1
00:00:06,016 --> 00:00:11,066
!(تایو یا داستان‌سرای بونراکو) اِی حسادت
[ بونراکو: نوعی نمایش خیمه‌شب‌بازی سنتی ژاپنی ]

2
00:00:12,433 --> 00:00:17,433
!اِی خشم فزاینده

3
00:00:17,434 --> 00:00:20,734
[ صدای نواخته‌شدن «شامیسن» (سه‌تار سنتی ژاپن) ]

4
00:00:21,435 --> 00:00:22,765
!نکن، پدر

5
00:00:22,766 --> 00:00:24,015
!بس کن

6
00:00:24,016 --> 00:00:25,682
!دلیلی نداره بمیری

7
00:00:25,683 --> 00:00:27,640
!نمی‌تونی اون کار رو بکنی

8
00:00:27,641 --> 00:00:28,724
!مادر

9
00:00:28,725 --> 00:00:30,432
!چرا جلوش رو نمی‌گیری؟

10
00:00:30,433 --> 00:00:32,807
!بذارید بیایم تو -
!بذارید بیایم داخل -

11
00:00:32,808 --> 00:00:35,066
مادر -
!مادر -

12
00:00:35,725 --> 00:00:37,432
!نه -
!پدر -

13
00:00:37,433 --> 00:00:40,691
!اوه، پدر -
!چرا؟ -

14
00:00:45,058 --> 00:00:48,066
!پدر -
!پدر -

15
00:00:51,725 --> 00:00:54,525
هاراماکی» (شکم‌بند) روی لباس‌خواب‌تون؟»

16
00:00:55,558 --> 00:00:58,307
بچگی‌ها همه‌مون مجبور بودیم بپوشیم‌شون

17
00:00:58,308 --> 00:01:01,724
پدر و مادر نمی‌خواستن
وقتی خوابیده بودیم، سردمون بشه

18
00:01:01,725 --> 00:01:03,140
اون‌وقت تو هم می‌پوشیدی؟

19
00:01:03,141 --> 00:01:04,307
!همه‌مون

20
00:01:04,308 --> 00:01:08,316
خیلی دوست داشتم شما چهار نفر رو
می‌دیدم که توی اون‌ها گریه‌وْزاری می‌کردید

21
00:01:08,850 --> 00:01:11,233
چیز خنده‌داری نیست که

22
00:01:11,891 --> 00:01:17,099
.ولی ازطرفی، خیلی سنگ‌دلانه‌ست
هیچ‌کدوم‌تون سعی نکردید بپّرید تو جلوش رو بگیرید؟

23
00:01:17,100 --> 00:01:19,974
خب، اون‌جا با «شیمه‌ناوا» بسته شده بود
طناب‌هایی از کاه برنج یا کنف که برای آیین طهارت ]
[ در دین «شینتو» به کار می‌رود و نشانۀ تقدس است

24
00:01:19,975 --> 00:01:21,057
نمی‌تونستیم بریم تو

25
00:01:21,058 --> 00:01:24,816
که این‌طور. فهمیدم

26
00:01:25,475 --> 00:01:30,150
توی مسائل زناشویی
حتی فرزندان هم نباید دخالت کنن

27
00:01:30,350 --> 00:01:32,691
توی ناخودآگاه‌ت چنین احساسی داره

28
00:01:39,225 --> 00:01:42,608
،پسرش نیست، ولی بابا صداش می‌کنه

29
00:01:42,808 --> 00:01:46,566
و اون زنه رو بیش‌تر از هفت
ساله که می‌بینه، درسته؟

30
00:01:47,391 --> 00:01:50,900
تمام اون مدت داشته مادر رو فریب می‌داده

31
00:01:51,183 --> 00:01:54,316
یه‌خرده بی‌رحمانه‌ست که به‌ش بگی فریب

32
00:01:54,641 --> 00:01:56,858
ولی خب چیزی نگفت، گفت؟

33
00:01:57,058 --> 00:01:58,733
پس فریب‌ش داده

34
00:01:58,933 --> 00:02:00,983
نباید احساس پشیمونی کنه؟

35
00:02:01,183 --> 00:02:04,983
شاید چون احساس پشیمونی
می‌کنه، فریب‌ش داده

36
00:02:05,266 --> 00:02:07,932
،اگه حاضره به‌خاطر این قضیه بمیره
راه‌های دیگه‌ای هم هست

37
00:02:07,933 --> 00:02:12,233
می‌تونه از مادر عذرخواهی کنه
یا ازش جدا بشه، نمی‌تونه؟

38
00:02:12,766 --> 00:02:16,941
بچگانه‌ست که فکر کنی
مرگ‌ش همه‌چی رو حل می‌کنه

39
00:02:17,141 --> 00:02:21,108
.خوابِ تو بود، نه اون
نمی‌تونی به‌خاطرش از اون خرده بگیری

40
00:02:21,975 --> 00:02:23,858
...خودم می‌دونم، ولی

41
00:02:24,058 --> 00:02:26,025
خوش‌م اومد مادرت چطور واکنش نشون داد

42
00:02:26,308 --> 00:02:29,108
همین‌طوری نشسته بود اون‌جا
سنبی» می‌خورد و سوزن‌دوزی می‌کرد؟»

43
00:02:30,225 --> 00:02:33,441
اون حتی برای مادر هم خیلی بی‌خیالیه

44
00:02:33,641 --> 00:02:38,983
خب، خون‌سرد باشی بهتر از اینه که
سر همه‌چی هول‌وْولا داشته باشی

45
00:02:39,683 --> 00:02:41,349
...برای مردها، اون

46
00:02:41,350 --> 00:02:42,932
راحت‌ترینه، مگه نه؟

47
00:02:42,933 --> 00:02:45,025
فقط بحث راحتی نیست

48
00:02:45,683 --> 00:02:47,816
بحث هوشمندی هم هست

49
00:02:49,391 --> 00:02:52,566
فقط مردها از اون منطق سود می‌برن

50
00:02:56,766 --> 00:03:00,566
خوابِ تو بود. سر من خالی‌ش نکن

51
00:03:01,683 --> 00:03:03,474
!اوه -
هان؟ -

52
00:03:03,475 --> 00:03:04,775
روزنامه

53
00:03:04,799 --> 00:03:24,799
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

54
00:03:59,125 --> 00:04:02,725
« آسورا »

55
00:04:03,525 --> 00:04:05,457
« سال ۱۹۷۹ - سال ۵۴ دورۀ شووا - ماه دوم »

56
00:04:05,458 --> 00:04:07,807
به‌ت که گفته بودم باید ساعت ۶ بیدار بشم

57
00:04:07,808 --> 00:04:10,140
!سه بار سعی کردم بیدارت کنم -
!دروغ‌گو -

58
00:04:10,141 --> 00:04:12,640
!دروغ نمی‌گم! خب ساعت‌ت رو کوک کن

59
00:04:12,641 --> 00:04:14,640
باورم نمی‌شه

60
00:04:14,641 --> 00:04:17,733
همه‌ش من رو مقصر می‌دونه -
دیرم می‌شه -

61
00:04:18,350 --> 00:04:21,608
!هی! وایسا نوبت‌ت بشه -
!تو خیلی طول می‌دی -

62
00:04:22,266 --> 00:04:23,765
بعدی من‌ام ها -
آره، آره -

63
00:04:23,766 --> 00:04:25,724
چرا موهای من همیشه شاخ می‌شه؟

64
00:04:25,725 --> 00:04:28,483
بیدارش کردم، مگه نه؟ -
هان؟ اوه، آره -

65
00:04:29,683 --> 00:04:31,816
زود باش حاضر شو -
باشه -

66
00:04:41,808 --> 00:04:43,691
!تلفن -
مادر؟ -

67
00:04:44,308 --> 00:04:46,316
!مادر، تلفن -
!مادر -

68
00:04:46,558 --> 00:04:50,432
!تلفن -
!همین‌طور نشینید من رو صدا کنید. تلفن رو جواب بدید -

69
00:04:50,433 --> 00:04:52,015
صبح‌ها سر مادرتون شلوغه

70
00:04:52,016 --> 00:04:53,765
سر من هم شلوغه -
دهن من هم پُره -

71
00:04:53,766 --> 00:04:55,765
به‌خاطر همین گفتم دیشب قبل
از خواب تکالیف‌ت رو تموم کن

72
00:04:55,766 --> 00:04:58,108
مجبوری خودت رو خفه کنی؟

73
00:04:58,600 --> 00:05:00,191
بله، منزل ساتومی

74
00:05:00,391 --> 00:05:01,224
!ساکیکو

75
00:05:01,225 --> 00:05:04,390
آبجی‌ماکیکو، چطور تونستی؟

76
00:05:04,391 --> 00:05:05,816
منظورت چیه؟

77
00:05:06,016 --> 00:05:09,716
می‌دونم من از بچگی آدم حساب نمی‌شدم

78
00:05:09,717 --> 00:05:12,515
ولی باز هم... خوش برگشتی

79
00:05:12,516 --> 00:05:16,400
هر فکری هم که دربارۀ من بکنی، باز هم خواهریم

80
00:05:17,016 --> 00:05:18,316
ساکیکو؟

81
00:05:18,683 --> 00:05:20,608
مگه ما چهار تا خواهر نیستیم؟

82
00:05:20,933 --> 00:05:23,140
پس چرا نوشتی سه تا؟

83
00:05:23,141 --> 00:05:25,384
چرا من گاو پیشونی‌سفیدم؟

84
00:05:25,408 --> 00:05:27,358
چی می‌گی واسه خودت؟

85
00:05:27,558 --> 00:05:30,640
.خودت رو نزن به اون راه
حتی من هم روزنامه می‌گیرم

86
00:05:30,641 --> 00:05:33,474
روزنامه؟ روزنامه چی شده؟

87
00:05:33,475 --> 00:05:36,650
!ان‌قدر خودت رو نزن به اون راه

88
00:05:37,141 --> 00:05:40,066
«پدر من معشوقه دارد»

89
00:05:40,391 --> 00:05:41,983
...پدر من معـ

90
00:05:43,016 --> 00:05:44,150
!ساکیکو

91
00:05:45,308 --> 00:05:46,816
جریان چیه؟

92
00:05:49,350 --> 00:05:51,691
پس کار آبجی‌ماکیکو نبود؟

93
00:05:51,891 --> 00:05:54,224
این‌همه قیل‌وْقال چیه سرِصبحی؟

94
00:05:54,225 --> 00:05:57,316
،داشتم دنبال مقاله دربارۀ مبارزۀ امروزت می‌گشتم

95
00:05:57,516 --> 00:06:00,015
ولی به نامۀ احمقانۀ خواهرم به سردبیر برخوردم

96
00:06:00,016 --> 00:06:01,233
نامه؟

97
00:06:02,808 --> 00:06:04,525
ممکنه سوءتفاهم شده باشه

98
00:06:04,975 --> 00:06:07,150
اوه، ولی اسم‌ت رو دیدم

99
00:06:07,600 --> 00:06:10,275
!می‌بینی؟ هیده‌میتسو جینّای

100
00:06:10,975 --> 00:06:12,765
تمرکزم رو به هم نزن

101
00:06:12,766 --> 00:06:14,691
!هی

102
00:06:14,891 --> 00:06:18,816
اگه سر همچین چیزی تمرکزت
!به هم می‌خوره، تقصیر خودته

103
00:06:19,683 --> 00:06:21,349
!هی! هی

104
00:06:21,350 --> 00:06:22,724
الآن درمیام

105
00:06:22,725 --> 00:06:24,775
!روزنامه! روزنامه رو می‌خوام

106
00:06:26,891 --> 00:06:28,066
ممنون

107
00:06:32,350 --> 00:06:33,483
هان؟

108
00:06:35,891 --> 00:06:37,682
پدر چیزی‌ش شده؟

109
00:06:37,683 --> 00:06:39,650
...پدر نه، پدربــ

110
00:06:41,100 --> 00:06:44,390
!تو، یالّا، یالّا، یالّا، زود باش

111
00:06:44,391 --> 00:06:47,066
!برو حاضر شو. سریع

112
00:06:50,000 --> 00:06:52,500
« دستشویی در حال استفاده‌ست »

113
00:06:56,725 --> 00:06:57,858
هوم؟

114
00:07:04,016 --> 00:07:09,983
من بر این باور هستم که خواهران به‌مثابۀ
نخودسبزهایی هستند که در یک غلاف رشد می‌کنند

115
00:07:11,350 --> 00:07:14,349
زمانی که رسیده شده و تن
،از پوسته‌اشان برکنند

116
00:07:14,350 --> 00:07:17,775
سبک زندگی و جهان‌بینی آن‌ها
به‌تدریج از یکدیگر دور می‌شود

117
00:07:19,058 --> 00:07:24,483
من از خانواده‌ای با سه خواهر هستم، ولی ما
دور هم جمع نمی‌شویم، مگر مناسبت خاصی باشد

118
00:07:26,225 --> 00:07:33,390
گرچه اخیراً، برحسب اتفاق، به این پی برده‌ایم که پدرِ
پابه‌سن‌گذاشتۀ ما مخفیانه با زنی دیگر در رابطه است

119
00:07:33,391 --> 00:07:35,482
من رفتم -
روز خوبی داشته باشی -

120
00:07:36,225 --> 00:07:38,224
مادرِ پابه‌سن‌گذاشتۀ من چیزی نمی‌داند

121
00:07:38,225 --> 00:07:42,150
و ازهمه‌جا‌بی‌خبر در آرامش
از سال‌های طلایی با شوهر خود حظ می‌برَد

122
00:07:42,891 --> 00:07:45,349
...ما خواهران -
!من رفتم -

123
00:07:45,350 --> 00:07:46,515
روز خوبی داشته باشی

124
00:07:46,516 --> 00:07:48,775
اکنون همراه با هم آه سر می‌دهیم...

125
00:07:49,433 --> 00:07:52,983
شوهر من نیز دارد به چهل‌سالگی
و بحران میان‌سالی پا می‌گذارد

126
00:07:53,600 --> 00:07:59,566
سوختن و ساختن... آیا خوش‌بختی
زنان در همین خلاصه می‌شود؟

127
00:07:59,766 --> 00:08:03,316
این‌روزها، این شده‌است دل‌مشغولیِ من

128
00:08:04,600 --> 00:08:07,150
هرکسی هم باشه
فکر می‌کنه تو نوشتی‌ش

129
00:08:08,600 --> 00:08:10,316
حتی تو؟

130
00:08:10,516 --> 00:08:13,025
همین‌که خوندم‌ش، جا خوردم

131
00:08:15,850 --> 00:08:19,900
من تابه‌حال برای سردبیر نامه
نفرستاده‌ام. من اهل این کارها نیستم

132
00:08:20,100 --> 00:08:25,349
دیگه کی می‌نویسه شوهرش
آمادۀ بحران میان‌سالیه؟

133
00:08:25,350 --> 00:08:27,525
خواهرهات که همه مجردن

134
00:08:27,725 --> 00:08:29,224
ول‌مون کن توروخّدا

135
00:08:29,225 --> 00:08:31,816
حتی اگه همچین فکری هم
می‌کردم، هیچ‌وقت نمی‌نوشتم‌ش

136
00:08:32,058 --> 00:08:34,941
«زن خانه‌دار، چهل‌ساله، مایل است ناشناس بماند»

137
00:08:35,808 --> 00:08:37,983
واقعاً کار تو نبوده؟

138
00:08:41,600 --> 00:08:43,400
!فهمیدم -
هان؟ -

139
00:08:45,141 --> 00:08:46,441
به‌امیدِدیدار

140
00:08:55,641 --> 00:08:57,691
اوه، بیا. یه سوغاتی

141
00:08:57,891 --> 00:08:59,191
ممنون

142
00:09:17,308 --> 00:09:18,682
از سفر برمی‌گردید؟

143
00:09:18,683 --> 00:09:21,515
هان؟ اوه، بله، از خونۀ پدروْمادرم

144
00:09:21,516 --> 00:09:25,566
...مگه پدروْمادرتون «ایکِگامی» زندگی -
سرده، نه؟ -

145
00:09:26,433 --> 00:09:29,025
احتمالاً سردترین روزِ ساله

146
00:09:37,100 --> 00:09:38,525
الو؟

147
00:09:39,100 --> 00:09:41,724
اوه، ماکیکو

148
00:09:41,725 --> 00:09:44,057
می‌بینم که صبحِ‌زود رفته بودی بیرون

149
00:09:44,058 --> 00:09:46,566
بیرون نرفته بودم که

150
00:09:46,891 --> 00:09:48,682
چی شده این‌وقت صبح؟

151
00:09:48,683 --> 00:09:50,316
آبجی

152
00:09:50,891 --> 00:09:54,474
،تو همیشه خوش‌قلم بودی
ولی این‌دفعه دیگه کولاک کردی

153
00:09:54,475 --> 00:09:56,650
حتی تاکائو هم تحت‌تأثیر قرار گرفته بود

154
00:09:56,933 --> 00:09:59,025
گفت تو می‌تونی نویسنده بشی

155
00:09:59,433 --> 00:10:01,390
از چی حرف می‌زنی؟

156
00:10:01,391 --> 00:10:03,858
مگه روزنامۀ صبح رو نخوندی؟

157
00:10:04,183 --> 00:10:05,316
هان؟

158
00:10:05,516 --> 00:10:08,441
!معلومه که خونده‌ام. پرسیدن داره

159
00:10:08,975 --> 00:10:13,775
در آینده که خواستی همچین کاری بکنی
لطفاً قبل‌ش با بقیۀ ما مشورت کن

160
00:10:14,433 --> 00:10:17,733
آبجی، من به کسی جز تو نگفتم

161
00:10:17,933 --> 00:10:21,066
که به تاکائو مشکوک‌ام

162
00:10:22,683 --> 00:10:24,775
من اون رو ننوشتم

163
00:10:26,058 --> 00:10:28,816
از اون مهم‌تر، این مشکلی نداره؟

164
00:10:29,016 --> 00:10:31,116
مگه «ایکِگامی» هم هر روز صبح
همین روزنامه رو نمی‌گیره؟

165
00:10:32,350 --> 00:10:33,483
اوه، نه

166
00:10:36,766 --> 00:10:39,691
اوه، داری پخش‌وْپلاشون می‌کنی همه‌جا

167
00:10:51,850 --> 00:10:52,765
بیا

168
00:10:52,766 --> 00:10:54,057
اوه، درسته

169
00:10:54,058 --> 00:10:55,316
...اِی وای من

170
00:10:55,808 --> 00:10:56,983
بیا

171
00:11:01,141 --> 00:11:06,025
ناخن‌های مردونه سفته. بنابراین
وقتی پای آدم می‌ره روشون، درد می‌گیره

172
00:11:08,141 --> 00:11:10,650
...ناخن هم مگه مردونه وْ زنونه داره

173
00:11:11,266 --> 00:11:13,316
بله که داره

174
00:11:13,641 --> 00:11:14,815
هان؟

175
00:11:15,683 --> 00:11:18,265
واقعاً که از هفت‌دولت آزادی

176
00:11:18,266 --> 00:11:21,566
بله، بله. آخ، درد گرفت

177
00:12:01,308 --> 00:12:03,191
آه... سلام

178
00:12:08,641 --> 00:12:11,775
ممنون از سال‌ها خدمات‌تون

179
00:12:11,975 --> 00:12:15,275
خواهش می‌کنم. خیلی ممنون از شما

180
00:12:16,058 --> 00:12:19,733
از گُل‌های استاد خیلی استقبال شد

181
00:12:20,100 --> 00:12:22,316
متأسف‌ام که باید این‌طور بشه

182
00:12:23,100 --> 00:12:27,941
توی کسب‌وْکار ما، فِوریه
همیشه مشکل‌ترین ماهه

183
00:12:28,600 --> 00:12:31,100
رستوران نمی‌تونه از
سروْته هزینه‌های غذا بزنه

184
00:12:31,975 --> 00:12:36,066
به‌هرحال نمی‌شه گُل هم خورد

185
00:12:36,725 --> 00:12:39,191
وضعیت تأسف‌باریه

186
00:12:39,516 --> 00:12:42,650
حقیقتاً من شرمنده‌ام

187
00:12:46,350 --> 00:12:48,150
...بگذریم

188
00:12:48,808 --> 00:12:50,108
خدمتِ شما

189
00:12:51,850 --> 00:12:55,515
.اوه، راضی به زحمت نبودم
من لایق چنین مهربانی‌ای نیستم

190
00:12:55,516 --> 00:13:00,525
هوم؟ اون صرفاً حقوق ثابت این ماهه

191
00:13:01,183 --> 00:13:02,816
...اوه

192
00:13:04,600 --> 00:13:05,983
ممنون

193
00:13:07,558 --> 00:13:11,775
دراون‌صورت، می‌تونم گُلدانی که به
شما امانت داده بودم رو داشته باشم؟

194
00:13:12,225 --> 00:13:15,900
فکر می‌کنم توی «میزویا» باشه
[ آمادگاهی برای «چاشیتسو» (چای‌خانه)ها در ژاپن ]

195
00:13:16,183 --> 00:13:18,900
من رو ببخشید که زمان زیادی نگه‌ش داشتم

196
00:13:19,183 --> 00:13:24,483
توی فکرِ یک هدیۀ خداحافظی بودم، ولی
متأسفانه نتونستم چیز به‌دردبخوری پیدا کنم

197
00:13:27,850 --> 00:13:30,233
شما «هیمونو» (ماهی خشک) دوست دارید؟

198
00:13:30,975 --> 00:13:33,015
!غذای موردعلاقه‌مه

199
00:13:33,016 --> 00:13:34,566
اوه، خوبه

200
00:13:35,391 --> 00:13:39,900
سوغاتیه که شوهرم از سفری که
برای گلف رفته بود به «ایزو» آورده

201
00:13:41,016 --> 00:13:42,140
!وای

202
00:13:42,141 --> 00:13:44,900
موردی نداره من بَرش دارم، قربان؟

203
00:13:47,433 --> 00:13:48,858
خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم

204
00:13:51,558 --> 00:13:52,816
!وای

205
00:14:14,891 --> 00:14:17,191
بهونه‌هات رو نگه دار واسه خودت

206
00:14:18,183 --> 00:14:21,265
،اگه می‌خواستی اخراج‌م کنی
راه‌های دیگه‌ای هم بود

207
00:14:21,266 --> 00:14:22,650
خواهرزن؟

208
00:14:24,891 --> 00:14:27,775
پس، ماکیکو به‌ت گفت -
هان؟ -

209
00:14:29,350 --> 00:14:33,265
بچه که نیستم. لازم نبود این‌همه
!راه تا این‌جا بیای نصیحت‌م کنی

210
00:14:33,266 --> 00:14:36,932
از چی حرف می‌زنی؟ خودت
به‌م گفتی از این‌جا استفاده کنم

211
00:14:36,933 --> 00:14:38,150
هان؟

212
00:14:39,516 --> 00:14:40,858
!اوه، استاد

213
00:14:41,266 --> 00:14:43,608
خیلی ممنون که از کسب‌وْکار ما حمایت می‌کنید

214
00:14:43,808 --> 00:14:45,233
...آم

215
00:14:45,933 --> 00:14:47,150
!اِی وای من

216
00:14:47,808 --> 00:14:51,941
شوهرخواهرتون به‌تون نگفته
بودن که رزرو کرده بودن؟

217
00:14:54,558 --> 00:14:57,358
خب، استاد خیلی گردن ما حق دارن

218
00:14:57,766 --> 00:14:59,275
خواهش می‌کنم از این‌طرف

219
00:15:16,475 --> 00:15:19,191
!این هم از خواهرزن ما

220
00:15:19,391 --> 00:15:21,640
حرف‌هایی که اون‌جا زدم رو فراموش کن

221
00:15:21,641 --> 00:15:24,400
حافظۀ ضعیف من از بچگی معروفه

222
00:15:25,933 --> 00:15:27,474
این یه جلسۀ کاریه؟

223
00:15:27,475 --> 00:15:30,025
نه، خصوصیه

224
00:15:30,225 --> 00:15:33,640
...اوه، بی‌ملاحظگی من رو ببخش -
نه، بمون -

225
00:15:33,641 --> 00:15:35,307
باید به ما بپیوندی -
هان؟ -

226
00:15:35,308 --> 00:15:37,316
می‌شناسی‌شون

227
00:15:37,641 --> 00:15:39,233
کی؟

228
00:15:40,058 --> 00:15:41,691
پدرم و اون زنه؟

229
00:15:42,183 --> 00:15:45,515
،من که از خدامه اون کار رو به ثمر برسونم

230
00:15:45,516 --> 00:15:47,150
ولی اون بمونه برای یه روز دیگه

231
00:15:47,891 --> 00:15:50,307
این دربارۀ تاکی‌جان و اون کارآگاهه‌ست

232
00:15:50,308 --> 00:15:52,932
همونی که استخدام کرده بود
تا سر از کار پدر دربیاره

233
00:15:52,933 --> 00:15:57,066
،اسم‌ش کاتسوماتاست
...و گفتم با تاکی‌جان

234
00:15:59,766 --> 00:16:02,182
مردهایی هستن که از همچین
دخترهایی خوش‌شون میاد؟

235
00:16:02,183 --> 00:16:05,150
نه، از نزدیک که نگاه کنی
تاکی‌جان خیلی هم خوش‌بَروْروئه

236
00:16:05,350 --> 00:16:06,900
عذر می‌خوام

237
00:16:07,933 --> 00:16:09,515
مهمان‌تون تشریف آوردن

238
00:16:09,516 --> 00:16:13,316
اوه! بشین اون‌جا، بشین اون‌جا -
خوش اومدید -

239
00:16:13,683 --> 00:16:16,849
!اوه، فهمیدم

240
00:16:16,850 --> 00:16:19,349
پس همین‌جا «ایکِبانا» انجام می‌دادی، آبجی

241
00:16:19,350 --> 00:16:21,525
ممنون که از کسب‌وْکار ما حمایت می‌کنید

242
00:16:23,141 --> 00:16:25,932
ماهی چقدر به‌ت می‌دن؟
سوای هزینه‌های موادوْمصالح؟

243
00:16:25,933 --> 00:16:29,474
در چنین مناسبت فرخنده‌ای
که نباید از این سؤال‌ها بکنی

244
00:16:29,475 --> 00:16:31,316
هان؟ -
!خواهرزن -

245
00:16:32,475 --> 00:16:34,941
یه دقیقه صبر کن ببینم -
مهمان‌تون تشریف آوردن -

246
00:16:38,016 --> 00:16:40,150
اه، خواهش می‌کنم. بفرمایید تو

247
00:16:40,475 --> 00:16:43,316
شرمنده که وقت‌تون رو گرفتم -
خواهش می‌کنم -

248
00:16:43,683 --> 00:16:44,515
بفرمایید بشینید

249
00:16:44,516 --> 00:16:48,733
خواهش می‌کنم، خواهش
می‌کنم، اون رو بدید به من

250
00:16:48,933 --> 00:16:50,650
بله، بله -
اوه... تشکر -

251
00:16:51,725 --> 00:16:53,807
خب، ممنون از همۀ کمک‌هاتون

252
00:16:53,808 --> 00:16:56,275
ما خیلی به شما مدیون‌ایم

253
00:16:57,683 --> 00:16:59,390
ایشون خواهرزنِ بنده هستن

254
00:16:59,391 --> 00:17:01,733
بله، سوناکو هستم

255
00:17:02,225 --> 00:17:04,307
سوناکو؟ -
«مثل «زونا» (طناب) توی «یوکوزونا -
[ یوکوزونا: به‌معنای «طناب افقی»، بالاترین رتبه در کُشتی سومو ]

256
00:17:04,308 --> 00:17:08,566
«شما یه زن‌اید، پس بهتره بگی مثل «سونا
(توی «سوناهیکی» (طناب‌کشی

257
00:17:09,475 --> 00:17:11,441
...و شما

258
00:17:11,766 --> 00:17:13,691
یه چیزی با «ماتا»؟

259
00:17:13,891 --> 00:17:15,025
«کاتسوماتا»

260
00:17:15,808 --> 00:17:16,983
کاتسو» مثلِ؟»

261
00:17:17,475 --> 00:17:19,108
(مثل «کاتسو» توی «کاچیماکه» (برد یا باخت

262
00:17:19,475 --> 00:17:22,275
ماتا» مثلِ؟» -
(مثل «ماتا» توی «ماتادس» (دوباره -

263
00:17:22,683 --> 00:17:23,941
حالا فهمیدم

264
00:17:24,641 --> 00:17:26,733
چندتا خواهربرادر دارید؟

265
00:17:27,016 --> 00:17:29,974
...آم... برادر

266
00:17:29,975 --> 00:17:32,057
مهم نیست حالا

267
00:17:32,058 --> 00:17:33,566
چرا؟

268
00:17:34,391 --> 00:17:37,233
شوهرخواهر، مگه نگفتید که

269
00:17:37,433 --> 00:17:41,140
قراره دربارۀ پدر صحبت کنیم؟

270
00:17:41,141 --> 00:17:42,265
درسته

271
00:17:42,266 --> 00:17:44,932
پس بیاید دربارۀ اون صحبت کنیم

272
00:17:44,933 --> 00:17:48,932
کتابخونه که نیست. لازم
نیست به اصول پایبند باشیم

273
00:17:48,933 --> 00:17:51,557
درسته؟ بیاید یه لبی به شراب تر کنیم

274
00:17:51,558 --> 00:17:53,265
من از اون‌جور چیزها خوش‌م نمیاد

275
00:17:53,266 --> 00:17:56,307
...اگه ان‌قدر اُمّل‌بازی دربیاری

276
00:17:56,308 --> 00:17:57,807
ترشیده می‌شم. می‌دونم

277
00:17:57,808 --> 00:18:00,483
بس کنید. جفت‌تون

278
00:18:01,266 --> 00:18:03,057
چطور بگم؟

279
00:18:03,058 --> 00:18:04,599
عذر می‌خوام

280
00:18:04,600 --> 00:18:06,441
من و آقای کاتسوماتا

281
00:18:06,725 --> 00:18:08,483
...یک رابطۀ مالی

282
00:18:11,516 --> 00:18:13,566
خب، «مالی» که نه

283
00:18:14,225 --> 00:18:16,316
ما یک رابطۀ کاری داریم

284
00:18:16,850 --> 00:18:19,566
نباید فکرهای ناجور به سر کسی بزنه. درسته؟

285
00:18:20,891 --> 00:18:22,108
بله

286
00:18:22,558 --> 00:18:24,775
الآن با یه صدای شُل‌وْوِل جواب ندادید؟

287
00:18:25,058 --> 00:18:27,566
ایشون کلاً همین‌جوری حرف می‌زنن

288
00:18:28,266 --> 00:18:29,432
آقای کاتسوماتا

289
00:18:29,433 --> 00:18:33,066
اگه معذب‌تون می‌کنن، به‌شون بگید

290
00:18:33,350 --> 00:18:34,224
بله

291
00:18:34,225 --> 00:18:37,400
البته، اگه معذب نیستید
هم می‌تونید به ما بگید

292
00:18:39,558 --> 00:18:42,275
من... معذب‌ام

293
00:18:43,141 --> 00:18:44,650
هان؟ -
معذب‌اید؟ -

294
00:18:46,100 --> 00:18:48,150
چون به یک نفر دیگه علاقه دارم

295
00:18:51,850 --> 00:18:53,066
یه نفر دیگه؟

296
00:18:53,266 --> 00:18:54,400
بله

297
00:18:56,558 --> 00:18:59,483
چه‌جور... دختری؟

298
00:19:03,016 --> 00:19:05,358
یه دختر مهربون

299
00:19:05,725 --> 00:19:08,015
یه دختر... مهربون

300
00:19:08,016 --> 00:19:10,983
یه دختر مهربون

301
00:19:15,391 --> 00:19:17,974
...پس... این جلسه

302
00:19:17,975 --> 00:19:21,275
من کارهام مونده. پس لطفاً من رو ببخشید

303
00:19:21,850 --> 00:19:24,650
!تاکی‌جان... تاکیکو

304
00:19:31,308 --> 00:19:32,566
اوه، درسته

305
00:19:33,683 --> 00:19:34,724
لطفاً من رو ببخشید

306
00:19:34,725 --> 00:19:37,775
اوه، شاید بهتر باشه این رو ببرید

307
00:19:39,183 --> 00:19:41,691
خیلی متأسف‌ام -
نه، مشکلی نیست -

308
00:19:41,975 --> 00:19:44,066
حال‌تون خوبه؟ -
همه‌چیز مرتبه؟ -

309
00:19:55,141 --> 00:19:56,275
تاکیکوخانم

310
00:19:58,475 --> 00:20:00,066
آم... یک لحظه

311
00:20:00,766 --> 00:20:02,733
صبر... کنید

312
00:20:19,558 --> 00:20:20,733
!تاکیکوخانم

313
00:20:30,183 --> 00:20:32,900
آم... قبل‌تر دروغ گفتم

314
00:20:33,475 --> 00:20:36,441
آ... صدام رو می‌شنوید؟

315
00:20:37,266 --> 00:20:38,441
...آم

316
00:20:46,250 --> 00:20:50,250
« علاقه‌مندم »

317
00:20:57,000 --> 00:21:01,700
« خوش‌م میاد »

318
00:21:12,500 --> 00:21:15,500
« دوست دارم »

319
00:21:45,250 --> 00:21:49,550
« نادون »

320
00:22:11,000 --> 00:22:16,000
« !عملی‌ش کن »
« !قهرمان ملی شو »

321
00:22:23,225 --> 00:22:25,358
طوری نیست

322
00:22:28,391 --> 00:22:31,733
من رو داری، غم نداری

323
00:22:35,100 --> 00:22:37,400
حالا کی گفته غم دارم؟

324
00:22:37,933 --> 00:22:40,566
همون راند اول اون حیفِ‌نون رو ناک‌اوت می‌کنم

325
00:22:41,641 --> 00:22:44,691
من وْ مادر تشویق‌ت می‌کنیم

326
00:22:44,891 --> 00:22:46,224
مادرت هم میاد؟

327
00:22:46,225 --> 00:22:48,733
شنیده‌ام هیچ‌وقت از بوکس بدش نمیومده

328
00:22:51,016 --> 00:22:52,358
که این‌طور

329
00:22:53,100 --> 00:22:56,441
از هیده‌جان هم بدش نمیاد

330
00:23:06,975 --> 00:23:09,108
...با همین فرمون پیش بری

331
00:23:09,391 --> 00:23:11,015
باخت‌ت حتمیه

332
00:23:11,016 --> 00:23:13,275
من به همین هم قانع‌ام

333
00:23:29,150 --> 00:23:35,650
« مینامی سنزوکو »

334
00:24:08,350 --> 00:24:13,474
یوکو هی برای من رژیم‌رژیم
می‌کنه و صبحونه نمی‌خوره

335
00:24:13,475 --> 00:24:17,983
اوه، نه -
بااین‌حال، وقتی گشنه‌شه بدوبدو میاد -

336
00:24:21,641 --> 00:24:22,983
یه فنجون دیگه

337
00:24:23,225 --> 00:24:24,483
اوه؟

338
00:24:24,975 --> 00:24:27,400
ازکِی‌تاحالا ان‌قدر چای‌خور شدی؟

339
00:24:28,016 --> 00:24:30,816
یه نفر دیگه دم کرده باشه، مزۀ دیگه‌ای داره

340
00:24:33,266 --> 00:24:35,775
وقت داری با خیال راحت بشینی این‌جا؟

341
00:24:36,808 --> 00:24:39,066
،تاکائو امشب جلسه داره

342
00:24:39,266 --> 00:24:42,900
قبل از این‌که دربیام هم برای
هیرو و یوکو شام درست کردم

343
00:24:47,516 --> 00:24:48,650
هان؟

344
00:24:48,850 --> 00:24:50,233
روزنامۀ عصر

345
00:24:50,641 --> 00:24:52,066
خیلی دیر نیست؟

346
00:24:52,433 --> 00:24:54,816
قبلاً زودتر میاوردن

347
00:24:55,100 --> 00:24:57,233
شاید مسئول تحویل‌ش عوض شده؟

348
00:24:59,558 --> 00:25:01,858
برم سوشی بخرم؟

349
00:25:02,600 --> 00:25:04,900
هرچی داری خوبه

350
00:25:05,475 --> 00:25:07,233
پدر دیر برمی‌گرده؟

351
00:25:09,058 --> 00:25:11,066
دیگه الآن‌ها باید پیداش بشه

352
00:25:11,600 --> 00:25:13,525
امروز سر کاره، درسته؟

353
00:25:17,058 --> 00:25:19,358
همیشه این‌قدر زود برمی‌گرده؟

354
00:25:19,975 --> 00:25:22,900
خب، خوش‌ش نمیاد بیرون غذا بخوره

355
00:25:26,183 --> 00:25:30,525
روزنامه رو کجا بذارم؟ بهتر
نیست بذارم پیش روزنامۀ صبح؟

356
00:25:30,808 --> 00:25:32,515
روزنامۀ صبح؟ -
هوم -

357
00:25:32,516 --> 00:25:36,525
اوه، آره. پدرت صبح داشت
روی اون ناخن‌هاش رو می‌گرفت

358
00:25:37,141 --> 00:25:40,316
به‌عنوان زیرانداز ازش استفاده کردید؟

359
00:25:41,225 --> 00:25:45,691
ولی روزنامه برای خوندنه

360
00:25:46,266 --> 00:25:48,483
کاش قلم‌ش درشت‌تر بود

361
00:25:48,683 --> 00:25:53,025
جایی نیست که برای سالمندها روزنامه چاپ کنه؟

362
00:25:53,049 --> 00:25:57,049
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
363
00:25:57,558 --> 00:25:58,515
کجا می‌ری؟

364
00:25:58,516 --> 00:26:01,733
هوم؟ می‌رم همین میوه‌فروشی سر نبش. «یوزو»م تموم شده
[ میوه‌ای از نوع مرکبات که باعث جوان‌ماندن پوست می‌شود ]

365
00:26:02,391 --> 00:26:03,474
بذار من برم

366
00:26:03,475 --> 00:26:06,941
نه، دیروز ۵۰ ین به‌شون بدهکار شدم

367
00:26:16,016 --> 00:26:17,349
!برو عقب، برو عقب، برو عقب

368
00:26:17,350 --> 00:26:18,566
!هیده

369
00:26:18,808 --> 00:26:20,316
!کلینچ! کلینچ

370
00:26:21,516 --> 00:26:26,140
!یالّا -
!از خودت دفاع کن، حیفِ‌نون -

371
00:26:26,141 --> 00:26:27,608
‫در چه حاله؟

372
00:26:30,516 --> 00:26:31,775
‫معلوم نیست

373
00:26:32,933 --> 00:26:34,525
‫فکر کنم داره می‌بازه

374
00:26:46,975 --> 00:26:48,900
!پایان وقت! پایان وقت! پایان وقت

375
00:26:50,516 --> 00:26:53,358
‫هی! می‌خوای دوباره امتحان کنی؟ ها؟

376
00:26:56,558 --> 00:26:59,349
‫لعنتی! بشین! خودت رو کنترل کن!

377
00:26:59,350 --> 00:27:02,390
‫گفتم آروم باش! فهمیدی؟ ابله

378
00:27:02,391 --> 00:27:03,807
‫محافظ دهن‌ت

379
00:27:03,808 --> 00:27:05,057
آب، آب، آب

380
00:27:05,058 --> 00:27:06,557
‫خیلی‌خب. آروم پیش برو!

381
00:27:06,558 --> 00:27:08,390
‫خوبه. خیلی‌خب

382
00:27:08,391 --> 00:27:10,265
‫- جینّای!
‫- همینه

383
00:27:10,266 --> 00:27:12,099
‫- جینّای!
‫- آروم بگیر، باشه؟

384
00:27:12,100 --> 00:27:14,557
‫هی، سعی نکن تنهایی انجام‌ش بدی! گوش کن

385
00:27:14,558 --> 00:27:18,140
‫جینّای!

386
00:27:18,141 --> 00:27:21,900
‫- چند ثانیه دیگه
‫- جینّای!

387
00:27:22,308 --> 00:27:23,224
‫برو بریم

388
00:27:23,225 --> 00:27:24,858
!راند هفتم

389
00:27:25,766 --> 00:27:29,525
‫از دل‌وْجون مایه بذار!
‫دستپاچه نشی ها. باشه؟ برو!

390
00:27:40,016 --> 00:27:42,858
‫همینه! یالّا!

391
00:27:44,266 --> 00:27:47,265
‫برو! همین‌طور فشار بیار!

392
00:27:47,266 --> 00:27:49,941
‫حمله! به تلوتلو انداختی‌ش!

393
00:27:52,016 --> 00:27:53,316
!کلینچ! کلینچ

394
00:27:55,850 --> 00:27:59,640
‫خودت رو بپوشون! باید گارد بگیری!

395
00:27:59,641 --> 00:28:00,983
!کلینچ! کلینچ

396
00:28:49,850 --> 00:28:51,816
ظاهراً ضربه‌مغزی شده

397
00:28:52,850 --> 00:28:55,358
‫گفتن یه‌کم استراحت کنه می‌تونه بره

398
00:29:30,975 --> 00:29:32,941
‫چرا ننشستی تماشا کنی؟

399
00:29:37,725 --> 00:29:40,608
چرا وسط‌ش پا شدی رفتی؟

400
00:29:47,225 --> 00:29:49,816
‫من کارم ضربه‌خوردنه!

401
00:29:50,808 --> 00:29:53,941
‫عین میوه‌فروش که کارش فروختن تربچه‌ست!

402
00:29:54,891 --> 00:29:56,733
...‫همسر یه میوه‌فروش

403
00:29:57,183 --> 00:30:00,900
‫موقعی که شوهرش داره
‫فروشندگی می‌کنه، فرار می‌کنه؟ ها؟!

404
00:30:24,683 --> 00:30:26,316
‫می‌دونم که اون‌جائی

405
00:30:31,808 --> 00:30:33,483
‫باز کن

406
00:30:36,225 --> 00:30:38,900
‫چرا راه‌م نمی‌دی تو؟

407
00:30:41,683 --> 00:30:44,733
‫اوه، سلام‌علیک. شب به‌خیر

408
00:30:45,683 --> 00:30:47,974
‫- سرده، نه؟
‫- خیلی

409
00:30:47,975 --> 00:30:50,025
احتمالاً سردترین روزِ ساله

410
00:30:50,266 --> 00:30:51,816
‫بیا بریم، مارو

411
00:30:54,933 --> 00:30:57,316
هوی! باز کن

412
00:30:58,766 --> 00:31:01,025
‫اگه باز کنم، دیگه تمومی نداره

413
00:31:07,016 --> 00:31:08,858
‫کی گفته باید تموم بشه؟

414
00:31:10,016 --> 00:31:13,233
‫اگه راه‌م نمی‌دی، بیا بیرون غذا بخوریم

415
00:31:17,183 --> 00:31:20,025
‫من قبلاً «هیمونو» (ماهی خشک)ای
که به‌م دادی رو خوردم

416
00:31:22,266 --> 00:31:23,816
‫من هم «هیمونو» می‌خوام

417
00:31:29,475 --> 00:31:31,900
‫هیمونو! هیمونو...

418
00:31:33,266 --> 00:31:35,150
سونا؟ هوی

419
00:31:41,641 --> 00:31:45,733
‫اگه بشه، به‌نظرم هر چهارتامون
‫امشب باید این‌جا باشیم

420
00:31:46,141 --> 00:31:47,941
‫یه‌جورایی مثل...

421
00:31:49,183 --> 00:31:51,983
دیدار خانوادگی‌ای چیزی

422
00:31:53,475 --> 00:31:55,400
‫می‌خوام همه‌مون حرف بزنیم

423
00:31:56,475 --> 00:32:00,150
‫تاحالا به دل‌ت نیوفتاده؟

424
00:32:01,558 --> 00:32:03,307
‫من دیروز خواب عجیبی دیدم

425
00:32:03,308 --> 00:32:06,816
‫یا امروز صبح، بخوام دقیق بگم

426
00:32:07,850 --> 00:32:10,483
‫«هاراماکی» (شکم‌بند)؟ من؟

427
00:32:11,266 --> 00:32:13,608
‫بی‌خیال، مضحکه

428
00:32:14,050 --> 00:32:17,350
‫لازم نیست سر هر
چیز کوچیکی زنگ بزنی

429
00:32:18,933 --> 00:32:21,025
هوم؟ هان؟

430
00:32:22,141 --> 00:32:24,733
ایکِگامی»؟ الآن؟»

431
00:32:25,558 --> 00:32:28,441
‫نه‌بابا! آخه...

432
00:32:29,300 --> 00:32:30,892
‫الآن؟

433
00:32:31,266 --> 00:32:32,483
‫خب...

434
00:32:34,600 --> 00:32:35,775
‫وایسا

435
00:32:36,558 --> 00:32:41,691
‫راست‌ش، فکر خوبیه.
‫الآن میام اون‌جا

436
00:32:42,350 --> 00:32:46,775
‫باشه، گرفتم. می‌بینم‌ت. خدافظ

437
00:32:47,275 --> 00:32:51,275
« کرایه‌خونه ۲۵اُم هر ماه »
« !شب‌ها سرصدا نکنید »

438
00:32:55,433 --> 00:32:56,775
‫بیا به هم بزنیم

439
00:33:00,100 --> 00:33:01,765
‫برو خونه پیش مادرت!

440
00:33:01,766 --> 00:33:03,191
بیا با هم بریم

441
00:33:03,850 --> 00:33:05,400
‫با این سروْوضع؟

442
00:33:05,600 --> 00:33:07,682
من خجالت نمی‌کشم
به همه معرفی‌ت می‌کنم

443
00:33:07,683 --> 00:33:10,233
‫- من خجالت می‌کشم!
‫- چرا؟

444
00:33:11,058 --> 00:33:13,182
‫تو کارـت ضربه‌خوردنه، نه؟

445
00:33:13,183 --> 00:33:15,932
‫عین میوه‌فروش که کارش
فروختن تربچه‌ست، مگه نه؟

446
00:33:15,933 --> 00:33:20,557
‫- پس چرا باید خجالت بکشی؟ ها؟
‫- آخ! عقل‌ت رو از دست دادی؟!

447
00:33:20,558 --> 00:33:22,150
‫اوه، خفه شو

448
00:33:22,433 --> 00:33:25,140
‫چرا بعد از یه باخت
‫زانوی غم بغل گرفتی؟

449
00:33:25,141 --> 00:33:28,150
‫می‌خوای همون‌طوری تا وقتی
که خوب بشی، دراز بکشی؟

450
00:33:32,308 --> 00:33:34,108
‫می‌دونی،

451
00:33:34,725 --> 00:33:37,441
‫من فقط برای این رفتم چون طاقت دیدنِ...

452
00:33:37,975 --> 00:33:39,515
‫ضعیف‌بودن‌ت رو نداشتم

453
00:33:39,516 --> 00:33:43,140
‫چطور می‌پرسی «چرا ننشستی تماشا کنی؟»؟

454
00:33:43,141 --> 00:33:46,900
‫این حرف رو برای بعد از برگشت
‫با ناک‌اوت‌کردن نگه دار

455
00:33:47,350 --> 00:33:48,566
‫رقت‌انگیز!

456
00:33:49,058 --> 00:33:50,566
‫تنهایی برو!

457
00:34:09,433 --> 00:34:10,858
‫این نقطۀ این‌جا

458
00:34:12,433 --> 00:34:15,557
‫ایستگاه «ایکِگامی»ـه

459
00:34:15,558 --> 00:34:18,974
‫و این... بیمارستانه

460
00:34:18,975 --> 00:34:21,691
‫این پله‌های سنگی رو رد می‌کنی

461
00:34:22,308 --> 00:34:28,816
‫و وقتی سر چهارراهِ سوم
‫به میوه‌فروشی رسیدی، بپیچ راست

462
00:34:30,100 --> 00:34:32,950
‫این معبده‌ست. و بعد...

463
00:34:41,808 --> 00:34:46,140
‫می‌گم، ما قبلاً خیلی این‌طوری
‫منتظر پدر می‌موندیم، نه؟

464
00:34:46,141 --> 00:34:47,400
‫آره

465
00:34:47,600 --> 00:34:50,224
‫وقتی ۸ شب می‌شد، بدون اون
‫شروع می‌کردیم به غذاخوردن

466
00:34:50,225 --> 00:34:52,057
‫آبجی، تو استادِ کش‌رفتن غذا بودی

467
00:34:52,058 --> 00:34:54,849
‫دست‌ش همه‌ش توی
اوکازو» (مخلفات) بقیه بود»

468
00:34:54,850 --> 00:34:57,557
‫دست‌ش توی «اوکازو» (مخلفات) بقیه بود، ها؟

469
00:34:57,558 --> 00:34:59,849
‫چی؟ هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کردم

470
00:34:59,850 --> 00:35:02,640
‫- تا به خودمون می‌جنبیدیم، مال‌مون غیب شده بود
‫- دقیقاً

471
00:35:02,641 --> 00:35:04,474
«!با صدای کودکانه) «اوه، پدر اومد)

472
00:35:04,475 --> 00:35:06,525
«!با صدای کودکانه) «خوش برگشتید)

473
00:35:06,766 --> 00:35:08,566
‫لازم نیست وایستید

474
00:35:09,350 --> 00:35:12,733
‫هی، پدر همیشه این‌قدر دیر میاد؟

475
00:35:12,975 --> 00:35:15,224
‫نه، امروز این‌طوری شد

476
00:35:15,225 --> 00:35:17,650
‫مادر گفت پدر شام رو
همیشه خونه می‌خوره

477
00:35:18,016 --> 00:35:19,941
‫مردها همین‌جوری‌ان

478
00:35:20,850 --> 00:35:22,650
باران‌گیر رو ببندیم؟

479
00:35:22,850 --> 00:35:24,025
‫آره

480
00:35:26,933 --> 00:35:29,182
‫نمی‌دونم کی اون رو نوشته، ولی...

481
00:35:29,183 --> 00:35:30,932
‫واقعاً کار آبجی‌ماکیکو نبوده؟

482
00:35:30,933 --> 00:35:32,650
‫گفتم که نه

483
00:35:33,641 --> 00:35:36,900
‫- اصرار داشت کار من بوده
‫- آبجی‌ماکیکو؟

484
00:35:37,308 --> 00:35:39,224
‫اول باید دست‌خط‌م رو ببینی

485
00:35:39,225 --> 00:35:43,265
‫شوهر مرحوم‌م می‌گفت بیش‌تر
‫شبیه فاجعه‌ست تا خوش‌نویسی

486
00:35:43,266 --> 00:35:47,224
‫نامه‌های به سردبیر به‌دست
‫افراد خوش‌‌قلم نوشته می‌شه

487
00:35:47,225 --> 00:35:49,890
‫بی‌خیال. من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم

488
00:35:49,891 --> 00:35:54,765
‫آبجی‌تاکی خوش‌قلم نیست، فقط مرتبه.
‫یا شاید ازروی‌سادگی صادق

489
00:35:54,766 --> 00:35:55,983
‫ساکی‌جان!

490
00:35:56,600 --> 00:35:57,890
‫«اُنی» (پلیدی) برو بیرون!
[ دیوی پلید در باور عامیانۀ ژاپن :Oni ]

491
00:35:57,891 --> 00:35:59,140
‫- اوه!
‫- ها؟

492
00:35:59,141 --> 00:36:02,275
‫- خوش‌بختی بیا تو!
‫- اوه، درسته. امروز «ستسوبون»ـه
مراسم تغییر فصل در ژاپن که در آن با پرت‌کردن لوبیای سویا ]
[ بدبختی را از خانه بیرون و خوش‌بختی را به خانه دعوت می‌کنند

493
00:36:03,391 --> 00:36:05,316
‫‫پلیدی برو بیرون!

494
00:36:06,391 --> 00:36:08,150
!خوش‌بختی بیا تو

495
00:36:10,475 --> 00:36:13,182
‫هی، شماها مراسم پرت‌کردن لوبیا رو گرفتید؟

496
00:36:13,183 --> 00:36:16,599
‫- تمیزکاری بعدش عذابه
‫- شرط می‌بندم آبجی‌تاکی انجام داده

497
00:36:16,600 --> 00:36:18,358
‫ها؟‌ نه‌بابا!

498
00:36:18,558 --> 00:36:20,557
‫مادر، تو لوبیا پرت کردی؟

499
00:36:20,558 --> 00:36:22,224
‫- چی؟
‫- من چرا باید این کار رو بکنم؟

500
00:36:22,225 --> 00:36:25,441
‫خب، من هر سال لوبیاها رو می‌خرم

501
00:36:25,850 --> 00:36:29,050
‫حالا که همه این‌جائید، با
میسو» (خمیر سویا) بخوریم‌شون؟»

502
00:36:30,850 --> 00:36:32,224
‫باشه، بیاید انجام‌ش بدیم

503
00:36:32,225 --> 00:36:34,390
‫- خیلی‌وقته می‌گذره
‫- نه؟

504
00:36:34,391 --> 00:36:35,432
‫برو بریم

505
00:36:35,433 --> 00:36:40,474
‫(چهارنفری) ‫پلیدی برو بیرون!

506
00:36:40,475 --> 00:36:43,233
‫(چهارنفری) خوش‌بختی بیا تو!

507
00:36:43,891 --> 00:36:48,099
‫ولی اگه کار هیچ‌کدوم از ما نبوده،
‫ممکنه واقعاً اتفاقی باشه؟

508
00:36:48,100 --> 00:36:51,057
‫قابل‌درکه، ولی جزئیات‌ش خیلی شبیه بود

509
00:36:51,058 --> 00:36:54,640
‫- به‌جز تعداد خواهرها
‫- بدبین نشو!

510
00:36:54,641 --> 00:36:55,932
‫خوش‌بختی بیا تو!

511
00:36:55,933 --> 00:36:59,307
‫فکر می‌کنی چون پدر روزنامه رو
‫خونده، نمی‌خواد بیاد خونه؟

512
00:36:59,308 --> 00:37:01,932
‫- مثلاً فرار کرده؟
‫- بی‌خیال!

513
00:37:01,933 --> 00:37:02,849
‫خوش‌بختی بیا تو!

514
00:37:02,850 --> 00:37:05,557
‫- خب، معلوم نیست!
‫- ‫‫پلیدی برو بیرون!

515
00:37:05,558 --> 00:37:08,015
‫- پلیدی... اوه
‫- هی!

516
00:37:08,016 --> 00:37:10,057
‫خیلی‌خب، کافیه. کثیف‌کاری نکنید

517
00:37:10,058 --> 00:37:11,849
‫پرتاب آخر. ‫‫پلیدی برو بیرون!

518
00:37:11,850 --> 00:37:13,932
‫من ترجیح می‌دم از خونه فرار کنه

519
00:37:13,933 --> 00:37:15,191
‫چی؟

520
00:37:15,725 --> 00:37:16,900
‫کی؟

521
00:37:18,391 --> 00:37:20,191
‫کی از خونه فرار کرده؟

522
00:37:22,558 --> 00:37:26,390
‫هیروی من! دوسه ساعت بعد برگشت ولی

523
00:37:26,391 --> 00:37:30,525
‫بچه‌های این دوره‌زمونه غیرقابل‌پیش‌بینی‌‌ان.
‫باید مراقب باشی

524
00:37:30,725 --> 00:37:34,057
‫هی، صدای باده که می‌شنوم؟
‫بیاید پنجره‌ها رو ببندیم

525
00:37:34,058 --> 00:37:35,140
‫درسته

526
00:37:35,141 --> 00:37:37,066
‫این خونه بدجوری سرد می‌شه

527
00:37:37,266 --> 00:37:40,765
‫قدیمیه. معماری‌ش همین‌طوریه

528
00:37:40,766 --> 00:37:42,932
‫توی اتاقِ شش‌تاتامی، ژاکت پنبه‌ای داریم
تاتامی: تشک‌های نرمی که به‌عنوان کفپوش در اتاق‌های سنتی به ]
[ سبک ژاپنی استفاده می‌شوند و نیز واحدی برای طراحی اتاق‌ها

529
00:37:42,933 --> 00:37:44,858
‫قرضی بَرشون می‌داریم پس

530
00:37:49,891 --> 00:37:51,066
‫باز چیه؟

531
00:37:57,308 --> 00:37:59,441
‫گفتم به دل‌م افتاده، نه؟

532
00:37:59,641 --> 00:38:01,816
‫به‌نظرت پدر قصد مُردن داره؟

533
00:38:04,683 --> 00:38:07,108
‫اول خواب‌م، حالا هم روزنامه

534
00:38:08,766 --> 00:38:11,108
‫اگه نیاد خونه، پس...

535
00:38:13,683 --> 00:38:16,233
‫نگو که این «شینجو»ـه؟
[ نوعی خودکُشی دوگانۀ عاشق‌وْمعشوق در فرهنگ ژاپن ]

536
00:38:24,141 --> 00:38:27,441
‫هی، بشقاب‌هاتون رو بذارید
‫توی سینک وقتی خوردید

537
00:38:29,475 --> 00:38:32,441
‫- سنگ، کاغذ، قیچی!
‫- هورا! داداش می‌ذاره

538
00:38:41,391 --> 00:38:43,015
‫وای، این سروْصدا واسه چیه؟

539
00:38:43,016 --> 00:38:45,640
‫- اون چیزه رو می‌خوام. می‌دونی...
‫- همزن؟

540
00:38:45,641 --> 00:38:47,224
‫آره، آره، همون

541
00:38:47,225 --> 00:38:49,765
‫اگه می‌خوای هم بزنی، از
واریباشی» استفاده کن خب»
[ نوعی چاپِستیک (چوب غذاخوری) یک‌بارمصرف ]

542
00:38:49,766 --> 00:38:51,941
نمی‌خوام «آمازاکه» بخورم که
‫[ یک نوشیدنی سنتی ژاپنی که از برنج تخمیرشده تهیه می‌شود ]

543
00:38:52,725 --> 00:38:54,316
‫مزه‌ش همونه

544
00:38:54,850 --> 00:38:57,557
‫هی، شما نمی‌خواید لوبیا پرت کنید؟

545
00:38:57,558 --> 00:38:59,441
‫همه‌ش عذابه

546
00:39:00,600 --> 00:39:03,765
‫- چه دیدگاه ضعیفی
‫- آره، ضعیف!

547
00:39:03,766 --> 00:39:05,890
‫اون‌همه دادوْبیداد خجالت‌آوره

548
00:39:05,891 --> 00:39:09,057
‫بی‌خیال. اون‌طوری به جایی نمی‌رسی

549
00:39:09,058 --> 00:39:10,682
‫آره، نمی‌رسی

550
00:39:10,683 --> 00:39:12,650
‫مگه مهمه؟

551
00:39:12,933 --> 00:39:15,974
‫پس از اون «جوکو» انصراف بده!
‫کُلی خرج روی دست‌م گذاشته
[ نوعی مدرسۀ تقویتی و فوق‌برنامه در ژاپن ]

552
00:39:15,975 --> 00:39:17,525
‫آره، انصراف بده!

553
00:39:17,766 --> 00:39:20,483
‫با پرت‌کردن لوبیا به جایی نمی‌رسم

554
00:39:21,433 --> 00:39:23,358
‫- (به انگلیسی) چرنده
‫- ها؟

555
00:39:24,391 --> 00:39:27,233
‫«چرنده»؟ با پدرمادرت این‌طوری صحبت نکن

556
00:39:29,100 --> 00:39:30,691
‫الو؟ منزل ساتومی

557
00:39:30,891 --> 00:39:32,441
‫اوه، توئی

558
00:39:33,016 --> 00:39:34,724
‫- ‫‫پلیدی برو بیرون!
‫- اون نیست

559
00:39:34,725 --> 00:39:36,432
‫نمی‌دونم همزن کجاست

560
00:39:36,433 --> 00:39:37,807
‫- ‫‫پلیدی برو بیرون!
‫- همزن

561
00:39:37,808 --> 00:39:39,057
‫- ‫خوش‌بختی بیا تو!
‫- آی!

562
00:39:39,058 --> 00:39:40,974
‫تابه‌حال این‌قدر دیر نکرده بود

563
00:39:40,975 --> 00:39:44,140
‫- بس کن!
‫- ببخشید، ولی می‌شه آپارتمان‌ش رو نگاه بندازی؟

564
00:39:44,141 --> 00:39:46,015
‫- دردم گرفت!
‫- آپارتمان‌ش؟

565
00:39:46,016 --> 00:39:47,224
‫‫‫پلیدی برو بیرون!

566
00:39:47,225 --> 00:39:49,474
‫حتی نمی‌دونم کجا هست

567
00:39:49,475 --> 00:39:51,182
‫- ‫‫پلیدی برو بیرون!
‫- به‌ت می‌گم

568
00:39:51,183 --> 00:39:53,057
‫- «مینامی سنزوکو»، منطقۀ «اوتا»
‫- بس کن!

569
00:39:53,058 --> 00:39:56,265
‫چی؟ هی، یواش‌تر!
‫نمی‌شنوم، خنگول‌ها

570
00:39:56,500 --> 00:39:57,600
‫‫‫پلیدی برو بیرون!

571
00:39:57,600 --> 00:40:00,432
‫لوبیابازی کافیه!
‫یالّا برید بالا بخوابید!

572
00:40:00,433 --> 00:40:02,182
‫من الآن مست‌ام

573
00:40:02,183 --> 00:40:04,099
‫- ‫‫پلیدی برو بیرون!
‫- تاکسی بگیر خب

574
00:40:04,100 --> 00:40:08,400
‫اصلاً ساعت رو دیدی؟
‫صبح جلسه دارم

575
00:40:09,266 --> 00:40:12,432
‫اگه اتفاق بدی بیوفته، کار از کار گذشته

576
00:40:12,433 --> 00:40:13,650
‫خواهش می‌کنم

577
00:40:39,016 --> 00:40:41,275
‫خانم تسوچیا بیمارستان هستن

578
00:40:41,808 --> 00:40:42,941
‫بیمارستان؟

579
00:40:46,808 --> 00:40:49,566
‫بچه‌ش عصری تصادف کرد

580
00:40:52,058 --> 00:40:55,108
‫شنیدم که بعدش شوهرش سراسیمه اومد

581
00:40:57,850 --> 00:40:59,400
‫- این رو بگیر
‫- چه وضع‌شه؟

582
00:40:59,433 --> 00:41:01,400
‫این دیگه چیه؟ اَه‌اَه

583
00:41:02,141 --> 00:41:06,224
‫هی، از میز من به‌عنوان انبار استفاده نکن

584
00:41:06,225 --> 00:41:07,807
‫ببخشید، ببخشید

585
00:41:07,808 --> 00:41:10,557
‫آخه دل‌م نمیاد این وسایل قدیمی رو دور بندازم

586
00:41:10,558 --> 00:41:11,682
چی‌کار داری؟

587
00:41:11,683 --> 00:41:15,650
‫تو که هیچ‌وقت برای درس‌خوندن
‫از میز استفاده نمی‌کردی

588
00:41:15,850 --> 00:41:19,557
‫هی! وسایل روی چیزهای من ننداز!

589
00:41:19,558 --> 00:41:22,599
‫- نمی‌تونی همین‌طوری...
‫- کافیه

590
00:41:22,600 --> 00:41:25,816
‫جفت‌تون دیگه خانم شُدید! رها کنید!

591
00:41:26,600 --> 00:41:28,441
‫خب، پیداشون کردیم

592
00:41:32,641 --> 00:41:33,983
‫بذار ببینیم

593
00:41:36,475 --> 00:41:39,608
‫- وای!
‫- یادش به‌خیر!

594
00:41:39,891 --> 00:41:42,515
‫- این‌ها رو ببین
‫- این مال تو، سوناکو

595
00:41:42,516 --> 00:41:46,191
‫- مال همه هست؟
‫- بله. این هم مال تو، ماکیکو

596
00:41:46,725 --> 00:41:47,858
‫تاکیکو!

597
00:41:48,516 --> 00:41:50,140
‫- ساکیکو!
‫- این مال منه؟

598
00:41:50,141 --> 00:41:51,682
‫مال من سوراخه

599
00:41:51,683 --> 00:41:53,724
‫خوب ازشون نگه‌داری می‌کنی، مادر

600
00:41:53,725 --> 00:41:58,816
‫خب، گفتم اگه یه‌وقت ادعاتون
شد، این‌ها رو نشون‌تون بدم

601
00:41:59,850 --> 00:42:02,099
‫- از پوشیدن این متنفر بودم
‫- من هم

602
00:42:02,100 --> 00:42:05,108
‫ولی اگه نمی‌پوشیدیم،
‫توی دردسر میوفتادیم

603
00:42:05,475 --> 00:42:09,474
‫قبل خواب، نقش «کونیسادا چوجی» رو بازی می‌کردید
یک «بوکاتو» (یاکوزا) در دوران اِدو که از ]
[ آن به‌عنوان رابین‌هود ژاپن یاد می‌شود

604
00:42:09,475 --> 00:42:11,441
‫- کونیسادا چوجی؟
‫- کونیسادا چوجی؟

605
00:42:11,850 --> 00:42:14,807
‫یه خط‌کش مثل یه شمشیر ‫توی
هاراماکی» (شکم‌بند)تون می‌ذاشتید»

606
00:42:14,808 --> 00:42:17,140
‫- و بعد...
‫- اوه، یادمه!

607
00:42:17,141 --> 00:42:19,775
‫آبجی، تو چوجی باش. من هم نوکرش

608
00:42:20,683 --> 00:42:24,015
‫«آخرین شب ما در کوهستان آکاگی»

609
00:42:24,016 --> 00:42:26,265
‫«آه، غازی گریان است...»

610
00:42:26,266 --> 00:42:27,849
‫- جا انداختی
‫- هان؟

611
00:42:27,850 --> 00:42:31,599
‫قبل اون، یه چیزی دربارۀ
‫روستاش «کونیسادا» می‌گه

612
00:42:31,600 --> 00:42:34,515
‫و بعد: «نمی‌توانم جلوی
‫احساس تنهایی‌ام را بگیرم»، نه؟

613
00:42:34,516 --> 00:42:36,015
‫- آره
‫- اوه، درسته!

614
00:42:36,016 --> 00:42:38,057
‫و بعد:‌ «غازی گریان است»

615
00:42:38,058 --> 00:42:40,974
‫«در حال پرواز به آسمان جنوبی است»

616
00:42:40,975 --> 00:42:42,816
‫گُنگ!

617
00:42:45,975 --> 00:42:47,483
‫هی، این چیه؟

618
00:42:47,766 --> 00:42:48,724
‫ها؟

619
00:42:48,725 --> 00:42:50,515
‫- چه قشنگه!
‫- آره!

620
00:42:50,516 --> 00:42:52,474
‫- خیلی خوشگله
‫- اون‌ها «اوماموری» (بلاگردان)ان

621
00:42:52,475 --> 00:42:55,015
‫موقع اولین بازدیدتون
‫از معبد پوشیدین‌شون

622
00:42:55,016 --> 00:42:56,849
‫- سوناکو
‫- وای!

623
00:42:56,850 --> 00:42:58,807
‫این مال ماکیکوئه

624
00:42:58,808 --> 00:43:01,983
‫هی، مال آبجی تجملی‌تر نیست؟

625
00:43:02,308 --> 00:43:05,890
‫ازاون‌جایی‌که اون بچۀ اول بود،
‫پدرتون خودش اون رو از یه فروشگاه خرید

626
00:43:05,891 --> 00:43:06,807
‫مال من کو؟

627
00:43:06,808 --> 00:43:08,608
‫تاکیکو، تو...

628
00:43:08,850 --> 00:43:11,316
‫لابد یکی رو شریکی استفاده کردید

629
00:43:12,225 --> 00:43:16,515
‫بچه‌های اول تازگی دارن ولی با هرکدوم،
‫اون احساس کم‌رنگ می‌شه

630
00:43:16,516 --> 00:43:21,640
‫جنگ تازه تموم شده بود.
‫وقتی برای اون کارها نبود

631
00:43:21,641 --> 00:43:24,557
‫باید شکم همه رو سیر می‌کردیم

632
00:43:24,558 --> 00:43:26,650
‫واسه همین من یکیِ خودم رو ندارم

633
00:43:27,016 --> 00:43:28,765
‫بعد تو می‌گی چرا من بدبین‌ام

634
00:43:28,766 --> 00:43:31,432
‫- بیا. مهم نیست
‫- چرا، هست!

635
00:43:31,433 --> 00:43:33,807
‫مهمه. خیلی هم مهمه

636
00:43:33,808 --> 00:43:37,316
‫فقط نادون‌ها سر «اوماموری» (بلاگردان) دعوا می‌کنن

637
00:43:40,725 --> 00:43:42,650
‫مادر، راحت باش اگه می‌خوای بخوابی

638
00:43:42,850 --> 00:43:46,566
‫با این سروْصدای ما، مادر
‫چطور می‌خواد بخوابه؟

639
00:43:46,808 --> 00:43:48,441
‫همه‌مون بریم بخوابیم؟

640
00:43:50,058 --> 00:43:51,057
‫آره، بیاید بخوابیم

641
00:43:51,058 --> 00:43:54,733
‫هی، چطوره «هاراماکی» (شکم‌بند) رو
‫دور لباس‌خواب‌هامون ببندیم؟

642
00:43:54,933 --> 00:43:56,849
‫این دیگه تن‌م نمی‌شه!

643
00:43:56,850 --> 00:43:59,099
‫نمی‌شه؟ اوه، راست می‌گی

644
00:43:59,100 --> 00:44:01,441
‫«فوتون» اضافه دارم؟
‫[ تشک یا زیرانداز سنتی ژاپنی ]

645
00:44:01,641 --> 00:44:03,849
‫فقط یه پتو کافیه

646
00:44:03,850 --> 00:44:05,765
‫مشکلی نداریم! خودمون اتاق رو گرم می‌کنیم

647
00:44:05,766 --> 00:44:07,191
‫من کمک می‌کنم

648
00:44:19,141 --> 00:44:21,400
‫به‌نظرتون شوهرخواهر رفت؟

649
00:44:21,891 --> 00:44:23,025
اوهوم

650
00:44:23,516 --> 00:44:25,900
‫اگه پدر تا صبح نیاد خونه...

651
00:44:26,475 --> 00:44:27,858
‫چی‌کار کنیم؟

652
00:44:28,891 --> 00:44:30,932
‫به مادر بگیم؟

653
00:44:30,933 --> 00:44:32,307
‫دربارۀ «اسم‌ش رو نبر»؟

654
00:44:32,308 --> 00:44:33,557
‫بس کن

655
00:44:33,558 --> 00:44:39,057
‫ها؟‌ مگه تو نبودی که نوشتی «سوختن و ساختن،
«آیا خوش‌بختی زنان در همین خلاصه می‌شود؟

656
00:44:39,058 --> 00:44:40,858
‫من نبودم!

657
00:44:41,391 --> 00:44:45,108
‫پدر حتماً روزنامه رو خونده، نه؟

658
00:44:46,308 --> 00:44:47,816
فقط خدا می‌دونه

659
00:44:48,766 --> 00:44:52,108
‫- قبلاً خط‌به‌خط‌شون رو می‌خوند ولی
‫- هوم

660
00:45:08,308 --> 00:45:10,858
‫اگه بلایی سر پدر بیاد،

661
00:45:11,683 --> 00:45:14,025
تقصیر توئه، آبجی‌ماکیکو

662
00:45:14,266 --> 00:45:16,608
‫گفتم که. من نبودم!

663
00:45:16,933 --> 00:45:20,816
‫اگه کار آبجی‌ماکیکو نیست، پس کار کی بوده؟

664
00:45:21,100 --> 00:45:22,015
‫تاکیکو

665
00:45:22,016 --> 00:45:24,608
‫اگه واقعاً من نوشته بودم‌ش،

666
00:45:24,808 --> 00:45:26,974
‫همچین الم‌شنگه‌ای درست نمی‌کردم
که امشب همه رو این‌جا جمع کنم

667
00:45:26,975 --> 00:45:28,224
‫از کجا معلوم؟

668
00:45:28,225 --> 00:45:31,807
‫شاید فکر نمی‌کردی چاپ‌ش کنن
ولی چاپ‌ش کردن و بعد هول کردی

669
00:45:31,808 --> 00:45:34,390
‫- ممکنه همین باشه؟
‫- با روزنامه تماس می‌گیرم

670
00:45:34,391 --> 00:45:38,025
‫- ازشون می‌خوام نسخۀ خطی رو بدن
‫- ساکت! صدات رو می‌شنوه

671
00:45:39,183 --> 00:45:41,525
‫به‌نظرت مادر خوندت‌ش؟

672
00:45:42,516 --> 00:45:43,775
‫احتمالاً نه

673
00:45:44,141 --> 00:45:45,566
‫از کجا می‌دونی؟

674
00:45:46,225 --> 00:45:50,858
‫خب، تا خواسته بخونه، پدر برای گرفتن ناخن‌های
‫پاش به‌عنوان زیرانداز ازش استفاده کرده

675
00:45:51,766 --> 00:45:52,890
‫هی!

676
00:45:52,891 --> 00:45:55,608
‫چرا زودتر نگفتی؟

677
00:45:58,975 --> 00:46:00,816
‫شکم کسی قاروْقور کرد؟

678
00:46:09,600 --> 00:46:11,599
‫آبجی‌ماکیکو، داری مثلث می‌سازی

679
00:46:11,600 --> 00:46:12,858
‫درسته

680
00:46:13,183 --> 00:46:15,108
‫مال مادر استوانه‌ای نبودن؟

681
00:46:15,350 --> 00:46:16,974
‫و آبجی‌سوناکو، مال تو شبیه طبله

682
00:46:16,975 --> 00:46:18,015
‫درسته

683
00:46:18,016 --> 00:46:21,349
،وقتی عروس می‌شی
به خانوادۀ شوهر می‌ری

684
00:46:21,350 --> 00:46:23,108
واقعاً همین‌طوره، نه؟

685
00:46:26,058 --> 00:46:28,932
‫- مال من استوانه‌ست. مشکلی داره؟
‫- نه، به‌هیچ‌وجه بد نیست

686
00:46:28,933 --> 00:46:33,275
‫تو خوب درست کردی، تاکی‌جان.
‫معلومه چند سال تجربه داری

687
00:46:34,600 --> 00:46:36,941
‫پدر همیشه این‌ها رو دوست داشت

688
00:46:37,183 --> 00:46:39,066
‫من هم دوست دارم

689
00:46:39,433 --> 00:46:42,099
‫وقتی آبجو می‌خوره، خوبه که از این‌ها هم باشه

690
00:46:42,100 --> 00:46:43,390
‫می‌شه بخوریم‌شون؟

691
00:46:43,391 --> 00:46:45,691
‫حتماً. بیش‌تر درست می‌کنم

692
00:46:49,766 --> 00:46:51,682
‫ساکیکو. روی چونه‌ت...

693
00:46:51,683 --> 00:46:53,066
‫- این‌جا؟
‫- آره

694
00:46:54,725 --> 00:46:57,108
‫ولی باز هم، پدر کجا می‌تونه باشه؟

695
00:46:59,308 --> 00:47:00,566
‫وایسا

696
00:47:01,058 --> 00:47:05,233
‫پدر... یه‌کم پیش به‌م پول‌توجیبی داد

697
00:47:05,516 --> 00:47:06,515
‫- کِی؟
‫- کِی؟

698
00:47:06,516 --> 00:47:08,015
‫- امروز
‫- چه ساعتی؟

699
00:47:08,016 --> 00:47:10,983
اولِ‌شب. پاکت پول‌ش رو به‌م داد

700
00:47:12,100 --> 00:47:13,807
‫پس واقعاً قصد مُردن داره

701
00:47:13,808 --> 00:47:15,400
‫بس کن!

702
00:47:18,741 --> 00:47:20,467
!اوه -
!برگشت -

703
00:47:20,491 --> 00:47:25,383
!چهارنفری) خوش برگشتی)

704
00:47:30,408 --> 00:47:33,240
چی شده این‌وقت شب؟

705
00:47:33,241 --> 00:47:35,008
اوه، هیچی

706
00:47:35,116 --> 00:47:36,949
ازم خواستن مسئولیت
شعبۀ «اوساکا» رو قبول کنم

707
00:47:36,950 --> 00:47:40,407
به‌م گفتن با همسرم مشورت
کنم و تا صبح خبرش رو بدم

708
00:47:40,408 --> 00:47:42,615
دیگه تلفن نزدم، اومدم -
!وای -

709
00:47:42,616 --> 00:47:45,384
!اون یعنی دارید ترفیع می‌گیرید

710
00:47:45,408 --> 00:47:47,532
وایسادید این‌جا چی‌کار؟

711
00:47:47,533 --> 00:47:50,758
!هی، دارید برنج‌ها رو می‌ریزید زمین

712
00:47:51,116 --> 00:47:52,884
یالّا، بیاید داخل

713
00:47:52,908 --> 00:47:54,800
بله -
بله -

714
00:47:55,658 --> 00:47:58,716
نگران نباشید، بچه‌هه‌ست

715
00:47:59,033 --> 00:48:00,365
موتور زده به‌ش

716
00:48:00,366 --> 00:48:04,008
الآن بیمارستانه، ولی چیزی‌ش
نشده. پدرتون برمی‌گرده خونه

717
00:48:04,283 --> 00:48:06,258
خدا رو شکر -
اوهوم -

718
00:48:24,491 --> 00:48:25,925
اوه؟

719
00:48:47,241 --> 00:48:49,383
اوه، راه گم کردید

720
00:48:55,241 --> 00:48:58,175
اگه بیش‌تر از این بیدار
بمونید، فردا رو خواب‌آلوئید

721
00:48:58,616 --> 00:49:00,509
الآن که دیگه فردا حساب می‌شه

722
00:49:00,533 --> 00:49:02,883
اوه، درسته

723
00:49:17,533 --> 00:49:19,383
سرما می‌خوری ها

724
00:49:22,575 --> 00:49:26,050
پدر اصلاح نکرده

725
00:49:26,325 --> 00:49:29,551
بیچاره مردها که صبح باید اصلاح کنن

726
00:49:29,575 --> 00:49:32,115
ازطرفِ دیگه زن‌ها رنجور می‌شن

727
00:49:32,116 --> 00:49:34,175
هر سال بیش‌تر از پارسال

728
00:49:44,366 --> 00:49:46,883
اون چیه؟ یه جایزۀ دل‌خوش‌کُنکی؟

729
00:49:47,408 --> 00:49:51,633
مال مانگای «یونکوما» (چهارپنلی)ـه
که توی روزنامۀ صبح بود

730
00:49:51,825 --> 00:49:53,258
هان؟

731
00:49:57,491 --> 00:50:00,091
یعنی مادرزن اون نامه رو نوشته؟

732
00:50:02,908 --> 00:50:04,425
!وایسا

733
00:50:05,450 --> 00:50:09,133
اگه اون نوشته، پس چرا چیزی نگفت؟

734
00:50:09,450 --> 00:50:13,091
کُل روز همه من رو به
نوشتن‌ش متهم کرده‌ان

735
00:50:14,200 --> 00:50:16,091
بی‌خیال، ول‌ش کن

736
00:50:17,658 --> 00:50:19,365
پس مادرت خبر داشته

737
00:50:19,366 --> 00:50:22,466
خبر داشته، ولی خودش رو زده به اون راه

738
00:50:27,200 --> 00:50:30,508
حالا چه اشکالی داره فکر کنن تو نوشتی؟

739
00:50:33,241 --> 00:50:35,133
اوه، روزنامه

740
00:51:13,283 --> 00:51:16,176
مادرِ پابه‌سن‌گذاشتۀ من چیزی نمی‌داند

741
00:51:16,200 --> 00:51:21,133
و ازهمه‌جا‌بی‌خبر در آرامش
از سال‌های طلایی با شوهر خود حظ می‌برَد

742
00:51:21,658 --> 00:51:26,091
ما خواهران اکنون همراه با هم آه سر می‌دهیم

743
00:51:27,116 --> 00:51:33,175
سوختن و ساختن... آیا خوش‌بختی
زنان در همین خلاصه می‌شود؟

744
00:51:34,408 --> 00:51:37,208
،این‌روزها

745
00:51:37,908 --> 00:51:40,708
این شده‌است دل‌مشغولیِ من

746
00:51:40,732 --> 00:51:52,732
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

747
00:51:52,756 --> 00:52:04,756
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور