1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:00:06,001 --> 00:00:09,801
اون روز توي خيابون، چرولو رو با نامزدش ديدم

3
00:00:09,901 --> 00:00:13,001
اون‌همه زيبايي که وقتي
...بچه بود توي ذهن‌ـش داشت

4
00:00:13,002 --> 00:00:14,921
به سمت نادرستي رفته

5
00:00:14,922 --> 00:00:17,502
« آن‌چه در «دوست نابغ? من: داستان يک نام جديد» ديديد »

6
00:00:17,503 --> 00:00:19,053
!آدا

7
00:00:20,753 --> 00:00:22,053
فردا مي‌بينم‌ـت

8
00:00:22,800 --> 00:00:24,550
نمي‌خوام چيزي رو ازـت مخفي کنم

9
00:00:25,250 --> 00:00:28,850
ما مکان خودمون رو مي‌خوايم، زندگي خودمون رو

10
00:00:28,950 --> 00:00:30,150
من يه کاري برات دارم

11
00:00:30,350 --> 00:00:31,350
پيداش کن

12
00:00:31,900 --> 00:00:34,050
دور بمون، ديگه هرگز قرار نيست ببيني‌ـش

13
00:00:36,850 --> 00:00:38,950
مي‌رم ببينم مي‌خواد چي‌کار کنه

14
00:00:38,955 --> 00:00:41,050
من از وقتي بچه بوديم يه احساسي بهت داشتم

15
00:00:41,160 --> 00:00:43,360
مستحق اين نيستي که توي اين بيغوله زندگي کني

16
00:00:44,050 --> 00:00:45,300
برگشتي

17
00:00:45,301 --> 00:00:47,000
من باردارـم، استه

18
00:00:48,100 --> 00:00:50,700
...لي -
بچه مال تو نيست -

19
00:00:51,700 --> 00:00:54,200
مي‌توني براي «نُرماله»، دانشگاه توي «پيزا» تلاش کني

20
00:00:54,201 --> 00:00:56,000
بس کن! قرار نيست وايسم اين‌جا
!و به شِرووِرهات گوش بدم

21
00:00:56,001 --> 00:00:58,000
!شِرووِر نيست! من مي‌خوام ادامه‌تحصيل بدم

22
00:00:58,001 --> 00:01:00,001
اگه مي‌ري، بايد به قصد واردشدن باشه، لنو

23
00:01:22,919 --> 00:01:27,963
ازـت تاريخ دقيق نامه‌اي که «ورگا» درـش
جوواني ورگا: نويسند? ايتاليايي و بنيان‌گذار ]
[ مکتب ادبي «وريسم» يا واقع‌گري محض

24
00:01:27,965 --> 00:01:33,471
وفاداري‌ـش به شعرشناسي واقع‌گري محض رو اعلام
مي‌کنه رو خواستم، و اين‌که براي کي نوشته شده بود

25
00:01:37,433 --> 00:01:39,308
نمي‌دونم

26
00:01:39,310 --> 00:01:41,769
ما داريم راجع به يک محافظه‌کار کم‌هوش حرف مي‌زنيم

27
00:01:41,771 --> 00:01:43,729
کافيه، ماري

28
00:01:43,731 --> 00:01:46,899
جدي درس‌خوندن

29
00:01:46,901 --> 00:01:50,986
به اين معنا نيست که صرفاً کار يه
،نويسنده رو از جنب? مسلکي بخوني

30
00:01:50,988 --> 00:01:55,783
بلکه بايد تاريخ‌هاي حياتي رو
حفظ و زمينه‌يابي هم بکني

31
00:01:55,785 --> 00:01:58,162
...استاد

32
00:01:59,413 --> 00:02:07,836
اتفاقاتي داره ميوفته که بيش از حد جالبه که
بهم اجازه بده تنها روي درس شما تمرکز کنم

33
00:02:07,839 --> 00:02:09,505
من رو ببخشيد اگه همچين حرفي مي‌زنم

34
00:02:09,507 --> 00:02:13,845
ماري عزيز من، موقعيت‌ـت بهت اعتبار مي‌ده

35
00:02:14,929 --> 00:02:20,266
چيزي که از اعتبارـت کم مي‌کنه، و
،فکر مي‌کنم خودت متوجه‌ش هستي

36
00:02:20,268 --> 00:02:25,104
اينه که با دونستن اين‌که چي رو در خطر مي‌ندازي
بدون آمادگي قبلي اين‌جا حاضر مي‌شي

37
00:02:25,106 --> 00:02:28,232
بايد ياد بگيري از وقت‌ـت استفاد? بهتري بکني

38
00:02:28,234 --> 00:02:33,614
فقط يک راه وجود داره که از وقت خوب استفاده کرد -
بگو بشنويم -

39
00:02:35,158 --> 00:02:37,825
انقلاب‌کردن

40
00:02:37,827 --> 00:02:40,913
خيلي‌خب... ببين، من مي‌خوام کمک‌ـت کنم

41
00:02:42,248 --> 00:02:44,625
امتحان‌ـت لياقت بيش‌تر از 13 رو نداره

42
00:02:46,127 --> 00:02:50,588
متأسف‌ام، جات در دانشگاه «نُرماله» رو از دست مي‌دي

43
00:02:50,590 --> 00:02:55,178
و بعد کُلي وقت براي انقلاب‌کردن داري

44
00:02:58,139 --> 00:03:00,183
ممنون، استاد

45
00:03:01,809 --> 00:03:03,811
لايق بيش‌تر نبودم

46
00:03:37,053 --> 00:03:38,928
اوناهاش‌ـش -
خب؟ -

47
00:03:38,930 --> 00:03:40,471
عالي -
نمره؟ -

48
00:03:40,473 --> 00:03:42,932
مهم نيست، خوب پيش رفت

49
00:03:42,934 --> 00:03:46,227
بيايد همون‌طور که گفتيم بريم ساحل -
آره، بيايد بريم -

50
00:03:46,229 --> 00:03:48,479
...جوليا گفت مياد به اتاق‌ـم

51
00:03:48,481 --> 00:03:50,981
امشب پيش من مي‌موني؟ -
آره -

52
00:03:50,983 --> 00:03:56,278
مي‌خوام با تو تنها باشم، باشه؟
نه، شما بدون ما بريد

53
00:03:56,280 --> 00:04:00,282
ما مي‌ريم. به سرايدار مي‌گم راه‌تون بده

54
00:04:00,284 --> 00:04:04,245
داري ما رو مي‌پيچوني؟ -
!النا، متقاعدش کن -

55
00:04:04,247 --> 00:04:09,166
،ما همه داريم تلف مي‌شيم
...بيايد بريم ماکاروني بخوريم

56
00:04:09,168 --> 00:04:11,585
ازـش عذرخواهي کن -
ديوونه شدي؟ -

57
00:04:11,587 --> 00:04:17,174
!ول‌ـش کن -
داشت شوخي مي‌کرد -

58
00:04:17,176 --> 00:04:20,803
فقط داشتم شوخي مي‌کردم -
!کون لق‌ـت -

59
00:04:20,805 --> 00:04:26,976
!فرانکو، برگرد! حماقت نکن -
!کون لق‌ـت -

60
00:04:26,978 --> 00:04:30,398
بيايد بگيريم‌شون، يالا! مراقب باشيد

61
00:04:41,701 --> 00:04:43,327
!فرانکو

62
00:04:45,246 --> 00:04:46,914
!بدو، بدو

63
00:04:51,461 --> 00:04:55,673
کجا مي‌ريم؟ -
!دور از همه -

64
00:05:14,984 --> 00:05:19,528
داس و چکش
...اربابان به سلاخي
[ داس و چکش: يکي از نمادهاي کمونيستي ]

65
00:05:19,530 --> 00:05:23,199
« بعد از 22 سال کار در کارخانه اخراج شدم »
« بايد شکم 4 تا بچه رو سير کنم »

66
00:05:23,201 --> 00:05:26,160
وقت‌ـشه، وقت‌ـشه
...قدرت به کارگرها

67
00:05:26,162 --> 00:05:30,122
« کارگري يه حق‌ـه »

