1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:05,030 --> 00:00:07,000
‫ترجمه از:
‫حسـیـن و سـروش
‫SuRouSH AbG | HosseinTL

3
00:00:11,870 --> 00:00:13,580
‫تو شب ماه کامل پیداش میشه...

4
00:00:14,410 --> 00:00:15,410
‫تا تغذیه کنه

5
00:00:17,290 --> 00:00:18,830
‫مامان همیشه اینو می‌گفت

6
00:00:22,790 --> 00:00:23,910
‫وقتی یه گرگ...

7
00:00:26,290 --> 00:00:27,950
‫به قبر یه دختر میرسه

8
00:00:31,500 --> 00:00:34,700
‫دختر حامله‌ای که قبل از موعد زایمان مُرده

9
00:00:38,660 --> 00:00:39,660
‫بچه‌ش...

10
00:00:40,660 --> 00:00:41,830
‫تو شکمش شروع میکنه...

11
00:00:43,450 --> 00:00:44,910
‫به رشد کردن

12
00:00:54,290 --> 00:00:55,580
‫وقتی بزرگ شد...

13
00:00:58,540 --> 00:01:00,750
‫شکم رو پاره میکنه و میاد بیرون

14
00:01:06,410 --> 00:01:08,040
‫ولی دیگه بچه نیست

15
00:01:11,330 --> 00:01:12,540
‫هیولا شده

16
00:01:15,500 --> 00:01:16,750
‫یه "وکودلاک"

17
00:01:21,040 --> 00:01:23,540
‫قسم میخورم، ویچر،
‫همون بهم حمله کرد

18
00:01:24,830 --> 00:01:26,080
‫قسم میخورم که دیدمش

19
00:01:26,160 --> 00:01:29,830
‫- به خاک مادرم قسم، دیدم که...
‫- هیس. هیس

20
00:01:31,410 --> 00:01:33,950
‫سه هزار اورن. بیعانه

21
00:03:19,370 --> 00:03:20,580
‫نه!

22
00:03:43,370 --> 00:03:45,790
‫این یکی رو خوب می‌شناسم

23
00:04:05,200 --> 00:04:06,200
‫کار "کیکیمورا"ـه؟

24
00:04:20,790 --> 00:04:23,250
‫یادم نمیاد آوازخون از این یکی خونده باشه

25
00:04:25,080 --> 00:04:27,500
‫کی جرئت میکنه گنجینه‌ی
‫تو رو ازت بدزده؟

26
00:04:29,250 --> 00:04:30,330
‫یه زن؟

27
00:04:31,620 --> 00:04:32,620
‫یه شاهدخت

28
00:04:34,580 --> 00:04:36,040
‫عاشقش بودی؟

29
00:04:38,410 --> 00:04:39,410
‫اسمش چیه؟

30
00:04:40,790 --> 00:04:44,200
‫وقتی اینقدر عمر میکنی، دیگه کم کم
‫اسم‌ها برات فرقی نمیکنن

31
00:04:47,580 --> 00:04:50,160
‫اگه سرنوشت، سلیطه‌ی مهربون‌تری بود،
‫فاحشه‌ای مثل من

32
00:04:50,250 --> 00:04:52,870
‫مجبور نمیشد راضی بشه
‫به داستان‌های مشتریش

33
00:04:58,290 --> 00:05:01,700
‫یکی از دوستات ماه پیش اومد
‫اینجا. داشت میرفت سمت تیمریا

34
00:05:02,370 --> 00:05:03,370
‫دوست؟

35
00:05:04,120 --> 00:05:05,330
‫یه ویچر دیگه

36
00:05:06,290 --> 00:05:10,410
‫بهترین خدماتم رو هم
‫به اون دیوث‌پدر دادم

37
00:05:10,500 --> 00:05:11,750
‫- اونوقت...
‫- تیمریا چرا؟

38
00:05:11,830 --> 00:05:14,330
‫- نمی‌شنوی دارم حرف میزنم؟
‫- تو از همه باید بهتر بفهمی

39
00:05:14,410 --> 00:05:16,260
‫که کی داره ادا درمیاره

40
00:05:16,290 --> 00:05:18,040
‫سه شب گذشته

41
00:05:18,120 --> 00:05:20,290
‫یا پول بده
‫یا راهتو بکش برو!

42
00:05:20,370 --> 00:05:21,370
‫تیمریا؟

43
00:05:22,950 --> 00:05:25,750
‫مثل اینکه یه جونور مزاحم دارن

44
00:05:26,830 --> 00:05:29,790
‫چند تا معدنچی سه هزار اورن
‫جمع کردن که بکشنش

45
00:05:30,450 --> 00:05:32,620
‫رفیق تو پول رو گرفته و فرار کرده

46
00:05:32,700 --> 00:05:34,450
‫صدامو میشنوی؟

47
00:05:39,250 --> 00:05:41,080
‫ممنون... بابتِ...

48
00:05:42,200 --> 00:05:43,200
‫همه‌چی

49
00:05:43,290 --> 00:05:45,120
‫ویچر!

50
00:05:45,200 --> 00:05:46,330
‫

51
00:05:46,410 --> 00:05:48,500
‫پول اتاق چی پس؟

52
00:06:00,620 --> 00:06:01,660
‫فکر بدی درباره‌ام نکن

53
00:06:05,450 --> 00:06:07,500
‫چند روز دیگه با پولت برمیگردم

54
00:06:08,200 --> 00:06:09,700
‫بلایی سر اسبم بیاد...

55
00:06:09,790 --> 00:06:12,200
‫من ازت نمی‌ترسم

56
00:06:19,660 --> 00:06:20,910
‫تیمریا از کدوم طرفه؟

57
00:06:56,580 --> 00:07:00,450
‫این جونور سالهاست داره بهمون حمله میکنه،
‫اونوقت پادشاه هیچ کاری نمیکنه

58
00:07:01,200 --> 00:07:04,160
‫باید بهش فشار بیاریم.
‫کلنگ‌هامون رو بذاریم زمین...

59
00:07:04,790 --> 00:07:06,450
‫و اعتصاب کنیم

60
00:07:06,540 --> 00:07:07,580
‫آره

61
00:07:07,660 --> 00:07:11,290
‫و این کارای موقتی فایده ندارن!
‫باید بذاریم بریم

62
00:07:12,450 --> 00:07:14,120
‫جنوب "سادن" کلی کار هست

63
00:07:18,450 --> 00:07:19,450
‫پسرم...

64
00:07:20,830 --> 00:07:21,870
‫روحش شاد...

65
00:07:23,580 --> 00:07:24,580
‫بهم گفت...

66
00:07:26,200 --> 00:07:27,330
‫تو نیلفگارد...

67
00:07:28,330 --> 00:07:31,870
‫پادشاه بین فاحشه‌ها غلت میخورد
‫و رعیتش از گشنگی میمردن

68
00:07:34,660 --> 00:07:35,910
‫بعد یه نفر اومد

69
00:07:37,290 --> 00:07:38,870
‫غاصب

70
00:07:38,950 --> 00:07:44,580
‫اومد و مردم رو رهبری کرد
‫تا اینکه حقشون رو گرفتن!

71
00:07:44,660 --> 00:07:45,700
‫آره!

72
00:07:45,790 --> 00:07:47,450
‫بیاین ما هم ازشون الگو بگیریم!

73
00:07:49,950 --> 00:07:51,910
‫نمیتونین وکودلاک رو بکشین...

74
00:07:53,540 --> 00:07:55,160
‫اونوقت میخواین
‫پادشاهتون رو بکشین؟

75
00:07:57,540 --> 00:07:58,540
‫عجب نقشه‌ای

76
00:07:58,620 --> 00:08:00,450
‫یه ویچر بی‌وجدان دیگه

77
00:08:01,330 --> 00:08:03,750
‫هم‌نوعت یه بار سرمون کلاه گذاشته

78
00:08:03,830 --> 00:08:07,700
‫من بعد از انجام کار، دستمزد
‫میگیرم. اونم با یک سوم قیمت

79
00:08:07,790 --> 00:08:08,790
‫بعنوان عذرخواهی...

80
00:08:09,830 --> 00:08:10,870
‫از جانب صنف ویچرها...

81
00:08:11,620 --> 00:08:12,620
‫به صنف شما

82
00:08:20,410 --> 00:08:21,950
‫اگه نکشیش چی؟

83
00:08:23,080 --> 00:08:24,080
‫اونوقت میمیرم

84
00:08:36,540 --> 00:08:37,540
‫لطفاً

85
00:08:40,580 --> 00:08:42,830
‫همگی آروم باشن

86
00:08:44,540 --> 00:08:47,540
‫سلاحتون رو بیارین پایین
‫و برگردین خونه‌هاتون

87
00:08:47,620 --> 00:08:50,250
‫بیشتر از این شلوغ‌بازی نکنین تا...

88
00:08:51,080 --> 00:08:54,790
‫بهتون قول بدم که خیانتتون
‫به گوش پادشاهمون نرسه

89
00:08:54,870 --> 00:08:57,500
‫این فولتست ـه که خیانت کرده

90
00:08:58,790 --> 00:09:02,700
‫تو قلعه زمستونیش قایم میشه،
‫اونوقت ما اینجا خورده میشیم

91
00:09:02,790 --> 00:09:03,790
‫آره!

92
00:09:09,000 --> 00:09:10,450
‫میکال پسر خوبی بود

93
00:09:14,870 --> 00:09:16,950
‫انتقام دردت رو ساکت نمیکنه

94
00:09:31,620 --> 00:09:32,660
‫تو هیچی نمیدونی...

95
00:09:33,700 --> 00:09:34,750
‫از درد من

96
00:09:48,540 --> 00:09:50,040
‫فولتست برنامه‌ای داره؟

97
00:09:51,450 --> 00:09:53,500
‫این آقا رو تا مرز بدرقه کنین

98
00:09:53,580 --> 00:09:57,040
‫تیمریا به قدر کافی،
‫ویچر به خودش دیده

99
00:10:33,120 --> 00:10:34,450
‫ویچر

100
00:10:36,290 --> 00:10:38,830
‫میتونی شمشیرت رو غلاف کنی.
‫من کاریت ندارم

101
00:10:38,910 --> 00:10:41,370
‫ساحره‌ای اینو میگه که تو جنگل قایم شده

102
00:10:41,450 --> 00:10:42,910
‫جادوگر

103
00:10:43,000 --> 00:10:44,000
‫ساحره

104
00:10:48,830 --> 00:10:51,620
‫تریس مری‌گولد.
‫به پادشاه فولتست خدمت میکنم

105
00:10:51,700 --> 00:10:53,620
‫پس جلو بقیه منو با اردنگی
‫میندازه بیرون...

106
00:10:54,450 --> 00:10:57,330
‫بعد نوکرش رو میفرسته
‫که چند تا سکه بهم بده

107
00:10:57,410 --> 00:10:58,660
‫تا هیولاش رو بکشم

108
00:11:00,620 --> 00:11:02,660
‫نقشه‌ی جدیدی نیست
‫برای یه پادشاه

109
00:11:02,750 --> 00:11:03,870
‫نقشه‌ی من بود

110
00:11:05,080 --> 00:11:06,080
‫سکه هم خودم میدم

111
00:11:07,330 --> 00:11:09,750
‫و نمیخوام جونور رو بکشی

112
00:11:09,830 --> 00:11:11,580
‫میخوام کمکم کنی نجاتش بدم

113
00:11:19,410 --> 00:11:20,410
‫شش سال پیش

114
00:11:20,500 --> 00:11:23,370
‫چند تا از کارگرهای اصطبل
‫تو قلعه بالای شهر ناپدید شدن

115
00:11:23,450 --> 00:11:26,250
‫خیلی زود، شهروندهای زیادی
‫سرتاسر تیمریا ناپدید شدن

116
00:11:27,160 --> 00:11:30,700
‫نگهبانای وفادار فولتست
‫متوجه شدن که اون جونور از حفره میومده

117
00:11:30,790 --> 00:11:32,750
‫جایی که خواهر پادشاه، آدا دفن شده

118
00:11:32,830 --> 00:11:37,080
‫یه شایعه هست که میگه قبل از مرگش
‫با یه مرد شهری رابطه نامشروع داشته

119
00:11:37,160 --> 00:11:38,160
‫حامله بوده؟

120
00:11:39,450 --> 00:11:43,000
‫اگه بوده، یعنی بچه‌ش تنها
‫وارث تاج و تخت بوده

121
00:11:43,080 --> 00:11:44,290
‫چون فولتست هیچوقت ازدواج نکرد

122
00:11:45,580 --> 00:11:48,500
‫پادشاه بدون توجه به آمار
‫رو به افزایش مرگ و میر، فرار کرد

123
00:11:48,580 --> 00:11:50,200
‫بعد از اینکه نیلفگاردی‌ها
‫پادشاهشون رو به زیر کشیدن

124
00:11:50,290 --> 00:11:52,370
‫انجمن برادری نتونست ریسکِ دوباره
‫اتفاق افتادنش رو به جون بخره

125
00:11:52,450 --> 00:11:55,290
‫برای همین سه ماه پیش
‫منو فرستادن اینجا که جونور رو بکشم

126
00:11:55,370 --> 00:11:57,200
‫وکودلاک‌ها، جهش‌یافته‌های
‫غیرعادی‌ای هستن

127
00:11:57,910 --> 00:12:00,330
‫- قابل درمان نیستن
‫- پس چه خوب که وکودلاک نیست

128
00:12:03,580 --> 00:12:07,200
‫دو هزار اورن بهت میدم اگه
‫بهم بگی دقیقاً چی باعث مرگشون شده

129
00:12:36,370 --> 00:12:39,450
‫نخواستین مردم بدونن که اون
‫جونور یه ویچر رو شکست داده

130
00:12:41,250 --> 00:12:43,910
‫و کاری کردین باور کنن که
‫پولشون رو برداشته و فرار کرده

131
00:13:01,700 --> 00:13:03,700
‫مشخصه که با هم آشنایی نداشتین

132
00:13:08,500 --> 00:13:10,580
‫قلب و کبدش سر جاش نیست

133
00:13:11,950 --> 00:13:14,500
‫فقط یه موجوده که انقدر
‫سر خوراکش سخت‌پسنده

134
00:13:15,750 --> 00:13:16,950
‫استریگا

135
00:13:17,040 --> 00:13:19,790
‫- استریگاها مال افسانه‌هان
‫- خیلی نادرن

136
00:13:19,870 --> 00:13:22,040
‫فقط با طلسم میشه
‫استریگا درست کرد

137
00:13:24,500 --> 00:13:26,370
‫یکی میخواسته آدا رو بکشه

138
00:13:26,450 --> 00:13:30,160
‫اما طلسم به آدا محدود نشده.
‫دخترش رو هم تبدیل به هیولا کرده

139
00:13:30,250 --> 00:13:31,290
‫دخترش؟

140
00:13:31,370 --> 00:13:32,660
‫استریگاها همه مونثن

141
00:13:36,910 --> 00:13:38,370
‫این استریگا یه شاهدخته

142
00:14:12,540 --> 00:14:14,370
‫میتونن...

143
00:14:15,410 --> 00:14:16,750
‫میتونن کاری کنن؟

144
00:14:17,540 --> 00:14:19,330
‫فقط دارن نگاه میکنن

145
00:14:57,500 --> 00:14:59,660
‫اون کف زدن آخرش
‫خیلی خوب بود

146
00:15:02,290 --> 00:15:04,830
‫بنظرت چند بار دیگه میتونیم این کارو بکنیم؟

147
00:15:04,910 --> 00:15:05,950
‫نمیدونم

148
00:15:07,750 --> 00:15:11,040
‫به زودی برمیگرده تو ویرونه‌هات،
‫آقای کاشف خوشتیپ

149
00:15:11,750 --> 00:15:13,290
‫کاشف خوشتیپ پاره‌وقت

150
00:15:13,370 --> 00:15:16,040
‫استرگبور میگه به شدت
‫متکیه به جادوگرهاش

151
00:15:16,160 --> 00:15:17,790
‫پس شاید دیگه برای
‫من وقت نداشته باشی

152
00:15:17,870 --> 00:15:21,660
‫شایدم وقتی طعم عیاشی تو "ایدرن"
‫رو بچشی، تو برای من وقت نداشته باشی

153
00:15:21,750 --> 00:15:24,830
‫میگن پادشاه ویرفوریل خیلی جذابه

154
00:15:26,040 --> 00:15:28,540
‫اگه خوب از پس کارم بربیام...

155
00:15:28,620 --> 00:15:31,120
‫میتونم ترغیبش کنم که
‫بهت اجازه ورود بده به ویرونه‌هامون

156
00:15:32,790 --> 00:15:35,540
‫- اینجوری شاید تا ابد این کارو بکنیم
‫- آره

157
00:15:36,790 --> 00:15:39,250
‫خب بعد از مراسم امشب،
‫ما رئیس میشیم

158
00:15:40,040 --> 00:15:42,540
‫میتونیم همونی باشیم
‫که دلمون میخواد

159
00:15:47,910 --> 00:15:48,910
‫چیه؟

160
00:15:49,700 --> 00:15:52,620
‫فرینجیلا و بقیه خوب میدونن
‫میخوان کی باشن

161
00:15:53,540 --> 00:15:56,290
‫دقیقاً میدونن برای طلسم‌شون چی میخوان

162
00:15:57,830 --> 00:15:59,500
‫انقدر نگران نباش

163
00:15:59,580 --> 00:16:01,330
‫برای یه پسر اهل "بَن آرد" راحته

164
00:16:01,410 --> 00:16:04,580
‫شما احمقا لازم ندارین قبل از
‫عشق‌بازی یه چروک صورتتون هم عوض کنین

165
00:16:15,830 --> 00:16:16,830
‫چی میخوای؟

166
00:16:24,660 --> 00:16:28,000
‫اون دختر وحشتزده‌ای که تو این غار
‫به پات افتاد...

167
00:16:29,080 --> 00:16:30,620
‫و از قدرتش خبر نداشت رو یادته؟

168
00:16:36,700 --> 00:16:39,370
‫میخوام برگردم ایدرن و
‫دیگه اون دختر نباشم

169
00:16:44,160 --> 00:16:47,250
‫- قراره بری ایدرن؟
‫- بله

170
00:16:51,290 --> 00:16:56,200
‫بذار رک و راست بگم. تو یه
‫طرح اولیه از مقصود طبیعت هستی، خب؟

171
00:16:57,120 --> 00:17:00,700
‫از شانس خوبت،
‫من هنرمند غایی هستم

172
00:17:13,040 --> 00:17:17,910
‫هر دختری که جادوش میکنم،
‫موقع رفتن از آرتوزا، یه اثر هنری زنده‌ست

173
00:17:18,000 --> 00:17:19,000
‫

174
00:17:20,120 --> 00:17:21,870
‫حالا هر قدر هم که
‫طرح اولیه‌ش بد باشه

175
00:17:47,160 --> 00:17:48,580
‫برای ایدرن حرف نداره

176
00:17:48,660 --> 00:17:51,950
‫لباس خاکستری نشونه‌ی اهمیته
‫اما بدون جاه‌طلبی واضح

177
00:18:00,500 --> 00:18:04,330
‫ظاهر نهایی این نیست.
‫بیشتر یه پیش‌‌نمایشه

178
00:18:23,410 --> 00:18:25,700
‫یه نفر هم تو دنیا نیست

179
00:18:25,790 --> 00:18:29,000
‫که به آینه نگاه کنه و یه
‫نقص و زشتی نبینه

180
00:18:30,700 --> 00:18:31,950
‫جز ما

181
00:18:33,790 --> 00:18:38,410
‫ما خودمون رو اونطور که میخوایم، می‌سازیم.
‫دنیا هیچ دخالتی توش نداره

182
00:18:41,330 --> 00:18:42,330
‫نگاه کن

183
00:18:43,950 --> 00:18:46,580
‫میتونی این قربانی داخل آینه
‫رو تا ابد آزاد کنی

184
00:18:49,700 --> 00:18:51,120
‫نمیدونم از کجا شروع کنم

185
00:18:53,950 --> 00:18:54,950
‫چشماتو ببند

186
00:19:01,500 --> 00:19:02,540
‫گفتم ببند

187
00:19:05,790 --> 00:19:08,330
‫قدرتمندترین زن دنیا رو تصور کن

188
00:19:09,410 --> 00:19:12,870
‫موهاش، رنگ چشماش...

189
00:19:14,870 --> 00:19:17,120
‫همینطور ابهتش

190
00:19:18,870 --> 00:19:21,290
‫وقار تمام جسمش

191
00:19:25,000 --> 00:19:26,000
‫می‌بینیش؟

192
00:19:33,500 --> 00:19:34,500
‫بله

193
00:19:45,700 --> 00:19:46,790
‫چشمات رو باز کن

194
00:19:50,620 --> 00:19:51,660
‫حیرت‌انگیزه

195
00:20:04,450 --> 00:20:08,250
‫دوشیزه مری‌گولد، شما اعزام شدین
‫که به یه امر خانوادگی رسیدگی کنین

196
00:20:08,330 --> 00:20:11,290
‫نه اینکه با یه مزدور جهش‌یافته
‫برید دنبال کاراگاه‌بازی

197
00:20:11,370 --> 00:20:14,540
‫بازی‌ای در کار نیست، فرمانده.
‫امشب ماه کامله

198
00:20:14,620 --> 00:20:17,200
‫و گرالت هم از پیش ثابت کرده
‫که فرد بسیار ارزشمندیه

199
00:20:17,290 --> 00:20:19,200
‫بنظرمون میتونیم جونور رو درمان کنیم

200
00:20:19,290 --> 00:20:20,500
‫میگی دختره

201
00:20:21,450 --> 00:20:23,910
‫پس باید علیاحضرت خطابشون کنی

202
00:20:24,000 --> 00:20:27,410
‫سگلین، بنظرم تو این موقعیت

203
00:20:27,500 --> 00:20:30,000
‫باید در موارد اینچنینی
‫انعطاف‌پذیر باشیم

204
00:20:31,040 --> 00:20:35,200
‫نظر این ویچر، یاوه‌ست.
‫شاهدخت آدا، محبوب مردم بود

205
00:20:35,290 --> 00:20:37,750
‫- کیه که بخواد بکشدش؟
‫- معشوقه‌ش چی؟

206
00:20:39,290 --> 00:20:44,120
‫اینا شایعات فتنه‌جویانه‌ست. روسپی‌های ولگرد
‫از بیکاری به حسادت روی آوردن

207
00:20:44,200 --> 00:20:46,250
‫شاید اگر نگهبانانتون می‌فرستادین برن

208
00:20:46,330 --> 00:20:48,250
‫اگه بتونیم قلعه‌ی متروکه رو جستجو کنیم

209
00:20:48,330 --> 00:20:50,700
‫میتونیم سرنخی پیدا کنیم
‫از اینکه کی طلسمش کرده

210
00:20:50,790 --> 00:20:53,700
‫ولی این ویچر میره
‫شاهدخت رو موقع خواب میکشه

211
00:20:53,830 --> 00:20:56,250
‫- و پولش رو از معدنچی‌ها میگیره
‫- بهش بگو شاهدخت

212
00:20:57,330 --> 00:20:59,160
‫اصلاً اگه میخوای بگو اسب تک‌شاخ

213
00:21:00,120 --> 00:21:02,790
‫داخل شکم آدا رشد کرده.
‫از رحمِ پوسیده‌ش تغذیه کرده

214
00:21:02,870 --> 00:21:04,750
‫- تو احترام سرت نمیشه؟
‫- در حال جهش یافتن

215
00:21:05,540 --> 00:21:07,950
‫سالها رشد کرده تا اینکه
‫انقدر گرسنه شده...

216
00:21:09,450 --> 00:21:11,250
‫که مجبور شده بزنه بیرون

217
00:21:12,330 --> 00:21:16,870
‫با عضلات پوسیده، استخون‌های
‫خمیده، دو تا پای عنکبوت‌مانند

218
00:21:16,950 --> 00:21:21,160
‫با چنگال‌هایی که روی خاک کشیده میشن.
‫یه جنین نارسِ بیش از حد رشد کرده

219
00:21:21,250 --> 00:21:22,620
‫کافیه

220
00:21:22,700 --> 00:21:24,450
‫- اعلی‌حضرت
‫- برید

221
00:21:47,040 --> 00:21:48,160
‫هی!

222
00:21:48,250 --> 00:21:49,500
‫در رو باز کن!

223
00:21:50,160 --> 00:21:53,620
‫در رو باز کن!

224
00:21:57,870 --> 00:21:58,870
‫ویچر!

225
00:22:03,410 --> 00:22:07,870
‫- پدر شاهدخت کیه؟
‫- افرادم می‌کشنت، ویچر

226
00:22:08,660 --> 00:22:11,250
‫جالبه

227
00:22:12,450 --> 00:22:15,910
‫فهمیدی خواهرت به قتل رسیده
‫و حتی خم به ابروت نیاوردی

228
00:22:17,910 --> 00:22:20,410
‫اما به محض اینکه
‫گفتم پدر...

229
00:22:23,290 --> 00:22:24,700
‫چرا هیچوقت ازدواج نکردی؟

230
00:22:31,000 --> 00:22:32,290
‫داری با یه پادشاه حرف میزنی

231
00:22:32,370 --> 00:22:33,750
‫منظور منم دقیقاً همینه

232
00:22:34,700 --> 00:22:36,580
‫چرا وارثی برای خودت نیاوردی؟

233
00:22:36,660 --> 00:22:39,620
‫چرا استریگا رو نکشتی
‫تا این شورش درست نشه؟

234
00:22:41,080 --> 00:22:42,330
‫چرا این کشمش رو درست کردی؟

235
00:22:45,200 --> 00:22:47,200
‫بین خودت و من...

236
00:22:49,000 --> 00:22:50,750
‫پدر اون استریگا کیه؟

237
00:23:03,000 --> 00:23:07,370
‫یادمه بچه بودم درباره ویچرها
‫یه داستان‌های می‌شنیدم

238
00:23:09,660 --> 00:23:10,870
‫اینی که میگن راسته؟

239
00:23:12,750 --> 00:23:16,330
‫اینکه جهش‌هایی که توانایی‌هاتون
‫رو بوجود میارن...

240
00:23:16,410 --> 00:23:18,000
‫عواطفتون رو هم پاک میکنن؟

241
00:23:19,410 --> 00:23:20,410
‫باید همینطور باشه

242
00:23:20,500 --> 00:23:22,500
‫چون فقط مردی که دل
‫تو سینه‌ش نباشه

243
00:23:22,580 --> 00:23:24,790
‫میتونه یه برادر رو به همخوابی
‫با خواهر کشته‌شده‌ش متهم کنه

244
00:23:24,870 --> 00:23:26,370
‫و تشویقش کنه که بکشدش

245
00:23:33,700 --> 00:23:35,160
‫از تیمریا برو

246
00:23:37,200 --> 00:23:38,200
‫هیچوقت برنگرد

247
00:23:52,000 --> 00:23:55,950
‫سینترا داره به خصومتش با
‫سازمان ما ادامه میده

248
00:23:56,040 --> 00:23:58,200
‫نگو که دارن دروئید اجیر میکنن

249
00:23:58,290 --> 00:24:00,250
‫یا اصلاً بدتر... فالگیر

250
00:24:02,330 --> 00:24:06,120
‫پادشاه داگوراد جادوگرهای سینترا
‫رو منع کرده. خدا میدونه چرا

251
00:24:06,200 --> 00:24:07,950
‫حرفش به گوشم رسیده
‫که بیمار شده

252
00:24:08,040 --> 00:24:12,250
‫اگه پادشاه بمیره، جانشینش
‫انعطاف‌پذیرتر خواهد بود. شاهدخت...

253
00:24:12,330 --> 00:24:14,540
‫کالانته؟ برات آرزوی موفقیت میکنم

254
00:24:14,620 --> 00:24:16,950
‫شنیدم حتی از پدرش هم کله‌شق‌تره

255
00:24:17,910 --> 00:24:19,000
‫اوضاع نیلفگارد چطوره؟

256
00:24:19,910 --> 00:24:24,200
‫بنظر میاد پادشاه فرگوس
‫پادشاه جوان موثر و تحریک‌پذیریه

257
00:24:24,290 --> 00:24:25,370
‫منظورش حشریه

258
00:24:25,450 --> 00:24:28,830
‫پول مملکت رو خرج جنده میکنه
‫در حالی که مردمش از گرسنگی میمیرن

259
00:24:28,910 --> 00:24:31,120
‫فرینجیلا تا آخر هفته میرسه
‫به نیلفگارد

260
00:24:31,200 --> 00:24:33,540
‫مردم رو آروم میکنه
‫و نون سر سفره‌شون میبره

261
00:24:33,620 --> 00:24:36,750
‫دختر تو... در کمال احترام

262
00:24:36,830 --> 00:24:40,620
‫خواهر‌زاده‌ات فقط میتونه
‫کاری رو بکنه که بهش میگن

263
00:24:43,290 --> 00:24:46,500
‫هیچ جادوگر جاه‌طلبی نمیخواد
‫بره طرف جنوب سادن

264
00:24:47,290 --> 00:24:49,330
‫اما نیلفگارد به اصلاح نیاز داره

265
00:24:52,870 --> 00:24:57,040
‫شاید بهتره یکی رو بفرستیم اونجا
‫که جربزه‌ی بیشتری داشته باشه

266
00:24:57,120 --> 00:24:59,290
‫استرگبور، فرد خاصی مد نظرته؟

267
00:24:59,950 --> 00:25:02,290
‫اون دختر تحت حفاظت گوژپشتت چطور؟

268
00:25:02,910 --> 00:25:05,080
‫جربزه‌ی اون چطوره؟

269
00:25:06,250 --> 00:25:09,950
‫توافق کردیم که ینفر بره ایدرن

270
00:25:10,040 --> 00:25:12,250
‫پادشاه ویرفوریل جادوگرهای
‫قلمروی خودش رو ترجیح میده

271
00:25:12,330 --> 00:25:16,000
‫- ینفر هم تو ونگربرگ متولد شده
‫- داگوراد رو کفری میکنیم

272
00:25:16,080 --> 00:25:18,580
‫اگه ینفر رو بفرستیم برای
‫بزرگترین شریک تجاریش

273
00:25:19,450 --> 00:25:24,660
‫تنها چیزی که سینترا بیشتر از
‫جادوگرا ازش متنفره... الف‌هان

274
00:25:29,700 --> 00:25:31,330
‫ینفر نژاد الف داره؟

275
00:25:32,910 --> 00:25:33,910
‫یک چهارم الف

276
00:25:35,080 --> 00:25:36,750
‫سینترایی‌ها این چیزا حالیشون نمیشه

277
00:25:36,830 --> 00:25:39,660
‫بیاین جای عقلمون رو به
‫تعصب و بدبینی ندیم

278
00:25:39,750 --> 00:25:41,540
‫چه با تعصب چه بی تعصب،
‫نمیتونی انکار کنی

279
00:25:41,620 --> 00:25:44,370
‫که سینترا خیلی وقته که
‫از چنگمون در اومده

280
00:25:44,450 --> 00:25:48,830
‫پادشاه‌ها و ملکه‌های کنترل‌نشده
‫کار رو به شورش می‌کشونن. کشتار

281
00:25:48,910 --> 00:25:51,370
‫این مجلس هم به همین دلیل
‫ایجاد شده

282
00:25:51,450 --> 00:25:53,160
‫هنوز از فالکا میترسی، نه؟

283
00:25:55,040 --> 00:25:57,950
‫و تو خواهرزاده‌ات رو از وظایفش
‫راحت میکنی؟

284
00:25:58,040 --> 00:26:01,290
‫تمام عطرهای توسانت رو هم جمع کنی
‫جلوی بوی تعفن این پارتی بازی کم میاره

285
00:26:09,120 --> 00:26:13,910
‫پس از مجلس رأی‌‌گیری میکنیم.
‫حتی خودم رو رفع صلاحیت میکنم

286
00:26:14,000 --> 00:26:17,250
‫کیا موافقن ینفر به جای
‫فرینجیلا بره به نیلفگارد؟

287
00:26:23,750 --> 00:26:25,330
‫اعلی‌حضرت، باعث افتخاره می‌بینمتون

288
00:26:30,330 --> 00:26:32,790
‫افتخار از آن منه

289
00:26:36,200 --> 00:26:37,540
‫پادشاه فرگوس اینو انتخاب کرد

290
00:26:38,500 --> 00:26:41,120
‫- نه من
‫- پادشاه فرگوس از نیلفگارد؟

291
00:26:42,370 --> 00:26:44,200
‫منظورت چیه؟

292
00:26:45,910 --> 00:26:46,910
‫

293
00:26:51,330 --> 00:26:53,080
‫میخوام با مجلس دیدار داشته باشم

294
00:26:55,870 --> 00:26:58,040
‫ازدواج‌ها رو من ترتیب میدم ینفر

295
00:26:59,330 --> 00:27:01,700
‫- نه مجلس
‫- قول ایدرن رو داده بودی بهم

296
00:27:02,330 --> 00:27:04,370
‫موارد جدیدی برام روشن شد
‫که منجر شد تصمیم بگیرم

297
00:27:04,450 --> 00:27:06,410
‫که برای نیلفگارد مناسب‌تری

298
00:27:06,500 --> 00:27:09,000
‫هیچ قدرتی تو بازیچه کردن احمق‌ها نیست

299
00:27:09,080 --> 00:27:12,250
‫بخصوص کسی که ترجیح میده
‫جادوگرش رو نوازش کنه تا اینکه به حرفش گوش بده

300
00:27:13,660 --> 00:27:15,660
‫فکر نمیکنم موارد جدیدی روشن شده باشن

301
00:27:17,040 --> 00:27:18,540
‫بنظرم زور مجلس به تو چربیده

302
00:27:19,790 --> 00:27:22,410
‫درسته؟ آره؟

303
00:27:22,500 --> 00:27:24,830
‫جادوگر قادر کل، "تسایا وریز"

304
00:27:24,910 --> 00:27:26,620
‫از تخت شیشه‌ایش پایین افتاده

305
00:27:29,620 --> 00:27:30,620
‫بخاطر نژادت بود

306
00:27:34,580 --> 00:27:36,370
‫اتفاقات سینترا باعث شده
‫انجمن برادری نتونه

307
00:27:36,450 --> 00:27:39,200
‫یه جادوگر با نژاد الف
‫رو به ایدرن بفرسته

308
00:27:43,580 --> 00:27:45,080
‫چطور تونستی بهشون بگی؟

309
00:27:47,790 --> 00:27:48,790
‫من نگفتم

310
00:27:51,290 --> 00:27:52,290
‫استرگبور گفت

311
00:27:53,120 --> 00:27:54,120
‫خودت بقیه‌ش رو حدس بزن

312
00:28:26,540 --> 00:28:28,200
‫چند ساعت دیگه؟

313
00:28:28,290 --> 00:28:29,290
‫زیاد

314
00:28:31,700 --> 00:28:33,870
‫بهت گفت از تیمریا برو

315
00:28:33,950 --> 00:28:34,950
‫ولی خدایی...

316
00:28:36,000 --> 00:28:37,080
‫نمیشه بیخیال این مناظر شد

317
00:28:38,910 --> 00:28:40,290
‫میخوای بکشیش؟

318
00:28:44,580 --> 00:28:46,330
‫من پول معدنچی‌ها رو نمیخوام

319
00:28:46,410 --> 00:28:47,450
‫یا ظاهراً پول من

320
00:28:48,790 --> 00:28:50,080
‫این دختر کیِ توئه؟

321
00:28:51,500 --> 00:28:52,540
‫چرا برات مهمه؟

322
00:28:54,120 --> 00:28:55,120
‫اول تو بگو

323
00:28:55,790 --> 00:28:58,200
‫دیدم فولتست و آدمش چجوری
‫باهات حرف زدن

324
00:28:58,290 --> 00:29:00,080
‫چرا به کسی که حرفتو گوش نمیده
‫کمک میکنی؟

325
00:29:04,700 --> 00:29:06,870
‫حتماً تو که انقدر افسانه‌ای هستی

326
00:29:06,950 --> 00:29:09,910
‫تا الان چند تا راه برای رد شدن
‫از نگهبانای سگلین پیدا کرده

327
00:29:23,790 --> 00:29:24,790
‫برو

328
00:29:35,870 --> 00:29:38,700
‫تیمریا بوی راز میده.
‫حسش میکنم

329
00:29:40,040 --> 00:29:42,450
‫درست مثل بوی این اجساد،
‫قبل از اینکه وارد اینجا بشیم

330
00:29:44,750 --> 00:29:46,290
‫گمونم به مشام تو هم رسیده

331
00:29:52,080 --> 00:29:55,660
‫فولتست و آدا. چی به سرشون اومد؟

332
00:29:58,160 --> 00:30:01,500
‫جواب ندادن به سوالاتم هم
‫از ارکان جذابیتِ آزاردهنده‌ته

333
00:30:08,870 --> 00:30:10,700
‫مطمئنم فولتست پدر بچه‌ست

334
00:30:29,250 --> 00:30:30,410
‫اتاق خواب آدا

335
00:30:37,120 --> 00:30:38,750
‫بنظرت اون آدا رو طلسم کرده؟

336
00:30:39,700 --> 00:30:40,700
‫فولتست رو میگم

337
00:30:43,080 --> 00:30:44,080
‫شاید

338
00:31:40,200 --> 00:31:41,200
‫گرالت

339
00:31:42,830 --> 00:31:43,830
‫کلی نامه اینجاست

340
00:31:44,660 --> 00:31:47,040
‫از طرف ملکه سانسیا،
‫مادر فولتست و آدا

341
00:31:50,410 --> 00:31:53,450
‫یه ملکه‌ی مادر که بچه‌های خودش
‫رو بخاطر رابطه نامشروع طلسم کرده

342
00:31:54,870 --> 00:31:56,500
‫این ممکنه تاج و تخت رو نابود کنه

343
00:31:57,660 --> 00:31:59,910
‫سانسیا میخواسته آدا
‫بچه رو بندازه

344
00:32:00,540 --> 00:32:02,790
‫گویا چندین بار سر باز زده

345
00:32:04,000 --> 00:32:06,620
‫حالا اون طلسم رو با خودش برده تو قبر

346
00:32:06,700 --> 00:32:08,700
‫تو دهه‌ها به این خاندان خدمت کردی

347
00:32:08,790 --> 00:32:11,160
‫سانسیا دستی تو جادوی تاریک داشت؟

348
00:32:11,250 --> 00:32:13,080
‫نه. البته که نه

349
00:32:13,830 --> 00:32:15,620
‫پس رابطه‌ات باهاش چی بود؟

350
00:32:16,410 --> 00:32:19,910
‫خب، دوست دارم اینطور فکر کنم
‫که من رو محرم رازش میدونست

351
00:32:21,540 --> 00:32:23,250
‫و حتی محافظش

352
00:32:24,500 --> 00:32:27,040
‫خیلی درباره دغدغه‌هاش صحبت میکردیم

353
00:32:28,000 --> 00:32:29,200
‫گاهی خیلی ساده‌لوح بود

354
00:32:30,580 --> 00:32:32,290
‫هیچوقت اشاره‌ای به برادرش کرد؟

355
00:32:33,620 --> 00:32:34,950
‫قطعاً این مورد رو که نه

356
00:32:35,790 --> 00:32:36,790
‫خجالت می‌کشیده

357
00:32:37,870 --> 00:32:39,080
‫یا اینکه می‌ترسیده

358
00:32:40,950 --> 00:32:42,700
‫اگه رابطه‌شون اختیاری...

359
00:32:44,370 --> 00:32:45,370
‫نبوده باشه چی؟

360
00:32:46,200 --> 00:32:47,200
‫

361
00:32:48,540 --> 00:32:51,540
‫یعنی میگی اون به آدا تجاوز کرده
‫و بچه‌ش رو طلسم کرده که صداش درنیاد؟

362
00:32:51,620 --> 00:32:53,540
‫خب، پادشاه‌ها جنایت‌های
‫بدتر از اینم کردن

363
00:32:55,200 --> 00:32:56,200
‫درسته

364
00:32:57,910 --> 00:33:00,000
‫فقط یه مشکلی این وسط هست

365
00:33:06,450 --> 00:33:09,080
‫- بوی تنت روی ملافه‌هاش بود
‫- گرالت

366
00:33:09,160 --> 00:33:10,160
‫ملافه‌های قدیمیش...

367
00:33:11,000 --> 00:33:12,160
‫و جدیدش

368
00:33:12,250 --> 00:33:14,540
‫من رو تخت یه دختر مرده چیکار دارم؟

369
00:33:19,250 --> 00:33:22,500
‫بوی کاری که اونجا کردی رو حس کردم

370
00:33:35,500 --> 00:33:37,370
‫فولتست حق نداشت!

371
00:33:38,540 --> 00:33:41,750
‫آدا رو اغوا کرد. از موقعیتش
‫سوءاستفاده کرد

372
00:33:42,750 --> 00:33:45,160
‫همش مجبورش میکرد بهش توجه کنه

373
00:33:46,080 --> 00:33:47,410
‫همیشه مجبورش میکرد!

374
00:33:48,040 --> 00:33:49,250
‫ولی دوستش نداشت

375
00:33:50,870 --> 00:33:53,620
‫- من داشتم
‫- زنی که دوست داشتی رو طلسم کردی؟

376
00:33:53,700 --> 00:33:55,950
‫من فولتست رو طلسم کردم، نه اون

377
00:33:56,040 --> 00:33:58,080
‫آدمای بیشماری مردن
‫بخاطر حسادت تو

378
00:33:58,160 --> 00:34:00,250
‫آدمای بیشماری بخاطر فولتست مُردن!

379
00:34:01,750 --> 00:34:03,870
‫آدا رو آلوده به تخمش کرد

380
00:34:03,950 --> 00:34:06,200
‫قبول نمیکنه این استریگا رو بکشه

381
00:34:06,290 --> 00:34:10,410
‫به مردمش دروغ میگه.
‫اونوقت دارین سر من غر میزنین

382
00:34:10,500 --> 00:34:13,870
‫اگه میخواستی عذاب بکشه
‫میتونستی رابطه‌شون رو فاش کنی

383
00:34:13,950 --> 00:34:15,080
‫و آدا رو اذیت کنم؟

384
00:34:17,000 --> 00:34:18,000
‫هرگز

385
00:34:19,000 --> 00:34:22,200
‫یاد آدا هرگز لکه‌دار نمیشه
‫تا وقتی من نفس میکشم

386
00:34:24,410 --> 00:34:26,290
‫بگو چجوری طلسم رو برداریم

387
00:34:28,450 --> 00:34:29,450
‫نه

388
00:34:31,870 --> 00:34:36,410
‫فولتست شورش تیمریا
‫علیه خودش رو تماشا میکنه

389
00:34:37,790 --> 00:34:40,450
‫همونطور که آدا رو علیه من کرد

390
00:34:41,410 --> 00:34:42,450
‫

391
00:34:45,250 --> 00:34:46,250
‫

392
00:34:47,080 --> 00:34:51,500
‫اینجانب، سابرینا گلویسیگ،
‫خود را به انجمن برادری عرضه میکنم

393
00:34:51,580 --> 00:34:55,120
‫تا با یاد سوگند به افلاک،
‫دستم جز به نیک نرود

394
00:34:56,540 --> 00:35:00,620
‫تا قدرت را به تقوا اولویت ندهم

395
00:35:00,700 --> 00:35:03,160
‫- تا احترام بگذارم...
‫- کجاست؟

396
00:35:03,830 --> 00:35:05,540
‫نشنیدی؟

397
00:35:05,620 --> 00:35:08,540
‫تا جایی که جسمم یاری کند

398
00:35:08,620 --> 00:35:12,580
‫به انجمن برادری جادوگران خوش آمدید.
‫میتونید طلسمتون رو اجرا کنید

399
00:35:17,080 --> 00:35:18,080
‫ینا

400
00:35:19,290 --> 00:35:20,620
‫ینا، چیکار میکنی؟

401
00:35:21,790 --> 00:35:23,040
‫گند تو رو پاک میکنم

402
00:35:25,000 --> 00:35:27,950
‫این سند رو میدم پدرم امضا کنه
‫که ثابت کنه دختر خودشم

403
00:35:28,040 --> 00:35:29,040
‫نه یه حرومزاده‌ی الف‌نژاد

404
00:35:29,120 --> 00:35:32,370
‫واقعاً فکر کردی این یه تیکه کاغذ
‫مجلس رو گول میزنه؟ ینا...

405
00:35:32,450 --> 00:35:33,910
‫دستتو به من نزن!

406
00:35:36,450 --> 00:35:37,450
‫یه امتحان بود

407
00:35:38,450 --> 00:35:42,080
‫یه بازی احمقانه بود.
‫منو ببخش

408
00:35:42,160 --> 00:35:44,330
‫عذرخواهیت منو از رفتن
‫به نیلفگارد نجات میده؟

409
00:35:45,370 --> 00:35:46,410
‫منو میبره به ایدرن؟

410
00:35:47,290 --> 00:35:50,330
‫- باعث میشه نژادم مانعم نشه؟
‫- فکر میکنی این برگه نجاتت میده؟

411
00:35:53,120 --> 00:35:54,120
‫باشه

412
00:35:55,000 --> 00:35:56,000
‫بهشون بگو دروغ گفتی

413
00:35:56,790 --> 00:35:59,950
‫بگو این افترا رو از خودت درآوردی
‫که خودتو پیش رئیست جونت عزیز کنی

414
00:36:00,040 --> 00:36:03,450
‫دیگه دیره. مراسم رو از دست دادی

415
00:36:03,540 --> 00:36:05,910
‫طلسم‌ها انجام شدن.
‫فکرتو به کار بنداز

416
00:36:06,000 --> 00:36:08,950
‫فکر کردی خیلی باهوشی، نه؟
‫همه‌چی میدونی

417
00:36:09,040 --> 00:36:12,290
‫عذر میخوام. من از کجا میدونستم
‫اون اطلاعات تو چه راهی استفاده میشن؟

418
00:36:12,370 --> 00:36:14,450
‫- تو هم نمیدونستی
‫- نندازش گردن من

419
00:36:14,540 --> 00:36:17,790
‫پس یعنی رئیس جون تو
‫بهت دستور نداده بود که آمار منو بگیری؟

420
00:36:21,290 --> 00:36:23,080
‫ببین، میتونم درستش کنم

421
00:36:24,750 --> 00:36:28,830
‫انجمن برادری... بهم یه کرسی
‫تو مجلس تحقیقات پیشنهاد کرده. به من

422
00:36:29,870 --> 00:36:32,660
‫خب؟ هیچکدوممون لازم نیست
‫ازدواج کنیم

423
00:36:35,500 --> 00:36:38,370
‫- جدی نمیگی که؟
‫- میتونیم کل قاره رو با هم سفر کنیم

424
00:36:39,160 --> 00:36:42,250
‫میتونیم با هم باشیم.
‫میتونیم یه سرنوشت جدید برای خودمون رقم بزنیم

425
00:36:45,410 --> 00:36:46,540
‫

426
00:36:47,870 --> 00:36:51,250
‫یه عمر خاک‌انداز بگیرم دستم
‫و تو استخون‌های فراموش‌شده پیدا کنی

427
00:36:53,410 --> 00:36:54,620
‫این سرنوشت نیست

428
00:36:57,330 --> 00:36:58,830
‫خودکشی تدریجیه

429
00:37:03,080 --> 00:37:04,080
‫اینو از ته دل نمیگی

430
00:37:04,160 --> 00:37:07,870
‫اینکه از همه افکارم
‫باخبر نیستی میترسوندت؟

431
00:37:14,750 --> 00:37:16,000
‫داری بد باهام حرف میزنی

432
00:37:22,450 --> 00:37:24,290
‫میخواستم بخاطرت برم تیمریا

433
00:37:24,370 --> 00:37:25,700
‫اون تصمیم خودت بود

434
00:37:25,790 --> 00:37:28,870
‫واقعاً فکر کردی دوست دارم
‫عمرم رو با خبرچینی حروم کنم؟

435
00:37:28,950 --> 00:37:30,450
‫این کارو تو دوست داری، نه من

436
00:37:30,540 --> 00:37:32,370
‫یه مرد واقعی خواسته‌هاش رو بیان میکنه

437
00:37:32,450 --> 00:37:35,040
‫از کجا بفهمم خواسته‌‌ام چیه؟

438
00:37:35,120 --> 00:37:38,700
‫خواسته‌های خودتو میذاری جای
‫خواسته‌های من و لذت میبری

439
00:37:40,000 --> 00:37:41,160
‫استرگبور راست میگفت

440
00:37:41,250 --> 00:37:44,080
‫دقیقاً برای همین اینجایی،
‫دقیقاً همینو بهت گفته

441
00:37:44,750 --> 00:37:45,750
‫همه آلت دستتن

442
00:37:45,830 --> 00:37:47,370
‫نمیذارم مردی که دنیا رو

443
00:37:47,450 --> 00:37:50,080
‫یه ماجراجویی عاشقانه می‌بینه،
‫نصیحتم کنه

444
00:37:51,540 --> 00:37:52,950
‫دنیای من بی‌رحمه

445
00:37:53,040 --> 00:37:54,790
‫غیرقابل‌پیش‌بینیه

446
00:37:54,870 --> 00:37:56,750
‫واردش که بشی، یا نجات پیدا میکنی یا میمیری

447
00:37:58,410 --> 00:38:01,580
‫- میدونی، قربانی بودن بهت نمیاد
‫- قهرمان‌بازی هم به تو نمیاد

448
00:38:03,540 --> 00:38:06,580
‫فقط واسه این عصبانی هستی
‫که فرصتت برای زیبا شدن رو از دست دادی

449
00:38:09,540 --> 00:38:10,790
‫من میخوام قدرتمند باشم

450
00:38:10,870 --> 00:38:13,330
‫همه هم نگات کنن و به به و چه چه کنن

451
00:38:13,410 --> 00:38:15,040
‫دنیا اینو بهم مدیونه

452
00:38:15,120 --> 00:38:18,200
‫هر قدر هم قدرت و زیبایی بدست بیاری
‫بازم میدونی که شایسته‌ی هیچکدوم نیستی

453
00:39:08,000 --> 00:39:09,290
‫بریم استراحت کنیم عزیز جان

454
00:39:16,000 --> 00:39:17,830
‫فولتست، خواهرت رو اذیت نکن

455
00:39:18,910 --> 00:39:20,660
‫جلوی مادام وریز یکم مودب باش

456
00:39:22,750 --> 00:39:24,660
‫چه فرزندان خوبی دارید، علیاحضرت

457
00:39:24,750 --> 00:39:25,750
‫ممنونم

458
00:39:30,910 --> 00:39:32,250
‫اعلی‌حضرت

459
00:39:36,330 --> 00:39:38,870
‫کسی که اهل ایدرن ـه
‫باید بهتر پایکوبی بلد باشه

460
00:39:48,040 --> 00:39:51,000
‫ادعا میکنی که هنرمند
‫خوبی هستی. ثابت کن

461
00:39:52,410 --> 00:39:55,580
‫- مجلس سرم رو میزنه
‫- کیرت رو هم زدن؟

462
00:40:02,790 --> 00:40:05,750
‫- برای آماده کردن گیاهانش وقت میخوام
‫- لازم نیست

463
00:40:05,830 --> 00:40:08,370
‫احمق نشو. نمیتونی موقع
‫انجام عمل به هوش باشی

464
00:40:09,660 --> 00:40:10,660
‫میتونم

465
00:40:40,160 --> 00:40:42,580
‫چه سریع واصل میشی به خشونت

466
00:40:43,500 --> 00:40:47,450
‫عجیبه، با توجه به حرفی
‫که دوشیزه مریگولد درباره‌ات گفت

467
00:40:48,330 --> 00:40:51,000
‫- چی گفته؟
‫- بهم گفت...

468
00:40:52,830 --> 00:40:53,830
‫که بهت اعتماد کنم

469
00:41:03,910 --> 00:41:04,950
‫این کار نتیجه میده؟

470
00:41:06,540 --> 00:41:07,620
‫راستش رو بگو

471
00:41:13,620 --> 00:41:14,620
‫نمیدونم

472
00:41:17,330 --> 00:41:18,330
‫آیا...

473
00:41:22,870 --> 00:41:23,950
‫آیا دخترم...

474
00:41:25,040 --> 00:41:26,040
‫عادی میشه؟

475
00:41:26,750 --> 00:41:28,160
‫مراقبت‌های خاصی نیاز پیدا میکنه

476
00:41:29,330 --> 00:41:30,580
‫تا الان بعنوان یه حیوون زندگی کرده

477
00:41:31,370 --> 00:41:32,750
‫تا حالا فقط...

478
00:41:33,660 --> 00:41:35,660
‫خشم و گرسنگی رو شناخته

479
00:42:18,370 --> 00:42:19,370
‫این چیه؟

480
00:42:21,080 --> 00:42:22,250
‫برای شاهدخته

481
00:42:24,080 --> 00:42:25,580
‫اگه تونستم طلسم رو بردارم

482
00:42:27,750 --> 00:42:28,750
‫یه هدیه‌ست

483
00:42:32,120 --> 00:42:35,660
‫داری اینو بهم میدی چون
‫فکر میکنی صبح رو نمی‌بینی

484
00:42:35,750 --> 00:42:38,120
‫این اولین باری نیست که
‫دارم شاهدختی رو نجات میدم

485
00:42:38,200 --> 00:42:39,620
‫که بقیه هیولا میدوننش

486
00:42:40,750 --> 00:42:42,410
‫اون شاهدخت چی شد؟

487
00:42:45,540 --> 00:42:46,540
‫کشتمش

488
00:42:52,620 --> 00:42:56,750
‫اولش سعی کنم مقاومت کنم
‫در برابر آدا. جفتمون سعی کردیم

489
00:42:59,120 --> 00:43:02,830
‫عشق نور زیادی به زندگی می‌تابونه،
‫برای همین سایه‌های درازی درست میکنه

490
00:43:06,580 --> 00:43:07,580
‫بهت غبطه میخورم

491
00:43:09,700 --> 00:43:10,750
‫اینکه زندگی میکنی...

492
00:43:11,620 --> 00:43:13,540
‫و هیچوقت عاشق نمیشی

493
00:43:52,700 --> 00:43:53,700
‫ویچر

494
00:43:54,870 --> 00:43:56,200
‫این کار دیوونگیه!

495
00:43:57,500 --> 00:44:00,200
‫اینجا چیکار میکنیم؟
‫داستان چیه؟

496
00:44:01,290 --> 00:44:02,540
‫چجوری طلسم رو بردارم؟

497
00:44:04,330 --> 00:44:05,330
‫نه

498
00:44:06,250 --> 00:44:07,540
‫این درست نیست

499
00:44:08,620 --> 00:44:11,000
‫فولتست باید بابت کارش
‫تقاص پس بده

500
00:44:13,750 --> 00:44:15,160
‫اینو به اون دختر توضیح بده

501
00:44:18,620 --> 00:44:20,830
‫منو ببر بیرون. بهت دستور میدم

502
00:44:22,040 --> 00:44:23,580
‫بگو چجوری طلسم رو بردارم

503
00:44:28,660 --> 00:44:31,250
‫از دست انجمن برادری قایم شده بود

504
00:44:33,160 --> 00:44:35,200
‫یه بره بهم فروخت

505
00:44:35,290 --> 00:44:38,160
‫گفت تا ماه کامل صبر کنم

506
00:44:38,250 --> 00:44:40,000
‫منتظر بمونم و بعد بکشمش

507
00:44:41,330 --> 00:44:43,450
‫بعد یه ورد مسخره خوندم

508
00:44:45,540 --> 00:44:49,410
‫بعدشم تا طلوع آفتاب تو
‫خون اون بره حمام کردم

509
00:44:49,500 --> 00:44:54,660
‫تا اینکه خروس سه بار بانگ زد.
‫همین و بس

510
00:44:54,750 --> 00:44:58,580
‫قسم میخورم. قسم میخورم.
‫حالا لطفاً بیا بریم

511
00:44:58,660 --> 00:45:00,290
‫اون ورد چی بود؟

512
00:45:00,370 --> 00:45:02,700
‫سالها پیش بود

513
00:45:08,700 --> 00:45:10,250
‫الفی بود. عه...

514
00:45:29,750 --> 00:45:32,700
‫چیه؟ کاری که گفتی رو کردم

515
00:45:34,000 --> 00:45:35,830
‫دیگه چیکار کنم؟

516
00:45:35,910 --> 00:45:38,580
‫هیچی، مگه اینکه بتونی
‫استریگا رو از حفره‌ش بیرون نگه داری

517
00:45:38,660 --> 00:45:40,750
‫تا یه خروس کوفتی
‫سه بار بانگ بزنه

518
00:45:44,200 --> 00:45:46,370
‫مجبوری تا طلوع آفتاب باهاش بجنگی

519
00:45:56,750 --> 00:45:59,370
‫چشمام رو دست نزن.
‫اینم همینطور

520
00:46:10,700 --> 00:46:13,080
‫هر خلقتی بهایی داره

521
00:46:14,450 --> 00:46:16,160
‫همیشه چیزی باید فدا بشه

522
00:46:18,830 --> 00:46:19,910
‫برای دوباره زاده شدن...

523
00:46:21,620 --> 00:46:22,790
‫دیگه نمیتونی باردار بشی

524
00:46:23,910 --> 00:46:25,290
‫متوجهی؟

525
00:46:28,700 --> 00:46:29,700
‫خوبه

526
00:47:02,250 --> 00:47:05,160
‫نه. نه. برگرد اینجا

527
00:47:06,000 --> 00:47:07,200
‫خواهش میکنم. خواهش میکنم!

528
00:47:08,410 --> 00:47:11,790
‫یه مرد رو ول میکنی
‫که تو خفت و خواری بمیره؟

529
00:47:11,870 --> 00:47:13,040
‫تو مرد نیستی

530
00:47:47,370 --> 00:47:48,870
‫خواهش میکنم منو ببخش

531
00:47:51,200 --> 00:47:52,370
‫بخاطر فولتست بود

532
00:47:53,540 --> 00:47:55,120
‫تقصیر اون بود

533
00:47:58,620 --> 00:48:01,080
‫من عاشق مادرت بودم

534
00:49:23,540 --> 00:49:24,540
‫دهنتو

535
00:58:12,290 --> 00:58:13,660
‫ینفر هستم از ونگربرگ

536
00:58:13,750 --> 00:58:15,660
‫عذرخواهی میکنم، اعلی‌حضرت

537
00:58:15,750 --> 00:58:18,410
‫لطفاً اجازه بدید این دختر
‫رو به جایگاهش راهنمایی کنم

538
00:58:18,500 --> 00:58:21,750
‫کدوم پادشاهی رقص با
‫یکی از مردمش رو پس میزنه؟

539
00:58:22,660 --> 00:58:23,660
‫ونگربرگ؟

540
00:58:24,370 --> 00:58:27,250
‫میدونی که دقیقاً برای پیدا کردن
‫چنین جادوگری اومدم اینجا؟

541
00:58:28,000 --> 00:58:30,080
‫شما رقص رو رهبری کنید، سرورم

542
00:59:42,580 --> 00:59:43,870
‫گرالت...

543
00:59:45,410 --> 00:59:46,410
‫گرالت...

544
00:59:51,370 --> 00:59:52,370
‫رنفری

545
00:59:52,700 --> 00:59:55,290
‫دختر داخل جنگل همیشه
‫همراه تو خواهد بود

546
01:00:02,830 --> 01:00:04,830
‫مردم به تو هم میگن هیولا

547
01:00:07,370 --> 01:00:08,620
‫رنفری

548
01:00:08,700 --> 01:00:09,870
‫تو انتخاب میکنی...

549
01:00:09,950 --> 01:00:11,910
‫تو انتخاب میکنی...

550
01:00:21,160 --> 01:00:23,950
‫زخم‌هات زود خوب میشن

551
01:00:25,410 --> 01:00:26,830
‫اراده‌ات برای زنده موندن قویه

552
01:00:27,950 --> 01:00:29,200
‫شاهدخت؟

553
01:00:29,290 --> 01:00:32,330
‫هماهنگ کردم که یه مدت پیش
‫"خواهران ملیتلی" بمونه

554
01:00:32,410 --> 01:00:33,410
‫آخه...

555
01:00:34,250 --> 01:00:35,250
‫من...

556
01:00:36,330 --> 01:00:38,250
‫- گردنش؟
‫- اونم خوب میشه

557
01:00:41,040 --> 01:00:43,580
‫راستی بدون که فولتست
‫یه اعلامیه داده

558
01:00:43,660 --> 01:00:47,410
‫لرد آستریت شرافتمند
‫جونش رو فدا کرد که وکودلاک رو بکشه

559
01:00:47,500 --> 01:00:49,660
‫معدنچی‌ها دارن سنگ جمع میکنن
‫که مجسمه‌ش رو بسازن

560
01:00:52,080 --> 01:00:55,080
‫هر کی جات بود
‫شاهدخت رو میکشت

561
01:00:55,160 --> 01:00:56,330
‫تو نخواستی این کارو بکنی

562
01:00:56,410 --> 01:00:59,200
‫دیگه دستمزدم رو بده

563
01:01:00,040 --> 01:01:01,790
‫باید برگردم پیش اسبم

564
01:01:06,080 --> 01:01:07,080
‫رنفری کیه؟

565
01:01:10,370 --> 01:01:14,080
‫تنها اسمی بود که تو خواب
‫به زبون آوردی. اونم بارها

566
01:01:16,290 --> 01:01:17,290
‫دستمزدم

567
01:01:19,370 --> 01:01:21,000
‫پس زندگی برات فقط همینه؟

568
01:01:22,370 --> 01:01:23,580
‫هیولا و پول؟

569
01:01:23,660 --> 01:01:25,080
‫باید همین باشه

570
01:01:31,700 --> 01:01:34,160
‫به زبون میگی که زندگی برات همینه

571
01:01:34,250 --> 01:01:37,660
‫اما گردابی از سرنوشت دور
‫همه‌مون هست، گرالت

572
01:01:37,750 --> 01:01:40,370
‫که با تک تک تصمیماتمون بزرگتر میشه...

573
01:01:41,410 --> 01:01:43,580
‫و تقدیرمون رو نزدیکتر میکنه

574
01:02:02,910 --> 01:02:05,080
‫حس میکنم یه چیزی تو زندگی
‫انتظارت رو میکشه

575
01:02:07,620 --> 01:02:08,620
‫چیزی فراتر

576
01:03:13,120 --> 01:03:14,120
‫سیری

577
01:03:16,910 --> 01:03:18,250
‫سیری

578
01:03:19,410 --> 01:03:20,620
‫سیری!

579
01:03:20,700 --> 01:03:22,500
‫سیری! سیری!

580
01:03:23,410 --> 01:03:25,540
‫سیری! سیری!

581
01:03:30,120 --> 01:03:31,330
‫یعنی چی...

582
01:03:40,290 --> 01:03:42,250
‫سیری!

583
01:03:43,870 --> 01:03:46,910
‫سیری! سیری!

584
01:04:02,330 --> 01:04:04,290
‫سیری

585
01:04:04,370 --> 01:04:05,870
‫سیری

586
01:04:05,950 --> 01:04:07,790
‫سیری. سیری

587
01:04:08,950 --> 01:04:10,620
‫سیری

588
01:04:17,500 --> 01:04:20,000
‫ترجمه از:
‫حسـیـن و سـروش
‫SuRouSH AbG | HosseinTL

589
01:04:20,030 --> 01:04:30,030
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

