1
00:00:00,992 --> 00:00:05,304
‫« این قسمت به موضوعات حساسی از جمله خودکشی می‌پردازد »
‫« احتیاط بیننده توصیه می‌شود »

2
00:00:06,000 --> 00:00:11,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

3
00:00:11,024 --> 00:00:13,024
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

4
00:00:15,920 --> 00:00:17,480
‫ساتن

5
00:00:18,520 --> 00:00:20,120
‫ساتن

6
00:00:21,280 --> 00:00:24,176
‫شرمنده‌ام

7
00:00:24,200 --> 00:00:27,760
‫شرمنده اون موقع هواتو نداشتم

8
00:00:29,200 --> 00:00:32,776
‫دلم خیلی برات تنگ شده

9
00:00:32,800 --> 00:00:34,736
‫پام رفت رو آدامس

10
00:00:34,760 --> 00:00:37,160
‫برداشتمش ها، ولی ردّش در نرفته.
‫دستمال مرطوب نداری؟

11
00:00:41,080 --> 00:00:43,456
‫زبونم لال سکته زدی، بابا؟

12
00:00:43,480 --> 00:00:46,536
‫جدی اگه حس می‌کنی رفتنی هستی،
‫رمزت رو بده بهم

13
00:00:46,560 --> 00:00:47,776
‫رمز کارت بانکیت

14
00:00:47,800 --> 00:00:50,840
‫آقا اگه نمی‌تونی حرف بزنی،
‫پلک بزن

15
00:00:57,000 --> 00:00:58,640
‫چیزه...

16
00:01:02,000 --> 00:01:03,960
‫چقدر خوبـه که دوباره می‌بینمت

17
00:01:04,960 --> 00:01:08,056
‫ای خدا، دیگه نمی‌تونستم تو خونه بمونم

18
00:01:08,080 --> 00:01:10,856
‫لاز و بلا رو مُخم بودن. همش به هم چسبیدن

19
00:01:10,880 --> 00:01:12,856
‫بی‌انصاف نباش، ساتن. عاشقن دیگه

20
00:01:12,880 --> 00:01:14,496
‫ول‌مون کن، بابا

21
00:01:14,520 --> 00:01:16,296
‫دو دقیقه نمی‌تونن مثل بچه‌ی آدم
‫با هم صحبت کنن

22
00:01:16,320 --> 00:01:19,016
‫بعید می‌دونم اینطوری باشه

23
00:01:19,040 --> 00:01:20,296
‫من که میگم ماچ و بوس‌شون
‫فقط واسه اینـه که

24
00:01:20,320 --> 00:01:21,616
‫دهن همدیگه رو ببندن

25
00:01:21,640 --> 00:01:23,376
بدجنس نشو دیگه

26
00:01:23,400 --> 00:01:25,616
‫ما که قبلاً راجع‌بهش حرف زده بودیم

27
00:01:25,640 --> 00:01:27,416
‫اصلاً بهم نمیان

28
00:01:27,440 --> 00:01:29,280
‫این رابطه آخر و عاقبت نداره.
‫خودت هم گفتی.

29
00:01:30,800 --> 00:01:32,936
‫جر و بحث طبیعیـه، ساتن

30
00:01:32,960 --> 00:01:34,856
‫دلیل نمیشه که
‫همدیگه رو دوست نداشته باشن

31
00:01:34,880 --> 00:01:38,000
‫پس خودت و لاز چی؟
‫همیشه به هم می‌پرید، ولی با هم صمیمی‌اید

32
00:01:39,000 --> 00:01:40,360
‫بد میگم؟

33
00:01:42,080 --> 00:01:43,976
‫داداشت دوستت داره، ساتن

34
00:01:44,000 --> 00:01:46,176
‫می‌دونی دیگه؟

35
00:01:46,200 --> 00:01:47,536
‫ساتن؟

36
00:01:47,560 --> 00:01:49,936
‫جنا می‌خواد امشب باهامون بیاد بیرون

37
00:01:49,960 --> 00:01:52,216
‫به نظرم یکم حال و هواش عوض میشه

38
00:01:52,240 --> 00:01:53,840
‫اجازه میدی بیاد دیگه؟

39
00:01:56,000 --> 00:01:57,696
‫آره...

40
00:01:57,720 --> 00:01:59,576
‫آره، اجازه میدم، ولی...

41
00:01:59,600 --> 00:02:00,920
‫- ساتن...
‫- می‌خوام با بیلی کات کنم

42
00:02:03,400 --> 00:02:04,776
‫- چی؟
‫- حرفی برای گفتن ندارم

43
00:02:04,800 --> 00:02:07,696
‫فقط دارم بهت میگم که اگه
‫با مامانش به مشکل خوردیم، تعجب نکنی

44
00:02:07,720 --> 00:02:10,336
‫- مارگو رو که می‌شناسی؟
‫- چرا خب؟ مگه...

45
00:02:10,360 --> 00:02:12,496
‫مگه چیزی شده؟ چی...

46
00:02:12,520 --> 00:02:14,896
‫- چی شده؟ بهم بگو
‫- راستشو بگو

47
00:02:14,920 --> 00:02:16,560
‫راستش؟

48
00:02:21,640 --> 00:02:23,520
‫خوشگل شدم؟

49
00:02:27,880 --> 00:02:30,280
‫یه تیکه ماه شدی

50
00:02:39,040 --> 00:02:40,920
‫چرا گذاشتی از مراسم بره؟

51
00:02:41,960 --> 00:02:43,536
‫امشبـه

52
00:02:43,560 --> 00:02:45,336
‫امشب

53
00:02:45,360 --> 00:02:46,536
‫خب،

54
00:02:46,560 --> 00:02:48,896
‫آخه می‌خواستم کت و شلوار بپوشم

55
00:02:48,920 --> 00:02:50,536
‫بیلی کولی‌بازی درآورد

56
00:02:50,560 --> 00:02:52,016
‫نرو مراسم

57
00:02:52,040 --> 00:02:53,656
‫خواهش می‌کنم، ساتن

58
00:02:53,680 --> 00:02:56,736
‫صدام رو می‌شنوی؟ ساتن؟

59
00:02:56,760 --> 00:02:58,896
‫ساتن. ساتن؟

60
00:02:58,920 --> 00:03:01,216
‫- ای وای. دیرم شده
‫- نه

61
00:03:01,240 --> 00:03:04,056
‫نه، نه، نه، ساتن.
‫ساتن، منم. لازَم.

62
00:03:04,080 --> 00:03:05,616
‫تو رو خدا نرو مراسم.
‫همچین هم واجب نیست.

63
00:03:05,640 --> 00:03:08,896
‫همینجا می‌مونیم. با هم گپ می‌زنیم،
‫می‌تونیم همه چی رو درست کنیم.

64
00:03:08,920 --> 00:03:10,976
‫آره. فقط... فقط بمون

65
00:03:11,000 --> 00:03:13,216
‫تو رو خدا بمون. خواهشاً... فقط...

66
00:03:13,240 --> 00:03:15,016
‫میشه دوباره تنهام نذاری؟

67
00:03:15,040 --> 00:03:17,656
‫- خواهش می‌کنم
‫- خداحافظ، باید برم

68
00:03:17,680 --> 00:03:19,856
‫اگه دیر برسم،
‫بیلی منو می‌کشه

69
00:03:19,880 --> 00:03:22,056
‫نه، وایسا!

70
00:03:22,080 --> 00:03:24,320
‫وایسا! وایسا!

71
00:03:30,000 --> 00:03:31,600
‫ساتن؟!

72
00:03:32,000 --> 00:03:37,000
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

73
00:03:43,040 --> 00:03:52,442
‫« لازاروسِ هارلن کوبن »
‫« فصل اول، قسمت سوم »

74
00:03:58,025 --> 00:04:02,335
‫« شرکت موربید کامیکس »

75
00:04:07,600 --> 00:04:08,776
‫- سلام
‫- سلام

76
00:04:08,800 --> 00:04:11,776
‫سلام، برای دیدن بیلی مکینتایر اومدم

77
00:04:11,800 --> 00:04:14,896
‫بهش بگید جوئل لازاروس اومده دیدنش

78
00:04:14,920 --> 00:04:16,080
‫لاز

79
00:04:21,640 --> 00:04:23,176
‫ممنونم. سلام

80
00:04:23,200 --> 00:04:24,816
‫عجب دفتری

81
00:04:24,840 --> 00:04:27,000
‫قربونت. بیا تو

82
00:04:35,040 --> 00:04:37,616
‫ببخشید نتونستم توی مراسم ختم
‫باهات حرف بزنم

83
00:04:37,640 --> 00:04:39,536
‫مسافرت بودم

84
00:04:39,560 --> 00:04:41,536
‫باید برمی‌گشتم خونه

85
00:04:41,560 --> 00:04:43,696
‫این چه حرفیـه

86
00:04:43,720 --> 00:04:46,096
‫کجا رفتی حالا؟
‫به درد بخور بود؟

87
00:04:46,120 --> 00:04:47,640
‫کارائیب

88
00:04:52,200 --> 00:04:54,840
‫حال روحیت چطوره، لاز؟

89
00:04:57,720 --> 00:05:00,256
‫راستشو بخوای، هنوز برام هضم نشده

90
00:05:00,280 --> 00:05:01,736
‫مادرت چطوره؟

91
00:05:01,760 --> 00:05:03,736
‫حتماً براش سخت بوده ‫که

92
00:05:03,760 --> 00:05:05,456
اون وضعی بابا رو پیدا کرده

93
00:05:05,480 --> 00:05:06,800
بدجور تو شوکـه

94
00:05:08,080 --> 00:05:11,496
‫پیداکردن جسد به کنار،

95
00:05:11,520 --> 00:05:13,376
‫یه عمر کارمند وفادار پدرت بود

96
00:05:13,400 --> 00:05:16,096
‫وای، بعضی وقتا تلفن خونه رو هم
‫اینجوری جواب می‌داد:

97
00:05:16,120 --> 00:05:19,080
‫«دفتر دکتر لازاروس، مارگو مکینتایر هستم. بفرمایید»

98
00:05:20,920 --> 00:05:23,176
‫پدرت مردِ شرافتمندی بود

99
00:05:23,200 --> 00:05:26,096
‫همیشه با صبر و حوصله
‫با آدم حرف میزد

100
00:05:26,120 --> 00:05:28,096
‫نصیحتم می‌کرد می‌گفت

101
00:05:28,120 --> 00:05:29,896
‫هوای خودم رو داشته باشم

102
00:05:29,920 --> 00:05:32,736
‫- خودم رو ببخشم
‫- بخشش چرا؟

103
00:05:32,760 --> 00:05:35,416
‫می‌گفتم حق دارم
‫به خاطر ساتن عذاب وجدان داشته باشم

104
00:05:35,440 --> 00:05:37,160
‫می‌گفت تقصیر من نبود

105
00:05:38,200 --> 00:05:40,120
‫چرا گذاشتی از مراسم بره؟!

106
00:05:43,800 --> 00:05:46,856
‫حالا عذاب وجدان دارم که
‫چرا این سال‌های آخر کم می‌دیدمش

107
00:05:46,880 --> 00:05:48,616
‫آخرین بار کِی دیدیش؟

108
00:05:48,640 --> 00:05:50,400
‫واقعیتش، اصلاً یادم نمیاد

109
00:05:51,880 --> 00:05:54,896
‫آخرین باری که خودت رو دیدم کِی بود؟
‫چند سالی میشه، نه؟

110
00:05:54,920 --> 00:05:57,096
‫زندگیـه دیگه

111
00:05:57,120 --> 00:05:59,640
‫کار و بار و بچه

112
00:06:02,160 --> 00:06:05,896
‫یه سؤال ازت بپرسم، بیلی؟
‫از وقتی که...

113
00:06:05,920 --> 00:06:09,736
‫از وقتی برگشتم، تصمیم گرفتم
‫چندتا چیز رو برای خودم روشن کنم

114
00:06:09,760 --> 00:06:11,536
‫درباره‌ی ساتن

115
00:06:11,560 --> 00:06:13,616
‫خب، ساتن چی؟

116
00:06:13,640 --> 00:06:16,160
‫اینکه دقیقاً قبل مراسم
‫چه حال و روزی داشت

117
00:06:17,880 --> 00:06:19,216
‫حتماً

118
00:06:19,240 --> 00:06:22,016
‫خب، من اون روز
‫قبل مراسم دیده بودمش و

119
00:06:22,040 --> 00:06:24,016
‫هر چی بیشتر اون روز رو مرور می‌کنم،

120
00:06:24,040 --> 00:06:26,816
بیشتر به این نتیجه می‌رسم که
‫یه چیزیش بود

121
00:06:26,840 --> 00:06:29,176
‫هیچیش نبود.
‫دست کم تا جایی که من خبر دارم.

122
00:06:29,200 --> 00:06:32,040
‫خوش و خرم بود

123
00:06:33,440 --> 00:06:34,496
‫ذوق داشت

124
00:06:34,520 --> 00:06:37,240
‫شب مرگش، جر و بحث‌تون سر چی بود؟

125
00:06:39,560 --> 00:06:40,880
‫اولسن

126
00:06:42,880 --> 00:06:44,496
‫اولسن بهم گفت
‫اون شب دعواتون شده بود...

127
00:06:44,520 --> 00:06:47,080
‫چرا حرفش رو باور کردی، لاز؟

128
00:06:49,120 --> 00:06:52,456
‫- لاز، اون مرتیکه قاتلشـه
‫- آره، من هم همین فکر رو می‌کردم

129
00:06:52,480 --> 00:06:54,656
‫- آره
‫- ولی در اشتباه بودم

130
00:06:54,680 --> 00:06:55,736
به نظرم بی‌گناهـه

131
00:06:55,760 --> 00:06:57,536
‫اولسن از همون اول هم
سابقه‌اش خراب بود

132
00:06:57,560 --> 00:06:59,016
‫خبرهای تو روزنامه رو یادت نیست؟

133
00:06:59,040 --> 00:07:02,336
‫لباس زیر یه زنه رو دزدیده بود.
‫مردک روانیـه.

134
00:07:02,360 --> 00:07:05,256
‫آره، معلومـه که میاد من رو
‫دوست‌پسر جوشی جلوه میده

135
00:07:05,280 --> 00:07:07,016
حتی رفته به پلیس گفته دیده
‫ما با هم دعوا می‌کردیم

136
00:07:07,040 --> 00:07:09,856
‫- یعنی با ساتن دعواتون نشده بود؟
‫- چرا، یکم

137
00:07:09,880 --> 00:07:12,016
‫بحث‌مون شده بود، ولی چیز جدیدی نبود

138
00:07:12,040 --> 00:07:14,256
‫همون بحث‌های همیشگی که
‫داشت می‌رفت دانشگاه و

139
00:07:14,280 --> 00:07:17,296
‫من نمی‌خواستم خوابگاه بمونه چون
‫سر زدن بهش برام سخت‌تر می‌شد

140
00:07:17,320 --> 00:07:18,680
‫از هم...

141
00:07:20,360 --> 00:07:21,416
‫جدا نشدید؟

142
00:07:21,440 --> 00:07:23,320
‫من و ساتن؟

143
00:07:27,720 --> 00:07:29,680
‫رو چه حساب
‫همچین فکری کردی؟

144
00:07:33,360 --> 00:07:35,040
بهترین دوران‌مون بود

145
00:08:22,200 --> 00:08:25,456
‫پس بیا از یه زاویه‌ی دید دیگه
‫به قضیه نگاه کنیم

146
00:08:25,480 --> 00:08:27,296
‫اگه کاساندرا با اون مجسمه زده
‫نیل کرافت رو کشته،

147
00:08:27,320 --> 00:08:29,336
‫پس چرا نگهش داشته؟

148
00:08:29,360 --> 00:08:32,016
‫- به عنوان یادگاری
‫- یادگاری؟

149
00:08:32,040 --> 00:08:33,456
‫ولی ما که همیشه فکر می‌کردیم

150
00:08:33,480 --> 00:08:35,176
‫نیل کاساندرا رو کشته

151
00:08:35,200 --> 00:08:37,416
‫پس اگه نیل مُرده بود،
‫کی کاساندرا رو کشته؟

152
00:08:37,440 --> 00:08:38,656
‫یه دوست‌پسر دیگه

153
00:08:38,680 --> 00:08:40,776
‫از کجا اینقدر مطمئنی که

154
00:08:40,800 --> 00:08:43,440
‫اون زده پسره رو کشته و نه برعکس؟

155
00:08:45,200 --> 00:08:46,616
‫حسم میگه

156
00:08:46,640 --> 00:08:50,080
‫- آخه جسدش تو آپارتمان اون پیدا شده
‫- بیخیال

157
00:08:51,000 --> 00:08:54,696
نیل کرافت سابقه‌ی خشونت
علیه کاساندرا رودز رو داشته

158
00:08:54,720 --> 00:08:56,616
‫دختره خفه شده،
‫پسره هم غیبش زده

159
00:08:56,640 --> 00:08:58,936
‫چون به عالم و آدم گفته بود که

160
00:08:58,960 --> 00:09:00,816
‫همیشه می‌خواسته
‫توی هند از نو شروع کنه

161
00:09:00,840 --> 00:09:02,896
‫همه فکر کردن رفته اونجا

162
00:09:02,920 --> 00:09:04,280
‫آره، ولی در واقع تو زیرشیروونی افتاده بود

163
00:09:05,640 --> 00:09:08,416
‫خب، اگه کار کاساندرا نبود،
‫پس کی انداختش اونجا؟

164
00:09:08,440 --> 00:09:12,776
‫یعنی میگی کاساندرا جسدِ نیل رو
‫این همه راه تا زیرشیروونی بُرده؟

165
00:09:12,800 --> 00:09:14,856
لابد یکی کمکش کرد

166
00:09:14,880 --> 00:09:16,816
‫نمی‌دونم، منطقیـه انگار، نیست؟

167
00:09:16,840 --> 00:09:18,896
‫- اگه با یکی دیگه تو رابطه بود...
‫- این در صورتیـه که

168
00:09:18,920 --> 00:09:21,696
‫پسره رو کشته باشه.
‫هنوز مطمئن نیستیم.

169
00:09:21,720 --> 00:09:23,856
‫باید منتظر نتیجه‌ی کالبدشکافی و
‫پزشکی قانونی بمونیم

170
00:09:23,880 --> 00:09:25,960
اصلاً هنوز مطمئن نیستیم
‫جسدِ نیل هست یا نه

171
00:09:30,200 --> 00:09:32,896
‫خب، کارآگاه براون می‌خواد باهات حرف بزنه

172
00:09:32,920 --> 00:09:35,840
‫از من به تو نصیحت،
‫جواب زنگش رو بده

173
00:09:37,320 --> 00:09:38,936
به صلاحـه؟

174
00:09:38,960 --> 00:09:41,920
‫نکنه می‌خوای قضیه‌ی کسپر و دوستان رو
‫براش تعریف کنی؟ اصلاً رو من حساب نکن

175
00:09:43,000 --> 00:09:45,936
‫پس تا وقتی یه توضیحی پیدا نکردی که
‫پای جن و پری رو وسط نکِشه،

176
00:09:45,960 --> 00:09:49,320
‫توصیه می‌کنم به هممون رحم کنی و
‫فعلاً دم‌پرش نشی

177
00:09:51,200 --> 00:09:52,280
‫چرا اینجا؟

178
00:09:54,440 --> 00:09:58,000
‫باید جایی رو پیدا می‌کردم که
‫براون نتونه پیدام کنه. بفرما

179
00:09:59,200 --> 00:10:02,256
‫- پس ربطی به دوشنبه‌های ‌گوشت‌خورون نداره؟
‫- چه حرفا!

180
00:10:02,280 --> 00:10:04,360
‫الان دیگه هر روز موجوده، پس...

181
00:10:08,080 --> 00:10:10,360
‫گزارش آزمایشات بقایای باروت

182
00:10:11,360 --> 00:10:12,840
‫از جسد پدرت

183
00:10:15,160 --> 00:10:16,440
‫زیر ناخن‌هاش بوده، رفیق

184
00:10:18,120 --> 00:10:21,200
یعنی خودش شلیک کرده. متأسفم

185
00:10:22,600 --> 00:10:25,816
‫همه چیز با زخم ناشی از خودکشی مطابقت داره

186
00:10:25,840 --> 00:10:27,520
تو کتِ من یکی نمیره

187
00:10:30,400 --> 00:10:33,640
‫خب، دیگه چه خبر؟

188
00:10:37,400 --> 00:10:39,880
‫امروز ساتن رو دیدم

189
00:10:43,800 --> 00:10:45,496
‫خیلی‌خب، وقتی میگی دیدیش...

190
00:10:45,520 --> 00:10:47,280
‫همون شب بود

191
00:10:50,680 --> 00:10:53,456
‫ای‌کاش... ای‌کاش چشم ازش برنمی‌داشتم

192
00:10:53,480 --> 00:10:54,760
‫بعدِ مراسم

193
00:10:55,960 --> 00:10:57,456
‫بابام گفته بود حواسم بهش باشه

194
00:10:57,480 --> 00:11:00,456
‫خیلی‌خب، لاز

195
00:11:00,480 --> 00:11:03,056
‫چرا داری خودت رو عذاب میدی؟

196
00:11:03,080 --> 00:11:05,096
‫می‌دونم سختـه

197
00:11:05,120 --> 00:11:07,736
‫فکرِ اینکه اگه فلان کار یا بهمان کار رو می‌کردم
‫الان چی می‌شد

198
00:11:07,760 --> 00:11:08,816
‫واقعاً درکت می‌کنم

199
00:11:08,840 --> 00:11:12,280
‫ولی این... ارواح؟

200
00:11:13,960 --> 00:11:16,656
‫خود دکتر لازاروس، خودِ ساتن
‫هیچوقت راضی نمی‌شدن به اینکه...

201
00:11:16,680 --> 00:11:19,656
‫با چشم‌های خودم دیدمش، سث

202
00:11:19,680 --> 00:11:21,096
‫قشنگ جلوم وایساده بود

203
00:11:21,120 --> 00:11:23,360
‫درست مثل کاساندرا و نیل

204
00:11:24,360 --> 00:11:27,256
‫باشه. باشه

205
00:11:27,280 --> 00:11:30,256
‫همشون هم کشته شدن

206
00:11:30,280 --> 00:11:34,176
‫به نظرم قاتل ساتن هر کی که هست،
‫کاساندرا و بابا رو هم کشته

207
00:11:34,200 --> 00:11:37,080
‫هر جور شده ثابتش می‌کنم

208
00:11:43,040 --> 00:11:44,336
‫مارلو کیـه؟
(خیابان هارویل)

209
00:11:44,360 --> 00:11:47,216
‫مارلو... چیزه

210
00:11:47,240 --> 00:11:49,496
‫گربه‌مون بود

211
00:11:49,520 --> 00:11:50,936
‫مگه شماها گربه هم داشتید؟

212
00:11:50,960 --> 00:11:54,256
‫- آره، یه گربه‌ی ولگردی که مامانت آورد تو خونه
‫- چجور گربه‌ای بود؟

213
00:11:54,280 --> 00:11:55,360
‫از اون شاشوها

214
00:11:58,000 --> 00:11:59,896
‫همه جا خرابکاری می‌کرد، ایدن

215
00:11:59,920 --> 00:12:01,336
‫همیشه نمی‌شد بفهمیم کجا،

216
00:12:01,360 --> 00:12:02,856
‫واسه همین هم...

217
00:12:02,880 --> 00:12:05,240
‫از اینا گرفتیم. می‌دونستم اینجاست

218
00:12:07,560 --> 00:12:10,696
‫بعدِ قضیه‌ی اسکناس‌ بیست‌دلاری‌های قُلابی
‫از توی انبار درش آوردم

219
00:12:10,720 --> 00:12:13,736
هر چی جیش و پی‌پی باشه بهت نشون میده

220
00:12:13,760 --> 00:12:16,336
یا خون، استفراغ و هر نوع

221
00:12:16,360 --> 00:12:17,896
‫کثافت‌کاری دیگه‌ای که
‫عمراً آدم دلش بخواد ببینه

222
00:12:17,920 --> 00:12:18,976
‫ممنونم

223
00:12:19,000 --> 00:12:21,296
‫می‌دونم درخواست عجیبیـه

224
00:12:21,320 --> 00:12:22,440
‫خب، خدا کنه اشتباه کرده باشی

225
00:12:23,920 --> 00:12:27,896
‫چون اگه واقعاً خونه‌تون موش داشته باشه،
‫عمراً اگه جنا بذاره تله بخری

226
00:12:27,920 --> 00:12:29,136
‫راست میگی

227
00:12:29,160 --> 00:12:30,496
‫مرسی

228
00:12:30,520 --> 00:12:32,160
‫- قربونت
‫- فعلاً

229
00:14:15,240 --> 00:14:16,520
‫ساتن؟

230
00:14:19,640 --> 00:14:22,400
‫سلام، دکتر. ببخشید دیر کردم

231
00:14:25,640 --> 00:14:27,496
‫سلام

232
00:14:27,520 --> 00:14:28,936
‫واسه خماری چی تجویز می‌کنی؟

233
00:14:28,960 --> 00:14:30,480
‫تو رو خدا نگو می‌خواستی دیشب کمتر بخوری

234
00:14:33,480 --> 00:14:35,320
‫عمراً

235
00:14:36,320 --> 00:14:38,456
‫- حالت خوبه؟
‫- خوب میشم

236
00:14:38,480 --> 00:14:40,600
اگه دیگه با رفیقت داد و هوار نکشید

237
00:14:42,080 --> 00:14:45,080
‫دیشب که زدم بیرون، دیگه نفهمیدم چی شد!

238
00:14:46,880 --> 00:14:48,936
‫منتها قبلش رفتم میخونه

239
00:14:48,960 --> 00:14:50,656
‫همین پاتوق خودمون

240
00:14:50,680 --> 00:14:52,160
‫با کسی قرار داشتی؟

241
00:14:53,200 --> 00:14:55,376
‫نه، ولی با متصدی بار گرم صحبت شدم

242
00:14:55,400 --> 00:14:57,920
‫اسمش بمبی بود. باورت میشه؟

243
00:14:59,280 --> 00:15:00,520
‫نه والا

244
00:15:01,520 --> 00:15:03,016
‫خندوندمش

245
00:15:03,040 --> 00:15:05,416
‫فکر کنم از همدیگه خوشمون اومده بود

246
00:15:05,440 --> 00:15:09,736
‫بعد با خودم گفتم شاید بتونیم چیز کنیم...

247
00:15:09,760 --> 00:15:11,816
‫ولی گفت خسته‌ست و اون روز خیلی درگیر بوده

248
00:15:11,840 --> 00:15:12,840
‫آره

249
00:15:13,880 --> 00:15:15,560
‫- لابد مادرش مُرده
‫- واسه همین گفتم...

250
00:15:17,840 --> 00:15:19,360
‫چی؟

251
00:15:20,760 --> 00:15:21,760
‫بمبی

252
00:15:23,840 --> 00:15:25,680
‫مثل فیلمش؟

253
00:15:26,840 --> 00:15:28,656
‫آره، مثل فیلمش

254
00:15:28,680 --> 00:15:30,640
‫لابد مادرش مُرده

255
00:15:33,200 --> 00:15:35,160
‫ایول

256
00:15:39,520 --> 00:15:41,000
‫چرا به ذهن خودم نرسید؟

257
00:15:52,440 --> 00:15:53,920
‫بالاخره انجامش دادم

258
00:15:56,400 --> 00:15:58,656
‫رفتم پای میز. خودم رو معرفی کردم

259
00:15:58,680 --> 00:16:01,480
‫گفتم هری نَش هستم و
‫باید با یکی صحبت کنم

260
00:16:02,920 --> 00:16:04,336
‫هری

261
00:16:04,360 --> 00:16:06,056
‫یه نفر رو فرستادن پیشم و من...

262
00:16:06,080 --> 00:16:08,040
‫رسماً شهادت دادم

263
00:16:08,920 --> 00:16:10,976
‫خیلی‌خب، شهادتت...

264
00:16:11,000 --> 00:16:12,776
‫- دقیقاً چی...
‫- بس کن!

265
00:16:12,800 --> 00:16:14,416
‫خودت بهم گفتی کار درستیـه

266
00:16:14,440 --> 00:16:16,720
‫تو شیرم کردی برم پیش پلیس

267
00:16:17,800 --> 00:16:19,216
‫- آره
‫- ولی من گفتم

268
00:16:19,240 --> 00:16:20,776
‫هنوز آمادگیش رو ندارم!

269
00:16:20,800 --> 00:16:23,256
‫اگه بفهمه من لوش دادم چی؟

270
00:16:23,280 --> 00:16:24,616
‫اصلاً می‌دونی اون چه جونوریـه؟

271
00:16:24,640 --> 00:16:27,176
‫می‌دونی اگه می‌فهمید با هم حرف می‌زنیم
‫چه بلایی سرمون می‌آورد؟

272
00:16:27,200 --> 00:16:30,480
‫خودِ شیطانـه. سر وقتش که برن...

273
00:16:36,120 --> 00:16:39,336
‫اگه بفهمه کار من بوده چی؟

274
00:16:39,360 --> 00:16:42,160
‫ای خدا

275
00:16:44,880 --> 00:16:46,080
‫هری...

276
00:16:52,880 --> 00:16:55,376
‫قول میدی همه چی درست بشه، دکتر؟

277
00:16:55,400 --> 00:16:57,080
‫درست میشه دیگه؟

278
00:16:58,720 --> 00:17:00,760
‫قول میدی اتفاق بدی نیفته؟

279
00:17:02,760 --> 00:17:03,960
‫تو رو خدا

280
00:17:06,040 --> 00:17:07,240
‫بهم قول بده

281
00:17:08,240 --> 00:17:09,600
‫هری...

282
00:17:16,320 --> 00:17:17,560
‫هری؟

283
00:17:24,600 --> 00:17:26,240
‫غیبش زد باز

284
00:17:40,985 --> 00:17:42,940
‫« گزارش روان‌پزشکی هری نش »

285
00:17:42,965 --> 00:17:45,010
‫« متوفی »

286
00:17:45,035 --> 00:17:48,735
‫« هری نش در تاریخ ۱۱ نوامبر ۲۰۰۴ به دست پدر فرانکلین بارنوی به قتل رسید »

287
00:17:48,760 --> 00:17:50,696
‫کشتنش

288
00:17:50,720 --> 00:17:53,880
‫تعجبی نداره.
‫من که گفتم قربانی‌های دیگه‌ای هم هستن.

289
00:17:55,520 --> 00:17:57,696
‫تو بچگی بهش دست‌درازی شده بود

290
00:17:57,720 --> 00:17:59,016
‫به کرات

291
00:17:59,040 --> 00:18:02,520
‫به دستِ کشیشی که
‫مربی تیم فوتبال مدرسه‌شون بود

292
00:18:06,320 --> 00:18:09,576
‫- بالاخره رفت از اون آدم شکایت کرد
‫- چقدر شجاع

293
00:18:09,600 --> 00:18:12,616
‫خب، طبق مشاوره‌ی تو
‫این کار رو کرد، بابا

294
00:18:12,640 --> 00:18:14,800
‫بله، همینطوره

295
00:18:17,640 --> 00:18:19,040
‫چی...

296
00:18:20,960 --> 00:18:23,176
برای حفظ امنیتش دقیقاً چیکار کردی؟

297
00:18:23,200 --> 00:18:26,696
‫ببخشید، ولی لحنت طوریـه که انگار
‫داری اصول اخلاقی من رو زیر سؤال می‌بری

298
00:18:26,720 --> 00:18:30,136
‫هری بیمارت بود، بابا.
‫باید امنیتش رو حفظ می‌کردی.

299
00:18:30,160 --> 00:18:32,496
‫خیال کردی توی مسئولیتم کوتاهی کردم؟

300
00:18:32,520 --> 00:18:34,816
‫قبول دارم، همچین کاری وحشتناکـه

301
00:18:34,840 --> 00:18:38,096
‫غیر قابل بخششـه. ولی حقیقت داره؟

302
00:18:38,120 --> 00:18:41,016
‫- بیا با هم موشکافیش کنیم، خوبـه؟
‫- باشه، بابا

303
00:18:41,040 --> 00:18:43,776
‫برام توضیح بده. بگو ببینم هری چش بود

304
00:18:43,800 --> 00:18:46,536
‫چون اینجا نوشتی:
‫«ضربه‌ی روحی‌ای که هری متحمل شده

305
00:18:46,560 --> 00:18:48,776
‫چنان عمیق توی شخصیتش تنیده شده که...»

306
00:18:48,800 --> 00:18:50,096
‫تو همچین مواردی،

307
00:18:50,120 --> 00:18:52,536
‫فقط با ریسکـه که میشه پیشرفت کرد

308
00:18:52,560 --> 00:18:54,096
‫با پریدن تو دلِ...

309
00:18:54,120 --> 00:18:55,896
‫تهِ درّه؟

310
00:18:55,920 --> 00:18:58,736
‫مُرده، بابا

311
00:18:58,760 --> 00:19:01,776
‫طفلک مُرده

312
00:19:01,800 --> 00:19:04,016
‫بزرگ‌ترین ترسش شد بلای جونش. اون...

313
00:19:04,040 --> 00:19:06,656
‫اون مردکِ بچه‌باز

314
00:19:06,680 --> 00:19:09,240
‫کجای دنیا به این میگن پیشرفت؟

315
00:19:10,640 --> 00:19:13,000
‫بعدش... بعدش هم می‌رسیم به کاساندرا

316
00:19:14,160 --> 00:19:17,616
‫تشویقش کردی جلوی مردی وایسه که
‫می‌تونست عین آب خوردن بکشتش

317
00:19:17,640 --> 00:19:20,096
‫ولی اون که نکشتش

318
00:19:20,120 --> 00:19:21,416
‫درست میگم؟

319
00:19:21,440 --> 00:19:24,056
‫بله، چون دختره زد کشتش

320
00:19:24,080 --> 00:19:25,680
‫جلو چشم خودت

321
00:19:28,440 --> 00:19:30,440
‫تو کمکش کردی ماجرا رو ماستمالی کنه، نه؟

322
00:19:31,920 --> 00:19:34,096
‫تو کمکش کردی جسد نیل رو
‫تا زیرشیروونی وامونده ببره

323
00:19:34,120 --> 00:19:37,296
‫خب پس، به نظر حضرتعالی،
‫باید چیکار می‌کردم؟

324
00:19:37,320 --> 00:19:39,136
‫خب، باید می‌رفتی پیش پلیس، بابا!

325
00:19:39,160 --> 00:19:41,216
‫کاساندرا به شدت آسیب‌پذیر بود

326
00:19:41,240 --> 00:19:43,256
‫یعنی میگی تو زندان می‌پوسید

327
00:19:43,280 --> 00:19:44,536
‫بهتر از این بلایی بود که سرش اومد؟

328
00:19:44,560 --> 00:19:46,096
‫جدی جواب بده

329
00:19:46,120 --> 00:19:47,256
‫بس کن، بابا!

330
00:19:47,280 --> 00:19:49,696
‫اینقدر حرف‌های من رو نادیده نگیر!

331
00:19:49,720 --> 00:19:51,016
‫به من گوش کن!

332
00:19:51,040 --> 00:19:53,360
‫واسه‌ی چی؟

333
00:19:54,360 --> 00:19:56,896
‫به رغم اینکه تجربه‌ی کاری من

334
00:19:56,920 --> 00:19:58,576
‫کمِ کمش ۳۰ سال بیشتر از توئـه،

335
00:19:58,600 --> 00:20:01,096
‫اونوقت این منم که باید گوش کنم؟ جداً؟

336
00:20:01,120 --> 00:20:02,400
خیلی‌خب

337
00:20:03,480 --> 00:20:05,640
‫سراپا گوشم

338
00:20:14,160 --> 00:20:16,216
‫شاید چهارتا پیرهن
‫بیشتر از من پاره کرده باشی، بابا

339
00:20:16,240 --> 00:20:18,736
‫ولی این منم که تو دل آتیشم

340
00:20:18,760 --> 00:20:21,656
‫تو اون بیمارستان... با
اون همه درد و آسیب روحی

341
00:20:21,680 --> 00:20:23,376
‫نه اینکه تو دفتر دنجت لم بدم

342
00:20:23,400 --> 00:20:25,656
‫دنج کجا بود؟
‫به نظر من که چیدمانش قشنگـه

343
00:20:25,680 --> 00:20:28,896
‫به دور از اصل ماجرا

344
00:20:28,920 --> 00:20:30,416
‫زندگی

345
00:20:30,440 --> 00:20:33,016
‫زندگی واقعی با تموم کثافت‌کاری‌هاش!

346
00:20:33,040 --> 00:20:36,096
‫زنده که بودم،
‫هیچوقت باهام اینجوری حرف نمی‌زدی، جوئل

347
00:20:36,120 --> 00:20:39,640
‫آخه اونقدر با هم راحت نبودیم، بابا

348
00:20:46,680 --> 00:20:48,456
‫پس از نظرت من چیزی از

349
00:20:48,480 --> 00:20:51,056
‫زندگی واقعی نمی‌دونم و

350
00:20:51,080 --> 00:20:52,320
‫تو می‌دونی؟

351
00:20:54,800 --> 00:20:56,256
‫به نظرم

352
00:20:56,280 --> 00:20:59,696
‫آستانه‌ی تحملت برای درد و رنج
‫دیگه مثل قبل نیست

353
00:20:59,720 --> 00:21:02,056
‫- فکر کنم بعدِ ساتن...
‫- ادامه نده

354
00:21:02,080 --> 00:21:05,096
‫فکر کنم بعدِ ساتن،
‫دیگه بُریدی

355
00:21:05,120 --> 00:21:07,000
‫تو همیشه الگوی من بودی

356
00:21:08,240 --> 00:21:12,136
‫پدر نابغه‌ام، دکتر لازاروس کبیر

357
00:21:12,160 --> 00:21:15,616
‫مردی که هیچوقت پشت کسی رو خالی نمی‌کرد

358
00:21:15,640 --> 00:21:18,216
‫من الگوت بودم؟

359
00:21:18,240 --> 00:21:20,176
‫ولی قبل ساتن

360
00:21:20,200 --> 00:21:22,056
‫اصلاً نمی‌خواستی راه منو ادامه بدی

361
00:21:22,080 --> 00:21:23,856
‫بعد ساتن، شدی روان‌پزشک قانونی

362
00:21:23,880 --> 00:21:25,616
‫- چرا باید همچین کاری می‌کردی؟
‫- چرا؟!

363
00:21:25,640 --> 00:21:28,720
‫چون می‌خواستم بهتر از تو باشم، بابا

364
00:21:30,280 --> 00:21:32,216
‫می‌خواستم ازت جلو بزنم

365
00:21:32,240 --> 00:21:36,136
‫شاید چیزهایی که من می‌بینم
‫صرفاً روح مقتول‌ها نیست،

366
00:21:36,160 --> 00:21:38,800
بلکه همش ناکامی‌های توئـه

367
00:21:44,200 --> 00:21:46,856
این تشخیص پیش‌پاافتاده‌ست و تکراری

368
00:21:46,880 --> 00:21:48,560
‫ولی، خب...

369
00:21:49,720 --> 00:21:51,720
‫اگه این فکر آرومت می‌کنه، ولش نکن

370
00:22:08,360 --> 00:22:11,575
‫« کشیش بچه‌باز به جرم قتل قربانی‌اش دستگیر شد »

371
00:22:11,600 --> 00:22:13,120
‫این یارو

372
00:22:14,880 --> 00:22:17,280
‫چقدر قیافه‌اش برام آشناست

373
00:22:19,560 --> 00:22:21,480
‫از کجا می‌شناسمش...

374
00:22:43,200 --> 00:22:44,736
‫اسمم

375
00:22:44,760 --> 00:22:46,056
‫فرانکلین بارنویـه

376
00:22:46,080 --> 00:22:47,720
‫این آخرین اعترافمـه

377
00:22:48,960 --> 00:22:50,536
‫می‌دونم جام تو قعر جهنمـه

378
00:22:50,560 --> 00:22:52,216
‫حقم هم هست

379
00:22:52,240 --> 00:22:54,456
‫به خاطر بلایی که سر اون بچه‌ها آوردم

380
00:22:54,480 --> 00:22:56,480
‫هیچ جوره قابل جبران نیست

381
00:23:01,880 --> 00:23:05,016
‫بابت بلایی که سر هری آوردم متأسفم

382
00:23:05,040 --> 00:23:07,216
‫اما کشتنش...

383
00:23:07,240 --> 00:23:08,616
‫گناهش گردن یکی دیگه‌ست

384
00:23:08,640 --> 00:23:09,720
‫فرانک!

385
00:23:20,920 --> 00:23:22,056
‫کار من نبود

386
00:23:22,080 --> 00:23:23,816
‫به خدا من هری رو نکشتم

387
00:23:23,840 --> 00:23:26,056
‫پس بگردید دنبال قاتلش

388
00:23:26,080 --> 00:23:28,320
‫چون قطعاً من نبودم

389
00:23:42,560 --> 00:23:44,960
‫فرانک!

390
00:23:46,920 --> 00:23:48,400
‫فرانک!

391
00:23:51,200 --> 00:23:52,480
‫فرانک!

392
00:23:54,800 --> 00:23:56,856
‫نه، فرانک... نه، نه نه!

393
00:23:56,880 --> 00:23:58,040
‫لعنتی!

394
00:24:02,880 --> 00:24:04,936
‫این ماجرا...

395
00:24:04,960 --> 00:24:06,656
‫دقیقاً مال کِی بود؟

396
00:24:06,680 --> 00:24:08,616
‫۲۸‏ سپتامبر

397
00:24:08,640 --> 00:24:09,760
‫پارسال

398
00:24:12,560 --> 00:24:14,656
حتماً از قبل نقشه کشیده بوده

399
00:24:14,680 --> 00:24:16,200
‫آره

400
00:24:17,720 --> 00:24:21,080
‫واسه تک‌تکِ قدم‌هاش برنامه داشت

401
00:24:22,080 --> 00:24:23,656
‫می‌دونسته بچه‌های تعمیرات
‫کِی میرن رو پشت بوم

402
00:24:23,680 --> 00:24:26,096
‫به طریقی یه میله جور کرده که
‫در رو باهاش قفل کنه

403
00:24:26,120 --> 00:24:28,496
‫- مگه جزو زندانی‌های تحت نظر نبود؟
‫- نه

404
00:24:28,520 --> 00:24:30,736
‫فکر نمی‌کردم کار خطرناکی بکنه

405
00:24:30,760 --> 00:24:33,336
‫اتفاقاً خود پدر فرانک درخواست کرده بود که

406
00:24:33,360 --> 00:24:35,016
‫تو لیست آزادی‌ مشروط نره

407
00:24:35,040 --> 00:24:37,456
‫حس می‌کرد این مجازات حقشـه

408
00:24:37,480 --> 00:24:39,120
‫به خاطر تجاوزش به بچه‌ها

409
00:24:40,520 --> 00:24:41,920
‫آلفی

410
00:24:46,200 --> 00:24:48,816
طبیعیـه که آدم اینجور نشونه‌ها رو نبینه

411
00:24:48,840 --> 00:24:50,696
‫البته اگه نشونه‌ای در کار بوده باشه

412
00:24:50,720 --> 00:24:53,096
‫مطمئنم اگه با فرانک صحبت می‌کردم،

413
00:24:53,120 --> 00:24:55,360
‫دقیقاً به همون نتیجه‌ای می‌رسیدم که
‫تو رسیدی

414
00:24:58,659 --> 00:25:01,149
باهاش صحبت کردی

415
00:25:01,174 --> 00:25:03,510
یه جلسه به جای من باهاش صحبت کردی

416
00:25:05,280 --> 00:25:06,776
دو بار

417
00:25:06,800 --> 00:25:08,800
گمونم

418
00:25:10,560 --> 00:25:12,560
جدی؟

419
00:25:13,680 --> 00:25:15,736
...آخه، یادم

420
00:25:15,760 --> 00:25:18,120
...یادمـه دیدمش، ولی یادم نیـ

421
00:25:23,200 --> 00:25:26,040
خب، آدمای زیادی رو دیدم

422
00:25:28,240 --> 00:25:30,696
همونطور که گفتی

423
00:25:30,720 --> 00:25:33,000
آدمای زیادی رو دیدی

424
00:25:35,595 --> 00:25:37,895
فکر می‌کنی راست میگه که

425
00:25:37,920 --> 00:25:40,936
هری نَش رو نکُشته؟ -
فرانک به جنایت‌های -

426
00:25:40,960 --> 00:25:44,200
...به مراتب شنیع‌تری اعتراف کرده ولی

427
00:25:46,160 --> 00:25:49,640
همیشه اصرار داشت که قاتل نیست

428
00:25:52,000 --> 00:25:59,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

429
00:26:01,200 --> 00:26:05,040
هنوز لکه‌ی کشیشه به خاطر افتادنش
روی زمین هست؟

430
00:26:10,680 --> 00:26:12,976
از کجا می‌دونی من چرا اینجام، آرلو؟

431
00:26:13,000 --> 00:26:15,056
دیدم اومدی

432
00:26:15,080 --> 00:26:18,136
دیدم آخرین لحظات کنارش بودی

433
00:26:18,160 --> 00:26:19,776
می‌شناختیش؟

434
00:26:19,800 --> 00:26:22,216
کشیشه رو؟ آره

435
00:26:22,240 --> 00:26:23,456
مرد خوبی بود

436
00:26:23,480 --> 00:26:26,680
ولی آدم بدکاری هم بود

437
00:26:28,000 --> 00:26:30,856
بالاخره کدوم، آرلو؟

438
00:26:30,880 --> 00:26:32,536
نمی‌تونه جفتش باشه، دکتر لاز؟

439
00:26:32,560 --> 00:26:34,560
شاید هممون همینطوری هستیم

440
00:26:35,560 --> 00:26:38,016
خیر و شر بدون هم معنا ندارن

441
00:26:38,040 --> 00:26:41,960
مهم اینـه در نهایت کدوم یکی چیره میشه

442
00:26:43,400 --> 00:26:45,040
تو مدرسه یادت ندادن؟

443
00:26:49,440 --> 00:26:52,080
شنیدم بابات هم ریق رحمت رو سر کِشیده

444
00:26:55,160 --> 00:26:57,856
من فقط چشم ندارم

445
00:26:57,880 --> 00:27:00,160
گوش هم دارم

446
00:27:01,640 --> 00:27:03,296
گناهان پدر

447
00:27:03,320 --> 00:27:05,856
به پای پسر نوشته شد

448
00:27:05,880 --> 00:27:08,440
!شنیدم مغزش همه جا پخش شده

449
00:27:09,760 --> 00:27:12,096
چی گفتی؟

450
00:27:12,120 --> 00:27:14,240
!چه زری زدی؟

451
00:27:17,280 --> 00:27:19,216
خدا گفت می‌کُشتش

452
00:27:19,240 --> 00:27:20,840
واسه من

453
00:27:26,800 --> 00:27:28,576
مُرده -
ساتنِ خوشگلِ من -

454
00:27:28,600 --> 00:27:31,336
من هری رو نکُشم. واقعاً میگم -
!فرانک -

455
00:27:31,360 --> 00:27:32,296
قول بده

456
00:27:32,320 --> 00:27:33,416
یه مَردی هست که

457
00:27:33,440 --> 00:27:35,016
من رو تعقیب می‌کنه

458
00:27:35,040 --> 00:27:36,480
بقیه که به قتل رسیدن

459
00:27:39,000 --> 00:27:40,920
ساتن؟ -
!به قتل رسیده -

460
00:27:41,920 --> 00:27:43,816
ساتن؟

461
00:27:43,840 --> 00:27:45,680
!چرا گذاشتی از مراسم رقص بره؟

462
00:28:06,080 --> 00:28:08,056
یکم نگرانِ لاز هستم

463
00:28:08,080 --> 00:28:11,976
...فکر کنم مرگ پدرتون

464
00:28:12,000 --> 00:28:13,216
،باعث شده زخم‌های قدیمی باز بشه

465
00:28:13,240 --> 00:28:15,736
می‌دونی منظورم چیـه؟ -
زخم‌های قدیمی -

466
00:28:15,760 --> 00:28:17,576
مثلاً غمِ از دست دادنِ ساتن؟

467
00:28:17,600 --> 00:28:19,376
دوقلو بودن، جنا

468
00:28:19,400 --> 00:28:20,720
خودم می‌دونم

469
00:28:22,225 --> 00:28:25,685
خواهر من هم بوده ها، ست

470
00:28:26,240 --> 00:28:28,416
فقط اون داغِ عزیز ندیده

471
00:28:28,440 --> 00:28:30,496
...نه، می‌دونم. فقط

472
00:28:30,520 --> 00:28:32,296
نمیگم که شماها

473
00:28:32,320 --> 00:28:34,536
خیلی به هم نزدیک نیستید ولی

474
00:28:34,560 --> 00:28:36,920
اون جنازه‌ی ساتن رو پیدا کرد، جنا

475
00:28:38,320 --> 00:28:40,400
لاز بود اکه اون شب جنازه‌ی ساتن رو پیدا کرد

476
00:28:46,472 --> 00:28:48,887
.درضمن، من خودم پلیسم
هر روز خدا

477
00:28:48,912 --> 00:28:51,536
میرم سر صحنه‌های جرم مختلف و

478
00:28:51,560 --> 00:28:53,402
کلی چیزای وحشتناک و دلهره‌آور می‌بینم

479
00:28:55,000 --> 00:28:56,816
ولی همیشه آدمای غریبه‌ان

480
00:28:56,840 --> 00:28:58,800
هیچوقت اعضای خانواده‌ی خودت رو نمی‌بینی

481
00:29:01,040 --> 00:29:03,801
حتی نمی‌تونم تصور کنم چه
تأثیری روی آدم می‌ذاره، می‌دونی؟

482
00:29:05,120 --> 00:29:06,720
خودش اینا رو گفت؟

483
00:29:09,440 --> 00:29:11,120
یجورایی

484
00:29:35,400 --> 00:29:36,680
هی، هی

485
00:29:40,520 --> 00:29:41,520
ای وای

486
00:29:50,840 --> 00:29:52,336
،باید می‌ذاشتی می‌رفتی

487
00:29:52,360 --> 00:29:54,240
ولی اینجوری گناه‌کار جلوه می‌کردی

488
00:29:56,536 --> 00:29:57,976
فکر می‌کردم آب‌ها از آسیاب بیفته

489
00:30:20,400 --> 00:30:22,856
مارگو فرشته‌ست

490
00:30:22,880 --> 00:30:25,696
بدون کمکش نمی‌تونم کارهای
اداری رو تموم کنم

491
00:30:25,720 --> 00:30:28,536
سلام، جوئل. چطوری؟

492
00:30:28,560 --> 00:30:30,640
خوبم

493
00:30:31,880 --> 00:30:33,656
تو چی؟

494
00:30:33,680 --> 00:30:35,536
،بیلی

495
00:30:35,560 --> 00:30:37,496
بیلی گفت می‌گذروندی

496
00:30:37,520 --> 00:30:39,640
می‌دونم، سختـه

497
00:30:40,760 --> 00:30:42,056
بیلی رو دیدی؟

498
00:30:42,080 --> 00:30:44,696
خب، حالش چطور بود؟

499
00:30:44,720 --> 00:30:48,136
خوب بود. ظاهرش که خوب بود

500
00:30:48,160 --> 00:30:50,576
کارائیب بهش ساخته

501
00:30:50,600 --> 00:30:54,336
در مورد چی صحبت کردید؟

502
00:30:54,360 --> 00:30:58,136
خب، پسرهاش... دوتا پسر رعنا داره

503
00:30:58,160 --> 00:31:01,240
راستش، بیشتر در مورد گذشته صحبت کردیم

504
00:31:02,400 --> 00:31:04,760
گذشته؟ -
شبی که ساتن کُشته شد -

505
00:31:07,400 --> 00:31:08,456
چرا در مورد اون صحبت می‌کردید؟

506
00:31:08,480 --> 00:31:11,256
خب، بیلی آخرین کسی بوده که
خواهرمون رو زنده دیده، جنا

507
00:31:11,280 --> 00:31:12,656
مگه میشه بحثش رو پیش نکِشید؟

508
00:31:12,680 --> 00:31:14,936
جوئل

509
00:31:14,960 --> 00:31:16,536
باید فراموشش کنی دیگه

510
00:31:16,560 --> 00:31:18,216
پدرتم بود همین رو می‌گفت

511
00:31:18,240 --> 00:31:19,976
،مارگو، با نهایت احترام

512
00:31:20,000 --> 00:31:22,156
اگه خیلی دلت می‌خواد بدونم که
،پدرم چی بهم گفته

513
00:31:22,181 --> 00:31:24,816
می‌تونی بگی تو ادامه‌ی یادداشتش چی نوشته -
لاز -

514
00:31:24,840 --> 00:31:26,296
خیال کردی چیزی رو ازت مخفی کردم؟

515
00:31:26,320 --> 00:31:28,136
قضیه‌ی کاساندرا رودز رو که

516
00:31:28,160 --> 00:31:29,696
جونت در اومد تا گفتی، نه؟ -
...اون -

517
00:31:29,720 --> 00:31:31,343
یا قضیه‌ی هری نَش -
،ببخشید -

518
00:31:31,368 --> 00:31:32,568
هری نَش کیـه؟

519
00:31:34,800 --> 00:31:37,976
یکی از مراجعین پدرتون بود

520
00:31:38,000 --> 00:31:39,736
به قتل رسیده

521
00:31:39,760 --> 00:31:41,136
چی؟ -
به نظرت -

522
00:31:41,160 --> 00:31:42,800
عجیب نیست، مارگو؟

523
00:31:43,603 --> 00:31:46,769
اینکه وقتی در مورد کاساندرا ازت سؤال پرسیدم
در این باره هیچی نگفتی؟

524
00:31:46,794 --> 00:31:48,714
یه بیمار دیگه که به قتل رسیده

525
00:31:48,739 --> 00:31:50,619
من در جایگاهی نبودم که چیزی بگم

526
00:31:52,040 --> 00:31:55,576
پدرت دوست نداشت اطلاعات
مراجعینش رو فاش کنم

527
00:31:55,600 --> 00:31:57,936
لاز -
،طرف به جرم قتلِ بازدداشت شد -

528
00:31:57,960 --> 00:32:01,176
،قبل از مرگش
قسم خورد که کسی رو نکُشته

529
00:32:01,200 --> 00:32:03,416
.به نظرم دروغ نمی‌گفت
.دلیلی نداشت دروغ بگه

530
00:32:03,440 --> 00:32:05,668
طرف اعتراف کرد که به بچه‌ها تعرض می‌کرده

531
00:32:05,693 --> 00:32:07,471
ای خدا -
خیلی‌خب -

532
00:32:07,496 --> 00:32:08,816
،نمی‌دونم اینجا چه خبره

533
00:32:08,840 --> 00:32:11,096
ولی دیگه کافیـه -
قاتلِ هری نَش -

534
00:32:11,120 --> 00:32:13,296
هنوز اون بیرون واسه خودش ول می‌گرده و

535
00:32:13,320 --> 00:32:15,976
...ممکنـه قاتل کاساندرا هم باشه و

536
00:32:16,000 --> 00:32:17,382
تهش که چی؟ -
،یالا، تدی -

537
00:32:17,407 --> 00:32:19,575
میریم. تدی، بیا

538
00:32:19,600 --> 00:32:21,616
از این طرف. خداحافظ -
...نه، مارگو -

539
00:32:21,640 --> 00:32:23,320
ممنون بابت شراب. از این طرف

540
00:32:25,600 --> 00:32:26,896
خیلی‌خب

541
00:32:26,920 --> 00:32:28,601
چه مرگتـه تو؟

542
00:32:39,480 --> 00:32:41,016
مارگو داره

543
00:32:41,040 --> 00:32:43,336
.یه چیزایی رو مخفی می‌کنه
...خودت که شنیدی

544
00:32:43,360 --> 00:32:46,136
سال‌ها دستیار شخصی بابا بوده

545
00:32:46,160 --> 00:32:48,056
معلومـه که محتاطـه -
...خب -

546
00:32:48,080 --> 00:32:49,642
اصلاً چرا اومده بود اینجا؟ کارهای اداری؟

547
00:32:49,667 --> 00:32:51,536
خب آره، کارهای اداری

548
00:32:51,560 --> 00:32:53,896
اگه وارد حساب کاری بابا نمی‌شدیم

549
00:32:53,920 --> 00:32:57,096
بهمون وقت نمی‌دادن وسایل رو جمع کنیم -
جمع کنیم؟ -

550
00:32:57,120 --> 00:32:58,136
منظورت چیـه؟

551
00:32:58,160 --> 00:32:59,416
اجاره‌ی مطب بابا

552
00:32:59,440 --> 00:33:00,696
دو هفته‌ی دیگه تموم میشه

553
00:33:00,720 --> 00:33:01,976
...نه، نه. ما

554
00:33:02,000 --> 00:33:03,376
باید مطب رو سرپا نگه داریم

555
00:33:03,400 --> 00:33:05,736
چرا؟ بابا که نیست ازش استفاده کنه

556
00:33:05,760 --> 00:33:06,776
...نه، نه. جن

557
00:33:06,800 --> 00:33:08,056
جن، متوجه نیستی

558
00:33:08,080 --> 00:33:10,256
نباید... حق ندارن این کار رو بکنن

559
00:33:10,280 --> 00:33:12,936
،من باید بتونم برم داخل. خب

560
00:33:12,960 --> 00:33:15,576
...اگه... نتونم

561
00:33:15,600 --> 00:33:16,936
آهای، لاز؟ -
لعنتی -

562
00:33:16,960 --> 00:33:18,480
خوبی؟

563
00:33:20,640 --> 00:33:23,096
چرا در مورد بیمارهای بابا می‌پرسی؟

564
00:33:23,120 --> 00:33:26,736
این آدمایی که به قتل رسیدن؟

565
00:33:26,760 --> 00:33:28,160
لاز؟

566
00:33:28,859 --> 00:33:31,216
باید بهم بگی قضیه چیـه

567
00:33:31,240 --> 00:33:33,296
مزخرف هم تحویل من نده

568
00:33:33,320 --> 00:33:34,880
راستشو بگو

569
00:33:39,400 --> 00:33:40,960
خیلی‌خب

570
00:33:42,440 --> 00:33:44,416
لاز، به نظرت

571
00:33:44,440 --> 00:33:46,776
چرا تو اونا رو می‌بینی ولی

572
00:33:46,800 --> 00:33:48,456
من نه؟

573
00:33:48,480 --> 00:33:50,896
فکر می‌کردم من ارتباط قوی‌تری

574
00:33:50,920 --> 00:33:52,823
با اون دنیا داشته باشم

575
00:33:53,987 --> 00:33:55,816
می‌دونی شغل من چیـه؟

576
00:33:55,840 --> 00:33:57,400
جنا، خودم نخواستم که

577
00:33:58,400 --> 00:34:00,080
خیلی‌خب

578
00:34:01,280 --> 00:34:04,056
وقتی اشاره کردم که

579
00:34:04,080 --> 00:34:06,176
،بیلی رفته سفر
مارگو خبر نداشت

580
00:34:06,200 --> 00:34:07,816
مگه مهمـه؟

581
00:34:07,840 --> 00:34:09,776
...خب

582
00:34:09,800 --> 00:34:12,120
...اگه نرفته سفر، ممکنـه که

583
00:34:14,680 --> 00:34:17,576
اون شب یه نفر من رو

584
00:34:17,600 --> 00:34:19,176
برد سر قبر ساتن

585
00:34:19,200 --> 00:34:21,576
پُر از... چراغ‌های ریسه‌ای بود

586
00:34:21,600 --> 00:34:23,000
ریسه؟

587
00:34:24,240 --> 00:34:25,896
...چی؟ یعنی به نظرت بیلی

588
00:34:25,920 --> 00:34:27,616
نمی‌دونم، جنا

589
00:34:27,640 --> 00:34:30,216
...وقتی من

590
00:34:30,240 --> 00:34:32,456
...ساتن رو دیدم، بهم گفت که

591
00:34:32,480 --> 00:34:35,056
می‌خواد با بیلی به هم بزنه

592
00:34:35,080 --> 00:34:37,680
روز مراسم؟

593
00:34:39,080 --> 00:34:42,016
بیلی... گفت رابطه‌شون خوبـه، گفت که

594
00:34:42,040 --> 00:34:44,936
...بحث‌شون سر دانشگاهـه و

595
00:34:44,960 --> 00:34:46,720
...ولی، می‌دونی، ممکنـه

596
00:34:47,680 --> 00:34:49,840
چه حسی داشت؟

597
00:34:51,800 --> 00:34:53,320
دیدن دوباره‌ی ساتن

598
00:34:59,760 --> 00:35:01,296
خب

599
00:35:01,320 --> 00:35:02,640
اینکه دوباره پیشش بودم

600
00:35:06,960 --> 00:35:08,440
تونستم باهاش صحبت کنم

601
00:35:11,320 --> 00:35:14,016
خیلی حس قشنگی بود -
...واقعاً -

602
00:35:14,040 --> 00:35:16,176
باهات صحبت کرد؟

603
00:35:16,200 --> 00:35:17,896
...خب

604
00:35:17,920 --> 00:35:19,936
...با بابا صحبت کردم، می‌دونی؟ روالش

605
00:35:19,960 --> 00:35:21,680
روالش اینجوریـه

606
00:35:23,520 --> 00:35:25,200
...ولی من

607
00:35:26,720 --> 00:35:29,616
نمی‌دونم چرا اون شب رو دیدم. خب؟

608
00:35:29,640 --> 00:35:30,880
اون لحظه

609
00:35:31,960 --> 00:35:34,080
اون لحظه بین اون دوتا

610
00:35:37,000 --> 00:35:39,000
...لاز

611
00:35:43,120 --> 00:35:44,976
منتظر کسی بودی؟

612
00:35:45,000 --> 00:35:46,200
نه

613
00:36:00,840 --> 00:36:02,936
چی شد؟

614
00:36:02,960 --> 00:36:04,496
گفتم که

615
00:36:04,520 --> 00:36:07,736
افتادن دنبالم و من هم پریدم تو بوته‌ها

616
00:36:07,760 --> 00:36:10,176
آره، ولی چرا اومدی اینجا؟

617
00:36:10,200 --> 00:36:12,800
.می‌رفتم پیش مامان قشقرق به پا می‌کرد
.خودت که می‌شناسیش

618
00:36:13,960 --> 00:36:16,440
آره. خوب می‌شناسمش

619
00:36:23,720 --> 00:36:27,360
...وقتی با هم بودید

620
00:36:28,360 --> 00:36:30,160
بچه می‌خواستید؟

621
00:36:31,160 --> 00:36:32,800
...آم

622
00:36:35,360 --> 00:36:37,120
ما خودمون بچه بودیم

623
00:36:42,960 --> 00:36:45,256
،شاید اگه از هم جدا نمی‌شدیم

624
00:36:45,280 --> 00:36:47,000
خدا رو چه دیدی

625
00:36:50,360 --> 00:36:51,640
آره، خوبـه

626
00:36:54,960 --> 00:36:56,016
ایدن؟

627
00:36:56,040 --> 00:36:58,160
مامانت نگرانت میشه ها

628
00:36:58,754 --> 00:37:00,090
،چیزی نیست

629
00:37:00,115 --> 00:37:02,176
الان می‌برمش خونه -
...نه، من -

630
00:37:02,200 --> 00:37:04,056
دوچرخه‌ام هست -
مطمئنی؟ -

631
00:37:04,080 --> 00:37:05,176
زحمتی نیست ها

632
00:37:05,200 --> 00:37:08,496
آره. آره، مطمئنم. ممنون

633
00:37:08,520 --> 00:37:09,936
خداحافظ -
خداحافظ -

634
00:37:09,960 --> 00:37:11,600
خداحافظ

635
00:37:14,080 --> 00:37:15,776
من و تو میریم مطب بابا

636
00:37:15,800 --> 00:37:17,736
همین الان

637
00:37:17,760 --> 00:37:19,800
می‌خوام باهاشون صحبت کنم

638
00:37:26,360 --> 00:37:28,120
بابا؟

639
00:37:33,840 --> 00:37:35,320
بابا؟

640
00:37:36,280 --> 00:37:38,080
ساتن؟

641
00:37:46,440 --> 00:37:48,120
هیس

642
00:37:58,920 --> 00:38:00,920
شرمنده، جن

643
00:38:04,789 --> 00:38:06,485
فکر کنم فقط من می‌بینم‌شون

644
00:38:06,510 --> 00:38:08,296
چطوری آخه؟

645
00:38:08,320 --> 00:38:09,656
از کجا معلوم؟

646
00:38:09,680 --> 00:38:11,776
مطمئنم نمیشه

647
00:38:11,800 --> 00:38:13,760
ست امتحان کرد

648
00:38:15,200 --> 00:38:16,720
چی؟

649
00:38:17,800 --> 00:38:19,816
قبل از من به ست گفتی؟

650
00:38:19,840 --> 00:38:21,576
چاره‌ای نداشتم، جن

651
00:38:21,600 --> 00:38:22,936
ناسلامتی یه جنازه پیدا کردم

652
00:38:22,960 --> 00:38:24,600
باید حقیقت رو بهش می‌گفتم -
حقیقت؟ -

653
00:38:25,640 --> 00:38:27,496
خیال می‌کنه دوباره داری
دچار اختلال روانی میشی

654
00:38:27,520 --> 00:38:29,840
مثل بعد از مرگ ساتن

655
00:38:35,600 --> 00:38:36,960
عجب

656
00:38:38,080 --> 00:38:40,440
لاز؟ -
من خوبم -

657
00:38:43,520 --> 00:38:45,520
چیزیم نیست، جن

658
00:38:48,480 --> 00:38:50,360
دوباره اونطوری نمیشه

659
00:38:52,560 --> 00:38:54,040
قول میدم

660
00:38:56,600 --> 00:38:58,040
خوبـه

661
00:38:59,920 --> 00:39:02,416
درضمن، کی گفته من نمی‌تونم ببینم‌شون؟

662
00:39:02,440 --> 00:39:04,320
من که ست نیستم

663
00:39:05,320 --> 00:39:07,816
ناسلامتی خواهر برادریم

664
00:39:07,840 --> 00:39:09,519
می‌دونم -
جدی؟ -

665
00:39:09,544 --> 00:39:10,896
وقتی دیگه چاره‌ای نداشتی

666
00:39:10,920 --> 00:39:13,816
بهم گفتی -
بکِش بیرون دیگه، جنا -

667
00:39:13,840 --> 00:39:15,060
ماجرا اصلاً در مورد تو نیست

668
00:39:15,085 --> 00:39:16,645
آره، لاز

669
00:39:17,640 --> 00:39:18,920
بگی‌نگی می‌دونستم

670
00:39:22,440 --> 00:39:23,536
...جن

671
00:39:23,560 --> 00:39:25,280
من دیگه میرم

672
00:39:31,800 --> 00:39:33,800
باید تمومش کنی، بابا

673
00:40:01,280 --> 00:40:02,893
شما دکتر لازاروس هستید؟

674
00:40:02,918 --> 00:40:05,958
آره، دکتر لازاروس هستم

675
00:40:06,840 --> 00:40:08,247
...یکی از همکارها گفتن که

676
00:40:08,272 --> 00:40:10,376
چی؟ -
بیمار قبول می‌کنید -

677
00:40:10,400 --> 00:40:12,701
گفته بودن خوش‌تیپ هم هستید

678
00:40:14,536 --> 00:40:16,740
...خب

679
00:40:16,765 --> 00:40:18,678
چند نفری گفتن اگه
به تیپم برسم خوش‌تیپ میشم

680
00:40:18,703 --> 00:40:20,060
ببخشید

681
00:40:20,085 --> 00:40:22,205
بذارید دوباره از اول شروع کنم

682
00:40:29,160 --> 00:40:30,560
من لورا هستم

683
00:40:31,640 --> 00:40:33,545
ممنون که اینقدر دیروقت بهم نوبت دادید

684
00:40:33,987 --> 00:40:35,827
لورا

685
00:40:36,996 --> 00:40:39,516
...مشکلی نیست. آم

686
00:40:41,240 --> 00:40:42,560
بفرما بشین

687
00:40:55,960 --> 00:40:59,216
چیزی نگرانت کرده؟

688
00:40:59,240 --> 00:41:01,600
دوست ندارم این سمت ماجرا باشم

689
00:41:03,360 --> 00:41:04,560
مجبور باشم صحبت کنم

690
00:41:06,040 --> 00:41:07,496
...تو

691
00:41:07,520 --> 00:41:09,016
روانپزشکی؟

692
00:41:09,040 --> 00:41:11,336
...زنگ که زدم به منشی‌تون گفتم -
،آره -

693
00:41:11,360 --> 00:41:12,656
البته

694
00:41:12,680 --> 00:41:14,936
فقط... فراموش کردم

695
00:41:14,960 --> 00:41:17,160
روز پرمشغله‌ای داشتم

696
00:41:19,880 --> 00:41:21,760
...خب، آم

697
00:41:23,320 --> 00:41:24,640
حالت چطوره؟

698
00:41:27,800 --> 00:41:29,296
ببخشید

699
00:41:29,320 --> 00:41:30,496
...من

700
00:41:30,520 --> 00:41:32,616
فکر نمی‌کنم این جلسه بهم کمکی بکنه

701
00:41:32,640 --> 00:41:34,720
...اونقدر به روانپزشک خودم عادت کردم که

702
00:41:36,160 --> 00:41:38,886
مشکل از شما نیست ها. از خودمـه

703
00:41:39,417 --> 00:41:42,440
خیلی وقت بود اینو نشنیده بودم -
نه، چرا بشنوید آخه؟ -

704
00:41:48,480 --> 00:41:50,920
...می‌دونی چیـه؟ بیا

705
00:41:51,920 --> 00:41:54,576
غیررسمیش کنیم

706
00:41:54,600 --> 00:41:56,120
...یه

707
00:41:57,160 --> 00:41:59,376
...گپ و گفت

708
00:41:59,400 --> 00:42:00,840
بین دوتا همکار

709
00:42:21,733 --> 00:42:26,014
« ساتن لازاروس »
« تولد ۱۹۸۰ - وفات ۱۹۹۸ »

710
00:42:42,280 --> 00:42:44,200
روانپزشکم بازنشسته شد

711
00:42:45,760 --> 00:42:47,360
تو ۲۹ سالگی و اوج بلوغ و پختگی

712
00:42:48,300 --> 00:42:50,616
گفت می‌خواد قبل از اینکه به خاطر استرس

713
00:42:50,640 --> 00:42:52,957
تمام صورتش پُر از چین و چروک بشه بیاد بیرون

714
00:42:53,798 --> 00:42:56,078
زنیکه‌ی از خود راضی

715
00:43:03,800 --> 00:43:05,320
...تمام این دل‌نگرانی‌ها

716
00:43:07,162 --> 00:43:09,122
...دردها و ترس‌ها

717
00:43:14,720 --> 00:43:16,680
نمیشه با یه دکمه خاموش‌شون کرد، نه؟

718
00:43:21,920 --> 00:43:23,800
در وجودت رخنه می‌کنه

719
00:43:24,840 --> 00:43:26,840
همینطور تو جاهایی که زندگی می‌کنی

720
00:43:30,440 --> 00:43:32,480
برای مثال همین مطب

721
00:43:34,762 --> 00:43:36,976
با اینحال هنوز ازمون توقع میره
خودمون بی‌عیب و نقص باشیم

722
00:43:37,000 --> 00:43:40,336
همچنان وظیفه‌مون اینـه که
از مراجعین‌مون مراقبت کنیم

723
00:43:40,360 --> 00:43:42,536
آره، ولی کمال‌گرایی بی‌معناست

724
00:43:42,560 --> 00:43:45,336
غیرممکنـه، برای همین میرم پیش روانپزشک

725
00:43:45,360 --> 00:43:48,320
.میرم با یکی دیگه صحبت می‌کنم
.باعث میشم صورتش چین و چروک بشه

726
00:43:51,480 --> 00:43:53,936
گمونم با اینکه خودت می‌دونی
،بهترین کار چیـه

727
00:43:53,960 --> 00:43:55,856
سختـه بخوای بهش عمل کنی

728
00:43:55,880 --> 00:43:58,856
گاهی لازمـه از زبون بقیه بشنوی

729
00:43:58,880 --> 00:44:00,880
توصیه‌ای واسه من نداری؟

730
00:44:02,000 --> 00:44:03,576
برای تو، دکتر لازاروس؟

731
00:44:03,600 --> 00:44:04,776
آره

732
00:44:04,800 --> 00:44:07,040
نه، می‌خوام بشنوم

733
00:44:11,320 --> 00:44:12,640
برو

734
00:44:14,760 --> 00:44:16,520
اینجا رو ترک کن

735
00:44:17,560 --> 00:44:18,856
ببخشید؟

736
00:44:18,880 --> 00:44:22,320
برو قدم بزن. نوشیدنی بخور. برو رستوران

737
00:44:23,167 --> 00:44:24,878
می‌تونی با یکی بری که نمی‌شناسیش

738
00:44:25,503 --> 00:44:27,616
تا دوباره دچار همون اشتباهات و
عادت‌های قدیمی نشی

739
00:44:27,640 --> 00:44:31,296
البته اگه زندگی خانوادگیت
ملال این کار رو بهت میده

740
00:44:31,531 --> 00:44:33,651
خانواده که داری، نه؟

741
00:44:39,480 --> 00:44:40,720
آره، دارم

742
00:44:41,960 --> 00:44:45,680
خب، گمونم وقت زیادی ازت می‌گیره

743
00:44:47,600 --> 00:44:49,600
من که خیالم از این بابت راحتـه

744
00:44:50,600 --> 00:44:52,520
تنهایی زندگی می‌کنه؟

745
00:44:54,320 --> 00:44:55,520
آره

746
00:45:01,904 --> 00:45:03,630
اسمت چی بود؟

747
00:45:03,869 --> 00:45:05,229
لورا چی‌چی؟

748
00:45:06,200 --> 00:45:07,440
مینارد

749
00:45:08,440 --> 00:45:09,840
مینارد

750
00:45:14,120 --> 00:45:17,000
چه بلایی سر تو اومده، لورا مینارد؟

751
00:45:36,360 --> 00:45:38,320
...لیوانت رو پُر کن. من

752
00:45:40,280 --> 00:45:41,680
...فقط

753
00:45:54,720 --> 00:45:57,656
.«هنوز تموم نشده»
یعنی چی آخه؟

754
00:45:57,680 --> 00:45:59,120
تو بگو

755
00:46:01,136 --> 00:46:03,846
« بدونِ تو می‌میرم »

756
00:46:17,800 --> 00:46:19,160
می‌خوام با بیلی به هم بزنم

757
00:46:38,280 --> 00:46:39,520
آشنا نمی‌زنه؟

758
00:46:42,440 --> 00:46:44,040
اون نماد یعنی چی؟

759
00:46:46,040 --> 00:46:47,736
این کتاب مال توئـه، بیلی

760
00:46:47,760 --> 00:46:49,280
کتمان نکن. همیشه ما رو طراحی می‌کردی

761
00:46:50,400 --> 00:46:52,600
از کجا پیداش کردی؟ -
میگم این چیـه؟ -

762
00:46:53,600 --> 00:46:55,536
صندلی‌ای چیزیـه؟

763
00:46:55,560 --> 00:46:58,016
دلمنـه

764
00:46:58,040 --> 00:47:01,400
اون موقع‌ها خیلی تو کفِ
این چیزای اساطیری و اینا بودم

765
00:47:02,560 --> 00:47:04,256
ساتن همیشه شکلش رو دوست داشت

766
00:47:04,280 --> 00:47:06,016
خب، اون دلمن

767
00:47:06,040 --> 00:47:08,600
توی یادداشت خودکشی بابام بود

768
00:47:09,600 --> 00:47:10,920
چرا؟

769
00:47:17,440 --> 00:47:19,034
...شاید -
شاید چی؟ -

770
00:47:19,059 --> 00:47:21,395
من و بابات در موردش صحبت کردیم

771
00:47:21,420 --> 00:47:23,493
به نمادشناسی علاقه داشت

772
00:47:23,518 --> 00:47:26,696
بعضیا فکر می‌کنن دلمن‌ها
در حقیقت درگاه هستن

773
00:47:26,720 --> 00:47:28,440
درگاه به چی؟

774
00:47:29,720 --> 00:47:31,000
دنیای واپسین

775
00:47:34,080 --> 00:47:37,176
طوری ساخته شدن که رو به طلوع خورشید باشن

776
00:47:37,200 --> 00:47:38,416
...ببین

777
00:47:38,440 --> 00:47:40,920
.ساتن خوشش میومد
.واسه همین روی کتاب کِشیدمش

778
00:47:42,840 --> 00:47:45,496
...ولی اینکه چرا توی یادداشت خودکشیِ

779
00:47:45,520 --> 00:47:47,000
بابات بوده

780
00:47:48,560 --> 00:47:50,040
نمی‌دونم

781
00:47:59,161 --> 00:48:00,961
مطمئنم واست سخت بوده که دنبال این بگردی

782
00:48:03,840 --> 00:48:05,576
...دیدن خواهرت

783
00:48:05,600 --> 00:48:07,000
توی اون وضعیت

784
00:48:09,600 --> 00:48:11,760
بحث رو عوض نکن، بیلی

785
00:48:13,280 --> 00:48:15,976
باهات بهم زد، مگه نه؟

786
00:48:16,000 --> 00:48:18,176
شب مراسم

787
00:48:18,200 --> 00:48:20,376
واسه همون داشتید بحث می‌کردید

788
00:48:20,400 --> 00:48:23,696
آره، صاف تو چشمام نگاه کردی و دروغ گفتی

789
00:48:23,720 --> 00:48:25,776
...لاز -
چرا این کار رو کردی؟ -

790
00:48:25,800 --> 00:48:27,496
به نظر خودت چرا؟

791
00:48:27,520 --> 00:48:29,871
...نمی‌خواستم مردم فکر کنن ما

792
00:48:29,896 --> 00:48:32,352
نمی‌خواستم فکر کنن اون شب
با هم دعوا کردیم

793
00:48:32,440 --> 00:48:34,816
هیچوقت قاتلش رو دستگیر نکردن، لاز

794
00:48:34,840 --> 00:48:36,776
نمی‌خواستم کسی انگشت اتهام به سمتم بگیره

795
00:48:36,800 --> 00:48:38,080
چرا باهات به هم زد؟

796
00:48:39,120 --> 00:48:42,120
لاز... ما خام بودیم

797
00:48:44,400 --> 00:48:47,936
به هم زدن... اون زمان یه امر عادی بود

798
00:48:47,960 --> 00:48:50,896
ولی چرا اون شب؟
،بیلی، به خدا قسم

799
00:48:50,920 --> 00:48:53,560
...اگه یه بار دیگه دروغ و جفنگ تحویلم بدی

800
00:49:03,360 --> 00:49:06,696
می‌دونستم ساتن می‌خواد باهام به هم بزنه

801
00:49:06,720 --> 00:49:08,200
از رفتارش مشخص بود

802
00:49:10,240 --> 00:49:13,960
من هم طراحی‌ها رو نشونش دادم
بلکه نظرش عوض شه

803
00:49:15,160 --> 00:49:16,160
...تا

804
00:49:17,720 --> 00:49:20,456
بهش نشون بدم چه حسی بهش دارم

805
00:49:20,480 --> 00:49:22,040
...اون

806
00:49:24,400 --> 00:49:25,840
ذره‌ای براش مهم نبود

807
00:49:26,880 --> 00:49:28,600
...به این کارم افتخار نمی‌کنم ولی

808
00:49:30,640 --> 00:49:34,400
می‌خواستم حسابی دلش رو بشکنم

809
00:49:36,400 --> 00:49:39,336
کاری کنم بفهمه که

810
00:49:39,360 --> 00:49:41,640
من چی داشتم می‌کِشیدم

811
00:49:42,680 --> 00:49:44,336
،پس، واسه اینکه برگردیم به هم

812
00:49:44,360 --> 00:49:46,656
با یه دختر دیگه ریختم رو هم و

813
00:49:46,680 --> 00:49:48,656
حواسم بود که اون مُچ‌مون رو بگیره

814
00:49:48,680 --> 00:49:50,000
بیلی؟

815
00:49:51,080 --> 00:49:54,000
!مریض حرومزاده‌ی دیوث

816
00:49:59,200 --> 00:50:01,440
اون شب با کی بودی، بیلی؟

817
00:50:17,480 --> 00:50:19,480
با کی بودی؟

818
00:50:28,440 --> 00:50:30,080
جنا

819
00:50:31,120 --> 00:50:32,280
جنا؟

820
00:50:33,000 --> 00:50:38,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور
821
00:50:38,024 --> 00:50:45,024
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz