1
00:00:09,176 --> 00:00:11,979
دیروز...دیروز بیرون بودم

2
00:00:12,746 --> 00:00:13,981
داشتم برمیگشتم از اونجا

3
00:00:14,047 --> 00:00:17,284
که یه سنجاقک نشست رو شونه ام

4
00:00:17,818 --> 00:00:18,818
اوه آره؟

5
00:00:19,152 --> 00:00:20,152
آره

6
00:00:20,754 --> 00:00:23,924
من و این یارو داشتیم صحبت میکردیم
و همینطوری نشست روم

7
00:00:25,826 --> 00:00:28,095
"آره، خب اون سمبل توست "برندن

8
00:00:29,863 --> 00:00:31,231
آره، میدونم

9
00:00:31,298 --> 00:00:33,500
معنیش اینه که تغیرات تو راهن

10
00:00:34,268 --> 00:00:35,268
آره

11
00:00:42,709 --> 00:00:44,778
مردم عادت کردن که زیاد امیدوار نباشن

12
00:00:45,479 --> 00:00:49,249
و زمانی که یهویی گشایشی ایجاد میشه
و روشنایی پدیدار میشه

13
00:00:49,250 --> 00:00:50,920
<font color="#ff80ff"><i>"لارا نیرایدر" وکیل "برندن"</i></font>

14
00:00:49,316 --> 00:00:50,951
و این احتمال به وجود میاد

15
00:00:51,318 --> 00:00:55,389
آدما با خودشون فکر میکنن، میدونی
"شاید بتونم بچه ام رو پس بگیرم"

16
00:00:56,857 --> 00:00:58,859
این لحظه ی فوق العاده سختی در یک پرونده است

17
00:00:59,326 --> 00:01:01,495
چون اون لحظه ای هست که احساسات فوران میکنند

18
00:01:01,562 --> 00:01:05,999
بازیافتنِ امید میتونه لحظه خیلی سختی باشه

19
00:01:09,269 --> 00:01:11,438
برندن"برای 10 سال زندانی بوده "

20
00:01:11,505 --> 00:01:16,743
و ناگهان ندایی به گوشش میرسه
که ممکنه آزاد بشه

21
00:01:17,578 --> 00:01:21,415
به نوعی، این لحظه
تقریباً بیرحمانه تر از صبر کردن هستش

22
00:01:21,782 --> 00:01:25,786
چون حالا امیدی به وجود اومده
که تازه اون هم امکان داره از بین بره

23
00:01:28,355 --> 00:01:33,226
میدونی، دادستان ها زندگیشون رو
فدای انداختن مردم پشت میله های زندان کردند

24
00:01:33,293 --> 00:01:35,929
ولی نکته جالب اینه که
دادستان ها هیچ موقع فرصتی پیدا نکردند

25
00:01:35,996 --> 00:01:39,533
یا خیلی به ندرت فرصت داشتند
که بشینن با اون آدما صحبت کنند

26
00:01:39,600 --> 00:01:41,768
اونا در حقیقت ،فقط  یه سری
اسامی روی برگه هستند براشون

27
00:01:41,835 --> 00:01:44,404
و این سیستم هم از عمد اینطوری طراحی شده
میدونی؟

28
00:01:44,471 --> 00:01:47,474
ولی اونا هیچ موقع شانس اینو ندارن
که انسانیت رو تو این آدما ببین

29
00:01:49,776 --> 00:01:51,778
یکی از عقاید یه وکیل مدافع اینه که

30
00:01:51,845 --> 00:01:55,348
"تو خیلی بهتر از بدترین چیزی هستی که تابحال انجام داده ای"

31
00:01:55,349 --> 00:01:56,683
"و در مورد پرونده"برندن

32
00:01:58,819 --> 00:02:01,588
میدونی، خیلی بهتر از بدترین کاری هستی که انجام ندادی

33
00:02:03,912 --> 00:02:13,512
<font color="#00ff00"><i>"تو خیلی بهتر از بدترین کاری هستی که تابحال انجام داده ای"</i>
Just Mercy: A Story Of Justice And Redemption :جمله ای از کتاب
Brayan Stevenson : نویسنده</font>

34
00:03:08,436 --> 00:03:16,036
ترجمه و تنظیم
کیوان صارمی
.:K1.Srm:.

35
00:03:20,067 --> 00:03:21,835
<i>فقط به  "لین" فکر میکنم</i>

36
00:03:23,704 --> 00:03:25,672
<i>ماه دیگه، میاد اینجا که منو ببینه</i>

37
00:03:27,574 --> 00:03:30,043
<i>و اون،اولین باری خواهد شد
که از نزدیک ملاقاتش میکنم</i>

38
00:03:33,547 --> 00:03:36,817
<i>با "لین"، احساس میکنم همه چیز دارم</i>

39
00:03:37,718 --> 00:03:44,124
<i>اون کسی رو میخواد که
بتوننه باقی عمرش رو در آرامش،کنارش سپری کنه</i>

40
00:03:44,191 --> 00:03:46,059
<i>میدونی، با یه مرد خوب</i>

41
00:03:47,427 --> 00:03:49,796
<i>نه بحثی ، نه جدلی،هیچی</i>

42
00:03:51,465 --> 00:03:55,602
<i>همون به تنهایی، میدونی
همون چیزیه که من میخوام</i>

43
00:03:57,604 --> 00:04:01,975
<i>من کسی رو میخوام که کنارم باشه
کسی که دوستم داشته باشه</i>

44
00:04:02,676 --> 00:04:04,644
<i>و تا آخرش هم همینطوری بمونه</i>

45
00:04:09,516 --> 00:04:12,486
<i>زمانی که درگیر من بشی
خیلی توجهات سمتت جلب میشه</i>

46
00:04:12,552 --> 00:04:14,087
<i>و همه اینجور چیزا</i>

47
00:04:15,122 --> 00:04:16,990
<i>و بعضی موقع ها درموردش ازش سؤال کردم</i>

48
00:04:19,059 --> 00:04:23,497
فقط بهش میگم: "نگران چیزایی که مردم
"تو اینترنت میگن نباش

49
00:04:25,599 --> 00:04:28,177
استیون" به عنوان عجیبترین سمبل سکس در جهان شناخته شده است"

50
00:04:28,201 --> 00:04:32,672
بنابر برخی گزارشات
او بیشتر از 40 نامه در هفته دریافت میکند

51
00:04:32,739 --> 00:04:34,908
از خانم هایی که برای ازدواج با وی صف کشیده اند

52
00:04:34,909 --> 00:04:37,850
<font color="#ff80ff"><i>یه جای کار میلنگه</i></font>

53
00:04:34,975 --> 00:04:39,012
استیون ایوری" با این خانم بلوند و خوش هیکل"
نامزد کرده بود

54
00:04:39,078 --> 00:04:42,839
<font color="#ff80ff"><i>بر طبق گفته های "ساندرا گرینمن" 73 ساله</i></font>

55
00:04:39,079 --> 00:04:41,581
در ابتدا نامه های عاشقانه با هم رد و بدل میکردند

56
00:04:46,148 --> 00:04:47,549
<font color="#ff80ff"><i>من میدونم که همش بخاطر شهرته</i></font>

57
00:04:48,473 --> 00:04:51,373
<font color="#ff80ff"><i>من زمانی که هیچ دوربینی اونجا نبود
اونجا حضور داشتم
ساندرا گرینمن-</i></font>

58
00:04:51,424 --> 00:04:53,727
این چند ماه اخیر
خیلی سخت تر از

59
00:04:53,794 --> 00:04:56,530
از کل رابطه مون تو سالها بوده

60
00:04:56,554 --> 00:05:00,729
<font color="#ff80ff"><i>"سندی گرینمن" دوست "استیون"</i></font>

61
00:04:57,130 --> 00:05:00,767
و بیشترش هم تقصیر این زن هاست

62
00:05:01,601 --> 00:05:04,671
و من تلاش کردم درک کنم

63
00:05:04,738 --> 00:05:08,008
و واقع بین باشم که
که مثلا او تاحالا همچین چیزی نداشته

64
00:05:08,074 --> 00:05:10,110
یا مثلا او هرگز این حجم از توجهات رو تجربه نکرده

65
00:05:11,211 --> 00:05:15,782
و سعی کردم که عقب وایسم
و بذارم هرچی میخواد بشه

66
00:05:16,516 --> 00:05:19,286
هرکاری که میخواد درموردش انجام بده

67
00:05:19,352 --> 00:05:21,721
ولی من تلاش میکنم که ازش محافظت کنم
و تلاش میکنم که

68
00:05:21,788 --> 00:05:23,924
گفتم:" من بیشتر از 10 سال داشتم ازت مراقبت میکردم

69
00:05:23,990 --> 00:05:25,392
"و هنوز هم همینکار رو میکنم

70
00:05:25,458 --> 00:05:28,428
میدونی، سعی میکنم ازش در برابر آدمای بیرون محافظت کنم

71
00:05:28,495 --> 00:05:30,463
که انگیزه های خوبی ندارند

72
00:05:36,469 --> 00:05:38,738
<i>در مورد "سندی" یه خرده گیج شدم راستش</i>

73
00:05:39,973 --> 00:05:44,311
<i>بهم میگه که عاشقمه و برای کاری که کرده
متاسفه</i>

74
00:05:44,377 --> 00:05:47,314
<i>...میدونی، اینکه بهم زد و این چیزا، و</i>

75
00:05:49,149 --> 00:05:50,149
<i>نمیدونم</i>

76
00:05:53,386 --> 00:05:57,858
<i>اینکه بدونم داره اذیت میشه
برام سخته</i>

77
00:06:01,595 --> 00:06:03,897
<i>میدونی، من میخوام همیشه
به عنوان یه دوست با "سندی"باشم</i>

78
00:06:07,534 --> 00:06:10,337
<i>چون بهم کمک کرد
پس منم میخوام بهش کمک کنم</i>

79
00:06:18,044 --> 00:06:19,145
باشه، خوبه

80
00:06:24,818 --> 00:06:29,718
<font color="#ff80ff"><i>"20آگوست 2016، تولد 79 سالگی "دلورس</i></font>

81
00:06:24,818 --> 00:06:26,553
هیچوقت اینقدر گل نداشتم

82
00:06:29,756 --> 00:06:31,391
وایسا، عینک هام کجان؟

83
00:06:31,458 --> 00:06:32,959
فکر کنم تو ماشین باشن

84
00:06:35,428 --> 00:06:36,428
اوه

85
00:06:38,031 --> 00:06:39,699
همه اینا کارت تبریکه؟

86
00:06:39,766 --> 00:06:41,968
اره خب

87
00:06:42,035 --> 00:06:43,035
وای

88
00:06:44,104 --> 00:06:45,572
این از طرف "استیون" هستش

89
00:06:47,540 --> 00:06:51,444
تولدت مبارک ،مامان "
عاشقتم و خیلی دلم برات تنگ شده

90
00:06:51,511 --> 00:06:53,413
"صحیح و سالم میام خونه

91
00:06:54,047 --> 00:06:55,682
"وایسا، "به زودی میام خونه

92
00:06:57,350 --> 00:07:01,621
عاشقتم مامان"
تو بهترین مامانِ دنیایی

93
00:07:01,688 --> 00:07:03,189
عاشقتم مامان

94
00:07:03,990 --> 00:07:09,162
"سال 2017 همه چیز بهتر خواهد شد

95
00:07:16,336 --> 00:07:17,938
عاشقتم-
منم عاشقتم-

96
00:07:18,004 --> 00:07:19,239
خداخافط،تولدت مبارک

97
00:07:19,306 --> 00:07:20,373
آره، ممنون

98
00:07:20,440 --> 00:07:22,442
به "استیون" سلام برسون-
آره-

99
00:07:28,982 --> 00:07:30,717
امروز روز خیلی خوبیه

100
00:07:32,585 --> 00:07:34,054
میخوایم بریم "استیون"رو ببینیم

101
00:07:42,963 --> 00:07:44,998
اوه، موهاشو ببین

102
00:07:46,566 --> 00:07:48,068
خیلی نازه

103
00:07:51,705 --> 00:07:54,975
رفتی نسخه ای که بهت گفته بودم رو بگیری؟

104
00:07:55,041 --> 00:07:56,710
آره-
بسیارخب-

105
00:07:56,776 --> 00:07:58,445
امروز یکی خوردی؟

106
00:07:59,012 --> 00:08:00,981
نه، اون مسکن رو نه، نخوردم

107
00:08:01,047 --> 00:08:04,551
ولی شاید اونیکی رو خورده باشم
اونیکه از قبل داشتم

108
00:08:05,285 --> 00:08:07,654
نمیتونم جفتشون رو برای درد بخوردم-
نه-

109
00:08:08,254 --> 00:08:10,156
نه ،اونطوری نشئه میشدی

110
00:08:10,223 --> 00:08:11,223
آره

111
00:08:12,125 --> 00:08:14,127
امروز روزی نیست که بخوام نشئه کنم

112
00:08:14,194 --> 00:08:15,194
نه

113
00:08:16,529 --> 00:08:19,599
مثلاً "استیون" اینطوری میگه بهت
"چه بلایی سرت اومده؟"

114
00:08:25,505 --> 00:08:26,639
سلام، میتونم کمکتون کنم؟

115
00:08:26,706 --> 00:08:30,710
سلام،یه همبرگر به همراه تخم مرغ میخواستم
بدون پنیر

116
00:08:36,383 --> 00:08:38,952
همشو در نیار
امروز شمردم ـِشون

117
00:08:39,019 --> 00:08:40,186
چقدر این تو هست؟

118
00:08:40,253 --> 00:08:41,253
...در حدود

119
00:08:42,655 --> 00:08:45,558
12،13  14

120
00:08:46,826 --> 00:08:47,827
نمیدونم

121
00:08:51,097 --> 00:08:53,666
اوه آره، اون یه ساعته
واسم سوال شده بود.بیا

122
00:08:53,733 --> 00:08:55,568
نمیتونم اون رو ببرم داخل

123
00:08:55,902 --> 00:08:58,062
احتمالا بتونی دستبندتو ببری داخل

124
00:08:58,104 --> 00:08:59,372
نه-
نه؟-

125
00:09:01,174 --> 00:09:03,843
خب، خیلی از مردم تولدت رو تبریک گفتن

126
00:09:04,811 --> 00:09:06,646
این عکس هایی که پست کردم

127
00:09:07,313 --> 00:09:08,991
زبونم بیرونه؟-
آره-

128
00:09:09,015 --> 00:09:10,483
وای خدا

129
00:09:17,157 --> 00:09:18,157
بیا

130
00:09:18,725 --> 00:09:19,826
ای خدا

131
00:09:21,127 --> 00:09:22,495
ردیفی؟-
آره-

132
00:09:22,562 --> 00:09:23,930
مطمئن شو که در قفله

133
00:09:50,757 --> 00:09:52,625
خب، آماده ای که بیای خونه؟

134
00:09:53,760 --> 00:09:55,128
<i>آره، آماده ام</i>

135
00:09:55,195 --> 00:09:56,195
آره

136
00:09:57,497 --> 00:09:58,631
منم آماده ام

137
00:09:59,132 --> 00:10:00,132
<i>آره</i>

138
00:10:01,901 --> 00:10:04,637
<i>ایالت تا 11 سپتامبر وقت داره</i>

139
00:10:04,704 --> 00:10:08,241
<i>که بگه پرونده رو میبرن استیناف یا بذارن من برم</i>

140
00:10:09,309 --> 00:10:10,910
واقعا؟-
آره-

141
00:10:11,778 --> 00:10:13,813
<i>تو خبار اعلام میکنن ،آره؟</i>

142
00:10:13,880 --> 00:10:15,148
آره-
آره-

143
00:10:16,616 --> 00:10:19,586
<i>تنها راهی که بتونن ببرنش برای استیناف اینه که،مثلاً</i>

144
00:10:19,652 --> 00:10:24,290
<i>فکر نکنند که قاضی حرکت ردیفی انجام داده
درمورد رای یا همچین چیزی</i>

145
00:10:24,357 --> 00:10:27,994
<i>ولی من خوندمش، به نظر من که ردیف میومد</i>

146
00:10:31,331 --> 00:10:36,002
پس، وکیلات باهام تماس میگیرن دیگه،آره؟

147
00:10:37,537 --> 00:10:39,706
<i>آره، گفتن که بهت خبر میدن</i>

148
00:10:39,772 --> 00:10:41,608
<i>اگه اتفاقی چیزی افتاد</i>

149
00:10:41,674 --> 00:10:42,809
باشه

150
00:10:44,511 --> 00:10:45,678
مامان نیمتونه منتظر بمونه

151
00:10:47,614 --> 00:10:49,182
<i>آره، منم همینطور</i>

152
00:10:51,151 --> 00:10:57,390
<i>تا الان، یه جعبه و نصفی از وسایلم
رو جمع کردم</i>

153
00:10:58,358 --> 00:11:00,093
داری جمع و جور میکنی پس، ها؟

154
00:11:00,393 --> 00:11:03,362
<i>آره،حالا که شروع کردم نمیتونم ول کنم</i>

155
00:11:03,463 --> 00:11:05,698
<i>شاید بتونم به زندان اهداشون کنم</i>

156
00:11:05,765 --> 00:11:07,734
خب، هنوز لازم نیست همشو بذل و بخشش کنی

157
00:11:08,401 --> 00:11:12,338
<i>آره، میدونم. تا وقتی که
بهم بگن میتونی بری صبر میکنم</i>

158
00:11:12,405 --> 00:11:13,406
<i>یا هرچی که بخوان بگن</i>

159
00:11:13,473 --> 00:11:15,642
<i>ازشون میپرسم که میشه اهداشون کنم به زندان</i>

160
00:11:28,254 --> 00:11:31,591
احتمال اینکه دادخواست "برندن"به تجدید نظر
مورد تائید قرار بگیره پایین بود

161
00:11:31,615 --> 00:11:35,457
<font color="#ff80ff"><i>"لِن کچینسکی" وکیل سابق "برندن"</i></font>

162
00:11:31,658 --> 00:11:35,461
و از تصمیم قاضی"دافین" متعجب شده بودم

163
00:11:36,196 --> 00:11:40,633
خب، گمون کنم از خوش شانسی "برندن" هستش

164
00:11:44,437 --> 00:11:47,873
قاضی"دافین" یه چندتای نقد تند بهم کرده بود

165
00:11:47,907 --> 00:11:52,212
با نظراتشون در مورد عملکردم
در مواردی که غیرقابل دفاع بودند

166
00:11:52,278 --> 00:11:55,215
با کمال احترام،مخالف هستم

167
00:11:56,082 --> 00:11:57,550
خب، یه جورایی، خیالم راحت شده بود

168
00:11:57,617 --> 00:12:01,354
که تشخیص داد
بخش هایی به قول معروف بی تأثیر بودند

169
00:12:01,421 --> 00:12:05,425
.دلایل قابل قبولی برای برگزاری دادگاه مجدد"برندن" نبودند

170
00:12:07,360 --> 00:12:12,599
و یه جورایی خیالم راحت شده بود که متوجه شد
...مانعی قانونی درباره

171
00:12:12,665 --> 00:12:14,734
داوطلبانه بودن اعتراف ،وجود داره

172
00:12:17,637 --> 00:12:20,039
منظورم اینه که، من اولین نفری بودم
که بنای اون نظریه رو پایه گذاری کرده بودم

173
00:12:20,040 --> 00:12:25,481
<font color="#ff80ff"><i>4مِی 2006 جلسه بررسی اعتراف</i></font>

174
00:12:20,106 --> 00:12:21,374
درخواستی مبنی بر توفقش نوشتم

175
00:12:21,441 --> 00:12:25,545
از اول تا آخر کاملا بهش معترض بودیم
...از مدارک مربوط به روانشناسی مدرسه گرفته تا
.

176
00:12:25,612 --> 00:12:30,016
متن بازجویی و اینجور چیزا

177
00:12:31,351 --> 00:12:33,286
بنابراین، فکر کنم وظیفه ام رو انجام دادم

178
00:12:37,790 --> 00:12:40,893
"مردی که دادستانی پرونده "استیون ایوری" و "برندن دسی
را بر عهده داشت

179
00:12:40,960 --> 00:12:42,962
به صورت اختصاصی با شبکه
"Action 2 News"
صحبت میکند

180
00:12:43,029 --> 00:12:44,831
"امیلی ماتیزیک" با "کن کرتز"

181
00:12:44,897 --> 00:12:47,667
در مورد واکنش وی نسبت به تعلیق حکم
گفتگو میکند

182
00:12:47,734 --> 00:12:51,271
همانندِ بسیاری از دنبال کنندگان پرونده ی
"استیون ایوری" و برندن دسی"

183
00:12:51,337 --> 00:12:53,806
"دادستان سابق شهرستان "کالموت" ، "کن کرتز

184
00:12:53,873 --> 00:12:55,842
کسی که سرپرستی محاکمه هر دو نفر را در اختیار داشت

185
00:12:55,908 --> 00:12:58,911
از شنیدن خبرِ تعلیق محکومیت"برند دسی" توسط
...قاضی ارشد فدرال

186
00:12:58,978 --> 00:13:00,647
متعجب شده بود

187
00:13:00,713 --> 00:13:04,284
اینکه در کنار تمام شهروندانی که
این سمت ماجرا هستند بشینی

188
00:13:04,350 --> 00:13:07,754
و فقط بتونی تکیه بدی و به اتفاقاتی که میوفته گوش بدی

189
00:13:07,820 --> 00:13:09,420
از اخبار یا جاهای دیگه

190
00:13:09,455 --> 00:13:15,295
یک موقعیت شرم آور و ناراحت کننده  است
به خصوص برای من

191
00:13:16,029 --> 00:13:17,297
اگه دست او بود

192
00:13:17,363 --> 00:13:20,033
کرتز" گفت که حرکت منطقی اینه که"
رای رو به استیناف ببرند

193
00:13:27,874 --> 00:13:30,677
ایالت در حال حاضر سه گزینه داره

194
00:13:30,743 --> 00:13:33,913
اول اینکه، میتونن "برندن" رو آزاد کنن
که امکان داره هرزمانی اتفاق بیافته

195
00:13:34,714 --> 00:13:39,185
دومین گزینه شون اینه که
یه دادگاه مجدد برای "برندن" برگزار کنند

196
00:13:39,252 --> 00:13:40,386
که اگه بخوان اونکار رو انجام بدن

197
00:13:40,453 --> 00:13:43,189
باید ظرف 90 روز ،اون پروسه رو شروع کنند

198
00:13:44,824 --> 00:13:51,362
و سومین گزینه شون اینه که
... تصمیم اتخاذ شده در مورد دادخواست تجدید نظر "برندن" رو

199
00:13:51,429 --> 00:13:53,199
به کمیته استیناف ارجاع بدن

200
00:13:53,266 --> 00:13:56,602
اگر این تصمیم رو بگیرن
اونموقع همه چیز به حالت تعلیق در میاد

201
00:13:56,669 --> 00:14:00,504
در زمانی که روند فرجام خواهی در حال انجام است

202
00:14:02,608 --> 00:14:05,478
در توئیتی در ماه گذشته
کتلین زلنر" وعده داد"

203
00:14:05,545 --> 00:14:08,281
"سونامی از شواهد در راه است"

204
00:14:08,348 --> 00:14:11,050
در میان توئیت هایش
زلنر" به جزئیاتی از پرونده اش اشاره کرده"

205
00:14:11,117 --> 00:14:15,088
شواهد جاسازی شده، سوابق برج مخابراتی
DNA نمونه های

206
00:14:15,154 --> 00:14:17,457
او حتی اشاراتی مبنی بر مظنونِ جدیدی دارد

207
00:14:17,523 --> 00:14:21,561
انتظار میره که "زلنر" در ساعات اولیه پنجشنبه
درخواستش برای این پرونده رو ارائه بده

208
00:14:21,627 --> 00:14:26,132
"طرفداران "استیون ایوری" بیرون دادگاه "منتیوانک
منتظر هستند

209
00:14:26,199 --> 00:14:27,600
برای دومین روز متوالی

210
00:14:27,667 --> 00:14:31,170
... تا نظریه جایگزین "کتلین زلنر" رو

211
00:14:31,237 --> 00:14:33,806
در رابطه با قتل" تریسا هالباک" بشنوند

212
00:14:33,873 --> 00:14:36,618
"اندک جمعیتِ گرد آمده در دادگاه "منتیواک

213
00:14:36,642 --> 00:14:41,481
امیدوار است که توئیت ها و پست های فیسبوک
حقیقت داشته باشند

214
00:14:41,547 --> 00:14:46,152
"و وکیل مدافع "استیون ایوری
کتلین زلنر" به شهر بیاید"

215
00:14:47,553 --> 00:14:49,389
امروز خبری از "زلنر" نیست

216
00:14:49,455 --> 00:14:50,990
امروز اتفاقی نیافتاد

217
00:14:51,057 --> 00:14:52,458
باید تا فردا صبر کنیم

218
00:14:52,525 --> 00:14:54,694
"تا ببینیم که وکیل"استیون
"کتلین زلنر"

219
00:14:54,761 --> 00:14:56,696
درخواستش درباره پرونده را ارائه خواهد کرد یا خیر

220
00:14:56,763 --> 00:14:59,098
من فردا صبح اینجا خواهم بود
راس ساعت 8:30

221
00:14:59,165 --> 00:15:00,366
زمانی که دادگاه شروع به کار میکنه

222
00:15:00,433 --> 00:15:03,636
"گزارش زنده از "منتیواک
"گابریل مِیز"
"Fox 11 News"

223
00:15:15,214 --> 00:15:18,751
شما نمیتونید اینجا تجمع کنید
ما اینجا مشغول انجام کار هستیم

224
00:15:24,690 --> 00:15:27,593
به صورت نوبتی میرید داخل
یک فیلمبردار به صورت همزمان

225
00:15:38,704 --> 00:15:41,424
...سه،چهار،پنج،شش،هفت-
انگار که داری صحبت میکنی-

226
00:15:41,474 --> 00:15:43,874
اونطوری که تو تلویزیون صحبت میکنم یا معمولی؟-
آره-

227
00:15:45,411 --> 00:15:49,449
به نظرم بهترین کاری اینه که تو پارکینگ پارک کنیم

228
00:15:49,515 --> 00:15:52,585
بعد وسایل رو برداریم و تا اونجا پیاده بریم

229
00:15:53,019 --> 00:15:55,388
اگه فقط همون جلو پیادت کنم چی

230
00:15:55,455 --> 00:15:57,957
ببین، مشکل اینجاست که
بهم هجوم میارن

231
00:15:58,024 --> 00:16:00,760
به نظرم همون کنارِ"اسکات" تو پارکینگ پارک کنیم

232
00:16:00,827 --> 00:16:01,761
و از اونجا بریم

233
00:16:01,828 --> 00:16:04,297
یکی جلو بره، دو تا هم اطرافمو بگیرن
و منم وسطشون باشم

234
00:16:04,363 --> 00:16:07,233
مثل یه مثلث
و ما هم وسطش هستیم، ها؟

235
00:16:07,257 --> 00:16:10,786
<font color="#ff80ff"><i>"اِدی زیگار" راننده "کتلین"</i></font>

236
00:16:07,967 --> 00:16:10,803
این همون مدلیه که "الویس" به کنسرت هاش میرفت

237
00:16:10,870 --> 00:16:12,605
واقعا؟-
آره-

238
00:16:12,672 --> 00:16:13,973
اطرافش رو چند نفر گرفته بودند

239
00:16:14,040 --> 00:16:16,242
آره، همین کارو رو بکن پس

240
00:16:16,309 --> 00:16:17,376
پس تو "الویس"ـی؟

241
00:16:17,443 --> 00:16:18,611
آره

242
00:16:19,946 --> 00:16:21,380
احمقانه است

243
00:16:26,986 --> 00:16:28,754
اونموقعی که یه پرونده تو "هند" انجام میدادم

244
00:16:28,821 --> 00:16:31,324
خیلی دیوانه کننده بود
از ماشین آویزون شده بودند

245
00:16:32,825 --> 00:16:34,393
من خیلی هیجانزده هستم

246
00:16:34,760 --> 00:16:35,828
بیا بغلم

247
00:16:37,063 --> 00:16:38,931
من دختر دایی" استیون" هستم

248
00:16:39,632 --> 00:16:41,567
و نمیتونم این لبخند رو از صورتم دور کنم

249
00:16:42,301 --> 00:16:43,870
خیلی هیجانزدم
خیلی خوشحالم

250
00:16:43,936 --> 00:16:47,840
من 110% پشت "استیون" خواهم بود
تا پایان ماجرا

251
00:16:47,907 --> 00:16:49,742
آزادشون کنید ،بیگناهن

252
00:17:03,623 --> 00:17:05,801
به "ویسکانسن" خوش آمدید-
ممنون-

253
00:17:05,825 --> 00:17:06,993
برای چی اینجا اومدید؟-

254
00:17:10,329 --> 00:17:12,765
خب. اومدم اینجا چیکار؟

255
00:17:12,832 --> 00:17:16,102
اینجا اومدم تا درخواستی رو
برای انجام آزمایشات جدید پر کنم

256
00:17:16,168 --> 00:17:18,337
...میتونید درمورد اینکه چه جور
هستش؟ DNA در مورد

257
00:17:18,404 --> 00:17:22,408
یا در مورد آزمایشی هست به
مواد نگه دارنده مربوط میشه؟

258
00:17:22,475 --> 00:17:24,410
نه ، نه ، خیلی آزمایشات بیشتری هست

259
00:17:24,477 --> 00:17:26,588
اجازه بدید درخواست رو ارائه بدم
و برمیگردم و میتونیم صحبت کنیم

260
00:17:26,612 --> 00:17:28,881
آیا کپی اضافه ای هم ازشون آوردید، بر حسب اتفاق؟-
بله اوردیم-

261
00:17:28,948 --> 00:17:30,483
عالیه. شما خیلی حرفه ای هستید، به نظرم

262
00:17:32,585 --> 00:17:35,254
این کار رو با فکس هم میتونستید انجام بدید

263
00:17:35,321 --> 00:17:36,455
کارمندشون بهم گفت

264
00:17:36,522 --> 00:17:39,058
دلیلی داره که احساس کردید
باید شخصا اینجا حضور پیدا کنید؟

265
00:17:39,125 --> 00:17:42,695
بله، این درخواست خیلی مهمی
برای پرونده محسوب میشه

266
00:17:43,429 --> 00:17:44,830
یه خرده عقب برید

267
00:17:44,897 --> 00:17:46,299
اجازه بدید، لطفا

268
00:17:46,365 --> 00:17:47,733
"ممنون،"کتلین

269
00:17:50,703 --> 00:17:51,637
سلام

270
00:17:51,704 --> 00:17:54,106
بنده"کتلین زلنر"هستم
بله، خوشحالم از آشناییتون

271
00:17:54,173 --> 00:17:55,613
...بله، خب ما میخواستیم که یه سری

272
00:17:55,641 --> 00:17:58,144
اون نسخه اصلی هست-
نسخه اصلیه؟باشه-

273
00:18:05,251 --> 00:18:07,053
این کاور نداره

274
00:18:07,119 --> 00:18:09,188
آره، کاورش رو گم کردیم

275
00:18:09,255 --> 00:18:10,156
ایراد نداره

276
00:18:10,222 --> 00:18:12,825
آره، با خودمون میبریمش

277
00:18:13,626 --> 00:18:14,986
چی چیزی رو پر کردید؟

278
00:18:15,027 --> 00:18:18,364
ما درخواستی رو برای
انجام آزمایشات علمی پر کردیم

279
00:18:18,431 --> 00:18:20,431
بهتر نیست برم بیرون
بجای اینکه این وسط گیر افتاده باشم؟

280
00:18:20,466 --> 00:18:23,469
احتمالا بیرون بهتره-
آره، تو هم نظرته؟آره-

281
00:18:23,536 --> 00:18:25,638
آره، اجازه بدید بریم بیرون

282
00:18:27,907 --> 00:18:29,675
اجازه بدید بیرون صحبت میکنیم، باشه؟

283
00:18:29,742 --> 00:18:32,511
اینطوری مزاحم دادگاه هم نمیشیم

284
00:18:34,647 --> 00:18:38,317
همه بیرون هستند؟اره، یه مقدار عقب برید
همگی یه خرده برن عقب،

285
00:18:38,384 --> 00:18:41,220
بسیار خب. احتملا سوالتون اینه که
"چی چیزی رو  همین الان پر کردم؟"

286
00:18:41,287 --> 00:18:45,424
بنده درخواستی رو مبنی بر
انجام آزمایشات علمی پر کردم

287
00:18:45,491 --> 00:18:47,326
"در رابطه با پرونده "استیون ایوری

288
00:18:47,393 --> 00:18:53,032
ما تقاضا داریم که روی چندین مورد
از بخش های صحنه جرم آزمایش انجام بشه

289
00:18:53,633 --> 00:18:58,838
فکر میکنم این وسیع ترین درخواستی برای آزمایش باشه که
تا کنون صورت گرفته

290
00:18:58,904 --> 00:19:01,240
"در ایالت"ویسکانسن

291
00:19:01,307 --> 00:19:06,379
احتمالا یکی از فراگیرترین درخواست هایی که
در ایالات متحده صورت گرفته است

292
00:19:06,445 --> 00:19:10,616
تعداد قابل توجهی از موارد وجود داره که
میشدند اما نشدند DNA باید آزمایش

293
00:19:10,683 --> 00:19:13,185
بنابراین،برای ما، شگفت انگیزه که این پرونده

294
00:19:13,252 --> 00:19:17,123
چقدر مدرک قضایی وجود داره که
امکان آزمایششون وجود داره

295
00:19:17,556 --> 00:19:20,126
برای عموم مردم
فکر میکنم دلگرم کننده ترین چیز

296
00:19:20,192 --> 00:19:25,197
ما میخواهیم معمای اینکه چه کسی
تریسا هالباک" رو به قتل رسونده ،رمز گشایی کنیم"

297
00:19:25,264 --> 00:19:28,467
و ما عمیقاً ایمان داریم که به این مهم دست پیدا خواهیم کرد

298
00:19:28,534 --> 00:19:30,202
که "استیون ایوری" این کار را نکرده است

299
00:19:30,269 --> 00:19:32,238
خب، به هر حال، این تمام چیزیه که برای گفتن دارم

300
00:19:32,304 --> 00:19:35,241
گرچه کپی مدارک رو داریم.دست شماست؟
ممنون میشم پخششون کنی

301
00:19:35,307 --> 00:19:38,744
"ممنون،خانم"زلنر-
بله، از خوندش لذت خواهید برد

302
00:19:38,811 --> 00:19:44,183
اگه جواب آزمایش ها بیرون بیاد و نشون بده
....که خونی که در سال 2005 بدست اومده بود

303
00:19:44,250 --> 00:19:46,819
اوه، اون ریسکی هستش که به جون خریده ایم

304
00:19:46,886 --> 00:19:51,824
تمام موکل هایی که نمایندشون بودم، بهشون میگم
به نفعت هست که بیگناه باشی وقتی منو استخدام میکنی"

305
00:19:51,891 --> 00:19:55,294
"چون ته و توی قضیه رو با این آزمایش ها در میارم

306
00:19:55,361 --> 00:19:59,198
خب، آقای "ایوری" مارو تشویق کردند که همه
این آزمایش هارو انجام بدیم

307
00:19:59,265 --> 00:20:02,134
ولی یادتون باشه که
تعداد قابل توجهی از اینا جاسازی شده

308
00:20:02,201 --> 00:20:05,604
پس فقط در مورد خون صحبت نمیکنیم
در مورد وسایل گرفتن نمونه صحبت میکنیم
<font color="#ff80ff"><i>(وسیله هایی شبیه به گوش پاک کن)</i></font>

309
00:20:05,671 --> 00:20:08,474
بی ثباتی های بسیار زیادی در این مورد وجود داره

310
00:20:08,541 --> 00:20:10,476
ام، بنابراین، اون مشکل اصلی هست

311
00:20:10,543 --> 00:20:12,044
اگه شما یه کاری انجام بدید

312
00:20:12,111 --> 00:20:13,379
اگر مدارک را جاسازی کرده باشید

313
00:20:13,446 --> 00:20:17,016
اون آزمایش ها مچتون رو میگیرن
و همین رو هم خواهیم دید

314
00:20:17,083 --> 00:20:19,185
پس باید صبر کنید تا جواب همشون بیاد

315
00:20:19,251 --> 00:20:23,255
قبل از اینکه حتی آزادی "استیون" مورد رسیدگی قرار بگیره؟

316
00:20:23,322 --> 00:20:26,692
تصور نمیکنم بعد از اینکه جواب آزمایش هارو بگیریم
خیلی زمان ببره

317
00:20:26,759 --> 00:20:30,296
چون اون هرگز اظهارنامه ای
مبنی بر گناهکار بودنش ننوشته

318
00:20:30,362 --> 00:20:31,363
درسته-
بسیار خب-

319
00:20:31,430 --> 00:20:35,301
بنابراین، شما فقط محدود به مدارک موجود
در صحنه جرم هستید

320
00:20:35,367 --> 00:20:39,905
شما محدود به کلید،ضامن کاپوت
خون موجود در ماشین و گلوله هستید

321
00:20:42,041 --> 00:20:44,186
باشه، بریم دیگه.من باید برم-
دیگه سؤال نپرسید-

322
00:20:44,210 --> 00:20:45,778
خداحافظ، به زودی میبینمتون

323
00:20:45,845 --> 00:20:46,845
"خانم"زلنر؟-
بله-

324
00:20:46,879 --> 00:20:49,915
من دختر دایی "استیون"هستم-
اوه،سلام.خوشوقتم

325
00:20:49,982 --> 00:20:51,283
منم همنطور-
آره-

326
00:20:51,350 --> 00:20:53,219
ممنون بابت همه چیز-

327
00:20:53,285 --> 00:20:55,521
همه چیز رو به علم میسپاریم

328
00:20:56,055 --> 00:20:57,757
نیازی به احتمالات نیست

329
00:20:58,524 --> 00:21:00,993
کتلین"، میتونم این رو بهتون بدم؟"-

330
00:21:01,060 --> 00:21:03,229
من "برد دیویس"هستم
NBC از Dateline برنامه

331
00:21:03,295 --> 00:21:06,031
با "اندریا کنینگ" در موردش صحبت کرده بودید-
البته، باشه-

332
00:21:06,098 --> 00:21:07,909
فقط میخواستم خودم رو معرفی کنم-
اره،باشه-

333
00:21:07,933 --> 00:21:09,268
شما کارت رو کردی، ممنون

334
00:21:23,115 --> 00:21:25,384
<i>اگه آزمایشی هست
میخوام که انجام بشه</i>

335
00:21:26,652 --> 00:21:28,254
<i>آزمایش ها حقیقت رو خواهند گفت</i>

336
00:21:30,589 --> 00:21:31,824
<i>زمانی که بیگناه هستی</i>

337
00:21:33,325 --> 00:21:34,760
<i>میخوای هرکاری که هست انجام بشه</i>

338
00:21:34,827 --> 00:21:36,495
<i>از هیچ چیز نمیترسی</i>

339
00:21:52,600 --> 00:21:56,500
<font color="#ff80ff"><i>9سپتامبر 2016
"28روز بعد از رای قاضی"دافین</i></font>

340
00:21:56,515 --> 00:21:58,584
سلام؟-
سلام عزیزم-

341
00:21:58,651 --> 00:21:59,652
چطوری؟-

342
00:22:00,653 --> 00:22:02,621
خوبم-
باشه-

343
00:22:04,156 --> 00:22:05,758
چیزی تو اخبار نبود امروز؟

344
00:22:05,825 --> 00:22:06,692
چرا بود

345
00:22:06,759 --> 00:22:09,161
آره. میخوان به استیناف ببرنش

346
00:22:09,795 --> 00:22:12,932
من تو اخبار ندیدمش
احتمالا از دستش دادم، پس

347
00:22:12,998 --> 00:22:14,333
تو کدوم کانال بود؟

348
00:22:14,400 --> 00:22:17,102
کانال 2 ، کانال 11 و....

349
00:22:18,204 --> 00:22:21,774
برندن دسی" به این زودی ها آزاد نخواهد شد"

350
00:22:21,841 --> 00:22:24,243
"وکیل اهل "ویسکانسن
"ژنرال "برد شیمِل

351
00:22:24,310 --> 00:22:27,613
درخواستی برای استیناف در دادگاه فدرال ارائه داده است
در به چالش کشیدن رای قاضی

352
00:22:27,680 --> 00:22:31,283
که محکومیت "برندن" و حکم زندان وی را تعلیق کرده بود

353
00:22:31,350 --> 00:22:35,187
وکیل دادگستری ژنرال "برد شیمل" میگوید
بر این باور است که تصمیم دادگاه فدرال

354
00:22:35,254 --> 00:22:38,190
مبنی بر تعلیق محکومیت "دسی" نادرست است

355
00:22:38,257 --> 00:22:40,135
"وکیل دادگستری ،ژنرال"برد شیمل

356
00:22:40,159 --> 00:22:42,228
...رای تعلیق محکومیت را

357
00:22:42,294 --> 00:22:44,830
"نادرست بر اساس حقایق و نادرست طبق قانون"
خواند

358
00:22:44,897 --> 00:22:49,235
با استناد به اینکه تصمیمات دو دادگاه قبلی
اعتراف"دسی"رو مورد تائید قرار داده بودند

359
00:22:49,301 --> 00:22:50,603
...در حال حاضر ،تصمیم گیری در دستانِ

360
00:22:50,669 --> 00:22:53,038
"دادگاه تجدید نظر تشکیل شده از هفت حوزه قضایی"
در"شیکاگو"است

361
00:22:53,105 --> 00:22:56,075
شیمل" میگوید که خانواده"هالباک" از فرجام خواهی"
حمایت میکنند

362
00:23:00,846 --> 00:23:02,781
<i>اونا هیچ چیزی علیه من ندارن</i>

363
00:23:03,816 --> 00:23:05,885
<i>فقط باید بذارن برم من</i>

364
00:23:07,987 --> 00:23:10,589
ایالت میدونه که بیگناهی

365
00:23:10,656 --> 00:23:12,791
فقط دارن سربه سرت میذارن، همین

366
00:23:16,262 --> 00:23:20,399
احتمالا میخوان تلاش کنن تا جایی که امکان داره
تورو اون تو نگه دارن

367
00:23:27,840 --> 00:23:32,211
بعدا به "لارا" زنگ میزنم که ببینم چه خبره

368
00:23:32,278 --> 00:23:33,212
...من فقط...میخوام

369
00:23:33,279 --> 00:23:35,314
"فقط خیلی شرایط قاطی پاتی شده"برندن

370
00:23:35,381 --> 00:23:36,382
آره

371
00:23:36,448 --> 00:23:40,786
خبرگزاری ها و همه اون چیزا
باید از خونه میزدم بیرون

372
00:23:41,587 --> 00:23:43,027
چرا نمیرید سمت شمال؟

373
00:23:43,088 --> 00:23:46,325
الان همونجاییم-
همونجاییم-

374
00:23:46,892 --> 00:23:48,861
حتی حموم هم نرفتم

375
00:23:48,928 --> 00:23:51,664
خرت و پرت هارو جمع کردم
و از در زدیم بیرون

376
00:23:51,964 --> 00:23:52,964
آره

377
00:23:54,099 --> 00:23:55,834
دووم بیار اون تو ، باشه؟

378
00:23:56,602 --> 00:23:58,771
باشه-
اوضاع بهتر میشه-

379
00:23:59,371 --> 00:24:00,371
آره

380
00:24:08,614 --> 00:24:11,649
...امیدوار بودم که واقعا اتفاق بیافته

381
00:24:13,152 --> 00:24:16,187
اینکه بیدار شم و اونم اینجا باشه

382
00:24:17,790 --> 00:24:20,191
میدونی، مثل یه سورپرایز

383
00:24:28,434 --> 00:24:32,070
اونا امیدوارت میکنن و بعد
دوباره میزنن تو صورتت

384
00:24:37,476 --> 00:24:41,744
احساسش به اندازه همون دفعه اول بده

385
00:24:54,968 --> 00:25:01,568
<font color="#ff80ff"><i>وکلای "برندن" درخواستی ارائه نمودند مبنی بر اینکه
وی بتواند با قرار وثیقه ،در طول مدت فرجام خواهی
.از زندان آزاد شود</i></font>

386
00:25:08,340 --> 00:25:11,977
ما از قاضی"دافین" درخواست میکنیم که
برای "برندن" قرار وثیقه تعین کنه

387
00:25:12,044 --> 00:25:15,581
تا در طول روند استیناف
بتونه آزاد باشه

388
00:25:16,982 --> 00:25:19,818
:دادگاه یه تعداد عامل رو مد نظر قرار خواهد داد

389
00:25:21,120 --> 00:25:26,490
آیا احتمال پیروزی ایالت در استیناف وجود داره

390
00:25:26,525 --> 00:25:32,330
آیا نگه داشتن "برندن" در زندان در طول پروسه استیناف
میتونه باعث آسیب دیدنش بشه

391
00:25:32,331 --> 00:25:36,969
آیا "برندن"برای جامعه خطر محسوب میشه
یا احتمال فرار کردنش هست

392
00:25:37,036 --> 00:25:41,105
یا اینکه او کسی هست که دادگاه بخواد در موردش
نگران باشه یا خیر

393
00:25:43,575 --> 00:25:45,544
"لارا نیرایدر" ،وکیل "برندن"
اومد پیش من

394
00:25:45,545 --> 00:25:52,186
<font color="#ff80ff"><i>"کَشیا ماجِرجَک" مددکار اجتماعی "برندن</i></font>

395
00:25:45,611 --> 00:25:48,280
"در مورد نوشتن یک طرح آزادی در پرونده"برندن
.

396
00:25:48,347 --> 00:25:52,184
در رابطه با درخواست تعین قرار وثیقه ای که میخواست ارائه بده
.

397
00:25:54,119 --> 00:25:58,957
وظیفه من اینه که به "برندن" و خانواده اش کمک کنم
...تا چالش های پیش رو

398
00:25:59,024 --> 00:26:02,294
که در طول آزادی "برندن" امکان داره باهاشون
رو به رو بشن رو نشون بدم

399
00:26:02,361 --> 00:26:05,898
و همینطور فکر میکنم که این یه راهی هست
که به دادگاه این احساس آرامش رو میده

400
00:26:05,964 --> 00:26:11,270
که بدونه کجا قراره بمونه، زندگی کنه
اینکه چه کسی قراره پیشش بمونه

401
00:26:11,336 --> 00:26:14,573
نوع برنامه هایی که میخواد واردشون بشه

402
00:26:16,875 --> 00:26:19,678
<i>شاید همون اول لازم باشه
یه کار پیدا کنم،گرچه، درسته؟</i>

403
00:26:19,745 --> 00:26:20,746
خواهیم دید

404
00:26:20,813 --> 00:26:25,049
میدونی، قراره بری روانشناسی و اینجور چیزا

405
00:26:25,417 --> 00:26:26,885
<i>آره؟-
آره-</i>

406
00:26:27,986 --> 00:26:30,589
<i>چند وقت یه بار میتونه باشه اون؟ ماهی یه بار؟</i>

407
00:26:30,656 --> 00:26:31,990
نمیدونم عزیزم

408
00:26:32,057 --> 00:26:35,194
بستگی به شرایط این بیرونت داره

409
00:26:36,428 --> 00:26:40,599
تو به نظم اونجا عادت کردی
اینکه چطوری اونجا رو اداره میکنن

410
00:26:40,666 --> 00:26:43,635
این بیرون،تو هرکاری که بخوای میتونی انجام بدی

411
00:26:43,702 --> 00:26:49,207
مجبور نیستی از کسی اجازه بگیری
که کاری رو انجام بدی،میدونی

412
00:26:49,208 --> 00:26:53,912
<i>باید پیش شما بمونم
میدونی،بعد از اینکه اومدم بیرون</i>

413
00:26:53,979 --> 00:26:56,514
<i>اگه اون درخواست وثیقه ردیف بشه البته</i>

414
00:26:56,548 --> 00:26:59,250
خب، باید ازش درموردش بپرسی

415
00:27:00,252 --> 00:27:05,624
اکثر افرادی که به اشتباه محکوم شده اند
اعتمادشون رو به سیستم از دست دادن

416
00:27:05,691 --> 00:27:07,593
یا به مردم ، در کل

417
00:27:07,659 --> 00:27:10,596
و زمان میبره تا بتونن اون اعتماد
رو دوباره بازیابی کنن

418
00:27:10,662 --> 00:27:13,966
به دلیل بی عدالتی هایی که متحملِش شدند

419
00:27:14,032 --> 00:27:19,238
و چیزی که "برندن" رو متمایز میکنه اینه که
اون اعتمادشو از دست نداده

420
00:27:19,304 --> 00:27:22,674
او قادر هست که روابطش رو با دیگران
گسترش بده

421
00:27:22,741 --> 00:27:26,979
و به نظر میرسه که
خیلی راحت به بقیه اعتماد میکنه

422
00:27:31,650 --> 00:27:35,621
<i>یه خوابی دیدم
که توی دادگاه"میلواکی" بودم</i>

423
00:27:35,687 --> 00:27:39,390
<i>چون اونجا جایی هست که قاضی"دافین" کار میکنه</i>

424
00:27:39,491 --> 00:27:45,063
<i>و "مایک هالباک" و مادرش تو آسانسور بودند</i>

425
00:27:45,230 --> 00:27:46,598
واقعا؟

426
00:27:46,665 --> 00:27:49,567
<i>آره، و او یه چیزی گفت</i>

427
00:27:49,668 --> 00:27:51,336
<i>"و بعد من گفتم"دِژاوو</i>
<font color="#ff80ff"><i>آشناپنداری</i></font>

428
00:27:51,403 --> 00:27:53,638
<i>و اون گفت
"چی گفتی؟"</i>

429
00:27:53,639 --> 00:27:54,639
هِه

430
00:27:55,340 --> 00:27:56,608
<i>آره، عجیب بود</i>

431
00:27:56,675 --> 00:28:01,145
<i>فکر کنم این اولین خوابی بود که به یاد میارمش
بعد از مدت ها</i>

432
00:28:02,848 --> 00:28:06,618
اگه خانواده"هالباک" میتونستن "برندن" رو ملاقات کنن
و باهاش صحبت کنند

433
00:28:07,819 --> 00:28:10,155
فکر میکنم متفاوت فکر میکردند

434
00:28:10,222 --> 00:28:12,991
نظرشون عوض میشد-
نظرشون عوض میشد-

435
00:28:13,358 --> 00:28:14,927
وقتی همه اینا اتفاق افتاده بود

436
00:28:14,993 --> 00:28:21,533
از "مارک ویگرت" درخواست کردم،چندین بار
"که اگه میشه ،بتونم با مادر"تریسا" صحبت کنم،"کارن

437
00:28:21,600 --> 00:28:24,036
اونا بهش اجازه ندادند-
و بهم اجازه ندادند-

438
00:28:32,077 --> 00:28:34,947
کلی عکس داره

439
00:28:35,581 --> 00:28:39,117
کتاب،کلی بنر از اینور و اونور

440
00:28:39,618 --> 00:28:43,322
و موقعی که بیاد خونه
یه تلویزیون 43 اینچی در انتظارشه

441
00:28:44,990 --> 00:28:47,659
چون یه نفر براش تلویزیون خریده

442
00:28:51,296 --> 00:28:52,296
اوناهاش

443
00:28:57,336 --> 00:28:59,037
اینا رو هم یه نفر براش درست کرده

444
00:29:07,746 --> 00:29:09,448
آره، اینجا اتاقش خواهد بود

445
00:29:10,515 --> 00:29:11,583
یه خرده دیگه

446
00:29:19,007 --> 00:29:27,707
<font color="#ff80ff"><i>در چهارم اکتبر 2016(13مهر1395)
وکیل دعاوی ،ژنرال"برد شیمل"،درخواستی مبنی بر
مخالفت با تعین قرار وثیقه برای آزادی "برندن"از زندان را ارائه کرد</i></font>

447
00:29:27,731 --> 00:29:34,831
<font color="#ff80ff"><i> عزیزان مقتول،در صورت آزادی وی
بطور جبران ناپذیری صدمه خواهند دید</i></font>

448
00:29:34,855 --> 00:29:43,055
<font color="#ff80ff"><i>ادامه حضور وی در زندان صریحاً به مصلحت عموم جامعه می باشد</i></font>

449
00:29:43,148 --> 00:29:47,052
واضحه که ایالت علاقه به محافظت از مردم داره

450
00:29:47,119 --> 00:29:49,388
مردم به محافظت شدن ،راغب هستند

451
00:29:49,454 --> 00:29:54,793
هرچند ،قانون تجدیدنظر
در رابطه با وثیقه،این استنباط رو ایجاد میکنه که

452
00:29:54,860 --> 00:29:59,765
اگر با تجدیدنظر موافقت شد
اون شخص باید آزاد بشه

453
00:29:59,831 --> 00:30:02,834
بنابراین،استنباطی قانونی
درمورد آزادی شخص ،وجود داره

454
00:30:02,858 --> 00:30:05,458
<font color="#ff80ff"><i>"رابرت دیوُژاک" وکیل "برندن"</i></font>

455
00:30:05,470 --> 00:30:09,808
زمانی که درخواست وثیقه
برای آزادی پر میشه

456
00:30:09,808 --> 00:30:13,445
در بخشی از اون درخواست،به عنوان مثال
ما سوابق زندان"برندن" رو قرار میدیم

457
00:30:13,512 --> 00:30:17,983
و نشان میده که به عنوان
شخص 16 ساله ای که به زندان رفته

458
00:30:18,050 --> 00:30:20,152
و مدت ده سال رو در زندان سپری کرده است

459
00:30:20,218 --> 00:30:25,220
تنها ،3 مورد تخلف انجام داده

460
00:30:25,524 --> 00:30:28,894
یکیش درخواست برای داشتن یک بسته نودل اضافی بوده

461
00:30:28,918 --> 00:30:34,518
<font color="#ff80ff"><i>از همسایه کناریم خواستم که اگه میشه یه خرده سوپ بهم بده
گشنه ام بود</i></font>

462
00:30:34,599 --> 00:30:40,270
بعدیش، داشتن مقداری نوارچسب
برای تخته شطرنج
(برای تعمیرش)

463
00:30:40,339 --> 00:30:48,077
و در نهایت،استفاده از برگه زندان
برای نوشتن امتیاز بازی که انجام میدادند

464
00:30:48,080 --> 00:30:54,151
او به عنوان کسی که با کارکنان
همکاری های لازم رو داشته ، توصیف شده بود

465
00:30:54,186 --> 00:30:58,222
ام، هیچ مشکلی با این بچه وجود نداشته

466
00:31:00,158 --> 00:31:04,829
منظورم اینه که، در پرونده اش هیچ مشکلی
در رابطه با طرز برخورد"برندن" وجود نداره

467
00:31:04,830 --> 00:31:10,168
هر روزی که شخصی در زندان سپری میکنه
که  در اصل نباید در زندان باشه

468
00:31:10,235 --> 00:31:14,270
صدمات جبران ناپذیری بهش وارد میشه

469
00:31:31,394 --> 00:31:40,194
<font color="#ff80ff"><i>"نامزدِ"استیون" ، "لین هارتمن
به "ویسکانسن" آمده است تا برای اولین بار با وی ملاقات کند
در طی چند روز،آنها 3 بار همدیگر را ملاقات میکنند</i></font>

470
00:31:46,571 --> 00:31:48,807
من عاشق این مسیرِ به سمت زندان هستم

471
00:31:48,874 --> 00:31:52,711
تابحال اینقدر زمین کشاورزی ندیده ام

472
00:31:53,245 --> 00:31:54,246
بسیار زیباست

473
00:31:58,617 --> 00:32:04,856
در ابتدا، احساس کردم باید همچین کاری کنم
عمیقاً احساس اجبار پیداکردم،که باهاش ارتباط برقرار کنم

474
00:32:04,856 --> 00:32:09,394
و تلاش کنم که یه جوری حمایتم رو بهش ابراز کنم

475
00:32:09,461 --> 00:32:11,863
زمانی که در این شرایط بود

476
00:32:12,964 --> 00:32:15,967
و بعد از اولین نامه
بهم پاسخ داد

477
00:32:16,034 --> 00:32:19,104
و ازم پرسید که
اگه تمایل دارم ،تماس تلفنی باهام داشته باشه

478
00:32:21,840 --> 00:32:26,344
صادقانه بهتون بگم، هرگز تو همچین شرایطی قرار نگرفته بودم

479
00:32:26,411 --> 00:32:28,113
طلاق گرفته بودم

480
00:32:29,080 --> 00:32:34,419
حمایتش رو بهم ابراز میکرد
و من هم در اون مقطع نیازش داشتم

481
00:32:35,954 --> 00:32:37,389
...تحت هیچ شرایط دیگه ای

482
00:32:37,456 --> 00:32:41,960
هرگز به دنبال نامه نگاری با کسی که داخل زندان باشه نبودم

483
00:32:43,161 --> 00:32:49,734
علل خصوص از اونجایی که همسر سابقم
30ساله که افسر نیروی انتظامی هست

484
00:32:50,702 --> 00:32:53,038
...ِبنابراین،شبیه این بود ، دقیقاً برخلاف

485
00:32:53,104 --> 00:32:57,509
شرایط زندگی گذشته ام بود

486
00:33:19,231 --> 00:33:22,701
حتی نمیدونم که اگه برم اون تو
گریه ام میگیره یا نه

487
00:33:29,674 --> 00:33:31,009
خیلی سخته که اونجا رهاش کنی

488
00:33:31,076 --> 00:33:34,813
با دونستن اینکه
قراره به اون سلول های کوچک برش گردونن

489
00:33:34,880 --> 00:33:36,281
برای چیزی که انجامش نداده

490
00:33:36,348 --> 00:33:38,216
این درست نیست،و اون

491
00:33:39,150 --> 00:33:42,153
اون کسی که این جرم رو مرتکب شده
هنوز اون بیرونه

492
00:33:47,859 --> 00:33:50,095
او به کمک من احتیاج داره
به کمک همه نیاز داره

493
00:33:52,864 --> 00:33:54,499
میخواستم که یه بخشی از این داستان باشم

494
00:33:57,402 --> 00:33:59,938
واقعا نمیدونم چطوری اینو توضیح بدم
من فقط

495
00:34:00,605 --> 00:34:03,241
از اعماق وجودم میدونستم

496
00:34:05,544 --> 00:34:07,312
قرار بوده که بخشی از زندگیِ من باشه

497
00:34:10,582 --> 00:34:15,453
و میدونستم که اگه فصل دیگه ای از اون سریال
قرار بود که ساخته بشه

498
00:34:15,520 --> 00:34:22,160
من در اون فصل، دوست دختر"استیون" خواهم بود

499
00:34:42,080 --> 00:34:44,115
<i>اولین لحظه ای که دیدمش</i>

500
00:34:44,950 --> 00:34:48,820
<i>احساس کردم که تمام احساساتم درموردش درست بوده</i>

501
00:34:51,489 --> 00:34:53,425
<i>محکم بغلش کردم و محکم بوسیدمش</i>

502
00:34:54,292 --> 00:34:56,027
<i>میدونی، یه ماچ فرانسوی آبدار</i>

503
00:34:58,797 --> 00:35:00,632
<i>همه چیز حس خوبی داشت</i>

504
00:35:01,967 --> 00:35:07,772
<i>احساس میکنم زمانی که به چشماش نگاه میکنم
او هم دقیقا مثل من زندگی غم انگیزی داشته</i>

505
00:35:08,573 --> 00:35:11,309
<i>که ازش گرفته شده
و برای من هم ،ازم گرفته شده</i>

506
00:35:12,677 --> 00:35:16,114
<i>هرگز همچین احساسی نداشتم
احساسی که با اون دارم </i>

507
00:35:18,049 --> 00:35:19,384
"استیون ایوری"

508
00:35:19,451 --> 00:35:22,554
"ستاره مستند-سریال شبکه "نتفلیکس
"ساختن یک قاتل"

509
00:35:22,621 --> 00:35:23,989
.درحال ازدواج است

510
00:35:24,055 --> 00:35:27,792
...این آقای 53 ساله به نامه نگاری و تماس تلفنی

511
00:35:27,859 --> 00:35:31,663
"با منشیِ اهل لاس وگاس" لین هارتمن
به مدت هشت ماه بوده است

512
00:35:31,730 --> 00:35:33,632
رابطه آنها مخفی نگه داشته شده بود

513
00:35:33,698 --> 00:35:36,267
به دلیل اینکه خانم"هارتمن" در فضای مجازی تهدید شده بود
...توسط افرادی که ادعا  میکردند

514
00:35:36,334 --> 00:35:39,270
اون تنها به دلیل شهرت و پول میخواهد با "ایوری" ازدواج کند

515
00:35:44,209 --> 00:35:46,111
سلام؟-
سلام-

516
00:35:46,177 --> 00:35:48,146
بله؟-
چیکار میکنی؟-

517
00:35:48,213 --> 00:35:50,382
داره سریال"اسلحه مرگبار" رو نشون میده

518
00:35:50,448 --> 00:35:51,483
اوه

519
00:35:51,549 --> 00:35:54,285
پس داری میگی که زیاد نمیخوای صحبت کنی امشب ،ها؟

520
00:35:55,553 --> 00:35:59,891
بهتون گفته بودم که زنگ میزنم بهتون
خب زنگ زدن مهمتره

521
00:36:00,225 --> 00:36:01,292
درسته

522
00:36:03,294 --> 00:36:04,763
خب، چه خبر؟

523
00:36:05,230 --> 00:36:08,600
امروز یکی بهم گفت
که یه نفر داره نامه های منو میفروشه

524
00:36:08,667 --> 00:36:12,070
و بعد، انگار یکیشون رو 200$ فروخته

525
00:36:13,605 --> 00:36:14,605
خوب نیست

526
00:36:15,006 --> 00:36:16,641
آره، اصلاً خوب نیست

527
00:36:17,175 --> 00:36:18,175
آره

528
00:36:18,543 --> 00:36:20,578
و میدونی، نکته عجیبش اینه که

529
00:36:21,880 --> 00:36:24,883
اون نامه رو من ننوشته بودم

530
00:36:24,949 --> 00:36:27,318
چون من هیچوقت تو نامه هام
حرف بد نمیزنم

531
00:36:27,385 --> 00:36:29,320
و اون تو دو تا کلمه بی ادبی داره

532
00:36:29,954 --> 00:36:31,589
...پس ، اگه کسی سوال کرد، فقط میگم که

533
00:36:31,656 --> 00:36:33,725
"مال من نبوده ، به نظر میاد برای یکی دیگه باشه"

534
00:36:34,859 --> 00:36:38,163
معلومه که اون طرف ،فقط لنگِ پول بوده

535
00:36:38,229 --> 00:36:41,199
یک دقیقه باقی مانده-
ای بابا، نشد که-

536
00:36:41,266 --> 00:36:42,586
نیمتونه 15 دقیقه شده باشه

537
00:36:42,634 --> 00:36:44,302
نه نشده.میتونی دوباره زنگ بزنی؟

538
00:36:44,736 --> 00:36:48,106
بعید میدونم بتونه
یادم رفته به حسابش پول بریزم

539
00:36:48,173 --> 00:36:50,141
گفته بودی که 8$ برات مونده،اینطور نیست؟

540
00:36:50,208 --> 00:36:51,208
آره

541
00:36:51,643 --> 00:36:53,611
اوه آره، قبلا دو دفعه بهتون زنگ زده بودم

542
00:36:53,678 --> 00:36:55,880
دوستتون دارم

543
00:36:55,947 --> 00:36:58,049
منم دوستن دارم-
منم همینطور-

544
00:36:58,116 --> 00:37:00,318
سعی میکنم جمعه بهتون زنگ بزنم

545
00:37:00,385 --> 00:37:01,419
بسیار خب

546
00:37:06,191 --> 00:37:08,860
<i>خیلی مزاحم زیاد شده لامصب</i>

547
00:37:08,927 --> 00:37:10,762
اوه، اونجا مزاحم هست؟

548
00:37:11,062 --> 00:37:13,064
<i>نه، اون بیرون مزاحم هست</i>

549
00:37:13,131 --> 00:37:14,131
اوه، این بیرون

550
00:37:14,432 --> 00:37:15,433
<i>آره</i>

551
00:37:16,301 --> 00:37:18,269
<i>من فقط اینجا میشینم و کلی دردسر ایحاد میشه</i>

552
00:37:19,671 --> 00:37:22,040
<i>برای اینکه میخوان تو اینترنت مطرحش کنن و درباره اش حرف بزنن</i>

553
00:37:22,974 --> 00:37:25,009
<i>یه نفر هست که بلاخره اینکار رو انجام بده</i>

554
00:37:27,112 --> 00:37:29,647
<i>لین،لین،لین،لین، هیشکی ازش خوشش نمیاد</i>

555
00:37:30,281 --> 00:37:34,753
<i>.همه میخوان تو زندگی من دخالت کنن
این زندگیه من، به بقیه ربطی نداره</i>

556
00:37:36,154 --> 00:37:38,323
...آره، "باربارا" از "برندن" خواست که

557
00:37:38,389 --> 00:37:40,892
همه رو از لیست ملاقات کننده ها برداره

558
00:37:42,127 --> 00:37:43,762
و حالا تنهایی اونجا میشینه

559
00:37:44,462 --> 00:37:47,565
<i>آره؟ خب، بعضی موقع ها اینطوری بهتره</i>

560
00:37:48,533 --> 00:37:49,634
اوه ، نمیدونم والا

561
00:37:50,635 --> 00:37:52,003
<i>خب ، من میدونم</i>

562
00:37:52,070 --> 00:37:53,070
اوه،آره؟

563
00:37:53,104 --> 00:37:54,005
<i>آره</i>

564
00:37:54,072 --> 00:37:55,206
<i>روزی که بیام بیرون</i>

565
00:37:55,273 --> 00:37:57,542
<i>میرم گواهی نامهَ ـمو میگیرم و میرم پیشش</i>

566
00:37:58,409 --> 00:37:59,744
<i>نیمخوام این یکی رو خرابش کنم</i>

567
00:38:02,514 --> 00:38:03,848
نمیدونم

568
00:38:03,915 --> 00:38:04,915
<i>...خب</i>

569
00:38:07,519 --> 00:38:09,120
خونه تنهایی نشستم

570
00:38:09,754 --> 00:38:11,723
<i>آره-</i>
با سگا-

571
00:38:13,224 --> 00:38:16,060
آره، همه میگن
"...راه برو،راه برو"

572
00:38:16,127 --> 00:38:18,329
خب، وقتی نمیتونی راه بری
چطوری میخوای راه بری

573
00:38:18,396 --> 00:38:19,798
<i>آره، نمیتونی</i>

574
00:38:19,864 --> 00:38:20,965
نه

575
00:38:21,032 --> 00:38:22,233
<i>نه، اذیت میشی</i>

576
00:38:25,403 --> 00:38:27,005
بدنت چطوره؟ درد میکنه؟

577
00:38:27,972 --> 00:38:29,674
<i>زانوهام هر از چند گاهی</i>

578
00:38:29,974 --> 00:38:31,442
<i>اوه آره؟-
آره-</i>

579
00:38:32,210 --> 00:38:34,445
آره، ولی خب تو که هنوز 80 سالت هم نشده

580
00:38:37,515 --> 00:38:39,617
<i>آدمایی هستن که 100 سالشونه</i>

581
00:38:40,785 --> 00:38:41,920
نه باباااا

582
00:38:41,986 --> 00:38:43,121
<i>آره</i>

583
00:38:43,188 --> 00:38:44,188
نه

584
00:38:46,024 --> 00:38:47,759
یک دقیقه باقی مانده

585
00:38:47,826 --> 00:38:50,261
<i>خب، کمتر از یه دقیقه وقت داریم، پس</i>

586
00:38:50,562 --> 00:38:52,096
آره-
آره-

587
00:38:53,464 --> 00:38:57,434
<i>و من به چیزایی که بقیه میگن اهمیت نمیدم
به دست آوردنِ عشق سخته</i>

588
00:38:57,468 --> 00:38:58,468
...خب

589
00:38:58,503 --> 00:38:59,503
<i>درسته</i>

590
00:39:00,839 --> 00:39:02,240
خب، من عشق خودم رو بهت میدم

591
00:39:03,041 --> 00:39:05,243
آره-
نصفه ی دیگهَ ـمو-

592
00:39:05,310 --> 00:39:06,244
آره؟

593
00:39:06,311 --> 00:39:07,311
آره

594
00:39:09,848 --> 00:39:11,616
...ممنون برای استفاده از

595
00:39:11,683 --> 00:39:13,123
دوستت دارم-
منم دوستت دارم، خداحافظ-

596
00:39:13,151 --> 00:39:14,485
خداحافظ

597
00:39:20,925 --> 00:39:24,729
"نامزدِ ستاره "ساختن یک قاتل" "استیون ایوری

598
00:39:25,196 --> 00:39:28,299
تعداد بسیار زیادی از مردم هستند
که میخوان کمکش کنن ولی باهاشازدواج نمیکنن

599
00:39:28,933 --> 00:39:31,402
آیا باید نگران باشد؟-
دیگه نمیتون ادامه بدم-

600
00:39:31,469 --> 00:39:34,405
به همراه یک تلفن سورپرایز کننده از زندان

601
00:39:34,472 --> 00:39:35,974
او الان روی خط هستن

602
00:39:36,741 --> 00:39:37,741
اوه ، خدای من

603
00:39:44,582 --> 00:39:45,817
<i>من بهش زنگ زدم</i>

604
00:39:46,517 --> 00:39:48,887
<i>"و بعد منو  یهو وصل کردن به دکتر"فیل</i>

605
00:39:53,224 --> 00:39:54,592
<i>...یه جورایی</i>

606
00:39:55,526 --> 00:39:58,429
<i>نمیدونم، یه جورایی برنامه ریزی شده بود
گمون میکنم</i>

607
00:40:00,698 --> 00:40:02,133
<i>یه جورایی خیلی اذیتم کرد</i>

608
00:40:04,235 --> 00:40:06,337
<i>و بعد، وقتی بهش زنگ زدم</i>

609
00:40:07,705 --> 00:40:08,873
<i>اون ،دیگه شبیه قبل نبود</i>

610
00:40:11,142 --> 00:40:14,879
<i>من گفتم، خب ، داره پول در میاره
و اونم گفت که به من ربطی نداره</i>

611
00:40:16,648 --> 00:40:19,083
<i>...احساس کردم که اون و دخترش </i>

612
00:40:19,150 --> 00:40:23,920
<i>این برنامه رو ریخته بودن
تا بتونن از طریق من پول در بیارن</i>

613
00:40:24,088 --> 00:40:26,256
<i>و از طریق احساسات و عشقم</i>

614
00:40:26,491 --> 00:40:30,394
<i>بازیم دادند و بعدش هم منو دور انداختند</i>

615
00:40:32,697 --> 00:40:38,200
<i>میدونی، و من هرگز همچین احساسی رو
در زندگیم تجربه نکرده بودم</i>

616
00:40:41,773 --> 00:40:43,450
او داشت لباس عروسی رو امتحان میکرد

617
00:40:43,474 --> 00:40:46,077
برای عروسی که قرار نبود انجام بشه

618
00:40:46,144 --> 00:40:48,780
لین" میگوید که نصیحتی که دکتر"فیل"به وی کرده"

619
00:40:48,846 --> 00:40:51,182
او رو از انجام این ازدواج منصرف نموده است

620
00:40:51,249 --> 00:40:53,818
"لین"به نامزدَش نامه نوشت که"استیو عزیزم"

621
00:40:53,885 --> 00:40:55,820
من دیگه نمیتونم درگیر مسائل تو باشم"

622
00:40:55,887 --> 00:40:59,490
به دلیل اینکه برای من پیامد های منفی بسیاری داشته
"من دیگر نمیتوانم ادامه بدم

623
00:41:00,191 --> 00:41:02,160
او میگوید که "استیون" ،خوب با مسئله کنار نیومد

624
00:41:02,226 --> 00:41:03,795
من باید به این رابطه پایان میدادم

625
00:41:03,861 --> 00:41:08,399
به دلیل اینکه نشونه هایی از شخصیت رو دیدم
که منو نگران کرده بود

626
00:41:08,466 --> 00:41:11,102
لین"میگوید که در حال حاضر نگران جونش هست"

627
00:41:11,169 --> 00:41:13,004
زمانی برای آزادی "ایوری" کمک میکرد

628
00:41:13,471 --> 00:41:16,140
حالا آرزو میکند که هرگز از زندان آزاد نشود

629
00:41:17,564 --> 00:41:22,664
ترجمه و تنظیم
کیوان صارمی
.:K1.Srm:.

630
00:41:24,582 --> 00:41:28,186
در همین حین که منتظر پاسخ دادستانی هستم

631
00:41:28,252 --> 00:41:30,455
درباره درخواستم برای آزمایشات علمی

632
00:41:30,521 --> 00:41:33,291
میخوام که باقی تحقیقاتم رو هم ادامه بدم

633
00:41:36,327 --> 00:41:41,632
کاری که میخوایم انجام بدیم اینه که
سعی کنیم، که کشف کنیم چه کسی فرصت این رو داشته

634
00:41:41,699 --> 00:41:45,069
که استخوان هارو به زمین های "ایوری"بیاره

635
00:41:45,470 --> 00:41:49,507
خب، "کِرت"، فکر میکنم
تو یک نقشه اجمالی تهیه کردی

636
00:41:49,574 --> 00:41:51,642
به خصوص این نقشه، که ما

637
00:41:51,709 --> 00:41:55,213
جاهایی که استخوان های لگن
یافت شده بودند رو نشانه گذاری کرده ایم

638
00:41:55,613 --> 00:42:00,818
اونا با کمپ شکارآهو در ارتباط بودند

639
00:42:00,885 --> 00:42:03,588
کمپ شکارِ خارج از جاده "کاس"،درسته؟

640
00:42:03,654 --> 00:42:04,489
بله

641
00:42:04,555 --> 00:42:07,392
بنابراین، اونا در کجا پیدا میشن، جنوب؟

642
00:42:07,458 --> 00:42:08,458
بله

643
00:42:10,359 --> 00:42:15,536
<font color="#ff80ff"><i>دکتر "لزلی ایزنبرگ" انسان شناسی قضایی،دادگاه"استیون" 1مارچ2007</i></font>

644
00:42:10,361 --> 00:42:15,666
شما در مصالح موجود در معدن

645
00:42:17,368 --> 00:42:21,606
دو قطعه پیدا کردید که به نظر شما
با توجه به تجربیاتتون

646
00:42:21,672 --> 00:42:22,707
به نظر استخوان لگن بودند

647
00:42:24,542 --> 00:42:26,344
درسته؟-
درسته-

648
00:42:26,411 --> 00:42:32,050
به عنوان استخوان لگن انسان
بهشون مشکوک شدید

649
00:42:32,116 --> 00:42:34,919
آیا واضح منطورم رو میرسونم؟-
بله-

650
00:42:34,986 --> 00:42:38,256
هنوز هم شک دارید که استخوان لگن انسان بوده اند؟

651
00:42:38,723 --> 00:42:41,526
مشکوک به احتمال انسانی بودنشون-
درسته

652
00:42:42,794 --> 00:42:47,465
منظورم اینه که از همه این سه منطقه
استخوان سوخته شده پیدا کردید

653
00:42:47,532 --> 00:42:51,869
"در معدن، بشکه های آتش، اطراف پارکینگ "استیون ایوری

654
00:42:52,370 --> 00:42:53,571
اوه درسته

655
00:42:53,638 --> 00:42:56,507
و استخوان های سوخته ای که پیدا کردید

656
00:42:56,574 --> 00:43:00,111
در هر سه منطقه وضعیت تقریبا مشابهی داشتند

657
00:43:00,178 --> 00:43:01,579
درسته

658
00:43:01,646 --> 00:43:02,646
همین.

659
00:43:05,783 --> 00:43:08,219
جایی که استخوان های لگن پیدا شدند

660
00:43:08,286 --> 00:43:10,088
به نظر میرسید که اونجا محل سوزانده شدن باشه؟

661
00:43:10,154 --> 00:43:13,691
یا انگار یکی فقط اونارو اونجا انداخته بود؟

662
00:43:13,758 --> 00:43:17,862
هیچکس اشاره ای نکرده که اون اطراف
بشکه ای وجود نداشته

663
00:43:17,929 --> 00:43:20,498
نمیدونن که اونجا هیچ خاکستری یا چیزِ دیگه ای روی زمین بوده یا نه

664
00:43:20,565 --> 00:43:22,600
فکر میکنی چطوری این اتفاق افتاده؟

665
00:43:23,201 --> 00:43:26,471
یه جعبه ای که درش باز بوده، احتمالاً تو ماشین

666
00:43:26,537 --> 00:43:28,439
شاید تو تاریکی به صورت اتفاقی بیرون افتادن

667
00:43:28,506 --> 00:43:29,540
یا پیاده

668
00:43:29,607 --> 00:43:33,211
...مثلاً اگه ترسیده بودی و

669
00:43:34,512 --> 00:43:39,851
ام، آیا تائید نکردند که اون استخوان ها بریده شده بودند؟

670
00:43:39,917 --> 00:43:41,586
تونسته بودن اثرات بریدگی رو روشون ببینن؟

671
00:43:41,652 --> 00:43:43,054
بله، نشانه های بریدگی روشون هست

672
00:43:43,121 --> 00:43:46,724
روی استخوان های یافت شده از بشکه هم
جای بریدگی هست

673
00:43:47,925 --> 00:43:50,261
خیلی عجیبه-
عجیبه-

674
00:43:50,828 --> 00:43:54,565
...خب، "کِرت" ، برو سراغ موقعی که ایست بازرسی ها

675
00:43:54,632 --> 00:43:56,400
زمانی که راه های ورود به املاک رو مسدود کردند

676
00:43:56,467 --> 00:43:58,336
اونا یک مقر فرماندهی برقرار کردند

677
00:43:58,402 --> 00:44:03,107
در جایی که جاده"ایوری" به جاده شرقی-غربی میرسید
"که میخورد به محل زندگی "بارب" و "استیو

678
00:44:03,474 --> 00:44:06,544
همینطور ماشین های مستقر شده
در جاده حمل مصالح ساختمانی

679
00:44:06,611 --> 00:44:08,913
و جایی که ماشین "تریسا" پیدا شده بود

680
00:44:08,980 --> 00:44:10,381
و بعد، نکته مهم تر اینکه

681
00:44:10,448 --> 00:44:15,520
نگهبانی که در قسمت شمال غربی
املاک"ایوری" مستقر شده بود

682
00:44:15,586 --> 00:44:19,123
در واقع در سمت شرقی تریلرِ"استیون" بوده
بنابراین در مقابل اون قرار داشته

683
00:44:19,190 --> 00:44:24,262
که به این معنی که امکان داره
بشه پشت تریلر یا پارکینگ رفتو آمد کرد

684
00:44:24,328 --> 00:44:27,431
بدون اینکه در دیدرس اون افسر بود

685
00:44:27,899 --> 00:44:29,934
احتمال قوی میتونید بدون اینکه شناسایی بشید ،اونجا باشید

686
00:44:30,001 --> 00:44:33,004
بنابراین، در حقیقت
"ورودیِ ملک"استیون

687
00:44:33,070 --> 00:44:38,176
از جاده"کاس" به اینور تحت نظر نبوده

688
00:44:38,242 --> 00:44:39,243
درسته

689
00:44:39,310 --> 00:44:41,179
در حقیقت هیچ پلیسی حضور نداشته

690
00:44:41,245 --> 00:44:44,982
جدا از قسمتی که مورد گودبرداری قرار گرفته بود
"در انتهای چنوبی جاده"کاس

691
00:44:45,049 --> 00:44:48,719
نگهبان چه مدت زمانی رو در جاده"کاس" باقی موند؟

692
00:44:48,786 --> 00:44:50,922
اوه، نمیدونم
نه برای مدت خیلی طولانی قطعاً

693
00:44:50,988 --> 00:44:54,926
منظورم اینه که،اگه از اینطرف به اون سمت برونی
میتونی خیلی راحت از وسط زمین بری اون سمت

694
00:44:54,992 --> 00:44:58,196
که بر اساس چیزی که "استیون"میگه
آقای"ردانت" همینکار رو انجام داده بود

695
00:44:58,262 --> 00:45:01,065
"دو هفته قبل از گم شدنِ "تریسا

696
00:45:01,132 --> 00:45:04,235
که او با وانتش از وسط زمین تا اونجا رفته

697
00:45:05,069 --> 00:45:09,874
پشت تریلر "استیون" پارک کرده
و پیاده رفته و  باهاش صحبت کرده

698
00:45:15,598 --> 00:45:19,098
<font color="#ff80ff"><i>جاش رِدانت" قبول کرد که با "کتلین" ملاقات کند"</i></font>

699
00:45:19,122 --> 00:45:24,522
<font color="#ff80ff"><i>او از وکیلش خواست تا در جلسه حضور داشته باشد</i></font>

700
00:45:29,026 --> 00:45:31,062
این جایی هست که میخوام باهاش شروع کنم

701
00:45:31,128 --> 00:45:34,332
نمیخوام که فقط شروع کنیم به راه رفتن
و ازش بازجویی کنم

702
00:45:34,398 --> 00:45:36,334
پس، به صورت متمایل به اون سمت حرکت میکنیم

703
00:45:36,400 --> 00:45:40,571
و بعد ازش میخوایم که مارو
به اونجایی که ایستاده بود، ببره

704
00:45:40,638 --> 00:45:42,807
موقعی که آتش رو دیده بود

705
00:45:42,873 --> 00:45:46,043
خب، "ادی"، نقشی که ازت میخوام بازی کنی

706
00:45:46,110 --> 00:45:50,114
اینه که فقط به چیزایی که میگه گوش کنی
مثل اینکه از آدمای هیئت منصفه ای

707
00:45:50,181 --> 00:45:53,484
که آیا داستانی که داره میگه رو باور میکنی؟

708
00:45:54,218 --> 00:45:56,530
به نظرت اینکه داریم تو کمپ شکار
ملاقاتش میکنیم،عجیب نیست؟

709
00:45:56,554 --> 00:45:58,489
آره، ایده من بودش

710
00:45:58,556 --> 00:46:01,325
چونکه اون قراره بهمون اون چیزا رو نشون بده، پس

711
00:46:01,392 --> 00:46:04,228
امکان داره جایی باشه که در حقیقت
اتفاق افتاده ، درسته؟

712
00:46:04,295 --> 00:46:05,572
فکر میکنم ایده خوبی باشه

713
00:46:05,596 --> 00:46:08,899
خیلی غیرمترقبه است که
تو املاکش باشه

714
00:46:08,966 --> 00:46:14,138
او در حقیقت نمیتونه، میدونی
نمیتونه تو صورتت بهت دروغ بگه ، وقی اونجاییم

715
00:46:14,205 --> 00:46:17,008
..آره، و من... من کار میکنم

716
00:46:17,074 --> 00:46:19,610
ترجیح میدم روی یه نظریه کار کنم
و بعد در موردش بحث کنم

717
00:46:19,677 --> 00:46:22,580
تا اینکه فقط، میدونی،هیچ نظریه ای نداشته باشم

718
00:46:22,647 --> 00:46:27,118
پس، من معتقدم که قاتل ماشین رو جاسازی کرده

719
00:46:27,184 --> 00:46:29,120
و قاتل استخوان هارو جاسازی کرده

720
00:46:29,920 --> 00:46:33,624
اعتقاد ندارم که پلیس ها
ماشین رو به ملک "ایوری"اورده باشن

721
00:46:33,691 --> 00:46:35,092
ولی اگه قاتل باشی

722
00:46:35,159 --> 00:46:37,662
و بدونی که چه زمانی همه از املاک خارج میشن

723
00:46:37,728 --> 00:46:40,731
ماشین رو در چهارم نوامبر متنقل میکنی

724
00:46:40,798 --> 00:46:42,933
پس، بعد که در این موقعیت قرار میگیری
پیش خودت میگی

725
00:46:43,000 --> 00:46:46,771
اه،باید وسیله های بیشتریش رو به "
املاک"ایوری" بیارم

726
00:46:46,837 --> 00:46:48,873
باید به پلیس ها کمک کنم

727
00:46:48,939 --> 00:46:53,878
چون دارم میبینم که  قضیه داره آشکار میشه
...و من ترسیدم، چون

728
00:46:53,944 --> 00:46:56,213
سگاشون دارن میان به سمت املاک من

729
00:46:56,280 --> 00:46:59,950
و کلی آمبولانس و ماشین تو جاده"کاس" صف کشیدن

730
00:47:00,017 --> 00:47:02,553
بنابراین من وحشت زده شدم

731
00:47:03,754 --> 00:47:07,391
پس، کاری که میکنم اینه که
یه بار دیگه میرم اونجا

732
00:47:07,458 --> 00:47:11,996
اینبار به همراه استخوان ها میرم اونجا
و بعد پلیس ها اینقدر احمق هستند که

733
00:47:12,063 --> 00:47:15,665
"همون کاری رو بکنند که قبلا درباره "ایوری" انجام داده بودند

734
00:47:15,700 --> 00:47:18,469
یه فرصت ایده آل هست که "ایوری"ها تا پنجم نیستند

735
00:47:18,536 --> 00:47:20,471
و رفت و آمد به املاک هم مسدود شده

736
00:47:21,238 --> 00:47:22,907
و اون میتونه راحت رفت و آمد کنه

737
00:48:09,653 --> 00:48:12,323
چیزی که بهش گفتم اینه که
شما میتونید همراه ما بیاید

738
00:48:12,390 --> 00:48:14,759
بهم بگید که کجا میخواید برید

739
00:48:14,825 --> 00:48:15,926
او شماره میبره همونجا

740
00:48:15,993 --> 00:48:19,330
آره، پس اول بریم جایی که او

741
00:48:19,397 --> 00:48:21,432
آتش رو دید

742
00:48:33,344 --> 00:48:34,945
بله، میتونم فیلمبرداری کنم؟

743
00:48:35,413 --> 00:48:37,014
فقط برای اینکه بعداً ببینیمش

744
00:48:37,081 --> 00:48:39,517
چون که نمیتونیم جور دیگه ای بررسیش کنیم

745
00:48:42,186 --> 00:48:45,322
خب، اون جاده حمل نخاله است؟-
بله، فکر میکنم-

746
00:48:45,389 --> 00:48:48,559
از اینجا میتونید ببینید
یه خرده اینجا بزن کنار

747
00:48:48,626 --> 00:48:52,096
دنباله اون تیر برق هارو
...تا زمین های "ایوری" بگیرید

748
00:48:52,163 --> 00:48:54,298
میتونید ببینید که اون یکی از خانه های "ایوری" هستش

749
00:48:54,365 --> 00:48:56,367
بله ، بله-
بسیار خب-

750
00:48:56,434 --> 00:48:58,502
اون آخرین ملکشون هستش

751
00:48:58,569 --> 00:49:01,906
در قسمت جنوب شرقی اونهاست

752
00:49:01,972 --> 00:49:02,907
درسته

753
00:49:02,973 --> 00:49:05,543
خب، بزن کنار و بهشون نشون بده که کجا رفتی

754
00:49:06,744 --> 00:49:08,712
خب، او در اون روز تا اینجا میاد

755
00:49:08,779 --> 00:49:09,779
بله

756
00:49:10,648 --> 00:49:11,648
آره

757
00:49:12,783 --> 00:49:16,353
و من..فکر میکنم که همین محدوده بود

758
00:49:16,420 --> 00:49:17,321
بله

759
00:49:17,388 --> 00:49:20,057
جای که من،میدونی
از کنار چشمم رد شد و دیدمش

760
00:49:20,124 --> 00:49:22,827
توقف نکردم ، به رانندگی ادامه دادم
هیچ فکری درموردش نکردم

761
00:49:22,893 --> 00:49:24,795
هیچ کدوم از این درختا اینجا نبود

762
00:49:24,862 --> 00:49:26,997
خب، پس اون اطراف خلوت تر بود درسته؟

763
00:49:27,064 --> 00:49:28,864
خلوت بود ، اون خاکریز درست نشده بود

764
00:49:28,899 --> 00:49:33,404
درست نشده بود، پس تقریبا مستقیم میتونستی ببینیش

765
00:49:33,471 --> 00:49:36,807
بنابراین، زمانی که این نقشه رو کشیدی

766
00:49:36,874 --> 00:49:37,708
درسته

767
00:49:37,775 --> 00:49:41,145
پس ، اونجا جایی بود که شعله هارو می دیدی؟

768
00:49:41,212 --> 00:49:42,722
اون حدس من بود، بله

769
00:49:42,746 --> 00:49:46,150
بسیار خب، پس میشه پشت ...،مثلاً
اون تریلر "ایوری" باشه

770
00:49:46,217 --> 00:49:49,553
...اون پارکینگش باشه و بعد خونه خواهرش اینجا باشه

771
00:49:49,620 --> 00:49:50,921
...ِپس میشه پشت

772
00:49:50,988 --> 00:49:53,557
فقط جهت اینکه متوجه بشید، اون داره حدس میزنه

773
00:49:53,624 --> 00:49:57,094
او هیچ بشکه ای ندید
هیچ گودالی ندید

774
00:49:57,161 --> 00:50:00,764
بر اساس دانشش از اینکه خانه های اونها کجاست
داره حدس میزنه

775
00:50:00,831 --> 00:50:01,899
میدونی؟

776
00:50:01,966 --> 00:50:05,870
تقریباً این بهترین حدسش بوده در اون زمان

777
00:50:05,936 --> 00:50:08,239
زمانی که این اظهارنامه رو دادید

778
00:50:08,305 --> 00:50:12,276
در روز پنجم نوامبر شما عملاً رفتید اونجا،درسته؟
برای دادن اظهار نامه؟

779
00:50:12,343 --> 00:50:15,246
در پنجم نوامبر ، ما تو زمین های شکار بودیم

780
00:50:15,312 --> 00:50:16,952
خب، و اونا اومدن سراغ شما

781
00:50:17,014 --> 00:50:19,817
همون موقع بود که اونا اومدند
و از ما پرسیدن که آیا چیزی دیده ایم

782
00:50:19,884 --> 00:50:23,487
آیا  پلیس ها  بعداً برگشتند و سوالای دیگه ای
درموردش ازتون بپرسن؟

783
00:50:23,554 --> 00:50:25,990
...مثل، چه زمانی اون رو دیدید و

784
00:50:26,924 --> 00:50:29,527
اوه، آتش منظورتونه؟-
بله، بله-

785
00:50:29,593 --> 00:50:30,828
البته، بهشون بگو

786
00:50:31,161 --> 00:50:32,161
بله برگشتند

787
00:50:32,429 --> 00:50:34,965
و در حقیقت
یه جاهاییش داشتم کلافه میشدم

788
00:50:35,032 --> 00:50:39,503
چون تقریباً انگار ازم میخواستند
چیزی که در حقیقت دیده بودم رو تغییر بدم

789
00:50:39,570 --> 00:50:42,115
و منم گفتم" چجور آتشی رو نیاز دارید
"که بهتون بگم دید؟

790
00:50:42,139 --> 00:50:44,408
آیا احساس کردید که چی میخوان؟

791
00:50:44,475 --> 00:50:47,811
آیا ازتون میخواستن که،
?...بگید که آتش بزرگتر بوده یا

792
00:50:48,779 --> 00:50:50,223
میتونم جواب بدم؟-
البته-

793
00:50:50,247 --> 00:50:51,181
فکر میکنم، بله

794
00:50:51,248 --> 00:50:52,116
....بله

795
00:50:52,182 --> 00:50:54,051
بله خواستن، چون اون موقع

796
00:50:54,718 --> 00:50:57,388
معتقدم که تو اون زمان
بخش زیادیش از قبل در تلویزیون گفته شده بود

797
00:50:57,454 --> 00:50:58,889
در مورد اینکه آتشِ بزرگتری بوده

798
00:50:58,956 --> 00:51:01,992
به نظر من،من میدونستم
که تلاش میکردن با حرفاشون به کجا برسن؟

799
00:51:02,059 --> 00:51:04,428
به جرات، من همچین چیزی ندیدم

800
00:51:04,895 --> 00:51:08,666
فکر میکنم که اگه
ما نقشمون رو بهتون نشون بدیم

801
00:51:08,732 --> 00:51:12,303
از جایی که استخوان های لگن
ظاهراً پیدا شدند

802
00:51:12,369 --> 00:51:14,171
پایینی برای سال 2005 هست

803
00:51:14,238 --> 00:51:19,443
پس امیدوارم که بهتون این ایده رو بده که
اونا کجا قرار گرفته بودند

804
00:51:19,510 --> 00:51:22,112
آره، اون توی املاک شهرستان"منتیواک" هستش

805
00:51:22,179 --> 00:51:23,179
واقعا؟

806
00:51:23,547 --> 00:51:26,150
این یکی بدون شک توی "منتیواک" هست

807
00:51:26,216 --> 00:51:28,352
پس، اونجا "منتیواک" هست
..و میشه

808
00:51:28,752 --> 00:51:33,257
از اونجا ، میتونستند یواشکی رد بشن،؟ اینطوری نیست؟
به سمت جاده حمل نخاله؟

809
00:51:33,324 --> 00:51:35,726
...البته، میتونید
او میتوه جاده رو بهتون نشون بده

810
00:51:35,793 --> 00:51:38,329
میتونید تا بالا جاده بیاید
میتونید بیاید اینجا

811
00:51:38,395 --> 00:51:39,296
آره

812
00:51:39,363 --> 00:51:40,998
و درست از اینجا برید

813
00:51:41,065 --> 00:51:42,533
و از اونجا برید

814
00:51:46,136 --> 00:51:51,208
این میله های زرد مرز بین ما و شهرستان"منتیواک" هستش

815
00:51:52,076 --> 00:51:54,211
خب، استخوان ها اون پشت بودند

816
00:51:54,278 --> 00:51:56,947
آره، معتقدم که در جنوب و شرقِ اینجا بودند

817
00:51:57,414 --> 00:52:00,718
خب، با توجه به اون عکس

818
00:52:00,784 --> 00:52:03,854
یه جاده اونجا بود

819
00:52:03,921 --> 00:52:04,822
آره

820
00:52:04,888 --> 00:52:08,258
درواقع ،نمیتونید اثری ازش ببینید
ولی همین حدود و اطراف بود

821
00:52:08,325 --> 00:52:10,794
میتونید اونجایی که لوله های هستند رو ببینید-
آره-

822
00:52:10,861 --> 00:52:13,907
الان مسدود شدند ولی اون زمان
شما میتونستید از بینشون حرکت کنید

823
00:52:13,931 --> 00:52:14,931
باشه

824
00:52:17,835 --> 00:52:20,404
اونجا جاییه که گودال املاک "شهرستان منتیواک" بود

825
00:52:29,947 --> 00:52:32,683
....کلاً چیزی هست که بخواید تو جاده"کاس" ببینید یا؟

826
00:52:32,750 --> 00:52:34,118
ساعت چنده؟

827
00:52:34,184 --> 00:52:36,453
خب، متوجه شدم که سگ های بو یاب

828
00:52:36,520 --> 00:52:40,224
حتی ماشین شما رو هم میتونن ردیابی کنند

829
00:52:40,791 --> 00:52:45,796
خب، اون سگ های بو یاب بودن که در ابتدا
به این سمت اومدند

830
00:52:45,863 --> 00:52:47,798
و به سمت جاده حمل نخاله رفتند

831
00:52:47,865 --> 00:52:50,134
اونا به من دقیقاً  مسیری رو گفتند
که با نظریه خودشون همخوانی داشت

832
00:52:50,200 --> 00:52:52,770
درباره مسیری که فکر میکردند ماشین اومده

833
00:52:52,836 --> 00:52:54,371
که میشد از طریق زمین

834
00:52:54,438 --> 00:52:57,141
پایین جاده ی"کاس"، بعد از کابین های شکار
به طرف گودال

835
00:52:57,641 --> 00:52:58,942
و بعد، از طریق جاده حمل نخاله

836
00:52:59,009 --> 00:53:01,612
آیا اونا فکر میکردند که "ایوری" رانندگی میکرده، فکر میکنی؟

837
00:53:01,679 --> 00:53:02,846
به من چیزی نگفتند

838
00:53:02,913 --> 00:53:06,650
باشه، ولی اونا میدونستند که ماشینی
از سمت املاک"ایوری" اومده

839
00:53:06,717 --> 00:53:09,019
حدوداً ،ادعا میکنند،از سمت شما عبور کرده

840
00:53:09,086 --> 00:53:10,320
اون چیزیه که به من گفتند

841
00:53:10,387 --> 00:53:14,324
که با ردیابی سگها جور در میاد

842
00:53:21,031 --> 00:53:24,068
استخوان های لگن در املاک او نبودند

843
00:53:24,134 --> 00:53:26,470
اونا در زمین شهرستان"منتیواک" بودند

844
00:53:29,840 --> 00:53:30,908
....همچنین فکر میکنه که بهش ،توسطِ

845
00:53:30,974 --> 00:53:35,846
محققان دادگستری "ویسکانسن"گفته شده بود

846
00:53:35,913 --> 00:53:42,519
"که اونا مطمئن هستند که ماشین"تریسا
در جاده ی"کاس" بوده

847
00:53:42,586 --> 00:53:46,323
و به سمت کمپ شکار آهو رانده شده

848
00:53:46,390 --> 00:53:48,859
و سپس به طرف جاده حمل نخاله

849
00:53:48,926 --> 00:53:51,695
"و پیچیده به طرف املاک"ایوری

850
00:53:53,063 --> 00:53:55,899
بنابراین، چیزی که درباره همین حرفهایی که زدم
خیلی به چشم میاد اینه که

851
00:53:55,966 --> 00:54:01,638
این یک نقض فاحش از قانون"برَدی"  است
که هرگز به وکیل مدافع گزارش نشد

852
00:54:01,662 --> 00:54:05,862
<font color="#ff80ff"><i>قانون "بردی": قانونی است که دادستانی را موظف به ارائه ی مدرکی می کند
که احتمالاً به نفعِ متهم است و امکان تخفیف در مجازات و حتی تبرئه شدن متهم
درصورت ارائه این مدرک ،وجود دارد</i></font>

853
00:54:05,876 --> 00:54:10,047
استیون"بر اساس نظریه ای محکوم شد"
...که او کسی بوده که ماشین رو

854
00:54:10,114 --> 00:54:14,284
از تریلر خودش به بخش جنوب شرقی
املاک"ایوری" انتقال داده

855
00:54:14,351 --> 00:54:17,521
بدون اینکه از زمین هاشون خارج بشه

856
00:54:23,127 --> 00:54:27,698
زمانی که دادستانی از ارائه شدن مدرکی خودداری کنه

857
00:54:28,165 --> 00:54:31,034
که میتونه به نفع مدافع باشه

858
00:54:31,435 --> 00:54:33,904
این نقض قانون محسوب میشه

859
00:54:36,907 --> 00:54:41,645
این همون نقضی هست که خیلی احتمال دارد
محکومیت را از بین ببرد

860
00:54:52,689 --> 00:54:56,493
من همچنان معتقدم که
هرکسی که با ماشین وارد اونجا شده

861
00:54:56,560 --> 00:55:00,063
نسبت به اون زمین ها اطلاعاتی داشته

862
00:55:01,698 --> 00:55:03,734
منظورم معدن شن و ماسه هست،برای وارد شدن

863
00:55:04,034 --> 00:55:09,006
ولی حالا نمیدونم که ایا پلیس
هم شاید در این ماجرا دخیل باشه

864
00:55:09,072 --> 00:55:10,707
برای آوردن ماشین

865
00:55:12,409 --> 00:55:15,112
و اونا همچنین در آوردن استخوان ها دست داشته باشند

866
00:55:19,082 --> 00:55:22,753
گمون میکنم پلیس ها پیش خودشون فکر کردن
که "استیون" برای کسی اهمیتی نداره

867
00:55:26,590 --> 00:55:28,759
...میخوام که اونا بفهمن که اون اینقدری اهمیت داره

868
00:55:30,327 --> 00:55:33,430
که قراره بخاطر اون روزی که مدارک رو جاسازی کردن
سخت پشیمون بشن

869
00:55:35,054 --> 00:55:41,454
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

