1
00:00:27,779 --> 00:00:29,738
‫خب، بعد از اینکه پروانه از
‫کله‌ی گاف پرواز کرد،

2
00:00:29,815 --> 00:00:30,968
‫چه اتفاقی براش افتاد؟

3
00:00:31,044 --> 00:00:33,542
‫زدمش.
‫فقط... منفجر شد.

4
00:00:33,619 --> 00:00:36,695
‫اگه می‌گرفتیش خوب می‌شد،
‫ولی گمونم خوب شد که فرار نکرد.

5
00:00:36,781 --> 00:00:39,728
‫فکر نکنم بتونم دوباره راه برم.

6
00:00:40,075 --> 00:00:41,332
‫چرا؟

7
00:00:41,418 --> 00:00:42,377
‫کثافت نصف انگشت کوچیک پام رو برید.

8
00:00:42,461 --> 00:00:44,880
‫مهم‌ترین انگشته.

9
00:00:44,963 --> 00:00:45,923
‫- فکر نکنم
‫- خب، این درست نیست.

10
00:00:46,006 --> 00:00:48,091
‫آره، هست! نمی‌تونی
‫بدونش راه بری!

11
00:00:48,175 --> 00:00:49,844
‫بدون انگشت کوچیک می‌تونی
‫بدون مشکلی راه بری.

12
00:00:49,928 --> 00:00:53,056
‫مدام می‌افتی، مثل احمق‌ها میشی،
‫و همه بهت می‌خندن.

13
00:00:53,139 --> 00:00:54,974
‫کی قراره به‌خاطر اینکه انگشت کوچیک
‫نداری و بیافتی بهت بخنده؟

14
00:00:57,477 --> 00:00:59,395
‫داشتم تصورش می‌کردم.
‫متاسفم.

15
00:00:59,479 --> 00:01:02,065
‫اگه استخون پات رو از دست بدی
‫نمی‌تونی راه بری.

16
00:01:02,148 --> 00:01:03,399
‫این مثل بند انگشت کوچیک پاست.

17
00:01:03,483 --> 00:01:06,528
‫ولی اگه فقط انگشتت رو از دست بدی،
‫مشکلی نداره.

18
00:01:08,322 --> 00:01:11,075
‫اونو چیکار کنیم؟

19
00:01:12,368 --> 00:01:13,410
‫- هی، نه!
‫- نه!

20
00:02:42,004 --> 00:02:46,744
‫فصل یک، قسمت چهار
‫«آلت‌پریشِ خودمختار»

21
00:02:46,768 --> 00:02:53,768
<font color="#ffff00">ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
</font>ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
22
00:03:12,119 --> 00:03:13,412
‫- الان مشکلی نداری رانندگی کنی؟
‫- نه.

23
00:03:13,496 --> 00:03:16,874
‫هارکورت و آدبایو، جعبه‌های
‫خونه‌ی گاف رو بگردین.

24
00:03:16,957 --> 00:03:18,126
‫ببینین چیزی هست که ما رو
‫به پروانه‌ها هدایت کنن یا نه.

25
00:03:18,210 --> 00:03:20,545
‫من؟ چرا جان این کارو نکنه؟

26
00:03:20,629 --> 00:03:22,255
‫اون باید جودومستر رو
‫زنده نگه‌داره!

27
00:03:22,339 --> 00:03:24,174
‫پیس‌میکر، بیا دفترم.

28
00:03:32,140 --> 00:03:33,725
‫مطمئنی حواست جمع هست؟

29
00:03:33,809 --> 00:03:35,103
‫- چی؟
‫- دیشب خفه شدی.

30
00:03:35,186 --> 00:03:36,771
‫شوخی می‌کنی؟ شاید این
‫اتفاق نمی‌افتاد...

31
00:03:36,854 --> 00:03:39,107
‫اگه یه کبوتر صلح
‫روی اسلحه‌ی تک‌تیرانداز می‌ذاشتی!

32
00:03:41,317 --> 00:03:44,654
‫یکی از مهم‌ترین چیزا در مورد
‫کشتن یه نفر، از دید من،

33
00:03:44,737 --> 00:03:46,739
‫اینه که یه کبوتر صلح روی
‫اسلحه بذاری..

34
00:03:46,823 --> 00:03:48,157
‫این مزخرفه، و خودت هم می‌دونی!

35
00:03:48,241 --> 00:03:49,992
‫تو هم بهم گفتی بچه‌ها رو بکشم.
‫دلیلش رو نگفتی!

36
00:03:50,994 --> 00:03:52,287
‫آره، باشه، یکی زشت بود.

37
00:03:52,371 --> 00:03:53,330
‫این بهترش نکرد، بدترش کرد!

38
00:03:53,414 --> 00:03:54,706
‫کم‌کم به‌خاطرش احساس ناراحتی کردم.

39
00:03:54,790 --> 00:03:57,418
‫آره، شاید یه‌کم زیادی
‫بهت فشار آوردم.

40
00:03:57,501 --> 00:03:59,753
‫من عهد کردم که هر طور شده
‫صلح داشته باشم،

41
00:03:59,837 --> 00:04:02,297
‫مهم نیست چندتا مرد، زن، و بچه
‫لازم باشه بکشم تا بهش برسم.

42
00:04:02,381 --> 00:04:05,300
‫ولی چون تو میگی بچه‌ها رو نمی‌کشم!

43
00:04:06,427 --> 00:04:09,097
‫مطمئنی فقط همینه؟

44
00:04:12,642 --> 00:04:14,686
‫- آره.
‫- خوبه...

45
00:04:14,769 --> 00:04:18,189
‫چون الان دنیا به یه حرومزاده نیاز داره،
‫و تو تنها کسی هستی که دارم.

46
00:04:20,108 --> 00:04:24,113
‫- گندش بزنن! لعنتی!
‫- خب، گمونم الان اینم هست.

47
00:04:24,196 --> 00:04:27,241
‫لعنتی، راه‌رفتن روش درد داره!

48
00:04:27,324 --> 00:04:28,242
‫- از این بابت مطمئنی؟
‫- آره.

49
00:04:28,325 --> 00:04:30,828
‫چرا؟

50
00:04:32,371 --> 00:04:35,583
‫ویجیلنتی یه‌کم...

51
00:04:35,666 --> 00:04:38,085
‫فکر می‌کنی اینو متوجه نشدم؟

52
00:04:38,169 --> 00:04:40,630
‫آره. آره، درسته.

53
00:04:40,714 --> 00:04:42,299
‫از وقتی که من با متر‌ایتر لد
‫همکاری کردم،

54
00:04:42,382 --> 00:04:44,009
‫احساس تشخیص شرایط طبیعیم
‫از کار افتاده.

55
00:04:44,092 --> 00:04:45,969
‫باید ویجیلنتی رو نزدیکت نگه‌داری.

56
00:04:46,052 --> 00:04:47,012
‫اگه حرف بزنه، ممکنه همه چی رو
‫خراب کنه.

57
00:04:47,095 --> 00:04:49,473
‫من یه بار دیدمش که کل رستوران
‫وندی رو خورد.

58
00:04:49,556 --> 00:04:50,807
‫ویجیلنتی یه رستوران خورد؟

59
00:04:50,891 --> 00:04:53,602
‫نه، مترایتر لد. این قدرتشه،
‫می‌تونه هر چیزی رو بخوره.

60
00:04:53,685 --> 00:04:55,353
‫ظاهرا آماده‌سازی سیب‌زمینی‌هاش طول کشید.
‫طرف روانیه.

61
00:04:55,437 --> 00:04:57,732
‫اسمش مترایتر لد هست؟
‫(ماده‌خوار)

62
00:04:57,815 --> 00:04:59,609
‫آره، ولی با چیزایی که در جریانه،
‫چرا انقدر بهش علاقه داری؟

63
00:04:59,692 --> 00:05:02,487
‫الان وقتش نیست که حواست
‫پرت بشه، مورن.

64
00:05:03,029 --> 00:05:04,739
‫باشه.

65
00:05:07,450 --> 00:05:09,076
‫هی، این پروانه‌ها...

66
00:05:09,160 --> 00:05:13,165
‫شبیه حشرات بیگانه هستن که
‫وارد مغز انسان میشن و آدما رو کنترل می‌کنن؟

67
00:05:13,248 --> 00:05:15,000
‫استراحت کن و امشب برگرد.

68
00:05:15,083 --> 00:05:16,418
‫کل قضیه رو توضیح میدیم.

69
00:05:18,420 --> 00:05:19,421
‫باشه.

70
00:05:40,151 --> 00:05:42,445
‫گوش کن، بابت دیشب متاسفم.

71
00:05:43,947 --> 00:05:46,367
‫من تا حالا کسی رو نکشتم.

72
00:05:47,159 --> 00:05:48,160
‫گفتی...

73
00:05:48,786 --> 00:05:51,413
‫تا حالا به کسی شلیک نکردم.

74
00:05:52,331 --> 00:05:54,542
‫تا حالا حتی نخواستم
‫به کسی شلیک کنم.

75
00:05:54,625 --> 00:05:55,876
‫اصلا من ماهی‌خوار هستم.

76
00:05:58,337 --> 00:06:02,801
‫خب، مشکلی نداری که لحظه‌ی آخر
‫زندگی اون حرومزاده رو...

77
00:06:02,884 --> 00:06:05,804
‫خیلی زجرآور کنی چون خیلی می‌ترسی...

78
00:06:05,887 --> 00:06:07,514
‫اونو بکشی،

79
00:06:07,597 --> 00:06:09,683
‫ولی یه ماهی کوفتی رو نمی‌خوری؟

80
00:06:10,016 --> 00:06:11,101
‫باشه.

81
00:06:11,184 --> 00:06:12,769
‫من ماهی می‌خورم. ما ماهی‌خوارها
‫گوشت خوک نمی‌خوریم،

82
00:06:12,852 --> 00:06:16,898
‫- یا گوشت گاو یا...
‫- برام مهم نیست، آدبایو.

83
00:06:16,982 --> 00:06:20,111
‫راستش، اگه می‌خوای این کارو کنی،
‫نمی‌تونی پا پس بکشی. هرگز.

84
00:06:20,194 --> 00:06:22,822
‫باید وقتی لازم باشه
‫انتخاب سختی بگیری.

85
00:06:25,157 --> 00:06:33,583
‫باید برم دستشویی.

86
00:07:00,695 --> 00:07:03,740
‫هی! می‌خوای اینجا بذاریش؟

87
00:07:03,823 --> 00:07:05,450
‫دیگه باید چیکارش کنیم؟

88
00:07:05,533 --> 00:07:07,785
‫چه می‌دونم، بیمارستان؟

89
00:07:07,870 --> 00:07:09,455
‫تا بتونه خبرچینی کنه؟

90
00:07:09,538 --> 00:07:10,789
‫وای خدا، رازهای زیادی هست.

91
00:07:10,873 --> 00:07:13,626
‫آره، ماموریت مخفی همینه، رفیق.

92
00:07:17,296 --> 00:07:20,174
‫و نگران هارکورت نباش.

93
00:07:20,257 --> 00:07:21,634
‫اون از کسی خوشش نمیاد.

94
00:07:21,717 --> 00:07:24,721
‫آره، باید به خودش و مورن نشون بدم که
‫جربزه‌اش رو دارم.

95
00:07:24,804 --> 00:07:28,058
‫من جربزه‌اش رو دارم.
‫نفله‌اش کردم!

96
00:07:32,062 --> 00:07:40,696
‫آها.

97
00:07:40,780 --> 00:07:43,240
‫سربه‌سر جان اکانوموس نذار، آشغال!

98
00:07:47,119 --> 00:07:48,788
‫هی، توی مسیرت به خونه
‫به بابام سر بزن.

99
00:07:48,871 --> 00:07:50,706
‫یه کلاه داره که فکر کنم
‫بتونم ازش استفاده کنم.

100
00:07:53,167 --> 00:07:57,046
‫گوش کن، می‌خواستم ازت تشکر کنم
‫چون بهم اجازه دادی دیشب شکنجه بشم.

101
00:07:58,924 --> 00:08:00,676
‫خواهش می‌کنم؟

102
00:08:00,759 --> 00:08:03,553
‫من... واسه یه لحظه،
‫یه‌جورایی از دستت عصبی شدم.

103
00:08:03,637 --> 00:08:06,348
‫و به این اهمیت نمی‌دادی که من...

104
00:08:07,099 --> 00:08:09,101
‫درد وحشتناکی داشتم!

105
00:08:11,144 --> 00:08:12,521
‫باشه.

106
00:08:12,604 --> 00:08:15,149
‫آره، ولی بعدش فهمیدم که...
‫داشتی ازم حمایت می‌کردی...

107
00:08:15,233 --> 00:08:17,318
‫و کمکم می‌کردی تا
‫بهترین آدم ممکن باشم.

108
00:08:17,402 --> 00:08:19,696
‫کسی که رازی رو افشا نمی‌کنه
‫درحالی‌که بهش برق وصل می‌کنن...

109
00:08:19,779 --> 00:08:21,531
‫و نصف انگشت پاش رو
‫قطع می‌کنن.

110
00:08:21,614 --> 00:08:26,661
‫- ظاهرا که خوب داری راه میری.
‫- احتمالا دیگه هرگز نتونم خوب راه برم.

111
00:08:26,744 --> 00:08:29,539
‫ولی ارزشش رو داره، چون
‫یه انسان تکامل‌یافته شدم، پس...

112
00:08:30,124 --> 00:08:32,292
‫ممنون!

113
00:08:32,376 --> 00:08:34,128
‫تا حالا دوستی مثل تو نداشتم...

114
00:08:39,133 --> 00:08:40,884
‫- چیه؟
‫- به‌نظر می‌رسه که، از درون،

115
00:08:40,968 --> 00:08:42,302
‫- به‌خاطرش عصبی هستی.
‫- نیستم.

116
00:08:42,386 --> 00:08:44,221
‫- ظاهرا همین‌طوره.
‫- اصلا نیستم، رفیق.

117
00:08:44,304 --> 00:08:45,681
‫باشه، جوری که گفتی "رفیق".

118
00:08:45,764 --> 00:08:46,725
‫- چی؟
‫- انگار پکر هستی.

119
00:08:46,808 --> 00:08:48,393
‫نه، مثل همیشه گفتمش.

120
00:08:48,476 --> 00:08:50,270
‫می‌دونی چیه؟ در هر صورت،
‫باید قدردان باشی،

121
00:08:50,353 --> 00:08:52,772
‫چون اگه به اون یارو
‫اطلاعات می‌دادم عذاب‌وجدان می‌گرفتی...

122
00:08:52,856 --> 00:08:54,899
‫چون به‌قدری بی‌عرضه بودی که
‫قبول نکردی یه‌کم شکنجه رو تحمل کنی.

123
00:08:54,983 --> 00:08:56,901
‫آره، در این صورت
‫عذاب‌وجدان می‌گرفتم!

124
00:08:56,985 --> 00:08:59,821
‫ببین، این. این از عصبانیت بود.

125
00:08:59,904 --> 00:09:01,239
‫نه، نبود! عادی بود.

126
00:09:01,322 --> 00:09:03,325
‫داشتم باهات موافقت می‌کردم.

127
00:09:12,334 --> 00:09:15,504
‫چرا پدرت یه پرچم برعکس آمریکا
‫روی چمنش گذاشته؟

128
00:09:15,588 --> 00:09:16,756
‫نمی‌دونم، رفیق.
‫به یه قضیه‌ی پشت‌پرده ربط داره.

129
00:09:16,839 --> 00:09:20,093
‫یا اینکه بابات یه نژادپرسته آشغاله.

130
00:09:20,177 --> 00:09:22,846
‫آره؟ بابات به‌خاطر یه مرد دیگه
‫مامانت رو ول کرد.

131
00:09:22,929 --> 00:09:24,347
‫- هی!
‫- جدیه.

132
00:09:24,431 --> 00:09:26,016
‫آره، و شدیدا عاشق هم هستن.

133
00:09:26,099 --> 00:09:29,519
‫شک دارم. فکر کنم وانمود می‌کنه
‫گی هست تا از دستت فرار کنه.

134
00:09:29,603 --> 00:09:32,773
‫خب، شاید! ولی این چه ربطی داره؟

135
00:09:32,856 --> 00:09:34,566
‫نمی‌دونم. فکر می‌کردم
‫داریم در مورد باباها حرف می‌زنیم.

136
00:09:35,525 --> 00:09:36,819
‫همین‌جا بمون، برمی‌گردم.

137
00:09:52,043 --> 00:09:57,216
‫گور باباش.

138
00:09:59,510 --> 00:10:01,220
‫هی، تویی!

139
00:10:02,763 --> 00:10:04,223
<i>‫اینجا شبکه‌ی خبری کی ‌دبلیو یو ای هست،
‫با اخبار ظهرگاهی.</i>

140
00:10:04,306 --> 00:10:08,686
<i>‫امروز صبح آشوب در باغ‌وحش اورگرین
‫رخ داد، و مسئولان باغ‌وحش گزارش دادن که...</i>

141
00:10:08,770 --> 00:10:11,648
<i>‫چارلی، گوریل پشت‌نقره‌ای،
‫ناپدید شده.</i>

142
00:10:11,731 --> 00:10:16,402
<i>‫باغ‌وحش مسدود شده، و تیم‌های پزشکی قانونی
‫دارن منطقه رو جست‌جو می‌کنن.</i>

143
00:10:16,486 --> 00:10:20,573
<i>‫مسئولان باغ‌وحش میگن نمی‌دونن
‫گوریل چجوری دزدیده شده...</i>

144
00:10:26,288 --> 00:10:28,415
<i>‫و منم امیدوارم چارلی برگرده.
‫عاشق اون گوریلم!</i>

145
00:11:16,925 --> 00:11:18,886
‫توی زره فاصله هست.

146
00:11:18,969 --> 00:11:20,846
‫- چی؟
‫- لباس اژدهای سفید بابات، درسته؟

147
00:11:20,929 --> 00:11:22,222
‫توش نقاط ضعف هست.

148
00:11:22,306 --> 00:11:23,265
‫مگه بهت نگفتم توی ماشین
‫منتظر بمون؟!

149
00:11:23,348 --> 00:11:24,725
‫همه‌ی ایستگاه‌های رادیویی
‫تبلیغات پخش می‌کنن...

150
00:11:24,808 --> 00:11:27,144
‫چطور اینجا خیلی بزرگه؟

151
00:11:27,227 --> 00:11:28,270
‫این یه منطقه‌ی ذخیره‌سازی کوانتومی هست.

152
00:11:28,353 --> 00:11:30,647
‫به یه برآمدگی چندبُعدی بیرون
‫فضای عادی ختم میشه.

153
00:11:30,731 --> 00:11:35,570
‫گمونم بابات به‌عنوان یه نژادپرست
‫خیلی خوش‌فکر هست که همچین جایی ساخته.

154
00:11:35,653 --> 00:11:38,072
‫و اگه بابات نژادپرسته،
‫و باهاش کار می‌کنی...

155
00:11:38,156 --> 00:11:40,325
‫من باهاش کار نمی‌کنم!
‫اون برام وسیله درست می‌کنه.

156
00:11:40,408 --> 00:11:43,995
‫اگه مثل اردک راه بره،
‫فقط همین رو میگم.

157
00:11:44,078 --> 00:11:45,622
‫این یعنی چی؟

158
00:11:45,705 --> 00:11:48,334
‫اگه مثل اردک راه بره،
‫یا اردکه،

159
00:11:48,417 --> 00:11:51,837
‫یا یه اردکی که...
‫یه لباس انسانی پوشیده...

160
00:11:51,921 --> 00:11:54,798
‫نمی‌دونم! اون نمی‌تونه راه‌رفتن
‫مخصوصش رو مخفی کنه!

161
00:11:54,882 --> 00:11:56,091
‫اصلاً چطور همچین چیزی ممکنه؟

162
00:11:56,175 --> 00:11:57,509
‫چی چطوری ممکنه؟

163
00:11:57,593 --> 00:11:59,428
‫یه اردک توی لباس انسانی؟

164
00:11:59,511 --> 00:12:01,096
‫سایزها اصلا یکی نیستن!

165
00:12:01,180 --> 00:12:03,182
‫نمی‌دونم. گمونم، اردک‌ها
‫آب زیر کاه هستن.

166
00:12:03,265 --> 00:12:05,226
‫گمونم منظور این عبارت همینه.

167
00:12:05,310 --> 00:12:08,063
‫این، و اینکه می‌تونن هیچ اهمیتی
‫به انگشت کوچیکه‌ی پای دوست صمیمی‌شون ندن!

168
00:12:08,146 --> 00:12:09,731
‫از اینجا برو. نباید اینجا باشی!

169
00:12:09,814 --> 00:12:10,815
‫هلم نده!

170
00:12:21,202 --> 00:12:23,621
‫بتمن چندتا ابرشرور داره.

171
00:12:23,704 --> 00:12:26,123
‫- جوکر، ریدلر، مد هتر...
‫- خب که چی؟

172
00:12:26,207 --> 00:12:30,878
‫تو گفتی یه ابرقهرمانی، مثل بتمن.

173
00:12:30,962 --> 00:12:32,797
‫تو چندتا ابرشرور داری؟

174
00:12:32,880 --> 00:12:34,298
‫نه، نداره.

175
00:12:34,382 --> 00:12:37,177
‫پس، شاید ابرقهرمان نیستی.

176
00:12:43,225 --> 00:12:45,310
‫می‌دونی چرا چندتا ابرشرور ندارم؟

177
00:12:45,394 --> 00:12:46,436
‫چرا؟

178
00:12:46,520 --> 00:12:48,814
‫گروه ابرشرورهام همه‌شون مرده‌ان!

179
00:12:48,897 --> 00:12:50,983
‫دیدی؟ بتمن کسی رو نمی‌کشه!

180
00:12:51,066 --> 00:12:53,528
‫- چون تخم نداره!
‫- طرف موجود سیاه تاریکیه.

181
00:12:53,611 --> 00:12:55,321
‫طرف آشغاله.

182
00:12:55,405 --> 00:12:58,449
‫که با قاتل‌هایی که لباس دلقک پوشیدن
‫دست به یقه میشه و می‌اندازشون زندان!

183
00:12:58,533 --> 00:13:00,660
‫تا بتونن از زندان فرار کنن و
‫آدمای بیشتری رو بکشن.

184
00:13:00,743 --> 00:13:03,287
‫اینو برام شفاف کن، فکر می‌کنی
‫بتمن به‌طور غیرمستقیم چند نفر رو کشته...

185
00:13:03,371 --> 00:13:05,999
‫چون از سر ترس این
‫احمق‌ها رو نکشته...

186
00:13:06,082 --> 00:13:08,167
‫و واضحه که باید یک بار برای همیشه
‫کشته می‌شدن،

187
00:13:08,251 --> 00:13:10,170
‫عوضی آلزایمری ِ چین و چروک‌دار؟

188
00:13:10,254 --> 00:13:14,133
‫وای خدا! فقط داشتم
‫سر صحبت رو باز می‌کردم.

189
00:13:15,634 --> 00:13:16,927
‫ولم کن.

190
00:13:17,011 --> 00:13:20,556
‫با همچین اخلاقی، تو مطمئنا
‫یه ابرشرور هستی.

191
00:13:20,639 --> 00:13:23,767
‫به‌زودی با پدرت می‌افتی زندان!

192
00:13:26,271 --> 00:13:26,771
‫یعنی چی؟

193
00:13:33,528 --> 00:13:36,865
‫- پیس‌میکر.
<i>‫- این چه کاریه، مورن؟</i>

194
00:13:36,948 --> 00:13:39,242
‫تنها راه اینکه پلیس‌ها دیگه تعقیب‌مون
‫نکنن اینه که کاری که من کردم رو گردن بابام بندازی؟

195
00:13:39,325 --> 00:13:43,539
‫نقشه این نبود.
‫یه تصمیم یه‌هویی بود.

196
00:13:43,622 --> 00:13:46,083
<i>‫ناسلامتی بابامه! عجب ها!
‫اصلا تو بابا داشتی؟</i>

197
00:13:46,167 --> 00:13:48,461
‫آره. توی دستگاه جوجه‌کشی که درست نشدم.

198
00:13:50,755 --> 00:13:54,383
‫اگه می‌خوای برگردی، می‌تونیم
‫مثل دوتا آدم عاقل در موردش حرف بزنیم.

199
00:13:54,467 --> 00:13:56,719
‫نه!‌ نه! بابام توی زندانه،
‫میرم دیدنش.

200
00:13:56,802 --> 00:13:58,763
‫اسمیت، فکر نکنم این کار
‫عاقلانه‌ای باشه.

201
00:13:58,847 --> 00:13:59,848
‫آره؟ گور بابات!

202
00:13:59,931 --> 00:14:02,309
‫شماها فقط به خودتون اهمیت میدین!

203
00:14:07,981 --> 00:14:10,108
‫نمی‌دونم این پولا کجا میره.

204
00:14:10,192 --> 00:14:12,027
‫- گندش بزنن.
‫- آره.

205
00:14:15,490 --> 00:14:17,241
‫من؟

206
00:14:21,412 --> 00:14:23,247
‫آره، احتمالا چون تو واسه پدر
‫پیس‌میکر پاپوش دوختی.

207
00:14:26,709 --> 00:14:28,086
‫گور بابات.

208
00:14:28,669 --> 00:14:29,629
‫آره.

209
00:14:32,154 --> 00:14:34,154
‫[موانع زندگی، فرصت هستن]

210
00:14:38,138 --> 00:14:39,389
‫چیه؟

211
00:14:39,473 --> 00:14:42,309
‫بهت گفتم اونا دوستای خوبی نیستن.

212
00:14:44,686 --> 00:14:48,065
‫راست می‌گفتی.

213
00:14:48,148 --> 00:14:49,943
‫متاسفم، زیاد بابت اینکه...

214
00:14:50,026 --> 00:14:52,070
‫شکنجه شدی احساس همدردی نکردم.

215
00:14:52,153 --> 00:14:55,323
‫خفه بابا! شوخی می‌کنی؟ بس کن،
‫این احمقانه‌ست، رفیق.

216
00:14:55,406 --> 00:14:57,325
‫- حماقت کردم.
‫- نه، من کردم.

217
00:14:57,408 --> 00:14:58,660
‫انگشتای کوچیک پا اونقدرام
‫مهم نیستن.

218
00:14:58,743 --> 00:14:59,911
‫آره، خیلی رفتار عجیبی داشتی.

219
00:14:59,994 --> 00:15:02,122
‫آره، همین‌طوره. شرمنده.

220
00:15:03,373 --> 00:15:05,876
‫می‌خوای ببرمت زندان باباتو ببینی؟

221
00:15:07,837 --> 00:15:09,296
‫آره، حتی با اینکه می‌دونم
‫نژادپرسته.

222
00:15:11,257 --> 00:15:12,591
‫پس نباید بکشیش؟

223
00:15:13,717 --> 00:15:15,219
‫نه! من بابامو نمی‌کشم.

224
00:15:15,302 --> 00:15:18,139
‫- چرا؟
‫- چون دوستش دارم.

225
00:15:19,390 --> 00:15:24,771
‫آها.

226
00:15:24,855 --> 00:15:27,023
‫من و بابام از جرم و جنایت
‫بدمون میاد.

227
00:15:27,107 --> 00:15:29,484
‫تنها چیزیه که سرش با هم توافق داریم،
‫و اون برام وسیله درست می‌کنه، خب؟

228
00:15:29,568 --> 00:15:34,656
‫حتما. آره، نه، بابام تا حالا
‫چیزی برام درست نکرده.

229
00:15:34,739 --> 00:15:36,408
‫اون سرش گرم این بود که وانمود کنه
‫گِی هست تا ازم فرار کنه.

230
00:15:39,120 --> 00:15:42,123
‫- من؟
‫- اون بیشتر به تو اعتماد داره.

231
00:15:42,206 --> 00:15:44,000
‫فکر کنم بیشتر به هارکورت
‫اعتماد داره.

232
00:15:44,083 --> 00:15:46,169
‫نه، می‌خواد با هارکورت سکس کنه.

233
00:15:46,252 --> 00:15:48,504
‫اون بهت اعتماد داره.
‫گفت تو تنها کسی هستی که...

234
00:15:48,588 --> 00:15:50,298
‫مطمئن بود که پروانه نیستی.

235
00:15:51,424 --> 00:15:53,301
‫ازت می‌خوام قانعش کنی
‫پدرش رو نبینه.

236
00:15:53,384 --> 00:15:54,428
‫این ممکنه خیلی برامون بد بشه.

237
00:16:02,269 --> 00:16:06,064
‫رزومه‌ی ناقصت باعث شد مردد بشم که
‫تو رو وارد این تیم کنم.

238
00:16:06,148 --> 00:16:08,609
‫ولی اماندا والر اصرار کرد که
‫آماده‌ای.

239
00:16:09,109 --> 00:16:10,737
‫اثبات کن که درست می‌گفت.

240
00:16:14,365 --> 00:16:27,838
‫خب، برو.

241
00:16:56,076 --> 00:16:57,410
‫هی، پیس‌میکر.

242
00:16:57,494 --> 00:16:59,705
‫- گم شو، آدبایو.
‫- ما گند زدیم، می‌دونیم.

243
00:16:59,789 --> 00:17:02,792
‫ولی به این معنی نیست که باید
‫به‌خاطرش چیزی که داریم می‌سازیم رو خراب کنی!

244
00:17:02,875 --> 00:17:03,751
‫- کار مورن بود؟
‫- نه.

245
00:17:03,834 --> 00:17:07,046
‫- هارکورت؟
‫- نه. نباید بگم.

246
00:17:07,129 --> 00:17:10,007
‫اکانوموس؟ آشغال!
‫چجوری این کارو کرد؟

247
00:17:10,091 --> 00:17:12,176
‫اون اطلاعات ماشینت رو به
‫اسم پدرت تغییر داد،

248
00:17:12,260 --> 00:17:13,427
‫و اثر انگشتاشو واسه خودش تغییر داد.

249
00:17:13,511 --> 00:17:15,680
‫چرا از اول اثر انگشتاشو نمی‌گیرن؟

250
00:17:15,763 --> 00:17:17,432
‫اونا یه بوروکراسی دولتی هستن.

251
00:17:17,516 --> 00:17:19,434
‫می‌تونن، ولی چک‌کردن دوباره
‫پروتکل‌شون نیست.

252
00:17:22,271 --> 00:17:23,480
‫نمی‌تونم ولش کنم.

253
00:17:23,563 --> 00:17:24,898
‫باید برم باهاش حرف بزنم.

254
00:17:24,982 --> 00:17:28,193
‫واقعا؟ ببین، همه‌مون می‌دونیم که
‫اون دیگه برات تموم شده.

255
00:17:28,277 --> 00:17:30,112
‫شما هیچی نمی‌دونین!

256
00:17:30,195 --> 00:17:30,988
‫می‌دونیم.

257
00:17:31,071 --> 00:17:33,783
‫توی پرونده‌ات هست، کریس.

258
00:17:33,866 --> 00:17:34,867
‫الآن شدم «کریس»؟

259
00:17:35,994 --> 00:17:38,329
‫اینکه توی کل عمرت چجوری
‫باهات رفتار کرده.

260
00:17:38,913 --> 00:17:41,791
‫چی نوشته؟

261
00:17:41,874 --> 00:17:44,961
‫هیچی، فقط...

262
00:17:45,044 --> 00:17:47,297
‫- خب، اون مشکلاتی داره، خب؟
‫- مشکلات؟

263
00:17:47,380 --> 00:17:49,258
‫اون یه برتری‌طلب سفیدپوسته که
‫مثل یه...

264
00:17:49,341 --> 00:17:51,010
‫ابرشروری به اسم اژدهای سفید
‫لباس می‌پوشه.

265
00:17:51,093 --> 00:17:52,261
‫اونطور که به‌نظر میاد
‫بدجنس نیست!

266
00:17:52,344 --> 00:17:55,222
‫اون فکر می‌کنه آدمای هم‌رنگ من
‫شهروندای درجه دو هستن.

267
00:17:56,682 --> 00:17:57,641
‫این ناجوره، خب؟

268
00:17:59,727 --> 00:18:00,936
‫آدما عوض میشن!

269
00:18:01,020 --> 00:18:03,647
‫یعنی از درون آدم خوبیه؟

270
00:18:03,731 --> 00:18:06,526
‫- آره
‫- همه‌مون می‌خوایم باور کنیم که پدر و مادرمون...

271
00:18:06,610 --> 00:18:10,613
‫عیب دارن ولی از درون خوب هستن، و شاید،
‫معمولا همین‌طوره.

272
00:18:10,697 --> 00:18:11,823
‫ولی اینجا نه.

273
00:18:11,906 --> 00:18:16,077
‫بابات آدم خوبی نیست!

274
00:18:16,161 --> 00:18:18,455
‫نه نسبت به دنیا، و مخصوصا نسبت به تو.

275
00:18:23,669 --> 00:18:26,839
‫ولی بازم بابامه.

276
00:18:26,922 --> 00:18:27,965
‫کریس!

277
00:18:30,801 --> 00:18:33,554
‫باید کاری که مجبوره رو انجام بده.

278
00:18:33,637 --> 00:18:35,139
‫حدس می‌زنم تو ویجیلنتی هستی.

279
00:18:36,432 --> 00:18:37,683
‫- نه.
‫- صدات شبیه صداشه.

280
00:18:39,102 --> 00:18:40,645
‫- نه، نیستم.
‫- این صدای الکیه.

281
00:18:42,647 --> 00:18:43,857
‫نه.

282
00:18:43,940 --> 00:18:45,734
‫همین دو ثانیه پیش عوض شد.

283
00:18:45,817 --> 00:18:47,361
‫می‌خواستم سرفه کنم!

284
00:18:47,444 --> 00:18:49,738
‫ولی آره، این صدای واقعی منه.

285
00:18:53,116 --> 00:18:55,328
‫- چرا داری می‌لنگی؟
‫- توی اسکی برام یه حادثه پیش اومد!

286
00:18:55,411 --> 00:18:57,914
‫هیچ ربطی به ویجیلنتی نداره!

287
00:18:57,997 --> 00:18:59,707
‫حتی نمی‌دونم ویجیلنتی کیه!

288
00:19:00,541 --> 00:19:02,460
‫اون مرد کیه؟

289
00:19:02,543 --> 00:19:05,380
‫حتی شاید یه زن باشه،
‫اصلا نمی‌دونم.

290
00:19:05,463 --> 00:19:08,716
‫‌جز اینکه طبق حرف تو، صدای ویجیلنتی
‫شبیه صدای منه.

291
00:19:08,800 --> 00:19:10,968
‫که باعث میشه حدس بزنم،
‫آره، شاید یه مرد هست.

292
00:19:12,554 --> 00:19:14,723
‫الان وضع خوبی نداری ها.

293
00:19:16,308 --> 00:19:18,435
‫درسته.

294
00:19:18,519 --> 00:19:20,521
‫- نه! تو؟
‫- آره، مهم نیست!

295
00:19:20,604 --> 00:19:23,315
‫- آره!
‫- گم شو بابا!

296
00:19:23,399 --> 00:19:25,359
‫- من...
‫- اسمیت، یکی اومده دیدنت.

297
00:19:27,904 --> 00:19:29,697
‫بابا، گوش کن...

298
00:19:29,781 --> 00:19:32,283
‫من چیزی در این مورد نمی‌دونستم، خب؟

299
00:19:33,702 --> 00:19:35,495
‫کسایی که باهاشون کار می‌کنم،
‫کار خودشونو کردن.

300
00:19:36,496 --> 00:19:38,081
‫اثر انگشتاتو با مال من عوض کردن.

301
00:19:38,164 --> 00:19:39,416
‫چیکار کردن؟

302
00:19:39,499 --> 00:19:41,584
‫می‌دونم، ناجوره، ولی
‫من تقصیری نداشتم.

303
00:19:41,668 --> 00:19:43,294
‫فکر می‌کنن این اثبات میشه؟

304
00:19:43,378 --> 00:19:44,922
‫نه، فکر کنـ...نمی‌دونم

305
00:19:45,005 --> 00:19:46,882
‫تنها کاری که باید بکنم
‫اینه که برم پیش این عوضیا و بگم.

306
00:19:46,966 --> 00:19:47,925
‫«اثر انگشتا رو ببین، یکی نیستن»

307
00:19:48,008 --> 00:19:49,718
‫می‌دونم.

308
00:19:50,886 --> 00:19:52,888
‫موقعی که از شکم ننت
‫اومدی بیرون من اونجا بودم.

309
00:19:52,972 --> 00:19:54,056
‫باید همون موقع گلوتو می‌بُریدم.

310
00:19:54,140 --> 00:19:55,975
‫بیخیال دیگه بابا!

311
00:19:56,058 --> 00:19:57,351
‫هیچوقت بهت هیچ حسی نداشتم
‫مثل داداشت نبودی.

312
00:19:57,435 --> 00:20:00,438
‫داداشت رو دوست داشتم.
‫ولی تو؟

313
00:20:00,521 --> 00:20:02,858
‫تو فقط یه تیکه گوشت بودی
‫که هیچ حسی بهش نداشتم.

314
00:20:03,692 --> 00:20:05,727
‫خب، شاید سخت تو دل کسی برم،

315
00:20:06,778 --> 00:20:07,904
‫ولی بالأخره می‌رم.

316
00:20:07,988 --> 00:20:08,780
‫- چی؟
‫- منظورم توی شکم که نبود.

317
00:20:08,864 --> 00:20:12,159
‫منظورم از لحاظ آدمیزاد بود.

318
00:20:12,242 --> 00:20:15,412
‫که هر چی زمان می‌گذره بیشتر ازش خوشت میاد.

319
00:20:15,495 --> 00:20:17,582
‫معنیش میشه مثلاً از یکی خوشت نمیاد و بعد.

320
00:20:18,833 --> 00:20:21,210
‫کم کم یاد می‌گیری که خوشت بیاد.

321
00:20:21,294 --> 00:20:23,171
‫تو داری خودتو با کیر مقایسه می‌کنی؟

322
00:20:23,254 --> 00:20:24,297
‫از لحاظ بد نیست که!

323
00:20:25,923 --> 00:20:28,134
‫دولتِ پنهون انقدر توی
‫برنامه‌هاشون درگیرت کردن...

324
00:20:28,217 --> 00:20:30,344
‫که داری خودتو با یه
‫کیرِ کوچیک مقایسه می‌کنی.

325
00:20:30,428 --> 00:20:32,638
‫نه این...این دقیقاً برعکس دولتِ پنهانه.

326
00:20:32,722 --> 00:20:35,184
‫- کصشر نگو!
‫- نه، اگه خبری هم باشه، ما داریم ضدشون کار می‌کنیم.

327
00:20:37,144 --> 00:20:40,063
‫یادم بمونه حتماً اینو به کارآگاه بگم.

328
00:20:40,147 --> 00:20:41,398
‫ببین، زیاد نمی‌تونم چیزی بگم
‫ولی...

329
00:20:42,191 --> 00:20:43,901
‫از فضایی‌های غیرقانونی خوشت نمیاد، مگه نه؟

330
00:20:43,984 --> 00:20:46,153
‫اینایی که میگم فضایی‌های
‫غیرقانونی واقعی هستن.

331
00:20:47,488 --> 00:20:50,158
‫به محض اینکه مأموریت تموم
‫بشه خودم رو تحویل میدم، قول میدم.

332
00:20:51,618 --> 00:20:53,995
‫مسئله بزرگتر از من و توئه.

333
00:20:54,078 --> 00:20:57,665
‫و فقط یه‌بار دارم ازت می‌خوام فداکاری کنی.

334
00:20:57,749 --> 00:21:00,668
‫مثل همیشه احمق و ساده‌ای.

335
00:21:00,752 --> 00:21:03,254
‫عمراً بذارم پسر کوفتیم واسه‌شون کار کنه.

336
00:21:04,797 --> 00:21:07,092
‫من آدم فروش نیستم ولی توی اولین فرصت.

337
00:21:07,176 --> 00:21:09,678
‫همه چیز رو بهشون میگم.

338
00:21:09,762 --> 00:21:12,223
‫نمی‌خوام عوضی بازی در بیارم بابا
‫ولی از نظر فنی اینطوری...

339
00:21:13,140 --> 00:21:15,184
‫باز هم آدم فروش حساب میشی.

340
00:21:15,267 --> 00:21:18,870
‫- از لحاظ فنی، راستش...
‫- از جلو چشمام گم شو!

341
00:21:20,105 --> 00:21:21,232
‫دیگه چیزی از من عایدت نمیشه.

342
00:21:21,315 --> 00:21:24,861
‫نگهبان، در رو باز کن!

343
00:21:26,613 --> 00:21:27,906
‫بندازیدش بیرون.

344
00:21:32,536 --> 00:21:34,287
‫به‌نظرت اونجا پیس‌میکر رو دستگیر می‌کنن؟

345
00:21:35,789 --> 00:21:39,335
‫خدا نکنه.

346
00:21:44,674 --> 00:21:46,551
‫خیلی با باباش کلنجار میره.

347
00:21:47,218 --> 00:21:49,220
‫کریس رو میگم.

348
00:21:51,305 --> 00:21:52,348
‫کریس مردِ خوبیه.

349
00:21:54,725 --> 00:21:57,271
‫مثل تو.

350
00:21:57,354 --> 00:21:58,897
‫به‌نظرت من مردِ خوبی‌ام؟

351
00:21:58,981 --> 00:22:00,065
‫آره.

352
00:22:00,148 --> 00:22:01,984
‫ضایع‌ست.

353
00:22:02,484 --> 00:22:06,238
‫ولی بابای کریس؟

354
00:22:06,321 --> 00:22:09,992
‫حاضرم بگم یکی از بدترین
‫آدماییه که این سیاره به خودش دیده.

355
00:22:10,784 --> 00:22:12,120
‫کریس از اون طرف...

356
00:22:12,203 --> 00:22:15,248
‫قلب بزرگی داره و دنبال
‫یه‌چیزیه که عاشقش بشه.

357
00:22:15,331 --> 00:22:20,003
‫ولی اون یارو...اون یارو
‫هیچی نداره که بخواد عاشق باشه.

358
00:22:21,713 --> 00:22:24,716
‫و حسابی داره اعصابمو خُرد می‌کنه.

359
00:22:24,799 --> 00:22:29,346
‫چون به‌نظرم تا وقتی بابای کریس توی
‫زندگیش باشه، اون هیچوقت قرار نیست شاد باشه.

360
00:22:30,514 --> 00:22:33,350
‫فقط میگم ای کاش یه راهی بود که باباش.

361
00:22:39,064 --> 00:22:40,065
‫از زندگیش بره.

362
00:22:43,569 --> 00:22:44,820
‫من باید برم یه کاری دارم.

363
00:22:47,198 --> 00:22:48,199
‫باشه.

364
00:22:49,200 --> 00:22:50,952
‫لعنتی.

365
00:22:57,292 --> 00:22:57,876
‫ویجیلنتی کو؟

366
00:22:57,959 --> 00:22:59,169
‫ویجیلنتی؟ اون ویجیلنتی بود؟

367
00:22:59,252 --> 00:23:01,171
‫خفه شو.

368
00:23:01,254 --> 00:23:02,798
‫یه کاری داشت.
‫نمی‌دونم.

369
00:23:02,882 --> 00:23:04,967
‫بابات چی گفت؟

370
00:23:05,051 --> 00:23:06,093
‫ای خدا...

371
00:23:06,177 --> 00:23:08,429
‫گفت قراره ما رو لو بده.

372
00:23:08,512 --> 00:23:10,139
‫چیزی خوابیدی یا نه؟

373
00:23:10,222 --> 00:23:12,892
‫- نه.
‫- بیا بریم می‌رسونمت.

374
00:23:12,975 --> 00:23:14,977
‫- پس قضیه‌ی بـ...
‫- بابات؟

375
00:23:15,061 --> 00:23:18,148
‫- آره
‫- مورن درستش می‌کنه.

376
00:23:18,231 --> 00:23:20,692
‫فقط نمی‌خواستم وقتی داخلی دستگیرت کنن.

377
00:23:20,776 --> 00:23:22,444
‫مورن گفت باید مراقب ویجیلنتی باشم.

378
00:23:22,527 --> 00:23:24,821
‫نترس بابا.
‫اون هم مشکلی براش پیش نمیاد.

379
00:23:36,250 --> 00:23:37,293
‫بالأخره وضعت درست میشه.

380
00:23:40,254 --> 00:23:42,840
‫بابام از من متنفره.

381
00:23:43,466 --> 00:23:45,593
‫همه از من متنفرن.

382
00:23:46,636 --> 00:23:48,654
‫من یه کیرم.
‫تازه کیر خوبی هم نیستم.

383
00:23:50,849 --> 00:23:52,184
‫من که ازت متنفر نیستم.

384
00:23:53,894 --> 00:23:55,729
‫و به‌نظرم...

385
00:23:56,480 --> 00:23:58,456
‫خیلی هم کیر خوبی هستی.

386
00:24:02,695 --> 00:24:03,988
‫مرسی.

387
00:24:38,399 --> 00:24:40,068
‫چیکار می‌کنه؟

388
00:24:41,319 --> 00:24:42,946
‫ای خدا
‫چه کوفتی ریختن این تو مگه؟

389
00:24:58,337 --> 00:25:00,089
‫داری چه گوهی می‌خوری؟

390
00:25:00,173 --> 00:25:01,966
‫مجبور نیستم بهت بگم مادرجنده!

391
00:25:02,050 --> 00:25:03,426
‫همین الان بخواب روی زمین!

392
00:25:03,509 --> 00:25:06,596
‫باشه! برام مهم نیست.
‫اصلاً تا شب می‌خوابم رو زمین.

393
00:25:08,890 --> 00:25:10,475
‫فقط حواست به انگشت کوچیکه‌ی پای راستم باشه.

394
00:25:10,558 --> 00:25:13,937
‫انگشت کوچیک زیاد مهم نیست.
‫واسه راه رفتن و این چیزا هم به کارت نمیاد.

395
00:25:14,021 --> 00:25:16,523
‫ولی جدیداً از اون ناحیه
‫صدمه دیدم و درد داره، پس...

396
00:25:33,249 --> 00:25:36,669
‫گوه توش.

397
00:25:40,193 --> 00:25:41,693
‫[جان اکونوموس]

398
00:25:41,758 --> 00:25:44,093
‫بهش بگو بره درِ خودش بذاره.

399
00:25:44,177 --> 00:25:45,094
‫سلام جان.

400
00:25:45,178 --> 00:25:48,974
<i>‫وای خدا!</i>
‫حسابی به‌گا رفتیم!

401
00:25:49,058 --> 00:25:51,143
‫اصلاً این سطحِ به‌گا
‫رفتن‌مون یه درجه بدتره.

402
00:25:51,227 --> 00:25:53,145
‫دستبنداشو چک کردم.
‫محکم بودن.

403
00:25:53,229 --> 00:25:54,897
‫نمی‌دونم چطوری بازشون کرده.

404
00:25:55,356 --> 00:25:56,607
<i>‫کیو میگی؟</i>

405
00:25:56,690 --> 00:25:57,983
‫به‌نظرت دارم چه خری رو میگم؟

406
00:25:58,067 --> 00:25:59,276
‫جودومسـ...

407
00:26:01,237 --> 00:26:02,154
‫کیر توش.

408
00:26:05,242 --> 00:26:06,660
‫عن توش!

409
00:26:06,743 --> 00:26:08,411
‫فکر کنم کبرای کای آزاد شده!

410
00:26:14,000 --> 00:26:16,753
‫ببین، برو بگو کارآگاه سانگ بیاد.

411
00:26:16,837 --> 00:26:18,338
‫راجع به پرونده یه‌سری اطلاعات دارم.

412
00:26:19,090 --> 00:26:22,927
‫خیلی‌خب.

413
00:26:27,557 --> 00:26:28,558
‫کجا رفت؟

414
00:26:36,984 --> 00:26:38,443
‫بیا، بیا.

415
00:26:41,822 --> 00:26:43,615
‫پنجره‌ی راهرو.

416
00:27:09,685 --> 00:27:11,687
‫بیا دوباره بجنگیم ننه سگ!

417
00:27:52,188 --> 00:27:54,774
‫خیلی‌خب.

418
00:27:55,942 --> 00:27:56,943
‫کیر توت!

419
00:27:57,527 --> 00:27:58,862
‫- کیر تو خودت!
‫- عوضی.

420
00:28:05,744 --> 00:28:07,454
‫...تو

421
00:28:07,537 --> 00:28:09,331
‫بدنِ حبابی شکل عجیبی داری!

422
00:28:10,248 --> 00:28:11,333
‫به خودم فحش میدی؟

423
00:28:12,042 --> 00:28:13,368
‫هنوز تو کلاس اول گیر کردی کوتوله!

424
00:28:29,227 --> 00:28:31,814
‫اصلاً از هیچی خبر نداری!

425
00:28:31,897 --> 00:28:34,984
‫پروانه‌ها...اونی که فکر می‌کنی نیستن.

426
00:28:35,067 --> 00:28:36,986
‫پروانه‌ها...

427
00:28:53,044 --> 00:28:55,070
‫داشتم برنده می‌شدم خیرِ سرم!

428
00:28:56,006 --> 00:28:56,965
‫چی؟

429
00:29:00,427 --> 00:29:02,137
‫مبارزه‌ی دوم‌مون بود و...

430
00:29:02,220 --> 00:29:03,931
‫داشتم شرافت و افتخارم رو پس می‌گرفتم.

431
00:29:04,015 --> 00:29:06,308
‫داشتم برنده می‌شدم، اونوقت تو...

432
00:29:06,392 --> 00:29:09,478
‫- زدی ریدی تو همه چیز!
‫- ای خدا، قابلتو نداشت.

433
00:29:09,562 --> 00:29:13,482
‫نمی‌خوام قدر نشناس باشم
‫ولی...

434
00:29:13,566 --> 00:29:14,942
‫کیر توش!

435
00:29:15,026 --> 00:29:16,694
‫تا حالا کسی رو نکُشته بودم.

436
00:29:18,112 --> 00:29:19,196
‫هنوز هم نکُشتی.

437
00:29:20,949 --> 00:29:23,744
‫این هنرمندای رزمی خیلی سگ جونن.

438
00:29:23,827 --> 00:29:25,579
‫ضربان قلب‌شون متوقف بشه
‫تمرکز می‌کنن.

439
00:29:25,662 --> 00:29:27,122
‫و کُلیه رو جایگزین قلب‌شون می‌کنن.

440
00:29:27,205 --> 00:29:29,541
‫بعدش هم کُلیه خون رو
‫توی بدن به گردش در میاره.

441
00:29:29,624 --> 00:29:31,293
‫نه، از این خبرا نیست.

442
00:29:31,376 --> 00:29:33,003
‫فقط بزرگان می‌تونن
‫اون هم تازه انگشت شمار بوده.

443
00:29:33,086 --> 00:29:34,546
‫نه، این اتفاق هیچوقت نیوفتاده.

444
00:29:34,629 --> 00:29:36,215
‫چرا، افتاده
‫یکی دو بارش رو خبر دارم.

445
00:29:36,299 --> 00:29:38,551
‫هیچکس تا حالا قلبش رو با کُلیه عوض نکرده!

446
00:29:38,634 --> 00:29:40,553
‫باید برش گردونیم داخل.

447
00:29:40,636 --> 00:29:41,888
‫باشه.

448
00:29:41,971 --> 00:29:43,806
‫به‌نظرت چی می‌خواست بگه؟

449
00:29:43,890 --> 00:29:46,100
‫«پروانه‌ها اونی که فکر می‌کنی نیستن، اونا...»

450
00:29:50,229 --> 00:29:53,609
‫چیس...پاشو بریم

451
00:31:20,993 --> 00:31:22,085
‫قضیه‌ی تو چیه حرومزاده؟

452
00:31:23,662 --> 00:31:24,663
‫لعنتی

453
00:31:27,791 --> 00:31:30,419
‫عقابی، هی
‫نه، نه.

454
00:32:04,122 --> 00:32:05,665
‫این دفعه جا نزدی، نه؟

455
00:32:07,292 --> 00:32:08,668
‫به‌نظرت می‌میره؟

456
00:32:09,252 --> 00:32:10,378
‫یحتمل آره.

457
00:32:12,464 --> 00:32:14,007
‫منو واسه این چیزا نساختن.

458
00:32:17,969 --> 00:32:21,265
‫اولین باری که آدم کُشتم...
‫یادمه تا سه ماه پریود نشدم.

459
00:32:21,891 --> 00:32:23,226
‫بعد از اون آسون شد؟

460
00:32:23,684 --> 00:32:24,810
‫نه، نه والا.

461
00:32:27,313 --> 00:32:28,848
‫ولی این که احساس عذاب داشته باشی خوبه.

462
00:32:30,608 --> 00:32:32,401
‫وگرنه اونطوری مثل آماندا والر می‌شدیم.

463
00:32:32,485 --> 00:32:34,528
‫و با جونِ آدما طوری رفتار
‫می‌کردیم انگار بی اهمیتن.

464
00:32:38,075 --> 00:32:39,409
‫هیچ کدوم از این کارا به من نمی‌خوره.

465
00:32:40,994 --> 00:32:43,455
‫اول که مُخ ویجیلنتی رو به بازی گرفتم.

466
00:32:43,538 --> 00:32:47,125
‫تا بره توی زندان بابای پیس‌میکر رو بکُشه.

467
00:32:47,209 --> 00:32:49,920
‫- و حالا هم این...
‫- برگرد عقب ببینم، چی؟

468
00:32:50,003 --> 00:32:53,383
‫هر دفعه سرمو برمی‌گردونم
‫می‌بینم یه به‌گایی جدید دادید.

469
00:32:53,466 --> 00:32:55,260
‫فکر می‌کردم والر بهم سرباز داده.

470
00:32:55,343 --> 00:32:57,178
‫ولی عوضش دار و دسته‌ی
‫پیراشکی سیب رو فرستاده.

471
00:32:59,138 --> 00:33:00,014
‫عجب مثال کلاسیکی!

472
00:33:00,057 --> 00:33:03,184
‫- دار و دسته‌ی پیراشکی سیب کیا هستن؟
‫  - یه مُشت اسکل پلشت!

473
00:33:03,268 --> 00:33:05,270
‫ولی همیشه آخرش برنده میشن.

474
00:33:05,353 --> 00:33:06,479
‫- گور بابات جان!
‫- یا خدا.

475
00:33:06,562 --> 00:33:10,276
‫تو به ویجیلنتی گفتی
‫بابای پیس‌میکر رو بکُشه؟

476
00:33:10,359 --> 00:33:11,819
‫نه دقیقاً.

477
00:33:11,902 --> 00:33:13,487
‫فقط فکرش رو انداختم توی سرش.

478
00:33:13,570 --> 00:33:15,656
‫فکر اینکه پیس‌میکر بدون باباش وضعش بهتره؟

479
00:33:15,739 --> 00:33:17,616
‫خب، باباش قراره بره به پلیس بگه که...

480
00:33:17,700 --> 00:33:20,119
‫چطوری اثر انگشت‌ها رو عوض کردیم.

481
00:33:20,202 --> 00:33:22,121
‫فقط داشتم سعی می‌کردم تصمیم سخت رو بگیرم.

482
00:33:22,204 --> 00:33:24,164
‫از اونجایی که همینجوریش...
‫اعتماد پیس‌میکر بهمون از بین رفته.

483
00:33:24,248 --> 00:33:25,499
‫به‌نظرت چه حالی میشه وقتی بفهمه.

484
00:33:25,582 --> 00:33:29,462
‫بهترین دوستش رو بازی
‫دادیم تا بره باباش رو بکُشه؟

485
00:33:29,546 --> 00:33:31,172
‫در واقع اون عقابیه.

486
00:33:31,256 --> 00:33:32,716
‫چی؟

487
00:33:32,799 --> 00:33:35,551
‫هیچی، فقط پیس‌میکر خودش میگه عقابی
‫بهترین دوستشه.

488
00:33:37,512 --> 00:33:39,306
‫خودت گفتی «بهترین دوست» خیلی‌خب؟

489
00:33:39,389 --> 00:33:41,808
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم همه هم‌فکریم.

490
00:33:41,891 --> 00:33:46,689
‫تا یکی یهو فکر نکنه آدبایو عقابی
‫رو قانع کرده بابای پیس‌میکر رو بکُشه.

491
00:33:46,772 --> 00:33:48,482
‫آخه کی همچین فکری می‌کنه؟

492
00:33:48,566 --> 00:33:50,484
‫- شاید هارکورت؟
‫- گور بابات.

493
00:33:50,568 --> 00:33:52,153
‫چرا همه دارن بهم میگن گور بابات؟

494
00:33:52,236 --> 00:33:55,823
‫یعنی به‌نظرت قراره فکر کنم آدبایو ذهن عقابی
‫رو فریب داده که بابای پیس‌میکر رو بکُشه؟

495
00:33:55,906 --> 00:33:59,453
‫خب زود گول می‌خوری!
‫همیشه زنگ می‌زنم میگم مریضم، خب دروغ میگم.

496
00:33:59,536 --> 00:34:01,788
‫می‌دونم دروغ میگی احمق
‫فقط به تخمم نیست.

497
00:34:01,814 --> 00:34:05,565
‫- خر که نیستم!
‫- پیس‌میکر هم خر نیست!

498
00:34:05,618 --> 00:34:07,461
‫- ولی انگار تو فکر می‌کنی هست
‫- به‌نظرم خر نیست.

499
00:34:07,544 --> 00:34:09,546
‫اون قراره دقیقاً بفهمه
‫که سعی داشتی چیکار کنی.

500
00:34:09,630 --> 00:34:12,966
‫فقط هم قضیه این نیست
‫باباش، یعنی اژدهای سفید.

501
00:34:13,050 --> 00:34:14,593
‫یه قاتل آموزش دیده‌ست!

502
00:34:14,676 --> 00:34:17,472
‫ممکنه ویجیلنتی رو بکُشه.
‫و بدون ویجیلنتی...

503
00:34:17,555 --> 00:34:21,184
‫قراره با یه‌نفر کمتر...
‫ترتیب پروانه‌ها رو بدیم!

504
00:34:21,267 --> 00:34:22,769
‫البته نصفِ نفر
‫چون یارو روانیه.

505
00:34:22,852 --> 00:34:26,022
‫ما فقط 4 تا آدمیم در مقابل حمله‌ی فضایی‌ها.

506
00:34:26,105 --> 00:34:28,941
‫به روانی‌ها نیاز داریم.

507
00:34:29,609 --> 00:34:30,735
‫ببخشید آقای مورن.

508
00:34:32,946 --> 00:34:34,573
‫میشه تا به‌گا تر از به‌گامون نداده...

509
00:34:34,656 --> 00:34:36,659
‫بری از زندان درش بیاری؟

510
00:34:39,119 --> 00:34:41,872
‫حتی نمی‌دونم اسمش چیه.

511
00:34:41,955 --> 00:34:46,377
‫سفید پوست، تقریباً 180 سانت
‫تقریباً 30 سالشه و چشماش سبزه.

512
00:34:47,294 --> 00:34:54,219
‫فکر کنم یه‌چیزی پیدا کردم.

513
00:34:54,302 --> 00:34:55,553
‫پیداش کردم!

514
00:34:55,637 --> 00:34:58,556
‫- آدریان چیس، ویجیلنتی.
‫- خودشه.

515
00:34:58,640 --> 00:35:02,560
‫این همون گارسونه توی
‫رستوران فنل فیلدز نبود؟

516
00:35:02,644 --> 00:35:04,813
‫و جی گفت: باشه، بهش یاد میدم چطور بجنگه.

517
00:35:04,897 --> 00:35:06,232
‫«هی بچه، این طرفو ببین»

518
00:35:06,315 --> 00:35:08,275
‫پسره برمی‌گرده اون هم محکم می‌زنه پشت کله‌ش.

519
00:35:08,359 --> 00:35:09,568
‫و میگه: این قانون اوله کصخل.

520
00:35:09,652 --> 00:35:12,029
‫حواست به حریفت باشه.

521
00:35:18,702 --> 00:35:20,913
‫چه‌خبر رفقا؟

522
00:35:20,996 --> 00:35:23,792
‫شما صد درصد باحال‌ترین آدمای اینجایید

523
00:35:23,875 --> 00:35:26,420
‫پس داشتم فکر می‌کردم
‫باید با هم آشنا بشیم.

524
00:35:26,503 --> 00:35:29,548
‫- چی؟
‫- بیاید یه موضوع انتخاب کنیم.

525
00:35:29,631 --> 00:35:30,382
‫بعد همه حلقه بزنن...

526
00:35:30,465 --> 00:35:33,260
‫و احساسشون رو راجع بهش بگن.

527
00:35:33,343 --> 00:35:35,762
‫بیاید با...نمی‌دونم...

528
00:35:35,846 --> 00:35:38,224
‫بیاید همه بگیم راجع به
‫چه چیزی که سیاه‌پوستا...

529
00:35:38,307 --> 00:35:40,309
‫به فرهنگ آمریکا اضافه کردن قدر دانیم.

530
00:35:42,061 --> 00:35:43,062
‫این یارو مسخره‌مون کرده؟

531
00:35:43,146 --> 00:35:45,273
‫نه!
‫ببینید، خودم اول میگم.

532
00:35:45,356 --> 00:35:48,484
‫قدر دان اینم که سیاه‌پوستا موسیقی
‫راک‌اندرول رو برامون آوردن.

533
00:35:48,568 --> 00:35:51,612
‫لنرد اسکینرد...
‫زی‌زی تاپ، 38 اسپشیال...

534
00:35:51,696 --> 00:35:53,614
‫تمامِ این گروه‌ها و آدما همه چیزشون رو به...

535
00:35:53,698 --> 00:35:55,701
‫سیاه‌پوستای آمریکایی و
‫موزیسین‌های سبک بلوز مدیونن...

536
00:35:55,784 --> 00:35:57,536
‫بدون اونا اصلاً وجود نداشتن.

537
00:35:57,619 --> 00:36:00,622
‫بعدش هم که موسیقی دهاتی
‫سفیدپوستی اومد و بیشتر شبیه...

538
00:36:00,706 --> 00:36:02,458
‫شبیه تمام موسیقی‌های قبل از سیاه‌پوستا بود.

539
00:36:02,541 --> 00:36:05,252
‫که مثل صدای تلمبه و خیسِ کردنِ خواهرتون بود.

540
00:36:06,336 --> 00:36:07,880
‫خیلی‌خب، این از نوبت من.

541
00:36:07,963 --> 00:36:10,424
‫حالا کدوم یکی از شما
‫خارکصه‌های احمق دهاتی...

542
00:36:10,507 --> 00:36:12,844
‫عوضی و عقب افتاده می‌خواد نوبتش باشه؟

543
00:36:14,637 --> 00:36:16,139
‫تو چه خری هستی؟

544
00:36:16,222 --> 00:36:18,975
‫تو اولی هستی؟ ایول
‫خیلی‌خب، وایسا بذار حدس بزنم.

545
00:36:19,058 --> 00:36:21,311
‫تو از این بابت از فرهنگ
‫سیاه‌پوستای آمریکا قدردانی که...

546
00:36:21,394 --> 00:36:22,854
‫سیاه‌پوستا ننتو از کون می‌کردن و تو هم...

547
00:36:22,937 --> 00:36:25,565
‫توی کُمد قایم شده بودی می‌دیدی و جق می‌زدی؟

548
00:36:35,409 --> 00:36:38,037
‫کیر توش!

549
00:36:38,120 --> 00:36:39,288
‫بلند شو!
‫یالا!

550
00:36:39,371 --> 00:36:41,040
‫آخر سر نگفتی
‫کی هستی حالا؟

551
00:36:41,123 --> 00:36:43,042
‫من کسی هستم که قراره جوری بگادت...

552
00:36:43,125 --> 00:36:44,936
‫که سوراخت مثل دُم
‫از کونت آویزون بشه.

553
00:36:46,379 --> 00:36:49,341
‫عمراً، نمی‌تونی تحریکم کنی بهت حمله کنم.

554
00:36:49,424 --> 00:36:50,717
‫جفت‌مون می‌دونیم اینجا دوربین داره.

555
00:36:50,800 --> 00:36:53,678
‫و حالا این احمق‌ها کسایی
‫هستن که دعوا رو شروع کردن.

556
00:36:53,762 --> 00:36:57,265
‫بشینید روی زمین!
‫جفت‌تون! همین حالا!

557
00:36:57,349 --> 00:37:00,978
‫هی، این یارو سفید آریاییه دعوا
‫رو شروع کرد، اون یکی بی‌تقصیره.

558
00:37:01,062 --> 00:37:02,271
‫تو بابای بدی هستی.

559
00:37:03,856 --> 00:37:06,234
‫باید با کارآگاه سانگ حرف بزنم.
‫همین حالا!

560
00:37:06,317 --> 00:37:08,694
‫- گندش بزنن.
‫- باید با کارآگاه سانگ حرف بزنم.

561
00:37:08,778 --> 00:37:10,863
‫اطلاعات مهمی واسه پرونده دارم.

562
00:37:10,947 --> 00:37:11,656
‫پسرم می‌خواد منو بکُشه.

563
00:37:11,739 --> 00:37:13,991
‫- کارآگاه سانگ رو بگید بیاد!
‫ - یالا.

564
00:37:23,752 --> 00:37:25,587
‫سلام.

565
00:37:25,671 --> 00:37:26,380
‫ای خدا.

566
00:37:26,463 --> 00:37:29,007
‫فکر می‌کردم اینجا باشی.

567
00:37:29,091 --> 00:37:31,885
‫جدی باید خارج از ساعت
‫کاری دیگه ولم کنی اسمیت.

568
00:37:31,969 --> 00:37:34,013
‫مگه اینکه مربوط به کار باشه صحبتت.

569
00:37:35,473 --> 00:37:37,559
‫خب، یه‌جورایی مربوط به کار هست.

570
00:37:39,227 --> 00:37:40,186
‫چیه؟

571
00:37:41,855 --> 00:37:44,274
‫توی پرونده‌م نوشته وقتی
‫بچه بودم بابام چیکار می‌کرده؟

572
00:37:44,357 --> 00:37:45,441
‫چی؟

573
00:37:45,525 --> 00:37:46,609
‫آدبایو گفت یه‌سری مسائل هست.

574
00:37:46,693 --> 00:37:49,405
‫راجع به من و بابام، توی بچگیم.

575
00:37:51,657 --> 00:37:53,066
‫- هیچوقت پرونده‌ت رو نخوندم.
‫- آره...

576
00:37:55,494 --> 00:37:56,795
‫ولی خب باز هم یه‌چیزایی می‌دونی.

577
00:37:59,331 --> 00:38:01,667
‫باشه، نوشته وقتی نوجوون
‫بودی بهت یاد داده آدم بکُشی.

578
00:38:01,750 --> 00:38:03,794
‫و نوشته برادرت تحت شرایط مرموزی...

579
00:38:03,877 --> 00:38:05,922
‫مُرده و تو...

580
00:38:06,006 --> 00:38:08,300
‫توی اتفاق افتادنش دخیل بودی.

581
00:38:14,848 --> 00:38:16,474
‫ممنون.

582
00:38:16,558 --> 00:38:17,392
‫همین؟

583
00:38:17,475 --> 00:38:19,352
‫نه، ممه‌هات توی اون لباس خیلی خوشگلن.

584
00:38:19,436 --> 00:38:22,356
‫و اینو به‌عنوان تعریف میگم.
‫نه از لحاظ سکسی و جنسی.

585
00:39:43,149 --> 00:39:44,150
‫آزادی می‌تونی بری.

586
00:39:44,610 --> 00:39:45,820
‫من؟

587
00:39:45,903 --> 00:39:47,530
‫آره.

588
00:39:47,613 --> 00:39:49,240
‫فکر کنم اون بالا مالاها پارتی داری.

589
00:40:22,466 --> 00:40:24,366
‫[کی‌یا]

590
00:40:58,354 --> 00:40:59,814
‫اومدم دنبالت ببرمت خونه.

591
00:41:00,648 --> 00:41:01,441
‫سوار شو.

592
00:41:16,582 --> 00:41:18,834
‫باباش هنوز زنده‌ست.

593
00:41:21,003 --> 00:41:22,254
‫من آدرینم.

594
00:41:24,049 --> 00:41:28,011
‫باشه.

595
00:41:28,094 --> 00:41:29,888
‫فکر کنم اوضاع رو بدتر کرده باشم.

596
00:42:32,204 --> 00:42:33,581
‫پیس‌میکر...

597
00:42:35,207 --> 00:42:36,708
‫چه جوکی.

598
00:43:50,736 --> 00:43:53,037
‫[دارایی‌ها و کیفِ آنی استورفازن]

599
00:43:59,261 --> 00:44:02,261
‫[گلن تای - کارخانه بطری سازی]

600
00:44:11,059 --> 00:44:12,227
‫- لیوتا.
‫- فکر کنم یه‌چیزی پیدا کردم.

601
00:44:12,310 --> 00:44:16,356
‫عالیه.
‫الان میام.

602
00:44:16,455 --> 00:44:23,455
<font color="#ffff00">ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
</font>603
00:44:23,479 --> 00:44:30,479
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »
604
00:45:51,290 --> 00:45:54,126
‫اگه مثل اردک راه بره
‫پس یا اردکه...

605
00:45:54,210 --> 00:45:57,755
‫یا اردکی که یه‌جور لباس انسان‌نما پوشیده.

606
00:45:57,838 --> 00:46:00,424
‫نمی‌دونم! اون نمی‌تونه راه‌رفتن
‫مخصوصش رو مخفی کنه!

607
00:46:00,508 --> 00:46:01,217
‫اصلاً چطور همچین چیزی ممکنه؟

608
00:46:01,300 --> 00:46:03,095
‫چی چطوری ممکنه؟

609
00:46:03,178 --> 00:46:04,262
‫اردکی که لباس انسان پوشیده باشه.

610
00:46:04,346 --> 00:46:06,890
‫اصلاً اندازه‌شون به هم نمی‌خوره!

611
00:46:06,973 --> 00:46:10,060
‫اونطوری مثلاً شلوار توی پای کوچیک
‫و انگشتای وصل به هم‌شون گیر می‌کرد.

612
00:46:10,143 --> 00:46:12,961
‫و تُمبون‌شون رو نمی‌تونستن کامل پا کنن
‫اصلاً نمیشه اونطوری!

613
00:46:13,021 --> 00:46:15,148
‫منقار و ماسک رو چی میگی؟

614
00:46:15,232 --> 00:46:17,651
‫اونوقت چطوری حرف بزنن؟
‫دهن‌شون چطوری کار می‌کنه؟

615
00:46:17,734 --> 00:46:19,028
‫هیچ‌کدوم از اینا رو نمی‌فهمم!

616
00:46:19,112 --> 00:46:21,697
‫تو تا حالا کلی فکر احمقانه داشتی ویجیلنتی.

617
00:46:21,781 --> 00:46:24,117
‫ولی اردک توی لباس انسان؟

618
00:46:24,200 --> 00:46:27,078
‫کصشر ترین فکریه که تا حالا داشتی!

619
00:46:27,161 --> 00:46:28,596
‫تازه به من هم توهین شده.

620
00:46:28,746 --> 00:46:32,142
‫چون من روح دارم.

621
00:46:33,349 --> 00:46:36,745
‫اردک نیستم.

