1
00:00:00,140 --> 00:00:06,050
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:00:06,140 --> 00:00:07,708
‫نه. نه

3
00:00:07,741 --> 00:00:08,942
‫- هوم؟
‫- نه. نه

4
00:00:08,976 --> 00:00:11,479
‫نه. نه. نه

5
00:00:11,512 --> 00:00:14,615
‫بچه‌ها، فقط اومدم بهتون یادآوری کنم
‫که روز شنبه‌ وقتتون رو آزاد کنین

6
00:00:14,648 --> 00:00:16,216
‫شنبه چه خبره؟

7
00:00:16,250 --> 00:00:18,519
‫شنبه چه خبره؟
‫تولد مادرتونه

8
00:00:18,552 --> 00:00:21,755
‫نه، تولدش آخر هفته دوم ماه مه هستش

9
00:00:21,789 --> 00:00:23,624
‫اون روز مادره، عزیزم

10
00:00:23,657 --> 00:00:24,992
‫فکر نکنم

11
00:00:25,025 --> 00:00:28,262
‫فقط فکر نکنم امسال واسه انجام
‫یه مناسبت بزرگ سال مناسبی باشه

12
00:00:28,296 --> 00:00:30,564
‫اوه، چرا؟
‫چون ما اینجا تو این شهریم؟

13
00:00:30,598 --> 00:00:32,266
‫همین یه دلیل دیگه واسه انجام دادنشه

14
00:00:33,334 --> 00:00:35,903
‫آم، راستش من با دیوید موافقم

15
00:00:35,936 --> 00:00:38,706
‫بعلاوه، این آخر هفته قراره برم شیکاگو

16
00:00:38,739 --> 00:00:40,241
‫- چی چی؟
‫- تد داره منو میبره

17
00:00:40,274 --> 00:00:42,943
‫خیلی وقته داریم برنامه‌ش رو میریزیم، پس...

18
00:00:42,976 --> 00:00:44,612
‫خب، منم میتونم بیام؟

19
00:00:44,645 --> 00:00:47,348
‫- نه
‫- خیلی‌خب، اینم یه خبری فوری واسه جفت‌تون

20
00:00:47,381 --> 00:00:48,882
‫هیچ‌جا نمیرین

21
00:00:48,916 --> 00:00:51,385
‫و قراره یه جشن غافلگیرانه
‫واسه مادرتون راه بندازیم

22
00:00:51,419 --> 00:00:54,855
‫نه. این...
‫این فکر خوبی نیست

23
00:00:54,888 --> 00:00:56,056
‫فکر خوبی نیست؟

24
00:00:56,090 --> 00:00:58,526
‫اصلا کجای این شهر میخوای
‫همچین جشنی راه بندازی؟

25
00:00:58,559 --> 00:01:00,728
‫نمیدونم.
‫هنوز فکرش رو نکردم

26
00:01:00,761 --> 00:01:03,431
‫شاید خونه رولاند

27
00:01:03,464 --> 00:01:05,299
‫اصلا گوش بده چی داری میگی

28
00:01:05,333 --> 00:01:06,634
‫پس خودت کاراش رو بکن

29
00:01:06,667 --> 00:01:09,036
‫- چی؟ نه!
‫اوه، بابا زد تو خال دیوید!

30
00:01:09,069 --> 00:01:13,006
‫با دستم حرف بزن، پسرم
‫چون گوش‌هام دیگه نمیشنون

31
00:01:13,040 --> 00:01:15,042
‫- اوه، خدای من
‫- خیلی‌خب، اینطوریا نیست، پس...

32
00:01:15,075 --> 00:01:19,180
‫سفرت رو کنسل کن، الکسیس
‫چون آژانس مسافرتی دیگه تعطیله

33
00:01:20,748 --> 00:01:21,882
‫وقتی این کارا رو میکنه

34
00:01:21,915 --> 00:01:23,417
‫- خیلی آدم معذب میشه
‫- نه. عمراً

35
00:01:23,451 --> 00:01:24,885
‫احساس خیلی عجیبی بهم دست میده

36
00:01:31,925 --> 00:01:33,961
‫و شنبه، عصرش وقت‌مون آزاده

37
00:01:33,994 --> 00:01:38,866
‫واسه همین بهترین تور پیتزا دیپ دیش
‫شیکاگو رو برامون رزرو کردم

38
00:01:39,300 --> 00:01:41,202
‫اوه، خدای من

39
00:01:41,235 --> 00:01:45,373
‫خب، این احتمالا باید تغییر کنه،
‫ولی دیگه چی برامون رزرو کردی؟

40
00:01:45,406 --> 00:01:49,042
‫خب، قراره تو تو هتل آپارتمان‌ها و سوئیت‌های جامع کلارندون
‫تو مرکز شهر بمونیم

41
00:01:49,076 --> 00:01:51,445
‫- به روز شده
‫- اوه، خدای من. این یعنی خدمات اتاق داریم؟

42
00:01:51,479 --> 00:01:53,414
‫- آره
‫- عزیزم!

43
00:01:53,447 --> 00:01:55,449
‫- سلام!
‫- سلام

44
00:01:55,483 --> 00:01:58,586
‫یه فکری واسه جشن غافلگیرانه مسخره مامان دارم

45
00:01:58,619 --> 00:02:01,255
‫- اوه، آره، آره
‫- اگه بهش بگم یه مراسم جمع آوری کمک‌های مالیه چی؟

46
00:02:01,289 --> 00:02:02,823
‫- حتما قبول میکنه بیاد، درسته؟
‫- آره، آره

47
00:02:02,856 --> 00:02:05,593
‫- حتما میاد، مگه نه؟
‫- آره بابا، آره

48
00:02:05,626 --> 00:02:07,495
‫- عاشق مراسم‌های جمع آوری کمک‌های مالیه
‫- عاشق‌شونه

49
00:02:07,528 --> 00:02:08,762
‫صبر کن.
‫جشن بزرگ کی هستش؟

50
00:02:09,597 --> 00:02:10,931
‫همین شنبه

51
00:02:10,964 --> 00:02:14,302
‫الکسیس، مگه راجع‌‌به عوض شدن
‫برنامه‌هات به تد نگفتی؟

52
00:02:14,335 --> 00:02:17,671
‫- دیوید، بهت که گفتم نمیتونم بیام
‫- همین شنبه‌ست؟

53
00:02:17,705 --> 00:02:22,643
‫آره. ولی دیوید، بهت گفتم که
‫نمیرسم بیام، پس...

54
00:02:22,676 --> 00:02:26,380
‫خب لکس، منظورم اینه که
‫نباید جشن غافلگیرانه مادرت رو از دست بدی

55
00:02:26,414 --> 00:02:28,282
‫سر این قضیه با تد موافقم

56
00:02:28,316 --> 00:02:32,119
‫ولی عزیزم، تو داری به یه همایش دامپزشکی
‫تو حومه شیکاگو میری

57
00:02:32,152 --> 00:02:34,955
‫و به نظرم این خیلی برامون مهمه

58
00:02:34,988 --> 00:02:36,657
‫آره، میدونم.
‫مامان‌مون اینطوریه

59
00:02:36,690 --> 00:02:38,892
‫اگه الکسیس نیاد واقعا دلش میشکنه

60
00:02:38,926 --> 00:02:41,061
‫و مطمئنم خودت هم
‫خانواده صمیمانه‌ای داشتی و...

61
00:02:41,094 --> 00:02:42,230
‫- دیوید
‫- درک میکنی

62
00:02:42,263 --> 00:02:43,931
‫یه سیلی نثارت میکنم

63
00:02:43,964 --> 00:02:48,902
‫ولی عزیزم، تور مسافرتی پیتزا
‫چی میشه که اونقدر...

64
00:02:48,936 --> 00:02:51,239
‫آره، همینطورم ازت میخوام
‫از مات بخوای انبار کاه رو بهمون قرض بده

65
00:02:51,272 --> 00:02:52,573
‫چون تو فکرم که واسه جشن...

66
00:02:52,606 --> 00:02:54,742
‫همچین مسیر استایلی رو پیش بگیرم

67
00:02:54,775 --> 00:02:57,778
‫و میدونم که شما رابطه کاری
‫صمیمانه‌ای باهم دارین، پس...

68
00:02:57,811 --> 00:02:59,112
‫نه. نه

69
00:02:59,146 --> 00:03:02,115
‫عزیزم، کنفرانس‌های دیگه‌ای هم پیش میاد

70
00:03:02,149 --> 00:03:03,917
‫واقعا به نظرم واسه این جشن باید اینجا باشی

71
00:03:04,218 --> 00:03:05,553
‫منم همینطور

72
00:03:05,586 --> 00:03:10,891
‫دیوید، تو و مامان به معنای واقعی
‫زندگیم رو نابود میکنین

73
00:03:14,628 --> 00:03:15,829
‫رولاند!

74
00:03:16,797 --> 00:03:19,467
‫هی! جانی رز!

75
00:03:19,500 --> 00:03:21,235
‫- چطورِی؟
‫- خوبم!

76
00:03:21,269 --> 00:03:23,070
‫- خوبه
‫- گوش کن. یه لطف بزرگ ازت میخوام

77
00:03:23,103 --> 00:03:25,439
‫- حتما
‫- شنبه تولد مویراست

78
00:03:25,473 --> 00:03:27,741
‫- و میخوایم یه جشن غافلگیرانه براش ترتیب بدیم
‫- اوه!

79
00:03:27,775 --> 00:03:32,012
‫خب، یه بهونه میخوایم که راضیش کنیم
‫شیک و پیک کنه و از خونه بره بیرون

80
00:03:32,045 --> 00:03:34,482
‫خب، شام خونه ما.
‫مشکل حل شد

81
00:03:34,515 --> 00:03:38,719
‫خب، واقعا وسوسه انگیزه
‫ولی باید یه چیزه تجملی و مدرن باشه

82
00:03:38,752 --> 00:03:40,554
‫میدونی، یه چیزه رسمی

83
00:03:40,588 --> 00:03:45,125
‫پس، تو فکر اینیم که شاید جاسلین
‫مراسم جمع آوری کمک‌های مالیش برای خیریه رو راه بندازه

84
00:03:46,660 --> 00:03:48,662
‫به من که چیزی نگفته

85
00:03:48,696 --> 00:03:49,963
‫چرا باید بگه؟

86
00:03:51,299 --> 00:03:54,101
‫خب، جانی اگه اون قراره
‫یه مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی راه بندازه

87
00:03:54,134 --> 00:03:59,072
‫به نظرم جاسلین به شوهرش میگفت

88
00:03:59,106 --> 00:04:01,008
‫یه مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی واقعی که نیست، رولاند

89
00:04:01,041 --> 00:04:05,045
‫فقط یه مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی تظاهریه
‫تا مویرا رو از خونه ببریم بیرون

90
00:04:05,078 --> 00:04:06,980
‫ببین، خودم میتونم بهش بگم

91
00:04:07,014 --> 00:04:11,118
‫ولی اینطوری میفهمه چون
‫مراسم دقیقا شب تولد اونه

92
00:04:11,151 --> 00:04:13,020
‫پس باید از یکی که نمیدونه...

93
00:04:13,053 --> 00:04:14,855
‫اون شب تولدشه راجع‌به مراسم خبردار بشه

94
00:04:16,255 --> 00:04:20,494
‫خیلی‌خب، پس میخوای یکی
‫رو پیدا کنم که نمیدونه

95
00:04:20,528 --> 00:04:23,263
‫نه. میخوام خودت بهش بگی

96
00:04:23,297 --> 00:04:25,065
‫ولی اینکه با عقل جور در نمیاد

97
00:04:25,098 --> 00:04:26,734
‫من که میدونم تولدشه

98
00:04:26,767 --> 00:04:29,403
‫چون من الان بهت گفتم تولدشه میدونی خب

99
00:04:29,437 --> 00:04:31,739
‫مویرا که نمیدونه تو میدونی
‫اون شب تولدشه

100
00:04:31,772 --> 00:04:33,474
‫- بهش نمیگم
‫- چرا باید بهش بگی؟

101
00:04:33,507 --> 00:04:35,242
‫دارم میگم که بهش چیزی نمیگم

102
00:04:35,275 --> 00:04:36,810
‫بهش چیزی نمیگم،
‫پس نگرانش نباش

103
00:04:36,844 --> 00:04:39,647
‫خیلی‌خب، ولی الان دیگه نگران شدم.
‫الان دیگه نگرانم

104
00:04:39,680 --> 00:04:42,350
‫ببین، مویرا رو میبرم بیرون قهوه بخوریم

105
00:04:42,383 --> 00:04:44,818
‫داریم میریم کافه، خب؟
‫امروز عصر

106
00:04:44,852 --> 00:04:45,919
‫آها

107
00:04:45,953 --> 00:04:47,455
‫و اون زمان عالی‌ایه که...

108
00:04:47,488 --> 00:04:52,426
‫تو بیای و راجع‌به مراسم بهش بگی

109
00:04:52,460 --> 00:04:54,227
‫بگو که نقشه رو میفهمی

110
00:04:54,261 --> 00:04:57,531
‫آره، جانی
‫نقشه رو میفهمم!

111
00:04:57,565 --> 00:05:00,368
‫خدایا! و خوشم نمیاد
‫مثل بچه‌ها باهام حرف بزنی!

112
00:05:00,401 --> 00:05:02,035
‫- خیلی‌خب، ببخشید رولاند
‫- خب، شرمنده ولی...

113
00:05:02,069 --> 00:05:03,637
‫- معذرت میخوام. ببین، عذر میخوام
‫- یکم تحقیر آمیزه

114
00:05:03,671 --> 00:05:05,706
‫فقط خیلی مهمه.
‫واقعا قضیه مهمیه

115
00:05:05,739 --> 00:05:07,375
‫میخوام مطمئن بشم نقشه
‫رو فهمیده باشی

116
00:05:07,408 --> 00:05:09,810
‫- باشه! میفهمم، خب؟
‫- خیلی‌خب

117
00:05:09,843 --> 00:05:12,746
‫فقط به نظرم واقعا دقیقه نود گفتی که
‫یه مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی راه بندازیم

118
00:05:12,780 --> 00:05:14,181
‫مراسمی درکار نیست!

119
00:05:14,214 --> 00:05:15,549
‫درسته. مراسمی در کار نیست

120
00:05:15,583 --> 00:05:16,750
‫تظاهریه!

121
00:05:16,784 --> 00:05:18,886
‫تظاهریه.
‫واسه خوش گذرونی

122
00:05:22,490 --> 00:05:27,395
‫خب، باید منو برسونی به المدیل

123
00:05:28,529 --> 00:05:30,398
‫به نظرت دارم چیکار میکنم؟

124
00:05:31,599 --> 00:05:32,933
‫نمیدونم، هیچی؟

125
00:05:32,966 --> 00:05:34,101
‫دارم کار میکنم

126
00:05:34,134 --> 00:05:35,703
‫- اوه، واقعا؟
‫- آره

127
00:05:35,736 --> 00:05:40,007
‫من یه شغل دارم که نمیتونم همینطوری به امون خدا ولش کنم
‫تا تو رو به المدیل ببرم

128
00:05:40,040 --> 00:05:41,909
‫باشه.
‫آره، و منم کاملا بهش احترام میذارم

129
00:05:41,942 --> 00:05:44,778
‫فقط قضیه اینه که
‫یه تورت گاناش تو المدیل پیدا کردم

130
00:05:44,812 --> 00:05:48,048
‫و واقعا باید تا قبل از جشن تولد مادرم
‫برم بیارمش، پس...

131
00:05:48,081 --> 00:05:49,883
‫من تا ساعت 6 سر کارم

132
00:05:49,917 --> 00:05:52,820
‫خیلی‌خب، ولی امروز عصر
‫اصلا کسی قراره اتاق بگیره؟

133
00:05:52,853 --> 00:05:55,456
‫- یه کیکه
‫- یه تورته

134
00:05:55,489 --> 00:05:58,258
‫چیزی شده؟

135
00:05:58,291 --> 00:06:00,327
‫میتونی سر جاده ماشین بگیری

136
00:06:00,360 --> 00:06:03,296
‫و بیدار بشم ببینم تو زیر زمین
‫یه راننده کامیون زنجیر شدم؟

137
00:06:03,330 --> 00:06:07,234
‫- از این خبرا نیست
‫- خب، من سر کارمم

138
00:06:07,267 --> 00:06:10,037
‫بنابراین نمیتونم چون تو کیک میخوای
‫همینطوری ول کنم بیام

139
00:06:11,639 --> 00:06:13,541
‫باشه.
‫خب، وقتی اینطوری میگی

140
00:06:13,574 --> 00:06:17,010
‫منو مسخره جلوه میده

141
00:06:17,978 --> 00:06:19,146
‫که اینطور نیست

142
00:06:19,747 --> 00:06:21,549
‫پس بابت...

143
00:06:21,582 --> 00:06:23,984
‫خدمات امروز عصرت ازت ممنونم

144
00:06:35,496 --> 00:06:37,898
‫هی. هی
‫شرمنده دیر کردم، جانی

145
00:06:37,931 --> 00:06:40,968
‫- باید یکم حرفا رو حفظ میکردم
‫- واسه چی دیر کردی، رولاند؟

146
00:06:41,001 --> 00:06:42,202
‫متوجه منظورت نمیشم

147
00:06:42,235 --> 00:06:44,237
‫واسه مراسم بزرگ جاسلین

148
00:06:44,271 --> 00:06:46,106
‫اومدم تا شخصاً شما دو نفر رو...

149
00:06:46,139 --> 00:06:49,109
‫به یه...

150
00:06:49,142 --> 00:06:53,781
‫مراسم سالانه مدرن شیک و پیک
‫که جاسلین میزبانش هست دعوت کنم

151
00:06:53,814 --> 00:06:56,149
‫خب، نه
‫شما رو دعوت نمیکنم

152
00:06:56,183 --> 00:06:57,585
‫ولی دارم میگم که...

153
00:06:57,618 --> 00:06:59,520
‫اونجا همدیگه رو میبینیم

154
00:06:59,553 --> 00:07:02,222
‫- تو مراسم بزرگی که جاسلین میزبانش هست
‫- اوهوم

155
00:07:02,255 --> 00:07:04,091
‫کل شهر به این مراسم میان

156
00:07:04,124 --> 00:07:06,894
‫همه‌شون شیک و پیک میکنن و...

157
00:07:06,927 --> 00:07:09,830
‫گفتم یه مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالیه؟

158
00:07:09,863 --> 00:07:11,865
‫اوه ببخشید، جانی.
‫بذار از اول شروع کنم

159
00:07:11,899 --> 00:07:13,701
‫چرا داری از من عذرخواهی میکنی؟

160
00:07:13,734 --> 00:07:15,503
‫نیازی نیست از من عذرخواهی کنی

161
00:07:15,536 --> 00:07:21,274
‫نه، نه. یه مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی
‫واسه بچه‌هاییه که...

162
00:07:22,476 --> 00:07:26,046
‫دهن‌شون...
‫شکاف کام دارن

163
00:07:26,079 --> 00:07:28,516
‫و جاس هر سال برگذار میکنه...

164
00:07:28,549 --> 00:07:30,317
‫خب رولاند، میدونی چیه؟

165
00:07:30,350 --> 00:07:36,089
‫احتمالا ما شنبه رو تو مسافرخونه بمونیم،
‫میدونی

166
00:07:36,123 --> 00:07:37,891
‫آره نه، البته

167
00:07:37,925 --> 00:07:40,961
‫نگاه کردن به اون بچه‌ها سخته،
‫درک میکنم

168
00:07:40,994 --> 00:07:42,796
‫ولی میدونین چیه؟
‫اونا رو هم شیک و پیک میکنیم

169
00:07:42,830 --> 00:07:44,765
‫- خیلی...
‫- چهارتا بلیط برامون کنار بذار

170
00:07:44,798 --> 00:07:46,133
‫- واقعا؟
‫- اوه، آره

171
00:07:46,166 --> 00:07:49,837
‫حداقل کاریه که میتونیم واسه پشتیبانی
‫از تلاش‌های بشردوستانه جاسلین انجام بدیم

172
00:07:49,870 --> 00:07:51,404
‫اوه، خیلی‌خب

173
00:07:51,438 --> 00:07:55,142
‫خب، مطمئنم جاسلین واقعا خوشحال میشه

174
00:07:55,175 --> 00:07:57,377
‫خب ممنون، رولاند
‫بابت دعوتت

175
00:07:57,410 --> 00:07:59,547
‫خواهش میکنم.
‫به نظرم خوب پیش رفت

176
00:07:59,580 --> 00:08:01,081
‫باشه، ممنون

177
00:08:01,114 --> 00:08:03,717
‫باشه.
‫خب، پس به نظرم به زودی میبینمت، جانی

178
00:08:03,751 --> 00:08:05,452
‫آره. خدافظ

179
00:08:05,485 --> 00:08:06,987
‫آره، خدافظ جانی

180
00:08:13,861 --> 00:08:15,362
‫اوه، ببخشید!

181
00:08:15,395 --> 00:08:17,765
‫چقدر سرعت میره

182
00:08:17,798 --> 00:08:19,867
‫خب، بهتره زودتر تابلو رو نصب کنیم

183
00:08:19,900 --> 00:08:23,203
‫پس، داریم واسه مادرم یه جشن غافلگیرانه
‫راه میندازیم که اصلا جواب نمیده

184
00:08:23,236 --> 00:08:26,106
‫و من باید ازت بخوام که میتونیم
‫انبارت رو قرض بگیریم یا نه

185
00:08:26,139 --> 00:08:30,678
‫ولی اگه نمیتونی یه شب از هم‌خواب شدن
‫با زن‌ها دست برداری، کاملا درک میکنم

186
00:08:30,711 --> 00:08:32,312
‫خب، کی گفته نمیتونم هر دو کار رو بکنم؟

187
00:08:38,785 --> 00:08:40,621
‫یه حشره تو موهات بود

188
00:08:40,654 --> 00:08:43,155
‫اوه. اَخ!

189
00:08:50,731 --> 00:08:51,865
‫جاسلین!

190
00:08:51,899 --> 00:08:53,333
‫مویرا، سلام!

191
00:08:53,366 --> 00:08:56,103
‫جاسلین، خیلی خوشحالم بهت برخورد کردم

192
00:08:56,136 --> 00:09:00,340
‫رولاند امروز راجع‌به مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالیت حرف زد
‫و منو به فکر انداخت

193
00:09:01,308 --> 00:09:03,243
‫- چیه من؟
‫- مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی سالانه‌ت

194
00:09:03,276 --> 00:09:05,713
‫واسه کودکان دچار ناهنجاری‌های دهن

195
00:09:06,880 --> 00:09:08,481
‫اوه، درسته.
‫بله

196
00:09:08,515 --> 00:09:10,350
‫عجب شبی بشه

197
00:09:10,383 --> 00:09:12,552
‫امیدوارم، چون منم میخوام
‫توش نقش داشته باشم

198
00:09:14,154 --> 00:09:16,123
‫- تو چی؟
‫- مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالیت

199
00:09:16,156 --> 00:09:17,891
‫همونطور که مطمئنم میدونی،

200
00:09:17,925 --> 00:09:21,561
‫من از سان فرانسیسکو تا لندن

201
00:09:21,595 --> 00:09:24,297
‫من عضو هیئت راه‌اندازی سودآورترین
‫مراسم‌های بدون سود شرکتی بودم

202
00:09:24,331 --> 00:09:28,335
‫و بعد از حرف زدن با رولاند،
‫اصلا حواسم نبود که...

203
00:09:28,368 --> 00:09:31,371
‫که تجربه فراوانم رو بهت هدیه کنم

204
00:09:31,404 --> 00:09:35,142
‫عجب!
‫این خیلی سخاوتمندانه‌ست، مویرا

205
00:09:35,175 --> 00:09:38,511
‫میخواستم ازت بخوام،
‫ولی نمیخواستم بهت زحمت بدم

206
00:09:38,545 --> 00:09:42,315
‫جاسلین، دیگه اینقدر ازم نترس

207
00:09:42,349 --> 00:09:43,717
‫آدمو مضطرب میکنه

208
00:09:43,751 --> 00:09:46,586
‫- ببخشید
‫- نه، طوری نیست. فقط بگو ممنون

209
00:09:47,387 --> 00:09:48,856
‫- ممنون؟
‫- تموم شد رفت!

210
00:09:48,889 --> 00:09:49,890
‫خواهش میکنم

211
00:09:53,593 --> 00:09:54,895
‫اوه، لعنت!

212
00:09:57,297 --> 00:09:59,232
‫منظورت چیه که کیک رو نگرفتی؟

213
00:09:59,266 --> 00:10:02,535
‫تنها کیک شکلاتی گاناشی که میتونستم پیدا کنم
‫تو المدیل بود

214
00:10:02,569 --> 00:10:04,972
‫و از استیوی خواستم منو ببره
‫ولی گفت نمیبره

215
00:10:05,005 --> 00:10:07,040
‫چون به نظرم یه مسئله‌ای براش پیش اومده

216
00:10:07,074 --> 00:10:08,809
‫نمیدونم والا.
‫حتما به بدنش مربوط میشه

217
00:10:08,842 --> 00:10:10,443
‫دیوید، بهت نیاز دارم

218
00:10:10,477 --> 00:10:14,214
‫داشتم با جاسلین راجع‌به مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی‌ای
‫که به نظر داره راه میندازه حرف میزدم...

219
00:10:14,247 --> 00:10:16,984
‫واه، واه، با جاسلین حرف زدی؟

220
00:10:17,017 --> 00:10:18,719
‫آره، راجع‌به مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی

221
00:10:18,752 --> 00:10:21,822
‫و بیچاره عین گوزنی بود که
‫چراغ ماشین گیجش کرده

222
00:10:21,855 --> 00:10:24,157
‫و منم نمیتونم دست رو دست بذارم...

223
00:10:24,191 --> 00:10:28,796
‫و این زن رو تماشا کنم
‫تا یه انگیزه واقعا باارزش رو خراب کنه

224
00:10:28,829 --> 00:10:31,031
‫پس دیوید، من و تو بهش کمک میکنیم

225
00:10:31,832 --> 00:10:32,933
‫خیلی‌خب

226
00:10:34,367 --> 00:10:38,138
‫ازت خواستم کاری کنی اون به مراسم دعوت بشه

227
00:10:38,171 --> 00:10:40,407
‫نه اینکه اونو تو مراسم دخیل کنی

228
00:10:40,440 --> 00:10:42,409
‫مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی فکر تو بود

229
00:10:42,442 --> 00:10:45,746
‫فکر نمیکردی مادرت بخواد تو برنامه‌ریزی
‫یه مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی دخالت کنه؟

230
00:10:45,779 --> 00:10:50,083
‫خدای من، پارسال اون سر شام بنیاد کلینتون
‫کاری کرد هیلاری تنش به لرزه در بیاد
‫[وزیر امور خارجه سابق آمریکا]

231
00:10:50,751 --> 00:10:52,619
‫خدایا! رولاند

232
00:10:52,652 --> 00:10:53,987
‫- رولاند. رولاند خر
‫- رولاند؟

233
00:10:54,021 --> 00:10:55,789
‫رولاند چطور وارد ماجرا شد؟

234
00:10:57,590 --> 00:11:00,060
‫من پاش رو به قضیه باز کردم،
‫اشتباه بدی بود، خب؟

235
00:11:00,093 --> 00:11:02,930
‫ولی ببین، مشکلی پیش نمیاد.
‫من و خواهرت میریم کیک رو میگیریم

236
00:11:02,963 --> 00:11:05,065
‫تو فقط مادرت رو کنترل کن

237
00:11:05,098 --> 00:11:07,901
‫وقتی پای برنامه‌ریزی همایش وسط باشه

238
00:11:07,935 --> 00:11:09,536
‫ارتش کره شمالی هم نمیتونه
‫مادر منو کنترل کنه

239
00:11:27,120 --> 00:11:28,922
‫چی؟ ها؟

240
00:11:28,956 --> 00:11:30,123
‫اوه!

241
00:11:32,726 --> 00:11:33,927
‫چقدره من خوابم؟

242
00:11:34,762 --> 00:11:36,363
‫نمیدونم، شاید 45 دقیقه‌ای بشه

243
00:11:36,396 --> 00:11:37,697
‫اوه؟

244
00:11:39,366 --> 00:11:40,633
‫کجاییم؟

245
00:11:40,667 --> 00:11:42,635
‫دیگه چیزی نمونده

246
00:11:42,669 --> 00:11:45,505
‫آخرین تابلویی که دیدم نوشته بود،
‫"خروج المدیل"، پس...

247
00:11:45,538 --> 00:11:48,241
‫هنوز ندیدمش،
‫ولی باید به‌زودی برسیم

248
00:11:48,275 --> 00:11:51,078
‫آخرین تابلو نوشته بود،
‫"خروج الدمیل"؟

249
00:11:51,511 --> 00:11:52,512
‫اوهوم

250
00:11:53,781 --> 00:11:56,984
‫خب، اون خروج از المدیل بوده

251
00:11:57,017 --> 00:11:59,252
‫زیاد جلو رفتیم،
‫باید برگردیم!

252
00:11:59,286 --> 00:12:01,421
‫- ولی تو خواب بودی!
‫- خب، بیدارم میکردی!

253
00:12:01,454 --> 00:12:03,223
‫نه! چون وقتی بیداری
‫خیلی بد اخلاقی...

254
00:12:03,256 --> 00:12:04,624
‫همین الانم داری بد اخلاقی میکنی

255
00:12:04,657 --> 00:12:06,827
‫- اوه!
‫- اوه!

256
00:12:09,262 --> 00:12:11,865
‫خب مویرا، در خصوص تزئینات

257
00:12:11,899 --> 00:12:13,901
‫دیوید لطف کرد و...

258
00:12:13,934 --> 00:12:16,770
‫یه لیست بلند از چیزهایی که
‫باید ازشون دوری کنم بهم داد

259
00:12:16,804 --> 00:12:21,541
‫عزیزم، همین که بگی مراسم
‫که مراسم نمیشه

260
00:12:21,574 --> 00:12:23,710
‫این چیزها نظم و ترتیب دارن

261
00:12:23,743 --> 00:12:25,678
‫خیلی‌خب، شروع شد

262
00:12:25,712 --> 00:12:28,415
‫خیلی‌خب، واسه چه سازمانیه

263
00:12:28,448 --> 00:12:32,085
‫- جراح‌ها...
‫- دکترهایی که شکاف دهن‌ها رو جراحی میکنن

264
00:12:32,119 --> 00:12:34,788
‫تا حالا اسمش رو نشنیدم.
‫و هئیت مدیره‌شون کیان؟

265
00:12:34,822 --> 00:12:36,423
‫فکر نکنم اونا بیان

266
00:12:36,456 --> 00:12:38,158
‫اوه، چقدر گستاخن

267
00:12:38,191 --> 00:12:39,726
‫بلیط‌ها چندن؟

268
00:12:39,759 --> 00:12:42,963
‫- آم، مجانی‌ان؟
‫- هنوز روی بلیط‌‍‌ها قیمت نذاشتیم

269
00:12:42,996 --> 00:12:44,531
‫من که واسه این پول نمیدم

270
00:12:44,564 --> 00:12:47,734
‫اوه، خدای من! شماها اصلا میدونین
‫کلمه جمع‌آوری کمک‌های مالی یعنی چی؟

271
00:12:47,767 --> 00:12:49,602
‫چرا اینو به عهده خودمون نمیذاری؟

272
00:12:49,636 --> 00:12:52,639
‫جاسلین، جدول زمانی و چک‌لیستت
‫رو لازم دارم

273
00:12:52,672 --> 00:12:54,641
‫دفتر برنامه‌ریزیت

274
00:12:54,674 --> 00:12:57,077
‫خب، ما یه برنامه‌ای داریم.
‫فقط هنوز...

275
00:12:57,110 --> 00:12:58,211
‫میدونی، ما فقط...
‫هنوز داریم روی...

276
00:12:58,245 --> 00:13:01,214
‫گوش کن، جاسلین داره تمام تلاشش رو میکنه

277
00:13:01,248 --> 00:13:03,917
‫با توجه به چیزهای کمی که
‫جاسلین در اختیار داره

278
00:13:03,951 --> 00:13:06,319
‫دیوید، نظرات شخصی درست نیست

279
00:13:07,420 --> 00:13:10,290
‫خیلی‌خب، دارم سعی میکنم
‫از این گل‌ها سر در بیارم

280
00:13:10,323 --> 00:13:11,791
‫گل‌ها چشونه؟

281
00:13:11,825 --> 00:13:13,827
‫فصلی‌ان و اونا...

282
00:13:13,861 --> 00:13:18,265
‫به بقیه چیزهای تزئینی‌ای که
‫جاسلین تدارک دیده میان

283
00:13:20,233 --> 00:13:23,904
‫دیوید، ببخشید
‫ولی وقت مجبور کردنه

284
00:13:23,937 --> 00:13:27,040
‫اگه همین الان جاسلین رو مجبور نکنیم
‫که پا پس بکشه

285
00:13:27,074 --> 00:13:29,209
‫نمیدونم دیگه چطوری میتونیم
‫این کابوس رو درستش کنیم

286
00:13:29,242 --> 00:13:30,810
‫چرا بیخیال این یکی نمیشی خب؟

287
00:13:33,013 --> 00:13:34,414
‫و جنابعالی؟

288
00:13:36,316 --> 00:13:37,717
‫خب، دیوید؟

289
00:13:41,788 --> 00:13:43,823
‫که اینطور.
‫مشخصه شما نیازی به...

290
00:13:43,857 --> 00:13:46,359
‫کمک برجسته‌ترین نیکوکار کشور ندارین

291
00:13:46,393 --> 00:13:47,861
‫نه

292
00:13:47,895 --> 00:13:50,397
‫باشه.
‫براتون آرزوی موفقیت میکنم

293
00:13:52,432 --> 00:13:53,934
‫نه، جدی میگم، ممکنه برم

294
00:13:57,204 --> 00:13:59,172
‫خیلی‌خب، آخرین هشدار.
‫تا شماره سه

295
00:14:00,540 --> 00:14:01,541
‫دو

296
00:14:03,176 --> 00:14:04,511
‫اوه، خدای من

297
00:14:08,181 --> 00:14:11,451
‫خب، به نظرم بدجور غافلگیر بشه

298
00:14:12,352 --> 00:14:13,686
‫تو اینطور فکر نمیکنی؟

299
00:14:19,192 --> 00:14:20,227
<i>‫  نه دلار و 99 سنت </i>

300
00:14:20,260 --> 00:14:21,561
<i>‫ و بهتون میگم، </i>
<i>‫ امکان نداره اشتباه کنین </i>

301
00:14:21,594 --> 00:14:24,031
<i>‫ وارد یه جواهر فروشی بشین، </i>
<i>‫ هزار دلار هزینه میکنین </i>

302
00:14:24,064 --> 00:14:26,433
<i>‫ ما خیلی آسونش کردیم... </i>

303
00:14:26,466 --> 00:14:30,603
‫اوه دیوید، نمیدونم چطوری تو
‫با اون آدم‌ها دیوونه نمیشی

304
00:14:30,637 --> 00:14:36,376
‫خب، همون آدم‌ها دارن کلی انرژی
‫واسه جمع کردن پول واسه اون بچه‌ها میشن

305
00:14:37,110 --> 00:14:39,947
‫بکش کنار.
‫خودت رو نجات بده

306
00:14:39,980 --> 00:14:42,749
‫خیلی‌خب، ازت میخوام
‫دو دوتا چهارتا کنی

307
00:14:42,782 --> 00:14:45,652
‫ما داریم یه مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی راه میندازیم

308
00:14:45,685 --> 00:14:50,323
‫که دقیقا تو شب تولد توئه

309
00:14:50,357 --> 00:14:52,692
‫حتما باید به رخم بکشی؟

310
00:14:52,725 --> 00:14:57,530
‫داریم یه "مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی"
‫تو شب تولدت برگذار میکنیم

311
00:14:57,564 --> 00:14:58,731
‫حالا داری بی‌رحم بازی در میاری

312
00:14:58,765 --> 00:15:00,700
‫مراسم واقعی نیست.
‫اصلا واقعی نیست

313
00:15:02,469 --> 00:15:03,470
‫اوه!

314
00:15:04,771 --> 00:15:09,076
‫تو داری یه جشن تولد برنامه‌ریزی میکنی

315
00:15:09,109 --> 00:15:11,144
‫که من نباید راجع‌بهش خبردار بشم

316
00:15:11,444 --> 00:15:12,445
‫اوهوم

317
00:15:14,581 --> 00:15:15,915
‫تو یه انبار کاه؟

318
00:15:20,320 --> 00:15:23,123
‫پول شمع‌ها رو نداریم.
‫اونا 2 دلار 49 سنت‌ان

319
00:15:23,156 --> 00:15:24,591
‫مگه همراه کیک نمیدن؟

320
00:15:24,624 --> 00:15:25,925
‫نه، ظاهراً اینطور نیست

321
00:15:25,959 --> 00:15:27,560
‫مثل کبریت که روی سیگار میدن

322
00:15:28,028 --> 00:15:29,129
‫مگه سیگار میکشی؟

323
00:15:29,662 --> 00:15:30,697
‫آم...

324
00:15:30,730 --> 00:15:32,699
‫نه

325
00:15:32,732 --> 00:15:35,168
‫نمیشه ازشون بخوایم که
‫همینطوری بهمون بدن؟

326
00:15:35,202 --> 00:15:37,637
‫اینجا کمیته امداد که نیست، الکسیس

327
00:15:37,670 --> 00:15:40,107
‫میدونی، اگه روش قیمت زده
‫باید پولش رو بدی

328
00:15:41,174 --> 00:15:43,810
‫نه اگه یواشکی برشون داری

329
00:15:43,843 --> 00:15:47,147
‫خب، این رفتار زننده‌ایه، مگه نه؟

330
00:15:47,180 --> 00:15:50,683
‫باشه خب، پس فکر کردی این عینک‌ها
‫رو چطوری از مغازه پمپ بنزین آوردم؟

331
00:15:50,717 --> 00:15:52,519
‫تو عینک آفتابی دزدیدی؟

332
00:15:52,552 --> 00:15:54,687
‫آره! اونجا یه پمپ بنزینه

333
00:15:54,721 --> 00:15:57,624
‫اوه خدای من، من یه دزد تربیت کردم.
‫برو تو ماشین منتظر بمون!

334
00:15:57,657 --> 00:15:59,192
‫تا پول اینو میدم تو ماشین منتظر بمون

335
00:16:04,431 --> 00:16:05,732
‫- سلام
‫- سلام. جانی رز هستم

336
00:16:05,765 --> 00:16:07,200
‫یه کیک تولد سفارش داده بودم

337
00:16:07,234 --> 00:16:09,402
‫- آره، شکلات گاناش؟
‫- درسته

338
00:16:16,043 --> 00:16:17,810
‫پسر، چه بوی...

339
00:16:20,180 --> 00:16:21,981
‫خوشمزه‌ای اینجا میاد

340
00:16:30,023 --> 00:16:33,360
‫- ممنون
‫- بفرما، عزیزم

341
00:16:33,393 --> 00:16:35,595
‫صبر کنین، صبر کنین، صبر کنین.
‫یه بازرسی آخر

342
00:16:36,363 --> 00:16:38,131
‫خوشگل.
‫بی‌نقصِ بی‌نقص

343
00:16:39,199 --> 00:16:41,734
‫مثل پدرت تو روزی که باهاش ازدواج کردم

344
00:16:41,768 --> 00:16:43,436
‫ما رو ببین،

345
00:16:43,470 --> 00:16:45,538
‫رزها دارن میرن...

346
00:16:45,572 --> 00:16:48,708
‫به برجسته‌ترین مراسم جمع‌آوری کمک‌های مالی این شهر

347
00:16:48,741 --> 00:16:50,243
‫فکر کنم داری زیادی بزرگ جلوه‌ش میدی

348
00:16:50,277 --> 00:16:52,979
‫خب، من که ولگردی نمیبینم
‫پس بریم داخل؟

349
00:16:53,012 --> 00:16:55,182
‫فکر کنم به اندازه کافی بصورت مُدانه دیر کردیم

350
00:16:55,215 --> 00:16:57,084
‫این هیچیش مُدانه نیست ولی...

351
00:16:57,117 --> 00:16:58,518
‫اول تو، عزیزم

352
00:17:01,654 --> 00:17:03,923
‫حامی‌ها کجان؟

353
00:17:04,656 --> 00:17:06,126
‫خب، نمیدونم

354
00:17:06,159 --> 00:17:08,295
‫شب مراسم رو اشتباه گرفتیم؟

355
00:17:09,429 --> 00:17:10,762
‫سوپرایز!

356
00:17:10,797 --> 00:17:14,300
‫چی!
‫مراسمی در کار نیست؟

357
00:17:14,334 --> 00:17:16,836
‫فقط اومدین واسه من جشن بگیرین؟

358
00:17:16,868 --> 00:17:19,939
‫اوه، هرگز تو تاریخ غافلگیری...

359
00:17:19,972 --> 00:17:23,510
‫کسی به این اندازه لذت‌وار گول نخورده بود

360
00:17:24,644 --> 00:17:26,045
‫عزیزم

361
00:17:26,079 --> 00:17:27,814
‫خیلی‌خب، کی بهش گفته؟

362
00:17:55,007 --> 00:17:56,143
‫اوه، سلام

363
00:17:56,176 --> 00:17:58,345
‫- خب، جشنت یه موفقیت بزرگه
‫- هوم

364
00:17:58,378 --> 00:17:59,479
‫تبریک میگم

365
00:17:59,512 --> 00:18:01,013
‫آره، ممنون

366
00:18:01,047 --> 00:18:02,982
‫مامانت کاملا به نظر غافلگیر شده بود

367
00:18:03,015 --> 00:18:05,818
‫آره، مامانم بدجور غافلگیر شده بود

368
00:18:07,987 --> 00:18:09,456
‫و کیکت رو هم گرفتی

369
00:18:09,489 --> 00:18:12,425
‫آره، این کیک رو یادته؟
‫ازت خواستم کمکم کنی برم بیارمش

370
00:18:12,459 --> 00:18:16,663
‫آره، پس باید بابت رفتار اون موقع‌ام
‫ازت عذرخواهی کنم

371
00:18:16,696 --> 00:18:18,365
‫اوهوم

372
00:18:18,398 --> 00:18:20,800
‫- به نظرم کل این قضیه...
‫- عادت ماهانه‌ای، ها؟

373
00:18:21,934 --> 00:18:23,236
‫دوست بودن...

374
00:18:23,270 --> 00:18:26,606
‫یکم سخته

375
00:18:26,639 --> 00:18:29,976
‫و فکر کنم تو بوجود آوردن این سد

376
00:18:30,009 --> 00:18:32,712
‫ممکنه یکم زیادی بالاش برده باشم

377
00:18:33,680 --> 00:18:36,015
‫خیلی‌خب.
‫آم...

378
00:18:36,048 --> 00:18:40,453
‫خب، اگه سد پایین اومده باشه،
‫میشه دوتا دوست باهم برقصن؟

379
00:18:40,487 --> 00:18:41,788
‫اشکالی نداره؟

380
00:18:41,821 --> 00:18:45,124
‫من معمولا با غریبه‌ها تو بارها...

381
00:18:45,158 --> 00:18:46,426
‫- درسته
‫- بعد از یکم مست کردن میرقصم

382
00:18:46,459 --> 00:18:47,460
‫آها

383
00:18:48,695 --> 00:18:51,631
‫ولی میتونم استثناء قائل بشم

384
00:18:52,131 --> 00:18:53,132
‫باشه

385
00:18:55,868 --> 00:18:57,404
‫- بیا برقصیم
‫- باشه

386
00:19:05,778 --> 00:19:07,046
‫هی!

387
00:19:08,348 --> 00:19:09,682
‫آم...

388
00:19:09,716 --> 00:19:13,386
‫واقعا معرکه شدی

389
00:19:13,420 --> 00:19:17,690
‫خب، نمیخواستم تنها کسی بشم
‫که کت و شلوار نپوشیده باشه

390
00:19:17,724 --> 00:19:21,027
‫مجبور شدی یکی رو بکشی
‫تا گیرش بیاری یا...

391
00:19:21,060 --> 00:19:22,595
‫آره

392
00:19:22,629 --> 00:19:24,797
‫چند نفری طول کشید
‫تا هم‌اندازه خودم رو پیدا کنم

393
00:19:25,465 --> 00:19:27,434
‫ولی تو خوب به خودت رسیدی

394
00:19:27,467 --> 00:19:28,768
‫آخ! به زور

395
00:19:28,801 --> 00:19:32,004
‫من اینو خیلی سال پیش
‫تو مراسم رقص دبیرستان پوشیدم

396
00:19:32,038 --> 00:19:36,809
‫ولی اون شب برام خوش شانسی آورد،
‫واسه همین امشبم پوشیدمش

397
00:19:38,245 --> 00:19:39,912
‫مگه میخواستی امشب خوش شانسی بیاری؟

398
00:19:44,651 --> 00:19:47,987
‫خب، تد کجاست؟

399
00:19:48,020 --> 00:19:49,356
‫آم...

400
00:19:49,389 --> 00:19:52,158
‫اون...

401
00:19:52,191 --> 00:19:56,496
‫امشب تو یه کنفرانسی چیزیه، پس...

402
00:20:01,033 --> 00:20:02,269
‫میخوای برقصی؟

403
00:20:04,036 --> 00:20:05,204
‫آره

404
00:20:06,706 --> 00:20:07,740
‫میخوام

405
00:20:08,441 --> 00:20:09,509
‫الکسیس!

406
00:20:10,277 --> 00:20:11,744
‫- تد!
‫- سلام!

407
00:20:12,945 --> 00:20:14,581
‫اینجا چیکار میکنی؟

408
00:20:14,614 --> 00:20:16,683
‫خب، یکی رو تو سمینار آخر جام گذاشتم.
‫نمیخواستم اینو از دست بدم

409
00:20:16,716 --> 00:20:18,184
‫- سلام، مَرد
‫- سلام

410
00:20:18,217 --> 00:20:19,486
‫یالا، بیا برقصیم

411
00:20:19,919 --> 00:20:21,120
‫کت و شلوار معرکه‌ایه، رفیق

412
00:20:22,689 --> 00:20:23,723
‫ممنون

413
00:20:23,756 --> 00:20:25,358
<i>‫ عزیزم، فکر میکردم تو... </i>

414
00:20:26,025 --> 00:20:27,527
‫یکی رو بخاطرش کشتم

415
00:20:38,705 --> 00:20:41,808
‫عاشق جشنم هستم، جان

416
00:20:41,841 --> 00:20:43,676
‫ولی خواهشا دیگه این‌کارو نکن

417
00:20:44,677 --> 00:20:47,179
‫خب، من که غافلگیر شدم

418
00:20:47,213 --> 00:20:50,517
‫- چون این شهر خوب خودش رو ثابت کرد
‫- اوهوم

419
00:21:03,062 --> 00:21:05,365
‫چیه؟

420
00:21:05,401 --> 00:21:25,365
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


