1
00:00:02,011 --> 00:00:05,151
‫یعنی اصن نمیدونی طرف کیه؟

2
00:00:05,161 --> 00:00:07,578
‫- نه.
‫- یا مثلاً این در مورد چیه؟

3
00:00:07,724 --> 00:00:08,804
‫ممم، نه.

4
00:00:08,814 --> 00:00:11,864
‫"زیسنر، دفتر، ملاقات، ساعت 10"

5
00:00:11,874 --> 00:00:14,157
‫و اصلاً نمیدونی که اینا چه معنی ای میدن؟

6
00:00:14,167 --> 00:00:16,913
‫احساس می کنم که خیلی واضح گفتم.

7
00:00:16,923 --> 00:00:19,305
‫بر خلاف این چیز مرموز احمقانه!

8
00:00:19,338 --> 00:00:21,611
‫چرا اصن خودتو خسته می کنی
‫که تلفن ـو جواب بدی؟

9
00:00:21,621 --> 00:00:23,739
‫چون وقتی جواب نمیدم، سرم جیغ جیغ می کنی!

10
00:00:23,749 --> 00:00:25,912
‫بلندگو قورت دادین! یا خدا!

11
00:00:25,945 --> 00:00:29,049
‫خدای من، لانا، قیاقه ـت تخمی شده.

12
00:00:29,082 --> 00:00:31,017
‫خب منم که سالای ساله که همینو میگم.

13
00:00:31,051 --> 00:00:34,221
‫دختر جون، به نفعته اون رومو بالا نیاری!

14
00:00:34,253 --> 00:00:36,537
‫اِی.جِی تموم شب رو بیدار بود، خروسک داشت.
‫<font color="#ffff00">(خروسک یا کروپ به التهاب حلق و نای گفته میشه. توی بچه ها چون مجاری تنفسی تنگه، ریسک ابتلاش بیشتره)</font>

15
00:00:36,547 --> 00:00:37,690
‫بهش بوربون دادی؟
‫<font color="#ffff00">(بوربون: نوعی ویسکی که از ذرت درست میشه)</font>

16
00:00:37,724 --> 00:00:39,760
‫میدونی، می خواستم بدما،
‫بعدش یهو فهمیدم

17
00:00:39,792 --> 00:00:40,994
‫که نه، نمی خوام بدم.

18
00:00:41,027 --> 00:00:42,562
‫همیشه رو استرلینگ که جواب می داد.

19
00:00:43,238 --> 00:00:45,065
‫اون موقع تو فقط می خواستی...

20
00:00:45,098 --> 00:00:47,734
‫- آره، خیلی خوابالوئم.
‫- این چیه؟

21
00:00:47,768 --> 00:00:50,071
‫"زیسنر"؟ وایسا، یعنی دان زیسنر منظورته؟

22
00:00:50,104 --> 00:00:51,505
‫در جریان نیستن خانم.

23
00:00:51,538 --> 00:00:54,008
‫که، مجدداً عرض می کنم،
‫خیلی واضح این مسأله رو روشن کردم.

24
00:00:54,041 --> 00:00:57,545
‫طرف یه تولیدکنندۀ بزرگه. فیلمای بلاک باستری
‫خیلی بزرگ، احمقانه، تند و تیز رو درست می کنه.
‫<font color="#ffff00">(منظورش فیلمای خشونت بار هست)</font>

25
00:00:57,577 --> 00:01:01,536
‫شارک نوید، شارک نوید 2، شارک نوید 3
‫به صورت سه بعدی، شارک نوید 4، شارک..
‫<font color="#ffff00">(هیچ کدوم از فیلمای بالا در واقعیت وجود ندارن)</font>

26
00:01:01,546 --> 00:01:04,685
‫- فهمیدیم بابا!
‫- بذار حرفمو تموم کنم. شارک نوید پنج

27
00:01:04,717 --> 00:01:07,220
‫قراره یه همچین آدمی رو بریم ببینیم؟

28
00:01:07,253 --> 00:01:08,660
‫شاید.

29
00:01:08,670 --> 00:01:11,891
‫همم، "زیسنر، دفتر، ملاقات، ساعت 10."

30
00:01:11,925 --> 00:01:13,594
‫تموم چیزی که کَرول بهت گفت همین بود؟

31
00:01:13,627 --> 00:01:15,863
‫بله، باید بریم زیسنر رو توی دفترش
‫ساعت 10 ببینیم.

32
00:01:15,896 --> 00:01:18,199
‫- ولی خب به غیر از اون...
‫- دیگه کلاً بی اطلاعیم.

33
00:01:18,232 --> 00:01:20,401
‫خب چرا انقدر به خودش زحمت میده
‫که اصن تلفن رو جواب بده؟

34
00:01:20,434 --> 00:01:22,936
‫خب، در غیر اینصورت مادر
‫تو صورتش جیغ جیغ می کنه.

35
00:01:23,566 --> 00:01:24,730
‫- روز به خیر.
‫- سلام،

36
00:01:24,740 --> 00:01:26,106
‫سیریل فیگیس از آژانس فیگیس هستم.

37
00:01:26,140 --> 00:01:28,204
‫ما یه قرار ملاقات ساعت
‫10 صبح با آقای زیسنر داریم؟

38
00:01:28,214 --> 00:01:29,752
‫- احتمالاً.
‫- معذرت میخوام؟

39
00:01:29,762 --> 00:01:30,877
‫معذرت میخوام؟

40
00:01:30,910 --> 00:01:33,749
‫عذر میخوام. آژانس فیگیس همین جاست؟

41
00:01:33,759 --> 00:01:37,050
‫- شاید.
‫- خب پس فکر کنم که اینجا ساعت 10 یه قراری داشتم.

42
00:01:37,083 --> 00:01:38,485
‫من باربی زیسنر هستم.

43
00:01:38,518 --> 00:01:39,819
‫اُه!

44
00:01:39,853 --> 00:01:41,988
‫اُه، لطفاً بنده رو ببخشید، دوشیزه خانم.

45
00:01:42,021 --> 00:01:45,825
‫- دوشیزه نیستم.
‫- البته، خانم زیسنر، بله.

46
00:01:45,859 --> 00:01:47,560
‫خانم دونالد زیسنر.

47
00:01:47,593 --> 00:01:49,062
‫بله.

48
00:01:49,095 --> 00:01:50,463
‫<i>قرار ساعت 10ـتون اینجان</i>

49
00:01:50,497 --> 00:01:53,332
‫خودم میدونم! ممنون.

50
00:01:53,342 --> 00:01:55,636
‫<i>خواهش می کنم</i>

51
00:01:55,669 --> 00:01:57,237
‫آقایون، ممنونم که تشریف آوردین.

52
00:01:57,271 --> 00:02:00,173
‫اولاً، چه کمپین بازاریابی خفنی دارین.

53
00:02:00,183 --> 00:02:01,308
‫خدا لعنتش کنه.

54
00:02:01,341 --> 00:02:05,011
‫دوماً، به هر کدوم از شماها یه دونه
‫تفاهم نامۀ عدم افشا داده شده تا امضاء کنین.

55
00:02:05,045 --> 00:02:08,015
‫اگه فقط یکی ـتون چیزایی که توی
‫این اتاق بهتون گفته میشه رو جایی بگین

56
00:02:08,047 --> 00:02:11,684
‫شدیداً از جمجمه ـتون بهتون تجاوز
‫می کنم، البته به صورت قانونی

57
00:02:11,718 --> 00:02:13,587
‫که نوه و نتیجه هاتون

58
00:02:13,619 --> 00:02:15,522
‫زندگی نکبت بار و کوتاه مدت ـشون رو به عنوان

59
00:02:15,556 --> 00:02:17,457
‫مستخدم هام بگذرونن.

60
00:02:17,491 --> 00:02:18,625
‫روشنه؟

61
00:02:18,635 --> 00:02:19,792
‫- بله، قربان.
‫- خیلی خب.

62
00:02:19,826 --> 00:02:21,295
‫سوماً...

63
00:02:21,327 --> 00:02:22,862
‫چندان مطمئن نیستم چطوری اینو بگم...

64
00:02:22,896 --> 00:02:24,665
‫واسه همین همینطوری میگم ـش.

65
00:02:24,697 --> 00:02:28,101
‫من فکر می کنم شوهرم داره بهم خیانت می کنه.

66
00:02:28,135 --> 00:02:29,536
‫- واقعاً ناراحت کننده ـس.
‫- اُه.

67
00:02:29,570 --> 00:02:31,605
‫من فکر می کنم که زنم داره بهم خیانت می کنه.

68
00:02:31,637 --> 00:02:32,939
‫نه.

69
00:02:32,973 --> 00:02:35,475
‫واسه همین میخوام استخدامتون کنم که

70
00:02:35,509 --> 00:02:37,218
‫مچ دختره رو حین انجام جریان بگیرین.

71
00:02:37,228 --> 00:02:39,213
‫البته، میخوام فیلم بگیرین تا مطمئن بشم.
‫<font color="#ffff00">(به صورت تحت الفظی میگه تأییدیۀ ویدئویی میخواد)</font>

72
00:02:39,246 --> 00:02:41,881
‫خب تو میخوای که ما دنبالش کنیم و...

73
00:02:41,915 --> 00:02:43,617
‫نه، فقط دنبالش نرین...

74
00:02:43,649 --> 00:02:45,618
‫کارای بیشتری باید انجام بدین. خیلی بیشتر.

75
00:02:45,652 --> 00:02:47,439
‫قضیه به شدت ریسکی هست.

76
00:02:47,449 --> 00:02:49,957
‫من باید صد در صد مطمئن بشم.

77
00:02:49,990 --> 00:02:52,392
‫پس از یکی از شماها میخوام که...

78
00:02:52,426 --> 00:02:56,471
‫- تا شوهرم رو از راه به در کنین و ازش فیلم بگیرین.
‫- تا زنم رو از راه به در کنین و ازش فیلم بگیرین.

79
00:02:56,481 --> 00:02:59,466
‫آو، پسر. چقدر بد موقع!

80
00:02:59,498 --> 00:03:03,048
‫پشمام مثه این میمونه که روی
‫صورت جری گارسیا نشسته باشم.
‫<font color="#ffff00">(جری گارسیا: موسیقی دان و راکر آمریکایی بود - رهبر گروه گریتفول دد - کلی ریش و سیبیل و ... داره)</font>

81
00:03:34,862 --> 00:03:39,123
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
82
00:03:39,539 --> 00:03:42,076
‫چون که اولاً، کار خیلی کثیفی ـه، و

83
00:03:42,109 --> 00:03:45,411
‫و دوماً، احتمالاً شدیداً پر منفعت ـه.

84
00:03:45,445 --> 00:03:48,349
‫قبول کرده که بهمون 20 هزار دلار بده.

85
00:03:48,381 --> 00:03:51,252
‫و خب ارزش زیسنر رو هم فقط خدا میدونه
‫ممکنه چندین میلیون باشه

86
00:03:51,284 --> 00:03:54,387
‫حالا اگه بتونیم خودمون رو بین
‫قضیۀ طلاق ـشون قرار بدیم

87
00:03:54,420 --> 00:03:55,889
‫و اونم به دو تا از دوستاش بگه.

88
00:03:55,922 --> 00:03:57,791
‫و اون یکی ـم به دو تا از دوستاش بگه.

89
00:03:57,824 --> 00:04:00,551
‫و همینطور قضیه پیش بره و ادامه پیدا کنه.
‫<font color="#ffff00">(این صحبت هایی که الان شد، اشاره داره به متن ویدئوی تبلیغاتی شامپوی فاربرژه
‫در سال 1982 که توسط هتر لوکلیر، بازیگر آمریکایی گفته شد)</font>

90
00:04:00,561 --> 00:04:02,898
‫فکر کنم گفته بودی که کار و بار طلاق آشغاله.

91
00:04:02,908 --> 00:04:04,298
‫اگه واسه آدمای فقیر انجام ـش بدیم.

92
00:04:04,330 --> 00:04:06,975
‫خب حالا که چی، فکر می کنی
‫جدی جدی میتونی جاکشی منو واسش بکنی؟

93
00:04:06,985 --> 00:04:09,205
‫- کی گفته قراره جاکشی تو رو بکنه؟
‫- واسه چی واسه اون باید جاکشی بشه؟

94
00:04:09,215 --> 00:04:12,239
‫آهان ببخشید.
‫به نظرتون گزینۀ دیگه ای هم هست؟

95
00:04:12,271 --> 00:04:14,974
‫- آآ، من اینجا باقالی ام؟
‫- منم اینجاما.

96
00:04:15,007 --> 00:04:16,939
‫پم، خواهش می کنم، مسأله جدی ـه.

97
00:04:16,949 --> 00:04:18,323
‫آآآ، چــ...؟

98
00:04:18,333 --> 00:04:19,607
‫واقعاً جدی میگم.

99
00:04:19,617 --> 00:04:21,915
‫سیریل، بی خیال. تو که نمیتونی یه همچین
‫کاری بکنی.

100
00:04:21,948 --> 00:04:24,118
‫زیسنر ازمون میخواد که ثابت کنیم زنش
‫بهش خیانت می کنه.

101
00:04:24,151 --> 00:04:27,691
‫نه اینکه ثابت کنیم زنش توانایی
‫خوردن استفراغ خودش رو داره!

102
00:04:27,701 --> 00:04:29,588
‫خب که چی، حتماً تو میخوای
‫این کارو انجام بدی؟

103
00:04:29,622 --> 00:04:32,759
‫خب، یعنی میگم، ما اینجا باید حسابی تو
‫دل طرف بشینیم.

104
00:04:32,792 --> 00:04:34,495
‫یا حداقل یه چیز 13 سانتی متری ـمون رو
‫توی یه جاش بکنیم.
‫<font color="#ffff00">(بازی با کلمات و اصطلاحات)</font>

105
00:04:34,528 --> 00:04:35,529
‫ایول!

106
00:04:35,561 --> 00:04:37,096
‫کی هستین شما دو تا، ویلر و وولزی؟
‫<font color="#ffff00">(دو کمدین دهۀ 20 تا 30 قرن 20 میلادی، که سبک وودویل رو اجرا می کردن و معمولاً از کنایه و جناس و ایهام زیاد استفاده می کردن)
‫(سبک وودویل یه نوع برنامۀ نمایشی سرگرمی و تفریح کننده ـست)</font>

107
00:04:37,129 --> 00:04:38,564
‫- کی؟
‫- مثل همیشه نمی فهمی.

108
00:04:38,598 --> 00:04:40,434
‫خب تو یعنی حالا میخوای به لانا خیانت کنی؟

109
00:04:40,466 --> 00:04:43,503
‫اُه، راست میگی، ریدم بِـش.

110
00:04:43,537 --> 00:04:46,807
‫یعنی میگم، حتی با اینکه آرچر اساساً
‫با ورونیکا دین به من خیانت کرده بود

111
00:04:46,840 --> 00:04:48,107
‫- اُه، بی خیال.
‫- یه لب گرفتن از هم.

112
00:04:48,141 --> 00:04:49,809
‫من قبول نمی کنم که تا اون سطح پیش برم.

113
00:04:49,843 --> 00:04:51,944
‫لانا، بیست هزار دلار پوله.

114
00:04:51,978 --> 00:04:53,314
‫واسم مهم نیس حتی اگه...

115
00:04:53,346 --> 00:04:54,914
‫خیلی خب، می خواستم بگم 20 میلیون

116
00:04:54,948 --> 00:04:56,483
‫ولی مشخصاً واسه 20 میلیون بهش پا می دادم.

117
00:04:56,516 --> 00:04:58,485
‫آها! پس بالاخره تو هم یه هزینه ای داری.

118
00:04:58,518 --> 00:05:02,323
‫بله، خانم رون میزلی، ولی نه واسه 20 هزارتا،
‫واسه همین میتونی دور من ـو خیط بکشی.
‫<font color="#ffff00">(منظورش از رون میزلی، رون ویزلی یکی از شخصیت های فیلم هری پاتر هست - اشاره به بی پول بودن و ارزون خر بودن رون ویزلی و ملوری)</font>

119
00:05:02,355 --> 00:05:04,791
‫خــب، فکر کنم یه سطل یخ لازم و

120
00:05:04,824 --> 00:05:06,192
‫یه دونه نوار چسب ضخیم هم لازم داشته باشم.

121
00:05:06,225 --> 00:05:08,195
‫- واسۀ؟
‫- میخوام خودم پشمام رو به روش برزیلی بزنم.

122
00:05:08,227 --> 00:05:10,370
‫وقتی پشمات پر پشت بشه،
‫دیگه قیچی جواب نمیده.
‫<font color="#ffff00">(قیچی به گا میره)</font>

123
00:05:10,380 --> 00:05:11,798
‫- اَییییی.
‫- پَم!

124
00:05:11,831 --> 00:05:14,593
‫خب، ببخشیدا. نمی دونستم قراره من واسه

125
00:05:14,603 --> 00:05:17,470
‫- اون نمایش بزرگ انتخاب بشم.
‫- هیشکی قرار نیس تو رو واسه جایی انتخاب کنه.

126
00:05:17,504 --> 00:05:19,571
‫چه میدونم. فک کنم پم شانس بهتری واسه

127
00:05:19,581 --> 00:05:22,542
‫از راه به در کردن زیسنر داشته باشه
‫تا این گولوئلا دویل که اینجاست.
‫<font color="#ffff00">(اشاره به کروئلا دویل، شخصیتی فانتزی و منفی که توی بعضی از کارای دیزنی حضور داشته - شبیه عجوزه میمونه)</font>

128
00:05:22,576 --> 00:05:24,111
‫دیوونه شدی؟

129
00:05:24,143 --> 00:05:25,679
‫نه، خیلی هم جدی ـم!

130
00:05:25,711 --> 00:05:28,280
‫سر سهمم از 20 هزارتایی که
‫قراره گیرمون بیاد باهات شرط می بندم

131
00:05:28,314 --> 00:05:30,283
‫که رِی قبل از تو میتونه باربی زیسنر
‫رو از راه به در کنه.

132
00:05:30,316 --> 00:05:32,119
‫چه مرگتــ... مَنو وارد این بازیاتون نکنین.

133
00:05:32,151 --> 00:05:33,853
‫اگه ببریم، سهم اینو تو می بری.

134
00:05:33,886 --> 00:05:36,357
‫- که میشه حدوداً 7 هزار دلار.
‫- من...

135
00:05:36,389 --> 00:05:39,971
‫- 7 هزار تا رو از کجات درآوردی؟
‫- عدد 20 رو بر 3 تقسیم کردم، سیریل.

136
00:05:39,981 --> 00:05:41,915
‫بی خیال، اینا الفبای ریاضیات ـه.

137
00:05:41,925 --> 00:05:45,064
‫سه. عجب... یعنی نمیخوایم به
‫خانما در این مورد چیزی بگیم؟

138
00:05:45,098 --> 00:05:46,165
‫چرا باید بگیم؟

139
00:05:46,199 --> 00:05:47,403
‫- همم؟ همم.
‫- آره، گور باباشون.

140
00:05:47,413 --> 00:05:49,136
‫رِی، بی خیال. لاشی بازی در نیار.
‫<font color="#ffff00">(تحت الفظی میگه: باهامون همکاری کن)</font>

141
00:05:49,168 --> 00:05:50,837
‫میتونیم واست بنوشیم.
‫<font color="#ffff00">(داره بازی با کلمات یه اصطلاح دیگه می کنه: یه راه واسش پیدا می کنیم)</font>

142
00:05:50,870 --> 00:05:54,341
‫اگه به تو 7 هزار دلار بدن، حاضر میشی
‫با یه مرد سکس کنی؟
‫<font color="#ffff00">(رِی، گی هست. واسه همین این حرفو میزنه)</font>

143
00:05:54,374 --> 00:05:57,075
‫اگه باعث میشد که تأثیر منفی ای روی
‫سیریل بذاره، آره، انجامش می دادم.

144
00:05:57,085 --> 00:05:58,478
‫چــ... یعنی انقدر ازم متنفری

145
00:05:58,511 --> 00:06:00,680
‫که واقعاً حاضری به خاطرش
‫با یه مرد سکس کنی؟

146
00:06:00,713 --> 00:06:01,881
‫باهاش قرار عاشقونه ـم میذارم.

147
00:06:01,915 --> 00:06:03,684
‫منم واسه ـتون آرزوی خوشبختی می کنم.

148
00:06:03,716 --> 00:06:05,685
‫ولی من با اون زن نمی خوابم، پس...

149
00:06:05,718 --> 00:06:07,395
‫- خب پس کریگرو می بَرَم!
‫- چی؟

150
00:06:07,405 --> 00:06:08,889
‫سهم من در برابر سهم تو.

151
00:06:08,922 --> 00:06:12,392
‫شرط می بندم کریگر قبل از تو میتونه
‫باربی زیسنر رو از راه به در کنه.

152
00:06:12,425 --> 00:06:14,694
‫قبوله!

153
00:06:14,728 --> 00:06:16,327
‫آره، منم همه جوره پایه ـشم!

154
00:06:16,337 --> 00:06:17,898
‫ها! پس شرط برقرار شد!

155
00:06:17,930 --> 00:06:19,766
‫- من روی کریگر شرط می بندم...
‫- منم روی سیریل شرط می بندم...

156
00:06:19,800 --> 00:06:21,567
‫من روی پم شرط می بندم. تو هم روی شریل!

157
00:06:21,600 --> 00:06:24,638
‫اُه، تو رو خدا، کَرول حتی نمیتونه
‫یه اسپانیولی رو از راه به در کنه.

158
00:06:24,648 --> 00:06:26,240
‫اما از اون طرف، من...

159
00:06:26,273 --> 00:06:28,776
‫آره اگه زیسنر به باستان شناسی
‫علاقمند باشه.

160
00:06:28,809 --> 00:06:31,879
‫توی پَست... خیلی خب،
‫لانا، شرط ـت رو می پذیرم!

161
00:06:31,912 --> 00:06:35,516
‫شرط من روی کَرول ـه، بعدشم
‫تموم روز رو تا دَم خود بانک می خندیم.

162
00:06:35,549 --> 00:06:37,785
‫- اون موقع قرار نیست به آقایون بگیم دیگه؟
‫- واسه چی بگیم؟

163
00:06:37,817 --> 00:06:39,051
‫- خب، آره.
‫- ممهم.

164
00:06:39,085 --> 00:06:40,754
‫اُه، پسر.

165
00:06:40,787 --> 00:06:43,390
‫یه جوری طرف رو تحریک می کنم
‫که دستگاه تناسلی ـش لَه لَه بزنه.

166
00:06:44,458 --> 00:06:45,893
‫اَووووو!

167
00:06:45,925 --> 00:06:48,027
‫بله، کدوم موجود فانی ای توان
‫ایستادگی در برابر

168
00:06:48,061 --> 00:06:50,931
‫این شاخ گنجینۀ طبیعت رو داره؟
‫<font color="#ffff00">(شاخ یا شاخ نعمت: نمادی برای فراوانی و پروردگی ـست که
‫به شکل یه شاخ بزرگه که توش پر از میوه و گل و آجیل و ایناست)</font>

169
00:06:50,963 --> 00:06:52,266
‫همینو بگو!

170
00:06:52,299 --> 00:06:53,934
‫اَووو!

171
00:07:02,548 --> 00:07:05,053
‫خیلی خب، اگه کسی پرسید،
‫میگیم تولد سیریل ـه.

172
00:07:05,063 --> 00:07:07,422
‫و اونم ازمون خواسته که
‫ببریمش کابارۀ لختی
‫<font color="#ffff00">(کابارۀ لختی: مرتبط با صنعت سکس همراه با رقص برهنه و شهوانی و از این حرفا)</font>

173
00:07:07,432 --> 00:07:10,903
‫اونام حرفمونو باور می کنن. چون شدیداً
‫ناراحت کننده و رقت انگیز و سیریل ماننده.

174
00:07:10,936 --> 00:07:13,840
‫آآ، اولاً، من سه سال با لانا بودم.

175
00:07:13,872 --> 00:07:15,707
‫میدونه که تولدم کی هست.

176
00:07:15,740 --> 00:07:18,543
‫فک کنم زیادی اون رابطه ـت رو جدی گرفتی.

177
00:07:18,576 --> 00:07:20,456
‫با کی، ورونیکا دین؟

178
00:07:20,466 --> 00:07:23,249
‫اولاً که با چه کسی. و، نخیر،
‫ورونیکا دین نیست.

179
00:07:23,281 --> 00:07:25,514
‫که البته، لانا، اون از من لب گرفت!

180
00:07:25,524 --> 00:07:27,544
‫و همچنین تولد سیریل کِی ـه؟

181
00:07:27,554 --> 00:07:29,588
‫آآ، من از کجا بدونم؟

182
00:07:29,622 --> 00:07:32,177
‫سؤال انحرافی بود. امروزه!

183
00:07:32,187 --> 00:07:33,640
‫ما هم قراره ببریمش یه کابارۀ لختی.

184
00:07:33,650 --> 00:07:35,927
‫چون که هم ناراحت ـه و هم رقت انگیزه.

185
00:07:35,961 --> 00:07:37,196
‫- مثه همیشه.
‫- اُه، پسر.

186
00:07:37,228 --> 00:07:39,965
‫سلام منو به همۀ کسایی که
‫آزار و اذیت بشن برسون.

187
00:07:39,999 --> 00:07:41,566
‫وایسین. شماها کجا دارین میرین؟

188
00:07:41,600 --> 00:07:44,012
‫به شما هیچ ربطی نداره.

189
00:07:44,937 --> 00:07:47,685
‫واو، خیلی راحت تر از اون چیزی
‫بود که فکرشو می کردم.

190
00:07:47,695 --> 00:07:50,376
‫البته، در مورد همه چی
‫همینطوری فک می کنم.
‫<font color="#ffff00">(در مورد همه چی فکر می کنه راحت تر از اون چیزیه که فکرشو می کرده)</font>

191
00:07:50,682 --> 00:07:51,929
‫کریگر؟

192
00:07:51,939 --> 00:07:53,566
‫کریگر، کریگر!

193
00:07:53,576 --> 00:07:54,957
‫بله! بله، بله، بله

194
00:07:54,967 --> 00:07:56,282
‫سلام، بچه ها!

195
00:07:56,314 --> 00:07:58,316
‫خفه بمیر و دندونات رو
‫مسواک بزن، ریشات رو مرتب کن

196
00:07:58,350 --> 00:08:00,720
‫و یه کمی هم روی اون تُخمات عطر بزن.
‫قراره با ما بیای.

197
00:08:00,752 --> 00:08:02,754
‫انجام شد، انجام شد، انجام شد، انجام شد.

198
00:08:02,788 --> 00:08:04,790
‫اون وقت دقیقاً قراره کجا بریم ما؟

199
00:08:04,824 --> 00:08:06,292
‫خب، اولش میریم واست یه کمی لباس بخریم.

200
00:08:06,324 --> 00:08:08,265
‫و بعدش... وایسا. کجا قراره بریم؟

201
00:08:08,275 --> 00:08:10,129
‫آآ، وایسا بینم. زیسنر گفت که زن ـش

202
00:08:10,162 --> 00:08:12,398
‫توی "هتل سوئیندون برای گذراندن ساعاتی خوش"
‫تشریف داره.

203
00:08:12,430 --> 00:08:14,800
‫سوئیندون معروف؟ چه خوب.
‫توی سالن استراحت غروب یا بار اصلی؟

204
00:08:14,833 --> 00:08:17,469
‫آآ، بذا ببینم. اینجا میگه... "بار اصلی".

205
00:08:17,502 --> 00:08:19,805
‫خب، هی، منم باید لباس نو بخرم دیگه؟

206
00:08:19,838 --> 00:08:22,820
‫سیریل، پاسخ به این سؤال ـت
‫واسه همیشه مثبت ـه.

207
00:08:22,830 --> 00:08:26,679
‫میدونی، ثورو گفته، "از تمامی کارهایی که
‫به لباس جدید نیاز دارند، بر حذر باشید."
‫<font color="#ffff00">(هنری دیوید ثورو: فیلسوف آنارشیست آمریکایی)</font>

208
00:08:26,712 --> 00:08:30,082
‫کریگر، هیشکی دونزبری به تخم ـشم نیس.
‫حالا، بدو بریم، زود باش.
‫<font color="#ffff00">(دونزبری: یه داستان مصوری هست که توسط گری ترودو نوشته شده - آرچر اسم رو اشتباهی برداشت می کنه)</font>

209
00:08:30,115 --> 00:08:32,151
‫اوووه، تکه تکۀ چی؟ چی رو قراره
‫تیکه تیکه کنیم؟
‫<font color="#ffff00">(دو معنی مختلف اصطلاحی که به کار بردن)</font>

210
00:08:32,184 --> 00:08:34,144
‫هیچی. قراره سکس داشته باشی.

211
00:08:34,154 --> 00:08:36,354
‫با یه... آدمیزاد؟

212
00:08:36,387 --> 00:08:38,130
‫- چه جور موجودی...
‫- شرط ـم دو برابر می کنم.

213
00:08:38,140 --> 00:08:39,677
‫- چه شرطی؟
‫- نخیر، خفه شو!

214
00:08:39,687 --> 00:08:41,990
‫فک می کنم "آدمیزاد" رو ضمنی گفتی.

215
00:08:42,023 --> 00:08:44,225
‫آره، نه، نمی خواستم وارد اونجور فضاها بشم.

216
00:08:44,259 --> 00:08:45,494
‫و بعدش، میدونی...

217
00:08:45,527 --> 00:08:46,796
‫نه، نمیدونم.

218
00:08:46,829 --> 00:08:47,897
‫- دو برابرش کن!
‫- نه!

219
00:08:47,930 --> 00:08:49,365
‫چه شرطی؟

220
00:08:49,398 --> 00:08:51,628
‫خیلی خب، اگه بتونی این زن ـه
‫رو تحریک ـش کنی،

221
00:08:51,638 --> 00:08:52,739
‫- وووو.
‫- آره.

222
00:08:52,749 --> 00:08:54,636
‫و اگه بتونی قبل از سیریل تحریکش کنی،

223
00:08:54,669 --> 00:08:57,194
‫بهت پنج، آآآ، صد

224
00:08:57,204 --> 00:08:58,474
‫- ووو.
‫- هزار تا.

225
00:08:58,507 --> 00:09:00,743
‫- ووو-هووو...
‫- خدا لعنتتون کنه. دلار میدم.

226
00:09:00,775 --> 00:09:02,377
‫پایه ـشم. پول ـه رو واسه

227
00:09:02,411 --> 00:09:04,661
‫تموم کردن ماشین دروغ سنج ـم میتونم استفاده کنم.
‫<font color="#ffff00">(ماشین دروغ سنج: این نوع ماشینی که کریگر میگه اشاره داره به فیلم بلید رانر
‫که میتونستن باهاش آدمیزاد رو از هوش مصنوعی تشخیص بدن)</font>

228
00:09:04,845 --> 00:09:06,816
‫یا... شایدم نکنم.

