1
00:00:07,207 --> 00:00:10,297
‫دوبرو یوترو، عزیزانم!

2
00:00:10,340 --> 00:00:11,994
‫که میشه صبح بخیر...

3
00:00:12,037 --> 00:00:14,170
‫- به زبان بوسنیایی
‫- میدونیم!

4
00:00:14,214 --> 00:00:16,259
‫خب، امروز صبح...

5
00:00:16,303 --> 00:00:18,609
‫به یه شیرینی پزی کوچیکِ خوشگل
‫برخورد کردم و با خودم گفتم،

6
00:00:18,653 --> 00:00:22,178
‫بچه‌های من لیاقت اینو دارن که
‫تو تخت صبحونه بخورن

7
00:00:22,222 --> 00:00:25,050
‫خیلی‌خب، کاری کردیم؟
‫خیلی گیج شدم

8
00:00:25,094 --> 00:00:26,313
‫چی میخوای؟

9
00:00:26,356 --> 00:00:28,184
‫تا فقط نزدیکتون باشم

10
00:00:28,228 --> 00:00:30,795
‫از احساسات شدت گرفته
‫شب افتتاحیه گرفته...

11
00:00:30,839 --> 00:00:32,797
‫که چیزی بهش نمونده تا...

12
00:00:32,841 --> 00:00:35,974
‫اینکه دختر عزیزم قراره به زودی از پیشم بره!

13
00:00:36,018 --> 00:00:38,455
‫خیلی‌خب.
‫خیلی ممنون

14
00:00:38,499 --> 00:00:40,849
‫- متقاعد نشدم
‫- خواهش میکنم

15
00:00:40,892 --> 00:00:43,591
‫اوه، و رساله‌ها هم امروز رسیدن

16
00:00:43,634 --> 00:00:45,549
‫بدجور مشتاق دیدنشونم

17
00:00:45,593 --> 00:00:48,073
‫500 رساله درخشان جدید

18
00:00:48,117 --> 00:00:50,467
‫مگه اینا نون دارچینی‌های تو سالن نیستن؟

19
00:00:50,511 --> 00:00:51,947
‫و جای تعجب هم نداشت

20
00:00:51,990 --> 00:00:55,117
‫که تا نکرده آوردنشون

21
00:00:55,468 --> 00:00:58,388
‫اوه نه، پس باید همه‌شون رو تا بزنی؟

22
00:00:58,432 --> 00:00:59,998
‫از قرار معلوم آره

23
00:01:00,042 --> 00:01:01,759
‫ولی یادتون باشه که
‫تونل کارپالِ من بخاطر...

24
00:01:01,783 --> 00:01:05,743
‫اون همه سال چک امضا کردن
‫فلج شده رفته

25
00:01:05,787 --> 00:01:07,310
‫پس چطوره یه مقدار زیاد براتون بیارم،

26
00:01:07,354 --> 00:01:09,443
‫و شما هم به یه بازی باحال تبدیلش کنین

27
00:01:09,486 --> 00:01:10,966
‫من عصر رو دارم میرم بیرون

28
00:01:11,009 --> 00:01:13,316
‫پاتریک داره منو میبره پیک نیک

29
00:01:13,360 --> 00:01:15,318
‫- هوم
‫- پس الکسیس،

30
00:01:15,362 --> 00:01:17,886
‫شاید تو بتونی یه چند صدتایی
‫رو به کافه ببری،

31
00:01:17,929 --> 00:01:19,627
‫و تو و توایلا هم غیبت کنین
‫و هم تا بزنین،

32
00:01:19,670 --> 00:01:20,932
‫و هم تا بزنین و هم غیبت کنین؟

33
00:01:20,976 --> 00:01:22,673
‫نه، این تنها روز تعطیلم هستش

34
00:01:22,717 --> 00:01:23,911
‫و من تد قراره کارهای سفر رو میکنیم

35
00:01:23,935 --> 00:01:25,459
‫اونا باید تا بشن!

36
00:01:25,502 --> 00:01:28,592
‫و من براتون شیرینی و قهوه آوردم!

37
00:01:28,636 --> 00:01:30,004
‫خب، این قهوه هیچی توش نیست

38
00:01:30,028 --> 00:01:31,943
‫اوه فقط یه حسن نیته، دیوید!

39
00:01:31,987 --> 00:01:34,772
‫- اینقدر تحت اللفظی نباش
‫- باشه

40
00:01:34,781 --> 00:01:44,489
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
41
00:01:44,608 --> 00:01:47,742
‫هی، اینجا چیکار میکنی؟

42
00:01:47,785 --> 00:01:50,353
‫خب، گالاپاگوس ساحل‌های خفنی داره

43
00:01:50,397 --> 00:01:52,137
‫پس با خودم گفتم براشون آماده باشیم

44
00:01:52,181 --> 00:01:54,357
‫اوه خدای من، یه بار مجله کازمو ترکیه
‫عکس منو...

45
00:01:54,401 --> 00:01:56,620
‫تو لیست بهترین سارافون‌‍‌های ساحلی دنیا
‫به کار برده بود

46
00:01:56,664 --> 00:01:59,057
‫پس بیا فقط بگیم،
‫آشنایی خوبی از ساحل‌ها دارم

47
00:01:59,101 --> 00:02:02,017
‫خیلی‌خب، عینک، لوله تنفس

48
00:02:02,060 --> 00:02:03,932
‫من که واقعا تو آب‌های آزاد نمیرم،

49
00:02:03,975 --> 00:02:06,064
‫ولی بدجور دوست دارم تو رو ببینم
‫که اینکارو میکنی

50
00:02:06,108 --> 00:02:08,458
‫- دیگه چی؟
‫- کلی چیز میز داریم

51
00:02:08,502 --> 00:02:11,635
‫شامپو قابل تجزیه و...

52
00:02:11,679 --> 00:02:14,290
‫- قرص مالاریا
‫- ببخشید؟

53
00:02:14,334 --> 00:02:15,857
‫نه، فقط پیشگیری کننده‌ان

54
00:02:15,900 --> 00:02:18,599
‫همینطورم قراره دفع کننده حشرات
‫هم با خودمون ببریم

55
00:02:18,642 --> 00:02:21,471
‫خیلی‌خب.
‫شاید فقط بتویم یکی از اون...

56
00:02:21,515 --> 00:02:23,908
‫پشه بندهای کوچیکِ سکسی
‫واسه دور تخت‌مون بگیریم؟

57
00:02:23,952 --> 00:02:26,258
‫راستش اونا بدجور خطر ایمنی دارن

58
00:02:26,302 --> 00:02:27,671
‫اگه آتیش بگیرن،
‫اساسا آدم...

59
00:02:27,695 --> 00:02:29,349
‫تو یه قفس آتیش گرفته، گیر میوفته

60
00:02:29,392 --> 00:02:31,089
‫ولی میشه گرفت

61
00:02:31,133 --> 00:02:32,700
‫راستش، میدونی چیه؟

62
00:02:32,743 --> 00:02:34,223
‫چطوره بریم یه صبحونه‌ای بخوریم

63
00:02:34,266 --> 00:02:36,486
‫و اونجا بیشتر درمورد تخت‌مون بهت میگم

64
00:02:36,530 --> 00:02:38,923
‫و کاری که قراره توش بکنیم

65
00:02:38,967 --> 00:02:40,316
‫تئودور!

66
00:02:40,360 --> 00:02:42,318
‫ببین چه سفر رمانتیکی ترتیب دادی

67
00:02:42,362 --> 00:02:43,885
‫بهترین میشه

68
00:02:43,928 --> 00:02:45,428
‫فقط تو راه باید یه کوچولو بریم
‫پیش دکتر،

69
00:02:45,452 --> 00:02:47,715
‫تا واکسن بزنیم و بعد میریم غذا میخوریم

70
00:02:47,758 --> 00:02:50,500
‫خیلی‌خب، بخشی از من تو این فکره که
‫اصلا نیازی به واکسن داریم؟

71
00:02:50,544 --> 00:02:52,154
‫نه، فقط یه سوزن کوچولوئه، الکسیس

72
00:02:52,197 --> 00:02:54,025
‫مثل یه بوتاکس کردن بهش فکر کن

73
00:02:54,069 --> 00:02:57,464
‫اَخ، تد!
‫مگه چند سالمه، 32؟

74
00:02:57,507 --> 00:02:59,683
‫اووف!

75
00:03:04,471 --> 00:03:06,821
‫- اوه
‫- حتما

76
00:03:10,651 --> 00:03:12,392
‫- هی، جریان چیه؟
‫- رسیدیم

77
00:03:14,089 --> 00:03:15,893
‫آره، فقط یه جورایی حس میکنم
‫پیک نیک کنار جاده...

78
00:03:15,917 --> 00:03:19,137
‫یعنی اینکه خودت داری دعوت میکنی
‫که به قتل برسی

79
00:03:19,181 --> 00:03:21,226
‫قراره پیاده‌گردی کنیم، دیوید

80
00:03:21,270 --> 00:03:22,595
‫چیه، همیشه میگی میخوای...

81
00:03:22,619 --> 00:03:24,186
‫فعالیت‌‍‌های جسمی بیشتری
‫انجام بدی، درسته؟

82
00:03:24,229 --> 00:03:26,033
‫بله، تا بهم میگی نیازی نیست!

83
00:03:26,057 --> 00:03:27,383
‫فکر میکردیم قراره بریم پیک نیک

84
00:03:27,407 --> 00:03:29,452
‫درسته.
‫فقط باید تا اونجا پیاده بریم

85
00:03:29,496 --> 00:03:30,888
‫آره، فقط داشتم خودمون رو...

86
00:03:30,932 --> 00:03:32,934
‫روی یه نیمکت جذاب پارک وسط...

87
00:03:32,977 --> 00:03:35,197
‫یه باغ انگلیسیِ خصوصی تصور میکردم

88
00:03:35,240 --> 00:03:37,895
‫دیوید، دیگه نباید فیلم "ناتینگ هیل"
‫رو تماشا کنی

89
00:03:37,939 --> 00:03:40,463
‫واسه رابطه‌مون مفید نیست

90
00:03:40,507 --> 00:03:43,466
‫- خیلی‌خب. از طرف خودت حرف بزن
‫- بفرما

91
00:03:43,510 --> 00:03:46,469
‫- این چیه؟
‫- کوله پیک نیکیت هستش

92
00:03:46,513 --> 00:03:48,012
‫دستمون باید آزاد باشه واسه...

93
00:03:48,036 --> 00:03:50,473
‫- واسه پیاده‌گردی
‫- هی، کِیف میکنی

94
00:03:50,517 --> 00:03:52,432
‫- بهم اعتماد کن
‫- واقعا؟

95
00:03:56,590 --> 00:03:58,418
‫بریم، دیوید!

96
00:04:04,400 --> 00:04:06,663
‫خیلی‌خب

97
00:04:06,707 --> 00:04:08,491
‫همینطوری

98
00:04:08,535 --> 00:04:11,494
‫اوه ببینش، جان
‫کارگر خوشتیپ من

99
00:04:11,538 --> 00:04:13,757
‫که بهم ریخته شدی
‫و عرق کردی

100
00:04:13,801 --> 00:04:16,760
‫خب، اگه رولاند فقط وای‌نمیستاد...

101
00:04:16,804 --> 00:04:19,546
‫تا منو تماشا کنه که کل اثاثیه
‫رو بار وانتش کنم، کمتر عرق میکردم

102
00:04:19,589 --> 00:04:22,897
‫جانی، من دارم وانتم
‫رو بهت قرض میدم

103
00:04:22,940 --> 00:04:24,340
‫و بعلاوه، فکر کنم...

104
00:04:24,376 --> 00:04:26,204
‫با یکم چهره مرد کارکن
‫خوب به نظر میای

105
00:04:26,248 --> 00:04:28,511
‫ولی اگه بدون عطر مشک بود
‫بهتر میشد

106
00:04:28,555 --> 00:04:30,010
‫میدونی، مویرا
‫وقتی گفتی...

107
00:04:30,034 --> 00:04:31,949
‫یه چندتا اثاثیه مسافرخونه رو...

108
00:04:31,993 --> 00:04:33,777
‫واسه درست کردن صحنه کاباره لازم داری

109
00:04:33,821 --> 00:04:35,518
‫فکر نمیکردم قراره خالی‌مون کنی بره

110
00:04:35,562 --> 00:04:38,695
‫بر اساس حرف‌های خانوم رز،
‫مسافرخونه‌ ما تنها مکانیه...

111
00:04:38,739 --> 00:04:42,394
‫که اونقدر غمگینانه‌ست
‫که شبیه یه فاحشه خونه قبل از دوران جنگ برلین باشه

112
00:04:43,961 --> 00:04:45,528
‫حالت خوبه، آقای رز؟

113
00:04:45,572 --> 00:04:47,704
‫اوه آره، آره، آره
‫طوریم نمیشه

114
00:04:47,748 --> 00:04:50,272
‫مویرا، دیگه چی؟
‫کار دیگه‌ای از دستم برمیاد؟

115
00:04:50,315 --> 00:04:52,404
‫اگه فقط این نمودار ایستاده
‫رو بذاری تو وانت،

116
00:04:52,448 --> 00:04:54,189
‫آزاد میشی میری

117
00:04:54,232 --> 00:04:56,234
‫تا وقتی که به سالن تئاتر میرسیم

118
00:04:56,278 --> 00:04:58,715
‫آره، من حواسم هست، جانی.
‫با پاهات بلندش کن

119
00:04:58,759 --> 00:05:00,456
‫همینطوری

120
00:05:00,500 --> 00:05:02,937
‫- آه! اوه!
‫- اوه جان، مراقب باش!

121
00:05:02,980 --> 00:05:05,287
‫- اجاره‌ای هستش
‫- ببخشید، عزیزم

122
00:05:05,330 --> 00:05:06,612
‫از لای انگشت‌هام سر خورد افتاد

123
00:05:06,636 --> 00:05:08,290
‫درست مثل جوونیت،
‫درست نمیگم پیرمرد؟

124
00:05:09,857 --> 00:05:11,138
‫آقای رز، به نظرت بهتر نیست...

125
00:05:11,162 --> 00:05:12,686
‫یه لحظه بشینی؟

126
00:05:12,729 --> 00:05:14,644
‫آه... باشه.
‫ولی فقط یه دقیقه

127
00:05:14,688 --> 00:05:16,080
‫خوبم

128
00:05:16,124 --> 00:05:18,561
‫عجب، جانی حالت خوبه؟

129
00:05:18,605 --> 00:05:20,607
‫از کِی اینطوری شدی؟

130
00:05:20,650 --> 00:05:22,696
‫آره، وقتی اون کارتن رساله‌ها رو...

131
00:05:22,739 --> 00:05:24,524
‫رو از دست کارگر چاپخونه گرفتم

132
00:05:24,567 --> 00:05:26,830
‫یکم احساس گرفتگی کردم، مویرا
‫ولی حالم خوبه

133
00:05:26,874 --> 00:05:28,919
‫جان، از کجا میدونستم در خطری؟

134
00:05:28,963 --> 00:05:32,444
‫تو همه‌چی رو تو خودت میریزی،
‫مثل یه صدف خجالتی!

135
00:05:32,488 --> 00:05:34,074
‫خیلی‌خب، خانوم رز
‫به نظرم بهتره...

136
00:05:34,098 --> 00:05:35,796
‫- ببریمش بیمارستان
‫- به نظر نگران کننده‌ست

137
00:05:35,839 --> 00:05:37,319
‫درسته، جان؟

138
00:05:37,362 --> 00:05:39,297
‫فقط یه گرفتگی عضله کوچیکه،
‫همین، مویرا

139
00:05:39,321 --> 00:05:40,844
‫آره میدونی، پسر عموم لنی

140
00:05:40,888 --> 00:05:42,672
‫دقیقا همینطوری شده بود، جانی

141
00:05:42,716 --> 00:05:44,607
‫خب، پسر عموت چیکار کرد؟
‫میشه بهش زنگ بزنیم؟

142
00:05:44,631 --> 00:05:46,676
‫میتونی سعیت رو بکنی،
‫فکر نکنم به جایی برسی

143
00:05:46,720 --> 00:05:48,330
‫بیچاره بخاطر سکته قلبی مُرد

144
00:05:48,373 --> 00:05:50,550
‫چی؟ نه!

145
00:05:50,593 --> 00:05:53,204
‫جان؟ جان، صدامو میشنوی؟

146
00:05:53,248 --> 00:05:56,730
‫صدامو میشنوی؟
‫سعی کن تن صدام رو دنبال کنی

147
00:05:56,773 --> 00:05:59,515
‫مویرا، میخوام صدات یه دقیقه...

148
00:05:59,559 --> 00:06:01,125
‫بره پی کارش، ممنون

149
00:06:01,169 --> 00:06:03,060
‫خیلی‌خب، واقعا فکر میکنم
‫باید بریم بیمارستان

150
00:06:03,084 --> 00:06:05,390
‫خیلی‌خب، میدونین چیه؟
‫به نظرم...

151
00:06:05,434 --> 00:06:07,915
‫به نظرم شاید وقتشه بریم

152
00:06:07,958 --> 00:06:10,047
‫خیلی‌خب، کسی هول نکنه

153
00:06:10,091 --> 00:06:12,223
‫خیلی‌خب استیوی، ماشینت رو بیار

154
00:06:12,267 --> 00:06:13,834
‫جان راننده آرومیه

155
00:06:13,877 --> 00:06:16,097
‫رساله‌ها رو میذاریم همینجا باشن

156
00:06:16,140 --> 00:06:17,794
‫یا شاید یه مقدار رو واسه تو راه بیاریم؟

157
00:06:17,838 --> 00:06:20,014
‫- نه، خانوم رز!
‫- حق با توئه

158
00:06:20,057 --> 00:06:21,798
‫- همگی دست بجنبونین
‫- باشه

159
00:06:21,842 --> 00:06:22,973
‫نه! تو نه، جان!

160
00:06:28,052 --> 00:06:30,067
‫پس این کارت یعنی شانس

161
00:06:30,111 --> 00:06:33,114
‫- فکر کنم. و...
‫- اینجا چه خبره؟

162
00:06:33,157 --> 00:06:34,768
‫توای، نمیدونستم تو سولیتر بازی میکنی

163
00:06:34,811 --> 00:06:36,770
‫نمیکنم. اینا کارت‌های تاروت هستن

164
00:06:36,813 --> 00:06:38,467
‫دارم واسه یه ماشین ظرفشویی جدید
‫پول جمع میکنم،

165
00:06:38,510 --> 00:06:40,469
‫پس واسه گرفتن فال کارتی
‫پنج دلار میگیرم

166
00:06:40,512 --> 00:06:41,992
‫آره و کارش هم خوبه

167
00:06:42,036 --> 00:06:43,883
‫دفعه قبلی بهم گفت
‫قراره یکم خوش شانسی بیارم،

168
00:06:43,907 --> 00:06:45,648
‫و سر یه بلیت لاتاری ده دلار برنده بشدم

169
00:06:45,692 --> 00:06:47,781
‫- عجب!
‫- 20 دلار خرج کرده بودم ولی...

170
00:06:47,824 --> 00:06:49,086
‫بازم

171
00:06:49,130 --> 00:06:51,219
‫اهم!

172
00:06:51,262 --> 00:06:53,482
‫خب، از کجا یاد گرفتی فال بگیری، توای؟

173
00:06:53,755 --> 00:06:56,050
‫اوه، یکی از دوست پسرهای سابق مامانم
‫شعبده‌باز بود

174
00:06:56,093 --> 00:06:57,660
‫و معتاد قمار بود

175
00:06:57,704 --> 00:07:00,010
‫ولی همینطورم تو خوندن کارت‌های تاروت
‫خیلی کارش درست بود

176
00:07:00,054 --> 00:07:01,553
‫پیش بینی کرد کِی قراره مامانم
‫رو ترک کنه...

177
00:07:01,577 --> 00:07:03,405
‫تا دقیقا همون روز

178
00:07:03,448 --> 00:07:06,277
‫آره، واسه همینم یه جورایی
‫از این چیزا خوشم نمیاد

179
00:07:06,321 --> 00:07:07,757
‫واقعا میتونه رو ذهنت تاثیر بذاره

180
00:07:07,801 --> 00:07:09,585
‫عزیزم، واسه خیریه‌ست

181
00:07:09,629 --> 00:07:11,413
‫توایلا یکی رو نیاز داره
‫تا ظرف‌هاش رو بشوره

182
00:07:11,456 --> 00:07:13,217
‫نه، نه، رستوران لوازم خانگی جدید نیاز داره

183
00:07:13,241 --> 00:07:14,982
‫اوه، خیلی‌‍‌خب

184
00:07:15,025 --> 00:07:16,984
‫اگه انتظار داری مردم حمایت مالی بکنن...

185
00:07:17,027 --> 00:07:18,986
‫احتمالا بهتره داستانت
‫رو مشخص کنی

186
00:07:19,029 --> 00:07:20,640
‫- یالا، حال میده
‫- اوه خیلی‌خب، باشه

187
00:07:20,683 --> 00:07:22,008
‫ولی فقط بخاطر اینکه
‫واسه هدف خیری هستش

188
00:07:22,032 --> 00:07:24,208
‫- ایول!
‫- خیلی‌خب

189
00:07:25,645 --> 00:07:27,298
‫دست‌هاتون رو بذارین روی کارت‌ها،

190
00:07:27,342 --> 00:07:28,909
‫و به یه چیزی که میخواین فکر کنین

191
00:07:31,667 --> 00:07:33,234
‫خیلی‌خب

192
00:07:41,233 --> 00:07:42,518
‫هوم

193
00:07:42,562 --> 00:07:44,172
‫مشکلی پیش اومده، توای؟

194
00:07:44,215 --> 00:07:45,758
‫نزدیک اونجایی که دارین میرین
‫دریا هست؟

195
00:07:45,782 --> 00:07:47,305
‫آره، داریم به یه جزیره میریم

196
00:07:47,349 --> 00:07:49,612
‫اووه! یادم رفته بود یه جزیره‌ست!

197
00:07:49,656 --> 00:07:51,571
‫و نزدیک دریا قایق هم هست؟

198
00:07:51,614 --> 00:07:53,921
‫آره، رو دریا قایق‌هایی هم هست

199
00:07:53,964 --> 00:07:55,923
‫اوه، میتونیم موقع غروب خورشید
‫یه قایق تفریحی کرایه کنیم

200
00:07:55,966 --> 00:07:57,881
‫آره، دارم واژگون شدن
‫یه قایق رو میبینم

201
00:07:57,925 --> 00:07:59,753
‫- چی؟
‫- آدما دارن جیغ میکشن

202
00:07:59,796 --> 00:08:02,756
‫و یه زوج زیر آبه

203
00:08:02,799 --> 00:08:05,019
‫و بعد یه جورایی به سیاهی محو میشه

204
00:08:05,062 --> 00:08:07,021
‫اوه، خدای من!
‫تد!

205
00:08:07,064 --> 00:08:08,955
‫خیلی‌خب نه، صبر کن،
‫بیخیال، تو که واقعا اینا رو...

206
00:08:08,979 --> 00:08:10,415
‫تو این کارت‌ها نمیبینی

207
00:08:10,459 --> 00:08:12,200
‫خب، باید کارت‌ها رو تفسیر کنم

208
00:08:12,243 --> 00:08:14,811
‫باشه، پس شاید بتونی یه چیزی
‫رو تفسیر کنی...

209
00:08:14,855 --> 00:08:17,248
‫که یکم مثبت‌تر باشه؟

210
00:08:18,641 --> 00:08:21,557
‫اوه، یه مهمونی هم میبینم

211
00:08:21,601 --> 00:08:24,342
‫آدما لباس شیک مشکی پوشیدن

212
00:08:24,386 --> 00:08:25,779
‫مثل یه مهمونی با تم سیاه و سفید؟

213
00:08:25,822 --> 00:08:28,346
‫بیشتر شبیه یه خاکسپاری میمونه

214
00:08:30,305 --> 00:08:31,959
‫خیلی‌خب، اینجا آنتن نمیده

215
00:08:32,002 --> 00:08:33,656
‫دیوید، گوشیت رو بذار جیبت

216
00:08:33,700 --> 00:08:35,286
‫نیازی به آنتن نداریم،
‫همدیگه رو داریم

217
00:08:35,310 --> 00:08:37,550
‫خب، اگه میتونی مزایده ای‌بی
‫منو دنبال کنی، مشکلی نیست

218
00:08:39,488 --> 00:08:40,837
‫واقعا دوتا کوله نیاز داشتیم؟

219
00:08:40,881 --> 00:08:42,665
‫یعنی، تو اینجا چی گذاشتی؟

220
00:08:42,709 --> 00:08:44,319
‫خب، تو لیست درازی داشتی

221
00:08:44,362 --> 00:08:45,688
‫و واسه سرد نگه داشتن پنیرهایی
‫که درخواست کرده بودی

222
00:08:45,712 --> 00:08:47,278
‫نیاز به پاکت‌های یخ داشتیم

223
00:08:47,322 --> 00:08:48,845
‫خب، کوله بسته‌های یخ
‫رو دادی به من؟

224
00:08:48,889 --> 00:08:50,847
‫چون این اصلا سبک نیست

225
00:08:50,891 --> 00:08:52,782
‫فقط موندم چرا نمیشد یه جایی
‫یه چمنزار پیدا کنیم،

226
00:08:52,806 --> 00:08:54,808
‫میدونی، که مردان اسب سوار

227
00:08:54,851 --> 00:08:56,461
‫تو پس زمینه دارن یورتمه میرن

228
00:08:56,505 --> 00:08:58,289
‫خیلی‌خب، دیوید
‫میخوای دور بزنیم و برگردیم؟

229
00:08:58,333 --> 00:09:00,050
‫خب، برنامه‌ای که داره قدم‌هام رو میشماره
‫کار نمیکنه

230
00:09:00,074 --> 00:09:01,553
‫پس خدایی نمیدونم

231
00:09:01,597 --> 00:09:03,077
‫میدونی چیه؟

232
00:09:03,120 --> 00:09:04,731
‫من زود از خواب بیدار شدم
‫تا این کوله‌ها رو برامون جمع کنم

233
00:09:04,774 --> 00:09:06,883
‫چون فکر میکردم این یه کار باحالی میشه
‫که باهم انجام بدیم،

234
00:09:06,907 --> 00:09:09,387
‫ولی مشخصه اشتباه میکردم

235
00:09:09,431 --> 00:09:11,738
‫باشه، عجب.
‫پس بیا ادامه بدیم

236
00:09:11,781 --> 00:09:13,672
‫خب نه، چون نیم ساعت دیگه
‫باید راه بریم

237
00:09:13,696 --> 00:09:15,587
‫پس به نظرم احتمالا بهتره که
‫الان تمومش کنیم بره

238
00:09:15,611 --> 00:09:17,569
‫و بیخیال پیک نیک بشیم

239
00:09:17,613 --> 00:09:19,571
‫باشه، خب نمیتونیم بیخیال پیک نیک بشیم

240
00:09:19,615 --> 00:09:22,357
‫چون به زودی باید یه غذایی بخورم

241
00:09:22,400 --> 00:09:24,185
‫خدایی؟

242
00:09:24,228 --> 00:09:26,100
‫خیلی‌خب!
‫دوست دارم که اینکارو برامون کردی،

243
00:09:26,143 --> 00:09:28,580
‫و به نظرم تو لباس‌های پیاده‌گردیت
‫خیلی جذاب شدی

244
00:09:28,624 --> 00:09:30,626
‫ولی راه درازیه که بخاطر پنیر بریم

245
00:09:30,670 --> 00:09:31,975
‫پس بیا برگردیم، دیوید

246
00:09:32,019 --> 00:09:33,977
‫- چون خدایی میگم، من... اوه!
‫- خرس کجاست؟

247
00:09:34,021 --> 00:09:36,763
‫نه، پام رفت روی یه شاخه.
‫از کفشم رد شده

248
00:09:36,806 --> 00:09:39,548
‫از کجا میدونی از کفشت رد شده؟

249
00:09:39,591 --> 00:09:41,158
‫خیلی‌خب، آروم همگی

250
00:09:41,202 --> 00:09:42,769
‫- درست میشه
‫- آها

251
00:09:42,812 --> 00:09:45,032
‫آها؟
‫پس باید بریم...

252
00:09:45,075 --> 00:09:47,512
‫- باشه. این طرف
‫- یه راست رفته تو نقطه نرم پام

253
00:09:47,556 --> 00:09:48,731
‫آره، مشخصه

254
00:09:52,430 --> 00:09:54,606
‫خیلی‌خب، چرا؟
‫چرا هنوز منتظریم؟

255
00:09:54,650 --> 00:09:56,217
‫مویرا، اینجا بیمارستانه

256
00:09:56,260 --> 00:09:58,001
‫چرا نمیشینی، عزیزم؟

257
00:09:58,045 --> 00:10:00,961
‫جان؟
‫جان، من احساساتی دارم که...

258
00:10:01,004 --> 00:10:03,006
‫اغلب اوقات به خودم میگم،

259
00:10:03,050 --> 00:10:04,791
‫و به تو نمیگم

260
00:10:04,834 --> 00:10:06,618
‫و میخوام اونا رو بشنوی

261
00:10:06,662 --> 00:10:08,751
‫خب، اینجا پر از آدمه، مویرا

262
00:10:08,795 --> 00:10:11,227
‫پس بستگی داره میخوای چی بگی

263
00:10:11,517 --> 00:10:14,871
‫من بیش از حد...

264
00:10:14,896 --> 00:10:17,673
‫به این نمایش بایکورنانه توجه کردم
‫[بایکورن، حیوانی افسانه‌ای که شوهران را میخورد]

265
00:10:17,717 --> 00:10:19,501
‫و میخوام بدونی که، جان

266
00:10:19,544 --> 00:10:21,653
‫تو این دنیا، تو مهم‌ترین چیز منی

267
00:10:21,677 --> 00:10:23,244
‫اینو که میدونی، مگه نه؟

268
00:10:23,287 --> 00:10:25,594
‫و کارولین رو هم شامل این میکنم

269
00:10:25,637 --> 00:10:27,248
‫و اون کلاه‌گیس رو 40 ساله که دارم

270
00:10:27,291 --> 00:10:29,076
‫نیازی نیست اینکارو بکنی، مویرا

271
00:10:29,119 --> 00:10:31,818
‫- جان، اگه حالت خوب شد...
‫- وقتی!

272
00:10:31,861 --> 00:10:33,994
‫- وقتی چی؟
‫- وقتی حالش خوب شد!

273
00:10:34,037 --> 00:10:36,387
‫بله! همه‌چی عوض میشه، جان

274
00:10:36,431 --> 00:10:38,302
‫سالم‌تر غذا میخوریم،

275
00:10:38,346 --> 00:10:41,479
‫خب، سر شام کمتر شراب میخوریم

276
00:10:41,786 --> 00:10:43,003
‫باید قرص‌ها رو بازم بخورم

277
00:10:43,046 --> 00:10:44,502
‫ولی خطر سلامتی منو که تهدید نمیکنه

278
00:10:44,526 --> 00:10:46,223
‫خانوم رز، واقعا باید بشینی

279
00:10:46,267 --> 00:10:47,703
‫چون الان دیگه دارم حس میکنم...

280
00:10:47,747 --> 00:10:49,270
‫قلبم قراره از کار بیوفته

281
00:10:49,313 --> 00:10:51,620
‫خیلی‌خب، کلی به دیوید زنگ زدم،
‫و جواب نمیده

282
00:10:51,663 --> 00:10:53,013
‫و الکسیس چی؟

283
00:10:53,056 --> 00:10:55,015
‫اینم خوب فکریه

284
00:10:55,058 --> 00:10:57,495
‫- کسی شماره‌اش رو داره؟
‫- من بهش پیام میدم

285
00:10:57,539 --> 00:10:59,671
‫خیلی‌خب، جانی...

286
00:10:59,715 --> 00:11:02,370
‫با خودم گفتم احتمالا گرسنته، پس...

287
00:11:02,413 --> 00:11:04,546
‫برات خوراکی گرفتم،
‫بیا چندتا چیپس

288
00:11:04,589 --> 00:11:06,132
‫و این جانی، یه نوشیدنی انرژی‌زاست

289
00:11:06,156 --> 00:11:07,941
‫- تا بیدار بمونی
‫- نه!

290
00:11:07,984 --> 00:11:09,725
‫نباید از این چیزا بخوره

291
00:11:09,769 --> 00:11:11,683
‫میشه دست از سر دستگاه فروش خودکار برداری؟

292
00:11:11,727 --> 00:11:13,729
‫متاسفم، استیوی
‫بیمارستان‌ها منو مضطرب میکنن

293
00:11:13,773 --> 00:11:15,949
‫آخرین باری که تو بیمارستان بودم
‫با لنی بود

294
00:11:15,992 --> 00:11:17,864
‫ولی اون خیلی نموند

295
00:11:17,907 --> 00:11:19,319
‫- اوه، خدای من!
‫- تو چه مرگته؟

296
00:11:19,343 --> 00:11:20,475
‫هوم؟

297
00:11:20,518 --> 00:11:22,477
‫- خیلی‌خب، جانی رز؟
‫- بله

298
00:11:22,520 --> 00:11:23,783
‫- اینجاست
‫- سلام، من دکتر لیپ‌من هستم

299
00:11:23,826 --> 00:11:25,610
‫واسه یه سری آزمایش میبریمت

300
00:11:25,654 --> 00:11:26,786
‫- خوبه
‫- یه سری آزمایش...

301
00:11:26,829 --> 00:11:28,700
‫حرف رمزی واسه عمل جراحی قلب بازه؟
‫میتونین بهم بگین،

302
00:11:28,744 --> 00:11:30,137
‫من یه بار تو سریال "م.ا.ش"
‫نقش یه پرستار رو بازی کردم

303
00:11:30,180 --> 00:11:32,008
‫- خیلی‌خب، این یه سکته قلبیه؟
‫- فعلا،

304
00:11:32,052 --> 00:11:33,638
‫فقط میخوایم بفهمیم
‫مشکل از کجاست

305
00:11:33,662 --> 00:11:36,012
‫- آقای رز. خیلی‌خب
‫- آره، خوب میشم

306
00:11:36,056 --> 00:11:37,797
‫- خوب میشی
‫- طوریم نمیشه

307
00:11:37,840 --> 00:11:39,537
‫خیلی‌خب

308
00:11:39,581 --> 00:11:42,149
‫مراقبش باشین.
‫محموله باارزشیه

309
00:11:45,413 --> 00:11:47,502
‫اوه، اوه، مویرا

310
00:11:47,545 --> 00:11:49,243
‫خیلی زوده، خیلی زوده.
‫بیخیال

311
00:11:53,055 --> 00:11:54,317
‫- آه
‫- خیلی‌خب، دیوید

312
00:11:54,361 --> 00:11:55,642
‫- ازت میخوام بکِشیش بیرون
‫- خیلی‌خب، بهت که گفتم

313
00:11:55,666 --> 00:11:57,059
‫فکر نکنم فکر خوبی باشه

314
00:11:57,103 --> 00:11:58,732
‫چیه، به نظرت بذاریم تو پام باشه
‫فکر بهتریه؟

315
00:11:58,756 --> 00:12:00,062
‫اگه میشد خودم درش میاوردم،

316
00:12:00,106 --> 00:12:01,803
‫ولی باید صاف بیرون کشیده بشه

317
00:12:01,846 --> 00:12:02,998
‫- باشه!
‫- فقط بکشش بیرون، دیوید!

318
00:12:03,022 --> 00:12:04,284
‫- اوه، خدای من!
‫- بصورت مستقیم

319
00:12:04,327 --> 00:12:06,112
‫- چشم‌هات باید باز باشن، لطفا
‫- هیس! هیس...

320
00:12:06,155 --> 00:12:07,722
‫یه لحظه ساکت باش

321
00:12:07,765 --> 00:12:09,506
‫خیلی‌خب

322
00:12:09,550 --> 00:12:11,726
‫ازش خون میاد؟

323
00:12:11,769 --> 00:12:13,945
‫- چه میدونم، کفش پامه!
‫- باشه

324
00:12:13,989 --> 00:12:15,512
‫آره، چیزی نمیبینم

325
00:12:15,556 --> 00:12:17,099
‫ولی بازم باید یه چیزی بهش بزنیم،

326
00:12:17,123 --> 00:12:18,752
‫چون به جایی که اون چوبِ بوده
‫اعتماد ندارم

327
00:12:18,776 --> 00:12:21,096
‫حالا، جعبه کمک‌های اولیه
‫تو کدوم یکی از این کوله‌هاست؟

328
00:12:22,021 --> 00:12:24,261
‫کمک‌های اولیه نیاوردم

329
00:12:24,286 --> 00:12:26,288
‫یا باید جعبه کمک‌های اولیه میذاشتم،
‫یا بسته‌های یخ

330
00:12:27,916 --> 00:12:30,049
‫میخوام برم خونه، دیوید!
‫کل امروز ضد حال بوده

331
00:12:30,092 --> 00:12:31,876
‫خب، از این خبرا نیست، پس...

332
00:12:31,920 --> 00:12:33,835
‫- این چیه؟
‫- یه ضدعفونی کننده دستِ،

333
00:12:33,878 --> 00:12:35,619
‫میشه ازش به عنوان یه ضد عفونی کننده زخم استفاده کرد

334
00:12:35,663 --> 00:12:37,534
‫فکر کردی بدون این میام پیک نیک؟

335
00:12:37,578 --> 00:12:40,624
‫خیلی‌خب، اینم از این

336
00:12:41,318 --> 00:12:42,400
‫بعداً بازم میزنیم،

337
00:12:42,425 --> 00:12:44,385
‫ولی حداقل نیازی نیست
‫نگران قانقاریا باشم
‫[مرگ بافت]

338
00:12:47,240 --> 00:12:49,981
‫معذرت میخوام که امروز به اندازه کافی
‫قدرت رو ندونستم

339
00:12:50,025 --> 00:12:53,463
‫تو دوتا کوله پر از غذا آماده کردی،

340
00:12:53,507 --> 00:12:56,162
‫و تو هیچ کدومشون چسب زخم نبود،
‫ولی بازم

341
00:12:57,380 --> 00:13:00,470
‫اگه میخوای به پیاده‎‌گردی ادامه بدی،
‫به نظرم باید به پیاده‌گردی ادامه بدیم

342
00:13:00,514 --> 00:13:02,646
‫نه، فکر نکنم

343
00:13:02,690 --> 00:13:04,866
‫ولی ممنون

344
00:13:04,909 --> 00:13:06,148
‫فکر کنم یه جورایی حال و هوای
‫رمانتیک قضیه رو از بین بردم

345
00:13:06,172 --> 00:13:07,782
‫نه، اصلا

346
00:13:07,825 --> 00:13:09,740
‫تو این روز زیبا رو برامون تدارک دیدی

347
00:13:09,784 --> 00:13:12,047
‫و به نظرم باید تمومش کنیم

348
00:13:12,091 --> 00:13:14,136
‫میتونی راه بری؟

349
00:13:14,180 --> 00:13:16,660
‫- آره، فکر کنم
‫- پس ادامه میدیم

350
00:13:18,401 --> 00:13:20,281
‫همینطورم بدجور گرسنمه،
‫و باید یه چیزی بخورم

351
00:13:24,320 --> 00:13:25,819
‫احتمالا بهتره من جلو برم، دیوید

352
00:13:25,843 --> 00:13:26,907
‫تو اصلا نمیدونی کجا داری میری

353
00:13:26,931 --> 00:13:28,977
‫- باشه. منصفانه‌‎ست
‫- آخ!

354
00:13:32,285 --> 00:13:33,416
‫سلام!

355
00:13:33,460 --> 00:13:36,332
‫سلام

356
00:13:36,376 --> 00:13:37,899
‫چیکار میکنی؟

357
00:13:37,942 --> 00:13:39,683
‫فقط تو اینترنت میگردم

358
00:13:40,989 --> 00:13:43,296
‫الکسیس، اون فقط یه عکس
‫از جستجوی...

359
00:13:43,339 --> 00:13:45,689
‫بلایای شدید قایقرانیه؟

360
00:13:45,733 --> 00:13:47,276
‫فقط میخواستم بدونم
‫بعد از اینکه حادثه‌ای...

361
00:13:47,300 --> 00:13:49,954
‫واسه قایق تفریحی بیوفته
‫چه شکلی میشم

362
00:13:49,998 --> 00:13:52,131
‫بیخیال، نمیگی که واقعا...

363
00:13:52,174 --> 00:13:53,828
‫کارت خونیه توایلا رو باور کردی

364
00:13:53,871 --> 00:13:55,482
‫معلومه که نه

365
00:13:55,525 --> 00:13:57,832
‫یعنی ما کاملا مطمئنیم...

366
00:13:57,875 --> 00:13:59,834
‫که میخوایم به این سفر گردشی بریم؟

367
00:13:59,877 --> 00:14:02,576
‫چی؟ این یه سفر گردشی نیست.
‫دارم واسه کار میرم

368
00:14:02,619 --> 00:14:04,447
‫و ببین، اگه از غرق شدن میترسی

369
00:14:04,491 --> 00:14:06,188
‫مجبور نیستیم به تور قایقی بریم

370
00:14:06,232 --> 00:14:08,234
‫اوه بیشتر از ایناست، تد

371
00:14:08,277 --> 00:14:09,844
‫نمیدونم چم شده

372
00:14:09,887 --> 00:14:11,865
‫من از وقتی یه مد نوجوون بودم
‫تو دنیا سفر میکردم

373
00:14:11,889 --> 00:14:14,196
‫ولی این یه حس متفاوتی داره

374
00:14:14,240 --> 00:14:15,763
‫این بخاطر غرفه آبیموه فروشیه؟

375
00:14:15,806 --> 00:14:17,523
‫چون بهت که گفتم،
‫میتونیم آبمیوه خودمون رو درست کنیم

376
00:14:17,547 --> 00:14:19,549
‫به معنای واقعی همه‌جا پر از میوه‌ست

377
00:14:19,593 --> 00:14:22,422
‫خیلی‌خب، این ممکنه به نظر دیوونگی بیاد

378
00:14:22,465 --> 00:14:25,033
‫ولی یه حس آزار دهنده‌ای داشتم

379
00:14:25,076 --> 00:14:27,078
‫که به محض اینکه برسم اونجا،

380
00:14:27,122 --> 00:14:29,603
‫شروع میکنم به فکر کردن
‫به خانواده‌ام

381
00:14:29,646 --> 00:14:32,736
‫این به نظر دیوونگی نمیاد

382
00:14:32,780 --> 00:14:35,043
‫خیلی‌خب، شاید واضح حرفم رو نمیزنم

383
00:14:35,086 --> 00:14:37,524
‫مثلا، جسمم اونجاست

384
00:14:37,567 --> 00:14:40,527
‫ولی به اونا که اینجان فکر میکنم

385
00:14:40,570 --> 00:14:42,224
‫صحیح، پس...

386
00:14:42,268 --> 00:14:45,314
‫چیزی که داری توصیف میکنی
‫برا کسی دل‌تنگ شدنه

387
00:14:45,358 --> 00:14:47,708
‫و یه احساس کاملا عادیه

388
00:14:47,751 --> 00:14:49,391
‫خب، واسه من احساس جدیدی هستش، تد!

389
00:14:50,346 --> 00:14:52,305
‫اگه اتفاقی واسه دیوید بیوفته چی؟

390
00:14:52,330 --> 00:14:54,811
‫اساسا من تنها دوستشم

391
00:14:55,027 --> 00:14:57,073
‫یا بابام

392
00:14:57,196 --> 00:14:59,415
‫بعضی وقت‌ها دیوید و مامانم
‫جلو بابام در میان،

393
00:14:59,459 --> 00:15:01,374
‫و اساسا من تنها دوست اونم

394
00:15:01,417 --> 00:15:03,637
‫خیلی‌خب، الکسیس

395
00:15:03,680 --> 00:15:05,291
‫مدت زیادی میگذره که
‫داری واسه اولین بار...

396
00:15:05,334 --> 00:15:06,442
‫پات رو از لونه‌ات میذاری بیرون

397
00:15:06,466 --> 00:15:09,208
‫و این چیزه خوبیه

398
00:15:09,251 --> 00:15:11,906
‫و اگه رسیدیم اونجا،
‫و ازش بدمون اومد

399
00:15:11,949 --> 00:15:13,951
‫خب، احتمالا باید یه مدت صبر کنیم

400
00:15:13,995 --> 00:15:15,779
‫فقط بخاطر اینکه خیلی از اینجا دوره

401
00:15:15,823 --> 00:15:17,477
‫و خیلی سخت میشه که دوباره...

402
00:15:17,520 --> 00:15:18,584
‫مقدمات سفر رو ردیف کنیم، ولی...

403
00:15:18,608 --> 00:15:20,219
‫اگه بعد از اون هنوزم از اونجا بدمون میومد،

404
00:15:20,262 --> 00:15:21,959
‫میتونیم برگردیم خونه

405
00:15:23,178 --> 00:15:24,571
‫حق با توئه

406
00:15:25,902 --> 00:15:27,992
‫اوه، نه، نه
‫اینو دیگه میبندیم

407
00:15:28,017 --> 00:15:30,082
‫چون عکس‌های خیلی ترسناکی
‫داره نشون میده

408
00:15:30,107 --> 00:15:31,282
‫اوه، خدایا!

409
00:15:34,686 --> 00:15:36,427
‫خب، میدونی...

410
00:15:36,452 --> 00:15:38,150
‫میگم بره

411
00:15:38,524 --> 00:15:40,700
‫مدت زیادی میگذره

412
00:15:40,974 --> 00:15:43,147
‫معمولا این نشونه خوبی نیست

413
00:15:43,172 --> 00:15:45,218
‫- رولاند
‫- هوم؟

414
00:15:45,261 --> 00:15:47,421
‫فکر نکنم خانوم رز الان باید
‫همچین حرفی رو بشنوه

415
00:15:48,569 --> 00:15:51,007
‫تو شبه جزیره بالکان میگن،

416
00:15:51,032 --> 00:15:54,333
‫"سکوت سِرو کردن یه بشقاب خالیه"

417
00:15:54,358 --> 00:15:56,777
‫مطمئنم دلایل بی‌خطرانه زیادی وجود داره

418
00:15:56,838 --> 00:15:58,927
‫که جان رو داخل نگه داشتن

419
00:15:58,970 --> 00:16:00,798
‫آره، مطمئنم

420
00:16:00,842 --> 00:16:02,322
‫احتمالا اونا رو اسیر...

421
00:16:02,365 --> 00:16:04,063
‫یکی از داستان‌های طولانیش کرده

422
00:16:05,552 --> 00:16:08,161
‫یا ممکنه روی یه میز
‫درحال یه جراحی بای‌پس کرونری باشه

423
00:16:08,186 --> 00:16:10,094
‫آقای رز خوب میشه،
‫باید خوب بشه

424
00:16:11,286 --> 00:16:13,873
‫یعنی، اصلا راه نداره
‫من با این مسافرخونه تنها بشم

425
00:16:13,916 --> 00:16:15,570
‫من ریاضی حالیم نیست

426
00:16:17,311 --> 00:16:18,921
‫سلام، رفقا

427
00:16:18,965 --> 00:16:20,923
‫من یه خبر از وضعیت آقای رز
‫براتون دارم

428
00:16:20,967 --> 00:16:23,708
‫یه آندوسکوپی انجام دادیم،
‫و فهمیدیم که درواقع...

429
00:16:23,752 --> 00:16:25,275
‫سوزش معده شدید بوده

430
00:16:25,319 --> 00:16:27,277
‫یه داروی آنتی‌اسید بهش دادیم،
‫یه آنتی‌اسید قوی

431
00:16:27,321 --> 00:16:28,888
‫و حالشم کاملا خوبه

432
00:16:30,367 --> 00:16:31,542
‫و یه 20 فوتی رو تخلیه کردم

433
00:16:31,586 --> 00:16:33,805
‫و با یه عقاب تمومش کردم

434
00:16:33,849 --> 00:16:35,851
‫جان، منو ترسوندی!

435
00:16:35,895 --> 00:16:38,071
‫اوه جانی، فکر کردم این دیگه...

436
00:16:38,114 --> 00:16:40,290
‫تهه راه توئه، رفیق!
‫اوه!

437
00:16:40,334 --> 00:16:42,292
‫تو یه برکتی، دوست من!

438
00:16:42,336 --> 00:16:45,034
‫یه برکت! یه برکت!

439
00:16:45,078 --> 00:16:46,993
‫- واقعا هستی
‫- ممنون، رولاند

440
00:16:47,036 --> 00:16:48,951
‫اوه

441
00:16:48,995 --> 00:16:51,649
‫آقای رز باید دیگه صبح
‫نون دارچینی نخوره

442
00:16:51,693 --> 00:16:54,174
‫و مدتی غذاهای اسیدی نخوره

443
00:16:54,217 --> 00:16:56,002
‫ولی جدا از این،
‫میتونه بره

444
00:16:56,045 --> 00:16:57,655
‫واقعا؟

445
00:16:57,699 --> 00:16:59,788
‫خب، ایشون گفتن که...

446
00:16:59,831 --> 00:17:03,143
‫چندین مورد مرگبار سوزش معده بوده

447
00:17:03,313 --> 00:17:05,141
‫واقعا؟

448
00:17:05,185 --> 00:17:06,664
‫همه‌چی روبراهه، استیوی؟

449
00:17:06,708 --> 00:17:09,319
‫آره، فقط اصلا دلم نمیخواد...

450
00:17:09,363 --> 00:17:11,321
‫برم رساله‌ها رو تا بزنم

451
00:17:12,714 --> 00:17:14,629
‫خوبه که برگشتی، آقای رز

452
00:17:14,672 --> 00:17:17,023
‫خب، خوبه که برگشتم

453
00:17:17,066 --> 00:17:19,851
‫و ممنون، دکتر.
‫باید بهت زنگ بزنم

454
00:17:19,895 --> 00:17:22,245
‫و بقیه داستان پبل بیچ
‫رو برات تعریف کنم

455
00:17:22,289 --> 00:17:24,421
‫اوه جان، بنده خدا بسشه!

456
00:17:27,990 --> 00:17:30,296
‫- دیوید، من خوبم
‫- لنگ میزدی،

457
00:17:30,333 --> 00:17:32,492
‫و بقیه پیاده‌گردی بدترش میکرد

458
00:17:32,516 --> 00:17:34,059
‫بعلاوه، اصلا دلت نمیخواد بدونی
‫مامانم چیکار میکنه...

459
00:17:34,083 --> 00:17:35,931
‫اگه شب افتتاحیه بیای
‫و نتونی راه بری

460
00:17:35,955 --> 00:17:38,261
‫اوه، خیلی‌خب

461
00:17:38,305 --> 00:17:39,480
‫اوه، پسر

462
00:17:42,701 --> 00:17:44,268
‫اوه... اوه!

463
00:17:46,822 --> 00:17:48,606
‫خب، این قشنگه

464
00:17:48,650 --> 00:17:50,260
‫اگه فکر نمیکردم ارزشش رو داره

465
00:17:50,304 --> 00:17:52,175
‫که مجبورت نمیکردم
‫اینقدر راه رو پیاده بیای

466
00:17:52,219 --> 00:17:54,525
‫یکم بیشتر از اینا میشناسمت

467
00:17:54,569 --> 00:17:57,006
‫خیلی‌خب، پیک نیک رو چطور بچینم؟

468
00:17:57,050 --> 00:17:58,854
‫آره، به نظرم یکم واسه اینکار دیر باشه

469
00:17:58,878 --> 00:18:00,705
‫چطوره ما...

470
00:18:00,749 --> 00:18:02,553
‫چطوه یکم منظره رو تماشا کنیم

471
00:18:02,577 --> 00:18:04,666
‫و پیک نیک رو میذاریم
‫واسه یه روز دیگه؟

472
00:18:04,709 --> 00:18:06,581
‫خیلی‌خب، من کولت نکردم
‫از کوه بیارمت بالا

473
00:18:06,624 --> 00:18:09,236
‫که بعدش پنیر نخورم، پس...

474
00:18:09,279 --> 00:18:10,890
‫نمیدونم، دیوید

475
00:18:10,933 --> 00:18:13,133
‫خیلی‌خب، فقط بهم بگو چیکار کنم
‫و منم کلش رو میچینم!

476
00:18:15,807 --> 00:18:18,158
‫خیلی‌خب، باشه.
‫آم...

477
00:18:18,201 --> 00:18:20,203
‫تو کوله قرمز یه پتو هست

478
00:18:20,247 --> 00:18:22,510
‫میتونی درش بیاری
‫و رو زمین پهنش کنی

479
00:18:22,553 --> 00:18:24,904
‫خیلی‌خب

480
00:18:24,947 --> 00:18:26,209
‫این خوبه

481
00:18:26,253 --> 00:18:28,385
‫تو کوله دوم یه بسته از...

482
00:18:28,429 --> 00:18:30,257
‫بسکوئیت و پنیر هست

483
00:18:32,433 --> 00:18:33,891
‫آه...

484
00:18:34,398 --> 00:18:35,636
‫ببخشید!
‫[فرانسوی]

485
00:18:35,661 --> 00:18:36,785
‫و شامپاین

486
00:18:36,828 --> 00:18:38,370
‫هوم!

487
00:18:38,395 --> 00:18:41,007
‫و فقط یه چیزه دیگه

488
00:18:41,032 --> 00:18:43,600
‫اگه جیب جلویی کوله رو باز کنی

489
00:18:43,625 --> 00:18:45,531
‫یه چیزی داخلشه

490
00:18:51,147 --> 00:18:52,714
‫بازش کنم

491
00:18:57,762 --> 00:18:59,547
‫قضیه چیه؟

492
00:18:59,802 --> 00:19:01,941
‫پس، وقتی تازه به اینجا نقل‌مکان کرده بودم

493
00:19:01,984 --> 00:19:04,247
‫زیاده میومدم اینجا پیاده‌گردی میکردم و...

494
00:19:04,291 --> 00:19:05,814
‫داشتم نسبت به یه یارویی که...

495
00:19:05,857 --> 00:19:07,816
‫تازه باهاش شریک کاری شده بودم
‫احساس پیدا میکردم

496
00:19:07,859 --> 00:19:10,601
‫و نمیدونستم چیکارش کنم

497
00:19:10,626 --> 00:19:14,102
‫چون نمیدونستم اون یارو هم...

498
00:19:14,127 --> 00:19:16,042
‫همین احساسات رو داره

499
00:19:16,085 --> 00:19:18,087
‫یا اصلا میتونم جرئتش رو پیدا کنم

500
00:19:18,131 --> 00:19:20,481
‫تا احساسم رو بهش بگم

501
00:19:20,524 --> 00:19:23,092
‫و حالا، ایناهاشش

502
00:19:23,136 --> 00:19:25,486
‫عشق زندگیم

503
00:19:25,529 --> 00:19:27,053
‫درست روبروم وایساده

504
00:19:29,881 --> 00:19:31,207
‫و حس کردم اینجا بهترین جاییه که...

505
00:19:31,231 --> 00:19:32,884
‫ازت بخوام باهام ازدواج کنی

506
00:19:37,939 --> 00:19:40,245
‫مطمئنی؟

507
00:19:41,067 --> 00:19:42,807
‫راحت‌ترین تصمیم زندگیمه

508
00:19:44,679 --> 00:19:46,246
‫هوم

509
00:19:52,382 --> 00:19:54,428
‫اینا 24 قیراطی‌ان؟

510
00:19:54,471 --> 00:19:56,865
‫بله، جوابم بله‌ست!
‫دوستت دارم

511
00:20:08,268 --> 00:20:10,052
‫- سلام، توای
‫- الکسیس

512
00:20:10,096 --> 00:20:11,880
‫سلام، چه خبر؟

513
00:20:11,923 --> 00:20:13,803
‫هیچی، داشتم از خونه تد برمیگشتم

514
00:20:13,838 --> 00:20:16,406
‫و با خودم گفتم بیام
‫و ببینم در چه حالی، دختر

515
00:20:17,320 --> 00:20:19,409
‫شیفت خوبیه؟

516
00:20:19,453 --> 00:20:20,865
‫این بخاطر کارت خونیه که انجام دادم؟

517
00:20:20,889 --> 00:20:22,673
‫چی؟ نه

518
00:20:22,717 --> 00:20:24,347
‫به کارت خونی‌ای که انجام دادی
‫فکر میکردم

519
00:20:24,371 --> 00:20:26,349
‫و فقط حس میکنم بهترین بدرقه‌ نبود

520
00:20:26,373 --> 00:20:28,940
‫میدونی؟
‫پس امیدوارم این دفعه یه فال بهتر بگیرم

521
00:20:28,984 --> 00:20:31,682
‫و اون یکی رو پاک کنه بره

522
00:20:31,726 --> 00:20:33,467
‫خوشحال میشم انجامش بدم، الکسیس

523
00:20:33,510 --> 00:20:35,730
‫ولی باید بهت هشدار بدم

524
00:20:35,773 --> 00:20:37,514
‫فکر کنم دسته کارت ممکنه
‫نفرین شده باشه

525
00:20:37,558 --> 00:20:39,777
‫امروز چهارتا غرق شدن دیگه
‫رو هم پیش بینی کردم

526
00:20:39,821 --> 00:20:41,605
‫باشه، خب شاید بهتره
‫یه دسته کارت جدید بخری

527
00:20:41,649 --> 00:20:44,086
‫از مرگ گذشته، فال قبلیت خیلی خوب بود

528
00:20:44,130 --> 00:20:46,045
‫واقعا؟

529
00:20:46,088 --> 00:20:48,197
‫قبل از اینکه بتونم کامل بگم
‫از سر میز بلند شدین رفتین

530
00:20:48,221 --> 00:20:49,744
‫دهِ فنجون رو برگردوندم

531
00:20:51,365 --> 00:20:52,703
‫خب؟

532
00:20:52,747 --> 00:20:56,272
‫و خانواده‌ات رو دیدم که...

533
00:20:56,316 --> 00:20:58,709
‫یه حلقه نوری طلاییه گنده
‫دورش بود

534
00:20:58,753 --> 00:21:02,148
‫انگار همه‌تون یه چیزی واسه
‫جشن گرفتن داشتین

535
00:21:02,191 --> 00:21:03,410
‫هوم

536
00:21:03,453 --> 00:21:05,281
‫قراره سال خوبی باشه، الکسیس

537
00:21:05,325 --> 00:21:06,325
‫داری راهت رو درست میری

538
00:21:09,068 --> 00:21:10,895
‫ممنون، توای

539
00:21:10,939 --> 00:21:12,680
‫خواهش میکنم

540
00:21:12,723 --> 00:21:15,378
‫و اون حلقه طلایی یعنی موفقیت

541
00:21:15,422 --> 00:21:16,945
‫هوم

542
00:21:16,988 --> 00:21:18,705
‫یا اینه یا هم یه لکه بطری آبجو بوده

543
00:21:18,729 --> 00:21:20,644
‫چون دوست پسر سابق مامانم
‫کارت‌ها رو بهم داده

544
00:21:20,688 --> 00:21:21,819
‫اَخ

545
00:21:21,825 --> 00:21:41,819
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


