1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:00:05,353 --> 00:00:07,520
چي هست؟ -
يه کتاب -

3
00:00:07,721 --> 00:00:09,660
ازـت مي‌خوام بخوني‌ـش

4
00:00:09,661 --> 00:00:13,020
« آن‌چه در «دوست نابغه من: داستان يک نام جديد» ديديد »

5
00:00:13,021 --> 00:00:15,501
اسم‌ـش «پري آبي»ـه

6
00:00:16,021 --> 00:00:18,671
اعجاب‌انگيزه. بايد بذاري خانم معلم بخوندش

7
00:00:22,270 --> 00:00:25,370
شرط مي‌بندم به‌اندازه دوست‌هات
احساس قشنگي نمي‌کني

8
00:00:25,870 --> 00:00:26,920
آره

9
00:00:26,921 --> 00:00:29,621
در حالي که خيلي خوشگل‌تر از اونائي

10
00:00:33,971 --> 00:00:37,391
...تو ساکت مي‌موني، لبخند مي‌زني
از حق خودت دفاع کن

11
00:00:43,011 --> 00:00:44,721
،اگه نتوني با شوهرـت بسازي

12
00:00:46,991 --> 00:00:49,191
خودم برمي‌گردم و مي‌بَرم‌ـت

13
00:00:50,491 --> 00:00:51,908
استفانو با دوست‌ـت وارد رابطه شده

14
00:00:51,909 --> 00:00:53,220
کي؟

15
00:00:53,221 --> 00:00:54,221
آدا

16
00:00:56,821 --> 00:00:58,370
بچه مال تو نيست

17
00:00:58,371 --> 00:00:59,871
اسم‌ـش رينوئه

18
00:00:59,872 --> 00:01:01,170
اسم بچه آکيله‌ست

19
00:01:01,171 --> 00:01:02,860
!با دست‌هاي خودم مي‌کُشم‌ـت

20
00:01:04,060 --> 00:01:05,110
،برو سراغ انزو

21
00:01:05,111 --> 00:01:08,221
،بهش بگو سعي خودم رو کردم
ولي نتونستم موفق بشم

22
00:01:09,121 --> 00:01:11,221
اين تمام اتفاقات‌ـيه که برام افتاد

23
00:01:11,222 --> 00:01:13,072
قسم بخور که هيچ‌وقت نمي‌خوني‌شون

24
00:01:41,301 --> 00:01:43,804
اين هم فهرست مراجع‌ـته، خوبه

25
00:01:45,722 --> 00:01:51,017
تنها کاري که بايد بکني اينه که کار رو شروع کني -
شروع کردم، استاد -

26
00:01:51,019 --> 00:01:53,478
و بعدش دوست داري چي‌کار کني؟

27
00:01:53,480 --> 00:01:57,857
دوست دارم تدريس کنم -
خوبه. اون ايده عالي‌ايه -

28
00:01:57,859 --> 00:02:02,447
پاييز يه آزمون خدمات اجتماعي براي
دانشکده تربيت معلم برگزار مي‌شه

29
00:02:03,490 --> 00:02:07,828
راست‌ـش من دوست دارم سعي کنم
يه حرفه استاددانشگاهي آغاز کنم

30
00:02:11,790 --> 00:02:13,375
که اين‌طور

31
00:02:15,669 --> 00:02:17,544
...گرکو

32
00:02:17,546 --> 00:02:22,507
،تو دانش‌جوي خوبي هستي
من احترام فراواني برات قائل‌ام

33
00:02:22,509 --> 00:02:24,551
ممنون، استاد

34
00:02:24,553 --> 00:02:27,848
ولي بهتره قبل از اين‌که بتوني راه بري، ندوئي

35
00:02:29,391 --> 00:02:38,481
مي‌دوني، هر کدوم از ما حاصل يک فرآيند اصلاح و بهبود
طولاني‌مدت هستيم که اغلب چند نسل طول مي‌کِشه

36
00:02:38,483 --> 00:02:42,360
،و تو مسلماً تلاش مي‌کني

37
00:02:42,362 --> 00:02:44,406
ولي طبيعت جهش نمي‌کنه

38
00:02:46,491 --> 00:02:50,326
و به‌علاوه، قصد دل‌خوردکردن‌ـت رو
ندارم، ولي لهجه‌ت رو در نظر بگير

39
00:02:50,328 --> 00:02:52,495
،بله، بهبود پيدا کرده

40
00:02:52,497 --> 00:02:55,874
ولي نمونه‌اي از متعدد نمونه‌هاست
که عنايتي بهت نمي‌کنه

41
00:02:55,876 --> 00:03:03,383
فقط فکر کن که تحصيلات‌ـت در آموزش نسلي جديد
از معلم‌هاي ابتدايي چقدر مفيد مي‌تونه باشه

42
00:03:04,426 --> 00:03:07,594
در هر صورت، بيا گام به گام جلو بريم

43
00:03:07,596 --> 00:03:10,515
بذار به‌زودي مقداري از پايان‌نامه‌ت رو بخونم

44
00:03:14,019 --> 00:03:20,940
هر چيزي که فرانکو ماري بهم داده بود از مُد
افتاده بود، و به تبع من سال‌خورده شده بود

45
00:03:20,942 --> 00:03:23,568
،من هميشه مي‌ترسيدم

46
00:03:23,570 --> 00:03:28,156
،ترسيده از گفتن چيزهاي اشتباه
،از به‌کاربردن لحني ناملايم

47
00:03:28,158 --> 00:03:33,244
،از بروزدادن احساسات عبث
از نداشتن تفکرات جالب

48
00:03:33,246 --> 00:03:35,999
ببينيد کيه! ناپلي

49
00:03:40,170 --> 00:03:45,467
ناپلي! يادت باشه پوليورـي که ديشب
!توي اتاق‌ـت جا گذاشتم رو برام بياري

50
00:04:35,559 --> 00:04:39,896
چي مي‌خواي؟ -
من پيترو آيروتام -

51
00:04:41,022 --> 00:04:45,233
خب؟ -
تو النا گرکوئي، درسته؟ -

52
00:04:45,235 --> 00:04:48,695
چي مي‌خواي؟ -
من تمام مدت مي‌بينم‌ـت -

53
00:04:48,697 --> 00:04:53,157
خب... مي‌خواستم بابت قبل عذرخواهي کنم

54
00:04:53,160 --> 00:04:57,581
اون بچه‌ها بي‌تربيت‌هايي‌ان که
براي هيچ‌کس احترام قائل نيستن

55
00:04:58,394 --> 00:05:03,334
من بزدل بودم، مي‌خواستم مداخله
کنم ولي نتونستم عزم‌ـم رو جزم کنم

56
00:05:03,336 --> 00:05:08,339
براي چي مداخله کني؟ -
تا از نيک‌نامي‌ـت دفاع کنم -

57
00:05:08,341 --> 00:05:10,177
من نام نيکي ندارم

58
00:05:12,596 --> 00:05:16,600
مي‌تونم باهات قدم بزنم؟ -
احتمالاً بهتر از اينه که تعقيب‌ـم کني -

59
00:05:22,314 --> 00:05:26,566
،تو دانش‌جوي نابغه‌اي هستي
خيلي‌ها اين رو مي‌گن

60
00:05:26,568 --> 00:05:30,320
چند سال‌ـته؟ -
22 -

61
00:05:30,322 --> 00:05:33,489
داري پايان‌نامه‌ت رو مي‌نويسي؟ -
تموم نشده -

62
00:05:33,492 --> 00:05:36,534
بعد بايد کارهاي چاپ‌ـش رو بکنم

63
00:05:36,536 --> 00:05:38,494
چاپ؟ -
آره -

64
00:05:38,497 --> 00:05:41,998
اگه پايان‌نامه‌ت خوب باشه، چاپ‌ـش مي‌کنن

65
00:05:42,000 --> 00:05:47,378
نمي‌دونستم. مال تو خوبه؟

66
00:05:47,380 --> 00:05:52,342
نمي‌دونم. نمي‌دونم کارـم خوبه يا نه

67
00:05:52,344 --> 00:05:54,888
نمي‌دونم پايان‌نامه‌م معتبره يا نه

68
00:05:56,890 --> 00:06:02,435
من توي امتحانات نمره‌هاي خوب مي‌گيرم، ولي
اون به اين معنا نيست که زرنگ يا باهوش‌ام

69
00:06:02,437 --> 00:06:05,607
از چي حرف مي‌زني؟ -
حقيقته -

70
00:06:08,693 --> 00:06:11,319
تمام پايان‌نامه‌هايي که خوب
از کار در بيان، چاپ مي‌شن؟

71
00:06:11,321 --> 00:06:12,697
آره

72
00:06:14,199 --> 00:06:16,741
نمي‌دونم مال من جالبه يا نه

73
00:06:16,743 --> 00:06:19,869
همه‌چيز جالبه، اگه بدوني چجوري بهش بپردازي

74
00:06:19,871 --> 00:06:23,039
راجع به چيه؟ -
«راجع به «هوراس -
[ کوينتوس هوراسيوس فلاکوس: از شاعران سرشناس رومي ]

75
00:06:23,041 --> 00:06:26,793
اخترشناسي و ستاره‌شناسي -
مجذوب‌کننده‌ست -

76
00:06:26,795 --> 00:06:30,590
واقعاً؟ «هوراس» رو خوب مي‌شناسي؟

77
00:06:30,642 --> 00:06:40,530
شب بود، و ماه در آسماني صاف در ميان ستارگاني
...کوچک‌تر، زماني که تو با دستان حلقه‌زده‌ات
[ صحبت به لاتين ]

78
00:06:40,642 --> 00:06:44,688
و مي‌تونم تا زماني که جلوـم رو بگيري ادامه بدم -
!آفرين -

79
00:06:46,606 --> 00:06:48,567
مي‌توني با پايان‌نامه‌م بهم کمک کني

80
00:06:50,902 --> 00:06:54,362
براي عيد پاک مي‌ري خونه؟ -
نه -

81
00:06:54,364 --> 00:06:57,617
اصلاً برنمي‌گردي؟ -
خيلي وقته برنگشتم -

82
00:06:58,994 --> 00:07:03,457
همه مي‌رن، تو چي‌کار مي‌کني؟ -
درس مي‌خونم -

83
00:07:14,843 --> 00:07:20,599
ممنون که تا خونه همراهي‌ـم کردي -
خيلي خوش‌حال‌ام که باهات صحبت کردم -

84
00:07:30,567 --> 00:07:32,861
به‌زودي مي‌بينم‌ـت

85
00:07:40,327 --> 00:07:43,953
!با جماعتِ درست بُر خوردي، النا -
منظورـت چيه؟ -

86
00:07:43,955 --> 00:07:47,081
اون پسرِ پروفسور آيروتاست

87
00:07:47,083 --> 00:07:50,418
کي هست؟ -
توي دنياي تحصيلي شخصيت مهم‌ـيه -

88
00:07:50,420 --> 00:07:55,175
مادرـشم مهمه، خانواده‌ايه که اهميت داره

89
00:07:56,635 --> 00:07:58,637
نذار از دست‌ـت بره

90
00:08:14,903 --> 00:08:19,239
،به بن‌بست ذهني خورده بودم. براي مدتي
نمي‌تونستم روي پايان‌نامه‌م کار کنم
سد نويسنده: وضعيتي مرتبط با خلق اثر و نوشتن است ]
که در طي آن نويسنده توانايي توليد اثر جديد را از دست
[ مي‌دهد يا کندروي در خلاقيت‌ـش تجربه مي‌کند

91
00:08:19,241 --> 00:08:22,953
بدون اين‌که خطوط رو ببينم، به
صفحات کتاب‌ها خيره مي‌شدم

92
00:08:40,512 --> 00:08:43,972
به مغز خودم فشار مياوردم که چي‌کار کنم

93
00:08:43,974 --> 00:08:47,559
،در نهايت تسليم بشم، برگردم به محله

94
00:08:47,561 --> 00:08:50,895
فارغ‌التحصيل بشم، در مدارس ابتدايي تدريس کنم؟

95
00:08:50,897 --> 00:08:54,691
خانم‌معلم. خانم‌معلم گرکو

96
00:08:54,693 --> 00:08:58,236
،در محله به چشم شخصي مهم ديده مي‌شم

97
00:08:58,238 --> 00:09:02,242
دختر درباني که از زمان بچگي همه‌چي مي‌دونست

98
00:09:08,623 --> 00:09:13,295
نبايد بخوني، النا. بايد مطالعه کني

99
00:09:14,754 --> 00:09:17,591
...فلسفه، لاتين

100
00:09:19,134 --> 00:09:27,557
،رمان‌هاي ماجراجويانه، اخبار روزانه...
مجلات مُد، همه‌ش بايد در حال مطالعه باشي

101
00:09:27,559 --> 00:09:33,148
...همه‌ش سعي کن متوجه بشي. درک کني

102
00:09:37,944 --> 00:09:39,779
بيا

103
00:09:44,159 --> 00:09:48,203
تا آخر عمرـم براي زمان‌ـم با
فرانکو ماري ماتم مي‌گيرم

104
00:09:48,205 --> 00:09:51,664
اون ماه‌ها، اون سال‌ها چقدر دوست‌داشتني بودن

105
00:09:51,666 --> 00:09:54,918
در اون زمان، متوجه اهميت‌شون نشدم

106
00:09:54,920 --> 00:09:58,546
و حالا من رو غمگين کردن

107
00:09:58,548 --> 00:10:01,841
،بارون، سرما، برف

108
00:10:01,843 --> 00:10:06,679
...رايحه‌هاي بهاري در امتداد رود «آرنو»، سياست، ادبيات
رودي مهم و اصلي به طول ههه کيلومتر در ناحيه ]
[ توسکاني» در ايتاليا که به درياي «ليگوريا» مي‌ريزد»

109
00:10:06,681 --> 00:10:10,099
...اتاق‌ـش در شب، جسم‌ـش

110
00:10:10,101 --> 00:10:12,687
همه رفته بود

111
00:10:22,239 --> 00:10:24,614
توي دل‌ـم گفتم که دارم به خودم دروغ مي‌گم

112
00:10:24,616 --> 00:10:27,408
همه‌ش ان‌قدر شگفت‌انگيز بود؟

113
00:10:27,410 --> 00:10:34,874
،حتي اون‌موقع، مي‌دونستم که شرم
معذبي، حقارت و انزجار وجود داشت

114
00:10:34,876 --> 00:10:38,878
...براي پذيرش، تحمل، وادارکردن خود

115
00:10:38,880 --> 00:10:44,511
ممکنه که حتي لحظات شادِ لذت، دقيقاً
همون‌طور که هستن در ذهن نقش نبندن؟

116
00:10:59,860 --> 00:11:05,073
نمي‌دونم چرا شروع به نوشتن
داستاني به‌صورت سوم‌شخص کردم

117
00:11:07,325 --> 00:11:09,463
« بر اساس رماني از اِلنا فرانته »

118
00:11:12,591 --> 00:11:15,250
« دوست نابغه من: داستان يک نام جديد »

119
00:12:23,443 --> 00:12:27,093
« بخش شانزدهم: پري آبي »

120
00:12:28,448 --> 00:12:32,659
‏‏20 روز طول کشيد تا بنويسم‌ـش، بي‌وقفه

121
00:12:32,661 --> 00:12:37,330
،در نهايت، چند صفحه‌اي رو بازخوني کردم
ولي ازـش خوش‌ـم نيومد و بي‌خيال‌ـش شدم

122
00:12:37,332 --> 00:12:44,172
،در اين بين، متوجه شدم که احساس آرامش بيش‌تري پيدا کردم
انگار که شرم از من به داخل دفتر يادداشت منتقل شده بود

123
00:12:48,260 --> 00:12:50,929
کيه؟ -
بيانکام -

124
00:12:59,604 --> 00:13:01,145
سلام -
سلام -

125
00:13:01,148 --> 00:13:04,607
يه پسره پايين منتظرـته. گفتم بهت مي‌گم

126
00:13:04,609 --> 00:13:06,401
يه پسر؟ -
آره -

127
00:13:06,403 --> 00:13:07,863
خدافظ

128
00:13:18,540 --> 00:13:22,876
!پيترو! پيترو

129
00:13:22,878 --> 00:13:28,089
النا! چطورـي؟ -
خوب‌ام، ممنون -

130
00:13:28,091 --> 00:13:30,508
تو؟ -
خوب‌ام -

131
00:13:30,510 --> 00:13:33,595
پدرمادرـم اين‌جان، دوست
دارم باهاشون آشنا بشي

132
00:13:33,597 --> 00:13:35,930
دوست داري باهامون بياي بريم ناهار؟

133
00:13:35,932 --> 00:13:39,350
بايد لباس عوض کنم -
کُلي وقت داري -

134
00:13:39,352 --> 00:13:43,396
عجله نکن، من اين‌جا منتظرـت‌ام

135
00:13:43,398 --> 00:13:46,526
باشه. باشه، ممنون

136
00:13:52,032 --> 00:13:56,910
ماريارُزا، دختر عزيزـم، نمي‌تونم
با تو از سياست حرف بزنم

137
00:13:56,912 --> 00:13:59,412
چون يه زن‌ام؟ چون جوون‌ام؟

138
00:13:59,414 --> 00:14:01,581
چون سرشار از تعصب‌ـي

139
00:14:01,583 --> 00:14:05,043
و تعصب اجازه نمي‌ده عميق فکر کني

140
00:14:05,045 --> 00:14:10,048
به نظرـم اگه کمي بيش‌تر به جوون‌ها
گوش مي‌داديم، مي‌تونست مفيد باشه

141
00:14:10,050 --> 00:14:13,468
ادله، تو هميشه چيزي که
توي فکر همه‌ست رو مي‌گي

142
00:14:13,470 --> 00:14:15,032
پيش‌پااُفتاده‌ام؟

143
00:14:15,034 --> 00:14:18,389
نه، مامان، پيش‌پااُفتاده نيستي، حساس‌ـي

144
00:14:18,391 --> 00:14:20,767
تو از همه خوش‌ـت مياد

145
00:14:20,769 --> 00:14:24,898
بازي موردعلاقه خانواده‌م اينه
که عليه من دست‌به‌يکي کنن

146
00:14:27,275 --> 00:14:30,360
اقرار نمي‌کني که گير ميان‌طبقاتي‌گرايي افتادي

147
00:14:30,362 --> 00:14:34,074
پروفسور آيروتا! چقدر از ديدن‌تون خوش‌حال‌ام -
سلام، همکار عزيزـم -

148
00:14:36,034 --> 00:14:39,285
ادله خانم، احترامات

149
00:14:39,287 --> 00:14:43,039
پسرـتون در «پيزا» داره خودش رو سربلند
مي‌کنه، ولي مي‌دونستيم که مي‌کنه

150
00:14:43,041 --> 00:14:46,461
روز به‌خير، استاد -
روز به‌خير، استاد -

151
00:14:47,963 --> 00:14:50,088
روز به‌خير

152
00:14:50,090 --> 00:14:53,508
خانم جوان يکي از بااِستعدادترين
دانش‌جوهاي بنده‌ست

153
00:14:53,510 --> 00:14:55,468
خوبه

154
00:14:55,470 --> 00:14:58,888
ديگه بيش‌تر از اين مزاحم‌تون
نمي‌شيم، نوش جان

155
00:14:58,890 --> 00:15:01,474
نوش جان -
به همچنين -

156
00:15:01,476 --> 00:15:03,017
اون کي بود؟

157
00:15:03,019 --> 00:15:06,980
فکر کنم يه استاد از ادبيات لاتين

158
00:15:06,982 --> 00:15:11,693
چي داشتيم مي‌گفتيم؟
تو ضدّ آمريکا هستي

159
00:15:11,695 --> 00:15:15,196
و تو، بابا؟ تو سوسياليست و هوادار آمريکائي؟

160
00:15:15,198 --> 00:15:17,740
،اون خانواده پيترو بود

161
00:15:17,742 --> 00:15:21,870
،راجع به همه‌چيز حرف زدن
بحث کردن، ولي مؤدبانه

162
00:15:21,872 --> 00:15:28,543
،هرگز همين‌طور بي‌دليل حرفي نزدن
ايده‌هاي بزرگ داشتن، شور و اشتياق واقعي

163
00:15:28,545 --> 00:15:30,295
من واقعي نبودم

164
00:15:30,297 --> 00:15:33,464
،بهت‌زده با ناراحتي خودم تماشاشون کردم

165
00:15:33,467 --> 00:15:39,429
در جست‌وجوي چيزي براي گفتن
،که من رو باهوش نشون بده

166
00:15:39,431 --> 00:15:41,141
مثل ماريارُزا

167
00:15:42,184 --> 00:15:48,104
آمريکايي‌ها بعد از هيروشيما بايد به‌خاطر
جنايت‌هاي عليه بشريت محاکمه مي‌شدن

168
00:15:48,106 --> 00:15:50,064
آفرين

169
00:15:50,066 --> 00:15:54,110
مبارکه، النا! تو و ماريارُزا جفت هم‌ايد

170
00:15:54,112 --> 00:15:57,447
...جوانان تحصيل‌کرده، خانم‌هاي جوان عصيان‌گر

171
00:15:57,449 --> 00:16:06,206
مهم‌ترين چيز اينه که به عصيان به چشم عصيان نگاه
نکني، به چشم عمل مخالفت نگاه کني، نه چيز ديگري

172
00:16:06,208 --> 00:16:08,666
چي‌کار داري مي‌کني، سيگار مي‌کِشي؟

173
00:16:08,668 --> 00:16:12,629
يه عمل مخالفت کوچک، هراَزچندگاهي

174
00:16:12,631 --> 00:16:14,964
بابا، النا داره روي پايان‌نامه‌ش کار مي‌کنه

175
00:16:14,966 --> 00:16:18,468
پيترو بهم گفت که اصلاً نمي‌ري خونه

176
00:16:18,470 --> 00:16:21,596
مي‌خوام ترم بعدي برم

177
00:16:21,598 --> 00:16:25,183
کاري مي‌تونيم براش انجام بديم؟ -
نه، ممنون، بابا -

178
00:16:25,185 --> 00:16:30,232
النا همه‌کار رو خودش تنهايي انجام
داده و خيلي بهش افتخار مي‌کنه

179
00:16:33,819 --> 00:16:36,402
خدافظ، به‌زودي مي‌بينم‌ـت

180
00:16:36,404 --> 00:16:38,738
خدافظ، النا -
خدافظ -

181
00:16:38,740 --> 00:16:42,202
من الآن ميام -
خدا حافظ -

182
00:16:47,290 --> 00:16:49,417
بايد بري، پيترو؟

183
00:16:50,627 --> 00:16:55,255
بهت خوش گذشت؟ قسم مي‌خوري؟

184
00:16:55,257 --> 00:16:59,761
،البته که بهم خوش گذشت
خانواده خيلي عالي‌اي داري

185
00:17:00,804 --> 00:17:06,226
برام مهمه -
بازم ممنون که من رو آوردي -

186
00:17:32,294 --> 00:17:35,545
چرا باهامون نمياي تورين؟

187
00:17:35,547 --> 00:17:39,050
چندتا لباس بردار، من وايمي‌ستم -
پيترو، ديوونه شدي؟ -

188
00:17:40,802 --> 00:17:44,055
من هيچ‌وقت از هيچ‌کس
به‌اندازه تو خوش‌ـم نيومده

189
00:17:55,692 --> 00:17:57,527
من بايد برم

190
00:17:59,654 --> 00:18:02,115
قول مي‌دم زود برگردم

191
00:18:04,826 --> 00:18:06,620
خدافظ -
خدافظ -

192
00:18:13,502 --> 00:18:15,587
زود برمي‌گردم -
آره -

193
00:18:57,546 --> 00:19:00,797
من در انتهاي جولاي با بالاترين
نمرات فارغ‌التحصيل شدم

194
00:19:00,799 --> 00:19:07,305
از گفتن به پدرمادرـم خودداري کردم، از ترس
اين‌که مادرـم احساس کنه موظفه که بياد

195
00:19:08,431 --> 00:19:12,811
بعد از مدت زيادي، حقيقتاً از خودم راضي بودم

196
00:19:20,068 --> 00:19:25,363
،پدرـم از پنج ابتدايي جلوتر نرفت
مادرـم دوم ابتدايي درس رو ول کرد

197
00:19:25,365 --> 00:19:30,660
هيچ‌کدوم از اجدادم هرگز خوندن و نوشتن بلد نبودن

198
00:19:30,662 --> 00:19:35,083
حق داري سربلند باشي -
يه انقلاب‌ـه، پيترو -

199
00:19:37,669 --> 00:19:40,503
توي رستوران کم‌وکسري که نبود، بود؟

200
00:19:40,505 --> 00:19:42,007
خوش‌مزه بود

201
00:19:46,595 --> 00:19:48,763
ما نامزديم؟

202
00:19:50,265 --> 00:19:52,599
منظورـت چيه؟

203
00:19:52,601 --> 00:19:58,730
به نظرـت اين يه نامزدي‌ـه؟ يا نه؟

204
00:19:58,732 --> 00:20:03,528
نمي‌دونم. چرا مي‌پرسي؟ منظورـت چيه؟

205
00:20:04,779 --> 00:20:07,407
چند ماه گذشته، من اين‌طور فکر کردم

206
00:20:08,950 --> 00:20:14,289
،ولي، اگه تو نظر متفاوتي داري
هديه فارغ‌التحصيلي در نظرـش بگير

207
00:20:35,435 --> 00:20:37,312
نامزديم؟

208
00:20:40,190 --> 00:20:44,734
نرو -
اين‌جا چي‌کار کنم؟ -

209
00:20:44,736 --> 00:20:46,863
خرج خودم رو چجوري در بيارم؟

210
00:20:48,490 --> 00:20:50,867
يک سال و نيم‌ـه که خونه نبودم

211
00:20:52,869 --> 00:20:55,703
منتظر آزمون خدمات اجتماعي مي‌مونم

212
00:20:55,705 --> 00:20:57,332
بمون

213
00:21:00,085 --> 00:21:04,420
نامزدي‌هاي شمال-جنوب همين‌جوري‌ان

214
00:21:04,422 --> 00:21:07,840
تو مي‌ري تورين، من مي‌رم ناپل

215
00:21:07,843 --> 00:21:11,970
از راه دور به هم عشق مي‌ورزيم -
طول نمي‌کِشه، النا -

216
00:21:11,972 --> 00:21:15,515
دو سال -
منظورـت از دو سال چيه؟ -

217
00:21:15,517 --> 00:21:20,186
تا خودم رو توي دانشگاه جا
بندازم؛ بعد ازدواج مي‌کنيم

218
00:21:20,188 --> 00:21:22,230
سپتامبر 1969

219
00:21:22,232 --> 00:21:24,607
تاريخ‌ـشم انتخاب کردي؟ -
آره -

220
00:21:24,609 --> 00:21:27,988
معلومه، سپتامبر 1969 بي‌نقص‌ـه

221
00:21:29,030 --> 00:21:31,700
بعد سر روزـش با هم به توافق مي‌رسيم

222
00:21:34,077 --> 00:21:36,413
منم يه هديه براي تو دارم

223
00:21:37,998 --> 00:21:42,750
براي تشکر از اين‌که هوام رو داري -
چيه؟ -

224
00:21:42,752 --> 00:21:47,213
يه رُمان‌ـه. تنها نسخه‌ست، تنها تلاش‌ـم

225
00:21:47,215 --> 00:21:51,595
،همه‌ش رو يک‌جا نوشتم
اصلاً نمي‌دونم چي نوشتم

226
00:21:53,805 --> 00:21:56,764
هيچ‌وقت يکي ديگه نمي‌نويسم

227
00:21:56,766 --> 00:22:01,811
حتي صفحات پُرشور هم داره -
منظور از پُرشور چيه؟ -

228
00:22:01,813 --> 00:22:04,191
حالا مي‌بيني

229
00:22:05,400 --> 00:22:11,821
بهت اعتماد مي‌کنم، پيترو، جرأت نمي‌کنم
جز تو به کس ديگه‌اي اجازه بدم بخوندش

230
00:22:11,823 --> 00:22:16,077
راجع به چيه؟ -
بخون‌ـش -

231
00:22:21,750 --> 00:22:24,127
بيا بريم مکان من -
کجا؟ -

232
00:22:25,587 --> 00:22:28,838
اتاق‌ـم، توي دانشکده

233
00:22:28,840 --> 00:22:33,428
مي‌دوني که مجاز نيست -
مسئله‌ايه؟ -

234
00:22:35,639 --> 00:22:37,557
بهتره هر کي بره خونه خودش

235
00:23:01,123 --> 00:23:02,830
ماريا. ماري

236
00:23:02,833 --> 00:23:07,126
ماريا! بطري رو بده من، مي‌خوام بخورم

237
00:23:07,129 --> 00:23:09,422
صبر کن -
!بجنب -

238
00:23:22,060 --> 00:23:25,814
...داريم وارد ايستگاه ناپل مي‌شيم

239
00:23:58,263 --> 00:24:00,138
اينا ديگه چيه؟

240
00:24:00,140 --> 00:24:04,017
انتظارـش رو نداشتي، هان، لنو؟
دارن همه‌چي رو آسفالت مي‌کنن

241
00:24:04,019 --> 00:24:08,187
دارن يه جاده بزرگ مي‌زنن که
«از اين‌جا مي‌ره به «سن جوواني

242
00:24:08,190 --> 00:24:10,732
«و شايد تا «پوتيچي

243
00:24:10,734 --> 00:24:14,027
گهگاهي دولت ياد ما ميوفته

244
00:24:14,029 --> 00:24:17,032
شايد يه چيزي توي اين محله تکون بخوره

245
00:24:23,497 --> 00:24:25,999
بريم

246
00:24:32,714 --> 00:24:34,591
!صبح به‌خير، جاکينو

247
00:24:36,009 --> 00:24:39,344
لنو، بيا از خيابون بريم -
چرا؟ ما که اون‌طرفي مي‌ريم -

248
00:24:39,346 --> 00:24:42,724
نمي‌تونم پُز دختر فارغ‌التحصيل‌ـم رو به محله بدم؟

249
00:24:50,774 --> 00:24:54,108
صبح به‌خير، دون ويتو -
!صبح به‌خير، لنوچا اين‌جاست -

250
00:24:54,110 --> 00:24:58,907
!از «پيزا» برگشته، فارغ‌التحصيل شده -
!چه احساس رضايتي -

251
00:25:00,283 --> 00:25:03,284
!صبح به‌خير، دون ويتو -
!فارغ‌التحصيل رو داشته باشيد -

252
00:25:03,286 --> 00:25:04,830
!مي‌تونه به همه‌مون درس بده

253
00:25:10,377 --> 00:25:14,464
!دون چيرو، لنوچا اين‌جاست
!يه مدرک با بالاترين نمره

254
00:25:20,262 --> 00:25:24,055
صبح به‌خير، بانو اِولينا -
!صبح به‌خير، دون ويتو، خوش برگشتيد -

255
00:25:24,057 --> 00:25:25,682
ممنون -
صبح به‌خير، دون ويتو -

256
00:25:25,684 --> 00:25:27,392
دون ماريو، صبح شما به‌خير

257
00:25:27,394 --> 00:25:29,435
اوضاع چطوره؟ -
مرتب -

258
00:25:29,437 --> 00:25:34,065
رفتم راه‌آهن دنبال لنوچا، فارغ‌التحصيل شده

259
00:25:34,067 --> 00:25:36,150
!مبارکه

260
00:25:36,153 --> 00:25:40,822
ويتوريو همه‌ش مي‌گفت: «دختر من «پيزا»ـست
«و همه‌ش در حال درس‌خوندن‌ـه

261
00:25:40,824 --> 00:25:43,491
مشخص بود که مغز دانش‌مندها رو داره

262
00:25:43,493 --> 00:25:46,870
من به مادرـش گفتم بايد ادامه‌تحصيل بده

263
00:25:46,872 --> 00:25:51,332
خيلي ازـش راضي‌ام -
خيلي خوش‌حال‌ام -

264
00:25:51,334 --> 00:25:54,460
و حالا مي‌ره سر کار؟ -
دارم راضي‌ـش مي‌کنم آزمون خدمات اجتماعي بده -

265
00:25:54,463 --> 00:25:57,380
يه کار معلمي گيرـش مياد

266
00:25:57,382 --> 00:26:01,134
!دختر درباني که به بچه‌ها ايتاليايي ياد مي‌ده

267
00:26:01,136 --> 00:26:03,136
عالي، خيلي خوش‌حال‌ام

268
00:26:03,138 --> 00:26:06,598
!بازم تبريک مي‌گم. فارغ‌التحصيل

269
00:26:06,600 --> 00:26:09,350
آدا رفت درِ خونه‌ش تا بهش بگه

270
00:26:09,352 --> 00:26:16,816
رُزا بانو از جيليولا شنيد که دوست‌ـت بهش
«!گفت: «پاي يه بچه در ميونه. برو بيرون

271
00:26:16,818 --> 00:26:22,739
بنابراين آدا گفت: «نه، اين‌جا فقط
«يه دونه بچه نيست، دو تا بچه‌ست

272
00:26:22,741 --> 00:26:25,783
متوجه موقعيتي هستي که دوست‌ـت
خودش رو توـش قرار داده؟

273
00:26:25,786 --> 00:26:29,831
و استفانو؟ -
حالا استفانو دو تا زن و دو تا بچه داره -

274
00:26:33,585 --> 00:26:35,877
مامان، مگه مي‌شه دو تا زن داشت؟

275
00:26:35,879 --> 00:26:38,924
!چي مي‌گي بابا! استفانو الآن پادشاه فاروق‌ـه

276
00:26:43,011 --> 00:26:46,763
و لي‌لا؟ -
از خونه رفت، اون رو که مي‌دونستي -

277
00:26:46,765 --> 00:26:50,808
ولي نمي‌دونستم آدا بارداره -
کي مي‌دونست، لنو؟ -

278
00:26:50,811 --> 00:26:54,896
جيليولا که صندوق‌دار
مِي‌خونه‌ست تازه بهمون گفت

279
00:26:54,898 --> 00:26:58,274
ملت دهن‌شون رو باز مي‌کنن
و خبرها پخش مي‌شه

280
00:26:58,276 --> 00:27:00,902
الآن لي‌لا کجاست؟ -
کي مي‌دونه؟ -

281
00:27:00,904 --> 00:27:07,452
من فقط مي‌دونم که شوهر و خونه‌ش رو ترک
کرد، با بچه‌ش فرار کرد به خدا مي‌دونه کجا

282
00:27:07,453 --> 00:27:10,495
حقيقت داره که داري ازدواج مي‌کني، لنو؟

283
00:27:10,497 --> 00:27:15,708
آره، ولي الآن نه -
حلقه‌اي که بهش داده رو نديديد؟ -

284
00:27:15,710 --> 00:27:17,546
اسم‌ـش پيتروئه، مامان

285
00:27:20,340 --> 00:27:23,341
و آقاي متشخص کِي خودي نشون مي‌ده؟

286
00:27:23,343 --> 00:27:26,302
ما سنتي نيستيم، بابا -
سنتي؟ -

287
00:27:26,304 --> 00:27:28,638
ما اصلاً نمي‌دونيم با کي داري ازدواج مي‌کني

288
00:27:28,640 --> 00:27:30,765
چي مي‌خوايد بدونيد؟

289
00:27:30,767 --> 00:27:35,770
،کارـش چيه، درآمدش چقدره
بعد از ازدواج کجا زندگي مي‌کنيد

290
00:27:35,772 --> 00:27:41,985
فعلاً دستيار آموزشي‌ـه، مثل
يه استاد، ولي هنوز درآمد نداره

291
00:27:41,987 --> 00:27:46,072
.ولي درآمد پيدا مي‌کنه
پايان‌نامه‌ش رو چاپ کردن

292
00:27:46,074 --> 00:27:48,700
پيترو در محافل تحصيلي خيلي مورداِحترام‌ـه

293
00:27:48,702 --> 00:27:51,494
خانواده‌ش در تورين خيلي مهم‌ـه

294
00:27:51,496 --> 00:27:54,747
شايد واسه زندگي بريم اون‌جا -
تورين؟ -

295
00:27:54,749 --> 00:27:56,416
آره، يا يه جاي ديگه

296
00:27:56,418 --> 00:28:00,712
پس، استاده ولي درآمد نداره، يه
کتاب نوشته ولي کسي خبر نداره

297
00:28:00,714 --> 00:28:03,133
عاليه

298
00:28:04,885 --> 00:28:08,678
وضع هميشه يه‌جور نمي‌مونه، مامان

299
00:28:08,680 --> 00:28:13,643
،اون بيرون، دنيا داره تغيير و تحول مي‌کنه
پيچيده‌تر از اون‌ـيه که بهش عادت داريد

300
00:28:14,978 --> 00:28:19,647
يه کلمه هم نفهميدم، ولي اون به
اين معناست که تو باهوش‌ـي، لنو

301
00:28:19,649 --> 00:28:22,235
دست از سرـش بردار

302
00:28:23,612 --> 00:28:26,654
بابا برات شيريني‌اي که
دوست داري رو گرفت

303
00:28:26,656 --> 00:28:29,991
جياني، شيريني رو از روي قفسه بردار بيار

304
00:28:29,993 --> 00:28:34,287
يه بسته از طرف خانم اوليويرو برات اومد

305
00:28:34,289 --> 00:28:36,583
با دخترعموـش «پوتنزا»ـست
[ مرکز استان باسيليکاتا و از بزرگ‌ترين شهرهاي ايتاليا ]

306
00:28:43,715 --> 00:28:48,718
باز شده؟ -
ممکن بود خوردني باشه -

307
00:28:48,720 --> 00:28:53,433
هيچ‌وقت سرـت به کار خودت نيست -
ول‌ـم کن بابا -

308
00:28:55,519 --> 00:28:57,894
کارنامه‌هاي ابتدايي‌ـم‌ان

309
00:28:57,896 --> 00:29:01,566
خانم اوليويرو حتي کارنامه‌هات رو نگه داشت

310
00:29:03,109 --> 00:29:06,361
پاستاي شاهانه گذاشتي

311
00:29:06,363 --> 00:29:09,364
هنوز بوي «پانشيتا» و گوجه‌هاش به مشام‌ـم مي‌رسه
نوعي سالامي تهيه‌شده از گوشت ]
[ شکم خوک که نمک‌سود شده است

312
00:29:09,366 --> 00:29:12,450
لينوچا دوست داره، مي‌دوني

313
00:29:12,452 --> 00:29:15,745
مثل مادرـم با رُب گوجه‌فرنگي درست کردم

314
00:29:15,747 --> 00:29:19,666
من دستور پخت مادرـم رو
ياد گرفتم، اون چي ياد گرفته؟

315
00:29:19,668 --> 00:29:22,293
اون فقط درس‌خوندن بلده

316
00:29:22,295 --> 00:29:26,506
استاد طفلک! وقتي باهاش
!ازدواج کنه چه زندگي‌اي داره

317
00:29:26,508 --> 00:29:30,095
...متوجه نيستي، دنياي ما با اونا فرق داره

318
00:29:31,221 --> 00:29:33,557
هي، لنو، چي شد؟

319
00:29:36,393 --> 00:29:41,688
خانم اوليويرو چند هفته پيش مُرد -
متأسف‌ام، روح‌ـش قرين رحمت -

320
00:29:41,690 --> 00:29:44,857
پير بود ديگه، لوس‌بازي در نيار

321
00:29:44,860 --> 00:29:47,110
!حتي نمي‌توني بذاري مُرده در آرامش باشه

322
00:29:47,112 --> 00:29:51,990
اون به تحصيلات دخترـمون رسيدگي کرد -
!اون مي‌خواست توي خونه‌مون رئيس‌بازي در بياره -

323
00:29:51,992 --> 00:29:54,409
به تو بود با دخترـمون چي‌کار کرده بودي؟

324
00:29:54,411 --> 00:29:57,120
،من هميشه مي‌دونستم دخترـم چقدر باهوش بود

325
00:29:57,122 --> 00:30:00,707
لازم نبود يه معلم بهم بگه -
حتي فرستادش به ايشکيا -

326
00:30:00,709 --> 00:30:02,210
واسه درس‌خوندن؟

327
00:30:16,933 --> 00:30:20,270
« دفتر النا گرکو »

328
00:30:39,581 --> 00:30:41,875
« پري آبي »

329
00:31:12,280 --> 00:31:14,783
« !آفرين »

330
00:31:20,664 --> 00:31:24,417
« خيلي خوب »

331
00:31:24,793 --> 00:31:29,068
« !به‌به »

332
00:31:30,132 --> 00:31:33,424
« !عالي »

333
00:31:33,426 --> 00:31:40,557
به همين زودي در صفحه اول کم‌کم حال‌ـم
خراب شد و خيلي زود خيس عرق شدم

334
00:31:40,559 --> 00:31:45,522
تنها در آخر، چيزي که بعد از چند خط
متوجه شده بودم رو قبول کردم

335
00:31:47,065 --> 00:31:52,904
صفحات کودکانه لي‌لا، قلب سرّي کتاب من بودن

336
00:31:55,115 --> 00:32:03,246
جملات شرطي بيان‌گر يک فرضيه
غيرممکن يا دست‌نيافتني هستند

337
00:32:03,248 --> 00:32:06,040
،همان‌طور که مي‌توانيم در مثال ببينيم

338
00:32:06,042 --> 00:32:14,007
کاربرد وجه التزامي را در عبارت اصلي جملات شرطي
و شرط را در عبارت شرطي پيش‌بيني مي‌کند

339
00:32:14,009 --> 00:32:18,096
يه مثال از يه جمله شرطي نامحتمل برام بزن

340
00:32:19,264 --> 00:32:22,974
...اگه بوده باشه‌ام
...اگه بوده باشه‌ام

341
00:32:22,976 --> 00:32:28,021
!اگه کودن بوده باشه‌ام
!اگه بودم، بودم

342
00:32:28,023 --> 00:32:31,149
خوبه که تب داري، مي‌توني با من دوره کني

343
00:32:31,151 --> 00:32:33,568
شايد دوباره رفوزه نشي

344
00:32:33,570 --> 00:32:36,905
!استاد از «پيزا» آمده است

345
00:32:36,907 --> 00:32:38,573
ما برگشتيم

346
00:32:38,575 --> 00:32:41,411
حواس‌ـت به سُس بود؟ -
آره -

347
00:32:42,746 --> 00:32:45,371
لنو، نامه‌بر اين نامه رو برات آورد

348
00:32:45,373 --> 00:32:47,584
از طرف نامزدته

349
00:32:48,960 --> 00:32:50,796
ممنون

350
00:32:54,925 --> 00:32:57,383
نمي‌خوني‌ـش؟ -
بعداً مي‌خونم‌ـش -

351
00:32:57,385 --> 00:32:59,930
الي، بيا اين‌جا

352
00:33:01,181 --> 00:33:04,015
شير رو بذار توي يخچال
ميوه رو هم توي کاسه

353
00:33:04,017 --> 00:33:07,729
کجا مي‌ري؟ -
خسته‌ام، ديگه نمي‌کِشم -

354
00:33:09,815 --> 00:33:12,690
بازـش نمي‌کني؟ -
مي‌خوام کارـم رو تموم کنم -

355
00:33:12,692 --> 00:33:17,737
نه، برو. نگران نباش، من بعداً تموم‌ـش مي‌کنم

356
00:33:17,739 --> 00:33:21,115
تو اصلاً بلد نيستي، چين و چروک شد

357
00:33:21,117 --> 00:33:24,079
پدرـت اين رو پرت مي‌کنه توي صورت‌ـم -
ممنون، مامان -

358
00:33:33,505 --> 00:33:38,135
روميزي رو بيار. ظرف‌ها
رو بيار، ميز رو مي‌چّينيم

359
00:33:50,147 --> 00:33:51,771
مامان، من مي‌رم بيرون

360
00:33:51,773 --> 00:33:53,606
کجا مي‌ري؟ -
زنگ بزنم -

361
00:33:53,608 --> 00:33:57,779
دو ماهه از خونه در نيومدي، حالا که
مي‌خوايم غذا بخوريم، مي‌ري بيرون؟

362
00:34:05,162 --> 00:34:10,081
سلام، جيليو، من بايد يه زنگ بزنم -
لنو، تازه الآن پيدات مي‌شه؟ -

363
00:34:10,083 --> 00:34:12,584
مارچلو گفت خيلي وقته برگشتي

364
00:34:12,586 --> 00:34:16,923
حق داري، خونه سرـم شلوغ
بوده. بعداً صحبت مي‌کنيم

365
00:34:33,190 --> 00:34:35,442
بله؟ شما؟

366
00:34:37,360 --> 00:34:39,944
الو، پيترو؟ -
!النا -

367
00:34:39,946 --> 00:34:42,949
!بالأخره -
نامه‌ت رو خوندم -

368
00:34:44,659 --> 00:34:49,287
کدوم‌يکي رو؟ سه تا نوشتم -
اوني که راجع به کتاب بود -

369
00:34:49,289 --> 00:34:53,124
حقيقت داره؟ کي مي‌خواد چاپ‌ـش کنه؟

370
00:34:53,126 --> 00:34:57,670
انتشارات مادرـم، فوراً دادم‌ـش بهش

371
00:34:57,672 --> 00:35:02,800
خيلي ذوق داشت. بايد بهشون
زنگ بزني، النا، مهمه

372
00:35:02,803 --> 00:35:05,720
ولي تو خوندي‌ـش؟ -
آره -

373
00:35:05,722 --> 00:35:07,430
و...؟

374
00:35:07,432 --> 00:35:09,891
خوبه -
خوبه؟ -

375
00:35:09,893 --> 00:35:13,895
خوبه، ولي من منتقد ادبي نيستم

376
00:35:13,897 --> 00:35:17,398
مي‌خوان چاپ‌ـش کنن، پرسيدن
که از جاي ديگه پيشنهاد داري يا نه

377
00:35:17,400 --> 00:35:20,610
نه بابا، چه پيشنهادي! فقط دادم‌ـش به تو

378
00:35:20,612 --> 00:35:22,946
...فقط اين‌که

379
00:35:22,948 --> 00:35:26,324
،اگه بتونم يه توصيه‌اي بهت بکنم

380
00:35:26,326 --> 00:35:30,539
من باشم بخش‌هاي پُرشورـش رو حذف مي‌کنم

381
00:35:32,165 --> 00:35:38,670
نه. من چيزي رو حذف نمي‌کنم -
هر طور راحت‌ـي -

382
00:35:38,672 --> 00:35:41,047
بهم نگفتي بابت‌ـش خوش‌حال‌ـي يا نه

383
00:35:41,049 --> 00:35:46,678
.آره، خيلي خوش‌حال‌ام
ولي سردرگُم‌ام، بايد فکر کنم

384
00:35:46,680 --> 00:35:49,847
خيلي‌خب، النا، ولي زنگ بزن به انتشارات

385
00:35:49,850 --> 00:35:52,642
شماره‌ش رو توي نامه نوشتم، ديدي‌ـش؟

386
00:35:52,644 --> 00:35:54,185
آره

387
00:35:54,187 --> 00:35:56,729
يادت نره زنگ بزني -
باشه -

388
00:35:56,731 --> 00:35:59,484
خدافظ -
خدافظ -

389
00:36:13,498 --> 00:36:18,126
چقدر بدهکارـم؟ -
...چقدر بدهکارـي؟ برو بابا -

390
00:36:18,128 --> 00:36:19,713
ممنون

391
00:36:21,131 --> 00:36:24,593
دارن يه کتاب ازـم چاپ مي‌کنن -
بهت پول مي‌دن؟ -

392
00:36:26,428 --> 00:36:31,099
نمي‌دونم. مي‌بينم‌ـت، ممنون، جيليو -
خدافظ -

393
00:37:50,053 --> 00:37:53,846
،بايد با لي‌لا صحبت کنم
کجا مي‌تونم پيداش کنم؟

394
00:37:53,849 --> 00:37:56,351
بايد از آدا بپرسي

395
00:37:57,561 --> 00:38:00,186
جدي مي‌گم، اون همه‌چي رو مي‌دونه

396
00:38:00,188 --> 00:38:05,402
لي‌لا و انزو يه نوشته از اين‌که
کجا مي‌رن، گذاشتن روي ميز

397
00:38:05,403 --> 00:38:08,444
با آدرس دقيق، لنو

398
00:38:08,446 --> 00:38:12,532
خواربارفروشي‌ـه؟ -
آره، ولي عجله کن، الآن تعطيل مي‌شه -

399
00:38:12,534 --> 00:38:15,954
ممنون، جيليو، به‌زودي ميام به ديدن‌ـت

400
00:38:39,186 --> 00:38:40,729
سلام، آدا

401
00:38:43,148 --> 00:38:44,691
لنو

402
00:38:47,652 --> 00:38:50,486
مادرـت بهم گفت که توي محله‌اي

403
00:38:50,489 --> 00:38:55,658
ليسا، اين دخترِ گرکوئه. فارغ‌التحصيل شده

404
00:38:55,660 --> 00:38:58,036
مبارکه -
ممنون -

405
00:38:58,038 --> 00:39:02,207
بعد از ناهار مي‌بينم‌ـت. دير
نياي، بايد روغن رو خالي کنيم

406
00:39:02,209 --> 00:39:05,335
بسيار خوب، خانم، مي‌بينم‌تون

407
00:39:05,337 --> 00:39:07,339
خدا حافظ -
خدا حافظ -

408
00:39:10,425 --> 00:39:14,012
خوب به نظر مي‌رسي -
تو هم خوب به نظر مي‌رسي -

409
00:39:15,722 --> 00:39:21,311
تا خونه همراهي‌ـم کن. بچه پيش
همسايه‌مونه، عجله داره بايد بره

410
00:39:22,896 --> 00:39:27,148
،با کمال احترام براي دوست‌ـت
من از صبح تا شب اين‌جام

411
00:39:27,150 --> 00:39:32,862
اصلاً فرصت نمي‌کنم هيچ کاري انجام بدم -
جيليولا گفت که تو مي‌دوني کجاست -

412
00:39:32,864 --> 00:39:36,451
مي‌خواي بري به ديدن‌ـش؟ -
آره، يه چيزي دارم که بهش بگم -

413
00:39:37,661 --> 00:39:42,707
بيا بالا، آدرس رو بهت مي‌دم. قهوه مي‌خوريم

414
00:39:59,891 --> 00:40:02,435
روز به‌خير -
روز به‌خير -

415
00:40:05,438 --> 00:40:07,315
روز به‌خير، خانم رُزاريا

416
00:40:08,525 --> 00:40:11,734
شير خورده؟ -
آره، دختر خيلي خوبي بوده -

417
00:40:11,736 --> 00:40:15,363
کُل شير توي شيشه رو خورد

418
00:40:15,365 --> 00:40:18,533
اين کوچولو رو ديدي؟ -
خيلي خوشگله -

419
00:40:18,535 --> 00:40:22,912
چون بيش‌تر از پدرـش به
من رفته. اسم‌ـش مارياست

420
00:40:22,914 --> 00:40:29,627
خانم، فردا صبح مي‌بينم‌تون؟                   - باشه -
خواهش مي‌کنم دير نيايد. بايد جنس تحويل بدم -

421
00:40:29,629 --> 00:40:33,133
اون‌جوري مي‌تونيد جمعه رو يه نصفه‌روز بيايد وايسيد -
باشه، نگران نباش -

422
00:40:34,259 --> 00:40:37,804
لنو، قهوه بخوريم؟ -
آره -

423
00:40:53,153 --> 00:40:55,820
آنتونيو چطوره؟ -
آنتو آلمان‌ـه -

424
00:40:55,822 --> 00:40:57,824
براي سولاراها کار مي‌کنه

425
00:40:59,534 --> 00:41:01,534
اون پست‌فطرت‌ها

426
00:41:01,536 --> 00:41:04,537
با استفانو گرم مي‌گيرن ولي
مي‌خوان همه‌چيز رو صاحب بشن

427
00:41:04,539 --> 00:41:09,125
واسه سولاراها کار مي‌کنه؟ -
خيلي وقته -

428
00:41:09,127 --> 00:41:12,380
،اصلاً ازـش باخبر نمي‌شيم
چيزي بهمون نمي‌گه

429
00:41:14,716 --> 00:41:16,426
سيگار مي‌کِشي؟

430
00:41:18,428 --> 00:41:20,347
عادت بديه که رفتم توي خطش

431
00:41:23,725 --> 00:41:27,143
لنو، خيلي چيزها هست که نمي‌دوني

432
00:41:27,145 --> 00:41:31,274
وقتي فهميدم از استفانو باردارـم، اومدم اين‌جا

433
00:41:32,692 --> 00:41:35,235
روپوش کار هنوز تن‌ـم بود

434
00:41:35,237 --> 00:41:40,114
...لي‌لا در رو باز کرد، بهم نگاه کرد و گفت

435
00:41:40,116 --> 00:41:44,412
چيزي شده؟ -
چيزي نيست که از قبل ندوني -

436
00:41:51,086 --> 00:41:54,256
چه خوک‌دوني‌اي. مجبورـش
مي‌کني اين‌جوري زندگي کنه؟

437
00:41:55,507 --> 00:41:57,425
بلد نيستي چجوري کار انجام بدي؟

438
00:42:00,345 --> 00:42:03,140
از فردا من واسه نظافت ميام اين‌جا

439
00:42:09,980 --> 00:42:12,566
مي‌دوني «بانوي سپيدپوش» کيه؟

440
00:42:14,776 --> 00:42:18,363
،با تمام چيزهايي که مي‌دوني
نمي‌دوني بانوي سپيدپوش کيه؟

441
00:42:19,614 --> 00:42:21,906
معشوقه «کوپي»ـه
آنجلو فائوستو کوپي: دوچرخه‌سوار ايتاليايي که ]
در سال‌هاي نزديک جنگ جهاني دوم، عنوان‌هاي
[ زيادي را در مسابقات بين‌المللي به دست آورد

442
00:42:21,908 --> 00:42:26,911
معشوقه... کسي که عشق مي‌ورزه چون
حقيقتاً بهش عشق ورزيده مي‌شه

443
00:42:26,913 --> 00:42:28,743
مي‌دونم کيه

444
00:42:28,744 --> 00:42:35,211
آره، ولي من مثل اون نيستم، من
امروزي‌ترـم. من تسليم نمي‌شم

445
00:42:35,213 --> 00:42:38,965
فهميدم که يه چيزي به اسم «ساکرا روتا» وجود داره
[ ساکرا روتا يا روتاي مقدس: دادگاه امور کليساييِ کاتوليکيِ مقدس ]

446
00:42:38,967 --> 00:42:44,598
به اين معناست که حتي خدا وقتي عشق
ديگه‌اي قوي‌تر باشه با فسخ نکاح موافقه

447
00:42:46,141 --> 00:42:51,521
استفانو هزار بار بهت گفته تخت‌خواب
رو چجوري مرتب کني، ولي نمي‌کني

448
00:42:56,651 --> 00:43:01,696
لي، بايد از اين‌جا بري
وگرنه بچه‌ت رو مي‌کُشم

449
00:43:01,698 --> 00:43:03,867
عين مادرـت رفتار مي‌کني

450
00:43:06,161 --> 00:43:08,455
بشين، برات بابونه دم مي‌کنم

451
00:43:10,332 --> 00:43:12,415
داري مي‌گي من ديوونه‌ام؟

452
00:43:12,417 --> 00:43:15,960
که مثل مادرـم ديوونه‌ام؟
لي‌لا، بايد از سر راه بري کنار

453
00:43:15,962 --> 00:43:18,298
!بابونه رو خودت بخور

454
00:43:46,910 --> 00:43:49,329
بچه رو برد بيرون تا يه‌خرده هوا بخوره

455
00:43:51,164 --> 00:43:53,834
من رو تنها گذاشت تا کار خونه انجام بدم

456
00:43:55,502 --> 00:44:00,505
اون‌شب وقتي استفانو داشت
مغازه رو مي‌بست رفتم سروقت‌ـش

457
00:44:00,507 --> 00:44:05,137
و بهش گفتم که رفتم خونه‌ش
و قضيه رو به لي‌لا گفتم

458
00:44:36,585 --> 00:44:39,087
برام بابونه دم کن

459
00:45:10,118 --> 00:45:12,204
بچه خوش‌قيافه‌ايه

460
00:45:14,164 --> 00:45:16,581
با استفانو مثل سيب‌ـيه که از وسط نصف کرده باشي -
نه -

461
00:45:16,583 --> 00:45:19,920
چشم‌ها و دهن‌ـش به اون رفته -
حقيقت نداره -

462
00:45:32,516 --> 00:45:38,895
،اگه بايد کتاب‌هات رو بخوني، برو بخون
من مراقب رينوچو و خونه هستم

463
00:45:38,897 --> 00:45:40,980
مي‌بيني چقدر خوب نظافت کردم؟

464
00:45:40,982 --> 00:45:44,317
،هر کاري مي‌خواي بکن
ولي نزديک بچه نشو

465
00:45:44,319 --> 00:45:47,656
کاري باهاش نمي‌کنم، نگران نباش

466
00:45:49,741 --> 00:45:51,368
...لي

467
00:45:57,207 --> 00:45:58,959
من باردارـم

468
00:46:01,211 --> 00:46:03,046
چي گفتي؟

469
00:46:05,090 --> 00:46:06,675
حقيقت داره

470
00:46:08,385 --> 00:46:12,514
از استفانو؟ -
معلومه -

471
00:46:14,766 --> 00:46:16,852
خبر داره؟

472
00:46:18,478 --> 00:46:20,147
نه

473
00:48:22,519 --> 00:48:26,940
بيرون -
نه -

474
00:48:28,275 --> 00:48:33,029
چي توي مغزـت مي‌گذره؟ -
من اين‌جا مي‌مونم -

475
00:48:41,746 --> 00:48:45,041
مي‌خواي من رو ديوونه کني؟ -
اون‌جوري مي‌شيم دو نفر -

476
00:48:57,888 --> 00:49:02,390
من رو نابود مي‌کني. حقيقت
نداره که دوست‌ـم داري، آدا

477
00:49:02,392 --> 00:49:06,561
.باعث مي‌شي همه مشتري‌هام بپّرن
مي‌خواي من رو آس‌وپاس ببيني؟

478
00:49:06,563 --> 00:49:09,274
مي‌دوني که وضع همين‌جوري‌ـش سخت‌ـه

479
00:49:11,026 --> 00:49:15,445
خواهش مي‌کنم، بهم بگو
چي مي‌خواي، بهت مي‌دم

480
00:49:15,447 --> 00:49:18,033
مي‌خوام تا ابد با تو باشم

481
00:49:21,119 --> 00:49:25,791
منم مي‌خوام تا ابد با
تو باشم. ولي نه اين‌جا

482
00:49:27,167 --> 00:49:31,461
اين‌جا -
اين‌جا خونه‌مه، آدا -

483
00:49:31,463 --> 00:49:34,800
لي‌لا اين‌جاست، بچه اين‌جاست

484
00:49:36,134 --> 00:49:40,722
از امروز، منم هستم. من باردارـم

485
00:50:31,857 --> 00:50:37,362
،مي‌دونم مثل ديوونه‌ها رفتار کردم
ولي انزو و لي‌لا هم جفت‌شون ديوونه‌ان

486
00:50:39,364 --> 00:50:45,034
مي‌دوني لي‌لا چي کرد؟
همه‌چيز رو اين‌جا ول کرد

487
00:50:45,036 --> 00:50:47,247
حتي جواهرات‌ـش رو

488
00:51:11,396 --> 00:51:14,731
اين رو قبل از اين‌که برن به جا گذاشتن

489
00:51:14,733 --> 00:51:17,525
رفتن «سن جوواني آ تدوچو» زندگي کنن

490
00:51:17,527 --> 00:51:19,696
...يه عن‌دوني

491
00:51:25,327 --> 00:51:31,247
اگه رفتي اون‌جا، به لي‌لا بگو که من جلوي
،استفانو رو از ديدن پسرـش نمي‌گيرم

492
00:51:31,249 --> 00:51:34,500
ولي خيلي مشغله داره، وقت نداره

493
00:51:34,503 --> 00:51:37,005
با اين‌که متأسف‌ـه، نمي‌تونه بره سر بزنه

494
00:51:38,965 --> 00:51:42,759
اين رو هم بهش بگو که
سولاراها آدم‌هاي خطرناکي‌ان

495
00:51:42,761 --> 00:51:45,345
مخصوصاً ميکله، اون هيچ‌وقت
هيچي رو فراموش نمي‌کنه

496
00:51:45,347 --> 00:51:49,226
،بهش بگو بايد مواظب باشه
نبايد به کسي اعتماد کنه

497
00:51:50,435 --> 00:51:52,312
باشه

498
00:51:56,691 --> 00:51:58,985
ماريا بيدار شده

499
00:52:10,831 --> 00:52:15,054
« پلاک 48 ويا ويل‌ينا، طبقه چهارم ‎»

500
00:52:29,683 --> 00:52:32,267
!دست‌هات رو پيش خودت نگه دار، خوک‌صفت

501
00:52:32,269 --> 00:52:36,731
مشکل‌ـت چيه؟ -
اين شهر عوض‌بشو نيست -

502
00:52:43,613 --> 00:52:46,614
ببخشيد، ويا ويل‌ينا؟ -
اون‌پايين، دست چپ -

503
00:52:46,616 --> 00:52:48,243
ممنون

504
00:54:00,524 --> 00:54:03,399
ببخشيد، کي رو مي‌خوايد؟

505
00:54:03,401 --> 00:54:06,277
اسکانو. چرولو

506
00:54:06,279 --> 00:54:08,112
دنبال لي‌لائي؟ -
بله -

507
00:54:08,114 --> 00:54:12,327
!يه لحظه. تيتينا! تيتي

508
00:54:18,667 --> 00:54:22,460
چيه؟ -
اين خانم جوان دنبال لي‌لا مي‌گرده -

509
00:54:22,462 --> 00:54:27,131
ممنون، فيلومنا. لي‌لا خونه نيست

510
00:54:27,134 --> 00:54:30,718
انزو؟ -
نه. شما؟ -

511
00:54:30,720 --> 00:54:33,054
من يه دوست‌ام، النا گرکو

512
00:54:33,056 --> 00:54:36,349
!خاله لنو -
!پس، خودت‌ـي -

513
00:54:36,351 --> 00:54:40,395
رينوچو، چقدر بزرگ شدي! من رو يادته؟

514
00:54:40,397 --> 00:54:42,023
آره

515
00:54:43,066 --> 00:54:45,775
مي‌شه خونه رو به خاله لنو نشون بدم؟

516
00:54:45,777 --> 00:54:48,736
پس اين خانم رو مي‌شناسي؟ -
آره -

517
00:54:48,738 --> 00:54:52,407
برو، ولي زود باش، قابلمه روي اجاق‌ـه

518
00:54:52,409 --> 00:54:54,870
باشه -
...خدافظ -

519
00:55:02,294 --> 00:55:04,463
انزو اين‌جا مي‌خوابه

520
00:55:08,341 --> 00:55:12,596
آشپزخونه اين‌جاست -
ديگه چي هست، رينو؟ -

521
00:55:16,433 --> 00:55:22,562
.مامان اين‌جا مي‌خوابه
منم اين‌جا مي‌خوابم

522
00:55:22,564 --> 00:55:25,231
اين نقاشي‌ها کار توئه؟ -
آره -

523
00:55:25,233 --> 00:55:26,943
قشنگ‌ان

524
00:55:30,197 --> 00:55:32,157
چه خونه دوست‌داشتني‌اي

525
00:55:42,459 --> 00:55:46,922
!رينوچو! رينو -
ما اين‌جائيم -

526
00:55:48,799 --> 00:55:51,591
بيا، آماده‌ست

527
00:55:51,593 --> 00:55:54,177
من مي‌رم دست‌هام رو بشورم -
پسر خوب -

528
00:55:54,179 --> 00:55:57,263
مي‌بيني چقدر زرنگ‌ـه؟
پروفسور بالفطره‌ست

529
00:55:57,265 --> 00:56:02,477
اگه مي‌خواي بيا تو يه چيزي باهامون بخور

530
00:56:02,479 --> 00:56:05,688
.نه، ممنون، گشنه‌م نيست
لي‌لا کِي برمي‌گرده؟

531
00:56:05,690 --> 00:56:08,608
هيچ‌وقت قبل از 8 برنمي‌گرده -
و پسره؟ -

532
00:56:08,610 --> 00:56:10,652
،پيش من مي‌مونه
من هميشه تنهام

533
00:56:10,654 --> 00:56:14,948
اين‌جا بازي مي‌کنيم، اون‌جا غذا
مي‌خوريم، کُل روز رو با هم مي‌گذرونيم

534
00:56:14,950 --> 00:56:19,953
لي‌لا واسه سوکاووها کار مي‌کنه -
سوکاووها؟ با کارخونه سالامي؟ -

535
00:56:19,955 --> 00:56:23,748
من برونو، پسرـش رو مي‌شناسم -
اونا آدم‌هاي خوبي نيستن -

536
00:56:23,750 --> 00:56:26,918
پدر، پدربزرگ، نوه... همه‌شون نخاله‌ان

537
00:56:26,920 --> 00:56:30,799
پول‌دار شدن و يادشون
رفت يه زماني بي‌عار بودن

538
00:56:32,342 --> 00:56:36,972
چقدر تا اون‌جا راه‌ـه؟ -
بيست دقيقه، بيا نشون‌ـت مي‌دم -

539
00:57:13,550 --> 00:57:16,000
« کارخانه سالامي سوکاوو »

540
00:57:22,934 --> 00:57:28,354
خانم، مي‌تونم کمک‌تون کنم؟ -
دنبال چرولو مي‌گردم، يه دوست‌ام -

541
00:57:28,356 --> 00:57:32,692
سر کاره، نمي‌تونيد بريد داخل -
من برونو سوکاوو رو مي‌شناسم -

542
00:57:32,694 --> 00:57:35,111
برونو سوکاوو؟ -
بله -

543
00:57:35,113 --> 00:57:37,196
بذاريد با اون صحبت کنم

544
00:57:37,199 --> 00:57:40,450
آقاي برونو به‌ندرت ميان کارخونه

545
00:57:40,452 --> 00:57:43,870
زنگ بزنيد خونه‌شون، من منتظر مي‌مونم

546
00:57:43,872 --> 00:57:48,543
من يه سرايدارـم، چطور مي‌تونم
زنگ بزنم خونه به آقاي برونو؟

547
00:57:50,879 --> 00:57:54,005
دوست‌تون اون‌پايين‌ـه، درست روبه‌روـتون

548
00:57:54,007 --> 00:57:56,218
توي اتاق لخم‌کني

549
00:58:24,329 --> 00:58:26,412
اتاق لخم‌کني اين‌جاست؟

550
00:58:26,414 --> 00:58:28,706
دنبال کي مي‌گرديد؟ -
چرولو -

551
00:58:28,708 --> 00:58:31,793
چرولو؟ -
بله -

552
00:58:31,795 --> 00:58:36,005
توي بخش اختلاطه -
بهم گفتن اين‌جاست -

553
00:58:36,007 --> 00:58:39,801
انتقال‌ـش دادن به بخش اختلاط

554
00:58:39,803 --> 00:58:41,970
کجاست؟ -
درست روبه‌روـتون -

555
00:58:41,972 --> 00:58:45,682
،يا اتاق پُرکن رو امتحان کنيد
همه‌ش جابه‌جاش مي‌کنن

556
00:58:45,684 --> 00:58:47,934
از دوستان‌تونه؟ -
بله -

557
00:58:47,936 --> 00:58:51,020
اگه چيزي بگم بهتون بر مي‌خوره؟ -
نه، بفرماييد -

558
00:58:51,022 --> 00:58:53,358
مايه عذاب‌ـه

559
00:59:47,412 --> 00:59:52,665
اين‌جا چي‌کار مي‌کني؟ -
همسايه‌ت بهم گفت اين‌جا کار مي‌کني -

560
00:59:52,667 --> 00:59:57,587
خوب به نظر مي‌رسي، لنو. بيا بريم بيرون

561
00:59:57,589 --> 01:00:01,007
چرولو، دوست‌ـت نمي‌تونه اين‌جا باشه -
تا بيرون همراهي‌ـش مي‌کنم و سريع برمي‌گردم -

562
01:00:01,009 --> 01:00:04,304
خب، زود باش -
!گفتم سريع برمي‌گردم -

563
01:00:10,727 --> 01:00:15,106
فارغ‌التحصيل شدي؟ -
آره -

564
01:00:17,984 --> 01:00:20,821
ولي اتفاقي حتي بهتر افتاد

565
01:00:22,614 --> 01:00:26,243
يه رُمان نوشتم و دارن چاپ‌ـش مي‌کنن

566
01:00:39,798 --> 01:00:41,550
برات خوش‌حال‌ام

567
01:00:49,599 --> 01:00:52,477
با خودت چي کردي؟ -
هيچي -

568
01:00:54,187 --> 01:00:57,355
لخم‌کردن گوشت دست‌هاي آدم رو خراب مي‌کنه

569
01:00:57,357 --> 01:01:00,817
گوشت لخم مي‌کني؟ -
من رو هر جا دوست داشته باشن مي‌ذارن -

570
01:01:00,819 --> 01:01:04,988
با برونو صحبت کن -
اون از همه بدتر -

571
01:01:04,990 --> 01:01:08,449
فقط مياد اين‌جا تا ببينه
کون کي مي‌تونه بذاره

572
01:01:08,451 --> 01:01:11,997
!لي‌لا -
حقيقته -

573
01:01:15,250 --> 01:01:18,710
اين‌جا اوضاع‌ـت خوب نيست؟ -
بد نيستم -

574
01:01:18,712 --> 01:01:23,633
وقتي مي‌ذارن‌ـم توي سردخونه‌ها
10لير بيش‌تر بهم مي‌دن

575
01:01:30,557 --> 01:01:34,561
لي‌لا... خانم اوليويرو مُرد

576
01:01:37,647 --> 01:01:41,109
مريض بود، رفتني بود

577
01:01:45,947 --> 01:01:50,952
گذاشت «پري آبي» رو داشته باشم -
پري آبي» چيه؟» -

578
01:01:52,746 --> 01:01:55,457
کتابي که وقتي 10 سال‌ـت بود، نوشتي

579
01:02:01,463 --> 01:02:06,676
اسم‌ـش رو اين گذاشتيم -
مال خيلي وقت پيش‌ـه -

580
01:02:14,100 --> 01:02:16,228
تب داري؟ -
نه -

581
01:02:32,244 --> 01:02:35,453
من بچه جسوري بودم

582
01:02:35,455 --> 01:02:39,290
داستان‌ـش امروزه هم هنوز قشنگ‌ـه

583
01:02:39,292 --> 01:02:41,419
معلم اين رو توـش نوشت

584
01:02:42,671 --> 01:02:46,007
متوجه شدم که هميشه توي
ذهن‌ـم نگه‌ش داشته بودم

585
01:02:48,051 --> 01:02:52,597
کتاب منم حاصل همينه -
پس هر کي که چاپ‌ـش کرده عقل نداره -

586
01:03:01,439 --> 01:03:05,944
چرولو! برمي‌گردي سر کار؟ -
اومدم -

587
01:03:12,159 --> 01:03:15,785
رينوچو رو ديدم، خيلي نازه

588
01:03:15,787 --> 01:03:19,122
همسايه‌ت زن خوبي به نظر مي‌رسه

589
01:03:19,124 --> 01:03:21,460
خوش‌حال‌ام به نظرـت خيلي خوب اومده

590
01:03:23,628 --> 01:03:27,757
انزو؟ -
مهربونه، خوبه -

591
01:03:29,259 --> 01:03:34,429
خيلي باهوش‌ـه، خيلي چيزها
مي‌دونه. و شب‌ها درس مي‌خونه

592
01:03:34,431 --> 01:03:37,181
چي مي‌خونه؟ -
رياضي -

593
01:03:37,184 --> 01:03:40,018
انزو؟ -
آره -

594
01:03:40,020 --> 01:03:42,606
زبان‌هاي برنامه‌نويسي

595
01:03:43,857 --> 01:03:48,403
شب‌ها، بعد از اين‌که بچه
مي‌خوابه، انزو درس مي‌خونه

596
01:03:50,071 --> 01:03:52,991
تو هم درس مي‌خوني؟ -
من همراهي‌ـش مي‌کنم -

597
01:03:55,076 --> 01:03:58,620
اون خسته‌ست و اگه تنها
باشه، خواب‌ـش مي‌بَره

598
01:03:58,622 --> 01:04:01,581
ولي با همديگه عالي‌ـه

599
01:04:01,583 --> 01:04:04,169
،من يه چيزي مي‌گم
اون يه چيز ديگه مي‌گه

600
01:04:09,841 --> 01:04:13,553
از زندگي باهاش خوش‌ـت مياد؟ -
آره -

601
01:04:14,596 --> 01:04:17,639
بچه‌دار مي‌شيد؟

602
01:04:17,641 --> 01:04:20,725
ما با هم نيستيم -
نيستيد؟ -

603
01:04:20,727 --> 01:04:22,771
حس‌ـش رو ندارم

604
01:04:24,231 --> 01:04:27,234
و اون؟ -
اون منتظرـمه -

605
01:04:31,279 --> 01:04:37,450
شايد به چشم برادر مي‌بيني‌ـش -
نه. ازـش خوش‌ـم مياد -

606
01:04:37,452 --> 01:04:41,871
خب؟ -
نمي‌دونم -

607
01:04:41,873 --> 01:04:43,875
هنوز نشستي، چرولو؟

608
01:04:53,426 --> 01:05:01,268
حواس‌ـت به اون باشه، قادر به اينه که بگه يه
مورتادلا» دزديدي تا بتونه بگردتت و دست‌مالي‌ـت کنه»
[ نوعي کالباس ايتاليايي ]

609
01:05:27,085 --> 01:05:31,089
من برمي‌گردم، نمي‌خوام از دست‌ـت بدم

610
01:05:32,924 --> 01:05:35,469
منم نمي‌خوام تو رو از دست بدم

611
01:07:08,270 --> 01:07:12,188
« پراکنده‌گويي از النا گرکو »

612
01:07:12,190 --> 01:07:18,945
در نتيجه، خانم گرکو نه‌تنها داستاني
،از فلاکت زنانه تعريف مي‌کنه

613
01:07:18,947 --> 01:07:25,451
...يا از بلوغ زشت و زننده، بدوي، بدون فکر

614
01:07:25,454 --> 01:07:28,997
،درون‌مايه اينه، ظاهراً

615
01:07:28,999 --> 01:07:35,380
،ولي نويسنده، گرچه خيلي جوان
نويسنده بافضل‌وکمالات‌ـيه

616
01:07:38,842 --> 01:07:47,140
ايشون قادره که شخصيت‌هاي جوان‌ـش و دنياي
،بي‌فرهنگي که درـش معاشرت دارن رو کنترل کنه

617
01:07:47,142 --> 01:07:52,145
،با زيرکي‌اي گاهاً تعجب‌آور

618
01:07:52,147 --> 01:07:54,774
با واژگاني متراکم

619
01:07:56,109 --> 01:07:59,654
مي‌تونيد بهمون بگيد منبع الهام‌تون چي بوده؟

620
01:08:04,868 --> 01:08:08,244
راست‌ـش، اون سؤال آسوني نيست

621
01:08:08,246 --> 01:08:10,040
...و خب

622
01:08:12,834 --> 01:08:18,296
به نظرـم هر کس که کتابي
،نوشته نبايد چيز زيادي بگه

623
01:08:18,298 --> 01:08:20,509
...شايد

624
01:08:26,306 --> 01:08:28,306
خب

625
01:08:28,308 --> 01:08:32,894
طبيعتاً نويسنده دل‌ـش نمي‌خواد
فرآيندش رو با ما به اشتراک بذاره

626
01:08:32,896 --> 01:08:36,358
ما منتقدين هستيم که بايد تقلا کنيم

627
01:08:38,235 --> 01:08:40,779
بيايد ببينيم سؤالي هست يا نه

628
01:08:41,905 --> 01:08:43,780
بله

629
01:08:43,782 --> 01:08:48,368
من با پروفسور تاراتانو موافق نيستم

630
01:08:48,370 --> 01:08:59,003
،اين متن 10 سال پيش علت وجود داشت، اما امروز
،هرچند که به قلم يک خانم جوان دل‌ربا نوشته شده

631
01:08:59,005 --> 01:09:00,713
کهنه به نظر مي‌رسه

632
01:09:00,715 --> 01:09:05,009
ما هنوز هم داستان‌هايي از
مفلوک‌ها تعريف مي‌کنيم؟

633
01:09:05,011 --> 01:09:08,137
به عبارت ديگه، زنان مفلوک؟

634
01:09:08,140 --> 01:09:12,850
من کتاب رو ورق زدم، بيش‌تر
يک تلاش اوليه ساده‌ست

635
01:09:12,853 --> 01:09:21,985
ولي از نظرـم نسبتاً ناخوشايند اومد که نويسنده براي دميدن
...روحي تازه به مطلبي مبتذل، به صفحاتي متوسل مي‌شه که

636
01:09:21,987 --> 01:09:24,862
بيايد اسم‌ـش رو بذاريم «بوکاچيو»گونه
[ جوواني بوکاچيو: از چهره‌هاي برجسته تاريخ ادبيات ايتاليا ]

637
01:09:24,865 --> 01:09:27,574
يا شايد بهتر باشه بگم مستهجن

638
01:09:27,576 --> 01:09:34,330
مشخص‌ـه که به بخشي اشاره دارم که راجع
به تابستان در ايسکيا و خشونت نفساني‌ـه

639
01:09:34,332 --> 01:09:41,465
«اطمينان دارم که خاطرـتون هست «مانزوني
چطور استادانه از بي‌نزاکتي خودداري مي‌کنه
[ آلساندرو مانزوني: شاعر ايتاليايي ]

640
01:09:42,632 --> 01:09:45,508
«...دختر بداقبال پاسخ داد»

641
01:09:45,510 --> 01:09:49,345
اوناها، دفعه بعد، اون رو در نظر داشته باشيد

642
01:09:49,347 --> 01:09:52,225
...بذاريد بهتون بگم -
عذر مي‌خوام -

643
01:09:56,021 --> 01:10:04,193
دفعه بعد، يه چيزي امروزي‌تر از «نامزد» بخونيد
و برگرديد تا از خانم گرکو عذرخواهي کنيد
[ رُمان مشهور مانزوني که در سال 1827 منتشر شد ]

644
01:10:04,196 --> 01:10:10,491
ولي فعلاً، دوست دارم بهتون بگم
:که از نظر من چي ناخوشايند بود

645
01:10:10,494 --> 01:10:15,165
کوته‌فکري شما و اين حقيقت که شرمنده نيستيد

646
01:10:18,543 --> 01:10:23,254
من کتاب خانم گرکو رو ورق نزدم، خوندم‌ـش

647
01:10:23,256 --> 01:10:27,383
داستاني شجاعانه، از مدرنيته بزرگ‌ـه

648
01:10:27,385 --> 01:10:29,721
پس، مي‌خوام يه نصيحتي بکنم‌تون

649
01:10:31,014 --> 01:10:35,350
وقتي توي بحرـش فرو رفتيد، ورق‌ـش نزنيد

650
01:10:35,352 --> 01:10:36,728
بخونيدش

651
01:10:44,653 --> 01:10:47,781
« پـايـانـ فـصـلـ دومـ »

652
01:10:47,782 --> 01:10:57,995
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz
653
01:10:57,996 --> 01:11:07,996
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


