1
00:00:00,500 --> 00:00:07,500
<font color="#ffff00">ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

2
00:00:12,000 --> 00:00:13,708
!یالا

3
00:00:14,500 --> 00:00:15,500
!عجله کنین

4
00:00:19,166 --> 00:00:20,458
!نه، منتظرم بمونین

5
00:00:33,041 --> 00:00:34,708
این چیه؟

6
00:00:36,416 --> 00:00:38,708
مُرده. از شانس خوب‌مون

7
00:00:38,791 --> 00:00:40,750
لطفاً بگین توی دنیای خودمون هستیم

8
00:00:40,833 --> 00:00:41,833
اونجا

9
00:00:42,750 --> 00:00:43,875
سینتریا

10
00:00:44,833 --> 00:00:46,208
حداقل، نزدیک‌تره

11
00:00:49,500 --> 00:00:51,000
…انرژی‌ای که ساطع می‌کنه

12
00:00:51,083 --> 00:00:53,833
همون انرژی‌ایه که توی دنیایی که
جانور بَلُر ازش اومده بود، احساس کردین

13
00:00:54,750 --> 00:00:56,666
انرژی‌ایه که داره
به دنیای ما نَشت پیدا می‌کنه

14
00:00:56,750 --> 00:00:58,375
پس بیاین دست بکار بشیم

15
00:01:08,208 --> 00:01:10,000
یه دورف

16
00:01:10,750 --> 00:01:12,791
!ناسلامتی وقت غذا خوردنه

17
00:01:12,875 --> 00:01:14,416
امان از قارچ‌های افسانه‌ای

18
00:01:14,541 --> 00:01:16,791
نشئه نیستم، الف ِ عوضی

19
00:01:17,750 --> 00:01:18,708
!اونجا رو ببینین

20
00:01:20,708 --> 00:01:21,875
جانور بلر...

21
00:01:23,041 --> 00:01:24,250
بِگا رفتیم

22
00:01:24,333 --> 00:01:25,916
اگر می‌خواین زنده بمونین همراهم بیاین

23
00:01:35,303 --> 00:01:40,080
« ویچر: رگ و ریشه »
قسمت اول: داستان جنگجویان]
[شب‌نشینی‌ها، و دنیاهای شگفت‌انگیز

24
00:01:44,125 --> 00:01:47,000
البته، می‌خواستم بشینم و نگاه کنم
…که خورده میشین

25
00:01:47,083 --> 00:01:50,333
تا اینکه گوئن گفت شما ویژگی خاصی دارین

26
00:01:50,416 --> 00:01:51,375
گوئن؟

27
00:01:55,000 --> 00:01:55,916
گوئن

28
00:01:57,916 --> 00:01:59,208
و حق با گوئن بود

29
00:01:59,791 --> 00:02:01,833
…من معمولاً الف‌ها رو تحسین نمی‌کنم

30
00:02:01,916 --> 00:02:04,625
ولی پذیرایی کردن از شما، باعث افتخاره

31
00:02:04,708 --> 00:02:07,125
شنیدم بعد از اینکه
اون دیوث‌های امپراتوری زرین

32
00:02:07,208 --> 00:02:10,833
بانک دورف‌ها رو نابود کردن
صدها سرباز رو توی دِدوود کشتهین

33
00:02:10,916 --> 00:02:12,166
یه همچین چیزی

34
00:02:12,791 --> 00:02:14,291
خیلی خوبه

35
00:02:15,375 --> 00:02:17,375
و همینطور چکاوک...

36
00:02:17,458 --> 00:02:19,083
فکر کردم باید کوتاه‌تر باشی

37
00:02:19,166 --> 00:02:21,375
اما تقصیر تو نیست

38
00:02:21,458 --> 00:02:24,041
موفقیت‌هات داره از آهنگ‌هات مشهورتر میشه

39
00:02:24,125 --> 00:02:26,833
‫میگن توی اینیش‌داب،
‫۸۰ تا از آدم‌کش‌های امپراتوری که

40
00:02:26,916 --> 00:02:29,833
فرستاده شده بودن تا بکشن‌تون رو
فقط با دست خالی و دندون کشتین

41
00:02:32,250 --> 00:02:33,333
بیشتر کشتین

42
00:02:33,416 --> 00:02:34,750
!می‌دونستم

43
00:02:35,416 --> 00:02:36,541
بشینین! بشینین، بشینین

44
00:02:36,625 --> 00:02:37,541
خواهش می‌کنم

45
00:02:39,041 --> 00:02:40,250
بابت غذا ممنون

46
00:02:40,333 --> 00:02:42,333
چند روزی میشه غذای گرم نخوردیم

47
00:02:42,416 --> 00:02:46,041
به قول پدرم، غذای مشترک یعنی غذای خوش‌طعم

48
00:02:46,125 --> 00:02:48,083
بد نیست، ملدوف

49
00:02:48,916 --> 00:02:49,916
…پس

50
00:02:51,333 --> 00:02:52,625
حقیقت داره؟

51
00:02:53,708 --> 00:02:55,708
دارن واسۀ کشتن ملکه نقشه می‌کشین؟

52
00:02:55,791 --> 00:02:57,666
واسه‌ش نقشه نمی‌کشیم

53
00:02:57,750 --> 00:02:59,833
دیوونه کننده‌ست

54
00:03:00,416 --> 00:03:04,708
عاشقشم! امیدوارم خدایان هرج و مرج
قیام کنن و تا ابد ازتون حمایت کنن

55
00:03:05,708 --> 00:03:08,083
اما شکست دادن ارتش سینتریا کار سختیه

56
00:03:08,166 --> 00:03:11,500
و به‌نظر نمی‌رسه شما قادر به مقاومت
در برابر یه ارتش باشین

57
00:03:11,583 --> 00:03:12,791
اهمیتی نداره

58
00:03:13,333 --> 00:03:16,208
این عضو طایفۀ سگ‌‌هاست، یه راه مخفی بلده

59
00:03:16,791 --> 00:03:20,416
،اگر می‌خواین ملکه رو بکشین
اول باید هیولاش رو بکشین

60
00:03:20,500 --> 00:03:23,166
می‌دونین که بقیه رو
به مِه خونین تبدیل می‌کنه، نه؟

61
00:03:23,250 --> 00:03:25,166
میگن شهر گیلفین رو به یک‌باره از بین برد

62
00:03:25,750 --> 00:03:27,750
راستش، هیچ ایده‌ای واسه‌ کشتنش نداریم

63
00:03:27,833 --> 00:03:30,625
به سختی از دست یه هیولا
به اندازۀ یک‌دهم اون فرار کردیم

64
00:03:30,708 --> 00:03:32,958
چطوره یه گوسفند رو مسموم کنیم
و بدیم به خوردش؟

65
00:03:36,291 --> 00:03:38,875
ای بابا -
ممکنه جواب بده -

66
00:03:38,958 --> 00:03:41,958
اگر می‌تونستیم واسۀ خودمون یه جانور
بسازیم تا باهاش مبارزه و بکشتش چی؟

67
00:03:44,250 --> 00:03:45,250
چطور؟

68
00:03:45,750 --> 00:03:48,125
…با قلب موجودی که از دروازه گذشت

69
00:03:48,916 --> 00:03:52,166
…و یه جادوی بسیار… خاص

70
00:03:53,625 --> 00:03:55,000
شاید می‌تونستم باهاش ادغام بشم

71
00:03:56,958 --> 00:03:59,500
یادم نمیاد توی خورش
قارچ افسانه‌ای ریخته باشم

72
00:04:00,250 --> 00:04:03,375
منظورت چیه، «باهاش ادغام بشم»؟ -
دقیقاً همون چیزی که گفتم -

73
00:04:03,458 --> 00:04:08,375
جوهر بیولوژیکی جانور رو با ذات خودم ادغام
می‌کنم، تا قدرت و تواناییش رو بدست بیارم

74
00:04:09,958 --> 00:04:12,541
امیدوارم واسۀ انجام اینکار کافی باشه

75
00:04:16,875 --> 00:04:18,541
اما به تنهایی از پس انجام اینکار برنمیام

76
00:04:20,916 --> 00:04:21,916
…چی

77
00:04:24,416 --> 00:04:25,375
!دوباره نه

78
00:04:27,666 --> 00:04:28,708
…دوباره نه

79
00:04:45,208 --> 00:04:50,125
با خودم گفتم شاید برگشته باشی اینجا
تا جبران مافات کنی

80
00:04:55,291 --> 00:04:59,833
می‌دونم… از زمانی که
مادر فوت کرد، برنگشته‌م

81
00:04:59,916 --> 00:05:02,000
…اما -
نباید بهت پناه می‌دادیم -

82
00:05:12,541 --> 00:05:15,250
هیچ‌وقت به هیچکس نگفتم چه اتفاقی افتاد

83
00:05:17,583 --> 00:05:20,458
…فکر می‌کردم اگر ذهنم رو ازش منحرف کنم

84
00:05:20,541 --> 00:05:21,833
اما نمی‌تونی

85
00:05:21,916 --> 00:05:22,958
من تلاش کرده‌م

86
00:05:29,541 --> 00:05:32,166
…بلایی که سرش آوردیم -
داشتیم سعی می‌کردیم نجاتش بدیم -

87
00:05:32,250 --> 00:05:33,458
نه، مادر مُرد، سیندریل

88
00:05:33,541 --> 00:05:34,916
و بعدش زنده‌ش کردیم

89
00:05:35,000 --> 00:05:37,000
…نه، چیزی که زنده کردیم

90
00:05:38,166 --> 00:05:39,666
مادر نبود

91
00:05:42,583 --> 00:05:46,083
مادر مُرده و بهتر بود هیچ کاری انجام ندیم

92
00:05:48,833 --> 00:05:49,875
…می‌دونم

93
00:05:52,833 --> 00:05:56,541
می‌دونم حق ندارم
…ازت انتظار کمک داشته باشم

94
00:05:57,125 --> 00:06:01,416
اما بوجود اومدن اون جانور
و هر اتفاق بدی که افتاده، تقصیر منه

95
00:06:02,458 --> 00:06:04,583
بدون کمک تو، دنیا به پایان می‌رسه

96
00:06:04,666 --> 00:06:06,750
شاید بهتر باشه بذارم دنیا به پایان برسه

97
00:06:35,833 --> 00:06:38,083
خیلی نزدیکم، سولریث

98
00:06:39,625 --> 00:06:41,625
من فقط باید زنده بمونم

99
00:06:51,041 --> 00:06:52,291
…اِ

100
00:07:31,875 --> 00:07:33,750
حرفی که دربارۀ ادغام کردن جانور و الف زدی

101
00:07:34,250 --> 00:07:36,250
،اگر بتونی اینکارو انجام بدی
تو نباید باهاش ادغام بشی

102
00:07:37,083 --> 00:07:39,375
باید یه جنگجو باهاش ادغام بشه. نه یه جادوگر

103
00:07:40,375 --> 00:07:41,458
یکی از ما

104
00:07:42,833 --> 00:07:45,708
طبق نقشه‌تون عمل کنین و بعد از اینکه
هیولا رو کشتیم، ستون‌واره رو نابود کنین

105
00:07:45,791 --> 00:07:47,958
…حتی اگر از مراسم جون سالم به در ببرین

106
00:07:49,708 --> 00:07:51,416
احتمالاً دیگه مثل سابق نخواهین بود

107
00:07:51,958 --> 00:07:53,000
کاملاً

108
00:07:53,583 --> 00:07:57,916
هر عصب و هر رباط از بدن‌تون
به‌طرز وحشیانه‌ای خراب خواهد شد

109
00:07:58,875 --> 00:08:00,541
انتقال طولانی خواهد بود

110
00:08:01,208 --> 00:08:02,250
و درد طاقت‌فرسا خواهد بود

111
00:08:02,333 --> 00:08:05,250
:ایتلین گفت
«دو وجود جدا، یکی خواهند شد»

112
00:08:05,333 --> 00:08:06,958
دوباره این جمله رو گفت

113
00:08:07,041 --> 00:08:09,833
من انجامش میدم. سرنوشتم اینه

114
00:08:09,916 --> 00:08:11,375
کون لق سرنوشت

115
00:08:11,458 --> 00:08:13,291
واسۀ تصمیم‌گیری زمان خواهید داشت

116
00:08:14,291 --> 00:08:16,791
آماده‌سازی تا صبح طول می‌کشه

117
00:08:16,875 --> 00:08:19,125
در این غار گُل‌های فِین‌وِد هست

118
00:08:19,208 --> 00:08:21,541
اما باید ریشۀ ترنجبین

119
00:08:21,625 --> 00:08:23,291
گُل آلاله و لاشۀ گَزنه هم پیدا کنین

120
00:08:23,958 --> 00:08:26,791
به قلب جانوری که
وارد این دنیا شد هم نیاز داریم

121
00:08:26,875 --> 00:08:29,583
میرم گیاه‌ها رو بیارم -
نمی‌تونی بهش اجازه بدی اینکارو انجام بده -

122
00:08:30,791 --> 00:08:32,875
اون دختر هر کاری بخواد انجام میده

123
00:08:34,541 --> 00:08:35,666
بهم اعتماد کن

124
00:08:40,041 --> 00:08:41,375
تو نمی‌تونی اینکارو انجام بدی

125
00:08:42,458 --> 00:08:43,291
باید من اینکارو انجام بدم

126
00:08:43,375 --> 00:08:46,083
واسۀ اینکه یه بچۀ مریض
از یه پیشگویی مزخرف حرف زد؟

127
00:08:46,166 --> 00:08:48,541
وقتی مزخرف بود که جانور وجود نداشت

128
00:08:49,583 --> 00:08:51,291
فراتر از یه پیشگویی ساده‌ست

129
00:08:53,708 --> 00:08:55,166
باید جبران کنم، فیال

130
00:08:55,958 --> 00:08:57,333
…توی مِه‌ای که زکری ایجاد کرد

131
00:08:57,416 --> 00:09:00,375
یادم اومد که یه خانواده رو
به نام پادشاهم زنده زنده سوزوندم

132
00:09:01,916 --> 00:09:03,916
اونکار بدترین کاری نبود که
در حق طایفه‌م انجام دادم

133
00:09:04,000 --> 00:09:06,791
همۀ ما به نام طایفه‌مون
کارهای غیر قابل توصیفی انجام داده‌ایم

134
00:09:06,875 --> 00:09:09,625
فکر می‌کردم با به اشتراک گذاشتن آهنگ‌هام
می‌تونم خطایی که کردم رو جبران کنم

135
00:09:10,791 --> 00:09:13,583
،اما هیچ‌وقت کافی نخواهد بود
فدا کردن خودم تنها راهه

136
00:09:13,666 --> 00:09:14,666
نه

137
00:09:16,666 --> 00:09:19,291
تو امید زیادی رو
واسۀ این دنیا به ارمغان میاری

138
00:09:19,375 --> 00:09:20,375
با چشم خودم دیده‌م

139
00:09:22,166 --> 00:09:23,416
…من بجز

140
00:09:25,041 --> 00:09:26,375
من بجز مرگ چیزی به ارمغان نمیارم

141
00:09:28,458 --> 00:09:30,000
باید زنده بمونی، اِیلا

142
00:09:31,416 --> 00:09:32,625
عیبی نداره

143
00:09:40,541 --> 00:09:42,333
فیال، هر آهنگی که می‌خواستم رو خوندم

144
00:09:58,666 --> 00:10:00,333
چه کسی اکسیر رو می‌خوره؟

145
00:10:02,833 --> 00:10:04,208
من اینکارو انجام میدم

146
00:10:11,875 --> 00:10:14,166
می‌دونین که احتمالاً فردا می‌میرم، نه؟

147
00:10:17,458 --> 00:10:20,166
،پس واسۀ چی خبری از شب‌نشینی ِ من نیست
حرومزاده‌های بدبخت؟

148
00:10:20,250 --> 00:10:21,333
!شب‌نشینی

149
00:10:21,416 --> 00:10:23,208
!ایول! ایول

150
00:10:23,666 --> 00:10:25,958
…ای

151
00:10:26,041 --> 00:10:28,000
این چیزا رو از کجا آوردی؟

152
00:10:28,083 --> 00:10:30,083
فقط به این دلیل
که توی یه جنگل داغون زندگی می‌کنم

153
00:10:30,166 --> 00:10:33,250
به این معنا نیست که
باید از تجملات ِ تمدن دست بکشم

154
00:10:39,583 --> 00:10:40,583
قارچ می‌خوای؟

155
00:10:43,583 --> 00:10:44,750
بیا با هم بخوریم

156
00:11:08,916 --> 00:11:10,583
موقع بازی قوانین رو تغییر میدین

157
00:11:10,666 --> 00:11:13,000
اگر بهم می‌گفتین در مقابل اون کارت
…می‌تونم از این کارت استفاده کنم

158
00:11:13,083 --> 00:11:14,583
!خودت گفتی بازی رو بلدی

159
00:11:16,083 --> 00:11:17,125
من دست میدم

160
00:11:17,208 --> 00:11:20,166
باید بذاریم تقلب کنه. دلم واسه‌ش می‌سوزه

161
00:11:20,250 --> 00:11:22,166
همچنان می‌بازه

162
00:11:23,250 --> 00:11:26,833
،اگر یه مُشت سینه هم جلوی دستت باشه
بازم کیر رو می‌گیری

163
00:11:32,500 --> 00:11:35,875
نمی‌خوری -
یکی‌مون باید هوشیار باشه -

164
00:11:36,791 --> 00:11:41,416
،حتی اگر جادوی سیندریل جواب بده
بازم باید وارد قصر بشیم

165
00:11:42,000 --> 00:11:43,875
دربارۀ راه ورودی مخفی واسه‌م بگو

166
00:11:48,125 --> 00:11:50,125
راه ورودی مخفی‌ای وجود نداره

167
00:11:51,208 --> 00:11:52,625
…و حتی اگر وجود داشت

168
00:11:52,708 --> 00:11:55,166
خودم پیداش می‌کردم و می‌بستمش

169
00:11:55,250 --> 00:11:58,416
پس باید بدون داشتن مُزدورها
مبارزه کنیم تا وارد

170
00:11:58,916 --> 00:12:00,416
دیوارهای سینتریا بشیم؟

171
00:12:00,916 --> 00:12:02,375
فی‌البداهه عمل می‌کنیم

172
00:12:04,541 --> 00:12:07,291
هر دفعه فکر می‌کنم
…آخرین احمقی که پیدا می‌شد رو دیده‌م

173
00:12:07,916 --> 00:12:09,791
یه احمق دیگه جلوم سبز میشه

174
00:12:31,458 --> 00:12:34,958
،آفرین، استاد اَوِلا
می‌تونی یه دروازه ایجاد کنی؟

175
00:12:35,458 --> 00:12:37,083
فکر کنم

176
00:12:37,166 --> 00:12:39,750
،منظورم اینه، در تئوری جواب میده
اما تا خودم امتحان نکن

177
00:12:39,833 --> 00:12:40,958
نمی‌تونم مطمئن باشم

178
00:12:41,041 --> 00:12:42,250
…اگر می‌تونستم

179
00:12:42,333 --> 00:12:43,750
!ای دزد

180
00:12:44,666 --> 00:12:47,666
فکر کردی می‌تونی از من دزدی کنی؟

181
00:12:47,750 --> 00:12:48,916
!ولش کن

182
00:12:50,375 --> 00:12:53,083
،فعلاً منتظر باشین، ملکه
به زودی به خدمت شما هم می‌رسم

183
00:12:53,875 --> 00:12:57,583
،بهم بگو ببینم، پسر جون
به‌خاطر غرور جَوونیه یا حماقت محض؟

184
00:12:59,166 --> 00:13:01,333
سریع تمومش کنیم؟ یا جالب؟

185
00:13:03,500 --> 00:13:05,458
پس دوست داری جالب باشه

186
00:13:06,541 --> 00:13:09,416
تا حالا شنیدی یه احمق کاملاً عوض بشه؟

187
00:13:13,500 --> 00:13:15,875
،می‌خوای به دنیاهای دیگه سفر کنی
استاد اَوِلا؟

188
00:13:16,541 --> 00:13:18,625
قبلش باید یاد بگیری چطور پرواز کنی

189
00:13:18,708 --> 00:13:20,041
!نه

190
00:13:20,125 --> 00:13:21,666
بلر!

191
00:13:24,666 --> 00:13:26,333
اگر اینکارو بکنی، می‌میره

192
00:13:35,708 --> 00:13:36,541
اینکارو نکن

193
00:13:41,916 --> 00:13:42,916
ببخشید

194
00:13:43,375 --> 00:13:44,208
برین

195
00:13:47,000 --> 00:13:49,791
،بهترین طبیبی که داریم رو خبر کنین
نباید استاد رو از دست بدیم

196
00:13:54,083 --> 00:13:55,583
گول خوردین

197
00:14:05,666 --> 00:14:06,500
…خب

198
00:14:08,041 --> 00:14:09,958
واسۀ چی پُتکِت اسم داره؟

199
00:14:10,041 --> 00:14:11,291
…اِ

200
00:14:12,000 --> 00:14:12,916
!گوئن

201
00:14:14,458 --> 00:14:18,708
اون… زیباترین دورف‌ایه که تا حالا دیدی

202
00:14:20,458 --> 00:14:23,208
سینه‌های بزرگ و قشنگی داشت

203
00:14:23,833 --> 00:14:25,500
و یه ریش نرم و قشنگ

204
00:14:26,541 --> 00:14:27,791
بهش حسودی می‌کردم

205
00:14:28,291 --> 00:14:31,916
به همون اندازه مو روی چونه‌م درمیاد که
یه پادشاه خودش شخصاً کونش رو می‌شوره

206
00:14:33,750 --> 00:14:35,000
…بگذریم

207
00:14:35,583 --> 00:14:38,833
بدجوری… عاشقش بودم

208
00:14:40,333 --> 00:14:42,166
شادترین روزهای زندگیم بود

209
00:14:44,875 --> 00:14:45,875
چه اتفاقی افتاد؟

210
00:14:48,250 --> 00:14:49,250
همون همیشگی

211
00:14:51,083 --> 00:14:54,458
،وقتی واسۀ شکار رفته بودم بیرون
سربازهای الف به اردوگاه‌مون حمله کردن

212
00:14:55,666 --> 00:14:57,375
…دیدم گوئن لخته

213
00:14:57,458 --> 00:15:02,000
و اون حرومزاده‌های سینتریایی
مثل یه خوک اعضا و جوارحش رو درآورده بودن

214
00:15:02,083 --> 00:15:02,916
ببخشید

215
00:15:04,041 --> 00:15:05,875
اصلاً الف خوبی نیستی...

216
00:15:05,958 --> 00:15:08,625
،معذرت‌خواهی کردن از یه دورف
همچین شخصیتی ندارین

217
00:15:10,750 --> 00:15:12,166
…بگذریم

218
00:15:15,250 --> 00:15:19,250
بعدش رفتم کوه‌های کورث و واسۀ خودم
یه مقدار سنگ معدن خوب استخراج کردم

219
00:15:19,333 --> 00:15:23,375
ذوبش کردم و خاکستر گوئن رو بهش اضافه کردم

220
00:15:25,583 --> 00:15:29,000
و بعدش من و گوئن رفتیم شکار

221
00:15:35,166 --> 00:15:36,458
…آخرین چیزی که دیدن

222
00:15:37,833 --> 00:15:40,375
اسم گوئن بود
که واسۀ اجرای عدالت اومده بود

223
00:15:43,458 --> 00:15:45,000
بهم یادآوری کن که هیچ‌وقت عصبانیش نکنم

224
00:15:49,458 --> 00:15:51,750
…تو و اون دختر جادوگره -
آره؟ -

225
00:15:53,208 --> 00:15:54,583
رابطه‌تون چطور شروع شد؟

226
00:15:55,083 --> 00:15:57,375
خب، داستانش طولانیه

227
00:15:57,458 --> 00:15:58,333
!هوم

228
00:15:58,833 --> 00:16:01,000
داستان‌های طولانی ارزش تعریف کردن دارن

229
00:16:02,166 --> 00:16:05,625
…خب، یه روز توی مِه یه جادوگر گیر می‌کنی

230
00:16:09,750 --> 00:16:12,500
…و همۀ کارهایی که انجام دادی رو می‌بینه

231
00:16:15,541 --> 00:16:18,166
و همۀ بدی‌هایی که وارد دنیا کردی

232
00:16:21,875 --> 00:16:24,500
…و به یه نحوی… به یه نحوی

233
00:16:29,666 --> 00:16:30,916
خوبی رو توی وجودت می‌بینه

234
00:16:34,750 --> 00:16:38,833
و اون شروع به التیام روحت می‌کنه
با لطافتی که لیاقتش رو نداری

235
00:16:47,958 --> 00:16:49,708
هان؟

236
00:16:50,500 --> 00:16:52,541
اوه، داستان خیلی خوبی بود

237
00:16:55,500 --> 00:16:59,708
♪ نور صبح‌گاهی رو تماشا می‌کنه ♪

238
00:16:59,791 --> 00:17:03,250
♪ که رو موهای سیاهش منعکس شده ♪

239
00:17:04,791 --> 00:17:06,958
♪ و انحنای لب‌هاش ♪

240
00:17:07,916 --> 00:17:11,583
♪ نوید دهندۀ زندگی‌ای مشترکه ♪

241
00:17:11,666 --> 00:17:15,125
♪ دو عاشقی که در هم تنیده شده‌ن ♪

242
00:17:15,208 --> 00:17:19,083
♪ در پرتوی سپیده‌دم زمستانی ♪

243
00:17:21,375 --> 00:17:23,791
♪ در حالی که ویرانه‌های جنگ ♪

244
00:17:23,875 --> 00:17:27,666
♪ دره رو در بر می‌گیرن ♪

245
00:17:30,208 --> 00:17:33,041
♪ پس پیشم بمون، ای عاشق ♪

246
00:17:33,125 --> 00:17:36,791
♪ قلبم پر از نگرانیه ♪

247
00:17:36,875 --> 00:17:39,208
♪ پیشم بمون، ای عاشق ♪

248
00:17:39,291 --> 00:17:41,708
♪ مَرزها دارن می‌سوزن ♪

249
00:17:41,791 --> 00:17:44,958
♪ و جنگ مشتاقه ♪

250
00:17:45,041 --> 00:17:48,750
♪ تا تو رو ازم جدا کنه ♪

251
00:17:48,833 --> 00:17:51,000
♪ و در اعماق گِل و لای ♪

252
00:17:51,083 --> 00:17:54,666
♪ و در زیر خاک دفن کنه ♪

253
00:17:55,500 --> 00:17:58,291
♪ پس بیا پیشم، ای عاشق ♪

254
00:17:58,375 --> 00:18:01,125
♪ قلبم هنوز می‌سوزه ♪

255
00:18:03,750 --> 00:18:05,708
♪ بیا پیشم، ای عاشق ♪

256
00:18:05,791 --> 00:18:08,333
♪ بچه‌ت مشتاقه ♪

257
00:18:08,416 --> 00:18:11,500
♪ روحم مشتاقه ♪

258
00:18:11,583 --> 00:18:14,958
♪ واسۀ اینکه آب ِ سرد رودخانه رو حس کنه ♪

259
00:18:17,250 --> 00:18:20,166
♪ تا یه بار دیگه بهت ملحق بشم ♪

260
00:18:20,250 --> 00:18:24,458
♪ در دنیای ابدی بعدی ♪

261
00:18:37,916 --> 00:18:40,750
♪ بیا پیشم، ای عاشق ♪

262
00:18:40,833 --> 00:18:42,916
وای خدایان، دست بردار

263
00:18:44,500 --> 00:18:47,250
♪ …قلبم داره ♪

264
00:18:47,333 --> 00:18:49,125
بس کن، داری خرابش می‌کنی

265
00:18:49,208 --> 00:18:52,000
♪ واسۀ اینکه آب ِ سرد رودخانه رو حس کنم ♪

266
00:18:52,083 --> 00:18:56,000
♪ تا یه بار دیگه بهت ملحق بشم ♪

267
00:18:56,083 --> 00:18:58,125
صدام اینجوریه؟

268
00:18:59,333 --> 00:19:00,250
ممنون

269
00:19:05,875 --> 00:19:08,125
می‌دونی، تو واقعاً یه موهبت داری

270
00:19:10,333 --> 00:19:12,708
دربارۀ این موضوع فکر کردی
که اگر از این ماجراها

271
00:19:13,583 --> 00:19:15,291
جون سالم بدر ببریم، چیکار می‌کنی؟

272
00:19:20,333 --> 00:19:21,625
نمی‌دونم

273
00:19:24,333 --> 00:19:25,875
من هیچ موهبتی ندارم

274
00:19:28,041 --> 00:19:29,958
…بجز کشتن و

275
00:19:32,083 --> 00:19:33,666
و اینکه مدام آبروی خودم رو ببرم

276
00:19:38,000 --> 00:19:39,083
کی می‌دونه؟

277
00:19:39,833 --> 00:19:41,833
…اگر توی شرایط دیگه‌ای بدنیا میومدیم

278
00:19:41,916 --> 00:19:46,125
…یه بچۀ عادی رو بزرگ می‌کردم و

279
00:19:48,666 --> 00:19:49,666
اینجوری نمی‌شدم

280
00:19:55,625 --> 00:19:57,500
و تو یه گَله خوک داشتی

281
00:19:58,166 --> 00:20:00,125
و همینطور مِروین همسرت

282
00:20:01,000 --> 00:20:02,791
‫۲۰ تا بچه داشتین

283
00:20:07,000 --> 00:20:09,000
نه

284
00:20:12,125 --> 00:20:13,500
…رابطه‌ای که با مِروین داشتم

285
00:20:15,291 --> 00:20:16,291
واقعی نبود

286
00:20:22,875 --> 00:20:24,208
توی هر شرایطی

287
00:20:32,708 --> 00:20:35,208
ایکاش من و تو
توی یه شرایط دیگه بدنیا میومدیم

288
00:20:40,041 --> 00:20:41,041
آره

289
00:20:46,708 --> 00:20:47,833
من رو فراموش نکن

290
00:21:34,875 --> 00:21:35,708
نه

291
00:21:38,083 --> 00:21:40,541
!نه -
خیلی قویه -

292
00:21:40,625 --> 00:21:43,208
باید جلوی این اتفاق رو بگیری
!من باید اینکارو می‌کردم

293
00:21:43,291 --> 00:21:46,916
،اولین اکسیر رو خورده
اگر الان جلوش رو بگیریم، می‌میره

294
00:21:48,375 --> 00:21:50,125
!دست و پاش رو ببندین

295
00:21:50,208 --> 00:21:52,208
فیال! من اینجام

296
00:21:52,791 --> 00:21:55,333
!منم! اینجام

297
00:21:56,166 --> 00:21:57,000
لعنتی

298
00:22:01,333 --> 00:22:02,916
باید یه راهی واسۀ
تغییر دادن این وضعیت وجود داشته باشه

299
00:22:03,000 --> 00:22:04,375
…راهی وجود نداره، من

300
00:22:05,041 --> 00:22:06,041
!خواهش می‌کنم

301
00:22:07,791 --> 00:22:09,125
‫باید ادامه بدیم

302
00:22:09,208 --> 00:22:10,958
‫- نه، نه، نه
‫- نگه‌ش دارین تکون نخوره

303
00:22:17,625 --> 00:22:18,625
‫بخورش!

304
00:22:18,708 --> 00:22:20,625
‫- بخورش!
‫- نه!

305
00:22:31,625 --> 00:22:33,416
‫در همان حال که «آزمون علف‌زار»

306
00:22:33,500 --> 00:22:36,125
‫تاثیر بی‌رحمانه خود را در فیال اثر داده بود،

307
00:22:36,208 --> 00:22:39,000
‫ملکه جوان در آستانه
‫ تحقق جاه‌طلبی عظیم خود بود.

308
00:22:39,083 --> 00:22:39,958
‫ملکه...

309
00:22:40,041 --> 00:22:42,791
‫و سراسیمه در پی بازکردن
‫دروازه دیگر جهان‌ها، می‌کوشید.

310
00:22:42,875 --> 00:22:43,708
‫فرمانده ارشد!

311
00:22:44,458 --> 00:22:46,875
‫استاد اَوِلا، آماده‌این؟

312
00:22:46,958 --> 00:22:48,041
‫کاملاً

313
00:22:48,958 --> 00:22:49,791
‫یه لحظه اجاده می‌دین؟

314
00:23:12,458 --> 00:23:13,541
‫احمقانه‌ست!

315
00:23:15,000 --> 00:23:15,833
‫بدون بَلُر نمیشه

316
00:23:16,416 --> 00:23:19,041
‫اگه نتونیم دروازه‌ها رو باز کنیم،
‫از فتح جهان‌های جدید خبری نیست

317
00:23:19,125 --> 00:23:20,833
‫بدون جهان‌های جدید، غذایی هم درکار نیست

318
00:23:20,916 --> 00:23:24,125
‫- و هر لحظه باید منتظر آغاز شورش باشیم
‫- تازه از شرش خلاص شدیم...

319
00:23:24,208 --> 00:23:27,416
‫الان دیگه قطعاً ناز میاد برامون،
‫ولی راضی‌ش می‌کنم

320
00:23:27,500 --> 00:23:30,541
‫نه، نه، حاضره هر مجازاتی رو تحمل کنه
‫تا با ما همکاری کنه

321
00:23:30,625 --> 00:23:33,708
‫حاضره بمیره تا اینکه آبروش بره،
‫بسپارش به من.

322
00:23:34,708 --> 00:23:36,291
‫تو برو سراغ پیشاهنگ‌ها

323
00:23:37,000 --> 00:23:38,500
‫کاری‌ت نباشه

324
00:23:46,875 --> 00:23:48,291
‫چقدر دیگه مونده؟

325
00:23:48,375 --> 00:23:52,333
‫تا الان هرکاری کردیم جهت آماده‌سازی‌ش
‫برای «مراسم» بوده

326
00:23:54,166 --> 00:23:56,166
‫یعنی هنوز به «مراسم» نرسیدیم؟

327
00:23:56,750 --> 00:23:57,833
‫بهتره بری

328
00:23:58,333 --> 00:24:00,708
‫ممکنه به جاهای خیلی بدی کشیده بشه

329
00:24:00,791 --> 00:24:04,458
‫ایلا، خیلی خوب می‌دونم تماشای
‫تبدیل شدن آدم به هیولا چه حس وحشتناکی داره

330
00:24:07,000 --> 00:24:08,708
‫هرکاری لازمه بکن

331
00:24:10,708 --> 00:24:12,291
‫من هیچ‌جا نمی‌رم

332
00:24:13,750 --> 00:24:14,916
‫دهن‌ش رو باز کن

333
00:24:16,750 --> 00:24:18,541
‫نه! نه

334
00:24:18,625 --> 00:24:21,375
‫نه، نه، نه

335
00:24:37,208 --> 00:24:38,416
‫آماده‌ست...

336
00:24:46,666 --> 00:24:47,791
‫فیال

337
00:24:49,000 --> 00:24:51,458
‫باید همین‌الان شروع کنیم،
‫وگرنه از دست می‌ره

338
00:24:58,000 --> 00:24:59,000
‫شروع کن

339
00:25:04,083 --> 00:25:07,875
‫«ای مادر گِل و رُس، صدای من را بشنو»

340
00:25:09,166 --> 00:25:12,000
‫«ای مادر دریاها، قدرتت را در اختیارم بگذار»

341
00:25:12,083 --> 00:25:15,541
‫«ای مادر ستارگان، قدرتت را در اختیارم بگذار»

342
00:25:15,625 --> 00:25:18,625
‫«ای مادر عالم غیب، قدرتت را در اختیارم بگذار»

343
00:25:19,458 --> 00:25:22,333
‫«ای مادر دریاها، قدرتت را در اختیارم بگذار»

344
00:25:22,416 --> 00:25:25,541
‫«ای مادر ستارگان، قدرتت را در اختیارم بگذار»

345
00:25:25,625 --> 00:25:28,750
‫«ای مادر گِل و رِس، صدای من را بشنو»

346
00:25:28,833 --> 00:25:30,791
‫«قدرتت را در اختیارم بگذار»

347
00:25:33,916 --> 00:25:36,333
‫«ای مادر دریاها، قدرتت را در اختیارم بگذار»

348
00:25:36,416 --> 00:25:39,583
‫«ای مادر ستارگان، قدرتت را در اختیارم بگذار»

349
00:26:31,458 --> 00:26:32,375
‫اون...

350
00:26:34,541 --> 00:26:35,500
‫مُرد

351
00:26:38,833 --> 00:26:40,458
‫واقعاً متاسفم

352
00:27:13,375 --> 00:27:14,875
‫شکنجه مَحض

353
00:27:15,875 --> 00:27:18,708
‫شما قادر به تحمل
‫چنین درد و رنج‌هایی نیستین

354
00:27:18,791 --> 00:27:21,791
‫الف‌ها تحمل بیشتری نسبت به دورف‌ها دارن،
‫حقیقت محض و معروف‌ایه

355
00:27:21,875 --> 00:27:24,333
‫حقیقت...

356
00:27:25,333 --> 00:27:26,708
‫آره از دید الف‌ها.

357
00:27:28,000 --> 00:27:31,958
‫ما نسل‌ها که توسط امثال شما
‫شکنجه و مجازات می‌شدیم،

358
00:27:32,041 --> 00:27:36,291
‫درد و رنجی که هرگز
‫نمی‌تونید هضم‌ش کنید

359
00:27:36,375 --> 00:27:39,708
‫آره اما...این‌ها مال خیلی وقت پیشه
‫می‌دونی

360
00:27:39,791 --> 00:27:41,333
‫- کارِ...
‫- کار شما نبوده؟

361
00:27:44,000 --> 00:27:46,708
‫دنیای شما روی استخوان‌های
‫خرد شده ما ساخته شده،

362
00:27:52,541 --> 00:27:55,000
‫می‌دونی چرا به «ستون‌واره‌‌ها»
‫می‌گم بُرج‌های باروری؟

363
00:27:56,791 --> 00:28:00,625
‫چون اجدادمون اون‌ها رو زیر زمین دفن کردن،
‫تا به خاک جان و باروری ببخشه

364
00:28:02,791 --> 00:28:03,916
‫اونا مقدس‌ان

365
00:28:05,333 --> 00:28:08,500
‫و هنوز هم...الف‌ها
‫بهشون بی‌حرمتی می‌کنن

366
00:28:09,625 --> 00:28:12,125
‫جای تعجب نداره که قحطی شده

367
00:28:13,541 --> 00:28:17,000
‫آره خب من منکر این موضوع نیستم

368
00:28:20,291 --> 00:28:22,625
‫واقعاً باور داری که می‌تونین ملکه رو بُکشین؟

369
00:28:24,541 --> 00:28:25,875
‫خب نقشه‌مون که اینه

370
00:28:28,958 --> 00:28:30,291
‫پس منم باهاتون میام

371
00:28:33,250 --> 00:28:35,625
‫چرا می‌خوای به یه مشت الف کمک کنی؟

372
00:28:36,708 --> 00:28:39,625
‫بین خودم و خودت و آسمان‌های
‫بالای سرمون بمونه...

373
00:28:43,000 --> 00:28:44,458
‫چون هیچ‌کاری ندارم؟

374
00:28:48,708 --> 00:28:53,000
‫من تک تک کسایی که باعث
‫مرگ گوئن شدن رو کُشتم،

375
00:28:55,541 --> 00:28:57,208
‫الان دیگه کار خاصی ندارم،

376
00:28:58,291 --> 00:29:00,958
‫جز اینکه می‌خوام ملکه رو بُکشم

377
00:29:02,250 --> 00:29:05,833
‫تا با سربلندی از این دنیا برم...

378
00:29:06,833 --> 00:29:08,333
‫باعث افتخارمونه

379
00:29:09,291 --> 00:29:10,458
‫و گوئن...

380
00:29:13,166 --> 00:29:14,791
‫اتفاقاً دنبال یه آشپز خوب بودیم

381
00:29:22,833 --> 00:29:23,833
‫اسکین کجاست؟

382
00:29:49,625 --> 00:29:51,000
‫ایست!

383
00:29:51,833 --> 00:29:53,833
‫به چه دلیل اومدی «سینتریا» ؟

384
00:29:57,041 --> 00:29:59,208
‫اطلاعات مهمی برای ملکه دارم

385
00:30:02,875 --> 00:30:03,750
‫حرکت!

386
00:30:32,333 --> 00:30:33,750
‫خالکوبی‌هات...

387
00:30:34,250 --> 00:30:38,791
‫اهل قبیله اشباحی؟ نقش و نگاره‌هایی
‫مثل اون رو توی کتبیه «تولماست» دیده بودم

388
00:30:39,375 --> 00:30:40,250
‫گفتم شاید...

389
00:30:40,333 --> 00:30:43,750
‫به لطف پدرتون من تنها بازمانده هستم

390
00:30:44,500 --> 00:30:46,375
‫اگه در شرایط دیگه‌ای بودیم،

391
00:30:46,458 --> 00:30:48,333
‫حتماً تا الان کُشته بودمت

392
00:30:48,416 --> 00:30:49,291
‫دست‌نگه دارید

393
00:30:51,583 --> 00:30:54,666
‫اگه در شرایط دیگه‌ای بودیم،
‫فوق‌ش می‌تونستی یه تلاشی کنی

394
00:31:00,500 --> 00:31:02,000
‫حالا بگو ببینم، حرف حسابت چیه؟

395
00:31:03,291 --> 00:31:05,708
‫من می‌دونم «فیال استون‌هارت» کجاست!

396
00:31:06,291 --> 00:31:07,500
‫زنده‌ست؟

397
00:31:07,583 --> 00:31:09,625
‫آخرین باری که دیدمش، بله

398
00:31:10,166 --> 00:31:13,208
‫با اون و دختر غرابی به جنوب سفر کردم

399
00:31:13,291 --> 00:31:16,416
‫من استادش بودم، بهم اعتماد داره

400
00:31:16,500 --> 00:31:18,458
‫و چرا می‌خوای بهش خیانت کنی؟

401
00:31:18,541 --> 00:31:21,583
‫اگه اشتباه نکنم شما هم به خانواده
‫خودتون خیانت کردین!

402
00:31:22,541 --> 00:31:26,666
‫50 هزار اور برای بابت فیال
‫و 20 هزار برای «چکاوک»، پیش‌پرداخت.

403
00:31:26,750 --> 00:31:29,041
‫دختره اونقدرها نمی‌ارزه

404
00:31:29,125 --> 00:31:32,666
‫اون صدای مردم‌ـه.

405
00:31:33,916 --> 00:31:37,000
‫تازه، فیال حسابی دل‌باخته‌ش شده

406
00:31:38,833 --> 00:31:40,291
‫- باشه
‫- هنوز حرف‌هام تموم نشده

407
00:31:40,875 --> 00:31:42,333
‫در ازای فیال،

408
00:31:43,458 --> 00:31:46,875
‫باید شمشیر مقدس قبیله‌ام رو پس بدید،

409
00:31:48,083 --> 00:31:49,333
‫«روح‌رُبا»

410
00:31:50,625 --> 00:31:54,791
‫و در نهایت،
‫خواهان 50 سرباز از امپراتوری زرین هستم...

411
00:31:54,875 --> 00:31:56,833
‫تا فیال رو صحیح و سلامت به اینجا بیاریم.

412
00:31:56,916 --> 00:31:59,666
‫بعید می‌دونم دلش بخواد دوباره شما رو ببینه

413
00:31:59,750 --> 00:32:01,416
‫با توجه به این شرایط

414
00:32:02,916 --> 00:32:04,375
‫- دست به کار شید
‫- چشم ملکه

415
00:32:11,583 --> 00:32:12,625
‫فیال؟

416
00:32:19,166 --> 00:32:20,083
‫فیال، منم

417
00:32:27,625 --> 00:32:30,333
‫می‌تونم...بوی خون‌ت رو استشمام کنم

418
00:32:31,541 --> 00:32:34,041
‫می‌خوام همه‌چی رو نابود کنم

419
00:32:40,125 --> 00:32:41,125
‫اشکالی نداره

420
00:32:43,416 --> 00:32:47,291
‫بقیه رفتن بیرون، من و تو اینجا تنهاییم

421
00:33:11,125 --> 00:33:12,416
‫ببخشید

422
00:33:15,916 --> 00:33:17,833
‫با خودت چی فکر کرده بودی؟

423
00:33:24,208 --> 00:33:25,666
‫فکرکردم از دستت دادم

424
00:33:29,416 --> 00:33:30,583
‫تحمل از دست دادن تو
‫رو ندارم

425
00:34:53,833 --> 00:34:55,166
‫واست جونمم می‌دم، ایلا

426
00:35:07,250 --> 00:35:09,000
‫جونت رو که دادی...

427
00:35:18,333 --> 00:35:21,166
‫اون بچه‌های بی‌گناه
‫رو الکی قربانی کردیم!

428
00:35:21,250 --> 00:35:24,625
‫چرا نشد؟

429
00:35:24,708 --> 00:35:28,125
‫آخه دیگه چی می‌خواست؟

430
00:35:30,416 --> 00:35:32,500
‫فداکاری واقعی از درون انسان نشات می‌گیره

431
00:35:35,416 --> 00:35:37,083
‫حالا فهمیدم منظورش چی بوده

432
00:35:39,708 --> 00:35:40,708
‫که خیلی دیره

433
00:35:56,041 --> 00:35:57,250
‫باید حرف بزنیم

434
00:36:02,083 --> 00:36:03,625
‫نیازی به این کارها نیست

435
00:36:05,416 --> 00:36:10,083
‫دستور دادم اینجا رو از فلز ضد جادو
‫برای نگه‌داری جادوگران سرکش بسازن،

436
00:36:11,000 --> 00:36:12,500
‫تا جادوشون دفع بشه.

437
00:36:13,375 --> 00:36:15,875
‫تا احساس ناتوانی و بی‌دفاعی داشته باشن.

438
00:36:18,250 --> 00:36:19,583
‫و حالا خودم اینجا زندانی شدم

439
00:36:20,583 --> 00:36:22,375
‫بی‌دفاع و ناتوان

440
00:36:23,625 --> 00:36:26,375
‫به لطف یک ملکه سرکش و بدقلق...

441
00:36:29,083 --> 00:36:30,875
‫یه راه برای آزادی وجود داره

442
00:36:32,083 --> 00:36:34,250
‫به ملکه‌ت خدمت کنی!

443
00:36:35,625 --> 00:36:38,375
‫اون نابغه کوچولو نتونست دروازه رو باز کنه،
‫نه؟

444
00:36:41,500 --> 00:36:42,666
‫نتونست

445
00:36:44,791 --> 00:36:46,333
‫بذار روشن حرف‌هام رو بزنم

446
00:36:47,666 --> 00:36:50,000
‫اگر با حکومت من عهد ببندی،

447
00:36:50,083 --> 00:36:51,541
‫ تو را از اعمالت مبرا خواهم کرد

448
00:36:51,625 --> 00:36:54,000
‫و دوباره می‌تونی به عنوان
‫حکیم اعظم شورا به کارت ادامه بدی

449
00:36:54,083 --> 00:36:55,458
‫قبلاً یه‌بار بهت کمک کردم

450
00:36:56,958 --> 00:36:58,250
‫ببین الان کجام...

451
00:36:59,458 --> 00:37:01,125
‫نه، اول با هم اختلاف داشتیم

452
00:37:02,458 --> 00:37:05,333
‫اما ببین با کمک هم چه اتفاقی رو رقم زدیم!

453
00:37:06,458 --> 00:37:10,416
‫الف‌ها زیر یک پرچم با هم متحد شدن
‫و آماده فتح دیگر جهان‌ها هستن

454
00:37:10,500 --> 00:37:12,041
‫به لطف من و بینش‌ام

455
00:37:12,125 --> 00:37:13,666
‫آره و واقعاً ممنونتم

456
00:37:16,958 --> 00:37:19,250
‫من و تو انسان‌های سرسختی هستیم،

457
00:37:21,250 --> 00:37:22,250
‫با این حال،

458
00:37:23,291 --> 00:37:25,416
‫چرا باید از هم جدا بشیم؟

459
00:37:25,500 --> 00:37:27,750
‫- بحث احترامه!
‫- احترام؟

460
00:37:28,458 --> 00:37:31,666
‫بلر، برداشت تو از من شاهدخت‌ایه که
‫باور داری باید در بند باشه،

461
00:37:31,750 --> 00:37:35,416
‫تا زمانی که به‌کارت میام بیای سراغم،
‫ازم استفاده کنی و بعدش از شرم خلاص شی.

462
00:37:35,500 --> 00:37:39,333
‫برداشت تو هم از من رعیت‌ایه که
‫جایگاهی رو به دست آورده که حقش نیست

463
00:37:40,416 --> 00:37:42,208
‫برداشت تو از خودت اینطوریه!

464
00:37:43,958 --> 00:37:47,666
‫من درون تو یه نابغه منحصربه‌فرد می‌بینم

465
00:37:47,750 --> 00:37:50,791
‫که قادر به انجام کارهایی فراتر از
‫اتاق‌ایه که پدرم بهت داده بود،

466
00:37:52,166 --> 00:37:54,333
‫ازت می‌خوام همین تفکر
‫ رو نسبت به من داشته باشی

467
00:37:58,166 --> 00:38:02,916
‫بیا دست از جر و بحث برداریم،
‫و با هم آینده الف‌ها رو رقم بزنیم

468
00:38:04,541 --> 00:38:06,625
‫چیزهای بهتری در انتظار ماست!

469
00:38:08,791 --> 00:38:09,750
‫هست...

470
00:38:12,625 --> 00:38:13,625
‫پس که با هم؟

471
00:38:14,958 --> 00:38:18,833
‫اما باید فنریک رو آزاد کنی،
‫هنوز به عنوان شاگردم بهش نیاز دارم

472
00:38:21,208 --> 00:38:22,208
‫حتماً

473
00:38:22,708 --> 00:38:26,166
‫این هرزه قابل اعتماد نیست!

474
00:38:28,208 --> 00:38:30,458
‫می‌گه از اعماق قلبم ازتون متشکرم

475
00:38:37,833 --> 00:38:38,958
‫نگهبان؟

476
00:38:43,083 --> 00:38:44,083
‫آزادشون کن

477
00:38:50,500 --> 00:38:52,416
‫کل جنگل رو، زیر و رو کردم!

478
00:38:52,500 --> 00:38:54,208
‫اسبم رو برده!

479
00:38:54,291 --> 00:38:56,208
‫- باورم نمی‌شه با اسب من رفت
‫- کی؟

480
00:38:56,291 --> 00:38:57,250
‫اسکین

481
00:38:59,083 --> 00:39:01,666
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد، آخه چرا الان رفت؟

482
00:39:02,541 --> 00:39:03,583
‫بدون اینکه چیزی بگه؟

483
00:39:03,666 --> 00:39:07,583
‫شاید خانمه دید مأموریتمون انتحاریه
‫ و واقع‌بینانه عمل کرد؟

484
00:39:08,458 --> 00:39:11,625
‫معلوم شد که هیچ راه مخفی‌ای
‫به داخل قصر وجود نداره،

485
00:39:12,166 --> 00:39:15,666
‫وقتی فیال واقعیت رو بهش گفت،
‫باید می‌بودی چهره‌‌ش رو می‌دیدی

486
00:39:15,750 --> 00:39:17,166
‫- اون...
‫- اومد. اومدش.

487
00:39:24,875 --> 00:39:25,916
‫یه نگاهی به دور و اطراف انداختم

488
00:39:26,583 --> 00:39:27,500
‫امن و امانه!

489
00:39:27,583 --> 00:39:31,791
‫یه مسیر مخصوص شکارچیان به سمت سینتریا
وجود داره که از اونجا می‌ریم

490
00:39:31,875 --> 00:39:32,916
‫هوشمندانه‌ست

491
00:39:37,916 --> 00:39:39,125
‫هیچ تغییری نکردی!

492
00:39:40,958 --> 00:39:42,250
‫اثر نکرد؟

493
00:39:42,333 --> 00:39:43,333
‫چرا کرد

494
00:39:44,958 --> 00:39:45,958
‫اما نه روی من...

495
00:39:48,750 --> 00:39:51,125
‫فیالی که از غار بیرون اومد،

496
00:39:51,208 --> 00:39:53,625
‫همون فیالی نبود که وارد غار شده بود

497
00:39:54,500 --> 00:39:56,875
‫انرژی ای که در هوای
‫اطراف‌ش جریان داشت،

498
00:39:56,958 --> 00:39:59,333
‫چیزی نبود که تا به حال مثالش رو احساس، یا...

499
00:40:03,166 --> 00:40:04,333
‫دیده بودیم

500
00:40:12,041 --> 00:40:13,458
‫بد نبود!

501
00:40:13,541 --> 00:40:15,083
‫پس بیاید دست به کار بشیم

502
00:40:15,833 --> 00:40:16,958
‫نباید زمان‌مون رو هدر بدیم

503
00:40:24,000 --> 00:40:25,208
‫زودباش ملدوف

504
00:40:25,291 --> 00:40:28,166
‫بذار با خیال راحت بشاشه،
‫عجله‌ای که نداریم

505
00:40:28,750 --> 00:40:31,125
‫دیگه خیلی نمونده

506
00:40:31,208 --> 00:40:34,708
‫مسیر مخصوص شکارچیان
‫یکم اون طرف‌تره

507
00:40:35,583 --> 00:40:36,958
‫چه‌خبر شده؟

508
00:40:37,041 --> 00:40:38,416
‫بن‌بست!

509
00:40:42,875 --> 00:40:45,291
‫این‌ها از کجا پیداشون شد؟

510
00:41:06,500 --> 00:41:07,833
‫چه غلطی می‌کنه؟

511
00:41:10,041 --> 00:41:11,083
‫نه!

512
00:41:15,708 --> 00:41:17,666
‫کیرم توش!

513
00:41:19,875 --> 00:41:21,125
‫آرایش دفاعی!

514
00:41:22,208 --> 00:41:23,750
‫اجازه ندید محاصره‌مون کنن

515
00:41:24,250 --> 00:41:26,083
‫حالت‌تون رو حفظ کنید

516
00:41:29,791 --> 00:41:31,666
‫ایست، آماده حمله باشید

517
00:41:32,458 --> 00:41:35,208
‫اسکین، داری چیکار می‌کنی؟

518
00:42:04,208 --> 00:42:05,583
‫شاهکار کردیم‌ها!

519
00:42:06,708 --> 00:42:09,000
‫نگاه‌شون کن. شبیه
‫کلاغ‌های پرشکسته شدن

520
00:42:09,083 --> 00:42:11,708
‫مو لا درز نقشه‌های من نمی‌ره، اثروک

521
00:42:11,791 --> 00:42:14,791
‫- اون رو می‌شناسین؟
‫- اونا طرف ما هستن

522
00:42:15,625 --> 00:42:16,708
‫الان برنده شدیم؟

523
00:42:17,333 --> 00:42:18,333
‫نه کاملاً...

524
00:42:25,250 --> 00:42:26,416
‫ببخشید گوئن!

525
00:42:27,666 --> 00:42:29,833
‫بعضی وقت‌ها حسودی می‌کنه
‫ببخشید

526
00:42:43,625 --> 00:42:48,166
‫ایلا از «طایفه غراب‌ها»
‫با «اوثروک تک‌تُخمی» آشنا شو

527
00:42:49,166 --> 00:42:50,750
‫تک‌تخمی لقبمه!

528
00:42:50,833 --> 00:42:53,541
‫اتفاقاً تخم‌هام خیلی بزرگ‌ان،
‫مثل دوتا انار درشت و گرد

529
00:42:53,625 --> 00:42:54,666
‫ازش بپرس می‌دونه

530
00:42:57,500 --> 00:43:00,250
‫اینطوری نگام نکن!

531
00:43:00,750 --> 00:43:03,833
‫کُل آدم‌های این قاره دنبال کله‌ات هستن
‫تا پاداش بگیرن،

532
00:43:04,791 --> 00:43:07,333
‫از نقطه‌ضعف‌مون به عنوان
‫نقطه قوت استفاده کردم،

533
00:43:07,416 --> 00:43:11,250
‫و به همین سادگی، هم می‌تونیم
‫وارد شهر بشیم

534
00:43:11,958 --> 00:43:14,041
‫هم این مزدورها رو
‫با خودمون داریم

535
00:43:19,250 --> 00:43:22,625
‫حالا که «هفت‌ تن» نیرو و حامی‌ای که
‫می‌خواستن رو در اختیار داشتند،

536
00:43:22,708 --> 00:43:24,458
‫فرصتی برای نبرد در دامان‌شان قرار داده شد،

537
00:43:25,541 --> 00:43:27,958
‫البته اگر بتونن قبل از اینکه...

538
00:43:28,041 --> 00:43:31,416
جانور درون فیال به‌ش غلبه کنن،
‫نجات‌ش بدن

539
00:43:35,208 --> 00:43:38,250
‫به محض اینکه وارد شهر شدیم،
‫برید سراغ انبار غلات!

540
00:43:38,333 --> 00:43:40,958
‫کاری کنید مردم شورش کنن و
‫کار سربازان قصر رو یه‌سره کنید

541
00:43:41,041 --> 00:43:44,500
‫من فیال رو می‌برم به تالار اصلی قصر،
‫تا اون عفریته رو سرنگون کنه

542
00:43:44,583 --> 00:43:46,958
‫من و زاکاره هم ستون‌واره‌ رو نابود می‌کنیم

543
00:43:47,458 --> 00:43:48,833
‫مروین هم بسپارید به من

544
00:43:52,250 --> 00:43:54,166
‫دوباره باید خون و خون‌ریزی کنیم گوئن

545
00:43:54,250 --> 00:43:55,541
‫بزودی می‌بینمت، عزیزدلم

546
00:43:57,541 --> 00:44:01,916
‫اگه اول من مُردم، اشکال نداره
‫ازش بخوای انتقام دوست الفی‌ت رو بگیره؟

547
00:44:03,666 --> 00:44:04,791
‫خیلی خوشحال می‌شه

548
00:44:17,000 --> 00:44:18,958
‫موفق نمی‌شیم،

549
00:44:20,583 --> 00:44:22,166
‫از قضیه بو بردن!

550
00:44:22,250 --> 00:44:23,541
‫صبرکن

551
00:44:25,000 --> 00:44:25,958
‫باهاش مبارزه کن!

552
00:44:26,541 --> 00:44:27,541
‫دارم سعی می‌کنم

553
00:44:27,625 --> 00:44:29,500
‫گوش کن...

554
00:44:40,166 --> 00:44:41,791
‫صدام رو توی ذهنت زمزمه کن

555
00:44:43,250 --> 00:44:44,458
‫نذار بهت غلبه کنه،

556
00:44:45,416 --> 00:44:48,875
‫نه تا وقتی که با اون عفریته چشم تو چشم نشدی،

557
00:45:00,041 --> 00:45:01,208
‫خیلی‌خب پس...

558
00:45:02,583 --> 00:45:04,666
‫بریم امپراتوری رو به‌گا بدیم

559
00:45:06,042 --> 00:45:09,626
<font color="#ffff00">ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

