1
00:01:10,146 --> 00:01:12,313
‏‫همینطور داره ادامه پیدا میکنه...‬

2
00:01:12,337 --> 00:01:22,337
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
3
00:01:40,852 --> 00:01:43,143
‏‫رد ابزارهایی که اینجا رو حفر کردن...‬

4
00:01:43,893 --> 00:01:45,518
‏‫چهار هزار سال پیش.‬

5
00:02:24,098 --> 00:02:25,765
‏‫ابزارها رو بده.‬

6
00:02:44,513 --> 00:02:46,554
‏‫خنوم-خوفو.‬

7
00:02:47,596 --> 00:02:48,971
‏‫فاروق...‬

8
00:02:49,429 --> 00:02:50,804
‏‫خئوپسِ.‬

9
00:02:51,429 --> 00:02:53,262
‏‫میدونی یعنی چی؟‬

10
00:02:54,554 --> 00:02:57,137
‏‫این یه سرِ یدکیه، یه سر جادویی.‬

11
00:02:58,054 --> 00:03:00,928
‏‫ممکنه تالار سلطنتی درست اونجا باشه.‬

12
00:03:18,218 --> 00:03:23,259
‏‫اینجا پیدا شده و به فرانسه برده شده،‬

13
00:03:23,301 --> 00:03:25,676
‏‫دوم ترمیدور سال هفتم.‬

14
00:03:27,509 --> 00:03:29,800
‏‫این چیه؟ کی نوشته؟‬

15
00:03:29,842 --> 00:03:30,967
‏‫یه توریست.‬

16
00:03:31,009 --> 00:03:32,717
‏‫داری چی میگی؟‬

17
00:03:32,759 --> 00:03:35,300
‏‫یه توریست توی سال 1799.‬

18
00:03:35,634 --> 00:03:36,926
‏‫اردوکشی مصر.‬

19
00:03:37,550 --> 00:03:40,592
‏‫اون موقع ها همه جا یادگاری مینوشتن.‬

20
00:03:40,634 --> 00:03:42,383
‏‫اون حشره زیرش چیه؟‬

21
00:03:43,175 --> 00:03:44,966
‏‫اون چیه؟ مگسه؟‬

22
00:03:46,175 --> 00:03:49,799
‏‫این حس رو نداری که قبلاً یه جایی دیدیمش؟‬

23
00:03:50,424 --> 00:03:53,174
‏‫اتاق های خالی؟‬
‏‫کلی دیدیم، آره!‬

24
00:03:53,215 --> 00:03:55,506
‏‫منظورم این نیست. منظورم اینه.‬

25
00:03:56,632 --> 00:03:58,173
‏‫اینجا رو دیوار کشیدن.‬

26
00:03:58,840 --> 00:03:59,965
‏‫زود باش، یالا!‬

27
00:04:00,006 --> 00:04:02,215
‏‫وسایل درست و حسابی نداریم.‬

28
00:04:02,256 --> 00:04:05,922
‏‫30 ساله منتظر اینم، بعد تو غر میزنی؟‬

29
00:04:05,963 --> 00:04:07,005
‏‫برو جلو!‬

30
00:04:07,048 --> 00:04:08,464
‏‫- کار سختیه.‬
‏‫- خواهش میکنم.‬

31
00:04:09,131 --> 00:04:10,339
‏‫خرابش کن!‬

32
00:04:10,380 --> 00:04:11,714
‏‫برو جلو.‬

33
00:04:11,755 --> 00:04:13,589
‏‫بوی غذای سرخ کرده میاد؟‬

34
00:04:13,631 --> 00:04:15,671
‏‫خیله خب، بسه دیگه.‬

35
00:04:16,130 --> 00:04:18,546
‏‫خودم انجامش میدم.‬
‏‫چکش رو بده.‬

36
00:04:22,129 --> 00:04:22,671
‏‫وایسا!‬

37
00:04:28,921 --> 00:04:29,837
‏‫لعنتی.‬

38
00:04:29,879 --> 00:04:31,129
‏‫خوبم، حالم خوبه.‬

39
00:04:31,629 --> 00:04:33,004
‏‫- خوبی؟‬
‏‫- عجله کن!‬

40
00:04:43,628 --> 00:04:45,544
‏‫گفتم که وسایلش رو نداریم!‬

41
00:05:01,001 --> 00:05:03,293
‏‫- کارت خوب بود، فاروق.‬
‏‫- لعنتی!‬

42
00:05:03,335 --> 00:05:05,751
‏‫اون گنج 4000 ساله که گم شده.‬

43
00:05:05,792 --> 00:05:08,209
‏‫و ما یه سرنخ جدید باورنکردنی داریم!‬

44
00:05:08,250 --> 00:05:10,209
‏‫- کجا؟‬
‏‫- موزه، زود باش.‬

45
00:06:08,621 --> 00:06:12,370
‏‫جویندگان گنج‬

46
00:06:18,620 --> 00:06:20,827
‏‫توریستا واقعاً بلای جون مصر هستن.‬

47
00:06:21,744 --> 00:06:22,952
‏‫پروفسور رابینسون؟‬

48
00:06:22,994 --> 00:06:25,203
‏‫اشتباه گرفتید، ببخشید.‬
‏‫روز خوبی داشته باشید.‬

49
00:06:26,702 --> 00:06:29,327
‏‫اوناهاش.‬
‏‫نگران نباش، برات توضیح میدم.‬

50
00:06:30,577 --> 00:06:33,077
‏‫حفاری غیر مجاز؟‬
‏‫چه نبوغی.‬

51
00:06:33,327 --> 00:06:34,659
‏‫مگه دیوونه شدی؟‬

52
00:06:34,701 --> 00:06:37,243
‏‫- هیچکس نشناختمون.‬
‏‫- اتفاقا کل قاهره!‬

53
00:06:37,285 --> 00:06:41,076
‏‫اگه سه سال پیش اجازه داده بودی حفاری کنم،‬
‏‫این وضع رو نداشتیم!‬

54
00:06:41,785 --> 00:06:43,825
‏‫- میفتی زندان.‬
‏‫- قضیه خیلی جدیه.‬

55
00:06:43,867 --> 00:06:45,909
‏‫- حق با کریستین بود.‬
‏‫- "حق با کریستین بود."‬

56
00:06:45,950 --> 00:06:48,784
‏‫در مورد چی؟‬
‏‫مقبره سلطنتی رو پیدا کردی؟‬

57
00:06:48,825 --> 00:06:53,033
‏‫نه، ولی مدرک دارم که گنجینه‬
‏‫خئوپس جابجا شده.‬

58
00:06:55,033 --> 00:06:55,741
‏‫دفتر من.‬

59
00:06:55,783 --> 00:06:57,241
‏‫برای جلوگیری از غارت!‬

60
00:06:57,492 --> 00:07:01,200
‏‫گنجینه های سِتی یکم و‬
‏‫رامسس دوم رو کجا پیدا کردیم؟‬

61
00:07:01,241 --> 00:07:04,032
‏‫در مورد خئوپس هم دقیقا همینه.‬

62
00:07:04,074 --> 00:07:06,532
‏‫باز که این تئوری رو شروع کردی...‬

63
00:07:06,574 --> 00:07:08,574
‏‫شماها که نمی خواین گوش بدین!‬

64
00:07:08,616 --> 00:07:10,366
‏‫دقیقا چی پیدا کردی؟‬

65
00:07:10,698 --> 00:07:11,990
‏‫سر ذخیره خئوپس.‬

66
00:07:12,032 --> 00:07:14,656
‏‫- سر ذخیره خئوپس؟‬
‏‫- بله.‬

67
00:07:14,948 --> 00:07:17,281
‏‫و مدرکی که نشون میده گنجینه جابجا شده.‬

68
00:07:17,615 --> 00:07:18,740
‏‫اونو فهمیدم.‬

69
00:07:18,781 --> 00:07:21,031
‏‫نه، بلکه دو بار جابجا شده!‬

70
00:07:21,073 --> 00:07:23,989
‏‫دو بار، می فهمی؟‬
‏‫اول در دوران باستان‬

71
00:07:24,031 --> 00:07:25,697
‏‫و بار دوم‬

72
00:07:25,739 --> 00:07:29,364
‏‫به فرانسه،‬
‏‫در جریان لشکرکشی بناپارت به مصر!‬

73
00:07:29,405 --> 00:07:30,821
‏‫- به فرانسه؟‬
‏‫- به فرانسه.‬

74
00:07:32,696 --> 00:07:33,447
‏‫مطمئنی؟‬

75
00:07:34,446 --> 00:07:35,446
‏‫پلیسه.‬

76
00:07:38,404 --> 00:07:39,196
‏‫الو؟‬

77
00:07:39,904 --> 00:07:42,071
‏‫الو، جناب بازرس.‬

78
00:07:42,655 --> 00:07:43,571
‏‫در مورد...؟‬

79
00:07:44,321 --> 00:07:45,820
‏‫پروفسور رابینسون؟‬

80
00:07:47,278 --> 00:07:50,153
‏‫- پلیس بود!‬
‏‫- دوباره زنگ می زنن.‬

81
00:07:50,195 --> 00:07:51,236
‏‫نگاه کن!‬

82
00:07:51,528 --> 00:07:55,320
‏‫"در اینجا پیدا شد و به فرانسه برده شد،‬
‏‫دوم ترمیدور سال هفتم."‬

83
00:07:55,362 --> 00:07:58,527
‏‫این یعنی چی؟‬
‏‫یعنی جولای ۱۷۹۹!‬

84
00:07:58,569 --> 00:08:02,069
‏‫بغل سر خئوپس چی "پیدا" شده؟‬

85
00:08:02,319 --> 00:08:06,693
‏‫چی "پیدا" شده که انقدر مهم بوده‬
‏‫که مجبور شدن یه پیغام بذارن؟‬

86
00:08:06,735 --> 00:08:08,194
‏‫باید جواب بدم.‬

87
00:08:08,235 --> 00:08:11,777
‏‫انگلیسی ها هم همین نوشته رو‬
‏‫برای سنگ روزتا گذاشتن.‬

88
00:08:13,276 --> 00:08:14,276
‏‫فایزه،‬

89
00:08:14,735 --> 00:08:16,068
‏‫راجع به بازگردوندن چی؟‬

90
00:08:16,526 --> 00:08:21,151
‏‫تو تمام روزهات رو صرف این می کنی که از دنیا خواهش کنی‬
‏‫گنجینه هایی که مال اینجاست رو برگردونن.‬

91
00:08:21,193 --> 00:08:22,692
‏‫بهت قول میدم،‬

92
00:08:22,733 --> 00:08:27,275
‏‫اگه گنجینه خئوپس تو فرانسه باشه،‬
‏‫شخصا برش می گردونم به مصر.‬

93
00:08:32,524 --> 00:08:34,274
‏‫بله، جناب بازرس...‬

94
00:08:35,149 --> 00:08:38,024
‏‫بله، عجیبه، ارتباطمون قطع شد.‬

95
00:08:38,066 --> 00:08:39,232
‏‫داشتی می گفتی؟‬

96
00:08:39,982 --> 00:08:41,483
‏‫یه شاهد اونو شناسایی کرده؟‬

97
00:08:42,732 --> 00:08:44,398
‏‫آدرس رابینسون؟‬

98
00:08:47,732 --> 00:08:49,482
‏‫خیابان الطابیه، پلاک ۳.‬

99
00:08:51,482 --> 00:08:53,648
‏‫خداحافظ، جناب بازرس.‬

100
00:08:57,065 --> 00:08:58,147
‏‫ممنون.‬

101
00:08:58,397 --> 00:09:00,356
‏‫دست خالی برنگردی.‬

102
00:09:01,731 --> 00:09:02,813
‏‫و قاهره رو ترک کن.‬

103
00:09:03,897 --> 00:09:05,189
‏‫نمیخوام اینجا باشی.‬

104
00:09:08,022 --> 00:09:10,146
‏‫از طریق اسکندریه میریم.‬

105
00:09:10,188 --> 00:09:12,271
‏‫اونجا قایم میشم. یه رفیق دارم که...‬

106
00:09:14,313 --> 00:09:16,604
‏‫داری چیکار میکنی؟ وقت نداریم!‬

107
00:09:16,646 --> 00:09:18,729
‏‫- اونجا.‬
‏‫- میدونی تو خطریم؟‬

108
00:09:18,771 --> 00:09:19,896
‏‫نگاه کن.‬

109
00:09:21,979 --> 00:09:23,937
‏‫- مگسه؟‬
‏‫- نه، نه مگس.‬

110
00:09:24,229 --> 00:09:25,145
‏‫مورچه.‬

111
00:09:25,604 --> 00:09:27,270
‏‫این نشونه‌ی...‬

112
00:09:27,728 --> 00:09:28,728
‏‫دی وی دی؟‬

113
00:09:28,770 --> 00:09:30,978
‏‫دقیقاً، دومینیک ویوان دنون.‬

114
00:09:31,020 --> 00:09:33,645
‏‫اون با بناپارت به مصر اومد.‬

115
00:09:34,144 --> 00:09:37,603
‏‫مطمئنم اون کسیه که این پیام رو نوشته.‬

116
00:09:38,228 --> 00:09:42,477
‏‫دومینیک ویوان دنون سال ۱۷۹۹ با بناپارت‬
‏‫به فرانسه برگشت،‬

117
00:09:42,519 --> 00:09:45,435
‏‫در حالی که بقیه محقق‌ها‬
‏‫تو مصر موندن.‬

118
00:09:45,477 --> 00:09:47,227
‏‫- چرا اون نموند؟‬
‏‫- دقیقاً.‬

119
00:09:48,143 --> 00:09:48,976
‏‫چرا؟‬

120
00:09:49,018 --> 00:09:51,851
‏‫و عجیب اینجاست، وقتی به فرانسه برگشت...‬

121
00:09:51,893 --> 00:09:52,851
‏‫گذرنامه؟‬

122
00:09:52,893 --> 00:09:55,643
‏‫ناپلئون اونو به عنوان رئیس‬
‏‫موزه لوور منصوب کرد!‬

123
00:09:55,684 --> 00:09:57,726
‏‫این ترفیع همه رو گیج کرد.‬

124
00:09:57,768 --> 00:09:58,684
‏‫خب؟‬

125
00:09:58,726 --> 00:10:00,892
‏‫شاید برای تشکر ازش بود.‬

126
00:10:01,267 --> 00:10:03,642
‏‫شاید برای تشکر ازش بود‬

127
00:10:03,683 --> 00:10:05,558
‏‫برای پیدا کردن یه گنج خیره کننده؟‬

128
00:10:05,600 --> 00:10:08,725
‏‫کریستین، این عالیه، ولی باید بریم.‬

129
00:10:08,767 --> 00:10:09,600
‏‫زود باش!‬

130
00:10:10,725 --> 00:10:12,891
‏‫همینه! فهمیدم.‬

131
00:10:12,933 --> 00:10:14,225
‏‫چی رو فهمیدی؟‬

132
00:10:14,266 --> 00:10:16,891
‏‫چرا حس میکردم قبلاً اونجا رو دیدم.‬

133
00:10:16,933 --> 00:10:19,098
‏‫- چرا؟‬
‏‫- چون دیده بودمش.‬

134
00:10:19,140 --> 00:10:20,182
‏‫کجا؟‬

135
00:10:21,599 --> 00:10:22,807
‏‫تو پاریس.‬

136
00:10:35,640 --> 00:10:36,639
‏‫نگاه کن.‬

137
00:10:39,722 --> 00:10:41,430
‏‫وای. حالا دیگه مطمئن شدیم.‬

138
00:10:42,263 --> 00:10:43,555
‏‫آره، قطعاً.‬

139
00:10:44,096 --> 00:10:46,055
‏‫باید زودتر به ما خبر میدادن.‬

140
00:10:46,096 --> 00:10:47,138
‏‫اینا کین؟‬

141
00:10:47,180 --> 00:10:49,388
‏‫مزاحم های اداره باستان شناسی منطقه ای.‬

142
00:10:50,055 --> 00:10:51,138
‏‫آبا م‌م؟‬

143
00:10:51,429 --> 00:10:53,763
‏‫جدی؟ برای این آشغال ها؟‬

144
00:11:01,553 --> 00:11:04,179
‏‫دارن چیکار میکنن؟ عقلشون رو از دست دادن؟‬

145
00:11:04,428 --> 00:11:06,595
‏‫تمومش کنید! پایین آدم هست.‬

146
00:11:07,220 --> 00:11:09,053
‏‫بهتون میگم کی دوباره شروع کنیم.‬

147
00:11:10,928 --> 00:11:12,594
‏‫خیلی طول میکشه؟‬

148
00:11:14,803 --> 00:11:16,469
‏‫این شک ما رو تأیید میکنه.‬

149
00:11:17,260 --> 00:11:19,968
‏‫این یه قاشق چایخوری رومی-گالی مربوط به قرن سومه.‬

150
00:11:20,010 --> 00:11:22,177
‏‫و یه تیکه از یه کاسه. مال همون دوره‌س.‬

151
00:11:22,219 --> 00:11:24,885
‏‫اوه، یه کاسه و یه قاشق. عالیه.‬

152
00:11:25,384 --> 00:11:27,468
‏‫فقط یه کم کورن فلکس کم داری!‬

153
00:11:28,593 --> 00:11:31,718
‏‫فکر کنم هممون موافقیم، خیلی مهم نیست، درسته؟‬

154
00:11:31,760 --> 00:11:33,759
‏‫ممنون از نظر کارشناسیت.‬

155
00:11:33,801 --> 00:11:34,759
‏‫خواهش می‌کنم.‬

156
00:11:34,801 --> 00:11:37,009
‏‫ما می‌خوایم درخواست توقف کار رو بدیم.‬

157
00:11:37,051 --> 00:11:38,300
‏‫باشه، هر کاری دوست داری بکن.‬

158
00:11:38,342 --> 00:11:39,134
‏‫ببخشید؟‬

159
00:11:39,175 --> 00:11:41,509
‏‫کار داریم که باید تمومش کنیم، فهمیدی؟‬

160
00:11:41,550 --> 00:11:45,050
‏‫مثل همیشه از وزیر می‌خوایم دخالت کنه، بعدش ادامه می‌دیم.‬

161
00:11:45,300 --> 00:11:47,050
‏‫کارگرای مترو همه‌شون مثل همن.‬

162
00:11:47,092 --> 00:11:49,591
‏‫مثل موش کورهای نشئه تونل می‌کنن.‬

163
00:11:54,049 --> 00:11:56,132
‏‫دستگاه‌هاتون بهتون حس قدرت می‌ده؟‬

164
00:11:58,299 --> 00:11:59,132
‏‫آره.‬

165
00:11:59,965 --> 00:12:01,007
‏‫و حماقت؟‬

166
00:12:01,757 --> 00:12:02,882
‏‫خیلی خب، بسه دیگه.‬

167
00:12:04,757 --> 00:12:06,173
‏‫برگردین سر کارتون.‬

168
00:12:09,423 --> 00:12:10,340
‏‫لعنتی.‬

169
00:12:12,589 --> 00:12:14,048
‏‫حالت خوبه، ایزیس؟‬

170
00:12:14,339 --> 00:12:15,339
‏‫نه.‬

171
00:12:15,589 --> 00:12:16,589
‏‫چی شده؟‬

172
00:12:16,880 --> 00:12:18,963
‏‫- بابام پاریسه.‬
‏‫- لعنتی.‬

173
00:12:19,005 --> 00:12:19,922
‏‫آره.‬

174
00:12:49,003 --> 00:12:51,586
‏‫شما اصالت این مجسمه‌ها رو بررسی نکردید؟‬

175
00:12:51,628 --> 00:12:53,044
‏‫چرا، خانم معاون.‬

176
00:12:53,086 --> 00:12:55,044
‏‫هیچ‌کس نمی‌تونست بدونه.‬

177
00:12:55,086 --> 00:12:57,336
‏‫این گواهی‌نامه کاملاً...‬

178
00:12:57,377 --> 00:12:58,418
‏‫کاملاً جعلی بود.‬

179
00:12:58,460 --> 00:13:01,377
‏‫پیام رو گرفتیم. صبر کنید، خانم معاون.‬

180
00:13:01,418 --> 00:13:04,335
‏‫یه مسئله استرداد هم هست.‬

181
00:13:04,710 --> 00:13:06,793
‏‫درخواست‌های خیلی زیادی هست. مخصوصاً از طرف مصر.‬

182
00:13:06,834 --> 00:13:08,834
‏‫بین چیزهایی که امروز غارت می‌شه‬

183
00:13:08,876 --> 00:13:10,584
‏‫با گذشته، یه پایانی نداره.‬

184
00:13:10,626 --> 00:13:13,501
‏‫اگه همه‌شون رو پس بدیم، موزه لوور خالی می‌شه!‬

185
00:13:13,542 --> 00:13:15,417
‏‫من باید چیکار کنم؟‬

186
00:13:15,459 --> 00:13:17,000
‏‫- تو؟ هیچی.‬
‏‫- واقعاً؟‬

187
00:13:17,042 --> 00:13:19,125
‏‫زودی دیگه مشکل تو نخواهد بود.‬

188
00:13:20,500 --> 00:13:21,625
‏‫منظورت چیه؟‬

189
00:13:21,667 --> 00:13:25,208
‏‫ما برای این رسوایی قاچاق به یه قربانی نیاز داریم...‬

190
00:13:28,707 --> 00:13:29,832
‏‫گیوم!‬

191
00:13:30,208 --> 00:13:31,291
‏‫اوه نه.‬

192
00:13:31,333 --> 00:13:32,707
‏‫سلام، گیوم.‬

193
00:13:32,749 --> 00:13:35,123
‏‫کریستین، مگه تو قاهره نیستی؟‬

194
00:13:35,165 --> 00:13:36,707
‏‫من دیگه قاهره نیستم.‬

195
00:13:36,749 --> 00:13:38,873
‏‫- از قاهره اومدی؟‬
‏‫- بله.‬

196
00:13:38,915 --> 00:13:40,790
‏‫ما داشتیم در مورد مصر صحبت می‌کردیم.‬

197
00:13:40,831 --> 00:13:41,581
‏‫واقعاً؟‬

198
00:13:41,623 --> 00:13:44,290
‏‫بازرس کامیل کنسولاتی، OCBC.‬

199
00:13:45,165 --> 00:13:47,997
‏‫یعنی قاچاق آثار هنری، درسته؟‬

200
00:13:48,039 --> 00:13:49,623
‏‫- دقیقاً.‬
‏‫- فهمیدم.‬

201
00:13:49,665 --> 00:13:52,539
‏‫پدر خانومم، کریستین رابینسون، مصرشناس.‬

202
00:13:52,580 --> 00:13:54,997
‏‫عالیه. شما تو قاهره زندگی می‌کنین؟‬

203
00:13:55,039 --> 00:13:56,538
‏‫آره، من اون‌جا زندگی می‌کنم.‬

204
00:13:56,914 --> 00:13:58,247
‏‫این رو از من پنهون کردی.‬

205
00:13:59,080 --> 00:14:00,871
‏‫من چیزی رو پنهون نکردم، من...‬

206
00:14:00,913 --> 00:14:02,746
‏‫ما باید خصوصی با هم حرف بزنیم.‬

207
00:14:02,788 --> 00:14:05,247
‏‫- ببخشید.‬
‏‫- درسته، ببخشید...‬

208
00:14:05,288 --> 00:14:07,038
‏‫- روز خوبی داشته باشین.‬
‏‫- ببخشید.‬

209
00:14:07,288 --> 00:14:08,663
‏‫چرا اینجایی؟‬

210
00:14:08,704 --> 00:14:10,454
‏‫نتونستم پیدات کنم!‬

211
00:14:10,496 --> 00:14:12,912
‏‫- اون رو می‌شناسی؟‬
‏‫- فقط تعریفش رو شنیدم.‬

212
00:14:13,329 --> 00:14:15,412
‏‫- خب؟‬
‏‫- باهوش و رک.‬

213
00:14:15,870 --> 00:14:17,453
‏‫یه کم لغزنده‌اس.‬

214
00:14:19,286 --> 00:14:22,245
‏‫خیلی موقع بدیه. مثل همیشه.‬
‏‫مخصوصاً امروز.‬

215
00:14:22,286 --> 00:14:24,827
‏‫ماه‌ها خبری نبود، بعد یهو پیدات شد!‬

216
00:14:25,119 --> 00:14:26,370
‏‫- گرفتی چی شد؟‬
‏‫- بله.‬

217
00:14:26,411 --> 00:14:27,911
‏‫دفتر من اون طرفه...‬

218
00:14:27,953 --> 00:14:29,869
‏‫- من ویوان دنون رو می‌خوام.‬
‏‫- چی؟‬

219
00:14:29,911 --> 00:14:32,202
‏‫من موزه لوور رو از حفظم.‬

220
00:14:33,702 --> 00:14:36,452
‏‫چرا می‌خوای بری‬
‏‫به دفتر قدیمی دنون؟‬

221
00:14:36,952 --> 00:14:38,618
‏‫من وقت این کارا رو ندارم.‬

222
00:14:39,369 --> 00:14:42,493
‏‫پس الان گنج‬
‏‫خئوپس تو فرانسه است؟‬

223
00:14:46,618 --> 00:14:48,535
‏‫عقل رو زائل می‌کنه، نه؟‬

224
00:14:48,576 --> 00:14:51,243
‏‫هیچی رو زائل نمی‌کنه.‬
‏‫این ایده من رو وحشت‌زده می‌کنه.‬

225
00:14:51,909 --> 00:14:53,243
‏‫مسخره‌اس.‬

226
00:14:58,492 --> 00:14:59,950
‏‫این فوق‌العاده‌اس.‬

227
00:15:00,367 --> 00:15:05,991
‏‫همه‌چیز دقیقاً همون‌جوری مونده‬
‏‫که ویوان دنون سال ۱۸۱۵ گذاشت.‬

228
00:15:16,490 --> 00:15:19,698
‏‫هنوز هم می‌تونی حضورش رو حس کنی.‬
‏‫خیلی عجیبه.‬

229
00:15:23,864 --> 00:15:25,656
‏‫کریستین، چرا ما اینجاییم؟‬

230
00:15:28,114 --> 00:15:29,280
‏‫کریستین؟‬

231
00:15:36,905 --> 00:15:38,655
‏‫بزن در هدف، جایزه رو بردی!‬

232
00:15:40,321 --> 00:15:41,488
‏‫بزن در هدف، جایزه رو بردی.‬

233
00:15:41,780 --> 00:15:43,905
‏‫می‌دونستم اون‌جا رو قبلاً دیدم.‬

234
00:15:43,946 --> 00:15:45,862
‏‫تاریخش یکیه، بیا ببین!‬

235
00:15:45,904 --> 00:15:46,655
‏‫چی؟‬

236
00:15:47,571 --> 00:15:48,862
‏‫گنج خئوپس،‬

237
00:15:48,904 --> 00:15:53,362
‏‫همون‌طور که دومینیک ویوان دنون کشیده‬
‏‫در سال ۱۷۹۹.‬

238
00:15:53,779 --> 00:15:56,445
‏‫تو قاهره. قبل از اینکه بیارتش فرانسه.‬

239
00:15:56,487 --> 00:15:59,694
‏‫پس این نقاشی ۲۰۰ ساله اینجاست‬
‏‫و هیچ‌کی ندیده؟‬

240
00:15:59,736 --> 00:16:02,653
‏‫چطور می‌تونستن ببینن؟‬
‏‫اسمی از خئوپس نبرده.‬

241
00:16:03,319 --> 00:16:05,486
‏‫وقتی دنون این گنج رو کشید‬

242
00:16:05,528 --> 00:16:08,319
‏‫هنوز موفق به رمزگشایی هیروگلیف نشده بودیم.‬

243
00:16:08,361 --> 00:16:10,277
‏‫باید تا سال ۱۸۲۲ صبر می‌کردیم،‬

244
00:16:10,693 --> 00:16:11,735
‏‫شامپولیون،‬

245
00:16:12,236 --> 00:16:14,277
‏‫تا شروع کنیم به فهمیدنش.‬

246
00:16:14,318 --> 00:16:16,985
‏‫ولی اگه دقیق‬
‏‫به تابوت نگاه کنی،‬

247
00:16:17,401 --> 00:16:19,068
‏‫می‌بینی که از سنگ ساخته شده.‬

248
00:16:19,443 --> 00:16:21,318
‏‫نه چوب، سنگ.‬

249
00:16:21,943 --> 00:16:23,151
‏‫از جنس کلسیت.‬

250
00:16:23,609 --> 00:16:25,151
‏‫کلسیت یعنی پادشاهی کهن.‬

251
00:16:25,193 --> 00:16:25,943
‏‫این خئوپس!‬

252
00:16:29,942 --> 00:16:32,025
‏‫میتونم روت حساب کنم که کمکم کنی؟‬

253
00:16:32,817 --> 00:16:35,566
‏‫نمیدونم. فکر نکنم ایده خوبی باشه.‬

254
00:16:35,608 --> 00:16:38,358
‏‫- چرا؟‬
‏‫- حتی اگه میخواستم هم نمیتونستم.‬

255
00:16:38,400 --> 00:16:40,775
‏‫- چیه؟ چی شده؟‬
‏‫- میخوان اخراجم کنن.‬

256
00:16:41,108 --> 00:16:42,857
‏‫- لعنتی.‬
‏‫- آره.‬

257
00:16:44,566 --> 00:16:45,441
‏‫ایسیس ترکم کرد.‬

258
00:16:46,024 --> 00:16:47,024
‏‫جدی؟‬

259
00:16:47,982 --> 00:16:50,399
‏‫اخراجت الان خیلی بد موقع‌ست.‬

260
00:16:50,440 --> 00:16:51,357
‏‫لعنت بهش!‬

261
00:16:51,399 --> 00:16:53,147
‏‫مطمئنم یه پسری رو دیده.‬

262
00:16:53,190 --> 00:16:54,980
‏‫عجیبه.‬

263
00:17:46,435 --> 00:17:47,852
‏‫اون تو رو شناخت؟‬

264
00:17:48,602 --> 00:17:50,435
‏‫- فکر نکنم.‬
‏‫- جدی میگی؟‬

265
00:17:50,894 --> 00:17:53,185
‏‫شوخی کردم، معلومه که شناخت!‬

266
00:17:53,227 --> 00:17:54,268
‏‫منو ترسوندی.‬

267
00:18:01,226 --> 00:18:02,309
‏‫لعنتی، عجب چیزیه.‬

268
00:18:05,226 --> 00:18:07,059
‏‫داره راجع به چی حرف میزنه؟‬

269
00:18:07,101 --> 00:18:08,101
‏‫نمیدونم.‬

270
00:18:08,351 --> 00:18:11,183
‏‫اون ماجرای گنج خوفو رو میدونی؟‬

271
00:18:11,433 --> 00:18:14,016
‏‫- دوباره همون؟‬
‏‫- میگه تو پاریس مخفی شده.‬

272
00:18:14,475 --> 00:18:16,517
‏‫حالا تو پاریس؟ گوش کن...‬

273
00:18:16,558 --> 00:18:18,808
‏‫هیچ حرفی رو باور نکن، باشه؟‬

274
00:18:18,849 --> 00:18:20,349
‏‫فهمیدی؟ به من اعتماد کن.‬

275
00:18:20,391 --> 00:18:22,058
‏‫عزیزم، اینجایی؟‬

276
00:18:22,641 --> 00:18:25,641
‏‫دختر نازنینم!‬
‏‫از دیدنت خوشحالم.‬

277
00:18:25,683 --> 00:18:27,848
‏‫- چطوری؟‬
‏‫- اوه، عزیزم!‬

278
00:18:29,598 --> 00:18:31,598
‏‫بهت گفتم کوشاری رو کم کن!‬

279
00:18:31,640 --> 00:18:33,723
‏‫باورم نمیشه.‬

280
00:18:34,807 --> 00:18:35,932
‏‫این چیه؟‬

281
00:18:35,974 --> 00:18:39,139
‏‫آب، برای پاستای جولین. اون کوشاری دوست نداره.‬

282
00:18:39,181 --> 00:18:41,265
‏‫کوشاری که با عشق درست کردم؟‬

283
00:18:41,306 --> 00:18:43,430
‏‫از این کوشاری خوشت نمیاد؟‬

284
00:18:43,472 --> 00:18:45,764
‏‫اون میتونه بچشه، نمیکشتش که!‬

285
00:18:45,806 --> 00:18:48,472
‏‫"وای خدای من، کوشاری خیلی تنده!"‬

286
00:18:48,514 --> 00:18:50,472
‏‫مامان چیکار کنه؟‬

287
00:18:50,514 --> 00:18:54,513
‏‫اون ماکارونی درست میکنه‬
‏‫با کره و نمک‬

288
00:18:54,846 --> 00:18:56,972
‏‫برای بچه کوچولوی ظریفش،‬

289
00:18:57,013 --> 00:19:00,721
‏‫که تندی، شرق،‬
‏‫ماجراجویی یا خوشحالی رو دوست نداره.‬

290
00:19:00,763 --> 00:19:04,012
‏‫نمیخوام دخالت کنم،‬
‏‫ولی فکر کنم خیلی لوسش میکنی.‬

291
00:19:04,054 --> 00:19:05,346
‏‫آره، بهتره دخالت نکنی.‬

292
00:19:06,512 --> 00:19:10,220
‏‫چرا نگفتی با گیوم بهم زدی؟‬

293
00:19:12,136 --> 00:19:13,136
‏‫نمیدونم.‬

294
00:19:13,679 --> 00:19:15,678
‏‫شاید چون اصلا حرف نمیزنیم‬

295
00:19:15,719 --> 00:19:17,678
‏‫و چهار ساله همدیگه رو ندیدیم؟‬

296
00:19:17,719 --> 00:19:20,844
‏‫- چهار سال نشده.‬
‏‫- جدی میگی؟‬

297
00:19:21,261 --> 00:19:23,969
‏‫میدونم عادت داری‬
‏‫به شمردن به صورت هزاره.‬

298
00:19:24,511 --> 00:19:25,802
‏‫زمان نسبیه، اما...‬

299
00:19:26,594 --> 00:19:29,593
‏‫خوشمزه‌ست.‬
‏‫کوشاری منو امتحان میکنی؟‬

300
00:19:29,635 --> 00:19:31,052
‏‫نه، دوست ندارم.‬

301
00:19:31,385 --> 00:19:33,968
‏‫واقعا؟ این جدیده.‬
‏‫چی تو سرت میگذره؟‬

302
00:19:34,009 --> 00:19:36,176
‏‫خوشم نیومد.‬
‏‫به نظرم مزخرفه.‬

303
00:19:37,510 --> 00:19:39,260
‏‫خب، حس و حال اینجا خوبه.‬

304
00:19:39,301 --> 00:19:41,218
‏‫خوشحالم که خوشت اومده.‬

305
00:19:41,260 --> 00:19:43,717
‏‫چه استقبال باشکوهی.‬

306
00:19:44,092 --> 00:19:46,175
‏‫به هر حال، لطف کردید بازسازی کردید،‬

307
00:19:46,217 --> 00:19:48,467
‏‫ولی شاید باید قبل از تصرف‬

308
00:19:48,509 --> 00:19:50,925
‏‫کردن اتاقم اجازه می‌گرفتید.‬
‏‫من کجا بخوابم؟‬

309
00:19:50,967 --> 00:19:52,758
‏‫تو که اینجا نبودی!‬
‏‫پس، ببخشید.‬

310
00:19:52,800 --> 00:19:55,383
‏‫من الان دیگه کجام پس؟‬

311
00:19:55,424 --> 00:19:57,132
‏‫من اینجام، خیالت راحت!‬

312
00:19:57,174 --> 00:19:59,799
‏‫کافیه.‬
‏‫دیگه عصبانی نشیم.‬

313
00:19:59,841 --> 00:20:02,132
‏‫خیلی خوشحالم که دخترمو می‌بینم.‬

314
00:20:02,174 --> 00:20:03,174
‏‫عالیه.‬

315
00:20:04,049 --> 00:20:05,757
‏‫پس خوب گوش کن.‬

316
00:20:06,173 --> 00:20:07,549
‏‫می‌دونی چیکار می‌کنیم؟‬

317
00:20:07,590 --> 00:20:09,757
‏‫تو بشین.‬
‏‫هیچ کاری نکن.‬

318
00:20:09,799 --> 00:20:12,340
‏‫من درستش می‌کنم.‬
‏‫و خبرمو بهت می‌گم.‬

319
00:20:12,382 --> 00:20:16,631
‏‫باید بهت بگم.‬
‏‫خیلی عجیبه. خئوپس...‬

320
00:20:16,673 --> 00:20:17,631
‏‫- خئوپس؟‬
‏‫- آره.‬

321
00:20:18,422 --> 00:20:19,506
‏‫پلیس!‬

322
00:20:22,880 --> 00:20:24,297
‏‫پاشید! پاشید!‬

323
00:20:24,339 --> 00:20:25,839
‏‫کسی پشت ساختمون نیست؟‬

324
00:20:28,380 --> 00:20:29,630
‏‫پشت ساختمون امنه!‬

325
00:20:36,754 --> 00:20:38,255
‏‫هنوزم نمی‌خوای حرف بزنی؟‬

326
00:20:38,796 --> 00:20:40,088
‏‫کی مسئول اینجاست؟‬

327
00:20:40,130 --> 00:20:41,170
‏‫<i>اعلامیه اینترپل.</i>‬

328
00:20:41,212 --> 00:20:42,629
‏‫ببریدشون داخل.‬

329
00:20:49,003 --> 00:20:50,628
‏‫سال ۲۰۱۱ تو قاهره دزدیده شده.‬

330
00:20:50,670 --> 00:20:52,753
‏‫و این ونوس هم مال پالمیراست.‬

331
00:20:53,003 --> 00:20:54,086
‏‫مثل مادرم.‬

332
00:20:54,128 --> 00:20:56,169
‏‫غارت رو آنلاین پست کردن.‬

333
00:21:49,873 --> 00:21:51,456
‏‫تو خبرچینی؟‬

334
00:21:51,498 --> 00:21:52,665
‏‫من هیچوقت خبرچینی نکردم.‬

335
00:21:52,706 --> 00:21:56,081
‏‫می‌دونم تو بودی‬
‏‫که آدرس رو به پلیس دادی.‬

336
00:22:05,205 --> 00:22:06,706
‏‫تو شام درست نمی‌کنی؟‬

337
00:22:06,746 --> 00:22:08,705
‏‫- آره، دارم میام.‬
‏‫- این مامان‌بزرگه!‬

338
00:22:08,996 --> 00:22:11,955
‏‫آره. می‌دونی، مادرت همسن تو بود که...‬

339
00:22:13,496 --> 00:22:15,204
‏‫تو چند سالته اصلا؟‬

340
00:22:15,246 --> 00:22:16,496
‏‫خب، ۱۶.‬

341
00:22:16,788 --> 00:22:17,538
‏‫درسته.‬

342
00:22:18,538 --> 00:22:20,829
‏‫- مامانت جوون‌تر بود.‬
‏‫- وقت شامه!‬

343
00:22:20,870 --> 00:22:23,328
‏‫مادرش وقتی ۱۲ سالش بود مُرد، می‌دونستی؟‬

344
00:22:23,370 --> 00:22:25,537
‏‫- تو تصادف ماشین؟‬
‏‫- آره.‬

345
00:22:26,745 --> 00:22:28,578
‏‫مامانت دوست پسر داره؟‬

346
00:22:29,786 --> 00:22:30,786
‏‫نمی‌دونم.‬

347
00:22:31,537 --> 00:22:32,536
‏‫فکر نکنم.‬

348
00:22:32,786 --> 00:22:36,120
‏‫می‌گه اون و بابا‬
‏‫هیچ وجه اشتراکی ندارن، جز من...‬

349
00:22:37,411 --> 00:22:39,661
‏‫مامانت برای ماجراجویی ساخته شده بود،‬

350
00:22:39,703 --> 00:22:42,577
‏‫ولی باستان‌شناسی اداری رو انتخاب کرد.‬
‏‫عجیبه...‬

351
00:22:42,952 --> 00:22:44,576
‏‫جولین، پاستات حاضره.‬

352
00:22:44,618 --> 00:22:45,618
‏‫دارم میام.‬

353
00:22:45,660 --> 00:22:48,243
‏‫دست به سیاه و سفید نزن، خودم حلش میکنم.‬

354
00:22:48,284 --> 00:22:49,410
‏‫پنج دقیقه دیگه.‬

355
00:22:49,785 --> 00:22:52,284
‏‫گرفتی چی شد؟ کاری نکن.‬

356
00:22:55,909 --> 00:22:56,742
‏‫اوه، لعنتی.‬

357
00:22:59,867 --> 00:23:00,701
‏‫لعنتی.‬

358
00:23:03,701 --> 00:23:04,534
‏‫ایسیس؟‬

359
00:23:25,282 --> 00:23:26,906
‏‫ایسیس رابینسون،‬

360
00:23:27,156 --> 00:23:28,073
‏‫مدرسه راهنمایی.‬

361
00:23:29,156 --> 00:23:30,198
‏‫خاطرات پنهانی.‬

362
00:23:30,240 --> 00:23:31,447
‏‫اینجا چیکار میکنه؟‬

363
00:23:42,947 --> 00:23:45,530
‏‫<i>کاترین ژیرود، مدیر نمایشگاه</i>‬

364
00:23:46,905 --> 00:23:47,863
‏‫<i>ساعت ۶ صبحه.</i>‬

365
00:23:47,905 --> 00:23:49,821
‏‫<i>بزرگترین کشف دیروز در پاریس.</i>‬

366
00:23:49,862 --> 00:23:53,238
‏‫<i>صدها اثر باستانی در یک انبار‬
‏‫در پاریس پیدا شد.</i>‬

367
00:23:53,280 --> 00:23:55,821
‏‫<i>پلیس در جستجوی‬
‏‫اموال مسروقه بود،</i>‬

368
00:23:55,862 --> 00:23:59,487
‏‫<i>که با گواهی های جعلی‬
‏‫در دنیای هنر ظاهر شدند.</i>‬

369
00:23:59,529 --> 00:24:01,237
‏‫<i>حراجی ها، عتیقه فروش ها...</i>‬

370
00:24:01,279 --> 00:24:02,654
‏‫<i>"عتیقه های خونین"،</i>‬

371
00:24:02,695 --> 00:24:04,861
‏‫<i>که برای تأمین مالی تروریسم فروخته می شوند.</i>‬

372
00:24:07,611 --> 00:24:08,820
‏‫یه سرنخ از رابینسون.‬

373
00:24:09,736 --> 00:24:11,319
‏‫- کار مصرش رو میدونی؟‬
‏‫- نه.‬

374
00:24:11,361 --> 00:24:12,194
‏‫حفاری های غیرقانونی.‬

375
00:24:31,526 --> 00:24:33,109
‏‫به چی نگاه میکنی؟‬

376
00:24:33,150 --> 00:24:34,734
‏‫تو با پلیس حرف زدی.‬

377
00:24:34,776 --> 00:24:36,317
‏‫من؟ معلومه که نه.‬

378
00:24:37,317 --> 00:24:39,109
‏‫دیگه این کار رو نمیخوای؟‬

379
00:24:39,150 --> 00:24:40,775
‏‫آره، منظورم اینه که...‬

380
00:24:41,067 --> 00:24:42,900
‏‫چرا باید این فکر رو بکنی، مارکوس؟‬

381
00:24:43,441 --> 00:24:45,483
‏‫این مغازه قشنگت رو مدیون منی.‬

382
00:24:46,191 --> 00:24:47,525
‏‫میدونم. نمی فهمم.‬

383
00:24:47,567 --> 00:24:49,149
‏‫پس یه کم قدردانی کن!‬

384
00:24:50,607 --> 00:24:51,440
‏‫ولی، من...‬

385
00:24:55,399 --> 00:24:59,482
‏‫یه گواهی خوب برای این‬
‏‫کوزه کانوپیک درست کن.‬

386
00:25:01,274 --> 00:25:04,898
‏‫حداقل سه یا چهار صاحب قبلی.‬

387
00:25:06,356 --> 00:25:07,231
‏‫معتبر باشن.‬

388
00:25:22,813 --> 00:25:24,230
‏‫ایسیس!‬

389
00:25:24,272 --> 00:25:26,188
‏‫خوشحالم که زنگ زدی.‬

390
00:25:26,230 --> 00:25:27,855
‏‫- <i>همه چی مرتبه؟</i>‬
‏‫- اصلا.‬

391
00:25:27,896 --> 00:25:30,146
‏‫این دهمین تماس اتفاقی امروزته.‬

392
00:25:30,187 --> 00:25:33,020
‏‫<i>تو همیشه شکایت داری‬
‏‫که بهت زنگ نمی زنم...</i>‬

393
00:25:33,062 --> 00:25:34,396
‏‫باشه، باشه، خداحافظ.‬

394
00:25:35,563 --> 00:25:37,436
‏‫یه جورایی حق با اونه.‬

395
00:26:06,226 --> 00:26:08,184
‏‫- کریستین؟‬
‏‫- کاتوش!‬

396
00:26:08,767 --> 00:26:10,059
‏‫از دیدنت خوشحالم.‬

397
00:26:10,101 --> 00:26:12,393
‏‫- چی شده؟‬
‏‫- تو به قاهره نمیای.‬

398
00:26:12,434 --> 00:26:14,350
‏‫پس من باید بیام پیش تو.‬

399
00:26:15,392 --> 00:26:17,267
‏‫یکم سرم شلوغه، چی شده؟‬

400
00:26:17,308 --> 00:26:19,350
‏‫چه مغازه فوق العاده ای.‬

401
00:26:19,392 --> 00:26:21,559
‏‫- ممنونم.‬
‏‫- بهترین جنس ها رو داره.‬

402
00:26:21,600 --> 00:26:23,975
‏‫حتماً خیلی موفقیت‌آمیز میشه.‬

403
00:26:24,016 --> 00:26:26,058
‏‫- تو فوق‌العاده‌ای.‬
‏‫- چیه؟‬

404
00:26:26,100 --> 00:26:27,058
‏‫مسئله اینه که...‬

405
00:26:27,100 --> 00:26:29,932
‏‫یادته نمایشگاه مصرشناسی تو رو؟‬

406
00:26:30,349 --> 00:26:33,224
‏‫- یه آقای «چارلز مارگریت»...‬
‏‫- آره، چارلز.‬

407
00:26:33,266 --> 00:26:35,015
‏‫- سخنرانی کرد.‬
‏‫- خب؟‬

408
00:26:35,057 --> 00:26:36,266
‏‫باید ببینمش.‬

409
00:26:36,640 --> 00:26:37,682
‏‫واقعاً؟ واسه چی؟‬

410
00:26:37,723 --> 00:26:40,140
‏‫چون من یه مقبره سلطنتی‬
‏‫تو قاهره کشف کردم.‬

411
00:26:40,515 --> 00:26:42,223
‏‫و یه کتیبه داشت.‬

412
00:26:42,682 --> 00:26:44,473
‏‫یه کتیبه به زبان فرانسه.‬

413
00:26:44,515 --> 00:26:46,848
‏‫تاریخش دوم ترمیدور سال هفتم.‬

414
00:26:46,889 --> 00:26:48,722
‏‫این تاریخ نشون میده‬

415
00:26:48,764 --> 00:26:52,139
‏‫که دومینیک ویوانت دنون گنج‬
‏‫خئوپس رو پیدا کرده‬

416
00:26:52,180 --> 00:26:54,139
‏‫و برای ناپلئون آورده اینجا.‬

417
00:26:54,180 --> 00:26:55,013
‏‫من وسواس گرفتم.‬

418
00:26:56,596 --> 00:26:58,513
‏‫صبر کن، تو تنها نیستی؟‬

419
00:26:59,180 --> 00:27:01,097
‏‫خب، نه.‬

420
00:27:01,430 --> 00:27:04,221
‏‫- نمیتونی منو معرفی کنی؟‬
‏‫- نه، نمیتونم.‬

421
00:27:05,513 --> 00:27:07,430
‏‫- حسودی میکنه.‬
‏‫- واقعاً؟‬

422
00:27:07,471 --> 00:27:09,430
‏‫منو کتک نمیزنه که؟‬

423
00:27:09,470 --> 00:27:11,554
‏‫- به چارلز زنگ میزنم.‬
‏‫- قول؟‬

424
00:27:11,595 --> 00:27:12,554
‏‫آره، قول میدم.‬

425
00:27:12,595 --> 00:27:15,095
‏‫چارلز مارگریت.‬
‏‫خیلی مهمه.‬

426
00:27:15,137 --> 00:27:16,470
‏‫- قول؟‬
‏‫- قسم میخورم.‬

427
00:27:17,345 --> 00:27:18,178
‏‫خداحافظ.‬

428
00:27:31,177 --> 00:27:33,385
‏‫دوستت جالبه...‬

429
00:27:33,677 --> 00:27:36,218
‏‫گنج خئوپس در فرانسه،‬

430
00:27:36,260 --> 00:27:38,635
‏‫پیدا شده توسط ناپلئون...‬
‏‫مثل یه جوک میمونه.‬

431
00:27:42,301 --> 00:27:44,426
‏‫اگه حقیقت داشت، فوق‌العاده بود.‬

432
00:27:44,467 --> 00:27:47,551
‏‫دوست من یکم هیجان زده‌ست.‬
‏‫خیلی خیالاتیه.‬

433
00:27:47,592 --> 00:27:51,134
‏‫و یه مصرشناس عالیه.‬
‏‫رابینسون رو شناختم.‬

434
00:27:53,925 --> 00:27:55,092
‏‫بهش کمک میکنی.‬

435
00:27:56,883 --> 00:27:59,341
‏‫کمک کنم؟ چطوری؟‬

436
00:28:01,842 --> 00:28:02,800
‏‫جدی میگی؟‬

437
00:28:03,508 --> 00:28:04,674
‏‫این عالیه!‬

438
00:28:04,716 --> 00:28:07,174
‏‫جبران میکنم.‬
‏‫ممنون، کاتوش.‬

439
00:28:07,216 --> 00:28:09,091
‏‫یکم با پدرت سختگیری.‬

440
00:28:09,133 --> 00:28:10,257
‏‫خیلی آدم خوبیه.‬

441
00:28:10,298 --> 00:28:11,549
‏‫آره، اولش.‬

442
00:28:11,590 --> 00:28:13,090
‏‫یه جورایی مثل «ایندیانا جونز».‬

443
00:28:13,132 --> 00:28:14,132
‏‫واقعاً؟‬

444
00:28:15,923 --> 00:28:17,048
‏‫حتی یه جورایی جذابه.‬

445
00:28:17,090 --> 00:28:18,923
‏‫دیوونه‌ای!‬
‏‫عقلتو از دست دادی.‬

446
00:28:18,965 --> 00:28:20,090
‏‫کاتوش کیه؟‬

447
00:28:21,339 --> 00:28:23,131
‏‫یکی از دوست‌دخترهای‬
‏‫قدیمی پدربزرگت.‬

448
00:28:25,798 --> 00:28:28,089
‏‫کاتوش... من بهش میگفتم «فاحشه».‬

449
00:28:28,506 --> 00:28:29,672
‏‫همه چی ردیف شد.‬

450
00:28:29,714 --> 00:28:31,339
‏‫کاتوش فوق‌العاده‌ست.‬

451
00:28:31,380 --> 00:28:33,047
‏‫اون برام یه قرار ملاقات جور کرده‬

452
00:28:33,089 --> 00:28:35,839
‏‫همراه بهترین متخصص ویوانت دنون.‬

453
00:28:35,880 --> 00:28:37,046
‏‫فوق العاده است.‬

454
00:28:37,088 --> 00:28:38,630
‏‫من ژولین رو میبرم.‬

455
00:28:38,672 --> 00:28:40,380
‏‫- عمراً.‬
‏‫- ولی چرا؟‬

456
00:28:40,422 --> 00:28:42,171
‏‫چون ژولین مدرسه داره.‬

457
00:28:42,213 --> 00:28:43,671
‏‫میتونه یه روز رو غایب باشه.‬

458
00:28:43,713 --> 00:28:44,754
‏‫نه، نمیتونه.‬

459
00:28:44,796 --> 00:28:47,254
‏‫آدم از ماجراجویی یاد میگیره!‬

460
00:28:47,296 --> 00:28:48,671
‏‫نه فقط از مدرسه.‬

461
00:28:49,129 --> 00:28:52,379
‏‫به قول ساندرار، "ماجراجویی همین دور و بره".‬

462
00:28:52,962 --> 00:28:55,004
‏‫زندگی خودش یه مدرسه ست!‬

463
00:28:55,045 --> 00:28:56,837
‏‫من مدرسه معمولی رو ترجیح میدم.‬

464
00:28:56,878 --> 00:28:59,044
‏‫- خیلی حوصله سربری.‬
‏‫- ممنون.‬

465
00:28:59,545 --> 00:29:01,712
‏‫بچه که بودی، فوق العاده بودی.‬

466
00:29:01,752 --> 00:29:02,877
‏‫پر از زندگی بودی.‬

467
00:29:02,919 --> 00:29:05,378
‏‫اما دبیرستان که رفتی، جدی شدی.‬

468
00:29:05,419 --> 00:29:07,044
‏‫- و غمگین.‬
‏‫- از مدرسه؟‬

469
00:29:07,086 --> 00:29:08,711
‏‫معلومه که از مدرسه بود!‬

470
00:29:08,752 --> 00:29:10,460
‏‫دبیرستان مثل یه قیفه.‬

471
00:29:10,502 --> 00:29:13,586
‏‫نوجوون ها رو میبینی که وارد میشن، حساس، پر از زندگی...‬

472
00:29:14,377 --> 00:29:16,960
‏‫وقتی میان بیرون، حسابدار شدن.‬

473
00:29:17,002 --> 00:29:17,960
‏‫واقعاً همینه.‬

474
00:29:18,002 --> 00:29:20,626
‏‫من باد رو دنبال میکنم، بالای یه تپه شنی...‬

475
00:29:22,001 --> 00:29:24,126
‏‫- برات تعریف میکنم.‬
‏‫- خواهش میکنم.‬

476
00:29:25,251 --> 00:29:27,542
‏‫یه مصر شناس عصبانی چی گفت؟‬

477
00:29:28,126 --> 00:29:29,209
‏‫این فرعون نیست.‬

478
00:29:29,542 --> 00:29:31,126
‏‫ژولین، تکالیف مدرسه ات رو انجام بده.‬

479
00:29:31,166 --> 00:29:33,000
‏‫لازم نیست اطاعت کنی. فهمیدی؟‬

480
00:29:33,041 --> 00:29:35,375
‏‫- نباید بگی "انصاف نیست".‬
‏‫- آره، فهمیدم.‬

481
00:29:35,916 --> 00:29:38,250
‏‫- فردا بهم میگی چطور گذشت؟‬
‏‫- حتماً.‬

482
00:29:38,292 --> 00:29:41,125
‏‫این خیلی خوبه. یادت باشه: نباید بگی "انصاف نیست".‬

483
00:29:41,166 --> 00:29:42,125
‏‫فهمیدم.‬

484
00:29:45,082 --> 00:29:47,165
‏‫از درکت ممنونم.‬

485
00:29:47,207 --> 00:29:49,082
‏‫- عمیقاً متاسفم.‬
‏‫- ممنون.‬

486
00:29:49,915 --> 00:29:51,332
‏‫چی شده، کی مرده؟‬

487
00:29:51,374 --> 00:29:52,874
‏‫خفه شو!‬

488
00:30:09,913 --> 00:30:11,663
‏‫مامان خیلی عصبانی میشه.‬

489
00:30:11,705 --> 00:30:13,663
‏‫لازم نیست بهش بگی!‬

490
00:30:13,705 --> 00:30:15,663
‏‫تو بچه عجیبی هستی.‬

491
00:30:15,705 --> 00:30:18,454
‏‫مامانت بعضی وقتا درباره من حرف میزنه؟‬

492
00:30:18,496 --> 00:30:20,788
‏‫- آره.‬
‏‫- چی میگه؟‬

493
00:30:20,830 --> 00:30:22,704
‏‫میگفت هیچوقت نمیشد روت حساب کرد،‬

494
00:30:22,745 --> 00:30:24,163
‏‫یه کم بی حال بود...‬

495
00:30:24,204 --> 00:30:26,537
‏‫- یعنی...‬
‏‫- یکم اصطلاح بلدم.‬

496
00:30:26,579 --> 00:30:28,537
‏‫ولی این "بی حال"...‬

497
00:30:28,829 --> 00:30:30,412
‏‫به خاطر این بود که مامانش مرده بود؟‬

498
00:30:31,078 --> 00:30:32,203
‏‫نه خیلی.‬

499
00:30:32,245 --> 00:30:35,203
‏‫تو مصر بهت سر زد و تو محلش نذاشتی.‬

500
00:30:35,245 --> 00:30:37,078
‏‫این مزخرفه.‬

501
00:30:37,120 --> 00:30:40,286
‏‫من اونو به همه موزه ها بردم، به همه حفاری هام...‬

502
00:30:40,327 --> 00:30:41,452
‏‫دقیقا...‬

503
00:30:42,703 --> 00:30:45,994
‏‫کاتوش! بذار نوه‌ام رو معرفی کنم.‬

504
00:30:46,035 --> 00:30:48,327
‏‫- سلام، من کاترین هستم.‬
‏‫- ژولین.‬

505
00:30:48,952 --> 00:30:50,535
‏‫خب، بریم.‬

506
00:30:55,577 --> 00:30:56,826
‏‫بیا تو، از این طرفه.‬

507
00:30:57,742 --> 00:31:01,034
‏‫اول، کلیدهای دومینیک رو نشونت میدم.‬

508
00:31:01,076 --> 00:31:03,742
‏‫نگاه کن، دست نزن جوون!‬

509
00:31:03,784 --> 00:31:07,867
‏‫اینجا، بدن امپراتور هنوز گرم بود،‬

510
00:31:08,284 --> 00:31:11,700
‏‫که این ماسک ساخته شد،‬
‏‫روی تخت مرگش در سنت هلن.‬

511
00:31:11,741 --> 00:31:14,117
‏‫هنوز گرم و بالاخره سفت.‬

512
00:31:14,450 --> 00:31:17,616
‏‫ناپلئون عاشق افتضاحی بود،‬
‏‫برخلاف بعضی های دیگه...‬

513
00:31:17,658 --> 00:31:21,324
‏‫البته که همینطوره!‬
‏‫هم كورسيكايى، هم سرباز!‬

514
00:31:21,366 --> 00:31:23,991
‏‫همش گراز وحشی بود و بلوط،‬
‏‫و از این چیزا.‬

515
00:31:24,407 --> 00:31:27,157
‏‫به ژوزفین میگفت "هیولای بزرگ من".‬

516
00:31:27,824 --> 00:31:31,157
‏‫همون تاکتیک ها تو عشق،‬
‏‫که تو میدون جنگ!‬

517
00:31:31,198 --> 00:31:35,282
‏‫مقدمه چینی کافی نبود‬
‏‫بعدش خیلی مشتاق حمله بود، درسته؟‬

518
00:31:35,323 --> 00:31:37,489
‏‫ببین تو واترلو چی شد...‬

519
00:31:37,531 --> 00:31:40,823
‏‫در ضمن، دنون ظاهراً‬
‏‫عاشق فوق العاده ای بود.‬

520
00:31:40,865 --> 00:31:43,656
‏‫کاملا. شاهزاده شهوترانی.‬

521
00:31:44,905 --> 00:31:48,864
‏‫ظاهراً،‬
‏‫حتی ژوزفین دوبوهارنه هم تسلیم شد.‬

522
00:31:50,405 --> 00:31:51,864
‏‫این کلیدها چی؟‬

523
00:31:51,905 --> 00:31:54,071
‏‫همه‌ی این کلیدها مال دومینیک بوده.‬

524
00:31:54,321 --> 00:31:55,904
‏‫- دومینیک کیه؟‬
‏‫- دنون!‬

525
00:31:55,946 --> 00:31:57,321
‏‫ویوان دنون. دومینیک.‬

526
00:31:57,363 --> 00:31:58,904
‏‫ویوان دنون. DVD.‬

527
00:31:58,946 --> 00:31:59,988
‏‫دومینیک ویوان دنون.‬

528
00:32:00,029 --> 00:32:00,946
‏‫خب؟‬

529
00:32:02,487 --> 00:32:03,320
‏‫دی وی دی؟‬

530
00:32:04,487 --> 00:32:07,112
‏‫اتفاقاً من‬

531
00:32:07,154 --> 00:32:10,195
‏‫تو قبرستون پرلاشز بودم‬
‏‫که کاترین زنگ زد.‬

532
00:32:10,237 --> 00:32:13,486
‏‫ما یه انجمن کوچیک داریم‬

533
00:32:13,528 --> 00:32:16,486
‏‫که صادقانه از مقبره‌اش‬
‏‫نگهداری میکنه.‬

534
00:32:16,528 --> 00:32:18,902
‏‫آره، گفتی دوستات.‬

535
00:32:18,944 --> 00:32:20,694
‏‫خب... این کلیدها؟‬

536
00:32:23,819 --> 00:32:24,652
‏‫خب...‬

537
00:32:26,026 --> 00:32:27,068
‏‫این کلیدها...‬

538
00:32:27,943 --> 00:32:29,068
‏‫خب، الان...‬

539
00:32:30,609 --> 00:32:31,444
‏‫پدربزرگ،‬

540
00:32:33,027 --> 00:32:35,234
‏‫کسی که این مجموعه رو جمع کرد،‬

541
00:32:35,651 --> 00:32:37,984
‏‫همیشه درباره گنجی بهم میگفت‬

542
00:32:39,651 --> 00:32:42,900
‏‫که ظاهراً دومینیک تو پاریس‬
‏‫برای ناپلئون قایم کرده.‬

543
00:32:42,942 --> 00:32:44,234
‏‫- گنج؟‬
‏‫- چارلز...‬

544
00:32:44,276 --> 00:32:45,650
‏‫تو هیچوقت اینو بهم نگفتی.‬

545
00:32:45,692 --> 00:32:46,734
‏‫یه گنج بزرگ.‬

546
00:32:46,984 --> 00:32:50,191
‏‫که امپراتور بعداً میخواست ازش استفاده کنه‬

547
00:32:50,233 --> 00:32:53,316
‏‫تا برای فرار از‬
‏‫سنت هلن مذاکره کنه.‬

548
00:32:53,858 --> 00:32:54,607
‏‫واقعاً؟‬

549
00:32:54,649 --> 00:32:55,899
‏‫چطوری؟‬

550
00:32:56,316 --> 00:32:58,232
‏‫با رشوه دادن به پاپلتون.‬

551
00:32:59,149 --> 00:33:00,357
‏‫- پاپلتون؟‬
‏‫- دقیقا.‬

552
00:33:00,649 --> 00:33:01,566
‏‫پاپلِتون؟‬

553
00:33:01,816 --> 00:33:03,274
‏‫یکی از زندانبان های انگلیسیش.‬

554
00:33:03,566 --> 00:33:05,732
‏‫حالا، دختر پاپلِتون‬

555
00:33:06,315 --> 00:33:09,107
‏‫میگن توی یه قوطی تنباکو‬

556
00:33:09,356 --> 00:33:13,189
‏‫یه پیام مخفی از دومینیک به ناپلئون پیدا کرده،‬

557
00:33:13,231 --> 00:33:15,106
‏‫احتمالا یه اشاره ای هم به این گنج داشته.‬

558
00:33:15,606 --> 00:33:17,647
‏‫- نمیفهمم.‬
‏‫- مهم نیست.‬

559
00:33:17,689 --> 00:33:19,480
‏‫آروم عکس بگیر.‬

560
00:33:19,522 --> 00:33:22,064
‏‫گیج شدم.‬
‏‫پس اون پیام چی شد؟‬

561
00:33:22,106 --> 00:33:24,063
‏‫متاسفانه، دختر پاپلِتون‬

562
00:33:24,105 --> 00:33:28,314
‏‫به طرز مرموزی سال ۱۷۸۷ ناپدید میشه.‬

563
00:33:28,355 --> 00:33:31,105
‏‫سال ۱۷۸۷؟‬
‏‫ولی این غیر ممکنه، چارلز.‬

564
00:33:31,479 --> 00:33:33,354
‏‫- اشتباه متوجه شدم؟‬
‏‫- نه، این نیست.‬

565
00:33:33,396 --> 00:33:36,979
‏‫اگه دختر پاپلِتون بوده،‬
‏‫پس باید حداقل سال ۱۸۰۰ باشه...‬

566
00:33:37,021 --> 00:33:38,937
‏‫که نمیتونم دقیقه دقیقشو بهت بگم!‬

567
00:33:40,229 --> 00:33:41,562
‏‫یه شوخی کوچیک بود.‬

568
00:33:41,603 --> 00:33:44,021
‏‫بعد از این همه مدت،‬
‏‫که نباید به کسی بر بخوره.‬

569
00:33:44,062 --> 00:33:47,186
‏‫البته.‬
‏‫خب، در مورد اون کلیدها چی؟‬

570
00:33:47,894 --> 00:33:50,520
‏‫پدربزرگ فکر میکرد یکی از اونها‬

571
00:33:50,562 --> 00:33:53,061
‏‫مخفیگاه اون گنج رو باز میکنه.‬

572
00:33:53,103 --> 00:33:54,894
‏‫ولی چه گنجی و کجا؟‬

573
00:33:54,936 --> 00:33:57,978
‏‫من همیشه به‬
‏‫گنج شوالیه های معبد فکر میکردم.‬

574
00:33:59,436 --> 00:34:01,810
‏‫این گنج فرعون خوفو هست.‬

575
00:34:03,144 --> 00:34:04,727
‏‫میشه بهم بگید‬

576
00:34:04,767 --> 00:34:07,601
‏‫اگه یکی از این وسیله ها رو میشناسید؟‬

577
00:34:07,643 --> 00:34:10,059
‏‫وقت بذارید.‬
‏‫خیلی مهمه.‬

578
00:34:12,602 --> 00:34:13,767
‏‫نه، هیچی.‬

579
00:34:13,808 --> 00:34:15,392
‏‫شاید با عینک امتحان کنید؟‬

580
00:34:15,435 --> 00:34:17,059
‏‫خجالت نداره.‬

581
00:34:17,641 --> 00:34:19,018
‏‫نه، چیزی یادم نمیاد.‬

582
00:34:19,392 --> 00:34:21,349
‏‫بیا مجموعه آثار باستانی مصر‬
‏‫دومینیک رو ببین.‬

583
00:34:21,392 --> 00:34:23,267
‏‫از مصر باستان.‬

584
00:34:23,309 --> 00:34:25,891
‏‫- خیلی دوست دارم.‬
‏‫- فکر نکن که...‬

585
00:34:26,808 --> 00:34:27,808
‏‫این چیه؟‬

586
00:34:28,600 --> 00:34:30,891
‏‫این یه پای مومیایی شده است.‬

587
00:34:30,933 --> 00:34:33,515
‏‫مال یه دختر جوون،‬
‏‫خیلی بزرگتر از تو نیست.‬

