1
00:00:01,708 --> 00:00:04,078
‫و خب، برای اینکه یه بار دیگه دوره کنیم...

2
00:00:04,112 --> 00:00:06,246
‫با توجه به ارتباط های مختلفی که با قربانی،

3
00:00:06,280 --> 00:00:08,983
‫یعنی "الیس کرین"، چه به صورت حرفه ای
‫و چه به صورت شخصی داشتید،

4
00:00:09,015 --> 00:00:12,853
‫شماها همه‌ـتون مظنون به قتلی هستید
‫که در دست بازجویی و بررسی‌ـه

5
00:00:14,789 --> 00:00:16,658
‫وایسا بینم. نمی تونید دست هامون رو واسۀ

6
00:00:16,691 --> 00:00:19,761
‫- رو واسۀ باقیموندۀ شلیک آزمایش کنین، همم؟
‫- چــ... آ-آره!
‫<font color="#ffff00">[باقیموندۀ شلیک: وقتی گلوله شلیک میشه ممکنه اثر بعضی از مواد مربوط به تفنگ یا گلوله روی دست یا لباس شخص باقی بمونه]</font>

7
00:00:19,794 --> 00:00:20,520
‫آره، می تونیم

8
00:00:20,545 --> 00:00:22,697
‫و اینم دقیقاً همون کاری‌ـه
‫که ما می خوایم انجام بدیم، زبل خان!

9
00:00:22,730 --> 00:00:24,499
‫- پس...
‫- فک می کنی خیلی باهوشی مثلاً!

10
00:00:24,532 --> 00:00:28,036
‫خب پس می خوایم همه‌ـتون
‫تشریف بیارید پاسگاه،

11
00:00:28,069 --> 00:00:31,606
‫که، آآ، بتونیم دست هاتون رو برای
‫اثرات باقیمونده از شلیک آزمایش کنیم

12
00:00:31,639 --> 00:00:35,008
‫آره، سلام. الن شپیرو هستم،
‫وکیل ورونیکا دین

13
00:00:35,042 --> 00:00:37,112
‫- خدای من، زنه عالی‌ـه
‫- شدید طرفدارتونم. شدید!

14
00:00:37,145 --> 00:00:38,880
‫- اُاُاُه!
‫- آره. بهترینه

15
00:00:38,913 --> 00:00:42,049
‫ولی موکل بنده قرار نیست که
‫کَت بسته برده بشه توی پاسگاه

16
00:00:42,082 --> 00:00:44,618
‫اونم مثه یه مجرم معمولی جلوی
‫خدا می دونه چند تا دوربین

17
00:00:44,652 --> 00:00:47,287
‫که به هر کدوم‌ـشونم از طرف
‫پلیس لس آنجلس اطلاع داده شده که بیان

18
00:00:47,320 --> 00:00:48,789
‫م-من... خب، نه. نه

19
00:00:48,823 --> 00:00:51,526
‫- ما یه همچین چیزی نمیخوایم بشه
‫- اگرچه، ایشون...

20
00:00:51,558 --> 00:00:54,695
‫موافقن و راضی هستن که
‫آزمایش توی دفترم انجام بشه

21
00:00:54,728 --> 00:00:56,463
‫ممنون. خیلی هم مناسبه

22
00:00:56,496 --> 00:00:58,465
‫برو یه مشت اوبی‌وان-وکیل واسه خودت بگیر
‫<font color="#ffff00">[اشاره به شخصیت خیالی مجموعه جنگ ستارگان، اوبی‌وان کنوبی؛
‫به دلیل شباهت آوایی کلمۀ "وکیل (اتورنی)" در انگلیسی با کلمۀ "کنوبی"!]</font>

23
00:00:58,498 --> 00:01:00,067
‫خب، الان باید بریم اونجا، یا...

24
00:01:00,100 --> 00:01:02,536
‫نه، فردا خوبه بیاین.
‫طرفای ساعت یازده مثلاً؟

25
00:01:02,570 --> 00:01:04,472
‫- طرفای ساعت 11 میایم
‫- بی صبرانه منتظریم که ببینیم‌ـتون

26
00:01:04,504 --> 00:01:06,307
‫- مسخره‌ـمون کردین؟
‫- منصفانه نیست آخه

27
00:01:06,340 --> 00:01:09,043
‫- چرا برخوردتون با ایشون خاصه؟
‫- چون که ایشون خاص هستن
‫<font color="#ffff00">[منظور یه نوع تبعیض هست]</font>

28
00:01:09,076 --> 00:01:12,480
‫- ایشون... ستارۀ یه فیلم هستن!
‫- آره. چون که خاصه

29
00:01:12,513 --> 00:01:15,216
‫خب، ولی منم نمی خوام این همه راه رو
‫تا پاسگاه برم، پس...

30
00:01:15,248 --> 00:01:17,818
‫سگ تو روحت! خوبم میری!

31
00:01:17,852 --> 00:01:20,487
‫هی، هی، هی، هی، هی هی...
‫همه چی مرتبه، رفیق!

32
00:01:20,520 --> 00:01:22,656
‫ایشونم تشریف میارن پاسگاه

33
00:01:22,689 --> 00:01:24,492
‫- میاین دیگه، مگه نه؟
‫- آآآ، آره

34
00:01:24,525 --> 00:01:26,995
‫می بینی؟ میادش پاسگاه

35
00:01:27,028 --> 00:01:29,998
‫آره! چون تو رو یادمه، لانا کین

36
00:01:30,031 --> 00:01:32,033
‫تو هنوز به خاطر اون قضیۀ حمل اسلحه و
‫تعقیب ملت و کمین کردن واسه‌ـشون تحت عفو مشروط آزادی

37
00:01:32,065 --> 00:01:34,168
‫- هامنتاش بود بابا!
‫- آره
‫<font color="#ffff00">[اشاره به همون شیرینی های سه گوش در قسمت های قبل تر]</font>

38
00:01:34,201 --> 00:01:36,470
‫خب، دیگه قرار نیس به همون راحتی و "خوشمزگی
‫کلوچه های یهودی" از زیر این قضیه قسر در بری

39
00:01:36,504 --> 00:01:38,439
‫آ! من نمی تونستم الیس رو کشته باشم

40
00:01:38,471 --> 00:01:41,341
‫توی اتاق رختکن ورونیکا بودم و داشتم
‫آرچر رو مثه خر می زدمش
‫<font color="#ffff00">[تحت الفظی میگه آرچر رو مثه قاطر اجاره ای داشته جِرِش میداده]</font>

41
00:01:41,374 --> 00:01:44,111
‫اُه، پسر، تو که هیچ وقت قاطر اجاره نمی کنی

42
00:01:44,144 --> 00:01:46,113
‫- وایسا بینم یه لحظه...
‫- تو اون حرومزادۀ بدعُنُق رو اجاره‌ـش میدی

43
00:01:46,147 --> 00:01:47,916
‫- خفه خون بگیر! وایسا بینم...
‫- خفه شو!

44
00:01:47,948 --> 00:01:51,285
‫پس، بهونۀ تو اینه که هنگام وقوع جرم،
‫مشغول انجام جرم "حمله کردن" بودی

45
00:01:51,319 --> 00:01:53,120
‫- بله!
‫- واقعاً تهدید کننده‌ـس و خطرناکه

46
00:01:53,154 --> 00:01:55,023
‫خفه شو، و اونا هم همه‌ـشون منو دیدن

47
00:01:55,055 --> 00:01:56,757
‫- من ندیدم
‫- چی؟

48
00:01:56,791 --> 00:01:58,692
‫چرا، خوبم دیدی! من خودم اونجا بودم!

49
00:01:58,726 --> 00:02:00,028
‫- نه
‫- توی...

50
00:02:00,060 --> 00:02:02,029
‫- شپیرو! تو که منو دیدی!
‫- واقعاً دیدمت؟

51
00:02:02,063 --> 00:02:03,631
‫- چی؟
‫- چون من نمی فهمم این قضیه...

52
00:02:03,664 --> 00:02:05,867
‫چطوری قراره به موکلم، ورونیکا دین، کمک کنه

53
00:02:05,899 --> 00:02:07,100
‫- خفن طرفدارتم
‫- بهترینی

54
00:02:07,133 --> 00:02:09,269
‫- آرچر...
‫- بله، لانا؟

55
00:02:09,303 --> 00:02:11,206
‫میشه به بازرسا لطف کنی بگی...

56
00:02:11,238 --> 00:02:12,940
‫که من نمی تونستم الیس رو بکشم...

57
00:02:12,974 --> 00:02:15,042
‫چون داشتم مثه خر تو رو می زدم؟

58
00:02:15,076 --> 00:02:17,111
‫دوس دارم بگم

59
00:02:17,143 --> 00:02:19,279
‫- بیا. دیدی؟
‫- اما متأسفانه...

60
00:02:19,313 --> 00:02:20,139
‫تو روحت!

61
00:02:20,164 --> 00:02:22,617
‫احتمالاً در اون لحظه به سَرَم
‫ضربه ای وارد شده باشه

62
00:02:22,649 --> 00:02:25,486
‫- چون هیچی یادم نمیاد!
‫- اُهَه!

63
00:02:25,518 --> 00:02:27,721
‫خب، خانم کین، شما می تونید با من بیاین

64
00:02:27,755 --> 00:02:29,224
‫برای بقیه‌ـتون هم یه وَن خبر می کنم بیاد

65
00:02:29,256 --> 00:02:31,558
‫و به عنوان ناظر بالای سَرِتون میمونم

66
00:02:31,591 --> 00:02:36,597
‫- چونکه، هر کاری میخواین بکنین...
‫- ولی به هیچ وجه دست هاتون رو نشورین

67
00:02:40,768 --> 00:02:43,038
‫آممم...

68
00:03:04,139 --> 00:03:20,141
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
69
00:03:24,635 --> 00:03:26,671
‫آره، خب گوش کن. کل قضیۀ اینکه

70
00:03:26,698 --> 00:03:28,766
‫دستامون رو نشوریم...

71
00:03:28,800 --> 00:03:31,937
‫ولی، عزیزم، انقدر مات و مبهوت
‫عشق بازی ما بودن

72
00:03:31,970 --> 00:03:33,771
‫که البته خیلی‌ـم فوق العاده بود، عزیزم

73
00:03:33,805 --> 00:03:36,175
‫فوق... العاده... نبود؟

74
00:03:36,208 --> 00:03:38,443
‫خب، آره. یعنی، همیشه همینطوره

75
00:03:38,477 --> 00:03:40,545
‫هم فوق العاده‌ـست و هم مبهوت کننده‌ـست، ولی...

76
00:03:40,579 --> 00:03:43,715
‫ولی، عزیزم، مطمئناً فکر نمی کنی که
‫من تونسته باشم "الیس" رو بکشم؟

77
00:03:43,747 --> 00:03:47,619
‫- نه! منظورم اینه که... میدونی...
‫- هر چی باشه، ساعت 2:14 کشته شده،

78
00:03:47,651 --> 00:03:50,955
‫و منم با تو اینجا بودم، اونم تا سَرِ ساعت 3

79
00:03:50,989 --> 00:03:53,292
‫که شدیداً و مکرراً در موردش به وضوح

80
00:03:53,324 --> 00:03:54,959
‫صحبت کردی، الان که بهش فکر می کنم

81
00:03:54,992 --> 00:03:57,695
‫- ولی اینجا هیچ ساعتی نیست، پس...
‫- نظرت در مورد...

82
00:03:57,728 --> 00:03:59,565
‫مکزیکو چیه...؟

83
00:03:59,598 --> 00:04:01,800
‫مثلاً، در مورد معاهدۀ استردادشون، یا...
‫<font color="#ffff00">[معاهدۀ استرداد: بعضی از کشورها به هم تعهد میدن که اگه فردی وارد کشورشون شد
‫که در کشور خودش مجرم باشه، برگردونده بشه]</font>

84
00:04:01,832 --> 00:04:04,202
‫نخیر، احمق جونم.
‫واسه اینکه عاشقونه فرار کنیم

85
00:04:04,235 --> 00:04:07,572
‫اُه. خب، اون موقع، به نظرم،
‫عاشقشم
‫<font color="#ffff00">[یه قسمت رو به زبان اسپانیایی - زبان رسمی مکزیکی ها گفت]</font>

86
00:04:07,605 --> 00:04:08,548
‫ولی...

87
00:04:08,573 --> 00:04:11,375
‫من یه بانگالوی عالی توی لاس کالتاس دارم
‫<font color="#ffff00">[بانگالو: یه نوع خونۀ ییلاقی که از خونه های دیگه جداست؛ حداکثر 2 طبقه‌ـست؛ ایوان هم داره]
‫[لاس کالتاس: ساحلی نزدیک به شهر پورتو بایارتا در ایالت خالیسکو در غرب مکزیک]</font>

88
00:04:11,408 --> 00:04:13,978
‫- همون پایین ساحل نزدیک خونۀ جان هیوستون
‫- واقعاً؟
‫<font color="#ffff00">[جان هیوستون: هنرپیشۀ آمریکایی که قریب به 30 سال پیش مُرد. یه موقعی خونۀ هیوستون همونجا بود که میگه]</font>

89
00:04:14,012 --> 00:04:15,980
‫هممم. می تونی سمت خونه‌ـش نارگیل پَرت کنی

90
00:04:16,014 --> 00:04:17,415
‫که منم همیشه می خواستم یه همچین کاری کنم

91
00:04:17,449 --> 00:04:19,151
‫می تونیم 4 ساعته اونجا باشیم

92
00:04:19,183 --> 00:04:23,154
‫الان... ولی الان به نظرت وقت خوبی‌ـه،
‫یا حتی به نظرت وقت خیلی بدی نیست؟

93
00:04:23,187 --> 00:04:25,223
‫پس کل اون قضیۀ بازجویی و بررسی مربوط
‫به قتل چی میشه...

94
00:04:25,257 --> 00:04:26,824
‫اُه، الن اونو رو راست و ریس می کنه

95
00:04:26,858 --> 00:04:28,393
‫ولی تا موقعی که همۀ
‫این آب ها از آسیاب بیفته،

96
00:04:28,425 --> 00:04:30,329
‫می تونیم بریم تو اقیانوس شنا کنیم...

97
00:04:30,362 --> 00:04:34,165
‫می تونیم تو تکیلا شنا کنیم، توی ساحل کنار
‫آتیش لخت لخت برقصیم
‫<font color="#ffff00">[تکیلا: نوشیدنی الکلی]</font>

98
00:04:34,199 --> 00:04:36,401
‫با نارگیل سر به سر جان هیوستون بذاریم...
‫<font color="#ffff00">[از اونجایی که جان هیوستون مُرده، منظور آرچر یحتمل مجسمۀ هیوستون هست.
‫احتمالاً میخواد نارگیل پَرت کنه سمت مجسمه‌ـش. مجسمه‌ـش توی یه بازار خیابونی نزدیک پایین شهر پورتو بایارتا هست]</font>

99
00:04:36,433 --> 00:04:40,004
‫اینا به کنار، به نظر میرسه که اون یارو
‫لانا کین بزرگه قاتل واقعی باشه

100
00:04:40,038 --> 00:04:42,441
‫چی؟ نه، من-من نباید در موردش
‫شوخی می کردم

101
00:04:42,473 --> 00:04:45,110
‫- به پلیسا میگم که اون...
‫- به قطع یقین انگیزه‌ـش رو داشته

102
00:04:45,142 --> 00:04:47,578
‫منظورم اینه که، خدای من،
‫عاشق حسود قربانی؟

103
00:04:47,612 --> 00:04:50,415
‫آره، هی، آآ، می دونی چیه؟
‫دستای منم یه کمی کثیف شدن

104
00:04:50,447 --> 00:04:52,950
‫سریع میرم بیرون، یه آب میزنم، و...

105
00:04:52,983 --> 00:04:54,786
‫خب، از همین دستشویی
‫اینجا استفاده کن، احمق جون

106
00:04:54,819 --> 00:04:58,190
‫آآ، نه. اسهال دارم، واسه همین...

107
00:04:58,223 --> 00:05:01,193
‫خانم دین؟ یه درخواست دارم ازتون
‫به عنوان طرفدار

108
00:05:01,226 --> 00:05:03,595
‫و تو هم که نمیتونی هوای
‫طرفدارات رو نداشته باشی

109
00:05:03,627 --> 00:05:06,531
‫- ببینید، من... اُه
‫- آره

110
00:05:06,565 --> 00:05:09,033
‫- من...
‫- من اسهال دارم

111
00:05:09,067 --> 00:05:11,470
‫- بهتره اون دستاتو نشوریا!
‫- نمی شورم!

112
00:05:11,502 --> 00:05:13,872
‫- می خوام بهم قول بدی، لطفاً!
‫- قول میدم!

113
00:05:13,904 --> 00:05:15,540
‫ترکوندی با این کارای پلیسی‌ـت

114
00:05:15,574 --> 00:05:19,377
‫خداییش؟ همه چه مرگشون شده دستاشونو می شورن؟

115
00:05:19,411 --> 00:05:22,047
‫دقیقاً! من نمی خوام تنها احمقی باشم که

116
00:05:22,079 --> 00:05:24,716
‫با دستای کثیف برم توی اون پاسگاه!

117
00:05:24,749 --> 00:05:26,618
‫اُه، پسر!

118
00:05:26,651 --> 00:05:29,555
‫باس دستامونو بشوریم یعنی؟

119
00:05:29,588 --> 00:05:31,557
‫چی؟ نه! گفتن، "نشورید."

120
00:05:31,589 --> 00:05:33,491
‫وایسا بینم، الان چی رو داریم می شوریم؟

121
00:05:33,524 --> 00:05:35,726
‫تو روحت، همه‌چی‌ـت رو بشور!

122
00:05:35,759 --> 00:05:37,962
‫یا خدا! بگین می خواین چه
‫کار کنین بالاخره، ملت آمریکا!

123
00:05:37,995 --> 00:05:40,331
‫و لازمه که منم با شما صحبت کنم. همین الان

124
00:05:40,365 --> 00:05:42,567
‫خیلی خب، گربنی کلمن! چیه؟
‫<font color="#ffff00">[اشاره به "دابنی کلمن" بازیگر آمریکایی؛ چون آرچر دستش رو گرفت
‫به جای "دابنی" گفت "گربنی". "گِرَب" یعنی گرفتن یه چیزی]</font>

125
00:05:42,601 --> 00:05:44,502
‫در مورد قتله

126
00:05:44,536 --> 00:05:47,673
‫اُه، استرلینگ، دقیق می دونم
‫چی می خوای بگی

127
00:05:47,706 --> 00:05:50,309
‫- می دونید؟
‫- و دقیقاً می دونم که باید چه کار کنم

128
00:05:50,341 --> 00:05:52,243
‫- می دونین
‫- استرلینگ، مَنَما

129
00:05:52,576 --> 00:05:55,579
‫البته که می دونم، همونطور که می دونستم
‫که همون لحظه که چشمات به اون

130
00:05:55,613 --> 00:05:58,250
‫عجوزۀ پیرِ دست دوم چروکیده افتاد،
‫راه دردسر و بدبختی رو پیش گرفتی

131
00:05:58,283 --> 00:06:00,319
‫اُه، تو رو به... همه‌ـش 50 سالشه!

132
00:06:00,452 --> 00:06:02,687
‫همچنین، شاید، یه کمی بیشتر دیوونه‌‌ـست
‫<font color="#ffff00">[منظورش اینه که حرکاتش دیوونه واره مثل جَوونا]</font>

133
00:06:02,721 --> 00:06:06,324
‫- اُه، جدی میگی؟ هنرپیشه‌ـست؟
‫- کی دیوونه‌ـس؟

134
00:06:06,358 --> 00:06:08,259
‫هیشکی. گمشو برو از اینجا، کریگر!

135
00:06:08,293 --> 00:06:11,196
‫- با اون شیر لعنتی‌ای که از سینه آدمیزاد دوشیدی
‫- باشه! یا خدا!

136
00:06:11,228 --> 00:06:12,764
‫و مال آدمیزاد هم نیس!

137
00:06:12,797 --> 00:06:15,100
‫نمی دونم قضیه رو بهترش می کنه یا بدتر!

138
00:06:15,132 --> 00:06:18,268
‫به هر حال، الان نگرانم نکنه واقعاً پلیسا
‫فک کنن لانا این کارو کرده باشه، پس...

139
00:06:18,302 --> 00:06:19,336
‫مکزیک

140
00:06:19,369 --> 00:06:21,272
‫وایسا بینم. آره. اونم که همینو گفت

141
00:06:21,305 --> 00:06:24,776
‫خب، معلومه دیگه. تو رو به خدا،
‫صاف همین بغل‌ـمونه ها

142
00:06:24,808 --> 00:06:27,612
‫از نقاط ضعف ناگفتۀ لس آنجلس‌ـه
‫<font color="#ffff00">[منظورش اینه که لس آنجلس به اندازۀ کافی بد هست
‫دیگه اینم روش که صاف بغل مکزیکه]</font>

143
00:06:27,646 --> 00:06:30,382
‫آآآ... نمی دونم، مادر
‫فرار کنیم به مکزیک؟

144
00:06:30,415 --> 00:06:32,284
‫یه جورایی مثه این میمونه جیغ بزنم، "من گناهکارم".

145
00:06:32,317 --> 00:06:37,189
‫خب، هیشکی قاعدتاً فرار نمی کنه،
‫چون هیشکی بازداشت نشده

146
00:06:37,221 --> 00:06:38,031
‫هنوز

147
00:06:38,056 --> 00:06:40,459
‫پس دارین میگین الان بهترین
‫زمان واسه رفتنه؟ اگه...

148
00:06:40,492 --> 00:06:42,694
‫اگه "بهترین زمانی" وجود داشته باشه اصن

149
00:06:42,726 --> 00:06:46,364
‫تازه می تونی بدی ازت با یه الاغی که
‫نقاشی شده تا شکل گورخر بشه، عکس بگیرن
‫<font color="#ffff00">[در شهر تیخوانای مکزیک، به منظور جذب توریست، الاغ رو جای گورخر رنگ می کنن؛ بهش میگن گورخر تیخوانایی؛ این شهر مجاور مرز مکزیک و آمریکاس]</font>

150
00:06:46,398 --> 00:06:48,867
‫همم، یه جورایی مطمئنم که اونا گورخر واقعی‌ـن

151
00:06:48,899 --> 00:06:50,468
‫- مثه همیشه
‫- کی گورخرِه؟

152
00:06:50,502 --> 00:06:52,971
‫تو روحت، کریگر. بهت گفتم که...
‫وایسا بینم

153
00:06:53,004 --> 00:06:55,140
‫- چطوری انقدر سریع لباسات رو عوض کردی؟
‫- اُه! آمم...

154
00:06:55,173 --> 00:06:59,144
‫باهاش بحث نکن! باید با اولین چیزی که
‫پیدا می کنی راهی مکزیک بشی

155
00:06:59,177 --> 00:07:01,879
‫به خودت زحمت جمع کردن وسایلت رو هم نده،
‫یه پاسپورت جعلی از توی دفتر

156
00:07:01,913 --> 00:07:03,815
‫بردار و برو...

157
00:07:03,848 --> 00:07:06,485
‫ولی اولش، دستای آغشته به باروتت رو بشور

158
00:07:06,517 --> 00:07:08,252
‫من... صبر کن. فک نمی کنی که
‫من این کارو کرده باشم

159
00:07:08,286 --> 00:07:10,822
‫- چــ.. کی دیگه میتونه همچین کاری بکنه؟
‫- ورونیکا!

160
00:07:10,855 --> 00:07:12,658
‫- ورونیکا کیه؟ - یا خدا
‫- چه غلط...

161
00:07:12,690 --> 00:07:14,592
‫شما سایبورگ ها اینجا چه گهی می خورین؟

162
00:07:14,625 --> 00:07:17,928
‫چون به ازای هر نفر اضافه که بیاریم اینجا،
‫روزی 30 دلار بیشتر می گیریم! واسه هر نفر

163
00:07:17,961 --> 00:07:19,664
‫- کیه؟
‫- خب، گمشین از اینجا برین بیرون

164
00:07:19,697 --> 00:07:22,233
‫- همه‌ـتون!
‫- نه! یه دقیقه صبر کنین حالا

165
00:07:22,266 --> 00:07:24,002
‫این میتونه یه جورایی بهت کمک کنه!

166
00:07:24,035 --> 00:07:26,772
‫که چی کار کنم؟ یه شعبه از رستوران آدولف ای چیز باز کنیم؟
‫<font color="#ffff00">[اشاره به این تئوری که اصل و نسب کریگر به هیتلر برمیگرده و
‫رستوران های زنجیره ای چاک ای چیز در آمریکا که مخصوص خانواده هاست و واسه بچه ها سرگرمی و ... هم داره]</font>

167
00:07:26,805 --> 00:07:30,175
‫کریگر، یه دونه از این هیولاهای افتضاح واسه

168
00:07:30,207 --> 00:07:32,510
‫- هر کدوم از ماها داری؟
‫- نه!

169
00:07:32,543 --> 00:07:36,180
‫- شاید. بله
‫- دیدی! میری مکزیک،

170
00:07:36,214 --> 00:07:38,283
‫تقصیرا رو اون رُبات همزادت به گردن میگیره

171
00:07:38,315 --> 00:07:40,851
‫وقتی محکوم به اعدام با
‫صندلی الکتریکی شد، تو بر میگردی

172
00:07:40,884 --> 00:07:43,421
‫- اُاُه...
‫- اولاً، من این کارو نکردم!

173
00:07:43,454 --> 00:07:45,690
‫- مهم نیس!
‫- من فک می کنم مهمه!

174
00:07:45,723 --> 00:07:48,593
‫- همیشه که در مورد تو نیس!
‫- چــ... و بعدشم

175
00:07:48,625 --> 00:07:51,096
‫هیچ راهی نداره که یه دونه
‫از این "اینپتیکان" های لعنتی
‫<font color="#ffff00">[اینِپتیکان: اشاره به رُبات های شرور ترنسفرمز (تبدیل شوندگان) که "دیسپتیکان" نام دارند. "اینِپ" یعنی بی عرضه]</font>

176
00:07:51,129 --> 00:07:53,031
‫بتونه اون تست آشغالی تورینگ رو رد کنه!

177
00:07:53,932 --> 00:07:56,435
‫اُه، خیلی‌ـم خوب میتونن تست
‫تورینگ رو قبول بشن

178
00:07:56,468 --> 00:07:59,037
‫اون چی چیه؟ یه چیزی از جنگ ستارگان دوباره؟

179
00:07:59,069 --> 00:08:02,440
‫نخیر، یه آزمایش هست که ببینن
‫هوش مصنوعی یه ماشین

180
00:08:02,473 --> 00:08:05,276
‫میتونه انسان رو متقاعد کنه
‫که آیا اون ماشین انسان‌ـه یا نه؟

181
00:08:05,310 --> 00:08:08,980
‫که البته خیلی‌ـم خوب میتونن. امتحان کن
‫هر چیزی در مورد هرچی خواستی ازشون بپرس

182
00:08:09,013 --> 00:08:11,483
‫آه. باشه، آآ، بذار ببینم

183
00:08:11,515 --> 00:08:13,718
‫عشق چیه؟

184
00:08:13,751 --> 00:08:16,887
‫بتبتو... باتری

185
00:08:16,921 --> 00:08:18,724
‫چــــ...

186
00:08:22,427 --> 00:08:25,998
‫حالا دوباره مجبورم دستامو بشورم

187
00:08:33,865 --> 00:08:36,285
‫تو روحش، آرچر یه ذره هم عوض نشده!

188
00:08:36,310 --> 00:08:38,446
‫- اُه، آره؟
‫- می دونه که من "الیس" رو نکشتم!

189
00:08:38,480 --> 00:08:40,782
‫ولی لعنتی اونقدر مثه بچه‌ها میمونه که،
‫فک می کنه باحاله

190
00:08:40,814 --> 00:08:44,185
‫که ببینه مادر بچه‌ـش
‫رو مثه سگ می برن زندون

191
00:08:44,218 --> 00:08:46,554
‫که، البته اینم بگم، کاملاً دارین
‫وقتتون رو هدر میدین

192
00:08:46,587 --> 00:08:49,290
‫چون هیچ اثر و باقیمونده ای
‫از شلیک روی دستام

193
00:08:49,323 --> 00:08:51,892
‫- پیدا نمی کنین
‫- آآ، هیچ موقع نمی دونی چی پیش میاد که

194
00:08:51,925 --> 00:08:54,562
‫نه، فی الواقع، می دونم این یکی رو، چون...
‫ببخشید...

195
00:08:54,596 --> 00:08:56,198
‫- اینی که گفتی یعنی چی؟
‫- چی؟

196
00:08:56,231 --> 00:08:59,301
‫- اینکه گفتی هیچ موقع نمی دونی چی پیش میاد
‫- آآآ، همینطوری گفتم؟

197
00:08:59,333 --> 00:09:01,402
‫اُه، جدی میگی؟ چون از اینجایی
‫که من نشستم

198
00:09:01,435 --> 00:09:03,471
‫که البته از این نگذریم که در کالبد
‫یه سیاه پوست هستم،

199
00:09:03,505 --> 00:09:05,640
‫و عقب یه پراولر نشستم،
‫که درهای عقبش هیچ دستگیره ای ندارن
‫<font color="#ffff00">[پراولر: یه نوع ماشین آمریکایی]</font>

200
00:09:05,673 --> 00:09:08,210
‫اونم توسط یه پلیس سفید پوست داره رونده میشه،
‫به نظر میرسه پلیس لس آنجلس

201
00:09:08,242 --> 00:09:09,810
‫قراره واسه قتل واسم پاپوش درست کنه

202
00:09:09,843 --> 00:09:12,881
‫همونطور که گفتم، "هیچ موقع نمی دونی چی پیش میاد!"

203
00:09:12,914 --> 00:09:15,082
‫اُه، تو روحت!

204
00:09:15,116 --> 00:09:16,885
‫نــــــه!

205
00:09:16,918 --> 00:09:19,921
‫روانیا! شماها کشتین‌ـش!

206
00:09:19,953 --> 00:09:24,992
‫آو، خدا لعنتتون کنه!
‫ایشالا همه‌ـتون برین جهنم!

207
00:09:25,025 --> 00:09:26,895
‫اُه، ولش کن به حال خودش

208
00:09:26,928 --> 00:09:30,499
‫خیلی خُب، شیری جون، خیلی خب
‫<font color="#ffff00">[از اونجایی که رنگ پیرهنش شیری هست
‫اسمش رو گذاشته "شیری"]</font>

209
00:09:30,531 --> 00:09:32,733
‫- و بیا. اینو بگیرش
‫- صبر کن. چی؟ نخیرم

210
00:09:32,766 --> 00:09:35,169
‫- نمی خوام که...
‫- نگهش دار! همونجا نگهش دار!

211
00:09:35,203 --> 00:09:37,506
‫یه نفر مُرده! یکی مُرده! یکی مُرده!

212
00:09:37,539 --> 00:09:39,674
‫یه نفر؟ کلاً یه دستگاهه بابا

213
00:09:39,707 --> 00:09:41,676
‫چه خبر شده اینجا؟

214
00:09:41,708 --> 00:09:43,344
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- هیچ کدومتون نمی دونید؟

215
00:09:43,377 --> 00:09:45,847
‫این همون چیزیه که منم میخوام بفهمم...
‫تو روحت، زن!

216
00:09:45,880 --> 00:09:48,015
‫فک کردم بهتون گفتم که دستاتون رو نشورید!

217
00:09:48,049 --> 00:09:49,851
‫آره، منم تقریباً مطمئنم همینو گفتی

218
00:09:49,884 --> 00:09:52,520
‫خیلی خب. هیشکی حرکت نکنه.
‫هیشکی هیچ غلطی نکنه

219
00:09:52,554 --> 00:09:55,589
‫در واقع، همگی دستای لعنتی‌ـتون رو
‫بذارید توی جیبای لعنتی‌ـتون!

220
00:09:55,622 --> 00:09:57,592
‫خیلی خب، همه‌ـتون شنیدین آقا چی گفتن!

221
00:09:57,625 --> 00:09:59,260
‫- زود باشین. - حالا هرچی
‫- باشه، باشه

222
00:09:59,294 --> 00:10:01,263
‫آآآه

223
00:10:01,295 --> 00:10:03,964
‫هی. آره، ازت میخوام که سریع
‫برگردی استودیو

224
00:10:03,997 --> 00:10:07,201
‫نخیر، وَن اینجا نیست، ولی به نظر
‫میرسه یه قتل دیگه رو دستمون افتاده

225
00:10:07,235 --> 00:10:10,639
‫آآ، دقیقاً توی همون لحظاتی
‫که رفتی، بله

226
00:10:10,672 --> 00:10:12,707
‫چی کار داری می کنی،
‫خودت داری بهشون شلیک می کنی؟

227
00:10:12,740 --> 00:10:15,376
‫چطور... آآ... باشه. خفه شو
‫تقریباً نزدیک پاسگاهم

228
00:10:15,409 --> 00:10:17,212
‫منتظر وَن باشه، احمق جون

229
00:10:17,245 --> 00:10:19,714
‫خب، عزیز دلم، فک کنم امروز
‫روز شانست بوده باشه

230
00:10:19,746 --> 00:10:21,982
‫چی؟ میخوای بری توی یه کوچه،
‫که بعدش اگه واست ساک بزنم

231
00:10:22,015 --> 00:10:24,718
‫- اجازه بدی که برم؟
‫- مممم... نه

232
00:10:24,751 --> 00:10:27,888
‫دیگه نمیذارن همچین کاری بکنیم.
‫یه زمانی کلی سر و صدا کرده بود

233
00:10:27,922 --> 00:10:30,725
‫- پس واسه چی یهو انقدر من خوش شانس شدم؟
‫- چون که به نظر میرسه که...

234
00:10:30,757 --> 00:10:32,993
‫- احتمالاً قاتل دوباره یکی دیگه رو کشته
‫- ها!

235
00:10:33,026 --> 00:10:35,663
‫گفته بودم بهت که! پلیسای احمق کودن

236
00:10:35,697 --> 00:10:37,899
‫خب، انقدر احمق بودن چه حسی میده بهت؟

237
00:10:37,932 --> 00:10:41,135
‫ممم، به نظرم... تقریباً
‫اتفاقات خیلی زیادی میتونه

238
00:10:41,169 --> 00:10:44,405
‫بین الان و زمانی که از بازداشت
‫پلیس آزاد شدی، واست رخ بده

239
00:10:44,438 --> 00:10:47,074
‫و تقریباً هیچ کدوم از این اتفاقاتم
‫خوب نیستن یه جورایی؟

240
00:10:47,107 --> 00:10:50,078
‫آآمم. گرفتم چی میگی

241
00:10:50,111 --> 00:10:52,581
‫حرکت کنین، ملت. چیزی واسه دیدن نیس اینجا

242
00:10:52,613 --> 00:10:56,016
‫- چه خبر شده اینجا دقیقاً؟
‫- چون هر چی که هست، به هیچ وجه به

243
00:10:56,049 --> 00:10:57,919
‫موکل من هیچ ربطی نداره!

244
00:10:57,952 --> 00:10:59,921
‫زود باشین، جمعش کنین! برین بینم!
‫<font color="#ffff00">[از اصطلاح 23 اسکیدو استفاده می کنه که بسیار تاریخی هست.
‫وقتی این اصطلاح به یه نفر گفته بشه، یعنی خواسته شده اون محل رو سریعاً تَرک کنن]</font>

245
00:10:59,953 --> 00:11:03,824
‫هی! تو هم باید اون کون پیر کوچولوی
‫پلیسی جعلی‌ـت رو جمع کنی از اینجا ببری!

246
00:11:03,857 --> 00:11:06,694
‫من دارم تلاش می کنم واقعاً چند تا کار
‫پلیسی انجام بدما!

247
00:11:06,727 --> 00:11:08,929
‫خب پس اونو بازداشتش کن دیگه! واسه قتل!

248
00:11:08,962 --> 00:11:10,765
‫آخه نمیشه که یه ماشین رو به قتل رسوند!

249
00:11:10,798 --> 00:11:13,034
‫آره، اولین قانون روباتیک هم همینو میگه
‫<font color="#ffff00">[اشاره به قوانین رباتیک آیزاک آسیموف که در آثار آسیموف به طور غریزی ملزم به پیروی از اون قوانین بودن؛
‫اولین قانون اینه: یه ربات نباید با انجام عملی یا خودداری از انجام عملی باعث آسیب‌دیدن یه انسان بشه.]</font>

250
00:11:13,067 --> 00:11:15,102
‫نخیر، دقیقاً اون قانون برعکس اینو گفته!

251
00:11:15,135 --> 00:11:18,707
‫خب پس، ببخشید، دکتر هان فَستُلف
‫<font color="#ffff00">[دکتر هان فستلف: شخصیتی در مجموعه آثار آیزاک آسیموف، که یه دانشمنده که
‫رُبات هایی رو می سازه که خیلی شبیه انسان ها هستند]</font>

252
00:11:18,740 --> 00:11:20,375
‫- خیلی مبهم بود؟
‫- یعنی...
‫<font color="#ffff00">[ارجاعی که به کار بُرد رو می پرسه که زیادی مبهم بوده یا نه]</font>

253
00:11:20,408 --> 00:11:21,943
‫مسأله اینه که، از لحاظ قانونی

254
00:11:21,976 --> 00:11:24,111
‫قربانی قتل می بایست یه انسان باشه

255
00:11:24,145 --> 00:11:27,115
‫- درسته
‫- اینا به کنار، اینا همه‌ـش حرف توئه در مقابل حرف من

256
00:11:27,148 --> 00:11:29,050
‫نخیر، نیست! چون که همۀ ک-بات های من
‫<font color="#ffff00">[ک-بات: روبات های کریگر]</font>

257
00:11:29,082 --> 00:11:31,052
‫توی واحد پردازندۀ مرکزی‌ـشون
‫یه ضبط کنندۀ دیجیتالی دارن

258
00:11:31,084 --> 00:11:33,387
‫تو نمی تونی بدون اجازۀ من،
‫صدامو ضبط کنی!

259
00:11:33,420 --> 00:11:37,891
‫اینم درسته. کالیفرنیا برای ضبط صدا و مکالمات
‫ایالتی‌ـه که رضایت طرفین رو میخواد، پس...

260
00:11:37,924 --> 00:11:40,628
‫در واقع، توی کالیفرنیا،
‫می تونی یه مکالمه رو

261
00:11:40,661 --> 00:11:42,631
‫بدون رضایت طرف دیگری ضبط کنی،
‫اگه بر این باور باشی که

262
00:11:42,664 --> 00:11:44,966
‫- باعث جمع آوری مدرک برای یه جرم میشه
‫- آها!

263
00:11:44,999 --> 00:11:47,302
‫ولی تو که نمی دونستی یه جرم
‫قراره اتفاق بیفته

264
00:11:47,334 --> 00:11:48,802
‫وقتی شروع به ضبط کردن کردی!

265
00:11:48,836 --> 00:11:52,807
‫آها! ولی مگه هنوز این سؤال مطرح نیست که

266
00:11:52,839 --> 00:11:56,977
‫چون واحد پردازنده مرکزی اون یارو
‫کاملاً سوراخ شده ها...
‫<font color="#ffff00">[واحد پردازنده مرکزی همون سی پی یو هست]</font>

267
00:11:57,010 --> 00:12:00,214
‫آها! ولی سی پی یوی این یکی
‫خیلی‌ـم خوب کار می کنه!

268
00:12:00,247 --> 00:12:03,818
‫- و اونم همه چی رو شاهد بوده! کاپلی؟
‫- بله، بله، بله!
‫<font color="#ffff00">[کاپلی اسم ربات پلیس کریگر هست. کاپ یعنی پلیس]</font>

269
00:12:03,851 --> 00:12:07,222
‫لطفاً برگرد به زمان قتل فجیع "میلکی"
‫و قضیه رو دوباره برامون پخش کن

270
00:12:07,255 --> 00:12:09,491
‫- خیلی خب...
‫- هیچ کدوم از اینا مجاز نیس!

271
00:12:09,524 --> 00:12:11,326
‫و مهم تر از همه اینه که اینا رُباتن!

272
00:12:11,358 --> 00:12:13,160
‫در حال دسترسی به دیجیت...ال..

273
00:12:13,193 --> 00:12:17,265
‫با-با-با-باتر-ر-ری ض-ض-ضعیفه

274
00:12:19,433 --> 00:12:22,437
‫- تو روحش!
‫- نــــه!

275
00:12:24,304 --> 00:12:28,842
‫آو، خدا رو شکر. خیلی خب. آزمایش باقیموندۀ
‫شلیک رو انجام میدیم و حقیقت

276
00:12:28,876 --> 00:12:30,511
‫شما رو آزاد می کنه!

277
00:12:30,544 --> 00:12:32,847
‫یا شایدم نکنه. ولی به هر حال سوار ون بشید

278
00:12:32,880 --> 00:12:35,250
‫- به استثنای موکل بنده
‫- البته

279
00:12:35,283 --> 00:12:37,852
‫قطعاً. و به خاطر امضاء هم
‫ازتون ممنونم

280
00:12:37,885 --> 00:12:40,955
‫خیلی عالی بود، و شما هم...
‫خیلی عالی هستین!

281
00:12:40,987 --> 00:12:43,924
‫و همۀ این قضایا کلاً وقت ما رو داره هدر میده

282
00:12:43,957 --> 00:12:46,861
‫خب، بله! چون که
‫کاملاً مشخص بود که

283
00:12:46,894 --> 00:12:48,596
‫اون لانا کین، "الیس" رو به قتل رسوند

284
00:12:48,629 --> 00:12:49,864
‫آآآ، وایسا بینم. فی الواقع...

285
00:12:49,896 --> 00:12:52,032
‫در حقیقت، آقای شپیرو مدارکی

286
00:12:52,065 --> 00:12:54,601
‫رو فردا صبح بهتون ارائه می کنن
‫که نشون میده خانم کین گناهکاره

287
00:12:54,635 --> 00:12:56,438
‫- اون چی؟ - چی کار می کنه؟
‫- من چی؟

288
00:12:56,471 --> 00:12:59,707
‫- مگه همینو به من نگفتی؟
‫- آآآ، بله؟

289
00:12:59,741 --> 00:13:02,443
‫خب، بازرس. طرفای یازده می بینمت؟

290
00:13:02,477 --> 00:13:04,379
‫اُه، بله. بله

291
00:13:04,411 --> 00:13:07,881
‫خیلی عالیه. بقیه‌ـتون
‫باسن هاتون رو به سمت ون هدایت کنین!

292
00:13:07,914 --> 00:13:10,385
‫- بهتره یه کاری بکنی!
‫- بیاین بریم! زود باشین!

293
00:13:10,418 --> 00:13:12,953
‫- برو تو اونجا!
‫- ولی، ورونیکا، پس مکزیک چی میشه؟

294
00:13:12,986 --> 00:13:14,722
‫شاید لازم نباشه اصن بریم اونجا

295
00:13:14,756 --> 00:13:16,957
‫ولی نارگیلا چی. تکیلا و لُخت لُخت

296
00:13:16,991 --> 00:13:20,160
‫- حداقل نمیشه در موردش حرف بزنیم؟
‫- خیلی خب، عزیزم. آروم باش

297
00:13:20,193 --> 00:13:22,296
‫امشب بیا خونه‌ـم،
‫در موردش حرف می زنیم

298
00:13:22,329 --> 00:13:24,565
‫تو! خوشگله! بیا تو ون! همین الان!
‫<font color="#ffff00">[خوشگله: اشاره به یکی از شخصیت های سریال The A-Team
‫داره که نقشش رو تپملتون پک بازی می کرد]</font>

299
00:13:24,598 --> 00:13:27,001
‫باشه. قشنگ تَرَم میشه گفتا

300
00:13:27,034 --> 00:13:28,503
‫امشب می بینمت

301
00:13:28,535 --> 00:13:31,905
‫- خیلی خب، همه اومدن تو؟
‫- بله!

302
00:13:31,938 --> 00:13:33,408
‫خیلی خب، بشمرین!
‫<font color="#ffff00">[منظورش اینه که یکی یکی بشمرین که ببینیم چند نفر هستین]</font>

303
00:13:33,440 --> 00:13:34,575
‫یک...

304
00:13:34,608 --> 00:13:36,844
‫تو روح‌ـتون. نمی خوای بری؟

305
00:13:36,877 --> 00:13:38,746
‫ولی، ورونیکا، کدوم مدرک رو می گفتی؟

306
00:13:38,780 --> 00:13:40,582
‫خب، عزیز دلم، الن...

307
00:13:40,615 --> 00:13:43,251
‫می خواستم یه لطف خیلی خیلی
‫کوچیک در حقم کنی...

308
00:13:43,284 --> 00:13:46,254
‫♪ !آآ، 99 تا بطری مشروب روی... اَو ♪

309
00:13:46,286 --> 00:13:47,588
‫چه خبرته!

310
00:13:47,621 --> 00:13:48,923
‫ممنون

311
00:13:48,956 --> 00:13:50,125
‫خواهش می کنم

312
00:13:53,227 --> 00:13:54,996
‫وُوُوُاَاَاَ!

313
00:13:55,029 --> 00:13:56,831
‫صداتونو بیارین پایین اون عقب!

314
00:13:56,863 --> 00:13:59,266
‫به خدا قسم، اگه مجبور بشم
‫این ون رو بزنم کنار...

315
00:14:00,701 --> 00:14:03,438
‫وُ، یه جورایی درد گرفت

316
00:14:03,471 --> 00:14:05,606
‫نکنه لس آنجلس نرمَم کرده باشه؟

317
00:14:05,640 --> 00:14:07,775
‫یا... به شکل ملایمی فوق العاده‌ـم کرده باشه

318
00:14:07,808 --> 00:14:09,644
‫مثه هایکو...
‫<font color="#ffff00">[کوتاه ترین گونۀ شعری در جهان مربوط به ژاپنی ها]</font>

319
00:14:22,256 --> 00:14:23,791
‫اُه...

320
00:14:23,824 --> 00:14:26,627
‫تو روحــش

321
00:14:26,660 --> 00:14:29,897
‫مگه نه؟ بیا بغلم
‫چی کار داریم می کنیم ما؟

322
00:14:29,930 --> 00:14:31,465
‫داریم همو بغل می کنیم یعنی؟

323
00:14:31,499 --> 00:14:33,368
‫داریم همو بغل می کنیم!!

324
00:14:33,400 --> 00:14:35,969
‫هی. پایۀ یه مأموریت خطرناک هستی؟

325
00:14:36,002 --> 00:14:39,741
‫هستم؟ فی الواقع هیچ سؤالی رو
‫نمی خواستم غیر از اون

326
00:14:39,774 --> 00:14:41,876
‫- بشنوم!
‫- باشه، خیلیم عالی

327
00:14:41,909 --> 00:14:45,246
‫تا حالا بوربن (نوعی مشروب) خوردی؟

328
00:14:45,279 --> 00:14:47,981
‫تا حالا... ها! دوس دارم بیانیۀ قبلیم رو

329
00:14:48,015 --> 00:14:49,054
‫اصلاح کنم

330
00:14:49,079 --> 00:14:51,653
‫باشه، زود باش. تا آماده بشی
‫یه توضیح مختصر بهت میدم

331
00:14:51,685 --> 00:14:53,655
‫وایسا

332
00:14:53,688 --> 00:14:56,256
‫یه لحظه صبر کن

333
00:14:56,289 --> 00:14:58,259
‫اُه!

334
00:14:58,291 --> 00:14:59,560
‫تو روحت، آرچر!

335
00:14:59,593 --> 00:15:02,162
‫من و تو... بهترین چیز تو دنیا نیست؟

336
00:15:02,196 --> 00:15:05,200
‫واسه کل این قضیه اصن میشه اسپین آف نوشت
‫<font color="#ffff00">[اشاره می کنه به احتمال اینکه در فصل های بعدی ممکنه اسپین آف
‫برای آرچر صورت بگیره - یعنی یه سریال دیگه به عنوان زیرمجموعه‌ـش ساخته بشه]</font>

337
00:15:13,743 --> 00:15:16,468
‫ژیلت! آزمایش باقیموندۀ اثرات شلیک. بیا بریم

338
00:15:16,493 --> 00:15:18,344
‫ببخشید

339
00:15:18,485 --> 00:15:21,101
‫می دونین این قضیه کلاً
‫قراره چقدر طول بکشه؟

340
00:15:21,126 --> 00:15:22,527
‫بله

341
00:15:22,561 --> 00:15:24,831
‫با این سرعتی که داریم پیش میریم،
‫تموم شب رو اینجا میمونیم

342
00:15:24,864 --> 00:15:28,500
‫یا واسه همیشه، وقتی ورونیکا دین اون مدارک
‫ریدمانش رو علیه من جعل کنه

343
00:15:28,533 --> 00:15:31,770
‫اونم با تشکر از تو و آرچر، که
‫باهاش همدستی کرد و به پلیسا دروغ گفت

344
00:15:31,803 --> 00:15:34,273
‫- امیدوارم خوشحال باشی الان!
‫- آآ، دااا... دارم موهام رو مفتی رشته رشته می کنم
‫<font color="#ffff00">[یه سبکی از آرایش مو هست که موها به صورت دسته های خیلی باریک به هم پیچیده میشن، و یه شکل هندسی رو روی جمجمه به وجود میارن]</font>

345
00:15:34,307 --> 00:15:37,342
‫- لانا، استرلینگ شدیداً متأسفه به این خاطر
‫- پففف!

346
00:15:37,375 --> 00:15:39,444
‫واسه همینم الان اون بیرون،

347
00:15:39,477 --> 00:15:42,114
‫داره روی یه نقشه کار می کنه که ورونیکا دین
‫رو به دام بندازه،

348
00:15:42,148 --> 00:15:43,682
‫واسه همین لازم نیس نگران باشی

349
00:15:43,716 --> 00:15:45,717
‫مطمئنی؟

350
00:15:45,750 --> 00:15:48,020
‫بله! اعتماد کن بهم، نقشۀ خوبیه

351
00:15:48,053 --> 00:15:50,956
‫یه جورایی پیچیده تر از اون چیزی که باید
‫باشه به نظر میرسه

352
00:15:50,990 --> 00:15:53,293
‫نخیر، نیست. خفه شو. جواب میده

353
00:15:53,326 --> 00:15:56,195
‫هممم. یه چیز دیگه، واسه چی کت و شلوار
‫رسمی مهمونی پوشیدیم الان؟

354
00:15:56,227 --> 00:15:59,031
‫دقیقاً. خیلی خب. بیا بریم انجامش بدیم!

355
00:15:59,065 --> 00:16:01,868
‫اُه، پسر. دقیق مثه دوقلوهای افسانه ای
‫میمونیم، نه؟

356
00:16:01,900 --> 00:16:05,804
‫من شکل، آآ، عقاب رو میگیرم
‫تو چی؟

357
00:16:05,837 --> 00:16:08,548
‫فک کنم... نمی دونم. پله های یخی رو بگیرم؟

358
00:16:08,806 --> 00:16:10,908
‫اِ، لویجی! یه کمی کمک بد نیستا، ها؟
‫<font color="#ffff00">[به ایتالیایی میگه]</font>

359
00:16:13,043 --> 00:16:15,746
‫اون گوشه‌ـش رو دوس داری؟
‫<font color="#ffff00">[معنی دوم این چیزی که گفت اینه: دوس داری دور مقعدم رو بلیسی؟]</font>

360
00:16:15,779 --> 00:16:17,614
‫ببخ... ببخشید چی گفتی؟

361
00:16:17,648 --> 00:16:20,350
‫مارگاریتات رو میگم. اون نمک اطراف اون لبه‌ـش رو دوس داری؟
‫<font color="#ffff00">[مارگاریتا نوعی مشروب هست؛ روی لبۀ لیوانش نمک میزنن که مزۀ مارگاریتا رو بهتر حس کنی.
‫قبلش لیوان رو با آبِ لیمو خیس می کنن، بعد سر لیوان رو توی بشقاب نمک می کنن]</font>

362
00:16:20,383 --> 00:16:23,120
‫اُه. ببخشید. بله.
‫بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی

363
00:16:23,153 --> 00:16:24,922
‫اگرچه، باید بگم...

364
00:16:24,956 --> 00:16:27,926
‫ترجیح میدم مارگاریتاهام رو
‫توی ساحل مکزیک بخورم

365
00:16:27,959 --> 00:16:31,930
‫مم، بله، البته! و ما هم لخت لخت
‫توی ساحل مکزیک می رقصیم...

366
00:16:31,962 --> 00:16:34,264
‫بعد از... اُه، خداجون

367
00:16:34,297 --> 00:16:38,268
‫اسلحه توی جیبته،
‫یا از دیدنم زیادی خوشحال شدی؟

368
00:16:38,302 --> 00:16:40,638
‫اُه، آآ، هر دوتاش. ببخشید

369
00:16:40,671 --> 00:16:44,141
‫من اینو صاف میذارمش اینجا، روی این میز

370
00:16:44,175 --> 00:16:46,978
‫داشتی می گفتی... مکزیک؟ بعد از...

371
00:16:47,011 --> 00:16:50,380
‫خب، بعد از اینکه اونا رسماً لانا کین رو
‫به قتل "الیس" متهم کنن

372
00:16:50,414 --> 00:16:52,817
‫- و... فک می کنی که می کنن.
‫- اُه، فکر می کنم همینطور بشه

373
00:16:52,850 --> 00:16:55,453
‫وقتی که بتونن اثر انگشتای بزرگش رو
‫روی اسلحه پیدا کنن

374
00:16:55,485 --> 00:16:59,991
‫- و فک می کنی پیدا می کنن؟
‫- من... آرچر، منو دوسم داری؟

375
00:17:00,023 --> 00:17:02,893
‫اُه، عزیزم. نمی دونی که دارم؟

376
00:17:02,927 --> 00:17:05,730
‫خب، پس... از اون نظر،

377
00:17:05,763 --> 00:17:08,066
‫بذار اینطوری بگیم که منم راه های خودمو دارم

378
00:17:08,099 --> 00:17:12,470
‫اُه، ببخشید، لانا. احمق سکسی گُنده

379
00:17:12,503 --> 00:17:14,839
‫شپیرو، مرتیکه موش صفت

380
00:17:14,871 --> 00:17:16,740
‫اُه، تقصیر الن نیست، عزیزم

381
00:17:16,773 --> 00:17:18,575
‫اون این کارو می کنه چون منو دوسم داره

382
00:17:18,609 --> 00:17:20,244
‫و تو هم باهاش کنار میای و زندگی‌ـتو می کنی، مگه نه؟

383
00:17:20,277 --> 00:17:21,979
‫مردا رو عاشق خودت می کنی؟

384
00:17:22,013 --> 00:17:24,349
‫خب، جرم که نیست. هست؟

385
00:17:24,381 --> 00:17:27,918
‫نه. ولی قتل جرمه. و منم میدونم
‫که تو "الیس کرین" رو کُشتی

386
00:17:27,952 --> 00:17:29,254
‫تو هم قرار نیس از زیرش قسر در بری!

387
00:17:30,955 --> 00:17:32,490
‫یعنی، واقعاً، عزیزم

388
00:17:32,523 --> 00:17:35,158
‫فکر می کنی چقدر احمقم؟

389
00:17:35,192 --> 00:17:37,195
‫همم. به نظرم یه کمی بیشتر از...

390
00:17:40,798 --> 00:17:42,968
‫اُه!

391
00:17:44,802 --> 00:17:46,804
‫آرچر!

392
00:17:54,811 --> 00:17:58,949
‫شب به خیر، شاهزادۀ شیرینم

393
00:17:58,983 --> 00:18:02,954
‫"و فرشتگان پرنده برای تو نغمه سر می دهند
‫تا آرامش بگیری"
‫<font color="#ffff00">[در نمایشنامۀ تراژیک هملت ویلیام شکسپیر، وقتی هوراشیو می خواست با پادشاه خداحافظی کنه اینا رو گفت]</font>

394
00:18:02,986 --> 00:18:04,956
‫یا خدا!

395
00:18:04,988 --> 00:18:07,190
‫پس، یه جورایی دیوونه ای، ها؟

396
00:18:07,224 --> 00:18:09,860
‫ولی... ولی چطوری؟

397
00:18:09,894 --> 00:18:12,730
‫سایبورگ. زیاد با تموم جزئیات و
‫دانش پشت قضیه نمی خوام خسته‌ـت کنم

398
00:18:12,763 --> 00:18:15,132
‫که البته در واقع خودمم نمی دونم
‫چی هستن اصلاً، پس...

399
00:18:15,166 --> 00:18:17,902
‫پس، تموم این مدت، تو
‫می دونستی که من "الیس" رو کشتم

400
00:18:17,935 --> 00:18:20,972
‫خب، من مشکوک شدم. تموم اون دفعاتی
‫که هی گیر داده بودی به قضیۀ "سر ساعت 3"

401
00:18:21,004 --> 00:18:24,574
‫بعدش خیلی سخت در تلاش بودی که
‫یه جورایی لانا رو گناهکار نشون بدی؟

402
00:18:24,608 --> 00:18:27,211
‫که اونم با کمک مارلون جرکینز
‫در اینجا انجام شد، اونم فقط
‫[مارلون جرکینز: اشاره به مارلون پرکینز، جانور شناس آمریکایی؛ در واقع داره از کاری کرده ابراز پشیمونی می کنه. به خودش یه جورایی میگه "جرک"؛ یعنی آشغال]

403
00:18:27,244 --> 00:18:29,213
‫به خاطر اینکه از دستش عصبانی بودم...
‫منظورم اینه که، یا خدا!

404
00:18:29,245 --> 00:18:32,382
‫- چه احمقی‌ـم من!
‫- اُه، من که یه همچین چیزی نمیگم، عزیزم

405
00:18:32,416 --> 00:18:34,319
‫بالاخره مُچم رو گرفتی دیگه، مگه نه؟

406
00:18:34,351 --> 00:18:37,655
‫- خب، آره، ولی...
‫- تو می دونستی که من به صورت مخفیانه داشتم

407
00:18:37,687 --> 00:18:39,556
‫تموم اون تصویربرداری ها رو خراب می کردم،

408
00:18:39,590 --> 00:18:42,092
‫چون سندپایپر-کرین مراحل تولید
‫رو بیمه کرده بود

409
00:18:42,126 --> 00:18:44,863
‫اونم ده برابر چیزی که می تونستن
‫توی باکس آفیس درآمد داشته باشن
‫<font color="#ffff00">[باکس آفیس: باجۀ سینما کنایه از منبع درآمد سینما]</font>

410
00:18:48,032 --> 00:18:51,668
‫- بله
‫- خب، احسنت، آرچر. احسنت

411
00:18:51,702 --> 00:18:55,340
‫خب، وایسا بینم! پس "لانگ واتر"
‫همه‌ـش یه کلاه برداری بیمه‌ای کثیف و کوچیک بود؟

412
00:18:55,372 --> 00:18:58,075
‫کوچیک؟ یه کلاه برداری بیمه ای
‫خیلی خیلی بزرگ بود

413
00:18:58,109 --> 00:19:00,011
‫و همچنین کلاه برداری دوباره بیمه ای هم بود
‫<font color="#ffff00">[اشاره به اینکه اون بیمه رو هم بیمه کرده بودن!]</font>

414
00:19:00,043 --> 00:19:02,347
‫کلاه برداری و دست بردن توی سهام بورس
‫هم ناگفته نمونه...

415
00:19:02,379 --> 00:19:05,350
‫البته با یه کمی کمک کوچولو از اون دو تا
‫احمق نفرت انگیز توی استرتون-ویتنی
‫<font color="#ffff00">[استرتون و ویتنی: همون همکلاسی های آرچر که چند قسمت پیش دیدیم توی گاوصندوقشون اسناد لانگ واتر پیدا شد]</font>

416
00:19:05,382 --> 00:19:06,274
‫وایسا، چی؟

417
00:19:06,299 --> 00:19:08,952
‫صندوق تأمینی و پوشش ریسک اونا
‫سهام بورس شرکت بیمه رو کم کرد

418
00:19:08,985 --> 00:19:12,255
‫- ما میلیون ها دلار درآورده بودیم!
‫- یعنیا، خدایا!

419
00:19:12,289 --> 00:19:15,026
‫و تموم این مدت، من همه‌ـش فک
‫می کردم که اون یه نوار سکس‌ـه فقط

420
00:19:15,059 --> 00:19:17,528
‫اُه. اون واقعاً نوار سکس بود

421
00:19:17,561 --> 00:19:19,629
‫که من تصادفاً روی یه دیسک
‫ضبطش کرده بودم

422
00:19:19,663 --> 00:19:21,032
‫که روی اون دیسک یه
‫سری مدارک لانگ واتر هم بود

423
00:19:21,064 --> 00:19:23,200
‫اُه، خب، کارت احمقانه بوده

424
00:19:23,234 --> 00:19:25,369
‫همونطور که خودتم احمقی، ورونیکا،
‫چون همین الان اعتراف کردی

425
00:19:25,402 --> 00:19:27,304
‫بله، عزیزم، ولی فقط به تو

426
00:19:27,338 --> 00:19:29,374
‫بدون شاهد یه ذره هم به دردت نمیخوره

427
00:19:29,407 --> 00:19:32,042
‫- آآ، اون بوقه اونجا پس؟
‫- چی، روباته؟

428
00:19:32,075 --> 00:19:35,779
‫نخیر، روبات نیس! دوباره میگم، من در مورد
‫دانش پشتش خبری ندارم، ولی...

429
00:19:35,812 --> 00:19:38,715
‫روبات ها نمیتونن توی
‫دادگاه شهادت بدن که

430
00:19:38,748 --> 00:19:41,218
‫اُه، می دونم. ولی صبر کن. وایسا

431
00:19:41,252 --> 00:19:44,388
‫تازه‌ـشم، نشنید که من چی گفتم که،
‫چون... خطر لوث شدن...

432
00:19:44,421 --> 00:19:47,057
‫- مُرده!
‫- وایسا، ولی... تو روحت!

433
00:19:47,090 --> 00:19:49,894
‫پس، نخیر، آرچر. من اعتراف نکردم

434
00:19:49,927 --> 00:19:53,464
‫حداقل به هیچ جرمی اعتراف نکردم. ولی
‫متأسفانه باید اعتراف کنم

435
00:19:53,496 --> 00:19:55,800
‫که... اوه...

436
00:19:55,832 --> 00:19:59,003
‫واقعاً می تونستم عاشقت بشم

437
00:19:59,035 --> 00:20:00,904
‫- واقعاً؟
‫- خدای من، بله که می تونستم

438
00:20:00,937 --> 00:20:03,006
‫- ولی متأسفانه...

439
00:20:05,109 --> 00:20:06,977
‫تو روحت

440
00:20:07,011 --> 00:20:09,147
‫لعنتی!

441
00:20:09,179 --> 00:20:12,816
‫ورونیکا! ورونیکا!

442
00:20:12,850 --> 00:20:14,017
‫اَو. چــ...

443
00:20:14,051 --> 00:20:16,254
‫کی اونجا میز میذاره آخه؟

444
00:20:18,022 --> 00:20:20,825
‫آرچر؟ آرچر

445
00:20:20,858 --> 00:20:24,262
‫- آرچر!
‫- واسه شما "خانم آرچر" هست

446
00:20:24,294 --> 00:20:26,330
‫اُه! به خاطر می سپرم

447
00:20:26,362 --> 00:20:29,100
‫آزادی که بری. در واقع،
‫همه‌ـتون آزادین که برین

448
00:20:29,132 --> 00:20:30,600
‫واقعاً؟

449
00:20:30,634 --> 00:20:32,270
‫ولی من که هنوز آزمایش هم ندادم

450
00:20:32,302 --> 00:20:35,606
‫شما لازم نیست آزمایش بدین،
‫اونا یه مظنون دارن

451
00:20:35,638 --> 00:20:37,274
‫- ورونیکا دین
‫- ها!

452
00:20:37,308 --> 00:20:39,210
‫سگ تو روحش!

453
00:20:39,243 --> 00:20:42,612
‫تموم این مدت، فکر می کردم الیس کرین...
‫کسی‌ـه که پشت تمام این قضایاس

454
00:20:42,646 --> 00:20:46,283
‫آره، دقیق تا همون وقتی که به خودش
‫شلیک کرد اونم صاف از بین مچ‌ دستش و کله‌ـش

455
00:20:46,317 --> 00:20:49,454
‫به هر حال، ظاهراً
‫به یکی دیگه هم شلیک کرده

456
00:20:49,486 --> 00:20:51,956
‫همین حالا که داریم حرف می زنیم
‫توی استخرش شناوره

457
00:20:51,988 --> 00:20:53,790
‫استرلینگ!

458
00:20:56,327 --> 00:20:58,729
‫خب، چی فکر می کنی؟

459
00:20:58,762 --> 00:21:01,465
‫فکر می کنم توی زندگی بعدیم،
‫به عنوان ستارۀ فیلم برمیگردم

460
00:21:01,498 --> 00:21:03,133
‫آره، مواظب باش، ستارۀ گی پورن

461
00:21:03,167 --> 00:21:04,968
‫- ریم شات
‫- آره، این میتونه اسمت باشه
‫<font color="#ffff00">[ریم شات یه اصطلاحی هست در صنعت پورنوگرافی - خالی کردن منی در مقعد خانم]</font>

462
00:21:05,002 --> 00:21:06,803
‫خب حالا ستارۀ یه فیلم اینجا زندگی می کنه؟

463
00:21:06,837 --> 00:21:09,140
‫بله. ورونیکا دین. یادت نمیاد؟

464
00:21:09,173 --> 00:21:11,209
‫توی اون یکی پروندۀ قتلی که داشتیم
‫روش کار می کردیم هم مظنونه

465
00:21:11,242 --> 00:21:13,311
‫- نه بابا
‫- وایسا بینم، چی کار داری...

466
00:21:13,343 --> 00:21:15,479
‫بابا ده ساعت پیش داشتی
‫بازجوییش می کردیا!

467
00:21:15,513 --> 00:21:17,581
‫دلیل نبودنش حین وقوع جرم
‫این آقا شده بود دیگه

468
00:21:17,615 --> 00:21:20,251
‫- خوشت میاد ازش؟
‫- به عنوان هنرپیشه یا واسۀ این خودکشی؟

469
00:21:20,283 --> 00:21:22,253
‫- جفتش
‫- توی ماه شانگهای که خیلی دوسش داشتم
‫<font color="#ffff00">[اشاره به فیلمی مشابه همین نام به اسم ظهر شانگهای با بازی جکی جان؛ اون فیلم رو مسخره می کنن]</font>

470
00:21:22,285 --> 00:21:24,421
‫- اُه خدای، لباسشو یادته؟
‫- یادته؟

471
00:21:24,455 --> 00:21:26,823
‫ولی به عنوان تنسی تاکسیدو
‫میخوام باهاش حرف بزنم
‫<font color="#ffff00">[تنسی تاکسیدو شخصیت انیمیشنی مجموعه ماجراهای تنسی تاکسیدو و چاملی هست]</font>

472
00:21:26,857 --> 00:21:29,260
‫ببینم میدونه که کی سعی کرده که
‫اینو سنگین ترش کنه

473
00:21:29,292 --> 00:21:32,496
‫با 30 گرم سرب. روی زمین پیداش کردم
‫اونجا نزدیک میز

474
00:21:32,530 --> 00:21:34,665
‫- ماله دختره س؟
‫- سخت میشه فهمید آخه شماره سریالم نداره

475
00:21:34,697 --> 00:21:36,299
‫آره، شاید واسه همین گذاشتنش اونجا

476
00:21:36,324 --> 00:21:36,833
‫ریم شات

477
00:21:36,867 --> 00:21:40,171
‫هی، باید از ورونیکا دین بپرسی
‫ایجنتش (نماینده ش) نمایندگی ستاره های گی پورن رو هم انجام میده یا نه

478
00:21:40,204 --> 00:21:41,739
‫یا ازش بپرسم ببینم این یارو رو کشته یا نه

479
00:21:41,772 --> 00:21:44,175
‫- اَه، واقعاً استعدادش رو داری
‫- ریم شات

480
00:21:44,207 --> 00:21:45,676
‫آره، لازم نیس هر دفعه
‫همینو بگی

481
00:21:45,708 --> 00:21:48,012
‫نه، به عنوان اسم گی پورنی ام. خیلی بد نیس

482
00:21:48,044 --> 00:21:49,513
‫- بذارین رد شم!
‫- وُ، وُ، وُ!

483
00:21:49,546 --> 00:21:51,114
‫- هی، صحنه جنایته ها!
‫- صبر کن، وایسا!

484
00:21:51,148 --> 00:21:53,283
‫استرلینگ!

485
00:21:57,987 --> 00:22:01,691
‫- ممنون. ممنون، کون گشادا!
‫- آره. آره، مگه نه؟

486
00:22:01,725 --> 00:22:03,461
‫آرچر؟

487
00:22:05,396 --> 00:22:08,199
‫ولی از اون موقعی که اون ممنوعیت برقرار شده بود
‫تا الان اینطوری گریه نکرده بود
‫<font color="#ffff00">[اشاره به ممنوعیت الکل در آمریکا از سال 1920 تا 1933]</font>

488
00:22:08,232 --> 00:22:09,966
‫- مردک...
‫- اَو!

489
00:22:10,000 --> 00:22:11,869
‫- اَو! نزنین...
‫- مثه چی نگرانم کردی!

490
00:22:11,901 --> 00:22:15,206
‫مادر! اَو! بس کنین. تو شیکمم
‫گلوله خورده ها، زن!

491
00:22:15,238 --> 00:22:17,542
‫اونم توسط ورونیکا دین،

492
00:22:17,574 --> 00:22:20,378
‫و منم... خیلی خوشحال میشم
‫که بتونم واسه‌ این قضیه شهادت بدم

493
00:22:20,410 --> 00:22:21,711
‫لعنتی!

494
00:22:21,744 --> 00:22:23,214
‫می دونی الان کجاس؟

495
00:22:23,246 --> 00:22:25,983
‫احتمالاً مکزیک باشه. برو خونۀ
‫جان هیوستون،

496
00:22:26,015 --> 00:22:28,718
‫- و شروع کن نارگیل پرت کن
‫- که منم همیشه دوس داشتم یه همچین کاری بکنم

497
00:22:28,752 --> 00:22:31,055
‫ولی... چی؟ باشه، وایسا
‫چطوری دو تا از شماها هست؟

498
00:22:31,088 --> 00:22:33,891
‫اونا رُبات دارن. باحاله. سر همۀ
‫این قضایا باهاشون بحث کردیم. پس...

499
00:22:33,924 --> 00:22:36,060
‫- خیلی خب، اولا، اینا روبات نیستن
‫- هیشکی اهمیت نمیده

500
00:22:36,092 --> 00:22:39,397
‫و دوماً، اونقدری خوب هستن که
‫بتونن آزمایش تورینگ رو قبول بشن

501
00:22:39,429 --> 00:22:41,164
‫- اُه، حتماً
‫- هر چی که هست حالا

502
00:22:41,197 --> 00:22:42,999
‫باشه، همه‌ـتون آزادین که برین!

503
00:22:43,033 --> 00:22:45,802
‫- شما هم میتونید برید، خانم کین
‫- صمیمانه هم ازتون عذرخواهی می کنیم

504
00:22:45,836 --> 00:22:47,738
‫آره... عذرخواهی‌ـتون رو نمی پذیرم. ولی...

505
00:22:47,771 --> 00:22:49,674
‫حالا که صحبتش شد... آرچر،

506
00:22:49,706 --> 00:22:51,575
‫چیزی هست که بخوای به من بگی؟

507
00:22:51,609 --> 00:22:55,580
‫بله، لانا. هست

508
00:22:59,015 --> 00:23:01,052
‫چه اتفاقی داره می افته؟
‫داریم چی کار می کنیم؟

509
00:23:01,885 --> 00:23:04,254
‫لانا کین...

510
00:23:08,125 --> 00:23:10,361
‫نـــــه!

511
00:23:11,629 --> 00:23:13,496
‫وایسا بینم، چی شد؟

512
00:23:13,530 --> 00:23:16,600
‫یا مقدسات!

513
00:23:16,634 --> 00:23:20,004
‫وایسا بینم. ولی اگه اون سایبورگ باشه...

514
00:23:20,036 --> 00:23:22,139
‫یعنی... مرد توی استخر...

515
00:23:24,574 --> 00:23:29,346
‫استرلینگ‌ـه!

516
00:23:33,751 --> 00:23:36,588
‫واو! بخورش، الن تورینگ!

517
00:23:37,470 --> 00:23:57,541
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz


