1
00:00:05,780 --> 00:00:12,780
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:26,400 --> 00:00:28,400
این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

3
00:00:28,400 --> 00:00:29,760
ایمّا هست؟

4
00:00:30,080 --> 00:00:31,680
!تینا

5
00:00:39,160 --> 00:00:41,160
تو رقاص باله‌ای؟

6
00:00:41,160 --> 00:00:42,860
ایمّا

7
00:00:43,300 --> 00:00:45,700
ایمّا، اول حاضر شو، بعدش می‌تونی بازی کنی

8
00:00:45,740 --> 00:00:47,820
باشه، مامان، یه دقیقه

9
00:00:52,420 --> 00:00:56,100
عزیزدل‌م، بیا بریم دست‌وْصورت‌ت رو
بشور، لباس‌ت رو عوض کن

10
00:00:56,260 --> 00:00:58,230
بعدش می‌تونی با تینا بازی کنی

11
00:00:58,260 --> 00:01:00,340
چرا؟ -
زیرا -

12
00:01:03,180 --> 00:01:05,380
من نمی‌خوام بابا رو ببینم

13
00:01:32,880 --> 00:01:34,880
!آی، دردم اومد

14
00:01:38,240 --> 00:01:40,400
می‌شه من موهاش رو درست کنم؟

15
00:01:43,360 --> 00:01:45,560
می‌خوام گیس‌هام مثل اون باشه

16
00:01:46,720 --> 00:01:48,400
خیلی‌خب

17
00:02:01,000 --> 00:02:05,000
،نینو هیچ‌وقت به محله نیومد
دخترش رو خیلی کم می‌دید

18
00:02:05,440 --> 00:02:09,320
معمولاً من ایمّا رو می‌بردم
به یک رستوران یا یک کافه

19
00:02:09,520 --> 00:02:12,520
تا نینو بتونه برای چند دقیقه‌ای ببیندش

20
00:02:13,200 --> 00:02:16,680
اون روز سرانجام گفت که میاد

21
00:02:30,520 --> 00:02:36,280
،اون دیگه برام اهمیتی نداشت
اما نمی‌خواستم از نظرش سال‌خورده و شلخته باشم

22
00:02:46,640 --> 00:02:48,920
می‌ترسیدم سروْکلّۀ لی‌لا پیدا بشه

23
00:02:49,480 --> 00:02:56,340
و می‌دونستم که، اگر می‌خواست، چطور
قادر بود توجه یک مرد رو به خودش جلب کنه

24
00:03:01,080 --> 00:03:04,380
آشفته بودم و درعینِ‌حال، کسل

25
00:03:10,280 --> 00:03:12,210
نامه‌ای برای نینو نوشته بودم

26
00:03:12,240 --> 00:03:17,520
و مشکلاتی که فکر می‌کردم داشت روی زندگی
دخترمون تأثیر می‌ذاشت رو فهرست کرده بودم

27
00:03:18,920 --> 00:03:22,600
نامه رو فرستادم و منتظر شدم تا از اون خبری بشه

28
00:03:23,160 --> 00:03:24,800
این اتفاق نیوفتاد

29
00:03:25,040 --> 00:03:31,140
بنابراین تصمیم گرفتم به‌ش تلفن کنم و متوجه شدم
که درتماس‌بودن با یک عضو مجلس چقدر سخته

30
00:03:38,680 --> 00:03:40,530
!دخترها، اومد

31
00:03:53,000 --> 00:03:54,920
به‌طرز عجیبی وقت‌شناس

32
00:03:58,320 --> 00:03:59,620
سلام، لنو

33
00:03:59,900 --> 00:04:01,900
برای یک بار

34
00:04:02,640 --> 00:04:07,940
.خب، واضح گفتم؟ با من گپ نمی‌زنی
با دده و اِلسا شوخی نمی‌کنی

35
00:04:07,940 --> 00:04:09,940
تمرکزت روی ایمّا باشه

36
00:04:09,940 --> 00:04:12,740
،اگه دوست داشته باشی
اصلاً باهات حرف هم نمی‌زنم

37
00:04:14,640 --> 00:04:16,680
فقط کاری که توی نامه نوشتم رو انجام بده

38
00:04:19,120 --> 00:04:20,520
خوندی‌ش؟

39
00:04:21,060 --> 00:04:22,560
چی رو؟

40
00:04:23,440 --> 00:04:25,240
نامه‌م رو

41
00:04:25,960 --> 00:04:28,960
کدوم نامه؟ -
یک ماه پیش برات نامه نوشتم -

42
00:04:30,160 --> 00:04:33,160
چیزی به دست من نرسید؛ کجا فرستادی‌ش؟

43
00:04:33,920 --> 00:04:38,610
،فراموش‌ش کن. بگذریم
ایمّا به یه پدر احتیاج داره

44
00:04:38,640 --> 00:04:42,540
...آره، آره -
،اگه می‌دیدی چقدر دل‌بستۀ اِنزوئه -

45
00:04:42,540 --> 00:04:46,240
چقدر دنبالِ توجه پی‌یتروئه
وقتی میاد به دیدن دده و اِلسا

46
00:04:46,240 --> 00:04:48,040
آره، آره، می‌تونم تصورش رو بکنم

47
00:04:51,840 --> 00:04:55,200
خوب می‌شه اگه اقلاً هفته‌ای یک بار یه سر بزنی

48
00:04:56,000 --> 00:04:59,930
سعی خودم رو می‌کنم، ولی
درحال‌حاضر خیلی مشغله دارم

49
00:04:59,960 --> 00:05:02,960
ازاین‌به‌بعد وقت پیدا می‌کنی

50
00:05:03,080 --> 00:05:05,380
قول می‌دم وقت پیدا کنم

51
00:05:11,560 --> 00:05:15,130
ایمّاکوچولو کجاست؟

52
00:05:15,160 --> 00:05:18,960
می‌خوام سه تا ماچ به‌ش بدم و یه گاز کوچولو

53
00:05:19,580 --> 00:05:22,080
!چه خوشگل‌ای

54
00:05:24,440 --> 00:05:28,240
!چه گیسوی فوق‌العاده‌ای
کی موهات رو درست کرده؟

55
00:05:28,240 --> 00:05:30,000
کارِ منه

56
00:05:30,240 --> 00:05:33,800
و شما کی هستید؟ -
تینا. دخترِ لی‌لا -

57
00:05:34,120 --> 00:05:38,120
خوش‌وقت‌ام. من نینوئم -
خوش‌وقت‌ام -

58
00:05:39,280 --> 00:05:40,910
!سلام، نینو -
سلام -

59
00:05:40,920 --> 00:05:42,020
!دخترها

60
00:05:43,560 --> 00:05:45,600
!چقدر بزرگ شُدید

61
00:05:46,520 --> 00:05:48,640
خوشگل شُدید -
ممنون -

62
00:05:49,240 --> 00:05:52,360
خب، یه چیزی برای شما هم دارم

63
00:05:53,240 --> 00:05:55,240
این برای توئه -
ممنون -

64
00:05:55,640 --> 00:05:57,440
این برای توئه -
ممنون -

65
00:06:03,720 --> 00:06:06,000
دوست‌ش داری؟ -
خیلی خوبه -

66
00:06:06,600 --> 00:06:11,360
!اما حالا... برای ایمّا سورپرایز داریم

67
00:06:12,520 --> 00:06:14,160
بیا این‌جا

68
00:06:15,480 --> 00:06:19,880
...بذار ببینیم. هدیۀ اول

69
00:06:19,880 --> 00:06:21,520
اینه

70
00:06:23,720 --> 00:06:25,480
بذار ببینیم

71
00:06:25,640 --> 00:06:28,960
ماژیک‌ان، حتی روی پارچه هم می‌نویسن

72
00:06:29,320 --> 00:06:31,080
بده ببینم

73
00:06:32,060 --> 00:06:38,160
خوبه -
!دو تا هدیۀ کوچولوی دیگه هم برای ایمّا هست -

