1
00:00:44,986 --> 00:00:47,823
‫خب حالا میخوای که جوابشو بدم یا..

2
00:00:47,855 --> 00:00:49,590
‫نه، خودم جواب میدم.

3
00:00:49,623 --> 00:00:51,426
‫احتمالاً دوباره پلیسا بودن.

4
00:00:51,459 --> 00:00:54,095
‫جدی؟ غیب گفتی؟

5
00:00:54,129 --> 00:00:56,265
‫آره.

6
00:00:56,298 --> 00:00:59,668
‫نقشه م کلاً به ریخت.

7
00:00:59,700 --> 00:01:03,438
‫خب پس، هِی، گوش کن

8
00:01:04,539 --> 00:01:05,674
‫همینو بگو، مگه نه؟

9
00:01:05,706 --> 00:01:08,476
‫حسابی تحریکم می کنه.

10
00:01:08,510 --> 00:01:10,279
‫شاید ما باید... یعنی..

11
00:01:10,311 --> 00:01:13,114
‫تو بتونی یه کمی از تلفات کم کنی
‫و تسلیم بشی

12
00:01:13,147 --> 00:01:15,351
‫منظورم اینه که تو که هنوز واقعاً
‫به کسی آسیب نرسوندی

13
00:01:15,384 --> 00:01:19,287
‫نه، هنوز نه، آقای... شپیرو بودین؟

14
00:01:19,320 --> 00:01:22,290
‫خیلی خوشحالم که مجدداً به جمعمون
‫پیوستین. ببرینش یه جایی..

15
00:01:22,323 --> 00:01:24,417
‫شاید یه کارگاهی باشه که انبردست
‫و باتری ماشین توش باشه..

16
00:01:25,326 --> 00:01:28,664
‫و ببینین ورونیکا دین کجاست با اون
‫گردنبند لامصبش

17
00:01:28,697 --> 00:01:30,966
‫خب، توی زیرزمین که نبود.

18
00:01:30,998 --> 00:01:33,468
‫- توی اتاق زیر شیروونی هم نبود.
‫- توی یخچالم نبود.

19
00:01:33,501 --> 00:01:35,137
‫چرا باید توی یخچال باشه؟!

20
00:01:35,170 --> 00:01:36,972
‫چه میدونم. خودت گفتی همه جا رو بگردیم.

21
00:01:37,004 --> 00:01:38,706
‫- آره، راست میگه. خودت گفتی.
‫- به نظر میرسه خودت گفته باشی

22
00:01:38,739 --> 00:01:40,308
‫زود باش بریم، موش دغل باز. راه برو.

23
00:01:40,342 --> 00:01:42,010
‫ولی من که نمیدونم کجاست..

24
00:01:42,042 --> 00:01:45,480
‫- بی خیال!
‫- معذرت میخوام. چه کار زشتی کردم.

25
00:01:45,513 --> 00:01:47,648
‫کس دیگه ای هم میخواد
‫که به آقای شپیرو بپیونده؟

26
00:01:49,045 --> 00:01:51,321
‫دوس داشتم به پرستار بچه م زنگ بزنم..؟

27
00:01:51,352 --> 00:01:53,522
‫- چقدر بد شد!
‫- حداقل میتونیم از دستشویی استفاده کنیم؟

28
00:01:54,689 --> 00:01:56,525
‫شما که همین الان رفتین!

29
00:01:56,558 --> 00:01:58,360
‫اون موقع، یه چیزی حدود 4 ساعت پیش بود!

30
00:01:58,392 --> 00:02:00,061
‫نخیر، تقریباً...

31
00:02:02,096 --> 00:02:03,832
‫اُه، خدای من.

32
00:02:03,864 --> 00:02:05,900
‫حَشَرم به نحوی زده بالا، که فکر کنم
‫کم کم بدنم داره بی آب میشه.

33
00:02:05,934 --> 00:02:08,837
‫وقتی این قضیه تموم بشه،
‫ یادم بنداز که ممه هاتو از جا بکَنَم!

34
00:02:08,869 --> 00:02:10,372
‫نمیندازم.

35
00:02:10,404 --> 00:02:13,241
‫از هم جداشون کن، مردا اینور، زنا اونور

36
00:02:13,274 --> 00:02:15,176
‫خیلی خُب. 5 دقیقه وقت دارین.

37
00:02:15,209 --> 00:02:17,345
‫آقای نرپل و آقای گیگلز
‫دنبالتون میان.

38
00:02:17,379 --> 00:02:21,683
‫فقط خدا به دادتون برسه، اگه
‫بفهمم سعی کردین کاری کنین

39
00:02:21,715 --> 00:02:25,686
‫آآ، آره. آآآ، خب اون
‫موقع از ما میخوای چه کار کنیم؟

40
00:02:25,719 --> 00:02:27,021
‫چــ.. تلافی می کنیم!

41
00:02:27,054 --> 00:02:29,224
‫به شکل بی رحمانه و خیلی سریع
‫دهنشون رو سرویس می کنیم

42
00:02:29,256 --> 00:02:31,726
‫به طور ضمنی قضیه رو واسشون معلوم کردم.

43
00:02:31,760 --> 00:02:34,863
‫کجایی تو، ورونیکا دین؟

44
00:02:34,896 --> 00:02:37,698
‫و اون پینکی بروستر کدوم گوریه؟

45
00:02:37,731 --> 00:02:40,201
‫خب، خبرای خوب و خبرای بد دارم.

46
00:02:40,235 --> 00:02:42,703
‫خبر بد اینه که، درها و پنجره ها
‫پلمپ شدند.

47
00:02:42,737 --> 00:02:45,374
‫اون بیرون شش تا آدم مسلح تشریف دارن،
‫که سردسته شون یه آدم کس مغزه.

48
00:02:45,406 --> 00:02:48,543
‫یه تیم ضربت وحشی که میمیرن واسه اینکه
‫یه آتیکای دیگه درست کنن.
‫<font color="#ffff00">(آتیکا: مربوط میشه به شورشی که در سال 1971 در زندانی به اسم اتیکا در نیویورک اتفاق افتاد که کلی کشته مرده داد)</font>

49
00:02:48,577 --> 00:02:50,712
‫و یه اتاق پر از گروگان،
‫که یکیشون..

50
00:02:50,744 --> 00:02:52,280
‫البته حدس میزنم نباید خیلی سورپرایزم کنه.

51
00:02:52,314 --> 00:02:54,750
‫ولی خب یه جورایی همچنان
‫سورپرایزم می کنه... کولروفیلیا داره.
‫<font color="#ffff00">(منظورش شریل هست - کولروفیلیا: کسی که دلقک ها باعث تحریکش میشن و بهشون جذب میشه - مثل علاقۀ هارلی کویین به جوکر در سری بتمن)</font>

52
00:02:54,783 --> 00:02:57,219
‫- کول چی چی؟
‫- کولروفیلیا. ظاهراً،

53
00:02:57,251 --> 00:02:59,387
‫یه جور جاذبۀ جنسی نسبت به دلقک ها هست.

54
00:02:59,421 --> 00:03:03,058
‫خبر خوب اینه که، واست آخرین برش پپرونی
‫و قارچ رو آوردم.

55
00:03:03,090 --> 00:03:05,059
‫خبر خوب الان اینه.

56
00:03:05,093 --> 00:03:07,296
‫یعنی...

57
00:03:07,328 --> 00:03:09,897
‫نسبتاً همینه.

58
00:03:37,401 --> 00:03:46,949
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

59
00:03:47,469 --> 00:03:50,005
‫خیلی خُب، درها و پنجره ها
‫پلمپ هستند

60
00:03:50,037 --> 00:03:52,094
‫شش یا هفت تا از این خیر ندیده ها

61
00:03:52,119 --> 00:03:53,808
‫اون تو، لباس دلقک تنشون هست

62
00:03:53,842 --> 00:03:55,611
‫و اکثر گروگان ها رو آزاد کردن.

63
00:03:55,644 --> 00:03:57,513
‫ولی خب تا الان، هیچ تقاضایی نداشتن.

64
00:03:57,546 --> 00:03:59,113
‫منظورم اینه که فقط پیتزا خواستن، ولی..

65
00:03:59,147 --> 00:04:00,682
‫و تو اینجا مسؤول این قضیه بودی؟

66
00:04:00,714 --> 00:04:02,351
‫آره، من... وایسا بینم. منظورت چیه
‫میگی "بودی"؟

67
00:04:02,383 --> 00:04:03,851
‫گذشتۀ "هستی" میشه.

68
00:04:03,885 --> 00:04:05,687
‫آره. الان دیگه کاره ای نیستی، فندوق جون.
‫بده من اونو..

69
00:04:05,719 --> 00:04:08,523
‫- آره، یا شاید من بتونم نگهش دارم، یا..
‫- معذرت میخوام. شماها کی هستین؟

70
00:04:08,556 --> 00:04:09,990
‫کسایی هستیم که تموم شب اینور

71
00:04:10,015 --> 00:04:11,459
‫مثه آدمای علاف کیرمونو
‫دستمون نگرفته بودیم

72
00:04:11,493 --> 00:04:13,322
‫در حالی که یه مذاکرۀ سادۀ گروگانگیری

73
00:04:13,347 --> 00:04:15,464
‫تبدیل به یه فاجعه ای شده که داره
‫توی تلویزیون پخش میشه.

74
00:04:15,496 --> 00:04:17,331
‫- تلفن رو بده. زود باش.
‫- خب، ما تا همین الان سعی کردیم بهشون زنگ بزنیم

75
00:04:17,365 --> 00:04:19,325
‫- ولی خب بعدش صدای شلیک شنیدیم، پس..
‫- بده ببینم اینو.

76
00:04:19,334 --> 00:04:21,003
‫میتونم اون یکی رو نگه دارم، شاید..

77
00:04:21,036 --> 00:04:22,803
‫حالا، اگه فک می کنی آمادۀ انجام وظیفه هستی

78
00:04:22,837 --> 00:04:24,839
‫برو واسه مون یه کمی قهوه مذاکره کن!

79
00:04:24,873 --> 00:04:26,701
‫و در حالی که مشغول مذاکرۀ قهوه هستی،

80
00:04:26,726 --> 00:04:28,476
‫قهوۀ منو خنک بگیر، آیس کافی باشه.

81
00:04:28,510 --> 00:04:30,074
‫یه جورایی یک سوم اسید رو میگیره

82
00:04:30,099 --> 00:04:31,512
‫که واسه آقای شکم جونم راحت تره.

83
00:04:31,546 --> 00:04:33,849
‫حالا، به من گوش بده، مردک خوک صفت!

84
00:04:33,882 --> 00:04:36,485
‫اگه بخوام حرف بزنم، بهت زنگ میزنم.

85
00:04:36,517 --> 00:04:38,553
‫در عین حال، هر بار که این تلفن
‫زنگ بخوره

86
00:04:38,587 --> 00:04:40,904
‫یه گروگان رو اعدام می کنم و بعدش

87
00:04:40,929 --> 00:04:42,890
‫جسد شل و ول و خونیش رو

88
00:04:42,923 --> 00:04:45,993
‫پرت می کنم روی سقف، که توی تلویزیون
‫به صورت زنده پخش بشه.

89
00:04:46,027 --> 00:04:47,195
‫روشـنــه؟

90
00:04:47,228 --> 00:04:49,064
‫آره.

91
00:04:49,096 --> 00:04:52,500
‫خب، چطور پیش رفت؟

92
00:04:52,534 --> 00:04:54,403
‫نه چندان خوب!

93
00:04:54,435 --> 00:04:57,171
‫- خب، چطور پیش رفت؟
‫-  نه چندان خوب!

94
00:04:57,204 --> 00:04:59,207
‫- از تو نپرسیدم!
‫- به هر حال خوب پیش نرفت

95
00:04:59,240 --> 00:05:02,077
‫- آره، مثه خر زدیمش.
‫- خیلی خجالت آور بود.

96
00:05:02,109 --> 00:05:03,802
‫پس، تقریباً مطمئنیم که این بنده خدا واقعاً

97
00:05:03,827 --> 00:05:05,713
‫خبر نداره ورونیکا دین کجاست.

98
00:05:05,746 --> 00:05:07,548
‫متنفرم بگم، ولی حرفاتو باور می کنم.

99
00:05:07,582 --> 00:05:10,418
‫چقدر بد شد که مجبور شدم یه طحال
‫رو کامل از دست بدم تا به اینجا برسیم.

100
00:05:10,452 --> 00:05:14,221
‫- خفه شو. فکر می کنی زمرد آب میشه؟
‫- چطور مگه؟

101
00:05:14,255 --> 00:05:15,833
‫چون میخوام که این خونۀ لعنتی رو به

102
00:05:15,972 --> 00:05:18,726
‫آتیش بکشم و خاکسترش رو اَلَک کنم.
‫<font color="#ffff00">(میخواد زمرد رو هر جور شده پیدا کنه - زمرد بر اثر آتش سوزی آب نمیشه ولی آسیب می بینه)</font>

103
00:05:18,760 --> 00:05:21,430
‫پس، لطفاً میتونی یه راه واسمون
‫پیدا کنی که از اینجا بریم بیرون؟

104
00:05:21,462 --> 00:05:22,741
‫نگران نباش. هر جور شده

105
00:05:22,766 --> 00:05:24,265
‫از اینجا می برمت بیرون.

106
00:05:24,298 --> 00:05:26,727
‫در عین حال، شاید زارینا رو باید بدی
‫دست من که نگهش دارم.

107
00:05:26,752 --> 00:05:27,537
‫چرا؟

108
00:05:27,568 --> 00:05:29,036
‫ممکنه یکی از اون کس کشا
‫تو رو اینجا پیدات کنن.

109
00:05:29,070 --> 00:05:30,906
‫تنها چیزیه که میشه از طریقش
‫چونه زد باهاشون.

110
00:05:30,938 --> 00:05:32,540
‫باشه. ولی خواهشاً زود باش.

111
00:05:32,574 --> 00:05:36,244
‫من... من واقعاً باید زودتر برم دستشویی.

112
00:05:36,277 --> 00:05:38,279
‫آره. ببخشید دیگه. من یه کمی
‫در موردش فکر کردم

113
00:05:38,313 --> 00:05:40,882
‫- و اگه من جات بودم...
‫- خب؟

114
00:05:40,914 --> 00:05:43,718
‫- کشوی میز.
‫- اووغ.

115
00:05:43,752 --> 00:05:45,554
‫اُه، خدای من!

116
00:05:45,587 --> 00:05:46,921
‫کاشکی خیلی چِرک نشده باشی.

117
00:05:46,954 --> 00:05:48,923
‫اَه! یه کم نزاکت نداری، مرد؟

118
00:05:48,957 --> 00:05:51,892
‫گفتیم فقط شماره یک رو انجام میدیم، کریگر!

119
00:05:51,926 --> 00:05:54,630
‫- من هیچ موقع باهاش مواقت نکردم!
‫- چرا، دقیقاً موافقت کردی!

120
00:05:54,663 --> 00:05:56,298
‫- خب؟
‫- خب و زهر مار.

121
00:05:56,330 --> 00:05:58,766
‫خب، حالا نقشه چیه؟ که فرار کنیم!

122
00:05:58,800 --> 00:06:00,552
‫امکان نداره! مگر اینکه بتونیم

123
00:06:00,577 --> 00:06:02,404
‫کنترل درهای اضطراری رو دوباره نویسی کنیم!

124
00:06:02,437 --> 00:06:04,106
‫که... اصن واسه چی یه همچین چیزی داری تو؟

125
00:06:04,139 --> 00:06:06,074
‫خب، من زیادی واسه خودم توی
‫این شهر دشمن تراشیدم.

126
00:06:06,106 --> 00:06:08,409
‫ولی به نظرم باید همون کاری رو بکنیم که بهمون میگن.
‫اینا زده به سرشون.

127
00:06:08,442 --> 00:06:10,111
‫اگه بخوایم فرار کنیم، می کشنمون.

128
00:06:10,144 --> 00:06:12,748
‫- آره، تازه ـشم، بذاریم آرچر قضیه رو کنترل کنه.
‫- وایسا بینم. کی؟

129
00:06:12,781 --> 00:06:14,650
‫آرچر، یکی از کارآگاهام. اون..

130
00:06:14,683 --> 00:06:16,618
‫اون الان که ما داریم حرف میزنیم،
‫احتمالاً یواشکی داره این اطراف میگرده،

131
00:06:16,651 --> 00:06:19,087
‫چند تا گردن میشکونه و
‫توی گوش ملت یخ می چپونه.

132
00:06:19,120 --> 00:06:21,256
‫اُه، جون من نگو!

133
00:06:21,289 --> 00:06:23,759
‫تنها چیزی که آرچر میتونه بچپونه،
‫کیر خیلی معمولیش هست

134
00:06:23,791 --> 00:06:25,960
‫توی واژن پژمردۀ ورونیکا دین.

135
00:06:25,993 --> 00:06:27,462
‫در مورد چی داری حرف میزنی؟

136
00:06:27,495 --> 00:06:28,964
‫طرف رو مثه چی داشت میبویسید،
‫ملوری

137
00:06:28,996 --> 00:06:30,765
‫جلوی خدا و جلوی همه!

138
00:06:30,798 --> 00:06:33,101
‫- اُه. خب، اگرم داشت یه چنین..
‫- که البته داشت!

139
00:06:33,133 --> 00:06:35,044
‫مطمئنم به این خاطر بوده که تو هم

140
00:06:35,069 --> 00:06:36,804
‫خودت رو ول کرده بودی تو بغل الیس کرین!

141
00:06:36,837 --> 00:06:37,972
‫چی؟

142
00:06:38,005 --> 00:06:39,507
‫بخورش، تست بکدل!
‫<font color="#ffff00">(تستی که مشخص می کنه در هر برنامه تلویزیونی، دو زن همیشه در مورد یه مرد حرف میزنن)</font>

143
00:06:39,541 --> 00:06:41,677
‫تو بیا بخورش، خانمم! و اگر چه

144
00:06:41,709 --> 00:06:43,085
‫داشتی با کرین لاس می زدی

145
00:06:43,110 --> 00:06:44,645
‫- اونم هول هولکی مثه این دخترای رده پایین
‫- چی؟

146
00:06:44,678 --> 00:06:46,457
‫میدونی الان استرلینگ یه جایی همین جاها

147
00:06:46,458 --> 00:06:48,950
‫توی این خونه، داره جون خودش
‫رو به خطر میندازه تا ما رو نجات بده

148
00:06:48,983 --> 00:06:50,952
‫در واقع، شرط می بندم تا الان
‫یه دلقک رو ناکار کرده باشه

149
00:06:50,984 --> 00:06:54,522
‫لباساش رو پوشیده باشه و ماسکشم زده باشه،
‫و به دشمن نفوذ کرده باشه

150
00:06:54,555 --> 00:06:57,291
‫پنج دقیقه تموم شد. بیاین بریم!

151
00:06:57,325 --> 00:06:59,493
‫- اُه، محض رضای خدا..
‫- اوو، هنوز تموم نشده که.

152
00:06:59,527 --> 00:07:03,798
‫هممم؟ به دشمن نفوذ کرده، ها.

153
00:07:03,832 --> 00:07:05,300
‫چی چی؟

154
00:07:05,332 --> 00:07:08,303
‫تصفیه سازی! داشتم در مورد این تصفیه سازی
‫حرف می زدم، و، آآ

155
00:07:08,336 --> 00:07:10,372
‫چقدر باعث میشن احساس تمیزی و تازگی بکنی

156
00:07:10,404 --> 00:07:11,802
‫منظورم فقط تو نیستی ها، مردمم هستن

157
00:07:11,827 --> 00:07:12,987
‫میدونی، به طور کلی همه، به نظرم

158
00:07:13,007 --> 00:07:14,421
‫و بچه ها هم همینطور، شاید. نمیدونم

159
00:07:14,446 --> 00:07:15,677
‫بچه ها این روزا چه کارایی می کنن.

160
00:07:15,709 --> 00:07:18,012
‫هنوزم کسی دنبال این سگای کوچیک هست؟

161
00:07:18,046 --> 00:07:19,748
‫قضیه از این قراره که این توالت پر شده.

162
00:07:29,118 --> 00:07:31,029
‫خیلی خب، پس..

163
00:07:31,062 --> 00:07:34,566
‫اول باید زارینا رو یه جا قایم کنم، که

164
00:07:34,599 --> 00:07:36,267
‫ها-ها، هو-هو-هو

165
00:07:36,301 --> 00:07:38,536
‫نمیدونم چه توقعی داشتم.

166
00:07:38,568 --> 00:07:41,438
‫خب، الان میرم ببینم میتونم سیستم
‫امنیتی رو بازنویسیش کنم

167
00:07:41,471 --> 00:07:43,240
‫و بعدش اون درهای آهنی رو باز کنم.

168
00:07:43,274 --> 00:07:45,209
‫خب، باشه، پس، بذارین من اینو
‫این بیرون بریزم

169
00:07:45,243 --> 00:07:48,413
‫و ببینم که گربه میتونه لیسش بزنه یا نه!
‫برق خونه رو

170
00:07:48,445 --> 00:07:50,881
‫- قطع کن...
‫- زرپ!

171
00:07:50,914 --> 00:07:53,717
‫بعدشم برو سراغ درهای فلزی.

172
00:07:53,750 --> 00:07:56,221
‫اُه. درست میگی. اونا هم برقی ان.

173
00:07:56,253 --> 00:07:57,554
‫آره، حالا تو و گربه جونت میخواین با لیسیدنم

174
00:07:57,579 --> 00:07:58,789
‫بهم بگین قراره چطوری این کارو انجام بدیم؟

175
00:07:58,822 --> 00:08:00,724
‫و خب، حالا، ایدۀ تو چی بود؟

176
00:08:00,757 --> 00:08:03,228
‫دو گروه شش نفره، به تشکیلاتشون رخنه می کنن

177
00:08:03,260 --> 00:08:05,012
‫روی درهای آهنی، زره شکاف میزنن،
‫اینجا و اینجا

178
00:08:05,630 --> 00:08:08,465
‫منفجرش می کنن، وارد میشن، دشمنا رو
‫از طریق

179
00:08:08,498 --> 00:08:10,969
‫نارنجک، و یا تیر مشقی از پا در میارن،

180
00:08:11,002 --> 00:08:12,676
‫امنیت دوستان رو فراهم می کنن، در انتها

181
00:08:12,701 --> 00:08:14,406
‫خارج میشن، بحث تموم میشه. میریم پی کارمون.

182
00:08:14,439 --> 00:08:15,674
‫آره. لحظه ای که درها رو منفجر کنین

183
00:08:15,699 --> 00:08:16,808
‫همه رو اعدام می کنن.

184
00:08:16,840 --> 00:08:18,735
‫که از لحاظ تاکتیکی با بالا آوردن یه گربه

185
00:08:18,760 --> 00:08:20,577
‫روی ملحفه ت برابری می کنه.

186
00:08:20,610 --> 00:08:23,747
‫زود باشین. بیاین برین. آفرین.
‫حرکت کن، حرکت کن، برو.

187
00:08:23,781 --> 00:08:25,784
‫راه برین، خانوما. حرکت کنین، تکونش بدین،
‫برین. زود باشین.

188
00:08:25,816 --> 00:08:29,921
‫وایسا. یه کپه دستمال توالت کهنه زیر
‫کفشم گیر کرده.

189
00:08:29,954 --> 00:08:31,623
‫- اووغ!
‫- جدیا.

190
00:08:31,656 --> 00:08:34,792
‫و من واقعاً باید از پرستار بچه م
‫یه خبری بگیرم، پس..

191
00:08:34,825 --> 00:08:36,594
‫- مثه همیشه.
‫- خفه بمیر.

192
00:08:36,627 --> 00:08:38,296
‫مجبورم کن. اَوووو

193
00:08:38,329 --> 00:08:39,964
‫هِی، شما دو تا، دست بردارین دیگه.

194
00:08:39,997 --> 00:08:41,797
‫کصافطا! گفتم بس کنین دیگه.

195
00:08:41,799 --> 00:08:43,134
‫مجبورم کن. اَووو

196
00:08:43,166 --> 00:08:45,170
‫باشه! یا خدا!

197
00:08:45,203 --> 00:08:47,605
‫اووو! چقدر خووبه

198
00:08:47,637 --> 00:08:49,641
‫خب...

199
00:08:49,674 --> 00:08:52,444
‫امیدوارم که به خون دلقک جماعت آلرژی
‫نداشته باشم.

200
00:08:52,477 --> 00:08:55,613
‫- چه خبرا، دینگ-دونگ؟
‫- چـ... تو واسه چی اینجایی؟

201
00:08:55,646 --> 00:08:59,150
‫شنیدم داشتی مثه سگ کتک میخوردی.

202
00:08:59,182 --> 00:09:01,118
‫اُه، تو رو به...

203
00:09:01,152 --> 00:09:03,287
‫این چیه دیگه، نُراد؟
‫<font color="#ffff00">(نراد: مخفف فرماندهی دفاع هوا و فضای آمریکای شمالی)</font>

204
00:09:03,320 --> 00:09:05,156
‫لعنتی. تو الان باید، مثلاً مثل...

205
00:09:05,189 --> 00:09:06,324
‫رِی باشی!

206
00:09:06,357 --> 00:09:07,791
‫یه لحظه صبر کن. یه چیز داشتم واسه ش..

207
00:09:07,825 --> 00:09:10,628
‫تو-دی-تو نبود؟
‫<font color="#ffff00">(اشاره به ربات استار وارز)</font>

208
00:09:10,661 --> 00:09:12,531
‫اِه...

209
00:09:13,698 --> 00:09:15,867
‫- خیلی خب، پس، اگه درست بگی
‫- که...

210
00:09:15,900 --> 00:09:18,136
‫محض تموم شدن بحث هم که شده،
‫اگه بگیم که درست میگی

211
00:09:18,169 --> 00:09:19,971
‫و آرچر به این افراد نفوذ کرده باشه...

212
00:09:20,003 --> 00:09:22,306
‫باید بفهمیم که کدوم یکیشونه؟

213
00:09:22,339 --> 00:09:23,507
‫که...

214
00:09:23,541 --> 00:09:25,042
‫اُه! هی، بس کن دیگه.

215
00:09:25,075 --> 00:09:26,710
‫اُه! بی خی... اُو! لعنتی! بی خیال

216
00:09:26,743 --> 00:09:29,380
‫این... اُو! باشه! اُو..

217
00:09:29,413 --> 00:09:31,565
‫چه کار داره می کنه این؟ استرلینگ که

218
00:09:31,590 --> 00:09:33,484
‫تا آخر عمرش وقت داره به سیریل سیلی بزنه.

219
00:09:33,517 --> 00:09:35,487
‫- نه! نه!
‫-  عذرخواهی می کنم.

220
00:09:35,520 --> 00:09:38,189
‫- خیلی خب! بسه! اُو! او!
‫- عذر میخوام، لباس سبزه؟

221
00:09:38,222 --> 00:09:39,991
‫این دوباره میخواد بره دستشویی.

222
00:09:40,023 --> 00:09:41,692
‫تو که همین الان رفتی!

223
00:09:41,725 --> 00:09:44,328
‫- میدونم، ولی...
‫- اسهال داره!

224
00:09:44,362 --> 00:09:45,163
‫آآآ!

225
00:09:45,195 --> 00:09:46,498
‫خداییش؟

226
00:09:46,531 --> 00:09:48,199
‫- میدونی...
‫- چی؟ تو بودی که

227
00:09:48,232 --> 00:09:50,568
‫پیتزاها رو یه جوری می چپوندی توی دهنت
‫انگار بهت پول بدهکاره!

228
00:09:50,600 --> 00:09:52,836
‫چه ربطی داشت خب.

229
00:09:52,869 --> 00:09:55,373
‫گیگلز، باهاش برو.

230
00:09:55,406 --> 00:09:58,008
‫آره، تو! کس خل جون!

231
00:09:58,041 --> 00:09:59,511
‫پیست!

232
00:09:59,544 --> 00:10:01,880
‫هر موقع آماده بودی بگو!

233
00:10:01,912 --> 00:10:02,880
‫بوووه

234
00:10:02,913 --> 00:10:04,848
‫خداییش؟

235
00:10:04,882 --> 00:10:07,385
‫دیدیش؟ ملوری به طرف
‫چشمک زد!

236
00:10:07,417 --> 00:10:10,187
‫- فک می کنی دستش با اونا توی یه کاسه س؟
‫- یا فقط داره حمایتش رو

237
00:10:10,220 --> 00:10:12,089
‫به خاطر اینکه سیریل رو مثه سگ
‫هی بهش سیلی زدن نشون میده؟

238
00:10:12,123 --> 00:10:13,403
‫آره، حرفی که زدی منطقی تر به نظر میرسه.

239
00:10:13,424 --> 00:10:16,428
‫در هر صورت، اصلاً کارش درست نبود.

240
00:10:16,460 --> 00:10:19,196
‫خب..

241
00:10:19,229 --> 00:10:22,032
‫یخ بزنی، پونی جان.
‫<font color="#ffff00">(اشاره به یه دیالوگ معروف - طلایی بمونی، پونی جان از The Outsiders)</font>

242
00:10:22,065 --> 00:10:23,368
‫اِه...

243
00:10:23,401 --> 00:10:25,536
‫خیلی خب، حالا فقط باید آرچر رو پیداش کنم..

244
00:10:25,570 --> 00:10:28,105
‫- چی؟
‫- گفتم، همینجا خوبه.

245
00:10:28,138 --> 00:10:29,573
‫- خب حالا بگو دیگه.
‫- ها؟

246
00:10:29,607 --> 00:10:31,376
‫باشه. چطوره واسه شروع بگی

247
00:10:31,408 --> 00:10:34,611
‫- "عذرخواهی می کنم که اون پیرزن رو بوسیدم"؟
‫- ممم، باشه.

248
00:10:34,645 --> 00:10:36,565
‫"نمیدونم چی تو جلدم رفته بود.
‫فک کنم

249
00:10:36,580 --> 00:10:39,249
‫اشتیاق سرکوب شده م ناشی از اینکه
‫میخواستم با مادر خودم بخوابم باعث شد"

250
00:10:39,282 --> 00:10:40,384
‫آآآ...

251
00:10:40,417 --> 00:10:42,052
‫- باشه.
‫- واو!

252
00:10:42,085 --> 00:10:44,888
‫پس همه اینا واست یه
‫شوخیه دیگه؟ ها

253
00:10:44,921 --> 00:10:47,459
‫در عین حال، حدس میزنم کشته شدن ما
‫به وسیلۀ یه مشت دلقک

254
00:10:47,492 --> 00:10:49,461
‫و رفتن اِی جِی واسه
‫زندگی توی یتیم خونه هم شوخی باشه.

255
00:10:49,493 --> 00:10:50,884
‫خب، اگه بتونیم از این جا جون سالم به در ببریم،

256
00:10:50,909 --> 00:10:52,397
‫یه صحبت طولانی با هم خواهیم داشت، آرچر.

257
00:10:52,430 --> 00:10:54,232
‫- کی؟
‫-  "کی"?

258
00:10:54,264 --> 00:10:55,899
‫انقدر مسخره بازی در نیار.

259
00:10:55,932 --> 00:10:58,902
‫میدونم که تو اون دلقک سبزه رو
‫از پا درش آوردی، و... و

260
00:11:01,339 --> 00:11:02,607
‫اُه، سگ تو روحش!

261
00:11:07,177 --> 00:11:09,413
‫- رومپرز!
‫-  لعنتی!

262
00:11:09,446 --> 00:11:12,316
‫گفتم بی سیم ها رو بذارین روی حالت سکوت!

263
00:11:18,288 --> 00:11:19,323
‫دستات خیلی بزرگن!

264
00:11:21,825 --> 00:11:24,829
‫دلقک مادرجنده.

265
00:11:28,699 --> 00:11:30,602
‫اوووخ! بالاخره تموم شد!

266
00:11:30,634 --> 00:11:32,769
‫یا خدا! عجیب نیس موزارت کر شده ها!
‫<font color="#ffff00">(اشتباه میگه - بتهوون ناشنوا بود نه موزارت)</font>

267
00:11:32,802 --> 00:11:36,308
‫به خدا قسم، یه کلمه دیگه از
‫دهنت در بیاد

268
00:11:36,309 --> 00:11:38,977
‫مغزت رو از طریق...

269
00:11:39,002 --> 00:11:41,112
‫پستی به اون بالا مالاها واست ارسال می کنم!

270
00:11:43,314 --> 00:11:45,517
‫از لحاظ فنی این چیزی که گفت کلمه به حساب نمی اومد.

271
00:11:45,650 --> 00:11:47,148
‫و چیزی که الان واقعاً
‫داره دهنمو سرویس می کنه،

272
00:11:47,173 --> 00:11:48,453
‫جدای از اینکه لباسم به فنا رفته،

273
00:11:48,485 --> 00:11:50,563
‫اینه که مجبورم دوباره همین

274
00:11:50,588 --> 00:11:53,023
‫بحث احمقانه رو مجدداً
‫از اول با آرچر داشته باشم!

275
00:11:53,056 --> 00:11:54,925
‫ولی اولش باید بفهمم کدوم

276
00:11:54,950 --> 00:11:56,794
‫یکی از این کیر خورا آرچره

277
00:11:56,826 --> 00:11:59,696
‫بعدشم دهنشو سرویس می کنم

278
00:11:59,729 --> 00:12:01,666
‫و بعدش، بوم، از اینجا میریم بیرون

279
00:12:01,699 --> 00:12:03,801
‫و بعدش ورونیکا دین این شکلی میگه

280
00:12:03,834 --> 00:12:07,638
‫"آرچر، تو منو و زارینا رو نجات دادی"

281
00:12:07,671 --> 00:12:09,590
‫بعدش غش می کنه، و من میگیرمش

282
00:12:09,615 --> 00:12:11,808
‫بعدش یه لحظۀ خاصی برامون به وجود بیاد، و

283
00:12:11,842 --> 00:12:15,380
‫صادقانه بگم، چطور میشه که غیر
‫از این اتفاق بیفته اصن؟

284
00:12:26,959 --> 00:12:28,439
‫ببین، وقتمون داره کم کم تموم میشه

285
00:12:28,462 --> 00:12:29,996
‫اون جنایتکارا تا الان باید می ترسیدن،

286
00:12:30,030 --> 00:12:32,433
‫و ترسیدنم مساوی کشته شدن گروگان ها هست

287
00:12:32,466 --> 00:12:33,985
‫آره، خب، اما با یورش بردن به اونجا اونم

288
00:12:34,010 --> 00:12:35,504
‫ با زره شکاف و نارنجک هم چیزی عوض نمیشه

289
00:12:35,535 --> 00:12:37,500
‫باشه. باشه. خب، پس، من میرم

290
00:12:37,525 --> 00:12:39,339
‫که اینو اونجا بندازمش:

291
00:12:39,372 --> 00:12:41,107
‫گاز بیهوش کننده!

292
00:12:41,140 --> 00:12:42,642
‫- گاز بیهوش کننده.
‫- آره.

293
00:12:42,675 --> 00:12:44,277
‫توی یه جای، آآ... که نفهمن از کجا خوردن... سیستم تهویه مطبوع

294
00:12:44,310 --> 00:12:47,447
‫- اووه! اشعۀ یخ کننده چطوره؟
‫- آآآ...

295
00:12:47,481 --> 00:12:48,966
‫آره، کافیه به یخ گنده تبدیلشون کنیم

296
00:12:48,991 --> 00:12:50,651
‫که یه قندیل بزرگ بشن، بعدشم با چکش میشکونیم ـشون

297
00:12:50,684 --> 00:12:53,687
‫حالا... فناوریش موجود هست اصن؟

298
00:12:53,719 --> 00:12:55,707
‫مادر به... قسم میخورم که

299
00:12:55,732 --> 00:12:57,824
‫این راهرو میرفت سمت سالن

300
00:12:57,857 --> 00:12:59,526
‫یا شایدم میرفت غذاخوری؟

301
00:12:59,559 --> 00:13:01,794
‫چطوری انقدر راهم عوض شد یهو؟

302
00:13:01,828 --> 00:13:03,463
‫اُه، و سؤال بزرگتر اینه:

303
00:13:03,496 --> 00:13:05,532
‫چطوری بفهمم کدوم دلقک آرچره؟

304
00:13:05,565 --> 00:13:08,035
‫دیگه اینجاشو فک نکرده بودی،
‫کرده بودی، پووی؟
‫<font color="#ffff00">(پووی، نام خانوادگی پم هست)</font>

305
00:13:08,068 --> 00:13:09,512
‫معذرت میخوام. خداییش فک می کردم

306
00:13:09,537 --> 00:13:11,304
‫گاز بیهوش کننده واقعاً وجود داره.

307
00:13:11,338 --> 00:13:13,873
‫کس مغز. یه جور دارو ـش شاید باشه، ولی

308
00:13:13,906 --> 00:13:16,543
‫نه، نه، نه، زنگ نزن

309
00:13:16,577 --> 00:13:19,346
‫اُه، ریدم بِش. راست میگی.
‫جسد خونی و شل و ول

310
00:13:19,379 --> 00:13:22,483
‫خیلی خب، پس، آآ، هی، آآ

311
00:13:22,515 --> 00:13:24,078
‫گوش کن، شرط می بندم شماها اون تو

312
00:13:24,103 --> 00:13:25,685
‫تا الان دوباره گشنه ـتون شده باشه، ها؟

313
00:13:25,718 --> 00:13:27,186
‫آآ، جوک میگه؟

314
00:13:27,219 --> 00:13:29,556
‫امیدوارم اینطور نباشه. من که
‫میتونم یه چی بزنم به بدن

315
00:13:29,589 --> 00:13:32,692
‫و حالا که صحبتش شد، پم کجاست؟

316
00:13:32,726 --> 00:13:34,861
‫پس، نظرت چیه که ما، آآ، یه کمی

317
00:13:34,886 --> 00:13:36,996
‫پیتزای داغ دیگه بفرستیم اونجا؟ چی میگی؟

318
00:13:38,698 --> 00:13:41,834
‫شرط می بندم که اونان!

319
00:13:42,935 --> 00:13:45,004
‫هریس هستم، حرف بزن. آآ-ها

320
00:13:45,038 --> 00:13:47,575
‫آها. آآآهـــا.

321
00:13:47,607 --> 00:13:49,149
‫نه، نه، نه. نه، آره، گرفتم.

322
00:13:49,174 --> 00:13:50,343
‫آره. ممهممم. مم-همم

323
00:13:50,376 --> 00:13:51,578
‫باوشه.

324
00:13:51,612 --> 00:13:53,914
‫- گفت نمیخواد.
‫- اَاَاَه!

325
00:13:53,947 --> 00:13:55,566
‫و حتی اگه هم پیتزا میخواستن

326
00:13:55,591 --> 00:13:57,185
‫اونم واسه گروگان ها، که البته نمیخوان

327
00:13:57,217 --> 00:13:58,569
‫مجرما نمیخوردنش چون میدونستن

328
00:13:58,594 --> 00:13:59,886
‫که ما توش قرص خواب آور میریزیم.

329
00:13:59,919 --> 00:14:02,088
‫لعنتی!

330
00:14:02,121 --> 00:14:04,525
‫کَلزون چطور؟
‫<font color="#ffff00">(یه نوع پیتزای تا شده هست که شکلی شبیه هلال ماه رو داره و از خمیر نون نمکی درست میشه)</font>

331
00:14:04,558 --> 00:14:07,193
‫اُوو! بی خیال!

332
00:14:07,227 --> 00:14:09,228
‫فک نمی کنم مشکلش
‫شکل غذا بوده باشه

333
00:14:09,261 --> 00:14:11,231
‫نمیدونم. من که نمی شنیدم چی می گفت.

334
00:14:11,264 --> 00:14:12,866
‫من که تلفن رو خودم تنهایی نچسبیدم بهش

335
00:14:12,899 --> 00:14:15,369
‫باشه. خیلی خب. گذاشتم، یا نذاشتم،
‫که تو رانندگی کنی؟

336
00:14:15,401 --> 00:14:18,037
‫باشه، کس خل، بیا از راه تو کارو پیش ببریم

337
00:14:18,070 --> 00:14:19,872
‫چقدرم که عالی شد.

338
00:14:19,905 --> 00:14:22,108
‫براووی اول، براووی دوم، گوش کنین.

339
00:14:22,141 --> 00:14:24,544
‫معذرت میخوام، رئیس. نمیتونیم
‫ورونیکا رو.

340
00:14:24,578 --> 00:14:26,713
‫یا پینکی یا گیگلز یا یام-یام
‫رو پیداشون کنیم.

341
00:14:26,746 --> 00:14:28,314
‫که یه جورایی ـم عجیبه چون

342
00:14:28,339 --> 00:14:29,882
‫کل اینجا قفل و بست شده

343
00:14:29,915 --> 00:14:31,891
‫اَه، ولی خب مگه اون موش مکار نمیتونه

344
00:14:31,916 --> 00:14:34,121
‫از توی یه کشتی در حال غرق شدن،
‫یه جوری فرار کنه؟

345
00:14:34,154 --> 00:14:36,724
‫فک کنم اغلب با طناب این کارو می کنن

346
00:14:36,756 --> 00:14:39,592
‫داره غرق میشه، اوینگو،
‫البته رویاهای منم همینطور دارن.

347
00:14:39,626 --> 00:14:42,062
‫توی یه آب یخ شدۀ شفاف از شکست غرق میشن

348
00:14:42,094 --> 00:14:44,733
‫گرچه هر چقدرم به شدت و با قدرت
‫رنج می کشم و تلاش می کنم

349
00:14:44,758 --> 00:14:46,899
‫زارینا انگار نمیخواد مال من بشه.

350
00:14:46,933 --> 00:14:49,102
‫خب، آآآ، حالا چی کار کنیم؟

351
00:14:49,136 --> 00:14:51,639
‫فک کنم بریم سراغ نقشۀ ایکس ـُم.

352
00:14:51,671 --> 00:14:54,808
‫آآآ... نقشۀ ایکس ـُم چیه دیگه؟

353
00:14:58,477 --> 00:14:59,912
‫اُه، محض رضای...

354
00:14:59,945 --> 00:15:01,247
‫کیر بخور، عمارت بزرگ عزیز.

355
00:15:02,482 --> 00:15:05,986
‫عنکبوت... به دلقک گفت.

356
00:15:06,019 --> 00:15:07,659
‫چی، الان وارد یه...

357
00:15:27,473 --> 00:15:29,012
‫یا حضرت منزل! حتماً اون

358
00:15:29,037 --> 00:15:30,610
‫آرچره و اون یکی ـم آدم بده س.

359
00:15:30,644 --> 00:15:32,372
‫ولی کدوم یکی کدومه؟
‫یکیشونو بکشم؟

360
00:15:32,397 --> 00:15:33,113
‫وایسا... یا جفتشونو؟

361
00:15:33,145 --> 00:15:34,230
‫میزنم استخوان کشکک
‫هر دو شونو به گا میدم.

362
00:15:34,255 --> 00:15:35,315
‫بعدش از یکیشون عذرخواهی می کنم؟

363
00:15:35,347 --> 00:15:37,295
‫وایسا، چی دارم میگم؟ همه اون آدم بدای دیگه

364
00:15:37,320 --> 00:15:38,986
‫صدای شات گان رو می شنون که.

365
00:15:39,019 --> 00:15:41,855
‫خب...

366
00:15:46,358 --> 00:15:48,161
‫آووو، ریدم!

367
00:16:08,515 --> 00:16:11,485
‫- یا مقدسات!
‫- چــ... پم؟

368
00:16:11,517 --> 00:16:13,319
‫- آرچر؟
‫- نه؟

369
00:16:13,352 --> 00:16:14,688
‫خدا لعنتت کنه!

370
00:16:14,721 --> 00:16:16,190
‫- کس مغزا!
‫- ما؟

371
00:16:16,222 --> 00:16:17,690
‫تنها شخص کس خل اینجا

372
00:16:17,723 --> 00:16:19,992
‫کسی ـه که ورونیکا دین
‫رو ازش لب گرفته.

373
00:16:20,025 --> 00:16:23,896
‫هی، اولاً، اون از من لب گرفت.
‫من ازش لب نگرفتم.

374
00:16:23,929 --> 00:16:25,833
‫حالا اگه هم بوسیده باشمش،
‫که نبوسیدمش

375
00:16:25,866 --> 00:16:28,335
‫به خاطر این بود که تو داشتی
‫با الیس کرین لاس می زدی.

376
00:16:28,367 --> 00:16:31,671
‫- اون داشت با من لاس می زد!
‫- اُه، خدای من!

377
00:16:31,704 --> 00:16:33,406
‫اُه، خدای من! جدی میگین؟

378
00:16:33,439 --> 00:16:36,008
‫کاشکی میزدم جفت کشکک زانوهاتون
‫رو به گا می دادم.

379
00:16:36,041 --> 00:16:37,745
‫- یا خدا.
‫- اصلنم باحال نبود، پم.

380
00:16:37,777 --> 00:16:39,679
‫اُه، مقعدمو بنوش!

381
00:16:39,712 --> 00:16:42,181
‫حالا این قضیۀ گروگانگیری رو
‫چه کار کنیم؟

382
00:16:42,215 --> 00:16:43,851
‫اُه، درسته.

383
00:16:43,883 --> 00:16:45,752
‫خیلی خب. آدمای من توی موقعیت ـن.

384
00:16:45,785 --> 00:16:48,020
‫و آماده ـن که با دستورتون
‫درها رو منفجر کنن.

385
00:16:48,054 --> 00:16:51,091
‫با دستور کی؟ چه خری اینجا مسؤوله؟

386
00:16:51,123 --> 00:16:53,025
‫خب، قربان، فکر کنم، در واقع، شما باشین.

387
00:16:53,058 --> 00:16:54,761
‫- ولی اینا داشتن کارارو انجام میدادن.
‫- چی؟

388
00:16:54,794 --> 00:16:57,930
‫آره. خب پس، آآ، آره. ما میریم که
‫شما هم به کارتون برسین.

389
00:16:57,964 --> 00:17:00,033
‫اینا دیگه چه خری بودن؟

390
00:17:00,065 --> 00:17:01,869
‫شلیک نکنین! شلیک نکنین!

391
00:17:01,901 --> 00:17:04,371
‫داریم میایم بیرون. گذاشتن که بیایم بیرون.

392
00:17:04,403 --> 00:17:06,539
‫اتفاقی که افتاد همه ش همینه،
‫ما همون گروگانای به گناه هستیم.

393
00:17:06,573 --> 00:17:08,275
‫فک می کنی
‫واقعاً یه چنین چیزی جواب میده؟

394
00:17:08,307 --> 00:17:10,410
‫جواب میده اگه دهن
‫گشادتو ببندی.

395
00:17:10,442 --> 00:17:12,378
‫گروگان دیگه ای هم داخل هست؟

396
00:17:12,411 --> 00:17:15,716
‫مم، نه. فقط اون دلقکای بی ریخت اونجان.

397
00:17:15,748 --> 00:17:16,764
‫ما میمیریم، ما..

398
00:17:16,789 --> 00:17:17,918
‫میمیریم، ما میمیریم، ما میمیریم..

399
00:17:17,950 --> 00:17:20,086
‫- اُه، خفه خون بگیر دیگه.
‫- خداییش دیگه!

400
00:17:20,120 --> 00:17:22,256
‫ولی وقتی تیم ضرب درو بشکونه و
‫وارد اینجا بشه و داد بزنه

401
00:17:22,288 --> 00:17:24,257
‫"اسلحه هاتون رو بندازین،"
‫نمیتونیم که،

402
00:17:24,291 --> 00:17:25,361
‫بعدش بهمون شلیک می کنن

403
00:17:25,386 --> 00:17:26,393
‫بعدشم میمیریم!

404
00:17:26,426 --> 00:17:28,428
‫ما میمیریم!
‫ما میمیریم..

405
00:17:28,460 --> 00:17:29,729
‫- اُه، خدای من، راست میگه
‫- آره، همینطور میشه.

406
00:17:29,763 --> 00:17:31,732
‫چه خبره اینجا الان؟

407
00:17:31,765 --> 00:17:35,068
‫آآ، چرا همه دلقک شدن؟

408
00:17:37,637 --> 00:17:39,239
‫برو، برو، برو، برو، برو!

409
00:17:40,439 --> 00:17:42,942
‫نه، نه، نه!

410
00:17:42,976 --> 00:17:45,579
‫اُه، نه!

411
00:17:47,147 --> 00:17:48,115
‫نه، نه، نه، نه!

412
00:17:48,148 --> 00:17:49,917
‫شلیک نکنین!

413
00:17:49,949 --> 00:17:50,918
‫بی خیال! نه!

414
00:17:54,454 --> 00:17:58,523
‫نـــــــــــه!

415
00:18:13,640 --> 00:18:16,677
‫این سومین و بهرین...

416
00:18:16,709 --> 00:18:20,680
‫جشن تولدم بود.

417
00:18:30,518 --> 00:18:34,504
‫و، خب پس، چی یاد گرفتیم؟

418
00:18:34,538 --> 00:18:37,174
‫- اگه چیزی یاد گرفته باشیم اصن.
‫- خب، واسه شروع، تیر مشقی.

419
00:18:37,206 --> 00:18:39,709
‫چطوریه که یه همچین چیزی
‫واسه بچه ها اسباب بازیه؟

420
00:18:39,743 --> 00:18:41,712
‫فک کنم شانس آوردی که
‫پلیس بهمون تیر دارت شلیک نکرد.

421
00:18:41,744 --> 00:18:43,642
‫اُه، خدا رو شکر، در مورد
‫یه چی تو زندگیش راست گفت.

422
00:18:43,667 --> 00:18:44,481
‫یا نعل اسب مثلاً.

423
00:18:44,513 --> 00:18:46,516
‫- نکته ای برای خودم..
‫-  کریگر!

424
00:18:46,550 --> 00:18:48,819
‫چی؟ الان یه نکتۀ کاملاً غیر مرتبط داشتم
‫برای خودم ثبت می کردم

425
00:18:48,851 --> 00:18:50,720
‫اسلحۀ پرتاپ نعل اسب.

426
00:18:50,754 --> 00:18:52,222
‫آآخ! حداقلش هزینه ای که بابت درمان

427
00:18:52,247 --> 00:18:53,690
‫مجروحیتمون پرداخت کردیم رو پس میگیریم دیگه؟

428
00:18:53,724 --> 00:18:56,159
‫همین حالا که داریم حرف میزنیم،
‫استرلینگ پیش شپیرو ئـه.

429
00:18:56,193 --> 00:18:58,829
‫داره بهش ریز پرداختی هامون رو میده.

430
00:18:58,861 --> 00:19:01,231
‫ولی باید در نظر داشته باشید،
‫آقای آرچر

431
00:19:01,264 --> 00:19:04,167
‫من یه ریال ـم بابتش بهتون نمیدم.

432
00:19:04,200 --> 00:19:07,870
‫اُه، عذرخواهی می کنم. یادم رفت.
‫امروز هیچ اتفاقی نیفتاد.

433
00:19:07,904 --> 00:19:10,141
‫که یعنی یه مشت پلیس مثه سگ هار

434
00:19:10,166 --> 00:19:12,542
‫بهمون با تیر مشقی شلیک نکردن، که

435
00:19:12,575 --> 00:19:15,511
‫که چطور ممکنه یه همچین چیزی اسباب بازی
‫بچه ها باشه؟ که به این معنی ـه که نمیدونم

436
00:19:15,544 --> 00:19:18,349
‫تو اون دلقکا رو استخدام کردی
‫که زارینا رو بدزدن

437
00:19:18,381 --> 00:19:21,084
‫ولــی چطوری فهمیدی؟

438
00:19:21,118 --> 00:19:23,186
‫نفهمیدم. الان خودت گفتی.

439
00:19:23,219 --> 00:19:24,420
‫اُه، سگ تو روحت!

440
00:19:24,454 --> 00:19:26,090
‫آره. اصلاً وجهۀ خوبی نداره.

441
00:19:26,122 --> 00:19:28,859
‫منظورم اینه که، وقتی ورونیکا
‫متوجه یه چنین قضیه ای بشه.

442
00:19:28,891 --> 00:19:30,360
‫من واسه خودش این کارو کردم.

443
00:19:30,394 --> 00:19:31,895
‫ورشکسته شده.

444
00:19:31,927 --> 00:19:34,398
‫خدای من، کلی قبض هست
‫که باید پرداخت کنه.

445
00:19:34,430 --> 00:19:36,566
‫بیمۀ درمانی، کلی هزینۀ رهن و اجاره

446
00:19:36,600 --> 00:19:38,534
‫نمیتونه که یه مشت
‫الماس و زمرد رو بخوره.

447
00:19:38,568 --> 00:19:40,087
‫پس تو اون دلقکا رو
‫استخدام کردی که گردنبندو

448
00:19:40,112 --> 00:19:41,606
‫بدزدن، تا پول بیمه ش رو بگیری.

449
00:19:41,638 --> 00:19:43,773
‫مشتری های قدیمی ـم بودن.
‫از زندان آورده بودمشون بیرون.

450
00:19:43,806 --> 00:19:45,908
‫ولی خب بعدش بهم نارو زدن کصافطا!

451
00:19:45,942 --> 00:19:48,946
‫- و حالا هم شرط می بندم که میخوان منو بکشن!
‫- آره، احتمالاً.

452
00:19:48,978 --> 00:19:51,414
‫خب حالا، زارینا حدوداً...

453
00:19:51,447 --> 00:19:53,383
‫یه چی حدود چهار میلیون می ارزه.

454
00:19:53,417 --> 00:19:55,586
‫بعدش اون موقع تو میخواستی به دلقکا
‫پول بدی، تا نگران

455
00:19:55,619 --> 00:19:57,087
‫پلیسا و شرکت بیمه نباشی؟

456
00:19:57,119 --> 00:20:00,724
‫یه چی مثلاً حدود 400 هزار تا.

457
00:20:00,756 --> 00:20:03,393
‫آره. خب پس، من نیم میلیون
‫میخوام که به شکل

458
00:20:03,427 --> 00:20:06,129
‫- چه میدونم. کروگراندز داری؟
‫- یعنـی..
<font color="#ffff00">(کروگراندز: سکه ای از طلا که مربوط میشه به آفریقای جنوبی و تصویر رئیس جمهور کروگر روشه)</font>

459
00:20:06,163 --> 00:20:07,898
‫- آره.
‫- عالی شد. پس، اون

460
00:20:07,930 --> 00:20:09,966
‫و بعدشم، اگه چیزی از طرف
‫رومپرز و دار و دسته ش شنیدی

461
00:20:10,000 --> 00:20:11,902
‫- که...
‫- به من اطلاع میدی.

462
00:20:11,935 --> 00:20:15,138
‫- یکی بهشون بدهکارم.
‫- پس، تو ازم محافظت می کنی؟

463
00:20:15,171 --> 00:20:17,073
‫نه. من از ورونیکا دین محافظت می کنم.

464
00:20:17,107 --> 00:20:20,444
‫اُه، خب حالا، در مورد منم چیزی پرسید، یا..

465
00:20:20,476 --> 00:20:24,113
‫در موردت...

466
00:20:24,147 --> 00:20:26,582
‫اُه، آقای...

467
00:20:28,819 --> 00:20:30,454
‫اون...

468
00:20:31,521 --> 00:20:35,158
‫وووه! نه!

469
00:20:35,192 --> 00:20:36,781
‫راه قشنگتری ـم واسه گفتنش بود.

470
00:20:38,067 --> 00:20:48,164
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