68
00:05:30,124 --> 00:05:33,503
وقت‌ـشه، وقت‌ـشه
...قدرت به کارگرها

69
00:05:37,381 --> 00:05:41,844
داس و چکش
...اربابان به سلاخي

70
00:05:45,181 --> 00:05:48,810
وقت‌ـشه، وقت‌ـشه
...قدرت به کارگرها

71
00:06:10,206 --> 00:06:13,709
!اوناهاش‌ـن، دارن مي‌رسن! بيا، بيا

72
00:06:36,858 --> 00:06:40,568
النا، اونا بايد احترام بيش‌تري بهت بذارن

73
00:06:40,570 --> 00:06:44,905
...تو ساکت مي‌موني، لبخند مي‌زني
از حق خودت دفاع کن

74
00:06:44,907 --> 00:06:48,119
بهم قول مي‌دي؟ -
آره -

75
00:06:54,167 --> 00:06:56,584
با من بيا

76
00:06:56,586 --> 00:06:58,294
صبح به‌خير -
سلام -

77
00:06:58,296 --> 00:07:01,297
ما مي‌خوايم اون پالتو جناغي
توي ويترين رو تن بزنيم

78
00:07:01,299 --> 00:07:06,135
اوني که از پشم نؤ خالص‌ـه؟ -
پشم نؤ خالص، بله، بله -

79
00:07:06,137 --> 00:07:12,474
سايز خانم جوان رو مي‌خوايد؟ -
سايز همسرـم؟ بله -

80
00:07:12,477 --> 00:07:15,686
که اين‌طور، مي‌رم بيارم‌ـش -
ممنون -

81
00:07:15,688 --> 00:07:18,816
مارتا، مي‌توني يه دستي بهم برسوني؟

82
00:07:20,443 --> 00:07:23,068
فرانکو، لازم‌ـش ندارم -
چرا، داري -

83
00:07:23,070 --> 00:07:25,529
فقط اين پالتو قديمي‌ـه رو داري

84
00:07:25,531 --> 00:07:29,992
همين پالتو قديمي‌ـه کارـم رو راه مي‌ندازه -
ولي اين‌يکي گرم‌تره -

85
00:07:29,994 --> 00:07:33,871
درست نيست -
چرا، هست -

86
00:07:33,873 --> 00:07:38,375
نه، نيست. تو همين‌جوري‌ـش کُلي هديه بهم دادي

87
00:07:38,377 --> 00:07:44,548
لباس، عينک، سفر... بسه -
ولي من پول‌دارـم، النا -

88
00:07:44,550 --> 00:07:46,469
خيلي پول‌دار

89
00:07:47,678 --> 00:07:53,557
و تو هيچي نداري. به‌علاوه، لايق‌شون‌ـي

90
00:07:53,559 --> 00:07:57,061
خانم، اجازه هست؟ -
موردي نداره من انجام بدم؟ -

91
00:07:57,063 --> 00:07:58,815
ابداً

92
00:07:59,296 --> 00:08:00,339
ممنون

93
00:08:07,573 --> 00:08:12,537
ببين. خوشگل شدي

94
00:08:14,126 --> 00:08:19,085
فرانکو   - آدم‌هايي مثل توئن -
که از ساده‌ترين حقوق محروم‌ان

95
00:08:20,795 --> 00:08:23,631
ديدي اون کارگرها چقدر ناراحت بودن؟

96
00:08:25,216 --> 00:08:30,678
بي‌عدالتي حقيقي اينه که به‌خاطر آدم‌هايي
مثل من، اونا مجبورـن اون‌جوري زندگي کنن

97
00:08:30,680 --> 00:08:32,473
...فرانکو -
نه -

98
00:09:03,963 --> 00:09:06,174
به همين زودي بيدار شدي؟

99
00:09:07,675 --> 00:09:10,887
نمي‌خواي يه‌خرده بيش‌تر بخوابي؟ -
خواب‌ـم نمياد -

100
00:09:14,098 --> 00:09:17,057
بهتره بري، النا

101
00:09:17,059 --> 00:09:20,313
برگرد دانشکده، اگه اين‌جا
ديده بشي، داستان مي‌شه

102
00:09:22,899 --> 00:09:24,275
الآن مي‌رم

103
00:09:34,869 --> 00:09:36,454
چي شده؟

104
00:09:40,166 --> 00:09:45,463
النا، من مي‌رم -
کجا مي‌ري؟ به بقيه ملحق شي؟ -

105
00:09:47,590 --> 00:09:49,550
نه، متوجه نيستي

106
00:09:52,929 --> 00:09:57,973
از اين‌جا مي‌رم. بسه، اين‌جا ديگه کاري ندارم

107
00:09:57,975 --> 00:10:03,812
اين هم يکي از اون شوخي‌هاته؟ -
ديروز 13 گرفتم -

108
00:10:03,815 --> 00:10:05,733
جام در «نُرماله» رو از دست دادم

109
00:10:08,027 --> 00:10:12,488
چي؟ چرا بهم نگفتي؟

110
00:10:12,490 --> 00:10:16,702
چون برام مهم نيست، نمي‌خوام اين‌جا بمونم

111
00:10:27,338 --> 00:10:29,632
النا؟

112
00:10:31,134 --> 00:10:37,598
...اون‌جوري نباش. ببين، واقعاً برام مهم نيست. النا

113
00:10:39,892 --> 00:10:45,312
دنيا به تغيير احتياج داره، من وقتي
واسه درس‌خوندن براي امتحانات ندارم

114
00:10:45,314 --> 00:10:47,150
متوجه‌اي؟

115
00:10:51,195 --> 00:10:56,826
اين سال‌ها برام شگفت‌انگيز بودن، ولي ديگه بسه

116
00:11:00,538 --> 00:11:07,128
،من مثل تو منظم و مرتب، يا مصمم نيستم
من پشتکار تو رو واسه موفق‌شدن ندارم

117
00:11:12,758 --> 00:11:14,719
چي‌کار بايد بکنم، النا؟

118
00:11:17,889 --> 00:11:22,810
چيزهايي بگم مثل: در تماس
مي‌مونيم، بهت سر مي‌زنم؟

119
00:11:28,024 --> 00:11:31,652
دل‌ـم نمي‌خواد ديگه پا اين‌جا در «پيزا» بذارم

120
00:11:32,820 --> 00:11:35,573
تا آخر عمرـم

121
00:12:09,315 --> 00:12:12,524
،فرانکو ماري، در اولين سال‌هاي دانشگاه‌ـم

122
00:12:12,527 --> 00:12:19,826
بهم ياد داد چطور زندگي کنم، چطور عشق‌بازي
کنم، درس بخونم، خوش بگذرونم، فکر کنم

123
00:12:21,536 --> 00:12:23,827
،دوست‌ـش داشتم

124
00:12:23,830 --> 00:12:28,668
جسم بي‌قرارـش رو دوست داشتم، حتي
با اين‌که هيچ‌وقت ضروري در نظرـش نگرفتم

125
00:12:29,710 --> 00:12:35,256
.و بعد همون‌طوري که گفته بود اتفاق افتاد
مدتي براي هم نامه نوشتيم و بعد تموم شد

126
00:12:35,258 --> 00:12:41,013
اون به «پيزا» برنگشت و من
مدت زيادي ازـش بي‌خبر بودم

127
00:12:44,350 --> 00:12:46,644
« بر اساس رماني از اِلنا فرانته »

128
00:12:49,616 --> 00:12:52,223
« دوست نابغ? من: داستان يک نام جديد »

129
00:14:00,416 --> 00:14:04,065
« بخش پانزدهم: اشباح »

130
00:14:07,850 --> 00:14:14,772
اون زمستان، دوره‌اي طولاني و دل‌تنگي‌آور آغاز
شد، من هيچ کاري جز درس‌خوندن نداشتم

131
00:14:14,774 --> 00:14:17,274
،از اون‌جايي که فرانکو از زندگي‌ـم خارج شده بود

132
00:14:17,276 --> 00:14:23,991
همون ترسي که وقتي به «پيزا» رسيدم
من رو گرفته بود، مجدداً ظاهر شد

133
00:14:47,014 --> 00:14:53,352
حضور فرانکو شرايط واقعي‌ـم رو پنهان
کرده بود، ولي تغييرـش نداده بود

134
00:14:53,354 --> 00:14:58,025
و بعد از سه سال هنوز حقيقتاً
هم‌رنگ جماعت نشده بودم

135
00:15:12,665 --> 00:15:16,367
« خوابگاه دانشکد? زنان »

136
00:15:30,141 --> 00:15:32,310
لنو، کجائي؟

137
00:15:39,150 --> 00:15:41,609
يا حضرت مريم، لنو، کجائي؟

138
00:15:41,611 --> 00:15:43,321
مامان...؟

139
00:15:57,043 --> 00:15:59,796
مامان، اين‌جام

140
00:16:03,508 --> 00:16:07,804
مامان... کمک‌ـم کن

141
00:16:09,514 --> 00:16:11,265
من اين‌جام

142
00:16:15,144 --> 00:16:17,021
اين‌جائي که، لنو

143
00:16:20,149 --> 00:16:25,569
!يا حضرت مريم... به‌قدر کافي طول کشيد

144
00:16:25,571 --> 00:16:28,280
کسي اين‌جا نيست، متروکه‌ست

145
00:16:28,282 --> 00:16:31,285
تک و تنهائي، دختر. بذار ببينم‌ـت

146
00:16:34,372 --> 00:16:36,582
رنگ گچ ديوار شدي

147
00:16:37,834 --> 00:16:40,086
موهات رو چي کردي؟

148
00:16:45,216 --> 00:16:49,554
هنوز تب داري. ازـت مراقبت مي‌کنم

149
00:16:52,014 --> 00:16:58,020
چيه؟ به چي نگاه مي‌کني؟ -
اين‌جا چي‌کار مي‌کني؟ -

150
00:17:00,148 --> 00:17:03,065
گفتي که نمياي، که تب داري

151
00:17:03,067 --> 00:17:05,401
بايد مي‌ذاشتم‌ـت به حال خودت؟

152
00:17:05,403 --> 00:17:08,988
چطوري اومدي؟ کي باهات اومد؟

153
00:17:08,990 --> 00:17:12,994
!کي قرار بود بياد، پدرـت؟ حرف‌ها مي‌زني

154
00:17:14,203 --> 00:17:16,036
با قطار اومدم

155
00:17:16,038 --> 00:17:19,790
با قطار؟ ولي تو اصلاً تابه‌حال قطار سوار شدي؟

156
00:17:19,792 --> 00:17:23,212
نه، ولي بايد بار اولي وجود مي‌داشت

157
00:17:26,674 --> 00:17:32,054
تکون نخور، تب داري. حالا من درست‌ـش مي‌کنم

158
00:17:39,312 --> 00:17:43,022
برات يه‌خرده سوپ گذاشتم، برات گرم‌ـش مي‌کنم

159
00:17:43,024 --> 00:17:46,527
آشپزخونه‌اي وجود داره، اجاقي؟

160
00:17:49,113 --> 00:17:55,326
پايين پله‌ها، دست راست -
چرا کسي توي دانشکده نيست؟ -

161
00:17:55,328 --> 00:17:57,997
همه رفتن خونه، مامان

162
00:18:00,124 --> 00:18:05,087
کجا برم؟ -
پايين پله‌ها، دست راست -

163
00:18:34,117 --> 00:18:35,952
لنو؟

164
00:18:37,203 --> 00:18:42,625
لنو، دختر مامان، لنو. پا شو بشين، لنو. يالا

165
00:18:48,464 --> 00:18:50,631
بايد بخوري‌ـش

166
00:18:50,633 --> 00:18:53,845
نمي‌خوام -
مجبورـي، برات خوبه -

167
00:18:55,721 --> 00:18:58,933
خودم مي‌خورم -
پس من اين‌جا چي‌کاره‌ام؟ -

168
00:19:05,439 --> 00:19:08,482
خواهر و برادرهات همه‌ش سراغ‌ـت رو مي‌گيرن

169
00:19:08,484 --> 00:19:11,527
چطورـن؟ -
دارن بزرگ مي‌شن -

170
00:19:11,529 --> 00:19:14,574
که به اين معناست که من و پدرـت داريم پير مي‌شيم

171
00:19:17,034 --> 00:19:23,539
،محله عوض نشده، همون خانواده‌ها توي ساختمون
انگار که اصلاً هيچي تکون نمي‌خوره

172
00:19:23,541 --> 00:19:27,044
بعد توي آينه نگاه مي‌کنم و متوجه
مي‌شم که زمان تکون مي‌خوره

173
00:19:31,632 --> 00:19:35,178
،زمان براي تو هم مي‌گذره
براي همه مي‌گذره

174
00:19:38,139 --> 00:19:42,894
بسه -
!يه‌خرد? ديگه. يه‌خرد? ديگه -

175
00:19:45,980 --> 00:19:50,818
خيلي‌خب ديگه. بعداً برات گرم‌ـش
مي‌کنم، الآن استراحت کن

176
00:19:53,654 --> 00:19:56,906
به نظر مياد استفانو کاراچي
داره توي بدهي غرق مي‌شه

177
00:19:56,908 --> 00:20:02,330
يه سال يه ماشين اسپورت مي‌خره و سال بعد
اسم‌ـش مي‌ره توي کتاب سرخ خانم سولارا

178
00:20:03,998 --> 00:20:07,293
سولاراها همه‌چي رو مي‌قاپّن، همه اين رو مي‌دونيم

179
00:20:08,920 --> 00:20:13,797
لي‌لا فکر مي‌کرد خدا مي‌دونه که به کجا
مي‌رسه، ولي ببين امروز چه وضعي داره

180
00:20:13,800 --> 00:20:19,680
...يه عروسي شاهدختانه، لباس‌هاي خوب، خون? جديد

181
00:20:23,810 --> 00:20:26,896
تو خيلي بهتر از اون‌ـي، و خوشگل‌تر

182
00:20:31,192 --> 00:20:34,818
«!پدرـت به همه مي‌گه: «دختر من «پيزا»ـست

183
00:20:34,821 --> 00:20:37,821
انگار که راجع به کاخ شاه حرف مي‌زنه

184
00:20:37,824 --> 00:20:39,492
...«و اين هم از «پيزا

185
00:21:11,482 --> 00:21:14,861
يه عکس بگير. فقط از من، نه بچه

186
00:21:17,363 --> 00:21:22,034
عقب‌تر. يه عکس از من بگير

187
00:21:24,579 --> 00:21:27,373
...خاله لنو

188
00:21:29,459 --> 00:21:36,007
،حالا لباس‌هاش رو در بيار، بشورـش
کهنه و قنداق‌ـش رو عوض کن

189
00:21:43,556 --> 00:21:45,975
چي شده، لنو؟ چي شد؟

190
00:21:49,061 --> 00:21:53,939
هيچي، مامان. فقط خواب بد ديدم

191
00:21:53,941 --> 00:21:56,152
بخواب

192
00:22:04,911 --> 00:22:10,331
بعد از اتفاقي که با نينو افتاد
به لي‌لا فکر نکرده بودم

193
00:22:10,333 --> 00:22:13,083
روح‌ـمم خبر نداشت که چي‌کار مي‌کنه

194
00:22:13,085 --> 00:22:18,716
در يکي از سفرهاي نادرـم به خونه، من رو به صرف
ناهار دعوت کرد و چندتا دفترچ? يادداشت بهم داد

195
00:22:19,759 --> 00:22:23,429
مجبورـم کرد قسم بخورم که هرگز نمي‌خونم‌شون

196
00:23:06,347 --> 00:23:13,644
گفت که اون‌ها کلماتي که بودن که طي
سال‌ها جمع‌آوري شدن، کلمات خطرناک

197
00:23:13,646 --> 00:23:18,568
،اگه استفانو پيداشون مي‌کرد
ممکن بود اون و بچه رو بکُشه

198
00:23:38,463 --> 00:23:40,631
برگشتي

199
00:23:43,801 --> 00:23:45,845
بيا تو

200
00:23:57,899 --> 00:23:59,901
نگران‌مون کردي

201
00:24:03,696 --> 00:24:06,699
چي شد؟ -
من باردارـم، استه -

202
00:24:11,329 --> 00:24:13,956
...لي -
بچه مال تو نيست -

203
00:24:35,728 --> 00:24:39,104
بسه ديگه. بيا اين‌جا

204
00:24:39,106 --> 00:24:41,232
گفتم مال تو نيست! شنيدي چي گفتم؟

205
00:24:41,234 --> 00:24:44,070
!مال تو نيست -
!لي‌لا، بس کن -

206
00:24:46,697 --> 00:24:48,866
من خيلي خوش‌حال‌ام

207
00:24:50,284 --> 00:24:53,953
،مي‌دونم، باهات بد تا کردم
ولي ديگه بيا تموم‌ـش کنيم

208
00:24:53,955 --> 00:24:57,790
اين چيزهاي بد رو بهم نگو

209
00:24:57,792 --> 00:25:01,669
باهات چي کنم؟ چي مي‌خواي؟

210
00:25:01,671 --> 00:25:04,421
من ديگه نمي‌خوام کار کنم

211
00:25:04,423 --> 00:25:07,760
نه در «پياتزا دي مارتيري»، نه در خواربارفروشي

212
00:25:09,053 --> 00:25:15,977
،نمي‌خوام کسي رو ببينم. دوست
خانواده، مخصوصاً سولاراها رو

213
00:25:19,939 --> 00:25:25,278
مي‌خوام خونه بمونم و يه زن
باشم. و بچه‌م رو بزرگ کنم

214
00:25:27,613 --> 00:25:29,866
و ديگه هرگز نبايد بهم دست بزني

215
00:25:37,582 --> 00:25:41,377
خيلي‌خب. خيلي‌خب، حالا بيا اين‌جا

216
00:25:45,173 --> 00:25:47,840
موفق شديم

217
00:25:47,842 --> 00:25:53,512
لي‌لا مي‌دونست که آدم‌ها به خودشون دروغ مي‌گن
،تا از خودشون در برابر حقيقت محفاظت کنن

218
00:25:53,514 --> 00:25:59,103
اما از اين‌که چطور شوهرـش مي‌تونست ان‌قدر
متقاعدکننده به خودش دروغ بگه شوکه شده بود

219
00:26:01,772 --> 00:26:11,739
و واقعاً خودش رو داخل آپارتمان حبس کرد، کنجکاوي‌اي
به کسب‌وکار استفانو، يا برادرـش يا پدرـش نشون نداد

220
00:26:11,741 --> 00:26:17,161
لي‌لا، باز کن. مي‌دونم اون‌توئي

221
00:26:17,163 --> 00:26:19,373
نمي‌توني اين کار رو با من بکني

222
00:26:23,377 --> 00:26:25,794
!نمي‌توني اين کار رو با من بکني، لي

223
00:26:25,797 --> 00:26:29,965
،سولاراها ول‌کن من نيستن
کُفري‌ان که گذاشتي رفتي

224
00:26:29,967 --> 00:26:33,930
شوهرـت به فکر خودشه، لي، و حقوق
نمي‌ده، چه کاري از دست من بر مياد؟

225
00:26:39,018 --> 00:26:41,354
بهت احتياج دارم، لي

226
00:26:42,855 --> 00:26:46,484
من خودم‌ام و خودم، بهت
احتياج دارم که کمک‌ـم کني

227
00:26:47,527 --> 00:26:50,404
...با کفش‌ها، با دکان، با پول

228
00:26:51,948 --> 00:26:54,450
احساس سردرگمي کامل دارم

229
00:27:00,373 --> 00:27:03,167
نمي‌توني هميشه کاري که دل‌ـت
!مي‌خواد رو بکني، متوجه‌اي

230
00:27:04,961 --> 00:27:07,338
!هرزه

231
00:27:39,996 --> 00:27:46,166
احساس مي‌کرد که گنده و بادکرده
شده، بيش‌تر از درون تا از بيرون

232
00:27:46,169 --> 00:27:51,422
شکم‌ـش رو به چشم يک بادکنک گوشتي مي‌ديد
که وقتي بچه فوت مي‌کرد، منبسط مي‌شد

233
00:27:51,424 --> 00:27:55,467
:و از چيزي مي‌ترسيد که هميشه ازـش واهمه داشت

234
00:27:55,470 --> 00:27:58,389
که ترک بخوره، لبريز بشه

235
00:28:00,475 --> 00:28:02,894
!لي‌لا، باز کن

236
00:28:04,562 --> 00:28:08,397
مي‌دونم اون‌توئي. از چي قايم شدي؟

237
00:28:08,399 --> 00:28:11,275
خيال کردي کي هستي، هرزه؟

238
00:28:11,277 --> 00:28:14,320
،من و تو يه قول‌وقراري داشتيم
تو سر قول‌ـت نموندي

239
00:28:14,322 --> 00:28:18,034
من به سبک‌هاي جديد کفش احتياج
دارم، تو قرار بود طراحي‌شون کني

240
00:28:20,453 --> 00:28:25,541
!سليطه! سليطه، باز کن

241
00:28:31,088 --> 00:28:32,882
برمي‌گردم

242
00:28:59,659 --> 00:29:01,786
!محکم‌تر زور بزن، تقريباً تمومه

243
00:29:06,249 --> 00:29:08,501
!يه دون? ديگه

244
00:29:10,336 --> 00:29:14,048
!خوبه! ايناهاش‌ـش، داره خارج مي‌شه

245
00:29:17,260 --> 00:29:18,803
!ايناهاش‌ـش

246
00:29:34,902 --> 00:29:38,406
ببين چه بچ? خوشگل‌ـيه. يه پسر خوشگل

247
00:29:40,700 --> 00:29:42,493
سلام، رينو

248
00:29:48,541 --> 00:29:52,585
اسم بچه آکيله‌ست. مي‌شنوي؟

249
00:29:52,587 --> 00:29:56,797
ترجيح مي‌دم خودم رو بکُشم. اسم‌ـش رينوئه

250
00:29:56,799 --> 00:30:01,051
به خودت زحمت نده، من با
!دست‌هاي خودم مي‌کُشم‌ـت

251
00:30:01,053 --> 00:30:04,597
!اسم‌ـش آکيله‌ست، لي! من رو سگ نکن

252
00:30:04,599 --> 00:30:07,558
!به من نگاه کن و بگو که اسم‌ـش آکيله‌ست، لي

253
00:30:07,560 --> 00:30:10,603
اين جنجال واسه چيه؟ -
!چيزي نيست -

254
00:30:10,605 --> 00:30:15,816
!اسم‌ـش آکيله‌ست، لي
!من رو سگ نکن

255
00:30:15,818 --> 00:30:18,319
!لي‌لا! لي‌لا -
خواهش مي‌کنم، آروم باشيد -

256
00:30:18,321 --> 00:30:20,487
!لي‌لا، توي چشم‌هاي من نگاه کن -
!سروصدا رو تموم کنيد -

257
00:30:20,490 --> 00:30:23,449
!دست‌ـت رو بکِش -
!بيرون -

258
00:30:23,451 --> 00:30:25,910
لي‌لا، داري کاري مي‌کني بيرون بشم؟

259
00:30:25,912 --> 00:30:29,163
!لي‌لا، اسم‌ـش آکيله‌ست

260
00:30:29,165 --> 00:30:32,333
اسم‌ـش آکيله‌ست! گفتم
!اسم‌ـش بايد آکيله باشه

261
00:30:32,335 --> 00:30:35,755
!اسم‌ـش بايد آکيله باشه، لي
!اسم‌ـش بايد آکيله باشه

262
00:30:37,089 --> 00:30:39,050
گشته‌ته؟

263
00:30:48,643 --> 00:30:54,772
از احساس وابستگي اون به خودش خوش‌ـش اومد، از
،احساس جاري‌شدن شير از خودش به اون خوش‌ـش اومد

264
00:30:54,774 --> 00:30:57,691
اين‌که به‌تدريج سينه‌ش رو خالي کنه

265
00:30:57,693 --> 00:31:00,444
تنها پيوندي بود که بهش سلامتي داد

266
00:31:00,446 --> 00:31:06,619
و در دفترچه‌يادداشت‌هاش اقرار کرد که از لحظه‌اي
که بچه از شير گرفته بشه وحشت داره

267
00:31:26,097 --> 00:31:28,766
لي‌لا، من مي‌رم بيرون. مي‌رم دکان

268
00:31:31,102 --> 00:31:33,020
خدافظ، آقاکوچولو

269
00:31:36,023 --> 00:31:39,861
شنيدي چي گفتم؟ ببَرـش بيرون
يه‌خرده هواي تازه بخوره

270
00:31:56,919 --> 00:31:58,588
!خانم

271
00:32:04,802 --> 00:32:10,099
مي‌بينيدش؟ اسم‌ـش جناروئه. رينوچو

272
00:32:13,895 --> 00:32:15,813
و اون چيه؟

273
00:32:23,696 --> 00:32:26,238
اسم‌ـش «اوليس»ـه
اوليس يا يولسيز: رمان معروف «جيمز جويس» نويسند? ]
[ ايرلندي که از شاهکارهاي ادبيات مدرن به ‌شمار مي‌رود

274
00:32:26,240 --> 00:32:29,992
در مورد «اُديسه» حرف مي‌زنه؟ -
نه -

275
00:32:29,994 --> 00:32:33,454
در مورد اين حرف مي‌زنه که
زندگي امروزه چقدر ملال‌آوره

276
00:32:33,456 --> 00:32:35,581
ازـش خوش‌ـت مياد؟

277
00:32:35,583 --> 00:32:39,168
سخته، اصلاً متوجه‌ش نمي‌شم

278
00:32:39,170 --> 00:32:41,088
پس چرا مي‌خوني‌ـش؟

279
00:32:43,216 --> 00:32:49,428
.يکي از آشناهام داشت مي‌خوندش
ولي ازـش خوش‌ـش نيومد

280
00:32:49,430 --> 00:32:50,971
من خوش‌ـم اومد

281
00:32:50,973 --> 00:32:54,767
نبايد کتاب‌هايي که متوجه نمي‌شي رو بخوني

282
00:32:54,769 --> 00:32:56,979
برات خوب نيست

283
00:33:01,067 --> 00:33:03,444
خيلي چيزها براي آدم خوب نيست

284
00:33:06,114 --> 00:33:08,407
تو خوش‌بخت نيستي

285
00:33:15,123 --> 00:33:17,750
تو براي چيزهاي بزرگ مقدّر شده بودي

286
00:33:19,293 --> 00:33:24,338
انجام‌شون دادم. ازدواج کردم و بچه‌دار شدم

287
00:33:24,340 --> 00:33:27,760
اون کار رو بقيه هم مي‌تونن انجام بدن -
منم مثل بقيه‌ام -

288
00:33:31,055 --> 00:33:33,266
اشتباه مي‌کني

289
00:33:34,809 --> 00:33:40,145
.نه، شما اشتباه مي‌کنيد
هميشه در اشتباه بوديد

290
00:33:40,148 --> 00:33:43,023
تو بچ? گستاخي بودي و هنوز هم هستي

291
00:33:43,025 --> 00:33:48,448
.ظاهراً درست يادم نداديد
ببخشيد، من بايد برم، ديروقت‌ـه

292
00:33:53,703 --> 00:33:59,373
:اون با قلبي پُرتپش توي دل‌ـش گفت
«داره متوجه مي‌شه که من احمق‌ام»

293
00:33:59,375 --> 00:34:06,505
داره متوجه مي‌شه که کُل خانواده‌م احمق‌ان، که»
،اجدادم احمق‌ان، که نوادگان‌ـم احمق خواهند بود

294
00:34:06,507 --> 00:34:08,676
«که جنارو احمق خواهد بود

295
00:34:09,969 --> 00:34:14,805
فکروذکرـش شده بود بالابردن
هوش پسر و برادرزاده‌ش

296
00:34:14,807 --> 00:34:21,896
دفترچه‌يادداشت‌ها کم‌کم داشتن با ايده‌هاي کتاب‌هايي
که همه‌ش در حال خريدشون بود پُر مي‌شدن

297
00:34:21,898 --> 00:34:23,691
آفرين

298
00:34:25,359 --> 00:34:27,361
يه دونه هم بذار اين‌جا

299
00:34:34,535 --> 00:34:37,077
نگران نباش، دوباره انجام‌ـش مي‌ديم

300
00:34:37,079 --> 00:34:40,789
چي‌کار داري مي‌کني؟ -
به بازي‌کردن‌شون کمک مي‌کنم -

301
00:34:40,792 --> 00:34:45,630
پسر من همين‌جوري‌ـش مي‌دونه چجوري بازي کنه -
اين‌جوري هم بازي مي‌کنه، هم ياد مي‌گيره -

302
00:34:46,839 --> 00:34:49,342
و چرا اين‌همه وقت حروم مي‌کني؟

303
00:34:50,885 --> 00:34:56,891
خوندم که هر چيزي که هستيم، الآن
تعيين مي‌شه، چند سال اول عمر

304
00:34:58,726 --> 00:35:02,311
تو هم مي‌خواي بازي کني؟ آره؟

305
00:35:02,313 --> 00:35:04,438
به نظرـت باهوش‌ـه؟

306
00:35:04,440 --> 00:35:08,569
هم? بچه‌ها باهوش‌ان، فقط بايد يادشون بدي

307
00:35:10,154 --> 00:35:14,617
به ياددادن‌شون ادامه بده، مثل
هميشه از کار دست نکِش

308
00:35:15,660 --> 00:35:18,830
اون بايد خيلي باهوش بشه، مگه نه؟

309
00:35:26,170 --> 00:35:29,296
اگه بايد بري، برو، من مراقب دينو هستم

310
00:35:29,298 --> 00:35:32,758
نه، ديروقت‌ـه

311
00:35:32,760 --> 00:35:37,807
...مي‌خواستم ازـت بپرسم
اوضاع استفانو اخيراً چطور بوده؟

312
00:35:40,184 --> 00:35:41,602
خوب

313
00:35:43,437 --> 00:35:45,314
مثل هميشه

314
00:35:49,360 --> 00:35:52,155
چرا مي‌پرسي؟

315
00:35:59,662 --> 00:36:01,414
...سلام، استه

316
00:36:04,667 --> 00:36:08,796
اين به‌هم‌ريختگي چيه روي زمين؟ -
بعداً مرتب مي‌کنم -

317
00:36:10,131 --> 00:36:15,134
شرط مي‌بندم غذا هم نذاشتي -
عصباني‌اي؟ -

318
00:36:15,136 --> 00:36:17,219
غذا گذاشتي؟

319
00:36:17,221 --> 00:36:19,638
وقت نداشتم، يه کاري‌ـش مي‌کنيم

320
00:36:19,640 --> 00:36:24,059
.مطمئن‌ام زن من يه چيزي گذاشته
مي‌تونيد بيايد خون? من

321
00:36:24,061 --> 00:36:29,940
نه، ممنون. به نظرـم ديگه وقت‌ـشه که بري خونه

322
00:36:29,942 --> 00:36:32,234
اون يه‌خرده بي‌ادبانه‌ست

323
00:36:32,236 --> 00:36:35,321
تو و پسرـت هر روز اين‌جائيد

324
00:36:35,323 --> 00:36:39,494
وقتي که کارخون? کفش داره به خاک سياه مي‌شينه
تو مي‌شيني اون‌جا و هيچ کاري نمي‌کني

325
00:36:40,661 --> 00:36:43,414
چطور جرأت مي‌کني؟ -
سخت نگير، رينو -

326
00:36:45,958 --> 00:36:48,334
و با برادر من اون‌جوري صحبت نکن

327
00:36:48,336 --> 00:36:51,045
و صدات رو جلوي بچه‌ها نبَر بالا

328
00:36:51,047 --> 00:36:56,344
مي‌دوني چيه، استه؟ من مثل تو
خودم رو به سولاراها نفروختم

329
00:37:01,432 --> 00:37:04,600
حقيقت اينه که نمي‌خواي هيچ گُهي بخوري

330
00:37:04,602 --> 00:37:09,688
.شما چرولوها همه‌تون عين هم‌ايد
نمي‌شه بهتون اطمينان کرد

331
00:37:09,690 --> 00:37:12,274
قبل از اين‌که اسم «چرولو» رو به
زبون بياري، دهن‌ـت رو آب بکِش

332
00:37:12,276 --> 00:37:14,818
آروم باشيد، بچه اين‌جاست

333
00:37:14,821 --> 00:37:20,491
کاري که مي‌گم رو بکن، همين الآن
!برو خونه، وگرنه دهن‌ـت سرويس‌ـه

334
00:37:20,493 --> 00:37:25,120
استه، خواهش مي‌کنم -
خيال کردي چه خري هستي؟ -

335
00:37:25,123 --> 00:37:28,543
تو هيچ‌کس نيستي، تو يه کثافت‌ـي

336
00:37:29,669 --> 00:37:35,258
،پدرـت بلد بود چجوري خلاف‌کار باشه
تو حتي همون کار رو هم بلد نيستي

337
00:37:38,970 --> 00:37:44,056
با من بيا! بي‌شعور! چي گفتي؟

338
00:37:44,058 --> 00:37:46,144
!کثافت

339
00:37:49,272 --> 00:37:55,568
!يالا، کثافت! از خون? من گم شو بيرون

340
00:37:55,570 --> 00:38:00,531
!انگل کثيف! تو و کُل خانواده‌ت

341
00:38:00,533 --> 00:38:02,867
!بيرون

342
00:38:02,869 --> 00:38:07,329
اون‌يکي کو؟ توله‌ش کو؟

343
00:38:07,331 --> 00:38:10,624
چي‌کار داري مي‌کني؟ -
!بيا اين‌جا -

344
00:38:10,626 --> 00:38:14,378
!دست از سر پسره بردار! اون يه بچه‌ست

345
00:38:14,380 --> 00:38:18,301
!بيا اين‌جا -
!دست از سرـش بردار -

346
00:38:19,343 --> 00:38:21,512
چته تو؟

347
00:38:34,233 --> 00:38:35,776
!مامان‌ـم رو مي‌خوام

348
00:38:37,153 --> 00:38:39,197
ديگه تحمل‌ـش رو ندارم، لي

349
00:38:40,406 --> 00:38:43,201
ديگه حال‌ـم از اين وضع گُه به هم
مي‌خوره، ديگه تحمل‌ـش رو ندارم

350
00:39:00,092 --> 00:39:02,301
چيزي نشد، عزيز دل‌ـم

351
00:39:02,303 --> 00:39:09,352
در اون ماه‌ها، بعد از دوره‌اي از مدارايي
متقابل، رابطه‌شون دوباره وخيم شد

352
00:39:23,074 --> 00:39:25,157
سلام -
سلام، لي -

353
00:39:25,159 --> 00:39:30,871
منتظرـم بمون، با هم غذا مي‌خوريم -
نه، فقط اومدم يه سلامي بکنم -

354
00:39:30,873 --> 00:39:34,210
توي شهر دنبال چندتا کتاب
بودم، ديگه داشتم مي‌رفتم

355
00:39:38,840 --> 00:39:44,552
زماني که با نينو در اون مکان گذرونده
،بود، در ساي? کرکر? پايين‌اومده

356
00:39:44,554 --> 00:39:46,887
زماني به نظر مي‌رسيد که
خيال‌بافي‌ـش کرده بود

357
00:39:46,889 --> 00:39:53,938
متوجه شد که دل‌تنگي‌اي براش نداشت و
اين‌که چيزي که مهم بود، ديگه مهم نبود

358
00:39:58,234 --> 00:40:02,069
لي، چه غافل‌گيري دوست‌داشتني‌اي

359
00:40:02,071 --> 00:40:04,574
سلام، ميکله -
از اين‌ورها؟ -

360
00:40:05,616 --> 00:40:09,118
يه کار همين نزديکي‌ها داشتم، دارم مي‌رم -
کجا مي‌ري؟ -

361
00:40:09,120 --> 00:40:10,953
مي‌رم خونه -
با وسايل نقلي? عمومي؟ -

362
00:40:10,955 --> 00:40:14,123
پس چجوري؟ -
من مي‌رسونم‌ـت -

363
00:40:14,125 --> 00:40:15,916
تو که همين الآن اومدي

364
00:40:15,918 --> 00:40:20,296
مسئله‌اي نيست، آلفونسو
هست، اون بهترين عضو گروهه

365
00:40:20,298 --> 00:40:24,552
خيلي بهتر از برادرـت -
کار سختي نيست -
[ اشاره به بهتربودن از رينو ]

366
00:40:26,679 --> 00:40:31,142
بيا، مي‌رسونم‌ـت خونه. بريم

367
00:40:43,988 --> 00:40:48,532
چي واسه گفتن به آلفونسو داشتي؟ -
چطور؟ -

368
00:40:48,534 --> 00:40:50,787
نمي‌تونم به آلفونسو حسودي کنم

369
00:40:52,663 --> 00:40:57,791
،و نه فقط به‌خاطر اين‌که برادر استفانوئه
بلکه چون از زن‌ها خوش‌ـش نمياد

370
00:40:57,794 --> 00:41:00,880
چرا نسبت به من حسودي‌ـت بشه؟

371
00:41:03,925 --> 00:41:07,720
،همين الآن شوهرـت رو ترک کن
امروز. تو و بچه رو مي‌گيرم

372
00:41:09,388 --> 00:41:13,182
يه خونه توي «وومرو» با درنظرداشتن تو خريدم
[ منطقه‌اي در مرکز شهر ناپل ]

373
00:41:13,184 --> 00:41:15,394
اگه دوست داشته باشي همين
الآن بهت نشون‌ـش مي‌دم

374
00:41:16,813 --> 00:41:21,901
هر کاري دوست داشته باشي مي‌توني اون‌جا انجام
بدي: مطالعه، نويسندگي، پيش رينوچو باشي

375
00:41:22,944 --> 00:41:25,822
فقط مي‌خوام بهت نگاه کنم، به صدات گوش بدم

376
00:41:30,701 --> 00:41:35,123
فقط بگو آره يا نه -
نه، ميکله، جواب‌ـم نه‌ست -

377
00:41:36,499 --> 00:41:39,583
برادرـت رو نخواستم، تو رو هم نمي‌خوام

378
00:41:39,585 --> 00:41:43,589
شما فکر مي‌کنيد مي‌تونيد همه‌چيز رو صاحب
بشيد و براي هيچي احترام قائل نيستيد

379
00:41:57,436 --> 00:41:59,814
پستونک‌ـش رو بذار دهن‌ـش، نذار گريه کنه

380
00:42:04,318 --> 00:42:06,320
براش خوبه يه‌خرده گريه کنه

381
00:42:08,156 --> 00:42:13,576
بهش فکر کن، لي، شايد فردا با التماس بياي

382
00:42:13,578 --> 00:42:15,872
واقعاً بعيد مي‌دونم

383
00:42:17,165 --> 00:42:20,084
واقعاً بعيد مي‌دوني؟ مطمئن‌ـي؟

384
00:42:21,794 --> 00:42:24,670
حتي اگه بهت بگم تو تنها کسي هستي که خبر نداره؟

385
00:42:24,672 --> 00:42:28,301
همه خبر دارن: پدرـت، مادرـت، برادر آشغال‌ـت

386
00:42:29,594 --> 00:42:31,886
بهت نگفتن تا آرامش رو حفظ کنن

387
00:42:31,888 --> 00:42:35,014
از چي خبر ندارم؟

388
00:42:35,016 --> 00:42:37,850
استفانو با دوست‌ـت وارد رابطه شده

389
00:42:37,852 --> 00:42:39,937
کي؟

390
00:42:42,398 --> 00:42:43,774
آدا

391
00:42:46,152 --> 00:42:52,656
،از زماني که ايشکيا بودي معشوقه‌ش بوده
هر شب خون? تو همديگه رو مي‌ديدن

392
00:42:52,658 --> 00:42:54,742
...به هم زدن، برگشتن پيش هم

393
00:42:54,744 --> 00:43:00,416
حالا شوهرـت يه خونه مرکز شهر براش
اجاره کرده و اون‌جا همديگه رو مي‌بينن

394
00:43:05,797 --> 00:43:07,423
حرف‌ـم رو باور مي‌کني؟

395
00:43:08,966 --> 00:43:13,385
آره -
و خب؟ -

396
00:43:13,387 --> 00:43:15,971
و خب، حال‌ـم رو به هم مي‌زني

397
00:43:15,973 --> 00:43:19,685
،استفانو حال‌ـم رو به هم مي‌زنه
همه‌تون حال‌ـم رو به هم مي‌زنيد

398
00:43:25,316 --> 00:43:31,195
لي‌لا با اين حقيقت که شوهرـش يک معشوقه
،داشت مشکلي نداشت، و اين‌که معشوقه‌ش آدا بود

399
00:43:31,197 --> 00:43:36,536
بلکه با نامعقولي حرف‌ها و اعمال‌ـش، زماني
که اومد ايسکيا به دنبال‌ـش مشکل داشت

400
00:43:41,165 --> 00:43:43,791
متوجه شد که ترسيده

401
00:43:43,793 --> 00:43:48,879
که آيا شوهرـش يک زن ديگه گرفته
،بود و هر روز اون زن رو مي‌خواست

402
00:43:48,881 --> 00:43:53,050
،مي‌تونست عصباني بشه
مي‌تونست بيرون‌ـش کنه

403
00:43:53,052 --> 00:43:59,767
فکر مي‌کرد خونه و منابعي که قادرـش مي‌کرد بچه
رو به بهترين نحو بزرگ کنه رو از دست مي‌ده

404
00:44:01,310 --> 00:44:03,604
چرا ميز رو اين‌جا چيدي؟

405
00:44:06,023 --> 00:44:10,319
همين‌جوري، فقط واسه تنوع -
سلام، آقاکوچولو -

406
00:44:27,044 --> 00:44:29,672
تابستون امسال برنامه‌مون چيه؟

407
00:44:31,716 --> 00:44:34,594
سوار اتوبوس مي‌شيم و مي‌ريم
ساحلِ همين نزديکي‌ها

408
00:44:37,096 --> 00:44:40,099
نمي‌شه خونه اجاره کنيم؟

409
00:44:42,894 --> 00:44:46,898
براي بچه خوب نيست که توي راه
ساحل در رفت و برگشت باشه

410
00:44:52,236 --> 00:44:55,446
،اون کثافت‌ها، سولاراها
درآمدشون رو سهيم نمي‌شن

411
00:44:55,448 --> 00:44:58,451
جوري رفتار مي‌کنن که انگار کفش‌ها
تمام‌وکمال مال خودشونه

412
00:44:59,702 --> 00:45:06,498
طراحي‌هاي تو رو برمي‌دارن، مي‌دن پيشه‌ورهاي حومه
براشون بدوزن‌شون و نشان سولاراها رو مي‌زنن روـشون

413
00:45:06,501 --> 00:45:09,001
مي‌گيري؟

414
00:45:09,003 --> 00:45:13,881
من دارم کُل پولي رو که روي کسب‌وکار پدرـت
سرمايه‌گذاري کردم رو از دست مي‌دم

415
00:45:13,883 --> 00:45:16,677
خواربارفروشي جديده درآمد نداره

416
00:45:17,804 --> 00:45:22,181
حالا مي‌فهمي؟ -
آره -

417
00:45:22,183 --> 00:45:25,394
پس سعي کن بهم بند نکني

418
00:45:28,022 --> 00:45:31,440
به اون ميکله سولاراي بي‌شعور چي گفتي؟

419
00:45:31,442 --> 00:45:34,735
هيچي -
غيرممکنه -

420
00:45:34,737 --> 00:45:37,988
توي هر بحثي تو رو پيش مي‌کِشه و کلافه‌م مي‌کنه

421
00:45:37,990 --> 00:45:42,578
باهاش صحبت کن و ببين چي مي‌خواد
وگرنه صورت جفت‌تون رو له مي‌کنم

422
00:45:49,502 --> 00:45:52,213
اون مي‌خواد من رو بکنه، من چي کنم؟

423
00:45:53,506 --> 00:45:56,008
بذارـم بکندم؟

424
00:46:01,597 --> 00:46:03,975
نمي‌شه هم خدا رو خواست، هم خرما رو، لي

425
00:46:05,226 --> 00:46:09,564
،تو مطالعه داري، درس مي‌خوني
از يه طرف هم بي‌نزاکت‌ـي

426
00:46:11,899 --> 00:46:14,402
تاب تحمل زن‌هايي مثل تو رو ندارم

427
00:46:20,783 --> 00:46:23,369
حال‌ـم رو به هم مي‌زني

428
00:46:31,252 --> 00:46:32,920
کجا مي‌ري؟

429
00:46:38,342 --> 00:46:41,468
از اون لحظه به بعد، اون ديرتر و ديرتر اومد خونه

430
00:46:41,471 --> 00:46:48,853
،و يکشنبه‌ها، به‌جاي اين‌که طبق معمول تا ظهر بخوابه
صبح زود از خونه مي‌رفت بيرون و کُل روز رو غيب‌ـش مي‌زد
[ در ايتاليا روز تعطيل به‌جاي جمعه، يک‌شنبه‌هاست ]

431
00:46:52,273 --> 00:46:59,572
،بعد يک غروب، لي‌لا تصميم گرفت که توي روـش وايسه
جنارو رو خوابوند و منتظر موند تا استفانو بياد خونه

432
00:47:16,172 --> 00:47:19,133
چي‌کار داري مي‌کني؟ -
يه دقيقه بشين -

433
00:47:30,770 --> 00:47:34,023
چيه؟ -
قضي? آدا رو مي‌دونم -

434
00:47:37,360 --> 00:47:41,405
حتي مي‌دونم چند وقته که
با هم‌ايد و برام مهم نيست

435
00:47:43,574 --> 00:47:46,119
کاري که تو باهام کردي رو من با خودت کردم

436
00:47:47,286 --> 00:47:49,580
منظورـت چيه؟

437
00:47:50,665 --> 00:47:53,292
جنارينو پسر تو نيست

438
00:47:55,461 --> 00:47:58,170
باز دوباره شروع کردي؟

439
00:47:58,172 --> 00:48:00,299
تو زر مفت زياد مي‌زني

440
00:48:23,364 --> 00:48:26,284
آدا توي خواربارفروشي فقط يه شاگرده

441
00:48:28,369 --> 00:48:32,540
مردم محله زياد زر مي‌زنن، باور نکن

442
00:48:39,213 --> 00:48:42,758
ولي اون حرف رو ديگه هيچ‌وقت
نبايد راجع به پسر من بزني

443
00:48:44,844 --> 00:48:48,222
وگرنه با دست‌هاي خالي مي‌کُشم‌ـت
و شوخي هم ندارم

444
00:48:51,684 --> 00:48:55,269
جنارينو عين منه، کُل محله مي‌گن

445
00:48:55,271 --> 00:48:58,230
و مي‌دوني چرا پسر منه؟

446
00:48:58,232 --> 00:49:01,942
مي‌دوني چرا با اين‌که نمي‌خواستي‌ـش به دنيا اومد؟

447
00:49:01,944 --> 00:49:07,325
چون ثمر? عشق منه. چون دوست‌ـت دارم

448
00:49:08,409 --> 00:49:11,412
هميشه دوست‌ـت خواهم
داشت، دم محراب قول دادم

449
00:49:12,830 --> 00:49:18,002
.و هيچي نمي‌تونه ما رو جدا کنه
حتي اگه سليطه‌بازي در بياري

450
00:49:33,351 --> 00:49:35,186
...لي‌لا، من دوست‌ـت دارم

451
00:49:36,604 --> 00:49:38,606
بيا اين‌جا -
!جرأت نداري -

452
00:49:40,316 --> 00:49:41,984
ولي چرا؟

453
00:49:44,529 --> 00:49:46,155
چرا؟

454
00:49:47,615 --> 00:49:50,118
توي فکر کس ديگه‌اي؟

455
00:49:57,083 --> 00:50:00,002
دوست‌ـت دارم، لي

456
00:50:01,963 --> 00:50:05,881
ول‌ـم کن -
لي‌لا، بهت احتياج دارم -

457
00:50:05,883 --> 00:50:09,468
ول‌ـم کن، استه -
بيا اين‌جا، دوست‌ـت دارم -

458
00:50:09,470 --> 00:50:11,470
!توروخّدا -
!چي‌کار داري مي‌کني؟ نه -

459
00:50:11,472 --> 00:50:14,139
بيا بريم اون‌تو -
ول‌ـم کن -

460
00:50:14,142 --> 00:50:18,852
...جنارو خوابه -
مهم نيست -

461
00:50:18,855 --> 00:50:23,568
توروخّدا، بهت احتياج دارم. بيا -
نه -

462
00:50:26,612 --> 00:50:28,406
بهت احتياج دارم

463
00:50:37,957 --> 00:50:39,500
دوست‌ـت دارم

464
00:50:44,255 --> 00:50:45,965
دوست‌ـت دارم

465
00:51:01,397 --> 00:51:04,732
در اين مقطع دفترچه‌يادداشت‌ها ناگهان متوقف شدن

466
00:51:04,734 --> 00:51:10,321
زماني که توي محله باهاش ناهار خوردم دادشون بهم

467
00:51:10,323 --> 00:51:15,201
مي‌ترسيدم بلافاصله راهي پيدا کنه تا
،سلسله‌مراتب رو به حالت اوليه برگردونه

468
00:51:15,203 --> 00:51:18,871
باعث بشه اطمينان‌ـم به
،تصميمات‌ـم رو از دست بدم

469
00:51:18,873 --> 00:51:24,043
ولي بيش از هر چيز ديگه‌اي مي‌ترسيدم که به
،مشخصه‌هاي نينو در جنارو کوچولو اشاره کنه

470
00:51:24,045 --> 00:51:29,509
که يادم بياره که بازيچه‌اي که بايد
براي من مي‌بود، براي اون بود

471
00:51:32,553 --> 00:51:37,141
ديگه نمي‌خواي؟ مي‌خواي بري نقاشي کني؟

472
00:51:57,537 --> 00:52:01,165
اوضاع با استفانو چطوره؟ -
خوبه -

473
00:52:05,294 --> 00:52:07,004
ببخشيد

474
00:52:09,257 --> 00:52:10,842
...لي

475
00:52:13,219 --> 00:52:15,346
اون کتاب‌هام رو خراب کرد

476
00:52:18,141 --> 00:52:21,976
عادت کرده وسايل‌ـم رو مي‌گرده

477
00:52:21,978 --> 00:52:25,606
نمي‌خواد حتي يه فکر هم براي خودم داشته باشم

478
00:52:28,317 --> 00:52:33,072
اگه بفهمه حتي يه چيز کم‌اهميت
هم قايم کردم، مي‌زندم

479
00:53:01,058 --> 00:53:09,315
اين تمام اتفاقاتيه که برام افتاد، تمام
فکرهايي که طي سال‌ها در سر داشتم

480
00:53:09,317 --> 00:53:12,651
چيزهايي راجع به من و تو هم هست

481
00:53:12,653 --> 00:53:17,450
ببَرـشون، مي‌ترسم استفانو
پيداشون کنه و بخوندشون

482
00:53:21,037 --> 00:53:23,831
اين‌ها براي اون نيست، براي تو هم نيست

483
00:53:25,249 --> 00:53:27,168
قسم بخور که هيچ‌وقت نمي‌خوني‌شون

484
00:53:29,462 --> 00:53:33,505
قسم مي‌خورم -
...لنو -

485
00:53:33,508 --> 00:53:40,346
چيزي راجع به نينو، راجع به ايسکيا، راجع
،به دکان توي «پياتزا دي مارتيري» يادم نمياد

486
00:53:40,348 --> 00:53:43,684
به اتفاقي که براش افتاد، به
اين‌که کجا رفت علاقه‌مند نيستم

487
00:53:45,686 --> 00:53:49,482
و با اين حال به نظر مي‌رسيد که از
خودم هم بيش‌تر دوست‌ـش داشتم

488
00:53:55,196 --> 00:53:58,489
:يک چيز خوب راجع به شيدايي‌ها وجود داره

489
00:53:58,491 --> 00:54:00,950
بعد از مدتي مي‌گذرن

490
00:54:00,952 --> 00:54:05,079
بايد يه لطف ديگه هم در حق‌ـم بکني -
چي؟ -

491
00:54:05,081 --> 00:54:06,914
،من و جنارينو بايد بريم

492
00:54:06,916 --> 00:54:09,917
قبل از اين‌که استفانو بدون
اين‌که بفهمه، ما رو از بين ببَره

493
00:54:09,919 --> 00:54:12,169
داري من رو مي‌ترسوني

494
00:54:12,171 --> 00:54:18,759
برو سراغ انزو، بهش بگو سعي خودم
رو کردم، ولي نتونستم موفق بشم

495
00:54:18,761 --> 00:54:22,304
متوجه نمي‌شم -
مهم نيست -

496
00:54:22,306 --> 00:54:25,685
تو «پيزا»يي، کُلي مشغل? فکري داري

497
00:54:26,936 --> 00:54:28,479
اون رو بهش بگو

498
00:54:30,815 --> 00:54:33,109
خيلي‌خب -
!مامان -

499
00:54:39,115 --> 00:54:41,824
برو باهاش بازي کن -
من؟ -

500
00:54:41,826 --> 00:54:43,244
آره

501
00:54:54,255 --> 00:54:56,549
رينو، با خاله لنو بازي کن

502
00:55:33,336 --> 00:55:38,380
.اومده پايين، خدا رو شکر
مي‌تونم با خيال راحت برم

503
00:55:38,382 --> 00:55:42,468
بذار باهات بيام، مامان -
نه، بهتره اين‌جا بموني -

504
00:55:42,470 --> 00:55:47,389
چجوري مي‌ري راه‌آهن؟ -
لنو، همون‌جوري که اومدم -

505
00:55:47,391 --> 00:55:49,225
مي‌خوام باهات بيام

506
00:55:49,227 --> 00:55:52,311
راه رو بلدم، نبايد بيش از حد به خودت فشار بياري

507
00:55:52,313 --> 00:55:55,314
وگرنه مريضي‌ـت برمي‌گرده

508
00:55:55,316 --> 00:56:01,405
چيزهايي که برات آوردم توي کابينت‌ان، تا
بتوني خوردوخوراک سالم‌تري داشته باشي

509
00:56:02,532 --> 00:56:06,909
با چندتا دونه قابلمه چجوري مي‌توني آشپزي کني؟

510
00:56:06,911 --> 00:56:09,455
يه بغل بده بهم

511
00:56:11,415 --> 00:56:14,627
ديگه مواظب خودت باش. متوجه‌اي؟

512
00:56:16,921 --> 00:56:20,091
مي‌خوام بيام -
نيا بيرون، سرما مي‌خوري -

513
00:56:21,175 --> 00:56:23,052
خدافظ، لنو

514
00:56:28,391 --> 00:56:29,767
ببخشيد

515
00:56:31,477 --> 00:56:35,563
خدا حافظ، مامان‌جون -
خدا حافظ. ممنون، مامان -

516
00:56:35,565 --> 00:56:38,025
برو توي تخت‌خواب، هنوز زوده

517
00:57:28,159 --> 00:57:31,327
دفترچه‌يادداشت‌هاي لي‌لا آشفته‌م کردن

518
00:57:31,329 --> 00:57:38,209
هر کلمه، هر جمله من رو خوار و خفيف کرد، حتي
،اون‌هايي که وقتي هنوز بچه بود نوشته شده بودن

519
00:57:38,211 --> 00:57:43,923
،به نظر مي‌رسيد کلمات من رو پوچ مي‌کردن
نه کلمات گذشته‌ام رو، بلکه کلمات الآن‌ـم رو

520
00:57:43,925 --> 00:57:48,636
يک‌مرتبه متوجه شدم که کُل
زندگي من يک «تقريباً» بود

521
00:57:48,638 --> 00:57:52,014
موفق شده بودم... تقريباً

522
00:57:52,016 --> 00:57:56,769
خودم رو از ناپل، از محله کنده بودم... تقريباً

523
00:57:56,771 --> 00:58:02,399
دوستاني داشتم که مال خانواده‌هاي
بافرهنگ بودن... تقريباً

524
00:58:02,401 --> 00:58:09,784
امتحان به امتحان، بيش‌تر مورد قبول استادان متفکري
که نسبت بهم ترديد داشتن قرار گرفته بودم... تقريباً

525
00:58:11,661 --> 00:58:17,289
پشت تمام اين «تقريباً»ها
به نظر واقعيت رو مي‌ديدم

526
00:58:17,291 --> 00:58:24,590
هنوز ترسيده بودم و احساس مي‌کردم که يک
جايي، لي‌لا، مثل هميشه، بدون «تقريباً»ها بود

527
00:59:04,630 --> 00:59:16,844
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz
528
01:00:21,670 --> 01:00:24,470
« آن‌چه در «دوست نابغ? من: داستان يک نام جديد» خواهيد ديد »

529
01:00:24,970 --> 01:00:26,570
منم يه هديه براي تو دارم

530
01:00:27,675 --> 01:00:29,175
يه رُمان‌ـه

531
01:00:36,300 --> 01:00:37,800
لي، بايد از اين‌جا بري

532
01:00:39,300 --> 01:00:40,720
همه‌چيز رو اين‌جا ول کرد

533
01:00:49,600 --> 01:00:51,850
« دوست نابغ? من: داستان يک نام جديد »

