1
00:00:00,200 --> 00:00:10,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:38,300 --> 00:00:39,660
...خب

3
00:00:41,980 --> 00:00:43,300
خوابید؟

4
00:00:45,700 --> 00:00:49,620
حال‌ش خوش نیست. کارخونه رو ترک کرد، انزو

5
00:00:50,620 --> 00:00:52,180
دیگه نباید کار کنه

6
00:00:53,380 --> 00:00:59,660
لی‌لا زندگی بدی داشته، درسته، مثل
هر کسی که ازش سوءاستفاده شده

7
00:00:59,780 --> 00:01:01,500
پاسکوآله، همین‌طور پیش بره، لی‌لا می‌میره

8
00:01:01,620 --> 00:01:04,340
تقدیر لی‌لا اینه خیلی کارها انجام بده، نمی‌تونه الآن دست بکشه

9
00:01:05,100 --> 00:01:07,940
تقلا توی کارخونۀ سوکاوو جدیه

10
00:01:08,060 --> 00:01:12,000
...این مبارزات سرتاسر دنیا در جریانه

11
00:01:12,001 --> 00:01:14,580
!پاسکوآله، تو همه‌ش واسه مردم می‌ری بالا منبر

12
00:01:14,700 --> 00:01:19,500
ما همه از حقایق باخبریم، ولی قضیه سلامتی لی‌لاست

13
00:01:19,620 --> 00:01:21,180
...سلامتی لی‌لا

14
00:01:21,820 --> 00:01:25,180
دوست‌ت بابت یه تب جزئی باید عین خانم‌ها بمونه خونه؟

15
00:01:26,340 --> 00:01:29,180
همون‌طوری که تو الآن هستی -
من چجوری‌ام؟ -

16
00:01:31,140 --> 00:01:34,260
یه روشن‌فکر -
خب؟ -

17
00:01:34,380 --> 00:01:37,900
یه بورژوای کوته‌فکر که برای دوست‌ش بیش‌تر از طبقۀ کارگر اهمیت قائله

18
00:01:41,020 --> 00:01:44,140
خیلی از کارگرها می‌تونن با سوکاوو بجنگن

19
00:01:45,860 --> 00:01:53,000
می‌دونستم یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست، که
توی دردسر بود، که داشت از پا در میومد

20
00:01:53,001 --> 00:01:54,700
لی‌لا واقعاً مریضه، پاشکال

21
00:01:58,700 --> 00:02:00,260
حق داشت کارش رو ول کنه

22
00:02:04,580 --> 00:02:06,100
من رو برسون خونه

23
00:02:07,300 --> 00:02:08,800
بریم

24
00:02:08,801 --> 00:02:10,620
...انزو

25
00:02:10,740 --> 00:02:12,060
تا بیرون باهاتون میام

26
00:02:19,620 --> 00:02:22,140
پاسکوآله رو از لی‌لا دور نگه دار

27
00:02:33,460 --> 00:02:38,820
،لی‌لا مثل اون نهال‌هایی بود که سبزی و طراوت‌شون رو از دست داده‌ان

28
00:02:38,940 --> 00:02:42,220
برگ‌هاشون خاکستری شده، از قیافه افتاده‌ان

29
00:02:42,340 --> 00:02:49,820
و احساس رضایت به‌خصوصی می‌کنی که به دادشون
برسی، که سبزی دوباره‌شون رو به لطف خودت ببینی

30
00:02:50,420 --> 00:02:54,700
،احساس قدرت به‌خصوصی درون‌م حس کردم

31
00:02:54,820 --> 00:02:59,020
انگار که پژمردگی اون، فرصت این رو به من
داد که با جایگاه جدیدم خودنمایی کنم کنم

32
00:03:12,620 --> 00:03:14,100
چی شد؟

33
00:03:15,660 --> 00:03:18,740
چه وقت خوبی واسه برگشتن به خونه. کجا بودی؟

34
00:03:19,220 --> 00:03:20,660
خونۀ لی‌لا بودم

35
00:03:22,500 --> 00:03:25,100
می‌دونستم پیش اون هرزه‌ای

36
00:03:26,820 --> 00:03:29,020
حال‌ش خوب نیست، به کمک احتیاج داره

37
00:03:30,180 --> 00:03:32,820
اون تو رو به راه کج می‌کشونه

38
00:03:34,260 --> 00:03:38,860
هیچ‌کس از محله اون رو نمی‌خواد، حتی خانواده‌ش

39
00:03:38,980 --> 00:03:40,460
اون‌وقت تو می‌خوای؟

40
00:03:58,860 --> 00:04:01,980
برای یک بار هم که شده، به حرف من گوش می‌کنی؟

41
00:04:02,460 --> 00:04:05,660
به این فکر کن که تو به کجا رسیدی و اون به کجا

42
00:04:07,300 --> 00:04:09,820
نوشتن یه کتاب مستهجن برات کافی نبود؟

43
00:04:09,940 --> 00:04:11,900
می‌خوای باهاش دوست هم بمونی؟

44
00:04:23,660 --> 00:04:27,100
چی‌کار داری می‌کنی؟ این وقت شب به کی زنگ می‌زنی؟

45
00:04:34,740 --> 00:04:37,940
الو، پیترو؟ خواب بودی؟

46
00:04:38,060 --> 00:04:40,700
!باز نکن، خواهرت خوابیده

47
00:04:40,820 --> 00:04:46,340
مامان، با این‌همه سرصدا مگه می‌شه خوابید -
به لطف خواهرت -

48
00:04:46,460 --> 00:04:49,700
باید کمک‌ش کنم. چی‌کار می‌تونم بکنم؟

49
00:04:49,820 --> 00:04:55,380
برای این‌که استعفا بده و یه‌خرده پول گیرش بیاد، وکیل لازم داره

50
00:04:55,500 --> 00:04:58,100
مهمه -
از کی می‌تونم بپرسم؟ -

51
00:04:58,220 --> 00:04:59,200
من از ماریارُسا

52
00:04:59,201 --> 00:05:05,260
می‌پرسم. فکر کنم با یه وکیل ناپلی قرار می‌ذاشت

53
00:05:05,380 --> 00:05:07,400
بعد باید به همراه‌ش هم کمک کنیم

54
00:05:07,780 --> 00:05:09,100
انزو

55
00:05:09,220 --> 00:05:12,500
اگه توی کار با رایانه‌ها وارد باشه، از مانسانی می‌پرسم. یه دانش‌پژوه

56
00:05:12,501 --> 00:05:16,900
جوان زبانِ یونانی از «پیزا»ست که فکروْذکرش رایانه‌هاست

57
00:05:17,020 --> 00:05:18,000
لطفاً با ماریارُسا و

58
00:05:18,001 --> 00:05:19,620
اون دانش‌پژوه زبان یونانی تماس بگیر

59
00:05:19,740 --> 00:05:23,700
بسیارخب -
فقط قول نده، انجام‌ش بده -

60
00:05:23,820 --> 00:05:27,540
لحن‌ت عین لحن مادرم بود

61
00:05:27,660 --> 00:05:30,200
متأسفانه من با ادله فرق دارم

62
00:05:30,620 --> 00:05:32,300
خدا رو شکر که فرق داری

63
00:05:33,940 --> 00:05:40,380
اون با این چیزها استثناییه، پس قضیۀ
دوست‌ت رو به‌ش بگو، اون کمک‌ت می‌کنه

64
00:05:40,500 --> 00:05:43,140
باشه، امشب باهات صحبت می‌کنم

65
00:05:43,820 --> 00:05:49,580
واسه کسی که شوهرش رو ترک کرده و با
یکی دیگه زندگی می‌کنه تماس می‌گیری

66
00:05:53,620 --> 00:05:57,380
بیدار شو! دادزدن هم باعث نمی‌شه چشم‌هات رو باز کنی

67
00:05:57,500 --> 00:06:01,220
مامان، دادزدن که کار همیشه‌ته، ما عادت داریم

68
00:06:01,340 --> 00:06:03,620
ادله، النام

69
00:06:03,940 --> 00:06:07,500
چه خبر شده کلّۀ صبح؟

70
00:06:09,460 --> 00:06:11,100
لنوچا

71
00:06:11,220 --> 00:06:14,060
بدون این‌که به ما بگه، پیش اون آشغال خوابید

72
00:06:14,180 --> 00:06:16,680
می‌شه یه نصیحتی بکنم‌ت؟

73
00:06:18,500 --> 00:06:19,500
الو؟

74
00:06:20,500 --> 00:06:22,900
النا، صدام رو داری؟

75
00:06:23,540 --> 00:06:24,860
بله، همین‌جام

76
00:06:24,980 --> 00:06:29,180
عزیزم، شلوغ‌ش نکن. اون دیگه بچه نیست، زن بالغیه

77
00:06:29,300 --> 00:06:32,220
،کمک‌ت می‌کنم. خیلی هم خوش‌حال می‌شم

78
00:06:32,340 --> 00:06:36,900
ولی باید یاد بگیری جانب‌داری کنی، خجالتی نباش

79
00:06:37,020 --> 00:06:44,460
تو نویسنده‌ای، کاری کن نقش‌ت یه ارزشی
داشته باشه. درگیر شو، حضور داشته باش

80
00:06:44,461 --> 00:06:47,880
با اون اراذل و اوباشی شروع کن که دوروْبرت‌ان

81
00:06:48,500 --> 00:06:50,820
در مضیقه قرارشون بده

82
00:06:50,940 --> 00:06:53,300
چطور می‌تونم اون کار رو بکنم؟ -
با نوشتن -

83
00:06:53,420 --> 00:06:57,140
اون صاحب کارخونه رو به هول‌وْولا بنداز

84
00:06:57,260 --> 00:07:02,020
اون و امثال اون. به‌م قول بده که این کار رو می‌کنی

85
00:07:02,140 --> 00:07:03,460
سعی خودم رو می‌کنم

86
00:07:03,580 --> 00:07:06,500
شمارۀ یه مرد خوب از هیئتِ

87
00:07:06,501 --> 00:07:09,820
تحریریۀ «یونیتا» رو به‌ت می‌دم

88
00:07:09,940 --> 00:07:11,580
شماره رو یادداشت کن

89
00:07:11,820 --> 00:07:15,780
دیگه تا کِی باید ازش حمایت کنیم؟

90
00:07:15,900 --> 00:07:18,460
ممنون، به‌زودی صحبت می‌کنیم

91
00:07:20,060 --> 00:07:24,900
نگران نباشید، من می‌تونم به الیسا کمی پول بدم

92
00:07:25,020 --> 00:07:27,300
ببینید امروز صبح چقدر عزیز شده

93
00:07:30,260 --> 00:07:32,140
نگاه‌ش کن توروخّدا

94
00:07:32,260 --> 00:07:35,940
!نزن، مامان -
جانی کو؟ -

95
00:07:36,060 --> 00:07:40,020
رفته بیرون، حتی صبحونه هم نخورد

96
00:07:42,740 --> 00:07:46,980
چی شده، لنو؟ چیزی می‌خوای بگی؟

97
00:07:47,100 --> 00:07:50,300
...مامان -
مامان؟ -

98
00:07:52,460 --> 00:07:54,900
«صبح اول کاری برمی‌گرده می‌گه: «مامان، کلوچه خریدی؟

99
00:07:55,020 --> 00:08:00,460
بدونِ شیر و شکر نمی‌تونه از تخت‌خواب بیرون بیاد

100
00:08:00,940 --> 00:08:05,860
من دیگه دخترک کبریت‌فروشی نبودم که همیشه آخرین کبریت‌ش مونده بود

101
00:08:05,980 --> 00:08:11,220
.حالا دیگه موجودی قابل‌ملاحظه‌ای از کبریت داشتم
خیلی کارها می‌تونستم برای لی‌لا انجام بدم

102
00:08:11,340 --> 00:08:19,300
داشتم خانواده‌ای که درش زاده شده بودم رو ترک می‌کردم و
به خانواده‌ای قدرتمند و به‌شدت محافظت‌کار ملحق می‌شدم

103
00:08:19,420 --> 00:08:28,420
نجات‌دادن لی‌لا هم راهی شد تا بیش‌تر از همه به
خودم نشون بدم که چه‌جور آدمی می‌تونم باشم

104
00:08:28,850 --> 00:08:31,050
« بر اساس رمانی از اِلنا فرانته »

105
00:08:33,750 --> 00:08:36,350
« دوست نابغۀ من: داستان آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند »

106
00:09:42,050 --> 00:09:45,600
« بخش سوم (نوزدهم): درمان »

107
00:09:48,340 --> 00:09:50,700
بیا، می‌برم‌ت داخل که جوئینتینی رو ببینی

108
00:09:53,180 --> 00:09:55,700
خجالتی نباش، باطن مهربونی داره

109
00:09:55,820 --> 00:09:58,380
جوئینتینی؟ اومد

110
00:09:59,300 --> 00:10:00,980
...صبح به‌خیر، آقای جوئینتینی. من

111
00:10:01,100 --> 00:10:03,660
تو النا گرکوئی، می‌دونم

112
00:10:03,780 --> 00:10:07,780
روزنامه نصف صفحه رو به تو اختصاص داد، نقدی تمجیدآمیز

113
00:10:07,900 --> 00:10:10,980
کتاب‌ت بد نبود -
ممنون، قربان -

114
00:10:11,940 --> 00:10:16,340
ما این‌جا زیاد رسمی نیستیم، رفیق. رفیق‌ای دیگه، درسته؟

115
00:10:18,580 --> 00:10:21,340
یادم نمیاد راجع به چی می‌خواستی بنویسی

116
00:10:21,460 --> 00:10:24,700
کارگرهای اسکله، معدنچی‌ها؟ -
کارخونۀ سوسیس -

117
00:10:24,820 --> 00:10:27,460
درسته، همونی که توی «سن جووانی»ـه

118
00:10:27,580 --> 00:10:34,580
خب چرا رمان‌نویس‌های جوانِ موفق دل‌شون می‌خواد
دست‌هاشون رو با شیفت‌ها و اضافه‌کاری‌ها کثیف کنن؟

119
00:10:35,700 --> 00:10:38,660
مقاله همراه‌ت نیست؟ -
فکر کردم باید راجع به‌ش بحث کنیم -

120
00:10:38,780 --> 00:10:41,780
بحث؟ روزنامه رو چجوری سرهم کنیم، با گپ‌وْگفت؟

121
00:10:41,900 --> 00:10:44,660
یه ماشین تحریر پیدا کن و شروع کن به نوشتن -
الآن؟ -

122
00:10:44,780 --> 00:10:47,140
چقدر باید منتظر بمونم؟

123
00:10:47,260 --> 00:10:51,900
...بشین اون‌جا و 30 خط برام بنویس. نه، راست‌ش

124
00:10:52,980 --> 00:10:55,260
تو خوب می‌نویسی، بکن‌ش 60 خط

125
00:10:57,100 --> 00:10:59,380
این گرکوئه، امروز پیش ماست

126
00:10:59,500 --> 00:11:03,540
سلام -
سلام. صبح به‌خیر -

127
00:12:17,100 --> 00:12:22,260
،چنان‌که با چشمانی روبه‌پایین در خیابان قدم برمی‌داریم
به افراد دیگری که از کنارمان رد می‌شوند اعتنا نمی‌کنیم

128
00:12:22,380 --> 00:12:29,100
،از آن‌ها نمی‌پرسیم که هستند یا چطور زندگی می‌کنند
،چه ازخودگذشتگی‌هایی می‌کنند؛ دل‌سردی نگاه‌شان

129
00:12:29,220 --> 00:12:35,380
خشمی را که موقع نشان‌دادن دستان‌شان به ما احساس
می‌کنند که از استخوان‌زدایی لاشۀ جانوران زخم شده‌اند

130
00:12:35,620 --> 00:12:39,860
زخمی ابدی از رنج و قصور در محل‌های کارشان

131
00:12:39,980 --> 00:12:44,260
دستان کارگرانی که شب‌هنگام بدون گفتن کلمه‌ای از حال می‌روند

132
00:12:45,300 --> 00:12:56,220
و زنان جوانی که قادر نیستند به مردان‌شان بگویند که رئسایشان
...ناگهان تصمیم گرفتند که نباید در آب پخت مورتادلا غرق شوند

133
00:13:01,260 --> 00:13:03,500
لی، چیزی که به‌م گفتی رو نوشتم

134
00:13:03,900 --> 00:13:08,380
بچه‌کمونیست‌های مدرّس از این روش انجام کار خوش‌شون نمیاد

135
00:13:08,500 --> 00:13:10,340
چه روشی؟

136
00:13:10,820 --> 00:13:15,740
افراد روزنامه از من تعریف کردن، ازم خواستن که باهاشون کار کنم

137
00:13:16,220 --> 00:13:18,500
نادیا رو چی‌کار داری؟

138
00:13:18,620 --> 00:13:21,140
اون رو الکی گنده نکن

139
00:13:21,260 --> 00:13:25,140
آرماندو رو هم -
باشه، فراموش‌ش کن -

140
00:13:25,260 --> 00:13:27,740
من نمی‌رم پیش متخصص قلب

141
00:13:27,860 --> 00:13:30,620
چرا؟ -
چون دل‌م نمی‌خواد -

142
00:13:30,780 --> 00:13:34,660
من با نصف دنیا تماس گرفتم تا برات وقت بگیرم، نمی‌تونی این کار رو بکنی

143
00:13:34,780 --> 00:13:37,580
به همین خاطر باید برم؟ -
می‌ری، تموم شد رفت -

144
00:13:37,700 --> 00:13:39,260
مهمه

145
00:13:42,140 --> 00:13:45,020
کفش‌هامون رو پامون می‌کنیم و می‌ریم پیش همسایه‌تون

146
00:13:45,140 --> 00:13:46,820
تو هم آماده شو

147
00:13:54,820 --> 00:13:57,060
خودت تکی می‌ری پیش متخصص قلب

148
00:13:59,340 --> 00:14:02,140
خدافظ، جنارین. خدافظ، تیتینا، دست‌ت درد نکنه

149
00:14:09,820 --> 00:14:11,140
آماده‌ای؟

150
00:14:15,100 --> 00:14:16,940
آره. می‌خوام برگردم محله زندگی کنم

151
00:14:19,300 --> 00:14:23,260
تو قوی‌ای، من هیچ‌وقت نبوده‌ام، لنو

152
00:14:25,660 --> 00:14:28,820
تو، هرچی دورتر می‌ری، احساس واقعی‌تری می‌کنی

153
00:14:29,580 --> 00:14:33,020
من، اگه برم داخل تونل، می‌ترسم

154
00:14:37,100 --> 00:14:39,900
موقعی که داشتیم می‌رفتیم دریاکنار و بارون گرفت رو یادته؟
[ اشاره به قسمت دوم از فصل اول ]

155
00:14:41,060 --> 00:14:42,380
آره

156
00:14:43,060 --> 00:14:47,260
کی می‌خواست ادامه بدیم و کی می‌خواست برگردیم؟

157
00:14:49,860 --> 00:14:51,740
ولی نمی‌تونی برگردی محله

158
00:14:53,100 --> 00:14:57,060
استفانو رو چی می‌کنی، خانواده‌ت رو؟

159
00:14:58,500 --> 00:15:00,860
یادت رفته با مادرت چطور تا کردی؟

160
00:15:00,980 --> 00:15:03,580
و پدرت دیگه دل‌ش نمی‌خواد ببیندت

161
00:15:03,700 --> 00:15:05,860
تو این چیزها رو از کجا می‌دونی؟

162
00:15:05,980 --> 00:15:07,660
حرف مردم

163
00:15:07,780 --> 00:15:10,460
...استفانو داره ازدواج می‌کنه، لی‌لا فرار کرده

164
00:15:11,220 --> 00:15:17,540
شایعات توی محله پخش می‌شن. خبر نداشتی؟

165
00:15:23,740 --> 00:15:25,220
بیا

166
00:15:30,060 --> 00:15:32,500
!چه حماقتی برگشتن به محله

167
00:15:32,620 --> 00:15:35,980
،من داشتم برگشتن رو فراموش می‌کردم

168
00:15:36,100 --> 00:15:37,900
و اون می‌خواست برگرده توی تله

169
00:15:38,020 --> 00:15:40,100
تو عین این تندیسک‌ها خوشگل‌ای

170
00:15:40,220 --> 00:15:42,180
تو خانم‌ای و من کلفَت

171
00:15:42,620 --> 00:15:44,500
درک‌ش نمی‌کردم

172
00:15:44,620 --> 00:15:50,020
،ولی فکر می‌کنم به‌حدی داخل کارخونه و بیرون احساس تنهایی و ترس می‌کرد

173
00:15:50,140 --> 00:15:53,660
که محله رو جای راحتی می‌دید

174
00:15:55,660 --> 00:15:57,980
اگه حال‌م خوب باشه، برمی‌گردم محله

175
00:16:04,740 --> 00:16:08,100
چرولو، از این‌طرف -
دوست‌م هم می‌تونه بیاد داخل؟ -

176
00:16:08,220 --> 00:16:13,100
نه، باید این‌جا منتظر بمونه -
لی، برو، نگران نباش -

177
00:16:13,900 --> 00:16:16,580
اگه اون نباشه، من نمیام

178
00:16:17,060 --> 00:16:19,940
بسیارخب، جفت‌تون دنبال‌م بیاید

179
00:16:23,700 --> 00:16:28,180
لی، باید به‌م بگی کِی توی «آی‌بی‌اِم» واسه انزو وقت بگیرم
[ شرکت بین‌المللی ماشین‌های کسب‌وْکار  :IBM ]

180
00:16:28,300 --> 00:16:30,020
همین الآن باید به‌ت بگم؟

181
00:16:42,260 --> 00:16:46,540
پسر من چند سال قبل از تو از دانشگاه «نرماله» فارغ‌التحصیل شد

182
00:16:46,660 --> 00:16:48,180
حالا دراز بکش

183
00:16:50,100 --> 00:16:52,260
ادله رو از کجا می‌شناسید؟

184
00:16:52,380 --> 00:16:56,460
پسرعموش که در سطح جهانی فیزیکدان
شناخته‌شده‌ایه، از دوستان منه

185
00:16:57,100 --> 00:16:59,260
پس داری با پیترو ازدواج می‌کنی

186
00:16:59,380 --> 00:17:03,460
خوبه، می‌دونم که مرد جوانِ بسیار باهوش‌وْخردیه

187
00:17:03,580 --> 00:17:05,100
خوش‌شانس‌ای

188
00:17:06,900 --> 00:17:08,260
حالا خودت رو شُل کن

189
00:17:11,540 --> 00:17:14,620
عروسی کِیه؟ -
هفدهم مه -

190
00:17:14,740 --> 00:17:17,980
هفدهم؟ بد شد که

191
00:17:18,100 --> 00:17:21,460
!لطفاً تاریخ‌ش رو عوض کنید -
فکر نکنم ممکن باشه -

192
00:17:22,220 --> 00:17:24,540
سخت از خواب بیدار می‌شی؟

193
00:17:24,660 --> 00:17:26,100
هیچ کاری برای من سخت نیست

194
00:17:26,220 --> 00:17:29,740
حقیقت نداره، بیش‌تر وقت‌ها خسته‌ست و انرژی نداره

195
00:17:29,860 --> 00:17:31,860
خوردوْخوراک‌ش مناسبه؟ -
خیلی کم -

196
00:17:31,980 --> 00:17:34,140
اون‌وقت تو از کجا می‌دونی؟ -
معلومه -

197
00:17:35,820 --> 00:17:37,340
می‌تونی لباس‌ت رو بپوشی

198
00:17:47,980 --> 00:17:54,060
قلب دوست‌ت سالمه، ولی باید در خصوص سلامتی‌ش اقدام فوری کنیم

199
00:17:54,180 --> 00:17:57,580
داروی تقویتی احتیاج داره

200
00:17:58,460 --> 00:18:05,420
بیش‌تر این نشانه‌ها به‌محض این‌که بنیه‌ش برگرده، از بین می‌رن

201
00:18:06,380 --> 00:18:07,980
شنیدی؟

202
00:18:08,100 --> 00:18:11,180
درهرصورت، یک معاینۀ عصبی توصیه می‌کنم

203
00:18:11,300 --> 00:18:13,380
بیماری عصبی دارم؟

204
00:18:13,500 --> 00:18:17,180
اتفاقاً برعکس، من فقط یک معاینۀ کُلی توصیه می‌کنم

205
00:18:17,300 --> 00:18:19,780
متوجه نمی‌شم، مگه چیز اشتباهی گفتم؟

206
00:18:19,900 --> 00:18:25,900
نگران نباش، معاینه فقط برای اینه که
تصویر واضح‌تری از وضعیت به دست بیاریم

207
00:18:30,220 --> 00:18:36,940
یکی از خویشاوندان من، از طرف مادری‌م، هیچ‌وقت خوش‌بخت نبود

208
00:18:37,780 --> 00:18:43,100
بچه که بودم، صداش رو از پنجره می‌شنویدم که داد می‌زد، می‌خندید

209
00:18:43,460 --> 00:18:49,300
ولی همیشه ناراحت بود. هیچ‌وقت نرفت دکتر

210
00:18:49,420 --> 00:18:53,860
باید می‌رفت -
بیماری عصبی مختص خانم‌هاست -

211
00:18:54,260 --> 00:18:57,540
و فامیل مادرت خانم نبود؟

212
00:18:57,660 --> 00:19:00,540
نه -
و تو؟ -

213
00:19:00,660 --> 00:19:04,420
حتی کم‌تر -
احساس خوش‌بختی نمی‌کنی؟ -

214
00:19:04,540 --> 00:19:05,940
بد نیستم

215
00:19:10,020 --> 00:19:13,100
حواس‌ت باشه این درمان رو به‌طور مرتب پی‌گیری کنه

216
00:19:13,220 --> 00:19:15,060
استراحت مطلق

217
00:19:15,180 --> 00:19:19,180
و اگه بتونید مدتی ببریدش بیرون شهر، چه بهتر

218
00:19:20,100 --> 00:19:24,420
یه بار یه دکتره من رو فرستاد دریاکنار و من توی کُلی دردسر افتادم

219
00:19:27,900 --> 00:19:34,460
متقاعدکردن لی‌لا سخت بود. هی مقاومت
نشون می‌داد، ولی بی‌رمق بود، غمگین

220
00:19:35,500 --> 00:19:38,980
ولی درنهایت، موفق شدم از دیدن یک دکتر بکشونم‌ش به دیدن دکتر بعدی

221
00:19:39,140 --> 00:19:44,140
جفت روح تندخو و آرزومند بر روح منطقی فایق میان

222
00:19:44,940 --> 00:19:50,220
بیاید سعی کنیم برای احیای سلامت روح، سلامت جسم رو احیا کنیم

223
00:19:50,340 --> 00:19:54,660
می‌شه اون قرصی که جلوی بچه‌دارشدن می‌گیره رو به‌م بدید؟

224
00:19:54,780 --> 00:19:57,860
متأهل‌ای؟ -
بودم، الآن نه -

225
00:19:57,980 --> 00:20:00,820
اون یعنی چی؟ -
جدا شدم -

226
00:20:00,940 --> 00:20:02,740
هنوز متأهل‌ای

227
00:20:03,780 --> 00:20:06,140
بچه داری؟ -
یه‌دونه -

228
00:20:06,260 --> 00:20:09,140
زیاد نیست -
واسه من بسه -

229
00:20:09,260 --> 00:20:13,780
بارداری کمک‌ت می‌کنه، دوای بهتری برای یک زن وجود نداره

230
00:20:13,900 --> 00:20:17,460
من زن‌هایی رو می‌شناسم که با بارداری نابود شدن، قرص بهتره

231
00:20:17,580 --> 00:20:20,740
من قرص ضدّبارداری سراغ ندارم

232
00:20:21,700 --> 00:20:24,340
اگر هم وجود داشته باشه، غیرقانونیه

233
00:20:24,940 --> 00:20:31,780
،قرص‌هایی هستن که چرخه‌ت رو تنظیم می‌کنن
ولی مخصوص زن‌هاییه که به‌طور قانونی متأهل‌ان

234
00:20:32,060 --> 00:20:35,260
و اگه لازم‌شون داری، از من نخواه

235
00:20:37,340 --> 00:20:44,180
بگذریم، یک نسخه دارو برای دوست‌ت می‌نویسم

236
00:20:47,660 --> 00:20:48,980
بفرمایید

237
00:20:49,620 --> 00:20:54,340
همسر من کتاب‌ت رو خوند. خیلی خوش‌ش اومد

238
00:20:55,940 --> 00:20:57,780
از طرف من از همسرتون تشکر کنید

239
00:20:57,900 --> 00:21:00,300
اون چه قیافه‌ایه؟ چیز خوب‌ـیه که

240
00:21:05,300 --> 00:21:12,100
بسیارخب، شمارۀ یک خانم‌دکتر رو به‌ت می‌دم

241
00:21:12,620 --> 00:21:14,420
از دوستان من هست

242
00:21:17,260 --> 00:21:19,140
بیا -
ممنون -

243
00:21:20,180 --> 00:21:23,700
چقدر به‌تون بدهکارم، دکتر؟ -
!خدا نکنه -

244
00:21:28,380 --> 00:21:31,140
!چه منظره‌ای -
ما نباید این‌جا باشیم -

245
00:21:31,260 --> 00:21:32,740
بیا بریم

246
00:21:37,140 --> 00:21:40,180
من دارویی که اون عوضی به‌م داد رو مصرف نمی‌کنم

247
00:21:41,020 --> 00:21:43,900
سرـم که به‌هرحال از جاش کنده می‌شه

248
00:21:44,020 --> 00:21:46,380
به‌نظر من که اشتباه می‌کنی، ولی هر کاری می‌خوای بکنی بکن

249
00:21:46,500 --> 00:21:48,700
من که از دست تو عصبانی نیستم، از دست دکترها عصبانی‌ام

250
00:21:49,180 --> 00:21:51,500
اون قرص‌ها رو می‌خوای چی‌کار؟

251
00:21:51,620 --> 00:21:54,460
می‌دونستی وجود دارن؟ -
آره -

252
00:21:54,940 --> 00:21:59,100
دکتر، از روی ادب گفت که برای تنظیم چرخۀ قاعدگی به کار می‌رن

253
00:22:03,020 --> 00:22:05,300
مصرف می‌کنی؟ -
نه -

254
00:22:05,420 --> 00:22:07,380
ولی به‌زودی به‌محض این‌که متأهل بشم

255
00:22:07,980 --> 00:22:10,740
بچه نمی‌خوای؟ -
چرا -

256
00:22:10,860 --> 00:22:13,380
ولی قبل‌ش باید یه کتاب دیگه بنویسم

257
00:22:13,500 --> 00:22:15,420
شوهرت خبر داره؟

258
00:22:17,100 --> 00:22:20,100
به‌ش می‌گم -
هنوز نگفتی؟ -

259
00:22:21,140 --> 00:22:23,420
نه، هنوز نه

260
00:22:23,900 --> 00:22:27,060
پس، بیا جفت‌مون یه نسخه واسه قرص بگیریم

261
00:22:27,180 --> 00:22:30,060
لی‌لا، اون قرص‌ها که نقل‌وْنبات نیستن

262
00:22:30,420 --> 00:22:33,060
و اگه کاری با انزو نمی‌کنی، چرا بخوری‌شون؟

263
00:22:36,860 --> 00:22:40,140
الآن کاری نمی‌کنم، ولی بعداً رو چه دیدی

264
00:22:40,740 --> 00:22:43,380
بی‌شوخی؟ -
اجازه ندارم؟ -

265
00:22:44,780 --> 00:22:46,180
...چرا، البته

266
00:22:54,460 --> 00:22:56,300
ولی تو از خانم‌دکتره بخواه

267
00:22:56,420 --> 00:22:58,540
نه، تو ازش بخواه. من خجالت می‌کشم

268
00:22:58,660 --> 00:23:00,900
من هم خجالت می‌کشم

269
00:23:07,460 --> 00:23:13,860
اون کار، اصلاً لذتی که فکر می‌کردم به‌عنوان یه دختر به‌م بده رو نداد

270
00:23:15,620 --> 00:23:17,460
بخوام صادق باشم، می‌ره روی اعصاب‌م

271
00:23:19,340 --> 00:23:24,100
من همیشه هر کاری که یه مرد از یه زن می‌خواد رو انجام داده‌ام

272
00:23:25,700 --> 00:23:31,020
،یا از روی اجبار انجام‌ش دادم، یا از روی کنجکاوی

273
00:23:31,140 --> 00:23:32,860
یا از روی شهوت

274
00:23:33,780 --> 00:23:35,700
با نینو حتی بچه‌دار هم شدم

275
00:23:38,580 --> 00:23:44,060
ولی حالا نمی‌تونم مرد نجیبی مثل انزو رو داخل‌م قبول کنم

276
00:23:44,380 --> 00:23:48,100
این شادی‌ای که آدم رو دیوونه می‌کنه از نظر من اغراق‌شده میاد

277
00:23:51,340 --> 00:23:52,900
برای من اون‌جوری نیست

278
00:23:53,940 --> 00:23:55,900
توی کتاب‌ت که چیز دیگه‌ای نوشتی

279
00:23:57,220 --> 00:23:58,860
پس خوندی‌ش

280
00:24:08,580 --> 00:24:11,460
من حتی نمی‌دونم چه چیزهایی سر از اون‌جا در آوردن

281
00:24:11,580 --> 00:24:14,100
چیزهای مستهجن سر از اون‌جا در آوردن، لنو

282
00:24:14,900 --> 00:24:18,540
چیزهایی که مردها دل‌شون نمی‌خواد بشنون و زن‌ها می‌ترسن به زبون بیارن

283
00:24:18,820 --> 00:24:20,340
حالا داری مخفی‌کاری می‌کنی؟

284
00:24:23,660 --> 00:24:26,140
تو از اعصاب‌خردی یک رابطه حرف زدی

285
00:24:27,180 --> 00:24:29,060
و اگه ازش حرف زده باشی، باهاش آشنائی

286
00:24:29,860 --> 00:24:35,060
فایده‌ای نداره بگی اون‌جوری نیست -
شاید این‌طور باشه، نمی‌دونم -

287
00:24:42,260 --> 00:24:45,020
متأسف‌ام بدون لذت باردار شدی

288
00:24:53,340 --> 00:24:55,620
بیا یه‌خرده این‌جا بمونیم، بعد بریم اون خانم‌دکتره رو ببینیم

289
00:24:58,820 --> 00:25:00,940
صدف‌ها رو ببین

290
00:25:02,860 --> 00:25:05,980
ما هیچ‌وقت جزئیات خیلی خودمونی رو به اشتراک نذاشته بودیم

291
00:25:06,500 --> 00:25:11,620
من فقط گوش می‌دادم و مراقب بودم حرفی از
نظر نینو دربارۀ «عیب‌داشتن در سکس» نزنم

292
00:25:11,740 --> 00:25:14,780
اگه لی‌لا عیب داشت، پس من هم داشتم

293
00:25:14,900 --> 00:25:21,140
،سکس به من لذت می‌داد و میل به اون لذت داشتم

294
00:25:21,260 --> 00:25:26,380
مملو از اضطراب بودم، از باردارشدن

295
00:25:26,500 --> 00:25:28,540
یا قضاوت‌شدن توسط مردها می‌ترسیدم

296
00:25:28,660 --> 00:25:31,420
،به‌مون یاد می‌دادن چطور رفتار کنیم و چی‌کار کنیم

297
00:25:31,540 --> 00:25:36,780
و اگه جا می‌زدیم یا وا می‌دادیم، به‌مون سرکوفت می‌زدن

298
00:25:36,900 --> 00:25:40,380
نینو هم با اظهارنظرش، همون کار رو کرده بود

299
00:25:40,580 --> 00:25:46,660
مردها جوری رفتار می‌کردن که انگار امیال اون‌ها لزوماً امیال ما هستن

300
00:25:46,780 --> 00:25:49,220
،درنهایت، لذت رو تبدیل به ناخوشی بدخواهانه کرد

301
00:25:49,340 --> 00:25:52,100
و باعث شد رنگ ببازه

302
00:26:28,260 --> 00:26:30,220
صبح به‌خیر

303
00:26:32,900 --> 00:26:35,340
چطورید؟ -
خوب‌ام، ممنون -

304
00:26:35,460 --> 00:26:38,860
خیلی وقته معطل‌اید؟ -
...نه -

305
00:26:38,980 --> 00:26:41,540
اسم‌تون چیه؟ -
رافائلا چرولو -

306
00:26:41,660 --> 00:26:43,180
النا گرکو

307
00:26:43,300 --> 00:26:47,060
خب، اول از همه بگم که من متخصص زنان نیستم

308
00:26:47,180 --> 00:26:49,340
منظورتون چیه متخصص زنان نیستید؟

309
00:26:49,460 --> 00:26:53,140
اون‌ش مهم نیست، مهم اینه که می‌تونم کمک‌تون کنم

310
00:26:53,820 --> 00:26:57,460
می‌دونید که این قرصی که این‌جا استفاده می‌شه، قانونی نیست

311
00:26:57,580 --> 00:27:00,900
من هیچی نمی‌دونم -
اون یعنی چی؟ -

312
00:27:01,020 --> 00:27:03,820
وانمود می‌کنیم واسه چیز دیگه‌ایه

313
00:27:03,940 --> 00:27:09,260
چرا؟ -
داریم تظاهر می‌کنیم -

314
00:27:09,380 --> 00:27:17,300
این قرص‌ها برای اهداف درمانی استفاده می‌شن
تا چرخه رو تنظیم کنن، و به زنان متأهل داده می‌شن

315
00:27:17,420 --> 00:27:20,260
من هنوز متأهل‌ام، ولی خونه رو ترک کردم

316
00:27:20,380 --> 00:27:24,020
اون هم داره ازدواج می‌کنه، بیاید فرض کنیم واجدشرایط‌ایم

317
00:27:24,140 --> 00:27:29,380
،حالا چندتا سؤال راجع به سلامتی‌تون ازتون می‌پرسم

318
00:27:29,500 --> 00:27:32,220
و نسخه‌ها رو لیز می‌دم توی کیف‌هاتون

319
00:27:32,340 --> 00:27:33,660
باشه؟

320
00:27:48,940 --> 00:27:51,380
احساس می‌کنم مثل فرشتۀ مراقب‌ام

321
00:27:51,500 --> 00:27:55,140
خیلی نگران لی‌لام، و همۀ کارهاش رو پی‌گیری می‌کنم

322
00:27:55,260 --> 00:28:02,900
گام بعدی میزان خطری رو تعیین می‌کرد که اگه واقعاً
برمی‌گشت به محله، در معرض‌ش قرار می‌گرفت

323
00:28:03,020 --> 00:28:05,460
آخرش همه اون خانواده رو ترک کردید

324
00:28:08,460 --> 00:28:13,000
،من و لی‌لا توی خانوادۀ کاراچی یه وجه مشترک داریم

325
00:28:13,001 --> 00:28:16,180
غریبه بودیم، مریخی. نمی‌تونستیم دووم بیاریم

326
00:28:17,380 --> 00:28:19,460
استفانو هنوز از دست‌ش عصبانیه؟

327
00:28:19,580 --> 00:28:22,060
برادرم ازش متنفره، ولی خیلی دل‌مشغولی داره

328
00:28:22,620 --> 00:28:24,660
لی‌لا کوچک‌ترین مشکل‌شه

329
00:28:34,660 --> 00:28:37,540
و تو، خوش‌حال‌ای داری متأهل می‌شی؟

330
00:28:39,500 --> 00:28:45,820
من همون‌طور که بودم راحت بودم، ولی
ماریسا می‌خواست‌ش و به میکله رو انداخت

331
00:28:47,900 --> 00:28:50,020
به خواستۀ اون عمل کردی؟

332
00:28:51,660 --> 00:28:53,100
متوجه نمی‌شم

333
00:28:54,420 --> 00:28:57,580
چون ماریسا به میکله سولارا رو انداخت داری ازدواج می‌کنی؟

334
00:29:04,580 --> 00:29:08,780
زندگی چیز ناخوشایندیه، لنو -
چرا قبول کردی؟ -

335
00:29:14,460 --> 00:29:20,140
تا میکله رو دل‌خور نکنم. اون این‌جا به‌م کار داد، به‌م اعتماد کرد

336
00:29:22,020 --> 00:29:26,220
و بعضی وقت‌ها همه با هم می‌ریم بیرون، میکله می‌بردمون بیرون

337
00:29:28,420 --> 00:29:29,900
ماریسا هم بارداره

338
00:29:30,020 --> 00:29:35,740
مبارکه! ماریسا زن خوب و مادر شگفت‌انگیزی می‌شه

339
00:29:42,300 --> 00:29:45,660
لی‌لا هیچ‌وقت به‌ت نگفت؟ -
چی رو؟ -

340
00:29:57,660 --> 00:30:00,220
اگه به تو نگفته، پس به هیچ‌کس نگفته

341
00:30:01,780 --> 00:30:03,580
اون دختر خیلی خاصیه

342
00:30:12,020 --> 00:30:17,180
لنو... من هم‌جنس‌گرام. از دخترها خوش‌م نمیاد

343
00:30:19,340 --> 00:30:23,820
و اگه دختر بودم، دوست داشتم عین لی‌لا باشم

344
00:30:38,260 --> 00:30:40,300
خیلی به‌ت میان

345
00:30:41,900 --> 00:30:43,460
چندن؟

346
00:30:45,540 --> 00:30:47,300
یه تخفیف ویژه به‌ت می‌دم

347
00:30:48,180 --> 00:30:52,380
از آلفونسو فهمیدم که کاراچی‌ها به‌قدری توی دردسر بودن که

348
00:30:52,500 --> 00:30:54,180
نمی‌تونستن از نعمت عذاب‌دادن لی‌لا لذت ببرن

349
00:30:54,300 --> 00:30:55,660
لنو، چطوری؟

350
00:30:56,380 --> 00:31:00,140
،درک نیات سولاراها ضروری بود

351
00:31:00,260 --> 00:31:02,740
بنابراین رفتم به دیدن جیلیولا

352
00:31:03,380 --> 00:31:04,380
این خیلی دوست‌داشتنیه

353
00:31:04,381 --> 00:31:07,940
اون هم داشت ازدواج می‌کرد، با خطرناک‌ترینِ دو برادر؛ میکله

354
00:31:07,941 --> 00:31:08,940
نگران نباش، بفرما تو

355
00:31:09,060 --> 00:31:13,580
توی این ساختمون مهندس بوده، وکیل بوده، پروفسورهای مهم

356
00:31:15,100 --> 00:31:16,860
منظره رو ببین، لنو. بیا

357
00:31:21,140 --> 00:31:26,060
نگاه کن. تابه‌حال دریا رو این‌جوری دیده بودی؟

358
00:31:26,980 --> 00:31:30,100
ناپل... وزوویوس هم اون پشته
[ از معروف‌ترین آتشفشان‌های فعال ایتالیا  :Vesuvius ]

359
00:31:30,660 --> 00:31:34,140
توی محله این آسمون رو دیده بودی؟ -
شگفت‌انگیزه -

360
00:31:34,260 --> 00:31:36,900
قابل‌مقایسه با خونۀ لی‌لا توی محله نیست

361
00:31:38,260 --> 00:31:40,940
جایی که الآن خونۀ آداست

362
00:31:43,060 --> 00:31:45,460
نه، قابل‌مقایسه نیست

363
00:31:45,580 --> 00:31:47,300
این‌جا اشرافی‌تره

364
00:31:51,060 --> 00:31:53,860
...آره -
متقاعد نشدی -

365
00:31:53,980 --> 00:31:57,740
معلومه که شدم، جیلیو. واقعاً برات خوش‌حال‌ام

366
00:31:58,500 --> 00:31:59,820
هر کس به‌طریقی

367
00:31:59,940 --> 00:32:04,500
تو درس خوندی، کتاب می‌نویسی. من هم این رو دارم

368
00:32:08,020 --> 00:32:10,820
اگه پول‌هات رو جمع کنی می‌تونی یه همچین خونه‌ای بخری

369
00:32:10,940 --> 00:32:14,620
فکر نکنم -
دل‌ش نمی‌خواد ناپل زندگی کنه؟ -

370
00:32:15,180 --> 00:32:16,700
من باشم روـش حساب نمی‌کنم

371
00:32:18,580 --> 00:32:20,980
معلومه مرد خوب‌ـیه

372
00:32:21,100 --> 00:32:23,580
مثل میکله نیست، هر کاری که تو بخوای رو می‌کنه

373
00:32:25,900 --> 00:32:27,820
شانس آوردی، لنو

374
00:32:28,580 --> 00:32:30,820
البته، من هم شانس آوردم

375
00:32:31,300 --> 00:32:34,100
پینوچا به‌خاطر اون رینوی مشنگ با فلاکت زندگی می‌کنه

376
00:32:34,220 --> 00:32:37,300
آدا فاحشۀ استفانوئه، من هم میکله رو دارم که ارباب همه‌ست

377
00:32:37,420 --> 00:32:39,100
می‌بینی کجا رو برام گرفته؟

378
00:32:39,620 --> 00:32:45,300
عروسی‌ای در شأن شاه ایران و ملکه ثریا می‌گیریم

379
00:32:46,700 --> 00:32:51,260
من جَلَب بودم، توی بچگی میکله رو تور کردم

380
00:32:52,740 --> 00:32:54,380
نتیجه‌ش هم شده این

381
00:33:05,420 --> 00:33:07,060
من این‌جا همه‌ش تنهام

382
00:33:10,700 --> 00:33:14,860
تک‌وْتنها دارم عروسی می‌کنم، لنو -
چی داری می‌گی؟ این‌طور نیست، جیلیو -

383
00:33:14,980 --> 00:33:16,540
به‌نظرت من وجود خارجی دارم؟

384
00:33:16,980 --> 00:33:18,980
من رو نگاه کن، به‌نظرت من وجود خارجی دارم؟

385
00:33:21,980 --> 00:33:24,260
بیا یه چیزی بخوریم

386
00:33:28,580 --> 00:33:33,740
من 25 سال بیش‌تر ندارم، لنو، اون‌وقت اون هر موقع
عشق‌ش بکشه، این‌وراون‌ور سکس می‌کنه

387
00:33:35,460 --> 00:33:41,060
حال‌م خراب می‌شه وقتی ازـمون می‌پرسن
:چندتا بچه می‌خوایم و اون جواب می‌ده

388
00:33:41,180 --> 00:33:43,740
«همین حالاش اون‌قدری بچه دارم که شمارـش از دست‌م در رفته»

389
00:33:43,860 --> 00:33:46,260
پیترو از این حرف‌ها می‌زنه؟

390
00:33:50,540 --> 00:33:52,140
اون هیچ‌وقت من رو دوست نداشته

391
00:33:55,020 --> 00:33:57,380
مردها فقط ازدواج می‌کنن که کلفَت وفادار داشته باشن

392
00:34:00,140 --> 00:34:02,420
«اون همیشه به‌م می‌گه: «با تو چه گُهی بخورم؟

393
00:34:06,620 --> 00:34:11,900
ببخشید. این‌جوری حرف می‌زنم چون تو
اون کتابه رو نوشتی و می‌دونی رنج چیه

394
00:34:12,820 --> 00:34:15,140
چرا می‌ذاری اون‌جوری حرف بزنه، جیلیو؟

395
00:34:15,260 --> 00:34:17,300
درغیراین‌صورت باهام ازدواج نمی‌کنه

396
00:34:17,420 --> 00:34:19,420
بعد از ازدواج کاری کن تقاص پس بده

397
00:34:19,540 --> 00:34:22,940
چطوری؟ من به تخم‌ش هم نیستم

398
00:34:23,780 --> 00:34:27,020
همین‌جوری‌ش نمی‌بینم‌ش، حالا بعد از ازدواج رو تصور کن

399
00:34:27,140 --> 00:34:29,380
ببخشید، جیلیو، متوجه نمی‌شم

400
00:34:30,180 --> 00:34:31,980
متوجه نمی‌شی چون جای من نیستی

401
00:34:34,660 --> 00:34:38,220
تو باشی، کسی که عاشق یکی دیگه‌ست رو قبول می‌کنی؟

402
00:34:38,740 --> 00:34:40,340
میکله معشوق داره؟

403
00:34:41,140 --> 00:34:44,140
اون مَرده، هر جا بتونه فرو می‌کنه

404
00:34:45,300 --> 00:34:48,300
ولی نکته‌ش این نیست -
پس چیه؟ -

405
00:35:00,340 --> 00:35:01,740
بشین

406
00:35:17,780 --> 00:35:23,620
اون لی‌لا رو دوست داره، جوری دوست‌ش
،داره که هیچ‌وقت من رو دوست نداشته

407
00:35:25,197 --> 00:35:27,237
جوری که هیچ‌وقت عاشق هیچ‌کس نمی‌شه

408
00:35:28,477 --> 00:35:30,757
از خودم در نمیارم، خودش به‌م گفت

409
00:35:32,677 --> 00:35:36,877
یه شب به‌قدری مست بود که گفت چندتا زن رو کرده

410
00:35:40,597 --> 00:35:43,317
122تا، پولی و مفتی

411
00:35:46,357 --> 00:35:48,677
به‌م گفت من هم جزء همون‌ها بودم

412
00:35:50,557 --> 00:35:52,477
«ولی جزء اون‌هایی نیستی که بیش‌ترین لذت رو به‌م دادن»

413
00:35:54,197 --> 00:35:57,077
چون تو مشنگ‌ای و واسه این‌که گایش خوبی»
«داشته باشی، باید مغز داشته باشی

414
00:35:58,757 --> 00:36:02,677
،به‌عنوان مثال وقتی ساک می‌زنی»

415
00:36:02,797 --> 00:36:05,077
«افتضاح‌ای، معلومه حال‌ت رو به هم می‌زنه

416
00:36:05,917 --> 00:36:08,037
«من از روی احترام به پدرت می‌گیرم‌ت»

417
00:36:09,197 --> 00:36:11,317
«و چون مرد باید زن‌وْبچه داشته باشه»

418
00:36:14,597 --> 00:36:16,397
بعد نزدیک بود بزنه زیر گریه

419
00:36:19,917 --> 00:36:25,077
«گفت: «واسه من همۀ زن‌ها عروسک‌های سوراخ‌دارن

420
00:36:25,757 --> 00:36:27,437
«همه‌شون»

421
00:36:28,637 --> 00:36:30,637
«همه جز یکی»

422
00:36:34,637 --> 00:36:36,397
«لی‌لا»

423
00:36:38,157 --> 00:36:41,637
«اون تنها زنیه که دوست‌ش دارم و براش احترام قائل‌ام»

424
00:36:44,957 --> 00:36:47,117
توی روـم گفت

425
00:36:49,997 --> 00:36:53,157
می‌گه با اون می‌تونست سری توی سرها در بیاره

426
00:36:55,757 --> 00:37:03,317
،که اون رو واسه سکس نمی‌خواست
بلکه ترجیح می‌ده ببوسدش و نوازش‌ش کنه

427
00:37:04,837 --> 00:37:08,837
می‌خواست عمرکردن‌ش رو ببینه، که باهاش حرف بزنه

428
00:37:09,997 --> 00:37:12,877
می‌گه فقط اون می‌فهمه لی‌لا واقعاً کیه

429
00:37:12,997 --> 00:37:14,837
می‌شناسدش

430
00:37:16,997 --> 00:37:19,077
و تو چی گفتی؟

431
00:37:20,317 --> 00:37:27,437
هیچی، لام‌تاکام حرف نزدم. توی دل‌م گفتم: «الآن
«می‌خوابه و با چاقو می‌زنم‌ش و میکله‌م رو پس می‌گیرم

432
00:37:31,517 --> 00:37:35,597
از لی‌لا کینه به دل ندارم. دیگه ندارم

433
00:37:36,357 --> 00:37:42,117
وقتی میکله من رو از کفش‌فروشی در آورد و برـم
گردوند به قنادی، می‌خواستم لی‌لا رو بکشم

434
00:37:44,317 --> 00:37:46,917
ولی دیگه ازش کینه به دل ندارم

435
00:37:47,717 --> 00:37:51,357
راست‌ش، خوش‌حال‌ام، چون هیچ‌وقت میکله رو
قبول نمی‌کنه. کاری می‌کنه خون تُف کنه بیرون

436
00:37:52,917 --> 00:37:59,077
به‌نظرت می‌تونه به لی‌لا صدمه بزنه؟ -
کی، اون؟ به لی‌لا صدمه بزنه؟ -

437
00:38:00,037 --> 00:38:02,917
ندیدی تمام این سال‌ها چطوری رفتار کرده؟

438
00:38:04,597 --> 00:38:08,517
،می‌تونه به من صدمه بزنه، به تو، حتی به مادر و برادر خودش

439
00:38:09,877 --> 00:38:14,997
می‌تونه به همۀ نزدیکان لی‌لا صدمه بزنه، به‌خصوص انزو

440
00:38:15,917 --> 00:38:21,157
ولی نه به اون، هیچ‌وقت بلایی سر اون نمیاره

441
00:38:25,902 --> 00:38:30,460
مقالۀ «یونیتا» تأثیری که مادرشوهرم پیش‌بینی کرده بود رو گذاشته بود

442
00:38:31,022 --> 00:38:33,102
یک روز برونو سوکاوو باهام تماس گرفت

443
00:38:33,582 --> 00:38:36,662
راجع به ایسکیا حرف زد و به دوستی‌مون اشاره کرد

444
00:38:36,782 --> 00:38:39,400
لنو، من بی‌تقصیرم. پدرم

445
00:38:39,401 --> 00:38:41,342
یه کسب‌وْکار مشکل‌دار انداخت روی دوش من

446
00:38:41,462 --> 00:38:43,700
،دوست‌ت بد کرد، خیلی

447
00:38:43,701 --> 00:38:48,982
خواهشاً یادم ننداز. اون فقط برام دردسر درست کرد، هیچی سرش نمی‌شد

448
00:38:49,102 --> 00:38:56,000
شلوغ‌ش نکن، من حرف لی‌لا رو قبول دارم، نه تو رو. حالا
به‌شون دستور بده تا آخرین قرون حقوق لی‌لا رو به‌ش بدن

449
00:38:56,262 --> 00:39:00,862
کاری از دست من ساخته نیست. مدیریت پول با من نیست، متوجه‌ای؟

450
00:39:00,982 --> 00:39:04,422
آدم‌هایی پشت من‌ان که خیلی خوب می‌شناسی‌شون

451
00:39:04,542 --> 00:39:05,862
منظورت چیه؟

452
00:39:05,982 --> 00:39:07,600
تو واسه تحصیل از ناپل رفتی

453
00:39:07,601 --> 00:39:10,601
و یادت رفته که آدم‌های به‌خصوصی از محله‌ت چجوری‌ان

454
00:39:20,902 --> 00:39:22,302
لی

455
00:39:27,662 --> 00:39:29,462
این رو می‌بینی، انزو؟

456
00:39:30,742 --> 00:39:34,142
اون سوکاووی کثافت تا آخرین قرون‌ش رو سلفید

457
00:39:35,982 --> 00:39:37,302
دست‌ت درد نکنه، لنو

458
00:39:37,422 --> 00:39:40,342
،اون مَرده که فرستادی‌م ببینم‌ش خیلی مهربون بود

459
00:39:40,462 --> 00:39:42,542
نامزدت رو قشنگ می‌شناخت

460
00:39:42,662 --> 00:39:45,182
به‌م گفت پدرش آدم خیلی مهمیه

461
00:39:45,982 --> 00:39:47,862
ولی گفت باید منتظر بمونی

462
00:39:47,982 --> 00:39:51,822
،می‌گه که «آی‌بی‌اِم» داره یه رایانۀ جدید توی ایتالیا تولید می‌کنه

463
00:39:51,942 --> 00:39:54,942
و این‌که یه متخصص توی ناپل لازم دارن

464
00:39:54,943 --> 00:39:58,022
به‌محض این‌که دوره‌های آموزشی شروع بشه، خبرم می‌کنه

465
00:39:59,000 --> 00:40:01,000
دست‌ت درد نکنه، لنو

466
00:40:01,102 --> 00:40:03,942
اعتبار پدرشوهر من زیاد مهم نیست

467
00:40:04,062 --> 00:40:08,302
این مَرده فقط چون واردی به‌ت کمک می‌کنه

468
00:40:09,902 --> 00:40:13,102
!ارباب! در عقب رو بزن

469
00:40:18,862 --> 00:40:20,502
چه پسر خوبی

470
00:40:20,622 --> 00:40:23,662
آره، البته... من تابه‌حال حتی یه رایانه هم ندیدم

471
00:40:23,782 --> 00:40:27,902
درهرصورت این یارو فهمیده که کاربلدی

472
00:40:30,262 --> 00:40:32,022
پس خونۀ بیوۀ دون کارلوئه؟

473
00:40:32,142 --> 00:40:35,822
آره -
کرایه‌ش چقدره؟ -

474
00:40:35,942 --> 00:40:39,102
هزینۀ خونه‌های محله از «سن جووانی» پایین‌تره

475
00:40:44,742 --> 00:40:47,062
بیا بریم به پدربزرگ‌ت معرفی‌ت کنم

476
00:40:47,182 --> 00:40:50,142
لی، بذار یه وقت دیگه، بیا بریم خونه رو ببینیم

477
00:40:50,262 --> 00:40:53,902
چرا؟ بچه نمی‌تونه با پدربزرگ‌ش آشنا بشه؟

478
00:41:08,622 --> 00:41:10,182
!بابا

479
00:41:16,382 --> 00:41:17,822
سلام، بابا

480
00:41:20,702 --> 00:41:22,462
این جنارینوئه

481
00:41:29,142 --> 00:41:34,222
،جنارینو... وقتی مادرت رو دیدی

482
00:41:34,342 --> 00:41:38,942
به‌ش بگو فاحشه‌ست. گرفتی؟

483
00:41:50,022 --> 00:41:53,102
نگران نباش، پدربزرگ داشت شوخی می‌کرد

484
00:41:53,862 --> 00:41:57,622
مردم محله از شوخی‌کردن خوش‌شون میاد، به‌ت نگفته بودم؟

485
00:42:36,302 --> 00:42:42,422
من و خاله لنو قدیم‌ها این‌جا قدم می‌زدیم. ما این‌جا بزرگ شدیم

486
00:42:43,022 --> 00:42:46,062
اون پایین می‌رفتم مدرسه

487
00:42:52,942 --> 00:42:56,902
لنو. چطوری؟

488
00:42:57,022 --> 00:42:59,902
بد نیستم، تو؟ -
بد نیستم، ممنون -

489
00:43:00,022 --> 00:43:03,622
چه چیزها که درباره‌ت نشنیدیم! دیگه داری ازدواج می‌کنی

490
00:43:03,742 --> 00:43:05,342
...می‌ری فلورانس زندگی کنی

491
00:43:05,462 --> 00:43:07,142
آره، به‌زودی می‌رم

492
00:43:07,262 --> 00:43:11,542
فلورانس شهر زیباییه. من و آدا چند ماه پیش اون‌جا بودیم

493
00:43:11,662 --> 00:43:14,542
خدا، چه شهری! خوش‌شانس‌ای

494
00:43:14,662 --> 00:43:16,782
برگشتی بیا به‌مون سر بزن

495
00:43:16,902 --> 00:43:19,102
دوست‌های محله‌ت رو فراموش نکن

496
00:43:19,222 --> 00:43:22,422
متوجه‌ای؟ -
البته -

497
00:43:30,302 --> 00:43:31,902
چطوری؟ -
خوب‌ام -

498
00:43:32,022 --> 00:43:33,342
خوب‌ای؟

499
00:43:39,142 --> 00:43:41,422
!زود باش -
ماریای بابا! سلام -

500
00:43:41,542 --> 00:43:44,022
به بابا سلام کن -
یه ماچ بده -

501
00:43:44,142 --> 00:43:46,702
دختر خوب -
کجا می‌بری‌ش؟ -

502
00:43:46,822 --> 00:43:50,142
خونه‌تون -
به آدا بگو امشب دیر برمی‌گردم -

503
00:43:50,262 --> 00:43:52,702
باشه. بعداً می‌بینم‌ت

504
00:43:52,822 --> 00:43:55,542
خدافظ، ماری    - خدافظ -
خدافظ، آقاکوچولو -

505
00:43:55,662 --> 00:43:59,982
!این‌جائید که! بذار سلام کنم

506
00:44:01,142 --> 00:44:02,702
!لنو

507
00:44:06,662 --> 00:44:07,982
!سلام

508
00:44:08,862 --> 00:44:11,102
می‌دونی که آنتونیو هنوز آلمانه؟

509
00:44:12,142 --> 00:44:14,662
همیشه توی نامه‌هاش سراغ‌ت رو می‌گیره

510
00:44:15,382 --> 00:44:16,822
خیلی خوب به نظر می‌رسی

511
00:44:19,782 --> 00:44:21,102
...بسیارخب

512
00:44:22,902 --> 00:44:24,942
به این روز در میام

513
00:44:27,742 --> 00:44:29,422
پسرته؟

514
00:44:30,822 --> 00:44:34,462
لی‌لا، لاغر شدی، زشت شدی

515
00:44:34,582 --> 00:44:37,422
یه نگاه به خودت بنداز، عین جنازه شدی

516
00:44:38,462 --> 00:44:40,182
!معلومه که استفانو ترک‌ت کرد

517
00:44:40,302 --> 00:44:44,662
مردها گوشت احتیاج دارن. اگه ندونن چی
رو دودستی بچسبن، ول می‌کنن می‌رن

518
00:44:46,702 --> 00:44:52,542
می‌دونی این خواهرته؟ هان؟ اسم‌ش ماریاست

519
00:44:53,342 --> 00:44:55,302
!همدیگه رو ماچ کنید

520
00:44:57,662 --> 00:44:59,382
!چه نازن

521
00:44:59,502 --> 00:45:03,262
نزدیک هم وایسید ببینم

522
00:45:03,382 --> 00:45:09,462
با پدرشون مو نمی‌زنن، انگار کلۀ اون رو چسبوندن روی بدن‌شون

523
00:45:11,622 --> 00:45:14,982
ما دیگه می‌ریم. اگه دیر کنیم مادرت دعوامون می‌کنه

524
00:45:15,102 --> 00:45:16,422
بریم

525
00:45:16,542 --> 00:45:19,622
یه چیزی بخور، عین جنازه شدی

526
00:45:19,742 --> 00:45:24,822
پوست‌وْاستخون و رنگ‌پریده! یه استیک خوب بخور

527
00:45:24,942 --> 00:45:29,022
!یه استیک خوب بخور

528
00:45:36,302 --> 00:45:38,502
شباهت رو دیدی؟ -
چه شباهتی؟ -

529
00:45:38,622 --> 00:45:41,822
حق با ملینا بود، اون‌ها جفت‌شون عین استفانوئن

530
00:45:41,942 --> 00:45:44,822
این‌طور نیست -
با هم مو نمی‌زنن، لنو -

531
00:45:44,942 --> 00:45:48,022
جنارینو پسر استفانوئه، نه نینو

532
00:46:04,902 --> 00:46:09,062
این هم از خونه. دستشویی‌ش این‌جاست

533
00:46:09,982 --> 00:46:13,222
اتاق غذاخوری، آشپزخونه

534
00:46:13,342 --> 00:46:16,302
پنجرۀ اتاق‌خواب رو باز می‌کنم

535
00:46:16,422 --> 00:46:20,982
می‌دونی که قبل از این‌که اسباب‌کشی کنیم
بیایم این‌جا، باید دل‌وْرودۀ این‌جا رو بریزیم بیرون؟

536
00:46:22,542 --> 00:46:24,422
این رو ببین، جنارین

537
00:46:32,822 --> 00:46:36,342
جای مناسب‌ـیه: توی محله‌ست، ولی نه مرکزش

538
00:46:38,462 --> 00:46:40,142
حتی می‌تونیم در بریم

539
00:46:40,782 --> 00:46:43,782
حتی می‌شه پمپ‌بنزین نامزد کارمین رو هم دید

540
00:46:44,902 --> 00:46:46,742
اون رو هم دوست دارم

541
00:46:52,942 --> 00:46:55,782
بهترین آپارتمان برای ماست، مگه نه؟

542
00:46:56,702 --> 00:47:01,999
اگه لی‌لا کرده توی مُخ‌ش که مناسبه، باید بگیریم‌ش. هان؟

543
00:47:05,702 --> 00:47:10,342
ولی خانم، باید باهامون راه بیاید. من هر شب باید روـش کار کنم

544
00:47:10,862 --> 00:47:14,062
نگران نباشید، یه‌خرده میارم‌ش پایین -
یه‌خرده؟ -

545
00:47:14,182 --> 00:47:15,662
بله، یه‌خرده

546
00:47:19,582 --> 00:47:23,142
دردسر می‌شه برات، می‌دونی -
توی «سن جووانی» هم دردسر داشتم، لنو -

547
00:47:23,262 --> 00:47:26,782
این‌جا بیش‌تر می‌شه -
خواهیم دید -

548
00:47:26,902 --> 00:47:28,982
همیشه نزدیک‌ش می‌مونی؟

549
00:47:29,102 --> 00:47:30,822
تا هر موقع که بخواد

550
00:47:32,702 --> 00:47:35,382
من و جنارینو اون‌جا می‌خوابیم

551
00:47:35,502 --> 00:47:38,062
اون‌جوری که شب‌ها صدای کامیون‌ها نمی‌ذاره بخوابید

552
00:47:38,182 --> 00:47:42,262
من کامیون دوست دارم -
من هم -

553
00:47:42,462 --> 00:47:45,742
بسه، وگرنه خانم می‌کشه روی قیمت

554
00:47:46,622 --> 00:47:49,742
کجا رو باید امضا کنم؟ -
یه قرارداد تنظیم می‌کنیم -

555
00:47:49,862 --> 00:47:53,182
اون‌جوری همه راضی می‌شید -
باشه -

556
00:47:53,542 --> 00:47:57,342
پس، یه‌خرده میارید پایین دیگه؟ -
بله، یه‌خرده، نگران نباشید -

557
00:48:00,022 --> 00:48:01,342
!چه می‌شه کرد

558
00:48:05,102 --> 00:48:08,462
مطمئن‌ای؟ -
به‌شدت -

559
00:48:08,582 --> 00:48:10,702
خیلی‌خب پس

560
00:48:54,600 --> 00:49:10,000
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

