1
00:00:27,699 --> 00:00:33,749
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:34,616 --> 00:00:36,368
‫من کار هاي بدردنخور نميدم

3
00:00:36,496 --> 00:00:37,895
‫اگه يه مرد خوب...

4
00:00:39,415 --> 00:00:40,689
‫مياد پيش من

5
00:00:40,814 --> 00:00:44,488
‫و ميگه "ممنونم ديويد به خاطر اين فرصت و حمايت هاي بي دريغت"

6
00:00:44,613 --> 00:00:46,364
‫"در زمينه ي شغلي"

7
00:00:46,492 --> 00:00:48,880
‫"ولي ميخوام پيشرفت کنم و نميخوام درجا بزنم"

8
00:00:49,011 --> 00:00:51,729
‫اونوقت من ميتونم اين آرزو رو برآورده کنم

9
00:00:51,850 --> 00:00:53,805
‫واسه ي خود خودت

10
00:00:54,409 --> 00:00:57,206
‫مسئله اينه که تو حرفت يه چيزه و عملت چيز ديگه

11
00:00:57,327 --> 00:01:00,682
‫قضيه اين که هنوز مدرک ليفتراکت رو نگرفتي

12
00:01:00,807 --> 00:01:05,320
‫اوني که کار تو انبار ميده يکي از دوستاي شخصي خودمه، اوکي؟

13
00:01:06,244 --> 00:01:08,074
‫ميدونم که آدم اين کار هستي

14
00:01:09,923 --> 00:01:11,640
‫سامي، اي پيريِ بي مصرف

15
00:01:12,522 --> 00:01:14,353
‫ژنرال برنت-مايستر هستم

16
00:01:14,481 --> 00:01:16,869
‫برا پوزيشن راننده فورکليفت تبليغ کردي؟

17
00:01:17,280 --> 00:01:20,555
‫نه، سراغش نرو. من مرد مورد نظر پيشمه. بي نقصه

18
00:01:21,240 --> 00:01:24,628
‫ميپرسي مدرک ليفتراکش رو گرفته؟ خودش تست برگذار ميکنه

19
00:01:26,757 --> 00:01:29,031
‫آره، آره، آموزش کمک هاي اوليه هم داشته

20
00:01:30,796 --> 00:01:34,150
‫آره، رزومه رو اين بعد از ظهر برات ميفرستيم

21
00:01:36,353 --> 00:01:38,912
‫يکشنبه ميبينمت گناهامو برات اعتراف کنم آره؟

22
00:01:39,912 --> 00:01:41,902
‫الين چطوره؟ هنوز ولت نکرده؟

23
00:01:44,070 --> 00:01:45,469
‫خيلي خب، ميبينمت

24
00:01:47,549 --> 00:01:49,584
‫زنش ولش کرده، يادم رفته بود

25
00:01:53,067 --> 00:01:54,499
‫ديويد برنت

26
00:01:55,186 --> 00:01:57,859
‫من دوازده ساله تو اين بيزينس بودم

27
00:01:58,944 --> 00:02:02,458
‫هشت سالشو به عنوان مدير عمومي تو ورنام هاگ کار کردم

28
00:02:02,583 --> 00:02:04,141
‫که طي اون مدت تيم خودم رو دور هم جمع کردم

29
00:02:06,222 --> 00:02:07,974
‫دانِ دوست داشتني
‫(دان يعني طلوع)

30
00:02:08,101 --> 00:02:11,137
‫دان تينزلي، منشي

31
00:02:12,061 --> 00:02:14,210
‫- يه عمره با ما بودي، نه؟
‫- آره

32
00:02:14,340 --> 00:02:16,692
‫دروغ نگم، همه بچه هاي اينجا...

33
00:02:16,817 --> 00:02:19,331
‫حداقل يکي دوباري با طلوع آفتاب بيدار شدن!

34
00:02:19,456 --> 00:02:20,730
‫چي؟!

35
00:02:23,336 --> 00:02:25,212
‫ميتونم لطفا نامه هامو بگيرم؟

36
00:02:25,335 --> 00:02:26,687
‫آره

37
00:02:26,814 --> 00:02:28,327
‫فقط يه فکس اومده

38
00:02:30,893 --> 00:02:32,962
‫- دان، اين از دفتر اصليه
‫- ميدونم

39
00:02:33,092 --> 00:02:36,288
‫چند بار بهت بگم، يه کشوي مخصوص براي فايل هاي دفتر اصلي هست

40
00:02:36,411 --> 00:02:38,526
‫- به من که نگفتي...
‫- اسمش سطل زباله س!

41
00:02:39,689 --> 00:02:41,519
‫بهتره اونو بهم پس بدي

42
00:02:41,729 --> 00:02:43,399
‫مردم بهم ميگن من بهترين رييس دنيام

43
00:02:43,528 --> 00:02:45,882
‫بهم ميگن "ما هيچ وقت تو جايي مثه اينجا کار نکرديم"

44
00:02:46,007 --> 00:02:49,124
‫"تو چقد خنده داري، ما رو تشويق ميکني که بهترينِ خودمون باشيم"

45
00:02:49,245 --> 00:02:51,918
‫همينه ديگه چيکار کنم، اگه حقيقت داشته باشه که چه خوب

46
00:02:54,684 --> 00:02:57,913
‫- امروز باهام مهربون باش، دان
‫- چرا؟

47
00:02:58,122 --> 00:03:00,351
‫خدايا، ديشب مست کردم

48
00:03:00,481 --> 00:03:03,712
‫با فينچي بيرون بودم، کريس فينچ. رفته بوديم بارگردي

49
00:03:04,280 --> 00:03:06,236
‫شراب اينا جور بود

50
00:03:06,359 --> 00:03:07,712
‫مستـ... ـوش بودم

51
00:03:07,838 --> 00:03:09,431
‫مست

52
00:03:09,997 --> 00:03:11,431
‫بيهوش

53
00:03:11,917 --> 00:03:13,986
‫هيچوقت با من و فينچي نيا بيرون

54
00:03:14,116 --> 00:03:15,833
‫نه، نميام

55
00:03:16,035 --> 00:03:17,309
‫بايد يه بار امتحان کني

56
00:03:17,436 --> 00:03:20,232
‫يه سريا هستن سنِ من که ميزنه 50 سالشون باشه

57
00:03:20,833 --> 00:03:22,312
‫فکر ميکني چند ساله به نظر ميام؟

58
00:03:22,434 --> 00:03:24,024
‫- سي و شِـ...
‫- سي، آره

59
00:03:24,153 --> 00:03:27,542
‫راستي در مورد همين، بايد يکم آرومتر پيش برم

60
00:03:27,672 --> 00:03:29,389
‫يه ذره زيادي مشروب ميخورم

61
00:03:29,591 --> 00:03:32,706
‫اگه هر شبِ هفته زيادي به حساب مياد!

62
00:03:32,830 --> 00:03:34,308
‫و هر وعده غذايي!

63
00:03:40,106 --> 00:03:41,983
‫- چقد اين هفته خوردم؟
‫- چي؟

64
00:03:42,106 --> 00:03:44,414
‫چند تا آبجو اين هفته خوردم اگه حساب دستته؟

65
00:03:44,545 --> 00:03:46,136
‫- حساب تو که دستم نيست
‫- نه نيست؟

66
00:03:46,264 --> 00:03:48,379
‫يجوري حرف ميزني انگار در مورد مشروب خوردنم زياد ميدوني

67
00:03:48,503 --> 00:03:49,902
‫بهت برنميخورد؟

68
00:03:50,822 --> 00:03:53,939
‫اگه، ميدوني، قضيه برات شخصي ميشد؟

69
00:03:54,062 --> 00:03:57,291
‫فکر کن اگه من از اين چيزا بهت ميگفتم

70
00:03:58,619 --> 00:04:02,293
‫ميتونم يه چيزي بهت بگم بسوزي، مثلا "تو يه خورده..."

71
00:04:03,538 --> 00:04:05,926
‫ولي نميگم، چون يه آدم حرفه اي هستم

72
00:04:06,856 --> 00:04:08,847
‫و حرفه اي بودن يعني...

73
00:04:09,735 --> 00:04:12,169
‫و من فقط همينو ميخوام، اوکي؟ همين

74
00:04:15,694 --> 00:04:17,205
‫مايه خجالته

75
00:04:27,289 --> 00:04:29,358
‫- چطوري؟!
‫- نکن اون کارو!

76
00:04:32,807 --> 00:04:35,116
‫خيلي خب بابا. چيه، عادت ماهانه ته؟

77
00:04:36,126 --> 00:04:38,434
‫فقط هشت تا آبجو ديشب خوردم

78
00:04:38,565 --> 00:04:39,918
‫همين

79
00:04:41,244 --> 00:04:42,643
‫اه...

80
00:04:46,242 --> 00:04:48,072
‫اوه، نه. اوه، خدايا

81
00:04:49,081 --> 00:04:53,594
‫اينجا گفته: "رييس و رهبر تيم در کمال وحشت در حالت مستي مشاهده شدند"

82
00:04:56,878 --> 00:04:59,232
‫فکر نکني امشب با آگي دوباره دارم ميرم بيرون ها

83
00:04:59,357 --> 00:05:02,428
‫فکر کنم بريم يه شب آروم تو کتابخونه داشته باشيم - مثه اينکه نع!

84
00:05:03,715 --> 00:05:05,228
‫فکر نميکنم

85
00:05:06,074 --> 00:05:11,146
‫من نماينده ي فروشم، کارم اينه که با مشتري ها پاي تلفن در مورد...

86
00:05:11,272 --> 00:05:14,787
‫تعداد و نوع کاغذ...

87
00:05:14,912 --> 00:05:16,947
‫و اينکه بتونيم براشون تهيه کنيم...

88
00:05:17,071 --> 00:05:20,505
‫يا اينکه اونا بتونن هزينه ش رو بدن صحبت ميکنم

89
00:05:21,989 --> 00:05:24,865
‫و حرف زدن در موردش هم حوصله م رو سرميبره

90
00:05:27,507 --> 00:05:28,780
‫چطوري؟!

91
00:05:28,906 --> 00:05:30,577
‫سلام، چطوري؟!

92
00:05:30,705 --> 00:05:31,979
‫چطوري

93
00:05:32,864 --> 00:05:34,854
‫تو اخراجي، کينان. مست بدبخت

94
00:05:35,944 --> 00:05:37,262
‫ديگ به ديگ ميگه روت سياه

95
00:05:39,302 --> 00:05:40,893
‫اوه، خدايا

96
00:05:41,021 --> 00:05:42,534
‫چيا داشته تعريف ميکرده؟

97
00:05:42,660 --> 00:05:43,935
‫همش حقيقت داره

98
00:05:44,060 --> 00:05:45,413
‫مچمو گرفتي

99
00:05:45,540 --> 00:05:47,928
‫با چند تا از رفقاش رفتيم بيرون، مگه نه؟

100
00:05:48,059 --> 00:05:50,936
‫بهم ميگه "اگه ميخواي باهامون بيا ديويد"

101
00:05:51,057 --> 00:05:53,855
‫"ولي بهت گفته باشم، اينا بعد از چند تا آبجو حسابي پرسروصدا ميشن ها"

102
00:05:53,976 --> 00:05:57,809
‫بهش گفتم "بذار ببينم ميتونم تحملشون کنم يا نه." آخرش خودم از همه شون بدتر بودم!

103
00:05:58,015 --> 00:06:00,733
‫گفتن "اون ديوونه هه کيه ديگه؟" گفت اون رييسمه

104
00:06:00,853 --> 00:06:03,492
‫گفتن "ما که نميتونم تحملش کنيم، بايد بريم." بعدم رفتن!

105
00:06:03,692 --> 00:06:06,286
‫اوه خدايا، باورنکردني بود

106
00:06:09,130 --> 00:06:10,563
‫مسکن!

107
00:06:13,568 --> 00:06:14,844
‫چي؟

108
00:06:15,809 --> 00:06:17,083
‫هيچي

109
00:06:20,527 --> 00:06:22,278
‫- بعدا ميبينمت
‫- ميبينمت

110
00:06:22,406 --> 00:06:23,680
‫مراقب خودت باش

111
00:06:29,044 --> 00:06:33,274
‫ميشه به بخش تعميرات زنگ بزني؟ يه بوي ناجور تو آسانسور پيچيده

112
00:06:33,401 --> 00:06:36,279
‫(ديويد): دفتر اصلي اصلا تو کار من دخالت نميکنن

113
00:06:36,401 --> 00:06:39,119
‫جنيفر ممکنه يه بار در هفته بياد پايين

114
00:06:39,559 --> 00:06:42,789
‫جنيفر تيلور-کلارک. ما کاميلا پارکر-بولز صداش مي کنيم! (دوشيزه انگليس)

115
00:06:43,478 --> 00:06:45,832
‫تو صورتش نميگم ولي. نه چون ازش ميترسم ها

116
00:06:46,037 --> 00:06:49,823
‫اينو از اون يارو شيکه "برتون" که با سامسونت ميره و مياد گرفتم

117
00:06:49,955 --> 00:06:52,992
‫دو قرون چهار قرون کرديم و ديگه

118
00:06:53,114 --> 00:06:57,265
‫اوکي، جلسه با جنيفر تيلور-کلارک از الان شروع شد

119
00:06:58,232 --> 00:06:59,631
‫- بله...
‫- بپرس

120
00:06:59,753 --> 00:07:01,902
‫چيزي هست بخواي به دستور جلسه اضافه کني؟

121
00:07:02,030 --> 00:07:03,544
‫دستور جلسه گرفته نداره ام

122
00:07:03,670 --> 00:07:05,979
‫- جان؟
‫- دستور جلسه اي نگرفتم، نه

123
00:07:06,190 --> 00:07:09,305
‫- امروز يکي برات فکس کردم
‫- ما فکسي دريافت کرديم، دان؟

124
00:07:09,429 --> 00:07:11,145
‫آره، فکر کنم

125
00:07:11,268 --> 00:07:13,223
‫پس چرا الان تو دستم نيست؟

126
00:07:13,347 --> 00:07:17,941
‫چون يه شرکت چرخش با ارتباطات ميچرخه

127
00:07:18,066 --> 00:07:21,101
‫گذاشتيش تو يه سطل که گفتي کشوي مخصوصه

128
00:07:21,664 --> 00:07:23,016
‫اون که آره، اون شوخي بود

129
00:07:23,143 --> 00:07:26,691
‫شوخيش برا قبضا بود، خيلي برا فکس جواب نميده

130
00:07:26,822 --> 00:07:28,812
‫- ميخواي يه نگاه به مال من بندازي؟
‫- آره

131
00:07:30,341 --> 00:07:33,218
‫آره خب، خودش ميگه که رييسه ولي...

132
00:07:33,539 --> 00:07:40,648
‫وقتي داريم دست به دست هم يه کاري رو انجام ميديم غروري نبايد سرراه باشه

133
00:07:40,896 --> 00:07:43,250
‫مثه يه شوخيِ به جاس

134
00:07:43,895 --> 00:07:47,489
‫من اينجا وسطِ آفريقام

135
00:07:47,614 --> 00:07:49,683
‫دارم مگسا و فقر و گرسنگي رو ميبينم

136
00:07:49,813 --> 00:07:51,485
‫و ايشون، اگه رييس در نظرشون بگيريم

137
00:07:51,612 --> 00:07:55,240
‫اون با مجرياي برنامه تو استوديوئه

138
00:07:55,370 --> 00:07:57,725
‫اونا دارن کارشونو ميکنن و پولا رو ميشمرن، خدا قوت

139
00:07:57,850 --> 00:08:01,205
‫ولي دستاشون تميزه، وقتي که من اين پايين تو دفترم

140
00:08:01,328 --> 00:08:03,081
‫با بچه کوچولو هاي گرسنه

141
00:08:03,887 --> 00:08:06,401
‫درسته، از جلسه قبلي

142
00:08:06,526 --> 00:08:08,517
‫آلن و اعضاي شورا تصميم گرفتن

143
00:08:08,647 --> 00:08:12,081
‫که ما نميتونيم هم يه شاخه "سوييندن" و هم يه "اسلاو" داشته باشيم

144
00:08:12,205 --> 00:08:13,876
‫- اوه...
‫- نه، ديويد، هول نکن

145
00:08:14,004 --> 00:08:15,516
‫نه ميخوام بشنوم، ادامه بده

146
00:08:15,723 --> 00:08:18,032
‫- صداي آژير قرمز مياد
‫- نه، نه، هول نکن

147
00:08:18,163 --> 00:08:20,312
‫- ما هنوز تصميمي...
‫- هول نکنم؟

148
00:08:20,442 --> 00:08:23,591
‫ما هنوز تصميمي نگرفتيم. من با نيل تو سوييندن حرف زدم

149
00:08:23,720 --> 00:08:25,550
‫همينو به اونم گفتم

150
00:08:25,679 --> 00:08:27,398
‫تصميم يا با توئه يا اون

151
00:08:27,519 --> 00:08:30,794
‫که منو متقاعد کنيد که شاخه ي تو ميتونه اون يکي رو به خودش ملحق کنه

152
00:08:30,918 --> 00:08:33,351
‫- اوکي. مشکلي نيست
‫- ولی اینو بدون که...

153
00:08:33,477 --> 00:08:36,070
‫- این قضیه باعث میشه مجبور بشیم بعضیا رو رها کنیم
‫- ببین؟

154
00:08:36,195 --> 00:08:40,710
‫هیچ وقت اینو نمیخواستم بشنوم جِنی، چون رها کردن کارکنان همیشه غم انگیزه

155
00:08:40,834 --> 00:08:44,063
‫من اینو واسه مردای نیل هم آرزو نمیکنم، چه برسه به مردای خودم... زنا هم همینطور

156
00:08:44,192 --> 00:08:47,821
‫با اومدشون کنار میام. نیل برای رها کردن کارکنانش نگرانه؟

157
00:08:47,951 --> 00:08:50,862
‫- بله، البته که هست
‫- خوبه، چون منم خیلی نگرانم. واسه رها کردن کارکنانش منظورمه

158
00:08:51,070 --> 00:08:54,266
‫ولی من به عنوان یه بیزینس من برام قابل درکه اگه این چیزا لازم باشه

159
00:08:54,388 --> 00:08:56,185
‫- اونم این چیزا براش قابل درکه؟
‫- دیوید

160
00:08:56,307 --> 00:08:59,983
‫- بذار فعلا درباره ی رها کردن کسی حرف نزنیم
‫- دیر یا زود باید حرفشو پیش کشید

161
00:09:00,108 --> 00:09:02,018
‫بله، ولی در حال حاضر تصمیمی که باید بگیریم

162
00:09:02,147 --> 00:09:05,933
‫اینه که آیا تو کارکنان سوییندن رو به شاخه ت ملحق میکنی یا اونا تو رو؟

163
00:09:06,065 --> 00:09:08,624
‫- آره، میارمشون اینجا
‫- نه...

164
00:09:08,744 --> 00:09:10,813
‫نه، من و تو با هم تصمیم نهایی رو نمیگیریم

165
00:09:10,943 --> 00:09:12,819
‫- من تصمیم میگیرم
‫- تو که تصمیم رو میگیری ولی...

166
00:09:12,942 --> 00:09:14,772
‫- تو خودتو ثابت میکنی
‫- با شواهد و حقایق

167
00:09:14,981 --> 00:09:16,652
‫اوکی، محدودیت زمانی وجود داره واسه...؟

168
00:09:16,860 --> 00:09:18,895
‫بذار بره روی پیغام گیر

169
00:09:19,100 --> 00:09:22,773
‫سلام رفیق، الان این دور و بر نیستم پس لطفا یه ماساژ (مسیج) بذار

170
00:09:22,898 --> 00:09:24,172
‫

171
00:09:24,298 --> 00:09:26,527
‫- فینچ هستم
‫- کریس فینچ، بچه خوبیه

172
00:09:26,657 --> 00:09:29,727
‫- هنوز از دیشب خماری، گنده بک؟
‫- اه، خجالتم نمیکشه

173
00:09:29,856 --> 00:09:32,164
‫امروز با جنیفر جلسه داری، نه؟

174
00:09:32,295 --> 00:09:34,047
‫- از طرف من یکی حسابشو برس
‫- اه

175
00:09:34,254 --> 00:09:36,244
‫- خیلی خب، گوش مخملی
‫- افتضاح، مرد افتضاحیه

176
00:09:36,373 --> 00:09:37,726
‫دامنش رو هم دید نزن

177
00:09:37,852 --> 00:09:39,126
‫- دیوید؟
‫- اصلا نگاه نکردم

178
00:09:39,252 --> 00:09:43,129
‫میشه فعلا این قضیه رو بین خودمون نگه داریم؟
‫نمیخوام بیخودی کسی رو نگران کنم

179
00:09:43,250 --> 00:09:46,798
‫مطمئن باش، زیر سلطه ی رژیمِ من، این قضیه از این دفتر خارج نمیشه

180
00:09:47,208 --> 00:09:49,403
‫اونوقت از رها کردن منظورشون چیه؟

181
00:09:49,608 --> 00:09:51,359
‫تو بودی همینجوری ول میکردی میرفتی؟

182
00:09:51,847 --> 00:09:55,044
‫- تو چی؟
‫- خب، نمیدونم

183
00:09:55,645 --> 00:09:57,874
‫کیث و جیمی همش از این صحبتای...

184
00:09:58,004 --> 00:09:59,483
‫میدونم، همه شون دیوونه شدن

185
00:09:59,605 --> 00:10:02,481
‫صحبتای سیکرت در مورد بیکار شدن دارن

186
00:10:02,604 --> 00:10:04,160
‫من که اصلا اهمیت نمیدم

187
00:10:14,679 --> 00:10:16,111
‫ایشون آقای برنت هستن

188
00:10:17,358 --> 00:10:19,109
‫- مچمو گرفتی، خودمم
‫- خوب هستید؟ سلام

189
00:10:20,077 --> 00:10:22,112
‫ریکی هاوارد هستم از آژانس کاریابی

190
00:10:22,236 --> 00:10:23,749
‫ورنا منو فرستاده که امروز کارمو شروع کنم

191
00:10:23,875 --> 00:10:25,274
‫موقتی

192
00:10:25,755 --> 00:10:27,585
‫فقط کارکنان خودم

193
00:10:27,794 --> 00:10:29,432
‫- ریکی؟
‫- آره

194
00:10:29,553 --> 00:10:30,827
‫"ریکی!"

195
00:10:31,593 --> 00:10:35,140
‫"ریکی، نه ریکی!"
‫اسم دوست دختره تو سریال ایست اندِرز چی بود؟

196
00:10:35,271 --> 00:10:37,340
‫- بیانکا
‫- "ریکی، ولش کن!"

197
00:10:37,470 --> 00:10:38,983
‫دان بهت گفت من عصبانی بودم؟

198
00:10:39,109 --> 00:10:41,304
‫آره، گفت عصبی بودی و به هم ریختی

199
00:10:41,429 --> 00:10:44,385
‫- من عصبی نبودم که
‫- نه ببخشید، شوخی کردم

200
00:10:44,507 --> 00:10:47,020
‫فقط گفت که شما خیلی بامزه ای و اینا...

201
00:10:47,146 --> 00:10:49,023
‫هممون بامزه ایم اینجا، نیستیم؟

202
00:10:49,145 --> 00:10:51,055
‫بخشی از رزومم شده تا الان

203
00:10:51,185 --> 00:10:52,458
‫حالا نه به طور رسمی

204
00:10:52,584 --> 00:10:54,176
‫اوکی، بیا شروع کنیم

205
00:10:54,305 --> 00:10:55,622
‫به سوی خط مقدم!

206
00:10:56,502 --> 00:10:58,731
‫چی تو این شغل ناراحتم میکنه؟ ام...

207
00:11:00,742 --> 00:11:03,016
‫استعداد های هدررفته، میدونی؟

208
00:11:03,901 --> 00:11:06,333
‫ملت میتونن بیان پیش من ازم بپرسن

209
00:11:06,460 --> 00:11:09,291
‫"ببخشید دیوید، تو دوازده ساله تو این بیزینس بودی"

210
00:11:09,418 --> 00:11:12,887
‫"میتونی یکم از وقت گرانبهات رو بذاری به ما توضیح
‫بدی چجوری آدم یه تیم رو اداره میکنه؟"

211
00:11:13,017 --> 00:11:15,893
‫"چطوری آدم هم متمرکز رو کار نگهشون میداره و هم خوشحال"

212
00:11:16,016 --> 00:11:17,654
‫ولی نمیان بپرسن

213
00:11:18,495 --> 00:11:20,213
‫بخش غم انگیزش اینه

214
00:11:21,134 --> 00:11:24,762
‫اینجا... بخش حسابداریه

215
00:11:25,932 --> 00:11:27,250
‫اوکی؟

216
00:11:28,011 --> 00:11:29,444
‫مخای ریاضی

217
00:11:29,570 --> 00:11:32,800
‫نذار اسم کارشون گولت بزنه

218
00:11:32,930 --> 00:11:34,966
‫همه شون دیوونه ن، تک تکشون

219
00:11:37,327 --> 00:11:40,046
‫مخصوصا اون یکی، روانیه

220
00:11:41,566 --> 00:11:44,033
‫حالا منظورم تیمارستانی نیست، شوخی میکنم

221
00:11:44,165 --> 00:11:48,396
‫عمرا یه روانی رو بذارم تو بخش حسابداری

222
00:11:48,523 --> 00:11:51,559
‫- این سطل بازیافته
‫- آهان

223
00:11:51,682 --> 00:11:53,638
‫مشخصا مصرف کاغذمون بالاست

224
00:11:53,761 --> 00:11:55,160
‫تولیدمون هم همینطور

225
00:11:55,282 --> 00:11:57,351
‫- چون میفروشیمش
‫- آره

226
00:11:57,481 --> 00:11:59,038
‫کاغذ که رو درخت رشد نمیکنه
‫(به راحتی به دست نمیاد)

227
00:11:59,360 --> 00:12:01,190
‫میدونی که خمیرکاغذ رو از درخت میگیرن؟

228
00:12:02,039 --> 00:12:03,313
‫آره

229
00:12:04,118 --> 00:12:06,789
‫آقای دیویس، میشه بعدا بهتون زنگ بزنم؟
‫همین الان یه چیزی پیش اومد

230
00:12:06,917 --> 00:12:08,508
‫دو دقیقه دیگه زنگ میزنم، ممنون، خداحافظ

231
00:12:08,876 --> 00:12:10,195
‫چیکار داری میکنی؟

232
00:12:10,315 --> 00:12:11,715
‫- ها؟
‫- گَرِث، چیکار داری میکنی؟

233
00:12:11,915 --> 00:12:14,109
‫دارم این چیزمیزات رو از رو میزم کنار میدم، نمیتونم تمرکز کنم

234
00:12:14,234 --> 00:12:16,542
‫- اونجا که میز تو نیست
‫- چرا، ببین داره گوشه هاش میزنه تو میز من

235
00:12:16,673 --> 00:12:18,264
‫ببین داره از کناره هاش میزنه بیرون

236
00:12:18,992 --> 00:12:22,346
‫اوکی؟ یه کلمه، سه بخش: مرزبندی. گرفتی؟

237
00:12:23,471 --> 00:12:25,221
‫شما دیوید برنتِ شریف هستید!

238
00:12:25,350 --> 00:12:27,544
‫فقط برا اینکه روحیه جمع رو ببرم بالا

239
00:12:29,548 --> 00:12:32,743
‫دخترا رو فرستادم چند تا گلدون بگیرن که فضا شادتر بشه

240
00:12:32,867 --> 00:12:34,982
‫چون بعضی وقتا یجوری میشن...

241
00:12:39,184 --> 00:12:40,663
‫باتریش تموم شده

242
00:12:40,783 --> 00:12:44,661
‫یکی میره برا بیلی دهن گشاده باتری بخره؟
‫پولشو از خزانه ناچیزمون بردارید

243
00:12:45,822 --> 00:12:48,972
‫طنز ارزشش بیشتر از پوله

244
00:12:49,180 --> 00:12:51,374
‫آدم عوضی هستی گرث، عوضی و بی مصرف

245
00:12:51,499 --> 00:12:53,888
‫من که هنوز گوشم به تو نیست، برا همین بهم برنمیخوره

246
00:12:54,020 --> 00:12:57,454
‫خب اینم پس نمیشنوی دیگه؟
‫لاشی، لاشی ، لاشی

247
00:12:58,418 --> 00:12:59,690
‫لاشی

248
00:12:59,897 --> 00:13:01,296
‫اینجا رو بین

249
00:13:01,416 --> 00:13:03,292
‫ما ازینجور کارا میکنیم

250
00:13:03,856 --> 00:13:05,128
‫نقاشی میکشیم

251
00:13:06,095 --> 00:13:08,369
‫ببین تو این یکی باسنم بزرگه؟

252
00:13:09,253 --> 00:13:11,527
‫جوک جنسیتی نیست که، مرده داره اینو میگه

253
00:13:11,652 --> 00:13:13,562
‫اینم از این، خب...

254
00:13:13,692 --> 00:13:16,330
‫از این کارا تشویق میکنیم اینجا

255
00:13:20,249 --> 00:13:22,318
‫بالاخره یه چیز جالب هم دیدیم

256
00:13:28,366 --> 00:13:29,879
‫تیم رو که میشناسی، مگه نه؟

257
00:13:30,005 --> 00:13:31,279
‫- سلام
‫- خوبی؟

258
00:13:31,404 --> 00:13:34,794
‫اوه، مواظب باش. چشمت به این یکی باشه
‫گرث کینانِ بزرگ حاضر هستن!

259
00:13:35,523 --> 00:13:37,990
‫ریکی، کارمند موقت جدید. خودتو معرفی کن

260
00:13:38,122 --> 00:13:40,396
‫گرث کینان، مدیر عمومیِ دستیار

261
00:13:40,521 --> 00:13:43,240
‫دستیارِ مدیر عمومی منظورته. گرث مرد مورداعتماد منه

262
00:13:43,360 --> 00:13:46,431
‫به عنوان زیردست نیازش دارم - البته من که خاک پاتم!

263
00:13:46,559 --> 00:13:47,991
‫نه نیستم

264
00:13:48,118 --> 00:13:50,791
‫براش در مورد ماشینت و کونگ فو و اینا بگو

265
00:13:50,997 --> 00:13:53,113
‫آره، یه تی-آر-3 دارم

266
00:13:53,236 --> 00:13:56,512
‫خریدمش 1200 پوند، دستی به سر و روش کشیدم، الان 3000 تا می ارزه

267
00:13:56,636 --> 00:13:59,307
‫- ببین چه سودی کرده
‫- موتور جدید گذاشتم براش

268
00:13:59,435 --> 00:14:01,948
‫- ماشین قراضه خریده بود
‫- عکس دارم ازش

269
00:14:02,073 --> 00:14:03,745
‫این چیه دیگه؟!

270
00:14:03,873 --> 00:14:05,544
‫- آروم باش
‫- جونم به لبم رسید

271
00:14:05,673 --> 00:14:09,663
‫آروم باش بابا، ترمز بریدی
‫ابوعلی سینا اینجاست، چه خبر شده؟

272
00:14:09,791 --> 00:14:11,860
‫دوباره منگنه م رو گذاشته تو ژله

273
00:14:11,990 --> 00:14:14,821
‫سومین باره داره اینجوری میکنه، اولین بارشم خنده دار نبود

274
00:14:14,949 --> 00:14:17,984
‫- چرا این کارو کرده؟
‫- بهش گفتم ژله دوست ندارم

275
00:14:18,627 --> 00:14:20,423
‫لرزیدناش منو میترسونه

276
00:14:20,626 --> 00:14:23,663
‫آره اینو بدون، به محظ اینکه ضعف از خودت نشون بدی حمله میکنه

277
00:14:23,785 --> 00:14:25,740
‫چیه این تو؟

278
00:14:25,865 --> 00:14:27,138
‫منگنه م

279
00:14:27,264 --> 00:14:28,981
‫نکن اون کارو! بخورش تا دربیاد

280
00:14:29,103 --> 00:14:32,811
‫آدم گرسنه زیاده تو این دنیا، که خب ناراحت کننده س، اینم غذاست حیفه

281
00:14:32,941 --> 00:14:34,613
‫از کجا میدونه مال توئه؟

282
00:14:34,741 --> 00:14:36,652
‫چون با لاک غلط گیر اسممو روش نوشتم

283
00:14:36,780 --> 00:14:38,577
‫آره پس الان دیگه نخورش، مواد شیمیایی داره

284
00:14:38,699 --> 00:14:41,850
‫آها، تو میتونی شاهد من باشی، بهش یه اخطار جدی بده

285
00:14:41,978 --> 00:14:44,252
‫- از کجا میدونی که من بودم؟
‫- همیشه کار توئه آخه

286
00:14:44,457 --> 00:14:46,493
‫- اینجا خل بازیه
‫- نمیتونی ادبش کنی؟

287
00:14:46,618 --> 00:14:47,969
‫اووو شاید بزنم پشتش ادب شه!

288
00:14:51,174 --> 00:14:54,644
‫قضیه جوک های عملی اینه که باید بدونی کِی تمومش کنی

289
00:14:54,774 --> 00:14:58,129
‫الانم وقت تموم کردنِ گذاشتن چیزای گرث تو ژله ست

290
00:14:58,253 --> 00:14:59,844
‫گرث، مسئله ی بی ارزشیه (ترایفل اسم دسر هم هست)

291
00:15:01,731 --> 00:15:03,448
‫ایول، بازی با کلمات رو دوست دارم

292
00:15:03,570 --> 00:15:05,480
‫باید دستگیرش کنی (کاستارد هم اسم دسره)

293
00:15:06,250 --> 00:15:09,365
‫این با ما خیلی جوره. ما سه تا مثه لورل هاردی میمونیم... با یه نفر اضافه

294
00:15:09,568 --> 00:15:10,887
‫خدایا

295
00:15:11,008 --> 00:15:14,556
‫خب من بیشتر نگران صدمه به اموال شرکتم

296
00:15:16,406 --> 00:15:17,679
‫بی ارزش (ترایفل)

297
00:15:20,844 --> 00:15:23,482
‫دارم فکر میکنم ببینم دسر دیگه ای هست بشه گفت

298
00:15:25,242 --> 00:15:26,755
‫آره، اینجا اوکیه

299
00:15:26,882 --> 00:15:30,873
‫ولی بعضیا از محیط ریلکس دفتر سواستفاده میکنن

300
00:15:31,440 --> 00:15:34,192
‫منم مثه همه دوست دارم بخندم و شوخی کنم

301
00:15:34,318 --> 00:15:36,388
‫ولی خب بالاخره اینجا محل کاره

302
00:15:36,518 --> 00:15:39,156
‫من سه سال تو ارتشِ زمینی بودم

303
00:15:39,277 --> 00:15:42,427
‫و اونجا نمیتونی از این مسخره بازیا بکنی. جزو قوانینه

304
00:15:46,035 --> 00:15:47,513
‫اوکی پسر

305
00:15:47,635 --> 00:15:49,909
‫- برش گردون
‫- فقط دو ثانیه دارم ازش استفاده می کنم

306
00:15:50,032 --> 00:15:51,944
‫اسمم روشه: گرث

307
00:15:52,071 --> 00:15:53,710
‫خب نوشتی "گرت" درست بنویس

308
00:15:53,832 --> 00:15:56,628
‫- اگه میخوای قرض بگیری اول بپرس
‫- تو که همیشه میگی نه

309
00:15:56,751 --> 00:15:58,341
‫شاید برا همین باید اول بپرسی

310
00:15:58,470 --> 00:16:00,107
‫گرث، همونجا رو میز نشسته بود، اوکی؟

311
00:16:00,229 --> 00:16:02,264
‫خونه ش همونجاس، بذار بشینه

312
00:16:03,428 --> 00:16:06,102
‫اوکی

313
00:16:09,746 --> 00:16:11,701
‫فیلیپ، بگیر اونو از دستش!

314
00:16:11,825 --> 00:16:14,860
‫اگه رفتار احمقونه ت رو تموم نکنی میندازمش بیرون

315
00:16:15,783 --> 00:16:18,297
‫- جرئتشو که نداری، پس...
‫- الان که انداختمش، پس که چی؟

316
00:16:18,862 --> 00:16:20,420
‫اگه افتاد تو سر کسی کشتش چی؟

317
00:16:20,542 --> 00:16:24,055
‫فکر میکنن تو قاتلی چون اسم تو روشه

318
00:16:24,859 --> 00:16:27,498
‫چرا یه قاتل بخواد اسمشو رو آلت قتل بنویسه؟

319
00:16:27,619 --> 00:16:29,290
‫برا اینکه بقیه هی ازش قرض نگیرنش

320
00:16:30,857 --> 00:16:32,131
‫دیوید

321
00:16:32,257 --> 00:16:35,293
‫واقعا متنفرم ازینکه سطح منو با این کارا پایین میاری، واقعا بدم میاد

322
00:16:35,415 --> 00:16:38,327
‫- تو به چی می خندی؟
‫- اونو وارد قضیه نکن

323
00:16:38,456 --> 00:16:40,888
‫آفرین، ادامه بده. تو منو وادار به این کارا میکنی

324
00:16:47,732 --> 00:16:49,129
‫چیه این؟

325
00:16:49,811 --> 00:16:51,562
‫پاپ کرن از بن التن

326
00:16:51,690 --> 00:16:53,805
‫- خنده داره؟
‫- آره اوکیه

327
00:16:56,648 --> 00:16:58,843
‫همین یکم قبل یه لحظه از ترس مردم

328
00:16:59,847 --> 00:17:01,121
‫آره؟

329
00:17:01,247 --> 00:17:03,077
‫فکر کردم یه غده سرطانی پیدا کردم

330
00:17:03,206 --> 00:17:06,514
‫من هر از چندگاهی خودمو چک میکنم، ولی چیزی نیست

331
00:17:07,724 --> 00:17:09,123
‫ترسناکه

332
00:17:09,244 --> 00:17:10,676
‫سرطان پروستات

333
00:17:12,362 --> 00:17:14,477
‫سرطان تو بیضه ها

334
00:17:16,960 --> 00:17:18,870
‫- اون چیه میخوری؟
‫- پنیر بزیه

335
00:17:19,000 --> 00:17:20,717
‫- از پایین برداشتی؟
‫- اهم

336
00:17:24,317 --> 00:17:25,591
‫میبینمت

337
00:17:29,877 --> 00:17:33,549
‫همین الان از یه مشتری مهم یه شکایت دریافت کردم

338
00:17:33,674 --> 00:17:37,222
‫که میگفت ارقامی که بهش دادم اشتباه بوده و...

339
00:17:37,832 --> 00:17:41,427
‫آره، خب من همه احتمالات رو در نظر گرفتم

340
00:17:41,552 --> 00:17:44,064
‫و کار به ماشین حساب کشیده

341
00:17:45,270 --> 00:17:48,227
‫نمیدونم، فکر کنم ماشین حساب مهندسی باشه
‫ببخشید، جنابعالی؟

342
00:17:48,429 --> 00:17:50,544
‫شنیدیم میخواید چند نفرو رها کنید، حقیقت داره یا نه؟

343
00:17:50,668 --> 00:17:52,897
‫- اوکی
‫- اونا که آخر اومدن باید اول برن

344
00:17:53,027 --> 00:17:56,813
‫من نمیدونم منبع خبرتون کیه

345
00:17:57,025 --> 00:17:58,696
‫اوکی، جمع کل رو بهم بگو

346
00:17:58,825 --> 00:18:02,657
‫نه، تو به من جمع کل رو بگو، من حساب میکنم، اوکی؟

347
00:18:03,463 --> 00:18:04,781
‫خب

348
00:18:04,902 --> 00:18:10,015
‫به علاوه 52... میشه 141

349
00:18:10,141 --> 00:18:11,936
‫اوکی خب این دفعه درست جواب داد

350
00:18:12,140 --> 00:18:14,528
‫- چیزی برای گفتن نیست...
‫- باهامون روراست باش

351
00:18:14,659 --> 00:18:17,092
‫روراستم. الان بهت راستشو میگم

352
00:18:17,217 --> 00:18:19,207
‫الان نمیتونم بهتون چیزی بگم

353
00:18:19,417 --> 00:18:22,328
‫دوست ندارم بچه بازی دربیارم، میدونی؟

354
00:18:22,456 --> 00:18:24,889
‫ولی خب گل که با گِل هم نشین بشه همین میشه

355
00:18:25,614 --> 00:18:27,127
‫چیکار میکنی؟

356
00:18:27,253 --> 00:18:29,608
‫نمیخوام صورتتو ببینم

357
00:18:29,733 --> 00:18:31,245
‫- نمیتونی این کارو بکنی
‫- چرا که نه؟

358
00:18:31,372 --> 00:18:32,691
‫مشکل ایمنی داره

359
00:18:34,531 --> 00:18:37,203
‫چرا؟ میترسی زیر جبعه مقوایی له شی؟

360
00:18:37,329 --> 00:18:40,162
‫نخیرم. اولا، جلوی نور رو میگیره

361
00:18:40,290 --> 00:18:43,360
‫دوما، سواستفاده از مدارک شرکت

362
00:18:43,488 --> 00:18:45,125
‫سواستفاده از مدارک؟ آره باشه

363
00:18:45,248 --> 00:18:48,477
‫به خاطر همینه که این قضیه رها کردن نفرات منو اذیت نمیکنه

364
00:18:48,606 --> 00:18:51,040
‫چون اگه مجبور باشم یه روز دیگه با ایشون کار کنم

365
00:18:51,166 --> 00:18:53,235
‫گلوی خودمو تیغ میزنم

366
00:18:54,124 --> 00:18:55,875
‫اونجوری نمیمیری که

367
00:18:56,003 --> 00:18:59,631
‫چاقو رو پشت نای فرو میبری و فشارش میدی پایین

368
00:19:02,281 --> 00:19:04,510
‫یا اینکه برا یه کار دیگه اقدام میکنم

369
00:19:05,160 --> 00:19:06,593
‫مواظب باش

370
00:19:11,598 --> 00:19:12,950
‫اوکی،ام...

371
00:19:13,157 --> 00:19:16,148
‫ممنون که اومدید. یه دقیقه بیشتر وقت نمیبره

372
00:19:16,275 --> 00:19:20,153
‫عه... خب، من از شایعاتی که پراکنده شده آگاهم

373
00:19:20,274 --> 00:19:22,229
‫و میخوام از این فرصت استفاده کنم تا حقیقت رو بهتون بگم

374
00:19:22,353 --> 00:19:24,388
‫من رهبر تیمم! من باید اول از همه بدونم

375
00:19:24,592 --> 00:19:26,344
‫آره، من دارم به همه میگم الان

376
00:19:26,551 --> 00:19:28,940
‫فقط سریع بهم بگو، تو گوشم بگو

377
00:19:29,070 --> 00:19:31,538
‫- میشه فقط بگی قال قضیه رو بکنی؟
‫- خیلی خب، باشه

378
00:19:31,671 --> 00:19:33,978
‫- میخوای بهشون بگم؟
‫- تو که نمیدونی قضیه رو

379
00:19:34,110 --> 00:19:36,416
‫اوکی، پس من بهت اجازه میدم خودت بهشون بگی

380
00:19:37,427 --> 00:19:38,906
‫کی اجازه ی تو رو نیاز داره

381
00:19:39,026 --> 00:19:41,415
‫اجازه رو بهت میدم، هرکاری میخوای بکن

382
00:19:42,506 --> 00:19:43,779
‫دفتر اصلی...

383
00:19:44,705 --> 00:19:49,458
‫تصمیم گرفتن با من اتمام حجت کنن

384
00:19:49,583 --> 00:19:52,460
‫و چیزی که جنیفر دربارش با من صحبت کرد اینه که

385
00:19:52,583 --> 00:19:55,413
‫یا شاخه ی سوییندن باید کوچیک تر بشه یا شاخه ی ما

386
00:19:56,980 --> 00:19:59,129
‫- و تو بهش این اجازه رو میدی؟
‫- نه، مالکوم

387
00:19:59,259 --> 00:20:01,727
‫- منو که تو جلسه ندیدی
‫- محرمانه س

388
00:20:01,859 --> 00:20:04,769
‫بهشون گفتم "اگه دفتر اصلی میخواد تو کار اینجا دخالت کنه باید اول با من دربیفته"

389
00:20:04,977 --> 00:20:08,491
‫"میتونی بری دست تو کار آدمای نیل بکنی، ولی اینجا من سرور این خانواده م"

390
00:20:08,616 --> 00:20:11,083
‫"بچه های منو نمیتونی دستمالی بکنی، فقط خودم میتونم"

391
00:20:11,215 --> 00:20:13,887
‫ولی دیوید، اگه تیم اینجا رو کوچیکتر بکنن...

392
00:20:14,014 --> 00:20:17,641
‫- فکر میکنی من میذارم این اتفاق بیفته؟
‫- از دستای تو که خارجه

393
00:20:17,772 --> 00:20:20,126
‫از دست من خارج نیست بهت قول میدم

394
00:20:20,251 --> 00:20:21,969
‫واقعا میتونی یه همچین قولی بدی؟

395
00:20:22,091 --> 00:20:23,523
‫به قبر مادرش قسم میخوره

396
00:20:23,650 --> 00:20:26,038
‫نمک فلفلشو زیاد نکن حالا... قولیه که دادم

397
00:20:26,249 --> 00:20:29,002
‫اوکی؟ و من بهم برمیخوره که یه همچین چیزی ازم بپرسی

398
00:20:29,128 --> 00:20:32,164
‫- آخه مسئله اینه که...
‫- ببخشید مالکوم، دان میخواد صحبت کنه

399
00:20:32,288 --> 00:20:35,164
‫فقط میخواستم بگم که منم تو جلسه ت با جنیفر بودم

400
00:20:35,367 --> 00:20:38,323
‫و اون گفت که ممکنه این اتفاق برای اینجا هم بیفته

401
00:20:41,004 --> 00:20:44,074
‫خب، اگه تو جلسه با جنیفر بودی

402
00:20:44,203 --> 00:20:48,672
‫شاید باید توافق محرمانه نگه داشتن اطلاعات جلسه رو

403
00:20:48,801 --> 00:20:50,153
‫رعایت میکردی

404
00:20:50,280 --> 00:20:52,110
‫آره، اطلاعات قدرت میاره

405
00:20:52,240 --> 00:20:55,036
‫پس نمیتونی با قطعیت بهمون بگو که شاخه ما آب میره یا اونا

406
00:20:55,159 --> 00:20:58,672
‫این کشتی منه و من ازتون خواستم که بهم اعتماد کنید
‫و با اعتماد به من هیچ اتفاق بدی نمیفته

407
00:20:58,797 --> 00:21:01,186
‫- قضیه درمورد اعتماد نیست
‫- چرا هست، مالکوم

408
00:21:01,316 --> 00:21:03,671
‫قضیه در مورد اعتماده، به من اعتماد میکنی یا نه؟

409
00:21:03,796 --> 00:21:06,183
‫- به من اعتماد میکنی؟ آره یا نه؟
‫- بله، بهت اعتماد دارم

410
00:21:06,314 --> 00:21:07,667
‫ببین، اعتماد داره

411
00:21:08,593 --> 00:21:12,062
‫- خب پس... جلسه به اتمام رسید
‫- اوکی خوبه

412
00:21:13,312 --> 00:21:15,541
‫منم همینو میگفتم، در واقع...

413
00:21:15,671 --> 00:21:17,662
‫میتونم یه سوال کنم؟ به من اعتماد دارید؟

414
00:21:17,870 --> 00:21:19,861
‫- دستا بالا اگه به من اعتماد دارید
‫- ولش کن...

415
00:21:19,989 --> 00:21:21,707
‫- تو هم ازشون همینو پرسیدی
‫- دستتو بیار پایین

416
00:21:21,828 --> 00:21:23,784
‫من مدیر عمومیِ دستیارم

417
00:21:23,909 --> 00:21:26,466
‫دستیارِ مدیر عمومی. همه رفتن

418
00:21:27,546 --> 00:21:30,379
‫من نگران خودم نیستم، من که اوکیم

419
00:21:30,504 --> 00:21:33,860
‫ولی اگه قراره گوسفندا رو سوا کنن، خب بذار بکنن

420
00:21:33,985 --> 00:21:36,259
‫کار طبیعته دیگه

421
00:21:36,384 --> 00:21:39,055
‫تو جنگل بعضی آدما دووم نمیارن

422
00:21:39,702 --> 00:21:42,931
‫ببین، یه انبار رو مثلا تصور کن

423
00:21:43,061 --> 00:21:46,846
‫بعد فکر کن اونجا یه کوتوله داره یه لیفتراک رو میرونه

424
00:21:47,939 --> 00:21:49,610
‫جلوی لیفتراک رو که نمیتونه ببینه

425
00:21:49,738 --> 00:21:53,854
‫کفشای بزرگ مخصوص پاشه که بتونه پاش به پدال برسه

426
00:21:53,977 --> 00:21:55,967
‫چون پاهاش کوتاهه

427
00:21:57,855 --> 00:22:00,493
‫آنتون بچه خوبیه، سوتفاهم نشه

428
00:22:00,614 --> 00:22:02,843
‫ولی به نظرت باید اینجا کار کنه؟

429
00:22:06,292 --> 00:22:10,204
‫قیمت مدل اس-آر-ای-1 مات رو داری؟

430
00:22:10,330 --> 00:22:12,320
‫ندیده رو نشنیده میگیرم، گرث

431
00:22:13,849 --> 00:22:16,726
‫- بگو دیگه
‫- نه، نمیتونم صداتو بشنوم

432
00:22:16,848 --> 00:22:19,520
‫- همین یه چیزو بهم بگو
‫- اگه میخوای باهام صحبت کنی بهم زنگ بزن، اوکی؟

433
00:22:27,285 --> 00:22:29,434
‫

434
00:22:29,564 --> 00:22:31,871
‫- رو پیغام گیره که
‫- خب پس پیغام بذار

435
00:22:34,842 --> 00:22:38,992
‫سلام، منم گرث. قیمت مدل ماتِ...

436
00:22:39,120 --> 00:22:40,791
‫احساس احمق بودن بهم دست داد

437
00:22:40,919 --> 00:22:42,909
‫آره، واقعا احمقانه ست

438
00:22:43,038 --> 00:22:45,268
‫خیلی احـ... ببخشید رفیق، چی میخوای؟

439
00:22:45,997 --> 00:22:49,750
‫عه... قیمت تناژ مدل ماتِ اس-آر-ای-1 رو میخوام

440
00:22:49,876 --> 00:22:52,569
‫اینجا نوشته 160 ولی مطمئنم درست نیست

441
00:22:52,594 --> 00:22:55,312
‫چون وقتی امروز با گلین حرف زدم، گفت...

442
00:22:56,353 --> 00:22:57,944
‫آره، میدونم اونجا نیستی

443
00:22:58,992 --> 00:23:02,426
‫مشخصا نمیتونی بشنوی چی میگم، ولی با خودم هم حرف نمیزنم

444
00:23:02,550 --> 00:23:04,825
‫چون دارن فیلمبرداری میکنن

445
00:23:10,028 --> 00:23:11,620
‫حس خوبی داره

446
00:23:11,747 --> 00:23:14,101
‫- اون قسمتو با ناخنات بخارون
‫- ششش!

447
00:23:18,305 --> 00:23:21,978
‫هیچ فرقی نکرد، موهات اصلا مدل نمیگیره!

448
00:23:22,982 --> 00:23:24,937
‫ای بابا، دوباره دردسر شد، سَنج

449
00:23:25,063 --> 00:23:26,733
‫سنج، ایشون ریکی هستن

450
00:23:26,861 --> 00:23:28,852
‫- سلام رفیق
‫- از آشناییت خوشحالم

451
00:23:28,980 --> 00:23:32,131
‫ایشون بهترین ادایِ علی-جی رو در میارن

452
00:23:32,978 --> 00:23:34,299
‫من نمیتونم، خودت انجامش بده

453
00:23:34,419 --> 00:23:35,771
‫- انجام بده دیگه
‫- بلد نیستم

454
00:23:35,899 --> 00:23:38,253
‫- با یکی دیگه اشتباه گرفتی
‫- ای وای! ببخشید

455
00:23:38,378 --> 00:23:41,049
‫- تو نیستی، اون یکی بود
‫- اون یکی چی؟

456
00:23:41,176 --> 00:23:43,245
‫- چیز...
‫- پاکستانیه؟

457
00:23:43,375 --> 00:23:44,650
‫اه

458
00:23:44,775 --> 00:23:46,366
‫نژادپرستانه بود

459
00:23:49,773 --> 00:23:54,050
‫نه، من تنوع نژادی تو کارکنانم زیاد نیست

460
00:23:54,171 --> 00:23:56,810
‫ولی خب تو قوانین شرکت هم درج نشده

461
00:23:56,931 --> 00:24:00,239
‫رو در اتاقم هم ننوشتم "فقط سفیدپوست ها وارد شوند"

462
00:24:00,369 --> 00:24:04,918
‫من برام مهم نیست چه سیاه باشی، چه قهوه ای، چه زرد...

463
00:24:05,047 --> 00:24:08,356
‫شرقیا کارگرای خوبین، برای مثال

464
00:24:08,566 --> 00:24:10,715
‫میخوای آخر این هفته یه نوشیدنی بزنیم؟

465
00:24:10,845 --> 00:24:12,118
‫آره

466
00:24:12,244 --> 00:24:14,313
‫خب، برا همین داریم میریم بیرون...

467
00:24:14,443 --> 00:24:17,321
‫- کِی داری میری بیرون؟
‫- که یه نوشیدنیِ آخر هفته بزنیم

468
00:24:17,444 --> 00:24:19,160
‫- کِی خب؟
‫- فکر کردم امشب خوب باشه

469
00:24:19,283 --> 00:24:22,353
‫- عه، آره
‫- سلام رفیق
‫- سلام عزیزم

470
00:24:22,480 --> 00:24:24,674
‫- آماده ای آره؟
‫- آره

471
00:24:24,799 --> 00:24:27,075
‫مشکلی داری اگه من با بچه های دفتر برم بیرون؟

472
00:24:27,200 --> 00:24:28,756
‫نه، بیا بریم خونه، اوکی؟

473
00:24:28,879 --> 00:24:32,505
‫باشه، یه چند دقیقه فرصت بده چون الان بیست دقیقه به پنجه

474
00:24:32,637 --> 00:24:36,106
‫- خودتم بیا، خوش میگذره
‫- نه، لطف داری

475
00:24:36,236 --> 00:24:37,588
‫ما باید بریم

476
00:24:51,030 --> 00:24:52,621
‫ام...

477
00:24:57,428 --> 00:24:59,941
‫- تو کیسه ت چی داری؟
‫- بهش بگو بعدا میبینمش اوکی؟

478
00:25:00,067 --> 00:25:01,897
‫حتما بهش میگم، مراقب خودت باش

479
00:25:07,504 --> 00:25:09,335
‫- ترس روز اول رو داشتی؟
‫- آره

480
00:25:09,463 --> 00:25:10,975
‫- خوب بود؟
‫- آره، خوب بود

481
00:25:11,942 --> 00:25:13,853
‫فضای دفتر رو که دیدی

482
00:25:13,981 --> 00:25:15,380
‫ریلکسه

483
00:25:17,340 --> 00:25:19,171
‫اوه پسر

484
00:25:19,299 --> 00:25:20,812
‫ما سخت کوشیم

485
00:25:20,938 --> 00:25:22,691
‫منظورم بیشتر تو خوش گذروندنه

486
00:25:23,257 --> 00:25:27,169
‫یه موقعیا وقتی باید کار کنیم خوش میگذرونیم، که تقصیرش گردن خودمه

487
00:25:27,297 --> 00:25:28,571
‫ام...

488
00:25:29,376 --> 00:25:33,652
‫من مچشونو نمیگیرم که اونا هم مچ منو نگیرن، دخترا عاشقمن

489
00:25:34,494 --> 00:25:36,449
‫عاشق اونجوری نه، فکرت جای اشتباه نره

490
00:25:36,573 --> 00:25:37,847
‫ولی خب...

491
00:25:37,973 --> 00:25:41,963
‫به نظرم یه اتمسفری درست کردم که توش من اول یه دوستم

492
00:25:42,091 --> 00:25:45,445
‫و دوم یه رییس. احتمالا سوم یه دلقک

493
00:25:45,569 --> 00:25:46,923
‫وایسا یه لحظه

494
00:25:47,049 --> 00:25:49,358
‫شوخی های عملی که دستت اومده؟

495
00:25:49,488 --> 00:25:50,887
‫آهان، آره

496
00:25:51,008 --> 00:25:53,282
‫وقت شوخی عملیه، منو لو نده

497
00:25:55,166 --> 00:25:56,565
‫بیا تو

498
00:25:58,685 --> 00:26:01,676
‫بعدش دفتر اصلی گفت که... آره

499
00:26:01,803 --> 00:26:03,635
‫- فکس واست اومده
‫- ممنون

500
00:26:03,762 --> 00:26:07,311
‫دان، نرو. یه صندلی برا خودت بیار، میخواستم الان صدات کنم

501
00:26:07,441 --> 00:26:09,431
‫یه حرف کوتاه دارم

502
00:26:12,439 --> 00:26:13,713
‫ام...

503
00:26:15,078 --> 00:26:18,149
‫همونجور که میدونی، باید یه سریا رو رها کنیم

504
00:26:18,358 --> 00:26:20,348
‫و تو کارمو اینجا راحت کردی

505
00:26:20,477 --> 00:26:22,512
‫ولی خب در هر صورت باید تو رو اول از همه رها کنم

506
00:26:22,636 --> 00:26:24,113
‫چی؟

507
00:26:24,314 --> 00:26:26,989
‫چرا؟

508
00:26:27,114 --> 00:26:28,546
‫دزدی

509
00:26:28,674 --> 00:26:29,993
‫کش رفتن

510
00:26:30,993 --> 00:26:32,584
‫- دزدی؟
‫- بله

511
00:26:34,631 --> 00:26:36,905
‫ام... چی من تا حالا دزدیدم؟

512
00:26:37,030 --> 00:26:40,223
‫کاغذ چسبون؟

513
00:26:41,429 --> 00:26:43,623
‫چقد مگه ارزش دارن، 12 پنی؟

514
00:26:43,748 --> 00:26:45,703
‫- انجیل همراهت داری ریکی؟
‫- نه

515
00:26:45,827 --> 00:26:47,703
‫همانا دزدی نکنید مگر اینکه ارزشش 12 پنی یا کمتر باشد

516
00:26:47,826 --> 00:26:50,736
‫اگه هزار تا کاغذ چسبون که ارزشش 12 پنیه بدزدی، چقد پول درآوردی؟

517
00:26:51,745 --> 00:26:53,018
‫یه عالمه

518
00:26:53,144 --> 00:26:54,940
‫چرا باید کاغذ چسبون بدزدم؟

519
00:26:55,063 --> 00:26:58,135
‫برا اینکه سرِ رولِ ماریجوانا رو...

520
00:26:58,262 --> 00:27:00,217
‫- ته سیگار
‫- مچتو گرفتم معتاد

521
00:27:00,342 --> 00:27:02,411
‫- الان جدی هستی؟
‫- آره

522
00:27:03,620 --> 00:27:06,418
‫نمیتونم... خدایا

523
00:27:07,418 --> 00:27:10,729
‫من یدونه گیره کاغذ هم ندزدیدم و داری اخراجم میکنی

524
00:27:10,859 --> 00:27:13,211
‫و خبر خوب اینه که حق سنوات هم لازم نیست بدم

525
00:27:13,336 --> 00:27:16,453
‫چون تخلف کردی و میتونم بندازمت بیرون

526
00:27:16,575 --> 00:27:18,611
‫

527
00:27:27,530 --> 00:27:29,327
‫بیا حالا...

528
00:27:31,690 --> 00:27:33,327
‫شوخی کردم

529
00:27:49,043 --> 00:27:51,238
‫دختر خوب، ما دوتا داشتیم شوخی میکردیم

530
00:27:52,362 --> 00:27:54,034
‫آفرین، خوب یاد گرفتی

531
00:27:55,161 --> 00:27:57,038
‫شوخی عملی که ضرری نداره

532
00:27:57,240 --> 00:27:59,070
‫"خیلی ممنون، امیدوارم خوشت اومده باشه"

533
00:28:00,759 --> 00:28:02,510
‫بهتره الان به کارام برسم

534
00:28:07,916 --> 00:28:09,474
‫کثافت

535
00:28:10,715 --> 00:28:11,989
‫سخت نگیر

536
00:28:13,475 --> 00:28:15,544
‫چه مرد کوچولوی تاسف باری هستی

537
00:28:16,872 --> 00:28:18,146
‫هستم واقعا؟

538
00:28:21,472 --> 00:28:22,823
‫نمیدونستم

539
00:28:25,310 --> 00:28:28,744
‫مهم ترین چیز برای یه شرکت چیه؟

540
00:28:28,868 --> 00:28:30,539
‫ساختمون؟

541
00:28:30,668 --> 00:28:32,147
‫سهام؟

542
00:28:32,947 --> 00:28:34,426
‫سود؟

543
00:28:36,266 --> 00:28:40,416
‫آدما. مهم ترین سرمایه یه شرکت آدماشه. نه؟

544
00:28:40,544 --> 00:28:44,774
‫پرافتخارترین لحظه من اینجا وقتی نبود که سود رو 17 درصد افزایش دادم

545
00:28:44,902 --> 00:28:48,530
‫یا وقتی که هزینه ها رو بدون از دست دادن یک نفر از کارمندام کاهش دادم، نه

546
00:28:48,661 --> 00:28:52,653
‫یه پسر جوون یونانی، اولین کارش تو این کشور بود، یک کلمه هم انگلیسی حرف نمیزد

547
00:28:52,780 --> 00:28:57,056
‫ولی اومد بهم گفت "آقای برنت، لطفا پدرخواندگی بچه م رو قبول میکنی؟"

548
00:28:57,177 --> 00:28:58,451
‫آره دیگه...

549
00:29:02,136 --> 00:29:04,012
‫نتونستم پدرخوانده بشم، باید اخراجش میکردیم

550
00:29:04,135 --> 00:29:06,046
‫کارش خیلی بد بود. خیلی بد

551
00:29:12,893 --> 00:29:16,519
‫# چه می ماند از تو، عشق من؟

552
00:29:18,930 --> 00:29:23,046
‫# وقتی از تو بگیرند

553
00:29:23,808 --> 00:29:26,082
‫# کیف و کفشی را

554
00:29:26,207 --> 00:29:30,357
‫# که با عرق جبین پدربزرگت خریده بودی #

555
00:29:30,381 --> 00:29:37,781
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

