1
00:00:01,400 --> 00:00:08,400
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:08,401 --> 00:00:12,401
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

3
00:00:29,154 --> 00:00:33,116
‫« شـوالـیـه‌ی هـفـت پـادشـاهـی »

4
00:00:33,116 --> 00:00:34,868
‫مسابقات فوق العاده بود

5
00:00:38,247 --> 00:00:39,873
‫حیف که تموم شد

6
00:00:43,335 --> 00:00:44,935
‫خونه...

7
00:00:48,799 --> 00:00:50,717
‫به‌طرز بی‌رحمانه‌ای خسته‌کننده‌ست

8
00:00:53,595 --> 00:00:55,195
‫ببین...

9
00:00:56,265 --> 00:00:57,865
‫اگر می‌خوای توام باهام بیا

10
00:00:59,726 --> 00:01:01,728
‫آره، شکار و قوش‌بازی و...

11
00:01:02,563 --> 00:01:04,273
‫دریانوردی و عشق‌و‌حال می‌کنیم

12
00:01:04,273 --> 00:01:06,108
‫بهت آموزش میدم که دفعه‌ی بعد

13
00:01:06,108 --> 00:01:08,277
‫اینطوری آبروی خودت رو نبری

14
00:01:10,070 --> 00:01:11,446
‫تابحال رفتی تارث؟

15
00:01:11,446 --> 00:01:14,032
‫- این آقا داره می‌میره، سرورم
‫- ها؟ چی؟

16
00:01:14,032 --> 00:01:17,286
‫زخم‌هاش بافت‌مُرده شدن
‫مداوا کردنش از توان من خارجه

17
00:01:17,286 --> 00:01:18,829
‫بر پدر هرچی "دیگران"ـه لعنت
‫(اسم دیگر وایت‌واکرها)

18
00:01:18,829 --> 00:01:22,958
‫مداوا کردنش...؟ تو حتی نمی‌تونی
‫خارش سوراخ کون رو هم مداوا کنی، داداش

19
00:01:22,958 --> 00:01:24,376
‫برو پی کارت، جادوگر!

20
00:01:24,376 --> 00:01:27,045
‫- برو گم‌شو
‫- چشم سرورم، رفتم

21
00:01:27,045 --> 00:01:30,007
‫بی‌شرف. چیزی نیست، خوب میشی
‫استاد خیلی افتضاحیه

22
00:01:32,134 --> 00:01:33,734
‫ببین

23
00:01:36,346 --> 00:01:40,475
‫باهام بیا استورمز اِند
‫تا مثل یه برادر بهت محبت کنم

24
00:01:46,898 --> 00:01:48,498
‫ای بی‌شرف

25
00:01:51,486 --> 00:01:53,086
‫و اگر نیای...

26
00:01:53,739 --> 00:01:56,950
‫خب، کون لقت
‫مثل یه برادر ازت متنفر میشم

27
00:02:03,498 --> 00:02:05,098
‫پیشنهاد خوبیه، لاینل

28
00:02:07,586 --> 00:02:10,881
‫ولی از من چیزی جز درد و رنج
‫نصیب اطرافیانم نمیشه

29
00:02:10,881 --> 00:02:13,425
‫به قلمرو لطف کردی
‫بالاخره یه روزی متوجه میشی

30
00:02:13,425 --> 00:02:15,594
‫تنها اژدهای خوب، یه اژدهای مُرده‌ست

31
00:02:15,594 --> 00:02:17,194
‫ای خدایان!

32
00:02:18,347 --> 00:02:19,640
‫بیلور برای دفاع از من جنگید

33
00:02:19,640 --> 00:02:21,892
‫جون کوفتی خودشو فدا کرد

34
00:02:21,892 --> 00:02:23,977
‫میشه لطفاً یکم براش احترام قائل بشی؟

35
00:02:23,977 --> 00:02:25,577
‫عمراً، گور بابات!

36
00:02:26,730 --> 00:02:28,649
‫من برای دفاع از تو جنگیدم

37
00:02:28,649 --> 00:02:30,233
‫هاردینگ، بیزبوری

38
00:02:30,233 --> 00:02:32,903
‫اون پسره‌ی سیبی
‫ما برای دفاع از تو جنگیدیم

39
00:02:32,903 --> 00:02:36,698
‫شاهزاده‌ جونت در مقابل کسایی برات جنگید
‫ که قسم خوردن ازش دفاع کنن

40
00:02:36,698 --> 00:02:38,575
‫هیچ خطری به جون نخرید!

41
00:02:41,953 --> 00:02:44,122
‫و خدایان به آدمای متقلب رحم نمی‌کنن

42
00:02:49,127 --> 00:02:51,254
‫پس چرا به من رحم کردن؟

43
00:02:52,964 --> 00:02:54,716
‫این اسمش رحم کردن نیست، این...

44
00:02:56,927 --> 00:02:58,527
‫این مضحکه‌ست

45
00:03:00,597 --> 00:03:02,557
‫جنگی در راهه

46
00:03:02,557 --> 00:03:04,267
‫می‌تونیم با همدیگه خیلی قدرتمند باشیم

47
00:03:06,395 --> 00:03:07,995
‫به پیشنهادم فکر می‌کنی؟

48
00:03:10,857 --> 00:03:13,777
‫خوبه! کاروانم بعد از کباب‌پزون راه میفته

49
00:03:15,946 --> 00:03:18,198
‫بیلورِ خاندان تارگرین

50
00:03:19,324 --> 00:03:21,284
‫شاهزاده‌ی دراگون‌استون

51
00:03:22,285 --> 00:03:24,788
‫وارث بلافصل تخت آهنین

52
00:03:26,540 --> 00:03:28,542
‫دستیار شاه دارنِ نیک

53
00:03:29,626 --> 00:03:31,586
‫اربابِ هفت پادشاهی

54
00:03:32,713 --> 00:03:35,340
‫و حافظ قلمرو

55
00:03:38,552 --> 00:03:40,152
‫باشد که در کنار خدایان آرام گیرد

56
00:04:05,120 --> 00:04:06,720
‫شاهزاده‌ی من

57
00:04:08,915 --> 00:04:10,515
‫پدرتون...

58
00:04:12,586 --> 00:04:14,087
‫مرد بزرگی بود

59
00:04:14,087 --> 00:04:15,687
‫با زره من مُرد

60
00:04:19,342 --> 00:04:22,387
‫پسران زیادی با زره پدرهاشون مُردن

61
00:04:25,974 --> 00:04:28,435
‫تابحال چند تا پدر
‫ با زره پسرهاشون مُردن؟

62
00:04:33,440 --> 00:04:35,040
‫نمی‌دونم

63
00:04:43,074 --> 00:04:44,674
‫هنوز جوون بود

64
00:04:46,828 --> 00:04:49,206
‫می‌تونست شاه بزرگی بشه

65
00:04:49,206 --> 00:04:51,750
‫بزرگ‌ترین شاه قلمرو
‫از زمان اگانِ اژدها

66
00:04:57,214 --> 00:04:59,633
‫چرا خدایان اونو کشتن
‫و تو رو زنده گذاشتن؟

67
00:05:04,888 --> 00:05:06,515
‫همین برای منم سوال بوده

68
00:05:13,730 --> 00:05:15,330
‫از اینجا برو، سـر دانکن

69
00:05:28,453 --> 00:05:30,914
‫سر دانکن. دانک!

70
00:05:34,584 --> 00:05:36,670
‫اومدم دم اردوگاهت ولی نبودی

71
00:05:37,754 --> 00:05:39,354
‫داشتم نگران می‌شدم

72
00:05:41,049 --> 00:05:42,649
‫از مراسم ختم بیلور برگشتی؟

73
00:05:44,469 --> 00:05:46,069
‫باورم نمیشه رفتی

74
00:05:46,888 --> 00:05:48,488
‫فکر کردم در این حد بهش مدیونم

75
00:05:53,895 --> 00:05:55,397
‫همه...

76
00:05:55,397 --> 00:05:58,108
‫همه منو بخاطر مرگش مقصر می‌دونن، مگه نه؟

77
00:06:01,862 --> 00:06:03,462
‫من که مقصر نمی‌دونم

78
00:06:21,631 --> 00:06:23,231
‫خیلی‌خب

79
00:06:30,098 --> 00:06:31,516
‫استفون چادرم رو ازم گرفت

80
00:06:31,516 --> 00:06:33,894
‫گفت با رها کردنش
‫به خاندان‌مون خیانت کردم

81
00:06:35,145 --> 00:06:36,745
‫باورت میشه؟

82
00:06:37,772 --> 00:06:39,149
‫چیز چندانی برام نمونده

83
00:06:39,149 --> 00:06:40,817
‫متاسفم، ریمون

84
00:06:40,817 --> 00:06:43,153
‫نه، نباش. فقط بخاطر باختنش کفری شده

85
00:06:43,987 --> 00:06:45,488
‫توی اولین محاکمه‌ی هفت‌تن
‫در صد سال اخیر

86
00:06:45,488 --> 00:06:48,366
‫لرد استفون فاسووی
‫از پسرعموی کوچولوش شکست خورد

87
00:06:49,868 --> 00:06:52,829
‫بعلاوه، یه سیب سبز نرسیده بودن

88
00:06:52,829 --> 00:06:54,829
‫بهتر از اینه که
‫یه سیب سرخ کرم‌خورده باشی

89
00:07:00,003 --> 00:07:01,713
‫بهت میاد

90
00:07:01,713 --> 00:07:03,548
‫فکر کنم یکی از دنده‌های پسرعموم رو شکستم

91
00:07:05,008 --> 00:07:06,608
‫صبح بخیر

92
00:07:12,182 --> 00:07:13,391
‫صبح بخیر

93
00:07:13,391 --> 00:07:15,769
‫سـر دانکن، این "رووان"ـه...

94
00:07:21,066 --> 00:07:22,666
‫از فاسووی‌های سیب‌سبز

95
00:07:24,569 --> 00:07:26,738
‫- ها؟
‫- زنمه دیگه

96
00:07:26,738 --> 00:07:28,907
‫خوشبختم، سـر دانکن

97
00:07:30,325 --> 00:07:31,925
‫آها! درسته

98
00:07:32,369 --> 00:07:34,788
‫منم خوشبختم، بانو رووان

99
00:07:34,788 --> 00:07:36,331
‫اومد محاکمه رو تماشا کرد

100
00:07:36,331 --> 00:07:38,541
‫گفت عین یه گاو نر وحشی جنگیدم

101
00:07:39,209 --> 00:07:40,809
‫بخصوص با اون وقار و شکوهت

102
00:07:49,511 --> 00:07:52,222
‫خب ملازمی نداشتم
‫زخم‌هام رو مداوا کنه

103
00:07:52,222 --> 00:07:54,474
‫و گفت کمکم می‌کنه
‫زرهم رو دربیارم و...

104
00:07:59,646 --> 00:08:02,023
‫بگذریم، میگه حامله‌ش کردم

105
00:08:02,023 --> 00:08:04,150
‫برای همین با خودم گفتم
‫بهتره ازدواج کنیم

106
00:08:07,445 --> 00:08:09,045
‫حس می‌کنم پسره

107
00:08:09,572 --> 00:08:11,574
‫شنیدی، سـر دانکن؟ پسره

108
00:08:14,244 --> 00:08:16,204
‫خیلی...

109
00:08:19,040 --> 00:08:20,640
‫سـر دانکن

110
00:08:21,042 --> 00:08:22,642
‫شاهزاده میکار می‌خوان باهاتون صحبت کنن

111
00:08:23,545 --> 00:08:25,672
‫- باید باهامون بیاین
‫- هیچ‌جا نمیاد

112
00:08:25,672 --> 00:08:27,799
‫- بقدر کافی عذاب کشیده
‫- اشکال نداره

113
00:08:34,556 --> 00:08:36,156
‫چیزیم نمیشه

114
00:08:37,350 --> 00:08:38,950
‫تبریک میگم

115
00:09:08,757 --> 00:09:10,967
‫دارم اریون رو می‌فرستم شرق

116
00:09:13,511 --> 00:09:18,058
‫شاید اگر چند سالی توی شهرهای آزاد بمونه
‫تبدیل به آدم بهتری بشه

117
00:09:26,357 --> 00:09:29,027
‫بعضیا میگن از عمد برادرم رو کشتم

118
00:09:31,821 --> 00:09:34,866
‫خدایان می‌دونن دروغه
‫ولی تا روز مرگم

119
00:09:34,866 --> 00:09:36,618
‫پچ‌پچ‌هاشون دست از سرم برنمی‌دارن

120
00:09:38,286 --> 00:09:40,997
‫گرز شما به سرش خورد، سرورم

121
00:09:43,708 --> 00:09:46,336
‫ولی شاهزاده بیلور بخاطر من کشته شد

122
00:09:47,337 --> 00:09:49,422
‫پچ‌پچ‌هاشون دست از سر توام برنمی‌دارن

123
00:09:50,965 --> 00:09:52,565
‫پادشاه پیره

124
00:09:53,843 --> 00:09:58,807
‫وقتی از دنیا رفت، هردفعه در نبردی
‫شکست خوردیم یا محصولات خراب شدن

125
00:09:58,807 --> 00:10:01,434
‫احمق‌ها میگن اگر بیلور بود اینطوری نمی‌شد

126
00:10:04,979 --> 00:10:06,940
‫ولی شوالیه‌ی سرگردون کشتش

127
00:10:10,110 --> 00:10:11,820
‫اگر نجنگیده بودم

128
00:10:13,863 --> 00:10:16,116
‫دست و پام رو قطع می‌کردین

129
00:10:18,743 --> 00:10:21,996
‫امروز صبح زیر درخت نشسته بودم

130
00:10:23,164 --> 00:10:25,416
‫و از خودم پرسیدم
‫می‌تونستم بذارم یکیشون قطع بشه؟

131
00:10:31,631 --> 00:10:35,635
‫آخه ارزش یه پا کجا
‫و ارزش جون یه شاهزاده کجا؟

132
00:10:37,178 --> 00:10:39,556
‫درختت چه جوابی بهت داد؟

133
00:10:47,230 --> 00:10:50,150
‫هر روز دم غروب

134
00:10:51,317 --> 00:10:54,821
‫سـر آرلن می‌گفت
‫"نمی‌دونم فردا چی پیش میاد"

135
00:10:57,824 --> 00:11:00,952
‫ممکنه روزی از راه برسه
‫که نیازم به اون پا...

136
00:11:00,952 --> 00:11:05,456
‫نیاز قلمرو به اون پا
‫از ارزش جون یه شاهزاده بیشتر باشه؟

137
00:11:08,585 --> 00:11:10,185
‫بعید می‌دونم

138
00:11:11,254 --> 00:11:14,007
‫توی قلمرو تا دلت بخواد
‫شوالیه‌های سرگردون ریخته

139
00:11:23,099 --> 00:11:26,102
‫به‌نظر میاد پسر کوچیکم
‫ازت خوشش اومده، سـر

140
00:11:27,437 --> 00:11:29,189
‫وقتشه ملازم کسی باشه

141
00:11:30,732 --> 00:11:34,027
‫ولی بهم میگه به هیچ شوالیه‌ای
‫جز تو خدمت نمی‌کنه

142
00:11:36,237 --> 00:11:39,490
‫مطمئنم خودت متوجه شدی
‫که پسر سرکشیه

143
00:11:39,490 --> 00:11:40,950
‫پسر خوبیه

144
00:11:40,950 --> 00:11:43,286
‫فقط نیاز به تربیت سختگیرانه داره، همین

145
00:11:46,247 --> 00:11:47,847
‫می‌ذاری بهت خدمت کنه؟

146
00:11:50,919 --> 00:11:52,253
‫به من؟

147
00:11:52,253 --> 00:11:54,422
‫می‌تونی بیای سامرهال

148
00:11:56,216 --> 00:11:59,761
‫قسم بخور به من خدمت کنی
‫تا اگان ملازمت بشه

149
00:11:59,761 --> 00:12:02,096
‫درحالی‌که بهش آموزش میدی

150
00:12:02,096 --> 00:12:04,641
‫استاد جنگم خودت رو آموزش میده

151
00:12:07,268 --> 00:12:10,730
‫شک ندارم سـر آرلنت
‫با تمام توانش آموزشت داده بوده

152
00:12:12,857 --> 00:12:15,301
‫ولی هنوز خیلی چیزا مونده
‫که باید یاد بگیری

153
00:12:23,660 --> 00:12:25,662
‫عذر می‌خوام، سرورم، واقعاً میگم

154
00:12:29,916 --> 00:12:32,151
‫ولی فکر کنم دیگه از دست
‫هرچی شاهزاده‌ست خسته شدم

155
00:12:35,505 --> 00:12:37,105
‫آره

156
00:12:57,485 --> 00:12:59,085
‫فالگوش وایساده بودی؟

157
00:13:02,865 --> 00:13:04,465
‫نـه

158
00:13:13,584 --> 00:13:15,211
‫خیلی درد دارین؟

159
00:13:23,970 --> 00:13:26,139
‫- سـر؟
‫- نمی‌تونم، اِگ

160
00:13:28,308 --> 00:13:29,908
‫معذرت می‌خوام

161
00:13:36,983 --> 00:13:39,319
‫شاید اون شوالیه‌ای که فکر می‌کردم نیستین

162
00:14:00,631 --> 00:14:02,717
‫تابحال این داستان رو شنیده بودی؟

163
00:14:04,886 --> 00:14:06,179
‫بارها

164
00:14:06,179 --> 00:14:07,972
‫از کی؟

165
00:14:10,391 --> 00:14:11,991
‫از شما

166
00:14:12,310 --> 00:14:13,910
‫آها

167
00:14:21,611 --> 00:14:24,655
‫- سـر، میشه بپرسم...؟
‫- وقتی یه لرد نیروهاش رو فرا می‌خونه

168
00:14:24,655 --> 00:14:27,700
‫و ما آقایون رو می‌فرسته جنگ

169
00:14:27,700 --> 00:14:30,495
‫رسمه که هرکدوم یه پنی رو

170
00:14:30,495 --> 00:14:33,164
‫به درخت بلوط وسط میدون میخکوب کنیم

171
00:14:34,165 --> 00:14:37,001
‫و اگر برگشتیم، درش بیاریم

172
00:14:38,336 --> 00:14:40,338
‫درخت بلوط خیلی بزرگیه

173
00:14:41,756 --> 00:14:43,508
‫با این‌حال...

174
00:14:43,508 --> 00:14:48,179
‫به‌سختی میشه برای میخکوب کردن
‫یه پنی جدید، جای خالی پیدا کرد

175
00:14:53,393 --> 00:14:55,770
‫چرا هیچوقت منو شوالیه نکردین؟

176
00:14:58,231 --> 00:14:59,857
‫فکر کردین تنهاتون می‌ذارم؟

177
00:15:02,318 --> 00:15:03,918
‫هیچوقت تنهاتون نمی‌ذاشتم

178
00:15:08,408 --> 00:15:10,076
‫یا دلیل دیگه‌ای داشته؟

179
00:15:16,082 --> 00:15:17,682
‫سـر؟

180
00:15:22,296 --> 00:15:23,896
‫سـر؟

181
00:15:29,929 --> 00:15:31,529
‫سـر؟

182
00:15:55,288 --> 00:15:58,916
‫برای همین بهش میگن پنی‌تری
‫(درخت پنی)

183
00:16:01,502 --> 00:16:06,299
‫یه شوالیه‌ی حقیقی همیشه
‫داستانش رو به پایان می‌رسونه

184
00:16:10,094 --> 00:16:11,971
‫- به افتخار بیزبوری
‫- و هاردینگ

185
00:16:12,805 --> 00:16:14,932
‫- به یادشون!
‫- به یاد شجاع‌دلان

186
00:16:16,017 --> 00:16:17,768
‫چطوری کاری می‌کنن
‫زنبورها این شکلی جمع بشن؟

187
00:16:21,230 --> 00:16:23,399
‫با جادویی چیزیه؟

188
00:16:23,399 --> 00:16:24,999
‫جادو؟

189
00:16:25,401 --> 00:16:26,694
‫چیه مگه؟

190
00:16:26,694 --> 00:16:28,446
‫خب، ملکه‌شون رو می‌ذارن
‫توی تابوت بیزبوری

191
00:16:30,948 --> 00:16:32,366
‫آها!

192
00:16:32,366 --> 00:16:35,536
‫جادو کجا بوده
‫جنگجوی بیچاره‌ی نازنین خودم

193
00:16:35,536 --> 00:16:38,080
‫از بس جنگیدی
‫مغزت تبدیل شده به پوره‌ی سیب

194
00:16:45,338 --> 00:16:48,216
‫- تسلیم میشی یا نه، فاحشه‌ی اژدهازاده؟
‫- گه بخور، سارا!

195
00:16:48,216 --> 00:16:50,718
‫پیشخدمت! لیوانم رو بیار

196
00:17:10,988 --> 00:17:12,990
‫خجالت نمی‌کشی که اومدی اینجا؟

197
00:17:15,535 --> 00:17:17,912
‫اون افراد بخاطر تو مُردن

198
00:17:24,961 --> 00:17:26,561
‫اِگ رو به عنوان ملازمت قبول می‌کنی؟

199
00:17:31,467 --> 00:17:33,067
‫به پدرت گفتم

200
00:17:34,053 --> 00:17:35,653
‫مسئولیتش گردن من نیست

201
00:17:37,223 --> 00:17:39,267
‫می‌دونی...

202
00:17:39,267 --> 00:17:41,894
‫برادرم همیشه اینقدر هیولا نبود

203
00:17:43,604 --> 00:17:45,204
‫اِگ هیولا نیست

204
00:17:45,856 --> 00:17:46,941
‫فقط یه پسربچه‌ست

205
00:17:46,941 --> 00:17:48,442
‫منظورم اِگ نبود

206
00:17:48,442 --> 00:17:51,612
‫ولی شک ندارم
‫از اونم یه مَرد می‌سازیم

207
00:17:55,241 --> 00:17:59,945
‫شاید همونطور که استادان میگن
‫بذر جنون از شکم مادرهامون در ما کاشته میشه

208
00:18:02,373 --> 00:18:04,458
‫ولی اریون یه زمانی
‫پسر خیلی شاد و شنگولی بود

209
00:18:05,710 --> 00:18:07,310
‫ماهیگیری رو دوست داشت

210
00:20:08,708 --> 00:20:10,376
‫چیه؟

211
00:20:10,376 --> 00:20:13,295
‫سرورم، سـر دانکن
‫می‌خواد باهاتون صحبت کنه

212
00:20:28,853 --> 00:20:31,856
‫می‌خواستم اینو بدونی که بابت خراب کردن
‫روز نام‌گذاریم ازت دلخور نیستم

213
00:20:31,856 --> 00:20:35,484
‫کار خیلی زشتی در حقت کردن
‫و حق داشتی اونطوری جوابشون رو بدی

214
00:20:38,571 --> 00:20:40,171
‫ممنونم

215
00:20:46,954 --> 00:20:49,832
‫حرفتو سریع بزن
‫می‌خوام از این خراب‌شده برم

216
00:20:50,958 --> 00:20:52,543
‫قبل از مرگ برادرتون

217
00:20:52,543 --> 00:20:54,503
‫گفت قلمرو به مردان شریف نیاز داره

218
00:20:54,503 --> 00:20:56,103
‫خب که چی؟

219
00:20:56,881 --> 00:20:58,507
‫اِگ رو به عنوان ملازمم قبول می‌کنم

220
00:21:00,092 --> 00:21:01,692
‫ولی نه توی سامرهال

221
00:21:03,429 --> 00:21:05,681
‫مگه نگفتی
‫از دست شاهزاده‌ها خسته شدی؟

222
00:21:05,681 --> 00:21:07,281
‫اِگ شاهزاده نیست

223
00:21:07,975 --> 00:21:09,575
‫هنوز نیست

224
00:21:10,895 --> 00:21:14,148
‫شاید براش بهتر باشه
‫که دور از قلعه‌ها و قصرها

225
00:21:14,148 --> 00:21:16,609
‫- و خدمتکارها و...
‫- خانواده‌ش بزرگ بشه؟

226
00:21:22,698 --> 00:21:24,298
‫اگر قبول کنین...

227
00:21:25,951 --> 00:21:28,204
‫همراه خودم می‌برمش سفر

228
00:21:29,079 --> 00:21:30,706
‫ملازم بودن رو مثل من یاد می‌گیره

229
00:21:31,707 --> 00:21:34,919
‫توی مسافرخونه‌ها و اصطبل‌ها...

230
00:21:36,921 --> 00:21:40,716
‫و هرازگاهی توی راهروهای
‫عمارت یه شوالیه‌ی زمین‌دار

231
00:21:40,716 --> 00:21:42,316
‫یا لردهای محلی می‌خوابیم

232
00:21:44,845 --> 00:21:46,889
‫شاید اگر مجبور بشیم
‫زیر درخت‌ها بخوابیم

233
00:21:46,889 --> 00:21:49,683
‫اجازه نمیدم مثل رعیت‌ها زندگی کنه

234
00:21:50,392 --> 00:21:52,269
‫خون اژدها در رگ‌های اگان جاریه

235
00:21:53,395 --> 00:21:57,775
‫نمی‌تونه کنار جاده بخوابه
‫و گوشت نمک‌سود بخوره

236
00:22:02,029 --> 00:22:03,906
‫دارِن هیچوقت کنار جاده نخوابید

237
00:22:06,867 --> 00:22:09,078
‫و تمام گوشت‌هایی که اریون
‫تو زندگیش خورد

238
00:22:10,162 --> 00:22:11,789
‫نرم و نیم‌پخت و خونی بودن

239
00:22:23,133 --> 00:22:25,177
‫اون آخرین پسرمه

240
00:22:47,783 --> 00:22:49,383
‫سُـم‌طلا!

241
00:22:53,914 --> 00:22:55,514
‫اینجا چیکار می‌کنی دخترجون؟

242
00:22:59,378 --> 00:23:01,922
‫شنیدم سر لاینل می‌خواد باهاش بری

243
00:23:01,922 --> 00:23:04,174
‫استورمز اِند جای غم‌انگیزیه

244
00:23:04,174 --> 00:23:06,218
‫گفتم شاید یه دوست قدیمی
‫اونجا رو برات شادتر کنه

245
00:23:09,388 --> 00:23:11,181
‫برام اسب خریدی؟

246
00:23:16,312 --> 00:23:17,912
‫قرار نیست با لاینل برم

247
00:23:20,608 --> 00:23:22,359
‫پس می‌خوای چیکار کنی؟

248
00:23:22,359 --> 00:23:23,959
‫کاری که باید از همون اول می‌کردم

249
00:23:25,321 --> 00:23:27,072
‫سوارش بشم و از اینجا دور بشم

250
00:23:29,283 --> 00:23:31,327
‫تو چی؟

251
00:23:31,327 --> 00:23:33,120
‫نمی‌دونم

252
00:23:33,120 --> 00:23:36,457
‫پدرم همیشه حرف از توسعه‌ی
‫ کسب‌و‌کار شراب سیب‌مون میزد

253
00:23:36,457 --> 00:23:38,667
‫که یه بشکه‌سازی جدید باز کنیم

254
00:23:40,210 --> 00:23:41,810
‫شراب سیب؟

255
00:23:42,880 --> 00:23:46,133
‫خب، درهرحال بهتره
‫سم‌طلات پیشت باشه

256
00:23:51,764 --> 00:23:53,364
‫مال من نیست

257
00:23:54,266 --> 00:23:55,866
‫دیگه نیست

258
00:23:58,812 --> 00:24:00,412
‫بعلاوه...

259
00:24:01,190 --> 00:24:02,983
‫به‌نظرم باغ میوه براش جای بهتریه

260
00:24:04,485 --> 00:24:06,403
‫چی؟

261
00:24:06,403 --> 00:24:08,003
‫نمی‌تونم

262
00:24:09,365 --> 00:24:10,965
‫مطمئنی؟

263
00:24:12,284 --> 00:24:14,286
‫حیوون خیلی خوبیه

264
00:24:16,205 --> 00:24:18,874
‫سلام سم‌طلا. سیب دوست داری؟

265
00:25:50,090 --> 00:25:52,384
‫نمی‌دونم شاه‌بلوط
‫اینقدر ازم نپرس

266
00:25:55,721 --> 00:25:57,765
‫اگر سـر آرلن بود الان کجا می‌رفت؟

267
00:26:04,438 --> 00:26:06,038
‫سـر دانکن!

268
00:26:09,735 --> 00:26:11,695
‫پدرم گفت باید به شما خدمت کنم

269
00:26:21,497 --> 00:26:24,083
‫باید بگی "به شما خدمت کنم، سِـر"

270
00:26:25,626 --> 00:26:28,212
‫شاه‌بلوط مال توئه
‫درست باهاش رفتار کن

271
00:26:29,630 --> 00:26:32,508
‫و تا اجازه ندادم حق نداری
‫سوار رعـد بشی

272
00:26:35,052 --> 00:26:36,652
‫قراره کجا بریم، سـر؟

273
00:26:37,971 --> 00:26:39,571
‫نمی‌دونم

274
00:26:40,808 --> 00:26:42,935
‫گمونم می‌تونیم هرجایی از
‫هفت پادشاهی بریم

275
00:26:42,935 --> 00:26:44,535
‫- البته تابحال نرفتم دو...
‫- نه تا

276
00:26:46,855 --> 00:26:49,858
‫- چی؟
‫- نه تا پادشاهی هست، سـر

277
00:26:50,984 --> 00:26:53,403
‫- تو چی؟
‫- توی قلمرو

278
00:26:55,405 --> 00:26:56,782
‫دیوونه شدی؟

279
00:26:56,782 --> 00:26:58,325
‫مگه ربطی داره؟

280
00:26:58,325 --> 00:27:00,702
‫قلمرو هفت تا پادشاهی داره، پسرجون

281
00:27:00,702 --> 00:27:02,204
‫همه اینو می‌دونن

282
00:27:02,204 --> 00:27:05,082
‫- پس همه اشتباه می‌کنن
‫- هوس توگوشی کردی؟

283
00:27:05,082 --> 00:27:08,168
‫کراون‌لندز، وسترلندز
‫استورم‌لندز، ریورلندز

284
00:27:08,168 --> 00:27:10,546
‫جزایر آهنین، شمال، ریچ

285
00:27:10,546 --> 00:27:12,422
‫ویلِ آرین، و دورن

286
00:27:16,635 --> 00:27:18,554
‫نه، آخه...

287
00:27:18,554 --> 00:27:21,473
‫تابحال از کوهستان سرخ اون‌طرف‌تر نرفتم

288
00:27:21,473 --> 00:27:23,725
‫شنیدم نمایش‌های خیمه‌شب‌بازی
‫خیلی خوبی توی دورن پیدا میشه

289
00:28:20,449 --> 00:28:22,049
‫برو! برو!

290
00:28:25,871 --> 00:28:28,290
‫- اگان کجاست؟
‫- ندیدم‌شون، شاهزاده‌ی من

291
00:28:28,290 --> 00:28:29,890
‫از سپتون‌ها می‌پرسم

292
00:28:32,961 --> 00:28:34,561
‫کدوم گوریه؟!

293
00:28:35,663 --> 00:28:42,663
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

294
00:28:43,364 --> 00:28:57,364
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz