1
00:00:09,250 --> 00:00:13,484
<font color="#800080">"‏‏‏‏‏ندامتگاه جوانان "شبویگان
</font>

2
00:00:17,184 --> 00:00:20,184
اون همش به من میگه
هیچ کاری نکرده

3
00:00:20,250 --> 00:00:21,351
<font color="#800080">بارب جاندا
مادر برندن
</font>

4
00:00:21,417 --> 00:00:23,818
اونا بهش گفتن چی بگه

5
00:00:27,917 --> 00:00:29,384
هی، مامان -
چیه؟ -

6
00:00:30,250 --> 00:00:32,818
کِی یه وکیل دیگه میگیرم؟

7
00:00:32,883 --> 00:00:34,784
جمعه یه وکیل دیگه میگیری

8
00:00:36,617 --> 00:00:38,751
‏‏10 آپریل "رسل‌مانیا" نشون می‌ده

9
00:00:40,017 --> 00:00:43,250
پدرت ضبطش میکنه -
.آره، ولی نمیتونم ببینیش -

10
00:00:44,351 --> 00:00:49,551
وقتی که بیای خونه، میتونی ببینیش -
خب کی؟ یک سال دیگه؟ -

11
00:00:49,617 --> 00:00:52,250
. ...زودتر میای بیرون

12
00:00:53,651 --> 00:00:56,250
چونکه تو گناهکار نیستی، عزیزم

13
00:00:56,317 --> 00:00:57,883
آره، میدونم

14
00:01:00,150 --> 00:01:04,417
<font color="#800080">"‏‏‏‏‏ندامتگاه جوانان "شبویگان
</font>

15
00:01:27,917 --> 00:01:29,417
من براش احساس تاسف میکنم

16
00:01:32,484 --> 00:01:35,050
اون فقط یه بچه‌‎‎ی 16ساله‌ـست

17
00:01:36,417 --> 00:01:38,017
اونا خیلی تحت فشار گذاشتن‌ـش

18
00:01:40,284 --> 00:01:42,250
اون احتمالا نمیدونه
چیکار کنه

19
00:01:45,351 --> 00:01:47,417
با این حال، باعث میشه
من بد بنظر برسم

20
00:01:50,184 --> 00:01:53,784
اگه من بیرون بودم و
...تموم این چیزا اتفاق میفتاد

21
00:01:55,551 --> 00:01:57,451
نمیدونم، حرفهای کدوم طرف رو
میخواید باور کنید؟

22
00:02:00,284 --> 00:02:02,751
اینا سرانجام خوبی نداره

23
00:02:13,084 --> 00:02:14,950
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

24
00:03:18,983 --> 00:03:22,551
ان‌بی‌سی 26 زنده

25
00:03:24,651 --> 00:03:25,684
گزارش امشب

26
00:03:25,751 --> 00:03:28,217
،برندن دسی، متهم به قتل
وکیل جدیدی داره

27
00:03:28,284 --> 00:03:31,017
خب، وکیل جدید دسی، لن کچنسکی از نیناـست
<font color="#800080">شهری در ایالت ویسکانسین
</font>

28
00:03:31,084 --> 00:03:33,384
کچنسکی گفته با علم به اینکه

29
00:03:33,451 --> 00:03:36,250
،میتونه بزرگترین چالش حرفه‌ایش باشه
این پرونده قبولش کرده

30
00:03:36,317 --> 00:03:41,950
ما یه پسر 16 ساله داریم که با وجود اینکه
،از نظر اخلاقی و قانونی مسئولیت قتل رو بر عهده داره

31
00:03:42,017 --> 00:03:45,718
بسختی تحت تاثیر شخصی بوده که

32
00:03:45,784 --> 00:03:48,551
فقط میشه گفت شیطانی در جسم آدم‌ـه

33
00:03:48,617 --> 00:03:51,351
کچنسکی گفته که امیدوارـه
با دادستان

34
00:03:51,417 --> 00:03:54,417
.مصالحه کنن
<font color="#800080">توافقی بین دادستان و متهم که به موجب آن متهم
به جرم اعتراف می‌کند و در ازای آن، مجازات کمتری
.برای او درنظر می‌گیرند
</font>

35
00:03:54,484 --> 00:03:57,017
،ولی اگر پرونده به دادرسی بره
درخواست هیئت منصفه از غرب ویسکانسین میکنه

36
00:03:57,084 --> 00:03:58,917
خیلی خب -
شیطانی در جسم انسان." چطور بود؟" -

37
00:03:58,983 --> 00:04:00,617
خیلی محکم بود -
منظورش استیون ایوری بود -

38
00:04:06,150 --> 00:04:09,883
،سلام مامان
وکیلم عینک میزنه؟

39
00:04:09,950 --> 00:04:12,718
،نمیدونم عزیزم
اصلا ندیدمش

40
00:04:12,784 --> 00:04:14,617
.من توی تلویزیون دیدمش
...چونکه اون

41
00:04:15,850 --> 00:04:17,684
اون وکیل تسخیری‌ـه -
آره -

42
00:04:17,751 --> 00:04:20,950
اسمش لن‌ـه -
آره -

43
00:04:21,017 --> 00:04:23,184
بهت سر زده؟ -
نه -

44
00:04:25,150 --> 00:04:29,317
من توی انتخابات مقدماتی قضاوت در حوزه
شهرستان "وینبگو" سوم شدم

45
00:04:29,384 --> 00:04:32,451
،اون تجربه‌ی خیلی سختی بود
به‌سختی‌ای که سیاست ممکنه باشه

46
00:04:32,517 --> 00:04:33,517
‏‏‏‏<font color="#800080">"‏‏‏‏"لن کچنسکی
‏‏‏‏وکیل تسخیری برندن
</font>

47
00:04:33,584 --> 00:04:35,517
،و من تماسی از اداره وکلای تسخیری دریافت کردم

48
00:04:35,584 --> 00:04:38,718
حدودا ده روز بعد از انتخابات مقدماتی
بهم گفتن که وکیل آقای دسی بشم

49
00:04:39,584 --> 00:04:42,818
،البته که اون موقع همه جا خبرش بود

50
00:04:42,883 --> 00:04:47,117
و البته پرونده‌ی ایوری هم حدودا از نوامبر
همه جا خبرش پخش شده بود

51
00:04:49,751 --> 00:04:52,384
من دسی رو بعنوان مرد جوانی که
...توی مشکل افتاده دیدم

52
00:04:53,050 --> 00:04:56,617
که فکر می‌کنم می‌شه مقداری باهاش همدردی کرد

53
00:04:56,684 --> 00:04:59,751
کسی که تحت تاثیر دایی 43 ساله‌ـش

54
00:04:59,818 --> 00:05:02,250
...کارهایی کرده که در حالت عادی
انجام نمیده

55
00:05:02,983 --> 00:05:06,317
،زمانی که مورد سوال قرار گرفته
کسی همراهش بوده؟

56
00:05:06,384 --> 00:05:07,983
والدین یا افراد دیگری؟ -
تا اونجایی که من میدونم، نه -

57
00:05:08,050 --> 00:05:10,883
آیا این متعارفه یا...؟

58
00:05:10,950 --> 00:05:14,850
بازپرسی کردن از افراد، بدون حضور والدینشون

59
00:05:14,917 --> 00:05:18,818
،بسته به‌شرایط، کاملا متعارف هست

60
00:05:18,883 --> 00:05:23,317
فکر میکنم توی این پرونده، مخصوصا
،بخاطر اینکه مادرش، خواهر استیو ایوری هست

61
00:05:23,384 --> 00:05:26,017
شاید نمیخواستن که
اونجا باشه

62
00:05:30,818 --> 00:05:33,617
"بازداشت و تفهیم اتهام "برندن دسی

63
00:05:33,684 --> 00:05:34,751
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏دین استرنگ
‏‏‏‏وکیل استیو ایوری
‏‏‏</font>

64
00:05:34,818 --> 00:05:37,417
بعضی از اعضای خانواده‌ـش پشت‌ـشون رو به استیو کردن

65
00:05:39,384 --> 00:05:42,117
،و این باعث شد تعدادی شاهد بالقوه‌ـمون رو از دست بدیم

66
00:05:42,184 --> 00:05:43,417
نیروهای دولتی مردم رو علیه‌ـش کردن

67
00:05:43,484 --> 00:05:44,850
‏‏‏‏<font color="#800080">.‏‏‏‏دوستان و همسایگان از این کشتار شکه و ناراحت شدند
</font>

68
00:05:45,818 --> 00:05:47,317
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏قتل خوفناک وکیل قبلی "دامر" رو شکه کرد
</font>

69
00:05:47,384 --> 00:05:53,351
دادستانی بالاخره یه داستان متقاعدکننده از
یه جرم خوفناک داشت

70
00:05:53,417 --> 00:05:55,751
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏جزئیات جدید وحشتناکی آشکار شدند
</font>

71
00:05:55,818 --> 00:05:58,150
داستانی ترسناکی برای تعریف کردن داشتن

72
00:05:59,517 --> 00:06:02,551
،و رسانه‌ها، دو برابر دادگاه داشتن که پوشش بدن
میدونی؟

73
00:06:03,784 --> 00:06:07,917
دو برابر تصاویر بیشتری
از ایوری‌ها با لباس زندان می‌تونستن بگیرن

74
00:06:10,117 --> 00:06:11,551
دادستانی سه تا اتهام جدید زده بود

75
00:06:11,617 --> 00:06:13,818
.تجاوز جنسی درجه‌اول؛ آدم ربایی؛ حبس غیرقانونی

76
00:06:13,883 --> 00:06:15,784
چیزی که بهش انگیزه بده، چیزهایی که جنایت
.رو توضیح بده

77
00:06:15,850 --> 00:06:18,684
،چیزی که باعث بشه بودجه بگیرین
،می‌دونین، برای دادگاه

78
00:06:18,751 --> 00:06:22,850
چونکه هر وقت دادستان بتونه بیش از یک
اتهام وارد کنه

79
00:06:24,217 --> 00:06:26,883
بخصوص اگه هر کدوم از اون اتهام‌ها جداگانه

80
00:06:26,950 --> 00:06:29,818
حکم حبس طولانی‌ای داشته باشن

81
00:06:31,651 --> 00:06:36,217
دادستانی شانس برنده شدن خودش رو عملا
خیلی بیشتر میکنه

82
00:06:36,284 --> 00:06:40,517
،چرا؟ بخاطر اینکه اگه مدعی علیه
،بخواد واقعا برنده بشه

83
00:06:40,584 --> 00:06:42,184
باید هیئت منصفه رو پشت خودش داشته باشه

84
00:06:43,017 --> 00:06:45,250
"هیئت منصفه باید اون رو در تمام موارد "بیگناه
.اعلام کنه

85
00:06:45,317 --> 00:06:49,718
،برای دادستانی ببره
کافیه یکی از اتهام‌هایی که زدن، وارد تشخیص داده بشه

86
00:07:05,250 --> 00:07:06,384
روزنامه‌ی اسوسیتد پرس -
الو؟ -

87
00:07:06,451 --> 00:07:08,784
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏در روز 31 مارچ، روزنامه‌ی اسوسیتد با استیون
‏‏‏‏مصاحبه کرد
‏‏‏</font>

88
00:07:08,850 --> 00:07:10,883
الو، استیون؟ -
بله -
ممنون بابت تماس -

89
00:07:10,950 --> 00:07:14,250
اول از همه، با گفتن اینکه
حالت چطوره، شروع کن

90
00:07:14,317 --> 00:07:15,850
اگه اون بیرون بودم، حالم بهتر بود

91
00:07:17,050 --> 00:07:19,551
آره همینطوره -
میدونی؟ -

92
00:07:20,551 --> 00:07:23,950
...خب، میدونی، اگه تو
می‌تونیم مستقیم بریم سر اصل مطلب

93
00:07:24,017 --> 00:07:26,584
و اگه میخوای، با گفتن نظرت در مورد
اعتراف خواهرزاده‌ـت شروع کن

94
00:07:28,517 --> 00:07:30,050
وادارش کردن که اون چیزا رو بگه

95
00:07:31,317 --> 00:07:32,551
...پس تو

96
00:07:32,617 --> 00:07:36,451
گفتی که وادارش کردن که
...اون حرفها رو بزنه

97
00:07:36,517 --> 00:07:40,950
میدونم که اینطور بوده. چونکه
هیچ مدرکی برای اثبات حرفهاش نیست

98
00:07:42,117 --> 00:07:44,850
.اونا همه چیز رو از تریلر بیرون آوردن
هیچ چیزی پیدا نمیکنن

99
00:07:46,617 --> 00:07:50,584
خب خواهرزاده‌ـت رو برای
اظهاراتش سرزنش میکنی؟

100
00:07:52,983 --> 00:07:57,784
با کارآگاهها، زیاد طول نمیکشه که
...یه فرد جوان رو

101
00:07:58,484 --> 00:08:00,818
میدونی، مجبور کنن که
اون حرفها رو بزنه

102
00:08:02,250 --> 00:08:04,117
اون رو یه فرد باهوش میدونی؟

103
00:08:05,850 --> 00:08:07,017
برندن؟ -
ممم -

104
00:08:10,050 --> 00:08:11,250
آمم... راستش نه

105
00:08:12,950 --> 00:08:14,850
کارشناسان حقوقی باور دارند که
،استیون ایوری، متهم به قتل

106
00:08:14,917 --> 00:08:18,517
شاید از طریق رسانه، پیامی برای
خواهرزاده‌اش، برندن دسی میفرستد

107
00:08:18,584 --> 00:08:20,551
"ایوری برای اولین بار بعد از اعترافات "دسی

108
00:08:20,617 --> 00:08:23,718
با اسوسیتد پرس مصاحبه‌ای انجام داده

109
00:08:23,784 --> 00:08:27,983
،استیون ایوری گفته که خواهرزاده‌اش
"برندن دسی، "خیلی باهوش نیست

110
00:08:28,050 --> 00:08:31,017
و اینکه دسی "وادار" به اعتراف شده

111
00:08:31,084 --> 00:08:32,184
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏لن کچنسکی
‏‏‏‏وکیل تسخیری برندن دسی
‏‏‏</font>

112
00:08:32,250 --> 00:08:34,784
"فکر میکنم که "خیلی باهوش نیست
به این دلیل گفته شد که

113
00:08:34,850 --> 00:08:39,484
احتمالش هست که

114
00:08:39,551 --> 00:08:41,617
دسی علیه ایوری شهادت بده

115
00:08:42,751 --> 00:08:45,617
اگه دادستان بخواد که استیون ایوری رو
،به تجاوز، آدم ربایی و زندانی کردن محکوم کنه

116
00:08:45,684 --> 00:08:48,184
شهادت دسی میتونه برای دادستان حیاتی باشه

117
00:08:48,250 --> 00:08:51,751
،قانون میگوید برندن دسی برای شهادت دادن
باید با چشمان خودش صحنه را دیده باشد

118
00:08:54,784 --> 00:08:56,417
الو؟ -
الو؟ -

119
00:08:56,484 --> 00:08:59,818
بله؟ -
اخبار رو دیدی؟ -

120
00:08:59,950 --> 00:09:02,784
در مورد چی؟ -
در مورد خودت -

121
00:09:02,850 --> 00:09:07,250
میگه که، "وکیل دسی بدنبال سلب اعتبار کردن از
"اعترافات است

122
00:09:07,317 --> 00:09:08,584
یعنی چی؟

123
00:09:09,617 --> 00:09:16,150
اونا میخوان اعتراف‌ها‌ـت رو از پرونده خارج کنن

124
00:09:16,217 --> 00:09:21,883
آره. گفتن که اعترافات متناقض بوده

125
00:09:21,950 --> 00:09:24,684
متناقض" یعنی چی؟"

126
00:09:27,217 --> 00:09:28,983
دقیقا نمیدونم

127
00:09:30,718 --> 00:09:33,017
شاید یعنی غلط یا چیزی؟

128
00:09:33,084 --> 00:09:34,250
نمیدونم

129
00:09:35,517 --> 00:09:37,284
خب، من اینطور فکر میکنم

130
00:09:39,818 --> 00:09:41,517
از وکیلت خوشت میاد؟

131
00:09:42,818 --> 00:09:45,784
.نمیدونم
زیاد نمیشناسمش

132
00:09:45,850 --> 00:09:46,917
آره، میدونم

133
00:09:46,983 --> 00:09:51,150
فقط میدونم حیوون مورد علاقه‌ـمون
مثل همدیگه‌ـست

134
00:09:51,217 --> 00:09:53,417
چه حیوونی؟ -
گربه -

135
00:09:53,484 --> 00:09:58,017
آره. بزودی
دو تا گربه خواهی داشت

136
00:09:58,084 --> 00:10:00,718
دو تا؟ -
آره. ویسکرز و فترز -

137
00:10:01,718 --> 00:10:03,617
اوه، آره -
اونا رو برات گرفتم -

138
00:10:03,684 --> 00:10:04,818
اره؟

139
00:10:08,684 --> 00:10:10,184
دوستت دارم، بوقلمون

140
00:10:10,250 --> 00:10:12,017
چرا بهم اینو میگی؟

141
00:10:12,084 --> 00:10:14,150
چونکه تو بوقلمون کوچولوی منی

142
00:10:14,217 --> 00:10:15,983
من کوچولو نیستم

143
00:10:16,050 --> 00:10:17,718
تو هنوزم بچه‌ـمی

144
00:10:19,184 --> 00:10:23,850
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏در 12 مارچ، قاضی فاکس در مورد قابل‌قبول بودن
‏‏‏‏اعترافات برندن بعنوان مدرک، تصمیم میگیرد
</font>

145
00:10:23,917 --> 00:10:27,150
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏لن کچنسکی
‏‏‏‏وکیل برندن
</font>

146
00:10:28,284 --> 00:10:29,684
،این پرونده، برخلاف پرونده‌ی استیون ایوری

147
00:10:29,751 --> 00:10:32,651
کاملا به اعترافات بستگی داره

148
00:10:34,451 --> 00:10:38,250
تنها مدرکی که ممکنه برای
،محکوم کردن نیاز داشته باشن

149
00:10:38,317 --> 00:10:41,250
فقط اطلاعات پیرامونی

150
00:10:41,317 --> 00:10:44,050
درباره مرگ تریسا هالباک‌ـه

151
00:10:44,117 --> 00:10:46,217
،پس اگه حکم به قابل قبول بودن اعترافات داده بشه

152
00:10:46,284 --> 00:10:48,150
...باید به گزینه

153
00:10:48,217 --> 00:10:51,417
مصالحه با دادستان فکر کنیم...

154
00:10:52,818 --> 00:10:54,117
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏‏‏12می 2016
‏‏‏‏‏‏جلسه‌ی پیش‌دادگاه
‏‏‏‏</font>

155
00:10:54,184 --> 00:10:57,050
،مدعی علیه، برندن دسی
،در زمان مصاحبه با پلیس

156
00:10:57,117 --> 00:10:58,217
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏قاضی جروم فاکس
‏‏‏‏حوزه‌ی حقوقی شهرستان منیتواک
</font>

157
00:10:58,284 --> 00:11:01,050
،بعنوان دانش‌آموز دبیرستان میشیکات
در اکثر کلاسهای عادی و

158
00:11:01,117 --> 00:11:03,117
همچنین در برخی کلاسهای مخصوص
ثبت نام کرده بود

159
00:11:04,317 --> 00:11:07,017
آزمایشات نشان داد که ضریب هوشی در
سطح پایینتر از میانگین قرار دارد

160
00:11:07,084 --> 00:11:09,284
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏ضریب هوشی 73
‏‏‏‏هوش کلامی 69
‏‏‏‏</font>

161
00:11:09,351 --> 00:11:12,017
هیچ مدرکی دال بر
داشتن هرگونه اختلال احساسی که

162
00:11:12,084 --> 00:11:16,484
،او را در مقابل فشار پلیس
حساس یا آسیب پذیر نماید، وجود ندارد

163
00:11:16,551 --> 00:11:20,584
هیچ چیزی در فایل ویدیویی که نشان‌دهنده‌ی

164
00:11:20,651 --> 00:11:25,217
ترسیدن یا مرعوب شدن برندن دسی
در برابر سوال پرسیدن توسط بازجویان باشد، وجود ندارد

165
00:11:25,284 --> 00:11:28,718
در موردی، بازجویان
وانمود نمودن که از جزئیاتی خبر دارند

166
00:11:28,784 --> 00:11:30,850
که درواقع، حقیقت نداشتند

167
00:11:30,917 --> 00:11:34,551
دادگاه تشخیص داد که این روش برای
گمراه کردن برندن دسی

168
00:11:34,617 --> 00:11:37,217
نامناسب یا اجبارآور نبوده است

169
00:11:37,284 --> 00:11:42,718
زیرا مانعِ گرفتن تصمیمات عقلانی توسط برندن دسی
نشده است

170
00:11:43,684 --> 00:11:47,250
مختصرا، اظهارات برندن دسی

171
00:11:47,317 --> 00:11:52,818
،به بازجویان ویگرت و فاسبندر
اظهارات داوطلبانه بوده است

172
00:11:52,883 --> 00:11:57,384
درخواست خارج کردن این اظهارات از پرونده
توسط مدعی علیه، رد میشود

173
00:12:14,184 --> 00:12:16,017
،از نظر من، اگه پرونده به محاکمه بره

174
00:12:16,084 --> 00:12:17,084
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏مایک هالبک
‏‏‏‏برادر تریسا
</font>

175
00:12:17,150 --> 00:12:22,551
نوار این اعتراف رو پخش کنید و

176
00:12:22,617 --> 00:12:24,517
...میدونید، اون کل پرونده‌ی ماست

177
00:12:25,651 --> 00:12:28,917
.پس، بله
امروز پیروزی بزرگی برای ماست

178
00:12:28,983 --> 00:12:30,484
اون اعترافات رو دیدی، مایک؟

179
00:12:30,551 --> 00:12:31,651
نه، ندیدم

180
00:12:36,050 --> 00:12:38,017
سلام، لن -
سلام -

181
00:12:38,084 --> 00:12:39,883
ما برای تو اینجا هستیم -
اوکی -

182
00:12:42,384 --> 00:12:45,117
کسی مشکلی نداره؟ -
خوبه، همه سر جاشون هستن -

183
00:12:45,184 --> 00:12:47,718
آره -
برای بعد از امروز، چه فکری داری؟ -

184
00:12:47,784 --> 00:12:49,784
...خب، ما ناامید شدیم

185
00:12:52,384 --> 00:12:54,150
ما... بیا دوباره شروع کنیم

186
00:12:55,284 --> 00:12:57,017
ما از قضاوت قاضی فاکس ناامید شدیم

187
00:12:57,084 --> 00:12:58,517
...فکر میکنم که

188
00:12:58,584 --> 00:13:00,883
هرطرفی که حقایق تو رو می‌برن باید حرکت کنی

189
00:13:00,950 --> 00:13:05,284
و من و برندن هفته‌ی آینده در مورد
،گزینه‌های مختلفی که داریم

190
00:13:05,351 --> 00:13:06,617
صحبت میکنیم

191
00:13:06,684 --> 00:13:11,384
شما انتظار شهادت برندن علیه استیون ایوری رو دارین؟

192
00:13:11,451 --> 00:13:13,917
،همیشه امکان چنین چیزی هست

193
00:13:13,983 --> 00:13:16,950
هر زمانی شما در چنین شرایطی قرار میگیرید

194
00:13:17,017 --> 00:13:20,684
فکر میکنم من و برندن باید هفته‌ی آینده
در این مورد صحبت کنیم

195
00:13:20,751 --> 00:13:22,651
،اگر مصالحه‌ای صورت بگیره

196
00:13:22,718 --> 00:13:24,317
برندن باید صادقانه علیه

197
00:13:24,384 --> 00:13:26,617
.استیو ایوری شهادت بده

198
00:13:26,684 --> 00:13:30,217
،پس قبل از گرفتن تصمیم نهایی
به تمام گزینه ها نگاه میکنیم

199
00:13:30,284 --> 00:13:35,250
این تصمیمی بسیار مهم هست که
یک پسر 16 ساله باید بگیره

200
00:13:35,317 --> 00:13:37,617
،من باهاش مشورت میکنم
ولی تصمیم نهایی رو خودش خواهد گرفت

201
00:13:50,917 --> 00:13:54,950
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏مامور مخصوص، تام فاسبندر
‏‏‏‏بازرس
‏‏‏</font>

202
00:13:55,084 --> 00:13:56,551
بله، خیلی ممنون

203
00:13:56,651 --> 00:13:57,818
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏مایکل اُکالی
‏‏‏‏محقق لن
</font>
‏‏‏
‏‏‏204
00:13:57,883 --> 00:13:59,617
...تعجب آور نیست

204
00:14:25,517 --> 00:14:29,017
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏لن، وکیل برندن، ترتیبی داد که محقق خودش، مایکل اُکلی
‏‏‏‏</font>

205
00:14:29,084 --> 00:14:32,117
بلافاصله پس از دادگاه قاضی فاکس، با برندن ملاقات کند

206
00:14:32,217 --> 00:14:33,584
:دو چیز هست که من نمیدونم

207
00:14:34,551 --> 00:14:36,751
،برای کاری که کردی، متاسفی

208
00:14:36,818 --> 00:14:38,751
و قول میدی که تکرارش نکنی؟

209
00:14:40,017 --> 00:14:42,818
من بجز اون دو چیز، هر چیز دیگه‌ای رو که

210
00:14:42,883 --> 00:14:44,784
در مورد پرونده لازم دارم، میدونم

211
00:14:46,250 --> 00:14:50,150
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏محقق لن، مایکل اُکالی دیدارش با برندن
</font>

212
00:14:50,217 --> 00:14:53,250
.‏‏‏‏در بعد از ظهر 12 مارس را ضبط کرد

213
00:14:54,317 --> 00:14:57,117
.چیزی که ازت میخوام، اینه که یه تصمیم بگیری

214
00:14:59,983 --> 00:15:01,451
میخوام که این فرم رو بخونی

215
00:15:02,917 --> 00:15:04,217
و بعد، اون رو پُر کنی

216
00:15:07,284 --> 00:15:09,818
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏مایکل اُکالی
‏‏‏‏محقق لن
‏‏</font>

217
00:15:09,883 --> 00:15:12,017
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏خودمصاحبه و توضیحات من به همراه جزئیات
</font>

218
00:15:12,084 --> 00:15:14,284
احساس تاسف میکنی؟

219
00:15:27,317 --> 00:15:28,883
.نمیدونم
...چونکه من هیچ کاری

220
00:15:28,950 --> 00:15:32,484
...اگه تو
برندن، اگه تو... به من نگاه کن

221
00:15:33,584 --> 00:15:36,050
،اگه احساس تاسف نمیکنی
من نمیتونم کمکت کنم

222
00:15:43,517 --> 00:15:47,117
،چیزی که من ازت نمیخوام انجام بدی
سپری کردن بقیه‌ی زندگیت در زندان‌ـه

223
00:15:50,883 --> 00:15:52,917
میتونی من رو نگاه کنی؟

224
00:15:52,983 --> 00:15:54,883
میخوای بقیه‌ی زندگیت رو توی زندان بگذرونی؟

225
00:15:56,983 --> 00:15:58,883
باشه. تو کار خیلی بدی انجام دادی

226
00:16:00,484 --> 00:16:03,684
آره، ولی من فقط بخاطر آتش اونجا بودم

227
00:16:03,751 --> 00:16:07,084
برندن، تو تا الان به من حقیقت رو نگفتی

228
00:16:07,150 --> 00:16:10,584
و چیزی که ازت نمیخوام، دروغهای بیشتر‌ـه

229
00:16:11,950 --> 00:16:15,784
پس باید قبل از نوشتن این، یه تصمیمی بگیری

230
00:16:16,584 --> 00:16:20,584
،تو باید حقیقت رو بنویسی
مهم نیست حقیقت چی هست

231
00:16:30,384 --> 00:16:33,317
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏من آن روز به مدرسه رفتم و در ساعت 3:45 که
‏‏‏‏به خانه برگشتم، به خانه‌ی مادرم رفتم
</font>

232
00:16:33,384 --> 00:16:36,117
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏و تا ساعت 5:00 که مادرم به خانه آمد، پلی استیشن بازی
.‏‏‏‏کردم. سپس ساعت 5:30 با دوستم تماس گرفتم
</font>

233
00:16:36,184 --> 00:16:38,751
‏‏‏‏<font color="#800080">،‏‏‏‏تا ساعت 6:00 تلویزیون تماشا کردم و در آن زمان
.‏‏‏‏تماسی از رییس ِبلین دریافت کردم
‏‏‏‏</font>

234
00:16:38,818 --> 00:16:42,651
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏به او گفتم که بلین به همراه دوستش
.‏‏‏‏برای لباس هالووین بیرون رفته اند
‏‏‏</font>

235
00:16:42,718 --> 00:16:45,751
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏سپس در ساعت 7:00 تماسی
‏‏‏‏از استیون دریافت کردم که
‏‏‏‏</font>

236
00:16:45,818 --> 00:16:50,117
‏‏‏‏<font color="#800080">،‏‏‏‏از من خواست برای درست کردن آتش
‏‏‏‏</font>

237
00:16:50,184 --> 00:16:53,217
‏‏‏‏<font color="#800080">.‏‏‏‏پیش او بروم
</font>

238
00:16:56,751 --> 00:16:58,751
چیزی رو فراموش نکردی؟

239
00:17:05,084 --> 00:17:06,818
نه -
...تو -

240
00:17:06,883 --> 00:17:08,317
تریسا توی اون اظهارات هست؟

241
00:17:11,617 --> 00:17:13,017
نه

242
00:17:13,084 --> 00:17:14,384
پس فراموش کردی

243
00:17:17,517 --> 00:17:19,084
پس این اظهارات، صادقانه نیست

244
00:17:28,883 --> 00:17:30,551
میتونی دوباره انجامش بدی؟

245
00:17:33,284 --> 00:17:34,351
چرا نه؟

246
00:17:41,217 --> 00:17:42,751
چونکه من هیچکاری نکردم

247
00:17:43,784 --> 00:17:45,150
خب، حقیقت نداره

248
00:17:46,184 --> 00:17:48,184
من فقط برای آتش اونجا بودم

249
00:17:52,718 --> 00:17:54,784
کاش چیزی که گفتی، حقیقت داشت

250
00:17:54,850 --> 00:17:55,950
داره

251
00:17:56,950 --> 00:17:58,551
تو توی خونه‌ی سیار هم بودی

252
00:18:00,384 --> 00:18:01,950
اون روز، نه

253
00:18:03,850 --> 00:18:05,284
...باید متوجه باشی که

254
00:18:08,751 --> 00:18:12,284
ازت میخوای علیه استیون ایوری
شهادت بدی و حقیقت رو بگی

255
00:18:19,184 --> 00:18:21,150
و اینطوری من میتونم کمکت کنم

256
00:18:21,850 --> 00:18:24,917
،ولی با کلماتی که تو نوشتی
نمیتونم کمکت کنم

257
00:18:24,983 --> 00:18:27,417
با اون کلمات، اصلا نمیتونم کمکت کنم

258
00:18:27,484 --> 00:18:29,317
‏‏‏‏<font color="#800080">،‏‏‏‏سپس من کمکش کردم و صندلی ون
.‏‏‏‏چوب، چند قفسه و یک تایر رو برداشتم
‏‏‏‏</font>

259
00:18:29,384 --> 00:18:32,684
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏اونها رو توی آتش ریختیم و
‏‏‏‏منتظر خاموش شدن آتش شدیم و
</font>

260
00:18:32,751 --> 00:18:34,883
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏بعد از آن، ساعت 9:00-9:30
‏‏‏‏تماسی از مادرم دریافت کردم
‏‏‏</font>

261
00:18:34,950 --> 00:18:36,917
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏استیون گفت که من
‏‏‏‏باید ساعت 10:00 خانه باشم و
</font>

262
00:18:36,983 --> 00:18:39,883
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏آن زمان به خانه رسیدم. سپس با مادرم
‏‏‏‏صحبت کردم و خوابیدم
</font>

263
00:18:57,617 --> 00:19:01,384
چرا اینجا یه تصویر دیگه
در حال چاقو زدن ازش نمیکشی؟

264
00:19:04,384 --> 00:19:05,983
...چرا این پایین یه تصویر از

265
00:19:08,017 --> 00:19:09,917
سکس داشتن با اون نمیکشی

266
00:19:13,217 --> 00:19:14,917
...باشه، چرا تو

267
00:19:14,983 --> 00:19:20,451
چرا یه عکس از تخت و روشی که
دستهای اون بسته شده بودن، نمیکشی

268
00:19:21,384 --> 00:19:23,284
بزرگ بکش که بتونیم ببینیمش

269
00:19:44,517 --> 00:19:46,818
.خیلی ممنون
داری کار درست رو میکنی

270
00:19:47,751 --> 00:19:48,751
برگرد

271
00:19:54,217 --> 00:19:55,517
سلام، لن؟

272
00:19:56,818 --> 00:19:59,818
.سلام لن. مایک اُکالی‌ـم
الان با برندن هستم

273
00:20:01,584 --> 00:20:03,983
.اوه، خیلی خوب
خیلی خوب. خیلی خوب

274
00:20:04,050 --> 00:20:06,117
اون اظهارات با جزئیات کامل داد

275
00:20:06,184 --> 00:20:09,084
میخوای که با مامور مخصوص فاسبندر
تماس بگیری و

276
00:20:09,150 --> 00:20:12,284
برای سوال‌جواب با برندن دعوتش کنی؟

277
00:20:21,718 --> 00:20:25,017
بله. مایک اکالی هستم و با
مامور مخصوص، فاسبندر تماس گرفتم

278
00:20:26,017 --> 00:20:27,417
سلام

279
00:20:27,484 --> 00:20:30,718
،سلام، من داخل ندامتگاه شبویگان هستم

280
00:20:30,784 --> 00:20:33,050
و برندن علاقمند هست که با افراد شما دیدار کنه

281
00:20:33,117 --> 00:20:36,017
و گفت که میتونید فردا صبح
بعد از صبحانه، اینجا بیاید

282
00:20:36,617 --> 00:20:39,384
همچنین برای من مدرکی آماده کرده

283
00:20:39,451 --> 00:20:42,050
و اگر بخواید، میتونید یه کپی ازش تهیه کنید

284
00:20:45,883 --> 00:20:47,184
اوکی، برندن

285
00:20:47,250 --> 00:20:50,617
،وکیلت، لن کچنسکی
به من گفت که

286
00:20:50,684 --> 00:20:52,651
میخوای با ما صحبت کنی

287
00:20:52,718 --> 00:20:56,317
،من و مارک امروز، صبح شنبه
به اینجا اومدیم

288
00:20:56,384 --> 00:20:58,883
چونکه میخواستیم که بهت این فرصت رو بدیم

289
00:20:58,950 --> 00:21:02,451
ما فرصت خوندن مدارک پرونده‌ـت
و حتی آخرین اظهاراتت

290
00:21:02,517 --> 00:21:06,084
رو داشتیم و بنظر بعضی جاها بود
که شاید بخوای درستشون کنی

291
00:21:06,150 --> 00:21:09,317
چونکه می‌دونی، باهم نمی‌خونه

292
00:21:09,384 --> 00:21:10,784
میفهمی چی میگم؟

293
00:21:10,850 --> 00:21:12,451
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏‏‏13 می 2006
‏‏‏‏‏‏بازجویی انجام شده توسط مارک ویگرت و تام فاسبندر
‏‏‏‏‏</font>

294
00:21:13,384 --> 00:21:14,718
موهاش رو کوتاه کردی؟

295
00:21:16,351 --> 00:21:19,217
آره -
کجا اتفاق افتاد؟ -

296
00:21:19,284 --> 00:21:22,117
توی... توی... اتاق خواب

297
00:21:23,818 --> 00:21:27,050
با چی موهاش رو بریدی؟ -
چاقو؟ -

298
00:21:27,117 --> 00:21:29,050
چاقویی که شماها توی گاراژ پیدا کردین؟

299
00:21:30,384 --> 00:21:32,417
منطقی نیست -
ممکن نیست -

300
00:21:34,217 --> 00:21:37,150
تو بردیش تا گاراژ و اونجا بود که چاقو رو اوردی

301
00:21:44,983 --> 00:21:46,718
توضیح بده این چطور ممکنه

302
00:21:52,883 --> 00:21:54,584
موهاش رو بریدی؟

303
00:21:55,784 --> 00:21:56,950
نه

304
00:21:59,050 --> 00:22:01,150
پس چرا الان بهمون گفتی که بریدی؟

305
00:22:09,150 --> 00:22:10,317
برندن؟

306
00:22:11,117 --> 00:22:12,551
نمیدونم

307
00:22:15,250 --> 00:22:17,351
چرا ازمون خواستی بیایم اینجا؟

308
00:22:20,150 --> 00:22:21,684
تا بتونی بهمون دروغ بگی؟

309
00:22:23,818 --> 00:22:25,117
فکر می‌کنی مامانت چی بگه

310
00:22:25,184 --> 00:22:27,351
اگه میدونست اینجا نشستی و داری بهمون دروغ می‌گی؟

311
00:22:29,784 --> 00:22:32,718
.نمیدونم -
فکر می‌کنی ناراحت نمی‌شه؟ -

312
00:22:33,551 --> 00:22:36,451
و وقتی که من از این در برم بیرون و به مامانت زنگ بزنم

313
00:22:36,517 --> 00:22:38,351
...و بهش بگم که تو بهمون دروغ گفتی

314
00:22:40,250 --> 00:22:41,818
فکر می‌کنی چی میگه؟

315
00:22:43,517 --> 00:22:45,250
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏در بازجویی‌ای که سه‌ و نیم به طول انجامید، مارک و تام
.‏‏‏‏اعتراف دیگری از برندن گرفتند
</font>

316
00:22:45,317 --> 00:22:47,917
‏‏‏‏<font color="#800080">.‏‏‏‏وکیل برندن "لن کچنسکی" در جلسه حضور نداشت
</font>

317
00:22:50,551 --> 00:22:53,883
مارک درباره صحبت کردن با مامانت و گفتن حقیقت
باهات صحبت کرد

318
00:22:53,950 --> 00:22:59,084
اگر واقعا متاسفی، به مادرت حقیقت رو می‌گی، خب؟

319
00:22:59,150 --> 00:23:00,850
اینکار رو میکنی؟
اره -

320
00:23:00,917 --> 00:23:03,384
کی بهش می‌گی؟ -
امشب -

321
00:23:03,484 --> 00:23:06,651
.باشه. احتمالا فکر خوبیه. قبل از اینکه ما بهش بگیم

322
00:23:15,451 --> 00:23:19,184
...سلام. این تماس پرداختنی از
الو؟

323
00:23:19,250 --> 00:23:20,651
برندن

324
00:23:21,317 --> 00:23:23,217
الو؟ -
‌ - اره؟

325
00:23:23,284 --> 00:23:24,617
اره؟

326
00:23:24,684 --> 00:23:27,050
با کسی صحبت کردی؟

327
00:23:27,117 --> 00:23:29,917
منظورت از "با کسی صحبت کردی" چیه؟

328
00:23:30,517 --> 00:23:36,517
چون مارک و... فاسبندر می‌خواستن باهات صحبت کنن

329
00:23:36,584 --> 00:23:38,150
درباره چی؟

330
00:23:38,217 --> 00:23:40,484
...درباره، خب

331
00:23:43,284 --> 00:23:45,184
ها؟

332
00:23:45,250 --> 00:23:46,484
درباره پرونده

333
00:23:47,351 --> 00:23:48,150
منظورت چیه؟

334
00:23:50,317 --> 00:23:51,950
...خب

335
00:23:52,983 --> 00:23:55,617
من با کسی صحبت نکردم

336
00:23:56,517 --> 00:23:57,551
.کسی بهم زنگ نزد و چیزی بهم نگفت

337
00:23:59,250 --> 00:24:00,617
اره؟ -
اره -

338
00:24:00,684 --> 00:24:03,184
...اره، ولی ممکن تو ناراحت بشی از

339
00:24:04,517 --> 00:24:06,417
.اگه بدونی چیزهایی امروز گفتم
هان؟ -

340
00:24:07,417 --> 00:24:09,117
درباره اتفاقاتی که افتاد

341
00:24:11,050 --> 00:24:12,718
هان؟ -
.درباره اتفاقاتی که افتاد -

342
00:24:12,784 --> 00:24:15,084
چه اتفاقاتی افتاد؟
درباره چی داری صحبت می‌کنی؟

343
00:24:16,017 --> 00:24:23,617
درباره کارهایی که من و استیو
اون روز کردیم

344
00:24:23,684 --> 00:24:25,351
پس استیون اون کار رو کرد؟

345
00:24:25,417 --> 00:24:26,651
اره

346
00:24:29,617 --> 00:24:31,684
حالم رو بهم می‌زنه

347
00:24:34,684 --> 00:24:37,751
ولی نمی‌دونم توی دادگاه چیکار کنم

348
00:24:37,818 --> 00:24:38,950
منظورت چیه؟

349
00:24:39,850 --> 00:24:41,751
نمی‌خوام باهاش روبرو بشم

350
00:24:41,818 --> 00:24:43,651
با کی روبرو بشی؟ -
استیون -

351
00:24:45,150 --> 00:24:48,184
می‌دونی چیه، برندن؟ -
‌‌- چی؟

352
00:24:48,250 --> 00:24:51,584
.خودش اونکار رو کرده
تو کاری که باید رو می‌کنی

353
00:24:55,484 --> 00:24:58,883
،چیزهایی که توی اون اعتراف‌ها بود
پس تو تموم اونکارها رو باهاش کردی؟

354
00:25:00,384 --> 00:25:01,551
بعضی‌هاشون رو

355
00:25:02,751 --> 00:25:05,818
ولی چطور وقتی من ساعت 5 رسیدم خونه
تو اینجا بودی

356
00:25:05,883 --> 00:25:07,617
اره -
اره -

357
00:25:07,684 --> 00:25:09,617
کی رفتی اونجا؟

358
00:25:10,417 --> 00:25:14,317
خب، من زودتر رفتم اونجا و قبل از این که تو بیای
برگشتم خونه

359
00:25:15,950 --> 00:25:19,517
چرا پس چیزی بهم نگفتی؟

360
00:25:20,517 --> 00:25:22,617
نمی‌دونم. خیلی ترسیده بودم

361
00:25:24,017 --> 00:25:27,484
مجبور نبودی بترسی چون من به پلیس زنگ میزدم

362
00:25:27,551 --> 00:25:29,917
و تو مجبور نبودی که برگردی اونجا

363
00:25:29,983 --> 00:25:35,451
شاید زنده می‌موند

364
00:25:46,050 --> 00:25:48,184
برندن امروز اینو بهت گفت؟

365
00:25:50,584 --> 00:25:51,818
واقعا؟

366
00:25:54,050 --> 00:25:55,050
اره

367
00:25:55,117 --> 00:25:57,284
همم

368
00:26:05,017 --> 00:26:06,684
خب، فردا بهم زنگ بزن

369
00:26:07,917 --> 00:26:08,883
باشه؟

370
00:26:10,117 --> 00:26:12,284
خیلی خب. تحمل کن

371
00:26:13,818 --> 00:26:16,718
".استیون پسرش رو خاک کرد"

372
00:26:16,784 --> 00:26:19,551
این صحبت‌های خود باربارا بود

373
00:26:26,684 --> 00:26:28,184
نمی‌دونم

374
00:26:30,551 --> 00:26:31,917
<font color="#800080">‏‏‏‏‏دولرس ایوری
‏‏‏‏‏مادر استیون
</font>

375
00:26:31,983 --> 00:26:34,850
بهش گفتم اونا بیگناه‌ـند و اون حرفم رو باور نکرد

376
00:26:38,050 --> 00:26:39,384
.فرقی نمی‌کنه من چی میتونم بگم

377
00:26:39,451 --> 00:26:40,617
،قبلا باور کرد

378
00:26:40,684 --> 00:26:43,484
و حالا پلیس‌ها اینکار رو کردن و اون دیگه باورشون نمیکنه

379
00:26:44,917 --> 00:26:45,917
<font color="#800080">‏‏‏‏‏الن ایوری
‏‏‏‏‏پدر استیون
</font>

380
00:26:45,983 --> 00:26:47,484
...فکر نمی‌کنم
،اگه بخوام صادق باشم

381
00:26:47,551 --> 00:26:50,883
فکر می‌کنم اون پسر اصلا شانس نداره

382
00:26:52,451 --> 00:26:53,617
واقعا

383
00:27:06,084 --> 00:27:07,184
."شنبه در "دیت‌لاین
.زن جوانی غیب می‌شود

384
00:27:07,250 --> 00:27:09,551
ناپدید شدنش ارتباطی با

385
00:27:09,617 --> 00:27:11,184
جرمی هولناکی که 20سال قبل اتفاق افتاده است
دارد؟

386
00:27:12,351 --> 00:27:13,684
این یه خبر عالی برای "دیت‌لاین"ـه

387
00:27:13,751 --> 00:27:14,917
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏تهیه‌کننده برنامه "دیت‌لاین" ان‌بی‌سی
</font>

388
00:27:14,983 --> 00:27:17,617
داستان بالاوپایین داشت و توجه مردم رو جلب میکرد

389
00:27:17,684 --> 00:27:21,950
،مردی رو داریم که بی‌گناه تشخیص داده شده بود
،می‌دونی، بعد از اینکه 18 سال رو توی زندان بود

390
00:27:22,017 --> 00:27:25,284
و حالا، خدایا، امکان داره برگرده به زندان برای جرمی
که واقعا مرتکب شده

391
00:27:25,351 --> 00:27:27,484
‏‏‏‏<font color="#800080">"‏‏‏‏گزارش ویژه "دیت‌لاین
</font>

392
00:27:27,551 --> 00:27:30,883
.حالا، پرونده‌های قتل پرطرفدارـه
چیزی که همه می‌خوان

393
00:27:30,950 --> 00:27:32,617
این چیزی که رقابت می‌طلبه

394
00:27:32,684 --> 00:27:36,718
و ما داریم سعی می‌کنیم که شبکه‌ها دیگه رو
.توی دادن یه گزارش بی‌نقص درباره قتل شکست بدیم

395
00:27:47,217 --> 00:27:51,284
روزی نیست که اسم من توی تلویزیون تکرار نشه

396
00:27:53,050 --> 00:27:54,818
چطور امکان داره من یه دادگاه عادلانه داشته باشم؟

397
00:27:57,584 --> 00:27:59,818
میگن همه چی فراموش می‌شه

398
00:27:59,950 --> 00:28:02,484
خب، چطور قراره فراموش بشه، وقتی همیشه
توی تلویزیون‌ـه

399
00:28:04,117 --> 00:28:06,417
،برندن چیزی می‌گه
اونا درباره من صحبت می‌کنن

400
00:28:07,351 --> 00:28:10,883
میگن من گناهکارم
قبل از اینکه من برم دادگاه

401
00:28:12,818 --> 00:28:13,917
عدالت کجاست؟

402
00:28:24,983 --> 00:28:29,818
دارم به قبض تلفن 31اکتبر نگاه میکنم

403
00:28:29,883 --> 00:28:33,050
من ساعت 5:36 به استیون زنگ زدم

404
00:28:34,084 --> 00:28:38,617
... قاعدتا زمانی که

405
00:28:39,917 --> 00:28:43,351
قتل یا هرچیزی که میگن داشت اتفاق می‌افتاد

406
00:28:44,184 --> 00:28:48,084
و ما 15دقیقه صحبت کردیم، و

407
00:28:49,451 --> 00:28:51,517
مکالمه‌ـمون عادی بود

408
00:28:51,584 --> 00:28:55,117
به‌نظر نمی‌اومد که عجله داره یا اینکه
داشت کاری میکرد

409
00:28:55,850 --> 00:28:57,718
،و اگه اون وسط انجام کاری بود

410
00:28:57,784 --> 00:29:00,351
ما 15 دقیقه صحبت نمیکردیم

411
00:29:00,417 --> 00:29:02,651
‏‏‏000
‏‏‏ساعت 5:36 دقیقه ِ روزی که ادعا شده تجاوز و قتل
‏‏‏اتفاق افتاد، جودی از زندان مینتواک

412
00:29:02,718 --> 00:29:05,883
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏که به‌خاطر رانندگی در ‏‏‏‏حال مستی درآنجا محبوس بود
</font>

413
00:29:05,950 --> 00:29:08,784
<font color="#800080">.‏‏‏‏‏به استیون زنگ زد
</font>

414
00:29:08,850 --> 00:29:12,184
‏‏‏‏<font color="#800080">.‏‏‏‏استیون (خانه): تنها چیزی که می‌خوام تویی
.‏‏‏‏من منتظرت می‌مونم
</font>

415
00:29:12,250 --> 00:29:14,451
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏جودی (زندان): بهتر بمونی
استیو: میمونم
</font>

416
00:29:15,284 --> 00:29:17,784
بعدش ساعت 8:57 دقیقه بهش زنگ زدم

417
00:29:18,818 --> 00:29:20,551
اون موقع همچی عادی بود

418
00:29:20,617 --> 00:29:23,250
.داشت اماده میشد که بخوابه

419
00:29:23,317 --> 00:29:26,117
و اگه داشت چیزی رو قائم می‌کرد
یا کاری کرده بود

420
00:29:26,184 --> 00:29:28,551
.می‌تونستم توی صداش بشنوم

421
00:29:28,617 --> 00:29:31,351
و همه چیز خوب بود

422
00:29:31,417 --> 00:29:33,150
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏جودی در ساعت 8:57 دقیقه ِ روزی که ادعا می‌شود
:‏‏‏‏تجاوز و قتل اتفاق افتاده است، مجددا زنگ می‌زند
</font>

423
00:29:33,217 --> 00:29:35,651
‏‏‏‏<font color="#800080">.‏‏‏‏تا وقتی که تو رو روی زانوت ببنیم
</font>

424
00:29:35,718 --> 00:29:37,917
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏استیو(خانه): شاید مجبور بشم همینجا
توی خونه ازت خواستگاری کنم
</font>

425
00:29:37,983 --> 00:29:40,484
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏جودی: بهت گفتم که. اگه رمانتیک باشه
‏‏‏‏برام فرقی نمیکنه
</font>

426
00:29:40,551 --> 00:29:42,150
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏استیو: رومانتیک
</font>

427
00:29:42,217 --> 00:29:47,117
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏گلبرگ رز بذاری روی تخت و وان حموم و... . رمانتیک
</font>

428
00:29:47,184 --> 00:29:48,551
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏استیون: رمانتیک
.‏‏‏‏جودی: و شام
</font>

429
00:29:48,617 --> 00:29:49,850
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏استیو: رومانتیک
</font>

430
00:29:49,917 --> 00:29:53,117
‏‏‏‏<font color="#800080">...‏‏‏‏جودی: نمی‌تونم شراب بخورم پس باید
</font>

431
00:29:53,184 --> 00:29:55,517
‏‏‏‏<font color="#800080">.‏‏‏‏استیون: نوشابه
‏‏‏‏جودی: کوکتل بچه‌ها
</font>

432
00:29:56,718 --> 00:29:58,617
‏‏‏‏<font color="#800080">.‏‏‏‏استیون: اوه، دوستت دارم
‏‏‏‏جودی: منم دوستت دارم
</font>

433
00:29:58,684 --> 00:30:00,651
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏استیون: همه جا عکس‌هات رو زدم
</font>

434
00:30:00,718 --> 00:30:02,117
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏جودی: واقعا
‏‏‏‏استیون: اره
</font>

435
00:30:02,184 --> 00:30:04,917
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏‏‏‏‏جودی: یادت نره ببوسی‌ـشون
استیون: می‌بوسم‌ـشون. بهشون دست می‌زنم
</font>

436
00:30:04,983 --> 00:30:06,950
‏‏‏‏<font color="#800080">.‏‏‏‏خواب‌های خوب ببینی
</font>

437
00:30:07,017 --> 00:30:09,084
‏‏‏‏<font color="#800080">.‏‏‏‏جودی: خواب منو ببینی
‏‏‏‏استیو: اره، می‌بینم
</font>

438
00:30:11,517 --> 00:30:16,050
،اون روز، وقتی زنه اومد که اون عکس‌ها رو بگیره
ما همه می‌دونستیم

439
00:30:16,117 --> 00:30:17,250
همه می‌دونستن

440
00:30:17,317 --> 00:30:18,417
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏دلورس و الن ایوری
‏‏‏‏پدرومادر استیو
</font>

441
00:30:18,484 --> 00:30:20,417
:استیو گفت
«من باید این ساعت خونه باشم»

442
00:30:20,484 --> 00:30:24,584
«گفت «اون زن داره میاد که از ماشین عکس بگیره

443
00:30:28,651 --> 00:30:32,950
تو بهم بگو، یه ادم به کسی چنین چیزی میگه
و بعد می‌کشدش؟

444
00:30:33,017 --> 00:30:34,351
.فکر نکنم

445
00:30:49,451 --> 00:30:51,883
من به عناوین مختلف، چهل سال گذشته

446
00:30:51,950 --> 00:30:54,584
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏پت بتز
"‏‏‏‏بازپرس "دین" و "جری
‏‏‏‏ستوان- کلانتر. شیکاگو 1970-1996
</font>

447
00:30:54,651 --> 00:30:56,517
.جزئی از نیروهای پلیس بودم

448
00:30:56,584 --> 00:31:01,551
من هیچوقت جستجویی مثل این رو
.توی هیچ پرونده‌ای ندیدم

449
00:31:02,950 --> 00:31:08,017
تو مجوز بازرسی نمی‌گیری که بهت اجازه بده ملک

450
00:31:08,084 --> 00:31:10,451
.رو هرچقدر بخوای، تا هر موقع که بخوای بگردی

451
00:31:10,517 --> 00:31:14,250
این غیرحرفه‌ای‌ترین خرابکاری بود که تاحالا دیدم

452
00:31:15,617 --> 00:31:18,050
اونا کنترل اون املاک رو برای چنان مدت طولانی‌ای گرفتن

453
00:31:19,517 --> 00:31:24,217
که بهشون اجازه می‌داد با شواهد هرکاری که
.می‌خوان بکنن

454
00:31:24,284 --> 00:31:28,017
خدایا، تو نمی‌ری یه جایی رو 18بار بگردی

455
00:31:28,084 --> 00:31:31,050
. ...و همچنان باز به گشتن ادامه بدی

456
00:31:31,117 --> 00:31:33,117
تنها دلیلی که تو برای بار دوم می‌ری

457
00:31:33,184 --> 00:31:35,883
.اینکه باور داری بار اول چیزی از دستت در رفت

458
00:31:35,950 --> 00:31:39,917
معمولا وقتی که یه جا رو گشتن، اون رو برمیگردونن
به صاحبش

459
00:31:47,651 --> 00:31:50,751
،به‌نظر من، کلید ارزشی به عنوان مدرک نداشت

460
00:31:50,818 --> 00:31:52,484
.به‌خاطر تعداد جستجوهاشون

461
00:31:53,484 --> 00:31:57,517
این کلید چندین سال توسط خود تریسا استفاده شده بود

462
00:31:57,584 --> 00:32:02,517
گشتن  DNA اونا کلید رو پیدا کردن و با دقت روش دنبال

463
00:32:02,584 --> 00:32:06,718
و در نگاه اول، این چیز خوبی بود

464
00:32:06,784 --> 00:32:08,883
ولی بعد گفتند مشخص شده که

465
00:32:08,950 --> 00:32:13,818
،ای که روی کلید پیدا شده  DNA تنها
مال "استیو ایوری" بود

466
00:32:14,384 --> 00:32:16,950
این کاملا مسخره‌ـست

467
00:32:17,017 --> 00:32:22,917
تریسا  DNA هر شکافی، هر چیزی روی اون کلید باید
رو می‌داشت

468
00:32:22,983 --> 00:32:28,384
«استیو روش بوده  DNA اینکه تونستن بگن که «فقط

469
00:32:28,451 --> 00:32:31,017
به من نشون می‌ده که

470
00:32:31,084 --> 00:32:35,917
اول کلید رو تمیز کرده بودند

471
00:32:35,983 --> 00:32:37,950
.ـش رو بهش مالیدند  DNA و بعد

472
00:32:41,050 --> 00:32:42,617
،بعضی‌ها ممکنه فکر کنن که خب

473
00:32:42,684 --> 00:32:44,117
‏‏‏‏‏‏‏<font color="#800080">"‏‏‏‏‏‏‏"جری باتینگ
‏‏‏‏‏‏‏وکیل مدافع استیو ایوری
</font>

474
00:32:44,184 --> 00:32:46,217
.دست ما بسته بوده

475
00:32:46,284 --> 00:32:49,217
می‌دونین، شما یه موکلی دارین که رسما گفته براش
پاپوش دوخته شده

476
00:32:49,284 --> 00:32:52,517
،این جور مواقع بهترـه تو هم این حرف رو تکرار کنی

477
00:32:52,584 --> 00:32:55,950
وگرنه داری حرف موکل‌ـت رو رد می‌کنی

478
00:32:56,684 --> 00:32:58,983
.ولی اینجا قضیه اصلا این طور نبود

479
00:32:59,050 --> 00:33:03,651
ما اون‌طور دفاع کردیم چون فکر می‌کردیم
.شواهد اینو نشون می‌ده

480
00:33:04,983 --> 00:33:06,384
چیزی که ما دیدیم این‌ـه

481
00:33:06,451 --> 00:33:12,784
یه "روی‌فور"، "روی‌فور" ِ قربانی توی گاراژ ایوری

482
00:33:12,850 --> 00:33:15,551
،جای مسخره‌ای برای گذاشتن‌ـش بود
اگه واقعا قاتل بوده

483
00:33:15,617 --> 00:33:16,551
"خونه "استیو

484
00:33:16,617 --> 00:33:18,384
یه‌دونه دستگاه فشرده‌کننده توی املاکش هست

485
00:33:19,250 --> 00:33:20,451
اون می‌دونه که چطور ازش استفاده کنه

486
00:33:20,517 --> 00:33:24,484
روز قبل از اینکه از ماشین پیدا بشه، داشته ازش
.استفاده می‌کرده

487
00:33:24,551 --> 00:33:28,084
با این حال ماشین منهدم نشده. چرا؟

488
00:33:28,150 --> 00:33:31,784
منظورم اینکه، بیشتر قاتل‌ها این امکانات رو ندارن
.که ازش استفاده کنن

489
00:33:31,850 --> 00:33:32,784
می‌دونین؟

490
00:33:32,850 --> 00:33:37,784
اگه تو یه قاتل باشی و یه گاراژ اسقاط ماشین و
،یه فشرده‌کننده داشته باشی

491
00:33:37,850 --> 00:33:41,417
تو از شرش ماشین قربانی راحت می‌شی. ولی
.اون اینکار رو نکرد

492
00:33:41,484 --> 00:33:47,317
،دوما، خون‌ـش توی ماشین قربانی پیدا شد

493
00:33:47,384 --> 00:33:49,784
ولی فقط توی چندتا محل

494
00:33:49,850 --> 00:33:51,417
در حقیقت چند نقطه

495
00:33:52,117 --> 00:33:54,217
شواهدی بود مبنی براینکه اون انگشت‌هاش رو بریده بود

496
00:33:54,284 --> 00:33:59,917
ولی چیزی که اصلا منطقی نبود این بود که اثر
انگشت ایوری

497
00:33:59,983 --> 00:34:02,017
.هیجا توی ماشین پیدا نشد

498
00:34:02,084 --> 00:34:06,751
این یعنی اینکه، اگه ایوری قاتل بوده، دستکش پوشیده بوده

499
00:34:07,651 --> 00:34:11,150
ولی اگه اون دستکش پوشیده بوده، چطور خونریزی می‌کرده

500
00:34:11,217 --> 00:34:12,883
و خون‌ـش روی ماشین مونده؟

501
00:34:13,718 --> 00:34:16,084
این‌ها باهم متناقض‌ـند

502
00:34:16,150 --> 00:34:19,217
به همین خاطر به‌نظر می‌اومد حرفش که می‌گفت

503
00:34:19,284 --> 00:34:22,284
«اگه خون‌ـش توی ماشین، یکی اونجا جاسازی‌ـش کرده»

504
00:34:22,351 --> 00:34:24,983
.چیزیه که شواهد هم داره نشون‌ـش می‌ده

505
00:34:26,617 --> 00:34:30,050
از وقتی که به جرم قتل "تریسا هالباک" دستگیر شد

506
00:34:30,117 --> 00:34:31,917
.بیشتر از شش ماه ِ قبل، همین‌ها رو داریم می‌شنویم

507
00:34:31,983 --> 00:34:36,250
استیو ایوری و اعضای خانواده‌اش

508
00:34:36,317 --> 00:34:37,850
.گفتند که پلیس ِ"منیتواک" دنبالش بوده

509
00:34:37,917 --> 00:34:41,317
کلانتر می‌گه که نظریه‌های توطئه‌ی پلیس احمقانه‌ـست

510
00:34:41,384 --> 00:34:44,784
امشب، بررسی می‌کنیم که پاپوش درست کردن
...برای مدافع واقعا یه دفاعیه امکان‌پذیرـه

511
00:34:44,850 --> 00:34:46,917
توی این پرونده قتل پرسروصدا...

512
00:34:46,983 --> 00:34:49,784
لارن کوک" اخرین بخش سری گزارش‌هاش در اینباره"
رو ارائه می‌ده

513
00:34:49,850 --> 00:34:52,184
«خانواده ایوری: یک‌ نگاه نزدیک»

514
00:34:53,150 --> 00:34:56,451
خانواده ایوری معتقدند که پلیس در داخل

515
00:34:56,517 --> 00:34:58,417
و اطراف گاراژ ماشین‌های اسقاطی‌ـشون شواهد رو
جاسازی کرده

516
00:34:58,484 --> 00:35:00,517
اونا می‌تونن هرچی می‌خوان بگن

517
00:35:00,584 --> 00:35:02,384
واقعیت اینکه اونا باید اثبات‌ـش کنن

518
00:35:03,184 --> 00:35:04,684
و من فکر نمی‌کنم که بتونن

519
00:35:04,751 --> 00:35:08,184
کلانتر "کن پترسون" می‌گه کاراگاه‌هاش طبق قانون
عمل کردند

520
00:35:08,250 --> 00:35:11,784
اون 31 سال این کار می‌کنه و اعلام می‌کنه که از چیزی
که بهش می‌گه

521
00:35:11,850 --> 00:35:14,451
گذشته رنگارنگ خانواده ایوری" خبر داره"

522
00:35:14,517 --> 00:35:18,417
.میگید که دوباره ادم می‌کشه
چرا اینو می‌گید؟

523
00:35:19,351 --> 00:35:21,417
فکر می‌کنم این شخصیت‌ـشه

524
00:35:21,484 --> 00:35:25,718
و پیترسون می‌گه که پاپوش دوختن برای استیو ایوری
کار خیلی سخته

525
00:35:25,784 --> 00:35:27,517
،اگه ما می‌خواستیم

526
00:35:28,484 --> 00:35:31,451
خیلی راحت‌تر می‌بود که استیو رو حذف کنیم

527
00:35:31,517 --> 00:35:34,950
حذف کردن استیو راحت‌تر از پاپوش دوختن برای استیو بوده

528
00:35:35,017 --> 00:35:36,517
...اره

529
00:35:36,584 --> 00:35:38,117
منظورتون از حذف کردن چیه؟
...ولی -

530
00:35:38,184 --> 00:35:41,351
،مثلا وقتی که توی زندان بود
،اگه می‌خواستیم که دیگه نباشه

531
00:35:41,417 --> 00:35:44,651
،می‌دونین، اگه می‌خواستین توی زندان کشته بشه

532
00:35:44,718 --> 00:35:47,451
خیلی راحت‌تر می‌بود که اونجا کشته می‌شد

533
00:35:48,050 --> 00:35:50,384
.این احمقانه‌ـست -
...در عین حال -

534
00:35:50,451 --> 00:35:54,284
این واقعا احمقانه‌ـست

535
00:35:54,351 --> 00:35:58,150
او در مرکز تادیب نوجوانان ـه

536
00:35:58,883 --> 00:36:01,584
...لورن" خیلی ممنون. در ادامه برنامه امشب"

537
00:36:02,850 --> 00:36:06,150
می‌دونی، از کجا... از کجا شروع کنیم اصلا؟

538
00:36:06,217 --> 00:36:09,484
بیا تک تک، بخش‌های مختلف‌ـش رو باز کنیم

539
00:36:09,551 --> 00:36:11,217
اره

540
00:36:13,117 --> 00:36:14,551
عالیه

541
00:36:18,883 --> 00:36:21,084
من باید حقیقت رو بدونم

542
00:36:21,150 --> 00:36:22,883
اره؟ -
اره-

543
00:36:23,651 --> 00:36:27,117
خب، می‌دونی، من دارم حقیقتی رو بهت می‌گم
که حقیقت نیست

544
00:36:27,184 --> 00:36:29,584
پس چرا می‌گی؟

545
00:36:29,651 --> 00:36:33,150
اون موقع که اومدن اینجا یادته؟

546
00:36:33,217 --> 00:36:35,484
اره -
اره، اون شنبه -

547
00:36:35,551 --> 00:36:39,017
گفتن می‌دونن چه اتفاقی افتاده

548
00:36:39,084 --> 00:36:41,451
...و می‌خوان من

549
00:36:42,617 --> 00:36:46,651
.می‌خوان که فقط از دهن منم بشنون

550
00:36:46,718 --> 00:36:50,451
برندن، تو همین‌طور از خودت چنین چیزی رو نمی‌سازی

551
00:36:50,517 --> 00:36:52,551
اگه چنین اتفاقی واقعا نیفتاده باشه

552
00:36:52,617 --> 00:36:56,184
یا اینکه این واقعا درسته، و اون واقعا کشت‌ـش؟

553
00:36:57,117 --> 00:36:59,317
من خبر ندارم، بهت گفتم که

554
00:37:00,883 --> 00:37:04,651
.شاید کشته باشدش... ولی نه با من

555
00:37:05,584 --> 00:37:07,651
تو صادقانه، داری حقیقت رو می‌گی؟
تو هیچ ارتباطی با این قضیه نداشتی؟
نه -

556
00:37:11,117 --> 00:37:14,084
نداشتم
بهم دروغ نگو، برندن -

557
00:37:16,351 --> 00:37:20,784
ولی چیزی که من فهمم اینکه چرا تمام این مزخرفات
رو گفتی اگه واقعیت نداشت؟

558
00:37:20,850 --> 00:37:22,718
و چطور اینا رو ساختی؟

559
00:37:23,551 --> 00:37:24,718
حدس زدم

560
00:37:25,484 --> 00:37:27,084
منظورت چیه "حدس زدی"؟

561
00:37:27,150 --> 00:37:28,784
حدس زدم

562
00:37:28,850 --> 00:37:31,551
.تو همین‌طوری چنین چیزی رو حدس نمی‌زنی، برندن

563
00:37:31,617 --> 00:37:34,484
خب، من موقع انجام دادن تکالیف‌ـم هم همین کار
رو می‌کنم

564
00:37:34,551 --> 00:37:36,184
اره، می‌دونم

565
00:37:36,250 --> 00:37:38,017
. ...خب من -
.این چیزیه که تو... نه -

566
00:37:38,084 --> 00:37:41,284
اعترافی که کردی، چیزی که تو رو انداخته توی زندان

567
00:37:41,351 --> 00:37:42,584
اره؟

568
00:37:42,651 --> 00:37:48,718
. ...و حالا تو مجبوری که
. ...تا همه بدونن که

569
00:37:49,551 --> 00:37:51,850
. ...باید به همه بگی که

570
00:37:56,250 --> 00:37:58,850
...تو نمی... تو نمی
تو می‌ری زندان

571
00:37:59,784 --> 00:38:01,384
اره؟ -
اره -

572
00:38:02,451 --> 00:38:04,150
باقی زندگی‌ـت

573
00:38:04,217 --> 00:38:06,451
برای چیزی که حتی حقیقت هم نداره

574
00:38:07,484 --> 00:38:08,517
اره

575
00:38:11,384 --> 00:38:12,883
تو اینو می‌خوای؟

576
00:38:12,950 --> 00:38:14,317
نه

577
00:38:14,384 --> 00:38:16,718
پس چطور می‌خوای ورق رو برگردونی؟

578
00:38:16,784 --> 00:38:17,950
نمی‌دونم

579
00:38:18,017 --> 00:38:21,451
خب باید اون مغزت رو به کار بندازی

580
00:38:21,517 --> 00:38:22,983
و شروع کنی از کله‌ات استفاده کنی

581
00:38:23,050 --> 00:38:26,050
چطوری؟ من واقعا کودن‌ـم، مامان. نمی‌تونم کاریش بکنم

582
00:38:26,983 --> 00:38:29,517
پس چرا هرچیزی رو قبول می‌کنی؟

583
00:38:30,651 --> 00:38:32,351
چون من کودن‌ـم، بهت گفتم که

584
00:38:33,284 --> 00:38:35,150
تو برای من کودن نیستی

585
00:38:35,217 --> 00:38:36,084
اره، هستم

586
00:38:36,150 --> 00:38:37,784
نه، نیستی

587
00:38:45,883 --> 00:38:48,651
برای من، این واقعا سخته

588
00:38:48,718 --> 00:38:49,484
<font color="#800080">"جودی استاچوسکی"
نامزد استیو
</font>

589
00:38:49,551 --> 00:38:52,351
‏‏‏‏‏‏می‌خوای مشروب بخورم. تمام مدت

590
00:38:55,250 --> 00:38:57,784
گیج‌کننده‌ـست، ناراحت‌کننده‌ـست

591
00:38:57,850 --> 00:39:01,850
چون کاری خاصی نمی‌تونم بکنم تا ثابت کنم
کار اون نبوده

592
00:39:01,917 --> 00:39:04,250
یا برندن اونکار رو نکرده

593
00:39:05,451 --> 00:39:07,250
...و کاری که من می‌خوام بکنم

594
00:39:07,317 --> 00:39:11,417
می‌دونی، اینکه بیارمشون بیرون، تا اون ثابت کنن
که کاری نکردن

595
00:39:11,484 --> 00:39:16,150
ولی این واقعا... اعصاب خوردکن‌ـه

596
00:39:19,850 --> 00:39:22,818
.تنها اینجا بودن خوب‌ـه، چون می‌تونم فکر کنم

597
00:39:24,883 --> 00:39:26,751
...و بعدش چندتا آبجو می‌خورم و

598
00:39:29,784 --> 00:39:33,017
این منو... . تا عصبانی‌ـتم برطرف بشه

599
00:39:37,384 --> 00:39:39,818
.اگه گیر بیفتم، می‌رم زندان

600
00:39:45,517 --> 00:39:49,317
<font color="#800080">‏‏‏‏‏‏9روز بعد، "جودی" هنگام شراب‌خواری دستگیر شد
.‏‏‏‏‏‏و پنج شب را در زندان گذراند
</font>

601
00:39:49,384 --> 00:39:52,850
<font color="#800080">‏‏‏‏‏افسر عفو مشروط‌ـش به او دو هفته زمان داد که
</font>

602
00:39:52,917 --> 00:39:54,983
<font color="#800080">‏‏‏‏‏‏اثاث‌کشی کند و از املاک "ایوری" خارج شود و همچنین
</font>

603
00:39:55,050 --> 00:39:58,551
<font color="#800080">به او دستور قطع ارتباط داد. او را از ملاقات یا صحبت
با استیو منع کرد
</font>

604
00:40:02,917 --> 00:40:05,718
.بهم گفتن که یه کار پیدا کن و اثاث‌کشی کن

605
00:40:05,784 --> 00:40:08,050
من اثاث‌کشی کردم و یه کار پیدا کردم. دارم کار می‌کنم

606
00:40:10,950 --> 00:40:13,317
هرکاری که بهم گفتن رو دارم انجام می‌دم

607
00:40:13,384 --> 00:40:17,584
وکیلم قرار بود با افسر عفو مشروط ـم دوشنبه صحبت کنه

608
00:40:17,651 --> 00:40:19,883
.تا این ممنویت ارتباط با استیو رو بردارن

609
00:40:23,484 --> 00:40:26,417
فکر می‌کنم دارن اینکار رو می‌کنن

610
00:40:27,651 --> 00:40:31,751
فکر می‌کنن من از دستش خسته می‌شم و ترک‌ـش
...می‌کنم و می‌رم پی زندگی خودم

611
00:40:35,850 --> 00:40:36,818
نمی‌دونم

612
00:40:38,084 --> 00:40:40,217
چون این برای خودم بهتر که من باهاش حرف نزنم

613
00:40:40,284 --> 00:40:41,917
.که اونو از زندگی‌م بیرون کنم

614
00:40:43,617 --> 00:40:45,484
فکر می‌کنم اونا این فکر رو می‌کنن

615
00:40:47,883 --> 00:40:49,651
ولی این اتفاق نمی‌افته

616
00:40:58,451 --> 00:41:00,584
برای اینکه منو اذیت کنن، هرکاری می‌کنن

617
00:41:02,017 --> 00:41:05,284
.نمی‌دونم چطور می‌تونن منو از "جودی" جدا کنن

618
00:41:06,551 --> 00:41:09,084
،می‌دونی، ولی کار این کارآگاه‌ـست

619
00:41:10,217 --> 00:41:13,417
می‌ره پیش این افسر عفو مشروط‌ـش و بهش می‌گه
چیکار کنه

620
00:41:14,651 --> 00:41:15,850
می‌دونی، نباید این طور باشه

621
00:41:18,384 --> 00:41:21,217
.این یکی دیگه از چیزهایی که کنترل می‌کنن

622
00:41:24,917 --> 00:41:27,317
می‌دونی، نمی‌خوام جودی رو از دست بدم

623
00:41:30,451 --> 00:41:33,317
«فکر می‌کنم «کاش می‌تونستم باهاش حرف بزنم

624
00:41:34,184 --> 00:41:35,983
.بهش بگم که دوستش دارم

625
00:41:36,050 --> 00:41:38,684
«می‌بینی، من هنوز اینجا. من جایی نمی‌رم»

626
00:41:47,517 --> 00:41:48,950
فکر کنم پیداش کردم

627
00:41:53,451 --> 00:41:54,584
این یکی

628
00:41:57,417 --> 00:41:59,917
اره. 1982

629
00:41:59,983 --> 00:42:00,818
<font color="#800080">.‏‏‏‏‏ماموران اجرای قانون
</font>

630
00:42:06,818 --> 00:42:08,217
ایناهاشش

631
00:42:09,917 --> 00:42:11,983
اینو یادمه

632
00:42:12,850 --> 00:42:14,050
و اینو

633
00:42:14,117 --> 00:42:15,917
‏‏‏000
"‏‏‏"جین کوشی

634
00:42:19,284 --> 00:42:20,451
اینجاست

635
00:42:21,217 --> 00:42:22,551
"کنی پیترسون"

636
00:42:24,284 --> 00:42:26,983
.من از حرفی که اون زد هم خودشم نیومد

637
00:42:27,050 --> 00:42:29,351
اون خیلی چیز بدی بود برای یه کلانتر که بگه

638
00:42:29,417 --> 00:42:31,484
اونجا توی تلویزیون گفتش

639
00:42:32,617 --> 00:42:36,351
مدافعان، کلانتر "کنت پیترسون" رو احضار می‌کنن

640
00:42:40,017 --> 00:42:41,451
<font color="#800080">‏‏‏‏‏وکلای مدافع پیش‌از‌تشکیل دادگاه درخواست  می‌دهند
</font>

641
00:42:41,517 --> 00:42:43,551
که اداره کلانتری شهرستان منیتواک

642
00:42:43,617 --> 00:42:45,084
.از هرگونه دخالت در دادگاه استیو منع شود

643
00:42:45,850 --> 00:42:51,484
"در سال 1985، کلانتر اون زمان مینتواک "تام کسورک
از شما خواسته بود

644
00:42:51,551 --> 00:42:57,950
.که آقای ایوری رو به جرم اقدام به قتل دستگیر کنید

645
00:42:58,017 --> 00:42:59,117
بله

646
00:42:59,184 --> 00:43:02,751
و اون شامل یه حمله خشونت‌آمیز

647
00:43:02,818 --> 00:43:05,217
در ساحل مینتواک می‌شد؟

648
00:43:05,284 --> 00:43:06,284
درسته

649
00:43:06,351 --> 00:43:11,184
بعدتر، ادعا آقای ایوری مبنی بر اینکه اون حملات توسط
او انجام نشده بود

650
00:43:11,250 --> 00:43:12,584
ثابت شد که حقیقت داره

651
00:43:13,317 --> 00:43:14,451
ممکنه

652
00:43:15,551 --> 00:43:16,917
ببخشید؟ -
من شک دارم -

653
00:43:16,983 --> 00:43:19,384
شک دارید؟ -
بله -

654
00:43:20,017 --> 00:43:21,617
می‌خوام روشن بشه

655
00:43:21,684 --> 00:43:28,551
یکی از دلایلی که شما خودتون رو شخصا
از پرونده تحقیقات هالباک

656
00:43:28,617 --> 00:43:33,718
کنار گذاشتید این بود که شخصا درباره اون پرونده

657
00:43:33,784 --> 00:43:38,084
در پرونده دادگاه مدنی "استیو ایوری" علیه
شهرستان منیتواک شهادت دادید

658
00:43:38,150 --> 00:43:41,117
نه، فکر نمی‌کنم این ربطی به اون مسئله داشته باشه. نه

659
00:43:41,184 --> 00:43:45,883
بذارین بازش کنیم. 13اکتبر 2005 شما شهادت دادید

660
00:43:45,950 --> 00:43:47,784
درست به نظر میاد؟ -
ممکنه -

661
00:43:47,850 --> 00:43:53,050
حدود دو هفته و نیم، سه هفته قبل از اینکه خانوم هالباک
ناپدید بشه؟

662
00:43:53,117 --> 00:43:54,451
یه زمانی در اون مقطع

663
00:43:54,517 --> 00:43:56,584
و دو عضو دیگه اداره‌ـتون که

664
00:43:56,651 --> 00:43:58,584
در همون مقطع شهادت دادن

665
00:43:58,651 --> 00:44:03,050
ستوان لنک و گروهبان "اندرو کلبرن"، درسته؟

666
00:44:03,117 --> 00:44:05,517
نمی‌دونم
نمی‌دونم چه کس‌هایی شهادت دادند

667
00:44:05,584 --> 00:44:09,417
شما مخالف این ادعا که
اون‌ها در جلسه استشهادیه

668
00:44:09,484 --> 00:44:12,017
وسط‌های اکتبر 2005 شرکت کردن نیستید
فقط نمی‌دونید که کردن یا نه؟

669
00:44:12,084 --> 00:44:15,150
تا اونجایی که خاطرم هست، در ارتباط با
یه‌سری اطلاعاتی بود

670
00:44:15,217 --> 00:44:17,883
که اواخر دهه 90 اومده بود

671
00:44:17,950 --> 00:44:19,818
وسط‌های دهه 90، درسته

672
00:44:19,883 --> 00:44:21,284
...اره، این

673
00:44:21,883 --> 00:44:25,084
،اره، ولی نمی‌دونم کی شهادت داده بودن
اصلا خبر ندارم

674
00:44:26,217 --> 00:44:30,551
تا حالا توی زندگی‌ـتون یه روز یا یه شب رو

675
00:44:30,617 --> 00:44:32,917
به خاطر جرمی که مرتکب نشدید، توی زندان گذروندید؟
نه -

676
00:44:34,050 --> 00:44:39,017
اگه در صندلی"استیو ایوری" نشسته بودید و جای او بودین

677
00:44:39,084 --> 00:44:42,217
به اداره کلانتری شهرستان مینتواک در تحقیقات

678
00:44:42,284 --> 00:44:46,351
و تعقیب قضایی خودتون برای بار دوم اعتماد می‌کردین؟

679
00:44:46,417 --> 00:44:48,517
اعتراض دارم. درخواست گمانه‌زنی

680
00:44:48,584 --> 00:44:50,451
اصلا نخواستم که درباره چیزی گمانه‌زنی کنند

681
00:44:50,517 --> 00:44:51,517
پس ارتباط با موضوع

682
00:44:51,584 --> 00:44:54,784
اعتراض واردـه. سوال دیگه‌ای ندارید؟

683
00:44:54,850 --> 00:44:56,917
نه
خیلی خب، شاهد مرخص‌ـند

684
00:45:01,150 --> 00:45:04,850
،اگر اجازه صحبت داشته باشم، عالیجناب
ما هیچ پرونده دیگه‌ای پیدا نمی‌کنیم

685
00:45:04,917 --> 00:45:09,284
که در اون کلانتر اظهار کنه که

686
00:45:09,351 --> 00:45:11,250
نه تنها مدعی علیه به خاطر اتهام حمله گناه‌کارـه

687
00:45:11,317 --> 00:45:14,117
،بلکه اظهار داشته باشن که اگه اون به‌شکلی تبرئه بشه

688
00:45:14,184 --> 00:45:16,850
اون در آینده کس دیگه‌ای رو به قتل می‌رسونه

689
00:45:16,917 --> 00:45:20,883
بر چه اساسی؟
به هیچ وجه نمی‌دونم

690
00:45:20,950 --> 00:45:22,983
واقعا جالب بود

691
00:45:23,050 --> 00:45:28,250
قبل از اینکه اصلا به این بحث عجیب برسیم که

692
00:45:28,317 --> 00:45:32,351
،چطور اسون‌تر بوده که "استیو ایوری" رو به قتل برسونن
به‌جای اینکه براش پاپوش درست کنن

693
00:45:36,117 --> 00:45:37,551
.اصلا مسبوق به سابقه نیست

694
00:45:38,818 --> 00:45:41,551
‏<font color="#800080">‏‏‏‏قاضی "ویلیاس" کلانتری منیتواک رو
</font>

695
00:45:41,617 --> 00:45:44,950
‏<font color="#800080">.‏‏‏‏از هرگونه دخالت در دادگاه استیو منع کرد
</font>

696
00:45:45,017 --> 00:45:47,584
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏دادگاه در شهرستان همسایه کالومت برگزار خواهد شد
</font>

697
00:46:11,484 --> 00:46:15,784
برداشت من اینکه برندن یه‌جورایی از مادرش می‌ترسه

698
00:46:15,850 --> 00:46:17,084
‏<font color="#800080">"‏‏‏‏"لن کچنسکی
‏‏‏‏وکیل تسخیری برندن
</font>

699
00:46:17,150 --> 00:46:22,718
از نظر ویژگی‌های فیزیکی، ریز اندام‌ـه ولی
،می‌دونین

700
00:46:25,384 --> 00:46:29,384
اخلاق یه سگ ِ "پیت‌بول" رو داره

701
00:46:30,784 --> 00:46:32,250
،اوه خیلی، می‌دونین

702
00:46:32,317 --> 00:46:35,484
هرچیزی که از نظر فیزیکی نداره رو می‌تونه
با پارس کردن بدستش بیاره

703
00:46:39,584 --> 00:46:41,351
الو؟ -
بله؟ -

704
00:46:41,417 --> 00:46:42,617
بله

705
00:46:43,384 --> 00:46:46,284
صبح به وکیل‌ـم زنگ زدی؟

706
00:46:46,351 --> 00:46:48,117
سعی کردم باهاش تماس بگیرم

707
00:46:48,184 --> 00:46:51,451
ولی جواب تلفن‌ـم رو نمی‌ده

708
00:46:51,517 --> 00:46:56,084
یه تیکه کاغذ درباره اظهاری، چیزی داده بهم

709
00:46:57,684 --> 00:47:00,584
.درباره اینکه اظهار گناهکاری‌ای چیزی بکنم

710
00:47:00,651 --> 00:47:03,417
تا اظهار گناهکاری کنی؟ -
اره -

711
00:47:03,484 --> 00:47:05,150
برندن؟ -
چیه؟ -

712
00:47:05,217 --> 00:47:06,818
این چیزیه که بهت داده؟

713
00:47:08,050 --> 00:47:12,784
...خب، گفت که

714
00:47:12,850 --> 00:47:16,384
. ...اگه این اظهار ـه رو انتخاب کنم، که من

715
00:47:16,451 --> 00:47:18,484
نمی‌تونی، نمی‌تونی

716
00:47:19,883 --> 00:47:23,284
اگه تو باهاشون مصالحه کنی و یعنی قبول کردی
گناهکاری

717
00:47:23,351 --> 00:47:27,150
...ولی اگه
اگه برم دادگاه و

718
00:47:27,217 --> 00:47:29,584
،گفت برای هیئت منصفه سخت‌ـه که، می‌دونی

719
00:47:29,651 --> 00:47:32,983
باور کنه که من داستان واقعی ِراست رو می‌گم

720
00:47:33,050 --> 00:47:35,517
وکیل‌ـت فکر می‌کنه تو اون کار رو کردی

721
00:47:35,584 --> 00:47:38,217
اره؟ -
اره -

722
00:47:38,284 --> 00:47:40,250
می‌خواد بندازدت زندان، برندن

723
00:47:41,751 --> 00:47:44,718
نمی‌خوام تا 76 سالگی یا اینا توی زندان بمونم

724
00:47:44,784 --> 00:47:46,950
می‌دونم، می‌دونم

725
00:47:47,017 --> 00:47:49,084
.نمی‌دونم چی بهت بگم، برندن

726
00:47:49,883 --> 00:47:53,784
اگه واقعا این کار رو نکردی، باید ببریش دادگاه

727
00:47:53,850 --> 00:47:57,017
.باید بری دادگاه
من نکردم‌ـش، ولی. اره -

728
00:47:59,284 --> 00:48:02,117
چرا وکیل‌ـش بهش می‌گه گناهکارـه؟
مصالحه کن؟

729
00:48:02,184 --> 00:48:04,751
تا اونجایی که من می‌دونم، اون وکیل نیست

730
00:48:04,818 --> 00:48:06,417
وکیل باید برای تو کار کنه

731
00:48:06,484 --> 00:48:10,484
فکر می‌کنین استیو ایوری داره کنارگذاشته شدن‌ـتون

732
00:48:10,551 --> 00:48:11,751
از این پرونده یا جایگزین‌شدن‌ـتون رو
از راه دور هدایت می‌کنه؟

733
00:48:11,818 --> 00:48:13,617
فکر می‌کنم، این خواست اونه، بله

734
00:48:14,983 --> 00:48:17,751
می‌خوام از دست "لن" راحت بشم، فقط به این دلیل

735
00:48:17,818 --> 00:48:20,351
که اون به بچه‌ام کمک نمیکنه

736
00:48:21,651 --> 00:48:24,284
من این کار رو به‌خاطر استیو دارم نمی‌کنم

737
00:48:26,284 --> 00:48:28,351
استیو وکیل‌های خوبی داره

738
00:48:31,217 --> 00:48:32,484
برندن نداره

739
00:48:33,651 --> 00:48:36,217
برندن یکی مثل وکیل‌های استیو می‌خواد

740
00:48:39,217 --> 00:48:41,551
نمی‌گم استیو کار اشتباهی کرده

741
00:48:43,351 --> 00:48:45,517
باور دارم اون هم بیگناه‌ـه

742
00:48:58,284 --> 00:49:03,017
درخواست داری وکیل فعلی‌ـت

743
00:49:04,084 --> 00:49:05,084
با کس دیگه‌ای جایگزین بشه؟
اره -

744
00:49:05,150 --> 00:49:10,651
آقای "کچنسکی"، باور دارید این درخواست، درخواست
خودش‌ـه بدون اینکه از جایی تحت فشار باشه؟

745
00:49:10,718 --> 00:49:12,818
من مطمئنا نیستم، عالیجناب

746
00:49:12,917 --> 00:49:17,284
من اطلاعاتی دریافت کردم که مدعی علیه دیگه
این پرونده در حال تشویق

747
00:49:17,351 --> 00:49:18,517
<font color="#800080">"‏‏‏‏‏‏قاضی "جرمی فاکس
</font>

748
00:49:18,584 --> 00:49:24,184
آقای "دسی"ـه تا وکیل دیگه‌ای اختیار کنه که

749
00:49:24,250 --> 00:49:27,384
.بیشتر به منافع دیگر مدعی علیه پرونده نزدیک باشه

750
00:49:28,684 --> 00:49:32,084
آقای "دسی" رابطه‌ـتون با آقای "کچنسکی" چطوره؟

751
00:49:32,150 --> 00:49:33,883
بد نیست

752
00:49:33,950 --> 00:49:36,351
بد نیست" یعنی خوب یا چی؟"

753
00:49:37,617 --> 00:49:38,850
اره

754
00:49:38,917 --> 00:49:41,117
وقتی باهم هستید دعوا می‌کنید؟

755
00:49:41,184 --> 00:49:43,517
نه -
می‌تونی باهاش صحبت کنی؟ -

756
00:49:43,584 --> 00:49:44,617
اره

757
00:49:44,684 --> 00:49:49,250
فکر می‌کنی کاری که باور داره در راستای منافع توی‌ـه
رو انجام می‌ده؟

758
00:49:50,084 --> 00:49:51,284
یه جورایی

759
00:49:53,217 --> 00:49:56,584
بهم بگو که چرا می‌خوای وکیل تسخیری خودت
رو عوض کنی

760
00:50:05,217 --> 00:50:08,184
...چون فکر می‌کنم...که اون

761
00:50:08,250 --> 00:50:09,718
...اون

762
00:50:09,784 --> 00:50:11,184
...نه، اون

763
00:50:14,617 --> 00:50:16,950
اون فکر می‌کنه که من گناهکارم‌

764
00:50:18,818 --> 00:50:21,651
این دلیلی‌ـه که یه وکیل دیگه می‌خوای؟

765
00:50:21,718 --> 00:50:22,983
اره

766
00:50:23,050 --> 00:50:26,651
من چیزی ندیدم یا نشنیدم که بهم بگه

767
00:50:26,718 --> 00:50:30,551
.اختلاف یا مشکل حل‌نشدنی وجود داره

768
00:50:30,617 --> 00:50:31,818
قطعا

769
00:50:31,883 --> 00:50:36,451
باور ندارم که هیچ مشکلی در ارتباط وکیل و موکل
وجود داشته باشه

770
00:50:36,517 --> 00:50:40,084
"به‌همین خاطر من درخواست آقای "دسی

771
00:50:40,150 --> 00:50:44,950
.مبتنی بر عوض کردن آقای "کچنسکی" رو رد می‌کنم

772
00:50:45,784 --> 00:50:47,617
یه مشت حروم‌زاده عوضی

773
00:51:00,651 --> 00:51:03,451
دین استرنگ" وکیل استیو ایوری گفت که"

774
00:51:03,517 --> 00:51:06,050
استیو ایوری فشاری برای»

775
00:51:06,117 --> 00:51:07,917
تعویض وکیل برندن دسی بر کسی وارد نمی‌کنه

776
00:51:07,983 --> 00:51:10,950
نظر شخصی من اینکه کل خانواده دسی و ایوری

777
00:51:11,017 --> 00:51:13,617
،امیدوارند که وکیل فعلی یا هر وکیلی

778
00:51:13,684 --> 00:51:15,784
«.واقعا از برندن دسی دفاع کنه

779
00:51:37,250 --> 00:51:39,818
‏<font color="#800080">‏‏‏‏"جودی" به‌خاطر نقض دستور عدم ارتباط با ایوری
</font>

780
00:51:39,883 --> 00:51:43,217
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏به زندان شهرستان مینتواک فرستاده شد
</font>

781
00:51:43,284 --> 00:51:47,384
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏درخواست دستگیری
</font>

782
00:51:47,451 --> 00:51:50,651
بازپرس‌ها از همون روز اول دنبالش بودن

783
00:51:52,584 --> 00:51:54,584
چند بار رفتن سراغ‌ـش؟

784
00:51:54,651 --> 00:51:56,451
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏دلیل: نقص دستور عدم برقرار ارتباط
</font>

785
00:51:56,517 --> 00:51:57,718
فشار اوردن و فشار اوردن و فشار اوردن

786
00:51:57,784 --> 00:51:59,317
خیلی خب

787
00:52:11,551 --> 00:52:15,250
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏‏‏31اگوست 2006، بازجویی توسط بازپرس "وگرت" انجام شد
</font>

788
00:52:19,017 --> 00:52:20,484
کی فرستادن‌ـت زندان؟

789
00:52:21,718 --> 00:52:23,784
سه‌شنبه -
سه‌شنبه -

790
00:52:23,850 --> 00:52:28,751
دادگاه داشت. باید می‌اومدم شهر

791
00:52:28,818 --> 00:52:35,317
.و از کنار هم رد شدیم

792
00:52:35,384 --> 00:52:37,317
این ارتباطی بود
و قرار بود که باهاش ارتباط نداشته باشی

793
00:52:37,384 --> 00:52:40,351
...دارم سعی می‌کنم نداشته باشم. نمی‌خوام
من حالم از اینجا بهم می‌خوره

794
00:52:40,417 --> 00:52:42,017
...نمی‌خوام -
‌- من یه شغل خوب دارم

795
00:52:42,084 --> 00:52:43,751
.نمی‌خوام ازت دستش بدم
خوبه -

796
00:52:43,818 --> 00:52:45,517
.بیا ببریم‌ـت بیرون

797
00:52:47,084 --> 00:52:48,850
به افسر عفو مشروط‌ـت هم زنگ می‌زنی، امروز؟

798
00:52:48,917 --> 00:52:51,617
خب، بهم گفتن باید برم تا ببینم‌ـش

799
00:52:55,150 --> 00:53:00,718
<font color="#800080">‏‏‏‏‏‏بین ژوئن تا اگوست 2006 جودی سه‌بار دستگیر شد
</font>

800
00:53:04,417 --> 00:53:05,917
الو؟

801
00:53:05,983 --> 00:53:07,584
جودی چی بهت گفت؟

802
00:53:08,417 --> 00:53:10,351
.گفت رابطه تو و اون تموم شده

803
00:53:11,317 --> 00:53:13,250
.تا دیگه اذیت‌ـش نکنن

804
00:53:14,117 --> 00:53:15,617
اره، این چیزیه که اون گفت

805
00:53:17,917 --> 00:53:19,917
پس دیگه چیزی بین من و اون نیست؟

806
00:53:24,718 --> 00:53:26,617
پس بهتر منم دیگه تسلیم بشم

807
00:53:27,584 --> 00:53:29,784
تنها چیزی که باعث می‌شد من تحمل کنم اون بود

808
00:53:30,551 --> 00:53:32,850
.این تنها چیزی بود که باعث می‌شد من دووم بیارم

809
00:53:34,484 --> 00:53:35,850
می‌فهمم

810
00:53:37,050 --> 00:53:38,584
ولی ماهی‌های دیگه‌ای توی دریا هست

811
00:53:39,617 --> 00:53:41,017
من کس دیگه‌ای رو نمی‌خوام

812
00:53:41,751 --> 00:53:43,084
می‌خوام ازدواج کنم

813
00:53:46,517 --> 00:53:47,850
حالا چیزی برام نمونده

814
00:54:05,850 --> 00:54:09,384
‏‏‏000
.‏‏‏"دسی" داستانش را عوض کرد و هرگونه دخالت را انکار کرد

815
00:54:09,451 --> 00:54:13,084
‏‏‏000
‏‏‏متهم به قتل نامه‌ای به قاضی نوشت که اظهارات قبلی‌اش
‏‏‏را نقض می‌کند

816
00:54:15,917 --> 00:54:19,317
،نیاز به گفتن نداره که وقتی نامه نوشته شد
من هم غافلگیر شدم

817
00:54:20,017 --> 00:54:22,584
به‌طور خلاصه این می‌گه زمان وقوع جرم، جای دیگه بوده
،می‌دونین

818
00:54:22,651 --> 00:54:26,084
«.وقتی قتل اتفاق افتاد من اونجا نبودم. من خونه بودم»

819
00:54:26,150 --> 00:54:27,250
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏عنوان: قاضی "جرمی فاکس" عزیز
</font>

820
00:54:27,317 --> 00:54:29,451
،می‌گه «سلام، می‌خواستم اینو قبلا براتون بنویسم

821
00:54:29,517 --> 00:54:31,050
.ولی مداد نداشتم

822
00:54:31,117 --> 00:54:35,150
حقیقت اینکه، من و برادرم "بلین" ساعت 3:45 دقیقه
،از مدرسه اومدیم خونه

823
00:54:35,217 --> 00:54:36,217
«...جاده رو پیاده اومدیم

824
00:54:37,551 --> 00:54:40,584
و اون پلی‌استیشن بازی کرد تا زمانی که مادرشون
اومد خونه

825
00:54:40,651 --> 00:54:43,117
بین ساعت پنج و پنج و نیم

826
00:54:43,184 --> 00:54:46,784
.بعد ادعا می‌کنه که ساعت شش رییس "بلین" زنگ می‌زنه

827
00:54:46,818 --> 00:54:48,584
،بهش می‌گه که "بلین" برای هالووین رفته بیرون

828
00:54:48,651 --> 00:54:54,050
تا ساعت هفت باز تلویزیون نگاه می‌کنن تا اینکه
ساعت هفت استیو ایوری بهش زنگ می‌زنه

829
00:54:54,117 --> 00:54:59,784
و بعدش... . این طور که می‌گه دعوتش می‌کنه برای
‌راه انداخت یه آتش تفریحی

830
00:55:00,617 --> 00:55:03,284
بعدش ماشین گلف رو سوار می‌شن، و دور گاراژ مادرش
راه می‌افتن

831
00:55:03,351 --> 00:55:07,517
تا آشغال پیدا کنن و اون شب یه‌سری
آشغال رو اتیش می‌زنن

832
00:55:07,584 --> 00:55:11,184
. ...و
.می‌گه در مجموع کلش همین‌ـه

833
00:55:11,250 --> 00:55:13,651
«.رفتم خونه، رفتم به تختم، و یه خرده خوابیدم»

834
00:55:13,718 --> 00:55:15,417
بارب یاندا" اعتراف کرد که اون کسی‌ـه که"

835
00:55:15,484 --> 00:55:18,017
.برندن رو تشویق به نوشتن این نامه کرده

836
00:55:18,084 --> 00:55:22,284
.چرا اینکار رو کرد، من نمی‌دونم

837
00:55:22,351 --> 00:55:24,818
به‌نظر من... احمقانه ـست

838
00:55:24,883 --> 00:55:27,917
چیزی که قابل‌درک ـه اینکه

839
00:55:27,983 --> 00:55:32,584
اگه برندن قرار باشه توی دادگاه استیو ایوری
،شهادت بده

840
00:55:32,651 --> 00:55:34,284
هر اعترافاتی که

841
00:55:34,351 --> 00:55:38,517
با اعترافاتی که قبلا

842
00:55:38,584 --> 00:55:42,684
در تاریخ یک مارس و 13 می پیش پلیس کرده
متناقض باشه

843
00:55:42,751 --> 00:55:45,651
.به استیو ایوری کمک می‌کنه

844
00:55:47,317 --> 00:55:50,850
.به‌همین خاطر فکر می‌کنم خودش اینو می‌دونه

845
00:55:51,917 --> 00:55:56,050
پی‌نوشت: من و مامانم فکر می‌کنیم که تو قاضی»
«خوبی هستی. ممنون به‌خاطر وقتت

846
00:55:57,617 --> 00:56:00,084
.این محتویات نامه‌ـست

847
00:56:06,983 --> 00:56:09,784
اون یه بچه شونزده ساله‌ـست با ناتوانی‌های ذهنی

848
00:56:13,484 --> 00:56:14,751
...که

849
00:56:16,718 --> 00:56:18,651
...نمی‌تونه

850
00:56:19,351 --> 00:56:23,718
با مشکلاتی که باهاش روبرو می‌شه کنار بیاد
و کمک زیادی هم بهش داره نمی‌شه

851
00:56:26,384 --> 00:56:27,517
این نظر من ـه

852
00:56:33,217 --> 00:56:34,217
...این

853
00:56:35,250 --> 00:56:36,983
،نارسایی‌های شخصی‌ـش هرچی که باشه

854
00:56:37,050 --> 00:56:40,417
...یک‌سری نارسایی‌های سیستماتیک اینجا هست که

855
00:56:45,718 --> 00:56:47,850
...عمیقا ناراحت‌کننده‌ـند

856
00:56:52,417 --> 00:56:56,917
...اگرکه زیاد بهش فکر کنی یا
.باهاش از نظر احساسی درگیر بشی

857
00:57:01,818 --> 00:57:06,451
...می‌دونی، مطمئن نیستم که من
کاملا دارم کارم رو درست انجام می‌دم

858
00:57:06,517 --> 00:57:09,117
...وقتی که نگران اینم که

859
00:57:10,751 --> 00:57:14,351
...بقیه کسایی که موکل من نیستند

860
00:57:18,217 --> 00:57:21,017
.سیستم داره زمین‌ـشون می‌زنه و داغون‌ـشون می‌کنه

861
00:57:24,883 --> 00:57:26,950
.یا اینکه سیستم غیرمنصفانه باهاشون برخورد می‌کنه

862
00:57:27,718 --> 00:57:30,751
،من باید نگران استیو باشم

863
00:57:30,818 --> 00:57:35,551
،یه‌جورایی فقط تمرکزم رو بذارم روی استیو
. ...به‌شکلی

864
00:57:55,284 --> 00:57:58,584
بله، می‌تونم بهتون کمک کنم؟ -
.سلام. اومدم استیو ایوری رو ببینم -

865
00:57:58,651 --> 00:58:01,417
،باشه، لطفا بشینید -

866
00:58:01,484 --> 00:58:02,551
ممنون -

867
00:58:08,818 --> 00:58:12,983
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏مدتی بعد، قاضی "فاکس" متوجه شد که
</font>

868
00:58:13,050 --> 00:58:16,983
‏‏‏‏<font color="#800080"> ‏‏‏‏"لن" اجازه داد است که "برندن" در تاریخ 13می
.‏‏‏‏به تنهایی مورد بازجویی قرار گیرد
</font>

869
00:58:17,050 --> 00:58:21,050
‏‏‏‏<font color="#800080">.‏‏‏‏قاضی وکیل "دسی" را برکنار کرد
</font>

870
00:58:25,983 --> 00:58:28,150
یه لحظه وقت دارید؟ -
البته -

871
00:58:28,217 --> 00:58:29,950
روشن ـه؟ -
بیاید -

872
00:58:30,017 --> 00:58:33,584
فکر می‌کنید برندن تا این مرحله از طرف شما به خوبی
مورد دفاع قرار گرفت؟

873
00:58:33,651 --> 00:58:34,917
فکر می‌کنم بله

874
00:58:34,983 --> 00:58:37,651
فکر می‌کنم، قدم‌هایی که برداشتیم منطقی بود

875
00:58:37,718 --> 00:58:39,384
.ما با کمال احترام با قاضی مخالف‌ـم

876
00:58:39,451 --> 00:58:45,217
هنوز دارین می‌گین که این اشتباه نبود که بذارید
اون به تنهایی توسط بازپرس‌ها

877
00:58:45,284 --> 00:58:47,117
.سوال‌وجواب بشه
باز هم همون کار رو می‌کنین؟

878
00:58:47,184 --> 00:58:48,517
اوه، دوباره همون کار رو نمی‌کنم به‌خاطر... به خاطر
این مسائل

879
00:58:48,584 --> 00:58:52,617
...ولی

880
00:58:53,384 --> 00:58:58,050
فکر می‌کنم در انالیز نهایی، اعتراف 13 می

881
00:58:58,117 --> 00:59:00,384
.احتمالا در پرونده مورد استفاده قرار نمی‌گیره

882
00:59:00,451 --> 00:59:03,150
.دادستانی به احتمال زیاد ازش استفاده نمی‌کنه

883
00:59:03,217 --> 00:59:04,217
"ممنون، "لن

884
00:59:04,284 --> 00:59:08,551
تاریخ شروع دادگاه استیو در تاریخ 12 فوریه 2007
.تعیین شد

885
00:59:29,417 --> 00:59:31,117
،سخته، می‌دونی

886
00:59:31,184 --> 00:59:32,950
.من اینجا تنهام

887
00:59:33,983 --> 00:59:36,417
نمی‌تونم با هیچ‌کس صحبت کنم

888
00:59:36,484 --> 00:59:39,718
،من حتی نمی‌تونم با وکیل‌ها تلفنی صحبت کنم
اونم ضبط می‌شه

889
00:59:39,784 --> 00:59:42,584
...حداقل این وکیل‌ـه خوبه و داره کارش رو انجام می‌ده و

890
00:59:42,651 --> 00:59:46,551
...داره سعی می‌کنه بفهمه

891
00:59:47,417 --> 00:59:48,818
کار کی بود و این چیزها

892
00:59:50,050 --> 00:59:52,117
،نمی‌دونم چطور می‌خواد اینکار رو بکنه

893
00:59:54,784 --> 00:59:56,883
.پس خودش می‌دونه که چیکار بکنه

894
00:59:56,950 --> 01:00:00,317
ولی حدس میزنم خیلی باهوش‌ـه

895
01:00:07,417 --> 01:00:12,484
کلانتر "پیترسون" افسر دستگیری ایوری در سال 1985 بود

896
01:00:12,551 --> 01:00:13,883
اون الان رییس اداره پلیس‌ـه

897
01:00:13,950 --> 01:00:15,517
‏‏‏‏<font color="#800080">"‏‏‏‏"جری باتینگ
</font>

898
01:00:15,584 --> 01:00:17,718
...و مشخصا

899
01:00:18,184 --> 01:00:22,351
از "ایوری" به‌شدت متنفرـه

900
01:00:22,417 --> 01:00:26,217
اگه یه ادم بالا رتبه‌ای چنین احساسی
نسبت به ایوری داره

901
01:00:26,284 --> 01:00:27,818
<font color="#800080">‏‏‏‏‏چارت سازمانی اداره کلانتری شهرستان منیتواک
</font>

902
01:00:27,883 --> 01:00:30,150
و به اون شکل، شخصا درگیر پرونده ایوری ـه

903
01:00:30,217 --> 01:00:32,917
اون حس به باقی اداره منتقل می‌شه، به کل اداره

904
01:00:32,983 --> 01:00:39,284
اگر نه به کل، حداقل به به رده‌هایی بالایی که بهش نزدیک‌ـند

905
01:00:39,351 --> 01:00:43,117
.و این شامل ستوان‌ها و گروهبان‌ها می‌شه

906
01:00:43,184 --> 01:00:48,217
به‌همین خاطر ما بررسی کردیم

907
01:00:48,284 --> 01:00:52,317
و یه اسم همش هرجا که نگاه می‌کردیم
در جاهای حساس

908
01:00:52,384 --> 01:00:53,818
.ظاهر می‌شد

909
01:00:53,883 --> 01:00:56,284
و اون اسم ستوان "جیمز لنک" بود

910
01:00:56,351 --> 01:01:00,117
لنک" همونی ـه که کلید رو توی اتاق‌خواب پیدا کرد"

911
01:01:00,184 --> 01:01:03,451
،توی دفعه هفتم‌ای که اتاق رو گشتن، اون‌طور که ادعا شده
.جایی بود به‌سادگی قابل دید بود

912
01:01:03,517 --> 01:01:04,751
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏11اکتبر 2005
‏‏‏‏‏‏استشهادیه ایوری علیه شهرستان منیتواک
</font>

913
01:01:04,818 --> 01:01:09,317
لنک" سه‌هفته قبل از ناپدید شدن هالباک در جلسه"
استشهادیه بود

914
01:01:09,384 --> 01:01:12,751
و بعدش، عجیب‌تر از همه

915
01:01:12,818 --> 01:01:18,551
،وقتی که به پرونده قدیمی 1985 استیو نگاه کردیم
.توی اداره پلیس

916
01:01:18,617 --> 01:01:21,017
یه‌سری آیتم‌هایی توی پرونده بود که نهایتا باعث ازاد شدن
استیو شد

917
01:01:21,084 --> 01:01:22,584
<font color="#800080">‏‏‏‏‏‏محتویات: یک: موهای اطراف آلت تناسلی
‏‏‏‏‏‏دو: خون قربانی
‏‏‏‏‏‏سه: مجموعه‌ای از ناخن‌ها
"‏‏‏‏‏‏چهار: خون ِ "استیو ایوری
</font>

918
01:01:22,651 --> 01:01:25,917
به‌شکل جالبی، فرم انتقال شواهد به آزمایشگاه جنایی

919
01:01:25,983 --> 01:01:30,417
که همراه مدارک در سال 2002 بود

920
01:01:30,484 --> 01:01:36,617
توسط همین "جیمز لنک" که در اون زمان کارگاه "لنک" بود
امضا شده بود

921
01:01:37,184 --> 01:01:39,784
،و من به خود گفتم «واو

922
01:01:40,417 --> 01:01:45,551
«.این دیگه اروم اروم داره چیزی بیشتر از اتفاق می‌شه

923
01:01:47,451 --> 01:01:49,484
نه، فکر کردم این جعبه بزرگ بود

924
01:01:49,551 --> 01:01:52,684
،منم فکر کردم اینا توی یه جعبه بزرگ باید باشن

925
01:01:52,751 --> 01:01:54,217
تا اونجایی که من می‌دونم همین‌ـه

926
01:01:54,284 --> 01:01:56,751
بقیه محتویات ناخن و مو بودن

927
01:01:56,818 --> 01:01:58,917
من "جری باتینگ" هستم. "دین" در دسترس‌ـه؟

928
01:01:59,651 --> 01:02:01,784
خب، تاریخ اینجا هست. 96/3/13

929
01:02:02,850 --> 01:02:04,484
روی نوار قرمز... اره
اره -

930
01:02:04,551 --> 01:02:08,284
ولی ما نمی‌دونیم که کی این نوار رو روش گذاشته

931
01:02:08,351 --> 01:02:09,517
خب

932
01:02:10,050 --> 01:02:12,417
...نه، نمی‌خوام پیغام بذارم
.خیلی مهمه که من باهاش صحبت کنم

933
01:02:12,484 --> 01:02:15,150
می‌تونی ببینی کسی می‌تونه پیداش کنه؟

934
01:02:15,217 --> 01:02:19,084
‏‏‏000
‏‏‏تیم دفاع استیو حکمی از دادگاه گرفتند تا

935
01:02:19,150 --> 01:02:23,584
.محتوایات پرونده 1985 استیو رو بررسی کنن

936
01:02:26,451 --> 01:02:30,084
‏‏‏‏<font color="#800080">‏‏‏‏بازپرس "مارک ویگرت" و بازپرس ویژه "نورم گوهن" هم
.‏‏‏‏حاضر بودند
</font>

937
01:02:30,150 --> 01:02:31,784
خب -
درش بیار -

938
01:02:44,050 --> 01:02:45,818
می‌خوای بگردونی‌ـش؟

939
01:02:52,584 --> 01:02:54,451
انگار بریده شده، نه؟

940
01:02:58,983 --> 01:03:02,718
بذار بهت بگم. امروز روز خاطرانگیزی برای مدافعین
این پرونده ـست

941
01:03:03,917 --> 01:03:05,917
.بهتر از این نمی‌شد

942
01:03:05,983 --> 01:03:10,150
پلمپ جعبه، باز شده ـست

943
01:03:10,217 --> 01:03:14,217
و داخل بسته یه فوم هست

944
01:03:14,284 --> 01:03:16,584
.پلمپ اونم باز شده

945
01:03:16,651 --> 01:03:19,551
فوم رو باز کردیم

946
01:03:19,617 --> 01:03:25,150
و توش با تمام شکوه‌ـش لوله آزمایشگاهی هست
"که روش نوشته خون "استیو ایوری

947
01:03:25,217 --> 01:03:27,250
و شماره زندانی و همه‌چی

948
01:03:27,317 --> 01:03:29,584
خون مایع‌ـست

949
01:03:29,651 --> 01:03:31,150
.و اینو گوش کن

950
01:03:31,217 --> 01:03:37,317
.وسط در لوله یه سوراخ کوچیک هست

951
01:03:38,250 --> 01:03:41,718
اندازه سایز یه سوزن آمپول

952
01:03:42,651 --> 01:03:44,551
اره

953
01:03:44,617 --> 01:03:50,883
و خودم با یه مسئول آزمایشگاه هم صحبت کردم و اون بهم
گفت که اونا این طوری خون نمی‌گیرن

954
01:03:56,084 --> 01:03:58,917
غش کردی و افتادی روی زمین یا نه؟

955
01:04:00,150 --> 01:04:01,451
"فکر کن، "دین

956
01:04:01,517 --> 01:04:06,284
اگه ازمایشگاه سوزن توی اون نکرده، کی کرده؟

957
01:04:06,351 --> 01:04:09,818
یه افسری رفته سراغ فایل‌ها، بازش کرده

958
01:04:09,883 --> 01:04:14,217
و یه مقدار از خون استیو ایوری رو کشیده و روی
.ماشین جاسازی کرده

959
01:04:14,284 --> 01:04:15,517
اره، می‌دونه از اینجا کجا می‌ریم

960
01:04:15,584 --> 01:04:19,150
.بازی شروع شده -
.بازی شروع شده، دقیقا. بازی شروع شده -

961
01:04:19,584 --> 01:04:27,150
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


