1
00:00:02,335 --> 00:00:03,335
‫اخاذی؟

2
00:00:03,337 --> 00:00:05,170
‫بله، متأسفانه

3
00:00:05,472 --> 00:00:08,707
‫ببینید، دیشب
‫سارقانی منزل وکیل بنده رو
‫سرقت کردند

4
00:00:08,709 --> 00:00:10,475
‫الن شپیرو!
‫خب.. بله.

5
00:00:10,477 --> 00:00:13,144
‫ولی چطوری میدونستین که آقای شپیرو
‫وکیل بنده هستن؟

6
00:00:13,146 --> 00:00:17,349
‫بله، سیریل.
‫اُه. آآ، خب
‫دلیل اینکه میدونم اینه که..

7
00:00:17,351 --> 00:00:21,019
- ‫دوستمون کودنِ
- ‫سندروم ساوانت داره. ‫حافظه ش هم تصویریه
(سندروم ساوانت: یک جور ناتوانی ذهنی هست - در عین حال باعث میشه شخص در یک زمینۀ خاص بهرۀ هوشی بالاتری داشته باشه)

8
00:00:21,021 --> 00:00:25,357
‫حدس میزنم که یه چنین موضوع مشابهی رو
‫چند سال پیش داخل یکی از روزنامه ها خونده و
‫هیچوقتم فراموش نکرده.

9
00:00:25,359 --> 00:00:29,494
‫ولی میدونی، خیلی از کارآگاه های بزرگ جهان هم
‫شکل های مختلف این ناتوانی رو داشتن. (منظورش همون طیف ناتوانی ذهنی هست)

10
00:00:29,496 --> 00:00:33,665
‫وایسا. چی؟
‫شرلوک هولمز... آممم، دریل زیرو
‫(دریل زیرو نام نقش اصلی فیلم "دریل زیرو 1998" هست با بازی بیل پولمن به عنوان یه کارآگاه که داستانش در واقع همون داستان شرلوک هولمزه!)

11
00:00:33,667 --> 00:00:35,867
‫لطفاً بنده رو ببخشید.
‫نمیدونستم.

12
00:00:35,869 --> 00:00:37,502
‫واقعاً؟!
‫فقط کافی بود لباساشو ببینی!

13
00:00:37,504 --> 00:00:40,338
‫هی، اصن میدونی چیه؟..
‫شششش
‫آروم باش عزیزم، آروم باش

14
00:00:40,340 --> 00:00:44,676
‫با هر نرخی که باشه، آممم
‫این افراد هر کی که بودن،
‫اونا آممم...

15
00:00:44,678 --> 00:00:47,913
‫خدای من، منو نگا.
‫مثه.. مثه بید دارم میلرزم

16
00:00:47,915 --> 00:00:50,415
‫مایل هستید یه نوشیدنی میل کنید؟
‫آرچر، ساعت به زور 9 صب..

17
00:00:50,417 --> 00:00:52,951
‫لطفاً یه دونه کُرپس ریوایوِر شمارۀ 2 برام بیارید،
‫اگه هم ابسنث نداشتید که باهاش ترکیب کنید،
‫(کُرپس از خانوادۀ نوشیدنی کوکتل هست که باعث رفع خماری میشه و ابسنث هم به دلیل درصد بالای الکل با کُرپس ترکیب میشه)

18
00:00:52,953 --> 00:00:54,953
‫دابل سایدکار باهاش می خورم،
‫فقط فرانسوی باشه.
‫(سایدکار هم یه نوع کوکتل هست که روایته اولین بار بعد از جنگ جهانی اول طرفای لندن یا پاریس درست شده)

19
00:00:54,955 --> 00:00:56,788
‫اُه، چقدر خوب.
‫منم یه...

20
00:00:56,790 --> 00:00:58,156
‫چیز دیگه ای نداریم.
‫داشتید میگفتید؟

21
00:00:58,158 --> 00:00:59,491
‫اونا چی رو دزدیدن..؟

22
00:00:59,493 --> 00:01:02,260
‫بله. آمم، به نظرم
‫میتونیم بگیم که

23
00:01:02,262 --> 00:01:04,262
‫اطلاعات خیلی حساسی رو دزدیدن.

24
00:01:04,264 --> 00:01:06,131
‫که روی یه دیسک کامپیوتری بودن؟

25
00:01:06,133 --> 00:01:09,601
‫خب، آره، ولی مطمئناً
‫تو یه همچین چیزی رو که دیگه
‫توی روزنامه نخوندی!

26
00:01:09,603 --> 00:01:12,471
‫بصیرت و البته یک حافظۀ تصویری

27
00:01:12,473 --> 00:01:15,774
‫خیلی جالب توجهِ
‫ولی میتونه یه مقداری...
‫نگران کننده و ناخوشایند باشه؟

28
00:01:15,776 --> 00:01:17,476
‫سیریل، بلند شو. گمشو

29
00:01:17,478 --> 00:01:20,645
‫دوشیزه دین اینجا تشریف آوردن که از ما کمک بگیرن
‫نه اینکه احساس نگرانی کنن

30
00:01:20,647 --> 00:01:24,015
‫خب، حالا،
‫این اطلاعات خیلی حساس...

31
00:01:25,785 --> 00:01:27,219
‫استرلینگ!
‫(استرلینگ شق کرد!)

32
00:01:28,955 --> 00:01:31,790
‫آممم، بله.
‫خب، در مورد دیسک..

33
00:01:31,792 --> 00:01:33,792
‫می خواید ما رو تنبیهمون کنید؟

34
00:01:33,794 --> 00:01:36,127
‫میخواید که ما براتون دیسک رو برگردونیم!
‫نه، آقای آرچر.
‫(عبارتی که آرچر اول گفت با اینکه یکی دو کلمه رو جابجا گفت، کلاً جمله رو عوض کرده بود!)

35
00:01:36,129 --> 00:01:40,198
‫"شدیداً" میخوام که دیسک رو برام برگردونید!
‫- میب

36
00:01:40,200 --> 00:01:44,636
‫حالا که صحبتمون به اینجاها رسید
‫بد نیست یه مرور مختصری
‫در مورد کلیات هزینه هم داشته باشیم.

37
00:01:44,638 --> 00:01:47,138
‫دویست هزار دلار.
‫واو، واقعنم که مختصر بود.

38
00:01:47,140 --> 00:01:48,640
‫به محض تحویل قابل پرداخته.

39
00:01:48,642 --> 00:01:50,642
‫حالا هم، اگه به بنده اجازه بدین،
‫بنده..

40
00:01:50,644 --> 00:01:52,677
‫فکر می کنم که ما
‫سؤالای بیشتری داشته باشیم.

41
00:01:52,679 --> 00:01:55,213
‫مطمئنم که دارید،
‫ولی وظیفۀ آقای شپیروئه
‫که در این مورد پاسخگوی شما باشن.

42
00:01:55,215 --> 00:01:56,982
‫ایشون همین حالا منزلشون
‫منتظر شما هستن.

43
00:01:56,984 --> 00:02:00,051
‫همون خونه ای که ازش دزدی شد؟
‫"مورد سرقت قرار گرفت"، لانا! یه کمی توجه داشته باش.

44
00:02:00,053 --> 00:02:02,387
‫خب، دوشیزه دین،
‫می خواید که همراهتون بیام و برسونمتون؟

45
00:02:02,389 --> 00:02:04,055
‫چون ماشین بنده در حال حاضر..

46
00:02:04,057 --> 00:02:05,357
‫ریده شده بهش.
‫نخیر!

47
00:02:05,359 --> 00:02:07,225
‫خیر، آقای آرچر.
‫آقای شپیرو

48
00:02:07,227 --> 00:02:09,327
‫از این به بعد همه چی رو
‫به عهده میگیرن

49
00:02:09,329 --> 00:02:11,329
‫و اگه همه چیز طبق نقشه
‫پیش بره،

50
00:02:11,331 --> 00:02:13,999
‫این آخرین باری میشه
‫که هم دیگه رو می بینیم.

51
00:02:14,001 --> 00:02:17,369
‫وایسا. نه! واسه همیشه؟
‫من اینجا وایسادما!

52
00:02:17,371 --> 00:02:21,072
‫بله، خودم میدونم، خصوصاً وقتی که
‫تریپل سِک ـمون تقریباً داره تموم میشه.
‫(تریپل سک نوعی نوشیدنی الکلی - لیکور با طعم پرتقال هست)

53
00:02:21,074 --> 00:02:23,141
‫پس...

54
00:02:50,711 --> 00:03:00,314
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
55
00:03:00,980 --> 00:03:03,548
‫- خیلی خوب، چیا میدونیم؟

56
00:03:03,550 --> 00:03:05,216
‫- آممم، پیرزنا باعث میشن شق کنی

57
00:03:05,218 --> 00:03:06,585
‫- هِی، منم همینطوریم!

58
00:03:06,587 --> 00:03:09,387
‫نخیر. و خفه شو.
‫و کریگر، بی خیال.

59
00:03:09,389 --> 00:03:11,089
‫بیاین بریم. راه بیفتین.
‫برو یه جای دیگه

60
00:03:11,091 --> 00:03:12,924
‫آممم...
‫چی..

61
00:03:12,926 --> 00:03:16,061
‫اُه، تو رو ... اَی
‫چیه؟ پاهام خواب رفتن.

62
00:03:16,063 --> 00:03:18,930
‫و البته شق هم کردی.
‫اونم بله.

63
00:03:18,932 --> 00:03:23,068
‫و ما باید 2 ساعت پیش می رفتیم
‫شپیرو رو ببینیم!
‫حالا میتونین یه مقداری حواستون رو جمع کنین اینجا؟

64
00:03:23,070 --> 00:03:25,437
‫خب، میدونیم که یه نفر خودشو
‫جای ورونیکا دین جا زده

65
00:03:25,439 --> 00:03:27,572
‫گولمون زده تا
‫یه دیسک کامپیوتری رو بدزدیم

66
00:03:27,574 --> 00:03:30,442
‫تا بتونه از ورونیکا دینِ اصلی
‫اخاذی کنه.

67
00:03:30,444 --> 00:03:33,745
‫و البته پرداختش رو هم توسط
‫یه چک بانکی جعلی به مبلغ صد هزار دلار
‫ انجام داد که

68
00:03:33,747 --> 00:03:36,815
‫چرا داری همچین گهی میخوری دقیقاً؟
‫چته؟ خودت همین الان گفتی
‫جعلیه که!

69
00:03:36,817 --> 00:03:38,416
‫چه میدونم! شاید روش اثر انگشت باشه.

70
00:03:38,418 --> 00:03:40,952
‫خب که چی؟ فکر کردی من کی ام،
‫آلفونز بختیو؟
‫(افسر پلیس فرانسوی که در مورد نحوۀ تشخیص هویت تحقیق می کرد)

71
00:03:41,754 --> 00:03:45,156
‫آآآ، خب پس من فقط
‫یه جورایی به ادامۀ صحبت کردنم می پردازم
‫اگه از نظرتون ایرادی نداشته باشه

72
00:03:45,158 --> 00:03:46,658
‫حالا هر چی. ایشششش

73
00:03:46,660 --> 00:03:49,260
‫خب، پس، حالا
‫این ورونیکا دینِ واقعی..

74
00:03:49,262 --> 00:03:50,996
‫چطوری میدونی که
‫این یکی واقعیه؟

75
00:03:50,998 --> 00:03:52,964
‫اُه، این یکی صد در صد
‫اصل جنس بود.

76
00:03:52,966 --> 00:03:55,667
‫ولمون کنین بابا، کی میاد
‫این بدبختِ مثلاً هنرپیشه رو

77
00:03:55,669 --> 00:03:57,769
‫واسه جلب توجه
‫جعل کنه؟!

78
00:03:57,771 --> 00:04:01,940
‫چیزی که نمیتونی ازش جعل کنی، مادرم،
‫قدرت ستاره بودنش هست،
‫اون جاذبۀ ملموسش هست.

79
00:04:01,942 --> 00:04:05,176
‫خب دیگه، من الکی فرض می کنم که اینجا بودم،
‫و میرم مهد کودک دنبال دخترم.

80
00:04:05,178 --> 00:04:06,811
‫خب، پس، میتونی حقوق گرفتنت
‫رو هم فرضی تلقی کنی

81
00:04:06,813 --> 00:04:09,948
‫چطور شد؟!
‫دیگه مَلوری که بهت حقوق نمیده!
‫(چیزی که گفت به صورت تحت الفظی میشه: دیگه از پستون مَلوری شیر نمیخوری)

82
00:04:09,950 --> 00:04:11,483
‫اَیییییییی
‫سیریل!

83
00:04:11,485 --> 00:04:13,451
‫دیگه هیچ وقت نمیتونم
‫از جام پاشَم.

84
00:04:13,453 --> 00:04:15,620
‫تو دیگه الان داری
‫توی دفتر فیگیس کار می کنی

85
00:04:15,622 --> 00:04:17,956
‫و این دور و بَرا،
‫اگه روی یه پرونده کار نکنی،

86
00:04:17,958 --> 00:04:20,358
‫پول.. حقوقی ام نمیگیری.

87
00:04:20,360 --> 00:04:22,193
‫بوم! جذبه رو حال کردی؟
‫(در واقع میگه جذبه ش در حد استیکر آهنربای یخچال هست)

88
00:04:22,195 --> 00:04:24,996
‫ببخشیدا! احیاناً ورونیکا دین
‫یه مشت فِرومون اسپری نکرده تو صورتتون..

89
00:04:24,998 --> 00:04:27,699
‫که یه جورایی باعث بشه
‫سطح تستسترون هاتون بزنه بالا؟
‫(فِرومون مادۀ شیمیایی هست که باعث میشه شخص گیرنده از لحاظ جنسی یا چیزای دیگه تحریک بشه و روی رفتارش تأثیر بذاره)

90
00:04:27,701 --> 00:04:30,468
‫آره، انگار همینطوره که میگی.
‫اُه، آره.

91
00:04:30,470 --> 00:04:32,303
‫من یکی که احساس می کنم
‫میتونم با یه خرس گریزلی مثلاً به خاطر...

92
00:04:32,305 --> 00:04:34,673
‫گرفتن جای پارک مبارزه کنم
‫(خرس گریزلی یا خرس خاکستری گونه ای از خرس قهوه ای هست)

93
00:04:34,675 --> 00:04:37,976
‫حالا این خرسه که میگی، مثلاً توی جای پارک
‫وایساده یا واقعاً  خودش پشت ماشین بوده؟
‫(منظور از پشت ماشین بودن یعنی سوار ماشین بودنه!)

94
00:04:37,978 --> 00:04:40,011
‫مهم نیس.
‫خداییش؟
‫یعنی میگم

95
00:04:40,013 --> 00:04:43,314
‫خداییش انقدر مهمه اگه نتونیم دیسک
‫رو واسه اون سلیطۀ پر افاده برگردونیم؟

96
00:04:43,316 --> 00:04:44,849
‫در اون حد که دیگه بدبخت نمیشیم که
‫نتونیم پول برق بدیم، میشیم؟

97
00:04:44,851 --> 00:04:46,885
‫خب اینکه هیچ کاری نکنیم، چطوری به قضیه کمک می کنه؟
‫ناگفته نماند که

98
00:04:46,887 --> 00:04:49,721
‫یه جورایی در واقع تقصیر
‫خودِ ماست که دیسک اصن
‫دزدیده شد.

99
00:04:49,723 --> 00:04:52,490
‫ای بابا... چون ما دزدیدیمش!
‫باشه.

100
00:04:52,492 --> 00:04:54,392
‫باشه، پس..
‫سیریل، خفه خون بگیر.

101
00:04:54,394 --> 00:04:56,895
‫استرلینگ و لانا،
‫برین شپیرو رو ببینین،
‫بعدشم برگردین گزارش بدین

102
00:04:56,897 --> 00:05:01,533
‫آآآ، قبل یا بعد از اینکه تونست بفهمه
‫ما همون آدمایی هستیم
‫که از خونه ش دزدی کردیم؟

103
00:05:01,535 --> 00:05:04,836
‫"مورد سرقت قرار دادیم."
‫ضمن اینکه همه جا کاملاً تاریک بود
‫و همه مون هم از اون عینکا زده بودیم!

104
00:05:04,838 --> 00:05:07,372
‫پس به نظرم بهتره آروم باشی.
‫هیشکی نمیتونه بشناستمون.

105
00:05:08,842 --> 00:05:11,176
‫دونِر! بلیتز!
‫<i>Keyn! Nit faynt!</i>

106
00:05:11,178 --> 00:05:14,012
‫هی، رفقا

107
00:05:14,014 --> 00:05:16,347
‫<i>Nit faynt!
‫Keyn! Keyn!</i>

108
00:05:16,349 --> 00:05:19,217
‫خدای من، خیلی عجیبه.
‫آره.

109
00:05:19,219 --> 00:05:21,252
‫مگه این حیوونا تربیت نشده ن؟

110
00:05:21,254 --> 00:05:23,388
‫نه. نه. عذرخواهی می کنم. نه
‫بفرمایید داخل

111
00:05:23,390 --> 00:05:26,391
‫اُه. کفش.. کفش.. کفشاتونو در بیارین.
‫ممنون میشم

112
00:05:26,393 --> 00:05:28,893
‫نه بابا، این غُر غُر کردنشون،
‫تا حالا یه همچین کاری با مهمونا
‫نکردن

113
00:05:28,895 --> 00:05:31,429
‫البته که اونا شدیداً
‫تربیت شده هستن. در واقع
‫قبلاً داخل موساد بودن.

114
00:05:31,431 --> 00:05:34,566
‫ولی خب اگه منظورتون این پوشک هایی بود که بهشون بسته بودم،
‫به این خاطر بود که هر خری که اومده بود توی این خونه...

115
00:05:34,568 --> 00:05:37,936
‫و من دارم میگم "هر خری"، چون
‫همه جا کاملاً تاریک بود و اونا هم
‫یه جور عینک خاصی زده بودن

116
00:05:37,938 --> 00:05:41,072
‫گفته بودم که!
‫بعدش کصافطا سگای لعنتیم رو مسموم کردن

117
00:05:41,074 --> 00:05:43,942
‫چی؟؟
‫آره، دامپزشکمون گفت احتمالاً یه جور
‫آرام بخش بهشون خورونده بودن

118
00:05:43,944 --> 00:05:45,944
‫ولی خب این بنده خداها
‫از دیشب تا حالا مثه سگ ریدن به کل زندگیم

119
00:05:45,946 --> 00:05:48,379
‫یعنی مثه چی میریدنا،
‫کاملاً غیر قابل کنترل

120
00:05:48,381 --> 00:05:50,248
‫یعنی مثلاً مثه شلنگ آتشنشانی
‫به همین برکت قسم

121
00:05:50,250 --> 00:05:54,552
‫کل اینجاها رو ریدن بهش،
‫پایین اون یکی سالن،
‫تموم اون قسمت راه پله

122
00:05:54,554 --> 00:05:56,788
‫یه کمی هم اون بالا روی اون دیوارِ
‫نمیدونم چه شکلی ریدن دیگه!

123
00:05:56,790 --> 00:05:59,457
‫و یه خونی هم از اون
‫سارقه همه جا ریخته بود
‫که نگو و نپرس

124
00:05:59,459 --> 00:06:02,093
‫به خدا قسم، این بالا
‫دقیقاً مثل کاریکاتورهای "سیرک خانواده" شده بود
‫(کامیک های سیرک خانواده دهۀ 60 میلادی)

125
00:06:02,095 --> 00:06:05,230
‫همونجایی که همه شون توی کل محله
‫دنبال بیلی می رفتن

126
00:06:05,232 --> 00:06:07,932
‫فقط این دفعه با خون و
‫عن آبکی (اسهال) سگ میرفتن

127
00:06:07,934 --> 00:06:09,734
‫و خب بالاخره، خدمتکارام
‫تموم شب همه جا رو داشتن تمیز می کردن

128
00:06:09,736 --> 00:06:11,402
‫فقط به خاطر اینکه تهدیدشون کرده بودم
‫که میدم از کشور بندازنشون بیرون
‫(منظورش اینه خدمتکاراش اقامت ندارن)

129
00:06:11,404 --> 00:06:13,104
‫اونا یه جورایی حداقل..

130
00:06:13,106 --> 00:06:15,473
‫اُه، وای!
‫رُزا حدوداً 20 ساله که پیشمه

131
00:06:15,475 --> 00:06:17,475
‫هه
‫به هر حال، دامپزشکه تازه الان رفت

132
00:06:17,477 --> 00:06:20,578
‫زبون بسته ها بدنشون شدیداً بی آب شده بود
‫مجبور شدیم بهشون سِرُم وصل کنیم.
‫کلی وقتمو گرفتن.

133
00:06:20,580 --> 00:06:22,614
‫خدمتکارا رو؟
‫سگ.. سگارو میگم!

134
00:06:22,616 --> 00:06:25,583
‫اُه، خدای من.
‫من از شما خیلی خیلی عذرخواهی می کنم

135
00:06:25,585 --> 00:06:27,252
‫که یه چنین چیزی براتون اتفاق افتاده.

136
00:06:27,254 --> 00:06:29,988
‫بهتون میگم کی باید متأسف باشه.
‫اونم کسی نیست جز فرش پشمی یونانیم.

137
00:06:29,990 --> 00:06:33,458
‫اُه، و البته
‫محافظ های بی وجودم.
‫درسته. و اونا الان..

138
00:06:33,460 --> 00:06:37,462
‫اخراج شدن!
‫تازه خیلی خوش شانسن که الان
‫به آرومی توی دیگ 200 لیتری منحلشون نکردم

139
00:06:37,464 --> 00:06:39,430
‫اون به من اعتماد کرده بود!

140
00:06:39,432 --> 00:06:42,267
‫ورونیکا بهم اعتماد کرده بود
‫تا از دیسکش محافظت کنم،
‫و منم نا امیدش کردم!

141
00:06:42,269 --> 00:06:45,770
‫باشه، خب، شاید
‫ولی ما براتون بر میگردونیمش
‫درسته؟ با یه نقشۀ درست حسابی

142
00:06:47,941 --> 00:06:51,609
‫بله. من عذرخواهی می کنم.
‫اون جونورای موذی امروز صبح
‫بهم زنگ زدن،

143
00:06:51,611 --> 00:06:54,112
‫بهم یه سری دستورالعمل دادن
‫که این...

144
00:06:54,114 --> 00:06:56,347
‫دو میلیون دلار رو کجا ببرم
‫اونم به شکل اوراق قرضه!

145
00:06:56,349 --> 00:06:58,783
‫ریدم بِش، باس دیسک رو
‫نگه می داشتیما

146
00:06:58,785 --> 00:07:00,785
‫امن نگه می داشتیم!.. از دست آدم بدا

147
00:07:00,787 --> 00:07:03,454
‫و منظورم از "ما"
‫مشخصاً منظورم "شما" بود

148
00:07:03,456 --> 00:07:04,956
‫پس...

149
00:07:04,958 --> 00:07:07,959
‫واقعاً که... آزاردهنده س.

150
00:07:07,961 --> 00:07:09,527
‫باشه، پس بریم
‫این حرومزاده ها رو ببینیمشون

151
00:07:09,529 --> 00:07:11,529
‫باشه.
‫اولاً، به اون نیازی نداری

152
00:07:11,531 --> 00:07:13,832
‫و دوماً، ما باید یه هماهنگی با
‫دفترمون انجام بدیم.

153
00:07:13,834 --> 00:07:17,135
‫یا اینکه... منو نگا
‫فعلاً نریم باهاشون هماهنگی کنیم،
‫یا اصن کلاً باهاشون هماهنگ نکنیم

154
00:07:17,137 --> 00:07:20,305
‫که یعنی اینکه
‫خودمون تصمیم بگیریم که چند ساعت
‫روی این پرونده کار کردیم

155
00:07:20,307 --> 00:07:23,041
‫نه سیریل، که،
‫نمیخوام این بحثو پیش بکشم، ولی

156
00:07:23,043 --> 00:07:25,710
‫همین امروز صبح،
‫جلوی همه

157
00:07:25,712 --> 00:07:28,546
‫تو رو عملاً به عنوان جندۀ خودش نشون داد

158
00:07:30,382 --> 00:07:32,550
‫خب، شما دو تا بالاخره میاین،
‫یا نه؟

159
00:07:32,552 --> 00:07:34,819
‫باشه. اونا گفتن که تنها برم.
‫ولی خب من رانندگی نمی کنم

160
00:07:34,821 --> 00:07:36,487
‫پس بهم گفتن که میتونم
‫راننده م رو هم همراهم بیارم

161
00:07:36,489 --> 00:07:39,057
‫حالا یه نفر یه یونیفرم
‫درست و حسابی تنش کنه

162
00:07:39,059 --> 00:07:41,559
‫و یکی دیگه هم بره توی
‫صندوق عقب قایم بشه

163
00:07:41,561 --> 00:07:46,164
‫به نظرم بانوی من نباید خیلی به خودشون
‫فشار بیارن در حالی که الانم چکمه پاشون هست.

164
00:07:46,166 --> 00:07:51,035
‫شرط می بندم همیشه اینو بهت میگن،
‫ولی تا حالا شده که
‫جایی واسه مدلینگ بری یا...

165
00:07:51,037 --> 00:07:54,839
‫اُه، صرفاً جهت اطلاعت میگم،
‫به زن راننده اصطلاحاً میگن..

166
00:07:54,841 --> 00:07:56,674
‫اوی..

167
00:07:56,676 --> 00:07:58,676
‫زن راننده!
‫(مرد راننده میشه شوفر و زن راننده میشه شوفز)

168
00:07:58,678 --> 00:08:00,411
‫احمقای کودن

169
00:08:08,554 --> 00:08:09,855
‫وایسا. چی؟

170
00:08:10,657 --> 00:08:12,490
‫منظورت چیه که هنوز
‫هماهنگی نکردن؟

171
00:08:12,492 --> 00:08:15,726
‫آآآآآآ...

172
00:08:15,728 --> 00:08:18,329
‫مــنــظورم ایــنــه کـــه..

173
00:08:18,331 --> 00:08:20,565
‫هنوز هماهنگی نکردن

174
00:08:20,567 --> 00:08:22,567
‫چی.. پس یعنی هنوز هیشکی
‫خبری از اینا نگرفته؟

175
00:08:22,569 --> 00:08:24,669
‫آ، آ!
‫نــُــچ!

176
00:08:24,671 --> 00:08:26,737
‫پس الان ما دو تا مأمور
‫حین انجام عملیات داریم

177
00:08:26,739 --> 00:08:30,007
‫"بازرس"!
‫فکر می کردم این مسأله
‫رو برای همه روشن کرده بودم دیگه!

178
00:08:30,009 --> 00:08:32,376
‫و همچنین گفته بودم
‫زیاده روی در چرخش صندلی باعث..

179
00:08:32,378 --> 00:08:34,245
‫خرابی زودرس یاتاقان هاش میشه

180
00:08:34,247 --> 00:08:36,380
‫سیریل..
‫شرط می بندم
‫که هنوز اینا هماهنگی نکردن

181
00:08:36,382 --> 00:08:39,016
‫چون که اینا دارن سعی می کنن
‫ضعیف کشی کنن،
‫که در این مورد خاص، منو دارن ضعیف کشی می کنن!

182
00:08:39,018 --> 00:08:41,385
‫آره، فقطم همین مورد خاص!
‫انقدر نچرخین!

183
00:08:41,387 --> 00:08:44,422
‫سیریل، بس کن.
‫چی رو؟ دارم از یاتاقان های بی گناه
‫محافظت می کنم!

184
00:08:44,424 --> 00:08:45,923
‫خودت بودن رو بس کن!
‫چی؟

185
00:08:45,925 --> 00:08:47,892
‫اووووووه

186
00:08:47,894 --> 00:08:50,528
‫ببخشید؟
‫سیریل، به تو فرصت

187
00:08:50,530 --> 00:08:52,530
‫داشتن یه شغل جدید مادام العمری،

188
00:08:52,532 --> 00:08:55,233
‫و یه شهر جدید داده شده
‫که هیچ کسی هم تو رو نمیشناسه

189
00:08:55,235 --> 00:08:57,368
‫که به این معنیه که تو دوباره میتونی
‫خودت رو از نو بسازی

190
00:08:57,370 --> 00:09:00,104
‫تو میتونی هرکی
‫که خواستی باشی

191
00:09:00,106 --> 00:09:03,541
‫پس چرا دلت میخواد که هی
‫همه ش خودت باشی؟

192
00:09:03,543 --> 00:09:04,742
‫هاه.

193
00:09:04,744 --> 00:09:06,377
‫و این مسأله برای بقیۀ
‫شما هم صادقه.

194
00:09:06,379 --> 00:09:08,913
‫همون کودن های سست عنصر
‫سابق..

195
00:09:08,915 --> 00:09:10,748
‫مثل وقتی که اینجا یه دفتر
‫جاسوسی بود، نباشین

196
00:09:12,218 --> 00:09:14,252
‫اُه، بی خیال!
‫دقیقاً همین دیروز بود که

197
00:09:14,254 --> 00:09:18,055
‫همه تون واسه اولین پرونده تون
‫داشتین ذوق مرگ میشدین.
‫حالا یه نگاه به خودتون بندازین!

198
00:09:20,059 --> 00:09:24,061
‫پس کون و کس رو جمع کنین و
‫واسه م یه گزارش وضعیت از موقعیت
‫مأمورینمون در حین مأموریت بیارین

199
00:09:24,063 --> 00:09:25,429
‫"بازرس"

200
00:09:25,431 --> 00:09:28,132
‫میدونی که، من هنوزم
‫رئیسم.

201
00:09:28,134 --> 00:09:31,802
‫باشه، ولی فقط
‫وقتی که من اینجا نیستم.

202
00:09:31,804 --> 00:09:34,238
‫- خیلی خب، فکر می کنم رسیدیم

203
00:09:34,240 --> 00:09:36,274
‫- فکر می کنی؟
‫داری فکر می کنی، لانا؟

204
00:09:36,276 --> 00:09:38,609
‫آروم باش،
‫فرَن ترانکینگتون
‫(منظورش فرن تارکنتون بازیکن سابق ان اف ال هست ولی به یه شکلی اسمش رو میگه که معنیش صندوق عقب میشه)

205
00:09:38,611 --> 00:09:40,411
‫به زور اومدم اینجا.
‫اُه، ولمون کن..

206
00:09:40,413 --> 00:09:42,513
‫پس، ترانکی بروستر!
‫اِه...
‫(منظورش درانکی بروستر هست - به دختری میگن که سگ مست شده باشه و دستمال گلی دور پاش ببنده - دوباره اینو هم یه جوری گفت که معنی صندوق عقب بده)

207
00:09:42,515 --> 00:09:44,382
‫اُه اُه
‫امیدوارم اینا همونی که مدنظرمون هستن نباشن

208
00:09:46,351 --> 00:09:48,319
‫البته این چیزی که گفتی یه مقداری غیرواقعی به نظر میرسه

209
00:09:48,321 --> 00:09:51,889
‫خیلی خب، آرچر، جلومون یه چی حدود 9 تا..
‫با اون یکی... ده تا قلچماق هست.

210
00:09:51,891 --> 00:09:54,325
‫دریافت شد، مَو.
‫حد ارتفاع چقدره؟
‫(دیالوگی از فیلم Top Gun 1986 - اصطلاحات مربوط به پرواز هست)

211
00:09:54,327 --> 00:09:56,360
‫باشه، اصن میدونی چیه؟

212
00:09:56,362 --> 00:09:59,964
‫بی خیال.
‫بیا بریم چاقال
‫(از اصطلاح Poppin fresh استفاده می کنه که منظورش یه نماد تبلیغاتی به اسم اصلی Pillsbury Doughboy هست)

213
00:10:01,867 --> 00:10:04,835
‫میای بریم؟
‫در منو باز می کنی؟
‫(حرفی که لانا زد دو تا معنی داره - اون یکی معنیش انزال هست)

214
00:10:04,837 --> 00:10:06,871
‫میدونم، نه؟
‫دختره مثه..

215
00:10:06,873 --> 00:10:08,873
‫آییی

216
00:10:08,875 --> 00:10:11,542
‫خب... تو و آرچر..

217
00:10:11,544 --> 00:10:13,878
‫میدونی؟
‫متأسفانه بله.

218
00:10:13,880 --> 00:10:15,580
‫تو اون وکیل یهودیه هستی؟

219
00:10:20,519 --> 00:10:23,554
‫بله. بله. همینطوره.
‫تلفنی صحبت کرده بودیم.

220
00:10:23,556 --> 00:10:25,523
‫پولو آوردی؟
‫بله.

221
00:10:25,525 --> 00:10:28,893
‫دو میلیون دلار
‫به شکل اوراق قرضه،
‫همونطور که شفاهاً به توافق رسیده بودیم

222
00:10:28,895 --> 00:10:30,928
‫چه کار داری می کنی؟
‫دیسک رو بگیر.

223
00:10:30,930 --> 00:10:34,031
‫به، خانم دیزی رو نگا.
‫(منظور از خانم دیزی، شخصیت فیلم Driving Miss Daisy 1989 هست)

224
00:10:35,768 --> 00:10:39,537
‫اِه.
‫حالا، تو کیفو بده به اوچو که اونجاس.

225
00:10:39,539 --> 00:10:44,242
‫منم به خانم دیزی دی.. دیسک
‫رو میدم.

226
00:10:44,244 --> 00:10:46,544
‫تموم شد؟

227
00:10:46,546 --> 00:10:48,446
‫تقریباً.
‫ولی باید بپرسم...

228
00:10:48,448 --> 00:10:50,448
‫پَ پولا کجاست؟
‫چی؟

229
00:10:53,385 --> 00:10:55,419
‫فـــرار!
‫چی..

230
00:10:55,421 --> 00:10:57,722
‫مادر به...

231
00:10:59,225 --> 00:11:02,126
‫پسر، امیدوارم بیمه درمانی
‫داشته باشی.
‫ببین..

232
00:11:02,128 --> 00:11:04,061
‫خفه!

233
00:11:04,063 --> 00:11:06,230
‫بقیه تون، سوار شیم بریم.

234
00:11:06,232 --> 00:11:08,399
‫سَندی ترانکین
‫(منظورش سندی دانکن هنرپیشۀ زن معروف که در فیلم های پیتر پن، خانوادۀ هوگان و در اسکوبی دو نقش داشته - یه جوری میگه معنی صندوق عقب بده)

235
00:11:08,401 --> 00:11:11,102
‫ترانکین هاینز،
‫آرچی ترانکر.
‫(منظورش آرچی بانکر یکی از شخصیت های سریال دهۀ 70 میلادی All in the family هست)

236
00:11:11,104 --> 00:11:13,938
‫اُه، خونۀ آرچی ترانکر.

237
00:11:13,940 --> 00:11:15,573
‫هممم

238
00:11:15,575 --> 00:11:17,074
‫چقدر سریع تموم شد

239
00:11:17,076 --> 00:11:18,476
‫صندوق عقب...

240
00:11:18,478 --> 00:11:20,411
‫قصر تراکینگهام...
‫(منظورش کاخ باکینگهام توی لندن هست که اقامت گاه اصلی خانوادۀ سلطنتی بریتانیا هست)

241
00:11:20,413 --> 00:11:21,612
‫هااا

242
00:11:21,614 --> 00:11:24,681
‫ترانکمینستر فولر
‫(منظورش باکمینستر فولر، مخترع و معمار آمریکایی هست)

243
00:11:34,927 --> 00:11:36,427
‫<i>لانا کین هستم.</i>
‫<i>لطفاً پیغام خود را..</i>

244
00:11:36,429 --> 00:11:39,263
‫پنج بار شد،
‫مستقیم میره روی پیغامگیر!

245
00:11:39,265 --> 00:11:41,966
‫لانا اینطوری نیستا!
‫فکر می کنین براش اتفاقی افتاده؟

246
00:11:41,968 --> 00:11:45,936
‫کی میدونه؟ اگه رفته باشن که
‫اخاذا رو ببینن،
‫اونم بدون نیروی پشتیبانی، اون موقع..

247
00:11:45,938 --> 00:11:49,473
‫ای بابا، شما ها دارین
‫منو می ترسونین!

248
00:11:50,777 --> 00:11:54,011
‫ببینین، ممکنه حرفم یه کمی
‫ناخوشایند به نظر برسه،

249
00:11:54,013 --> 00:11:56,947
‫ولی حداقل باید تلاشتونو بکنین دیگه.
‫نه! نه!
‫(منظورش اینه که زنگ بزنن استرلینگ - ولی خب استرلینگ با پیغامگیرش معمولاً همه رو غافلگیر می کنه)

250
00:11:56,949 --> 00:12:00,351
‫حتی اگه واسشون اتفاقیم افتاده باشه، واسم مهم نیس.
‫من به استرلینگ زنگ نمی زنم!

251
00:12:00,353 --> 00:12:03,854
‫پیغامگیر جعلی!
‫پیغامگیر جعلی!

252
00:12:03,856 --> 00:12:06,891
‫حتی اگه توی چوب خرد کنم
‫بندازنشون واسم مهم نیس!

253
00:12:10,796 --> 00:12:13,364
‫ها؟ چی شد؟
‫اُه، پسر

254
00:12:15,168 --> 00:12:16,967
‫بهتره که الان کنار بار مشروب فروشی باشیم

255
00:12:16,969 --> 00:12:19,303
‫تو، لیموزین (ماشین) رو تکون بده.
‫اصن

256
00:12:19,305 --> 00:12:22,707
‫کلاً ببرش اون پایین سمت پِرل اینا.
‫آوو، دلم نمیاد که لهش کنم

257
00:12:22,709 --> 00:12:25,376
‫آره؟ منم دلم نمیاد
‫که جمجمه ت رو له کنم

258
00:12:25,378 --> 00:12:27,378
‫ولی الان زمانیه که باید هوای همدیگه
‫رو داشته باشیم و زنده بمونیم

259
00:12:27,380 --> 00:12:30,548
‫بیا بریم، دیزی خانم!
‫تکون بده لَشُ

260
00:12:33,151 --> 00:12:34,518
‫مادر به...

261
00:12:45,397 --> 00:12:46,864
‫- <i>الو؟</i>

262
00:12:46,866 --> 00:12:48,499
‫وایسین.
‫<i>مادر؟</i>

263
00:12:48,501 --> 00:12:50,568
‫<i>اُه، تو رو..-</i>
‫<i>مادر، منم.</i>

264
00:12:50,570 --> 00:12:52,002
‫<i>چه..</i>

265
00:12:52,004 --> 00:12:53,170
‫<i>بیا بیرون!</i>
‫<i>نه، نه، نه، نه!</i>

266
00:12:58,510 --> 00:13:01,512
‫<i>[آرچر در حال داد زدن]</i>

267
00:13:05,852 --> 00:13:09,019
‫<i>داره گازم میگیره!</i>

268
00:13:12,358 --> 00:13:14,058
‫<i>[آرچر در حال جیغ زدن]</i>

269
00:13:19,698 --> 00:13:21,866
‫<i>حرومـــــزاده</i>

270
00:13:21,868 --> 00:13:24,702
‫<i>الان میام تیکه تیکه ت می کنم</i>

271
00:13:26,272 --> 00:13:28,239
‫<i>بکشینش!</i>
‫<i>[آرچر در حال خندیدن و داد زدن!]</i>

272
00:13:28,241 --> 00:13:30,207
‫<i>[هم اکنون آرچر می گرید]</i>

273
00:13:30,209 --> 00:13:32,910
‫<i>می کشمت! میمیری!</i>
‫<i>اُه، انگشـــتـــم!</i>

274
00:13:34,781 --> 00:13:36,781
‫<i>می کشمت!</i>

275
00:13:36,783 --> 00:13:38,883
‫<i>بندازینش توی چوب خرد کن!</i>

276
00:13:38,885 --> 00:13:42,286
‫<i>گُــه بخـــور!</i>
‫<i>توی جهنـــم می بینمت!</i>

277
00:13:42,288 --> 00:13:44,121
‫<i>نه، نه، نه، نه!</i>
‫<i>تو رو خدا نکنین!</i>

278
00:13:53,398 --> 00:13:54,632
‫<i>نه!</i>

279
00:13:54,634 --> 00:13:56,734
‫<i>نه... لطفاً</i>

280
00:13:56,736 --> 00:13:58,969
‫<i>نه، تو نمیتونی!</i>
‫<i>تو نمیتونی! تو نمیتونی!</i>

281
00:13:58,971 --> 00:14:00,237
‫<i>منو ببخش...</i>

282
00:14:00,239 --> 00:14:02,306
‫<i>[آرچر داره طرفو خفه می کنه]</i>
‫<i>[شششششششششش]</i>

283
00:14:05,610 --> 00:14:07,912
‫<i>[الان آرچر داره به شدت نفس نفس میزنه]</i>

284
00:14:07,914 --> 00:14:10,247
‫<i>نه، نه، نه، نه. هِی</i>

285
00:14:12,752 --> 00:14:15,986
‫چی بهتون گفته بودم؟
‫آره، آره.

286
00:14:15,988 --> 00:14:19,089
‫- ولی خب، باید بهش افتخار کنیا!

287
00:14:19,091 --> 00:14:22,660
‫این پیغامگیرش، بهترین پیغامگیری
‫بود که داشت!

288
00:14:22,662 --> 00:14:24,595
‫میتونست باشه.

289
00:14:24,597 --> 00:14:26,931
‫میتونست باشه.
‫- اوچو!

290
00:14:26,933 --> 00:14:29,600
‫<i>تکیلا بهم بده، احمق!</i>

291
00:14:29,602 --> 00:14:33,904
‫بعدشم میریم یه گفتگوی
‫طولانی با دیزی خانم و اون یهودیه
‫داشته باشیم

292
00:14:47,152 --> 00:14:49,187
‫حالا فکر می کنی
‫جدیه؟

293
00:14:49,189 --> 00:14:51,022
‫آآه! آره جدیه، الن

294
00:14:51,024 --> 00:14:52,990
‫در واقع ما از هم
‫یه دونه بچه داریم، پس..

295
00:14:52,992 --> 00:14:55,326
‫اَییی
‫اُه، منظورم این بود که.. آوو

296
00:14:55,328 --> 00:14:57,695
‫خیلی دوس داشتم
‫خفه میشدی

297
00:14:57,697 --> 00:15:00,231
‫تا منم بتونم فکر کنم که چطوری
‫از اینجا بریم بیرون

298
00:15:00,233 --> 00:15:02,200
‫آ، میخوای لوله رو تند تند
‫تکون بدیم؟

299
00:15:02,202 --> 00:15:04,035
‫- جمله بندیتو!
‫چه غل..؟
‫(منظور آرچر معنی دوم تند تند تکون دادن لوله بود!)

300
00:15:04,037 --> 00:15:06,537
‫بوم! باش کنار بیا

301
00:15:06,539 --> 00:15:10,174
‫- آرچر؟
‫با نام مستعار ترانک مستر فلکس
‫(منظورش فانک مستر فلکس، دی جی هیپ هاپ آمریکایی هست)

302
00:15:10,176 --> 00:15:11,909
‫مـِــ
‫اُه، حالا هر چی

303
00:15:11,911 --> 00:15:14,512
‫پس چی شد؟
‫چطوری یه معامله به این سادگی
‫رو به گا دادین؟

304
00:15:14,514 --> 00:15:16,514
‫چی.. ایشون پول رو
‫همراهشون نیاورده بودن!

305
00:15:16,516 --> 00:15:18,349
‫سناتور استی پوف، تکذیب می فرمایید؟
‫(منظورش یکی از شخصیت های فیلم Ghostbusters هست)

306
00:15:18,351 --> 00:15:20,851
‫نیاوردمش،
‫چون..

307
00:15:20,853 --> 00:15:23,020
‫چون ندارمش.

308
00:15:23,022 --> 00:15:26,190
‫چی.. پس کی داره؟
‫چه میدونم! وال استریت؟

309
00:15:26,192 --> 00:15:28,693
‫طلبکارا؟
‫سه تا شرکت وام مسکن مختلف؟

310
00:15:28,695 --> 00:15:30,528
‫هر کی فکر می کرد که شروع کردن
‫یه رستوران زنجیزه ای

311
00:15:30,530 --> 00:15:33,197
‫واسۀ در و دهاتیا به اسم
‫"آدمای گدا گشنه" ایدۀ خوبی هست

312
00:15:33,199 --> 00:15:36,200
‫که البته خودم این ایده رو مطرح کردم.
‫من بهش چند تا توصیۀ مزخرف
‫واسه سرمایه گذاری دادم

313
00:15:36,202 --> 00:15:38,202
‫وایسا. منظورت
‫"پو فوکس" نبود؟
‫(نام یه رستوران زنجیره ای در آمریکا - معنیش همون ملت گدا گشنه میشه)

314
00:15:38,204 --> 00:15:40,104
‫نه. اونا که
‫مثه چی ازمون شکایت کردن!

315
00:15:40,106 --> 00:15:42,573
‫وایسا. پس، ورونیکا دین
‫ورشکسته شده؟

316
00:15:42,575 --> 00:15:44,208
‫نه. اون..

317
00:15:44,210 --> 00:15:46,043
‫اُه، خدای من.
‫قضیه از این قراره؟

318
00:15:46,045 --> 00:15:48,713
‫الان شیفتۀ این ذهنیت شدی که
‫یه دونه "مامان عسلی" داشته باشی؟
‫(اصطلاح مامان عسلی به معنی پیرزنی هست که واسه یه مرد کوچکتر از خودش در قبال سکس و ... پول میده یا هدیه میخره)

319
00:15:48,715 --> 00:15:51,249
‫نه، اصلا و ابدا!
‫وایسا. چی؟

320
00:15:51,251 --> 00:15:52,883
‫چی؟
‫اون که ورشکسته نیس

321
00:15:52,885 --> 00:15:54,418
‫ولی خب دو میلیون دلارم
‫نداره که به اخاذ جماعت بده

322
00:15:54,420 --> 00:15:56,053
‫منم به نظرم رسید که در موردش
‫فقط بلوف بزنم!

323
00:15:56,055 --> 00:15:58,089
‫بعدشم شماها
‫کارشونو یه سره کنین!

324
00:15:58,091 --> 00:16:01,559
‫چطور یه همچین فکری کردی؟
‫بی خیال بابا. من میدونم
‫شماها کی هستین

325
00:16:01,561 --> 00:16:02,927
‫عجب. ای بابا. باشه

326
00:16:02,929 --> 00:16:06,063
‫ببین، من واقعاً خیلی معذرت میخوام
‫که باعث شدیم سگ هات مریض بشن

327
00:16:06,065 --> 00:16:07,465
‫شماها چی؟

328
00:16:07,467 --> 00:16:09,066
‫چی؟
‫پس تو بودی!

329
00:16:09,068 --> 00:16:11,269
‫تو روحت!
‫تو اومده بودی توی خونه م؟

330
00:16:11,271 --> 00:16:13,738
‫تو دیسک رو دزدیدی!
‫آآه! چی میخواستی بگی حالا؟

331
00:16:13,740 --> 00:16:16,574
‫که من میدونم شماها
‫قبلاً جاسوس بودین!

332
00:16:16,576 --> 00:16:18,142
‫اووووو.

333
00:16:18,144 --> 00:16:20,244
‫کس کشا!
‫بس کن.

334
00:16:20,246 --> 00:16:22,947
‫بس.. بس کن. بس کن
‫اووو!

335
00:16:22,949 --> 00:16:27,285
‫معذرت میخوام، ولی خب ما رو هم گول زدن
‫ما فکر می کردیم که داریم
‫دیسک رو <i>واسۀ</i> ورونیکا می دزدیم!

336
00:16:27,287 --> 00:16:28,986
‫اُه، پس حالا دیگه
‫با اسم کوچیک صداش می کنی؟

337
00:16:28,988 --> 00:16:33,157
‫و دوباره میگم، جدی
‫در مورد سگ هات معذرت میخوام

338
00:16:33,159 --> 00:16:34,792
‫اوو!
‫خب؟

339
00:16:34,794 --> 00:16:38,095
‫این کوفتی چه مرگش شده؟!
‫چرا قطع نمیشه پـَـ؟

340
00:16:38,097 --> 00:16:40,598
‫چونکه قطع نشده..
‫هِی، وایسا. صبر کن. بس کن

341
00:16:40,600 --> 00:16:42,266
‫بس کن.
‫بچه ها می شنوین؟

342
00:16:42,268 --> 00:16:44,635
‫<i>[جیرجیرکا جیر جیر می کنن]</i>
‫خدای من!

343
00:16:44,637 --> 00:16:46,470
‫واقعاً جیرجیرک ها رو هم
‫تربیت ـشون کرده!

344
00:16:46,472 --> 00:16:48,673
‫نه. من فکر می کنم که..
‫یا امامزاده بیژن!

345
00:16:48,675 --> 00:16:51,842
‫خط هنوز بازه!
‫چی؟
‫چی داری میگی؟

346
00:16:51,844 --> 00:16:55,446
‫اینکه پیغامگیر آرچر نیس!
‫اونا جیرجیرکا هم راستکی بودن!

347
00:16:55,448 --> 00:16:58,282
‫که چی؟
‫خب هر چی که شنیدیم
‫واقعاً اتفاق افتاده!

348
00:17:03,855 --> 00:17:06,190
‫خب، پس منتظر چی هستین؟

349
00:17:06,192 --> 00:17:08,359
‫من شلوارمو بهت نمیدم.

350
00:17:08,361 --> 00:17:12,163
‫خب، منم نمیتونم کارمو بدون
‫شلوار انجام بدم که، لانا!
‫شلوار اونو هم که نمیتونم بپوشم

351
00:17:12,165 --> 00:17:14,799
‫آره. تازه شم کل بدنش
‫کثیف و خونیه.

352
00:17:14,801 --> 00:17:16,467
‫و البته اینطورم نیس که
‫شلوارت اندازه م نباشه.

353
00:17:16,469 --> 00:17:17,868
‫چرا رون پاهات اینطوری شده؟

354
00:17:17,870 --> 00:17:20,137
‫اُه، خدای من!
‫اینی که پامه شلوار چسبان مخصوص سواریه!
‫(منظورش اینه که این مدلیه)

355
00:17:20,139 --> 00:17:23,708
‫نه. میدونم.
‫منظورم اینه که اخیراً چرا اینطوری شده.

356
00:17:26,879 --> 00:17:28,879
‫شرط می بندم که اگه حتی
‫شلوارم داشت، بازم درد میگرف

357
00:17:28,881 --> 00:17:31,315
‫- خب دیگه، باید
‫خروجی بعدی رو بپیچی

358
00:17:31,317 --> 00:17:32,683
‫چند کیلومتر دیگه مونده تا برسیم.

359
00:17:32,685 --> 00:17:34,385
‫الان چطوری داری ردش رو میگیری؟

360
00:17:34,387 --> 00:17:36,987
‫همونطور که ردّ بقیۀ شما رو..
‫آممم، پس،

361
00:17:36,989 --> 00:17:40,324
‫خب دیگه الاناس که باید خودتو آماده کنی
‫که این خروجی رو بپیچی

362
00:17:40,326 --> 00:17:41,859
‫بی-بوپ!

363
00:17:41,861 --> 00:17:43,494
‫عجبا، پاشو دیگه، بچه ننه

364
00:17:43,496 --> 00:17:45,162
‫به خدا دارم راس میگم، نمیتونم

365
00:17:45,164 --> 00:17:47,832
‫آرچر...
‫جدی میگم، من همینطوریشم
‫خسته بودم.

366
00:17:47,834 --> 00:17:50,701
‫از لحاظ جسمی که کاملاً مشخصه،
‫ولی خب من تقریباً مطمئنم
‫که حداقل دو بار چاقو خوردم

367
00:17:50,703 --> 00:17:53,904
‫خالی نبند، خداییش؟
‫ولی، پسر، از لحاظ احساسی؟

368
00:17:53,906 --> 00:17:56,040
‫خیلی وقت میشه که کسی
‫رو دیگه نکشتم!

369
00:17:56,042 --> 00:17:58,843
‫تو بعضی از اون موتور سوارا رو هم کشتی؟
‫خب داشتن مینداختنم توی چوب خرد کن!

370
00:17:58,845 --> 00:18:00,845
‫نه، منظورم این بود که..
‫هر چند، انصافاً

371
00:18:00,847 --> 00:18:02,847
‫اگه یه صندوق عقبی رو وا کنی
‫و فک کنی که خالیه،

372
00:18:02,849 --> 00:18:06,016
‫بعدش یهویی یه یارویی
‫رو توی صندوق عقب ببینی،
‫خب عکس العمل نشون میدی دیگه

373
00:18:06,018 --> 00:18:09,854
‫دقیقاً مثه همون موقعی که من
‫وارد اون اتاق توی مسافرخونه شدم،
‫که توش پر از مرغ دریایی بود.

374
00:18:09,856 --> 00:18:11,589
‫آرچر.
‫خداییش.

375
00:18:11,591 --> 00:18:13,858
‫میرتل بیچ ـم بلبشوییه واسه خودش!
‫آرچر!
‫(ساحلی در کارولینای جنوبی)

376
00:18:13,860 --> 00:18:17,027
‫چه میدونم، لانا!
‫شاید!
‫آخه توی "حالت وحشیگری" بودم.

377
00:18:17,029 --> 00:18:19,864
‫قطعاً چند نفرو بیهوش کردم.
‫مثلاً، هفت یا هشت نفرو، پس..

378
00:18:19,866 --> 00:18:22,199
‫نه بابا؟!
‫آره. کلی زدمشون!

379
00:18:22,201 --> 00:18:25,202
‫حالا این دور و بر
‫مشروب پیدا میشه بزنیم؟
‫مثلاً حتی اگه کوکینگ شِری هم باشه، یا... (شراب شیرین یا تلخ اسپانیایی)

380
00:18:25,204 --> 00:18:28,873
‫حرف من اینه که،
‫احتمالاً فقط دو تا
‫یا سه تا موتورسوار اون بیرون مونده

381
00:18:28,875 --> 00:18:32,243
‫پس برو همونا رو هم بزن،
‫کلیدا رو بگیر، دیسک رو بردار
‫بعدشم بیا از این قبرستون بریم بیرون

382
00:18:32,245 --> 00:18:33,911
‫به این زودی؟

383
00:18:33,913 --> 00:18:37,548
‫نمیخوای بدونی کی ما رو واسه
‫معامله استخداممون کرده بود؟

384
00:18:37,550 --> 00:18:39,617
‫همه ش تو بودی!

385
00:18:39,619 --> 00:18:42,887
‫تو باعث شدی ورونیکا دین جعلی
‫ما رو استخدام کنه که دیسک رو ازمون بدزده!

386
00:18:42,889 --> 00:18:45,055
‫جی؟ گمشـ..

387
00:18:45,057 --> 00:18:47,458
‫او! نخیر، من نبودم.

388
00:18:47,460 --> 00:18:51,228
‫من هیچوقت یه چنین کاری رو با ورونیکا نمی کنم
‫اگه اون دیسک بره بیرون
‫ورونیکا رسماً نابود میشه.

389
00:18:51,230 --> 00:18:54,432
‫و منم..
‫منم دوسش دارم...

390
00:18:54,434 --> 00:18:56,100
‫البته که دوسش داری!

391
00:18:56,102 --> 00:18:57,568
‫اُه، حسودی نکن عزیزم

392
00:18:57,570 --> 00:18:59,904
‫من و تو اون احساسی که بینمون بود
‫رو همیشه خواهیم داشت

393
00:18:59,906 --> 00:19:02,807
‫وایسا، چی؟ چی
‫آآ، خب پـس کی شما رو استخدام کرده؟

394
00:19:02,809 --> 00:19:05,109
‫دیگه اونشو خودم میدونم.
‫و شماها هم اگه خواستین بفهمین، باید دنبالش بگردین.

395
00:19:05,111 --> 00:19:08,779
‫خب البته، ما هم باید خودمون بریم دنبالش بگردیم
‫چون خودمونم نمیدونیم کی استخداممون کرده!

396
00:19:08,781 --> 00:19:10,581
‫یا مثلاً چرا من این قضیه رو با صدای بلند تلاوت کردم؟

397
00:19:10,583 --> 00:19:14,618
‫چیزی که ما میدونیم اینه که سهم ما
‫از دو میلیون دلار، ده درصد هست.

398
00:19:14,620 --> 00:19:18,789
‫حالا مگه اینکه یه نفر دویست هزارتا
‫همین حالا توی جیبش داشته باشه، مَـ..

399
00:19:18,791 --> 00:19:22,126
‫من همین حالا یه چک بانکی به همون
‫میزان مبلغی که گفتی،
‫فی الواقع توی جیبم دارم

400
00:19:22,128 --> 00:19:25,262
‫قرار بود که باهاش پول این
‫کارآگاهای کیری رو بدم،
‫ولی خب اینا یه کارایی کردن که..

401
00:19:25,264 --> 00:19:27,264
‫اگه باعث نقض قراردادمون نشه،
‫اون موقع..

402
00:19:27,266 --> 00:19:29,333
‫خب، پس من همین الان میرم سراغ جیبت و
‫برش میدارم

403
00:19:31,137 --> 00:19:33,370
‫اون پول صاحاب داره.

404
00:19:34,439 --> 00:19:36,440
‫تو دیگه واسه چی لختی؟

405
00:19:36,442 --> 00:19:40,277
‫روز بعد از روز کارگره!
‫(معمولاً روز بعد از روز کارگر یه سری قوانین برای پوشیدن لباس هست. مثلاً میگن لباس سفید نپوشین!)

406
00:19:40,279 --> 00:19:41,946
‫به همین راحتیا
‫نمیتونی قسر در بری

407
00:19:41,948 --> 00:19:44,448
‫میام دنبالت،
‫مثه... آو

408
00:19:44,450 --> 00:19:46,784
‫برو به پلیسا بگو،
‫عن چهره

409
00:19:46,786 --> 00:19:49,353
‫اگرچه مشخصاً
‫هیچ موقع نباید بدون حضور وکیلتون
‫با پلیس صحبت کنین

410
00:19:49,355 --> 00:19:51,355
‫ممنون از اینکه اومدین، بچه ها.
‫(عبارتی که گفت دو منظوره بود. منظور دوم انزال بود)

411
00:19:51,357 --> 00:19:53,457
‫رو مـَمـه هام، چییییی؟
‫نخیرم.

412
00:19:53,459 --> 00:19:55,960
‫ما الان دیگه همون "جمله بندی" سابق رو میگیم.
‫من که نمیگم.

413
00:19:55,962 --> 00:19:58,462
‫خب، ظاهراً
‫دیگه نمیگیم "ممنون".

414
00:19:58,464 --> 00:20:00,831
‫ممنونم، مادر، واسه اینکه اومدین

415
00:20:00,833 --> 00:20:02,466
‫وایسا. پس، رِی حال نداش بیاد؟

416
00:20:02,468 --> 00:20:05,236
‫بیرونه.
‫داره محوطه رو امن سازی می کنه.

417
00:20:08,807 --> 00:20:10,374
‫بگید دیگه تکرار نمی کنم.

418
00:20:10,376 --> 00:20:12,676
‫دمت گرم، رِی.
‫ممنونم که اومدی.
‫(دو منظوره گفت)

419
00:20:12,678 --> 00:20:14,178
‫روی مـَمـه هـــام، چــــــــــــی؟

420
00:20:14,180 --> 00:20:15,646
‫این چیه پوشیدی؟

421
00:20:15,648 --> 00:20:17,181
‫خودت این چیه پوشیدی؟

422
00:20:17,183 --> 00:20:18,649
‫فکر کردم مجبور شم که
‫تحت پوشش وارد شم

423
00:20:18,651 --> 00:20:21,151
‫به عنوان چی؟
‫موتور سوار، احمق جون!

424
00:20:21,153 --> 00:20:24,321
‫آخه یه جورایی شبیه
‫همجنسبازا شدی

425
00:20:24,323 --> 00:20:27,024
‫شبیه همجنسبازا شدم!
‫یه خُرده. آره.

426
00:20:27,026 --> 00:20:29,560
‫خب حالا، اصن تو لانا رو دیدی؟
‫هِی، اِرل کمپبل زنگ زد.

427
00:20:29,562 --> 00:20:31,262
‫گفت رونِ پاهاش رو پس میخواد.
‫(اِرل کمپبل، بازیکن سابق ان اف ال)

428
00:20:39,705 --> 00:20:42,206
‫- خب پس، اولین پرونده..
‫جنبه های مثبت و منفیش

429
00:20:42,508 --> 00:20:46,877
‫خب، ما رو گولمون زدن
‫تا بتونن از ورونیکا دین،
‫نماد دوست داشتنی هالیوود، اخاذی کنن.

430
00:20:46,879 --> 00:20:49,179
‫آره، قطعاً این یکی
‫از جنبه های منفی این پرونده بود.
‫ولی خب بعدش ما..

431
00:20:49,181 --> 00:20:52,349
‫خب، من خیلی به شکل خیلی خفنی
‫رفتم و دیسک رو برگردوندم

432
00:20:52,351 --> 00:20:53,918
‫با افتخار اعلام می کنم که به عنوان جنبۀ مثبت قضیه بودی.

433
00:20:53,920 --> 00:20:56,353
‫اگرچه نتونستم که دیسک رو
‫شخصاً تحویلش بدم.

434
00:20:56,355 --> 00:20:58,422
‫که بتونم سر این قضیه یه کوکتل هم باهاش بخورم.
‫جنبۀ مثبت.

435
00:20:58,424 --> 00:21:01,759
‫همینطور، نتونستیم بفهمیم
‫چی روی دیسکه بود یا حتی نتونستم بفهمیم
‫"لانگ واتر"  یعنی چی، پس..

436
00:21:01,761 --> 00:21:03,527
‫به خاطر اینکه
‫به ما هیچ ربطی نداره

437
00:21:03,529 --> 00:21:05,696
‫اُه، حالا که صحبت از کار شد،

438
00:21:05,698 --> 00:21:08,933
‫شپیرو گفت که ما رو به همۀ
‫مشتری هاش که کارآگاه خصوصی میخوان،
‫پیشنهاد می کنه

439
00:21:08,935 --> 00:21:11,435
‫اووه، پروندۀ کیشکای گمشده!
‫(منظورش اینه که دارن خیالبافی می کنن - کیشکا یه نوع سوسیس هست که یهودیای اشکنازی بر اساس قوانین دینی میل می کنن)

440
00:21:11,437 --> 00:21:13,904
‫اُه، منم چاقو خوردم

441
00:21:13,906 --> 00:21:16,040
‫چطوری این جنبۀ مثبت قضیه س، مرتیکه کله کیری؟

442
00:21:16,042 --> 00:21:17,575
‫داری کم کم مجرب میشی؟

443
00:21:17,577 --> 00:21:19,944
‫من که چیزی یاد نگرفتم.

444
00:21:19,946 --> 00:21:21,545
‫اینم از آقای پر جذبه ت!

445
00:21:21,547 --> 00:21:24,114
‫خب، در کل،
‫به نظر من پروندۀ اولمون

446
00:21:24,116 --> 00:21:25,950
‫یه خرده بیش از حد تنوع داشت.

447
00:21:25,952 --> 00:21:27,451
‫اُه.. من که نمیدونم

448
00:21:27,453 --> 00:21:29,954
‫دویست هزار دلار اونم
‫فقط برای دو روز کار کردن

449
00:21:29,956 --> 00:21:32,056
‫اونقدرا هم بد نیس بچه ها.

450
00:21:32,058 --> 00:21:35,559
‫دویست هزار
‫تقسیم بر هشت
‫سهم برابر..

451
00:21:35,561 --> 00:21:38,562
‫میشه.. یا باب الحوائج
‫به هر کدوممون 25 هزارتا میرسه که

452
00:21:38,564 --> 00:21:40,264
‫وایسا. منظورت از
‫"سهم برابر" دقیقاً چیه؟

453
00:21:40,266 --> 00:21:42,299
‫خودت فکر می کنی چیه،
‫کشتی دزدای دریایی؟

454
00:21:42,301 --> 00:21:45,603
‫خب، فکر کنم یه راه آسون واسه
‫فهمیدنش باشه

455
00:21:45,605 --> 00:21:49,640
‫فک کنم یه جور
‫دفتر ثبت چرمی واسه کشتی..

456
00:21:49,642 --> 00:21:52,443
‫توی دفتر امیر دریاسالار باشه.
‫(عملاً داره شر و ور میگه)

457
00:21:52,445 --> 00:21:55,913
‫آآآه! باشه اصن!
‫خودم میرم پیداش کنم!

458
00:21:55,915 --> 00:21:57,848
‫احمقا!

459
00:21:59,751 --> 00:22:10,253
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

