1
00:00:19,996 --> 00:00:21,012
...خب

2
00:00:21,230 --> 00:00:22,543
‫کار با اسلحه رو بلدی؟

3
00:00:23,798 --> 00:00:25,214
.مشت رو ترجیح می‌دم

4
00:00:25,590 --> 00:00:26,734
‫قراره با کی بجنگم؟

5
00:00:26,759 --> 00:00:27,879
‫دشمنامون.

6
00:00:29,351 --> 00:00:30,919
‫تا حالا زندان رفتی؟

7
00:00:32,270 --> 00:00:33,270
‫چطور مگه؟

8
00:00:33,756 --> 00:00:35,626
‫از اون شرط‌هایی که قبول می‌کنی می‌گم.

9
00:00:35,651 --> 00:00:36,852
‫جرمت چی بود؟

10
00:00:39,337 --> 00:00:41,866
رفیقام یه چیزی تو ویترین
.یه مغازه دیدن که می‌خواستنش

11
00:00:43,075 --> 00:00:44,243
‫منم با ماشین رفتم توش.

12
00:00:44,809 --> 00:00:45,863
..‫بهش می‌گن کوبیدن.
‫بزن و در رو.

13
00:00:45,888 --> 00:00:47,510
‫آره، می‌دونم.
‫روزنامه می‌خونم.

14
00:00:48,010 --> 00:00:51,592
‫اینجا نوشته اخیراً برای یه
‫بازیگر سینما کار می‌کردی.

15
00:00:51,980 --> 00:00:52,865
‫بله.

16
00:00:52,890 --> 00:00:54,178
‫به عنوان محافظش؟

17
00:00:55,310 --> 00:00:56,559
‫کارای دیگه‌ای هم می‌کردم.

18
00:00:56,870 --> 00:00:58,845
‫ولی قبل از اون، تو این...

19
00:01:00,228 --> 00:01:01,228
،کتاب‌فروشی

20
00:01:05,939 --> 00:01:07,327
‫چرا از اونجا اومدی بیرون؟

21
00:01:09,700 --> 00:01:10,824
‫باهاش حال نمی‌کردم.

22
00:01:10,860 --> 00:01:13,584
‫ با این وضعیت مشکلی نداری؟

23
00:01:13,880 --> 00:01:15,329
‫بوک زندگی خودشو داره.

24
00:01:15,354 --> 00:01:16,355
‫منم زندگی خودمو.

25
00:01:16,379 --> 00:01:19,447
‫جواب می‌ده. ‫تعجب می‌کنم چرا
.آدمای بیشتری این کارو نمی‌کنن

26
00:01:21,021 --> 00:01:22,021
‫می‌شناختمش.

27
00:01:23,035 --> 00:01:25,480
‫پدرتو ‫قبل از جنگ می‌شناختم.

28
00:01:26,280 --> 00:01:27,340
‫می‌شناختیش.

29
00:01:32,054 --> 00:01:33,065
‫جک؟

30
00:01:34,266 --> 00:01:35,376
...آه، پس

31
00:01:36,050 --> 00:01:37,944
.نمی‌تونم... نمی‌تونم

32
00:01:38,294 --> 00:01:39,911
‫جک، کجا داری می‌ری؟

33
00:01:43,332 --> 00:01:46,049
‫ولی کارفرمای قبلیت بهت اعتماد داشت؟

34
00:01:46,074 --> 00:01:47,074
‫آره.

35
00:01:47,484 --> 00:01:48,897
‫با وجود سابقه‌ت.

36
00:01:49,380 --> 00:01:51,982
‫شاید به خاطر... همون.

37
00:01:53,684 --> 00:01:56,104
‫و ما باید بهت اعتماد کنیم؟

38
00:01:59,866 --> 00:02:04,102
خب، گمونم وقتی پای قاتل بعدی
.بیاد وسط خودتون می‌فهمین

39
00:02:20,343 --> 00:02:21,343
‫نورا.

40
00:02:21,988 --> 00:02:23,328
‫من هیچوقت اون کارو نکردم.

41
00:02:23,590 --> 00:02:24,700
‫چه کاری رو نکردی؟

42
00:02:25,530 --> 00:02:28,831
‫که با یخ سکه‌ی شیلینگ
درست کنم و ‫بندازم تو کنتور.

43
00:02:29,349 --> 00:02:30,901
‫پس این همه خوردگی برای چیه؟

44
00:02:32,850 --> 00:02:34,006
زنگ‌زدگیه؟

45
00:02:34,031 --> 00:02:35,272
‫آره، زنگ‌زدگیه.

46
00:02:37,179 --> 00:02:38,439
سرده، مگه نه؟

47
00:02:44,091 --> 00:02:45,815
‫می‌تونیم چندتاشو بسوزونیم.

48
00:02:45,840 --> 00:02:46,975
‫نه، نمی‌تونیم.

49
00:02:47,000 --> 00:02:48,915
‫حتی کتابای "جُرجت هِیِر" رو هم نه.

50
00:02:48,940 --> 00:02:50,275
‫نه، جدی می‌گم نورا.

51
00:02:50,300 --> 00:02:52,324
برای کسی که
اینقدر تو لذت کتاب خوندن تازه‌کاره

52
00:02:52,349 --> 00:02:54,294
داری خیلی سریع
.یه آدم پرافاده‌ی مزخرف می‌شی

53
00:03:00,404 --> 00:03:01,470
‫چی شده؟

54
00:03:04,736 --> 00:03:06,676
‫بدون اون اینجا خیلی سوت و کوره.

55
00:03:17,637 --> 00:03:19,472
« هتل والزینگهام »

56
00:03:20,936 --> 00:03:22,816
خدا به هتل "والزینگهام" برکت بده

57
00:03:22,841 --> 00:03:24,399
.و به هر کی که توش اقامت داره

58
00:03:26,072 --> 00:03:27,068
‫اوه، خدایا.

59
00:03:27,093 --> 00:03:28,071
چی بود؟

60
00:03:28,096 --> 00:03:29,223
اوه ‫پدرسگ.

61
00:03:31,315 --> 00:03:32,585
‫منو ببخش، عزیزم.

62
00:03:32,610 --> 00:03:35,104
‫انگار تو یه حالت
سرکوب شدید ‫گیر افتادم.

63
00:03:35,129 --> 00:03:38,951
اوه، متوجه شده بودم، ویکتور
.همینجا بمون، الان یه دستمال میارم

64
00:03:39,311 --> 00:03:40,311
‫اوه.

65
00:03:44,396 --> 00:03:47,224
.سیگار، قربان
دانهیل یا کپستن؟

66
00:03:49,511 --> 00:03:50,511
همین؟

67
00:03:52,638 --> 00:03:53,691
می‌تونیم حرف بزنیم؟

68
00:03:53,716 --> 00:03:54,698
‫ممنون.

69
00:03:54,723 --> 00:03:55,723
.مرسی

70
00:04:05,641 --> 00:04:06,576
‫بیا.

71
00:04:06,921 --> 00:04:07,921
‫ واسه اونه.

72
00:04:07,946 --> 00:04:08,947
،اوه

73
00:04:09,427 --> 00:04:10,427
.ممنون

74
00:04:21,085 --> 00:04:22,240
‫بفرمایید نوش جون.

75
00:04:23,948 --> 00:04:25,709
.آب‌لیموش کمه

76
00:04:25,734 --> 00:04:27,058
‫یخش هم زیاده.

77
00:04:27,083 --> 00:04:30,775
‫و از طرز هم زدنتم خوشم نیومد.

78
00:04:30,800 --> 00:04:32,509
‫خیلی باخشونت بود.
.اوهوم

79
00:04:33,575 --> 00:04:34,575
‫البته.

80
00:04:35,300 --> 00:04:36,300
‫ببخشید.

81
00:04:38,741 --> 00:04:40,075
‫فکر می‌کنه زیادی خشنم.

82
00:04:41,700 --> 00:04:43,224
‫این یه هنر خشونت‌آمیزه.

83
00:04:45,880 --> 00:04:48,024
‫خوب شد پس هیچ جینی رو
براشون ‫هدر ندادم.

84
00:04:49,621 --> 00:04:50,853
‫زود یاد می‌گیری.

85
00:05:01,951 --> 00:05:04,015
‫خوشحالم که اوضاعت رو به راه شده.

86
00:05:04,040 --> 00:05:06,006
‫اصلاً فکر نمی‌کردم اینجا باشی.

87
00:05:06,031 --> 00:05:07,622
‫هفته‌هاست که ندیدیمت.

88
00:05:07,647 --> 00:05:08,978
‫چطوری؟
‫ببین.

89
00:05:09,380 --> 00:05:10,763
‫زیاد وقت ندارم.

90
00:05:11,387 --> 00:05:12,352
‫چی می‌خواین؟

91
00:05:13,418 --> 00:05:14,742
‫اوه، جک.

92
00:05:15,314 --> 00:05:16,519
.‫این کار مسخره‌ست

93
00:05:17,360 --> 00:05:18,750
‫دلمون برات تنگ شده.

94
00:05:18,775 --> 00:05:21,832
‫هردومون امیدوار بودیم یه جای دنج و امن
‫تو کوچه‌ی "آرک‌انجل" پیدا کرده باشی.

95
00:05:21,857 --> 00:05:23,017
‫اوه.

96
00:05:23,669 --> 00:05:24,738
‫منو نگاه کن.

97
00:05:25,310 --> 00:05:27,310
‫خب، می‌دونم که قرار و مدارمون غیرعادیه.

98
00:05:27,335 --> 00:05:30,187
...ولی همونطور که اولین بار بهت گفتم
‫عشق حساب کتاب سرش نمی‌شه.

99
00:05:30,212 --> 00:05:31,061
.هوم

100
00:05:32,656 --> 00:05:34,520
‫اونوقت پدرم کجای این ماجراست؟

101
00:05:36,201 --> 00:05:37,201
‫آره.

102
00:05:37,637 --> 00:05:39,635
یکی از شیطونی‌های آقای بوک بوده، نه؟

103
00:05:39,660 --> 00:05:42,297
بوک باید در مورد پدرت
.حسابی باهات حرف بزنه

104
00:05:43,365 --> 00:05:45,432
‫ولی ازدواجمون از هردومون محافظت می‌کنه.

105
00:05:45,457 --> 00:05:47,097
‫مگه حق نداریم خوشحال باشیم؟

106
00:05:47,122 --> 00:05:48,122
خوشحال؟

107
00:05:48,764 --> 00:05:50,380
ولی ول گشتن تو شب با

108
00:05:50,405 --> 00:05:52,223
‫خدا می‌دونه کی و تو...؟

109
00:05:52,446 --> 00:05:53,472
.بدش به من

110
00:05:53,840 --> 00:05:54,985
‫پس جدیدترینش اینه.

111
00:05:55,483 --> 00:05:56,483
‫یارو سبیلوئه.

112
00:05:56,943 --> 00:05:58,681
.قبل از جنگ ناخدا بوده

113
00:05:59,018 --> 00:06:00,923
‫آها، رؤیای غذاخوری افسرها رو
‫تو سرش داشته، آره؟

114
00:06:01,644 --> 00:06:02,892
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها؟

115
00:06:03,480 --> 00:06:05,146
‫انگار الان یه کم کج راه می‌ره، نه؟

116
00:06:05,171 --> 00:06:06,171
‫تراتی!

117
00:06:07,584 --> 00:06:09,000
‫اصلاً بلد نیستی آدم انتخاب کنی.

118
00:06:10,480 --> 00:06:11,480
.‫خانم بوک

119
00:06:12,344 --> 00:06:13,992
‫خب، بهتره منتظرش نذاریم.

120
00:06:15,193 --> 00:06:16,193
‫ببخشید.

121
00:06:26,120 --> 00:06:28,400
‫بیا تو اتاقم کمکم کن خودمو خشک کنم.

122
00:06:28,727 --> 00:06:29,986
‫خیس شدم زنیکه.

