1
00:00:01,790 --> 00:00:05,404
‫شماها اشتباه کردین، منم درستش کردم
.حالا بیاین اینقدر کشش ندیم

2
00:00:06,473 --> 00:00:08,112
‫کدوم اشتباهات رو دیدی؟

3
00:00:08,714 --> 00:00:11,175
‫من یه جورایی وسواس دارم
.‫که همه چیز رو درست کنم

4
00:00:11,211 --> 00:00:13,150
‫اگه یه اشتباهی ببینم
.‫باید حتماً درستش کنم

5
00:00:13,175 --> 00:00:13,957
‫تادا

6
00:00:13,982 --> 00:00:15,550
‫ضریب هوشی من 160ـه

7
00:00:15,575 --> 00:00:17,961
‫اصطلاح تخصصیش میشه
.‫«استعداد درخشان» یا نابغه‌ی بالقوه

8
00:00:17,986 --> 00:00:19,995
‫یعنی قابلیت‌های
.‫ذهنی پیشرفته‌ای داری

9
00:00:20,020 --> 00:00:22,189
‫بیا و تمام وقت این کارو بکن
‫ما بهت احتیاج داریم

10
00:00:22,214 --> 00:00:23,840
‫این خانوم رو می‌شناسی؟
.‫‫من همکارشم

11
00:00:23,865 --> 00:00:26,209
‫ما همکار نیستیم
.‫اون در واقع ‫فقط یه مشاوره

12
00:00:26,234 --> 00:00:27,837
‫وقتی من و تو از هم جدا شدیم
‫توافق کردیم

13
00:00:27,862 --> 00:00:29,572
.‫که تحت هر شرایطی ‫یه خانواده بمونیم

14
00:00:29,597 --> 00:00:31,231
.‫لودو تو رو مثل ‫دختر خودش می‌دونه

15
00:00:31,256 --> 00:00:32,186
.‫این فرق می‌کنه

16
00:00:32,211 --> 00:00:34,477
.‫‫پدرت دوسِت داشت
.‫واسه همینم رفت

17
00:00:34,502 --> 00:00:36,913
‫باید یه نفر رو برام پیدا کنی
.‫رومن سینکوئرا

18
00:00:36,938 --> 00:00:39,007
‫15 سال پیش غیبش زد
‫‫قبوله

19
00:00:39,032 --> 00:00:41,149
‫اینو واسه بابات درست کردی؟
‫‫اگه پیداش کنی

20
00:00:41,174 --> 00:00:43,616
‫معلوم شد رومن به عنوان
.‫مخبر اف‌بی‌آی کار می‌کرده

21
00:00:44,128 --> 00:00:45,942
‫«دو ساعت وقت داری ‫حرکتت رو بکنی»

22
00:00:45,967 --> 00:00:47,174
‫به نظر میاد ‫یه جور بازیه

23
00:00:47,199 --> 00:00:48,934
.‫آدم‌ربا می‌خواد طبق ‫قانون اون بازی کنیم

24
00:00:48,959 --> 00:00:49,813
.‫دارن ما رو می‌پان

25
00:00:50,367 --> 00:00:51,769
.‫آز جواب ‫تلفنش رو نمیده

26
00:00:51,794 --> 00:00:52,803
.‫پیداش کردم

27
00:00:54,377 --> 00:00:56,064
.‫این آدم‌ربا داره ‫بدجوری منو بازی میده

28
00:00:56,089 --> 00:00:57,424
.‫داره در میره

29
00:00:57,449 --> 00:00:58,935
.‫من اینو برات می‌گیرم
.‫‫ممنون

30
00:00:58,960 --> 00:01:00,695
‫من و ایوا دیگه
‫واسه این بازی‌ها پیر شدیم

31
00:01:00,720 --> 00:01:02,254
.‫کلویی هم هنوز ‫چند سالی کار داره

32
00:01:02,279 --> 00:01:03,514
.‫مورگن، می‌دونم کجاست

33
00:01:03,539 --> 00:01:04,899
.‫رومن. اون زنده‌س

34
00:01:40,200 --> 00:01:42,235
‫هی، اوضاع اونجا چطوره؟

35
00:01:42,260 --> 00:01:44,433
‫خیلی خوب، ‫تازه سومین
.قصه‌ی شبش رو براش خوندم

36
00:01:44,458 --> 00:01:47,360
‫چی؟ فقط سه تا ‫قصه؟
.راحت قسر در رفتی‌ها

37
00:01:47,385 --> 00:01:50,244
‫خیلی ممنون که پیشش موندی
.‫واقعاً به امشب احتیاج داشتم

38
00:01:50,269 --> 00:01:51,893
‫ خواهش می‌کنم. تو راهی؟

39
00:01:51,918 --> 00:01:53,965
‫آره. آره، تو راهم
.‫باشه. مراقب باش

40
00:01:53,990 --> 00:01:55,058
.‫حواسم هست

41
00:01:55,083 --> 00:01:56,784
.‫دوسِتون دارم بچه‌ها. بای
.‫ ما هم دوسِت داریم

42
00:02:05,000 --> 00:02:16,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

43
00:02:16,024 --> 00:02:23,024
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

44
00:02:47,959 --> 00:02:48,959
‫«بیا بازی کنیم»

45
00:02:48,984 --> 00:02:50,648
‫34 دقیقه فرصت داریم
حرکتمون رو انجام بدیم

46
00:02:50,672 --> 00:02:52,314
‫«بازی تازه شروع شده»

47
00:02:52,339 --> 00:02:53,574
‫مجبورم کردن بازی کنم

48
00:02:53,599 --> 00:02:55,366
.‫یه ماسک انیمه‌ایِ ‫سفید زده بودن

49
00:02:55,926 --> 00:02:57,086
‫و دارن ما رو می‌پان

50
00:02:57,111 --> 00:02:59,800
‫هرکی که داره باهامون بازی می‌کنه
.‫دیوید روی پِک نیست

51
00:02:59,825 --> 00:03:01,640
‫خب پس ‫این یارو دیگه کیه؟

52
00:03:09,252 --> 00:03:11,151
‫مامان، کمک! کمکم کن!

53
00:03:11,852 --> 00:03:12,921
‫چی؟ چی شده؟

54
00:03:12,946 --> 00:03:14,376
.‫هیچکس نمی‌تونه کمکت کنه

55
00:03:15,113 --> 00:03:17,395
‫دارین چیکار می‌کنین؟
‫جدی جدی؟

56
00:03:18,700 --> 00:03:20,993
‫اون داره تقلب می‌کنه
.‫بالش‌های من، قانون‌های من

57
00:03:21,018 --> 00:03:22,160
‫بس کن، باشه؟

58
00:03:22,185 --> 00:03:23,613
‫اولاً که ‫این بالش‌بازیه

59
00:03:23,638 --> 00:03:24,681
‫تقلب توش معنی نمیده

60
00:03:24,706 --> 00:03:26,138
‫دوماً، ‫اینا بالش‌های تو نیستن

61
00:03:26,163 --> 00:03:28,250
نه، ‫هی، هی، هی!

62
00:03:28,275 --> 00:03:30,611
‫بهم رکب زد
‫‫تو دوتا دستته، این نامردیه!

63
00:03:30,636 --> 00:03:33,578
‫آهای! من دارم سعی می‌کنم
.‫برای خواهر کوچولوم قصه بخونم تا بخوابه

64
00:03:34,340 --> 00:03:35,268
.اوه

65
00:03:35,293 --> 00:03:37,049
.‫باشه، یواش بازی می‌کنیم. هیس
‫‫آخ!

66
00:03:37,862 --> 00:03:40,561
‫می‌دونی، شاید اگه یه هفته
‫تو این خونه حبس نبودیم

67
00:03:40,586 --> 00:03:42,305
.‫اینجوری مثل حیوونا ‫رفتار نمی‌کردیم

68
00:03:43,784 --> 00:03:46,021
.‫حیوونای وحشی. دیگه نمی‌کشم
‫‫حمله‌ی مار!

69
00:03:56,783 --> 00:03:57,873
.‫رئیست اینجاست

70
00:04:00,108 --> 00:04:01,133
‫اوه!

71
00:04:01,778 --> 00:04:03,416
‫چه به موقع
‫حالا خوابت میاد، مگه نه؟

72
00:04:03,441 --> 00:04:04,595
.‫برو تو تختت
‫باشه

73
00:04:04,620 --> 00:04:05,797
‫میشه تو...؟
.‫ حواسم بهش هست

74
00:04:05,822 --> 00:04:07,389
‫ممنونم
.دارمش، دارمش

75
00:04:08,341 --> 00:04:09,357
‫خب...

76
00:04:10,638 --> 00:04:11,800
اوضاع چطور پیش میره؟

77
00:04:13,054 --> 00:04:15,935
.‫نه چندان خوب، ‫راستش، افتضاحه

78
00:04:17,041 --> 00:04:19,811
‫نمی‌دونم کدومش بدتره
‫اینکه یه روانی دیوونه افتاده دنبالم

79
00:04:19,836 --> 00:04:21,635
‫یا اینکه مجبورم
.در موردش ‫به بچه‌هام دروغ بگم

80
00:04:21,660 --> 00:04:24,535
‫لازم نیست بترسونیشون
.‫ما به زودی این یارو رو می‌گیریم

81
00:04:25,398 --> 00:04:27,037
.‫همه چی به حالت عادی برمی‌گرده

82
00:04:27,306 --> 00:04:28,311
.‫امیدوارم

83
00:04:28,335 --> 00:04:30,012
‫طولی نمی‌کشه که بفهمن

84
00:04:30,037 --> 00:04:33,729
‫لودو به خاطر هجوم
.‫سوسک‌های خرما رو کاناپه نمی‌خوابه

85
00:04:34,873 --> 00:04:37,812
‫اینا بومی محله‌ی اونه. حدس می‌زدم
.‫الیوت چکش کنه. همین کارم کرد

86
00:04:39,142 --> 00:04:41,857
‫غیر از این مشق شبی که برام آوردی
‫خبر دیگه‌ای هم داری؟

87
00:04:43,017 --> 00:04:45,199
‫کاش خبرهای بیشتری ‫در مورد رومن داشتم

88
00:04:45,895 --> 00:04:48,906
‫تقریباً مطمئنیم منبعِ ‫جیو
.اطلاعاتش درست بوده

89
00:04:48,931 --> 00:04:52,034
‫یه جایی تو هندرسونِ ‫نوادا اقامت داره

90
00:04:52,059 --> 00:04:55,062
‫نیروهای اونجا دارن کمکمون می‌کنن
.‫بهش نزدیک‌تر بشیم

91
00:04:55,305 --> 00:04:56,389
‫آدرسی ازش داری؟

92
00:04:56,414 --> 00:04:58,587
.‫هنوز نه، ولی پیدا می‌کنیم

93
00:05:00,365 --> 00:05:01,591
.‫حلش می‌کنیم

94
00:05:03,875 --> 00:05:05,009
‫حال اون چطوره؟

95
00:05:05,985 --> 00:05:07,090
‫کارادک؟

96
00:05:08,509 --> 00:05:09,977
.‫اونم منتظره که برگردی

97
00:05:11,008 --> 00:05:12,043
.‫همه‌مون منتظریم

98
00:05:37,972 --> 00:05:41,117
‫هی، هی! دَف، کجا میری؟
‫‫قرار دارم

99
00:05:41,142 --> 00:05:42,442
‫جداً؟ این وقت شب؟

100
00:05:43,888 --> 00:05:45,288
‫جوش نزنین بابا

101
00:05:45,313 --> 00:05:47,898
‫فقط یه دوسته
.‫شماها هم دیگه باید از اینجا برین

102
00:05:47,923 --> 00:05:49,792
‫نمی‌تونیم که پشت سر هم
.‫شب‌بیداری کنیم

103
00:05:49,817 --> 00:05:52,352
‫آره، می‌دونی چیه آز؟
‫راست میگه. برو خونه

104
00:05:52,377 --> 00:05:54,714
‫چرا؟ مگه قراره ‫اصلاً خوابم ببره؟

105
00:05:55,324 --> 00:05:56,819
‫نه تا وقتی اون حروم‌زاده رو بگیریم

106
00:05:57,116 --> 00:05:58,466
‫خب، از این حس مسئولیتت ممنونم

107
00:05:58,491 --> 00:06:00,837
‫ولی داغون کردن خودت
‫کمکی به پرونده نمی‌کنه

108
00:06:00,862 --> 00:06:02,004
‫آره، تو خودت چی؟

109
00:06:02,029 --> 00:06:03,463
.‫منم پشت سرتون میام

110
00:06:03,488 --> 00:06:05,907
‫تو افتضاح دروغ میگی
.‫‫آره، خیلی تابلو بود

111
00:06:06,437 --> 00:06:08,357
.‫فعلاً بچه‌ها
.‫‫می‌بینمت

112
00:06:10,905 --> 00:06:11,910
.خیلی‌خب

113
00:06:20,447 --> 00:06:21,915
‫هی، چرا اینقدر ‫دیر زنگ زدی؟

114
00:06:23,336 --> 00:06:24,725
‫سلام آقای اخمو

115
00:06:25,416 --> 00:06:27,004
‫منم از شنیدن صدات خوشحالم

116
00:06:27,029 --> 00:06:29,098
‫چرا تا این وقت شب سر کاری؟
‫از کجا می‌دونی سر کارم؟

117
00:06:29,123 --> 00:06:32,335
‫خب، ساعت 2 صبح تلفنت رو جواب دادی
.‫زندگی اجتماعی هم که نداری

118
00:06:32,360 --> 00:06:34,394
‫آره، می‌دونی، این یارو
‫رفته سراغ یکی از خودمون

119
00:06:34,419 --> 00:06:36,422
‫به تو نزدیک شد
‫به بچه‌هات نزدیک شد

120
00:06:36,447 --> 00:06:38,424
‫واسه همینم برای همه‌مون
.‫غیرممکن بوده کوتاه بیایم

121
00:06:38,449 --> 00:06:40,144
‫واقعاً فکر می‌کردم
‫تا الان پیداش کرده بودیم

122
00:06:40,169 --> 00:06:41,916
‫مخصوصاً با چهره‌نگاریش
.‫که همه‌جا تو اخبار پخشه

123
00:06:41,941 --> 00:06:44,280
‫آره. منم همینطور
‫می‌دونی، خیلی با جزئیاته

124
00:06:44,305 --> 00:06:47,382
‫بله، خیلی با جزئیاته، ‫من با دو تا طراح
.مختلف ‫روش کلی زحمت کشیدم

125
00:06:47,407 --> 00:06:51,520
‫نه، دماغش زیادی عقابیه
.‫استخون گونه‌هاش که اصلاً فاجعه‌س

126
00:06:51,545 --> 00:06:52,721
داری‫ چیکار می‌کنی؟

127
00:06:52,746 --> 00:06:55,292
اوه فکر کردم گفتم
،یه شکاف کوچیک ‫و فقط یه چالِ ریز

128
00:06:55,316 --> 00:06:57,768
.‫ولی انگار گفتم ‫جان تراولتا و یادم نمیاد

129
00:06:57,793 --> 00:06:58,861
.‫همه‌شو پاک کن

130
00:06:59,229 --> 00:07:01,423
‫خدایا، ‫باید یاد بگیرم نقاشی بکشم

131
00:07:03,749 --> 00:07:05,700
.‫از این حس خوشم نمیاد، کارادک

132
00:07:05,725 --> 00:07:06,739
.‫گنده. ازش متنفرم

133
00:07:06,764 --> 00:07:08,666
‫آره. منم همینطور

134
00:07:10,637 --> 00:07:11,641
‫آره

135
00:07:13,433 --> 00:07:14,799
‫برو یکم بخواب

136
00:07:15,843 --> 00:07:16,877
‫تو هم همینطور

137
00:07:36,891 --> 00:07:39,240
‫صبح بخیر، چستر
‫‫هی. چی داری اونجا؟

138
00:07:39,827 --> 00:07:42,781
‫خب، هیچی بهتر از این نمی‌تونه بگه
‫«ممنون که مراقب خانواده‌م بودی»

139
00:07:42,806 --> 00:07:44,615
‫جز یه جعبه‌ی باز ‫شیرینی کَره‌ای

140
00:07:45,509 --> 00:07:48,244
‫می‌خواستم صبحونه‌ای که واسه کلویی
.‫درست کردم رو برات بیارم ‫ولی حال بهم زنه

141
00:07:48,269 --> 00:07:51,372
‫آره، ستوان سوتو نگفته بود
.‫این مأموریت مزایا هم داره

142
00:07:51,397 --> 00:07:52,553
‫پس ممنونم

143
00:07:53,749 --> 00:07:56,819
‫شب آرومی بود؟
.‫آره، آره، همه چی امن و امان

144
00:07:56,844 --> 00:07:58,788
‫هی، شیک کردی، ‫جایی میری؟

145
00:07:58,813 --> 00:08:00,348
‫فقط باید برم چندتا کار انجام بدم

146
00:08:00,373 --> 00:08:02,166
‫بعداً می‌بینمت
‫‫باشه

147
00:08:15,007 --> 00:08:16,272
‫کسی این دور و بر نیومد؟

148
00:08:16,297 --> 00:08:19,400
‫نه، فقط همون همیشگیا
.‫بچه‌ها، سگ‌ها، خودت که می‌دونی

149
00:08:20,211 --> 00:08:21,252
‫چطور؟

150
00:08:22,485 --> 00:08:23,553
.‫آدرس اشتباهه

151
00:08:27,417 --> 00:08:28,651
‫همه چی مرتبه، مورگن؟

152
00:08:28,676 --> 00:08:31,645
‫آره، فقط یه لحظه میرم
.‫سر نبش و برمی‌گردم

153
00:08:31,670 --> 00:08:33,122
‫می‌خوای درخواست ‫اسکورت پلیس بدم؟

154
00:08:33,147 --> 00:08:34,479
‫نه، لازم نیست ‫سریع برمی‌گردم

155
00:08:36,117 --> 00:08:37,485
.‫چشمت به خونه باشه

156
00:09:24,525 --> 00:09:28,002
‫چرا هیچکس تلفنشو جواب نمیده؟
‫مثل دیوونه‌ها دارم پیام میدم

157
00:09:28,027 --> 00:09:30,179
‫بچه‌ها، کارِ «بازی‌ساز»ـه

158
00:09:30,204 --> 00:09:33,898
‫این نامه رو برام فرستاده تا مجبور شم
‫از جلوی یه خونه‌ی خیلی مشخص رد بشم

159
00:09:33,923 --> 00:09:35,292
.‫می‌دونم کار خودش بوده

160
00:09:35,317 --> 00:09:38,187
‫اصلاً می‌دونین
‫چقدر نادره که اداره‌ی پست آمریکا

161
00:09:38,212 --> 00:09:40,581
‫نامه‌ای رو ‫به آدرس اشتباهی بفرسته؟

162
00:09:41,930 --> 00:09:44,399
‫با وجود سیستم تشخیص ‫نوری کاراکتر

163
00:09:44,931 --> 00:09:48,701
‫اسکن بارکد
‫و سیستم کد پستیِ چهار رقمی اضافه

164
00:09:49,690 --> 00:09:52,303
‫فوق‌العاده نادره
‫و اون می‌دونه که من اینو می‌دونم

165
00:09:52,328 --> 00:09:55,553
‫و اینم می‌دونه که خیابون
.‫بغلی ما یه کوچه‌ی بن‌بسته

166
00:09:55,578 --> 00:09:59,449
‫پس می‌دونسته برای رسیدن ‫به این آدرس،
.مجبورم از جلوی ‫اون خونه رد بشم

167
00:09:59,474 --> 00:10:00,909
.‫می‌دونم کار خودش بوده

168
00:10:01,622 --> 00:10:03,448
‫صبح بخیر، مورگن، ‫خوش برگشتی

169
00:10:04,905 --> 00:10:06,348
‫خیلی بد وارد شدم؟
.‫‫یه کم

170
00:10:06,373 --> 00:10:07,475
‫خیلی زیاده‌روی بود

171
00:10:08,051 --> 00:10:09,085
.‫ببخشید

172
00:10:09,360 --> 00:10:10,678
‫صبح بخیر، دَفنی

173
00:10:11,149 --> 00:10:13,055
.‫آز، خیلی خوشحالم ‫که برگشتی سر کار

174
00:10:13,552 --> 00:10:14,683
.‫منم همینطور

175
00:10:14,708 --> 00:10:16,510
‫خوبی؟
.‫‫آره

176
00:10:16,535 --> 00:10:17,636
‫منم خوب نیستم

177
00:10:17,924 --> 00:10:20,429
‫و بله، مورگن
‫ما همه‌ی پیام‌هات رو گرفتیم

178
00:10:20,454 --> 00:10:21,850
‫و دو تا پیام صوتی هم گرفتیم

179
00:10:21,875 --> 00:10:24,767
‫که شنیدنشون یه کم سخت بود
‫چون انگار داشتی می‌دویدی؟

180
00:10:24,792 --> 00:10:28,162
‫آره، خب چی؟ ‫انتظار داشتی
پاورچین پاورچین ‫بیام یا سلانه سلانه راه برم؟

181
00:10:28,187 --> 00:10:31,047
‫معلومه که می‌دویدم. موضوع مهمیه
‫لطفاً اینو برای انگشت‌نگاری بفرستین

182
00:10:31,899 --> 00:10:33,109
‫دیگه چی تو این پاکته؟

183
00:10:33,134 --> 00:10:35,211
‫احتمالاً بیسکویت دندونی ‫یا یه همچین چیزیه

184
00:10:35,236 --> 00:10:36,904
‫من نمی‌دونم.
.اینقدر ‫بزرگش نکنین

185
00:10:36,929 --> 00:10:39,224
‫ضمناً، به نظر میاد این کیسه رو
‫میشه چند بار دیگه هم استفاده کرد

186
00:10:39,249 --> 00:10:40,421
.‫ کارشون که تموم شد بهم پسش بدین

187
00:10:40,446 --> 00:10:43,352
‫خب، یعنی واقعاً فکر می‌کنیم
‫این ممکنه کار ‫«بازی‌ساز» باشه؟

188
00:10:43,377 --> 00:10:44,613
‫بله
‫‫مطمئن نیستم

189
00:10:44,851 --> 00:10:46,422
‫من مطمئنم
مطمئنی؟

190
00:10:46,447 --> 00:10:49,091
‫چون هفته‌ی پیش هم چند تا پرونده‌ی دیگه بود
‫که تو در موردشون خیلی مطمئن بودی...

191
00:10:49,116 --> 00:10:50,240
‫می‌فهمم، باشه؟

192
00:10:50,265 --> 00:10:52,628
‫قبول دارم چند بار هول شدم
‫ولی بچه‌ها، خودتون فکرشو بکنین

193
00:10:52,653 --> 00:10:56,724
‫آهنگ «شیر امشب می‌خوابه»
‫به علاوه‌ی اون بازی جورچین حیوانات جنگل

194
00:10:56,749 --> 00:11:00,353
‫که تو کیسه‌ی خریدم
.‫کنار بچه‌هام گذاشته بود. کار خودشه

195
00:11:00,857 --> 00:11:03,648
‫تا الان چی داریم؟
‫‫هنوز داریم اطلاعات جمع می‌کنیم

196
00:11:03,673 --> 00:11:05,509
‫از همون کسی شروع کردیم
‫که تو اون آدرس زندگی می‌کنه

197
00:11:05,534 --> 00:11:09,445
‫فقط یه اسم تو اجاره‌نامه هست. مایا پرایس
‫امروز صبح براش پیغام گذاشتیم

198
00:11:09,470 --> 00:11:11,506
‫امیدواریم زود جواب بده
‫و حالش خوب باشه

199
00:11:11,850 --> 00:11:13,194
‫مایا پرایس خواهرمه

200
00:11:13,608 --> 00:11:14,953
‫نمی‌تونیم پیداش کنیم

201
00:11:16,598 --> 00:11:18,349
‫خیابون ولز، پلاک 1522؟

202
00:11:18,616 --> 00:11:19,632
‫مامان کجاست؟

203
00:11:27,969 --> 00:11:29,904
‫ دیشب داشتم از مکس ‫مراقبت می‌کردم

204
00:11:30,544 --> 00:11:34,589
‫امروز صبح هم وقتی نیومد
.دنبالش ‫رفتم خونه‌ی مایا

205
00:11:34,614 --> 00:11:37,939
‫درِ خونه‌ش باز بود
.‫همونجا فهمیدم یه اتفاقی افتاده

206
00:11:38,022 --> 00:11:41,346
‫ولی شماها از کجا فهمیدین
‫که اون گمشده؟

207
00:11:41,371 --> 00:11:43,700
‫مشاور ما، مورگن
.‫داشت از اونجا رد می‌شد

208
00:11:44,004 --> 00:11:45,339
.‫یه خیابون اون‌طرف‌تر زندگی می‌کنم

209
00:11:46,207 --> 00:11:47,336
‫جدی؟
‫‫آره

210
00:11:48,615 --> 00:11:49,785
.‫چه تصادف عجیبی

211
00:11:49,810 --> 00:11:52,545
‫سارا، همه چیز رو
.‫از دیشب برامون تعریف کن

212
00:11:52,880 --> 00:11:55,277
‫مایا چندتا بلیت مجانی گیرش اومده بود

213
00:11:55,302 --> 00:11:57,226
‫تا بره یه برنامه
.‫تو کلاب شبانه‌ی «ساوند» ببینه

214
00:11:57,251 --> 00:11:58,737
‫می‌دونی با کی بوده؟

215
00:11:58,762 --> 00:12:00,857
‫با یه دوست از محل کارش، ‫فکر کنم

216
00:12:01,611 --> 00:12:03,346
‫می‌دونین، برام ‫یه عکس فرستاد

217
00:12:04,925 --> 00:12:07,651
‫کجا کار می‌کنه؟
‫‫تو شرکت موسیقی «آرتفول گَل»

218
00:12:08,237 --> 00:12:10,844
‫پاره‌وقت هم تو «کاسکو» کار می‌کنه
.‫تا خرجش رو در بیاره

219
00:12:11,125 --> 00:12:14,210
‫سارا، هیچ احتمالش هست
‫که مایا ‫زیادی مشروب خورده باشه

220
00:12:14,235 --> 00:12:16,829
‫و آخر شب هم خونه
‫یکی از دوستاش مونده باشه؟

221
00:12:17,597 --> 00:12:21,769
‫نه، اون... اهل مشروب نیست
‫مسئولیت‌پذیرترین آدمیه که می‌شناسم

222
00:12:25,982 --> 00:12:28,612
‫ببخشید می‌ترسم که
... بلایی سرش اومده باشه و

223
00:12:29,551 --> 00:12:31,399
‫فلپی بِرد بازی کن، ولی...
‫‫بذار ببینم

224
00:12:32,219 --> 00:12:34,188
‫آره، دارم سعی می‌کنم
‫به خاطر مکس خودمو کنترل کنم

225
00:12:34,535 --> 00:12:36,282
‫وضعیت ‫پدر مکس چطوره؟

226
00:12:36,821 --> 00:12:38,028
‫دِرِک، اون...

227
00:12:39,159 --> 00:12:42,084
‫پسر خوبیه
‫فقط یه سری عادتای بد داره

228
00:12:42,879 --> 00:12:44,907
‫نمی‌تونست یه جا سر کار بند بشه
.‫اوضاع یه کم به هم ریخت

229
00:12:44,932 --> 00:12:46,356
‫به هم ریخت؟ چطوری؟

230
00:12:46,381 --> 00:12:47,912
‫مشکل حضانت داشتن

231
00:12:48,886 --> 00:12:50,921
.‫آره، هفته‌ی دیگه ‫وقت دادگاه دارن

232
00:12:54,683 --> 00:12:56,752
‫سارا ‫این مرد رو می‌شناسی؟

233
00:12:56,989 --> 00:12:59,689
‫ به یه پرونده‌ی دیگه‌ای که ‫روش
کار می‌کنیم مرتبطه ‫و فکر می‌کنیم...

234
00:12:59,714 --> 00:13:01,448
.‫ خب، فعلاً همینا رو ‫می‌تونیم بگیم

235
00:13:04,018 --> 00:13:05,054
‫نه

236
00:13:05,754 --> 00:13:08,422
‫مطمئنم اگه قبلاً دیده بودمش
.‫یادم می‌موند. من چهره‌ها یادم نمیره

237
00:13:08,447 --> 00:13:11,683
‫سارا، به محض اینکه به جوابی برسیم
‫باهات تماس می‌گیریم

238
00:13:14,596 --> 00:13:15,573
.‫اینه

239
00:13:22,888 --> 00:13:24,413
.‫منو یاد دوران کلاب رفتنم میندازه

240
00:13:24,438 --> 00:13:26,940
‫اینم اضافه کن به لیست چیزایی
.‫که من و مایا توش مشترکیم

241
00:13:26,965 --> 00:13:28,551
‫خب، اگه دربانِ کلاب گفته

242
00:13:28,576 --> 00:13:30,786
‫دیشب حدود ساعت 9:30 دیده
‫مایا تنها بیرون رفته

243
00:13:30,811 --> 00:13:33,113
‫اونوقت سؤال اینه که ‫کجا رفته؟

244
00:13:33,138 --> 00:13:34,478
...‫این پارکینگ

245
00:13:34,853 --> 00:13:37,761
‫اون قرن‌ها بیرون نرفته بود
‫قرار نیست کلی بچرخه ‫دنبال جای پارک بگرده

246
00:13:37,786 --> 00:13:39,270
‫به علاوه‌ نزدیک هم هست، می‌دونی

247
00:13:39,295 --> 00:13:41,043
‫باورت بشه یا نه، ما هم
‫استفاده از اسپری فلفل رو خوشمون نمیاد

248
00:13:41,068 --> 00:13:43,882
‫منطقیه. خب،
مایا ‫یه هوندا آکورد نقره‌ای داشته

249
00:13:43,907 --> 00:13:46,442
‫اگه اینجا نباشه ‫به دَفنی میگم
مشخصات ماشین رو ‫برای ردیابی اعلام کنه

250
00:13:48,938 --> 00:13:50,707
‫نمی‌دونم مورگن ‫اینجا زیادی توی دیده

251
00:13:50,732 --> 00:13:52,241
‫بعیده ‫که اینجا دزدیده شده باشه

252
00:13:52,266 --> 00:13:54,419
.‫حتماً یه مکان دومی هم بوده
.‫‫نه

253
00:13:54,872 --> 00:13:55,934
.‫همینجا بوده

254
00:13:57,668 --> 00:14:01,108
‫اون چراغ‌های خراب خیابون، ‫تاریکیِ کاملی رو
.برای ‫قایم شدن بهش داده بودن

255
00:14:01,133 --> 00:14:02,132
‫و اینو می‌بینی؟

256
00:14:05,074 --> 00:14:07,531
.‫این یه ته پاشنه‌ی ‫کفششه

257
00:14:07,925 --> 00:14:09,992
.‫یه کفش، نه لزوماً کفش مایا

258
00:14:10,017 --> 00:14:11,586
.می‌خوام همین‌طور ادامه بدم

259
00:14:13,521 --> 00:14:14,823
‫اینجا بهش حمله کرده

260
00:14:23,388 --> 00:14:24,590
‫اونم مقاومت کرده

261
00:14:24,615 --> 00:14:26,952
‫با استفاده از کیفش
به عنوان سلاح ‫از دستش فرار کرده

262
00:14:30,805 --> 00:14:32,611
‫اون بالم لب، آب‌نبات...

263
00:14:33,352 --> 00:14:35,125
‫و این تیکه‌های ‫کوچیک شیشه...

264
00:14:36,411 --> 00:14:38,489
...‫که بوی ‫شکوفه‌ی پرتقال میدن

265
00:14:38,514 --> 00:14:40,949
‫باید مال یه عطر سَمپِل
‫از یه فروشگاه بزرگ بوده باشه

266
00:14:41,423 --> 00:14:42,458
‫باهاش آشنام

267
00:14:44,057 --> 00:14:45,280
‫بعدش دویده

268
00:14:45,538 --> 00:14:48,355
‫شب جمعه بوده
‫حتماً یه نگهبان ‫تو اون اتاقک اونجا بوده

269
00:14:50,330 --> 00:14:51,447
‫اون به کمک احتیاج داشته

270
00:14:56,196 --> 00:14:57,464
‫ولی کمکی بهش نرسیده

271
00:14:58,666 --> 00:15:00,769
‫پس این ردها رو باید
‫پاشنه‌ی کفش‌هاش به جا گذاشته باشه

272
00:15:00,794 --> 00:15:02,896
‫احتمالاً وقتی که داشته اونو
.‫به سمت ماشینش می‌کشونده

273
00:15:04,338 --> 00:15:05,556
.‫آره، یا ماشین خودش

274
00:15:06,612 --> 00:15:09,677
‫که یعنی باید ماشینش رو
.‫دقیقاً همینجا پارک کرده باشه

275
00:15:10,165 --> 00:15:11,327
‫کارادک، نگاه کن

276
00:15:11,804 --> 00:15:14,447
‫دو تا خط رد پاشنه هست
‫و بعدش تبدیل به یه خط میشه

277
00:15:14,472 --> 00:15:17,560
‫یعنی از یه جایی به بعد ‫فقط یه پاشنه
.داشته کشیده میشده ‫و رد مینداخته

278
00:15:17,585 --> 00:15:19,689
‫این یعنی موقع درگیری
‫یه لنگه کفشش از پاش دراومده

279
00:15:21,455 --> 00:15:22,627
‫پیداش کردم

280
00:15:31,480 --> 00:15:34,762
‫بدن بیهوشش رو تو صندوق عقب
.‫ماشین خودش جا داده

281
00:15:37,853 --> 00:15:39,514
‫تمام مدت کنترل اوضاع رو ‫در دست داشته

282
00:15:41,275 --> 00:15:42,309
‫ اونم اینو می‌دونسته

283
00:15:46,644 --> 00:15:48,558
‫مشخصات ماشین مایا رو
.‫برای ردیابی اعلام کردم

284
00:15:48,583 --> 00:15:50,325
‫خوبه. حالا به رسانه‌ها خبر بده

285
00:15:50,350 --> 00:15:52,186
‫بهشون بگو امروز ‫یه نشست خبری داریم

286
00:15:52,211 --> 00:15:54,196
‫و یه عکس از مایا رو هم ‫آماده کن.
.چشم

287
00:15:54,221 --> 00:15:56,056
‫و شاید بهتر باشه عکس این یارو رو
.‫هم دوباره نشونشون بدیم

288
00:15:56,081 --> 00:15:59,101
‫نه تا وقتی که مطمئن بشیم می‌تونیم
‫«بازی‌ساز» رو به این آدم‌ربایی ربط بدیم

289
00:15:59,126 --> 00:16:01,529
‫در حال حاضر
.‫روی پیدا کردن مایا تمرکز می‌کنیم

290
00:16:01,554 --> 00:16:03,172
‫منم خیلی روی پیدا کردن ‫مایا متمرکزم

291
00:16:03,197 --> 00:16:05,007
‫واسه همینم می‌خوام روی مردی
.‫تمرکز کنم که اونو دزدیده

292
00:16:05,032 --> 00:16:07,419
‫فکر کنم حق با اونه
.خیلی چیزاش زیادی اتفاقیه

293
00:16:07,444 --> 00:16:09,812
‫نتیجه‌ی انگشت‌نگاری نامه‌ی مورگن اومد
‫‫خب؟

294
00:16:09,837 --> 00:16:11,413
.‫اثر انگشت تو و پستچی روشه

295
00:16:11,438 --> 00:16:14,542
‫مثل اینکه مایا چند ماه پیش
‫مجوز حمل سلاح گرفته

296
00:16:14,567 --> 00:16:16,828
‫برای محافظت در برابر شوهرش؟
.‫‫بریم بفهمیم

297
00:16:16,853 --> 00:16:20,924
‫می‌خوام دِرِک فوراً برای بازجویی ‫بیاد اینجا،
و مجوز بازرسی ‫خونه‌ی مایا رو هم گرفتیم

298
00:16:20,949 --> 00:16:22,684
‫پاشین بریم اونجا ‫وقت داره میگذره

299
00:16:38,405 --> 00:16:41,009
‫هوم. می‌دونی، این صفحه گرامافون
.‫به بقیه‌ی کلکسیونش نمیاد

300
00:16:41,034 --> 00:16:42,837
‫با خودمون می‌بریمش
.‫برای انگشت‌نگاری چکش می‌کنیم

301
00:16:46,461 --> 00:16:50,063
‫قفل‌ها جدیدن ‫احتمالاً تو همین
.‫یکی دو ماه اخیر نصب شدن

302
00:16:50,088 --> 00:16:52,712
‫خب، پس قطعاً به نظر میاد
‫مایا یه اسلحه خریده

303
00:16:52,737 --> 00:16:54,383
‫سابقه‌ی خریدش
.برای دو هفته ‫پیش ثبت شده

304
00:16:54,408 --> 00:16:55,935
‫ولی هیچ اسلحه‌ای ‫هیچ‌جا پیدا نمی‌کنم

305
00:16:55,960 --> 00:16:57,462
‫باشه، دَف
‫ما بازم می‌گردیم، باشه؟

306
00:16:57,487 --> 00:16:58,394
‫باشه

307
00:17:17,271 --> 00:17:18,806
‫کارادک؟
‫‫بله؟

308
00:17:18,831 --> 00:17:21,767
‫اینو نگاه کن
‫پرادا، گوچی، ورساچه

309
00:17:22,540 --> 00:17:24,744
‫اینا هزاران دلار جنسه
.‫که مایا از پس خریدشون برنمیاد

310
00:17:25,095 --> 00:17:26,523
‫ از طرف کسی هدیه بوده؟

311
00:17:26,548 --> 00:17:28,950
‫آره، ولی هیچکدومشون نیستن
.‫‫خب، شاید دزدیده شدن

312
00:17:48,460 --> 00:17:50,628
‫کارادک. کارادک!

313
00:17:50,653 --> 00:17:52,172
‫بله، مورگن؟

314
00:17:52,197 --> 00:17:54,182
‫تقریباً مطمئنم اون
‫جنسای گرون‌قیمت دزدیده نشدن

315
00:17:54,207 --> 00:17:55,685
.‫فروخته شدن. بزن بریم

316
00:17:56,013 --> 00:17:57,887
‫کجا بریم؟
"بون‌یارد"

317
00:17:57,912 --> 00:18:01,315
‫"بون‌یارد"؟
بله، البته ‫چرا نباید بریم "بون‌یارد"؟

318
00:18:01,340 --> 00:18:03,711
‫شماها برین محل کار مایا رو چک کنین
‫شرکت موسیقی «آرتفول گَل»

319
00:18:03,736 --> 00:18:04,961
.‫چیزی پیدا کردین بهم زنگ بزنین

320
00:18:06,549 --> 00:18:07,829
"گرویی "بون‌یـارد

321
00:18:11,358 --> 00:18:12,459
‫فریتزی

322
00:18:13,524 --> 00:18:14,830
‫خوشحالم می‌بینمت

323
00:18:14,855 --> 00:18:18,060
‫هی، دیگه واسه پس گرفتن ‫مخلوط‌کن‌ت
.خیلی دیره، مورگن، ‫آب شده رفته

324
00:18:18,085 --> 00:18:19,488
‫نه، مخلوط‌کن رو نمی‌خوام

325
00:18:19,513 --> 00:18:22,177
‫تازه الان یه شغلی دارم ‫که بهم
.اجازه میده ‫لوازم برقی‌م رو نگه دارم

326
00:18:22,202 --> 00:18:24,371
‫ما برای یه کار رسمی
.‫پلیسی اینجاییم، فریتزی

327
00:18:25,105 --> 00:18:27,675
‫تو پلیسی؟
.‫‫نه، ولی چک حقوقمو امضا می‌کنن

328
00:18:27,700 --> 00:18:30,402
‫این خانوم... گمشده

329
00:18:30,871 --> 00:18:34,198
‫و می‌دونم که تازگیا یه سری ‫جنس
.مارک‌دار خیلی گرون ‫رو فروخته

330
00:18:34,849 --> 00:18:35,883
‫خب...

331
00:18:36,632 --> 00:18:37,833
‫خب اونا رو می‌خوام

332
00:18:38,009 --> 00:18:39,629
‫اون جنس‌ها رو می‌تونسته
.‫هرجایی بفروشه

333
00:18:39,654 --> 00:18:42,353
‫آره، ولی یه پیانوی
.‫الکترونیکی هم برای بچه‌ش برداشته

334
00:18:42,378 --> 00:18:44,610
‫چی؟ مگه انحصار فروش ‫پیانوهای
الکترونیکی بچه‌گونه دست منه؟

335
00:18:45,040 --> 00:18:46,193
‫فریتزی

336
00:18:46,218 --> 00:18:49,432
‫یه جای چسبناک ‫کنارش بود
.‫به شکل استخون سگ

337
00:18:50,095 --> 00:18:52,297
‫تو جنسای مردم رو می‌فروشی
‫و بعد اتیکت قیمتش رو می‌کَنی

338
00:18:52,322 --> 00:18:53,743
‫ولی هیچوقت
.جای چسبش رو پاک نمی‌کنی

339
00:18:53,768 --> 00:18:55,637
.‫پاک کردنش جون آدمو بالا میاره
.‫‫می‌دونم

340
00:18:57,105 --> 00:19:00,215
‫باشه، قبوله. خیلی‌خب
‫من با اون خانوم خوب تا کردم

341
00:19:00,240 --> 00:19:03,094
‫ولی نمی‌تونم هزاران دلار
‫جنس رو همینجوری بدم دست شما

342
00:19:03,119 --> 00:19:05,420
‫همینجوریشم این روزا به زور
.‫چراغ اینجا رو روشن نگه داشتم

343
00:19:05,445 --> 00:19:08,235
‫ پلیس لس‌آنجلس میذاره پای حسابش
.‫‫حسابی در کار نیست، مورگن

344
00:19:08,610 --> 00:19:11,577
‫ پلیس لس‌آنجلس از ‫صندوق
.مخفی شهرداری خسارتت رو میده

345
00:19:11,602 --> 00:19:12,858
.‫همچین چیزی وجود نداره

346
00:19:13,100 --> 00:19:14,903
‫فریتزی، چرا ‫جنس‌ها رو تحویل نمیدی؟

347
00:19:14,928 --> 00:19:17,499
‫وگرنه مجبور میشم سریع یه حکم
‫برای بازرسی دقیق‌تر بگیرم

348
00:19:17,524 --> 00:19:19,802
‫و کی می‌دونه چه جور‫
.جنسای قاچاقی ‫اینجا پیدا کنیم

349
00:19:19,827 --> 00:19:21,642
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫این دیگه زیاده‌رویه

350
00:19:21,671 --> 00:19:23,647
‫می‌خوای ادای گنده‌ها رو دربیاری؟
.آره همینطوره

351
00:19:23,672 --> 00:19:26,144
‫این بنده خدا داره سعی می‌کنه
‫خرجشو دربیاره. فریتزی، واقعاً متأسفم

352
00:19:26,169 --> 00:19:28,210
‫ببین چیکار می‌کنیم
‫تو جنس‌ها رو به من قرض بده

353
00:19:28,235 --> 00:19:30,404
‫ منم قول میدم به محض اینکه ‫کارمون
.باهاشون تموم شد ‫بهت برگردونم

354
00:19:31,304 --> 00:19:32,814
‫باشه
‫آره؟

355
00:19:33,112 --> 00:19:35,017
.‫خیلی‌خب. ‫ممنونم، قربان

356
00:19:35,854 --> 00:19:38,121
‫ اگه حرفی که در مورد
‫اون خانوم میزنی راست باشه

357
00:19:38,146 --> 00:19:39,622
‫شاید بهتر باشه
با اون ‫آقایی صحبت کنین

358
00:19:39,647 --> 00:19:41,341
‫که داشت تو پارکینگ من
.‫باهاش جر و بحث می‌کرد

359
00:19:42,116 --> 00:19:43,380
‫قیافه‌ش رو دیدی؟

360
00:19:43,690 --> 00:19:46,031
.‫نه، ولی دوربین‌هام دیدن

361
00:19:57,131 --> 00:19:58,866
‫درک، دلیلی که امروز ‫آوردیمت اینجا

362
00:19:58,891 --> 00:20:00,559
اینه که ‫مایا از دیشب گمشده

363
00:20:00,910 --> 00:20:02,845
.‫اونو از یه پارکینگ ‫تو هالیوود دزدیدن

364
00:20:02,870 --> 00:20:04,005
‫وای خدای من!

365
00:20:04,572 --> 00:20:05,740
‫وای خدای من!

366
00:20:06,537 --> 00:20:08,372
‫اصلاً خبر نداشتم

367
00:20:10,199 --> 00:20:13,827
‫مکس چی؟ حال مکس خوبه؟ اون...
‫‫حال مکس خوبه. پیش ساراست

368
00:20:14,233 --> 00:20:16,381
‫ تو هم می‌تونستی زودتر بفهمی
.‫ولی پیدات نمی‌کردیم

369
00:20:16,406 --> 00:20:18,716
‫خب، داشتم تو یه بار
.‫تو «نوهو» ‫چندتا پیک می‌زدم

370
00:20:19,649 --> 00:20:22,197
‫باشه، بیشتر از ‫چندتا پیک زدم.
حالم گرفته بود

371
00:20:22,665 --> 00:20:24,266
‫این اواخر زیاد ‫بچه‌م رو ندیدم

372
00:20:24,291 --> 00:20:27,606
‫مثل اینکه اوضاع بین شما دو تا
.‫بیرون "بون‌یارد" حسابی داغ بوده

373
00:20:34,809 --> 00:20:37,136
‫ببینین، اون...
‫تلفن‌هام رو جواب نمیداد

374
00:20:37,519 --> 00:20:40,187
‫ قبول دارم که اشتباه کردم
‫دنبالش رفتم، آره

375
00:20:41,015 --> 00:20:43,231
‫داشت از یکی
هدیه‌های ‫گرون‌قیمت می‌گرفت

376
00:20:43,878 --> 00:20:46,766
‫و منم... حسودیم شد
‫اینو قبول دارم. باشه؟

377
00:20:48,381 --> 00:20:51,401
‫ببینین، من هیچوقت...
‫هیچوقت بهش آسیب نمی‌زنم

378
00:20:53,453 --> 00:20:56,289
‫می‌دونستی که مایا
تازگیا ‫یه اسلحه خریده، ‫درک؟

379
00:20:56,314 --> 00:20:58,684
‫یعنی، چرا...
‫ممکنه همچین کاری کرده باشه؟

380
00:20:59,631 --> 00:21:01,554
‫چی؟ نه، نه

381
00:21:02,163 --> 00:21:03,403
‫مایا از اسلحه متنفره

382
00:21:04,635 --> 00:21:06,522
‫کار این نیست
‫داریم وقت تلف می‌کنیم

383
00:21:06,547 --> 00:21:08,415
‫شاید کار اون باشه. شایدم نباشه

384
00:21:08,440 --> 00:21:10,275
‫شاید چیزی می‌دونه ‫که ما نمی‌دونیم

385
00:21:10,671 --> 00:21:12,305
‫درک، دستت چی شده؟

386
00:21:15,464 --> 00:21:17,928
‫راستش، نمی‌دونم
.‫یادم نمیاد

387
00:21:17,953 --> 00:21:20,709
‫خودمو رسوندم ‫خونه رفیقم
.‫و بعدش از هوش رفتم

388
00:21:21,329 --> 00:21:23,260
.‫مایا تمام دنیای منه

389
00:21:25,714 --> 00:21:26,978
‫عشق زندگیم

390
00:21:28,122 --> 00:21:29,452
‫و دلم برای پسرم تنگ شده

391
00:21:29,477 --> 00:21:32,345
‫من اشتباهاتی کردم، ‫بله، ولی من...

392
00:21:33,261 --> 00:21:34,543
‫هیچوقت همچین کاری نمی‌کنم

393
00:21:35,311 --> 00:21:36,615
.‫شا باید پیداش کنین

394
00:21:41,602 --> 00:21:43,470
‫خب، داریم در مورد
‫حرفای درک تحقیق می‌کنیم

395
00:21:44,747 --> 00:21:46,958
‫باشه
‫‫آز و دَفنی با یه نفر برگشتن

396
00:21:46,983 --> 00:21:48,436
.‫که فکر کنم بخوای ‫باهاش حرف بزنی

397
00:21:49,054 --> 00:21:50,077
‫‫بری گیب؟

398
00:21:50,399 --> 00:21:52,102
‫زنی که تو کلاب ‫با مایا بوده

399
00:21:59,921 --> 00:22:01,188
‫خیلی بهمون خوش گذشت

400
00:22:01,213 --> 00:22:03,574
‫معلوم بود که احتیاج داره
.‫یه شب برای خودش باشه

401
00:22:03,833 --> 00:22:05,575
‫درگیری سر حضانت
داشت ‫بهش فشار میاورد

402
00:22:05,600 --> 00:22:08,137
‫و حسابی از اینکه وکیل‌ها
.‫چقدر گرونن کلافه بود

403
00:22:08,162 --> 00:22:11,774
‫رئیستون، جیسون هاوارد
‫درسته؟ می‌خوایم باهاش صحبت کنیم

404
00:22:11,799 --> 00:22:13,169
.‫ولی پیدا کردنش سخته

405
00:22:13,474 --> 00:22:14,832
‫اصلاً تعجب نمی‌کنم

406
00:22:15,418 --> 00:22:17,780
‫اون سال‌ها پیش
با پارتی‌بازی ‫مدیرعامل شد

407
00:22:17,805 --> 00:22:19,700
‫و اخلاق کاریش هم ‫اینو ثابت می‌کنه

408
00:22:19,725 --> 00:22:22,947
‫احتمال اینکه تو یه سفر کاری
‫برای استعدادیابی تو ایتالیا باشه

409
00:22:22,972 --> 00:22:26,622
‫یا تو یکی از ویلاهاش
‫خیلی بیشتر از اینه که ‫تو دفترش باشه

410
00:22:26,647 --> 00:22:28,003
‫هوم، چندش‌آوره

411
00:22:28,361 --> 00:22:29,978
‫خب، مایا با کسی قرار میذاشت؟

412
00:22:30,003 --> 00:22:32,424
‫مثلاً کسی که بتونه از پس
‫خرید جنسای مارک‌دار بربیاد؟

413
00:22:33,124 --> 00:22:34,758
‫در مورد هدیه‌ها بهم گفته بود

414
00:22:36,157 --> 00:22:39,465
‫حدس می‌زنم کی براش فرستاده
.‫ولی خودش تأیید نمی‌کرد

415
00:22:39,490 --> 00:22:41,637
‫فکر می‌کنی جیسون
اون هدیه‌ها رو ‫براش می‌فرستاده؟

416
00:22:41,662 --> 00:22:45,174
‫تقریباً مطمئنم تنها دلیلی که ‫
.اصلاً میاد شرکت، اینه که ‫اونو ببینه

417
00:22:45,606 --> 00:22:47,384
‫اون بلیت‌های کلاب رو هم
‫اون بهمون داد

418
00:22:47,409 --> 00:22:50,279
‫به مایا گفت لیاقتش رو داره
.‫که یه شب بی‌خیال همه چی بشه

419
00:22:50,304 --> 00:22:51,932
‫یعنی، فکر می‌کنین شاید...

420
00:22:52,573 --> 00:22:55,700
‫نه. عمراً. مایا هیچ‌وقت این کارو نمی‌کنه

421
00:22:55,725 --> 00:22:58,984
‫همون اولش هم از گرفتن بلیت‌ها
.‫حس خوبی نداشت

422
00:22:59,213 --> 00:23:00,780
‫ولی شب «گاگا» بود

423
00:23:02,600 --> 00:23:04,040
‫و اصرار دوستا و...

424
00:23:05,323 --> 00:23:06,767
‫من دوست بدی‌ام؟

425
00:23:07,761 --> 00:23:09,129
‫الان اینجایی، مگه نه؟

426
00:23:11,859 --> 00:23:13,861
.‫می‌دونی، یه جورایی ‫شبیه‌شی

427
00:23:18,841 --> 00:23:20,309
‫هی، دَفنی
‫دیگه چی در مورد جیسون داریم؟

428
00:23:20,334 --> 00:23:22,236
‫شش تا شکایت ‫آزار و اذیت جنسی

429
00:23:22,261 --> 00:23:23,512
.‫تو پنج سال گذشته

430
00:23:23,537 --> 00:23:25,573
‫مثل اینکه همه‌شون
‫خارج از دادگاه حل و فصل شدن

431
00:23:25,598 --> 00:23:27,615
‫اینطور که معلومه داره پول میده
.‫تا دهن مردم رو ببنده

432
00:23:27,640 --> 00:23:29,675
.‫نه، نه مردم. زن‌ها

433
00:23:31,879 --> 00:23:33,886
‫مورگن، کجا میری؟
‫‫میرم یه هوایی بخورم

434
00:23:49,000 --> 00:23:56,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

435
00:24:11,971 --> 00:24:13,565
‫آز، به قاضی مورد علاقه‌ت زنگ بزن

436
00:24:13,590 --> 00:24:15,923
‫برای تمام اقامتگاه‌های ‫مرتبط با
.جیسون هاوارد ‫حکم بازرسی نیاز داریم

437
00:24:15,948 --> 00:24:19,888
‫می‌دونم شماها هنوز صد در صد
‫با تئوری «بازی‌ساز» من موافق نیستین

438
00:24:19,913 --> 00:24:22,238
‫ولی امیدوارم
.‫این همه چیز رو روشن کنه

439
00:24:22,263 --> 00:24:24,565
حدس می‌زنم این همون
تصویریه که درون ذهن داری

440
00:24:24,590 --> 00:24:26,758
‫اوه، رفیق. نزدیکشم نیست
‫خب، آماده‌این؟

441
00:24:27,001 --> 00:24:30,913
‫جیسون هاوارد دیابت داره
.‫درست مثل اسپنسر

442
00:24:30,938 --> 00:24:32,640
‫در واقع، اون عضو هیئت مدیره‌ی

443
00:24:32,665 --> 00:24:35,084
‫یه طرح تحقیقاتی تو
‫بیمارستان جنرالِ منطقه‌ست

444
00:24:35,109 --> 00:24:36,810
‫یعنی دقیقاً می‌دونسته

445
00:24:36,835 --> 00:24:38,754
‫یه نفر چقدر می‌تونه
‫بدون انسولین دووم بیاره

446
00:24:38,779 --> 00:24:40,281
‫اون نقاش هم هست

447
00:24:40,306 --> 00:24:42,291
.‫اینا کارای اورجینال خودشن

448
00:24:42,316 --> 00:24:45,052
‫یه جورایی آدم رو یاد اونایی میندازه
.‫که تو گالری پیدا کردیم ‫و آویزون بودن

449
00:24:45,077 --> 00:24:48,513
‫بچه‌ها، معلوم شد یه حساب امانی
‫و بیزاری از کار،

450
00:24:48,538 --> 00:24:50,299
.به آدم ‫کلی وقت آزاد برای سرگرمی میده

451
00:24:50,324 --> 00:24:53,794
‫چون اون مربی رسمی
‫غواصی هم هست

452
00:24:53,819 --> 00:24:58,574
‫یعنی، نصف عکسای اینستاگرام یارو
‫از خودشه تو مکان‌های عجیب و غریب

453
00:24:58,599 --> 00:25:01,635
‫که داره به زن‌های
جوون و تأثیرپذیر ‫با لباس غواصی

454
00:25:01,660 --> 00:25:04,196
.‫رازهای اعماق ‫اقیانوس رو یاد میده

455
00:25:04,593 --> 00:25:08,297
‫واسه بخش نهایی آماده‌این؟
‫باید اعتراف کنم ‫این خیلی حال میده

456
00:25:09,258 --> 00:25:10,351
‫اوهوم

457
00:25:11,428 --> 00:25:12,512
‫اوهوم!

458
00:25:18,442 --> 00:25:19,494
‫خب؟

459
00:25:19,920 --> 00:25:22,040
‫جیسون و «بازی‌ساز» ‫یه نفرن

460
00:25:22,065 --> 00:25:24,188
‫نه! نه، این یه تله‌س

461
00:25:24,859 --> 00:25:26,602
‫بچه‌ها، من تازه رفتم ‫تو اتاق عملیات

462
00:25:26,627 --> 00:25:29,697
‫پنج دقیقه‌ای طول کشید تا همه‌ی
‫اینا رو از اینترنت پیدا کنم

463
00:25:29,722 --> 00:25:31,687
‫داره سعی می‌کنه
حواسمون رو ‫پرت اینجا کنه

464
00:25:31,712 --> 00:25:34,697
‫تا خودش اون طرف به کارش
‫ادامه بده. این زیادی تابلوئه

465
00:25:35,169 --> 00:25:39,006
‫فکر من اینه ‫«بازی‌ساز» داره سعی می‌کنه
‫برای جیسون پاپوش درست کنه

466
00:25:39,031 --> 00:25:42,084
‫تا اونم بخشی از هر بازی‌ای باشه
‫که الان داره می‌کنه

467
00:25:42,109 --> 00:25:43,199
‫یا اینکه،

468
00:25:44,027 --> 00:25:46,223
.کار خود جیسونـه
.‫از اول هم جیسون بوده

469
00:25:46,247 --> 00:25:50,168
‫و رفیقت هم یه شهروند ‫وظیفه‌شناس بوده
.که کمک کرده ‫بوقلمون یخ‌زده رو نجات بده

470
00:25:50,193 --> 00:25:53,329
‫باشه، پس اون بازی کارتی ‫چطوری
سر از کیسه‌ی ‫خرید من درآورده؟

471
00:25:53,354 --> 00:25:55,931
‫هرکی که این کارو می‌کنه،
حقه‌های ‫پیچیده‌تر از اینم سوار کرده

472
00:25:55,956 --> 00:25:58,274
...‫ببین، ما فقط میگیم ‫ممکن نیست

473
00:25:58,299 --> 00:26:00,636
‫بعضی وقتا،
ساده‌ترین ‫جواب همون جواب درسته؟

474
00:26:00,661 --> 00:26:03,072
‫برام مهم نیست ممکنه یا نه
‫چیزی که داره اتفاق میفته اینه

475
00:26:03,097 --> 00:26:04,748
‫هنوزم باید ‫طبق پروتکل عمل کنیم

476
00:26:04,773 --> 00:26:06,308
‫می‌خوام اینجا طرف تو باشم، مورگن

477
00:26:06,333 --> 00:26:09,455
‫ چرا باید این همه به خودش ‫زحمت بده
تا برای این آدم خاص ‫پاپوش درست کنه؟

478
00:26:09,744 --> 00:26:12,039
‫خدایا، آز، مطمئن نیستم
‫بیا پیداش کنیم و ازش بپرسیم

479
00:26:12,064 --> 00:26:13,125
.‫خیلی‌خب، کافیه

480
00:26:13,150 --> 00:26:15,684
‫فعلاً، ما تمام مسیرهای
‫تحقیقاتی رو باز نگه می‌داریم

481
00:26:15,709 --> 00:26:17,945
‫تا وقتی که حقایق
.‫چیز دیگه‌ای بهمون بگن

482
00:26:18,412 --> 00:26:20,583
‫برو پیش بچه‌هات
.‫گوشیت هم دم دستت باشه

483
00:26:27,688 --> 00:26:30,335
‫استرس داره بهش فشار میاره
‫اون پلیس نیست

484
00:26:30,952 --> 00:26:33,669
‫قطعاً برای همچین چیزی داوطلب نشده بود
.‫‫سلینا، بس کن

485
00:26:33,694 --> 00:26:35,187
.‫آدام، اون گفت نه

486
00:26:35,905 --> 00:26:37,173
‫به چی گفت نه؟

487
00:26:37,198 --> 00:26:40,468
‫به این شغل. وقتی بهش پیشنهاد دادم
‫مجبورش کردم قبول کنه

488
00:26:40,493 --> 00:26:43,875
‫بهش قول دادم اگه به عنوان مشاور بیاد
‫تو پرونده‌ی رومن کمکش می‌کنم

489
00:26:44,176 --> 00:26:45,578
‫چرا الان داری اینو ‫به من میگی؟

490
00:26:45,603 --> 00:26:47,675
‫چون من اونو
‫تو این موقعیت قرار دادم!

491
00:26:47,700 --> 00:26:49,483
‫نه، تو بهش ‫یه فرصت دادی

492
00:26:50,517 --> 00:26:53,568
‫کار درستی کردی ‫که آوردیش.
بهش احتیاج داریم

493
00:26:55,783 --> 00:26:58,082
‫اگه سر خود عمل کنه ‫و اتفاقی بیفته

494
00:26:58,752 --> 00:27:00,589
.‫شاید بهتر باشه از پرونده بذارمش ‫کنار

495
00:27:01,485 --> 00:27:02,520
‫تو به من اعتماد داری؟

496
00:27:03,791 --> 00:27:06,660
‫می‌دونی که دارم
.‫‫خب. پس منم به اون اعتماد دارم

497
00:27:10,839 --> 00:27:12,274
‫می‌خوای ادامه‌ش رو ‫انجام بدم؟

498
00:27:12,299 --> 00:27:14,540
‫حالا که همه‌ی کارا انجام شده
.‫دقیقاً وقتیه که من می‌درخشم

499
00:27:14,565 --> 00:27:15,936
.‫نه، نمی‌خوام

500
00:27:17,200 --> 00:27:18,287
‫مطمئنی؟

501
00:27:20,762 --> 00:27:21,984
‫موضوع رومن ـه

502
00:27:22,009 --> 00:27:24,035
‫فکر کنم دارن به پیدا کردنش
‫خیلی نزدیک میشن

503
00:27:24,060 --> 00:27:25,362
‫اگه پیداش کنن چی میشه؟

504
00:27:25,387 --> 00:27:26,908
‫اگه پیداش نکنن ‫چی میشه؟

505
00:27:28,073 --> 00:27:29,692
‫فقط واقعاً ‫اینو برای ایوا می‌خوام

506
00:27:29,932 --> 00:27:31,400
‫اگه اشکال نداره بعداً غذا می‌خورم

507
00:27:31,425 --> 00:27:32,661
‫صبر کن، کجا داری میری؟

508
00:27:32,686 --> 00:27:34,050
.‫کیشا چند نفر رو دعوت کرده

509
00:27:34,075 --> 00:27:34,965
...آه

510
00:27:34,989 --> 00:27:37,026
‫وقت شامه. می‌دونی که
.‫ هنوز پسر در حال رشدی‌ام

511
00:27:37,051 --> 00:27:38,502
‫باشه، به زودی حاضر میشه

512
00:27:38,527 --> 00:27:40,578
‫امروز روز خیلی خوبی
‫برای این کار نیست

513
00:27:40,603 --> 00:27:42,438
.‫چون امشب ‫شبِ دورهمی خانوادگیه

514
00:27:42,463 --> 00:27:44,773
‫دوباره؟ الان یه هفته‌س
‫داریم همین کارو می‌کنیم

515
00:27:44,798 --> 00:27:47,241
‫مامان، من احمق نیستم
.‫می‌دونم یه خبراییه

516
00:27:47,868 --> 00:27:48,958
‫من میز رو می‌چینم

517
00:27:49,690 --> 00:27:50,959
‫شیرینی‌ها کجان؟

518
00:27:51,372 --> 00:27:52,793
‫امم، شیرینی‌ها؟

519
00:27:54,484 --> 00:27:58,625
‫مهم نیست چون اول ‫غذای اصلی‌مون رو
.می‌خوریم بعد‫ به شیرینی فکر می‌کنیم

520
00:27:58,650 --> 00:28:01,755
‫سیستم آیورودا معتقده که
‫یه تیکه‌ی کوچیک دسر

521
00:28:01,780 --> 00:28:03,588
‫دستگاه گوارش رو آماده می‌کنه
‫ولی...

522
00:28:04,985 --> 00:28:06,744
.‫صبر می‌کنم
.‫‫آره، صبر می‌کنی

523
00:28:07,219 --> 00:28:08,188
‫هی

524
00:28:08,989 --> 00:28:10,532
‫معلومه که احمق نیستی

525
00:28:11,066 --> 00:28:12,464
‫ آره، باید حرف بزنیم

526
00:28:12,489 --> 00:28:14,891
‫ولی میشه وقتی یه کم بیشتر
‫تنها بودیم این کارو بکنیم، لطفاً؟

527
00:28:16,117 --> 00:28:17,446
‫آره
‫‫ممنونم

528
00:28:24,805 --> 00:28:26,006
‫سلام، مورگن
‫هی

529
00:28:26,031 --> 00:28:27,511
‫پیامم رو گرفتی؟

530
00:28:27,536 --> 00:28:28,570
.‫نه

531
00:28:31,671 --> 00:28:32,773
‫داریم میریم مهمونی؟

532
00:28:32,798 --> 00:28:34,465
‫حتماً داری شوخی می‌کنی!

533
00:28:34,782 --> 00:28:36,410
ها؟ ‫ای...

534
00:28:41,631 --> 00:28:43,207
‫این دیگه چه جور ‫مهمونی کوفتی‌ایه؟

535
00:28:43,232 --> 00:28:45,935
‫جیسون میزبان جشن رونمایی
.از آلبوم ‫یکی از هنرمنداشه

536
00:28:45,960 --> 00:28:48,395
‫گفت نمی‌تونسته کنسلش کنه ‫ولی
.خوشحال میشه اینجا ‫باهامون حرف بزنه

537
00:28:48,420 --> 00:28:50,072
.‫بیا فعلاً این برد عجیب و غریب رو قبول کنیم

538
00:28:50,097 --> 00:28:53,133
‫عجیب مثل اینکه این ماسک‌ها
‫یه جورایی شبیه ماسک «بازی‌سازه»؟

539
00:28:53,158 --> 00:28:55,844
.‫نکته‌ی به جایی بود
...‫ماسکی که باهاتون ‫حرف بزنه

540
00:28:55,869 --> 00:28:58,168
‫یا دوست دارین یکی رو
‫با هاله‌ی انرژیتون ست کنم؟

541
00:28:58,824 --> 00:29:01,450
‫بذار بهت بگم،
این یکی اینجا ‫داره با من ور می‌زنه

542
00:29:01,475 --> 00:29:03,126
‫ولی فکر کنم باید
‫هاله‌ی انرژی اونو ست کنی

543
00:29:03,151 --> 00:29:05,796
‫نه، لازم نکرده
‫راستش رو بخوای ‫آره. راحت باش

544
00:29:07,248 --> 00:29:08,215
‫آها

545
00:29:08,240 --> 00:29:09,740
.‫قشنگ برو تو حسش، آفرین

546
00:29:10,746 --> 00:29:12,529
.‫آره، خودشه، ‫زدی تو خال

547
00:29:13,187 --> 00:29:14,979
‫ممنون
‫خدافظ

548
00:29:17,559 --> 00:29:20,010
‫مورگن، باید تمرکز کنی
.‫ما هنوز باید جیسون رو پیدا کنیم

549
00:29:20,427 --> 00:29:22,263
‫من تمرکز دارم
.‫و پیداش هم کردم

550
00:29:22,288 --> 00:29:24,820
‫اوناهاش اونجاست
.‫جلوی اون دیوار ‫دخترای 19 ساله

551
00:29:26,267 --> 00:29:28,603
‫کارآگاه‌ها
‫ممنون که اومدین

552
00:29:28,628 --> 00:29:30,921
‫خب، می‌تونم چیزی برات بیارم؟

553
00:29:30,946 --> 00:29:32,881
‫آره، یه جای ساکت‌تر برای حرف زدن

554
00:29:33,630 --> 00:29:35,518
‫مایا تقریباً یه ساله ‫برای من کار می‌کنه

555
00:29:35,543 --> 00:29:38,812
‫تمام کارهای منو برنامه‌ریزی می‌کنه
‫کارهای اجتماعی و خیریه و...

556
00:29:38,837 --> 00:29:40,002
‫اینجور چیزا!

557
00:29:40,320 --> 00:29:42,224
‫واسه همینه که این همه
‫هدیه براش خریدی، جیسون؟

558
00:29:42,249 --> 00:29:43,182
‫هدیه؟

559
00:29:44,594 --> 00:29:47,788
‫بلیت‌های کلاب شبانه‌ی «ساوند»
‫‫اوه، اونا مهمونی شرکت بودن

560
00:29:48,692 --> 00:29:49,918
.‫ فقط دست و دلبازم

561
00:29:50,357 --> 00:29:53,469
‫آره، کلی فروشگاه تو «رودئو درایو»
.‫باهات موافقن

562
00:29:53,494 --> 00:29:55,392
.‫کارت پلاتینیوم شما ‫که جای خود داره

563
00:29:55,939 --> 00:29:57,973
.‫نگران بودم ‫اینو بفهمین

564
00:29:57,998 --> 00:29:59,362
‫حالا چرا همچین حرفی می‌زنی؟

565
00:29:59,387 --> 00:30:01,072
‫چون من اون چیزا رو ‫نخریدم

566
00:30:01,097 --> 00:30:02,253
.‫کار مایا بود

567
00:30:02,661 --> 00:30:05,682
‫اون برای کارهای شرکت
‫به کارت اعتباری من ‫دسترسی داره

568
00:30:05,707 --> 00:30:08,884
‫و آدم‌های من هفته‌ی پیش متوجه
‫یه تراکنش ‫تو صورت‌حسابم شدن

569
00:30:08,909 --> 00:30:10,144
‫و منم باهاش رو در رو شدم

570
00:30:10,169 --> 00:30:11,605
‫یعنی شما اخراجش نکردین ‫با اینکه

571
00:30:11,630 --> 00:30:13,490
‫هزاران دلار ‫ازت دزدیده بود؟

572
00:30:13,515 --> 00:30:15,581
‫خب، اون انکار کرد، و منم...

573
00:30:16,963 --> 00:30:18,643
.‫روی مادرای مجرد حساسم

574
00:30:20,250 --> 00:30:21,631
‫به علاوه، مسئله پوله دیگه

575
00:30:21,656 --> 00:30:24,046
‫آره. کاملاً. فقط پول

576
00:30:24,853 --> 00:30:27,262
‫اوه، چه خوشگلن

577
00:30:27,536 --> 00:30:30,105
‫اینا چی‌ان، خنجرهای تانتو؟
‫آره

578
00:30:30,489 --> 00:30:33,492
‫آره، اونا رو از شهر ساکای خریدم
.‫مال یه سامورایی بودن

579
00:30:35,278 --> 00:30:36,245
‫کلکسیونری؟

580
00:30:36,270 --> 00:30:37,971
‫من؟ نه. نه

581
00:30:37,996 --> 00:30:40,483
‫اینا یه کوچولو
.‫از محدوده‌ی قیمت من بالاترن

582
00:30:40,508 --> 00:30:42,786
‫ولی خب،
.عاشق ‫مدل چیدمانشون شدم

583
00:30:42,811 --> 00:30:44,846
‫آره، بر اساس دوره‌های
.‫شوگون‌سالاری مرتب شدن

584
00:30:44,871 --> 00:30:47,314
‫معلومه که شدن. بذار ببینم

585
00:30:47,339 --> 00:30:50,719
‫میناموتو، تایرا، تودو
‫آشیکاگا، اودا، توکوگاوا

586
00:30:51,211 --> 00:30:54,345
‫به جز اینکه یکیشون کمه
.‫تاکِدا. اون اینجا نیست

587
00:30:57,891 --> 00:31:00,935
‫بهت نمیاد آدمی باشی که
.‫یه مجموعه‌ی ناقص رو ‫به نمایش بذاره

588
00:31:01,504 --> 00:31:04,106
‫جیسون، می‌خوام در مورد
‫این یکی خیلی خوب فکر کنی

589
00:31:04,131 --> 00:31:06,416
‫دیشب حدود ساعت 9:30 ‫کجا بودی؟

590
00:31:06,441 --> 00:31:09,453
‫همینجا بودم
‫سرآشپزم برام غذا درست کرد

591
00:31:09,478 --> 00:31:11,923
‫یه سری کارای اداری عقب‌افتاده رو
‫انجام دادم، و بعدش زود خوابیدم

592
00:31:11,948 --> 00:31:14,983
‫حالا اگه اجازه بدین
‫باید برگردم به مهمونیم

593
00:31:15,008 --> 00:31:16,218
.‫«تافی بوی» بهم احتیاج داره

594
00:31:16,243 --> 00:31:18,521
‫امیدوارم مایا رو پیدا کنین
.‫واقعاً امیدوارم

595
00:31:18,546 --> 00:31:20,481
‫خودتون راه خروج رو ‫بلدین، درسته؟

596
00:31:20,506 --> 00:31:22,207
‫آره
‫باشه

597
00:31:26,920 --> 00:31:30,256
‫خب، داره دروغ میگه. اون مرد ‫
.روزا کار نمی‌کنه ‫چه برسه به شب

598
00:31:34,653 --> 00:31:38,173
‫منتظری برم تا بتونی ‫بدون حکم
تو اتاق کار جیسون ‫سرک بکشی؟

599
00:31:38,198 --> 00:31:39,215
‫آره

600
00:32:14,636 --> 00:32:16,638
‫مورگن. مورگن!

601
00:33:04,623 --> 00:33:05,806
‫کارادک!

602
00:33:05,831 --> 00:33:07,733
‫کارادک! اینجاست!

603
00:33:21,603 --> 00:33:22,971
.‫هی، هی، هی، تکون نخور

604
00:33:23,488 --> 00:33:24,856
.‫ماسک رو دربیار. همین الان

605
00:33:40,228 --> 00:33:41,631
‫جیسون هاوارد ‫شما بازداشتین

606
00:33:41,656 --> 00:33:43,733
‫به جرم ربودن ‫مایا پرایس.
من همه‌ی وکیلام رو می‌خوام

607
00:33:43,758 --> 00:33:45,894
‫حداقل دو تاشون
‫وکیلای ثابت من هستن

608
00:33:45,919 --> 00:33:48,239
‫شما حق دارین سکوت کنین
‫هرچیزی که بگین ممکنه ‫استفاده بشه...

609
00:33:51,159 --> 00:33:52,243
‫ببخشید.

610
00:33:52,268 --> 00:33:53,293
.هی

611
00:33:53,318 --> 00:33:54,944
‫من دیدمش. مطمئنم
‫کیو؟

612
00:33:54,969 --> 00:33:57,337
‫اونو، جیسون نه.
.می‌دونم ‫که دیدمش. همینجا بود

613
00:33:57,362 --> 00:33:58,940
‫خب، کجا رفت؟
‫‫نمی‌دونم

614
00:33:59,791 --> 00:34:01,549
‫خب، مورگن،
ما هنوز ‫باید مایا رو پیدا کنیم

615
00:34:01,574 --> 00:34:02,421
.‫آره

616
00:34:02,446 --> 00:34:03,473
‫مورگن

617
00:34:09,838 --> 00:34:12,426
‫من شماره‌ی نشان
‫و شماره‌ی تلفنت رو می‌خوام

618
00:34:13,688 --> 00:34:15,665
‫هی
‫‫کارادک

619
00:34:17,257 --> 00:34:19,293
‫بیا اینجا. اون کجاست؟

620
00:34:19,673 --> 00:34:20,737
‫مایا کجاست؟

621
00:34:20,762 --> 00:34:22,129
‫کشتینش؟

622
00:34:22,154 --> 00:34:23,634
‫همین الان بگو، اون کجاست؟

623
00:34:24,342 --> 00:34:25,342
.نکن

624
00:34:28,101 --> 00:34:30,002
‫هی، پیام‌هات رو گرفتم

625
00:34:30,270 --> 00:34:32,674
‫در و پنجره‌ها قفلن
.‫و چستر هم در حالت آماده‌باشه

626
00:34:32,699 --> 00:34:33,934
‫تو چطوری؟

627
00:34:33,959 --> 00:34:35,761
‫فکر کنم ‫شب درازی در پیش داریم

628
00:34:37,337 --> 00:34:39,621
‫داشت بهم لبخند می‌زد
.‫داره از این وضعیت لذت می‌بره

629
00:34:40,371 --> 00:34:41,456
‫شماها خوبین؟

630
00:34:41,481 --> 00:34:43,294
‫آره
‫ما خوبیم

631
00:34:43,724 --> 00:34:46,988
‫فکر کنم کار درستی بود
.‫که به بچه‌ها گفتم چه خبره

632
00:34:47,561 --> 00:34:51,201
‫ترسیدن؟
.‫ آره، ولی بیشتر نگران تو هستن

633
00:34:51,735 --> 00:34:55,839
‫بهشون گفتم مامانشون
.کل اداره‌ی پلیس ‫رو داره که مراقبشن

634
00:34:57,859 --> 00:34:59,982
‫تو بابای خوبی هستی. ممنونم

635
00:35:00,007 --> 00:35:02,423
.‫ هر وقت بتونم میام خونه
.‫‫مراقب باش

636
00:35:18,627 --> 00:35:21,296
‫جیسون دیگه
‫یه کلمه هم حرف نمی‌زنه

637
00:35:21,321 --> 00:35:23,490
‫که یعنی یه قدم هم به پیدا کردن
‫مایا نزدیک‌تر نشدیم

638
00:35:23,515 --> 00:35:28,018
‫شاید جیسون بهمون نمیگه مایا کجاست
‫چون جیسون نمی‌دونه مایا کجاست

639
00:35:29,329 --> 00:35:31,941
‫خب، اون شبی که دزدیده شد
‫می‌دونست کجاست

640
00:35:31,966 --> 00:35:35,110
‫هدیه‌ها با کارت اون خریده شدن
‫دستبندش تو استخرشه

641
00:35:35,135 --> 00:35:36,720
‫اون خنجر گمشده از روی دیوارش

642
00:35:36,745 --> 00:35:39,281
‫آره، من نمیگم شواهد
‫به جیسون اشاره نمی‌کنن

643
00:35:39,306 --> 00:35:41,274
‫من همونی بودم که گفت
اینطور ‫به نظر میاد. یادتونه؟

644
00:35:41,556 --> 00:35:42,885
‫فقط باید بفهمیم چرا.

645
00:35:45,980 --> 00:35:48,080
‫مهمونی چقدر تاریک بود؟

646
00:35:48,482 --> 00:35:50,652
.‫یه چهره ‫بین اون همه آدم

647
00:35:51,338 --> 00:35:53,261
‫منظورت چیه؟
‫منظورت اینه که ندیدمش؟

648
00:35:53,286 --> 00:35:54,442
‫نه، می‌دونیم که دیدیش

649
00:35:54,467 --> 00:35:57,574
‫فقط خیلی کمک می‌کرد ‫اگه یکی از
.ما هم بالاخره ‫یه جایی می‌دیدش

650
00:35:57,599 --> 00:35:58,901
‫آره، حتماً کمک می‌کرد

651
00:35:58,926 --> 00:36:01,112
‫منم خیلی دوست داشتم
.‫ولی تو مهمونی فقط من دیدمش

652
00:36:01,137 --> 00:36:02,337
.‫فقط من

653
00:36:02,362 --> 00:36:04,694
‫اونم همینجوری می‌خواست
.‫معلومه که از قصد بوده

654
00:36:05,242 --> 00:36:06,743
‫خب ‫بازی چیه، مورگن؟

655
00:36:06,768 --> 00:36:08,136
‫نمی‌دونم بازی چیه

656
00:36:08,376 --> 00:36:10,980
‫شاید خود بازی اینه که
بفهمیم ‫بازی چیه

657
00:36:11,005 --> 00:36:13,187
‫و آره، می‌فهمم
‫چقدر دیوونه‌وار به نظر میاد، ولی

658
00:36:13,212 --> 00:36:14,932
‫از این یارو
چه انتظار ‫دیگه‌ای میشه داشت؟

659
00:36:16,800 --> 00:36:17,813
‫یعنی شما...

660
00:36:18,519 --> 00:36:21,040
‫واقعاً دارین می‌گین که
‫چهره‌ش رو یادم نمیاد؟

661
00:36:22,650 --> 00:36:24,719
‫اون مرد برای بچه‌هام یه خطره

662
00:36:25,815 --> 00:36:26,853
‫باشه؟

663
00:36:27,232 --> 00:36:29,312
‫من هیچوقت نمی‌تونم
‫چهره‌ش رو فراموش کنم

664
00:36:30,118 --> 00:36:31,642
‫خیلی بعد از اینکه کارمون
‫با این پرونده تموم بشه

665
00:36:31,667 --> 00:36:33,368
‫خیلی بعد از اینکه بگیریمش
‫و بندازیمش زندان

666
00:36:33,393 --> 00:36:36,690
‫ شماها برین سراغ یه پرونده‌ی دیگه
‫اون اینجا زندگی می‌کنه

667
00:36:36,715 --> 00:36:39,408
‫تو مغز من حک میشه
‫کنار تمام چیزای دیگه‌ای که

668
00:36:39,433 --> 00:36:41,669
‫باید مراقبشون باشم
.‫تا مطمئن بشم بچه‌هام حالشون خوبه

669
00:36:43,470 --> 00:36:45,232
‫پس اگه بتونیم، ‫پرونده‌ی

670
00:36:45,257 --> 00:36:49,186
‫این قضیه‌ایه که «مورگن یه مرد خیالی
.‫از خودش ساخته» رو ببندیم، ‫عالی میشه

671
00:36:50,448 --> 00:36:51,969
‫خب، یه چیزی پیدا کردم

672
00:36:51,994 --> 00:36:54,864
‫یه اوراقی تو «سان ولی»
.‫ماشین مایا رو گزارش کرده

673
00:36:55,748 --> 00:36:56,949
.‫برین چکش کنین

674
00:36:57,379 --> 00:37:00,454
‫و به محض اینکه رسیدین صحنه
.‫با من تماس بگیرین

675
00:37:03,891 --> 00:37:05,126
‫ستوان سوتو

676
00:37:05,466 --> 00:37:08,098
‫افسر سیگمن ‫اوضاع تو نوادا چطوره؟

677
00:37:08,503 --> 00:37:11,841
‫درسته. درسته، ‫رومن سینکوئرا

678
00:37:11,866 --> 00:37:13,103
‫چی برام داری؟

679
00:37:15,703 --> 00:37:19,381
‫ماشین دیشب اومد اینجا. وقتی شماره‌ی
.شاسی ‫رو چک کردم، اعلامیه‌ی شما رو دیدم

680
00:37:19,406 --> 00:37:21,776
‫دیدی کی آوردش؟
‫نه، متأسفم

681
00:37:22,643 --> 00:37:23,678
.‫همینه

682
00:37:25,018 --> 00:37:26,137
.‫در اختیار شماست

683
00:37:43,731 --> 00:37:46,149
‫هی. حالت خوبه؟

684
00:37:47,514 --> 00:37:49,012
‫نمی‌دونم، چی فکر می‌کنی؟

685
00:37:49,036 --> 00:37:50,664
‫اگه بتونیم اثر انگشت جیسون رو
‫از روی خنجر برداریم

686
00:37:50,689 --> 00:37:52,482
‫و به حرف بیاریمش
.‫شاید بتونیم به مایا برسیم

687
00:37:52,507 --> 00:37:54,907
‫صرفاً چون زخمی شده
.معنی‌ش اینه ‫که هنوز زنده‌ست

688
00:37:56,544 --> 00:37:57,650
‫مورگن

689
00:37:59,814 --> 00:38:00,848
‫شنیدی؟

690
00:38:01,516 --> 00:38:02,509
‫شنیدم

691
00:38:02,798 --> 00:38:05,179
‫از دوستامون تو نوادا هم ‫خبرایی شنیدم.

692
00:38:05,929 --> 00:38:07,446
.زنگ زدن ‫و یه آدرس دادن

693
00:38:08,122 --> 00:38:09,791
‫رومن؟
‫‫فکر کنم

694
00:38:10,175 --> 00:38:13,069
‫بعد از تماس اونا اومدم
‫حدس زدم بخوای بپری ‫تو ماشین و بری

695
00:38:13,094 --> 00:38:14,782
‫خودم می‌تونم رانندگی کنم
‫فقط چند ساعت راهه.

696
00:38:14,807 --> 00:38:15,508
.نه

697
00:38:15,532 --> 00:38:18,273
‫نه، نمیرم. نمی‌تونم بچه‌هام رو اینجا
.‫ول کنم در حالی که اون یارو ‫هنوز آزاده

698
00:38:18,298 --> 00:38:20,018
.‫من و دَف می‌تونیم بریم
‫اگه بخوای. آره

699
00:38:20,043 --> 00:38:23,046
.‫هرچی لازم باشه، مورگن
‫‫ چی... چه خبره؟

700
00:38:23,071 --> 00:38:26,375
‫بعد از اتفاقایی که ‫هفته‌ی پیش افتاد
‫منم اونا رو در جریان گذاشتم

701
00:38:30,611 --> 00:38:32,479
‫باشه. آره، ممنونم

702
00:38:32,504 --> 00:38:34,338
‫به محض اینکه پیداش کنیم
‫بهت زنگ می‌زنم

703
00:38:37,652 --> 00:38:38,848
‫کی بهش زنگ زده؟

704
00:38:40,029 --> 00:38:40,963
‫رومن؟

705
00:38:40,988 --> 00:38:43,800
‫نه، درک، شوهر سابق مایا،
.بابای بچه

706
00:38:43,825 --> 00:38:45,708
‫ وقتی با جیسون رسیدیم
.‫تو اداره‌ی پلیس بوده

707
00:38:46,470 --> 00:38:49,272
‫کسی بهش زنگ زده ‫و خبر داده
‫که یه نفر رو دستگیر کردیم؟

708
00:38:49,297 --> 00:38:52,667
‫نه، بخش جرائم بزرگ، ‫در مورد تحقیقات در حال
.انجام، ‫به خانواده‌ی قربانی‌ها ‫خبر نمیده

709
00:38:52,692 --> 00:38:54,376
‫ولی می‌دونسته قراره اونجا باشیم

710
00:38:54,401 --> 00:38:57,603
‫وقتی با جیسون وارد شدیم
‫منتظرمون بود. یادته؟

711
00:38:58,073 --> 00:39:02,143
‫اگه ما به درک نگفتیم ‫که جیسون ممکنه
مایا رو کشته باشه‫پس کی گفته؟

712
00:39:02,890 --> 00:39:03,843
،الو

713
00:39:03,867 --> 00:39:05,521
‫‫درک، از پلیس لس‌آنجلس تماس می‌گیرم

714
00:39:06,219 --> 00:39:09,305
‫در مورد مایاست
.‫کاش خبرهای بهتری داشتیم

715
00:39:09,876 --> 00:39:13,020
.‫کار خودش بوده
.‫‫فکر می‌کنی «بازی‌ساز» به درک زنگ زده

716
00:39:13,045 --> 00:39:16,027
‫حتماً می‌خواسته درک
.‫دستگیر شدن جیسون رو ببینه

717
00:39:16,542 --> 00:39:19,002
‫چرا؟
.‫این همون چیزیه که باید بفهمیم

718
00:39:19,027 --> 00:39:22,403
‫اولش فکر کردم اینو برام فرستاده ‫تا توجهم رو
.جلب کنه، ‫تا منو به سمت خونه‌ی مایا بکشونه

719
00:39:22,428 --> 00:39:25,154
‫ولی اگه من تنها کسی نباشم ‫که این
تراکت رو ‫با پست گرفته باشه چی؟

720
00:39:29,633 --> 00:39:32,727
خیلی راحت می‌شه کارت جیسون رو
.دزدید، اگه کلید داشته باشه

721
00:39:37,237 --> 00:39:40,556
‫اون همونیه که تمام هدیه‌ها رو ‫برای مایا فرستاده
.و کاری کرده ‫که به نظر بیاد کار جیسون بوده

722
00:39:40,581 --> 00:39:42,717
‫وقتی مایا رو دزدیده،
‫دستبندش رو برداشته

723
00:39:42,742 --> 00:39:44,079
‫و انداختتش تو استخر

724
00:39:44,836 --> 00:39:47,103
‫و بعد موقع بیرون رفتن،
.‫اون سلاح رو برداشته

725
00:39:49,645 --> 00:39:52,201
‫ ولی چرا همه‌ی این کارا رو کرده؟
‫که برای جیسون پاپوش درست کنه؟

726
00:39:52,226 --> 00:39:55,549
‫نه، فکر کنم کشوندن ما ‫به مسیر
.اشتباه ‫فقط بخشی از بازی بوده

727
00:39:55,887 --> 00:39:58,010
‫خب بقیه‌ش چیه؟
‫حرکت بعدیش چیه؟

728
00:39:58,035 --> 00:39:59,418
‫خب، به همه‌ی این هدیه‌ها نگاه کنین

729
00:39:59,443 --> 00:40:02,178
‫همه‌ی اون قرمزا
‫یا ورساچه هستن یا گوچی

730
00:40:02,203 --> 00:40:03,841
‫این دو تا مرد ‫چه وجه اشتراکی دارن؟

731
00:40:03,871 --> 00:40:04,805
.‫به قتل رسیدن

732
00:40:04,830 --> 00:40:06,839
.‫هر دوشون با شلیک گلوله ‫کشته شدن

733
00:40:06,864 --> 00:40:08,015
‫درک کجاست؟

734
00:40:08,504 --> 00:40:11,574
‫فکر می‌کنی درک ‫قربانی بعدیشه؟
‫‫نه دقیقاً

735
00:40:12,067 --> 00:40:13,823
.‫ادامه بده. گوش میدم

736
00:40:15,383 --> 00:40:18,590
‫اون اسلحه‌ای که مایا
‫ظاهراً براش مجوز گرفته بود

737
00:40:18,615 --> 00:40:21,044
‫هیچوقت پیداش نکردیم
.‫‫فکر نمی‌کنم اصلاً اسلحه‌ای خریده باشه

738
00:40:21,069 --> 00:40:23,214
‫فکر کنم می‌خواسته
.درک ‫فکر کنه که خریده

739
00:40:23,239 --> 00:40:25,657
‫می‌دونستی که مایا
‫تازگیا یه اسلحه خریده؟

740
00:40:25,682 --> 00:40:26,659
‫چی؟

741
00:40:26,684 --> 00:40:28,683
‫«بازی‌ساز» می‌دونسته
‫درک دنبال انتقام می‌گرده

742
00:40:28,708 --> 00:40:31,752
‫و واسه همین بعد از اینکه خونه‌ی مایا
.رو گشتیم،‫ یه اسلحه اونجا گذاشته

743
00:40:32,396 --> 00:40:35,333
‫ممکنه مایا فقط یه ‫طعمه بوده،
.و هنوزم ‫می‌تونه زنده باشه

744
00:40:35,358 --> 00:40:36,413
‫آره، ممکنه

745
00:40:36,438 --> 00:40:38,789
‫هنوز منتظر نتیجه‌ی دی‌ان‌ای ‫و گروه
.خونی از صندوق عقب ‫ماشین مایاییم

746
00:40:38,814 --> 00:40:42,159
‫آره، امیدوارم، ‫ولی اگه دیگه ‫بخشی از
بازی نباشه ‫بهش احتیاجی نداره

747
00:40:42,184 --> 00:40:44,053
‫ببین، اگه ما هر کاری
‫که باید رو انجام داده باشیم

748
00:40:44,078 --> 00:40:45,688
‫ما بازی رو کردیم
‫بازی رو طبق قواعد اون انجام دادیم

749
00:40:45,713 --> 00:40:48,157
‫هیچکدوم از قربانی‌های دیگه
.‫نمردن. شاید اون قاتل نیست

750
00:40:48,182 --> 00:40:50,281
‫نه اگه کسی رو ‫وادار کرده باشه
.این کار رو ‫براش بکنه

751
00:40:53,873 --> 00:40:55,440
‫پس جیسون اونیه ‫که قراره بمیره

752
00:40:55,465 --> 00:40:56,734
.‫باید درک رو پیدا کنیم

753
00:41:06,372 --> 00:41:08,217
‫«بازی‌ساز» ‫یه قاتل خلق کرده

754
00:41:08,242 --> 00:41:10,444
.‫و ما اسلحه رو درست ‫گذاشتیم تو دستش

755
00:41:26,587 --> 00:41:28,587
‫درک! وایسا!

756
00:41:48,965 --> 00:41:50,088
.‫همینجاست

757
00:41:53,481 --> 00:41:54,782
‫رومن سینکوئرا؟

758
00:42:01,322 --> 00:42:04,525
‫آزمایشگاه باید نتیجه‌ی ‫آزمایش
خون رو ‫تا 24 ساعت دیگه بده

759
00:42:04,550 --> 00:42:05,533
.‫ببخشید

760
00:42:10,064 --> 00:42:11,721
.‫مثل اینکه دنبال من می‌گردین

761
00:42:23,703 --> 00:42:43,703
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

762
00:42:43,727 --> 00:43:04,727
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

