1
00:00:00,000 --> 00:00:09,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:09,000 --> 00:00:12,000
ترجمه و زیرنویس از
« Ali EmJay»

3
00:02:05,000 --> 00:02:06,500
امروز، روزت نیست. نه؟

4
00:03:00,580 --> 00:03:01,620
چی میخوای؟

5
00:03:02,660 --> 00:03:04,330
خونه‌ی کدخدا رو بهم نشون بده

6
00:03:04,410 --> 00:03:06,830
... انتهای کوچه سمت چپ -
ایزادورا -

7
00:03:13,750 --> 00:03:15,660
ما نمیخوایم اَمثال تو اینجا باشن، ویچر

8
00:03:16,660 --> 00:03:17,660
... کدخدا

9
00:03:18,370 --> 00:03:20,790
بهم بگو کجاست و راهم رو میکشم میرم

10
00:03:21,950 --> 00:03:23,910
... تو اینجا دستور نمیدی

11
00:03:24,000 --> 00:03:26,330
! حرومزاده جهش‌یافته

12
00:03:29,200 --> 00:03:31,290
شنیدی؟

13
00:03:31,370 --> 00:03:32,370
برو

14
00:03:32,450 --> 00:03:35,410
یا مسیرت رو ادامه بده برو یا باید بری پای طناب دار
! تصمیم خودته

15
00:03:36,830 --> 00:03:37,870
انتخاب سختی نیست

16
00:03:38,250 --> 00:03:40,690
آره، گور باباش
اگه مجبور شدین با دست خالی بکُشینش

17
00:03:43,080 --> 00:03:45,450
یالا، ویچر
تو از ما نمیترسی. مگه نه؟

18
00:03:48,500 --> 00:03:51,500
بهمون نشون بده چند مرده حلاجی -
نمیتونین یه لحظه بیخیال بشین؟ -

19
00:03:58,290 --> 00:04:01,080
به "ویچر" ها نمیشه اعتماد کرد -
من با تو صحبت نمیکنم -

20
00:04:03,080 --> 00:04:05,830
بابت مزاحمت دوستم برای روزتون عذر میخوام

21
00:04:08,290 --> 00:04:11,500
امیدوارم که بتونه تا فردا رفتارش رو عوض کنه

22
00:04:13,750 --> 00:04:15,040
ببخشید، رنفری

23
00:04:18,290 --> 00:04:19,500
بیاین بچه ها

24
00:04:21,660 --> 00:04:23,660
یک آبجو برای دوستم و یکی برای من

25
00:04:27,870 --> 00:04:30,120
الان دیگه با شما صحبت کنم، قربان

26
00:04:43,540 --> 00:04:44,660
صبحونه میخوای؟

27
00:04:46,830 --> 00:04:47,830
پُرم

28
00:04:49,750 --> 00:04:50,750
!گوشت آهو

29
00:05:13,830 --> 00:05:16,200
اگه مادرم -خدابیامرزش- این خبر رو میشنید
بدجور سرافکنده‌میشد

30
00:05:17,830 --> 00:05:19,040
پس این راز بین‌‌مون بمونه

31
00:05:28,200 --> 00:05:30,370
خب، چی باعث شده به "بلاویکن" بیای، موسپید؟

32
00:05:30,830 --> 00:05:32,160
برای یک هیولا اومدی؟

33
00:05:33,120 --> 00:05:34,660
از جای باتلاق داشتم سفر میکردم

34
00:05:34,750 --> 00:05:38,040
این پس کار اشتباهیه
چرا از جاده های اصلی سفر نمیکنی؟

35
00:05:39,620 --> 00:05:41,330
سخته که از جاده‌های اصلی اِمرار معاش کرد

36
00:05:42,200 --> 00:05:44,540
و برای خرید لباس جدید، مایوسانه به پول نیاز داری

37
00:05:50,250 --> 00:05:51,250
دو تا آبجوی دیگه

38
00:06:08,160 --> 00:06:10,700
هر جا که میرم، بیشتر و بیشتر هیولاها رو پیدا میکنم

39
00:06:23,830 --> 00:06:25,750
چند سکه واسه "کیکیمورا" میخوای؟
[حشراتی غول‌پیکر هستند که علاوه بر زیر زمین، در مرداب‌ها هم زندگی می‌کنند]

40
00:06:40,080 --> 00:06:42,250
من امروز صبح یک موش رو با چنگال صبحونه‌ام کُشتم

41
00:06:42,950 --> 00:06:44,950
توی شکم کوچولوی چاقش چاقو زدم

42
00:06:45,540 --> 00:06:47,750
مادرم نزدیک بود غش کنه
اما خب چیکار باید میکردم؟

43
00:06:47,830 --> 00:06:50,000
چندروز بود داشت توی انباری‌مون می‌رید

44
00:06:54,790 --> 00:06:57,000
حرف از سکه زدی -
آره -

45
00:06:57,500 --> 00:06:59,660
ایزادورا" گفت که دنبال پدرم بودی"

46
00:07:00,160 --> 00:07:01,750
اون خیلی خبرچین‌ ـه

47
00:07:01,830 --> 00:07:03,790
... احتمالاً قبل از اینکه بره به همه بگه

48
00:07:03,870 --> 00:07:07,080
یک "ویچر" اهریمنی اومده، به مسافرخونه "لورد" هم رفته

49
00:07:10,040 --> 00:07:11,080
تو منو نمیترسونی

50
00:07:11,790 --> 00:07:12,950
خیلی بد شد

51
00:07:13,040 --> 00:07:15,120
... و همینطور میتونم بهت بگم که

52
00:07:15,790 --> 00:07:17,950
این هیولا به درد پدرم نمیخوره

53
00:07:18,040 --> 00:07:19,040
پدرت

54
00:07:19,700 --> 00:07:20,700
کدخدا؟

55
00:07:21,910 --> 00:07:23,250
اون یک آگهی چسبونده بود

56
00:07:24,330 --> 00:07:25,370
"برای یک "گریور
(موجودی غول مانند)

57
00:07:26,000 --> 00:07:27,290
کیکیمورا" ها مفیدن"

58
00:07:28,450 --> 00:07:29,700
برای کنترل جمعیت

59
00:07:33,660 --> 00:07:35,500
باید با "ارباب ایریون" ، جادوگرمون صحبت کنی

60
00:07:36,950 --> 00:07:39,870
اون حاضره برای خرت‌وپرت‌هایی که واسه اِکسیر نیاز داره
پول بده

61
00:07:41,000 --> 00:07:42,620
من سگمون رو وقتی مُرد بهش فروختم

62
00:07:43,450 --> 00:07:44,450
! به طرز مرموزی مُرد

63
00:07:47,500 --> 00:07:48,500
باشه

64
00:07:48,950 --> 00:07:50,080
منو ببر پیشش

65
00:07:51,620 --> 00:07:54,000
من 15 سکه کراون برای اون توله‌سگ دارم

66
00:07:55,830 --> 00:07:59,200
واسه خریدن چندتا لباس نو کافیه
! فقط خواستم بگم

67
00:08:02,200 --> 00:08:03,330
بیا، روچ

68
00:08:08,120 --> 00:08:10,040
تو تا به حال یک "ساکبس" رو کُشتی؟
[جن یا دیو ماده ای که بصورت زن درآمده وبامردان همخواب می‌شود]

69
00:08:10,370 --> 00:08:11,660
یک "استرایگا" ؟
[زنی که نفرین شده تا به صورت یک هیولا زندگی کند]

70
00:08:12,580 --> 00:08:13,620
گرگینه؟

71
00:08:14,290 --> 00:08:15,700
! گرگ ماده؟

72
00:08:15,790 --> 00:08:16,950
همچنین چیزی اصلا نداریم

73
00:08:17,620 --> 00:08:19,040
پس بقیه رو کُشتی؟

74
00:08:19,580 --> 00:08:21,080
فکر میکنم این تو رو یه قهرمان میکنه

75
00:08:22,250 --> 00:08:25,160
مادرم میگه که تو زاده‌ی یک سحر شوم هستی

76
00:08:25,250 --> 00:08:28,660
یک موجود اهریمنی ، یک آدم فاسد و کثیف
که از جهنم زاده شده

77
00:08:29,790 --> 00:08:31,250
تا به حال جهنم رفتی؟

78
00:08:32,330 --> 00:08:33,870
من اصلا تا به حال از "بلاویکن" بیرون نرفتم

79
00:08:33,950 --> 00:08:35,550
چونکه مادرم هیچوقت از "بلاویکن" نرفته

80
00:08:35,620 --> 00:08:39,000
و اگه واسه‌ی "لیبوشه" این چیز خوبی باشه
پس واسه "ماریلکا" هم خوبه

81
00:08:39,080 --> 00:08:40,660
این اسم منه؟

82
00:08:40,750 --> 00:08:41,750
"ماریلکا"

83
00:08:42,660 --> 00:08:43,660
"مثل کلمه "میلک
(= شیر)

84
00:08:45,200 --> 00:08:46,200
اسم تو چیه؟

85
00:08:47,200 --> 00:08:48,200
"گرالت"

86
00:08:49,250 --> 00:08:51,230
مثل کلمه "گاروته"؟‌
[ روش‌ اعدامی‌ كه‌ طى‌ آن‌ يقه‌ى فلزى دور گردن‌ محكوم‌ مى‌آويختند و با چرخاندن‌ پيچى‌ يقه‌ را تنگ‌تر مى‌كردند تا محكوم‌ خفه‌ شود]

87
00:08:51,330 --> 00:08:52,330
! چه جالب

88
00:08:53,000 --> 00:08:54,370
اهل کجایی ، گرالت؟

89
00:08:55,200 --> 00:08:56,250
"ریویا"

90
00:08:58,120 --> 00:09:01,700
من که نمیدونم اونجا کجاست اما میتونم یاد بگیرم
اگه اجازه بدی

91
00:09:02,290 --> 00:09:03,290
نه

92
00:09:04,620 --> 00:09:07,370
چونکه من یه دخترم
و دخترا نمیتونن "ویچر" باشن

93
00:09:07,830 --> 00:09:10,270
که فکر میکنم احتمالاً مسخره‌ترین چیزی باشه
که تا به حال شنیدم

94
00:09:12,080 --> 00:09:13,080
من بیشتر میخوام

95
00:09:14,080 --> 00:09:15,080
... باید بیشتر از اینا باشم

96
00:09:15,160 --> 00:09:17,840
چونکه نمیدونم واسه باقیِ عمرم
توی "بلاویکن" چیکار کنم

97
00:09:17,870 --> 00:09:19,620
به جز اینکه به این بازار خسته‌کننده قدیمی برم

98
00:09:20,500 --> 00:09:21,540
و موش بکُشی

99
00:09:22,040 --> 00:09:23,080
! و سگ

100
00:09:28,580 --> 00:09:29,700
رسیدیم

101
00:09:36,700 --> 00:09:37,790
روچ" رو نگه دار"

102
00:09:38,500 --> 00:09:40,080
خوب رفتار کنی

103
00:09:41,660 --> 00:09:42,750
"سلام "روچ

104
00:10:21,410 --> 00:10:22,410
روز بخیر

105
00:10:23,660 --> 00:10:24,790
من "استرگوبور" هستم

106
00:10:27,450 --> 00:10:29,290
"ارباب استرگوبور"

107
00:10:30,160 --> 00:10:31,040
جادوگر

108
00:10:31,120 --> 00:10:33,250
من یک کیکیمورا برای "ارباب ایریون" دارم

109
00:10:33,330 --> 00:10:35,700
آره، خب، باید سوتفاهم عذر میخوام

110
00:10:35,790 --> 00:10:39,450
ایریون" این برج رو خلق کرد"
اما دویست ساله که مُرده

111
00:10:40,410 --> 00:10:43,620
... پس، برای ادای احترام به اون ، اسم اون رو

112
00:10:44,330 --> 00:10:46,410
به عنوان نام مستعار شخصیم استفاده میکنم

113
00:10:48,160 --> 00:10:49,790
خود اون این فضای خیالی رو هم خلق کرده؟

114
00:10:49,870 --> 00:10:51,540
... نه، این... این

115
00:10:52,540 --> 00:10:54,040
ساخته و پرداخته‌ی خودم هست

116
00:10:55,450 --> 00:10:57,250
بهم کمک میکنه زمان رو لذت‌بخش‌تر بگذرونم

117
00:10:58,000 --> 00:11:00,660
چونکه مخفی شدی، استرگوبور

118
00:11:00,750 --> 00:11:02,200
... چقدر زیرکی

119
00:11:03,450 --> 00:11:04,450
! ویچر

120
00:11:12,500 --> 00:11:15,000
ما معمولاً زیاد اَمثال شمارو توی "بلاویکن" نمیبینیم

121
00:11:15,080 --> 00:11:16,790
زیاد از اَمثال من باقی نمونده

122
00:11:19,000 --> 00:11:21,790
... میخوام بهت تسلیت بگم اما

123
00:11:22,620 --> 00:11:24,950
یادم میاد که
... شما "ویچر" ها

124
00:11:25,870 --> 00:11:26,870
چیزی (ناراحتی) حس نمیکنین

125
00:11:28,620 --> 00:11:30,700
شکرگزارم که تقدیر شمارو پیش من آورده

126
00:11:30,790 --> 00:11:32,000
ماریلکا" منو پیش شما آورد"

127
00:11:32,080 --> 00:11:34,410
اه، "ماریلکا" ، ماریلکا برای من کار میکنه

128
00:11:35,950 --> 00:11:36,950
هر از گاهی

129
00:11:38,200 --> 00:11:39,950
سر مسائل حائز اهمیت

130
00:11:40,830 --> 00:11:43,290
یک جادوگر گوشه‌نشین که
...از اسم مستعار استفاده میکنه

131
00:11:43,370 --> 00:11:46,080
و یک دختر جوون رو استخدام میکنه
تا براش یه "ویچر" بیاره

132
00:11:47,000 --> 00:11:48,330
تو هیولای منو نمیخوای

133
00:11:49,790 --> 00:11:51,330
میخوای هیولای خودتون رو بکشم

134
00:11:51,410 --> 00:11:52,410
! چقدر زیرکانه

135
00:11:53,330 --> 00:11:54,160
! قطعاً

136
00:11:54,250 --> 00:11:56,080
چه نوعی؟ -
بدترین نوعش -

137
00:11:58,080 --> 00:11:59,160
از نوع انسانش

138
00:12:00,580 --> 00:12:01,950
اسمش "رنفری" هست

139
00:12:16,200 --> 00:12:17,200
! لعنتی

140
00:12:18,080 --> 00:12:19,410
زودباش، مارتین

141
00:12:20,160 --> 00:12:21,450
پنج -
آره -

142
00:12:22,250 --> 00:12:24,540
نه هنوز -
امکان نداره 5 بیاری -

143
00:12:24,620 --> 00:12:26,790
قبل از من، دهنتون به اون نون نمیخوره

144
00:12:35,950 --> 00:12:38,160
بهتره دستت رو بندازی -
یالا زودباش -

145
00:12:39,830 --> 00:12:41,200
! بهت که گفتم

146
00:12:44,120 --> 00:12:45,830
من نون رو ندزدیدم
! کورین" دزدید"

147
00:12:45,910 --> 00:12:47,910
! سریع! سریع -
! هی خفه شو، عوضی -

148
00:12:50,000 --> 00:12:51,540
باید با ما بیای

149
00:12:56,830 --> 00:13:00,040
... به عنوان ملکه‌تون، ازتون این تقدیر رو به عمل میارم

150
00:13:00,620 --> 00:13:04,120
...که نماد وظیفه و تعهد شما به عنوان یک رعیت

151
00:13:04,200 --> 00:13:06,700
در وفاداری به پادشاهی "سینترا" هست

152
00:13:13,000 --> 00:13:16,290
خودمم بدم نمیاد یکم بهم حال داده بشه
(بازی با کلمات)

