1
00:00:00,700 --> 00:00:07,700
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:00:10,004 --> 00:00:14,203
‫این مجموعه کاوشی نمایشی از
‫داستان موسی و کتاب خروج با به‌کارگیری

3
00:00:14,227 --> 00:00:18,425
‫دیدگاه‌های الهی‌دانان وتاریخ‌دانانِ
‫ادیان و فرهنگ‌های مختلف است.

4
00:00:18,449 --> 00:00:22,726
‫هدف از این همکاری، اغنای داستانی است

5
00:00:22,750 --> 00:00:27,904
‫ و نباید بعنوان اجماعی میان
‫این ادیان و فرهنگ‌ها برداشت شود.

6
00:00:40,498 --> 00:00:42,083
‫هستم آنکه هستم...

7
00:00:44,335 --> 00:00:45,962
‫و آنکه خواهم بود

8
00:00:55,972 --> 00:00:58,933
‫کتاب مقدس از یک شبان حقیر سخن می‌گوید

9
00:00:59,017 --> 00:01:01,686
‫که به کوهی مرموز در جایی

10
00:01:02,228 --> 00:01:04,773
‫در شبه جزیره سینا فراخوانده شده است

11
00:01:10,129 --> 00:01:14,865
‫[کوه سینا]

12
00:01:14,866 --> 00:01:16,284
‫سفر خطرناکیست

13
00:01:17,869 --> 00:01:19,871
‫و او بسیار ترسان

14
00:01:21,289 --> 00:01:25,085
‫اما نیروی قدرت‌مندی که
او هنوز درک نکرده است

15
00:01:25,585 --> 00:01:27,128
‫وی را به پیش می‌راند

16
00:01:29,297 --> 00:01:30,465
‫ایمان

17
00:01:37,722 --> 00:01:40,225
‫آن مرد گذشته پنهانی را در سینه‌اش دارد

18
00:01:42,936 --> 00:01:46,481
‫برادر من، مصری نیست، بلکه یکی از ماست

19
00:01:46,564 --> 00:01:47,564
‫من عبرانی‌ هستم؟

20
00:01:48,233 --> 00:01:51,736
‫هر قدم او را به سرنوشت
واقعی خود نزدیک می‌کند

21
00:01:53,696 --> 00:01:55,073
‫خداوند با او سخن گشوده

22
00:01:55,573 --> 00:01:57,534
‫به تو گفتم که او را برنگردانی

23
00:01:57,617 --> 00:01:59,452
‫تو عضوی از آن‌ها نیستی، موسی

24
00:02:02,622 --> 00:02:04,374
‫زمانش فرا رسیده که مردمم را آزاد کنم

25
00:02:05,416 --> 00:02:07,752
‫نجات دهنده بنی اسرائیل

26
00:02:08,253 --> 00:02:09,963
‫راه را به آن‌ها نشان ده

27
00:02:12,549 --> 00:02:14,676
‫رسول خدا

28
00:02:16,970 --> 00:02:20,849
‫ هستم آنکه هستم و آنکه خواهم بود

29
00:02:23,156 --> 00:02:29,789
‫«عهد قدیم: داستان موسی»

30
00:02:31,344 --> 00:02:36,304
‫«قسمت اول»
‫«پیامبر»

31
00:02:36,383 --> 00:02:43,383
..:: زرفيلم تقديم ميکند ::..

32
00:02:44,164 --> 00:02:45,790
‫در دوران قحطی شدید،

33
00:02:46,416 --> 00:02:49,711
‫بنی اسرائیل، نوادگان ابراهیم،

34
00:02:49,794 --> 00:02:51,462
‫​​در مصر ساکن شدند...

35
00:02:53,840 --> 00:02:57,844
‫...جایی که آن‌ها به مدت
‫٤٠٠ سال در غل و زنجیر بودند

36
00:03:01,639 --> 00:03:05,602
‫آن‌ها قرن‌ها رنج کشیدند،
‫اما با این حال تعدادشان افزایش یافت

37
00:03:08,271 --> 00:03:10,773
‫پادشاه از ترس اینکه علیه او قیام کنند،

38
00:03:11,274 --> 00:03:15,320
‫دستور داد تا همه نوزادان پسر عبری

39
00:03:15,403 --> 00:03:17,280
‫ در رود نیل غرق شوند

40
00:03:27,957 --> 00:03:31,252
‫اما وی در خفا توسط دختر
‫فرعون به فرزندی گرفته شده...

41
00:03:36,132 --> 00:03:38,593
‫...و در دربار سلطنتی...

42
00:03:40,929 --> 00:03:44,599
‫همراه عمویش، پادشاه آینده، بزرگ شد

43
00:03:50,480 --> 00:03:53,524
‫نام او موسی‌ست

44
00:03:56,694 --> 00:03:58,655
‫با وجود اینکه اون یه شاهزاده مصری بود

45
00:03:58,738 --> 00:04:01,366
‫و از تمام مزایای عضوی از
خاندان فرعون بودن برخوردار بود

46
00:04:01,449 --> 00:04:06,496
‫در اون قصر بزرگ شده و
‫عضوی از خانواده سلطنتی بوده،

47
00:04:06,579 --> 00:04:08,779
‫اما در درونش می‌دونست
که چیز راجع بهش متفاوته

48
00:04:08,780 --> 00:04:10,280
[اسقف اندی لوتر]
[مورخ و عضو کلیسای باپتیست]

49
00:04:10,291 --> 00:04:12,794
‫اون می‌دونست که متفاوت به دنیا اومده

50
00:04:17,799 --> 00:04:20,927
‫تورات بهمون نمیگه که اسم عبریش چی بوده

51
00:04:21,010 --> 00:04:23,339
‫این یکی از رازهایی‌ـه که
در خلال این داستان نهفته‌ست

52
00:04:23,340 --> 00:04:26,668
[خاخام موریس هریس]
[نویسنده کتاب، موسی: غریبه‌ای در میان ما]

53
00:04:26,669 --> 00:04:31,145
‫و همچنین تا حدی داستانی در مورد

54
00:04:31,229 --> 00:04:33,398
‫کشف هویت و سرنوشت خود موسی هستش

55
00:04:37,204 --> 00:04:40,374
[کتاب خروج، باب دوم، آیه یازدهم]

56
00:04:40,375 --> 00:04:42,657
‫«و واقع‌ شد در آن‌ ایام‌
كه‌ چون‌ موسی‌ بزرگ‌ شد،

57
00:04:43,157 --> 00:04:46,619
‫ آنجا مردی مصری را دید که یکی
‫از برادران عبرانی او را می‌زد»

58
00:04:46,703 --> 00:04:48,496
‫نه! نه! نه!

59
00:05:01,175 --> 00:05:02,385
‫برگردید سر کار!

60
00:05:06,764 --> 00:05:11,311
‫من متقاعد شدم که یه روحیه
ذاتی در درون موسی وجود داشت

61
00:05:11,394 --> 00:05:14,230
‫که با ظلمی که این برده عبری

62
00:05:14,731 --> 00:05:17,692
‫در اون متحملش می‌شد، همزادپنداری کردش

63
00:05:18,401 --> 00:05:21,654
‫و گمونم برای اون یه لحظه‌ی هشیارگر بودش

64
00:05:31,289 --> 00:05:32,665
- ‫تو! بس کن!
- ‫بس کن!

65
00:05:43,760 --> 00:05:44,760
‫بذار بره

66
00:05:48,556 --> 00:05:49,849
‫گفتم بذار بره

67
00:05:54,479 --> 00:05:55,479
‫بله، قربان

68
00:05:59,692 --> 00:06:00,693
‫کار امروز تمومه!

69
00:06:57,753 --> 00:06:58,453
[کتاب خروج، باب دوم، آیه پانزدهم]

70
00:06:58,543 --> 00:07:01,212
‫«چون ماجرا به گوش فرعون رسید،

71
00:07:01,879 --> 00:07:04,132
‫ بر آن شد که موسی را بکشد»

72
00:07:05,550 --> 00:07:08,386
‫«ولی موسی از نزد فرعون گریخت،

73
00:07:12,565 --> 00:07:17,165
[صحرای سینا]

74
00:07:19,860 --> 00:07:24,654
[سه ماه بعد]

75
00:07:25,862 --> 00:07:28,906
‫ او به سمت شرق و کویر مدین راهی شد

76
00:07:30,658 --> 00:07:33,494
‫غریبه‌ای در سرزمینی غریب

77
00:07:34,745 --> 00:07:36,747
‫دیگر نه یک شاهزاده مصری بود

78
00:07:36,831 --> 00:07:40,376
‫و نه هنوز پیامبری که
بنی اسرائیل را آزاد می‌کند