229
00:09:07,217 --> 00:09:08,363
‫فراموش کنین چنین حرفی زدم.

230
00:09:08,373 --> 00:09:11,453
‫حالا یادت باشه کرول، اصل قضیه اینجا،
‫مثل خیلی جاهای دیگه،

231
00:09:11,486 --> 00:09:14,690
‫داشتن اعتماد به نفس ـه.
‫- که پَم این این اعتماد به سقف ـش رو تا دلت بخواد داره.

232
00:09:14,700 --> 00:09:17,225
‫- البته به دلایل نامعلومی که فقط خدا میدونه

233
00:09:17,259 --> 00:09:19,428
‫خب، خیلی ـش که به خاطر اون روش
‫برزیلی هست که اجرا کردم.

234
00:09:19,460 --> 00:09:21,529
‫واقعاً باعث میشن احساس
‫سکسی بودن بهت دست بده.

235
00:09:21,562 --> 00:09:25,100
‫حداقل تا وقتی که موهای فرورفته ـم
‫به همون حالت بامپل استیلسکین بَرَم میگردونه.
‫<font color="#ffff00">(موهای فرورفته: عارضه ای که مو پیچ میخوره، میره توی پوست یا توی خود پوست رشد می کنه - بامپل استیلسکین: اشاره به رامپل استیلسکین که یه جن کوتولۀ آلمانی ـه)</font>

236
00:09:25,134 --> 00:09:27,235
‫- بووو.
‫- من میخوام شرط ـم رو دو برابر کنم.

237
00:09:27,268 --> 00:09:29,214
‫قبوله.

238
00:09:29,224 --> 00:09:33,743
‫- لعنتی.
‫- فقط لعنتی یا لـــعـــنـــتـــی

239
00:09:34,028 --> 00:09:35,725
‫هرکدومش که بدتره.

240
00:09:35,735 --> 00:09:37,212
‫لعنت به تو، سیریل!

241
00:09:37,245 --> 00:09:39,447
‫جدی؟ فکر نمی کنی...

242
00:09:39,974 --> 00:09:43,518
‫- یه کمی زیاده روی کردم؟
‫- من... می دونی، فکر می کنم که بشه.

243
00:09:43,552 --> 00:09:44,947
‫- من میخوام شرط ـم رو دو برابرش کنم.
‫- نه.

244
00:09:44,957 --> 00:09:47,756
‫- بهت با احتمال پنج به دو برمیگردونم.
‫- نه! کریگر، تن لَشِت رو بیار اینجا.
‫<font color="#ffff00">(احتمال پنج به دو: یعنی برگشت 250% پول)</font>

245
00:09:48,923 --> 00:09:50,817
‫- سگ تو روحت.
‫- پنج به یک
‫<font color="#ffff00">(پنج به یک: برگشت 5 برابر)</font>

246
00:09:50,827 --> 00:09:53,528
‫رفیق، قبول کن! حس فوق العاده ای دارم.

247
00:09:53,817 --> 00:09:55,364
‫و اعتماد به نفس اصل قضیه ـست.

248
00:09:55,397 --> 00:09:57,398
‫و ثورو یه ابله به تمام معنا بود.

249
00:09:57,759 --> 00:10:00,568
‫شوو! شوو! شووو!

250
00:10:00,601 --> 00:10:02,437
‫نه، لانا جان، گوش کن

251
00:10:02,470 --> 00:10:05,140
‫تموم این خزعبلات در مورد دو برابر کردن شرط

252
00:10:05,173 --> 00:10:06,922
‫چی، میخوای سرم کلاه بذاری؟

253
00:10:06,932 --> 00:10:09,812
‫- هاه... خب، حالا کی نژاد پرست ـه؟
‫- اصلنم نژاد پرستی نبود.
‫<font color="#ffff00">(کلمه ای که لانا برای کلاه برداری به کار برد، معنی دومش ولزی میشه - ولزی: مردم بومی ولز که در ولز زندگی می کنند - ولز بخشی از بریتانیاست)</font>

254
00:10:09,845 --> 00:10:11,946
‫- اگه سیاه پوست باشی که هست.
‫- سیاه پوست ولزی هم وجود داره.

255
00:10:11,980 --> 00:10:14,846
‫- اسم یکیشونو بگو.
‫- آآآ، شرلی بسی.
‫<font color="#ffff00">(شرلی بسی: خوانندۀ سیاه پوست اهل ولز)</font>

256
00:10:14,856 --> 00:10:17,113
‫- اسم 20 تای دیگه رو هم بگو.
‫- نخیر، شرط سر جاش ـه.

257
00:10:17,123 --> 00:10:21,557
‫ما هم هیچ مشکلی با این قضیه نداریم.

258
00:10:21,590 --> 00:10:23,277
‫تو روحــت!

259
00:10:23,287 --> 00:10:25,126
‫میدونم. شبیه هرزه ها شدم.

260
00:10:25,136 --> 00:10:26,895
‫راستشو بخوای،

261
00:10:26,928 --> 00:10:28,898
‫حاضرم شرط رو دوباره دو برابرش کنم.

262
00:10:28,931 --> 00:10:29,932
‫آممم...

263
00:10:29,965 --> 00:10:32,365
‫پیسست. لانا، بیا اینجا.

264
00:10:32,375 --> 00:10:34,123
‫بیا اینجا، بیا اینجا، بیا اینجا، بیا اینجا.

265
00:10:34,133 --> 00:10:36,172
‫شرطو قبول کن. دو برابرش کن.

266
00:10:36,205 --> 00:10:39,307
‫آینه هه کار نمی کنه یا...

267
00:10:39,340 --> 00:10:41,110
‫عن بازی در نیار. هنوز کار دارم.

268
00:10:41,143 --> 00:10:43,913
‫تازه ـشم، احمق جون، من اینو دارم.

269
00:10:43,946 --> 00:10:46,115
‫حشرۀ اسپانیایی.
‫<font color="#ffff00">(تکنیکی که پَم برای اغواگری و تحریک استفاده می کنه از این ماده ـست.
‫اسم اصلی این ماده کانتاریدین هست که بی بو و بی رنگه که توسط سوسک تاول ترشح میشه؛ معمولاً برای رفع زیگیل و تتو هست</font>)

270
00:10:46,148 --> 00:10:48,301
‫- می بینی؟
‫- پَم، این آشغال الکیه. کار نمی کنه.

271
00:10:48,311 --> 00:10:49,585
‫چرا، خیلی ـم خوب کار می کنه.

272
00:10:49,618 --> 00:10:52,014
‫کافیه فقط با یه کمی خون موش کور قاطی ـش کنیم.
‫<font color="#ffff00">(این ترکیب رو اولین بار یه جادوگر و پیشگوی فرانسوی که به "همسایه" معروف بود معرفی کرد.
‫می گفت ترکیب خون حشرۀ اسپانیایی، خون خشک شدۀ موش کور و خون خفاش، افسون عشق رو حاصل می کنه)</font>

273
00:10:52,024 --> 00:10:55,691
‫خب... هی، چی داشتی می گفتی در مورد
‫اون قضیۀ دوبرابر نکردن شرط؟

274
00:10:55,724 --> 00:10:57,292
‫یه کلمه هم در موردش نگفتم.

275
00:10:57,326 --> 00:11:00,100
‫جدی میگم، رِی. یه کم دیگه مونده
‫تا با مشت های خودت بخوابونم تو صورتت.

276
00:11:00,195 --> 00:11:02,598
‫اولاً، تو تقریباً با ضد عفونی کننده مست کردی.
‫<font color="#ffff00">(ضد عفونی کننده همون مایع آبی رنگی هست که آرایشگرا برای تمیز کردن شونه هاشون استفاده می کنن)</font>

277
00:11:02,630 --> 00:11:04,966
‫کوراسائوی آبی ـه، احمق خر.
‫<font color="#ffff00">(کوراسائوی آبی نوعی مشروب هست که از پرتقال کوراسائویی درست میشه.
‫کوراسائو هم یه جزیره توی دریای کارائیب کنار سواحل ونزوئلا ـست)</font>

278
00:11:04,999 --> 00:11:06,668
‫جوزپه اون پشت برام نگه میداره.

279
00:11:06,701 --> 00:11:08,770
‫خب، تو تقریباً با کوراسائوی آبی مست کردی.

280
00:11:08,803 --> 00:11:11,834
‫خودم میدونم. در واقع من تا آخر عمرم
‫از رفتن به ویلمستاد ممنوع شدم.
‫<font color="#ffff00">(ویلمستاد: پایتخت کوراسائو - آرچر اونجا انقدر مست کرد که حضورش رو در اونجا ممنوع کردن)</font>

281
00:11:11,844 --> 00:11:15,344
‫خب، اونا ضرر کردن. حالا هم، زود باش.
‫به جای حرف زدن با اون دهن گندۀ آبی رنگ ـت، عمل کن

282
00:11:15,376 --> 00:11:16,845
‫نخیر، شرط رو دو برابر نمی کنیم.

283
00:11:16,879 --> 00:11:18,747
‫بی خیال. به آدمی که
‫انتخاب کردی اعتماد نداری؟

284
00:11:18,780 --> 00:11:19,949
‫شووو، شووو!

285
00:11:19,981 --> 00:11:22,238
‫- شووو، شووو، شوو! شووو!
‫- کریگر!

286
00:11:22,248 --> 00:11:24,828
‫شووو. شش...

287
00:11:24,838 --> 00:11:25,955
‫اعتماد ندارم، نخیر.

288
00:11:25,988 --> 00:11:28,029
‫خب، من به اونی که انتخاب کردم، اعتماد دارم.

289
00:11:28,039 --> 00:11:30,243
‫چون که کلی دختر کُش شده.

290
00:11:30,253 --> 00:11:33,027
‫اُه، خب، ممنون، رفیق.
‫<font color="#ffff00">(اصطلاحی که رِی استفاده کرد (دختر کُش) اسپانیایی بود، سیریل هم اسپانیایی جواب داد)</font>

291
00:11:33,061 --> 00:11:36,632
‫پففف. بیشتر شبیه دختر نکُش ـه.

292
00:11:36,664 --> 00:11:38,466
‫وی همچون یک فقره هرزۀ حسود مست گفت.

293
00:11:38,499 --> 00:11:40,869
‫من مست نیستم! وایسا، مستم.

294
00:11:40,903 --> 00:11:43,004
‫سیریل، توصیه مفید دقیقه نَوَدی نمیخوای؟

295
00:11:43,038 --> 00:11:45,240
‫ها! از تو؟

296
00:11:45,273 --> 00:11:47,142
‫طعمه ممکنه تغییر پیدا کنه، ولی شکار هرگز!

297
00:11:47,174 --> 00:11:48,543
‫همم، بذار ببینم.

298
00:11:48,576 --> 00:11:51,080
‫اُه، اینو داشته باش. کی شروع کنم
‫طرف رو تخریب شخصیتی کنم؟
‫<font color="#ffff00">(اینجا تخریب شخصیتی یه نوع روش مخ زدن دختره که با تخریب شخصیت دختر صورت میگیره)</font>

299
00:11:51,113 --> 00:11:55,184
‫"تخریب شخصیتی"؟ یا حضرت عیسی،
‫کلاس چندمی عمو جون؟

300
00:11:55,216 --> 00:11:59,254
‫چرا یه کمی حشرۀ اسپانیایی
‫توی بِرَس مانکی ـش نمیریزی؟
‫<font color="#ffff00">(منظور از حشرۀ اسپانیایی افسون عشق ـه - برس مانکی: نوعی نوشیدنی الکلی ترکیبی-کوکتل)</font>

301
00:11:59,288 --> 00:12:01,823
‫فکر کنم باید با خون موش کور ترکیب ـش کنی.

302
00:12:01,856 --> 00:12:04,632
‫چه موجودی هستی تو... از کدوم قبری
‫میخوای خون موش کور بیاری؟

303
00:12:04,642 --> 00:12:06,034
‫چطور مگه، میخوای؟

304
00:12:06,044 --> 00:12:09,264
‫من از تو میخوام که اون کلۀ باب راسی ِ
‫پر موی گنده ـت رو
‫<font color="#ffff00">(باب راس: همون نقاش ـه توی تلویزیون، شبکه 4 میذاشت)</font>

305
00:12:09,297 --> 00:12:11,833
‫از توی کونِت در بیاری، چون قراره که یه
‫شرط رو ببریم!

306
00:12:11,866 --> 00:12:16,038
‫و همچنین، جوزپه جان، تقریباً مطمئنم این چیزی
‫که به خوردم دادی، فی الواقع ضد عفونی کننده بود، پس...

307
00:12:16,071 --> 00:12:17,105
‫- چی؟
‫- ریدم به روحت، آرچر.

308
00:12:17,139 --> 00:12:18,882
‫آره، اصلنم... خوب نیس!

309
00:12:18,892 --> 00:12:22,278
‫اگرچه، خوبیش اینه که... میتونم شرط ببندم
‫همین حالا یه کاسۀ بزرگ میکروب و باکتری رو بخورم.

310
00:12:23,778 --> 00:12:26,181
‫خیلی خب، بیاین بریم زنیکۀ
‫هرزه رو از راه به درش کنیم.

311
00:12:26,214 --> 00:12:29,218
‫خیلی خب، بریم دَرِشون بذاریم!

312
00:12:29,250 --> 00:12:32,220
‫بله، فک کنم این دیگه بیشتری حدی ـه

313
00:12:32,254 --> 00:12:33,855
‫که این دو تا کلاً میتونن جذاب بشن.

314
00:12:33,889 --> 00:12:36,536
‫- مگر اینکه یه خرده خون موش کور بتونیم پیدا کنیم.
‫- نه.

315
00:12:36,546 --> 00:12:37,927
‫- من یه کمی دارم.
‫- نخیر!

316
00:12:37,960 --> 00:12:40,461
‫اُه، وایسا. این خون موش صحرایی ـه.

317
00:12:40,494 --> 00:12:43,236
‫به خدایی خدا قسم، شما موجودات...

318
00:12:43,246 --> 00:12:44,648
‫تاکسی!

319
00:12:46,435 --> 00:12:49,705
‫پسر، حالم چندان خوب نیس!

320
00:12:49,738 --> 00:12:52,107
‫واسم سؤال شد که نکنه ربطی به

321
00:12:52,139 --> 00:12:54,016
‫اون همه ضد عفونی کننده ای
‫که خوردی داشته باشه؟

322
00:12:54,026 --> 00:12:56,544
‫صادقانه بگم، حتی اگه کوراسائو هم بود،

323
00:12:56,577 --> 00:12:58,579
‫شرط می بندم بازم یه خرده حالم خراب می زد.

324
00:12:58,613 --> 00:13:00,549
‫شوخی می کنی، زدی تموم
‫باکتریای خوب بدنت رو کشتی.

325
00:13:00,581 --> 00:13:02,455
‫هی، اسپیرو، بار اصلی کجاست؟
‫<font color="#ffff00">(اسپیرو: شخصیت فانتزی یه کامیک بلژیکی که به عنوان دربان هتل بود)</font>

326
00:13:02,465 --> 00:13:05,902
‫- از لابی به سمت چپ برین، قربان.
‫- ممنون. سیریل، به این مرد جوون انعام بده.

327
00:13:05,912 --> 00:13:07,489
‫اُه، آآآ...

328
00:13:07,912 --> 00:13:10,960
‫لعنتی. احتمالاً کیف پولم رو توی
‫اون یکی لباسام جا گذاشتم.

329
00:13:10,993 --> 00:13:12,728
‫- آآ...
‫- مثه همیشه.

330
00:13:12,760 --> 00:13:14,262
‫خدمت شما.

331
00:13:14,568 --> 00:13:17,499
‫بفرمایین، خانما. هتل سوئیندون.

332
00:13:17,532 --> 00:13:19,969
‫خب، بالاخره رسیدیم. حساب کن، لانا.

333
00:13:20,001 --> 00:13:23,471
‫آآ، من ندارم... آآ، پَم؟
‫بعدی رو من حساب می کنم.

334
00:13:23,504 --> 00:13:25,807
‫آره، منم همینطور. حساب کن، کس مغز جون.

335
00:13:25,840 --> 00:13:29,159
‫یو-هوو، دربان، سالن استراحت غروب
‫کدوم طرفه؟

336
00:13:29,169 --> 00:13:30,707
‫جمعاً میشه 18.5 دلار، خانم.

337
00:13:30,717 --> 00:13:35,444
‫باشه، پس، پول خرد واسه 10 تا...
‫بذار حرفمو تموم کنم... درام خون موش صحرایی هم دارین؟
‫<font color="#ffff00">(درام: یکی از واحدهای اندازه گیری جرم هست که میشه حدوداً 1.7 گرم)</font>

338
00:13:44,074 --> 00:13:46,117
‫گفت سمت راست بریم یا سمت چپ؟

339
00:13:46,127 --> 00:13:47,427
‫- فک کنم گفت بریم سمت راست.
‫- گفت بریم سمت چپ.

340
00:13:47,437 --> 00:13:50,833
‫- ممنون، لویس و کلارک.
‫- اون لوییس و... اُه
‫<font color="#ffff00">(منظورش زوج لوییس و کلارک داخل سوپرمن هست - فقط آرچر یه جوری میگه لوییس، که پسرونه بشه)</font>

341
00:13:50,843 --> 00:13:53,652
‫- دیدی چی کار کردم؟
‫- شماها اینجا چه کار می کنین؟

342
00:13:55,154 --> 00:13:58,724
‫من فرض می کنم یه جور جشن تولدی ـه
‫که باید لباسای عجیب می پوشیدین توش.

343
00:13:58,734 --> 00:13:59,745
‫تولد من نیس.

344
00:13:59,755 --> 00:14:02,895
‫اون موقع چرا کریگر شبیه ایول نیوِل نازی باب راس لباس پوشیده؟
‫<font color="#ffff00">(ایول نیول: بدل کار و سرگرم کنندۀ آمریکایی - نازی: اشاره به رابطۀ ژنتیکی کریگر با هیتلر)</font>

345
00:14:02,928 --> 00:14:04,764
‫چرا تو شبیه جنده ها لباس پوشیدی؟

346
00:14:04,796 --> 00:14:07,920
‫- واسه کاره!
‫- وایسا، شماها اینجا همه ـتون چی کار می کنین؟

347
00:14:07,930 --> 00:14:09,899
‫- ناهار؟
‫- ساعت پنج و نیم عصره!

348
00:14:09,909 --> 00:14:12,548
‫- شاهار؟
‫- مادر، چه اتفاقی افتاده؟
‫<font color="#ffff00">(شاهار: غذایی بین ناهار و شام)</font>

349
00:14:12,558 --> 00:14:14,159
‫منم می تونستم همینو ازت بپرسم.

350
00:14:14,192 --> 00:14:15,660
‫- اُه، خدای من.
‫- این اینجا چی کار می کنه؟

351
00:14:15,693 --> 00:14:17,507
‫- آقای زیسنر؟
‫- چه خبره اینجا، فیگیس؟

352
00:14:17,517 --> 00:14:19,364
‫وایسا بینم، شما دو تا همدیگرو می شناسین؟

353
00:14:19,374 --> 00:14:21,166
‫آآآ، خب، آممم...

354
00:14:21,200 --> 00:14:22,602
‫- دَنی؟
‫- عزیزم.

355
00:14:22,635 --> 00:14:23,886
‫- صبر کن.
‫- آآ، چی؟ چه...

356
00:14:23,896 --> 00:14:25,142
‫چرا تو توی بار نیستی؟

357
00:14:25,152 --> 00:14:27,482
‫من این سر و صداها رو اینجا شنیدم.

358
00:14:27,492 --> 00:14:29,466
‫چرا تو توی سالن استراحت غروب نیستی؟

359
00:14:29,476 --> 00:14:33,547
‫خیلی خب، مشخصاً یه جور سوء تفاهمی
‫اینجا پیش اومده، پس...

360
00:14:33,580 --> 00:14:35,783
‫- وایسا یه لحظه.
‫- فکر کنم بهترین چیز در این لحظه

361
00:14:35,816 --> 00:14:37,851
‫اینه که همه...

362
00:14:37,885 --> 00:14:40,821
‫- بی خیال اون قضیه بشن.
‫- این استخدامت کرده که زن ـه رو بکنی؟

363
00:14:40,854 --> 00:14:42,223
‫- آآآ...
‫- هی، نه!

364
00:14:42,255 --> 00:14:44,290
‫قبل از اینکه جوابشو بدی، یادت باشه که یه

365
00:14:44,323 --> 00:14:47,464
‫تفاهم نامۀ عدم افشای شدیداً تنبیهی
‫رو امضاء کردی.

366
00:14:47,474 --> 00:14:50,204
‫بله. تازه گفته ضبط ـشم بکنیم.

367
00:14:50,214 --> 00:14:52,399
‫- سگ تو روحت!
‫- خفه شو!

368
00:14:52,433 --> 00:14:54,000
‫تو هم میخواستی همینطوری انجامش بدی؟

369
00:14:54,034 --> 00:14:55,903
‫من که نه. سیریل یا کریگر.

370
00:14:55,936 --> 00:14:57,737
‫آآه! عمراً.

371
00:14:57,747 --> 00:15:00,617
‫- یعنی، شاید این مو بلوندِ اینجا یه چیزی.
‫- عمراً.

372
00:15:00,627 --> 00:15:03,267
‫وایسا، ولی اینکه ما رو استخدام کرد که شوهرش
‫رو از راه به در کنیم.

373
00:15:03,277 --> 00:15:05,497
‫- و تازه ضبط ـشم کنیم.
‫- خفه شو!

374
00:15:05,507 --> 00:15:07,517
‫چرا باید یکی یه همچین کاری بکنه؟

375
00:15:07,527 --> 00:15:09,517
‫یه جور پورن فتیش سادۀ جاکشی ـه.
‫<font color="#ffff00">(فتیش: علاقۀ جنسی زیاد به یه چیزی - در اینجا به جاکشی)</font>

376
00:15:09,549 --> 00:15:11,202
‫چجوری ساده ـست؟

377
00:15:11,212 --> 00:15:13,487
‫در واقع، فک می کنم این کاراشونو
‫توی همین هتل ـه انجام میدن.
‫<font color="#ffff00">(جاکشی و...)</font>

378
00:15:13,519 --> 00:15:15,689
‫اونم توی یه زمان مشابه، که بدونن
‫اون یکی هم داره همین کارو می کنه.

379
00:15:15,722 --> 00:15:16,824
‫بس کن!

380
00:15:16,856 --> 00:15:18,558
‫و بعدش هر کدوم ـشون با یکی میرن طبقۀ بالا

381
00:15:18,591 --> 00:15:20,160
‫از خودشون فیلم میگیرن، بعدشم میرن خونه

382
00:15:20,193 --> 00:15:21,887
‫و با هم دیگه تماشاش می کنن.

383
00:15:21,897 --> 00:15:24,375
‫ریدم بِش، کاش منم ازدواج کرده بودم!

384
00:15:24,385 --> 00:15:27,201
‫مثه چی از همه ـتون قراره شکایت بشه!

385
00:15:27,234 --> 00:15:29,670
‫خفه شو. اون موقع شماها هم همینطوری
‫میخواستین برین تو کارش؟

386
00:15:29,702 --> 00:15:31,860
‫- من که نه!
‫- چــ... مادر؟!

387
00:15:31,870 --> 00:15:34,575
‫نه، کسخل! یکی از اون دو تا.

388
00:15:34,607 --> 00:15:35,842
‫کی؟

389
00:15:35,875 --> 00:15:37,510
‫سَرَح فاوست و بیبی هوئی؟
‫<font color="#ffff00">(اشاره به فرح فاوست، بازیگر آمریکایی که نماد سکس و زیبایی در دهۀ 70 بود)
‫(بیبی هوئی: یه کاراکتر کارتونی - یه اردک زرد رنگ و چاق و احمق و زشته)</font>

390
00:15:37,543 --> 00:15:39,045
‫هی!
‫ووو-ووو-ووو...

391
00:15:39,078 --> 00:15:40,380
‫آ-آ.

392
00:15:40,413 --> 00:15:42,048
‫جنده، بهتره که معذرت بخوای!

393
00:15:42,082 --> 00:15:44,452
‫یا چیکار می کنی؟

394
00:15:44,485 --> 00:15:45,753
‫یا اینکارو می کنم!

395
00:15:53,092 --> 00:15:54,127
‫آآآآ!

396
00:15:55,495 --> 00:15:57,398
‫شووو! شوو! شوو! شَــ! شـَــ!

397
00:16:02,001 --> 00:16:03,937
‫شـــی!

398
00:16:03,971 --> 00:16:05,905
‫شــو! شوو! شووو! شوووو!

399
00:16:14,148 --> 00:16:17,485
‫بیا جلو، لرچ. بذار ببینیم
‫چی تو چنته داری.
‫<font color="#ffff00">(لرچ: اشاره به شخصیتی فانتزی در مجموعۀ خانوادۀ آدام - The Addams Family)</font>

400
00:16:17,518 --> 00:16:19,753
‫شووو! شوو! شـَـ! شَــ!

401
00:16:21,855 --> 00:16:23,759
‫سَندمن وارد می شود.
‫<font color="#ffff00">(سندمن: مرد شنی؛ اشاره داره به یه آهنگی از گروه متالیکا که منظورش
‫از مرد شنی، کسی ـه که میاد و با شن جادوییش آدم رو به خواب می بره</font>)

402
00:16:23,769 --> 00:16:25,125
‫چشمام!

403
00:16:25,159 --> 00:16:26,760
‫اَو!

404
00:16:26,793 --> 00:16:28,495
‫اَو...

405
00:16:28,529 --> 00:16:31,131
‫تو روحت. کجاست اینجا،
‫کارخونه صندلی سازی ـه؟

406
00:16:31,164 --> 00:16:33,666
‫همه ـرو بیار این پایین!

407
00:16:33,700 --> 00:16:36,316
‫عزیزم! عزیزم، بیا. باید از اینجا
‫بریم بیرون.

408
00:16:36,326 --> 00:16:38,511
‫- باشه، عزیز دلم.
‫- پاپاراتزی. پاپاراتزی!
‫<font color="#ffff00">(به عکاسانی گفته میشه که کارشون تهیۀ عکس های جالب از افراد مشهوره)</font>

409
00:16:38,521 --> 00:16:40,975
‫- آآه! لعنتی!
‫- شووو! شوو! شَــ! شَــ!

410
00:16:46,819 --> 00:16:49,287
‫باید اغرار کنم،

411
00:16:49,297 --> 00:16:51,704
‫قضیه تا جایی که میتونست
‫خوب پیش رفت!

412
00:16:51,714 --> 00:16:52,853
‫اینو به کَرول بگو!

413
00:16:52,885 --> 00:16:54,608
‫- وووُ، حال به هم زن!
‫- اُه، خداجون.

414
00:16:54,618 --> 00:16:56,423
‫اُه، خون ـه موش صحرایی ـه.

415
00:16:57,560 --> 00:16:59,493
‫- امیدوارم.
‫- چندش!

416
00:16:59,526 --> 00:17:01,962
‫خب، خون هر کی یا هر چی باشه،

417
00:17:01,972 --> 00:17:04,133
‫من میگم بریم با موهیتو بشوریمش.
‫<font color="#ffff00">(موهیتو: نوعی نوشیدنی الکلی مخلوط کوبایی)</font>

418
00:17:04,143 --> 00:17:06,166
‫بی خیال، هنوز میتونیم بریم...

419
00:17:06,200 --> 00:17:10,703
‫آآآ... از ساعت خوشی استفاده کنیم.
‫<font color="#ffff00">(ساعت خوشی: بازۀ زمانی ای که مشروب فروشی یا بار،
‫روی نوشیدنی های الکلی تخفیف میده)</font>

420
00:17:20,542 --> 00:17:24,432
‫خداییش، بدترین ساعت خوشی عمرم بود.
‫خیلی بدم میاد که یه چنین کاری بکنم،

421
00:17:24,442 --> 00:17:27,902
‫ولی مجبورم شماها رو توی
‫نقد آنلاینم برینم بهتون.

422
00:17:27,993 --> 00:17:32,087
‫ممنون. و همچنین عذر میخوام، چون احساس
‫نمی کنم که حق ـت باشه بهت انعام بدم، پس...

423
00:17:32,121 --> 00:17:33,402
‫خفه میشی که بریم؟

424
00:17:33,412 --> 00:17:36,181
‫شش ساعت توی اون سوراخ جهنم کافی نبود؟

425
00:17:36,215 --> 00:17:39,452
‫وثیقه پرداخت شده، حالا هم دوس
‫دارم برم خونه، لطفاً.

426
00:17:39,485 --> 00:17:42,770
‫خیلی خب! من که تموم شب رو صرف
‫تحویل مدارک و چیزامون نکردم.

427
00:17:42,780 --> 00:17:44,144
‫نخیر، تو فقط همونی هستی که

428
00:17:44,154 --> 00:17:46,726
‫اون دعوا رو شروع کردی که باعث شد
‫همه ـمون به خاطرش بازداشت بشیم.

429
00:17:46,758 --> 00:17:48,147
‫اولاً، دعوا به خاطر

430
00:17:48,157 --> 00:17:50,203
‫این شروع شد که کَرول پیامارو قاطی کرده بود.

431
00:17:50,213 --> 00:17:51,311
‫نخیر، نکردم.

432
00:17:51,621 --> 00:17:53,599
‫زیسنر، ملاقات، دفتر، ساعت 10؟

433
00:17:53,633 --> 00:17:55,884
‫چی، از عمد سر بسته گفتی؟

434
00:17:55,894 --> 00:17:58,003
‫- اِه، معلومه!
‫- چی؟

435
00:17:58,037 --> 00:17:59,606
‫می خواستم ببینم چی میشه.

436
00:17:59,638 --> 00:18:01,506
‫- اُه، خدا لعنتت کنه.
‫- خداییش؟

437
00:18:01,539 --> 00:18:03,375
‫خب، کارت خارق العاده بود.

438
00:18:03,409 --> 00:18:05,445
‫قشنگ ورودمون به

439
00:18:05,478 --> 00:18:08,248
‫دنیای پر هزینۀ طلاق های
‫هالیوودی رو ریدی بهش رفت!

440
00:18:08,280 --> 00:18:10,682
‫که، بی خیال، لیاقت ـمون بیشتر و
‫بهتر از ایناس.

441
00:18:10,715 --> 00:18:14,386
‫شووووووو، واااااه

442
00:18:14,420 --> 00:18:16,689
‫- خداییش بهتره؟
‫- من هستم

443
00:18:16,721 --> 00:18:19,412
‫من یه چیز بزرگ ضد عفونی کننده رو خوردم.

444
00:18:19,422 --> 00:18:20,899
‫- شوووو...
‫- چی؟

445
00:18:20,909 --> 00:18:23,120
‫یه همچین چیزی قشنگ
‫میتونست یه شخص عادی رو بکشه!

446
00:18:23,130 --> 00:18:26,831
‫شووووو،
‫ووو-ووو-وووو-وووو!

447
00:18:27,095 --> 00:18:43,002
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


