1
00:00:05,358 --> 00:00:11,358
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:11,383 --> 00:00:16,383
‫[سال ۱۹۷۴]

3
00:00:16,407 --> 00:00:22,407
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

4
00:00:22,431 --> 00:00:26,431
‫مترجم
‫«Caseraw»

5
00:00:27,416 --> 00:00:30,541
‫یه روز کامیون حمل چوب
‫تو خیابون کرسنت داشته می‌رفته.

6
00:00:31,041 --> 00:00:32,750
‫یهویی می‌پیچه راست،

7
00:00:32,833 --> 00:00:34,958
‫و بعدش ده‌تا تنه درخت غول‌پیکر
‫قل می‌خورن بیرون

8
00:00:35,041 --> 00:00:37,541
‫و بابام و ماشینش رو
‫مثل یه پنکیک صاف می‌کنن.

9
00:00:37,625 --> 00:00:41,791
‫یه ماه بعد، پدرم بهوش میاد
‫و می‌بینه خانواده‌اش دورشن،

10
00:00:41,875 --> 00:00:44,375
‫دارن گریه می‌کنن و خدارو شکر می‌کنن.

11
00:00:44,458 --> 00:00:47,125
‫ولی همینجوری مارو نگاه می‌کرد و پلک می‌زد.

12
00:00:47,625 --> 00:00:50,208
‫بعدش گفت، اینجارو باش،

13
00:00:51,500 --> 00:00:53,166
‫"می‌تونم کمک‌تون کنم؟"

14
00:00:53,250 --> 00:00:56,291
‫لاشی اصلا ما رو نمی‌شناخت.

15
00:00:56,375 --> 00:00:58,125
‫دوباره انگار بچه شده بود.

16
00:00:58,208 --> 00:01:00,166
‫معصوم، کنجکاو.

17
00:01:00,250 --> 00:01:02,708
‫یه احمق زیبا.

18
00:01:04,541 --> 00:01:06,333
‫راجع به در بهش بگو، ولدون.

19
00:01:06,416 --> 00:01:08,500
‫ستفانی، خونسرد باش!

20
00:01:10,125 --> 00:01:11,708
‫همینکارو می‌خواستم بکنم.

21
00:01:15,916 --> 00:01:19,958
‫خب... درست قبل اینکه از کما بیاد بیرون،،

22
00:01:20,041 --> 00:01:23,125
‫پدرم یه در سبزی می‌بینه.

23
00:01:23,208 --> 00:01:24,750
‫در سبز.

24
00:01:24,833 --> 00:01:27,166
‫و می‌دونست که باید ازش گذر کنه.

25
00:01:27,791 --> 00:01:31,250
‫باید کسایی که جلو پیشرفتش رو
‫گرفته بودن رو رها می‌کرد.

26
00:01:31,833 --> 00:01:33,541
‫و اینکار رو هم کرد.

27
00:01:33,625 --> 00:01:35,208
‫گذر کرد!

28
00:01:35,306 --> 00:01:37,806
‫گذر کرد!

29
00:01:39,833 --> 00:01:42,291
‫خب، نظرت راجع به این داستان چیه، اِولین؟

30
00:01:43,708 --> 00:01:48,458
‫بنظرم یه داستانی بیش نیست،
‫باید تبدیلش کنیم به یه سبک زندگی.

31
00:01:57,368 --> 00:02:00,368
‫[سـرکـش]

32
00:02:00,875 --> 00:02:03,666
‫تولدت مبارک

33
00:02:03,750 --> 00:02:04,916
‫وای نه!

34
00:02:05,000 --> 00:02:08,541
‫تولدت مبارک

35
00:02:08,625 --> 00:02:09,541
‫مرسی، مرسی.

36
00:02:09,625 --> 00:02:14,791
‫تولدت مبارک، الکس عزیز!

37
00:02:14,875 --> 00:02:19,500
‫تولدت مبارک!

38
00:02:21,333 --> 00:02:22,333
‫تولدت مبارک!

39
00:02:23,166 --> 00:02:24,875
‫تولدت مبارک. الکس.

40
00:02:32,250 --> 00:02:33,708
‫سلام، من لورا هستم.

41
00:02:33,791 --> 00:02:36,041
‫نمی‌تونم گوشیمو جواب بدم.
‫لطفا پیام بذارین.

42
00:02:37,708 --> 00:02:39,750
‫لورا، من... منم دوباره.

43
00:02:40,625 --> 00:02:43,833
‫گوش کن، می‌دونم اعصابت خورده
‫و سؤال‌های زیادی برات پیش اومده.

44
00:02:44,750 --> 00:02:48,375
‫دلم می‌خواد بشینیم باهم حرف بزنیم،
‫قصد بدی ندارم.

45
00:02:50,291 --> 00:02:52,000
‫تازه پیدات شده.

46
00:02:52,500 --> 00:02:55,875
‫این... دیوار کشیدنا...

47
00:02:57,500 --> 00:02:59,416
‫نمایانگر رشدـت نیست.

48
00:03:00,416 --> 00:03:03,625
‫حالا، روز... روز خوبی داشته باشی.
‫دیگه اذیتت نمی‌کنم.

49
00:03:05,541 --> 00:03:06,833
‫بفرما داخل.

50
00:03:12,375 --> 00:03:16,875
‫یادت نره باغ شیشه‌ای رو تمیز کنی.
‫نباید تیموتی جاش کثیف باشه.

51
00:03:27,916 --> 00:03:30,375
‫برام سؤال بود خونه‌ای برا
‫استیسی پیدا کردی یا نه.

52
00:03:31,875 --> 00:03:34,250
‫خیلی خوشحال میشم
‫بتونم من مسئولیتش رو به عهده بگیرم.

53
00:03:35,041 --> 00:03:37,541
‫-حس می‌کنم درکش می‌کنم، و می تونم...
‫- خرگوش.

54
00:03:38,250 --> 00:03:40,375
‫تحت نظارت تو، یه دانش‌آموز اوردوز کرده

55
00:03:40,458 --> 00:03:42,916
‫و باید به یکی دیگه از
‫مدرسه‌هامون انتقالش میدادیم.

56
00:03:43,000 --> 00:03:45,125
‫تازه دنیل بیچاره به کنار.

57
00:03:45,208 --> 00:03:47,791
‫خدا نکنه یه وقت اگه
‫دانش‌آموزهامون بفهمن بدبختیم.

58
00:03:47,882 --> 00:03:48,757
‫این اتفاق نمی‌افته.

59
00:03:48,833 --> 00:03:50,208
‫اه...

60
00:03:51,041 --> 00:03:53,208
‫نه، استیسی رو می‌ذارم پیش مایکل و بری.

61
00:03:53,291 --> 00:03:54,958
‫بهم میان.

62
00:03:59,625 --> 00:04:02,583
‫راستش، یه کار می‌تونی برام انجام بدی.

63
00:04:03,750 --> 00:04:06,875
‫لورا و رفیقای پلیسش
‫امروز جلسه دارن باهم.

64
00:04:06,958 --> 00:04:09,833
‫به یه بهونه‌ای برو اونجا ببین چه خبره.

65
00:04:09,916 --> 00:04:13,750
‫شاید بعدا بتونیم بحث راجع به
‫ستیسی رو دوباره بازش کنیم.

66
00:04:15,791 --> 00:04:16,833
‫ممنونم.

67
00:04:21,666 --> 00:04:24,291
‫خب، داشتم رسیدها رو چک می‌کردم،
‫یه چیز خنده‌داری دیدم.

68
00:04:24,375 --> 00:04:27,791
‫یکی هست همه‌اش کارتدریج پرینتر عوض میکنه.

69
00:04:27,875 --> 00:04:30,250
‫آره، جوهر پرینتر ارزون نیست.

70
00:04:30,333 --> 00:04:32,916
‫از شنیدنش ناراحت شدم، تری.

71
00:04:33,000 --> 00:04:34,875
‫الکس، می‌تونی با این قضیه کمکم کنی؟

72
00:04:34,958 --> 00:04:37,166
‫آره. ام، می‌تونی لطفا اینارو تموم کنی؟

73
00:04:37,250 --> 00:04:38,875
‫- باشه. ممنونم.
‫- آره.

74
00:04:42,041 --> 00:04:43,791
‫سخت‌تر از چیزیه که بنظر میاد.

75
00:04:51,041 --> 00:04:52,708
‫دیگه توانم داره تموم میشه.

76
00:04:53,291 --> 00:04:54,375
‫چند هفته گذشته.

77
00:04:55,333 --> 00:04:57,541
‫حس می‌کنم همه می‌تونن اضطرابمو حس کنن.

78
00:04:57,625 --> 00:05:00,333
‫نه، حالت خوبه. بوی خوبی میدی.

79
00:05:01,958 --> 00:05:05,583
‫ولی باید از دواین حرف بکشی.
‫راجع به اِولین، نقشه‌هاش.

80
00:05:05,666 --> 00:05:08,791
‫دواین چیزی بهم نمی‌گه.
‫اومده حواسش به ما باشه.

81
00:05:08,875 --> 00:05:10,708
‫نه، بهم اعتماد کن.
‫مردم ساده‌ان.

82
00:05:10,791 --> 00:05:14,375
‫همه دوست دارن عضوی از یه جمع باشن.
‫یه چیزی بلاخره لو میده.

83
00:05:15,291 --> 00:05:18,500
‫می‌دونی، اون زمان گم شدن پدرمادرت هم بوده.

84
00:05:18,583 --> 00:05:19,458
‫سعی می‌کنم بپرسم...

85
00:05:19,541 --> 00:05:22,833
باشه ولی باید اول ببینیم کدوم کار
اِولین باعث میشه بتونیم زندانیش کنیم.

86
00:05:24,367 --> 00:05:27,825
‫با بقیه دارم به نتیجه خوبی می‌رسم.
‫فقط یه خرده زمان می‌بره.

87
00:05:27,916 --> 00:05:29,250
‫وقت نداریم.

88
00:05:30,541 --> 00:05:32,333
‫سه هفته دیگه وقت زایمانته.

89
00:05:33,416 --> 00:05:35,708
‫قرار گذاشتیم که قبل تولد بچه
‫از اینجا بریم، درسته؟

90
00:05:38,000 --> 00:05:40,583
‫آره، پس بهتره شروع کنی به گشتن.

91
00:05:42,500 --> 00:05:43,708
‫دواین مشروب زیاد می‌خوره.

92
00:05:58,041 --> 00:05:59,041
‫سلام.

93
00:06:01,416 --> 00:06:05,250
‫گفتم اگه می‌خوای مارو بپایی،
‫بد نیست یکمی عشق و حال هم بکنی.

94
00:06:10,416 --> 00:06:11,458
‫می‌خوام بگم،

95
00:06:11,541 --> 00:06:14,583
‫می‌فهمم چرا انقدر بهم سخت گرفتی.
‫جدی میگم.

96
00:06:14,666 --> 00:06:18,000
‫ای کاش انقدر طول نمی‌کشید موافقت کنم.

97
00:06:19,500 --> 00:06:22,250
‫ولی می‌دونی،
‫به اینکه چقدر لورا خوشحاله نگاه می‌کنم.

98
00:06:24,333 --> 00:06:26,458
‫می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم
‫بهش پیشنهاد ازدواج بدم.

99
00:06:27,166 --> 00:06:28,250
‫عه. فکر کردم شما دوتا...

100
00:06:28,333 --> 00:06:31,125
‫ازدواج نکردیم.
‫اینو فقط حالت نمادین انداختیم.

101
00:06:31,208 --> 00:06:34,083
‫- که اینطور.
‫- از لحاظ قانونی نمی‌تونیم، نمی‌دونم.

102
00:06:34,166 --> 00:06:36,708
‫اینجا قانون‌های خودش رو بوجود میاره، درسته؟

103
00:06:36,791 --> 00:06:38,958
‫- حالا داری می‌فهمی.
‫- آره.

104
00:06:39,041 --> 00:06:40,125
‫همم.

105
00:06:44,583 --> 00:06:45,958
‫- خدای من!
‫- پیتزا!

106
00:06:46,041 --> 00:06:47,791
‫- پیتزا!
‫- همه حریص شدن!

107
00:06:47,875 --> 00:06:49,541
‫- تکون بخورین!
‫- خیلی خب، بچه‌ها.

108
00:06:49,625 --> 00:06:51,250
‫جمع شید.

109
00:06:52,083 --> 00:06:55,666
‫امروز... روز خوبیه.

110
00:06:55,750 --> 00:06:58,250
‫همه‌تون مرحله عروج رو پشت سر گذاشتین،

111
00:06:58,333 --> 00:07:02,583
‫که یعنی همه یه تماس به خونه
‫و استراحت موسیقی جایزه میگیرین.

112
00:07:02,666 --> 00:07:03,958
‫آره!

113
00:07:04,057 --> 00:07:06,557
‫بیاید خوش بگذرونیم! بیاید خوش بگذرونیم!

114
00:07:06,625 --> 00:07:08,291
‫نظرتون چیه؟
‫نظرتون چیه؟

115
00:07:08,375 --> 00:07:10,208
‫کرید. از کرید بخون، پسر.

116
00:07:10,291 --> 00:07:12,166
‫کرید قرار نیست بخونم، تنر. ای خدا.

117
00:07:12,916 --> 00:07:14,333
‫ام...

118
00:07:15,500 --> 00:07:16,916
‫نظرتون راجع به یه چیز قدیمی‌تر چیه؟

119
00:07:17,625 --> 00:07:18,958
‫خب.

120
00:07:22,958 --> 00:07:25,958
‫♪ لحظه‌های سازنده یک روز کسل‌کننده ♪

121
00:07:26,041 --> 00:07:28,583
‫♪ دارن دونه‌دونه با گذر ساعت از بین می‌رن ♪

122
00:07:28,666 --> 00:07:29,666
‫ای وای!

123
00:07:30,458 --> 00:07:31,666
‫پینک فلوید داره می‌خونه.

124
00:07:31,750 --> 00:07:36,416
‫♪ تو هم این ساعت‌ها رو
‫به باطلت می‌گذرونی ♪

125
00:07:38,958 --> 00:07:44,458
‫♪ همینطوری توی بخشی از زادگاهت
‫برای خودت پرسه می‌زنی ♪

126
00:07:46,541 --> 00:07:52,000
‫♪ منتظری کسی یا چیزی راه رو بهت نشون بده ♪

127
00:07:53,166 --> 00:07:55,208
‫رفته بودیم یه مهمونی هالووینی، بعد

128
00:07:55,875 --> 00:08:00,041
‫...یه لباس...
‫کابوی گشاد تنش کرده بود.

129
00:08:00,541 --> 00:08:02,916
‫ازش خواستم منو تا خونه برسونه،
‫و ما هم نشستیم تو ماشینش،

130
00:08:03,000 --> 00:08:04,458
‫و ساعت‌ها حرف زدیم.

131
00:08:04,541 --> 00:08:06,791
‫- عجب.
‫- منتظر بودم بوسم کنه.

132
00:08:06,875 --> 00:08:09,416
‫خیلی اضطراب داشتم،
‫می‌گفتم الاناس که آب بشه بره تو زمین.

133
00:08:09,500 --> 00:08:11,458
‫تو چطور؟

134
00:08:11,958 --> 00:08:14,083
‫- با کسی تو رابطه نیستی؟
‫- ام...

135
00:08:14,166 --> 00:08:16,166
‫نه. فصل چهارم کتاب اِولین.

136
00:08:16,250 --> 00:08:18,250
‫"ریشه‌ی همه درد و عذاب‌ها در تعهد ـه."

137
00:08:18,333 --> 00:08:20,875
‫- مگر اینکه به خود زنیکه تعهد داشته باشی.
‫- البته.

138
00:08:23,708 --> 00:08:26,000
‫نمی‌خواد پیش من
‫خودت رو سانسور کنی، فرانسیس.

139
00:08:26,083 --> 00:08:27,916
‫بنظرم پرسیدن این سؤال‌ها کار درستیه.

140
00:08:29,583 --> 00:08:30,666
‫چه سؤال‌هایی؟

141
00:08:31,708 --> 00:08:34,041
‫اینکه اِولین چی ازمون گرفته؟

142
00:08:34,125 --> 00:08:36,833
‫چرا هیچکسی جلوش واینمیسته؟

143
00:08:36,916 --> 00:08:39,791
‫میشه یه جور دیگه این مشکل رو حل کنیم؟

144
00:08:40,958 --> 00:08:42,083
‫خدای من.

145
00:08:42,166 --> 00:08:43,291
‫اون...

146
00:08:44,833 --> 00:08:45,791
‫اوه.

147
00:08:45,875 --> 00:08:47,666
‫عجب. ام...

148
00:08:47,750 --> 00:08:48,875
‫خیلی خب.

149
00:08:50,250 --> 00:08:51,625
‫سلام، ربکا.

150
00:08:51,708 --> 00:08:52,708
‫سلام.

151
00:08:54,166 --> 00:08:56,166
‫ببخشید. نمی‌دونستم
‫مهمونی گرفتین.

152
00:08:56,250 --> 00:08:57,875
‫نه، مشکلی... نداره.

153
00:08:57,958 --> 00:08:59,291
‫قدمت همیشه روی چشمه.

154
00:09:00,375 --> 00:09:02,250
‫کیک... می‌خوری؟

155
00:09:02,333 --> 00:09:03,458
‫نه واقعا.

156
00:09:03,541 --> 00:09:05,750
‫تنهاتون می‌ذارم یکم خلوت کنین.

157
00:09:14,291 --> 00:09:16,958
‫شنیدم یه سری ماساژ انجام می‌دی،

158
00:09:17,916 --> 00:09:21,750
‫و گفتم شاید بتونی کمکم کنی با...

159
00:09:23,333 --> 00:09:25,416
‫می‌دونی چیه؟
‫یه موقع دیگه برمی‌گردم.

160
00:09:25,500 --> 00:09:26,750
‫- نه، لطفا.
‫- آره.

161
00:09:26,833 --> 00:09:28,541
‫باید زودتر باهات حرف می‌زدم.

162
00:09:29,882 --> 00:09:31,965
‫بیا بریم یه جا خلوت‌تر بتونیم حرف بزنیم.

163
00:09:32,708 --> 00:09:33,708
‫بیا.

164
00:09:45,208 --> 00:09:47,333
‫باشه، اینجا نقطه کوره.
‫می‌تونی هوامو داشته باشی؟

165
00:09:47,416 --> 00:09:48,583
‫آره.

166
00:09:50,958 --> 00:09:52,791
‫فکر می‌کنی دنیل چه اتفاقی براش افتاد؟

167
00:09:52,875 --> 00:09:55,000
‫فکر کنم فرار کرد. همونطور که گفتن.

168
00:09:55,083 --> 00:09:56,458
‫نه، من که باورم نمیشه.

169
00:09:56,541 --> 00:09:57,791
‫پیچ‌گوشتی.

170
00:10:03,833 --> 00:10:06,500
‫بنظرت می‌تونی باهاش صندوق ماشین باز کنی؟

171
00:10:07,458 --> 00:10:09,375
‫تا امتحان نکنم نمی‌فهمم، مگه نه؟

172
00:10:14,708 --> 00:10:16,000
‫چی شده؟

173
00:10:16,083 --> 00:10:18,250
‫لایلا دیگه اصلا نگاهم هم نمی‌کنه، روری.

174
00:10:18,750 --> 00:10:21,166
‫خب مگه بهش نگفته بودی نقش بازی کنه؟

175
00:10:21,791 --> 00:10:23,291
‫شاید کامل رفته تو نقشش.

176
00:10:23,791 --> 00:10:26,750
‫بابام یبار زنبور گاوی کرد تو شلوارش
‫تا از نقشش بیرون نیاد.

177
00:10:26,833 --> 00:10:29,958
‫چی؟ نه. لایلا بلد نیست نقش بازی کنه اصلا.

178
00:10:30,833 --> 00:10:32,791
‫خب، شاید داره بزرگ میشه.

179
00:10:34,166 --> 00:10:35,875
‫لزوما چیز بدی نیست.

180
00:10:35,958 --> 00:10:39,166
‫سال‌های نوجوونی،
‫بدترین سال‌های عمرمون حساب میشن.

181
00:10:39,250 --> 00:10:40,958
‫اگه اینطور نباشه چی؟

182
00:10:41,541 --> 00:10:44,250
‫اگه بهترین سال‌هامون باشین
‫و اونا دارن ازمون می‌دزدنش چی؟

183
00:10:47,125 --> 00:10:48,416
‫فکر کنم داره منو یادش میره.

184
00:10:49,333 --> 00:10:51,416
‫امکان نداره.

185
00:10:54,333 --> 00:10:56,000
‫خیلی مهربونی، می‌دونستی؟

186
00:10:56,958 --> 00:10:58,416
‫یعنی... یعنی زیادی مهربونم میگی؟

187
00:11:00,500 --> 00:11:01,500
‫بهت اعتماد کردما.

188
00:11:01,583 --> 00:11:03,291
‫آره، مرسی.

189
00:11:05,500 --> 00:11:06,541
‫بیا.

190
00:11:12,916 --> 00:11:14,208
‫چطوریه داستانش؟

191
00:11:16,125 --> 00:11:19,375
‫روی خطوط انرژی بدنت کار می‌کنم...

192
00:11:20,833 --> 00:11:23,333
‫تا ببینم کجاهاش بلوکه شده.

193
00:11:23,416 --> 00:11:25,833
‫بیا اول یه نفس عمیق بکشیم.

194
00:11:28,375 --> 00:11:29,708
‫بده داخل.

195
00:11:36,250 --> 00:11:37,333
‫و بیرون.

196
00:11:44,083 --> 00:11:47,000
‫ازت متنفر شدم.
‫برای یه مدت طولانی‌ای.

197
00:11:50,125 --> 00:11:51,125
‫می‌دونم.

198
00:11:56,083 --> 00:11:57,375
‫می‌خوای یه بازی انجام بدیم؟

199
00:12:07,000 --> 00:12:08,333
‫سلام، ابی.

200
00:12:08,416 --> 00:12:10,958
‫به اردک گفتم که یبوست گرفتم،
‫اما خیلی وقت نداریم.

201
00:12:11,041 --> 00:12:12,166
‫آوردیش؟

202
00:12:17,708 --> 00:12:18,833
‫این چیه آخه؟

203
00:12:18,916 --> 00:12:20,458
‫ببخشید، میدونم سرد شده.

204
00:12:21,208 --> 00:12:23,416
‫اه، روش مو ـه. پشمای کیه؟

205
00:12:24,000 --> 00:12:26,083
‫خیلی خب. باشه، حله. نخورش اصلا.

206
00:12:27,125 --> 00:12:28,250
‫چرا انقدر عجیب رفتار می‌کنی؟

207
00:12:28,333 --> 00:12:31,541
‫نقشه این بود که نقش بازی کنیم، لایلا.
‫نه که خایه‌مالی اردک رو بکنیم.

208
00:12:31,625 --> 00:12:33,875
‫اینا همه‌اش فکر تو بود.

209
00:12:34,375 --> 00:12:36,375
‫برم نقش بازی کنم.
‫اعتمادشون رو جلب کنم.

210
00:12:36,458 --> 00:12:38,583
‫خب، تو قرار بود برای بی‌سیم
‫باطری جور کنی،

211
00:12:38,666 --> 00:12:41,000
‫و فقط یه برش پیتزا با پشم آوردی.

212
00:12:41,750 --> 00:12:43,500
‫صبرکن، داری... حسودی می‌کنی؟

213
00:12:43,583 --> 00:12:46,000
‫چی؟ عمرا بابا.

214
00:12:58,041 --> 00:12:59,500
‫ببخشید. من...

215
00:13:00,500 --> 00:13:01,833
‫خیلی دلم برات تنگ شده.

216
00:13:01,916 --> 00:13:04,625
‫می‌ترسم اِولین روت تأثیر گذاشته باشه.

217
00:13:05,333 --> 00:13:06,541
‫من وظیفه‌های خودمو انجام دادم.

218
00:13:06,625 --> 00:13:08,041
‫تو هم وظیفه‌های خودت رو انجام بده.

219
00:13:08,125 --> 00:13:10,208
‫با اون... دوست پلیست حرف بزن.

220
00:13:10,958 --> 00:13:15,166
‫امیدوارم حق باهات باشه و کمکمون کنه،
‫وگرنه دارم الکی خودمو تو خطر می‌اندازم.

221
00:13:20,583 --> 00:13:22,208
‫وقتی رفتم عصبانی شدی؟

222
00:13:23,000 --> 00:13:24,041
‫آره.

223
00:13:25,791 --> 00:13:27,041
‫زنگ نزدی.

224
00:13:27,916 --> 00:13:30,333
‫نامه ننوشتی.
‫انگاری اصلا اهمیت نمی‌دادی.

225
00:13:30,833 --> 00:13:32,750
‫زنیکه خودش خواست امروز بیای اینجا؟

226
00:13:33,250 --> 00:13:35,916
‫- نه.
‫- یکاری کن باور کنم.

227
00:13:36,000 --> 00:13:37,583
‫ازم نخواست... امم.

228
00:13:40,125 --> 00:13:41,625
‫آره. بهم گفت که بیام.

229
00:13:42,833 --> 00:13:43,958
‫خوبه.

230
00:13:44,041 --> 00:13:45,333
‫مرسی.

231
00:13:46,750 --> 00:13:48,291
‫منم می‌خوام صادق باشم.

232
00:13:52,500 --> 00:13:55,083
‫از نحوه برخوردم باهات پشیمون بودم.
‫برای همین زنگ نزدم.

233
00:13:55,833 --> 00:13:57,791
‫ولی کار اون بود، ربکا.

234
00:13:57,875 --> 00:14:00,625
‫از چیزی که داشتیم احساس خطر کرد،
‫و چوب لاکارمون کرد.

235
00:14:01,291 --> 00:14:03,875
‫کارش اینه کلا.
‫ارتباط آدما رو قطع می‌کنه.

236
00:14:05,000 --> 00:14:07,250
‫به توجهی که بهت میداد خیلی حسودیم میشد.

237
00:14:07,333 --> 00:14:09,000
‫- نمی‌خواستمش.
‫- اوه، چرند نگو.

238
00:14:09,083 --> 00:14:10,500
‫یکاری کن باور کنم.

239
00:14:12,416 --> 00:14:13,458
‫باشه.

240
00:14:14,750 --> 00:14:16,416
‫دوست داشتم احساس خاص بودن کنم.

241
00:14:17,375 --> 00:14:18,750
‫ولی حس خفه شدن می‌کردم.

242
00:14:18,833 --> 00:14:21,708
‫بهم گفت کمکم می‌کنه،
‫و تغییرم داد.

243
00:14:22,208 --> 00:14:24,291
‫هنوزم دانش‌آموزا رو با اون موادا
‫مجبور میکنه "گذر" کنن؟

244
00:14:24,375 --> 00:14:26,000
‫- سالی چندتا رو آره.
‫- این سواستفاده‌ست، ربکا.

245
00:14:26,083 --> 00:14:28,500
‫- کار اشتباهیه. خطرناکه.
‫- نه، نه، نه، نه.

246
00:14:28,583 --> 00:14:29,791
‫اینطور نیست. دارو درمانه.

247
00:14:29,875 --> 00:14:31,583
‫من خیلی خوشحالم "گذر" کردم.

248
00:14:31,666 --> 00:14:33,416
‫متأسفم که برای تو بد بود.

249
00:14:37,083 --> 00:14:38,416
‫دوباره می‌خوای بذاری بری؟

250
00:14:39,291 --> 00:14:40,666
‫الکس می‌خواد بره.

251
00:14:43,000 --> 00:14:44,416
‫ولی من اینجا رو دوست دارم.

252
00:14:44,500 --> 00:14:45,791
‫پتانسیلش رو می‌بینم.

253
00:14:46,375 --> 00:14:48,000
‫اینکه مردم ازهمدیگه حمایت کنن.

254
00:14:48,083 --> 00:14:49,833
‫ارتباط واقعی داشته باشن.

255
00:14:49,916 --> 00:14:51,333
‫به جوونا کمک کنن.

256
00:14:52,791 --> 00:14:54,208
‫نمی‌خوام از اینجا برم.

257
00:14:57,875 --> 00:15:02,208
‫الکس داره یه پرونده علیه‌اش درست میکنه.
‫می‌تونی کمکمون کنی.

258
00:15:03,833 --> 00:15:06,541
‫نمی‌تونی کل زندگیت
‫گوش به فرمونش باشی که.

259
00:15:07,791 --> 00:15:10,250
‫ترجیح میدی گوش به فرمون تو باشم، لورا؟

260
00:15:13,041 --> 00:15:14,541
‫- نه، منظورم...
‫- از دیدنت خوشحال شدم.

261
00:15:16,833 --> 00:15:20,041
‫می‌تونم ازت بپرسم، با این
‫خاله‌بازیا چی گیرت میاد؟

262
00:15:20,833 --> 00:15:22,041
‫همچین آدمی نیستی.

263
00:15:23,500 --> 00:15:26,291
‫تنها کسیه که من دارم
‫و اون [اِولین] خرابش نکرده.

264
00:15:28,375 --> 00:15:29,958
‫مال خودمه.

265
00:15:33,875 --> 00:15:35,416
‫به حرفی که زدم فکر کن.

266
00:15:42,875 --> 00:15:44,875
‫داره بوق می‌خوره.

267
00:15:50,291 --> 00:15:51,291
‫الو؟

268
00:15:52,125 --> 00:15:53,125
‫اوه، عه...

269
00:15:53,208 --> 00:15:55,791
‫- ببخشید فکر کنم اشتباه گرفتم.
‫- باشه.

270
00:15:57,083 --> 00:16:00,375
‫- ببخشید، شما؟
‫- من چد هستم، شما؟

271
00:16:01,166 --> 00:16:04,666
‫لایلا هستم. دنبال مگی می‌گردم.
‫دخترشم.

272
00:16:04,750 --> 00:16:05,916
‫مگی.

273
00:16:07,708 --> 00:16:09,125
‫دخترت زنگ زده.

274
00:16:10,541 --> 00:16:12,291
‫لایلا؟ سلام.

275
00:16:14,166 --> 00:16:16,166
‫سلام، مامان. اون کی بود؟

276
00:16:16,250 --> 00:16:19,583
‫خدای من، کامل یادم رفته بود
‫امروز قراره زنگ بزنی.

277
00:16:19,666 --> 00:16:22,250
‫واقعا ببخشید. سرم خیلی

278
00:16:23,250 --> 00:16:25,583
‫شلوغ بوده، سخته روزا رو تشخیص بدم.

279
00:16:27,708 --> 00:16:32,541
‫آره، اینجا منم خیلی سرم شلوغ بوده.

280
00:16:32,625 --> 00:16:33,708
‫ام...

281
00:16:34,333 --> 00:16:38,250
‫چندتا فاز مختلف هست،
‫و من تونستم به بالاترینش برسم.

282
00:16:39,041 --> 00:16:41,000
‫درسته. خب، توقع کمتر از این نداشتم.

283
00:16:41,083 --> 00:16:43,750
‫می‌دونی، خونه رو دوباره گذاشتم رهن،

284
00:16:43,833 --> 00:16:47,208
‫برای همین خوشحالم
‫می‌بینم پولام هدر نرفتن.

285
00:16:48,583 --> 00:16:50,458
‫آره. ارزش پولا رو داشته.

286
00:16:52,166 --> 00:16:55,541
‫لایلا، واقعا معذرت می‌خوام، عزیزم.

287
00:16:55,625 --> 00:16:57,750
‫کار دیگه‌ای نداری؟

288
00:16:57,833 --> 00:17:00,541
‫آخه خب، داشتم از در می‌زدم بیرون، و...

289
00:17:01,041 --> 00:17:03,000
‫آره، ام...

290
00:17:05,541 --> 00:17:08,375
‫ممکنه به زودی برگردم خونه.

291
00:17:10,416 --> 00:17:11,416
‫درسته؟

292
00:17:11,500 --> 00:17:14,875
‫لای، بذار سری بعدی راجع بهش حرف می‌زنیم.

293
00:17:18,916 --> 00:17:21,500
‫آره. آره، باشه. خداحافظ، مامان.

294
00:17:21,583 --> 00:17:22,750
‫باشه، خداحافظ.

295
00:17:37,583 --> 00:17:39,291
‫بیا بریم یه قدم بزنیم.

296
00:17:45,875 --> 00:17:47,458
‫عاشق این درختام.

297
00:17:47,958 --> 00:17:49,916
‫همیشه چیزای هیجان انگیز توش پیدا میشه.

298
00:17:50,500 --> 00:17:53,416
‫بابت محدودیت‌های مادرت متأسفم، لایلا.

299
00:17:53,500 --> 00:17:55,166
‫پدرمادرا اغلب مارو ناامید می‌کنن.

300
00:18:04,791 --> 00:18:05,833
‫میشه یه لحظه بگیریش؟

301
00:18:06,875 --> 00:18:07,875
‫ممنونم.

302
00:18:21,500 --> 00:18:23,625
‫از... محدوده مدرسه اومدیم بیرون؟

303
00:18:23,708 --> 00:18:25,416
‫آره. بهت اعتماد دارم.

304
00:18:26,291 --> 00:18:30,625
‫لایلا، باید درک کنی تاریکی درونت
‫تقصیر تو نیستش.

305
00:18:30,708 --> 00:18:33,291
‫مخلوطی از... چیزاییه
‫که قبل تو وجود داشته.

306
00:18:33,375 --> 00:18:34,666
‫هیچوقت شانسی نداشتی بهتر باشی.

307
00:18:34,750 --> 00:18:36,250
‫هیچکدوممون نداشتیم.

308
00:18:36,333 --> 00:18:39,208
‫بدنیا اومدن... یه کار اجباریه.

309
00:18:41,083 --> 00:18:42,541
‫آره، همینطوره.

310
00:18:43,791 --> 00:18:44,791
‫چه حرف قشنگی.

311
00:18:44,875 --> 00:18:47,083
‫بیا. بیسکوئیت بگیر. خودم درستش کردم.

312
00:18:53,166 --> 00:18:55,625
‫به این فکر کردی از تال پاینز رفتی
‫چیکار می‌خوای بکنی؟

313
00:18:55,708 --> 00:18:58,208
‫خب، من و ابی...

314
00:19:02,291 --> 00:19:03,708
‫نه واقعا.

315
00:19:05,416 --> 00:19:08,458
‫می‌دونی، هرسال،
‫چندتا از دانش‌آموزای خیلی خاص

316
00:19:08,541 --> 00:19:10,791
‫واجد شرایط فارق‌التحصیلی می‌شن.

317
00:19:10,875 --> 00:19:13,875
‫براشون خونه و شغل فراهم می‌کنیم.

318
00:19:14,625 --> 00:19:18,250
‫فقط تعداد انگشت شماری دانش‌آموز باهوش.

319
00:19:18,333 --> 00:19:19,333
‫مثل خودت.

320
00:19:21,083 --> 00:19:22,458
‫فکر می‌کنی من باهوشم؟

321
00:19:22,541 --> 00:19:24,458
‫خیلی، خیلی باهوش.

322
00:19:24,958 --> 00:19:26,291
‫و خیلی آسیب دیده.

323
00:19:26,375 --> 00:19:29,791
‫توی اتاق آینه به نتیجه رسیدی.
‫متوجه زخمت شدی.

324
00:19:30,500 --> 00:19:32,458
‫مادرت، خواهرت.

325
00:19:32,958 --> 00:19:34,083
‫ابی.

326
00:19:35,083 --> 00:19:38,500
‫مثل یه... غده رو گردنت‌ان
‫که باید از خودت جداشون کنی.

327
00:19:40,666 --> 00:19:42,125
‫ولی خودت تنهایی از پسش بر نمیای.

328
00:19:43,617 --> 00:19:45,492
‫اینو وقتی همسن تو بودم فهمیدم.

329
00:19:47,125 --> 00:19:50,666
‫چون... مادرپدرم بهم آسیب زدن.

330
00:19:52,250 --> 00:19:53,250
‫به طور شدیدی.

331
00:19:55,333 --> 00:19:56,333
‫چطوری؟

332
00:19:58,625 --> 00:20:00,250
‫بچه‌ام رو ازم گرفتن.

333
00:20:01,375 --> 00:20:05,250
‫هیچ نمی‌دونی چقدر شرایط خوبی داری.
‫به صلاح خودته...

334
00:20:05,333 --> 00:20:07,000
‫اِولین! فقط ۱۷ سالته!

335
00:20:07,083 --> 00:20:09,416
‫ممکنه دوباره معتاد یا حامله برگردی خونه!

336
00:20:09,500 --> 00:20:11,708
‫صبرکن! نمی‌تونم به ریختش نگاه کنم!

337
00:20:12,958 --> 00:20:14,750
‫بهم آسیب زدن، لایلا.

338
00:20:15,583 --> 00:20:17,125
‫و اسمشو گذاشتن عشق.

339
00:20:17,625 --> 00:20:20,875
‫و هنوزم، دلم می‌خوام قبولم داشته باشن.

340
00:20:20,958 --> 00:20:23,875
‫همونطور که الان تو با مادرت همینطور هستی.

341
00:20:26,416 --> 00:20:27,666
‫با یه مرد بزرگ‌تر آشنا شدم.

342
00:20:29,208 --> 00:20:30,916
‫کلیشه‌ایه، می‌دونم.

343
00:20:32,208 --> 00:20:36,416
‫ولی ایده‌هاش... یه چیزی درونم روشن کرد.

344
00:20:38,041 --> 00:20:42,083
‫این مرد راجع به گناه‌هایی که والدین
‫در حق بچه‌هاشون می‌کنن حرف زد.

345
00:20:43,125 --> 00:20:46,041
‫و... یه راه حل داشت.

346
00:20:46,125 --> 00:20:47,083
‫اندروز، حالا نوبت توـه.

347
00:20:47,166 --> 00:20:49,916
‫می‌دونست تنها راه آزادی
‫قطع کردن

348
00:20:50,000 --> 00:20:52,000
‫رابطه ما و سرپرست‌هامونه،

349
00:20:52,083 --> 00:20:54,583
‫اونایی که باعث آزار و اذیت‌مون شدن.

350
00:20:54,666 --> 00:20:57,708
‫روش‌های خیلی بی‌رحمانه‌ای داشت،
‫اما ایده‌هاش...

351
00:20:57,791 --> 00:20:59,458
‫می‌خوام که "گذر" کنی!

352
00:20:59,541 --> 00:21:01,875
‫...همه‌چیز رو عوض می‌کردن.

353
00:21:03,583 --> 00:21:05,625
‫ولدون تصمیم گرفت که هیچکس تو جامعه‌مون

354
00:21:05,708 --> 00:21:10,083
‫حق نداره بچه‌دار بشه تا اینکه بتونیم
‫جلوی انتقال تراما رو بگیریم، بعد.

355
00:21:10,583 --> 00:21:15,958
‫در نهایت، دیدم می‌تونیم بجاش
‫جامعه‌مون رو با فارق‌التحصیلی پیش ببریم.

356
00:21:18,625 --> 00:21:20,333
‫می‌خوام که تو هم گذر کنی، لایلا.

357
00:21:21,125 --> 00:21:25,458
‫عذاب اتفاقی که با جس افتاد؟
‫مجبور نیستی با سختیاش زندگی کنی.

358
00:21:25,958 --> 00:21:27,875
‫بذار برات از بین ببرمش.

359
00:21:27,958 --> 00:21:32,291
‫مطمئنم یه چیزایی راجع بهش شنیدی.
‫می‌دونم دانش‌آموزا همه‌اش حرف میزنن.

360
00:21:38,666 --> 00:21:39,666
‫کی انجام میشه؟

361
00:21:41,416 --> 00:21:42,416
‫فردا.

362
00:21:46,208 --> 00:21:47,708
‫خیلی خب. بهش فکر کن.

363
00:21:48,625 --> 00:21:51,500
‫بهتره قبل از اینکه
‫بقیه حسودیشون بشه برگردیم.

364
00:22:12,291 --> 00:22:13,416
‫بیا.

365
00:22:16,250 --> 00:22:18,041
‫اِولین خواسته بود
‫تو خونه‌ات میکروفون بذاریم.

366
00:22:18,750 --> 00:22:21,000
‫بنظرم زیادی بود،
‫بعدشم خسته شدم از بس هی راجع به

367
00:22:21,083 --> 00:22:23,708
‫حمام کردن "تُست" حرف زدین.

368
00:22:24,708 --> 00:22:27,333
‫همه‌شون همینه.
‫اگه می‌خوای بندازشون تو آتیش.

369
00:22:34,541 --> 00:22:36,083
‫مرسی، پسر.

370
00:22:37,791 --> 00:22:39,583
‫شروع تازه، آره؟

371
00:22:39,666 --> 00:22:40,875
‫شروع تازه.

372
00:22:42,750 --> 00:22:43,791
‫خب، ام...

373
00:22:45,000 --> 00:22:46,916
‫تو چیشد تو این سن کم از خونه زدی بیرون؟

374
00:22:47,000 --> 00:22:50,625
‫نه، ۱۶ سالم بود،
‫و همه دوستام ثبت نام می‌کردن برن جنگ،

375
00:22:50,708 --> 00:22:53,416
‫و منم خواستم بخشی از یه چیز بزرگ‌تر باشم.

376
00:22:54,250 --> 00:22:57,041
‫و می‌خواستم از خونه پدرمادرم هم بزنک بیرون.

377
00:22:57,541 --> 00:22:59,625
‫همه پدرمادرا تأثیر بد روی بچه‌شون می‌ذارن.

378
00:22:59,708 --> 00:23:01,916
‫برای همین هم ما دیگه بچه‌دار نشدیم.

379
00:23:02,000 --> 00:23:03,625
‫تو چطورم؟

380
00:23:03,708 --> 00:23:09,833
‫چون آدما همیشه سؤالی رو می‌پرسن
‫که می‌خوان از خودشون پرسیده بشه.

381
00:23:09,916 --> 00:23:12,291
‫نمی‌دونم. ام...

382
00:23:13,041 --> 00:23:14,583
‫پدرمادرم معتاد بودن.

383
00:23:15,791 --> 00:23:16,833
‫همم.

384
00:23:19,250 --> 00:23:21,500
‫پدرم خیلی خشن بود.

385
00:23:23,916 --> 00:23:25,833
‫قبلا همه‌اش وایمیستادم
‫و هیچکاری نمی‌کردم.

386
00:23:25,916 --> 00:23:27,500
‫تماشا می‌کردم مامانمو کتک بزنه و...

387
00:23:32,375 --> 00:23:33,708
‫باید می‌کشتمش.

388
00:23:37,708 --> 00:23:43,750
‫آهان. خب، چی شد، با خودت گفتی:
‫"سری بعدی فقط نگاه نمی‌کنم دیگه" آره؟

389
00:23:44,375 --> 00:23:46,083
‫"آماده میشم. یه کاری می‌کنم."

390
00:23:47,291 --> 00:23:51,583
‫اونوقت بعدش... یونیفرم به تن کردی
‫و چند نفرو کتک زدی؟

391
00:23:54,750 --> 00:23:55,916
‫آره.

392
00:23:57,375 --> 00:24:00,250
‫تو و لورا جفت‌تون
‫توسط والدین‌تون اذیت شدین.

393
00:24:00,333 --> 00:24:02,041
‫آره.

394
00:24:05,041 --> 00:24:07,583
‫لورا هیچوقت راجع به والدین‌اش حرف نمی‌زنه.

395
00:24:07,666 --> 00:24:09,041
‫تاحالا از نزدیک دیدیشون؟

396
00:24:09,583 --> 00:24:10,583
‫نه.

397
00:24:11,125 --> 00:24:13,958
‫نه، ولی وقتی اتفاق افتاد یادمه.

398
00:24:16,166 --> 00:24:17,333
‫خیلی وحشتناک بود.

399
00:24:18,583 --> 00:24:19,583
‫ولی...

400
00:24:20,708 --> 00:24:22,333
‫هوای آدمای شبیه خودمون رو داریم.

401
00:24:23,125 --> 00:24:26,250
‫پاندروسا خیلی حرفش برو داره.

402
00:24:32,250 --> 00:24:34,875
‫چه اتفاقی براشون افتاد؟ والدینش؟

403
00:24:35,500 --> 00:24:36,541
‫از زنت بپرس.

404
00:24:42,208 --> 00:24:44,500
‫بهتره دیگه دهنم رو ببندم.

405
00:24:44,583 --> 00:24:46,333
‫نه.

406
00:24:46,416 --> 00:24:48,208
‫چی...

407
00:24:49,000 --> 00:24:51,416
‫هرروز، سر ساعت.

408
00:24:51,916 --> 00:24:53,625
‫یادم میندازه دارومو رو مصرف کنم.

409
00:24:56,291 --> 00:24:57,416
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

410
00:24:57,500 --> 00:24:59,250
‫- خوبم.
‫- می‌تونی رانندگی کنی؟

411
00:24:59,333 --> 00:25:01,333
‫می‌خوای دستگیرم کنی، جناب سربان؟

412
00:25:28,875 --> 00:25:31,916
‫- دمپسی. هستی؟
‫- ابی.

413
00:25:32,000 --> 00:25:34,125
‫الکس! خدای من، جواب دادی.

414
00:25:34,208 --> 00:25:36,708
‫آره. هرشب منتظر بودم.
‫چی شده بود؟ حالت خوبه؟

415
00:25:36,791 --> 00:25:38,000
‫فردا دارم میزنم بیرون.

416
00:25:38,083 --> 00:25:40,833
‫چه کمکمون کنی چه نکنی،
‫فردا خودمو و لایلا رو میارم بیرون.

417
00:25:40,916 --> 00:25:42,083
‫وایسا ببینم، فردا؟

418
00:25:42,166 --> 00:25:44,125
‫نمی‌خوام مثل بقیه "بچه‌های گم شده" بشم، خب؟

419
00:25:44,208 --> 00:25:46,708
‫- دنیل رو پیدا نکردی؟
‫- دنیل کیه دیگه؟

420
00:25:47,208 --> 00:25:49,083
‫دنیل! تو جنگل که بودیم فرار کرد.

421
00:25:49,166 --> 00:25:50,541
‫دنبالش نمی‌گشتین؟

422
00:25:52,791 --> 00:25:55,583
‫نه، فکر نکنم اصلا
‫گزارش مفقود شدنش رو داده باشن.

423
00:25:55,666 --> 00:25:58,375
‫بهم فامیلی و محل تولدش رو هم بده.
‫بررسیش میکنم.

424
00:25:58,458 --> 00:26:01,083
‫ابی، ازم چی می‌خوای؟
‫چطور می‌تونم کمک کنم؟

425
00:26:01,166 --> 00:26:04,208
‫باشه، فردا ساعت ۱۰ صبح،
‫تو حیاط وقت آزاد دارم.

426
00:26:04,291 --> 00:26:07,041
‫بیا سمت حصارا،
‫طرف انتهای جنوبی خیابون ۱۲ام.

427
00:26:07,125 --> 00:26:08,416
‫اونجا می‌بینمت.

428
00:26:08,500 --> 00:26:12,000
‫ماشین، پول نقد، و تمبر لازم دارم.

429
00:26:12,083 --> 00:26:13,083
‫تمبر؟

430
00:26:13,166 --> 00:26:15,208
‫آره. تمبر.

431
00:26:58,625 --> 00:27:00,333
‫هی. میرم یه قدم بزنم.

432
00:27:00,833 --> 00:27:02,375
‫وایسا.

433
00:27:03,500 --> 00:27:04,541
‫ببخشید.

434
00:27:08,583 --> 00:27:11,208
‫فکر... فکر کنم خرگوش رو متقاعد کردم.

435
00:27:11,708 --> 00:27:12,833
‫حالت خوبه؟

436
00:27:16,375 --> 00:27:18,833
‫چرا بیشتر پیگیر پدرمادرت نشدی؟

437
00:27:20,875 --> 00:27:22,958
‫اگه کسی بهم میگفت
‫پدرمادرم گم شدن،

438
00:27:23,041 --> 00:27:24,541
‫سعی می‌کردم دلیلش رو پیدا کنم.

439
00:27:24,625 --> 00:27:26,291
‫- چه اتفاقی افتاده، باعث میشد...
‫- الکس!

440
00:27:26,375 --> 00:27:28,500
‫اِولین یه چیزی درونم رو عوض کرد.

441
00:27:28,583 --> 00:27:31,958
‫لازم نیست درکش کنی،
‫ولی وقتی بهم گفتی انگاری،

442
00:27:31,990 --> 00:27:35,173
‫چه می‌دونم، انگاری داشتم تیتر روزنامه‌
‫راجع به آدمای غریبه می‌خوندم.

443
00:27:37,375 --> 00:27:38,666
‫خیلی وحشتناکه.

444
00:27:38,750 --> 00:27:41,791
‫نمی‌تونم خودمو مجبور کنم چیزی احساس کنم
‫تا تو رو راحت کنم.

445
00:27:41,875 --> 00:27:43,125
‫آهای؟

446
00:27:45,166 --> 00:27:48,041
‫عه! صبح بخیر، الکس.
‫اسموتی می‌خوری؟

447
00:27:48,125 --> 00:27:49,625
‫ببخشید، تو خونه من چیکار می‌کنی؟

448
00:27:50,750 --> 00:27:52,083
‫لورا بهم کلید داد.

449
00:27:52,166 --> 00:27:54,750
‫هارپر کمکمه برای زایمان بچه آماده شم.

450
00:27:55,250 --> 00:27:56,458
‫بدموقع اومدم؟

451
00:27:56,541 --> 00:27:57,458
‫- آره!
‫- نه.

452
00:27:58,541 --> 00:28:00,416
‫می‌تونیم بعدا راجع بهش حرف بزنیم.

453
00:28:14,750 --> 00:28:16,833
‫الاغ، این دیگه چه مسخره‌ایه؟

454
00:28:17,458 --> 00:28:18,625
‫ببخشید.

455
00:28:18,708 --> 00:28:20,708
‫ابی، خوش اومدی.

456
00:28:26,375 --> 00:28:29,041
‫گفتم امروز صندلی داغ
‫خودمونی‌تری داشته باشیم.

457
00:28:29,125 --> 00:28:31,083
‫بیا. بشین.

458
00:28:53,625 --> 00:28:54,958
‫نوبت شماست.

459
00:29:10,208 --> 00:29:12,166
‫بنظرت تقصیر منه که الان اینجایی؟

460
00:29:12,958 --> 00:29:14,916
‫چی؟ نه.

461
00:29:15,000 --> 00:29:16,916
‫صادق باش، ابی.

462
00:29:17,000 --> 00:29:20,208
‫اگه رابطه‌تون به قوی‌ای باشه که فکر می‌کنی
‫اینکار تقویت‌اش می‌کنه.

463
00:29:20,291 --> 00:29:22,125
‫دارم راستش رو می‌گم.

464
00:29:22,708 --> 00:29:23,916
‫نمی‌دونم، آخه

465
00:29:24,500 --> 00:29:27,625
‫حس می‌کنم فکر می‌کنی
‫فقط تویی که داره بلا سرت میاد.

466
00:29:28,708 --> 00:29:30,791
‫اون جوری که بعضی وقتا نگام می‌کنی.

467
00:29:31,625 --> 00:29:33,625
‫فکر می‌کنی همه‌ش تقصیر منه، مگه نه؟

468
00:29:41,208 --> 00:29:42,625
‫تو روم بگو.

469
00:29:43,375 --> 00:29:45,583
‫باشه! البته که تقصیر تو ـه!

470
00:29:45,666 --> 00:29:49,000
‫البته که اینطوره!
‫تا قبل آشنایی باهات هیچوقت گل نکشیده بودم!

471
00:29:49,875 --> 00:29:51,375
‫لایلا، بلندشو باهاش روبه‌رو شو.

472
00:29:52,375 --> 00:29:54,000
‫تو هم دقیقا مثل جس هستی.

473
00:29:54,583 --> 00:29:57,041
‫می‌خوای من آدم کیریه باشم
‫تا خودت رو بتونی خوب جلوه بدی.

474
00:29:58,083 --> 00:29:59,791
‫خیلی پررو و تنبلی.

475
00:29:59,875 --> 00:30:02,666
‫تنبل؟ کی بود
‫کل پروژه گروهی رو خواب بود؟

476
00:30:02,750 --> 00:30:05,041
‫ولی من خودم گروه رو جمع کردم!

477
00:30:05,541 --> 00:30:06,875
‫برات دوست جور کردم.

478
00:30:06,958 --> 00:30:09,041
‫من موادها رو می‌خریدم.
‫برنامه‌ها رو می‌ریختم.

479
00:30:09,125 --> 00:30:11,833
‫همه‌کارمونو من انجام میدادم!

480
00:30:11,916 --> 00:30:15,125
‫حالا باشه، شاید اگه نبودم،
‫اتفاق بدی برات نمی‌افتاد.

481
00:30:15,208 --> 00:30:17,125
‫ولی اگه نبودم در کل
‫هیچ اتفاقی برات نمی‌افتاد!

482
00:30:17,208 --> 00:30:20,708
‫بعد از مرگ جس،
‫من کسی بودم که ازت نگه‌داری کرد!

483
00:30:20,791 --> 00:30:22,500
‫ولی تو همه‌چیزو فقط خراب می‌کنی، لایلا.

484
00:30:22,583 --> 00:30:24,500
‫ببین چه بلایی سر اِلو اومد!

485
00:30:31,333 --> 00:30:33,208
‫تو همه‌چیز داری، ابی.

486
00:30:35,041 --> 00:30:36,458
‫یه خونه بزرگ.

487
00:30:37,041 --> 00:30:39,500
‫پول، مامان... بابا.

488
00:30:41,416 --> 00:30:42,833
‫یه خواهر.

489
00:30:44,000 --> 00:30:45,625
‫چه بهونه‌ای می‌تونی داشته باشی؟

490
00:30:47,000 --> 00:30:48,958
‫چطوره که انقدر بگا رفتی؟

491
00:30:51,791 --> 00:30:53,541
‫گمونم بخاطر توـه.

492
00:30:58,708 --> 00:31:02,583
‫همیشه برام افتخار بود
‫که آدمی به خوبی تو می‌تونه دوسم داشته باشه.

493
00:31:05,208 --> 00:31:06,750
‫ولی تو دوسم نداری.

494
00:31:15,750 --> 00:31:17,708
‫مرسی بابت انتقادت.

495
00:31:19,708 --> 00:31:22,125
‫اوه! چقدر زیبا بود.

496
00:31:26,791 --> 00:31:29,875
‫گمونم دیگه...
‫امروز بیخیال بغل کردن بشیم.

497
00:31:29,958 --> 00:31:31,541
‫چرا داری کاری می‌کنی ازم بدش بیاد؟

498
00:31:33,250 --> 00:31:34,416
‫ابی...

499
00:31:37,000 --> 00:31:38,750
‫تصور من اینه.

500
00:31:38,833 --> 00:31:42,125
‫۱۸ سالت میشه.
‫برمی‌گردی کانادا.

501
00:31:42,208 --> 00:31:43,250
‫می‌ری دانشگاه.

502
00:31:43,333 --> 00:31:45,000
‫دوستای جدید پیدا می‌کنی.

503
00:31:46,166 --> 00:31:47,416
‫وضعیتت خوب میشه.

504
00:31:48,333 --> 00:31:50,250
‫لایلا اینطور نیست.

505
00:31:50,333 --> 00:31:54,166
‫بین‌تون فاصله می‌افته،
‫و لایلا رو پشت سر می‌ذاری.

506
00:31:54,250 --> 00:31:55,750
‫بارها و بارها دیدم اتفاق افتاده.

507
00:31:55,833 --> 00:31:59,875
‫اگه لایلا رو دوست داری،
‫لطف می‌کنی در حق‌اش اگه

508
00:32:01,041 --> 00:32:02,291
‫الان کارو تموم کنی.

509
00:32:02,791 --> 00:32:04,583
‫رهاش کن بره
‫تا ما بتونیم کمکش کنیم.

510
00:32:08,166 --> 00:32:09,875
‫تو از آینده خبر نداری.

511
00:32:19,500 --> 00:32:22,625
‫ابی، می‌خوام باهات
‫راجع به مأمور دمپسی حرف بزنم.

512
00:32:52,041 --> 00:32:54,333
‫هی. چیزی که خواستی رو آوردم.

513
00:32:54,416 --> 00:32:56,583
‫تمبر آوردم. تمبر به چه کارت میاد؟

514
00:32:56,666 --> 00:32:57,791
‫تو رایلی رو کشتی؟

515
00:32:58,625 --> 00:33:00,666
‫اِولین دروغ میگه، آره؟
‫کسی رو که نکشتی.

516
00:33:03,916 --> 00:33:06,666
‫- اوه خدای من.
‫- صبرکن.

517
00:33:06,750 --> 00:33:07,916
‫چرا خودت کشتیش.

518
00:33:08,000 --> 00:33:09,416
‫- چجور آدمی هستی؟
‫- می‌خواستم کمکش کنم.

519
00:33:09,500 --> 00:33:11,125
‫با چاقو اومد سراغ همسرم.

520
00:33:11,208 --> 00:33:13,416
‫از قصد نبود. بخدا میگم، ابی.

521
00:33:13,500 --> 00:33:15,666
‫نه، بهم دروغ گفتی.
‫دیگه نمی‌تونم بهت اعتماد کنم.

522
00:33:15,750 --> 00:33:17,791
‫دارم جونمو به خطر می‌ندازم که کمکت کنم.

523
00:33:17,875 --> 00:33:19,750
‫باید حرفم رو باور کنی، ابی.

524
00:33:20,583 --> 00:33:22,583
‫می‌خوام اینجا رو از کار بندازم.

525
00:33:24,166 --> 00:33:25,583
‫خیلی خب، گوش کن.

526
00:33:25,666 --> 00:33:27,958
‫شواهد ۱۸ بچه گمشده رو پیدا کردم.

527
00:33:28,791 --> 00:33:30,875
‫راجع به این دنیل که گم شده بهم بگو.

528
00:33:30,958 --> 00:33:32,166
‫کجا غیبش زد؟

529
00:33:36,000 --> 00:33:37,208
‫توی جنگل بود.

530
00:33:37,291 --> 00:33:40,375
‫نوک کوه اوتیس،
‫نیم ساعت با ماشین از مدرسه راهه.

531
00:33:40,458 --> 00:33:42,791
‫آخرای مسیر.
‫باید پیداش کنی.

532
00:33:42,875 --> 00:33:44,125
‫میرم دنبالش می‌گردم.

533
00:33:44,208 --> 00:33:46,750
‫- آره.
‫- گوش کن، ماشینم رو برات می‌ذارم.

534
00:33:46,833 --> 00:33:50,333
‫اگه تونستی از مدرسه بیای بیرون،
‫حدودا یه مایل از برکه برو اونورتر.

535
00:33:50,416 --> 00:33:52,291
‫یه جاده خاکیه.
‫ماشینم رو با پول نقد می‌ذارم اونجا.

536
00:33:52,375 --> 00:33:54,791
‫اگه از اونا نیستی،
‫پس چرا باهام نمیای بریم؟

537
00:33:54,875 --> 00:33:57,541
‫دارن ازم اخاذی می‌کنن.
‫می‌تونن بندازنم زندان.

538
00:33:58,416 --> 00:34:00,041
‫زنم حامله‌ست.

539
00:34:02,500 --> 00:34:03,833
‫تو یه ترسویی.

540
00:34:10,333 --> 00:34:14,041
‫آرمان‌های بلند پروازانه
‫همیشه توجیهی برای ظلم و ستم بودن.

541
00:34:14,541 --> 00:34:16,916
‫اِولین روی سکوت شما تکیه کرده.

542
00:34:17,875 --> 00:34:21,208
‫اِولین بهمون گفت "گذر" کردن
‫باعث میشه تراماهامون از بین برن.

543
00:34:21,291 --> 00:34:23,958
‫هیچوقت نگفت چه تقاصی قراره بابت‌شون بدیم.

544
00:34:25,541 --> 00:34:27,541
‫از شما چی گرفت؟

545
00:34:28,791 --> 00:34:29,750
‫همم؟

546
00:34:32,958 --> 00:34:35,000
‫یادم نمیاد برادرم چه شکلیه.

547
00:34:35,083 --> 00:34:36,708
‫از اسرارم بر علیه‌ام استفاده کرد.

548
00:34:36,791 --> 00:34:40,916
‫دلم بچه می‌خواست،
‫و حالا دیگه کار از کار گذشته.

549
00:34:41,000 --> 00:34:43,000
‫نه، می‌تونید همه‌اش رو داشته باشین.

550
00:34:43,500 --> 00:34:44,750
‫من می‌تونم حس‌اش کنم.

551
00:34:44,833 --> 00:34:46,208
‫- شما هم می‌تونین؟
‫- آره.

552
00:34:46,291 --> 00:34:47,666
‫احساسش می‌کنین؟

553
00:34:48,458 --> 00:34:50,333
‫نترسید.

554
00:34:54,541 --> 00:34:56,750
‫من هیچ حسی نسبت به بچه‌ام ندارم.

555
00:34:58,416 --> 00:35:00,000
‫این چیزیه که ازم گرفته.

556
00:35:02,541 --> 00:35:04,208
‫ولی برنده نشده.

557
00:35:05,166 --> 00:35:07,458
‫چونکه شماها رو دارم.

558
00:35:07,541 --> 00:35:11,041
‫و باید باور کنیم که می‌تونیم
‫در راه جدیدی رشد کنیم.

559
00:35:11,125 --> 00:35:13,833
‫اختیار بدن‌هامون رو ازمون گرفت.

560
00:35:13,916 --> 00:35:16,166
‫- باعث شرمندگی‌تون نمیشم.
‫- آره.

561
00:35:16,250 --> 00:35:17,958
‫باهمدیگه هماهنگ میشیم.

562
00:35:18,041 --> 00:35:19,875
‫دیگه مراسم گذری در کار نخواهد بود.

563
00:35:19,958 --> 00:35:21,291
‫دیگه خبری از اتاق آینه نخواهد بود.

564
00:35:21,375 --> 00:35:23,458
‫دیگه قرار نیست خاطراتمون رو پاک کنن.

565
00:35:23,541 --> 00:35:25,250
‫اینجا مال ماست!

566
00:35:25,333 --> 00:35:27,333
‫مدرسه مال ماست.

567
00:35:27,416 --> 00:35:32,166
‫می‌تونیم بدون غرور و شکنجه
‫به جوونا کمک کنیم.

568
00:35:32,250 --> 00:35:33,083
‫آره!

569
00:35:33,166 --> 00:35:36,375
‫بنظرم می‌تونیم بچه‌ها رو
‫به درستی اینجا بزرگ کنیم،

570
00:35:36,458 --> 00:35:38,625
‫و لازم نباشه با این مواد شیمیایی
‫مغزشون رو شست و شو بدم.

571
00:35:38,708 --> 00:35:40,208
‫بیاید نشونتون بدم.

572
00:35:40,291 --> 00:35:42,916
‫من هیچوقت اینجا رو ترک نمی‌کنم.
‫هرگز.

573
00:35:43,000 --> 00:35:44,833
‫هیچوقت ترک‌تون نمی‌کنم!

574
00:35:46,083 --> 00:35:47,500
‫ما یه خانواده‌ایم.

575
00:35:48,416 --> 00:35:49,666
‫ما یه خانواده‌ایم.

576
00:35:49,750 --> 00:35:52,166
‫- ما یه خانواده‌ایم.
‫- آره.

577
00:35:56,375 --> 00:35:57,916
‫- احساسش می‌کنید؟
‫- آره!

578
00:36:33,166 --> 00:36:34,833
‫می‌خوام ببینم آخرش چی میشه.

579
00:36:38,775 --> 00:36:43,567
‫به ولدون گفتم ایده‌هایی دارم که
‫چطوری بتونیم واقعا از در گذر کنیم

580
00:36:43,916 --> 00:36:46,083
‫با استفاده از دارو‌های توهم‌زا
‫بصورت درمانی،

581
00:36:46,166 --> 00:36:48,041
‫اونوقت خیلی عصبانی شدش.

582
00:36:48,125 --> 00:36:50,833
‫گفت اصلا کسی قرار نبوده
‫در رو به معنای واقعی باز کنه.

583
00:36:50,916 --> 00:36:52,416
‫بیشتر حالت نمادین داشته.

584
00:37:36,875 --> 00:37:42,541
‫فهمیدم فقط دنبال قدرت و کنترل کردن بوده.

585
00:37:42,625 --> 00:37:43,916
‫نه که حال مردم رو خوب کنه.

586
00:37:44,000 --> 00:37:45,375
‫برای همین...

587
00:37:46,041 --> 00:37:47,083
‫ترک‌شون کردم.

588
00:37:48,125 --> 00:37:49,875
‫همین؟ گذاشتی رفتی؟

589
00:37:50,458 --> 00:37:53,458
‫آره. به تنهایی راهم رو ادامه دادم.

590
00:37:54,208 --> 00:37:58,916
‫یه گروهی تشکلی دادم و یه روشی درست کردم
‫که "گذر" کردن رو واقعی کنه.

591
00:37:59,500 --> 00:38:03,500
‫اونطرف در آرامش حقیقی وجود داره، لایلا.

592
00:38:11,250 --> 00:38:12,958
‫خدای من.

593
00:38:15,500 --> 00:38:17,875
‫هی! ولم کن!

594
00:38:17,958 --> 00:38:20,041
‫چون مطمئن بودم
‫تا هرطوری که شده،

595
00:38:20,125 --> 00:38:24,291
‫در رو باز نکنیم،
‫از این عادت‌هامون بیرون نمیایم.

596
00:38:26,333 --> 00:38:29,958
‫بدون داشتن روش امنی برای بزرگ کردن بچه‌ها،
‫اینجا هیچوقت نمی‌تونه رشد کنه.

597
00:38:43,208 --> 00:38:44,875
‫رو به کمر خوابیدی...

598
00:38:47,291 --> 00:38:49,458
‫فریاد می‌زنی مادرت بیاد.

599
00:38:49,958 --> 00:38:50,958
‫برای همین آره، رفتم.

600
00:38:52,958 --> 00:38:55,916
‫بعدش دیگه تونستیم کار اصلی رو شروع کنیم.

601
00:39:27,291 --> 00:39:31,333
‫بگو ببینم... تصمیمت رو راجع به
‫گذر کردن گرفتی؟

602
00:39:40,916 --> 00:39:42,000
‫بیاید بغلم ببینم.

603
00:40:10,528 --> 00:40:13,528
‫مترجم
‫«Caseraw»

604
00:40:13,550 --> 00:40:19,000
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz
605
00:40:19,030 --> 00:40:27,000
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