74
00:06:42,200 --> 00:06:43,960
!مال منه

75
00:06:44,720 --> 00:06:46,240
بذار ببینیم

76
00:06:49,840 --> 00:06:53,000
اون‌ها چی‌ان؟ پاک‌کُن‌های رنگی؟

77
00:06:53,120 --> 00:06:56,420
دوست‌شون داری، عزیزدل‌م؟ -
آره -

78
00:06:58,720 --> 00:07:00,720
بیا این‌یکی رو ببینیم

79
00:07:03,600 --> 00:07:06,880
!یه جامدادی برای یه شاهدخت

80
00:07:16,320 --> 00:07:17,920
تینا

81
00:07:21,840 --> 00:07:23,640
بیا بغلِ خاله

82
00:07:23,800 --> 00:07:25,800
دده، کُت‌م رو بده

83
00:07:26,920 --> 00:07:33,680
.صبر کن ببینم. صبر کن ببینم
هدیۀ تینا رو فراموش کردیم

84
00:07:35,280 --> 00:07:36,800
می‌بینی؟

85
00:07:37,280 --> 00:07:39,880
این هم یه خودکار فوق‌العاده برای تو

86
00:07:43,200 --> 00:07:45,440
ممنون -
دوست‌ش داری؟ -

87
00:07:46,320 --> 00:07:48,720
دوست داری اسم‌م رو بنویسم؟

88
00:07:48,960 --> 00:07:51,240
مگه بلدی اسم‌ت رو بنویسی؟ -
آره -

89
00:07:51,920 --> 00:07:54,960
عین مادرش. بذار ببینیم، بذار ببینیم

90
00:07:55,320 --> 00:07:58,320
خب. بیا

91
00:08:14,880 --> 00:08:17,120
چه باهوشه

92
00:08:19,600 --> 00:08:24,160
ولی فکر کنم ایمّا هم توی نوشتنِ اسم‌ش باهوشه

93
00:08:24,680 --> 00:08:26,280
بذار ببینیم

94
00:08:37,440 --> 00:08:40,800
مطمئن بودم خیلی باهوشه

95
00:08:41,680 --> 00:08:47,680
ایمّا، بریم قشنگ‌ترین خودروی جهان رو ببینیم؟ -
آره -

96
00:08:47,680 --> 00:08:49,580
!بیا بریم

97
00:08:49,580 --> 00:08:51,760
ما هم میایم -
البته -

98
00:08:52,760 --> 00:08:54,760
ما می‌ریم پایین، باشه؟

99
00:08:54,760 --> 00:08:58,800
باشه، ولی طول‌ش ندید. می‌خوایم ناهار بخوریم

100
00:08:56,550 --> 00:08:58,900
« <font color="#ff0000">گـُـل</font> »

101
00:08:58,800 --> 00:09:03,560
کدوم‌تون می‌تونید رنگِ ماشین رو حدس بزنید؟

102
00:09:09,160 --> 00:09:11,680
هر کی حدس بزنه، جایزه داره

103
00:09:36,200 --> 00:09:38,900
نینو همچنان دنبال لی‌لا بود؟

104
00:09:40,360 --> 00:09:44,960
و لی‌لا همچنان پنهانی از نینو خوش‌ش میومد؟

105
00:09:47,600 --> 00:09:51,800
لی‌لا دخترش رو کنار اون مردِ
،لاغرِ قدبلند تصور می‌کرد

106
00:09:51,800 --> 00:09:54,800
به این فکر می‌کرد که اگه اوضاع
طور دیگه‌ای پیش رفته بود

107
00:09:55,000 --> 00:09:57,300
تینا می‌تونست دخترِ نینو باشه

108
00:09:59,760 --> 00:10:05,760
کی می‌دونه لی‌لا چند بار مشخصات
ظاهری نینو رو در ایمّا تشخیص داده بود

109
00:10:06,760 --> 00:10:11,440
همون‌طور که نینو مشخصات ظاهری
لی‌لا رو در تینا تشخیص داده بود

110
00:10:40,320 --> 00:10:41,920
!نینو

111
00:10:47,560 --> 00:10:49,080
!نینو

112
00:10:51,360 --> 00:10:53,680
!نینو! نینو

113
00:11:16,040 --> 00:11:18,680
چرا رفتی بغل؟ تو دیگه بزرگ شدی

114
00:11:19,000 --> 00:11:26,000
از پنجره که بیرون رو نگاه می‌کنی
!و ابرها رو زیرش می‌بینی... چه حسی

115
00:11:26,320 --> 00:11:28,920
غذا حاضره. دخترها باید یه چیزی بخورن

116
00:11:28,920 --> 00:11:30,480
باشه، الآن می‌ریم

117
00:11:31,640 --> 00:11:35,540
من تابه‌حال هواپیما سوار نشده‌ام -
باید سوار شی -

118
00:11:35,540 --> 00:11:37,040
تینا کو؟

119
00:11:39,320 --> 00:11:41,000
پیش دده و اِلسا

120
00:11:41,680 --> 00:11:43,520
نه، پیش اون‌ها نیست

121
00:11:44,760 --> 00:11:48,320
همین‌جا بود. بچه‌ها همین‌جوری‌ان

122
00:11:48,960 --> 00:11:51,850
،یه بار نمی‌تونستم جنّارو رو پیدا کنم

123
00:11:51,880 --> 00:11:55,180
رفتم مدرسه و اون‌جا نبود

124
00:11:55,320 --> 00:11:57,360
وحشت‌زده بودم

125
00:11:58,080 --> 00:12:00,240
ولی توی «استرادونه» بود

126
00:12:04,680 --> 00:12:07,520
دخترها، شما تینا رو ندیدید؟ -
نه -

127
00:13:26,600 --> 00:13:28,750
« <font color="#ff8000">اِلنا فرّانته</font> بر اساس رمانی از »

128
00:13:29,550 --> 00:13:32,100
« <font color="#008000">دوســت نــابــغــۀ مــن</font> »

129
00:13:29,550 --> 00:13:32,100
« <font color="#ff0000">داســتــان کــودک گــم‌شــده</font> »

130
00:14:36,820 --> 00:14:40,320
« <font color="#00a8f9">بخش سی‌وْسوم: ناپدیدی</font> »

131
00:14:40,320 --> 00:14:43,290
جست‌وْجوی دیشب چطور پیش رفت، خانم؟

132
00:14:43,320 --> 00:14:46,770
کُل شب رو دنبال‌ش گشتیم؛ سرتاسر محله رو

133
00:14:46,800 --> 00:14:48,640
پدرش از خود بی‌خود شده بود

134
00:14:49,000 --> 00:14:51,850
،بعضی‌ها می‌گن با یه مَرده نزدیک تونل دیدن‌ش

135
00:14:51,850 --> 00:14:54,850
بقیه می‌گن دم باغ با یه مرد دیگه دیدن‌ش

136
00:14:54,850 --> 00:14:57,570
یه نفر دیگه دیدش که داشت می‌رفت دنبال یه توپ

137
00:14:57,600 --> 00:15:00,890
و زمانی که یه کامیون اومد، یه صدای بلند شنیدن

138
00:15:00,920 --> 00:15:02,990
«بعدش کامیونه رفت سمت «استرادونه

139
00:15:02,990 --> 00:15:04,790
و دخترک رو بردن

140
00:15:04,790 --> 00:15:09,010
بیش از یک هفته‌ست که نونسیا اِسکانّو مفقود شده

141
00:15:09,040 --> 00:15:12,250
اون چهار سال داره و همه تینا صداش می‌کنن

142
00:15:12,280 --> 00:15:15,530
مردها، زن‌ها، و بچه‌ها به گشتن
به دنبال اون ادامه می‌دن

143
00:15:15,560 --> 00:15:19,730
،اون‌ها به بازرس‌ها اعتماد ندارن
که از اعضای خانواده بازجویی کرده‌ان

144
00:15:19,760 --> 00:15:25,450
اولین کسی که مورد بازجویی قرار گرفت
شوهر سابقِ مادرِ تینا بود، اِستفانو کارّاچی

145
00:15:25,480 --> 00:15:29,930
درست بعد از آزادی‌ش، متحمّل سکتۀ قلبی شد

146
00:15:29,960 --> 00:15:34,650
دایی این دخترک، رینو چرولّو هم بازداشت شد

147
00:15:34,680 --> 00:15:40,680
گرچه در گذشته در خریدوْفروش مواد
،مخدر، دزدی و اخاذی دست داشت

148
00:15:40,800 --> 00:15:45,300
اما به نظر می‌رسه ارتباطی
با ناپدیدی این دخترک نداره

149
00:15:45,300 --> 00:15:49,810
،علاوه‌براین، برادرِ این دختر
،که گمان می‌ره معتاد باشه

150
00:15:49,840 --> 00:15:53,080
مورد بازجویی قرار گرفت، اما فوراً آزاد شد

151
00:15:53,240 --> 00:15:56,370
تلاش زیادی برای همکاری در جست‌وْجو

152
00:15:56,400 --> 00:16:00,290
،توسط برادران میکله و مارچلّو سولارا صورت گرفته

153
00:16:00,320 --> 00:16:03,090
،سوداگرانِ زاده و بزرگ‌شدۀ محله

154
00:16:03,120 --> 00:16:08,220
،صاحبین یک قنادی نامدار و دیگر کسب‌وْکارها

155
00:16:08,220 --> 00:16:13,220
که پس از تحقیقاتِ منتشرشده در «لسپرسو» توسط
نویسنده اِلنا گِرِکو، که او هم زاده و بزرگ‌شدۀ محله‌ست

156
00:16:13,220 --> 00:16:17,440
...در اخبار ملی شناخته شدن

157
00:16:35,720 --> 00:16:38,620
مزاحم شدیم؟ -
سلام، اِنزو -

158
00:16:38,620 --> 00:16:41,620
چی می‌خواید؟ -
ما ازطرفِ همه این‌جائیم -

159
00:16:43,480 --> 00:16:45,280
همه یعنی کی؟

160
00:16:47,520 --> 00:16:49,200
مردم محله

161
00:16:49,920 --> 00:16:52,000
این‌جا همه از شما خوش‌شون میاد

162
00:16:52,000 --> 00:16:55,200
ما هر کاری ممکن باشه واسه
برگردوندن تینا به خونه انجام می‌دیم

163
00:16:55,680 --> 00:16:58,800
،دیروز، رفتیم اردوگاه کولی‌ها رو بررسی کنیم

164
00:16:59,160 --> 00:17:01,560
هر کلبه و کاروان رو

165
00:17:02,400 --> 00:17:07,840
می‌دونید که هیچ‌کس نمی‌تونه ما رو
خر کنه. ما ته‌توی همه‌چی رو درمیاریم

166
00:17:07,880 --> 00:17:10,320
،وقتی شنیدیم یه کامیون داره عجله‌ای اسقاط می‌شه

167
00:17:10,800 --> 00:17:14,000
رفتیم به تمام گورستان‌های خودرو -
بسه -

168
00:17:15,280 --> 00:17:17,200
شما تینا رو دزدیدید

169
00:17:17,800 --> 00:17:20,480
شما ناپدیدش کردید، چون
،می‌خواید صاحب همه‌چی باشید

170
00:17:20,720 --> 00:17:24,200
حتی توی شرکت ما هم سهم می‌خواستید
و ما هیچ‌وقت به‌تون ندادیم‌ش

171
00:17:24,510 --> 00:17:28,310
حالا ان‌قدر رو دارید که قیافۀ
نحس‌تون رو این‌جا نشون می‌دید؟

172
00:17:28,310 --> 00:17:31,600
چی داری می‌گی، اِنزو؟ -
اصلاً چطور همچین چیزی به ذهن‌ت خطور می‌کنه؟ -

173
00:17:31,880 --> 00:17:35,880
برید پی کارـتون. برید پی کارـتون
و دیگه این‌ورها پیداتون نشه

174
00:17:35,880 --> 00:17:38,920
اِنزو، جوش نزن، ما واسه کمک این‌جائیم

175
00:17:39,160 --> 00:17:41,460
ما می‌تونیم دردی که داری
حس می‌کنی رو درک کنیم

176
00:17:41,460 --> 00:17:44,920
نه، نمی‌تونید درک کنید

177
00:17:46,040 --> 00:17:48,200
هیچ‌کس نمی‌تونه درک کنه

178
00:17:49,200 --> 00:17:52,900
حالا برید پی کارـتون. شنیدید؟

179
00:17:52,900 --> 00:17:54,440
اِنزو، بسه

180
00:17:55,200 --> 00:17:57,920
بسه، دیگه دارن می‌رن

181
00:17:58,120 --> 00:18:00,080
ما می‌تونیم درک کنیم چه حالی داری

182
00:18:00,520 --> 00:18:03,880
اگه سیلویو رو دزدیده بودن
من هم مثل تو دیوونه می‌شدم

183
00:18:04,720 --> 00:18:06,440
حتی بدتر

184
00:18:08,840 --> 00:18:11,440
نگران نباش، دختره رو برمی‌گردونیم پیش‌تون

185
00:18:33,520 --> 00:18:36,920
لی‌لا هیچ‌وقت به دست‌داشتن
سولاراها اشاره‌ای نکرد

186
00:18:37,480 --> 00:18:40,180
،درعوض، برای مدت زیادی

187
00:18:40,200 --> 00:18:43,600
فکر می‌کرد که تینا توسط یکی از
،مشتری‌هاش دزدیده شده

188
00:18:43,640 --> 00:18:46,640
که می‌دونست «باسیک سایت» چقدر ارزش داره

189
00:18:46,800 --> 00:18:49,800
و دراِزای دخترش، پول می‌خواست

190
00:18:53,640 --> 00:18:57,360
چند هفته بعد، اوضاع حتی بدتر هم شد

191
00:18:57,960 --> 00:19:00,560
یک روز صبح، یک نفر دیگه مفقود شد

192
00:19:01,640 --> 00:19:04,800
نونسیا گفت که رینو برای خوابیدن به خونه نیومده

193
00:19:04,800 --> 00:19:08,000
و این‌که پینوچّا داشت محله رو
برای پیداکردن اون زیروْرو می‌کرد

194
00:19:08,720 --> 00:19:12,960
،هیچ‌کس چیزی نمی‌دونست
هیچ‌کس دنبال‌ش نمی‌گشت، جز اون

195
00:19:13,240 --> 00:19:16,200
هیچ‌کس به خودش زحمت
نمی‌داد دنبال یک معتاد بگرده

196
00:19:17,440 --> 00:19:22,560
از جنّارینو پرسیدن که آیا خبری از
دایی‌ش داره، و اون مقاومت نشون داد

197
00:19:23,120 --> 00:19:27,120
تازه روز بعدش بود که تصمیم به همکاری گرفت

198
00:19:27,440 --> 00:19:31,000
از گذاشتنِ این‌که لی‌لا و اِنزو در
،جست‌وْجو همراهی‌ش کنن، سر باز زد

199
00:19:31,000 --> 00:19:33,500
اما رضایت داد که پدرش بیاد

200
00:19:33,500 --> 00:19:35,080
نفس‌م بالا نمیاد

201
00:19:57,120 --> 00:19:59,960
،بچه که بودی، فهم‌وْشعور نداشتی
هنوز هم بی‌شعوری

202
00:20:00,680 --> 00:20:06,280
!حق‌ت بود این‌جوری بمیری
!حق‌ت بود! حق‌ت بود! حق‌ت بود

203
00:20:07,600 --> 00:20:10,880
!نگاه کن، عاقبت تو هم همینه

204
00:20:11,160 --> 00:20:15,520
چی از جون من می‌خوای؟ فکر
می‌کنی تو بهتر از اون‌ای، یا از من؟

205
00:20:15,680 --> 00:20:19,880
حالا ادای پدرها رو درمیاری؟ فکرِ این‌که
!پسرِ توئم، حال‌م رو به هم می‌زنه

206
00:20:20,320 --> 00:20:26,040
می‌دونی چیه؟ از امروز، تنها افرادی که توی
محله به‌شون احترام می‌ذارم مامانه با اِنزو

207
00:21:16,680 --> 00:21:20,120
!شما حق‌تونه کُشته شید. همین‌الآن

208
00:21:21,120 --> 00:21:23,080
!یه‌مشت عوضی

209
00:21:23,920 --> 00:21:26,360
!و حتی مُرده‌تون هم به آرامش نمی‌رسه

210
00:21:27,000 --> 00:21:29,760
!حتی نمی‌ذارن برید جهنم

211
00:21:57,680 --> 00:22:03,680
با مرگِ برادرش، لی‌لا، در فاصلۀ کوتاهی، از مادری
که باعث برانگیخته‌شدن ترحم و دل‌سوزی می‌شد

212
00:22:03,680 --> 00:22:05,880
تبدیل به زن دیوانه‌ای شد که تخم وحشت می‌پاشید

213
00:22:06,220 --> 00:22:09,520
و مثل همون اتفاقی که در
،کودکی‌مون برای ملینا افتاده بود

214
00:22:09,680 --> 00:22:14,630
بیش‌ازپیش ازش دوری می‌شد، جوری که
انگار صرفاً دیدن‌ش هم بدشانسی میاورد

215
00:22:17,920 --> 00:22:21,880
این یقین که تینا هنوز زنده‌ست
اون رو در خودش غرق کرده بود

216
00:22:22,160 --> 00:22:25,760
و این، از نگاه من، اون رو به‌سمت ایمّا کشوند

217
00:22:26,560 --> 00:22:30,760
.می‌خواست همیشه ایمّا پیش‌ش باشه
حتی می‌ذاشتم شب رو هم پیش‌ش بخوابه

218
00:22:30,760 --> 00:22:33,160
متوجه نمی‌شم، اون الآن کجاست؟

219
00:22:36,080 --> 00:22:37,640
نمی‌دونم

220
00:22:39,920 --> 00:22:41,920
به‌زودی برمی‌گرده

221
00:22:43,280 --> 00:22:45,000
ولی کِی؟

222
00:22:47,500 --> 00:22:52,000
احساس تنهایی می‌کنی؟ -
نمی‌دونم با کی بازی کنم -

223
00:22:55,560 --> 00:22:57,120
من هم

224
00:23:01,040 --> 00:23:03,280
خب، کِی برمی‌گرده؟

225
00:23:04,160 --> 00:23:07,840
!سرت به کار خودت باشه! دیگه ساکت باش

226
00:23:09,920 --> 00:23:11,440
!بخور

227
00:23:14,360 --> 00:23:16,000
صبح به‌خیر

228
00:23:22,240 --> 00:23:23,740
تنها خوابید؟

229
00:23:24,520 --> 00:23:25,820
آره

230
00:23:26,600 --> 00:23:29,360
اول‌های صبح من رو واسه دستشویی بیدار کرد

231
00:23:29,480 --> 00:23:31,080
بعد اومد پیش ما خوابید

232
00:23:31,600 --> 00:23:35,280
اِنزو رو بی‌خواب کرد؟ -
نگران نباش -

233
00:23:38,800 --> 00:23:40,640
خب، ممنون

234
00:23:41,520 --> 00:23:43,080
خدافظ

235
00:23:44,880 --> 00:23:46,600
خدافظ

236
00:23:50,200 --> 00:23:52,880
،من لی‌لا رو به‌خاطر زیاده‌روی‌هاش بخشیده بودم

237
00:23:53,680 --> 00:23:55,840
اما نمی‌تونستم این رو بپذیرم

238
00:23:56,600 --> 00:24:00,280
با ایمّا هم مثل ما بزرگسال‌ها تند برخورد می‌کرد

239
00:24:01,640 --> 00:24:04,840
و بیش‌ازپیش علاقۀ کم‌تری
به دده و اِلسا نشون می‌داد

240
00:24:05,080 --> 00:24:08,680
اون‌ها رو با طعنۀ آشکار
خانم‌های جوان» خطاب می‌کرد»

241
00:24:10,200 --> 00:24:13,360
نگرش دخترهام هم نسبت به اون تغییر کرد

242
00:24:13,880 --> 00:24:18,600
از نگاه اون‌ها، ناپدیدشدن تینا
اقتدارِ لی‌لا رو از بین برد

243
00:24:20,720 --> 00:24:22,760
دنبال چی می‌گردی؟ -
یه‌خرده شراب -

244
00:24:23,040 --> 00:24:25,680
مامان، من دیگه ۱۶ سال‌مه -
می‌شه من هم یه‌ذره بخورم؟ -

245
00:24:26,080 --> 00:24:27,490
شما دو تا دیگه حیا رو قورت دادید

246
00:24:27,520 --> 00:24:31,280
پس چرا ما رو به دنیا آوردی؟ -
بعضی‌وقت‌ها واسه خودم هم سؤال می‌شه -

247
00:24:31,520 --> 00:24:33,760
خاله‌لی‌لا قطعاً یه بچۀ دیگه نمی‌خواست

248
00:24:34,360 --> 00:24:36,040
چرا این حرف رو می‌زنی؟

249
00:24:36,880 --> 00:24:40,320
اون هیچ‌وقت اشک نریخت -
اشک که سوگ نیست -

250
00:24:41,000 --> 00:24:43,370
ولی بدونِ اشک، چه تضمینی
هست که سوگ وجود داره؟

251
00:24:43,450 --> 00:24:46,650
وجود داره و اغلب حتی سوگ بزرگ‌تریه

252
00:24:46,650 --> 00:24:50,040
می‌خوای بدونی من چی فکر می‌کنم؟ -
بگو بشنویم -

253
00:24:50,040 --> 00:24:53,610
اون تینا رو عمداً گم کرد، و حالا
می‌خواد جنّارو رو هم گم کنه

254
00:24:54,210 --> 00:24:56,690
.اِنزو هم که دیگه جای خود داره
می‌بینی چطوری باهاش رفتار می‌کنه؟

255
00:24:56,930 --> 00:25:00,530
این فکرها رو از کجات درمیاری؟
!دیگه تکرارشون نمی‌کنی ها

256
00:25:00,610 --> 00:25:02,100
!مشمئزکننده‌ای

257
00:25:02,130 --> 00:25:04,930
!حال‌م رو به هم می‌زنی
!گورت رو گم کن

258
00:25:05,250 --> 00:25:07,810
من حال تو رو به هم می‌زنم؟
!تو هم حال من رو به هم می‌زنی

259
00:25:08,090 --> 00:25:10,330
مامان، توروخّدا، باید یه کاری بکنیم

260
00:25:12,410 --> 00:25:14,810
!مامان، توروخّدا

261
00:25:15,770 --> 00:25:18,180
!باید پلیس خبر کنیم، وگرنه می‌کُشدش

262
00:25:18,210 --> 00:25:20,170
خاله‌لی‌لا حق داره کتک‌ش بزنه

263
00:25:20,410 --> 00:25:22,860
توی همه‌جور دردسر میوفته که هروئین بخره

264
00:25:22,890 --> 00:25:26,010
تو هم مثل اون‌ای؛ لنگۀ اون‌ای

265
00:25:29,930 --> 00:25:33,170
!دده، توروخّدا نرو
!دده، توروخّدا نرو

266
00:25:35,130 --> 00:25:36,770
!لی

267
00:25:37,170 --> 00:25:39,050
!لی‌لا

268
00:25:42,930 --> 00:25:45,570
لنو، چی می‌خوای؟ -
داری زیاده‌روی می‌کنی -

269
00:25:45,970 --> 00:25:47,940
دده می‌خواد پلیس خبر کنه

270
00:25:47,970 --> 00:25:49,570
برگرد داخل

271
00:25:49,570 --> 00:25:52,490
به دخترهات هم بگو می‌تونن
جلوی گوش‌هاشون رو بگیرن

272
00:26:00,000 --> 00:26:02,500
جنّارو از وقتی معتاد شده، وحشی شده

273
00:26:02,530 --> 00:26:05,330
توی مدرسه می‌خوان سر به تن‌ت
نباشه، چون احترام سرت نمی‌شه

274
00:26:05,330 --> 00:26:08,420
به کی باید احترام بذارم؟ -
!تو ذات‌ت خرابه، اِلسا، ذات‌ت خرابه -

