1
00:00:04,515 --> 00:00:12,515
<font color="#ffff00">ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

2
00:00:13,058 --> 00:00:16,516
همینطور که فیال، ایلا و اسکین
،به سمت جنوب می‌رفتن

3
00:00:16,541 --> 00:00:19,916
دیگری به دنبال انتقام
.از «امپراتوری زرین» بود

4
00:00:20,000 --> 00:00:22,166
♪ بیلی با بانو به دوردست‌ها می‌رود ♪

5
00:00:33,208 --> 00:00:36,708
.ما به امثال تو قارچ افسانه‌ای نمی‌‌فروشیم
.شرت کم

6
00:00:37,291 --> 00:00:38,583
.واسه مواد اینجا نیومدم

7
00:00:39,250 --> 00:00:41,961
.خب، ما یه دختر دارونی سفارش ندادیم

8
00:00:42,541 --> 00:00:44,916
کسی از شماها یه فاحشۀ دارونی سفارش داده؟

9
00:00:45,000 --> 00:00:46,166
.من فاحشه نیستم

10
00:00:46,666 --> 00:00:49,833
ولی الفی که دنبالشم
.از دخترهای دارونی خوشش میاد

11
00:00:49,916 --> 00:00:51,541
.تلیسن تک‌چشم

12
00:00:51,625 --> 00:00:53,583
.یکی از گروهبان‌های امپراتوریِ زرین

13
00:00:53,666 --> 00:00:54,875
.تا حالا اسمشو نشنیدم

14
00:00:57,554 --> 00:00:58,609
مطمئنی؟

15
00:00:59,195 --> 00:01:01,083
.فقط اینکه چند شب پیش اینجا دیده شده

16
00:01:01,166 --> 00:01:02,083
،ببین

17
00:01:03,125 --> 00:01:07,416
اینجا پر از الف‌هایی هست که
،به اندارۀ من از تو متنفرن

18
00:01:07,500 --> 00:01:10,440
همه‌شون هم توی آسمون‌ها سیر می‌کنن
.و آماده جنگن

19
00:01:10,500 --> 00:01:12,791
...پس در حق خودت یه لطفی بکن

20
00:01:12,875 --> 00:01:16,144
!و گورتو از اینجای کیری گم کن

21
00:01:22,083 --> 00:01:23,166
مطمئنی؟

22
00:01:24,500 --> 00:01:25,875
.شاید اونجا نیست

23
00:01:29,458 --> 00:01:31,278
.حرف حساب جواب نداره، گوئن

24
00:01:31,916 --> 00:01:32,950
.نکتۀ خوبی بود

25
00:01:35,458 --> 00:01:37,458
.بریم خودمون یه نگاهی بندازیم

26
00:01:39,791 --> 00:01:44,708
جن بزرگ با بیلی و بانو ♪
♪ به دوردست‌ها می‌رود

27
00:01:54,791 --> 00:01:56,916
کوچولوی عوضی. چطور اومدی داخل؟

28
00:01:57,000 --> 00:01:58,708
.کیر توش

29
00:01:59,833 --> 00:02:01,916
...کدوم خری گذاشت

30
00:02:03,666 --> 00:02:05,625
این شب عالی حالمون چطوره؟

31
00:02:05,708 --> 00:02:07,000
.اسمم ملدوفـه

32
00:02:07,083 --> 00:02:11,500
.دنبال تلیسن تک‌چشم می‌گردم
.مایه ننگ الف‌ها

33
00:02:11,583 --> 00:02:13,000
.برو بیرون، جنده

34
00:02:17,041 --> 00:02:19,208
!لعنتی

35
00:02:19,291 --> 00:02:20,291
!هو

36
00:02:23,125 --> 00:02:27,083
جن بزرگ با بیلی و بانو ♪
♪ به دوردست‌ها می‌رود

37
00:02:27,916 --> 00:02:29,750
♪ به سمت سواحل زرین در حرکت‌اند ♪

38
00:02:29,833 --> 00:02:32,791
جایی که خانم‌ها ریش ♪
♪ ...و شمشیرهای دارونی دارند

39
00:02:44,125 --> 00:02:45,333
.نگران نباش، عشقم

40
00:02:46,916 --> 00:02:48,125
.پیداش می‌کنیم

41
00:03:00,000 --> 00:03:07,060
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz
42
00:03:07,084 --> 00:03:12,474
«ویچر: رگ و ریشه»
[قسمت دوم: از رؤیاها، نافرمانی و اعمال نااُمیدانه]

43
00:03:21,100 --> 00:03:22,092
.اه

44
00:03:24,375 --> 00:03:26,916
.صدای به هم خوردن دندون‌هات رو می‌شنوم

45
00:03:27,416 --> 00:03:31,166
.لطفاً مجبورم نکن غرقت کنم
.مشتری‌های دیگه رو خیلی ناراحت می‌کنه

46
00:03:34,291 --> 00:03:35,625
چی تو سرته؟

47
00:03:36,416 --> 00:03:38,262
...وضعیتِ

48
00:03:39,375 --> 00:03:41,250
.شمال و جنوب داره بدتر میشه

49
00:03:41,958 --> 00:03:43,583
،بیشتر شهرها تحت سلطۀ ما هستن

50
00:03:43,666 --> 00:03:46,458
ولی هنوز عده‌ای هستن
.که امپراتوریِ زرین رو رد می‌کنن

51
00:03:46,541 --> 00:03:48,000
.خطوط تأمین مختل شدن

52
00:03:48,083 --> 00:03:51,616
،بازرگان‌ها دارن سوءاستفاده می‌کنن
.قیمت غلات رو کشیدن بالا

53
00:03:52,708 --> 00:03:56,000
پس برای اینکه درس عبرتی برای بقیه بشن
.توی ملأعام اعدام‌شون کنید

54
00:03:56,083 --> 00:03:58,125
.هنوز کنترل خطوط تأمین به شرق دستشونـه

55
00:03:58,208 --> 00:04:01,245
اگه اعدام‌شون کنیم فولاد دارونی‌ای که
برای کمپین‌هامون به دنیای جدید

56
00:04:01,270 --> 00:04:02,895
.لازم داریم رو از دست میدیم

57
00:04:03,583 --> 00:04:05,208
خب میگی چیکار کنیم؟

58
00:04:05,291 --> 00:04:06,791
دعوت‌شون کنیم برای چایی؟

59
00:04:07,583 --> 00:04:08,958
براشون کیک عسلی درست کنیم؟

60
00:04:09,041 --> 00:04:11,261
.رهبر صنف رو دستگیر کنیم

61
00:04:11,286 --> 00:04:14,068
اجازه بدیم بقیه‌شون تحت شرایطِ ما
.به تجارت ادامه بدن

62
00:04:14,093 --> 00:04:16,757
اگه مردم همینجوری گرسنه بمونن
.تهش به شورش ختم میشه

63
00:04:16,851 --> 00:04:18,085
.امتحانش کن

64
00:04:18,289 --> 00:04:20,747
،اگه کار نکرد
.بازم گزینۀ کیک عسلی رو هم داریم

65
00:04:21,541 --> 00:04:23,083
.یا گزینۀ اعدام کردن‌شون

66
00:04:23,708 --> 00:04:24,773
دیگه چی؟

67
00:04:25,250 --> 00:04:27,666
.فیال و چکاوک رو توی گیلث دیدن

68
00:04:29,125 --> 00:04:31,041
.یه سری سرباز جنوب اونجا گذاشتم

69
00:04:32,250 --> 00:04:33,250
.خیلی طول نمی‌کشه

70
00:04:34,166 --> 00:04:36,083
.قبلاً هم این ناله‌ها رو شنیدم

71
00:04:37,250 --> 00:04:38,750
صلاحیتش رو نداری؟

72
00:04:38,833 --> 00:04:41,583
.تنهان. زیاد دووم نمیارن

73
00:04:41,666 --> 00:04:42,791
و اگه بیارن چی؟

74
00:04:42,875 --> 00:04:47,166
دو تا مبارز که به تمام موانعی که
،سر راه‌شون انباشته شد غلبه کردن

75
00:04:47,250 --> 00:04:49,719
،سرنوشت متحدشون کرد
.و غیره و غیره

76
00:04:49,744 --> 00:04:51,250
همین به اندازۀ کافی پتانسیل داره

77
00:04:51,333 --> 00:04:54,958
که ازش یه داستان در بیاد
.تا کشاورزها بهش علاقه‌مند بشن

78
00:04:55,041 --> 00:04:56,541
.یه داستان فرای کنترل‌شون

79
00:04:56,625 --> 00:04:59,875
.داستان‌ها رو میشه با فولاد از بین برد

80
00:04:59,958 --> 00:05:02,958
تاریخ پر از احمق‌هاییـه
.که همچین طرز فکری داشتن

81
00:05:03,041 --> 00:05:05,458
.داستان رو کنترل کن، دنیا رو کنترل می‌کنی

82
00:05:06,208 --> 00:05:08,937
.به خاک سیاه بنشون‌شون

83
00:05:19,041 --> 00:05:20,010
.شهر بایرلـه

84
00:05:20,041 --> 00:05:22,291
.هزار ساله کسی نتونسته شکست‌شون بده

85
00:05:22,359 --> 00:05:23,359
.لعنتی

86
00:05:24,458 --> 00:05:26,041
.سه تا ارتش متحد شدن

87
00:05:26,125 --> 00:05:27,791
.هیچ شانسی نداشتن

88
00:05:27,875 --> 00:05:29,166
.این یه قتل‌عامـه

89
00:05:30,916 --> 00:05:34,041
اگه قراره توی سینتریا شانسی داشته باشیم
.به افراد بیشتری احتیاج داریم

90
00:05:34,708 --> 00:05:35,833
.مزدور

91
00:05:37,625 --> 00:05:39,750
.با سکۀ کافی شدنیـه

92
00:05:40,916 --> 00:05:44,183
.ددوود جنوب اینجاست
.یه بانک کوچیک اونجاست که می‌تونیم بزنیمش

93
00:05:44,208 --> 00:05:46,291
.باید از جاده‌ها دور بمونیم

94
00:05:47,875 --> 00:05:49,500
،سه تن به راه خود ادامه دادن

95
00:05:49,583 --> 00:05:53,828
همه‌شون می‌دونستن که این دستبرد می‌تونه
.تلاش‌شون برای انتقام رو به خطر بندازه

96
00:05:54,333 --> 00:05:56,458
،ولی بدون سکه برای مزدورها

97
00:05:56,541 --> 00:05:59,750
اونها در مقابل یه امپراتوری
.ذره‌ای غبار بیشتر نبودن

98
00:06:06,188 --> 00:06:10,100
[ ددوود ]
[ قلمرویِ سابقِ پریشیا ]

99
00:06:10,183 --> 00:06:11,183
بقیه کجان؟

100
00:06:11,270 --> 00:06:13,203
.احتمالاً بعد از کودتا بردن‌شون به جنگل

101
00:06:13,750 --> 00:06:16,919
.از دارمرزها می‌ریم
.از خیابون اصلی دوری می‌کنیم

102
00:06:18,500 --> 00:06:19,750
.موافقم

103
00:06:20,371 --> 00:06:22,371
.خیلی خطریـه

104
00:06:23,005 --> 00:06:26,755
.مزدور نباشه، انتقامی هم نیست -
مطمئنی می‌تونی پیداشون کنی؟ -

105
00:06:26,816 --> 00:06:29,266
.یه چیزی که این سرزمین کم نداره، مزدوره

106
00:06:29,291 --> 00:06:33,000
،و به لطف تو، شاگرد
.تقریباً با همه‌شون کار کرده‌م

107
00:06:33,500 --> 00:06:34,791
.بیاین تمومش کنیم

108
00:06:44,833 --> 00:06:46,083
!تق، تق

109
00:06:59,200 --> 00:07:01,071
پول‌ها کجاست؟

110
00:07:03,541 --> 00:07:06,594
می‌دونی در مورد الف‌هایی که
تبرهای بزرگ با خودشون حمل می‌کنن چی میگن؟

111
00:07:12,333 --> 00:07:16,848
،بازرگان‌ها و رعیت‌ها مثل هم هستن
.بعد کودتا اومدن و همه‌چیز رو بردن

112
00:07:17,333 --> 00:07:21,692
.ظاهراً تنها چیزِ با ارزشِ اینجا شمایین

113
00:07:31,583 --> 00:07:32,958
.اصلاً شبیه منم نیست

114
00:07:33,041 --> 00:07:34,355
[ تحت تعقیب ]
[ هزار اورز جایزه برای جنازه‌شون ]

115
00:07:34,380 --> 00:07:35,713
کجاش شبیه‌ت نیست؟

116
00:07:36,166 --> 00:07:37,250
.چشماش

117
00:07:39,541 --> 00:07:42,666
!دشمنانِ امپراتوریِ زرین
!سلاح‌هاتون رو بندازید بیرون

118
00:07:43,541 --> 00:07:44,916
.پیدا‌مون کردن

119
00:07:45,708 --> 00:07:47,041
در پشتی کجاست؟

120
00:07:47,875 --> 00:07:50,875
.اینجا بانکـه. یه راه ورود و خروج داره

121
00:07:51,458 --> 00:07:52,750
.اونا سرباز معمولی نیستن

122
00:07:53,250 --> 00:07:56,473
.گرگ بارون دیده‌ان. زبده‌ان -
.عالی شد -

123
00:07:57,541 --> 00:07:59,125
!مرگ آرومی داشته باشین، کونی‌ها

124
00:08:00,250 --> 00:08:01,541
.کیر توش

125
00:08:02,250 --> 00:08:03,875
!بیاین کنار من جبهه بگیرین، الآن

126
00:08:04,541 --> 00:08:06,416
!آخرین فرصت‌تونه که تسلیم بشین

127
00:08:11,208 --> 00:08:12,291
.اینجا گیرشون بندازین

128
00:08:13,000 --> 00:08:16,125
،اگه مثل یه طایفه بجنگین
.شاید بتونیم جون سالم به در ببریم

129
00:08:49,666 --> 00:08:52,166
!کشتن حروم‌زاده‌ها

130
00:08:53,416 --> 00:08:54,500
!برگرد سر موقعیتت

131
00:09:33,913 --> 00:09:34,954
.خوب نیست

132
00:09:48,750 --> 00:09:49,583
!کیر توش

133
00:09:50,750 --> 00:09:52,416
!قرار نیست اینجا بمیریم

134
00:09:56,243 --> 00:09:57,618
.فولاد دارونیـه

135
00:09:57,874 --> 00:09:58,874
.اینم همینطور

136
00:10:20,083 --> 00:10:24,625
،تنها و ناتوان
،ذهنِ مروین متلاطم بود

137
00:10:25,208 --> 00:10:28,100
ناامیدانه دنبال راهی بود
.تا خودش رو از چنگ بَلِر نجات بده

138
00:10:28,125 --> 00:10:29,000
.ملکه -
.ملکه -

139
00:10:29,083 --> 00:10:32,559
می‌دونست به محض اینکه
.کارش باهاش تموم شه می‌کشتش

140
00:10:39,166 --> 00:10:40,500
.علیاحضرت

141
00:10:44,708 --> 00:10:46,421
...رعیت‌ها دارن از گرسنگی می‌میرن

142
00:10:48,458 --> 00:10:50,208
.در حالی که امپراتوریِ تو در حال گسترشـه

143
00:11:20,916 --> 00:11:23,313
.مزه‌ش مزخرفـه. ولی حس فوق‌العاده‌ای میده

144
00:11:23,338 --> 00:11:25,656
.یا حداقل، بعداً حس فوق‌العاده‌ای میده

145
00:11:25,681 --> 00:11:27,306
.این اتفاق اصلاً نباید میفتاد

146
00:11:28,872 --> 00:11:30,914
کی بود؟ -
یکی از خدمتکارهای آشپزخونه -

147
00:11:32,041 --> 00:11:33,083
چیزی نگفت؟

148
00:11:33,166 --> 00:11:36,543
.یه چیزی در مورد گرسنگی کشیدن

149
00:11:37,166 --> 00:11:39,416
قحطی داره هر روز بیشتر از
.قبل به رعیت‌ها فشار میاره

150
00:11:39,500 --> 00:11:40,541
قحطی؟

151
00:11:42,041 --> 00:11:45,416
یکی از مورد اعتمادترین ستوان‌هام
.رو به عنوان بادیگادرتون منصوب می‌کنم

152
00:11:47,000 --> 00:11:48,034
.نه

153
00:11:48,416 --> 00:11:50,583
.نه، ایشون محافظ من خواهند بود

154
00:11:51,125 --> 00:11:52,666
.همین الآنش هم خودش رو ثابت کرده

155
00:11:53,750 --> 00:11:54,872
اسمت چیه؟

156
00:11:55,583 --> 00:11:57,833
.کروان اسپن آئِب کامهان ماخا

157
00:11:58,500 --> 00:12:00,875
.ولی اکثراً بهم میگن اَوِلا

158
00:12:01,212 --> 00:12:02,379
.تعجبی نداره که چرا

159
00:12:02,404 --> 00:12:04,041
این قحطی کی شروع شده؟

160
00:12:04,125 --> 00:12:08,250
من از دنیایِ بیرونِ این دیوارها
.هیچ اطلاعی ندارم

161
00:12:08,333 --> 00:12:10,000
.باید با چشمای خودم ببینم

162
00:12:10,083 --> 00:12:13,208
.شاید باید مدتی توی اتاق‌تون بمونید

163
00:12:14,333 --> 00:12:16,041
.بذارید ما بهش رسیدگی کنیم

164
00:12:16,125 --> 00:12:18,875
.برای امنیت خودتون، ملکه

165
00:12:24,328 --> 00:12:28,183
همینطور که ایلا، فیال و اسکین
،به جنوب و به سمت سینتریا می‌رفتن

166
00:12:28,208 --> 00:12:30,833
تا هرکسی که پشت اون
،کودتای لعنتی بوده رو شکار کنن

167
00:12:31,333 --> 00:12:33,500
،سه شکارچی، خودشون

168
00:12:34,625 --> 00:12:36,000
.تبدیل به شکار شده بودن

169
00:12:49,375 --> 00:12:52,250
باید قبل اینکه اون زخم چرک کنه
.یکم گیاه دارویی پیدا کنیم

170
00:12:52,750 --> 00:12:53,958
.می‌تونم ادامه بدم

171
00:12:54,833 --> 00:12:55,833
.نه، نمی‌تونی

172
00:12:56,541 --> 00:12:58,083
.به خاطر من صدمه دیدی

173
00:13:01,708 --> 00:13:03,458
.باید استراحت کنی

174
00:13:10,250 --> 00:13:12,625
.میرم یکم گیاه دارویی برای ضماد پیدا کنم

175
00:13:15,791 --> 00:13:17,166
.دوتایی شانس‌تون بیشتره

176
00:13:17,958 --> 00:13:20,125
.برین. من مشکلی برام پیش نمیاد

177
00:13:20,875 --> 00:13:22,083
.تنهات نمی‌ذارم

178
00:13:23,791 --> 00:13:24,708
.برو

179
00:13:25,416 --> 00:13:26,583
.مشکلی نیست

180
00:13:29,666 --> 00:13:31,083
.یکم هماور طبی پیدا می‌کنم

181
00:13:55,041 --> 00:13:57,666
شما، می‌خواستین منو ببینین؟

182
00:14:01,791 --> 00:14:03,166
از کتاب‌ها خوشت میاد؟

183
00:14:04,833 --> 00:14:08,208
چشمم به یه نسخۀ اولیه از کتابِ
فتح کوتوله‌ها توسط سولریث» افتاد»

184
00:14:09,708 --> 00:14:10,916
.می‌دونستم انتخابم درست بوده

185
00:14:14,416 --> 00:14:17,625
.من هیچ دانشی در محافظت کردن ندارم
.صرفاً یه کارآموزم

186
00:14:18,416 --> 00:14:19,416
.تو نجاتم دادی

187
00:14:20,541 --> 00:14:21,708
...نه. آه

188
00:14:22,416 --> 00:14:24,458
.بدون فکر کردن این کارُ کردم

189
00:14:24,541 --> 00:14:27,375
.دقیقاً. این یعنی می‌تونم بهت اعتماد کنم

190
00:14:28,666 --> 00:14:29,875
.تو بی‌نقصی

191
00:14:29,958 --> 00:14:31,166
دقیقاً برای چی؟

192
00:14:31,750 --> 00:14:34,416
برای اینکه پیش اِردین و بَلِر
.چشم و گوش من باشی

193
00:14:36,625 --> 00:14:38,833
...من یه جاسوس نیستم، راست میگم. من فقط

194
00:14:38,916 --> 00:14:41,000
،به محض اینکه امپراتوری مستقر بشه

195
00:14:41,083 --> 00:14:44,666
شک ندارم که اِردین و بَلِر
.دستور قتل منُ صادر می‌کنن

196
00:14:45,458 --> 00:14:47,541
.احتمالاً با یه حادثۀ غم‌انگیز

197
00:14:47,625 --> 00:14:50,416
و از اونجا که می‌دونن تو رو
،به عنوان محافظم انتخاب کردم

198
00:14:50,500 --> 00:14:52,291
.احتمالاً تو رو هم می‌کشن

199
00:14:52,375 --> 00:14:53,250
.ها

200
00:14:54,875 --> 00:14:59,708
.مطمئنم که ترجیح میدی این اتفاق نیفته
.پس الآن یه جاسوسی

201
00:14:59,791 --> 00:15:00,958
...ولی

202
00:15:01,683 --> 00:15:03,516
.بَلِر حواسش به همه‌چیز هست

203
00:15:03,541 --> 00:15:05,958
...اگه بفهمه چی -
.می‌خوام یه کتاب ازش بدُزدی -

204
00:15:06,041 --> 00:15:09,273
چی؟ -
.«دست‌رنج سیندریل. «کتابِ تک‌سنگ‌ها -

205
00:15:09,833 --> 00:15:12,875
می‌خوام یاد بگیری چطور
.دروازه‌های دنیاهای جدید رو باز کنی

206
00:15:12,958 --> 00:15:14,000
.این دیوونگیـه

207
00:15:15,000 --> 00:15:17,416
.کشته میشم -
.باید کنترل‌شون کنم -

208
00:15:17,500 --> 00:15:19,779
.انجامش بده. ردات رو بده من

209
00:15:21,184 --> 00:15:22,934
چرا، دقیقاً؟

210
00:15:26,500 --> 00:15:28,541
.چشمای اون رعیت رو دیدم

211
00:15:29,166 --> 00:15:30,291
کجا دارین می‌رین؟

212
00:15:31,166 --> 00:15:34,291
.باید بدونم بیرون از دیوارها چه خبره

213
00:15:41,875 --> 00:15:42,791
.آره

214
00:15:43,875 --> 00:15:45,875
.آره، قطعاً قراره بمیرم

215
00:15:48,666 --> 00:15:50,708
!جلوت رو بپا! وایستا -
!پسش بده -

216
00:15:50,791 --> 00:15:52,250
!گرفتمش -
!برو بیرون -

217
00:15:52,333 --> 00:15:54,541
...زود باش پس، نشون‌مون بده -
!از سر راه برو کنار -

218
00:15:54,625 --> 00:15:56,250
!از سر راه برو کنار -
!سریع باش -

219
00:15:56,275 --> 00:15:58,275
کوری؟ -
!چشمات رو باز کن -

220
00:15:59,875 --> 00:16:01,666
!نیروی نظامی رو بفرستین

221
00:16:01,750 --> 00:16:04,750
!خرده‌ریزه‌هام رو دزدیدن -
!زود بیارش اینجا -

222
00:16:06,875 --> 00:16:09,416
کمک کن، باشه؟ -
!قتل -

223
00:16:09,500 --> 00:16:11,791
.ممنون -
.خیلی گشنمه -

224
00:16:11,875 --> 00:16:13,166
!ولش کن

225
00:16:13,875 --> 00:16:16,000
!از سر راه برو کنار -
!حواستو جمع کن -

226
00:16:19,625 --> 00:16:22,083
!یکم بهم بده، التماست می‌کنم

227
00:16:24,916 --> 00:16:26,750
.نه، نه، نه، اینقدر برنگرد و التماس نکن

228
00:16:26,833 --> 00:16:29,625
.سربازها رو خبر می‌کنم ها -
!لطفاً! گشنمه -

229
00:16:29,708 --> 00:16:31,500
.سکه نداری، پس از نون خبری نیست

230
00:16:31,583 --> 00:16:33,791
♪ گل‌ها رُشد می‌کنن ♪

231
00:16:33,875 --> 00:16:36,041
♪ جایی که خون رعیت‌ها جریان پیدا می‌کنه ♪

232
00:16:36,125 --> 00:16:38,083
♪ جون‌مون که اونا ازمون گرفتن ♪

233
00:16:38,166 --> 00:16:40,750
♪ بذرهایی هستن که خودشون کاشتن ♪

234
00:16:41,250 --> 00:16:44,791
♪ ...ما رُز سیاه هستیم ♪

235
00:17:23,958 --> 00:17:27,291
بهم نارو زدی. تو تنها کسی بودی
.که در مورد دستگیری‌ها بهش گفتم

236
00:17:27,375 --> 00:17:31,890
رفیق‌های بازرگانت یه جورایی می‌دونستن که
.باید با انبار‌های غلات‌شون فلنگ رو ببندن

237
00:18:00,000 --> 00:18:01,000
.متأسفم

238
00:18:03,375 --> 00:18:06,208
،توی جلسۀ اصناف شراب گالنتری بود
...و منم

239
00:18:07,458 --> 00:18:08,791
.حتماً بیش از حد خورده‌م

240
00:18:10,041 --> 00:18:12,506
.خودت رو به کشتن میدی

241
00:18:15,625 --> 00:18:16,708
.مشکلی پیش نمیاد

242
00:18:19,291 --> 00:18:21,500
شاید تو با یه گستاخِ عوضی بودن
،مشکلی برات پیش نیاد

243
00:18:21,583 --> 00:18:24,583
.ولی من دلم نمی‌خواد سرم رو از دست بدم

244
00:18:24,666 --> 00:18:26,666
.بَلِر هر روز داره طناب رو محکم‌تر می‌کنه

245
00:18:26,750 --> 00:18:28,250
.هیچ سرنخی به تو ختم نمیشه

246
00:18:29,166 --> 00:18:30,583
.هیچ‌کس در مورد ما نمی‌دونه

247
00:18:32,958 --> 00:18:38,009
،و همونطور که دوست داری هی یادم بیاری
.در هر صورت اونا باور نمی‌کنن

248
00:18:39,125 --> 00:18:42,291
،یه الف مثل تو، درجه‌دار
.خودش رو تا حد یه تاجر خرده‌پا بیاره پایین

249
00:18:42,375 --> 00:18:44,041
.همچین منظوری نداشتم

250
00:18:44,541 --> 00:18:46,208
...اون شب -
.چیزی نیست -

251
00:18:48,666 --> 00:18:51,333
.ما جفت‌مون، خیلی... خیلی مست بودیم

252
00:19:02,375 --> 00:19:03,541
واقعاً اینقدر بده؟

253
00:19:05,500 --> 00:19:08,000
بَلِر فقط یه رعیتـه
.که به مقام و منصبی رسیده

254
00:19:14,833 --> 00:19:17,708
قرار بود اون غلات رو مصادره کنیم
.تا به نیروهامون غذا بدیم

255
00:19:18,208 --> 00:19:20,041
انبار غلۀ قصر چی؟

256
00:19:22,041 --> 00:19:23,041
.تقریباً خالیـه

257
00:19:26,666 --> 00:19:27,625
.نمی‌دونستم

258
00:19:29,375 --> 00:19:30,583
،و هنوزم نمی‌دونی

259
00:19:31,208 --> 00:19:33,698
.چه با شراب گالنتری چه بدون اون

260
00:19:36,458 --> 00:19:40,333
و درحالی که اِردین تلاش می‌کرد
،راز کوچک و عزیزش حفظ کنه

261
00:19:40,875 --> 00:19:43,500
،بالاتر از اون خیابون‌های رعیت‌نشین

262
00:19:43,583 --> 00:19:46,416
.بَلِر راز مرگبار خودش رو پرورش داد

263
00:19:50,750 --> 00:19:54,375
.نگرانتم. باید مراقب باشی
اگه اِردین بفهمه چی؟

264
00:19:54,458 --> 00:19:57,708
.اون هیچی از قدرتِ جهانِ بایر نمی‌دونه
.هیچی در موردش

265
00:19:58,208 --> 00:19:59,750
.اون بهم یه جونور داد

266
00:20:00,333 --> 00:20:04,375
،خیلی بیشتر هم می‌تونه بهم بده
.به محض اینکه چیزی که می‌خواد رو بهش بدم

267
00:20:04,458 --> 00:20:06,958
،وقتی که متوجه بشن
.دیگه کار از کار گذشته

268
00:20:09,375 --> 00:20:10,750
.من تغییر شکل داده‌م

269
00:20:23,666 --> 00:20:26,083
.وضع دوست‌تون خوب نیست

270
00:20:29,500 --> 00:20:30,833
تو کدوم خری هستی؟

271
00:20:38,458 --> 00:20:42,375
بذار اینطوری بگم که من
.دنبال داستان‌های خوبم

272
00:20:46,791 --> 00:20:48,208
...فکر می‌کنم که تو

273
00:20:49,497 --> 00:20:50,830
.می‌تونی شروعِ یکیش باشی

274
00:20:54,166 --> 00:20:55,625
‫جایزه‌های سخاوتمندانه.

275
00:20:57,458 --> 00:20:59,083
‫حاضری چیکار بکنی تا بدستشون بیاری؟

276
00:21:02,125 --> 00:21:06,375
‫قراره ملکه و همۀ افرادی که توی
‫کودتاش نقشی داشتن رو بکشیم.

277
00:21:08,291 --> 00:21:10,125
‫و هرکسی که سر راهمون قرار بگیره.

278
00:21:14,583 --> 00:21:18,208
‫خب شما اگه فکر می‌کنید که از پسِ
‫این کار برمیاید، حتماً یه تخته‌ـتون کمه.

279
00:21:18,875 --> 00:21:21,458
‫پس گمونم حتماً قراره کلی از
‫سربازهای امپراتوری رو بکشید.

280
00:21:21,958 --> 00:21:23,041
‫مشکلی داری؟

281
00:21:23,125 --> 00:21:24,958
‫نه، من که مشکلی ندارم فک‌قشنگ.

282
00:21:26,791 --> 00:21:29,583
‫نره‌خرهای خبیث، روستایی که
‫بهم پناه دادن رو نیست و نابود کردن.

283
00:21:31,458 --> 00:21:32,500
‫آدم‌های خوبی بودن.

284
00:21:33,833 --> 00:21:35,541
‫اونجا بود که فکر کردم دیگه
‫از کشت‌وکشتار خسته شدم.

285
00:21:37,000 --> 00:21:38,958
‫ظاهراً کشت‌وکشتار هنوز از من خسته نشده.

286
00:21:45,500 --> 00:21:49,208
‫پس... گمونم منم جزوی از
‫این داستان‌تون می‌شم.

287
00:21:51,333 --> 00:21:52,458
‫اگه اجازه بدید.

288
00:21:55,666 --> 00:21:57,250
‫چقدر کارت با ساطور خوبه؟

289
00:21:58,416 --> 00:21:59,375
‫زیادی خوب.

290
00:22:01,750 --> 00:22:02,916
‫اسمم کالان‌ـه.

291
00:22:05,208 --> 00:22:07,250
‫اما اکثر مردم «برادر مرگ» خطابم می‌کنن.

292
00:22:07,750 --> 00:22:09,000
‫من یه برادر دارم.

293
00:22:10,541 --> 00:22:11,541
‫که مُرده.

294
00:22:18,708 --> 00:22:19,708
‫زخمش رو بو کن.

295
00:22:20,416 --> 00:22:22,000
‫اوه!

296
00:22:22,083 --> 00:22:24,166
‫حتماً خنجری که خورده،
‫زهرآلود شده بوده.

297
00:22:24,250 --> 00:22:26,625
‫ترشح جسده.

298
00:22:27,458 --> 00:22:28,625
‫تا سپیده‌دم از دنیا می‌ره.

299
00:22:31,458 --> 00:22:36,125
‫بدون من... خیلی زودتر به سینتریا می‌رسید.

300
00:22:36,750 --> 00:22:38,333
‫- اینجا ترکم کنید.
‫- نه.

301
00:22:38,416 --> 00:22:40,000
‫در پناه ستاره‌ها.

302
00:22:41,958 --> 00:22:45,000
‫قبیله‌ام به دنبالم میان.

303
00:22:47,375 --> 00:22:48,416
‫من می‌تونم...

304
00:22:49,750 --> 00:22:51,083
‫نزد یک درمانگر ببرمت.

305
00:22:52,250 --> 00:22:53,333
‫یه جادوگر؟

306
00:22:53,916 --> 00:22:54,958
‫به نوعی بله.

307
00:22:56,500 --> 00:22:57,458
‫اون متفاوته.

308
00:22:58,458 --> 00:22:59,583
‫قدرتمنده.

309
00:23:00,541 --> 00:23:02,250
‫نمی‌دونم کمکی می‌کنه یا نه.

310
00:23:02,333 --> 00:23:05,750
‫و اینطوریه که اگه از قیافه‌ـتون خوشش نیاد،
‫ممکنه همه‌ـتون رو بکشه.

311
00:23:08,625 --> 00:23:10,916
‫اما ظاهراً بهش اهمیت می‌دی.

312
00:23:11,000 --> 00:23:14,375
‫کل قارّه دنبالمونن.
‫ما اصلاً نمی‌شناسیمش ایلا.

313
00:23:20,041 --> 00:23:21,500
‫ما رو نزد درمانگرت ببر.

314
00:23:22,166 --> 00:23:26,041
‫و بدینگونه از سه به چهار نفر تبدیل شدند.

315
00:23:28,333 --> 00:23:30,125
‫اینجا «مرداب مه‌آلود» خودشه.

316
00:23:33,500 --> 00:23:34,958
‫به هرچیزی که دیدید
‫اهمیتی ندید،

317
00:23:36,750 --> 00:23:38,500
‫تلاش کنید خودتون رو
‫به اون طرفش برسونید.

318
00:24:18,916 --> 00:24:20,791
‫به نبرد برگرد برادر!

319
00:24:21,958 --> 00:24:23,291
‫کارگ!

320
00:24:24,583 --> 00:24:25,458
‫نه!

321
00:24:33,833 --> 00:24:37,625
‫اولین گرازی که کشتی رو یادته برادر؟

322
00:24:37,708 --> 00:24:38,833
‫من فراموش کردم.

323
00:24:47,750 --> 00:24:48,958
‫من خیلی چیزها رو فراموش کردم.

324
00:25:26,083 --> 00:25:27,041
‫مادر؟

325
00:25:27,583 --> 00:25:29,583
‫در حق شاه‌ـتون ظلم کردن ایلا.

326
00:25:29,666 --> 00:25:31,458
‫- نه! خواهش می‌کنم این کار رو نکنید!
‫- من...

327
00:25:31,541 --> 00:25:34,583
‫- خالکوبیِ قبیله‌ات رو بدست بیار.
‫- نه! نه!

328
00:25:35,500 --> 00:25:37,416
‫ما رو آزاد کنید! خواهش می‌کنم!

329
00:25:39,791 --> 00:25:45,875
‫♪ اوه به کجا چنین آهوی نورسی می‌دود؟ ♪

330
00:25:45,958 --> 00:25:48,958
‫♪ ...دره‌ها، به زیر آفتاب زمستانی... ♪

331
00:25:49,041 --> 00:25:51,708
‫نه، خواهش می‌کنم، نه!

332
00:25:52,416 --> 00:25:53,291
‫نه!

333
00:25:56,166 --> 00:26:01,708
‫♪ ای شکارچیان کماندار و
‫خنجر به دست، دور شوید ♪

334
00:26:01,791 --> 00:26:07,333
‫♪ مبادا جنگل بروکیلون شما را
‫به آغوش گرم خود بکشد ♪

335
00:26:08,416 --> 00:26:13,291
‫♪ ای شکارچیان کماندار و
‫خنجر به دست، دور شوید ♪

336
00:26:14,125 --> 00:26:16,291
‫♪ مبادا که شما را به ♪

337
00:26:16,791 --> 00:26:19,208
‫♪ سرزمین فراموش شده ببرد ♪

338
00:26:20,708 --> 00:26:22,416
‫به سمتِ چکاوک!

339
00:26:22,500 --> 00:26:24,958
‫چکاوک! چکاوک!

340
00:26:25,041 --> 00:26:25,875
‫چکاوک!

341
00:26:28,833 --> 00:26:30,583
‫گرفتمت!

342
00:26:34,208 --> 00:26:36,583
‫چیزی نیست.

343
00:27:03,166 --> 00:27:04,291
‫سلام کالان.

344
00:27:04,791 --> 00:27:06,000
‫سلام دلبرکم.

345
00:27:11,208 --> 00:27:12,208
‫چنین حقی نداشتی.

346
00:27:12,291 --> 00:27:13,708
‫از دست من عصبانی نیستی.

347
00:27:14,208 --> 00:27:15,541
‫ممنون که بهمون هشدار دادی.

348
00:27:17,916 --> 00:27:19,791
‫من اینجام. چیزی نیست.

349
00:27:20,333 --> 00:27:23,958
‫اگه می‌دونستید، خاطراتتون با سعی‌وتلاش شما
‫برای محافظت کردن ازشون، آسیب می‌دیدن.

350
00:27:25,000 --> 00:27:25,875
‫راست می‌گه.

351
00:27:26,416 --> 00:27:27,791
‫یعنی چی واقعا؟

352
00:27:27,875 --> 00:27:29,000
‫سیندریل.

353
00:27:30,291 --> 00:27:34,041
‫مهِ زاکاره نیازمندِ نشونه‌ای پاک‌وخالصه
‫تا بتونه به صداقتتون پی ببره.

354
00:27:34,916 --> 00:27:36,500
‫توی همۀ این کثافت‌کاری‌ها دست داشته!

355
00:27:41,333 --> 00:27:43,375
‫اگه کسی بخواد سیندریل رو مجازات کنه،
‫اون شخص فقط خودمم.

356
00:27:44,041 --> 00:27:47,958
‫و باور کنید که این کار رو می‌کنم اما فعلا،
‫دوستتون شدیدا به درمان نیاز داره.

357
00:27:49,458 --> 00:27:50,541
‫دنبالم بیاید.

358
00:28:02,458 --> 00:28:06,125
‫وقتی بهش فکر می‌کنی، می‌فهمی که
‫همه‌چیز حول محور جزئیات می‌چرخه، مگه نه؟

359
00:28:07,166 --> 00:28:10,416
‫اثرهای جزئیی که پشت‌سر
‫خودمون به جا می‌ذارم.

360
00:28:11,625 --> 00:28:12,833
‫پیشگویی‌های جزئیمون.

361
00:28:14,583 --> 00:28:18,041
‫همیشه می‌تونم پیشگویی کنم که چه وقت‌هایی
‫گوئن توی یه اتاق بوده یا از یه جاده‌ای عبور کرده.

362
00:28:18,958 --> 00:28:23,250
‫با اون رایحه‌ای از... آم، خاس و یاس بنفش.

363
00:28:24,833 --> 00:28:26,541
‫هنوزم نمی‌دونم چطوری این کار رو کرد.

364
00:28:30,791 --> 00:28:33,666
‫مثل خودم، در سرتاسر این قاره تعقیبت کردن.

365
00:28:34,875 --> 00:28:35,875
‫گیلث.

366
00:28:36,458 --> 00:28:37,541
‫بُن ماخان.

367
00:28:38,041 --> 00:28:39,333
‫کیلماک.

368
00:28:39,416 --> 00:28:44,458
‫گاهی‌اوقات فقط یه کوچولو
‫دلم برات تنگ می‌شد.

369
00:28:47,583 --> 00:28:49,541
‫حتماً فکر می‌کنی پیدا کردن یه
‫گروهبان تک‌چشم

370
00:28:49,625 --> 00:28:51,958
‫و علاقمند به دورف‌های خوش بَر و رو
‫کار آسونیه.

371
00:28:53,583 --> 00:28:55,833
‫صدای خندیدن گوئن بهم رو می‌تونم بشنوم.

372
00:28:55,916 --> 00:28:58,541
‫هربار که دلم برات تنگ شده بود،
‫به خدایان ناسزا گفتم.

373
00:29:02,000 --> 00:29:04,166
‫می‌بینی که، دوستش داشتم.

374
00:29:06,125 --> 00:29:07,291
‫واقعاً خیلی دوستش داشتم.

375
00:29:09,208 --> 00:29:10,583
‫بیخیال عشقم.

376
00:29:15,833 --> 00:29:19,458
‫[فردِ روی میز، تلیسن تک‌چشم،
‫یک متجاوز و آدم‌کش است]

377
00:29:19,541 --> 00:29:23,500
‫[توسط گوئن گلزارها کشته شد.
‫باشد که تا به ابد در مکانی گمشده زجر بکشد]

378
00:29:23,583 --> 00:29:25,708
‫به نظرم دیگه کارمون
‫با شهرهای الف‌ها تموم شده.

379
00:29:30,541 --> 00:29:33,416
‫ملدوف دیگه با دنیای الف‌ها
‫کاری نداشت.

380
00:29:34,125 --> 00:29:35,666
‫اما دنیای الف‌ها...

381
00:29:36,166 --> 00:29:38,000
‫هنوز خیلی کارها باهاش داشت.

382
00:29:45,958 --> 00:29:48,041
‫ک... کجا داری می‌بریمون؟

383
00:29:48,125 --> 00:29:51,791
‫به یک ماجراجویی. تا یکی از
‫دوستان فوق‌العاده‌ام رو ببینید.

384
00:30:03,041 --> 00:30:04,000
‫بیاید.

385
00:30:05,375 --> 00:30:07,791
‫می‌دونه که چقدر خاص هستید.

386
00:30:30,958 --> 00:30:33,291
‫خواهر و برادرهای سماوی رو برات آوردم.

387
00:30:34,083 --> 00:30:35,666
‫در زیر ماهِ سرخ متولد شدن.

388
00:30:36,666 --> 00:30:37,958
‫مالکِ جادوی کمیاب و قدرتمندی...

389
00:30:38,833 --> 00:30:39,791
‫هستن.

390
00:30:39,875 --> 00:30:42,208
‫- می‌تونم بچشمش.
‫- بچشمش...

391
00:30:42,291 --> 00:30:43,583
‫مطمئنی؟

392
00:30:43,666 --> 00:30:47,750
‫قدرتی که به دنبالشی،
‫سخاوتمندانه اعطاء نمیشه.

393
00:30:47,833 --> 00:30:51,000
‫جادوی آشفتگی یه بهایی داره.

394
00:30:51,083 --> 00:30:52,333
‫بهایی...

395
00:30:56,041 --> 00:30:58,750
‫دنیا در زیر پاهایت خواهد بود حکیم.

396
00:30:58,833 --> 00:31:00,250
‫حکیم...

397
00:31:20,500 --> 00:31:23,750
‫جادویی فرای باورها وارد جسمش شد.

398
00:31:24,333 --> 00:31:26,625
‫جادویی پُرجنب‌وجوش و شکست‌ناپذیر.

399
00:31:27,541 --> 00:31:30,250
‫احساسی همانند هرج‌ومرج مطلق رو داشت.

400
00:31:36,875 --> 00:31:40,416
‫- نه.
‫- پیشکش‌های ناب آغازگر قدرت‌های ناب‌اند.

401
00:31:40,500 --> 00:31:43,875
‫- تبدیل نیازمندِ یک قربانی راستینه.
‫- قربانی...

402
00:31:43,958 --> 00:31:45,208
‫منظورت چیه؟

403
00:31:47,916 --> 00:31:49,958
‫منظورت از قربانی راستین چیه؟

404
00:32:03,250 --> 00:32:05,500
‫عجب کلکسیونی.

405
00:32:05,583 --> 00:32:06,791
‫این یک «آیبل»ـه؟

406
00:32:07,500 --> 00:32:10,125
‫چشمان فوق‌العاده‌ای دارید ملکه.

407
00:32:10,208 --> 00:32:12,291
‫و سلیقۀ شما هم فوق‌العاده‌ست.

408
00:32:31,875 --> 00:32:33,750
‫صبح بخیر فرمانده ارشد.

409
00:32:33,833 --> 00:32:36,208
‫لطفاً بهمون ملحق بشید.

410
00:32:56,583 --> 00:32:58,041
‫ما خیلی مراقب بودیم.

411
00:32:59,083 --> 00:33:01,583
‫گاهی‌اوقات شانس به قرعه‌ـتون نمیفته.

412
00:33:03,458 --> 00:33:05,666
‫من برای افشای شما به اینجا نیومدم.

413
00:33:07,166 --> 00:33:09,708
‫می‌دونم عاشقِ گونۀ ممنوعه بودن
‫چه احساسی داره.

414
00:33:12,166 --> 00:33:13,458
‫تنهایی به اینجا اومدم.

415
00:33:14,625 --> 00:33:15,708
‫با یک پیشنهاد.

416
00:33:16,666 --> 00:33:17,708
‫این کارتون شجاعانه‌ست.

417
00:33:19,666 --> 00:33:20,875
‫یا که احمقانه.

418
00:33:21,416 --> 00:33:23,583
‫خب قطعا همراهانی مطمئن‌تر
‫از شما برای من وجود ندارن،

419
00:33:24,083 --> 00:33:26,625
‫به همراه فرمانده ارشد
‫ارتش امپراتوری زرین

420
00:33:26,708 --> 00:33:30,375
‫و عضو آیندۀ شورای امپراتوری.

421
00:33:31,125 --> 00:33:33,833
‫من رو عضو شوراتون می‌کنید؟

422
00:33:33,916 --> 00:33:35,833
‫به همراه یک مقام.

423
00:33:35,916 --> 00:33:39,708
‫نظرت راجع‌به سفیر تجارت
‫برای دنیاهای نوین چیه؟

424
00:33:41,500 --> 00:33:44,416
‫خواسته‌ـتون همین نیست؟
‫جزوی از شورا شدن.

425
00:33:45,041 --> 00:33:48,041
‫که به دنیاهای نوین دسترسی داشته باشید
‫و از دست بلر رها بشید.

426
00:33:48,125 --> 00:33:50,875
‫اگه مایل بودید،
‫جایگاه اجتماعی خوبی برای ازدواجه.

427
00:33:51,625 --> 00:33:54,583
‫- نمی‌خوام فرضی صحبت کنم.
‫- هیچوقت بلر اجازه این کار رو نمی‌ده.

428
00:33:54,666 --> 00:33:58,666
‫خب پس پیشنهاد می‌کنم به بلر نشون بدیم
‫که امپراتوری و ارتش متحد هستند.

429
00:33:59,375 --> 00:34:02,625
‫که اون باید جوابگوی امپراتوری باشه نه برعکس.

430
00:34:05,250 --> 00:34:06,875
‫چرا باید چنین خطری بکنم؟

431
00:34:10,708 --> 00:34:12,666
‫من و شما هدف مشترکی داریم.

432
00:34:14,583 --> 00:34:16,958
‫که امپراتوری نوظهورمون رو گسترش بدیم.

433
00:34:18,791 --> 00:34:22,583
‫بلر از نسل رعیت‌هاست و از ما متنفره.

434
00:34:23,458 --> 00:34:26,500
‫هیچوقت حاضر نمیشه باهات مثل هم‌نوعش
‫برخورد کنه. مطمئناً متوجه چنین چیزی شدی.

435
00:34:26,583 --> 00:34:28,291
‫دروازه‌ها رو کنترل می‌کنه.

436
00:34:30,208 --> 00:34:32,166
‫ما برای رسیدن به اون
‫دنیاهای نوین بهش نیاز داریم.

437
00:34:32,250 --> 00:34:33,875
‫نه برای مدت زیادی.

438
00:34:34,958 --> 00:34:36,791
‫اگه با همدیگه کار کنیم.

439
00:34:40,333 --> 00:34:43,125
‫یه چیز... دیگه هست که لازم دارم.

440
00:34:45,125 --> 00:34:46,625
‫یک وارث.

441
00:34:47,875 --> 00:34:51,833
‫لطفاً فیال استون‌هارت
‫رو زنده برگردونید پیشم.

442
00:34:52,833 --> 00:34:56,958
‫بیشتر تمایل به کشتنت داره
‫تا اینکه وارثی بهت بده.

443
00:34:57,666 --> 00:34:59,750
‫خب شرایط تغییر می‌کنه.

444
00:35:00,750 --> 00:35:03,125
‫مخالف‌ها می‌تونن به متحدین تبدیل بشن.

445
00:35:04,458 --> 00:35:05,416
‫پس...

446
00:35:06,541 --> 00:35:07,875
‫عهد ببندیم؟

447
00:35:15,041 --> 00:35:16,750
‫خب زود فکرهات رو بکن.

448
00:35:18,125 --> 00:35:22,375
‫این روزها، آدم‌ها توی یک چشم
‫به هم زدن به دنیا میان و از دنیا می‌رن.

449
00:35:28,000 --> 00:35:30,583
‫این اتفاق می‌تونه آغازی نوین باشه.

450
00:35:38,000 --> 00:35:39,333
‫یا که پایانی سریع.

451
00:36:10,416 --> 00:36:13,125
‫تو و این جادوگر، از کجا
‫همدیگه رو می‌شناسید؟

452
00:36:13,666 --> 00:36:14,791
‫خواهر و برادریم.

453
00:36:15,291 --> 00:36:16,333
‫به نوعی.

454
00:36:17,583 --> 00:36:20,750
‫در یک زمان، در یک روستا و
‫زیر سایۀ یک...

455
00:36:20,833 --> 00:36:22,791
‫ستارۀ درخشان متولد شدیم.

456
00:36:24,708 --> 00:36:28,666
‫دوقلوهای سماوی هستیم. قدرت جادویی
‫مشابهی بهمون اعطاء شده اما...

457
00:36:30,458 --> 00:36:31,458
‫این موضوع برای خیلی وقت پیشه.

458
00:36:31,541 --> 00:36:32,708
‫آرنجش رو نگه دار.

459
00:37:04,375 --> 00:37:05,208
‫ممنونم.

460
00:37:10,125 --> 00:37:12,625
‫- حالت چطوره؟
‫- عالیه.

461
00:37:19,916 --> 00:37:21,416
‫چه بلایی سر سینتریا اومد؟

462
00:37:25,041 --> 00:37:29,125
‫می‌دونی، من کل زندگیم رو در رویای...

463
00:37:30,416 --> 00:37:32,750
‫رسیدن به یک دنیای دیگه صرف کردم.

464
00:37:34,958 --> 00:37:37,750
‫و وقتی‌که بالأخره دروازه عملی شد،
‫بسیار مسرور بودم.

465
00:37:38,333 --> 00:37:41,500
‫اون سرزمین، خوراک و منابع بی حد و حصر.

466
00:37:41,583 --> 00:37:44,750
‫امیدِ الف‌ها برای تولد نسلی جدید.

467
00:37:44,833 --> 00:37:47,458
‫اما سرزمینی که قدم درش گذاشتیم،
‫مُرده بود.

468
00:37:48,958 --> 00:37:49,958
‫کاملا برهوت بود.

469
00:37:50,750 --> 00:37:51,666
‫منظورت از ما کیه؟

470
00:37:52,375 --> 00:37:55,625
‫حکیم اعظم بلر همراهم بود.

471
00:37:55,708 --> 00:37:58,625
‫نیرویی اونجا بود که
‫من رو به وحشت انداخت.

472
00:38:01,000 --> 00:38:02,375
‫و توی آسمون،

473
00:38:03,791 --> 00:38:05,000
‫جانور عظیم الجثه‌ای بود.

474
00:38:08,041 --> 00:38:09,333
‫و صدایی که تولید می‌کرد...

475
00:38:14,000 --> 00:38:18,083
‫سعی کردم درمورد احساسی که در اونجا
‫داشتم، درمورد اون قدرتِ پُرهرج‌ومرج...

476
00:38:18,166 --> 00:38:20,875
‫به بلر هشدار بدم.

477
00:38:21,666 --> 00:38:24,916
‫بهش گفتم. بهش گفتم که این دروازه
‫کار اشتباهی بود،

478
00:38:25,000 --> 00:38:26,291
‫اما بهم گوش نمی‌داد.

479
00:38:27,791 --> 00:38:29,958
‫کتاب ستون‌واره‌هام رو گرفت و
‫من رو حبس کرد.

480
00:38:30,708 --> 00:38:33,083
‫به همه گفت که من توی اون دنیا گم شدم.

481
00:38:35,166 --> 00:38:37,166
‫و بعدش، توی سلول حبسم،

482
00:38:40,500 --> 00:38:45,291
‫همون هیولا رو دیدم که
‫با طلسم بلر،

483
00:38:45,375 --> 00:38:47,208
‫تبدیل به مِهی خونین شد.

484
00:38:47,708 --> 00:38:50,416
‫من فرار کردم و قسم خوردم که
‫این دروازه‌ها رو نابود کنم.

485
00:38:50,500 --> 00:38:51,916
‫پس بلر پشتِ همۀ این ماجراهاست؟

486
00:38:52,916 --> 00:38:54,375
‫وای، خبر نداری که.

487
00:38:56,333 --> 00:39:00,125
‫مروین خودش، گلوی خواهرت رو شکافت.

488
00:39:09,875 --> 00:39:11,375
‫حقیقت رو می‌گم.

489
00:39:13,708 --> 00:39:17,708
‫- اون هیولا چقدر بزرگه؟
‫- از سر تا دم به درازای یک کِشتیه.

490
00:39:19,583 --> 00:39:21,250
‫اما یه مشکل بزرگتری داریم.

491
00:39:23,458 --> 00:39:28,458
‫ستون‌واره‌ها دارن بین این دنیاها
‫شکاف‌هایی ایجاد می‌کنن.

492
00:39:28,541 --> 00:39:31,791
‫نیروهای عجیبی دارن
‫به دنیای ما نفوذ می‌کنن.

493
00:39:31,875 --> 00:39:34,166
‫بخاطر همین زاکاره حتی به سختی
‫کسی رو درمان می‌کنه.

494
00:39:34,750 --> 00:39:37,875
‫چند روز بیشتر به
فروپاشی دنیامون باقی نمونده.

495
00:39:39,666 --> 00:39:41,833
‫دنیای ما به پایان می‌رسه مگر اینکه...

496
00:39:41,916 --> 00:39:46,041
‫باید ارباب ستون‌واره توی سینتریا و
‫گیث رو نابود کنیم.

497
00:39:46,125 --> 00:39:47,041
‫بذارید ما هم بهتون ملحق بشیم.

498
00:39:47,625 --> 00:39:50,291
‫می‌خوای امپراتوری رو بکشی
‫و انتقام خونواده‌ـت رو بگیری؟

499
00:39:50,375 --> 00:39:53,166
‫قبل اینکه دنیا از هم متلاشی بشه،
‫نمی‌تونی خودت رو به سینتریا برسونی.

500
00:39:53,250 --> 00:39:57,250
‫ما قصد داریم با استفاده از
‫یک ستون‌واره دروازه‌ای ایجاد کنیم

501
00:39:57,333 --> 00:39:59,666
‫و مستقیما وارد اندرونیِ قصر بشیم.

502
00:39:59,750 --> 00:40:01,041
‫من اینطوری به اینجا اومدم.

503
00:40:01,125 --> 00:40:05,125
‫با استفاده از ستون‌واره‌ای که در غرب هست،
‫می‌تونیم تا امشب خودمون رو به قصر برسونیم.

504
00:40:05,208 --> 00:40:06,541
‫- بلر نیروهای محافظتیش رو می‌فرسته.
‫- نه.

505
00:40:06,625 --> 00:40:09,916
‫بلر خبر نداره امکان سفر بین
‫خود ستون‌واره‌ها وجود داره.

506
00:40:10,000 --> 00:40:12,416
‫باهم شانس بهتری داریم
‫تا اینکه جدا باشیم.

507
00:40:13,291 --> 00:40:15,125
‫خدایان ما رو به همدیگه رسوندن.

508
00:40:17,208 --> 00:40:18,750
‫معنایی درش وجود داره.

509
00:40:18,833 --> 00:40:21,791
‫چارۀ دیگه‌ای نداریم.
‫هیچ مزدوری نداریم، پس...

510
00:40:22,416 --> 00:40:24,375
‫لعنتی. قبوله.

511
00:40:24,458 --> 00:40:25,750
‫ما ازتون محافظت می‌کنیم.

512
00:40:25,833 --> 00:40:28,916
‫شما ستون‌واره رو نابود کنید و ما
‫مروین و هیولاش رو از پا درمیاریم.

513
00:40:34,625 --> 00:40:38,791
‫و بدینگونه از چهار به شش نفر تبدیل شدند.

514
00:40:51,333 --> 00:40:54,000
‫شنیدید که قراره ما رو به
‫سینتریا بفرستن؟

515
00:40:54,083 --> 00:40:56,208
‫فکر می‌کردم الف‌ها رو به
‫ارتششون راه نمی‌دن.

516
00:40:56,291 --> 00:40:58,583
‫خب من شنیدم که اونجا
‫مثل پادشاهان می‌آشامن.

517
00:40:59,250 --> 00:41:03,625
‫از رعیت‌ها گرفته تا اشراف‌زادگان،
‫جمیعا بی‌خرد و کودن تشریف دارن.

518
00:41:03,708 --> 00:41:05,541
‫به اندازه کافی نزدیک شدی...

519
00:41:05,625 --> 00:41:08,583
‫گوشت و ماهی بر سر هر میزی هست.

520
00:41:08,607 --> 00:41:22,607
<font color="#ffff00">ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

521
00:41:37,698 --> 00:41:52,698
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

522
00:41:56,791 --> 00:41:58,708
‫چرا اینجا دو تا ماه داره؟

523
00:41:58,791 --> 00:42:01,166
ما رو کجا آوردی حکیم؟

524
00:42:01,250 --> 00:42:04,291
‫نمی‌دونم. باید جواب می‌داد.

525
00:42:04,375 --> 00:42:06,583
‫فکر می‌کردم قصر شیک‌تر باشه.

526
00:42:06,666 --> 00:42:08,583
‫ما رو به دنیای خودمون برگردون.

527
00:42:15,083 --> 00:42:17,708
‫بسیار زیبا...

528
00:42:25,583 --> 00:42:26,750
‫لعنتی!

529
00:42:27,500 --> 00:42:29,125
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

530
00:42:29,208 --> 00:42:30,083
‫برید ! برید!

531
00:42:30,916 --> 00:42:33,500
‫- نه صبر کنید منم بیام!
‫- ایلا! بجنب!

532
00:42:37,125 --> 00:42:41,791
‫♪ اوه به کجا چنین آهوی نورسی می‌دود؟ ♪

533
00:42:43,291 --> 00:42:46,583
‫♪ بر بلندای کوهستان و دره‌ها ♪

534
00:42:46,666 --> 00:42:49,041
‫♪ به زیر آفتاب زمستانی ♪

535
00:42:50,833 --> 00:42:56,166
‫♪ اوه به کجا چنین روباهِ نورسی می‌رود؟ ♪

536
00:42:57,458 --> 00:43:00,416
‫♪ در دشت‌ها و رودها ♪

537
00:43:01,000 --> 00:43:03,416
‫♪ زیر بارش برف‌ها ♪

538
00:43:04,750 --> 00:43:07,666
‫♪من اینجا هستم، من اینجا هستم  ♪

539
00:43:07,750 --> 00:43:10,083
‫♪ انتظار یارم را می‌کشم ♪

540
00:43:11,916 --> 00:43:14,916
‫♪ در کنار ماه و ستاره‌ها ♪

541
00:43:15,000 --> 00:43:17,916
‫♪ کبوتر خاکستریِ آوازخوان ♪

542
00:43:19,291 --> 00:43:24,583
‫♪ ای شکارچیان کماندار و
‫خنجر به دست، دور شوید ♪

543
00:43:25,875 --> 00:43:31,416
‫♪ مبادا جنگل بروکیلون شما را
‫به آغوش گرم خود بکشد ♪

544
00:43:32,416 --> 00:43:37,875
‫♪ مبادا جنگل بروکیلون شما را
‫به آغوش گرم خود بکشد ♪

545
00:43:37,958 --> 00:43:40,291
‫♪ مبادا که شما را به ♪

546
00:43:41,583 --> 00:43:45,125
‫♪ سرزمین فراموش شده ببرد ♪