123
00:06:30,269 --> 00:06:31,493
‫اون دستمال کوفتی رو بده من.

124
00:06:31,518 --> 00:06:32,235
‫یالا.

125
00:06:32,260 --> 00:06:33,950
‫هی عوضی، دستتو بکش.

126
00:06:34,717 --> 00:06:36,695
‫ تحمل نمی‌کنم این وضعو،
.خجالت بکش

127
00:06:36,888 --> 00:06:38,055
‫اوه، قربان.

128
00:06:38,080 --> 00:06:39,609
‫اوه، بدجوری گند زدی.

129
00:06:39,634 --> 00:06:40,711
‫این کیه؟

130
00:06:40,736 --> 00:06:42,983
‫می‌دونی که شلوار خیس خلاف
‫مقررات پوشش اینجاست؟

131
00:06:43,008 --> 00:06:44,440
.اینجا هتل والزینگهامه

132
00:06:44,465 --> 00:06:46,367
‫چرا برنمی‌گردین ‫به اتاقتون،

133
00:06:46,392 --> 00:06:48,431
‫شلوار خیستونو در بیارین
و ‫یه چرتی بزنین؟

134
00:06:48,769 --> 00:06:50,908
‫تا حالا اینقدر بهم توهین نشده بود.

135
00:06:50,933 --> 00:06:52,055
‫من که مطمئنم شده.

136
00:06:52,080 --> 00:06:53,163
.آدمی مثل شما

137
00:06:53,188 --> 00:06:54,395
آه ‫ویکتور اور.

138
00:06:54,420 --> 00:06:55,801
‫رفیق قدیمی منه.

139
00:06:55,826 --> 00:06:58,289
‫پنج دقیقه هم نمی‌شه آدم تنهات بذاره، نه؟

140
00:06:58,314 --> 00:07:00,120
.دختره پدرسگ جنبه شوخی نداره

141
00:07:00,145 --> 00:07:01,064
‫بشین.

142
00:07:01,089 --> 00:07:03,375
اوم، می‌شه دو تا از اونا برامون بیارین؟

143
00:07:03,400 --> 00:07:04,560
چی؟ اسمشون چیه؟

144
00:07:04,585 --> 00:07:06,311
چهار تا سینامون ساور

145
00:07:06,336 --> 00:07:07,415
‫برای این دو خانم.

146
00:07:07,440 --> 00:07:09,479
‫منظورت برای علیاحضرت‌هاست؟

147
00:07:10,893 --> 00:07:12,435
‫اینا مهمون من، خانما.

148
00:07:12,460 --> 00:07:15,952
‫ اجازه بدید بگم، امشب
فوق‌العاده ‫درخشان به نظر می‌رسین.

149
00:07:16,520 --> 00:07:18,272
‫این به سلامتی خاندان اسکوتاری.

150
00:07:20,063 --> 00:07:21,958
‫یا هر کمیسری که الان توش زندگی می‌کنه.

151
00:07:22,566 --> 00:07:23,960
‫خوب نگاه کن، تراتی.

152
00:07:24,410 --> 00:07:27,170
‫وقتی سرخ‌ها از تخت سلطنت
بیارنت پایین، ‫این بلا سرت میاد.

153
00:07:27,195 --> 00:07:28,343
..‫اوه.

154
00:07:28,368 --> 00:07:29,368
‫اوه، عزیزم.

155
00:07:30,400 --> 00:07:31,502
‫اجازه بدید.

156
00:07:32,210 --> 00:07:33,431
‫خیلی خجالت‌آوره.

157
00:07:33,456 --> 00:07:34,575
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

158
00:07:34,600 --> 00:07:36,028
‫خواهش می‌کنم، اصلاً.

159
00:07:36,300 --> 00:07:40,236
‫قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود.

160
00:07:42,621 --> 00:07:43,640
...آه

161
00:07:43,665 --> 00:07:44,665
‫خب دیگه.

162
00:07:47,896 --> 00:07:48,896
‫اوه، آره.

163
00:07:49,523 --> 00:07:51,280
‫تو شرط‌بندی اسب‌دوانی یه کم شانس آوردم.

164
00:07:51,843 --> 00:07:53,994
‫شما، اَسکِت رو می‌شناسین؟

165
00:07:54,464 --> 00:07:55,642
‫بسیارخب، قربان.

166
00:07:56,890 --> 00:07:58,128
‫وضعیت پیست چطور بود؟

167
00:07:58,153 --> 00:07:59,233
‫اوه، خب.

168
00:08:00,256 --> 00:08:01,256
‫خوب و سفت.

169
00:08:02,651 --> 00:08:04,229
‫بعد از این، بریم، آره؟

170
00:08:05,781 --> 00:08:08,995
‫اوه، معمولاً
عاشق ‫این سه‌نقطه‌هام، ولی

171
00:08:09,020 --> 00:08:11,281
‫فکر کنم دیگه
باید امشبو ‫تموم کنیم، ویکتور.

172
00:08:11,306 --> 00:08:12,464
‫اوه، تراتی.

173
00:08:13,100 --> 00:08:14,703
‫دیگه باهات هیچ خوش نمی‌گذره.

174
00:08:15,343 --> 00:08:18,893
‫آدم باورش نمی‌شه چیزا بدون اون خاموشی‌های
‫زمان جنگ چقدر می‌تونن متفاوت به نظر برسن.

175
00:08:21,120 --> 00:08:23,370
‫به سلامتی سکته‌ی مغزی بعدی جو استالین.

176
00:08:24,200 --> 00:08:25,280
«تینکرتی تونک»

177
00:08:35,219 --> 00:08:36,219
‫ویکتور!

178
00:08:46,682 --> 00:08:57,682
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

179
00:08:57,706 --> 00:09:04,706
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

180
00:09:56,340 --> 00:09:57,985
‫این مارک آلمانه.

181
00:09:58,787 --> 00:09:59,787
‫بله.

182
00:10:00,260 --> 00:10:03,223
‫اینم چینی‌ه.

183
00:10:03,248 --> 00:10:04,248
‫اوه.

184
00:10:05,116 --> 00:10:07,875
‫و اینم یه دکمه‌ست.

185
00:10:09,789 --> 00:10:11,959
‫دکمه‌ی خیلی قشنگیه.

186
00:10:11,984 --> 00:10:14,848
‫نورا، تو از این قوطی شیلینگ برداشتی؟

187
00:10:14,873 --> 00:10:15,873
‫نه.

188
00:10:16,430 --> 00:10:20,869
‫یادم بنداز ببینم، قیمت یه رمان
‫جنایی جلد سبز پنگوئن چنده؟

189
00:10:22,731 --> 00:10:23,959
‫یه شیلینگ؟

190
00:10:25,423 --> 00:10:26,423
‫آها.

191
00:10:27,467 --> 00:10:28,768
‫این بهتر شد.

192
00:10:37,260 --> 00:10:38,260
‫آه.

193
00:10:38,285 --> 00:10:39,391
‫موفقیت‌آمیز بود.

194
00:11:03,995 --> 00:11:05,137
‫اوه، شمایین.

195
00:11:05,999 --> 00:11:07,758
آماده‌ای یه دعوای حسابی راه بندازی، خانم؟

196
00:11:07,783 --> 00:11:10,937
‫نه، گروهبان، اون فقط داشت،
اوم، ‫نگاه می‌کرد.

197
00:11:10,962 --> 00:11:13,128
‫نمی‌خوام فضول به نظر بیام،
ولی برای چی اینجایین؟

198
00:11:13,153 --> 00:11:15,073
‫یه یارو تو هتل والزینگهام کشته شده.

199
00:11:15,098 --> 00:11:16,240
‫مسموم شده.

200
00:11:16,617 --> 00:11:19,058
جنازه‌ش لای کلی اسکناس پوند
.کف "ریور بار" افتاده

201
00:11:19,083 --> 00:11:21,060
‫اوه، این دقیقاً خوراک ماست.

202
00:11:21,085 --> 00:11:22,465
‫زیاد هیجان‌زده نشو.

203
00:11:22,490 --> 00:11:23,785
‫کارآگاه دنبال بوک می‌گرده.

204
00:11:23,810 --> 00:11:25,610
.جی. بوک، جناب

205
00:11:26,053 --> 00:11:29,247
‫مثل اینکه پای یه خانواده‌ی سلطنتی
‫خارجی هم وسطه.

206
00:11:29,611 --> 00:11:33,966
‫می‌گه، اوم، چیزی در مورد
‫قوانین انتقام بالکان دارید؟

207
00:11:33,991 --> 00:11:37,826
‫به‌طور مشخص، قانون اسکوتاری.

208
00:11:38,470 --> 00:11:40,878
.چقدر مسخره و نامفهومه

209
00:11:40,903 --> 00:11:41,817
‫دارینش؟

210
00:11:41,842 --> 00:11:43,188
‫تقریباً با اطمینان می‌شه گفت آره.

211
00:11:43,736 --> 00:11:46,370
‫و، اوم، می‌گه 504.

212
00:11:46,395 --> 00:11:47,520
‫504.

213
00:11:47,545 --> 00:11:48,749
‫"اتاقی با یک چشم‌انداز"؟

214
00:11:48,774 --> 00:11:50,474
‫گمونم برای بعضی‌ها خوبه.

215
00:11:50,722 --> 00:11:52,295
‫خانم بوک همین الان اتاق گرفتن.

216
00:11:52,320 --> 00:11:53,285
‫چرا؟

217
00:11:53,310 --> 00:11:56,303
‫اوه، اوم، ایشون یکی از مظنونا هستن.

218
00:11:58,230 --> 00:12:00,080
،مشکلات خانوادگی پیدا شده

219
00:12:00,650 --> 00:12:01,650
نه قربان؟

220
00:12:29,425 --> 00:12:31,925
‫اوه، چه جیگریه.

221
00:12:31,950 --> 00:12:34,470
‫بله، شاید یکی از اون سرنخ‌ها باشه.

222
00:12:34,495 --> 00:12:35,920
‫ما از اینا خوشمون میاد.

223
00:12:36,255 --> 00:12:37,125
‫اشکالی نداره؟

224
00:12:37,150 --> 00:12:38,150
‫بله.

225
00:12:41,061 --> 00:12:44,455
‫واقعاً مردم وقتی تو بار هستن
‫می‌گن "سم شما چیه"؟

226
00:12:44,480 --> 00:12:45,625
‫نمی‌دونم.

227
00:12:45,650 --> 00:12:46,739
‫من زیاد بیرون نمی‌رم.

228
00:12:46,764 --> 00:12:48,410
‫منظورت چیه؟
.به والزینگهام نگاه کن

229
00:12:49,503 --> 00:12:50,603
‫اونم همینطور.

230
00:12:51,610 --> 00:12:52,565
‫اوه، آره.

231
00:12:52,590 --> 00:12:54,589
‫بیا، بیا ببریمش یه جای خصوصی‌تر.

232
00:13:09,040 --> 00:13:11,351
لطفاً ‫از ورودی اصلی نه، ‫کارآگاه.

233
00:13:11,376 --> 00:13:13,335
‫متاسفم که نمی‌تونیم
.با احتیاط بیشتری عمل کنیم

234
00:13:13,360 --> 00:13:15,207
می‌تونم راهروی خدمه رو پیشنهاد کنم؟

235
00:13:15,540 --> 00:13:16,540
‫اوه، بله.

236
00:13:16,565 --> 00:13:18,042
‫ممنون، آقای کایند.

237
00:13:18,067 --> 00:13:20,601
‫فکر نکنم فردا مشکلی برای
بازگشایی بار ‫وجود داشته باشه.

238
00:13:37,996 --> 00:13:38,996
.ممنون

239
00:13:49,156 --> 00:13:50,795
.عصربخیر، قربان
.عصربخیر

240
00:13:50,820 --> 00:13:51,970
شما رزرو دارین؟

241
00:13:51,995 --> 00:13:53,252
.نه. همسرم داره

242
00:13:54,615 --> 00:13:55,615
همسرتون؟

243
00:13:55,640 --> 00:13:57,395
‫خانم بوک، شما دیدینش؟

244
00:13:57,420 --> 00:13:58,906
‫نگرانم که شاید حالش خوب نباشه.

245
00:13:58,931 --> 00:14:00,219
.اوه، بوک

246
00:14:00,244 --> 00:14:02,040
‫اوه،
‏504، فردی؟

247
00:14:02,331 --> 00:14:03,545
‫آه، این یکی رو نگه می‌دارم.

248
00:14:03,570 --> 00:14:04,570
‫ممنون.

249
00:14:04,895 --> 00:14:05,895
چی شده، عزیزم؟

250
00:14:05,920 --> 00:14:07,155
‫این قضیه‌ی جنازه چیه؟

251
00:14:07,180 --> 00:14:08,953
‫چرا داشتن
قفسه‌هامو برای پیدا کردن کتابایی

252
00:14:08,978 --> 00:14:10,851
در مورد کینه‌های
خونی بالکان زیر و رو می‌کردن؟

253
00:14:10,876 --> 00:14:13,146
‫اوه، من به خودم افتخار نمی‌کنم.

254
00:14:13,991 --> 00:14:15,234
‫داشتم شامپاین می‌خوردم.

255
00:14:15,259 --> 00:14:17,883
یه روز تو مسابقات اسب‌دوانی
ریدل می" تو مسابقه‌ی ساعت 2:30"

256
00:14:18,591 --> 00:14:21,737
‫کوکتل، بازم کوکتل، و بعدش...

257
00:14:22,040 --> 00:14:24,943
‫تراتی، ما هر کدوم زندگی خودمونو داریم.

258
00:14:24,968 --> 00:14:26,129
‫قرارمون همیشه همین بود.

259
00:14:26,154 --> 00:14:28,336
‫خودآزاری هیچوقت کمکی نمی‌کنه.

260
00:14:28,361 --> 00:14:31,176
‫حداقل نه به اندازه‌ی وقتی که
یکی دیگه این کارو ‫باهات بکنه.

261
00:14:31,694 --> 00:14:32,694
‫اون کی بود؟

262
00:14:32,719 --> 00:14:33,673
.ویکتور

263
00:14:33,698 --> 00:14:34,698
‫اور.

264
00:14:35,200 --> 00:14:36,200
‫اور؟

265
00:14:36,225 --> 00:14:37,225
‫با دو تا "ر".

266
00:14:37,250 --> 00:14:41,127
‫ناخدا بود، ازدواج کرده بود.
وسط یه حمله‌ی هوایی ‫تو سال 41 دیدمش.

267
00:14:42,115 --> 00:14:44,940
...اون، اوم، بهم پیشنهاد بی‌شرمانه داد

268
00:14:45,380 --> 00:14:46,380
‫توی...
کجا؟

269
00:14:46,420 --> 00:14:48,290
‫لطفاً مجبورم نکن اون کلمه‌ی با "ف" رو بگم.

270
00:14:49,464 --> 00:14:50,475
‫فویلس.

271
00:14:50,500 --> 00:14:51,452
‫بله.

272
00:14:51,477 --> 00:14:52,615
‫بهت افتخار نمی‌کنم.

273
00:14:52,640 --> 00:14:55,127
‫فقط دلم یه خوش‌گذرونی می‌خواست.

274
00:14:55,160 --> 00:14:56,510
‫خب، این که اشکالی نداره.

275
00:14:56,535 --> 00:14:58,708
.آخرش معلوم شد یه آدم فوق‌العاده مزخرفیه

276
00:14:58,733 --> 00:14:59,678
الان کجاست؟

277
00:14:59,703 --> 00:15:00,703
‫تو سردخونه.

278
00:15:00,728 --> 00:15:01,728
‫اوه.

279
00:15:02,125 --> 00:15:03,995
.آخرین شبِ حال و حول

280
00:15:04,020 --> 00:15:05,632
‫ یه چیز دیگه هم هست.

281
00:15:05,657 --> 00:15:06,657
‫ببین.

282
00:15:06,936 --> 00:15:08,049
.ببین، خدا رو شکر که اینجایی

283
00:15:08,074 --> 00:15:08,915
‫آماده‌ای؟

284
00:15:08,940 --> 00:15:09,839
‫برای چی؟

285
00:15:09,864 --> 00:15:11,199
‫که با خانواده‌ی سلطنتی مصاحبه کنی.

286
00:15:11,224 --> 00:15:12,530
‫یه کم غیرعادی نیست؟

287
00:15:12,555 --> 00:15:13,775
.اهمیتی نمی‌دم

288
00:15:13,800 --> 00:15:14,925
‫اونا منو می‌ترسونن.

289
00:15:14,950 --> 00:15:16,298
‫ تنها اون تو نمی‌رم.

290
00:15:16,323 --> 00:15:17,983
‫مگه اثر انگشتشون رو نگرفتی؟

291
00:15:18,008 --> 00:15:19,512
‫دادم موریس اون کارو بکنه.

292
00:15:19,537 --> 00:15:21,631
‫شاید ترسو باشم،
.ولی دیگه احمق نیستم

293
00:15:21,656 --> 00:15:23,939
‫منبع اصلی‌مون دست منه.

294
00:15:23,964 --> 00:15:25,435
‫قانون اسکوتاری.

295
00:15:25,460 --> 00:15:26,460
‫اوه، نه.

296
00:15:26,485 --> 00:15:27,595
.‫گرون به نظر میاد.

297
00:15:27,620 --> 00:15:29,471
هزینه سوئیت‌مون رو می‌دی، کارآگاه؟

298
00:15:29,496 --> 00:15:33,007
‫اوه، کاپیتان مرحوم
حواسش به اون بوده، ‫خانم بوک.

299
00:15:33,032 --> 00:15:35,060
‫شما تو اتاق بغلی پرنسس‌ها هستین.

300
00:15:35,085 --> 00:15:36,235
‫اوه، چطور آدمایی‌ان؟

301
00:15:36,260 --> 00:15:40,404
‫اوه، یه جور پر زرق و برق،
و در عین حال ‫ناامید و بی‌وطن‌طورن.

302
00:15:40,429 --> 00:15:44,256
شاید وقتشه منم
.بیشتر گوش و حواسم بهشون باشه

303
00:15:44,633 --> 00:15:47,446
از لیوان کوچیکایی که
.کنار روشویی می‌ذارن استفاده می‌کنم

304
00:15:57,110 --> 00:15:59,577
‫خب، این کمکمون می‌کنه
بفهمیم کار کی بوده؟

305
00:15:59,921 --> 00:16:05,241
این یه کتاب قوانین عرفی برای جوامع
. دورافتاده کوهستانی بدون دادگستری یا قاضیه

306
00:16:05,266 --> 00:16:08,574
‫ریش‌سفیدای روستا به این متن
رجوع می‌کنن ‫و بعد بهت می‌گن چقدر باید

307
00:16:08,599 --> 00:16:13,139
‫برای عروسی دخترت پیشکش بدی،
یا با زنبورهایی ‫که فرار کردن و تو زمینِ

308
00:16:13,164 --> 00:16:15,420
‫ همسایه‌ات لونه ساختن
.چیکار کنی، از اینجور چیزا

309
00:16:15,445 --> 00:16:19,819
‫و اینکه اگه کسی پسرعموت رو کشت،
‫تو اجازه داری کی رو بکشی.

310
00:16:19,844 --> 00:16:20,844
.آها

311
00:16:24,820 --> 00:16:27,687
...آها
‫فکر کردی قراره به چه زبانی باشه؟

312
00:16:27,712 --> 00:16:31,343
‫خب، ما سه نفر تو ساختمون داریم که زبان
‫مادری‌شون همینه، ولی همه‌شون مظنونن.

313
00:16:31,368 --> 00:16:32,527
‫سومی کیه؟

314
00:16:32,552 --> 00:16:34,561
‫اوه، اون یه پیشخدمت بار خوش‌تیپـه.

315
00:16:34,586 --> 00:16:36,839
‫خب، زیاد نگران نباشین.

316
00:16:36,864 --> 00:16:40,775
‫اون دانشمند زیبای آلمانی
یه ترجمه ازش ‫به زبان آلمانی منتشر کرده.

317
00:16:40,800 --> 00:16:42,733
‫شما که قطعاً آلمانی بلدید.

318
00:16:42,758 --> 00:16:44,107
‫گاهی وقتا تو خواب حرف می‌زنه.

319
00:16:44,132 --> 00:16:45,582
‫خب این ترجمه کجاست؟

320
00:16:45,607 --> 00:16:47,226
‫نورا الان داره دنبالش می‌گرده.

321
00:16:47,554 --> 00:16:51,375
‫باید یه جایی تو بخش حقوق باشه،
‫یا علوم اجتماعی، یا آداب معاشرت،

322
00:16:51,400 --> 00:16:53,510
‫یا شایدم باهاش یه در رو باز نگه داشتن.

323
00:16:53,535 --> 00:16:54,895
‫گفتی یه چیز دیگه هم هست.

324
00:16:54,920 --> 00:17:00,167
بله، به عنوان یکی از رانده‌شده‌های
.پایتخت، یه شغل پردرآمد دادن

325
00:17:01,247 --> 00:17:02,247
‫اوه، بله.

326
00:17:03,368 --> 00:17:04,368
‫می‌دونم.

327
00:17:10,805 --> 00:17:12,032
‫ اونم از راه رسید.

328
00:17:14,410 --> 00:17:16,617
‫من روتختی رو آماده می‌کنم.

329
00:17:16,642 --> 00:17:19,070
‫گروهبان موریس به زودی میاد
تا ‫ازتون اظهارات بگیره.

330
00:17:19,095 --> 00:17:20,095
‫بله، البته.

331
00:17:20,120 --> 00:17:22,960
اوه، ‫خانم بوک،
ممنون می‌شم اگه ‫هتل رو ترک نکنین.

332
00:17:23,314 --> 00:17:25,000
‫اصلاً اشکالی نداره، کارآگاه.

333
00:17:25,025 --> 00:17:26,762
‫شما باید وظیفه‌تون رو انجام بدین.

334
00:17:34,933 --> 00:17:36,714
‫ برای دیدن علیاحضرت‌ها اومدیم.

335
00:17:44,419 --> 00:17:45,419
.بفرمایید

336
00:17:46,800 --> 00:17:48,657
‫اوه، سگ.

337
00:17:49,060 --> 00:17:50,127
‫کجاست؟

338
00:17:50,845 --> 00:17:51,845
...سبز

339
00:17:51,870 --> 00:17:53,303
‫ با لبه‌های طلاکاری شده.

340
00:17:53,541 --> 00:17:58,583
‫قطع سلطانی با جلد تیماج، با کلی
‫تک‌نگاری‌های آکادمیک که داخلش صحافی شده.

341
00:17:58,608 --> 00:18:01,648
‫طبق کاتالوگ،
.کمی هم لکه‌های قهوه‌ای داره

342
00:18:04,754 --> 00:18:05,862
.هیچ کمکی نمی‌کنی

343
00:18:18,850 --> 00:18:21,447
‫پیداش کردم. قانون اسکوتاری.

344
00:18:23,525 --> 00:18:25,360
‫بدون تو چیکار می‌کردم؟

345
00:18:55,799 --> 00:18:57,455
‫وقت ‫یه گپ کوچولوئه.

346
00:18:57,480 --> 00:18:58,520
‫خانم بوک.

347
00:19:12,143 --> 00:19:13,143
‫پوف.

348
00:19:15,220 --> 00:19:16,220
‫معذرت می‌خوام.

349
00:19:16,618 --> 00:19:18,520
،من بابتش عذرخواهی می‌کنم

350
00:19:19,922 --> 00:19:22,226
‫که اینقدر به فلاکت افتادیم.

351
00:19:22,851 --> 00:19:25,526
‫اون میز ضیافت بزرگ رو
که اینجا بود ‫یادت میاد، هوم؟

352
00:19:25,550 --> 00:19:27,895
‫صندلی‌هایی که از چوب
.درخت توس ساخته شده بودن

353
00:19:27,920 --> 00:19:30,955
‫به نقره‌ای بودنِ برف روی قله‌ها.

354
00:19:30,980 --> 00:19:33,607
.با رویه پارچه زربفت یا امثال اون

355
00:19:33,632 --> 00:19:36,885
‫اوه، تو موقعیت‌های
ناجورتر از اینم بودیم، ‫مگه نه، کارآگاه؟

356
00:19:36,910 --> 00:19:38,015
‫همینطوره، بوک.

357
00:19:38,040 --> 00:19:39,879
‫خب، کدومتون پلیسه؟

358
00:19:39,904 --> 00:19:42,320
‫شما ‫یا این آقای بوک؟

359
00:19:42,345 --> 00:19:43,952
‫ایشون برای من یادداشت برمی‌داره.

360
00:19:43,977 --> 00:19:46,675
..‫داره کمکم می‌کنه.
.با تندنویسی پیتمن

361
00:19:46,700 --> 00:19:47,850
‫خیلی به درد بخوره.

362
00:19:47,875 --> 00:19:49,431
‫قدبلند و موقرمز.

363
00:19:49,924 --> 00:19:52,303
‫مثل شقایق‌های سرزمین مادری‌مون.

364
00:19:53,761 --> 00:19:58,807
‫می‌دونم که این برای شما
خیلی سخته، ‫علیا... علیاحضرت‌ها.

365
00:19:58,832 --> 00:20:01,189
‫ولی اگه هر جزئیاتی یادتون میاد،

366
00:20:01,214 --> 00:20:03,013
...هرچقدر هم ‫کوچیک، ممکنه

367
00:20:03,038 --> 00:20:05,028
بهمون کمک کنه ‫بفهمیم
.کی کاپیتان اور رو کشته

368
00:20:05,053 --> 00:20:07,320
‫اون که آسونه، ‫من کشتمش.

369
00:20:07,958 --> 00:20:09,458
شما... چیکار کردین؟

370
00:20:10,755 --> 00:20:11,755
‫حقیقت داره.

371
00:20:11,780 --> 00:20:12,984
‫ لیوان‌ها رو عوض کردم.

372
00:20:13,009 --> 00:20:15,735
‫اون زهری رو نوشید
.که برای یکی از ما ریخته بودن

373
00:20:15,760 --> 00:20:20,025
‫من و خواهرم یه نقشه‌ی همیشگی داریم،
..‫برای اینکه حواس بقیه رو پرت کنیم.

374
00:20:20,050 --> 00:20:21,647
‫به سلامتی خاندان اسکوتاری.

375
00:20:22,421 --> 00:20:24,331
‫یا هر کمیسری که الان توش زندگی می‌کنه.

376
00:20:24,640 --> 00:20:25,995
‫خوب نگاه کن، تراتی.

377
00:20:26,020 --> 00:20:28,572
‫وقتی سرخ‌ها از تخت سلطنت
بیارنت پایین، ‫این بلا سرت میاد.

378
00:20:28,597 --> 00:20:29,592
‫اوه!

379
00:20:29,918 --> 00:20:31,255
‫اوه، عزیزم!

380
00:20:31,280 --> 00:20:32,511
‫خیلی خجالت‌آوره.

381
00:20:32,536 --> 00:20:33,623
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

382
00:20:33,648 --> 00:20:34,999
‫خواهش می‌کنم، اصلاً.

383
00:20:35,548 --> 00:20:38,976
‫قطره قطره جمع گردد
وانگهی دریا شود، ‫درسته؟

384
00:20:40,158 --> 00:20:42,887
‫این یه عادته، یه اقدام احتیاطی لازم.

385
00:20:43,314 --> 00:20:44,314
‫اینجوری.

386
00:20:46,185 --> 00:20:50,415
از وقتی ‫نیویورک رو ترک کردیم
.این سومین سوءقصد به جون ماست

387
00:20:50,440 --> 00:20:52,575
،یه مهماندار مرد روی کشتی برینگاریا بود

388
00:20:52,600 --> 00:20:54,655
‫"می‌تونم اتاقتون رو بگردم، خانم؟"

389
00:20:55,382 --> 00:20:56,382
‫خیلی تابلو بود.

390
00:20:56,407 --> 00:20:59,224
..‫و اون زنه‌ی سپاه نجات بیرون اپرا.

391
00:20:59,249 --> 00:21:01,346
‫که قوطی حلبی‌شو تکون می‌داد، ها.

392
00:21:01,371 --> 00:21:03,720
‫البته اون همه چیز رو انکار کرد.

393
00:21:03,745 --> 00:21:05,395
‫فکر می‌کنین کی
سعی می‌کنه شما رو بکشه؟

394
00:21:05,420 --> 00:21:06,855
‫کمونیست‌ها، البته.

395
00:21:06,880 --> 00:21:07,880
.‫اپرا

396
00:21:07,905 --> 00:21:11,195
‫اونا همین الانم
.کاخ‌ها و املاکتون رو گرفتن

397
00:21:11,220 --> 00:21:13,247
‫ویلای تابستونی‌مون، کنار دریای آدریاتیک.

398
00:21:13,580 --> 00:21:15,017
..‫یه دریاچه اونجا هست.

399
00:21:15,816 --> 00:21:17,960
‫وقتی آفتابِ در حال طلوع بهش می‌تابه.

400
00:21:18,420 --> 00:21:19,696
‫مثل سرخی گونه می‌مونه.

401
00:21:19,721 --> 00:21:22,928
‫تو بهار، کشورمون جمهوری خلق ‫اعلام شد.

402
00:21:22,953 --> 00:21:24,952
‫اونا می‌خوان... اصطلاحش چیه؟

403
00:21:25,672 --> 00:21:26,995
‫یه پایان باشکوه.

404
00:21:27,020 --> 00:21:28,020
!ها

405
00:21:28,906 --> 00:21:30,295
‫برای همین محافظ استخدام کردیم.

406
00:21:30,967 --> 00:21:32,512
‫ نظرتون راجع بهش چیه؟

407
00:21:32,537 --> 00:21:35,457
‫از اونجایی که نتونست
جلوی سوءقصد به جون ما ‫رو بگیره،

408
00:21:35,482 --> 00:21:38,417
‫باید بگم که اصلاً
.شایستگی‌شو نشون نداده

409
00:21:38,935 --> 00:21:42,535
‫مگه کمونیست‌ها
خواهر دیگه‌تون رو هم ‫ندارن؟

410
00:21:42,560 --> 00:21:43,741
‫راجع به اون حرف نمی‌زنیم.

411
00:21:43,766 --> 00:21:46,370
‫سلیه، بله، جوون‌ترین.
‫اون از عنوانش صرف‌نظر کرد.

412
00:21:46,395 --> 00:21:47,983
‫ما راجع به اون حرف نمی‌زنیم.

413
00:21:48,008 --> 00:21:49,169
‫تفاله‌ی سرخ.

414
00:21:49,194 --> 00:21:50,995
،‫اون به حق موروثی خودش خیانت کرد

415
00:21:51,020 --> 00:21:52,020
‫به کشورش.

416
00:21:52,045 --> 00:21:53,152
‫به خانواده‌اش.

417
00:21:56,025 --> 00:21:56,900
.بگیر

418
00:21:56,925 --> 00:21:57,925
‫ممنون.

419
00:21:59,730 --> 00:22:02,719
‫البته، اگه ثابت بشه
...که قضیه همینه، ‫اون وقت

420
00:22:02,743 --> 00:22:05,520
‫عوض کردن لیوان‌ها
توسط شما ‫بی‌عواقب نخواهد بود.

421
00:22:05,545 --> 00:22:07,333
‫ما به رسوا شدن عادت داریم.

422
00:22:07,358 --> 00:22:09,205
‫هر چی پیش بیاد رو قبول می‌کنیم.

423
00:22:09,230 --> 00:22:10,299
‫بسیارخب.

424
00:22:11,939 --> 00:22:14,097
‫خب، شما در اظهاراتتون،
‫چیزی گفتید در مورد اینکه

425
00:22:14,122 --> 00:22:16,817
‫این قتل
توی "قانون اسکوتاری" ‫نوشته شده.

426
00:22:17,638 --> 00:22:18,638
‫منظورتون چیه؟

427
00:22:18,663 --> 00:22:23,172
‫یعنی قتلی مثل این، از یه سری
اصول ‫عرفی خاص پیروی می‌کنه.

428
00:22:23,197 --> 00:22:26,850
‫یعنی اولین کاری که باید بکنید اینه که
‫اون پیشخدمت بار رو دستگیر کنید.

429
00:22:27,202 --> 00:22:28,675
‫اسماعیل گازیلی.

430
00:22:28,700 --> 00:22:30,375
‫گوزیلی.
گو-گو-‫گوزیلی.

431
00:22:30,400 --> 00:22:32,055
‫گوزیلی.
گو-گو-‫گوزیلی.

432
00:22:32,080 --> 00:22:32,880
‫چرا؟

433
00:22:32,905 --> 00:22:34,039
‫اون اهل کوهستانه.

434
00:22:34,064 --> 00:22:35,977
‫اینجور آدما قوانین انتقام رو بلدن.

435
00:22:36,002 --> 00:22:37,315
‫باهاش وسواس دارن.

436
00:22:37,340 --> 00:22:38,639
‫باید دستگیرش کنین.

437
00:22:38,664 --> 00:22:41,471
‫و باید هر کس دیگه‌ای
از کارکنان رو هم ‫بیارید.

438
00:22:41,769 --> 00:22:44,360
...‫هر کس دیگه‌ای که
اهل کوهستان باشه؟

439
00:22:44,385 --> 00:22:45,385
‫بله.

440
00:22:48,675 --> 00:22:49,794
‫خب، خیلی ممنونم.

441
00:22:50,585 --> 00:22:51,935
‫واقعاً کمک بزرگی بود.

442
00:22:51,960 --> 00:22:53,525
‫پس کاری که گفتیم رو می‌کنین.

443
00:22:53,550 --> 00:22:54,744
‫نه، نمی‌کنم.

444
00:22:54,769 --> 00:22:55,945
چی، ‫چرا؟

445
00:22:55,970 --> 00:22:58,016
‫چون پرنسس، من رعیت شما نیستم.

446
00:22:58,392 --> 00:23:01,392
‫تو این کشور، هر آدمی بی‌گناهه
‫مگه اینکه جرمش ثابت بشه.

447
00:23:02,017 --> 00:23:03,697
‫فارغ از اینکه تو چه ارتفاعی به دنیا اومده.

448
00:23:11,420 --> 00:23:14,221
‫بعضی وقتا باعث می‌شی
افتخار کنم که ‫از کف خیابون اومدم.

449
00:23:17,472 --> 00:23:19,624
هیچوقت واقعاً خودمو
.یه جمهوری‌خواه نمی‌دونستم

450
00:23:20,196 --> 00:23:22,481
‫خب، این جنگ بود که
.همه‌مون رو عوض کرد

451
00:23:22,867 --> 00:23:25,113
‫ هیچوقت واقعاً
.خودمو یه یهودی نمی‌دونستم

452
00:23:25,942 --> 00:23:27,942
هیچوقت اینجا تو دوران
حملات بلیتس اومده بودی؟

453
00:23:29,372 --> 00:23:32,695
‫اگه حمله‌ای می‌شد،
مجبور بودن راهت بدن، ‫حتی بدون کراوات.

454
00:23:33,154 --> 00:23:35,200
‫معمولاً می‌اومدیم پایین تو بار طبقه‌ی زیر.

455
00:23:35,890 --> 00:23:37,848
‫به "سرداب میوه" معروف بود.

456
00:23:39,011 --> 00:23:40,809
‫عجب معجونی از آدمای مختلف بود.

457
00:24:12,283 --> 00:24:13,486
‫تو هیچ کاری نکردی.

458
00:24:13,511 --> 00:24:15,295
،تو مثلاً دوست پسر منی

459
00:24:15,320 --> 00:24:16,552
‫و هیچ کاری نکردی.

460
00:24:16,577 --> 00:24:18,120
ادی، ‫انتظار داری چیکار کنم؟

461
00:24:18,846 --> 00:24:19,846
‫هیچی.

462
00:24:23,252 --> 00:24:24,640
‫همون یاروی امروز صبحیه؟

463
00:24:24,974 --> 00:24:25,974
‫آره.

464
00:24:26,270 --> 00:24:29,264
‫با یه ربدوشامبر ابریشمی اومد سراغم،
‫در حالی که همه‌چیش سیخ شده بود.

465
00:24:30,790 --> 00:24:32,405
‫اسمش کاپیتان ویکتور اوره.

466
00:24:32,430 --> 00:24:33,680
‫دیگه نیست.

467
00:24:34,360 --> 00:24:36,048
‫همین الانشم بهم اخطار دادن.

468
00:24:36,073 --> 00:24:37,155
‫چی؟

469
00:24:37,180 --> 00:24:39,736
،آره، ظاهراً داد و بیداد سر مشتریای هیز

470
00:24:39,761 --> 00:24:41,391
.رسم هتل والزینگهام نیست

471
00:24:43,194 --> 00:24:44,605
‫با آقای کایند حرف می‌زنم.

472
00:24:44,630 --> 00:24:46,721
‫خود آقای کایند بود که بهم اخطار داد.

473
00:24:46,746 --> 00:24:48,919
‫یه اخطار دیگه بگیرم،
.با اردنگی میندازنم بیرون

474
00:24:49,575 --> 00:24:50,875
.از این خراب‌شده متنفرم

475
00:24:51,180 --> 00:24:52,180
‫می‌دونی...

476
00:24:53,120 --> 00:24:54,647
‫داشتم اینجا خوب پیش می‌رفتم.

477
00:24:55,559 --> 00:24:56,936
‫حداقل اینطور فکر می‌کردم.

478
00:24:58,316 --> 00:24:59,765
‫آخه چه فایده‌ای داره؟

479
00:25:00,408 --> 00:25:01,376
...ادی

480
00:25:01,820 --> 00:25:02,968
‫متاسفم.

481
00:25:03,313 --> 00:25:05,746
‫می‌دونی، بابام در موردت
راست می‌گفت، ‫اسماعیل.

482
00:25:06,518 --> 00:25:07,878
‫ باید به حرفش گوش می‌کردم.

483
00:25:08,453 --> 00:25:09,535
‫تنهام بذار.

484
00:25:09,963 --> 00:25:10,963
چی؟

485
00:25:14,923 --> 00:25:16,016
.لعنت بهش

486
00:25:36,766 --> 00:25:37,790
.اینو ببین

487
00:25:38,450 --> 00:25:39,641
‫مواظب باش، افسر.

488
00:25:39,666 --> 00:25:42,205
‫دوستم، بوریس، مجله‌های جازش رو
از مدیر رستوران قرض می‌گیره

489
00:25:42,230 --> 00:25:43,714
‫نمی‌تونی منو شوکه کنی، آقا.

490
00:25:43,739 --> 00:25:45,325
،‫من تئاتر "ویندمیل" رفتم و دیدم

491
00:25:45,350 --> 00:25:47,256
‫اون جنتلمن‌هایی رو که
‫روزنامه رو پاشون بود.

492
00:25:48,320 --> 00:25:49,874
‫و چندتاشونم کلانتری بردم.

493
00:25:52,000 --> 00:25:59,000
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

494
00:26:02,811 --> 00:26:04,473
‫از این مجله‌های جاز خوشت میاد، آقا؟

495
00:26:04,500 --> 00:26:06,235
اوه، نه. اون جماعت حالمو بهم زدن

496
00:26:06,260 --> 00:26:07,676
‫اوه، از خانواده‌ی سلطنتی‌تون متنفرید، ‫نه؟

497
00:26:07,700 --> 00:26:08,855
‫خانواده‌ی سلطنتی من نیستن.

498
00:26:08,880 --> 00:26:11,034
‫ از سال 1940
خانواده‌ی سلطنتی ‫هیچکس نبودن.

499
00:26:11,059 --> 00:26:12,919
‫از وقتی ما رو
.با اون آدم پخمه تنها گذاشتن

500
00:26:12,944 --> 00:26:14,544
هی، مارکو. اسمش چی بود؟

501
00:26:15,080 --> 00:26:16,250
.موسولینی، رفیق

502
00:26:16,920 --> 00:26:18,159
.می‌دونستم می‌دونی، رفیق

503
00:26:18,920 --> 00:26:20,086
‫بسیار خب، آقا.

504
00:26:20,812 --> 00:26:22,299
‫اینو به عنوان مدرک ضبط می‌کنم.

505
00:26:22,324 --> 00:26:23,847
‫از این کارا لذت می‌بری، نه؟

506
00:26:24,861 --> 00:26:26,021
‫فقط کارمه، آقا.

507
00:26:26,711 --> 00:26:28,283
‫خشمت رو کنترل کن، ها؟

508
00:26:30,298 --> 00:26:33,320
گمونم معمولاً همه‌ی این خشونت رو
.سر تیکه‌های یخ خالی می‌کنی

509
00:26:56,852 --> 00:26:58,320
‫کتاب برای آقای بوک؟

510
00:26:58,345 --> 00:26:59,345
کی؟

511
00:26:59,860 --> 00:27:02,106
‫این قانون  اسکوتاریـه.

512
00:27:03,454 --> 00:27:04,645
‫مال آلبانیـه.

513
00:27:12,930 --> 00:27:14,481
‫خانم بوک دیگه مظنون نیست.

514
00:27:15,000 --> 00:27:16,558
‫نمی‌تونین مطمئن باشین، قربان.

515
00:27:16,583 --> 00:27:19,263
‫ اظهاراتش رو خوندم و قانع شدم
‫که ربطی به اون نداره.

516
00:27:19,288 --> 00:27:21,033
‫ولی، قربان...
‫من قانع شدم، موریس.

517
00:27:22,621 --> 00:27:23,621
حله؟

518
00:27:28,745 --> 00:27:29,745
...پس

519
00:27:30,261 --> 00:27:31,657
‫فکر می‌کنین ‫کار یکی از ماها بوده؟

520
00:27:31,682 --> 00:27:33,399
‫من هنوز به هیچی فکر نمی‌کنم.

521
00:27:34,625 --> 00:27:36,000
‫سینیور باربارینی؟

522
00:27:37,152 --> 00:27:39,009
‫خب، من دایره‌ی مظنونا رو
.به دو نفر محدود کردم

523
00:27:39,034 --> 00:27:40,834
‫یه عضو سلطنتی از خاندان اسکوتاری.

524
00:27:41,113 --> 00:27:42,475
نافیـا" یا "روحیـا"؟"

525
00:27:42,500 --> 00:27:43,406
...درسته، خب

526
00:27:43,440 --> 00:27:44,440
‫روش؟

527
00:27:44,802 --> 00:27:45,802
.سم

528
00:27:45,827 --> 00:27:48,221
‫یه چیزی ریختن تو لیوان کوکتلش
‫بعد از اینکه

529
00:27:48,774 --> 00:27:50,556
.به ادی راتل پیشنهاد بی‌شرمانه داده

530
00:27:50,580 --> 00:27:51,994
‫همون خدمتکار اتاق، بله.

531
00:27:52,019 --> 00:27:54,415
‫خب، وقتی کاپیتان اور
نفسای آخرشو ‫می‌کشید اون کجا بود؟

532
00:27:54,440 --> 00:27:55,440
‫اون موقع دیگه رفته بود.

533
00:27:55,465 --> 00:27:56,465
‫انگیزه؟

534
00:27:56,490 --> 00:27:59,814
‫دلیلی به ذهنت می‌رسه که چرا کسی
باید ‫بخواد کاپیتان ویکتور اور رو بکشه؟

535
00:28:00,346 --> 00:28:01,346
‫شوخیت گرفته؟

536
00:28:01,371 --> 00:28:03,331
‫کاپیتان همیشه با زنای مختلف اینجا بود.

537
00:28:03,608 --> 00:28:04,866
‫معمولاً هم تو همین اتاق.

538
00:28:05,288 --> 00:28:06,288
‫504.

539
00:28:07,227 --> 00:28:08,021
‫واقعاً؟

540
00:28:08,046 --> 00:28:08,655
‫اوهوم.

541
00:28:08,680 --> 00:28:09,823
‫با چشم‌انداز شهر.

542
00:28:09,848 --> 00:28:11,361
.فنرهای بی‌صدا

543
00:28:11,780 --> 00:28:13,704
‫سوئیت دوشس برای مشتریای خاص.

544
00:28:13,729 --> 00:28:15,794
‫ اون کاپیتان سال‌هاست که میاد اینجا.

545
00:28:16,100 --> 00:28:17,308
‫معمولاً هفته‌ای یه بار.

546
00:28:17,333 --> 00:28:18,537
‫بدون هیچ شکایتی.

547
00:28:18,562 --> 00:28:19,891
‫خیلی خوب خبر داری.

548
00:28:19,916 --> 00:28:21,675
‫تو والزینگهام
.هیچ رازی پنهون نمی‌مونه، قربان

549
00:28:21,700 --> 00:28:23,173
.همۀ کثافت‌کاریا رو می‌بینیم

550
00:28:23,881 --> 00:28:25,159
‫چون مجبوریم تمیزش کنیم.

551
00:28:25,804 --> 00:28:30,946
بعضی‌ها ممکنه بگن، ‫آقای گا-گاز-گازیلی،
وظیفه‌ی یه هتل ‫بزرگه که مطمئن بشه

552
00:28:30,971 --> 00:28:32,929
‫زندگی خصوصی مهمون،
.خصوصی باقی می‌مونه

553
00:28:32,954 --> 00:28:34,783
‫بعضی‌ها هم ممکنه بگن، کارآگاه،

554
00:28:34,808 --> 00:28:38,391
‫تو یه هتل بزرگ، مردم معمولاً
مثل مور و ملخ ‫ریختن سر هم.

555
00:28:38,846 --> 00:28:40,645
‫پس یه جنایت عشقی بوده؟

556
00:28:40,670 --> 00:28:41,670
‫نه.

557
00:28:42,359 --> 00:28:45,253
‫به گمونم اون کاپیتان تو دوران جنگ
‫توی کار اطلاعات بوده.

558
00:28:45,922 --> 00:28:47,007
‫از کجا می‌دونی؟

559
00:28:47,032 --> 00:28:48,345
‫ما با هم صمیمی بودیم.

560
00:28:48,642 --> 00:28:52,792
‫صمیمی بودین،
.ولی... هیچی بهتون نگفته

561
00:28:53,679 --> 00:28:57,249
‫موقع سفارش نوشیدنی، همیشه
همونی رو می‌گیرن ‫که طرف مقابلشون گرفته.

562
00:28:58,092 --> 00:29:01,487
‫خب، چرا پرنسس‌ها باید بخوان یه
‫جاسوس بریتانیایی رو بکشن؟

563
00:29:01,512 --> 00:29:05,040
‫چون اطلاعات بریتانیا، اسکوتاری رو
تحویل ‫پارتیزان‌های کمونیست داد.

564
00:29:06,178 --> 00:29:08,199
‫و کاپیتان هم پرنسس‌ها رو شناخته بود.

565
00:29:12,960 --> 00:29:13,998
‫اونا کی‌ان؟

566
00:29:14,844 --> 00:29:16,008
‫باید بشناسمشون؟

567
00:29:17,646 --> 00:29:18,646
‫اهل بالکان.

568
00:29:18,996 --> 00:29:19,980
.مثل خودت

569
00:29:20,196 --> 00:29:21,196
‫اوه.

570
00:29:22,160 --> 00:29:24,872
.نافیـا و روحیـا

571
00:29:26,190 --> 00:29:30,625
پرنسس‌های خاندان سلطنتی اسکوتاری
،که توسط ‫کمونیست‌ها خلع شدن

572
00:29:30,650 --> 00:29:35,066
و الان مثل آشغالای ‫روی آب
.تو دنیا سرگردونن

573
00:29:35,536 --> 00:29:37,067
‫آشغالای پر زرق و برق؟

574
00:29:37,839 --> 00:29:39,079
‫یه رسوایی به پا شد.

575
00:29:39,104 --> 00:29:40,446
‫یهویی غیبشون زد و

576
00:29:40,901 --> 00:29:44,794
مقداری شمش طلا ‫از بانک‫ملی
یه جورایی سر از ‫جعبه‌ی کلاه‌هاشون درآورد.

577
00:29:46,188 --> 00:29:47,386
‫یه همچین چیزایی.

578
00:29:49,610 --> 00:29:50,610
‫و...؟

579
00:29:51,760 --> 00:29:55,872
‫دارن به سمت ما میان،
یا دقیق‌تر بگم، ‫به سمت تو.

580
00:29:56,300 --> 00:29:59,500
‫اوه، می‌فهمم. دنبال یه دوره
‫فرهنگ لغت هم می‌گردن، نه؟

581
00:29:59,850 --> 00:30:02,767
‫تو هتل والزینگهام اقامت دارن،
‫همین نزدیکای تو.

582
00:30:03,241 --> 00:30:04,327
و...؟

583
00:30:04,743 --> 00:30:06,862
...و نامه‌هایی هم بوده

584
00:30:08,650 --> 00:30:10,901
تهدیدآمیز، ‫از نوع ناجورش.

585
00:30:11,697 --> 00:30:13,473
‫پس باید با اداره‌ی پست صحبت کنی.

586
00:30:14,670 --> 00:30:18,168
‫بی‌نهایت سپاسگزار می‌شیم اگه...

587
00:30:19,428 --> 00:30:20,665
‫حواست بهشون باشه.

588
00:30:23,207 --> 00:30:24,258
‫بهت که گفتم.

589
00:30:25,962 --> 00:30:27,237
‫می‌دونی، من فقط یه کتاب‌فروشم.

590
00:30:27,262 --> 00:30:28,356
‫ منم بهت گفتم.

591
00:30:30,772 --> 00:30:32,438
...‫یادت بندازم که

592
00:30:33,516 --> 00:30:35,455
ما کمک کردیم ‫جک جوان رو پیدا کنی.

593
00:30:37,275 --> 00:30:38,800
‫کار آسونی نبود.

594
00:30:52,084 --> 00:30:54,423
«تو خواهی مُرد»

595
00:30:58,710 --> 00:31:00,665
‫اوه، تویی.

596
00:31:01,650 --> 00:31:02,650
‫منم.

597
00:31:03,180 --> 00:31:06,011
‫وقتشه که، می‌دونی...
‫اوه، حرفشم نزن.

598
00:31:10,978 --> 00:31:12,584
‫پس از این اتفاقا زیاد میفته، آره؟

599
00:31:14,950 --> 00:31:16,530
‫جزئی از کاره، مگه نه؟

600
00:31:17,071 --> 00:31:18,754
.‫الان در خدمتم، قربان

601
00:31:21,790 --> 00:31:23,560
.این‌که دلیل نمی‌شد بکشمش

602
00:31:24,090 --> 00:31:25,325
‫یکی این کارو کرده.

603
00:31:25,350 --> 00:31:26,350
‫آره.

604
00:31:27,387 --> 00:31:28,404
...خب

605
00:31:29,364 --> 00:31:30,724
‫ تو طرف کی هستی؟

606
00:31:31,625 --> 00:31:32,625
‫ببخشید؟

607
00:31:32,892 --> 00:31:34,066
‫طرف کی هستی؟

608
00:31:35,312 --> 00:31:36,923
‫واو، چه گزینه‌هایی هست؟

609
00:31:36,948 --> 00:31:42,861
‫خب، یکی مدیریت این هتله
که با کارمنداش ‫مثل آشغال رفتار می‌کنه و

610
00:31:42,886 --> 00:31:46,195
‫به یه دختر فقط به خاطر اینکه از حق خودش
‫دفاع کرده، حسابی بهش پرخاش می‌کنن.

611
00:31:47,054 --> 00:31:48,054
.درسته

612
00:31:48,747 --> 00:31:49,865
‫و یکی هم کارگرا.

613
00:31:49,890 --> 00:31:52,287
‫باشه، خب، پس من طرف کارگرام.

614
00:31:52,312 --> 00:31:54,840
‫خوشحالم که اعلام همبستگی‌تو
‫می‌شنوم، برادر.

615
00:31:54,865 --> 00:31:57,800
،ولی این عمله که مهمه، نه حرف

616
00:31:57,825 --> 00:31:58,959
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

617
00:32:00,230 --> 00:32:01,230
‫درسته.

618
00:32:01,255 --> 00:32:04,067
‫خب چرا نمی‌ری
اون پایین پیش ایستگاه تاکسی

619
00:32:04,450 --> 00:32:06,210
‫یه فنجون باوریل داغ برام بیاری؟

620
00:32:07,968 --> 00:32:09,058
‫نمی‌تونم.

621
00:32:09,700 --> 00:32:12,634
‫شاید بعداً، الان باید برگردم.

622
00:32:13,254 --> 00:32:15,311
‫پیش اون علیاحضرت‌های لعنتی؟

623
00:32:15,720 --> 00:32:16,720
.متاسفانه آره

624
00:32:18,423 --> 00:32:22,248
‫چه حسی داره
برای اون انگل‌ها کار می‌کنی؟

625
00:32:24,063 --> 00:32:25,274
‫واقعاً انگل هستن؟

626
00:32:26,482 --> 00:32:27,896
‫خب، تو چی صداشون می‌کنی؟

627
00:32:30,170 --> 00:32:31,170
،غمگین

628
00:32:32,107 --> 00:32:33,107
به ‫گمونم.

629
00:32:33,623 --> 00:32:35,788
‫آره، یه کم افسرده،

630
00:32:36,910 --> 00:32:37,910
...خب

631
00:32:38,812 --> 00:32:40,230
‫اگه نظر منو بخوای،

632
00:32:41,163 --> 00:32:42,525
.همه‌شونو به خط می‌کردم

633
00:32:43,270 --> 00:32:44,719
‫و تیربارون‌شون می‌کردم.

634
00:33:16,650 --> 00:33:19,453
‫حالا می‌تونم یه سلامِ
درست و حسابی بهت بکنم، ‫ادمون کایند.

635
00:33:20,332 --> 00:33:21,332
‫عصربخیر.

636
00:33:21,740 --> 00:33:24,260
،همیشه می‌گفتم بیشتر از کایندی
.مهربون‌تر از اسمت

637
00:33:24,285 --> 00:33:25,760
‫خب، این از لطف شماست.

638
00:33:26,922 --> 00:33:29,341
‫می‌دونی، اون بار پایینی رو بستن.

639
00:33:29,366 --> 00:33:30,454
‫سرداب میوه.

640
00:33:30,479 --> 00:33:31,595
‫نه.

641
00:33:31,620 --> 00:33:32,595
‫چه حیف.

642
00:33:32,620 --> 00:33:34,017
‫آره، برای دکوراسیون مجدد.

643
00:33:34,340 --> 00:33:36,896
‫ولی اینکه کارش
واقعاً کی شروع بشه ‫رو نمی‌دونم.

644
00:33:36,921 --> 00:33:39,635
‫انگار مدیریت ترجیح می‌ده اینجا
‫همینجوری دست‌نخورده بمونه.

645
00:33:39,660 --> 00:33:42,144
‫خب همه چیز هنوز سر جاشه،
‫نقاشی دیواری و اینا؟

646
00:33:42,180 --> 00:33:43,180
‫نمی‌دونم.

647
00:33:43,607 --> 00:33:45,927
‫خب، اگه بخوای
.می‌تونیم یه نگاهی بندازیم

648
00:33:47,589 --> 00:33:50,208
‫اوه، واقعاً باید برگردم بالا.

649
00:33:50,713 --> 00:33:51,713
‫البته.

650
00:33:54,239 --> 00:33:55,337
...به ‫گمونم

651
00:33:56,675 --> 00:33:58,655
.یه سرک کوچولو که ضرر نداره

652
00:34:05,438 --> 00:34:07,502
...خب، سؤال اینه که

653
00:34:08,620 --> 00:34:10,019
.چراغا‫ کار می‌کنن یا نه

654
00:34:10,044 --> 00:34:11,480
‫یادم نمیاد اصلاً چراغی بوده باشه.

655
00:34:11,505 --> 00:34:12,839
‫هیچوقت روشن‌شون نمی‌کردین.

656
00:34:12,864 --> 00:34:14,376
‫فکر کنم به خاطر قطع برق بود.

657
00:34:14,400 --> 00:34:16,145
‫نمی‌دونم، نورش خیلی بد بود.

658
00:34:17,610 --> 00:34:18,751
‫آره، راست می‌گی.

659
00:34:19,239 --> 00:34:20,239
بیا خاموششون کنیم

660
00:34:20,900 --> 00:34:22,130
.فقط یه ذره نور بمونه

661
00:34:26,700 --> 00:34:28,448
..‫اگه این دیوارا زبون داشتن.

662
00:34:42,150 --> 00:34:44,725
‫ کیم استرنگ مُرده، شنیدی؟

663
00:34:44,750 --> 00:34:46,012
‫کیم استرنگ؟

664
00:34:47,082 --> 00:34:50,663
قدیما لوازم آرایش "مکس‌فکتورش" رو
.توی جعبه‌ی ماسک گاز قایم می‌کرد

665
00:34:50,688 --> 00:34:54,965
‫خب، مصر بوده، مگه نه؟
باید اون رنگ ‫برنزه‌شو حفظ می‌کرده.

666
00:34:55,880 --> 00:34:56,996
‫چه اتفاقی براش افتاد؟

667
00:34:57,021 --> 00:34:58,805
‫تو ساحل شورهام رفته تو دریا و غرق شده.

668
00:34:58,830 --> 00:35:00,193
‫متاسفم که اینو می‌گم.

669
00:35:00,472 --> 00:35:02,012
‫یکی نامه‌هاشو پیدا کرده بود.

670
00:35:02,803 --> 00:35:04,047
‫واقعاً وحشتناکه.

671
00:35:04,970 --> 00:35:05,970
‫وحشتناک.

672
00:35:07,097 --> 00:35:09,041
معلومه که خیلی وقته ازدواج‌کردی

673
00:35:09,410 --> 00:35:11,023
‫ متأهل تا دلت بخواد.
.تبریک میگم

674
00:35:11,048 --> 00:35:12,048
‫ممنونم.

675
00:35:12,405 --> 00:35:14,845
‫و ممنون بابت کمکت تو اون ‫قضیه‌ی دیگه.

676
00:35:14,870 --> 00:35:15,745
‫خواهش می‌کنم.

677
00:35:15,770 --> 00:35:16,912
‫جک چی می‌دونه؟

678
00:35:17,974 --> 00:35:21,855
‫اینکه من و همسرم یه قرار و مداری
با هم داریم ‫و پدر مرحومش رو می‌شناختم.

679
00:35:21,880 --> 00:35:22,945
‫نه بیشتر.

680
00:35:22,970 --> 00:35:24,769
‫هضم همینم
.براش به اندازه‌ی کافی سخت بود

681
00:35:24,794 --> 00:35:26,287
‫همون شب گذاشت و از پیش‌مون رفت.

682
00:35:26,312 --> 00:35:28,096
‫اوهوم، اومده این‌جا،

683
00:35:28,120 --> 00:35:30,280
.جایی که به‌ لطف تو کار داره و درآمدش خوبه
.ممنون

684
00:35:30,900 --> 00:35:36,320
‫و می‌تونه حواسش به بقیه‌ی آدمایی که دور و بر
‫اون سلطنتی‌های اسکوتاری می‌پلکن هم باشه.

685
00:35:36,345 --> 00:35:38,657
‫چرا باید حواست به اونا باشه؟

686
00:35:38,682 --> 00:35:40,906
‫این امکان وجود داره که
قربانی‌های ‫اصلی اونا بوده باشن.

687
00:35:40,930 --> 00:35:42,010
‫نه کاپیتان.

688
00:35:42,035 --> 00:35:43,600
‫این یه فرضیه‌ی کاریه.

689
00:35:44,150 --> 00:35:46,024
‫الان با پلیس کار می‌کنی، گابریل؟

690
00:35:46,680 --> 00:35:48,592
‫تو همیشه آدم مرموزی بودی.

691
00:35:49,192 --> 00:35:51,368
‫بخش قابل توجهی از جذابیت‌مو تشکیل می‌ده.

692
00:35:51,393 --> 00:35:53,017
‫خدای من، خطرناک نیست؟

693
00:35:53,042 --> 00:35:54,991
‫منظورم اینه که، یه قدم اشتباه...

694
00:35:55,016 --> 00:35:57,165
‫کاملاً از این موضوع آگاهم، ‫ادمون.

695
00:35:58,138 --> 00:36:01,614
‫هرچند یه نامه‌ی
مخصوص از خود ‫چرچیل دارم.

696
00:36:02,624 --> 00:36:05,858
‫با این حال، احتمالاً نباید توی
یه ‫بار زیرزمینی کم‌نور پیدات بشه...

697
00:36:05,883 --> 00:36:08,754
‫با یه دوست قدیمی فوق‌العاده خوش‌تیپ.

698
00:36:08,779 --> 00:36:09,779
‫نه، شاید نه.

699
00:36:12,330 --> 00:36:13,521
‫مشکل تو شبکه‌ی برقه؟

700
00:36:13,843 --> 00:36:16,047
‫هتل والزینگهام به شبکه برق وصل نیست.

701
00:36:16,072 --> 00:36:18,729
‫ژنراتورهای برق نفتی خودشو داره.

702
00:36:18,754 --> 00:36:21,850
‫دارن بشکه‌ای می‌ریزن توش.
‫همه چیز بهش بستگی داره، حتی لوله‌کشی.

703
00:36:21,875 --> 00:36:24,846
‫و یه هتل بزرگ بدون برق و
‫آب گرم لوله‌کشی چی ازش می‌مونه؟

704
00:36:26,272 --> 00:36:28,878
‫خب، گمونم فقط
‫یه ساختمون بزرگ می‌مونه پر از

705
00:36:28,903 --> 00:36:31,184
‫آدمایی که یه کم
‫سردشونه و یه کم گشنه.

706
00:36:31,890 --> 00:36:33,241
‫و خیلی خیلی پولدار.

707
00:36:35,748 --> 00:36:36,988
‫من باید برگردم.

708
00:36:40,530 --> 00:36:41,530
‫منم همینطور.

709
00:37:08,261 --> 00:37:11,359
‫در مورد زهر
خبر غافلگیرکننده‌ای نیست، ‫کارآگاه.

710
00:37:11,384 --> 00:37:14,439
‫لیوان مرگبار حاوی همون
اسیدکلریدیک‫ قدیمی و حوصله‌سربر بود.

711
00:37:14,464 --> 00:37:16,574
اوه، نمی‌شه که
.همه‌مون هنرمند چیره‌دست باشیم

712
00:37:17,197 --> 00:37:18,383
.چیره دست و نابغه

713
00:37:19,184 --> 00:37:21,832
‫اثر انگشت، برای دستگیری کافیه.

714
00:37:22,439 --> 00:37:24,248
‫شاید برای اعدام هم کافی باشه.

715
00:37:33,408 --> 00:37:34,505
‫باشه، ممنون.

716
00:37:34,530 --> 00:37:35,530
‫خداحافظ.

717
00:37:36,384 --> 00:37:37,563
‫ادی رانتل کجاست؟

718
00:37:38,216 --> 00:37:40,286
‫اوه، اوم، چک می‌کنم.

719
00:37:42,581 --> 00:37:43,685
.بسیار خب
.قربان

720
00:37:55,683 --> 00:37:59,016
‫اون گروهبان معظم تونست تمام اطلاعات
‫لازم رو ازت بگیره، عزیزم؟

721
00:37:59,041 --> 00:38:02,275
‫خب، من با جزئیات خسته‌کننده
‫همه چیز رو براش توضیح دادم.

722
00:38:02,575 --> 00:38:03,875
تو به کجا رسیدی؟

723
00:38:03,900 --> 00:38:05,216
.داشتم با کارکنان حرف می‌زدم

724
00:38:05,241 --> 00:38:06,624
‫اوه، بله، خیلی لطف کردی.

725
00:38:07,277 --> 00:38:09,303
همونایی که امشب
.کوکتل‌های شما رو سرو کردن

726
00:38:09,328 --> 00:38:11,286
‫خب، راستش فقط اون جوون‌تره بود.

727
00:38:11,311 --> 00:38:12,368
‫گازیلی.

728
00:38:12,400 --> 00:38:13,731
‫اگه تو می‌گی.

729
00:38:13,756 --> 00:38:17,952
‫ظاهراً، اون یه دور کامل نوشیدنی رو
ریخت ‫تو سینک، یخ و میوه و همه چیز.

730
00:38:18,655 --> 00:38:20,576
‫ممکنه دور دوم رو دستکاری کرده باشه؟

731
00:38:20,600 --> 00:38:23,680
‫بله، هیچکس حواسش نبود
.به خاطر اون هیاهو

732
00:38:24,340 --> 00:38:25,340
هیاهو؟

733
00:38:25,905 --> 00:38:27,759
‫بله، یکی از پرنسس‌ها
‫کیف دستی‌شو انداخت

734
00:38:27,784 --> 00:38:30,235
‫که باعث شد
کلی پول خرد ‫کف زمین بریزه.

735
00:38:30,260 --> 00:38:31,325
‫بله، در موردش شنیدم.

736
00:38:31,350 --> 00:38:32,737
‫و بعد از اون هیاهو؟

737
00:38:32,762 --> 00:38:34,935
،ویکتور رو کشون‌کشون برگردوندم به بار

738
00:38:34,960 --> 00:38:36,251
‫اونم یه نوشیدنی به سلامتی زد.

739
00:38:36,687 --> 00:38:38,495
‫و بعدش یهو جنجال به پا شد.

740
00:38:38,520 --> 00:38:40,735
.یه هیاهو و بعدش یه جنجال

741
00:38:40,760 --> 00:38:42,281
‫خیلی گیج‌کننده بود.

742
00:38:42,582 --> 00:38:45,632
‫اوه، و یه زنی هم بود.

743
00:38:46,980 --> 00:38:47,935
‫یه زن؟

744
00:38:47,960 --> 00:38:49,340
‫تازه یادم اومد.

745
00:38:49,365 --> 00:38:50,905
‫اون یه دستمال بهم داد.

746
00:38:51,304 --> 00:38:53,544
.مثل سنت ورونیکا تو راه کالوِری

747
00:38:53,580 --> 00:38:55,515
‫تا شلوار ویکتور اور رو پاک کنم.

748
00:38:55,540 --> 00:38:58,496
‫ تو نگاهی که بهم ‫انداخت یه چیزی بود.

749
00:39:01,460 --> 00:39:02,640
.ویکتور بیچاره

750
00:39:03,192 --> 00:39:05,415
‫مردم از وحشت محض
خودشونو عقب می‌کشیدن

751
00:39:05,440 --> 00:39:08,440
داشت گردنشو می‌سوزوند
.ولی می‌تونستی صدای جلز ولزشو بشنوی

752
00:39:13,047 --> 00:39:14,867
‫متاسفم که شب گندی داشتی.

753
00:39:22,325 --> 00:39:24,232
‫فقط می‌خواستم مستِ مست بشم

754
00:39:24,257 --> 00:39:26,945
و ‫یه جایی با ملافه‌های تمیز
‫و املت سه تخم‌مرغه بیدار شم.

755
00:39:26,970 --> 00:39:29,493
من...‫ یه چیزی می‌خواستم.

756
00:39:29,910 --> 00:39:31,064
.اونو می‌خواستم

757
00:39:34,710 --> 00:39:36,258
‫خیلی دوسِت دارم، خانم بوک.

758
00:39:38,252 --> 00:39:39,252
.دیگه مُرده

759
00:39:41,747 --> 00:39:42,674
‫بوک.

760
00:39:42,910 --> 00:39:43,910
‫بله.

761
00:39:46,149 --> 00:39:47,645
‫ما هیچوقت واقعاً حرف نمی‌زنیم.

762
00:39:47,670 --> 00:39:48,670
‫حرف.

763
00:39:48,984 --> 00:39:51,087
‫درمورد این قرار و مدار...

764
00:39:51,790 --> 00:39:53,094
‫مگه حرفی هم برای گفتن هست؟

765
00:39:53,705 --> 00:39:54,930
...خب، که ببینیم

766
00:39:55,516 --> 00:39:57,506
همه چی خوبه، هردومون ‫خوبیم.

767
00:39:57,531 --> 00:39:58,565
‫همه چی خوبه.

768
00:39:58,590 --> 00:40:01,303
‫ببین، برام چراغو روشن گذاشتی.

769
00:40:05,269 --> 00:40:07,208
‫می‌تونستم تو این اتاق عشق‌بازی کنم.

770
00:40:09,757 --> 00:40:10,880
‫و تو تاریکی.

771
00:40:12,125 --> 00:40:14,035
‫کسی به زن ویکتور اور خبر داده؟

772
00:40:15,140 --> 00:40:18,160
‫اینطور نیست که
منتظر بوده که ‫برگرده خونه.

773
00:40:18,185 --> 00:40:19,328
می‌دونی اون کیه؟

774
00:40:19,829 --> 00:40:21,536
‫ واقعاً نمی‌شناختمش کی بود.

775
00:40:22,900 --> 00:40:23,900
..‫با این حال.

776
00:40:25,398 --> 00:40:27,279
‫گمونم باعث شد یه شب اینجا بمونیم.

777
00:40:28,076 --> 00:40:29,427
‫فوق‌العاده نیست؟

778
00:40:29,452 --> 00:40:30,401
.هوم

779
00:40:31,439 --> 00:40:33,005
‫امشب هیچ ابری تو آسمون نیست.

780
00:40:33,686 --> 00:40:35,480
‫ستاره‌ها جایی برای قایم شدن ندارن.

781
00:40:36,955 --> 00:40:39,095
‫ما هیچوقت یه ماه‌عسل
درست و حسابی نداشتیم، مگه نه؟

782
00:40:39,120 --> 00:40:40,663
‫برنامه‌هامون با هم جور درنمی‌اومد.

783
00:40:40,688 --> 00:40:43,595
حتی نیروی هوایی آلمان هم
.قصد داشت اون منطقه رو هدف قرار بده

784
00:40:43,620 --> 00:40:45,345
.‫به هر حال ساحلش هم خیلی سنگلاخی بود

785
00:40:45,370 --> 00:40:46,657
‫و پر از سیم خاردار.

786
00:40:48,157 --> 00:40:49,361
‫ولی نگرانت نمی‌کنه؟

787
00:40:49,386 --> 00:40:50,561
ناامیدت نمی‌کنه؟

788
00:40:51,589 --> 00:40:52,483
‫چی؟

789
00:40:52,780 --> 00:40:54,393
‫نبود نقاط عطف.

790
00:40:54,940 --> 00:40:56,200
‫ابراز احساسات.

791
00:40:56,530 --> 00:40:57,703
‫کارهای بزرگ.

792
00:40:58,912 --> 00:40:59,996
‫اوه، نه، بوک.

793
00:41:01,770 --> 00:41:03,515
‫راستش، الان می‌خوام یه کاری بکنم.

794
00:41:03,540 --> 00:41:04,540
‫کی می‌خواد؟

795
00:41:06,125 --> 00:41:11,226
‫بیا یه بطری شامپاین گنده‌ی
‫حسابی سفارش بدیم.

796
00:41:24,705 --> 00:41:26,069
‫به امید روزای بهتر.

797
00:41:29,853 --> 00:41:31,010
‫ مدارکمون رو گرفتم.

798
00:41:31,035 --> 00:41:32,252
‫مهر و امضا شده.

799
00:41:32,277 --> 00:41:33,391
‫بلیت‌ها رو هم گرفتم.

800
00:41:33,416 --> 00:41:35,336
‫نمی‌تونی هیچ کاری رو
یواشکی ‫انجام بدی، عشقم.

801
00:41:38,657 --> 00:41:41,345
‫پنج دقیقه وقت داریم خودمون رو
‫برسونیم به سکوی شش.

802
00:41:41,936 --> 00:41:43,912
‫می‌تونیم برای صبحونه پاریس باشیم.

803
00:41:44,388 --> 00:41:48,187
‫تو پاریس نازی نیست، ولی کروسان هست،
‫پس همه چی درست می‌شه.

804
00:41:51,950 --> 00:41:53,600
‫نمی‌تونم باهات بیام، بوک.

805
00:41:55,331 --> 00:41:57,303
‫به همون دلیلی که تو باید بری.

806
00:42:00,363 --> 00:42:02,519
<font color="#ffff00">.اینجا خیلی شلوغه
می‌تونم کنارتون بشینم؟</font>

807
00:42:02,544 --> 00:42:04,112
<font color="#ffff00">.آه، البته</font>

808
00:42:04,137 --> 00:42:09,533
<font color="#ffff00">قطار پاریس در سکوی شماره
.شش آماده حرکت می‌باشد</font>

809
00:42:20,018 --> 00:42:21,018
‫اوه.

810
00:42:21,444 --> 00:42:23,326
‫من باید اینو به شما برگردونم،
‫

811
00:42:25,964 --> 00:42:27,986
‫دوست عزیز من.

812
00:42:32,389 --> 00:42:33,963
‫من عاشق یه کتاب خوبم.

813
00:42:35,820 --> 00:42:37,153
‫یه کتاب زیبا.

814
00:42:40,048 --> 00:42:41,709
‫و چقدر آسونه که...

815
00:42:42,176 --> 00:42:43,431
...خودمو تو یه

816
00:42:44,440 --> 00:42:45,808
...عصر زمستونی

817
00:42:46,885 --> 00:42:48,133
تو ‫روستا تصور کنم،

818
00:42:48,960 --> 00:42:51,227
در حالی که ‫با این کتاب دراز کشیدم.

819
00:42:53,514 --> 00:42:55,097
‫خیلی منو تحت تأثیر قرار می‌ده،

820
00:42:59,705 --> 00:43:02,416
...ولی
‫متأسفانه نمی‌تونم نگهش دارم.

821
00:43:04,837 --> 00:43:06,360
‫نقاط ضعفش رو می‌دونم.

822
00:43:08,846 --> 00:43:10,728
‫و می‌دونی، بعضی کتابا سوزونده می‌شن.

823
00:43:15,012 --> 00:43:17,982
‫و دوست ندارم
مسئول از دست رفتن ‫این یکی باشم.

824
00:43:20,140 --> 00:43:22,136
...‫چون اونقدر برام عزیزه که

825
00:43:23,960 --> 00:43:25,217
‫از حفظ بلدمش.

826
00:43:42,872 --> 00:43:43,872
...از این پس

827
00:43:45,071 --> 00:43:46,734
...هر کجا که سفر کنی، دعای خیر من

828
00:43:48,444 --> 00:43:51,890
...‫همچون... رشته‌ای از نور

829
00:43:53,994 --> 00:43:56,254
‫بر آب‌های روز و شب توست.

830
00:43:59,069 --> 00:44:01,220
‫و همچون فانوسی،
.تا خانه از تو محافظت می‌کند

831
00:45:13,713 --> 00:45:14,648
<font color="#ffff00">تنيسون؟</font>

832
00:45:17,721 --> 00:45:18,568
<font color="#ffff00">.بله</font>

833
00:45:18,928 --> 00:45:20,943
<font color="#ffff00">باید شعرای آلمانی رو بخونی</font>

834
00:46:00,186 --> 00:46:01,716
"هتل والزینگهام"

835
00:46:06,166 --> 00:46:07,166
،آقای کایند

836
00:46:07,191 --> 00:46:09,843
‫ دارم سرکشی می‌کنم،
‫و وضعیت رو توضیح می‌دم.

837
00:46:12,595 --> 00:46:16,631
لطف کن کمی کمتر
بی‌صدا حرکت کن، شک‌برانگیز می‌شه

838
00:46:16,656 --> 00:46:19,047
‫منو ببخشید، علیاحضرت،
‫این به خاطر آموزشیه که دیدم.

839
00:46:19,072 --> 00:46:20,265
‫آموزش منم همینطور.

840
00:46:22,628 --> 00:46:24,209
‫یه مهندس داره بررسی می‌کنه.

841
00:46:24,470 --> 00:46:26,543
‫بابت هرگونه مزاحمتی عذرخواهی می‌کنم.

842
00:46:26,568 --> 00:46:28,247
‫ما اصلا عادت نداریم.

843
00:46:29,954 --> 00:46:31,488
‫چی همراهته، نشونم بده؟

844
00:46:33,347 --> 00:46:36,006
‫این قانون، قانون  اسکوتاریه.

845
00:46:36,031 --> 00:46:37,305
‫چرا دست توئه؟

846
00:46:37,330 --> 00:46:39,537
‫دارم می‌برمش برای آقای بوک،
.تو اتاق بغلی

847
00:46:39,886 --> 00:46:41,121
‫داره به پلیس کمک می‌کنه.

848
00:46:41,146 --> 00:46:42,928
‫این خیلی جالبه.

849
00:46:43,534 --> 00:46:44,534
‫ادامه بده.

850
00:46:44,836 --> 00:46:48,463
‫خب، اون مثل یه شاهد متخصصه،
‫و با همسرش اینجا اقامت داره.

851
00:46:48,649 --> 00:46:49,994
..‫که فکر می‌کنم.
،منظورم این بود

852
00:46:50,530 --> 00:46:51,731
‫ به راهت ادامه بده.

853
00:46:53,730 --> 00:46:54,730
‫شب‌بخیر.

854
00:47:09,750 --> 00:47:12,826
‫اوه، فکر کردم
،با یه بطر نوشیدنی اومدی

855
00:47:12,850 --> 00:47:14,024
‫کتاب برای آقای بوک.

856
00:47:15,442 --> 00:47:16,461
‫چی هست؟

857
00:47:16,486 --> 00:47:17,775
‫همون کتابیه که می‌خواستی.

858
00:47:18,070 --> 00:47:19,070
‫اوه، بسیارخب.

859
00:47:19,950 --> 00:47:21,697
‫چراغای اینجا هی قطع و وصل می‌شن.

860
00:47:21,722 --> 00:47:23,285
‫یه مهندس داره بررسی می‌کنه.

861
00:47:23,310 --> 00:47:25,035
‫بابت هرگونه مزاحمتی عذرخواهی می‌کنم.

862
00:47:26,845 --> 00:47:28,718
‫کار دیگه‌ای هست
که بتونم براتون انجام بدم؟

863
00:47:28,743 --> 00:47:30,972
خوبه میشه اگه
.شامپاین‌مون رو پیدا کنی

864
00:47:30,997 --> 00:47:31,878
‫البته.

865
00:47:36,770 --> 00:47:37,964
چه ‫مرد فوق‌العاده‌ای.

866
00:47:38,330 --> 00:47:39,582
‫ بوی خوبی می‌ده.

867
00:47:39,607 --> 00:47:40,808
عطر ‫گاردینیا.

868
00:47:41,545 --> 00:47:42,545
‫عالیه.

869
00:47:42,570 --> 00:47:43,816
‫دقیقاً همونیه که لازم داریم.

870
00:47:44,115 --> 00:47:46,560
‫سرِ آوردن اون شامپاین خیلی دارن
‫وقت تلف می‌کنن، نه؟

871
00:47:47,291 --> 00:47:49,124
‫فکر کنم اون پایین به مشکل خوردن.

872
00:47:49,743 --> 00:47:51,070
‫مشکل از ژنراتورهاست.

873
00:47:52,088 --> 00:47:53,951
‫تو که به شامپاین احتیاجی نداری، نه بوک؟

874
00:47:54,405 --> 00:47:56,578
‫فقط هر چیزی که پاورقی داشته باشه.

875
00:47:56,603 --> 00:47:58,047
‫بعدش هم کتاب‌شناسی.

876
00:47:58,592 --> 00:48:01,376
‫شاید هم یه برگه‌ی غلط‌نامه.

877
00:48:06,902 --> 00:48:08,562
‫می‌دونی، عاشق اینجا بودم.

878
00:48:08,906 --> 00:48:11,975
‫تو جنگ، اتاقا ارزون بود، ‫شبی 35 شیلینگ.

879
00:48:12,668 --> 00:48:15,115
.‫البته اونایی که نزدیک موشکای وی-2 بودن

880
00:48:15,771 --> 00:48:18,049
‫بارِ پایین همیشه پر از شور و زندگی بود.

881
00:48:19,257 --> 00:48:21,040
‫گاهی وقتا زیاده از حد.

882
00:48:22,022 --> 00:48:24,078
،حالا والزینگهام مثل یه کشتی قدیمی

883
00:48:24,790 --> 00:48:26,387
.داره کج می‌شه

884
00:48:28,557 --> 00:48:30,889
‫خب، منم دوست دارم یه بطری بهش بکوبم.

885
00:49:46,033 --> 00:49:49,577
بذار ‫قصه‌ی بانویی پیر و زیبا رو بگم.

886
00:49:50,049 --> 00:49:54,843
‫که سال‌ها پاسبان میدون زیبای ‫شهر بود.

887
00:49:56,246 --> 00:50:00,319
‫بذار قصه‌ی سفری به خود جهنم رو بگم.

888
00:50:00,660 --> 00:50:05,428
از اون هتل عزیز
.اما ویران‌شده‌ی والزینگهام

889
00:50:17,401 --> 00:50:20,961
‫برخی اومدن
.برای موندن، استراحت، و بازی

890
00:50:21,670 --> 00:50:24,192
‫برخی برای کار و زحمت هر روزه.

891
00:50:24,970 --> 00:50:27,991
برخی اومدن
،تا ناقوس مرگ رو به صدا درآرن

892
00:50:28,650 --> 00:50:31,469
‫تو هتل والزینگهام عزیز و کهن.

893
00:50:45,138 --> 00:50:47,663
‫اما کی کاپیتان ویکتور اور رو کشت؟

894
00:50:48,032 --> 00:50:51,078
‫پرنسس، پیشخدمت، خدمتکار، یا اون فاحشه؟

895
00:50:51,830 --> 00:50:54,469
‫کی اومد تا ناقوس آخر رو به صدا درآره؟

896
00:50:55,270 --> 00:50:58,875
‫برای هتل والزینگهام عزیز و بیچاره؟

897
00:51:07,792 --> 00:51:08,952
...خب، پس

898
00:51:11,601 --> 00:51:12,891
‫تموم شد و رفت.

899
00:51:17,031 --> 00:51:18,079
‫اون چی بود؟

900
00:51:19,227 --> 00:51:21,183
!ادی
ادی، تو خوبی؟

901
00:51:27,806 --> 00:51:31,913
<font color="#ffff00">.یکی دیگه هم هست، یه مرد
.می‌خوان ما رو بکشن</font>

902
00:51:35,688 --> 00:51:39,688
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »

