1
00:00:00,100 --> 00:00:05,124
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:05,124 --> 00:00:10,000
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

3
00:00:10,000 --> 00:00:12,700
‫دانش‌آموزان تال پاینز، صبح‌تون بخیر

4
00:00:13,410 --> 00:00:17,200
‫امروز هم بهتون یادآوری می‌کنم
‫که ما برهنه به‌دنیا نمیایم

5
00:00:17,200 --> 00:00:21,290
‫بلکه پوشیده از شکوه عالم بیکران هستیم

6
00:00:21,290 --> 00:00:25,540
‫درون هرکدوم از ما
‫بذری از نبوغ نهفته‌ست

7
00:00:25,540 --> 00:00:27,250
‫بذری از هدف

8
00:00:27,250 --> 00:00:28,790
‫بذرهامون رو فراموش می‌کنیم

9
00:00:28,790 --> 00:00:32,910
‫تولدها و مدل موها
‫و خانواده‌ها حواس‌مون رو پرت می‌کنن

10
00:00:33,620 --> 00:00:37,080
‫بیاین آستین بالا بزنیم
‫و بذرهامون رو به همدیگه نشون بدیم

11
00:00:37,580 --> 00:00:39,620
‫درخور تأمله. روز خوبی داشته باشین

12
00:00:40,620 --> 00:00:42,410
‫اولین می‌خواد ببینتت

13
00:00:46,910 --> 00:00:48,580
‫پس تو سوگلیش هستی، ها؟

14
00:00:51,950 --> 00:00:53,550
‫آره

15
00:00:57,370 --> 00:01:00,120
‫سلام دنیل. صبح امروزت چطور بوده؟

16
00:01:02,250 --> 00:01:03,910
‫چی؟

17
00:01:03,910 --> 00:01:04,910
‫خوب بوده

18
00:01:04,910 --> 00:01:07,080
‫خب، فردا سعی می‌کنیم عالی باشه

19
00:01:07,080 --> 00:01:08,680
‫صبح‌ها روی حس و حال
‫کل روز تاثیر می‌ذارن

20
00:01:09,830 --> 00:01:12,910
‫خب... الان داشتم پای تلفن
‫با مادرت صحبت می‌کردم

21
00:01:14,450 --> 00:01:16,540
‫ظاهراً پدرت باید بخاطر شغلش

22
00:01:16,540 --> 00:01:18,200
‫تا آخر سال بره برلین

23
00:01:19,080 --> 00:01:22,000
‫هیجان و شادی از صدای مادرت می‌بارید

24
00:01:22,000 --> 00:01:24,290
‫فرصتی برای شروع تازه نصیبشون شده

25
00:01:24,290 --> 00:01:28,620
‫از زمان... حادثه
‫خیلی بهشون سخت گذشته

26
00:01:29,540 --> 00:01:32,120
‫فقط می‌خواستم این خبر خوب رو بهت بدم

27
00:01:32,120 --> 00:01:34,040
‫قراره خیلی بیشتر اینجا پیشمون بمونی

28
00:01:35,500 --> 00:01:37,660
‫بلند شو، بیا بریم
‫از روزت لذت ببر، دنیل

29
00:01:37,660 --> 00:01:39,330
‫از روزت لذت ببر

30
00:01:39,330 --> 00:01:40,930
‫بفرما

31
00:01:44,830 --> 00:01:46,430
‫چه آشغالیه این پسر

32
00:01:49,040 --> 00:01:52,410
‫خرگوش، من امروز باید
‫دورهمی انقلاب تابستانی رو اداره کنم

33
00:01:52,410 --> 00:01:54,870
‫پس بنظرم بهتره بدون من
‫صندلی داغ امروز رو اداره کنی

34
00:01:56,000 --> 00:01:57,000
‫چشم حتماً

35
00:01:57,000 --> 00:01:58,600
‫باعث افتخارمه

36
00:01:59,500 --> 00:02:01,100
‫آماده‌ای

37
00:02:01,790 --> 00:02:04,750
‫♪ بین درختان کاج ♪

38
00:02:04,750 --> 00:02:08,250
‫♪ جایی که خورشید هرگز نمی‌تابه ♪

39
00:02:08,250 --> 00:02:13,870
‫♪ با وزش باد سرد، می‌لرزیدم ♪

40
00:02:13,870 --> 00:02:16,950
‫♪ بین درختان کاج ♪

41
00:02:16,950 --> 00:02:20,370
‫♪ در بین درختان سرد و خلوت کاج ♪

42
00:02:20,370 --> 00:02:25,540
‫♪ با وزش باد سرد، می‌لرزیدم ♪

43
00:02:25,540 --> 00:02:28,910
‫♪ دختر کوچولو ♪

44
00:02:28,910 --> 00:02:31,910
‫♪ دیشب کجا خوابیدی؟ ♪

45
00:02:31,910 --> 00:02:35,910
‫- ♪ حتی مادرت هم نمی‌دونه ♪
‫- کمک می‌خوای؟

46
00:02:35,910 --> 00:02:37,750
‫کمک نمی‌خوام لعنتی

47
00:02:37,750 --> 00:02:41,200
‫♪ من بین درختان کاج خوابیدم ♪

48
00:02:41,200 --> 00:02:44,580
‫♪ جایی که خورشید هرگز نمی‌تابه ♪

49
00:02:44,580 --> 00:02:49,250
‫♪ با وزش باد سرد، می‌لرزیدم ♪

50
00:02:49,250 --> 00:02:50,200
‫یالا!

51
00:02:50,200 --> 00:02:56,250
‫♪ خوشگل‌ترین دختری که تابحال دیدم ♪

52
00:02:56,250 --> 00:02:57,850
‫- ♪ توی... ♪
‫- سلام بچه‌ها

53
00:02:58,330 --> 00:03:00,200
‫- سلام
‫- چطوری استیس؟

54
00:03:00,910 --> 00:03:04,370
‫دیدی؟ بعد از مراسم گذر کاملاً تغییر کرده

55
00:03:04,370 --> 00:03:08,450
‫یادته بابات فالکور رو عقیم کرد
‫و دیگه خودشو به چیزی نمی‌مالید؟

56
00:03:08,450 --> 00:03:11,040
‫اونم مثل فالکوره

57
00:03:11,620 --> 00:03:14,160
‫کمتر میره رو اعصاب ولی... مثل همیشه نیست

58
00:03:14,160 --> 00:03:18,080
‫خدایا، باورم نمیشه تمام اینا رو
‫به پلیسه گفتی و هنوز هیچ کاری نکرده

59
00:03:18,080 --> 00:03:20,160
‫چرا همه اینقدر بی‌خایه‌ن؟

60
00:03:22,040 --> 00:03:23,120
‫رایلی مُرده

61
00:03:23,120 --> 00:03:26,200
‫چی؟ چطوری؟

62
00:03:26,200 --> 00:03:29,540
‫هیس، هیس، هیس. نمی‌دونم
‫الکس گفت موقع فرار مُرد

63
00:03:29,540 --> 00:03:31,950
‫چرنده. احتمالاً کشتنش

64
00:03:31,950 --> 00:03:34,330
‫قول بده به کسی نمیگی، باشه؟

65
00:03:34,330 --> 00:03:37,700
‫اگر حرفش بپیچه، می‌فهمن داریم با یکی
‫ بیرون از اینجا حرف می‌زنیم

66
00:03:37,700 --> 00:03:39,660
‫قول بده هیچی نمیگی

67
00:03:39,660 --> 00:03:41,830
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، باشه
‫به هیچکس نمیگم

68
00:03:41,830 --> 00:03:43,700
‫چیز دیگه‌ای نیست که لازم باشه بدونم؟

69
00:03:45,080 --> 00:03:47,370
‫روری می‌خواد موقع فرار باهامون بیاد

70
00:03:48,000 --> 00:03:49,600
‫بنظرم می‌تونه به دردمون بخوره

71
00:03:55,750 --> 00:03:57,700
‫عمراً بابا

72
00:03:57,700 --> 00:03:59,300
‫از این خبرا نیست

73
00:04:04,041 --> 00:04:06,875
‫« حقیقت پشت پرده‌ی تال پاینز »

74
00:04:11,541 --> 00:04:12,875
‫« دروغ‌ها و آزارها »
‫« کودکان مفقود شده »

75
00:04:12,875 --> 00:04:15,500
‫« هانا آیورسون، تاریخ مفقودی »
‫« کثی استوارت، تاریخ مفقودی »

76
00:04:18,083 --> 00:04:19,583
‫« درباره‌ی نویسنده، موریس آیورسون »

77
00:04:28,870 --> 00:04:31,040
‫- سلام
‫- سلام

78
00:04:31,040 --> 00:04:32,640
‫روی مبل خوابیدی؟

79
00:04:35,200 --> 00:04:36,830
‫اصلاً نخوابیدم

80
00:04:37,450 --> 00:04:38,910
‫باید حواسم به در می‌بود

81
00:04:38,910 --> 00:04:41,870
‫که یهویی دوباره با لباس خواب
‫سر از برکه درنیاری

82
00:04:51,950 --> 00:04:53,550
‫یه اتفاق عجیبی داره برام میفته

83
00:04:55,790 --> 00:04:57,700
‫آره. می‌دونم

84
00:04:59,450 --> 00:05:03,580
‫باید در مورد روان‌درمانی
‫که "اولین" انجام میده ازت بپرسم

85
00:05:03,580 --> 00:05:05,180
‫همونی که در موردش بهم گفتی

86
00:05:05,620 --> 00:05:08,540
‫خب، می‌دونم فقط روی
‫بعضی از دانش‌آموزها انجامش میده

87
00:05:08,540 --> 00:05:10,160
‫برای توام انجامش داد؟

88
00:05:12,370 --> 00:05:15,250
‫خیلی‌خب، دقیقاً چیه؟

89
00:05:18,080 --> 00:05:22,910
‫می‌دونم راهی برای
‫کنار اومدن با زخم‌های روحیته

90
00:05:22,910 --> 00:05:24,700
‫یه چیزی تو مایه‌های هیپنودرمانی

91
00:05:24,700 --> 00:05:29,120
‫و یادمه خیلی خوشحال شدم
‫که منو انتخاب کرده، ولی...

92
00:05:29,790 --> 00:05:32,330
‫هیچ‌چیز دیگه‌ای یادم نمیاد
‫و نمی‌دونم چرا

93
00:05:35,870 --> 00:05:39,000
‫یجور کنترلی روت داره

94
00:05:39,000 --> 00:05:40,750
‫مثل همیشه نیستی

95
00:05:40,750 --> 00:05:43,120
‫و تمام اینا وقتی شروع شد
‫که اجازه دادی اولین برگرده تو زندگیت

96
00:05:43,120 --> 00:05:44,790
‫اون دلیل تمام این اتفاقاته

97
00:05:46,910 --> 00:05:49,700
‫ازش می‌خوام امشب نیاد جشن سیسمونی

98
00:05:51,200 --> 00:05:52,830
‫جشن سیسمونی؟

99
00:05:55,160 --> 00:05:56,760
‫خیلی‌خب

100
00:05:57,950 --> 00:06:01,290
‫واقعاً فکر می‌کنی شرایطمون اونقدر مناسبه
‫که امشب با همدیگه میزبان جشن باشیم؟

101
00:06:01,290 --> 00:06:05,370
‫یعنی میگی جشن سیسمونی رو لغو کنیم؟

102
00:06:10,250 --> 00:06:12,706
‫یعنی می‌خوای خودمو توی این خونه حبس کنم

103
00:06:12,706 --> 00:06:14,700
‫و هر شب منتظر بمونم برگردی خونه؟

104
00:06:15,660 --> 00:06:19,830
‫توی بازار کشاورزان برای یه لحظه
‫دوباره یادم اومد کی هستم

105
00:06:19,830 --> 00:06:21,830
‫حس... حس کردم هدف خاص خودمو دارم

106
00:06:21,830 --> 00:06:24,660
‫مردمی دورم رو گرفته بودن
‫که برام خوشحال بودن

107
00:06:24,660 --> 00:06:26,040
‫حس کردم دیگران پشتم هستن

108
00:06:26,040 --> 00:06:29,540
‫و واقعاً مشتاق بودن
‫امشب دوباره حسش کنم

109
00:06:31,370 --> 00:06:33,250
‫باشه. باید آماده بشم برم سر کار

110
00:06:38,291 --> 00:06:41,330
‫« سـرکـش »

111
00:06:41,330 --> 00:06:43,660
‫پشیزی برای مامانت ارزش نداری
‫درست مثل ماها

112
00:06:43,660 --> 00:06:45,950
‫تو یه هرزه‌ای و اَبی سگ دست‌آموزته

113
00:06:45,950 --> 00:06:48,160
‫بابت نظراتتون ممنون

114
00:06:48,160 --> 00:06:49,250
‫اَبی، ساکتی

115
00:06:49,250 --> 00:06:51,040
‫می‌خوای چیزی بگی؟

116
00:06:51,040 --> 00:06:54,450
‫آره، گاهی اوقات وقتی می‌خوابی
‫شبیه استیو بوشمی میشی

117
00:06:54,450 --> 00:06:56,700
‫ای خدا. با همدیگه جق می‌زنین؟

118
00:06:57,540 --> 00:07:00,040
‫یا فقط اَبی رو نگاه می‌کنی و جق می‌زنی
‫هرزه‌ی همجنس‌باز؟

119
00:07:00,040 --> 00:07:03,160
‫نه، راستش هرزه‌ی دوجنس‌گرام
‫خیلی ممنون، الکساندرا

120
00:07:03,160 --> 00:07:04,660
‫نه، فقط معتادی

121
00:07:04,660 --> 00:07:06,200
‫هرجور بتونی مصرف می‌کنی

122
00:07:06,200 --> 00:07:08,910
‫همه‌مون می‌دونیم معتاد موادی

123
00:07:08,910 --> 00:07:12,500
‫می‌دونی چیه؟ بعضی موادها
‫دواهایی هستن که از طبیعت خدا به‌دست میان

124
00:07:12,500 --> 00:07:15,290
‫- اگر از زمین به‌دست میاد، ضرری نداره
‫- ...به‌دست میاد، ضرری نداره

125
00:07:16,620 --> 00:07:18,200
‫آها، که اینطور

126
00:07:18,200 --> 00:07:21,080
‫کوکائینی که وقتی اومدی تال پاینز
‫ازت پیدا کردیم چی؟

127
00:07:21,580 --> 00:07:23,180
‫کوکائین هم ضرری نداره؟

128
00:07:28,290 --> 00:07:30,160
‫خیلی جالبه

129
00:07:30,160 --> 00:07:31,290
‫اَبی نمی‌دونست

130
00:07:31,290 --> 00:07:32,890
‫راست میگه، اَبی؟

131
00:07:33,370 --> 00:07:36,000
‫نمی‌دونستی لایلا کوکائین می‌کشه؟

132
00:07:37,290 --> 00:07:39,250
‫- نه
‫- عجب

133
00:07:39,250 --> 00:07:41,370
‫برام سواله دیگه چیا رو ازت مخفی کرده

134
00:08:09,540 --> 00:08:11,140
‫سلام

135
00:08:13,870 --> 00:08:15,470
‫ممنون که حاضر شدی بیای دیدنم

136
00:08:19,000 --> 00:08:21,120
‫فقط قهوه می‌خورم، ممنون

137
00:08:24,200 --> 00:08:27,370
‫موریس، وبلاگت تنها چیزیه
‫که توی اینترنت در مورد

138
00:08:27,370 --> 00:08:29,410
‫بچه‌های مفقود شده‌ی تال پاینز پیدا کردم

139
00:08:29,410 --> 00:08:31,010
‫میشه دوباره بگی کجا کار می‌کنی؟

140
00:08:31,700 --> 00:08:33,700
‫بوستون هرالد

141
00:08:33,700 --> 00:08:37,290
‫الان دیگه آزاد کار می‌کنم
‫تازگی با زنم اسباب‌کشی کردم اومدم اینجا

142
00:08:37,290 --> 00:08:43,450
‫پس، بعد از 8 سال ایمیل زدن‌هام
‫و فکس فرستادن‌هام و زنگ زدن‌هام

143
00:08:43,450 --> 00:08:46,370
‫و نامه نوشتن‌هام
‫به تمام رسانه‌های خبری بزرگ

144
00:08:46,870 --> 00:08:51,080
‫قراره بالاخره تو کاری کنی
‫سرشونو از زیر برف بیارن بیرون و گوش کنن؟

145
00:08:51,870 --> 00:08:53,470
‫دیر رسیدن به هدف
‫بهتر از هرگز نرسیدنه، مگه نه؟

146
00:08:57,410 --> 00:08:59,700
‫در مورد کایل، دوست‌پسر لایلا می‌دونستی؟

147
00:08:59,700 --> 00:09:01,370
‫آره، در موردش می‌دونستم

148
00:09:01,370 --> 00:09:03,200
‫ولی اَبی، طرف 26 سالش بوده

149
00:09:03,200 --> 00:09:05,330
‫راضی هستی یه مرد بالغ
‫از بهترین دوستت سوءاستفاده کنه؟

150
00:09:05,330 --> 00:09:08,750
‫ازش خوشش میومد. من چه می‌دونم
‫توی یه گروه موسیقی بود. زندگی خودشه

151
00:09:08,750 --> 00:09:12,160
‫می‌دونستی اگر یه مرد سنش اینقدر ازت
‫بیشتر باشه تجاوز حساب میشه، مگه نه؟

152
00:09:12,160 --> 00:09:15,000
‫- اصلاً سعی کردی جلوش رو بگیری؟
‫- معلومه که سعی نکرد

153
00:09:15,000 --> 00:09:18,120
‫هیچ‌کدوم از کارهای لایلا رو زیر سوال
‫نمی‌بره وگرنه لایلا دیگه ازش خوشش نمیاد

154
00:09:18,120 --> 00:09:21,080
‫- هی، من روی صندلی داغ نشستم
‫- نه، نه، ادامه بدین. استیسی نظر تو چیه؟

155
00:09:22,450 --> 00:09:25,950
‫به‌نظرم اَبی همیشه می‌دونسته
‫که لایلا بالاخره می‌میره

156
00:09:30,040 --> 00:09:33,250
‫آره، اینطوری دیگه مجبور نیستی
‫مراقبش باشی، مگه نه؟

157
00:09:34,540 --> 00:09:36,140
‫اون‌موقع می‌تونی خودی نشون بدی

158
00:09:38,040 --> 00:09:40,290
‫پس هرچی کوکائین و بچه‌باز بیشتر بهتر، ها؟

159
00:09:40,290 --> 00:09:43,950
‫- خفه‌شو! مسئولیت من گردن اَبی نیست
‫- بگیر بشین! حقیقت رو بپذیر

160
00:09:43,950 --> 00:09:45,700
‫حقیقت؟!

161
00:09:45,700 --> 00:09:47,080
‫واقعاً؟ حقیقت رو می‌خوای؟

162
00:09:47,080 --> 00:09:48,370
‫اون پسره، رایلی؟

163
00:09:48,370 --> 00:09:49,970
‫لایلا، نگو

164
00:09:50,410 --> 00:09:52,010
‫مُرده

165
00:09:55,870 --> 00:09:57,620
‫بهمون گفتن فرار کرده. ولی فرار نکرده

166
00:09:57,620 --> 00:09:59,080
‫موقع فرار از اینجا مُرد

167
00:09:59,080 --> 00:10:00,660
‫اینجا اونو به کشتن داد

168
00:10:00,660 --> 00:10:02,260
‫و بعدش نوبت ماهاست

169
00:10:04,160 --> 00:10:06,250
‫حالا کی دروغگوئه لعنتی؟

170
00:10:07,160 --> 00:10:08,910
‫راست میگه؟

171
00:10:08,910 --> 00:10:10,510
‫مُرده؟

172
00:10:14,200 --> 00:10:15,800
‫رایلی...

173
00:10:17,040 --> 00:10:18,640
‫همون موقع که اومد اینجا مُرده بود

174
00:10:19,830 --> 00:10:21,430
‫درست مثل شماها

175
00:10:25,160 --> 00:10:27,120
‫یا خدا!

176
00:10:30,250 --> 00:10:32,370
‫- قاتل!
‫- وضعیت خنثی

177
00:10:32,370 --> 00:10:34,200
‫قاتل!

178
00:10:34,200 --> 00:10:36,370
‫- نه، نه، نه!
‫- نگهش دارین!

179
00:10:36,370 --> 00:10:38,450
‫اگر بلایی سرش بیارین، می‌کشمتون!

180
00:10:38,450 --> 00:10:39,750
‫ولم کنین!

181
00:10:39,750 --> 00:10:41,040
‫بهش دست نزنین!

182
00:10:41,040 --> 00:10:42,660
‫کمک!

183
00:10:42,660 --> 00:10:43,870
‫ولم کنین!

184
00:10:43,870 --> 00:10:45,470
‫- کمک!
‫- ساکت باش!

185
00:10:47,000 --> 00:10:49,120
‫هیس

186
00:11:00,200 --> 00:11:02,750
‫بیاین از این خراب‌شده
‫ بزنیم به چاک دیگه! یالا!

187
00:11:04,290 --> 00:11:05,870
‫بیاین دیگه! بجنبین!

188
00:11:05,870 --> 00:11:07,910
‫گندش بزنن! گندش بزنن! گندش بزنن!
‫گندش بزنن! گندش بزنن! گندش بزنن!

189
00:11:07,910 --> 00:11:10,720
‫برید!

190
00:11:12,160 --> 00:11:14,370
‫یا خدا!

191
00:11:14,370 --> 00:11:16,120
‫وضعیت خنثی!

192
00:11:16,120 --> 00:11:18,500
‫- مشکل پیش اومده! نیروی کمکی لازم داریم!
‫- روری، تنر!

193
00:11:18,500 --> 00:11:20,580
‫- برگردین توی اتاق‌هاتون!
‫- عجب وضعی!

194
00:11:23,080 --> 00:11:24,750
‫گندش بزنن!

195
00:11:24,750 --> 00:11:27,120
‫- برید!
‫- دنیل، بهش تزریق کن دیگه!

196
00:11:30,500 --> 00:11:32,620
‫کلیدو پیدا کردم!
‫کلیدو پیدا کردم! بیاین! بیاین!

197
00:11:32,620 --> 00:11:33,790
‫- برید!
‫- یالا! زود باشین!

198
00:11:33,790 --> 00:11:35,870
‫- یالا!
‫- بیاین بریم! برید!

199
00:11:35,870 --> 00:11:37,470
‫فرار کنین!

200
00:11:42,450 --> 00:11:44,660
‫وایسین وایسین!

201
00:11:44,660 --> 00:11:46,120
‫- برگردین! برگردین! برگردین!
‫- گندش بزنن! برین!

202
00:11:46,120 --> 00:11:47,450
‫برگردین! برگردین!

203
00:11:47,450 --> 00:11:49,120
‫برگردین داخل! برگردین! برگردین!

204
00:11:49,120 --> 00:11:50,370
‫برید! برید!

205
00:11:50,370 --> 00:11:51,970
‫بدویین! بدویین! بدویین!

206
00:11:53,580 --> 00:11:54,700
‫یالا! برگردین داخل!

207
00:11:54,700 --> 00:11:55,910
‫یالا! بجنبین!

208
00:11:55,910 --> 00:11:57,040
‫درو بگیرین! ببندینش!

209
00:11:57,040 --> 00:11:59,250
‫- جفت درها رو بگیرین!
‫- خدا لعنتش کنه!

210
00:11:59,250 --> 00:12:00,870
‫خیکی فسقلی!

211
00:12:00,870 --> 00:12:03,080
‫درو باز کنین! همین الان!

212
00:12:03,080 --> 00:12:04,680
‫زود باشین!

213
00:12:05,200 --> 00:12:07,080
‫- کمک!
‫- درو با این ببندین!

214
00:12:07,080 --> 00:12:08,910
‫محکم هل بدین!

215
00:12:08,910 --> 00:12:10,950
‫- مراقب دست‌هاتون باشین!
‫- خیلی‌خب

216
00:12:10,950 --> 00:12:12,910
‫خیلی‌خب بچه‌ها
‫باید تمام در و پنجره‌ها رو ببندیم!

217
00:12:12,910 --> 00:12:14,540
‫پخش بشین و تمام خروجی‌ها رو ببندین!

218
00:12:14,540 --> 00:12:16,080
‫- باشه
‫- یالا. شنیدین که چی گفت

219
00:12:16,080 --> 00:12:18,540
‫- بجنبین
‫- بجنبین! بجنبین!

220
00:12:21,700 --> 00:12:24,040
‫برید! برید! برید! برید! برید!

221
00:12:27,330 --> 00:12:28,930
‫زود باشین درو باز کنین!

222
00:12:34,000 --> 00:12:35,600
‫بهش تزریق نکن!

223
00:12:36,250 --> 00:12:37,850
‫گندش بزنن!

224
00:12:40,120 --> 00:12:41,720
‫با بست زیپی ببندش

225
00:12:44,450 --> 00:12:46,000
‫دارین تماشا می‌کنین؟!

226
00:12:46,000 --> 00:12:50,160
‫تمام توجه‌مون به هانا بود، می‌دونی؟

227
00:12:50,160 --> 00:12:51,750
‫شاید بیش از حد بهش توجه می‌کردیم

228
00:12:51,750 --> 00:12:56,250
‫شب و روز با دوستاش می‌چرخید، می‌دونی؟

229
00:12:56,250 --> 00:12:57,540
‫و ازشون می‌ترسیدیم

230
00:12:57,540 --> 00:13:00,830
‫یکی از رفقای پسرش، ولاد
‫زنجیر می‌انداخت گردنش

231
00:13:01,410 --> 00:13:03,330
‫و کتاب نمی‌خوندن

232
00:13:03,330 --> 00:13:05,620
‫و هیچی براشون مهم نبود

233
00:13:05,620 --> 00:13:07,580
‫طرز حرف زدنش عوض شد

234
00:13:07,580 --> 00:13:09,000
‫می‌دونی؟ حاضرجواب شده بود

235
00:13:09,000 --> 00:13:14,410
‫می‌دونی، همسایه‌هامون یه...
‫یه پسر داشتن که فرستادن تال پاینز و...

236
00:13:18,040 --> 00:13:19,640
‫فکر من بود

237
00:13:20,950 --> 00:13:22,550
‫فکر من بود

238
00:13:27,370 --> 00:13:30,790
‫موریس، مدرسه بهت گفت هانا فرار کرده

239
00:13:30,790 --> 00:13:32,790
‫بعدش چی شد؟

240
00:13:32,790 --> 00:13:35,080
‫با کسی به اسم اولین وید صحبت کردی؟

241
00:13:40,120 --> 00:13:42,410
‫نمی‌تونیم اینجا صحبت کنیم. زیادی خطرناکه

242
00:13:42,410 --> 00:13:45,620
‫- ممکنه ما رو زیر نظر داشته باشن
‫- کی؟ مقامات مدرسه؟

243
00:13:45,620 --> 00:13:47,220
‫هیس

244
00:13:48,870 --> 00:13:50,470
‫خونه‌م همین اطرافه. میریم اونجا

245
00:13:52,580 --> 00:13:55,120
‫می‌خوای بدونی واقعاً چه خبره یا نه؟

246
00:13:56,870 --> 00:13:58,470
‫آره

247
00:14:00,450 --> 00:14:02,050
‫کیف پولم یادم رفته

248
00:14:02,620 --> 00:14:04,220
‫میشه...؟

249
00:14:05,540 --> 00:14:07,140
‫باشه

250
00:14:20,410 --> 00:14:22,870
‫هی! نه! نه!

251
00:14:25,330 --> 00:14:29,450
‫آروم، آروم، آروم، آروم

252
00:14:41,120 --> 00:14:43,830
‫تمام درها رو بستیم. همه‌شونو
‫دیگه نمی‌تونن بیان داخل

253
00:14:43,830 --> 00:14:46,200
‫آره. ما هم نمی‌تونیم بریم بیرون
‫گیر افتادیم

254
00:14:46,200 --> 00:14:48,200
‫ولی شاید بتونیم
‫یه پنجره رو بشکنیم و یواشکی بریم بیرون

255
00:14:48,200 --> 00:14:50,950
‫نمیشه. شیشه‌های نشکنه
‫و تمام خروجی‌ها رو زیر نظر دارن

256
00:14:52,450 --> 00:14:53,910
‫باتری بی‌سیم تموم شده

257
00:14:53,910 --> 00:14:55,870
‫نمی‌تونم با الکس تماس بگیرم

258
00:14:55,870 --> 00:14:57,160
‫گوشی‌ها رو قطع کردن

259
00:14:57,160 --> 00:14:58,760
‫گندش بزنن

260
00:14:59,290 --> 00:15:00,890
‫دارث ویدر داره میاد

261
00:15:19,000 --> 00:15:20,600
‫برید

262
00:15:29,830 --> 00:15:31,290
‫جفتمون آدمای منطقی‌ای هستیم

263
00:15:31,290 --> 00:15:33,080
‫می‌تونیم معامله کنیم

264
00:15:35,330 --> 00:15:36,930
‫بذار من و اَبی بریم

265
00:15:37,410 --> 00:15:41,950
‫فقط ما دو تا، بعدش توی جنگل ناپدید میشیم
‫و دیگه مزاحم‌تون نمیشیم

266
00:15:51,080 --> 00:15:52,750
‫قبول کن دیگه ساحره!

267
00:15:53,750 --> 00:15:56,370
‫کانال دو

268
00:15:58,080 --> 00:15:59,160
‫می‌تونیم یه وینچ بیاریم

269
00:15:59,160 --> 00:16:01,790
‫کابلش رو ببندیم به در و از جا درش بیاریم

270
00:16:02,290 --> 00:16:05,200
‫- یالا بچه‌ها. بجنبین. زود باشین
‫- نه، اردک

271
00:16:06,000 --> 00:16:09,080
‫همچین شورشی اتفاق نادر و زیباییه

272
00:16:09,580 --> 00:16:11,250
‫وای خدا، عجب دختریه اون لایلا

273
00:16:11,250 --> 00:16:13,370
‫دیدی چطوری به حرفش گوش می‌کنن؟

274
00:16:14,370 --> 00:16:15,970
‫نـه

275
00:16:16,700 --> 00:16:18,540
‫برق رو قطع کنین

276
00:16:18,540 --> 00:16:20,140
‫حواستون به خروجی‌ها باشه

277
00:16:20,580 --> 00:16:22,000
‫و هیچ‌کاری نکنین

278
00:16:22,000 --> 00:16:24,200
‫خودشون درها رو باز می‌کنن

279
00:16:24,950 --> 00:16:26,550
‫حالا می‌بینی

280
00:17:41,790 --> 00:17:44,160
‫کیف و گوشیت رو بده

281
00:17:46,120 --> 00:17:47,720
‫ممکنه میکروفون توشون باشه

282
00:17:55,120 --> 00:17:56,580
‫نگران نباش. جات امنه

283
00:17:56,580 --> 00:17:58,790
‫اینجا هیچ راه ارتباطی نیست

284
00:18:09,410 --> 00:18:11,010
‫این هاناست؟

285
00:18:12,450 --> 00:18:14,050
‫آره

286
00:18:19,660 --> 00:18:21,260
‫یا خدا

287
00:18:23,620 --> 00:18:25,330
‫این اتفاقات چند وقته ادامه داشته؟

288
00:18:25,830 --> 00:18:28,120
‫مدت‌ها قبل از اینکه
‫مدرسه‌ای وجود داشته باشه

289
00:18:29,620 --> 00:18:31,620
‫بذارش توی انبار پیش بقیه‌ی کارکنان

290
00:18:32,290 --> 00:18:35,410
‫روری، میشه بری انباری‌ها رو چک کنی
‫و ببینی چیزی رو باز گذاشتن یا نه؟

291
00:18:35,410 --> 00:18:36,910
‫باشه

292
00:18:36,910 --> 00:18:38,510
‫این دیگه چه کاری بود؟

293
00:18:39,660 --> 00:18:42,370
‫می‌دونم بابت کوکائین از دستم عصبانی هستی
‫ولی الان وقت این حرفا...

294
00:18:42,370 --> 00:18:44,830
‫چی؟ نه، لایلا. عصبانیم چون
‫ در مورد رایلی بهشون گفتی

295
00:18:44,830 --> 00:18:47,700
‫بهم قول دادی نمیگی
‫کل نقشه‌مون رو خراب کردی

296
00:18:47,700 --> 00:18:49,300
‫با توام!

297
00:18:50,750 --> 00:18:52,580
‫معذرت می‌خوام، خب؟

298
00:18:52,580 --> 00:18:54,180
‫لایلا!

299
00:18:54,910 --> 00:18:56,510
‫جدی میگم

300
00:18:57,410 --> 00:18:59,330
‫این وضع عاقبت خوشی نداره، می‌دونی؟

301
00:18:59,330 --> 00:19:01,410
‫می‌فهمن داریم با یکی
‫بیرون از اینجا صحبت می‌کنیم

302
00:19:01,410 --> 00:19:03,700
‫و خیلی زود می‌فهمن طرف کیه

303
00:19:04,200 --> 00:19:06,910
‫دمپسی بهترین فرصت‌مون
‫برای فرار از اینجا بود، لایلا

304
00:19:06,910 --> 00:19:08,700
‫ببین، داشتن بهت می‌پریدن، اَبی

305
00:19:08,700 --> 00:19:10,580
‫باید یه کاری می‌کردم

306
00:19:10,580 --> 00:19:12,250
‫ببین، این کارامون جواب میده، خب؟

307
00:19:13,410 --> 00:19:15,410
‫مثل بازی شجاعت می‌مونه

308
00:19:15,410 --> 00:19:17,830
‫آخرش اونا کوتاه میان
‫و باهاشون مذاکره می‌کنیم از اینجا بریم

309
00:19:18,450 --> 00:19:20,200
‫دیگه هیچ‌کاری ازشون برنمیاد

310
00:19:21,660 --> 00:19:23,950
‫بیخیال بابا!

311
00:19:24,450 --> 00:19:26,450
‫- قضیه چیه؟
‫- همه آروم باشین!

312
00:19:50,000 --> 00:19:51,250
‫« اسم کامل دانش‌آموز: ابیگیل لین »

313
00:19:51,250 --> 00:19:53,620
‫تو ما رو انداختی تو این مخمصه
‫حالا چطوری می‌خوای درمون بیاری؟

314
00:19:53,620 --> 00:19:55,450
‫بچه‌ها!

315
00:19:55,450 --> 00:19:57,700
‫تمام چیزهایی که ازمون گرفتن رو پیدا کردم!

316
00:19:57,700 --> 00:20:00,200
‫چی؟ جدی میگی؟ اینجان؟

317
00:20:00,200 --> 00:20:01,910
‫به یاد بیارین کی هستین!

318
00:20:02,410 --> 00:20:04,290
‫خفه‌شو، موفاسا

319
00:20:07,870 --> 00:20:09,470
‫آفرین بچه‌جون

320
00:20:17,750 --> 00:20:19,950
‫مال منو نمی‌بینی؟

321
00:20:22,250 --> 00:20:24,790
‫با خانواده‌های تمام این بچه‌ها تماس گرفتی؟

322
00:20:24,790 --> 00:20:27,450
‫اکثر این بچه‌های مفقود شده
‫تحت سرپرستی دولتن

323
00:20:27,450 --> 00:20:31,410
‫ولی برای والدینی که تسلیم نمیشن
‫بیخیال نمیشن

324
00:20:31,410 --> 00:20:33,950
‫الان بهت نشون میدم برای
‫ دست‌ به ‌سر کردنشون چیکار می‌کنن

325
00:20:37,500 --> 00:20:39,987
‫ساعت 7 و 50 دقیقه بعدازظهر 26 سپتامبر

326
00:20:39,987 --> 00:20:42,450
‫سال 1999، یه دختر توی یوجین ایالت اورگان

327
00:20:42,450 --> 00:20:44,050
‫وارد یه گرمخانه شد

328
00:20:45,120 --> 00:20:47,370
‫خط 12 رو ببین، هانا آیورسون

329
00:20:47,370 --> 00:20:50,250
‫هانای من، ساعت 7 و 50 دقیقه‌ی
‫بعدازظهر اینو امضا کرده

330
00:20:50,250 --> 00:20:52,200
‫یعنی توی گرمخانه پیداش کردن؟

331
00:20:52,200 --> 00:20:55,370
‫این کاپشن هاناست
‫ولی این زن هانا نیست

332
00:20:55,370 --> 00:20:56,750
‫هانا قدش 160 سانت بود

333
00:20:56,750 --> 00:20:59,290
‫این هرکی که هست
‫قدش به چهارچوب در می‌رسه

334
00:20:59,290 --> 00:21:01,700
‫و این امضای خودش نیست

335
00:21:01,700 --> 00:21:04,450
‫یعنی دارن مشاهدات جعلی درست می‌کنن؟
‫چرا؟ که دهن تو رو ببندن؟

336
00:21:04,450 --> 00:21:06,450
‫که منو بفرستن پی نخود سیاه

337
00:21:06,450 --> 00:21:08,870
‫یعنی می‌خوان چی رو نبینی؟

338
00:21:08,870 --> 00:21:11,750
‫- تابحال رفتی تال پاینز؟
‫- آره

339
00:21:11,750 --> 00:21:13,580
‫با فارغ‌التحصیل‌ها صحبت کردی؟

340
00:21:13,580 --> 00:21:15,180
‫اونایی که موندن؟

341
00:21:15,620 --> 00:21:17,200
‫یه جای کارشون می‌لنگه

342
00:21:17,200 --> 00:21:18,800
‫حالشون خوب نیست

343
00:21:19,580 --> 00:21:23,290
‫بچه‌ها میرن داخل
‫و به‌جاشون چیز دیگه‌ای میاد بیرون

344
00:21:57,660 --> 00:22:00,330
‫- ...ذهنت رو آروم کنیم. برمی‌گردیم مدرسه
‫- می‌خوام از سرم برن

345
00:22:00,330 --> 00:22:03,660
‫لورا، آره، واقعاً حس می‌کنم
‫می‌تونم تو رو از این وضع خلاص کنم

346
00:22:55,040 --> 00:22:56,640
‫اَب!

347
00:22:57,910 --> 00:23:00,750
‫هی بچه‌ها، این بابامه

348
00:23:00,750 --> 00:23:04,660
‫برای تولدم اینو برام فرستاد
‫چون... خب، توی آسیا مشغول تور بود

349
00:23:04,660 --> 00:23:06,450
‫برای همین نمی‌تونست
‫تماسی پیامی نامه‌ای چیزی بفرسته

350
00:23:06,450 --> 00:23:08,370
‫برای همین... این خودشه

351
00:23:09,200 --> 00:23:11,250
‫- یا خدا
‫- این باباته؟

352
00:23:11,250 --> 00:23:12,910
‫آره، بهتون که گفته بودم

353
00:23:12,910 --> 00:23:16,000
‫وایسا ببینم، یعنی برای تولدت
‫یه عکس امضا شده از خودش فرستاده؟

354
00:23:16,870 --> 00:23:18,470
‫آره

355
00:23:21,700 --> 00:23:23,370
‫فکر کنم واقعاً یه عوضی تمام عیاره

356
00:23:25,080 --> 00:23:27,250
‫یا خدا

357
00:23:27,250 --> 00:23:30,870
‫وای، چه سی‌دی توشه؟

358
00:23:35,700 --> 00:23:39,000
‫وای پسر!

359
00:23:39,000 --> 00:23:40,500
‫ایول!

360
00:23:40,500 --> 00:23:42,620
‫بیا!

361
00:23:42,620 --> 00:23:44,620
‫بیاین، برقصین!

362
00:23:44,620 --> 00:23:46,750
‫بیاین دیگه! بیاین!

363
00:23:46,750 --> 00:23:48,350
‫بیا مارتی!

364
00:23:51,750 --> 00:23:53,350
‫نمی‌خوای بازش کنی؟

365
00:23:53,870 --> 00:23:55,470
‫مطمئن نیستم

366
00:23:57,500 --> 00:23:58,750
‫نـه

367
00:23:58,750 --> 00:24:00,410
‫بیا. بیا

368
00:24:00,410 --> 00:24:02,410
‫خوش بگذرون!

369
00:24:02,410 --> 00:24:04,700
‫هی! هی!

370
00:24:13,870 --> 00:24:15,470
‫بث، سلام

371
00:24:15,910 --> 00:24:18,370
‫بابت اون مایع دستشویی
‫و استفراغ و اینا شرمنده

372
00:24:18,370 --> 00:24:19,700
‫اینو بگیر

373
00:24:29,330 --> 00:24:30,910
‫برو کنار، برو کنار، برو کنار، برو کنار!

374
00:24:30,910 --> 00:24:33,750
‫باورم نمیشه!

375
00:24:33,750 --> 00:24:37,200
‫وقتی 12 سالم بود اومدم اینجا
‫تابحال مهمونی واقعی نرفتم

376
00:24:38,660 --> 00:24:41,410
‫لازم نکرده برام دلسوزی کنی
‫از خودم خوشم میاد

377
00:25:07,540 --> 00:25:12,330
‫مدرسه یه سرپوش
‫برای یه چیز خیلی خیلی مهم‌تره

378
00:25:12,330 --> 00:25:16,790
‫می‌دونستی صاحب سانت به سانت تال پاینز

379
00:25:16,790 --> 00:25:19,200
‫یه شرکت بیشتر نیست؟ پاندروسا؟

380
00:25:20,750 --> 00:25:21,660
‫پاندروسا؟

381
00:25:21,660 --> 00:25:25,700
‫آره، یه شرکت صوریه
‫توی دهه‌ی 70 تاسیس شده. می‌بینی؟

382
00:25:25,700 --> 00:25:28,200
‫نمی‌تونی فقط روی جزئیات تمرکز کنی

383
00:25:28,870 --> 00:25:30,700
‫مهم الگوی کلی ماجراست

384
00:25:33,416 --> 00:25:36,416
‫« والدین دانش‌آموز تال پاینز ناپدید شدند »

385
00:25:40,580 --> 00:25:41,660
‫این کیه؟

386
00:25:41,660 --> 00:25:43,540
‫- همم؟
‫- این کیه؟

387
00:25:45,620 --> 00:25:48,200
‫آها آره، این یکی مورد عجیبیه
‫لورا ردمن

388
00:25:48,200 --> 00:25:51,410
‫والدینش گم شدن، نه بچه‌شون

389
00:25:52,620 --> 00:25:55,500
‫- والدینش؟ کی؟
‫- نمی‌دونم، پونزده سال پیش؟

390
00:25:55,500 --> 00:25:59,160
‫حس کردن مجبورشون کردن
‫بچه‌شونو بفرستن تال پاینز

391
00:25:59,160 --> 00:26:01,870
‫و حتماً دوسش داشتن
‫چون می‌خواستن پسش بگیرن

392
00:26:01,870 --> 00:26:04,620
‫برای همین یه روز رفتن دنبالش
‫و ناپدید شدن

393
00:26:04,620 --> 00:26:06,000
‫آب شدن رفتن توی زمین

394
00:26:06,000 --> 00:26:07,600
‫سعی کردن پسش بگیرن

395
00:26:09,870 --> 00:26:11,080
‫این خانم رو می‌شناسی؟

396
00:26:11,080 --> 00:26:14,000
‫نه، داستان ناراحت کننده‌ایه

397
00:26:16,500 --> 00:26:19,080
‫دلم خیلی درد می‌کنه
‫باید... باید برم شیر بخورم

398
00:26:19,080 --> 00:26:20,680
‫شیر می‌خوری؟

399
00:26:21,250 --> 00:26:22,850
‫نه، ممنون

400
00:26:24,790 --> 00:26:28,000
‫می‌دونی، باید مراقب این آدما باشی

401
00:26:28,000 --> 00:26:29,910
‫چون شک نکن نابودت می‌کنن

402
00:26:29,910 --> 00:26:31,370
‫همه‌چیم رو از دست دادم!

403
00:26:31,370 --> 00:26:35,120
‫خب، هنوز نگفتی به‌نظرت دارن
‫با اون بچه‌ها چیکار می‌کنن

404
00:26:37,330 --> 00:26:38,930
‫دارن شستشوی مغزی‌شون میدن

405
00:26:40,000 --> 00:26:42,620
‫برای جاسوسی می‌فرستنشون خارج

406
00:26:42,620 --> 00:26:44,700
‫احتمالاً سازمان سیا پشتشه

407
00:26:45,620 --> 00:26:48,120
‫هانا مامور فوق العاده‌ای می‌شد

408
00:26:48,870 --> 00:26:50,870
‫احتمالاً یکی از بهترین مامورهاتونه

409
00:26:51,580 --> 00:26:53,450
‫مامورهای ما...؟

410
00:26:54,370 --> 00:26:58,080
‫چجور خبرنگاری اسلحه‌ی برتا همراهش داره؟

411
00:26:58,580 --> 00:27:00,180
‫یکی از اونایی!

412
00:27:07,250 --> 00:27:08,850
‫عاشق آتیشم

413
00:27:48,250 --> 00:27:50,830
‫حال و هوا داره حشری میشه‌ها

414
00:27:52,660 --> 00:27:55,120
‫نه، نگران نباش
‫می‌دونم کششی بهم نداری

415
00:28:21,160 --> 00:28:23,000
‫یا خدا

416
00:28:23,950 --> 00:28:25,750
‫اومدیم تو دهن شیر

417
00:28:28,620 --> 00:28:30,220
‫خیلی‌خب

418
00:28:31,620 --> 00:28:33,580
‫- خوشم اومد
‫- یه چیزی دارم

419
00:28:44,950 --> 00:28:48,660
‫- شرمنده در مورد رایلی بهت نگفتم
‫- اشکال نداره

420
00:28:48,660 --> 00:28:51,830
‫تابحال کسی رو نمی‌شناختم که بمیره

421
00:28:52,330 --> 00:28:54,250
‫حداقل نه کسی که جوون باشه

422
00:28:57,160 --> 00:29:00,250
‫می‌دونی، رایلی ازم خوشش نمیومد

423
00:29:01,410 --> 00:29:03,830
‫و من... ازش خوشم میومد

424
00:29:05,200 --> 00:29:06,849
‫و برای اینکه به کسی اهمیت بدی

425
00:29:06,849 --> 00:29:08,700
‫لازم نیست حتماً اون بهت اهمیت بده

426
00:29:09,500 --> 00:29:11,500
‫بیا اینجا! می‌خوام ازت لب بگیرم!

427
00:29:12,540 --> 00:29:13,620
‫به افتخار رایلی

428
00:29:13,620 --> 00:29:15,160
‫خیلی‌خب. همه‌چی رو جمع کن بیار!

429
00:29:15,160 --> 00:29:17,870
‫قراره بسوزونیمشون. ایول!

430
00:29:17,870 --> 00:29:20,660
‫بالاخره کارکنان درو می‌شکنن و میان تو

431
00:29:20,660 --> 00:29:23,290
‫و وقتی اومدن
‫بدجوری توی دردسر میفتیم

432
00:29:23,830 --> 00:29:25,370
‫بخصوص من

433
00:29:25,370 --> 00:29:27,450
‫خرگوش رو کوبیدم زمین

434
00:29:27,450 --> 00:29:29,700
‫همه‌چی رو می‌اندازیم توش آتیش!

435
00:29:29,700 --> 00:29:31,330
‫همه‌شو می‌سوزونیم!

436
00:29:32,120 --> 00:29:33,200
‫بسوزونش!

437
00:29:35,660 --> 00:29:37,370
‫بنظرم بهتره باهامون بیای، روری

438
00:29:37,370 --> 00:29:39,120
‫اگر فرار کردیم

439
00:29:40,540 --> 00:29:44,000
‫باشه بابا، آروم باش پسر

440
00:29:48,620 --> 00:29:50,450
‫عجب

441
00:29:50,450 --> 00:29:53,500
‫- اینا چیه؟
‫- ویکودین، زاناکس، لورازپام

442
00:29:53,500 --> 00:29:56,910
‫و مهم‌تر از همه، آکسی

443
00:29:57,790 --> 00:30:02,540
‫فکر کنم دکتر مامانم می‌خواسته
‫باهاش بخوابه یا بکشش

444
00:30:02,540 --> 00:30:03,830
‫درهرصورت من سود بردم

445
00:30:03,830 --> 00:30:05,250
‫امروز تولدته؟

446
00:30:05,250 --> 00:30:06,850
‫آره، گمونم هست

447
00:30:16,500 --> 00:30:19,540
‫یک‌ساله هر روز به فکر این‌کار بودم

448
00:30:21,750 --> 00:30:23,620
‫قراره لب بگیریم یا چی؟

449
00:30:28,790 --> 00:30:31,790
‫ایول!

450
00:30:54,750 --> 00:30:56,350
‫صبح‌بخیر، خوابالو

451
00:31:01,200 --> 00:31:03,040
‫نوبت توئه که بشینی
‫روی صندلی داغ، ها؟

452
00:31:03,750 --> 00:31:06,000
‫اولین باری که نشستم
‫روی اون صندلی رو یادته؟

453
00:31:06,000 --> 00:31:10,750
‫اولین باری که نشستم روی این صندلی
‫فقط 6 روز بود اومده بودم اینجا

454
00:31:11,790 --> 00:31:14,250
‫ولی هنوزم به اون 6 روز فکر می‌کنم

455
00:31:14,250 --> 00:31:17,540
‫چون باعث شدی بعدش
‫همه ازم بترسن

456
00:31:20,830 --> 00:31:25,080
‫منو نشوندی روی این صندلی
‫و قضیه‌ی لوک رو به همه گفتی

457
00:31:25,080 --> 00:31:29,000
‫که یه بطری ودکا ریختم تو حلقش

458
00:31:29,000 --> 00:31:32,910
‫که کشوندمش توی جنگل
‫و تمام لباس‌هاشو درآوردم و بستمش به درخت

459
00:31:32,910 --> 00:31:36,910
‫و درحالی‌که جیغ و داد می‌کرد
‫و روی خودش بالا میاورد، همون‌جا ولش کردم

460
00:31:38,200 --> 00:31:39,800
‫همینو گفتی، مگه نه؟

461
00:31:41,410 --> 00:31:48,160
‫بارها و بارها و بارها و بارها تکرارش کردی!

462
00:31:48,160 --> 00:31:50,000
‫ولی می‌دونستی حقیقت نداره. می‌دونستی

463
00:31:50,000 --> 00:31:52,330
‫من همچین کاری نکردم
‫هیچ بلایی سرش نیاوردم

464
00:31:52,950 --> 00:31:54,660
‫گزارش رو خوندی، مگه نه؟

465
00:31:55,200 --> 00:31:57,080
‫قبل از این به کسی صدمه نزده بودم

466
00:31:58,540 --> 00:32:00,370
‫ولی می‌خوای بدونی
‫بخش ناجور ماجرا چیه؟

467
00:32:02,250 --> 00:32:03,850
‫حالا می‌تونم

468
00:32:04,910 --> 00:32:08,450
‫- هانا کجاست؟
‫- نمی‌دونم...

469
00:32:08,450 --> 00:32:10,410
‫کجاست؟

470
00:32:14,500 --> 00:32:15,950
‫دوربین دست تو بود

471
00:32:15,950 --> 00:32:18,830
‫- خفه‌شو. بس کن
‫- می‌تونستی جلوش رو بگیری ولی نگرفتی

472
00:32:23,410 --> 00:32:25,010
‫- گفتم بس کن!
‫- تماشا کردی

473
00:32:27,370 --> 00:32:30,500
‫- و هیچ‌کاری نکردی
‫- ترسیده بودم، خب؟ نمی‌دونستم!

474
00:32:30,500 --> 00:32:33,200
‫خب، تصمیماتت ازت یه هیولا ساخت، نه من!

475
00:32:42,040 --> 00:32:44,290
‫آره، حق با توئه
‫پس واقعاً یه هیولام

476
00:32:51,700 --> 00:32:53,250
‫می‌سوزه!

477
00:33:13,700 --> 00:33:15,300
‫باز شو دیگه

478
00:33:54,540 --> 00:33:56,870
‫فکر می‌کنه دیوونه شدم

479
00:33:56,870 --> 00:34:00,620
‫مارتی! مارتی! هی، مارتی!
‫باید فوراً خاموشش کنیم

480
00:34:02,080 --> 00:34:04,330
‫اَبی، لطفاً بیا، کمک لازم دارم!
‫کمک لازم دارم!

481
00:34:04,330 --> 00:34:06,080
‫- لطفاً بیا! کمک لازم دارم!
‫- چیه؟

482
00:34:06,080 --> 00:34:07,680
‫قطعش کنین!

483
00:34:09,660 --> 00:34:11,910
‫همینطوری مدام می‌کشید
‫ول کن نبود

484
00:34:11,910 --> 00:34:12,830
‫لطفاً بیدار شو!

485
00:34:12,830 --> 00:34:15,250
‫- باید ببریمش زیر دوش
‫- نه. باید بالا بیاره

486
00:34:15,250 --> 00:34:18,000
‫یه چیزی بذار توی دهنش
‫تا زبونش رو گاز نگیره

487
00:34:18,000 --> 00:34:19,660
‫- تکونش نده
‫- کمک لازم داریم

488
00:34:19,660 --> 00:34:21,290
‫خواهش می‌کنم

489
00:34:21,290 --> 00:34:23,120
‫اَبی! اَبی!

490
00:34:23,120 --> 00:34:25,330
‫- وایسا! نرو! لایلا، نه!
‫- یکی نبضش رو چک کنه

491
00:34:25,330 --> 00:34:26,930
‫- نه، تکونش نده
‫- اِلو؟

492
00:34:28,540 --> 00:34:30,200
‫یکی کمکم کنه درو باز کنیم!

493
00:34:30,200 --> 00:34:33,120
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- زود باش، وگرنه یکی می‌میره!

494
00:34:33,120 --> 00:34:34,410
‫اَبی!

495
00:34:34,410 --> 00:34:36,200
‫توی دفتره! توی دفتره!

496
00:34:36,200 --> 00:34:39,870
‫وضعیت خنثی!

497
00:34:41,830 --> 00:34:43,500
‫بهش دست نزنین!

498
00:35:38,290 --> 00:35:40,870
‫خیلی خوشگله، مگه نه؟

499
00:35:41,750 --> 00:35:44,830
‫سلام الکس. اومدی

500
00:35:46,080 --> 00:35:47,680
‫سلام

501
00:35:49,120 --> 00:35:50,790
‫چی شده؟

502
00:35:50,790 --> 00:35:52,390
‫هیچی

503
00:35:53,450 --> 00:35:57,000
‫- وای خدا
‫- مشت کوبیدم تو دیوار

504
00:35:57,000 --> 00:35:59,080
‫امروز صبح عصبانی شدم. شرمنده

505
00:36:02,370 --> 00:36:04,250
‫میشه بعداً در موردش حرف بزنیم؟

506
00:36:05,370 --> 00:36:08,200
‫هارپر، الکس رو به بقیه معرفی می‌کنی؟

507
00:36:08,200 --> 00:36:10,080
‫- باشه
‫- الان برمی‌گردم

508
00:36:10,750 --> 00:36:12,350
‫خیلی‌خب

509
00:36:13,120 --> 00:36:15,790
‫- کی هنوز با الکس آشنا نشده؟
‫- سلام

510
00:36:17,370 --> 00:36:19,500
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- ببخشید دیر کردم

511
00:36:19,500 --> 00:36:21,160
‫یه مشکلی توی مدرسه پیش اومد

512
00:36:21,160 --> 00:36:23,200
‫آره، فکر کنم

513
00:36:23,200 --> 00:36:24,800
‫یه لحظه ببخشید

514
00:36:32,290 --> 00:36:33,890
‫باهام چیکار کردی؟

515
00:36:35,290 --> 00:36:36,370
‫باهات چیکار کردم؟

516
00:36:36,370 --> 00:36:39,830
‫توی گذر یه بلایی سرم آوردی

517
00:36:39,830 --> 00:36:41,430
‫تغییرم دادی

518
00:36:46,160 --> 00:36:47,760
‫چی یادته؟

519
00:36:49,450 --> 00:36:51,050
‫صدات یادمه

520
00:36:52,120 --> 00:36:58,750
‫وای لورا، اون موقع
‫داشتی خیلی درد می‌کشیدی

521
00:37:01,040 --> 00:37:02,700
‫و من اون درد رو تسکین دادم

522
00:37:02,700 --> 00:37:04,950
‫- ازم خواستی کمکت کنم
‫- هفده سالم بود

523
00:37:05,660 --> 00:37:07,260
‫چیزخورم کردی

524
00:37:08,040 --> 00:37:09,640
‫همه‌چی رو ازم گرفتی

525
00:37:13,040 --> 00:37:15,500
‫لورا، دقیقاً همون آدمی شدی
‫که انتظار داشتم...

526
00:37:15,500 --> 00:37:16,660
‫بهم دست نزن!

527
00:37:16,660 --> 00:37:18,260
‫برو

528
00:37:18,950 --> 00:37:20,790
‫- لورا
‫- دیگه نزدیکم نشو لعنتی

529
00:37:20,790 --> 00:37:22,500
‫لورا، وایسا...

530
00:37:43,160 --> 00:37:46,080
‫چی شد؟ چی بهش گفتی؟

531
00:37:46,080 --> 00:37:48,160
‫بهش گفتم نمی‌خوام توی زندگی‌هامون باشه

532
00:37:49,250 --> 00:37:51,120
‫وای خدا، واقعاً؟

533
00:37:52,660 --> 00:37:55,000
‫خیلی خیلی بهت افتخار می‌کنم

534
00:37:56,790 --> 00:37:58,500
‫با همدیگه درستش می‌کنیم

535
00:38:03,750 --> 00:38:05,350
‫وای پسر...

536
00:38:07,000 --> 00:38:08,600
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود

537
00:38:12,120 --> 00:38:13,790
‫وای نه

538
00:38:34,750 --> 00:38:36,500
‫ببخشید، اولین

539
00:38:37,200 --> 00:38:38,910
‫یهویی... یهویی اتفاق...

540
00:38:40,700 --> 00:38:42,540
‫اشتباه از من بود

541
00:38:43,450 --> 00:38:46,200
‫باید می‌دونستم نمی‌تونی
‫درد و رنج‌هاشون رو تحمل کنی

542
00:38:46,200 --> 00:38:47,830
‫نه، اولین، معذرت می‌خوام

543
00:38:47,830 --> 00:38:51,700
‫- می‌تونم درستش کنم
‫- اینقدر خواهش و التماس نکن! رقت‌انگیزه!

544
00:38:51,700 --> 00:38:53,330
‫کارکنان زخمی شدن

545
00:38:53,330 --> 00:38:55,290
‫یه دانش‌آموز افتاده بیمارستان

546
00:38:55,290 --> 00:38:57,700
‫و دیدن واقعاً چقدر ضعیفی

547
00:38:57,700 --> 00:39:02,290
‫و از این به بعد هرموقع قیافه‌تو ببین
‫چیزی جز این نمی‌بینن!

548
00:39:04,370 --> 00:39:06,620
‫لطفاً برو

549
00:39:17,830 --> 00:39:19,410
‫قضیه‌ی رایلی رو فهمیدن

550
00:39:19,410 --> 00:39:21,950
‫حتماً اَبی و لایلا دارن با یکی
‫بیرون از اینجا صحبت می‌کنن

551
00:39:23,750 --> 00:39:25,660
‫حتماً لوراست

552
00:39:25,660 --> 00:39:27,830
‫- یا شوهرش
‫- برو دیگه!

553
00:39:32,120 --> 00:39:33,830
‫عذاب وجدان دارم که هیچی نپختم

554
00:39:33,830 --> 00:39:35,870
‫لورا! لورا، سخنرانی کن

555
00:39:35,870 --> 00:39:37,000
‫اشک همه‌مونو دربیار

556
00:39:37,000 --> 00:39:38,660
‫- وای خدا
‫- سخنرانی کن!

557
00:39:38,660 --> 00:39:39,700
‫سخنرانی کن!

558
00:39:39,700 --> 00:39:41,724
‫- سخنرانی کن!  سخنرانی کن!
‫- خیلی‌خب

559
00:39:41,724 --> 00:39:42,976
‫حالا شد

560
00:39:44,660 --> 00:39:46,410
‫از همه‌تون ممنونم که اومدین

561
00:39:47,040 --> 00:39:53,040
‫هرچقدرم بگم دیدن چهره‌هاتون و برگشتن
‫چقدر حس خوبی داره، کم گفتم

562
00:39:53,040 --> 00:39:55,200
‫وقتی از تال پاینز رفتم

563
00:39:56,370 --> 00:39:58,750
‫تا مدت‌ها خیلی احساس تنهایی می‌کردم

564
00:39:59,910 --> 00:40:03,580
‫سال‌هایی که اینجا بودم خیلی پُر چالش

565
00:40:04,080 --> 00:40:05,910
‫و واقعاً التیام‌بخش بودن

566
00:40:06,410 --> 00:40:09,040
‫و بعد یهویی
‫دیدم توی دنیای واقعیم

567
00:40:09,040 --> 00:40:12,830
‫مردم دورو بودن
‫و هیچکس پشت هیچکس نبود

568
00:40:13,450 --> 00:40:16,750
‫و فکر می‌کردم دیگه نمی‌تونم همچین چیزی رو
‫پیدا کنم، تا اینکه با الکس آشنا شدم

569
00:40:18,000 --> 00:40:20,000
‫الکس از اون آدمای خاصه

570
00:40:20,500 --> 00:40:24,080
‫و توی این مرحله‌ی جدید زندگی‌مون
‫به حمایتتون احتیاج داریم

571
00:40:59,950 --> 00:41:01,550
‫بیا اینجا

572
00:41:03,370 --> 00:41:05,410
‫نه، بلند نشو

573
00:41:12,750 --> 00:41:14,350
‫بیا اینجا

574
00:41:19,080 --> 00:41:20,680
‫وایسا

575
00:41:26,620 --> 00:41:28,220
‫پیرهنت رو دربیار

576
00:41:40,250 --> 00:41:41,850
‫بیا اینجا

577
00:41:52,660 --> 00:41:57,080
‫ممکنه نتونم بعضی چیزها رو
‫برای این بچه تامین کنم

578
00:42:13,040 --> 00:42:15,700
‫و خیلی از محدودیت‌های خودم وحشت داشتم

579
00:42:24,200 --> 00:42:26,267
‫ولی وقتی به این جمع نگاه می‌کنم

580
00:42:26,267 --> 00:42:29,370
‫و به خودم اجازه میدم
‫آغوش گرم‌تون رو حس کنم...

581
00:42:31,790 --> 00:42:35,370
‫مطمئن میشم این بچه
‫تو زندگیش چیزی کم نخواهد داشت

582
00:42:40,790 --> 00:42:43,750
‫فراتر از چیزی که من و الکس
‫بتونیم براش فراهم کنیم

583
00:42:53,200 --> 00:42:54,830
‫قشنگ نیست؟

584
00:43:02,160 --> 00:43:04,040
‫که بدونیم هرگز تنها نخواهیم بود؟

585
00:43:04,700 --> 00:43:07,330
‫- نوش
‫- نوش

586
00:43:07,330 --> 00:43:09,500
‫- به افتخارش
‫- نوش

587
00:43:22,410 --> 00:43:24,010
‫نوش

588
00:43:32,834 --> 00:43:36,000
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

589
00:43:36,030 --> 00:43:41,000
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

590
00:43:41,030 --> 00:43:49,000
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


