1
00:00:01,150 --> 00:00:02,450
‫خب، حالا، آقای کرین،

2
00:00:02,500 --> 00:00:06,200
‫بفرمایید آژانس آرچر
‫چه کار میتونه براتون انجام بده؟

3
00:00:06,250 --> 00:00:07,800
‫- خب، من...
‫- عذر میخوام.

4
00:00:07,850 --> 00:00:09,625
‫آژانس فیگیس هست.

5
00:00:09,675 --> 00:00:12,125
‫سیریل، خواهش می کنم!
‫انقدر توی حرفامون نپر.

6
00:00:12,175 --> 00:00:14,975
‫حالا، آقای کرین،
‫چطوری می تونیم بهتون کمک کنیم؟

7
00:00:15,025 --> 00:00:18,875
‫خب، من فکر می کنم یه شخصی، یا اشخاصی

8
00:00:18,925 --> 00:00:23,200
‫سعی دارن که آخرین فیلمم، یعنی
‫"مخمل مرگبار" رو خراب کنن.
‫<font color="#ffff00">[مخمل مرگبار: مخمل در اینجا، به عنوان ویژگی شخصیتی ورونیکا دین در اون فیلم محسوب میشه. یعنی شخصیتی که گرم و نرم و دوست داشتنی ـه و در عین حال مرگباره.]</font>

9
00:00:23,350 --> 00:00:24,975
‫یعنی میگی جدا از منتقدا؟

10
00:00:25,025 --> 00:00:27,300
‫ها؟ ما هنوز توی مرحلۀ تولیدیم.

11
00:00:27,350 --> 00:00:29,875
‫شوخی کردم. جدی نگیر، "فریتس لانگ".
<font color="#ffff00">‫[فریتس لانگ: کارگردان، تهیه کننده و فیلمنامه نویس معروف آلمانی-اتریشی در نیمۀ اول قرن بیستم بود]</font>

12
00:00:31,075 --> 00:00:33,350
‫و چی باعث میشه که فکر کنی
‫یکی داره فیلمت رو خراب می کنه؟

13
00:00:33,400 --> 00:00:35,475
‫خب، همونطور که لانا هم میتونه تأیید کنه...

14
00:00:35,525 --> 00:00:37,825
‫اُه، اُه، اُه، پس حالا دیگه شد "لانا".

15
00:00:37,875 --> 00:00:41,050
‫آآ، همونطور که میدونید، خانم کین،
‫کسی هستن که

16
00:00:41,100 --> 00:00:42,675
‫اخیراً توی جریان فیلم کارشون رو

17
00:00:42,725 --> 00:00:45,150
‫به عنوان مشاور فنی با ما شروع کردن.

18
00:00:45,200 --> 00:00:46,900
‫همینطوری ـشم سه تا اتفاق
‫سر صحنه افتاده که

19
00:00:46,950 --> 00:00:48,525
‫یه جورایی میشه گفت مشکوک بودن.

20
00:00:48,575 --> 00:00:50,525
‫یه آتیش سوزی رخ داده،
‫یه دوربین بالابر سقوط کرده...
‫<font color="#ffff00">[دوربین بالابر: جرثقیل قابل چرخشی که امکان فیلمبرداری هوایی رو فراهم می کنه]</font>

21
00:00:50,575 --> 00:00:52,400
‫که نزدیک بود چند تا
‫از کارکنان رو به فنا بده.

22
00:00:52,450 --> 00:00:54,400
‫و دیروزم، یه جور مشکلی با

23
00:00:54,450 --> 00:00:55,675
‫دُشَک بدلکار پیش اومد.
‫<font color="#ffff00">[دشک بدلکار: بدلکار وقتی می خواد از یه ارتفاعی بپره،
‫اون پایین یه دشک میذارن. به اون میگن دشک بدلکار!]</font>

24
00:00:55,725 --> 00:00:58,200
‫حیوونی ممکنه فلج شده باشه.

25
00:00:58,250 --> 00:01:00,550
‫خب، مطمئناً مشکوک به نظر میرسه.

26
00:01:00,600 --> 00:01:03,250
‫ولی خب چرا پیش ما اومدین؟
‫چرا نرفتین پیش پلیس؟

27
00:01:03,300 --> 00:01:04,675
‫- من...
‫- نمیدونم، سیریل.

28
00:01:04,725 --> 00:01:07,225
‫شاید دلش بخواد هر پنج ثانیه یه بار
‫وسط حرفاش بپری.

29
00:01:07,275 --> 00:01:08,850
‫در واقع، نمیخوام بپره وسط حرفم.

30
00:01:08,900 --> 00:01:10,525
‫و الیس نمیخواد که پلیس قاطی ماجرا بشه.

31
00:01:10,575 --> 00:01:12,350
‫اُه، اُه، اُه، اُه.
‫پس حالا "الیس" شد دیگه.

32
00:01:12,400 --> 00:01:14,700
‫بله، آرچر.
‫الیس شد. و لانا.

33
00:01:14,750 --> 00:01:16,350
‫من و اون الان دیگه همدیگرو
‫با اسم کوچیک صدا می زنیم.

34
00:01:16,400 --> 00:01:18,550
‫در حالی که جنابعالی و بنده
‫به هم زدیم!

35
00:01:18,600 --> 00:01:20,425
‫آره، چطوری تحمل می کنی حالا؟

36
00:01:20,475 --> 00:01:22,575
‫- پففف.
‫- اینطور در نظر می گیرم که گفتی "به سختی".

37
00:01:22,625 --> 00:01:24,100
‫هر طور دوس داری در نظر بگیر.

38
00:01:24,150 --> 00:01:25,400
‫قبل اینکه بگی در نظر گرفته بودم، پس...

39
00:01:25,450 --> 00:01:27,575
‫- می تونیم...
‫- سیریل، به خداوندیِ خدا قسم...

40
00:01:27,625 --> 00:01:29,800
‫ملوری! الیس می خواد آژانس
‫رو به استخدام خودش در بیاره

41
00:01:29,850 --> 00:01:31,150
‫تا به صورت مخفی و
‫تحت پوشش بریم رو صحنه.

42
00:01:31,200 --> 00:01:32,325
‫اوووه.

43
00:01:32,375 --> 00:01:34,050
‫می تونی یه طوری قیافه بگیری که
‫انگار مشاور فنی هستی.

44
00:01:34,100 --> 00:01:35,550
‫هستم خب.

45
00:01:35,600 --> 00:01:37,875
‫- قیافه گیرنده هستی.
‫- مشاور فنی ـم.

46
00:01:37,925 --> 00:01:40,000
‫و اگه کسی بخواد فیلم رو خراب کنه،

47
00:01:40,050 --> 00:01:42,775
‫- شغل ما اینه که بگیریم ـشون.
‫- محتاطانه.

48
00:01:42,825 --> 00:01:45,725
‫اگه شرکت بیمه ضمانت اجرایی رو به
‫اجرا در بیاره، یا خدایی نکرده
‫<font color="#ffff00">[ضمانت اجرایی: ضمانت نامه ای هست که شرکت بیمه برای یه قرارداد صادر می کنه تا به اتمام رسیدن پروژه توسط طرفین قرارداد تضمین بشه]</font>

49
00:01:45,775 --> 00:01:47,725
‫سرمایه گذارهام پا پس بکشن،
‫نابود میشم.

50
00:01:47,775 --> 00:01:50,925
‫نگران نباشین، آقای کرین.
‫نمیذاریم چنین اتفاقی بیفته.

51
00:01:50,975 --> 00:01:52,250
‫به ما اعتماد داشته باشین.

52
00:01:52,300 --> 00:01:54,925
‫فکر کنم باید همین کارو بکنم.

53
00:01:54,975 --> 00:01:56,600
‫ما امروز عصر اونجا شما رو می بینیم.

54
00:01:56,650 --> 00:01:58,775
‫الیس، برگردیم بریم سر صحنه؟

55
00:02:00,025 --> 00:02:01,750
‫مــه؟
‫مه، مه، مه، مه، مه، مه؟

56
00:02:03,300 --> 00:02:06,975
‫- و، آآ، تو چطوری داری با قضیه کنار میای؟
‫- پففف.

57
00:02:07,025 --> 00:02:08,775
‫خیلی خب، گوش کنین.

58
00:02:08,825 --> 00:02:12,425
‫هر چقدر که بدم میاد،
‫بدم میاد، بدم میاد، بدم میاد...

59
00:02:12,475 --> 00:02:14,950
‫که این کارو انجام بدم، مجموعه بخش های یه
‫فیلم خیلی وسیع و بزرگه.

60
00:02:15,000 --> 00:02:17,750
‫واسه همین ما به همۀ شما نیاز داریم
‫که به صورت مخفیانه و تحت پوشش وارد بشید، پس...

61
00:02:17,800 --> 00:02:19,750
‫- ایول!
‫- اُه آخ جون، آخ جون، آخ جون!

62
00:02:19,800 --> 00:02:23,500
‫پس لطفاً سعی کنین
‫مثل حرفه ای ها رفتار کنین.

63
00:02:23,550 --> 00:02:26,300
‫حرفه ای توی چی؟
‫چی کار باید بکنیم، بیشتر کار کنیم؟

64
00:02:26,350 --> 00:02:29,550
‫خب، من سعی کردم که بخش های مختلف تولید
‫فیلم رو با توجه به مهارت هایی که دارین

65
00:02:29,600 --> 00:02:32,750
‫مطابقت بدم،
‫که مثلاً هم هستن،

66
00:02:32,800 --> 00:02:35,450
‫پس سیریل... حسابداری.
‫برو سراغ حساب و کتاب ـشون.

67
00:02:35,500 --> 00:02:37,100
‫ببین کی می تونسته
‫از پر خرج شدن یا تأخیر

68
00:02:37,150 --> 00:02:38,950
‫در مرحلۀ تولید فیلم سود ببره.

69
00:02:39,000 --> 00:02:41,775
‫و این دقیقاً همون چیزی هست که من
‫می خواستم به خودم بگم که انجام بدم، پس...

70
00:02:41,825 --> 00:02:43,175
‫پم... بخش تدارکات.
‫<font color="#ffff00">[منظورش بخشی هست که خوراک ملت رو تأمین می کنن]</font>

71
00:02:43,225 --> 00:02:44,475
‫لعنتی.

72
00:02:44,525 --> 00:02:46,675
‫چــ...
‫من اونی ـم که توری بافی بلدم.
‫<font color="#ffff00">[در توری بافی به جای بافتن نخ و درست کردن پارچه، با یه تکنیک خاص گره زدنی، پارچه رو درست می کنن]</font>

73
00:02:46,725 --> 00:02:49,150
‫و همینطور از کَرول هم نگهداری می کنی.
‫<font color="#ffff00">[کَرول رو یه جورایی بچه خطاب کرد]</font>

74
00:02:49,200 --> 00:02:51,350
‫چــ...؟
‫چرا یه نفر باید منو نگهداری بکنه؟

75
00:02:51,400 --> 00:02:53,150
‫چون که اونا همینطوری ـش
‫یه دونه آتیش دارن.

76
00:02:53,200 --> 00:02:55,350
‫خب چرا همینطوری
‫اینجا ولش نکنیم بریم؟

77
00:02:55,400 --> 00:02:56,825
‫چون ما همینطوری ـشم
‫یه دونه آتیش داشتیم.
‫<font color="#ffff00">[اشاره به علاقۀ کرول به آتیش زدن همه چی؛ توی قسمت دوم این فصل، اون چک رو آتیش زد برای مثال]</font>

78
00:02:56,875 --> 00:02:58,500
‫حالا، خب، ژیلت...

79
00:02:58,550 --> 00:02:59,800
‫گریم، گریم، گریم،

80
00:02:59,850 --> 00:03:01,025
‫گریم، گریم!

81
00:03:01,075 --> 00:03:02,200
‫تموم شد؟

82
00:03:02,250 --> 00:03:03,800
‫بله. دستیار صحنه.

83
00:03:03,850 --> 00:03:05,125
‫ریدم بِش!

84
00:03:05,175 --> 00:03:06,625
‫اووه، من چی؟
‫من چی؟

85
00:03:06,675 --> 00:03:09,800
‫اُه، تو همونطوری همون جا ول بچرخ.

86
00:03:09,850 --> 00:03:11,475
‫اُه، همین کارو می کنم.

87
00:03:11,525 --> 00:03:14,650
‫منم به عنوان مدیر اجرایی
‫اونجا خودمو نشون میدم،

88
00:03:14,700 --> 00:03:16,525
‫که فقط استرلینگ باقی میمونه.

89
00:03:16,575 --> 00:03:19,525
‫آره، اون همین جا میمونه، چون که
‫من گُه بخورم

90
00:03:19,575 --> 00:03:22,375
‫بخوام به دوست پسر جدید و تظاهری
‫کمک کنم فیلم بسازه.

91
00:03:22,425 --> 00:03:25,325
‫- اُه، خیلی بد شد که.
‫- آره، خب...

92
00:03:25,375 --> 00:03:27,225
‫کریگر،
‫فکر کنم تو باید دیگه

93
00:03:27,275 --> 00:03:29,000
‫بادی گارد جدید ورونیکا دین باشی.

94
00:03:31,875 --> 00:03:33,050
‫بیایین بریم دیگه، احمقای کودن.

95
00:03:33,100 --> 00:03:34,525
‫خب، حداقل یکی ـتون، به هر حال.

96
00:03:34,575 --> 00:03:36,575
‫بقیه ـتون،
‫فکر کنم حالت همسفری بیاین.
‫<font color="#ffff00">[همسفری: نوعی اشتراک خودرو هست، که همسفرا مخارج خودرو رو به عهده میگیرن]</font>

97
00:03:36,625 --> 00:03:38,825
‫لوییگی نمیذاره کسی سوار کامیون بشه.

98
00:03:38,875 --> 00:03:41,075
‫یعنی، مگه اینکه موافق باشین
‫حین رانندگی واسه ـش ساک بزنین.

99
00:03:41,125 --> 00:03:42,850
‫من اول جلو می‌شینم!

100
00:04:03,200 --> 00:04:15,200
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

101
00:04:21,950 --> 00:04:23,600
‫♪ ناهار، ناهار داغ ♪

102
00:04:23,950 --> 00:04:25,925
‫♪ بدو بیا "ناهار داغ پَم" رو دارم ♪

103
00:04:25,975 --> 00:04:27,375
‫♪ ناهار داغ! ♪
‫<font color="#ffff00">[نکته: اصطلاحی که به کار می بره، در واقع یه حرکت سکسی حال به هم زن هست؛
‫حالتی هست که یکی یه کیسه مدفوع رو می کنه تو دهن اون یکی و همزمان باهاش سکس می کنه]</font>

104
00:04:27,425 --> 00:04:28,775
‫باشه بابا.
‫یا خدا، واسه چی

105
00:04:28,825 --> 00:04:30,725
‫انقدر منفورانه حال و احوالت خوب شده یهو؟

106
00:04:30,775 --> 00:04:32,400
‫چون اون ایتالیایی خل و چل ـه

107
00:04:32,450 --> 00:04:33,900
‫گذاشت من پشت کامیون ـش بشینم،

108
00:04:33,950 --> 00:04:36,300
‫اون موقع توی راه اون واسم ساک زد.

109
00:04:36,350 --> 00:04:38,300
‫آره. خوش به حالت چه بُردی کردی.

110
00:04:38,350 --> 00:04:41,425
‫آره. یکی از مزیت هایِ داشتنِ
‫گواهینامه پایه یک هست دیگه.

111
00:04:41,475 --> 00:04:42,775
‫گواهینامه پایه یک چیه دیگه؟

112
00:04:42,825 --> 00:04:44,800
‫گواهینامه واسه رانندگی کامیون.

113
00:04:44,850 --> 00:04:47,975
‫و همچنین...

114
00:04:48,025 --> 00:04:49,975
‫آآآخ! خیلی حال به هم زنی.

115
00:04:50,025 --> 00:04:51,750
‫اونم همینو گفت.

116
00:04:51,800 --> 00:04:53,300
‫ولی به ایتالیایی.

117
00:04:53,350 --> 00:04:54,750
‫کی چی رو به ایتالیایی گفت؟

118
00:04:54,800 --> 00:04:55,950
‫نپرس. حالت به هم میخوره.
‫<font color="#ffff00">[اصطلاحی که به کار می بره منحرفانه ـست؛ برای وقتی به کار برده میشه که
‫شخصی آلت ـش رو تا حدی تو دهن یکی دیگه فرو کنه، که طرف احساس خفگی و بالا آوردن بکنه]</font>

119
00:04:56,000 --> 00:04:58,250
‫فکر کردم شاید شما کودنا تصادفاً

120
00:04:58,300 --> 00:05:00,325
‫با یه جور اخاذی مافیایی
‫مواجه شدین
‫<font color="#ffff00">[اخاذی مافیایی: پولی که مافیا از مغازه ها برای ایجاد امنیت ـشون میگیره]</font>

121
00:05:00,375 --> 00:05:01,925
‫ما اینجا کلاً 4 دقیقه ـس اومدیما

122
00:05:01,975 --> 00:05:03,925
‫خب؟
‫تا الان به چیز مشکوکی برخوردین؟

123
00:05:03,975 --> 00:05:05,325
‫آآ، فقط خودت

124
00:05:05,375 --> 00:05:08,300
‫چیه مگه، یه تولید کنندۀ هالیوودی
‫پر زرق و برقم دیگه

125
00:05:08,350 --> 00:05:09,800
‫یحتمل ریزترین زن پوش جهان نیستی؟
‫<font color="#ffff00">[زن پوش: مردی که به منظور
‫سرگرم کردن بقیه، لباس زنونه می پوشه]</font>

126
00:05:09,850 --> 00:05:10,925
‫چی؟

127
00:05:10,975 --> 00:05:12,600
‫گفتم بی خبر نمی ذاریمت

128
00:05:12,650 --> 00:05:14,375
‫خب، بهتره که همینطور باشه، خانوم خانوما

129
00:05:15,875 --> 00:05:18,225
‫یا خدا،
‫الان واقعاً ملوری انگور خورد؟
‫<font color="#ffff00">[اشاره به کم خوراکی ملوری - معمولاً هیچی نمی خوره]</font>

130
00:05:18,275 --> 00:05:19,525
‫حتماً امروز رو به خودش مرخصی داده
‫<font color="#ffff00">[اصطلاحی که به کار می بره تحت الفظی به معنی "روز تقلب" هست؛ معمولاً موقع رژیم گرفتن کاربرد داره.
‫اونایی که هر روز رژیم می گیرن، بعضی روزا به خودشون مرخصی میدن که چیزایی که دوس دارن رو بخورن]</font>

131
00:05:20,975 --> 00:05:22,600
‫پسر، خداییش خیلی شبیه دهه 40 میمونه

132
00:05:22,650 --> 00:05:24,100
‫عجیبه، نه؟

133
00:05:24,150 --> 00:05:26,275
‫مثه اون موقع که استار ترک رفت شیکاگو
‫<font color="#ffff00">[اشاره به قسمت 11 فصل اول استارترک یا همون پیشتازان فضا-نسل بعدی؛ توی این قسمت 4 تا از شخصیت های استارترک
‫توی یه برنامۀ عرشۀ بدل (شکل پیشرفته ای از واقعیت مجازی مخصوص استارترک) در یه فیلم نوآر (درام جنایی بدبینانه) گیر افتاده بودن]</font>

134
00:05:26,325 --> 00:05:29,275
‫یا همون نازی های آلمانی، حالا به خاطر هر دلیل احمقانه ای
‫<font color="#ffff00">[اشاره به سری اصلی سریال استار ترک؛ قسمت 21 فصل دوم - دو تا از شخصیت های استارترک
‫خودشون رو با فرهنگ نازی ها مطابقت میدن و به زمین تله پورت (دور نوردی یا طی الارض) میشن]</font>

135
00:05:29,325 --> 00:05:30,450
‫آرچر؟

136
00:05:30,500 --> 00:05:32,525
‫شپیرو؟
‫چی کار می کنی اینجا؟

137
00:05:32,575 --> 00:05:33,675
‫از موکلم محافظت می کنم

138
00:05:33,725 --> 00:05:35,825
‫با همکارام،
‫اسمیت و وسون
‫<font color="#ffff00">[اسمین و وسون: یه شرکت اسلحه سازی توی آمریکاست]</font>

139
00:05:35,875 --> 00:05:38,375
‫اُه، واقعاً، چون خیلی دوس داشتم ببینم ـشون

140
00:05:38,425 --> 00:05:39,525
‫بی خیال، بس کن

141
00:05:39,575 --> 00:05:41,125
‫اولاً، اینکه اسمیت و وسون نیس

142
00:05:41,175 --> 00:05:43,200
‫می دونم، ولی می خواستم تموم این قضیۀ...

143
00:05:43,250 --> 00:05:45,625
‫- دوماً، این
‫- نه، نه، نه، نه، نه

144
00:05:48,425 --> 00:05:49,625
‫سگ تو روحت

145
00:05:49,675 --> 00:05:51,625
‫چه غلطی کردی، مرد؟
‫لازم ـش داشتم

146
00:05:51,675 --> 00:05:52,825
‫نخیر، لازم ـش نداشتی

147
00:05:52,875 --> 00:05:55,150
‫چرا، داشتم
‫این مجموعه فیلمبرداری خطرناکه

148
00:05:55,200 --> 00:05:57,000
‫اونقدری که تو یه اسلحه
‫دستت باشه خطرناکه یعنی؟

149
00:05:57,050 --> 00:05:58,475
‫داری باهام شوخی...

150
00:05:58,525 --> 00:05:59,700
‫هر زهرماری یهو آتیش میگیره

151
00:05:59,750 --> 00:06:01,200
‫یهو یه کوفتی رو سر ملت می افته

152
00:06:01,250 --> 00:06:04,150
‫ملت روی یه کوفتی می افتن
‫مثلاً رو زمین

153
00:06:04,200 --> 00:06:06,375
‫خب، من که فکر می کنم همۀ
‫اینا یه سلسله اتفاق احمقانه هستن

154
00:06:06,425 --> 00:06:09,200
‫ولی حتی اگه هم نباشه،
‫چندان نگرانش نباش...

155
00:06:11,025 --> 00:06:12,075
‫ورونیکا دین

156
00:06:13,075 --> 00:06:15,050
‫بله؟ اُه، سلام، الن

157
00:06:15,100 --> 00:06:17,000
‫وایسا بینم. واسه همینه که تو اینجایی اصن؟

158
00:06:17,050 --> 00:06:18,550
‫آره، کرین ما رو استخدام کرد

159
00:06:18,600 --> 00:06:20,725
‫خوشحال شدم که دوباره می بینمتون،
‫خانم دین

160
00:06:20,775 --> 00:06:22,175
‫عذرخواهی می کنم. قبلاً جایی همو دیدیم؟

161
00:06:22,225 --> 00:06:23,725
‫اُه، آمم، آره

162
00:06:23,775 --> 00:06:25,875
‫من استرلینگ آرچر هستم،
‫بازرس خصوصی

163
00:06:25,925 --> 00:06:28,000
‫شما من رو استخدامم کردین

164
00:06:28,050 --> 00:06:29,400
‫آمم، و یه بار دیگه هم،

165
00:06:29,450 --> 00:06:31,350
‫توی یه موقعیت گروگان گیری
‫ازتون محافظت کردم

166
00:06:31,400 --> 00:06:32,750
‫که به شکل یه دلقک لباس پوشیده بودم

167
00:06:32,800 --> 00:06:34,750
‫- کلاً یادتون نمیاد اینایی که میگم رو..؟
‫- الن؟

168
00:06:34,800 --> 00:06:38,075
‫ظاهراً الیس ایشون رو استخدام کرده
‫تا حین فیلمبرداری ازتون محافظت کنه

169
00:06:38,125 --> 00:06:41,525
‫غیر از امتناع شوهر سابقم
‫واسه اینکه بذاره به زندگیم ادامه بدم،

170
00:06:41,575 --> 00:06:44,800
‫تنها چیزی که من رو باید ازش محافظت کنید،
‫این دیالوگ سنگین و روی اعصابه

171
00:06:46,650 --> 00:06:48,050
‫فکر کردم در موردش یه جوکی دارم که بگم، ولی...

172
00:06:48,100 --> 00:06:50,200
‫آقای... آرچر بودین، درسته؟

173
00:06:50,250 --> 00:06:52,600
‫آره. ما حتی همدیگرو بوسیدیم

174
00:06:52,650 --> 00:06:55,225
‫معذرت می خوام که وقتتون رو هدر دادین،
‫ولی بهتون اطمینان میدم

175
00:06:55,275 --> 00:06:57,025
‫من مطلقاً به هیچ بادی گاردی
‫نیازمند نیستم، پس...

176
00:06:57,075 --> 00:06:58,075
‫مواظب باشین!

177
00:07:07,825 --> 00:07:09,575
‫داشتین می گفتین؟

178
00:07:12,425 --> 00:07:14,000
‫آره، داشتی می گفتی

179
00:07:23,250 --> 00:07:25,925
‫اون حلبی ها رو جا به جا کنین. همین الان!

180
00:07:25,975 --> 00:07:28,500
‫کابل هام رو نَبُری!
‫زود باشین بچه ها!

181
00:07:28,550 --> 00:07:30,700
‫کابل ها رو جا به جا کنین! مواظب باشین!

182
00:07:30,750 --> 00:07:32,675
‫اُه، تو رو به خدا می بینی، باز چی شده؟

183
00:07:32,725 --> 00:07:34,800
‫به نظر میرسه یه لیفتراک همینطوری
‫داشته می رفته واسه خودش
‫<font color="#ffff00">[لیفتراک: جرثقیل چنگک دار]</font>

184
00:07:34,850 --> 00:07:38,800
‫اون، و البته منم مطمئنم
‫که دنده هام کاملاً خُرد شدن

185
00:07:38,850 --> 00:07:41,700
‫- مثه نون ساندویچی
‫- نورها رو جا به جا کنین، احمقا!

186
00:07:41,750 --> 00:07:44,850
‫اُه، فقط داریم پولامونو میریزیم تو چاه
‫<font color="#ffff00">[اصطلاحی که به کار می بره معمولاً برای شخصی استفاده میشه
‫که داره از شدت خون ریزی می میره؛ ولی خب اینجا معنی نابودن شدن پول رو میده]</font>

187
00:07:44,900 --> 00:07:48,025
‫- و حالا که صحبت از خون ریزی شد...
‫- چه اتفاقی افتاد یهو؟

188
00:07:48,075 --> 00:07:50,675
‫- یه لیفتراک بود
‫- و یه جفتک

189
00:07:50,725 --> 00:07:52,475
‫چی کار باید بکنیم،
‫دل و رودۀ منو به فنا ببرین

190
00:07:52,525 --> 00:07:55,325
‫کی، همین حالا رو میگی؟
‫وقتی که جونت رو نجات دادم؟

191
00:07:55,375 --> 00:07:57,500
‫- و جون من رو
‫- اُه، حالا...

192
00:07:57,550 --> 00:07:59,325
‫اُه، تو رو خدا

193
00:07:59,375 --> 00:08:00,725
‫مشکلش چیه؟

194
00:08:00,775 --> 00:08:02,000
‫چقدر وقت داری؟

195
00:08:02,050 --> 00:08:04,025
‫مشکلت چیه؟!

196
00:08:04,075 --> 00:08:07,500
‫مشکل شما چیه، خانم؟

197
00:08:07,550 --> 00:08:09,000
‫تو کشتیش
‫<font color="#ffff00">[آتیش رو میگه]</font>

198
00:08:09,050 --> 00:08:12,175
‫خیلی خوشگل بود،
‫اونوقت تو هم نابودش کردی

199
00:08:12,225 --> 00:08:14,850
‫روانیا!

200
00:08:14,900 --> 00:08:17,175
‫نابودش کردین! خدا لعنتتون کنه!

201
00:08:17,225 --> 00:08:19,425
‫ایشالا همه ـتون برین جهنم!

202
00:08:19,475 --> 00:08:21,050
‫چه مرگته، تانت؟
‫<font color="#ffff00">[تانت فامیل شریل (کرول) هست]</font>

203
00:08:21,100 --> 00:08:23,850
‫منو اونجا ول کردی که خودم
‫تدارکات رو تنهایی انجام بدم؟

204
00:08:23,900 --> 00:08:25,250
‫بوی آتیش رو شنیدم اومدم

205
00:08:25,300 --> 00:08:26,400
‫منظورت دود آتیش هست دیگه

206
00:08:26,450 --> 00:08:27,700
‫آآآ، نخیر

207
00:08:27,750 --> 00:08:29,725
‫اُه، باورم نمیشه

208
00:08:29,775 --> 00:08:32,350
‫بله، ظاهراً دوباره اون "شبح" ـتون
‫اومده سراغ...

209
00:08:32,400 --> 00:08:33,725
‫شششششش...

210
00:08:33,775 --> 00:08:36,200
‫برگردین سر کارِتون...
‫از زیر کار در رو ها!

211
00:08:36,250 --> 00:08:38,700
‫خیلی خب، شنیدین آقا چی گفتن
‫زود باشین بریم، زود باشین، زود باشین

212
00:08:40,450 --> 00:08:42,550
‫دقیقاً این از همون شایعاتی هست که

213
00:08:42,600 --> 00:08:44,050
‫نمی خوام این دور و بر پراکنده بشه

214
00:08:44,100 --> 00:08:46,750
‫شاید این قضیه تصادفی بوده باشه

215
00:08:46,800 --> 00:08:48,900
‫نُچ، یکی قطعاً دست کاری ـش کرده

216
00:08:48,950 --> 00:08:50,950
‫سیم ترمز بریده شده،
‫فرمون ـم که بسته شده
‫<font color="#ffff00">[منظور اینه که فرمون از طریق یه اهرمی یا یه چیزی کنترل می شده]</font>

217
00:08:51,000 --> 00:08:52,950
‫دریچه کنترل بنزین هم کامل باز شده
‫<font color="#ffff00">[چیزی که باعث انفجار شد]</font>

218
00:08:53,000 --> 00:08:54,275
‫آره، منم می خواستم بگم...

219
00:08:54,325 --> 00:08:55,450
‫دریچه باز شده

220
00:08:55,500 --> 00:08:57,050
‫کسی این حرفو داره می زنه که

221
00:08:57,100 --> 00:08:59,250
‫پول میده تا فِراری ـش رو یه
‫کامیون کِشنده واسه ـش اینور اونور ببره

222
00:08:59,300 --> 00:09:01,300
‫حالا چقدر داره رو دستت خرج میذاره؟

223
00:09:01,350 --> 00:09:03,225
‫راستشو بخوای، هزینه ـش کمتر
‫از وقتی ـه که بخوام بِرونمش

224
00:09:03,275 --> 00:09:04,600
‫اگه بخوای تموم استهلاکی
‫که رو دستم میذاره رو حسابی کنی

225
00:09:04,650 --> 00:09:05,750
‫دیگه از شر "رانندگی در شرایط مستی" هم خلاص شدی

226
00:09:05,800 --> 00:09:07,050
‫خب، کمتر

227
00:09:07,100 --> 00:09:08,400
‫و تو هم خفه شو

228
00:09:08,450 --> 00:09:10,075
‫می خوای خودت بیای جلو و خفه ـم کنی؟ ها؟

229
00:09:10,125 --> 00:09:12,900
‫گوش کن، تو... تویِ عیاش
‫<font color="#ffff00">[اصطلاحی که به کار می بره پیشینه نظامی داره؛ ولی اینجا به کسی گفته میشه که بیکاره
‫و با زنای زیادی می خوابه. پاتوق ـش مشروب فروشی ـه یا زندان ـه]</font>

230
00:09:12,950 --> 00:09:14,625
‫صدات رو واسه خانم کین بلند نکن

231
00:09:14,675 --> 00:09:16,750
‫وگرنه همچین سریع از این
‫صحنه فیلمبرداری میندازمت بیرون که...

232
00:09:16,800 --> 00:09:18,900
‫که خودت از اینجا بری

233
00:09:18,950 --> 00:09:20,575
‫- صبر کن بینم، چی؟
‫- همچین کاری نمی کنی

234
00:09:20,625 --> 00:09:22,400
‫آرچر بادی گارد منه،

235
00:09:22,450 --> 00:09:25,075
‫و اگه اون بره، باید بری واسه
‫خودت یه نقش اصلی زن دیگه پیدا کنی

236
00:09:25,125 --> 00:09:27,650
‫و اگه هم بر فرض محال امروز قراره چیزی
‫فیلمبرداری کنی،

237
00:09:27,700 --> 00:09:29,975
‫من توی اتاق رختکن ـم هستم

238
00:09:30,025 --> 00:09:32,125
‫آرچر؟ می تونیم بریم؟

239
00:09:32,175 --> 00:09:34,100
‫بله، یحتمل می تونیم

240
00:09:34,150 --> 00:09:35,425
‫لعنتی

241
00:09:35,475 --> 00:09:38,425
‫آره، خب من و الیس هستم
‫میریم توی رختکن ـش، پس...

242
00:09:38,475 --> 00:09:40,000
‫می تونیم بریم؟

243
00:09:40,050 --> 00:09:42,500
‫راستش، عزیزکم، من باید برم
‫سرمایه گذارهام رو ببینم

244
00:09:42,550 --> 00:09:44,625
‫تا یه کمی به خاطر این قضیه آروم ـشون کنم،

245
00:09:44,675 --> 00:09:47,675
‫یه جورایی، پس... هممم

246
00:09:47,725 --> 00:09:49,275
‫پس، ظاهراً، نمی تونی باهاش بری

247
00:09:49,325 --> 00:09:51,275
‫اُه، خدای من، در این حد حسودی؟

248
00:09:51,325 --> 00:09:53,775
‫حسود

249
00:09:53,825 --> 00:09:57,025
‫دیگه داره کم کم سخت میشه این دور و بر
‫بتونی کتری رو از قوری تشخیص بدی
‫<font color="#ffff00">[یه جورایی تحت الفظی اشاره می کنه به ضرب المثل دیگ به دیگ میگه روت سیاه]</font>

250
00:09:57,075 --> 00:09:59,475
‫خب، معمولاً، کتری ها از این
‫سوت ها دارن
‫<font color="#ffff00">[وقتی نوشیدنی داخل کتری دَم بکشه و بخار کنه، کتری سوت می کشه]</font>

251
00:09:59,525 --> 00:10:00,775
‫اگه بهت کمک می کنه

252
00:10:02,075 --> 00:10:04,150
‫هی، ملوری،
‫یه دقیقه وقت داری؟

253
00:10:04,200 --> 00:10:07,150
‫"ملوری"؟
‫اون موقع "خانم آرچر" چی شد؟

254
00:10:07,200 --> 00:10:09,625
‫خب، قاعدتاً، جفت ـشون
‫واسه من کار می کنن، پس...

255
00:10:09,675 --> 00:10:13,525
‫پس فکر کردی امروز روز خوبی ـه که
‫شلوار بزرگه ـت رو بپوشی
‫<font color="#ffff00">[کنایه از اینکه سیریل هنوز دهنش بو شیر میده و مرد نشده]</font>

256
00:10:13,575 --> 00:10:15,625
‫اونم صاف وسط این معمای بزرگی
‫که جلوی رومون هست

257
00:10:15,675 --> 00:10:16,800
‫منم می خواستم در مورد همین حرف بزنم

258
00:10:16,850 --> 00:10:18,475
‫فکر کنم یه سر نخی پیدا کرده باشم

259
00:10:18,525 --> 00:10:20,025
‫خب، باشه، سیریل

260
00:10:20,075 --> 00:10:23,875
‫ولی بهتره حواست به خودت باشه، آقای مرد

261
00:10:23,925 --> 00:10:25,500
‫خب، آرچر...

262
00:10:25,550 --> 00:10:27,475
‫به نظرتون خانما،
‫به طور کلی

263
00:10:27,525 --> 00:10:29,175
‫فکر می کنن جذابه؟

264
00:10:29,225 --> 00:10:30,850
‫کدوم سوراخ؟
‫<font color="#ffff00">[کلمۀ "به طور کلی" و "سوراخ" یه جور ادا میشه = هُل]</font>

265
00:10:30,900 --> 00:10:32,325
‫چون که بله

266
00:10:32,375 --> 00:10:33,975
‫البته با اکراه

267
00:10:34,025 --> 00:10:36,475
‫و از نظر سکسی،
‫نظرتون چیه...

268
00:10:36,525 --> 00:10:39,150
‫کدوم سوراخ؟

269
00:10:39,200 --> 00:10:40,650
‫ببخشید. چی؟

270
00:10:40,700 --> 00:10:43,525
‫و به نظرتون آدم کامل و موفقی ـه؟

271
00:10:43,575 --> 00:10:45,025
‫منظورت اینه که، توی کَردن خوبه؟

272
00:10:45,075 --> 00:10:46,650
‫می دونی گِی نیست دیگه، نه؟

273
00:10:46,700 --> 00:10:48,675
‫- من...
‫- آووو، اِلتون کوچولو موچولو...
‫<font color="#ffff00">[اشاره به اِلتون جان، خوانندۀ معروف انگلیسی که همجنسگرا هم هست]</font>

274
00:10:48,725 --> 00:10:50,175
‫من گِی نیستم

275
00:10:50,225 --> 00:10:52,075
‫باشه، فرض می گیریم...

276
00:10:52,125 --> 00:10:55,550
‫نخیر، فرض نگیرین... وایسین...
‫ببینین، من عاشق ورونیکا هستم

277
00:10:55,600 --> 00:10:57,750
‫همون بار اولی که دیدمش
‫عاشقش شدم و هنوز هستم

278
00:10:57,800 --> 00:10:59,400
‫هیچ موقع اون لحظه رو فراموش نمی کنم

279
00:10:59,450 --> 00:11:02,350
‫احساس کردم که یه قاطر
‫توی سینه ـم جفتک زده

280
00:11:02,400 --> 00:11:04,675
‫آره، هیچ موقع یادت نمیره
‫چطوری سُم حیوون بخوره به مَمه هات

281
00:11:04,725 --> 00:11:06,175
‫یا اولین قاطرِت که بهش شلیک کردی رو

282
00:11:06,225 --> 00:11:08,175
‫چــ...
‫مگه چند تا رو بهشون شلیک کردی و کشتی؟

283
00:11:08,225 --> 00:11:09,725
‫هممم... دو تا رو

284
00:11:09,775 --> 00:11:11,675
‫به هر حال، از اون موقعی که
‫اون و کرین از هم طلاق گرفتند،

285
00:11:11,725 --> 00:11:13,100
‫فکر کردم ممکنه شانسِ بودن
‫باهاش رو داشته باشم

286
00:11:14,775 --> 00:11:16,550
‫ولی الان نگرانم که نکنه
‫عاشق آرچر بشه

287
00:11:16,600 --> 00:11:18,100
‫اگه تا الان عاشقش نشده باشه

288
00:11:18,150 --> 00:11:19,725
‫که...

289
00:11:19,775 --> 00:11:21,200
‫یه لحظه بهم فرصت بده یه چیز

290
00:11:21,250 --> 00:11:23,375
‫راحت تر بپوشم

291
00:11:23,425 --> 00:11:25,425
‫ولی، لطفاً،
‫فکر کن اینجا خونۀ خودته

292
00:11:25,475 --> 00:11:27,400
‫همونطور که فرانسویا میگن،
‫"فک کن خونۀ خودته"
‫<font color="#ffff00">[همون عبارت رو به فرانسوی گفت!]</font>

293
00:11:27,450 --> 00:11:29,200
‫خواهش می کنم، عجله نکن

294
00:11:29,250 --> 00:11:31,700
‫اُه، و احتمالاً یه بطری شمپین هم
‫اونجا هست که داره یخ می کنه

295
00:11:34,250 --> 00:11:36,875
‫بله که هست

296
00:11:36,925 --> 00:11:39,125
‫پس تو ازمون میخوای
‫که ما کارمون رو ول کنیم

297
00:11:39,175 --> 00:11:40,725
‫تا به تو کمک کنیم تا
‫جلوی آرچر رو بگیریم که با ورونیکا نخوابه؟

298
00:11:40,775 --> 00:11:44,075
‫خب، من... صبر کن.
‫طعنه زدی الان، یا...

299
00:11:44,125 --> 00:11:46,950
‫- نه
‫- خب اون موقع، آره، خیلی دوس دارم این کارو بکنین

300
00:11:47,000 --> 00:11:48,100
‫واقعاً؟

301
00:11:48,150 --> 00:11:50,800
‫کافیه که قاطر رو بهش شلیک کنیم و بُکُشیم؟

302
00:11:50,850 --> 00:11:52,800
‫یعنی، نمی خوام بگم کار به اونجاها
‫کشیده میشه

303
00:11:52,850 --> 00:11:54,225
‫نفهمیدم چی شد

304
00:11:54,275 --> 00:11:56,125
‫که من فکر کنم کل قضیه سر همین باشه

305
00:11:56,175 --> 00:11:57,900
‫منظورم اینه که، تو تموم سال هایی
‫که من حسابدار بودم

306
00:11:57,950 --> 00:11:59,125
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

307
00:11:59,175 --> 00:12:01,725
‫و اینم بگم که من چیزای
‫احمقانه خیلی زیاد دیده بودما

308
00:12:01,775 --> 00:12:03,900
‫اینکه درآمد معوق رو جای
‫درآمد کسب شده بزنیم،

309
00:12:03,950 --> 00:12:06,250
‫انواع و اقسام تقلبات دفتری و حسابداری، آآآ...
‫<font color="#ffff00">[در واقع مواردی رو گفت که معادل فارسی مشخصی ندارن؛ اولی یه نوع کلاه برداری ـه که پرداختی یه مشتری رو واسه یه پرداختی
‫دیگه ثبت می کنی تا تعادل حفظ بشه؛ دومی تطابق اطلاعات حسابداری دفتر با بانک هست تا برداشتی ها مشخص نشه]</font>

310
00:12:06,300 --> 00:12:08,150
‫خیلی خب، سیریل، فهمیدم

311
00:12:08,200 --> 00:12:10,950
‫دنیای تو پر از رمز و راز و ماجراجویی ـه!

312
00:12:11,000 --> 00:12:13,250
‫ولی فکر کن من هال 9000 نیستم
‫<font color="#ffff00">[اشاره به فیلم 2001: ادیسۀ فضایی اثر استنلی کوبریک و آرتور سی کلارک؛ هال 9000، کامپیوتر اصلی ای بود که
‫در واقع مدیر اصلی و چشم و گوش سفینه محسوب می شد و بسیار حساس و هوشمند بود]</font>

313
00:12:13,300 --> 00:12:14,775
‫باشه، در بهترین حالتی که می تونم بگم،
‫اساساً،

314
00:12:14,825 --> 00:12:16,425
‫سرمایه گذارای این فیلم

315
00:12:16,475 --> 00:12:18,650
‫پول بیشتری در میارن اگه
‫تولید فیلم متوقف بشه

316
00:12:18,700 --> 00:12:20,500
‫از بیمۀ تولید فیلم؟

317
00:12:20,550 --> 00:12:22,800
‫سه برابر چیزی که ممکنه توی باکس آفیس
‫در بیارن رو اینجا تضمین شده از بیمه میگیرن
‫<font color="#ffff00">[باکس آفیس: منظور گیشۀ سینما هست]</font>

318
00:12:22,850 --> 00:12:26,600
‫ولی کرین هی همینطوری داشت در مورد
‫اینکه نمی خواد بیمه رو از دست بده صحبت می کرد

319
00:12:26,650 --> 00:12:28,325
‫آره، نکته ظریف ـش اینجاست

320
00:12:28,375 --> 00:12:30,475
‫بیمه تضمین مالی در واقع
‫توسط یه شرکت ظاهری توی

321
00:12:30,525 --> 00:12:32,475
‫فلوریدا، مجدداً بیمه شده

322
00:12:32,525 --> 00:12:35,775
‫که اونا هم بیمه نامه ـشون توسط
‫یه شرکت ظاهری دیگه توی پاناما بیمه شده
‫<font color="#ffff00">[نکته: پاناما از لحاظ بازرگانی و تجاری در دنیا منطقۀ آزاد محسوب میشه]</font>

323
00:12:35,825 --> 00:12:38,100
‫و به همین شکل پیش میره و پیش میره تا جایی که...

324
00:12:38,150 --> 00:12:40,300
‫خب، دیگه به لیبریا که
‫رسیدم سرنخ رو از دست دادم

325
00:12:40,350 --> 00:12:42,650
‫پففف. پسر عمو الیورِ آفریقا!
‫<font color="#ffff00">[اشاره به یکی از شخصیت های سریال سیتکام The Brady Bunch
‫وقتی می خواستن یه کمی برنامه رو سرزنده تر کنن، یه بچه به سریال اضافه می کردن
‫یکی ـش همین پسر عمو الیور بود - حالا اینجا منظورش اینه که لیبریا آفریقا رو سرزنده می کنه!]</font>

326
00:12:42,700 --> 00:12:45,450
‫ولی اسم اون شرکت ظاهری توی فلوریدا...

327
00:12:45,500 --> 00:12:48,150
‫صبر کن... سندهیل-کرین هست

328
00:12:48,200 --> 00:12:50,450
‫خب که چی؟ یه پرندۀ آشغالی مال دسته ماهیتابۀ فلوریداست؟
‫<font color="#ffff00">[پرندۀ آشغالی: پرنده هایی که در یک مکان تعداد زیادی ـشون وجود داره که ممکنه باعث آزار بقیه بشه - توی ایران مثلاً کلاغ یا حتی گنجشک و کبوتر]
‫[دستۀ ماهیتابۀ فلوریدا: نام غیر رسمی برای بخش شمال غربی فلوریدا]</font>

329
00:12:50,500 --> 00:12:53,700
‫نه منظورم اونجور "کرین" نیست
‫"الیس کرین" رو میگم
‫<font color="#ffff00">[کرین: تحت الفظی یعنی پرندۀ "درنا" یا "کُلَنگ" - اسم این پرنده به اسم الیس کرین شباهت داره]</font>

330
00:12:53,750 --> 00:12:55,125
‫فکر می کنم اونم پشت این قضیۀ شرکته هست

331
00:12:55,175 --> 00:12:57,125
‫و پشت همۀ این قضایای به اصطلاح
‫"تصادفی" هست

332
00:12:57,175 --> 00:13:01,025
‫که به معنی ـه که اگه تولید متوقف بشه،
‫اونم از این وضعیت سود می بره

333
00:13:01,075 --> 00:13:03,125
‫میلیون ها دلار در میاره از این راه

334
00:13:03,175 --> 00:13:05,850
‫اگه بخوام خودم بگم، میگم چه کارای
‫خوب خوبِ کاراگاهی ای انجام دادم

335
00:13:07,350 --> 00:13:09,975
‫و اینطور که معلومه فقط قراره خودم
‫این حرف رو به خودم بزنم، پس...

336
00:13:10,025 --> 00:13:11,675
‫اُه، به خودت بیا، مرد بارانی
‫<font color="#ffff00">[اشاره به شخصیتی در فیلمی با همین اسم؛ مرد بارانی نابغه ـست ولی در
‫عین حال قسمت هایی از مغزش دچار نارسایی ـه. دلیلش هم بیماری سندروم ساوانت هست]</font>

337
00:13:11,725 --> 00:13:14,300
‫سندهیل-کرین میتونه تصادفی بوده باشه

338
00:13:14,350 --> 00:13:15,850
‫واسه ثابت کردن کافی نیست

339
00:13:15,900 --> 00:13:18,975
‫نه، لازمه که مچ "کرین" رو یه جوری
‫حین ارتکاب بگیریم

340
00:13:19,025 --> 00:13:20,975
‫شاید اگه بتونیم یکی رو
‫به عنوان تله براش در نظر بگیریم

341
00:13:21,025 --> 00:13:22,850
‫آره، نمی دونم
‫اصن چطوری می خواد...

342
00:13:22,900 --> 00:13:24,525
‫ژیلت کجاست؟

343
00:13:24,575 --> 00:13:26,350
‫آره، می بینی؟
‫وقتی ته ـش رو اینطوری میدیم بیرون

344
00:13:26,400 --> 00:13:27,825
‫واقعاً به صورتت چارچوب می بخشه

345
00:13:27,875 --> 00:13:29,900
‫یعنی،
‫با استخون های گونه ـت...

346
00:13:31,050 --> 00:13:33,750
‫چه غلطی داری می کنی؟

347
00:13:35,425 --> 00:13:36,875
‫دستیاری صحنه می کنم؟

348
00:13:44,675 --> 00:13:45,800
‫خیلی خب، سیریل

349
00:13:45,850 --> 00:13:49,250
‫حالا اگه "کرین" واقعاً پشت
‫همۀ این اتفاقات بوده باشه،

350
00:13:49,300 --> 00:13:52,725
‫سؤال اینه که چطوری بگیریمش؟

351
00:13:52,775 --> 00:13:54,375
‫اُه، داری از من می پرسی. ببخشید

352
00:13:54,425 --> 00:13:55,950
‫فکر کردم استفهام انکاری بود
‫<font color="#ffff00">[استفهام انکاری یا پرسش بلاغی، گونه ای از آرایۀ ادبی ـه
‫که در قالب پرسش، موضوعی رو مطرح می کنه]</font>

353
00:13:56,000 --> 00:13:58,625
‫چرا باید استفهام انکاری به کار ببرم؟

354
00:13:58,675 --> 00:14:00,900
‫- چون...
‫- اونی که الان گفتم استفهام انکاری بود!

355
00:14:00,950 --> 00:14:02,300
‫خیلی خب،
‫نقشه ـتون چیه، بچه ها؟

356
00:14:02,350 --> 00:14:04,450
‫چطوری جلوی آرچر رو از اینکه با ورونیکا
‫بخوابه بگیریم؟

357
00:14:04,500 --> 00:14:05,900
‫آممم...

358
00:14:05,950 --> 00:14:07,575
‫اووه!
‫می تونیم تو صورت ورونیکا اسید بپاشیم

359
00:14:07,625 --> 00:14:09,075
‫چــ... یا خدا

360
00:14:09,125 --> 00:14:10,725
‫چه مرگته تو؟

361
00:14:10,775 --> 00:14:13,275
‫چیه خب؟ بعدشم تو یهو می پَری
‫تو بغلش و ازش مراقبت می کنی

362
00:14:13,325 --> 00:14:15,250
‫و بعدشم آروم آروم
‫بعد از چندین و چند سال،

363
00:14:15,300 --> 00:14:18,775
‫ممکنه که به صورت عجیب غریبی
‫تظاهر به دوست داشتنت بکنه

364
00:14:18,825 --> 00:14:21,275
‫آره، فک کنم بتونیم بهترین از اینا هم
‫این کارو انجام بدیم

365
00:14:21,325 --> 00:14:24,075
‫باشه، ولی عالی بودن دشمن خوب بودن ـه ها
‫<font color="#ffff00">[منظور از این جمله: اگه همه ـش دنبال عالی انجام دادن یه کاری باشی، هیچ موقع نمی تونی انجام ـش بدی.
‫لازم نیست یه کاری رو حتماً عالی انجام بدی، کافیه خوب انجام بدی، ولی انجام بدی]</font>

366
00:14:24,125 --> 00:14:25,125
‫ممم

367
00:14:25,175 --> 00:14:27,275
‫اووه. نظرتون چیه من از راه به درش کنم؟
‫<font color="#ffff00">[منظورش اینه که تحریکش کنه]</font>

368
00:14:27,325 --> 00:14:29,975
‫آره، فکر نکنم دو جنس گرا باشه
‫<font color="#ffff00">[دو جنس گرایی: گرایش به هر دو جنس مؤنث و مذکر]</font>

369
00:14:30,025 --> 00:14:31,750
‫کی اهمیت میده خب؟

370
00:14:31,800 --> 00:14:33,950
‫تازه ـشم، شرط می بندم ترجیح میده
‫اسید پاشیده بشه تو صورتش

371
00:14:34,000 --> 00:14:35,000
‫هی، اصن می دونی چیه؟

372
00:14:35,050 --> 00:14:36,800
‫شما احمقا دارین چه گهی می خورین؟

373
00:14:36,850 --> 00:14:38,800
‫- دنبال اسید می گردیم
‫- نخیر، نمی گردیم

374
00:14:38,850 --> 00:14:42,425
‫الان وقتش نیست که مواد مخدر لعنتی ـتون
‫رو مصرف کنین، بدبختای معتاد هیپی
‫<font color="#ffff00">[هیپی: جنبش اجتماعی جوانانی با موهای بلند و لباس های عجیب بودند که مواد مخدر و روان گردان هم مصرف می کردن ]</font>

375
00:14:42,475 --> 00:14:46,600
‫ما فکر می کنیم "الیس کرین" همونی ـه که
‫داره توی فرآیند تولید فیلم خراب کاری می کنه

376
00:14:46,650 --> 00:14:48,275
‫یا مقدسات

377
00:14:48,325 --> 00:14:50,600
‫- "الیس کرین" کیه دیگه؟
‫- می دونستم

378
00:14:50,650 --> 00:14:52,800
‫یعنی، نمی دونستم
‫به هیچ وجه روحمم از این قضیه خبر نداشت

379
00:14:52,850 --> 00:14:55,275
‫ولی حالاها که شماها گفتین،
‫کاملاً منطقی به نظر میرسه

380
00:14:55,325 --> 00:14:56,650
‫ولی چی باعث شده فکر کنین
‫کار "کرین" هست؟

381
00:14:56,700 --> 00:14:58,275
‫- خب، من...
‫- مهم نیس

382
00:14:58,325 --> 00:15:00,350
‫یا مهم نخواهد بود، وقتی
‫بتونیم مچ ـش رو بگیریم

383
00:15:00,400 --> 00:15:02,625
‫که این چیزی بود که داشتیم
‫نقشه ـش رو می کشیدیم که انجام بدیم

384
00:15:02,675 --> 00:15:04,325
‫اووه. نظرتون چیه از راه به درش کنم؟

385
00:15:04,375 --> 00:15:07,925
‫پَم، شک دارم که دو جنس گرا باشه ها
‫<font color="#ffff00">[به نوعی پَم رو مرد خطاب کرد]</font>

386
00:15:07,975 --> 00:15:10,300
‫کی اهمیت میده... وایسا بینم، چی؟

387
00:15:10,350 --> 00:15:12,700
‫و حتی اگه هم دو جنس گرا بود،
‫یه آدم گنده ای مثه تو رو نمی خواست
‫<font color="#ffff00">[اشاره به شخصیت "بلاب" ابرشرور مارول که خیلی چاق ـه، جهش یافته ـست و دشمن ایکس من هست]</font>

388
00:15:12,750 --> 00:15:16,125
‫منظورم اینه که، اصن آخرین بار کِی تونستی
‫کیرت رو ببینی؟

389
00:15:16,175 --> 00:15:17,525
‫من...

390
00:15:19,425 --> 00:15:21,375
‫می دونه تو زن هستی دیگه، نه؟

391
00:15:21,425 --> 00:15:22,625
‫فکر می کردم می دونه

392
00:15:22,675 --> 00:15:24,200
‫صبر کن. تو باهاش سکس داشتی

393
00:15:24,250 --> 00:15:26,700
‫آره، ولی اون موقع مثه سگ مست کرده بود

394
00:15:26,750 --> 00:15:29,000
‫اُه، درسته
‫تازه منم خودمو با کاه پوشونده بودم

395
00:15:29,050 --> 00:15:30,650
‫- آییییی
‫- چیه؟

396
00:15:30,700 --> 00:15:32,025
‫نپرس. حالت به هم می خوره

397
00:15:32,075 --> 00:15:33,150
‫اون که حتماً این کارو کرده بود

398
00:15:33,200 --> 00:15:34,375
‫کی چی کار کرد؟

399
00:15:34,425 --> 00:15:35,825
‫جدی میگم، نپرس

400
00:15:35,875 --> 00:15:37,375
‫ولی بذار من ازت اینو بپرسم

401
00:15:37,425 --> 00:15:39,825
‫به نظرت فکر می کنی
‫چیزی در مورد آرچر هست

402
00:15:39,875 --> 00:15:42,700
‫که خانما باهاش ضد حال بخورن؟
‫<font color="#ffff00">[منظورش اینه که آیا آرچر خصوصیتی داره که خانما رو
‫از اون حالت شهوت و تحریک شدن خارج کنه؟]</font>

403
00:15:42,750 --> 00:15:45,150
‫اُه، جدی میگی

404
00:15:45,200 --> 00:15:48,000
‫خب، اون موقع، ای بابا
‫از کجا شروع کنم؟ آمممم

405
00:15:48,050 --> 00:15:51,025
‫و یه کمی هم باید سریع تر بگی، پس...

406
00:15:51,075 --> 00:15:53,400
‫- چرا؟
‫- چون، اون و ورونیکا

407
00:15:53,450 --> 00:15:55,825
‫یه مدتی میشه که توی رختکن ـش هستن

408
00:15:55,875 --> 00:15:56,875
‫آها

409
00:15:56,925 --> 00:16:00,350
‫و از اونجایی که ظاهراً کیر آرچر
‫شبیه لوله کراک می مونه

410
00:16:00,400 --> 00:16:01,900
‫از لحاظ شکل و اندازه منظورته؟

411
00:16:01,950 --> 00:16:05,750
‫میگن اگه با ورونیکا سکس کنه،
‫ورونیکا مثه چی عاشقش میشه

412
00:16:05,800 --> 00:16:08,075
‫اُه، پس که اینطوری گفتن، نه؟

413
00:16:08,125 --> 00:16:09,550
‫بله

414
00:16:09,600 --> 00:16:13,400
‫اومدی، آممم...

415
00:16:13,450 --> 00:16:14,750
‫اوهوم

416
00:16:14,800 --> 00:16:16,925
‫همم. منم همینطور

417
00:16:16,975 --> 00:16:18,600
‫بله، می دونم

418
00:16:18,650 --> 00:16:20,025
‫اُه، صحیح

419
00:16:20,075 --> 00:16:21,700
‫ببخشید بابت، آآ...

420
00:16:21,750 --> 00:16:24,375
‫- به نظرم مهم نیس
‫- جمله بندی ـتو. با این حال، بازم ببخشید
‫<font color="#ffff00">[ورونیکا یه جوری جمله رو میگه که معنی دیگه ـش میشه: به هر حال در هر صورت آبت باید می اومد]</font>

421
00:16:24,425 --> 00:16:26,525
‫با اینکه خیلی دوس دارم اینجا بخوابم و

422
00:16:26,575 --> 00:16:28,100
‫زیر تابش گرمای این حالت بعد از مقاربت ـمون حموم آفتاب بگیرم
‫<font color="#ffff00">[مقاربت: سکس؛ گرمای بعد از سکس رو به گرمای خورشید آفتابی تشبیه می کنه!]</font>

423
00:16:28,150 --> 00:16:29,950
‫درسته؟ شمپین ـم که داریم

424
00:16:30,000 --> 00:16:31,775
‫دیگه بدتر از این نمی تونیم به هم بچسبیم

425
00:16:31,825 --> 00:16:34,050
‫می دونم، ولی نزدیکای 3 شده

426
00:16:34,100 --> 00:16:35,575
‫واقعاً؟ انقدر طول کشید؟

427
00:16:35,625 --> 00:16:37,450
‫آره، میشه گفت دقیقاً 3،

428
00:16:37,500 --> 00:16:40,625
‫و منم دیرم شده که برم
‫سراغ اندازه گیری واسه لباسام، پس...

429
00:16:40,675 --> 00:16:43,050
‫پس من اینجا منتظرت میمونم دیگه، یا...

430
00:16:43,100 --> 00:16:44,550
‫آمم، باشه

431
00:16:44,600 --> 00:16:45,950
‫ببخشید با این عجله دارم میرم،

432
00:16:46,000 --> 00:16:47,950
‫ولی دیگه همین الانه که ساعت بشه 3

433
00:16:48,000 --> 00:16:49,750
‫آره، گفتی...

434
00:16:49,800 --> 00:16:52,250
‫ممم. زود بر میگردم

435
00:16:52,300 --> 00:16:56,575
‫منم اینجا می مونم، کم کم خشک بشم

436
00:16:56,625 --> 00:16:57,900
‫آآآه...

437
00:16:57,950 --> 00:16:59,900
‫اُه، پسر، باورم نمیشه

438
00:16:59,950 --> 00:17:01,900
‫با ورونیکا خوابیدم

439
00:17:01,950 --> 00:17:05,075
‫فکر کنم همون احساسی رو دارم
‫تنزینگ نورگای داشت
‫<font color="#ffff00">[تنزینگ نورگای: اولین شخصی که قلۀ اورست رو فتح کرد؛ او اهل نِپال بود و از ملکه الیزابت دوم بعد از صعود به اون قله، نشان شوالیه گرفت]</font>

440
00:17:05,125 --> 00:17:09,300
‫خاک بر سرم، فک کنم این احساسی ـه که
‫تنزینگ نورگای همیشه داشته

441
00:17:09,350 --> 00:17:11,075
‫چی، احساس چسبندگی؟

442
00:17:11,125 --> 00:17:12,325
‫<font color="#ffff00">[صدای قورت دادن در میاره]</font>

443
00:17:12,375 --> 00:17:15,325
‫می دونی، ما میتونیم به راحتی با همون مدارک

444
00:17:15,375 --> 00:17:17,575
‫- جلوی "کرین" در بیایم
‫- مدارکی که پایه و اساسی نداره

445
00:17:17,625 --> 00:17:19,825
‫آره، ولی شاید عکس العملش
‫باعث بشه لو بره

446
00:17:19,875 --> 00:17:21,800
‫هممم

447
00:17:21,850 --> 00:17:25,750
‫خیلی خب. پس ما همینطوری می پَریم
‫میریم تو اتاق رختکن ـش و

448
00:17:25,800 --> 00:17:27,150
‫و غافلگیرش می کنیم!

449
00:17:27,200 --> 00:17:29,300
‫چون که تو گفتی که
‫ما به هم زدیم!

450
00:17:29,350 --> 00:17:31,750
‫پس اون موقع دو روز بعدش،
‫کیرت خیس میشه؟

451
00:17:31,800 --> 00:17:34,125
‫اُه، عذر می خوام، لانا،
‫مهلت مشخصی برای این قضیه وجود داره؟

452
00:17:34,175 --> 00:17:36,200
‫- اگه وجود داره، یادت رفته که بهم بگی
‫- یه مقدار زمان قابل قبولی

453
00:17:36,250 --> 00:17:39,025
‫قبل از اینکه شروع کنی کیر آشغالیت
‫رو بچپونی اینور اونور وجود داره

454
00:17:39,075 --> 00:17:41,600
‫هیچ موقع به خودت زحمت نمیدی
‫که در مورد چیزی باهام حرف بزنی

455
00:17:41,650 --> 00:17:44,775
‫و محض اطلاعت،
‫اون به هم زدن احمقانه فکر من نبود

456
00:17:44,825 --> 00:17:46,275
‫فکر خودت بود!

457
00:17:46,325 --> 00:17:49,350
‫چون که تو،
‫به خاطر اینکه شبیه افتادگی راست روده میمونی
‫<font color="#ffff00">[افتادگی راست روده: ضایعۀ نامعمولی که راست روده پایین می افته و اغلب از درون مقعد خارج میشه]</font>

458
00:17:49,400 --> 00:17:51,850
‫هوس ورونیکا دین کردی،

459
00:17:51,900 --> 00:17:55,700
‫که ضمناً بوی کُسِ پیر و تار عنکبوت بسته شده ـش
‫رو از اینجا هم می تونم بشنوم

460
00:17:55,750 --> 00:17:58,625
‫خب، دیگه الان بهش تار عنکبوت بسته نشده

461
00:18:02,225 --> 00:18:03,325
‫لانا!

462
00:18:03,375 --> 00:18:05,375
‫پس این نقشه ـته

463
00:18:05,425 --> 00:18:07,625
‫- آره
‫- به طور کلی همینه

464
00:18:07,675 --> 00:18:08,975
‫آره

465
00:18:09,025 --> 00:18:10,975
‫ما همینطوری یهویی درو وا می کنیم و میگیم

466
00:18:11,025 --> 00:18:12,300
‫این کارو نکن!

467
00:18:12,350 --> 00:18:13,800
‫سوزاک داره!
‫<font color="#ffff00">[سوزاک: بیماری آمیزشی شایع که از طریق آمیزش جنسی منتقل میشه]</font>

468
00:18:13,850 --> 00:18:14,975
‫چی؟

469
00:18:15,025 --> 00:18:16,500
‫آممم...

470
00:18:18,025 --> 00:18:19,025
‫چی؟

471
00:18:19,075 --> 00:18:20,975
‫من، آمم...

472
00:18:21,025 --> 00:18:22,525
‫پسر، شده تا حالا...

473
00:18:22,575 --> 00:18:25,350
‫وارد یه اتاق بشی و
‫بعدش یادت بره چرا اصن؟

474
00:18:25,400 --> 00:18:27,525
‫- نه
‫- و داری چی به نگاه می کنی؟

475
00:18:27,575 --> 00:18:30,050
‫واو. یه جورایی شبیه لوله کراک هست

476
00:18:30,100 --> 00:18:34,025
‫لطف می کنید شما کودنا از اینجا برین بیرون
‫که من بتونم به صورت خصوصی دهن اینو صاف کنم؟

477
00:18:34,075 --> 00:18:36,000
‫اُه، حالا هر چی
‫من داشتم دهنتو...

478
00:18:37,225 --> 00:18:39,725
‫مادر! برین اونور، احمقا!

479
00:18:39,775 --> 00:18:42,325
‫- از جلوم برین کنار
‫- دنبال اون کون رو بگیر

480
00:18:42,375 --> 00:18:44,550
‫مادر!
‫مادر، حالت خوبه؟

481
00:18:44,600 --> 00:18:45,700
‫چرا حالم خوب نباشه؟

482
00:18:45,750 --> 00:18:47,250
‫من... شنیدم جیغ زدین

483
00:18:47,300 --> 00:18:49,200
‫من نبودم که. این یکی بود

484
00:18:49,250 --> 00:18:51,425
‫خب، خیلی ناراحت کننده بود

485
00:18:51,475 --> 00:18:53,350
‫- ووو!
‫- اُه، خدای من!

486
00:18:53,400 --> 00:18:55,675
‫اُه. آره، تقریباً ناراحت کننده ـس

487
00:18:55,725 --> 00:18:58,225
‫و این چیه شما احمقا پوشیدین؟

488
00:18:58,275 --> 00:19:01,700
‫فک کنم قاعدتاً لُنگ باشه؟

489
00:19:01,750 --> 00:19:04,225
‫که از لباس شب عروسک بچه ها
‫به لُنگ تبدیل شده

490
00:19:05,575 --> 00:19:07,100
‫خب، ببخشید، مادر

491
00:19:07,150 --> 00:19:09,525
‫نمی دونستم قراره برم تشییع جنازه

492
00:19:09,575 --> 00:19:11,125
‫وگرنه یه دونه مشکی ـش رو می پوشیدم

493
00:19:21,000 --> 00:19:22,700
‫خیلی خب، بچه ها، آآ، گوش بدین

494
00:19:22,750 --> 00:19:25,225
‫الان این یه قتل در دست بررسی و بازجویی ـه

495
00:19:25,275 --> 00:19:28,125
‫و در حالی که وضعیت حال حاضر
‫ممکنه یه جورایی متغیر باشه...

496
00:19:28,175 --> 00:19:30,925
‫مایعات روی زمین، روی دیوارا
‫<font color="#ffff00">[داره مسخره ـش می کنه؛ به صورت تحت الفظی پلیسه میگه روی زمین مایع هست؛
‫ولی معنی اصلی ـش متغیر بودن وضعیته]</font>

497
00:19:30,975 --> 00:19:32,725
‫تو خفه شو!

498
00:19:32,775 --> 00:19:35,725
‫دهنت رو ببند، و گرنه به
‫بهشت عیسی مسیح قسم می خورم

499
00:19:35,775 --> 00:19:38,425
‫شخصاً واسه این قتل برات پاپوش درست می کنم!

500
00:19:38,475 --> 00:19:39,900
‫هی، باب، یادته؟

501
00:19:39,950 --> 00:19:41,800
‫در مورد همون چیزه؟

502
00:19:41,850 --> 00:19:44,425
‫لطفاً حرفای قبلیم رو نادیده بگیرین

503
00:19:44,475 --> 00:19:46,775
‫صرفاً تلاشی غیر عقلانی
‫برای سبک سَری بود

504
00:19:46,825 --> 00:19:49,775
‫خیلی خب. و جهت این که ارتباط های مختلف
‫حرفه ای، یا، در بعضی موارد،

505
00:19:49,825 --> 00:19:52,900
‫شخصی ـتون با قربانی روشن بشه

506
00:19:52,950 --> 00:19:55,975
‫در حال حاضر، همه ـتون مظنون هستین

507
00:19:57,150 --> 00:19:59,075
‫هی، هی، هی، هی. آروم باشین

508
00:19:59,125 --> 00:20:02,775
‫هنوز که نگفته "مظنونین"

509
00:20:02,825 --> 00:20:05,075
‫ولی تا وقتی که یه مظنون

510
00:20:05,125 --> 00:20:06,750
‫یا مظنونینی رو پیدا کنیم

511
00:20:06,800 --> 00:20:08,425
‫مجبوریم ازتون بخوایم که

512
00:20:08,475 --> 00:20:10,000
‫شهر رو بدون اجازه گرفتن ازمون
‫ترک نکنید

513
00:20:10,050 --> 00:20:11,750
‫ولی خب اینطوری که مسخره ـست

514
00:20:11,800 --> 00:20:14,825
‫هیچ کدوم از ماها نبودیم
‫اون ما رو واسه محافظت استخدام کرد

515
00:20:14,875 --> 00:20:16,625
‫چی، مثلاً مثه همین قلدر محافظا؟
‫<font color="#ffff00">[قلدر محافظ: معمولاً به صورت غیرقانونی بادی گارد یه سری افرادی
‫میشن که اعمال ـشون غیر قانونی هست؛ مثلاً محافظت از یه قاچاقچی یا رئیس مافیا]</font>

516
00:20:16,675 --> 00:20:18,125
‫نخیر، توی...

517
00:20:18,175 --> 00:20:19,600
‫ما فکر می کنیم که "کرین" توی یه جور

518
00:20:19,650 --> 00:20:21,100
‫کلاه برداری مربوط به بیمه دست داشته،

519
00:20:21,150 --> 00:20:23,275
‫از همین جا بگیر تا خود لیبریا

520
00:20:23,325 --> 00:20:25,275
‫باشه، باشه. ما هم
‫این چیزا رو بررسی می کنیم

521
00:20:25,325 --> 00:20:27,275
‫- ولی در این حین...
‫- ما همه ـمون حین وقوع جرم جای دیگه ای بودیم

522
00:20:27,325 --> 00:20:28,675
‫پس هیچ دلیلی نداره نگران باشین

523
00:20:28,725 --> 00:20:30,275
‫آره، چون که راحت میشه
‫همچین چیزایی رو بررسی کرد

524
00:20:30,325 --> 00:20:31,650
‫ما ساعت مرگ رو به طور دقیق مشخص کردیم

525
00:20:31,700 --> 00:20:33,625
‫ولی زمان تقریبی مرگ

526
00:20:33,675 --> 00:20:36,525
‫دقت خطاش شاید 1 ساعت
‫اینور اونور باشه، پس...

527
00:20:36,575 --> 00:20:38,025
‫بگو 1 ثانیه، فندوق جون

528
00:20:39,675 --> 00:20:41,500
‫قربانی جراحت دفاعی داشته

529
00:20:41,550 --> 00:20:43,450
‫گلوله صاف از وسط ساعت رولکس ـش عبور کرده

530
00:20:43,500 --> 00:20:47,325
‫ساعت دقیق مرگ ـش، 2:14 عصر هست

531
00:20:49,250 --> 00:20:50,975
‫خب، خدا رو شکر،
‫راحت شدم

532
00:20:51,025 --> 00:20:52,325
‫نه، منظورم این بود که...

533
00:20:52,375 --> 00:20:55,300
‫خب، می دونین، زن سابقش بودم،
‫طلاق تلخ و غم انگیزی رو هم داشتیم

534
00:20:55,350 --> 00:20:57,300
‫مطمئنم من مظنون شماره یک می شدم

535
00:20:57,350 --> 00:20:59,000
‫ولی من نمی تونستم که الیس رو کشته باشم

536
00:20:59,050 --> 00:21:01,175
‫من با تو بودم، آرچر

537
00:21:01,225 --> 00:21:02,800
‫یادته؟

538
00:21:02,850 --> 00:21:05,075
‫تا سَرِ ساعت 3

539
00:21:07,425 --> 00:21:09,200
‫آممم...

540
00:21:11,450 --> 00:21:25,450
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