153
00:13:20,200 --> 00:13:21,040
! چه حال بهم‌زن

154
00:13:21,120 --> 00:13:24,660
قول میدهید که تا نهایت توان‌تون
... از ضعیفان و یتیمان دفاع کنید

155
00:13:24,750 --> 00:13:28,410
بچه که دیر میاد، دیگه نمک نمیریزه -
داشتم توی میدون بازی میکردم -

156
00:13:28,500 --> 00:13:29,620
... تنها سخن از حقیقت گویید

157
00:13:29,700 --> 00:13:31,910
بازی "ناکلبون"؟ -
<i>... وفادار و شجاع -</i>

158
00:13:32,000 --> 00:13:33,950
این دفعه بُردی؟
اونجور که بهت نشون دادم

159
00:13:34,040 --> 00:13:35,700
... میبُردم

160
00:13:35,790 --> 00:13:38,290
اگه اسب‌سواران سرنوشت شوم اینجوری نمیومدن

161
00:13:38,370 --> 00:13:40,850
...اگه نمیتونی تو بازی "ناکلبون" ببری

162
00:13:40,910 --> 00:13:42,850
... به خاطر این که از چندتا اسب میترسی

163
00:13:42,870 --> 00:13:44,550
توی میدون نبرد میخوای چیکار کنی؟

164
00:13:44,620 --> 00:13:47,120
<i>... در وفاداری به پادشاهی سینترا</i>

165
00:13:47,200 --> 00:13:49,450
حداقل به خودت نریدی

166
00:13:51,500 --> 00:13:52,790
... به عنوان اعضای خانواده سلطنتی

167
00:13:52,870 --> 00:13:57,160
درخواست زیادیه که ازتون بخوام یک مثقال احترام
نشون بدین؟

168
00:13:58,450 --> 00:13:59,540
به خصوص تو

169
00:14:00,830 --> 00:14:03,950
این وظیفه تو به عنوان یک شاه و پدربزرگ هست

170
00:14:06,410 --> 00:14:09,410
رخصت بدین برم، ملکه‌ی من
به خاطر سفرم به "آیلز" به شدت خسته‌ام

171
00:14:11,700 --> 00:14:13,910
!و قبلش هم که توی اتاق خواب وظایفی داشتم

172
00:14:14,700 --> 00:14:15,700
! چه حال بهم‌زن

173
00:14:16,620 --> 00:14:17,750
... به عنوان ملکه شما

174
00:14:17,830 --> 00:14:20,290
... این تقدیر رو ازتون به عمل میارم

175
00:14:20,370 --> 00:14:22,750
... که نماد وظیفه و وفاداری شما

176
00:14:22,830 --> 00:14:26,120
تقدیر شکل و شمایل متعددی داره، ویچر

177
00:14:26,910 --> 00:14:29,410
به عنوان مثال
... مال من در بُرون زیباست اما

178
00:14:30,000 --> 00:14:31,250
در درون پلیده

179
00:14:31,910 --> 00:14:34,830
اون چنگالش رو به سمت من دراز کرده

180
00:14:34,910 --> 00:14:36,250
همه جادوگرها مثل هم هستن

181
00:14:36,870 --> 00:14:40,040
چرت و پرت میگین ولی قیافه‌تون رو جوری میکنین
که انگار حرفتون پر معنی و خردمندانه هست

182
00:14:42,040 --> 00:14:44,160
معمولی صحبت کن

183
00:14:48,250 --> 00:14:49,700
... تا به حال

184
00:14:50,540 --> 00:14:51,910
اسم "نفرین خورشید سیاه" رو شنیدی؟

185
00:14:53,120 --> 00:14:56,040
اولین خسوف کامل در 1200 سال

186
00:14:56,120 --> 00:14:58,120
... با بازگشت قریب‌الوقوع "لیلیت" همراه بود

187
00:14:59,120 --> 00:15:02,950
الهه‌ی اهریمنی شب که فرستاده شده
تا نسل بشر رو از بین ببره

188
00:15:04,040 --> 00:15:06,000
... به گفته‌ی "التی‌بالد" ، جادوگر خردمند

189
00:15:07,000 --> 00:15:11,120
قرار بود مسیر بازگشت "لیلیت" با 60 زن
... که تاج طلا به سر داشتن

190
00:15:11,200 --> 00:15:13,660
و دره‌های رودهارو با خون سرازیر میکردن، هموار بشه

191
00:15:15,410 --> 00:15:16,410
!قافیه نداره

192
00:15:17,410 --> 00:15:18,790
همه پیشگویی‌های خوب قافیه دارن

193
00:15:19,370 --> 00:15:22,750
من سرگذشت دخترانی که
حول زمان "خورشید سیاه" به دنیا اومدن رو مطالعه کردم

194
00:15:22,830 --> 00:15:26,540
و متوجه جهش‌یافتگی‌های درونی وحشتناکی
میان اونا شدم

195
00:15:27,750 --> 00:15:29,000
... سعی کردم درمانشون کنم

196
00:15:29,620 --> 00:15:31,540
... اونارو توی برج ها برای مراقبت حبس کردم

197
00:15:31,620 --> 00:15:34,040
اما دخترا همیشه میمُردن

198
00:15:34,120 --> 00:15:36,580
جهش‌یافتگی‌های درونی؟

199
00:15:37,120 --> 00:15:40,580
البته برای تایید تردیدهای من
مورد کالبدشکافی قرار گرفتن

200
00:15:41,540 --> 00:15:44,700
اما نابودکردن این زنان، حرکت شیطانی کوچکی بود
(در مقایسه با عواقب انجام ندادنش)

201
00:15:46,000 --> 00:15:48,330
ممکن بود تمام فرمانروایی‌هارو غرق خون کنن

202
00:15:49,000 --> 00:15:52,250
اگه زمان "شورش فالکا" زنده بودی
... و چیزی که من دیدم رو میدیدی

203
00:15:52,330 --> 00:15:54,040
زنان بی‌گناهی کُشته شدن

204
00:16:00,370 --> 00:16:02,830
اما "رنفری" نه، اون زن زیبا

205
00:16:04,790 --> 00:16:06,540
اون دنبال تو هست

206
00:16:06,620 --> 00:16:08,700
"دختر پادشاه فردفالکِ "کریدن

207
00:16:09,790 --> 00:16:12,870
... من خودم وسط بعدازظهر، شاهدخت رو

208
00:16:12,950 --> 00:16:13,950
در حالت قیرگون، تحویل دادم

209
00:16:14,040 --> 00:16:17,080
زیر خورشید سیاه...برای همین، نفرین شده

210
00:16:17,160 --> 00:16:18,910
فکر میکنی من احمقم، ویچر؟

211
00:16:19,540 --> 00:16:23,330
فکر میکنی من تحقیق نکردم؟
رنفری" به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بود"

212
00:16:23,410 --> 00:16:27,250
مادرخونده‌اش "آریدیا" بهم گفت که
... اون یک قناری رو شکنجه کرده

213
00:16:27,330 --> 00:16:28,580
... دو تا توله‌سگ رو خفه کرده

214
00:16:28,660 --> 00:16:31,450
و چشم خدمتکارش رو هم با شونه از جا در آورده

215
00:16:32,620 --> 00:16:35,290
اعتراف میکنم که اتفاقی که بعدش افتاد، چندان مطلوب
... نبود اما

216
00:16:36,200 --> 00:16:39,580
وقتی زندگی بچه‌های خود "آریدیا" در معرض خطر
. قرار گرفته بود، مجبور بودیم اقدام کنیم

217
00:16:40,410 --> 00:16:44,330
برای همین یکی رو فرستادم تا "رنفری" رو
در جنگل تعقیب کنه

218
00:16:44,410 --> 00:16:45,910
... ما اون فرستاده رو لابه‌لای بوته‌ها پیدا کردیم

219
00:16:46,000 --> 00:16:48,700
سنجاق عتیقه‌ی "رنفری" توی گوشش گیر کرده بود

220
00:16:51,040 --> 00:16:55,160
بعد از اون، ترتیب یک عملیات تعقیب برای
... پیداکردن شاهدخت رو دادم اما

221
00:16:55,830 --> 00:16:56,830
اون ناپدیده شده بود

222
00:16:58,080 --> 00:16:59,080
به مدت دو سال

223
00:17:00,000 --> 00:17:01,540
... تا اینکه دوباره سروکله‌اش پیدا شد

224
00:17:01,620 --> 00:17:04,450
و شروع به غارت و قتل تاجران
در جاده‌های "ماهاکام" کرد

225
00:17:04,540 --> 00:17:06,950
اول با چوب تن‌شون رو سوراخ میکرد
...اما بزودی

226
00:17:07,950 --> 00:17:09,450
مهارت شمشیرزنی کسب کرد

227
00:17:10,750 --> 00:17:13,250
و میگن که الان هیچ انسانی نمیتونه در مقابلش بایسته

228
00:17:13,330 --> 00:17:15,870
تو یک انسان عادی نیستی...تو یه جادوگری

229
00:17:15,950 --> 00:17:18,910
اون نسبت به سحر و جادو مقاومه -
این در انسان ها غیرممکنه -

230
00:17:19,750 --> 00:17:20,750
... نه در

231
00:17:21,870 --> 00:17:23,000
جهش‌یافته‌ها

232
00:17:24,120 --> 00:17:26,370
اون چندین ساله منو تعقیب میکرده
و به دنبال انتقام هست

233
00:17:26,450 --> 00:17:29,910
و همین الان که شما رسیدی، اون منو تا اینجا تعقیب کرده

234
00:17:31,790 --> 00:17:32,790
تقدیر

235
00:17:35,700 --> 00:17:36,790
بکُشش

236
00:17:38,790 --> 00:17:40,080
هرچی بخوای بهت پرداخت میکنم

237
00:17:40,160 --> 00:17:41,620
من هیولاهارو میکُشم

238
00:17:41,700 --> 00:17:45,120
کیکیمورا" آدم میکُشه چونکه گرسنه هست"
رنفری" واسه لذت آدم میکشه"

239
00:17:45,200 --> 00:17:48,290
اون یه هیولا هست
آخرین نفر از زنان "لیلیت" هست

240
00:17:49,120 --> 00:17:51,830
و قدرت نابودی همه‌ی مارو در اختیار داره

241
00:17:52,540 --> 00:17:55,200
من باور ندارم که هیچ کسی چنین قدرتی رو داشته باشه

242
00:17:59,700 --> 00:18:03,700
،در حالیکه سرنوشت "کانتیننت" در معرض نابودیه
آیا این کارت واقعاً کار درستیه؟

243
00:18:05,000 --> 00:18:06,000
! بیا اینم قافیه‌ات

244
00:18:09,700 --> 00:18:11,410
... کُشتن "رنفری" یک

245
00:18:11,910 --> 00:18:14,410
کار شیطانی کوچکی هست
(کار پلیدی که انجامش با توجه به شرایط می‌ارزه)

246
00:18:14,870 --> 00:18:16,410
کار شیطانی "شیطانی" ـه، استرگوبور

247
00:18:17,200 --> 00:18:19,290
... چه کوچک، چه بزرگ

248
00:18:20,160 --> 00:18:21,160
... چه متوسط

249
00:18:22,160 --> 00:18:23,160
همش مثل هم هست

250
00:18:24,370 --> 00:18:25,790
من تو رو قضاوت نمیکنم

251
00:18:25,870 --> 00:18:28,080
منم در زندگیم کار نیکی انجام ندادم

252
00:18:30,000 --> 00:18:31,000
... اما الان

253
00:18:31,950 --> 00:18:35,330
اگه قرار باشه بین یک کار شیطانی و
...یک کار شیطانی دیگه ، یکی رو انتخاب کنم

254
00:18:37,660 --> 00:18:39,410
ترجیح میدم هیچکدوم رو اصلا انتخاب نکنم

255
00:18:59,410 --> 00:19:03,160
این مجلس‌ها به یکم سحروجادو نیاز دارن

256
00:19:04,330 --> 00:19:06,000
در خدمتتون، سرورم

257
00:19:06,080 --> 00:19:08,080
حقه ها و صحنه‌های خیالی ای برای مفرح‌سازی

258
00:19:08,580 --> 00:19:11,750
منظورش انجام جادوی ناپدیدکردن هست. نه؟

259
00:19:12,450 --> 00:19:13,870
نه

260
00:19:23,620 --> 00:19:26,540
من امروز صبح "ارواح مورهوگ" رو جای بستر رود دیدم
(ارواح شکارچی سوار بر اسب)

261
00:19:26,620 --> 00:19:28,290
آره، اشاره کردی

262
00:19:28,370 --> 00:19:29,870
کی؟ -
هیچ نشونه خوبی نیست -

263
00:19:29,950 --> 00:19:31,580
اونا نماد و نشانه جنگ هستن

264
00:19:31,660 --> 00:19:34,120
از وقتی که "نیلفگارد" ، "ابینگ" رو گرفته
شمال در جنگ بوده

265
00:19:34,580 --> 00:19:38,370
اگه افسانه‌ها حقیقت داشته باشن
ارواح شکارچی" چندین سال عقب هستن"

266
00:19:38,790 --> 00:19:41,580
نیروهای "نیفلگاردی" از گذرگاه "آمِل" عبور کردن

267
00:19:41,660 --> 00:19:43,500
اگه زرنگ باشن، به سمت "سادن" میرن

268
00:19:43,580 --> 00:19:47,290
و اگه نباشن، 50 تا از کشتی های "اسکلیگن" در راهن

269
00:19:47,370 --> 00:19:50,000
ما شوالیه‌های بیشتری داریم
... ما آماده ایم در صورتی که

270
00:19:50,080 --> 00:19:51,160
در صورتی که چی بشه؟

271
00:19:54,330 --> 00:19:56,290
چیزی نیست که تو بخوای نگرانش باشی

272
00:19:57,040 --> 00:19:58,910
لحن تحقیرآمیزت میگه که باید نگران باشم

273
00:19:59,000 --> 00:20:00,830
داریم حرف از جنگ میزنیم، دختر

274
00:20:01,830 --> 00:20:02,870
با "نیلفگارد"؟

275
00:20:04,410 --> 00:20:05,410
چرا؟ -
اِیست -

276
00:20:05,500 --> 00:20:08,580
اگه در مقابل "نیلفگارد" شکست بخوریم
نوه‌ات فرمانروایی میکنه

277
00:20:09,330 --> 00:20:11,040
اون باید بفهمه اوضاع از چه قراره

278
00:20:11,120 --> 00:20:14,120
ما شکست نمیخوریم
! چونکه بهمون حمله نشده

279
00:20:15,450 --> 00:20:16,790
اون یک بچه‌ست

280
00:20:17,660 --> 00:20:20,620
شما خودت وقتی همسن من بودی
توی اولین جنگت در "هوشبوز" پیروز شدی

281
00:20:21,370 --> 00:20:22,580
من تصنیفش رو شنیدم

282
00:20:22,660 --> 00:20:24,700
تصنیف‌های قشنگ ، حقایق شوم و زشت رو
مخفی میکنن

283
00:20:26,500 --> 00:20:27,580
ترانه‌ی قشنگیه

284
00:20:27,660 --> 00:20:29,410
سه هزارنفر از افرادم مُردن

285
00:20:33,370 --> 00:20:34,750
... اگه قراره این کار رو الان انجام بدیم

286
00:20:35,370 --> 00:20:36,700
: این اولین درست هست

287
00:20:38,830 --> 00:20:43,120
توی زندگی غیرممکنه که آدم همیشه
برای جنگ آماده باشه

288
00:20:44,450 --> 00:20:46,200
... شمشیرت رو نزدیک نگه دار

289
00:20:47,040 --> 00:20:48,290
و به حرکت ادامه بده

290
00:20:50,870 --> 00:20:53,000
سرورم...سرورم

291
00:20:53,620 --> 00:20:56,540
ممنون که اجازه دادین گروه ما در این ضیافت باشکوه
حضور داشته باشه

292
00:20:57,160 --> 00:20:59,370
سرورانم...عالی جناب

293
00:21:02,410 --> 00:21:03,910
بهم افتخار میدین باهام برقصصید؟

294
00:21:05,450 --> 00:21:07,290
... اه...مارتین

295
00:21:07,370 --> 00:21:08,540
خیلی هم دوست داره

296
00:21:36,540 --> 00:21:39,790
من رو یاد مراسم ازدواج دخترت میندازه

297
00:21:41,620 --> 00:21:45,160
شبی که بالاخره سر حرف اومدی
و جواب مثبت دادی

298
00:21:46,120 --> 00:21:48,370
باعث شدی خوشحالترین مرد "کانتیننت" بشم
(کانتیننت: دنیای سریال)

299
00:21:49,700 --> 00:21:51,620
من برای نجات پادشاهیم این کار رو انجام دادم

300
00:21:52,790 --> 00:21:53,790
!و ، نه

301
00:21:54,450 --> 00:21:56,660
اجازه نداری این مهمانی رو ترک کنی

302
00:22:05,580 --> 00:22:07,620
سرورم، پیشاهنگ ها برگشتند

303
00:22:09,410 --> 00:22:11,410
نیلفگارد" در راه آمدن به "سینترا" هست"

304
00:22:18,500 --> 00:22:19,870
حرفم درست بود

305
00:22:24,290 --> 00:22:25,290
اونا اینجان

306
00:22:29,160 --> 00:22:30,580
به همین زودی اینجان

307
00:22:36,620 --> 00:22:38,290
! واقعا بیش از حد زیرکانه بود

308
00:22:40,540 --> 00:22:41,910
باید به اون دختر اینو بگی

309
00:22:44,830 --> 00:22:47,000
بذار امشب رو در آرامش لذت ببره

310
00:22:48,910 --> 00:22:50,700
احتمالا آخرین شب آرومش واسه مدت زیادی باشه

311
00:23:36,330 --> 00:23:37,580
... اون دختره امروز صبح

312
00:23:38,950 --> 00:23:40,700
تو رو بُرد تا "استرگوبور" رو ببینی
مگه نه؟

313
00:23:46,330 --> 00:23:49,290
من میدونم کی هستی، رنفری

314
00:23:51,330 --> 00:23:53,540
پس میدونی که میخوام استرگوبور رو بُکشم

315
00:23:55,870 --> 00:23:58,910
من قبلاً یه شاهدخت بودم
اینو بهت گفت؟

316
00:24:01,540 --> 00:24:04,160
تا وقتی که یک جانی رو توی جنگل فرستاد
تا منو بکشه

317
00:24:04,250 --> 00:24:05,370
تو اون رو کُشتی

318
00:24:06,000 --> 00:24:07,290
با سنجاق سرسینه‌ی مادرم

319
00:24:32,580 --> 00:24:34,500
... آدم استرگوبور بهم تجاوز کرد

320
00:24:37,200 --> 00:24:38,750
ازم دزدی کرد و گذاشت که برم

321
00:24:41,950 --> 00:24:43,250
دیگه شاهدخت نبودم

322
00:24:47,250 --> 00:24:48,410
باید نجات پیدا میکردم

323
00:24:50,290 --> 00:24:52,660
به جای اینکه گرسنگی بکشم، دزدی کردم

324
00:24:53,700 --> 00:24:55,410
به جای اینکه کُشته بشم، آدم کشتم

325
00:24:59,080 --> 00:25:00,830
نوهورن" و بقیه منو نجات دادن"

326
00:25:02,830 --> 00:25:06,120
و وقتی انتقامم رو بگیرم، در بازار کنار من خواهند بود

327
00:25:06,200 --> 00:25:09,410
به کمک "لیلیت" ، هرکسی که مانعم بشه رو نابود میکنم

328
00:25:14,080 --> 00:25:15,120
... مگه اینکه

329
00:25:16,410 --> 00:25:17,910
دست تقدیر مداخله کنه

330
00:25:25,790 --> 00:25:27,790
میخوای برات استرگوبور رو بکُشم

331
00:25:29,450 --> 00:25:30,790
کار شیطانی کوچیکیه

332
00:25:31,450 --> 00:25:33,080
هی بهم همینو میگن

333
00:25:41,410 --> 00:25:43,160
استرگوبور" ازت خواسته منو بکُشی"

334
00:25:44,950 --> 00:25:47,370
چونکه یه دختری بودم که زمان خسوف به دنیا اومدم؟

335
00:25:49,120 --> 00:25:51,290
من میتونستم تبدیل به خیلی چیزها بشم

336
00:25:52,580 --> 00:25:54,040
ملکه کالانتیِ سینترا

337
00:25:54,580 --> 00:25:56,700
اون تازه در اولین نبردش در "هوشبوز" به پیروزی رسید

338
00:25:58,000 --> 00:26:00,700
... اما من اینجا سعی دارم قانعت کنم که

339
00:26:00,790 --> 00:26:01,790
یک هیولا نیستی...

340
00:26:05,000 --> 00:26:06,000
هستی؟

341
00:26:08,200 --> 00:26:09,250
من از کجا بدونم؟

342
00:26:09,950 --> 00:26:12,580
وقتی انگشتم رو میبُرم، خونریزی میکنم
این چیز انسانی ای هست. درسته؟

343
00:26:13,370 --> 00:26:15,040
وقتی زیادی غذا میخورم، شکمم درد میگیره

344
00:26:15,120 --> 00:26:16,870
وقتی خوشحالم، میخندم

345
00:26:16,950 --> 00:26:19,540
وقتی ناراحتم، ناسزا میدم
... و وقتی از یکی به خاطر رُبودن زندگیم

346
00:26:19,620 --> 00:26:21,870
تنفر دارم، میکُشمش

347
00:26:25,330 --> 00:26:27,040
مردم به تو هم "هیولا" میگن

348
00:26:27,700 --> 00:26:28,870
یک جهش‌یافته

349
00:26:28,950 --> 00:26:30,370
اگه سراغت بیان چی؟

350
00:26:31,250 --> 00:26:32,250
بهت حمله کنن؟

351
00:26:32,540 --> 00:26:33,540
اومدن

352
00:26:35,500 --> 00:26:37,790
چرا نمیکشی‌شون؟

353
00:26:37,870 --> 00:26:38,870
... چونکه اون موقع

354
00:26:42,370 --> 00:26:44,290
تبدیل میشم به اون چیزی که اونا میگن

355
00:26:49,500 --> 00:26:51,120
... ویچر، اگه بهت بگم که

356
00:26:52,120 --> 00:26:55,700
نه میتونم "استرگوبور" رو ببخشم
... و نه از انتقامم دست بکشم

357
00:26:56,910 --> 00:26:57,910
قبوله؟

358
00:26:59,500 --> 00:27:00,870
اعتراف کنم که یک هیولام چی؟

359
00:27:01,950 --> 00:27:02,950
آره

360
00:27:04,200 --> 00:27:05,200
... یا

361
00:27:05,700 --> 00:27:07,250
... میتونی از "بلاویکن" بری

362
00:27:08,580 --> 00:27:09,950
و بالاخره زندگیتو بکنی

363
00:27:15,450 --> 00:27:16,790
تصمیم با خودته، شاهدخت

364
00:27:44,250 --> 00:27:46,250
ثابت نگهش دار

365
00:27:54,580 --> 00:27:55,580
! وایستین

366
00:27:57,410 --> 00:27:59,540
! منتظر بمونین

367
00:28:35,040 --> 00:28:36,750
... آماده

368
00:28:36,830 --> 00:28:40,950
! حمله

369
00:28:57,040 --> 00:28:59,080
این درست نیست که من اینجا گیر افتادم

370
00:28:59,160 --> 00:29:01,500
میتونم با سحروجادو بخوابونمت، شاهدخت

371
00:29:03,660 --> 00:29:04,750
فقط یک فکر بود

372
00:29:04,830 --> 00:29:07,660
دو روز شده -
هم واسه شما و هم بقیه افراد توی قلعه -

373
00:29:07,750 --> 00:29:10,080
پادشاه و ملکه دستور دادن که همینجا بمونیم

374
00:29:11,910 --> 00:29:13,370
و همین کار رو هم میکنیم

375
00:29:16,620 --> 00:29:17,950
و تو چرا اونجا نیستی؟

376
00:29:19,120 --> 00:29:20,330
هرجایی که اونا هستن

377
00:29:21,330 --> 00:29:22,660
وظیفه من اینه از شما محافظت کنم

378
00:29:22,750 --> 00:29:24,410
به نظر از چنین مسئولیتی، دلخوری

379
00:29:24,500 --> 00:29:25,910
بزرگترین افتخار زندگیم هست

380
00:29:28,000 --> 00:29:30,410
هردوتون به شدت خسته‌کننده هستین

381
00:29:40,080 --> 00:29:41,540
... چندین و چند سال پیش

382
00:29:41,620 --> 00:29:44,790
جادوگران به این معروف بودن
که دخترای کوچولو رو در برج ها حبس میکردن

383
00:29:45,540 --> 00:29:47,250
الان کم‌کم دارم دلیلش رو میفهمم

384
00:29:47,330 --> 00:29:49,540
این داستان‌های پندآمیز روی من اثری ندارن

385
00:29:50,450 --> 00:29:52,120
میگفتن که این دخترا نفرین شدن

386
00:29:52,200 --> 00:29:54,750
میگفتن که نماد پایان نسل بشر هستن

387
00:29:54,830 --> 00:29:55,830
! اه

388
00:29:57,040 --> 00:30:00,000
برای همینم از روی حساب و کتاب کُشته شدن

389
00:30:00,080 --> 00:30:01,080
! پایان

390
00:30:21,290 --> 00:30:22,750
برای مادربزرگم اتفاقی نمیفته؟

391
00:30:33,330 --> 00:30:35,330
برای شما اتفاقی نمیفته، شاهدخت

392
00:30:36,330 --> 00:30:37,830
شما از اصل و نسب ایشون هستین

393
00:30:40,870 --> 00:30:43,330
و میگن که آدم از ریشه‌اش دور نمیشه
(شبیه ملکه هستی)

394
00:31:10,750 --> 00:31:11,830
! داریم شکست میخوریم

395
00:31:19,200 --> 00:31:21,660
کشتی های "اسکلیگ" چی شدن؟

396
00:31:21,750 --> 00:31:23,620
یک توفانی اومده، سرورم

397
00:31:25,120 --> 00:31:26,120
! هیچکس نمیاد

398
00:31:27,080 --> 00:31:30,160
پس تنها میجنگیم
! نمیتونیم "سینترا" رو دودستی تقدیمشون کنیم

399
00:31:30,250 --> 00:31:31,250
! و اینکارو هم نمیکنیم

400
00:31:46,290 --> 00:31:47,290
! ایست

401
00:32:06,370 --> 00:32:07,540
! برین کنار

402
00:32:10,910 --> 00:32:12,450
! نه

403
00:32:15,700 --> 00:32:20,160
ما را به آغوش امنت رهنمون کن
ما را در نور خود پناه بده

404
00:32:20,660 --> 00:32:24,700
و از ما در مقابل تاریکی عظیمی که ارواح‌مان را
تهدید میکند، محافظت فرما

405
00:32:30,580 --> 00:32:31,750
... شاهدخت سیریلا

406
00:32:37,620 --> 00:32:39,300
برامون اتفاقی نمیفته؟

407
00:32:39,330 --> 00:32:42,700
نگران نباش، مارتین
ملکه ، "نیلفگارد" رو شکست میده

408
00:32:43,620 --> 00:32:44,870
بزودی میریم خونه

409
00:32:51,870 --> 00:32:53,040
! سرورم

410
00:32:56,660 --> 00:32:58,750
تا چیزی که میخوان رو بدست نیارن، دست برنمیدارن

411
00:32:58,830 --> 00:33:01,250
! اول از همه صد تا تیرکمان به من میزنن

412
00:33:01,330 --> 00:33:03,120
... سرورم، چی کار باید

413
00:33:22,040 --> 00:33:23,450
فرزند عزیزم

414
00:33:28,080 --> 00:33:29,080
مراقب باش

415
00:33:31,080 --> 00:33:32,080
مراقب باش

416
00:33:37,330 --> 00:33:39,410
سینترا" مورد حمله قرار گرفته"

417
00:33:44,040 --> 00:33:45,250
ایست" مُرده"

418
00:33:52,750 --> 00:33:55,120
نیلفگارد" تونسته وارد شهر بشه"

419
00:33:55,790 --> 00:33:56,870
چرا؟

420
00:34:00,000 --> 00:34:01,160
... شهروندان

421
00:34:01,910 --> 00:34:04,370
چندنفر از اونا در قلعه‌ی ما جاشون امنه؟

422
00:34:04,750 --> 00:34:07,950
صدتا یا بیشتر، سرورم
مهمون‌های ضیافت

423
00:34:10,250 --> 00:34:11,370
... آذوقه ها

424
00:34:12,500 --> 00:34:13,790
بررسی کن ببینیم به اندازه کافی داریم

425
00:34:16,750 --> 00:34:17,750
بله

426
00:34:26,040 --> 00:34:27,750
.... فرزندم، وقتی رفتم

427
00:34:29,370 --> 00:34:30,500
شجاع بودی؟

428
00:34:30,580 --> 00:34:32,700
نه. از "موسک" بپرس
بی‌قرار بودم

429
00:34:32,790 --> 00:34:35,330
تو یک روز بر این سرزمین حکمرانی میکنی

430
00:34:36,620 --> 00:34:38,750
اینو میدونی. مگه نه؟

431
00:34:41,830 --> 00:34:43,370
چرا اینارو میگی؟

432
00:34:47,450 --> 00:34:48,700
داری میمیری؟

433
00:34:51,450 --> 00:34:52,620
فرزند عزیزم

434
00:34:55,120 --> 00:34:58,450
وقتی من از این دنیا برم، خیلی اوضاع پرحادثه‌تر میشه

435
00:35:12,910 --> 00:35:14,120
... فرزندم، حالا بذار

436
00:35:18,120 --> 00:35:19,330
بذار استراحت کنم

437
00:35:19,950 --> 00:35:21,040
باشه؟

438
00:35:53,750 --> 00:35:55,330
اونا به دروازه رسیدن

439
00:36:08,950 --> 00:36:10,000
چیکار میکنی؟

440
00:36:20,250 --> 00:36:21,500
تا کی دووم میاره؟

441
00:36:23,250 --> 00:36:24,910
تا وقتی من دووم بیارم

442
00:36:37,330 --> 00:36:39,450
میدونی که اگه "وزمیر" بود، چی میگفت

443
00:36:39,910 --> 00:36:42,830
"ویچرها نباید اَدای شواله سفید بودن رو در بیارن"

444
00:36:42,910 --> 00:36:45,120
"ما نباید سعی کنیم، قانون و عدالت رو برقرار سازیم"

445
00:36:46,750 --> 00:36:48,160
"خودنمایی نمیکنیم"

446
00:36:48,660 --> 00:36:50,410
"سکه به عنوان پول میگیریم"

447
00:36:52,830 --> 00:36:53,830
و درست هم میگه

448
00:36:59,450 --> 00:37:01,290
میخوای در مورد اولین هیولای من بشنوی؟

449
00:37:03,200 --> 00:37:05,330
پنجاه مایل هم بیرون از "کائر مورهن" نبود

450
00:37:07,290 --> 00:37:08,500
بزرگ‌جثه بود

451
00:37:09,370 --> 00:37:11,250
بو میداد

452
00:37:11,330 --> 00:37:12,830
کله‌اش کَل بود

453
00:37:12,910 --> 00:37:14,080
دندوناش خراب بود

454
00:37:16,790 --> 00:37:18,620
... اون دختر رو از زیر اَرابه کشیده بیرون

455
00:37:19,450 --> 00:37:22,080
لباس هاش رو جلوی پدرش پاره کرد
... و گفت

456
00:37:22,870 --> 00:37:24,450
"وقتشه یک مرد واقعی رو ببینی"

457
00:37:26,660 --> 00:37:28,500
منم بهش گفتم وقتشه تو هم یک مرد واقعی رو ببینی

458
00:37:31,620 --> 00:37:33,290
دو ضربه کافی بود تا کُشته بشه

459
00:37:34,830 --> 00:37:35,870
ضربات تمیزی نبودن

460
00:37:36,910 --> 00:37:38,370
اما شگفت‌انگیز بودن

461
00:37:40,620 --> 00:37:42,580
... بعدش رو به اون دختر کردم

462
00:37:42,660 --> 00:37:44,500
پر از خون اون مرد شده بود

463
00:37:46,330 --> 00:37:47,580
... به من یک نگاهی انداخت

464
00:37:48,450 --> 00:37:50,580
فریاد زد و بالا آورد

465
00:37:51,330 --> 00:37:52,410
و غش کرد

466
00:37:54,950 --> 00:37:55,950
آره

467
00:37:57,370 --> 00:37:59,500
منم فکرکردم دنیا بهم نیاز داره

468
00:38:03,830 --> 00:38:05,540
با کی حرف میزدی؟

469
00:38:11,330 --> 00:38:12,450
من با اسبم حرف میزنم

470
00:38:14,200 --> 00:38:15,910
چه غم‌انگیز؟ -
جدی؟ -

471
00:38:20,330 --> 00:38:21,410
بهم بگو، ویچر

472
00:38:22,910 --> 00:38:24,500
... تو به تقدیر یا

473
00:38:25,040 --> 00:38:26,250
کار شیطانی کوچکتر اعتقاد نداری

474
00:38:28,200 --> 00:38:29,410
پس به چی اعتقاد داری؟

475
00:38:29,500 --> 00:38:30,500
... منظورت اینه

476
00:38:31,120 --> 00:38:32,540
به کی اعتقاد دارم

477
00:38:33,080 --> 00:38:34,250
من طرف کسی رو نمیگیرم

478
00:38:34,660 --> 00:38:35,950
فقط هیولاهارو میکُشی

479
00:39:02,160 --> 00:39:03,410
من تصمیم رو گرفتم

480
00:39:05,790 --> 00:39:09,160
تو بهم یک ضرب‌الاجل دادی
و من فهمیدم که جواب میده

481
00:39:12,120 --> 00:39:13,450
فردا از "بلاویکن" میرم

482
00:39:14,870 --> 00:39:15,870
واسه همیشه

483
00:39:24,040 --> 00:39:25,620
افراد من، منو دوست دارن
و منم دوستشون دارم

484
00:39:27,000 --> 00:39:30,040
اما از آخرین باری که یکی منو دیده، خیلی وقت میگذره

485
00:39:35,620 --> 00:39:36,750
... وقتی یک دختر کوچولو بودم

486
00:39:38,040 --> 00:39:40,450
... مادرم انگشتانش رو روی پیشونی من

487
00:39:41,040 --> 00:39:42,500
میکشید

488
00:39:44,540 --> 00:39:45,910
... میگفت

489
00:39:46,620 --> 00:39:48,830
... حاضره یک قاب دوست‌داشتنیش رو بده

490
00:39:50,120 --> 00:39:52,950
تا بفهمه چه افکاری توی ذهنمه

491
00:40:43,410 --> 00:40:45,620
! آتش به اختیار! آتش

492
00:40:45,700 --> 00:40:47,370
آتش بیشتری بیارین

493
00:41:11,450 --> 00:41:14,910
سرورم، نیلفگاردی ها به دروازه های قلعه نفوذ میکنن

494
00:41:15,000 --> 00:41:16,040
! نفوذ کردن

495
00:41:17,410 --> 00:41:19,950
قدرت‌های من نتونستن
بیشتر از این جلوشون رو بگیرن، سرورم

496
00:41:20,040 --> 00:41:21,750
حالا چی؟ چیکار کنیم؟

497
00:41:22,330 --> 00:41:23,330
موسَک

498
00:41:27,910 --> 00:41:29,790
اون توی تنگنا قرار گرفته

499
00:41:31,870 --> 00:41:34,950
هنوز ممکنه تقدیر سمت مارو بگیره

500
00:41:41,750 --> 00:41:42,750
دانِک

501
00:41:46,540 --> 00:41:47,540
وقتشه

502
00:41:50,120 --> 00:41:51,250
چی؟

503
00:41:53,620 --> 00:41:55,000
صبرکنین
کجا میرین؟

504
00:41:59,910 --> 00:42:01,120
بیا اینجا فرزندم

505
00:42:14,620 --> 00:42:16,250
! دروازه ها فرو ریختن

506
00:42:17,870 --> 00:42:19,120
: درس شماره دو

507
00:42:21,500 --> 00:42:24,200
زمانی که وقت حرکت کردن میرسه رو بدون

508
00:42:25,500 --> 00:42:26,500
داری تسلیم میشی

509
00:42:28,080 --> 00:42:30,000
نیلفگارد" هیچ زندانی‌ای نمیگیره"

510
00:42:31,620 --> 00:42:35,250
که یعنی همین حالا شهروندانم دارن شکنجه میشن

511
00:42:38,950 --> 00:42:43,410
وقتی دارن نگاه میکنن
درونشون به بیرون ریخته میشه

512
00:42:46,500 --> 00:42:48,410
پاهاشون آتش زده میشه

513
00:42:49,040 --> 00:42:51,500
زبون‌شون به سگ ها داده میشه

514
00:42:55,950 --> 00:42:56,950
سرورم

515
00:42:57,410 --> 00:42:58,660
اون مُرد -
چی؟ -

516
00:43:02,950 --> 00:43:04,830
... سیریلا، در زمان مواجهه با موقعیت اجتناب‌ناپذیر

517
00:43:06,330 --> 00:43:09,580
رهبران خوب همیشه "رحمت" رو انتخاب میکنن

518
00:43:11,000 --> 00:43:13,580
در آینده تو هم باید با خردمندی همین کار رو کنی

519
00:43:16,080 --> 00:43:17,080
لازلو

520
00:43:18,000 --> 00:43:19,000
جامه‌اش رو بیار

521
00:43:20,410 --> 00:43:21,700
چی؟ نه

522
00:43:22,410 --> 00:43:24,450
به شجاع بودن ادامه بده
بهم قول بده

523
00:43:25,200 --> 00:43:27,040
تو بچه شیر سینترا هستی

524
00:43:27,790 --> 00:43:30,790
تو مقدر به رسیدن به چیزهای بزرگی هستی -
من بدون تو نمیتونم اینکارو کنم -

525
00:43:30,870 --> 00:43:31,950
باید بریم، سرورم

526
00:43:32,040 --> 00:43:34,500
! نه

527
00:43:41,790 --> 00:43:42,790
برو

528
00:43:44,370 --> 00:43:45,660
دنیا به اون بستگی داره

529
00:43:58,160 --> 00:43:59,290
دوستت دارم

530
00:44:05,200 --> 00:44:07,500
گرالتِ ریویا رو پیدا کن

531
00:44:09,330 --> 00:44:10,830
اون تقدیر تو هست

532
00:44:37,830 --> 00:44:38,700
سرورم

533
00:44:38,790 --> 00:44:39,790
منم دیدمش

534
00:44:42,750 --> 00:44:44,120
برای همین اومدن

535
00:44:45,250 --> 00:44:46,410
من در امان اون رو به مقصد میرسونم

536
00:44:49,000 --> 00:44:50,500
بهتون قول میدم

537
00:44:57,950 --> 00:44:58,950
! موسک

538
00:45:02,160 --> 00:45:03,370
... خدماتت

539
00:45:04,370 --> 00:45:06,580
برای همه ما مایه افتخار بوده

540
00:45:08,660 --> 00:45:09,830
! خدمات شما هم همینطور

541
00:45:13,120 --> 00:45:14,500
! سرورم

542
00:45:33,120 --> 00:45:35,500
ببخشید مزاحم شدم، خانوم
وقتشه

543
00:45:36,200 --> 00:45:37,250
نیلفگارد" نزدیک شده"

544
00:45:51,700 --> 00:45:52,700
وقتشه

545
00:46:19,040 --> 00:46:20,120
میتونیم بریم

546
00:46:21,500 --> 00:46:23,040
میتونیم یک راه فرار پیدا کنیم

547
00:46:24,620 --> 00:46:25,620
... این

548
00:46:27,500 --> 00:46:28,830
این راه فرارمون هست

549
00:47:09,790 --> 00:47:11,300
چیکار میکنی؟ -
منم، پسرم -

550
00:47:11,330 --> 00:47:13,330
این چیه؟ -
هیچی نیست -

551
00:48:29,330 --> 00:48:30,410
اسب ها

552
00:48:31,910 --> 00:48:32,910
شاهدخت، بیاین

553
00:48:34,080 --> 00:48:35,080
! هی

554
00:48:36,870 --> 00:48:38,500
برین -
نه -

555
00:48:39,500 --> 00:48:42,120
شاهدخت، من به مادربزرگت قول دادم

556
00:48:42,830 --> 00:48:44,040
بذار سر قولم باشم

557
00:48:45,200 --> 00:48:46,200
برین

558
00:48:47,910 --> 00:48:49,700
مادربزرگم گفت که من باید برم

559
00:48:49,790 --> 00:48:51,950
چرا؟ چرا "نیلفگارد" اینجاست؟

560
00:48:52,040 --> 00:48:54,540
چرا دنیا به اون بستگی داره؟ -
صبر کنین، سرورم -

561
00:49:09,700 --> 00:49:11,410
داریم به دروازه نزدیک میشیم

562
00:49:13,040 --> 00:49:15,080
تمام زندگیم از من محافظت میشده، لازلو

563
00:49:15,160 --> 00:49:16,160
چرا؟

564
00:49:59,660 --> 00:50:02,410
تو در بازار بودی... غرق در خون

565
00:50:05,580 --> 00:50:07,830
میگی که نمیتونی انتخاب کنی
اما مجبور بودی

566
00:50:08,290 --> 00:50:10,250
و هرگز نمیفهمی که حق با تو بوده یا نه

567
00:50:15,370 --> 00:50:17,000
پاداشت، سنگسار خواهد بود

568
00:50:18,330 --> 00:50:19,620
و فرار خواهی کرد

569
00:50:20,370 --> 00:50:23,330
سعی میکنی از اون دختر در جنگل سبقت بگیری
اما نمیتونی

570
00:50:24,080 --> 00:50:25,580
اون تقدیر تو هست -
رنفری -

571
00:50:35,910 --> 00:50:37,000
بازار

572
00:50:49,790 --> 00:50:50,950
اون میدونست که تو میای

573
00:50:53,750 --> 00:50:55,080
رنفری" کجاست؟"

574
00:50:55,160 --> 00:50:57,410
توی برج با دوست کوچولوت هست

575
00:50:58,200 --> 00:50:59,200
"ماریلکا"

576
00:50:59,750 --> 00:51:01,950
بهمون یک پیغام داد تا به گوشت برسونیم

577
00:51:02,410 --> 00:51:04,160
باید شیطان کوچکتر رو انتخاب کنی

578
00:51:04,250 --> 00:51:05,660
یک ضرب‌الاجل هست

579
00:51:06,750 --> 00:51:07,750
گرفتی؟

580
00:51:11,000 --> 00:51:11,870
لعنتی

581
00:51:30,910 --> 00:51:31,910
! ویچر

582
00:52:08,250 --> 00:52:09,250
! گرالت

583
00:52:09,700 --> 00:52:11,040
! گرالت

584
00:52:13,660 --> 00:52:14,660
! نه

585
00:52:24,450 --> 00:52:26,500
تو انتخابت رو کردی -
بذار اون دختر بره -

586
00:52:30,410 --> 00:52:31,540
میکُشمش

587
00:52:33,660 --> 00:52:36,700
تا زمانی که "استرگوبور" از پا در نیاد، همه رو
اینجا میکُشم

588
00:52:37,910 --> 00:52:38,950
از "بلاویکن" برو

589
00:52:40,700 --> 00:52:41,830
هنوز زیاد دیر نیست

590
00:52:42,660 --> 00:52:44,000
جادو روی من اثر نداره

591
00:52:45,620 --> 00:52:46,910
نقره که داره

592
00:52:47,000 --> 00:52:48,330
نقره واسه هیولاهاست

593
00:52:52,370 --> 00:52:55,000
... اگه دست به شمشیر بشیم -
دیگه دست برنمیدارم -

594
00:53:07,250 --> 00:53:09,580
اونا هم من رو مثل تو خلق کردن

595
00:53:10,000 --> 00:53:11,450
چندان باهم متفاوت نیستیم

596
00:54:28,040 --> 00:54:30,950
دختره توی جنگل همیشه همراهت خواهد بود

597
00:54:32,750 --> 00:54:34,000
اون تقدیر تو هست

598
00:55:16,500 --> 00:55:18,500
... برگرد اینجا...کوچولوی

599
00:55:48,250 --> 00:55:50,080
! نه! نه

600
00:56:26,830 --> 00:56:28,040
باورنکردنیه

601
00:56:33,540 --> 00:56:34,540
! ماریلکا

602
00:56:35,700 --> 00:56:38,080
ماریلکا؟
! ماریلکا

603
00:56:38,910 --> 00:56:40,160
یک ارابه برام بیار

604
00:56:40,250 --> 00:56:42,450
باید به برج ببریم تا کالبدشکافیش کنیم

605
00:56:44,500 --> 00:56:46,700
... اگه به یه تار موی سرش دست بزنی

606
00:56:47,580 --> 00:56:49,250
جسد بعدی که روی زمین میفته، مال تو هست

607
00:56:49,330 --> 00:56:50,540
دیوونه شدی؟

608
00:56:51,450 --> 00:56:52,540
جهش‌یافتگی اون

609
00:56:53,450 --> 00:56:54,700
روی آدما تاثیر میذاره

610
00:56:54,790 --> 00:56:56,910
اینجوری یکاری کرد تا این مردها ازش پیروی کنن

611
00:56:57,330 --> 00:56:58,580
باید ببریمش

612
00:57:02,660 --> 00:57:05,330
اون روی تو هم تاثیر گذاشته . مگه نه؟

613
00:57:07,330 --> 00:57:08,330
... بهش

614
00:57:08,910 --> 00:57:10,040
دست نزنی

615
00:57:13,500 --> 00:57:14,540
! ویچر

616
00:57:16,120 --> 00:57:19,660
تو آدمایی رو در خیابونای "بلاویکن" قتل عام کردی

617
00:57:19,750 --> 00:57:21,950
تو یک هیولایی -
تو دختره رو در معرض خطر قرار دادی -

618
00:57:22,040 --> 00:57:24,010
هیولا -
... اون تک تک -

619
00:57:24,040 --> 00:57:27,410
تو وظیفه اجرای قانون رو تنهایی بعهده گرفتی -
حرومزاده -

620
00:57:27,500 --> 00:57:29,410
! اون آدم بدیه

621
00:57:29,500 --> 00:57:31,550
از اینجا بیرو -
...  برو و -

622
00:57:31,580 --> 00:57:33,620
! برو! قصاب

623
00:57:33,700 --> 00:57:35,290
تو یک تصمیمی گرفتی

624
00:57:36,950 --> 00:57:39,580
و هرگز نمیفهمی که حق با تو بوده یا نه

625
00:57:39,660 --> 00:57:41,330
! بمیر، ویچر

626
00:57:44,580 --> 00:57:45,950
! بمیر، ویچر

627
00:57:57,000 --> 00:57:58,660
برو، ویچر -
بمیر -

628
00:58:01,370 --> 00:58:03,040
از بلاویکن برو بیرون، گرالت

629
00:58:05,540 --> 00:58:06,750
و دیگه هم برنگرد

630
00:58:08,410 --> 00:58:09,620
! حرومزاده

631
00:58:36,620 --> 00:58:39,330
دختره توی جنگل همیشه همراهت خواهد بود

632
00:58:41,120 --> 00:58:42,450
اون تقدیر تو هست

633
00:58:48,000 --> 00:58:51,000
ترجمه و زیرنویس از
« Ali EmJay»

634
00:58:51,030 --> 00:59:01,000
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