275
00:26:08,450 --> 00:26:12,090
!بسه! چیزهای وحشتناکی می‌گید

276
00:26:12,890 --> 00:26:16,690
برید توی اتاق‌تون. دیگه
نمی‌خوام صداتون رو بشنوم

277
00:26:16,690 --> 00:26:18,790
،درسته؛ تو نه می‌خوای ببینی
نه می‌خوای بشنوی

278
00:26:18,790 --> 00:26:21,250
می‌دونی اون مدام مدرسه رو می‌پیچونه؟

279
00:26:21,250 --> 00:26:24,970
امضات رو جعل می‌کنه -
!سلیطه -

280
00:26:25,090 --> 00:26:28,770
!خیلی‌خب، دیگه نبینم بددهنی کنی! برو توی اتاق‌ت

281
00:26:38,400 --> 00:26:40,290
تو کجا می‌ری؟

282
00:26:47,850 --> 00:26:50,530
اوضاع روزبه‌روز بدتر شد

283
00:26:52,130 --> 00:26:53,230
بیا

284
00:26:53,230 --> 00:26:55,460
،«بعد از سفر کاری اخیرم به «میلان

285
00:26:55,490 --> 00:26:59,050
تصمیم گرفتم دیگه از لی‌لا نخوام
که مراقبِ دخترهام باشه

286
00:27:08,270 --> 00:27:10,190
!بریم خونه، همین‌الآن

287
00:27:12,390 --> 00:27:15,030
خب؟ گفتم می‌ریم خونه

288
00:27:15,510 --> 00:27:18,160
چرا؟ -
چون بیرون خطرناکه -

289
00:27:18,190 --> 00:27:21,510
چیه؟ دیوونه شدی؟ -
!گفتم باید بریم -

290
00:27:23,390 --> 00:27:26,710
مامان‌م خواهرهام رو سپرده
به من، تصمیم‌ش با منه

291
00:27:26,710 --> 00:27:29,870
به تخم‌م، زمانی که مادرتون
این‌جا نیست، مادرتون من‌ام

292
00:27:29,950 --> 00:27:33,470
یه مادر تخمی. تو دخترت رو گم
کردی و حتی گریه هم نکردی

293
00:27:35,990 --> 00:27:37,750
چی‌کار داری می‌کنی؟

294
00:27:46,710 --> 00:27:48,630
!گفتم می‌ریم خونه

295
00:28:00,350 --> 00:28:03,350
،فقط جواب پس ندادی
چیز وحشتناکی گفتی

296
00:28:03,430 --> 00:28:05,230
خاله‌لی‌لا عقل‌ش رو از دست داده

297
00:28:05,270 --> 00:28:09,150
فکر می‌کنه برای دوری از خطر
باید خودت رو توی خونه حبس کنی

298
00:28:09,310 --> 00:28:11,430
ده روز از خونه درنیومدیم

299
00:28:11,830 --> 00:28:14,150
حتی نرفت خواروْبار بخره

300
00:28:14,430 --> 00:28:16,910
تمام مدت غذای منجمد می‌خوردیم

301
00:28:17,030 --> 00:28:19,350
من غذای منجمد دوست ندارم

302
00:28:20,190 --> 00:28:24,710
لی‌لا دیوونه نشده، شاید زیاده‌روی کرده
باشه، ولی می‌خواست ازتون محافظت کنه

303
00:28:25,510 --> 00:28:30,410
«توی یه جایی به اسم «چرنوبیل
یه نیروگاه هسته‌ای منفجر شده

304
00:28:30,430 --> 00:28:33,230
پرتوهاش می‌تونه به ما برسه

305
00:28:33,230 --> 00:28:35,930
حتی نمی‌ذاشت تلویزیون رو روشن کنیم

306
00:28:36,230 --> 00:28:38,550
چرا به‌مون نگفت چی شده؟

307
00:28:39,430 --> 00:28:42,030
نمی‌دونم -
نمی‌بینی دیوونه شده؟ -

308
00:28:42,030 --> 00:28:45,550
مامان، اصلاً حرف نمی‌زد، بدتر
از جنّارو با ما رفتار می‌کرد

309
00:28:49,110 --> 00:28:51,710
خاله‌لی‌لا اگه تینا هم بود
باهاش همین کار رو می‌کرد

310
00:28:54,430 --> 00:28:58,150
فقط به این فکر کنید که چه شکنجه‌ای
بوده که داشته از شما مراقبت می‌کرده

311
00:28:58,270 --> 00:29:02,430
و دخترش رو یه جایی تصور می‌کرده و
هیچ‌کس در حال گشتن به دنبال‌ش نبوده

312
00:29:18,830 --> 00:29:20,550
بیا

313
00:29:30,230 --> 00:29:34,330
می‌شه پیش تو بخوابیم؟ -
خیلی‌خب، آره -

314
00:29:45,190 --> 00:29:47,790
مسواک زدید؟ -
آره         - آره -

315
00:29:48,430 --> 00:29:52,070
من که باور نمی‌کنم، ولی مهم نیست

316
00:30:12,830 --> 00:30:16,030
،گفتم من هم یخچال رو با غذای منجمد پُر کنم

317
00:30:18,030 --> 00:30:21,790
تا اگه دیر کردم، خودشون بتونن
برای خودشون شام درست کنن

318
00:30:23,190 --> 00:30:25,230
غذای منجمد گرونه

319
00:30:28,550 --> 00:30:30,430
راستی، چقدر به‌ت بدهکارم؟

320
00:30:30,890 --> 00:30:33,590
،هر موقع بیش‌تر از من درآوردی
درباره‌ش حرف می‌زنیم

321
00:30:45,470 --> 00:30:47,390
هنوز هم از کارـت لذت می‌بری؟

322
00:30:48,750 --> 00:30:52,950
من هیچ‌وقت ازش لذت نبرده‌ام -
یادمه قبلاً خیلی ازش لذت می‌بردی -

323
00:30:52,950 --> 00:30:55,950
نه، اشتباه یادته

324
00:30:57,800 --> 00:31:01,800
اِنزو ازش لذت می‌برد، من هم خودم رو
مجبور می‌کردم ازش لذت ببرم

325
00:31:03,640 --> 00:31:07,280
،همیشه همین کار رو کرده‌ام
حتی با کفش‌ها

326
00:31:08,080 --> 00:31:10,520
کفش‌ها به تخم‌م هم نبودن

327
00:31:11,520 --> 00:31:13,480
ایدۀ رینو بود

328
00:31:13,480 --> 00:31:15,800
و من می‌خواستم به‌ش
،کمک کنم، چون توش وارد بود

329
00:31:16,560 --> 00:31:18,400
خیلی واردتر از پدرم

330
00:31:18,680 --> 00:31:21,000
می‌تونست واقعاً واسه خودش کسی بشه

331
00:31:21,880 --> 00:31:24,200
معروف و ثروتمند، مثل اون طراحه فرّاگامو

332
00:31:25,720 --> 00:31:29,280
،اگه از این کار خوش‌ت نمیاد
خب یه کار دیگه پیدا کن

333
00:31:30,600 --> 00:31:32,600
همین‌جوری راحت‌ام

334
00:31:35,320 --> 00:31:37,480
،به‌علاوه، اِنزو توی حال خودش نیست

335
00:31:38,080 --> 00:31:40,480
اگه کمک‌ش نکنم، تعطیل می‌شیم

336
00:31:41,880 --> 00:31:44,040
جفت‌تون باید به سوگ‌تون غلبه کنید

337
00:31:45,240 --> 00:31:47,200
کدوم سوگ، لنو؟

338
00:31:48,520 --> 00:31:50,820
باید به خشم‌مون غلبه کنیم

339
00:31:51,320 --> 00:31:53,320
پس به خشم‌تون غلبه کنید

340
00:31:55,100 --> 00:31:58,600
داریم تلاش خودمون رو می‌کنیم -
با قاطعیت بیش‌تری تلاش کنید -

341
00:32:02,440 --> 00:32:04,400
تینا سزاوار این نیست

342
00:32:06,040 --> 00:32:08,040
تینا رو به حال خودش بذار

343
00:32:10,320 --> 00:32:12,080
به فکر دخترهای خودت باش

344
00:32:15,080 --> 00:32:17,080
هستم -
نه، به‌قدرکافی -

345
00:32:17,280 --> 00:32:21,480
تو به دخترها گفتی من برای تینا اشک نریختم؟

346
00:32:21,480 --> 00:32:25,400
تموم‌ش کن. فکر می‌کنی
من همچین حرفی می‌زنم؟

347
00:32:26,200 --> 00:32:30,160
دده به من گفت یه مادر تخمی -
اون بچه‌ست -

348
00:32:30,160 --> 00:32:32,120
بچه‌ایه که ادب سرش نمی‌شه

349
00:32:57,360 --> 00:32:59,660
دنبال چه گُهی هستی، لنو؟

350
00:32:59,660 --> 00:33:02,660
من به‌خاطر این‌که دخترم رو
از دست دادم، این‌طوری‌ام

351
00:33:02,920 --> 00:33:05,160
،ممکنه زنده باشه، ممکنه مُرده باشه

352
00:33:05,240 --> 00:33:08,200
اما من تابِ تحملِ هیچ‌کدوم
از اون احتمالات رو ندارم

353
00:33:09,200 --> 00:33:12,480
،چون اگه زنده باشه، دورتر از من زنده‌ست

354
00:33:13,040 --> 00:33:18,240
،جایی که اتفاقات وحشتناکی میوفته
که آشکار می‌تونم ببینم

355
00:33:18,240 --> 00:33:21,280
جلوی چشم‌هامه، شبانه‌روز

356
00:33:22,240 --> 00:33:24,120
،اما اگه مُرده باشه

357
00:33:25,880 --> 00:33:27,880
اون‌وقت من هم مُرده‌ام

358
00:33:28,500 --> 00:33:30,500
از درون مُرده‌ام

359
00:33:35,240 --> 00:33:39,840
،غیرقابل‌تحمل‌تر از مرگِ واقعیه
،که مرگِ بدونِ احساسه

360
00:33:39,880 --> 00:33:45,080
درحالی‌که این مرگ مجبورت می‌کنه
هر روز همه‌چی رو احساس کنی

361
00:33:47,160 --> 00:33:52,160
،بیدارشدن، شستن خودت
،لباس‌عوض‌کردن، خوردن، کارکردن

362
00:33:53,000 --> 00:33:56,800
حرف‌زدن با تو، که درک نمی‌کنی

363
00:33:57,840 --> 00:33:59,680
یا این‌که نمی‌خوای درک کنی

364
00:34:00,840 --> 00:34:05,040
با تو، که همین دیدن‌ت که شیک‌وْپیک
،کردی، تازه از آرایشگاه دراومدی

365
00:34:05,720 --> 00:34:08,010
،با دخترهات که درس‌شون خوبه

366
00:34:08,020 --> 00:34:10,220
که همیشه همۀ کارها رو
،بی‌عیب‌وْنقص انجام می‌دن

367
00:34:10,220 --> 00:34:12,720
،که این عن‌دونی متلاشی‌شون نکرده

368
00:34:12,720 --> 00:34:17,120
اتفاقاً برعکس، به‌شون می‌سازه، حتی اعتمادبه‌نفس
،بیش‌تری به‌شون می‌ده و حق‌به‌جانب‌ترشون می‌کنه

369
00:34:17,480 --> 00:34:20,720
حتی مطمئن‌ترشون می‌کنه که
...این حق رو دارن همه‌چیز رو بگیرن

370
00:34:21,360 --> 00:34:24,520
خون‌م رو به جوش میاره

371
00:34:27,600 --> 00:34:32,280
خب، برو پی کارـت. برو پی
کارـت، دست از سر من بردار

372
00:34:33,600 --> 00:34:36,400
تینا قرار بود از همۀ شما بهتر باشه

373
00:34:37,640 --> 00:34:39,840
ولی ازم گرفتن‌ش

374
00:34:40,760 --> 00:34:43,000
و دیگه تحمل‌ش رو ندارم

375
00:34:51,120 --> 00:34:55,600
،اون هیچ‌وقت همچین حرفی نزد
،هیچ‌وقت دربارۀ تینا حرفی نزد

376
00:34:57,520 --> 00:34:59,960
اما دربارۀ رینو زیاد حرف می‌زد

377
00:35:00,080 --> 00:35:03,520
تمام برتری‌های کسب‌وْکار
،کفش رو به برادرش نسبت می‌داد

378
00:35:04,120 --> 00:35:09,800
تا وجهۀ پسرکی که دربرابر پدر خشن‌شون ازش دفاع
می‌کرد رو حفظ و یادوْخاطره‌ش رو زنده نگه داره

379
00:35:11,080 --> 00:35:15,480
می‌دونستم آدم‌ها حافظه‌شون رو
باب میل خودشون تنظیم می‌کنن

380
00:35:17,880 --> 00:35:20,280
،احساس می‌کردم که، اگه تصمیم می‌گرفت

381
00:35:20,320 --> 00:35:25,720
از تودۀ درهم‌پیچیدۀ مغزش
چنین واژه‌هایی خارج می‌کرد

382
00:35:29,440 --> 00:35:33,400
گاهی اوقات، فکر می‌کردم که اون
،افکارِ غیرقابل‌بیانی در ذهن‌ش داشت

383
00:35:33,800 --> 00:35:36,120
که من حتی قادر به تصورکردن‌شون هم نبودم

384
00:35:45,080 --> 00:35:48,160
،اون موقع رو یادته، توی همین خیابون

385
00:35:50,200 --> 00:35:52,160
کول‌ش کرده بودم؟

386
00:35:52,640 --> 00:35:57,160
اِنزو، اگه می‌تونستم مقداری از سوگ‌ت رو
به دوش بکشم، این کار رو می‌کردم

387
00:36:00,120 --> 00:36:01,680
ممنون، لنو

388
00:36:02,280 --> 00:36:04,280
تو همین‌حالاش هم خیلی زحمت می‌کشی

389
00:36:05,680 --> 00:36:08,000
،ممنون بابت تمام زحمت‌هایی که برای ما می‌کشی

390
00:36:09,440 --> 00:36:11,800
ولی باید با لی‌لا صبوری کنی

391
00:36:12,640 --> 00:36:14,840
،تو بهتر از من می‌شناسی‌ش

392
00:36:15,760 --> 00:36:17,920
دیریازود خوب می‌شه

393
00:36:26,800 --> 00:36:31,480
«لنو، گوش کن، من جمعه می‌رم «آوِلّینو

394
00:36:31,880 --> 00:36:35,120
باید چند روز پیش عمۀ پیرم که مریضه بمونم

395
00:36:35,600 --> 00:36:38,500
می‌تونی پیش‌ش بمونی؟ -
آره، البته -

396
00:36:38,500 --> 00:36:40,040
لنو

397
00:36:41,400 --> 00:36:42,920
حال‌ت چطوره؟

398
00:36:43,920 --> 00:36:45,480
صبح به‌خیر

399
00:36:48,080 --> 00:36:50,080
سلام، لنو، صبح به‌خیر -
سلام -

400
00:36:51,880 --> 00:36:53,480
حدس بزن چی‌کار داریم می‌کنیم

401
00:36:53,680 --> 00:36:56,920
داریم می‌ریم کتابخونه و بعدش می‌ریم یه
چیزی بخوریم. دوست داری به‌مون بپیوندی؟

402
00:36:57,200 --> 00:36:59,880
این‌جائی که. نمی‌تونستم پیدات کنم

403
00:37:07,840 --> 00:37:09,880
بیا بریم کتابخونه

404
00:37:10,800 --> 00:37:14,330
نه، باید بریم. یه وقت دیگه، باکمالِ‌میل

405
00:37:14,360 --> 00:37:19,610
،روـش حساب می‌کنم. روـش حساب می‌کنم
لنو، تا بتونی به بچه‌ها بگی چی بخونن

