1
00:00:05,000 --> 00:00:10,099
{\an8}به دلیل شباهت رنگ پس زمینه با زیرنویس، تعدادی
از زیرنویس ها را در این قسمت مشاهده خواهید کرد

2
00:00:14,214 --> 00:00:16,650
معمولاً ، حدودِ ساعت 6، بیدار میشم

3
00:00:18,986 --> 00:00:21,955
ولی داشت بارون میومد
تو خونه داشتم به صدای بارون گوش میدادم

4
00:00:24,525 --> 00:00:25,859
تمام شب میبایست بارون اومده باشه

5
00:00:29,930 --> 00:00:34,701
با این فکر و خیال نمیتونم دراز بکشم تو تختم
گرچه شب ها اینکار رو میکنم

6
00:00:39,406 --> 00:00:41,275
فکر کنم "باربارا" هم همینطوریه

7
00:00:49,049 --> 00:00:50,049
...وکیله

8
00:00:51,218 --> 00:00:53,754
نمیدونم. فکر کنم که داره خوب پیش میره گرچه

9
00:00:54,221 --> 00:00:56,456
ولی زمان میبره
همه چیز زمان بره

10
00:01:01,228 --> 00:01:02,228
فقط دووم بیار

11
00:01:03,564 --> 00:01:05,432
این همه ی کاریه که باید بکنی، فقط دووم بیار

12
00:01:38,065 --> 00:01:41,501
فکر کنم آدمایی که به ناحق زندانی شده اند

13
00:01:41,568 --> 00:01:43,770
شبیه کارگرای معدن هستند

14
00:01:43,837 --> 00:01:47,040
زمانی که یه انفجاری صورت میگیره تو معدن

15
00:01:47,107 --> 00:01:49,276
و اون زیر گیر میافتند

16
00:01:50,344 --> 00:01:53,947
و خب، تو میتونی باهاشون ارتباط برقرار کنی

17
00:01:54,715 --> 00:01:59,319
ولی میدونی که در نهایت
اکسیژنشون تموم خواهد شد

18
00:02:03,090 --> 00:02:06,660
و خب، تو هم یه جورایی درگیر هستی
میدونی، درگیرِ اونا

19
00:02:08,128 --> 00:02:10,764
تلاش میکنی  دوباره بهشون  قوت قلب بدی
تلاش میکنی بهشون امید بدی

20
00:02:20,407 --> 00:02:22,743
وقتی یه نفر رو اونطوری ترک میکنی

21
00:02:23,610 --> 00:02:29,580
همش احساس میکنی که داری برشون میگردونی
به اون پایین، میدونی ،زیرِ زمین

22
00:02:31,818 --> 00:02:36,389
و خب، اون احساس واقعاً وحشتناک بهت دست میده

23
00:02:36,957 --> 00:02:40,060
که ممکنه به موقع نتونی انجامش بدی

24
00:02:40,127 --> 00:02:42,729
یا تلاش هات برای نجاتشون

25
00:02:43,897 --> 00:02:45,132
ممکنه جواب نده

26
00:03:49,856 --> 00:03:55,456
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

27
00:03:56,780 --> 00:03:59,080
<font color="#ff80ff"><i>"دکتر"کارل رایک
DNA مشاورِ قضایی</i></font>

28
00:03:59,306 --> 00:04:01,541
لوله برای خون گرفتن آوردی؟-
بله-

29
00:04:01,608 --> 00:04:05,445
از اونجایی که به جدا کردن مدارک عادت دارم
.از اینرو لوله ی نمونه گیریِ خون رو آوردم

30
00:04:05,512 --> 00:04:06,346
.عالیه

31
00:04:06,413 --> 00:04:09,883
.یه سرنگ ِ دیگه و چندتایی سوزن آورده ام

32
00:04:09,950 --> 00:04:11,952
و البته ،همشون میرن داخل این محفظه

33
00:04:12,018 --> 00:04:13,587
که کاملاً ضدضربه است

34
00:04:13,653 --> 00:04:14,653
OK, perfect.

35
00:04:14,677 --> 00:04:25,577
<font color="#ff80ff"><i>در هشتم دسامبر 2016(18 آذر 1395)،سه ماه و نیم بعد از درخواست "کتلین" برای انجام آزمایشات علمی،او
و دکتر"رایک" برای دریافت 9 فقره از مدارکی که ایالت برای واگذاریشون موافق کرده بود، حرکت کردند</i></font>

36
00:04:25,600 --> 00:04:30,198
<i>A10: نمونه گرفته شده از سی دی
A12: نمونه گرفته شده از پشت صندلی شاگرد</i>

37
00:04:25,601 --> 00:04:30,198
<i>A6: لکه خون جدا شده از صندلی ماشین
A8: نمونه گرفته شده از کنار استارت ماشین
A9: لکه خون جدا شده از صندلی شاگرد</i>

38
00:04:30,197 --> 00:04:34,599
<i>نمونه گرفته شده از مدافع در سال 1996 : شیشه نمونه</i>

39
00:04:30,199 --> 00:04:34,599
<i>A7: خرده خون های روی زیرپایی
ID: نمونه گرفته شده از ضامن کاپوت
C: سوئیچ ماشین</i>

40
00:04:44,151 --> 00:04:48,054
یه جورایی مثل تیر در تاریکیه
چون این چیزا به مدت ده سال اون جا بودند

41
00:04:48,121 --> 00:04:52,092
دقیقاً نمیدونیم که در چه وضعیتی قرار دارن

42
00:04:52,926 --> 00:04:55,595
نه نمیدونیم-
هیچ ایده ای نداریم-

43
00:04:56,129 --> 00:04:58,465
بنابراین، ابتدا ، قسمت بریده شده از پارچه صندلی رو داریم

44
00:04:58,532 --> 00:04:59,566
بعدش نمونه گرفته شده رو خواهیم داشت

45
00:04:59,633 --> 00:05:01,535
بعد دومین قسمتِ بریده شده رو میگیریم

46
00:05:01,601 --> 00:05:05,405
و بعد نمونه ی لکه خون گرفته شده از جعبه سی دی اونجاست

47
00:05:05,472 --> 00:05:06,306
..سوئیچ

48
00:05:06,373 --> 00:05:09,009
نمونه ای که از ضامن کاپوت گرفته شده؟

49
00:05:09,075 --> 00:05:13,547
از اینکه چه چیزی خواهیم دید هیجانزده ام
چون تا الان داشتیم براساس معاملات این کار رو انجام میدادیم

50
00:05:13,613 --> 00:05:15,615
طبق مشاهده این عکس ها-
درسته-

51
00:05:19,920 --> 00:05:21,888
خب، شما میری داخل

52
00:05:21,912 --> 00:05:24,754
<font color="#ff80ff"><i>"آزمایشگاه جنایی ایالت "ویسکانسن</i></font>

53
00:05:21,955 --> 00:05:24,758
من با دادستان ویژه منتظر میمونم

54
00:05:24,825 --> 00:05:27,360
چون نمیخوایم چیزی رو آلوده کنیم

55
00:05:27,427 --> 00:05:28,427
خیر

56
00:05:30,851 --> 00:05:38,851
<font color="#ff80ff"><i>"شری کالهین" DNA دکتر"رایک" به همراه سرپرست اجرایی واحد
به مدت 2 ساعت ، مشغول جدا سازی نمونه های مدارک بودند</i></font>

57
00:05:53,553 --> 00:05:54,553
...خـــب

58
00:05:55,722 --> 00:05:57,424
هشت تا قطعه شو گرفتم

59
00:05:57,490 --> 00:06:00,293
بخاطر اینکه ، یادت میاد، یکی از اونا جدا سازی نشده بود

60
00:06:00,360 --> 00:06:01,194
بله

61
00:06:01,261 --> 00:06:04,898
خب، هر کدوم از اونا به صورت جداگانه
مهر و موم و برچسب گذاری شده بودن

62
00:06:04,965 --> 00:06:07,500
و سپس من اونارو تو پاکت قرار دادم

63
00:06:07,567 --> 00:06:10,103
و اون پاکت رو در یک پاکت دیگه قرار دادم

64
00:06:10,770 --> 00:06:11,638
که الان همراهم هست

65
00:06:11,705 --> 00:06:12,705
بله

66
00:06:12,739 --> 00:06:18,311
یک لوله ی 2-میل از خون بود A7 خب ،مورد

67
00:06:18,378 --> 00:06:24,551
و داخل اون لوله ی آزمایش، تعداد
کمی،در حقیقت، یک میلیمتری

68
00:06:24,985 --> 00:06:27,954
یا شاید یک و نیم میلیمتری از خرده های خون وجود داشت

69
00:06:28,021 --> 00:06:31,324
تقریباً هفت تا از اون خرده های خون وجود داشت

70
00:06:31,725 --> 00:06:35,195
که بهترین نمونه های خونِ موجود در مدارک حساب میشن

71
00:06:35,262 --> 00:06:38,398
به منظور هرگونه آزمایش اضافی
که ممکنه بخوای انجام بدی

72
00:06:39,032 --> 00:06:40,867
به نظر میرسه که کافی باشه

73
00:06:40,934 --> 00:06:41,934
...من

74
00:06:42,402 --> 00:06:45,171
بعید میدونم اونقدری باشه که
بشه باهاش کاری انجام داد

75
00:06:45,238 --> 00:06:46,940
باشه-
خیلی کوچک هستن-

76
00:06:47,007 --> 00:06:48,842
بسیار خب-
ام-

77
00:06:48,909 --> 00:06:51,711
ولی حداقل میدونیم وضعیتمون چطوریه-
میدونیم که چی در اختیار داریم-

78
00:06:51,778 --> 00:06:53,713
قبلاً نمیدونستیم با چی سر و کار داشتیم ، و حالا

79
00:06:53,780 --> 00:06:55,758
حالا میدونیم. و سوئیچِ ماشین رو داریم-
حالا میدونیم-

80
00:06:55,782 --> 00:06:57,660
کلید مطمئناً اونجاست-
بله-

81
00:06:57,684 --> 00:07:00,720
و فکر کنم این... نمونه ضامن کاپوت رو داریم

82
00:07:00,787 --> 00:07:01,787
صحیحه

83
00:07:02,656 --> 00:07:08,528
و یه چیز جالب بهت بگم
اینکه اون آزمایشگاه هیچ عکسی نگرفت

84
00:07:08,595 --> 00:07:11,698
خب، اون مدارک رو قبل از اینکه
بریم اونجا بازرسی کرده بود

85
00:07:11,765 --> 00:07:13,767
و جزئیات رو روی پلمپ ها نوشته بود

86
00:07:13,833 --> 00:07:17,037
ولی اینکه عکسی که از اقلام بخواد گرفته شده باشه، وجود نداشت

87
00:07:17,103 --> 00:07:18,905
هیچ عکسی از پلمپ ها  اونجا بود

88
00:07:20,273 --> 00:07:21,951
یه جورایی غیر عادیه، اینطور فکر نمیکنی؟

89
00:07:21,975 --> 00:07:22,975
چرا

90
00:07:25,378 --> 00:07:28,315
در توضیحات گفته شده که این 4 مرتبه باز شده بوده

91
00:07:29,249 --> 00:07:30,884
چهار مرتبه ؟

92
00:07:31,318 --> 00:07:34,521
باید اسامیِ تحلیلگر
و تاریخشون روی هر پلمپ باشه

93
00:07:51,571 --> 00:07:52,739
اونجا، نمیدونم

94
00:07:53,907 --> 00:07:55,775
یه چیزی میبینم، اینم از این

95
00:07:56,409 --> 00:07:59,813
یه سری چیزای نارنجی رنگی درطول لبه ها گسترده شده

96
00:07:59,879 --> 00:08:02,115
توی این عکس نمیتونید خیلی واضح ببینیدشون

97
00:08:03,550 --> 00:08:06,219
شبیه نقطه های نسبتاً سفید معلوم شدن-
آره-

98
00:08:06,619 --> 00:08:07,859
باید از فیلتر استفاده بشه

99
00:08:08,688 --> 00:08:11,449
اینا قطعاً قسمت هایی که روش باقی موندند هستند-
شاید بخاطر مواد شیمیاییه-

100
00:08:13,226 --> 00:08:16,396
الان میتونید رنگِ نارنجی رو ببینید
الان میتونی ببینی

101
00:08:16,463 --> 00:08:18,832
سمت دیگرش رو هم به همین شکل انجام میدیم

102
00:08:18,898 --> 00:08:20,400
نارنجی یا سبز؟

103
00:08:20,467 --> 00:08:23,036
خب، اینجا به نظر سبز رنگ میاد
گرچه نارنجیه

104
00:08:28,608 --> 00:08:34,748
بیشترین چیزی که امکان نقدِ
مستقیم بهش وجود داره، سوییچ هست

105
00:08:34,814 --> 00:08:38,518
و دلیلش اینه که ، اون مدرکی
هست که توسط ایالت ارائه شده بود

106
00:08:38,585 --> 00:08:44,090
خب، سوییچ تا بعد از چندین مرتبه
جستجوی تریلر"ایوری"پیدا نشده بود

107
00:08:44,157 --> 00:08:46,192
همه ی اونا بسیار مشکوک بود

108
00:08:46,259 --> 00:08:51,231
ولی مهمتر از اون
استیون ایوری" روی اون کلید هست" DNA مربوط به

109
00:08:53,066 --> 00:08:56,002
زمانی که سوییچ به دستم رسید
داخل یک پاکت قهوه ایِ پلمپ شده بود

110
00:08:56,636 --> 00:09:05,944
<font color="#ff80ff"><i> 23فوریه 2007 ،دادگاه استیون DNA شری کالهین" سرپرست واحد  </i></font>

111
00:08:56,636 --> 00:08:57,637
من بازش کردم

112
00:08:59,906 --> 00:09:01,041
دستکش دستم بود

113
00:09:01,641 --> 00:09:05,945
و قسمت فلزیِ سوییچ رو در با یک دستم گرفتم

114
00:09:06,012 --> 00:09:07,847
و قسمت مشکی رنگ رو نمونه گیری کردم

115
00:09:08,848 --> 00:09:10,283
بذارید نشونتون بدم

116
00:09:10,350 --> 00:09:15,255
این قسمت مشکیِ پلاستیکی سوییچ رو توسط
گوش پاکن استریل شده،نمونه گیری کردم

117
00:09:16,256 --> 00:09:19,059
هیچ گونه اثری از لکه ی قابل مشاهده ای وجود نداشت

118
00:09:19,826 --> 00:09:24,364
خارج کنم یا خیر DNA پس مهمتر دونستم که ببینم میشه ازش

119
00:09:24,431 --> 00:09:26,900
که ممکن بود بر اثرِ تماسِ احتمالی ، باقی مانده باشه

120
00:09:27,367 --> 00:09:33,737
و آیا شما اطلاعات بدست آمده از
نمونه ی گرفته شده از این کلید رو

121
00:09:33,740 --> 00:09:38,078
گرفته شده از DNA با اطلاعاتِ بدست آمده از
استیون ایوری" مقایسه کردید؟"

122
00:09:38,144 --> 00:09:39,179
بله، مقایسه کردم

123
00:09:40,180 --> 00:09:41,681
تمام 15 شاخصه

124
00:09:42,615 --> 00:09:45,218
اینها الگو هایی از هرکدام
از این شاخصه ها هستند

125
00:09:45,285 --> 00:09:47,153
و میتونید ببینید که در تمام این الگو ها

126
00:09:47,220 --> 00:09:49,556
اطلاعاتِ بدست آمده از نمونه مدرک

127
00:09:49,622 --> 00:09:51,291
با اطلاعاتِ موجود از "استیون ایوری" مطابقت میکنه

128
00:09:52,592 --> 00:09:55,462
خب، زمانی که این نمونه که از سوییچ
بدست آمده بود را آزمایش کردید

129
00:09:55,528 --> 00:09:57,163
شما از تمامِ گوش پاکن استفاده کردید، درسته؟

130
00:09:57,230 --> 00:09:58,230
بله

131
00:09:58,465 --> 00:10:01,701
آخه معمولاً، تلاش بر اینه که گوش
پاکن رو نصف کنید و آزمایش کنید

132
00:10:01,768 --> 00:10:04,037
نصفش استفاده بشه
نصف دیگه اش بمونه برای بعد

133
00:10:04,104 --> 00:10:09,075
...خب، من احساس کردم که، اِم
"برای چیزی که  ما بهش میگیم"وسیلهِ لمس شده

134
00:10:09,976 --> 00:10:16,649
ام، و هیچ نشانه ی قابل مشاهده ای مبنی بر وجود
مایعات بدن انسان- مانند خون -درش قابل مشاهده نیست

135
00:10:17,417 --> 00:10:21,121
خب، بله، احتمالاً  مقدار
کمی برای شروع در اختیار داشم

136
00:10:21,454 --> 00:10:22,388
بسیار خب

137
00:10:22,455 --> 00:10:25,158
اگه بتونید به نوشته هاتون نگاه کنید
که شاید بهتر به یاد بیارید

138
00:10:25,225 --> 00:10:28,061
اگه بتونید ارزیابیتون بر اساس نوشته هاتون

139
00:10:28,128 --> 00:10:33,233
یافت شده از روی سوییچDNA در مورداینکه مقدار
چقدر بوده، بهم بگید

140
00:10:33,299 --> 00:10:37,604
ارزیابی من 0.17 نانوگرم

141
00:10:38,404 --> 00:10:39,772
در یک هزارم لیتر هست

142
00:10:39,839 --> 00:10:44,310
مشکوکه DNA چیزی که در مورد
مقدار بدست آمده ی اون هست

143
00:10:44,377 --> 00:10:46,312
تماسی بوده DNA چون گفته بود که

144
00:10:46,379 --> 00:10:48,882
و دکتر"رایک" احساس کرد، فقط با نگاه کردنِ بهش

145
00:10:48,948 --> 00:10:55,121
روی سوییچ DNA که مقدار
اینکه صرفاً بگیم بر اثر لمس کردن بوده، بسیار زیاد بود

146
00:10:55,188 --> 00:11:01,094
ای در اختیار نداشت DNA اما مدافع ،هیچ کارشناسِ

147
00:11:01,161 --> 00:11:02,729
که شهادت اون خانم رو تکذیب کنه

148
00:11:04,364 --> 00:11:07,734
علاوه بر این، خیلی سخته که
بخوای اونطوری منظورت رو برسونی

149
00:11:07,800 --> 00:11:11,037
چون شهودِ ایالت ، هرگز زیر بار هیچ حرفی نمیرن

150
00:11:11,104 --> 00:11:15,508
و شما هم در واقع دانشِ تخصصی ای در اون زمینه ندارید
که بخواید اشتباه اون فرد رو ثابت کنید

151
00:11:18,111 --> 00:11:20,813
پس، یه بار دیگه، هیئت منصفه اونجا نشسته

152
00:11:20,880 --> 00:11:25,919
بدون هیچ راهی،هیچ ایده ای
هیچ زمینه ای برای متوجه شدنِ اینکه

153
00:11:25,985 --> 00:11:27,187
معنیش چی هست؟

154
00:11:27,253 --> 00:11:28,755
اینکه هیچ مخلوطی وجود نداشته یعنی چی؟

155
00:11:28,821 --> 00:11:32,492
کسی که صاحبِ سوییچ بوده DNA اینکه
روی سوییچ وجود نداشته یعنی چی؟

156
00:11:33,459 --> 00:11:34,727
مطالعاتی وجود داره

157
00:11:34,794 --> 00:11:39,132
که بیانگر این هست که
آخرین فردی که یه شیء رو  لمس میکنه

158
00:11:39,199 --> 00:11:43,469
باقی مانده در اون شیءDNA ممکنه بخش زیادی از
رو از خودش باقی گذاشته باشه، درسته؟

159
00:11:43,536 --> 00:11:44,536
بله

160
00:11:45,104 --> 00:11:47,424
ولی اغلب، زمانی که اون اتفاق میافته
درش وجود دارهDNAباز هم مخلوطی از

161
00:11:47,473 --> 00:11:50,009
و مقدار کمی از شخص دیگری که ازش
استفاده کرده هم درش وجود داره، درسته؟

162
00:11:50,777 --> 00:11:54,080
نه، موافق نیستم

163
00:11:54,781 --> 00:11:56,616
بسیارخب-
در بعضی از موارد، بله-

164
00:11:57,383 --> 00:12:02,053
اگه کسی رو داشته باشید که "قابلیت جای گذاری" خوبی داشته باشه
زیادی از خودش به جا بذارهDNA و

165
00:12:02,222 --> 00:12:04,791
زمانی که چیزی رو لمس میکنه...
بسیاری از مطالعات اینو نشون میده که

166
00:12:04,857 --> 00:12:08,761
برای آخرین کسی هست که اون رو برداشته،DNA که

167
00:12:09,395 --> 00:12:12,699
زیادی از خودتون بجا نذاریدDNA اگه
در اونصورت ، اصلاً چیزی پیدا نخواهید کرد

168
00:12:14,000 --> 00:12:19,138
به مدت چند سال، مدت ها پیش در علوم جنایی

169
00:12:19,205 --> 00:12:22,242
این فرض وجود داشت

170
00:12:22,307 --> 00:12:26,212
<font color="#ff80ff"><i>افرادی که در تمام مایعات بدنشان ، ژنِ خونِ قابل شناسایی یافت میشود</i></font>

171
00:12:22,308 --> 00:12:26,212
که برخی افراد وجود داشتند که بهشون میگفتند
"secretors"*

172
00:12:26,279 --> 00:12:28,781
و افرادی که از اون دسته از افراد، نبودند

173
00:12:29,682 --> 00:12:32,852
و مشخص شد که اون روش تقسیم بندی افراد

174
00:12:32,919 --> 00:12:34,554
هیچگونه مبنای علمی نداره

175
00:12:34,621 --> 00:12:38,891
حرف مزخرفی بوده و میتونیم نادیده اش بگیریم

176
00:12:38,958 --> 00:12:43,696
اما اون ایده ترویج پیدا کرد،چون چیزی بود که مردم نوشته بودند

177
00:12:43,763 --> 00:12:46,199
و چیزی بود که مردم برای سالهای
زیادی بهش اعتقاد داشتند

178
00:12:46,266 --> 00:12:50,136
و به همین دلیل فکر میکنم که برخی از اون تفکرِ اشتباه

179
00:12:50,203 --> 00:12:53,773
همچنان وجود داره
"در قالبِ "قابلیتِ جاگذاری" و "عدم قابلیتِ جایگذاری

180
00:12:53,840 --> 00:12:56,943
و اینکه  چه کسی میتونسته اول باشه
و آیا اونها مقدار بیشتری به جا گذاشته اند

181
00:12:57,010 --> 00:12:58,911
،جواب اینه که
هیچ ربطی به اینجور چیزا نداره

182
00:13:01,948 --> 00:13:05,585
یه ماشین کاملاً یکسان فراهم شده بود

183
00:13:06,352 --> 00:13:09,188
و سوییچِ یکسان فراهم شده بود

184
00:13:10,390 --> 00:13:14,127
به منظور ساخت مجددِ چیزی که ایالت گفته بود

185
00:13:14,193 --> 00:13:18,998
ای که جمع آوری شده بود DNA در رابطه با مقدارِ

186
00:13:20,099 --> 00:13:24,937
خانم"زلنر" پیش آقای"ایوری" در زندان رفت

187
00:13:25,004 --> 00:13:27,540
و توانسته بود که یک سوییچ رو هم بیاره

188
00:13:28,141 --> 00:13:31,411
و از آقای"ایوری" بخواد تا سوییچ رو نگه در دستش نگه داره

189
00:13:31,477 --> 00:13:33,713
برای مدت 12 دقیقه

190
00:13:34,747 --> 00:13:40,386
DNA پس، ما میتونستیم محاسبه کنیم که چه مقدارِ
از یک کلیدِ مشابه ، بدست می آوریم

191
00:13:40,453 --> 00:13:43,423
به همون مقدار زمانی که تصور میکردیم
نگه داشته شده بود

192
00:13:43,489 --> 00:13:45,358
توسط همون شخص

193
00:13:47,160 --> 00:13:53,900
ایالت به مقدارِ 0.17 نانوگرم/هزارمِ لیتر ، رسیده بود

194
00:13:53,966 --> 00:13:59,372
ای که ما از کلیدِ موردِ آزمایش جمع آوری کردیم DNA مقدار

195
00:13:59,439 --> 00:14:03,276
ای بود که DNA یک دهم یا کمتر از اون

196
00:14:03,343 --> 00:14:07,180
آزمایشگاهِ "ویسکانسن" از کلیدشون بدست آورده بودند

197
00:14:08,014 --> 00:14:11,150
نه50% کمتر،نه 80%، بلکه 100% کمتر

198
00:14:12,385 --> 00:14:15,254
چرا ما تا این حد ،کمتر جمع آوری کردیم؟

199
00:14:15,321 --> 00:14:17,824
شاید اون مقدار تخصص رو نداشتیم

200
00:14:17,890 --> 00:14:22,462
یا شاید کلید داستانِ متفاوتی داشته

201
00:14:22,528 --> 00:14:26,198
نسبت به اینکه  به سادگی
توسط اقای"ایوری" نگه داشته شده

202
00:14:28,434 --> 00:14:33,940
آقای "بیوتینگ" ،معتقد هستم که
این تصور رو داشتن که، بذار بگیم

203
00:14:34,707 --> 00:14:39,112
که این ایده رو بهتون بدن که شاید
مامورها یه مسواک رو برداشتند

204
00:14:39,178 --> 00:14:43,249
و یه جورایی ،مسواکِ آقای "ایوری" رو روی کلید میکشیدند

205
00:14:43,316 --> 00:14:47,920
سر از اون کلید درآورده DNA و اونطوری بوده که

206
00:14:47,987 --> 00:14:52,158
عقل سلیم باید اینو بهتون
بگه که اینجور نظریه ها

207
00:14:52,225 --> 00:14:53,993
که "نظریات شیطنت آمیز" نامگذاری شدند

208
00:14:54,060 --> 00:15:00,533
یا برای کسانی که سررشته حقوقی ندارند،برای افرادی مثل شما
با عنوانِ "چیز های موذیانه" گفته میشه

209
00:15:00,600 --> 00:15:04,404
چیزیه که شما احتمالاً باید نادیده اش بگیرید

210
00:15:04,470 --> 00:15:06,639
چون اگه مسواکِ آقای "ایوری" رو بردارند

211
00:15:06,706 --> 00:15:10,810
و شروع کنن به کشیدنش روی کلید
بعد اینطوری پشتشون قایمش کنن

212
00:15:10,877 --> 00:15:12,812
یه جورایی شبیه کارتون به نظر میرسه

213
00:15:12,879 --> 00:15:17,617
چیزی که به هیچ وجه باورکردنی نیست

214
00:15:18,384 --> 00:15:22,922
آیا میتونید باعثِ تقویتِ موردی از مدارک
با مالیدنش روی نمونه گیرِ دهان

215
00:15:22,989 --> 00:15:26,025
یا گوش پاکن، یا مسواک بشید؟

216
00:15:26,092 --> 00:15:30,463
و پاسخ اینه که، اون وسیله ها میتونن
باشند DNA منبع بسیار خوبی از

217
00:15:30,530 --> 00:15:36,135
رو به سادگی و به سرعتDNA میتونید مقدار زیادی از
انتقال بدید

218
00:15:36,202 --> 00:15:39,806
توسط مالیدنِ یک شیء از مدارک
بر روی هر کدام از اونها

219
00:15:41,707 --> 00:15:43,776
موضوع تکرار شونده در پرونده

220
00:15:43,843 --> 00:15:47,914
و چیزی که بسیار مشکوکه و زنگ خطر محسوب میشه

221
00:15:47,980 --> 00:15:52,118
اینه که هرگز ، هیچ چیز مخلوط شده ای
بر روی هیچ کدام از اقلام وجود نداره

222
00:15:59,992 --> 00:16:01,160
پس، مجدداً

223
00:16:01,761 --> 00:16:07,600
نمیتونیم عینِ همون چیزی که ایالت
ادعا کرده اتفاق افتاده بازسازی کنیم

224
00:16:07,667 --> 00:16:10,036
و باید میتونستیم که اون کار
رو خیلی راحت بازسازیش کنیم

225
00:16:10,102 --> 00:16:11,971
دوباره و دوباره

226
00:16:12,038 --> 00:16:18,544
پس، چطوری میتونیم این همه خطای
علمی رو در یک پرونده داشته باشیم؟

227
00:16:28,968 --> 00:16:35,368
<font color="#ff80ff"><i>14فوریه 2017(26 بهمن 1395)
"مباحثه شفاهی در پرونده"برندن" ،در مقابل دادگاهِ متحده در"شیکاگو</i></font>

228
00:17:06,092 --> 00:17:09,128
توقع نمیره که "برندن دسی" امروز در دادگاه ببینیم

229
00:17:09,195 --> 00:17:12,899
به جاش، "لارا نایرایدر" به همراه مرکز محکومیت های نادرستِ جوانان

230
00:17:12,965 --> 00:17:14,233
از جانبِ او مباحثه خواهد کرد

231
00:17:14,300 --> 00:17:15,735
دفتر کل دادستانی ایالت

232
00:17:15,801 --> 00:17:18,471
وکیلِ دادگستری" لوک برگ" را مسئول این پرونده کرده است

233
00:17:19,695 --> 00:17:25,295
<font color="#ff80ff"><i>"لوک بِرگ"
"معاون دادستانی کل "ویسکانسن </i></font>

234
00:17:35,365 --> 00:17:38,165
<font color="#ff80ff"><i>"رابرت دِووراک"
"وکیل "برندن</i></font>

235
00:17:38,190 --> 00:17:41,561
اولین دستورِ کارمون اینه که
بفهمیم هیئتِ قضاتمون چه کسانی هستند

236
00:17:42,361 --> 00:17:44,497
فکر کنم میتونه نقش تعیین کننده ای داشته باشه

237
00:17:50,221 --> 00:17:54,521
<font color="#ff80ff"><i>"سروان "مارک ویگرت
"سرپرست تحقیقات کلانتریِ شهرستان"کالموت</i></font>

238
00:18:01,145 --> 00:18:07,315
<font color="#ff80ff"><i>"تیم وکالت "برندن</i></font>

239
00:18:20,139 --> 00:18:22,139
<font color="#ff80ff"><i>"خانواده "تریسا هالباک</i></font>

240
00:18:52,663 --> 00:18:57,363
<font color="#ff80ff"><i>"کن کرتز"
دادستان سابق</i></font>

241
00:19:07,813 --> 00:19:09,115
"صبح شما هم بخیر "ریچل

242
00:19:09,181 --> 00:19:13,119
بله، ما بیرون ساختمان دادگاه فدرالِ
شیکاگو" در مرکز شهر هستیم"

243
00:19:13,185 --> 00:19:16,689
جایی که دادگاه استیناف ،پرونده"برندن دسی" را بررسی خواهد کرد

244
00:19:16,756 --> 00:19:21,360
سؤال مهم اینه که، آیا محکومیت"دسی" لغو خواهد ماند؟

245
00:19:32,338 --> 00:19:35,508
"قاضی"راونِر":صبح همگی بخیر، صبح بخیر آقای"برگ

246
00:19:36,008 --> 00:19:37,375
لوک برگ":با احترام به دادگاه"
صحبت هام رو شروع میکنم

247
00:19:37,376 --> 00:19:39,612
برندن دسی" انتخاب کرد که اعتراف کند"

248
00:19:40,112 --> 00:19:44,749
تا تصاویر وحشتناکی از "تریسا هالباک" را که
وی را زجر میدادند ،منتشر سازد

249
00:19:44,850 --> 00:19:47,853
بازجویان وی را تشویق کردند
تا این اطلاعات را ارائه دهد

250
00:19:47,920 --> 00:19:50,356
ولی هیچگونه فشار نادرستی به وی وارد نکردند

251
00:19:50,423 --> 00:19:52,725
قاضی راونر: آقای "برگ" ،کمک کنید
تا متوجه بشم

252
00:19:52,792 --> 00:19:57,096
اگر یک مامور پلیس به کسی که
...در حال بازجویی شدن هست ،بگوید

253
00:19:57,163 --> 00:20:00,566
"همه چیز رو امروز بگو و این قضیه تموم میشه"

254
00:20:00,633 --> 00:20:05,004
یک آدمِ معمولی چه فکری می کند ؟

255
00:20:05,071 --> 00:20:09,141
آیا این فکر رو میکنه که
"میتونم برم خونه،تموم شد"

256
00:20:09,642 --> 00:20:13,245
حالا فرض کنید که اون شخص یک فردِ معمولی نیست

257
00:20:13,312 --> 00:20:18,017
بلکه یک فردِ 16 ساله با بهره
هوشیِ فوق العاده پایین هست

258
00:20:18,084 --> 00:20:21,320
کسی که بسیار تأثیر پذیر است

259
00:20:21,721 --> 00:20:24,590
...."برگ": فکر کنم نه فردِ معمولی و نه "دسی"

260
00:20:24,657 --> 00:20:28,360
از اون گفته ها ،این رو برداشت نمیکنه که
میتونه بره خونه

261
00:20:28,427 --> 00:20:31,464
اگر اون حرف، 20 مرتبه تکرار شده باشه چی؟

262
00:20:31,530 --> 00:20:33,666
30مرتبه چطور؟

263
00:20:33,733 --> 00:20:37,870
هیچ کدام از گفته های بازجویان
در حقیقت، قولِ بخصوصی رو نداده بود

264
00:20:37,937 --> 00:20:39,605
در قبال همکاری کردن

265
00:20:39,672 --> 00:20:42,675
قاضی "ویلیامز":چطور میگید که بازجویان
به حالت اجبار،عمل نکرده اند

266
00:20:42,742 --> 00:20:45,845
زمانی که به وضوح خودشون رو ناراحت جلوه میدادند
وقتی که او مقاومت میکرد

267
00:20:45,911 --> 00:20:47,747
یا  با جزئیات کلیدی مخالفت میکرد

268
00:20:47,813 --> 00:20:51,550
"و بعد با گفتنِ"الان باورت میکنیم
ابراز خرسندی میکردند؟

269
00:20:51,617 --> 00:20:53,652
منظورم اینه که
فکر کنم اگر فیلم رو ببینید

270
00:20:53,719 --> 00:20:56,155
مقدار بسیار کمی از ناراحتی یا
خرسندی ،از خودشون نشون داده اند

271
00:20:56,222 --> 00:20:57,582
فیلم رو تماشا کرده ام

272
00:20:57,623 --> 00:21:01,193
و زمان هایی وجود داشت، برای من
که به نظر ناراحت و کلافه می آمدند

273
00:21:01,260 --> 00:21:03,262
در مواجهه با جواب ها و مقاومتش

274
00:21:03,329 --> 00:21:04,930
دغدغه اصلیشون ،حقیقت بود

275
00:21:04,997 --> 00:21:07,600
....پیامِ اصلی ای که به "دسی" فرستادند این بود که

276
00:21:07,666 --> 00:21:10,536
صادق باش، حقیقت رو بگو"
"هیچ چیزی رو از خودت در نیار

277
00:21:10,603 --> 00:21:15,274
به نظر من
فقط یک اتفاق باعث شد

278
00:21:15,341 --> 00:21:19,979
،فقط یک اتفاق نیاز بود که گفتنش
،باعثِ آلوده شدنِ اعتراف بشه

279
00:21:20,045 --> 00:21:21,914
"میدونی، "کی به سرش شلیک کرد؟

280
00:21:21,981 --> 00:21:23,883
به نظرت اون قابل قبوله؟

281
00:21:23,949 --> 00:21:25,618
البته، بهتر است که

282
00:21:25,684 --> 00:21:27,686
مظنون، خودش اون اطلاعات رو بده

283
00:21:27,753 --> 00:21:29,255
ولی این همیشه امکان پذیر نیست

284
00:21:29,321 --> 00:21:31,090
و خیلی منطقی به نظر میاد

285
00:21:31,157 --> 00:21:34,160
که چرا "دسی" در اون لحظه نمیتونست
به اون واقعیت فکر کنه

286
00:21:34,226 --> 00:21:37,730
مکالمه ای که داشتند ، درباره اتفاقاتی بود که در اتاق خواب افتاده بود

287
00:21:37,797 --> 00:21:39,899
بازجویان از قبل نمیدانستند که

288
00:21:39,965 --> 00:21:41,734
به سرِ اون در پارکینگ شلیک شده بود

289
00:21:41,801 --> 00:21:43,602
پس، زمانی که درباره ی سر، سوال پرسیدند

290
00:21:43,669 --> 00:21:47,173
دسی" نمیتونست به شلیک کردن فکر کنه"
چون هنوز ذهنش تو اتاق خواب بود

291
00:21:47,239 --> 00:21:48,841
جایی که بقیه اتفاق ها رخ داده بود

292
00:21:48,908 --> 00:21:52,845
خب، میخوام ازتون بپرسم که
...آیا موافقید که سِن ، فاکتورِ وابسته ای هست

293
00:21:52,912 --> 00:21:55,648
در مطمئن شدن برای اینکه
آیا اعتراف به صورت داوطلبانه صورت گرفته؟

294
00:21:55,714 --> 00:21:56,649
...موافق هستم ، اما

295
00:21:56,715 --> 00:21:59,318
دیوان عالی گفت که
اعترافاتِ نوجوانان

296
00:21:59,385 --> 00:22:01,787
باید با توجهِ ویژه ای ارزیابی شود

297
00:22:01,854 --> 00:22:05,457
خب من میخوام بدونم که تصمیمِ دادگاهِ استیناف
...ویسکانسن" دقیقاً در کجا"

298
00:22:05,524 --> 00:22:09,929
سنِ "دسی" رو مدنظر قرار داده
و در کجا بهش توجهِ ویژه ای شده

299
00:22:09,995 --> 00:22:11,797
سنِ "دسی" در نظرات ثبت شده

300
00:22:11,864 --> 00:22:13,032
بله،ثبت شده

301
00:22:13,098 --> 00:22:17,369
ولی توجهِ ویژه ،باید چیزی بیشتر از ثبت
شدن در لیست باشه، اینطور فکر نمیکنید؟

302
00:22:17,436 --> 00:22:20,506
گفته شد که این تصمیم ، بر اساسِ
تصمیمِ دادگاه گرفته شده است

303
00:22:20,573 --> 00:22:23,175
و در تصمیم گیریِ دادگاه، زمانِ
زیادی در رابطه با سنِ متهم صرف شد

304
00:22:23,242 --> 00:22:26,579
از اینرو فکر کنم، مخصوصاً بر اساس رایِ تجدیدِ نظر
نمیتوانید فرض کنید که

305
00:22:26,645 --> 00:22:29,915
"دادگاهِ استینافِ"ویسکانسن
سن رو مدنظر قرار نداده باشه

306
00:22:29,982 --> 00:22:31,851
چی....چیشد؟... اوه عذر میخوام

307
00:22:31,917 --> 00:22:33,786
قاضی "همیلتون": در طولِ نوار مربوط به اعتراف

308
00:22:33,853 --> 00:22:38,390
آقای "دسی"جزئیاتِ زیادی رو فاش میکنند
که خودشون منبع گفته هاشون هستند

309
00:22:38,457 --> 00:22:41,994
..طرف مقابل ،اون گفته ها رو

310
00:22:42,061 --> 00:22:45,531
به عنوان جزئیاتِ جنایت ، به اطلاع عموم رسانده بود

311
00:22:45,598 --> 00:22:47,933
فکر کنم فقط به قسمت های کوچکی
از اون جزئیات اشاره شد

312
00:22:48,000 --> 00:22:52,271
حقایقِ کمی از اون جزئیات وجود داره
که میدونیم توسط ماموران پلیس ارائه شده بود

313
00:22:52,338 --> 00:22:54,306
اما دربارهِ بیشترِ اون جزئیات ، اینطور نبوده است

314
00:22:54,373 --> 00:23:01,778
اما  آیا هیچ مدرکِ فیزیکی از تجاوز
یا جراحتِ روی گلو ،وجود داشته؟

315
00:23:01,814 --> 00:23:04,583
اه، خیر، بدلیل اینکه جسد کاملاً نابود شده بود

316
00:23:04,650 --> 00:23:08,754
پس، اون جزئیات، فقط از اعترافِ "دسی" آورده شده بودند؟

317
00:23:09,521 --> 00:23:10,723
درسته، بله

318
00:23:10,789 --> 00:23:12,992
و تا قبل از اون زمان، رسانه ای نشده بودند

319
00:23:13,058 --> 00:23:14,769
درسته-
بله-

320
00:23:14,793 --> 00:23:18,998
حالا، بدیهی است که در لفافه ،وعده
هایی جهت تخفیف داده شده بود، درسته؟

321
00:23:19,064 --> 00:23:21,133
فکر کنم که حتی به صورت تلویحی
هم وعده ای داده نشده بود

322
00:23:21,200 --> 00:23:24,637
حتی هم اگه شده بود،اخطار های بخصوصی وجود داشت
که با هرگونه مفهومی در اون رابطه تناقض داشت

323
00:23:24,703 --> 00:23:26,972
.اما بذارید تکرار کنم
چیزی رو که در تجدید نظر نوشته شده

324
00:23:27,039 --> 00:23:30,676
خب، شما در هر پرونده ای
عواملی خواهید داشت که در جهت های مختلفی به هم میرسند

325
00:23:30,743 --> 00:23:33,846
،و از اونجایی که این حرفِ درستی هستش
ذهنِ منطقی قطعاً میتونه تفاوتش رو متوجه بشه

326
00:23:33,913 --> 00:23:36,215
ذهن منطقی قطعا میتونه نتیجه بگیره که

327
00:23:36,282 --> 00:23:38,951
اعتراف "دسی" داوطلبانه انجام شده

328
00:23:39,018 --> 00:23:41,353
حقوق شهروندی وی براش قرائت شده
گرچه اگر هم نشده بود

329
00:23:41,420 --> 00:23:43,822
به مدت 3 ساعت در طول روز ازش مصاحبه شده بود

330
00:23:43,889 --> 00:23:45,691
غذا و استراحت بهش پیشنهاد داده شده بود

331
00:23:45,758 --> 00:23:48,460
هم او و هم مادرش به مصاحبه رضایت داده بودند

332
00:23:48,527 --> 00:23:50,162
برگه ی حقوقِ شهروندیش رو امضا کرده بود

333
00:23:50,229 --> 00:23:51,897
بارها در مقابل گفته های ماموران مقاومت کرده بود

334
00:23:51,964 --> 00:23:54,600
هیچ گونه مدرکی از اینکه برخلاف خواسته
خودش کاری صورت گرفته، وجود نداره

335
00:23:54,667 --> 00:23:56,502
هیچ چیزی که برخلاف قانون باشه صورت نگرفته

336
00:23:56,568 --> 00:23:58,837
و تمامِ دادگاه های قبلی ،از رای ایالت ،حمایت میکنند

337
00:23:58,904 --> 00:24:00,506
از "دسی" حمایت نمیکنند

338
00:24:00,572 --> 00:24:03,742
بسیار خب، اوه، خانم"نایرایدر"؟

339
00:24:05,210 --> 00:24:08,147
برندن دسی" 16 ساله ،با محدودیت های ذهنی"

340
00:24:08,213 --> 00:24:10,916
با اعتماد به وعده ی واهیِ تخفیف، اعتراف کرد

341
00:24:10,983 --> 00:24:15,387
:اون وعده این بود که
"تو از اینکه ممکنه دستگیر بشی ،ترسیدید"

342
00:24:15,955 --> 00:24:19,058
"ولی:"فکر میکنم که مشکلی برات پیش نیاد،باشه؟

343
00:24:19,124 --> 00:24:21,160
"لازم نیست نگران چیزی باشه"

344
00:24:21,226 --> 00:24:22,594
بهش گفتند که وعده هاشون حقیقت داره

345
00:24:22,661 --> 00:24:26,498
:حتی اگه
اظهارنامه ای بر ضدِ خودت بنویسی"

346
00:24:26,966 --> 00:24:28,767
"که باعث بشه ،انگار بیشتر درگیر این ماجرا دست داشتی

347
00:24:28,834 --> 00:24:30,234
میخوام ازتون بپرسم

348
00:24:30,269 --> 00:24:33,939
آیا بازجویان از محدودیت های ذهنی و احساسی اون آگاه بودند؟

349
00:24:34,006 --> 00:24:36,408
و اگر جوابتون خیر هست، آیا اصلاً این موضوع اهمیتی داشته؟

350
00:24:36,942 --> 00:24:40,045
نمیدونم که از بهره هوشی او اطلاع داشتند یا خیر

351
00:24:40,112 --> 00:24:43,449
ولی حتی اگر هم میدونستند ، اهمیتی نداشت

352
00:24:43,515 --> 00:24:45,918
...سوال در مورد داوطلبانه بودنِ این قضیه

353
00:24:45,985 --> 00:24:48,020
درباره ی اینکه شرایطِ ذهنی افسران چگونه بوده، نیست

354
00:24:48,087 --> 00:24:51,490
سوال اینه که ، چه پیامی به "برندن دسی" رسانده شده بود

355
00:24:51,557 --> 00:24:53,425
و آیا باعث انجام کاری
برخلافِ میلش شده؟

356
00:24:53,492 --> 00:24:54,994
ببینید، من تمامِ اون نوارهارو مشاهده کردم

357
00:24:55,060 --> 00:24:56,929
اینکه کاری برخلاف میلش کرده باشه
درش ندیدم

358
00:24:56,996 --> 00:25:06,034
این اعتراف درموردِ بریده شدن گلوی خانم "هالباک" بعد از تجاوز؛
از کجا سرچشمه گرفته بود؟

359
00:25:06,271 --> 00:25:08,216
مطمئن نیستم که سوالتون رو متوجه شده باشم

360
00:25:08,240 --> 00:25:09,985
منبعِ جدیدِ دیگه ای که نداشته ،درسته؟

361
00:25:10,009 --> 00:25:11,110
خیر ، عالیجناب

362
00:25:11,176 --> 00:25:14,513
پس ،یا از خاطراتِ "دسی" بوده یا از تخیلاتش

363
00:25:15,514 --> 00:25:17,383
تو رسانه نبوده ، درسته

364
00:25:17,449 --> 00:25:19,618
یا از خاطراتش  هست یا از تخیلاتش

365
00:25:19,685 --> 00:25:21,353
و همون لحظه هست که

366
00:25:21,420 --> 00:25:24,123
بازجویان دارن تلاش میکنند
که وادارش کنند تا اون رو بگه

367
00:25:24,189 --> 00:25:27,760
خب،واضح است که تا اونجای کار خیلی داشته مقاومت میکرده

368
00:25:27,826 --> 00:25:31,697
داره داستان های متناقضی رو تعریف میکنه که با عقل جور در نمیاد

369
00:25:31,764 --> 00:25:33,532
اونا هم ازش میخوان که حقیقت رو بگه

370
00:25:33,599 --> 00:25:37,469
که در نهایت ،به طور بسیار آهسته و عذاب آور نتیجه داد
اما داوطلبانه انجامش داد

371
00:25:38,337 --> 00:25:40,339
عالیجناب، با کمال احترام ،مخالفم

372
00:25:40,406 --> 00:25:45,544
هر مرحله از اون اعتراف
هر نقطه ی ابتدایی اون سناریو

373
00:25:45,611 --> 00:25:47,046
نتیجه ی پیشنهاد هایی که داده شده

374
00:25:47,112 --> 00:25:50,382
این حقیقته که بعد از ارائه ی اون سناریو ها توسط بازجویان

375
00:25:50,449 --> 00:25:53,085
به "برندن" اجازه دادند تا به داستان نظم بده

376
00:25:53,152 --> 00:25:56,355
مثل چی؟
"مثلاً اینکه بهش گفتند" رفتی داخل؟

377
00:25:56,422 --> 00:25:58,290
رفتی داخل خونه؟"  ، بله"

378
00:25:58,357 --> 00:26:03,160
و بعد ، شما آنها رو مسئول
تمامِ جزئیاتی که بعدش میگه، میدونید؟

379
00:26:03,462 --> 00:26:05,931
من اون ها رو مسئول  اینکار نمیدونم
ولی دارم این نکته رو بهش اشاره میکنم

380
00:26:05,998 --> 00:26:09,268
که اتفاقاتی که افتاد بدلیل این بود که
آنها از وعده های واهی و نادرست استفاده کردند

381
00:26:09,334 --> 00:26:12,604
که با خوراندنِ حقیقت در تک تکِ
مراحلِ تعیین کننده اعتراف ،ترکیب شده بود

382
00:26:12,671 --> 00:26:14,373
منظورتون از "خوراندنِ حقیقت" چیه؟

383
00:26:14,440 --> 00:26:18,343
گمون میکنم که با اون کلمه، از
همون مراحلِ ابتدایی مصاحبه مشکل دارم

384
00:26:18,410 --> 00:26:21,547
"حتماً . "فکر کنم که تو به خانه ی "استیون ایوری" رفتی

385
00:26:21,613 --> 00:26:23,415
قسمتی از ضمیمه شماره 54

386
00:26:23,482 --> 00:26:26,685
"به اون اتاق برگشتی"
قسمتی از ضمیمه 61

387
00:26:26,752 --> 00:26:30,489
آیا اون ازت خواست تا به "هالباک" تجاوز کنی"؟"
ضمیمه شماره 60

388
00:26:30,556 --> 00:26:33,959
"وقتی مرد، اونجا بودی"
ضمیمه شماره 67

389
00:26:34,026 --> 00:26:36,328
بعد از اینکه اونا قدمِ اول رو بهش میدن

390
00:26:36,395 --> 00:26:39,798
بهش اجازه میدهدند تا بقیه داستان رو از خودش دربیاره

391
00:26:39,865 --> 00:26:41,467
و او در اون لحظات چیکار میکنه؟

392
00:26:41,533 --> 00:26:45,003
اطلاعاتی رو ارائه میده که به طورِ قابلِ اثبات ، حقیقت ندارند

393
00:26:45,204 --> 00:26:48,474
...آیا هیچ گونه مدرکِ فیزیکی که

394
00:26:48,540 --> 00:26:50,843
دسی" رو به قتل مربوط کنه وجود داره؟"

395
00:26:50,909 --> 00:26:56,479
خیر، عالیجناب
چیزه دیگه ای که به غیر از خورانده شدنِ حقایق در طول بازجویی اومده باشه، وجود نداره

396
00:26:56,515 --> 00:26:58,884
انتظار دارم که اظهار نظر ایالت رو بشنوید

397
00:26:58,951 --> 00:27:02,788
که او ،آنها رو به سمت گلوله داخل پارکینگ راهنمایی کرده

398
00:27:03,555 --> 00:27:04,490
مسئله اون نیست

399
00:27:04,556 --> 00:27:08,927
برندن" در ابتدا ، تیراندازی رو در کنارِ آتش توصیف کرده بود"

400
00:27:08,994 --> 00:27:10,462
...و ماموران بهش میگن

401
00:27:10,529 --> 00:27:14,032
چون میدونن.اونها قبلاً تعداد 10 پوکه در اون پارکینگ پیدا کرده بودند

402
00:27:14,099 --> 00:27:17,139
بهش میگن" نه ، نه "برندن". ما میدونیم که یه اتفاقی
"تو اون پارکینگ افتاده

403
00:27:17,169 --> 00:27:19,471
"میخوایم که در موردِ پارکینگ باهامون صادق باشی"

404
00:27:19,538 --> 00:27:23,208
و اون زمان هست که قتل رو به داخل پارکینگ انتقال میده

405
00:27:23,275 --> 00:27:27,412
بعد آنها پارکینگ رو جستجو میکنند و این گلوله رو پیدا میکنند

406
00:27:27,479 --> 00:27:30,282
این حرفهای "برندن دسی" رو تائید نیمکنه

407
00:27:30,716 --> 00:27:32,985
بلکه گزارشِ بازجویان رو تائید میکنه

408
00:27:33,051 --> 00:27:35,454
"ممنون. آقای "برگ

409
00:27:35,521 --> 00:27:38,557
میشه لطفا به آقای "برگ" 3 دقیقه دیگه زمان بدید

410
00:27:40,659 --> 00:27:44,763
جزئیاتی که "دسی" ارائه داد
...ِبیشترشون بیانگر

411
00:27:44,830 --> 00:27:46,665
خاطراتِ اون از "تریسا" هستند

412
00:27:47,533 --> 00:27:49,468
"اون به یاد می آورد که جیغ میزد" کمکم کن

413
00:27:49,535 --> 00:27:52,304
و دیدن بدن عریان اون در
حالی که به تخت بسته شده بود

414
00:27:52,371 --> 00:27:54,840
او بیاد می اورد که گریه میکرده و
ازش درخواست میکرده که دست نگه داره

415
00:27:54,907 --> 00:27:56,408
در حالی که داشته بهش تجاوز میکرده

416
00:27:56,475 --> 00:27:59,845
او نفس کشیدنِ وی را بخاطر می آورد
بعد از اینکه "ایوری" به شکم اون چاقو زد

417
00:27:59,912 --> 00:28:02,848
و اینکه همچنان برای نفس کشیدن تقلا میکرده
بعد از اینکه گلوش رو برید

418
00:28:03,482 --> 00:28:07,219
بیاد میاره که شکمش تکون نمیخورد وقتی
که داشتند از پارکینگ بیرون میبردنش

419
00:28:07,653 --> 00:28:10,956
و بوی تعفنِ او را در حالی که داشت میسوخت بیاد می آورد

420
00:28:11,023 --> 00:28:13,125
هیچ کدوم از اون خاطرات در
ذهن وی جاسازی نشده اند

421
00:28:13,192 --> 00:28:14,793
اونها خالص و حقیقی هستند

422
00:28:15,227 --> 00:28:18,463
دسی" میخواست اونارو بیرون بریزه"
و این کار رو بصورت داوطلبانه انجام داد

423
00:28:18,931 --> 00:28:22,267
از این دادگاه درخواست میکنم
که دستور بی سابقه ی دادگاهِ ناحیه را لغو کند

424
00:28:27,206 --> 00:28:31,710
دادگاهِ فدرال به نوعی یک محل مقدس هست

425
00:28:31,777 --> 00:28:37,149
جایی که درکل، بهترین وکیل ها آموزش میبینند

426
00:28:37,216 --> 00:28:42,387
بحث هایی که اونجا مطرح میشه  سطح بالایی دارند

427
00:28:43,922 --> 00:28:46,391
جایگاه بسیار محترمی هستش

428
00:28:47,726 --> 00:28:52,130
و فکر کنم وقتی مباحثه ای در دادگاه در حال انجام است

429
00:28:52,764 --> 00:28:57,436
سطحش بسیار بالا بوده و باید به
روندِ اجرای اون احترام گذاشته بشه

430
00:28:58,570 --> 00:29:02,975
و بعد وقتی که داشتیم میامدیم پایین
و اونجا هیاهویی بر پا بود

431
00:29:03,842 --> 00:29:06,812
و من ازش گذر کردم و رفتم اونطرف که ببینم چه خبره

432
00:29:08,513 --> 00:29:11,883
دیدم که "کن کرتز" یک کنفرانس خبری برگزار کرده بود

433
00:29:15,520 --> 00:29:20,626
اسم من"کن کرتز" هست. بنده دادستان
ویژه سابق در پرونده "دسی" هستم

434
00:29:20,692 --> 00:29:23,929
بنده امیدوارم، از طرف ایالت

435
00:29:23,996 --> 00:29:27,566
که این تصمیم اثبات خواهد کرد

436
00:29:28,367 --> 00:29:32,304
"چیزی را که دادگاه ایالتی"ویسکانسن

437
00:29:32,871 --> 00:29:35,374
به طور مداوم در این پرونده بهش پایبند بوده

438
00:29:35,440 --> 00:29:40,878
مبنی بر اینکه هیچگونه ترغیبِ
نامناسب ،یا اجبار، وجود نداشته

439
00:29:41,446 --> 00:29:45,717
اگه میخواست کنفرانس خبری برگزار کنه
....و همه ی ما هم میدونیم که کنفرانس هاش به چه شکل پیش میره

440
00:29:45,784 --> 00:29:48,387
اگه میخواد همچین کاری انجام بده
بره از طرف خودش اینکار رو انجام بده

441
00:29:48,987 --> 00:29:51,723
نیاد تو حوزهِ دادگاه فدرال

442
00:29:51,790 --> 00:29:56,695
و دادگاه استینافِ فدرال اینکار رو انجام بده
و گند بزنه به جریان کار دادگاه

443
00:30:01,967 --> 00:30:04,970
میشه حروف اسمتون رو بگید؟-
کرتز. ک ، ر ، ت ، ز-

444
00:30:05,037 --> 00:30:06,571
و عنوانِ شغلیتون رو مجدد بگید

445
00:30:07,205 --> 00:30:09,374
بنده دادستان سابقِ شهرستان"کالموت" هستم

446
00:30:09,441 --> 00:30:14,645
من دادستانیِ هر دو پرونده "استیون
ایوری" و "برندن دسی" رو در اختیار داشتم

447
00:30:14,746 --> 00:30:18,216
کن" ، میتونی در مورد کتابت بهمون بگی؟"
شنیدیم که یک کتاب میخواید منتشر کنید

448
00:30:18,283 --> 00:30:20,564
بله، اینکار رو میخوام بکنم
گرچه امروز درباره اش صحبت نخواهیم کرد

449
00:30:20,619 --> 00:30:23,055
...امروز ، فکر کنم باید

450
00:30:24,656 --> 00:30:27,392
باید درباره این موضوعِ بسیار بسیار مهم تمرکز کنیم

451
00:30:27,459 --> 00:30:30,204
زمان برای صحبت کردن درباره موضوعات مختلف هست

452
00:30:30,228 --> 00:30:34,966
کن"، اگه محکومیت لغو بشه و"
بخوان دادگاه مجدد برگزار کنن

453
00:30:35,033 --> 00:30:39,004
بدون دراختیار داشتن اعتراف، آیا
مدرکی علیه "برندن دسی" در اختیارشون هست؟

454
00:30:39,071 --> 00:30:41,073
اگه بخواد دوباره دادگاه برگزار بشه؟

455
00:30:41,139 --> 00:30:43,642
بیاید فراموش نکنیم و خودمون رو گول نزنیم

456
00:30:43,709 --> 00:30:47,379
که ایالت شانس قابل توجهی نداره

457
00:30:48,080 --> 00:30:49,948
که بخواد به هدفش در این پرونده برسه

458
00:30:51,817 --> 00:30:53,285
آیا کتابت از مالِ"جری" بهتره؟
<font color="#ff80ff"><i>وکیل سابق استیون</i></font>

459
00:30:53,352 --> 00:30:54,686
آره، خیلی بهتره

460
00:31:00,410 --> 00:31:08,110
<font color="#ff80ff"><i>"سه روز پس از مباحثه شفاهی در پرونده"برندن
"سرپرستِ تحقیقات"تام فاسبِندِر" و"کن کرتز
حاضر شدند Dateline در برنامه تلویزیونی</i></font>

461
00:31:08,500 --> 00:31:10,836
شما در طول این هیاهو ،سکوت کردید

462
00:31:10,902 --> 00:31:12,671
دلیل اینجا اومدنتون امروز چیه؟

463
00:31:12,738 --> 00:31:15,574
من نهایتاً متوجه شدم که
یه نفر باید صحبت کنه در این مورد

464
00:31:15,640 --> 00:31:18,577
تا حقیقتِ اتفاقاتی که افتاده رو بیان کنه

465
00:31:20,479 --> 00:31:22,047
"چرای نمیشینی "برندن

466
00:31:24,916 --> 00:31:28,019
به این قضیه به عنوان یک اعترافِ اشتباه نگاه شده است

467
00:31:28,420 --> 00:31:31,189
شما بهش به عنوانِ یک اعترافِ اشتباه نگاه میکنید
یا یک اعترافِ واقعی؟

468
00:31:31,757 --> 00:31:33,225
فکر کنم که یک اعترافِ واقعی بود

469
00:31:33,892 --> 00:31:35,727
فاسبندر" در مقابل اتهاماتی"
که بهش وارد شد مخالفت کرد

470
00:31:35,794 --> 00:31:40,599
اینکه او و همکارش به شکل نامناسبی
اون تفکرات رو در مغز "دسی" پرورانده بودند

471
00:31:40,665 --> 00:31:43,168
مثلا در رابطه با موضوعِ ضامنِ کاپوت

472
00:31:44,436 --> 00:31:47,036
زیر کاپوت چیکار کرد، اگه این کاری بوده که کرده؟

473
00:31:47,706 --> 00:31:48,940
برندن" چی گفت؟"

474
00:31:49,274 --> 00:31:52,310
"اوه، او درموردِ اینکه "استیون
اون زیر رفته بود موافقت کرد

475
00:31:52,377 --> 00:31:53,779
شما از کلمه ی "موافقت کرد" استفاده کردید

476
00:31:54,179 --> 00:31:55,680
بله-
پس، ابتدا شما بودید که اون موضوع رو پیش کشیدید-

477
00:31:55,747 --> 00:31:57,315
بله، بر این باورم

478
00:31:57,382 --> 00:32:00,218
و اون یکی از جاهایی هست که شما
رو زیر هجمه انتقادات قرار داده

479
00:32:00,285 --> 00:32:01,420
بله

480
00:32:01,486 --> 00:32:04,122
اینکه شما داشتید این چیز ها رو در مغز او فرو میکردید

481
00:32:04,856 --> 00:32:06,191
بله، اون چیزی هست که میگن

482
00:32:06,958 --> 00:32:10,695
و لحظه هایی وجود داره که ازش
مخصوصاً چیزهایی پرسیدیم، بله

483
00:32:11,129 --> 00:32:12,631
در مورد بهره هوشی او چطور؟

484
00:32:12,697 --> 00:32:16,501
چون، وقتی که بهش نگاه میکنی
میتونی تشخیص بدی که بهره هوشیِ پایینی داره

485
00:32:18,136 --> 00:32:19,371
...من ندا

486
00:32:19,438 --> 00:32:21,940
من بهره هوشی رو ارزیابی نمیکنم، منظورم اینه که
....من

487
00:32:22,507 --> 00:32:26,778
ولی میتونسیتد اینو تشخیص بدید که ،او
شبیهِ پسرای هم سن و سال خودش نبود

488
00:32:27,479 --> 00:32:29,314
بیشتر از لحاظ اجتماعی، شاید

489
00:32:29,381 --> 00:32:33,685
بنده نمیخوام در مورد متوسطِ هوش اجتماعی ورود کنم
ولی میتونست فکر کنه

490
00:32:34,419 --> 00:32:36,555
و خوب رو از بد تشخیص میداد

491
00:32:37,722 --> 00:32:40,459
ما با دادستان سابق"کن کرتز"صحبت میکنیم

492
00:32:40,525 --> 00:32:44,262
کسی که کتاب جدیدی نوشته است
...که از نظریه ی تحریک آمیزش در باره ی

493
00:32:44,329 --> 00:32:47,332
.اینکه "استیون ایوری" خودش را قاتل ساخته

494
00:32:47,399 --> 00:32:52,202
استیون ایوری" این اتفاقات رو از روز"
اولی که رفت زندان، پایه ریزی کرد

495
00:32:55,426 --> 00:33:02,726
<font color="#ff80ff"><i>در ذهن خودش، او "تریسا هالباک" رو از همون روزی کشت که
.بدلیل جرم تجاوزی که انجام نداده بود، به زندان افتاد
.و او را هر روز و به مدت 18 سال کشت</i></font>

496
00:33:02,747 --> 00:33:04,149
میگوید Dateline کرتز" به "

497
00:33:04,216 --> 00:33:07,586
او معتقد است که "استیون ایوری" برای "تریسا هالباک" کمین کرده بود

498
00:33:07,652 --> 00:33:09,921
در هفته های منتهی به قتل وی

499
00:33:09,988 --> 00:33:13,825
هرچه قدر به 31 اکتبر نزدیک میشویم

500
00:33:13,892 --> 00:33:15,994
میبینیم که رفتار "استیون" در حالِ تغییر است

501
00:33:16,018 --> 00:33:20,718
<font color="#ff80ff"><i>9اکتبر 2005،استیون یه جفت دست بند و پا بندِ نقرا ای خریداری کرده بود</i></font>

502
00:33:21,342 --> 00:33:27,833
<font color="#ff80ff"><i>صبح روز 10 اکتبر، یک روز بعد از اینکه "استیون ایوری" دست بند و پا بند ها را
خریداری کرد،"تریسا" رو به صورت مستقیم برای عکاسی به املاکش فراخواند </i></font>

503
00:33:22,434 --> 00:33:25,937
وی شروع به  گرفتن تماس های
مستقیم با "تریسا هالباک" میکند

504
00:33:26,004 --> 00:33:27,839
به جای اینکه از طریق دفتر
مجله با او ارتباط برقرار کند

505
00:33:28,663 --> 00:33:33,307
<font color="#ff80ff"><i>تریسا هالباک" کاملا با الگوی مورد نظرش هماهنگ بود"</i></font>

506
00:33:29,808 --> 00:33:31,368
چرا باید"استیون ایوری" همچین کاری انجام دهد

507
00:33:31,409 --> 00:33:34,579
وقتی که درشُرُفِ این بود که این
ثروت بادآورده عظیم رو بدست بیاره؟

508
00:33:34,646 --> 00:33:36,581
احتمالاً میلیون ها دلار

509
00:33:36,648 --> 00:33:39,017
.سوال بسیار خوبیه
میدونید، من نمیدونم

510
00:33:39,684 --> 00:33:43,121
.میدونیم که او یک بیمارِ روانی هست
...میدونیم که اون

511
00:33:43,188 --> 00:33:44,356
واقعا همچین چیزی رو میدونیم؟

512
00:33:44,422 --> 00:33:46,191
...من

513
00:33:46,258 --> 00:33:47,993
بذار بگیم من همچین چیزی رو میگم، خب؟

514
00:33:48,059 --> 00:33:50,729
یه جورایی از اعماق وجودم
به این قضیه اعتقاد دارم

515
00:33:52,063 --> 00:33:54,266
{\an8}شما تصویرِ بسیار حقیری از "استیون" نمایش دادید

516
00:33:54,332 --> 00:33:58,103
{\an8}ادعاهای قبلی درباره حمله جنسی و تجاوز رو مطرح میکنید

517
00:33:58,169 --> 00:33:59,938
{\an8}هیچ کدوم از اون ها تحتِ پیگرد قرار نگرفته بودند

518
00:34:01,206 --> 00:34:04,409
{\an8}به نظر میرسه که یک پرونده کاملاً شخصی براتون بوده باشه

519
00:34:04,476 --> 00:34:07,245
{\an8}حداقل شاید بعد ها براتون یه مقدار شخصی شد

520
00:34:07,312 --> 00:34:09,981
{\an8}...اگه به عقب برگردید، آیا فکر میکنید که میتونستید به این قضیه

521
00:34:10,048 --> 00:34:11,550
{\an8}نگاه حرفه ای تری داشته باشید؟

522
00:34:11,616 --> 00:34:15,487
{\an8}"در مقابل توصیفِ نکردنِ شخصیت"استیون
،به گونه ای که انجام داده اید؟

523
00:34:15,554 --> 00:34:20,592
{\an8}این ها همه ی بررسی هایی است که
بنده بعد از روشن شدن حقیقت انجام دادم

524
00:34:20,659 --> 00:34:22,937
{\an8}بعد از اینکه محکوم شد-
آیا اون زمان هم همینطوری فکر میکردید؟-

525
00:34:22,961 --> 00:34:25,397
{\an8}...اون زمان فکر میکردم که او

526
00:34:26,331 --> 00:34:27,799
{\an8}یه جورایی آدمِ بدی بود

527
00:34:27,866 --> 00:34:31,336
{\an8}او مطمئناً سابقه خشونت علیه زنان رو داشته

528
00:34:31,403 --> 00:34:36,508
{\an8}تقریباً به تمامِ کسانی که باهاشون
.رابطه داشته ، صدمه زده بود

529
00:34:36,575 --> 00:34:40,645
{\an8}بنابراین، براساسِ شخصیتش در اون زمان؛
با توجه به خشونت هایی که داشت

530
00:34:40,712 --> 00:34:42,747
{\an8}که البته اون رو به یک قاتل تبدیل نمیکنه

531
00:34:42,814 --> 00:34:46,585
{\an8}ولی خیلی از نظر شخصیتی
...یا تصمیمگیری فرقی با

532
00:34:46,651 --> 00:34:50,789
{\an8} چیزی که الان هست؛نداشت
که نظرم اینه که یک بیمار روانی بوده

533
00:34:52,324 --> 00:34:56,294
فکر کنم،ام
...این واقعا بی سابقه است

534
00:34:58,129 --> 00:35:00,799
که آقای"کرتز" در سال 2017

535
00:35:01,366 --> 00:35:08,173
هنوز به نوعی مشغول به "تورِ تخریبِ شخصیتی"هستش

536
00:35:09,541 --> 00:35:11,576
در مورد جرائمی صحبت میکنه

537
00:35:11,643 --> 00:35:14,746
که آرزو میکنه "استیون ایوری" بهشون متهم و محکوم میشد

538
00:35:14,813 --> 00:35:15,947
ولی نشده نبود

539
00:35:16,681 --> 00:35:19,918
و فکر میکنم که یه جورایی نسبت بهش عقده پیدا کرده

540
00:35:19,985 --> 00:35:23,922
چون به نظرم او بیش از حد
....از چیزی که به عنوان

541
00:35:23,989 --> 00:35:30,161
خب، قطعاً از اینکه فقط بخواد به طرز
شگفت انگیزی بی ادبی باشه ، گذشته

542
00:35:31,930 --> 00:35:36,635
میدونید، انجام دادنِ کارهایی که
از نظر قاعده اخلاقی ،نادرست محسوب میشه

543
00:35:37,035 --> 00:35:41,706
تا همین الان هم واقعاً مزاحمت ایجاد کرده
..."در تلاش های آقای"ایوری

544
00:35:41,773 --> 00:35:46,011
برای درخواست از دادگاه ،جهتِ بررسی
نقض های صورت گرفته در قانون

545
00:35:46,511 --> 00:35:49,614
از اینرو ، اون مثل
پروانهِ اطرافِ شمع میمونه

546
00:35:50,682 --> 00:35:54,085
و نمیتونه پاشو از این پرونده بیرون بکشه

547
00:35:54,152 --> 00:35:57,822
و هرچقدر که بیشتر حرف بزنه
مهماتِ بیشتری بهمون میده

548
00:35:58,256 --> 00:36:03,428
چون اظهاراتِ بسیار زیادی رو بیان
کرده که کاملاً نادرست هستند

549
00:36:04,462 --> 00:36:06,182
آیا از "کتلین زلنر" میترسید؟

550
00:36:06,231 --> 00:36:11,136
.نه. من دیگه نقشی در این پرونده ندارم
چیزی نیست که باید ازش بترسم

551
00:36:11,536 --> 00:36:13,238
...دغدغه من

552
00:36:13,304 --> 00:36:15,073
..او میتونه-
بفرمائید-

553
00:36:15,140 --> 00:36:16,975
میتونه کارتون رو تحت الشعاع قرار بده

554
00:36:17,442 --> 00:36:21,212
اگه چیزایی که داره میگه ،صحیح باشه

555
00:36:21,279 --> 00:36:23,748
فکر میکنید که شانسی داشته باشه؟-
خیر-

556
00:36:28,119 --> 00:36:30,722
زمانی که به وظیفه یک دادستان در
برابر ایجادِ آرامش، نگاه میکنید

557
00:36:30,789 --> 00:36:35,193
و اینکه رفتار دادستان ها بعد از محکومیت
باید به چه شکلی باشه

558
00:36:35,260 --> 00:36:36,661
آنها باید بسیار محتاطانه عمل کنند

559
00:36:36,728 --> 00:36:39,497
خب، اگه آزادانه دارن درباره پرونده ای صحبت میکنند

560
00:36:39,564 --> 00:36:41,099
هدفشون چیه؟

561
00:36:41,166 --> 00:36:43,535
اینجا شخصی رو داریم که درباره
محکومیتی در گذشته ،در حال صحبت کردن هست

562
00:36:43,601 --> 00:36:47,472
کسی که دیگه دادستان نیست
و مشغول نوشتنِ کتاب هست

563
00:36:47,872 --> 00:36:51,176
و به نظر نمیاد که صرفاً از روی علاقه باشه

564
00:36:51,242 --> 00:36:54,879
که باعث بشه یه نفر بتونه بره بیرون و درباره ی
محکومیتی که در گذشته اتفاق افتاده ، صحبت کنه

565
00:36:54,879 --> 00:36:56,715
و به نظر میرسه که رویه ای وجود داره

566
00:36:56,781 --> 00:36:58,917
برای نقضِ قواعدِ اخلاقی

567
00:36:58,983 --> 00:37:01,419
یا اینکه وظیفه دادستانی
در قبال این مسائل چی هست

568
00:37:01,853 --> 00:37:06,591
اگه اون نقض ها خیلی فاحش باشند
احتمالاً بتونیم از همون به عنوان اهرم فشار استفاده کنیم

569
00:37:21,606 --> 00:37:22,540
{\an8}اگه به گذشته برگردید

570
00:37:22,607 --> 00:37:26,745
{\an8}آیا در این پرونده ، چیز مشخصی وجود داره که
اون رو به شکل دیگه ای انجام میدادید؟

571
00:37:26,811 --> 00:37:28,847
{\an8}بدونید که الان چی کار میکردید؟

572
00:37:28,913 --> 00:37:29,913
{\an8}بله، مطمئناً

573
00:37:29,948 --> 00:37:31,816
{\an8}چیز بزرگی که انجام میدادم

574
00:37:31,883 --> 00:37:34,552
{\an8}این بود که
کنفرانس خبری در 2 مارچ رو برگزار نمیکردم

575
00:37:34,619 --> 00:37:39,591
{\an8}بعد از اینکه "برندن" اظهارنامه اش رو ارائه کرد
و بعد از اینکه بهش اتهام وارد شد

576
00:37:39,657 --> 00:37:44,729
{\an8}من اطلاعاتی که در شکایتش نوشته شده بود
رو به صورت شفاهی اعلام کردم

577
00:37:44,796 --> 00:37:49,467
{\an8}ولی میتونستم و میبایست هم
فقط شکایت رو منتشر میکردم

578
00:37:49,534 --> 00:37:52,203
{\an8}و میذاشتم که خبرنگاران حقایق رو بازگو کنند

579
00:37:52,270 --> 00:37:53,838
{\an8}مجبور نبودم که خودم اونکار رو انجام بدم

580
00:37:53,905 --> 00:37:56,941
{\an8}....مطمئناً، اگه میخواستم دوباره اون کار رو انجام بدم-
چرا انجامش دادید؟-

581
00:37:57,008 --> 00:38:00,111
{\an8}من داشتم تلاش میکردم که اطلاعاتِ بیشتری رو
خارج از اذهان عموم نگه دارم

582
00:38:00,178 --> 00:38:02,080
{\an8}اینکار به نظر یه مقدار غیر معمول میاد

583
00:38:02,147 --> 00:38:05,183
{\an8}ولی حقایقِ وحشتناکِ بسیار
زیادی در این پرونده وجود داشت

584
00:38:05,250 --> 00:38:07,819
{\an8}...که فکر کردم ارائه دادنشون توسط شخص بنده

585
00:38:07,886 --> 00:38:09,420
{\an8}اوضاع رو کنترل کنه

586
00:38:09,487 --> 00:38:13,057
{\an8}میتونستم که تأثیرش  منفیش رو در
خانواده و جامعه کم کنم

587
00:38:13,691 --> 00:38:18,163
{\an8}به مقدار بسیار زیادی هم برای اینکارم مورد
انتقاد قرار گرفتم.دلیلش رو هم میدونم

588
00:38:18,530 --> 00:38:19,931
{\an8}ولی اون تصیمیم رو گرفتم

589
00:38:19,998 --> 00:38:22,233
{\an8}تصمیمِ آگاهانه ای بود
که من انجامش دادم

590
00:38:22,300 --> 00:38:23,668
{\an8}میتونست به گونه دیگه ای انجام بشه

591
00:38:23,792 --> 00:38:35,692
<font color="#ff80ff"><i>در کتابِ او، "کن کرتز" نوشته است که بیانیه ای که
در دوم مارچ 2006 در کنفرانس خبری ابراز نموده بود
.تحت قوانینِ رفتارِ حرفه ای وکیل ، مجاز بوده است</i></font>

592
00:38:40,819 --> 00:38:45,190
شش ماه پیش
بعد از اینکه قضیه "لین" اتفاق افتاد

593
00:38:45,256 --> 00:38:49,093
استیون" درباره همه چیز خیلی ناراحت بود"

594
00:38:49,160 --> 00:38:53,498
عصبانی بود ، مضطرب بود
درهم شکسته شده بود

595
00:38:53,565 --> 00:38:58,036
و همون موقع بود که "استیون" تصمیم گرفت
منو از لیست ملاقات خارج کنه

596
00:38:59,304 --> 00:39:00,572
هنوز بهم زنگ میزد

597
00:39:00,939 --> 00:39:02,207
...فقط دیگه

598
00:39:02,273 --> 00:39:03,708
دیگه دعوا نکردیم

599
00:39:04,309 --> 00:39:06,344
ولی وقتی قطع کردم ،گریه ام گرفت

600
00:39:09,080 --> 00:39:11,115
الان چند ماهی میشه که باهم خوب بودیم

601
00:39:11,716 --> 00:39:16,120
همه ی اون اتفاقاتی که تو تابستان و پاییز
قبلی رخ داده بود رو پشت سر گذاشتیم

602
00:39:17,055 --> 00:39:18,323
ما دوستیم

603
00:39:19,090 --> 00:39:21,526
و کاریش هم نمیشه کرد

604
00:39:24,062 --> 00:39:25,330
سلام

605
00:39:25,396 --> 00:39:26,965
<i>سلام، چیکار داری میکنی؟</i>

606
00:39:27,031 --> 00:39:29,634
<i>او، نشستم اینجا و هیچ کاری هم نمیکنم</i>

607
00:39:30,468 --> 00:39:31,703
<i>آره، منم همینطور</i>

608
00:39:32,604 --> 00:39:34,639
<i>میدونی، هیچ کاری هم نیست که
بخوام انجام بدم این اطراف</i>

609
00:39:34,706 --> 00:39:35,707
میدونم

610
00:39:35,773 --> 00:39:39,210
<i>پس، فقط میرم غذاخوری یا کتابخونه</i>

611
00:39:39,878 --> 00:39:41,012
...آره، خب

612
00:39:41,079 --> 00:39:42,313
<i>یا برای ملاقات</i>

613
00:39:43,014 --> 00:39:46,517
مادر و پدرت اونجا بودن؟
یا فقط مادرت

614
00:39:46,584 --> 00:39:48,596
<i>نه ، نمیتونه راه بره-</i>
نه نمیتونه-

615
00:39:48,620 --> 00:39:49,454
میدونم

616
00:39:49,520 --> 00:39:51,890
آخرین باری که باهاش بودم
...پیش خودم فکر کردم: "پسر

617
00:39:52,824 --> 00:39:55,293
".نمیدونم چطوری میتونه با این وضیعتش تا زندان بیاد

618
00:39:55,360 --> 00:39:56,694
..این-
<i>آره-</i>

619
00:39:58,196 --> 00:40:01,132
زمانش داره نزدیک میشه
لازم نیست بخواد تا اونجا بیاد

620
00:40:01,966 --> 00:40:02,966
<i>آره</i>

621
00:40:03,601 --> 00:40:05,737
کتلین" سریعتر کار کن"

622
00:40:07,906 --> 00:40:08,906
<i>آره</i>

623
00:40:10,241 --> 00:40:13,811
کتلین" داره کاره فوق العاده شگفت انگیزی رو انجام میده"

624
00:40:13,878 --> 00:40:15,546
فکر نمیکنم میتونست بهتر از این کاری رو انجام بده

625
00:40:15,613 --> 00:40:18,416
در حقیقت، او حتی از اون چیزی که فکر میکردیم هم بهتر بود

626
00:40:18,483 --> 00:40:24,055
منظورم اینه که، هیچ سوراخی نیست که نگشته باشه
و منم عاشق همینم

627
00:40:24,889 --> 00:40:28,593
ولی مطمئنم که ایالت به این
راحتی شکست نخواهد خورد

628
00:40:28,660 --> 00:40:31,763
قراره بجنگن، دقیقاً شبیه چیزی که برای
برندن" اتفاق افتاد"

629
00:40:34,999 --> 00:40:39,237
و در پایان، "کتلین" پیروز خواهد شد
قسم میخورم که پیروز میشه

630
00:40:39,737 --> 00:40:41,105
ولی اینکه کِی؟یه داستانِ دیگه است

631
00:40:41,172 --> 00:40:44,175
فکر کنم بیشتر از چیزی که "استیون" فکر میکنه
طول بکشه

632
00:41:02,327 --> 00:41:03,628
<i>اون بیرون"ارل" رو دارم</i>

633
00:41:03,695 --> 00:41:04,862
<i>خیلی کمکم میکنه</i>

634
00:41:04,929 --> 00:41:06,631
<i>میدونی، درباره بابا و مامان</i>

635
00:41:07,198 --> 00:41:09,133
<i>پس، یه خرده فشار رو از روم کم میکنه</i>

636
00:41:09,200 --> 00:41:11,336
فقط باید نصفِ انسولین رو بزنی

637
00:41:11,402 --> 00:41:13,071
آره، میدونم-
همین-

638
00:41:13,871 --> 00:41:15,807
همین؟-
آره، تنها کاری که باید بکنی همینه-

639
00:41:15,873 --> 00:41:16,874
قرص نه؟

640
00:41:16,941 --> 00:41:19,243
خب، آره، قرصاتو که باید بخوری

641
00:41:19,310 --> 00:41:21,112
باید وجود نداره-
هان؟-

642
00:41:21,813 --> 00:41:23,214
اون تو رو بخون

643
00:41:23,281 --> 00:41:25,049
<i>:به "ارل" گفتم
.تو مسئولی"</i>

644
00:41:25,116 --> 00:41:27,118
<i>کمکشون کن. هرچیزی خواستن بهشون بده</i>

645
00:41:27,752 --> 00:41:30,455
<i>میدونی، مطمئن شو که مامان
"قرصاشو میخوره و اینجور چیزا</i>

646
00:41:30,521 --> 00:41:31,823
این یکی، باید یک سومش رو بزنی

647
00:41:32,857 --> 00:41:33,925
<i>آمپول هاش</i>

648
00:41:34,592 --> 00:41:37,128
اونیکی رو باید یک ششم رو بزنی

649
00:41:37,252 --> 00:41:45,852
<font color="#ff80ff"><i>برنامه ریزی شده که "دلورس" ،پروسه پزشکی ای رو داشته باشه
تا گردش خون در پاهاش بهبود پیدا کنه.اگه همه چیز خوب پیش بره
او میتواند عملِ پیوندِ زانو ،انجام دهد</i></font>

650
00:41:51,843 --> 00:41:53,511
همون روز عمل رو انجام میدن، درسته؟

651
00:41:53,878 --> 00:41:56,547
یا شب رو اونجا میمونی؟-
هان؟-

652
00:41:56,614 --> 00:41:58,249
شب رو اونجا میمونی؟

653
00:41:58,316 --> 00:42:00,385
امیدوارم که نه-
نمیدونی؟-

654
00:42:00,451 --> 00:42:02,453
شش ساعت، فکر کنم
قراره اونجا بمونم

655
00:42:04,789 --> 00:42:06,057
قبل از اینکه بتونم  راه برم

656
00:42:07,558 --> 00:42:08,836
و چی بهت گفتن؟

657
00:42:08,860 --> 00:42:12,764
گفتن قراره فقط رگ ها رو باز کنن؟

658
00:42:12,830 --> 00:42:15,800
یا قراره رگ مصنوعی برات بذارن؟

659
00:42:15,867 --> 00:42:19,737
قراره بازشون کنن، فکر کنم
تا مسیرشون باز بشه

660
00:42:19,804 --> 00:42:22,040
ها؟-
اینطوری مسیرشون باز میشه، فکر کنم-

661
00:42:22,507 --> 00:42:25,543
پس یه تغییراتی قراره انجام بشه

662
00:42:25,610 --> 00:42:28,579
ممکنه بتونی یه کارایی رو بعدش انجام بدی

663
00:42:29,347 --> 00:42:31,749
مثل چی؟-
خب، میتونی راه بری-

664
00:42:58,676 --> 00:42:59,844
صندلی چرخدار نیاز داریم

665
00:43:07,185 --> 00:43:08,352
من میبندمش

666
00:43:09,153 --> 00:43:10,153
بسیار خب

667
00:43:10,477 --> 00:43:17,177
<font color="#ff80ff"><i>،دلورس پیش از بازگشت به خانه
9ساعت در بیمارستان بستری شد</i></font>

668
00:43:18,396 --> 00:43:22,834
از امشب همه داروهات رو مصرف میکنی
به همون روال همیشگی

669
00:43:23,334 --> 00:43:26,137
باید اینارو هم امشب بخورم-؟
آره، هشتمی رو بخور-

670
00:43:26,204 --> 00:43:28,372
اوه، هشتمیه، این یکی تموم شده-
آره-

671
00:43:28,940 --> 00:43:30,541
باید پرش میکردی

672
00:43:32,043 --> 00:43:34,011
این نیست که-
بذا ببینم-

673
00:43:34,078 --> 00:43:37,582
دوباره همون کار رو کردی مامان
قرص های دیشب رو نخوردی

674
00:43:38,082 --> 00:43:39,350
نمیدونم، واقعا؟

675
00:43:40,551 --> 00:43:42,029
دیروز چهارشنبه بود

676
00:43:42,053 --> 00:43:45,156
آره، خب، قرص های دیشبِت رو باز نخوردی

677
00:43:47,191 --> 00:43:49,861
...شاید من-
الان نمیخواد بخوریشون-

678
00:43:50,628 --> 00:43:51,662
ولی بذار همینجا بمونن

679
00:43:51,729 --> 00:43:54,098
نمیخوان دوباره بیام ببینم که

680
00:43:56,000 --> 00:43:57,702
هفته دیگه خالی شده باشن

681
00:44:00,338 --> 00:44:02,673
باشه، میرم سراغ اینا پس-
آره-

682
00:44:03,608 --> 00:44:06,377
آره، امشب قرصای پنجشنبه رو بخور،امروز پنجشنبه است

683
00:44:06,444 --> 00:44:08,446
آره-
باشه-

684
00:44:11,449 --> 00:44:13,317
داره از دستش میده

685
00:44:14,652 --> 00:44:17,622
میدونی، منظورم حافظه و ایناست

686
00:44:21,292 --> 00:44:23,961
و "استیوی" هم خیلی از کارش مونده

687
00:44:25,229 --> 00:44:26,229
میدونی؟

688
00:44:30,735 --> 00:44:34,038
...نمیدونم
نمیدونم چی قراره اتفاق بیافته

689
00:44:43,014 --> 00:44:45,683
فقط آرزو میکنم یه چیزی هرچه سریعتر اتفاق بیافته

690
00:44:49,720 --> 00:44:52,723
تنها چیزیه که میتونم در این باره بگم، میدونی؟

691
00:45:02,033 --> 00:45:03,935
"مادر "برندن" ، "باربارا

692
00:45:07,405 --> 00:45:08,906
داره نابود میشه

693
00:45:10,541 --> 00:45:12,310
دقیقاً مثل مادرش

694
00:45:16,747 --> 00:45:19,517
برای "باربارا" اصلاً آسون نیست

695
00:45:36,567 --> 00:45:38,202
مدافع به ما گفت

696
00:45:38,269 --> 00:45:41,706
که "استیون ایوری" کاپوت اون ماشین رو باز کرد

697
00:45:43,140 --> 00:45:44,208
ما از کجا میدونیم؟

698
00:45:46,277 --> 00:45:49,313
خب بر اساسِ اظهارنامه ی روز یکم مارچ

699
00:45:49,947 --> 00:45:51,482
اونا از کاپوت نمونه گیری کردند

700
00:45:52,116 --> 00:45:54,952
از اون کاپوت بدست آوردند DNA و اطلاعاتِ

701
00:45:55,353 --> 00:45:57,154
DNA اطلاعاتِ

702
00:45:58,122 --> 00:45:59,122
"از "استیون ایوری

703
00:46:00,391 --> 00:46:05,329
فقط قاتل و همدستش میدونستند

704
00:46:05,896 --> 00:46:06,896
که اونجا رو بررسی کنند

705
00:46:07,198 --> 00:46:09,867
چون ماموران انتظامی
قبلاً اونجا رو بررسی نکرده بودند

706
00:46:10,935 --> 00:46:15,206
و تا زمانی که او بهشون گفت
اونجا رو پیدا کردند

707
00:46:17,608 --> 00:46:19,377
نماینده ها دارن مسئله رو بزرگ جلوه میدن

708
00:46:19,443 --> 00:46:22,246
"خب، اونا بهش گفتند که اون رفته زیر کاپوت"

709
00:46:24,015 --> 00:46:27,285
خب، بیاید بگیم که حرفشون درسته

710
00:46:27,351 --> 00:46:28,919
پس مسئولیت چیه؟

711
00:46:30,288 --> 00:46:32,823
اونا رفتند و از کاپوت نمونه برداری کردند
و وای خدا، حدس بزن چی شد؟

712
00:46:32,890 --> 00:46:35,826
استیون ایوری" روی اون کاپوت بوده"DNA

713
00:46:41,666 --> 00:46:44,368
من درخواستی برای آزمایش علمی ارائه دادم

714
00:46:44,435 --> 00:46:47,204
که قادر باشیم با مدرک اصلی آزمایش انجام بدیم

715
00:46:47,271 --> 00:46:51,409
که در آزمایشگاهِ دکتر"رایک" انجام میشد

716
00:46:51,475 --> 00:46:56,547
پس، نمونه گرفته شده از ضامنِ کاپوت رو
که از دادستانی گرفته بودیم رو برداشتیم

717
00:46:56,614 --> 00:47:00,151
و بعد دکتر"رایک" اون آزمایش
رو در آزمایشگاهش انجام داد

718
00:47:01,419 --> 00:47:05,122
در دنیای قضایی، فقط چهار مایع از بدن وجود داره

719
00:47:05,189 --> 00:47:09,894
ما میتونیم از خون، بزاق، منی ، یا ادرار آزمایش بگیریم

720
00:47:11,462 --> 00:47:13,964
و از اینرو، ما نمونه ای رو خارج کردیم

721
00:47:14,031 --> 00:47:18,035
از نمونه ای که بهمون داده بودند

722
00:47:18,102 --> 00:47:20,838
و چهار آزمایشِ مختلف انجام دادیم

723
00:47:20,905 --> 00:47:23,541
و تمام این چهار آزمایش منفی بودند

724
00:47:25,042 --> 00:47:27,812
آزمایشِ بزاق منفی بود

725
00:47:28,279 --> 00:47:31,682
چیزی که روی ضامنِ کاپوت قرار داده شده بود
بزاق نبود

726
00:47:33,384 --> 00:47:37,788
پس، بعدش خواستم تا آزمایش میکروسکوپی انجام بشه

727
00:47:40,491 --> 00:47:44,128
وقتی که توسط متخصصِ میکروسکوپی
روی اون آزمایش انجام شد

728
00:47:44,195 --> 00:47:49,900
ایشون تائید کرد که
اون نمونه کاملاً متفاوت بود

729
00:47:49,967 --> 00:47:54,305
با نمونه ای قبلاً برای مقایسه به دستش رسیده بوده

730
00:47:55,239 --> 00:47:58,476
نمونه ی او ، مستقیماً از ضامن کاپوت گرفته شده بود

731
00:47:58,542 --> 00:48:00,945
از همون نوع از ماشین

732
00:48:01,579 --> 00:48:04,548
روی اون قسمت های تیره ای وجود داشت

733
00:48:05,983 --> 00:48:10,755
و قطعاً شبیهِ نمونه ی "ایوری" از ضامن کاپوت ،نبود

734
00:48:14,558 --> 00:48:17,728
بعد از اینکه شما فرض کردید

735
00:48:17,795 --> 00:48:23,501
که شاید موردی از مدارک ، تقویت شده یا دستکاری شده

736
00:48:24,668 --> 00:48:26,737
سوال میشه که، چطوری همچین چیزی اتفاق افتاده؟

737
00:48:27,605 --> 00:48:32,510
و ما در مورد اینکه چطور میشه به صورت
فیزیکی، همچین کاری رو انجام داد بحث کردیم

738
00:48:32,576 --> 00:48:36,881
ولی روش دیگه اینه که ،برچسبِ اسمشون رو عوض کنی

739
00:48:39,583 --> 00:48:45,122
پس، از قسمتِ ناشناخته ای از پرونده
اطلاعاتی رو بدست میارن

740
00:48:45,189 --> 00:48:46,857
این اطلاعات برای چه کسی است؟

741
00:48:46,924 --> 00:48:49,660
خب شما نیاز به یک نمونه قانونی دارید
نیاز به یک مرجع دارید

742
00:48:49,727 --> 00:48:54,165
و خب، مرجع های قانونی از مدافع وجود دارند

743
00:48:55,032 --> 00:48:58,669
و بعد نمونه های اصلیِ گرفته شده از صحنه جرم وجود دارند

744
00:48:59,937 --> 00:49:02,273
اکثرِ نمونه ها ، گوش پاکن هستند

745
00:49:03,307 --> 00:49:08,078
فرض کنید در یک پرونده
گوش پاکنی که به عنوان مدرک مرجع شناخته میشه

746
00:49:08,145 --> 00:49:11,982
به صورت کامل ، داخلِ پاکت جا نمیشه

747
00:49:12,550 --> 00:49:14,919
و حالا شما برچسبِ جدیدی براش میزنید

748
00:49:14,985 --> 00:49:17,254
مدرک شماره 4

749
00:49:18,088 --> 00:49:22,693
...پس، حالا شما اون مدرکِ مربوط به مدافع رو

750
00:49:22,760 --> 00:49:26,464
صرفاً بر اساسِ اسمی که روی اون تغییر دادید ، شناسایی میکنید

751
00:49:26,530 --> 00:49:29,300
به صورت فیزیکی ،چیزی رو دستکاری نکردید

752
00:49:29,366 --> 00:49:33,471
فقط اسمش رو تغیر دادید
خیلی راهِ آسانی برای انجامش هست

753
00:49:33,537 --> 00:49:37,508
حالا شما یه نمونه اضافی دارید
شما باید اون رو از سیستم حذفش کنیم

754
00:49:38,242 --> 00:49:40,010
ولی همچین اتفاقی تو پرونده ها میافته

755
00:49:40,411 --> 00:49:44,315
پس، ما شروع به گشتنِ برای نمونه های دیگه کردیم

756
00:49:44,381 --> 00:49:48,486
که ممکن بود جایگزینِ نمونهِ ضامنِ کاپوت شده باشند

757
00:49:48,552 --> 00:49:50,087
!!!و سورپرایز

758
00:49:50,154 --> 00:49:55,259
متوجه شدیم وقتی که "استیون ایوری" بازداشت شده بود

759
00:49:55,326 --> 00:49:57,094
در ابتدا او به بیمارستان برده شده بود

760
00:49:57,161 --> 00:50:02,266
و نمونه هایی از بدنش گرفته شده بود

761
00:50:04,602 --> 00:50:07,771
دو نمونه از کشاله های ران "استیون ایوری" گرفته شده بود

762
00:50:08,739 --> 00:50:11,842
ویگرت" و"فاسبندر" حکم تفتیش داشتند"

763
00:50:12,977 --> 00:50:15,779
پرستار نمونه های ران پا رو برداشت و بعد یکی از اونا گفت

764
00:50:15,846 --> 00:50:21,185
"اوه، تو حکم ازمون خواسته نشده که نمونه ها رو برداریم"

765
00:50:22,286 --> 00:50:27,458
و گزارش کردند که پرستار اون نمونه ها رو در ظرف گذاشت

766
00:50:28,392 --> 00:50:32,329
گرچه پرستار هم گزارش نکرد
که اونا در نهایت تحویل داده شدند یا خیر

767
00:50:32,396 --> 00:50:36,267
خب، درجا متوجه میشید که یه جای کار میلنگه

768
00:50:38,636 --> 00:50:41,038
فکر کنم که اونا نمونه ها رو نگه داشتند

769
00:50:43,874 --> 00:50:48,546
از اینرو خواستم که روی فرمِ بازداشت ،تحقیقاتی صورت بگیره

770
00:50:48,612 --> 00:50:53,617
درباره اینکه روندِ تحویلِ نمونه های مربوط
به ضامنِ کاپوت، چگونه صورت گرفته بود

771
00:50:56,287 --> 00:51:00,190
افسرانی که عکاسی و نمونه گیری از
ضامنِ کاپوت رو انجام داده بودند

772
00:51:00,257 --> 00:51:01,825
"تایسون" و هاوکینز"

773
00:51:02,593 --> 00:51:05,563
نمونه ها رو به آزمایشگاه نبردند

774
00:51:05,629 --> 00:51:06,830
ویگرت" این کار رو کرد"

775
00:51:09,066 --> 00:51:11,302
ولی وقتی که "ویگرت" تحویلشون داد

776
00:51:11,368 --> 00:51:13,904
در فرمِ مربوط به انتقال

777
00:51:16,140 --> 00:51:17,875
اسمِ "هاوکینز" رو امضا کرد

778
00:51:20,244 --> 00:51:24,048
شاید دو تا "هاکینز" و تایسون" دیگه بودند

779
00:51:24,114 --> 00:51:26,517
که از ضامنِ کاپوت نمونه
برداری و عکاسی کردند

780
00:51:26,584 --> 00:51:32,323
ولی متعقدم که اون نمونه ،هرگز به
آزمایشگاه جنایی "ویسکانسن" نرسید

781
00:51:32,389 --> 00:51:35,392
فکر کنم "ویگرت" نمونه کشاله
ران پا رو باهاش عوض کرد

782
00:51:36,560 --> 00:51:40,864
درش وجود داشت DNA و بعد اون نمونه مقدار عظیمی از

783
00:51:40,931 --> 00:51:43,233
البته ،هرگز به ضامن کاپوت تماس نداشته

784
00:51:43,834 --> 00:51:47,504
هرگز در نزدیکی ماشین"تریسا" نبوده

785
00:51:47,571 --> 00:51:49,707
اونا فقط اسمِ نمونه رو عوض کردند

786
00:51:57,815 --> 00:51:58,882
سلام؟

787
00:51:58,949 --> 00:52:00,484
<i>سلام-</i>
سلام-

788
00:52:00,551 --> 00:52:02,820
چطوری؟-
<i>خوبم تو چطوری؟-</i>

789
00:52:02,886 --> 00:52:05,389
<i>کار میکنم و ریلکس میکنم یه خرده</i>

790
00:52:06,657 --> 00:52:09,426
<i>همین الان برنامه دکتر"فیل" تموم شد</i>

791
00:52:09,493 --> 00:52:11,762
<i>منظورم ،نه دکتر"آز" بود</i>

792
00:52:11,829 --> 00:52:12,730
اوه واقعاً؟

793
00:52:12,796 --> 00:52:13,664
<i>آره</i>

794
00:52:13,731 --> 00:52:15,299
کی مهمونشون بود؟

795
00:52:15,366 --> 00:52:16,867
<i>"کرتز" و "فاسبندر"</i>

796
00:52:16,934 --> 00:52:19,770
وای خدا، شوخی میکنی؟

797
00:52:19,837 --> 00:52:20,738
<i>نه</i>

798
00:52:20,804 --> 00:52:22,039
چی میگفتن؟

799
00:52:22,973 --> 00:52:27,711
<i>درباره تماس به "باربارا" صحبت میکردند</i>

800
00:52:27,778 --> 00:52:29,413
<i>درباره گلوله صحبت میکردند</i>

801
00:52:30,180 --> 00:52:31,180
خداا

802
00:52:31,782 --> 00:52:32,616
<i>آره</i>

803
00:52:32,683 --> 00:52:34,385
فقط همون دوتا بودند؟

804
00:52:34,451 --> 00:52:35,786
بیوتینگ" اونجا نبود؟"

805
00:52:35,853 --> 00:52:37,321
<i>نه فقط همون دوتا بودن</i>

806
00:52:37,388 --> 00:52:43,927
FBI دیروز داشتم با یه مامور اطلاعاتیِ بسیار معروف
صحبت میکردم

807
00:52:45,062 --> 00:52:47,898
کسی که درباره بسیاری از پرونده ها موفق بوده

808
00:52:47,965 --> 00:52:49,466
که بقیه نمیتونستند حلش کنند

809
00:52:49,533 --> 00:52:54,838
پس، او بهم اطلاعات بسیار زیادی رو درباره اینکه
چه کسی میتونسته قتل رو مرتکب شده باشه ،داد

810
00:52:54,905 --> 00:53:00,644
و اینکه ، اوه، چطوری میتونیم
اون شخص رو شناسایی کنیم

811
00:53:00,711 --> 00:53:02,813
با کمک از افرادی که اطرافشون هستند

812
00:53:02,880 --> 00:53:06,183
پس، به نظر تکنیک و روش خوبی برای استفاده می آمد

813
00:53:06,250 --> 00:53:09,153
<i>بسیار خب-</i>
آره، فکر کردم که خیلی مفید باشه-

814
00:53:09,219 --> 00:53:12,656
ولی یه چیزی دیگه؛
ما همه چیز رو به صورت پیش نویس در اختیار داریم

815
00:53:12,723 --> 00:53:16,493
فقط باید مجدداً ویرایش و بازسازیشون کنیم

816
00:53:16,560 --> 00:53:18,996
بذا ببینم؛
دارم تو درخواست میگردم

817
00:53:19,063 --> 00:53:21,799
بذا ببینم چیزِ دیگه ای مونده که خواسته باشم ازت بپرسم

818
00:53:22,566 --> 00:53:26,470
...چرا تو
اگه بتونی بهم جمعه دوباره زنگ بزنی

819
00:53:26,537 --> 00:53:28,505
سوالای بیشتری خواهم داشت، باشه؟

820
00:53:28,572 --> 00:53:31,008
<i>آره-</i>
پس بهتر نیست که همون موقع بهم زنگ برنی؟-

821
00:53:31,709 --> 00:53:34,311
<i>آره، وقتی برای استراحت رفتم بیرون،
میدونی، میتون اون کار رو کنم</i>

822
00:53:34,378 --> 00:53:36,313
آره، چون من منتظرتم

823
00:53:36,380 --> 00:53:38,482
باشه، همه چیز خوب به نظر میاد

824
00:53:38,549 --> 00:53:41,952
صحبت با اون مامور خیلی جالب بود

825
00:53:42,019 --> 00:53:45,155
<i>خوبه-</i>
همینطوره. میدونیم که تو نبودی، درسته؟-

826
00:53:45,222 --> 00:53:46,590
<i>آره، من میدونم</i>

827
00:53:46,657 --> 00:53:50,060
او هم میدونست، پس فقط میمونه که تورو
از اونجا بیاریم بیرون

828
00:53:50,127 --> 00:53:51,462
باشه، خب، روز خوبی داشته باشی

829
00:53:51,528 --> 00:53:54,164
منتظرم که جمعه باهات صحبت کنم

830
00:53:54,598 --> 00:53:57,301
<i>بسیارخب، ممنون، -</i>
خداحافظ، مراقبت کن-

831
00:54:00,397 --> 00:54:07,397
<font color="#ff80ff"><i>محققِ "کتلین" "استیو کِربی" به ملاقات "اسکات بلودُرن" رفت
او هم اتاقی "تریسا هالباک" در زمانِ مفقود شدن وی بود</i></font>

832
00:54:18,522 --> 00:54:20,457
ما امروز ساعت 7:30 رسیدیم اونجا

833
00:54:20,524 --> 00:54:23,660
ولی نمیخواستم که همون موقع زنگشون رو  بزنم

834
00:54:23,727 --> 00:54:25,295
میخواستم ببینم که رفت و آمدی انجام میشه یا نه

835
00:54:25,362 --> 00:54:28,265
تقریبا ساعت 8:20 بود که زنش اومد دم در

836
00:54:28,332 --> 00:54:31,368
گفت" مگه بهتون نگفته بود که
"نمیخواد باهاتون صحبت کنه؟

837
00:54:31,435 --> 00:54:36,006
من گفتم " بله ، ولی من یه چیزِ خیلی مهم میخواستم
"بهش بگم که لازم بود بشنوه

838
00:54:36,840 --> 00:54:39,109
و بعد رفت و مردِ اومد دم در

839
00:54:39,676 --> 00:54:42,813
یه مقدار سرد برخورد کرد ولی
مثلا اینکه بگم به نظر عصبانی باشه، نبود

840
00:54:42,880 --> 00:54:44,548
به نظر مضطرب میومد؟

841
00:54:44,615 --> 00:54:46,984
آره، به نظر آشفته و پریشان میامد

842
00:54:47,551 --> 00:54:48,551
ام

843
00:54:48,752 --> 00:54:51,221
و اسم اون یکی پسره رو به سرعت گفت

844
00:54:51,288 --> 00:54:53,700
"هلیگس؟"-
که به نظرم جالب اومد، بله-

845
00:54:53,724 --> 00:54:55,204
خب ، به نظر جالب میومد

846
00:54:55,259 --> 00:54:57,227
چی شد که اسمش رو آورد؟

847
00:54:57,594 --> 00:55:01,165
زمانی که گفتم ،میخوایم اسم چند نفر رو لیست کنیم

848
00:55:01,231 --> 00:55:04,234
به عنوان مظنون های جایگزین
اینطوری بود که جمله روگفتم

849
00:55:04,301 --> 00:55:06,804
و او گفت "اوه" و بعد اسمِ اونیکی رو آورد

850
00:55:06,870 --> 00:55:08,438
جالبه-
بله-

851
00:55:09,006 --> 00:55:10,374
گفتم" قرار نیست از دستشون خلاص شی

852
00:55:10,440 --> 00:55:11,975
اونا میخوان این برگه ها رو ضمیمه کنن

853
00:55:12,042 --> 00:55:13,644
و به زودی رسانه ای خواهد شد

854
00:55:13,710 --> 00:55:15,179
"...و شما واقعا باید

855
00:55:16,013 --> 00:55:18,115
گفتم" همونطور که پلیس اومد باهاتون صحبت کنه

856
00:55:18,182 --> 00:55:19,862
و بهشون گفتید که نمیخواید صحبت کنید

857
00:55:19,917 --> 00:55:22,853
این حق رو دارید که با ما هم صحبت نکنید

858
00:55:22,920 --> 00:55:24,888
"ولی بعد ما مجبور میشیم ،کاری که باید رو انجام بدیم

859
00:55:25,589 --> 00:55:28,926
بعد گفت که میخواد بره والدینش رو ملاقات کنه

860
00:55:28,992 --> 00:55:30,727
و بعد من گفتم
"خب، دوشنبه چطوره؟"

861
00:55:30,794 --> 00:55:32,830
"گفت" چه ساعتی؟ هر موقع بعد از ساعت 6 اوکیه

862
00:55:32,896 --> 00:55:34,865
"گفتم" ساعت 6 اینجا خواهم بود-
-هممم

863
00:55:35,265 --> 00:55:37,968
چیزی که "بلودُرن" میگه و با عقل جور در نمیاد اینه که

864
00:55:38,035 --> 00:55:40,704
میگه که "تریسا" هرگز حتی یک
شب رو هم بیرون نمونده بوده

865
00:55:41,238 --> 00:55:43,874
و با اینحال او برای 3 شب گم شده بود

866
00:55:43,941 --> 00:55:45,442
آره، اونجا این رو گفتم

867
00:55:45,509 --> 00:55:48,412
سوالی در باره اینکه چرا تماس نگرفته بود کردم

868
00:55:48,478 --> 00:55:51,081
چرا...هیچکسی تماس نگرفت، آیا نگرانش بوده

869
00:55:51,148 --> 00:55:52,148
و همچین چیزایی

870
00:55:52,182 --> 00:55:53,417
آره

871
00:55:53,483 --> 00:55:55,819
11صفحه از نکاتِ گفتگو باهاش رو دارم

872
00:55:55,886 --> 00:55:57,788
پس اینا قراره طی مصاحبه باهاش پرسیده بشه

873
00:55:57,855 --> 00:56:01,358
اگه بیاد، تقریباً یه مصاحبه یک ساعت و نیمه میشه حداقل

874
00:56:01,425 --> 00:56:05,128
چیکار میکنیم اگه زنگ بزنه و بگه
"نمیخوام باهاتون صحبت کنم"

875
00:56:05,195 --> 00:56:07,798
بهش میگم که
متاسفم که میشنوم همچین چیزی میگی"

876
00:56:07,865 --> 00:56:10,067
ولی نمیتونی انکار کنی این قضیه رو
...یا میتونی

877
00:56:10,133 --> 00:56:11,869
میدونی، یا میتونی الان باهامون صحبت کنی

878
00:56:11,935 --> 00:56:15,606
یا در نهایت تحت سوگند باید به این سوالات جواب بدی

879
00:56:15,672 --> 00:56:17,841
و مجدد، میدونی که

880
00:56:17,908 --> 00:56:21,912
من هیچ نقشی در اینکه
"این قضیه ها چطوری قراره  رسانه ای بشه ، ندارم

881
00:56:21,979 --> 00:56:24,581
یه چیزی که دوست دارم بهش بگی اینه که
ما شروع کردیم به

882
00:56:25,015 --> 00:56:31,154
بررسی  یه لیست، احتمالاً  بگم، از پنج مظنون

883
00:56:31,855 --> 00:56:34,191
"مظنون های احتمالی تحتِ استانداردِ"دنی

884
00:56:34,858 --> 00:56:36,093
رفتیم سراغشون

885
00:56:36,159 --> 00:56:40,197
و افرادی که قانع کننده بودند و در پاسخ به سوالات همکاری داشتند

886
00:56:40,264 --> 00:56:44,534
و ما فکر کردیم که جواب ها با مدارکی که داریم هماهنگ هست

887
00:56:44,968 --> 00:56:47,104
اونوقت حذفشون کردیم از لیست

888
00:56:47,170 --> 00:56:49,573
در درخواستمون اسمی ازشون نمیبریم

889
00:56:49,640 --> 00:56:55,445
ولی برای ما... برای من، این یه زنگ خطر مهم به شمار میره
اگه کسی حاضر نباشه بشینه و صحبت کنه

890
00:56:55,512 --> 00:56:56,980
این همون چیزیه که امروز صبح بهش گفتم

891
00:56:57,047 --> 00:56:59,983
...گفتم"ببین، میخوایم باهات روراست باشیم و

892
00:57:00,050 --> 00:57:01,285
آره دقیقاً

893
00:57:01,351 --> 00:57:06,223
چون اگه این چیزهایی که هرگز بهشون
پاسخ داده نشده رو توضیح بده

894
00:57:06,290 --> 00:57:08,992
دقیقاً همونکاریه که میخوام انجام بدم

895
00:57:09,059 --> 00:57:13,463
چون نمیخوام اسم کسی رو ببرم که
که نتونیم به استاندارد ها مربوطش کنیم

896
00:57:25,087 --> 00:57:35,587
<font color="#ff80ff"><i>روز دوشنبه، محققِ "کتلین" به وی گزارش داد
که "اسکات" بعد از مشورت با یک وکیل، تصمیم گرفت
که برنامه ی مصاحبه را لغو کند</i></font>

897
00:57:47,764 --> 00:57:52,703
باید تقریبا 400 تا ماشین رو رد کنیم بره
تا اینجا بتونه به به کارش ادامه بده

898
00:57:52,769 --> 00:57:56,273
برای پرداخت قبض تلفن
برای پرداخت قبض برق

899
00:57:56,340 --> 00:58:00,677
و این چیزایی هست که باید هرچه سریعتر
ردشون کنیم برن

900
00:58:01,778 --> 00:58:06,183
فلزات و آلمینیوم و سیم ها و برنج، مس

901
00:58:06,249 --> 00:58:08,118
همه اون چیز هارو میتونیم بفروشیم

902
00:58:08,685 --> 00:58:11,655
اگه پولمون که از ماشین ها و اون چیزا درمیاریم، داشت تموم میشد

903
00:58:11,722 --> 00:58:15,292
اونوقت یه چیزی داریم که یه خرده خودمون
رو سرپا نگه داریم باهاش، میدونی

904
00:58:15,359 --> 00:58:16,893
وقتی همشون فروش بره

905
00:58:17,761 --> 00:58:18,761
میدونی؟

906
00:58:19,696 --> 00:58:22,733
الان یه بارکش اینجا داریم که جعبه دنده اش بیرونه

907
00:58:22,799 --> 00:58:26,136
نمیتونیم از پسِ هزینه های یه جعبه دنده جرثقیل بر بیایم

908
00:58:26,803 --> 00:58:28,972
نمیتونیم از پسِ هزینه های تعویض روغن لودر بر بیایم

909
00:58:29,039 --> 00:58:32,809
چون پول نداریم که بخوایم روغن لودر رو عوض کنیم، میدونی؟

910
00:58:32,876 --> 00:58:37,047
تاریخ مصرفشون تموم شده و هنوز 400$ کم داریم براشون

911
00:58:37,114 --> 00:58:39,616
آره، خیلی اوضاع استریسه هستش ، میدونی؟

912
00:58:40,350 --> 00:58:41,985
بابام نگران همه اوناست

913
00:58:42,386 --> 00:58:43,820
دوست داره که اینجا به کارش ادامه بده

914
00:58:43,887 --> 00:58:48,792
میدونی، چون او و بابابزرگم ،اینجا رو از صفر شروع کردند

915
00:58:52,229 --> 00:58:54,331
یادم رفته که کی اون عکس گرفته شده

916
00:58:56,366 --> 00:58:57,366
بذا ببینم

917
00:58:59,369 --> 00:59:02,706
خیلی بده که تاریخش رو پشتش
ننوشتم وقتی داشتم  میگرفتمش

918
00:59:05,675 --> 00:59:07,544
اوه، این عکس که برای "استیون"ـه

919
00:59:08,278 --> 00:59:11,448
خب، تقریباً 40 هکتار هست، میبینی؟

920
00:59:12,115 --> 00:59:14,985
تا این پایین میاد و بر میگرده به این سمت

921
00:59:16,153 --> 00:59:18,522
و تمامِ اینجاهارو شامل میشه، آره

922
00:59:19,956 --> 00:59:23,794
همه شو تو عکس جا ندادن.
یه خرده اینورش تو عکس نیافتاده

923
00:59:25,529 --> 00:59:27,631
از سال 1965 اینجا رو راه انداختم

924
00:59:28,565 --> 00:59:32,803
اولین جرثقیلم برای 1959 بود

925
00:59:32,869 --> 00:59:37,140
یا یه فورد دو دیفرانسیلِ دهه 60، میدونی

926
00:59:38,809 --> 00:59:41,011
یه طرف یه دسته وجود داشت

927
00:59:42,212 --> 00:59:43,480
ولی کار میکرد

928
00:59:44,347 --> 00:59:47,184
اون موقع ها یه چندتایی ماشین باهاش یدک میکشیدیم

929
00:59:48,151 --> 00:59:51,121
350تا 370 تا ماشین تو یه هفته

930
00:59:51,822 --> 00:59:53,957
عددیه واسه خودش

931
00:59:55,926 --> 00:59:56,960
...میدونم

932
00:59:58,328 --> 01:00:00,530
دلورس" راهنمایی میکرد"

933
01:00:01,198 --> 01:00:02,933
و منم با جرثقیل برش میداشتم

934
01:00:02,999 --> 01:00:06,136
یه موقع هایی با 5 تا ماشین میامدیم

935
01:00:06,203 --> 01:00:08,004
...تمام طول روز و

936
01:00:09,940 --> 01:00:11,374
تا زمانی که دیگه جون نداشتیم، میدونی؟

937
01:00:14,077 --> 01:00:15,745
کلی بیوکِ قدیمی

938
01:00:19,716 --> 01:00:20,716
آره

939
01:00:21,618 --> 01:00:25,522
<i>بابا همیشه یه اوراقی بزرگ میخواست</i>

940
01:00:25,589 --> 01:00:26,590
<i>یه گاراژِ اوراقیِ بزرگ</i>

941
01:00:29,059 --> 01:00:32,095
<i>یادم میاد وقتی که بابا تصادف کرد</i>

942
01:00:32,896 --> 01:00:34,364
<i>...فکر کنم سال 74 بود</i>

943
01:00:35,665 --> 01:00:36,766
<i>چون "چاکی" کار میکرد</i>

944
01:00:36,833 --> 01:00:38,235
<i>تو"همیلتون" کار میکرد</i>

945
01:00:38,835 --> 01:00:41,071
<i>ارل" خیلی بچه بود میدونی؟"</i>

946
01:00:41,638 --> 01:00:45,242
<i>"پس گفتم " خب، مدرسه رو بیخیال میشم و میرم کار میکنم</i>

947
01:00:45,308 --> 01:00:46,409
<i>تا موقعی که بهتر بشه</i>

948
01:00:47,310 --> 01:00:48,411
<i>پس ،همین کار رو هم کردم</i>

949
01:00:48,979 --> 01:00:51,081
<i>میدونی، باید نون آورِ خونه میشدیم</i>

950
01:00:51,748 --> 01:00:55,152
<i>مامان یه خرده کمکم میکرد و کارهای اداری رو انجام میداد</i>

951
01:00:55,819 --> 01:00:57,420
<i>همه چیز خوب پیش رفت</i>

952
01:00:59,756 --> 01:01:02,626
<i>فکر نکنم اصلاً وقتی که خیلی کوچیک بود رو یادم بیاد</i>

953
01:01:03,493 --> 01:01:06,730
<i>تمامِ زمین ها پر بود
به سختی هم نمیتونستی چیزه دیگه ای توش جا بده</i>

954
01:01:07,330 --> 01:01:12,035
<i>چون اون سال،میدونم که 3049 تا ماشین اوراق کردیم</i>

955
01:01:12,102 --> 01:01:15,038
<i>میدونی، و بازم به سختی جا پیدا  میشد اونجا اون زمان</i>

956
01:01:17,941 --> 01:01:20,277
وقتی "استیون" برای بار اول آزاد شد

957
01:01:20,343 --> 01:01:23,046
کار و کاسبی داشت خوب پیش میرفت

958
01:01:23,113 --> 01:01:25,315
منظورم اینه که پشت سر هم مشتری داشتیم اینجا

959
01:01:25,382 --> 01:01:26,683
داشتیم خیلی خوب کار میکردیم

960
01:01:27,217 --> 01:01:29,452
ولی وقتی بعدش اون اتفاقا افتاد

961
01:01:29,519 --> 01:01:32,455
عواقب بدی برامون داشت

962
01:01:45,168 --> 01:01:47,137
هی بهم میگفت که اوضاع بهتر میشه

963
01:01:47,804 --> 01:01:51,174
ولی، میدونی، چند سال شده، 12 سال شده

964
01:01:52,008 --> 01:01:53,109
و اوضاع بدتر هم شده

965
01:01:53,510 --> 01:01:54,510
میدونی

966
01:01:55,312 --> 01:01:58,848
بجز اون ،نمیدونم

967
01:01:58,915 --> 01:02:00,984
فکر کنم چیزی که به زودی بهمون آسیب میزنه

968
01:02:01,051 --> 01:02:03,420
اینه که ماشینی دیگه نمیمونه که بخوایم ردش کنیم

969
01:02:04,120 --> 01:02:09,192
و بعد، میدونی، در طول زمان، احتمالاً
کار و کاسبی مون رو از دست بدیم

970
01:02:09,259 --> 01:02:10,560
اگه اوضاع بهتر نشه

971
01:02:11,194 --> 01:02:12,194
آره

972
01:02:13,163 --> 01:02:14,163
آره

973
01:02:20,736 --> 01:02:27,736
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz
974
01:02:27,811 --> 01:02:34,911
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »


