1
00:00:04,331 --> 00:00:14,679
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:00:16,332 --> 00:00:20,173
‫مکان‌‌های خیلی دورافتاده‌ای‌‌
‫در روح ما وجود داره.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

3
00:00:20,206 --> 00:00:22,745
‫که هیچ نوری نمی‌تونه بهشون برسه.

4
00:00:26,218 --> 00:00:29,291
‫و حقایقی که ساکن اون مکان‌ها هستن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

5
00:00:29,325 --> 00:00:31,863
‫به تاریکی عادت می‌‌کنن.

6
00:00:35,203 --> 00:00:39,178
‫اون حقایق نمی‌‌تونن
‫چیزی به نام فرار رو درک کنن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

7
00:00:39,211 --> 00:00:42,617
‫و نمی‌خوان کسی بره سراغ‌شون.

8
00:01:19,793 --> 00:01:22,632
‫یه زن و پسرش.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

9
00:01:22,665 --> 00:01:24,903
‫توی ساحل قدم می‌زدن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

10
00:01:24,936 --> 00:01:26,940
‫که یه موج بزرگ.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

11
00:01:26,973 --> 00:01:28,777
‫بهشون برخورد می‌‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

12
00:01:28,811 --> 00:01:31,248
‫وقتی موج می‌‌ره،
‫زن پایین رو نگاه می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

13
00:01:31,282 --> 00:01:34,388
‫و می‌‌بینه پسرش نیست.

14
00:01:36,492 --> 00:01:38,664
‫زانو می‌‌زنه و.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

15
00:01:38,697 --> 00:01:40,768
‫و به آسمون نگاه می‌کنه و می‌گه:

16
00:01:40,801 --> 00:01:42,772
‫«خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

17
00:01:42,805 --> 00:01:45,778
‫بدون اون نمی‌‌تونم زندگی کنم،
‫پسرم همه چیز منه.

18
00:01:45,811 --> 00:01:48,349
‫هر کی اون بالاست،
‫هر کی که صدام رو می‌‌شنوه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

19
00:01:48,382 --> 00:01:51,489
‫لطفاً پسرم رو زنده بهم برگردون.»

20
00:01:52,524 --> 00:01:54,796
‫دقیقاً در همون لحظه،
‫به افق نگاه می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

21
00:01:54,829 --> 00:01:57,367
‫و یه مرغ دریایی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

22
00:01:57,400 --> 00:01:59,505
‫در آسمون ظاهر می‌شه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

23
00:01:59,538 --> 00:02:01,810
‫پرتوئی از تابش آفتاب رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

24
00:02:01,843 --> 00:02:03,747
‫از ابرها به سمت آب دنبال می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

25
00:02:03,781 --> 00:02:06,385
‫و شیرجه می‌‌زنه داخل آب.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

26
00:02:06,418 --> 00:02:07,955
‫و وقتی از آب بیرون میاد.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

27
00:02:07,989 --> 00:02:10,560
‫پسر پشت مرغ دریایی سوار بوده.

28
00:02:12,297 --> 00:02:13,777
‫پس، به سمت ساحل پرواز می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

29
00:02:13,801 --> 00:02:15,905
‫و به آرومی ‌پسر رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

30
00:02:15,938 --> 00:02:17,975
‫جلوی پای مادرش می‌‌ذاره زمین.

31
00:02:19,545 --> 00:02:22,284
‫و زن به پسر نگاه می‌کنه.

32
00:02:22,317 --> 00:02:24,388
‫و بعد به آسمون نگاه می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

33
00:02:24,421 --> 00:02:26,960
‫و می‌گه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

34
00:02:26,993 --> 00:02:29,031
‫«یه کلاه هم داشت.»

35
00:02:33,573 --> 00:02:36,412
‫به‌‌نظر شوخی با مردن بچه‌ها
‫واسه من یه‌‌کم زود باشه.

36
00:02:36,445 --> 00:02:37,949
‫قرار بود خنده‌دار باشه؟

37
00:02:37,982 --> 00:02:39,886
‫خیلی خنده‌دار هم نه.

38
00:02:39,919 --> 00:02:41,690
‫خب، قرار بود چی باشه؟

39
00:02:41,723 --> 00:02:43,927
‫خب، از وقتی در هواپیما بسته شده حرف نزدیم.

40
00:02:45,463 --> 00:02:47,300
‫اصلاً نمی‌‌دونیم داریم کجا می‌ریم.

41
00:02:47,334 --> 00:02:48,613
‫نمی‌‌دونیم کی به مقصد می‌‌رسیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

42
00:02:48,637 --> 00:02:50,975
‫یا وقتی که می‌‌رسیم چی می‌‌فهمیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

43
00:02:51,008 --> 00:02:53,446
‫پس به گمونم شاید فکر کردم
‫خودمون رو برای اتفاقی که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

44
00:02:53,479 --> 00:02:54,992
‫بعد باز شدن اون در می‌‌افته، آماده کنم.

45
00:02:55,016 --> 00:02:57,722
‫خب، فکر کنم وقتی فرود میایم
‫اگه یه کمدین توی باند فرود.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

46
00:02:57,755 --> 00:03:01,132
‫وایستاده باشه، الان یه داستان داریم
‫که سر صحبت رو باهاش باز کنیم.

47
00:03:05,771 --> 00:03:07,808
‫من برات کی‌ام؟

48
00:03:09,411 --> 00:03:11,015
‫ببخشید؟

49
00:03:15,156 --> 00:03:17,695
‫من.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ برات.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

50
00:03:17,728 --> 00:03:19,064
‫کی‌‌ام؟

51
00:03:21,636 --> 00:03:25,343
‫پس قراره همین الان
‫راجع‌بهش صحبت کنیم، آره؟

52
00:03:25,376 --> 00:03:27,480
‫خب، به گمونم بستگی داره.

53
00:03:27,514 --> 00:03:29,484
‫تا امروز می‌گفتم کسی هستی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

54
00:03:29,518 --> 00:03:31,121
‫که جزئی از خانواده‌‌م می‌‌دونمش.

55
00:03:31,155 --> 00:03:32,725
‫چی عوض شد؟

56
00:03:32,758 --> 00:03:34,037
‫حتماً می‌‌خوای به زبون بیارمش.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

57
00:03:34,061 --> 00:03:35,764
‫یا می‌‌خوای خودت بگی؟

58
00:03:38,569 --> 00:03:39,939
‫سلام، ا‌‌میلی.

59
00:03:45,818 --> 00:03:47,722
‫آخه اصلاً چه‌جوری همچین اتفاقی افتاد؟

60
00:03:47,755 --> 00:03:49,167
‫- منظورت چیه؟
‫- می‌دونی منظورم چیه.

61
00:03:49,191 --> 00:03:52,364
‫دقیقاً برای جلوگیری از همچین اتفاق‌هایی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

62
00:03:52,397 --> 00:03:55,638
‫کلی تدابیر امنیتی وجود داره.

63
00:03:55,671 --> 00:03:58,409
‫- دقیقاً نمی‌دونم.
‫- نمی‌دونی؟

64
00:04:00,413 --> 00:04:03,787
‫پدرم ازم پرسید می‌‌‌خوام
‫با زندگیم چی‌‌کار کنم؟

65
00:04:03,820 --> 00:04:06,058
‫سال 2002 بود.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

66
00:04:06,091 --> 00:04:09,999
‫و بهش گفتم می‌خوام
‫از کشورم محافظت کنم.

67
00:04:11,602 --> 00:04:13,640
‫گفت کسی رو می‌شناسه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

68
00:04:13,674 --> 00:04:15,577
‫که می‌تونه کمک کنه.

69
00:04:15,610 --> 00:04:17,682
‫یکی که وقتی توی سازمان بوده.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

70
00:04:17,715 --> 00:04:20,721
‫مربی و راهنماش بوده،
‫کسی که یه کارهایی ازش برمیاد.

71
00:04:22,157 --> 00:04:25,063
‫وقتی وارد سازمان شدم، من.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

72
00:04:25,096 --> 00:04:26,967
‫دیگه‌ هیچی نپرسیدم.

73
00:04:27,000 --> 00:04:29,104
‫رابطۀ ما این‌جوری نیست.

74
00:04:29,137 --> 00:04:32,043
‫تموم شده بود.
‫فقط سرم رو انداختم پایین.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

75
00:04:32,077 --> 00:04:34,081
‫- و کارم رو انجام دادم.
‫- کارت رو انجام دادی.

76
00:04:34,114 --> 00:04:37,587
‫اینکه کارت رو کردی
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه، آنجلا.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

77
00:04:37,621 --> 00:04:39,558
‫خدایا، اصلاً نمی‌دونم چی صدات کنم.

78
00:04:39,591 --> 00:04:42,430
‫فکر می‌کنی الان دیگه اون آدمی
‫که 5 دقیقه پیش بودم، نیستم؟

79
00:04:42,464 --> 00:04:44,101
‫فکر می‌کنم از روزی که شناختمت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

80
00:04:44,134 --> 00:04:46,481
‫کلاً یه آدم دیگه بودی که خبر نداشتم.
‫فکر می‌‌کنم از روز اولی که شناختمت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

81
00:04:46,505 --> 00:04:48,000
‫- تا الان داشتی بهم دروغ می‌‌گفتی.
‫- از وقتی شناختمت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

82
00:04:48,010 --> 00:04:51,783
‫فقط و فقط بهت وفادار بودم.

83
00:04:51,816 --> 00:04:53,687
‫و خودم رو وقف تو کردم.

84
00:04:53,720 --> 00:04:56,726
‫و با تمام وجود مصمم بودم کاری کنم که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

85
00:04:56,760 --> 00:04:58,462
‫بهم افتخار کنی.

86
00:04:59,464 --> 00:05:02,705
‫هنوز همون آدم‌ام.

87
00:05:02,738 --> 00:05:04,441
‫شاید از هر چیز دیگه‌‌ای که بودم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

88
00:05:04,474 --> 00:05:06,880
‫الان بیشتر از همیشه اون آدم هستم.

89
00:05:08,616 --> 00:05:11,588
‫معذرت می‌‌خوام که کلاهم رو گم کردم.

90
00:05:15,496 --> 00:05:18,737
‫حتماً بیشتر از چیزی که
‫فکر می‌کردم بهت یاد دادم.

91
00:05:18,770 --> 00:05:21,780
‫حالا که با این واقعیت روبه‌‌رو شدم،
‫اینکه این‌‌قدر جرم‌‌های مختلفی کردی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

92
00:05:21,781 --> 00:05:23,647
‫که حتی نمی‌‌تونم بشمارم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

93
00:05:23,680 --> 00:05:26,160
‫حالا که فهمیدم احتمالاً تو
‫جدی‌‌ترین نقض امنیتی هستی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

94
00:05:26,185 --> 00:05:29,524
‫که توی چند سال اخیر
‫در اف‌بی‌‌آی اتفاق افتاده.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

95
00:05:29,558 --> 00:05:31,128
‫تو دست پیش رو می‌‌گیری.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

96
00:05:31,161 --> 00:05:34,101
‫و منو آدم بدۀ داستان می‌‌کنی؟

97
00:05:34,134 --> 00:05:36,572
‫می‌خوام این سؤال رو صادقانه جواب بدی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

98
00:05:36,605 --> 00:05:39,979
‫واقعاً فکر می‌کنی این کار عملی بود؟

99
00:05:40,013 --> 00:05:43,486
‫فکر می‌‌کنم تا زمانی که تو آسمونیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

100
00:05:43,519 --> 00:05:45,132
‫می‌تونی ادعا کنی که
‫دو تا آدم مختلف هستی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

101
00:05:45,156 --> 00:05:47,494
‫و وانمود کنی که موجه و قابل دفاعه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

102
00:05:47,527 --> 00:05:49,899
‫ولی به محض اینکه این هواپیما فرود بیاد.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

103
00:05:49,932 --> 00:05:51,177
‫باید تصمیم بگیری.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

104
00:05:51,201 --> 00:05:54,141
‫درمورد اینکه کدوم یکی‌‌تون پیداش می‌شه.

105
00:05:54,174 --> 00:05:57,948
‫و بعد من باید تصمیم بگیرم
‫درموردش چی‌‌کار کنم.

106
00:06:09,037 --> 00:06:11,175
‫تو قلب ما جاهایی هست که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

107
00:06:11,208 --> 00:06:13,145
‫‌به‌‌قدری از مهمون بدشون میاد که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

108
00:06:13,179 --> 00:06:15,684
‫هیچ صدایی نمی‌تونه بهشون ورود کنه.

109
00:06:17,220 --> 00:06:19,157
‫جاهای ناخوشایند و مخفی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

110
00:06:19,191 --> 00:06:22,230
‫که چیزهای غیر قابل گفتن
‫درون‌شون مخفی شده.

111
00:06:25,570 --> 00:06:28,175
‫داخل اون مکان، یه چیز غیر قابل گفتن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

112
00:06:28,209 --> 00:06:31,850
‫وجود داره که زندگی مشترک ما ازش متولد شد.

113
00:06:34,087 --> 00:06:36,158
‫هر دفعه که به من فکر می‌کنی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

114
00:06:36,191 --> 00:06:39,012
‫احساس می‌کنم قید و بندهای
‫گذشته دارن من رو می‌‌کِشن.

115
00:06:39,699 --> 00:06:42,938
‫هر بار که بهش نگاه می‌کنی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

116
00:06:42,972 --> 00:06:45,644
‫به وجود اومدن قید و بندهایِ
‫جدید رو حس می‌‌کنی.

117
00:06:49,852 --> 00:06:52,323
‫اون تو نیست.

118
00:06:52,357 --> 00:06:54,729
‫نیست.

119
00:06:54,762 --> 00:06:57,167
‫اون هنوز حق انتخاب داره.

120
00:07:33,640 --> 00:07:36,612
‫اطلاعات ورود مارشاست.

121
00:07:36,646 --> 00:07:38,349
‫موجودی رو چک کن.

122
00:07:38,382 --> 00:07:41,188
‫فکر می‌‌کنم می‌‌تونی
‫به دو تقسیمش کنی.

123
00:07:42,758 --> 00:07:44,862
‫متوجه نمی‌‌شم.

124
00:07:44,896 --> 00:07:47,066
‫چی رو متوجه نمی‌شی؟

125
00:07:49,772 --> 00:07:51,843
‫یه لحظه پیش قبول نکردی.

126
00:07:51,876 --> 00:07:55,049
‫حالا داری قبول می‌‌کنی.
‫متوجه نمی‌‌شم.

127
00:07:56,786 --> 00:07:59,625
‫پول به‌هیچ‌وجه واسم اهمیتی نداره.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

128
00:07:59,659 --> 00:08:03,232
‫به جز اینکه کمک کنه از خانواده‌‌م محافظت کنم.

129
00:08:03,265 --> 00:08:05,871
‫دخترم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ الان در خطره.

130
00:08:05,904 --> 00:08:08,877
‫درست قبل اینکه برسم فهمیدم.

131
00:08:11,048 --> 00:08:13,419
‫فقط می‌‌تونم به این فکر کنم که ممکنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

132
00:08:13,452 --> 00:08:16,058
‫چه اتفاق‌‌هایی براش بیفته،
‫چه صدمه‌هایی ممکنه بهش وارد بشه.

133
00:08:16,091 --> 00:08:18,028
‫باید یه کاری می‌کردم.

134
00:08:18,062 --> 00:08:20,032
‫وقت این کارها رو ندارم.

135
00:08:20,066 --> 00:08:22,638
‫و وقتی برم، دیگه برنمی‌گردم.

136
00:08:23,974 --> 00:08:27,080
‫فردا صبح زود به مراکش پرواز دارم.

137
00:08:27,113 --> 00:08:28,349
‫- مراکش؟
‫- آره.

138
00:08:28,382 --> 00:08:29,795
‫چی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ من.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ چی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

139
00:08:29,819 --> 00:08:32,323
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

140
00:08:38,803 --> 00:08:41,843
‫زوئی، این یه داستان خیلی طولانیه.

141
00:08:43,947 --> 00:08:46,853
‫باهام بیا، همه‌‌چی رو بهت می‌گم.

142
00:08:52,397 --> 00:08:55,102
‫لطفاً باهام بیا.

143
00:09:45,478 --> 00:09:47,831
‫هنوز هیچی. حرف نمی‌‌زنه.

144
00:09:50,825 --> 00:09:52,832
‫دیر یا زود می‌‌شکنه.

145
00:09:54,200 --> 00:09:56,833
‫هر کی باشه دیر یا زود می‌‌‌شکنه.

146
00:10:09,640 --> 00:10:11,250
‫من باید برم.

147
00:10:13,001 --> 00:10:14,251
‫کجا می‌‌ری؟

148
00:10:14,801 --> 00:10:17,252
‫برمی‌‌گردم اون طرف مرز.

149
00:10:19,346 --> 00:10:25,253
‫شاید سازمان بتونه
‫کمک‌مون کنه بفهمیم چه خبره.

150
00:10:27,565 --> 00:10:29,254
‫این کار رو نکن.

151
00:10:29,501 --> 00:10:33,010
‫می‌‌دونم که الان خیلی از من خوش‌‌شون نمیاد.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

152
00:10:33,655 --> 00:10:37,196
‫ولی اگه روس‌‌ها دارن
‫استراژی‌شون رو تغییر می‌‌دن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

153
00:10:37,197 --> 00:10:39,257
‫حتماً اون‌‌ها هم
‫به اندازۀ ما می‌خوان دلیلش رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

154
00:10:39,258 --> 00:10:41,558
‫ازت می‌‌خوام الان نری.

155
00:10:46,358 --> 00:10:49,200
‫مردی که اون داخله بالاخره می‌‌شکنه.

156
00:10:50,890 --> 00:10:53,201
‫وقتی این اتفاق بیفته.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

157
00:10:54,524 --> 00:10:56,812
‫نگرانم چیزی که می‌‌گه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

158
00:10:57,233 --> 00:11:00,054
‫هر چیزی که این‌‌جا ساختیم رو به باد بده.

159
00:11:01,101 --> 00:11:02,812
‫یعنی چی؟

160
00:11:10,161 --> 00:11:12,813
‫الان نه. این‌‌جا نه.

161
00:11:15,812 --> 00:11:17,812
‫به من اعتماد داری؟

162
00:12:39,417 --> 00:12:41,321
‫واسه چی این‌‌‌جاییم؟

163
00:12:43,580 --> 00:12:46,486
‫اون روسی چی ممکنه بگه
‫که این‌‌قدر ازش می‌‌ترسی؟

164
00:12:50,628 --> 00:12:52,431
‫اسمم.

165
00:12:57,876 --> 00:12:59,813
‫چه‌‌جوری ممکنه اسم تو رو بدونه؟

166
00:13:03,788 --> 00:13:06,293
‫حتماً شوخیت گرفته.

167
00:13:06,326 --> 00:13:08,798
‫فکر می‌کنم بین تمام آدم‌‌ها،
‫تو بتونی درک کنی.

168
00:13:08,831 --> 00:13:11,269
‫اینکه علیه شوهرت
‫برای روس‌‌ها جاسوسی می‌کنی؟

169
00:13:13,140 --> 00:13:15,511
‫برای شوهرم.

170
00:13:15,544 --> 00:13:19,485
‫روس‌‌ها یه روزی می‌رن.
‫من می‌دونم، تو هم می‌دونی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

171
00:13:19,519 --> 00:13:21,323
‫و خود روس‌‌ها هم می‌دونن.

172
00:13:21,356 --> 00:13:24,495
‫دیر یا زود همه می‌‌فهمن سؤال مهم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

173
00:13:24,529 --> 00:13:27,836
‫این سؤاله که بیشتر از یه ساله
‫من دارم از خودم می‌‌پرسم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

174
00:13:27,869 --> 00:13:30,174
‫وقتی روس‌ها برن حکومت دست کی ‌‌می‌‌افته؟

175
00:13:30,207 --> 00:13:32,211
‫چند وقتی هست که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

176
00:13:32,244 --> 00:13:34,883
‫دارم به ادارۀ اطلاعات روسیه، اطلاعات می‌‌دم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

177
00:13:34,917 --> 00:13:37,254
‫تا رقیب‌هامون ضعیف و متزلزل بشن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

178
00:13:37,288 --> 00:13:39,893
‫تا موقعی که زمانش رسید شوهرم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

179
00:13:39,927 --> 00:13:42,507
‫جایگاهی داشته باشه که بتونه
‫کاری که شروعی کردیم رو تموم کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

180
00:13:42,531 --> 00:13:45,137
‫و این کشور رو به جلو هدایت کنه.

181
00:14:00,701 --> 00:14:02,438
‫می‌فهمم.

182
00:14:06,947 --> 00:14:08,684
‫منظورم اینه که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

183
00:14:08,717 --> 00:14:11,156
‫اگه این‌‌جا کسی
‫از این موضوع یه‌ذره هم بو ببره.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

184
00:14:11,189 --> 00:14:12,658
‫به‌‌خاطرش دارت می‌‌زنن.

185
00:14:14,429 --> 00:14:16,299
‫شوهرت رو هم همین‌‌طور.

186
00:14:17,335 --> 00:14:20,174
‫و منو هم همین‌‌طور،
‫البته اگه اهمیتی داشته باشه.

187
00:14:20,207 --> 00:14:21,676
‫می‌دونم.

188
00:14:21,710 --> 00:14:24,282
‫باید بهش بگی.

189
00:14:24,315 --> 00:14:26,252
‫- نمی‌تونم.
‫- معلومه که می‌تونی.

190
00:14:26,286 --> 00:14:27,722
‫اون باهوشه. درک می‌‌کنه.

191
00:14:27,755 --> 00:14:31,429
‫ممکنه این رو درک کنه،
‫ولی قطعاً بقیۀ چیزها رو نه.

192
00:14:31,463 --> 00:14:33,176
‫جداً شک دارم چیزی وجود داشته باشه که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

193
00:14:33,200 --> 00:14:35,337
‫درک کردنش از این سخت‌‌تر باشه.

194
00:14:40,614 --> 00:14:42,318
‫چند ماه قبل.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

195
00:14:42,351 --> 00:14:45,925
‫رفته بودم دیدن همسر یکی از بزرگان قبیله‌‌ای.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

196
00:14:45,959 --> 00:14:49,232
‫تو روستایی که اسمش رو نمی‌‌گم،
‫تو دره‌‌ای که اسمش رو نمی‌‌گم.

197
00:14:50,601 --> 00:14:52,471
‫و یه آخر شب تنها بودیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

198
00:14:52,505 --> 00:14:54,943
‫بهم اعتماد کرد و داستانی رو برام گفت.

199
00:14:54,977 --> 00:14:58,818
‫یه مردی تنهایی از کوه اومده بود پایین.

200
00:14:58,851 --> 00:15:01,690
‫به هیچ زبونی که اون بلد باشه صحبت نمی‌‌کرده.

201
00:15:01,723 --> 00:15:05,230
‫جلوی درشون جون داده
‫و جسدش رو سوزوندن.

202
00:15:06,766 --> 00:15:08,871
‫چند هفته بعد از روس ها شنیدم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

203
00:15:08,905 --> 00:15:12,879
‫که خبردار شدن
‫یه خدمه کاوشگر خارجی اومده این‌‌جا.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

204
00:15:12,913 --> 00:15:14,716
‫دزدهای دریایی یونانی.

205
00:15:14,749 --> 00:15:17,488
‫این خدمه چیزی پیدا کرده بودن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

206
00:15:17,521 --> 00:15:20,627
‫که از ناممکن‌ترین انتظارات‌شون هم فرا‌‌تر بوده.

207
00:15:20,661 --> 00:15:23,901
‫ذخایر معدنی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

208
00:15:23,935 --> 00:15:25,905
‫با ارزشی غیر قابل تصور.

209
00:15:25,939 --> 00:15:28,945
‫- چه نوع ذخایری؟
‫- رگه‌های معدنی مس.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

210
00:15:28,978 --> 00:15:31,616
‫که به تنهایی می‌تونه
‫اقتصاد این کشور رو تغییر بد‌‌‌ه.

211
00:15:31,649 --> 00:15:33,754
‫و رازهایی که در زیر اون مدفونه.

212
00:15:33,788 --> 00:15:36,359
‫رگه‌‌هایی از لیتیوم، اورانیوم.

213
00:15:36,393 --> 00:15:37,929
‫روس‌‌ها بهش احتیاج دارن.

214
00:15:37,963 --> 00:15:40,667
‫فقط نمی‌تونن پیداش کنن.

215
00:15:42,538 --> 00:15:45,544
‫پس، روس‌‌ها نمی‌دونن کجاست.

216
00:15:48,383 --> 00:15:49,953
‫تو می‌‌دونی؟

217
00:15:55,297 --> 00:15:57,034
‫اون معدن فراز همزاد رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

218
00:15:57,067 --> 00:15:59,539
‫رئیس‌‌جمهور آیندۀ افغانستان می‌‌کنه.

219
00:15:59,572 --> 00:16:01,543
‫چرا بهش نمی‌گی؟

220
00:16:01,576 --> 00:16:04,615
‫این‌‌جوری پادشاه می‌‌شه.

221
00:16:04,649 --> 00:16:06,954
‫واسه همینم نمی‌تونم بهش بگم.

222
00:16:06,987 --> 00:16:09,525
‫باید پیروز بشه‌.

223
00:16:09,559 --> 00:16:12,331
‫وقتی این جنگ تموم بشه،
‫اون باید رهبر ما بشه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

224
00:16:12,364 --> 00:16:15,370
‫ولی اون فراز همزادی
‫که من بهش ایمان دارم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

225
00:16:15,404 --> 00:16:16,974
‫همونی که تو بهش ایمان داری.

226
00:16:17,976 --> 00:16:21,282
‫این‌‌طوری نه.
‫قدرت خیلی زیاد و خیلی سریع.

227
00:16:22,451 --> 00:16:24,322
‫این نوع قدرت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

228
00:16:24,355 --> 00:16:25,792
‫آدم ها رو بر علیه همدیگه می‌‌کنه.

229
00:16:25,825 --> 00:16:27,027
‫اون‌ها رو خبیث می‌کنه.

230
00:16:27,061 --> 00:16:29,665
‫اون همچین آدمی نیست.

231
00:16:29,699 --> 00:16:32,605
‫هر آدمی بالاخره می‌شکنه.

232
00:16:40,989 --> 00:16:44,328
‫داری با اره‌برقی تردستی می‌‌کنی، خانم.

233
00:16:46,733 --> 00:16:47,945
‫با اینکه تو این کارها خیلی تجربه دارم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

234
00:16:47,969 --> 00:16:50,307
‫حتی واسه منم سخته که
‫بفهمم موضوع از چه قراره.

235
00:16:54,382 --> 00:16:56,502
‫کلی احتمال وجود داره که
‫این موضوع ممکنه باعث مرگت بشه.

236
00:16:57,956 --> 00:17:00,627
‫واسه همینم دیگه نمی‌‌تونم
‫تنهایی انجامش بدم.

237
00:17:10,782 --> 00:17:13,587
‫پس، موضوع اینه؟

238
00:17:13,620 --> 00:17:16,392
‫واسه همین همزاد دنبالته.

239
00:17:17,595 --> 00:17:19,365
‫آره.

240
00:17:22,438 --> 00:17:24,408
‫حس می‌کنم یه حرف‌هایی باید بزنیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

241
00:17:24,442 --> 00:17:26,947
‫که اصلاً راحت نیست.

242
00:17:28,750 --> 00:17:30,754
‫لعنت، درمورد چی؟

243
00:17:30,788 --> 00:17:34,629
‫دارم خودم رو جای یه زنی جا می‌‌زنم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

244
00:17:34,662 --> 00:17:37,535
‫که حکومت‌ها رو بازی می‌‌داده و.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

245
00:17:39,405 --> 00:17:42,645
‫اون مارشا دیکسونی نیستم
‫که براش نقشه کشیدی.

246
00:17:42,678 --> 00:17:45,985
‫من واسه این‌‌جور کارها ساخته نشدم.

247
00:17:46,019 --> 00:17:49,927
‫آره خب، زنی که نصف پول‌هام رو
‫ازم گرفته این حرف رو می‌‌زنه.

248
00:17:51,763 --> 00:17:53,433
‫خب، اون فرق می‌‌کرد.

249
00:17:56,573 --> 00:17:59,412
‫نمی‌‌دونی چه کارهایی ازت برمیاد، نه؟

250
00:17:59,445 --> 00:18:02,051
‫خب، تو دنیای من.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

251
00:18:02,084 --> 00:18:03,653
‫آدم‌ها زمان زیادی رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

252
00:18:03,687 --> 00:18:05,892
‫صرف می‌‌کنن که یاد بگیرن
‫تَرَک هر چیزی کجاست.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

253
00:18:05,925 --> 00:18:08,029
‫می‌دونی، شکستگی‌ها کجاست.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

254
00:18:08,063 --> 00:18:09,765
‫نقاط شکننده و حساس‌شون.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

255
00:18:09,800 --> 00:18:12,404
‫جاهایی که اگه یه‌کم بهشون فشار بیاد
‫ممکنه خیلی چیزها تغییر کنه.

256
00:18:12,438 --> 00:18:15,644
‫مهارتیه که واسه
‫یاد گرفتنش باید سخت کار کرد.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

257
00:18:15,677 --> 00:18:17,883
‫دیدن نقطه‌‌ضعف‌‌های پنهان.

258
00:18:17,916 --> 00:18:19,920
‫بیشتر مردم، می‌دونی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

259
00:18:19,953 --> 00:18:22,893
‫دنیا رو اون‌‌جوری نمی‌بینن.

260
00:18:22,926 --> 00:18:26,399
‫نه، ترجیح می‌دیم
‫همه‌‌چی رو کامل و بی‌‌نقص ببینیم.

261
00:18:26,432 --> 00:18:28,637
‫یاد می‌‌گیریم همه‌‌چی رو
‫بی‌نقص و سالم نگه داریم.

262
00:18:28,670 --> 00:18:31,175
‫وقتی همه‌‌چی بی‌عیب و ‌نقص باشه
‫زندگی راحت‌تره.

263
00:18:31,209 --> 00:18:32,946
‫وقتی تو رو نگاه می‌کنم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

264
00:18:32,979 --> 00:18:35,417
‫کسی رو می‌بینم که لازم نداره.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

265
00:18:35,450 --> 00:18:37,989
‫دنبال ترک‌‌ها بگرده. تو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

266
00:18:39,458 --> 00:18:41,195
‫تو ترک‌‌ها رو خود‌به‌‌خود می‌‌بینی.

267
00:18:41,229 --> 00:18:43,667
‫فکر کنم هیچ‌‌کس.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

268
00:18:43,700 --> 00:18:46,072
‫بهت نگفته که از مهارتت چه‌‌جوری استفاده کنی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

269
00:18:46,105 --> 00:18:48,076
‫یا به چه درد می‌‌خوره،
‫و به نظر من.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

270
00:18:48,109 --> 00:18:51,482
‫نمی‌شه همچین مهارتی رو
‫واسه مدت زیادی نادیده گرفت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

271
00:18:51,516 --> 00:18:54,957
‫چون بالاخره یه راهی پیدا می‌‌کنه
‫که یادت بندازه وجود داره.

272
00:18:54,990 --> 00:18:56,693
‫چه‌‌جوری می‌‌‌تونی همچین حرفی بزنی؟

273
00:18:56,726 --> 00:18:59,732
‫چه‌‌جوری.‌‌‌‌‌.‌.‌‌
‫خیلی کم منو می‌شناسی.

274
00:18:59,765 --> 00:19:03,833
‫خب.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ تو رو خیلی کم می‌‌شناسم،
‫ولی بازی رو خیلی خوب می‌‌شناسم.

275
00:19:04,709 --> 00:19:06,722
‫وقتی یکی می‌‌تونه
‫اهرم فشارهای مخفی رو ببینه، می‌‌فهمم.

276
00:19:06,746 --> 00:19:08,927
‫پس اگه یه مأمور عملیاتی
‫که آموزش‌‌های ویژه دیده، نیستی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

277
00:19:08,951 --> 00:19:11,857
‫و وانمود نمی‌‌کنی یه مطلقه‌ای
‫که تو حومۀ شهر زندگی می‌‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

278
00:19:11,890 --> 00:19:15,799
‫باید فرض رو بر این بگیرم که
‫این یه توانایی ذاتیه که داری.

279
00:19:18,603 --> 00:19:21,109
‫مأمور عملیاتی آموزش‌‌‌‌دیده نیستم که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

280
00:19:21,142 --> 00:19:22,846
‫داره وانمود می‌کنه چیز دیگه‌‌ایه.

281
00:19:22,879 --> 00:19:24,983
‫اوه. آره.

282
00:19:25,017 --> 00:19:27,187
‫حدس می‎‎زدم.

283
00:19:31,029 --> 00:19:33,166
‫خب، من این‌جام.

284
00:19:34,903 --> 00:19:38,476
‫تو می‌‌خوای این‌جا باشم.

285
00:19:38,510 --> 00:19:40,213
‫چون این.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

286
00:19:40,247 --> 00:19:42,217
‫برات جالبه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

287
00:19:42,251 --> 00:19:44,588
‫کسی که همچین توانایی‌ای داره؟

288
00:19:44,622 --> 00:19:45,792
‫آره.

289
00:19:47,929 --> 00:19:51,002
‫یا این‌‌‌جام، می‌خوای این‌‌‌جا باشم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

290
00:19:51,035 --> 00:19:53,773
‫چون این تنها راهیه که
‫می‌‌تونی منو در مقابل.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

291
00:19:53,808 --> 00:19:55,408
‫کسی که می‌‌خواد تو رو بکشه،
‫امن نگه داری.

292
00:19:57,916 --> 00:19:59,953
‫آره.

293
00:19:59,987 --> 00:20:01,790
‫یا شاید این‌‌‌جام.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

294
00:20:01,824 --> 00:20:04,128
‫چون کسی‌ام.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

295
00:20:04,161 --> 00:20:06,499
‫که می‌تونه ترک‌ هرچیزی رو ببینه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

296
00:20:06,532 --> 00:20:09,505
‫و یه چیزی هست که
‫نگرانی نکنه شکسته باشه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

297
00:20:09,538 --> 00:20:12,244
‫و نمی‌تونی بفهمی از کجا شکسته.

298
00:20:12,277 --> 00:20:14,850
‫چطور؟ چیزی می‌‌بینی
‫که به‌‌نظرت شکسته میاد؟

299
00:20:15,852 --> 00:20:18,089
‫هنوز نمی‌دونم.

300
00:20:18,123 --> 00:20:19,692
‫می‌خوای حدس بزنم؟

301
00:20:24,235 --> 00:20:25,704
‫نه.

302
00:20:33,720 --> 00:20:35,691
‫چیزی که ازم می‌خوای.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

303
00:20:35,724 --> 00:20:37,829
‫شدنی نیست.

304
00:20:37,862 --> 00:20:41,202
‫- چرا نیست؟
‫- اون پدرمه.

305
00:20:41,235 --> 00:20:43,006
‫منو بزرگ کرده.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

306
00:20:43,039 --> 00:20:45,544
‫بهم زندگی داده.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

307
00:20:45,577 --> 00:20:47,057
‫تو هم پدر منی، منو بزرگ کردی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

308
00:20:47,081 --> 00:20:49,552
‫بهم هدف دادی.

309
00:20:49,585 --> 00:20:52,558
‫هر جفت‌‌تون بخشی از.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

310
00:20:52,591 --> 00:20:56,065
‫وجود من هستین.
‫نمی‌تونم خودم رو به دو بخش تقسیم کنم.

311
00:20:56,099 --> 00:20:57,067
‫معلومه که می‌‌شه.

312
00:20:57,101 --> 00:20:59,205
‫همه تقسیم‌شدنی هستن.
‫همه‌مون این کار رو می‌کنیم.

313
00:20:59,238 --> 00:21:00,942
‫خب، من نمی‌دونم چه‌جوری همچین کاری بکنم.

314
00:21:00,975 --> 00:21:02,578
‫خیلی خب.

315
00:21:02,611 --> 00:21:05,684
‫بذار برات آسونش کنم.

316
00:21:05,717 --> 00:21:06,987
‫منو ببر پیشش.

317
00:21:09,725 --> 00:21:12,832
‫این کار رو بکن. راهنماییم کن پیداش کنم.
‫این ماجرا رو تموم کن.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

318
00:21:12,866 --> 00:21:16,739
‫اون‌‌وقت و این‌‌جوری تصمیمت رو
‫می‌‌گیری که کی می‌‌خوای باشی.

319
00:21:20,280 --> 00:21:22,084
‫کون لقت.

320
00:21:28,864 --> 00:21:30,767
‫شاید اشتباه می‌کردم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

321
00:21:32,906 --> 00:21:36,646
‫که توی زندگیت برات اهمیتی دارم.

322
00:21:36,679 --> 00:21:40,087
‫که اصلاً کوچیک‌ترین ذره‌ای
‫برات اهمیت داشتم.

323
00:21:40,120 --> 00:21:43,126
‫چون اگه اهمیت داشتم درک می‌‌کردی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

324
00:21:43,159 --> 00:21:46,132
‫که این موضوع چه‌‌‌قدر
‫منو گیج و سردرگم کرده.

325
00:21:47,301 --> 00:21:50,273
‫و اینکه چه‌‌‌قدر دارم تلاش می‌‌کنم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

326
00:21:50,307 --> 00:21:53,113
‫که کار درست رو انجام بدم.

327
00:21:53,146 --> 00:21:55,885
‫انتخاب کنم؟

328
00:21:55,918 --> 00:21:58,223
‫داری ازم می‌‌خوای که یه بخش‌‌هایی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

329
00:21:58,256 --> 00:22:02,966
‫از وجودم رو قطع کنم که حتی نمی‌‌تونم
‫سر دربیارم چه‌‌جوری به وجودم متصل هستن.

330
00:22:02,999 --> 00:22:05,403
‫و چرا؟

331
00:22:05,437 --> 00:22:07,674
‫تا بتونی بهم اعتماد کنی؟

332
00:22:09,111 --> 00:22:13,286
‫می‌‌تونستیم به شکل‌های مختلف زیادی
‫این حرف‌‌ها رو بزنیم.‌‌‌‌‌.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

333
00:22:13,319 --> 00:22:15,757
‫و تو موفق شدی
‫مز‌‌‌‌خرف‌‌‌ترین شکل ممکن رو انتخاب کنی.

334
00:22:15,792 --> 00:22:19,057
‫این ربطی به اینکه من چه حسی دارم، نداره.
‫تو یه مجرمی.

335
00:22:20,835 --> 00:22:23,339
‫خب، پس به گمونم
‫پیش یکی مثل خودم نشستم.

336
00:22:27,381 --> 00:22:29,786
‫یا تو نبودی که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

337
00:22:29,820 --> 00:22:31,756
‫قبل از رسیدن گروه ضربت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

338
00:22:31,790 --> 00:22:33,833
‫آدم‌کش فرستاد تا پدرم رو بکشه؟

339
00:22:40,975 --> 00:22:43,646
‫و می‌دونی چیه؟

340
00:22:43,680 --> 00:22:46,185
‫یه راهی پیدا کردم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

341
00:22:46,219 --> 00:22:48,656
‫که با این موضوع کنار بیام.

342
00:22:50,962 --> 00:22:53,299
‫به پدرم کمک کردی از دست.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

343
00:22:53,333 --> 00:22:55,237
‫فراز همزاد فرار کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

344
00:22:55,270 --> 00:22:58,811
‫و نمی‌خواستی هیچ‌کس این رو بفهمه.

345
00:22:58,844 --> 00:23:00,589
‫همۀ این‌ها جزئی از بازیه.

346
00:23:01,482 --> 00:23:05,357
‫اگه جاتون با همدیگه عوض می‌شد،
‫اونم همین کار رو می‌‌کرد.

347
00:23:05,390 --> 00:23:07,094
‫ولی می‌دونی.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

348
00:23:07,127 --> 00:23:10,367
‫چرا برام خیلی سخت می‌شه که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

349
00:23:10,400 --> 00:23:12,805
‫الان تو چشم‌‌هات نگاه کنم؟

350
00:23:16,847 --> 00:23:19,451
‫می‌‌دونستی یه چیزی هست.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

351
00:23:19,485 --> 00:23:21,890
‫که هیچ‌‌وقت درمورد خودم بهت نگفتم.

352
00:23:23,126 --> 00:23:25,831
‫و تا وقتی که همه‌‌مون.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

353
00:23:25,865 --> 00:23:28,799
‫جلوی اون وکیل در مرکز توجه بودیم،
‫صبر کردی.

354
00:23:32,010 --> 00:23:33,881
‫و اسم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

355
00:23:34,950 --> 00:23:37,421
‫مادرم رو به زبون آوردی.

356
00:23:39,158 --> 00:23:40,795
‫اسم واقعیش رو.

357
00:23:43,166 --> 00:23:45,303
‫تا فقط ببینی واکنش نشون می‌‌دم یا نه.

358
00:23:46,873 --> 00:23:48,811
‫تا ببینی درست فکر می‌‌کنی یا نه.

359
00:23:51,817 --> 00:23:55,286
‫می‌دونی از اون زمان که یه بچه بودم
‫و اسمش رو بهم گفت.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

360
00:23:55,287 --> 00:23:57,543
‫این اولین بار بود که اسمش رو می‌‌شنیدم؟

361
00:24:01,068 --> 00:24:03,506
‫می‌تونی تصور کنی
‫چه حسی بهت دست می‌‌ده.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

362
00:24:03,539 --> 00:24:06,687
‫اگه از اسم چیپ مثل یه چیز تیز
‫استفاده کنم و باهاش زخمیت کنم که.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

363
00:24:06,688 --> 00:24:08,545
‫ببینم از زخمت چی بیرون می‌‌ریزیه؟

364
00:24:13,226 --> 00:24:15,865
‫می‌خوای با چه اسمی صدات کنم؟

365
00:24:15,898 --> 00:24:16,867
‫خدایا.

366
00:24:16,900 --> 00:24:19,839
‫چه اهمیتی داره که اسمم چیه؟

367
00:24:19,873 --> 00:24:21,442
‫خیلی هم اهمیت داره.

368
00:24:21,475 --> 00:24:23,513
‫همین‌‌جوری تصمیمت رو می‌‌گیری.

369
00:24:23,546 --> 00:24:25,259
‫این.‌‌‌‌‌.‌.‌‌ همین باعث می‌شه مجبور نباشیم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

370
00:24:25,283 --> 00:24:29,525
‫شخصیت‌مون رو به آدم‌های مختلفی که
‫حس می‌‌کنیم ممکنه بخوایم باشیم، تغییر بدیم.

371
00:24:29,558 --> 00:24:32,464
‫اسم مهمه.
‫هر آدم فقط یه اسم داره.

372
00:24:32,497 --> 00:24:35,136
‫پرچمی رو داخل زمین فرو می‌کنه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

373
00:24:35,170 --> 00:24:37,107
‫که می‌گه: «من این هستم.

374
00:24:37,140 --> 00:24:39,111
‫خونه و جایگاه من این‌‌جاست.»

375
00:24:39,144 --> 00:24:41,349
‫و آدم با تمام وجود ازش محافظت می‌‌کنه.

376
00:24:45,123 --> 00:24:47,160
‫وقتی از این دنیا برم، اسمم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

377
00:24:47,194 --> 00:24:51,135
‫تنها چیزیه که ازم برای خانواده‌‌م باقی می‌‌مونه.

378
00:24:51,168 --> 00:24:53,874
‫و بزرگ‌‌ترین تهدید به اسم و رسمم.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

379
00:24:53,907 --> 00:24:55,945
‫جاسوسیه که ظاهراً.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

380
00:24:55,978 --> 00:24:57,547
‫ده ساله خودم بهش پناه دادم.

381
00:24:59,819 --> 00:25:02,057
‫تو اون تصمیم رو.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

382
00:25:02,090 --> 00:25:03,894
‫برای همه‌‌مون گرفتی.

383
00:25:03,927 --> 00:25:06,198
‫و توی این لحظه.‌‌‌‌‌.‌.‌‌

384
00:25:06,232 --> 00:25:09,505
‫تمایلی ندارم که بهت کمک کنم
‫راحت‌تر باهاش کنار بیای.

385
00:25:38,931 --> 00:25:42,931
‫کاری از بهادر و صاحب

386
00:25:58,844 --> 00:26:00,130
‫کجاییم؟

387
00:26:00,163 --> 00:26:01,805
‫فقط...‏

388
00:26:01,830 --> 00:26:03,171
‫همین‌جا منتظر باش.‏

389
00:26:14,158 --> 00:26:15,295
‫بیاین، پسرها.‏

390
00:26:15,848 --> 00:26:16,958
‫یالا.‏

391
00:26:59,348 --> 00:27:00,517
‫بمونین!‏

392
00:27:03,222 --> 00:27:04,959
‫بمونین.‏

393
00:27:17,926 --> 00:27:19,606
‫[هتل حیوانات خانگی]

394
00:27:49,014 --> 00:27:51,485
‫می‌دونی، طبق تجربۀ من
‫ادب حکم می‌کنه قبل سپردن...‏

395
00:27:51,519 --> 00:27:54,224
‫دوتا سگ غول‌پیکر به یه نفر،‏
‫بهشون خبر بدی.‏

396
00:27:55,203 --> 00:27:57,341
‫اونا کس دیگه‌ای رو نمی‌شناسن.‏

397
00:28:09,454 --> 00:28:11,458
‫انگار هرجایی که داریم می‌ریم، اصلاً...‏

398
00:28:11,492 --> 00:28:13,563
‫برنامه‌ای واسه برگشتن نداری، درسته؟

399
00:28:15,700 --> 00:28:18,739
‫چیزی که خوب بلدم...‏

400
00:28:18,774 --> 00:28:21,479
‫چیزی که براش ساخته شدم،‏
‫دفاع کردن از کسایی‌ـه...‏

401
00:28:21,512 --> 00:28:23,015
‫که به محافظت نیاز دارن.‏

402
00:28:23,049 --> 00:28:24,986
‫بهترین ‌کارهایی که توی زندگیم انجام دادم...‏

403
00:28:25,019 --> 00:28:26,746
‫در راستای این هدف بوده.‏

404
00:28:29,094 --> 00:28:30,630
‫وقتی کارم با همزاد تموم بشه...‏

405
00:28:30,663 --> 00:28:32,467
‫دیگه تو و امیلی در امان هستین.‏

406
00:28:32,501 --> 00:28:34,638
‫متوجهی؟ و اتفاقی که...‏

407
00:28:34,671 --> 00:28:36,833
‫واسه من می‌افته،‏
‫مهم نیست.‏

408
00:28:39,214 --> 00:28:41,465
‫هردوی شما در امان می‌مونین.‏‎

409
00:29:05,400 --> 00:29:07,170
‫‏- ری.‏‎
‫‏- رئیس.‏

410
00:29:08,573 --> 00:29:10,275
‫گوش کن، الان یکی بهت زنگ می‌زنه.‏

411
00:29:10,300 --> 00:29:11,532
‫می‌خوام جواب بدی...‏

412
00:29:11,557 --> 00:29:13,470
‫و هرکاری بهت گفته می‌شه انجام بدی.‏

413
00:29:13,495 --> 00:29:15,478
‫بله قربان. و می‌شه بپرسم
‫کی بهم زنگ می‌زنه؟

414
00:29:15,503 --> 00:29:18,327
‫فقط کاری رو انجام بده
‫که بهت می‌گه، ری.‏

415
00:29:19,776 --> 00:29:21,191
‫هرچقدر روی این تأکید کنم کمه...‏

416
00:29:21,216 --> 00:29:23,755
‫ازش سؤال نپرس، فضولی نکن...‏

417
00:29:23,780 --> 00:29:24,949
‫خودم نباشم.‏

418
00:29:26,771 --> 00:29:28,003
‫بله، قربان.‏

419
00:29:38,024 --> 00:29:39,160
‫واترز هستم.‏

420
00:29:39,185 --> 00:29:42,025
‫آقای واترز. حال‌تون چطوره؟

421
00:29:42,407 --> 00:29:43,376
‫خوبم.‏

422
00:29:43,409 --> 00:29:44,496
‫عالیه.

423
00:29:44,848 --> 00:29:47,139
‫آقای واترز، در حال حاضر...‏

424
00:29:47,164 --> 00:29:49,597
‫فکر می‌کنم من و شما
‫سر راه هم قرار گرفتیم...‏

425
00:29:49,622 --> 00:29:51,943
‫تا گره از کار هم وا کنیم.‏

426
00:29:52,724 --> 00:29:54,552
‫من کمکی لازم دارم...‏

427
00:29:54,577 --> 00:29:56,693
‫و فکر می‌کنم شما
‫تنها آدم روی زمین هستین...‏

428
00:29:56,718 --> 00:29:58,198
‫که می‌تونه کمکم کنه.‏

429
00:29:58,808 --> 00:30:01,146
‫از این بابت خوشحالم.‏
‫چه کاری از من بر میاد؟

430
00:30:02,426 --> 00:30:05,500
‫هرولد هارپر گم شده.‏

431
00:30:07,644 --> 00:30:10,089
‫می‌دونم که شما آخرین کسی بودین
‫که دیدینش...‏

432
00:30:10,114 --> 00:30:11,472
‫درسته؟

433
00:30:11,669 --> 00:30:14,307
‫بله، بله، قربان. همین‌طوره.‏

434
00:30:14,504 --> 00:30:15,949
‫خوبه.‏

435
00:30:18,949 --> 00:30:21,552
‫دارم یه تیم کوچیک جمع می‌کنم.‏

436
00:30:22,048 --> 00:30:24,212
‫و می‌خوام تو عضو تیم ما باشی.

437
00:30:24,859 --> 00:30:26,306
‫فعلاً منتظر باش...‏

438
00:30:26,331 --> 00:30:29,701
‫بعداً بهت می‌گم قدم بعدی چیه.‏

439
00:30:38,762 --> 00:30:40,225
‫کجات خورده؟

440
00:30:42,630 --> 00:30:44,065
‫خوبم.‏

441
00:30:45,346 --> 00:30:47,001
‫گلوله به کجات...‏

442
00:30:47,376 --> 00:30:48,747
‫خورده؟

443
00:30:55,412 --> 00:30:58,528
‫می‌دونی من به اقتضاء شرایط،‏
‫یه دروغ‌‌گو می‌شم.‏

444
00:30:59,323 --> 00:31:03,131
‫عذرخواهیِ یه دروغ‌‌گو
‫اصلاً عذرخواهی نیست.‏

445
00:31:06,248 --> 00:31:09,722
‫ولی امیدوارم حرفم رو باور کنی
‫وقتی بهت می‌گم...‏

446
00:31:09,747 --> 00:31:13,322
‫خیلی متأسفم...‏

447
00:31:13,356 --> 00:31:15,519
‫که تو رو توی این شرایط گذاشتم.‏

448
00:31:18,494 --> 00:31:20,565
‫باور می‌‌کنم که واقعاً باورت شده متأسفی.

449
00:31:22,881 --> 00:31:25,031
‫ولی واسه عذرخواهی شنیدن این‌جا نیستم.‏

450
00:31:25,525 --> 00:31:27,922
‫می‌خوام بدونم ماجرا چی بود.‏

451
00:31:28,648 --> 00:31:30,827
‫می‌خوام بدونم واسه این
‫عذرخواهی می‌کنی که...‏

452
00:31:30,852 --> 00:31:32,584
‫نمی‌خواستی بهم بگی هرولد هارپر...‏

453
00:31:32,609 --> 00:31:34,381
‫توی دفترش جاسوس داره...‏

454
00:31:34,759 --> 00:31:36,975
‫یا اینکه نمی‌تونستی اینو بهم بگی...‏

455
00:31:37,000 --> 00:31:39,539
‫چون ازش خبر نداشتی.‏

456
00:31:41,678 --> 00:31:43,210
‫خبر نداشتم؟

457
00:31:43,977 --> 00:31:45,616
‫خودم گذاشتمش اون‌جا.‏

458
00:31:50,798 --> 00:31:51,798
‫وایستا.‏

459
00:31:51,823 --> 00:31:53,166
‫کجا داری می‌ری؟

460
00:31:54,469 --> 00:31:56,029
‫مایک نگران بود که...‏

461
00:31:56,272 --> 00:31:58,444
‫داری هوش و حواست رو از دست می‌‌دی.

462
00:31:58,548 --> 00:32:00,277
‫اینم یکی دیگه از کثافت‌کاری‌هاته که...‏

463
00:32:00,302 --> 00:32:02,084
‫من نمی‌خوام چیزی ازش بدونم.‏

464
00:32:02,462 --> 00:32:05,209
‫‏- مشکلی نداری.‏
‫‏- اگه مشکلی نداشتم...‏

465
00:32:05,937 --> 00:32:09,285
‫الان این‌جا جلوی تو نشسته بودم؟

466
00:32:11,863 --> 00:32:13,168
‫منظورت چیه؟

467
00:32:14,254 --> 00:32:15,605
‫من جاسوس رو...‏

468
00:32:15,630 --> 00:32:18,068
‫وارد دفتر هرولد هارپر کردم...‏

469
00:32:19,073 --> 00:32:20,886
‫چون دن چیس...‏

470
00:32:21,256 --> 00:32:22,726
‫ازم خواسته بود.‏

471
00:32:24,135 --> 00:32:26,149
‫کاری رو کردم که هرگز نباید...‏

472
00:32:26,174 --> 00:32:28,044
‫توی این کار انجام داد.‏

473
00:32:29,237 --> 00:32:31,309
‫سعی کردم پدر خوبی باشم.‏

474
00:32:32,717 --> 00:32:33,889
‫ببخشید...‏

475
00:32:34,474 --> 00:32:36,795
‫دن چیس پسر توئه؟

476
00:32:37,992 --> 00:32:39,169
‫هم آره هم نه.

477
00:32:41,185 --> 00:32:42,435
‫بیشتر...‏

478
00:32:42,863 --> 00:32:44,130
‫آره.‏

479
00:32:45,315 --> 00:32:46,892
‫هم اون هم هرولد.‏

480
00:32:51,542 --> 00:32:53,610
‫قانون رو زیر پا گذاشتم.‏

481
00:32:56,493 --> 00:32:59,625
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم کسی
‫از این قضیه چیزی بدونه.‏

482
00:33:02,294 --> 00:33:05,478
‫به‌‌نظرم هیچ‌‌کس هم نباید
‫از این موضوع خبردار می‌‌شد...‏

483
00:33:07,059 --> 00:33:08,970
‫ولی من باید می‌دونستم.‏

484
00:33:11,437 --> 00:33:13,048
‫خب، الان می‌دونی.‏

485
00:33:14,983 --> 00:33:18,056
‫حالا ازت می‌خوام کمکم کنی
‫این قضیه رو جمع کنم...‏

486
00:33:18,480 --> 00:33:20,905
‫تا هیچ‌کس دیگه خبردار نشه.

487
00:33:21,440 --> 00:33:24,155
‫می‌خوام کاری رو انجام بدی
‫که یه پدر خوب...‏

488
00:33:24,180 --> 00:33:25,991
‫هرگز و هیچ‌‌وقت نباید انجام بده.‏

489
00:33:31,585 --> 00:33:34,094
‫ازت می‌خوام به پسرهام آسیب برسونی.‏

490
00:33:45,697 --> 00:33:48,900
‫‏9 ساعت. در جهت مابین شرق و جنوب شرقی.‏

491
00:33:50,502 --> 00:33:52,326
‫یه‌جایی تو آفریقای شمالی.

492
00:34:06,066 --> 00:34:08,175
‫هی، ما کدوم گوری هستیم؟

493
00:34:09,278 --> 00:34:10,832
‫فکر کنم تونس باشه.‏

494
00:34:11,967 --> 00:34:13,171
‫خیلی خب.‏

495
00:34:17,478 --> 00:34:19,316
‫تونس چیز خاصی رو یادت نمی‌‌اندازه؟

496
00:34:19,638 --> 00:34:21,393
‫ممکنه مربوط باشه به اون موقع که...‏

497
00:34:21,638 --> 00:34:23,299
‫با شریل توی سفر دریای مدیترانه‌...‏

498
00:34:23,540 --> 00:34:25,742
‫واسه پونزدهمین سالگرد ازدواج‌مون
‫این‌جا توقف کردیم.‏

499
00:34:26,730 --> 00:34:30,525
‫یا ممکنه آخرین‌ جایی باشه
‫که پدر و مادرت در مسیرشون...‏

500
00:34:30,550 --> 00:34:33,388
‫از افغانستان به آمریکا توقف کردن.

501
00:34:35,280 --> 00:34:37,518
‫اگه دنبالش گشته باشه...‏

502
00:34:37,732 --> 00:34:39,281
‫می‌شه تقریباً قطعی گفت که...‏

503
00:34:39,306 --> 00:34:41,140
‫این‌‌جا رد مادرت رو گم کرده.‏..

504
00:34:41,849 --> 00:34:43,632
‫جایی که ناپدید شده.‏

505
00:34:44,421 --> 00:34:46,905
‫ولی اینکه الان این موضوع چه اهمیتی داره...‏

506
00:34:48,188 --> 00:34:49,759
‫نمی‌دونم.‏

507
00:34:53,260 --> 00:34:54,964
‫یکی داره میاد.‏

508
00:35:11,085 --> 00:35:12,435
‫هارپر؟

509
00:35:14,076 --> 00:35:15,479
‫بله.‏

510
00:36:09,447 --> 00:36:11,685
‫این خونه‌شه... زکری؟

511
00:36:11,718 --> 00:36:13,159
‫آره.‏

512
00:36:14,218 --> 00:36:15,893
‫این‌جا چی‌کار داری؟

513
00:36:17,385 --> 00:36:19,854
‫خب، برای رسیدن به پاولوویچ...‏

514
00:36:19,879 --> 00:36:22,875
‫باید زکری مجوز این
‫سرمایه گذاری رو بهم بده...‏

515
00:36:22,908 --> 00:36:24,565
‫در رو به روم باز کنه.‏

516
00:36:25,724 --> 00:36:27,828
‫موقع ناهار مؤدبانه ازش درخواست کردم.‏

517
00:36:27,893 --> 00:36:29,864
‫حالا می‌خوام هرجور شده انجامش بدم.‏

518
00:36:29,889 --> 00:36:31,017
‫می‌خوای تهدیدش کنی؟

519
00:36:36,574 --> 00:36:38,447
‫اگه من به‌جای تو برم داخل چی؟

520
00:36:38,472 --> 00:36:39,565
‫چی؟

521
00:36:40,166 --> 00:36:42,799
‫مگه مارشا دیکسون...‏

522
00:36:42,824 --> 00:36:44,510
‫توی شرکت سمت نداشته؟

523
00:36:46,044 --> 00:36:47,915
‫چرا. چطور؟

524
00:36:49,071 --> 00:36:52,354
‫خب، مؤدبانه ازش درخواست کردی،‏
‫یا دوباره نمی‌تونی مؤدبانه درخواست کنی...‏

525
00:36:52,642 --> 00:36:53,948
‫یا ضعیفی...‏

526
00:36:54,309 --> 00:36:55,781
‫ولی من می‌تونم
‫مؤدبانه درخواست کنم...‏

527
00:36:55,806 --> 00:36:58,564
‫یا حداقل می‌تونم
‫یه ‌جور دیگه درخواست کنم.‏

528
00:37:03,552 --> 00:37:05,286
‫خب، فرستادن زنم اون‌ تو...‏

529
00:37:05,311 --> 00:37:08,333
‫منو مرد قدرتمندی جلوه نمی‌ده.

530
00:37:08,451 --> 00:37:10,606
‫گمونم مشکل دقیقاً همینه.‏

531
00:37:10,631 --> 00:37:12,379
‫نمی‌ری اون‌ داخل تا...‏

532
00:37:12,404 --> 00:37:14,920
‫چیزی که می‌خوای رو به دست بیاری.‏
‫داری می‌ری خونه‌ش تا...‏

533
00:37:14,945 --> 00:37:17,636
‫مجبورش کنی کاری که می‌‌خوای رو انجام بده.

534
00:37:19,973 --> 00:37:22,436
‫چند ساعت پیش...‏
‫فقط برای یه لحظه...‏

535
00:37:22,461 --> 00:37:24,765
‫منو به عنوان تهدیدی برای دخترت دیدی.‏

536
00:37:25,022 --> 00:37:26,525
‫فقط برای یه لحظه.‏

537
00:37:26,590 --> 00:37:27,967
‫و من همچین قصدی نداشتم...‏

538
00:37:27,992 --> 00:37:29,631
‫و همچین خواسته‌ای نداشتم...‏

539
00:37:30,669 --> 00:37:32,160
‫ولی برای یه لحظه...‏

540
00:37:33,022 --> 00:37:34,960
‫ترسیدم جونم رو از دست بدم.‏

541
00:37:36,351 --> 00:37:38,456
‫شاید الان از اون دورانی که...‏

542
00:37:38,522 --> 00:37:40,658
‫همچین آدمی بودی، خیلی می‌گذره.‏

543
00:37:41,652 --> 00:37:44,853
‫آدمی که از خشونت برای محافظت
‫از عزیزانش استفاده می‌کنه.‏

544
00:37:45,701 --> 00:37:47,065
‫ولی شاید...‏

545
00:37:47,905 --> 00:37:52,003
‫این یه‌جور تمایله که فقط
‫برای مدتی می‌شه سرکوبش کرد...‏

546
00:37:52,304 --> 00:37:55,133
‫چون بالاخره یه راهی پیدا‌ می‌‌کنه...‏

547
00:37:55,218 --> 00:37:57,570
‫که یادت بندازه وجود داره.

548
00:37:57,693 --> 00:38:00,665
‫و شاید وقتی که خودش رو نشون داد...‏

549
00:38:00,714 --> 00:38:03,553
‫شکی نیست که نمی‌خواد دوباره سرکوب بشه.‏

550
00:38:08,611 --> 00:38:10,279
‫چی می‌خوای بهش بگی؟

551
00:38:17,978 --> 00:38:19,526
‫نمی‌دونم...‏

552
00:38:20,547 --> 00:38:22,316
‫‏- شاید...‏
‫‏- وقتی پای پول وسط باشه...‏

553
00:38:22,341 --> 00:38:24,483
‫از ریسک بیزار می‌‌شه...‏

554
00:38:25,045 --> 00:38:27,663
‫ولی قانون‌شکن نیست.‏
‫می‌دونی...‏

555
00:38:27,688 --> 00:38:28,936
‫می‌تونی...‏

556
00:38:29,344 --> 00:38:31,850
‫بهش بگی که...‏

557
00:38:32,024 --> 00:38:33,543
‫شنیدی من دارم با تلفن صحبت می‌‌کنم...‏

558
00:38:33,568 --> 00:38:35,524
‫و فکر می‌کنی ممکنه...‏

559
00:38:35,549 --> 00:38:38,255
‫درمورد این معالمه
‫اطلاعات محرمانه داشته باشم...‏

560
00:38:38,805 --> 00:38:41,744
‫و نگران این هستی که...‏

561
00:38:41,769 --> 00:38:43,700
‫غیرقانونی باشه.‏

562
00:38:46,318 --> 00:38:49,224
‫ام... این فکر خیلی بدیه.‏

563
00:38:49,249 --> 00:38:52,021
‫‏- نه... همین‌جا بشین. بشین.‏
‫‏- چرا؟

564
00:38:52,411 --> 00:38:55,317
‫خب، اگه یه‌کم برینی توش...‏

565
00:38:55,342 --> 00:38:57,448
‫در رو محکم تو روت می‌بنده.‏

566
00:38:57,482 --> 00:38:59,713
‫اگه خیلی برینی توش...‏

567
00:39:00,691 --> 00:39:03,320
‫زوئی. زوئی، صبر کن.‏

568
00:39:04,211 --> 00:39:05,782
‫لعنت.‏

569
00:39:17,721 --> 00:39:19,989
‫‏- ساعت 11 شبه.‏
‫‏- آره.‏

570
00:39:20,477 --> 00:39:22,515
‫‏- این‌جوری لباس پوشیدم.‏
‫‏- آره.‏

571
00:39:22,540 --> 00:39:24,372
‫اینو چه‌جوری بهش توضیح بدم؟

572
00:39:26,697 --> 00:39:28,886
‫آدم پولدارها چیزی رو توضیح نمی‌دن.‏

573
00:39:54,961 --> 00:39:57,132
‫‏- سلام.‏
‫‏- زکری؟

574
00:39:58,192 --> 00:40:00,262
‫بله. ببخشید، شما رو به‌جا نیاوردم.‏

575
00:40:00,374 --> 00:40:01,419
‫مارشا هستم.‏

576
00:40:01,444 --> 00:40:03,048
‫دیکسون. قبلاً همدیگه رو ندیدیم.‏

577
00:40:03,073 --> 00:40:05,712
‫‏- همسر هنری هستم.‏
‫‏- آره.‏

578
00:40:05,737 --> 00:40:07,039
‫‏- سلام.‏
‫‏- بله، البته.‏

579
00:40:07,064 --> 00:40:09,507
‫‏- خوشحالم که بالاخره دیدم‌تون.‏
‫‏- همچنین.‏

580
00:40:09,532 --> 00:40:12,009
‫گوش کن، من...‏

581
00:40:12,034 --> 00:40:14,205
‫ببخشید مزاحم شدم،‏
‫می‌دونم دیروقته.‏

582
00:40:14,230 --> 00:40:15,332
‫آره، یه‌ذره.‏

583
00:40:15,357 --> 00:40:17,862
‫ولی یه‌چیزی هست که می‌خوام
‫درموردش باهات صحبت کنم...‏

584
00:40:17,887 --> 00:40:19,428
‫و اگه دیر گفته بشه دیگه فایده نداره...‏

585
00:40:19,453 --> 00:40:22,092
‫پس با خودم گفتم شاید
‫بهتر باشه این‌جا باهات حرف بزنم.‏

586
00:40:22,117 --> 00:40:25,052
‫خوشحال می‌شم، ولی...‏

587
00:40:25,385 --> 00:40:26,951
‫الان زیاد زمان جالبی نیست.‏

588
00:40:26,976 --> 00:40:29,582
‫البته، البته.‏
‫یه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه.‏

589
00:40:30,281 --> 00:40:31,424
‫بهت می‌گم چی‌کار کنیم...‏

590
00:40:32,299 --> 00:40:33,736
‫چطوره که فردا بریم...‏

591
00:40:33,761 --> 00:40:35,518
‫یه قهوه بخوریم و حرف بزنیم؟

592
00:40:36,283 --> 00:40:38,789
‫یه ملاقاتم رو لغو می‌کنم. خوبه؟

593
00:40:42,627 --> 00:40:45,279
‫‏- آره. البته.‏
‫‏- عالیه.‏

594
00:40:45,480 --> 00:40:46,941
‫‏- باشه.‏
‫‏- شب خوش.‏

595
00:40:46,966 --> 00:40:49,426
‫خیلی خب. شرمنده مزاحم شدم.‏

596
00:41:19,979 --> 00:41:21,464
‫همه‌چی مرتبه، مارشا؟

597
00:41:23,029 --> 00:41:25,367
‫حرفم تموم نشده بود، زکری.‏

598
00:41:41,009 --> 00:41:42,817
‫دوباره رسیدیم به این نقطه.‏

599
00:41:45,891 --> 00:41:47,748
‫یه در بسته.‏

600
00:41:48,333 --> 00:41:51,272
‫یه چیز جدید درحال آماده شدن برای ظهور.‏

601
00:41:52,282 --> 00:41:56,089
‫چیزی که همه‌چیز من و تو رو تغییر می‌ده.‏

602
00:41:57,390 --> 00:41:59,294
‫از پسش بر میاد.‏

603
00:41:59,319 --> 00:42:01,972
‫اون در رو نمی‌گم. خودت رو می‌گم.

604
00:42:03,655 --> 00:42:05,348
‫خیلی چیزها رو...‏

605
00:42:06,001 --> 00:42:08,105
‫ریختی توی خودت.

606
00:42:08,286 --> 00:42:10,414
‫کسی نیست که پیشش اعتراف کنی.‏

607
00:42:15,901 --> 00:42:17,258
‫تو هستی.‏

608
00:42:18,399 --> 00:42:20,804
‫من نمی‌تونم شنوندۀ اعتراف‌هات باشم.‏

609
00:42:21,610 --> 00:42:23,350
‫من به این‌جا تعلق ندارم.‏

610
00:42:24,309 --> 00:42:26,030
‫توسط یه...‏

611
00:42:28,239 --> 00:42:31,183
‫نجوا، افسار، اندوه...‏

612
00:42:32,164 --> 00:42:33,640
‫درون تو حبس شدم.‏

613
00:42:35,727 --> 00:42:38,066
‫من این‌جا زندانی توام.‏

614
00:42:39,333 --> 00:42:42,076
‫وقتی بالاخره اعتراف کنی...‏

615
00:42:42,308 --> 00:42:45,161
‫من نمی‌تونم اونی باشم که
‫برای چیزی که به زبون میاری...‏

616
00:42:45,186 --> 00:42:47,223
‫تو رو می‌‌بخشه.

617
00:42:51,400 --> 00:42:53,104
‫یکی...‏

618
00:42:53,200 --> 00:42:55,630
‫باید به تصمیم خودش حرف‌هات رو بشنوه.

619
00:42:56,528 --> 00:42:58,294
‫کسی اون‌قدر کامل که...‏

620
00:42:58,319 --> 00:42:59,948
‫انتخابش کنه.‏

621
00:43:06,796 --> 00:43:08,733
‫دلم برات تنگ می‌شه.‏

622
00:43:58,380 --> 00:44:00,484
‫سوابق نگهداری.‏

623
00:44:04,021 --> 00:44:06,019
‫فهرست مسافران.‏

624
00:44:06,310 --> 00:44:08,862
‫‏- قضیه چیه؟
‫‏- یه امتحانه.‏

625
00:44:08,970 --> 00:44:11,698
‫می‌خوان ببینن می‌تونم یه
‫سوزن رو توی انبار کاه پیدا کنم یا نه.‏

626
00:44:11,723 --> 00:44:14,223
‫اگه می‌خوای چیزی رو این‌جا پیدا کنی...‏

627
00:44:14,248 --> 00:44:16,418
‫باید واسه پیدا کردنش همین‌جا باشی.‏

628
00:44:16,508 --> 00:44:18,495
‫چی رو پیدا کنی؟
‫دنبال چی هستی؟

629
00:44:18,520 --> 00:44:20,078
‫یه پرواز از کراچی.‏

630
00:44:20,699 --> 00:44:23,172
‫آوریل سال 1987.‏

631
00:44:24,778 --> 00:44:26,709
‫پروازی که پدر و مادرت توش بودن.‏

632
00:44:34,641 --> 00:44:36,458
‫می‌دونی کدوم پروازه؟

633
00:44:36,985 --> 00:44:38,270
‫خودم ترتیبش رو دادم.‏

634
00:44:39,348 --> 00:44:42,278
‫وقتی بخوای یه مأمور رو از
‫منطقۀ خطر خارج کنی...‏

635
00:44:43,106 --> 00:44:45,412
‫با هواپیمای سازمان خارجش می‌کنی.‏

636
00:44:46,379 --> 00:44:49,263
‫ولی وقتی کار اون‌قدر بد پیش بره
‫که نخوای کسی توی سازمان...‏

637
00:44:49,288 --> 00:44:51,727
‫از قضیه بو ببره...‏

638
00:44:53,415 --> 00:44:55,566
‫اون موقع‌ست که باید خلاق باشی.‏

639
00:44:56,944 --> 00:44:58,666
‫و اینم بخشی از اون خلاقیت بود.‏

640
00:45:10,558 --> 00:45:12,103
‫کجای کار بد پیش رفت؟

641
00:45:16,036 --> 00:45:17,482
‫بهت نگفته؟

642
00:45:25,032 --> 00:45:26,757
‫یا می‌تونی یه جاسوس باشی...‏

643
00:45:28,313 --> 00:45:29,802
‫یا پدر یا مادر.‏

644
00:45:29,827 --> 00:45:33,241
‫خیلی سخته بخوای هردو رو با هم باشی.‏

645
00:45:35,168 --> 00:45:36,834
‫پدرت...‏

646
00:45:36,859 --> 00:45:38,429
‫همیشه...‏

647
00:45:38,940 --> 00:45:40,281
‫فکر می‌کرد...‏

648
00:45:40,755 --> 00:45:43,435
‫که می‌تونه تو هر لحظه‌ای که بخواد...‏

649
00:45:43,460 --> 00:45:45,974
‫هرچیزی که بخواد باشه.‏

650
00:45:47,763 --> 00:45:49,676
‫این قضایا هم همین‌جوری اتفاق افتاد.

651
00:45:54,369 --> 00:45:56,715
‫ببخشید که همچین سرنوشتی داشتی.‏

652
00:45:58,504 --> 00:46:00,292
‫لیاقتت این نبود.‏

653
00:46:24,594 --> 00:46:25,795
‫آقای هارپر.‏

654
00:46:26,032 --> 00:46:28,928
‫‏«آزور مراک ایر». پرواز 31.‏

655
00:46:31,364 --> 00:46:33,549
‫همینو می‌خواستین پیدا کنم، درسته؟

656
00:46:34,517 --> 00:46:35,642
‫بله.‏

657
00:46:36,474 --> 00:46:38,197
‫پس چرا من این‌جام؟

658
00:46:38,540 --> 00:46:40,284
‫دیگه چی رو می‌خواین بدونین؟

659
00:46:40,678 --> 00:46:42,314
‫توی فهرست.

660
00:46:42,499 --> 00:46:44,170
‫شماره صندلی‌ها‌شون چی بوده؟

661
00:46:46,155 --> 00:46:48,163
‫یعنی می‌خوای یادم بیاد 30 سال پیش...‏

662
00:46:48,188 --> 00:46:50,054
‫اسم مستعارشون چی بود؟

663
00:46:53,153 --> 00:46:54,254
‫لعنت.‏

664
00:47:04,615 --> 00:47:06,949
‫آ هفت و ب هفت.‏

665
00:47:07,933 --> 00:47:09,105
‫همین؟

666
00:47:10,222 --> 00:47:11,537
‫دیگه چی باید بگم؟

667
00:47:11,571 --> 00:47:13,894
‫ثابت نکردم که می‌‌دونم
‫دارم دربارۀ چی حرف می‌زنم؟

668
00:47:13,919 --> 00:47:15,637
‫همۀ این قضایا به‌خاطر همین نیست؟

669
00:47:17,870 --> 00:47:19,629
‫صورت‌جلسۀ جرم‌هاتون...‏

670
00:47:19,654 --> 00:47:21,519
‫تا آخر امروز پخش می‌شه.‏

671
00:47:21,544 --> 00:47:22,604
‫چی؟

672
00:47:23,443 --> 00:47:25,401
‫‏- متأسفم.‏
‫‏- الو...‏

673
00:47:26,296 --> 00:47:27,580
‫الو؟

674
00:47:28,276 --> 00:47:29,719
‫ریدم توش!‏

675
00:47:31,831 --> 00:47:32,984
‫خدایا.‏

676
00:47:38,195 --> 00:47:39,393
‫برات پاپوش دوختن.‏

677
00:47:42,557 --> 00:47:46,063
‫توسط یه بازیگر بد از گذشته‌ت...‏

678
00:47:46,285 --> 00:47:49,291
‫که ازت کینه داره مورد هدف قرار گرفتی.‏

679
00:47:50,944 --> 00:47:52,447
‫دولت آمریکا...‏

680
00:47:52,740 --> 00:47:55,651
‫که تمام عمرت بهش خدمت کردی...‏

681
00:47:55,676 --> 00:47:57,292
‫بهت پشت کرد...‏

682
00:47:58,159 --> 00:48:01,206
‫پس مجبور شدی برای
‫آشکار کردن حقیقت، تنها بجنگی.‏

683
00:48:01,231 --> 00:48:03,120
‫و بعد از پیروز شدن، دولت...‏

684
00:48:03,145 --> 00:48:05,434
‫با آغوش باز بهت خوشامد گفت.‏

685
00:48:05,514 --> 00:48:07,383
‫از چی حرف می‌زنی؟

686
00:48:07,588 --> 00:48:09,770
‫این داستانیه که بهشون می‌گیم.‏

687
00:48:12,638 --> 00:48:15,557
‫بعد از اینکه فراز همزاد مرد.‏

688
00:48:20,331 --> 00:48:22,412
‫پدرم داره روی کشتنش کار می‌کنه.‏

689
00:48:24,812 --> 00:48:26,966
‫به‌نظرم بریم پیداش کنیم.‏

690
00:48:29,513 --> 00:48:30,849
‫و کمکش کنیم.‏

691
00:48:48,635 --> 00:48:49,658
‫امشب کارت خوب بود.‏

692
00:49:01,968 --> 00:49:04,408
‫می‌شه بپرسم بهش چی گفتی؟

693
00:49:05,112 --> 00:49:06,983
‫فقط خواسته‌م رو بهش گفتم.‏

694
00:49:07,894 --> 00:49:10,889
‫همین‌جوری بهش گفتی، ها؟ باشه.‏

695
00:49:12,280 --> 00:49:14,585
‫گمونم، وقتی تو ازش خواستی...‏

696
00:49:14,610 --> 00:49:17,582
‫اون یه پیرمرد رو دید...‏

697
00:49:17,607 --> 00:49:19,409
‫که بهش می‌گفت کارش رو چطور انجام بده...‏

698
00:49:19,434 --> 00:49:21,466
‫ولی وقتی که من ازش خواستم...‏

699
00:49:21,491 --> 00:49:23,433
‫کی می‌دونه دیدش نسبت به من چی بود، ولی...‏

700
00:49:24,183 --> 00:49:25,831
‫هرچی بود، نقطه‌ ضعفش همین بود.‏

701
00:49:26,035 --> 00:49:28,139
‫منم اینو فهمیدم...‏

702
00:49:28,359 --> 00:49:30,316
‫و روی همون نقطه فشار آوردم...‏

703
00:49:30,814 --> 00:49:33,686
‫‏- اونم وا داد.‏
‫‏- اونم وا داد.‏

704
00:49:35,296 --> 00:49:37,467
‫حتماً برات خیلی حس خوبی داشته.

705
00:49:37,508 --> 00:49:39,212
‫درسته.‏

706
00:49:43,737 --> 00:49:45,776
‫می‌دونی، جایی که داریم می‌ریم...‏

707
00:49:46,176 --> 00:49:48,791
‫خیلی سخت می‌شه نقطه‌ ضعف پیدا کرد.‏

708
00:49:48,816 --> 00:49:51,119
‫بیشتر افراد ضعیف مردن.‏

709
00:49:52,282 --> 00:49:55,351
‫اگه دوباره کله‌ت رو بندازی پایین
‫از ماشین بری بیرون...‏

710
00:49:55,376 --> 00:49:58,211
‫چون فکر می‌کنی چیزی رو
‫باید به من ثابت کنی...‏

711
00:49:58,649 --> 00:50:01,859
‫یا چون فکر می‌کنی می‌‌تونی
‫منو از دست خودم نجات بدی...‏

712
00:50:02,672 --> 00:50:04,486
‫می‌ری سمت آدم اشتباهی...‏

713
00:50:04,511 --> 00:50:07,361
‫و هردو کارمون می‌کشه به
‫تیکه‌تیکه شدن توی وان حموم.‏

714
00:50:12,177 --> 00:50:15,638
‫خب، خدا رو شکر تو هیچ‌وقت
‫نمی‌ذاری همچین اتفاقی بیفته.‏

715
00:50:17,102 --> 00:50:18,672
‫آره، خدا رو شکر.‏

716
00:50:24,132 --> 00:50:26,010
‫تو فقط این نیستی، متوجهی؟

717
00:50:26,442 --> 00:50:28,124
‫فقط برای این ساخته نشدی.‏

718
00:50:28,503 --> 00:50:30,835
‫آدمی که از همه‌چیز محافظت می‌کنه.‏

719
00:50:31,407 --> 00:50:34,225
‫آدمی که نه چیز دیگه‌ای
‫می‌خواد و نه لازم داره.‏

720
00:50:34,644 --> 00:50:36,648
‫آدمی که دیگه اصلاً آدم نیست.‏

721
00:50:36,690 --> 00:50:38,251
‫بیشتر از اینائی.‏

722
00:50:38,276 --> 00:50:41,493
‫بخش‌های دیگه‌ای هم داری.‏
‫بخش‌های بهتر هم داری.‏

723
00:50:41,549 --> 00:50:42,937
‫و من می‌تونم ببینمش.‏

724
00:50:43,895 --> 00:50:45,601
‫تو رو می‌بینم.‏

725
00:50:53,392 --> 00:50:54,474
‫چی شده؟

726
00:50:59,012 --> 00:51:01,286
‫مجموعه‌ای از اتفاقات...‏

727
00:51:01,311 --> 00:51:02,778
‫منجر به این لحظه شدن...‏

728
00:51:03,521 --> 00:51:04,525
‫خب...‏

729
00:51:05,020 --> 00:51:07,587
‫از جایی که خیلی قبل‌تر از اینا
‫داستان من و تو شروع شد...‏

730
00:51:07,612 --> 00:51:09,315
‫تا برسیم به این نقطه...‏

731
00:51:09,340 --> 00:51:10,462
‫برام مهم نیست.‏

732
00:51:11,881 --> 00:51:14,021
‫حالا به هر نحوی، الان این‌جاییم.‏

733
00:51:16,297 --> 00:51:18,515
‫و جایی که داستان من شروع شد...‏

734
00:51:19,175 --> 00:51:20,888
‫قبل از تمام این قضایا...‏

735
00:51:21,179 --> 00:51:22,750
‫گمونم...‏

736
00:51:22,775 --> 00:51:26,048
‫شاید یه‌جور جاییه که
‫خیلی دلم براش تنگ نمی‌شه.‏

737
00:51:29,200 --> 00:51:30,599
‫دل تو تنگ می‌شه؟

738
00:51:33,267 --> 00:51:34,371
‫نه.‏

739
00:51:39,576 --> 00:51:41,381
‫پس شاید واسه همینه که من این‌جام.‏

740
00:51:44,829 --> 00:51:46,371
‫تا یادآوری کنم.‏

741
00:51:47,470 --> 00:51:50,215
‫یادآور چیزهایی که وقتی تنهایی
‫راحت فراموش می‌کنی.‏

742
00:52:00,397 --> 00:52:02,882
‫ممکنه من شریکی نباشم...‏

743
00:52:02,907 --> 00:52:04,694
‫که تصمیم داشتی، داشته باشی.‏

744
00:52:10,322 --> 00:52:11,630
‫ممکنه من شریکی نباشم...‏

745
00:52:11,655 --> 00:52:13,653
‫که فکر می‌کردی می‌خوای داشته باشی.‏

746
00:52:25,065 --> 00:52:27,347
‫ولی شاید شریکی باشم که نیاز داری.‏

747
00:52:30,936 --> 00:52:32,550
‫آقا و خانم دیکسون؟

748
00:52:32,575 --> 00:52:33,579
‫بله؟

749
00:52:33,580 --> 00:52:41,280
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