406
00:37:19,640 --> 00:37:22,560
تو الگوی مائی، لنو؛ تو و دخترهات

407
00:37:23,320 --> 00:37:26,400
درس‌خوندن آدم رو خوب می‌کنه

408
00:37:27,560 --> 00:37:30,120
،اما اگه درس نخونی، مطالعه نداشته باشی

409
00:37:31,340 --> 00:37:35,040
،مثل لی‌لا و باقی ماها

410
00:37:37,120 --> 00:37:38,960
بد می‌مونی

411
00:37:41,280 --> 00:37:44,280
بدبودن چیز افتضاحیه، لنو، درسته؟

412
00:37:46,120 --> 00:37:47,760
درسته؟

413
00:37:51,960 --> 00:37:55,240
لعنتی! شکسته -
مهم نیست -

414
00:37:56,360 --> 00:37:59,640
،من ترتیب‌ش رو می‌دم، لنو
می‌برم‌ش پیش جواهرساز

415
00:38:00,000 --> 00:38:01,300
گفتم مهم نیست

416
00:38:01,300 --> 00:38:05,000
.حرف‌ش رو هم نزن، انجام‌وظیفه‌ست
عین روز اول‌ش بَرش می‌گردونم به‌ت

417
00:38:05,000 --> 00:38:07,000
بیاید بریم، سیلویو باید یه چیزی بخوره

418
00:38:07,640 --> 00:38:11,680
بریم یه چیزی بخوریم؟ عمراً. می‌ریم کتابخونه

419
00:38:18,640 --> 00:38:21,120
کارـت توی دفاع‌کردن از خودت بدتر شده

420
00:38:18,640 --> 00:38:21,120
[ ارجاع به دقایق پایانی قسمت سوم از فصل اول ]

421
00:38:23,320 --> 00:38:25,680
دیگه رنگِ اون دست‌بند رو نمی‌بینی

422
00:38:39,880 --> 00:38:41,440
!لی

423
00:38:45,240 --> 00:38:46,760
!لی

424
00:38:52,080 --> 00:38:53,780
صدای باد رو شنیدی؟

425
00:38:55,000 --> 00:38:56,200
آره

426
00:38:57,520 --> 00:39:00,520
اگه شدیدتر از این بوزه
محله فرو می‌ریزه

427
00:39:05,120 --> 00:39:07,000
!شوخی می‌کنم بابا

428
00:39:10,880 --> 00:39:14,360
بادمجون، کوفته و پیتزای
کاسنی‌فرنگی گذاشتم توی فر

429
00:39:14,720 --> 00:39:16,520
بیا با ما شام بخور

430
00:39:18,040 --> 00:39:20,720
نه، یه‌خرده شام برام بیار این‌جا

431
00:39:21,480 --> 00:39:25,600
.نمی‌خوام بیام خونۀ تو
دخترهات می‌رن روی مُخ‌م

432
00:40:32,160 --> 00:40:33,660
!لی‌لا

433
00:40:34,280 --> 00:40:36,580
توی حمام‌ام، بیا

434
00:41:02,280 --> 00:41:04,780
اوایل دده شبیه تو بود

435
00:41:05,880 --> 00:41:08,880
حالا کم‌کم داره شبیه پدرش می‌شه

436
00:41:09,300 --> 00:41:14,000
با اِلسا برعکسه؛ اون شبیه
پدرش بود، حالا شبیه توئه

437
00:41:18,200 --> 00:41:20,500
...یه میل، یه خیال

438
00:41:22,520 --> 00:41:24,920
سریع‌تر از خون به گردش درمیاد

439
00:41:26,360 --> 00:41:28,560
متوجه نمی‌شم

440
00:41:31,880 --> 00:41:34,980
یادته فکر می‌کردم جنّارو پسرِ نینو بود؟

441
00:41:36,600 --> 00:41:38,000
آره

442
00:41:38,880 --> 00:41:41,580
واقعاً باور داشتم

443
00:41:43,160 --> 00:41:45,460
پسره عین اون بود

444
00:41:45,800 --> 00:41:47,800
مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشی

445
00:41:48,360 --> 00:41:50,280
...منظورت اینه

446
00:41:51,560 --> 00:41:55,960
یه میل می‌تونه به‌قدری قوی باشه
که انگار از قبل به حقیقت پیوسته؟

447
00:41:57,400 --> 00:41:58,960
نه

448
00:42:00,120 --> 00:42:04,320
منظورم اینه که برای چند سال
جنّارو واقعاً پسرِ نینو بود

449
00:42:06,040 --> 00:42:07,540
اغراق نکن

450
00:42:27,200 --> 00:42:29,160
الآن دارم اغراق می‌کنم؟

451
00:42:30,640 --> 00:42:32,840
مسخره‌م نکن

452
00:42:33,000 --> 00:42:35,880
وقتی لگن‌م درد می‌گیره، یه‌خرده لنگ می‌زنم

453
00:42:40,880 --> 00:42:42,840
تو چیزی نداری که درد داشته باشه، لنو

454
00:42:42,840 --> 00:42:46,840
لنگ‌زدن‌ت رو از خودت درآوردی
تا مادرت کامل از بین نره

455
00:42:50,360 --> 00:42:52,520
و درنهایت واقعاً لنگ می‌زنی

456
00:42:53,920 --> 00:42:55,620
اون هیچ ایرادی نداره

457
00:42:55,720 --> 00:42:57,520
من زیر نظرت می‌گیرم

458
00:42:59,540 --> 00:43:02,940
تو دست از دختربودن کشیدی و مادر شدی

459
00:43:05,000 --> 00:43:07,080
من فقط کمی درد دارم

460
00:43:15,160 --> 00:43:19,460
به‌نظرت وقتی تینا ۴۲ سال‌ش
بشه، این‌شکلی می‌شه؟

461
00:43:25,720 --> 00:43:27,560
احتمال‌ش هست

462
00:43:29,720 --> 00:43:31,680
متوجه‌ای چی می‌گم؟

463
00:43:32,560 --> 00:43:34,920
من واقعاً بچۀ نینو رو بزرگ کردم

464
00:43:36,560 --> 00:43:38,480
همون کاری که تو با ایمّا کردی

465
00:43:40,240 --> 00:43:43,880
من مدت‌های زیادی چیزی
،از نینو رو در ایمّا نمی‌دیدم

466
00:43:44,200 --> 00:43:46,680
،هیچ شباهت عمیقی

467
00:43:47,640 --> 00:43:49,560
سوای رنگِ پوست‌ش

468
00:43:50,440 --> 00:43:53,440
...بعد چند روز پیش دست‌ش رو برد لای موهاش

469
00:43:54,640 --> 00:43:56,240
این‌جوری

470
00:43:58,000 --> 00:44:00,720
حرکتی که دیده‌ام پدرش هزار بار انجام داده

471
00:44:02,680 --> 00:44:05,080
فکر نمی‌کنم ایمّا از اون تقلید کرده باشه

472
00:44:05,560 --> 00:44:08,000
نمی‌دونم از کجا اومد

473
00:44:16,800 --> 00:44:18,800
حرف‌زدن با تو به‌م کمک می‌کنه

474
00:44:18,980 --> 00:44:20,680
من رو به فکر می‌ندازی

475
00:44:22,720 --> 00:44:25,920
سعی دارم بنویسم، ولی
نمی‌تونم به خودم مسلط بشم

476
00:44:26,600 --> 00:44:29,440
،چند صفحه‌ای می‌نویسم، راضی‌ام

477
00:44:29,880 --> 00:44:32,760
بعد فرداش دوباره می‌خونم‌شون و سردرگم می‌شم

478
00:44:33,580 --> 00:44:35,680
نمی‌دونم از کجا شروع کنم

479
00:44:37,660 --> 00:44:41,260
تو به‌م کمک می‌کنی چیزهایی که با
هم فاصله دارن رو به هم وصل کنم

480
00:44:46,400 --> 00:44:49,440
دونستنِ این‌که به من احتیاج
داری، حال‌م رو بهتر می‌کنه

481
00:44:53,840 --> 00:44:56,080
!مامان! مامان

482
00:44:56,240 --> 00:44:59,880
.نمی‌تونم دماسنج رو پیدا کنم
دده می‌گه تب داره

483
00:45:03,240 --> 00:45:05,120
اومدم

484
00:45:08,600 --> 00:45:11,600
چیزی لازم داشتی، خبرم کن، هر موقع که بود

485
00:45:37,120 --> 00:45:40,220
تنها نصف جمله از لی‌لا لازم بود

486
00:45:40,280 --> 00:45:43,880
و مغزم فعال شد، هوش‌م رو آزاد کرد

487
00:45:45,200 --> 00:45:48,920
تا اون زمان می‌دونستم که می‌تونم
،کارم رو خوب انجام بدم

488
00:45:49,160 --> 00:45:52,160
،حتی با فقط چند واژۀ بی‌ربط

489
00:45:52,280 --> 00:45:56,980
اون به بخش بااعتمادبه‌نفس‌تر وجودم
اطمینان داد که حق با من بود

490
00:45:58,040 --> 00:46:03,540
.دربارۀ لگن‌م نوشتم، دربارۀ مادرم
:به خودم گفتم بالغ‌بودن اینه

491
00:46:03,840 --> 00:46:07,340
تشخیصِ این‌که به هُل‌های لی‌لا احتیاج داشتم

492
00:46:08,160 --> 00:46:13,160
من خودم بودم، و دقیقاً به‌همون‌دلیل
می‌تونستم درون خودم برای اون جا باز کنم

493
00:46:13,160 --> 00:46:15,560
و شکلی به‌ش بدم که پابرجا بمونه

494
00:46:17,760 --> 00:46:20,160
،اما اون نمی‌خواست خودش باشه

495
00:46:20,300 --> 00:46:22,900
پس نمی‌تونست همین کار رو بکنه

496
00:46:25,680 --> 00:46:27,880
صبح به‌خیر -
صبح به‌خیر -

497
00:46:28,520 --> 00:46:31,620
تا دیروقت در حال نوشتن بودم -
قهوه حاضره -

498
00:46:31,760 --> 00:46:33,480
ممنون

499
00:46:34,280 --> 00:46:37,450
حال‌ت چطوره؟ -
خوب. امروز تب ندارم -

500
00:46:37,480 --> 00:46:39,000
خوبه

501
00:46:39,880 --> 00:46:42,800
ایمّا سرفه می‌کنه -
شنیدم -

502
00:46:47,240 --> 00:46:51,240
تب نداری. حال‌ت چطوره؟ -
گلوم خیلی درد میاد -

503
00:46:51,240 --> 00:46:54,240
بذار ببینم. باز کن

504
00:46:55,160 --> 00:46:56,460
بیش‌تر

505
00:46:56,600 --> 00:46:58,900
آره، یه‌خرده سرخ شده

506
00:46:59,960 --> 00:47:03,260
صبحونۀ لی‌لا رو براش می‌برم
بعدش گلوت رو شست‌وْشو می‌دیم

507
00:47:07,520 --> 00:47:09,920
!ان‌قدر شکرش رو جدا نکن

508
00:47:26,840 --> 00:47:29,040
کیه این‌وقتِ صبح؟

509
00:47:29,100 --> 00:47:31,600
!آدم دیگه حتی نمی‌تونه بخوابه

510
00:47:35,280 --> 00:47:37,280
صبحونه برات آوردم

511
00:47:37,900 --> 00:47:39,700
که چی بشه؟

512
00:47:39,840 --> 00:47:41,840
دیشب تا صبح نخوابیدم

513
00:47:42,300 --> 00:47:44,900
دل‌وْروده‌م داره از شکم‌م میاد بیرون

514
00:47:49,700 --> 00:47:52,700
!چرا وایسادی اون‌جا؟ بیا تو

515
00:48:03,400 --> 00:48:05,320
یه‌خرده کیک برات آوردم

516
00:48:08,040 --> 00:48:10,360
بهتره برات بابونه دم کنم

517
00:48:18,200 --> 00:48:23,000
به‌هرحال من هم همون چیزهایی رو خوردم
که تو خوردی، و من مشکلی ندارم

518
00:48:23,280 --> 00:48:24,980
پس چه‌مه؟

519
00:48:25,780 --> 00:48:27,280
نمی‌دونم

520
00:48:30,120 --> 00:48:31,820
پریود شدی؟

521
00:48:31,820 --> 00:48:34,760
من وقتی پریود می‌شم، هیچ‌وقت این‌طوری نمی‌شم

522
00:48:36,320 --> 00:48:39,760
بعداً یه چیزی از داروخونه برات می‌گیرم

523
00:48:42,440 --> 00:48:44,240
حالا آروم باش، لی

524
00:48:44,660 --> 00:48:46,960
خونه چیزی نداری؟

525
00:48:47,060 --> 00:48:51,170
نه، فقط آسپیرین -
دده و اِلسا چیزی ندارن؟ -

526
00:48:51,200 --> 00:48:54,690
نه، اون‌ها نیاز ندارن -
...البته -

527
00:48:54,720 --> 00:48:59,000
،ببخشید، شما همه بی‌عیب‌وْنقص‌اید
چیزی نیاز ندارید که

528
00:49:02,400 --> 00:49:05,100
می‌خوای حرف زیاد کنی؟ -
!نه، تو می‌خوای حرف زیاد کنی -

529
00:49:05,200 --> 00:49:07,360
!می‌گی درد پریود دارم

530
00:49:27,600 --> 00:49:31,200
بابونه‌ت رو بخور. من می‌رم
داروخونه و سریع برمی‌گردم

531
00:49:43,440 --> 00:49:45,440
سلام، لنو

532
00:49:45,440 --> 00:49:46,740
کارمِن

533
00:49:46,740 --> 00:49:48,880
خیلی‌وقته می‌خوام یه چیزی رو به‌ت بگم

534
00:49:50,680 --> 00:49:54,480
من نمی‌خواستم ازت شکایت کنم. من رو ببخش

535
00:49:55,080 --> 00:49:59,240
سولاراها مجبورم کردن، وگرنه
من هیچ‌وقت اون کار رو نمی‌کردم

536
00:50:00,640 --> 00:50:02,840
بیا دیگه درباره‌ش حرف نزنیم

537
00:50:08,260 --> 00:50:10,260
چه خبر شده؟

538
00:50:13,360 --> 00:50:15,360
بیا بریم ببینیم -
!خطرناکه -

539
00:50:15,360 --> 00:50:16,660
!بیا

540
00:50:32,160 --> 00:50:34,240
!کارمِن -
دارم میام -

541
00:51:01,760 --> 00:51:04,440
محوطه رو خالی کنید، تجمع نکنید

542
00:51:22,960 --> 00:51:24,760
زن‌هاشون کجان؟

543
00:51:24,760 --> 00:51:27,660
یکی‌شون فوراً بچه‌هاش رو ول کرد در رفت

544
00:51:27,660 --> 00:51:31,310
اون‌یکی، بچه‌ش رو برداشت
و خدا می‌دونه کجا رفته

545
00:51:31,320 --> 00:51:33,220
کی به‌شون شلیک کرد؟ -
خدا می‌دونه -

546
00:51:33,220 --> 00:51:38,220
یه یارویی که مشکی پوشیده بود، به‌شون
شلیک کرد و با آرامش سوار یه «فورد» قرمز شد

547
00:51:38,220 --> 00:51:40,720
شما دیدی‌ش؟ -
نه، من هم شنیدم -

548
00:51:40,760 --> 00:51:43,920
شما چیزی ندیدید؟ -
نه     - نه -

549
00:51:55,320 --> 00:51:56,920
لطفاً تجمع نکنید

550
00:51:57,960 --> 00:51:58,960
بله

551
00:53:31,200 --> 00:53:32,880
!لی

552
00:53:37,160 --> 00:53:40,660
سولاراها رو کُشتن. همین‌الآن، جلوی کلیسا

553
00:53:44,200 --> 00:53:45,200
لی

554
00:53:53,200 --> 00:53:55,600
تینا دوباره از شکم من خارج شد

555
00:53:56,720 --> 00:53:59,420
و داره از همه انتقام می‌گیره

556
00:54:06,480 --> 00:54:08,180
اون کُشت‌شون

557
00:54:20,000 --> 00:54:27,000
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

