1
00:00:02,984 --> 00:00:04,359
‫از این ژاکت خوشت میاد؟

2
00:00:04,609 --> 00:00:07,420
‫جرد لتو بهم دادش و همیشه
‫نسبت بهش دو به شک بودم

3
00:00:08,651 --> 00:00:09,773
‫نمیدونم

4
00:00:10,460 --> 00:00:11,476
‫منظورت چیه، نمیدونی؟

5
00:00:11,602 --> 00:00:13,036
‫یا خوشت میاد یا خوشت نمیاد

6
00:00:13,203 --> 00:00:15,439
‫یعنی، چون جرد لتو دادتش بهت
‫ازش خوشم میاد

7
00:00:15,464 --> 00:00:17,781
‫و اون اولین مَردی بود که بوسیدم
‫ولی نمیدونم...

8
00:00:17,806 --> 00:00:18,984
‫دلی ازش خوشم میاد

9
00:00:19,009 --> 00:00:21,320
‫اینکه نشد جواب

10
00:00:21,436 --> 00:00:22,769
‫حالم خیلی بده،

11
00:00:22,906 --> 00:00:24,740
‫حس میکنم یه چیزی داره تو گلوم میسوزه

12
00:00:24,774 --> 00:00:26,808
‫اوه، خدای من، خب
‫تا الان میتونستی جواب سوالم رو بدی

13
00:00:26,843 --> 00:00:28,296
‫پس به گمونم میپوشمش

14
00:00:28,321 --> 00:00:30,945
‫بابا، میشه برام آبمیوه بیاری؟

15
00:00:30,970 --> 00:00:33,968
‫- الان میام، عزیزم!
‫- بله، الان میایم!

16
00:00:34,070 --> 00:00:35,671
‫میدونستم این روز بالاخره میاد، جان!

17
00:00:35,736 --> 00:00:37,103
‫جدا از جامعه مدرن، فقیر

18
00:00:37,128 --> 00:00:38,996
‫به هیچ خدمات پزشکی‌ای دسترسی نداریم

19
00:00:39,140 --> 00:00:41,274
‫فقط دعا میکردم الکسیس دچارش نشه

20
00:00:41,307 --> 00:00:44,125
‫- فقط یه سرما خوردگیه، مویرا
‫- اوه، همیشه فقط یه سرما خوردگیه، جان

21
00:00:44,160 --> 00:00:46,827
‫تا اینکه میبینیم حبصه‌ست

22
00:00:46,862 --> 00:00:48,406
‫من حبصه ندارم!

23
00:00:48,431 --> 00:00:50,890
‫خب، معلومه که نداری،
‫مگه چقدر احتمال داره؟

24
00:00:50,915 --> 00:00:52,916
‫ولنتینا رو یادته؟

25
00:00:53,086 --> 00:00:55,087
‫خدمتکار اتاق‌مون تو جزیره مارتینیک کوچک؟

26
00:00:55,122 --> 00:00:56,622
‫همه‌مون فکر میکردم اون فقط سرما خورده،

27
00:00:56,656 --> 00:00:57,990
‫تا دیگه دیر شده بود

28
00:00:58,025 --> 00:00:59,392
‫هرگز نمیتونم تصویر...

29
00:00:59,426 --> 00:01:02,664
‫کف کردن و لرزشش توی قایق
‫رو از ذهنم پاک کنم!

30
00:01:02,689 --> 00:01:05,124
‫هنوزم صداتون رو میشنوم!

31
00:01:05,149 --> 00:01:07,117
‫دوستت داریم، الکسیس!

32
00:01:07,142 --> 00:01:10,111
‫- مگه نه؟
‫- دوستت داریم، الکسیس

33
00:01:10,283 --> 00:01:11,650
‫بهش بگو براش آمیوه میبری

34
00:01:11,675 --> 00:01:13,209
‫دارم آبیموه رو براش میبرم دیگه، مویرا

35
00:01:13,234 --> 00:01:15,109
‫جان، بهش دست نزن

36
00:01:15,463 --> 00:01:17,097
‫اوه...

37
00:01:18,296 --> 00:01:20,731
‫من تا همینجا بیشتر جلو نمیام، الکسیس

38
00:01:20,992 --> 00:01:23,327
‫یکی از ماها باید بخاطر دیوید در امان بمونه

39
00:01:23,352 --> 00:01:24,752
‫من که تو اتاقم

40
00:01:24,777 --> 00:01:26,693
‫دیدی، هنوزم زنده‌ایم، مویرا

41
00:01:26,718 --> 00:01:28,153
‫فکر کنم طوری‌مون نمیشه

42
00:01:28,187 --> 00:01:30,588
‫معلومه که همینطوره،
‫روحیه درستش همینه

43
00:01:30,622 --> 00:01:34,292
‫من تا کارتون تموم میشه
‫در رو میبندم

44
00:01:34,326 --> 00:01:37,062
‫متاسفم!
‫متاسفم!

45
00:01:37,096 --> 00:01:50,679
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

46
00:01:51,209 --> 00:01:53,576
‫اوه! آه...

47
00:01:53,601 --> 00:01:55,203
‫از این ژاکت خوشت میاد؟

48
00:01:56,579 --> 00:01:57,851
‫راستش...

49
00:01:58,305 --> 00:02:00,807
‫با اینکه شجاعتت رو تحسین میکنم

50
00:02:00,832 --> 00:02:02,843
‫وقتی قضیه مُد باشن،

51
00:02:02,868 --> 00:02:04,703
‫من فقط بهترین کسی نیستم
‫که اینا رو ازش بپرسی

52
00:02:05,345 --> 00:02:06,713
‫- خیلی‌خب
‫- چه خبره؟

53
00:02:06,747 --> 00:02:08,335
‫هیچی

54
00:02:08,360 --> 00:02:12,545
‫- به نظر مضطرب میای
‫- اصلا. مضطرب نیستم

55
00:02:12,570 --> 00:02:16,656
‫فقط میخوام یه تاثیر ماندگار روی طرف بذارم، پس...

56
00:02:16,724 --> 00:02:18,124
‫یه مصاحبه کاریه؟

57
00:02:18,159 --> 00:02:19,693
‫واسه سِمت "مدیر برند"

58
00:02:19,727 --> 00:02:21,594
‫تو یه بوتیک مجلل

59
00:02:21,628 --> 00:02:23,007
‫تو المدیل؟

60
00:02:23,497 --> 00:02:25,064
‫خیلی‌خب، یه سری دروغ‌هایی هست
‫که به خودم میگم

61
00:02:25,098 --> 00:02:26,799
‫و اگه تو دوستم باشی

62
00:02:26,833 --> 00:02:29,301
‫میذاری به اون دروغ‌ها تکیه کنم

63
00:02:29,335 --> 00:02:32,871
‫و منو میبری به مصاحبه

64
00:02:32,906 --> 00:02:35,140
‫پس این یکی از اون چیزهای
‫یه گزینه‌ایه؟

65
00:02:35,175 --> 00:02:38,640
‫میتونم بهت کمک کنم به دروغ‌ها تکیه کنی،
‫و نبرمت به المدیل؟

66
00:02:38,912 --> 00:02:40,579
‫خیلی‌خب، من میرم ژاکتم رو عوض کنم

67
00:02:40,613 --> 00:02:42,875
‫و پیش ماشینت میبینمت، پس...

68
00:02:43,506 --> 00:02:45,453
‫شبیه پانچوئه

69
00:02:48,755 --> 00:02:50,122
‫پس یارو بهم گفت،

70
00:02:50,156 --> 00:02:53,671
‫"خب، با حنجره شکسته امتحانش نمیکنم!"

71
00:02:53,860 --> 00:02:56,461
‫عمراً امتحانش کنم!

72
00:02:58,931 --> 00:03:01,065
‫- صبح بخیر، پسرا
‫- سلام، جانی

73
00:03:01,100 --> 00:03:03,835
‫- اهم!
‫- اوه، مَرد! اوه، پسر

74
00:03:06,138 --> 00:03:07,538
‫خب، اگه شما آقایون از نظرتون اشکالی نداره

75
00:03:07,572 --> 00:03:09,373
‫دوست دارم روزم رو شروع کنم

76
00:03:09,407 --> 00:03:10,808
‫آره، منم همینطور

77
00:03:10,843 --> 00:03:12,554
‫میخواین تردستی با کارت ببینین؟

78
00:03:12,579 --> 00:03:14,912
‫- اوه، من میخوام
‫- خیلی‌خب، اول یه بسته پاسور لازم دارم

79
00:03:14,947 --> 00:03:16,680
‫خیلی‌خب، میدونین چیه
‫بدم میاد خوش گذرونی‌تون رو بهم بزنم

80
00:03:16,715 --> 00:03:20,451
‫ولی این دفتر منه،
‫و کلی کار هم دارم

81
00:03:20,485 --> 00:03:22,253
‫پس پاشو، رولاند

82
00:03:22,287 --> 00:03:23,710
‫دفترت؟

83
00:03:23,735 --> 00:03:25,723
‫خب، این یه‌جورایی جالبه، جانی

84
00:03:25,758 --> 00:03:27,892
‫چون یادم نمیاد درخواست...

85
00:03:27,926 --> 00:03:30,394
‫جواز کسب و کار جدیدت
‫برام اومده باشه

86
00:03:30,428 --> 00:03:31,828
‫اوه، خدایا!

87
00:03:31,863 --> 00:03:34,397
‫خیلی بده که شاهد این گفتگو باشی!

88
00:03:34,431 --> 00:03:36,179
‫باب، تو اتاقی دیگه

89
00:03:36,822 --> 00:03:39,323
‫میدونی، جانی
‫یه‌جورایی روند استاندارده

90
00:03:39,348 --> 00:03:42,317
‫که کسب و کارهای جدید
‫خودشون رو ثبت کنن

91
00:03:42,439 --> 00:03:43,807
‫ولی خب، به گمونم چیزه زیادی نداری...

92
00:03:43,841 --> 00:03:45,809
‫که ثبتش کنی، نه؟

93
00:03:48,345 --> 00:03:49,712
‫شاید از نظر تو اینطور باشه، رولاند

94
00:03:49,747 --> 00:03:51,915
‫ولی یادت باشه من رز ویدئو رو...

95
00:03:51,949 --> 00:03:53,917
‫با دو هزار دلار و یه رویا شروع کردم

96
00:03:53,951 --> 00:03:56,019
‫پس همه‌چی برمیگرده به برنامه‌ریزی

97
00:03:56,053 --> 00:03:57,788
‫من هر روز میبینمش

98
00:03:57,822 --> 00:04:00,223
‫کلی برنامه‌ریزی در عالم سکوت

99
00:04:00,258 --> 00:04:02,759
‫حتما، یکی دوتا مافین هم میل میکنه

100
00:04:02,794 --> 00:04:05,896
‫ولی میفهمم که همه اینا
‫بخشی از برنامه‌ریزی هستن

101
00:04:05,930 --> 00:04:07,007
‫درسته، جانی؟

102
00:04:08,332 --> 00:04:09,492
‫ممکنه

103
00:04:10,233 --> 00:04:12,234
‫آره، ممکنه.
‫یعنی...

104
00:04:12,636 --> 00:04:15,671
‫میتونم به این مافین نگاه کنم و بگم،
‫این یه مافین خوبه

105
00:04:15,872 --> 00:04:18,007
‫بدجور دلم بیگل میخود،
‫ولی از وقتی رسیدم به این شهر...

106
00:04:18,041 --> 00:04:19,828
‫تا حالا بیگلی به چشم ندیدم

107
00:04:20,301 --> 00:04:22,512
‫حالا، قدیما تو رز ویدئو
‫به دستیارم میگفتم...

108
00:04:22,546 --> 00:04:24,367
‫هر روز صبح یه بیگل برام بیاره

109
00:04:24,581 --> 00:04:27,650
‫پس ممکنه فکر کنم یه مغازه بیگل فروشی

110
00:04:27,685 --> 00:04:29,118
‫چیزیه که ممکنه به درد این شهر بخوره

111
00:04:29,152 --> 00:04:30,867
‫اوهف من عاشق یه بیگل خوبم، جانی

112
00:04:31,722 --> 00:04:33,823
‫به نظرت این ایده واقعا جوابه؟

113
00:04:33,857 --> 00:04:37,126
‫خب، این فقط یه مثاله، باب

114
00:04:37,160 --> 00:04:39,829
‫اووه، همین که فکر میکنم

115
00:04:39,863 --> 00:04:43,499
‫ما تو "کارخونه رویاسازی جانی رز" نشستیم
‫موهای تنم سیخ میشن

116
00:04:43,534 --> 00:04:45,301
‫اوووه!

117
00:04:45,335 --> 00:04:47,569
‫چه مسخره

118
00:04:47,603 --> 00:04:51,506
‫بهت میگم چیکار میکنیم، جانی
‫به جای هزینه جواز

119
00:04:51,541 --> 00:04:53,304
‫فقط یه گاز از مافینت میزنم

120
00:04:54,211 --> 00:04:56,045
‫اووم! خوشمزه‌ست!

121
00:04:57,916 --> 00:04:59,750
‫اومم! اوم! اوم!

122
00:04:59,848 --> 00:05:03,016
‫باید برم سر بازخوانی جزیگلز، الکسیس

123
00:05:03,041 --> 00:05:06,164
‫پس باید قول بدی که
‫حالت باثبات باقی میمونه

124
00:05:06,789 --> 00:05:09,132
‫از هرچی بیمارستانه خیلی دوریم

125
00:05:09,958 --> 00:05:13,078
‫باید علائمت رو جدی بگیری

126
00:05:13,634 --> 00:05:14,976
‫الکسیس؟

127
00:05:16,617 --> 00:05:19,671
‫- الکسیس؟!
‫- خوابیدم!

128
00:05:21,103 --> 00:05:22,328
‫اوه، عزیزم!

129
00:05:22,905 --> 00:05:25,132
‫عزیزم، باید ازت یه سوال جدی بپرسم

130
00:05:25,374 --> 00:05:27,976
‫بدتر شده یا خودت آرایش نکردی؟

131
00:05:28,010 --> 00:05:30,211
‫هول شدن تو کمکی به حال من نمیکنه!

132
00:05:30,246 --> 00:05:31,390
‫خب، معذرت میخوام، عزیزم

133
00:05:31,415 --> 00:05:33,217
‫ولی تو اولین نفری هستی که
‫اینجا مریض شده

134
00:05:33,242 --> 00:05:34,715
‫و من نمیتونم...
‫من...

135
00:05:34,750 --> 00:05:36,281
‫بابت نگرانیت ممنونم،

136
00:05:36,418 --> 00:05:38,953
‫ولی فقط یه سرما خوردگیه،
‫و فقط باید بهتر بشم

137
00:05:38,988 --> 00:05:40,062
‫حق با توئه

138
00:05:40,303 --> 00:05:42,289
‫ولی تب دارم؟

139
00:05:43,292 --> 00:05:45,546
‫- نمیدونم
‫- میشه بیای ببینی؟

140
00:05:49,031 --> 00:05:51,432
‫هوم. آه!

141
00:05:54,437 --> 00:05:56,882
‫فکر کنم باید بدون دستمال دست بزنی

142
00:05:58,087 --> 00:06:01,256
‫حق با توئه، دستت رو بذار
‫روی پیشونیت

143
00:06:01,281 --> 00:06:03,248
‫مامان!

144
00:06:04,945 --> 00:06:06,453
‫اوه، خدایا!

145
00:06:06,478 --> 00:06:08,258
‫- گرمه!
‫- چقدر گرمه؟

146
00:06:08,283 --> 00:06:10,684
‫من چه بدونم الکسیس،
‫پرستار که نیستم!

147
00:06:10,719 --> 00:06:13,721
‫ولی یه‌بار تو یه برنامه دوست داشتنی کوچیک "هاروی"
‫نقش پرستار بازی کردم

148
00:06:13,755 --> 00:06:15,687
‫ولی شخصیته تو تیمارستان کار میکرد

149
00:06:17,103 --> 00:06:19,305
‫من که میگم تقصیر اون شب‌های دیروقته
‫که تو انبار علوفه‌ میموندی

150
00:06:19,421 --> 00:06:20,855
‫هوای سرد میومده داخل و میرفته

151
00:06:20,880 --> 00:06:24,023
‫و تو و مات لباسی هم تنتون نبوده

152
00:06:24,341 --> 00:06:25,808
‫همه یه وقت‌هایی مریض میشن

153
00:06:25,833 --> 00:06:27,531
‫از طرف خودت حرف بزن!

154
00:06:29,537 --> 00:06:31,604
‫ببخشید، الکسیس.
‫عذر میخوام باید تنهات بذارم

155
00:06:31,639 --> 00:06:34,812
‫ولی مامانی باید واسه تک‌خونیش بجنگه

156
00:06:35,335 --> 00:06:38,037
‫آه!

157
00:06:44,131 --> 00:06:46,529
‫نه. نه. نه

158
00:06:46,554 --> 00:06:48,585
‫- چیه؟
‫- خب، ممکن نیست این باشه

159
00:06:48,710 --> 00:06:50,077
‫همینه

160
00:06:50,102 --> 00:06:52,592
‫از مجللیه توتیک معلوم نیست؟

161
00:06:52,626 --> 00:06:53,993
‫خب، این تبلیغات دروغینه!

162
00:06:54,027 --> 00:06:57,228
‫من تو این بوتیک بودم،
‫و هیچیش مجلل نیست!

163
00:06:57,263 --> 00:06:59,698
‫چطور تو این بوتیک بودی؟

164
00:06:59,732 --> 00:07:02,078
‫همراه رولاند بودم،
‫اومدیم واسه جاسلین خرید کنیم

165
00:07:03,585 --> 00:07:05,256
‫داستان دراز و ترسناکیه

166
00:07:05,281 --> 00:07:07,014
‫بگذریم، نمیتونیم اینجا باشیم
‫باید بریم

167
00:07:07,239 --> 00:07:08,789
‫چرا؟ دلیلش چیه؟

168
00:07:08,814 --> 00:07:12,083
‫احتمالش زیاده که ممکنه
‫به صاحب اینجا توهین کرده باشم

169
00:07:12,345 --> 00:07:14,680
‫اوه خب، تو که اینطوری نیستی

170
00:07:14,714 --> 00:07:16,335
‫سلیقه خیلی سوال برانگیزی داره

171
00:07:16,810 --> 00:07:19,445
‫و امکانش هست که تو صورتش گفته باشم

172
00:07:19,470 --> 00:07:23,039
‫پس فایده نداره اینجا باشیم،
‫میتونی ماشین رو روشن کنی

173
00:07:23,064 --> 00:07:25,832
‫من این همه راه رو نیومدم که
‫تو این کارو نکنی

174
00:07:26,192 --> 00:07:28,527
‫به علاوه، احتمالا این تنها شغل...

175
00:07:28,561 --> 00:07:30,617
‫توی این شهره که واجد شرایطش باشی

176
00:07:31,185 --> 00:07:32,653
‫باشه، خب میخوای با همین حرفت
‫بحث رو با طرف شروع کنم

177
00:07:32,851 --> 00:07:36,052
‫یا بذارمش واسه آخر صحبت‌مون
‫که سوپرایز بشه؟

178
00:07:39,698 --> 00:07:41,399
‫میدونی، جانی

179
00:07:43,609 --> 00:07:47,164
‫به نظرم واقعا این ایده بیگلت
‫جواب باشه

180
00:07:48,063 --> 00:07:50,824
‫آره ولی باب، همونطور که صبح گفتم

181
00:07:50,849 --> 00:07:52,550
‫خیلی حکم ایده نداشت

182
00:07:52,584 --> 00:07:55,046
‫بیشتر یه مثال ایده بود

183
00:07:55,111 --> 00:07:56,612
‫که اینطور

184
00:07:56,637 --> 00:08:00,429
‫خب، به عنوان مثال
‫اگه بخوای مغازه بیگل فروشی باز کنی

185
00:08:00,863 --> 00:08:02,998
‫اولین کاری که باید بکنی چیه؟

186
00:08:03,313 --> 00:08:05,896
‫خب بدون مقدمه، راستش نمیدونم

187
00:08:05,921 --> 00:08:08,942
‫به گمونم میگردم دنبال یه مغازه خالی

188
00:08:08,967 --> 00:08:11,768
‫و بعد احتمالا میگردم دنبال فر بیگل‌پزی

189
00:08:11,793 --> 00:08:15,330
‫و یه فرد بیگل‌پز

190
00:08:15,355 --> 00:08:18,657
‫کنجدی؟
‫گوئن عاشق کنجدی‌هاشه

191
00:08:18,682 --> 00:08:20,182
‫آره خب، حالا هرچی

192
00:08:20,396 --> 00:08:22,930
‫و بعد بیگل‌های پنیر خامه‌ای بلوبری میگیریم

193
00:08:22,987 --> 00:08:24,179
‫- اووه!
‫- آره

194
00:08:24,204 --> 00:08:25,938
‫گوش کن باب،
‫اشتیاقت دست‌خوش داره

195
00:08:25,963 --> 00:08:29,032
‫ولی اگه حتی این ایده مغازه بیگل فروشی
‫ایده جواب‌‎گویی بود

196
00:08:29,057 --> 00:08:31,459
‫- که به نظر من هست
‫- منصفانه‌ست

197
00:08:31,484 --> 00:08:35,437
‫ولی بازم باید خیلی چیزها
‫رو مد نظر قرار بدی

198
00:08:35,462 --> 00:08:37,497
‫منظورم اینه که، باید مطمئن بشی
‫که داری...

199
00:08:37,522 --> 00:08:40,190
‫بیگل‌های خوب رو از طریق واقعیش درست میکنی

200
00:08:40,215 --> 00:08:41,783
‫خب،

201
00:08:41,880 --> 00:08:45,679
‫تو بدون شک میدونی چطوری
‫به طریق واقعیش درستشون کنی

202
00:08:45,826 --> 00:08:49,187
‫چون تو...

203
00:08:50,811 --> 00:08:53,609
‫- یهودی‌ام؟
‫- نمیدونستم میتونم به زبونش بیارم یا نه

204
00:08:55,275 --> 00:08:58,351
‫ولی پسر، شماها واقعا عاشق بیگل‌هاتون هستین!

205
00:08:58,851 --> 00:09:02,562
‫یعنی منم عاشق‌شونم،
‫و حتی من...

206
00:09:05,330 --> 00:09:07,699
‫یهودی نیستی.
‫میتونی به زبونش بیاری، باب

207
00:09:07,724 --> 00:09:10,258
‫دلیلش رو نمیدونم،

208
00:09:10,283 --> 00:09:11,968
‫برام به نظر یه فوش میاد

209
00:09:13,039 --> 00:09:14,372
‫اونی که نمیشه گفت چیه؟

210
00:09:14,407 --> 00:09:16,207
‫خیلی‌خب، میدونی چیه
‫من کلی کار دارم، باب

211
00:09:16,242 --> 00:09:18,695
‫ولی ممنون که بهم سر زدی

212
00:09:27,485 --> 00:09:28,986
‫پس... دیوید!

213
00:09:29,021 --> 00:09:30,855
‫عجب رزومه‌ای

214
00:09:30,889 --> 00:09:34,695
‫اگه یه وقت هنرمند اجرا کننده خواستم
‫میدونم باید به کی زنگ بزنم

215
00:09:35,250 --> 00:09:38,085
‫- ممنون
‫- دره‌پیت

216
00:09:38,764 --> 00:09:42,232
‫- ببخشید؟
‫- به مغازه‌ام گفتی دره‌پیت

217
00:09:42,267 --> 00:09:44,828
‫وقتی همراه شهردار اومده بودی اینجا

218
00:09:45,640 --> 00:09:48,439
‫اومم... اوهوم

219
00:09:48,473 --> 00:09:49,840
‫اومم

220
00:09:49,875 --> 00:09:51,876
‫خب، به نظرم چیزی که من
‫میتونم با این سِمت از خودم نشون بدم

221
00:09:51,910 --> 00:09:55,579
‫طریقه دنیا دیده‌‍‌وانه‌ای در خصوص بازرگانی

222
00:09:55,613 --> 00:09:58,481
‫و تاتیک‌های فروشه.
‫قضیه دره‌پیت تموم نشد، نه؟

223
00:09:58,515 --> 00:10:01,618
‫نه، ذهنم رو مشغول کرده

224
00:10:01,652 --> 00:10:04,320
‫چرا میخوای تو مغازه‌ای کار کنی
‫که دره‌پیت توصیفش کردی!

225
00:10:04,354 --> 00:10:06,255
‫فکر نکنم نیازی باشه
‫این کلمه تکرار بشه

226
00:10:06,290 --> 00:10:07,857
‫دره‌پیت!

227
00:10:07,892 --> 00:10:11,203
‫هنوزم به نظرت مغازه من دره‌پیته، دیوید؟

228
00:10:14,364 --> 00:10:15,865
‫که به همین خاطر حس میکنم
‫میتونم کمک کنم

229
00:10:15,900 --> 00:10:17,400
‫به نظرت به کمک تو نیاز دارم؟

230
00:10:17,434 --> 00:10:19,569
‫خب، چون تو آگهی روزنامه کمک خواستین اومدم

231
00:10:19,604 --> 00:10:22,521
‫خب دیوید، من دنبال یه همکارم

232
00:10:22,546 --> 00:10:25,274
‫که به مغازه من باور داشته باشه

233
00:10:25,309 --> 00:10:28,209
‫خب، میتونم با قاطعیت کامل بگم که...

234
00:10:28,234 --> 00:10:32,247
‫که تو مغازه شما به معنای واقعی
‫هیچی جزء...

235
00:10:32,281 --> 00:10:33,951
‫پتانسیل نمیبینم، میدونی؟

236
00:10:33,992 --> 00:10:36,515
‫آیا فضای مغازه شلوغ پلوغه؟
‫آره

237
00:10:37,087 --> 00:10:38,787
‫مانکن‌ها یکم زیادی سینه‌هاشون گنده‌ست؟

238
00:10:38,822 --> 00:10:40,388
‫بدون شک

239
00:10:40,524 --> 00:10:42,624
‫اینجا بوی فیلتر ادرار تهه توالت میاد؟

240
00:10:43,085 --> 00:10:44,159
‫شاید

241
00:10:44,193 --> 00:10:46,294
‫خب، همه حرفات خیلی سودمندن

242
00:10:46,329 --> 00:10:50,335
‫و مشخصه ایده‌های قوی‌ای داری

243
00:10:51,015 --> 00:10:54,569
‫مشکل اینجاست.
‫به نظر میاد توی...

244
00:10:54,604 --> 00:10:56,905
‫فیلتر کردن افکار منفی مشکل داری

245
00:10:56,940 --> 00:11:01,409
‫پس مطمئن نیستم که بتونم
‫بهت اعتماد کنم

246
00:11:01,444 --> 00:11:04,015
‫تا نماینده "انبار بلوز" باشی

247
00:11:05,181 --> 00:11:07,215
‫باشه خب، خوش گذشت

248
00:11:07,250 --> 00:11:08,953
‫خیلی ممنون

249
00:11:09,885 --> 00:11:12,053
‫باید تو مغازه درحال...

250
00:11:12,087 --> 00:11:14,023
‫کار کردن با مشتری‌ها ببینمت

251
00:11:15,658 --> 00:11:16,820
‫باشه

252
00:11:28,304 --> 00:11:30,726
‫- میشه کمکتون کنم؟
‫- باب میخواد باهم صحبت کنیم

253
00:11:31,750 --> 00:11:33,585
‫باب میخواد ما باهم صحبت کنیم؟

254
00:11:33,619 --> 00:11:35,953
‫- آره، میشه بشینم؟
‫- نه، نه

255
00:11:35,987 --> 00:11:38,356
‫سلام، جانی

256
00:11:38,390 --> 00:11:39,957
‫- باب؟
‫- این ایوانه

257
00:11:39,991 --> 00:11:41,392
‫- آها؟
‫- بشین

258
00:11:41,427 --> 00:11:44,406
‫- آه
‫- خب... حتما، بشین. بشینین

259
00:11:44,431 --> 00:11:48,468
‫ایوان میخواد با ایده بیگل کمک کنه

260
00:11:48,767 --> 00:11:51,302
‫خب، هیچ بیگلی...
‫یعنی، میدونی باب،

261
00:11:51,337 --> 00:11:53,507
‫- بهت که گفتم...
‫- من آجر دارم

262
00:11:54,273 --> 00:11:56,406
‫آجر داری؟
‫کدوم آجر؟

263
00:11:56,908 --> 00:11:58,226
‫- واسه تنور بیگل‌پزی
‫- آره

264
00:11:58,744 --> 00:12:00,111
‫ایوان تو معدن سنگ کار میکنه،

265
00:12:00,145 --> 00:12:02,579
‫یه کامیون پر از آجر داره

266
00:12:02,614 --> 00:12:03,757
‫همین جلو پارکه!

267
00:12:04,002 --> 00:12:08,139
‫باب، میدونی، این مغازه بیگل‌فروشی
‫فقط یه ایده بود

268
00:12:08,486 --> 00:12:09,854
‫میدونی، حتی ایده هم نیست

269
00:12:09,888 --> 00:12:14,812
‫فقط یه تصور از یه ایده نظریه

270
00:12:14,837 --> 00:12:16,148
‫خب، ممکنه اینطور باشه

271
00:12:16,201 --> 00:12:20,237
‫ولی میدونی یه تنور بیگل‌پزی چقدر پولشه؟

272
00:12:20,632 --> 00:12:23,433
‫و ایوان حاضره مجانی برامون محیاش کنه

273
00:12:23,468 --> 00:12:26,336
‫- تا وقتی که بتونم...
‫- تا وقتی که اون بتونه بیگل‌ها رو درست کنه

274
00:12:26,371 --> 00:12:29,656
‫- آره
‫- عجب، خب کسی قرار نیست بیگلی بپزه

275
00:12:29,681 --> 00:12:31,876
‫- درحال حاضر
‫- میخوای خالی‌شون کنم؟

276
00:12:31,910 --> 00:12:33,281
‫نه، خالی نکن

277
00:12:33,306 --> 00:12:34,979
‫ایوان، میشه یه لحظه عذر ما رو پذیرا باشی؟

278
00:12:35,013 --> 00:12:37,570
‫میخوام دو کلوم با باب صحبت کنم

279
00:12:37,595 --> 00:12:39,671
‫- اوه آره، حتما
‫- خیلی‌خب

280
00:12:43,617 --> 00:12:46,290
‫میشه پاشی و تنهامون بذاری؟

281
00:12:46,324 --> 00:12:47,398
‫خیلی‌خب، اوه باشه

282
00:12:47,423 --> 00:12:48,789
‫زودی میام بیرون پیشت

283
00:12:48,814 --> 00:12:52,015
‫باب، میدونی ما...

284
00:12:53,331 --> 00:12:54,554
‫اوه

285
00:12:55,487 --> 00:12:58,590
‫ما خیلی دور از اینیم که...

286
00:12:58,615 --> 00:13:02,818
‫گفتگویی راجع‌به این قضیه داشته باشیم...
‫میدونی، کسب و کار رو میگم

287
00:13:02,940 --> 00:13:05,085
‫آره. خیلی‌خب

288
00:13:05,337 --> 00:13:07,771
‫گفتی که تو رز ویدئو رو...

289
00:13:07,796 --> 00:13:09,898
‫با دو هزار دلار و یه رویا شروع کردی

290
00:13:10,254 --> 00:13:13,722
‫باب، نیازی نیست...

291
00:13:13,803 --> 00:13:17,578
‫بیا این رویا رو به دلار تبدیل کنیم!

292
00:13:19,099 --> 00:13:21,039
‫باب، من چک تو رو نمیخوام

293
00:13:22,443 --> 00:13:24,944
‫اوه، خدای من

294
00:13:36,285 --> 00:13:39,154
‫- اووه!
‫- به نظرت باید بخرمش؟

295
00:13:39,179 --> 00:13:41,787
‫اومم! واقعا سواله

296
00:13:41,812 --> 00:13:43,612
‫- خوشت نمیاد
‫- همچین حرفی نزدم

297
00:13:43,647 --> 00:13:47,216
‫هرگز اینو نگفتم، حس میکنم...
‫میدونی، تو فرانسه

298
00:13:47,250 --> 00:13:50,257
‫هرچی هیکل شل‌تر باشه،
‫احساس سکسی‌تر میشه

299
00:13:50,282 --> 00:13:51,717
‫من هیچوقت نرفتم فرانسه

300
00:13:51,742 --> 00:13:54,077
‫خیلی‌خب، اگه چندتا مورد دیگه
‫برات بیارم چی،

301
00:13:54,102 --> 00:13:57,235
‫و ببینیم چی میشه؟

302
00:13:57,260 --> 00:13:58,382
‫الان بر میگردم

303
00:13:59,195 --> 00:14:01,730
‫سلام!
‫انتظار داری چقدر دیگه...

304
00:14:01,764 --> 00:14:03,966
‫تو ماشین عین یه راننده شخصی منتظر بمونم؟

305
00:14:04,000 --> 00:14:06,046
‫آم آره، میخوام یه کاری برام انجام بدی

306
00:14:06,319 --> 00:14:07,886
‫اینکه بدون تو برم خونه؟

307
00:14:07,911 --> 00:14:11,013
‫آه نه، وندی منو گذاشته بصورت آزمایشی...

308
00:14:11,038 --> 00:14:13,639
‫به مشتری‌ها رسیدگی کنم،
‫و ازت میخوام کمکم کنی

309
00:14:13,664 --> 00:14:15,232
‫که یعنی داری یکم بیشتر از الانت

310
00:14:15,257 --> 00:14:16,906
‫داری از این گفتگو لذت میبری

311
00:14:16,931 --> 00:14:20,210
‫همینطورم ازت میخوام یه دوتا
‫بلوز ازم بخری

312
00:14:20,499 --> 00:14:22,890
‫- دوتا؟
‫- یکی. یه بلوز

313
00:14:25,562 --> 00:14:28,289
‫- این چطوره؟
‫- خب، اینکه نشد

314
00:14:28,323 --> 00:14:31,468
‫- نه
‫- ولی عشای ربانی خواهرم این آخر هفته‌ست

315
00:14:32,228 --> 00:14:34,229
‫- خیلی‌خب، این‌کارو نکن
‫- چیکار نکنم؟

316
00:14:34,264 --> 00:14:35,687
‫- خوشت نمیاد؟
‫- نکن، استیوی!

317
00:14:35,734 --> 00:14:38,165
‫پیشنهاد خوبی بود، آقا!

318
00:14:38,200 --> 00:14:41,179
‫این قراره تو وقت دادگاه شوهرم
‫بدجور کولاک کنه

319
00:14:41,937 --> 00:14:43,679
‫اون سلیقه‌ش خوبه

320
00:14:43,704 --> 00:14:45,772
‫خیلی‌خب، چندتا مورد برات آوردم

321
00:14:45,797 --> 00:14:47,197
‫یا میتونیم همینو برات انتخاب کنیم

322
00:14:47,222 --> 00:14:49,357
‫- اینا مسخره‌ان
‫- خیلی‌خب

323
00:14:50,360 --> 00:14:51,760
‫الکسیس؟

324
00:14:52,224 --> 00:14:55,091
‫اون زنه که تو فروشگاه مرکزی کار میکنه
‫گفت یه دختره تو المدیل...

325
00:14:55,116 --> 00:14:57,351
‫تازگی آنفولانزای مرغی گرفته

326
00:14:57,376 --> 00:14:59,835
‫پس یکم از هر چی بود گرفتم

327
00:15:00,431 --> 00:15:04,267
‫اوه... میبینم همین الانشم
‫یکی داره بهت رسیدگی میکنه

328
00:15:04,292 --> 00:15:05,421
‫سلام

329
00:15:05,828 --> 00:15:08,068
‫نمیدونستم اونقدر حالت خوبه
‫که با یکی هم‌نشین بشی

330
00:15:08,355 --> 00:15:09,955
‫فقط یه چندتا چیز براش آوردم

331
00:15:09,980 --> 00:15:11,500
‫که تبش رو پایین بیاره

332
00:15:11,658 --> 00:15:14,727
‫و خیلی داره بهم کمک میکنه، ممنون

333
00:15:15,175 --> 00:15:17,577
‫نه، خیالم راحت شد که
‫الکسیس یکی رو داره...

334
00:15:17,602 --> 00:15:21,004
‫که ذاتاً تمایل به مراقبت کردن داره

335
00:15:22,484 --> 00:15:25,312
‫- من میرم
‫- نه عزیزم، بمون

336
00:15:25,975 --> 00:15:27,710
‫اگه میدونستم اینقدر روحیت خوبه

337
00:15:27,735 --> 00:15:31,605
‫ممکن بود 45 دقیقه اخیر زندگیم رو...

338
00:15:31,823 --> 00:15:34,925
‫از این داروخونه به اون داروخونه نمیرفتم
‫برات داروهای سرما خوردگی بخرم

339
00:15:34,950 --> 00:15:36,884
‫من که ازت نخواستم بری واسم
‫داروی سرما خوردگی برام بخری

340
00:15:36,909 --> 00:15:39,177
‫اصلا کی شده تو برام داروی سرما خوردگی بخری؟

341
00:15:39,202 --> 00:15:41,773
‫دقیقا، میدونستم حس درستی نداره

342
00:15:43,157 --> 00:15:45,058
‫فکر کنم الان دیگه یه آدم درست مراقبته، عزیزم

343
00:15:45,373 --> 00:15:46,840
‫- نه!
‫- آها

344
00:15:46,865 --> 00:15:49,201
‫اوه عزیز جان، مطمئنی دوباره مونو نگرفتی؟
‫[مونونوکلئوز، مریضی‌ای که بیشتر از بوسیدن سرایت میکند]

345
00:15:49,226 --> 00:15:51,394
‫طبق علائم و استایل زندگیت؟

346
00:15:51,502 --> 00:15:53,515
‫خانوم رز، من مونو ندارم

347
00:15:53,693 --> 00:15:55,728
‫اوه، بر نخوره عزیز جان،
‫ممکنه از کسای دیگه گرفته باشه

348
00:15:55,753 --> 00:15:58,854
‫- اوه، خدای من!
‫- استراحت کن

349
00:15:58,879 --> 00:16:01,601
‫- خدافظ
‫- خدافظ

350
00:16:02,773 --> 00:16:04,773
‫مگه نباید میرفتی سر تمرین گروه کر؟

351
00:16:04,813 --> 00:16:06,757
‫بازخوانی. آره

352
00:16:06,782 --> 00:16:08,649
‫باید یه ساعت پیش اونجا میبودم

353
00:16:08,674 --> 00:16:09,812
‫خب چرا نیستی؟

354
00:16:09,837 --> 00:16:13,773
‫چون همش تو رو مریض و تنهای تنها
‫تصور میکردم

355
00:16:14,781 --> 00:16:16,312
‫این تاحالا هیچوقت جلوت رو نگرفته بوده

356
00:16:16,337 --> 00:16:17,770
‫میدونم!

357
00:16:17,917 --> 00:16:19,718
‫قضیه چیه، الکسیس!

358
00:16:20,070 --> 00:16:23,765
‫یه احساسی دارم.
‫یه چیز ضعیف کننده!

359
00:16:23,798 --> 00:16:27,445
‫تو مریضی ولی من این احساس رو دارم...

360
00:16:28,592 --> 00:16:31,360
‫- این...
‫- غریزه مادری، شاید؟

361
00:16:31,581 --> 00:16:34,216
‫نه، این نیست

362
00:16:34,241 --> 00:16:35,709
‫نه!

363
00:16:35,734 --> 00:16:36,726
‫شاید

364
00:16:38,382 --> 00:16:39,328
‫نه!

365
00:16:45,956 --> 00:16:48,157
‫من یه نحوی بهت توهین کردم، جانی؟

366
00:16:48,182 --> 00:16:49,417
‫احتمالا

367
00:16:49,442 --> 00:16:53,579
‫فقط تو این فکر بودم که کجای کار بود
‫که تصمیم گرفتی منو سهیم نکنی

368
00:16:53,792 --> 00:16:56,934
‫- تو چی؟
‫- خب، فرض کردم قبل از اینکه...

369
00:16:56,968 --> 00:16:59,169
‫تصمیمات بزرگی راجع‌به...

370
00:16:59,204 --> 00:17:01,425
‫- کسب و کار بیگل بگیریم، باهام مشورت کنی
‫- کدوم تصمیمات

371
00:17:01,909 --> 00:17:04,407
‫خب، اول از همه استخدام ایوان

372
00:17:04,442 --> 00:17:06,401
‫من حسی خوبی نسبت به اون یارو ندارم

373
00:17:06,426 --> 00:17:08,315
‫فکر کنم عضو سابق کاگ‌ب بوده
‫[سرویس اطلاعاتی و امنیتی اتحاد جماهیر شوروی]

374
00:17:08,552 --> 00:17:12,065
‫رولاند، هیچ کسب و کار بیگلی در کار نیست!

375
00:17:12,192 --> 00:17:14,817
‫خیلی‌خب، فقط یه ایده مسخره بود
‫که از خودم در آوردم

376
00:17:14,852 --> 00:17:16,653
‫چون حق با تو بود

377
00:17:16,678 --> 00:17:18,677
‫خب، اینو که میدونم

378
00:17:19,064 --> 00:17:20,498
‫در چه مورد حق با من بود؟

379
00:17:20,523 --> 00:17:22,758
‫اینکه من هیچ کاری نمیکنم

380
00:17:22,810 --> 00:17:24,845
‫همین که یه ایده کسب و کار
‫به ذهنت برسه خودش خیلی سخته

381
00:17:24,879 --> 00:17:27,213
‫چه برسه به یه ایده‌ای که
‫تو چنین شهر کوچیکی پول‌ساز بشه

382
00:17:27,248 --> 00:17:31,145
‫و من میدونی،
‫خیلی داشتم به خودم فشار میاوردم

383
00:17:31,586 --> 00:17:33,052
‫شاید بیش از حد

384
00:17:33,721 --> 00:17:36,723
‫و هیچ پیشرفتی نداشتم

385
00:17:37,634 --> 00:17:42,646
‫پس امروز صبح راجع‌به
‫بیگل‌ یه چیزی گفتم

386
00:17:45,366 --> 00:17:48,401
‫اینو ببین، گروه مشاورین!

387
00:17:48,435 --> 00:17:50,636
‫پس داشتم فکر میکردم و...

388
00:17:50,670 --> 00:17:53,044
‫خیلی روش پافشاری ندارم ولی...

389
00:17:53,473 --> 00:17:55,434
‫"بیگل‌های باب"

390
00:17:57,210 --> 00:17:59,177
‫جانی، به نظرم یه چیزی هست

391
00:17:59,212 --> 00:18:00,950
‫که میخوای به باب بگی

392
00:18:01,204 --> 00:18:03,247
‫نمیخوای از اسم باب استفاده کنی؟

393
00:18:03,517 --> 00:18:05,350
‫اوه، میفهمم

394
00:18:05,385 --> 00:18:08,387
‫یه اسم یکم عهد عتیق‌تر میذاری؟
‫[کتاب مقدس یهودیان]

395
00:18:08,422 --> 00:18:09,855
‫باب مسئله این نیست، نه

396
00:18:09,890 --> 00:18:12,200
‫ببین، مغازه‌ بیگل‌فروشی‌ای در کار نخواهد بود

397
00:18:12,652 --> 00:18:14,719
‫چون راجع‌بهش تحقیق کردم،
‫و امکان‌پذیر نیست

398
00:18:14,817 --> 00:18:17,084
‫و همین الانشم یه بیگل‌فروشی
‫تو المدیل هست

399
00:18:17,196 --> 00:18:18,564
‫ولی ایوان الاناست که...

400
00:18:18,598 --> 00:18:20,575
‫از سنگ معدن استعفاء بده و آه...

401
00:18:21,034 --> 00:18:22,467
‫من اون چک رو بهت دادم!

402
00:18:22,501 --> 00:18:25,473
‫بله و البته من...

403
00:18:25,738 --> 00:18:27,448
‫این چک رو بهت پس میدم

404
00:18:27,473 --> 00:18:31,442
‫واه، واه، یه لحظه وایسا.
‫از باب پول گرفتی؟

405
00:18:31,911 --> 00:18:35,047
‫- چرا نیومدی سراغ من؟
‫- تو بهم پول میدادی؟

406
00:18:35,081 --> 00:18:36,881
‫نه، معلومه که نه
‫ولی به عنوان شریکت...

407
00:18:36,916 --> 00:18:39,833
‫تو شریک من نیستی!
‫شریکم نیستی

408
00:18:40,223 --> 00:18:43,359
‫ببین باب، بابت تمام اعتقادی که
‫بهم نشون دادی ممنونم

409
00:18:43,384 --> 00:18:45,919
‫واقعا میگم، و اینو بهت قول میدم

410
00:18:45,944 --> 00:18:49,780
‫به زودی یه ایده بهتر پیدا میکنم

411
00:18:49,895 --> 00:18:51,896
‫میدونی، دفعه بعد...

412
00:18:51,931 --> 00:18:53,897
‫احتمالا بهتره یه برنامه تجاری ببینم

413
00:18:53,932 --> 00:18:58,919
‫تا یه وقت این مقدار پول
‫رو تو یه طرح پوچ دیگه سرمایه‌گذاری نکنم

414
00:18:59,189 --> 00:19:01,724
‫آره، منم همینطور

415
00:19:01,749 --> 00:19:05,052
‫- تو که سرمایه‌گذاری نکردی
‫- آره و تقصیر کیه؟

416
00:19:06,783 --> 00:19:08,137
‫اومم...

417
00:19:08,831 --> 00:19:10,794
‫خب، تبریک میگم

418
00:19:10,819 --> 00:19:13,517
‫بذار شامپاین رو بیارم.
‫خیلی خوشتون میاد

419
00:19:13,551 --> 00:19:16,169
‫همونیه که واسه جشن گرفتن
‫طلاق‌های مادرم میخوریم

420
00:19:17,591 --> 00:19:20,557
‫- عالیه
‫- خب، چقدر طول میکشه تا بتونم اینو پس بدم؟

421
00:19:20,592 --> 00:19:23,411
‫اوه، فقط میتونی سایزش رو عوض کنی
‫یا هم‌قیمتش یه چیزه دیگه برداری

422
00:19:24,183 --> 00:19:26,497
‫- خنده‌داره
‫- شوخی نمیکنم

423
00:19:28,376 --> 00:19:30,544
‫خب، به گمونم امشب نوشیدنی مهمون توئیم

424
00:19:30,678 --> 00:19:32,077
‫میتونم این‌کارو کنم، منصفانه‌ست

425
00:19:32,102 --> 00:19:33,622
‫و شام

426
00:19:34,021 --> 00:19:36,015
‫- باشه
‫- و اگه دلم دسر خواست...

427
00:19:36,040 --> 00:19:39,184
‫کلا یه لباس خواب زنونه 12 دلاریه
‫که دوتا بخری یکی جایزه میبری پس...

428
00:19:40,945 --> 00:19:42,713
‫خیلی‌خب، فقط یه کشمش کوچیک
‫میندازم توشون

429
00:19:42,747 --> 00:19:44,114
‫تا حباب‌ها بالا بیان

430
00:19:44,148 --> 00:19:45,716
‫اصلا نیازی بهش نیست!

431
00:19:45,750 --> 00:19:46,880
‫خیلی‌خب!

432
00:19:49,764 --> 00:19:51,137
‫تبریک میگم!

433
00:19:52,074 --> 00:19:54,153
‫یه کشمش کامل

434
00:19:55,826 --> 00:19:57,593
‫به سلامتی اولین شغلت

435
00:19:57,628 --> 00:20:00,195
‫اووه، اولین شغلم درواقع
‫بازی تو تبلیغ لباس بچه‌گونه برند گپ...

436
00:20:00,230 --> 00:20:01,630
‫تو سن 6 سالگی بود

437
00:20:03,066 --> 00:20:05,028
‫- به سلامتی اولین شغلت!
‫- اومم!

438
00:20:15,143 --> 00:20:16,033
‫خیلی خستم

439
00:20:16,058 --> 00:20:18,041
‫- آره
‫- یه داستان برام بگو

440
00:20:18,752 --> 00:20:21,166
‫- یه آواز چطوره؟
‫- نه!

441
00:20:21,630 --> 00:20:23,173
‫پس داستان میگم

442
00:20:24,111 --> 00:20:26,079
‫آم...

443
00:20:26,238 --> 00:20:29,574
‫روزی روزگاری یه بازیگر جوان برازنده بود

444
00:20:29,609 --> 00:20:32,566
‫که رویای داشتن دو پسر داشت

445
00:20:32,912 --> 00:20:35,579
‫که اسم پسر دومی رو میخواست الکس بذاره

446
00:20:35,614 --> 00:20:37,894
‫- از این داستان خوشم نمیاد
‫- هیس!

447
00:20:38,517 --> 00:20:41,685
‫حالا به نظر میومد این بازیگر سرزنده
‫نامزد مراسم دی‌تایم امی...

448
00:20:41,720 --> 00:20:44,588
‫از واکنشش نسبت به این...

449
00:20:44,623 --> 00:20:47,527
‫دختر غیر منتظره شوکه شده بود

450
00:20:48,019 --> 00:20:51,269
‫بیشتر بخاطر این بود که
‫به اندازه پسر بی‌ادب گریه نمیکرد

451
00:20:51,988 --> 00:20:56,550
‫ولی همینطورم چون اون ماجراجو،
‫بی‌خیال...

452
00:20:57,120 --> 00:20:58,854
‫و خیلی خوشگل بود

453
00:20:58,879 --> 00:21:00,433
‫درست مثل مادرش

454
00:21:05,510 --> 00:21:08,355
‫الکسیس، روی دستم خوابیدی

455
00:21:09,380 --> 00:21:11,394
‫الکسیس، جدی میگم.
‫بی‌حس شده!

456
00:21:11,782 --> 00:21:13,566
‫- نمیتونم... الکسیس!
‫- آه!

457
00:21:14,083 --> 00:21:15,417
‫بگیر بخواب، عزیزم

458
00:21:16,738 --> 00:21:36,792
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


