1
00:00:07,139 --> 00:00:27,139
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:01:09,163 --> 00:01:12,043
‫فقط نابغه‌ای مثل هوگو می‌تونه،
‫شاید نه فقط خوره افتاده باشه به جونش،

3
00:01:12,203 --> 00:01:13,803
‫نه فقط ویران بشه،

4
00:01:13,963 --> 00:01:16,203
‫بلکه تسلیم استعدادش بشه،

5
00:01:16,363 --> 00:01:18,323
‫استعدادی که مثل انگل به جونش میفته،

6
00:01:18,483 --> 00:01:20,443
‫استعدادی که احاطه‌ش کرده.

7
00:01:20,603 --> 00:01:22,323
‫غیرممکنه، غیرقابل انکاره.

8
00:01:22,483 --> 00:01:27,622
‫دلم میسوزه برای کسی که فورا حس نکنه که اون روز،

9
00:01:27,647 --> 00:01:33,522
‫ تو سر هوگو تو ذهن دنیوی هوگو، یه چیزی گذشت،

10
00:01:33,683 --> 00:01:37,243
‫که خیلی فراتر از خلق یه شعر شاهکاره.

11
00:01:37,403 --> 00:01:40,003
‫اینکه اون روز حس کرده باشه،

12
00:01:40,363 --> 00:01:41,683
‫اون روزِ خاص،

13
00:01:43,670 --> 00:01:48,583
‫[ دو تکلیف ]
‫[ مراقبت کردن  امید داشتن ]

14
00:01:56,363 --> 00:01:58,082
‫دو تکلیف،

15
00:01:58,843 --> 00:02:00,683
‫مراقبت کردن، امید داشتن.

16
00:02:16,836 --> 00:02:22,015
«هوگو»
(ویکتور مثل تمام دنیا)

17
00:02:31,122 --> 00:02:32,843
‫-  سلام خانم.
‫-  سلام.

18
00:02:33,003 --> 00:02:34,443
‫دوشیزه.

19
00:02:34,603 --> 00:02:36,483
‫یه نون شکلاتی لطفاً.

20
00:02:36,643 --> 00:02:39,443
‫ - یک و نیم یورو.
‫-  خیلی ممنون.

21
00:02:43,043 --> 00:02:46,323
‫خودشه. برادرزاده‌مه،
‫اپونین، همونی که بهتون گفتم.

22
00:02:46,442 --> 00:02:47,499
‫آها، که اینطور.

23
00:02:47,560 --> 00:02:48,854
‫بلیطهاتون پیش منه.

24
00:02:48,946 --> 00:02:49,803
‫ممنون.

25
00:02:50,102 --> 00:02:51,672
‫چقدر قشنگه که اسمت اپونینه.

26
00:02:51,720 --> 00:02:53,923
‫بله. میدونم
‫اسم یه دختر تو کتاب بینوایانـه.

27
00:02:54,083 --> 00:02:56,463
‫-  از بینوایان خوشت اومد؟
‫-  نخوندمش.

28
00:02:56,523 --> 00:02:57,563
‫جوونا دیگه کتاب نمی‌خونن.

29
00:02:57,723 --> 00:03:00,203
‫پدر و مادرش معلمن و طرفدار ویکتورِ بزرگ.

30
00:03:00,363 --> 00:03:01,403
‫مثل شما.

31
00:03:01,643 --> 00:03:04,323
‫-  اهل کجایین؟
‫-  ژکس. یکی از بخش‌های استان اَن.

32
00:03:04,382 --> 00:03:05,883
‫از اونجا خوشم میاد.

33
00:03:06,443 --> 00:03:08,363
‫بله، بخش اول استان محسوب میشه.

34
00:03:08,883 --> 00:03:11,083
‫خب، واقعاً جاهای خیلی خوبی براتون گرفتم.

35
00:03:11,243 --> 00:03:12,649
‫زیاد حرف که نمی‌زنین؟

36
00:03:12,735 --> 00:03:13,661
‫سرفه هم که نمی‌کنید؟

37
00:03:13,773 --> 00:03:15,283
‫ای بابا، روزنامه.

38
00:03:15,443 --> 00:03:17,083
‫یکی اینو براتون آورد.

39
00:03:17,243 --> 00:03:18,603
‫پرسید میاین اینجا یا نه.

40
00:03:18,663 --> 00:03:20,683
‫گفتم: "آره، هر روز صبح."

41
00:03:20,843 --> 00:03:22,122
‫شاید نباید می‌گفتم.

42
00:03:22,283 --> 00:03:25,323
‫بخش آگهی‌های ترحیم رو ببینین.
‫خودش اینو گفت.

43
00:03:26,122 --> 00:03:27,763
‫آگهی‌های ترحیم؟

44
00:03:28,243 --> 00:03:29,316
‫کی بوده؟

45
00:03:29,403 --> 00:03:31,403
‫نمیدونم، یه زن جوون. شاید دخترتون.

46
00:03:31,563 --> 00:03:32,803
‫دخترم؟

47
00:03:33,483 --> 00:03:35,122
‫موهاش تیره بود؟

48
00:03:36,083 --> 00:03:38,043
‫کفشاش چطوری بود؟

49
00:03:38,803 --> 00:03:41,069
‫کفش کیکرز قرمز پاش بود؟

50
00:03:41,149 --> 00:03:43,229
‫دیگه تو سن و سال کفشای کیکرز نیست.

51
00:03:43,643 --> 00:03:45,243
‫عکسی ازش دارین؟

52
00:03:45,843 --> 00:03:47,443
‫نه، عکسی ندارم.

53
00:03:47,603 --> 00:03:49,203
‫حتی تو گوشیتون؟

54
00:03:50,963 --> 00:03:52,923
‫نه، عکس ندارم.

55
00:03:54,323 --> 00:03:55,403
‫روز بخیر.

56
00:04:35,202 --> 00:04:36,209
‫کجایی؟

57
00:04:36,283 --> 00:04:39,202
‫تو چی؟ تئاتر نیستی؟
‫کاری برای هماهنگی نداری؟

58
00:04:39,363 --> 00:04:41,843
‫چرا، دارم میرم. ساعت چنده؟

59
00:04:42,243 --> 00:04:44,483
‫۷ ساعت عقب‌تره.
‫من تو خیابون استریپم.

60
00:04:44,643 --> 00:04:46,483
‫تو قصر سیارم. ببین.

61
00:04:47,563 --> 00:04:49,883
‫ساعت ۲ ئه. بیسکاروس
‫ما رو دعوت کرده وگاس

62
00:04:50,043 --> 00:04:51,763
‫و دارم با لیموزین میرم.
‫دیوونه‌کننده‌ست.

63
00:04:51,923 --> 00:04:53,043
‫مراقب باش عشقم.

64
00:04:53,202 --> 00:04:55,202
‫نگران نباش.
‫آدمِ واقعی اینجا نیست.

65
00:04:55,256 --> 00:04:56,083
‫دیوونه‌ای.

66
00:04:56,243 --> 00:04:58,163
‫ببین تازه چی فهمیدم.

67
00:05:01,323 --> 00:05:03,323
‫نمی‌تونم بخونم. چی نوشته؟

68
00:05:03,843 --> 00:05:06,703
‫نوشته که لیزبت راکول،

69
00:05:06,843 --> 00:05:08,083
‫دخترش،

70
00:05:09,403 --> 00:05:11,083
‫مادلین مارتینو، مادرش،

71
00:05:11,243 --> 00:05:13,923
‫آن کارلزراکول، خواهرش، با اندوه فراوان

72
00:05:14,083 --> 00:05:16,603
‫خبر فوت خانم

73
00:05:16,763 --> 00:05:18,703
‫چانسو راکول رو به اطلاعتون می‌رسونن.

74
00:05:19,563 --> 00:05:23,643
‫فک کنم همون لیزبته که امروز صبح
‫اینو تو نونوایی برام آورده.

75
00:05:23,803 --> 00:05:26,123
‫ یعنی، این‌طور حدس می‌زنم.
‫ ناراحت‌کننده‌ست.

76
00:05:26,283 --> 00:05:27,843
‫تو خودت چه حسی داری؟

77
00:05:28,003 --> 00:05:29,763
‫مال خیلی وقت پیشه، اما،

78
00:05:29,923 --> 00:05:31,803
‫لیزبت رو، بهش زنگ زدی؟

79
00:05:31,963 --> 00:05:33,803
‫این یه فرصته. چاره دیگه‌ای نداری.

80
00:05:33,963 --> 00:05:36,483
‫چطوری؟ شماره‌ش رو ندارم.

81
00:05:36,643 --> 00:05:38,683
‫سال‌هاست که دیگه شماره‌شو ندارم.

82
00:05:38,843 --> 00:05:41,123
‫شماره‌ی دخترت رو نداری؟

83
00:05:41,283 --> 00:05:43,123
‫ببین، این وظیفه اونم هست،

84
00:05:43,283 --> 00:05:44,683
‫که سعی کنه،

85
00:05:45,643 --> 00:05:48,523
‫ارتباط برقرار کنه، یعنی، بعد از این همه مدت.

86
00:05:48,683 --> 00:05:50,696
‫اونم همین کار رو کرده دیگه.

87
00:05:50,963 --> 00:05:52,483
‫آره. آره.

88
00:05:53,923 --> 00:05:56,563
‫موفق باشی عشقم.
‫تو مذاکره‌ت موفق باشی.

89
00:05:56,629 --> 00:05:57,316
‫ممنون.

90
00:05:57,383 --> 00:05:59,023
‫سعی کن باهاش تماس بگیری.

91
00:05:59,083 --> 00:06:00,883
‫مادرش اون تئاتر رو نداشت،

92
00:06:01,043 --> 00:06:02,283
‫طوطی آبی.

93
00:06:02,443 --> 00:06:04,803
‫نه، طوطی آبی نه، توکان سفید.

94
00:06:04,963 --> 00:06:06,883
‫می‌دونی چرا تو تئاتر به هم میگیم گُه باشی؟

95
00:06:07,043 --> 00:06:10,123
‫هرچی تماشاچی بیشتر بود،
‫کالسکه بیشتر بود،

96
00:06:10,283 --> 00:06:11,443
‫پهن اسب هم بیشتر بود.

97
00:06:11,603 --> 00:06:13,483
‫برای همین برای هم آرزوی گُه می‌کنیم.

98
00:06:13,883 --> 00:06:16,043
‫این یه فرضیه‌ست.

99
00:06:16,203 --> 00:06:18,962
‫برای شب اول اجرات
‫میگم گُه باشی (موفق باشی.) می‌بوسمت.

100
00:06:19,043 --> 00:06:21,323
‫منم همین‌طور عزیزم،
‫محکم می‌بوسمت.

101
00:06:26,323 --> 00:06:27,443
‫تاکسی!

102
00:06:45,735 --> 00:06:47,243
‫کسی هست؟

103
00:06:54,843 --> 00:06:56,123
‫این اینجا چی‌کار می‌کنه؟

104
00:06:56,283 --> 00:06:58,123
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

105
00:07:03,923 --> 00:07:04,842
‫شرمنده‌ام.

106
00:07:04,916 --> 00:07:07,203
‫ می‌تونید چشم‌هاتونو باز کنید.

107
00:07:07,363 --> 00:07:08,403
‫ مطمئنی؟

108
00:07:08,563 --> 00:07:09,563
‫ آره.

109
00:07:09,723 --> 00:07:11,963
‫ واقعاً گیج شدم. معذرت می‌خوام.

110
00:07:12,229 --> 00:07:13,949
‫در بسته نبود آخه، اومدم تو...

111
00:07:14,023 --> 00:07:16,203
‫خوشبختم.
‫راستی داریم تمرین می‌کنیم.

112
00:07:16,363 --> 00:07:17,883
‫ خوشبختم. روبرت.

113
00:07:18,043 --> 00:07:19,123
‫ می‌دونم کی هستین.

114
00:07:20,869 --> 00:07:24,003
‫من هیچی ندیدم‌ها،
‫یعنی می‌خوام بگم، اصلاً نگاه نکردم.

115
00:07:24,250 --> 00:07:26,010
‫برام جنبش می‌تو یه موقع راه نندازید!

116
00:07:26,103 --> 00:07:26,883
‫ چرا، دیدی.

117
00:07:27,323 --> 00:07:29,776
‫اگه واسه اینم نباشه، واسه یه چیز دیگه میشه.

118
00:07:33,083 --> 00:07:34,523
‫زهره‌تَرَک شدید، نه؟ شوخی کردم.

119
00:07:34,683 --> 00:07:35,883
‫واقعاً شرمنده‌ام.

120
00:07:36,043 --> 00:07:37,443
‫توکان داغون شده.

121
00:07:37,603 --> 00:07:40,923
‫زمان ما، دم در تئاتر بود.

122
00:07:41,083 --> 00:07:43,323
‫من اجراهامو روی همین سن شروع کردم.

123
00:07:43,483 --> 00:07:44,283
‫ جدی؟

124
00:07:44,443 --> 00:07:46,923
‫ مراقبمون بود.
‫دیگه هیچ‌کس مراقب نیست.

125
00:07:47,083 --> 00:07:49,603
‫واسه ما نماد خوش‌شانسیه.
‫منقارش رو لمس می‌کنیم.

126
00:07:50,202 --> 00:07:51,483
‫بفرمایید، دست بزنید بهش.

127
00:07:52,723 --> 00:07:54,883
‫ با کمال میل.
‫امشب اولین اجرای منه.

128
00:07:58,202 --> 00:08:00,123
‫حدس می‌زنم خبر داشته باشید

129
00:08:00,189 --> 00:08:01,243
‫درباره شانسو؟

130
00:08:01,403 --> 00:08:03,776
‫ خیلی زجر می‌کشید. این‌طوری بهتره.

131
00:08:05,029 --> 00:08:07,269
‫با انگشتا نه، این‌طوری برات شانس نمیاره.

132
00:08:08,876 --> 00:08:09,796
‫ دخترا،

133
00:08:09,963 --> 00:08:12,629
‫زوکینی رو بهتون معرفی می‌کنم.
‫روبرت زوکینی.

134
00:08:12,803 --> 00:08:15,323
‫- جورجیا، سوزان.
‫- خوشبختم.

135
00:08:15,723 --> 00:08:17,043
‫ و منم پیا.

136
00:08:17,363 --> 00:08:18,483
‫ پیا رو یادم موند.

137
00:08:18,643 --> 00:08:21,043
‫خوبه، پیا.
‫کوتاهه، ضریتیه. پیا چی؟

138
00:08:21,172 --> 00:08:22,552
‫پیا پِپَن.

139
00:08:22,683 --> 00:08:24,063
‫ اوه، عالیه.

140
00:08:24,723 --> 00:08:28,283
‫بگید ببینم، من سعی کردم طبقه اول در بزنم،

141
00:08:28,643 --> 00:08:30,403
‫جایی که لیزبت زندگی می‌کرد.

142
00:08:30,540 --> 00:08:32,336
‫-  دیگه اینجا نیست؟
‫-  نه.

143
00:08:32,483 --> 00:08:33,842
‫خیلی وقته که دیگه نیست.

144
00:08:34,003 --> 00:08:36,763
‫شانسو نقل‌مکان کرده بود به یه خانه حومه شهر،
‫یه خونه تو لیلا.

145
00:08:37,323 --> 00:08:39,683
‫با این حال تئاتر رو نگه داشته بود، ولی خب،

146
00:08:40,163 --> 00:08:42,763
‫ ما همه رفیقای لیزبتیم

147
00:08:42,923 --> 00:08:44,123
‫و ماجرا رو درباره شما می‌دونستیم.

148
00:08:44,189 --> 00:08:46,003
‫- می‌دونستید؟
‫- شما یه دوست خانوادگی هستی.

149
00:08:46,163 --> 00:08:48,083
‫ یه دوست خانوادگی، همین.

150
00:08:48,243 --> 00:08:49,483
‫یه دوست خانوادگی.

151
00:08:49,676 --> 00:08:50,476
‫ باحاله.

152
00:08:50,509 --> 00:08:51,429
‫ خیلی خوبه.

153
00:08:51,490 --> 00:08:52,530
‫خیلی!

154
00:08:52,563 --> 00:08:56,369
‫ زوکینی اسم واقعیتون نیست؟
‫مستعاره.

155
00:08:56,803 --> 00:08:58,323
‫اسم واقعیتون چیه؟

156
00:09:00,963 --> 00:09:02,049
‫ آنژ لوچیانی.

157
00:09:02,096 --> 00:09:05,376
‫ آره راست میگی، آنژ، سخته.

158
00:09:05,709 --> 00:09:07,349
‫ موافقم.

159
00:09:09,643 --> 00:09:12,683
‫می‌دونی هوگو به جنگ چی می‌گفت؟
‫

160
00:09:12,843 --> 00:09:14,123
‫جنگ.

161
00:09:14,523 --> 00:09:16,189
‫ نه. منو ببخش، روبرت.

162
00:09:16,249 --> 00:09:19,049
‫می‌تونی یک متر بری عقب لطفاً؟
‫تا سر میز برو.

163
00:09:19,283 --> 00:09:20,483
‫خب خوبه همونجا.

164
00:09:20,643 --> 00:09:24,043
‫ اون جنگ رو کارگرِ بی‌چشم می‌نامید.

165
00:09:24,203 --> 00:09:26,643
‫پنلوپه. احمق!

166
00:09:26,803 --> 00:09:28,323
‫پنلوپه، احمق!

167
00:09:28,483 --> 00:09:30,363
‫پنلوپه، زن اولیس.

168
00:09:30,523 --> 00:09:32,049
‫اون وقتش رو می‌گذروند،

169
00:09:32,203 --> 00:09:33,403
‫ می‌بافت.

170
00:09:33,563 --> 00:09:35,483
‫می‌بافت و می‌شکافت.

171
00:09:35,643 --> 00:09:38,363
‫شب‌ها کاری رو که روز کرده بود
‫خراب می‌کرد.

172
00:09:38,523 --> 00:09:40,443
‫پس اینه حماقت جنگ...

173
00:09:40,603 --> 00:09:42,723
‫کارگرِ کور.

174
00:09:42,883 --> 00:09:44,963
‫پنلوپه، احمق.

175
00:09:45,123 --> 00:09:46,883
‫به چه دردی می‌خوری، غول‌پیکر؟

176
00:09:47,043 --> 00:09:49,283
‫به چه دردی می‌خوری، دود،

177
00:09:49,763 --> 00:09:52,843
‫وقتی ویرانی‌هایِ تو، دوباره بدی رو بازسازی می‌کنه؟

178
00:09:53,183 --> 00:09:55,443
‫-  می‌شنوی چی میگم، رژیس؟
‫-  آره، صداتو می‌شنوم.

179
00:09:55,603 --> 00:09:59,283
‫ می‌دونی لوئی ناپلئون،
‫لوئی ناپلئون رو می‌شناسی؟

180
00:09:59,443 --> 00:10:02,689
‫ آره، یه بناپارت بود.
‫می‌تونی روی مبل بشینی؟

181
00:10:02,763 --> 00:10:06,843
‫ آره. من دقیقاً نمی‌دونستم لوئی ناپلئون کیه.

182
00:10:07,003 --> 00:10:09,263
‫فهمیدم که ناپلئون سومه.

183
00:10:09,341 --> 00:10:11,141
‫الان اجازه‌شو دارم اینجا باشم.

184
00:10:11,196 --> 00:10:12,489
‫ خوبه، همون‌جا بمون.

185
00:10:12,563 --> 00:10:15,283
‫نمی‌دونم کجایی، رژیس.
‫حس میکنم دارم با دیوار حرف میزنم.

186
00:10:15,443 --> 00:10:16,483
‫ صداتو می‌شنوم.

187
00:10:16,643 --> 00:10:18,803
‫ وقتی ناپلئون سوم رئیس‌جمهور شد،

188
00:10:18,963 --> 00:10:21,843
‫ البته الان واسه گرم کردن صدام خوبه، عالیه.

189
00:10:22,163 --> 00:10:24,843
‫دو روز بعد، هوگو رو دعوت کرد

190
00:10:25,083 --> 00:10:26,123
‫به کاخ الیزه.

191
00:10:26,283 --> 00:10:27,563
‫اون تو کتاب «چیزهای دیده‌شده»،

192
00:10:27,723 --> 00:10:30,043
‫که به نظر من
‫شاهکار بزرگ هوگوئه می‌نویسه:

193
00:10:30,203 --> 00:10:34,523
‫"لوئی بناپارت دیروز، شنبه ۲۳، اولین شامش رو داد."

194
00:10:35,203 --> 00:10:37,203
‫دو روز،
‫دقیقاً همون چیزی که گفتم،

195
00:10:37,363 --> 00:10:38,883
‫بعد از اعلام حکومتش.

196
00:10:39,043 --> 00:10:42,083
‫و این شام رو توصیف می‌کنه،

197
00:10:42,236 --> 00:10:44,276
‫به عنوان یه افتضاحِ بزرگ.

198
00:10:44,443 --> 00:10:47,363
‫زن‌هایی رو که دور ناپلئون سوم هستن
‫توصیف می‌کنه.

199
00:10:47,523 --> 00:10:51,523
‫میگه ناپلئون سوم زنی که سمت
‫راستشه رو به سمت چپی ترجیح میده.

200
00:10:51,963 --> 00:10:53,963
‫ می‌شه برگردی جلوی میز؟

201
00:10:54,123 --> 00:10:55,523
‫ جلوی میز.

202
00:10:56,283 --> 00:10:57,603
‫اما، در کل،

203
00:10:57,763 --> 00:11:00,043
‫برای نورپردازی
‫کجاها حق دارم برم؟

204
00:11:00,203 --> 00:11:01,523
‫ روی فرش بمون.

205
00:11:01,683 --> 00:11:05,083
‫همین الان، می‌تونی بیای جلوی میز؟

206
00:11:05,243 --> 00:11:06,763
‫همین‌جوری، عالیه. مرسی.

207
00:11:06,923 --> 00:11:09,203
‫ وقتی رئیس‌جمهور شد،

208
00:11:09,280 --> 00:11:10,693
‫یه....

209
00:11:12,923 --> 00:11:15,803
‫توی سالن دو تا بچه هست.

210
00:11:19,563 --> 00:11:20,996
‫رژیس؟

211
00:11:21,763 --> 00:11:24,083
‫توی تئاتر دو تا بچه هست.

212
00:11:24,883 --> 00:11:26,643
‫ آره، ببخشید. پروژکتور قاطی کرده بود.

213
00:11:26,803 --> 00:11:29,203
‫بچه‌هام می‌خواستن ببینن
‫کجا کار می‌کنم.

214
00:11:29,363 --> 00:11:31,883
‫ خیلی خب. پدرتون الان میرسه.
‫اوضاع چطوره؟

215
00:11:32,043 --> 00:11:33,716
‫- حالتون خوبه؟
‫- بله.

216
00:11:33,843 --> 00:11:36,312
‫- تو مدرسه ویکتور هوگو یاد میگیرید؟
‫- یه کم.

217
00:11:36,403 --> 00:11:40,443
‫کودک، تویی که زندگیت از بی‌خبری ساخته شده.

218
00:11:40,603 --> 00:11:44,003
‫کودک، تویی که شادیت از امید ساخته شده.

219
00:11:44,603 --> 00:11:45,483
‫بفرمایید، هوگو.

220
00:11:45,583 --> 00:11:47,769
‫ سلام بچه‌ها. چطورین؟

221
00:11:47,803 --> 00:11:48,896
‫خوبیم.

222
00:11:49,043 --> 00:11:51,309
‫ نگفتی بچه داری.

223
00:11:51,443 --> 00:11:52,603
‫ نه، ولی دارم.

224
00:11:52,763 --> 00:11:53,683
‫ خیلی خب.

225
00:11:53,843 --> 00:11:56,003
‫- خوشحالی؟
‫- آره.

226
00:11:56,163 --> 00:11:57,243
‫تو نیستی؟

227
00:11:57,356 --> 00:11:59,283
‫یعنی میگم، بچه‌های خیلی خوبین

228
00:12:00,003 --> 00:12:02,043
‫ سر شام چی به هم گفتن؟

229
00:12:02,203 --> 00:12:04,483
‫ <i>لیزبت راکول هستم، پیغام بذارین.</i>

230
00:12:04,643 --> 00:12:06,283
‫ الو، لیزبت؟

231
00:12:06,443 --> 00:12:07,603
‫روبرت‌ام.

232
00:12:07,763 --> 00:12:09,323
‫همون دوست خانوادگی.

233
00:12:09,603 --> 00:12:12,683
‫انگار این‌طوری منو معرفی می‌کنی.

234
00:12:12,843 --> 00:12:14,603
‫برام جالب بود.

235
00:12:14,763 --> 00:12:18,043
‫واسه همین توی توکان
‫شماره‌تو بهم دادن.

236
00:12:18,563 --> 00:12:21,123
‫واقعاً متاسفم، اما نمی‌تونستم،

237
00:12:21,883 --> 00:12:23,323
‫برم پرلاشز.

238
00:12:23,483 --> 00:12:26,962
‫باید به همه چیز تئاتر برسم.

239
00:12:27,443 --> 00:12:30,403
‫همه دوستاتو دعوت کردم،

240
00:12:30,563 --> 00:12:32,043
‫توی توکان سفید

241
00:12:32,203 --> 00:12:34,683
‫و معلومه که یه جا هم
‫واسه تو گذاشتم.

242
00:12:35,043 --> 00:12:36,963
‫و می‌خواستم بهت بگم،

243
00:12:37,123 --> 00:12:38,843
‫یه جمله از ویکتور هوگو:

244
00:12:39,683 --> 00:12:41,203
‫"خاطره،

245
00:12:41,603 --> 00:12:43,683
‫همون حضور نامرئیه."

246
00:12:45,523 --> 00:12:48,083
‫خاطره، همون حضور نامرئیه.

247
00:12:49,483 --> 00:12:51,043
‫می‌بوسمت.

248
00:13:18,283 --> 00:13:19,523
‫صف بود، ولی خیلی تمیزه.

249
00:13:19,683 --> 00:13:21,523
‫مطمئنی نمی‌خوای بری؟
‫وسط اجرا نمی‌تونی بلند شیا.

250
00:13:21,683 --> 00:13:22,883
‫ بیخیال.

251
00:13:23,043 --> 00:13:25,163
‫چهار برابر بیشتر از حد معمول تیپ زدم،
‫مثل اسکلا شدم.

252
00:13:25,323 --> 00:13:26,563
‫ قرار نیست تو رو نگاه کنن.

253
00:13:26,723 --> 00:13:28,203
‫ تازه، تنم میخاره.

254
00:13:28,643 --> 00:13:30,603
‫ ژرمن؟ ژرمن!

255
00:13:31,603 --> 00:13:34,123
‫ ژرمن؟
‫جدی، این چه اسمیه؟

256
00:13:34,283 --> 00:13:35,283
‫ تو یکی حرف نزن.

257
00:13:35,363 --> 00:13:37,203
‫ حداقلش من یه قهرمانم.

258
00:13:37,643 --> 00:13:39,803
‫توی نمایش چیزی درباره من هست؟

259
00:13:39,963 --> 00:13:41,203
‫ نمایش نیست.

260
00:13:41,363 --> 00:13:42,563
‫ ویکتور هوگو رو بازی نمی‌کنه؟

261
00:13:42,723 --> 00:13:45,563
‫ نه. نه ژان والژان نه هیچ‌کس دیگه.

262
00:13:45,723 --> 00:13:47,923
‫ژان والژان،
‫همون آدم بده‌ست که خوبه؟

263
00:13:48,083 --> 00:13:49,763
‫  بعدش می‌خوای ببینیش؟
‫  کی رو؟

264
00:13:49,923 --> 00:13:52,243
‫ زوکینی. نمی‌خوای منتظرش بمونی؟

265
00:13:52,403 --> 00:13:55,763
‫ تو نونوایی می‌بینیمش.
‫هر روز می‌بینیمش.

266
00:13:55,963 --> 00:13:58,763
‫نگران نباش، میگم خوشم اومده
‫حتی اگه واقعی نباشه.

267
00:13:58,923 --> 00:14:00,483
‫ ارادتمندم، آقای هوگو.

268
00:14:01,636 --> 00:14:02,762
‫بفرمایید.

269
00:14:04,756 --> 00:14:06,243
‫- مزاحم شدم؟
‫- نه اصلا.

270
00:14:07,003 --> 00:14:08,163
‫ آرایش کردین؟

271
00:14:08,323 --> 00:14:10,243
‫ آره. استل خیلی زیاد نزده؟

272
00:14:10,443 --> 00:14:11,603
‫ نه، خوبه.

273
00:14:11,763 --> 00:14:13,123
‫ممنون بابت شکلات‌هام.

274
00:14:13,356 --> 00:14:14,882
‫اینو براتون آوردم.

275
00:14:15,043 --> 00:14:16,203
‫واسه شما و واسه اون.

276
00:14:16,363 --> 00:14:18,123
‫- چیه؟
‫- یه چراغ نمک.

277
00:14:18,403 --> 00:14:19,523
‫ چراغ نمک؟

278
00:14:19,683 --> 00:14:21,963
‫ یه نور خیلی پربرکت بهتون می‌تابونه.

279
00:14:22,123 --> 00:14:23,523
‫پر از حس خوب.

280
00:14:23,683 --> 00:14:26,003
‫اما نباید گربه‌تون لیسش بزنه.

281
00:14:26,163 --> 00:14:28,203
‫اگه گربه داشته باشید.
‫گربه دارید؟

282
00:14:29,243 --> 00:14:30,883
‫ نه. نه.

283
00:14:31,963 --> 00:14:33,203
‫خیلی ممنون، کوزیما.

284
00:14:33,363 --> 00:14:34,803
‫گُه باشی.

285
00:14:34,963 --> 00:14:36,627
‫وقتی اوکی شد خبرم می‌کنن؟

286
00:14:36,685 --> 00:14:37,723
‫باشه!

287
00:14:45,043 --> 00:14:46,843
‫ این مقدمه با این شروع میشه،

288
00:14:47,003 --> 00:14:48,723
‫و هوگو اونو نوشته،

289
00:14:48,883 --> 00:14:52,803
‫اگه یه نویسنده حق اینو داشت که تأثیری بذاره

290
00:14:52,963 --> 00:14:57,643
‫رو حال و هوای ذهنی
‫خواننده‌هایی که کتابشو باز می‌کنن،

291
00:14:58,523 --> 00:15:03,323
‫نویسنده «تأملات» به این بسنده می‌کنه که بگه:

292
00:15:03,483 --> 00:15:05,483
‫"این کتاب باید جوری خونده بشه

293
00:15:05,643 --> 00:15:08,003
‫مثل اینکه دارین کتاب یه مرده رو می‌خونید."

294
00:15:08,163 --> 00:15:10,803
‫بیست و پنج سال تو این دو جلد هست.

295
00:15:11,043 --> 00:15:12,869
‫نویسنده به نوعی گذاشته

296
00:15:12,963 --> 00:15:14,803
‫این کتاب درونش شکل بگیره.

297
00:15:14,963 --> 00:15:18,843
‫کسانی که سراغش بیان
‫تصویر خودشون رو پیدا می‌کنن

298
00:15:19,003 --> 00:15:21,243
‫تو این آب عمیق و غمگین

299
00:15:21,403 --> 00:15:23,723
‫که آروم آروم اونجا جمع شده،

300
00:15:23,883 --> 00:15:25,683
‫ته یه روح.

301
00:15:25,849 --> 00:15:29,929
‫شادی، این گل زودگذر جوانی،
‫برگ‌برگ پرپر میشه

302
00:15:30,083 --> 00:15:32,683
‫توی جلد اول که امیده،

303
00:15:32,843 --> 00:15:36,323
‫و توی جلد دوم که عزا و ماتمه، امید ناپدید میشه.

304
00:15:36,483 --> 00:15:37,963
‫کدوم عزا؟

305
00:15:38,123 --> 00:15:39,096
‫عزای واقعی.

306
00:15:39,163 --> 00:15:40,203
‫همون اصلیه.

307
00:15:40,363 --> 00:15:41,523
‫مرگ.

308
00:15:41,843 --> 00:15:44,603
‫از دست دادن عزیزترین آدم‌ها.

309
00:15:45,043 --> 00:15:47,883
‫لئوپولدین، دختر محبوبش،

310
00:15:48,043 --> 00:15:49,443
‫عشق زندگی‌اش،

311
00:15:49,603 --> 00:15:51,283
‫لئوپولدین غرق شد

312
00:15:51,443 --> 00:15:55,403
‫در پی یک حادثه‌ی قایق‌سواری تو رود سن،

313
00:15:55,563 --> 00:15:58,083
‫با شوهر جوونش که می‌خواست نجاتش بده

314
00:15:58,243 --> 00:16:00,483
‫و تصمیم گرفت با اون بمیره.

315
00:16:00,643 --> 00:16:02,723
‫این تو ویلکیه اتفاق افتاد،

316
00:16:02,883 --> 00:16:06,043
‫۴ سپتامبر ۱۸۴۳.

317
00:16:06,203 --> 00:16:08,403
‫قایقشون واژگون شد.

318
00:16:08,683 --> 00:16:10,883
‫تازه ۱۹ سالش شده بود.

319
00:16:11,483 --> 00:16:12,683
‫همزمان،

320
00:16:12,843 --> 00:16:18,356
‫ویکتور هوگو و ژولیت دروئه
‫اون موقع داشتن سفر تابستونی سالانه‌شون رو می‌رفتن

321
00:16:18,483 --> 00:16:22,883
‫هر سال، ویکتور هوگو ژولیت دروئه رو برای یه ماه می‌بره

322
00:16:23,043 --> 00:16:24,963
‫که کاملاً وقف اونه،

323
00:16:25,029 --> 00:16:26,956
‫اونجا، دارن از اسپانیا برمی‌گردن.

324
00:16:27,043 --> 00:16:30,403
‫۹ سپتامبره. اونا اصلاً هیچ‌چی نمی‌دونن.

325
00:16:30,563 --> 00:16:33,843
‫باید تو روشفور منتظر درشکه باشن

326
00:16:34,003 --> 00:16:35,883
‫که قراره ببرشون لروشل،

327
00:16:35,942 --> 00:16:40,043
‫و ما این شانس رو داریم که این دفترچه خاطرات
‫فوق‌العاده‌ی ژولیت دروئه رو داشته باشیم،

328
00:16:40,203 --> 00:16:43,043
‫که ثانیه به ثانیه ثبت کرده،

329
00:16:43,203 --> 00:16:45,203
‫تک‌تک نفس‌های ویکتور هوگو رو

330
00:16:45,363 --> 00:16:48,243
‫تو اون هشت روزی که همراه با کشف این ماجرا بود.

331
00:16:48,403 --> 00:16:51,523
‫پیشخدمت یه بطری آبجو میاره و میره.

332
00:16:51,683 --> 00:16:54,963
‫روی یه میز روبه‌روی ما، چند تا روزنامه هست.

333
00:16:55,123 --> 00:16:57,203
‫ویکتور هوگو یکی رو اتفاقی برمی‌داره.

334
00:16:57,349 --> 00:16:59,836
‫و من، روزنامه «شاری‌واری» رو برمی‌دارم.

335
00:16:59,923 --> 00:17:03,049
‫تازه داشتم عنوان رو نگاه می‌کردم

336
00:17:03,243 --> 00:17:08,283
‫که محبوب بیچاره‌ام ناگهان رو من خم میشه

337
00:17:08,443 --> 00:17:11,043
‫و با یه صدای گرفته بهم میگه

338
00:17:11,203 --> 00:17:13,882
‫در حالی که روزنامه‌ای رو که دستشه نشونم میده،

339
00:17:14,043 --> 00:17:16,083
‫این چهار کلمه رو بهم میگه،

340
00:17:16,243 --> 00:17:18,216
‫این چهار کلمه رو، بهم میگه:

341
00:17:18,323 --> 00:17:20,523
‫"این دیگه خیلی وحشتناکه."

342
00:17:20,963 --> 00:17:22,323
‫هیچ‌وقت، می‌شنوید،

343
00:17:22,483 --> 00:17:24,603
‫هیچ‌وقت تا وقتی زنده‌ام، یادم نمیره

344
00:17:24,763 --> 00:17:29,043
‫قیافه‌ی ناامید وصف‌ناشدنی روی صورت نجیبش.

345
00:17:29,203 --> 00:17:31,123
‫دیدم که خشکش زده و داغون شده.

346
00:17:31,283 --> 00:17:33,323
‫لب‌های بیچاره‌اش سفید شده بودن.

347
00:17:33,483 --> 00:17:35,803
‫چشم‌های زیبایش نگاه می‌کردن اما چیزی نمی‌دیدن.

348
00:17:35,963 --> 00:17:39,883
‫صورت و موهاش خیس از اشک بود.

349
00:17:40,043 --> 00:17:42,003
‫و دیگه، حتی یه کلمه هم حرف نزد.

350
00:17:43,123 --> 00:17:44,562
‫خودش رو حبس کرد.

351
00:17:44,643 --> 00:17:46,803
‫باید بیش از ۱۰ سال میگذشت،

352
00:17:46,963 --> 00:17:51,043
‫بیش از ۱۰ سال، تا تو جزیره گرنزی،
‫دوباره به یاد اون روز بیفته.

353
00:17:51,203 --> 00:17:53,716
‫بدترین روز از بین تمام روزهای ویکتور هوگو،

354
00:17:53,763 --> 00:17:55,003
‫با این شاهکار کوچیک،

355
00:17:55,049 --> 00:17:56,649
‫این شعر فوق‌العاده.

356
00:17:56,723 --> 00:18:01,003
‫تو سن کودکی عادت کرده بود...

357
00:18:01,163 --> 00:18:02,923
‫که هر روز صبح یکم بیاد توی اتاقم.

358
00:18:05,923 --> 00:18:08,763
‫منتظرش بودم مثل یه روزنه‌ی امیدی که منتظرشی.

359
00:18:08,923 --> 00:18:11,603
‫می‌اومد تو و می‌گفت: "سلام، بابای کوچولوی من."

360
00:18:11,763 --> 00:18:13,603
‫قلممو برمی‌داشت، کتاب‌هامو باز می‌کرد.

361
00:18:13,756 --> 00:18:15,796
‫ هنگ کرد، دیدی؟

362
00:18:16,083 --> 00:18:17,723
‫- چی شد؟
‫- هنگ کرد.

363
00:18:17,783 --> 00:18:18,862
‫عمدی بود.

364
00:18:18,923 --> 00:18:21,203
‫ و مثل یه پرنده‌ی عبوری می‌رفت.

365
00:18:21,363 --> 00:18:24,329
‫پس با سرِ کمتر خسته‌ای دوباره شروع می‌کردم،

366
00:18:32,683 --> 00:18:34,003
‫ آقای زوکینی؟

367
00:18:36,163 --> 00:18:37,243
‫روبرت؟

368
00:18:38,683 --> 00:18:39,903
‫میام تو.

369
00:18:42,283 --> 00:18:43,216
‫خوبی؟

370
00:18:43,363 --> 00:18:46,603
‫ آره، آره.
‫واقعاً خیلی حالم رو خوب کرد.

371
00:18:46,763 --> 00:18:48,083
‫باورنکردنیه.

372
00:18:48,403 --> 00:18:50,363
‫- چه بهتر. چراغ رو روشن کنم؟
‫- نیازی نیست.

373
00:18:50,523 --> 00:18:54,263
‫بدیش اینه که حالم که خوب میشه استرس میگیرم.
‫دوست ندارم.

374
00:18:55,083 --> 00:18:56,923
‫در هر صورت می‌تونید برید، دیگه کسی نیست.

375
00:18:57,043 --> 00:18:58,176
‫ خیلی خب.

376
00:18:58,603 --> 00:19:00,803
‫ یه دختر اومده بود. می‌خواست شما رو ببینه.

377
00:19:02,163 --> 00:19:03,883
‫ سبزه بود؟ بلوند بود؟ چند سالش بود؟

378
00:19:04,043 --> 00:19:05,403
‫ حواسم نبود.

379
00:19:05,563 --> 00:19:07,123
‫ولی گفت فردا توی نانوایی ازتون می‌پرسه.

380
00:19:07,283 --> 00:19:08,083
‫ چی رو بپرسه؟

381
00:19:08,243 --> 00:19:10,523
‫ اینکه همه‌چیز تو نمایش عمدی بوده یا نه.

382
00:19:10,602 --> 00:19:12,136
‫دقیقاً همین رو گفت. « عمدی ».

383
00:19:12,883 --> 00:19:14,723
‫ خیلی ممنون، کوزیما.

384
00:19:15,203 --> 00:19:16,643
‫ فردا می‌بینمتون.

385
00:19:17,083 --> 00:19:18,683
‫با این حال زیادی نزدیک نشیدها.

386
00:19:18,843 --> 00:19:20,003
‫معلوم نیست چی میشه.

387
00:19:20,603 --> 00:19:21,643
‫باشه.

388
00:19:32,163 --> 00:19:35,389
‫ وایمیسم بره بالا، بعد برمی‌گردم.

389
00:19:35,603 --> 00:19:36,603
‫باشه، حله.

390
00:19:38,523 --> 00:19:40,083
‫سلام آقای روبرت. چطورین؟

391
00:19:40,236 --> 00:19:41,996
‫- امشب ماشین نیاوردید؟
‫- نه، ماشین ندارم.

392
00:19:42,163 --> 00:19:44,602
‫قرار بود با یه سری دوست شام بخورم.
‫پیداشون نکردم.

393
00:19:44,736 --> 00:19:47,163
‫اونا نیستن؟ سراغتون رو گرفتن.

394
00:19:47,336 --> 00:19:48,836
‫اوه، تورو خدا، اونا نه.
‫یه لطفی کن...

395
00:19:48,923 --> 00:19:52,283
‫جوری رفتار کنید که انگار خیلی باهم رفیقیم.
‫عادی باهام حرف بزنید.

396
00:19:52,443 --> 00:19:54,403
‫- چطوری؟
‫- از نمایش خوشتون اومد؟

397
00:19:54,563 --> 00:19:56,283
‫- عاشقش شدم.
‫- خوبه. دارن میان؟

398
00:19:56,443 --> 00:19:57,563
‫ نه، نه.

399
00:19:57,723 --> 00:19:59,683
‫ زیادی سنگین و غمگین نبودم؟

400
00:19:59,843 --> 00:20:01,283
‫نه، برعکس. خوبه.

401
00:20:01,443 --> 00:20:02,683
‫دارن میرن؟

402
00:20:02,843 --> 00:20:03,923
‫ یکی داره میاد.

403
00:20:04,483 --> 00:20:05,822
‫ پس بزن رو شونم.

404
00:20:05,876 --> 00:20:07,443
‫آها روبر، خیلی خوشحالم کردی.

405
00:20:07,603 --> 00:20:09,443
‫- پس خوشت اومد دیگه.
‫- معلومه!

406
00:20:09,643 --> 00:20:10,803
‫ عاشقش شدم.
‫  خوبه.

407
00:20:10,963 --> 00:20:12,363
‫و کوزیما، چطوره؟

408
00:20:12,523 --> 00:20:14,756
‫ کوزیما؟ یه کم در جا می‌زنه.

409
00:20:14,843 --> 00:20:15,983
‫ خیلی هم عالی.

410
00:20:16,043 --> 00:20:18,243
‫اما بگو ببینم، نمایش رو دیدی؟

411
00:20:18,289 --> 00:20:19,463
‫ آره، بالاخره دیدم دیگه.

412
00:20:19,523 --> 00:20:21,243
‫ جدی؟ واقعاً خوشت اومد؟

413
00:20:21,316 --> 00:20:22,869
‫- عاشقش شدم.
‫- لطف داری.

414
00:20:22,963 --> 00:20:24,363
‫خب، شب همگی بخیر.

415
00:20:24,523 --> 00:20:25,883
‫بچه‌ها اینم دوستانم. خداحافظ.

416
00:20:26,043 --> 00:20:28,283
‫- شب خوبی داشته باشید.
‫- خداحافظ. فردا می‌بینمتون.

417
00:20:28,723 --> 00:20:30,189
‫ یه چیزی بگو. هیچی بهم نمیگی.

418
00:20:30,243 --> 00:20:33,243
‫ زیاد خوب نمی‌بینم،
‫اما به نظرم تمیز میاد.

419
00:20:33,403 --> 00:20:35,963
‫خیلی تمیزه.
‫این زنه‌ هم به نظر خوب میاد.

420
00:20:36,123 --> 00:20:38,243
‫ من با موگدی کاری ندارم،
‫درباره امشب حرف می‌زنم.

421
00:20:38,403 --> 00:20:39,843
‫چطوری واکنش نشون می‌دادن؟

422
00:20:39,883 --> 00:20:41,083
‫ موگدی؟

423
00:20:41,483 --> 00:20:43,443
‫آخه موگدی کیه، عشق زندگی من؟

424
00:20:43,489 --> 00:20:45,969
‫ مستخدم جدید.
‫همین الان بهم گفتی به نظرت همه‌جا تمیز اومده.

425
00:20:46,043 --> 00:20:47,203
‫ آها، درسته.

426
00:20:47,363 --> 00:20:51,163
‫نه، بد نبود.
‫اما گند زدم توی کتاب «تأملات».

427
00:20:51,323 --> 00:20:53,843
‫می‌دونی، مغزم هنگ کرد.
‫و این هیچ‌وقت برام پیش نمیاد.

428
00:20:54,003 --> 00:20:55,803
‫عادت کرده بود تو سن کودکی‌ش،

429
00:20:55,963 --> 00:20:58,243
‫هر روز صبح یه کمی بیا تو اتاقم.

430
00:20:58,483 --> 00:21:00,643
‫و هیچی. در حالی که
‫من فقط همینو بلدم.

431
00:21:00,803 --> 00:21:03,403
‫ منتظرش بودم،
‫مثل یه روزنه‌ی امیدی که منتظرشی.

432
00:21:03,563 --> 00:21:04,523
‫همین بود، مگه نه؟

433
00:21:04,683 --> 00:21:06,563
‫ همینه، آفرین عزیزم. آفرین.

434
00:21:06,963 --> 00:21:09,883
‫جدای از این، رزولن‌ها
‫دیروز اونجا بودن.

435
00:21:10,043 --> 00:21:11,443
‫مودب بودن، نه بیشتر.

436
00:21:11,803 --> 00:21:14,083
‫باید گفت که اون، وقتی می‌سوزه می‌خنده.

437
00:21:14,243 --> 00:21:16,856
‫و اون یکی هم، یه قلب سنگی داره.

438
00:21:17,043 --> 00:21:18,769
‫بازم می‌تونی یکم دووم بیاری؟
‫به این زودی برنمیگردما.

439
00:21:18,843 --> 00:21:20,363
‫نمی‌دونم بتونم دووم بیارم یا نه، می‌دونی.

440
00:21:20,523 --> 00:21:24,003
‫تو که نیستی نه اشتهای غذا دارم نه تشنه‌ام میشه.

441
00:21:24,203 --> 00:21:25,963
‫تلف شدنم نزدیکه.

442
00:21:26,803 --> 00:21:28,163
‫ چه شوخی بامزه‌ای.

443
00:21:28,363 --> 00:21:30,323
‫حتماً تو زندگی‌ت یه سری سیاهی لشگر داری.

444
00:21:34,196 --> 00:21:36,203
‫نمی‌خوای چراغ رو روشن کنی؟
‫درست نمی‌بینمت.

445
00:21:39,283 --> 00:21:40,963
‫آها، این‌طوری بهتر می‌بینمت.

446
00:21:41,723 --> 00:21:43,363
‫و لیزبت، باهاش حرف زدی؟

447
00:21:43,523 --> 00:21:45,403
.براش پیام گذاشتم

448
00:21:45,563 --> 00:21:47,076
‫دعوتش کردم.

449
00:21:47,403 --> 00:21:48,843
‫ اون، اومد؟

450
00:21:49,476 --> 00:21:50,963
‫ الو!
‫ نیومد.

451
00:21:51,123 --> 00:21:53,183
‫- صدامو می‌شنوی؟
‫- دارم بهت میگم، نیومد.

452
00:21:53,683 --> 00:21:55,283
‫تصویرت قفل شده.

453
00:21:58,763 --> 00:22:00,003
‫آنابل.

454
00:22:00,483 --> 00:22:01,683
‫اصلاً پیچیده نیست!

455
00:22:01,843 --> 00:22:04,083
‫بوعز دراز کشیده بود، از خستگی از پا افتاده.

456
00:22:04,243 --> 00:22:05,843
‫از شدت خستگی دراز کشید.

457
00:22:06,003 --> 00:22:07,723
‫نیازی به فیلسوف بودن نیست.

458
00:22:07,883 --> 00:22:10,283
‫بوعز دراز کشیده بود، از خستگی از پا افتاده.

459
00:22:10,443 --> 00:22:12,603
‫تمام روز تو زمینش کار کرده بود.

460
00:22:12,763 --> 00:22:14,643
‫تختش رو تو جای همیشگیش پهن کرده بود.

461
00:22:14,803 --> 00:22:15,923
‫به من نگید این پیچیده‌ست.

462
00:22:16,083 --> 00:22:18,843
‫بوعز میان انبارهای پر از گندم خوابیده بود.

463
00:22:19,003 --> 00:22:22,643
‫این پیرمرد مزارع گندم و جو داشت. یه زمین‌دار بزرگ.

464
00:22:22,803 --> 00:22:25,083
‫این پیرمرد مزارع گندم و جو داشت.

465
00:22:25,443 --> 00:22:27,803
‫با اینکه ثروتمند بود، طرفدار عدالت بود.

466
00:22:27,963 --> 00:22:31,163
‫شبیه هوگوئه. بالای آسیابش لجن و کثافتی نبود.

467
00:22:31,323 --> 00:22:33,323
‫تو کوره آهنگریش جهنمی نبود.

468
00:22:33,483 --> 00:22:36,003
‫ریشش، باید همه‌ی مخاطبا ببینن.

469
00:22:36,163 --> 00:22:37,803
‫وگرنه کارم خراب میشه.

470
00:22:37,963 --> 00:22:40,963
‫ریشش نقره‌ای بود مثل یه نهر ماه آوریل.

471
00:22:41,123 --> 00:22:43,923
‫خوشه‌های گندمش نه خسیس بودن نه پرکینه.

472
00:22:44,083 --> 00:22:47,043
‫وقتی می‌دید چندتا زن خوشه‌چین فقیر دارن رد میشن،

473
00:22:47,203 --> 00:22:51,243
‫زن‌هایی که توی مزرعه بودن می‌ذاشتن
‫عمداً خوشه‌ها بیفته، این‌طوری می‌گفتن.

474
00:22:51,643 --> 00:22:54,203
‫این مرد پاک راه می‌رفت، دور از راه‌های کج و معوج،

475
00:22:54,363 --> 00:22:57,323
‫پوشیده در صداقت معصومانه و  جامه کتان سفید.

476
00:22:57,763 --> 00:23:00,083
‫دور از راه‌های کج و معوج، می‌شنوید؟

477
00:23:00,243 --> 00:23:03,083
‫اگه رفیقی دارین که مواد می‌زنه، قاچاق می‌کنه،

478
00:23:03,243 --> 00:23:05,763
‫بهش بگید: "داری میری تو راه کج و معوج."

479
00:23:07,043 --> 00:23:12,003
‫دور از راه‌های کج و معوج،
‫پوشیده در صداقت معصومانه و جامه کتان سفید.

480
00:23:12,163 --> 00:23:15,323
‫یارو فوق‌العاده‌ست. و همیشه طرفدار فقراست

481
00:23:15,483 --> 00:23:16,883
‫دردمند.

482
00:23:17,043 --> 00:23:19,803
‫این کیسه‌ها شبیه چشمه بودن.
‫بوعز ارباب خوبی بود

483
00:23:19,963 --> 00:23:22,643
‫و فامیل وفاداری بود، بخشنده بود، هرچند صرفه‌جو.

484
00:23:22,803 --> 00:23:25,843
‫زن‌ها، خیلی هوگوئیه. الان می‌فهمید چرا.

485
00:23:26,003 --> 00:23:30,776
‫زن‌ها بیشتر به بوعز نگاه می‌کردن
‫تا به یه جوون، چون جوون خوشگله،

486
00:23:32,796 --> 00:23:36,156
‫«اما پیرمرد، بزرگواره».
‫من نمیگم، آقای هوگو میگه.

487
00:23:36,483 --> 00:23:37,683
‫آره دیگه!

488
00:23:38,843 --> 00:23:42,683
‫تاریکی حالت پیوندِ زناشویی، شکوهمند و با ابهت داشت.

489
00:23:42,843 --> 00:23:44,283
‫و باشکوه.

490
00:23:44,443 --> 00:23:46,471
‫فرشته‌ها بی‌شک پنهانی اونجا می‌پریدن،

491
00:23:46,495 --> 00:23:52,609
‫چون توی دلِ شب هر از گاهی
‫یه چیز آبی رد می‌شد که شبیه بال بود.

492
00:23:52,723 --> 00:23:57,043
‫نفس کشیدنِ بوعز
‫با صدای خفه‌ی جویبارها روی خزه‌ها در هم می‌آمیخت.

493
00:23:57,196 --> 00:23:59,316
‫و اینجا، تجسم نابغه رمبویی.

494
00:23:59,483 --> 00:24:02,403
‫توی ماهی بود که طبیعت مهربونه،
‫

495
00:24:02,563 --> 00:24:04,843
‫تپه‌ها روی قله‌شون بسترِ گلی داشتند..

496
00:24:05,003 --> 00:24:08,363
‫روت تو رویا بود و بوعز خواب بود.

497
00:24:08,523 --> 00:24:10,929
‫فوق‌العاده‌ست. داره جابه‌جایی می‌کنه.

498
00:24:10,963 --> 00:24:14,323
‫علف‌ها سیاه بودن، زنگوله‌ی گله‌ها می‌لرزید.

499
00:24:14,483 --> 00:24:18,123
‫مهربونی عظیمی از آسمون می‌بارید.

500
00:24:18,523 --> 00:24:21,109
‫آروم‌ترین ساعتی بود که شیرها میرن آب بخورن.

501
00:24:21,163 --> 00:24:25,923
‫یه بیت کاملاً بی‌ربط، اما شاهکار، وسط این همه خلاقیت.

502
00:24:26,083 --> 00:24:28,523
‫مینویسه: "آروم‌ترین ساعتی بود که شیرها میرن آب بخورن.."

503
00:24:28,609 --> 00:24:29,883
‫مخاطبا رو حس کردم،

504
00:24:29,996 --> 00:24:33,976
‫هر بار همه‌چیز همینه، مجذوب این نبوغ می‌شن.

505
00:24:34,083 --> 00:24:36,643
‫همه‌چی توی عور و جریماده غرقِ خواب بود.

506
00:24:36,803 --> 00:24:38,683
‫ستاره‌ها آسمون رو آذین بسته بودن. مگه نه؟

507
00:24:38,843 --> 00:24:40,949
‫کتاب‌ها رو آوردم
‫خیلی حال کرده بودن.

508
00:24:41,063 --> 00:24:42,510
‫آره، دقت و توجهشون عالی بود.

509
00:24:42,571 --> 00:24:43,850
‫فوق‌العاده بودن.

510
00:24:43,970 --> 00:24:48,510
‫ستاره‌ها آسمونِ عمیق و تاریک رو میناکاری می‌کردن.

511
00:24:48,550 --> 00:24:51,790
‫هلالِ باریکِ روشن میونِ گل‌های تاریکی توی مغرب می‌درخشد.

512
00:24:51,930 --> 00:24:54,470
‫و روت از خودش می‌پرسید... چه خدایی!

513
00:24:54,471 --> 00:24:58,270
‫به نظر من این همون جمله‌ایه
‫که حتی اگه آتئیست هم باشی اهل معنویتت می‌کنه.

514
00:24:58,271 --> 00:25:03,090
‫چه خدایی،
‫چه دروگرِ ابدیِ تابستونِ جاویدان هنگام رفتن،

515
00:25:03,091 --> 00:25:06,030
‫ از سرِ بی‌توجهی
‫این داسِ طلایی رو توی مزرعه‌ی ستاره‌ها رها کرده.

516
00:25:06,250 --> 00:25:07,670
‫این شعر خیلی خیلی طولانیه، نه؟

517
00:25:07,671 --> 00:25:09,403
‫طولانیه، دارم سعی می‌کنم تا تهش برم.

518
00:25:09,490 --> 00:25:10,816
‫بعضی شب‌ها موفق میشم.

519
00:25:10,890 --> 00:25:13,530
‫بستگی به حال‌وهوای تماشاچیا و حالِ خودم داره.

520
00:25:13,610 --> 00:25:16,156
‫راستش کلاً دوست ندارم
‫دست به این شاهکار بزنم و قطعش کنم،

521
00:25:16,157 --> 00:25:19,570
‫چون نمی‌تونم روت و بوعز رو
‫بین زمین و هوا معلق بذارم.

522
00:25:19,609 --> 00:25:21,336
‫- تا فردا، کوزیما.
‫- تا فردا.

523
00:25:21,363 --> 00:25:24,563
‫روت تو رویا بود و بوعز خواب بود. علف‌ها سیاه بودن.

524
00:25:24,723 --> 00:25:26,243
‫علف‌ها سیاه بودن.

525
00:25:26,403 --> 00:25:28,643
‫هیچ‌کس متوجه نمی‌شه. علف‌ها سیاه بودن.

526
00:25:28,803 --> 00:25:31,443
‫بیست دقیقه اجراش کردم.
‫دو بار هم انجامش می‌دادم.

527
00:25:31,603 --> 00:25:33,083
‫سومی رو هم برات اجرا می‌کردم.

528
00:25:33,243 --> 00:25:34,563
‫می‌بوسمت، به زودی می‌بینمت.

529
00:25:34,720 --> 00:25:38,500
‫«چمن‌ها سیاه بودن.»
‫«زنگوله‌ی گله‌ها می‌تپید...»

530
00:25:40,443 --> 00:25:41,923
‫مبروک، دیگه باید بریم.

531
00:25:42,083 --> 00:25:42,923
‫هلاک شدم.

532
00:25:43,083 --> 00:25:44,643
‫ عصر بخیر!

533
00:25:44,803 --> 00:25:46,003
‫ عصر بخیر!

534
00:25:46,163 --> 00:25:47,483
‫ تو سالن بودید؟

535
00:25:47,643 --> 00:25:49,256
‫دوباره اومدید نمایش رو ببینید؟

536
00:25:49,323 --> 00:25:52,403
‫ نه، اما می‌دونستیم این‌جا پیدا تون می‌کنیم.

537
00:25:52,563 --> 00:25:55,283
‫و چون بعد از اجرای اول
‫چیزی بهتون نگفته بودیم،

538
00:25:55,443 --> 00:25:56,603
‫ خوشتون نیومده بود؟

539
00:25:56,763 --> 00:25:58,222
‫ چرا، اتفاقاً.

540
00:25:59,003 --> 00:26:01,323
‫ دلمون خواست ازتون تشکر کنیم.

541
00:26:01,483 --> 00:26:02,883
‫ بچه‌های باادبی هستید.

542
00:26:03,043 --> 00:26:05,283
‫- بهش بگیم؟
‫- ازش بدتون اومد؟

543
00:26:05,443 --> 00:26:07,043
‫ نه. بدمون نیومد.

544
00:26:07,403 --> 00:26:10,683
‫فقط مسئله اینه که خیلی از ما دوره.

545
00:26:10,963 --> 00:26:13,163
‫نه از ما، بلکه از نمایش ما.

546
00:26:13,323 --> 00:26:14,276
‫یعنی چی نمایشِ شما؟

547
00:26:14,323 --> 00:26:16,243
‫ ما هم داریم روی هوگو کار می‌کنیم.

548
00:26:16,403 --> 00:26:17,483
‫ روی هوگو؟

549
00:26:17,643 --> 00:26:21,283
‫ آره. یعنی، بیشتر روی زن‌هایی
‫که اطراف هوگو هستن.

550
00:26:21,443 --> 00:26:23,643
‫اهمیتشون، حضورشون.

551
00:26:23,803 --> 00:26:26,283
‫چون خب، بدون اونا، این،

552
00:26:27,443 --> 00:26:31,483
‫ زن‌ها الهام‌بخش‌ش بودن، اساساً می‌تونم بگم،

553
00:26:31,643 --> 00:26:34,723
‫این همون چیزیه که واقعاً میشه
‫بهش گفت عاشق‌پیشه‌ی بزرگ.

554
00:26:34,883 --> 00:26:39,196
‫ این همون چیزیه که می‌شه بهش گفت:
‫« یه زن‌باره‌ی قهار».

555
00:26:39,856 --> 00:26:41,703
‫نه، این ساده‌انگارانه‌ست.

556
00:26:41,789 --> 00:26:42,723
‫ من با پیا موافقم.

557
00:26:42,883 --> 00:26:44,963
‫نمی‌شه هوگو رو به این خلاصه کرد.

558
00:26:45,123 --> 00:26:46,083
‫ این‌جوری نیست.

559
00:26:46,243 --> 00:26:48,169
‫ اون یه نیروی حیاتی جنسی داشت.

560
00:26:48,243 --> 00:26:50,036
‫یه انرژی‌ای که تا حالا ندیده بودیم.

561
00:26:50,083 --> 00:26:51,923
‫تمایلات جنسی‌ش عظیم بود.

562
00:26:52,083 --> 00:26:52,949
‫ موافقم.

563
00:26:53,050 --> 00:26:54,410
‫آها، سرِ این کاملاً موافقیم.

564
00:26:54,523 --> 00:26:56,563
‫انرژی خیلی زیادی داشت.

565
00:26:56,723 --> 00:27:00,403
‫ یه انرژی جنسی غول‌پیکر
‫ازش یه زن‌باره‌ی قهار نمی‌سازه.

566
00:27:00,563 --> 00:27:02,123
‫ اینا مترادفنن.

567
00:27:02,283 --> 00:27:04,483
‫ وقتی عاشق می‌شد،
‫صمیمانه عشق می‌ورزید.

568
00:27:04,843 --> 00:27:07,123
‫به ژولیت و لئونی بیار.

569
00:27:07,283 --> 00:27:10,083
‫و به همه زن‌ها. با قلبش دوستشون داشت،

570
00:27:10,243 --> 00:27:12,523
‫و با جسمش. و با فکرش.

571
00:27:12,683 --> 00:27:14,403
‫آره، ولی این اونا بودن که عاشقای واقعی بودن.

572
00:27:14,563 --> 00:27:16,843
‫خودش، از عشق استفاده می‌کرد تا بنویسه.

573
00:27:16,896 --> 00:27:17,876
‫ابزارش کرده بود.

574
00:27:17,969 --> 00:27:19,643
‫نه، ازش واسه سکس کردن استفاده می‌کرد.

575
00:27:19,689 --> 00:27:21,009
‫- میخوام بگم ،خیلی عجیبه خدایی.
‫- بیخیال بابا!

576
00:27:21,083 --> 00:27:22,403
‫ اما حقیقته.

577
00:27:22,563 --> 00:27:23,963
‫ شما زن‌ها و هوگو رو از هم جدا می‌کنید.

578
00:27:24,403 --> 00:27:28,003
‫شما ترکیبِ هوگوی عاشق زن‌ها رو جدا می‌کنید.

579
00:27:28,163 --> 00:27:29,923
‫اینکه الهام‌بخش‌ش بودن یه مسئله‌ست.

580
00:27:30,083 --> 00:27:32,523
‫اما اونا نیستن که قربانی باشن،

581
00:27:32,683 --> 00:27:35,683
‫ نگفتیم که جداشون می‌کنیم.

582
00:27:35,843 --> 00:27:37,676
‫ بیایید نمایش رو ببینید.

583
00:27:38,283 --> 00:27:39,763
‫ آره، با کمال میل.

584
00:27:39,923 --> 00:27:42,083
‫ و می‌بینید که این‌طوری نیست.

585
00:27:42,243 --> 00:27:43,723
‫ خب، خیلی خوشحالم.

586
00:27:43,883 --> 00:27:46,643
‫نه جدا می‌کنیم نه تقابل ایجاد می‌کنیم.

587
00:27:46,803 --> 00:27:49,043
‫- فقط نمایان‌شون می‌کنیم.
‫-  نمایان‌شون می‌کنیم؟

588
00:27:49,203 --> 00:27:50,483
‫فوق‌العاده‌ست.

589
00:27:50,643 --> 00:27:51,656
‫برسونیمتون؟

590
00:27:51,741 --> 00:27:52,714
‫تا توکان سفید.

591
00:27:52,782 --> 00:27:53,963
‫ از مبروک بپرسیم.

592
00:27:54,123 --> 00:27:55,003
‫مبروک؟

593
00:27:55,163 --> 00:27:57,923
‫میریم خانوما رو که دوستای لیزبتن برسونیم.

594
00:27:58,083 --> 00:28:00,403
‫من می‌شینم جلو چون عقب ماشین حالت تهوع میگیرم.

595
00:28:01,163 --> 00:28:04,323
‫باورنکردنیه که ویکتور هوگو رو
‫تا حد یه زن‌باره پایین بیاریم.

596
00:28:04,483 --> 00:28:06,883
‫- پایینش نمیاریم!
‫- چرا، می‌آرید.

597
00:28:07,243 --> 00:28:10,283
‫تازه از سن اومدم بیرون،
‫«بوعز خفته» رو بازی کردم

598
00:28:10,443 --> 00:28:14,123
‫بعد می‌بینم چندتا دختر باحال
‫دارن بهم میگن اون یه زن‌باره‌ست.

599
00:28:14,283 --> 00:28:15,643
‫ حواست به سرت باشه.

600
00:28:15,803 --> 00:28:17,163
‫ من دیگه خسته شدم.

601
00:28:18,603 --> 00:28:21,283
‫دارین زیاده‌روی می‌کنید. خیلی خشنید.

602
00:28:22,003 --> 00:28:24,923
‫هوگو، نابغه‌ی عشقه.

603
00:28:28,523 --> 00:28:31,883
‫راستی، به لیزبت گفتین که پدرش اومده بود؟

604
00:28:32,043 --> 00:28:33,643
‫نمی‌تونم بهش زنگ بزنم.

605
00:28:33,803 --> 00:28:34,763
‫ پدرش؟

606
00:28:34,923 --> 00:28:36,883
‫ آره، قضیه اینه که،

607
00:28:37,243 --> 00:28:39,523
‫علاوه بر اینکه دوستشم، پدرشم.

608
00:28:39,683 --> 00:28:41,043
‫یا برعکس.

609
00:28:41,803 --> 00:28:43,523
‫ خیلی رد دادید.

610
00:28:44,803 --> 00:28:47,523
‫ نه، ما فقط بهش گفتیم که زوکینی دنبالشه.

611
00:28:48,163 --> 00:28:50,563
‫ چرا نگفت که شما پدرش هستین؟

612
00:28:50,723 --> 00:28:52,029
‫ما از کلاس چهارم همو می‌شناسیم.

613
00:28:54,243 --> 00:28:55,563
‫ زنمه‌.

614
00:28:55,723 --> 00:28:57,763
‫حالا چه فکرایی که نمی‌کنه؟

615
00:28:57,923 --> 00:29:00,243
‫هیچی، بعدشم، حق داره که اونجوری فکر کنه.

616
00:29:00,403 --> 00:29:03,763
‫بهش میگید که قراره با ما کار کنید.

617
00:29:04,123 --> 00:29:06,203
‫با شما  کار کنم؟ این دیگه چه کلاهبرداریه‌ای؟

618
00:29:06,363 --> 00:29:08,723
‫- آره.
‫- من برای رقیب کار نمی‌کنم.

619
00:29:09,035 --> 00:29:10,655
‫آه، عشقِ آمریکاییِ من.

620
00:29:10,883 --> 00:29:11,923
‫ چطوری، عزیزم؟

621
00:29:12,083 --> 00:29:13,403
‫ تو ماشینم.

622
00:29:13,563 --> 00:29:15,563
‫- تنهایی؟
‫- تنها نیستم.

623
00:29:15,723 --> 00:29:17,843
‫- اِ، جدی؟
‫- با دخترا هستم.

624
00:29:17,928 --> 00:29:18,675
‫دخترا؟!

625
00:29:18,763 --> 00:29:20,723
‫یعنی، با دوستای لیزبت.

626
00:29:21,323 --> 00:29:23,123
‫دارن یه نمایش درباره هوگو آماده می‌کنن.

627
00:29:23,283 --> 00:29:25,043
‫ زن‌های ویکتور هوگو.

628
00:29:25,203 --> 00:29:26,443
‫ زن‌های ویکتور هوگو.

629
00:29:26,603 --> 00:29:30,203
‫جورجیا رو بهت معرفی می‌کنم، که نقشِ...

630
00:29:30,363 --> 00:29:33,163
‫ ادل هوگو رو بازی می‌کنه.
‫منم، من ادل رو بازی می‌کنم.

631
00:29:33,323 --> 00:29:34,283
‫ سلام.

632
00:29:34,443 --> 00:29:35,683
‫ نام اصلیش فوشه بود.

633
00:29:35,843 --> 00:29:38,563
‫ قبل از شروع، یه کم تحقیق کردیم.

634
00:29:38,723 --> 00:29:41,443
‫ آره. بعد، بهت معرفی می‌کنم،

635
00:29:41,603 --> 00:29:45,123
‫ سلام. ژولیت دروئه، معشوقه‌ی رسمی‌اش.

636
00:29:45,283 --> 00:29:46,563
‫ شبیه‌اش هستی.

637
00:29:46,723 --> 00:29:48,682
‫- و بعدی...
‫- لئونی. عصر بخیر

638
00:29:48,843 --> 00:29:50,803
‫اونی که جوونه. باطراوته. سرکشه.

639
00:29:50,923 --> 00:29:53,123
‫ اونی که من دوست دارم.
‫ دقیقاً.

640
00:29:53,283 --> 00:29:54,763
‫فضای امشب این‌طوریه.

641
00:29:54,923 --> 00:29:58,283
‫اونا یه نظریه داشتن. فکر می‌کردن اون مردسالاره.

642
00:29:58,443 --> 00:30:00,923
‫ نه! علیه هوگو نه!

643
00:30:01,083 --> 00:30:04,043
‫ تفاوتش اینه که ما، تو نمایش‌مون،

644
00:30:04,203 --> 00:30:07,963
‫از دید این شخصیت‌های زن شروع می‌کنیم.

645
00:30:08,123 --> 00:30:10,603
‫و تو، همیشه از دید هوگو پیش میری.

646
00:30:10,763 --> 00:30:12,443
‫اینکه چطور دورش می‌چرخن.

647
00:30:12,603 --> 00:30:16,843
‫در حالی که برای ما، برعکسه‌،
‫چطور هوگو دور اونا می‌چرخه.

648
00:30:18,363 --> 00:30:21,163
‫پس تو این مورد، با هم مخالفیم.

649
00:30:21,323 --> 00:30:24,683
‫ مسئله‌ی من اینه که سعی کنم به نثر هوگو خدمت کنم.

650
00:30:24,843 --> 00:30:27,683
‫ژولیت دروئه، وقتی می‌نوشت،

651
00:30:27,843 --> 00:30:31,283
‫تو نمایش من، به نثر ژولیت دروئه خدمت می‌کنم.

652
00:30:32,243 --> 00:30:34,483
‫این‌وقت شب کی واسه کسی سلفی می‌فرسته؟

653
00:30:34,643 --> 00:30:36,763
‫ نه، چیزی نیست، واسه اینستامه‌.

654
00:30:36,923 --> 00:30:38,003
‫اینستاگرام.

655
00:30:38,843 --> 00:30:41,403
‫ می‌دونم چیه. منم یکی دارم.

656
00:30:42,763 --> 00:30:45,203
‫می‌دونید همه‌چیز چطور شروع شد؟

657
00:30:45,363 --> 00:30:48,003
‫وقتی از اون شهر معروف برگشت

658
00:30:48,163 --> 00:30:50,283
‫جایی که فهمید دخترش مرده،

659
00:30:50,443 --> 00:30:52,323
‫این مال روشفوره.

660
00:30:52,483 --> 00:30:55,123
‫وقتی از روشفور برمی‌گرده، کاملاً نابود شده.

661
00:30:55,643 --> 00:30:59,523
‫تو روزنامه‌ها می‌فهمه،
‫همه‌مون می‌دونیم، که دخترش غرق شده.

662
00:30:59,683 --> 00:31:02,043
‫برمی‌گرده، دیگه ژولیت رو تحمل نمی‌کنه.

663
00:31:02,203 --> 00:31:04,843
‫اون تداعی‌کننده‌ی وحشتِ از دست دادن دخترشه

664
00:31:05,003 --> 00:31:06,443
‫وقتی که با معشوقه‌ش بود.

665
00:31:06,603 --> 00:31:07,923
‫غرق در افسردگی تو خودش حبس میشه.

666
00:31:08,083 --> 00:31:10,763
‫یکی بهش میگه: «باید شام بخوری، بری بیرون.»

667
00:31:10,923 --> 00:31:12,963
‫بعد از ۴ ماه، از خونه می‌زنه بیرون.

668
00:31:13,003 --> 00:31:15,683
‫می‌ره یه مهمونیِ شام و برمی‌خوره به لئونی بیار.

669
00:31:15,742 --> 00:31:17,643
‫این افتضاح با زن‌ها،

670
00:31:17,963 --> 00:31:19,483
‫مقصر هست یا نه، نمی‌دونم،

671
00:31:19,643 --> 00:31:21,603
‫اما زندگی عادی‌ای نداره.

672
00:31:21,963 --> 00:31:25,203
‫اتفاقات دراماتیک، انقلاب، کودتا،

673
00:31:25,336 --> 00:31:30,043
‫همه‌ی اینا هست،
‫مجبور میشه با ژولیت فرار کنه بره بلژیک.

674
00:31:30,203 --> 00:31:31,763
‫ادل بعداً بهشون ملحق میشه.

675
00:31:31,923 --> 00:31:33,483
‫نکته‌ی فوق‌العاده‌اش همینه.

676
00:31:33,683 --> 00:31:36,043
‫لئونی بیار ول‌کن ماجرا نیست.

677
00:31:36,203 --> 00:31:38,523
‫بهش می‌نویسه: «دارم میام بروکسل.»

678
00:31:38,683 --> 00:31:42,243
‫و اینجا، هوگو یه کار کاملاً غیرقابل درک انجام میده.

679
00:31:43,563 --> 00:31:46,083
‫جالبه که اینو دارین بهم میگین.

680
00:31:46,243 --> 00:31:48,043
‫شاید شما هم تو کارتون بگنجونیدش.

681
00:31:48,203 --> 00:31:50,629
‫از همسرش می‌خواد،

682
00:31:50,963 --> 00:31:52,083
‫از ادل،

683
00:31:52,243 --> 00:31:53,523
‫از ادل می‌خواد

684
00:31:53,883 --> 00:31:57,363
‫که به لئونی بگه نباید همین الان بیاد.

685
00:31:57,523 --> 00:31:59,363
‫از همسرش می‌خواد،

686
00:31:59,683 --> 00:32:01,163
‫از همسرش، ادل،

687
00:32:02,963 --> 00:32:06,083
‫که لئونی بیار رو منصرف کنه .

688
00:32:06,243 --> 00:32:07,563
‫ این خیلی ناجوانمردانه‌ست.

689
00:32:07,723 --> 00:32:09,043
‫ این فراتر از ناجوانمردیه.

690
00:32:09,109 --> 00:32:12,043
‫هزاران احتمال برای تفسیر وجود داره.

691
00:32:12,603 --> 00:32:16,323
‫می‌تونه این باشه که،
‫در مواجهه با، میل زنانه، هول میشه.

692
00:32:16,483 --> 00:32:18,283
‫ این هر روز برای ما پیش میاد.

693
00:32:18,443 --> 00:32:21,163
‫ مردا از میل جنسی‌ات می‌ترسن؟
‫ همیشه.

694
00:32:21,323 --> 00:32:22,803
‫ این فوق‌العاده‌ست. بالاخره.

695
00:32:22,963 --> 00:32:24,883
‫سال‌هاست منتظر این لحظه‌ام.

696
00:32:25,043 --> 00:32:28,923
‫که یکی بهم بگه زنا فهمیدن مردا می‌ترسن.

697
00:32:29,083 --> 00:32:32,083
‫ من، شریک زندگی قبلیمو ترک کردم،

698
00:32:32,243 --> 00:32:33,443
‫- شریک زندگی؟
‫- آره.

699
00:32:33,603 --> 00:32:34,789
‫ دوست‌پسر قبلی؟

700
00:32:34,880 --> 00:32:35,973
‫رفیق سابق.

701
00:32:36,313 --> 00:32:37,640
‫سابق...

702
00:32:37,743 --> 00:32:38,723
‫مردِ سایق

703
00:32:38,883 --> 00:32:42,403
‫- بهش خیانت کردی؟
‫- در واقع، عاشق یکی شدم.

704
00:32:43,883 --> 00:32:46,523
‫اما هیچ‌وقت با هم رابطه نداشتیم.

705
00:32:47,563 --> 00:32:49,883
‫و من شریک زندگی قبلیمو ترک کردم

706
00:32:50,043 --> 00:32:51,603
‫تا داستانم رو زندگی کنم.

707
00:32:51,763 --> 00:32:53,963
‫و اون یکی ترسید. همین.

708
00:32:54,123 --> 00:32:55,803
‫پس تنها موندم.

709
00:32:56,083 --> 00:32:59,723
‫ خیلی مسئله‌ی ترس از میل جنسی زن‌ها نیست.

710
00:32:59,816 --> 00:33:02,347
‫- نه.
‫- به نظر من دقیقاً همینه.

711
00:33:02,403 --> 00:33:05,683
‫جالب‌تر اینه که بری سراغ دختری که باید فتحش کنی،

712
00:33:05,843 --> 00:33:08,323
‫در حالی که زنی که دلش می‌خواد رابطه داشته باشه

713
00:33:08,483 --> 00:33:11,923
‫و بدون شرم میگه، خودشو هم‌سطح مرد می‌کنه.

714
00:33:12,083 --> 00:33:14,683
‫و فکر می‌کنم فراتر از ترس، قضیه اینه که...

715
00:33:15,243 --> 00:33:18,523
‫یهو مرد میبینه دیگه تسلطی روی زنی نداره

716
00:33:18,683 --> 00:33:21,883
‫که کاملاً مال خودش باشه.

717
00:33:22,243 --> 00:33:26,963
‫همینه. ترس از زنی که،
‫کاملاً به خودش مسلطه.

718
00:33:27,123 --> 00:33:29,163
‫ آره، اما این دوتا به هم ربط دارن.

719
00:33:29,323 --> 00:33:31,003
‫ آره، مرتبطن.

720
00:33:31,163 --> 00:33:33,443
‫ بیایید اسمشو بیاریم، این همون ترسیه...

721
00:33:33,603 --> 00:33:35,623
‫ که فروید به عنوان اضطرابِ قاره‌ی سیاه تعریف کرده.

722
00:33:35,689 --> 00:33:37,549
‫یعنی مردا از اینکه وارد اون قلمرو بشن می‌ترسن.

723
00:33:37,603 --> 00:33:39,523
‫خب برن با همون هم‌جنسای خودشون کار کنن دیگه.

724
00:33:39,723 --> 00:33:41,923
‫فکر می‌کنم بازم یه مسئله‌ست.

725
00:33:42,083 --> 00:33:44,083
‫ تو نسبت به مردا خصومت داری.

726
00:33:44,176 --> 00:33:45,276
‫ روان‌شناسی زنانه.

727
00:33:45,323 --> 00:33:48,763
‫ این که حرفمو می‌زنم دلیل بر خصومت نیست.

728
00:33:48,923 --> 00:33:50,883
‫دلیلش هم اینه که الان یکی هست که منتظرمه، می‌بینی؟

729
00:33:51,043 --> 00:33:53,323
‫صبر کن، ساعت ۵ صبح قرار داری؟

730
00:33:53,483 --> 00:33:54,723
‫ لعنتی، عجب انگیزه‌ای داری.

731
00:33:55,083 --> 00:33:57,003
‫ در ساعتی که حومه شهر سفید می‌شود،

732
00:33:57,363 --> 00:33:58,883
‫دیگه یه صبحانه‌ست، همین.

733
00:33:59,563 --> 00:34:01,243
‫تازه، اسمش هم هوگوئه.

734
00:34:01,403 --> 00:34:02,563
‫این خودش یه نشونه‌ست.

735
00:34:02,723 --> 00:34:03,683
‫ شاید.

736
00:34:04,043 --> 00:34:05,083
‫ من میرم. منم همین‌طور.

737
00:34:05,243 --> 00:34:05,931
‫خداحافظ.

738
00:34:05,955 --> 00:34:06,643
‫خداحافظ.

739
00:34:07,523 --> 00:34:09,102
‫ منتظرت بمونم؟
‫ آره.

740
00:34:11,123 --> 00:34:12,762
‫ خداحافظ، روبرت.
‫ خداحافظ.

741
00:34:13,509 --> 00:34:15,482
‫ پیا پپین، شما بمونید..
‫ اوه نه.

742
00:34:15,643 --> 00:34:18,563
‫نه، ساعت ۵ صبحه.
‫بی‌خیال، من دیگه بریدم.

743
00:34:23,123 --> 00:34:25,163
‫می‌آین نمایش ما رو ببینید؟

744
00:34:25,323 --> 00:34:26,603
‫ آره، حتماً.

745
00:34:27,123 --> 00:34:28,363
‫ لیزبت هم هست.

746
00:34:28,923 --> 00:34:31,923
‫ جدی؟
‫توش بازی می‌کنه؟ می‌خواد بازیگر بشه؟

747
00:34:32,083 --> 00:34:34,483
‫ نه. سال آخر دبیرستان همه‌چیز رو ول کرد.

748
00:34:34,643 --> 00:34:38,003
‫اما شانسو تئاتر رو به ما می‌داد. کارای خودمون رو می‌کردیم.

749
00:34:38,443 --> 00:34:40,083
‫و لیزبت،

750
00:34:40,323 --> 00:34:41,963
‫اون، نگاهمون می‌کنه،

751
00:34:42,123 --> 00:34:43,363
‫بهمون مشورت میده.

752
00:34:43,523 --> 00:34:45,843
‫گاهی وقت‌ها تو گیشه بلیت‌فروشی می‌کنه

753
00:34:46,163 --> 00:34:48,923
‫خیلی دوست داشتیم
‫وقتی ۱۲، ۱۳ ساله بودیم این بازی رو بکنیم.

754
00:34:49,083 --> 00:34:50,443
‫به شانسو کمک می‌کردیم.

755
00:34:51,482 --> 00:34:53,762
‫امیدوارم دوباره برگرده سراغ تئاتر.

756
00:34:56,083 --> 00:34:57,163
‫خب، دیگه.

757
00:34:57,723 --> 00:34:59,422
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

758
00:34:59,529 --> 00:35:01,204
‫سعی کنید بخوابید.

759
00:35:01,315 --> 00:35:02,069
‫باشه.

760
00:35:25,363 --> 00:35:27,363
‫تو حیاط داری می‌شاشی، شوالیه؟

761
00:35:27,429 --> 00:35:31,582
‫ آره، شرمنده.
‫تو یه مزرعه بزرگ شدم، حسشو دوست دارم.

762
00:35:33,523 --> 00:35:36,483
‫نگران نباش، شیلنگ آب رو میگیرم روش.

763
00:35:37,003 --> 00:35:39,003
‫راستی، دخترتون اومده بود.

764
00:35:39,803 --> 00:35:41,283
‫ دخترم؟ مطمئنی؟

765
00:35:41,643 --> 00:35:44,763
‫ خودش بهم گفت.
‫داشتم سیگار می‌کشیدم، در باز بود.

766
00:35:44,923 --> 00:35:46,203
‫اجازه گرفت بره بالا.

767
00:35:46,363 --> 00:35:48,323
‫ خب باید نگه‌ش می‌داشتی!

768
00:35:48,483 --> 00:35:50,963
‫ نمی‌دونستم دختر داری.

769
00:35:51,363 --> 00:35:52,763
‫می‌تونست هرکسی باشه.

770
00:35:52,923 --> 00:35:55,169
‫با این آرایشش شبیه کولی‌ها شده بود.

771
00:35:55,243 --> 00:35:56,363
‫ کولی؟

772
00:35:57,003 --> 00:35:58,523
‫بلونده، مگه نه؟

773
00:35:58,642 --> 00:36:00,289
‫ آره و نه. چه میدونم.

774
00:36:01,843 --> 00:36:03,683
‫ فکر می‌کنی شبیه کولی‌هام؟

775
00:36:03,843 --> 00:36:05,283
‫ آره، کاملاً.

776
00:36:05,723 --> 00:36:06,843
‫ خب. روز خوش.

777
00:36:08,283 --> 00:36:09,443
‫ روز شما هم خوش.

778
00:36:17,163 --> 00:36:19,923
‫ نمی‌تونم برم برات نون شکلاتی بگیرم.

779
00:36:20,083 --> 00:36:23,763
‫بو میده. فضله اسبه.
‫یعنی، بوش کمتر از گُهه، لعنتی.

780
00:36:24,163 --> 00:36:26,563
‫ امروز صبح نمی‌خوام.

781
00:36:26,963 --> 00:36:28,883
‫گفتی فضله، فضله‌ی اسب؟

782
00:36:29,043 --> 00:36:31,283
‫ آره. فضله مال اسباس.

783
00:36:31,443 --> 00:36:33,363
‫ اسب‌ها، اما کدوم اسب‌ها؟

784
00:36:33,523 --> 00:36:34,876
‫این‌جا که اسبی نیست.

785
00:36:35,009 --> 00:36:38,123
‫من پیش خالم کارآموزم و اهل اینجا نیستم.

786
00:36:38,283 --> 00:36:40,043
‫حتماً هستن، اینا رو جا گذاشتن.

787
00:36:40,203 --> 00:36:42,043
‫ شاید برای گارد جمهوریه.

788
00:36:42,403 --> 00:36:43,763
‫خب، خیلی بعیده.

789
00:36:43,923 --> 00:36:44,963
‫این اطراف هم نیستن.

790
00:36:45,123 --> 00:36:46,363
‫ این دیگه چه گاردیه؟

791
00:36:46,523 --> 00:36:48,283
‫ پلیس‌های اسب‌سوارن.

792
00:36:49,843 --> 00:36:51,043
‫نه، واقعاً وجود دارن.

793
00:36:52,443 --> 00:36:53,763
‫خب، روز خوش.

794
00:36:53,963 --> 00:36:55,003
‫ صبر کنید!

795
00:36:55,803 --> 00:36:58,003
‫یه سری دختر اینو دادن
‫به من که به شما بدم.

796
00:36:58,163 --> 00:37:00,443
‫بلیت یه تئاتره که اسمش اسم یه پرنده‌ست.

797
00:37:00,603 --> 00:37:02,442
‫- توکان سفید.
‫- آره. میشناسید؟

798
00:37:02,603 --> 00:37:03,963
‫ همون جاییه که من کارمو شروع کردم.

799
00:37:04,123 --> 00:37:05,323
‫ چی رو شروع کردی؟

800
00:37:05,963 --> 00:37:06,843
‫ هیچی.

801
00:37:13,763 --> 00:37:17,403
‫ سعی کنید جزئیاتی اضافه کنید به این لحظه که هوگو

802
00:37:17,563 --> 00:37:23,403
‫قراره اقدام به پایین آوردن تابلوی لئوپولدین بکنه
‫که تو موزه‌ی میدان ووژ دیده میشه.

803
00:37:23,563 --> 00:37:26,643
‫اون لحظه خیلی هوگو نیست، بیشتر ویکتوره.

804
00:37:26,803 --> 00:37:30,923
‫چیزی که وحشتناکه، اینه که،
‫می‌دونه که باید به نامه‌های تسلیت جواب بده.

805
00:37:31,083 --> 00:37:32,683
‫لامارتین، بودلر، فلوبر،

806
00:37:32,843 --> 00:37:36,603
‫نباید شاه لوئی فیلیپ و فرانسوا گیزو رو فراموش کرد.

807
00:37:41,363 --> 00:37:42,603
‫کی اونجاست؟

808
00:37:43,123 --> 00:37:44,523
‫کسی هست؟

809
00:37:48,963 --> 00:37:50,443
‫ دارم پاگرد رو تمیز می‌کنم.

810
00:37:50,843 --> 00:37:53,716
‫حتی یکشنبه‌ها؟ باید استراحت کنی.

811
00:37:53,763 --> 00:37:56,643
‫ من فقط همینو دوست دارم.
‫ این کار تورو می‌کشه.

812
00:37:56,709 --> 00:37:57,843
‫ من فقط همینو دوست دارم.

813
00:37:57,903 --> 00:37:59,549
‫و حتی یکشنبه‌ها هم بازی می‌کنم.

814
00:37:59,643 --> 00:38:01,403
‫- روز خوبی داشته باشی.
‫- روز شما هم خوش.

815
00:38:04,003 --> 00:38:06,083
‫ چطوری مبروک؟ روزت چطور گذشت؟

816
00:38:06,243 --> 00:38:07,843
‫ خیلی خوب. همه‌چیز رو به راه بود.

817
00:38:08,003 --> 00:38:09,083
‫ منم همین‌طور.

818
00:38:09,243 --> 00:38:11,523
‫همه‌چیز رو به راه بود. خوب کار کردم.

819
00:38:13,363 --> 00:38:15,563
‫ پسرم تو مدرسه‌اش داره هوگو یاد میگیره.

820
00:38:16,203 --> 00:38:17,563
‫یه شعر.

821
00:38:17,843 --> 00:38:20,883
‫« چه تعداد ملوان، چه تعداد کاپیتان،»

822
00:38:21,043 --> 00:38:23,483
‫ که شاد و خوشحال رفتن به سفرهای دور،

823
00:38:23,643 --> 00:38:25,763
‫تو این افق غم‌انگیز ناپدید شدن.»

824
00:38:26,523 --> 00:38:28,963
‫شعر خیلی معروفیه. خیلی زیباست. غنائیه.

825
00:38:29,123 --> 00:38:31,363
‫من اجراش نمی‌کنم، اما باید بکنم.

826
00:38:33,163 --> 00:38:34,123
‫چند سالشه؟

827
00:38:34,443 --> 00:38:35,723
‫ ۱۱ سالشه.

828
00:38:36,803 --> 00:38:39,643
‫«چند نفر ناپدید شدن، سرنوشت سخت و غم‌انگیز،»

829
00:38:39,803 --> 00:38:43,243
‫«تو یه دریای بی‌انتها، تو یه شب بی‌ماه،»

830
00:38:43,403 --> 00:38:46,123
‫«زیر اقیانوس کور، برای همیشه مدفون شدن.»

831
00:38:46,843 --> 00:38:49,563
‫«چه تعداد ناخدا همراه کاپیتانشون مردن؟»

832
00:38:50,163 --> 00:38:51,963
‫ اینه، این‌جا.

833
00:38:53,083 --> 00:38:53,923
‫ پسرتونه؟

834
00:38:55,003 --> 00:38:57,483
‫چه قدر خوش‌تیپه. شبیه شماست.

835
00:38:57,843 --> 00:39:00,563
‫چشم‌هاتون خیلی، شبیه همدیگه‌ست.

836
00:39:01,443 --> 00:39:03,683
‫آفرین، مبروک. عالیه.

837
00:39:03,843 --> 00:39:05,003
‫ ممنون.

838
00:39:13,363 --> 00:39:14,723
‫منتظر تماسی؟

839
00:39:14,883 --> 00:39:16,323
‫ منتظر تماس دخترمم،

840
00:39:16,483 --> 00:39:19,523
‫چون مدام میره رو پیام‌گیرش.

841
00:39:19,683 --> 00:39:21,389
‫نمی‌تونم بهش برسم.

842
00:39:21,643 --> 00:39:22,843
‫ چند سالشه؟

843
00:39:23,683 --> 00:39:25,843
‫ اون، ۲۰۰۲.

844
00:39:26,363 --> 00:39:27,243
‫ژوئیه ۲۰۰۲.

845
00:39:27,403 --> 00:39:29,849
‫ جوونا هیچ‌وقت جواب نمیدن.

846
00:39:30,776 --> 00:39:32,329
‫مگه با پیامک.

847
00:39:32,363 --> 00:39:34,203
‫ می‌تونم یه پیامک امتحان کنم.

848
00:39:34,723 --> 00:39:37,803
‫اما چی بهش بگم؟
‫خیلی با هم در ارتباط نیستیم.

849
00:39:37,963 --> 00:39:39,803
‫ یا یه عکس. اینو دوست دارن.

850
00:39:39,963 --> 00:39:41,323
‫ عکس چی؟

851
00:39:41,483 --> 00:39:42,843
‫ یه عکس از خودت.

852
00:39:43,003 --> 00:39:45,243
‫ دیوونه شدی؟ عکس خودم؟

853
00:39:45,403 --> 00:39:46,963
‫ یا یه پیام صوتی.

854
00:39:47,123 --> 00:39:47,909
‫ اون چیه؟

855
00:39:47,981 --> 00:39:49,081
‫یه پیام صوتی دیگه!

856
00:39:49,283 --> 00:39:51,523
‫پیام صوتی. یه پیغام. آیکون کوچیک. میکروفون.

857
00:39:51,803 --> 00:39:53,403
‫ یعنی چی، آیکون؟

858
00:39:53,563 --> 00:39:54,323
‫مجسمه‌ها؟

859
00:39:54,483 --> 00:39:56,483
‫بغل اون ایموجیهاا.

860
00:39:56,643 --> 00:39:59,803
‫ رو آیکون میکروفون بزن.

861
00:39:59,963 --> 00:40:01,443
‫ضبط می‌کنی، می‌فرستی.

862
00:40:01,603 --> 00:40:03,163
‫ باشه، اما،

863
00:40:03,483 --> 00:40:05,883
‫باید تمرکز کنم. باید فکر کنم.

864
00:40:06,043 --> 00:40:08,883
‫ فکر کردن نداره. باید انجامش بدی، همین.

865
00:40:09,043 --> 00:40:10,909
‫ خیلی پیچیده‌ست.

866
00:40:11,363 --> 00:40:13,283
‫مبروک داری چیکار می‌کنی؟

867
00:40:13,843 --> 00:40:15,163
‫مبروک!

868
00:40:15,683 --> 00:40:16,403
‫این،

869
00:40:16,683 --> 00:40:17,483
‫ بده من اون رو.

870
00:40:17,643 --> 00:40:18,803
‫ مبروک!

871
00:40:20,363 --> 00:40:23,563
‫- شارژم داره تموم میشه.
‫- من کار درست رو می‌کنم.

872
00:40:25,203 --> 00:40:26,523
‫بفرمایید.

873
00:40:26,803 --> 00:40:29,123
‫آره، لیزبت. آره، دختر خوشگلم.

874
00:40:29,283 --> 00:40:30,843
‫مبروک داره باهات حرف می‌زنه.

875
00:40:30,950 --> 00:40:35,464
‫به خاطر پدرت،
‫که مدت‌هاست می‌شناسمش، خیلی دوسش دارم،

876
00:40:35,603 --> 00:40:37,523
‫باید بهش جواب بدی.

877
00:40:37,683 --> 00:40:40,523
‫ناراحته و دلش برات تنگ شده. همین.

878
00:40:40,683 --> 00:40:43,043
‫می‌خواد باهات حرف بزنه، طبیعیه.

879
00:40:43,203 --> 00:40:44,683
‫باباها همین‌طورین.

880
00:40:44,843 --> 00:40:48,243
‫هرچند حدس می‌زنم
‫خیلی وقت‌ها نتونسته بابا‌ی خوبی باشه،

881
00:40:48,403 --> 00:40:51,443
‫و حتی گاهی، افتضاح بود،

882
00:40:51,603 --> 00:40:53,963
‫که نگیم کاملاً بی‌شعورانه،

883
00:40:54,123 --> 00:40:55,443
‫باید بهش جواب بدی. همین.

884
00:40:55,603 --> 00:40:56,763
‫ نفرستادیش؟

885
00:40:56,916 --> 00:40:58,403
‫- چرا، عالیه.
‫- دیوونه‌ای.

886
00:40:58,563 --> 00:40:59,203
‫خیلی هم خوبه.

887
00:40:59,356 --> 00:41:01,316
‫- اصن فهمیدی چی گفتی؟
‫- نه.

888
00:41:01,483 --> 00:41:03,483
‫ گفتی من افتضاح بودم.

889
00:41:03,643 --> 00:41:04,723
‫ متوجه می‌شه.

890
00:41:04,883 --> 00:41:06,123
‫ دیوونه‌ای، مبروک.

891
00:41:06,283 --> 00:41:08,003
‫- نه.
‫- حالا چه فکری می‌کنه؟

892
00:41:08,163 --> 00:41:10,202
‫ ماشین رفت.

893
00:41:11,143 --> 00:41:12,523
‫دزد!

894
00:41:12,723 --> 00:41:13,763
‫وایسا!

895
00:41:13,923 --> 00:41:15,803
‫لعنت به این شانس!

896
00:41:18,523 --> 00:41:20,763
‫ ماشین، و من، تئاتر!

897
00:41:42,723 --> 00:41:43,923
‫ دوباره زنگ می‌زنم.

898
00:41:45,443 --> 00:41:46,723
‫خب،

899
00:41:47,643 --> 00:41:48,843
‫ ۳۰ دقیقه وقت داریم.

900
00:41:49,003 --> 00:41:50,723
‫تا حالا ندیده بودم پیداش نشه.

901
00:41:50,883 --> 00:41:52,603
‫ بدجوری گیر افتادم،

902
00:41:55,803 --> 00:41:56,963
‫ هی، کوزیما.

903
00:41:57,363 --> 00:41:58,563
‫امشب،

904
00:41:59,363 --> 00:42:01,483
‫نه، حق داری.
‫الان وقتش نیست.

905
00:42:01,803 --> 00:42:03,163
‫جواب نمیده.

906
00:42:03,323 --> 00:42:05,163
‫ چی؟ داره میاد؟

907
00:42:05,643 --> 00:42:07,243
‫ ماشین رو پیدا کردن.

908
00:42:07,403 --> 00:42:08,883
‫ دمش گرم، عالیه.

909
00:42:09,163 --> 00:42:10,643
‫ خیلی عالیه،

910
00:42:23,043 --> 00:42:24,923
‫ رژیس.

911
00:42:25,083 --> 00:42:26,603
‫رژیس!

912
00:42:30,843 --> 00:42:33,723
‫نمی‌تونستم از در جلو بیام.
‫مجبور شدم قفل رو بشکنم.

913
00:42:33,883 --> 00:42:36,522
‫- زهره‌ترک شدیم.
‫- تو مترو گم شدم.

914
00:42:36,683 --> 00:42:38,123
‫ متنت روی صحنه‌ست.

915
00:42:38,283 --> 00:42:40,363
‫ متن من؟
‫مبروک ماشینشو پیدا کرد؟

916
00:42:40,436 --> 00:42:41,629
‫- آره.
‫- مطمئنی؟

917
00:42:41,683 --> 00:42:43,523
‫- آره.
‫- باورم نمی‌شه.

918
00:42:43,683 --> 00:42:45,803
‫لعنتی. خیلی خب، میکروفون رو می‌ذارم.

919
00:42:45,963 --> 00:42:47,143
‫خیلی ترسیدی، روبرت.

920
00:42:47,203 --> 00:42:48,803
‫ چاره‌ای نداشتم.

921
00:42:48,963 --> 00:42:50,203
‫میکروفون رو نذارم؟

922
00:42:50,363 --> 00:42:51,643
‫ نه. گندت بزنه!

923
00:42:51,803 --> 00:42:53,003
‫ خیلی خب، روبرت.

924
00:42:56,323 --> 00:42:58,403
‫ خیلی لطف دارید.
‫بی‌نهایت ممنونم.

925
00:42:58,563 --> 00:43:01,243
‫بی‌نهایت ممنونم.
‫تو تمام عمرم چنین چیزی برام پیش نیومده بود.

926
00:43:01,403 --> 00:43:04,843
‫۴۰ ساله کارم تئاتره، نمی‌تونم براتون توصیف کنم.

927
00:43:05,003 --> 00:43:07,563
‫به هر حال، اصلاً اهمیتی نداره.

928
00:43:07,763 --> 00:43:10,523
‫تابه‌حال برام اتفاق نیافتاده بود.
‫می‌تونستم بهتون بگم

929
00:43:10,683 --> 00:43:12,523
‫که مشکلاتی پیش اومد، اما

930
00:43:12,683 --> 00:43:16,603
‫مشکل اصلی اینه که
‫من این قرار ملاقات جادویی رو از دست دادم

931
00:43:16,763 --> 00:43:19,243
‫با هزار نفر آدم تو این سالن باشکوه،

932
00:43:19,403 --> 00:43:22,483
‫سالنی که حضور ویکتور هوگو رو به خودش دیده.

933
00:43:22,643 --> 00:43:26,523
‫و از خودم می‌پرسم
‫ویکتور هوگو چه واکنشی نشون می‌داد

934
00:43:26,683 --> 00:43:29,523
‫به این ناتوانی باورنکردنی در به‌موقع رسیدن،

935
00:43:29,683 --> 00:43:31,203
‫این بی‌دقتی به وقت‌شناس بودن.

936
00:43:31,363 --> 00:43:34,783
‫حتی وقت نکردم لباس عوض کنم.
‫که اصلاً براتون مهم نیست.

937
00:43:34,883 --> 00:43:38,363
‫حق هم دارید،
‫در برابر هوگو این چیزا پشیزی ارزش نداره.

938
00:43:38,523 --> 00:43:41,123
‫لباسمو عوض نکردم، گریم هم نکردم.

939
00:43:41,283 --> 00:43:43,003
‫می‌بینم خانمی میگه:

940
00:43:43,163 --> 00:43:45,523
‫«قیافه‌اش مثل همیشه نیست.»

941
00:43:45,683 --> 00:43:48,523
‫وقت نکردم گریم کنم.
‫اما زیاد مهم نیست.

942
00:43:48,803 --> 00:43:50,403
‫گوشی یکی زنگ می‌خوره.

943
00:43:50,562 --> 00:43:52,242
‫حق هم دارید.

944
00:43:52,282 --> 00:43:53,831
‫آقا حتماً با خودش گفته:

945
00:43:53,882 --> 00:43:56,569
‫«۲۰ دقیقه‌ست داریم انتظار می‌کشیم.» حق با شماست.

946
00:43:56,723 --> 00:43:58,323
‫نمی‌خوام باهاتون بحث کنم.

947
00:43:58,483 --> 00:44:00,723
‫حق دارید به دوستتون بگید:

948
00:44:00,883 --> 00:44:02,203
‫«۲۵ دقیقه تاخیر داره.»

949
00:44:02,363 --> 00:44:04,622
‫بنابراین شروع می‌کنم با...

950
00:44:08,536 --> 00:44:12,196
‫پس شروع می‌کنم، فقط یه نگاهی بندازم،

951
00:44:12,363 --> 00:44:13,283
‫ شعر؟

952
00:44:13,443 --> 00:44:14,363
‫ آره، شعر.

953
00:44:14,523 --> 00:44:15,563
‫حق با اونه.

954
00:44:15,723 --> 00:44:18,123
‫حق با اونه، باید با اصل کاری شروع کرد.

955
00:44:18,283 --> 00:44:19,923
‫شعر رو می‌خونم.

956
00:44:19,989 --> 00:44:22,003
‫می‌دونید، اگه تاخیر داشتم،

957
00:44:22,163 --> 00:44:24,123
‫بذارید بهتون بگم، واقعاً مسخره‌ست،

958
00:44:24,283 --> 00:44:27,323
‫به لطف کسی که نمی‌شناسیدش

959
00:44:27,483 --> 00:44:29,203
‫اسمش مبروکه‌.

960
00:44:29,803 --> 00:44:32,443
‫پیش خودتون میگید چه رویی داره،

961
00:44:32,603 --> 00:44:34,883
‫ازتون می‌خوام مبروک رو تشویق کنید.

962
00:44:35,043 --> 00:44:37,603
‫نمی‌دونید چرا، اما خودش می‌دونه.

963
00:44:45,883 --> 00:44:48,003
‫با شاهکارش شروع می‌کنم.

964
00:44:48,363 --> 00:44:50,003
‫براتون می‌خونمش،

965
00:44:50,163 --> 00:44:52,243
‫فکر کنم شاهکارشه.

966
00:44:52,403 --> 00:44:53,843
‫عادت کرده بود، نه...

967
00:44:54,003 --> 00:44:56,203
‫منو ببخشید، کمی گیج شدم.

968
00:44:56,363 --> 00:45:00,163
‫فردا، به وقت سپیده دم،
‫در ساعتی که حومه شهر سفید می‌شود،

969
00:45:00,323 --> 00:45:03,743
‫خواهم رفت.
‫می‌بینی، می‌دانم که منتظرم هستی.

970
00:45:04,763 --> 00:45:06,723
‫از میان جنگل خواهم گذشت،

971
00:45:06,883 --> 00:45:08,883
‫از میان کوهستان خواهم گذشت.

972
00:45:09,043 --> 00:45:11,883
‫نمی‌توانم بیشتر از این دور از تو بمانم.

973
00:45:13,403 --> 00:45:19,123
‫راه می‌سپارم، با چشمانی دوخته به افکارم،
‫بی‌آنکه چیزی در بیرون ببینم.

974
00:45:20,123 --> 00:45:22,403
‫بدون شنیدن هیچ صدایی،

975
00:45:22,669 --> 00:45:25,176
‫تنها، ناشناس،

976
00:45:25,363 --> 00:45:28,843
‫با پشت خمیده،
‫دست‌های به هم گره‌خورده، غمگین،

977
00:45:28,902 --> 00:45:31,643
‫و روز برای من مثل شب خواهد بود.

978
00:45:31,716 --> 00:45:35,337
‫نگاه نخواهم کرد نه به طلای غروب که می‌افتد،

979
00:45:35,369 --> 00:45:38,896
‫نه به بادبان‌های دوردستی که به سمت هارفلور سرازیرند.

980
00:45:38,963 --> 00:45:41,643
‫و وقتی برسم،
‫روی سنگ قبرت خواهم گذاشت

981
00:45:41,803 --> 00:45:46,036
‫شاخه‌ای از خرمندیِ سبز و خلنج گل‌دار.

982
00:45:46,803 --> 00:45:49,463
‫این نبوغ ویکتور هوگوست که اینجاست.

983
00:45:49,523 --> 00:45:53,443
‫با لحظه‌ی درست شروع نمی‌کنم.
‫این بزرگ‌ترین شعره.

984
00:45:53,603 --> 00:45:56,443
‫به گفته‌ی پگی،
‫ما پگی رو به اندازه کافی نمی‌خونیم.

985
00:45:56,603 --> 00:45:58,083
‫پگی یه دیوونه‌ست.

986
00:45:58,243 --> 00:45:59,649
‫پگی یه نابغه‌ست.

987
00:45:59,683 --> 00:46:03,003
‫اون ساختاری موسیقایی رو برای متن ابداع کرد.

988
00:46:03,736 --> 00:46:06,123
‫و پگی گفت که «بوعز خفته»،

989
00:46:06,283 --> 00:46:10,403
‫شاید یکی از چهار بزرگ‌ترین شعرهای تاریخ

990
00:46:10,563 --> 00:46:12,963
‫تمدن یهودی مسیحی بود.

991
00:46:13,123 --> 00:46:15,243
‫خب، حالا میرم اونجا می‌ایستم.

992
00:46:15,403 --> 00:46:19,043
‫خیلی منقلب شدم
‫از کیفیت گوش دادنی که ارائه می‌دید.

993
00:46:27,803 --> 00:46:29,043
‫پس،

994
00:46:31,283 --> 00:46:33,243
‫کجا بودم؟ گم شدم.

995
00:46:33,403 --> 00:46:35,416
‫آره، «بوعز خفته».

996
00:47:14,469 --> 00:47:16,149
‫ کمکی از دست من برمیاد؟

997
00:47:17,083 --> 00:47:19,283
‫ ببخشید، داشتم به پرتره‌ها نگاه می‌کردم.

998
00:47:19,723 --> 00:47:21,403
‫ نباید خودتو این‌طوری ناراحت کنی.

999
00:47:21,563 --> 00:47:23,363
‫اینا فقط چهره‌های فراموش‌شده‌ان.

1000
00:47:23,942 --> 00:47:26,203
‫یا در بهترین حالت، فراموش‌نشده.

1001
00:47:28,169 --> 00:47:29,582
‫دنبال خروجی می‌گردی؟

1002
00:47:29,882 --> 00:47:31,362
‫ نمی‌دونم.

1003
00:47:33,083 --> 00:47:35,323
‫راستش، واقعاً نمی‌دونم.

1004
00:47:36,123 --> 00:47:37,596
‫- اینجا کار می‌کنی؟
‫- آره.

1005
00:47:37,643 --> 00:47:40,043
‫ منم یه کم تو یه تئاتر کار می‌کنم.

1006
00:47:40,203 --> 00:47:42,083
‫خب، خیلی ساده‌تر از اینجاست.

1007
00:47:42,563 --> 00:47:44,103
‫ بازیگری؟

1008
00:47:44,556 --> 00:47:45,603
‫ نه.

1009
00:47:51,523 --> 00:47:54,763
‫ حالا که اینجایی، بیا، یه چیزی بهت نشون بدم.

1010
00:47:54,923 --> 00:47:56,043
‫بیا.

1011
00:47:58,523 --> 00:48:00,603
‫معمولاً هیچ‌کس نمی‌تونه وارد بشه.

1012
00:48:01,243 --> 00:48:02,803
‫تو آدم ویژه‌ای هستی.

1013
00:48:06,803 --> 00:48:09,496
‫- شنیدی زوکینی همین چند لحظه پیش چی می‌گفت؟
‫- آره.

1014
00:48:09,763 --> 00:48:11,749
‫ زیاد پیش میاد همه‌چیز رو بی‌نظم انجام بده؟

1015
00:48:11,856 --> 00:48:13,369
‫ نه. اصلاً.

1016
00:48:17,483 --> 00:48:19,036
‫ من لیزبت‌ام.

1017
00:48:19,723 --> 00:48:21,243
‫ شرمنده‌ام.

1018
00:48:21,603 --> 00:48:22,883
‫متوجه نمی‌شم.

1019
00:48:27,763 --> 00:48:29,723
‫ من دیگه برم. خیلی ممنون.

1020
00:48:39,803 --> 00:48:41,123
‫ لیزبت!

1021
00:48:41,603 --> 00:48:42,483
‫لیزبت!

1022
00:48:43,889 --> 00:48:45,396
‫یه فرصت بهش بده.

1023
00:49:11,123 --> 00:49:14,123
‫بی‌نظمی، خودش یه جور اتفاقه.

1024
00:49:14,403 --> 00:49:16,929
‫یه جور غافلگیریه، اون چاشنیِ ماجرا.

1025
00:49:17,123 --> 00:49:20,563
‫این هرج‌ومرج، یه جور انتخابِ دلبخواهیه.

1026
00:49:20,923 --> 00:49:23,523
‫معمولاً، من آدم منظمی‌ام.

1027
00:49:23,683 --> 00:49:25,563
‫پاهام رو زمینه

1028
00:49:25,723 --> 00:49:28,603
‫و حتی همه‌چیزم حساب‌شده‌ست.

1029
00:49:29,763 --> 00:49:32,523
‫ولی وقتی از درون تکون می‌خوری، وقتی می‌کوبه،

1030
00:49:32,963 --> 00:49:36,643
‫وقتی ضربه می‌زنه، بی‌نظمی، خودِ اتفاقه.

1031
00:49:46,163 --> 00:49:48,243
‫تو رویداد منی، لیزبت.

1032
00:49:48,403 --> 00:49:50,043
‫ مگه گفته بودم صبح به این زودی؟

1033
00:49:51,883 --> 00:49:54,243
‫ آره. یعنی، گفته بودی ۵:۳۰.

1034
00:49:55,643 --> 00:49:59,963
‫یه مشت شیرینی پفکی کاملاً له‌شده. برات آوردم،

1035
00:50:00,123 --> 00:50:01,323
‫ ممنون.

1036
00:50:01,803 --> 00:50:04,623
‫ تو لیلا زندگی کردن فوق‌العاده‌ست.

1037
00:50:06,843 --> 00:50:09,723
‫- اگه می‌خوای بیا تو.
‫- آره، با کمال میل.

1038
00:50:12,083 --> 00:50:14,123
‫می‌دونم اومده بودی خونم.

1039
00:50:14,523 --> 00:50:16,363
‫اما ندیدمت، چون،

1040
00:50:16,843 --> 00:50:20,163
‫همیشه بعد نمایش آدمای دوروبرمو می‌بینم.
‫کمی دیر میشه.

1041
00:50:21,523 --> 00:50:22,563
‫ آره.

1042
00:50:23,403 --> 00:50:25,323
‫دندانپزشک من تو همون محله‌ی شماست.

1043
00:50:25,483 --> 00:50:27,483
‫قبلش هیچ‌وقت اونجا نایستاده بودم.

1044
00:50:29,443 --> 00:50:33,243
‫ ممنونم که بالاخره اومدی تئاتر سر زدی.

1045
00:50:33,723 --> 00:50:35,363
‫ از مبروک تشکر کن.

1046
00:50:36,803 --> 00:50:38,403
‫بالاخره، کاری که کردی همون بود.

1047
00:50:39,763 --> 00:50:41,323
‫ همه‌شون رو نگه داشتی؟

1048
00:50:42,123 --> 00:50:44,603
‫ آره. اما آروم باش، همه رو نخوندم.

1049
00:50:46,203 --> 00:50:50,323
‫ نمی‌دونستم چطور تو هر سالگردت
‫خودم رو نشون بدم.

1050
00:50:51,563 --> 00:50:53,763
‫به خاطر همین برات کتاب فرستادم.

1051
00:50:54,029 --> 00:50:56,829
‫ باید باور کنم مدت‌هاست تو فکرش بودی.

1052
00:50:56,943 --> 00:50:59,043
‫نمایش تو از یه دوره خیلی دور میاد.

1053
00:50:59,683 --> 00:51:01,163
‫نمی‌شه خلافشو گفت.

1054
00:51:03,483 --> 00:51:06,123
‫ آره، از خیلی دور. و نمی‌دونم چرا.

1055
00:51:06,523 --> 00:51:08,843
‫بحث نبوغه، همین. بحث این خودِ آدمه..

1056
00:51:09,243 --> 00:51:12,763
‫با خودم گفتم:
‫«برای ۷ سالگیش، بینوایان بد نیست.»

1057
00:51:12,923 --> 00:51:15,403
‫هرچند معمولاً واسه سنین بالاتره.

1058
00:51:16,483 --> 00:51:18,123
‫ یه کتاب، آره، بد نیست.

1059
00:51:18,723 --> 00:51:20,603
‫یعنی نه، ۲۲ تا کتاب.

1060
00:51:21,843 --> 00:51:23,443
‫آره، از هیچی بهتر بود.

1061
00:51:26,563 --> 00:51:27,923
‫ اما واقعاً با خودت فکر کردی

1062
00:51:28,083 --> 00:51:30,803
‫که برای ۴ سالگیم، «تأملات» لازمه؟

1063
00:51:30,856 --> 00:51:32,949
‫ اصلاً حواسم سر جاش نبود.

1064
00:51:34,243 --> 00:51:35,769
‫برات کفش‌ کیکرز فرستادم.

1065
00:51:35,843 --> 00:51:37,363
‫ آره، درسته.

1066
00:51:37,523 --> 00:51:40,269
‫واقعاً نمی‌دونم اون سال چی بهت گذشته بود.

1067
00:51:44,283 --> 00:51:45,323
‫اصلا حرفشم نزن.

1068
00:51:45,589 --> 00:51:47,962
‫- چی، حرفش رو نزن؟
‫- می‌خوای یکی‌اش رو بخونی؟

1069
00:51:48,043 --> 00:51:49,643
‫داری آماده می‌شی یکی رو بخونی.

1070
00:51:49,803 --> 00:51:51,123
‫من میگم نه.

1071
00:51:51,923 --> 00:51:52,963
‫ خب.

1072
00:51:53,403 --> 00:51:55,563
‫به هر حال، از حفظ بلدمش.

1073
00:51:56,323 --> 00:52:00,022
‫این شعر خیلی قشنگیه که
‫ویکتور هوگو درباره پرنده‌ها نوشته،

1074
00:52:00,243 --> 00:52:02,449
‫و با این تموم میشه:

1075
00:52:03,289 --> 00:52:06,169
‫کبوتری و من، دیری با هم عشق ورزیدیم.

1076
00:52:07,156 --> 00:52:10,062
‫اکنون، هنرِ رام کردنِ روح‌ها را می‌دانم..»

1077
00:52:12,323 --> 00:52:14,123
‫ نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری.

1078
00:52:15,322 --> 00:52:17,283
‫این کارِ توئه.

1079
00:52:17,523 --> 00:52:18,483
‫این سبک و سیاق توئه.

1080
00:52:18,643 --> 00:52:20,803
‫ با این حال چیز کمی نیست که بنویسی:

1081
00:52:20,963 --> 00:52:24,703
‫«اکنون، هنرِ رام کردنِ روح‌ها را می‌دانم.»

1082
00:52:27,283 --> 00:52:29,163
‫ خیلی دوست دارم به روح اعتقاد داشته باشم.

1083
00:52:30,163 --> 00:52:31,242
‫- بریم غذا بخوریم؟
‫- باشه.

1084
00:52:31,283 --> 00:52:34,189
‫ولی هوگو باور داشت.
‫حتی می‌تونم بگم فقط به همین باور داشت.

1085
00:52:34,243 --> 00:52:36,603
‫کارش به جایی رسید که تو جرزی احضار روح می‌کرد.

1086
00:52:36,763 --> 00:52:39,603
‫ارتباط برقرار کردن با ارواح،

1087
00:52:39,763 --> 00:52:42,443
‫شکسپیرها، مولیرها، عیسی‌ها.

1088
00:52:42,803 --> 00:52:43,843
‫محمد.

1089
00:52:44,003 --> 00:52:45,916
‫آره، عمیقاً بهش باور داشت.

1090
00:52:45,963 --> 00:52:47,843
‫و متنفر بود از اینکه بهش بخندن.

1091
00:52:47,883 --> 00:52:48,923
‫ عالیه.

1092
00:52:49,763 --> 00:52:50,723
‫بریم غذا بخوریم؟

1093
00:52:50,883 --> 00:52:53,803
‫ آره، وگرنه، آخرش دیرمون میشه.

1094
00:52:54,963 --> 00:52:58,009
‫از بی‌نظمی و وقت‌شناس نبودن متنفرم.

1095
00:53:00,123 --> 00:53:02,963
‫- جرزی کجاست؟
‫- کنار گرنزیه.

1096
00:53:03,803 --> 00:53:07,203
‫شرط می‌بندم نمی‌دونی اسم این گروه از کجا اومده.

1097
00:53:08,523 --> 00:53:09,603
‫ نه.

1098
00:53:10,243 --> 00:53:11,883
‫این یه چیز قدیمی مال اون بود.

1099
00:53:12,563 --> 00:53:15,323
‫وقتی می‌پوشیدش دوست داشتم،

1100
00:53:15,483 --> 00:53:17,196
‫استایلش، راک و جوون‌پسند بود.

1101
00:53:17,923 --> 00:53:21,203
‫ یه گروه خیلی مهم تو دهه‌ی ۷۰ بود.

1102
00:53:22,643 --> 00:53:26,843
‫جالبه که من دو سال توی همون طبقه‌ای زندگی می‌کردم
‫که درامرِ گروه "ماگما" بود.

1103
00:53:26,983 --> 00:53:28,683
‫لوگوش روی در بود.

1104
00:53:28,843 --> 00:53:30,843
‫باورنکردنی بود. همون لوگو.

1105
00:53:31,003 --> 00:53:35,042
‫و با مامانت رفتیم دوتا کنسرت دیدیم.

1106
00:53:35,843 --> 00:53:38,323
‫یه زبانی اختراع کرده بودن. یه زبون ساختگی.

1107
00:53:39,243 --> 00:53:40,363
‫ مثلاً؟

1108
00:53:40,523 --> 00:53:41,643
‫ مثلاً،

1109
00:53:41,923 --> 00:53:44,443
‫صبر کن، مال خیلی وقت پیشه.

1110
00:53:44,603 --> 00:53:46,163
‫اگه یادم باشه...

1111
00:53:46,523 --> 00:53:47,723
‫کوبایا،

1112
00:53:48,003 --> 00:53:49,883
‫کواچی شیوا.

1113
00:53:50,643 --> 00:53:54,203
‫نمی‌دونم می‌گفتن «شیوا» یا نه. اما این‌طوری بود.

1114
00:53:54,603 --> 00:53:57,123
‫- یعنی چی؟
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.

1115
00:53:57,683 --> 00:54:00,763
‫یک‌صدا می‌گفتننش. کوبایا کواچی شیوا.

1116
00:54:00,963 --> 00:54:02,843
‫بقیه‌م مثل دیوونه‌ها جواب می‌دادن.

1117
00:54:03,003 --> 00:54:06,083
‫کوبایا کواچی شیوا.
‫کوبایا،

1118
00:54:07,003 --> 00:54:08,163
‫کوبایا کواچی شیوا.

1119
00:54:08,323 --> 00:54:10,243
‫صفحات ۳۳ دورمو می‌ذارم برات گوش کنی.

1120
00:54:10,403 --> 00:54:12,282
‫میشه صورت حساب رو بیارید

1121
00:54:12,403 --> 00:54:14,523
‫بله، البته، بهشون میگن وینیل.

1122
00:54:14,683 --> 00:54:16,803
‫ آره.
‫کوبایا کواچی چیوا.

1123
00:54:17,723 --> 00:54:19,483
‫خیلی باحال بود.

1124
00:54:20,163 --> 00:54:21,923
‫ فکر کردم با دوچرخه  اومدی؟

1125
00:54:22,083 --> 00:54:23,163
‫راننده شخصی داری؟

1126
00:54:23,323 --> 00:54:25,403
‫ راننده‌ام نیست، مبروکه.

1127
00:54:25,563 --> 00:54:27,283
‫دخترم لیزبت رو بهت معرفی می‌کنم.

1128
00:54:27,443 --> 00:54:29,563
‫- مبروک، از دوستانه.
‫- از آشنایی‌تون خوشوقتم.

1129
00:54:29,723 --> 00:54:31,883
‫ داره دیرمون میشه.
‫بزن بریم.

1130
00:54:32,043 --> 00:54:33,243
‫ عقب بشینید راحت‌تره.

1131
00:54:33,403 --> 00:54:34,563
‫بی‌خیال، مگه پادشاه انگلستانم؟

1132
00:54:34,723 --> 00:54:36,243
‫به هر حال شما لیزبت راکولی.

1133
00:54:36,403 --> 00:54:38,563
‫عقب می‌شینم حالم بد میشه.

1134
00:54:38,723 --> 00:54:41,616
‫عقب نشستن حس بچه‌ها رو بهم میده.

1135
00:54:41,803 --> 00:54:44,203
‫ و دختر بیچاره تو تاریکی قرار گرفت.

1136
00:54:44,723 --> 00:54:46,163
‫تو دل سیاهی فرو رفت.

1137
00:54:46,483 --> 00:54:48,683
‫فقط، چون غرق در احساسات شده بود،

1138
00:54:48,843 --> 00:54:51,963
‫حین راه رفتن،
‫دسته‌ی سطل رو تا جایی که می‌تونست تکون می‌داد.

1139
00:54:52,376 --> 00:54:55,069
‫این کار صدایی تولید می‌کرد که مونس تنهایی‌اش بود.

1140
00:54:55,683 --> 00:54:57,723
‫گیج و منگ به جلو می‌رفت.

1141
00:54:58,323 --> 00:55:00,483
‫هم‌زمان با دویدن، دلش می‌خواست گریه کنه.

1142
00:55:01,323 --> 00:55:03,963
‫لرزش شبانه‌ی جنگل احاطه‌اش کرده بود.

1143
00:55:04,123 --> 00:55:05,443
‫دیگر چیزی نمی‌دید.

1144
00:55:05,603 --> 00:55:07,083
‫دیگر چیزی در سر نداشت.

1145
00:55:11,803 --> 00:55:13,603
‫شب بیکران.

1146
00:55:14,323 --> 00:55:17,123
‫ شب بیکران روبه‌روی این موجود کوچیک قرار داشت.

1147
00:55:17,283 --> 00:55:20,523
‫یک‌سو تمامِ تاریکی،
‫و سویِ دیگر ذره‌ای ناچیز.

1148
00:55:26,803 --> 00:55:29,203
‫نامه‌ها روی زمین، عجیبه.

1149
00:55:29,883 --> 00:55:31,403
‫اما خیلی دوستش دارم.

1150
00:55:32,603 --> 00:55:34,083
‫خیلی دوستش دارم.
‫

1151
00:55:36,843 --> 00:55:38,243
‫ زندگی‌ام را بگیر.

1152
00:55:39,043 --> 00:55:40,723
‫آینده‌ام را بگیر.

1153
00:55:41,283 --> 00:55:42,923
‫آزادی‌ام را بگیر.

1154
00:55:43,083 --> 00:55:46,323
‫تمام کارهایم را بگیر. نفس دهانم را بگیر،

1155
00:55:46,483 --> 00:55:47,723
‫خون رگ‌هایم را،

1156
00:55:47,883 --> 00:55:50,083
‫ساعت‌های روزها و شب‌هایم را.

1157
00:55:50,523 --> 00:55:54,363
‫رویاهایم، امیدهایم، شادی‌ها و رنج‌هایم را بگیر.

1158
00:55:54,523 --> 00:55:56,043
‫همه چیز مرا بگیر.

1159
00:55:56,523 --> 00:55:59,323
‫روحم را بگیر و قلبم را برای همیشه نگه دار.

1160
00:56:00,076 --> 00:56:02,323
‫ هیچ افکت و کلکی در کار نیست.

1161
00:56:02,483 --> 00:56:04,083
‫فقط متن هست و لباس‌هاشون.

1162
00:56:04,243 --> 00:56:05,723
‫ این هم از بچه‌ها.
‫  عصر بخیر.

1163
00:56:05,883 --> 00:56:08,562
‫ نمایش‌تون فوق‌العاده‌ست.
‫ ممنون.

1164
00:56:08,629 --> 00:56:11,683
‫به نظرم فوق‌العاده بودید.
‫هر سه‌تاتون رو بی‌نظیر دیدم.

1165
00:56:11,843 --> 00:56:12,923
‫ ممنون.

1166
00:56:13,083 --> 00:56:14,363
‫ واقعاً. هر سه نفرتون.

1167
00:56:14,523 --> 00:56:16,683
‫ با این حال یه گند اساسی زدم تو متن.

1168
00:56:16,843 --> 00:56:19,202
‫- مهم نیست.
‫- اتفاقاً خیلی عالی بود که یادت رفت.

1169
00:56:19,363 --> 00:56:21,643
‫اتفاقی افتاد. متن اهمیتی نداره.

1170
00:56:22,363 --> 00:56:23,803
‫ یه کم داری اغراق می‌کنی.

1171
00:56:23,963 --> 00:56:25,683
‫این‌طور هم نیست که متن اصلاً برامون مهم نباشه.

1172
00:56:25,843 --> 00:56:26,843
‫این زبان هوگوئه.

1173
00:56:27,003 --> 00:56:31,763
‫نه، ولی من فکر می‌کنم حرفت درسته،

1174
00:56:31,923 --> 00:56:36,603
‫ راستش ما،
‫کارمون روی تکه‌تکه کردن، خرد کردن متن‌هاست.

1175
00:56:36,763 --> 00:56:38,949
‫- تقریباً یه جور کولاژه.
‫- آهان، درسته.

1176
00:56:39,069 --> 00:56:40,683
‫این حس قطعات گلچین‌شده

1177
00:56:40,843 --> 00:56:43,963
‫آدمو یه کم گیج می‌کنه. آره، منو، چطور بگم؟

1178
00:56:44,123 --> 00:56:46,563
‫با «بینوایان» شروع می‌کنی،
‫آدم فکر می‌کنه داریم وارد ماجرا می‌شیم

1179
00:56:46,723 --> 00:56:48,409
‫و بعد، یه نامه‌ی عاشقانه.

1180
00:56:48,483 --> 00:56:50,163
‫یه جور ترکیب‌بندی کردید،

1181
00:56:50,323 --> 00:56:52,323
‫یه جور هم‌جواری‌های کوچیٍکی هست

1182
00:56:52,643 --> 00:56:54,323
‫رو همین چیزا، همین‌طوری.

1183
00:56:54,483 --> 00:56:57,749
‫یه جورایی، از زمان‌ها عبور کردید.

1184
00:56:57,774 --> 00:57:01,622
‫ باحاله، تو نمایش خودت هم تا حدودی همینه.

1185
00:57:02,483 --> 00:57:04,203
‫ آره، حق با توئه.

1186
00:57:04,363 --> 00:57:06,003
‫ اصلاً دقیقاً همینه.

1187
00:57:06,363 --> 00:57:07,483
‫امکان نداره.

1188
00:57:08,403 --> 00:57:11,863
‫ ما هم با کاری که می‌کنیم
‫داریم خودمون رو کنار تو می‌چسبونیم.

1189
00:57:12,323 --> 00:57:13,763
‫این، آزادی ماست.

1190
00:57:13,836 --> 00:57:16,663
‫ آزادی، هوگوییه‌.

1191
00:57:17,323 --> 00:57:19,403
‫ ممنون که اومدید، خیلی باحال بود.

1192
00:57:19,563 --> 00:57:21,223
‫ منم از شما ممنونم.

1193
00:57:21,262 --> 00:57:23,149
‫- فعلاً.
‫- بازم تبریک میگم.

1194
00:57:25,063 --> 00:57:27,623
‫ خیلی عالی بود. تبریک میگم.

1195
00:57:27,803 --> 00:57:29,963
‫ صحبت کردن درباره‌ش برام سخته.

1196
00:57:30,123 --> 00:57:33,723
‫چون، این مادرت بود که
‫ویکتور هوگو رو به من شناسوند

1197
00:57:33,883 --> 00:57:35,523
‫و باعث شد آثارشو بخونم.

1198
00:57:36,363 --> 00:57:39,203
‫اولین بوسه‌مون، تو گرنزی بود.

1199
00:57:39,363 --> 00:57:40,923
‫ گرنزی کجاست؟

1200
00:57:41,069 --> 00:57:44,723
‫بهت گفتم، جزیره‌ی آنگلوساکسونِ نورماندی
‫که ۱۵ سال اونجا در تبعید بود.

1201
00:57:44,883 --> 00:57:46,643
‫جایی که همه‌ی شاهکارهاشو نوشت.ٍ

1202
00:57:46,803 --> 00:57:49,363
‫«تأملات»، «افسانه‌ی قرون».

1203
00:57:49,963 --> 00:57:51,083
‫ تو هم؟

1204
00:57:51,643 --> 00:57:53,243
‫تو همه‌ی این مدت،

1205
00:57:54,363 --> 00:57:56,323
‫تو نرماندیِ انگلیسی تبعید بودی؟

1206
00:58:26,055 --> 00:58:29,882
‫[ حالا دیگه جواب پیامهام رو میدی ]

1207
00:58:36,136 --> 00:58:38,229
‫[ خودت چی فکر می‌کنی؟ ]

1208
00:58:38,603 --> 00:58:40,523
‫ پیا پپین؟ شرمنده.

1209
00:58:43,603 --> 00:58:46,763
‫قبول داری که وقتی یکی به نظرت جواب میده،

1210
00:58:46,923 --> 00:58:48,283
‫یعنی بله دیگه؟

1211
00:58:48,443 --> 00:58:50,483
‫یعنی آره؟ خب، در کل این‌طوریه.

1212
00:58:50,669 --> 00:58:51,769
‫آره.

1213
00:58:51,883 --> 00:58:53,323
‫ خیلی ممنون، پیا پپین.

1214
00:58:53,409 --> 00:58:54,643
‫عشقم؟

1215
00:58:55,683 --> 00:58:57,723
‫عشقم؟ عشقم؟

1216
00:58:58,269 --> 00:59:00,043
‫زودتر برگشتی خونه؟

1217
00:59:00,203 --> 00:59:01,283
‫ عشقم نیستم.

1218
00:59:01,443 --> 00:59:02,923
‫عشقم نه. موگدی‌ام.

1219
00:59:03,083 --> 00:59:04,963
‫ ببخشید. زنم درباره‌ی شما باهام حرف زده بود.

1220
00:59:05,123 --> 00:59:07,763
‫از آشنایی باهات خوشبختم، موگدی.
‫می‌دونی که من یه دختر دارم.

1221
00:59:07,923 --> 00:59:10,003
‫ منم همین‌طور. یه دختر و دوتا پسر دارم.

1222
00:59:10,123 --> 00:59:11,476
‫چه عالی. ببخشید زنمه...

1223
00:59:12,076 --> 00:59:13,276
‫عذرخواهی می‌کنم.

1224
00:59:13,803 --> 00:59:15,323
‫چطوری، عشقم؟

1225
00:59:15,483 --> 00:59:18,203
‫ اگه یه سالاد سِزار دیگه بخورم، رسماً قاطی می‌کنم.

1226
00:59:18,363 --> 00:59:21,723
‫ یه چیز دیگه سفارش بده.
‫استیک تی‌بون و گرین چیز.

1227
00:59:23,043 --> 00:59:24,443
‫ میگن گریلد چیز.

1228
00:59:24,923 --> 00:59:27,443
‫ باید برگردی. وقتشه.

1229
00:59:27,603 --> 00:59:30,083
‫کلی اتفاق اینجا افتاده، عشقم.

1230
00:59:30,189 --> 00:59:33,923
‫با موگدی آشنا شدم. خجالتیه، اما مهربونه.

1231
00:59:34,083 --> 00:59:35,203
‫کی برمی‌گردی؟

1232
00:59:35,363 --> 00:59:36,763
‫ یعنی چی چه اتفاقایی؟

1233
00:59:36,909 --> 00:59:39,949
‫ باید برگردی.
‫خیلی دارم میرم بیرون، ج‌پ‌پ، بهت میگم.

1234
00:59:40,043 --> 00:59:41,183
‫ «ج‌پ‌پ»؟
‫[ دیگه کشش ندارم ]

1235
00:59:41,283 --> 00:59:42,763
‫«ج‌پ‌پ»؟ دیگه چیه؟

1236
00:59:43,203 --> 00:59:45,523
‫- دیروز چطور گذشت؟
‫- عالی بود.

1237
00:59:46,163 --> 00:59:47,203
‫ حتماً.

1238
00:59:47,883 --> 00:59:49,243
‫مطمئنی خوبی؟

1239
00:59:49,403 --> 00:59:51,363
‫ نگران نباش، عشقم. نگران نباش.

1240
00:59:51,523 --> 00:59:53,283
‫ «نگران نباش» رو می‌فهمم، اما،

1241
00:59:53,443 --> 00:59:54,603
‫«ج‌پ‌پ»، جدی میگی،

1242
00:59:54,763 --> 00:59:57,403
‫ ج‌پ‌پ یعنی «دیگه نمی‌تونم تحمل کنم».

1243
01:00:00,403 --> 01:00:01,683
‫ ج‌پ‌پ، اوکی.

1244
01:00:02,163 --> 01:00:04,123
‫با برگام صحبت کردم، می‌خواد تمدید کنی.

1245
01:00:04,843 --> 01:00:06,963
‫خیلی عالی شروع شده، همین الانشم بلیت‌ها تکمیل شده.

1246
01:00:07,122 --> 01:00:10,061
‫ نمی‌خوام تمدید کنم. به استراحت احتیاج دارم.

1247
01:00:10,083 --> 01:00:11,563
‫ اما تو از استراحت متنفری.

1248
01:00:12,323 --> 01:00:14,376
‫اوکی، پروازها رو چک می‌کنم.

1249
01:00:14,669 --> 01:00:17,329
‫باشه. به‌زودی می‌بینمت، عشقم.

1250
01:00:17,603 --> 01:00:19,643
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوست دارم

1251
01:00:19,803 --> 01:00:20,843
‫ می‌بوسمت.

1252
01:00:25,226 --> 01:00:29,740
‫گرنزی رو گوگل کردم، به نظر جالب میاد.

1253
01:00:37,363 --> 01:00:38,723
‫ ندیدمتون.

1254
01:00:38,789 --> 01:00:39,923
‫ سلام، لورتا.

1255
01:00:40,083 --> 01:00:41,449
‫خب، چیزی پیدا کردی؟

1256
01:00:41,509 --> 01:00:43,089
‫ نه، امشب هیچی.

1257
01:00:43,158 --> 01:00:45,824
‫دیروز یه ویپ و ۲۰ یورو پیدا کردم.

1258
01:00:45,998 --> 01:00:46,998
‫ شلوغه؟

1259
01:00:47,158 --> 01:00:48,158
‫ پره پره.

1260
01:00:48,318 --> 01:00:50,838
‫- دانش‌آموزن؟
‫- آره، یه گروه مدرسه‌ای. ببخشید.

1261
01:00:50,998 --> 01:00:51,958
‫ نه، اتفاقاً خوبه.

1262
01:00:52,064 --> 01:00:53,251
‫این خودش یه چالشه.

1263
01:00:53,311 --> 01:00:55,671
‫- یالا، بهم بگید دیگه.
‫- چی رو؟

1264
01:00:55,751 --> 01:00:57,238
‫ خودتون خوب می‌دونید. بگید « گُه باشی»!

1265
01:00:58,358 --> 01:01:00,398
‫ گُه باشی،  گُه باشی،  گُه باشی!
‫آقای زوکینی.

1266
01:01:00,518 --> 01:01:01,758
‫ یکیش هم کافی بود.

1267
01:01:07,718 --> 01:01:10,638
‫حالا مجبورم درباره مهم‌ترین
‫بخش قضیه باهاتون صحبت کنم.

1268
01:01:10,763 --> 01:01:12,758
‫ سلام بابایی جونم.
‫آره، معروف‌ترین شاعر،

1269
01:01:12,918 --> 01:01:14,878
‫مهم‌ترین مرد،

1270
01:01:15,038 --> 01:01:17,598
‫همین مبارزِ راهِ لغوِ مجازاتِ اعدام،

1271
01:01:17,758 --> 01:01:20,478
‫مردی که چنان تشییع جنازه عجیب‌وغریبی داشت،

1272
01:01:20,638 --> 01:01:22,918
‫که میگن حدود دو میلیون نفر توش شرکت کردن.

1273
01:01:23,078 --> 01:01:25,918
‫همین آدم،
‫به مدت دو سال و نیم توی جزیره جِرزی،

1274
01:01:26,078 --> 01:01:27,678
‫غرقِ یه سرگرمی و کار خاصی شد:

1275
01:01:27,918 --> 01:01:29,598
‫احضار روح.

1276
01:01:29,758 --> 01:01:32,918
‫تماشاچیا با خودشون گفتن:
‫«خدا کنه چیزِ بدی ازش نگه.»

1277
01:01:33,078 --> 01:01:36,078
‫نه، حس کردم دارن میگن: «ای بابا،

1278
01:01:36,238 --> 01:01:38,318
‫باز این هوگو چه دست‌گلی به آب داده؟»

1279
01:01:38,478 --> 01:01:41,158
‫خیالتون راحت، فقط رفته سراغ احضار روح!

1280
01:01:41,318 --> 01:01:43,638
‫تو قرن نوزدهم این کار خیلی مد شده بود.

1281
01:01:43,798 --> 01:01:46,038
‫نمی‌تونم با جزئیات براتون توضیح بدم،

1282
01:01:46,191 --> 01:01:47,951
‫دورِ یه میز جمع میشدن

1283
01:01:48,118 --> 01:01:50,124
‫و با تمرکزِ زیاد،

1284
01:01:50,184 --> 01:01:53,198
‫روح‌ها سر و کله‌شون پیدا میشد
‫و واردِ میز میشدن.

1285
01:01:53,358 --> 01:01:56,398
‫به آدمای کنجکاو و شاعرپیشه پیشنهاد می‌کنم

1286
01:01:56,558 --> 01:01:58,958
‫حتماً این شاهکار رو بخونن به اسمِ

1287
01:01:59,111 --> 01:02:00,671
‫کتابِ میزها،

1288
01:02:00,838 --> 01:02:02,478
‫که توش به مدتِ دو سال و نیم،

1289
01:02:02,638 --> 01:02:06,958
‫تک‌تکِ تجربه‌های حیرت‌انگیزی
‫ که داشته رو یادداشت کرده.

1290
01:02:07,118 --> 01:02:09,358
‫همین کار باعث شد شاهکارِ افسانه قرن‌ها رو خلق کنه.

1291
01:02:09,518 --> 01:02:11,918
‫حالا اصلاً چرا رفت سراغِ احضار روح و میز بازی؟

1292
01:02:12,078 --> 01:02:13,918
‫صمیمی‌ترین دوستِ خانوادگیشون

1293
01:02:14,078 --> 01:02:15,878
‫اسمش دِلفین دو ژیراردن بود.

1294
01:02:16,038 --> 01:02:18,038
‫اون از دوستای نزدیکِ خانواده هوگو بود.

1295
01:02:18,198 --> 01:02:21,278
‫چهارم سپتامبر ۱۸۵۳ میرسه پیششون

1296
01:02:21,438 --> 01:02:22,398
‫و به هوگو میگه:

1297
01:02:22,558 --> 01:02:27,758
‫«به نظرت عجیب نیست
‫که من درست چهارم سپتامبر ۱۸۵۳ اومدم؟

1298
01:02:27,918 --> 01:02:31,071
‫دقیقاً توی دهمین سالگردِ درگذشتِ لئوپولدین؟»

1299
01:02:31,318 --> 01:02:33,398
‫اون خودش اصلاً غرقِ دنیای احضار روح بود.

1300
01:02:33,558 --> 01:02:36,198
‫بهش میگه: «می‌تونم کاری کنم با لئوپولدین ارتباط بگیری.»

1301
01:02:36,438 --> 01:02:38,598
‫اون تونست با لئوپولدین ارتباط بگیره،

1302
01:02:38,758 --> 01:02:40,318
‫اما ما هیچ‌وقت هیچی ازش نمی‌فهمیم.

1303
01:02:40,478 --> 01:02:41,758
‫چون هیچی نوشته نشده.

1304
01:02:41,918 --> 01:02:43,798
‫همه اینا جزو جلساتِ بزرگ بودن.

1305
01:02:43,958 --> 01:02:47,958
‫هیچ‌کس نمی‌دونه تو اون جلسه که
‫با دخترش داشت دقیقاً چی گذشت.

1306
01:02:48,118 --> 01:02:50,918
‫اولین جلسه این‌طوری شروع شد: «کی اونجاست؟»

1307
01:02:51,598 --> 01:02:54,158
‫میز جواب داد: «مولیر.»

1308
01:02:55,438 --> 01:02:57,958
‫برای مهمونِ اول اصلاً بد نیست!

1309
01:02:58,318 --> 01:03:01,918
‫تلویزیون نداشتن،
‫ولی به جاش مولیر یهو جلوشون ظاهر میشده!

1310
01:03:02,078 --> 01:03:05,438
‫هوگو می‌پرسه: «می‌خوای خودت حرف بزنی،

1311
01:03:05,598 --> 01:03:07,518
‫یا ما ازت سوال بپرسیم؟

1312
01:03:07,838 --> 01:03:11,118
‫اگه می‌خوای خودت حرف بزنی، یه ضربه بزن،

1313
01:03:11,278 --> 01:03:13,598
‫وگرنه دو تا ضربه.»

1314
01:03:14,158 --> 01:03:16,158
‫میز دو تا ضربه می‌زنه.

1315
01:03:16,998 --> 01:03:19,038
‫اینجا ویکتور هوگو دوباره رشته کلام رو دست میگیره:

1316
01:03:19,198 --> 01:03:23,078
‫«همون‌طور که خواستی،
‫منظوم و به شعر ازت سوال می‌پرسیم.

1317
01:03:23,398 --> 01:03:25,758
‫اوگوست واکری یه سوال برات نوشته.

1318
01:03:26,078 --> 01:03:29,478
‫لازمه سوال رو برات بخونیم

1319
01:03:29,638 --> 01:03:31,051
‫تا بهش جواب بدی؟»

1320
01:03:31,198 --> 01:03:34,678
‫میز مطلقاً هیچ تکونی نمی‌خوره.

1321
01:03:35,038 --> 01:03:37,078
‫چند دقیقه منتظر می‌مونیم.

1322
01:03:37,238 --> 01:03:40,038
‫میز کاملاً بی‌حرکت مونده.

1323
01:03:40,304 --> 01:03:41,758
‫اینجاش دیگه شاهکاره!

1324
01:03:41,918 --> 01:03:45,638
‫با خودمون میگیم یعنی سوالی که کردیم
‫ به قبای آقا برخورده؟

1325
01:03:48,158 --> 01:03:50,118
‫عجیب‌ترین جلسه‌شون رو براتون انتخاب کردم.

1326
01:03:50,278 --> 01:03:51,358
‫ویکتور هوگو می‌پرسه:

1327
01:03:51,518 --> 01:03:53,358
‫«کی اونجاست؟»

1328
01:03:53,518 --> 01:03:56,038
‫میز جواب میده: «لوپه.»

1329
01:03:56,998 --> 01:03:59,478
‫ دِ وگا؟ آره.

1330
01:03:59,638 --> 01:04:01,478
‫ پیشِ کی اومدی؟

1331
01:04:01,638 --> 01:04:02,998
‫ پیشِ تو.

1332
01:04:03,758 --> 01:04:06,598
‫ پیغامی برای من داری؟

1333
01:04:07,371 --> 01:04:08,891
‫ آره. بگو.

1334
01:04:09,718 --> 01:04:10,718
‫دوپ.

1335
01:04:11,718 --> 01:04:13,798
‫ ادامه بده. دید...

1336
01:04:14,998 --> 01:04:16,398
‫ ادامه بده.

1337
01:04:16,798 --> 01:04:18,318
‫ ب‌پ.

1338
01:04:19,198 --> 01:04:21,558
‫ داری میگی "ب‌پ"؟

1339
01:04:21,998 --> 01:04:23,078
‫ نه.

1340
01:04:24,038 --> 01:04:26,278
‫ داری میگی "دید"؟
‫ نه.

1341
01:04:26,918 --> 01:04:29,478
‫ داری میگی "لحن"؟
‫ نه.

1342
01:04:30,038 --> 01:04:32,238
‫ هیچ پیغامی برام نداری؟

1343
01:04:32,398 --> 01:04:33,158
‫ نه.

1344
01:04:33,318 --> 01:04:34,638
‫یکی از قشنگ‌ترین مکالمات!

1345
01:04:34,723 --> 01:04:36,643
‫آخریشم بگم چون خودم عاشقشم.

1346
01:04:36,809 --> 01:04:41,004
‫خب با روح‌ها همراهیم، آماده‌اید:

1347
01:04:41,128 --> 01:04:41,929
‫ آره.

1348
01:04:42,083 --> 01:04:43,129
‫حرف بزن!

1349
01:04:43,213 --> 01:04:44,400
‫نه!

1350
01:04:44,548 --> 01:04:46,683
‫ادامه بدید.

1351
01:04:46,766 --> 01:04:48,160
‫ادامه بدید...

1352
01:04:48,296 --> 01:04:49,563
‫ ب‌پ!

1353
01:04:49,816 --> 01:04:51,763
‫- داری میگی " ب‌پ " هستی؟
‫- نه.

1354
01:04:51,916 --> 01:04:54,043
‫- داری میگی "دید"؟
‫- نه.

1355
01:04:54,216 --> 01:04:56,096
‫- منظورت «لحن» بود؟
‫- نه.

1356
01:04:56,243 --> 01:04:58,523
‫- می‌خوای چیزی رو به گوشم برسونی؟
‫- نه.

1357
01:04:58,683 --> 01:05:01,003
‫- میشه اصلا بگی برای چی اینجا اومدی؟
‫- نه.

1358
01:05:01,163 --> 01:05:03,083
‫ تو لوپه د وگا هستی؟
‫نه.

1359
01:05:03,190 --> 01:05:07,183
‫اینم از شاهکارِ ویکتور هوگو!

1360
01:05:08,443 --> 01:05:09,323
‫ خب چی شد؟

1361
01:05:09,383 --> 01:05:11,169
‫ هیچ‌کس نیومد.

1362
01:05:13,712 --> 01:05:15,363
‫اصلاً دلم نمی‌خواد فردا برگردم.

1363
01:05:15,548 --> 01:05:17,603
‫«ژکس» خیلی خسته‌کننده‌ست. هیچی نداره. هیچ‌جا.

1364
01:05:17,712 --> 01:05:19,083
‫کل استانش بی‌خودِ بی‌خوده.

1365
01:05:19,268 --> 01:05:21,203
‫تهِ تهش فقط تمرینِ شنای منه.

1366
01:05:21,337 --> 01:05:23,023
‫ دوباره برمی‌گردی.

1367
01:05:25,583 --> 01:05:26,603
‫بیا.

1368
01:05:28,013 --> 01:05:30,283
‫- کادوئه؟
‫- کار من نیست، زوکینی داد.

1369
01:05:30,393 --> 01:05:32,883
‫اومد گذاشتش اینجا، آخه دیروز زود رفتی بالا.

1370
01:05:33,068 --> 01:05:35,096
‫ دستش درد نکنه.

1371
01:05:37,683 --> 01:05:38,963
‫یه کتابه.

1372
01:05:41,243 --> 01:05:42,603
‫بینوایان.

1373
01:05:42,763 --> 01:05:44,003
‫خونه داشتیمش.

1374
01:05:44,163 --> 01:05:45,803
‫ولی این دیگه مال خودمه.

1375
01:05:46,063 --> 01:05:48,529
‫ تو هم توی همین کتابی، اپونین.
‫کنار کوزت.

1376
01:05:48,675 --> 01:05:49,909
‫کوزتِ بیچاره.

1377
01:05:50,000 --> 01:05:52,043
‫ اِ، یه چیزی هم برام نوشته!

1378
01:05:54,483 --> 01:05:55,716
‫«اپونین عزیز.

1379
01:05:55,803 --> 01:05:57,123
‫آره، همه‌چی خواست خداست، آره.

1380
01:05:57,232 --> 01:06:00,923
‫تا یه نقطه مشخصِ همیشه شگفت‌انگیزِ بی‌بازگشت.

1381
01:06:01,083 --> 01:06:02,959
‫ارادت، زوکینی.»

1382
01:06:03,649 --> 01:06:05,123
‫قشنگ نوشته، نه؟

1383
01:06:07,253 --> 01:06:09,443
‫این قسمت «بی‌بازگشت»شو خیلی دوست دارم.

1384
01:06:11,782 --> 01:06:13,123
‫خب...

1385
01:06:13,283 --> 01:06:14,923
‫شاید بخونمش.

1386
01:06:15,348 --> 01:06:17,043
‫گفتم شاید ها!

1387
01:06:21,282 --> 01:06:23,723
‫ نه، ساعت نه!

1388
01:06:24,058 --> 01:06:24,729
‫ چی؟

1389
01:06:24,808 --> 01:06:25,861
‫ساعت نه.

1390
01:06:26,003 --> 01:06:27,443
‫نه، ساعت نباشه! اوه چرا، خودشه.

1391
01:06:27,883 --> 01:06:30,203
‫ساعته. بٍعضی وقتا...

1392
01:06:30,363 --> 01:06:31,523
‫واقعاً لازمه.

1393
01:06:31,683 --> 01:06:33,283
‫ داری با خودت حرف می‌زنی عشقم.

1394
01:06:33,442 --> 01:06:35,323
‫حواست باشه، داری پیر می‌شی!

1395
01:06:35,483 --> 01:06:37,483
‫ نه، این‌طوری نگو عزیزم.

1396
01:06:37,643 --> 01:06:40,043
‫ نه بابا، خوبیا! شوخی می‌کنم.

1397
01:06:40,303 --> 01:06:41,523
‫تازه داری اوج میگیری.

1398
01:06:41,658 --> 01:06:43,563
‫- داری رو به راه می‌شی.
‫- جدّاً؟

1399
01:06:44,883 --> 01:06:46,243
‫ساعت چنده؟

1400
01:06:46,427 --> 01:06:48,243
‫ ۵۵ دقیقه دیگه.

1401
01:06:48,277 --> 01:06:49,883
‫باید چمدونمو ببندم.

1402
01:06:49,993 --> 01:06:53,523
‫ این دیوونه‌بازی دیگه چی بود؟
‫هر دوتاتون دیوونه شدید؟

1403
01:06:53,843 --> 01:06:55,843
‫ایده کی بود؟ تو یا اون؟

1404
01:06:56,443 --> 01:06:57,443
‫ هردومون.

1405
01:06:57,563 --> 01:06:59,016
‫پیامک پشتِ پیامک...

1406
01:06:59,083 --> 01:07:00,603
‫ الان دیگه پیام‌بازی می‌کنی؟

1407
01:07:01,333 --> 01:07:02,483
‫ یه کم.

1408
01:07:02,643 --> 01:07:04,163
‫ولی با هم صحبت کردیم، می‌دونی.

1409
01:07:04,372 --> 01:07:07,443
‫یهو، در واقع ایده اون بود.

1410
01:07:07,953 --> 01:07:09,123
‫مطمئنی نمیای؟

1411
01:07:09,763 --> 01:07:11,523
‫خیالم راحت‌تر می‌شد عزیزم.

1412
01:07:11,733 --> 01:07:13,523
‫می‌دونی که، اون مشکلی نداره.

1413
01:07:14,133 --> 01:07:15,923
‫می‌تونی نظرت رو عوض کنی، جواهرم.

1414
01:07:19,058 --> 01:07:20,363
‫ جواهرم؟

1415
01:07:20,883 --> 01:07:22,269
‫ همین‌طوری از دهنم در رفت.

1416
01:07:22,336 --> 01:07:23,643
‫ خوشم اومد.

1417
01:07:25,403 --> 01:07:28,443
‫نه. برنامه دارم. میرم پیشِ ژاک اینا.

1418
01:07:28,603 --> 01:07:31,443
‫اگه من بیام، فکر می‌کنه ترسیدی.

1419
01:07:31,509 --> 01:07:32,736
‫ ترس از چی؟

1420
01:07:32,803 --> 01:07:35,963
‫ خب...
‫اینکه باهاش تنها بشی.

1421
01:07:36,123 --> 01:07:38,083
‫ترس از اینکه حوصله‌ت سر بره.
‫چه می‌دونم والا.

1422
01:07:40,603 --> 01:07:43,643
‫واقعاً نمی‌ترسی، در واقع،
‫که باهاش تنها بشی؟

1423
01:07:52,723 --> 01:07:56,323
‫ کوبایا شیمیوا.
‫ کوبایا شیمیوا.

1424
01:07:56,483 --> 01:07:57,343
‫ کوبایا!

1425
01:07:57,423 --> 01:07:58,763
‫ اکتاو می‌شناختی.

1426
01:07:58,916 --> 01:08:00,782
‫دوست‌پسرمه، ناراحت نمیشی اگه اونم بیاد؟

1427
01:08:01,236 --> 01:08:03,069
‫ اون گروه‌رو می‌شناسه؟

1428
01:08:03,283 --> 01:08:04,803
‫اکتاو بلیت داره؟

1429
01:08:05,803 --> 01:08:07,683
‫ از خودش بپرس بابا. همون‌جا وایساده.

1430
01:08:08,163 --> 01:08:11,163
‫ آره. من مجانی سفر می‌کنم.
‫بابام راه‌آهنیه.

1431
01:08:12,643 --> 01:08:14,323
‫ وگرنه یکم شبیه زیارت می‌شد.

1432
01:08:14,483 --> 01:08:16,322
‫یکمی عجیب‌غریب.

1433
01:08:18,243 --> 01:08:19,763
‫ خوش اومدی اکتاو.

1434
01:08:21,482 --> 01:08:24,026
‫- بریم.
‫- آره بزنید بریم.

1435
01:08:24,923 --> 01:08:26,243
‫بفرمایید اکتاو.

1436
01:08:45,723 --> 01:08:49,003
‫کارِ موسیقی براتون جذابه؟

1437
01:08:49,243 --> 01:08:51,522
‫ آره، خیلی دوست دارم.
‫برام جذابه.

1438
01:08:52,083 --> 01:08:54,563
‫البته شغلِ اصلیم نیست.

1439
01:08:54,723 --> 01:08:56,043
‫ازش درآمدی ندارم.

1440
01:08:56,203 --> 01:08:57,603
‫ فقط یه علاقه‌ست.

1441
01:08:58,763 --> 01:09:02,362
‫ آره. آره. ولی دوست دارم بشه شغلِ اصلیم.

1442
01:09:02,522 --> 01:09:04,883
‫ شغلِ واقعی و نون‌ِآب‌دارتون چیه پس؟

1443
01:09:05,362 --> 01:09:07,643
‫ توی یه رستوران گارسونم.
‫ که اینطور.

1444
01:09:59,083 --> 01:10:00,843
‫-  این خودشه؟
‫-  آره.

1445
01:10:02,643 --> 01:10:04,603
‫این یکی خیلی معروفه. نگاه کن.

1446
01:10:07,803 --> 01:10:09,423
‫بیا، بیا اینجا رو ببین.

1447
01:10:10,003 --> 01:10:13,243
‫این لئوپولدینه.
‫مهم‌ترین اتفاق زندگی هوگو.

1448
01:10:13,403 --> 01:10:17,322
‫همین دختری که تو ۱۹ سالگی
‫توی حادثه قایق‌رانی غرق شد.

1449
01:10:17,403 --> 01:10:19,723
‫توی این شعر فوق‌العاده‌ای
‫که بعدها نوشت،

1450
01:10:19,883 --> 01:10:23,123
‫میگه: «آه! لحظات اول انگار دیوونه شده بودم. افسوس!

1451
01:10:23,283 --> 01:10:25,483
‫و سه روز تمام تلخ گریستم.»

1452
01:10:25,643 --> 01:10:28,523
‫آخرش هم میگه: «برام مثل یه خواب بود.

1453
01:10:28,683 --> 01:10:30,483
‫می‌گفتم امکان نداره منو تنها گذاشته باشه.

1454
01:10:30,643 --> 01:10:33,163
‫انگار صدای خنده‌هاش رو از اتاق بغلی می‌شنیدم.

1455
01:10:33,323 --> 01:10:35,483
‫غیرممکن بود که مرده باشه.

1456
01:10:35,643 --> 01:10:38,963
‫فکر می‌کردم الان از این در میاد تو.

1457
01:10:40,403 --> 01:10:43,203
‫"اوه، چند بار که به خودم گفتم ساکت باش و بهش فکر نکن."

1458
01:10:43,363 --> 01:10:46,083
‫ببین، این صدای دستش روی کلیده.

1459
01:10:46,243 --> 01:10:48,803
‫صبر کن، داره میاد. بذار گوش بدم،

1460
01:10:48,963 --> 01:10:52,603
‫چون حتماً یه جایی توی همین خونٍه‌ست.»

1461
01:10:53,843 --> 01:10:56,723
‫ روی همین میز زوار در رفته
‫ افسانه قرن‌ها رو نوشته؟

1462
01:10:56,883 --> 01:10:59,509
‫ چیزی که تو بهش میگی میز زوار در رفته،

1463
01:10:59,600 --> 01:11:01,913
‫همین‌جا بوده که شاهکارهاش رو نوشته.

1464
01:11:02,163 --> 01:11:04,523
‫ایستاده می‌نوشت، رو به دریا.

1465
01:11:05,083 --> 01:11:06,483
‫- اینجا؟
‫- دقیقاً همین‌جا.

1466
01:11:06,643 --> 01:11:08,343
‫همین‌جاست، همون جایی که...

1467
01:11:08,523 --> 01:11:12,683
‫خانه اوت‌ویل گواهی نادری
‫از تعهد این شاعره

1468
01:11:12,827 --> 01:11:16,062
‫که علاوه بر نگارش
‫شاهکارهای بخش دوم زندگی‌اش در اینجا...

1469
01:11:16,243 --> 01:11:17,803
‫ اینجا اتاق سیگاره.

1470
01:11:17,963 --> 01:11:21,283
‫یه بوفه به سبک رمبو،
‫یا حتی فراتر از رمبو.

1471
01:11:21,443 --> 01:11:23,183
‫و اینجا، بیا ببین...

1472
01:11:23,283 --> 01:11:25,563
‫این باغ رو نگاه کن.

1473
01:11:25,723 --> 01:11:27,203
‫چه منظره‌ای...

1474
01:11:30,123 --> 01:11:31,549
‫ نگاه کن.

1475
01:11:32,643 --> 01:11:35,443
‫قیافه‌ش یکم بی‌تفاوت و بی‌حوصله‌ست،
‫ولی ذاتش خوبه، قسم می‌خورم.

1476
01:11:35,603 --> 01:11:37,403
‫به نظرت خوش‌تیپه یا زشت؟

1477
01:11:40,603 --> 01:11:43,403
‫ خاصه. خیلی خاصه. تو چی؟

1478
01:11:44,603 --> 01:11:46,243
‫ بستگی به روزش داره.

1479
01:11:46,403 --> 01:11:48,523
‫برای اون اصلاً راحت نخواهد بود.

1480
01:11:48,683 --> 01:11:51,483
‫نگاه کن، اینجا یه چیز فوق‌العاده هست.

1481
01:11:51,643 --> 01:11:53,483
‫این گالری بلوطه.

1482
01:11:53,643 --> 01:11:55,176
‫همه‌چیش از چوب بلوطه.

1483
01:11:55,283 --> 01:11:56,483
‫روی این تخت،

1484
01:11:56,643 --> 01:11:58,563
‫آرزو داشت روی همین تخت بمیره.

1485
01:11:58,723 --> 01:12:00,523
‫ولی خب، خیلی کم روش خوابید.

1486
01:12:00,589 --> 01:12:02,749
‫خیلی جذبش نکرد.

1487
01:12:09,776 --> 01:12:11,196
‫ نگاه کن.

1488
01:12:11,592 --> 01:12:13,006
‫آماده‌ای؟

1489
01:12:14,843 --> 01:12:16,803
‫* سلام، من آدل هوگو هستم.

1490
01:12:16,963 --> 01:12:18,763
‫همسر ویکتور هوگو.

1491
01:12:19,363 --> 01:12:21,643
‫بعضی‌ها ادعا می‌کنن من روباتم.

1492
01:12:21,803 --> 01:12:23,003
‫من که باور نمیکنم.

1493
01:12:23,163 --> 01:12:25,243
‫من اینجام تا درباره ویکتور هوگو بهتون کمک کنم

1494
01:12:25,403 --> 01:12:27,763
‫و همین‌طور این خانه که من بانوی اون هستم.

1495
01:12:28,563 --> 01:12:31,083
‫چطوره اول با هم آشنا بشیم؟

1496
01:12:31,203 --> 01:12:33,436
‫هر سوالی درباره‌ی من دارید بپرسید.

1497
01:12:33,563 --> 01:12:38,323
‫دکمه رو فشار بدید تا با زندگی من
‫و خانواده‌ام آشنا بشید.

1498
01:12:38,723 --> 01:12:40,363
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

1499
01:12:40,523 --> 01:12:42,203
‫ یالا، یه سوال بپرس.

1500
01:12:43,243 --> 01:12:45,563
‫ بپرسم کجا میزها رو می‌چرخوند؟

1501
01:12:45,723 --> 01:12:50,003
‫ اینجا احضار روح نمی‌کرد.
‫توی جزیره قبلی یعنی جِرزی بود.

1502
01:12:50,163 --> 01:12:51,683
‫اینجا دیگه بذار کنار.

1503
01:12:51,843 --> 01:12:53,563
‫یالا، یه سوال دیگه بپرس.

1504
01:12:54,483 --> 01:12:55,683
‫ نمی‌دونم چی بپرسم.

1505
01:12:55,843 --> 01:12:59,843
‫ ازش بپرس کجا شعر بوعز خفته
‫و افسانه قرن‌ها رو نوشت؟

1506
01:13:01,043 --> 01:13:05,483
‫ ویکتور هوگو توی کدوم اتاق
‫بوعز خفته و افسانه قرن‌ها رو نوشت؟

1507
01:13:07,723 --> 01:13:11,283
‫ شما می‌تونید در هر ساعتی غذا میل کنید.

1508
01:13:11,443 --> 01:13:13,043
‫ سوررئاله اصلاً!

1509
01:13:13,963 --> 01:13:16,323
‫- خیلی ربطی نداشت...
‫- یه سوال دیگه بپرس.

1510
01:13:22,203 --> 01:13:25,683
‫بابام بار اول مامانمو کجا بوسید؟

1511
01:13:26,763 --> 01:13:29,283
‫سوار قایق شدیم.

1512
01:13:29,443 --> 01:13:32,603
‫برای اینکه خونه ویکتور هوگو رو از دور ببینه.

1513
01:13:32,714 --> 01:13:34,723
‫و همون‌جا بوسیدمش.

1514
01:13:38,003 --> 01:13:39,003
‫ باشه.

1515
01:13:43,203 --> 01:13:45,003
‫پس چرا رفتی؟

1516
01:13:46,003 --> 01:13:49,283
‫فقط یه هوس زودگذر بود؟
‫

1517
01:13:51,483 --> 01:13:53,843
‫آخه مامانم خیلی فوق‌العاده بود، نه؟

1518
01:13:55,163 --> 01:13:57,003
‫مگه فوق‌العاده نبود؟

1519
01:13:57,163 --> 01:13:59,749
‫ چرا، چرا. یه رابطه ساده و سرسری نبود.

1520
01:13:59,963 --> 01:14:02,083
‫برعکس، خیلی مهم بود.

1521
01:14:02,243 --> 01:14:04,003
‫ولی من ترسیدم. همین.

1522
01:14:04,443 --> 01:14:06,843
‫چنان استرسی گرفتم که هیچ‌وقت تجربه نکرده بودم.

1523
01:14:07,003 --> 01:14:10,163
‫دقیقاً چون می‌دونستم خیلی مهم و جدیه.

1524
01:14:10,323 --> 01:14:12,338
‫یه استرس... دیوانه‌وار.

1525
01:14:12,363 --> 01:14:14,262
‫استرسِ یه آدمِ ناتوان.

1526
01:14:15,243 --> 01:14:16,603
‫ استرس؟

1527
01:14:22,083 --> 01:14:24,443
‫می‌شنوید؟ استرس گرفته بوده.

1528
01:14:36,043 --> 01:14:38,483
‫ ببخشید. شما...

1529
01:15:29,243 --> 01:15:30,683
‫صبح بخیر.

1530
01:15:33,683 --> 01:15:34,923
‫صبح بخیر.

1531
01:15:35,483 --> 01:15:36,603
‫ سلام آقا.

1532
01:15:37,003 --> 01:15:38,883
‫- فرانسوی حرف می‌زنید؟
‫- بله البته.

1533
01:15:39,043 --> 01:15:42,483
‫ دنبال دخترم می‌گردم.
‫یه دختر نسبتاً قدکوتاه.

1534
01:15:42,643 --> 01:15:44,083
‫با نامزدش. که قدبلنده.

1535
01:15:44,243 --> 01:15:45,723
‫ بله، رفتن.

1536
01:15:45,883 --> 01:15:46,843
‫ چه ساعتی؟

1537
01:15:47,003 --> 01:15:50,283
‫ امروز صبح زود بود. حدود ساعت ۷:۳۰.

1538
01:15:51,203 --> 01:15:52,363
‫کیف‌هاشونو پیش من گذاشتن.

1539
01:15:52,523 --> 01:15:55,603
‫ اگه کیف‌هاشونو گذاشتن،
‫یعنی هنوز توی جزیره‌ان.

1540
01:15:55,749 --> 01:15:57,549
‫- قطعاً.
‫- عالیه.

1541
01:15:57,723 --> 01:15:59,243
‫ درباره یه چیزی باهام صحبت کردن.

1542
01:15:59,403 --> 01:16:00,963
‫می‌خواستن برن...

1543
01:16:01,123 --> 01:16:03,603
‫موج‌سواری. یا قایق‌رانی.

1544
01:16:03,763 --> 01:16:06,043
‫ قایق‌رانی؟ آخه چه قایقی؟

1545
01:16:07,083 --> 01:16:08,403
‫ شاید کایاک؟

1546
01:16:08,883 --> 01:16:10,283
‫کایاک دریایی.

1547
01:16:10,443 --> 01:16:11,723
‫یا تخته بادبانی.

1548
01:16:11,883 --> 01:16:13,483
‫ آخه کدوم تخته بادبانی؟

1549
01:16:13,643 --> 01:16:15,683
‫ میشه از مدرسه قایق‌رانی کرایه‌شون کرد.

1550
01:16:16,043 --> 01:16:18,416
‫نگران نباشید، خطرناک نیست.

1551
01:16:18,763 --> 01:16:20,396
‫پاراگلایدر که نیست!

1552
01:16:25,316 --> 01:16:27,996
‫ <i>«سلام، این پیغام‌گیر لیزبت راکوله. می‌تونید پیام بگذارید.»</i>

1553
01:16:46,083 --> 01:16:47,563
‫کوچولو...

1554
01:16:48,246 --> 01:16:50,276
‫- دوست پسرش...
‫- آره.

1555
01:16:50,363 --> 01:16:52,963
‫امروز صبح، ولی دیگه باید برگشته باشن.

1556
01:16:53,123 --> 01:16:54,923
‫- چه ساعتی؟
‫- امروز صبح.

1557
01:16:55,083 --> 01:16:56,403
‫ و کجا؟

1558
01:16:56,563 --> 01:16:58,483
‫ تخته بادبانی کرایه کردن.

1559
01:16:58,602 --> 01:17:01,043
‫از غریق‌نجات‌ها بپرسید.

1560
01:17:04,083 --> 01:17:05,563
‫ همه‌چی درست میشه آقا.

1561
01:17:06,683 --> 01:17:08,403
‫ از این طرف.

1562
01:17:16,916 --> 01:17:18,070
‫بیایید بالا.

1563
01:17:18,163 --> 01:17:19,523
‫ خیلی ممنونم.

1564
01:17:19,683 --> 01:17:20,923
‫سلام آقا.

1565
01:17:21,443 --> 01:17:22,643
‫سلام.

1566
01:17:22,816 --> 01:17:24,803
‫- الان راه می‌افتیم؟
‫- باشه.

1567
01:17:51,276 --> 01:17:53,923
‫ آقا، ما می‌بریمتون اونجا،
‫چون می‌دونیم همه‌چی خوب پیش میره.

1568
01:17:54,083 --> 01:17:56,803
‫تخته‌ها روی آب شناور می‌مونن،
‫مخصوصاً این مدلش.

1569
01:17:57,403 --> 01:18:00,483
‫می‌دونید، تخته‌ها روی آب شناور می‌مونن.

1570
01:18:00,883 --> 01:18:04,083
‫می‌تونن روشون بمونن، روش دراز بکشن.

1571
01:18:04,243 --> 01:18:06,163
‫-  آه، بله. پس مشکلی نیست؟
‫-  آره.

1572
01:18:06,323 --> 01:18:08,723
‫می‌تونن شنا کنن، درسته؟

1573
01:18:08,869 --> 01:18:10,523
‫ نمی‌دونم.

1574
01:18:11,643 --> 01:18:14,243
‫نمی‌دونم اصلاً می‌تونن یا نه.

1575
01:18:14,563 --> 01:18:16,169
‫ همه‌چی روبه‌راهه.

1576
01:18:29,003 --> 01:18:31,203
‫ای بابا.

1577
01:18:32,843 --> 01:18:34,369
‫نگاه کنید.

1578
01:18:35,723 --> 01:18:37,956
‫یه تخته‌ی خالی اونجاست.

1579
01:19:16,643 --> 01:19:18,643
‫مستقیماً بریم جلو، باشه؟
‫ممنون.

1580
01:19:22,403 --> 01:19:24,363
‫یالا، کجایید پس؟

1581
01:19:28,563 --> 01:19:30,176
‫دیدمشون!

1582
01:19:30,523 --> 01:19:31,896
‫دقیقاً اونجا.

1583
01:19:31,963 --> 01:19:33,463
‫دارن تکون میخورن.

1584
01:19:33,659 --> 01:19:34,472
‫تکون میخورن.

1585
01:19:34,563 --> 01:19:36,203
‫ کجا؟
‫ همون‌جا.

1586
01:19:36,363 --> 01:19:37,883
‫درست جلوتونه.

1587
01:19:40,523 --> 01:19:43,523
‫کار درستی کردید اومدید سراغ ما.

1588
01:19:43,683 --> 01:19:46,163
‫حس ششم خیلی خوبی دارید.

1589
01:19:46,563 --> 01:19:49,003
‫شغلتون چیه؟

1590
01:19:49,163 --> 01:19:51,443
‫ بازیگرم... <i>بازیگر.</i>

1591
01:19:51,643 --> 01:19:53,203
‫ چه جور بازیگری؟

1592
01:19:53,455 --> 01:19:55,763
‫- شعر می‌خونم.
‫- شعر؟

1593
01:19:55,963 --> 01:19:58,283
‫ما خونه ویکتور هوگو رو توی این جزیره داریم.

1594
01:19:58,355 --> 01:19:59,075
‫بله.

1595
01:19:59,163 --> 01:20:02,923
‫- دوستش داری؟
‫-  دوسش دارم. هر دوتاشون رو دوست دارم.

1596
01:20:04,603 --> 01:20:05,763
‫دوستتون دارم!

1597
01:20:05,936 --> 01:20:07,363
‫ ما هم دوستت داریم.

1598
01:20:21,043 --> 01:20:23,723
‫ بیاید اینجا، نزدیک در بمونید.

1599
01:20:24,243 --> 01:20:27,616
‫اون از اون طرف میره میارتشون.
‫همه‌چی درست می‌شه.

1600
01:20:44,003 --> 01:20:46,283
‫شعری از هوگو بلدید؟

1601
01:20:46,443 --> 01:20:47,883
‫برامون یکیشو می‌خونید؟

1602
01:20:49,363 --> 01:20:51,483
‫حداقل اینو به ما بدهکارید.

1603
01:20:53,363 --> 01:20:56,643
‫ دخترم از بچگی عادت کرده بود

1604
01:20:56,923 --> 01:21:00,003
‫که هر روز صبح یه سری به اتاقم بزنه.

1605
01:21:00,403 --> 01:21:03,649
‫مثل پرتوی امیدی منتظرش می‌موندم.

1606
01:21:04,403 --> 01:21:05,923
‫می‌اومد داخل

1607
01:21:06,283 --> 01:21:07,883
‫و می‌گفت...

1608
01:21:08,475 --> 01:21:10,961
‫سلام بابا کوچولویِ خودم...

1609
01:21:24,203 --> 01:21:26,163
‫قلممو برمی‌داشت، کتابامو باز می‌کرد،

1610
01:21:26,323 --> 01:21:29,843
‫روی تختم می‌نشست، کاغذامو به هم می‌ریخت و می‌خندید.

1611
01:21:30,003 --> 01:21:32,563
‫بعد یهو مثل یه پرنده که پر می‌کشه می‌رفت.

1612
01:21:32,723 --> 01:21:36,443
‫اونوقت من با خیالی آسوده‌تر،
‫کار نیمه‌کاره‌مو از سر می‌گرفتم.

1613
01:21:36,603 --> 01:21:38,603
‫و همون‌طور که می‌نوشتم، لابه‌لای دست‌نوشته‌هام،

1614
01:21:38,763 --> 01:21:42,483
‫چشمم به نقاشی‌های عجیب‌وغریبی می‌افتاد که کشیده بود،

1615
01:21:42,643 --> 01:21:44,923
‫و کلی صفحه سفید که تو دستاش مچاله شده بودن،

1616
01:21:45,083 --> 01:21:46,283
‫که نمی‌دونم چطوری

1617
01:21:46,443 --> 01:21:48,436
‫قشنگ‌ترین شعرام از همونا درمی‌اومد.

1618
01:21:48,763 --> 01:21:52,243
‫خدا رو دوست داشت، گل‌ها، ستاره‌ها، چمنزارای سبز رو...

1619
01:21:52,403 --> 01:21:54,763
‫و پیش از اینکه یه زن باشه، یه فرشته بود.

1620
01:21:54,923 --> 01:21:57,283
‫نگاهش پاکیِ روحش رو بازتاب می‌داد.

1621
01:21:57,923 --> 01:22:00,403
‫همیشه و تو هر کاری با من مشورت می‌کرد.

1622
01:22:00,803 --> 01:22:02,883
‫چه شب‌های زمستونیِ درخشان و دلنشینی

1623
01:22:03,043 --> 01:22:05,843
‫که به بحث درباره زبان و تاریخ و دستور زبان گذشت،

1624
01:22:06,003 --> 01:22:08,123
‫با چهار تا بچه‌م روی زانوهام،

1625
01:22:08,283 --> 01:22:10,056
‫مادرشون، همین نزدیکیا،

1626
01:22:10,243 --> 01:22:12,903
‫و چند تا دوست که دورِ شومینه گپ میزدن.

1627
01:22:13,403 --> 01:22:16,283
‫من به این زندگی می‌گفتم: خرسند به اندک.

1628
01:22:19,556 --> 01:22:22,696
‫فیلمی از:
‫پاسکال بونیتزر

1629
01:22:23,804 --> 01:22:27,764
‫سناریو، اقتباس و دیالوگ:
‫سوفی فیلیِر

1630
01:22:28,698 --> 01:22:32,311
‫[ فابریس لوکینی ]

1631
01:22:33,638 --> 01:22:37,158
‫با همراهی دوستانه:
‫کیارا ماستوریانی

1632
01:22:37,182 --> 01:22:48,182
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

1633
01:22:48,206 --> 01:22:58,206
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