588
00:34:33,557 --> 00:34:34,391
‏‫باحاله.‬

589
00:34:36,807 --> 00:34:38,598
‏‫ولی مواظب باش.‬

590
00:34:40,806 --> 00:34:42,348
‏‫یادته؟ مواظب باش.‬

591
00:34:42,390 --> 00:34:43,348
‏‫به چیزی دست نزن.‬

592
00:34:45,432 --> 00:34:46,265
‏‫لعنتی.‬

593
00:34:49,848 --> 00:34:51,098
‏‫چی شده؟‬

594
00:34:52,140 --> 00:34:52,973
‏‫هیچی.‬

595
00:34:53,848 --> 00:34:56,222
‏‫- پیداش کردی؟‬
‏‫- عالیه...‬

596
00:34:57,347 --> 00:34:58,972
‏‫جولین، چه خبره؟‬

597
00:34:59,014 --> 00:35:01,014
‏‫- میدونستم.‬
‏‫- متاسفم!‬

598
00:35:01,055 --> 00:35:03,014
‏‫از جوونا متنفرم!‬

599
00:35:03,055 --> 00:35:06,014
‏‫- یه اتفاق بود.‬
‏‫- دیگه هیچوقت نمیارمت.‬

600
00:35:06,055 --> 00:35:08,138
‏‫- هیچوقت.‬
‏‫- خودت گفتی عکس بگیریم!‬

601
00:35:08,179 --> 00:35:11,054
‏‫گفتم عکس بگیر،‬
‏‫نه اینکه همه چیو بشکونی.‬

602
00:35:11,096 --> 00:35:12,013
‏‫یه فاجعه‌ست.‬

603
00:35:13,388 --> 00:35:14,305
‏‫ببخشید.‬

604
00:35:15,596 --> 00:35:17,387
‏‫چه خبر شده؟‬

605
00:35:17,429 --> 00:35:19,554
‏‫چرا بهم نمیگی؟‬

606
00:35:20,304 --> 00:35:21,887
‏‫بهتره ندونی.‬

607
00:35:22,387 --> 00:35:23,761
‏‫باید برم.‬

608
00:35:23,803 --> 00:35:26,053
‏‫خوشحالم چیزی پیدا نکردیم.‬

609
00:35:28,845 --> 00:35:31,720
‏‫دنبال عتیقه فروش رو بگیر،‬
‏‫منم دنبال بابابزرگ میرم.‬

610
00:35:38,802 --> 00:35:39,677
‏‫ولم کن!‬

611
00:35:40,886 --> 00:35:42,968
‏‫برو کنار. دارم میام.‬

612
00:35:50,593 --> 00:35:52,301
‏‫- یه مشکلی داریم.‬
‏‫- <i>چی؟</i>‬

613
00:35:52,342 --> 00:35:53,634
‏‫اونو دزدیدن.‬

614
00:35:53,676 --> 00:35:55,676
‏‫بجنب، چه خبره؟‬

615
00:35:56,800 --> 00:35:59,508
‏‫گند زدی.‬
‏‫برای بهترین‌هام پیش میاد.‬

616
00:35:59,550 --> 00:36:01,259
‏‫غر نزن.‬

617
00:36:01,301 --> 00:36:03,675
‏‫من غر نمی زنم.‬
‏‫اصلاً.‬

618
00:36:03,717 --> 00:36:06,049
‏‫جلوی دوستت نگفتم،‬

619
00:36:06,758 --> 00:36:08,924
‏‫ولی اینو کنار پای مومیایی پیدا کردم.‬

620
00:36:09,383 --> 00:36:11,799
‏‫وقتی همه‌چی ریخت،‬
‏‫یه جعبه باز شد‬

621
00:36:11,841 --> 00:36:13,757
‏‫و این توش پنهون شده بود.‬

622
00:36:13,799 --> 00:36:15,924
‏‫مصریه، درسته؟‬
‏‫هیروگلیف...‬

623
00:36:17,591 --> 00:36:18,424
‏‫این چیه؟‬

624
00:36:21,631 --> 00:36:23,299
‏‫چش شده؟‬

625
00:36:24,339 --> 00:36:26,381
‏‫باورم نمیشه سرت داد زدم.‬

626
00:36:26,798 --> 00:36:28,381
‏‫تو یه نابغه‌ای، فهمیدی؟‬

627
00:36:28,423 --> 00:36:30,214
‏‫یه نابغه.‬
‏‫میدونی این چیه؟‬

628
00:36:30,631 --> 00:36:32,047
‏‫مُهر خوفو.‬

629
00:36:32,089 --> 00:36:34,797
‏‫پس، این کلید رو پیدا کردی‬

630
00:36:34,839 --> 00:36:36,547
‏‫توی اون جعبه کریستالی‬

631
00:36:36,589 --> 00:36:37,881
‏‫بینِ...‬

632
00:36:38,464 --> 00:36:39,672
‏‫گل‌های خشک...‬

633
00:36:39,714 --> 00:36:42,505
‏‫آره، توش بود.‬
‏‫وقتی همه‌چی ریخت باز شد.‬

634
00:36:43,464 --> 00:36:45,297
‏‫- لعنتی، مامانمه.‬
‏‫- جواب نده.‬

635
00:36:45,671 --> 00:36:46,880
‏‫- این یه کلیده؟‬
‏‫- آره.‬

636
00:36:46,921 --> 00:36:49,379
‏‫این یه کلید پین‌دارِ.‬

637
00:36:49,421 --> 00:36:51,546
‏‫کلیدی برای باز کردن مخفیگاه‌ها.‬

638
00:36:54,004 --> 00:36:56,212
‏‫اگر دومینیک ویوان دِنون‬

639
00:36:56,879 --> 00:37:00,920
‏‫این کلید رو بین گل‌های رُزِ مالمزون گذاشته‬

640
00:37:01,628 --> 00:37:04,044
‏‫پس شاید یه چیزی رو اونجا باز کنه...‬

641
00:37:04,878 --> 00:37:06,503
‏‫ممکنه گنج خوفو‬

642
00:37:06,836 --> 00:37:08,711
‏‫اونجا گذاشته شده باشه‬

643
00:37:09,003 --> 00:37:10,419
‏‫هنگام بازگشتش از مصر؟‬

644
00:37:11,502 --> 00:37:13,294
‏‫نه، جواب نده.‬

645
00:37:13,794 --> 00:37:14,878
‏‫"مالمزون" دیگه چیه؟‬

646
00:37:14,919 --> 00:37:16,669
‏‫یه قصره، نزدیک پاریس.‬

647
00:37:16,960 --> 00:37:19,419
‏‫خونه‌ی ژوزفین دوبوهارنه.‬

648
00:37:20,252 --> 00:37:21,918
‏‫همسر اول ناپلئون.‬

649
00:37:21,960 --> 00:37:24,168
‏‫معروف به "رُز"، برای همین گل‌ها رو میبینی؟‬

650
00:37:25,209 --> 00:37:27,209
‏‫ژوزفین دوست صمیمی بود‬

651
00:37:27,501 --> 00:37:28,710
‏‫با ویوان دِنون.‬

652
00:37:29,168 --> 00:37:33,792
‏‫به خاطر اون بود که ویوانت دنون‬
‏‫همراه بناپارت به مصر رفت.‬

653
00:37:33,834 --> 00:37:35,292
‏‫بناپارت دیگه کیه؟‬

654
00:37:35,333 --> 00:37:36,333
‏‫ببخشید؟‬

655
00:37:36,375 --> 00:37:38,459
‏‫- شوخی کردم.‬
‏‫- ترسوندیم.‬

656
00:37:39,625 --> 00:37:41,333
‏‫وایسا، یه چیز دیگه هم هست.‬

657
00:37:42,042 --> 00:37:43,708
‏‫- ایناهاش.‬
‏‫- راست میگی.‬

658
00:37:45,791 --> 00:37:47,458
‏‫انگار یونانی باستانه.‬

659
00:37:51,915 --> 00:37:52,749
‏‫"لتِه".‬

660
00:37:53,623 --> 00:37:55,332
‏‫- "لتِه"<i>...</i>‬
‏‫- یعنی چی؟‬

661
00:37:55,374 --> 00:37:57,874
‏‫"لتِه" یعنی فراموشی،‬
‏‫یا یه راز.‬

662
00:37:58,331 --> 00:37:59,999
‏‫- حالا کجا؟‬
‏‫- به اون شتو.‬

663
00:38:00,040 --> 00:38:03,123
‏‫- هنوز وجود داره، درسته؟‬
‏‫- آره، ولی نمیخوای...‬

664
00:38:03,165 --> 00:38:04,457
‏‫به مادرت زنگ بزنی؟‬

665
00:38:04,498 --> 00:38:06,706
‏‫دیوونه شدی، اون قبول نمیکنه.‬
‏‫بزن بریم.‬

666
00:38:22,288 --> 00:38:24,413
‏‫مارکوس، چه خبر شده؟‬

667
00:38:24,788 --> 00:38:26,246
‏‫چرا جواب ندادی؟‬

668
00:38:27,204 --> 00:38:28,829
‏‫چون من داشتم...‬

669
00:38:28,871 --> 00:38:30,288
‏‫کجا بودی؟‬

670
00:38:30,330 --> 00:38:31,787
‏‫با رابینسون بودم.‬

671
00:38:31,829 --> 00:38:33,787
‏‫خودت ازم خواستی کمکش کنم!‬

672
00:38:35,953 --> 00:38:36,995
‏‫اونو بده من.‬

673
00:38:38,203 --> 00:38:39,661
‏‫گنج یابی خوب پیش میره؟‬

674
00:38:40,120 --> 00:38:41,494
‏‫هیچ خبری نیست.‬

675
00:38:41,786 --> 00:38:43,453
‏‫تو خیلی دروغگوی بدی هستی.‬

676
00:38:44,369 --> 00:38:45,244
‏‫<i>کَتوچ،</i>‬

677
00:38:45,286 --> 00:38:47,453
‏‫<i>دارم یه کلید سیلندری میبینم،</i>‬

678
00:38:47,494 --> 00:38:49,453
‏‫<i>که مُهر خئوپس روش حک شده.</i>‬

679
00:38:49,494 --> 00:38:51,453
‏‫<i>زود بهم زنگ بزن، لطفا.</i>‬

680
00:38:52,036 --> 00:38:52,660
‏‫ولی...‬

681
00:38:53,660 --> 00:38:55,202
‏‫جدی میگم، من داشتم...‬

682
00:38:55,869 --> 00:38:57,201
‏‫من با اون بودم.‬

683
00:38:57,243 --> 00:38:59,452
‏‫من از هیچ کلیدی خبر ندارم.‬

684
00:39:00,452 --> 00:39:01,327
‏‫بهش زنگ بزن.‬

685
00:39:02,118 --> 00:39:03,826
‏‫- الان؟‬
‏‫- آره.‬

686
00:39:03,868 --> 00:39:04,951
‏‫همین حالا.‬

687
00:39:09,159 --> 00:39:10,284
‏‫میره رو پیغامگیر.‬

688
00:39:13,409 --> 00:39:15,159
‏‫کلید سیلندری دیگه چیه؟‬

689
00:39:19,199 --> 00:39:20,199
‏‫بابا؟‬

690
00:39:20,241 --> 00:39:21,074
‏‫جولین؟‬

691
00:39:22,074 --> 00:39:22,908
‏‫بهت زنگ میزنم.‬

692
00:39:35,657 --> 00:39:38,489
‏‫<i>اون شتو نزدیک روی-مالمیزونِ؟</i>‬

693
00:39:41,656 --> 00:39:42,281
‏‫چی...‬

694
00:39:43,615 --> 00:39:44,907
‏‫- موقع خوبی نیست؟‬
‏‫- چیه؟‬

695
00:39:44,947 --> 00:39:47,197
‏‫گفتم وقتی خبری شد زنگ میزنم.‬

696
00:39:47,239 --> 00:39:48,780
‏‫پسرت فرار میکنه و...‬

697
00:39:48,822 --> 00:39:51,239
‏‫فرار نکرده.‬
‏‫مدرسه تسلیت گفت.‬

698
00:39:51,281 --> 00:39:53,405
‏‫بحث رو عوض نکن!‬

699
00:39:53,447 --> 00:39:55,238
‏‫دارم میرم بالا! شنیدی؟‬

700
00:39:55,780 --> 00:39:57,655
‏‫میزنم تو صورت دوست پسرت.‬

701
00:39:58,030 --> 00:40:00,155
‏‫چی؟ گیووم، وایسا...‬

702
00:40:00,905 --> 00:40:01,571
‏‫گیوم!‬

703
00:40:01,988 --> 00:40:04,404
‏‫مواظب باش!‬
‏‫من جودو کار کردم، عوضی!‬

704
00:40:04,696 --> 00:40:06,196
‏‫گیوم، این چیه؟‬

705
00:40:06,738 --> 00:40:08,070
‏‫اون یارو کجاست؟‬

706
00:40:14,695 --> 00:40:15,945
‏‫اون یارو کی بود؟‬

707
00:40:15,987 --> 00:40:18,069
‏‫- کدوم یارو؟‬
‏‫- همونی که طبقه بالا بود.‬

708
00:40:18,111 --> 00:40:19,820
‏‫تو یه نفرو طبقه بالا دیدی؟‬

709
00:40:20,528 --> 00:40:23,028
‏‫تو گفتی یه بحران وجودی بود.‬

710
00:40:23,069 --> 00:40:25,028
‏‫مثل یه احمق اسباب کشی کردم رفتم!‬

711
00:40:25,069 --> 00:40:26,861
‏‫من خیلی ساده لوح بودم.‬

712
00:40:26,903 --> 00:40:28,652
‏‫چرا به من نگفتی؟‬

713
00:40:28,694 --> 00:40:30,943
‏‫- تو دیوونه ای.‬
‏‫- آره، من دیوونم.‬

714
00:40:30,985 --> 00:40:32,068
‏‫تو روانی هستی!‬

715
00:40:32,402 --> 00:40:33,860
‏‫داری به همه آسیب میزنی!‬

716
00:40:34,360 --> 00:40:36,194
‏‫این فریاد کمک خواستن ژولینِ.‬

717
00:40:36,235 --> 00:40:37,568
‏‫برات خنده داره؟‬

718
00:40:37,610 --> 00:40:40,068
‏‫این فریاد کمک خواستن نیست!‬
‏‫اون فرار نکرده.‬

719
00:40:40,110 --> 00:40:42,526
‏‫این تاکتیک بابامه.‬
‏‫یه مراسم خاکسپاری اختراع میکنه...‬

720
00:40:42,568 --> 00:40:44,359
‏‫- لعنتی!‬
‏‫- آره، تقصیر باباته.‬

721
00:40:44,901 --> 00:40:46,485
‏‫بیا اینجا بشینیم.‬

722
00:40:46,526 --> 00:40:48,276
‏‫نمیریم داخل؟‬

723
00:40:49,151 --> 00:40:51,109
‏‫- میریم سفر در زمان.‬
‏‫- جدی؟‬

724
00:40:51,151 --> 00:40:53,734
‏‫الان میبینی.‬
‏‫چشماتو ببند، رفیق.‬

725
00:40:54,066 --> 00:40:55,275
‏‫- باشه.‬
‏‫- خب.‬

726
00:40:56,691 --> 00:40:59,941
‏‫خب، امروز دوشنبه، ۲۵ مارسِ.‬

727
00:40:59,983 --> 00:41:02,816
‏‫یعنی یه دوشنبه در سال ۱۸۱۴.‬

728
00:41:03,108 --> 00:41:04,483
‏‫بیشتر از ۲۰۰ سال پیش.‬

729
00:41:04,816 --> 00:41:07,399
‏‫ساعت ۳ بعد از ظهر، درست مثل امروز.‬

730
00:41:07,691 --> 00:41:09,399
‏‫آسمون همون شکلی بود،‬

731
00:41:09,441 --> 00:41:12,648
‏‫صدای باد دقیقا‬
‏‫همون صدا بود،‬

732
00:41:13,273 --> 00:41:15,065
‏‫آواز پرنده ها همون آواز بود.‬

733
00:41:15,857 --> 00:41:20,315
‏‫دمای هوایی که روی پوستت‬
‏‫حس میکنی، دقیقا همون دما بود.‬

734
00:41:21,356 --> 00:41:24,148
‏‫حالا چشمهاتو باز کن، به آسمون نگاه کن.‬

735
00:41:24,190 --> 00:41:25,731
‏‫به آسمون نگاه کن.‬

736
00:41:28,189 --> 00:41:31,813
‏‫این همون آسمونیه که تو سال ۱۸۱۴ بود.‬

737
00:41:48,604 --> 00:41:50,021
‏‫به این گل رز نگاه کن.‬

738
00:41:52,103 --> 00:41:55,853
‏‫این دقیقا همون گل رزیه که تو سال ۱۸۱۴ بود.‬

739
00:41:56,644 --> 00:41:58,770
‏‫آیا یه لرزه از گذشته رو حس میکنی؟‬

740
00:41:58,811 --> 00:42:00,394
‏‫- این یه شوخیه؟‬
‏‫- مامان؟‬

741
00:42:00,436 --> 00:42:02,603
‏‫- پیدامون کردید!‬
‏‫- من گفتم "نه".‬

742
00:42:02,644 --> 00:42:04,352
‏‫کیفتو بردار، داریم میریم.‬

743
00:42:04,394 --> 00:42:06,144
‏‫- عجله کن!‬
‏‫- خواهش میکنم، عزیزم.‬

744
00:42:06,186 --> 00:42:08,394
‏‫گوش کن بابا: اون پسر منه، باشه؟‬

745
00:42:08,436 --> 00:42:10,227
‏‫تو هم گند نزن بهش.‬

746
00:42:10,269 --> 00:42:11,268
‏‫زود باش!‬

747
00:42:11,310 --> 00:42:13,560
‏‫آروم باش، کسی نمرده.‬

748
00:42:13,602 --> 00:42:15,351
‏‫- بریم.‬
‏‫- من میخواستم بیام.‬

749
00:42:15,393 --> 00:42:17,310
‏‫آره جون خودت. من حقه هاشو میدونم.‬

750
00:42:17,351 --> 00:42:19,226
‏‫قسم میخورم! ببین چی پیدا کردیم.‬

751
00:42:19,268 --> 00:42:21,392
‏‫دیگه بسه ژولین. شنیدی؟‬

752
00:42:21,684 --> 00:42:23,225
‏‫مُهر خئوپس رو داره.‬

753
00:42:23,642 --> 00:42:25,392
‏‫- خب؟‬
‏‫- من و پدربزرگ فکر می‌کنیم...‬

754
00:42:25,434 --> 00:42:27,850
‏‫که یه جای مخفی رو توی قصر باز می‌کنه.‬

755
00:42:27,892 --> 00:42:29,142
‏‫- درسته؟‬
‏‫- فهمیدم.‬

756
00:42:29,184 --> 00:42:33,475
‏‫داری یه در مخفی رو تصور می‌کنی،‬
‏‫که یه گنج رو پنهون کرده... درسته؟‬

757
00:42:33,516 --> 00:42:35,308
‏‫- تقریباً.‬
‏‫- جدی میگی؟‬

758
00:42:35,349 --> 00:42:36,475
‏‫ولی مامان...‬

759
00:42:36,516 --> 00:42:39,058
‏‫احمقانه است بدون بررسی کردن بریم، مگه نه؟‬

760
00:42:39,433 --> 00:42:40,433
‏‫درسته؟‬

761
00:42:41,891 --> 00:42:43,932
‏‫خیله خب، پس "لِته"...‬
‏‫"لِته" چی؟‬

762
00:42:44,224 --> 00:42:47,099
‏‫لته، رودخونه‌ی فراموشی.‬
‏‫خیلی کمک کرد.‬

763
00:42:47,474 --> 00:42:49,015
‏‫یه معنی دیگه‌ش هم "راز" هست.‬

764
00:42:49,557 --> 00:42:51,474
‏‫رازها و فراموشی.‬

765
00:42:52,098 --> 00:42:53,598
‏‫داریم نزدیک می‌شیم، ایزیس.‬

766
00:42:55,514 --> 00:42:56,639
‏‫باشه.‬

767
00:42:56,681 --> 00:43:00,139
‏‫یه نگاهی می‌ندازیم.‬
‏‫ولی بیشتر از پنج دقیقه نه، باشه؟‬

768
00:43:00,181 --> 00:43:01,306
‏‫بزن بریم.‬

769
00:43:02,389 --> 00:43:04,056
‏‫آفرین. کارت خوب بود.‬

770
00:43:04,097 --> 00:43:06,222
‏‫- چطوری ما رو پیدا کردی؟‬
‏‫- گوشیت.‬

771
00:43:06,264 --> 00:43:07,638
‏‫سیصد تا تماس اتفاقی داشتم.‬

772
00:43:07,680 --> 00:43:09,680
‏‫نبرد اهرام‬

773
00:43:17,971 --> 00:43:20,846
‏‫- من فقط بخاطر جولین این کارو می‌کنم.‬
‏‫- البته.‬

774
00:43:50,010 --> 00:43:51,093
‏‫هی!‬

775
00:43:52,052 --> 00:43:53,344
‏‫این کارو نکن.‬

776
00:43:54,468 --> 00:43:55,968
‏‫- سلام.‬
‏‫- سلام.‬

777
00:43:56,885 --> 00:43:58,051
‏‫بسه دیگه.‬

778
00:43:59,967 --> 00:44:01,301
‏‫نه، نه، نه!‬

779
00:44:01,343 --> 00:44:02,509
‏‫نه، بابا.‬

780
00:44:03,343 --> 00:44:04,675
‏‫وای خدای من.‬

781
00:44:05,717 --> 00:44:06,842
‏‫لعنتی.‬

782
00:44:06,884 --> 00:44:08,091
‏‫اون آقا کجا رفت؟‬

783
00:44:08,133 --> 00:44:08,759
‏‫اینجا ممنوعه.‬

784
00:44:08,800 --> 00:44:11,175
‏‫نگران نباشید. اون با منه.‬

785
00:44:11,216 --> 00:44:13,841
‏‫ما داریم یه بازرسی رسمی انجام می‌دیم...‬

786
00:44:13,883 --> 00:44:15,674
‏‫برای بررسی رطوبت منطقه.‬

787
00:44:15,716 --> 00:44:16,758
‏‫هیچکس به من خبر نداده بود.‬

788
00:44:17,008 --> 00:44:19,674
‏‫عجیبه. میشه چک کنید؟‬
‏‫باید خبر می‌دادن.‬

789
00:44:19,716 --> 00:44:20,841
‏‫گیج شدم.‬

790
00:44:20,883 --> 00:44:22,049
‏‫خیلی عجیبه.‬

791
00:44:29,215 --> 00:44:30,214
‏‫هیچی اونجا نیست.‬

792
00:44:31,131 --> 00:44:33,632
‏‫این کتابخونه‌ی بزرگ‬

793
00:44:33,923 --> 00:44:36,964
‏‫کارِ معمار پیر فونتِنه.‬

794
00:44:37,589 --> 00:44:39,089
‏‫یه راه پله‌ی کوچیک،‬

795
00:44:39,131 --> 00:44:42,756
‏‫نسبتاً باریک،‬
‏‫اون گوشه پنهون شده.‬

796
00:44:42,797 --> 00:44:46,339
‏‫به ناپلئون اجازه می‌داد‬
‏‫به آپارتمانش دسترسی داشته باشه،‬

797
00:44:46,380 --> 00:44:47,631
‏‫تو طبقه‌ی اول.‬

798
00:44:47,671 --> 00:44:49,213
‏‫خیلی هم عالی،‬

799
00:44:49,255 --> 00:44:52,546
‏‫ولی یادتون رفت بگید خانم،‬
‏‫که ناپلئون‬

800
00:44:52,588 --> 00:44:54,463
‏‫برده‌داری رو دوباره برقرار کرد.‬

801
00:44:55,713 --> 00:44:57,046
‏‫وقت تعطیلیه.‬

802
00:44:57,087 --> 00:44:59,504
‏‫آره، اون برده‌داری رو برگردوند.‬

803
00:45:00,421 --> 00:45:01,962
‏‫بریم سمت خروجی،‬

804
00:45:02,004 --> 00:45:03,754
‏‫دفترچه راهنما رو یادت نره.‬

805
00:45:14,212 --> 00:45:15,836
‏‫آقا، داریم تعطیل می‌کنیم.‬

806
00:45:32,627 --> 00:45:35,001
‏‫- حالا گیر افتادیم.‬
‏‫- نه، اصلا.‬

807
00:45:35,293 --> 00:45:37,584
‏‫رفیق، کل اینجا مال خودمونه!‬

808
00:45:37,876 --> 00:45:40,792
‏‫- ولی دزدگیر چی؟‬
‏‫- نگهبان شب نداره.‬

809
00:45:40,834 --> 00:45:43,667
‏‫سیستم دزدگیر قدیمیه‬
‏‫و سقف هم که چکه می‌کنه....‬

810
00:45:43,917 --> 00:45:48,042
‏‫واقعاً عجیبه که اینجور جاها‬
‏‫رو اینقدر بد نگهداری می‌کنن.‬

811
00:45:48,083 --> 00:45:49,333
‏‫خیلی خب، به هر حال...‬

812
00:45:49,625 --> 00:45:52,333
‏‫برای اینکه اتصالی نکنه،‬
‏‫دزدگیر رو قطع کردن.‬

813
00:45:52,374 --> 00:45:54,541
‏‫- از کجا می‌دونی؟‬
‏‫- پرسیدم.‬

814
00:45:54,583 --> 00:45:55,874
‏‫معلومه که پرسیده.‬

815
00:45:56,249 --> 00:45:58,082
‏‫ما بازرس بودیم، درسته؟‬

816
00:45:58,124 --> 00:46:00,333
‏‫تو که کار رو نصفه نیمه انجام نمیدی...‬

817
00:46:00,373 --> 00:46:01,499
‏‫دوربین نداره؟‬

818
00:46:01,874 --> 00:46:05,040
‏‫هیچکس شب‌ها دوربین‌ها رو چک نمی‌کنه، رفیق.‬

819
00:46:10,332 --> 00:46:12,372
‏‫دارن چه بازی درمیارن؟‬

820
00:46:12,414 --> 00:46:14,206
‏‫- من گشنمه.‬
‏‫- منم.‬

821
00:46:14,247 --> 00:46:15,997
‏‫ساندویچی نمونده؟‬

822
00:46:16,039 --> 00:46:18,080
‏‫یه گردش معمولی با پروفسور رابینسون.‬

823
00:46:18,122 --> 00:46:19,830
‏‫- ما گشنمونه.‬
‏‫- درست نیست.‬

824
00:46:19,872 --> 00:46:22,372
‏‫من خوراکی دارم. معذرت می‌خوام.‬

825
00:46:22,747 --> 00:46:24,955
‏‫بیا، رفیق. نوش جان.‬

826
00:46:25,914 --> 00:46:27,538
‏‫شکلات ماراتن؟ این دیگه چیه؟‬

827
00:46:27,580 --> 00:46:29,913
‏‫ماراتن؟ فکر کنم مال ۳۰ سال پیشه.‬

828
00:46:30,330 --> 00:46:31,704
‏‫اگه نمی‌خوای...‬

829
00:46:33,246 --> 00:46:34,496
‏‫شکوندیش!‬

830
00:46:35,412 --> 00:46:39,370
‏‫اه.‬
‏‫حتی غذاهاش هم باستانیه!‬

831
00:46:48,661 --> 00:46:50,912
‏‫حداقل پنج دقیقه است که اینجاییم.‬

832
00:46:53,411 --> 00:46:55,869
‏‫هی، دست نزن. اون تخت ژوزفینه.‬

833
00:46:56,119 --> 00:46:57,161
‏‫پاشو.‬

834
00:46:57,410 --> 00:46:58,494
‏‫چی شده؟‬

835
00:47:04,368 --> 00:47:05,619
‏‫- خب که چی؟‬
‏‫- هیچی.‬

836
00:47:06,202 --> 00:47:08,160
‏‫- یه کمد بزرگه.‬
‏‫- من چک می‌کنم.‬

837
00:47:15,659 --> 00:47:16,701
‏‫عجیبه.‬

838
00:47:17,950 --> 00:47:18,742
‏‫چی؟‬

839
00:47:19,242 --> 00:47:21,325
‏‫- بیا ببین.‬
‏‫- چیزی پیدا کردی؟‬

840
00:47:23,159 --> 00:47:24,158
‏‫نگاه کن.‬

841
00:47:28,158 --> 00:47:29,783
‏‫حرف "آلفا"، دو بار.‬

842
00:47:30,949 --> 00:47:32,241
‏‫درسته...‬

843
00:47:33,365 --> 00:47:35,699
‏‫تو یونانی باستان، اگه اضافه کنی‬

844
00:47:36,157 --> 00:47:39,990
‏‫<i>آلفا</i>‬
‏‫به اول "لت"،‬

845
00:47:40,032 --> 00:47:41,823
‏‫کلمه میشه "آلتیا".‬

846
00:47:44,157 --> 00:47:45,365
‏‫و کلمهٔ "فراموشی"،‬

847
00:47:46,448 --> 00:47:48,156
‏‫تبدیل میشه به کلمهٔ "مکاشفه".‬

848
00:47:53,906 --> 00:47:55,323
‏‫ببین، باز میشه.‬

849
00:48:06,821 --> 00:48:10,154
‏‫- کلید رو بده.‬
‏‫- دست خودته.‬

850
00:48:20,445 --> 00:48:21,570
‏‫آلتیا...‬

851
00:48:23,903 --> 00:48:24,861
‏‫یالا‬

852
00:48:39,735 --> 00:48:42,735
‏‫- اینجا هیچی نیست.‬
‏‫- درسته، هیچی.‬

853
00:48:47,652 --> 00:48:48,693
‏‫چرا، یه چیزایی هست.‬

854
00:49:02,484 --> 00:49:03,816
‏‫ببینید بچه ها.‬

855
00:49:04,233 --> 00:49:05,399
‏‫حق با من بود.‬

856
00:49:05,816 --> 00:49:06,816
‏‫چی هست؟‬

857
00:49:07,441 --> 00:49:12,107
‏‫این ثابت میکنه گنج خئوپس‬
‏‫اینجا، تو این اتاق نگهداری میشده.‬

858
00:49:12,566 --> 00:49:15,024
‏‫- واقعاً؟‬
‏‫- آره، واقعاً!‬

859
00:49:15,358 --> 00:49:17,774
‏‫نگاه کن! این کلسیتِ.‬

860
00:49:18,732 --> 00:49:22,190
‏‫همه‌ی تابوت‌های سنگی از سلسله‌ی چهارم‬
‏‫از جنس کلسیت بودن.‬

861
00:49:26,148 --> 00:49:27,481
‏‫کیه؟‬

862
00:49:29,023 --> 00:49:30,648
‏‫لعنتی، چیه این؟‬

863
00:49:39,230 --> 00:49:41,855
‏‫- این خود خئوپسِ؟‬
‏‫- چه حرفا.‬

864
00:49:41,897 --> 00:49:43,897
‏‫شوخی کردم.‬
‏‫ژوزفینه؟‬

865
00:49:44,855 --> 00:49:48,438
‏‫نه عزیزم،‬
‏‫ژوزفین از سال ۱۸۱۴ دفن شده.‬

866
00:49:48,480 --> 00:49:50,355
‏‫و این لباس خیلی جدیدتره.‬

867
00:49:50,395 --> 00:49:52,021
‏‫به نظرم اواخر قرن نوزدهم میاد.‬

868
00:49:52,063 --> 00:49:53,979
‏‫کاملاً مومیایی شده.‬

869
00:49:54,021 --> 00:49:56,020
‏‫یه دفترچه کوچیک هست، ببین.‬

870
00:50:00,978 --> 00:50:03,229
‏‫اسمش هنریتا پاپلتون بوده.‬

871
00:50:10,061 --> 00:50:12,644
‏‫پدرش سروان‬
‏‫تو هنگ پنجاه و سوم بوده.‬

872
00:50:13,144 --> 00:50:15,894
‏‫تو عمارت لانگ‌وود آجودان بوده.‬

873
00:50:15,936 --> 00:50:18,644
‏‫اون یکی از نگهبان‌های ناپلئون‬
‏‫تو سنت هلن بوده.‬

874
00:50:18,685 --> 00:50:20,060
‏‫پاپلتون!‬

875
00:50:20,602 --> 00:50:22,684
‏‫اون کلکسیونر پیر در موردش حرف میزد.‬

876
00:50:22,726 --> 00:50:24,517
‏‫اون دنبال گنج میگشته!‬

877
00:50:25,143 --> 00:50:26,143
‏‫نگاه کن.‬

878
00:50:26,643 --> 00:50:28,476
‏‫دومینیك ویوانت دنون."‬
‏‫بابا...‬

879
00:50:29,142 --> 00:50:30,267
‏‫ببین.‬

880
00:50:30,309 --> 00:50:35,017
‏‫"پیامی که دومینیک ویوانت دنون‬
‏‫برای امپراتور تبعیدی فرستاده... "‬

881
00:50:38,892 --> 00:50:40,850
‏‫این پیام رمزیه‬

882
00:50:40,892 --> 00:50:43,558
‏‫که محل گنج رو نشون میده!‬

883
00:50:52,807 --> 00:50:54,265
‏‫اون کیه؟‬

884
00:50:54,307 --> 00:50:55,557
‏‫- کجا؟‬
‏‫- اونجا.‬

885
00:50:56,723 --> 00:50:59,640
‏‫وقتی دسامبر 1873 اینجا زندانی شد و مُرد،‬

886
00:50:59,681 --> 00:51:01,431
‏‫کسی تو قصر زندگی نمی‌کرد.‬

887
00:51:03,598 --> 00:51:05,681
‏‫کلمه "گنج" همه جا دیده میشه.‬

888
00:51:06,931 --> 00:51:10,389
‏‫آخرین کلماتی که نوشته اینا بودن:‬
‏‫"خدا ملکه رو حفظ کنه"،‬

889
00:51:10,431 --> 00:51:11,430
‏‫"ناپلئون"...‬

890
00:51:11,764 --> 00:51:14,138
‏‫- "جابرناول".‬
‏‫- یعنی چی؟‬

891
00:51:14,180 --> 00:51:16,388
‏‫یعنی "ناپلئون... احمق".‬

892
00:51:16,430 --> 00:51:19,138
‏‫خلاصه کنیم.‬
‏‫گنج اینجا پنهان شده،‬

893
00:51:19,180 --> 00:51:21,222
‏‫احتمالاً وقتی ژوزفین مرده.‬

894
00:51:21,263 --> 00:51:23,180
‏‫پس یعنی بعد از سال ۱۸۱۴.‬

895
00:51:23,222 --> 00:51:25,513
‏‫این گنج هی اینور اونور میره.‬

896
00:51:25,554 --> 00:51:28,471
‏‫چطور ممکنه اونو ندیده باشم!‬

897
00:51:28,513 --> 00:51:30,679
‏‫این هیروگلیف‌ها...‬

898
00:51:30,970 --> 00:51:34,054
‏‫باید بعداً حکاکی شده باشن.‬

899
00:51:34,386 --> 00:51:37,178
‏‫دیدی؟‬
‏‫از فلزش میشه فهمید.‬

900
00:51:39,637 --> 00:51:40,928
‏‫- حق با توئه.‬
‏‫- آره!‬

901
00:51:40,969 --> 00:51:43,303
‏‫معلومه.‬
‏‫باید بعد از سال ۱۸۲۰ بوده باشه.‬

902
00:51:43,345 --> 00:51:45,261
‏‫خب، بابا؟‬
‏‫منظورت چیه؟‬

903
00:51:45,303 --> 00:51:47,761
‏‫برای همینه که دیگه گنج اینجا نیست!‬

904
00:51:47,803 --> 00:51:49,385
‏‫- من که گیج شدم.‬
‏‫- منم همینطور.‬

905
00:51:49,427 --> 00:51:51,010
‏‫دقت کن.‬

906
00:51:51,052 --> 00:51:53,052
‏‫گنج همینجا پنهان شده بوده،‬

907
00:51:53,094 --> 00:51:56,135
‏‫توی همین اتاق،‬
‏‫احتمالاً بعد از برگشتش از مصر.‬

908
00:51:56,177 --> 00:51:58,551
‏‫همه‌مون سر این موضوع توافق داریم، درسته؟‬

909
00:51:58,593 --> 00:52:00,259
‏‫آره، همه‌مون توافق داریم.‬

910
00:52:00,301 --> 00:52:02,134
‏‫هدیه‌ای از طرف امپراطور،‬

911
00:52:02,176 --> 00:52:04,593
‏‫به تشویق دومینیک ویوان دنون،‬

912
00:52:04,635 --> 00:52:06,510
‏‫که دوست صمیمی بود‬

913
00:52:06,551 --> 00:52:10,176
‏‫و تقریباً میشه گفت معشوقه‌ی‬
‏‫ژوزفین دوبوهارنه.‬

914
00:52:10,218 --> 00:52:11,634
‏‫مدرکی نداریم، ولی خب می‌دونیم.‬

915
00:52:11,675 --> 00:52:14,966
‏‫گل‌های رز،‬
‏‫کلید کوچکی که توی ذهنش نگه داشته بود...‬

916
00:52:15,008 --> 00:52:19,758
‏‫خلاصه، گنج تا سال ۱۸۱۵ اینجا موند، به نظرم.‬

917
00:52:19,800 --> 00:52:22,299
‏‫خب، توی سال ۱۸۱۵ چه اتفاقی می‌افته؟‬

918
00:52:22,341 --> 00:52:25,965
‏‫صد روزه،‬
‏‫ناپلئون به فرانسه برمی‌گرده!‬

919
00:52:26,007 --> 00:52:29,632
‏‫"صد روزه‌ی" معروف ناپلئون.‬
‏‫و ژوزفین هم مرده.‬

920
00:52:29,673 --> 00:52:31,132
‏‫ناپلئون چیکار می‌کنه؟‬

921
00:52:31,174 --> 00:52:34,091
‏‫یه زیارتگاه توی مالمزون درست می‌کنه.‬

922
00:52:34,132 --> 00:52:35,298
‏‫آماده باشین: احساسات شدید.‬

923
00:52:35,340 --> 00:52:37,923
‏‫فین فین، اشک، شوک.‬
‏‫اما، بالاتر از همه...‬

924
00:52:38,382 --> 00:52:42,340
‏‫به ویوان دنون ماموریت می‌ده‬
‏‫تا گنج رو جابه‌جا کنه.‬

925
00:52:42,589 --> 00:52:43,756
‏‫شاید به موزه لوور!‬

926
00:52:43,798 --> 00:52:45,215
‏‫احتمالاً. بعدش چی؟‬

927
00:52:45,255 --> 00:52:48,589
‏‫متاسفانه،‬
‏‫بازگشت امپراطور کوتاه مدته.‬

928
00:52:48,881 --> 00:52:51,922
‏‫در سال ۱۸۱۵، امپراتوری سقوط می‌کنه.‬

929
00:52:54,089 --> 00:52:55,797
‏‫و، همچنین در سال ۱۸۱۵،‬

930
00:52:55,838 --> 00:52:57,880
‏‫دنون از موزه لوور اخراج می‌شه!‬

931
00:52:57,922 --> 00:52:58,922
‏‫مثل بابا.‬

932
00:52:59,630 --> 00:53:00,505
‏‫چطور؟‬

933
00:53:00,879 --> 00:53:04,171
‏‫دقیقاً.‬
‏‫اونم اخراج شد، مثل بابا.‬

934
00:53:04,213 --> 00:53:05,796
‏‫چه خبر شده؟‬

935
00:53:05,837 --> 00:53:07,420
‏‫بعداً.‬

936
00:53:07,462 --> 00:53:11,128
‏‫اون با تدبیره. حالش خوب می‌شه.‬
‏‫ایرادهایی داره...‬

937
00:53:11,170 --> 00:53:14,170
‏‫ولی گیوم هم قویه.‬
‏‫خب!‬

938
00:53:14,212 --> 00:53:16,836
‏‫ویوان دنون از موزه لوور استعفا می‌ده.‬

939
00:53:16,878 --> 00:53:21,169
‏‫هیچ جوره امکان نداره‬
‏‫غنائم رو برای سلطنت‌طلبان بذاره!‬

940
00:53:21,419 --> 00:53:24,419
‏‫اون چیکار می‌کنه؟‬
‏‫گنج رو یه جای دیگه پنهان می‌کنه‬

941
00:53:24,461 --> 00:53:28,627
‏‫و یه پیغام رمزی‬
‏‫برای ناپلئون تبعیدی می‌فرسته‬

942
00:53:28,669 --> 00:53:31,418
‏‫تا بهش محلش رو بگه.‬
‏‫و ما پیداش کردیم.‬

943
00:53:31,919 --> 00:53:35,210
‏‫حالا، فقط باید‬
‏‫پیغام توی دفترچه رو رمزگشایی کنیم.‬

944
00:53:36,502 --> 00:53:37,627
‏‫بیاین.‬

945
00:53:37,669 --> 00:53:40,751
‏‫بزن بریم از این دخمه‌ی دلگیر بیرون.‬

946
00:53:41,126 --> 00:53:43,876
‏‫- و زن انگلیسی؟‬
‏‫- زن انگلیسی...‬

947
00:53:43,918 --> 00:53:45,459
‏‫معلومه!‬

948
00:53:45,501 --> 00:53:48,292
‏‫اون پیغام رو پیدا کرده، سال‌ها بعد...‬

949
00:53:48,334 --> 00:53:49,917
‏‫و دنبال ماجراجویی بوده؟‬

950
00:53:49,958 --> 00:53:51,250
‏‫به جهیزیه نیاز داشته؟‬

951
00:53:51,292 --> 00:53:54,375
‏‫کی می‌دونه زن‌های انگلیسی‬
‏‫اون موقع چجوری فکر می‌کردن!‬

952
00:53:54,416 --> 00:53:56,583
‏‫ولی تا اون موقع که شروع کرد به گشتن...‬

953
00:53:56,625 --> 00:53:58,124
‏‫گنج جا به جا شده بود.‬

954
00:53:58,750 --> 00:54:00,458
‏‫پس چرا اینجا گیر کرده؟‬

955
00:54:01,124 --> 00:54:02,208
‏‫لعنتی!‬

956
00:54:02,249 --> 00:54:03,958
‏‫- چی شد؟‬
‏‫- در!‬

957
00:54:03,999 --> 00:54:05,415
‏‫- من کاری نکردم.‬
‏‫- بازش کن!‬

958
00:54:05,457 --> 00:54:08,165
‏‫- چیکار کردی؟‬
‏‫- فقط تکیه دادم اینجا.‬

959
00:54:08,499 --> 00:54:09,499
‏‫واقعا که...‬

960
00:54:12,790 --> 00:54:15,165
‏‫- از این طرف رفتن.‬
‏‫- اینجا خیلی قشنگه.‬

961
00:54:19,998 --> 00:54:21,706
‏‫- کار نمیکنه.‬
‏‫- اینجاست.‬

962
00:54:21,748 --> 00:54:23,705
‏‫اینم جواب سوالت!‬

963
00:54:23,747 --> 00:54:25,538
‏‫کلید از داخل کار نمیکنه.‬

964
00:54:25,872 --> 00:54:28,538
‏‫و حالا بدجوری گیر افتادیم.‬

965
00:54:28,580 --> 00:54:31,205
‏‫اون چطوری بدون کلید رفت تو؟‬

966
00:54:31,246 --> 00:54:33,080
‏‫حتما در باز بوده.‬

967
00:54:33,121 --> 00:54:34,622
‏‫یه نسیم الکی...‬

968
00:54:34,664 --> 00:54:36,372
‏‫کی اهمیت میده چطوری رفته تو.‬

969
00:54:36,955 --> 00:54:40,205
‏‫- لعنت!‬
‏‫- وای نه.‬

970
00:54:40,579 --> 00:54:41,704
‏‫متاسفم.‬

971
00:54:41,746 --> 00:54:44,120
‏‫تقصیر تو نیست.‬
‏‫بازم کارای همیشگی پدربزرگه.‬

972
00:54:44,162 --> 00:54:45,954
‏‫کلا تقصیر اونه!‬

973
00:54:45,995 --> 00:54:47,828
‏‫و بیشترشم تقصیر توئه.‬

974
00:54:47,870 --> 00:54:49,828
‏‫ما هم مثل اون اینجا میمیریم.‬

975
00:54:50,120 --> 00:54:52,286
‏‫بابا اینجوری نگو.‬

976
00:54:52,328 --> 00:54:54,662
‏‫اون موقع، شتو‬
‏‫ترک شده بود...‬

977
00:54:54,703 --> 00:54:56,411
‏‫امروز یکی صدامونو میشنوه.‬

978
00:54:56,453 --> 00:55:00,661
‏‫<i>یه شتوی متروکه است</i>‬

979
00:55:01,245 --> 00:55:05,410
‏‫<i>اون نمیدونه کجا بره</i>‬

980
00:55:05,702 --> 00:55:07,661
‏‫<i>امشب</i>‬

981
00:55:07,993 --> 00:55:09,952
‏‫<i>امشب</i>‬

982
00:55:09,993 --> 00:55:13,451
‏‫<i>متروکه</i>‬

983
00:55:14,202 --> 00:55:15,493
‏‫<i>متروکه</i>‬

984
00:55:20,867 --> 00:55:22,243
‏‫چیکار کردی؟‬

985
00:55:23,076 --> 00:55:24,617
‏‫من هیچ کاری نکردم.‬

986
00:55:27,367 --> 00:55:28,534
‏‫اون چیه؟‬

987
00:55:39,741 --> 00:55:41,115
‏‫پلیس!‬

988
00:55:45,074 --> 00:55:46,074
‏‫خوبی؟‬

989
00:55:46,366 --> 00:55:47,782
‏‫کسی اونجاست؟‬

990
00:55:47,823 --> 00:55:50,740
‏‫- ما اینجاییم!‬
‏‫- ما گیر افتادیم!‬

991
00:56:08,780 --> 00:56:10,905
‏‫زود باش.‬
‏‫به لطف اونه که در اومدیم.‬

992
00:56:13,780 --> 00:56:15,488
‏‫معلومه که هیچی پیدا نکردی.‬

993
00:56:15,738 --> 00:56:17,904
‏‫- معلومه.‬
‏‫- خب، در واقع...‬

994
00:56:17,946 --> 00:56:19,613
‏‫با جزئیات خسته‌اش نکن.‬

995
00:56:19,654 --> 00:56:22,946
‏‫- ممنون که اومدید.‬
‏‫- دوست پسرت وقت نداشت؟‬

996
00:56:23,362 --> 00:56:25,362
‏‫آره.‬
‏‫یا شایدم رانندگی بلد نیست!‬

997
00:56:25,403 --> 00:56:26,278
‏‫دیوونه‌ای.‬

998
00:56:28,570 --> 00:56:31,195
‏‫نمیتونم برم مدرسه.‬
‏‫خیلی خسته‌ام.‬

999
00:56:31,237 --> 00:56:34,361
‏‫این روی دیگه ماجراست.‬
‏‫امشب میتونی بخوابی.‬

1000
00:56:34,653 --> 00:56:37,945
‏‫کیفتو بردار و عجله کن،‬
‏‫دیرت میشه.‬

1001
00:56:37,986 --> 00:56:40,319
‏‫- نمیتونم کیفمو پیدا کنم.‬
‏‫- پس بگرد دنبالش!‬

1002
00:56:41,027 --> 00:56:43,152
‏‫من رفتم سر کار. شب میبینمت.‬

1003
00:56:43,735 --> 00:56:45,568
‏‫پدرم؟ قاچاقچی؟‬

1004
00:56:46,069 --> 00:56:48,902
‏‫این مزخرفه، ونسان. چه مدرکی دارن؟‬

1005
00:56:48,944 --> 00:56:51,652
‏‫ظاهراً تو مصر، دست داشته‬

1006
00:56:51,693 --> 00:56:53,692
‏‫تو یه سری حفاری‌های غیرمجاز.‬

1007
00:56:54,151 --> 00:56:56,901
‏‫حفاری؟ عجب...‬

1008
00:56:58,068 --> 00:56:59,442
‏‫وای خدای من.‬

1009
00:57:00,110 --> 00:57:01,901
‏‫بهش نمیاد.‬

1010
00:57:01,943 --> 00:57:04,150
‏‫اون همیشه خیلی قانونمند بوده.‬

1011
00:57:04,192 --> 00:57:07,150
‏‫فقط این نیست. شوهرت متهم شده‬

1012
00:57:07,192 --> 00:57:09,900
‏‫تو یه پرونده قاچاق عتیقه.‬

1013
00:57:11,691 --> 00:57:13,108
‏‫جدی؟ امکان نداره.‬

1014
00:57:13,149 --> 00:57:15,191
‏‫- خنده‌داره؟‬
‏‫- اصلاً.‬

1015
00:57:15,691 --> 00:57:18,191
‏‫نه، ولی جدّی، نه گیوم.‬

1016
00:57:18,649 --> 00:57:20,816
‏‫ایزیس، به نظرت عجیب نیست؟‬

1017
00:57:20,857 --> 00:57:22,774
‏‫پدرت تو حفاری‌های مشکوک تو مصر،‬

1018
00:57:22,816 --> 00:57:24,398
‏‫شوهرت تو لوور...‬

1019
00:57:24,440 --> 00:57:26,482
‏‫هیچ ربطی نمیبینی؟‬

1020
00:57:26,524 --> 00:57:28,773
‏‫پدرم و گیوم با هم کار میکنن؟‬

1021
00:57:28,815 --> 00:57:30,606
‏‫- رو یه پروژه‌ی غیرقانونی؟‬
‏‫- آره.‬

1022
00:57:30,856 --> 00:57:33,481
‏‫- غیر ممکنه.‬
‏‫- خودت چی، ایزیس؟‬

1023
00:57:33,523 --> 00:57:35,065
‏‫یه بازرسی ساختگی؟‬

1024
00:57:35,106 --> 00:57:37,439
‏‫زندانی شدن تو یه قلعه، بعد دستگیری؟‬

1025
00:57:37,481 --> 00:57:38,731
‏‫- چیه؟‬
‏‫- متاسفم.‬

1026
00:57:39,523 --> 00:57:40,605
‏‫یه اتفاق نادر بود.‬

1027
00:57:43,189 --> 00:57:46,688
‏‫متاسفم، چاره‌ای ندارم. باید...‬

1028
00:57:48,480 --> 00:57:50,146
‏‫- باید...‬
‏‫- باید...‬

1029
00:57:51,021 --> 00:57:53,146
‏‫- معلقت کنم.‬
‏‫- چی؟‬

1030
00:57:54,105 --> 00:57:55,562
‏‫- نمیتونی.‬
‏‫- مجبورم.‬

1031
00:57:55,979 --> 00:57:57,105
‏‫- نه!‬
‏‫- آره.‬

1032
00:57:57,354 --> 00:58:00,312
‏‫بعد از اتمام تحقیقات، میشه دوباره بررسی کرد.‬

1033
00:58:01,479 --> 00:58:04,062
‏‫کاتوچ! چه سورپرایز خوبی.‬

1034
00:58:04,104 --> 00:58:06,895
‏‫بیا تو. برات چای کرکده درست میکنم.‬

1035
00:58:06,937 --> 00:58:09,561
‏‫نمیتونم بمونم، کریستین. فقط دفترچه رو بده.‬

1036
00:58:09,895 --> 00:58:11,853
‏‫من شروع میکنم به ترجمه‌اش.‬

1037
00:58:11,894 --> 00:58:14,186
‏‫تو کله‌شق نیستی، سمجی!‬

1038
00:58:14,228 --> 00:58:16,353
‏‫بهت گفتم، هیچکس دفترچه‌مو نمیگیره.‬

1039
00:58:17,435 --> 00:58:19,310
‏‫چه خبره؟ ولم کن.‬

1040
00:58:20,019 --> 00:58:23,102
‏‫- این کیه؟‬
‏‫- مارکوس گاسبرگر.‬

1041
00:58:24,519 --> 00:58:25,851
‏‫- میشناسیش؟‬
‏‫- آره.‬

1042
00:58:26,143 --> 00:58:27,143
‏‫یه بلژیکیه.‬

1043
00:58:27,435 --> 00:58:29,768
‏‫برای میلیاردرها آثار هنری و عتیقه تهیه میکنه.‬

1044
00:58:30,851 --> 00:58:32,018
‏‫- بیخیال.‬
‏‫- مارکوس!‬

1045
00:58:32,060 --> 00:58:34,017
‏‫قول دادی بهش صدمه نزنی!‬

1046
00:58:34,059 --> 00:58:35,934
‏‫- خفه شو!‬
‏‫- ولم کن.‬

1047
00:58:35,975 --> 00:58:38,184
‏‫چطور تونستی این کارو با من بکنی؟‬

1048
00:58:38,226 --> 00:58:40,101
‏‫چاره‌ای نداشتم. متاسفم.‬

1049
00:58:40,142 --> 00:58:42,475
‏‫فقط دفترچه رو بهش بده.‬

1050
00:58:42,517 --> 00:58:43,642
‏‫کدوم دفترچه؟‬

1051
00:58:43,684 --> 00:58:46,141
‏‫دست از مسخره بازی بردار، اون با تروریست‌ها کار میکنه!‬

1052
00:58:47,392 --> 00:58:48,975
‏‫حرومزاده!‬

1053
00:58:49,600 --> 00:58:51,933
‏‫من همه چیزو درباره قاچاق هات میدونم.‬

1054
00:58:51,975 --> 00:58:54,474
‏‫- من دقیقا میدونم تو کی هستی.‬
‏‫- عالیه.‬

1055
00:58:55,391 --> 00:58:57,224
‏‫پس روش های من رو میدونی.‬

1056
00:58:57,641 --> 00:58:58,848
‏‫چی میخوای؟‬

1057
00:59:01,765 --> 00:59:04,515
‏‫- همون چیزی که تو میخوای.‬
‏‫- همون چیزی که من میخوام؟‬

1058
00:59:04,556 --> 00:59:05,974
‏‫- گنج.‬
‏‫- گنج؟‬

1059
00:59:06,015 --> 00:59:07,974
‏‫- خوفو.‬
‏‫- خوفو؟‬

1060
00:59:08,306 --> 00:59:11,390
‏‫- هرچی میگم تکرار میکنی؟‬
‏‫- تو هرچی میگی تکرار میکنی!‬

1061
00:59:12,973 --> 00:59:14,223
‏‫بشین.‬

1062
00:59:20,138 --> 00:59:22,472
‏‫این چیه؟ طبقه بالا کیه؟‬

1063
00:59:24,514 --> 00:59:25,972
‏‫به پلیس زنگ بزن و قایم شو!‬

1064
00:59:26,721 --> 00:59:28,138
‏‫مارکوس، خواهش میکنم.‬

1065
00:59:28,180 --> 00:59:29,930
‏‫من عاشق قایم موشک بازی ام.‬

1066
00:59:30,805 --> 00:59:32,680
‏‫اون تلفن لعنتی کجاست؟‬

1067
00:59:32,721 --> 00:59:33,721
‏‫یک.‬

1068
00:59:34,096 --> 00:59:35,096
‏‫جولین!‬

1069
00:59:35,637 --> 00:59:36,637
‏‫دو.‬

1070
00:59:38,263 --> 00:59:39,304
‏‫سه.‬

1071
00:59:40,470 --> 00:59:41,637
‏‫چهار.‬

1072
00:59:43,178 --> 00:59:44,178
‏‫پنج.‬

1073
00:59:48,470 --> 00:59:49,469
‏‫شش.‬

1074
00:59:51,427 --> 00:59:52,511
‏‫هفت.‬

1075
00:59:56,261 --> 00:59:57,386
‏‫هشت.‬

1076
00:59:58,677 --> 00:59:59,552
‏‫نه.‬

1077
01:00:02,177 --> 01:00:04,468
‏‫- یارو از لوور؟‬
‏‫- فقط همین رو کم داشتیم!‬

1078
01:00:07,593 --> 01:00:08,801
‏‫باورم نمیشه.‬

1079
01:00:11,426 --> 01:00:13,343
‏‫- لعنتی، مارو دید.‬
‏‫- صبر کن.‬

1080
01:00:14,634 --> 01:00:16,093
‏‫اون دوباره برگشته؟‬

1081
01:00:17,342 --> 01:00:19,925
‏‫منتظر زنم هستی؟‬
‏‫گمشو بیرون!‬

1082
01:00:24,758 --> 01:00:25,925
‏‫مشکلت چیه؟‬

1083
01:00:31,216 --> 01:00:32,633
‏‫زود باش!‬

1084
01:00:42,423 --> 01:00:44,340
‏‫- اون زنمه، عوضی!‬
‏‫- بابا!‬

1085
01:00:45,673 --> 01:00:46,506
‏‫جولین!‬

1086
01:00:47,714 --> 01:00:48,714
‏‫پیدات کردم.‬

1087
01:00:50,256 --> 01:00:51,548
‏‫دفترچه رو بده من.‬

1088
01:00:52,381 --> 01:00:53,089
‏‫زود باش!‬

1089
01:00:54,548 --> 01:00:55,548
‏‫بده اش به من.‬

1090
01:00:58,755 --> 01:00:59,755
‏‫جولین!‬

1091
01:01:00,463 --> 01:01:02,421
‏‫نباید دخالت کنیم؟‬

1092
01:01:02,463 --> 01:01:04,797
‏‫نه، هنوز زوده.‬
‏‫من دنبال گاسبرگرم.‬

1093
01:01:04,839 --> 01:01:05,921
‏‫حالت خوبه؟‬

1094
01:01:06,713 --> 01:01:08,380
‏‫تو باهاش چیکار کردی؟‬

1095
01:01:08,796 --> 01:01:09,963
‏‫جولین!‬

1096
01:01:10,004 --> 01:01:12,379
‏‫- نه، تو همینجا بمون.‬
‏‫- باشه.‬

1097
01:01:12,420 --> 01:01:14,128
‏‫- تو کی هستی؟‬
‏‫- ولم کن!‬

1098
01:01:14,170 --> 01:01:15,212
‏‫به راهت ادامه بده!‬

1099
01:01:15,254 --> 01:01:17,420
‏‫- چی شد؟‬
‏‫- اون یارو دیوونه.‬

1100
01:01:17,462 --> 01:01:20,295
‏‫شروع کرد به دعوا کردن.‬
‏‫فکر میکنه من با زنش قرار میذارم.‬

1101
01:01:20,337 --> 01:01:23,837
‏‫چرا منو میاری؟‬
‏‫تو که دفترچه رو داری.‬

1102
01:01:23,878 --> 01:01:26,211
‏‫حالا باید رمزش رو پیدا کنیم.‬

1103
01:01:27,628 --> 01:01:28,753
‏‫دنبالشون میکنیم.‬

1104
01:01:31,627 --> 01:01:33,086
‏‫بابا، یخ نداریم.‬

1105
01:01:34,002 --> 01:01:35,002
‏‫ممنون، عزیزم.‬

1106
01:01:35,335 --> 01:01:36,293
‏‫آخ.‬

1107
01:01:38,669 --> 01:01:40,669
‏‫اینجا چه خبر شده؟‬

1108
01:01:41,335 --> 01:01:43,210
‏‫چی شده؟ دعواتون شده؟‬

1109
01:01:43,252 --> 01:01:45,751
‏‫- همش تقصیر منه.‬
‏‫- درسته.‬

1110
01:01:46,168 --> 01:01:47,584
‏‫همه اش تقصیر منه.‬

1111
01:01:49,876 --> 01:01:51,167
‏‫جدی نمیگی؟‬

1112
01:01:53,667 --> 01:01:55,334
‏‫پیانوی مامان...لعنتی...‬

1113
01:01:56,500 --> 01:01:59,126
‏‫- حالا چه گندی زدی؟‬
‏‫- مامان، گوش کن.‬

1114
01:01:59,167 --> 01:02:00,250
‏‫به ما حمله شد.‬

1115
01:02:00,291 --> 01:02:01,999
‏‫اونا دفترچه رو دزدیدن.‬

1116
01:02:02,041 --> 01:02:03,708
‏‫اون منو از پنجره پرت کرد بیرون.‬

1117
01:02:03,750 --> 01:02:05,416
‏‫شوهرت گرفتش!‬

1118
01:02:05,458 --> 01:02:07,791
‏‫و معشوقت، معشوقت نیست.‬

1119
01:02:07,833 --> 01:02:09,457
‏‫ایست!‬

1120
01:02:09,499 --> 01:02:10,707
‏‫به پلیس زنگ زدی؟‬

1121
01:02:10,749 --> 01:02:12,374
‏‫- نمیتونیم.‬
‏‫- خیلی خطرناکه.‬

1122
01:02:12,415 --> 01:02:13,998
‏‫اونا با تروریستا کار میکنن.‬

1123
01:02:14,040 --> 01:02:15,748
‏‫حالا چه غلطی کردی؟‬

1124
01:02:16,416 --> 01:02:17,915
‏‫تو قاچاق میکنی؟‬

1125
01:02:18,374 --> 01:02:19,207
‏‫قاچاق؟‬

1126
01:02:19,249 --> 01:02:20,665
‏‫واسه همینه اخراج شدی؟‬

1127
01:02:20,706 --> 01:02:23,082
‏‫جدی میگی؟‬
‏‫ما هیچوقت با هم قاچاق نکردیم!‬

1128
01:02:23,123 --> 01:02:25,581
‏‫جدی میگم؟‬
‏‫به خودت یه نگاه بنداز.‬

1129
01:02:25,623 --> 01:02:28,248
‏‫خونه افتضاحه،‬
‏‫اونم مدرسه نیست.‬

1130
01:02:28,289 --> 01:02:29,789
‏‫ما یه باندیم، نه یه خانواده!‬

1131
01:02:30,705 --> 01:02:32,497
‏‫آروم باش، ایزیس، خواهش میکنم.‬

1132
01:02:32,539 --> 01:02:36,122
‏‫آروم باش. خسته ای.‬
‏‫نخوابیدیم. بیا.‬

1133
01:02:36,163 --> 01:02:38,288
‏‫- میدونم چه جور آدمی هستی.‬
‏‫- نه، نمیدونی.‬

1134
01:02:38,330 --> 01:02:40,871
‏‫تو خودخواهی.‬
‏‫مامان به خاطر تو مرد.‬

1135
01:02:41,704 --> 01:02:43,413
‏‫- خواهش میکنم...‬
‏‫- تو سمی هستی.‬

1136
01:02:43,454 --> 01:02:44,454
‏‫از دستت خسته شدم.‬

1137
01:02:44,496 --> 01:02:46,204
‏‫تو زندگی منو خراب میکنی.‬

1138
01:02:46,246 --> 01:02:47,830
‏‫ما هیچوقت با تو در امان نیستیم.‬

1139
01:02:48,204 --> 01:02:50,246
‏‫حالا از خونه من برو بیرون.‬

1140
01:02:52,037 --> 01:02:54,954
‏‫اونو بذار زمین.‬
‏‫نمیبینی همه چی خراب شده؟‬

1141
01:02:55,829 --> 01:02:57,620
‏‫این یه جورایی خونه منم هست...‬

1142
01:02:57,662 --> 01:02:59,537
‏‫پس از خونه خودت برو بیرون!‬

1143
01:02:59,578 --> 01:03:00,828
‏‫ولی مامان...‬

1144
01:03:01,578 --> 01:03:02,994
‏‫با بابات برو. برو دیگه.‬

1145
01:03:15,494 --> 01:03:16,493
‏‫گیوم؟‬

1146
01:03:16,535 --> 01:03:18,952
‏‫کیسه خواب پیشاهنگیتو پیدا کردم!‬

1147
01:03:18,993 --> 01:03:20,660
‏‫تو اتاق خوابته.‬

1148
01:03:20,702 --> 01:03:22,201
‏‫ممنون، مامان.‬

1149
01:03:23,827 --> 01:03:25,243
‏‫سروصدا نکنید.‬

1150
01:03:25,284 --> 01:03:26,909
‏‫تا دیروقت بیدار نمونید!‬

1151
01:03:36,659 --> 01:03:37,741
‏‫باز باباته.‬

1152
01:03:38,783 --> 01:03:39,908
‏‫برام مهم نیست.‬

1153
01:03:44,157 --> 01:03:46,991
‏‫می‌دونی چیه، منم از پدرم خوشم نمیومد.‬

1154
01:03:47,032 --> 01:03:48,616
‏‫ولی الان که نیست...‬

1155
01:03:48,658 --> 01:03:49,865
‏‫دلم براش تنگ شده.‬

1156
01:03:49,907 --> 01:03:51,657
‏‫پس من صبر می‌کنم تا بمیره.‬

1157
01:03:55,407 --> 01:03:57,948
‏‫مادرت تو یه تصادف رانندگی فوت کرد؟‬

1158
01:03:57,990 --> 01:03:58,823
‏‫آره.‬

1159
01:03:59,240 --> 01:04:01,073
‏‫چرا میگی تقصیر اون بود؟‬

1160
01:04:01,115 --> 01:04:03,240
‏‫چون خیلی ناراحت بود.‬

1161
01:04:03,614 --> 01:04:07,031
‏‫تازه، اون در موردش حرف نمی‌زنه. معلومه که عذاب وجدان داره.‬

1162
01:04:07,906 --> 01:04:10,072
‏‫- شروع کنیم؟‬
‏‫- آره.‬

1163
01:04:11,155 --> 01:04:13,863
‏‫آروم ببرش تو اون گوشه.‬

1164
01:04:14,364 --> 01:04:15,322
‏‫یه لحظه صبر کن.‬

1165
01:04:15,697 --> 01:04:16,905
‏‫یه چیزی هست...‬

1166
01:04:17,530 --> 01:04:19,405
‏‫- چیه؟‬
‏‫- نگاه کن. این چیه؟‬

1167
01:04:22,821 --> 01:04:24,612
‏‫یه بسته نامه است.‬

1168
01:04:28,071 --> 01:04:30,237
‏‫همه به آدرس مادرم.‬

1169
01:04:39,569 --> 01:04:42,028
‏‫«بابت عزیز، برات می‌نویسم...»‬

1170
01:04:42,069 --> 01:04:43,319
‏‫پدرت؟‬

1171
01:04:43,944 --> 01:04:46,278
‏‫نه، این دست خط اون نیست.‬

1172
01:04:47,319 --> 01:04:49,111
‏‫و اون هیچوقت بهش نمیگفت بابت.‬

1173
01:04:51,027 --> 01:04:53,151
‏‫«با تمام عشقم، تاکشی.»‬

1174
01:04:53,860 --> 01:04:56,110
‏‫تاکشی؟ این که ژاپنیه. این کیه؟‬

1175
01:04:57,068 --> 01:04:58,360
‏‫نمیدونم.‬

1176
01:05:04,526 --> 01:05:06,276
‏‫زود چراغ رو خاموش می‌کنی؟‬

1177
01:05:07,359 --> 01:05:11,150
‏‫اگه هشت ساعت نخوابم، فرداش به درد نمی‌خورم.‬

1178
01:05:12,401 --> 01:05:13,483
‏‫لعنتی...‬

1179
01:05:16,650 --> 01:05:17,983
‏‫باورم نمیشه.‬

1180
01:05:26,524 --> 01:05:28,274
‏‫می‌خوای چیکار کنی؟‬

1181
01:05:32,148 --> 01:05:33,566
‏‫این چیه؟‬

1182
01:05:45,897 --> 01:05:46,814
‏‫این دیگه چیه؟‬

1183
01:05:49,147 --> 01:05:49,814
‏‫ایسیس؟‬

1184
01:05:52,605 --> 01:05:54,397
‏‫من هیچی نمی فهمم!‬

1185
01:05:57,938 --> 01:05:58,771
‏‫زود باش دیگه...‬

1186
01:06:22,894 --> 01:06:23,811
‏‫ایسیس؟‬

1187
01:06:34,185 --> 01:06:35,726
‏‫چرا بهم نگفتی؟‬

1188
01:06:36,935 --> 01:06:39,268
‏‫تو تازه مادرت رو از دست داده بودی، ایسیس.‬

1189
01:06:39,309 --> 01:06:40,393
‏‫ولی بعدش چی؟‬

1190
01:06:41,309 --> 01:06:45,600
‏‫باید بهت می‌گفتم مادرت داشت ترکمون می‌کرد‬
‏‫تا با معشوقش باشه؟‬

1191
01:06:46,392 --> 01:06:47,433
‏‫به هر حال.‬

1192
01:06:48,267 --> 01:06:51,225
‏‫منو فرستادی مدرسه شبانه‌روزی‬
‏‫و خودت رفتی مصر؟‬

1193
01:06:51,267 --> 01:06:53,517
‏‫اونجا جای بچه نبود.‬

1194
01:06:59,599 --> 01:07:01,057
‏‫تاکشی چطور آدمی بود؟‬

1195
01:07:02,766 --> 01:07:06,474
‏‫من آدم مناسبی برای این سوال نیستم.‬

1196
01:07:07,182 --> 01:07:11,682
‏‫دمدمی مزاج. آدم ساکتی که فکر می‌کنه خیلی عمیقه.‬

1197
01:07:11,723 --> 01:07:13,181
‏‫فوق‌العاده خسته‌کننده.‬

1198
01:07:13,515 --> 01:07:17,722
‏‫اونقدر بد رانندگی می‌کرد‬
‏‫که ارکسترش رو رهبری می‌کرد.‬

1199
01:07:25,556 --> 01:07:27,514
‏‫- گنج‌یابی چطوره؟‬
‏‫- هیچی.‬

1200
01:07:31,139 --> 01:07:32,596
‏‫این روبان رو نگاه کن.‬

1201
01:07:32,638 --> 01:07:34,513
‏‫توی دفترچه پاپلتون بود.‬

1202
01:07:34,555 --> 01:07:37,221
‏‫حتما تو جیبم گذاشتمش‬
‏‫توی مالمیزون.‬

1203
01:07:37,263 --> 01:07:38,096
‏‫نگاه کن.‬

1204
01:07:41,179 --> 01:07:43,512
‏‫همون حروفین که‬
‏‫توی دفترچه بود.‬

1205
01:07:45,262 --> 01:07:48,345
‏‫همون پیامی که برای ناپلئون فرستاده شد، درسته؟‬

1206
01:07:48,387 --> 01:07:49,886
‏‫این یه اسکیتاله، بابا.‬

1207
01:07:50,429 --> 01:07:51,886
‏‫- اسکیتال؟‬
‏‫- بله.‬

1208
01:07:51,928 --> 01:07:54,845
‏‫در این صورت، یه میله لازم داریم‬
‏‫که دورش بپیچیم.‬

1209
01:07:54,886 --> 01:07:55,928
‏‫اینو امتحان کن.‬

1210
01:07:57,678 --> 01:07:59,010
‏‫فوق العاده است.‬

1211
01:07:59,428 --> 01:08:02,344
‏‫تو یه نابغه ای، عزیزم!‬

1212
01:08:02,385 --> 01:08:04,261
‏‫- آره، یه نابغه.‬
‏‫- جواب نمیده.‬

1213
01:08:04,302 --> 01:08:05,719
‏‫قطرش مناسب نیست.‬

1214
01:08:05,760 --> 01:08:06,884
‏‫صبح بخیر، خانم!‬

1215
01:08:06,927 --> 01:08:10,009
‏‫ببخشید مزاحم شدم.‬
‏‫فقط یه لحظه طول میکشه.‬

1216
01:08:10,384 --> 01:08:13,468
‏‫من یه میله برای این اسکیتال می خوام.‬

1217
01:08:14,427 --> 01:08:16,093
‏‫این هم خوب نیست.‬

1218
01:08:18,675 --> 01:08:19,258
‏‫دی وی دی.‬

1219
01:08:19,758 --> 01:08:20,801
‏‫دی وی دی چیه؟‬

1220
01:08:21,216 --> 01:08:23,299
‏‫قبرش. اینجاست!‬

1221
01:08:24,050 --> 01:08:26,842
‏‫خیلی ممنون، خداحافظ.‬
‏‫روز خوبی داشته باشید. چپ!‬

1222
01:08:26,883 --> 01:08:27,967
‏‫کاملا فراموش کردم!‬

1223
01:08:28,466 --> 01:08:31,050
‏‫<i>مسیر دنون، بخش دهم</i>‬

1224
01:08:35,798 --> 01:08:37,341
‏‫- دارم میام.‬
‏‫- منتظر میمونم.‬

1225
01:08:37,382 --> 01:08:39,215
‏‫نه، من خوبم. بریم!‬

1226
01:09:12,629 --> 01:09:15,130
‏‫"مکان در N4 لوور."‬

1227
01:09:16,005 --> 01:09:17,337
‏‫بابا، کار کرد!‬

1228
01:09:17,378 --> 01:09:18,421
‏‫بابا...‬

1229
01:09:19,586 --> 01:09:20,504
‏‫لعنتی.‬

1230
01:09:21,421 --> 01:09:24,461
‏‫"مکان N4 لوور."‬

1231
01:09:25,129 --> 01:09:26,795
‏‫- من خوبم.‬
‏‫- بله...‬

1232
01:09:26,837 --> 01:09:29,045
‏‫"مکان N4 لوور."‬

1233
01:09:29,087 --> 01:09:30,545
‏‫شکست.‬

1234
01:09:31,002 --> 01:09:32,378
‏‫به گیوم زنگ میزنیم.‬

1235
01:09:32,420 --> 01:09:34,168
‏‫- پس همه چی روبراه شد؟‬
‏‫- بله.‬

1236
01:09:41,419 --> 01:09:44,627
‏‫اتروسک... مصری.‬

1237
01:09:47,419 --> 01:09:48,419
‏‫اینجا.‬

1238
01:09:50,876 --> 01:09:53,002
‏‫فهرست مجموعه های سال ۱۸۱۵.‬

1239
01:09:53,043 --> 01:09:53,960
‏‫ممنونم.‬

1240
01:09:54,001 --> 01:09:55,875
‏‫دقیقا دنبال چی می گردید؟‬

1241
01:09:57,875 --> 01:10:00,418
‏‫N4، آندره عزیزم، N4.‬

1242
01:10:00,458 --> 01:10:01,875
‏‫اما چرا؟‬

1243
01:10:05,709 --> 01:10:07,125
‏‫N4... N4...‬

1244
01:10:07,667 --> 01:10:10,749
‏‫<i>- اونجا. فکر کنم N4 رو پیدا کردم.‬
‏‫- بله، N4 اینجاست.</i>‬

1245
01:10:11,375 --> 01:10:12,916
‏‫زود باش، داریم گوش میدیم!‬

1246
01:10:12,958 --> 01:10:17,499
‏‫خب، N4 رو پیدا کردیم.‬
‏‫اتفاقا...‬

1247
01:10:17,541 --> 01:10:19,708
‏‫<i>شماره مرجع یه مومیاییه.</i>‬

1248
01:10:19,749 --> 01:10:22,499
‏‫یه مومیایی؟ جدی میگی؟‬

1249
01:10:22,540 --> 01:10:24,748
‏‫که دی وی دی از مصر آورده.‬

1250
01:10:25,165 --> 01:10:27,164
‏‫- دی وی دی؟‬
‏‫- دومینیک ویوان دنون.‬

1251
01:10:27,206 --> 01:10:28,956
‏‫آه، دی وی دی.‬

1252
01:10:29,331 --> 01:10:31,789
‏‫باشه. پس این مومیایی کجاست؟‬

1253
01:10:31,831 --> 01:10:35,455
‏‫<i>متاسفم، مومیایی دیگه وجود نداره. از بین رفته.</i>‬

1254
01:10:35,497 --> 01:10:37,664
‏‫از بین رفته؟ منظورت چیه؟‬

1255
01:10:37,706 --> 01:10:40,330
‏‫خوب نگهداری نشده بود، خراب شد.‬

1256
01:10:40,372 --> 01:10:44,788
‏‫موزه هم سال ۱۸۲۸ انداختش دور،‬

1257
01:10:45,997 --> 01:10:48,997
‏‫تو یه گور دسته جمعی زیر باغ های لوور دفنش کردن.‬

1258
01:10:49,038 --> 01:10:51,955
‏‫باغ های لوور؟ شاید هنوزم اونجا باشه.‬

1259
01:10:51,996 --> 01:10:55,538
‏‫نه، بابا. وقتی هرم و سالن ورودی رو ساختن،‬

1260
01:10:55,580 --> 01:10:57,954
‏‫و مرکز خرید، همه جا رو زیر و رو کردن.‬

1261
01:10:57,996 --> 01:10:59,246
‏‫لعنتی!‬

1262
01:10:59,288 --> 01:11:00,704
‏‫لعنت بهش!‬

1263
01:11:00,745 --> 01:11:02,328
‏‫خب که چی؟ تموم شد؟‬

1264
01:11:02,370 --> 01:11:04,287
‏‫چرا این مومیایی اینقدر خاصه؟‬

1265
01:11:04,328 --> 01:11:05,786
‏‫پدر زنمه...‬

1266
01:11:05,828 --> 01:11:09,953
‏‫یه داستان احمقانه دیگه درباره‌ی یه دی‌وی‌دی که‬
‏‫نقشه گنج توش پنهون شده...‬

1267
01:11:09,995 --> 01:11:12,536
‏‫خب، به هیچ جا نرسید. به هر حال ممنون.‬

1268
01:11:12,578 --> 01:11:13,578
‏‫خواهش می‌کنم.‬

1269
01:11:23,535 --> 01:11:24,368
‏‫الو؟‬

1270
01:11:34,742 --> 01:11:35,701
‏‫اوه، لعنتی...‬

1271
01:11:40,617 --> 01:11:41,992
‏‫داره چیکار می‌کنه؟‬

1272
01:11:45,491 --> 01:11:47,283
‏‫- لعنتی!‬
‏‫- لعنتی، بجنب.‬

1273
01:11:54,907 --> 01:11:55,949
‏‫پلیس!‬

1274
01:11:57,490 --> 01:11:58,448
‏‫ممنونم.‬

1275
01:11:58,490 --> 01:11:59,991
‏‫من همه چیو بهتون میگم!‬

1276
01:12:00,032 --> 01:12:01,407
‏‫باشه، بیا.‬

1277
01:12:01,449 --> 01:12:02,407
‏‫سوار ماشین شو.‬

1278
01:12:07,865 --> 01:12:09,198
‏‫لعنت بهش!‬

1279
01:12:09,240 --> 01:12:12,281
‏‫ویوان دنون یه احمق بود. یه احمق به تمام معنا!‬

1280
01:12:13,114 --> 01:12:16,114
‏‫گنج خئوپس رو میاره فرانسه،‬

1281
01:12:16,156 --> 01:12:20,156
‏‫یه مومیایی هم تو راه برمی‌داره،‬

1282
01:12:20,197 --> 01:12:24,321
‏‫بعد نقشه گنج رو می‌ذاره داخل مومیایی!‬

1283
01:12:24,363 --> 01:12:26,321
‏‫دیوونه‌ بازیه.‬

1284
01:12:26,363 --> 01:12:28,779
‏‫این یه ایده‌ی کاملا مسخره‌ست!‬

1285
01:12:29,238 --> 01:12:30,654
‏‫این یارو یه ابلهه!‬

1286
01:12:30,696 --> 01:12:32,446
‏‫- آروم باش.‬
‏‫- اعصاب خرد کنه.‬

1287
01:12:32,487 --> 01:12:34,071
‏‫داره سر به سرمون میذاره!‬

1288
01:12:34,112 --> 01:12:36,945
‏‫اصلا منطقی نیست. چرا این همه ادا و اصول؟‬

1289
01:12:36,987 --> 01:12:41,237
‏‫چرا فقط موقعیت گنج رو برای ناپلئون تبعیدی نفرستاد؟‬

1290
01:12:41,279 --> 01:12:45,486
‏‫اون یه بار جاش رو عوض کرده بود. شاید فکر می‌کرد اینجوری راحت‌تره.‬

1291
01:12:45,528 --> 01:12:46,528
‏‫راحت‌تر؟‬

1292
01:12:46,570 --> 01:12:49,944
‏‫بیشتر شبیه خودکشیه!‬

1293
01:12:50,278 --> 01:12:52,111
‏‫من قبلاً این یارو رو تحسین می‌کردم.‬

1294
01:12:52,153 --> 01:12:54,027
‏‫وقارش، مجموعه‌اش...‬

1295
01:12:54,069 --> 01:12:57,736
‏‫یه آدم حسابی بود. ولی ذهنش خیلی پیچیده بود!‬

1296
01:12:58,110 --> 01:13:00,569
‏‫چون حالا ما کاملاً به فنا رفتیم.‬

1297
01:13:00,610 --> 01:13:02,235
‏‫کاملاً به فنا رفتیم.‬

1298
01:13:17,775 --> 01:13:18,567
‏‫ایزیس؟‬

1299
01:13:18,608 --> 01:13:20,358
‏‫- داره چیکار می‌کنه؟‬
‏‫- نمی‌دونم.‬

1300
01:13:21,692 --> 01:13:25,400
‏‫شاید مومیایی گم نشده، بابا. شاید همینجاست!‬

1301
01:13:34,816 --> 01:13:35,815
‏‫بزن بریم!‬

1302
01:13:36,940 --> 01:13:38,982
‏‫نه بابا، از این طرف... زود باش.‬

1303
01:13:39,523 --> 01:13:40,356
‏‫بجنب!‬

1304
01:13:40,732 --> 01:13:43,148
‏‫- این کتاب بینوایان هوگوست.‬
‏‫- دقیقا.‬

1305
01:13:43,732 --> 01:13:44,690
‏‫در سال ۱۸۳۰،‬

1306
01:13:44,732 --> 01:13:48,023
‏‫شهدای انقلاب دفن شدند‬

1307
01:13:48,064 --> 01:13:51,231
‏‫در یک گور دسته جمعی در باغ‌های‬
‏‫موزه لوور.‬

1308
01:13:51,273 --> 01:13:52,981
‏‫یهو یادم اومد.‬

1309
01:13:53,355 --> 01:13:54,814
‏‫خب، بعدش؟‬

1310
01:13:56,105 --> 01:13:58,439
‏‫تا اینکه سال ۱۸۴۰ نبش قبر شدن‬

1311
01:13:58,480 --> 01:14:00,522
‏‫تا اینجا، پشت اون، بذارنشون!‬

1312
01:14:00,564 --> 01:14:03,188
‏‫- مامان، گیج شدم.‬
‏‫- گوش کن، لطفا!‬

1313
01:14:03,438 --> 01:14:06,271
‏‫وقتی انقلابیون رو از خاک درآوردن،‬

1314
01:14:06,313 --> 01:14:09,895
‏‫شاید مومیایی رو هم که چند سال قبلش‬
‏‫دفن شده بود، برداشته باشن؟‬

1315
01:14:13,396 --> 01:14:16,353
‏‫یعنی سرنخ پیدا کردن گنج‬

1316
01:14:16,395 --> 01:14:18,103
‏‫ممکنه، اشتباهی،‬

1317
01:14:19,270 --> 01:14:22,312
‏‫اینجا، پشت این دیوار، گذاشته شده باشه؟‬

1318
01:14:23,894 --> 01:14:24,936
‏‫شاید.‬

1319
01:14:25,644 --> 01:14:27,186
‏‫خیلی باحاله.‬

1320
01:14:32,102 --> 01:14:34,643
‏‫<i>به سمت خروجی بروید، داریم تعطیل می‌کنیم.</i>‬

1321
01:14:35,601 --> 01:14:36,601
‏‫نه.‬

1322
01:14:37,269 --> 01:14:39,852
‏‫دیگه گند نزنین! کارا رو به روش خودم انجام می‌دیم.‬

1323
01:14:42,351 --> 01:14:43,518
‏‫بیاین.‬

1324
01:14:44,059 --> 01:14:46,684
‏‫همینه. اون در، اونجا.‬

1325
01:14:47,642 --> 01:14:49,976
‏‫- خیلی باحاله.‬
‏‫- بریم.‬

1326
01:14:50,018 --> 01:14:51,726
‏‫- یه لحظه!‬
‏‫- چیه؟‬

1327
01:14:51,767 --> 01:14:52,809
‏‫صبر کنین آندره بیاد.‬

1328
01:14:52,851 --> 01:14:55,309
‏‫چرا اون آدمِ حوصله سر بر رو آوردی؟‬

1329
01:14:55,350 --> 01:14:58,017
‏‫کمک کرد، می‌خواد بیاد! ازم حمایت کرد.‬

1330
01:14:58,058 --> 01:14:59,392
‏‫این سفر برای ماست.‬

1331
01:14:59,434 --> 01:15:01,474
‏‫- بازم پیش میاد.‬
‏‫- واقعا؟‬

1332
01:15:02,183 --> 01:15:04,058
‏‫داریم میریم زیرِ زمین...‬

1333
01:15:04,099 --> 01:15:05,725
‏‫- اون میفهمه!‬
‏‫- باشه.‬

1334
01:15:05,766 --> 01:15:07,391
‏‫- بیا دیگه!‬
‏‫- بریم.‬

1335
01:15:07,849 --> 01:15:08,849
‏‫بیاین.‬

1336
01:15:19,015 --> 01:15:20,681
‏‫- آندره!‬
‏‫- بله، بله...‬

1337
01:15:36,222 --> 01:15:38,805
‏‫"پاریس" از لاتین میاد،‬
‏‫"para Isis".‬

1338
01:15:38,847 --> 01:15:39,805
‏‫برای "ایزیس".‬

1339
01:15:40,471 --> 01:15:43,054
‏‫نوتردام روی یک معبد‬
‏‫ایزیس ساخته شده.‬

1340
01:15:44,221 --> 01:15:45,929
‏‫اصلا هم درست نیست، آقا!‬

1341
01:15:46,721 --> 01:15:48,138
‏‫ببخشید،‬

1342
01:15:48,179 --> 01:15:51,137
‏‫ولی روی ستون قایقرانان‬
‏‫به تصویر کشیده شده،‬

1343
01:15:51,178 --> 01:15:53,178
‏‫که الان تو موزه کلونیه.‬

1344
01:15:53,220 --> 01:15:55,429
‏‫توسط پاریسی‌ها پرستش می‌شد،‬

1345
01:15:55,470 --> 01:15:58,262
‏‫قبایل باستانی که در‬
‏‫ایل دو لا سیته پاریس بودن!‬

1346
01:15:58,304 --> 01:16:01,678
‏‫این نظریه کاملا اشتباهه!‬

1347
01:16:02,012 --> 01:16:05,261
‏‫اون معبد به ژوپیتر تقدیم شده بود،‬
‏‫فهمیدی؟‬

1348
01:16:05,303 --> 01:16:08,552
‏‫و کلمه "پاریسی" از‬
‏‫سلتی "پر ایسئو" میاد.‬

1349
01:16:08,594 --> 01:16:11,136
‏‫بله. اما ایزیس در پاریس پرستش می‌شد.‬

1350
01:16:11,178 --> 01:16:13,844
‏‫ما که اردو نرفتیم!‬

1351
01:16:13,886 --> 01:16:16,510
‏‫این یه تور با راهنما نیست، لعنتی!‬

1352
01:16:18,135 --> 01:16:19,177
‏‫اون اشتباه میکنه.‬

1353
01:16:19,218 --> 01:16:21,177
‏‫"پِـریـسِـو". ریشه اش اینه.‬

1354
01:16:21,218 --> 01:16:22,843
‏‫فکر نکنم.‬

1355
01:16:25,551 --> 01:16:26,676
‏‫عالیه.‬

1356
01:16:27,467 --> 01:16:28,800
‏‫این کلید درستیه.‬

1357
01:16:31,009 --> 01:16:33,758
‏‫این همه کلید و کارت رو از کجا آوردی؟‬

1358
01:16:34,508 --> 01:16:37,508
‏‫باستان شناسی اداری میتونه مفید باشه، درسته؟‬

1359
01:16:38,258 --> 01:16:40,133
‏‫- ببخشید.‬
‏‫- بفرمایید.‬

1360
01:16:40,799 --> 01:16:42,508
‏‫هی، داری چیکار میکنی؟‬

1361
01:16:42,549 --> 01:16:45,424
‏‫یه حس بدی نسبت به اون یارو دارم...‬

1362
01:16:45,716 --> 01:16:47,716
‏‫- بیاین.‬
‏‫- موافقم. عجیبه.‬

1363
01:16:57,715 --> 01:16:59,173
‏‫ماجراجویی بهت میاد.‬

1364
01:16:59,840 --> 01:17:00,964
‏‫واقعا؟‬

1365
01:17:09,422 --> 01:17:10,338
‏‫همینه؟‬

1366
01:17:10,380 --> 01:17:12,630
‏‫دخمه درست پشت اینجاست.‬

1367
01:17:12,963 --> 01:17:14,505
‏‫نگاه کن... نگاه کن!‬

1368
01:17:14,796 --> 01:17:16,005
‏‫حق با توئه.‬

1369
01:17:16,963 --> 01:17:18,671
‏‫خب، گیوم. نوبت توئه.‬

1370
01:17:18,713 --> 01:17:20,379
‏‫این لحظه توئه.‬

1371
01:17:20,421 --> 01:17:22,005
‏‫برو کنار.‬

1372
01:17:37,794 --> 01:17:39,462
‏‫اینجا چند تا جسد هست؟‬

1373
01:17:40,462 --> 01:17:41,836
‏‫حدود ۵۰۰ تا...‬

1374
01:17:42,627 --> 01:17:46,461
‏‫دخمه داخل لوله های یه فواره است که هیچ وقت ساخته نشد.‬

1375
01:17:46,502 --> 01:17:48,753
‏‫قرار بود یه فیل غول پیکر باشه.‬

1376
01:17:49,002 --> 01:17:53,252
‏‫همون فیلی که توی بینوایان بود، پناهگاه گَوُروش؟‬

1377
01:17:53,294 --> 01:17:54,210
‏‫دقیقا.‬

1378
01:17:54,252 --> 01:17:56,127
‏‫- گَوُروش کیه؟‬
‏‫- امکان نداره!‬

1379
01:17:56,168 --> 01:17:57,585
‏‫فقط داشتم شوخی میکردم!‬

1380
01:17:57,626 --> 01:18:01,168
‏‫گَوُروش تو مدل گچی این فیل غول پیکر قایم میشه.‬

1381
01:18:02,543 --> 01:18:04,418
‏‫و گَوُروش میمیره.‬

1382
01:18:05,001 --> 01:18:06,959
‏‫زیباترین قسمت داستانه.‬

1383
01:18:07,001 --> 01:18:08,625
‏‫باز چجوری بود؟‬

1384
01:18:08,667 --> 01:18:11,333
‏‫"من به زمین افتادم، تقصیر ولتره.‬

1385
01:18:11,625 --> 01:18:14,500
‏‫با بینی تو جوب، تقصیر...‬

1386
01:18:16,666 --> 01:18:19,875
‏‫اما این روح کوچولوی باشکوه پرواز کرده بود."‬

1387
01:18:24,041 --> 01:18:25,166
‏‫اون چیه؟‬

1388
01:18:27,498 --> 01:18:28,749
‏‫ارواح...‬

1389
01:18:29,915 --> 01:18:32,248
‏‫خیلی خنده داره. فقط صدای متروئه.‬

1390
01:18:32,290 --> 01:18:35,331
‏‫خب، بریم. سعی میکنیم بازش کنیم.‬

1391
01:18:36,415 --> 01:18:37,498
‏‫بلند کن.‬

1392
01:18:38,998 --> 01:18:40,330
‏‫- بلند کن.‬
‏‫- غیر ممکنه.‬

1393
01:18:40,372 --> 01:18:41,706
‏‫یک، دو، سه...‬

1394
01:18:48,705 --> 01:18:51,455
‏‫- مومیایی اون توئه؟‬
‏‫- نمیتونه باشه.‬

1395
01:18:51,496 --> 01:18:54,663
‏‫حتی اگه آسیب دیده بود، می دیدیمش. متفاوت به نظر میاد.‬

1396
01:18:54,997 --> 01:18:56,621
‏‫تو این یکی نیست. ببندیمش.‬

1397
01:18:58,663 --> 01:19:00,246
‏‫اون یکی رو امتحان میکنیم.‬

1398
01:19:00,288 --> 01:19:02,413
‏‫اون یکی رو باز کن.‬

1399
01:19:04,954 --> 01:19:05,996
‏‫بریم.‬

1400
01:19:07,495 --> 01:19:10,162
‏‫یک، دو، و بلند کن.‬

1401
01:19:10,203 --> 01:19:12,828
‏‫همینه. بلند کن، بلند کن، بلند کن!‬

1402
01:19:12,870 --> 01:19:13,870
‏‫زود باش!‬

1403
01:19:15,786 --> 01:19:16,870
‏‫هیچی اونجا نیست.‬

1404
01:19:18,328 --> 01:19:19,453
‏‫اونی یکی.‬

1405
01:19:22,827 --> 01:19:24,328
‏‫یک، دو...‬

1406
01:19:25,827 --> 01:19:26,994
‏‫مواظب باش!‬

1407
01:19:29,036 --> 01:19:30,076
‏‫مواظب باش.‬

1408
01:19:32,618 --> 01:19:33,784
‏‫اینجا هیچی نیست.‬

1409
01:19:33,826 --> 01:19:34,577
‏‫صبر کن!‬

1410
01:19:34,868 --> 01:19:35,784
‏‫چیه؟‬

1411
01:19:37,201 --> 01:19:38,201
‏‫چیه؟‬

1412
01:19:38,951 --> 01:19:40,159
‏‫همونجاست.‬

1413
01:19:40,451 --> 01:19:41,409
‏‫همونجاست.‬

1414
01:19:50,658 --> 01:19:51,700
‏‫اونجا.‬

1415
01:19:57,782 --> 01:19:59,824
‏‫- ببین.‬
‏‫- اونجا بازه.‬

1416
01:19:59,866 --> 01:20:01,283
‏‫یه چیزی حس میکنم.‬

1417
01:20:04,907 --> 01:20:06,699
‏‫- یه جعبه‌ست؟‬
‏‫- ای بابا...‬

1418
01:20:06,741 --> 01:20:08,032
‏‫زود باش، بازش کن.‬

1419
01:20:24,822 --> 01:20:25,989
‏‫چی هست؟‬

1420
01:20:26,864 --> 01:20:28,196
‏‫یه نامه از ویوان دِنون.‬

1421
01:20:28,988 --> 01:20:29,988
‏‫نگاه کن.‬

1422
01:20:30,363 --> 01:20:31,905
‏‫امضا...‬

1423
01:20:32,280 --> 01:20:34,988
‏‫- بابا، ببین.‬
‏‫- چی نوشته؟‬

1424
01:20:37,404 --> 01:20:39,613
‏‫این نقشه‌ی پیدا کردن گنجه.‬

1425
01:20:40,321 --> 01:20:41,446
‏‫یه لحظه صبر کن...‬

1426
01:20:47,612 --> 01:20:49,194
‏‫- عجیبه.‬
‏‫- چیه؟‬

1427
01:20:49,486 --> 01:20:50,445
‏‫چی شده؟‬

1428
01:20:50,862 --> 01:20:52,778
‏‫- چیه؟‬
‏‫- انگار اینجاست.‬

1429
01:20:52,820 --> 01:20:53,819
‏‫اینجا؟‬

1430
01:20:54,653 --> 01:20:55,652
‏‫ولی کجاست؟‬

1431
01:20:56,694 --> 01:20:58,360
‏‫همین جا.‬
‏‫زیر باستیل.‬

1432
01:20:58,861 --> 01:21:01,777
‏‫تو این دخمه؟‬
‏‫غیر ممکنه!‬

1433
01:21:01,819 --> 01:21:05,444
‏‫وقتی ویوان دنون نقشه رو قایم کرد‬
‏‫برای پیدا کردن گنج،‬

1434
01:21:05,485 --> 01:21:09,401
‏‫مومیایی هنوز تو لوور بود.‬
‏‫هیچ کدوم از اینا وجود نداشت.‬

1435
01:21:09,818 --> 01:21:12,027
‏‫ولی لوله‌های فواره اینجا بودن.‬

1436
01:21:12,068 --> 01:21:13,234
‏‫مطمئنی؟‬

1437
01:21:13,276 --> 01:21:16,359
‏‫ویوان دنون بر پروژه نظارت داشت‬
‏‫برای ناپلئون.‬

1438
01:21:16,401 --> 01:21:17,942
‏‫اون همه جاشو میدونست.‬

1439
01:21:18,401 --> 01:21:20,067
‏‫باید نزدیک باشیم.‬

1440
01:21:21,609 --> 01:21:23,901
‏‫یه شبکه متروکه زیرزمینی.‬

1441
01:21:25,317 --> 01:21:26,983
‏‫بهترین مخفیگاه.‬

1442
01:21:28,483 --> 01:21:29,983
‏‫من اونجا رو چک می‌کنم.‬

1443
01:21:31,983 --> 01:21:33,941
‏‫لوله‌ها این طرف ادامه دارن!‬

1444
01:21:33,983 --> 01:21:35,983
‏‫- برو جلو، گیوم.‬
‏‫- ببخشید.‬

1445
01:21:36,025 --> 01:21:37,232
‏‫- خیلی خب.‬
‏‫- بابا...‬

1446
01:21:37,274 --> 01:21:39,441
‏‫لطفاً از سر راه برو کنار.‬

1447
01:21:39,482 --> 01:21:41,149
‏‫- بریم؟‬
‏‫- زود باش!‬

1448
01:22:01,814 --> 01:22:04,355
‏‫ببین. از اون طرفه، درسته؟‬

1449
01:22:09,855 --> 01:22:11,354
‏‫بزن بریم.‬

1450
01:22:12,979 --> 01:22:14,730
‏‫- زود باش.‬
‏‫- باشه، باشه.‬

1451
01:22:27,895 --> 01:22:29,145
‏‫عالیه!‬

1452
01:22:29,187 --> 01:22:31,895
‏‫فکر میکردم کروکودیل های فاضلاب یه افسانه‌ست...‬

1453
01:22:32,145 --> 01:22:34,561
‏‫- منم همینطور. - سوبک...‬

1454
01:22:34,603 --> 01:22:36,186
‏‫خدای تمساح.‬

1455
01:22:36,227 --> 01:22:38,852
‏‫کسی که ارواح فراعنه رو همراهی می‌کنه.‬

1456
01:22:39,102 --> 01:22:40,518
‏‫امیدوارم بقیه شون اینجا نباشن.‬

1457
01:22:40,560 --> 01:22:46,101
‏‫جای نگرانی نیست. ما داریم گنج رو به مصر برمی‌گردونیم.‬

1458
01:22:46,143 --> 01:22:49,143
‏‫هیچ خطری ما رو تهدید نمی‌کنه. اصلا.‬

1459
01:22:57,642 --> 01:22:58,809
‏‫بیا اینجا.‬

1460
01:23:33,014 --> 01:23:34,222
‏‫یالا بابا.‬

1461
01:25:31,504 --> 01:25:33,670
‏‫و مصر همش رو میگیره...‬

1462
01:25:33,712 --> 01:25:35,129
‏‫- بیا ببین. - عجب چیزیه.‬

1463
01:25:35,171 --> 01:25:36,295
‏‫بیا ببین!‬

1464
01:25:36,337 --> 01:25:37,545
‏‫- نگاه کن. - چی؟‬

1465
01:25:38,046 --> 01:25:39,086
‏‫چیه؟‬

1466
01:25:40,961 --> 01:25:42,295
‏‫میدونی این چیه؟‬

1467
01:25:47,836 --> 01:25:52,127
‏‫این شاهین طلایی فراتر از نماد خدا هوروسه.‬

1468
01:25:52,169 --> 01:25:54,877
‏‫این جوهره الهی خئوپس هم هست.‬

1469
01:25:54,919 --> 01:25:59,252
‏‫اونم یه خدا روی زمین بود. و این تصویر روحشه.‬

1470
01:26:02,710 --> 01:26:04,210
‏‫لعنتی.‬

1471
01:26:22,042 --> 01:26:23,374
‏‫الو، مارکوس؟‬

1472
01:26:25,000 --> 01:26:26,291
‏‫صدامو میشنوی؟‬

1473
01:26:27,957 --> 01:26:29,458
‏‫مارکوس، پیداش کردیم!‬

1474
01:26:31,166 --> 01:26:32,415
‏‫پیداش کردیم.‬

1475
01:26:33,332 --> 01:26:35,790
‏‫آره، نقشه رو. ولی گنج رو هم.‬

1476
01:26:39,831 --> 01:26:41,207
‏‫به کی زنگ میزنی؟‬

1477
01:26:44,998 --> 01:26:46,414
‏‫دنبال من میگردی؟‬

1478
01:26:48,206 --> 01:26:49,372
‏‫اونو میبینی؟‬

1479
01:26:51,747 --> 01:26:52,705
‏‫زود باش.‬

1480
01:26:53,164 --> 01:26:54,997
‏‫- کجا میریم؟ - خفه شو.‬

1481
01:26:55,455 --> 01:26:56,497
‏‫منو ول کن!‬

1482
01:27:01,371 --> 01:27:02,871
‏‫اونم مترو بود؟‬

1483
01:27:06,871 --> 01:27:08,163
‏‫یه کم نور بده.‬

1484
01:27:11,913 --> 01:27:12,704
‏‫لطفاً نور.‬

1485
01:27:13,953 --> 01:27:14,953
‏‫حتما.‬

1486
01:27:18,870 --> 01:27:21,244
‏‫- چطوری ندیدمش؟ - چی؟‬

1487
01:27:22,203 --> 01:27:23,578
‏‫چی شده، ایزیس؟‬

1488
01:27:23,620 --> 01:27:26,369
‏‫خیلی به محل ساخت متروی جدید نزدیک شدیم.‬

1489
01:27:28,369 --> 01:27:29,328
‏‫لعنت!‬

1490
01:27:29,786 --> 01:27:31,203
‏‫چی شده، ایزیس؟‬

1491
01:27:38,743 --> 01:27:39,868
‏‫لعنت!‬

1492
01:27:39,910 --> 01:27:40,910
‏‫جولین کجاست؟‬

1493
01:27:40,951 --> 01:27:42,451
‏‫جولین اینجا نیست.‬

1494
01:27:42,493 --> 01:27:43,659
‏‫جولین!‬

1495
01:27:44,367 --> 01:27:45,701
‏‫جولین، کجایی؟‬

1496
01:27:46,201 --> 01:27:47,785
‏‫هیچ جا نمیبینمش.‬

1497
01:27:49,367 --> 01:27:50,617
‏‫- جولین! - زود باش بابا.‬

1498
01:27:50,658 --> 01:27:52,617
‏‫- ایزیس، کلاهش... - جولین!‬

1499
01:27:54,159 --> 01:27:55,658
‏‫- بیا، کریستین. - جولین!‬

1500
01:27:56,700 --> 01:27:57,742
‏‫اونو نگاه کن.‬

1501
01:27:57,991 --> 01:27:59,533
‏‫- آروم باش. - باورنکردنیه.‬

1502
01:28:04,200 --> 01:28:05,365
‏‫آروم باش.‬

1503
01:28:06,200 --> 01:28:07,199
‏‫میکی؟‬

1504
01:28:07,657 --> 01:28:08,657
‏‫ببرینش.‬

1505
01:28:09,032 --> 01:28:10,532
‏‫جولین!‬

1506
01:28:15,157 --> 01:28:16,282
‏‫وایساد...‬

1507
01:28:18,698 --> 01:28:19,740
‏‫جولین!‬

1508
01:28:20,032 --> 01:28:21,323
‏‫اون نباید اینجا باشه.‬

1509
01:28:21,364 --> 01:28:22,740
‏‫تقصیر منه.‬

1510
01:28:23,448 --> 01:28:25,531
‏‫- تو؟ عجب! ‬
‏‫- جولین!‬

1511
01:28:25,572 --> 01:28:26,364
‏‫نگاه کن.‬

1512
01:28:27,073 --> 01:28:27,739
‏‫جولین!‬

1513
01:28:28,655 --> 01:28:29,822
‏‫آندره؟‬

1514
01:28:29,864 --> 01:28:30,947
‏‫جولین؟‬

1515
01:28:31,947 --> 01:28:33,447
‏‫یه لحظه صبر کن.‬

1516
01:28:36,613 --> 01:28:37,696
‏‫به حرکت ادامه بده.‬

1517
01:28:41,404 --> 01:28:42,404
‏‫پلیس!‬

1518
01:28:42,446 --> 01:28:43,863
‏‫اسلحت رو بنداز.‬

1519
01:28:43,905 --> 01:28:45,237
‏‫بیا اینجا.‬

1520
01:28:48,363 --> 01:28:49,112
‏‫اون کیه؟‬

1521
01:28:52,820 --> 01:28:54,695
‏‫مارکوس گاسبرگر...‬

1522
01:28:55,320 --> 01:28:56,653
‏‫پیکارد؟‬

1523
01:28:57,903 --> 01:29:00,028
‏‫بهت گفتم بهش اعتماد ندارم.‬

1524
01:29:00,611 --> 01:29:02,778
‏‫- پسرم کجاست؟ ‬
‏‫- عجب خانواده ای هستین.‬

1525
01:29:03,195 --> 01:29:05,277
‏‫بچه رو آوردین یه همچین جایی!‬

1526
01:29:05,319 --> 01:29:07,819
‏‫مزخرف نگو. ‬
‏‫نوه ام کجاست؟‬

1527
01:29:08,069 --> 01:29:09,194
‏‫اون بالا.‬

1528
01:29:09,444 --> 01:29:10,611
‏‫اون امنه.‬

1529
01:29:11,569 --> 01:29:13,735
‏‫- بوریس، ببرشون. ‬
‏‫- بزن بریم.‬

1530
01:29:14,152 --> 01:29:15,318
‏‫من میرم.‬

1531
01:29:23,859 --> 01:29:26,234
‏‫این گنج متعلق به مصره.‬

1532
01:29:26,484 --> 01:29:28,400
‏‫- برو کنار. ‬
‏‫- بابا...‬

1533
01:29:30,317 --> 01:29:33,067
‏‫"باشد که سزای هتک حرمت کنندگان داده شود.‬

1534
01:29:33,691 --> 01:29:36,900
‏‫نفرین خدایان‬
‏‫در پی آنها خواهد بود،‬

1535
01:29:36,941 --> 01:29:41,316
‏‫آنها را در دریاها و کوه ها‬
‏‫دنبال خواهد کرد."‬

1536
01:29:42,149 --> 01:29:43,399
‏‫وحشتناکه.‬

1537
01:29:47,316 --> 01:29:48,899
‏‫- این چیه؟ ‬
‏‫- مترو.‬

1538
01:29:49,690 --> 01:29:52,315
‏‫آره، متروئه. ‬
‏‫دقیقا.‬

1539
01:29:52,357 --> 01:29:54,482
‏‫- بیاین. ‬
‏‫- سریع!‬

1540
01:29:54,523 --> 01:29:55,732
‏‫زود باش، کریستین.‬

1541
01:29:57,148 --> 01:29:58,190
‏‫تندتر راه برو.‬

1542
01:29:59,357 --> 01:30:00,522
‏‫بجنب، مارکوس.‬

1543
01:30:01,814 --> 01:30:02,731
‏‫عجله کن.‬

1544
01:30:13,064 --> 01:30:14,438
‏‫زود باش!‬

1545
01:30:23,229 --> 01:30:24,771
‏‫- عزیزم؟ ‬
‏‫- من اینجام.‬

1546
01:30:25,771 --> 01:30:26,812
‏‫بابا؟‬

1547
01:30:27,938 --> 01:30:29,687
‏‫- حالتون خوبه؟ ‬
‏‫- آره.‬

1548
01:30:29,937 --> 01:30:31,978
‏‫- نمیتونیم اینجا بمونیم. ‬
‏‫- بیاین.‬

1549
01:30:37,937 --> 01:30:39,436
‏‫نگران نباش، دارن میان.‬

1550
01:30:40,436 --> 01:30:41,478
‏‫مامان؟‬

1551
01:30:42,311 --> 01:30:43,769
‏‫- مامان! ‬
‏‫- جولین...‬

1552
01:30:43,810 --> 01:30:45,685
‏‫- حالت خوبه؟‬
‏‫- خوبم.‬

1553
01:30:45,727 --> 01:30:46,936
‏‫واقعاً؟‬

1554
01:30:52,185 --> 01:30:55,101
‏‫<i>خبر فوری امروز صبح:‬
‏‫یک حادثه مرگبار</i>‬

1555
01:30:55,143 --> 01:30:57,601
‏‫<i>در محل کار متروی پاریس...</i>‬

1556
01:31:04,808 --> 01:31:08,142
‏‫محل کار مترو: دو کشته‬
‏‫و کشف گنجینه مصر‬

1557
01:31:08,725 --> 01:31:10,767
‏‫خانم پاپلِتون مومیایی‌شده پیدا شد‬

1558
01:31:11,475 --> 01:31:14,099
‏‫"زیر پاریس، پاریس دیگری وجود دارد"‬

1559
01:31:19,599 --> 01:31:22,766
‏‫نزدیک با خانواده رابینسون‬

1560
01:31:40,515 --> 01:31:43,389
‏‫<i>این یک خبر خیلی مهم است.</i>‬

1561
01:31:43,722 --> 01:31:46,056
‏‫<i>گنجینه خوفو،</i>‬

1562
01:31:46,097 --> 01:31:48,722
‏‫<i>که در زمان ناپلئون دزدیده شده بود،</i>‬

1563
01:31:48,764 --> 01:31:50,722
‏‫<i>بالاخره به مصر باز می گردد.</i>‬

1564
01:31:50,763 --> 01:31:53,679
‏‫<i>یک مصر شناس بزرگ فرانسوی،</i>‬

1565
01:31:53,721 --> 01:31:56,387
‏‫<i>کریستین رابینسون، آن را در پاریس پیدا کرد،</i>‬

1566
01:31:56,429 --> 01:32:00,179
‏‫<i>زیر میدان باستیل،‬
‏‫و آن را به مصر بازگرداند.</i>‬

1567
01:32:00,221 --> 01:32:03,678
‏‫<i>ارزشمندترین گنجینه ما‬
‏‫اکنون قابل بازدید است</i>‬

1568
01:32:03,720 --> 01:32:05,304
‏‫<i>در موزه خودمان.</i>‬

1569
01:32:05,346 --> 01:32:07,262
‏‫<i>سریعتر به آنجا بروید و نگاهی بیندازید!</i>‬

1570
01:32:10,804 --> 01:32:13,094
‏‫اون نقل قول در مورد هتک حرمت کنندگان چی بود؟‬

1571
01:32:13,928 --> 01:32:15,470
‏‫"نفرین خدایان..."‬

1572
01:32:15,512 --> 01:32:17,761
‏‫«در پی آنها خواهد آمد...‬

1573
01:32:17,803 --> 01:32:21,552
‏‫آنها را در دریاها و روی کوه ها‬
‏‫دنبال خواهد کرد.»‬

1574
01:32:22,552 --> 01:32:23,968
‏‫این مصری نیست.‬

1575
01:32:26,760 --> 01:32:28,302
‏‫رسکار کاپاک.‬

1576
01:32:30,426 --> 01:32:32,927
‏‫میدونی؟ رسکار کاپاک.‬

1577
01:32:33,593 --> 01:32:34,635
‏‫اون چیه؟‬

1578
01:32:34,676 --> 01:32:37,551
‏‫از تن‌تن.‬
‏‫"هفت گوی بلورین"...‬

1579
01:32:37,926 --> 01:32:39,009
‏‫عالیه.‬

1580
01:32:39,550 --> 01:32:40,801
‏‫تن‌تن دیگه کیه؟‬

1581
01:32:40,825 --> 01:32:51,825
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

1582
01:32:51,849 --> 01:33:09,849
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

1583
01:33:11,215 --> 01:33:14,589
‏‫<i>تقدیم به پدرم، کریستین شولتز</i>‬

