1
00:00:00,807 --> 00:00:15,087
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:00:23,807 --> 00:00:29,087
تصمیم گرفتم قبل از این‌که شهر رو برای
همیشه ترک کنم، برم به دیدن خانم گالیانی

3
00:00:29,727 --> 00:00:31,287
باهاش تماس گرفتم

4
00:00:31,927 --> 00:00:35,687
:متعجب نبود، و من رو برای فردا صبح دعوت، و اضافه کرد

5
00:00:35,927 --> 00:00:38,687
«چرا دوست‌ت رو نمیاری؟»

6
00:00:41,007 --> 00:00:45,167
اون درخواست من رو آزار داد. امیدوار بودم لی‌لا نپذیره

7
00:00:45,287 --> 00:00:48,607
مطمئن‌ای باید بیام؟ -
تو رو هم دعوت کرد -

8
00:00:48,927 --> 00:00:53,247
«درعوض قیافه‌ای درهم‌رفته به خود گرفت و گفت: «بسیارخب، باهات میام

9
00:00:55,087 --> 00:00:56,407
شمائید که

10
00:00:57,967 --> 00:01:00,247
اومدیم مادرت رو ببینیم

11
00:01:00,367 --> 00:01:01,847
خونه نیست

12
00:01:03,807 --> 00:01:05,687
بعداً برمی‌گرده

13
00:01:07,687 --> 00:01:09,407
دوست داشتید، بیاید داخل

14
00:01:10,047 --> 00:01:11,807
شرت پاشه

15
00:01:16,767 --> 00:01:20,527
تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟ -
شما این‌جا چی‌کار می‌کنید؟ -

16
00:01:20,647 --> 00:01:22,967
با خانم گالیانی قرار داریم

17
00:01:26,047 --> 00:01:29,607
خوب شدی؟ -
به‌قدر کافی -

18
00:01:30,167 --> 00:01:34,007
خوش‌حال‌ام -
تازه بهتر شده -

19
00:01:34,127 --> 00:01:36,967
به کارخونۀ سوسیس یه درس درست دادیم

20
00:01:37,087 --> 00:01:39,727
هر قدر که به‌ش بدهکار بودن رو دادن

21
00:01:39,847 --> 00:01:43,127
آره... شنیدی، نادیا؟

22
00:01:43,247 --> 00:01:46,407
خانم گرکو یه درس حسابی به سوکاوو داد -
واقعاً؟ -

23
00:01:46,527 --> 00:01:50,727
نه، من نه -
نه، اون نه. خداوند متعال داد -

24
00:01:50,847 --> 00:01:53,007
من فقط سعی کردم به لی‌لا کمک کنم

25
00:01:53,127 --> 00:01:55,967
،اون یعنی توی کارخونه‌ها، کارگاه‌ها

26
00:01:56,087 --> 00:02:00,167
هر موقع کارگرها در خطر بودن، زنگ می‌زنیم خانم گرکو

27
00:02:00,487 --> 00:02:05,727
اون هم زنگ می‌زنه دوستان‌ش، فرشته‌های نگهبان
!در جاهای بلندبالا، و همه‌چی رو حل می‌کنن

28
00:02:05,847 --> 00:02:08,247
بعد از مقاله‌ت چی رو حل کردن؟

29
00:02:08,367 --> 00:02:09,927
چه تغییری ایجاد شد؟ هیچی -
هیچی -

30
00:02:10,047 --> 00:02:13,407
دوباره عین سابق شده، اون‌هایی هم
که ساکت ننشستن، توی دردسرن

31
00:02:13,527 --> 00:02:17,207
برادر من به‌دست فاشیست‌ها مورد ضرب‌وْشتم قرار گرفت

32
00:02:17,327 --> 00:02:18,767
دکتره؟

33
00:02:19,847 --> 00:02:22,407
بله، دکتره، برادرم

34
00:02:22,687 --> 00:02:24,727
اون‌هایی که ساکت می‌مونن، جیب‌شون پُر می‌شه

35
00:02:24,927 --> 00:02:27,407
به‌خیال‌ت چی رو حل می‌کردی؟

36
00:02:28,687 --> 00:02:30,007
آدم رفقاش رو رها نمی‌کنه

37
00:02:30,167 --> 00:02:33,567
اون‌جا با جزوه یا جنگیدن با فاشیست‌ها برنده نمی‌شی

38
00:02:33,687 --> 00:02:36,527
پس چجوری؟ -
بسیج‌کردن بچه‌های رئسا -

39
00:02:36,847 --> 00:02:38,607
!نبودن دیگران به تخم‌ت

40
00:02:38,727 --> 00:02:41,207
پاسکوآله، بس کن، همچین اتفاقی نیوفتاد

41
00:02:41,327 --> 00:02:44,807
ساکت بابا -
بی‌خیال، لنو، حق با اون‌هاست -

42
00:02:47,647 --> 00:02:50,007
روز به‌خیر -
روز به‌خیر -

43
00:02:50,127 --> 00:02:53,247
ببخشید دیر کردم، بیاید بریم اون‌جا

44
00:02:53,367 --> 00:02:56,087
!هر وقت مهمون داشتی، به من بگو

45
00:02:56,207 --> 00:02:57,727
صبح به‌خیر

46
00:02:58,407 --> 00:03:00,607
من تاب تحمل گستاخی رو ندارم

47
00:03:04,527 --> 00:03:06,207
گرکو، خواهش می‌کنم بشین

48
00:03:07,767 --> 00:03:10,167
قبلاً می‌خواستم بیام عرض ادبی بکنم

49
00:03:10,287 --> 00:03:14,367
ببخشید در تماس نبوده‌ام، خیلی گرفتار بوده‌ام

50
00:03:14,527 --> 00:03:16,447
...کتاب

51
00:03:17,727 --> 00:03:21,207
دارم ازدواج می‌کنم -
مبارکه -

52
00:03:23,007 --> 00:03:25,807
توی کلیسا ازدواج می‌کنی؟

53
00:03:25,927 --> 00:03:27,247
عروسی مجللی می‌گیرید؟

54
00:03:27,367 --> 00:03:31,447
نه، مراسم نمی‌گیریم، ازدواج محضری می‌کنیم
منظور از مراسم ازدواج غیرمذهبی یا ]
[ محضری، ازدواج خارج از کلیسا می‌باشد

55
00:03:33,247 --> 00:03:36,287
تو چی، تو چطوری ازدواج کردی؟ -
توی کلیسا -

56
00:03:36,407 --> 00:03:39,127
مؤمن‌ای؟ -
نه، ولی رسم بود -

57
00:03:39,607 --> 00:03:42,367
آدم نباید چون بقیه یه کاری رو انجام می‌دن، انجام‌ش بده

58
00:03:43,367 --> 00:03:44,847
کارمون تمام مدت همینه

59
00:03:48,807 --> 00:03:50,167
می‌ری عروسی النا؟

60
00:03:50,287 --> 00:03:52,287
من رو دعوت نکرده -
حقیقت نداره -

61
00:03:52,407 --> 00:03:55,607
حقیقت داره، من مایۀ سرافکندگی‌ش‌ام -
چی می‌گی؟ -

62
00:03:56,407 --> 00:03:58,327
حتی خواهربرادرهام رو هم دعوت نکرده‌ایم

63
00:04:04,207 --> 00:04:05,687
می‌خواستم این رو به‌تون بدم

64
00:04:08,567 --> 00:04:11,727
ممنون، داشتم‌ش

65
00:04:18,127 --> 00:04:19,647
کار شوهرت چیه؟

66
00:04:20,127 --> 00:04:22,527
توی فلورانس در جایگاه استادی ادبیات لاتین خدمت می‌کنه

67
00:04:23,447 --> 00:04:29,647
پس، از تو مسن‌تره؟ -
نه، 27 سال‌شه، فقط خیلی تیزهوشه -

68
00:04:31,047 --> 00:04:35,247
اسم‌ش چیه؟ -
پیترو اِیروتا -

69
00:04:36,207 --> 00:04:38,207
نسبتی با گوئیدو اِیروتا داره؟

70
00:04:40,167 --> 00:04:42,487
بله، پسرشه

71
00:04:46,687 --> 00:04:48,087
ازدواج خوب‌ـیه

72
00:04:49,607 --> 00:04:51,127
همدیگه رو دوست داریم

73
00:04:54,167 --> 00:04:56,207
نوشتن کتاب جدیدت رو شروع کردی؟

74
00:04:58,767 --> 00:05:00,327
دارم به‌ش فکر می‌کنم

75
00:05:01,167 --> 00:05:02,847
می‌دونم برای «یونیتا» می‌نویسی
[ روزنامۀ رسمی حزب کمونیست ایتالیا  :l'Unità ]

76
00:05:04,447 --> 00:05:05,767
یه چندتایی

77
00:05:05,887 --> 00:05:08,967
من دیگه برای اون روزنامۀ دیوان‌سالارانه نمی‌نویسم

78
00:05:11,847 --> 00:05:13,887
شنیدم کارهای قابل‌توجه‌ای در کارخونه انجام دادی

79
00:05:14,607 --> 00:05:17,887
من کاری نکردم -
حقیقت نداره -

80
00:05:18,727 --> 00:05:20,487
تازه کارم رو از دست دادم

81
00:05:22,007 --> 00:05:27,527
نادیا به‌م گفت این چیزهاییه که گفتی

82
00:05:27,647 --> 00:05:30,487
نه، نیست -
گذشته‌ها گذشته -

83
00:05:31,367 --> 00:05:33,927
چیزهای مهمی‌ان، باریکلا

84
00:05:35,767 --> 00:05:38,887
به‌هرحال امضای تقدیمی بزنم؟ -
البته -

85
00:05:47,047 --> 00:05:51,247
تقدیم به خانم گالیانی یا...؟ -
خانم گالیانی -

86
00:06:00,087 --> 00:06:04,447
چه آدم‌هایی! دیدی زنیکۀ پیر چجوری باهات تا کرد؟

87
00:06:06,327 --> 00:06:09,647
،تاب تحمل‌ش رو نداره که کتاب و مقاله می‌نویسی

88
00:06:09,767 --> 00:06:11,727
یا این‌که قراره ازدواج خوبی داشته باشی

89
00:06:11,847 --> 00:06:19,367
به‌خصوص تاب تحمل این فکر رو نداره که نادیا رو
جوری بزرگ کرد که بهترین باشه، و اون با یه آجرچینه

90
00:06:19,687 --> 00:06:21,727
و جلوش عین هرزه‌ها رفتار می‌کنه

91
00:06:23,007 --> 00:06:26,127
اشتباه می‌کنی اهمیت می‌دی، گور باباشون

92
00:06:27,287 --> 00:06:29,287
،نباید کتاب رو به‌ش می‌دادی

93
00:06:29,567 --> 00:06:33,167
نباید ازش می‌پرسیدی امضا می‌خواد یا نه

94
00:06:33,527 --> 00:06:36,047
این آدم‌ها حق‌شونه دهن‌شون سرویس شه

95
00:06:38,207 --> 00:06:40,327
لنو، عیب تو اینه که زیادی خوب‌ای

96
00:06:41,047 --> 00:06:47,444
وقتی یه تحصیل‌کرده حرف می‌زنه، جوری گوش می‌دی
که انگار فقط اون مغز داره، درحالی‌که این‌طور نیست

97
00:06:47,445 --> 00:06:51,435
خوش بگذرون، می‌تونی. ازدواج کن، ماه‌عسل عالی‌ای داشته باش

98
00:06:52,435 --> 00:06:56,235
زیاد نگران من‌ای. یه رمان دیگه بنویس

99
00:06:57,514 --> 00:06:59,875
می‌دونی که من توقع چیزهای شگفت‌انگیز دارم

100
00:07:01,007 --> 00:07:07,607
من به هر نحوی که می‌تونستم کمک‌ش کرده بودم، ولی اون
طرف پاسکوآله و نادیا رو گرفت، که خیلی به‌م سرکوفت زدن

101
00:07:09,887 --> 00:07:12,567
خانم گالیانی از اون تعریف کرد تا من رو تحقیر کنه

102
00:07:12,687 --> 00:07:18,287
،و حالا مثل روز روشنه که نمک روی زخم‌م پاشید تا عمیق‌ترش کنه

103
00:07:18,407 --> 00:07:20,887
و برام غیرممکن‌ش می‌کرد که ازش چشم‌پوشی کنم

104
00:07:26,567 --> 00:07:33,127
یک‌مرتبه آرزو کردم که ای کاش متخصص قلب
در اشتباه باشه، که واقعاً مریض و روبه‌موت باشه

105
00:07:41,087 --> 00:07:44,887
بعد از اون، چندین سال همدیگه رو ندیدیم

106
00:07:51,500 --> 00:07:53,700
« بر اساس رمانی از اِلنا فرانته »

107
00:07:56,400 --> 00:07:59,000
« دوست نابغۀ من: داستان آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند »

108
00:09:04,700 --> 00:09:08,250
« بخش چهارم (بیستم): جنگ سرد »

109
00:09:24,687 --> 00:09:27,887
به‌هرحال غیرقانونیه -
اغراق نکن، پیترو -

110
00:09:28,007 --> 00:09:32,687
توی دارخونه‌ها می‌فروشن، فقط باید نسخه داشته باشی و متأهل باشی

111
00:09:32,807 --> 00:09:34,647
،دارو رو واسه تنظیم چرخه می‌فروشن

112
00:09:34,767 --> 00:09:38,167
قرص ضدّبارداری نیست. نمی‌تونی واسه اون منظور استفاده‌ش کنی

113
00:09:39,207 --> 00:09:41,647
خودت خوب می‌دونی که جفت‌ش رو انجام می‌ده

114
00:09:42,527 --> 00:09:48,967
اگه یه دارو برای کسب یک نتیجۀ به‌خصوص به کار می‌ره، فقط
برای همون منظور باید استفاده بشه، متوجه می‌شی؟

115
00:09:49,687 --> 00:09:55,047
داروها عین سم‌ان، همین‌جوری دل‌به‌خواهی که مصرف‌شون
نمی‌کنی، ممکنه خیلی ضرر داشته باشن. بیا بریم

116
00:09:55,167 --> 00:09:58,675
می‌خوام مصرف کنم، شنیدی؟ -
النا، می‌شه بریم؟ -

117
00:09:58,754 --> 00:10:02,127
امروز بین همۀ روزها باید دیر کنیم؟ می‌شه بریم؟ -
شنیدی چی گفتم؟ -

118
00:10:02,247 --> 00:10:06,407
النا، ما قراره ازدواج کنیم، روی اون تمرکز کن

119
00:10:08,087 --> 00:10:11,127
ازدواج می‌کنی که بچه‌دار شی -
خیلی‌خب، می‌شه قبل‌ش یه کتاب دیگه بنویسم؟ -

120
00:10:11,247 --> 00:10:15,207
!آره، آره، می‌تونی دوران حاملگی کتاب بنویسی

121
00:10:15,327 --> 00:10:18,327
شدنیه. می‌شه حالا بریم؟

122
00:10:30,767 --> 00:10:36,400
طبق مادۀ 147: ازدواج، هم زن و هم شوهر را مستلزم می‌کند

123
00:10:36,401 --> 00:10:45,327
که به تعلیم و پرورش فرزندان و برآورده‌کردن آرزوهایشان بپردازند

124
00:10:46,567 --> 00:10:51,727
آقای پیترو اِیروتا، شما النا گرکو را به همسری خود برمی‌گزینید؟

125
00:10:51,847 --> 00:10:53,167
بله

126
00:10:53,767 --> 00:10:59,007
خانم النا گرکو، شما پیترو اِیروتا را به همسری خود برمی‌گزینید؟

127
00:10:59,127 --> 00:11:00,447
بله

128
00:11:01,687 --> 00:11:07,887
پیروِ جواب مثبت‌تان، طبق قدرتی که
،توسط شهر فلورانس به من واگذار شده

129
00:11:08,007 --> 00:11:11,727
شما را قانوناً متأهل اعلام می‌دارم

130
00:11:11,847 --> 00:11:13,967
اجازه دارید حلقه‌ها را دست یکدیگر کنید

131
00:11:31,127 --> 00:11:35,687
خانم گرکو، درود بر شما، کتاب‌تون خیلی خوبه

132
00:11:36,207 --> 00:11:37,527
ممنون

133
00:11:39,167 --> 00:11:45,567
رسالت زاهدانۀ پیترو و میل من به نشون‌دادن
،این‌که که به دنیای مادرم تعلق ندارم

134
00:11:45,687 --> 00:11:51,247
ما رو متقاعد کرد که ازدواج کنیم، با قوم‌وْخویش‌هامون
احوال‌پرسی کنیم و بدون جشن‌گرفتن بریم

135
00:11:51,687 --> 00:11:55,927
ولی برنامه‌هامون به‌دست ادله تغییر کرد

136
00:11:56,047 --> 00:12:01,007
مارچلا به صرف یک باده‌نوشی ما رو دعوت کرده خونه‌ش

137
00:12:01,127 --> 00:12:04,800
لنو، تو که گفتی مراسم ندارید، قضیه چیه؟

138
00:12:04,807 --> 00:12:08,647
من بی‌خبر بودم. تو به‌شون بگو

139
00:12:08,767 --> 00:12:14,647
خانم، این یکی از بداهه‌کاری‌های مادرمه، غیرقابل‌پیش‌بینی‌ان

140
00:12:14,767 --> 00:12:16,967
ولی طولانی که نیست؟ -
نه، نه -

141
00:12:17,087 --> 00:12:21,127
به پیترو هیچ ربطی نداره، فکر مارچلا بود

142
00:12:21,247 --> 00:12:26,007
من اصلاً خبر نداشتم، بهتر بود قبل‌ش به‌مون می‌گفتی

143
00:12:26,127 --> 00:12:27,887
این‌جا دوست‌داشتنی نیست؟

144
00:12:28,647 --> 00:12:31,767
من خجالت‌زده‌ام. دکمۀ کت‌ت رو ببند

145
00:12:33,087 --> 00:12:38,127
!ولی این که یه جشن درست‌حسابیه -
!سورپرایزه -

146
00:12:38,247 --> 00:12:39,687
سلام، خوش اومدید

147
00:12:39,807 --> 00:12:43,447
چه خوشگله! چطوری راضی‌ش کردی باهات ازدواج کنه؟

148
00:12:43,567 --> 00:12:46,847
ممنون، ممنون، مارچلا -
خواهش می‌کنم، بفرمایید داخل -

149
00:12:46,967 --> 00:12:48,487
سلام، روز به‌خیر

150
00:12:48,607 --> 00:12:50,447
!ممنون. پروفسور آنتونیونی

151
00:12:50,567 --> 00:12:55,607
استاد ادبیات من هستن -
مارچلا          - ایماکولاتا -

152
00:12:55,727 --> 00:12:58,767
گرکو هستم، مایۀ افتخاره -
خواهش می‌کنم، بفرمایید داخل -

153
00:12:58,887 --> 00:13:01,527
اجازه هست؟ -
!چه خونۀ قشنگی -

154
00:13:01,647 --> 00:13:05,087
ممنون. خونۀ خانوادگیِ قدیمیه

155
00:13:07,207 --> 00:13:10,727
النا. بیا، معرفی‌ت می‌کنم

156
00:13:10,847 --> 00:13:13,767
ویتوریو، ایماکولاتا، یک جرعه شامپاین؟

157
00:13:13,887 --> 00:13:17,127
نه، پیترو، سر من همین‌جوری‌ش گیج می‌ره

158
00:13:17,247 --> 00:13:20,527
اگه دامادمون می‌خواد جشن بگیریم، بیا یه لیوان بریم بالا

159
00:13:20,647 --> 00:13:24,247
باشه پس -
چیه؟ -

160
00:13:24,367 --> 00:13:27,847
شامپاین -
چی می‌گن؟ -

161
00:13:27,967 --> 00:13:29,887
الهی که صد سال عمر کنید

162
00:13:30,007 --> 00:13:32,767
الهی که صد سال عمر کنید. بزنم به تخته

163
00:13:34,687 --> 00:13:40,167
با هم بریم؟ -
آقای ویتوریو، خیلی‌خب، خیلی‌خب -

164
00:13:41,527 --> 00:13:44,727
النا گرکو-اِیروتا -
مایۀ افتخاره، برونو سانتینی -

165
00:13:44,847 --> 00:13:47,167
مایۀ افتخارمه -
نوربرت لوئتشیگ -

166
00:13:47,287 --> 00:13:48,607
مایۀ افتخارمه

167
00:13:48,727 --> 00:13:51,447
مارچلا، به این دو تا پدرسوخته معرفی‌ش کردی

168
00:13:51,567 --> 00:13:53,327
!بله

169
00:13:53,447 --> 00:13:56,087
نمی‌دونید مقابل کی ایستادید

170
00:13:56,607 --> 00:13:58,167
بیا، النا

171
00:13:58,287 --> 00:14:01,807
بریم داخل. به‌تون معرفی‌ش می‌کنم

172
00:14:10,207 --> 00:14:11,967
کجا تدریس می‌کنی؟ -
نه، نه، نه، نه -

173
00:14:12,087 --> 00:14:13,887
النا تدریس نمی‌کنه، نویسنده‌ست

174
00:14:14,007 --> 00:14:17,967
تازگی‌ها یه رمان منتشر کرده، برای «یونیتا» هم می‌نویسه

175
00:14:18,087 --> 00:14:24,567
راجع به ادبیات می‌نویسی؟ -
نه، راجع به شرایط زنان در کارخونه‌ها مقاله نوشتم -

176
00:14:24,687 --> 00:14:29,687
!خدا رو شکر، نسل‌های جدید دارن سرشون رو از زیر برف می‌کشن بیرون

177
00:14:30,287 --> 00:14:37,487
توی روزنامۀ «جهان کارگران»، جستار خیلی
جالبی دربارۀ وضعیت مردم‌سالاری در ایتالیا خوندم
[ Workers World Party «- روزنامۀ رسمی حزب جهان کارگران ]

178
00:14:37,607 --> 00:14:40,167
متن خیلی جدی‌ای با کُلی اطلاعاته

179
00:14:40,287 --> 00:14:42,087
نویسنده‌ش کیه؟

180
00:14:42,207 --> 00:14:48,767
یک استاد جوانِ جغرافیای اقتصادی. فکر کنم... سارانو

181
00:14:48,887 --> 00:14:52,487
!ساراتوره -
جووانی ساراتوره -

182
00:14:52,607 --> 00:14:59,111
البته، می‌شناسیم‌ش -
البته، نینو. از دوستان دوران کودکیه. الآن دانشگاه دولتی میلان‌ـه -

183
00:14:59,112 --> 00:15:02,927
ادله، داشتیم راجع به نینو ساراتوره حرف می‌زدیم. همون استاده

184
00:15:02,928 --> 00:15:05,500
آره، ساراتوره. البته، ما هم می‌شناسیم‌ش

185
00:15:05,501 --> 00:15:09,607
ولی اومده‌ام النامون رو از پیش‌تون ببرم

186
00:15:10,087 --> 00:15:12,687
،ادله من رو از یک گروه به گروهی دیگر برد

187
00:15:12,807 --> 00:15:17,647
و من پدر و مادرم و پیترو رو از یاد بردم

188
00:15:17,967 --> 00:15:20,767
می‌خواستم به‌ت بگم که کتاب شگفت‌انگیزی نوشتی

189
00:15:20,887 --> 00:15:22,207
ممنون

190
00:15:22,487 --> 00:15:24,887
توی ایتالیا زن‌ها اون‌جوری نمی‌نویسن

191
00:15:25,967 --> 00:15:27,447
حالا دیگه اغراق نکنیم

192
00:15:28,047 --> 00:15:32,007
...اغراق نمی‌کنم، چون تو

193
00:15:32,127 --> 00:15:37,287
...موجز هستی، پیرو کلمات پُرتکلف، کلمات احساسی نیستی

194
00:15:37,647 --> 00:15:39,447
انرژی خالص‌ای

195
00:15:42,007 --> 00:15:44,727
در حال نوشتن چیز دیگه‌ای هم هستی؟

196
00:15:45,007 --> 00:15:47,127
چندتا یادداشتی نوشته‌ام -
واقعاً؟ -

197
00:15:47,247 --> 00:15:53,007
می‌خوای بعداً بنویسی یا...؟ -
!به حرف این شاعر قلم‌به‌مزد گوش نده -

198
00:15:53,127 --> 00:15:56,007
سلام، النا. آشنایی باهات مایۀ افتخاره

199
00:15:56,127 --> 00:16:01,087
اسم من ماریو جویاست و در این زمینه غیرخودی به حساب میام

200
00:16:01,207 --> 00:16:04,847
من مهندس‌ام. شماها اهل کلام‌اید، من عزلت می‌گزینم

201
00:16:04,967 --> 00:16:07,087
ولی می‌خواستم باهات آشنا شم -
مگه سرت شلوغ نبود؟ -

202
00:16:07,207 --> 00:16:10,967
واقعاً خجالت‌زده‌ام، ولی کتاب‌ت رو نخونده‌ام

203
00:16:11,087 --> 00:16:13,927
ببخشید، ولی همۀ مقالات‌ت رو خونده‌ام

204
00:16:14,047 --> 00:16:17,807
اون هیچی نخونده -
واقعاً خوندم‌شون -

205
00:16:17,927 --> 00:16:21,087
و کارـت خوبه، بی‌شوخی -
ممنون -

206
00:16:21,207 --> 00:16:23,567
درحقیقت، بیا یه قول‌وْقراری بذاریم، تو هم شاهد

207
00:16:23,687 --> 00:16:26,407
باید مشغول ادامه‌دادن این مسیر بشی

208
00:16:26,527 --> 00:16:30,687
...دفعۀ بعد که لای «یونیتا» رو باز کردم -
تو کِی‌تاحالا لای «یونیتا» رو باز کردی؟ -

209
00:16:30,807 --> 00:16:32,127
!عوضی نشو

210
00:16:32,247 --> 00:16:37,727
دل‌م می‌خواد اون‌جا پیدات کنم، چون روح آدم رو تازه می‌کنی

211
00:16:37,847 --> 00:16:41,087
...حقیقته، روح آدم رو تازه می‌کنی

212
00:17:55,727 --> 00:17:58,607
،اول‌ش، همه‌چیز بهتر از حد انتظارم بود

213
00:17:58,727 --> 00:18:02,800
بیش‌تر از همیشه دوست‌ش داشتم، ولی متوجه نمی‌شدم

214
00:18:02,801 --> 00:18:07,247
آنتونیو رو به خاطر آوردم، که یک تماس براش کافی بود

215
00:18:07,367 --> 00:18:10,727
فرانکو مقاومت می‌کرد، ولی نه برای مدت زیادی

216
00:18:10,847 --> 00:18:16,047
پیترو من رو گیج کرد. تا ته‌ش می‌رفت، ولی مشخص بود که در تقلاست

217
00:18:16,167 --> 00:18:19,607
اون تقلا کرد، من هم همراه‌ش تقلا کردم

218
00:18:26,887 --> 00:18:30,767
مطمئن‌ام که اون شب باردار شدم

219
00:18:53,287 --> 00:18:54,887
چی‌کار می‌کنی؟

220
00:18:55,647 --> 00:18:58,807
باید یه کاری رو واسه فردا تموم کنم

221
00:18:58,927 --> 00:19:00,967
ولی خواب بودی که

222
00:19:01,287 --> 00:19:05,047
برو بخواب. من هم الآن میام

223
00:19:17,647 --> 00:19:21,647
،بارداری من رو غرق خودش کرد، چیزی بود که تماماً مال خودم بود

224
00:19:21,767 --> 00:19:24,807
یک‌جورهایی خوش‌حال بودم که دیگه با لی‌لا حرف نمی‌زدم

225
00:19:24,927 --> 00:19:28,127
ولی یک روز، برخلاف نیات‌م، باهاش تماس گرفتم

226
00:19:28,247 --> 00:19:30,050
چه عجب، لنو

227
00:19:30,051 --> 00:19:32,967
از دست‌م شاکی‌ای؟ -
نه، چرا باشم؟ -

228
00:19:33,087 --> 00:19:34,887
هیچی به‌م نگفتی

229
00:19:35,007 --> 00:19:40,750
مادرت اعلامیه چسبونده، حتی سنگ‌ها هم می‌دونن حامله‌ای

230
00:19:41,007 --> 00:19:42,887
مدت کوتاهیه مطمئن شدم

231
00:19:43,007 --> 00:19:46,687
مگه قرص نمی‌خوردی؟ -
تصمیم گرفتم نخورم -

232
00:19:46,807 --> 00:19:47,807
کتاب؟

233
00:19:49,000 --> 00:19:50,167
ببینم چی می‌شه

234
00:19:50,647 --> 00:19:52,647
باید تمام تلاش‌ت رو بکنی

235
00:19:53,687 --> 00:19:55,487
من قرص می‌خورم

236
00:19:56,607 --> 00:19:57,999
پس اوضاع با انزو خوب پیش می‌ره؟

237
00:20:01,887 --> 00:20:05,967
به‌قدر کافی، ولی دیگه هرگز نمی‌خوام حامله شم

238
00:20:06,647 --> 00:20:10,407
خیلی درد داره، بدن میونۀ خوبی با تغییرشکل‌دادن نداره

239
00:20:10,527 --> 00:20:13,887
،جون یک نفر دیگه توی شکم‌ت به جون‌ت بسته‌ست

240
00:20:14,567 --> 00:20:16,807
و موقعی که خارج بشه، تا ابد دست‌وْپات رو می‌بنده

241
00:20:16,927 --> 00:20:19,487
مثل این می‌مونه دستی‌دستی واسه خودت دنبال عذاب باشی

242
00:20:21,527 --> 00:20:23,327
اگه نیازم داشتی، خبرم کن

243
00:20:23,807 --> 00:20:28,367
تو به من کمک کردی، حالا من می‌خوام به تو کمک کنم

244
00:20:29,887 --> 00:20:33,567
لی‌لا می‌خواست که من مثل خودش باشم، ولی نبودم

245
00:20:33,687 --> 00:20:37,114
کاملاً خلاف چیزی بود که گفت

246
00:20:37,195 --> 00:20:40,755
برای من، بارداری شگفت‌انگیز بود. خیلی خوش‌حال بودم

247
00:20:40,834 --> 00:20:46,034
خودم رو به چشم جزئی از نیرویی توقف‌ناپذیر
دیدم، خودم رو آسیب‌ناپذیر به حساب میاوردم

248
00:20:46,435 --> 00:20:49,475
،هیچ‌کس نمی‌تونست به من یا بچه‌م صدمه بزنه

249
00:20:50,074 --> 00:20:53,087
ما دو نفر تنها حقیقت ثابت بودیم

250
00:20:53,207 --> 00:20:55,927
دست من رو فشار بده. دست من رو فشار بده

251
00:20:56,047 --> 00:21:02,967
فوت‌های کوچولو! دختر خوب. یه‌دونه دیگه بعد تمومه

252
00:21:03,087 --> 00:21:07,167
کلّه‌ش رو می‌تونم ببینم -
!خیلی خوبه! زور بزن -

253
00:21:07,287 --> 00:21:11,287
!یالا، در اومد! ادامه بده

254
00:21:11,407 --> 00:21:14,847
ایناهاشش! دختره

255
00:21:14,967 --> 00:21:18,527
یه دختربچۀ خوشگل

256
00:21:50,607 --> 00:21:54,847
دختربچه‌ای خوشگل و سرشار از انرژی بود

257
00:21:55,807 --> 00:22:01,247
در لحظۀ زایمان، لذت جسمانی عظیمی به‌م دست داد

258
00:22:01,367 --> 00:22:06,247
که تابه‌امروز هیچ لذت دیگه‌ای رو نمی‌تونم
پیدا کنم که حتی نزدیک اون هم بشه

259
00:22:09,447 --> 00:22:11,447
شیر خورده؟ -
اوهوم، آره -

260
00:22:11,567 --> 00:22:14,607
تو امروز چطوری؟ -
بد نیستم -

261
00:22:15,247 --> 00:22:17,487
!عزیزمون

262
00:22:18,767 --> 00:22:20,995
!خیلی خوشگله

263
00:22:21,074 --> 00:22:23,554
یه چیز کوچولو برات آوردم

264
00:22:23,847 --> 00:22:25,995
بازش می‌کنم

265
00:22:26,915 --> 00:22:27,846
دفتریادداشته

266
00:22:27,847 --> 00:22:33,167
اگه خواستی شروع به نوشتن کنی -
دست‌ت درد نکنه -

267
00:22:33,287 --> 00:22:35,527
از اون شطرنجی‌هاش که دوست داری گرفتم

268
00:22:36,807 --> 00:22:39,967
می‌ذارم‌ش این‌جا -
آره، آره، بذارش اون‌جا -

269
00:22:47,127 --> 00:22:51,727
تا عادت از سرت نپّره -
ممنون -

270
00:22:53,287 --> 00:22:55,567
...ادله

271
00:22:55,687 --> 00:22:58,487
چه حسی داره اسم مادرت روـشه؟

272
00:23:03,447 --> 00:23:06,727
دنیا اومد، دختره

273
00:23:06,847 --> 00:23:09,927
اسم‌ش چیه؟ -
ادله -

274
00:23:10,567 --> 00:23:13,367
دوست نداری؟ -
اسم پیرزن‌هاست -

275
00:23:13,487 --> 00:23:15,207
مادرشوهرم هم همین رو می‌گه

276
00:23:16,207 --> 00:23:20,207
چطور بود؟ -
تجربۀ قشنگی بود -

277
00:23:22,287 --> 00:23:23,847
چی؟

278
00:23:24,687 --> 00:23:31,527
بارداری، زایمان. ادله خوشگله، خیلی خوبه

279
00:23:34,087 --> 00:23:37,394
آدم‌ها همیشه خودشون رو قانع به زندگی‌ای می‌کنن که براشون مناسب‌تره

280
00:23:39,354 --> 00:23:40,915
به‌زودی صحبت می‌کنیم

281
00:24:14,367 --> 00:24:17,327
!دیگه نوبت توئه -
چرا این‌قدر کج‌خلق‌ای؟ -

282
00:24:17,447 --> 00:24:19,767
چون دیگه تحمل ندارم، کلافه‌ام

283
00:24:19,887 --> 00:24:21,687
شاید بچه می‌تونه احساس‌ش کنه

284
00:24:21,807 --> 00:24:23,767
داری می‌گی تقصیر منه که نمی‌خوابه؟

285
00:24:23,887 --> 00:24:26,567
دارم می‌گم شاید آشفته‌ش می‌کنی

286
00:24:26,967 --> 00:24:29,727
آروم باش، در رو هم ببند -
!نه، آروم نمی‌شم -

287
00:24:29,847 --> 00:24:34,847
،نمی‌خوام آروم شم. از اون‌جایی که من نمی‌تونم
!تو کاری کن غذا بخوره، تو بخوابون‌ش

288
00:24:34,967 --> 00:24:36,447
!من دیگه عاصی شدم

289
00:25:31,767 --> 00:25:33,967
لی‌لا ساحره‌ست، قدرت وحشتناکی داره

290
00:25:34,087 --> 00:25:37,767
طلسم می‌کنه، بچه‌ها روی توی شکم‌ش می‌کُشه

291
00:26:04,447 --> 00:26:08,287
اون دوست سلیطه‌ت طلسم‌ت کرده

292
00:26:08,407 --> 00:26:10,767
فقط هنوز نفهمیدی

293
00:26:10,887 --> 00:26:15,607
دیگه هرگز نباید ببینی‌ش یا باهاش صحبت کنی

294
00:26:18,767 --> 00:26:22,367
سیر، طعمه‌سفید، اثر این طلسم رو از بین می‌بره

295
00:26:22,487 --> 00:26:27,567
از چشم بد دور نگه‌ش دار. دور شو، جغد شوربختی

296
00:26:55,687 --> 00:26:59,087
شروع کردم به لنگ‌زدن، خیلی وحشت‌زده‌م کرد

297
00:26:59,207 --> 00:27:01,087
رفتم به دیدن متخصص

298
00:27:01,207 --> 00:27:04,407
گفت سالم‌ام، و لنگیدن به‌خاطر سیاتیکه

299
00:27:04,527 --> 00:27:08,207
دل‌جویانه از من پرسید که چرا این‌قدر نگران‌ام

300
00:27:09,007 --> 00:27:13,767
.من هم به‌دروغ گفتم نگران نیستم
ولی درواقع خیلی خوب می‌دونستم چرا

301
00:27:14,287 --> 00:27:18,247
،کُل دوران کودکی‌م رو نگران این بودم که طرز راه‌رفتن مادرم به من برسه

302
00:27:18,367 --> 00:27:27,567
و حالا فکر کردم که در جسم‌م سکنی گزیده
و این‌که مثل مادرم برای همیشه لنگ می‌زنم

303
00:28:14,567 --> 00:28:17,447
می‌تونی از مادرت بخوای که بیاد کمک‌ت کنه

304
00:28:18,287 --> 00:28:22,007
اون توی این خونه باشه، غیرممکنه بتونم بنویسم

305
00:28:23,607 --> 00:28:25,727
اگه بخوای، می‌تونم زنگ بزنم مادرم

306
00:28:25,847 --> 00:28:30,247
فرقی نداره. باید تمرکز کنم، مطالعه کنم

307
00:28:32,727 --> 00:28:34,567
و دوست‌ت لی‌لا؟

308
00:28:34,687 --> 00:28:38,360
تو به‌ش کمک کردی، اون هم همین کار رو برات می‌کنه؟

309
00:28:38,367 --> 00:28:40,847
به لی‌لا چه ربطی داره؟

310
00:28:46,087 --> 00:28:50,407
به توصیۀ ادله عمل می‌کنیم، همین‌جا توی فلورانس کمک گیر میاریم

311
00:28:50,527 --> 00:28:52,999
نه، ترجیح می‌دم این کار رو نکنیم

312
00:28:54,195 --> 00:28:55,995
من توی خونه‌م برده نمی‌خوام

313
00:28:58,287 --> 00:29:01,527
پس فکر می‌کنی من باید برده باشم؟

314
00:29:04,167 --> 00:29:09,287
من لباس‌هات رو می‌شورم، اتو می‌کنم. برات پخت‌وْپز می‌کنم

315
00:29:09,567 --> 00:29:12,367
خونه‌ت رو تمیز می‌کنم، بچه‌ت رو بزرگ می‌کنم

316
00:29:12,487 --> 00:29:15,367
و تو؟ تو فقط می‌نویسی

317
00:29:15,487 --> 00:29:19,607
آدم‌ها رو می‌بینی، دانشگاه می‌ری، هوای حرفه‌ت رو داری

318
00:29:22,327 --> 00:29:25,207
هیچ فرقی با بقیۀ مردها نداری

319
00:29:25,567 --> 00:29:28,687
تو همسر نمی‌خوای، کلفَت وفادار می‌خوای

320
00:29:29,727 --> 00:29:33,727
از طرفی هم هیچ‌کس ما رو دعوت نمی‌کنه مهمونی، کنسرت

321
00:29:33,847 --> 00:29:36,207
!حتی دوست‌های پدرت هم دیگه ما رو دعوت نمی‌کنن

322
00:29:39,487 --> 00:29:43,207
می‌دونی چیه؟ من جداً دیگه عاصی شدم

323
00:30:01,958 --> 00:30:05,198
ماه‌ها گذشت، خرافات رو از یاد بردم

324
00:30:05,318 --> 00:30:11,158
من و دخترم موفق شدیم، هم شب‌های اون آروم‌تر شد، هم شب‌های من

325
00:30:11,878 --> 00:30:15,278
پیترو قبول کرد کلفَت سرخانه بگیره

326
00:30:15,398 --> 00:30:17,358
،و بعد از یک سال و نیم

327
00:30:17,478 --> 00:30:20,198
من این‌جا پشت یک ماشین تحریر نشسته‌ام

328
00:30:21,558 --> 00:30:25,200
خانم؟ بچه رو می‌برم بیرون

329
00:30:25,201 --> 00:30:28,438
اگه گشنه‌تون شد، یه چیزی گذاشته‌ام توی آشپزخونه

330
00:30:28,558 --> 00:30:31,998
باشه، ممنون -
با مامان خدافظی کن، دده -

331
00:30:32,118 --> 00:30:35,758
خدافظ -
بریم، مامان کار داره -

332
00:30:36,278 --> 00:30:39,478
بریم بیرون؟

333
00:30:46,798 --> 00:30:50,638
علی‌رغم کمک کلِلیا، پیشرفتی نداشتم

334
00:30:51,878 --> 00:30:55,998
،می‌خواستم چیزی درخور بنویسم، چیزی فوق‌العاده

335
00:30:56,118 --> 00:31:00,958
ولی نمی‌تونستم چیزی پیدا کنم که از ده صفحۀ بی‌جان فراتر بره

336
00:31:06,078 --> 00:31:14,118
نمی‌تونستم بپذیرم که لی‌لا علی‌رغم خیره‌سری
باورنکردنی‌ش، هنوز الگوی من بود

337
00:31:14,238 --> 00:31:17,878
،بااین‌که از هر نظر ازش فاصله داشتم

338
00:31:17,998 --> 00:31:22,318
بااین‌حال، می‌خواستم چیزی رو بگم و انجام
،بدم که فکر می‌کردم اون می‌گه و انجام می‌ده

339
00:31:22,438 --> 00:31:24,838
،اگه منابع من رو داشت

340
00:31:24,958 --> 00:31:28,598
اگه خودش رو در محله منزوی نکرده بود

341
00:31:33,998 --> 00:31:40,038
نوعی دگرآزاریه که به فکر گرفتن نتایج مشابه
از افرادی باشی که فرصت‌های متفاوتی داشتن

342
00:31:40,158 --> 00:31:43,118
کی می‌گه؟ -
تو خیلی سخت‌گیرانه دانشجوها رو ارزش‌یابی می‌کنی -

343
00:31:43,238 --> 00:31:46,838
باید پُرتوقع باشی، وگرنه دنیا رو تغییر نمی‌دی

344
00:31:46,958 --> 00:31:49,478
نکته‌ش این نیست. نکته‌ش این نیست

345
00:31:49,598 --> 00:31:53,718
همکارهای من لی‌لی به لالای متکبرترین دانشجوها می‌ذارن -
نه -

346
00:31:53,838 --> 00:31:55,638
!لطفاً بذار حرف‌م رو بزنم

347
00:31:55,758 --> 00:31:59,398
و به ضعیف‌ترین‌ها رحم نمی‌کنن

348
00:31:59,518 --> 00:32:02,758
اون‌ها ضعیف‌تر نیستن، از تغییر می‌ترسن

349
00:32:02,878 --> 00:32:08,958
اون‌هایی که به‌شون می‌گی پرخاش‌گر، سعی
دارن دنیا رو تغییر بدن، و شاید حتی کارگر باشن

350
00:32:09,078 --> 00:32:11,958
دانشجوی کارگر داری؟ -
غیرقابل‌تحمل‌ای -

351
00:32:12,078 --> 00:32:16,318
،من با پیترو موافق‌ام، استاد خوب باید خوش‌اخلاق باشه

352
00:32:16,438 --> 00:32:18,238
ولی از طرفی پُرتوقع

353
00:32:18,358 --> 00:32:22,518
...دانشجو ابزارش رو داره که شکاف‌های گذشته رو پُر کنه

354
00:32:22,638 --> 00:32:25,798
تو بیش‌تر مهندس‌ای تا دستیار

355
00:32:25,918 --> 00:32:29,278
من اهمیت خیلی زیادی برای شاگردهام قائل‌ام، خب؟

356
00:32:29,398 --> 00:32:31,558
!ماریارُسا هم -
مشخص‌ـه -

357
00:32:32,478 --> 00:32:35,678
من رفتم، یه مقالۀ مهم رو باید تموم کنم

358
00:32:37,798 --> 00:32:42,678
!پس نرم باش، ولی نه خیلی

359
00:32:42,798 --> 00:32:44,518
بعداً می‌بینم‌ت

360
00:32:47,198 --> 00:32:49,798
شب به‌خیر -
شب به‌خیر -

361
00:32:55,718 --> 00:32:57,038
نه، ممنون

362
00:32:57,158 --> 00:33:00,798
چه ممنونی؟ کار مهمی که واسه انجام‌دادن نداریم

363
00:33:00,918 --> 00:33:03,238
بیاید روی کاناپه بشینیم

364
00:33:03,358 --> 00:33:05,078
،دود آخر رو می‌کنیم

365
00:33:05,198 --> 00:33:08,518
کم‌کم داره حس بکن‌بکن به‌م دست می‌ده -
!استاد اِیروتا -

366
00:33:08,638 --> 00:33:15,838
برای انقلاب‌کردن باید این واژه‌های وقیح رو به کار برد؟

367
00:33:16,318 --> 00:33:19,678
روال‌ش این‌جوریه؟ نظر تو چیه، النا؟

368
00:33:19,798 --> 00:33:24,038
من مال محله‌ای‌ام که این کلمات همیشه در گردش بوده‌ان

369
00:33:24,158 --> 00:33:27,038
هیچ‌وقت جایگزینی برای وقاحت پیدا نکرده‌ایم

370
00:33:27,158 --> 00:33:32,238
اخیراً توی «یونیتا» ازت نخونده‌ام، مگه دیگه نمی‌نویسی؟

371
00:33:32,358 --> 00:33:35,038
تمرکزکردن سخته

372
00:33:35,158 --> 00:33:38,918
نوشتن توی آشپزخونه با وجود بچه، پیچیده‌ست

373
00:33:39,038 --> 00:33:41,078
ولی تو خیلی واردی، نباید دست بکشی

374
00:33:41,198 --> 00:33:46,318
فضایی، اتاق مطالعه‌ای وجود نداره؟ -
چرا، ولی فقط پیترو ازش استفاده می‌کنه -

375
00:33:46,438 --> 00:33:49,638
همه‌ش اون چپیده اون‌جا

376
00:33:49,758 --> 00:33:54,038
اگه بخوای، استودیوی من زیاد از این‌جا دور نیست

377
00:33:54,158 --> 00:33:56,958
تقریباً همیشه خودم تنهام

378
00:33:57,078 --> 00:34:00,838
می‌تونی بیای و هرقدر که بخوای، بنویسی

379
00:34:00,958 --> 00:34:03,798
واقعاً -
...نمی‌دونم -

380
00:34:03,918 --> 00:34:08,838
حس مسیریابی‌ت چطوره؟ -
من همه‌جا گم می‌شم -

381
00:34:08,958 --> 00:34:11,718
توضیح می‌دم کجاست

382
00:34:11,918 --> 00:34:17,438
این فلورانس‌ـه و این خط سیل‌بند «آرنو»ـه

383
00:34:17,558 --> 00:34:21,038
و همون‌طور که می‌دونی، این هم «پیاتزا سانتا کروچه»ست

384
00:34:21,998 --> 00:34:23,758
استودیوی من اون‌جاست. می‌دونی کجاست؟

385
00:34:23,878 --> 00:34:25,478
پیاتزا سانتا کروچه» رو می‌دونم کجاست»

386
00:34:25,598 --> 00:34:28,758
عالی، پس می‌دونی چجوری برسی اون‌جا، پلاک 19

387
00:34:29,878 --> 00:34:32,398
بیا و هرچی می‌خوای، بنویس

388
00:34:32,518 --> 00:34:34,478
استودیوییه که توـش نقاشی می‌کنی؟

389
00:34:34,598 --> 00:34:38,758
بیش‌تر از نقاشی‌کردن، پاک می‌کنم، ولی آره

390
00:34:39,918 --> 00:34:41,438
بریم؟

391
00:34:42,118 --> 00:34:43,598
بریم؟

392
00:34:45,558 --> 00:34:47,518
بریم، بریم

393
00:34:49,278 --> 00:34:52,678
النا، پس منتظرت‌ام

394
00:34:58,518 --> 00:35:00,278
بریم، کاسانووا
[ اشاره به مردی زن‌باز که از لحاظ شهوانی ماجراجو باشد :Casanova ]

395
00:35:02,718 --> 00:35:05,598
النا؟ -
تا بیرون همراهی‌تون می‌کنم -

396
00:35:05,718 --> 00:35:08,000
کاپشن‌مون رو می‌دی؟

397
00:35:09,238 --> 00:35:12,118
بی‌صبرانه منتظر بودم که برن

398
00:35:16,998 --> 00:35:18,398
بیا

399
00:35:19,438 --> 00:35:21,878
نه، نمی‌خوام -
بیا -

400
00:35:23,610 --> 00:35:24,530
وایسا

401
00:35:31,889 --> 00:35:34,090
این رو بزن -
خیلی‌خب -

402
00:35:44,598 --> 00:35:46,318
چیزی شده؟

403
00:35:49,798 --> 00:35:52,918
از دست‌م شاکی‌ای؟ -
نه، پیترو -

404
00:35:55,438 --> 00:36:00,318
هوش و بصیرت‌ت رو ستایش می‌کنم

405
00:36:00,438 --> 00:36:03,438
دده خیلی خوبه، ولی دیگه بچه نمی‌خوام

406
00:36:04,918 --> 00:36:08,038
زندگی فعال‌تری می‌خوام، احساس انزوا می‌کنم

407
00:36:08,878 --> 00:36:13,638
من کُل عمرم رو درس نخوندم که توی نقش همسر و مادر گیر بیوفتم

408
00:36:14,678 --> 00:36:17,198
باید برم بیرون، آدم‌ها رو ببینم

409
00:36:17,478 --> 00:36:19,758
نمی‌تونم مدام این‌جا زندونی باشم

410
00:36:23,278 --> 00:36:24,838
این‌جا دارم می‌میرم

411
00:36:34,570 --> 00:36:38,490
کاندوم حساسیت‌ش رو حتی بیش‌تر کاهش داد

412
00:36:38,570 --> 00:36:44,490
و نسبت به حالت معمول، زمان حتی بیش‌تری برای ارضاشدن نیاز داشت

413
00:36:46,530 --> 00:36:52,490
از نتیجه راضی بودم، ولی بااین‌وجود رنجیده، حتی کسل

414
00:37:41,610 --> 00:37:45,249
،میلی تشویش‌انگیز برای تخطی‌کردن داشت من رو تسخیر می‌کرد

415
00:37:45,769 --> 00:37:49,889
می‌خواستم درست مثل دنیا رها باشم

416
00:37:54,809 --> 00:37:59,410
،می‌خواستم برای یک بار هم که شده، همه‌چیز زندگی‌م رو پشت سر بذارم

417
00:37:59,490 --> 00:38:02,689
،همۀ چیزهایی که تابه‌حال یاد گرفته، چیزهایی که نوشته بودم

418
00:38:02,769 --> 00:38:07,689
هر چیزی که سعی داشتم بنویسم و بچه‌ای که به دنیا آورده بودم

419
00:38:08,930 --> 00:38:11,530
ازدواج یک زندان بود

420
00:38:11,610 --> 00:38:16,570
لی‌لا، که شجاع بود، به قیمت جون خودش ازش فرار کرده بود

421
00:38:50,658 --> 00:38:52,298
یه پاک‌کن دیگه برات آوردم

422
00:39:12,098 --> 00:39:15,858
کت رو در بیاریم؟ سرد نیست

423
00:39:21,658 --> 00:39:23,578
شال رو هم؟

424
00:39:51,178 --> 00:39:52,498
بیا

425
00:40:18,578 --> 00:40:19,898
نمی‌تونم این کار رو بکنم

426
00:41:26,840 --> 00:41:29,240
سلام، لنو -
چطوری؟ جنارینو خوبه؟ -

427
00:41:29,360 --> 00:41:31,100
خوبه، خوبه، از شاگردزرنگ‌های مدرسه‌ست

428
00:41:31,101 --> 00:41:32,640
و انزو؟

429
00:41:33,240 --> 00:41:36,600
اون هم خوبه. توی کار جدیدش خیلی وارده

430
00:41:37,560 --> 00:41:41,350
حالا دیگه ماهی صدوْپنجاه هزار لیره در میاره، خبر خوب هم این‌که

431
00:41:41,351 --> 00:41:44,500
من هم استخدام شدم، من هم هشتاد هزار لیره در میارم

432
00:41:44,501 --> 00:41:46,520
گرفتی، لنو؟ مایه‌داریم

433
00:41:46,720 --> 00:41:50,160
خوش‌حال‌ام اوضاع با انزو خوبه و همه‌چیز خوب پیش می‌ره

434
00:41:50,640 --> 00:41:52,240
همه‌چیز که خوب پیش نمی‌ره

435
00:41:54,520 --> 00:41:57,400
خبر داری داریو رو کشتن؟ اون رو یادته؟

436
00:41:58,920 --> 00:41:59,920
نه

437
00:42:00,000 --> 00:42:01,600
داریو، عضو اتحادیه

438
00:42:02,320 --> 00:42:03,840
کی کشت‌ش؟

439
00:42:04,200 --> 00:42:05,800
،هنوز کسی چیزی نمی‌دونه

440
00:42:05,801 --> 00:42:08,760
ولی مطمئن‌ام کار فاشیست‌ها بود

441
00:42:08,880 --> 00:42:12,320
همه‌جا هستن، عین ابر تیره افتادن روی محله

442
00:42:12,440 --> 00:42:17,040
فاشیست‌ها به کمونیست‌ها حمله می‌کنن، پاشکاله رو هم دو بار زدن

443
00:42:17,160 --> 00:42:18,840
دندون‌هاش رو شکستن

444
00:42:18,960 --> 00:42:21,600
جینو بیرون خونه به انزو حمله کرد

445
00:42:21,720 --> 00:42:25,120
یا مادر مقدس -
اوضاع این‌جا هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه -

446
00:42:53,240 --> 00:42:56,960
این پُخ که تازه شروع نشده، می‌دونی کِی شروع شد؟

447
00:42:57,080 --> 00:43:02,080
یادته دون آکیلۀ فاشیست و رباخوار رو چاقو زدن کشتن؟

448
00:43:02,400 --> 00:43:05,880
اون موقع هم مثل الآن، عدالت ساده‌ترین راه رو انتخاب کرد

449
00:43:08,880 --> 00:43:10,200
به‌ش فکر کن

450
00:43:10,560 --> 00:43:13,200
کی واقعاً از اون مرگ سود کرد؟

451
00:43:13,320 --> 00:43:15,480
کی درنهایت کنترل رباخواری رو به دست گرفت؟

452
00:43:15,600 --> 00:43:17,080
به‌ش فکر کن

453
00:43:17,520 --> 00:43:19,600
کی شروع کرد به نزول‌دادن پول؟

454
00:43:19,601 --> 00:43:21,280
کی پول‌دار شد؟

455
00:43:23,040 --> 00:43:24,680
مانوئلا سولارا؟

456
00:43:25,240 --> 00:43:27,520
داری می‌گی اون دون آکیله رو کشت؟

457
00:43:27,840 --> 00:43:30,480
فکر می‌کنی چون زنه، ممکن نیست؟

458
00:43:35,480 --> 00:43:37,880
...بین فک و ترقوه‌ش

459
00:43:38,920 --> 00:43:40,760
یه زخم چاقو

460
00:43:49,760 --> 00:43:50,960
مس قابلمه

461
00:43:50,961 --> 00:43:54,800
به‌قدری براق بود که خون شبیه یه لکۀ جوهر بود

462
00:43:54,801 --> 00:43:58,000
که یه خط مشکی ازش می‌چکید

463
00:43:58,280 --> 00:44:02,040
تمام این چیزها رو از کجا می‌دونی؟ -
نمی‌دونم -

464
00:44:02,160 --> 00:44:05,160
درِ سطل رو باز می‌کنم و کلمات رو می‌کِشم بیرون

465
00:44:18,680 --> 00:44:21,200
یه زن بود، لنو

466
00:44:41,040 --> 00:44:42,520
با مامان‌ت صحبت کردی؟

467
00:44:42,640 --> 00:44:44,400
نه اخیراً، نه. چطور؟

468
00:44:44,520 --> 00:44:47,000
یک ماه از زمانی که کتاب رو براش فرستادم گذشته

469
00:44:47,120 --> 00:44:51,040
چطوره که برای مادرم فرستادی‌ش و برای من نه؟

470
00:44:51,160 --> 00:44:54,680
اگه می‌خواستی بخونی‌ش، یه نسخه توی اتاق نشیمن بود

471
00:44:55,680 --> 00:44:57,480
می‌تونی به‌ش زنگ بزنی

472
00:44:57,880 --> 00:44:59,960
شاید تموم‌ش نکرده

473
00:45:00,120 --> 00:45:02,800
با شناختی که من ازش دارم، فکر کنم تموم
کرده. اگه جای تو بودم به‌ش زنگ می‌زدم

474
00:45:02,801 --> 00:45:07,440
عشق من، بابا می‌ره سر کار، ماچ بده. خوشگل‌خانم

475
00:45:07,560 --> 00:45:09,760
خدا نگه‌دار، پروفسور -
پیترو صدام کن -

476
00:45:09,880 --> 00:45:11,360
نمی‌تونم

477
00:45:11,840 --> 00:45:13,160
پس خبر داری خونده یا نه؟

478
00:45:13,280 --> 00:45:16,520
نمی‌دونم، النا. من از هیچی خبر ندارم

479
00:45:16,640 --> 00:45:20,600
بعداً می‌بینم‌ت. خدافظ. خدافظ

480
00:45:23,280 --> 00:45:24,600
بریم

481
00:45:42,160 --> 00:45:44,360
سلام -
سلام -

482
00:45:47,640 --> 00:45:49,840
خوشگل شدی -
ممنون -

483
00:45:50,400 --> 00:45:52,960
ببخشید دیر کردم -
استدعا دارم -

484
00:45:54,800 --> 00:45:59,200
چرا نیومدید پیش‌مون؟ دده خیلی خوش‌حال می‌شد

485
00:45:59,320 --> 00:46:02,760
یه وقت دیگه، امروز می‌خواستم با تو صحبت کنم

486
00:46:03,640 --> 00:46:07,240
خیلی کار دارم، امروز نمی‌تونم مادربزرگ باشم

487
00:46:07,360 --> 00:46:09,680
حال پسرک هیولای من چطوره؟

488
00:46:09,800 --> 00:46:11,280
بد نیست

489
00:46:13,329 --> 00:46:15,289
چی می‌تونم براتون بیارم؟

490
00:46:15,369 --> 00:46:17,000
برای من چای -
برای من هم -

491
00:46:17,001 --> 00:46:17,760
عالی

492
00:46:18,920 --> 00:46:21,800
خب، خوندیدش؟ -
بله -

493
00:46:24,840 --> 00:46:26,640
خوش‌تون نیومد

494
00:46:28,240 --> 00:46:32,760
نه، حقیقت اینه که خوش‌م نیومد

495
00:46:35,280 --> 00:46:36,600
چرا؟

496
00:46:37,960 --> 00:46:41,320
النا، شخصیت اصلی دوست‌داشتنی نیست

497
00:46:42,000 --> 00:46:46,840
نویسندگی‌ش تصنعیه، درهم‌برهم‌ـه

498
00:46:46,960 --> 00:46:51,440
شاید می‌خواستی امروزی باشه، ولی نتیجه‌ش شلخته از آب در اومده

499
00:46:51,560 --> 00:46:53,280
آسون نبود

500
00:46:53,400 --> 00:47:02,320
من رمان اول رو بدون آگاهی نوشتم، با این‌یکی سبک
جدیدی از نویسندگی رو امتحان کردم؛ مبهم، حتی درهم‌برهم

501
00:47:02,440 --> 00:47:07,160
...واقعاً خودم رو غرق‌ش کردم. زحمت کشیدم

502
00:47:15,240 --> 00:47:17,880
ممنون -
اجازه هست؟ -

503
00:47:18,000 --> 00:47:19,320
ادامه بده

504
00:47:19,760 --> 00:47:25,280
زحمت کشیدم، ولی بعد متوجه شدم چی می‌خواستم بگم

505
00:47:25,880 --> 00:47:30,360
،فلورانس رو با ناپل در هم آمیختم، روی صداهای دوردست کار کردم

506
00:47:30,480 --> 00:47:34,680
روی این‌که چقدر در تقلا بودم که از محله جدا بشم، از اصل‌وْنسب‌م

507
00:47:35,480 --> 00:47:40,200
النا، رمان اول‌ت جدید بود، ولی این کهنه‌ست

508
00:47:41,000 --> 00:47:48,200
به‌قدری متظاهرانه‌ست... که کلمات پوچ به نظر می‌رسن

509
00:47:51,760 --> 00:47:56,560
متوجه‌ام چی‌کار می‌خواستی بکنی، ولی کافی نیست

510
00:47:58,440 --> 00:48:03,680
پایان‌ش هم خیلی زننده‌ست، توهینی به هوش‌ته

511
00:48:06,600 --> 00:48:09,520
شاید افراد دیگۀ انتشارات خوش‌شون بیاد

512
00:48:12,000 --> 00:48:13,600
بفرست براشون

513
00:48:16,480 --> 00:48:22,640
ولی قویاً مطمئن‌ام که غیرقابل‌نشر قلمدادش می‌کنن

514
00:48:25,480 --> 00:48:29,400
به پیترو دادی‌ش؟ -
بله، ولی نخونددش -

515
00:48:29,520 --> 00:48:33,120
شاید اون بتونه چندتا راهنمایی کنه

516
00:48:34,200 --> 00:48:35,840
شک دارم

517
00:49:03,720 --> 00:49:05,600
چیزی می‌خوای؟

518
00:49:09,160 --> 00:49:10,480
نه

519
00:49:29,440 --> 00:49:31,040
مزاحم شدم؟

520
00:49:31,840 --> 00:49:32,760
نه

521
00:49:33,200 --> 00:49:35,720
خوندی‌ش؟ -
خوندم‌ش -

522
00:49:36,760 --> 00:49:37,760
خب؟

523
00:49:38,060 --> 00:49:39,400
خوبه

524
00:49:39,960 --> 00:49:43,240
خوب از چه نظر؟ -
باعث می‌شه بخوای ادامه‌ش بدی -

525
00:49:43,460 --> 00:49:45,320
،راست‌ش رو نمی‌گی

526
00:49:45,440 --> 00:49:47,440
تو اون‌جوری سطحی حرف نمی‌زنی

527
00:49:49,360 --> 00:49:52,840
من دیگه خوندن بلد نیستم، به‌ت هشدار دادم

528
00:49:52,960 --> 00:49:55,580
تو یک جور کار انجام می‌دی، من یک جور دیگه

529
00:49:56,000 --> 00:49:58,800
تو درس خوندی، تو می‌دونی کتاب‌ها باید چجوری باشن

530
00:49:58,920 --> 00:50:00,960
!من به‌ت احتیاج دارم و برای تو اهمیتی نداره

531
00:50:01,520 --> 00:50:03,520
!من به تو کمک کردم، حالا تو باید به من کمک کنی

532
00:50:06,640 --> 00:50:09,080
نباید این چیزها رو بنویسی، لنو

533
00:50:11,280 --> 00:50:12,840
تو همچین کسی نیستی

534
00:50:16,040 --> 00:50:18,680
هیچ‌کدوم از چیزهایی که خوندم، شباهتی به تو ندارن

535
00:50:21,360 --> 00:50:23,600
کتاب بدیه

536
00:50:25,720 --> 00:50:28,320
قبلیه هم بد بود

537
00:50:38,800 --> 00:50:41,800
چرا مجبورم کردی این حرف‌ها رو بزنم؟

538
00:50:42,300 --> 00:50:44,480
باید پیش خودم نگه‌شون می‌داشتم

539
00:50:45,080 --> 00:50:47,280
ازت می‌خوام بهتر باشی، لنو

540
00:50:48,480 --> 00:50:51,780
اگه تو خوب نباشی، اون‌وقت من کی‌ام؟

541
00:50:53,040 --> 00:50:58,160
لنو، اتفاقات خوب و بد واسه رمان‌نوشتن کافی نیستن

542
00:50:59,480 --> 00:51:02,600
،بدون تخیل به هیچ دردی نمی‌خورن

543
00:51:02,601 --> 00:51:04,601
مصنوعی به نظر می‌رسن

544
00:51:07,720 --> 00:51:12,080
ببخشید عین احمق‌ها گریه کردم. واقعاً متأسف‌ام

545
00:51:16,334 --> 00:51:18,095
من دیگه باید برم

546
00:51:19,095 --> 00:51:21,215
باید دده رو بخوابونم

547
00:51:22,160 --> 00:51:24,200
آره، مراقب خودت باش

548
00:53:10,720 --> 00:53:15,220
اون شب دختر دوم‌مون السا رو آبستن شدم

549
00:53:25,300 --> 00:53:35,300
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

