1
00:00:00,000 --> 00:00:07,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:07,000 --> 00:00:14,000
‫حـــامـــی مــغــیــثــی
‫T.me/Timelordsubs

3
00:00:39,090 --> 00:00:39,930
‫«کالین»!

4
00:00:41,010 --> 00:00:42,430
‫«کالین»، بقیه کجا رفتن؟

5
00:00:46,300 --> 00:00:47,220
‫آهای؟

6
00:00:51,090 --> 00:00:51,840
‫آهای؟

7
00:00:52,930 --> 00:00:55,090
‫واسه امشب دنبال جا می‌گشتم!

8
00:00:55,220 --> 00:00:56,220
‫من بازرگانم.

9
00:00:56,890 --> 00:00:57,760
‫پولش رو می‌دم.

10
00:01:00,680 --> 00:01:01,550
‫آهای؟

11
00:01:04,220 --> 00:01:05,640
‫آهای!

12
00:01:05,760 --> 00:01:08,300
‫واسه امشب دنبال...

13
00:01:13,550 --> 00:01:14,590
‫«کیرا»!

14
00:01:14,720 --> 00:01:15,930
‫«کیرا»!

15
00:02:14,890 --> 00:02:16,430
‫- رحم کن!
‫- امروز نه.

16
00:02:16,550 --> 00:02:17,640
‫لطفا رحم کن...

17
00:02:24,470 --> 00:02:26,180
‫اونو ببر. من رو ول کن.

18
00:02:27,050 --> 00:02:27,840
‫لطفا!

19
00:02:52,090 --> 00:02:53,010
‫«ینیفر»؟

20
00:03:07,760 --> 00:03:09,800
‫چهار هزار سرباز تامری مُرده،

21
00:03:09,930 --> 00:03:11,390
‫پنج هزار سرباز کایدوانی،

22
00:03:11,510 --> 00:03:13,680
‫و حداقل 20 هزار نفر از اون‌ها.

23
00:03:16,720 --> 00:03:18,590
‫نمی‌تونی توی رویاهای خودت پیداش کنی.

24
00:03:24,010 --> 00:03:25,220
‫اون مُرده.

25
00:03:33,800 --> 00:03:34,550
‫«ینیفر»؟

26
00:03:38,180 --> 00:03:38,970
‫«ینیفر»...

27
00:03:41,550 --> 00:03:44,010
‫«ینیفر»!

28
00:03:45,510 --> 00:03:46,590
‫«ینیفر»!

29
00:04:05,550 --> 00:04:06,470
‫این رو دیده بودم.

30
00:04:10,760 --> 00:04:11,760
‫از اسب پایین نیا.

31
00:04:19,590 --> 00:04:20,590
‫اون کجاست؟

32
00:04:22,430 --> 00:04:24,390
‫و تو دقیقا چی کاره اونی؟

33
00:04:24,510 --> 00:04:25,510
‫هنوز زنده‌ست؟

34
00:04:35,090 --> 00:04:36,840
‫ما بخاطر اون پیروز شدیم.

35
00:04:38,760 --> 00:04:41,260
‫تا زمان رسیدن ارتش
‫واسمون وقت خرید.

36
00:04:47,590 --> 00:04:48,470
‫ارزشش رو داشت؟

37
00:05:13,090 --> 00:05:14,090
‫«ینیفر».

38
00:05:15,260 --> 00:05:17,180
‫می‌شه لطفا بگی اون کیه؟

39
00:05:17,300 --> 00:05:18,140
‫مهم نیست.

40
00:05:19,970 --> 00:05:20,890
‫دیگه مُرده.

41
00:05:52,550 --> 00:05:53,390
‫ولم کن.

42
00:05:55,840 --> 00:05:56,760
‫ولم کن!

43
00:06:16,590 --> 00:06:17,800
‫منم خیلی بد خوابیدم.

44
00:06:21,140 --> 00:06:22,260
‫تو که کلا نمی‌خوابی.

45
00:06:24,300 --> 00:06:25,800
‫کمتر هم کابوس می‌بینم.

46
00:06:28,010 --> 00:06:29,840
‫به جز اونی که درمورد غول سنگیه.

47
00:06:31,050 --> 00:06:32,010
‫زیادی دوستانه‌ست.

48
00:06:34,970 --> 00:06:36,090
‫فراموش کردنش سخته.

49
00:06:41,220 --> 00:06:42,090
‫خودت چی؟

50
00:06:51,050 --> 00:06:53,050
‫"شوالیه سیاه" منو روی اسبش نگه‌داشته...

51
00:06:56,590 --> 00:06:57,970
‫"سینترا" آتیش گرفته.

52
00:07:01,760 --> 00:07:03,640
‫انقدر درمونده‌ام که نمی‌تونم کاری کنم.

53
00:07:07,090 --> 00:07:07,970
‫فرار کردی.

54
00:07:10,760 --> 00:07:11,720
‫شانس آوردم.

55
00:07:22,430 --> 00:07:25,180
‫من... باید از چیزهایی سر در بیارم.

56
00:07:26,550 --> 00:07:28,430
‫تو مدعی "حق غافلگیری" شدی و من رو گرفتی.

57
00:07:29,050 --> 00:07:29,890
‫چرا؟

58
00:07:30,510 --> 00:07:31,930
‫داشتم یه بدهی رو صاف می‌کردم.

59
00:07:32,800 --> 00:07:34,050
‫من زندگی پدرت رو نجات دادم.

60
00:07:35,180 --> 00:07:36,720
‫- درمقابل چی؟
‫- مادربزرگت.

61
00:07:38,510 --> 00:07:40,470
‫اون مخالف ازدواج مادرت با یه...

62
00:07:42,260 --> 00:07:43,220
‫...خارجی بود.

63
00:07:52,340 --> 00:07:54,340
‫پدرت نمی‌دونست داره چی رو رها می‌کنه.

64
00:08:02,010 --> 00:08:02,760
‫پس...

65
00:08:04,260 --> 00:08:05,300
‫من می‌شم سرنوشت تو؟

66
00:08:06,800 --> 00:08:09,180
‫- حالا هرچی که هست.
‫- تو خیلی بیشتر از این‌هایی، «سریلا».

67
00:08:20,510 --> 00:08:23,090
‫- دلم برای خونه تنگ شده.
‫- سینترا دیگه واست جای امنی نیست.

68
00:08:25,550 --> 00:08:28,550
‫اسکلیگ چی؟ اونجا هم آشنا دارم.

69
00:08:28,680 --> 00:08:30,050
‫- اونجا جام امنه.
‫- هر طور مایلی.

70
00:08:31,510 --> 00:08:33,800
‫ولی بعدش فورا می‌ندازنت
‫تو بغل یه پادشاه بوگندو.

71
00:08:36,180 --> 00:08:38,180
‫اونم میفته دنبال تاج و تخت تو.

72
00:08:41,680 --> 00:08:43,140
‫البته غذاشون خوبه ها.

73
00:09:03,510 --> 00:09:04,840
‫آتیش!

74
00:09:07,180 --> 00:09:08,430
‫- بجنب!
‫- اینجا!

75
00:09:10,430 --> 00:09:11,930
‫فقط من اینجام!

76
00:09:17,430 --> 00:09:18,510
‫«تریس»!

77
00:09:18,640 --> 00:09:20,430
‫پیش ما بمون!

78
00:09:21,140 --> 00:09:22,800
‫پیش ما بمون!

79
00:09:24,340 --> 00:09:26,720
‫«تریس»!

80
00:09:26,840 --> 00:09:28,430
‫وضعیتش رو به راه بود.
‫نمی‌دونم چی شد.

81
00:09:35,680 --> 00:09:37,470
‫داره از دست می‌ره.

82
00:10:04,090 --> 00:10:06,090
‫- چی شده؟
‫- اثری از «ینیفر» نیست.

83
00:10:07,760 --> 00:10:08,930
‫دیگه برای همیشه رفته.

84
00:10:11,090 --> 00:10:12,640
‫برادرزاده من چی؟

85
00:10:12,760 --> 00:10:14,090
‫«فرینجیلا» اون جلو بود.

86
00:10:15,390 --> 00:10:17,680
‫حمله نیلفگاردی‌ها رو با
‫زندانی ما هماهنگ می‌کرد.

87
00:10:19,390 --> 00:10:22,760
‫تمام قوانین "آشوب" رو نادیده گرفته.

88
00:10:25,050 --> 00:10:26,260
‫پس اونم از دست رفته.

89
00:10:26,390 --> 00:10:27,930
‫رسوایی خانوادگی باشه واسه بعد.

90
00:10:28,720 --> 00:10:30,390
‫فورا باید از اون زندانی اطلاعات بگیریم.

91
00:10:31,720 --> 00:10:35,180
‫خون پادشاهان به جوش رسیده.
‫می‌خوان بیفتن دنبال نیلفگارد جنوبی.

92
00:10:35,300 --> 00:10:38,010
‫شاید درستش همین باشه، از اونجایی
‫که می‌خوای به جای مشاورهای داخل قصر

93
00:10:38,140 --> 00:10:41,300
‫- ما جنگجوهای وسط میدان باشیم.
‫- تو اونجا نبودی، «آرتوریوس».

94
00:10:41,430 --> 00:10:43,430
‫پیروز شدیم.
‫ولی به سختی.

95
00:10:44,390 --> 00:10:47,010
‫ما از نیروهای ذخیره نیلفگارد خبر نداریم،

96
00:10:47,140 --> 00:10:49,180
‫که کجا قراره دوباره جمع بشن،
‫که برنامه بعدی اونا چیه.

97
00:10:51,140 --> 00:10:53,390
‫زندانی.

98
00:10:54,090 --> 00:10:55,260
‫درموردش چی می‌دونیم؟

99
00:10:55,390 --> 00:10:57,180
‫جاسوس‌های ما چیز زیادی نمی‌دونن.

100
00:10:57,300 --> 00:10:59,840
‫فقط می‌دونیم اون سقوط سینترا
‫رو هماهنگ کرده بود.

101
00:10:59,970 --> 00:11:03,220
‫و اینکه به فرماندهان جواب پس نمی‌ده.
‫فقط به شخص امپراتور.

102
00:11:04,260 --> 00:11:06,050
‫هیچ‌کس نتونست ازش حرف بکشه.

103
00:11:06,760 --> 00:11:08,260
‫اگه به من زمان بدید...

104
00:11:09,390 --> 00:11:10,680
‫می‌تونم هرچقدر بخواییم ازش حرف بکشم.

105
00:11:14,930 --> 00:11:17,300
‫ما قانون داریم.

106
00:11:20,680 --> 00:11:22,590
‫از تو اجازه نخواست.

107
00:11:45,640 --> 00:11:47,300
‫به هوش اومد.

108
00:11:52,970 --> 00:11:54,890
‫خوش اومدی.

109
00:11:55,010 --> 00:11:56,180
‫مطمئن نبودم به هوش بیای.

110
00:12:08,260 --> 00:12:09,140
‫لعنتی.

111
00:12:18,840 --> 00:12:20,590
‫خب، این «کائر مورن» دقیقا چیه؟

112
00:12:22,510 --> 00:12:24,800
‫جاییه که جادوگرها حین
‫زمستون می‌رن اونجا.

113
00:12:25,590 --> 00:12:28,970
‫اونجا می‌تونیم استراحت کنیم و بهتر بشیم.
‫زره و اکسیرهامون رو جایگزین کنیم.

114
00:12:30,680 --> 00:12:31,590
‫خونه منه.

115
00:12:33,590 --> 00:12:35,090
‫پس چرا من درموردش چیزی نشنیده بودم؟

116
00:12:35,760 --> 00:12:37,180
‫چون خودمون نخواستیم.

117
00:12:38,220 --> 00:12:39,010
‫چرا؟

118
00:12:41,890 --> 00:12:42,970
‫یه حمله‌ای شده بود.

119
00:12:43,840 --> 00:12:45,430
‫خیلی وقت پیش
‫که من یه بچه بودم.

120
00:12:46,470 --> 00:12:47,890
‫تقریبا همه ما رو از بین برد.

121
00:12:50,390 --> 00:12:52,180
‫واسه همین ترجیح می‌دیم مخفی بمونه.

122
00:12:55,800 --> 00:12:58,050
‫توی سینترا لباس پسرونه می‌پوشیدم
‫که بتونم یه‌قل دوقل بازی کنم.

123
00:13:00,430 --> 00:13:02,180
‫گمونم جفتمون دوست داریم مخفی بمونیم.

124
00:13:06,890 --> 00:13:08,800
‫بخاطر اینکه فرق دارین
‫بهتون حمله کردن؟

125
00:13:13,180 --> 00:13:16,340
‫آره. ما مثل تو نمی‌تونیم آینده رو ببینیم.

126
00:13:20,840 --> 00:13:25,390
‫توی میدون جنگ، که تو من و اون زن رو
‫قبل اینکه اتفاق بیفته دیدی.

127
00:13:28,050 --> 00:13:31,180
‫آره خب، مثل... یه جور رویا بود.

128
00:13:34,180 --> 00:13:35,140
‫مبهم. خیلی...

129
00:13:36,220 --> 00:13:36,930
‫خیلی عجیب بود.

130
00:14:09,260 --> 00:14:10,260
‫آروم.

131
00:14:16,260 --> 00:14:17,430
‫چطوری این کار رو کردی؟

132
00:14:17,550 --> 00:14:18,760
‫بهش می‌گن "آکسی".

133
00:14:19,760 --> 00:14:20,930
‫نشونه آرامشه.

134
00:14:22,140 --> 00:14:24,260
‫جادو. مثل شفا دادن مذهبی؟

135
00:14:24,930 --> 00:14:25,840
‫راستش نه.

136
00:15:01,970 --> 00:15:03,300
‫باید راه بیفتیم.

137
00:15:12,680 --> 00:15:13,680
‫خداروشکر.

138
00:15:16,720 --> 00:15:17,890
‫بنظرت اتاق دارن؟

139
00:15:20,180 --> 00:15:21,340
‫بجنب، «روچ».

140
00:15:33,340 --> 00:15:34,050
‫چیه؟

141
00:15:34,930 --> 00:15:36,220
‫هیچ نگهبانی نداره.

142
00:15:37,680 --> 00:15:39,050
‫- شاید بخاطر...
‫- ساکت.

143
00:15:42,300 --> 00:15:43,890
‫صدای هیچ سگی هم نیست.

144
00:15:45,590 --> 00:15:46,890
‫اینجا هیچ‌وقت بی سروصدا نیست.

145
00:15:50,390 --> 00:15:53,220
‫- حالا چی؟
‫- این نزدیکی آشنا دارم. یه دوست قدیمی.

146
00:16:23,090 --> 00:16:24,180
‫روی «روچ» بمون.

147
00:16:57,970 --> 00:16:58,890
‫«گرالت»!

148
00:17:01,340 --> 00:17:02,720
‫«نیولن»؟

149
00:17:02,840 --> 00:17:04,760
‫اینجا چه گُهی می‌خوری حرومزاده؟

150
00:17:06,300 --> 00:17:07,720
‫دوستت همینه؟

151
00:17:07,840 --> 00:17:08,720
‫آره...

152
00:17:10,220 --> 00:17:12,140
‫- ولی عوض شده.
‫- می‌دونم.

153
00:17:13,010 --> 00:17:15,180
‫از آخرین باری که من رو دیدی
‫یه مقدار فرق کردم.

154
00:17:16,640 --> 00:17:18,260
‫ولی خودت هم کم تغییر نکردی.

155
00:17:20,640 --> 00:17:23,800
‫چاقو رو بذار کنار و
‫بیا بریم داخل، جادوگر.

156
00:17:24,510 --> 00:17:25,840
‫واست همه چیز رو تعریف می‌کنم.

157
00:17:33,260 --> 00:17:34,760
‫آتیش برای مهمون‌های خودم.

158
00:17:35,590 --> 00:17:37,010
‫و شما هم...

159
00:17:38,890 --> 00:17:39,930
‫«سیری».

160
00:17:40,050 --> 00:17:42,800
‫خب «سیری»، نظرت یا یه حموم گرم

161
00:17:42,930 --> 00:17:45,010
‫برای استخون‌های یخ زده‌ات چیه؟

162
00:17:45,140 --> 00:17:46,550
‫عالی می‌شه.

163
00:17:46,680 --> 00:17:49,140
‫- فقط تا طوفان تموم بشه می‌مونیم.
‫- لطفا.

164
00:17:49,260 --> 00:17:50,510
‫عالیه.

165
00:17:50,640 --> 00:17:51,470
‫حمام!

166
00:17:57,470 --> 00:17:59,470
‫تو هم می‌تونی اتاق بغلی بری حموم.

167
00:17:59,590 --> 00:18:00,720
‫لازم نیست.

168
00:18:00,840 --> 00:18:03,300
‫دوست عزیزم، خیلی هم لازمه.

169
00:18:03,430 --> 00:18:05,470
‫بوی اسب پیر می‌دی.

170
00:18:05,590 --> 00:18:07,220
‫جزوی از جذابیت‌های منه.

171
00:18:07,340 --> 00:18:09,640
‫از اول هم یه تاپاله اسب بودی.

172
00:18:10,340 --> 00:18:11,090
‫در!

173
00:18:13,970 --> 00:18:16,970
‫چقدر گذشته؟ 13 تابستون از
‫آخرین باری که هم رو دیدیم؟

174
00:18:17,090 --> 00:18:19,840
‫«نیولن»، من خوشم نمیاد
‫مهمون‌نوازی کسی رو نادیده بگیرم،

175
00:18:21,180 --> 00:18:23,430
‫ولی باید مطمئن بشم
‫که جاش اینجا امنه.

176
00:18:23,550 --> 00:18:26,340
‫عاج‌های من باعث شده فکر کنی
‫می‌خوام گلوش رو گاز بگیرم؟

177
00:18:29,760 --> 00:18:31,680
‫جاش امنه.

178
00:18:33,930 --> 00:18:34,890
‫منم همونی‌ام که بودم.

179
00:18:35,010 --> 00:18:36,470
‫خب... شمع!

180
00:18:38,260 --> 00:18:40,640
‫حقه بدی نبود.

181
00:18:41,800 --> 00:18:43,680
‫نمی‌خوای بگی چی به سرت اومده؟

182
00:18:43,800 --> 00:18:46,180
‫واسه گفتنش یه بطری مشروب لازمه.
‫داستان خودت چیه؟

183
00:18:47,220 --> 00:18:49,010
‫واسه گفتنش یه انبار مشروب لازمه.

184
00:19:40,300 --> 00:19:43,390
‫نامب‌اسکال یه نگاه انداخت،
‫سریع دمش رو گذاشت رو کولش رفت،

185
00:19:43,510 --> 00:19:45,260
‫انقدر سریع می‌دوید
‫پاهاش رو زمین نبود.

186
00:19:45,390 --> 00:19:47,550
‫راهزن‌های زمان ما پوست کلفت تر بودن، نه؟

187
00:19:49,840 --> 00:19:51,970
‫واقعا خیلی لطف کردین.

188
00:19:52,090 --> 00:19:54,300
‫لباس‌های دیگه من کم‌کم
‫داشتن از هم جدا می‌شدن.

189
00:19:56,760 --> 00:19:58,140
‫قابلی که نداره.

190
00:19:59,510 --> 00:20:00,470
‫خیلی زیبا شدین.

191
00:20:07,010 --> 00:20:08,890
‫گوزن کبابی، ترافل،

192
00:20:09,010 --> 00:20:10,760
‫شراب شیرین،
‫کلی هم بیار!

193
00:20:11,840 --> 00:20:12,720
‫و برای شما،

194
00:20:13,510 --> 00:20:14,800
‫فقط بهترین‌ها.

195
00:20:14,930 --> 00:20:16,180
‫بلدرچین جادوگران.

196
00:20:21,300 --> 00:20:22,430
‫قشنگ بود.

197
00:20:22,550 --> 00:20:23,890
‫شوخی کردم،
‫شوخی کردم!

198
00:20:24,010 --> 00:20:26,180
‫قرقاول کوهی برای دوست من!

199
00:20:34,390 --> 00:20:36,590
‫- خوبه نه؟
‫- واقعا خوبه.

200
00:20:37,760 --> 00:20:40,260
‫- بهت نگفته چطوری آشنا شدیم؟
‫- نه.

201
00:20:41,300 --> 00:20:42,760
‫خیلی کم حرفه.

202
00:20:42,890 --> 00:20:45,010
‫- آره.
‫- البته دوست دارم بشنوم.

203
00:20:45,140 --> 00:20:49,050
‫داستان مورد علاقه منه. می‌دونی...
‫این اخموی سفیدبرفی که اینجاست رو،

204
00:20:50,050 --> 00:20:52,470
‫یه زمان وحشتناک ترین
‫هیولای جهان استخدام کرده بود.

205
00:20:53,090 --> 00:20:54,340
‫که می‌شه پدر من،

206
00:20:54,470 --> 00:20:56,970
‫تا جنگل‌های ما رو از وایورن‌ها پاک کنه.
‫(گونه‌ای اژدها)

207
00:20:57,090 --> 00:20:59,840
‫- توی کتاب‌ها دیده بودمشون.
‫- موجودات وحشتناکی‌ان.

208
00:20:59,970 --> 00:21:01,510
‫اون پسربچه لاغرمردنی رو می‌بینی؟

209
00:21:03,010 --> 00:21:04,260
‫اون من بودم.

210
00:21:05,470 --> 00:21:07,640
‫و می‌خواستم خودم رو به پدرم ثابت کنم،

211
00:21:08,590 --> 00:21:09,720
‫و اولی رو خودم بکشم.

212
00:21:10,970 --> 00:21:12,720
‫ولی به جاش...

213
00:21:12,840 --> 00:21:15,300
‫...افتادم تو لونه هیولای لعنتی.

214
00:21:15,430 --> 00:21:18,300
‫ایشون میاد من رو از یقه‌ام بلند می‌کنه،

215
00:21:18,430 --> 00:21:21,010
‫و وایورنی که می‌خواست
‫پاهای من رو بگیره رو می‌کشه.

216
00:21:22,640 --> 00:21:24,260
‫فکر می‌کنی بعدش چی کار کرد؟

217
00:21:25,720 --> 00:21:27,140
‫چی کار؟

218
00:21:27,260 --> 00:21:29,680
‫من رو بخاطر کارم سرزنش کرد؟ نه.

219
00:21:31,260 --> 00:21:33,010
‫سر قطع شده وایورن رو بهم داد،

220
00:21:34,720 --> 00:21:37,550
‫و به پدرم گفت که من کشتمش.

221
00:21:43,220 --> 00:21:45,470
‫در هر صورت باید
‫کل جنگل رو پاکسازی می‌کردم.

222
00:21:45,590 --> 00:21:48,930
‫- پولم رو که گرفتم.
‫- چرت نگو! خیلی احساساتیه.

223
00:21:49,050 --> 00:21:51,390
‫دلیلی نداره من دروغ بگم، «سیری» جوان.

224
00:21:52,340 --> 00:21:54,390
‫اولین و آخرین باری بود...

225
00:21:55,550 --> 00:21:57,390
‫که دیدم پدرم بهم افتخار کرد.

226
00:21:58,720 --> 00:21:59,680
‫بعد اون،

227
00:22:00,930 --> 00:22:05,140
‫من و «گرالت» به مدت
‫تابستون‌های زیادی با هم دوست شدیم.

228
00:22:05,260 --> 00:22:08,180
‫حالا که دلیلی نداره دروغ بگی،
‫درمورد اون نفرین بگو.

229
00:22:09,510 --> 00:22:12,300
‫- جلو دختره بگم؟
‫- سرسخت تر از این حرف‌هاست.

230
00:22:21,140 --> 00:22:23,890
‫من یه جوون عوضی بی‌رحم بودم.

231
00:22:24,720 --> 00:22:25,640
‫همین.

232
00:22:26,640 --> 00:22:27,890
‫با آدم‌های بدی گشتم.

233
00:22:30,800 --> 00:22:32,890
‫معبد "عنکبوت سرشیری" رو خراب کردم.

234
00:22:33,010 --> 00:22:34,800
‫کلی قارچ مخدر مصرف کرده بودم.

235
00:22:34,930 --> 00:22:37,680
‫اگه تمام قارچ‌های جهان رو می‌خوردی هم
‫امکان نداشت انقدر احمق بشی.

236
00:22:37,800 --> 00:22:39,220
‫کاش همینطوری بود.

237
00:22:40,890 --> 00:22:42,300
‫بعد صدماتی که وارد کردم،

238
00:22:44,140 --> 00:22:47,220
‫یه راهبه من رو نفرین کرد
‫تا این شکلی بشم.

239
00:22:48,390 --> 00:22:49,180
‫تا ابد.

240
00:22:49,930 --> 00:22:50,760
‫تنها.

241
00:22:55,390 --> 00:22:58,090
‫همه نفرین‌ها درمان دارن.
‫گفت درمانش چیه؟

242
00:23:00,510 --> 00:23:02,340
‫موقع فریاد زدن یه چیزی درمورد...

243
00:23:03,340 --> 00:23:04,260
‫عشق و خون گفت.

244
00:23:06,010 --> 00:23:07,010
‫من یادم نیست.

245
00:23:10,470 --> 00:23:11,430
‫راستش رو بگم،

246
00:23:14,680 --> 00:23:16,260
‫سعی کردم تمومش کنم، «گرالت».

247
00:23:18,640 --> 00:23:19,510
‫بیشتر از یک بار.

248
00:23:20,890 --> 00:23:22,550
‫ولی هی دوباره زنده شدم.

249
00:23:24,680 --> 00:23:26,930
‫اون راهبه نمی‌ذاره
‫به این راحتی خلاص بشم.

250
00:23:36,430 --> 00:23:38,260
‫دهکده پایینی متروکه بود.

251
00:23:39,970 --> 00:23:41,090
‫اونجا چی شد؟

252
00:23:42,300 --> 00:23:43,890
‫بعد نبرد "سودن"،

253
00:23:44,640 --> 00:23:46,720
‫حومه شهر جای خطرناکیه.

254
00:23:47,300 --> 00:23:49,390
‫سربازهای گرسنه، فراری‌ها...

255
00:23:50,930 --> 00:23:53,430
‫بازم دلیل کافی برای کل مردم
‫دهکده نیست که خونه‌هاشون رو ترک کنن.

256
00:23:55,010 --> 00:23:56,050
‫چرا هست...

257
00:23:56,760 --> 00:23:59,050
‫اونم وقتی که «وایلد هانت» نزدیک باشه.

258
00:24:00,340 --> 00:24:01,470
‫خودم دیدمشون.

259
00:24:02,300 --> 00:24:03,140
‫همین هفته پیش.

260
00:24:04,470 --> 00:24:06,930
‫سراسر آسمون جنوب سوار بر
‫اسب‌های اسکلتی خودشون بودن.

261
00:24:07,720 --> 00:24:09,010
‫نمادی از عذاب.

262
00:24:10,010 --> 00:24:11,340
‫«ارواح مورهاگ»؟
‫(نام دیگر وایلد هانت)

263
00:24:12,300 --> 00:24:14,220
‫قبل سقوط سینترا پدربزرگ منم دیده بودش.

264
00:24:14,340 --> 00:24:15,550
‫که اونم یه دائم الخمر بوده.

265
00:24:18,300 --> 00:24:19,510
‫خیلی چیزهای دیگه می‌دید.

266
00:24:21,510 --> 00:24:24,140
‫من دارم می‌گم، شمال و جنوب درگیر جنگ شدن،

267
00:24:24,260 --> 00:24:26,720
‫هیولاها به جای خواب زمستانی
‫دارن پرسه می‌زنن،

268
00:24:26,840 --> 00:24:28,720
‫آفتی که به جون زمین افتاده...

269
00:24:29,590 --> 00:24:31,550
‫شاید آخرالزمان شده.

270
00:24:31,680 --> 00:24:34,680
‫من یه عصر تاریکی کامل و سه تا
‫آخرالزمان فرضی به چشم‌هام دیدم.

271
00:24:35,550 --> 00:24:36,720
‫همه‌اش کس‌شعره.

272
00:24:36,840 --> 00:24:38,430
‫نه، یه چیزی تغییر کرده «گرالت».

273
00:24:40,470 --> 00:24:43,510
‫امروزه دنیا خیلی عجیب پیش می‌ره.

274
00:24:43,640 --> 00:24:46,180
‫دور از دسترس پادشاهان و مردم.

275
00:24:49,430 --> 00:24:51,050
‫«نیولن»، تو گربه داری؟

276
00:24:51,970 --> 00:24:53,800
‫بیچاره ممکنه تو سقف گیر کرده باشه.

277
00:24:53,930 --> 00:24:56,220
‫راستش گربه دارم.
‫حالش خوبه.

278
00:24:57,260 --> 00:24:58,760
‫اسمش «ورینا»ست.

279
00:24:59,800 --> 00:25:01,640
‫خیلی خوشحالم اون پیشم هست،

280
00:25:01,760 --> 00:25:03,640
‫حتی با اینکه خیلی خجالتیه.

281
00:25:04,760 --> 00:25:05,840
‫علاقه‌ای به غریبه‌ها نداره.

282
00:25:07,220 --> 00:25:09,430
‫مگه نگفتی طلسم شدی
‫که تنها زندگی کنی؟

283
00:25:10,430 --> 00:25:12,340
‫مگه نگفتی گربه‌ها
‫از جادوگر ها می‌ترسن؟

284
00:25:14,720 --> 00:25:16,390
‫با یه نمایش چطوری؟

285
00:25:16,510 --> 00:25:19,220
‫چطوره بریم اطراف چرخ بزنیم؟
‫مطمئن بشیم امشب اینجا امنه.

286
00:25:19,340 --> 00:25:21,140
‫خودت برو، «گرالت».

287
00:25:22,300 --> 00:25:23,300
‫ما همینجا هستیم.

288
00:25:37,050 --> 00:25:38,390
‫چه منظره خوشایندی.

289
00:25:44,510 --> 00:25:47,010
‫الآن تو بازپرس منی؟ یا جلاد من؟

290
00:25:49,590 --> 00:25:51,140
‫بستگی به امشب داره.

291
00:25:59,590 --> 00:26:00,840
‫هرکاری می‌خوای بکن.

292
00:26:03,930 --> 00:26:05,140
‫در هر صورت فرقی هم نمی‌کنه.

293
00:26:08,300 --> 00:26:10,180
‫"شعله سفید" همه ما رو پاک می‌کنه.

294
00:26:22,890 --> 00:26:25,090
‫باید بدونم نیلفگارد چی می‌خواد.

295
00:26:29,930 --> 00:26:31,550
‫مقاومت کنی یا تسلیم بشی،

296
00:26:32,340 --> 00:26:33,760
‫هیچ فرقی نمی‌کنه.

297
00:26:39,010 --> 00:26:40,640
‫در طبیعت من نیست...

298
00:26:41,720 --> 00:26:42,930
‫که ظالم باشم.

299
00:26:44,300 --> 00:26:47,510
‫ولی تو یک نفر رو از من گرفتی.

300
00:26:48,840 --> 00:26:50,550
‫یه نفر که خیلی واسم مهم بود.

301
00:26:53,260 --> 00:26:56,470
‫پس منم دانش...

302
00:26:56,590 --> 00:26:58,390
‫خاطراتت...

303
00:26:59,590 --> 00:27:00,890
‫تمام وجودت رو می‌گیرم،

304
00:27:02,260 --> 00:27:04,260
‫و درمونده و تنها ولت می‌کنم،

305
00:27:04,390 --> 00:27:07,390
‫می‌ذارم توی تاریکی بی‌پایان
‫ذهن خودت بمونی.

306
00:27:10,930 --> 00:27:11,760
‫می‌دونم.

307
00:27:13,260 --> 00:27:14,890
‫می‌دونم می‌خوای داد بزنی.

308
00:27:16,340 --> 00:27:18,470
‫ولی الآن زوده.

309
00:27:18,590 --> 00:27:21,550
‫خیلی زوده.
‫چون من هنوز شروع هم نکردم.

310
00:27:23,590 --> 00:27:27,390
‫اگه تکامل باعث وجود شیاری
‫توی مغزت شده باشه،

311
00:27:28,260 --> 00:27:30,430
‫پس منم عمیق‌تر شخم می‌زنم.

312
00:27:30,550 --> 00:27:33,300
‫بعدش می‌بینی داد زدن واقعی چطوریه!

313
00:27:47,090 --> 00:27:48,930
‫این بهترین تلاشت بود؟

314
00:27:51,720 --> 00:27:53,840
‫لابد بعد جنگ حسابی خسته شدین.

315
00:27:55,430 --> 00:27:58,300
‫برخلاف تو، من کسی نیستم که "آشوب" رو
‫با مزخرفات بیهوده هدر بدم.

316
00:27:58,430 --> 00:28:01,140
‫بنظر من که آتیش زدن
‫نصف ارتش شما بیهوده نبود.

317
00:28:02,680 --> 00:28:05,340
‫چه حیف که پشت خطوط دشمن غل و زنجیر شدی.

318
00:28:06,220 --> 00:28:08,090
‫وگرنه می‌تونستی واسمون یه
‫گراز تجسم کنی که بخوریم.

319
00:28:21,970 --> 00:28:22,930
‫دارین فرار می‌کنین.

320
00:28:24,220 --> 00:28:27,220
‫- ما بُردیم.
‫- یه نبرد رو بردین. جنگ تازه شروع شده.

321
00:28:27,340 --> 00:28:29,720
‫پس‌مونده‌های شکست، چه ناراحت کننده.

322
00:28:29,840 --> 00:28:32,260
‫"سودن" فقط یه قطره باران
‫درمقابل طوفان بود.

323
00:28:32,840 --> 00:28:33,840
‫نگاهش کن.

324
00:28:35,430 --> 00:28:37,890
‫- چرا این کارو می‌کنی؟
‫- چون به قلمروی خودم وفادارم.

325
00:28:38,010 --> 00:28:40,260
‫نه، رهبر عزیزت دنبال یه چیزی هست.

326
00:28:40,930 --> 00:28:42,470
‫تو یه سرباز هستی که
‫به خواسته‌اش برسه.

327
00:28:43,550 --> 00:28:45,590
‫باورم نمی‌شه...
‫اسمش چی بود، «ایمر»؟

328
00:28:46,930 --> 00:28:50,390
‫صمیمانه عذرخواهی می‌کنم،
‫شخص "شعله سفید"...

329
00:28:51,470 --> 00:28:54,800
‫باورم نمی‌شه خوشش بیاد از اینکه
‫ببینه دست از پا دراز تر برگشتی.

330
00:28:57,640 --> 00:28:58,890
‫می‌دونی که برنمی‌گردم.

331
00:29:00,640 --> 00:29:03,140
‫- می‌دونی که برادری هم اهل مذاکره نیست.
‫- نمی‌خوان برگردی.

332
00:29:03,970 --> 00:29:06,340
‫قانون مقدس اون‌ها رو شکستی،
‫به جادوی آتش دست پیدا کردی.

333
00:29:06,470 --> 00:29:07,680
‫به دستور «تیسایا».

334
00:29:07,800 --> 00:29:08,970
‫من رو واسه نجاتشون تحسین می‌کنن.

335
00:29:10,590 --> 00:29:13,430
‫مطمئنم خیلی خوب درک می‌کنن.
‫همه رهبر ها همینن.

336
00:29:16,800 --> 00:29:18,220
‫می‌خوای من رو به عنوان قربانی تقدیم کنی.

337
00:29:20,090 --> 00:29:23,220
‫یه مایه شرمساری که باعث به گا رفتن
‫ارتش نیلفگارد جنوبی شد.

338
00:29:29,430 --> 00:29:32,140
‫حداقل قبل رسیدن به اون خراب شده
‫واسم یه غذای درست حسابی مجسم کن.

339
00:29:37,680 --> 00:29:39,510
‫واسه سرگرم کردن خودت
‫این کار ها رو می‌کنی؟

340
00:29:39,640 --> 00:29:41,680
‫برای اینکه خودم رو سالم نگه دارم، آره.

341
00:29:45,390 --> 00:29:46,720
‫داستان معروفیه.

342
00:29:47,720 --> 00:29:51,090
‫اولین بار وقتی جوون بودم،
‫موقع تحصیل توی آکسنفورت دیدمش.

343
00:29:54,510 --> 00:29:57,680
‫این داستان یک جنگجوی جوان
‫الف رو روایت می‌کنه،

344
00:29:58,590 --> 00:30:00,470
‫و انسانی که عاشقش می‌شه.

345
00:30:01,720 --> 00:30:02,720
‫اسمش چیه؟

346
00:30:03,390 --> 00:30:05,340
‫سقوط بزرگان.

347
00:30:08,720 --> 00:30:11,510
‫الف جنگجو، انسان جادوگر،

348
00:30:11,640 --> 00:30:13,340
‫قرار بود از روی نفرت قتل و عام کنند،

349
00:30:14,220 --> 00:30:16,720
‫اما در عوض، عاشق شدن و فرار کردن.

350
00:30:16,840 --> 00:30:18,510
‫برخلاف میل مردمشون.

351
00:30:21,800 --> 00:30:22,890
‫خیلی قشنگه.

352
00:30:26,010 --> 00:30:28,010
‫این دو در سعادت با هم ازدواج کردن،

353
00:30:28,590 --> 00:30:29,800
‫بچه‌ای در راه آمد.

354
00:30:31,140 --> 00:30:33,090
‫از تولد فرزند،
‫تا مرگ پدر و مادر.

355
00:30:34,180 --> 00:30:36,680
‫اون روز زمستانی سرنوشت ساز.

356
00:30:40,050 --> 00:30:42,840
‫انگار عمدا کاری می‌کنه

357
00:30:42,970 --> 00:30:45,340
‫که خودش رو به خطر بندازه.

358
00:30:47,590 --> 00:30:50,220
‫وقتی می‌خوام ساکت باشه، پرحرف می‌شه.

359
00:30:50,340 --> 00:30:52,720
‫وقتی می‌خوام حرف بزنه،
‫سرسخت و عبوس می‌شه.

360
00:30:55,640 --> 00:30:57,260
‫مثل اینکه رفیق خوبی پیدا کردی.

361
00:31:00,260 --> 00:31:01,640
‫منو یاد یه دوست قدیمی می‌ندازی.

362
00:31:03,340 --> 00:31:04,090
‫«موزاک».

363
00:31:08,470 --> 00:31:10,180
‫گاهی اوقات بنظر واقعی نیست.

364
00:31:12,470 --> 00:31:13,430
‫که دیگه رفته.

365
00:31:15,390 --> 00:31:16,590
‫من فقط...

366
00:31:17,590 --> 00:31:19,640
‫می‌گم کاش می‌تونستم
‫برگردم به گذشته و نجاتش بدم.

367
00:31:20,430 --> 00:31:21,340
‫همه رو نجات بدم.

368
00:31:22,220 --> 00:31:23,430
‫می‌شه منم باهات بیام؟

369
00:31:24,640 --> 00:31:27,430
‫منم یه چند تا چیز هست
‫که باید تغییر بدم.

370
00:31:30,510 --> 00:31:31,390
‫چه حسی داره؟

371
00:31:34,090 --> 00:31:36,050
‫که بخاطر چیزی که هستی تنها باشی.

372
00:31:38,800 --> 00:31:40,470
‫از درون نابودت می‌کنه.

373
00:31:41,760 --> 00:31:42,800
‫تنهایی.

374
00:31:51,550 --> 00:31:53,640
‫تا حالا خواستی خودت رو درمان کنی؟

375
00:31:54,510 --> 00:31:57,470
‫به خیلی ها پیشنهاد گنجینه‌ای
‫در ازای یک بوسه دادم.

376
00:31:57,590 --> 00:32:00,720
‫امیدوار بودم که اون
‫داستان‌های تخیلی واقعی باشن.

377
00:32:00,840 --> 00:32:03,050
‫شاید هنوز اونی که باید رو پیدا نکردی.

378
00:32:04,140 --> 00:32:07,010
‫«موزاک» یه بار درمورد مرد خارپشتی گفت
‫که توسط عشق واقعی‌اش درمان شد.

379
00:32:07,890 --> 00:32:08,720
‫خوش به حالش.

380
00:32:09,970 --> 00:32:11,220
‫شاید اون لایقش بود.

381
00:32:14,470 --> 00:32:15,970
‫باغ مجسمه من رو دیدی.

382
00:32:17,720 --> 00:32:19,680
‫همه خدمتکارهای من
‫اونجا دفن شدن.

383
00:32:21,180 --> 00:32:23,140
‫روزی که تغییر کردم اونا رو کشتم،

384
00:32:23,970 --> 00:32:25,720
‫نمی‌دونستم تبدیل به چی شدم،

385
00:32:25,840 --> 00:32:27,550
‫نمی‌دونستم چه قدرت‌هایی دارم.

386
00:32:28,760 --> 00:32:31,180
‫من لایق این سرنوشت‌ام.

387
00:32:36,550 --> 00:32:37,340
‫بیا.

388
00:32:38,390 --> 00:32:39,550
‫لابد خیلی خسته‌ات کردم.

389
00:32:40,300 --> 00:32:41,510
‫تو هم حتما خسته‌ای.

390
00:32:53,640 --> 00:32:54,760
‫رسیدیم.

391
00:32:59,260 --> 00:33:00,300
‫واقعا لذت بردم.

392
00:33:05,430 --> 00:33:06,720
‫اون‌هایی که کشتی...

393
00:33:09,590 --> 00:33:10,640
‫همچین قصدی نداشتی.

394
00:33:18,430 --> 00:33:19,340
‫گاهی اوقات...

395
00:33:20,220 --> 00:33:21,800
‫فکر می‌کنم هنوز یه آدمم.

396
00:33:23,050 --> 00:33:23,970
‫ولی اکثر اوقات...

397
00:33:25,140 --> 00:33:26,680
‫واقعا می‌دونم چی هستم.

398
00:33:32,390 --> 00:33:34,640
‫من با چشم‌های خودم دیدم

399
00:33:36,140 --> 00:33:38,390
‫که به دست دیگران
‫با خاک یکسان شد.

400
00:33:40,930 --> 00:33:42,590
‫خانواده‌ام اون داخل گیر افتادن.

401
00:33:47,010 --> 00:33:48,720
‫فکر نمی‌کنم به تو بشه گفت هیولا.

402
00:33:49,930 --> 00:33:52,050
‫واقعا لطف داری، عزیزدلم.

403
00:33:53,340 --> 00:33:55,680
‫هیولا ها بیشتر از این...

404
00:33:55,800 --> 00:33:58,390
‫چهره‌های وحشتناک و
‫چنگال و دندون هستن.

405
00:33:59,640 --> 00:34:02,010
‫هیولا ها از کارهای انجام شده زاده می‌شن.

406
00:34:04,140 --> 00:34:05,510
‫کارهای نابخشودنی.

407
00:34:10,510 --> 00:34:11,340
‫شب بخیر.

408
00:34:14,430 --> 00:34:15,550
‫شب بخیر، «نیولن».

409
00:35:38,140 --> 00:35:41,390
‫مرغوب‌ترین "مید" از کمیاب‌ترین
‫عسل صحرای کوراتیان.

410
00:35:49,010 --> 00:35:50,930
‫بیا بازی مشروب خوری راه بندازیم.

411
00:35:51,050 --> 00:35:53,050
‫حالا شد یه چیزی!

412
00:35:53,930 --> 00:35:54,840
‫چه بازی؟

413
00:35:56,840 --> 00:35:58,090
‫خنجر پرت می‌کنیم.

414
00:35:59,260 --> 00:36:01,300
‫هر کسی که نتونه بزنه
‫وسط کله پدر عزیزت،

415
00:36:01,970 --> 00:36:02,760
‫باید بخوره،

416
00:36:03,720 --> 00:36:04,970
‫و یه واقعیتی بگه.

417
00:36:05,090 --> 00:36:06,140
‫آماده باش که ببازی.

418
00:36:09,140 --> 00:36:11,090
‫اول تو.

419
00:36:21,180 --> 00:36:23,050
‫با سوال واضح شروع کنیم.

420
00:36:23,800 --> 00:36:26,050
‫به هر خدایی که قبول داری قسم،

421
00:36:27,300 --> 00:36:30,340
‫چطوری شد که قرار شد
‫از یه دختر جوان مراقبت کنی.

422
00:36:30,470 --> 00:36:32,510
‫قبل مرگ مادربزرگش بهش قول دادم.

423
00:36:42,220 --> 00:36:43,180
‫برنامه‌ات چیه؟

424
00:36:43,840 --> 00:36:44,930
‫زنده نگهش دارم.

425
00:36:46,430 --> 00:36:47,720
‫همه‌اش همین؟

426
00:36:47,840 --> 00:36:49,840
‫می‌تونم درمقابل هر آدم
‫یا هیولایی ازش مراقبت کنم.

427
00:36:51,140 --> 00:36:53,890
‫به قول خودت؛ جهان داره تغییر می‌کنه.

428
00:36:55,180 --> 00:36:57,470
‫شاید برای همین قانون غافلگیری
‫ما رو کنار هم قرار داد.

429
00:36:57,590 --> 00:36:59,800
‫ای شوخی کثیف قدیمی.

430
00:36:59,930 --> 00:37:02,220
‫داره جالب می‌شه، نه؟

431
00:37:04,180 --> 00:37:06,760
‫پرت کن ببینم.

432
00:37:10,680 --> 00:37:11,470
‫وسط خال.

433
00:37:24,140 --> 00:37:25,970
‫دیگه پیر شدی رفت، دوست قدیمی.

434
00:37:26,840 --> 00:37:27,970
‫مثل اینکه.

435
00:37:28,090 --> 00:37:30,220
‫یه عمری تنها بودی،

436
00:37:31,430 --> 00:37:34,300
‫بعد برگشتی می‌گی طبق یه قول و قراری
‫سرنوشتت با یه دختر بچه گره خورده.

437
00:37:35,930 --> 00:37:37,140
‫چی تو رو عوض کرد؟

438
00:37:39,140 --> 00:37:41,374
‫بپرس "کی".

439
00:37:42,720 --> 00:37:44,090
‫«ینیفر» از ونگربرگ.

440
00:37:47,720 --> 00:37:50,970
‫و این زیباترین و نادرترین
‫دوشیزه جهان کجاست؟

441
00:37:51,090 --> 00:37:53,930
‫اونم کسی که تونست وارد
‫قلب یخ‌زده یه جادوگر بشه؟

442
00:37:54,050 --> 00:37:55,140
‫اون مُرده.

443
00:38:02,840 --> 00:38:03,970
‫پسر، خیلی شرمنده‌ام.

444
00:38:05,760 --> 00:38:06,550
‫چند وقت پیش؟

445
00:38:08,760 --> 00:38:09,800
‫چند روز پیش.

446
00:38:14,840 --> 00:38:16,550
‫چطور دلت نشکسته؟

447
00:38:19,010 --> 00:38:20,010
‫کی گفته نشکسته؟

448
00:38:29,340 --> 00:38:30,840
‫- اسبت مسخره‌ست.
‫- می‌دونم.

449
00:38:31,680 --> 00:38:33,260
‫اگه پیاده بشم،
‫افرادم می‌خورنش.

450
00:38:34,470 --> 00:38:37,550
‫اسب‌ها، فاحشه‌ها، جادوگران،
‫همه مفید هستن تا زمانی که نباشن.

451
00:38:40,340 --> 00:38:42,590
‫واقعا فکر کردی پیشکش کردن من

452
00:38:42,720 --> 00:38:44,390
‫باعث می‌شه از شکستی که
‫به بار آوردی بگذره؟

453
00:38:45,470 --> 00:38:47,050
‫ببین چطوری گردن جفتمون رو با هم بزنن.

454
00:38:49,340 --> 00:38:52,680
‫ببین. شمال پیروز شده.

455
00:38:52,800 --> 00:38:56,010
‫با ما باش. می‌گم من رو نجات دادی،
‫می‌تونی خودت رو رها کنی.

456
00:38:56,140 --> 00:38:57,760
‫دقیقا خودم رو از چی رها کنم؟

457
00:38:58,840 --> 00:39:02,430
‫فکر کردی می‌خواستیم شمال رو فتح کنیم؟
‫می‌خواستیم آزادش کنیم.

458
00:39:02,550 --> 00:39:04,760
‫توی "آرتوزا" ضعیف بودی،
‫ولی عقلت دست خودت بود.

459
00:39:04,890 --> 00:39:06,760
‫که یعنی انتخاب داشتم.

460
00:39:06,890 --> 00:39:10,550
‫من طبق خواسته انجمن برادری
‫توی یه قلمرو بودم. هممون بودیم.

461
00:39:10,680 --> 00:39:13,220
‫فقط چند تا سرباز ممتاز برای
‫کنترل قلمروها، همین و بس.

462
00:39:13,340 --> 00:39:15,180
‫ما رو مجبور نکردن کاری بکنیم.

463
00:39:15,300 --> 00:39:17,510
‫منم باید مثل تو جایگاهم رو ترک کنم؟

464
00:39:17,640 --> 00:39:19,930
‫از وظایف شونه خالی کنم؟
‫توانایی‌هام رو هدر بدم؟

465
00:39:21,010 --> 00:39:23,890
‫- شاید اگه منم «تیسایا» طرفم بود...
‫- شاید اگه به فکر خودت بودی،

466
00:39:24,010 --> 00:39:25,260
‫به جای اینکه دنبال
‫لیسیدن چکمه بقیه باشی.

467
00:39:26,680 --> 00:39:28,800
‫مایل به راضی کردن.
‫ضعیف و سست.

468
00:39:28,930 --> 00:39:30,090
‫تو نمی‌فهمی، «ینیفر».

469
00:39:36,970 --> 00:39:38,680
‫چیز دیگه نبود؟

470
00:39:38,800 --> 00:39:40,550
‫چیزی واسه مخفی کردن ندارم.

471
00:39:40,680 --> 00:39:41,890
‫از من که نداری.

472
00:39:43,050 --> 00:39:44,680
‫ولی به دختره هم واقعیت رو گفتی؟

473
00:39:47,010 --> 00:39:50,800
‫که جادوگرها بچه‌ها رو به دست میارن
‫تا بهشون از گیاهان جادویی غذا بدن؟

474
00:39:51,720 --> 00:39:54,760
‫فقط اونایی که زنده می‌مونن،
‫خودشون تبدیل به جادوگر می‌شن.

475
00:39:54,890 --> 00:39:58,140
‫تمام واکنش‌ها و احساسات انسانی
‫از اون‌ها گرفته می‌شه.

476
00:39:59,090 --> 00:40:01,010
‫تبدیل به هیولا هایی می‌شن

477
00:40:01,140 --> 00:40:02,800
‫که هیولا های دیگه رو بکشن.

478
00:40:02,930 --> 00:40:04,680
‫قرار نیست برای اون اینطوری باشه.

479
00:40:04,800 --> 00:40:06,180
‫ولی برای تو که بود.

480
00:40:11,930 --> 00:40:13,140
‫چه خوب چه بد،

481
00:40:14,050 --> 00:40:15,090
‫الآن با تو ـه.

482
00:40:16,430 --> 00:40:17,890
‫خودش چه احساسی داره؟

483
00:40:21,890 --> 00:40:25,260
‫قیافه کسی رو داری که نگرانه
‫توانایی‌هاش رو از دست داده باشه.

484
00:40:31,340 --> 00:40:34,510
‫قیافه کسیه که واسش سواله؛
‫چرا دوست قدیمی‌اش داره تقلب می‌کنه؟

485
00:40:36,720 --> 00:40:38,050
‫مچم رو گرفتی!

486
00:40:40,760 --> 00:40:42,180
‫چاقوهای جادویی.

487
00:40:44,180 --> 00:40:45,180
‫ولی چرا؟

488
00:40:46,970 --> 00:40:49,340
‫من که دیدم تو چطوری توی
‫لونه وایورن شاش‌بند شدی.

489
00:40:51,180 --> 00:40:53,840
‫من که می‌دونم واقعا کی هستی.
‫چی رو داری مخفی می‌کنی؟

490
00:40:59,390 --> 00:41:01,840
‫باید برم دست به آب
‫و بعدش هم بخوابم.

491
00:41:05,220 --> 00:41:07,430
‫تو هم بخواب، مردک پیر عبوس.

492
00:41:08,930 --> 00:41:10,180
‫فردا صبح می‌بینمت.

493
00:41:17,590 --> 00:41:19,010
‫چیزی نیست، «ورینا».

494
00:41:19,800 --> 00:41:21,890
‫اذیتت نمی‌کنیم.

495
00:41:24,300 --> 00:41:25,680
‫فقط یه شب اینجا مهمونیم.

496
00:41:27,340 --> 00:41:28,840
‫بعدش از خونه‌ات می‌ریم.

497
00:42:40,840 --> 00:42:41,640
‫تو کی هستی؟

498
00:42:43,680 --> 00:42:45,260
‫من «ورینا»ام،
‫دوست «نیولن».

499
00:42:49,300 --> 00:42:51,680
‫داشتی کابوس می‌دیدی،
‫اومدم بهت سر بزنم.

500
00:42:55,390 --> 00:42:57,140
‫لباسی که واست گذاشتم رو دوست داری؟

501
00:42:59,430 --> 00:43:00,390
‫کار تو بود؟

502
00:43:02,340 --> 00:43:03,090
‫آره.

503
00:43:04,930 --> 00:43:05,760
‫ممنون.

504
00:43:08,800 --> 00:43:10,300
‫«نیولن» گفت تو گربه‌ای.

505
00:43:12,220 --> 00:43:13,140
‫تو چی هستی؟

506
00:43:15,430 --> 00:43:17,260
‫- من فرق دارم.
‫- من تو نیستم.

507
00:43:19,140 --> 00:43:20,550
‫ولی شبیهت هستم.

508
00:43:22,430 --> 00:43:23,390
‫چطوری این کارو کردی؟

509
00:43:24,760 --> 00:43:25,890
‫تا حالا کسی رو ندیده بودم...

510
00:43:26,590 --> 00:43:28,220
‫که مثل تو تنها باشه.

511
00:43:29,260 --> 00:43:30,010
‫متفاوت باشه.

512
00:43:32,010 --> 00:43:32,890
‫مثل بقیه نباشه.

513
00:43:36,930 --> 00:43:38,470
‫چرا با اون مرد سفر می‌کنی؟

514
00:43:39,390 --> 00:43:40,510
‫من می‌دونم اون چیه.

515
00:43:41,220 --> 00:43:42,640
‫اون چیز میز می‌کشه.

516
00:43:43,930 --> 00:43:45,510
‫هیولا می‌کشه، آره.

517
00:43:46,760 --> 00:43:47,510
‫اونا رو می‌کشه.

518
00:43:51,300 --> 00:43:52,140
‫تو هم یه هیولایی؟

519
00:43:54,840 --> 00:43:56,800
‫مگه چون تو فرق داری
‫هیولا محسوب می‌شی؟

520
00:43:58,180 --> 00:44:00,090
‫هیولا ها با بقیه
‫کار های بد می‌کنن.

521
00:44:00,220 --> 00:44:02,300
‫آدم‌ها با همدیگه کار های بد می‌کنن.

522
00:44:05,220 --> 00:44:05,970
‫«نیولن»...

523
00:44:08,140 --> 00:44:09,510
‫تو رو از جادوگر قایم کرد.

524
00:44:14,760 --> 00:44:15,590
‫دوستت داره.

525
00:44:25,510 --> 00:44:27,260
‫این می‌شه راز ما.

526
00:44:28,220 --> 00:44:29,680
‫تا زمانی که بری.

527
00:45:58,930 --> 00:46:00,050
‫پرواز می‌کنه.

528
00:46:02,640 --> 00:46:04,800
‫- «گرالت»؟
‫- «روچ» کنار دروازه‌ست.

529
00:46:04,930 --> 00:46:07,930
‫اگه کسی به جز من افتاد دنبالت،
‫واسه نجات جونت فرار کن.

530
00:46:08,050 --> 00:46:10,390
‫- چی شده؟
‫- یه "بروکسا" توی خونه‌ست.

531
00:46:11,260 --> 00:46:13,010
‫یه چی؟ چی کار می‌کنی؟

532
00:46:14,590 --> 00:46:15,760
‫«گرالت»، چه خبر شده؟

533
00:46:15,890 --> 00:46:16,760
‫برو.

534
00:46:17,680 --> 00:46:18,890
‫فورا.

535
00:48:21,470 --> 00:48:22,340
‫«ورینا»؟

536
00:48:26,340 --> 00:48:27,800
‫اذیتم کرد.

537
00:48:30,590 --> 00:48:32,010
‫«سریلا».

538
00:48:32,140 --> 00:48:33,550
‫"بروکسا" خودشه.
‫(نوعی خون‌آشام)

539
00:48:33,680 --> 00:48:35,390
‫برگرد پیش «روچ».

540
00:48:48,760 --> 00:48:49,760
‫فرار نکن.

541
00:48:52,390 --> 00:48:54,680
‫اگه فرار کنی نمی‌تونم
‫جلوی خودم رو بگیرم.

542
00:48:55,390 --> 00:48:56,180
‫اشتباه می‌کنه.

543
00:48:56,840 --> 00:48:59,090
‫من نمی‌خوام اذیتت کنم.

544
00:50:22,970 --> 00:50:23,970
‫«گرالت»!

545
00:50:30,590 --> 00:50:31,640
‫«گرالت»!

546
00:50:49,550 --> 00:50:50,840
‫«سریلا».

547
00:50:51,930 --> 00:50:53,680
‫- «گرالت»، وایستا. لطفا.
‫- برو کنار.

548
00:50:59,720 --> 00:51:01,300
‫اگه تنهامون نذاری،

549
00:51:01,970 --> 00:51:03,970
‫گلو ـش رو پاره می‌کنم.

550
00:51:13,180 --> 00:51:14,220
‫معذرت می‌خوام.

551
00:51:15,890 --> 00:51:18,140
‫واقعا معذرت می‌خوام.

552
00:51:33,220 --> 00:51:34,140
‫یا مال من...

553
00:51:38,840 --> 00:51:40,760
‫...یا هیچ‌کس.

554
00:51:46,430 --> 00:51:47,470
‫دوستت دارم.

555
00:51:53,140 --> 00:51:53,890
‫دوستت دارم.

556
00:51:58,050 --> 00:51:58,840
‫نه!

557
00:52:01,180 --> 00:52:02,430
‫نه!

558
00:52:03,390 --> 00:52:05,260
‫نه!

559
00:52:10,300 --> 00:52:12,050
‫سراغ تو هم میاد.

560
00:52:40,220 --> 00:52:41,140
‫چرا، «گرالت»؟

561
00:52:45,260 --> 00:52:46,140
‫اشتباهه.

562
00:52:47,220 --> 00:52:48,180
‫اشتباهه.

563
00:52:49,050 --> 00:52:51,010
‫همه‌اش اشتباهه!

564
00:52:51,970 --> 00:52:53,340
‫نفرین برداشته شد.

565
00:52:55,840 --> 00:52:57,180
‫دیگه آزادی.

566
00:52:58,760 --> 00:52:59,550
‫آزاد؟

567
00:53:02,390 --> 00:53:03,970
‫تو به این می‌گی...

568
00:53:05,220 --> 00:53:06,300
‫آزادی؟

569
00:53:12,470 --> 00:53:13,930
‫توی جنگل پیداش کردم.

570
00:53:15,470 --> 00:53:16,220
‫زخمی بود.

571
00:53:17,090 --> 00:53:17,890
‫گرسنه بود.

572
00:53:20,590 --> 00:53:21,930
‫از من نمی‌ترسید.

573
00:53:24,090 --> 00:53:25,180
‫وقتی حالش خوب شد،

574
00:53:27,590 --> 00:53:29,090
‫خودش خواست بمونه.

575
00:53:30,430 --> 00:53:31,510
‫واسش مهم نبود...

576
00:53:33,300 --> 00:53:34,390
‫من چه شکلی‌ام.

577
00:53:35,760 --> 00:53:37,300
‫و برای کمتر شدن هوسش،

578
00:53:38,590 --> 00:53:40,180
‫گذاشتم از من تغذیه کنه.

579
00:53:41,510 --> 00:53:43,430
‫- ولی...
‫- نتونست جلوی خودش رو بگیره؟

580
00:53:46,970 --> 00:53:47,930
‫اون یه هیولا بود.

581
00:53:51,140 --> 00:53:51,890
‫نه.

582
00:53:55,010 --> 00:53:55,840
‫اشتباه می‌کنی.

583
00:53:58,640 --> 00:54:00,300
‫هیولا باشه یا نباشه مهم نیست.

584
00:54:02,760 --> 00:54:03,470
‫دوستت داشت.

585
00:54:07,050 --> 00:54:08,090
‫عشق و خون.

586
00:54:10,260 --> 00:54:12,010
‫هردو قدرت زیادی دارن.

587
00:54:14,930 --> 00:54:18,220
‫آدم‌های دانا و جادوگر ها سال‌هاست
‫خودشون رو درگیرش کردن.

588
00:54:21,220 --> 00:54:23,970
‫- و به هیچی نرسیدم به جز...
‫- ...عشق واقعی.

589
00:54:26,840 --> 00:54:27,760
‫از دست دادنِ...

590
00:54:29,930 --> 00:54:30,840
‫...عشق واقعی.

591
00:54:33,550 --> 00:54:34,550
‫همه‌اش همینه.

592
00:54:45,840 --> 00:54:46,760
‫من با میل خودم...

593
00:54:48,260 --> 00:54:51,260
‫از بلایی که سر مردم
‫دهکده آورد چشم‌پوشی کردم.

594
00:54:52,800 --> 00:54:54,260
‫چون اونم واسش مهم نبود...

595
00:54:54,970 --> 00:54:57,010
‫که من هم این همه سال نفرین شده بودم.

596
00:54:58,430 --> 00:55:00,090
‫نه برای تخریب معبد.

597
00:55:03,800 --> 00:55:05,180
‫برای تجاوز به راهبه.

598
00:55:11,300 --> 00:55:12,340
‫«سیری»...

599
00:55:29,300 --> 00:55:31,470
‫لطفا بمون. نرو.

600
00:55:33,430 --> 00:55:34,340
‫التماس می‌کنم.

601
00:55:36,010 --> 00:55:37,050
‫از شمشیرت استفاده کن

602
00:55:38,470 --> 00:55:39,260
‫و تمومش کن.

603
00:55:40,590 --> 00:55:41,390
‫بخاطر من.

604
00:55:43,760 --> 00:55:44,890
‫الآن دیگه میرایی.

605
00:55:46,800 --> 00:55:48,010
‫خودت تمومش کن.

606
00:56:27,970 --> 00:56:30,180
‫وقتی گفتم فرار کن،

607
00:56:31,930 --> 00:56:32,760
‫فرار می‌کنی.

608
00:56:34,680 --> 00:56:35,760
‫گفتم قایم شو،

609
00:56:37,220 --> 00:56:37,970
‫قایم می‌شی.

610
00:56:40,220 --> 00:56:41,930
‫- وقتی گفتم برو پیش «روچ»...
‫- می‌دونم.

611
00:56:53,340 --> 00:56:54,970
‫فکر کنم یه مشکلی دارم.

612
00:56:59,180 --> 00:57:01,180
‫هرجا که می‌رم، مردم می‌میرن.

613
00:57:06,340 --> 00:57:07,180
‫بعضی وقت‌ها، من...

614
00:57:11,260 --> 00:57:12,340
‫حس می‌کنم می‌تونم...

615
00:57:14,390 --> 00:57:15,550
‫کل جهان رو بسوزونم.

616
00:57:18,220 --> 00:57:19,510
‫منظوری هم دارم.

617
00:57:20,890 --> 00:57:21,640
‫فقط...

618
00:57:23,140 --> 00:57:24,720
‫فقط باعث می‌شه

619
00:57:26,590 --> 00:57:27,510
‫خیلی ازش بترسم.

620
00:57:30,550 --> 00:57:31,510
‫ترس یه بیماریه.

621
00:57:33,970 --> 00:57:35,890
‫اگه دچارش بشی و درمانش نکنی،

622
00:57:37,050 --> 00:57:38,220
‫تورو در بر می‌گیره.

623
00:57:40,760 --> 00:57:41,930
‫چطوری باید درمانش کنی؟

624
00:57:42,550 --> 00:57:43,470
‫باهاش رو به رو بشی.

625
00:57:45,010 --> 00:57:46,720
‫رو به رو شدن با ترس آسون نیست.

626
00:57:48,260 --> 00:57:49,640
‫ولی من کنارت هستم.

627
00:57:52,390 --> 00:57:53,970
‫نمی‌ذارم بلایی سرت بیاد.

628
00:57:59,510 --> 00:58:00,430
‫خیلی‌خب.

629
00:58:16,260 --> 00:58:18,300
‫کافیه! بلند بشید!

630
00:58:19,680 --> 00:58:22,430
‫هرچی لازم دارید بردارید و راه بیفتید.
‫باید تا صبح برسیم سینترا.

631
00:58:23,260 --> 00:58:24,260
‫نگاهشون کن،

632
00:58:25,220 --> 00:58:27,470
‫داری اون‌ها رو به سمت
‫راه نجاتی می‌بری که وجود نداره.

633
00:58:28,640 --> 00:58:29,970
‫چقدر دیگه باید بگذره
‫تا بهت پشت کنن؟

634
00:58:32,640 --> 00:58:34,180
‫کمانداران!

635
00:58:36,010 --> 00:58:38,010
‫آزادم کن. می‌دونی که قدرت من بیشتره.

636
00:58:38,840 --> 00:58:40,260
‫- می‌تونم نجاتمون بدم.
‫- چیزی نمی‌بینم!

637
00:58:43,470 --> 00:58:44,760
‫- کجاست؟
‫- نمی‌بینم.

638
00:59:13,355 --> 00:59:20,355
‫حـــامـــی مــغــیــثــی
‫T.me/Timelordsubs

639
00:59:20,355 --> 00:59:27,355
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz
640
00:59:27,355 --> 00:59:34,355
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


