1
00:00:09,779 --> 00:00:12,260
‫جان! بیداری؟

2
00:00:12,285 --> 00:00:14,723
‫- جان!
‫- چی

3
00:00:15,018 --> 00:00:18,065
‫هنرپیشه سفر کرده‌ات برگشته!

4
00:00:18,109 --> 00:00:20,372
‫نمیخوام نفوس بد بزنم

5
00:00:20,416 --> 00:00:22,984
‫ولی فیلم‌برداری موفقیت‌آمیز بود

6
00:00:23,027 --> 00:00:25,464
‫بوسنیایی‌های اهل اونجا
‫اسمش رو گذاشتن موفقیت‌آمیزِ خیره کننده...

7
00:00:25,508 --> 00:00:27,684
‫فرانچایز "کلاغ‌ها چشم دارن"

8
00:00:27,728 --> 00:00:29,686
‫که البته، ترجمش مشکل داره

9
00:00:29,730 --> 00:00:32,080
‫اوه، خب به نظر عالی میاد، عزیزم

10
00:00:32,123 --> 00:00:35,039
‫جان نه، نیازی نیست از تخت بیرون بیای، عزیزم

11
00:00:35,083 --> 00:00:37,433
‫مطمئنم تو فکر این بودی که یه استقبال...

12
00:00:37,476 --> 00:00:39,348
‫بهتری از برگشتم به پا کنی، ولی...

13
00:00:39,391 --> 00:00:41,654
‫اوه، بهتره به آرومی برگردی تو تخت

14
00:00:41,698 --> 00:00:43,482
‫ساعت 3:30 نصف شبه

15
00:00:43,526 --> 00:00:46,529
‫گفتی امروز ظهر میای

16
00:00:46,572 --> 00:00:49,488
‫آره! ظهر به زمان بوسنیایی گفتم!

17
00:00:49,532 --> 00:00:51,490
‫که چند ساعت پیش بود، جان

18
00:00:51,534 --> 00:00:54,145
‫اوه، و عجب سفری بود

19
00:00:54,189 --> 00:00:56,060
‫تیم تولید بنا به دلیلی منو از مسیر نایروبی بردن...

20
00:00:56,104 --> 00:00:58,454
‫و بعد از اینکه از وسط
‫یه دسته ملخ پرواز کردیم...

21
00:00:58,497 --> 00:01:00,978
‫هواپیامون زمین‌گیر شد

22
00:01:01,022 --> 00:01:02,806
‫نمیخواستم سومین وسیله رو از دست بدم،

23
00:01:02,850 --> 00:01:05,809
‫واسه همینم یه قرص محرک بوسنیایی خوردم
‫تا بیدار نگهم داره

24
00:01:05,853 --> 00:01:07,178
‫اندازه یه سکه بودن،

25
00:01:07,202 --> 00:01:08,943
‫پس فقط یکی خوردم

26
00:01:08,986 --> 00:01:10,466
‫حداقل، فکر کنم یکی خوردم

27
00:01:10,509 --> 00:01:12,226
‫ممکنه یه دونه دیگه هم محض اطمینان خورده باشم

28
00:01:12,250 --> 00:01:15,471
‫چون نمیدونم اولی رو خوردم یا نه

29
00:01:15,514 --> 00:01:17,995
‫بگذریم، من از ساعت 8
‫سه روز پیش بیدارم

30
00:01:18,039 --> 00:01:19,649
‫با تغییرات زمانی،

31
00:01:19,692 --> 00:01:21,303
‫و بدجور از دیدنت خوشحالم!

32
00:01:21,346 --> 00:01:22,957
‫اوه!

33
00:01:23,000 --> 00:01:26,177
‫خب مویرا، به نظر سفر وحشتناکی میاد

34
00:01:26,221 --> 00:01:28,025
‫بهتر نیست باز کردن چمدون‌هات
‫رو بذاریم واسه فردا

35
00:01:28,049 --> 00:01:30,094
‫و یکم استراحت کنیم؟

36
00:01:30,138 --> 00:01:32,531
‫فکر خوبیه

37
00:01:32,575 --> 00:01:33,794
‫بچه‌ها!

38
00:01:33,837 --> 00:01:35,621
‫- نه مویرا، ساعت 3:30 نصف شبه
‫- دیوید!

39
00:01:35,665 --> 00:01:37,014
‫الکسیس!

40
00:01:38,433 --> 00:01:39,913
‫- اوه! کیه؟
‫- اوه خدای من، چیه؟

41
00:01:40,191 --> 00:01:43,586
‫نمیدونم شما بچه‌ها چرا این موقع شب بیدارین

42
00:01:43,629 --> 00:01:45,283
‫نمیخواستم مزاحمتون بشم

43
00:01:45,327 --> 00:01:48,199
‫فقط میخواستم بدونین که
‫مامانی سالم رسیده خونه!

44
00:01:48,243 --> 00:01:49,592
‫- باشه، شب خوش
‫- عالیه

45
00:01:49,635 --> 00:01:51,463
‫خیلی‌خب، اگه اصرار دارین
‫یه داستان مختصر میگم

46
00:01:51,507 --> 00:01:53,857
‫پس، روز سوم فیلم‌برداری،
‫من و حمزه...

47
00:01:53,901 --> 00:01:56,686
‫دیدیم وسط یه طوفان تگرگ گیر افتادیم

48
00:01:56,729 --> 00:01:58,359
‫اوه خدای من، امشب رو بیخیال،
‫ولی ممنون

49
00:01:58,383 --> 00:02:00,908
‫ببخشید بچه‌ها،
‫مادرتون دو روز سختی رو سپری کرده

50
00:02:00,951 --> 00:02:03,214
‫مویرا، بهتر نیست بریم روی تخت، عزیزم؟

51
00:02:03,258 --> 00:02:05,129
‫اووه چه شیطونی، جان

52
00:02:05,173 --> 00:02:07,479
‫- اوه! خدافظ!
‫- اَخ!

53
00:02:07,523 --> 00:02:10,091
‫- اَخ
‫- اوغ!

54
00:02:10,210 --> 00:02:15,925
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

55
00:02:16,010 --> 00:02:18,839
‫نه! هیچکس اینو باورش نمیشه!

56
00:02:18,882 --> 00:02:20,492
‫ممکن نیست واقعی باشه!

57
00:02:21,711 --> 00:02:23,974
‫قضیه چیه؟

58
00:02:24,018 --> 00:02:25,715
‫خب، به جای اینکه دیشب بخوابم

59
00:02:25,758 --> 00:02:27,630
‫تصمیم گرفتم با قدرت بیدار باشم

60
00:02:27,673 --> 00:02:29,632
‫میدونی، بهتره سر چهار روز رُند بشه

61
00:02:29,675 --> 00:02:32,461
‫و درحالی که داشتم یکم مرتب‎سازی میکردم

62
00:02:32,504 --> 00:02:35,464
‫به این نامه‌های عاشقونه برخورد کردم

63
00:02:35,507 --> 00:02:38,423
‫که توسط یه زن دیگه
‫واسه پدرتون نوشته شده

64
00:02:38,467 --> 00:02:40,121
‫خیلی‌خب

65
00:02:40,164 --> 00:02:42,471
‫بهتره نگران نشی، الکسیس

66
00:02:42,514 --> 00:02:45,691
‫مطمئن واسه همه اینا
‫توضیح منطقی‌ای وجود داره

67
00:02:45,735 --> 00:02:48,216
‫- بدون شک همینطوره
‫- آره. بعضی‌هاشون!

68
00:02:48,259 --> 00:02:50,087
‫بعضی‌هاشون حتی خنده‌دارن!

69
00:02:50,131 --> 00:02:52,742
‫گوش کن. اون یکی کجاست؟
‫اوه! اینو بخون

70
00:02:58,052 --> 00:03:00,358
‫"جان جانِ عزیزترین،

71
00:03:00,402 --> 00:03:02,534
‫من اینجا تنها و عرق‌کرده دراز کشیدم

72
00:03:02,578 --> 00:03:04,580
‫همش تو فکر تو،

73
00:03:04,623 --> 00:03:05,949
‫و دیشبی هستم که با هم...

74
00:03:05,973 --> 00:03:07,757
‫تخت تکونی میکردیم"
‫اَخ!

75
00:03:07,800 --> 00:03:09,106
‫چرا داری مجبورم میکنی اینو بخونم؟

76
00:03:09,150 --> 00:03:10,760
‫- میدونم، درست نمیگم؟
‫- اوغ!

77
00:03:10,803 --> 00:03:12,327
‫قبل از اینکه پدرتون با من آشنا بشه،

78
00:03:12,370 --> 00:03:14,198
‫خیلی تو انتخاب‌هاش ایرادگیر نبود

79
00:03:14,242 --> 00:03:16,722
‫دریغ میکنم که اینو اضافه کنم،
‫که اون حتی...

80
00:03:16,766 --> 00:03:18,942
‫از فاحشه‌ها هم خوشش میومد!

81
00:03:18,986 --> 00:03:20,378
‫خیلی‌خب، دوست دارم بهت یادآوری کنم

82
00:03:20,422 --> 00:03:22,206
‫که من دیگه روانپزشک ندارما

83
00:03:22,250 --> 00:03:24,034
‫نه، همونطور که گفتی

84
00:03:24,078 --> 00:03:26,558
‫واسه همه اینا یه توضیح منطقی وجود داره

85
00:03:26,602 --> 00:03:29,561
‫نه، خودت تا الان سه بار اینو گفتی،

86
00:03:29,605 --> 00:03:31,346
‫پس به نظرم احتمالا بهتره که...

87
00:03:31,389 --> 00:03:33,193
‫اینا رو بذاریم زمین،
‫و بری یه چرتی بزنی، باشه؟

88
00:03:33,217 --> 00:03:35,872
‫- آره. حق با توئه
‫- اوهوم

89
00:03:35,916 --> 00:03:38,005
‫حق با توئه، الکسیس،
‫همیشه حق با توئه

90
00:03:40,050 --> 00:03:41,965
‫خیلی‌خب

91
00:03:42,009 --> 00:03:44,925
‫خیلی‌خب

92
00:03:48,102 --> 00:03:50,974
‫فقط چندتا دیگه،
‫تا گیج خوابم کنه

93
00:03:51,018 --> 00:03:52,976
‫همین

94
00:04:01,158 --> 00:04:02,420
‫صبح بخیر

95
00:04:02,464 --> 00:04:04,379
‫کمکی برات از دستم بر میاد؟

96
00:04:04,422 --> 00:04:05,878
‫آره، میخوام در دخلت رو باز کنی

97
00:04:05,902 --> 00:04:07,251
‫و پولت رو بهم بدی!

98
00:04:07,295 --> 00:04:09,253
‫باشه، یه مشکل کوچیک هست

99
00:04:09,297 --> 00:04:11,603
‫پول ما فروشی نیست

100
00:04:12,953 --> 00:04:15,694
‫- دارم بهت دستبرد میزنم!
‫- فکر میکردم همین باشه، آره. آم...

101
00:04:15,738 --> 00:04:18,610
‫یه بار دیگه بیشتر بهت نمیگم

102
00:04:18,654 --> 00:04:21,265
‫هی! هی!
‫تو فکر کردی کجا داری میری؟

103
00:04:21,309 --> 00:04:22,571
‫اینجا

104
00:04:22,614 --> 00:04:24,747
‫پس مشکل اینجاست

105
00:04:24,790 --> 00:04:26,464
‫دخل ما فعلا توش پولی نیست،

106
00:04:26,488 --> 00:04:27,595
‫چون شریکم رفته بانک

107
00:04:27,619 --> 00:04:30,100
‫واسه بقیه پول مشتری‌ها پول بگیره

108
00:04:30,144 --> 00:04:31,667
‫تو چی، تو چی داری؟

109
00:04:31,710 --> 00:04:34,061
‫یه کیف پول پر از قرض

110
00:04:34,104 --> 00:04:36,846
‫میشه یکی یه چیزی تو یه کیسه بذاره، لطفا؟

111
00:04:36,889 --> 00:04:38,891
‫فقط کیسه پارچه‌ای داریم،
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه

112
00:04:38,935 --> 00:04:40,937
‫- حالا هرچی!
‫- شراب هم میخوای؟

113
00:04:40,981 --> 00:04:43,157
‫باشه، آره، بله،
‫یه مقدار مشروبم تو کیسه بذار

114
00:04:43,200 --> 00:04:45,159
‫شراب قرمز میخوری،
‫یا شراب سفید؟

115
00:04:45,202 --> 00:04:47,117
‫شاید میخوای از پشت برات رُزه خنک بیاریم؟

116
00:04:47,161 --> 00:04:48,510
‫من میارم!

117
00:04:48,553 --> 00:04:49,835
‫نمیذارم بری پشت مغازه!

118
00:04:49,859 --> 00:04:51,774
‫دیگه چی؟

119
00:04:51,817 --> 00:04:54,342
‫پنیر کنار شراب خوبه

120
00:04:54,385 --> 00:04:55,908
‫یهو شده همکار فروش

121
00:04:55,952 --> 00:04:57,475
‫پنیر میخوای؟

122
00:04:57,519 --> 00:04:59,521
‫آه آره، پنیر هم میبرم

123
00:04:59,564 --> 00:05:00,696
‫یه موقع خدایی ناکرده با جزئیات نگیا

124
00:05:00,739 --> 00:05:02,872
‫به گمونم یه مقدار بِری میندازم تو کیسه،

125
00:05:02,915 --> 00:05:04,439
‫یه مقدار پنیر چدار قدمت‌دار

126
00:05:04,482 --> 00:05:06,484
‫اون تاپناد کنار پنیر بِری خوبه

127
00:05:06,528 --> 00:05:08,182
‫تاپناد، عالیه
‫آره، آره، آره

128
00:05:08,225 --> 00:05:10,385
‫- پوست بدی داری؟
‫- آره، حتما، فقط عجله کن!

129
00:05:13,926 --> 00:05:15,232
‫بفرما

130
00:05:20,324 --> 00:05:21,519
‫میشه در رو واسه آقا باز کنی؟

131
00:05:21,543 --> 00:05:23,284
‫- دست‌هاش پُرن
‫- ببخشید

132
00:05:23,327 --> 00:05:25,460
‫- ممنون
‫- خیلی‌خب، ممنون

133
00:05:29,208 --> 00:05:30,928
‫چرا حس میکنم کار اشتباهی کردیم؟

134
00:05:36,414 --> 00:05:38,939
‫ببین چه شیک کردی، آقای ورزشکار

135
00:05:38,982 --> 00:05:40,984
‫آره، واسه دویدنی که...

136
00:05:41,028 --> 00:05:42,420
‫قرار بود باهم بریم لباس پوشیدم

137
00:05:42,464 --> 00:05:45,684
‫ولی فکر نکنم بتونی با این کفش‌ها بدوئی

138
00:05:45,728 --> 00:05:48,426
‫تو سن 21 سالگی که داشتم از دست
‫یاکوزا فرار میکردم اینو بهم میگفتی

139
00:05:48,470 --> 00:05:50,689
‫پس قرار نیست واسه دویدن بیای؟

140
00:05:50,733 --> 00:05:51,971
‫خیلی‌خب، راستش تد،
‫تو خونه...

141
00:05:51,995 --> 00:05:54,041
‫صبح ناگواری داشتم،
‫پس دویدن...

142
00:05:54,084 --> 00:05:57,261
‫آخرین کاریه که میخوام انجام بدم.
‫همینطورم، یادم رفته بود

143
00:05:57,305 --> 00:05:59,002
‫خیلی‌خب، درواقع این ترسناکه

144
00:05:59,046 --> 00:06:01,309
‫چون دیشب دو بار سر دویدن بهم پیام دادیم

145
00:06:01,352 --> 00:06:04,225
‫و دو بار هم امروز صبح پیام دادیم،
‫ولی بگذریم،

146
00:06:04,268 --> 00:06:05,835
‫همه‌چی روبراهه؟

147
00:06:05,878 --> 00:06:07,682
‫مثلا، جز اینکه یه سری نامه‌های عاشقونه‌ی جنسی...

148
00:06:07,706 --> 00:06:10,144
‫که یکی واسه بابام فرستاده بود رو خوندم،
‫حتما، خوبم

149
00:06:10,187 --> 00:06:11,972
‫یعنی، کی آخه همچین چیزهایی رو نگه میداره؟

150
00:06:12,015 --> 00:06:14,061
‫منم یه سری چیزها رو نگه داشتم

151
00:06:14,104 --> 00:06:15,714
‫اوه خدای من، باید نگران باشم؟

152
00:06:15,758 --> 00:06:17,455
‫خب، این ساعت ضد آبی که...

153
00:06:17,499 --> 00:06:19,109
‫هدر بهم داده بود رو نگه داشتم

154
00:06:19,153 --> 00:06:22,721
‫خیلی‌خب، ازت پرسیدم باید نگران باشم یا نه

155
00:06:22,765 --> 00:06:24,090
‫نمیدونم، به نظرم یه جورایی رمانتیکه...

156
00:06:24,114 --> 00:06:25,986
‫که یه سری چیزهای رابطه‌های قدیمیت رو نگه داری

157
00:06:26,029 --> 00:06:28,249
‫مشخصه که از گذشته خودمون
‫هم یه چیزهایی رو نگه داشتم

158
00:06:29,728 --> 00:06:31,556
‫تد!

159
00:06:31,600 --> 00:06:33,384
‫پس انگار تو نگه نداشتی؟

160
00:06:33,428 --> 00:06:36,648
‫آم، چه تند گفتی.
‫معلومه که نگه داشتم

161
00:06:36,692 --> 00:06:38,824
‫آره، مسئله اینه که صورتت داره...

162
00:06:38,868 --> 00:06:40,261
‫عجیب و غریب میزنه

163
00:06:40,304 --> 00:06:42,915
‫نه، بخاطر اینه که تحت فشار قرارم دادی

164
00:06:42,959 --> 00:06:45,179
‫یه لیست طولانی از چیزهایی هستش
‫که نگه داشتم

165
00:06:45,222 --> 00:06:46,876
‫اوه، واقعا؟

166
00:06:46,919 --> 00:06:48,660
‫مثلا چی؟

167
00:06:48,704 --> 00:06:51,924
‫مثلا اون کتاب خالی‌ای که بهم دادی

168
00:06:53,230 --> 00:06:56,059
‫- دفتر خاطرات؟
‫- آره! دفتر خاطرات

169
00:06:56,103 --> 00:07:00,786
‫و به احتمال زیاد یه سری جواهرات

170
00:07:01,158 --> 00:07:04,771
‫مثل یه حلقه، یا...

171
00:07:04,937 --> 00:07:07,288
‫- یه گردنبند لاکِت؟
‫- بله

172
00:07:07,331 --> 00:07:09,116
‫لاکِتی که بهم دادی
‫[پلاکی که باز و بسته میشود که معمولا در آن عکس گذاشته میشود]

173
00:07:09,159 --> 00:07:10,943
‫از همه بیشتر اونو نگه داشتم

174
00:07:10,987 --> 00:07:12,162
‫اوه آره، جالبه

175
00:07:12,206 --> 00:07:13,816
‫فکر نکنم تا حالا دیده باشمت که
‫گردنت کرده باشی

176
00:07:13,859 --> 00:07:16,079
‫فقط خیلی میترسم گمش کنم

177
00:07:16,123 --> 00:07:18,081
‫این جور در میاد

178
00:07:18,125 --> 00:07:20,214
‫خیلی‌‎خب، تو باید بری به دویدنت برسی

179
00:07:20,257 --> 00:07:24,044
‫پس من احتمالا بهتره برم
‫دفتر خاطراتم رو بروز کنم

180
00:07:24,087 --> 00:07:25,108
‫تا حالا تو یه دفتر خاطرات ننوشتی، مگه نه؟

181
00:07:25,132 --> 00:07:27,090
‫نه، ولی...

182
00:07:27,134 --> 00:07:28,981
‫یه بار تو مدرسه از دفتر خاطرات دیوید
‫گزارش کتاب تهیه کردم،

183
00:07:29,005 --> 00:07:30,746
‫خیلی تاریکانه بود.
‫خیلی‌خب

184
00:07:37,840 --> 00:07:39,711
‫جاسلین!

185
00:07:39,755 --> 00:07:41,844
‫مویرا، تو برگشتی

186
00:07:41,887 --> 00:07:43,802
‫خودت سر خود اومدی داخل؟

187
00:07:43,846 --> 00:07:46,153
‫از زمان آدم و حوا...

188
00:07:46,196 --> 00:07:47,980
‫دارم در خونه‌ات رو میزنم!

189
00:07:48,024 --> 00:07:49,460
‫ولی حالا که اینجا وایسادم

190
00:07:49,504 --> 00:07:51,424
‫همینقدرم احتمالش هست که
‫اصلا در نزدم

191
00:07:51,462 --> 00:07:53,160
‫به گمونم هیچوقت نمیفهمیم، مگه نه؟

192
00:07:53,203 --> 00:07:55,379
‫آه! ببخشید.
‫من فقط...

193
00:07:55,423 --> 00:07:58,208
‫- باید یه نفسی تازه کنم
‫- اوه، منم همینطور

194
00:07:58,252 --> 00:08:00,273
‫نمیدونم میدونی که چه حسی داره...

195
00:08:00,297 --> 00:08:02,430
‫که آدم اصلا خواب نداشته باشه!

196
00:08:02,473 --> 00:08:04,388
‫من هشت ماهه نخوابیدم

197
00:08:04,432 --> 00:08:07,217
‫- چرا؟
‫- بخاطر بچه

198
00:08:07,261 --> 00:08:10,046
‫منم تو بوسنی یه تجدید حیاتی داشتم

199
00:08:10,090 --> 00:08:12,048
‫امیدوارم به اندازه من دردناک نبوده باشه

200
00:08:12,092 --> 00:08:13,658
‫موسیقی، جاسلین

201
00:08:13,702 --> 00:08:17,706
‫صنعت موسیقی به زودی
‫اسمش رو بوسنی‌وود میذاره
‫[تشبیه به هالی‌وود]

202
00:08:17,749 --> 00:08:21,231
‫چندتا موسقی سِودای قشنگ یاد گرفتم

203
00:08:21,275 --> 00:08:24,930
‫که حتما باید به جزیگلزها یاد بدم!

204
00:08:24,974 --> 00:08:26,715
‫میخوای من...

205
00:08:26,758 --> 00:08:28,543
‫یه آهنگ عاشقونه سنتی بخونم؟

206
00:08:28,586 --> 00:08:31,241
‫دلم میخواد، فقط مسئله اینه که
‫بچه خوابیده، پس...

207
00:08:31,285 --> 00:08:33,417
‫هیس...

208
00:08:52,262 --> 00:08:54,438
‫آره... این یکی غمگینانه‌ست

209
00:08:56,440 --> 00:08:59,182
‫اگه اصلا میدونستم درمورد چی میخوندی...

210
00:08:59,226 --> 00:09:01,750
‫منم حسش میکردم

211
00:09:03,795 --> 00:09:06,798
‫اوه...

212
00:09:06,842 --> 00:09:07,973
‫اینا چیَن؟

213
00:09:08,017 --> 00:09:11,194
‫اوه، فقط یه سری نامه عاشقونه،

214
00:09:11,238 --> 00:09:12,978
‫توسط یه زن دیگه نوشته شده

215
00:09:13,022 --> 00:09:15,807
‫که جان نگهشون داشته

216
00:09:15,851 --> 00:09:19,208
‫عجب، منم همچین تجربه‌ای داشتم

217
00:09:19,316 --> 00:09:24,411
‫یه بار یه کیسه از سوتین‌های
‫دوست دختر سابق رولاند رو پیدا کردم

218
00:09:24,947 --> 00:09:26,644
‫سوزوندمشون

219
00:09:26,688 --> 00:09:28,646
‫به جز اونایی که سایز خودم بودن

220
00:09:28,690 --> 00:09:30,822
‫ولی این قضیه‌اش فرق میکنه، جاسلین

221
00:09:30,866 --> 00:09:34,870
‫چون واسه این توضیح کاملا منطقی‌ای وجود داره!

222
00:09:34,913 --> 00:09:37,177
‫اوه، همیشه هست

223
00:09:37,220 --> 00:09:40,223
‫هــو! عجب

224
00:09:40,267 --> 00:09:43,357
‫این پروانه کوچولو عجب نویسنده‌ایه

225
00:09:43,400 --> 00:09:46,273
‫انگار پنجاه طیف جانی رزه!
‫[اشاره به فیلم پنجاه طیف خاکستری]

226
00:09:46,316 --> 00:09:47,622
‫یا مقدسات

227
00:09:51,843 --> 00:09:53,802
‫میدونی، من هیچوقت بهم دستبرد زده نشده

228
00:09:53,845 --> 00:09:55,456
‫و دوست‌هایی داشتم که
‫تو بروکلین زندگی میکردن

229
00:09:55,499 --> 00:09:58,807
‫آره، اون یه سرقت بود، درسته؟

230
00:09:58,850 --> 00:10:01,375
‫یعنی، بهمون دستبرد زده شد

231
00:10:01,418 --> 00:10:03,159
‫- درسته؟
‫- آره!

232
00:10:03,203 --> 00:10:05,422
‫یکی با دو کیسه محصول از اینجا رفت،

233
00:10:05,466 --> 00:10:07,226
‫منظورم اینه که، نمیدونم دیگه
‫چی باید اسمش رو گذاشت

234
00:10:08,425 --> 00:10:11,036
‫یعنی، اون اسلحه داشت، درسته؟

235
00:10:11,080 --> 00:10:13,169
‫آره! بله

236
00:10:13,213 --> 00:10:14,823
‫یعنی، حتما تو جیبش بود

237
00:10:14,866 --> 00:10:16,453
‫چون از هر دو دستش استفاده کرد

238
00:10:16,477 --> 00:10:17,913
‫تا کیسه‌ها رو از مغازه ببره بیرون، ولی...

239
00:10:22,004 --> 00:10:24,572
‫باورم نمیشه شراب رو بهش پیشنهاد کردی

240
00:10:24,615 --> 00:10:25,940
‫تو محصولات پوستی رو بهش پیشنهاد کردی،
‫یعنی...

241
00:10:25,964 --> 00:10:27,290
‫ما که نمیدونیم زیر ماسکش چه خبر بود!

242
00:10:27,314 --> 00:10:29,272
‫ممکنه بود پوست بی‌نقصی داشته باشه

243
00:10:29,316 --> 00:10:30,665
‫فقط باورم نمیشه این اتفاق افتاده

244
00:10:30,708 --> 00:10:33,537
‫من همش 45 دقیقه رفته بودم

245
00:10:33,581 --> 00:10:35,626
‫شماها مطمئنین خوبین؟

246
00:10:35,670 --> 00:10:37,280
‫به طرز تعجب‌آوری، آره

247
00:10:37,324 --> 00:10:38,673
‫- آره، من خوب نیستم
‫- ممنون

248
00:10:38,716 --> 00:10:40,457
‫خیلی وحشت‌زده‌ام

249
00:10:40,501 --> 00:10:41,739
‫فقط اصلا با عقل جور در نمیاد

250
00:10:41,763 --> 00:10:43,678
‫یعنی، حالا بردن شراب یه چیزی

251
00:10:43,721 --> 00:10:45,984
‫ولی کی آخه یه شیشه تاپناد میدزده؟

252
00:10:47,943 --> 00:10:49,945
‫- و پنیر بری؟
‫- آره، بری

253
00:10:49,988 --> 00:10:52,382
‫استیوی؟ بری؟

254
00:10:52,426 --> 00:10:55,733
‫خب، حداقل میدونیم اگه پلیس
‫گیرش نیاره،

255
00:10:55,777 --> 00:10:57,909
‫کلسترول بدنش دخلش رو میاره

256
00:10:57,953 --> 00:10:59,844
‫خب، الان دیگه نیازی نیست
‫راجع‌بهش حرف بزنین

257
00:10:59,868 --> 00:11:01,802
‫وقتی پلیس بیاد اینجا
‫مجبورین دوباره همه این جریانات....

258
00:11:01,826 --> 00:11:03,586
‫رو با جزئیات خیلی بیشتری تعریف کنین

259
00:11:05,003 --> 00:11:07,049
‫آره، من...

260
00:11:07,092 --> 00:11:08,790
‫فکر نکنم الان دیگه...

261
00:11:08,833 --> 00:11:11,096
‫پیش پلیس رفتن لازم باشه

262
00:11:11,140 --> 00:11:12,446
‫اگه میخوایم بیمه پول...

263
00:11:12,489 --> 00:11:13,882
‫چیزهایی که دزدیده شده رو بده

264
00:11:13,925 --> 00:11:16,014
‫باید همه‏‎چی رو به پلیس توضیح بدین

265
00:11:16,058 --> 00:11:18,060
‫من که تو کل جریان...

266
00:11:18,103 --> 00:11:19,888
‫تو قسمت پشتی مغازه بودم، پس...

267
00:11:19,931 --> 00:11:22,456
‫هوم، راستش یادم میاد
‫که وسط ماجرا بودی

268
00:11:22,499 --> 00:11:24,066
‫آره خب، بین دوتاتون...

269
00:11:24,109 --> 00:11:25,807
‫مطمئنم میتونین جمع و جورش کنین

270
00:11:25,850 --> 00:11:28,244
‫آره. درسته؟
‫پس...

271
00:11:36,383 --> 00:11:38,123
‫هی، توای؟

272
00:11:38,167 --> 00:11:40,430
‫همیشه بازی جواهراتی تو رو تحسین میکردم

273
00:11:40,474 --> 00:11:41,431
‫تو فقط، چندتا برمیداری

274
00:11:41,475 --> 00:11:44,042
‫و تا سر حد مرگ میپوشی‌شون

275
00:11:44,086 --> 00:11:46,436
‫اوه، اگه منظورت گوشواره‌هامه
‫گیره‌اش شکسته...

276
00:11:46,480 --> 00:11:49,483
‫پس درکل از نظر فیزیکی
‫نمیتونم درشون بیارم

277
00:11:49,526 --> 00:11:51,833
‫خیلی‌خب، منم همین مشکل رو دارم

278
00:11:51,876 --> 00:11:54,183
‫تمام جواهرات منم کسل‌ کننده‌ان

279
00:11:54,226 --> 00:11:56,011
‫من همچین حرفی زدم؟

280
00:11:56,054 --> 00:11:58,666
‫پس خیلی وقت پیش،
‫من و رفیق‌هام...

281
00:11:58,709 --> 00:12:00,470
‫الماس‌هایی که از پدر و مادرمون گرفته بودیم

282
00:12:00,494 --> 00:12:02,931
‫رو روی میز مینداختیم،
‫و باهم عوض‌شون میکردیم

283
00:12:04,976 --> 00:12:07,196
‫کاش یکی رو تو این شهر داشتم
‫که باهاش عوض کنم

284
00:12:07,239 --> 00:12:09,000
‫آره، منم وقتی کم‌سن بودم
‫همین فکر رو میکردم

285
00:12:09,024 --> 00:12:10,744
‫وقتی بچه‌‍‌های دیگه
‫رو با خانواده‌هاشون میدیدم

286
00:12:12,244 --> 00:12:14,159
‫خیلی‌خب، الان یه فکر عالی‌ای به ذهنم رسوندی!

287
00:12:14,203 --> 00:12:16,205
‫چرا ما جواهراتمون رو باهم عوض نکنیم؟

288
00:12:17,685 --> 00:12:19,382
‫خب، من یه مجموعه بزرگی...

289
00:12:19,426 --> 00:12:21,036
‫از دستبندهای بیمارستانی پدربزرگم دارم

290
00:12:21,079 --> 00:12:23,604
‫چه خوب!
‫آم، ولی همینطورم...

291
00:12:23,647 --> 00:12:25,736
‫عاشق اون لاکِت کوچولوی نازی
‫که دور گردنته‌ هستم

292
00:12:25,780 --> 00:12:27,042
‫خب، جور در میاد

293
00:12:27,085 --> 00:12:28,367
‫چون خودت واسه کریسمس بهم دادیش

294
00:12:28,391 --> 00:12:30,350
‫و منم هر روز میپوشمش

295
00:12:30,393 --> 00:12:32,221
‫آره، و همیشه فکر میکنم

296
00:12:32,264 --> 00:12:33,744
‫اگه من بپوشمش چطوری میشم؟

297
00:12:35,006 --> 00:12:37,357
‫پس لاکِت رو میخوای؟

298
00:12:37,400 --> 00:12:39,794
‫نه توای، واسه تو گرفتمش

299
00:12:39,837 --> 00:12:42,187
‫ولی حرفم اینه که،
‫بیا عوضش کنیم

300
00:12:42,231 --> 00:12:45,060
‫من یه حلقه انگشت پا دارم
‫که خیلی بهت میاد!

301
00:12:45,103 --> 00:12:49,630
‫راستش ما اجازه نداریم
‫کفش‌های سر باز بپوشیم، ولی...

302
00:12:49,673 --> 00:12:51,240
‫شاید بتونم...

303
00:12:51,283 --> 00:12:52,676
‫دستبندت رو جاش بگیرم؟

304
00:12:53,808 --> 00:12:55,462
‫آره!

305
00:12:55,505 --> 00:12:58,247
‫راستش من اینو تو یه عوض بدل کردن
‫با سیه‌نا میلر گرفتم

306
00:12:58,290 --> 00:13:00,530
‫و منظورم از عوض بدل اینه که
‫تو یه مهمونی هالووین از دستش افتاد

307
00:13:00,554 --> 00:13:02,425
‫و منم نگهش داشتم

308
00:13:02,469 --> 00:13:04,142
‫خب، شاید موقع استراحت ناهارم
‫بتونم بیام پیشت

309
00:13:04,166 --> 00:13:05,863
‫و میتونیم چیزهای بیشتری
‫رو باهم عوض کنیم!

310
00:13:05,907 --> 00:13:08,475
‫آره، توای!

311
00:13:08,518 --> 00:13:09,713
‫یعنی، راستش فکر میکردم

312
00:13:09,737 --> 00:13:11,391
‫یه قضیه یه دفعه‌ای باشه

313
00:13:11,434 --> 00:13:13,480
‫ولی اگه میخوای بیشترش کنی...

314
00:13:13,523 --> 00:13:15,327
‫- بذار کمکت کنم
‫- اوه نیازی نیست، خودم میبرم

315
00:13:15,351 --> 00:13:16,744
‫نه، گردنبند رو میگم

316
00:13:18,223 --> 00:13:19,921
‫اوه، همین الان؟

317
00:13:19,964 --> 00:13:20,964
‫خیلی‌خب

318
00:13:30,410 --> 00:13:32,455
‫- چیکار میکنی؟
‫- آه...

319
00:13:32,499 --> 00:13:34,457
‫کلاغِ خبر رسونده که...

320
00:13:34,501 --> 00:13:37,373
‫با مویرا به مشکل خوردی، ها؟

321
00:13:37,417 --> 00:13:39,549
‫نه، اوضاع با مویرا روبراهه

322
00:13:39,593 --> 00:13:42,030
‫فقط فکر میکردم امروز قراره بیاد

323
00:13:42,073 --> 00:13:45,163
‫ببین جانی، همه خوششون میاد
‫یادی از دوران خوش قدیم کنن

324
00:13:45,207 --> 00:13:48,384
‫ولی باید از شر مدارک خلاص بشی

325
00:13:48,428 --> 00:13:50,231
‫میدونی سوتین فنری سوخته چه بویی میده؟

326
00:13:50,255 --> 00:13:51,822
‫خیلی‌خب، رولاند

327
00:13:51,866 --> 00:13:53,955
‫راستش نمیدونم داری راجع‌به چی حرف میزنی

328
00:13:53,998 --> 00:13:56,131
‫اون نامه‌های شهوانی از طرف خانوم پروانه...

329
00:13:56,174 --> 00:13:58,307
‫که همینطوری گذاشتی
‫که مویرا پیداشون کنه

330
00:13:58,350 --> 00:14:00,396
‫تو چطور راجع‌به اونا میدونی؟

331
00:14:00,440 --> 00:14:02,833
‫خب، مویرا داره تو شهر نشونشون میده

332
00:14:02,877 --> 00:14:04,618
‫جاسلین خوندتشون

333
00:14:04,661 --> 00:14:08,012
‫درمورد یه سری بخش‌های
‫خیلی مهیجش بهم گفت، مَرد جوون

334
00:14:08,056 --> 00:14:09,971
‫مویرا داره نامه‌های منو نشون میده؟

335
00:14:10,014 --> 00:14:11,494
‫آره، داشتم با باب راجع‌‎بهش حرف میزدم

336
00:14:11,538 --> 00:14:13,714
‫چرا راجع‌بهش با باب حرف زدی؟

337
00:14:13,757 --> 00:14:16,020
‫داریم سعی میکنیم زندگی زناشوییت
‫رو نجات بدیم، رفیق

338
00:14:16,064 --> 00:14:18,414
‫ولی گوئن فکر میکنه دیگه از دست رفته

339
00:14:18,458 --> 00:14:20,416
‫فکر میکنه تو ممکنه معتاد جنسی باشی

340
00:14:20,460 --> 00:14:21,939
‫خیلی‌خب، اول از همه

341
00:14:21,983 --> 00:14:23,439
‫همه باید سرشون به کار خودشون باشه

342
00:14:23,463 --> 00:14:24,986
‫و تو امور من دخالت نکنن
‫[امور هم‌معنی رابطه جنسی]

343
00:14:25,029 --> 00:14:27,423
‫رابطه‌هات، جمع بستی؟
‫اوه

344
00:14:27,467 --> 00:14:29,207
‫رابطه‌ای در کار نیست، خب؟

345
00:14:29,251 --> 00:14:31,340
‫حالا، میشه قفل در رو باز کنی
‫و کرکره رو بکشی؟

346
00:14:31,383 --> 00:14:34,430
‫خدایا، جانی
‫من طرف توئم، رفیق

347
00:14:34,474 --> 00:14:36,084
‫مگه اینکه اوضاع ناجور بشه

348
00:14:36,127 --> 00:14:37,868
‫در اون صورت، طرف مویرا رو میگیرم

349
00:14:41,350 --> 00:14:42,719
‫پس به گمونم یه جورایی...

350
00:14:42,743 --> 00:14:45,441
‫یه سویشرت کلاه دارِ پولی‌مخلوط ارزون قیمت بود

351
00:14:45,485 --> 00:14:49,140
‫که فقط میتونم توصیف کنم
‫که رنگ بادمجونی داشت

352
00:14:49,184 --> 00:14:51,491
‫و محض اینکه لباس رو عوض کنه

353
00:14:51,534 --> 00:14:54,450
‫میتونی بصورت فیزیکی تقریبی توصیفش کنی؟

354
00:14:54,494 --> 00:14:56,452
‫درسته، آم...

355
00:14:56,496 --> 00:14:59,368
‫خب، به گمونم هم اندام من بود

356
00:14:59,411 --> 00:15:01,849
‫- چه سخاوتمندانه
‫- اگه تو وزن ایده‌آلم بودم

357
00:15:01,892 --> 00:15:04,373
‫سرکار، اشاره کردن که یه اسلحه
‫هم در کار بوده

358
00:15:04,416 --> 00:15:05,940
‫میتونین اسلحه رو توصیف کنین؟

359
00:15:05,983 --> 00:15:07,724
‫تو توصیفش کن

360
00:15:07,768 --> 00:15:11,119
‫خب، اگه اسلحه‌ای بود،
‫پنهون شده بود

361
00:15:11,162 --> 00:15:13,556
‫آره، پس میدونی
‫یه جورایی سخته که...

362
00:15:13,600 --> 00:15:15,819
‫یه اسلحه پنهون شده رو توصیف کرد

363
00:15:15,863 --> 00:15:19,040
‫آره یعنی، اگه میتونستیم
‫بهت بگیم چه شکلی بود

364
00:15:19,083 --> 00:15:21,433
‫پس خوب نتونسته پنهونش کنه

365
00:15:21,477 --> 00:15:22,565
‫آره!

366
00:15:22,609 --> 00:15:24,393
‫پس، بذار ببینم درست متوجه شدم

367
00:15:24,436 --> 00:15:26,047
‫اصلا نمیدونین اسلحه چه شکلیه

368
00:15:26,090 --> 00:15:28,571
‫یا اصلا اسلحه‌ای درکار بوده یا نه

369
00:15:28,615 --> 00:15:30,268
‫شما که گفتین تحت فشار قرارتون داده بود!

370
00:15:30,312 --> 00:15:31,966
‫از نظر احساسی!

371
00:15:32,009 --> 00:15:33,576
‫یعنی، نمیدونم اسلحه داشت یا نه

372
00:15:33,620 --> 00:15:35,119
‫ولی بازم یه سرقت بود،
‫ماسک سرش کرده بود

373
00:15:35,143 --> 00:15:38,407
‫و همه‌مون موافق نیستیم که
‫کلمات خودشون سلاحن؟

374
00:15:38,450 --> 00:15:41,497
‫خیلی‌خب، پس تو شراب...

375
00:15:41,541 --> 00:15:43,499
‫و پنیر و تاپناد رو بهش پیشکش کردی

376
00:15:43,543 --> 00:15:45,327
‫و اسلحه‌ای هم در کار نبوده؟

377
00:15:45,370 --> 00:15:47,808
‫این یارو به نظر مشتری خوش شانسی میومده، دیوید!

378
00:15:47,851 --> 00:15:49,984
‫میدونین چیه؟
‫من فقط...

379
00:15:50,027 --> 00:15:52,290
‫این گزارش رو ارجاع میدم،
‫و اگه اطلاعات بیشتری داشتین...

380
00:15:52,334 --> 00:15:54,205
‫میتونین مراجعه کنین

381
00:15:55,598 --> 00:15:57,339
‫بله

382
00:16:02,649 --> 00:16:04,868
‫پس به زور چیزها رو دادین به سارق

383
00:16:04,912 --> 00:16:07,262
‫من همچین کاری نکردم!
‫حتی راجع‌به...

384
00:16:07,305 --> 00:16:09,873
‫شراب‌های جنس خوبی که
‫پشت مغازه داشتیم بهش نگفتم

385
00:16:09,917 --> 00:16:11,527
‫- اوه
‫- حالا که حرفش شد

386
00:16:11,571 --> 00:16:13,790
‫به نظرم احتمالا بهتره که
‫یکی از اون بطری‌ها رو باز کنیم

387
00:16:13,834 --> 00:16:16,358
‫تا خودمون رو آروم کنیم

388
00:16:16,401 --> 00:16:17,961
‫آره، تو که گفتی باید بری سر کار

389
00:16:20,884 --> 00:16:22,669
‫عالیه.
‫کارتون عالی بود، بچه‌ها

390
00:16:27,325 --> 00:16:29,066
‫- میشه بازم بهم ذرت بدی؟
‫- اوه، حتما

391
00:16:29,110 --> 00:16:30,350
‫اوه نگران نباش، خودم بر میدارم

392
00:16:33,331 --> 00:16:36,073
‫میبینم که لاکت رو گردنت کردی

393
00:16:36,117 --> 00:16:37,988
‫اوه! نمیدونم، واقعا؟

394
00:16:38,032 --> 00:16:39,207
‫اوه، درسته

395
00:16:41,252 --> 00:16:43,037
‫خب، بهم ثابت کردی که اشتباه میکردم، الکسیس

396
00:16:43,080 --> 00:16:44,536
‫و باید بگم،
‫راستش یه جورایی خیالم راحت شد

397
00:16:44,560 --> 00:16:46,233
‫چون این یعنی عکس موردعلاقه‌ام که...

398
00:16:46,257 --> 00:16:47,824
‫عکس ما دوتاست رو هم نگه داشتی

399
00:16:47,868 --> 00:16:50,740
‫اون عکس رو تو یه پوشه رمزدار
‫توی گوشیم نگه داشتم

400
00:16:50,784 --> 00:16:52,744
‫نه، نه، منظورم عکسیه که
‫توی لاکت هستش

401
00:16:55,527 --> 00:16:58,052
‫هوم!

402
00:16:58,095 --> 00:17:01,359
‫حالا، این به نظر عکس توایلا میاد

403
00:17:03,144 --> 00:17:04,711
‫بله... من گذاشتم اینو توش

404
00:17:06,321 --> 00:17:07,975
‫چون توایلا دوست مهم منه

405
00:17:09,280 --> 00:17:11,369
‫و مامان توایلا؟

406
00:17:11,413 --> 00:17:12,806
‫دوست مهم اونه

407
00:17:12,849 --> 00:17:14,392
‫لاکت رو دادی به توایلا، مگه نه؟

408
00:17:14,416 --> 00:17:16,244
‫خیلی‌خب، دلم میخواست نگهش دارم

409
00:17:16,287 --> 00:17:17,569
‫ولی گردنبند همش منو یاد...

410
00:17:17,593 --> 00:17:19,377
‫تمام کارهای بدی که کردم مینداخت

411
00:17:19,421 --> 00:17:20,616
‫و بعد توایلا بهم هدیه کریسمس داد

412
00:17:20,640 --> 00:17:22,182
‫و منم چیزی نداشتم که بهش بدم

413
00:17:22,206 --> 00:17:24,426
‫خیلی‌خب، الکسیس
‫به نظرم بهتره توافق کنیم که...

414
00:17:24,469 --> 00:17:26,210
‫اینقدر نسبت به گذشته‌مون
‫احساس بد نکنیم

415
00:17:26,254 --> 00:17:28,735
‫و فقط روی آینده تمرکز کنیم

416
00:17:28,778 --> 00:17:30,432
‫بله، تد

417
00:17:30,475 --> 00:17:32,521
‫و در این صورت،

418
00:17:32,564 --> 00:17:34,673
‫احتمالا بهتره بهت بگم که
‫منم راستش...

419
00:17:34,697 --> 00:17:36,612
‫هرچیزی که بهم دادی رو نگه نداشتم

420
00:17:36,656 --> 00:17:37,874
‫اشکال نداره

421
00:17:37,918 --> 00:17:40,050
‫آره، بعد از اینکه بهم زدیم

422
00:17:40,094 --> 00:17:42,313
‫خب، یه سری از چیزهات رو...

423
00:17:42,357 --> 00:17:44,489
‫همراه با چندتا حیوونی که
‫باید سوزونده میشدن، بردم در کوره

424
00:17:44,533 --> 00:17:46,622
‫- اَخ
‫- و فکر میکنی تو احساس بدی داری؟

425
00:17:46,666 --> 00:17:48,034
‫کیف پولی که بهم دادی هنوزم توش بود

426
00:17:48,058 --> 00:17:49,775
‫و یادم رفته بود چندتا کارت‌ها
‫رو از توش در بیارم

427
00:17:49,799 --> 00:17:53,498
‫و راستش یه تمبر دیگه مونده بود
‫که یه اشتراک رایگان بگیرم

428
00:17:53,542 --> 00:17:56,371
‫باشه، خب اگه اگه حالت رو بهتر میکنه

429
00:17:56,414 --> 00:17:58,068
‫کیف پول دیوید بود

430
00:18:03,813 --> 00:18:07,208
‫خب خب، "جان‌جان" برگشته

431
00:18:07,251 --> 00:18:10,167
‫خیلی‌خب مویرا، نگو که هنوز نخوابیدی

432
00:18:10,211 --> 00:18:11,623
‫چی باعث شده همچین فکری کنی؟

433
00:18:11,647 --> 00:18:13,301
‫عزیزم، باید به نحوی...

434
00:18:13,344 --> 00:18:15,172
‫یه خورده بخوابی!

435
00:18:15,216 --> 00:18:16,957
‫گفتنش از انجامش راحت‌تره، جان

436
00:18:17,000 --> 00:18:18,567
‫وقتی تنها شوهرت هوس...

437
00:18:18,610 --> 00:18:21,222
‫معشوقه رساله‌نویسش رو کرده

438
00:18:21,265 --> 00:18:22,765
‫میدونی چیه، اگه یه چرتی میزدی

439
00:18:22,789 --> 00:18:24,399
‫و ذهنت رو آروم میکردی

440
00:18:24,442 --> 00:18:26,314
‫به جای اینکه تو شهر بچرخی

441
00:18:26,357 --> 00:18:28,359
‫و مسائل خصوصی ما رو به همه نشون بدی

442
00:18:28,403 --> 00:18:30,753
‫وقتی از خونه‌مون رانده شدیم

443
00:18:30,797 --> 00:18:33,974
‫و مجبور شدیم چندتا از چیزهای باارزشی که
‫میتونستیم رو برداریم،

444
00:18:34,017 --> 00:18:36,280
‫تو تصمیم گرفتی اون نامه‌ها رو برداری!

445
00:18:36,480 --> 00:18:39,369
‫- درسته
‫- این زن کیه؟

446
00:18:40,083 --> 00:18:42,550
‫اوه... خیلی‌خب

447
00:18:42,931 --> 00:18:44,454
‫اگه باید بدونی

448
00:18:44,479 --> 00:18:48,160
‫اون یکیه که خیلی برام مهمه

449
00:18:48,865 --> 00:18:49,816
‫اوه؟

450
00:18:49,859 --> 00:18:52,557
‫مویرا، تو اون نامه‌ها رو نوشتی!

451
00:18:52,601 --> 00:18:55,256
‫چرت نگو، اون دست‌خط من نیست!

452
00:18:55,299 --> 00:18:57,388
‫واسه اون هفته تو "سانرایز بی" بود

453
00:18:57,432 --> 00:18:59,434
‫که ویویان بلیک براش سانحه پیش اومده بود

454
00:18:59,477 --> 00:19:02,089
‫بدنت رو گچ گرفته بودن،
‫اجازه نمیدادن درش بیاری

455
00:19:02,132 --> 00:19:05,092
‫داشتی با دست چپت مینوشتی!

456
00:19:05,135 --> 00:19:06,571
‫حادثه تو غارگردی

457
00:19:06,615 --> 00:19:08,791
‫نه

458
00:19:08,835 --> 00:19:12,099
‫بعد از اون جایی بود که
‫از تو یه پنجره سقفی به بالا پرت شده بود

459
00:19:12,142 --> 00:19:14,449
‫ببین...

460
00:19:14,492 --> 00:19:16,103
‫"اینجا توی تخت دراز کشیدم

461
00:19:16,146 --> 00:19:18,409
‫نمیتونم تکون بخورم، دلم برات تنگ شده"

462
00:19:18,453 --> 00:19:19,759
‫همش توشون نوشته، مویرا

463
00:19:19,802 --> 00:19:22,239
‫یعنی میگی هیچ کدوم از اینا
‫چیزی رو یادت نمیاره؟

464
00:19:22,283 --> 00:19:24,372
‫در دفاع از خودم، جان

465
00:19:24,415 --> 00:19:26,243
‫مُسکن واقعی خواسته بودم

466
00:19:26,287 --> 00:19:28,463
‫که کمکم کنن تو وضعیت شخصیتم خوو بگیرم

467
00:19:30,508 --> 00:19:32,249
‫ولی چرا الان داری میخونی‌شون؟

468
00:19:35,992 --> 00:19:37,777
‫دلم برات تنگ شده بود

469
00:19:37,820 --> 00:19:39,430
‫واسه همین نامه‌ها رو در آوردم،

470
00:19:39,474 --> 00:19:41,911
‫چون خوندن اونا باعث شد

471
00:19:41,955 --> 00:19:44,131
‫احساس کنم هنوزم اینجا پیشمی

472
00:19:44,174 --> 00:19:45,480
‫اوه، تو زیادی خوبی

473
00:19:48,526 --> 00:19:50,069
‫متاسفانه، طبق...

474
00:19:50,093 --> 00:19:51,791
‫چیزی که من گفتم پیش میریم

475
00:19:51,834 --> 00:19:53,880
‫چی؟ چرا اینکارو کنیم؟

476
00:19:53,923 --> 00:19:56,708
‫نمیخوام کسی فکر کنه
‫من اینا رو نوشتم!

477
00:19:56,752 --> 00:19:58,382
‫خب، منم نمیخوام ملت فکر کنن من...

478
00:19:58,406 --> 00:20:00,321
‫دارم نامه‌های عاشقونه یه زن دیگه رو میخونم!

479
00:20:00,364 --> 00:20:01,801
‫خب، به نفعت هم واقع میشه

480
00:20:01,844 --> 00:20:04,499
‫دیگه هیچکس بهت نمیگه
‫آدم پاستوریزه‌ای هستی

481
00:20:07,779 --> 00:20:08,997
‫کی همچین حرفی زده؟

482
00:20:13,247 --> 00:20:15,815
‫حالا بچه‌ها، متوجه شدم که
‫هر دوی شما...

483
00:20:15,858 --> 00:20:18,165
‫یه مکاتبه‌ای تا حدی با مضمون بزرگسالان

484
00:20:18,208 --> 00:20:20,776
‫که بین یه زن و شوهر عاشق بوده
‫رو خوندین؟

485
00:20:20,820 --> 00:20:23,387
‫آره، و ترجیح میدم دیگه
‫ازش حرفی نزنین

486
00:20:23,431 --> 00:20:25,322
‫بخاطر همینه که فکر میکنم
‫بهتره هرچی که...

487
00:20:25,346 --> 00:20:27,870
‫به رابطه‌های شکست خورده گذشته مربوط میشه
‫رو بسوزونی بره

488
00:20:27,914 --> 00:20:30,264
‫اصلا نمیشه اسم اینو یه رابطه شکست خورده گذاشت، دیوید

489
00:20:30,307 --> 00:20:33,136
‫ما هنوزم بعد از 35 سال با همیم

490
00:20:33,180 --> 00:20:34,398
‫خیلی‌خب، بفرمایین

491
00:20:36,183 --> 00:20:37,619
‫میدونم کوچیک خواستی،

492
00:20:37,662 --> 00:20:40,230
‫ولی با یه بزرگ "عوضش" کردم

493
00:20:40,274 --> 00:20:44,539
‫توایلا، میشه بگم که خیلی شیک شدی

494
00:20:44,582 --> 00:20:46,473
‫اینو میبینین؟
‫به نظر تاجی میاد که...

495
00:20:46,497 --> 00:20:48,848
‫که تو مراسم بت میتصوات پوشیده بودی، الکسیس

496
00:20:48,891 --> 00:20:51,633
‫خب، یکم کمک از دوستم گرفتم

497
00:20:51,676 --> 00:20:53,089
‫احتمالا باید یه زمانی مشخص کنیم

498
00:20:53,113 --> 00:20:54,288
‫تا همه‌چی رو دوباره باهم عوض کنیم

499
00:20:54,331 --> 00:20:55,898
‫اوه نگران نباش،
‫من مشکلی ندارم

500
00:20:58,074 --> 00:21:01,556
‫و دقیقا تو این عوض و بدل باحال
‫چی گیر تو اومده؟

501
00:21:01,599 --> 00:21:04,515
‫برچسب‌های سگ برادر ناتنی توایلا

502
00:21:04,559 --> 00:21:06,996
‫- و یه سوت گیرم اومد
‫- قار! قار!

503
00:21:07,040 --> 00:21:08,476
‫اوه!

504
00:21:10,260 --> 00:21:12,175
‫حالش خوبه؟

505
00:21:12,219 --> 00:21:14,699
‫آره، فقط خوابیده

506
00:21:14,743 --> 00:21:17,877
‫خب، من واسه سفارش دادن حاضرم

507
00:21:17,920 --> 00:21:20,009
‫خیلی‌خب، میشه حداقل یکی پلک‌هاش
‫رو روی هم بیاره؟

508
00:21:20,053 --> 00:21:21,881
‫لطفا؟

509
00:21:21,885 --> 00:21:41,881
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


