1
00:00:07,067 --> 00:00:08,848
‫تو همه چیزِ منی.

2
00:00:10,525 --> 00:00:12,235
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

3
00:00:12,260 --> 00:00:14,578
«دل‌شکسته در لندن»
.صحنه 28، برداشت 3

4
00:00:16,372 --> 00:00:18,973
‫امیدوارم کار درستی کرده باشیم
‫که تو این کوچه راهشون دادیم.

5
00:00:21,176 --> 00:00:22,745
‫دخترِ توی فیلم تیر خورده، جناب بازرس.

6
00:00:22,770 --> 00:00:23,839
‫مُرده.

7
00:00:23,864 --> 00:00:25,540
‫فعلاً فیلمبرداری رو متوقف کردم.

8
00:00:25,565 --> 00:00:27,048
‫راجع به این فیلم چی می‌دونیم؟

9
00:00:27,403 --> 00:00:31,495
‫استوارت هاوارد، اون و ساندرا
‫مسیر حرفه‌ای‌شون رو به هم گره زدن.

10
00:00:31,520 --> 00:00:32,655
‫عزیزدُردونه ملت.

11
00:00:32,680 --> 00:00:35,199
‫بعد هم می‌رسیم
.به جناب جسی مک‌کندریک

12
00:00:35,224 --> 00:00:36,224
‫شما کارگردان هستین.

13
00:00:36,249 --> 00:00:37,097
‫و نویسنده.

14
00:00:37,122 --> 00:00:38,363
‫بیلی چی؟

15
00:00:38,388 --> 00:00:40,654
‫یکی سعی داره منو بکشه.

16
00:00:43,140 --> 00:00:44,267
.استریکنین

17
00:00:45,125 --> 00:00:46,320
‫بندازش، سمی‌ه!

18
00:00:46,985 --> 00:00:49,405
‫کسی به ذهنت می‌رسه
که بخواد ‫تو رو بکشه؟

19
00:00:49,430 --> 00:00:50,633
‫تا دلت بخواد.

20
00:00:50,658 --> 00:00:52,162
‫کِی قراره بهش بگیم؟

21
00:00:52,810 --> 00:00:53,810
‫هنوز نه.

22
00:00:56,876 --> 00:00:58,228
‫یکی از سیاهی لشکرهاست.

23
00:01:00,784 --> 00:01:01,883
‫نرینا بینـه.

24
00:01:09,949 --> 00:01:11,485
‫دوربین هنوز روشنه، ساندرا؟
.آره

25
00:01:13,408 --> 00:01:15,352
‫و... حرکت.

26
00:01:21,872 --> 00:01:23,852
‫اوه نه، خدایا، خیلی شرمنده‌م جسی.

27
00:01:23,877 --> 00:01:26,207
‫امم، می‌شه 10 دقیقه بهم وقت بدی؟

28
00:01:26,232 --> 00:01:27,922
.ببین، یه سیگار حالمو جا میاره

29
00:01:29,495 --> 00:01:30,495
‫کاتش کن.

30
00:01:32,508 --> 00:01:34,328
‫صحنه 49، برداشت 9.

31
00:01:36,200 --> 00:01:37,200
...آه

32
00:01:38,376 --> 00:01:39,376
‫حرکت.

33
00:01:39,886 --> 00:01:41,931
همون موقع بود که فهمیدم

34
00:01:42,455 --> 00:01:43,502
‫عاشق شدیم.

35
00:01:43,527 --> 00:01:44,999
‫صدا رو قطع کن لطفاً.

36
00:01:45,904 --> 00:01:48,035
‫می‌تونیم فیلم رو نگه داریم و یه نگاه
‫درست حسابی بندازیم؟

37
00:01:48,060 --> 00:01:49,759
.نه، اینجوری پروژکتور می‌سوزه

38
00:01:50,660 --> 00:01:52,282
‫فکر کنم تفاوتش کاملاً واضحه.

39
00:01:52,307 --> 00:01:53,719
‫چند لحظه دیگه خودتون می‌بینین.

40
00:01:55,846 --> 00:01:57,527
‫اینم از پستچی که پیداش شد.

41
00:02:00,755 --> 00:02:02,375
‫اوه، خدایا، فهمیدم منظورت چیه.

42
00:02:02,400 --> 00:02:03,761
‫6 اینچ کوتاه‌تر شده.

43
00:02:03,786 --> 00:02:06,000
فقط تو مدتی که ساندرا دیِر
رفته بود سیگارش رو بکشه

44
00:02:06,340 --> 00:02:11,834
‫پس، بین برداشت 8 و 9، ‫نرینا بین
.فرصت بازی جلوی دوربین رو پیدا می‌کنه

45
00:02:11,859 --> 00:02:13,515
‫یه ساعت بعد، درسته؟

46
00:02:13,540 --> 00:02:15,135
‫خب، مطمئناً بیشتر از دو ساعت نشد.

47
00:02:15,160 --> 00:02:16,835
‫اون روی کف اتاق تدوین افتاده.

48
00:02:16,860 --> 00:02:19,640
‫خب، یعنی پای پله‌های زیرزمین.

49
00:02:20,677 --> 00:02:21,737
‫می‌دونم اون کیه.

50
00:02:22,419 --> 00:02:23,520
‫همون پستچیه.

51
00:02:24,779 --> 00:02:25,779
‫می‌شناسیش؟

52
00:02:27,356 --> 00:02:28,786
‫دیروز همین پایین‌ها بود.

53
00:02:30,206 --> 00:02:31,721
‫همین الان تو محوطه دیدمش.

54
00:02:32,732 --> 00:02:33,978
‫محبت می‌کنی؟

55
00:02:36,940 --> 00:02:37,952
‫چشم.

56
00:02:40,526 --> 00:02:43,043
‫معلومه که با شدت وحشتناکی
‫به اون پله خورده.

57
00:02:44,503 --> 00:02:46,375
‫شدتش برای یه حادثه زیاده،
اینطور فکر نمی‌کنی؟

58
00:02:47,074 --> 00:02:48,174
‫یعنی افتاده؟

59
00:02:49,568 --> 00:02:50,668
‫یا هلش دادن؟

60
00:02:54,003 --> 00:03:05,003
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »

61
00:03:05,027 --> 00:03:12,027
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

62
00:03:58,520 --> 00:04:00,640
‫به نظرم جان میلز موهای خیلی قشنگی داره.

63
00:04:01,120 --> 00:04:03,192
‫و ناخن‌هاش هم همیشه خیلی مرتبه.

64
00:04:04,420 --> 00:04:06,777
‫مطالب میخکوب‌کننده‌ایه، خانم بی.

65
00:04:07,390 --> 00:04:09,542
‫خب، بوک فکر می‌کنه اینجا یه سرنخی هست.

66
00:04:09,567 --> 00:04:10,655
‫یه سرنخ.

67
00:04:10,680 --> 00:04:11,870
‫از اینا خوشمون میاد.

68
00:04:12,521 --> 00:04:13,960
‫چندتا اسمه که خیلی تکرار شده.

69
00:04:13,985 --> 00:04:15,679
‫مکاتبات دائمی داشته.

70
00:04:16,384 --> 00:04:20,449
‫نویسنده‌ای با «نام و نشانی محفوظ»
یکی از ‫همکارای خیلی قابل اعتماده.

71
00:04:22,484 --> 00:04:25,752
‫‫سعی کردم مثل مارگارت لاکوود
برای خودم ‫یه خال بذارم.

72
00:04:25,777 --> 00:04:28,526
‫حالا مامانم میگه
.شبیه زن‌های خراب شدم

73
00:04:34,787 --> 00:04:35,887
‫صبرکن.

74
00:04:37,291 --> 00:04:39,495
‫ قبلاً هم از این آدم نامه دیدم.

75
00:04:40,370 --> 00:04:41,370
‫با امضای...

76
00:04:42,591 --> 00:04:43,699
‫بازیلیسک.

77
00:04:49,110 --> 00:04:51,384
‫کاش می‌تونستیم قدم بذاریم
‫اون طرف پرده‌ی سینما.

78
00:04:52,290 --> 00:04:53,570
‫آه، درسته...

79
00:04:53,610 --> 00:04:55,806
‫جادوی سینما واقعاً روت تأثیر گذاشته، ‫نه؟

80
00:04:55,830 --> 00:04:56,830
‫مسئله این نیست.

81
00:04:57,665 --> 00:05:00,929
‫پشت اون در، اون طرفِ ‫دکور،
...یه راه پله هست

82
00:05:00,954 --> 00:05:03,772
‫که فکر می‌کنم همونجاست
‫که نرینا بین دیگه مرده بوده.

83
00:05:08,699 --> 00:05:11,143
‫فکر می‌کنی به دختری که
‫نامه‌های کینه‌توزانه می‌نوشته ربط داره؟

84
00:05:13,536 --> 00:05:14,761
‫بسته‌ی مخصوص.

85
00:05:15,432 --> 00:05:16,432
‫پستچی شما.

86
00:05:17,280 --> 00:05:18,552
‫بارت مسترسون.

87
00:05:19,270 --> 00:05:20,911
‫کِرت مسترسون.

88
00:05:22,493 --> 00:05:24,737
‫معمولاً نقش صاحب‌خونه‌ها رو بازی می‌کنم.

89
00:05:27,223 --> 00:05:31,719
‫من صحنه‌ای دیدم که لیوان رو تو صورت
‫یه یارو خرد می‌کنن و خندیدم.

90
00:05:31,744 --> 00:05:32,864
‫ببین!

91
00:05:34,110 --> 00:05:35,241
‫بسیار خب.

92
00:05:35,705 --> 00:05:37,513
‫رابرت نیوتون باید حواسشو جمع کنه.

93
00:05:37,992 --> 00:05:41,408
‫ولی الآن در حال تست بازیگری نیستی،
‫آقای مسترسون.

94
00:05:41,433 --> 00:05:45,113
‫ما داریم در مورد مرگ ناگواری که
‫دیشب اینجا اتفاق افتاده تحقیق می‌کنیم.

95
00:05:45,138 --> 00:05:48,685
‫در واقع این دومین مرگه در این پروژه،
‫بعد از دوشیزه باربارا مارکهام.

96
00:05:49,022 --> 00:05:51,128
‫دو تا مرگ
.دیگه اسمش بی‌احتیاطی نیست

97
00:05:52,026 --> 00:05:53,422
‫بی‌احتیاطیِ کی البته؟

98
00:05:54,114 --> 00:05:55,312
‫شما از پلیسید؟

99
00:05:55,337 --> 00:05:56,731
‫جناب بازرس بلیس از پلیس هستن.

100
00:05:56,756 --> 00:05:57,763
‫سلام.

101
00:05:57,788 --> 00:05:58,865
‫من کمکشون می‌کنم.

102
00:05:58,890 --> 00:06:01,487
.‫تو تحقیقاتشون، با اون جزئیات ریزه‌میزه

103
00:06:02,010 --> 00:06:05,248
.‫خب، کِرت مسترسون، که اسم واقعیتون نیست

104
00:06:05,925 --> 00:06:06,965
‫از کجا فهمیدین؟

105
00:06:08,005 --> 00:06:10,865
‫دیشب زودتر رفتی خونه،
آقای مسترسون. ‫چرا؟

106
00:06:10,890 --> 00:06:12,987
‫خب، دیگه کارم برای اون روز
تموم شده بود، نه؟

107
00:06:13,219 --> 00:06:15,218
‫اون خانم، نرینا بین رو می‌شناختم.

108
00:06:15,243 --> 00:06:17,040
‫ستونش رو می‌خوندم، ‫همیشه می‌خونم.

109
00:06:17,065 --> 00:06:19,537
‫ بهم یه پنج پوندی داد
تا ‫یونیفرمم رو قرض بگیره.

110
00:06:19,562 --> 00:06:21,356
گفت به جای ‫من میره
.و کسی هم متوجه نمیشه

111
00:06:21,381 --> 00:06:24,583
‫خب...
چرا می‌خواسته ‫خودشو جای تو جا بزنه؟

112
00:06:25,291 --> 00:06:27,312
‫گفت داشته یه داستانی می‌نوشته.

113
00:06:28,395 --> 00:06:31,615
‫«راز سمی در قلب فیلم ‫بی‌عشق در لندن».

114
00:06:31,640 --> 00:06:33,053
‫«دل‌شکسته».

115
00:06:33,608 --> 00:06:34,608
‫یه همچین چیزی.

116
00:06:34,633 --> 00:06:35,971
‫خیلی دقیق نگفت.

117
00:06:36,352 --> 00:06:38,274
‫ولی گفت که به آخرین مدرک ‫احتیاج داره.

118
00:06:38,660 --> 00:06:39,700
‫من که خیلی سرسری گرفتمش.

119
00:06:39,725 --> 00:06:40,840
‫به زور توی تصویر بودم.

120
00:06:41,700 --> 00:06:46,154
‫ داستان‌های زیادی به مطبوعات می‌فروشی،
‫درسته آقای مسترسون؟ درباره بازیگرای اینجا؟

121
00:06:46,513 --> 00:06:47,513
‫نه.

122
00:06:48,207 --> 00:06:49,207
...خب

123
00:06:49,232 --> 00:06:52,135
‫چیزای ناجوری نیست، فقط اینکه از پوست
سمور ‫خوششون میاد یا پوستای دیگه،

124
00:06:52,160 --> 00:06:53,236
.یا کجاها پاتوقشونه

125
00:06:53,260 --> 00:06:54,434
‫آه، چقدر گیرت میاد؟

126
00:06:54,459 --> 00:06:57,053
‫خیلی‌خب، ممنون.
‫میایم ازت یه شهادت‌نامه رسمی می‌گیریم.

127
00:06:57,078 --> 00:06:57,815
‫همین؟

128
00:06:57,840 --> 00:06:58,840
‫همین.

129
00:07:00,565 --> 00:07:02,130
‫قبلاً هم پام بی‌خودی گیر بوده.

130
00:07:02,480 --> 00:07:05,700
‫یه بار، یه کارآگاهی بود که به پیپش پُک می‌زد
و ‫با اون چشمای ریزش بهم زل زده بود.

131
00:07:05,725 --> 00:07:06,755
‫ولی کار من نبوده.

132
00:07:06,780 --> 00:07:08,760
‫فقط جای اشتباه و زمان اشتباهی بودم.

133
00:07:08,785 --> 00:07:09,871
‫آه، ممنون.

134
00:07:12,122 --> 00:07:14,039
‫ولی نرینا اصلاً اینجا چیکار می‌کرده؟

135
00:07:14,064 --> 00:07:16,986
‫چرا باید به خودش زحمت رشوه دادن به اون
‫و پوشیدن یونیفرمش رو می‌داده؟

136
00:07:17,011 --> 00:07:18,472
‫امنیت اینجا زیاده.

137
00:07:18,497 --> 00:07:20,647
‫نمی‌تونسته همینجوری
اینجاها پرسه بزنه، می‌تونسته؟

138
00:07:20,672 --> 00:07:22,719
‫پس فکر کنم
.به یه لباس مبدل احتیاج داشته

139
00:07:23,329 --> 00:07:25,167
‫عنوان مقاله‌اش همینه، ها؟

140
00:07:25,480 --> 00:07:27,242
..‫شاید رد قاتل رو زده بوده.

141
00:07:27,267 --> 00:07:28,854
‫واسه همین باید حذف می‌شد؟

142
00:07:30,200 --> 00:07:31,200
‫اون چیه؟

143
00:07:31,980 --> 00:07:36,919
‫خب، ناگهان متوجه یه رد جوهر برعکس
‫روی دست نرینا بین شدم.

144
00:07:36,944 --> 00:07:38,863
‫از چیزی که تو دستش گرفته بوده.

145
00:07:39,122 --> 00:07:40,854
‫معلومه که داشته عرق می‌کرده،

146
00:07:40,879 --> 00:07:44,615
‫حالا یا به خاطر ‫زحمت بالا رفتن
از پله‌ها ‫یا به خاطر اون لباس سنگین.

147
00:07:45,408 --> 00:07:48,981
‫و اگه برعکسش کنیم، میشه...

148
00:07:50,180 --> 00:07:51,811
‫تای وینز.

149
00:07:51,917 --> 00:07:53,227
‫تای وینز.

150
00:07:53,252 --> 00:07:54,775
‫تای وینز.
‫تای وینز.

151
00:07:54,800 --> 00:07:55,875
‫دو قلوها.

152
00:07:56,484 --> 00:07:57,484
‫بعیده.

153
00:07:57,853 --> 00:08:00,809
‫احتمالاً تیکه‌ای از دو تا کلمه جداست،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

154
00:08:00,834 --> 00:08:02,756
‫من... بهتره برگردم سر کارم.

155
00:08:03,380 --> 00:08:04,380
‫کار؟

156
00:08:05,219 --> 00:08:06,576
‫من بدل استوارت هستم.

157
00:08:07,624 --> 00:08:09,244
‫می‌دونی که، شغل پول‌سازی نیست.

158
00:08:09,821 --> 00:08:10,821
‫آره.

159
00:08:11,460 --> 00:08:13,354
‫مثل کارآگاه پاره‌وقت بودن.

160
00:08:17,838 --> 00:08:19,111
‫اون چش شده؟

161
00:08:25,270 --> 00:08:26,518
هوم؟
.منم

162
00:08:29,464 --> 00:08:30,561
‫اون زنه مُرده.

163
00:08:30,830 --> 00:08:32,020
‫خودت دیدیش.

164
00:08:32,870 --> 00:08:34,454
‫پای پله‌ها افتاده بود.

165
00:08:35,144 --> 00:08:36,618
‫مثل یه عروسک شکسته.

166
00:08:36,843 --> 00:08:38,089
.اوه خدایا، چقدر وحشتناک

167
00:08:38,523 --> 00:08:41,870
‫ یعنی خب، آدم مزخرفی بود،
‫ولی بازم...

168
00:08:42,364 --> 00:08:43,514
‫چقدر وحشتناکه.

169
00:08:47,189 --> 00:08:48,189
‫اوه.

170
00:08:49,486 --> 00:08:53,143
‫اگه قتل باشه،
کلی آدم ‫مظنون وجود داره.

171
00:08:54,216 --> 00:08:55,614
‫نصف صنعت فیلم‌سازی بریتانیا.

172
00:08:55,639 --> 00:08:56,733
‫همه‌شون.

173
00:08:56,758 --> 00:08:57,758
.درسته

174
00:08:57,783 --> 00:08:58,986
‫همه ازش متنفر بودن.

175
00:09:00,485 --> 00:09:01,696
‫تو ازش متنفر بودی.

176
00:09:03,519 --> 00:09:05,752
‫دیشب چیکار کردی؟

177
00:09:07,623 --> 00:09:09,000
‫با اون پسره مشروب خوردم.

178
00:09:09,025 --> 00:09:10,045
‫بچه‌ی خوبیه.

179
00:09:10,690 --> 00:09:11,690
‫زود خوابیدم.

180
00:09:11,896 --> 00:09:13,479
‫یه سری از وظایف
.ستاره‌های سینما رو انجام دادم

181
00:09:13,504 --> 00:09:14,504
‫نه.

182
00:09:14,550 --> 00:09:15,706
‫آره، خودت که می‌دونی.

183
00:09:16,347 --> 00:09:19,095
‫امضا کردن عکس،
.جواب دادن به سؤالای طرفدارها

184
00:09:19,780 --> 00:09:21,206
‫شب ایده‌آلتون رو چطوری می‌گذرونی؟

185
00:09:21,231 --> 00:09:22,431
‫صبحونه چی دوست داری؟

186
00:09:22,456 --> 00:09:23,466
.هوم

187
00:09:23,982 --> 00:09:25,322
همینجا فیلمبرداری می‌کردین؟

188
00:09:25,347 --> 00:09:26,554
.اوه، آره

189
00:09:27,034 --> 00:09:29,124
.برداشت پشت برداشت می‌گیریم

190
00:09:29,530 --> 00:09:31,240
‫در واقع کارای ساده‌ایه.

191
00:09:37,466 --> 00:09:41,052
‫چند تا ستاره مثل من اینجا نشستن

192
00:09:42,117 --> 00:09:44,211
و شاهد زیاد شدن چین و چروک‌هاشون بودن؟

193
00:09:44,520 --> 00:09:47,906
موهاشون کم‌پشت شده
پوستشون ‫شل شده،

194
00:09:48,120 --> 00:09:49,266
.غبغب آوردن

195
00:09:52,990 --> 00:09:54,942
‫یه بار یه مردی رو دیدم.

196
00:09:54,967 --> 00:09:56,274
‫ستاره‌شناس بود.

197
00:09:56,561 --> 00:09:58,578
‫واقعاً از ستاره‌ها سر در میاورد.

198
00:09:59,230 --> 00:10:00,803
.از ستاره‌های واقعی

199
00:10:02,027 --> 00:10:06,549
‫می‌دونستی ستاره‌هایی که
تو آسمون می‌بینیم ‫واقعاً اونجا نیستن؟

200
00:10:06,902 --> 00:10:08,000
‫حداقل بیشترشون.

201
00:10:08,040 --> 00:10:12,511
در هر حال، ‫چقدر طول می‌کشه
تا نورشون ‫به ما برسه...

202
00:10:13,323 --> 00:10:15,092
‫در واقع اونا فقط یه پژواکن.

203
00:10:15,845 --> 00:10:16,845
‫یه روح.

204
00:10:17,728 --> 00:10:21,056
‫فقط یه خاطره
.از چیزی که زمانی اونجا بوده

205
00:10:21,616 --> 00:10:23,300
‫یا خدا، عزیزم.

206
00:10:23,325 --> 00:10:26,383
‫ولی بعضی از اون ستاره‌ها
.بی‌سروصدا خاموش نمی‌شن

207
00:10:26,643 --> 00:10:28,323
‫می‌دونی، اواخر عمرشون...

208
00:10:28,348 --> 00:10:31,689
بذار اینطوری بگم
،بعدها در طول عمرشون بزرگتر میشن

209
00:10:32,277 --> 00:10:33,374
‫خیلی بزرگتر میشن.

210
00:10:33,640 --> 00:10:36,340
‫نور و گرمای بیشتر و بیشتری
‫از خودشون ساطع می‌کنن.

211
00:10:36,365 --> 00:10:38,839
‫تا جایی که هیچی نتونه
.جلوی درخششون رو بگیره

212
00:10:38,864 --> 00:10:39,864
‫هیچی.

213
00:10:41,371 --> 00:10:43,256
‫من نمی‌خوام بی‌سروصدا برم.

214
00:10:43,753 --> 00:10:45,441
‫می‌خوام بسوزم.

215
00:10:45,752 --> 00:10:48,690
‫شهر رو روشن کنم،
.مثل گذشته... و منفجر بشم

216
00:10:55,246 --> 00:10:57,486
‫به شکلات‌ها
.با یکی از اینا سم تزریق شده

217
00:10:57,511 --> 00:10:58,705
‫پس چرا یکیش رو داری؟

218
00:10:58,730 --> 00:11:00,709
‫خب، چیز مخفیانه‌ای که نیست، مگه نه؟

219
00:11:01,329 --> 00:11:02,729
‫بهش احتیاج دارم، نه؟

220
00:11:02,754 --> 00:11:03,865
‫همه اینو می‌دونن.

221
00:11:04,451 --> 00:11:05,451
‫جالبه.

222
00:11:05,871 --> 00:11:08,560
‫پس مثلاً هر کسی می‌تونسته
‫به این دسترسی داشته باشه.

223
00:11:08,957 --> 00:11:09,988
‫هوم؟

224
00:11:11,848 --> 00:11:13,208
‫خب، شاید خودت این کارو کرده باشی.

225
00:11:13,233 --> 00:11:15,339
‫آخه کدوم احمقی
می‌خواد به آقای هاوارد سم بده؟

226
00:11:15,364 --> 00:11:16,762
‫خب، نکته همینجاست، پسر خوب.

227
00:11:16,787 --> 00:11:18,506
‫آقای هاوارد هدف اصلی نبوده.

228
00:11:18,531 --> 00:11:19,531
‫پس کی بوده؟

229
00:11:19,556 --> 00:11:20,649
.نامزدش

230
00:11:21,953 --> 00:11:25,163
‫بله، اینطوری
قضیه خیلی فرق می‌کنه، نه؟

231
00:11:25,188 --> 00:11:26,796
‫آقای هاوارد اخراجت کرد، درسته؟

232
00:11:26,820 --> 00:11:28,626
‫آره، ولی بعد از ماجرای شکلات‌ها.

233
00:11:28,651 --> 00:11:30,160
‫آره، ولی باهات بدرفتاری می‌کرد.

234
00:11:30,514 --> 00:11:31,685
‫تو کیسه بوکسش بودی.

235
00:11:31,710 --> 00:11:34,590
‫تو این کار باید
.پوست کلفت باشی، جناب بازرس

236
00:11:34,615 --> 00:11:37,704
‫ با آدمای از خودراضی‌تر از
استوارت هاوارد هم ‫سروکله زدم، باور کنین.

237
00:11:37,729 --> 00:11:39,212
‫اگه می‌خواستم تلافی کنم...

238
00:11:39,237 --> 00:11:41,457
‫می‌شاشیدم تو چایی‌ش،
‫نه اینکه شکلات‌هاش رو سمی کنم.

239
00:11:42,580 --> 00:11:44,765
‫و می‌رسیم به مرحوم خانم نرینا بین.

240
00:11:44,790 --> 00:11:46,749
‫آره، خب، زن خوبی بود.

241
00:11:46,774 --> 00:11:47,658
‫اوه.

242
00:11:49,030 --> 00:11:50,542
‫نباید پشت سر مرده حرف زد.

243
00:11:51,583 --> 00:11:52,765
‫اون ازت آتویی داشت؟

244
00:11:52,790 --> 00:11:53,790
‫مثلاً چی؟

245
00:11:54,420 --> 00:11:56,266
‫می‌تونی بگی
دیشب قدم به قدم ‫کجا بودی، ها؟

246
00:11:56,290 --> 00:11:57,516
‫یک‌سره مشغول فیلمبرداری بودم.

247
00:11:57,541 --> 00:11:59,155
‫بسیار خب. ‫بدون استراحت قهوه.

248
00:11:59,180 --> 00:12:00,581
‫آره، البته که استراحت قهوه داشتیم.

249
00:12:00,606 --> 00:12:03,746
‫پس از نظر تئوری، می‌تونستی
نرینا بین رو ‫از بالای راه پله هل بدی،

250
00:12:03,771 --> 00:12:04,522
‫اینطور نیست؟

251
00:12:04,547 --> 00:12:05,849
،‫آره، خب، از نظر تئوری ‫می‌تونستم

252
00:12:05,874 --> 00:12:08,716
‫تو شرط‌بندی فوتبال برنده بشم و به
‫ورونیکا لیک زنگ بزنم برای قرار عاشقانه.

253
00:12:08,741 --> 00:12:09,944
‫ولی این کارو نکردم.

254
00:12:09,969 --> 00:12:10,969
‫این چیه؟

255
00:12:11,682 --> 00:12:12,923
‫صفحه‌های صورتیِ فردا.

256
00:12:15,112 --> 00:12:16,367
،‫بازنویسی

257
00:12:16,392 --> 00:12:19,015
‫بازنویسی اقای مک‌کندریک از صحنه 34.

258
00:12:19,295 --> 00:12:23,223
‫فقط یه تغییر کوچیک، ولی تو این کار،
‫جزئیات مهمه، جناب بازرس.

259
00:12:23,248 --> 00:12:25,565
‫که نخوایم بازیگرا
هی بخورن به ‫وسایل صحنه.

260
00:12:25,590 --> 00:12:27,280
‫خودمم یه آدم دقیق و جزئی‌نگرم.

261
00:12:29,978 --> 00:12:30,978
...اوه

262
00:12:31,003 --> 00:12:32,905
‫می‌دونی، من تو فیلم دیدن افتضاحم.

263
00:12:32,930 --> 00:12:35,351
‫یعنی همیشه
از همون اول می‌فهمم ‫کار کیه.

264
00:12:36,390 --> 00:12:38,355
‫این موضوع حال خانم بلیس رو می‌گیره،

265
00:12:38,380 --> 00:12:40,805
‫ولی همیشه بهش میگم،
‫مهم «چرا»ی ماجراست.

266
00:12:40,830 --> 00:12:43,112
‫خب چرا نمی‌بریش یه فیلم وسترن ببینه؟

267
00:12:44,270 --> 00:12:47,217
‫نه بابا، با اون همه کابوی که
تیر می‌خوره ‫تو سینه‌شون و میفتن جلو.

268
00:12:48,261 --> 00:12:49,261
‫فکر نکنم.

269
00:12:50,170 --> 00:12:51,808
‫تو هیچوقت خونه نمیری، بیلی.

270
00:12:52,692 --> 00:12:56,073
‫آقای بوک، اگه خیلی تلاش کنم،
‫می‌تونم روشنایی روز رو به یاد بیارم.

271
00:12:57,505 --> 00:12:58,505
‫الآن می‌تونم برم؟

272
00:12:58,530 --> 00:13:00,952
‫خب، باید اینو بدیم آزمایش کنن.

273
00:13:01,450 --> 00:13:02,552
‫برای انسولین.

274
00:13:03,572 --> 00:13:04,822
‫برای استریکنین.

275
00:13:22,840 --> 00:13:23,840
‫بازیلیسک.

276
00:13:24,648 --> 00:13:25,648
‫ها؟

277
00:13:26,248 --> 00:13:27,396
‫چیزی یادت نمیاد؟

278
00:13:28,820 --> 00:13:29,995
‫بازیلیسک...

279
00:13:30,020 --> 00:13:33,375
‫نه، بیشتر صبح رو داشتم شماره‌های
‫قدیمی مجله‌تون رو زیر و رو می‌کردم.

280
00:13:33,416 --> 00:13:35,035
‫سرم داره گیج میره.

281
00:13:35,060 --> 00:13:37,151
‫ بالاخره چیزی که
دنبالش بودیم رو ‫پیدا کردیم.

282
00:13:37,176 --> 00:13:41,315
‫یکی از طرفدارای ساندرا دیِر که خیلی به
‫مجلهٔ «پیکچرگوئر» نامه می‌نوشته.

283
00:13:41,340 --> 00:13:43,087
‫این یکیش مال دو سال پیشه.

284
00:13:43,450 --> 00:13:46,023
‫«از نظر زیبایی، استعداد
‫و کاریزمای محض روی پرده،»

285
00:13:46,047 --> 00:13:48,959
‫«هیچکس نمی‌تونه
با ‫دوشیزه دیِر الهی رقابت کنه.»

286
00:13:48,984 --> 00:13:50,377
.کلی نامه مثل این هست

287
00:13:50,680 --> 00:13:53,444
‫«در آخرین فیلمش، ‫این ستاره 43 ساله،»

288
00:13:53,469 --> 00:13:56,515
‫«هنر بازیگری رو به ‫اوج خودش می‌رسونه.»

289
00:13:56,540 --> 00:14:00,429
‫«ولی چرا داره وقتش رو با هم‌بازی شدن
‫با استوارت هاوارد تلف می‌کنه،»

290
00:14:00,454 --> 00:14:01,798
‫«هیچوقت نمی‌فهمم.»

291
00:14:01,823 --> 00:14:04,916
‫«یه آدم از خودراضیِ من‌من کن
‫با اون چشمای خمارش.»

292
00:14:05,776 --> 00:14:08,294
‫اوه، اینم یکی دیگه برای یک سال بعد.

293
00:14:08,319 --> 00:14:11,400
‫«این شیفتگی مردم
به زوج دیِر و هاوارد ‫رو درک نمی‌کنم.»

294
00:14:11,760 --> 00:14:13,965
‫«دوشیزه دیِر باید مستقل کار کنه.»

295
00:14:13,990 --> 00:14:17,273
‫«نه اینکه خودشو اسیر این
‫جوجه فکلی بی‌هنر بکنه.»

296
00:14:17,298 --> 00:14:21,261
‫«البته، وقتی کسی بخواد به ستاره‌ها
‫دست پیدا کنه همیشه مشکلاتی هست.»

297
00:14:21,286 --> 00:14:25,060
‫«ولی تا جایی که من می‌بینم،
‫مشکل اصلی استوارت هاوارده.»

298
00:14:25,715 --> 00:14:27,854
‫و کلی نامه دیگه هم تو همین مایه‌ها هست.

299
00:14:28,424 --> 00:14:31,469
‫و همه‌شون... با امضای «بازیلیسک».

300
00:14:32,982 --> 00:14:33,982
‫که اینطور.

301
00:14:34,794 --> 00:14:36,512
‫خب، معلومه از این زوج خوشش نمیومده.

302
00:14:38,569 --> 00:14:41,065
‫فکر می‌کنی ممکنه همون کسی باشه
که ‫شکلات‌ها رو فرستاده؟

303
00:14:41,440 --> 00:14:42,440
‫نمی‌دونم.

304
00:14:42,465 --> 00:14:44,981
‫اینکه با متنفر بودن از یه ستاره سینما...

305
00:14:45,006 --> 00:14:48,137
‫برسیم به فرستادن
استریکنین براش، ‫خیلی دور از ذهنه؟

306
00:14:53,100 --> 00:14:58,023
‫بعضی وقتا... تو گردهمایی‌ها
بحث‌ها ‫خیلی داغ میشه.

307
00:14:59,046 --> 00:15:00,125
‫گردهمایی؟

308
00:15:00,353 --> 00:15:01,353
‫اوه، بله.

309
00:15:01,378 --> 00:15:03,158
‫دور هم جمع میشیم
.و گپ می‌زنیم و از این حرفا

310
00:15:03,183 --> 00:15:06,521
‫بعضی وقتا استودیو یه ستاره رو می‌فرسته
‫تا یه جشنواره یا همچین چیزی رو افتتاح کنه.

311
00:15:07,412 --> 00:15:09,088
‫آخرین بار باربارا مارکهام رو داشتیم.

312
00:15:09,490 --> 00:15:12,654
‫ هیچوقت به این «بازیلیسک» برنخوردی.

313
00:15:13,676 --> 00:15:15,010
‫خب، من از کجا باید بدونم؟

314
00:15:15,717 --> 00:15:17,316
‫ هیچوقت از اسم واقعیش استفاده نکرده.

315
00:15:34,540 --> 00:15:38,625
‫چیزی پیدا شد؟
اتاق آقای هاوارد ‫مثل کف دست صافه.

316
00:15:39,644 --> 00:15:42,243
اوه، اتاق دوشیزه دیِر چی؟

317
00:15:43,092 --> 00:15:44,199
‫اونم همینطور.

318
00:15:47,603 --> 00:15:48,603
‫احتمالاً.

319
00:15:51,075 --> 00:15:52,271
‫نفر بعدی کیه؟

320
00:15:55,140 --> 00:15:56,307
عایق صداست؟

321
00:15:56,332 --> 00:15:57,332
.طبیعتاً

322
00:15:58,435 --> 00:16:01,340
‫خب، ما می‌دونیم دیشب کجا بودین،
‫آقای مک‌کندریک.

323
00:16:01,365 --> 00:16:02,365
‫فکر هم می‌کردم بدونین.

324
00:16:02,390 --> 00:16:04,436
‫کارگردان هیچوقت یه لحظه هم
‫برای خودش وقت نداره.

325
00:16:04,461 --> 00:16:08,120
‫تو وقت استراحت چای، رفتم دفترم،
‫فقط برای یه تغییر جزئی برای فردا.

326
00:16:08,650 --> 00:16:10,027
‫یه صفحه صورتی، بله.

327
00:16:10,358 --> 00:16:11,826
‫می‌تونین با منشیم چک کنین.

328
00:16:12,154 --> 00:16:13,960
‫این پله‌ها به کجا میرن؟

329
00:16:14,643 --> 00:16:16,014
‫انبار وسایل صحنه...

330
00:16:16,039 --> 00:16:16,985
‫دفترها...

331
00:16:17,010 --> 00:16:18,245
‫اینجا مثل یه هزارتو می‌مونه.

332
00:16:18,270 --> 00:16:19,560
‫آرشیو فیلم، اون پایینه.

333
00:16:19,585 --> 00:16:21,216
‫جای خوبیه اگه از آزبست خوشتون بیاد.

334
00:16:21,582 --> 00:16:23,065
‫گنجینه‌های سینمای بریتانیا.

335
00:16:23,409 --> 00:16:24,409
‫نه واقعاً.

336
00:16:24,434 --> 00:16:26,231
خب، ‫پس چی؟

337
00:16:26,881 --> 00:16:27,881
...خب

338
00:16:27,906 --> 00:16:31,412
‫ یه فیلم تو میدون لستر
اکران میشه و بعد ‫میره کل کشور،

339
00:16:31,437 --> 00:16:34,412
‫بعد میرسه به سینماهای درجه دو ‫و ارزون‌قیمت،
...و وقتی خیلی خط و خش روش میفته

340
00:16:34,437 --> 00:16:37,077
‫که انگار هر صحنه‌اش داره
تو قطب جنوب ‫اتفاق میفته، میاد اینجا.

341
00:16:37,710 --> 00:16:38,710
‫برمی‌گرده اینجا.

342
00:16:39,242 --> 00:16:40,776
‫و برده میشه به مخزن.

343
00:16:41,090 --> 00:16:42,090
‫مخزن.

344
00:16:42,390 --> 00:16:43,633
‫اونجا چه اتفاقی میفته؟

345
00:16:50,819 --> 00:16:52,079
‫از خرابی خلاصش می‌کنن.

346
00:16:52,985 --> 00:16:53,985
‫حلش می‌کنن.

347
00:16:54,010 --> 00:16:55,345
‫هیپوکلریت سدیم.

348
00:16:55,590 --> 00:16:56,722
‫چرا اینجا؟

349
00:16:56,747 --> 00:16:58,033
‫به خاطر بخارش، آقای بوک.

350
00:16:58,058 --> 00:16:59,167
‫بخار سمی.

351
00:16:59,631 --> 00:17:02,820
توش یه سری فیلم‌های قدیمی
با بازی یه ‫کمدین افتضاح شهرستانی میره

352
00:17:02,845 --> 00:17:04,679
‫و از اون طرف
یه چیز به درد بخور ‫بیرون میاد.

353
00:17:05,035 --> 00:17:06,109
‫رنگ ضدآب.

354
00:17:06,414 --> 00:17:07,647
‫و هالید نقره.

355
00:17:08,041 --> 00:17:09,897
‫چه صنعت خانگی کوچیک و عجیبی.

356
00:17:09,922 --> 00:17:11,218
‫باارزشه.

357
00:17:11,243 --> 00:17:13,305
‫از داستان خود فیلم‌ها هم باارزش‌تره.

358
00:17:13,330 --> 00:17:15,065
‫به نظر میاد زحمت زیادی داشته باشه.

359
00:17:15,090 --> 00:17:16,327
‫نه، فرآیند ساده‌ایه.

360
00:17:16,352 --> 00:17:17,970
‫محلول شیمیایی کار رو انجام میده.

361
00:17:17,995 --> 00:17:20,471
‫نه، منظورم اینه که یه فیلم
‫سینمایی می‌سازیم، می‌دونی...

362
00:17:20,804 --> 00:17:24,216
‫ستاره‌ها و نورها، و فیلمبرداری
‫همه اون صحنه‌ها...

363
00:17:24,241 --> 00:17:26,105
‫و بعد همش رو برای قراضه ‫آب کنی.

364
00:17:26,130 --> 00:17:28,632
‫سینمای بریتانیا بیشترش قراضه‌ست،
‫جناب بازرس.

365
00:17:29,135 --> 00:17:30,625
‫هیچوقت راجع به چیز خاصی نبوده.

366
00:17:30,650 --> 00:17:31,793
‫ باید عوض بشه.

367
00:17:32,214 --> 00:17:35,050
‫وقتی عوض شد، فیلم‌هایی می‌سازم
که ‫سر از اینجا درنیارن.

368
00:17:56,296 --> 00:17:57,339
‫عصربخیر.

369
00:17:57,578 --> 00:17:58,578
‫عصربخیر.

370
00:18:03,524 --> 00:18:04,653
‫آقای هاوارد.

371
00:18:04,678 --> 00:18:05,595
‫آقای بوک.

372
00:18:05,620 --> 00:18:07,261
‫یه لحظه وقت داری؟
‫البته.

373
00:18:07,820 --> 00:18:09,218
‫یه سؤال رسمی داشتم.

374
00:18:09,243 --> 00:18:10,161
‫بفرمایید.

375
00:18:10,577 --> 00:18:12,201
‫دیشب چیکار می‌کردین؟

376
00:18:14,091 --> 00:18:17,879
‫خب، بعد از نوشیدنی با جک،
‫زود رفتم بخوابم.

377
00:18:17,904 --> 00:18:19,173
‫ولی خوابم نمی‌برد.

378
00:18:19,198 --> 00:18:22,639
‫بیشتر وقت رو به سقف زل زده بودم و
‫به فناپذیری فکر می‌کردم.

379
00:18:22,664 --> 00:18:23,823
‫همونطور که تصور می‌کنین.

380
00:18:23,848 --> 00:18:25,015
‫شاهدی هم دارین؟

381
00:18:25,040 --> 00:18:26,455
‫ببخشید که رسمی حرف می‌زنم.

382
00:18:26,480 --> 00:18:28,920
‫ البته که نه.
‫من و ساندرا نامزدیم، خبر ندارین؟

383
00:18:28,945 --> 00:18:30,894
‫یه چیزهایی در این مورد به گوشم خورده.

384
00:18:32,235 --> 00:18:33,500
‫و نرینا بین؟

385
00:18:34,671 --> 00:18:36,140
‫داشت ازتون اخاذی می‌کرد؟

386
00:18:36,742 --> 00:18:37,922
‫در مورد زندان؟

387
00:18:39,590 --> 00:18:40,831
‫من خیلی محتاط بودم.

388
00:18:41,920 --> 00:18:44,190
‫باورنکردنیه، ولی فکر نکنم
‫بویی از این ماجرا برده بود.

389
00:18:44,780 --> 00:18:45,780
‫باید برم.

390
00:18:45,805 --> 00:18:46,805
‫فعلاً.

391
00:18:48,098 --> 00:18:50,951
‫یه دزدی تو کریستال پالاس شده.

392
00:18:50,976 --> 00:18:54,915
‫یه سینی حلقه ازدواج گم شده و
‫یه جمجمه شکسته.

393
00:18:54,940 --> 00:18:57,159
یه جرم درست حسابی
.از جنس فیلم‌های جنایی

394
00:18:57,690 --> 00:18:59,568
‫خیلی‌خب، تو همین دور و بر بمون.

395
00:19:00,418 --> 00:19:02,238
‫حواست به این خوشگل‌ها باشه.

396
00:19:03,470 --> 00:19:04,832
‫خوشگل که هستن.

397
00:19:05,704 --> 00:19:06,984
‫ولی دیگه چی هستن؟

398
00:19:12,155 --> 00:19:13,235
‫یالا، گروهبان.

399
00:19:13,260 --> 00:19:14,260
‫بزن بریم.

400
00:19:38,899 --> 00:19:39,899
.کلاه لطفاً

401
00:19:57,650 --> 00:19:58,650
‫بریده جراید.

402
00:19:59,956 --> 00:20:01,165
‫دفترچه یادداشتت رو پیدا کردیم.

403
00:20:01,190 --> 00:20:02,623
‫اوه، کارتون عالی بود.

404
00:20:03,068 --> 00:20:04,659
‫اوه، این خانم بوکه.

405
00:20:05,143 --> 00:20:06,543
‫انتظار نداشتم اینجا ببینمتون.

406
00:20:06,568 --> 00:20:10,101
‫آقای هاوارد گفت باید یه سری بزنیم و
‫منم برای شوهرم یه چیزی آوردم.

407
00:20:10,126 --> 00:20:11,196
‫ناهار؟

408
00:20:11,221 --> 00:20:12,221
‫سرنخ.

409
00:20:12,246 --> 00:20:13,096
جدی؟

410
00:20:13,121 --> 00:20:15,336
‫رد خیلی جالبی اینجاست.

411
00:20:16,189 --> 00:20:18,879
‫فکر کنم قبلاً هم
یه چیزی تو اون ‫یادداشت دیدم.

412
00:20:19,383 --> 00:20:21,010
‫یه عبارت تکراری.

413
00:20:22,372 --> 00:20:25,116
‫و همه‌شون هم با امضای بازیلیسک.

414
00:20:26,440 --> 00:20:27,455
‫چی؟

415
00:20:27,480 --> 00:20:28,952
‫یه موجود افسانه‌ایه.

416
00:20:28,977 --> 00:20:31,180
.‫می‌تونه با نگاه کردن بهت، تو رو بکشه

417
00:20:31,205 --> 00:20:33,635
‫تقریباً همونجوری که دوشیزه دیِر
‫الآن داره بهم نگاه می‌کنه.

418
00:20:34,030 --> 00:20:35,135
‫میشه منو ببخشید؟

419
00:20:35,160 --> 00:20:36,283
‫زیاد طول نمی‌کشه.

420
00:20:39,955 --> 00:20:42,390
‫دوست دارین یه نگاهی
به اطراف بندازین، ‫خانم بوک؟

421
00:20:42,415 --> 00:20:44,218
‫اوه، باعث خوشحالیمه.

422
00:20:47,219 --> 00:20:48,375
...خب

423
00:20:48,907 --> 00:20:51,155
‫پس کاغذ دیواری
با داستانتون ‫جور درنمیومد.

424
00:20:51,180 --> 00:20:52,180
‫خب، نه.

425
00:20:52,205 --> 00:20:55,120
‫چون قهرمان داستان، تونی، طالب لذته.

426
00:20:55,145 --> 00:20:56,435
‫ولی ازش می‌ترسه.

427
00:20:56,460 --> 00:20:58,231
‫اون... سرکوب شده.

428
00:20:58,603 --> 00:21:00,208
‫این نظریه فرویده، می‌دونین.

429
00:21:00,233 --> 00:21:01,432
‫بله، متوجهم.

430
00:21:01,457 --> 00:21:03,727
‫کاغذ دیواری ‫اون حس رو بهمون نمیده.

431
00:21:03,752 --> 00:21:05,520
‫کار کاغذ دیواری
.اینه که چیزها رو بپوشونه

432
00:21:05,880 --> 00:21:07,240
‫ داشتم به کیک فکر می‌کردم.

433
00:21:07,824 --> 00:21:10,075
‫کیک‌ها در واقع
.نقطه مقابل کتاب‌ها هستن

434
00:21:10,808 --> 00:21:12,850
‫حتماً اون بخش از
.نظریات فروید پیر از دستم در رفته

435
00:21:13,198 --> 00:21:14,198
‫اوه، بله.

436
00:21:14,223 --> 00:21:15,282
.بریم استراحت

437
00:21:15,307 --> 00:21:16,307
‫لطفاً.

438
00:21:18,084 --> 00:21:20,817
‫دامن‌ها جمع شده
و آماده برای دنبال کردن هنر؟

439
00:21:22,280 --> 00:21:24,107
‫بله، گمونم همینطوره.

440
00:21:24,132 --> 00:21:26,927
‫خب، قبل از اینکه برید،
شاید بتونم ‫چندتا جزئیات رو چک کنم.

441
00:21:26,952 --> 00:21:27,974
‫هوم.

442
00:21:27,999 --> 00:21:30,800
‫شما دقیقاً چطور
به پلیس کمک می‌کنین، ‫آقای بوک؟

443
00:21:31,432 --> 00:21:33,095
‫من جزئیات رو چک می‌کنم.

444
00:21:33,120 --> 00:21:36,051
‫حتماً خیالتون راحته که
شکلات‌ها ‫برای شما نبوده.

445
00:21:36,076 --> 00:21:39,435
‫طبیعتاً، ولی
.به شدت هم نگران استوارت هستم

446
00:21:39,460 --> 00:21:40,460
‫البته.

447
00:21:40,829 --> 00:21:43,056
‫خب، من می‌دونم
،دیشب کجا بودین، دوشیزه دیِر

448
00:21:43,081 --> 00:21:44,479
‫چون نسخه‌های اولیه فیلم رو دیدم.

449
00:21:44,504 --> 00:21:47,042
‫داشتین صحنه‌ای رو بازی می‌کردین
‫که از پنجره بیرون رو نگاه می‌کنین...

450
00:21:47,067 --> 00:21:48,926
‫و به استقامت عشقتون ‫فکر می‌کنین.

451
00:21:48,951 --> 00:21:49,903
‫بله.

452
00:21:50,345 --> 00:21:53,249
‫و نرینا بین هم بین سیاهی لشکرها بود.

453
00:21:53,274 --> 00:21:54,415
‫نرینا؟

454
00:21:54,736 --> 00:21:56,146
‫اون سر صحنه بود؟

455
00:21:56,852 --> 00:21:58,355
‫توی تصویر بود؟

456
00:21:58,380 --> 00:21:59,450
‫بله.

457
00:21:59,923 --> 00:22:02,805
‫چند لحظه بعد، روی پله‌ها بود.

458
00:22:02,830 --> 00:22:03,655
‫بله.

459
00:22:03,680 --> 00:22:04,649
‫بله.

460
00:22:04,674 --> 00:22:06,431
‫و بعدش هم پای پله‌ها.

461
00:22:06,456 --> 00:22:08,871
‫بله.
‫خب، اون قسمتش رو می‌دونم.

462
00:22:08,896 --> 00:22:12,688
‫شاید چون می‌دونسته کی
شکلات‌های سمی رو ‫فرستاده، کشته شده.

463
00:22:15,520 --> 00:22:17,167
‫خب، شما چی فکر می‌کنین؟

464
00:22:18,110 --> 00:22:19,800
‫این یه فرضیه کاریه.

465
00:22:19,825 --> 00:22:21,832
...‫اوه، یه لحظه صبر کنین، امم

466
00:22:22,843 --> 00:22:24,711
‫شما که فکر نمی‌کنین من...

467
00:22:26,375 --> 00:22:27,375
‫نه.

468
00:22:27,400 --> 00:22:28,649
‫من استوارت رو دوست دارم.

469
00:22:28,674 --> 00:22:30,873
‫ما همه چیز هم هستیم.

470
00:22:31,860 --> 00:22:34,247
.‫حداقل تو گیشه که همه چیز هم هستین

471
00:22:34,272 --> 00:22:37,000
‫اوه، پس یکی رفته خبرچینی کرده.

472
00:22:38,248 --> 00:22:42,942
‫خب، اگه اینطوری باشه، پس انگیزه کمتری هم
‫برای کشتن استوارت دارم، اینطور نیست؟

473
00:22:42,967 --> 00:22:44,392
‫ما مثل دوقلوهای بهم چسبیده‌ایم.

474
00:22:46,451 --> 00:22:49,838
‫وقتی فیلمبرداری تموم شد،
برگشتین ‫به اتاق گریم‌تون، تصور می‌کنم.

475
00:22:49,863 --> 00:22:50,863
‫بله.

476
00:22:51,131 --> 00:22:55,216
‫اوه، بیلی عزیزم،
یه قهوه برام میاری، ‫لطفاً؟

477
00:22:55,241 --> 00:22:57,000
.البته، دوشیزه دیِر
.با یه کم شیر

478
00:22:57,025 --> 00:22:59,489
‫منم می‌خوام، بیلی.
‫یه قهوهٔ تلخ و غلیظ.

479
00:22:59,514 --> 00:23:00,710
.حتما قربان

480
00:23:02,124 --> 00:23:04,031
‫تو ساعت‌های خیلی طولانی کار می‌کنین.

481
00:23:04,056 --> 00:23:07,095
می‌خوایم ساعت 5:30 تابلو رو عوض کنیم

482
00:23:07,120 --> 00:23:09,981
‫اوه، عزیزم. تو اون
روزای طلایی ‫فیلم‌های سریع‌السیر،

483
00:23:10,006 --> 00:23:11,994
‫یه فیلم روزها ‫فیلمبرداری می‌شد،

484
00:23:12,019 --> 00:23:13,122
‫یکی هم شب‌ها.

485
00:23:13,147 --> 00:23:15,866
‫و اون در با یه چرخش
.تا ساعت 10:00 باز میشد

486
00:23:15,891 --> 00:23:17,283
‫اوه، نمی‌دونم.

487
00:23:17,592 --> 00:23:19,924
‫هنوزم بوی گاز پرتقال میاد.

488
00:23:19,949 --> 00:23:20,949
‫ممنونم، عزیزم.

489
00:23:20,974 --> 00:23:23,089
‫اوه، دههٔ 1930.

490
00:23:23,440 --> 00:23:24,738
‫عجب دورانی بود.

491
00:23:27,078 --> 00:23:28,078
‫اوه، نه.

492
00:23:28,111 --> 00:23:29,111
‫شکر میل دارین، قربان؟

493
00:23:30,494 --> 00:23:31,380
‫چیه؟

494
00:23:31,405 --> 00:23:33,552
‫طعمش افتضاحه. خیلی تلخه.

495
00:23:35,263 --> 00:23:36,784
‫کمی شیر میل دارین، قربان؟

496
00:23:37,373 --> 00:23:38,373
‫نه.

497
00:23:39,000 --> 00:23:40,232
‫بیلی، برام یه کم آب بیار.

498
00:23:42,036 --> 00:23:43,766
‫اوه، خدای من.

499
00:23:43,960 --> 00:23:45,059
‫جسی.

500
00:23:45,084 --> 00:23:46,690
‫همون علائم.

501
00:23:49,880 --> 00:23:50,880
‫جسی؟

502
00:23:51,288 --> 00:23:52,440
‫همون علائم.
‫اوه، خدای من.

503
00:23:55,843 --> 00:23:56,843
.بخورش

504
00:23:57,665 --> 00:23:59,065
‫بازم کار یکی از این بازیگراست.

505
00:23:59,100 --> 00:24:00,436
داری باهاش چیکار می‌کنی؟

506
00:24:00,460 --> 00:24:01,780
‫ سعی می‌کنم جونشو نجات بدم.

507
00:24:01,805 --> 00:24:04,850
‫ولی شاید یکی باید به آمبولانس زنگ بزنه،
‫محض احتیاط اگه من اشتباه کرده باشم؟

508
00:24:04,878 --> 00:24:06,296
‫آمبولانس! زود باشید!

509
00:24:06,321 --> 00:24:07,406
‫چشه؟

510
00:24:07,431 --> 00:24:08,691
.طاقت بیار

511
00:24:09,293 --> 00:24:10,191
،آه

512
00:24:10,316 --> 00:24:11,345
‫اوه، نه.

513
00:24:11,370 --> 00:24:12,374
‫نگام کن.

514
00:24:12,530 --> 00:24:13,446
‫نگام کن.

515
00:24:22,450 --> 00:24:24,743
« لیدی‌هرست »

516
00:24:26,370 --> 00:24:28,215
‫ما حتی بالای تپه هم نرسیدیم.

517
00:24:28,848 --> 00:24:29,848
آسیب دیده؟

518
00:24:29,873 --> 00:24:31,240
‫بیشترش ظاهریه.

519
00:24:31,265 --> 00:24:33,208
‫‫اون چیزایی هم که دور دهنشه.

520
00:24:33,490 --> 00:24:34,643
‫بیشترش ظاهریه.

521
00:24:34,668 --> 00:24:35,821
‫ریمل.

522
00:24:36,780 --> 00:24:38,325
‫اوه، زغال.

523
00:24:38,350 --> 00:24:39,990
‫فکر کنم ریمل از همین درست شده.

524
00:24:40,015 --> 00:24:41,407
‫اوه، و وازلین.

525
00:24:41,432 --> 00:24:44,487
‫یه کم ریسک کردین، خانم بوک.
زغال برای استریکنین خوبه

526
00:24:44,803 --> 00:24:48,325
‫ولی هنوز منتظر گزارش در مورد چیزی‌ام
که ‫تو شکلات باربارا مارکهام بوده.

527
00:24:48,350 --> 00:24:49,488
‫می‌تونسته هر چیزی باشه.

528
00:24:49,513 --> 00:24:50,995
‫ولی آقای مک‌کندریک تشنج کرد.

529
00:24:51,020 --> 00:24:52,978
‫استریکنین باعث تشنج میشه.
‫درسته.

530
00:24:53,003 --> 00:24:54,951
‫حضور ذهن بالای ‫همسرم بود.

531
00:24:56,270 --> 00:24:58,971
‫تمام فکرم پیش تو بود، جسی.

532
00:24:58,996 --> 00:25:01,061
‫اوه، صبر کن، کیفم.

533
00:25:01,086 --> 00:25:02,147
.به وسایلم احتیاج دارم

534
00:25:02,172 --> 00:25:03,274
‫اوه، اجازه بدید.

535
00:25:07,626 --> 00:25:08,627
‫اوه!

536
00:25:09,785 --> 00:25:10,785
‫اوه، حواس ندارم که.

537
00:25:12,000 --> 00:25:18,000
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

538
00:25:18,850 --> 00:25:20,058
‫ممنون، آقای بوک.

539
00:25:42,402 --> 00:25:44,390
‫اوه، سم توی قهوه بوده.

540
00:25:45,340 --> 00:25:46,395
‫بقیه هم ازش خوردن.

541
00:25:46,420 --> 00:25:47,800
‫حالشون خوب به نظر میرسه.

542
00:25:50,067 --> 00:25:50,831
‫کار کی بوده؟

543
00:25:50,856 --> 00:25:51,692
!اوه

544
00:25:53,989 --> 00:25:55,168
‫خیلی هم بد نیست.

545
00:25:56,103 --> 00:25:57,103
‫اوه، پس...

546
00:25:57,410 --> 00:25:59,919
‫اوه، پس توی فنجون بوده، بعداً اضافه شده.

547
00:25:59,944 --> 00:26:01,319
‫شما هم همین فکرو می‌کنین، نه؟

548
00:26:02,250 --> 00:26:03,952
‫خیلی بی‌هدف بوده.

549
00:26:06,447 --> 00:26:07,447
‫منم ازش خوردم.

550
00:26:07,472 --> 00:26:08,598
‫جسی؟
‫اوه، اون...

551
00:26:08,623 --> 00:26:09,725
‫همین الان شنیدم.

552
00:26:10,231 --> 00:26:11,231
‫اوه، خدایا.

553
00:26:11,519 --> 00:26:12,650
یعنی برای من بوده؟

554
00:26:13,385 --> 00:26:14,385
‫نمی‌دونم.

555
00:26:14,410 --> 00:26:16,219
‫برنامه جدید.
‫خانم هاوارد؟

556
00:26:16,782 --> 00:26:17,782
‫اون مرده.

557
00:26:18,800 --> 00:26:20,008
‫می‌تونی بری، جک.

558
00:26:20,719 --> 00:26:22,359
‫فیلمبرداری امروز تمومه.

559
00:26:22,740 --> 00:26:23,750
.خیلی‌خب

560
00:26:24,205 --> 00:26:25,205
‫باشه.

561
00:26:28,167 --> 00:26:29,167
‫دقیقاً.

562
00:26:29,988 --> 00:26:31,105
‫امروز سرده.

563
00:26:31,130 --> 00:26:32,195
‫موافقی، تراتی؟

564
00:26:40,104 --> 00:26:41,604
اون ‫چش شده؟

565
00:26:42,488 --> 00:26:43,488
‫نمی‌دونم.

566
00:26:44,710 --> 00:26:46,930
‫تمام روز رفتارش با من بد و سرد بود.

567
00:26:47,494 --> 00:26:49,378
"درخواستی برای کریستیانا"
فیلم سینمایی کاملا جدید

568
00:26:49,403 --> 00:26:50,651
:نویسنده و کارگردان
"جسی مک‌کندریک"

569
00:27:02,133 --> 00:27:04,419
‫نورا، داریم تنوع میدیم؟

570
00:27:04,444 --> 00:27:06,368
‫می‌خوام از مطالعه‌ام عقب نمونم.

571
00:27:09,565 --> 00:27:11,034
"به سلامتی "با خاک در چشمانت

572
00:27:12,177 --> 00:27:13,238
اوه، چیه؟

573
00:27:13,262 --> 00:27:14,468
‫تو هنوز بچه‌ای.

574
00:27:14,900 --> 00:27:16,840
.عموت پوست از کله‌م می‌کنه

575
00:27:17,612 --> 00:27:18,703
‫من میرم بخوابم.

576
00:27:18,935 --> 00:27:20,071
‫اوه، حالت خوبه؟

577
00:27:20,943 --> 00:27:21,943
‫روز طولانی‌ای بود.

578
00:27:22,561 --> 00:27:25,240
‫رژیم غذایی همیشگی‌ت
‫دل و روده‌ت رو بهم ریخته؟

579
00:27:26,114 --> 00:27:27,260
‫یه کم خسته شدم.

580
00:27:28,160 --> 00:27:30,864
‫دارن یه زن رو تو «پنج»
‫از گشنگی می‌کشن.

581
00:27:32,534 --> 00:27:34,184
‫نورا، یه لطفی بکن.

582
00:27:34,565 --> 00:27:37,112
‫اون سالنامه‌های سینمایی کجان؟

583
00:27:37,540 --> 00:27:39,448
‫منظورت اون مجله‌هاست که اون دختره ...

584
00:27:39,473 --> 00:27:41,215
‫نه، نه، یه عالمه سالنامه داریم.

585
00:27:41,240 --> 00:27:44,670
‫فیلم‌های اولیه، از اون موقع که
‫هنوز بهشون می‌گفتن "فلیکرز"

586
00:27:44,695 --> 00:27:48,671
‫اگه حافظه‌م یاری کنه، بین
ویلیام فریزگرین ‫و «دره من چه سرسبز بود».

587
00:27:49,094 --> 00:27:50,134
‫درسته. اوه،...

588
00:28:02,055 --> 00:28:03,229
‫ایناهاش.

589
00:28:04,451 --> 00:28:06,360
‫کریستیانا ادموندز.

590
00:28:11,699 --> 00:28:14,817
«به‌سوی ستارگان از دل سختی‌ها»

591
00:28:16,326 --> 00:28:17,326
‫چی؟

592
00:28:20,009 --> 00:28:21,010
.هیچی

593
00:28:34,458 --> 00:28:36,555
‫این راه‌پله به هیچ‌جا نمیره. اوه،...

594
00:28:36,580 --> 00:28:37,580
‫اشکالی نداره.

595
00:28:37,985 --> 00:28:39,488
‫این آدما هیچوقت طبقه بالا نمیرن.

596
00:28:39,513 --> 00:28:40,770
.شبیه خونه ماست

597
00:28:41,130 --> 00:28:42,730
‫ولی سقف نداره.

598
00:28:43,259 --> 00:28:45,150
‫اتاق‌ها تو فیلما هیچوقت سقف ندارن.

599
00:28:45,175 --> 00:28:46,245
‫چرا اینطوریه، ها؟

600
00:28:46,270 --> 00:28:47,632
‫برای اینکه نور بتونه وارد بشه.

601
00:28:47,970 --> 00:28:49,536
‫پیوستگی خانم بوک.

602
00:28:49,561 --> 00:28:50,561
‫اوه.

603
00:28:51,765 --> 00:28:52,765
‫ببخشید.

604
00:28:53,880 --> 00:28:55,412
‫زندگی یه بدل چطوره؟

605
00:28:56,045 --> 00:28:57,045
‫یکنواخت.

606
00:28:57,070 --> 00:28:58,310
‫رفیق، یه کلمه باهات حرف دارم.

607
00:29:02,710 --> 00:29:03,625
.جک

608
00:29:03,650 --> 00:29:05,267
‫جک، دوباره برگشته تو مرکز توجه،

609
00:29:05,292 --> 00:29:06,292
.لطفا

610
00:29:06,670 --> 00:29:07,670
‫آه.

611
00:29:08,065 --> 00:29:09,065
‫آقای مک‌کندریک.

612
00:29:09,090 --> 00:29:10,881
‫خوشحالم که سرحال و قبراق می‌بینمتون.

613
00:29:10,906 --> 00:29:12,165
‫امیدوارم کاملاً خوب شده باشید.

614
00:29:12,190 --> 00:29:13,753
بله، ‫‫به لطف خانم بوک.

615
00:29:13,963 --> 00:29:15,262
‫وقتی وارد کار سینما شدم،

616
00:29:15,287 --> 00:29:17,166
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم اینقدر
‫برای اعصابم بد باشه.

617
00:29:17,190 --> 00:29:18,190
‫خسته‌کننده‌ست.

618
00:29:18,215 --> 00:29:19,465
‫از دویدن هم خسته‌کننده‌تره.

619
00:29:19,490 --> 00:29:20,241
.خیلی بیشتر

620
00:29:20,266 --> 00:29:21,445
‫دیگه تقریباً به آخرش رسیدیم، نه؟

621
00:29:21,470 --> 00:29:22,965
‫بله.
‫خیلی متأسفم، آقای بوک.

622
00:29:22,990 --> 00:29:23,905
‫میشه منو ببخشید؟

623
00:29:23,930 --> 00:29:24,765
‫یه مقدار گرفتارم.

624
00:29:24,790 --> 00:29:25,365
‫البته.

625
00:29:25,390 --> 00:29:28,882
‫اوه، داستان تا اینجا چیه، ‫آقای هاوارد؟

626
00:29:29,430 --> 00:29:32,066
‫ما یه رابطه روشنفکرانه پرشوری داشتیم.

627
00:29:32,091 --> 00:29:33,105
‫من و مدلین.

628
00:29:33,130 --> 00:29:35,840
‫ولی بعد این تلگرام از راه میرسه،
‫تلگرام شوم.

629
00:29:36,178 --> 00:29:37,178
‫و چی از آب درمیاد؟

630
00:29:37,203 --> 00:29:39,966
‫شوهرش تو یه اردوگاه
‫اسرای جنگی ژاپنی پیدا شده.

631
00:29:39,990 --> 00:29:41,135
‫اوه، چه بدشانسی.

632
00:29:41,160 --> 00:29:43,376
‫بله، داره برمی‌گرده بریتانیا،
‫دنده‌هاش زده بیرون،

633
00:29:43,401 --> 00:29:45,783
‫ولی از نظر عشقی هنوز حسابی ‫سرپاست.

634
00:29:45,808 --> 00:29:47,279
‫و اینطوری بهم میگه که باید ترکم کنه.

635
00:29:47,310 --> 00:29:48,786
‫ شما چی میگید؟
‫هیچی.

636
00:29:48,811 --> 00:29:49,850
‫معلومه.

637
00:29:49,875 --> 00:29:51,885
‫نویسنده‌ها هیچوقت دوست ندارن
‫اون بخش‌ها رو بنویسن.

638
00:29:51,910 --> 00:29:53,977
‫فقط یه نمای واکنش تمیز دوست دارن.

639
00:29:54,490 --> 00:29:56,159
‫و یه موسیقی تأثیرگذار هم روی فیلم.

640
00:29:56,624 --> 00:29:57,863
‫سر جاهاتون لطفاً.

641
00:29:58,350 --> 00:30:00,367
‫ولی باید از جسی تشکر کرد،
.اون گوش داد

642
00:30:00,392 --> 00:30:02,386
‫برای همین به جای اینکه
اونجا ‫وایسم و مگس بپرونم،

643
00:30:02,411 --> 00:30:04,794
‫کمر همت می‌بندم و
باوقار ‫برمی‌گردم سر کارم.

644
00:30:05,139 --> 00:30:06,481
‫مثل «دایی وانیا».

645
00:30:07,736 --> 00:30:09,647
‫مطمئنم منظور جسی هم همین بود.

646
00:30:10,310 --> 00:30:11,310
‫ازش بپرس.

647
00:30:12,306 --> 00:30:13,435
.شاید بپرسم

648
00:30:15,153 --> 00:30:17,115
‫امروز چیکار کنم؟

649
00:30:18,641 --> 00:30:20,746
‫واقعاً...
تو یه دقیقه چیکار کنم؟

650
00:30:21,182 --> 00:30:22,851
‫امروز چیکار کردی؟

651
00:30:22,876 --> 00:30:25,023
‫امروز... چیکار کردی؟

652
00:30:25,756 --> 00:30:27,461
‫صحنه 34، برداشت 1.

653
00:30:28,623 --> 00:30:29,623
‫آه.

654
00:30:30,480 --> 00:30:31,525
‫حرکت.

655
00:30:31,550 --> 00:30:33,115
‫حالا تلگرام رسیده.

656
00:30:33,557 --> 00:30:35,335
‫تلگرامی که می‌دونستیم بالاخره میاد.

657
00:30:36,395 --> 00:30:37,815
‫یعنی این پایان ماجراست؟

658
00:30:38,310 --> 00:30:40,365
‫این کلمه رو نگو، استوارت.

659
00:30:40,390 --> 00:30:41,858
‫می‌دونی که آزارم میده.

660
00:30:42,294 --> 00:30:43,856
..‫بهش فکر می‌کنم.
‫گفتی، استوارت؟

661
00:30:43,881 --> 00:30:44,881
‫تو گفتی استوارت.

662
00:30:44,906 --> 00:30:46,071
‫چی؟
.گفتی استوارت

663
00:30:46,096 --> 00:30:47,664
‫کات.
‫دوباره می‌گیریم.

664
00:30:47,689 --> 00:30:48,845
‫برگردید سر جای اولتون لطفاً.

665
00:30:48,870 --> 00:30:50,049
‫سر جای اول.

666
00:30:50,089 --> 00:30:52,074
‫بیلی.
‫بله، آقای مک‌کندریک.

667
00:30:52,099 --> 00:30:53,199
.این یکی رو بریم

668
00:30:53,224 --> 00:30:54,847
‫میشه اعلامش کنی؟

669
00:30:57,870 --> 00:30:58,870
.آماده

670
00:31:00,684 --> 00:31:01,810
‫بله، بریم؟

671
00:31:06,851 --> 00:31:07,851
...و

672
00:31:08,794 --> 00:31:09,794
.حرکت

673
00:31:10,052 --> 00:31:11,853
‫اون حرف رو نزن، تونی.
‫

674
00:31:11,878 --> 00:31:13,261
.می‌دونی که آزارم میده

675
00:31:14,046 --> 00:31:15,520
‫هنوز وقت هست، می‌دونی.

676
00:31:17,528 --> 00:31:18,528
‫وقت برای چی؟

677
00:31:18,867 --> 00:31:20,047
‫که کار درست رو انجام بدی.

678
00:31:20,072 --> 00:31:21,167
‫فیلمبرداری رو متوقف کن.

679
00:31:22,566 --> 00:31:26,702
‫من مدتیه که از یه رابطه مخفیانه
‫تو زندگی شما خبر دارم.

680
00:31:26,727 --> 00:31:27,816
‫اوه، رابطه نداریم.

681
00:31:27,841 --> 00:31:29,088
‫اون نیست...

682
00:31:29,113 --> 00:31:30,520
‫نه با ساندرا،...

683
00:31:31,462 --> 00:31:32,635
‫با استریکنین.

684
00:31:33,656 --> 00:31:37,536
‫ اون پاراگراف‌های کوچیک و جدی رو تو
‫«نشریه ورزشی دانشگاه» خوندم.

685
00:31:38,070 --> 00:31:39,714
‫اینکه چطور به عنوان محرک مصرفش کردی تا...

686
00:31:39,738 --> 00:31:42,902
‫اون چند متر عذاب‌آور
آخر ‫مسابقه رو دووم بیاری؟

687
00:31:42,927 --> 00:31:44,362
‫خب، واقعاً بی‌احتیاطی بود.

688
00:31:45,326 --> 00:31:46,836
‫پدرت خیلی راضی نبود، نه؟

689
00:31:46,861 --> 00:31:47,861
‫نه.

690
00:31:48,160 --> 00:31:49,866
‫خب گیر افتادم؟ که چی؟

691
00:31:50,330 --> 00:31:52,953
..بعد می‌رسیم به ‫کریستیانا ادموندز.

692
00:31:53,610 --> 00:31:55,875
‫قهرمان فیلمنامه جدیدت.

693
00:31:56,165 --> 00:31:57,981
‫زمانی یه اسم شناخته شده بود.

694
00:31:58,006 --> 00:32:03,001
‫عاشق دکترش شد و باور کرد که
‫اونم عاشقشه. یه خیال‌پردازی محض.

695
00:32:03,908 --> 00:32:06,337
‫فکر کرد می‌تونه کمکش کنه
.تا از دست زنش فرار کنه

696
00:32:06,362 --> 00:32:09,186
‫با بردن یه جعبه ‫شکلات سمی براش،

697
00:32:09,648 --> 00:32:12,067
که زنه ‫درست لحظه آخر تفش کرد بیرون.

698
00:32:12,630 --> 00:32:14,183
‫و سم مورد علاقه‌اش چی بود؟

699
00:32:15,258 --> 00:32:17,240
‫البته که استریکنین.

700
00:32:17,265 --> 00:32:19,188
‫یه جورایی شده تکیه‌کلامت، نه؟

701
00:32:20,271 --> 00:32:23,710
‫ وقت زیادی برای فکر کردن داشتم.
‫به جرئت میگم، زیاد.

702
00:32:24,791 --> 00:32:27,435
‫فکر می‌کنم
تو یه جور رؤیا ‫زندگی می‌کردیم.

703
00:32:29,081 --> 00:32:30,887
‫وقتشه که اون رؤیا تموم بشه.

704
00:32:31,443 --> 00:32:34,123
‫تو... تو باید با کتاب‌هات اینجا بمونی.

705
00:32:34,858 --> 00:32:35,858
‫من...

706
00:32:37,699 --> 00:32:39,635
‫ باید برگردم پیش شوهرم.

707
00:32:41,210 --> 00:32:42,510
‫قطعاً باید این کارو بکنم.

708
00:32:59,020 --> 00:33:02,066
‫تو قصد نداشتی
باربارا مارکهام بیچاره رو ‫بکشی.

709
00:33:02,875 --> 00:33:04,975
..‫این شاید تو رو از چوبه دار نجات بده.

710
00:33:05,995 --> 00:33:09,266
‫ولی نمی‌تونی همین استدلال رو در مورد
اتفاقی ‫که اینجا افتاده بیاری، می‌تونی؟

711
00:33:10,321 --> 00:33:12,970
‫این آخرین شانس توئه، ‫جسی.

712
00:33:19,173 --> 00:33:20,194
‫اوه،

713
00:33:20,219 --> 00:33:22,551
‫لعنت، لعنت، لعنت به تو، بوک.

714
00:33:23,023 --> 00:33:24,023
‫آخ!

715
00:33:24,048 --> 00:33:25,610
‫اون چیز مسخره چی بود؟

716
00:33:27,105 --> 00:33:28,213
..‫خب، دیگه.

717
00:33:30,340 --> 00:33:31,507
‫دیگه خیلی دیره.

718
00:33:33,075 --> 00:33:34,295
‫حالت خوبه، استوارت؟

719
00:33:34,320 --> 00:33:35,575
‫روی صندوق پول‌شمار بود.

720
00:33:35,600 --> 00:33:38,834
‫وقتی دکمه رو فشار دادم،
‫مستقیم وارد بدنم شد.

721
00:33:42,337 --> 00:33:43,525
‫اوه، خدای من.

722
00:33:44,526 --> 00:33:45,551
‫اوه، خدای من.

723
00:33:45,576 --> 00:33:46,429
‫تو.

724
00:33:46,454 --> 00:33:48,729
‫من یه اسم دارم، آقای هاوارد.

725
00:33:51,072 --> 00:33:52,472
‫همون بلاییه که سر اون دختره اومد؟

726
00:33:53,267 --> 00:33:56,187
‫نه، باربارا مارکهام
.استریکنین رو قورت داد

727
00:33:56,648 --> 00:33:58,834
‫این بار سم
روی سوزن ‫صندوق پول‌شمار بود.

728
00:33:58,859 --> 00:34:01,639
‫اینطوری
.مستقیم وارد جریان خون میشه

729
00:34:02,512 --> 00:34:06,060
‫اگه جک و بیلی
دستورات منو ‫دقیق اجرا نکرده بودن...

730
00:34:06,085 --> 00:34:08,323
...‫و با یه صندوق تمیز ‫عوضش نکرده بودن.

731
00:34:08,892 --> 00:34:10,945
‫اون صفحه صورتی بهم گفت کجا رو بگردم.

732
00:34:11,341 --> 00:34:13,201
‫و این بیلی بود که پیداش کرد.

733
00:34:13,749 --> 00:34:16,060
‫باید قدردان باشی که اینقدر
وظیفه‌شناسه، ‫آقای هاوارد،

734
00:34:16,085 --> 00:34:18,363
‫علیرغم اینکه چقدر باهاش
‫بی‌ادبانه و بد رفتار می‌کنی.

735
00:34:19,604 --> 00:34:21,586
‫تو هم باید ازش تشکر کنی، جسی.

736
00:34:22,643 --> 00:34:26,832
‫اینطوری یه اسم کمتر تو برگه اتهاماتت
کنار اسم ‫باربارا مارکهام نوشته میشه.

737
00:34:29,808 --> 00:34:31,210
‫همه‌ش به‌خاطر تو بود، عشق من.

738
00:34:31,681 --> 00:34:32,681
.همه‌ش به‌خاطر تو

739
00:34:33,352 --> 00:34:34,231
‫چی؟

740
00:34:34,256 --> 00:34:35,489
‫برای اینکه بتونیم با هم باشیم.

741
00:34:35,910 --> 00:34:38,055
‫و بتونم تو رو به ستاره‌ای
بزرگتر از همیشه ‫تبدیل کنم.

742
00:34:38,079 --> 00:34:41,525
‫نه تو یه فیلم آشغال و بی‌ارزشی مثل این،
‫بلکه تو یه فیلم واقعی، ‫یه شاهکار.

743
00:34:42,252 --> 00:34:44,191
‫داری چه چرندی میگی؟

744
00:34:44,630 --> 00:34:47,389
‫اون سال‌هاست که
شیفته شماست، ‫دوشیزه دیِر.

745
00:34:47,911 --> 00:34:51,832
قبلاً هم ‫با اسم مستعار
به مجله پیکچرگوئر ‫نامه می‌نوشته، البته.

746
00:34:52,545 --> 00:34:55,079
‫بازیلیسک، نشان خانوادگی‌شون.

747
00:34:55,829 --> 00:34:58,568
‫و همه اون کتاب‌هایی که
..پارسال ‫تو مغازه خوند.

748
00:34:58,892 --> 00:35:01,200
‫اینطوری ایده شاهکارش به ذهنش رسید.

749
00:35:02,000 --> 00:35:03,055
...متأسفانه

750
00:35:03,712 --> 00:35:06,508
یه رد کوچیک از خودش ‫به جا گذاشت.

751
00:35:07,410 --> 00:35:10,430
‫اون دید که داریم
،زیادی به حقیقت نزدیک میشیم

752
00:35:10,455 --> 00:35:14,401
‫برای همین بود که ناگهان
یه طعم عجیب تو قهوه‌اش ‫حس کرد.

753
00:35:14,426 --> 00:35:16,194
و ‫مسمومیتش ساختگی بود.

754
00:35:16,769 --> 00:35:21,992
‫می‌تونست مثل توی فیلما بگه:
‫«طعم بادام تلخ میده».

755
00:35:22,850 --> 00:35:24,720
‫ولی تو تشنج رو انتخاب کردی،

756
00:35:25,085 --> 00:35:28,434
‫چون می‌دونستی که
باربارا مارکهام با ‫استریکنین کشته شده بود.

757
00:35:28,971 --> 00:35:30,738
‫با عوارضش آشنا بودی.

758
00:35:30,763 --> 00:35:32,405
‫ اونا خیلی زشتن، نه تراتی؟

759
00:35:32,430 --> 00:35:34,845
‫بله، اسپاسم و یه جور بی‌قراری نفس‌گیر.

760
00:35:34,870 --> 00:35:36,091
‫هیچوقت یادم نمیره.

761
00:35:37,769 --> 00:35:39,807
‫اجرای خوبی داشتی، جسی.

762
00:35:40,340 --> 00:35:42,745
‫ولی بذار یه نکته‌ای بهت بگم، ‫آقای کارگردان.

763
00:35:43,690 --> 00:35:46,279
‫چند دقیقه‌ای طول می‌کشه
تا اسپاسم‌ها ‫شروع بشن.

764
00:35:46,304 --> 00:35:48,385
‫زمان‌بندیت غلط بود.

765
00:35:50,325 --> 00:35:52,847
‫«اَد آسترا پِر آسپرا».

766
00:35:53,222 --> 00:35:56,591
«از دل سختی‌ها به سوی ستارگان»
‫شعار خانوادگی‌تون.

767
00:35:57,401 --> 00:35:59,221
‫تو به ستاره‌ها رسیدی، نه جسی؟

768
00:35:59,979 --> 00:36:02,088
‫ولی تنها ستاره‌ه‌ای که برات مهم بود...

769
00:36:03,560 --> 00:36:04,631
‫ساندرا دیِر بود.

770
00:36:04,656 --> 00:36:06,049
‫خانواده من پول داره.

771
00:36:06,292 --> 00:36:07,352
‫خیلی پول.

772
00:36:07,377 --> 00:36:09,731
‫اینطوری تونستم
پام رو به این ‫صنعت کثیف باز کنم.

773
00:36:10,880 --> 00:36:12,817
‫می‌تونستم
سرمایه‌گذار فیلم‌مون بشم، ‫ساندرا.

774
00:36:13,455 --> 00:36:15,055
‫ولی اون داشت خرابش می‌کرد.

775
00:36:16,116 --> 00:36:17,272
‫اون.

776
00:36:18,085 --> 00:36:19,699
‫چه تبلیغاتی بهتر از این؟

777
00:36:20,400 --> 00:36:22,960
‫بیوه غمگینی که بر غصه‌اش غلبه می‌کنه.

778
00:36:23,716 --> 00:36:27,565
یه عمر بازی نقش زنی
،در کنار یه نویسنده جوان و بااستعداد

779
00:36:27,590 --> 00:36:28,865
‫نویسنده و کارگردان.

780
00:36:28,890 --> 00:36:30,035
‫نویسنده و کارگردان...

781
00:36:30,361 --> 00:36:31,666
‫که بهش دلداری میداد.

782
00:36:32,163 --> 00:36:33,247
‫این شرم‌آوره.

783
00:36:33,863 --> 00:36:35,226
.جنون‌آمیزه

784
00:36:35,530 --> 00:36:37,121
‫اوه، احمق بیچاره.

785
00:36:37,146 --> 00:36:39,004
‫ یه ساندرا دِیر کاملاً جدید، عزیزم...

786
00:36:39,470 --> 00:36:40,792
‫نقش همسن‌وسال خودتو بازی کنی.

787
00:36:40,817 --> 00:36:43,583
‫یه نقش شخصیتی واقعی تا
‫دامنه بازی واقعی‌ت رو نشون بده.

788
00:36:43,938 --> 00:36:44,938
‫بدون گریم.

789
00:36:45,283 --> 00:36:46,355
‫دیوونه شدی؟

790
00:36:46,720 --> 00:36:48,427
‫من ساندرا دیِر هستم.

791
00:36:48,907 --> 00:36:50,013
‫اونم همینطور بود.

792
00:36:50,916 --> 00:36:52,317
‫اون دختر بیچاره رو کشت.

793
00:36:52,690 --> 00:36:54,504
‫بله، نرینا بین.

794
00:36:55,087 --> 00:36:56,592
‫نه، نرینا بین نه.

795
00:36:56,867 --> 00:36:57,867
‫چی؟

796
00:36:58,646 --> 00:37:01,444
‫نرینا بین نه، اون دختری که
‫نامه‌های کینه‌توزانه می‌نوشت.

797
00:37:01,469 --> 00:37:03,677
‫جسی یه بهونه محکم و رد نشدنی داره.

798
00:37:03,702 --> 00:37:08,247
‫اون تو دفترش بود، منشی‌ش کنارش،
‫و داشت بهش کاربُن میداد...

799
00:37:08,272 --> 00:37:10,766
‫موقعی که داشت راهی برای
کشتن شما ‫تایپ می‌کرد، آقای هاوارد.

800
00:37:10,791 --> 00:37:11,776
‫پس کار کی بود؟

801
00:37:12,450 --> 00:37:13,753
‫ما کجا پیداش کردیم؟

802
00:37:14,465 --> 00:37:15,607
‫پای پله‌ها.

803
00:37:15,632 --> 00:37:16,927
‫که به کجا میرسن؟

804
00:37:18,476 --> 00:37:19,568
‫انبار وسایل.

805
00:37:19,593 --> 00:37:20,667
‫دفترها.

806
00:37:20,692 --> 00:37:21,692
‫آرشیو.

807
00:37:22,431 --> 00:37:23,431
‫آرشیو.

808
00:37:23,456 --> 00:37:24,456
‫بله.

809
00:37:25,100 --> 00:37:28,679
‫جایی که باقی‌مونده‌های
فراموش‌شده ‫سینمای بریتانیا قرار دارن.

810
00:37:29,086 --> 00:37:30,451
‫و به خصوص، یه فیلم.

811
00:37:30,476 --> 00:37:34,920
‫مرجعش رو تو یه سالنامه سینمایی قدیمی
‫تو «آرکینجل لِین» پیدا کردم.

812
00:37:34,945 --> 00:37:36,041
‫چه فیلمی؟

813
00:37:36,793 --> 00:37:38,938
‫-«کیتی برنده لاتاری کلکته».

814
00:37:39,636 --> 00:37:40,813
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

815
00:37:41,714 --> 00:37:44,088
‫این همون فیلمیه که تو اتاقت پیدا کردم.

816
00:37:46,010 --> 00:37:47,010
‫ساندرا.

817
00:37:57,231 --> 00:37:58,847
‫بیلی، به «بو استریت» زنگ بزن.

818
00:37:59,222 --> 00:38:00,275
‫بلیس رو بیار اینجا.

819
00:38:00,300 --> 00:38:01,300
‫چشم، آقای بوک.

820
00:38:12,947 --> 00:38:14,832
‫تو هیچوقت دوسِش نداشتی، احمق.

821
00:38:14,857 --> 00:38:16,201
‫نه اونطوری که من دوسِش داشتم.

822
00:38:16,740 --> 00:38:19,273
‫خیلی وقته که این کارو واقعاً انجام ندادم.

823
00:38:19,769 --> 00:38:20,769
‫ساندرا،

824
00:39:04,565 --> 00:39:06,216
‫ساندرا، دیگه همه چیز تموم شده.

825
00:39:07,486 --> 00:39:09,327
‫چرا بیرون نمیای و توضیح نمیدی؟

826
00:39:18,213 --> 00:39:19,213
‫من...

827
00:39:19,238 --> 00:39:22,626
‫اون موقع ساندرا دیِر نبودم.

828
00:39:26,705 --> 00:39:27,751
‫من...

829
00:39:28,746 --> 00:39:30,497
.دیِردره پیچکاک بودم

830
00:39:37,539 --> 00:39:40,063
‫خیلی وقت پیش بود.

831
00:39:42,206 --> 00:39:44,144
...‫فیلم گم شده بود، و

832
00:39:45,219 --> 00:39:46,674
...یعد نرینا

833
00:39:47,802 --> 00:39:48,869
.‫پیـداش کرد

834
00:39:53,698 --> 00:39:55,818
‫و بعدش من پیداش کردم.

835
00:40:06,781 --> 00:40:08,351
‫کاملاً تصادفی بود.

836
00:40:11,487 --> 00:40:16,956
‫داشتم برمی‌گشتم به اتاق گریمم
که این آدم رو دیدم،‫ یه سیاهی لشکر.

837
00:40:19,991 --> 00:40:22,825
و ‫بعدش شناختمش.

838
00:40:25,142 --> 00:40:29,295
‫دیدم چی تو دستای عرق کرده‌اش بود.

839
00:40:30,990 --> 00:40:35,876
‫هیچوقت تو عمرم
.اینقدر عصبانی نشده بودم

840
00:40:37,248 --> 00:40:38,107
.نه

841
00:40:38,131 --> 00:40:39,447
...بدش به من

842
00:40:40,930 --> 00:40:42,112
‫نه. لعنتی. نه.

843
00:40:42,137 --> 00:40:43,137
.بدش به من

844
00:40:43,162 --> 00:40:45,166
.نه
.ولش کن لعنتی

845
00:40:54,274 --> 00:40:57,397
‫سرش به اون پله خورد، ‫مثل نارگیلی
.که تو شهربازی بهش توپ می‌زنن

846
00:40:57,422 --> 00:40:58,491
و ‫درجا مُرد.

847
00:41:01,824 --> 00:41:03,386
‫ولی تصادف بود.

848
00:41:05,391 --> 00:41:06,520
‫قسم می‌خورم.

849
00:41:07,302 --> 00:41:08,946
فقط یه ‫تصادف بود.

850
00:41:11,910 --> 00:41:13,091
..‫ولی اونجا بود.

851
00:41:15,372 --> 00:41:16,754
‫حلقه اصلی فیلم.

852
00:41:29,853 --> 00:41:32,738
‫این کار خیلی چیزها رو بهت می‌بخشه،
‫ولی...

853
00:41:35,273 --> 00:41:36,793
‫پیر شدن رو نه.

854
00:41:37,903 --> 00:41:39,697
‫چرا داری سیگار می‌کشی، ساندرا؟

855
00:41:43,810 --> 00:41:48,777
‫وقتی فیلم نیترات می‌سوزه، ساندرا،
خودش ‫اکسیژن تولید می‌کنه.

856
00:41:51,603 --> 00:41:53,768
‫فکر کردی اینو نمی‌دونم، آقای بوک؟

857
00:41:55,310 --> 00:41:57,824
‫من یه کهنه‌کار پرده نقره‌ای‌ام.

858
00:42:00,170 --> 00:42:03,359
‫برای همینه که اونو
‫تو یه آرشیو از جنس آزبست نگه می‌دارن.

859
00:42:04,738 --> 00:42:08,312
‫اگه اون سیگار رو بندازی، ساندرا،
‫اینجا مثل مشعل آتیش می‌گیره.

860
00:42:09,353 --> 00:42:11,799
‫و من و تراتی هم
.جون سالم به در نمی‌بریم

861
00:42:15,008 --> 00:42:16,601
‫و استوارت هم همینطور.

862
00:42:18,651 --> 00:42:19,785
‫استوارت.

863
00:42:21,668 --> 00:42:22,723
،عزیزم

864
00:42:24,212 --> 00:42:26,139
‫عزیزم، لازم نیست اینطوری باشه.

865
00:42:29,152 --> 00:42:31,912
‫اون راز منو به همه می‌گفت.

866
00:42:35,488 --> 00:42:39,240
‫اینکه از زمانی که لنین سر کار بود
‫داشتم فیلم بازی می‌کردم.

867
00:42:41,616 --> 00:42:44,113
‫و این منو تبدیل به سم گیشه می‌کرد.

868
00:42:45,652 --> 00:42:47,055
‫ من که بهت گفتم.

869
00:42:48,587 --> 00:42:53,474
‫می‌خوام ادامه بدم و شهر رو
روشن کنم ‫و منفجر بشم.

870
00:43:03,282 --> 00:43:04,282
،ساندرا

871
00:43:04,726 --> 00:43:07,014
‫اون فیلمنامه‌ای که جسی نوشت،
‫من خوندمش.

872
00:43:08,517 --> 00:43:13,377
‫در مورد زنیه که
یه اشتباه اخلاقی ‫وحشتناک می‌کنه.

873
00:43:15,338 --> 00:43:17,718
‫ولی باوقار با سرنوشتش روبرو میشه.

874
00:43:20,123 --> 00:43:22,224
‫بازرس بلیس به زودی میرسه.

875
00:43:23,520 --> 00:43:25,080
‫و تو بازداشت میشی.

876
00:43:26,617 --> 00:43:28,182
...ولی قبل از اینکه برسه

877
00:43:29,600 --> 00:43:32,189
می‌تونم یه کم
‫از تحقیری که در پیش داری کم کنم.

878
00:43:33,560 --> 00:43:34,699
‫نظرت چیه؟

879
00:43:37,605 --> 00:43:39,147
‫بیا بریم بیرون پیش مخزن.

880
00:43:40,560 --> 00:43:41,786
‫اون فیلم رو هم بیار.

881
00:43:42,700 --> 00:43:45,880
‫اونی که توش یه دختر 17 ساله‌ای
و ‫تمام زندگیت پیش روتـه.

882
00:43:48,008 --> 00:43:50,759
‫قبل از اینکه این کار تو رو
به چیزی که ‫الآن هستی تبدیل کنه.

883
00:43:53,988 --> 00:43:55,832
‫اوه، نه، آقای بوک.

884
00:43:57,456 --> 00:43:58,847
...آه

885
00:44:00,060 --> 00:44:01,783
‫این ذات همیشه در من بوده.

886
00:44:03,636 --> 00:44:05,279
‫من همیشه یه ستاره بودم.

887
00:44:06,498 --> 00:44:08,898
‫فکر کنم
.این همون چیزیه که دوربین‌ها دیدن

888
00:44:10,517 --> 00:44:12,072
‫و برای همینه که همیشه دوستم داشتن.

889
00:44:13,040 --> 00:44:14,040
‫هوم.

890
00:44:15,908 --> 00:44:18,071
‫فقط یه لحظه بهم فرصت بده، باشه؟

891
00:44:29,538 --> 00:44:31,043
‫بد نیست.

892
00:44:47,977 --> 00:44:48,977
‫دیگه کافیه.

893
00:44:49,631 --> 00:44:51,095
‫در لعنتی رو می‌شکنم.

894
00:45:29,592 --> 00:45:30,992
.زودباشین، یالا

895
00:45:59,978 --> 00:46:00,978
.بـوم

896
00:46:36,729 --> 00:46:37,875
‫واقعاً یه تراژدیـه.

897
00:46:37,900 --> 00:46:38,900
‫خب، اونا...

898
00:46:40,510 --> 00:46:41,510
‫اعدام میشن؟

899
00:46:42,649 --> 00:46:45,090
‫جسی مک‌کندریک، بدون شک.

900
00:46:45,733 --> 00:46:48,592
‫ولی مطمئنم هیئت منصفه با
‫دوشیزه دیِر مهربون رفتار می‌کنه.

901
00:46:49,583 --> 00:46:51,858
‫هرچی نباشه یه تصادف بوده.

902
00:46:54,967 --> 00:46:57,194
‫حالا یه مرد آزادی، آقای هاوارد.

903
00:46:58,151 --> 00:46:59,378
‫درست چیزی که می‌خواستم.

904
00:47:00,386 --> 00:47:01,536
ولی به چه قیمتی؟

905
00:47:02,796 --> 00:47:03,796
اینطور نیست؟

906
00:47:04,704 --> 00:47:06,144
‫نامزد سابق غمگین.

907
00:47:06,710 --> 00:47:08,121
‫نقش اول مرد "دل‌شکسته".

908
00:47:08,637 --> 00:47:09,879
‫که ناگهان مجرد شده.

909
00:47:16,932 --> 00:47:18,111
‫موضوع چیه؟

910
00:47:18,630 --> 00:47:19,630
‫البته.

911
00:47:20,225 --> 00:47:22,062
‫تصادف بود، نه؟

912
00:47:23,113 --> 00:47:24,386
‫مرگ نرینا بین.

913
00:47:25,351 --> 00:47:26,351
...خب

914
00:47:26,804 --> 00:47:28,530
ما هیچوقت نمی‌فهمیم، ‫کارآگاه.

915
00:47:29,319 --> 00:47:30,335
...هرچی نباشه

916
00:47:31,400 --> 00:47:34,040
ساندرا دیِر ‫بازیگر فوق‌العاده خوبیه.

917
00:48:11,020 --> 00:48:12,158
‫سلام، جک.

918
00:48:14,198 --> 00:48:15,198
‫چی شده؟

919
00:48:15,855 --> 00:48:18,524
‫جک، باید یه چیزی رو بهت بگیم.

920
00:48:18,549 --> 00:48:20,699
‫ببخشید که زودتر نگفتیم.

921
00:48:20,724 --> 00:48:23,662
‫می‌خواستم اول اینجا جا بیفتی
‫خب موضوع حساسیه.

922
00:48:23,687 --> 00:48:27,200
‫راجع به... رابطه ماست.

923
00:48:29,015 --> 00:48:30,015
‫اوه.

924
00:48:32,220 --> 00:48:33,520
‫فکر کنم حدس زده باشم.

925
00:48:35,234 --> 00:48:36,314
‫اینقدر تابلو بود؟

926
00:48:37,307 --> 00:48:38,759
‫خب، نه از اول، ولی...

927
00:48:40,005 --> 00:48:41,005
‫آره.

928
00:48:43,794 --> 00:48:45,240
‫من یه عکس پیدا کردم.

929
00:48:46,470 --> 00:48:47,470
‫عکس.

930
00:48:48,219 --> 00:48:49,219
‫پدرم.

931
00:48:53,668 --> 00:48:55,348
‫شما یه عکس از پدرم دارین.

932
00:48:56,159 --> 00:48:57,659
‫درست مثل عکسیه که من دارم.

933
00:49:02,332 --> 00:49:03,332
‫اینه.

934
00:49:04,100 --> 00:49:06,094
‫می‌دونم نباید برش می‌داشتم.

935
00:49:06,119 --> 00:49:09,019
‫ببخشید، ولی...
‫با وجود اون عکس، من...

936
00:49:10,551 --> 00:49:13,016
‫اریک پرسیوال بنکس، شوهر اولتون...

937
00:49:18,527 --> 00:49:19,682
‫خودشه؟

938
00:50:50,860 --> 00:50:51,860
‫تراتی...

939
00:50:55,916 --> 00:50:57,080
‫شما مادرم هستین.

940
00:51:01,813 --> 00:51:02,902
...نه، عزیزم

941
00:51:04,287 --> 00:51:05,287
‫اصلاً...

942
00:51:06,780 --> 00:51:08,016
‫خیلی متأسفم.

943
00:51:19,068 --> 00:51:20,568
‫ولی همه اینا یعنی چی؟

944
00:51:21,803 --> 00:51:22,803
‫جک.

945
00:51:26,542 --> 00:51:28,551
‫حرفای زیادی داریم که بهت بگیم.

946
00:51:37,522 --> 00:51:41,522
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »

