --> 00:41:57,232
‫بندها رو کشید، تو گوشها پچ‌پچ کرد.

820
00:41:57,604 --> 00:42:00,202
تهیه‌کننده‌ها شروع کردن ‫ما رو
.به عنوان عاشق و معشوق انتخاب کردن

821
00:42:00,228 --> 00:42:02,005
‫البته اون موقع
.دیگه عاشق و معشوق بودیم

822
00:42:02,030 --> 00:42:03,166
‫الانم عاشقشی؟

823
00:42:04,886 --> 00:42:06,473
‫خب، ازش متنفر نیستم.

824
00:42:10,047 --> 00:42:11,264
‫می‌خوای مستقل باشی.

825
00:42:11,289 --> 00:42:12,405
‫معلومه که می‌خوام.

826
00:42:12,430 --> 00:42:13,725
‫غیرممکنه، مگه نه؟

827
00:42:13,750 --> 00:42:14,866
.یه زوج هنری هستیم

828
00:42:15,316 --> 00:42:17,398
‫مثل هوپ و کرازبی، فرد و جینجر.

829
00:42:17,423 --> 00:42:18,525
‫گاربو و گیلبرت.

830
00:42:18,550 --> 00:42:19,926
‫ولی اون عقب موند، مگه نه؟

831
00:42:19,950 --> 00:42:20,950
‫چی؟

832
00:42:20,975 --> 00:42:22,099
‫جان گیلبرت رو میگم.

833
00:42:22,741 --> 00:42:24,486
‫وقتی سینمای ناطق اومد، دووم نیاورد.

834
00:42:27,123 --> 00:42:28,601
‫پس همه‌ش یه نمایشه.

835
00:42:29,004 --> 00:42:30,094
‫تو و اون.

836
00:42:30,490 --> 00:42:31,632
‫زوج طلایی.

837
00:42:31,657 --> 00:42:32,733
‫همه‌ش نمایشه.

838
00:42:32,758 --> 00:42:35,802
‫به همون اندازه ساختگیه که خودِ
‫استوارت هاوارد ساختگیه.

839
00:42:38,172 --> 00:42:40,644
‫سینما برای رویاپردازهاست،
می‌فهمی ‫جک؟

840
00:42:41,244 --> 00:42:45,082
‫وقتی اونجا تو تاریکی می‌شینی،
..‫باید اون بالا برای تو هم جا باشه.

841
00:42:45,416 --> 00:42:46,580
‫توی اون بوسه.

842
00:42:47,584 --> 00:42:49,239
‫توی صحنه‌های زیر نور ماه.

843
00:42:50,018 --> 00:42:51,714
‫وقتی کنار نرده‌ی کشتی وایسادی.

844
00:42:52,568 --> 00:42:56,311
‫اگه تازه تو مجله‌ی ‫هوادارا خونده باشی که ‫اون
عاشق و معشوق سینمایی ‫نامزدیشون رو به‌هم زدن،

845
00:42:56,336 --> 00:42:58,248
‫و نمی‌تونن همدیگه رو تو یه اتاق تحمل کنن،

846
00:42:59,908 --> 00:43:02,198
‫دیگه جایی برای رویاپردازی باقی نمی‌مونه.

847
00:44:45,457 --> 00:44:47,177
‫صحنه 49، برداشت هشت.

848
00:44:48,901 --> 00:44:49,901
...و

849
00:44:51,170 --> 00:44:52,170
‫حرکت.

850
00:44:52,450 --> 00:44:56,719
‫همون موقع بود که فهمیدم از میان
صفحات ‫یه کتاب، عاشق هم شده بودیم.

851
00:44:57,270 --> 00:45:01,402
‫ولی اون عشق اونقدر قوی بود که
بتونه ‫تو این دنیای شلوغ دووم بیاره؟

852
00:45:01,427 --> 00:45:05,179
‫میشه یه بار دیگه
بدون اینکه از رو بخونه ‫امتحان کنیم؟

853
00:45:05,204 --> 00:45:06,465
‫می‌تونم از حفظ بگم.

854
00:45:07,048 --> 00:45:08,154
‫بله، البته.

855
00:45:08,179 --> 00:45:09,501
‫آماده برای تکرار.

856
00:45:12,361 --> 00:45:13,445
‫ دوربین می‌چرخه!

857
00:45:13,470 --> 00:45:14,450
‫ساندرا.

858
00:45:15,038 --> 00:45:16,038
...و

859
00:45:16,808 --> 00:45:17,808
‫حرکت.

860
00:45:26,653 --> 00:45:29,910
‫اوه، خیلی متأسفم، جسی.

861
00:45:29,935 --> 00:45:32,647
آه... ‫می‌شه ده دقیقه بهم وقت بدی؟

862
00:45:32,948 --> 00:45:34,506
.یه سیگار حالمو جا میاره

863
00:45:34,531 --> 00:45:35,574
‫کات.

864
00:45:35,599 --> 00:45:37,379
‫کاتش کن، پسر.

865
00:45:38,685 --> 00:45:42,043
‫ده دقیقه استراحت،
.پنج دقیقه‌ی دیگه برمی‌گردیم سر جای اول

866
00:45:44,388 --> 00:45:45,375
‫قهوه‌ست، قربان؟

867
00:45:45,400 --> 00:45:47,048
‫نه. ‫ممنون.

868
00:46:24,556 --> 00:46:26,752
کتاب‌های خریداری شده"
" در شهر یا روستا

869
00:47:25,894 --> 00:47:27,671
‫اریک پرسینوال بنکس.
... قبلاً ازدواج کرده، با

870
00:47:28,846 --> 00:47:30,267
.استراتفورد پری
"سال 1921"

871
00:47:50,623 --> 00:47:51,780
‫صبح‫بخیر.

872
00:47:53,600 --> 00:47:54,860
‫زود بیدار شدی؟

873
00:47:54,885 --> 00:47:55,885
...آه

874
00:47:56,278 --> 00:47:57,559
‫گفتم شاید یه چایی بخواین.

875
00:48:19,995 --> 00:48:20,995
‫هی، بچه.

876
00:48:21,521 --> 00:48:22,601
‫می‌خوای بیای تو سینما؟

877
00:48:25,941 --> 00:48:27,367
« لیدی‌هرست »

878
00:48:27,392 --> 00:48:28,692
‫اسمتون تو لیست نیست.

879
00:48:28,717 --> 00:48:29,717
‫شما کی باشین؟

880
00:48:29,742 --> 00:48:32,850
‫ما کتابفروش عتیقه‌جاتـیم، ‫معلوم نیست؟

881
00:48:32,875 --> 00:48:36,554
‫می‌دونم که زیادی احتیاط به خرج می‌دیم،
‫جری عزیز، ولی اونا با منن.

882
00:48:38,261 --> 00:48:39,261
‫باشه.

883
00:49:07,620 --> 00:49:08,620
‫این چیه؟

884
00:49:08,645 --> 00:49:10,809
‫آدرس پدر و مادر باربارا مارکهام.

885
00:49:12,935 --> 00:49:13,935
‫میرم ببینمشون.

886
00:49:13,960 --> 00:49:14,735
‫نه، نه.

887
00:49:14,760 --> 00:49:16,089
‫اول باید جلسه‌ی بازپرسی تشکیل بشه.

888
00:49:16,672 --> 00:49:18,345
‫فقط یه نامه‌ی محبت‌آمیز براشون بنویس.

889
00:49:18,980 --> 00:49:19,980
‫می‌نویسم.

890
00:49:20,855 --> 00:49:21,855
‫ممنون، بوک.

891
00:49:23,051 --> 00:49:26,082
‫پسرا، بزرگترین
سورپرایز زندگیتون ‫در انتظارتونه.

892
00:49:29,093 --> 00:49:30,093
،بچه‌ها

893
00:49:31,383 --> 00:49:32,383
‫از این طرف.

894
00:49:33,340 --> 00:49:34,340
‫دراماتیک‌تره.

895
00:49:36,299 --> 00:49:38,922
‫جوردی، لطفاً چندتا نور روشن کن.

896
00:49:46,937 --> 00:49:48,172
‫شگفت‌انگیزه.

897
00:49:49,520 --> 00:49:50,625
‫پوچه.

898
00:49:51,587 --> 00:49:52,755
‫مضحکه.

899
00:49:53,685 --> 00:49:55,945
‫یه اغراق عجیب از واقعیت.

900
00:49:57,006 --> 00:49:58,318
‫ فوق‌العاده‌ست.

901
00:49:59,729 --> 00:50:02,769
‫چه زندگی هیجان‌انگیز و عجیبی دارین،
‫آقای هاوارد.

902
00:50:02,794 --> 00:50:04,436
‫این یه تقلید از زندگیه.

903
00:50:05,605 --> 00:50:06,946
‫پتوی سگ؟

904
00:50:07,703 --> 00:50:08,963
‫ولی سگی نیست.

905
00:50:09,868 --> 00:50:11,294
‫ برای نقش سگ بازیگر انتخاب شده؟

906
00:50:11,319 --> 00:50:12,185
‫آره.

907
00:50:12,210 --> 00:50:13,642
ولی‫ زیاد به درد بخور نیست.

908
00:50:13,860 --> 00:50:15,306
‫جذابیت سینمایی نداره.

909
00:50:15,644 --> 00:50:16,908
‫به فکر یه جایگزین خوب باش.

910
00:50:17,936 --> 00:50:18,936
‫آره.

911
00:50:19,194 --> 00:50:20,194
‫ می‌تونم.

912
00:50:24,743 --> 00:50:26,173
‫دسته‌های پول نقد.

913
00:50:26,721 --> 00:50:28,998
‫تونی کتابفروش بهتری از منه.

914
00:50:30,267 --> 00:50:31,267
اون ‫تقلبی‌ه.

915
00:50:32,141 --> 00:50:33,394
.مثل همه‌چیز اینجا

916
00:50:34,187 --> 00:50:37,589
‫خب، خوشحالم که قبل از اینکه لشکرشون برسه،
‫فرصت کردین یه نگاهی بندازین.

917
00:50:37,614 --> 00:50:38,751
‫بریم یه صبحونه بخوریم.

918
00:50:38,776 --> 00:50:40,185
‫غذاخوری تو بلوک بعدیه.

919
00:50:40,530 --> 00:50:41,687
‫جلو بیفت، مک‌داف.

920
00:50:49,637 --> 00:50:51,137
‫درست بعد از اتاق‌های گریمه.

921
00:50:52,460 --> 00:50:53,649
‫اون بغل دارن چیکار می‌کنن؟

922
00:50:53,674 --> 00:50:55,131
‫یه بازسازی دیگه از رابین هود.

923
00:50:55,156 --> 00:50:56,824
من که پاهای مناسبش رو دارم، نه؟

924
00:50:57,317 --> 00:50:58,355
‫اوه، خدای من.

925
00:50:58,380 --> 00:50:59,380
‫چیه؟

926
00:51:06,381 --> 00:51:07,727
‫یکی از سیاهی‌لشکرهاست.

927
00:51:18,450 --> 00:51:19,450
‫نه.

928
00:51:21,053 --> 00:51:22,199
‫فکر نکنم.

929
00:51:25,445 --> 00:51:26,805
‫نرینا بینـه.

930
00:51:37,629 --> 00:51:39,629
‫دختری با یک قلمِ سمی.

931
00:51:45,983 --> 00:51:49,983
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »

