1
00:00:22,960 --> 00:00:42,960
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:01:24,984 --> 00:01:30,203
‫« زندگیِ چاک »

3
00:01:39,373 --> 00:01:45,638
‫« پرده‌ی سوم: متشکریم چـاک »

4
00:01:49,506 --> 00:01:51,491
‫« باشگاه رقص »
« چرخ‌زن‌ها و رقاص‌ها »

5
00:01:51,515 --> 00:01:53,617
‫«این بی‌سامانی یا مرگ نیست

6
00:01:53,718 --> 00:01:56,353
‫در خود ساختار، هماهنگی و طرح دارد

7
00:01:56,553 --> 00:01:58,189
‫این است زندگی جاوید

8
00:01:58,488 --> 00:01:59,991
‫همان خوشبختی

9
00:02:00,691 --> 00:02:02,592
‫گذشته و حال رنگ می‌بازند

10
00:02:02,693 --> 00:02:04,528
‫آن‌ها را انباشتم و تهی‌شان ساختم

11
00:02:04,628 --> 00:02:07,397
‫و اکنون پیش می‌روم تا
‫پرده‌ی بعدی آینده را پُر کنم

12
00:02:07,597 --> 00:02:10,234
‫ای شنونده‌ی آن بالا!
‫چه داری که با من در میان بگذاری؟

13
00:02:10,634 --> 00:02:13,537
‫بنگر به چهره‌ام
‫آن دم که شب را به پایان می‌رسانم

14
00:02:13,637 --> 00:02:16,107
‫بی‌پرده سخن بگو، زیرا
‫کسی جز من شنونده‌ات نیست

15
00:02:16,207 --> 00:02:17,641
‫و مرا تنها یک دم دیگر مجال مانده است

16
00:02:18,636 --> 00:02:19,944
آیا با خود تناقض دارم؟

17
00:02:21,245 --> 00:02:22,612
‫بسیارخب، پس، با خود تناقض دارم

18
00:02:22,713 --> 00:02:25,482
‫من وسیع‌ام، ‫در خود کثرت‌ها جای داده‌ام»

19
00:02:25,582 --> 00:02:26,884
‫یا خدا!

20
00:02:28,252 --> 00:02:29,452
‫چی شده؟

21
00:02:30,554 --> 00:02:33,090
‫مشخصه که جذابیتش از شعرِ ویتمن بیشتره

22
00:02:33,758 --> 00:02:36,459
‫دوباره توی کالیفرنیا زلزله شده

23
00:02:36,560 --> 00:02:39,764
‫بخش بزرگی از زمین از سانتا باربارا
‫تا فرزنو فرو ریخته

24
00:02:39,864 --> 00:02:41,464
‫- وحشتناکه
‫- و رفته توی اقیانوس

25
00:02:41,565 --> 00:02:43,000
‫- همین‌جور یهویی
‫- بسیارخب. بسیارخب

26
00:02:43,024 --> 00:02:43,744
‫« زمین‌زلزله‌ای به بزرگی
‫۹/۱ ریشتر در کالیفرنیا »

27
00:02:43,768 --> 00:02:44,735
‫آروم بگیرین

28
00:02:44,759 --> 00:02:46,246
‫« عدم اتصال به اینترنت »

29
00:02:46,270 --> 00:02:47,271
‫اینترنت ندارم

30
00:02:47,370 --> 00:02:48,940
‫شما دارین؟

31
00:02:49,273 --> 00:02:51,374
‫نه

32
00:02:55,239 --> 00:02:59,449
‫ای بابا. شرمنده. اینترنت هنوز وصل نشده

33
00:02:59,549 --> 00:03:01,351
‫ولی پرونده‌ش رو دارم

34
00:03:01,786 --> 00:03:03,721
‫دیلان اخیراً افت تحصیلی شدیدی داشته

35
00:03:03,821 --> 00:03:05,422
‫در واقع این ترم

36
00:03:05,522 --> 00:03:07,959
‫از شاگرد اول بودن رسیده به مرز مردودی

37
00:03:08,059 --> 00:03:09,260
‫شما هنوزم پرونده نگه می‌داری؟

38
00:03:09,359 --> 00:03:10,460
‫وقتی قطعی‌های اینترنت شروع شد

39
00:03:10,560 --> 00:03:11,996
‫خیلی‌هامون برگشتیم
‫سراغ تشکیل پرونده

40
00:03:12,096 --> 00:03:14,832
‫شما چی فکر می‌کنی؟
‫به نظرت اینترنت درست میشه؟

41
00:03:16,100 --> 00:03:16,901
‫والا نمی‌دونم

42
00:03:17,001 --> 00:03:18,435
‫یادمه دنیا قبل از اینترنت چه‌جوری بود

43
00:03:18,535 --> 00:03:21,005
‫چرا اینقدر برامون سخته
‫دنیای بدون اینترنت رو تصور کنیم؟

44
00:03:21,105 --> 00:03:22,240
‫ولی واقعاً سخته، قبول دارین؟

45
00:03:22,340 --> 00:03:24,574
‫اصلاً مگه میشه برگشت به اون دوران؟

46
00:03:24,675 --> 00:03:26,409
‫اگه این دفعه دیگه وصل نشه چی؟

47
00:03:26,509 --> 00:03:27,712
‫اینترنت هنوز قطعه

48
00:03:27,812 --> 00:03:29,247
‫آره ولی خوشبختانه

49
00:03:29,347 --> 00:03:30,681
‫پرونده‌ی همه‌ی دانش‌آموزها رو دارم

50
00:03:30,781 --> 00:03:31,883
‫گمونم این دفعه دیگه جدیه

51
00:03:31,983 --> 00:03:33,284
‫بعید می‌دونم دوباره وصل بشه

52
00:03:33,383 --> 00:03:34,517
‫شاید همین‌طور باشه

53
00:03:34,618 --> 00:03:36,386
‫ولی به نظرم بهتره الان
‫راجع‌به امیلی صحبت کنیم

54
00:03:36,486 --> 00:03:37,922
‫غیبت‌هاش خیلی زیاد شده

55
00:03:38,022 --> 00:03:39,223
‫خب که چی؟

56
00:03:39,456 --> 00:03:41,391
‫آمار غیبت در حال حاضر توی کل دنیا

57
00:03:41,491 --> 00:03:42,559
بالا رفته

58
00:03:42,659 --> 00:03:45,696
‫دکترها، خلبان‌ها و پلیس‌ها

59
00:03:45,796 --> 00:03:48,933
‫یکی‌یکی دارن می‌زنن به چاک، خب؟

60
00:03:49,033 --> 00:03:51,702
‫اونوقت دغدغه‌ی شما
‫توی این وضعیت غیبت‌های امیلیه؟

61
00:03:51,802 --> 00:03:53,804
‫توی این شرایط مگه میشه درس خوند؟

62
00:03:53,905 --> 00:03:56,173
‫هشت ماهه اینترنت اختلال داره

63
00:03:56,274 --> 00:03:59,010
‫بیشتر سایت‌ها درست لود نمیشن

64
00:03:59,210 --> 00:04:00,745
‫در واقع طبیعیه که گاهی
‫سایت‌ها از کار بیفتن

65
00:04:00,845 --> 00:04:02,579
‫ولی بقیه مشکلات چی؟

66
00:04:02,680 --> 00:04:06,350
‫سایت‌ها برمی‌گردن ولی
‫علائم نگارشی‌ها داغون شده

67
00:04:06,449 --> 00:04:09,486
‫املای کلمات اشتباهه.
‫چه توجیهی داره؟

68
00:04:10,888 --> 00:04:12,390
‫والا من اطلاعی ندارم

69
00:04:12,489 --> 00:04:15,425
‫ولی برایان می‌تونه
‫درسش رو بخونه

70
00:04:15,525 --> 00:04:18,461
‫اینترنت قطع باشه یا نباشه،
‫کتابخونه هنوز سرجاشه

71
00:04:18,561 --> 00:04:19,931
‫پورن‌هاب هم پریده

72
00:04:21,665 --> 00:04:23,134
‫خبر داشتی آقای اندرسون؟

73
00:04:26,237 --> 00:04:27,405
‫بله... چیزه...

74
00:04:27,504 --> 00:04:30,408
‫متوجه شده بودم. آره

75
00:04:30,775 --> 00:04:32,609
‫ببخشید اگه برایان اذیت‌تون کرده

76
00:04:32,710 --> 00:04:35,413
‫الان همه‌ی بارش روی دوش منه.
‫مامانش...

77
00:04:35,512 --> 00:04:37,281
‫رفته و نمی‌دونم الان کجاست

78
00:04:37,381 --> 00:04:39,050
‫این روزها هم که زیاد می‌شنویم

79
00:04:39,150 --> 00:04:41,118
‫آدما غیب‌شون زده

80
00:04:41,651 --> 00:04:45,455
‫زنِ من که رفت دنبال عشقِ نافرجام دبیرستانش

81
00:04:45,555 --> 00:04:46,791
‫یه ماه باهم رابطه داشتن

82
00:04:48,025 --> 00:04:50,261
‫فقط یه ماهِ کوفتی.
‫می‌خواد بیست سال زندگی مشترک رو

83
00:04:50,361 --> 00:04:52,529
‫به خاطر یه عشق گذرا، خراب کنه

84
00:04:53,898 --> 00:04:55,733
‫فکر کنم هیچوقت نتونسته بود
‫از پسره دل بِکَنه

85
00:04:56,834 --> 00:04:58,668
‫گمونم همه‌مون از این‌جور آدما
‫توی زندگی‌مون داریم

86
00:04:58,769 --> 00:05:02,306
‫البته قابل درکه،
‫اگه واقعاً به قولِ اون خل‌وچل‌های بنفش‌پوش

87
00:05:02,406 --> 00:05:04,574
‫دنیا به آخر رسیده باشه،

88
00:05:04,675 --> 00:05:07,044
‫می‌خوای روزهای آخر رو با کی بگذرونی؟

89
00:05:07,778 --> 00:05:09,113
‫ولی اینکه پسرش رو ول کنه و بره...

90
00:05:12,883 --> 00:05:14,651
‫میگه برمی‌گرده

91
00:05:16,087 --> 00:05:18,122
‫راستش مطمئن نیستم

92
00:05:22,492 --> 00:05:23,995
‫پورن‌هاب لامصب رو بگو!

93
00:05:24,929 --> 00:05:26,864
‫اگه دیگه درست نشه، چی؟

94
00:05:26,964 --> 00:05:28,933
‫واقعاً غم‌انگیزه

95
00:05:29,967 --> 00:05:33,237
‫اگه حتی واقعاً آخر دنیا باشه

96
00:05:35,206 --> 00:05:36,741
‫این دیگه ته نامردیه

97
00:05:43,080 --> 00:05:45,182
‫- ببخشید
‫- مشکلی نیست

98
00:05:47,084 --> 00:05:48,585
‫کالیفرنیا غرق در ویرانی

99
00:05:48,686 --> 00:05:50,021
‫و اندوه می‌باشد

100
00:05:50,121 --> 00:05:52,622
‫امدادگران در ویرانه‌های شمال ایالت

101
00:05:52,723 --> 00:05:54,158
‫مشغول جست‌وجو هستند

102
00:05:54,258 --> 00:05:56,994
‫۳۵۰ نفر در یورک‌شر شمالی جان باختند؛

103
00:05:57,094 --> 00:05:58,528
‫با ادامه یافتن افزایش سطحِ آب...

104
00:06:19,350 --> 00:06:20,617
‫مارتی اندرسون بیلبورد رو

105
00:06:20,718 --> 00:06:22,253
‫درست زمانی دید که

106
00:06:22,353 --> 00:06:26,190
‫اینترنت برای همیشه از دسترس خارج شد

107
00:06:28,726 --> 00:06:31,062
‫اینترنت هشت ماه دچار اختلال بود

108
00:06:31,162 --> 00:06:34,597
‫ولی مشکلاتِ دیگه مثل آتیش‌سوزی، زلزله

109
00:06:34,698 --> 00:06:37,600
‫و انقراض گونه‌های پرندگان و ماهیان

110
00:06:37,701 --> 00:06:38,936
‫اولویت داشت

111
00:06:39,036 --> 00:06:40,671
‫...که به باورِ کارشناسان

112
00:06:40,771 --> 00:06:42,572
‫بزرگ‌ترین حریقِ ثبت‌شده در تاریخِ آمریکاست

113
00:06:48,212 --> 00:06:50,548
‫مارتی معمولاً از کنارگذرِ ترن‌پایک

114
00:06:50,647 --> 00:06:53,451
‫به خونه می‌رفت

115
00:06:53,551 --> 00:06:55,419
‫ولی به دلیل ریزش پلِ آترکریک

116
00:06:55,519 --> 00:06:58,823
‫این مسیر مسدود شده بود

117
00:07:01,112 --> 00:07:04,456
‫« چارلز کرانتز، ۳۹ سالِ معرکه! متشکریم چاک »

118
00:07:19,210 --> 00:07:21,112
‫خب با توجه به اتفاقات اخیر در کالیفرنیا

119
00:07:21,212 --> 00:07:22,746
‫ایالت نوادا رسماً به یکی از پرجمعیت‌ترین

120
00:07:22,847 --> 00:07:24,647
‫ایالت‌های کشور تبدیل شده

121
00:07:24,748 --> 00:07:26,150
‫نکته‌ای که اینجا لازم به ذکره...

122
00:07:26,250 --> 00:07:28,419
‫فلیشیا گوردون در بیمارستان سیتی جنرال

123
00:07:28,519 --> 00:07:29,854
‫پرستاره

124
00:07:29,954 --> 00:07:31,654
‫هرچند که در چند هفته‌ی اخیر

125
00:07:31,755 --> 00:07:35,159
‫بیشتر به مسئول کفن‌ودفن شباهت داشته

126
00:07:35,259 --> 00:07:38,129
‫کارکنانی که از اواخر تابستون
‫شمارشون رو به کاهش بوده،

127
00:07:38,229 --> 00:07:40,831
‫این روزها لقبِ جوخه‌ی خودکشی رو

128
00:07:40,931 --> 00:07:43,567
‫برای خودشون انتخاب کردن

129
00:07:43,666 --> 00:07:45,736
‫بعد از وقفه‌ای کوتاه برمی‌گردیم
‫تا بیشتر راجع‌به این مسئله

130
00:07:45,836 --> 00:07:47,805
‫و همچنین حریق‌های اخیر در غرب میانه

131
00:07:47,905 --> 00:07:50,640
‫که ناشی از کمبود آبه، صحبت کنیم

132
00:07:55,379 --> 00:07:57,148
‫لازم دونستیم از چارلز کرانتز

133
00:07:57,248 --> 00:07:58,682
‫برای ۳۹ سالِ معرکه

134
00:07:58,782 --> 00:08:01,719
‫تشکر کنیم

135
00:08:01,819 --> 00:08:03,020
‫متشکریم چاک

136
00:08:07,124 --> 00:08:08,125
‫سلام

137
00:08:09,293 --> 00:08:10,427
‫شنیدم یه مریض جدید برات آوردن

138
00:08:10,528 --> 00:08:11,962
‫آره. یکی دیگه

139
00:08:12,062 --> 00:08:14,598
‫مریضِ من خیلی خوش‌شانس نبود.
‫رگش رو زده بود و خلاصه...

140
00:08:15,166 --> 00:08:17,134
‫مگه کاری ازمون برمیومد؟

141
00:08:17,401 --> 00:08:18,869
‫جریانِ ماریلو رو شنیدی؟

142
00:08:18,969 --> 00:08:20,670
‫نه. مگه چی شده؟

143
00:08:20,771 --> 00:08:22,173
‫ول کرد و رفت!

144
00:08:22,573 --> 00:08:24,375
‫- با شوهر سابقش. پدرو رو یادته؟
‫- اوهوم

145
00:08:24,475 --> 00:08:26,544
‫یهو سر و کله‌ش پیدا شد و نمی‌دونم
‫چی بهش گفت

146
00:08:26,644 --> 00:08:28,546
‫ولی آخرش دست تو دستِ هم
‫از اینجا زدن بیرون

147
00:08:29,113 --> 00:08:30,814
‫یادمه چقدر سر طلاقش اذیت شد

148
00:08:30,915 --> 00:08:32,683
‫- تو هم یادته؟
‫- آره، یادمه

149
00:08:32,783 --> 00:08:34,451
‫خب گمونم دیگه فراموش کرده

150
00:08:34,552 --> 00:08:36,020
‫چون راهش رو کشید و رفت

151
00:08:36,120 --> 00:08:37,755
‫...فروچاله‌هایی که یکی‌یکی دارن ظاهر میشن

152
00:08:37,855 --> 00:08:39,190
‫کنجکاوم بدونم آمارش چطوریه

153
00:08:39,290 --> 00:08:41,892
‫به نظرت آدما بیشتر جدا میشن

154
00:08:41,992 --> 00:08:43,527
‫یا برمی‌گردن پیش همدیگه؟

155
00:08:43,761 --> 00:08:45,429
‫یعنی به نظرت آمار ازدواج بالاتره

156
00:08:45,529 --> 00:08:46,931
‫- یا آمارِ طلاق؟
‫- ازدواج

157
00:08:47,932 --> 00:08:49,733
‫- پس آدم خوش‌بینی هستی
‫- نه

158
00:08:50,668 --> 00:08:51,802
‫طلاق‌گرفتن زمان‌بره

159
00:08:51,902 --> 00:08:53,604
‫و بعید می‌دونم کسی
‫دنبالش بره

160
00:08:53,704 --> 00:08:55,706
‫چرا آدم خودشو به دردسر بندازه؟
‫حداقل شش ماه کاغذبازی داره

161
00:08:55,806 --> 00:08:56,740
‫شایدم بیشتر

162
00:08:56,840 --> 00:08:57,775
‫سند ازدواج فقط یه صفحه‌ست

163
00:08:57,875 --> 00:08:59,343
‫و نهایت یک ساعت طول می‌کشه

164
00:09:00,544 --> 00:09:02,713
‫پس گمونم آمار ازدواج بالاتره

165
00:09:03,480 --> 00:09:05,015
‫نه سرِ ناهار دیدمت، نه سرِ شام

166
00:09:05,115 --> 00:09:06,817
‫چه‌ت شده؟ دیگه غذا هم نمی‌خوری؟

167
00:09:06,917 --> 00:09:08,352
‫خب امشب اشتها نداشتم

168
00:09:08,452 --> 00:09:09,887
‫امروز صبح هم اشتها نداشتی؟

169
00:09:09,987 --> 00:09:11,755
‫کی جوراب‌های شیشه‌ای منو دزدیده؟

170
00:09:11,855 --> 00:09:15,092
‫وای خدایا! نه... بیخیال!
‫« فلیشیا گوردون »

171
00:09:15,192 --> 00:09:17,461
‫دیشب تا دیروقت تمرین کردین، نه؟

172
00:09:17,561 --> 00:09:18,829
‫آره، حسابی خسته شدیم

173
00:09:18,929 --> 00:09:20,064
‫برای همین امروز خواب موندی؟

174
00:09:20,164 --> 00:09:21,532
‫اتفاقاً زود بیدار شدم

175
00:09:21,632 --> 00:09:22,833
‫یه سر رفتم بالاشهر

176
00:09:22,933 --> 00:09:24,902
‫- رفتی خرید؟
‫- نه

177
00:09:27,706 --> 00:09:28,872
‫سلام

178
00:09:30,709 --> 00:09:31,909
‫سلام

179
00:09:34,445 --> 00:09:35,779
‫قطع کردی؟

180
00:09:35,879 --> 00:09:36,947
‫آره

181
00:09:37,248 --> 00:09:39,917
‫ولی بعدش گفتم احتمالاً
‫متوجه شدی پس...

182
00:09:42,152 --> 00:09:43,087
‫حالت چطوره؟

183
00:09:43,520 --> 00:09:45,656
‫گمونم بدک نیستم

184
00:09:45,756 --> 00:09:46,890
‫تو چطوری؟

185
00:09:47,324 --> 00:09:49,927
‫امروز یادت افتادم

186
00:09:50,628 --> 00:09:52,830
‫سر کار داشتیم راجع‌به آمار
‫ازدواج و طلاق حرف می‌زدیم

187
00:09:52,930 --> 00:09:54,498
‫اینکه آمار کدوم یکی بیشتره...

188
00:09:54,598 --> 00:09:55,766
‫شرط می‌بندم آمار ازدواج بیشتره

189
00:09:56,667 --> 00:09:58,335
‫هیچکس حاضر نیست بره دنبال طلاق

190
00:09:59,169 --> 00:10:00,771
‫ازدواج مجدد چی؟

191
00:10:02,840 --> 00:10:04,208
‫نمی‌خوای اول یه نوشیدنی مهمونم کنی؟

192
00:10:04,308 --> 00:10:05,710
‫شرط می‌بندم آمار اونم این روزا بالا رفته

193
00:10:05,809 --> 00:10:07,211
‫آخه منطقی هم هست

194
00:10:07,712 --> 00:10:10,547
‫آدما دنبال چیزی هستن که حس امن...

195
00:10:11,448 --> 00:10:12,883
‫و آشنایی بده

196
00:10:13,917 --> 00:10:16,553
‫خب... روزت چطور بود؟

197
00:10:17,187 --> 00:10:19,256
‫یه راست رفتی سر اصل مطلب، نه؟

198
00:10:19,758 --> 00:10:20,824
‫حالا دلم رو نشکن

199
00:10:21,091 --> 00:10:22,593
‫خب روزم...

200
00:10:22,993 --> 00:10:26,930
‫از اون روزا بود

201
00:10:27,031 --> 00:10:29,768
‫می‌دونی؟ عجیب‌غریب بود

202
00:10:30,100 --> 00:10:31,168
‫جلسه‌ اولیا و مربیان داشتیم

203
00:10:31,268 --> 00:10:34,204
‫انگار یاسین به گوش خر می‌خوندم

204
00:10:34,605 --> 00:10:35,906
‫خبرهای کالیفرنیا رو شنیدی دیگه؟

205
00:10:36,006 --> 00:10:37,274
‫آره

206
00:10:37,374 --> 00:10:39,209
‫می‌دونم میگن بیشتر مناطق رو
‫از قبل تخلیه کرده بودن

207
00:10:39,310 --> 00:10:41,478
‫ولی امروز شنیدم صدها هزار آواره

208
00:10:41,578 --> 00:10:42,781
‫دارن پیاده میرن سمت شرق

209
00:10:42,880 --> 00:10:44,014
‫می‌دونستی نوادا الان

210
00:10:44,114 --> 00:10:45,616
‫پرجمعیت‌ترین ایالت آمریکا شده؟

211
00:10:45,717 --> 00:10:47,518
‫یه دانشمند توی رادیو می‌گفت

212
00:10:47,618 --> 00:10:50,120
‫کالیفرنیا مثل یه کاغذ دیواری کهنه
‫داره از جا کَنده میشه

213
00:10:50,521 --> 00:10:53,424
‫تازه امروز بعدازظهر هم یه راکتور ژاپنی دیگه
‫زیر آب رفت

214
00:10:53,725 --> 00:10:56,093
‫و خب میگن خاموش بوده و همه‌چی تحت کنترله

215
00:10:56,193 --> 00:10:58,329
‫ولی من که باورم نمیشه

216
00:10:58,429 --> 00:11:00,230
‫چقدر بدبینی

217
00:11:00,331 --> 00:11:01,965
‫مارتی، توی این دوره و زمونه
‫مگه میشه خوش‌بین بود؟

218
00:11:02,066 --> 00:11:05,402
‫اصلاً بعضیا معتقدن
‫روزهای پایانی دنیاست

219
00:11:05,770 --> 00:11:07,806
‫نه فقط مذهبی‌های خل‌وچل.
‫خیلی‌ها این حس رو دارن

220
00:11:07,905 --> 00:11:10,809
‫و اینو داری از کسی می‌شنوی
‫که عضو رسمیِ

221
00:11:10,908 --> 00:11:13,610
‫جوخه‌ی خودکشیِ سیتی جنراله

222
00:11:14,178 --> 00:11:15,612
‫الان دیگه لقب‌مون اینه

223
00:11:15,714 --> 00:11:17,014
‫بی‌شوخی

224
00:11:17,247 --> 00:11:20,050
‫امروز شش نفر رو از دست دادیم
‫ولی ۱۸ نفر رو

225
00:11:20,150 --> 00:11:21,518
‫تونستیم برگردونیم، بیشتر با نالوکسان

226
00:11:21,618 --> 00:11:23,320
‫ولی مشکل اینه که
‫نالوکسان‌مون هم داره تموم میشه

227
00:11:23,420 --> 00:11:25,255
‫و از داروساز ارشد شنیدم که

228
00:11:25,356 --> 00:11:28,192
‫ممکنه تا آخر ماه کلاً تموم کنیم

229
00:11:28,859 --> 00:11:30,194
‫افتضاحه!

230
00:11:30,294 --> 00:11:32,429
‫آره، آره

231
00:11:32,963 --> 00:11:34,998
‫آره، افتضاحه. خیلی هم افتضاحه

232
00:11:37,167 --> 00:11:39,303
‫اینترنت قطعه و کالیفرنیا

233
00:11:39,403 --> 00:11:40,504
‫در آستانه‌ی سقوطه

234
00:11:40,604 --> 00:11:42,339
‫دوروبرمون پُر شده از آتیش‌سوزی و قحطی

235
00:11:42,439 --> 00:11:43,675
‫و طاعون و کلی بلاهای دیگه

236
00:11:43,775 --> 00:11:44,942
‫یعنی انگار واقعاً...

237
00:11:45,042 --> 00:11:46,410
‫دیگه مرکز ثباتی وجود نداره

238
00:11:48,112 --> 00:11:49,913
‫وضعیت هم مدام داره بدتر میشه

239
00:11:53,083 --> 00:11:55,185
‫این وضعیت تا کی قراره ادامه پیدا کنه؟

240
00:11:56,553 --> 00:11:58,455
‫چقدر می‌تونیم طاقت بیاریم قبل از اینکه

241
00:11:59,523 --> 00:12:01,558
‫دنیا کامل از هم بپاشه؟

242
00:12:06,597 --> 00:12:09,533
‫این روزها دارم مطالب کارل سیگن رو
‫به بچه‌ها یاد میدم

243
00:12:11,468 --> 00:12:13,971
‫تا حالا چیزی راجع‌به تقویم کیهانیش ‫شنیدی؟

244
00:12:14,538 --> 00:12:17,876
‫آم... نمی‌دونم. فکر نکنم شنیده باشم

245
00:12:18,075 --> 00:12:21,178
‫خب عمر جهان ۱۵ میلیارد ساله

246
00:12:21,278 --> 00:12:22,913
‫و حالا اگه بیای

247
00:12:23,013 --> 00:12:26,183
‫کل اون ۱۵ میلیارد سال رو

248
00:12:26,283 --> 00:12:30,220
‫در قالب یه سال تقویمی در نظر بگیری

249
00:12:30,320 --> 00:12:33,957
‫پس بیگ بنگ توی اولین ثانیه از
‫یکم ژانویه رخ میده

250
00:12:34,057 --> 00:12:36,026
‫و... و امروز...

251
00:12:36,460 --> 00:12:39,898
‫الان ما دقیقاً توی آخرین میلی‌ثانیه‌ی

252
00:12:39,997 --> 00:12:41,932
‫آخرین دقیقه‌ی آخرین روز اون سالیم

253
00:12:42,499 --> 00:12:43,802
‫یعنی سی و یکم دسامبر

254
00:12:43,902 --> 00:12:45,737
‫ولی اگه برگردیم به نقطه‌ی شروع ماجرا

255
00:12:45,837 --> 00:12:48,138
‫اگه بیگ بنگ در نیمه شبِ

256
00:12:48,238 --> 00:12:50,274
‫اولِ ژانویه اتفاق بیفته

257
00:12:51,108 --> 00:12:52,943
‫در این صورت هر ماهِ این تقویم

258
00:12:53,043 --> 00:12:55,078
‫حدود یک میلیارد و دویست و پنجاه سال
‫طول می‌کشه

259
00:12:55,179 --> 00:12:57,347
‫فکر نمی‌کردم قراره حساب‌وکتاب هم
‫توی بحث باشه

260
00:12:57,448 --> 00:13:00,083
‫نقطه‌ی آغاز جهان اول ژانویه‌ست

261
00:13:00,184 --> 00:13:02,986
‫ولی کهکشان راه شیری

262
00:13:03,086 --> 00:13:04,655
‫تازه در ماه مِه تشکیل میشه

263
00:13:04,955 --> 00:13:06,356
‫خورشید و زمین‌مون

264
00:13:06,457 --> 00:13:10,127
‫اواسط سپتامبر سروکله‌شون پیدا میشه

265
00:13:10,327 --> 00:13:12,897
‫حیات هم بعدش پدیدار میشه
‫ولی هنوز از گونه‌ی ما خبری نیست

266
00:13:13,363 --> 00:13:16,366
‫نه. نه، نه، حدس بزن ما کی وارد بازی میشیم؟

267
00:13:16,467 --> 00:13:18,803
‫قرار شد حساب‌وکتابش با من نباشه

268
00:13:18,903 --> 00:13:20,204
‫سی و یکم دسامبر

269
00:13:21,104 --> 00:13:22,506
‫آخرین روز تقویم

270
00:13:22,606 --> 00:13:24,742
‫اولین گونه‌ی انسان

271
00:13:24,843 --> 00:13:26,210
‫حدوداً ساعت ده و نیم شب

272
00:13:26,778 --> 00:13:28,378
‫روی زمین ظاهر شد

273
00:13:29,246 --> 00:13:32,583
‫ساعت ده و نیم شبِ آخرین روز

274
00:13:32,884 --> 00:13:35,586
‫و از اون موقع، هر دقیقه

275
00:13:35,687 --> 00:13:37,120
‫معادل ۳۰ هزار ساله

276
00:13:37,221 --> 00:13:41,492
‫پس ساعت ۱۱:۴۶ شب

277
00:13:41,926 --> 00:13:45,996
‫یعنی همین ۱۴ دقیقه پیش
‫بشر آتش رو مهار کرد

278
00:13:46,663 --> 00:13:49,366
‫و حالا رسیدیم به آخرین
‫ثانیه‌های تقویم کیهانی

279
00:13:50,969 --> 00:13:52,569
‫ساعت ۱۱:۵۹ و ۲۰ ثانیه

280
00:13:52,669 --> 00:13:56,540
‫که نقطه آغازین کشاورزی و دامداریه؛

281
00:13:56,908 --> 00:14:00,110
‫استفاده از تواناییش در ساختن ابزار

282
00:14:00,979 --> 00:14:03,413
‫ساعت ۱۱:۵۹ و ۳۵ ثانیه

283
00:14:04,248 --> 00:14:06,149
‫جوامع کشاورزی

284
00:14:06,250 --> 00:14:08,385
‫به اولین شهرها تبدیل شدن

285
00:14:10,053 --> 00:14:11,622
‫تاریخِ مکتوبِ ما،

286
00:14:12,089 --> 00:14:14,224
‫هر کسی که تا حالا اسمش رو شنیدیم،

287
00:14:14,625 --> 00:14:18,228
‫هر واقعه‌ای که توی
‫کتاب‌های تاریخی‌مون اومده

288
00:14:20,063 --> 00:14:22,065
‫همه‌ش توی ده ثانیه‌ی آخر رخ داده

289
00:14:24,601 --> 00:14:26,270
‫ده ثانیه‌ی پایانیِ

290
00:14:26,971 --> 00:14:28,505
‫آخرین دقیقه

291
00:14:28,973 --> 00:14:31,108
‫از آخرین روز تقویم

292
00:14:32,576 --> 00:14:34,111
‫۳۱ دسامبر

293
00:14:38,917 --> 00:14:40,484
‫خب این ماجرا تا کی ادامه داره؟

294
00:14:41,652 --> 00:14:43,120
‫نمی‌دونم فِل

295
00:14:44,187 --> 00:14:46,156
‫اگه حق با تو باشه و ممکنه باشه

296
00:14:46,256 --> 00:14:49,092
‫که واقعاً توی روزهای پایانی دنیا باشیم

297
00:14:49,192 --> 00:14:51,662
‫و جهان درحال مرگ باشه

298
00:14:52,095 --> 00:14:53,463
‫و فرض کنیم یه مرگِ سریع هم باشه

299
00:14:53,564 --> 00:14:55,566
‫حتی اگه تمامِ این اتفاقات

300
00:14:55,666 --> 00:14:58,402
‫در آخرین ثانیه‌ها،

301
00:14:59,037 --> 00:15:00,571
‫یا میکروثانیه‌ها رخ بدن

302
00:15:01,005 --> 00:15:02,740
‫کسی نمی‌دونه چقدر طول بکشه

303
00:15:03,140 --> 00:15:06,143
‫شاید چند ثانیه یا شاید هزاران سال

304
00:15:06,376 --> 00:15:09,179
‫شاید همه‌ی اینا همزمان با

305
00:15:09,279 --> 00:15:10,647
‫آخرین نفس‌های کیهان باشه

306
00:15:12,684 --> 00:15:14,886
‫شاید همه‌ی اینا داره در آخرین

307
00:15:15,285 --> 00:15:18,388
‫تپش قلبِ هستی اتفاق میفته

308
00:15:23,093 --> 00:15:24,628
‫امان از دستِ تو، مارتی

309
00:15:27,130 --> 00:15:28,432
‫آره

310
00:15:34,571 --> 00:15:36,674
‫گوش کن فل، من باید برم. باید...

311
00:15:38,943 --> 00:15:40,878
‫باید برگه‌هام رو تصحیح کنم

312
00:15:42,747 --> 00:15:43,681
‫مارتی...

313
00:15:45,482 --> 00:15:46,918
‫همه‌چی به باد میره

314
00:15:47,018 --> 00:15:48,452
‫و تنها چیزی که می‌تونیم بگیم
‫اینه که حس افتضاحیه

315
00:15:48,552 --> 00:15:51,756
‫شاید خودمون هم داریم از دست می‌ریم

316
00:15:52,724 --> 00:15:54,124
‫شاید

317
00:15:54,358 --> 00:15:56,761
‫ولی چاک کرانتز داره بازنشسته میشه!

318
00:15:56,861 --> 00:15:58,228
‫پس...

319
00:15:58,328 --> 00:16:01,065
‫گمونم یه کورسوی امیدی وسط این تاریکی
‫وجود داره

320
00:16:01,164 --> 00:16:02,499
‫آره. ۳۹ سالِ معرکه!

321
00:16:02,599 --> 00:16:04,334
‫تو هم اون بیلبورد عجیب‌وغریب رو دیدی؟

322
00:16:04,434 --> 00:16:06,303
‫نه اسمش رو توی تبلیغ رادیویی

323
00:16:06,403 --> 00:16:08,238
‫وسط اون برنامه‌ای که
‫داشتم بهت می‌گفتم، شنیدم

324
00:16:08,338 --> 00:16:09,473
‫اگه توی رادیو هم
‫دارن تبلیغ پخش می‌کنن

325
00:16:09,573 --> 00:16:10,742
‫پس دیگه واقعاً آخر دنیاست

326
00:16:11,876 --> 00:16:13,811
‫اصلاً چاک کرانتز چطوری تونسته

327
00:16:13,911 --> 00:16:15,479
‫اینقدر رسانه‌ای بشه؟

328
00:16:15,579 --> 00:16:18,082
قیافه‌ش که شبیه حسابدارهاست

329
00:16:18,181 --> 00:16:19,483
‫اولین باری بود که اسمش رو می‌شنیدم

330
00:16:20,317 --> 00:16:22,120
‫گمونم عکسش هم قدیمی باشه

331
00:16:22,219 --> 00:16:24,022
‫آخه اصلاً بهش نمی‌خوره ۴۰ سالش باشه

332
00:16:24,122 --> 00:16:26,289
‫چه برسه به اینکه ۴۰ سال هم
‫سابقه کار داشته باشه

333
00:16:26,390 --> 00:16:28,325
‫دنیا پُر از رمز و رازه

334
00:16:30,028 --> 00:16:32,864
‫راستی مارتی، سراغ مشروب سنگین نرو

335
00:16:33,097 --> 00:16:34,732
‫باشه؟ به‌جاش آبجو بخور

336
00:16:37,001 --> 00:16:38,368
‫حله

337
00:16:41,939 --> 00:16:44,042
‫سازمان حفاظت از محیط زیست اوهایو

338
00:16:44,142 --> 00:16:45,575
‫هشدار سطح قرمز برای
‫کیفیت هوا

339
00:16:45,677 --> 00:16:47,310
‫در کیلولند و نواحی اطرافش اعلام کرد...

340
00:16:58,195 --> 00:17:00,195
‫« متأسفیم! در حال حاضر با اختلالات فنی
‫مواجه هستیم »

341
00:17:13,625 --> 00:17:15,707
‫ریدم تو این زندگی

342
00:17:20,277 --> 00:17:21,813
‫لازم دونستیم

343
00:17:21,913 --> 00:17:23,114
‫ از چارلز کرانتز

344
00:17:23,213 --> 00:17:26,150
‫برای ۳۹ سالِ معرکه تشکر کنیم

345
00:17:26,249 --> 00:17:27,885
‫متشکریم چاک

346
00:17:35,728 --> 00:17:37,728
‫« متأسفیم! در حال حاضر با اختلالات فنی
‫مواجه هستیم »

347
00:17:55,345 --> 00:17:56,546
‫گاس!

348
00:17:57,782 --> 00:17:59,717
‫عه، سلام مارتی!

349
00:18:00,283 --> 00:18:01,819
‫ماشینت کو؟

350
00:18:02,186 --> 00:18:03,587
‫ماشینم رو...

351
00:18:03,688 --> 00:18:05,189
‫توی پیاده‌رو وسطِ خیابونِ اصلی

352
00:18:05,288 --> 00:18:07,225
‫کنارِ کلی ماشین دیگه ول کردم و اومدم

353
00:18:07,324 --> 00:18:08,893
‫آخرش مجبور شدم برگردم

354
00:18:08,993 --> 00:18:10,527
‫لعنتی، تقریباً...

355
00:18:10,627 --> 00:18:12,196
‫از اونجا تا اینجا چقدر راهه؟
‫پنج کیلومتر؟

356
00:18:12,295 --> 00:18:13,731
‫پنج کیلومتر پیاده اومدم

357
00:18:13,998 --> 00:18:16,333
‫عه، می‌خوای بری مدرسه.
‫یه لحظه صبر کن

358
00:18:16,433 --> 00:18:20,138
‫بذار سریع بگم. باید...

359
00:18:20,238 --> 00:18:22,206
‫خوب گوش کن. باید از جاده ۱۱ بری

360
00:18:22,305 --> 00:18:24,474
‫بعدش دوباره برگردی وارد جاده ۱۹ بشی

361
00:18:24,574 --> 00:18:26,677
‫آره ترافیک سنگینی در انتظارته

362
00:18:26,778 --> 00:18:28,246
‫باید حداقل ۳۲ کیلومتر رانندگی کنی

363
00:18:28,345 --> 00:18:29,646
‫شاید قبل از ناهار به مقصد برسی

364
00:18:29,747 --> 00:18:32,216
‫- هرچند که بعید به نظر میاد
‫- مگه چی شده؟

365
00:18:32,315 --> 00:18:34,384
‫یه فروچاله‌ی گنده توی خیابون مارکت و مین
‫ظاهر شده

366
00:18:34,484 --> 00:18:36,453
‫باورت نمیشه چقدر گنده‌ست

367
00:18:36,553 --> 00:18:38,622
‫احتمالاً بارندگی‌ها توش بی‌تأثیر نبوده

368
00:18:38,723 --> 00:18:40,490
‫شایدم بیشتر به خاطر عدم رسیدگی بوده

369
00:18:40,590 --> 00:18:42,693
‫ولی خدا رو شکر به اداره‌ی ما ربط نداره

370
00:18:42,794 --> 00:18:44,829
‫ولی آره حدوداً ۲۰تا ماشین

371
00:18:45,263 --> 00:18:46,731
‫توی چاله گیر افتادن

372
00:18:46,831 --> 00:18:48,833
‫و بعضی از سرنشین‌های اون ماشین

373
00:18:48,933 --> 00:18:49,867
‫کارشون تمومه

374
00:18:49,967 --> 00:18:52,602
‫یا خدا! من دیشب همونجا بودم

375
00:18:53,271 --> 00:18:54,371
‫توی ترافیک گیر کرده بودم

376
00:18:54,471 --> 00:18:56,306
‫پس خدا رو شکر کن امروز صبح اونجا نبودی

377
00:18:57,474 --> 00:18:59,043
‫گمونم از وضعیت کالیفرنیا خبر داری

378
00:19:00,178 --> 00:19:01,645
‫امروز صبح تلویزیون رو روشن نکردم

379
00:19:01,746 --> 00:19:03,080
‫- ای بابا!
‫- اتفاقِ جدیدی افتاده؟

380
00:19:03,181 --> 00:19:05,016
‫بقیه‌ش هم نابود شد

381
00:19:05,850 --> 00:19:08,518
‫میگن فقط ۲۰ درصد کالیفرنیای شمالی

382
00:19:08,618 --> 00:19:11,022
‫سر جاشه که در واقع شاید فقط
‫ده درصدش باقی مونده باشه

383
00:19:11,122 --> 00:19:14,058
‫ولی مناطق تولید غذا نابود شدن

384
00:19:15,425 --> 00:19:17,161
‫و با خاکستر شدن غرب میانه

385
00:19:17,261 --> 00:19:18,696
‫و سیل فلوریدا یعنی

386
00:19:18,796 --> 00:19:20,932
‫تمام مناطق تولید غذای کشور

387
00:19:21,331 --> 00:19:23,301
‫از بین رفتن

388
00:19:23,400 --> 00:19:24,601
‫وضعیت اروپا هم فرقی نداره

389
00:19:24,702 --> 00:19:26,270
‫آسیا که توی قحطی به سر می‌بره

390
00:19:26,369 --> 00:19:27,537
‫یه میلیون آدم جون‌شون رو از دست دادن

391
00:19:27,637 --> 00:19:29,372
‫میگن به خاطر طاعونِ بو...بو...

392
00:19:29,472 --> 00:19:30,507
‫- طاعون بوبونیک
‫- بوبونیک

393
00:19:30,607 --> 00:19:32,143
‫طاعون بوبونیک. آره

394
00:19:32,243 --> 00:19:34,812
‫و زنبورها هم که یه دهه‌ست در معرض خطرن

395
00:19:34,912 --> 00:19:36,214
‫ولی الان دیگه کلاً ناپدید شدن

396
00:19:36,314 --> 00:19:37,480
‫البته شاید توی آمریکای جنوبی

397
00:19:37,581 --> 00:19:39,050
‫چندتایی کندو مونده باشه

398
00:19:39,150 --> 00:19:40,785
‫ولی دیگه خبری از عسل نیست، عسلم

399
00:19:40,885 --> 00:19:43,254
‫و بدون اون موجوداتِ ریزه‌میزه،
‫کی قراره گرده‌افشانیِ

400
00:19:43,353 --> 00:19:44,822
‫محصولات باقی‌مونده رو انجام بده؟

401
00:19:44,922 --> 00:19:45,857
‫آخه نمیشه که...

402
00:19:45,957 --> 00:19:47,124
‫ببخشید. یه لحظه

403
00:19:47,225 --> 00:19:48,358
‫خواهش می‌کنم. ردیفه

404
00:19:48,458 --> 00:19:50,261
‫آندریا؟ شما...

405
00:19:50,360 --> 00:19:52,163
‫آندریا از بانک میدوست تراست هستین؟

406
00:19:52,263 --> 00:19:54,232
‫من همسر فلیشیا اندرسون هستم

407
00:19:54,332 --> 00:19:56,334
‫در واقع همسر سابقش

408
00:19:56,433 --> 00:19:57,601
‫گمونم شما فل رو بشناسی

409
00:19:57,702 --> 00:19:59,569
‫توی یه دورهمی بازی
‫توی خونه‌ی دیوید آشنا شدیم

410
00:19:59,669 --> 00:20:01,672
‫- چند بار دیگه هم دیدم‌تون
‫- آره، یادمه

411
00:20:02,240 --> 00:20:03,341
‫چی شده؟

412
00:20:03,540 --> 00:20:06,110
‫ماشینم توی ترافیک گیر کرده
‫و خودم کلی پیاده اومدم

413
00:20:06,210 --> 00:20:07,644
‫و بانک هم...

414
00:20:08,112 --> 00:20:09,113
‫داره کج میشه

415
00:20:10,413 --> 00:20:11,615
‫کج میشه؟

416
00:20:12,083 --> 00:20:13,217
‫آره

417
00:20:13,516 --> 00:20:15,019
‫دقیقاً لبِ پرتگاهِ فروچاله‌ست

418
00:20:16,419 --> 00:20:17,688
‫گمونم دیگه شغلم رو از دست دادم

419
00:20:17,788 --> 00:20:19,589
‫ببین، راجع‌به بیلبوردی که روی ساختمان بانکه

420
00:20:19,690 --> 00:20:20,791
‫کنجکاو بودم

421
00:20:20,892 --> 00:20:22,425
‫- دیدیش؟
‫- مگه میشه ندیده باشم؟

422
00:20:22,525 --> 00:20:25,462
‫تبلیغاتش رو توی تلویزیون هم دیدم

423
00:20:25,763 --> 00:20:28,199
‫دیگه خبری از تبلیغات برای
‫ماشین یا مبلمان ارزون نیست

424
00:20:28,299 --> 00:20:30,400
‫فقط می‌شنوی که «چارلز کرانتز

425
00:20:30,500 --> 00:20:32,803
‫ ۳۹ سالِ معرکه! متشکریم چاک»

426
00:20:32,904 --> 00:20:34,437
‫پس یعنی کارمندِ بانک نبوده؟

427
00:20:34,537 --> 00:20:37,174
‫یعنی قرار نیست از بانک بازنشسته بشه؟

428
00:20:37,275 --> 00:20:39,310
‫من که چارلز کرانتز نمی‌شناسم

429
00:20:40,011 --> 00:20:42,612
‫گمونم صرفاً یه شوخی باشه.
‫یا یه پرفورمنس آرت

430
00:20:45,082 --> 00:20:46,050
‫مراقب خودت باش

431
00:20:52,723 --> 00:20:54,557
‫شبیه آواره‌ها شدن

432
00:20:55,525 --> 00:20:56,727
‫آره

433
00:20:58,863 --> 00:21:00,865
‫دیگه هیچکس اونقدرا دلواپس نیست

434
00:21:01,431 --> 00:21:03,200
‫دلواپسی چه کمکی به اوضاع می‌کنه؟

435
00:21:03,301 --> 00:21:05,169
‫اوایل همه دلواپس بودن

436
00:21:05,635 --> 00:21:07,437
‫اعتراضات رو یادته؟ یادته که

437
00:21:07,537 --> 00:21:09,340
‫نرده‌های کاخ سفید رو از جا در آوردن

438
00:21:09,439 --> 00:21:10,808
‫و دانشجوها تیر خوردن؟

439
00:21:10,908 --> 00:21:12,843
‫- آره
‫- و سرنگونی دولت روسیه

440
00:21:12,944 --> 00:21:15,578
‫جنگِ چهار روزه‌ی پاکستان و هند رو دیدیم

441
00:21:15,680 --> 00:21:20,550
‫و اون آتشفشان کوفتیِ
‫توی آلمان هم که بود

442
00:21:20,885 --> 00:21:23,921
‫آتشفشان توی آلمان؟
‫این دیگه آخرشه!

443
00:21:24,221 --> 00:21:26,857
‫و همه‌ش می‌گفتیم: «حالا خودش درست میشه»

444
00:21:26,958 --> 00:21:29,226
‫ولی انگار قرار نیست چیزی درست بشه، نه؟

445
00:21:32,163 --> 00:21:33,297
‫نه

446
00:21:33,397 --> 00:21:35,900
‫به نظرم آمار خودکشی بیاد پایین

447
00:21:37,368 --> 00:21:41,638
‫فکر کنم آدما دیگه فقط منتظر می‌مونن

448
00:21:44,041 --> 00:21:45,508
‫منتظر چی؟

449
00:21:46,177 --> 00:21:47,211
‫پایان

450
00:21:49,814 --> 00:21:51,514
‫الان دیگه آخر خطیم

451
00:21:53,017 --> 00:21:54,617
‫الان داریم از پنج مرحله‌ی سوگواری

452
00:21:54,719 --> 00:21:55,853
‫عبور می‌کنیم

453
00:21:55,953 --> 00:21:57,587
‫متوجه نیستی؟ الان دیگه...

454
00:21:57,688 --> 00:21:59,991
‫رسیدیم به آخرین مرحله

455
00:22:00,458 --> 00:22:01,792
‫یعنی پذیرش

456
00:22:03,560 --> 00:22:04,829
‫همین انتظار کشیدن...

457
00:22:07,264 --> 00:22:08,866
‫خودش سخت‌ترین قسمتشه

458
00:22:10,567 --> 00:22:13,337
‫اصلاً کلِ این ماجرا غیرمنتظره و یهویی بود

459
00:22:13,437 --> 00:22:16,073
‫البته همه می‌دونستن اوضاع محیط زیست خرابه

460
00:22:16,173 --> 00:22:18,342
‫یعنی حتی اون راست‌گراهای خل‌وچل هم

461
00:22:18,442 --> 00:22:19,944
‫ته دل‌شون فهمیده بودن

462
00:22:20,044 --> 00:22:21,278
‫ولی این...

463
00:22:22,747 --> 00:22:24,181
‫این...

464
00:22:24,514 --> 00:22:29,887
‫انگاری ۶۰ مدل بلا‌ی مختلفه

465
00:22:30,254 --> 00:22:33,491
‫این همه بلا توی همچین مدت
‫زمانِ کوتاهی سرمون اومد

466
00:22:33,858 --> 00:22:36,593
‫تقریباً یه سال طول کشید رفیق.
‫۱۴ ماه

467
00:22:38,262 --> 00:22:39,964
افتضاحه

468
00:22:44,634 --> 00:22:47,371
‫آره. خیلی

469
00:22:50,841 --> 00:22:51,809
‫عه!

470
00:22:52,243 --> 00:22:53,576
‫آسمون‌نویسی

471
00:22:56,347 --> 00:22:59,150
‫آخرین باری که همچین چیزی دیدم،
‫بچه بودم

472
00:22:59,174 --> 00:23:00,245
‫« متشکریم چـ... »

473
00:23:04,288 --> 00:23:05,588
‫این دیگه چه کسشعریه؟

474
00:23:07,158 --> 00:23:10,995
‫سؤالِ منم دقیقاً همینه

475
00:23:11,019 --> 00:23:13,019
‫« متشکریم چاک »

476
00:23:21,011 --> 00:23:25,089
‫«متشکریم چاک »
« زنده‌باد هنرمندان خیابانی »

477
00:23:25,629 --> 00:23:29,529
‫« بادِ چاک همیشه زنده‌ست »
« دوستت دارم چاک »

478
00:23:29,543 --> 00:23:32,093
« چاک تاابد »

479
00:23:34,598 --> 00:23:37,398
« برای چاک »

480
00:23:45,662 --> 00:23:47,364
‫وایسا ببینم. کجا بودی تو؟

481
00:23:47,465 --> 00:23:48,699
‫الان جدی پرسیدی؟

482
00:23:48,999 --> 00:23:50,633
‫مجبور شدم تا اینجا بدوم

483
00:23:50,734 --> 00:23:53,670
‫ترافیک وحشتناکه و نصفِ ماشین‌ها خالین

484
00:23:53,771 --> 00:23:55,005
‫دکتر وینستون غیبش زده

485
00:23:55,106 --> 00:23:56,173
‫- چی؟
‫- آره

486
00:23:56,273 --> 00:23:57,775
‫صبح اومد و یه نگاهی به اطراف انداخت

487
00:23:57,875 --> 00:23:58,809
‫و بعد دوباره رفت

488
00:23:58,909 --> 00:23:59,977
‫الانم دیگه نمی‌تونم پیداش کنم

489
00:24:00,077 --> 00:24:01,679
‫پیجرش رو انداخت و رفت

490
00:24:02,513 --> 00:24:04,647
‫باشه. من الان میام کمک

491
00:24:04,748 --> 00:24:06,383
‫تخت‌ها خالین

492
00:24:07,051 --> 00:24:08,618
‫خیلی‌هاشون خودشون رفتن.
‫بقیه بیمارهایی که

493
00:24:08,719 --> 00:24:10,121
‫وضعیت پایدار داشتن رو منتقل کردم

494
00:24:10,221 --> 00:24:12,923
‫ولی فلیشیا، یه اتفاقِ عجیبی افتاده

495
00:24:16,327 --> 00:24:17,695
‫این صدای چیه؟

496
00:24:30,074 --> 00:24:31,876
‫مانیتور چه‌ش شده؟

497
00:24:32,309 --> 00:24:34,712
‫مشکل همینه. همه‌شون خراب شدن

498
00:24:59,669 --> 00:25:02,506
‫نمی‌دونم قضیه چیه، فل.
‫نمی‌دونم

499
00:25:03,040 --> 00:25:06,343
‫شاید وقتشه منم از اینجا بزنم بیرون

500
00:25:07,645 --> 00:25:09,780
‫بهتره برگردم خونه

501
00:25:09,880 --> 00:25:11,282
‫بعید می‌دونم دیگه نیاز باشه
‫اینجا بمونم

502
00:25:15,345 --> 00:25:17,597
‫« سامانه پخش اضطراری - منتظر بمانید »

503
00:25:37,151 --> 00:25:39,902
‫« در حال تماس با فلیشیا »

504
00:25:41,475 --> 00:25:44,378
‫« تماس برقرار نشد. عدم امکان اتصال
‫به شبکه تلفن همراه »

505
00:26:56,721 --> 00:26:58,055
‫آقا، حالتون خوبه؟

506
00:26:58,690 --> 00:27:00,991
‫آره. گفتم بشینم خستگی در کنم

507
00:27:02,493 --> 00:27:05,863
‫رفتم مرکز شهر تا فروچاله رو ببینم

508
00:27:05,963 --> 00:27:07,364
‫و با گوشیم ازش عکس بگیرم

509
00:27:07,464 --> 00:27:11,101
‫گفتم شاید یه شبکه تلویزیونی محلی
‫بخواد نشونش بده

510
00:27:11,201 --> 00:27:14,571
‫ولی ظاهراً همه قطع شدن

511
00:27:15,606 --> 00:27:17,441
‫فقط عکس‌های کرانتز رو پخش می‌کنن

512
00:27:19,376 --> 00:27:22,346
‫هر طرف رو نگاه می‌کنی، کرانتز رو می‌بینی

513
00:27:23,547 --> 00:27:25,582
‫- می‌دونی کیه؟
‫- نه والا

514
00:27:26,183 --> 00:27:31,388
‫حداقل از ۲۴ نفر پرسیدم و کسی نمی‌شناختش

515
00:27:31,488 --> 00:27:36,026
‫رفیق‌مون کرانتز شده جادوگر اُز آخرالزمان

516
00:27:36,126 --> 00:27:38,495
‫آخرین میم‌مون

517
00:27:38,929 --> 00:27:41,165
‫- کدوم سمت میرین؟
‫- هاروست ایکرز

518
00:27:41,265 --> 00:27:43,434
‫یه منطقه دنج و آروم و دور از شلوغی

519
00:27:44,668 --> 00:27:46,136
‫منم همون سمت میرم

520
00:27:47,004 --> 00:27:48,539
‫خونه‌ی زن سابقم اونجاست

521
00:27:48,639 --> 00:27:49,808
‫خب...

522
00:27:49,907 --> 00:27:51,241
‫اگه بخواین می‌تونم همراهتون بیام

523
00:27:52,543 --> 00:27:53,844
‫شغلت چیه سَم؟

524
00:27:54,411 --> 00:27:56,347
‫البته اگه هنوز شاغلی

525
00:27:57,716 --> 00:28:01,318
‫مالک و رئیس تشریفات خاکسپاری یاربورو

526
00:28:01,418 --> 00:28:03,153
‫عجب!

527
00:28:03,253 --> 00:28:04,355
‫آره

528
00:28:04,455 --> 00:28:06,657
‫کار و بارمون حسابی گرفت

529
00:28:06,758 --> 00:28:07,925
‫سخته از این موضوع خوشحال باشم

530
00:28:08,025 --> 00:28:09,059
‫ولی چند هفته‌ی اخیر

531
00:28:09,159 --> 00:28:10,894
‫اوج کارمون بود

532
00:28:12,062 --> 00:28:16,600
‫ولی علاقه‌ی اصلیم هواشناسیه

533
00:28:17,802 --> 00:28:20,137
توی دورانِ جوونیم آرزو داشتم
‫گزارشگر هواشناسی تلویزیون بشم

534
00:28:20,237 --> 00:28:22,873
‫اونم توی یکی از شبکه‌های معروف

535
00:28:23,808 --> 00:28:25,442
‫ولی نشد دیگه

536
00:28:26,009 --> 00:28:27,411
‫با این حال پیگیر مسائل هستم

537
00:28:27,945 --> 00:28:29,179
‫مجله‌ می‌خونم

538
00:28:30,682 --> 00:28:32,383
‫و اگه بخوای

539
00:28:32,851 --> 00:28:35,386
‫می‌تونم یه چیز جالب برات تعریف کنم

540
00:28:36,755 --> 00:28:40,958
‫شنیدی میگن هر روز ۲۴ ساعته؟

541
00:28:42,059 --> 00:28:43,527
‫اشتباهه

542
00:28:44,061 --> 00:28:48,999
‫طولِ روز نجومی ۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه بوده

543
00:28:56,640 --> 00:28:58,442
‫بعلاوه‌ی چند ثانیه پس و پیش

544
00:28:58,642 --> 00:28:59,811
‫«بوده»؟

545
00:28:59,910 --> 00:29:02,980
‫طبقِ محاسباتِ من،
‫که مطمئن باش می‌تونم

546
00:29:03,080 --> 00:29:05,315
‫صحت‌شون رو اثبات ‌کنم، ریاضیم خوبه،

547
00:29:06,016 --> 00:29:10,988
‫الان یه روز ۲۴ ساعت و دو دقیقه‌ست

548
00:29:11,321 --> 00:29:12,656
‫می‌دونی این یعنی چی؟

549
00:29:12,757 --> 00:29:15,492
‫یعنی می‌خوای بگی زمین داره آروم‌تر می‌چرخه؟

550
00:29:15,592 --> 00:29:16,994
‫دقیقاً

551
00:29:18,028 --> 00:29:20,197
‫خیلی‌ها فکر می‌کنن این فجایع

552
00:29:20,297 --> 00:29:22,332
‫به خاطر آسیبیه که به محیط زیست زدیم

553
00:29:22,433 --> 00:29:24,301
‫این‌جوری نیست

554
00:29:24,401 --> 00:29:27,404
‫من خودم قبول دارم که ما با مادرمون
‫(مادر طبیعت)

555
00:29:27,504 --> 00:29:30,809
‫آره، واقعاً مادرِ همه‌مونه،
‫بدرفتاری کردیم

556
00:29:31,341 --> 00:29:34,111
‫اگه نگیم بهش تجاوز کردیم،
‫بدون شک آزارش دادیم

557
00:29:34,746 --> 00:29:37,281
‫ولی ما در برابرِ...

558
00:29:37,381 --> 00:29:40,685
‫نظم و ترتیبِ هستی، ناچیز و بی‌اهمیت‌ایم

559
00:29:41,920 --> 00:29:42,953
‫نه

560
00:29:43,253 --> 00:29:44,421
‫هر اتفاقی که داره میفته،

561
00:29:44,722 --> 00:29:48,192
‫ابعادش خیلی بزرگ‌تر از
‫نابودی محیط زیسته

562
00:29:48,860 --> 00:29:50,294
‫ریاضیات هم همین رو نشون میده

563
00:29:51,428 --> 00:29:54,298
‫و ریاضی قابلیت‌های زیادی داره

564
00:29:54,598 --> 00:29:56,701
‫در واقع ‫ریاضی می‌تونه هنر باشه

565
00:29:58,068 --> 00:29:59,403
‫ولی نمی‌تونه بهت دروغ بگه

566
00:30:02,162 --> 00:30:05,138
‫« هاروست ایکرز »

567
00:30:05,844 --> 00:30:07,478
‫می‌دونی چیه؟

568
00:30:07,578 --> 00:30:09,413
‫گمونم بهتره من همین‌جا بشینم

569
00:30:10,214 --> 00:30:12,416
‫و از تماشای غروب لذت ببرم

570
00:30:12,784 --> 00:30:15,986
‫تا دردِ آرتریتم هم

571
00:30:16,086 --> 00:30:17,722
‫یکم آروم شه

572
00:30:17,956 --> 00:30:19,223
‫تو هم می‌خوای کنارم بشینی؟

573
00:30:24,161 --> 00:30:25,429
‫ترجیح میدم برم

574
00:30:26,597 --> 00:30:29,566
‫همسر سابقت منتظره. متوجه‌م

575
00:30:29,666 --> 00:30:33,370
‫خب از گفتگو با شما خوشحال شدم، آقای اندرسون

576
00:31:15,479 --> 00:31:16,513
‫سلام

577
00:31:17,414 --> 00:31:18,615
‫سلام

578
00:31:19,082 --> 00:31:21,819
‫نترس، دارم میرم دیدنِ همسر سابقم

579
00:31:21,920 --> 00:31:23,520
‫فلیشیا اندرسون

580
00:31:24,154 --> 00:31:26,523
‫گمونم الان دوباره از فامیلی گوردون
‫استفاده می‌کنه

581
00:31:26,925 --> 00:31:29,159
‫توی خیابون فرن زندگی می‌کنه، پلاک ۱۹

582
00:31:29,961 --> 00:31:32,195
‫آره، خانم گوردون رو می‌شناسم

583
00:31:33,932 --> 00:31:35,232
‫این موقع شب بیرون چیکار می‌کنی؟

584
00:31:36,701 --> 00:31:38,335
‫می‌خواستم اسکیت‌سواری کنم

585
00:31:40,838 --> 00:31:42,306
‫منم قبلاً عاشقِ اسکیت‌سواری بودم

586
00:31:43,507 --> 00:31:45,175
‫پس بهتره بری اسکیت‌سواری

587
00:31:47,979 --> 00:31:49,079
‫شاید برم

588
00:31:49,179 --> 00:31:51,548
‫اگه خانم گوردون همسر سابقت بوده،
‫چرا هنوزم باهاش در ارتباطی؟

589
00:31:53,718 --> 00:31:55,118
‫چون هنوزم دوستش دارم

590
00:31:55,687 --> 00:31:57,120
‫با هم دعوا می‌کنین؟

591
00:31:58,088 --> 00:31:59,423
‫قبلاً آره

592
00:32:01,059 --> 00:32:02,794
‫الان که جدا شدیم،
‫بهتر باهم کنار میاییم

593
00:32:02,894 --> 00:32:06,096
‫خانم گوردون یه وقتایی بهمون
‫کوکی زنجبیلی میده

594
00:32:06,831 --> 00:32:09,067
‫با اینکه بیسکوییت اورئو
‫بیشتر دوست دارم ولی...

595
00:32:09,166 --> 00:32:11,803
‫کوکی همین‌جوری خُرد میشه؟
‫(آدم همیشه به خواسته‌هاش نمی‌رسه)

596
00:32:11,903 --> 00:32:13,170
‫کوکی زنجبیلی که خرد نمیشه

597
00:32:13,270 --> 00:32:14,571
‫مگه اینگه گازشون بزنی...

598
00:32:25,182 --> 00:32:26,751
‫گمونم دیگه بهتره برگردی خونه

599
00:32:29,486 --> 00:32:32,589
‫توی این تاریکی نمیشه اسکیت‌سواری کرد

600
00:32:33,958 --> 00:32:37,427
‫همه‌چی درست میشه؟

601
00:32:39,964 --> 00:32:41,331
‫حتماً

602
00:33:16,134 --> 00:33:17,668
‫برو خونه

603
00:33:18,502 --> 00:33:20,905
‫برو خونه پیش مامان و بابات

604
00:33:23,141 --> 00:33:24,676
‫عجله کن

605
00:34:04,281 --> 00:34:07,118
‫وای خدا رو شکر. خدایا شکرت!

606
00:34:07,685 --> 00:34:09,653
‫- خدا رو شکر!
‫- یهویی...

607
00:34:13,157 --> 00:34:16,094
‫یهویی سروکله‌شون پیدا شد

608
00:34:16,194 --> 00:34:17,695
‫می‌دونم، می‌دونم. منم دیدم

609
00:34:18,963 --> 00:34:20,363
‫فقط این قسمت این‌جوریه؟

610
00:34:20,998 --> 00:34:22,499
‫گمونم همه‌جا این‌جوریه

611
00:34:24,969 --> 00:34:27,504
‫گمونم تقریباً...

612
00:34:32,076 --> 00:34:33,243
‫آره

613
00:34:34,178 --> 00:34:35,680
‫آره، گمونم تقریباً...

614
00:36:17,014 --> 00:36:19,717
‫تا حالا ستاره‌ها رو این‌قدر پرنور
‫ندیده بودم

615
00:36:25,223 --> 00:36:26,958
‫نگاهش کن

616
00:36:29,260 --> 00:36:32,063
‫صورت فلکی عقابه

617
00:36:32,163 --> 00:36:33,463
‫اوهوم

618
00:36:34,232 --> 00:36:35,498
‫اونجا هم...

619
00:36:36,100 --> 00:36:39,036
‫صورت فلکی قوئه

620
00:36:46,509 --> 00:36:47,879
‫می‌بینیش؟

621
00:37:01,625 --> 00:37:03,060
‫اون یکی هم...

622
00:37:07,365 --> 00:37:08,632
‫دیدی چی شد؟

623
00:37:09,867 --> 00:37:10,902
‫آره

624
00:37:16,473 --> 00:37:18,109
‫اونم از مریخ

625
00:37:33,523 --> 00:37:34,959
‫من می‌ترسم

626
00:37:38,495 --> 00:37:39,964
‫منم همین‌طور

627
00:37:40,398 --> 00:37:41,899
‫اشکالی نداره، عزیزم

628
00:37:44,235 --> 00:37:45,202
‫تو برو

629
00:37:48,039 --> 00:37:49,674
‫تو اول برو، باشه؟

630
00:37:55,880 --> 00:37:58,749
‫فقط ۳۹ سال

631
00:38:05,356 --> 00:38:07,224
‫ ۳۹ سالِ معرکه!

632
00:38:15,399 --> 00:38:16,934
‫متشکریم چاک

633
00:38:43,380 --> 00:38:44,627
‫دوستت دا...

634
00:38:58,493 --> 00:39:05,401
‫« پرده‌ی دوم »
‫« زنده‌باد هنرمندان خیابانی »

635
00:39:08,651 --> 00:39:10,688
‫تیلور فرنک با کمکِ دوستش مک

636
00:39:10,788 --> 00:39:12,456
‫که یه ونِ قدیمی داره،

637
00:39:12,555 --> 00:39:15,192
‫درام ستش رو توی جای موردعلاقه‌ش

638
00:39:15,292 --> 00:39:16,494
‫یعنی مسیرپیاده‌روی خیابون هشتم

639
00:39:16,593 --> 00:39:19,263
‫قرار میده

640
00:39:22,166 --> 00:39:24,001
‫پنج‌شنبه بعد از ظهره

641
00:39:24,101 --> 00:39:26,937
‫هوا بی‌نظیره

642
00:39:27,038 --> 00:39:28,839
‫و خیابون‌ها غرق آدم‌هاییه که

643
00:39:28,939 --> 00:39:30,941
‫بی‌صبرانه چشم‌به‌راهِ آخرهفته‌ان

644
00:39:31,042 --> 00:39:33,878
‫که انتظارش همیشه لذت‌بخش‌تر از
‫خودِ آخرهفته‌ست!

645
00:39:33,978 --> 00:39:36,280
‫- همه‌چی مرتبه تیلور؟
‫- آره، مرسی

646
00:39:36,579 --> 00:39:38,783
‫تشکر نمی‌خواد، ده درصد درآمدت
‫برام کفایت می‌کنه

647
00:39:39,616 --> 00:39:41,986
‫تیلور و مک

648
00:39:42,086 --> 00:39:42,953
‫به صورت پاره‌وقت

649
00:39:43,054 --> 00:39:45,723
‫توی فروشگاه موسیقی دکتر
‫رکوردز در خیابان کَسِل کار می‌کنن

650
00:39:46,223 --> 00:39:47,825
‫ولی اگه روزِ خوبی باشه...

651
00:39:47,925 --> 00:39:50,294
‫تیلور با نوازندگی خیابونی
‫تقریباً همونقدر پول رو در میاره

652
00:39:50,318 --> 00:39:51,729
‫« کلاه جادویی »

653
00:39:52,163 --> 00:39:55,433
‫نوازندگی توی خیابون اون
‫آینده‌ای نیست که پدر و مادرش

654
00:39:55,533 --> 00:39:57,735
‫موقع ثبت‌نامش تو جولیارد
‫براش تصور کرده بودن

655
00:39:57,835 --> 00:40:00,670
‫و هنوز هم خبر نداشتن که
‫انصراف داده

656
00:40:01,272 --> 00:40:04,675
‫توی جولیارد تأکید داشتن که آگاهانه عمل کنی

657
00:40:04,775 --> 00:40:07,711
‫ولی از دیدِ تیلور،

658
00:40:07,812 --> 00:40:12,316
‫ضرب‌آهنگ رفیقته و فکر کردن دشمنت

659
00:40:17,654 --> 00:40:21,492
‫اولش با یه ریتم ملایم
‫گرم می‌کنه

660
00:40:21,591 --> 00:40:23,828
‫تمپوی آروم، بدون کاوبل

661
00:40:24,261 --> 00:40:27,465
‫بیخیالِ اینکه کلاهِ جادویی خالی مونده

662
00:40:27,565 --> 00:40:29,567
‫به جز اون دوتا اسکناس مچاله‌ی خودش

663
00:40:29,666 --> 00:40:31,769
‫و سکه‌ی ۲۵ سنتی‌ای که مردِ اسکیت‌سوار

664
00:40:31,869 --> 00:40:33,571
‫با تحقیر براش انداخته بود

665
00:40:35,206 --> 00:40:38,742
‫هنوز وقت هست. همیشه یه راهی هست

666
00:40:39,110 --> 00:40:42,213
‫پیدا کردن راه، خودش نصفِ ماجراست

667
00:40:42,513 --> 00:40:44,448
‫شاید حتی بیشتر از نصف

668
00:40:46,183 --> 00:40:48,986
‫جنیس هالیدی بعد از شیفتِ هفت ساعته‌ش

669
00:40:49,086 --> 00:40:52,089
‫توی کتابفروشی پیپر اند پیج،
‫به خونه برمی‌گرده

670
00:40:52,189 --> 00:40:54,558
‫و شاید تا خودِ اقیانوس قدم بزنه

671
00:40:55,259 --> 00:40:58,996
‫دوست‌پسرش بعد از ۱۶ ماه رابطه
‫باهاش به‌هم زد

672
00:40:59,096 --> 00:41:01,465
‫و این کار رو هم به روش امروزی کرد
‫« ما به دردِ هم نمی‌خوریم. دوستی‌مون سرجاشه، باشه؟ »

673
00:41:01,565 --> 00:41:02,632
‫مادرسگ!

674
00:41:02,733 --> 00:41:04,502
‫اصلاً انتظارش رو نداشت

675
00:41:04,602 --> 00:41:07,171
‫انگار وقتی می‌خواسته از در بره تو

676
00:41:07,271 --> 00:41:09,639
‫یهو یه نفر در رو محکم کوبونده بود تو صورتش

677
00:41:09,974 --> 00:41:11,542
‫- کلاً...
‫- کسشعرِ محض!

678
00:41:11,641 --> 00:41:12,977
‫...کسشعرِ محض بود

679
00:41:13,077 --> 00:41:14,845
‫عاشقش نبود

680
00:41:14,945 --> 00:41:17,414
‫هیچوقت این توهم رو نداشت که عاشقشه

681
00:41:17,515 --> 00:41:18,883
‫- ولی با این حال...
‫- حس افتضاحیه

682
00:41:18,983 --> 00:41:22,019
‫براش یه شوکِ وحشتناک بود

683
00:41:22,620 --> 00:41:24,855
‫به خودش میگه وقتی برسه خونه

684
00:41:24,955 --> 00:41:26,790
‫شراب می‌خوره و گریه می‌کنه

685
00:41:27,424 --> 00:41:30,394
‫شایدم یکی از پلی‌لیست‌های
‫قدیمی جازش رو بذاره

686
00:41:30,494 --> 00:41:32,563
‫و مست توی اتاقش برقصه

687
00:41:32,963 --> 00:41:35,566
‫توی دبیرستان عاشق رقصیدن بود

688
00:41:35,833 --> 00:41:38,736
‫شاید بتونه دوباره ذره‌ای از اون شادیِ قدیم رو
‫پیدا کنه

689
00:41:38,836 --> 00:41:41,005
- ‫آخه تو سگِ کی باشی؟!
- جانـم؟!

690
00:41:41,105 --> 00:41:43,774
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید، با شما نبودم

691
00:41:44,408 --> 00:41:45,910
‫تف توش!

692
00:41:46,010 --> 00:41:48,746
‫لاته با شیر جو دو سر برای چاک

693
00:41:49,513 --> 00:41:51,081
‫چارلز کرانتز

694
00:41:51,782 --> 00:41:53,083
‫یا همون چاک بین دوست‌هاش

695
00:41:53,184 --> 00:41:56,153
‫لباس رسمی یه حسابدار رو به تن داره

696
00:41:56,253 --> 00:41:59,623
‫کت و شلوار طوسی، پیراهن و کراوات آبی

697
00:41:59,890 --> 00:42:04,295
‫کفش‌های ساموئل ویندزرش
‫گرون نیستن ولی مقاوم و بادوامن

698
00:42:04,929 --> 00:42:07,198
‫برای یه کنفرانس هفت‌روزه

699
00:42:07,298 --> 00:42:10,834
‫به اسم «بانکداری در قرن بیست‌ویکم»
‫اینجاست

700
00:42:11,101 --> 00:42:14,872
‫بانک میدوست تراست
‫اون رو به اینجا فرستاده

701
00:42:14,972 --> 00:42:16,507
‫و تمام مخارج رو بانک پرداخته

702
00:42:16,840 --> 00:42:20,711
‫چاک از سخنرانی‌ها و پنل‌های کنفرانس
‫راضی بود

703
00:42:20,811 --> 00:42:22,112
‫توی یکی از پنل‌ها حضور داشت

704
00:42:22,213 --> 00:42:24,215
‫و قرار بود فردا ظهر قبل از پایان کنفرانس

705
00:42:24,315 --> 00:42:27,151
‫توی یه پنل دیگه هم باشه

706
00:42:27,251 --> 00:42:30,321
‫با این حال تمایلی نداره وقت آزادش رو

707
00:42:30,421 --> 00:42:33,457
‫توی جمعِ هفتادتا حسابدارِ دیگه بگذرونه

708
00:42:33,791 --> 00:42:35,259
‫باهاشون هم‌زبونه

709
00:42:35,359 --> 00:42:38,395
‫ولی دوست داره فکر کنه
‫می‌تونه با بقیه آدما هم ارتباط بگیره

710
00:42:39,296 --> 00:42:40,731
‫یا حداقل یه زمانی این‌جوری بود

711
00:42:40,831 --> 00:42:43,867
‫هرچند که الان این تواناییش رو
تا حدی از دست داده

712
00:42:44,902 --> 00:42:47,972
‫حالا کفش‌های ساموئل ویندزور آکسفوردش

713
00:42:48,072 --> 00:42:50,709
‫داره اون رو برای قدم‌زدن عصرگاهی می‌بره

714
00:42:51,008 --> 00:42:52,810
‫زندگی‌ای که داره،

715
00:42:52,910 --> 00:42:54,912
خیلی محدودتر از رؤیا‌هاییه که
یه زمانی داشت

716
00:42:55,012 --> 00:42:56,814
‫ولی دیگه باهاش کنار اومده

717
00:42:57,281 --> 00:42:59,250
‫فهمیده که این محدودیت

718
00:42:59,350 --> 00:43:01,919
‫بخشی از روندِ طبیعیِ زندگیه

719
00:43:02,786 --> 00:43:04,355
‫زنی به اسم جینی داره

720
00:43:04,455 --> 00:43:07,224
‫که با دقت و وسواسِ زیاد
‫بهش وفادار مونده

721
00:43:07,324 --> 00:43:09,760
‫و یه پسر باهوش و خوش‌اخلاق هم داره که

722
00:43:09,860 --> 00:43:10,894
‫توی مقطع دوره متوسطه‌ی اوله

723
00:43:11,362 --> 00:43:14,565
‫در ضمن فقط ۹ ماهِ دیگه زنده‌ست

724
00:43:14,665 --> 00:43:16,567
‫البته خودش هنوز خبر نداره

725
00:43:21,405 --> 00:43:24,775
‫تیلور ده دقیقه‌ست که درام می‌زنه

726
00:43:24,875 --> 00:43:27,144
‫ولی هنوز چیزی نصیبش نشده

727
00:43:29,913 --> 00:43:32,283
‫یه مردِ کت‌وشلواری رو می‌بینه

728
00:43:32,383 --> 00:43:33,752
‫که به سمتش میاد

729
00:43:33,851 --> 00:43:36,220
‫و یه چیزی توی وجودِ اون مرد هست
‫که خدا می‌دونه چیه

730
00:43:36,320 --> 00:43:39,957
‫ولی باعث میشه تیلور بخواد
‫ورودش رو اعلام کنه

731
00:43:41,392 --> 00:43:43,994
‫با ضرب‌آهنگ رگی شروع می‌کنه
‫و بعد...

732
00:43:44,094 --> 00:43:45,896
‫سراغ یه چیز نرم‌تر و اغواکننده‌تر میره

733
00:43:46,196 --> 00:43:50,167
‫و تیلور برای اولین‌بار در طول
‫امروز، جرقه‌ای درونش حس می‌کنه

734
00:43:50,267 --> 00:43:53,504
‫و کاوبل رو روی ضربِ اولیه‌ی هر میزان می‌کوبه

735
00:43:54,371 --> 00:43:55,707
‫خیلی جالبه

736
00:43:56,073 --> 00:43:58,542
‫ریتم کار خودش رو کرده

737
00:43:58,642 --> 00:44:02,346
‫و مثل مسیریه که دلت می‌خواد دنبالش کنی

738
00:44:02,646 --> 00:44:06,650
‫می‌تونست ضرب‌آهنگ رو تندتر کنه
‫و تام درام رو اضافه کنه

739
00:44:06,751 --> 00:44:08,919
‫ولی به مرد کلت‌وشلورای نگاه می‌کنه

740
00:44:09,019 --> 00:44:11,455
‫و حس می‌کنه بهش نمی‌خوره

741
00:44:12,122 --> 00:44:15,993
‫با خودش میگه اون مرد
‫بی‌توجه از کنارش رد میشه

742
00:44:16,093 --> 00:44:18,697
‫و میره سمتِ هتلش

743
00:44:18,797 --> 00:44:19,963
‫و وقتی بره

744
00:44:20,064 --> 00:44:22,433
‫تیلور هم یه چیزِ دیگه می‌زنه

745
00:44:24,868 --> 00:44:27,971
‫ولی به جای اینکه بی‌تفاوت رد بشه...

746
00:46:08,807 --> 00:46:10,307
‫ایول!

747
00:46:45,944 --> 00:46:47,077
‫بیا

748
00:46:48,579 --> 00:46:49,613
‫بیا وسط خواهر کوچولو

749
00:46:50,682 --> 00:46:51,716
‫بیا برقصیم

750
00:46:51,816 --> 00:46:53,450
‫برقص

751
00:46:56,688 --> 00:46:58,322
‫آره!

752
00:46:58,422 --> 00:47:00,725
‫من راهنماییت می‌کنم.
‫هواتو دارم

753
00:47:55,479 --> 00:47:59,082
‫چیزی نیست. به خاطر عینکمه.
‫به خاطر عینکمه

754
00:49:39,917 --> 00:49:41,184
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

755
00:49:41,886 --> 00:49:42,887
‫نمی‌دونم

756
00:49:59,603 --> 00:50:01,438
‫برای امروز کافیه رفقا

757
00:50:01,973 --> 00:50:03,240
‫برای امروز کافیه

758
00:50:03,708 --> 00:50:05,943
‫برای امروز کافیه.
‫باید تا خراب نکردیم، بِکِشیم کنار

759
00:50:09,446 --> 00:50:11,248
‫کمکی از دستم برمیاد؟

760
00:50:11,348 --> 00:50:12,684
‫بیا، میشه این رو بگیری؟

761
00:50:12,784 --> 00:50:14,418
‫- آره
‫- این ماسماسکه رو بچرخون

762
00:50:14,518 --> 00:50:15,920
‫ولی مراقب انگشت‌هات باش

763
00:50:16,020 --> 00:50:18,288
‫وگرنه انگشت‌هات رو داغون می‌کنه،
‫گرفتی چی میگم؟

764
00:50:18,388 --> 00:50:20,424
‫آره، آره

765
00:50:20,524 --> 00:50:22,794
‫الان دقیقاً چی شد؟

766
00:50:22,894 --> 00:50:24,561
‫فوق‌العاده بود

767
00:50:24,661 --> 00:50:26,164
‫کلاً رقصنده‌ای؟

768
00:50:26,263 --> 00:50:27,631
‫نه، نه بابا

769
00:50:27,732 --> 00:50:29,666
‫- نه، رقصنده نیستم جناب
‫- پس کارت چیه؟

770
00:50:29,767 --> 00:50:31,468
‫وای نه... فکر کنم... نشکوندمش که، نه؟

771
00:50:31,568 --> 00:50:33,470
‫گمونم شکوندش. فکر کنم شکوندش

772
00:50:35,238 --> 00:50:36,406
‫بیا بریم سمتِ دریاچه

773
00:50:36,506 --> 00:50:38,776
‫اونورا عمراً جای پارک پیدا نمیشه

774
00:50:39,643 --> 00:50:40,712
‫امروز میشه

775
00:50:42,013 --> 00:50:42,980
‫امروز...

776
00:50:44,648 --> 00:50:45,750
‫یه روزِ جادوییه

777
00:50:50,587 --> 00:50:52,389
‫رقصیدن رو از کجا یاد گرفتی؟

778
00:51:00,164 --> 00:51:02,299
‫نه، نه، نه، پولِ خودته

779
00:51:02,399 --> 00:51:03,500
‫نه، بین سه‌تامون تقسیم میشه

780
00:51:03,600 --> 00:51:05,069
‫اگه تا آخر شب هم درام می‌زدم

781
00:51:05,169 --> 00:51:06,470
‫نصف اینم در نمیومد

782
00:51:17,581 --> 00:51:18,750
‫روبراهی؟

783
00:51:20,818 --> 00:51:21,886
‫آره

784
00:51:23,721 --> 00:51:25,823
‫آره. یه سردرد ساده‌ست

785
00:51:28,092 --> 00:51:30,660
‫حرفشم نزن. بیخیال.
‫من نیاز ندارم، مالِ خودت

786
00:51:30,762 --> 00:51:32,562
‫بگیر دیگه رفیق،
‫براش زحمت کشیدی

787
00:51:33,263 --> 00:51:34,531
‫برو باهاش شام بخور

788
00:51:34,631 --> 00:51:37,267
‫یا بده به نیازمند.
‫ولی پولِ خودته

789
00:51:42,572 --> 00:51:43,908
‫با همین کار می‌تونین
‫خرجتون رو در بیارین‌ها

790
00:51:44,008 --> 00:51:45,676
‫بعید می‌دونم

791
00:51:45,777 --> 00:51:48,378
‫به نظرم واقعاً با همین اجراهای خیابونی
‫می‌تونیم معروف و پولدار بشیم

792
00:51:52,649 --> 00:51:55,418
‫چی شد جلوی بساط من وایسادی؟

793
00:51:58,122 --> 00:51:59,523
‫چرا یهو شروع کردی به رقصیدن؟

794
00:52:01,793 --> 00:52:04,528
‫می‌تونست بگه اون لحظه به فکرِ

795
00:52:04,628 --> 00:52:08,398
‫گروه موسیقی درب‌وداغونِ قدیمیش،
‫«دِ رتروز» بوده

796
00:52:08,498 --> 00:52:11,068
‫و اینکه چقدر دوست داشته موقع
‫پخش بخش‌های بی‌کلام

797
00:52:11,169 --> 00:52:12,870
‫روی صحنه برقصه

798
00:52:14,404 --> 00:52:15,639
‫ولی دلیلش این نبود

799
00:52:19,509 --> 00:52:20,845
‫دلیلش رو نمی‌دونم

800
00:52:24,447 --> 00:52:25,716
‫تیلور، باید راه بیفتیم

801
00:52:25,817 --> 00:52:27,185
‫وگرنه باید دستمزدت رو

802
00:52:27,285 --> 00:52:28,451
‫بدی واسه جریمه‌ی ماشینم!

803
00:52:29,821 --> 00:52:32,824
‫خب یعنی هیچکدوم‌تون نمی‌خواین
‫شغل‌تون رو عوض کنین؟

804
00:52:32,924 --> 00:52:34,792
‫تغییر شغل؟ والا چی بگم...

805
00:52:34,892 --> 00:52:36,359
‫حسابی معروف میشیم‌ها!

806
00:52:38,395 --> 00:52:39,997
‫قبل رفتن باید بیایین بغلم

807
00:52:41,065 --> 00:52:43,067
‫- بغلِ دسته‌جمعی
‫- باشه

808
00:52:43,167 --> 00:52:44,367
‫- بغلِ دسته‌جمعی
‫- خیلی‌خب

809
00:52:44,467 --> 00:52:45,770
‫برو

810
00:52:45,870 --> 00:52:47,504
‫بیایین دیگه!

811
00:52:54,011 --> 00:52:55,378
‫زنده‌باد هنرمندان خیابونی

812
00:52:55,780 --> 00:52:57,248
‫آره. زنده‌باد هنرمندان خیابونی

813
00:52:57,347 --> 00:52:59,817
‫زودتر بریم تا جریمه نشدیم

814
00:53:06,023 --> 00:53:07,457
‫خیلی متأسفم

815
00:53:08,159 --> 00:53:09,293
‫حس افتضاحیه

816
00:53:11,829 --> 00:53:13,496
‫منو بگو که فکر می‌کردم پسر خوبیه

817
00:53:13,798 --> 00:53:16,399
‫معشوقه‌ی خوبی بود
‫و کلی باهم خوش گذروندیم

818
00:53:17,601 --> 00:53:19,502
‫اگه یه ویدئو از رقصیدن‌مون پیدا کنم،

819
00:53:19,603 --> 00:53:22,306
‫که حتماً دنبالش می‌گردم،
‫چون شرط می‌بندم همه‌جا پخش شده،

820
00:53:22,405 --> 00:53:24,474
‫ویدئو رو همراه با
‫یه پیام براش می‌فرستم

821
00:53:24,574 --> 00:53:28,012
‫یه همچین پیامی:
‫«این چیزیه که از کفت پریده»

822
00:53:36,519 --> 00:53:37,955
‫چیزیت نمیشه

823
00:53:39,924 --> 00:53:42,059
‫شاید خیلی نشناسمت،
‫ولی از این بابت مطمئنم

824
00:53:45,428 --> 00:53:47,397
‫آینده‌ی روشنی در انتظارته

825
00:53:47,497 --> 00:53:49,867
‫و مشخصه که قراره
‫صاف به سمتش حرکت کنی

826
00:53:53,137 --> 00:53:54,171
‫ولی خب، آره

827
00:53:56,406 --> 00:53:58,843
‫حس افتضاحیه.
‫حرف دیگه‌ای نمی‌مونه

828
00:54:01,611 --> 00:54:02,747
‫همه‌چی به باد میره

829
00:54:02,847 --> 00:54:04,815
‫و تنها چیزی که می‌تونیم بگیم
‫اینه که حس افتضاحیه

830
00:54:04,916 --> 00:54:06,684
‫آره

831
00:54:07,885 --> 00:54:09,687
‫شاید خودمون هم داریم از دست می‌ریم

832
00:54:12,056 --> 00:54:13,456
‫شاید

833
00:54:15,625 --> 00:54:16,761
‫من مسیرم این سمتیه

834
00:54:19,529 --> 00:54:21,564
‫من باید اون سمتی برم

835
00:54:27,305 --> 00:54:28,638
‫مرسی بابت رقص

836
00:55:23,928 --> 00:55:25,463
‫چاک در حالی که داشت از محلی که...

837
00:55:25,562 --> 00:55:27,365
‫تیلور درام‌ستش رو گذاشته بود رد می‌شد،

838
00:55:27,465 --> 00:55:29,700
‫اون دو سؤالِ تیلور
‫دوباره براش زنده شد

839
00:55:32,336 --> 00:55:34,637
‫چرا وایساد تا بهش گوش بده؟

840
00:55:36,107 --> 00:55:39,143
‫و چرا شروع به رقصیدن کرد؟

841
00:55:42,146 --> 00:55:43,681
‫خودش هم نمی‌دونه

842
00:55:45,116 --> 00:55:48,019
‫ولی اگر هم می‌دونست،
‫این حس خوبش بهتر میشد؟

843
00:55:51,088 --> 00:55:54,425
‫بعدها توانایی راه رفتن رو از دست میده،

844
00:55:54,859 --> 00:55:59,063
‫رقصیدن با خواهر کوچیکه‌ش توی
‫پیاده‌روی کنار ساحل به جای خود!

845
00:55:59,730 --> 00:56:02,900
‫بعدها توانایی جویدن غذا رو از دست میده

846
00:56:04,001 --> 00:56:06,837
‫بعدش هم اسم همسرش رو فراموش می‌کنه

847
00:56:08,039 --> 00:56:11,475
‫بعدش حتی مرز بین بیداری و خواب رو

848
00:56:11,574 --> 00:56:13,744
‫نمی‌تونه تشخیص بده

849
00:56:14,045 --> 00:56:17,481
‫و متحمل دردی چنان شدید میشه که

850
00:56:17,782 --> 00:56:20,650
‫آفرینش جهان توسط خداوند رو
‫زیر سؤال می‌بره

851
00:56:23,054 --> 00:56:25,923
‫اما چیزی که گهگاهی به یاد میاره،

852
00:56:26,023 --> 00:56:29,894
‫لحظه‌ایه که وایساد
‫و کیفش رو زمین گذاشت

853
00:56:29,994 --> 00:56:33,798
‫و شروع کرد به رقصیدن
‫روی ضرب‌آهنگ درام

854
00:56:34,664 --> 00:56:36,267
‫و با خودش فکر می‌کنه که

855
00:56:36,367 --> 00:56:38,969
‫حتماً همین دلیل آفرینش جهان توسط خداست

856
00:56:41,005 --> 00:56:42,106
‫فقط همین

857
00:56:57,478 --> 00:57:04,478
‫« پرده‌ی اول »
‫« من در خود کثرت‌ها جای داده‌ام »

858
00:57:05,963 --> 00:57:07,531
‫چاک چشم‌انتظار

859
00:57:07,630 --> 00:57:09,433
‫خواهر کوچولوش بود

860
00:57:09,867 --> 00:57:11,802
‫همچنین امیدوار بود که

861
00:57:11,902 --> 00:57:13,838
‫والدینی هم داشته باشه

862
00:57:13,938 --> 00:57:16,639
‫ولی هیچ کدوم از این خواسته‌ها
‫به لطف تکه یخی پنهان شده...

863
00:57:16,740 --> 00:57:20,511
‫روی پل هوایی آی-۹۵ به حقیقت نپیوست

864
00:57:23,646 --> 00:57:25,916
‫زمانی که این اتفاق افتاد
‫چاک سوار ماشین نبود

865
00:57:26,016 --> 00:57:28,786
‫چون والدینش به صرف شام
‫به یک قرار عاشقانه رفته بودن

866
00:57:28,886 --> 00:57:32,189
‫و اون پیش مادربزرگ و پدربزرگش بود

867
00:57:32,296 --> 00:57:36,000
‫که اون زمان اونا رو همچنان
‫«آقاجون» و «مامان‌جون» صدا می‌کرد

868
00:57:36,393 --> 00:57:37,962
‫چاک ۷ سال بیشتر نداشت

869
00:57:38,062 --> 00:57:39,662
‫آفرین، پسر

870
00:57:40,097 --> 00:57:44,768
‫یک سال و نیمِ تمام
‫اندوهی مطلق خونه رو فرا گرفته بود

871
00:57:45,970 --> 00:57:48,839
‫آلبی و سارا کرانتز
‫نه تنها پسر و عروس‌شون رو

872
00:57:48,939 --> 00:57:50,708
‫از دست داده بودن،

873
00:57:50,808 --> 00:57:52,076
‫چرا لب به غذا نمی‌زنین؟

874
00:57:52,176 --> 00:57:53,777
‫بلکه نوه‌ی دخترشون هم

875
00:57:53,878 --> 00:57:56,580
‫که قرار بود سه ماه دیگه
‫به‌دنیا بیاد هم از دست داده بودن

876
00:57:56,680 --> 00:57:58,249
‫چی شده؟

877
00:57:58,549 --> 00:58:00,951
‫اسمش هم حتی انتخاب کرده بودن

878
00:58:01,051 --> 00:58:03,287
‫- اسمش آلیساست
‫- ...آلیسا

879
00:58:03,387 --> 00:58:06,891
‫وقتی چاک گفت این اسم
‫اون رو یاد بارون میندازه،

880
00:58:06,991 --> 00:58:09,994
‫مادرش در آن واحد
‫هم خندید و هم گریه کرد

881
00:58:11,262 --> 00:58:13,210
‫چاک هرگز این لحظه رو فراموش نکرد

882
00:58:14,798 --> 00:58:16,767
‫آلبی غمش رو با پناه آوردن به

883
00:58:16,867 --> 00:58:19,703
‫دو تکیه‌گاه مطلق خودش،

884
00:58:19,803 --> 00:58:22,473
‫یعنی اعداد و الکل، هضم می‌کرد

885
00:58:23,107 --> 00:58:25,676
‫اما سارا از طرفی
‫توی لذت‌های همیشگی خودش

886
00:58:25,776 --> 00:58:27,678
‫هیچ شور و شوقی پیدا نمی‌کرد

887
00:58:28,045 --> 00:58:30,481
‫اون عاشق طعم‌های زندگی،

888
00:58:30,581 --> 00:58:32,883
‫موسیقی، هنر و غذا بود

889
00:58:32,983 --> 00:58:35,486
‫ولی حالا دنیا رو ساکت،

890
00:58:35,586 --> 00:58:38,322
‫خاکستری و بی‌مزه می‌دید

891
00:58:40,257 --> 00:58:42,459
‫با گذشت زمان،
‫بعضی از احساسات خوب

892
00:58:42,560 --> 00:58:44,828
‫به خونه برگشتن

893
00:58:44,929 --> 00:58:46,497
‫بعد از شبِ حادثه،

894
00:58:46,597 --> 00:58:48,232
‫وعده‌های غدایی بیرون‌برِ زیادی صرف شد

895
00:58:48,332 --> 00:58:50,201
‫اما وقتی که چاک
‫حول و حوش ۱۰ سالش بود،

896
00:58:50,301 --> 00:58:53,170
‫مامان‌بزرگش شروع کرد به آشپزی کردن

897
00:58:53,771 --> 00:58:57,012
‫اون دوست داشت حین آشپزی
‫به موسیقی راک اند رول گوش بده

898
00:58:57,575 --> 00:59:00,644
‫سبکی که به زعم چاک
‫دیگه از سن و سال اون گذشته بود

899
00:59:00,744 --> 00:59:02,913
‫اما مشخصاً ازش لذت می‌برد

900
00:59:22,572 --> 00:59:25,278
یالا، داداش کوچولو، بیا برقصیم

901
00:59:58,025 --> 00:59:59,025
‫« داستان وست ساید »

902
01:00:01,747 --> 01:00:02,747
‫« آواز در باران »

903
01:00:04,103 --> 01:00:05,103
‫« کاباره »

904
01:00:08,339 --> 01:00:09,619
‫« اینطور چیزها »

905
01:00:13,812 --> 01:00:14,812
‫« دختر مدل »

906
01:00:23,149 --> 01:00:24,836
‫تو هم می‌تونی این حرکت‌ها رو
‫یاد بگیری، بچه‌جون

907
01:00:25,362 --> 01:00:26,498
‫این چیزها تو خونته

908
01:00:27,097 --> 01:00:28,733
‫خودت از کجا یاد گرفتی؟

909
01:00:28,832 --> 01:00:30,501
‫دبیرستان

910
01:00:31,035 --> 01:00:32,536
‫توی دبیرستان چه شکلی بودی؟

911
01:00:34,238 --> 01:00:36,640
‫واسه خودم جیگری بودم

912
01:00:36,741 --> 01:00:38,710
‫ولی به آقاجونت نگی من اینو گفتم

913
01:00:39,043 --> 01:00:40,597
‫آقاجونت از اون کله‌خشک‌هاست

914
01:00:43,614 --> 01:00:45,316
‫چاک هم حرفی نزد

915
01:00:46,650 --> 01:00:48,720
‫خونه‌ی آقاجون و مامان‌جونش

916
01:00:48,819 --> 01:00:50,722
‫وجب به وجب
‫به خونه‌ی خودش تبدیل شد

917
01:00:50,828 --> 01:00:52,263
‫اما با یک استثنا

918
01:00:53,424 --> 01:00:55,225
‫گنبدکی که روی سقف بود

919
01:00:58,062 --> 01:01:01,565
‫چاک اجازه نداشت که به گنبدک بره

920
01:01:01,932 --> 01:01:04,101
‫این قانون پدربزرگش بود

921
01:01:04,201 --> 01:01:08,205
‫و روش تأکید مؤکد داشت

922
01:01:08,305 --> 01:01:11,508
‫آلبی توی مسائل دیگه آدم عبوسی نبود

923
01:01:11,608 --> 01:01:14,746
‫توی بیشتر موارد مرد مهربونی بود

924
01:01:15,012 --> 01:01:17,081
‫اما تو این مورد، سخت‌گیر بود

925
01:01:20,184 --> 01:01:22,486
‫البته که چاک بیشتر از یک بار

926
01:01:22,586 --> 01:01:24,047
‫در مورد گنبدک پرسید

927
01:01:24,154 --> 01:01:25,522
‫چی اون بالا بود؟

928
01:01:25,622 --> 01:01:28,125
‫از پنجره‌ی بالایی چی میشد دید؟

929
01:01:28,225 --> 01:01:32,162
‫و سؤال اصلی:
‫چرا اصلاً درش قفل بود؟

930
01:01:33,364 --> 01:01:35,566
‫- مامان‌بزرگ گفت...
‫- چون کفِش مطمئن نیست

931
01:01:35,666 --> 01:01:37,067
‫ممکنه بری پایین

932
01:01:37,167 --> 01:01:39,169
‫- آقاجون گفت...
‫- به خاطر کف پوسیده‌ش

933
01:01:39,269 --> 01:01:40,637
‫چیزی توی اتاق نیست

934
01:01:40,739 --> 01:01:43,006
‫و تنها چیزی که از پنجره‌ش میشه دید

935
01:01:43,107 --> 01:01:44,875
‫مرکز خریده

936
01:01:44,975 --> 01:01:47,712
‫اون همیشه همین حرف رو میزد

937
01:01:47,812 --> 01:01:50,180
‫تا این که یک شب
‫قبل از تولد ۱۱ سالگی چاک

938
01:01:50,280 --> 01:01:52,983
‫بالاخره بخشی از حقیقت رو گفت

939
01:01:53,083 --> 01:01:54,251
‫تقویم کیهانی

940
01:01:54,351 --> 01:01:56,920
کل تاریخ جهان را

941
01:01:57,020 --> 01:01:59,022
به‌صورت یک سال در نظر می‌گیرد

942
01:01:59,256 --> 01:02:01,760
‫اگر جهان در یکم ژانویه آغاز شده باشد،

943
01:02:02,092 --> 01:02:04,561
‫کهکشان راه شیری
‫تا ماه مِه شکل نگرفته‌ست

944
01:02:04,661 --> 01:02:07,699
‫مشروب خوردن
‫برای رازداری خوب نیست

945
01:02:07,799 --> 01:02:10,000
‫و بعد از مرگ همسر،

946
01:02:10,107 --> 01:02:15,560
‫عروس و نوه‌ی دخترش، آلیسا،
‫که اسمش شبیه به صدای بارون بود،

947
01:02:15,939 --> 01:02:18,308
‫آلبی کرانتز چپ و راست مشروب می‌خورد

948
01:02:18,409 --> 01:02:20,277
‫هر آنچه که انسان‌ها تا کنون انجام داده‌اند

949
01:02:20,377 --> 01:02:22,279
‫در آن نقطه‌ی روشن،

950
01:02:22,379 --> 01:02:25,215
‫در پایین سمت راست
‫تقویم کیهانی رخ داده است

951
01:02:25,315 --> 01:02:27,050
‫شرط می‌بندم که از گنبدک

952
01:02:27,151 --> 01:02:29,019
‫میشه خیلی بیشتر از

953
01:02:29,119 --> 01:02:30,421
‫فروشگاه وستفورد رو دید

954
01:02:31,723 --> 01:02:35,225
‫از اون بالا کل شهر باید معلوم باشه

955
01:02:35,325 --> 01:02:36,360
‫مگه نه؟

956
01:02:37,261 --> 01:02:39,764
‫اگه بالا می‌رفتی،

957
01:02:39,864 --> 01:02:42,775
‫ممکن بود چیزهایی ببینی که دلت نمی‌خواست

958
01:02:43,835 --> 01:02:45,566
‫واسه همین درش رو قفل کردم، چاکو

959
01:02:45,703 --> 01:02:49,072
‫هر ماه معادل یک میلیارد و
دویست و پنجاه ساله

960
01:02:49,306 --> 01:02:52,042
‫هر روز معادل ۴۰ میلیون ساله

961
01:02:52,142 --> 01:02:55,082
‫چاک می‌خواست از آقاجونش
‫بپرسه که منظورش چیه

962
01:02:55,279 --> 01:02:59,049
‫اما اون بخش بالغ وجودش،
‫نه به عنوان یک شخص،

963
01:02:59,149 --> 01:03:02,286
‫نه، نه توی ۱۰ سالگی،
‫بلکه بخشی که گهگاهی

964
01:03:02,386 --> 01:03:04,889
‫با اون صحبت می‌کرد،
‫بهش گفت که...

965
01:03:04,988 --> 01:03:07,057
‫- ساکت باشه
‫- در این مقیاس...

966
01:03:07,157 --> 01:03:09,993
‫ساکت باشه و صبر کنه

967
01:03:10,594 --> 01:03:14,031
‫اما تمام تاریخ بشریت
‫فضایی به اندازه‌ی...

968
01:03:14,056 --> 01:03:15,547
‫کف دستم رو اشغال می‌کنه

969
01:03:15,800 --> 01:03:19,503
‫ما تازه شروع به ترسیم مسیر طولانی

970
01:03:19,603 --> 01:03:21,205
‫و پر پیچ و خمی در رابطه با...

971
01:03:21,305 --> 01:03:23,607
‫می‌دونی معماری این خونه چیه؟

972
01:03:24,641 --> 01:03:26,009
‫ویکتوریایی

973
01:03:26,109 --> 01:03:27,311
‫دقیقاً

974
01:03:28,278 --> 01:03:30,147
‫ادای معماری‌های ویکتوریایی رو درنمیاره!

975
01:03:30,247 --> 01:03:33,584
‫توی سال ۱۸۸۵ ساخته شده

976
01:03:34,284 --> 01:03:37,254
‫از اون زمان به بعد
‫شیش هفت باری بازسازی شده

977
01:03:37,354 --> 01:03:41,258
‫ولی اون گنبدک از اولش همونجا بود

978
01:03:42,259 --> 01:03:44,829
‫من از سال ۷۱ اینجام

979
01:03:44,929 --> 01:03:47,364
‫و توی تمام این سال‌ها
‫حتی شیش هفت بار هم

980
01:03:47,464 --> 01:03:50,133
‫پامو توی اون گنبدک نذاشتم

981
01:03:50,234 --> 01:03:52,302
‫چون کفِش پوسیده؟

982
01:03:53,838 --> 01:03:56,089
‫چون پر از ارواحه

983
01:03:57,140 --> 01:04:00,577
‫نزدیک ۱۰:۳۰ شب ۳۱اُم دسامبر

984
01:04:00,979 --> 01:04:03,180
‫- «اسکروج» رو یادته؟
‫- آره

985
01:04:03,280 --> 01:04:04,782
‫همون فیلمی که باهم دیدیم

986
01:04:04,883 --> 01:04:05,950
‫آره، یادمه

987
01:04:06,049 --> 01:04:08,720
‫به نظرت داستانش در مورد ارواحه؟

988
01:04:09,988 --> 01:04:11,421
‫گمونم

989
01:04:11,522 --> 01:04:14,324
‫چون یادمه یکی می‌گفت در مورد ارواحه

990
01:04:16,895 --> 01:04:19,062
‫روح کریسمسِ آینده

991
01:04:19,797 --> 01:04:21,699
‫۱۱:۵۹:۲۰

992
01:04:22,065 --> 01:04:24,468
‫غروب آخرین روز...

993
01:04:24,568 --> 01:04:27,284
‫یک ماه بعدش نوبت
‫پسر خانواده‌ی جفریز بود

994
01:04:28,907 --> 01:04:30,574
‫هنری پیترسون

995
01:04:31,876 --> 01:04:33,310
‫مرگ اون بیشتر طول کشید

996
01:04:34,478 --> 01:04:38,482
‫چهار... یا شاید پنج سال بعد

997
01:04:38,582 --> 01:04:40,718
‫و تا اون موقع...

998
01:04:42,352 --> 01:04:45,289
‫دیگه یادم رفته بود چی اون بالا دیدم

999
01:04:47,658 --> 01:04:49,126
‫تقریباً

1000
01:04:51,796 --> 01:04:54,699
‫بعد از اون ماجرا گفتم
‫دیگه پامو تو اونجا نمی‌ذارم

1001
01:04:56,500 --> 01:05:00,370
‫ولی کاش به خاطر سارا هم شده بود
‫این کار رو نمی‌کردم

1002
01:05:03,407 --> 01:05:06,510
‫به خاطر مامان‌جونت، چاکی

1003
01:05:08,645 --> 01:05:10,414
‫مامان‌جون نازنینت

1004
01:05:12,549 --> 01:05:13,851
‫و اون قرصِ نون

1005
01:05:15,285 --> 01:05:17,722
‫تمام کسانی که اسم‌شون رو شنیدیم،

1006
01:05:18,856 --> 01:05:19,991
‫یک جایی این وسط...

1007
01:05:20,090 --> 01:05:22,321
‫انتظارشه که آدم رو پیر می‌کنه، چاکو

1008
01:05:24,094 --> 01:05:25,697
‫سختیش همینه

1009
01:05:25,797 --> 01:05:28,032
‫تمام اتفاقات کتاب‌های تاریخ

1010
01:05:28,131 --> 01:05:30,233
‫همین‌جا رخ داده

1011
01:05:30,768 --> 01:05:33,403
‫در کمتر از ۱۰ ثانیه‌ی تقویم کیهانی

1012
01:05:33,503 --> 01:05:35,073
‫هوف!

1013
01:05:35,172 --> 01:05:36,941
‫هوا داره سرد میشه

1014
01:05:37,240 --> 01:05:40,177
‫ویرا سلام رسوند.
‫بابت سوپ تشکر کرد

1015
01:05:41,612 --> 01:05:43,915
‫یه دل سیر برام غیبت کرد

1016
01:05:44,247 --> 01:05:45,950
‫البته...

1017
01:05:46,050 --> 01:05:47,359
‫واسه همین ویرا رو داریم، مگه نه؟

1018
01:05:47,384 --> 01:05:49,252
‫خب، حالا چه‌خبر بود؟

1019
01:05:49,353 --> 01:05:51,089
‫نمی‌دونم شنیدی یا نه،

1020
01:05:51,188 --> 01:05:54,524
‫ولی تریش میگه کارن و متی تراپی میرن

1021
01:05:54,625 --> 01:05:57,095
‫- دوباره
‫- آقاجون، هنری پیترسون کیه؟

1022
01:05:57,194 --> 01:05:58,863
‫...جهانی که ما رو ساخت،

1023
01:05:58,963 --> 01:06:02,633
‫یا می‌تونیم میراث ۱۵ میلیارد
‫ساله‌مون رو به هدر بدیم

1024
01:06:03,067 --> 01:06:04,936
‫یه بسته پنکیک هم بگیر

1025
01:06:05,036 --> 01:06:07,170
‫از اون جعبه زردها بگیر،
‫نارنجی‌ها رو نگیری

1026
01:06:07,270 --> 01:06:09,107
‫- همه رو یادته؟
‫- آره

1027
01:06:09,206 --> 01:06:11,676
‫- می‌خوای برات بنویسم؟
‫- یادم می‌مونه

1028
01:06:12,043 --> 01:06:13,210
‫نبینم پشت فرمون بشینی!

1029
01:06:13,310 --> 01:06:15,079
‫قدم بزن مستی الکل از سرت بپره

1030
01:06:15,178 --> 01:06:16,681
‫باشه بابا، باشه

1031
01:06:34,598 --> 01:06:36,366
‫آقاجونت میره خرید کنه و بیاد

1032
01:06:37,434 --> 01:06:39,103
‫نظرت چیه بعدش امشب

1033
01:06:39,202 --> 01:06:41,906
‫روی شومینه اِس‌مور درست کنیم؟

1034
01:06:43,306 --> 01:06:45,442
‫- باشه
‫- آره

1035
01:06:47,277 --> 01:06:49,513
‫آقاجون داشت در مورد
‫ارواحش بهت می‌گفت؟

1036
01:06:51,082 --> 01:06:52,726
‫همون‌هایی که توی گنبدک زندگی می‌کنن؟

1037
01:06:54,952 --> 01:06:56,253
‫آره

1038
01:06:56,788 --> 01:06:58,288
‫حالا واقعاً اونجا روح هست؟

1039
01:07:00,091 --> 01:07:01,291
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

1040
01:07:02,392 --> 01:07:04,829
‫من اگه جات بودم خیلی حرف‌های
‫آقاجون رو جدی نمی‌گرفتم

1041
01:07:05,129 --> 01:07:07,664
‫اون آدم خوبیه، ولی بعضی وقت‌ها...

1042
01:07:07,765 --> 01:07:11,903
‫خب، بعضاً زیادی مشروب می‌خوره

1043
01:07:12,003 --> 01:07:13,303
‫بعدش میره سراغ بحث‌های همیشگیش

1044
01:07:13,403 --> 01:07:14,772
‫مطمئنم که می‌دونی منظورم چیه

1045
01:07:14,872 --> 01:07:16,741
‫پسر خانواده‌ی جفریز کی بود؟

1046
01:07:21,545 --> 01:07:22,546
‫خب...

1047
01:07:23,346 --> 01:07:24,949
‫اتفاق تلخی براش افتاد، بچه‌جون

1048
01:07:26,616 --> 01:07:28,853
‫اون یه بلوک بالاتر زندگی می‌کرد

1049
01:07:28,953 --> 01:07:31,089
‫و وقتی که داشت وسط خیابون

1050
01:07:31,189 --> 01:07:33,223
‫دنبال توپ می‌رفت،
‫ماشین زیرش کرد

1051
01:07:34,291 --> 01:07:35,860
‫ماجرا واسه خیلی وقت پیش‌هاست

1052
01:07:38,562 --> 01:07:40,998
‫اگه هم آقاجونت میگه
‫از قبل لحظه‌ی تصادفش رو دیده،

1053
01:07:41,099 --> 01:07:42,561
‫حتماً اشتباه می‌کنه

1054
01:07:47,337 --> 01:07:49,339
‫اون فقط زیادی مشروب می‌خوره

1055
01:08:00,517 --> 01:08:04,354
‫اگه بخوای می‌تونم اونا رو
‫خودم واسه خانم استنلی ببرم

1056
01:08:05,288 --> 01:08:07,257
‫چه باملاحظه!

1057
01:08:07,357 --> 01:08:08,772
‫ویرا خیلی هم خوشحال میشه

1058
01:08:11,996 --> 01:08:13,363
‫مزه‌ی بهشت میده!

1059
01:08:13,463 --> 01:08:15,133
‫از هر انگشت مامان‌بزرگت یه هنر می‌باره

1060
01:08:15,233 --> 01:08:16,801
‫مرسی که تا اینجا آوردی‌شون

1061
01:08:16,901 --> 01:08:18,168
‫خودت خواستی بیاری؟

1062
01:08:18,301 --> 01:08:20,138
‫- راستش رو بگو
‫- آره

1063
01:08:20,238 --> 01:08:21,978
‫می‌تونم برات یه فنجون چای بیارم؟

1064
01:08:22,173 --> 01:08:24,809
‫من چای نمی‌خورم، ولی...

1065
01:08:25,176 --> 01:08:26,811
‫خوشحال میشم یه لیوان شیر بهم بدین

1066
01:08:28,679 --> 01:08:30,347
‫مامان‌بزرگت یه فرشته‌ست

1067
01:08:31,182 --> 01:08:32,349
‫آقاجونت چطوره؟

1068
01:08:32,449 --> 01:08:34,317
‫رفت پیش دکتر پشتش رو معاینه کنه؟

1069
01:08:34,417 --> 01:08:37,121
‫آره، دکتر برداشتش و آزمایشش کرد

1070
01:08:37,221 --> 01:08:38,665
‫واو به واوش رو برام تعریف کن

1071
01:08:38,723 --> 01:08:40,870
‫از اون بدخیم‌هاش نبود

1072
01:08:41,525 --> 01:08:42,927
‫خدا رحم کرد

1073
01:08:43,293 --> 01:08:44,461
‫آره

1074
01:08:45,763 --> 01:08:47,832
‫آقاجون داشت در مورد

1075
01:08:47,932 --> 01:08:51,071
‫یکی به اسم هنری پیترسون
‫با مامان‌جون صحبت می‌کرد

1076
01:08:52,770 --> 01:08:53,771
‫واقعاً وحشتناک بود

1077
01:08:53,871 --> 01:08:55,472
‫هنری دفتردار بود

1078
01:08:55,572 --> 01:08:56,808
‫درست مثل آقاجونت

1079
01:08:57,108 --> 01:08:59,143
‫حساب‌کتاب خیلی‌ها رو
‫توی شهر انجام می‌داد

1080
01:08:59,243 --> 01:09:00,477
‫همون‌هایی که آقاجونت انجام نمی‌داد

1081
01:09:00,577 --> 01:09:02,079
‫چطور مُرد؟

1082
01:09:04,648 --> 01:09:06,616
‫فکر نکنم بخوای بدونی

1083
01:09:06,717 --> 01:09:11,122
‫خب، آقاجون گفت در آرامش مرد

1084
01:09:11,222 --> 01:09:12,890
‫آرامش؟

1085
01:09:13,291 --> 01:09:15,793
‫طرف خودکشی کرد.
‫خودش رو حلق‌آویز کرد

1086
01:09:16,260 --> 01:09:17,670
‫همسرش هم با یه پسرِ جوون‌تر از خودش

1087
01:09:17,695 --> 01:09:19,764
‫که به زور به سن
‫رأی دادن رسیده بود فرار کرد

1088
01:09:19,864 --> 01:09:22,750
‫اونوقت خودش چهل و خرده‌ای سال داشت.
‫تو بودی چه فکری می‌کردی؟

1089
01:09:23,466 --> 01:09:25,069
‫- واو
‫- دقیقاً، واو!

1090
01:09:25,169 --> 01:09:27,370
‫بعدش هم شنیدم که...

1091
01:09:33,110 --> 01:09:34,884
‫از مدرسه چه‌خبر؟

1092
01:09:36,180 --> 01:09:38,381
‫کی کی رو می‌بوسه؟

1093
01:09:38,481 --> 01:09:41,451
‫«بی‌پرده سخن بگو، زیرا
‫کسی جز من شنونده‌ات نیست

1094
01:09:41,551 --> 01:09:43,620
‫و مرا تنها یک دم دیگر مجال مانده است»

1095
01:09:43,721 --> 01:09:46,123
‫«آیا با خود تناقض دارم؟»

1096
01:09:46,924 --> 01:09:48,539
‫«بسیار خب، پس،

1097
01:09:48,926 --> 01:09:50,127
‫با خود تناقض دارم

1098
01:09:51,762 --> 01:09:53,145
‫من وسیع‌ام

1099
01:09:54,098 --> 01:09:55,599
‫در خود کثرت‌ها جای داده‌ام

1100
01:09:55,867 --> 01:09:58,269
‫توی آخرین روز کلاس ششم،

1101
01:09:58,368 --> 01:09:59,469
‫خانم ریچاردز،

1102
01:09:59,569 --> 01:10:01,873
‫زن جوان، مهربان و هیپی‌واری که

1103
01:10:01,973 --> 01:10:04,474
‫هیچ تسلطی در حفظ نظم کلاس نداشت

1104
01:10:04,574 --> 01:10:06,610
‫و احتمالاً خیلی توی

1105
01:10:06,711 --> 01:10:09,347
‫سیستم آموزشی عمومی موندگار نبود،

1106
01:10:09,446 --> 01:10:11,916
‫سعی کرد تا برای کلاسِ چاک

1107
01:10:12,016 --> 01:10:16,586
‫بخشی از شعر «سرود خویشتن»
‫والت ویتمن رو بخونه

1108
01:10:17,688 --> 01:10:20,691
‫«گر در آغاز نتوانستی مرا بیابی، دلگرم باش»

1109
01:10:21,292 --> 01:10:23,794
‫«گر در یک جا مرا گم کردی،
‫جای دیگر جست‌وجو کن»

1110
01:10:37,341 --> 01:10:39,076
‫چه کلاس خوبی، مگه نه؟

1111
01:10:40,211 --> 01:10:42,780
‫آره، بابت بچه‌ها معذرت می‌خوام

1112
01:10:44,148 --> 01:10:48,719
‫منظور شاعر چی بود
‫وقتی که گفت: «من وسیع‌ام»

1113
01:10:49,053 --> 01:10:51,690
‫«در خود کثرت‌ها جای داده‌ام»

1114
01:10:54,392 --> 01:10:56,047
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

1115
01:10:56,660 --> 01:10:59,030
‫منظورش تموم کساییه که می‌شناسه؟

1116
01:10:59,130 --> 01:11:00,264
‫آره

1117
01:11:00,765 --> 01:11:02,565
‫ولی شاید منظورش حتی بیشتر از ایناست

1118
01:11:03,901 --> 01:11:05,535
‫بیا اینجا

1119
01:11:09,340 --> 01:11:11,608
‫این وسط چیه؟
‫بین دوتا دست‌هام

1120
01:11:11,709 --> 01:11:13,510
‫مغزم

1121
01:11:13,610 --> 01:11:15,947
‫نه، منظورم این نبود

1122
01:11:16,981 --> 01:11:18,311
‫چی توی مغزته؟

1123
01:11:18,481 --> 01:11:20,550
‫درست بین دوتا دست‌هام

1124
01:11:22,153 --> 01:11:23,321
‫نمی‌دونم

1125
01:11:23,688 --> 01:11:25,056
‫تموم آدم‌هایی که می‌شناسی؟

1126
01:11:26,190 --> 01:11:27,325
‫گمونم

1127
01:11:27,725 --> 01:11:29,459
‫فقط آدم‌هایی که می‌شناسی؟

1128
01:11:31,729 --> 01:11:33,097
‫هر چیزی که می‌بینی

1129
01:11:33,698 --> 01:11:35,232
‫هر چیزی که می‌دونی

1130
01:11:36,466 --> 01:11:38,436
‫جهان، چاک

1131
01:11:38,535 --> 01:11:41,072
‫هواپیماهایی که توی آسمونن.
‫دریچه‌های فاضلابی که توی خیابونن

1132
01:11:41,172 --> 01:11:44,175
‫هر سالی که زندگی می‌کنی،
‫جهانی که توی سرته

1133
01:11:44,275 --> 01:11:48,478
‫بزرگ‌تر و درخشان‌تر
‫و دقیق‌تر و پیچیده‌تر میشه

1134
01:11:49,013 --> 01:11:51,816
‫توش شهرها،
‫کشورها و قاره‌ها می‌سازی

1135
01:11:51,916 --> 01:11:55,953
‫و اونا رو از آدم‌ها و چهره‌ها پر می‌کنی

1136
01:11:56,053 --> 01:11:57,321
‫چه واقعی و چه خیالی

1137
01:11:57,421 --> 01:11:58,990
‫حالا فهمیدی؟

1138
01:12:00,391 --> 01:12:01,658
‫به این قانع نباش

1139
01:12:01,759 --> 01:12:03,794
‫ذهنت رو پر می‌کنی از

1140
01:12:03,894 --> 01:12:05,963
‫تمام کسایی که دیدی،

1141
01:12:06,330 --> 01:12:07,597
‫تمام کسایی که می‌شناسی،

1142
01:12:07,965 --> 01:12:10,701
‫تمام کسایی که تصورشون کردی

1143
01:12:11,601 --> 01:12:13,503
‫اون تو یه جهانه

1144
01:12:14,705 --> 01:12:18,541
‫یه جهان کامل که بین دست‌هامه

1145
01:12:20,378 --> 01:12:23,014
‫پس توی خودت کثرت‌ها جا دادی

1146
01:12:26,250 --> 01:12:27,284
‫پس...

1147
01:12:28,886 --> 01:12:32,023
‫چه اتفاقی واسه اون جهان میفته اگه یکی...

1148
01:12:33,324 --> 01:12:34,759
‫چه‌می‌دونم، مثلاً...

1149
01:12:35,192 --> 01:12:38,929
‫به یه تیکه یخ برخورد کنه
‫و از روی پل هوایی بیفته پایین یا...

1150
01:12:41,866 --> 01:12:44,101
‫نگران اون اتفاقات نباش

1151
01:12:44,802 --> 01:12:48,671
‫فقط یادت باشه که
‫توی خودت کثرت‌ها جا دادی، چاک

1152
01:12:50,408 --> 01:12:51,809
‫این شگفت‌انگیز نیست؟

1153
01:12:53,978 --> 01:12:56,414
‫حالا دیگه برو.
‫خیلی پسر خوبی بودی

1154
01:12:56,514 --> 01:12:58,581
‫از حضورت توی کلاس واقعاً لذت بردم

1155
01:13:20,037 --> 01:13:22,206
‫چاک هم از تابستونش لذت برد

1156
01:13:22,306 --> 01:13:23,874
‫تا ماه اوت

1157
01:13:24,475 --> 01:13:25,910
‫وقتی که مامان‌جون فوت کرد

1158
01:13:30,481 --> 01:13:32,283
‫این اتفاق توی فروشگاه

1159
01:13:32,383 --> 01:13:34,418
‫انتهای خیابون، جلوی مردم افتاد

1160
01:13:34,518 --> 01:13:36,954
‫که کمی تحقیرآمیز بود،

1161
01:13:37,054 --> 01:13:39,023
‫ولی لاأقل از اون مدل مرگ‌هایی بود که

1162
01:13:39,123 --> 01:13:40,758
‫مردم با خیال راحت می‌تونستن بگن:

1163
01:13:40,858 --> 01:13:42,592
‫خدا رو شکر که عذاب نکشید

1164
01:13:43,928 --> 01:13:45,396
‫تسلیت‌های دیگه‌ای که می‌گفتن...

1165
01:13:45,496 --> 01:13:47,031
‫عمر طولانی و پرباری داشت

1166
01:13:47,131 --> 01:13:49,500
‫جای بحث داشت

1167
01:13:50,067 --> 01:13:53,270
‫چون سارا کرانتز
‫هنوز ۶۵ سالش هم نشده بود

1168
01:13:56,974 --> 01:13:59,743
‫یه بارِ دیگه اندوهی مطلق

1169
01:13:59,844 --> 01:14:02,880
‫خونه‌ی خیابون پیلچارد رو فرا گرفته بود

1170
01:14:03,981 --> 01:14:07,685
‫آلبی نوار مشکی به بازو بست
‫و وزن کم کرد

1171
01:14:07,785 --> 01:14:10,054
‫و از جوک تعریف کردن دست برداشت

1172
01:14:10,154 --> 01:14:13,958
‫و شروع کرد به پیرتر از ۷۰ به نظر اومدن

1173
01:14:21,398 --> 01:14:22,900
‫- همین؟
‫- آره

1174
01:14:24,468 --> 01:14:26,036
‫یک دلار و ۷۵ سنت

1175
01:14:28,239 --> 01:14:31,842
‫اون خانمی که
‫چند هفته‌ی پیش اینجا بود

1176
01:14:32,576 --> 01:14:34,612
‫همونی که فوت کرد

1177
01:14:35,179 --> 01:14:38,215
‫کجای مغازه مرد؟

1178
01:14:38,516 --> 01:14:40,618
‫این حرف‌های عجیب‌غریب
‫چیه می‌زنی، بچه‌جون؟

1179
01:14:42,419 --> 01:14:43,888
‫مامان‌بزرگم بود

1180
01:14:45,956 --> 01:14:47,858
‫اومده بود یه قرص نون بخره

1181
01:14:47,958 --> 01:14:49,760
‫وقتی از حال رفت

1182
01:14:49,860 --> 01:14:51,975
‫تقریباً همه‌چی رو از قفسه ریخت پایین

1183
01:14:52,263 --> 01:14:56,200
‫شرمنده اگه توضیحِ زیادی دادم

1184
01:14:57,968 --> 01:14:59,136
‫نه

1185
01:15:00,538 --> 01:15:01,906
‫خودم اینا رو می‌دونستم

1186
01:15:57,494 --> 01:15:59,263
‫- نه!
‫- چی؟

1187
01:16:00,130 --> 01:16:03,867
‫- از اونجا دور شو! برو کنار!
‫- چی؟ هی، هی!

1188
01:16:26,957 --> 01:16:28,259
‫بده‌ش من

1189
01:16:30,227 --> 01:16:32,396
‫بده من. بده من

1190
01:16:32,930 --> 01:16:34,198
‫بده من!

1191
01:16:39,903 --> 01:16:42,006
‫متأسفم

1192
01:16:42,506 --> 01:16:44,141
‫متأسفم

1193
01:16:44,241 --> 01:16:45,710
‫خوبی؟

1194
01:16:45,809 --> 01:16:47,378
‫چی توش دیدی؟

1195
01:16:49,613 --> 01:16:51,615
‫چی دیدی؟

1196
01:16:51,716 --> 01:16:54,818
‫متأسفم. ولی تو نمی‌تونی!

1197
01:16:55,653 --> 01:16:57,921
‫نمی‌تونی این کارو کنی، چاکی

1198
01:16:58,622 --> 01:17:00,324
‫نمی‌تونی

1199
01:17:00,424 --> 01:17:01,760
‫واقعاً متأسفم

1200
01:17:01,859 --> 01:17:05,764
‫متأسفم. منو ببخش

1201
01:17:05,855 --> 01:17:07,923
‫متأسفم

1202
01:17:18,742 --> 01:17:21,471
‫« نمایشگاه کتاب - مسابقات ریاضی
‫باشگاه رقص - باشگاه شنا »

1203
01:17:28,189 --> 01:17:29,644
‫« باشگاه رقص »

1204
01:17:30,154 --> 01:17:31,522
‫یالا، داداش کوچولو

1205
01:17:32,423 --> 01:17:33,957
‫بیا برقصیم

1206
01:17:49,606 --> 01:17:52,643
‫سلام، چرخ‌زن‌ها و رقاص‌ها

1207
01:17:52,744 --> 01:17:55,379
‫دارم خواب می‌بینم؟
‫امسال سه‌تا پسر داریم

1208
01:17:55,479 --> 01:17:56,715
‫رکورد جدیدیه

1209
01:17:56,815 --> 01:17:58,248
‫شاید شما آقایون رو

1210
01:17:58,349 --> 01:18:00,017
‫واسه سرگرمی جدیدتون مسخره کنن

1211
01:18:00,117 --> 01:18:02,653
‫ولی بهتون قول میدم که
‫شماها باهوش‌ترین پسرهای

1212
01:18:02,762 --> 01:18:03,905
‫این مدرسه هستین

1213
01:18:04,021 --> 01:18:05,589
‫به زودی متوجه‌ی منظورم می‌شین

1214
01:18:06,056 --> 01:18:08,992
‫برای اونایی که منو نمی‌شناسن،
‫من خانم رورباخر هستم

1215
01:18:09,093 --> 01:18:11,095
‫و وقتی که به دخترها
‫تربیت‌بدنی درس نمیدم،

1216
01:18:11,195 --> 01:18:13,765
‫من همونی هستم که
‫بعضی از دانش‌آموزها بهم لقب

1217
01:18:13,897 --> 01:18:15,532
‫«هیولای رقص» رو دادن

1218
01:18:16,600 --> 01:18:18,168
‫دست نداشت؟ خیلی‌خب

1219
01:18:18,268 --> 01:18:19,804
‫شما جایی رو انتخاب کردید که

1220
01:18:19,903 --> 01:18:22,039
‫شاید بشه اون رو
‫بهترین باشگاه مدرسه دونست

1221
01:18:22,139 --> 01:18:23,874
‫چون اگه والیبال دختران رو نداشتیم،

1222
01:18:23,974 --> 01:18:25,342
‫هیچی نداشتیم

1223
01:18:25,442 --> 01:18:27,211
‫نه، نه، نه

1224
01:18:27,311 --> 01:18:31,115
‫بیا اینجا، آقای مالفورد.
‫شما دیگه مال منی

1225
01:18:32,817 --> 01:18:34,918
‫والس

1226
01:18:36,253 --> 01:18:37,955
‫چاک بلد بود

1227
01:18:41,625 --> 01:18:42,926
‫چاچا

1228
01:18:44,561 --> 01:18:45,662
‫چاک بلد بود

1229
01:18:47,998 --> 01:18:49,801
‫سوینگ

1230
01:18:49,905 --> 01:18:51,301
‫سه گام، یه گام جلو

1231
01:18:51,402 --> 01:18:53,137
‫- سه گام، یه گام عقب
‫- چاک بلد بود

1232
01:18:53,237 --> 01:18:56,106
‫سه گام، یه گام جلو

1233
01:18:56,206 --> 01:18:58,142
‫سامبا

1234
01:19:00,944 --> 01:19:01,945
‫این یکی رو بلد نیستم

1235
01:19:02,045 --> 01:19:03,113
‫اون بی‌چون و چرا

1236
01:19:03,213 --> 01:19:05,249
‫بهترین رقصنده‌ی اون باشگاه کوچیک بود

1237
01:19:05,349 --> 01:19:07,719
‫بنابراین خانم رورباخر اکثراً اون رو

1238
01:19:07,819 --> 01:19:09,623
‫با دخترهای دست‌وپا چلفتی می‌ذاشت

1239
01:19:09,721 --> 01:19:12,724
‫چاک می‌دونست که اون برای
‫پیشرفت دخترها این کارو می‌کرد

1240
01:19:12,824 --> 01:19:15,100
‫و بدون هیچ گِله‌ای
‫از این کار استقبال می‌کرد

1241
01:19:15,125 --> 01:19:17,729
‫هر چند در انتهای کلاس دو ساعته‌شون،

1242
01:19:17,829 --> 01:19:20,330
‫هیولای رقص بهش لطف می‌کرد

1243
01:19:20,431 --> 01:19:23,000
‫و می‌ذاشت با کت مکوی که...

1244
01:19:23,100 --> 01:19:24,903
‫سال هشتمی بود و...

1245
01:19:25,002 --> 01:19:28,038
‫بهترین رقصنده از بین دخترها بود، برقصه

1246
01:19:28,873 --> 01:19:31,375
‫چاک انتظار رابطه‌ی عاشقانه نداشت

1247
01:19:31,608 --> 01:19:33,343
‫کت نه تنها خوشگل بود،

1248
01:19:33,444 --> 01:19:36,146
‫بلکه سی سانتی از اون بلندتر بود

1249
01:19:36,513 --> 01:19:39,116
‫ولی چاک عاشق رقصیدن با اون بود

1250
01:19:39,208 --> 01:19:41,350
‫و این حس مشترک بود

1251
01:19:41,485 --> 01:19:44,188
‫...سه. بیرون، دو، سه. عوض کنید

1252
01:19:44,555 --> 01:19:45,790
‫و وایسید

1253
01:19:46,223 --> 01:19:48,860
‫داخل، دو، سه.
‫بیرون، دو، سه

1254
01:19:48,959 --> 01:19:51,061
‫چرخش. حالا گام‌های مربعی

1255
01:19:51,161 --> 01:19:54,198
‫یک، دو، سه.
‫یک، دو، سه

1256
01:19:54,298 --> 01:19:56,901
‫یک، دو، سه.
‫یک، دو، سه

1257
01:19:57,000 --> 01:19:59,403
‫من که نمی‌فهمم دارید چیکار می‌کنید

1258
01:19:59,503 --> 01:20:00,839
‫خدای من

1259
01:20:00,939 --> 01:20:03,507
‫خیلی‌خب، ۱۰ دقیقه رقص آزاد

1260
01:20:21,592 --> 01:20:23,026
‫هی، اینجا رو

1261
01:20:29,166 --> 01:20:30,766
‫نشونم بده چطور این کارو کردی

1262
01:20:31,068 --> 01:20:32,603
‫حاضر؟

1263
01:20:32,704 --> 01:20:35,472
‫سُر، سُر، سُر

1264
01:20:35,773 --> 01:20:37,641
‫بیا، حاضری؟

1265
01:20:37,742 --> 01:20:39,777
‫با من امتحان کن

1266
01:20:42,045 --> 01:20:44,248
‫کفش‌هات رو دربیار

1267
01:20:44,348 --> 01:20:46,751
‫- با جوراب امتحان کن
‫- باشه

1268
01:20:48,953 --> 01:20:50,688
‫حالا سُر بخور

1269
01:20:51,455 --> 01:20:52,724
‫سُر

1270
01:20:53,048 --> 01:20:55,050
‫آره، باریکلا

1271
01:20:55,727 --> 01:20:58,161
‫هی! به منم یاد بده

1272
01:20:59,998 --> 01:21:01,198
‫بیا بالا، سُر بخور

1273
01:21:01,298 --> 01:21:03,667
‫بیا بالا، سُر، سُر، سُر بخور

1274
01:21:04,134 --> 01:21:05,636
‫آره، دوباره

1275
01:21:06,670 --> 01:21:07,739
‫بیا بالا، سُر بخور...

1276
01:21:12,309 --> 01:21:14,111
‫اون روز چرخ‌زن‌ها و رقاص‌ها

1277
01:21:14,211 --> 01:21:16,312
‫نیم ساعت دیرتر کلاس رو ترک کردن

1278
01:21:18,248 --> 01:21:19,449
‫خیلی خفنه

1279
01:21:19,550 --> 01:21:21,184
‫خودت تنهایی یاد گرفتی؟

1280
01:21:21,285 --> 01:21:23,186
‫خب، اینقدر فیلم رو عقب جلو کردم

1281
01:21:23,211 --> 01:21:25,046
‫تا بالاخره یاد گرفتم

1282
01:21:27,457 --> 01:21:29,246
‫باید توی مراسم فلینگ اجراش کنیم

1283
01:21:30,962 --> 01:21:35,165
‫نه به عنوان زوج یا چیزی

1284
01:21:35,265 --> 01:21:37,134
‫من قراره با داگی ونت‌ورث برم

1285
01:21:37,936 --> 01:21:39,503
‫در جریانی دیگه؟

1286
01:21:39,603 --> 01:21:40,705
‫آره

1287
01:21:42,807 --> 01:21:44,641
‫ولی دلیلی نمیشه چندتا از
‫اون حرکت‌های خفن رو

1288
01:21:44,742 --> 01:21:46,049
‫بهشون نشون ندیم

1289
01:21:47,344 --> 01:21:49,513
‫من که از خدامه. تو چی؟

1290
01:21:50,180 --> 01:21:51,749
‫خیلی مطمئن نیستم

1291
01:21:52,050 --> 01:21:53,799
‫من قدم خیلی کوتاه‌تره

1292
01:21:53,952 --> 01:21:56,553
‫فکر کنم مردم مسخره‌م کنن

1293
01:22:12,070 --> 01:22:14,338
‫- این واقعاً جوابه
‫- واقعاً جوابه

1294
01:22:14,438 --> 01:22:16,774
‫- مطمئنی؟
‫- آره، مطمئنم

1295
01:22:16,874 --> 01:22:18,723
‫اتفاقاً خیلی هم راحته

1296
01:22:19,242 --> 01:22:21,545
‫فقط یه کوچولو بزرگه

1297
01:22:24,514 --> 01:22:25,817
‫این باید کافی باشه

1298
01:22:25,917 --> 01:22:27,685
‫- یکم دیگه
‫- شاید یکی دیگه

1299
01:22:27,785 --> 01:22:29,219
‫الان چی؟

1300
01:22:31,421 --> 01:22:34,339
‫زمین زیر پام عینهو یخ می‌مونه

1301
01:22:34,591 --> 01:22:35,994
‫اگه کف سالن رو خط بندازی

1302
01:22:36,094 --> 01:22:38,062
‫- سرایدار می‌گیره دمار از...
‫- تیمی!

1303
01:22:38,161 --> 01:22:39,663
‫کف سالن خط نمیفته

1304
01:22:39,764 --> 01:22:41,766
‫وزنی نداره که بخواد خط بندازه

1305
01:22:43,200 --> 01:22:45,469
‫تقریباً همه رو درست جواب دادی

1306
01:22:49,874 --> 01:22:51,701
‫یه بار دیگه این دوتا رو تمرین کن

1307
01:22:53,778 --> 01:22:55,545
‫نیازی به آه و افسوس نیست

1308
01:22:55,913 --> 01:22:57,222
‫کارت خوبه، می‌دونی دیگه؟

1309
01:22:57,247 --> 01:22:58,916
‫واقعاً کارت توی محاسبات خوبه

1310
01:22:59,017 --> 01:23:00,985
‫آره، ولی حوصله‌سربره

1311
01:23:01,418 --> 01:23:04,055
‫حوصله‌سربره؟
‫منظورت ریاضیاته؟

1312
01:23:04,154 --> 01:23:05,322
‫آره

1313
01:23:05,422 --> 01:23:07,457
‫نظرت چیه که نیم‌سالِ بعد

1314
01:23:07,557 --> 01:23:10,061
‫که مدرسه تموم شد،
‫توی مسابقات ریاضی شرکت کنی؟

1315
01:23:10,160 --> 01:23:12,229
‫من خودم کل دبیرستان رو
‫توش شرکت کردم

1316
01:23:12,329 --> 01:23:13,898
‫و خیلی هم عالی بود

1317
01:23:13,998 --> 01:23:15,800
‫من عضو باشگاه چرخ‌زن‌ها و رقاص‌هام

1318
01:23:17,234 --> 01:23:18,502
‫آره

1319
01:23:19,971 --> 01:23:22,774
‫یه لحظه اون رو زمین می‌ذاری؟

1320
01:23:23,775 --> 01:23:25,542
‫بذار یه چیزی رو
‫راجع‌به ریاضی بهت بگم

1321
01:23:26,110 --> 01:23:28,046
‫چون مردم غالباً فکر می‌کنن که

1322
01:23:28,146 --> 01:23:29,212
‫ریاضی ممکنه حوصله‌سربر باشه

1323
01:23:29,312 --> 01:23:31,348
‫و این اولین اشتباه‌شونه

1324
01:23:31,816 --> 01:23:35,552
‫ریاضی توی هر شغل و منصبی به کار میاد

1325
01:23:35,652 --> 01:23:38,221
‫توی تمام جنبه‌های زندگی
‫روی این کره‌ی خاکی

1326
01:23:38,321 --> 01:23:41,200
‫این حقیقت محضه.
‫اصلاً چرا خود سیاره رو نمیگی؟

1327
01:23:41,458 --> 01:23:44,095
‫فکر کردی چطور فهمیدیم
‫هر روز چند ساعته؟

1328
01:23:44,696 --> 01:23:46,964
‫دیگه هر کسی می‌دونه هر روز چند ساعته

1329
01:23:47,297 --> 01:23:49,633
‫- چند ساعته؟
‫- ۲۴ ساعت

1330
01:23:49,934 --> 01:23:52,937
‫مردم میگن ۲۴ ساعته،
‫ولی اشتباه می‌کنن

1331
01:23:53,370 --> 01:23:57,240
‫طبق زمان نجومی، هر روز...

1332
01:23:57,340 --> 01:23:58,710
‫۲۳ ساعت و ۵۶ دقیقه‌ست

1333
01:23:58,810 --> 01:24:02,115
‫بعلاوه‌ی چند ثانیه پس و پیش.
‫این رو ریاضی اثبات می‌کنه

1334
01:24:02,512 --> 01:24:04,749
‫از کجا می‌دونیم زمین سالشه؟

1335
01:24:04,849 --> 01:24:08,086
‫جهان چند سالشه و آدم‌ها
‫چند ساله که روی زمین هستن؟

1336
01:24:08,186 --> 01:24:10,387
‫یا چطور میشه پل یا آسمان‌خراش ساخت؟

1337
01:24:10,487 --> 01:24:12,757
‫یا ستاره‌ها چقدر با ما فاصله دارن؟

1338
01:24:13,091 --> 01:24:14,859
‫چطور روی ماه قدم گذاشتیم؟

1339
01:24:14,959 --> 01:24:16,493
‫اصلاً خودِ ستاره‌ها

1340
01:24:16,593 --> 01:24:18,863
‫چرا می‌سوزن و چرا اتم‌ها
‫شکافته و باهم ترکیب میشن؟

1341
01:24:18,963 --> 01:24:20,965
‫جواب همه‌ی اینا توی ریاضیاته

1342
01:24:22,967 --> 01:24:25,103
‫ستاره‌ها محاسباتِ ریاضی‌ان

1343
01:24:25,569 --> 01:24:27,437
‫وقتی به آسمون شب نگاه می‌کنی،

1344
01:24:27,537 --> 01:24:31,274
‫داری بزرگ‌ترین
‫معادله‌ی جهان رو تماشا می‌کنی

1345
01:24:31,575 --> 01:24:34,344
‫اصلاً همین رقصیدنت هم ریاضیه

1346
01:24:34,444 --> 01:24:37,380
‫زبانِ رقص چیه؟

1347
01:24:37,481 --> 01:24:40,484
‫چطور قدم‌هات رو یاد می‌گیری؟
‫از روی اسمش هم مشخصه

1348
01:24:40,584 --> 01:24:42,987
‫عملاً بهش میگن «گام‌شماری»

1349
01:24:43,087 --> 01:24:44,521
‫یک و دو و سه و چهار

1350
01:24:44,621 --> 01:24:47,424
‫والس چه شکلیه؟
‫یک، دو، سه، یک، دو، سه

1351
01:24:47,524 --> 01:24:49,861
‫همه‌ش اعداده، همه‌ش ریاضیه

1352
01:24:50,560 --> 01:24:52,225
‫و از اون بیشتر این که...

1353
01:24:53,097 --> 01:24:54,699
‫یه هنری توشه

1354
01:24:55,565 --> 01:24:58,102
‫کاری که من با این پرونده‌ها...

1355
01:24:58,202 --> 01:24:59,669
‫و این پوشه‌ها می‌کنم،

1356
01:25:00,537 --> 01:25:03,207
‫اینا همگی زندگی مردمه

1357
01:25:03,306 --> 01:25:05,342
‫تمام تصمیماتی که توی زندگی گرفتن

1358
01:25:06,043 --> 01:25:08,112
‫از سال قبل بگیر تا ۱۰ سال قبل

1359
01:25:08,445 --> 01:25:10,413
‫هر چیزی که براشون اهمیت داره

1360
01:25:10,514 --> 01:25:13,785
‫تمام نقاط ضعفی که دارن،
‫تمام فسادها، تمام رؤیاها،

1361
01:25:13,885 --> 01:25:17,121
‫همه‌شون به عدد اینجاست

1362
01:25:17,587 --> 01:25:19,891
‫اگه اینا رو به هر ننه‌قمری بدی،

1363
01:25:19,991 --> 01:25:23,910
‫و اونم بدون هیچ هنری حساب‌کتاب کنه،
‫یکی ممکنه این وسط خونه‌شو از دست بده

1364
01:25:24,195 --> 01:25:27,939
‫ولی اینا رو اگه به من بدی،
‫با هنری که به خرج میدم،

1365
01:25:28,199 --> 01:25:29,977
‫زندگی یه نفر رو نجات میدم

1366
01:25:30,534 --> 01:25:32,022
‫کار من همینه

1367
01:25:32,302 --> 01:25:34,872
‫حسابداری یعنی همین

1368
01:25:35,405 --> 01:25:37,674
‫خب، شاید باید همین چیزها رو درس بدن

1369
01:25:37,775 --> 01:25:39,376
‫همین چیزهای باحال رو

1370
01:25:39,476 --> 01:25:42,680
‫نه فقط اون قسمت‌های حوصله‌سربرش رو

1371
01:25:51,689 --> 01:25:54,558
‫ریاضیات جنبه‌ی دیگه‌ای هم داره

1372
01:25:54,658 --> 01:25:58,996
‫بعضی از ریاضیاتی که
‫بهش آمار یا احتمال میگن،

1373
01:25:59,529 --> 01:26:02,033
‫می‌تونه یه چیزهایی از آینده‌ت بهت بگه

1374
01:26:03,400 --> 01:26:05,468
‫برای مثال می‌تونه بهت بگه...

1375
01:26:06,536 --> 01:26:08,371
‫احتمال این که یه تیم بزرگ ورزشی

1376
01:26:08,471 --> 01:26:10,407
‫تو رو توی مراسم درفت انتخاب کنه

1377
01:26:10,507 --> 01:26:13,110
‫خیلی بیشتر از اینه که
‫از رقصیدن به درآمدی برسی

1378
01:26:16,914 --> 01:26:20,284
‫جهان عاشق رقصنده‌هاست،
‫این واقعیته

1379
01:26:20,718 --> 01:26:25,122
‫ولی به حسابدار نیاز داره
‫بنابراین تقاضا که بیشتر باشه،

1380
01:26:25,223 --> 01:26:27,859
‫فرصت‌های بیشتری هم گیرت میاد

1381
01:26:28,893 --> 01:26:32,330
‫می‌دونم شاید این ناراحتت کنه،
‫ولی حقیقت محضه

1382
01:26:32,930 --> 01:26:37,301
‫ریاضی یعنی حقیقت محض.
‫به تو دروغ نمیگه

1383
01:26:37,935 --> 01:26:40,872
‫ارجحیت‌های تو رو مدنظر قرار نمیده

1384
01:26:40,972 --> 01:26:42,840
‫از این جهت بی‌طرفانه‌ست

1385
01:26:44,075 --> 01:26:46,576
‫با ریاضی خیلی کارها میشه کرد

1386
01:26:48,112 --> 01:26:49,697
‫ریاضی می‌تونه هنر باشه

1387
01:26:51,414 --> 01:26:53,383
‫ولی نمی‌تونه بهت دروغ بگه

1388
01:26:53,851 --> 01:26:54,852
‫پس...

1389
01:26:56,419 --> 01:26:58,222
‫یه دور دیگه روی اون سؤال‌ها کار کن

1390
01:26:58,322 --> 01:26:59,589
‫چون، چاکو...

1391
01:27:00,523 --> 01:27:02,626
‫تو ریاضیت خوبه

1392
01:27:03,493 --> 01:27:06,898
‫تو اون هنر رو توی وجودت داری

1393
01:27:49,140 --> 01:27:51,175
‫سلام! چه شیک و پیک کردی!

1394
01:27:51,275 --> 01:27:53,510
‫مرسی. تو هم همین‌طور

1395
01:27:55,346 --> 01:27:57,214
‫می‌خوای بریم یه چشمه نشون‌شون بدیم؟

1396
01:27:57,381 --> 01:28:00,084
‫نمی‌دونم. یه جورایی...

1397
01:28:01,218 --> 01:28:02,853
‫یه جورایی پام آسیب دید

1398
01:28:04,422 --> 01:28:05,916
‫پات آسیب دید؟

1399
01:28:06,123 --> 01:28:08,912
‫می‌خوای... وایسیم
‫یه موزیک بهتری پخش بشه؟

1400
01:28:30,948 --> 01:28:32,163
‫سلام، بچه‌جون

1401
01:28:33,250 --> 01:28:34,251
‫سلام

1402
01:28:36,053 --> 01:28:38,155
‫فکر کردم امشب قرار بود
‫صحنه رو به آتیش بکشی

1403
01:28:40,257 --> 01:28:41,726
‫خیلی مطمئن نیستم

1404
01:28:42,360 --> 01:28:44,261
‫کفش‌هام پامو اذیت می‌کنن

1405
01:28:44,362 --> 01:28:47,965
‫از طرفی هم... پام آسیب دیده

1406
01:28:48,733 --> 01:28:50,600
‫پات آسیب دیده؟

1407
01:28:51,902 --> 01:28:52,903
‫آره

1408
01:28:53,304 --> 01:28:54,739
‫متأسفم اینو می‌شنوم

1409
01:28:56,374 --> 01:28:58,042
‫پس تک‌پر اومدی، هان؟

1410
01:28:58,142 --> 01:28:59,944
‫- یعنی چی؟
‫- همراه نیاوردی؟

1411
01:29:00,510 --> 01:29:01,812
‫نه، من...

1412
01:29:02,113 --> 01:29:05,116
‫اوضاع عوض میشه.
‫باور کن، این‌جوری نمی‌مونه

1413
01:29:05,216 --> 01:29:06,884
‫فقط یکم زمان بده

1414
01:29:07,818 --> 01:29:09,353
‫هیچ کدومش...

1415
01:29:09,754 --> 01:29:12,555
‫هیچ کدوم از اینا معنی خاصی نداره

1416
01:29:12,662 --> 01:29:15,366
‫همه‌ش یه مسابقه‌ی تمرینیه

1417
01:29:15,459 --> 01:29:17,061
‫یه تمرینه

1418
01:29:19,529 --> 01:29:21,732
‫هی، این آهنگ حرف نداره.
‫بیا بریم

1419
01:29:21,832 --> 01:29:23,566
‫نه، من هنوز...

1420
01:29:24,301 --> 01:29:25,635
‫پام هنوز مشکل داره

1421
01:29:25,736 --> 01:29:27,204
‫چاک، بیا دیگه

1422
01:29:27,304 --> 01:29:28,571
‫صحنه رو منفجر می‌کنیم!

1423
01:29:28,671 --> 01:29:30,007
‫شرمنده

1424
01:29:31,075 --> 01:29:32,575
‫پام واقعاً درد می‌کنه

1425
01:29:46,824 --> 01:29:50,394
‫می‌دونی، من از هشت سالگی می‌رقصیدم

1426
01:29:50,694 --> 01:29:52,296
‫و مربی تربیت‌بدنی بودم

1427
01:29:52,730 --> 01:29:55,199
‫و آسیب‌دیدگی بچه‌ها رو دیدم

1428
01:29:55,299 --> 01:29:56,876
‫دیدم چطور طرز راه رفتن‌شون عوض میشه

1429
01:29:56,901 --> 01:29:59,103
‫چطور طرز ایستادن‌شون عوض میشه

1430
01:29:59,203 --> 01:30:01,604
‫و بذار بگم که تو...

1431
01:30:03,074 --> 01:30:05,251
‫خب، به نظر من که پات سالمه، چاک

1432
01:30:06,243 --> 01:30:09,680
‫نمی‌گم برو حتماً با دختره برقص

1433
01:30:10,047 --> 01:30:11,982
‫اونش به خودت مربوطه.
‫فقط دارم میگم که...

1434
01:30:12,083 --> 01:30:14,685
‫چه می‌خوای بری، چه نه،
‫لازم نیست بهش دروغ بگی

1435
01:30:16,287 --> 01:30:17,721
‫راستش رو بهش بگو

1436
01:30:20,524 --> 01:30:21,759
‫باهاش کنار میاد

1437
01:31:35,966 --> 01:31:38,269
‫- حاضری؟
‫- آره. برو بریم

1438
01:33:58,978 --> 01:34:01,682
‫دوباره! دوباره!

1439
01:34:01,819 --> 01:34:03,587
‫دوباره!

1440
01:34:03,682 --> 01:34:05,416
‫دوباره!

1441
01:34:05,849 --> 01:34:07,451
‫شاید هنوز سنی نداشتن،

1442
01:34:07,551 --> 01:34:10,421
‫ولی اونقدری زرنگ بودن
‫که بدونن کِی باید کنار بکشن

1443
01:34:18,929 --> 01:34:19,963
‫مرسی، بچه‌ها

1444
01:34:20,064 --> 01:34:21,700
‫شیش ماه قبل از این که

1445
01:34:21,800 --> 01:34:25,469
‫در سن نامنصفانه‌ی ۳۹ سالگی
‫بر اثر تومور مغزی فوت کنه،

1446
01:34:25,569 --> 01:34:29,006
‫و در حالی که ذهنش عمدتاً کار می‌کرد،

1447
01:34:29,306 --> 01:34:32,576
‫چاک حقیقتِ زخم پشت دستش رو

1448
01:34:32,677 --> 01:34:34,078
‫به همسرش گفت

1449
01:34:35,780 --> 01:34:37,381
‫وقتی تازه وارد رابطه شده بودن،

1450
01:34:37,481 --> 01:34:39,583
‫بهش گفته بود کارِ پسری

1451
01:34:39,684 --> 01:34:41,318
‫به اسم داگ ونت‌ورث بوده

1452
01:34:41,418 --> 01:34:44,421
‫چون داگ از این که اون
‫با دوست‌دخترش توی یکی از

1453
01:34:44,446 --> 01:34:46,056
‫جشن‌های رسمی مدرسه رقصیده بود کُفری بود

1454
01:34:46,156 --> 01:34:48,392
‫و چاک رو سمت یکی از فنس‌های

1455
01:34:48,492 --> 01:34:49,560
‫بیرونِ باشگاه هل داده بود

1456
01:34:49,660 --> 01:34:51,128
‫راستش دروغ گفتم

1457
01:34:54,198 --> 01:34:55,366
‫اِی داد

1458
01:34:55,466 --> 01:34:57,601
‫یه مرد مرموز

1459
01:34:57,702 --> 01:34:59,069
‫هنوز هم عوض نشدی

1460
01:35:01,038 --> 01:35:02,573
‫چه اتفاقی افتاد، عزیزم؟

1461
01:35:02,673 --> 01:35:05,202
‫وقتی رقص بی‌نظیرمون تموم شد،

1462
01:35:05,442 --> 01:35:07,945
‫خیس عرق بودم و خیلی گرمم بود

1463
01:35:08,545 --> 01:35:10,815
‫گفتم الانه که گونه‌هام آتیش بگیرن

1464
01:35:10,914 --> 01:35:12,049
‫کارت حرف نداشت

1465
01:35:12,149 --> 01:35:13,650
‫- ممنون
‫- چه ستاره‌ای

1466
01:35:14,918 --> 01:35:16,128
‫تنها خواسته‌ی من اون لحظه

1467
01:35:16,153 --> 01:35:18,522
‫تاریکی بود و...

1468
01:35:18,622 --> 01:35:20,057
‫هوای خنک و...

1469
01:35:20,859 --> 01:35:22,393
‫این که تنها باشم

1470
01:35:26,964 --> 01:35:29,099
‫اون شب میلیون‌ها ستاره تو آسمون بود

1471
01:35:30,769 --> 01:35:32,203
‫میلیون‌ها ستاره

1472
01:35:32,469 --> 01:35:34,605
‫و میلیون‌ها ستاره‌ی دیگه هم پشت‌شون

1473
01:35:35,272 --> 01:35:39,276
‫و آره، شاید... شاید همه‌ی اینا
‫یه سری محاسبات ریاضی بودن

1474
01:35:40,210 --> 01:35:42,781
‫ولی در عین حال می‌رقصیدن

1475
01:35:42,881 --> 01:35:46,233
‫مطمئنم، چون خودم
‫به چشم یکی‌شون رو دیدم

1476
01:35:47,685 --> 01:35:51,388
‫و یادمه داشتم به بزرگی جهان فکر می‌کردم

1477
01:35:51,488 --> 01:35:53,892
‫به این که توش کثرت‌ها جا داده شده

1478
01:35:53,991 --> 01:35:57,723
‫ولی من هم توش یه جایی دارم

1479
01:35:58,696 --> 01:36:00,164
‫و تو این لحظه...

1480
01:36:01,766 --> 01:36:03,609
‫من شگفت‌انگیزم

1481
01:36:04,501 --> 01:36:07,104
‫و حق دارم شگفت‌انگیز باشم

1482
01:36:07,204 --> 01:36:09,273
‫آخ!

1483
01:36:12,877 --> 01:36:15,239
‫چرا راجع‌به همچین چیزی
‫دروغ گفتی آخه، خنگ؟

1484
01:36:16,113 --> 01:36:18,749
‫تو موجود عجیب و شگفت‌انگیزی هستی، عزیزم

1485
01:36:20,083 --> 01:36:22,152
‫اون توضیح بیشتری نمیده

1486
01:36:22,252 --> 01:36:25,956
‫چون زخم به دلایل دیگه‌ای
‫براش اهمیت داشت

1487
01:36:26,990 --> 01:36:29,761
‫اون بخشی از داستانی بود که
‫قادر به گفتنش نبود

1488
01:36:30,160 --> 01:36:32,897
‫هر چند که حالا یه خونه‌ی آپارتمانی

1489
01:36:32,996 --> 01:36:35,065
‫توی محله‌ی خونه‌ی ویکتوریایی‌ای که

1490
01:36:35,165 --> 01:36:37,568
‫بیشتر عمرش رو اونجا سپری کرد داره

1491
01:36:38,837 --> 01:36:41,505
‫همون خونه‌ی ویکتوریایی تسخیرشده

1492
01:36:42,973 --> 01:36:44,312
‫نمی‌دونم چرا نگفتم

1493
01:36:45,844 --> 01:36:47,611
‫کار مسخره‌ای بود

1494
01:36:48,045 --> 01:36:50,047
‫زخم اهمیت بیشتری داشت،

1495
01:36:50,147 --> 01:36:52,182
‫بنابراین اون رو مهم‌تر جِلوه داده بود

1496
01:36:52,483 --> 01:36:56,688
‫فقط نمی‌تونست اونقدری که باید
‫اون رو مهم نشون بده

1497
01:36:57,087 --> 01:36:59,189
‫این اصلاً با عقل جور درنمی‌اومد

1498
01:36:59,289 --> 01:37:03,344
‫اما همونطور که گلیوبلاستوما
‫به حمله‌ی رعدآسای خودش ادامه می‌داد،

1499
01:37:03,560 --> 01:37:05,964
‫این جمله تنها چیز بود که
‫ذهنِ درحال فروپاشی اون

1500
01:37:06,063 --> 01:37:07,382
‫می‌تونست به زبون بیاره

1501
01:37:39,998 --> 01:37:41,665
‫پدربزرگ چاک،

1502
01:37:41,766 --> 01:37:43,033
‫آقاجونش،

1503
01:37:43,768 --> 01:37:45,344
‫پنج سال بعد از مراسم پاییزه‌ی فلینگ

1504
01:37:45,369 --> 01:37:49,306
‫بر اثر حمله‌ی قلبی درگذشت

1505
01:37:49,406 --> 01:37:51,976
‫چاک دانش‌آموز سال یازدهمی بود که

1506
01:37:52,075 --> 01:37:55,112
‫توی یه گروه موسیقی آهنگ می‌خوند
‫و حین بخش‌های بی‌کلام اجرا...

1507
01:37:55,212 --> 01:37:57,418
‫مثل «میک جَگر» می‌رقصید

1508
01:37:57,715 --> 01:38:00,083
‫خودش ترتیب تمام کارها رو داد

1509
01:38:01,218 --> 01:38:03,153
‫چند هفته‌ی پیش اومد

1510
01:38:03,253 --> 01:38:05,422
‫تا خاطرجمع شه که
‫همه‌چی طبق وصیت‌نامه پیش بره

1511
01:38:05,522 --> 01:38:07,859
‫که به نظرم کار عجیبی بود

1512
01:38:08,358 --> 01:38:10,360
‫کمتر افرادی چنین زحمتی به خودشون میدن

1513
01:38:10,460 --> 01:38:11,595
‫اکثر مردم...

1514
01:38:11,696 --> 01:38:14,665
‫فقط یه بار میان تا ترتیب اثر بدن

1515
01:38:15,165 --> 01:38:17,749
‫بعدش دیگه مشتاق نیستن برگردن

1516
01:38:18,335 --> 01:38:21,638
‫دفعه‌ی بعدی که می‌بینم‌شون
‫لباس آخرت تنشونه

1517
01:38:21,739 --> 01:38:22,922
‫می‌فهمی که چی میگم؟

1518
01:38:24,976 --> 01:38:28,245
‫اون مرد بزرگ و دوست خوبی بود

1519
01:38:29,446 --> 01:38:32,215
‫۲۳ ساله که
‫حساب‌های دفتری ما رو انجام میده

1520
01:38:32,316 --> 01:38:34,686
‫و وقتی مأمور مالیات می‌اومد

1521
01:38:34,786 --> 01:38:36,186
‫جون‌مون رو بیشتر از یه بار نجات داد

1522
01:38:38,856 --> 01:38:41,425
‫حالا پولی بهتون بدهکارم؟

1523
01:38:41,525 --> 01:38:42,927
‫حتی یه قرون هم نه

1524
01:38:43,027 --> 01:38:46,129
‫ترتیب اون هم داد.
‫توی همون دیدارمون

1525
01:38:46,229 --> 01:38:47,732
‫حساب رو صاف کرد

1526
01:38:48,800 --> 01:38:49,801
‫می‌دونی...

1527
01:38:51,002 --> 01:38:52,402
‫خیلی برام عجیبه

1528
01:38:52,837 --> 01:38:56,307
‫مطمئنم تو هم تعجب می‌کنی،
‫پس یه لحظه گوشِت با من باشه

1529
01:38:56,573 --> 01:38:59,142
‫ببین، من...

1530
01:38:59,443 --> 01:39:01,879
‫توی دوران جوونی خودم
‫آرزو داشتم توی...

1531
01:39:01,980 --> 01:39:03,047
‫یکی از شبکه‌های تلویزیون

1532
01:39:03,146 --> 01:39:04,911
‫گزارشگر هواشناسی بشم

1533
01:39:05,917 --> 01:39:07,878
‫دنیا خواب‌های دیگه‌ای برام دیده بود

1534
01:39:08,251 --> 01:39:12,266
‫ولی یه تابستون رو
‫توی دبلیوکی‌ان‌بی گذروندم

1535
01:39:13,123 --> 01:39:15,860
‫خب، اونجا توی کی‌ان‌بی

1536
01:39:15,960 --> 01:39:17,929
‫یه آقایی بود که می‌گفتن

1537
01:39:18,029 --> 01:39:19,931
‫می‌تونه دو هفته زودتر

1538
01:39:20,031 --> 01:39:21,899
‫بگه توفانی در راهه

1539
01:39:22,232 --> 01:39:23,835
‫بدون این که راداری داشته باشه

1540
01:39:23,935 --> 01:39:25,435
‫طرف حس ششم داشت

1541
01:39:25,535 --> 01:39:27,671
‫عجیب‌ترین چیزی بود که دیده بودم

1542
01:39:28,106 --> 01:39:30,240
‫صورتش یه حالتی میشد

1543
01:39:30,340 --> 01:39:33,845
‫وقتی مردم در مورد
‫برنامه‌های سفرشون صحبت می‌کردن

1544
01:39:33,945 --> 01:39:35,947
‫انگار چیزی می‌دونست که
‫اونا ازش غافل بودن

1545
01:39:36,047 --> 01:39:39,050
‫نمیشد گفت لبخند میزد

1546
01:39:39,149 --> 01:39:40,918
‫لذت نمی‌برد

1547
01:39:41,019 --> 01:39:44,354
‫فقط... احساس آگاهی داشت

1548
01:39:45,322 --> 01:39:47,391
‫اسمش رو گذاشته بودم
‫«نگاه هواشناس‌گونه»

1549
01:39:48,225 --> 01:39:50,962
‫من همچین قدرتی نداشتم

1550
01:39:51,062 --> 01:39:53,530
‫واسه همین الان اینجام، نه اونجا

1551
01:39:56,233 --> 01:39:59,070
‫بابابزرگت هم وقتی اینجا اومده بود

1552
01:39:59,169 --> 01:40:01,175
‫اون حس رو تو صورتش دیدم

1553
01:40:01,538 --> 01:40:05,208
‫انگار که... می‌دونست قراره بارون بباره

1554
01:40:05,642 --> 01:40:08,378
‫و من اون کسی بودم که بهش چتر می‌فروختم

1555
01:40:10,682 --> 01:40:11,849
‫همون نگاه هواشناس‌گونه

1556
01:40:12,917 --> 01:40:14,518
‫شک ندارم

1557
01:40:15,920 --> 01:40:17,520
‫عجیب‌ترین چیزی که دیدم

1558
01:40:19,222 --> 01:40:21,324
‫آلبی همه‌چی رو براش به ارث گذاشت

1559
01:40:21,425 --> 01:40:24,661
‫خیلی بیشتر از هزینه‌ی
‫فارغ‌التحصیلیش از دانشگاه

1560
01:40:24,962 --> 01:40:27,664
‫و بعدها با فروش خونه‌ی ویکتوریایی

1561
01:40:27,765 --> 01:40:30,768
‫هزینه‌ی خونه‌ای که چاک و جینی بعد از

1562
01:40:30,899 --> 01:40:33,848
‫برگشتن از ماه‌عسل توی کتسکیل
‫بهش نقل مکان کرد رو تأمین کرد

1563
01:40:35,405 --> 01:40:38,308
‫اون قاطعانه از رفتن به اوماها

1564
01:40:38,408 --> 01:40:40,845
‫و زندگی با والدین مادرش امتناع کرد

1565
01:40:41,280 --> 01:40:42,950
‫- من عاشق‌تونم...
‫- اون گفت:

1566
01:40:43,014 --> 01:40:46,416
‫ولی من اینجا بزرگ شدم
‫و می‌خوام تا دانشگاه اینجا باشم

1567
01:40:46,516 --> 01:40:48,404
‫دیگه ۱۷ سالمه. بچه که نیستم

1568
01:40:48,618 --> 01:40:51,089
‫بنابراین اونا که
‫سال‌ها بود بازنشسته شده بودن،

1569
01:40:51,189 --> 01:40:52,556
‫پیش چاک اومدن

1570
01:40:52,656 --> 01:40:54,566
‫و ۲۰ ماه توی خونه‌ی ویکتوریایی موندن

1571
01:40:54,591 --> 01:40:57,427
‫تا وقتی که چاک

1572
01:40:57,527 --> 01:40:59,916
‫به دانشگاه ایلینوی رفت

1573
01:41:01,766 --> 01:41:05,368
‫هر چند که به مراسم خاکسپاری نرسیدن

1574
01:41:06,570 --> 01:41:09,207
‫مراسم طبق خواسته‌ی آلبی سریع انجام شدن

1575
01:41:09,306 --> 01:41:11,349
‫و خانواده‌ی مادرش
‫کارهای ناتمومی توی اوماها داشتن که

1576
01:41:11,374 --> 01:41:13,343
‫باید بهش سر و سامون می‌دادن

1577
01:41:14,112 --> 01:41:16,981
‫واقعیت ماجرا این بود که
‫چاک دلش براشون تنگ نشده بود

1578
01:41:17,982 --> 01:41:20,051
‫آقاجونش همونقدری که

1579
01:41:20,151 --> 01:41:22,552
‫از جمعیت بیزار بود
‫از شلوغی و هیاهو هم نفرت داشت

1580
01:41:26,590 --> 01:41:29,359
‫یک روز قبل از رسیدن‌شون،

1581
01:41:29,459 --> 01:41:31,729
‫چاک بالاخره پاکتی که

1582
01:41:31,829 --> 01:41:33,731
‫روی میز،
‫توی ورودی هال بود رو

1583
01:41:33,831 --> 01:41:34,972
‫باز کرد

1584
01:41:36,200 --> 01:41:38,703
‫از طرف سم یاربورو بود

1585
01:41:38,803 --> 01:41:42,740
‫مالک و رئیس تشریفات
‫خاکسپاری یاربورو

1586
01:41:42,840 --> 01:41:47,511
‫و توش وسایل شخصی آلبی کرانتز بود

1587
01:43:43,895 --> 01:43:46,864
‫توی این اتاق، بابابزرگ چاک...

1588
01:43:46,964 --> 01:43:48,199
‫پسر خانواده‌ی جفریز رو دید که...

1589
01:43:48,299 --> 01:43:50,500
‫بدنش زیر ماشین خرد میشه

1590
01:43:51,903 --> 01:43:55,273
‫اون هنری پیترسون رو دید که
‫خودش رو از سقف حلق‌آویز کرده

1591
01:43:56,007 --> 01:43:59,143
‫مرگ همسر خودش رو دید

1592
01:43:59,442 --> 01:44:01,712
‫و به گمانِ چاک

1593
01:44:01,812 --> 01:44:05,599
‫شاید شبی که چاک دسته‌کلید رو دزدیده بود،

1594
01:44:05,883 --> 01:44:10,321
‫آلبی خودش رو دیده بود که
‫با اینکه هنوز بازوش رو گرفته،

1595
01:44:10,420 --> 01:44:12,589
‫روی زمین از حال رفته

1596
01:44:13,824 --> 01:44:16,623
‫به نقل از خودش:
‫«انتظارشه که آدم رو پیر می‌کنه»

1597
01:44:17,560 --> 01:44:19,364
‫«سختیش همینه»

1598
01:44:20,530 --> 01:44:23,466
‫حالا انتظار کشیدنِ چاک شروع میشه

1599
01:44:24,869 --> 01:44:27,038
‫چقدر طول می‌کشه؟

1600
01:44:27,838 --> 01:44:31,574
‫کسی که روی تخت بیمارستان بود
‫دقیقاً چند سال داشت؟

1601
01:44:36,847 --> 01:44:39,449
‫بوق نهایی

1602
01:44:39,549 --> 01:44:41,883
‫روی مانیتوری که نامرئی بود زده شد

1603
01:44:42,253 --> 01:44:44,632
‫و بعد اون هم ناپدید شد

1604
01:44:47,091 --> 01:44:48,693
‫مردی که روی تخت بود...

1605
01:44:48,793 --> 01:44:51,929
‫اون شکلی که ارواح
‫توی فیلم‌ها محو میشدن نرفته بود

1606
01:44:52,595 --> 01:44:54,531
‫فقط غیب شده بود

1607
01:44:55,099 --> 01:44:58,703
‫به شما اصرار می‌کرد که
‫از ابتدا اونجا حضور نداشته

1608
01:45:00,404 --> 01:45:02,373
‫- اون...
‫- چاک با خودش فکر می‌کنه

1609
01:45:02,740 --> 01:45:04,641
‫من هم اصرار دارم که وجود نداشته

1610
01:45:05,810 --> 01:45:09,612
‫و اونقدر زندگی می‌کنم
‫که به نقطه‌ی پایان برسم

1611
01:45:11,514 --> 01:45:12,917
‫من شگفت‌انگیزم

1612
01:45:14,752 --> 01:45:16,619
‫و شایسته‌ی این حسم

1613
01:45:19,290 --> 01:45:21,620
‫و من توی خودم کثرت‌ها جا دادم

1614
01:45:21,644 --> 01:45:32,644
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

1615
01:45:32,668 --> 01:45:44,668
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »


