1
00:00:00,366 --> 00:00:20,366
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:56,390 --> 00:01:04,195
‫[ گران‌بها‌ترین محموله ]

3
00:01:05,387 --> 00:01:09,851
‫فیلمنامه:
‫[ میشل هازاناویسیوس ]
‫[ ژان- کلود پرومبِرگ ]

4
00:01:11,439 --> 00:01:16,014
‫بر اساس کتابی از:
‫[ ژان-کلود گرومبِرگ ]

5
00:01:17,307 --> 00:01:22,078
‫با صدای:
‫[ دومینیک بلان: زن هیزم‌شکن ]

6
00:01:23,403 --> 00:01:27,931
‫[ گریگوری گَدِبوآ: مرد هیزم‌شکن ]

7
00:01:29,493 --> 00:01:34,184
‫[ دنیس پودالیدِس: مرد صورت شکسته ]

8
00:01:35,396 --> 00:01:40,073
‫[ راوی: ژان-لوئیس ترینتیگان ]

9
00:01:48,913 --> 00:01:53,594
‫موسیقی:
‫[ الکساندر دِسپلات ]

10
00:02:00,893 --> 00:02:05,711
‫کارگردان:
‫[ میشل هازاناویسیوس ]

11
00:02:11,524 --> 00:02:18,291
‫یه روزی روزگاری، توی یه جنگل بزرگ،
‫یه هیزم‌شکن فقیر بود و یه زن هیزم‌شکن فقیر.

12
00:02:18,560 --> 00:02:21,329
‫نه، نه، خیالتون راحت،
‫از این قصه‌های بند انگشتی نیست.

13
00:02:21,420 --> 00:02:22,420
‫اضلاً هیچ ربطی نداره.

14
00:02:22,620 --> 00:02:25,840
‫اصلا من خودم، عین شما،
‫از این داستانای مسخره متنفرم.

15
00:02:26,400 --> 00:02:28,665
‫کی و کجا دیدین پدر مادرا ول کنن و برن...

16
00:02:28,666 --> 00:02:31,381
‫چون نمیتونن شکم بچه‌هاشون رو سیر کنن؟

17
00:02:31,660 --> 00:02:33,000
‫بیخیال...

18
00:02:36,640 --> 00:02:41,494
‫هیزم‌شکنهای بیچاره هیچ‌وقت
‫از جنگلشون بیرون نرفته بودن.

19
00:02:42,640 --> 00:02:48,562
‫با این حال، سرما، گشنگی، بدبختی،
‫زندگی رو براشون خیلی سخت کرده بود.

20
00:02:48,980 --> 00:02:52,123
‫مخصوصا تو این دور و زمونه
‫که جنگ جهانی بیداد می‌کرد.

21
00:02:52,700 --> 00:02:55,123
‫آره، آره، جنگ... جنگ جهانی، آره آره.

22
00:02:56,740 --> 00:03:00,030
‫خوشبختانه، آخر هر چیزی یه خیری هست.

23
00:03:00,300 --> 00:03:03,125
‫هیزم‌شکنهای بیچاره چند سالی میشد....

24
00:03:03,126 --> 00:03:06,527
‫که دیگه بچه‌ای نداشتن که بخوان شکمش رو سیر کنن.

25
00:03:06,916 --> 00:03:11,981
‫هیزم‌شکنهای درمانده که دیگه
‫قلبی برای مهر ورزیدن نداشتند، هر روز آه و ناله سر می‌دادند..

26
00:03:12,220 --> 00:03:15,576
‫ولی هیزم‌شکنهای بیچاره، با این قضیه کنار اومده بودند.

27
00:03:15,990 --> 00:03:18,470
‫دیگه بچه‌ای نیست که
‫نازش رو بکشیم، باشه...

28
00:03:18,494 --> 00:03:21,600
‫ولی دیگه دهنی هم نیست
‫که شکمش رو سیر کنیم.

29
00:03:23,700 --> 00:03:28,340
‫کم کم، با بالا رفتن سن،
‫زن هیزم‌شکن بیچاره فهمید ...

30
00:03:28,341 --> 00:03:31,724
‫که همه قدرت‌های زمینی، آسمانی و پری‌ها...

31
00:03:31,797 --> 00:03:37,470
‫همه با شوهر هیزم‌شکنش همدست
‫شدن که اون رو از بچه محروم کنن.

32
00:03:38,096 --> 00:03:42,127
‫اونم با سرنوشتش کنار اومد و به...

33
00:03:42,128 --> 00:03:46,561
‫سرما، گشنگی، بدبختی و تنهایی عادت کرد.

34
00:03:47,580 --> 00:03:50,360
‫تا اینکه یه روز...

35
00:04:15,222 --> 00:04:22,403
‫<i>امروز که منو ترک نمی‌کنید، برکت میدم
‫ بهتون اونهایی که از شهر اومدین،</i>

36
00:04:22,469 --> 00:04:28,160
‫<i>صدا و زندگی رو برام آوردین،
‫برکت میدم بهتون که با من مهربونین،</i>

37
00:04:28,161 --> 00:04:32,240
‫<i>زندگیم رو عوض کردین، منو از گشنگی
‫و بدبختی نجات بدین، یه چیزی بهم بدین،</i>

38
00:04:32,560 --> 00:04:35,880
‫<i>یه چیزی واسه خوردن، یه چیزی واسه نوشیدن، ،</i>

39
00:04:35,940 --> 00:04:39,220
‫<i>هر جنس کوچیکی که اضافه دارین، چیز زیادی
‫نمیخوام، فقط یه جنس خیلی کوچیک،</i>

40
00:04:39,540 --> 00:04:43,904
‫<i>التماس می‌کنم به مهربونیتون، ای خدای
‫قطار، شما نور من و تنها امیدم هستین.</i>

41
00:04:45,360 --> 00:04:47,632
‫<i>خواهش می‌کنم، به حرفم گوش بدین.</i>

42
00:10:36,840 --> 00:10:38,680
‫این دیگه چیه؟

43
00:10:38,681 --> 00:10:39,620
‫این دیگه چیه؟

44
00:10:39,621 --> 00:10:41,580
‫خدایان قطار به من هدیه دادن.

45
00:10:41,680 --> 00:10:42,500
‫خدایان قطار؟

46
00:10:42,501 --> 00:10:45,460
‫آره، تا اون بشه بچه‌ای که ما از دست دادیم.

47
00:10:45,461 --> 00:10:47,680
‫مگه نمیدونی این بچه چیه؟

48
00:10:47,681 --> 00:10:50,600
‫اگه از قطار اومده، نمیدونی از چه جور آدمیه؟

49
00:10:50,601 --> 00:10:51,600
‫این یه "خون‌آشامه"!

50
00:10:51,601 --> 00:10:53,797
‫نه، نه، نه، این فقط یه محموله کوچیکه،

51
00:10:53,798 --> 00:10:55,500
‫خدایان قطار بهم دادن.

52
00:10:55,560 --> 00:10:56,800
‫محموله ات، یه حرومزاد‌ه‌ست!

53
00:10:56,801 --> 00:10:57,801
‫یه حرومزاد‌ه!

54
00:11:00,120 --> 00:11:01,200
‫یه حرومزاد‌ه!

55
00:11:03,420 --> 00:11:05,000
‫تف به نژاد نفرین‌شده!

56
00:11:05,460 --> 00:11:08,120
‫نه، نه، نه، این یه فرشته‌ست، فرشته منه!

57
00:11:08,121 --> 00:11:11,080
‫نه، نه، من یه فرشته دارم، بذار زوزه بکشه،
‫خودتو راحت میکنی پیرزن،

58
00:11:11,420 --> 00:11:12,596
‫بزرگ شه، عین خودمون میشه.

59
00:11:12,620 --> 00:11:14,440
‫نه، اگه ما بزرگش کنیم، این‌طوری نمیشه!

60
00:11:14,441 --> 00:11:16,680
‫اینها خدا رو کشتن، اینها دزدن.

61
00:11:17,020 --> 00:11:18,502
‫لباساشو ببین، میدونی چقدر باید

62
00:11:18,503 --> 00:11:21,120
‫کار کرد تا لباس این مدلی داشته باشی؟

63
00:11:21,121 --> 00:11:22,361
‫بهت میگم اینا دزدن.

64
00:11:22,480 --> 00:11:26,200
‫خدا رو شکر، ما اینجا چیزی نداریم
‫که بدزدیم، و به زودی، اگه بخوای...

65
00:11:26,320 --> 00:11:28,040
‫اون به من کمک می‌کنه هیزم جمع کنم.

66
00:11:28,160 --> 00:11:30,080
‫اگه پیش ما پیداش کنن، میذارنمون بیخ دیوار!

67
00:11:30,500 --> 00:11:31,880
‫ولی... ولی کی می‌فهمه؟

68
00:11:31,881 --> 00:11:34,440
‫هیزم‌شکنهای دیگه، هیزم‌شکنهای دیگه ما رو لو میدن .

69
00:11:34,620 --> 00:11:37,065
‫نه، میگم این بچه مال خودمونه،

70
00:11:37,066 --> 00:11:39,080
‫که دوباره از دسترنج تو حامله شدم.

71
00:11:39,110 --> 00:11:41,083
‫اون نمیتونه مال ما باشه، نشونه داره.

72
00:11:41,140 --> 00:11:41,760
‫چه جوری؟

73
00:11:41,761 --> 00:11:43,120
‫نشونه داره، نشونه داره.

74
00:11:43,760 --> 00:11:45,821
‫ذاتشون مثل ما نیست.

75
00:11:54,007 --> 00:11:55,974
‫بیا، نشونه‌‌اش رو ببین.

76
00:11:56,100 --> 00:11:58,161
‫چه نشونه‌ای؟
‫من نشونه‌ای نمی‌بینم.

77
00:11:58,200 --> 00:12:00,100
‫اون مثل من ساخته نشده، نمی‌بینی؟

78
00:12:00,101 --> 00:12:01,101
‫نه.

79
00:12:02,632 --> 00:12:04,172
‫ولی اون مثل من ساخته شده.

80
00:12:04,866 --> 00:12:06,346
‫ببین چقدر خوشگله.

81
00:12:20,950 --> 00:12:22,310
‫داری چیکار می‌کنی؟

82
00:12:22,311 --> 00:12:24,130
‫کجا داری میری؟

83
00:12:25,150 --> 00:12:26,870
‫دارم دوباره میذارمش کنار ریل قطار.

84
00:12:27,648 --> 00:12:30,490
‫اگه خدایان اونو اونجا گذاشتن،
‫خودشون می‌تونن دوباره برش دارن.

85
00:12:31,190 --> 00:12:37,969
‫این کارو بکن هیزم‌شکن، و باید منو هم با اون
‫بندازی زیر چرخ‌های قطار باری.

86
00:12:37,970 --> 00:12:41,530
‫و خدایان، همه خدایان، خدایان
‫آسمون، طبیعت، خورشید...

87
00:12:41,750 --> 00:12:47,576
‫و قطار، دنبالت می‌کنن. هرجا باشی، هر کاری
‫بکنی، تا ابد و همیشه نفرین شده خواهی بود.

88
00:12:53,430 --> 00:12:58,750
‫هر چی که پیش بیاد، هر بدبختی‌ای
‫که بیاد سر راه، مال تو باشه.

89
00:12:58,830 --> 00:13:01,070
‫اون باعث خوشبختی من و تو میشه.

90
00:13:01,150 --> 00:13:03,874
‫همه خوشبختی‌ها مال خودت، نوش جونت.

91
00:13:04,130 --> 00:13:06,710
‫ولی اینو بدون که دیگه نمیخوام صداش رو
‫بشنوم و نه قیافه‌‌اش رو ببینم، هیچوقت.

92
00:13:07,450 --> 00:13:11,757
‫برو بذارش تو انبار و خفه شو.

93
00:14:04,170 --> 00:14:05,950
‫شیر میخواد طفلکی.

94
00:14:06,890 --> 00:14:08,168
‫هیچ شانسی نداره.

95
00:14:13,210 --> 00:14:17,170
‫اگه خدایان قطار این جنس
‫کوچیک رو به من سپردن،

96
00:14:17,171 --> 00:14:19,510
‫ واسه این نیست که بذارم بمیره.

97
00:14:19,511 --> 00:14:20,921
‫زنده میمونه، فهمیدی؟

98
00:14:52,290 --> 00:14:54,090
‫کی اونجاست؟

99
00:14:55,856 --> 00:14:57,456
‫یه هیزم‌شکن بیچاره.

100
00:14:57,490 --> 00:14:59,830
‫چی میخوای هیزم‌شکن بیچاره؟

101
00:14:59,831 --> 00:15:02,123
‫شیر، برای بچه‌ام.

102
00:15:02,310 --> 00:15:02,830
‫آهان؟

103
00:15:02,831 --> 00:15:04,810
‫چرا از شیر خودت بهش نمیدی؟

104
00:15:04,811 --> 00:15:06,175
‫ندارم، دریغا .

105
00:15:06,230 --> 00:15:09,361
‫و اگه این بچه‌ای که می‌بینی امروز شیر نخوره، میمیره.

106
00:15:09,490 --> 00:15:11,950
‫بمیره؟
‫بیخیال شو، یکی دیگه می‌سازم.

107
00:15:12,857 --> 00:15:14,129
‫دیگه سنم گذشته.

108
00:15:14,430 --> 00:15:17,265
‫بعدش هم، این بچه رو بهم سپردن...

109
00:15:17,266 --> 00:15:19,910
‫ خدایِ قطار باری که از این ریل رد میشه.

110
00:15:20,282 --> 00:15:23,296
‫خدای قطار یکی از محموله‌های کوچیکش رو به تو سپرده؟

111
00:15:23,971 --> 00:15:27,110
‫آه، چرا شیرش رو هم باهاش نداده؟

112
00:15:27,643 --> 00:15:28,763
‫یادش رفته.

113
00:15:29,030 --> 00:15:30,710
‫خدایان که نمی‌تونن به همه‌چی فکر کنن.

114
00:15:31,110 --> 00:15:32,650
‫این پایین کارای زیادی دارن.

115
00:15:33,150 --> 00:15:34,510
‫و خیلی هم بد انجامش میدن.

116
00:15:35,830 --> 00:15:39,670
‫بگو ببینم هیزم‌شکن،
‫فکر می‌کنی من شیر رو از کجا میارم؟

117
00:15:39,671 --> 00:15:40,710
‫از پستون بزت.

118
00:15:40,711 --> 00:15:42,510
‫بُزم؟

119
00:15:42,511 --> 00:15:44,370
‫چرا فکر میکنی من بز دارم؟

120
00:15:44,371 --> 00:15:47,630
‫شنیدم صداش درمیومد وقتی داشتم
‫هیزم جمع میکردم لب مرز زمینت.

121
00:15:48,090 --> 00:15:50,070
‫در عوض شیرم چی میدی؟

122
00:15:50,071 --> 00:15:51,750
‫- هر ‌چی که دارم.
‫- چی داری؟

123
00:15:52,310 --> 00:15:52,910
‫هیچی.

124
00:15:53,090 --> 00:15:54,090
‫کمه.

125
00:15:55,390 --> 00:15:57,530
‫هر روزی که خدا بخواد، من میام

126
00:15:57,531 --> 00:15:59,390
‫یه بغل هیزم برات میارم در ازای دو جرعه شیر.

127
00:15:59,430 --> 00:16:02,290
‫میخوای پول شیرم رو با چوب خودم بدی؟

128
00:16:02,291 --> 00:16:03,291
‫این چوب تو نیست.

129
00:16:03,730 --> 00:16:04,770
‫مال تو هم دست من نیست.

130
00:16:04,950 --> 00:16:07,610
‫همون‌قدر که شیر تو، شیر تو نیست، شیر بزته.

131
00:16:07,611 --> 00:16:08,891
‫ولی بز مال منه.

132
00:16:09,610 --> 00:16:11,450
‫تو زندگی هیچی بدون عوض داده نمیشه.

133
00:16:11,730 --> 00:16:13,230
‫بدون شیر، دخترم می‌میره.

134
00:16:13,450 --> 00:16:14,450
‫بدون عوض.

135
00:16:14,809 --> 00:16:15,642
‫کمکم کن.

136
00:16:15,950 --> 00:16:17,510
‫اگه کمکم کنی بهش غذا بدم، زنده میمونه.

137
00:16:17,710 --> 00:16:19,150
‫خدایان ازت ممنون میشن.

138
00:16:19,390 --> 00:16:20,230
‫ازت محافظت می‌کنن.

139
00:16:20,350 --> 00:16:22,371
‫اونا تا حالا هم حسابی ازم محافظت کردن.

140
00:16:23,190 --> 00:16:24,190
‫ببین.

141
00:16:24,450 --> 00:16:26,888
‫ببین خدایان تو چه جوری ازم محافظت کردن.

142
00:16:29,510 --> 00:16:31,030
‫ازم میترسی؟

143
00:16:31,352 --> 00:16:31,952
‫نه.

144
00:16:32,310 --> 00:16:33,450
‫پس دلت برام میسوزه.

145
00:16:34,010 --> 00:16:35,010
‫اونم نه.

146
00:16:35,610 --> 00:16:36,770
‫خداها تو رو زنده نگه داشتن.

147
00:16:37,230 --> 00:16:38,748
‫و بزت هم همینطور.

148
00:16:39,230 --> 00:16:40,230
‫زنده، آره.

149
00:16:44,220 --> 00:16:44,932
‫بیا.

150
00:16:45,060 --> 00:16:45,820
‫این شال رو بردار.

151
00:16:46,000 --> 00:16:47,040
‫ببین چقدر خوشگله.

152
00:16:47,480 --> 00:16:51,160
‫خود خداها با نخ‌های طلا بافتنش.

153
00:16:54,440 --> 00:16:56,580
‫معلومه که تو کار معامله واردی.

154
00:16:56,780 --> 00:16:58,060
‫جنس کوچیکت رو نشون بده.

155
00:17:01,100 --> 00:17:05,094
‫موجود الهی تو گرسنشه،
‫مثل یه بچه معمولی آدمیزاد.

156
00:17:05,160 --> 00:17:07,320
‫یه پیمونه از شیر بزم بهت میدم.

157
00:17:07,360 --> 00:17:08,102
‫ممنون.

158
00:17:08,280 --> 00:17:09,042
‫ممنون.

159
00:17:09,260 --> 00:17:10,260
‫بلند شو.

160
00:17:10,720 --> 00:17:11,500
‫بلند شو، میگم.

161
00:17:11,640 --> 00:17:12,240
‫تو خوبی.

162
00:17:12,420 --> 00:17:12,940
‫تو خوبی.

163
00:17:13,060 --> 00:17:13,540
‫نه، نه.

164
00:17:13,700 --> 00:17:14,900
‫ما یه معامله کردیم.

165
00:17:15,880 --> 00:17:16,280
‫بیا.

166
00:17:16,600 --> 00:17:18,040
‫چیزی که حقت رو بهت میدم.

167
00:17:18,240 --> 00:17:20,460
‫کی سرت رو شکسته، ای مرد نیکوکار؟

168
00:17:20,461 --> 00:17:21,277
‫جنگ.

169
00:17:21,420 --> 00:17:22,300
‫همین جنگ؟

170
00:17:22,301 --> 00:17:22,833
‫نه.

171
00:17:23,060 --> 00:17:24,860
‫یه جنگ دیگه. مهم نیست.

172
00:17:24,940 --> 00:17:26,600
‫ولی زانوت هیچوقت پیش من خم نشه.

173
00:17:26,601 --> 00:17:28,435
‫نه پیش من، نه پیش هیچکس دیگه.

174
00:17:28,511 --> 00:17:30,040
‫دیگه هیچوقت نگو من خوبم.

175
00:17:30,400 --> 00:17:32,760
‫و هوس نکنی این خبرو پخش کنی که من بز دارم.

176
00:17:33,040 --> 00:17:34,140
‫و بهت شیر میدم.

177
00:17:34,920 --> 00:17:35,920
‫وگرنه می‌کشمت.

178
00:23:40,920 --> 00:23:42,345
‫تکون نخور.

179
00:23:44,553 --> 00:23:45,553
‫تکون نخور.

180
00:24:33,526 --> 00:24:34,326
‫هیزم‌شکن!

181
00:24:34,351 --> 00:24:35,843
‫این بچه نجس رو خفه کن.

182
00:24:35,910 --> 00:24:37,026
‫دیگه نمی‌تونیم اینجا بخوابیم.

183
00:24:37,050 --> 00:24:37,890
‫خفه شو هیزم‌شکن.

184
00:24:38,050 --> 00:24:39,090
‫تو اونو میترسونی.

185
00:24:39,250 --> 00:24:40,150
‫من بترسونمش؟

186
00:24:40,151 --> 00:24:41,270
‫کلاه سرت گذاشتن طفلکی.

187
00:24:41,271 --> 00:24:44,130
‫این بچه شیطون از هیچی و هیچکس نمی‌ترسه.

188
00:24:44,450 --> 00:24:46,350
‫اون بی‌قلبه، میفهمی؟

189
00:24:46,351 --> 00:24:47,230
‫بی‌قلب!

190
00:24:47,264 --> 00:24:49,690
‫ولی، هیزم‌شکن، بی‌قلبها هم قلب دارن، مثل من و تو.

191
00:24:49,770 --> 00:24:51,593
‫خفه شو دیگه، تو هیچی نمیدونی.

192
00:24:51,850 --> 00:24:53,542
‫بی‌قلبها سگای ولگردی هستن

193
00:24:53,543 --> 00:24:55,557
‫که بچه‌هاشون رو از پنجره‌های قطار پرت میکنن بیرون.

194
00:24:55,610 --> 00:24:59,169
‫و ما، خرای بدبخت، مجبوریم بهشون غذا بدیم.

195
00:25:03,230 --> 00:25:04,210
‫میفهمی؟

196
00:25:04,211 --> 00:25:06,144
‫میفهمی که هیچی نمیفهمی؟

197
00:25:07,090 --> 00:25:08,895
‫دارم بهت میگم، بی‌قلبه.

198
00:25:29,330 --> 00:25:32,044
‫بی‌قلبها هم قلب دارن.

199
00:25:35,690 --> 00:25:38,245
‫نه، بی‌قلبها، قلبی ندارن.

200
00:25:38,510 --> 00:25:39,510
‫امکان نداره.

201
00:25:41,450 --> 00:25:42,610
‫و فردا باید بره.

202
00:25:43,230 --> 00:25:49,823
‫باید انتخاب کنی زن، بین این آشغال دروغین،
‫خداکش، و شوهر هیزم‌شکن درستکار.

203
00:25:51,430 --> 00:25:52,430
‫فردا میره.

204
00:25:52,930 --> 00:25:54,453
‫با تو یا بی‌تو.

205
00:30:03,560 --> 00:30:05,900
‫اگه میخوای برگردی خونه، میتونی برگردی.

206
00:30:10,992 --> 00:30:12,032
‫اون بچه چی؟

207
00:30:46,410 --> 00:30:47,410
‫هیزم شکن.

208
00:30:47,510 --> 00:30:49,145
‫هیزم شکن، بیا اینجا.

209
00:32:00,000 --> 00:32:02,200
‫زنده باد پایان این جنگ نفرین شده.

210
00:32:02,700 --> 00:32:04,118
‫امیدوارم زودتر پایان جنگ فرا برسه.

211
00:32:04,160 --> 00:32:05,680
‫زنده باد پایان بی‌قلبهای نفرین شده.

212
00:32:05,960 --> 00:32:07,140
‫که امیدوارم اون هم زودتر فرا برسه.

213
00:32:10,520 --> 00:32:12,760
‫اونا خدا رو کشتن و این جنگ رو خواستن.

214
00:32:12,900 --> 00:32:13,800
‫لیاقت زنده بودن ندارن.

215
00:32:13,801 --> 00:32:15,798
‫و جنگ نفرین شده‌شون فقط وقتی تموم میشه...

216
00:32:15,799 --> 00:32:18,721
‫که زمین برای همیشه از شرشون خلاص بشه.

217
00:32:18,780 --> 00:32:21,211
‫پس نابود باد،
‫اونهایی که باعث و بانی مسمومیت زندگی‌اند.

218
00:32:21,259 --> 00:32:22,259
‫مرگ بر بی‌قلبها.

219
00:32:22,320 --> 00:32:23,643
‫ترسوها.

220
00:32:25,080 --> 00:32:27,140
‫آه، من یه بار دیدم از
‫یکی از قطارا پیاده میشدن.

221
00:32:27,420 --> 00:32:28,420
‫خوک‌ها.

222
00:32:28,480 --> 00:32:29,600
‫کثیف،به جون تو.

223
00:32:29,640 --> 00:32:31,485
‫خوک‌ها، بهتر از این نمیتونم بگم.

224
00:32:31,540 --> 00:32:33,503
‫بزن بریم، مرگ بر خوک‌ها.

225
00:32:35,860 --> 00:32:37,080
‫چی شده؟

226
00:32:37,081 --> 00:32:37,920
‫نمیخوری؟

227
00:32:37,921 --> 00:32:38,921
‫چرا.

228
00:32:44,340 --> 00:32:45,900
‫بی‌قلبها قلب دارن.

229
00:32:46,180 --> 00:32:47,300
‫چی؟

230
00:32:47,301 --> 00:32:48,360
‫چی داره میگه؟

231
00:32:48,361 --> 00:32:50,020
‫مریضی؟

232
00:32:52,460 --> 00:32:54,460
‫بی‌قلبها قلب دارن.

233
00:33:10,540 --> 00:33:11,580
‫خل شده.

234
00:33:11,840 --> 00:33:13,220
‫کاملاً مسته.

235
00:33:14,060 --> 00:33:15,060
‫بزن بریم.

236
00:33:15,200 --> 00:33:16,200
‫فردا بهتر میشه.

237
00:33:16,720 --> 00:33:17,720
‫هوا خنک.

238
00:33:18,100 --> 00:33:19,100
‫چه احمقی، ها.

239
00:33:19,200 --> 00:33:20,200
‫دیگه الکل بهش نمیسازه.

240
00:33:25,120 --> 00:33:26,680
‫بی‌قلبها قلب دارن.

241
00:33:27,620 --> 00:33:29,760
‫بی‌قلبها قلب دارن.

242
00:33:39,917 --> 00:33:42,177
‫بی‌قلبها قلب دارن.

243
00:33:43,492 --> 00:33:44,832
‫بی‌قلبها....

244
00:33:45,185 --> 00:33:47,232
‫قلب دارن.

245
00:38:41,206 --> 00:38:42,386
‫سلام بر شما.

246
00:38:42,586 --> 00:38:43,586
‫سلام بر شما.

247
00:38:44,360 --> 00:38:45,400
‫چه بچه بامزه‌ای.

248
00:38:45,920 --> 00:38:46,600
‫مال شماست؟

249
00:38:46,601 --> 00:38:46,840
‫آره.

250
00:38:46,841 --> 00:38:48,140
‫آره، دخترمونه.

251
00:38:48,540 --> 00:38:49,460
‫چند سالشه؟

252
00:38:49,461 --> 00:38:50,461
‫یه سال، تقریباً.

253
00:38:50,600 --> 00:38:51,600
‫تقریباً.

254
00:38:51,820 --> 00:38:52,820
‫بامزه است.

255
00:38:53,520 --> 00:38:55,600
‫شوهرت هیچی به ما نگفت، این هم جالبه.

256
00:38:56,200 --> 00:38:57,260
‫خیلی حرف نمیزنه.

257
00:38:58,040 --> 00:38:59,580
‫خب آره، این توضیح میده.

258
00:39:02,160 --> 00:39:04,100
‫من میرم، کار دارم.

259
00:39:04,920 --> 00:39:05,920
‫خداحافظ.

260
00:39:07,620 --> 00:39:08,620
‫به سلامت.

261
00:45:19,300 --> 00:45:22,800
‫چه خبره، چی باعث شده اینقدر زود بیاید؟

262
00:45:24,320 --> 00:45:27,240
‫ولی اگه این دخترته رفیق،
‫باید تو شهرداری ثبتش می‌کردی.

263
00:45:27,680 --> 00:45:28,680
‫اون بلد نیست بنویسه.

264
00:45:29,140 --> 00:45:30,140
‫خب آره، چی بگم.

265
00:45:30,180 --> 00:45:32,020
‫تنها چیزی که می‌فهمم، چوبه.

266
00:45:32,320 --> 00:45:35,460
‫- پس کاغذبازی، میدونی...
‫- اما چطور ممکنه هیچکس خبر نداشته باشه؟

267
00:45:35,461 --> 00:45:37,960
‫چرا هیچی به ما نگفتی؟

268
00:45:37,961 --> 00:45:39,445
‫شما از من نپرسیدید.

269
00:45:42,760 --> 00:45:45,681
‫گوش کن، ما همه اینجا هیزم‌شکن
‫خوبیم و وطن‌پرست خوب.

270
00:45:45,740 --> 00:45:48,705
‫و میدونی که پناه دادن یا کمک
‫کردن به یه بی‌قلب، مجازاتش مرگه.

271
00:45:48,759 --> 00:45:49,795
‫پس تو هرکاری میخوای بکن.

272
00:45:49,866 --> 00:45:51,306
‫ولی ما، از قانون پیروی می‌کنیم.

273
00:45:51,420 --> 00:45:53,696
‫و حالا که میدونیم، باید بچه رو تحویل بدیم.

274
00:45:53,720 --> 00:45:54,960
‫قانون، قانونه، رفیق.

275
00:45:55,140 --> 00:45:56,918
‫و ما نمیخوایم جونمون رو به خطر بندازیم ...

276
00:45:56,919 --> 00:45:59,568
‫یا به کشورمون خیانت کنیم به خاطر یه بچه‌ی
‫که از زیر بوته عمل اومده.

277
00:45:59,660 --> 00:46:01,260
‫به اندازه کافی واضح بودم؟

278
00:46:06,420 --> 00:46:07,660
‫بزن بریم، داستان درست نکن، برو.

279
00:46:11,220 --> 00:46:12,940
‫بچه رو بده، تا از شرش خلاص شیم.

280
00:46:21,460 --> 00:46:22,511
‫بچه رو آماده کن.

281
00:46:22,707 --> 00:46:24,426
‫من میرم گهواره‌ش رو بیارم.

282
00:46:26,080 --> 00:46:27,420
‫رفیقمون راست میگه.

283
00:46:28,340 --> 00:46:29,340
‫یه اشتباه بود.

284
00:46:29,940 --> 00:46:31,160
‫یه اشتباه وحشتناک.

285
00:47:00,901 --> 00:47:02,004
‫فرار کن.

286
00:47:02,520 --> 00:47:03,506
‫فرار کن.

287
00:47:07,644 --> 00:47:15,102
‫خدا این نفرین شده‌ها رو
‫بکشه، که بی‌روح و بی‌اعتقادن.

288
00:47:19,016 --> 00:47:20,301
‫فرار کن،

289
00:47:20,480 --> 00:47:21,767
‫فرار کن.

290
00:47:22,827 --> 00:47:25,574
‫ما زنده نگهداشتیم...

291
00:47:26,840 --> 00:47:29,462
‫محموله کوچولومون رو.

292
00:47:54,600 --> 00:47:56,360
‫کی اونجاست؟

293
00:47:56,361 --> 00:47:58,440
‫منم، هیزم‌شکن بیچاره.

294
00:47:59,180 --> 00:48:01,180
‫چی میخوای، هیزم‌شکن بیچاره؟

295
00:48:01,181 --> 00:48:02,181
‫پناه بده.

296
00:48:02,276 --> 00:48:04,520
‫پناه بده به من و محموله کوچیکم.

297
00:48:04,720 --> 00:48:05,920
‫صدای تیراندازی شنیدم.

298
00:48:06,100 --> 00:48:07,740
‫اونا واسه تو بودن؟

299
00:48:07,741 --> 00:48:09,584
‫میخواستن اونو ازم بگیرند.

300
00:48:10,000 --> 00:48:16,322
‫بعدش شوهرم، هیزم‌شکن بیچاره،
‫با تبرش، اونارو....

301
00:48:16,446 --> 00:48:18,354
‫ دیگه چیزی نگو.

302
00:48:18,440 --> 00:48:20,320
‫من سیاهی قلب مردم رو می‌شناسم.

303
00:48:20,740 --> 00:48:22,500
‫هیزم‌شکن تو و تبرش کار خوبی کردن.

304
00:48:22,501 --> 00:48:25,620
‫و اگه لازم باشه، نوبت منم بشه،
‫منم می‌دونم چطور این کارو بکنم.

305
00:48:27,920 --> 00:48:29,940
‫محموله کوچیکت رو به من بسپار.

306
00:48:39,410 --> 00:48:40,410
‫دنبالم بیا.

307
00:49:00,496 --> 00:49:01,822
‫حرکت کن، بیا.

308
00:49:12,630 --> 00:49:17,870
‫دختر خدایان، این مادر شیرده توئه،
‫کسی که شیرش رو بهت داده،

309
00:49:18,070 --> 00:49:19,684
‫سومین مادرت.

310
00:49:21,590 --> 00:49:24,290
‫چرا گریه می‌کنی، هیزم‌شکن بیچاره؟

311
00:49:24,291 --> 00:49:26,485
‫از این به بعد برای بچه‌ات شیر...

312
00:49:26,486 --> 00:49:29,771
‫ به اندازه کافی خواهی داشت، که
‫دیگه حتی لازم نیست بیای دنبالش.

313
00:49:29,870 --> 00:49:32,026
‫درسته، من یه دسته هیزم از دست میدم،

314
00:49:32,027 --> 00:49:35,111
‫ ولی یه همبازی برای بُز تنهای خودم به دست میارم.

315
00:49:35,230 --> 00:49:37,446
‫پس، ما چهارتا همگی برنده‌ایم.

316
00:49:38,170 --> 00:49:40,615
‫هیچکس نمیتونه تو این دنیای واقعی
‫چیزی به دست بیاره،

317
00:49:40,640 --> 00:49:43,091
‫بدون اینکه راضی به از دست دادن چیزی باشه.

318
00:49:43,250 --> 00:49:45,600
‫حتی اگه اون چیز، زندگی یه عزیز باشه.

319
00:49:45,707 --> 00:49:48,052
‫یا زندگی خودش.

320
00:51:21,933 --> 00:51:24,193
‫روزها پشت سر هم میرفتن.

321
00:51:24,580 --> 00:51:25,860
‫فصل‌ پشت فصل‌.

322
00:51:26,700 --> 00:51:27,720
‫جنگ پشتِ جنگ.

323
00:51:29,060 --> 00:51:31,100
‫قهرمان‌ها پشتِ قهرمان‌ها میرفتن.

324
00:51:32,020 --> 00:51:33,528
‫غم پشتِ غم‌.

325
00:51:34,386 --> 00:51:35,826
‫و قطار پشتِ قطار.

326
00:51:37,180 --> 00:51:40,020
‫تو واگن‌های پلمپ شده‌شون،
‫انسانیت جون می‌داد.

327
00:51:41,859 --> 00:51:44,240
‫هیچکس صدای فریادهای تبعید شده‌ها رو نشنید.

328
00:51:45,100 --> 00:51:48,607
‫هق هق دریاها با ناله پیرمردان در می‌آمیزد..

329
00:51:48,674 --> 00:51:50,739
‫با نیایش‌های ساده‌لوحان..

330
00:51:50,880 --> 00:51:54,380
‫با ناله‌ها و گریه‌های کودکانی
‫که از والدین خود جدا شده‌اند.

331
00:51:54,900 --> 00:51:59,114
‫و پیشاپیش به برزخ بهشتی که برای
‫بی‌گناهان کنار گذاشته شده بود، رفتند.

332
00:52:03,520 --> 00:52:07,886
‫و بعد... و بعد قطارها از حرکت ایستادن.

333
00:52:22,979 --> 00:52:24,479
‫بیا بریم.

334
00:53:03,510 --> 00:53:04,850
‫فرار کرد.

335
00:54:29,790 --> 00:54:31,410
‫کی اونجاست؟

336
00:54:33,110 --> 00:54:36,030
‫گفتم کی اونجاست!

337
00:55:10,670 --> 00:55:11,557
‫یه پیرمرده.

338
00:55:12,849 --> 00:55:13,989
‫بدبخت بیچاره.

339
00:56:29,530 --> 00:56:33,430
‫خواهش می‌کنم، هر کی هستید،
‫از این مرد خیلی خوب مراقبت کنید.

340
00:56:33,431 --> 00:56:37,390
‫کاری کنید خوشبختی و آرامشی
‫که تو این دنیا نداشته رو پیدا کنه.

341
00:56:37,450 --> 00:56:39,243
‫و هر جا که هستید ازش استقبال کنید.

342
00:56:41,950 --> 00:56:43,930
‫چه فایده‌ای داره؟

343
00:56:43,931 --> 00:56:46,990
‫من اینقدر ازتون خواهش کردم
‫که کارهای زیادی انجام بدید.

344
00:56:48,190 --> 00:56:51,310
‫ولی اگه این بچه امروز اینجاست،
‫به خاطر شما نیست.

345
00:56:51,930 --> 00:56:56,130
‫به خاطر دستی هست که از قطار پرتش کرد بیرون،
‫به خاطر شوهرم، هیزم‌شکن بیچاره.

346
00:56:56,310 --> 00:56:57,950
‫و به خاطر این مرد خیلی خوب بود.

347
00:56:58,590 --> 00:56:59,821
‫و به خاطر بزش.

348
00:57:00,590 --> 00:57:03,090
‫نه، به خاطر شما نیست.

349
00:57:08,300 --> 00:57:09,980
‫لطفاً، اونها رو برکت بدید.

350
01:12:15,690 --> 01:12:18,950
‫سال‌ها بعد،به اندازه یک عمر.

351
01:12:19,590 --> 01:12:23,790
‫در حالی که صلح کم و
‫بیش دوباره جهانی شده بود،،

352
01:12:23,950 --> 01:12:27,552
‫اون مرد که یه متخصص اطفال
‫مشهور بین‌المللی شده بود.

353
01:12:27,850 --> 01:12:30,949
‫بعد از جنگ، تحصیلات پزشکی خودش رو از سر گرفت

354
01:12:31,029 --> 01:12:34,750
‫و زندگیش رو وقف مراقبت از بچه‌های دیگران کرد.

355
01:12:35,226 --> 01:12:38,939
‫اون که نویسنده آثار بسیار برجسته‌ای
‫بود، به طور مرتب به همایشها دعوت میشد.

356
01:12:38,964 --> 01:12:41,780
‫اون دعوت میشد تا رویکرد خود را
‫نسبت به دوران کودکی...

357
01:12:41,807 --> 01:12:44,282
‫در سمینارهای مختلف در سراسر جهان توضیح دهد.

358
01:12:44,370 --> 01:12:48,716
‫اینگونه است که او را در راه رسیدن
‫به یک پایتخت اروپایی پیدا می‌کنیم،

359
01:12:48,810 --> 01:12:53,379
‫تو یه کشوری که سهم زیادی از تراژدی‌ها رو داشته.

360
01:15:15,332 --> 01:15:17,171
‫میتونم کمکتون کنم؟

361
01:15:18,700 --> 01:15:20,680
‫میتونید اینو برام ترجمه کنید، اینجا چی نوشته؟

362
01:15:20,720 --> 01:15:22,506
‫میگه این عکس کی هست.

363
01:15:22,820 --> 01:15:24,629
‫این ماریا چخلوفسکا هست.

364
01:15:24,940 --> 01:15:29,748
‫اون ۲۰ سالشه، و به عنوان
‫شایسته‌ترین پیشگام جوان تعیین شده،

365
01:15:29,880 --> 01:15:35,941
‫چون دختر یک زن فقیر بی‌سواد،
‫یه هیزم‌شکن ساده که تاجر پنیر شده.

366
01:15:40,279 --> 01:15:41,532
‫اینو برمیدارم.

367
01:16:02,260 --> 01:16:04,742
‫به نظر میاد این داستان یه افسانه‌ست.

368
01:16:04,999 --> 01:16:07,845
‫و هیچ‌کدوم از اینها اتفاق نیفتاده.

369
01:16:08,400 --> 01:16:14,568
‫نه قطارها، نه اردوگاه‌ها، نه
‫خانواده‌هایی که به دود تبدیل شدن،

370
01:16:14,642 --> 01:16:22,550
‫نه آتش، نه خاکستر، نه اشک‌ها، نه جنگ، نه بازماندگان،

371
01:16:23,168 --> 01:16:27,560
‫نه درد پدرها و مادرهایی که
‫دنبال بچه‌های گمشده‌‌اشون میگردن.

372
01:16:29,440 --> 01:16:33,391
‫آره، میگن هیچ‌کدوم از اینا اتفاق نیفتاده،

373
01:16:34,274 --> 01:16:36,350
‫هیچی حقیقت نداره.

374
01:16:36,634 --> 01:16:38,541
‫.ولی خیلی چیزها میگن

375
01:16:40,686 --> 01:16:45,619
‫تنها چیز درست، واقعاً درست،
‫اینه که یه دختر کوچولو ...

376
01:16:45,679 --> 01:16:52,820
‫که هیچ‌وقت وجود نداشته یه روز از یه قطار
‫باری خیالی پرت شده...

377
01:16:52,821 --> 01:16:57,520
‫و یه هیزم‌شکن بیچاره که
‫اونم وجود نداشته اونو برداشته،

378
01:16:57,647 --> 01:17:04,038
‫بهش غذا داده، نازش کرده، بیشتر از هر چیزی
‫دوستش داشته، بیشتر از زندگی خودش.

379
01:17:04,987 --> 01:17:08,318
‫آره، این تنها چیزیه که شایسته وجود داشتنه

380
01:17:08,371 --> 01:17:11,340
‫تو داستان‌ها و تو زندگی واقعی.

381
01:17:11,440 --> 01:17:12,878
‫و اون عشقه.

382
01:17:13,240 --> 01:17:15,492
‫عشقی که به بچه‌ها داده میشه،

383
01:17:16,345 --> 01:17:18,867
‫چه برای بچه‌های خودت و چه بچه‌های دیگران.

384
01:17:19,000 --> 01:17:26,457
‫عشقی که باعث میشه، با وجود همه چیزهایی
‫که وجود داره و همه چیزهایی که وجود نداره...

385
01:17:26,600 --> 01:17:28,505
‫عشقی که باعث میشه...

386
01:17:28,643 --> 01:17:31,024
‫زندگی ادامه پیدا کنه.

387
01:17:31,707 --> 01:17:33,679
‫بقیه‌اش سکوت است و بس..

388
01:17:33,703 --> 01:17:43,703
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

389
01:17:43,727 --> 01:17:55,727
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


