1
00:00:00,001 --> 00:00:15,001
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
2
00:01:40,902 --> 00:01:45,067
‫« خـانـدان اژدهـا »

3
00:01:45,068 --> 00:01:50,068
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
4
00:01:59,995 --> 00:02:01,330
‫باید ملکه رو ببینم

5
00:02:07,169 --> 00:02:08,469
‫علیاحضرت

6
00:02:22,351 --> 00:02:23,851
‫اون دوباره سر برآورده

7
00:02:23,852 --> 00:02:26,312
‫- کی؟
‫- اگان

8
00:02:26,313 --> 00:02:27,648
‫سان‌فایر زنده‌ست

9
00:02:28,940 --> 00:02:30,240
‫برید بیرون

10
00:02:32,778 --> 00:02:35,238
‫سان‌فایر مُرده، توی یه زمین بایر
‫داره می‌پوسه

11
00:02:37,908 --> 00:02:39,208
‫بشین

12
00:02:39,868 --> 00:02:43,829
‫اگان در روکزرست
‫ارتش موتون‌ها رو به آتیش کشیده،

13
00:02:43,830 --> 00:02:45,374
‫و بعدش پرواز کرده…

14
00:02:46,708 --> 00:02:48,335
‫و نمی‌دونم کجا رفته

15
00:02:50,587 --> 00:02:53,256
‫حامیانش سریع کلاغ‌هایی رو
‫به سراسر قلمرو فرستادن

16
00:02:54,466 --> 00:02:56,301
‫و بازگشت پادشاه رو اعلام کردن

17
00:02:57,302 --> 00:02:59,011
‫مردم عادی می‌گن
‫یه نشونه از طرف خدایانه

18
00:02:59,012 --> 00:03:01,097
‫که اگان برای حکومت مقرر شده،
‫و اون و اژدهاش

19
00:03:01,098 --> 00:03:03,767
‫دوباره زنده شدن که تاج‌وتخت رو بگیرن

20
00:03:04,351 --> 00:03:08,521
‫در حال حاضر رعیت‌های خود من
‫جلوی معبد بزرگ جمع شدن

21
00:03:08,522 --> 00:03:10,731
‫و خدایان رو دعا می‌کنن
‫تا بهشون بگن چه کسی باید حکومت کنه

22
00:03:10,732 --> 00:03:13,401
‫بعد از این‌که اون همه جنگیدم
‫و زجر کشیدم

23
00:03:13,402 --> 00:03:14,702
‫رینیرا

24
00:03:26,415 --> 00:03:29,041
‫خدایانِ کوچیک‌تر هیچ نقشی
‫توی اتفاقاتی که قراره بیُفتن ندارن

25
00:03:29,042 --> 00:03:30,877
‫خون والیریای کهن در رگ‌های ما جاریه

26
00:03:33,088 --> 00:03:35,549
‫قدرت مطلق توی دستان توئه

27
00:03:36,633 --> 00:03:38,176
‫فقط باید به کار بگیریش

28
00:03:40,429 --> 00:03:42,180
‫ویسیریس لعنتی

29
00:03:44,516 --> 00:03:45,976
‫اون من رو به این وضع انداخت

30
00:03:46,977 --> 00:03:49,103
‫پیش‌گوییش بارها و بارها من رو آزموده،

31
00:03:49,104 --> 00:03:51,356
‫و من از تمام چالش‌هاش
‫سرافراز خارج شدم

32
00:03:51,357 --> 00:03:54,142
‫این آزمون توئه…

33
00:03:54,528 --> 00:03:56,693
‫همین‌الان

34
00:03:58,893 --> 00:04:02,818
‫لحظه‌ی ظهور و طغیان کردنته

35
00:04:04,906 --> 00:04:09,605
‫قلمرو فقط زبان قدرت و زور رو می‌فهمه

36
00:04:10,493 --> 00:04:13,648
‫همیشه این رو می‌دونستی

37
00:04:43,684 --> 00:04:51,217
‫دیده‌بان‌هایی برای مراقبت
‫از اژدهایان اگان اعزام کن

38
00:04:53,071 --> 00:04:58,780
‫و به هیو بگو با ورمیتور
‫بیرون از گودال اژدها مستقر بشه

39
00:05:00,351 --> 00:05:02,708
‫تو هم…

40
00:05:04,891 --> 00:05:07,525
‫به تامبلتون حمله کن

41
00:05:07,526 --> 00:05:10,080
‫خونه به خونه بگردید،

42
00:05:10,998 --> 00:05:14,717
‫تک‌تک هایتاورها رو بیرون بِکِشید،

43
00:05:14,718 --> 00:05:18,561
‫و یک به یک‌شون رو بُکُشید

44
00:05:20,122 --> 00:05:23,485
‫تمام قلمرو نظاره‌گره

45
00:05:24,923 --> 00:05:26,825
‫پس…

46
00:05:28,223 --> 00:05:31,933
‫یه هیولا از من نساز

47
00:05:32,244 --> 00:05:36,857
‫باعث افتخارمه، علیاحضرت

48
00:05:38,026 --> 00:05:42,336
‫وقتی اورمند و دیرون رو کُشتید،

49
00:05:45,035 --> 00:05:51,990
‫خودم اگان رو پیدا می‌کنم
‫و نفسش رو قطع می‌کنم

50
00:05:54,604 --> 00:05:57,023
‫علیاحضرت، برای نجات مار دریا
‫نقشه ریختید؟

51
00:05:59,276 --> 00:06:00,861
‫قراره نجاتش بدیم، درسته؟

52
00:06:03,321 --> 00:06:04,989
‫وقتی تامبلتون رو تصرف کنیم

53
00:06:04,990 --> 00:06:06,657
‫پدرت دنبال مار دریا می‌گرده

54
00:06:06,658 --> 00:06:10,245
‫تا اون موقع که می‌میره
‫من رو همین‌الان بفرستید

55
00:06:11,121 --> 00:06:13,455
‫این‌جا به تو و آدام نیاز داریم
‫تا از شهر محافظت کنید،

56
00:06:13,456 --> 00:06:17,711
‫اگه شایعات واقعیت داشته باشن
‫و سان‌فایر زنده باشه

57
00:06:18,879 --> 00:06:21,672
‫کورلیس دست شماست،
‫قدیمی‌ترین متحد شماست

58
00:06:21,673 --> 00:06:24,967
‫نمی‌خوام آسیبی به پدربزرگت برسه،
‫اما خودش تصمیمش رو گرفت،

59
00:06:24,968 --> 00:06:26,761
‫و حالا ما باید بهاش رو بپردازیم

60
00:06:29,389 --> 00:06:30,689
‫تقصیر شما بود

61
00:06:32,642 --> 00:06:33,893
‫چی؟

62
00:06:33,894 --> 00:06:36,103
‫این‌که لُرد کورلیس اون بیرون بود
‫تا بتونن اسیرش کنن

63
00:06:36,104 --> 00:06:37,814
‫با من این‌طور صحبت نکن

64
00:06:38,732 --> 00:06:40,942
‫همیشه با کسایی که بهتون خدمت کردن
‫این‌طور رفتار کردید

65
00:06:42,402 --> 00:06:44,945
‫من و آدام بدون ذره‌ای استراحت

66
00:06:44,946 --> 00:06:47,448
‫مأموریت‌های شناسایی بی‌شماری
‫انجام دادیم تا دشمنان‌تون رو پیدا کنیم،

67
00:06:47,449 --> 00:06:49,325
‫فقط برای این‌که جواب‌مون رو با خشم بدید

68
00:06:49,326 --> 00:06:53,412
‫آره، چون مأموریت‌هایی که انجام دادید
‫هیچ دستاوردی برامون نداشتن،

69
00:06:53,413 --> 00:06:56,332
‫در حالی که دشمنانم فرصت داشتن
‫قدرت‌شون رو دوباره به دست بیارن

70
00:06:56,333 --> 00:06:59,002
‫اگه یه نفر به دردتون بخوره
‫ازش استفاده می‌کنید

71
00:07:00,253 --> 00:07:01,671
‫اما اگه به دردتون نخوره
‫ازش دست می‌کشید

72
00:07:02,631 --> 00:07:04,048
‫همون کاری که با رینا کردید

73
00:07:04,049 --> 00:07:07,051
‫و حالا اون نابود شده، مثل پدربزرگم

74
00:07:07,052 --> 00:07:09,804
‫بعد از اتفاقات آب‌گذر
‫می‌تونستم از تو دست بکشم

75
00:07:11,181 --> 00:07:12,481
‫شاید

76
00:07:13,224 --> 00:07:14,524
‫اما به اژدهام نیاز دارید

77
00:07:18,229 --> 00:07:19,648
‫بچه‌ی احمق

78
00:07:21,441 --> 00:07:24,694
‫ولی نباید بابت حماقتت سرزنشت کنم
‫حماقت کلاً توی خون و ذات‌تونه

79
00:07:25,987 --> 00:07:28,073
‫همون‌طور که خواهرت اخیراً
‫به همه‌مون یادآوری کرد

80
00:07:40,585 --> 00:07:41,885
‫صبح بخیر، سروران

81
00:07:42,629 --> 00:07:43,929
‫واقعاً صبح خیریه

82
00:07:45,382 --> 00:07:47,341
‫شبانه از دریفت‌مارک راه افتادیم

83
00:07:47,342 --> 00:07:50,595
‫بعد از این‌که متوجه شدیم
‫هایتاورها لُرد دریاسالارمون رو به اسارت گرفتن

84
00:07:51,638 --> 00:07:54,975
‫ملکه شما رو احضار کرده
‫تا امنیت بارانداز پادشاه رو حفظ کنید

85
00:07:57,060 --> 00:07:59,478
‫پاسخ به درخواست اون ممکنه
‫باعث از دست دادن لُردمون بشه

86
00:07:59,479 --> 00:08:02,273
‫لُرد کورلیس می‌دونست
‫ماجراجویی‌هاش چه خطراتی دارن

87
00:08:03,775 --> 00:08:06,360
‫خودش هم می‌خواد افتخار خاندان ولاریون رو

88
00:08:06,361 --> 00:08:07,661
‫بالاتر از جون خودش قرار بدیم

89
00:08:09,030 --> 00:08:11,491
‫تو کی هستی که می‌گی
‫لُرد ما چه خواسته‌ای داره؟

90
00:08:13,118 --> 00:08:14,661
‫پسر ارشد زنده‌ش

91
00:08:17,414 --> 00:08:18,790
‫که اون رو وارث خودش معرفی کرده

92
00:08:20,834 --> 00:08:24,337
‫ارباب پیشین و آینده‌ی جزر و مد

93
00:08:29,634 --> 00:08:31,344
‫دروازه‌ها رو باز کنید

94
00:08:46,401 --> 00:08:47,701
‫بچرخید

95
00:08:48,737 --> 00:08:50,155
‫به پیش

96
00:09:00,248 --> 00:09:01,548
‫اون…

97
00:09:02,500 --> 00:09:05,128
‫همه‌ش برای توئه

98
00:09:08,089 --> 00:09:09,466
‫فوق‌العاده‌ست، نه؟

99
00:09:13,344 --> 00:09:14,644
‫اما…

100
00:09:15,597 --> 00:09:17,390
‫قبل از این‌که تاج‌گذاری کنی…

101
00:09:18,641 --> 00:09:20,226
‫باید شوالیه بشی

102
00:09:21,728 --> 00:09:23,028
‫زانو بزن

103
00:09:34,908 --> 00:09:36,784
‫دیرون تارگرین،

104
00:09:36,785 --> 00:09:40,079
‫در برابر خدایان و انسان‌ها سوگند یاد می‌کنی

105
00:09:40,080 --> 00:09:43,332
‫تا از کسانی که قادر به دفاع
‫از خود نیستن، دفاع کنی…

106
00:09:43,333 --> 00:09:45,210
‫همه برید داخل

107
00:09:46,419 --> 00:09:49,421
‫…تا از همه‌ی زنان و کودکان دفاع کنی…

108
00:09:49,422 --> 00:09:51,424
‫برگرد بیا این‌جا برگرد

109
00:09:52,342 --> 00:09:55,469
‫…و از فرمانده‌هان
‫و لرد مافوقت اطاعت کنی…

110
00:09:55,470 --> 00:09:57,096
‫دروازه‌ها رو ببندید

111
00:09:57,097 --> 00:09:59,224
‫…تا در زمان نیاز شجاعانه بجنگی،

112
00:10:00,809 --> 00:10:02,810
‫و هر وظیفه‌ی دیگری

113
00:10:02,811 --> 00:10:04,520
‫- که بهت محول می‌شه رو انجام بدی…
‫- آروم

114
00:10:04,521 --> 00:10:06,063
‫- …هر چقدر دشوار…
‫- بالا بکشید

115
00:10:06,064 --> 00:10:08,774
‫…یا ساده یا خطرناک باشه؟

116
00:10:08,775 --> 00:10:10,075
‫کافیه

117
00:10:14,155 --> 00:10:15,455
‫سوگند یاد می‌کنم

118
00:10:22,831 --> 00:10:24,582
‫پس به عنوان یک شوالیه برخیز

119
00:10:30,380 --> 00:10:32,257
‫سِـر دیرونِ دلیر

120
00:10:35,176 --> 00:10:37,011
‫و راه رو روشن کن

121
00:10:48,982 --> 00:10:52,318
‫ارتش ملکه‌ی حروم‌زاده‌ها
‫به پشت دروازه‌ها رسیده

122
00:10:53,653 --> 00:10:55,988
‫و کسی که قراره اونا رو
‫به قتل‌گاه‌شون ببره

123
00:10:55,989 --> 00:10:58,448
‫کسی نیست جز عموش نه

124
00:10:58,449 --> 00:11:00,367
‫معشوقشه

125
00:11:00,368 --> 00:11:02,579
‫نه شوهرشه

126
00:11:04,414 --> 00:11:07,208
‫دیمون تارگرین لعنتی

127
00:11:08,334 --> 00:11:11,129
‫- و اژدهاش
‫- معلومه که یه اژدها داره

128
00:11:13,756 --> 00:11:15,216
‫اما ازش استفاده نمی‌کنه

129
00:11:17,468 --> 00:11:19,052
‫از کجا می‌دونی؟

130
00:11:19,053 --> 00:11:23,099
‫چون زنش که ملکه‌ست
‫بهش اجازه نمی‌ده

131
00:11:24,767 --> 00:11:27,520
‫افسار دیمون توی دست‌های رینیراست

132
00:11:28,646 --> 00:11:31,024
‫دیمون مثل یه سگ ازش اطاعت می‌کنه

133
00:11:34,110 --> 00:11:36,070
‫لیوان اژدهاسوار رو پر کنید

134
00:11:38,239 --> 00:11:42,159
‫شاهزاده‌ی سرکش
‫به زودی به خودش می‌لرزه

135
00:11:42,160 --> 00:11:46,580
‫در برابر لُردِ خوفناک و قدرتمند…

136
00:11:46,581 --> 00:11:48,666
‫لُرد اولفِ سفید

137
00:11:56,257 --> 00:11:57,592
‫علیاحضرت

138
00:11:59,510 --> 00:12:01,261
‫علیاحضرت، مشکلی هست؟

139
00:12:01,262 --> 00:12:02,562
‫چی شده؟

140
00:12:03,806 --> 00:12:05,725
‫شاه‌دخت هلینا

141
00:12:06,684 --> 00:12:08,436
‫هنوزم چیزی نمی‌خوره

142
00:12:09,687 --> 00:12:14,525
‫حکیم‌ها نگران سلامتی اون
‫و مخصوصاً نگران بچه‌ی توی شکمش هستن

143
00:12:20,448 --> 00:12:21,866
‫سِـر آلین رو احضار کن

144
00:12:24,911 --> 00:12:26,955
‫برای رفتن به معبد بزرگ
‫می‌خوام کامل محافظت بشم

145
00:12:27,705 --> 00:12:31,375
‫امروز اون‌جا روحانی اعظم
‫مراسم تدهین من رو انجام می‌ده

146
00:12:31,376 --> 00:12:33,920
‫و در برابر چشم تمام مردم بارانداز پادشاه
‫حکومت من رو متبرک می‌کنه

147
00:12:35,046 --> 00:12:37,507
‫اون‌وقت دیگه شکی باقی نمی‌مونه
‫که خدایان چه کسی رو برای فرمانروایی برگزیدن

148
00:12:39,008 --> 00:12:40,510
‫چشم، علیاحضرت

149
00:12:42,095 --> 00:12:43,395
‫دستورات‌تون همینا بودن؟

150
00:12:50,019 --> 00:12:51,319
‫نه

151
00:12:58,736 --> 00:13:00,036
‫این چه کاریه؟

152
00:13:00,613 --> 00:13:01,822
‫آقایون

153
00:13:01,823 --> 00:13:04,032
‫- آقایون
‫- بانوی من

154
00:13:04,033 --> 00:13:06,660
‫معذرت می‌خوام که بدون اجازه وارد شدیم
‫زمان زیادی نداشتیم

155
00:13:06,661 --> 00:13:08,245
‫زمان برای چه کاری؟

156
00:13:08,246 --> 00:13:10,914
‫ترتیب سفر شما با کشتیِ
‫«بوسه‌ی پری دریایی» داده شده

157
00:13:10,915 --> 00:13:13,626
‫باید دمِ غروب به سمت پنتوس برید

158
00:13:14,252 --> 00:13:18,339
‫به من دستور داده شده بهتون اطلاع بدم
‫که این‌جا دیگه به خدمات‌تون نیازی نیست

159
00:13:19,966 --> 00:13:22,843
‫شما با نهایت وفاداری
‫به ملکه و قلمرو خدمت کردید،

160
00:13:22,844 --> 00:13:25,346
‫و علیاحضرت می‌خوان
‫قدردانی‌شون رو نشون بدن

161
00:13:27,181 --> 00:13:29,683
‫طلا به اندازه‌ی کافی به شما
‫داده خواهد شد تا خانه‌ی درخور بگیرید

162
00:13:29,684 --> 00:13:31,227
‫و خدمتکارانی استخدام کنید

163
00:13:34,439 --> 00:13:35,739
‫سریع‌تر

164
00:13:39,235 --> 00:13:41,821
‫منم درک نمی‌کنم، بانوی من

165
00:13:53,374 --> 00:13:55,335
‫زمان گذشته، بانوی من

166
00:13:57,462 --> 00:13:59,297
‫باید شما رو به محل اقامت‌تون برگردونم

167
00:14:22,445 --> 00:14:24,113
‫از این طرف، شاه‌دخت

168
00:14:40,588 --> 00:14:42,506
‫به ملکه اعتماد نکن

169
00:14:42,507 --> 00:14:44,841
‫اگان برگشته اژدهاش زنده‌ست

170
00:14:44,842 --> 00:14:47,177
‫بچه‌ی توی شکمت یه گروگانه،

171
00:14:47,178 --> 00:14:49,638
‫برگ برنده‌ای برای ملکه‌ست
‫که بتونه قدرت رو

172
00:14:49,639 --> 00:14:51,223
‫- در برابر دشمنانش حفظ کنه
‫- حرکت کن

173
00:14:51,224 --> 00:14:53,434
‫- کافیه
‫- هیچ‌وقت آزادت نمی‌کنه

174
00:15:04,445 --> 00:15:06,114
‫یادته؟

175
00:15:07,407 --> 00:15:09,242
‫یادته؟

176
00:15:12,078 --> 00:15:13,378
‫کمکم کن

177
00:15:16,499 --> 00:15:17,799
‫نگران نباش

178
00:15:18,251 --> 00:15:19,551
‫زنده‌ای

179
00:15:22,004 --> 00:15:23,130
‫بیا

180
00:15:23,131 --> 00:15:24,431
‫این رو بخور

181
00:15:26,134 --> 00:15:27,434
‫یه ساعت دیگه بازم برات میارم

182
00:15:28,970 --> 00:15:31,054
‫من رو مسموم کرد

183
00:15:31,055 --> 00:15:34,474
‫متوجه شدی که توی این دنیا تنهایی

184
00:15:34,475 --> 00:15:36,018
‫و توی این موضوع هم‌دردیم

185
00:15:44,986 --> 00:15:47,071
‫اما من دیگه نمی‌خوام زجر بکشم

186
00:15:49,574 --> 00:15:51,032
‫تو می‌خوای؟

187
00:15:51,033 --> 00:15:52,869
‫چرا به تنها بودن من اهمیت می‌دی؟

188
00:15:54,370 --> 00:15:56,372
‫چرا برات مهمه که من می‌میرم
‫یا زنده می‌مونم؟

189
00:15:59,584 --> 00:16:02,003
‫من یه خویشاوندکُشم، الیس

190
00:16:03,880 --> 00:16:07,425
‫برادرم رو با دست‌های خودم کُشتم

191
00:16:08,301 --> 00:16:11,512
‫بابت گناهانی که مرتکب شدم
‫نفرین شدم و باید زجر بکشم

192
00:16:14,182 --> 00:16:16,267
‫باید من رو ترک کنی

193
00:16:17,894 --> 00:16:20,188
‫وگرنه به سرنوشت من دچار می‌شی

194
00:16:26,736 --> 00:16:29,529
‫وقتی اژدها بالریون
‫این‌جا رو به آتیش کشید،

195
00:16:29,530 --> 00:16:31,824
‫قرار بود دودمان لُرد هارن رو
‫به پایان برسونه

196
00:16:33,326 --> 00:16:35,786
‫اما دودمانش به راحتی از بین نرفت

197
00:16:37,246 --> 00:16:38,546
‫یه بچه…

198
00:16:39,832 --> 00:16:41,132
‫یه پسر…

199
00:16:42,627 --> 00:16:43,927
‫زنده موند

200
00:16:44,795 --> 00:16:47,715
‫بدجور سوخته بود، اما زنده موند

201
00:16:49,800 --> 00:16:52,261
‫مادرش حاضر بود برای نجات دادنش
‫هر کاری بکنه

202
00:16:56,140 --> 00:17:00,060
‫حکیم‌های سراسر
‫هفت پادشاهی رو فرا خوند،

203
00:17:00,061 --> 00:17:01,395
‫اما فایده‌ای نداشت

204
00:17:08,486 --> 00:17:10,696
‫پس به سراغ درمان‌های قدیمی‌تر رفت

205
00:17:12,073 --> 00:17:15,742
‫افسون‌هایی رو پیدا کرد
‫که از سرزمین هم کهن‌تر بودن

206
00:17:15,743 --> 00:17:19,330
‫با موجوداتی که توی جنگل
‫زندگی می‌کردن ارتباط برقرار کرد

207
00:17:22,542 --> 00:17:25,795
‫اما هیچ‌کدوم‌شون نتونستن
‫اثر آتش اژدها رو از بین ببرن

208
00:17:27,755 --> 00:17:29,215
‫و وقتی پسرش مُرد…

209
00:17:36,347 --> 00:17:38,683
‫سعی کرد خودش هم همراهش بره

210
00:17:49,527 --> 00:17:52,029
‫و اون موقع بهای کارش رو فهمید

211
00:17:58,286 --> 00:18:00,496
‫متوجه شد که نفرین شده

212
00:18:01,163 --> 00:18:02,463
‫باید زنده می‌موند…

213
00:18:04,250 --> 00:18:08,379
‫و در محدوده‌ی سرزمین‌هایی که زمانی
‫زیر فرمان پادشاهان رودخانه‌ای بود، باقی می‌موند…

214
00:18:09,380 --> 00:18:11,923
‫به‌خاطر شریک بودن در طمع‌ورزی هارن
‫نفرین شده بود

215
00:18:11,924 --> 00:18:14,843
‫از اسم، عنوان،

216
00:18:14,844 --> 00:18:16,304
‫و قلعه‌ش محروم شد

217
00:18:18,180 --> 00:18:22,851
‫و محکوم به خدمت به هر لُرد بی‌ارزشی شد
‫که برای حکومت به این‌جا می‌اومد

218
00:18:22,852 --> 00:18:25,437
‫اون که مربوط به صد سال پیشه

219
00:18:25,438 --> 00:18:27,481
‫زمان زیادی برای تنها بودنه

220
00:18:56,218 --> 00:18:57,970
‫باید غذا بخوری، خواهر

221
00:19:04,602 --> 00:19:05,978
‫به فکر بچه‌ت باش

222
00:19:06,896 --> 00:19:08,564
‫تو هم الان به فکر پسرمی؟

223
00:19:10,358 --> 00:19:11,692
‫می‌گی بچه‌ت یه پسره؟

224
00:19:12,693 --> 00:19:13,993
‫مطمئنی؟

225
00:19:16,030 --> 00:19:17,330
‫به من نگاه کن

226
00:19:26,999 --> 00:19:28,668
‫نمی‌تونی به این فکر کنی
‫که من بهت آسیب می‌رسونم

227
00:19:29,585 --> 00:19:32,963
‫فکر می‌کنی زندگی به این معنیه
‫که نمرده باشی؟

228
00:19:36,717 --> 00:19:39,095
‫پدرمون اگه زنده بود
‫به‌خاطر این کار ازت متنفر می‌شد

229
00:19:42,223 --> 00:19:44,308
‫ولی هیچ کاری نکرد
‫که جلوی این وضع رو بگیره

230
00:19:45,685 --> 00:19:49,145
‫خیلی تلاش کردم
‫به فلسفه‌ش پایبند بمونم

231
00:19:49,146 --> 00:19:51,815
‫تا زمانی که فهمیدم
‫باعث نابودی قلمرو می‌شه

232
00:19:51,816 --> 00:19:56,277
‫یه سوسک هست که اول تابستون
‫ظاهر می‌شه

233
00:19:56,278 --> 00:19:58,029
‫رنگ‌های مختلفی داره

234
00:19:58,030 --> 00:20:01,283
‫آبی، طلایی، طیف‌های مختلف بنفش

235
00:20:02,660 --> 00:20:04,203
‫شبیه یه لاک‌پشته

236
00:20:05,955 --> 00:20:07,623
‫تا حالا متوجه‌ی حضورش شدی؟

237
00:20:08,916 --> 00:20:10,542
‫فکر نمی‌کنم

238
00:20:10,543 --> 00:20:13,294
‫فقط توی بارانداز پادشاه پیدا می‌شه

239
00:20:13,295 --> 00:20:16,716
‫از فضولات موجودات دیگه تغذیه می‌کنه

240
00:20:21,387 --> 00:20:22,687
‫خیلی زیباست

241
00:20:25,516 --> 00:20:27,852
‫خب، وقتی تابستون شروع شد
‫باید بهم نشونش بدی

242
00:20:34,942 --> 00:20:36,819
‫برات مهم نیست

243
00:20:39,530 --> 00:20:40,830
‫داری وانمود می‌کنی

244
00:20:42,783 --> 00:20:46,996
‫همه‌ی چیزهایی که تو بهشون
‫اهمیت می‌دی زشت و کریه هستن

245
00:20:48,873 --> 00:20:50,458
‫این‌جا…

246
00:20:51,709 --> 00:20:53,009
‫زشته

247
00:20:56,714 --> 00:20:58,841
‫خودِ تو…

248
00:21:00,384 --> 00:21:01,509
‫زشتی

249
00:21:01,510 --> 00:21:02,810
‫غذا بخور

250
00:21:03,846 --> 00:21:05,431
‫وگرنه مجبورم به زور متوسل بشم

251
00:21:33,918 --> 00:21:35,218
‫نه

252
00:21:35,836 --> 00:21:37,136
‫نه نه

253
00:21:37,838 --> 00:21:40,089
‫نه نه نه

254
00:21:40,090 --> 00:21:41,801
‫بس کنید تمومش کنید

255
00:21:57,358 --> 00:21:58,943
‫به پیش

256
00:22:10,663 --> 00:22:11,963
‫برادر

257
00:22:13,332 --> 00:22:15,208
‫تو هم قراره به تامبلتون بری؟

258
00:22:15,209 --> 00:22:17,545
‫نه امروز قراره از ملکه محافظت کنیم

259
00:22:18,921 --> 00:22:20,339
‫می‌خواد کجا بره؟

260
00:22:24,760 --> 00:22:28,429
‫خبر برگشتن اگان ملکه رو
‫به مسیری تاریک کشونده

261
00:22:28,430 --> 00:22:31,140
‫بیلا رو تنبیه کرده
‫و گفته حق خروج از قلعه رو نداره

262
00:22:31,141 --> 00:22:32,809
‫خبر داری؟

263
00:22:32,810 --> 00:22:34,769
‫دوران خطرناکیه،

264
00:22:34,770 --> 00:22:37,606
‫و من نمی‌تونم کارهای
‫علیاحضرت رو زیر سوال ببرم

265
00:22:40,484 --> 00:22:41,943
‫چرا زیر سوال ببری؟

266
00:22:41,944 --> 00:22:45,321
‫در حالی که پدرمون منتظره
‫به دست هایتاورها کشته بشه،

267
00:22:45,322 --> 00:22:48,157
‫رینیرا تو رو به جای اون قرار داده

268
00:22:48,158 --> 00:22:50,369
‫یه پیشرفت باشکوه برای یه حروم‌زاده‌ست

269
00:22:53,289 --> 00:22:56,750
‫من هیچ جاه‌طلبی‌ای ندارم
‫و فقط می‌خوام وظایفم رو انجام بدم

270
00:22:58,043 --> 00:22:59,343
‫آماده باشید

271
00:23:14,184 --> 00:23:16,478
‫صف تشکیل بدید

272
00:23:22,443 --> 00:23:23,743
‫به پیش

273
00:23:44,089 --> 00:23:45,389
‫پناه بر خدایان

274
00:23:46,800 --> 00:23:48,344
‫چطور می‌خوایم باهاشون بجنگیم؟

275
00:23:49,553 --> 00:23:52,348
‫شجاعانه و بی‌دلیل

276
00:23:53,515 --> 00:23:55,017
‫سر جاتون قرار بگیرید، پسرها

277
00:23:55,726 --> 00:23:57,811
‫حرکت کنید، برید سر جاتون

278
00:23:59,480 --> 00:24:00,940
‫حرکت کنید شجاع باشید

279
00:24:02,691 --> 00:24:04,944
‫پسرها رو بذار جلو باید دیده بشن

280
00:24:06,862 --> 00:24:11,408
‫سرورم، خبری از اولف نیست،
‫و همراه اژدهاش نیست

281
00:24:16,830 --> 00:24:18,706
‫از هر بخش تعدادی از سربازها رو بردار

282
00:24:18,707 --> 00:24:19,707
‫و توی شهر دنبالش بگردید

283
00:24:19,708 --> 00:24:20,833
‫و پیداش کنید

284
00:24:20,834 --> 00:24:22,001
‫شما همراهم بیایید

285
00:24:22,002 --> 00:24:23,504
‫- یه مشکلی هست
‫- آره

286
00:24:24,755 --> 00:24:26,297
‫همه‌مون قراره بمیریم

287
00:24:26,298 --> 00:24:27,598
‫نه

288
00:24:28,133 --> 00:24:29,468
‫عمو یه مشکلی داره

289
00:24:30,552 --> 00:24:33,138
‫اون و راکستون
‫یه نقشه‌ی مخفیانه کشیدن

290
00:24:35,474 --> 00:24:37,141
‫حتی از منم مخفیش کرده

291
00:24:37,142 --> 00:24:39,352
‫- هر چیزی که بوده…
‫- ازم دور شو

292
00:24:39,353 --> 00:24:41,855
‫…به نظر نمی‌رسه موفقیت‌آمیز بوده باشه

293
00:24:45,109 --> 00:24:46,484
‫لطفاً

294
00:24:46,485 --> 00:24:48,027
‫لطفاً، قربان، نمی‌خوایم این کار رو بکنیم

295
00:24:48,028 --> 00:24:49,530
‫- من فقط می‌خوام برم خونه پیش مامانم
‫- مجبورمون نکنید

296
00:24:50,823 --> 00:24:52,449
‫باید برای رویارویی با دشمن
‫با اژدهام پرواز کنم

297
00:24:53,701 --> 00:24:55,001
‫نه

298
00:24:55,869 --> 00:24:59,790
‫همه‌ی این سربازها و این پسربچه‌ها
‫به‌خاطر من این‌جان

299
00:25:01,417 --> 00:25:04,252
‫- نمی‌تونم توی جنگ تنهاشون بذارم
‫- به چه هدفی، پسر؟

300
00:25:04,253 --> 00:25:06,421
‫این‌که تبدیل به یه جسد دیگه
‫بین کوه مُرده‌های اورمند بشی؟

301
00:25:06,422 --> 00:25:08,048
‫چه چاره‌ی دیگه‌ای دارم؟

302
00:25:08,549 --> 00:25:11,135
‫یا باید بجنگم، یا فرار کنم

303
00:25:17,349 --> 00:25:18,976
‫شاید یه راه دیگه هم باشه

304
00:25:21,770 --> 00:25:23,230
‫اژدها

305
00:25:40,247 --> 00:25:41,957
‫اولفِ اژدهاسوار

306
00:25:43,167 --> 00:25:45,251
‫دنبال اولفِ اژدهاسوار می‌گردم

307
00:25:45,252 --> 00:25:46,628
‫اولف

308
00:25:48,547 --> 00:25:49,847
‫اولف

309
00:25:54,261 --> 00:25:58,097
‫و اینم از پادشاه کوچولوی لُرد اورمند
‫و ملازم وفادارش

310
00:25:58,098 --> 00:25:59,640
‫خفه شو

311
00:25:59,641 --> 00:26:02,727
‫دریفت‌مارک ویران شده،
‫میراثت از هم پاشیده

312
00:26:02,728 --> 00:26:06,439
‫اما پادشاه دیرون که خیلی
‫سخاوتمند و خردمنده،

313
00:26:06,440 --> 00:26:10,068
‫می‌تونه آینده‌ی بهتری نسبت
‫به چیزی که رینیرا برات می‌سازه فراهم کنه

314
00:26:10,069 --> 00:26:12,112
‫فقط شرافتم برام باقی مونده

315
00:26:13,530 --> 00:26:16,783
‫واقعاً فکر می‌کنی برای گرفتن
‫سکه‌های هایتاورها اون رو می‌فروشم؟

316
00:26:16,784 --> 00:26:18,084
‫بسیار خب

317
00:26:18,577 --> 00:26:20,120
‫پس مسیر سخت رو انتخاب می‌کنی

318
00:26:37,471 --> 00:26:38,771
‫راه رو باز کنید

319
00:26:39,723 --> 00:26:41,023
‫راه رو باز کنید

320
00:26:42,267 --> 00:26:45,604
‫- برید عقب
‫- برید عقب برید عقب

321
00:26:46,355 --> 00:26:48,649
‫برید راه رو باز کنید

322
00:26:49,858 --> 00:26:51,158
‫برید عقب

323
00:27:07,251 --> 00:27:08,551
‫برید عقب

324
00:27:11,498 --> 00:27:13,530
‫[ ملکه‌ی حرام‌زاده‌ها ]

325
00:27:14,883 --> 00:27:19,220
‫تو جانشین من هستی، جافری،
‫و وظیفه‌ای که بهت محول می‌کنم

326
00:27:19,221 --> 00:27:20,889
‫چیزی بیش از حکومت کردنه

327
00:27:24,101 --> 00:27:27,103
‫یه داستانی وجود داره
‫که پدربزرگت برام تعریف کرد

328
00:27:27,104 --> 00:27:29,189
‫و پادشاه پیر اون رو براش تعریف کرده بود

329
00:27:30,357 --> 00:27:32,192
‫و منم اون رو برای…

330
00:27:33,485 --> 00:27:34,785
‫برادرت تعریف کردم…

331
00:27:36,655 --> 00:27:38,448
‫بعد از این‌که به قدرت رسیدم

332
00:27:44,246 --> 00:27:46,414
‫تامبلتون، لُردها

333
00:27:46,415 --> 00:27:47,715
‫بالاخره

334
00:27:49,793 --> 00:27:52,712
‫اگه کول نبود، ۲ هفته پیش
‫می‌رسیدیم به این‌جا

335
00:27:52,713 --> 00:27:55,673
‫خیلی راحت می‌شه فراموشش کرد
‫چطور مُرد؟

336
00:27:55,674 --> 00:27:56,974
‫خیلی بد

337
00:28:00,095 --> 00:28:03,306
‫شاهزاده، سروران،
‫یه شوالیه‌ی هایتاور داره میاد

338
00:28:03,307 --> 00:28:05,558
‫خب که چی؟ بُکُشیدش

339
00:28:05,559 --> 00:28:06,894
‫لُرد کورلیس همراشه

340
00:28:09,188 --> 00:28:10,488
‫برو حیوون

341
00:28:22,993 --> 00:28:24,293
‫شاهزاده دیمون

342
00:28:25,037 --> 00:28:26,662
‫من سِـر گواین هایتاور هستم

343
00:28:26,663 --> 00:28:27,963
‫خوش‌بختم

344
00:28:28,373 --> 00:28:29,791
‫لعنتی

345
00:28:32,628 --> 00:28:34,838
‫گوشت بیشتری روی چاقوی قصاب دیدم
‫نسبت به گوشتی که روی این جسمه

346
00:28:36,840 --> 00:28:38,140
‫می‌شه من بُکُشمش؟

347
00:28:38,884 --> 00:28:40,593
‫لُرد کورلیس رو که می‌شناسید

348
00:28:40,594 --> 00:28:41,894
‫خوبی؟

349
00:28:42,721 --> 00:28:44,021
‫به اندازه‌ی کافی خوب هستم

350
00:28:46,600 --> 00:28:48,267
‫خب حرف بزن

351
00:28:48,268 --> 00:28:51,354
‫پسرعموم اورمند عقلش رو
‫از دست داده

352
00:28:51,355 --> 00:28:53,064
‫ترجیح می‌ده بمیره
‫ولی شکست رو نپذیره

353
00:28:53,065 --> 00:28:54,365
‫و تو؟

354
00:28:55,067 --> 00:28:56,485
‫خب من کور نیستم

355
00:28:57,736 --> 00:28:59,863
‫می‌دونم اگه حمله کنید
‫امکان نداره زنده بمونیم

356
00:29:01,114 --> 00:29:02,699
‫پس به عنوان نشانه‌ای از حسن نیّت،

357
00:29:06,328 --> 00:29:07,628
‫دست‌تون رو پس می‌دم

358
00:29:09,581 --> 00:29:11,250
‫دست‌مون البته با ۴ تا انگشت

359
00:29:12,125 --> 00:29:13,425
‫برای درخواست صلح اومدم

360
00:29:14,127 --> 00:29:15,544
تا ازتون تقاضا کنم

361
00:29:15,545 --> 00:29:17,256
‫از طرف دیرون تارگرین

362
00:29:18,298 --> 00:29:21,300
‫آخرین نفر از سلسله‌ی
‫پادشاهان دروغین‌تون

363
00:29:21,301 --> 00:29:22,885
‫جنگ زمانی به پایان می‌رسه
‫که سرهای خائنین

364
00:29:22,886 --> 00:29:24,972
‫بالای دروازه‌ی پادشاه
‫روی نیزه رفته باشن…

365
00:29:25,973 --> 00:29:27,139
‫قبلش به پایان نمی‌رسه

366
00:29:27,140 --> 00:29:28,850
‫به درخواست دیرون گوش بدید

367
00:29:29,685 --> 00:29:31,102
‫قلمرو رو تقسیم کنید

368
00:29:31,103 --> 00:29:33,688
‫ملکه می‌تونه به سرزمین‌های سلطنتی،
‫شمال، وِیل،

369
00:29:33,689 --> 00:29:35,064
‫و تمام سرزمین‌هایی که ترایدنت
‫سیراب‌شون می‌کنه، حکومت کنه

370
00:29:35,065 --> 00:29:38,109
‫و بذارید دیرون از اولدتاون حکومت کنه

371
00:29:38,110 --> 00:29:39,820
‫لطفاً

372
00:29:40,988 --> 00:29:44,198
‫بذارید این عوضیِ جنوبیِ لوس رو بُکُشم

373
00:29:44,199 --> 00:29:46,284
‫قلمرو یه زمانی هفت پادشاهی بود،

374
00:29:46,285 --> 00:29:47,952
‫قبل از فاتح، وقتی تقسیم شده بودیم

375
00:29:47,953 --> 00:29:49,412
‫- اما صلح برقرار بود…
‫- تمومش کنید

376
00:29:49,413 --> 00:29:51,206
‫دستِ عزیز

377
00:29:51,915 --> 00:29:54,960
‫فکر می‌کردم هایتاورها
‫زبونت رو هم بریدن

378
00:29:58,005 --> 00:29:59,305
‫هایتاور اشتباه نمی‌گه

379
00:30:00,299 --> 00:30:02,300
‫خاندان‌های بزرگی هستن
‫که هنوز به سنتی معتقدن

380
00:30:02,301 --> 00:30:06,262
‫که شورای بزرگ تعیین کرد،
‫این‌که یک زن نمی‌تونه حکومت کنه

381
00:30:06,263 --> 00:30:08,639
‫همسر خودت رو کنار گذاشتن، کورلیس

382
00:30:08,640 --> 00:30:10,766
‫رینیرا تاج‌وتخت رو با گروهی
‫از اژدهایانش به دست آورد

383
00:30:10,767 --> 00:30:12,268
‫حکومتش خدشه‌ناپذیره

384
00:30:12,269 --> 00:30:14,353
‫ملکه اژدهایان زیادی داره، درسته،

385
00:30:14,354 --> 00:30:15,897
‫اما خاندان‌های بزرگ مردد هستن

386
00:30:17,107 --> 00:30:19,818
‫رعیت‌هاش احساس امنیت نمی‌کنن،
‫نباید هم بکنن

387
00:30:20,944 --> 00:30:22,821
‫ایموند و ویگار هنوز فراری‌ان

388
00:30:29,745 --> 00:30:31,704
‫اولدتاون رو بدید به شاهزاده دیرون

389
00:30:31,705 --> 00:30:34,915
‫اون رو لُرد اعظمِ ریچ کنید

390
00:30:34,916 --> 00:30:37,209
‫دیرون هیچ‌وقت پادشاه نمی‌شه

391
00:30:37,210 --> 00:30:39,670
‫اما اون و اژدهاش می‌تونن
‫نگهبانان جنوب باشن

392
00:30:39,671 --> 00:30:41,631
‫این پیشنهاد من نبود

393
00:30:44,384 --> 00:30:46,177
‫دیرون و رینا رو وصلت کنید

394
00:30:46,178 --> 00:30:48,095
‫شکاف بین دو خانواده رو ترمیم کنید

395
00:30:48,096 --> 00:30:50,389
‫با اراده‌ی مشترک بارانداز پادشاه،

396
00:30:50,390 --> 00:30:53,392
‫ریچ، شمال،
‫سرزمین‌های رودخانه، و وِیل،

397
00:30:53,393 --> 00:30:56,480
‫رینیرا خیلی سریع و راحت می‌تونه
‫غرب و استورم‌لندز رو به زانو دربیاره

398
00:30:57,230 --> 00:30:58,939
‫و اگان غاصب چی می‌گه

399
00:30:58,940 --> 00:31:00,900
‫وقتی از این پیمان باخبر بشه؟

400
00:31:00,901 --> 00:31:04,487
‫الان یه جایی اون بیرون
‫با اژدهای چلاقش داره دور می‌زنه،

401
00:31:04,488 --> 00:31:06,989
‫نیمه‌سوخته‌ست، اما هنوز
‫برای حکومت کردن مناسبه

402
00:31:06,990 --> 00:31:08,575
‫یا خودش چنین فکری می‌کنه

403
00:31:09,993 --> 00:31:11,293
‫تازه متوجه شدید؟

404
00:31:12,788 --> 00:31:15,790
‫خیلی غم‌انگیزه وقتی آدم می‌بینه
‫برادرها با هم دشمن شدن

405
00:31:15,791 --> 00:31:18,459
‫اگان و ایموند دشمن‌های مشترکِ
‫این اتحاد جدید می‌شن

406
00:31:18,460 --> 00:31:19,878
‫اتحاد؟

407
00:31:21,129 --> 00:31:25,049
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم خائن باشی، کورلیس،
‫یا بدتر، بزدل باشی

408
00:31:25,050 --> 00:31:27,761
‫پادشاه کوچولو چی بهت پیشنهاد داده
‫که قبول کردی بهش وفادار باشی؟

409
00:31:28,929 --> 00:31:30,229
‫صلح

410
00:31:31,181 --> 00:31:34,183
‫دو راه داری، دیمون،

411
00:31:34,184 --> 00:31:36,143
‫اما هر دو تاشون
‫به یه نتیجه منتهی می‌شن

412
00:31:36,144 --> 00:31:40,356
‫رینیرا در هر صورت روی تخت آهنین می‌نشینه
‫و به هفت پادشاهی حکومت می‌کنه

413
00:31:40,357 --> 00:31:42,067
‫چیزی که تصمیمش با توئه…

414
00:31:43,485 --> 00:31:46,154
‫اینه که از این جنگ چی می‌خوای؟

415
00:31:46,696 --> 00:31:47,996
‫پیروزی؟

416
00:31:48,990 --> 00:31:50,659
‫یا کوهی از جسدهای هایتاورها؟

417
00:31:52,160 --> 00:31:54,120
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

418
00:31:54,121 --> 00:31:56,373
‫با سنگدلی جون هزارن…

419
00:31:59,084 --> 00:32:01,502
‫به جز رینیرا هیچ‌کس
‫حکومت نخواهد کرد،

420
00:32:01,503 --> 00:32:04,130
‫ملکه‌ی مقرر شده‌ی آندال‌ها،
‫نخستین انسان‌ها،

421
00:32:04,131 --> 00:32:06,382
‫گداها و دزدها و بزدل‌هایی مثل تو

422
00:32:06,383 --> 00:32:10,428
‫والیریای جدیدی از خاکسترِ
‫برادران ناتنیِ غاصبش

423
00:32:10,429 --> 00:32:12,596
‫و هایتاورهای اولدتاون ظهور خواهد کرد

424
00:32:12,597 --> 00:32:15,933
‫با هدف صلح اومدی پیشم،

425
00:32:15,934 --> 00:32:18,018
‫پس بهت حق انتخاب می‌دم

426
00:32:18,019 --> 00:32:21,272
‫می‌تونی این‌جا بمیری،
‫یا پشت اون دیوارها بمیری،

427
00:32:21,273 --> 00:32:23,608
‫مثل یه موش

428
00:32:26,069 --> 00:32:27,611
‫لُرد کورلیس زندانی منه

429
00:32:27,612 --> 00:32:29,488
‫هایتاور می‌تونه برگرده
‫تا به پسرعموش هشدار بده

430
00:32:29,489 --> 00:32:31,658
‫- که ورود ما قریب‌الوقوعه
‫- بلند شو بلند شو

431
00:32:32,659 --> 00:32:35,578
‫نردبان‌ها و دژکوب‌ها رو بیارید
‫و صف تشکیل بدید

432
00:32:35,579 --> 00:32:37,788
‫نفر بعدی که بخواد حمله رو عقب بندازه

433
00:32:37,789 --> 00:32:41,460
‫می‌بندمش به جلوی اسبم

434
00:33:46,358 --> 00:33:47,776
‫امکان نداره

435
00:33:48,860 --> 00:33:50,160
‫تو مُردی

436
00:33:56,284 --> 00:33:57,584
‫زنده‌ام

437
00:33:59,496 --> 00:34:00,796
‫احمق

438
00:34:03,458 --> 00:34:05,960
‫برادر برادر

439
00:34:05,961 --> 00:34:07,879
‫التماس می‌کنم من رو ببخش

440
00:34:19,474 --> 00:34:20,774
‫ببخشم؟

441
00:34:24,813 --> 00:34:26,773
‫باید از وسط نصفت کنم

442
00:34:32,362 --> 00:34:34,698
‫باید بگم سان‌فایر زنده‌زنده بسوزونت

443
00:34:35,949 --> 00:34:39,286
‫اما آروم‌آروم

444
00:34:40,704 --> 00:34:42,664
‫تا بتونم ببینم که پوستت…

445
00:34:43,748 --> 00:34:46,626
‫کنده می‌شه و تاول می‌زنه

446
00:34:47,419 --> 00:34:48,837
‫ای خویشاوندکُش

447
00:34:50,839 --> 00:34:52,632
‫غاصب

448
00:34:54,759 --> 00:34:56,059
‫عوضی

449
00:35:04,227 --> 00:35:05,527
‫نه

450
00:35:07,439 --> 00:35:10,357
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

451
00:35:10,358 --> 00:35:12,067
‫قرار بود از این لذت ببرم

452
00:35:12,068 --> 00:35:13,445
‫چه مرگته؟

453
00:35:15,697 --> 00:35:16,997
‫باهام بجنگ

454
00:35:21,786 --> 00:35:24,204
‫به چیزی که داشتی غبطه می‌خوردم

455
00:35:24,205 --> 00:35:25,998
‫و تو رو برای حکومت کردن
‫نامناسب می‌دونستم

456
00:35:25,999 --> 00:35:27,334
‫وای

457
00:35:31,546 --> 00:35:33,131
‫می‌خواستم بُکُشمت تا جات رو بگیرم

458
00:35:35,550 --> 00:35:37,844
‫حق داری جونم رو بگیری

459
00:35:44,017 --> 00:35:45,317
‫کیرم دهنت

460
00:35:46,978 --> 00:35:48,278
‫بلند شو

461
00:35:55,779 --> 00:35:57,196
‫باید بریم به تامبلتون

462
00:35:57,197 --> 00:35:59,949
‫شاهزاده نمی‌تونه بیاد
‫اژدهاش ترکش کرده

463
00:36:01,117 --> 00:36:03,578
‫- اون کیه؟
‫- نامزدمه

464
00:36:12,712 --> 00:36:16,216
‫می‌دونی اون بیرون چه خبره؟

465
00:36:19,594 --> 00:36:20,894
‫نه؟

466
00:36:22,263 --> 00:36:23,723
‫رینیرا اعلام کرده من مُردم

467
00:36:24,808 --> 00:36:26,433
‫و بعد از ناپدید شدن تو،

468
00:36:26,434 --> 00:36:29,562
‫اون دیرون کوچولوی عوضی
‫تصمیم گرفته باید پادشاه بشه

469
00:36:32,857 --> 00:36:34,484
‫پس بذار بهت بگم می‌خوایم چیکار کنیم

470
00:36:36,444 --> 00:36:38,987
‫می‌ریم ویگار رو پیدا می‌کنیم،

471
00:36:38,988 --> 00:36:40,864
‫می‌ریم به تامبلتون،

472
00:36:40,865 --> 00:36:43,951
‫و دیرون و اون اورمند بی‌پدر رو
‫سر جاشون می‌نشونیم

473
00:36:43,952 --> 00:36:47,413
‫و بعدش همه‌مون زیر پرچم من

474
00:36:47,414 --> 00:36:49,040
‫به بارانداز پادشاه حمله می‌کنیم

475
00:36:51,084 --> 00:36:54,921
‫و شاید وقتی سر رینیرا
‫روی یه نیزه باشه…

476
00:36:56,005 --> 00:36:57,548
‫و من بشینم روی تخت آهنین…

477
00:36:57,549 --> 00:36:58,849
‫ایموند

478
00:37:01,386 --> 00:37:03,304
‫شاید اون موقع…

479
00:37:05,098 --> 00:37:06,433
‫ببخشمت…

480
00:37:08,309 --> 00:37:10,854
‫به‌خاطر این‌که می‌خواستی من رو بُکُشی

481
00:37:13,267 --> 00:37:15,267
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
482
00:37:15,567 --> 00:37:18,152
‫به جز دروازه‌ی اصلی،
‫یه راه ورود دیگه هم هست

483
00:37:18,153 --> 00:37:20,988
‫یه دروازه‌ی پشتی قدیمی
‫در ضلع شمال‌شرقی

484
00:37:20,989 --> 00:37:24,074
‫باروهای چوبی ساختن
‫اما هنوز برای دفاع کامل نیست،

485
00:37:24,075 --> 00:37:26,034
‫پس نقاط آسیب‌پذیری وجود داره،

486
00:37:26,035 --> 00:37:28,328
‫به خصوص دیوارهای جنوب‌شرقی

487
00:37:28,329 --> 00:37:29,706
‫به اندازه‌ی کافی ساده‌ست

488
00:37:30,832 --> 00:37:32,876
‫باروهای دروازه‌ی اصلی رو می‌سوزونم

489
00:37:33,835 --> 00:37:35,419
‫وقتی مقاومتی وجود نداشت،

490
00:37:35,420 --> 00:37:37,713
‫نیروهای پیشرو با پوشش کاراکسس
‫حمله رو شروع می‌کنن

491
00:37:37,714 --> 00:37:40,174
‫اولف و سیلور‌وینگ از عقب ارتش
‫محافظت می‌کنن

492
00:37:40,175 --> 00:37:41,842
‫هوا که تاریک بشه

493
00:37:41,843 --> 00:37:43,720
‫بنرهای رینیرا باید بر فراز قلعه
‫به اهتزاز دراومده باشن

494
00:37:46,014 --> 00:37:48,182
‫خیلی مراقب باشید که به شهر
‫و مردمش آسیب نرسونید

495
00:37:48,183 --> 00:37:49,483
‫تمام قلمرو نظاره‌گره

496
00:37:50,602 --> 00:37:53,020
‫جایگاه اخلاقی ملکه
‫باید خدشه‌ناپذیر بمونه

497
00:37:53,021 --> 00:37:54,229
‫خسته‌کننده به نظر می‌رسه

498
00:37:54,230 --> 00:37:55,606
‫شاهزاده

499
00:37:55,607 --> 00:37:58,025
‫سروران روی دیوارها
‫تحرکاتی دیده می‌شه

500
00:37:58,026 --> 00:38:01,529
‫دشمن تعداد نیروهاش رو
‫با کودکان افزایش داده

501
00:38:03,490 --> 00:38:04,790
‫پناه بر خدایان

502
00:38:05,408 --> 00:38:07,075
‫- چند نفرن؟
‫- خیلی زیاد

503
00:38:07,076 --> 00:38:08,494
‫در سراسر دیوارها هستن

504
00:38:08,495 --> 00:38:10,330
‫و اون فقط چیزی بود
‫که من می‌تونستم ببینم

505
00:38:12,415 --> 00:38:14,424
‫داره امتحان‌تون می‌کنه، شاهزاده،

506
00:38:14,425 --> 00:38:16,252
‫شما رو به چالش می‌کشه
‫تا از اژدهاتون استفاده کنید

507
00:38:16,253 --> 00:38:17,712
‫عوضی بزدل

508
00:38:19,297 --> 00:38:21,966
‫لُرد رودریک، هنوز آماده‌ای
‫برای ملکه‌مون بمیری؟

509
00:38:22,592 --> 00:38:23,926
‫مشتاقانه منتظرم

510
00:38:23,927 --> 00:38:25,427
‫ریش‌سفیدهات رو ببر بالای دیوارها،

511
00:38:25,428 --> 00:38:27,763
‫با روحیه‌ی جنگجویان شمالی‌تون
‫بهشون غلبه کنید

512
00:38:27,764 --> 00:38:29,515
‫و از داخل دروازه رو باز کنید

513
00:38:29,516 --> 00:38:32,684
‫اما حق نداری تا قبل
‫از باز کردن دروازه بمیری

514
00:38:32,685 --> 00:38:34,437
‫چشم، دروازه رو باز می‌کنم
‫بعدش می‌میرم

515
00:38:36,147 --> 00:38:37,898
‫لُرد اُسکار طبق نقشه
‫از جناح حمله می‌کنه

516
00:38:37,899 --> 00:38:39,942
‫سِـر گاریبالد نیروهای ذخیره رو
‫فرماندهی می‌کنه

517
00:38:39,943 --> 00:38:41,778
‫مرکزش مال منه

518
00:39:01,381 --> 00:39:03,799
‫این خانه‌ی هفت خداست

519
00:39:03,800 --> 00:39:06,344
‫هیچ سلاحی نباید بهش وارد بشه

520
00:39:07,345 --> 00:39:10,097
‫مردم بارانداز پادشاه جمع شدن

521
00:39:10,098 --> 00:39:12,642
‫و می‌خوان بدونن خدایان
‫چه کسی رو برای رهبری برگزیدن

522
00:39:14,185 --> 00:39:16,228
‫تو بهشون جواب می‌دی

523
00:39:16,229 --> 00:39:18,230
‫و جلوی چشم همه
‫مراسم تدهین من رو انجام می‌دی

524
00:39:18,231 --> 00:39:21,317
‫قبلاً بهتون گفتم
‫که چنین کاری غیرممکنه

525
00:39:22,527 --> 00:39:25,696
‫و حالا بعد از زنده شدن اگان و اژدهاش

526
00:39:25,697 --> 00:39:28,115
‫نشانه‌ی مشخص‌تری از این وجود نداره

527
00:39:28,116 --> 00:39:31,911
‫که خدایان چه کسی رو
‫برای رهبری برگزیدن، شاه‌دخت

528
00:39:32,745 --> 00:39:34,080
‫من ملکه‌ام

529
00:39:36,541 --> 00:39:37,917
‫پیرمرد فراموش کرده

530
00:39:39,377 --> 00:39:42,297
‫تاج پدرم رو بر سر گذاشتم
‫و روی تخت آهنینش می‌نشینم…

531
00:39:43,298 --> 00:39:45,592
‫در حالی که ۶ اژدها دارم

532
00:39:46,968 --> 00:39:49,137
‫نمی‌تونی برای دومین بار
‫حقم رو ازم دریغ کنی

533
00:39:50,388 --> 00:39:52,890
‫شاید ۶ تا اژدها داشته باشی،

534
00:39:52,891 --> 00:39:56,560
‫اما من خدای هفت‌چهره دارم

535
00:39:56,561 --> 00:40:00,148
‫غیرممکنه که خلاف اراده‌شون عمل کنم

536
00:40:06,321 --> 00:40:08,281
‫پس یه خائنی

537
00:40:11,784 --> 00:40:13,369
‫من روحانی اعظم مذهب هفت هستم

538
00:40:14,621 --> 00:40:19,082
‫اگه به من آسیب برسونی
‫یعنی علیه سپتِ ستاره‌ای اعلان جنگ کردی

539
00:40:19,083 --> 00:40:22,712
‫و روحت رو به عمیق‌ترین جهنم
‫از هفت جهنم محکوم می‌کنی

540
00:40:26,299 --> 00:40:29,844
‫خون والیریای کهن در رگ‌های تو جاریه

541
00:40:31,429 --> 00:40:33,181
‫تو به خدایانی پاسخ می‌دی
‫که از خدایان اون والاترن

542
00:40:37,769 --> 00:40:40,438
‫برای اونا این خونه…

543
00:40:41,689 --> 00:40:44,275
‫چیزی جز بنایی از آجر و سنگ نیست

544
00:40:48,655 --> 00:40:51,281
‫بر روی زمینی مقدس ایستادیم

545
00:40:51,282 --> 00:40:53,242
‫این‌جا یه پناهگاهه

546
00:41:38,413 --> 00:41:39,872
‫قبل از مرگ…

547
00:41:40,999 --> 00:41:44,502
‫پدرم، ویسیریسِ صلح‌طلب…

548
00:41:45,628 --> 00:41:46,928
‫من رو جانشین خودش اعلام کرد

549
00:41:49,048 --> 00:41:53,177
‫مخفیانه و یواشکی نه،
‫بلکه یه مراسم رسمی گرفت

550
00:41:54,137 --> 00:41:58,015
‫صدها لُرد مسافت‌های طولانی رو پیمودن

551
00:41:58,016 --> 00:42:02,145
‫تا در برابر خدایان و انسان‌ها
‫به من سوگند وفاداری یاد کنن

552
00:42:06,607 --> 00:42:10,028
‫اما حکومت کردن من از قبل مقرر شده بود

553
00:42:11,154 --> 00:42:13,406
‫پیش‌گویی شده بود…

554
00:42:14,365 --> 00:42:16,743
‫خیلی قبل‌تر از این‌که
‫حتی ویسیریس به دنیا بیاد

555
00:42:21,330 --> 00:42:23,499
‫با نابودی آغاز شد…

556
00:42:24,709 --> 00:42:27,169
‫وقتی آتش و جهنم زبانه کشیدن

557
00:42:27,170 --> 00:42:30,672
‫تا والیریای کهن و مردمش رو نابود کنن

558
00:42:30,673 --> 00:42:32,592
‫اولفِ اژدهاسوار رو می‌خوام

559
00:42:34,052 --> 00:42:36,053
‫برید داخل پیداش کنید

560
00:42:36,054 --> 00:42:38,305
‫فقط تارگرین‌ها زنده موندن

561
00:42:38,306 --> 00:42:39,639
‫کجاست؟

562
00:42:39,640 --> 00:42:43,186
‫فقط خانواده‌ی من در امان موندن

563
00:42:49,734 --> 00:42:53,278
‫خدایان اجداد من رو احضار کردن،

564
00:42:53,279 --> 00:42:55,990
‫اگانِ فاتح رو…

565
00:42:56,991 --> 00:43:01,203
‫تا به هفت پادشاهی بیاد
‫و قلمرو تقسیم‌شده رو

566
00:43:01,204 --> 00:43:05,500
‫زیر پرچم سیاه و سرخ متحد کنه

567
00:43:07,335 --> 00:43:09,711
‫اون رو…

568
00:43:09,712 --> 00:43:12,715
‫«محافظ جهان بشریت» نامیدن

569
00:43:14,008 --> 00:43:16,552
‫وظیفه‌ش محافظت کردن ازش بود…

570
00:43:17,386 --> 00:43:21,223
‫در برابر تاریکی‌ای شوم و قدیمی

571
00:43:21,224 --> 00:43:23,559
‫که در شمال دور کمین کرده…

572
00:43:24,435 --> 00:43:28,730
‫آن سوی دیوار،
‫آن سوی سرزمین‌های زمستانی

573
00:43:28,731 --> 00:43:32,484
‫و فقط قدرت اژدهایان

574
00:43:32,485 --> 00:43:34,904
‫می‌تونه در برابرش ایستادگی کنه

575
00:43:36,823 --> 00:43:41,576
‫فاتح این وظیفه‌ی مقدس رو

576
00:43:41,577 --> 00:43:46,206
‫به نوادگان برگزیده‌ش سپرد،
‫به پادشاه پیر، جیهیریس،

577
00:43:46,207 --> 00:43:49,459
‫بعدش به پدرم و بعدش به من

578
00:43:49,460 --> 00:43:53,297
‫نسل هایتاورها نمی‌تونه
‫این پیش‌گویی رو محقق کنه

579
00:43:55,508 --> 00:43:58,427
‫اگه می‌خواید جهان‌تون نابود نشه…

580
00:44:00,096 --> 00:44:02,640
‫من باید راه رو روشن کنم

581
00:44:03,558 --> 00:44:08,019
‫چون من سپر مردم هستم

582
00:44:08,020 --> 00:44:12,108
‫من رینیرای برگزیده هستم

583
00:44:15,215 --> 00:44:16,994
‫من…

584
00:44:16,995 --> 00:44:21,517
شاهزاده‌ی موعود هستم

585
00:44:27,707 --> 00:44:31,544
‫لُردها، شوالیه‌ها،
‫وحشی‌ها، و بی‌رحم‌ها

586
00:44:35,214 --> 00:44:37,633
‫چه امروز زنده بمونید، چه بمیرید…

587
00:44:38,634 --> 00:44:41,386
‫در تاریخ از شما به عنوان
‫کسانی یاد می‌شه

588
00:44:41,387 --> 00:44:44,932
‫که آغازِ پایان هایتاورها رو رقم زدن

589
00:44:47,435 --> 00:44:49,687
‫به هیچ‌کس رحم نکنید

590
00:44:51,689 --> 00:44:53,149
‫به هیچ‌کس امان ندید

591
00:44:55,484 --> 00:44:58,654
‫بهترین‌تون رو نمی‌خوام،
‫بدترین‌تون رو می‌خوام

592
00:45:10,374 --> 00:45:11,674
‫حالا برید…

593
00:45:12,627 --> 00:45:14,503
‫و بُکُشیدشون

594
00:45:32,980 --> 00:45:34,857
‫بسیار خب، دوستان

595
00:45:36,067 --> 00:45:37,367
‫شمشیرهاتون رو بکشید

596
00:45:38,444 --> 00:45:39,862
‫شکم‌ها رو بدید داخل

597
00:46:39,255 --> 00:46:41,756
‫دستگاه‌های محاصره، آماده‌

598
00:46:41,757 --> 00:46:43,550
‫کماندارها، بِکِشید

599
00:46:43,551 --> 00:46:45,260
‫بِکِشید، بِکِشید، بِکِشید

600
00:46:45,261 --> 00:46:46,595
‫خوب نشونه بگیرید، دوستان

601
00:47:09,869 --> 00:47:11,661
‫یالا

602
00:47:11,662 --> 00:47:14,748
‫تیرهاتون رو بندازید،

603
00:47:14,749 --> 00:47:16,876
‫حروم‌زاده‌های بچه‌باز

604
00:47:34,602 --> 00:47:35,936
‫رها کنید

605
00:48:07,385 --> 00:48:08,685
‫سرورم

606
00:48:09,387 --> 00:48:12,055
‫هیچ نشونه‌ای از اولف
هیچ‌جا پیدا نمی‌شه

607
00:48:12,056 --> 00:48:14,182
‫- فرار کرده
‫- سرورم

608
00:48:14,183 --> 00:48:15,559
‫نبرد آغاز شد

609
00:48:16,977 --> 00:48:19,354
‫- جدی می‌گی؟
‫- بله، سرورم

610
00:48:19,355 --> 00:48:22,650
‫به نظر می‌رسه دیمون تارگرین
‫شرایط پادشاه دیرون رو نپذیرفته

611
00:48:26,362 --> 00:48:27,662
‫شرایط؟

612
00:48:29,198 --> 00:48:30,573
‫بگو ببینم

613
00:48:30,574 --> 00:48:32,742
‫پادشاه دیرون سِـر گواین رو فرستادن

614
00:48:32,743 --> 00:48:35,078
‫تا در مورد صلح
‫با دشمن مذاکره کنه

615
00:48:35,079 --> 00:48:38,373
‫مار دریا رو آزاد کردن، سرورم،
‫به عنوان بخشی از معامله

616
00:48:38,374 --> 00:48:41,627
‫دنبالش بگردید
‫اولفِ اژدهاسوار رو پیدا کنید

617
00:48:54,890 --> 00:48:56,266
‫شاهزاده کجاست؟

618
00:48:56,267 --> 00:48:57,567
‫پادشاه؟

619
00:49:06,902 --> 00:49:08,487
‫نردبان‌ها نردبان‌ها

620
00:49:10,739 --> 00:49:12,039
‫روغن

621
00:49:29,884 --> 00:49:31,594
‫به پیش

622
00:49:43,105 --> 00:49:44,482
‫دیوار جنوبی

623
00:50:24,355 --> 00:50:26,189
‫کماندارها

624
00:50:26,190 --> 00:50:28,067
‫خندق‌ها رو آتیش بزنید

625
00:50:50,965 --> 00:50:54,385
‫اعلی‌حضرت، سِـر اولفِ سفید رو
‫نمی‌تونم پیدا کنم

626
00:50:56,971 --> 00:50:59,514
‫منظورت چیه که نمی‌تونی پیداش کنی؟

627
00:50:59,515 --> 00:51:01,809
‫اژدهای خیلی بزرگی داره

628
00:51:02,518 --> 00:51:05,604
‫معذرت می‌خوام، اعلی‌حضرت
‫اما همراه اژدهاش نیست

629
00:51:16,240 --> 00:51:17,616
‫برجک

630
00:51:26,458 --> 00:51:27,667
‫بمونید

631
00:51:27,668 --> 00:51:29,670
‫اون دروازه‌ی لعنتی رو پیدا کنید، دوستان

632
00:51:30,963 --> 00:51:32,263
‫بُکُشیدشون

633
00:51:33,132 --> 00:51:34,432
‫شمشیر بکشید

634
00:51:35,217 --> 00:51:36,844
‫- بُکُشیدشون
‫- به پیش

635
00:51:48,480 --> 00:51:50,024
‫اون اژدهای هیو چکشه؟

636
00:51:50,691 --> 00:51:52,693
‫هیو باید از بارانداز پادشاه محافظت کنه

637
00:51:54,153 --> 00:51:55,613
‫ببینید چرا اومده این‌جا

638
00:52:08,917 --> 00:52:11,753
‫لشکر مرکزی پشت سر من صف بکشید

639
00:52:11,754 --> 00:52:13,054
‫کاراکسس

640
00:52:27,269 --> 00:52:29,647
‫- آماده
‫- مواضع‌تون رو حفظ کنید

641
00:52:34,109 --> 00:52:35,486
‫اژدها

642
00:52:36,153 --> 00:52:38,072
‫سوارش رو زمین‌گیر کنید

643
00:52:41,617 --> 00:52:42,917
‫دراکاریس

644
00:52:55,798 --> 00:52:57,591
‫برید برید پایین

645
00:52:58,133 --> 00:52:59,676
‫از بین درها برید

646
00:52:59,677 --> 00:53:00,977
‫یالا

647
00:53:02,054 --> 00:53:03,681
‫از سر راه برید کنار

648
00:53:04,306 --> 00:53:05,606
‫برید

649
00:53:14,358 --> 00:53:15,658
‫دراکاریس

650
00:53:44,596 --> 00:53:46,807
‫به پیش

651
00:54:21,508 --> 00:54:22,808
‫به سمت دروازه‌های اصلی

652
00:54:25,262 --> 00:54:27,264
‫پس دروازه‌ها باز شدن، دوستان

653
00:54:29,099 --> 00:54:30,851
‫و ما هنوز زنده‌ایم

654
00:54:31,894 --> 00:54:34,061
‫اون پادشاه کوچولو رو برام پیدا کنید

655
00:54:34,062 --> 00:54:35,362
‫برید

656
00:54:37,274 --> 00:54:39,067
‫لُرد هایتاور رو می‌خوام

657
00:54:57,669 --> 00:54:59,171
‫بلندش کنید

658
00:55:02,216 --> 00:55:05,260
‫- بلند شو
‫- آدم مستِ بی‌ارزش

659
00:55:05,928 --> 00:55:08,972
‫تنها کاری که نیاز بود بکنی
‫این بود که سوار اژدهات بشی

660
00:55:10,265 --> 00:55:12,391
‫از دیوارها عبور کردن

661
00:55:12,392 --> 00:55:14,853
‫آشغال حروم‌زاده‌ی به درد نخور

662
00:55:16,188 --> 00:55:17,564
‫شاید همه‌چیز رو به باد داده باشی

663
00:55:18,607 --> 00:55:21,692
‫حالا برو سوار اون جونور بشو

664
00:55:21,693 --> 00:55:23,195
‫و کاری که بهت گفته شده رو انجام بده

665
00:55:33,997 --> 00:55:36,208
‫اورمند هایتاور

666
00:55:43,549 --> 00:55:45,425
‫کت، کجایی؟

667
00:55:49,179 --> 00:55:50,479
‫کت

668
00:55:54,226 --> 00:55:56,519
‫ارومند هایتاور

669
00:55:56,520 --> 00:55:57,855
‫خویشاوندکُش

670
00:56:04,653 --> 00:56:06,238
‫کودک‌کُش

671
00:56:07,865 --> 00:56:09,491
‫کافر

672
00:56:22,212 --> 00:56:24,964
‫سِـر اولف، شاهزاده دیمون
‫بهم دستور دادن

673
00:56:24,965 --> 00:56:27,050
‫که مطمئن بشم شما و اژدهاتون…

674
00:56:38,103 --> 00:56:39,403
‫دیرون

675
00:56:39,897 --> 00:56:41,356
‫مذاکرات شکست خورد

676
00:56:41,899 --> 00:56:44,525
‫دیمون شهر رو گرفته

677
00:56:44,526 --> 00:56:45,826
‫می‌میری

678
00:56:46,695 --> 00:56:48,947
‫اما حداقل به عنوان یه بزدل
‫به خاطر سپرده نمی‌شم

679
00:56:49,781 --> 00:56:52,366
‫من کنار مردهای شجاع زیادی جنگیدم

680
00:56:52,367 --> 00:56:55,953
‫که معتقد بودن مرگ
‫تنها راه رسیدن به شکوهه

681
00:56:55,954 --> 00:56:57,915
‫در راه غرور اورمند
‫خودت رو به کشتن نده

682
00:57:00,584 --> 00:57:02,251
‫پسرم

683
00:57:02,252 --> 00:57:03,629
‫پسرم، لطفاً

684
00:57:06,256 --> 00:57:07,381
‫خواهش می‌کنم

685
00:57:07,382 --> 00:57:08,682
‫جلو نیا

686
00:57:18,644 --> 00:57:19,944
‫جلو نیا

687
00:57:20,979 --> 00:57:22,606
‫پس باید از روی جنازه‌ی من رد بشی

688
00:57:55,430 --> 00:57:57,391
‫دراکاریس

689
00:58:19,496 --> 00:58:20,998
‫پیدات شد

690
00:58:40,934 --> 00:58:42,602
‫اونم از مهره‌ی اورمند

691
00:58:43,729 --> 00:58:45,355
‫شاید زنده بمونیم

692
00:58:51,987 --> 00:58:53,287
‫یه مسیر باز کنید

693
01:00:23,370 --> 01:00:25,830
‫به این می‌گن یه گایش درست‌وحسابی

694
01:00:25,831 --> 01:00:27,624
‫از طرف شمالی‌ها

695
01:00:39,845 --> 01:00:41,804
‫کون لق شما هم

696
01:00:41,805 --> 01:00:44,015
‫نه نه

697
01:00:59,531 --> 01:01:01,408
‫برو یه جا پناه بگیر

698
01:02:13,521 --> 01:02:15,774
‫کجایی؟

699
01:03:48,366 --> 01:03:49,992
‫اولف علیه ما شده

700
01:03:49,993 --> 01:03:51,494
‫شهر از دست رفته

701
01:03:52,787 --> 01:03:54,372
‫باید بریم

702
01:05:06,694 --> 01:05:08,405
‫دیرون

703
01:05:15,412 --> 01:05:16,712
‫دیرون

704
01:05:40,311 --> 01:05:42,730
‫کت کت

705
01:06:32,113 --> 01:06:33,413
‫ملکه‌ی من

706
01:08:49,936 --> 01:08:54,936
 ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

