1
00:00:02,452 --> 00:00:05,301
‫میرسیم به تقریباً آخرین
‫مشکلی که وجود داره

2
00:00:05,302 --> 00:00:09,351
‫که در مورد... مجدداً عرض می کنم،
‫خیلی هم عجیب نیست...

3
00:00:09,352 --> 00:00:10,491
‫مشکل دستشویی ها.

4
00:00:10,492 --> 00:00:13,331
‫به طور خاص، قضیۀ دستگاه دستمال حوله ای ها
‫(توضیح: یکی یه کار بدی با دستگاه دستمالا کرده)

5
00:00:13,332 --> 00:00:14,972
‫اصن چرا همون اول رفتی از اون

6
00:00:14,997 --> 00:00:16,471
‫دستمال پارچه ای های
‫تخمی عهد بوقی خریدی؟

7
00:00:16,472 --> 00:00:17,531
‫زیرا... خفه بمیر.

8
00:00:17,532 --> 00:00:19,381
‫منم نمیدونم کی داره این کارو می کنه،

9
00:00:19,382 --> 00:00:21,351
‫بعید میدونم حتی خود خدا هم بدونه چرا،

10
00:00:21,352 --> 00:00:23,361
‫ولی قدم بعدی ای که برای حل این مشکل
‫برمیدارم

11
00:00:23,362 --> 00:00:25,421
‫اینه که این زهرماریا رو برمیدارم
‫تمیزشون می کنم که ببرمشون واسه تست دی ان ای

12
00:00:27,392 --> 00:00:31,381
‫فکر کنم اگه خود سطل آشغالارو
‫برداری ببری آسون تر باشه

13
00:00:31,382 --> 00:00:32,944
‫هر خری که داره این کارو می کنه،
‫مشخصاً

14
00:00:32,969 --> 00:00:34,461
‫باید بره روی سطل آشغال وایسه

15
00:00:34,462 --> 00:00:36,381
‫چون مثلاً، تا اینجامه، پس...

16
00:00:36,382 --> 00:00:39,341
‫واو. یه وکیل قوی قدر خوشتیپ
‫هالیوودی رو نام ببر

17
00:00:39,342 --> 00:00:40,247
‫که دوباره تصمیم بگیره

18
00:00:40,272 --> 00:00:41,501
‫شما موجودات رو استخدام کنه.

19
00:00:41,502 --> 00:00:45,341
‫- آقای شپیرو!
‫- بوم! چشم بسته غیب گفتی!
‫(اصطلاح رو  نادرست میگه)

20
00:00:45,342 --> 00:00:47,411
‫منم باید زود برگردم. شماها پا کار هستین؟

21
00:00:47,412 --> 00:00:50,421
‫آقای شپیرو، لطفاً، همونطور
‫که پشت تلفن هم بهتون گفتم

22
00:00:50,422 --> 00:00:52,451
‫دفتر فیگیس برای کار شما ارزش قائله

23
00:00:52,452 --> 00:00:54,461
‫و من بهتون اطمینان میدم
‫که این امور داخلی ما

24
00:00:54,462 --> 00:00:57,341
‫روی تواناییمون به عنوان
‫بازرس تأثیری نذاره، پس...

25
00:00:57,342 --> 00:00:58,431
‫- بله که تأثیر میذاره.
‫- آرچر؟

26
00:00:58,432 --> 00:00:59,491
‫چی؟ خفه باو. اگه هم چیزی

27
00:00:59,492 --> 00:01:01,421
‫ثابت بشه، اینه که من بازرس درجه یکی هستم.

28
00:01:01,422 --> 00:01:04,431
‫من خیلی ام اون قضیه رو کامل
‫به صورت کارآگاهی فهمیدم.
‫(اصطلاحی که به  کار می بره اسم یه پسر بچۀ کارآگاه توی یه مجموعه کتاب هست - اسم پسر لروی براون هست که ملقب به اینسایکلوپدیا هست)

29
00:01:04,432 --> 00:01:07,501
‫باگز مینی کونش رو روی دستمالای
‫ما پاک می کنه؟
‫(باگز مینی شخصیت منفی و عوضی همون کتاب Encyclopedia Brown هست)

30
00:01:07,502 --> 00:01:11,471
‫- نخیر، کس مغزکم!
‫- آره! تنها توضیح منطقی همینه

31
00:01:11,472 --> 00:01:14,311
‫خب، شایدم یکی از "تایگرها" باشه.
‫(باگز مینی، همون شخصیت منفی، رئیس یه باند خلافکاره که اسم خودشون رو گذاشتن تایگر)

32
00:01:14,312 --> 00:01:16,381
‫خب، مثلاً نشونه ای، یا برچسبی هم داره...

33
00:01:16,382 --> 00:01:18,421
‫خواهش می کنم، شما این همه راه
‫رو تا اینجا اومدین

34
00:01:18,422 --> 00:01:20,022
‫و البته شما با خودتون فکر کردین

35
00:01:20,047 --> 00:01:21,481
‫که دفتر ما برای انجام این کار مناسبه

36
00:01:21,482 --> 00:01:24,481
‫تازه ـشم، ما فقط روزی 25 سنت میگیریم،
‫به علاوۀ هزینۀ مخارج
‫(این هزینه ای هست که اون پسر کارآگاهه (اینسایکلوپدیا) از بقیه میگیره - نقل قول هم از همون کتابه!)

37
00:01:24,482 --> 00:01:26,321
‫تو رو به مقدساتت ولمون کن، زن!

38
00:01:26,322 --> 00:01:28,411
‫جدی میگم، خفه شو که عنِ ـشو درآوردی.

39
00:01:28,412 --> 00:01:30,311
‫خودت خفه شو! چون من که دارم میرم

40
00:01:30,312 --> 00:01:32,401
‫سوار اولین اتوبوس بشم و از این
‫شهر خراب شده بزنم بیرون.
‫(منظورش همون شهر تخیلی توی همون کتابه)

41
00:01:34,342 --> 00:01:36,301
‫ها! به امید دیدار، آیداویل
‫(اسم همون شهر تخیلی توی اون کتاب آیداویل هست)

42
00:01:36,302 --> 00:01:37,311
‫همونطور که داشتم می گفتم...

43
00:01:37,312 --> 00:01:38,441
‫خیلی خُب.

44
00:01:38,442 --> 00:01:40,341
‫- هممم؟
‫- باشه دیگه!

45
00:01:40,342 --> 00:01:42,521
‫دیگه الان واسه استخدام کردن یه نفر دیگه
‫خیلی دیره، و...

46
00:01:42,522 --> 00:01:45,501
‫چه میدونم. شاید شما موجودات
‫بتونید از پس این کار بر بیاین، پس...

47
00:01:45,502 --> 00:01:48,421
‫اشکالی نداره که من، آآ، بیپ بوپ؟

48
00:01:48,422 --> 00:01:51,361
‫آه، دمت گرم. باشه، خب...

49
00:01:51,362 --> 00:01:53,301
‫مطمئنم که همه تون موکل بنده رو به خاطر دارین...

50
00:01:53,302 --> 00:01:55,361
‫افسانۀ هالیوودی، ورونیکا دین.

51
00:01:55,362 --> 00:01:56,441
‫- به خاطر بیاریم؟
‫- اووو.

52
00:01:56,442 --> 00:01:58,331
‫- کی میتونه یادش بره اصن؟
‫- نه؟

53
00:01:58,332 --> 00:02:00,371
‫تقریباً داشت منجر به خروجم از
‫وضعیت گی بودن میشد.

54
00:02:00,372 --> 00:02:02,230
‫چی شده، به خاطر کهنسالی به درک واصل شده؟

55
00:02:02,231 --> 00:02:03,521
‫اُه، جون هر کی... طرف پنجاه سالشه!

56
00:02:03,522 --> 00:02:06,481
‫و، هر چیزی ام که باشه،
‫بیشتر از همیشه خوشگله

57
00:02:06,482 --> 00:02:08,301
‫خصوصاً وقتی که اینو میپوشه...

58
00:02:10,402 --> 00:02:12,501
‫زارینا، گردنبند الماسی و زمردی

59
00:02:12,502 --> 00:02:16,481
‫که به صورت دستی برای شهبانو ماریا
‫الکساندروونا در سال 1855 طراحی شد.
‫(همسر اول الکساندر دوم، امپراتور روسیه)

60
00:02:16,482 --> 00:02:20,491
‫و حالا، آآآ، محور مجموعه طلا و جواهر
‫خانم دین هست.

61
00:02:20,492 --> 00:02:23,471
‫باری تعالی، حتماً چند میلیون دلاری می ارزه.

62
00:02:23,472 --> 00:02:25,361
‫و تو ازمون میخوای که بدزدیمش!

63
00:02:25,362 --> 00:02:29,331
‫من... نخیر! نه، من دقیقاً
‫بر عکسش رو ازتون میخوام

64
00:02:29,332 --> 00:02:31,471
‫میخواد گردنبند زارینا رو توی یه
‫مهمونی جمع آوری کمک ببنده

65
00:02:31,472 --> 00:02:34,411
‫که توسط شوهر سابقش، الیس کرین برگزار میشه.

66
00:02:34,412 --> 00:02:38,361
‫کارگردانی هست که برندۀ اسکار بوده
‫و خیلی هم کس کش تشریف داره

67
00:02:38,362 --> 00:02:39,481
‫- اووه!
‫- خوشتیپه!

68
00:02:39,482 --> 00:02:41,441
‫اَه! خیلی کس کش ـه.
‫(اصطلاحی که به کار می بره تحت الفظیش میشه چیزی که باهاش مَنی رو جمع می کنن یا پاک می کنن)

69
00:02:41,442 --> 00:02:43,451
‫پوشیدن اون گردنبند توی اون رویداد شلوغ

70
00:02:43,452 --> 00:02:45,371
‫یه جورایی ریسک بزرگی به حساب میاد.

71
00:02:45,372 --> 00:02:46,521
‫خودم میدونم. باور کن،

72
00:02:46,522 --> 00:02:48,844
‫من تلاشمو کردم که نظر خانم دین
‫رو نسبت به پوشیدنش عوض کنم، ولی...

73
00:02:48,845 --> 00:02:50,471
‫میخواد پُز ـش رو به شوهر سابقش بده!

74
00:02:50,472 --> 00:02:53,381
‫پسر، من به صورتش مالیدم!
‫(اصطلاحی که به کار بردن دو معنی داشت که هر دو رو گفتم)

75
00:02:57,322 --> 00:03:00,441
‫- پــم!
‫- بس می کنم، ولی عذرخواهی نمی کنم!

76
00:03:00,442 --> 00:03:02,461
‫خب پس، تو میخوای که ما از گردنبند
‫محافظت کنیم؟

77
00:03:02,462 --> 00:03:04,481
‫بله. به صورت مخفیانه، توی خود مهمونی.

78
00:03:04,482 --> 00:03:10,451
‫که به خاطرش، حاضرم به دفترتون...
‫هف.. شص.. پنجاه هزار دلار بدم.

79
00:03:10,452 --> 00:03:12,461
‫- اُه، خیلیم عالیه!
‫- خوبه.

80
00:03:12,462 --> 00:03:14,401
‫حتماً گردنبند بیمه شده هست دیگه؟

81
00:03:14,402 --> 00:03:16,331
‫و حتی اگه هم هزینۀ مالیاتش یه چیزی مثلاً،

82
00:03:16,332 --> 00:03:18,311
‫خیلی بیشتر از اونه، لانا.

83
00:03:18,312 --> 00:03:20,351
‫- بله، لانا.
‫- آخ جون!

84
00:03:20,352 --> 00:03:23,351
‫پس ما قراره بریم توی یه مهمونی با کلاس
‫هالیوودی که همه با کت و شلوار میان اونجا؟

85
00:03:23,352 --> 00:03:24,481
‫خب، آره، ولی...

86
00:03:24,482 --> 00:03:26,471
‫ولی خب چی بپوشیم؟ مثلاً قراره
‫روپوش و دستکش بپوشیم؟

87
00:03:26,472 --> 00:03:28,531
‫باید کُرسِت هم اجاره کنم؟ از اون
‫لباس وصله دارها هم هست؟
‫(لباس های مهمونی های اصیل معمولاً چند تکه بودند که به هم وصل می شدند، کُرست هم فقط سینه بند نیست)

88
00:03:28,532 --> 00:03:31,391
‫پشمامم باید بزنم؟ تازه من
‫نمیدونم سایز تاج ـم باید چقدر باشه.

89
00:03:31,392 --> 00:03:33,401
‫و، اُه، یا خدا، کفش ها رو چی کار کنیم؟

90
00:03:33,402 --> 00:03:36,511
‫آآ، لباس هاتون رو خودمون بهتون میدیم.

91
00:03:36,512 --> 00:03:40,311
‫مثه چی قراره برینیم به ترکوندن!
‫(بترکونیم + برینیم)

92
00:03:40,312 --> 00:03:44,342
‫آره. واسه پنج هشتم شماها.
‫(توضیح: پنج نفر از هشت نفر)

93
00:04:14,783 --> 00:04:19,526
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
94
00:04:21,452 --> 00:04:25,302
‫و خب، وقتی گفتم
‫"برینیم به ترکوندن"

95
00:04:25,972 --> 00:04:28,861
‫به ضرس قاطع منظورم این بود که
‫"در حد ریدمان کس شعره."

96
00:04:28,862 --> 00:04:29,861
‫یعنیا...

97
00:04:29,862 --> 00:04:30,931
‫خداییش؟

98
00:04:30,932 --> 00:04:33,801
‫اُه، دست از نق زدن بردارین شما سه تا

99
00:04:33,802 --> 00:04:35,811
‫کل قضیه اینه که با جماعت
‫همرنگ و هماهنگ بشید، پس...

100
00:04:35,812 --> 00:04:36,911
‫منظورت؟

101
00:04:36,912 --> 00:04:39,851
‫نه بابا. منظور اینه که... میدونی...

102
00:04:39,852 --> 00:04:42,001
‫نمیتونی که به خوک رژ لب بزنی.
‫(منظورش اینه که قیافه و هیکلش مثه خوک میمونه، حالا آرایش هم کنه، فرقی نمی کنه)

103
00:04:42,002 --> 00:04:42,965
‫- جدی میگی؟
‫- ببخشیدا؟

104
00:04:42,990 --> 00:04:43,891
‫منظورت از حرفی که زدی چی بود الان؟

105
00:04:43,892 --> 00:04:46,811
‫- خب، حرفی که زد یه مقداری زننده بود.
‫- و البته نادرست بود.

106
00:04:46,812 --> 00:04:47,901
‫واسه رژ لب که خیلی مهم نیس

107
00:04:47,902 --> 00:04:50,861
‫ولی ریمل مژه و ابرو؟ هاه، با اون دیگه نمیشه
‫شوخی کرد!

108
00:04:50,862 --> 00:04:52,891
‫و فکر کنم ایشون الان همرنگ جماعت شدن؟

109
00:04:52,892 --> 00:04:55,881
‫- کی؟
‫- تو، اتو فون جیزمارک
‫(منظورش اتو فون بیسمارک نخستین صدر اعظم در تاریخ آلمان هست)

110
00:04:55,882 --> 00:04:57,031
‫من می خواستم بگم فرانتس تردیناند
‫(منظورش فرانتس فردیناند از مقام های سلطنتی اتریش در قرن 19 بود)
‫(اسم ها رو به شکلی ادا می کنن که اهانت آمیز و خنده دار میشه)

111
00:04:57,032 --> 00:04:58,322
‫- اِه...
‫- بچه ها، بی خیال.

112
00:04:58,347 --> 00:04:59,871
‫اینجا چه خبره؟

113
00:04:59,872 --> 00:05:01,901
‫من داشتم یه سری از اصول اساسی
‫عملیات میدانی رو

114
00:05:01,902 --> 00:05:03,851
‫برای این سه تا توضیح می دادم.

115
00:05:03,852 --> 00:05:04,991
‫آره، باید همرنگ جماعت بشی،

116
00:05:04,992 --> 00:05:06,871
‫ولی خب من منظورم این بود
‫که این پیش غذاها چی هستن؟

117
00:05:06,872 --> 00:05:07,881
‫دوست نداری...

118
00:05:07,882 --> 00:05:09,851
‫همرنگ جماعت بشین.

119
00:05:09,852 --> 00:05:11,891
‫این یه نوع ساندویچ کوچیکه که

120
00:05:11,892 --> 00:05:13,801
‫از یه گوشت کوبه ای معتبر درست شده
‫(گوشت گاوی که در شهر کوبۀ ژاپن تولید میشه)

121
00:05:13,802 --> 00:05:14,931
‫از استان هیوگو
‫(مرکز استان هیوگو، شهر کوبه ست)

122
00:05:14,932 --> 00:05:16,031
‫به همراه سس ترکیبی
‫سیر، روغن زیتون و ترخون

123
00:05:16,032 --> 00:05:18,891
‫تاپاس از ژامبون گوشت خرگوش ایبری
‫(تاپاس به پیش غذای اسپانیایی گفته میشه که معمولاً با نوشیدنی صرف میشه)

124
00:05:18,892 --> 00:05:20,921
‫که روش هم پنیر تورتا دل کاسار هست.
‫(پنیری از شیر گوسفند اسپانیایی)

125
00:05:20,922 --> 00:05:22,951
‫و اینا هم پای کیش های کوچولو هستند.
‫(نوعی شیرینی پوسته خوشگوار فرانسوی)

126
00:05:22,952 --> 00:05:24,971
‫احتمالاً از تخم بلدرچینی که در
‫معرض خطر انقراض هست درست شدند، یا...

127
00:05:24,972 --> 00:05:27,001
‫نخیر، هیچ کدوم اینا اون نیست.

128
00:05:27,002 --> 00:05:31,981
‫این یکی از گرون ترین
‫مک10:35 های جهان هست.
‫(مک 10:35 یه نوع همبرگر مک دونالدی هست که از ساعت 10:35 صبح به بعد سرو میشه)

129
00:05:33,802 --> 00:05:35,011
‫اُه، تو رو به... استرلینگ

130
00:05:35,012 --> 00:05:36,861
‫واقعاً لازم بود این کارو بکنی؟

131
00:05:36,862 --> 00:05:38,801
‫ممم. ممهم!

132
00:05:38,802 --> 00:05:39,931
‫ممم. آه!

133
00:05:39,932 --> 00:05:41,851
‫لانا، اینجا هالیووده.

134
00:05:41,852 --> 00:05:43,961
‫هیچ کدوم از این کارا حتی
‫یک درصدم لازم به انجام نیستن

135
00:05:48,832 --> 00:05:49,941
‫پس حالا اگه منو ببخشید،

136
00:05:49,942 --> 00:05:52,901
‫میخوام برم از چند تا زمرد
‫ارزشمند محافظت کنم

137
00:05:52,902 --> 00:05:53,951
‫اُه، جدی میگی؟

138
00:05:53,952 --> 00:05:55,861
‫تو میری کاری رو بکنی

139
00:05:55,862 --> 00:05:57,861
‫که من مثه سگ دارم واسش
‫پول میریزم به پات؟

140
00:05:57,862 --> 00:05:59,031
‫دقیقاً همینطوره.

141
00:05:59,032 --> 00:06:00,991
‫حالا که دیگه من اینجام.

142
00:06:00,992 --> 00:06:03,841
‫و صحبت از محافظت از زارینا شد...

143
00:06:03,842 --> 00:06:05,164
‫فکر می کنین بهترین اجزای

144
00:06:05,189 --> 00:06:06,981
‫تشکیل دهنده ش کلوخه؟

145
00:06:06,982 --> 00:06:08,202
‫خداییش؟

146
00:06:08,227 --> 00:06:09,911
‫چه کار کسشعریه دیگه.

147
00:06:09,912 --> 00:06:11,763
‫اُه، خدای من، حتی واسه آیداویل ـم
‫(آیداویل همون شهر تخیلی اون کتابه)

148
00:06:11,764 --> 00:06:15,011
‫این مهمونی احمقانه خیلی خسته کننده س

149
00:06:15,012 --> 00:06:19,422
‫خب، یه دلقک استخدام کنین دیگه، تینیتوسیا!
‫(تینیتوس اسم همین افرادی هست که دارن توی این مهمونی کمک جمع می کنن)

150
00:06:20,892 --> 00:06:23,871
‫حالا هر چی، تونی مونتاناهای توجیبی
‫(تونی مونتانا اسم آل پاچینو توی فیلم اسکارفیس-صورت زخمی بود)

151
00:06:23,872 --> 00:06:28,021
‫وایسا! مونتانای ریز میره
‫(بازی با کلمات تونی و تاینی)

152
00:06:30,002 --> 00:06:31,881
‫حالا هر کدومش،

153
00:06:31,882 --> 00:06:36,001
‫باید توی بخش سوختگی قرنطینه بشه.

154
00:06:37,022 --> 00:06:38,911
‫عذرخواهی می کنم. سلام.
‫ببخشید

155
00:06:38,912 --> 00:06:39,941
‫استرلینگ آرچر هستم.

156
00:06:39,942 --> 00:06:40,991
‫سلام. پوزش میخوام.

157
00:06:40,992 --> 00:06:42,911
‫یا خیلی ساده برو اونور.

158
00:06:42,912 --> 00:06:44,831
‫شب به خیر، اسقف اعظم.

159
00:06:44,832 --> 00:06:46,851
‫میتونین اینو برام نگه دارین؟

160
00:06:46,852 --> 00:06:48,911
‫پوزش میخوام. بله. ببخشید.

161
00:06:48,912 --> 00:06:50,021
‫دست من بود.

162
00:06:50,022 --> 00:06:51,961
‫یا حضرت عیسی، خوبه به راسو آلرژی ندارم!

163
00:06:51,962 --> 00:06:53,941
‫- مگه نه؟
‫- همم؟

164
00:06:53,942 --> 00:06:56,022
‫اُه، سلام. آآآ، خیلی ببخشید. فکر کردم

165
00:06:56,047 --> 00:06:57,901
‫شما ناخدا پری هستید.
‫(ناخدا متیو سی. پری، افسر نیروی دریایی آمریکا و ناخدای چندین کشتی)

166
00:06:57,902 --> 00:06:59,881
‫اُه، چطور جرأت می کنی همچین حرفی بزنی؟

167
00:06:59,882 --> 00:07:01,841
‫مِین یادت نره!
‫(منظورش کشتی یو اس اس مین هست که غرق شد)

168
00:07:01,842 --> 00:07:02,921
‫چندتا چیز.

169
00:07:02,922 --> 00:07:05,861
‫اولاً، پِری ژاپن رو به سمت غرب باز کرد

170
00:07:05,862 --> 00:07:08,001
‫بنده خدا 40 سال قبل از اینکه اون
‫کشتی مین غرق بشه مُرده بود.

171
00:07:08,002 --> 00:07:10,851
‫که دلیلشم... خطر لوث شدن!

172
00:07:10,852 --> 00:07:13,921
‫از اون موقع تا الان اینطوری به نتیجه رسیدن
‫که به خاطر ذخیرۀ نادرست زغال سنگ ها بوده

173
00:07:13,922 --> 00:07:15,961
‫نه بندر اسپانیایی مین.

174
00:07:15,962 --> 00:07:17,821
‫و دوماً...

175
00:07:17,822 --> 00:07:19,811
‫پِری که خط ریش نداشت.

176
00:07:19,812 --> 00:07:20,821
‫جدی نداشت؟

177
00:07:20,822 --> 00:07:21,981
‫نه.

178
00:07:21,982 --> 00:07:24,861
‫پِری تماماً...

179
00:07:24,862 --> 00:07:26,901
‫کاملاً...

180
00:07:26,902 --> 00:07:30,991
‫تمیز بود...

181
00:07:30,992 --> 00:07:32,871
‫ریشاشم تراشیده بود.

182
00:07:32,872 --> 00:07:35,861
‫واو. یه کمی در مورد آرامش قایقرانی حرف بزن.
‫(از یه اصطلاح استفاده کرد که دو تا معنی میداد. منظور آرچر این بود که چقدر داره تند پیش میره دختره.)

183
00:07:35,862 --> 00:07:38,801
‫قطعاً اون موقع عصر بخار بوده.
‫(داره تند پیش رفتنش رو توجیه می کنه)

184
00:07:38,802 --> 00:07:40,871
‫سلام. استرلینگ آرچر هستم.

185
00:07:40,872 --> 00:07:42,911
‫چــه... کس کش جنده

186
00:07:42,912 --> 00:07:45,821
‫اُه، تو خیلی خوشگلتر از اونی.

187
00:07:45,822 --> 00:07:46,831
‫منظورم آرچر بود.

188
00:07:46,832 --> 00:07:49,831
‫و البته، مشخصه که من خوشگلترم!

189
00:07:50,892 --> 00:07:53,801
‫- اُه!
‫- خفه خون!

190
00:07:53,802 --> 00:07:55,931
‫ببخشید. عذرخواهی می کنم. فکر می کنی
‫میتونی لاس بزنی

191
00:07:55,932 --> 00:07:57,001
‫سلام. اونم صاف جلو من

192
00:07:57,002 --> 00:07:59,031
‫سلام. با یه داف بی ارزش
‫(منظورش از سی-وُرد - واژن هست و منظورش از سی-لیست گروهی از مردم هست که طبقۀ پایین جامعه رو تشکیل میدن)

193
00:07:59,032 --> 00:08:00,821
‫امکان نداره.

194
00:08:00,822 --> 00:08:01,841
‫ها؟

195
00:08:01,842 --> 00:08:03,811
‫عزیزکم، چطور میتونه یه چنین اتفاقی بیفته؟

196
00:08:03,812 --> 00:08:05,861
‫تا حالا توی عکسایی که من گرفتم نبودی؟

197
00:08:05,862 --> 00:08:07,961
‫همم. چونکه من هنرپیشه نیستم؟

198
00:08:07,962 --> 00:08:10,021
‫ها. چطور مگه؟

199
00:08:10,022 --> 00:08:11,031
‫هر طور.

200
00:08:11,032 --> 00:08:13,801
‫شاید باید از دوباره شروع کنیم.

201
00:08:13,802 --> 00:08:16,811
‫الیس کرین هستم، برندۀ جایزۀ آکادمی

202
00:08:16,812 --> 00:08:18,891
‫لانا کین هستم، بازرس خصوصی

203
00:08:18,892 --> 00:08:19,921
‫شوخی می کنی.

204
00:08:19,922 --> 00:08:21,921
‫نه، حالا اگه هر موقع

205
00:08:21,922 --> 00:08:23,941
‫کاری داشتی که به یه بازرس
‫خصوصی نیاز داشتی...

206
00:08:23,942 --> 00:08:25,891
‫فکر کردم تهیه کننده ای!

207
00:08:25,892 --> 00:08:27,961
‫آآ، خب منم نتایج رو
‫تهیه و تولید می کنم دیگه.

208
00:08:27,962 --> 00:08:30,801
‫کس مغز!

209
00:08:30,802 --> 00:08:31,871
‫به من چه ربطی داره؟

210
00:08:31,872 --> 00:08:33,801
‫چرا همه چی تقصیر توئه؟

211
00:08:33,802 --> 00:08:34,921
‫آآووو، ولش کن اینو.

212
00:08:34,922 --> 00:08:36,991
‫این که نمیخواد لباس زنت رو از تنش در بیاره.
‫(اصطلاحی که به کار می بره پوست کندن ذرت هست)

213
00:08:36,992 --> 00:08:38,991
‫چی چیه من؟

214
00:08:38,992 --> 00:08:41,971
‫اُه، پس حالا قضیه اینطوری شده، ها

215
00:08:41,972 --> 00:08:44,981
‫خب، پس برو به لانا بگو که جفتشون
‫میتونن با هم هر گهی خواستن بخورن.

216
00:08:44,982 --> 00:08:46,021
‫ورونیکا دین کدوم قبریه؟

217
00:08:46,022 --> 00:08:47,911
‫من از کجا بدونم؟

218
00:08:47,912 --> 00:08:50,831
‫خ... چون که تو قرار بود
‫ازش محافظت کنی

219
00:08:50,832 --> 00:08:53,031
‫تازه قرار بود انعامم بگیرم.

220
00:08:53,032 --> 00:08:56,881
‫که تا الان یه ریالم نگرفتم، پس...

221
00:08:56,882 --> 00:08:58,881
‫هِی، رِی! تو انعام نگرفتی؟

222
00:08:58,882 --> 00:09:01,831
‫- وایسا بینم!
‫- ببخشید. عذرخواهی می کنم.

223
00:09:01,832 --> 00:09:03,881
‫کس مغز!

224
00:09:03,882 --> 00:09:05,831
‫این کونی ناز نازی چی میگفت دیگه؟

225
00:09:05,832 --> 00:09:07,811
‫باشه، خب، من تا الان داشتم
‫مثه شاهین قضیه رو نگا می کردم

226
00:09:07,812 --> 00:09:09,951
‫و جریان از این قراره...
‫لانا از دست آرچر عصبانیه.

227
00:09:09,952 --> 00:09:11,293
‫چون که فکر می کرد آرچر داره با اون

228
00:09:11,318 --> 00:09:12,961
‫کونی ناز نازی روی هم میریزه، و
‫حالا اون دختره هم از دست آرچر عصبانیه،

229
00:09:12,962 --> 00:09:14,861
‫چون فک می کرد آرچر توی هالیوود
‫یه کاره ای هست.

230
00:09:14,862 --> 00:09:16,801
‫مثه اون جرثقیل سفید عهد بوقی
‫که اونجا وایساده

231
00:09:16,802 --> 00:09:18,931
‫که اونم داره با لانا روی هم میریزه،
‫که البته لانا هم خیلی عنینه س.

232
00:09:18,932 --> 00:09:20,385
‫چون ته دلش، لانا داره

233
00:09:20,410 --> 00:09:21,931
‫ناز اون جرثقیل بی پدرو میخره.

234
00:09:21,932 --> 00:09:23,953
‫حالا برگردیم به اون خانم، آرچر میخواد

235
00:09:23,978 --> 00:09:25,921
‫تظاهر کنه که میخواد باهاش بریزه رو هم،
‫ولی خب واقعاً نمیخواد

236
00:09:25,922 --> 00:09:27,294
‫چون ته دلش، یه علاقۀ

237
00:09:27,319 --> 00:09:28,911
‫تخمی تخیلی نسبت به اون خانم داره،

238
00:09:28,912 --> 00:09:29,981
‫ورونیکا دین!

239
00:09:29,982 --> 00:09:31,981
‫کسی قرار بود ازش محافظت کنه!

240
00:09:31,982 --> 00:09:33,931
‫خب، باید بگی "کسی که"، ولی آره.

241
00:09:33,932 --> 00:09:35,861
‫و اون خانمم...

242
00:09:35,862 --> 00:09:36,941
‫نمیدونم ورونیکا تو کف کی هست

243
00:09:36,942 --> 00:09:38,841
‫یعنی، پس کجاست؟

244
00:09:38,842 --> 00:09:39,881
‫من از کجا بدونم؟

245
00:09:39,882 --> 00:09:41,971
‫آره، مگه کیه حالا، کیت وارن؟
‫(کیت وارن: اولین بانوی کارآگاه در آمریکا)

246
00:09:41,972 --> 00:09:42,971
‫- چی؟
‫- به هر حال،

247
00:09:42,972 --> 00:09:44,901
‫نمیخوام بدشگونی به بار بیاد

248
00:09:44,902 --> 00:09:48,971
‫ولی ممکنه این قضیه... تبدیل بشه
‫به یه راز مخوف قتلی چیزی.

249
00:09:48,972 --> 00:09:51,021
‫خب، خدا رو شکر.

250
00:09:51,022 --> 00:09:52,861
‫کلوخ!

251
00:09:52,862 --> 00:09:53,971
‫اَاَه...

252
00:10:04,914 --> 00:10:08,277
‫باشه.
‫باشه، برو که بریم.

253
00:10:08,278 --> 00:10:10,337
‫سلام؟

254
00:10:10,338 --> 00:10:13,198
‫معذرت میخوام، خانم دین

255
00:10:17,228 --> 00:10:18,327
‫بله؟

256
00:10:20,278 --> 00:10:22,357
‫من بیماری وزوز گوش دارم.

257
00:10:22,658 --> 00:10:24,607
‫واسه چی ما باید تمیزش کنیم؟

258
00:10:24,608 --> 00:10:26,607
‫اون کون گشاد این آشغالو شکست.

259
00:10:26,608 --> 00:10:28,897
‫خب، اینه که هی اینور اونور میره،
‫ملت ـو میترسونه!

260
00:10:28,898 --> 00:10:30,067
‫مثل روح کاسپر!

261
00:10:30,068 --> 00:10:33,177
‫اولاً... کاسپر روح دوست داشتنی ای بود.
‫(اشاره به شخصیت کارتونی روح کسپر 1930)

262
00:10:33,178 --> 00:10:36,637
‫خب حالا، نمیخواد کتابشو
‫برام از حفظ بگی!

263
00:10:36,638 --> 00:10:38,577
‫تا حالا شده از خودت بپرسی
‫بالاخره چطوری کسپر مُرده بود؟

264
00:10:38,578 --> 00:10:41,607
‫هر موقع کاری که اینجا داری تموم شد،
‫رازو کشفش کن!

265
00:10:41,608 --> 00:10:43,657
‫چون به نظرم کسپر و اسپوکی
‫(اسپوکی پسر عموی کسپر هست)

266
00:10:43,658 --> 00:10:46,607
‫قبل از اینکه بمیرن، دزدیده شده بودن،
‫بهشون تجاوز شده بود، و نهایتاً کشته شدن

267
00:10:46,608 --> 00:10:47,917
‫توسط استیو جون.
‫(یه شخصیت خبیثی توی کسپر هست به اسم استینکی - قیافه ش خیلی شبیه استیو بوشمی هست - واسه همین میگه استیو جون)

268
00:10:47,918 --> 00:10:50,667
‫واو، به نظر میرسه یه کم شرورانه باشه.

269
00:10:50,668 --> 00:10:53,507
‫نه، خانم کین، شرورانه نیست

270
00:10:53,508 --> 00:10:54,617
‫نوآر هست.
‫(ژانر درام جنایی معمولاً با کلمۀ فرانسوی نوآر توصیف میشه)

271
00:10:54,618 --> 00:10:56,697
‫- من...
‫- یا باید گفت، نوآر مدرن...

272
00:10:56,698 --> 00:10:57,797
‫ولی مطمئن باش، عزیزکم

273
00:10:57,798 --> 00:11:00,677
‫"مخمل مرگبار" کلاً این ژانر رو
‫از دوباره تعریف می کنه.
‫(در قسمت های بعدی همین فصل قراره بیشتر این ژانر توصیف بشه توسط ایشون!)

274
00:11:00,678 --> 00:11:02,637
‫از فیلم کارآگاه خصوصی؟

275
00:11:06,638 --> 00:11:08,517
‫آمم، تو...

276
00:11:08,518 --> 00:11:10,567
‫سرکار خانم، شما نفس بنده را
‫جریحه دار کردین.

277
00:11:11,598 --> 00:11:14,597
‫مخمل مرگبار قراره که
‫سینماها رو به زودی کاملاً فرا بگیره.

278
00:11:14,598 --> 00:11:17,537
‫و من میخوام که شما عمیقاً
‫درگیر این قضیه باشید.

279
00:11:17,538 --> 00:11:19,717
‫خب، ولی من خیلی وقته که

280
00:11:19,718 --> 00:11:21,187
‫بازرس خصوصی نبودم.

281
00:11:21,188 --> 00:11:22,597
‫به نظرتون شاکینگ بلو خیلی قبل تر از اینکه

282
00:11:22,598 --> 00:11:24,607
‫آهنگ "الهۀ عشق" رو ضبط کنن، گروه موسیقی بودن؟

283
00:11:24,608 --> 00:11:25,627
‫- من...
‫- نخیر.

284
00:11:25,628 --> 00:11:26,657
‫نمیدونم.

285
00:11:26,658 --> 00:11:27,687
‫نمیتونیم بفهمیم.

286
00:11:27,688 --> 00:11:29,657
‫و حالا که صحبت از ندونستن شد...

287
00:11:29,658 --> 00:11:31,657
‫این مشاور فنی اصن چه کار می کنه؟

288
00:11:31,658 --> 00:11:33,617
‫خب، البته که روی موارد فنی
‫مشاوره میده دیگه.

289
00:11:33,618 --> 00:11:35,547
‫ولی فکر کنم شما میتونید بهم کمک کنید

290
00:11:35,548 --> 00:11:39,587
‫که به واقع وارد ذهن یه
‫کارآگاه خصوصی بشم.

291
00:11:39,588 --> 00:11:43,587
‫که... باعث میشه... دختره... تیک!

292
00:11:43,588 --> 00:11:45,587
‫اُه، واو، نقش اول ـتون پس زنه؟

293
00:11:45,588 --> 00:11:48,507
‫چی؟

294
00:11:48,508 --> 00:11:49,567
‫اُه، خدا نکنه

295
00:11:49,568 --> 00:11:52,497
‫لانا فک می کنه چه گهی داره میخوره الان؟

296
00:11:52,498 --> 00:11:53,647
‫خب، فکر کنم اون الان...

297
00:11:53,648 --> 00:11:55,487
‫داره حیثیت خودشو می بره.
‫این کاریه که داره انجام میده.

298
00:11:55,488 --> 00:11:56,687
‫همه ش داره تملق الیس کرین رو میگیره.

299
00:11:56,688 --> 00:11:58,547
‫سعی می کنه آرچر رو...

300
00:11:58,548 --> 00:11:59,677
‫حالا وقتی که ایشون بسیار مناسب تر

301
00:11:59,678 --> 00:12:01,637
‫برای یه خانمی مثه، خب...

302
00:12:01,638 --> 00:12:02,677
‫من هستند.

303
00:12:02,678 --> 00:12:05,497
‫حسود. هِی، چه خبر از ران؟ حالش چطوره؟

304
00:12:05,498 --> 00:12:06,607
‫حرف نداره.

305
00:12:06,608 --> 00:12:09,507
‫چه خبر از هیچکس؟
‫(منظورش اینه که سیریل هیچ کس رو نداره)

306
00:12:11,688 --> 00:12:13,517
‫تو به گا...

307
00:12:16,498 --> 00:12:18,187
‫من تو رو توی یه بالون
‫هوایی کَردمت.
‫(اشاره به فصل اول قسمت هفتم)

308
00:12:19,638 --> 00:12:21,617
‫اُه، خدای من!

309
00:12:21,618 --> 00:12:23,687
‫راست میگه.

310
00:12:23,688 --> 00:12:25,717
‫پسر، پس چه اتفاقی واسه
‫بالون هواییا افتاد؟

311
00:12:25,718 --> 00:12:27,707
‫معذرت میخوام.
‫نمیدونم واسه چی اونو گفتم.

312
00:12:27,708 --> 00:12:29,577
‫منظورم اینه که، من تینایتوس دارم
‫(بیماری وزوز گوش)

313
00:12:29,578 --> 00:12:30,687
‫ولی بحث اصلی این نیس.

314
00:12:30,688 --> 00:12:32,657
‫عذر میخوام. دارم پرحرفی می کنم.

315
00:12:32,658 --> 00:12:34,657
‫سلام. آآ، استرلینگ آرچر هستم.

316
00:12:34,658 --> 00:12:37,557
‫و در واقع قبلاً ما همدیگرو
‫ملاقات کردیم.

317
00:12:37,558 --> 00:12:39,677
‫شما بنده رو استخدام کردین تا بریم
‫اخاذها رو ببینیمشون

318
00:12:39,678 --> 00:12:41,677
‫و یه تبادل...

319
00:12:41,678 --> 00:12:43,527
‫من دقیقاً میدونم که شما کی هستین.

320
00:12:43,528 --> 00:12:44,547
‫همم؟

321
00:12:44,548 --> 00:12:45,657
‫چیزی که نمیدونم، آقای آرچر

322
00:12:45,658 --> 00:12:48,497
‫اینه که چرا شما فکر می کنین
‫حتی درصدی قابل قبوله که

323
00:12:48,498 --> 00:12:49,607
‫در مورد یه چنین مسائل خصوصی ای

324
00:12:49,608 --> 00:12:51,497
‫توی یه چنین جمع عمومی ای حرف بزنین.

325
00:12:53,598 --> 00:12:54,637
‫عذر میخوام.

326
00:12:54,638 --> 00:12:57,587
‫این قضایا خیلی حساس هستن.

327
00:12:57,588 --> 00:12:58,667
‫حالا، شما اینجا چه کار می کنین؟

328
00:12:58,668 --> 00:13:01,537
‫خب، اولاً، قضیه کاملاً خیر هست.

329
00:13:01,538 --> 00:13:03,537
‫ولی خب دوماً، واسه یه
‫چیز مشخص تری اینجاییم.

330
00:13:03,538 --> 00:13:05,487
‫ما اینجاییم، چون شپیرو استخداممون کرد.

331
00:13:05,488 --> 00:13:06,547
‫چی؟ چرا؟

332
00:13:06,548 --> 00:13:07,677
‫که از زارینا محافظت کنیم.

333
00:13:07,678 --> 00:13:10,547
‫میدونستم نباید می بستمش به گردنم.

334
00:13:10,548 --> 00:13:12,527
‫نه... بله، خیلی هم باید می بستینش

335
00:13:12,528 --> 00:13:14,607
‫و من درک می کنم. درک می کنم که چرا
‫این کارو انجام دادین.

336
00:13:14,608 --> 00:13:16,667
‫- بستمش چون...
‫- چونکه، بیای که بفهمی

337
00:13:16,668 --> 00:13:18,153
‫من و تو خودمون رو

338
00:13:18,178 --> 00:13:19,697
‫- توی یه قایق پیدا کنیم.
‫- چی؟

339
00:13:19,698 --> 00:13:21,667
‫و این قایق ـه خیلی هم قراضه س...

340
00:13:21,668 --> 00:13:24,697
‫و محموله ش هم حسادت
‫از روی احساسات رقت انگیزه.

341
00:13:24,698 --> 00:13:26,597
‫- چی؟
‫- و به همین خاطر بنده پوزش میخوام

342
00:13:26,598 --> 00:13:27,667
‫به خاطر اینکه انقدر زود
‫پیش قدمی می کنم.

343
00:13:27,668 --> 00:13:29,587
‫ولی فکر می کنم که این اتفاق باید بیفته،

344
00:13:29,588 --> 00:13:31,557
‫و فکر می کنم این قضیه برد-برد هست.

345
00:13:31,558 --> 00:13:32,667
‫چی...

346
00:13:37,678 --> 00:13:39,677
‫مادر...

347
00:13:42,608 --> 00:13:43,677
‫چه گهــ...

348
00:13:45,688 --> 00:13:47,527
‫بشینین رو زمین!

349
00:13:51,498 --> 00:13:52,577
‫بشین! زود باشین!

350
00:13:52,578 --> 00:13:53,667
‫آرچر!

351
00:13:53,668 --> 00:13:55,587
‫لانا!

352
00:13:55,588 --> 00:13:56,668
‫بیا اینجا.

353
00:14:01,578 --> 00:14:05,597
‫خانم ها... و... آقایون

354
00:14:05,598 --> 00:14:06,667
‫زود باش، زود باش، زود باش
‫زود باش، زود باش، زود باش

355
00:14:06,668 --> 00:14:08,707
‫- چی کار داری می کنی؟
‫- خفه.

356
00:14:08,708 --> 00:14:12,607
‫خیلی خفن بود.

357
00:14:12,608 --> 00:14:15,617
‫ولی، خب مثه چیزای خفنی بود
‫که سابق اتفاق می افتاد.

358
00:14:15,618 --> 00:14:18,557
‫- مثه خفن در حد پزشکی.
‫- شششش.

359
00:14:18,558 --> 00:14:21,517
‫فرزندان تمامی نسل ها،

360
00:14:21,518 --> 00:14:24,707
‫به این سرقت خوش اومدین.

361
00:14:24,708 --> 00:14:26,717
‫من مجری شما هستم،

362
00:14:26,718 --> 00:14:29,627
‫آقای رامپرز.

363
00:14:29,628 --> 00:14:31,538
‫و به شما هم نگفتم که متوقفش کنین.

364
00:14:35,548 --> 00:14:37,507
‫خب، فکر کنم اون قرمزه رئیسشون باشه.

365
00:14:37,508 --> 00:14:39,507
‫پس قاعدتاً باید اول اونو
‫از بین ببری.

366
00:14:39,508 --> 00:14:41,567
‫حالا، ما قصد نداریم که به شما
‫آسیبی برسونیم.

367
00:14:41,568 --> 00:14:43,497
‫از بین ببرمش؟ با چی؟

368
00:14:43,498 --> 00:14:45,507
‫ولی اگه کار احمقانه ای بکنین...

369
00:14:45,508 --> 00:14:46,607
‫چطور میشه اسلحه همراهت نداری؟

370
00:14:46,608 --> 00:14:47,707
‫آآآ، معلوم نیس؟

371
00:14:47,708 --> 00:14:49,677
‫امشب اینجا میمیرین.

372
00:14:49,678 --> 00:14:51,567
‫اُه، درسته. آره، اونو میگی...

373
00:14:51,568 --> 00:14:53,557
‫حدوداً از سه برابر اون چیزی که
‫باید باشه کوچیکتره.

374
00:14:53,558 --> 00:14:55,557
‫حالا تو دیگه چرا اسلحه همراهت نیس؟

375
00:14:55,558 --> 00:14:57,547
‫خب، میتونستم داشته باشم مشروط به اینکه
‫یه کت هم داشته باشم

376
00:14:57,548 --> 00:14:59,547
‫ولی از اونجایی که من فقط
‫یه پیشخدمت بی ارزشم

377
00:14:59,548 --> 00:15:01,527
‫خب، شاید بتونی لب و لوچه رو
‫جمع کنی  و از اینجا بری بیرون

378
00:15:02,608 --> 00:15:04,557
‫ششش...

379
00:15:04,558 --> 00:15:05,617
‫تقصیر اونه،

380
00:15:05,618 --> 00:15:07,547
‫دهن گشادشو وا کرده...

381
00:15:17,213 --> 00:15:18,959
‫خانم ها و آقایون،

382
00:15:19,131 --> 00:15:21,861
‫لطفاً، قضیه خیلی ساده ست.

383
00:15:21,862 --> 00:15:23,891
‫تمامی خطوط تلفنی قطع شدند.

384
00:15:23,892 --> 00:15:25,981
‫تمامی راه های خروج بسته شدند.

385
00:15:25,982 --> 00:15:27,293
‫حالا، لطفاً، تلفن های همراهتون

386
00:15:27,318 --> 00:15:28,961
‫رو به آقای اوینگو تحویل بدین.

387
00:15:28,962 --> 00:15:30,951
‫ایشون همون آقای خوشتیپی هستن
‫که لباسشون نارنجیه.

388
00:15:30,952 --> 00:15:33,791
‫چیزای با ارزشتون رو هم به آقای بوئینگو بدین.
‫(اسم این دو نفری که گفت، یعنی اوئینگو و بوئینگو، اسم یه گروه موسیقی آمریکایی هست)

389
00:15:33,792 --> 00:15:35,791
‫ایشون همون آقای خوشتیپی هستن که لباس آبی به تن دارن.

390
00:15:35,792 --> 00:15:38,781
‫لطفاً، ما قصد آسیب رسوندن
‫به شما رو نداریم.

391
00:15:38,782 --> 00:15:40,941
‫لطفاً، همون کاری که بهتون
‫میگن رو انجام بدین.

392
00:15:40,942 --> 00:15:43,871
‫ممنونم، قربان جان. تموم شد؟

393
00:15:43,872 --> 00:15:45,901
‫همم؟ آآ، همم. آآ، بله.

394
00:15:47,782 --> 00:15:48,841
‫دیوونه ای تو؟

395
00:15:48,842 --> 00:15:49,941
‫نمیدونم. شاید.

396
00:15:49,942 --> 00:15:51,801
‫ولی اینو ببین.

397
00:15:52,972 --> 00:15:54,951
‫و اون، دوشیزه ها و نجیب زادگان محترم،

398
00:15:54,952 --> 00:15:57,831
‫بهترین چیزیه که میتونین
‫انتظارش رو داشته باشید.

399
00:15:57,832 --> 00:15:59,220
‫و اگه ورونیکا دین

400
00:15:59,221 --> 00:16:02,751
‫کون پیر و چروکیده ش رو به همراه
‫زارینا نیاره اینجا

401
00:16:02,752 --> 00:16:04,881
‫به نظرم مجبور میشیم بریم پیداش کنیم!

402
00:16:04,882 --> 00:16:06,871
‫ششش.

403
00:16:06,872 --> 00:16:08,751
‫اولاً...

404
00:16:08,752 --> 00:16:10,911
‫گیگلز! یام-یام! پینکی بروستر
‫(اسم افرادشه - منظورش از پینکی بروستر همون پانکی بروستر، اسم شخصیت دختر کمدی سیتکام پانکی بروستر آمریکایی هست)

405
00:16:10,912 --> 00:16:14,819
‫همه جا رو زیر و رو کنین، اتاق به اتاق

406
00:16:14,820 --> 00:16:16,971
‫و لطفاً اشتباه برداشت نکنین

407
00:16:16,972 --> 00:16:19,931
‫ولی باسن ـتون یه جورایی خیلی خفنه.

408
00:16:19,932 --> 00:16:20,961
‫اونا میخوان منو بکشن.

409
00:16:20,962 --> 00:16:22,871
‫نه، نه، نمی کُشن.

410
00:16:22,872 --> 00:16:24,981
‫من یه نقشه دارم، ولی لازمه که
‫شما بهم اعتماد کنین

411
00:16:24,982 --> 00:16:26,801
‫چرا؟

412
00:16:26,802 --> 00:16:27,670
‫به خاطر این.

413
00:16:27,828 --> 00:16:28,931
‫چه کار داری می کنی؟

414
00:16:28,932 --> 00:16:29,981
‫اونا می بینن که.

415
00:16:29,982 --> 00:16:32,097
‫ششش. میدونم. میخوام ببینن خب.

416
00:16:32,252 --> 00:16:33,384
‫چی؟ چرا؟

417
00:16:33,385 --> 00:16:34,891
‫چون که قراره من... آمم

418
00:16:34,892 --> 00:16:36,831
‫یکیشون رو ناکار کنم

419
00:16:36,832 --> 00:16:37,931
‫و بعدش جاش رو بگیرم.

420
00:16:37,932 --> 00:16:39,791
‫دیوونه شدی؟

421
00:16:39,792 --> 00:16:40,971
‫چی؟ این مسأله ثابت شده ست.

422
00:16:40,972 --> 00:16:43,811
‫لوک اسکای واکر و هن سولو.
‫(شخصیت های مجموعه جنگ ستارگان)

423
00:16:43,812 --> 00:16:45,891
‫آمم، احتمالاً یه تُن مثال مشابه
‫دیگه هم وجود داره.

424
00:16:45,892 --> 00:16:47,841
‫اُه، خداجون. قراره بمیرم.

425
00:16:47,842 --> 00:16:49,751
‫- قراره بمیرم.
‫- ششش، ساکت، نه قرار نیس.

426
00:16:49,752 --> 00:16:50,871
‫من از اینجا می برمت بیرون

427
00:16:50,872 --> 00:16:51,961
‫ولی واسه اینکه این کارو بکنم،

428
00:16:51,962 --> 00:16:53,981
‫مجبورم که یه کار خیلی بدی رو انجام بدم،

429
00:16:53,982 --> 00:16:56,861
‫چ-چـی؟ منظورت چیه؟

430
00:16:56,862 --> 00:16:58,761
‫عالی شد.

431
00:16:58,762 --> 00:16:59,922
‫باید همون صورتی ـه مسخره بشم.

432
00:17:01,351 --> 00:17:02,981
‫فقط بهم قول بده که جیغ نزنیا.

433
00:17:02,982 --> 00:17:04,771
‫من... چی؟

434
00:17:04,772 --> 00:17:05,881
‫نمیتونم یه همچین قولی بدم.

435
00:17:05,882 --> 00:17:07,771
‫باشه، پس اگه حس کردی که داره میاد
‫(منظورش جیغ هست)

436
00:17:07,772 --> 00:17:09,841
‫شاید با دستات جلوش رو بگیری،
‫جمله بندی!
‫(معنی دومش: اگه اومد بریز تو دستت)

437
00:17:09,842 --> 00:17:10,891
‫میتونی این کارو واسم بکنی؟

438
00:17:10,892 --> 00:17:12,811
‫من... نمیدونم.

439
00:17:12,812 --> 00:17:13,821
‫سعی ام رو می کنم.

440
00:17:13,822 --> 00:17:14,861
‫خوبه، داری عالی پیش میری.

441
00:17:14,862 --> 00:17:15,971
‫فقط یادت باشه نفس بکشی.

442
00:17:15,972 --> 00:17:17,771
‫دم و بازدم.

443
00:17:17,772 --> 00:17:18,891
‫دم...

444
00:17:18,892 --> 00:17:20,771
‫و بازدم.

445
00:17:20,772 --> 00:17:21,861
‫دم...

446
00:17:21,862 --> 00:17:22,901
‫و بازدم.

447
00:17:22,902 --> 00:17:24,831
‫جمله بندی ـتو، خیلی خوبه.
‫(معنی دوم: توش میره و بیرون میاد)

448
00:17:24,832 --> 00:17:26,921
‫و پیشاپیش به خاطر اتفاقی که
‫قراره بیفته عذرخواهی می کنم.

449
00:17:29,852 --> 00:17:31,831
‫اُه، عزیزم،

450
00:17:31,832 --> 00:17:32,971
‫اصلاً نگران نباش.

451
00:17:32,972 --> 00:17:35,901
‫حالا یه چی میدم بهت که به خاطرش
‫جیغ بزنی.

452
00:17:35,902 --> 00:17:37,761
‫هِی، رومپرز، فک کن..

453
00:17:51,912 --> 00:17:54,811
‫پس هِی، دوباره میگم، معذرت میخوام.

454
00:17:54,812 --> 00:17:56,881
‫چرا، اینکه خیلی بد نبود.

455
00:17:56,882 --> 00:17:58,951
‫منظورم اینه که، یه جوری بهم گفتی
‫که حالا انگار میخواستی که..

456
00:18:02,882 --> 00:18:05,881
‫نه، واسه این معذرت میخوام.

457
00:18:05,882 --> 00:18:06,981
‫چرا یه همچین کاری کردی؟

458
00:18:06,982 --> 00:18:09,445
‫چی؟ اون... خب اونطوری باید انجامش بدی دیگه

459
00:18:09,566 --> 00:18:10,951
‫میتونستی فقط ببندیش

460
00:18:10,952 --> 00:18:13,821
‫با چی؟ و البته، نخیر، نمیتونستم

461
00:18:13,822 --> 00:18:15,021
‫یه چنین چیزی فقط توی فیلما اتفاق می افته

462
00:18:15,022 --> 00:18:17,751
‫میتونست فرار کنه یا سر و صدا کنه یا..

463
00:18:17,752 --> 00:18:19,801
‫خب، حداقل بهش شلیک می کردی
‫که بهتر از این بود..

464
00:18:19,802 --> 00:18:21,841
‫ارزشش رو نداشت. تازه ـشم صدای شلیک زیاده.

465
00:18:21,842 --> 00:18:23,911
‫و منم خب فی الواقع تینایتوس دارم، پس..

466
00:18:23,912 --> 00:18:25,891
‫کجا یه چنین چیزی رو یاد گرفتی، ارتش؟

467
00:18:25,892 --> 00:18:29,677
‫چی؟ نه، نه، اصلاً

468
00:18:29,678 --> 00:18:30,891
‫ولی، منظورم اینه که، اشتباه برداشت نکنیا

469
00:18:30,892 --> 00:18:32,841
‫من صادقانه قدردان فداکاری های

470
00:18:32,842 --> 00:18:34,891
‫مردان و زنانی هستم که توی
‫نیروهای ارتش دارن خدمت می کنن

471
00:18:34,892 --> 00:18:36,990
‫ولی خب راه های آسون تری هم هست
‫که تقریباً

472
00:18:37,015 --> 00:18:38,841
‫واسه گرفتن کوپن غذا واجد شرایط بشیم

473
00:18:38,842 --> 00:18:40,901
‫واقعاً جنایته که دارن بابتش حقوقم میگیرن.

474
00:18:40,902 --> 00:18:42,911
‫اگرچه، شاید یه افسر می شدم

475
00:18:42,912 --> 00:18:44,971
‫ولی، با این حال،

476
00:18:44,972 --> 00:18:46,931
‫به نظر میرسه که زیاد دویدن داره.

477
00:18:46,932 --> 00:18:48,771
‫و حالا هم اگه من رو ببخشی،

478
00:18:48,772 --> 00:18:50,811
‫باس برم چند تا دلقک شیطانی رو
‫به هلاکت برسونم.

479
00:18:51,972 --> 00:18:53,791
‫الان تو...

480
00:18:53,792 --> 00:18:54,891
‫شق کردی؟

481
00:18:54,892 --> 00:18:56,752
‫نه.

482
00:18:57,982 --> 00:18:58,982
‫نه.

483
00:19:15,906 --> 00:19:16,995
‫ببین کی به هوش اومد.

484
00:19:18,786 --> 00:19:19,905
‫حالت چطوره، باب؟

485
00:19:19,906 --> 00:19:20,995
‫آه، کی...

486
00:19:20,996 --> 00:19:22,895
‫چه خبره..

487
00:19:22,896 --> 00:19:24,925
‫کجا... چه خبره؟

488
00:19:24,926 --> 00:19:26,947
‫اُه، خدای من، بگو چی نشد!

489
00:19:27,092 --> 00:19:28,584
‫خب، واسه شروع بگم،

490
00:19:28,585 --> 00:19:29,925
‫تو آدمی هستی که با یه ضربه
‫به گا میری و بیهوش میشی.

491
00:19:29,926 --> 00:19:31,965
‫وایسا بینم. چقدر وقته که بیهوشم؟

492
00:19:31,966 --> 00:19:33,965
‫همم، تقریباً پنج ساعت مثلاً؟

493
00:19:33,966 --> 00:19:36,092
‫اُه، ابداً خوب نیس.

494
00:19:36,239 --> 00:19:37,855
‫آآ، نه.

495
00:19:37,856 --> 00:19:39,225
‫فکر کنم باید از مغزت عکسبرداری کنی

496
00:19:39,433 --> 00:19:40,975
‫میدونی، البته اگه کشته نشیم.

497
00:19:40,976 --> 00:19:42,765
‫که...

498
00:19:42,766 --> 00:19:43,825
‫ورونیکا!

499
00:19:43,826 --> 00:19:44,825
‫ورونیکا کجاست؟

500
00:19:44,826 --> 00:19:45,975
‫همینو بگو.

501
00:19:45,976 --> 00:19:47,835
‫هیشکی نمیدونه.

502
00:19:47,836 --> 00:19:49,845
‫اینا هم اعصابشون کاملاً ریدمانه.

503
00:19:49,846 --> 00:19:50,955
‫خب، الان تحت فشار هستن دیگه.

504
00:19:50,956 --> 00:19:52,835
‫شروع نکنا.

505
00:19:52,836 --> 00:19:54,805
‫چونکه یه جورایی، یه احمق کس خل،

506
00:19:54,806 --> 00:19:55,965
‫احتمالاً به پلیس زنگ زده.

507
00:19:55,966 --> 00:19:58,775
‫و حالا هم کلی پلیس اومدن دَمِ در

508
00:19:58,776 --> 00:20:00,885
‫بعدشم تحت محاصرۀ کامل قرار گرفتیم،

509
00:20:00,886 --> 00:20:02,915
‫و بعدشم، رئیس دلقکا

510
00:20:02,916 --> 00:20:04,945
‫آقای رامپرز.

511
00:20:04,946 --> 00:20:06,775
‫بهترینه.

512
00:20:06,776 --> 00:20:07,965
‫بعدشم گفت، "وضعیت کیریه

513
00:20:07,966 --> 00:20:09,875
‫وضعیت دستشوییا که کابوسه عملاً

514
00:20:09,876 --> 00:20:11,795
‫الان یه تصمیم اجرایی میگیرم.

515
00:20:11,796 --> 00:20:12,935
‫اینجا بیش از حد گروگان داریم."

516
00:20:12,936 --> 00:20:14,915
‫و خب بعدشم گذاشتن که همه برن.

517
00:20:14,916 --> 00:20:16,995
‫وایسا، چی؟ همه؟

518
00:20:16,996 --> 00:20:19,985
‫خب، به جز یه جورایی...

519
00:20:19,986 --> 00:20:23,815
‫گروه اصلی.

520
00:20:23,816 --> 00:20:25,935
‫اُه، و گروه موسیقی، که..

521
00:20:25,936 --> 00:20:28,845
‫عالی هستین، بچه ها! دارین می ترکونین!

522
00:20:28,846 --> 00:20:31,263
‫سگ تو روحت!

523
00:20:31,288 --> 00:20:33,865
‫چی گفته بودم بهتون در مورد حرف زدن؟

524
00:20:33,866 --> 00:20:35,945
‫ببخشید، داشتم یکی از آهنگای
‫مورد علاقمو می خوندم!

525
00:20:35,946 --> 00:20:38,885
‫هِی، آقای رامپرز.

526
00:20:38,886 --> 00:20:40,875
‫خفه... شین!

527
00:20:40,876 --> 00:20:42,775
‫همه تون رو میگم!

528
00:20:43,806 --> 00:20:45,775
‫وایسا ببینم، پس حالا

529
00:20:45,776 --> 00:20:46,795
‫خفه شو.

530
00:20:46,796 --> 00:20:47,845
‫پم، بهترین قسمتش رو واسه ش بگو.

531
00:20:47,846 --> 00:20:49,935
‫چــ.. اینجاش دیگه خیلی با مزه نیس.

532
00:20:49,936 --> 00:20:51,765
‫بهش بگو!

533
00:20:51,766 --> 00:20:52,795
‫خب شریل اینجا بود...

534
00:20:52,796 --> 00:20:53,935
‫عذر میخوام.

535
00:20:53,936 --> 00:20:57,815
‫تانیا اینجا تصمیم گرفت که سندروم
‫استاکهلم داشته باشه.
‫(سندرومی که باعث میشه گروگان بتونه گروگانگیر رو درک کنه و بهش احساس نزدیکی کنه)

536
00:20:57,816 --> 00:21:00,975
‫و به زودی من میشم خانم رامپرز!

537
00:21:00,976 --> 00:21:02,875
‫دوباره میگم، مشروط به اینکه کشته نشیم.

538
00:21:03,916 --> 00:21:05,816
‫ششش.

539
00:21:06,836 --> 00:21:08,826
‫که...

540
00:21:09,160 --> 00:21:20,870
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

