1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:05,750 --> 00:00:08,850
« آن‌چه در «دوست نابغه من: داستان يک نام جديد» ديديد »

3
00:00:10,450 --> 00:00:13,050
ما داريم يه کفش مسافرتي مردونه درست مي‌کنيم

4
00:00:13,750 --> 00:00:15,950
کفاش‌هاي چرولو

5
00:00:16,550 --> 00:00:18,550
النا، سفت‌وسخت بچسب به درس

6
00:00:18,650 --> 00:00:20,650
جدي مي‌گم، تمام اين‌ها رو حروم نکن

7
00:00:21,550 --> 00:00:23,850
،کمک‌ـش کن مثل همسرها رفتار کنه

8
00:00:24,450 --> 00:00:25,650
نه مثل دشمن‌ها

9
00:00:25,950 --> 00:00:27,850
توي اون عکس خوشگل به نظر مي‌رسيدي

10
00:00:28,550 --> 00:00:30,050
ولي مي‌خوام يه دونه گند? قشنگ‌ـش رو

11
00:00:30,051 --> 00:00:34,151
بزنم توي کفش‌فروشي‌اي که با
شوهرـت داريم توي ناپل باز مي‌کنيم

12
00:00:34,201 --> 00:00:35,950
استفانو دوست‌ـت داره

13
00:00:35,951 --> 00:00:37,270
چرا تلاشي نمي‌کني؟

14
00:00:37,271 --> 00:00:39,971
!خود فکر باردارشدن حال‌ـم رو به هم مي‌زنه

15
00:00:40,650 --> 00:00:42,100
من رو تحقير کردي، لنو

16
00:00:42,101 --> 00:00:43,901
رابط? من و تو تمومه

17
00:00:51,700 --> 00:00:52,800
من باردارـم

18
00:01:25,930 --> 00:01:28,890
« خواربارفروشي کاراچي »

19
00:01:28,892 --> 00:01:30,641
!اين مي‌ره اين‌جا

20
00:01:30,643 --> 00:01:33,603
!خانم، بهم بگيد چي‌کار کنم، منم انجام‌ـش مي‌دم

21
00:01:33,605 --> 00:01:37,815
لي، توي وضعيت‌ـت بايد مراقب باشي

22
00:01:37,817 --> 00:01:40,818
!مراقب اون قفسه‌ها باش، وگرنه مي‌ريزن

23
00:01:40,820 --> 00:01:42,528
بايد وصل بشن به ديوار

24
00:01:42,530 --> 00:01:46,532
!اين ششمين باره که بهم گفتيد -
!اين هم از هفتمين بار -

25
00:01:46,534 --> 00:01:49,829
قطعاً. هر طور راحت‌ايد -
و اين رو هم درست نصب کنيد -

26
00:01:52,666 --> 00:01:56,501
چرا دل‌ـش مي‌خواد هم? کارها رو
انجام بده؟ نبايد از خودش کار بکِشه

27
00:01:56,503 --> 00:01:59,172
من از کجا بدونم؟

28
00:02:01,383 --> 00:02:06,302
به نظرـت من آروم شدم؟ -
نه، لي، به نظر نمي‌رسه -

29
00:02:06,304 --> 00:02:09,889
به کارملا حقوق خيلي بيش‌تري نسبت
به چيزي که از دوخت‌ودوز مي‌گرفت دادم

30
00:02:09,891 --> 00:02:17,939
استه رو وادار کردم حقوق آدا رو زياد کنه
و به پاشکاله پول دادم بره دندون‌پزشکي

31
00:02:17,941 --> 00:02:20,399
نمي‌خوام جيک کسي در بياد

32
00:02:20,402 --> 00:02:25,363
.آره، ولي بايد آروم بگيري
نمي‌توني هر روز اين‌جوري کار کني

33
00:02:25,365 --> 00:02:28,368
بذار يه نفر کمک‌ـت کنه -
از سر راه‌ـم برو کنار -

34
00:02:30,495 --> 00:02:34,956
اون دو تا بي‌شعور، برادرـم و
شوهرـم، ازـم سؤاستفاده کردن

35
00:02:34,958 --> 00:02:37,919
من رو آدم حساب نمي‌کنن، وسيله حساب مي‌کنن

36
00:02:39,129 --> 00:02:42,841
ميکله رو راضي نگه داشتن، همون‌طور
که مارچلو رو راضي نگه داشتن

37
00:02:44,217 --> 00:02:49,180
لي‌لا رو مي‌ديم بهش. آويزون‌ـش»
«مي‌کنيم روي ديوار، چون هيچي نيست

38
00:02:51,725 --> 00:02:54,976
اگه مي‌خوان از عکس‌ـم استفاده
کنن بايد از روي نعش من رد بشن

39
00:02:54,978 --> 00:02:57,687
لي‌لا، چيز خوب‌ـيه، فقط بازيگرهاي
مؤنث رو مي‌زنن روي پوسترها

40
00:02:57,689 --> 00:02:59,816
بازم؟ من که بازيگر نيستم

41
00:03:02,110 --> 00:03:06,028
با اون دخل کجا داري
!مي‌ري؟ بايد بره اين‌جا

42
00:03:06,031 --> 00:03:09,824
...نمي‌توني ببيني خيلي پايينه؟ يک، دو، سه

43
00:03:09,826 --> 00:03:15,371
چيزي در ذهن داشت تا از
آشفتگي مداوم‌ـش منحرف‌ـش کنه

44
00:03:15,373 --> 00:03:23,504
يک طغيان خشونت‌آميز و هميشگي تا ذهن و
جسم‌ـش رو از انرژي سرکوب‌شده خلاص کنه

45
00:03:23,506 --> 00:03:28,426
حس ششم‌ـم در دهمين هفت? بارداري تصديق شد

46
00:03:28,428 --> 00:03:33,181
لي‌لا با چشماني که پُرتب‌وتاب
برق مي‌زد به سراغ‌ـم اومد

47
00:03:33,183 --> 00:03:36,434
اون چسب، قيچي، رنگ داشت

48
00:03:36,436 --> 00:03:42,859
راه‌حلي براي عکسه پيدا کرده بود و از من
مي‌خواست که کمک‌ـش کنم، حمايت‌ـش کنم

49
00:03:48,406 --> 00:03:52,075
مشکل از قاب‌ـه، از ديواره، از نوره؟

50
00:03:52,077 --> 00:03:56,954
بايد ببينم‌ـش -
لي‌لا، و بعد، بسه، باشه؟ -

51
00:03:56,956 --> 00:03:59,082
آره، بسه

52
00:03:59,084 --> 00:04:02,960
خانم دوست‌داشتني، حالا
بهمون مي‌گيد چي در سر داريد؟

53
00:04:02,962 --> 00:04:05,671
يا اين‌که صرفاً مي‌خوايد شب‌مون رو خراب کنيد؟

54
00:04:05,674 --> 00:04:09,383
بذارـيدش زمين -
واسه چي؟ -

55
00:04:09,386 --> 00:04:11,638
حالا بهتون نشون مي‌دم

56
00:04:14,391 --> 00:04:16,516
حماقت نکن

57
00:04:16,518 --> 00:04:20,937
!روح‌ـتم خبر نداره چه هزينه‌اي برداشت
!اگه خراب‌ـش کني، پشيمون مي‌شي

58
00:04:20,939 --> 00:04:23,858
نه، نه. روي زمين

59
00:04:32,158 --> 00:04:33,618
لنو، کمک‌ـم کن

60
00:04:41,334 --> 00:04:42,711
برش‌گر رو بده بهم

61
00:05:08,695 --> 00:05:12,866
قيچي رو بيار. روزنامه رو هم

62
00:06:30,402 --> 00:06:33,820
حالتي که چهره‌ش به خودش گرفت رو به‌جا آوردم

63
00:06:33,822 --> 00:06:38,908
وقتي فکري از اعماق وجودش از راه
مي‌رسيد و مغزـش رو مشتعل مي‌کرد

64
00:06:38,910 --> 00:06:43,329
،اون لحظات چقدر هيجان‌آور بودن
،چقدر درکنارـش‌بودن رو دوست داشتم

65
00:06:43,331 --> 00:06:48,251
درک نيات‌ـش، پيش‌بيني‌کردن‌شون

66
00:06:48,253 --> 00:06:54,676
احساس مي‌کردم اون چيزي رو مي‌ديد که وجود نداشت
و اين‌که تلاش مي‌کرد تا ما هم بتونيم ببينيم‌ـش

67
00:07:19,909 --> 00:07:21,911
کامل شد

68
00:07:32,839 --> 00:07:34,257
تمومه

69
00:08:05,288 --> 00:08:07,663
!من اين چشم‌آزار رو آويزون نمي‌کنم توي مغازه‌م

70
00:08:07,666 --> 00:08:10,166
موافق‌ام

71
00:08:10,168 --> 00:08:14,253
ما بايد کاسبي کنيم. با اين روي
!ديوار، ملت فراري مي‌شن

72
00:08:14,255 --> 00:08:16,881
!رينو، لطفاً بهش بگو که مضحک‌ـه

73
00:08:16,883 --> 00:08:20,134
بهت که گفتم، نمي‌شه باهاش منطقي صحبت کرد

74
00:08:20,136 --> 00:08:23,054
بايد بگي: آره يا نه، تموم شد و رفت

75
00:08:23,056 --> 00:08:25,181
وگرنه وقت‌ـت رو حروم کردي

76
00:08:25,183 --> 00:08:30,853
توي يه مجله ديدم که رُسانو براتزي
يه عکس مثل اين توي خونه‌ش داره
[ هنرپيش? ايتاليايي ]

77
00:08:30,855 --> 00:08:34,107
مي‌بينيد؟ -
و اون به چه معناست؟ -

78
00:08:34,109 --> 00:08:36,442
که رُسانو براتسي عقل‌کل‌ـه؟

79
00:08:36,444 --> 00:08:39,362
که تو همه‌چي رو مي‌دوني و من و پينا نه؟

80
00:08:39,364 --> 00:08:41,906
خفه شو

81
00:08:41,908 --> 00:08:44,992
يا از اين خوش‌ـت مياد يا اصلاً -
...نمي‌فهمم، نمي‌تونم -

82
00:08:44,995 --> 00:08:46,997
خفه شو، جيليو

83
00:08:48,790 --> 00:08:52,875
.من ازـش خوش‌ـم مياد، خانم
مي‌فهمم سعي داشتيد چي‌کار کنيد

84
00:08:52,877 --> 00:08:56,172
مي‌شه کفش‌ها رو به‌خوبي ديد، توي چشم‌ان

85
00:08:57,340 --> 00:08:59,298
آفرين

86
00:08:59,300 --> 00:09:03,302
کلّه‌شق‌ايد، ولي وقتي يه کاري انجام
مي‌ديد، درست انجام‌ـش مي‌ديد

87
00:09:03,304 --> 00:09:06,514
بايد تصميم‌گيري کنيم، مغازه فردا باز مي‌شه

88
00:09:06,516 --> 00:09:10,228
تصميم‌گيري شده، ازـش خوش‌ـم مياد

89
00:09:14,733 --> 00:09:17,068
بله، من رو هم متقاعد کردي

90
00:09:20,363 --> 00:09:22,615
آماده‌ايم که روشن‌ـش کنيم

91
00:09:24,034 --> 00:09:26,870
پس بذار اين تابلو رو ببينم

92
00:09:57,067 --> 00:09:59,673
« سولارا »

93
00:09:59,694 --> 00:10:02,361
ببينيد چه لعبت‌ـيه

94
00:10:02,364 --> 00:10:06,449
اگه کفش‌هاي چرولوئن، پس
چرا اسم مغازه سولاراست؟

95
00:10:06,451 --> 00:10:10,495
چرا بايد ماي? عذاب باشي؟
مي‌خواي دردسر بيش‌تري درست کني؟

96
00:10:10,497 --> 00:10:13,414
عکس رو خراب کردي و با اين حال
اون دو تا نادون قبول کردن

97
00:10:13,416 --> 00:10:17,168
واسه يک بار هم که شده راضي باش -
از سولاراها پول قرض گرفتي؟ -

98
00:10:17,170 --> 00:10:19,545
استفانو هم؟

99
00:10:19,547 --> 00:10:23,551
به همين خاطر به هر سازـشون
!مي‌رقصيد، بهشون بدهکارـيد

100
00:10:28,890 --> 00:10:31,851
از حالا به بعد، تو و شوهرـم حساب نيستيد

101
00:10:33,144 --> 00:10:35,188
با ميکله صحبت مي‌کنم

102
00:10:39,859 --> 00:10:42,696
لي‌لا، کجا مي‌ري؟ -
هيچ‌جا -

103
00:11:04,884 --> 00:11:06,803
من‌ام

104
00:11:15,603 --> 00:11:17,439
يه‌خرده خون اومد

105
00:11:24,112 --> 00:11:26,239
اون به اين معناست که بچه مُرده؟

106
00:11:29,659 --> 00:11:31,953
« بر اساس رماني از اِلنا فرانته »

107
00:11:34,873 --> 00:11:37,479
« دوست نابغ? من: داستان يک نام جديد »

108
00:12:45,673 --> 00:12:49,374
« بخش يازدهم: زدايش »

109
00:12:49,447 --> 00:12:52,573
کي مظهر عشق‌ـه که همه‌چيز رو متأثر مي‌کنه؟

110
00:12:52,575 --> 00:12:54,951
انجليکا

111
00:12:54,953 --> 00:13:00,291
،انجليکا شخصيت محوري اثره
همه‌چيز حول اون مي‌چرخه

112
00:13:01,501 --> 00:13:06,963
.رينالدو اون رو بي‌هوده دوست داره
اُرلاندو از حسادت ديوانه مي‌شه

113
00:13:06,965 --> 00:13:10,091
انگار که جايي وجود داشت

114
00:13:10,093 --> 00:13:17,807
که در مرکزـش زني وسوسه‌انگيز و شهواني قرار
داره که شور رو در تمام مردها برانگيخته مي‌کنه

115
00:13:17,809 --> 00:13:21,644
و همين‌طور درد -
بله، و همين‌طور درد -

116
00:13:21,646 --> 00:13:29,527
ولي آريوستو ماه رو جايي تصور مي‌کنه که تمام
چيزهايي که روي زمين از دست رفتن رو نگه داشته

117
00:13:29,529 --> 00:13:33,491
جايي که کار غم و اندوه براي اون‌هايي که
بي‌هوده دوست‌شون داشتيم بهش ختم مي‌شه

118
00:13:35,410 --> 00:13:37,076
ممنون، گرکو

119
00:13:37,078 --> 00:13:39,998
،دوست دارم ادامه بديم
ولي وقت رفتن به خونه‌ست

120
00:13:41,708 --> 00:13:43,376
برگرد سر جات

121
00:13:47,630 --> 00:13:55,887
،«براي پس‌فردا، «اُرلاندو فوريوزو
بخش 35، مطالعه و تفسير

122
00:13:55,889 --> 00:13:57,766
مي‌تونيد بريد

123
00:14:13,114 --> 00:14:14,866
النا

124
00:14:17,661 --> 00:14:22,374
چه روزنامه‌اي مي‌خوني؟ -
نمي‌دونم... رُما -

125
00:14:26,878 --> 00:14:29,422
اين‌يکي رو بگير، من خوندم‌ـش

126
00:14:32,634 --> 00:14:37,470
بازم روزنامه ميارم، تا هر روز بتوني بخوني‌شون

127
00:14:37,472 --> 00:14:39,432
ممنون، خانم

128
00:15:01,433 --> 00:15:06,418
« پياتزا دي مارتيري - مغاز? جديد در مرکز ناپل »

129
00:15:23,935 --> 00:15:26,312
سلام، لنو -
سلام -

130
00:15:44,414 --> 00:15:49,333
باهام راه بيايد. امتحان‌ـش کنيد

131
00:15:49,336 --> 00:15:53,171
.شما هم يه‌خرده امتحان کنيد
مي‌شه فهميد که شير تازه‌ست

132
00:15:53,173 --> 00:15:58,885
بعد از سقط جنين، دوره‌اي طولاني‌مدت
آغاز شد که از دوندگي دست کشيد

133
00:15:58,887 --> 00:16:02,096
و مصمم به نظر مي‌رسيد که کُل زندگي‌ـش رو صرف

134
00:16:02,098 --> 00:16:09,145
سامان‌دادن به اون مکان کنه که با پنير
معطر شده بود، با سالامي و نون پُر شده بود

135
00:16:09,147 --> 00:16:13,107
کي بيش‌تر مي‌خواد؟ -
!250گرم براي من -

136
00:16:13,109 --> 00:16:16,652
مامان، خاطرجمع شو خوب باهاشون تا کني -
ممنون -

137
00:16:16,655 --> 00:16:19,030
لطفاً

138
00:16:19,032 --> 00:16:21,699
ماريا خانم، عروس‌تون بهتر شده

139
00:16:21,701 --> 00:16:23,993
مي‌دونيد که چي مي‌گن، خانم؟

140
00:16:23,995 --> 00:16:26,829
خداوند بهمون بچه مي‌ده
و بعد ازـمون مي‌گيردش

141
00:16:26,831 --> 00:16:28,372
...حقيقت محض‌ـه

142
00:16:28,375 --> 00:16:31,294
لنو، بيا اين‌جا

143
00:16:34,130 --> 00:16:37,590
انزو فرستادش، توي يه مکان دوراُفتاده در «پيمونت»ـه
[ پيمونت، پيمونته يا پيامونته يکي از ?? ناحي? ايتاليا است ]

144
00:16:37,592 --> 00:16:39,552
حال‌ـش خوبه

145
00:16:44,265 --> 00:16:46,891
خوش‌حال‌ام، انزو باحال‌ـه

146
00:16:46,893 --> 00:16:51,106
آنتونيو يه کارت پستال فرستاد
اين‌جا به مغازه براي لي‌لا

147
00:16:52,565 --> 00:16:56,067
حال‌ـش خوب نيست، درسته؟ -
نه -

148
00:16:56,069 --> 00:17:01,614
کارملا، به مشتري‌ها رسيدگي کن -
لنو، با من بيا -

149
00:17:01,616 --> 00:17:05,201
خانم، ديگه چي لازم داريد؟ -
يه بطري ليکور «استرگا» هم برداشتم -

150
00:17:05,203 --> 00:17:07,497
خانم، مصرف‌تون يه‌خرده رفته بالا

151
00:17:09,791 --> 00:17:12,875
لي، آلفونسو بهم گفت که دنبال‌ـم مي‌گشتي

152
00:17:12,877 --> 00:17:14,587
وايسا

153
00:17:18,383 --> 00:17:20,802
مي‌خواستم اين رو بهت نشون بدم

154
00:17:24,514 --> 00:17:28,182
ديدم‌ـش. ميکله سولارا وادارـشون کرد بنويسن‌ـش

155
00:17:28,184 --> 00:17:30,601
ديدي؟ اون اين‌جا بود

156
00:17:30,603 --> 00:17:33,940
اون هميشه اين‌جاست، متوجه نمي‌شم چرا

157
00:17:42,741 --> 00:17:44,617
بلندبلند بخون‌ـش

158
00:17:47,662 --> 00:17:57,211
،لطف، مهرباني، متانت دو «نرئيد»ِ دل‌فريب»
،خانم جيليولا اسپانيولو و خانم جوسپينا کاراچي
در اسطوره‌هاي يونان: پريان دريا که ساکن اعماق درياي اژه ]
[ بودند و همراه با پدر خود درون غارهاي نقره‌گون زندگي مي‌کردند

159
00:17:57,213 --> 00:18:00,423
دوشيزگان شگفت‌انگيز شکوفه‌کرده‌اي که
«سرنوشت يک کسب‌وکار را کنترل مي‌کنند

160
00:18:00,425 --> 00:18:03,176
نه، پايين‌تر

161
00:18:03,178 --> 00:18:05,511
،قاب آش شله قلمکاري خام است»

162
00:18:05,513 --> 00:18:08,639
«نُتي گوش‌خراش در فضايي از ظرافتِ باشکوه

163
00:18:08,641 --> 00:18:14,103
ديدي کي نوشتدش؟ دوناتو ساراتوره

164
00:18:14,105 --> 00:18:17,482
آره -
و چيزي واسه گفتن نداري؟ -

165
00:18:17,484 --> 00:18:21,068
چي مي‌تونم بگم؟ -
پسر کو ندارد نشان از پدر -

166
00:18:21,071 --> 00:18:27,327
و بگذريم، فقط اون حقيقت رو نوشت. توي
روزنامه‌هاي ديگه يه حرف راست هم پيدا نمي‌شه

167
00:18:28,620 --> 00:18:31,081
همه‌شون رو خريدن

168
00:18:32,415 --> 00:18:36,670
با اين. بو کن ببين چه بوي گندي مي‌ده

169
00:18:41,341 --> 00:18:45,261
لي‌لا، مامان اين‌جاست، اومد -
بفرست‌ـش داخل -

170
00:18:50,558 --> 00:18:54,143
جوزپي -
شب به‌خير -

171
00:18:54,145 --> 00:18:57,355
سلام، لنو -
سلام، جوزپي -

172
00:18:57,357 --> 00:19:00,860
چطورـيد؟ -
مي‌گذرونيم -

173
00:19:11,079 --> 00:19:14,622
اين براي شماست -
خيلي نازنين‌ـي -

174
00:19:14,624 --> 00:19:18,167
يه چيزهايي هم هست که
ببريد زندان واسه شوهرـتون

175
00:19:18,169 --> 00:19:21,337
الهي که خدا عمرـت بده -
کاري نکردم که -

176
00:19:21,339 --> 00:19:23,842
يه ماچ بده

177
00:19:25,343 --> 00:19:29,222
مي‌بينم‌تون -
بازم ممنون -

178
00:19:31,558 --> 00:19:34,475
کارملا، الآن ميام

179
00:19:34,477 --> 00:19:37,687
،هميشه حق با پاشکا بود

180
00:19:37,689 --> 00:19:43,651
هم? کارهاي اين‌جا با پول استفانو انجام شده، و
استفانو پول‌درآوردن رو با پول پدرـش شروع کرد

181
00:19:43,653 --> 00:19:48,239
،بدون پولي که از بازار سياه و ربا به وجود اومد

182
00:19:48,241 --> 00:19:51,659
نه اين مغازه و نه کفش‌فروشي وجود داشت

183
00:19:51,661 --> 00:19:59,625
و همه‌ش همين نيست، نه استفانو، نه رينو، نه پدرـم
،بدون رابط‌هاي سولاراها يه لنگه کفش هم نمي‌فروختن

184
00:19:59,627 --> 00:20:02,253
که اون هم رباخواري‌ـه

185
00:20:02,255 --> 00:20:05,884
سولاراها و کاراچي‌ها با هم
متحد شدن تا پول رو بيش‌تر کنن

186
00:20:12,098 --> 00:20:16,227
در نتيجه حتي پولي که من و
کارملا در مياريم هم پاک نيست

187
00:20:18,563 --> 00:20:21,066
پول هيچ‌وقت نمي‌تونه پاک باشه

188
00:20:22,567 --> 00:20:25,195
واضح‌ـه من درگير چه کلاه‌برداري‌اي شدم؟

189
00:20:29,240 --> 00:20:37,415
،من از کاري که کردم و کاري که دارم مي‌کنم خوش‌ـم نمياد
به همين خاطر مي‌خوام به روش خودم از پول استفاده کنم

190
00:20:40,168 --> 00:20:43,878
يادت باشه، بايد با معدل 20 قبول بشي

191
00:20:43,880 --> 00:20:48,633
.از دل و جون مايه گذاشتم
خوب دارم پيش مي‌رم

192
00:20:48,635 --> 00:20:51,844
مي‌دونم سفت‌وسخت چسبيدي بهش

193
00:20:51,846 --> 00:20:56,434
بايد همه رو فرو کني توي مُخ‌ـت

194
00:20:59,145 --> 00:21:02,063
خب؟ -
چيه؟ -

195
00:21:02,065 --> 00:21:04,484
واسه توئن، نمي‌خواي‌شون؟

196
00:21:27,799 --> 00:21:30,049
لي‌لا، راضي به زحمت نبودم

197
00:21:30,051 --> 00:21:34,303
واسه شروع مدرسه سفارش‌شون
دادم، ولي تازه الآن رسيدن

198
00:21:34,305 --> 00:21:37,515
ممنون -
نوئن -

199
00:21:37,517 --> 00:21:41,146
اون کتاب‌هاي کهنه و داغوني که خانم
اوليويرو بهت داده رو ديگه بنداز کنار

200
00:21:42,897 --> 00:21:44,733
ماريو؟

201
00:21:46,943 --> 00:21:51,738
لطفاً دوست‌ـم رو تا خونه
همراهي کن، ساک‌هاش سنگين‌ان

202
00:21:51,740 --> 00:21:54,326
بسيار خوب، خانم

203
00:22:01,249 --> 00:22:03,501
اينا رو بده مادرـت -
ممنون -

204
00:22:05,295 --> 00:22:07,172
من بايد برم سر کار

205
00:22:20,894 --> 00:22:24,270
ببخشيد، کليدهام رو جا گذاشتم

206
00:22:24,272 --> 00:22:27,148
.شب به‌خير، خانم
کجا مي‌تونم بذارم‌شون؟

207
00:22:27,150 --> 00:22:29,736
بذارـيدشون روي ميز

208
00:22:33,323 --> 00:22:35,075
بفرماييد

209
00:22:36,409 --> 00:22:38,328
خدا حافظ

210
00:22:45,210 --> 00:22:47,170
اينا ديگه چي‌ان؟

211
00:22:49,047 --> 00:22:50,840
اين از طرف لي‌لاست

212
00:22:52,550 --> 00:22:57,845
يه دونه کامل؟ -
اينا رو هم داد به من -

213
00:22:57,847 --> 00:23:01,601
چي‌ان؟ -
کتاب‌درسي واسه امسال -

214
00:23:23,123 --> 00:23:25,041
بوي خوبي مي‌دن

215
00:23:29,337 --> 00:23:31,548
نوئن، لنو

216
00:23:45,770 --> 00:23:47,856
نوئن

217
00:24:19,304 --> 00:24:23,931
از کريسمس تا عيد پاک سولاراها
و کاراچي‌ها پول زيادي در آوردن

218
00:24:23,933 --> 00:24:31,355
خواربارفروشي جديده و قديمي‌ـه سود خوبي
دادن، کارخان? کفش با حداکثر ظرفيت کار کرد

219
00:24:31,358 --> 00:24:39,324
کفش‌هاي طراحي‌شده توسط لي‌لا رضايت غني‌ها، اون‌هايي که
بي‌دردسر دست رو به سمت کيف‌پول‌شون مي‌بَرن رو کسب کرد

220
00:24:41,409 --> 00:24:44,410
لي‌لا رو لازم داريم، وگرنه اين
جلسه به چه درد مي‌خوره؟

221
00:24:44,412 --> 00:24:46,162
ما هستيم، همين کافي نيست؟

222
00:24:46,164 --> 00:24:49,874
بايد اين جلسه رو برگزار کنيم
تا سر در بياريم مسئول کيه

223
00:24:49,876 --> 00:24:53,669
يه بار اون رو گفتي، خفه شو -
!من هر موقع بخوام حرف مي‌زنم -

224
00:24:53,672 --> 00:24:56,422
!نه، الآن خفه شو

225
00:24:56,424 --> 00:25:00,009
ما سبک‌هاي جديد لازم داريم
لي‌لا هم مي‌دونه، چرا نيومد؟

226
00:25:00,011 --> 00:25:02,220
بهت که گفتم، ميکله، حال‌ـش خوش نيست

227
00:25:02,222 --> 00:25:05,973
،ميکله، من و بابا شروع کرديم
به‌زودي مي‌بيني‌شون

228
00:25:05,975 --> 00:25:07,600
خواهرـت کفش‌هاي خوب رو طراحي مي‌کنه

229
00:25:07,602 --> 00:25:12,355
اگه کفش‌ها خوب فروش مي‌رن فقط به
لطف افراديه که کُل روز رو اين‌جا کار مي‌کنن

230
00:25:12,357 --> 00:25:15,566
،وجود زن‌ـت ضروريه
بايد مجبورـش کني بياد

231
00:25:15,568 --> 00:25:18,778
زن من کُل روز رو توي خواربارفروشي مي‌گذرونه

232
00:25:18,780 --> 00:25:22,784
به همين خاطر جلسه رو گذاشتيم موقع
ناهار؛ زماني که مغازه‌ها بسته‌ان

233
00:25:22,785 --> 00:25:25,370
اون بايد موقع ناهار استراحت کنه

234
00:25:27,247 --> 00:25:30,540
زن‌ـت توي خواربارفروشي حروم مي‌شه

235
00:25:30,542 --> 00:25:35,294
اين‌جا به انداز? چيزي که خواهرـت و جيليولا
100سال مي‌کِشه تا در بيارن، در مياره

236
00:25:35,296 --> 00:25:39,426
لي‌لا بايد فرمان بده، ابداع کنه، کفش طراحي کنه

237
00:25:43,763 --> 00:25:47,765
اون هر کاري بخواد مي‌کنه، طبق معمول

238
00:25:47,767 --> 00:25:50,226
بيا، بايد يه چيزي رو بهت توضيح بدم

239
00:25:50,228 --> 00:25:51,688
مارچلو

240
00:26:01,197 --> 00:26:06,033
هم? اين کفش‌هايي که اين‌جان رو
مي‌بيني؟ ما چرولوها مي‌دوزيم‌شون

241
00:26:06,036 --> 00:26:08,661
،اگه واسه خاطر ميکله نبود
تو هنوز توي محله بودي

242
00:26:08,663 --> 00:26:10,788
راست‌ـش، به لطف برادر منه

243
00:26:10,790 --> 00:26:13,875
با احترام، پينو، بدون سولاراها، برادرـت کسي نيست

244
00:26:13,877 --> 00:26:18,089
،اون هيچ‌وقت چيزي احتياج نداشت
!تو بدون ميکله هيچي نيستي

245
00:26:19,382 --> 00:26:23,009
گوش کن چي مي‌گم! به
خيال‌ـت چه خري هستي؟

246
00:26:23,011 --> 00:26:25,678
رئيس؟ تو هيچ‌کس نيستي

247
00:26:25,680 --> 00:26:30,143
اگه بخوام مي‌تونم برـت گردونم دوباره
پنير ريکوتا بچپوني توي «کانولي»، ملتفتي؟
[ شيريني ايتاليايي ]

248
00:26:34,022 --> 00:26:36,566
چه خبر شده؟ چه خبر شده؟

249
00:26:42,530 --> 00:26:48,034
تقصير توئه، تو يه فندک داري
!چون مخفيانه سيگار مي‌کِشي

250
00:26:48,036 --> 00:26:50,703
عمداً اون کار رو کردي؟

251
00:26:50,705 --> 00:26:53,873
چرا متوجه نيستي؟
!اون يه جادوگر خبيث‌ـه

252
00:26:53,875 --> 00:26:55,792
خودش آتش‌سوزي رو راه انداخت

253
00:26:55,794 --> 00:26:58,836
،مي‌خواست من رو بسوزونه
مي‌خواست همه‌مون رو بکُشه

254
00:26:58,838 --> 00:27:00,840
پينو، تو بهشون بگو

255
00:27:02,342 --> 00:27:04,258
لي‌لا قادر نيست باردار بشه

256
00:27:04,260 --> 00:27:08,056
و زماني که شد، گذاشت از
لاي پاهاش ليز بخوره و خارج بشه

257
00:27:09,599 --> 00:27:12,266
چي واسه خودت زرزر مي‌کني؟

258
00:27:12,268 --> 00:27:15,105
بهتره که لنو رو ول کني

259
00:27:16,981 --> 00:27:19,693
يه جادوگر خبيث اين‌جاست

260
00:27:21,361 --> 00:27:24,990
و حالا چي‌کار مي‌کني؟
هنوزم طراحي مي‌کني؟

261
00:27:28,118 --> 00:27:31,327
،نمي‌خوام هيچي طراحي کنم

262
00:27:31,329 --> 00:27:34,416
نه حتي صندل يا دمپايي

263
00:27:35,834 --> 00:27:38,668
عصباني مي‌شن -
خب بشن -

264
00:27:38,670 --> 00:27:42,338
پول توـشه، لي‌لا -
اونا پول دارن -

265
00:27:42,340 --> 00:27:44,718
و همين الآن‌ـشم کافيه

266
00:27:47,554 --> 00:27:50,972
حقيقت اينه که سعي کردم

267
00:27:50,974 --> 00:27:54,809
ولي ديگه چيزي در نمياد -
دوباره سعي کن -

268
00:27:54,811 --> 00:27:57,731
مثل زماني که 12 سال‌مون بود، نيست

269
00:27:59,149 --> 00:28:02,485
چيزهايي که از اين‌جا در ميومد، ديگه نمياد

270
00:28:03,820 --> 00:28:06,781
بوي چرم، بوي پوست، منزجرـم مي‌کنه

271
00:28:10,785 --> 00:28:14,203
،به‌خاطر تو انجام‌ـش دادم

272
00:28:14,205 --> 00:28:18,501
که بهت نشون بدم اگرچه مدرسه
نرفتم، ولي يه کاري از دست‌ـم بر مياد

273
00:28:20,754 --> 00:28:22,839
تمومي نداره

274
00:28:24,382 --> 00:28:26,801
من هميشه اميالي در سر دارم

275
00:28:28,386 --> 00:28:31,681
هميشه بايد ثابت کنم که مي‌دونم
چطوري کارها رو خوب انجام بدم

276
00:28:36,019 --> 00:28:39,353
،زماني که خواربارفروشي رو باز کرديم

277
00:28:39,356 --> 00:28:42,776
استفانو بهم ياد داد که چطوري کم‌فروشي کنم

278
00:28:44,069 --> 00:28:50,448
،اول‌ـش سرـش دادم زدم که دزده
،که پول‌ـش رو از اين راه به دست مياره

279
00:28:50,450 --> 00:28:53,828
ولي بعدش خواستم نشون بدم که
مي‌تونم بهتر از اون تقلب کنم

280
00:28:55,080 --> 00:28:58,291
و صد تا راه به فکرـم رسيد

281
00:29:04,339 --> 00:29:06,716
من سر همه رو کلاه مي‌ذارم، لنو

282
00:29:08,593 --> 00:29:11,471
کم‌فروشي مي‌کنم، هزار تا کار ديگه مي‌کنم

283
00:29:14,099 --> 00:29:16,476
سر کُل محله کلاه مي‌ذارم

284
00:29:20,105 --> 00:29:26,111
به من اعتماد نکن. به چيزي که مي‌گم
و کاري که مي‌کنم اعتماد نکن

285
00:29:34,369 --> 00:29:39,372
خوش‌حال‌ام که اون عکس‌ـم توي لباس عروس سوخت

286
00:29:39,374 --> 00:29:41,416
عروسي هم بايد مي‌سوخت

287
00:29:41,418 --> 00:29:44,335
...لباس، سولاراها، کفش‌ها

288
00:29:44,337 --> 00:29:46,297
پاشو وايسا

289
00:29:49,718 --> 00:29:51,678
سعي کن آرامش پيدا کني

290
00:29:53,972 --> 00:29:58,099
چي‌کار مي‌خواي بکني؟ -
تقلب -

291
00:29:58,101 --> 00:30:00,810
رينو رو متقاعد مي‌کنم کفش‌ها رو طراحي کنه

292
00:30:00,812 --> 00:30:04,981
،اگه بد پيش رفتن، تقصير رو من گردن مي‌گيرم
اگه خوب پيش رفتن، مي‌گم کار اون بود

293
00:30:04,983 --> 00:30:07,318
ديوونه شدي؟

294
00:30:12,574 --> 00:30:15,241
،بهت مياد

295
00:30:15,243 --> 00:30:18,494
ولي نه واسه يه جشن مهم

296
00:30:18,496 --> 00:30:21,166
مهمه، درسته؟ -
من از کجا بايد بدونم؟ -

297
00:30:22,334 --> 00:30:26,419
،معلم‌ـم بيرون مدرسه جلوـم رو گرفت

298
00:30:26,421 --> 00:30:29,839
گفت که بچه‌هاش دارن يه جشن
ترتيب مي‌دن و ازـم خواست که برم

299
00:30:29,841 --> 00:30:32,093
پس بايد بري

300
00:30:42,687 --> 00:30:44,773
اين رو امتحان کن

301
00:30:55,575 --> 00:30:58,453
اين شيک‌ـه. اونا آدم‌هاي شيکي‌ان

302
00:30:59,954 --> 00:31:02,123
به نظر منم شيک‌ـه

303
00:31:03,917 --> 00:31:08,630
اين معلمه کجا زندگي مي‌کنه؟ -
«کورسو ويتوريو امانوئل» -
[ خياباني که از رُم عبور مي‌کند ]

304
00:31:09,881 --> 00:31:13,593
منظر? دريايي داره؟ -
نمي‌دونم -

305
00:31:15,720 --> 00:31:20,183
بچه‌هاش هنوز مدرسه‌اي‌ان؟ -
نمي‌دونم -

306
00:31:27,148 --> 00:31:29,317
نه، تموم شد رفت، نمي‌رم

307
00:31:39,327 --> 00:31:42,078
من رو با خودت ببَر

308
00:31:42,080 --> 00:31:46,209
استفانو نمي‌ذاره بياي -
خواهيم ديد -

309
00:31:49,713 --> 00:31:51,923
اگه خواستي من رو ببَري بهم بگو

310
00:31:55,427 --> 00:31:58,553
معلومه که دل‌ـم مي‌خواد بياي

311
00:31:58,555 --> 00:32:00,638
مي‌تونم اين رو بپوشم

312
00:32:00,640 --> 00:32:05,270
به نظرـت زياده‌روي نيست؟ -
جشن‌ـه يا شب‌زنده‌داري؟ -

313
00:32:09,774 --> 00:32:11,899
اين‌جا چي‌کار مي‌کني؟

314
00:32:11,901 --> 00:32:15,027
من اين‌جا چي‌کار مي‌کنم؟
بايد به تو جواب پس بدم؟

315
00:32:15,030 --> 00:32:20,074
!نه، استه -
...تو هم اين‌جائي -

316
00:32:20,076 --> 00:32:23,703
در هر صورت که همه باخبر مي‌شن -
از چي حرف مي‌زني؟ -

317
00:32:23,705 --> 00:32:27,415
برادرـش پينوچا رو مياره که
!کاروبارـشون رو اين‌جا انجام بدن

318
00:32:27,417 --> 00:32:31,043
توي اين خونه! کليد رو کي بهشون داد؟ -
خون? منم هست -

319
00:32:31,046 --> 00:32:34,297
!خفه شو، لي، جيک‌ـت در نياد

320
00:32:34,299 --> 00:32:41,095
به‌خاطر انجام کارهاي قبيح، پينوچا
!بارداره، لنو، و حالا بايد ازدواج کنن

321
00:32:41,097 --> 00:32:44,223
مي‌دوني چي واقعاً کُفرـم رو در مياره، لي؟

322
00:32:44,225 --> 00:32:47,602
،وقتي زدم زير گوش پينوچا
مي‌دوني برگشت چي گفت؟

323
00:32:47,604 --> 00:32:55,028
،حسودي‌ـت مي‌شه چون من يه زن‌ام و همسرـت نيست»
«!چون رينو مي‌دونه با يه زن چي‌کار کنه و تو نمي‌دوني

324
00:32:58,365 --> 00:33:01,868
!لعنت بر شيطون، لي! لعنت خدا به همه

325
00:33:03,244 --> 00:33:06,120
چرا بايد من رو به اين وضع دچار کني؟

326
00:33:06,122 --> 00:33:10,460
!بهتره برم بيرون، لي، وگرنه کار دست خودم مي‌دم
ولي اون احساس رضايت رو بهت نمي‌دم! گرفتي؟

327
00:33:11,711 --> 00:33:15,421
!هرز? کثيف! تو هرزه‌اي بيش نيستي

328
00:33:15,423 --> 00:33:18,301
!هيچي جز دردسر نيستي

329
00:33:22,639 --> 00:33:24,766
خب، من رو مي‌بَري؟

330
00:33:31,564 --> 00:33:34,565
،نگران بودم که لباس‌ـش زيادي پُرزرق‌وبرق باشه

331
00:33:34,567 --> 00:33:42,031
ولي همچنين اين‌که زيبايي‌ـش مثل يک ستاره منفجر
بشه و همه سرودست بشکنن تا تکه‌اي ازـش رو بقاپن

332
00:33:42,033 --> 00:33:47,078
،نگران بودم که با لهجه صحبت کنه، حرف‌هاي رکيک بزنه

333
00:33:47,080 --> 00:33:49,789
،ولي همچنين اين‌که، اگه صرفاً دهن‌ـش رو باز کنه

334
00:33:49,791 --> 00:33:56,796
همه مسحور هوش‌ـش بشن و
خود خانم گالياني رو افسون کنه

335
00:33:56,798 --> 00:34:01,426
نگران بودم خانم گالياني پي ببره که
من تنها ساي? کم‌رنگي از اون بودم

336
00:34:01,428 --> 00:34:07,517
که بخواد باز هم ببيندش، که بخواد
متقاعدش کنه که برگرده مدرسه

337
00:34:08,768 --> 00:34:11,811
بعداً مي‌بينم‌ـت -
کِي بيام دنبال‌تون؟ -

338
00:34:11,813 --> 00:34:13,523
نيمه‌شب

339
00:34:14,899 --> 00:34:16,317
!لي‌لا

340
00:34:17,694 --> 00:34:20,945
داشتم فکر مي‌کردم، اگه باهات بيام چي؟

341
00:34:20,947 --> 00:34:24,075
يه سلامي مي‌کنم، يه نوشيدني‌اي مي‌خورم

342
00:34:25,410 --> 00:34:29,456
،نه، استه. دوست‌هاي النائن
من اصلاً نمي‌شناسم‌شون

343
00:34:32,000 --> 00:34:34,044
باشه

344
00:34:44,512 --> 00:34:46,929
چجوري متقاعدش کردي؟

345
00:34:46,931 --> 00:34:50,226
اگه چيزي بخوام، فقط سليطه‌بازي در ميارم

346
00:34:52,020 --> 00:34:54,395
لي، خواهش مي‌کنم، اون‌جوري حرف نزن

347
00:34:54,397 --> 00:34:57,231
چجوري؟ -
همون‌جوري که الآن حرف زدي -

348
00:34:57,233 --> 00:35:01,029
من ماي? سرافکندگي‌ـت‌ام؟ -
...نه -

349
00:35:05,909 --> 00:35:09,245
مي‌دوني کدوم طبقه‌ان؟ -
سوم -

350
00:35:15,835 --> 00:35:19,962
تابه‌حال آسانسور سوار نشدي؟ -
نه -

351
00:35:19,964 --> 00:35:22,926
از پله‌ها بريم بهتره -
چرا؟ -

352
00:35:31,935 --> 00:35:34,811
و حالا چي مي‌شه؟ چي‌کار کنيم؟

353
00:35:34,813 --> 00:35:37,897
بايد 3 رو فشار بدي

354
00:35:37,899 --> 00:35:40,360
بزنم؟ -
بزن -

355
00:35:42,862 --> 00:35:45,031
!خداي من

356
00:36:26,281 --> 00:36:28,573
سلام -
سلام -

357
00:36:28,575 --> 00:36:31,743
من النائم، يکي از دانش‌آموزهاي خانم گالياني

358
00:36:31,745 --> 00:36:33,786
النا؟ -
بله -

359
00:36:33,788 --> 00:36:36,539
سلام، من آرماندوئم، پسرـش

360
00:36:36,541 --> 00:36:41,669
،مامان ما رو با مقاله‌هات عذاب مي‌ده
بايد همه‌شون رو خونده باشم

361
00:36:41,671 --> 00:36:43,631
خواهش مي‌کنم، بفرماييد تو

362
00:36:50,305 --> 00:36:52,891
بيا، مي‌بَرم‌ـت پيش مادرـم

363
00:36:53,058 --> 00:36:57,228
? Nico Fidenco - What a Sky (Su nel cielo) ?

364
00:37:10,825 --> 00:37:16,204
.النا، ديدن‌ـت چقدر لذت‌بخش‌ـه
خوش‌حال‌ام که اومدي

365
00:37:16,206 --> 00:37:19,332
ممنون، خونه‌تون قشنگه

366
00:37:19,334 --> 00:37:22,752
ممنون، اگه دوست داشته باشي
بعداً اطراف رو نشون‌ـت مي‌دم

367
00:37:22,754 --> 00:37:26,130
بهش گفتم که هميشه مقاله‌هاش رو
برامون مي‌خوني، که خيلي باهوش‌ـه

368
00:37:26,132 --> 00:37:31,928
ديدي؟ الناي ما هم خيلي خوشگله -
ممنون -

369
00:37:31,930 --> 00:37:34,474
اين‌جا کُلي آدم جالب واسه
آشناشدن باهاشون وجود داره

370
00:37:36,059 --> 00:37:40,730
مي‌خواستم با شوهرـم آشنات کنم
ولي اون بيمارستان سر شيفت‌ـه

371
00:37:42,607 --> 00:37:45,024
ايشون از دوستان‌ـته؟

372
00:37:45,026 --> 00:37:48,486
بله. ايشون معلم من‌ان

373
00:37:48,488 --> 00:37:52,490
اين لي‌لاست، ابتدايي هم‌کلاسي بوديم

374
00:37:52,492 --> 00:37:55,120
سلام -
شب به‌خير -

375
00:37:56,496 --> 00:37:58,581
دوستي‌هاي طولاني‌مدت مهم‌ان

376
00:38:02,627 --> 00:38:04,713
متأهل‌ايد؟ -
بله -

377
00:38:06,756 --> 00:38:09,759
هم‌سن النائيد؟ -
دو هفته بزرگ‌تر -

378
00:38:11,928 --> 00:38:14,053
با ناديا آشناشون کردي؟ -
نه -

379
00:38:14,055 --> 00:38:16,556
منتظر چي هستي؟ -
همين الآن رسيدن -

380
00:38:16,558 --> 00:38:21,477
ناديا مشتاق ديدار باهاته. اين‌يکي
ناقلاست، بهش اعتماد نکن

381
00:38:21,479 --> 00:38:25,898
ولي اون دختر خوب‌ـيه. مطمئن‌ام
که دوست‌هاي خوبي مي‌شيد

382
00:38:25,900 --> 00:38:28,568
حالا مي‌بيني، ازـش خوش‌ـت مياد -
بريم -

383
00:38:28,570 --> 00:38:30,780
خوش بگذره -
ممنون -

384
00:38:32,115 --> 00:38:36,745
،خواهرـم بچگي من رو نابود کرد
16ساله که ماي? غذاب‌ـمه

385
00:38:56,306 --> 00:38:59,893
ناديا، بيا، مي‌خوام با النا آشنات کنم -
باشه -

386
00:39:02,374 --> 00:39:05,190
ناديا، اين الناست، دانش‌آموز مامان -
سلام -

387
00:39:07,734 --> 00:39:11,694
خيلي از ديدن‌ـت خوش‌وقت‌ام -
سلام -

388
00:39:11,696 --> 00:39:14,197
چيزهايي که مي‌نويسي من رو جذب مي‌کنن

389
00:39:14,199 --> 00:39:17,867
هميشه از مامان مي‌پرسم
که يه مقال? ديگه نوشتي يا نه

390
00:39:17,869 --> 00:39:22,415
ممنون، ناديا. شما همه‌تون
خيلي با من خوش‌برخورديد

391
00:39:24,125 --> 00:39:26,501
اين از دوستان منه

392
00:39:26,503 --> 00:39:28,753
رافائلا کاراچي -
ناديا، خوش‌وقت‌ام -

393
00:39:28,755 --> 00:39:31,506
سلام، النا -
سلام، نينو -

394
00:39:31,508 --> 00:39:34,050
همديگه رو مي‌شناسيد؟ -
آره -

395
00:39:34,052 --> 00:39:36,805
بچه‌محل بوديم

396
00:39:38,264 --> 00:39:40,600
سلام

397
00:39:42,686 --> 00:39:44,852
سفر به انگلستان چطور بود؟

398
00:39:44,854 --> 00:39:49,109
خيلي جالب. دل‌ـم مي‌خواد به‌زودي برگردم

399
00:39:49,275 --> 00:39:52,820
? Chubby Checker - Let's Twist Again ?

400
00:39:52,821 --> 00:39:54,987
بيا برقصيم -
لي، مياي؟ -

401
00:39:54,990 --> 00:39:56,992
حس‌ـش نيست

402
00:40:12,007 --> 00:40:13,714
تو لي‌لائي، درسته؟

403
00:40:13,717 --> 00:40:17,470
من نينو ساراتوره‌ام، من رو يادته؟ -
آره -

404
00:40:22,183 --> 00:40:24,644
نمي‌رقصي؟ -
نه -

405
00:40:37,407 --> 00:40:38,783
!لي، بيا

406
00:42:34,315 --> 00:42:36,860
!اوه، خدا

407
00:42:38,278 --> 00:42:41,779
ببخشيد، ما داشتيم... اون داشت
دنبال دست‌شويي مي‌گشت

408
00:42:41,781 --> 00:42:45,201
بله، ببخشيد -
ما رو ببخشيد -

409
00:42:46,661 --> 00:42:48,455
خدا حافظ

410
00:42:51,541 --> 00:42:55,295
النا، دوست‌ـت اون‌جاست -
ممنون -

411
00:42:58,798 --> 00:43:00,467
لي‌لا، خب؟

412
00:43:02,218 --> 00:43:05,511
يک ساعته دارم دنبال‌ـت مي‌گردم

413
00:43:05,513 --> 00:43:09,432
من اين‌جا بودم -
بيا روي مهتابي، همه اون‌جان -

414
00:43:09,434 --> 00:43:13,269
چي‌کار مي‌کنن؟ -
صحبت مي‌کنن، هواي تازه مي‌خورن -

415
00:43:13,271 --> 00:43:15,899
تو برو

416
00:43:16,941 --> 00:43:19,944
حوصله‌ت سر رفته؟ -
نه -

417
00:43:21,780 --> 00:43:23,782
دارم کتاب‌ها رو نگاه مي‌کنم

418
00:43:25,450 --> 00:43:30,121
ديدي چندتا هست؟ -
آره -

419
00:43:31,373 --> 00:43:32,999
بيا

420
00:43:40,924 --> 00:43:42,842
سلام، گرکو -
سلام -

421
00:43:42,843 --> 00:43:47,014
? Sergio Endrigo - Se Le Cose Stanno Cos? ?

422
00:43:50,850 --> 00:43:56,646
مغايرت بين دارا و ندار، سؤاستفاده‌گر و
سؤاستفاده‌شده، ديگه اجتناب‌پذير نيست

423
00:43:56,648 --> 00:44:03,486
واقعيت جديد و مسلم اينه که قرباني‌ها نمي‌تونن
مرعوب بشن، و به تقلاشون ادامه مي‌دن

424
00:44:03,488 --> 00:44:10,076
مشکل اصلي اينه که شما، جوون‌ها، فکر مي‌کنيد که
مي‌تونيد همه‌چيز رو فوراً بدون فداکاري به دست بياريد

425
00:44:10,078 --> 00:44:14,872
،ولي ساخت يک دنياي جديد وقت مي‌بَره
بايد برنامه‌اي وجود داشته باشه

426
00:44:14,874 --> 00:44:19,293
دنيا با برنامه‌ريزي تغيير نمي‌کنه، لازمه‌ش خون‌ـه

427
00:44:19,295 --> 00:44:22,046
خشونت ضروريه -
اشتباه مي‌کني، آرمان -

428
00:44:22,048 --> 00:44:24,175
مي‌دوني از چي بي‌بهره‌اي؟

429
00:44:25,593 --> 00:44:28,928
اعتماد. بدون اعتماد، چيزي تغيير نمي‌کنه

430
00:44:28,930 --> 00:44:35,935
دنيا همين‌جوري‌ـش قابليت‌هاي فني و انساني
رو براي استعمار، گرسنگي، جنگ داره

431
00:44:35,937 --> 00:44:41,941
ببين «دانيلو دولچي» توي سيسيل، توي تراپتو
چي‌کار داره مي‌کنه، اعتصاب غذا کرد
[ فعال اجتماعي ]

432
00:44:41,943 --> 00:44:46,112
...تا عليه مردن اون بچه از سؤتغذيه اعتراض کنه

433
00:44:46,114 --> 00:44:50,908
بندتو بارتا، بچ? بي‌نوا -
موارد منفرد حساب نيست -

434
00:44:50,910 --> 00:44:53,745
مارتين لوتر کينگ مورد منفرده؟

435
00:44:53,747 --> 00:44:59,667
يا رئيس‌جمهور شهاب، که بعد از
بحران 1958 جوامع لبناني رو آشتي داد
[ فؤاد شهاب: سومين رئيس‌جمهور لبنان ]

436
00:44:59,669 --> 00:45:04,547
همچنين به لطف اونه که الآن مي‌توني
بري بيروت جوري که انگار پاريس‌ـه

437
00:45:04,549 --> 00:45:09,260
چيزي که موارد منفرد خطاب‌شون مي‌کني
خيلي‌ان و نيروي تأثيرگذاري‌ان

438
00:45:09,262 --> 00:45:13,222
من دوست دارم مثل يه تيپ
صلح جهاني تصورـشون کنم

439
00:45:13,224 --> 00:45:15,892
!باز دوباره اون نه

440
00:45:15,894 --> 00:45:19,729
تو فقط از اسم «تيپ صلح جهاني» خوش‌ـت مياد

441
00:45:19,731 --> 00:45:22,732
شايد حق با تو باشه، از اسم‌ـش خوش‌ـم مياد

442
00:45:22,734 --> 00:45:25,568
شايد به‌خاطر اينه که باعث مي‌شه
اميد به چيزي خوب داشته باشم

443
00:45:25,570 --> 00:45:31,117
تو اميد به چيزي خوب داري، آرمان؟ -
يا خام‌ـي، يا مي‌ترسي -

444
00:45:32,577 --> 00:45:35,036
حق با نينوئه

445
00:45:35,038 --> 00:45:38,372
ما نبايد خطاهاي نسل‌هاي گذشته رو تکرار کنيم

446
00:45:38,375 --> 00:45:42,502
من نمي‌خوام توي دنيايي زندگي
کنم که دوباره در جنگ باشه

447
00:45:42,504 --> 00:45:46,130
امروز جنگ بايد با اسلحه‌خونه‌هاي اتمي باشه

448
00:45:46,132 --> 00:45:48,385
بايد با خود جنگ باشه

449
00:45:49,844 --> 00:45:54,472
اگه اجاز? استفاده از اين سلاح‌ها
رو بديم، همه‌مون گناه‌کارـيم

450
00:45:54,474 --> 00:45:57,016
خيلي بيش‌تر از نازي‌ها

451
00:45:57,018 --> 00:46:00,853
ديکتاتورهايي وجود دارن که هنوز
هم مردم رو برده نگه مي‌دارن

452
00:46:00,855 --> 00:46:07,151
دنيا فوراً بايد تغيير کنه، ولي
از طريق صلح بايد تغيير کنه

453
00:46:07,153 --> 00:46:09,612
قطعاً باهات موافق‌ام

454
00:46:09,614 --> 00:46:14,534
سعي کن اين متعصبِ ناآرامِ ياغي رو متوجه کني

455
00:46:14,536 --> 00:46:17,245
کوآزيميدو رو يادته؟
سالواتوره کوآزيمودو يک نويسنده، شاعر و منتقد ادبي ]
[ ايتاليايي بود که در سال ???? نوبل ادبيات به او اعطا شد

456
00:46:17,247 --> 00:46:21,416
فراموش کنيد، اي پسران، ابرهاي خوني»
،را که از زمين سر به آسمان کشيده‌اند

457
00:46:21,418 --> 00:46:23,918
«...پيشينيان را فراموش کنيد

458
00:46:23,920 --> 00:46:27,588
،مقبره‌هايشان در خاکستر غرق مي‌شود»

459
00:46:27,590 --> 00:46:32,846
«سيه‌پران، باد، قلب‌هاي‌شان را مي‌پوشانند

460
00:46:37,100 --> 00:46:39,392
دقيقاً

461
00:46:39,394 --> 00:46:43,771
تو خيلي خوب‌ـي، النا. باهوش، شجاع

462
00:46:43,773 --> 00:46:46,607
اونا از نظر من حرف‌هاي
شجاعانه‌اي به نظر نمي‌رسن

463
00:46:46,609 --> 00:46:50,570
،اگه حرفي متفاوت از بقيه بزني
چيزي بيش‌تر از شجاع‌ـي

464
00:46:50,572 --> 00:46:54,031
،نه با قرباني‌ها، نه آزاردهنده‌ها...

465
00:46:54,034 --> 00:46:56,868
نه نوکران، نه اربابان

466
00:46:56,870 --> 00:47:05,001
و براي انجام اين کار، بايد کاري که النا مي‌گه رو
انجام بديم؛ با اسلحه‌خونه‌هاي اتمي بجنگيم

467
00:47:05,003 --> 00:47:07,754
من خسته و کوفته‌ام

468
00:47:07,756 --> 00:47:10,342
زنگ زدم استفانو، الآن پايينه

469
00:47:10,343 --> 00:47:12,675
لي‌لا، يه‌خرد? ديگه صبر کن

470
00:47:12,677 --> 00:47:16,471
نه، بسه، حال‌ـم از اين‌جا به هم مي‌خوره

471
00:47:16,473 --> 00:47:19,474
پنج دقيقه صبر کن -
نه -

472
00:47:19,476 --> 00:47:26,649
دموکرات‌هاي مسيحي عزيزـمون وعد? تغيير مي‌دن، ولي
اونا حتي بين خودشون هم نمي‌تونن سازش داشته باشن

473
00:47:28,151 --> 00:47:31,903
خانم، اومدن دنبال‌مون

474
00:47:31,905 --> 00:47:35,033
برو، النا، نگران نباش -
ممنون -

475
00:47:36,076 --> 00:47:39,035
خدافظ، نينو. خدافظ، ناديا -
خدافظ                - خدافظ -

476
00:47:39,037 --> 00:47:40,914
خدافظ، ممنون

477
00:47:48,296 --> 00:47:51,172
موضوع چيه؟ چي شده؟

478
00:47:51,174 --> 00:47:54,344
از وقتي به دنيا اومدم ان‌قدر حوصله‌م سر نرفته بود

479
00:47:56,763 --> 00:47:59,263
اگه رفته بوديم سينما بهتر بود

480
00:47:59,265 --> 00:48:04,229
حتي تلويزيون‌تماشاکردن هم بهتر
از بودن پيش اون افاده‌اي‌ها بود

481
00:48:06,398 --> 00:48:11,651
!چه جاي حال‌به‌هم‌زن‌ـي
خونه‌اي پُر از چيزهاي کهنه

482
00:48:11,653 --> 00:48:16,072
،اسباب و اثاثي? 100 سال پيش
خود خونه مال 300 سال پيش‌ـه

483
00:48:16,074 --> 00:48:19,534
،کتاب‌هاش رو خاک گرفته
اونا هم خيلي قديمي‌ان

484
00:48:19,536 --> 00:48:21,911
هيچ‌کدوم‌شون هيچ‌کدوم رو
،با زحمت به دست نياوردن

485
00:48:21,913 --> 00:48:26,459
با اون چيزهاي قديمي متولد شدن
بنابراين فکر مي‌کنن خداوند قادر مطلق‌ان

486
00:48:29,170 --> 00:48:33,798
اين‌جوري چيزي مي‌خورن، اين‌جوري
،حرف مي‌زنن، اين‌جوري تکون مي‌خورن

487
00:48:33,800 --> 00:48:37,677
ولي هيچ‌کدوم‌شون استعداد
دادن يه ايد? مبتکرانه رو ندارن

488
00:48:37,679 --> 00:48:41,514
مي‌دونن، مي‌دونن، ولي هيچي نمي‌دونن

489
00:48:41,516 --> 00:48:44,227
نمي‌شد يک کلمه از حرف‌هاشون رو متوجه شد

490
00:48:45,478 --> 00:48:48,521
و فکر نمي‌کنم خودشون هم متوجه شده باشن

491
00:48:48,523 --> 00:48:52,608
...پذيراي‌چپي‌هابودن، اسلحه‌خونه‌هاي اتمي

492
00:48:52,610 --> 00:48:58,575
دفع? بعد من رو نيار، لنو، پاشکاله
رو بيار، اون سريع حالي‌شون مي‌کنه

493
00:49:03,830 --> 00:49:08,335
اونا ميمون‌صفت‌هايي‌ان که به جاي روي
زمين، توي توالت مي‌شاشن و مي‌رينن

494
00:49:10,211 --> 00:49:15,423
ولي يادشون رفته، به همين
خاطر فکر مي‌کنن آخرـش‌ان

495
00:49:15,425 --> 00:49:21,220
تو هم همين‌طور، مراقب باش، داري
تبديل به طوطيِ طوطي‌ها مي‌شي

496
00:49:21,222 --> 00:49:25,516
...بايد مي‌شنيدي‌ـش، با اون صدا

497
00:49:25,518 --> 00:49:28,352
اين و پسر ساراتوره، عين هم

498
00:49:28,355 --> 00:49:33,107
...ما قابليت فني داريم
...گرسنگي فلان، جنگ بيسار

499
00:49:33,109 --> 00:49:38,031
عين ساراتوره، نقش بازي مي‌کني تا
توي خونه‌شون ازـت استقبال بشه؟

500
00:49:39,074 --> 00:49:46,790
در طي زماني که قوقولي‌قوقو مي‌کني، ما رو با
مغزهامون که دارن آتيش مي‌گيرن توي گُه‌کاري‌مون تنها بذار

501
00:49:58,551 --> 00:50:01,511
مي‌بيني‌ـش، لنو؟

502
00:50:01,513 --> 00:50:04,557
خوب يا بد، من يه مرد دارم

503
00:50:06,351 --> 00:50:09,727
،تو خيلي چيزها مي‌دوني

504
00:50:09,729 --> 00:50:11,815
ولي نمي‌دوني اين چه حسي داره

505
00:50:55,734 --> 00:51:00,405
خدافظ، النا -
النا، به دل نگير، لي‌لا شوخي مي‌کنه -

506
00:51:03,533 --> 00:51:08,411
!تو چقدر باهوش‌ـي
!تو چقدر دانائي

507
00:51:08,413 --> 00:51:10,206
!تو چقدر شجاع‌ـي

508
00:51:13,835 --> 00:51:16,546
خدافظ، گرکو

509
00:51:25,347 --> 00:51:34,771
خاطر? لحن نيش‌دارـش در اون شب، به‌جاي
کم‌رنگ‌شدن، تقويت و تلخي‌ـش شديدتر شد

510
00:51:34,773 --> 00:51:39,442
به نظر مي‌رسيد که هيچ‌چيز نمي‌تونه
کاري که کرد رو توجيه کنه

511
00:51:39,444 --> 00:51:47,410
بعد از به‌اتمام‌رسيدن مدرسه، شروع کردم به کارکردن
توي کتاب‌فروشي‌اي در پورت‌آلبا و از محله ناپديد شدم

512
00:51:53,708 --> 00:51:57,502
اين جلد دربار? کي‌يرکگارد و نيچه‌ست
[ فيلسوفان دانمارکي و آلماني ]

513
00:51:57,504 --> 00:52:00,004
اون‌يکي رو متوجه نمي‌شم اسم‌ـش چيه

514
00:52:00,006 --> 00:52:04,467
...«ساين اوند سايت»
[ به آلماني: هستي و زمان ]

515
00:52:04,469 --> 00:52:06,721
ببخشيد، ولي متوجه نمي‌شم

516
00:52:08,431 --> 00:52:12,767
کتاب «هستي و زمان» از هايدگر که سال
1953توسط کيودي ترجمه شد رو خواستم

517
00:52:12,769 --> 00:52:14,604
براتون ميارم‌ـش، پروفسور

518
00:52:16,106 --> 00:52:20,108
بيايد، همينه -
خودشه -

519
00:52:20,110 --> 00:52:23,363
برو کتاب‌هايي که امروز صبح اومد رو بچّين

520
00:52:24,531 --> 00:52:28,783
اين تنها ترجم? ايتاليايي معتبره

521
00:52:28,785 --> 00:52:31,202
احترام زيادي براي اين ناشر قائل‌ام

522
00:52:31,204 --> 00:52:33,538
حق با شماست، مي‌دونستم
اين‌جا پيداش مي‌کنم

523
00:52:33,540 --> 00:52:39,085
مطمئن‌ام ترجمه‌هاي بيش‌تري منتشر مي‌شه

524
00:52:39,087 --> 00:52:41,087
بيايد اميدوار باشيم

525
00:52:41,089 --> 00:52:44,175
...اونا ابتکارات مهم زيادي به خرج مي‌دن

526
00:53:09,826 --> 00:53:11,536
النا، کجا مي‌ري؟

527
00:53:15,623 --> 00:53:18,624
!نينو -
!لنو -

528
00:53:18,626 --> 00:53:22,420
از کجا اومدي؟ -
از کتاب‌فروشي -

529
00:53:22,422 --> 00:53:25,339
دنبال‌ـت مي‌گشتيم -
چي؟ -

530
00:53:25,342 --> 00:53:29,927
آره. مي‌دونستيم توي يکي از اين کتاب‌فروشي‌ها
کار مي‌کردي، ولي نمي‌دونستيم توي کدوم

531
00:53:29,929 --> 00:53:32,472
همه‌شون رو گشتيم

532
00:53:32,474 --> 00:53:35,477
من پشت قفس? کتاب بودم، ولي ديدم‌تون

533
00:53:36,603 --> 00:53:40,772
مي‌خواي باهامون بياي سينما؟ -
ممنون، ولي نمي‌تونم -

534
00:53:40,774 --> 00:53:45,443
بعدش يه سر ميايم پيش‌ـش     - آره -
من بايد برم خونه -

535
00:53:45,445 --> 00:53:49,697
ولي يه قدم‌زني توي محله؟ -
آره -

536
00:53:49,699 --> 00:53:52,202
يکي از همين روزها ميايم پيش‌ـت

537
00:53:53,453 --> 00:53:54,829
باشه

538
00:53:56,623 --> 00:53:59,749
بريم سينما؟ -
بريم -

539
00:53:59,751 --> 00:54:03,505
مي‌بينيم‌ـت. خدافظ، لنو -
خدافظ      - خدافظ، لنو -

540
00:54:06,675 --> 00:54:08,593
ممنون

541
00:54:09,761 --> 00:54:16,432
هيچ‌کدوم از مشخصه‌هاي ظاهري‌ـش شبيه پدرـش
،نبود، نه قامت‌ـش، نه چهره‌ش، نه رفتارـش

542
00:54:16,434 --> 00:54:19,018
نه حتي صدا يا چشم‌هاش

543
00:54:19,020 --> 00:54:22,563
اون مهربون بود، ميوه‌اي نابهنجار

544
00:54:22,565 --> 00:54:25,733
،چقدر با موهاي ژوليده‌ش جذاب بود

545
00:54:25,735 --> 00:54:29,489
...چقدر با هر گون? مذکر ديگه غيرمرتبط بود

546
00:54:50,218 --> 00:54:55,596
پينو، چه سرزده! اتفاقي افتاده؟

547
00:54:55,598 --> 00:54:58,266
بيا تو -
نه، عجله دارم -

548
00:54:58,268 --> 00:55:01,602
پينو، کسي نيست، همه رفتن عشاي رباني

549
00:55:01,604 --> 00:55:05,546
ديدم‌شون. دعوت‌نام? عروسي رو برات آوردم

550
00:55:06,943 --> 00:55:11,028
فقط واسه توئه، مي‌خوايم که تو بياي

551
00:55:11,031 --> 00:55:14,949
،تقصير استفانوئه. نه‌تنها برام خونه نمي‌خره

552
00:55:14,951 --> 00:55:20,580
بلکه چون پول لباس‌عروس، عکس‌ها و تالار
رو اون مي‌ده، نصف محله توي ليست نيستن

553
00:55:20,582 --> 00:55:24,375
رينو هم عذرخواهي مي‌کنه، ولي
نمي‌تونيم خانواده‌ت رو دعوت کنيم

554
00:55:24,377 --> 00:55:31,632
استفانو مي‌گه هم? پول‌ـش رو صرف خواربارفروشي
و کفش‌فروشي کرده و حالا هيچي براش نمونده

555
00:55:31,634 --> 00:55:34,677
رينو هم که جاي خود داره، خيلي ول‌خرج‌ـه

556
00:55:34,679 --> 00:55:38,389
يه ماشين خريده -
نگران نباش، پينو -

557
00:55:38,391 --> 00:55:42,894
ما يه عروسي مثل مال لي‌لا و يه
،خونه دم راه‌آهن مي‌خواستيم

558
00:55:42,896 --> 00:55:46,814
به‌جاش مامان اتاق‌خواب‌ـش رو مي‌ده بهمون

559
00:55:46,816 --> 00:55:51,152
استفانو به من که مي‌رسه خودش رو مي‌زنه به
آس‌وپاسي، ولي سر زن‌ـش کُلي پول حروم مي‌کنه

560
00:55:51,154 --> 00:55:54,991
بازم شرمنده، لنو -
مهم نيست، پينو، نگران نباش -

561
00:56:15,345 --> 00:56:16,888
!النا

562
00:56:18,390 --> 00:56:20,266
!لنو

563
00:56:25,355 --> 00:56:28,731
سلام، اين‌جا چي‌کار مي‌کني؟

564
00:56:28,733 --> 00:56:33,989
بيا پايين. بيا بريم يه قدمي بزنيم -
آره، الآن ميام پايين -

565
00:57:28,376 --> 00:57:33,588
سلام -
سلام. اين‌جا چي‌کار مي‌کني؟ -

566
00:57:33,590 --> 00:57:35,842
اين رو برات آوردم که بخوني

567
00:57:37,969 --> 00:57:40,472
مي‌خوني‌ـش؟

568
00:57:43,683 --> 00:57:45,435
معلومه

569
00:58:01,868 --> 00:58:04,204
بيا بريم

570
00:58:11,002 --> 00:58:15,213
ترسيمي‌ـه، مثل گالياني و آرماندو

571
00:58:15,215 --> 00:58:17,717
ولي چيزهاي خوبي توـشه

572
00:58:20,261 --> 00:58:22,845
واقعاً مي‌گم، لنو

573
00:58:22,847 --> 00:58:27,644
خانم گالياني براي منم بنيادي بود، ولي نمي‌تونه
ايده‌هاي متفاوت از ايده‌هاي خودش رو تحمل کنه

574
00:58:29,229 --> 00:58:32,899
،هرچي احتياج داري برداشت کن
ولي با عقل خودت استدلال کن

575
00:58:38,154 --> 00:58:41,199
اگه دوست داشتي، به لي‌لا هم نشون‌ـش بده

576
00:58:47,747 --> 00:58:49,831
ناديا کو؟

577
00:58:49,833 --> 00:58:53,042
ناديا خونه پيش چندتا از دوستان پدرـشه

578
00:58:53,044 --> 00:58:55,378
باهاشون مي‌ره نروژ

579
00:58:55,380 --> 00:58:58,548
تو چي، با پدرمادرـت مي‌ري ايشکيا؟

580
00:58:58,550 --> 00:59:01,426
با پدرـم؟ نه حتي اگه بکُشن‌ـم

581
00:59:01,428 --> 00:59:07,390
مي‌رم ايسکيا، ولي مي‌رم خون?
يه دوست. بايد درس بخونيم. تو؟

582
00:59:07,392 --> 00:59:12,019
نمي‌دونم، دنبال يه کار تابستوني واسه
موقعي‌ام که کتاب‌فروشي تعطيل مي‌کنه

583
00:59:12,022 --> 00:59:15,773
چرا نمياي به ديدن من؟ -
چطور مي‌تونم؟ -

584
00:59:15,775 --> 00:59:18,278
چيه مگه، لنو؟ بي‌خيال ديگه، بيا

585
00:59:23,116 --> 00:59:27,618
از صحبت با تو خوش‌ـم مياد -
منم همين‌طور -

586
00:59:27,620 --> 00:59:30,373
و مي‌خوام بدونم نظرـت راجع به مجله چيه

587
00:59:35,462 --> 00:59:37,964
من يه عمره که اين‌جا نبودم

588
00:59:39,799 --> 00:59:41,507
بريم يه قهوه بخوريم؟ -
آره -

589
00:59:41,509 --> 00:59:46,596
!دوناتو

590
00:59:46,598 --> 00:59:51,478
اون کيه؟ -
مليناست، يادت نميادش؟ -

591
00:59:54,647 --> 00:59:57,982
با منه؟ -
نمي‌دونم -

592
00:59:57,984 --> 00:59:59,903
!دوناتو

593
01:00:03,907 --> 01:00:08,993
چرا به من مي‌گه «دوناتو»؟
به نظرـت من شبيه پدرـم‌ام؟

594
01:00:08,995 --> 01:00:11,287
نه

595
01:00:11,289 --> 01:00:13,831
مطمئن‌ـي؟ -
آره -

596
01:00:13,833 --> 01:00:16,336
!منتظرـم بمون، دوناتو

597
01:00:18,588 --> 01:00:22,050
شايد بهتر باشه من برم -
...نه، وايسا -

598
01:00:23,468 --> 01:00:26,135
نه، لنو... من مي‌رم

599
01:00:26,137 --> 01:00:28,012
!دارم ميام، دوناتو

600
01:00:28,014 --> 01:00:30,306
آره، شايد بهتر باشه بري

601
01:00:30,308 --> 01:00:32,975
قول بده مياي ايشکيا

602
01:00:32,977 --> 01:00:41,298
دوناتو! دونا، کجا مي‌ري؟
!دارم ميام! دوناتو! دوناتو

603
01:00:44,134 --> 01:00:50,370
!دوناتو! دارم ميام، دونا
کجا مي‌ري، دوناتو؟

604
01:00:56,219 --> 01:01:10,433
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

605
01:02:08,725 --> 01:02:09,825
لي‌لا؟

606
01:02:12,975 --> 01:02:15,355
« آن‌چه در «دوست نابغ? من: داستان يک نام جديد» خواهيد ديد »

607
01:02:19,675 --> 01:02:21,175
خيلي خوش‌حال‌ام که مي‌بينم‌ـت

608
01:02:25,975 --> 01:02:28,125
اقرار کن. ازـش خوش‌ـت مياد

609
01:02:31,625 --> 01:02:33,625
يه چيزي دارم که بهت بگم

610
01:02:34,175 --> 01:02:36,455
« دوست نابغ? من: داستان يک نام جديد »

611
01:02:36,456 --> 01:02:46,456
« ترجمه و زیرنویس توسط تیم وای موویز »