79
00:07:41,252 --> 00:07:44,630
‫بسیاری از دین یهودی-مسیحی به موسی وابسته‌ست

80
00:07:44,714 --> 00:07:45,882
‫اون یه بنیان گذار بودش

81
00:07:45,965 --> 00:07:48,565
‫هر چیزی که ممکنه در مورد کتاب مقدس

82
00:07:48,566 --> 00:07:50,802
[تام کانگ]
[کشیش کلیسای نیوز استوری]

83
00:07:50,803 --> 00:07:52,263
‫ به نحوی، شکل یا فرمی بدونید،

84
00:07:52,346 --> 00:07:55,224
‫میشه ردش رو به موسی، زندگی و خدمات اون گرفت

85
00:07:56,742 --> 00:08:00,468
‫موسی در سنت
یهودی-مسیحی-اسلامی منحصر به فرده

86
00:08:00,469 --> 00:08:01,469
[جاناتان کرش]
[نویسنده کتاب، موسی: یک زندگی]

87
00:08:01,814 --> 00:08:04,400
‫چرا که تو هر سه دین ازش اسم برده میشه

88
00:08:04,484 --> 00:08:08,321
‫و از اون تو هر سه دین
به عنوان پیامبر یاد میشه

89
00:08:09,322 --> 00:08:11,717
‫اسم حضرت موسی بیش از صد بار

90
00:08:11,741 --> 00:08:13,075
‫در قرآن ذکر شده

91
00:08:13,159 --> 00:08:16,454
‫و از این منظر بسیار منحصر
به فرده ‫چرا که تعداد بسیار کمی

92
00:08:16,455 --> 00:08:18,904
[دکتر سلین ابراهیم]
[نویسنده، کتاب زن و جنسیت در قرآن]
‫از پیامبران کل داستان
زندگی‌شون در قرآن بیان شده

93
00:08:21,125 --> 00:08:23,169
‫همه چیز در مورد زندگیش،

94
00:08:23,252 --> 00:08:25,046
‫اونچه که از سر گذرونده، چالش‌هاش،

95
00:08:25,108 --> 00:08:29,605
[خاخام شلومو آینهورن]
[رئیس کالج یشیوا در یاونه]
‫و کار‌هایی که انجام داده، ‫تک‌تک‌شون مواردیِ که تو زندگی
امروزه‌مون هم باهاش مواجهیم

96
00:08:30,718 --> 00:08:32,929
‫وقتی رنج بقیه رو می‌بینید چیکار می‌کنید؟

97
00:08:33,012 --> 00:08:34,492
‫در مقابلش می‌ایستید یا ساکت می‌مونید؟

98
00:08:35,014 --> 00:08:36,307
‫عدالت اجتماعی؟

99
00:08:36,390 --> 00:08:38,518
‫عدالت اجتماعی از موسی آغاز شدش

100
00:08:39,185 --> 00:08:42,313
‫از موسی قاتل به موسی آزادگر

101
00:08:42,897 --> 00:08:44,690
‫این یه داستان بسیار جذابه

102
00:09:06,087 --> 00:09:08,506
‫نگاه کن. کسی می‌آید

103
00:09:22,937 --> 00:09:24,188
‫ که هستی؟

104
00:09:30,861 --> 00:09:32,488
‫برای نان و آب کار خواهم کرد

105
00:09:40,746 --> 00:09:42,164
‫می‌توانی مجانی آب بنوشی

106
00:10:09,025 --> 00:10:10,735
‫از چه کسی برای این مرحمت تشکر کنم؟

107
00:10:12,653 --> 00:10:16,115
‫جترو. صاحب چاه. کشیش کوهستان
‫(شعیب)

108
00:10:18,284 --> 00:10:19,452
‫منظورم اسم خودت بود

109
00:10:21,287 --> 00:10:22,287
‫دخترش

110
00:10:23,289 --> 00:10:24,289
‫زیپورا
‫(صفورا)

111
00:10:27,251 --> 00:10:29,545
‫وقتی که موسی از مصر فرار می‌کنه،

112
00:10:29,629 --> 00:10:36,135
‫آخر سر تحت مرحمت
قبلیه‌ای گله‌دار و بادیه نشین

113
00:10:36,719 --> 00:10:39,680
‫در کویری نزدیک کوه سینا قرار می‌گیره

114
00:10:40,264 --> 00:10:44,060
‫اونجا جایی‌ـه که موسی نجات پیدا می‌کنه

115
00:11:04,830 --> 00:11:07,124
‫به دخل ما خواستگارها را سرگرم می‌کنید؟

116
00:11:07,625 --> 00:11:09,502
‫دخل خودمان. نعیم

117
00:11:10,086 --> 00:11:12,713
‫و خواستگاران ما به شما مربوط نیستند

118
00:11:16,217 --> 00:11:18,142
‫از موش‌هایی صحرایی اینجا استقبال نمیشه

119
00:11:26,519 --> 00:11:27,937
‫این یکی می‌خواد بمیره

120
00:11:28,729 --> 00:11:31,816
‫شاید، اما او با خوشحالی دو نفر
‫از شما را هم با خود خواهد برد

121
00:11:34,610 --> 00:11:35,610
‫بکشش

122
00:11:44,954 --> 00:11:45,954
‫امروز نه

123
00:12:05,182 --> 00:12:06,182
‫بیا

124
00:12:10,813 --> 00:12:14,275
‫این خود زنان بود که در موسی چیز خاصی دیدند

125
00:12:14,358 --> 00:12:16,861
‫چون که کمک اون رو می پذیرند

126
00:12:16,944 --> 00:12:20,531
‫اون‌ها ویژگی‌های قدرت و
اعتماد رو در اون تشخیص میدند

127
00:12:24,326 --> 00:12:27,538
‫در قرآن داستان خنده‌داری هست که زیپورا...

128
00:12:27,621 --> 00:12:30,166
‫در عربی صفورا تلفظ میشه

129
00:12:30,357 --> 00:12:33,514
[دکتر شادی ناصر] [دانشیار زبان‌ها و
تمدن‌های خاور نزدیک، دانشگاه هاروارد]
‫اون داشته جلوی موسی راه می‌رفته،

130
00:12:33,515 --> 00:12:36,922
‫و یهو باد می‌وزه و دامنش کمی بلند میشه

131
00:12:37,006 --> 00:12:39,925
‫و بعدش موسی، البته
که، نمی‌خواد بهش نگاه کنه

132
00:12:40,009 --> 00:12:44,138
‫پس میره جلوی اون راه
بره تا به پشتش نگاه نکنه

133
00:12:44,221 --> 00:12:46,432
‫و اون‌ها تحت تأثیر این
جوانمردی اون قرار می‌گیرند

134
00:12:47,850 --> 00:12:50,519
‫دخترها پیش پدرشون برگشتند

135
00:12:50,603 --> 00:12:53,564
‫و بهش میگن که موسی،

136
00:12:53,647 --> 00:12:56,609
‫شخصی قابل اعتماد و قوی، یهمون کمک کرد

137
00:12:57,610 --> 00:13:01,293
[مدین]

138
00:13:19,924 --> 00:13:21,425
‫چه چیزی تو را به مدین آورده ‌است؟

139
00:13:23,803 --> 00:13:25,363
‫فرعون ما در حال ساختن شهری‌ست

140
00:13:26,180 --> 00:13:29,350
‫به مردم گفته شد که به عنوان
رعیت کار کنند یا مالیات بدهند

141
00:13:30,267 --> 00:13:32,061
‫- پس منم آنجا را ترک کردم.
‫- به سوی کویر؟

142
00:13:35,105 --> 00:13:36,524
‫یک مرد می‌تواند آنجا آزاد باشد

143
00:13:37,191 --> 00:13:39,109
‫رسوم مصری مثل مال ما نیستند

144
00:13:39,819 --> 00:13:43,447
‫اما به خاطر شجاعتت در دفاع از طرف دخترانم،

145
00:13:44,615 --> 00:13:46,200
‫می‌توانی امشب اینجا بمانی

146
00:13:51,372 --> 00:13:53,666
‫جترو ​​یکی از شخصیت‌های مورد علاقه من

147
00:13:53,749 --> 00:13:56,126
‫در کل حماسه موسی هستش

148
00:13:56,752 --> 00:13:59,797
‫چیزی که در مورد جترو
می‌دونیم اینه که اون دلسوزه،

149
00:13:59,880 --> 00:14:03,551
‫این که اون برای افراد سرپناه فراهم
می‌کنه، ‫و تو قضاوت شخیت آدما کارش خوبه

150
00:14:03,634 --> 00:14:07,888
‫برای اون فرقی نمی‌کنه که
این مرد مصری باشه یا مدینی،

151
00:14:07,972 --> 00:14:09,765
‫یا هرچزی دیگه‌ای که ممکنه باشه

152
00:14:09,849 --> 00:14:13,227
‫موسی کمک دست واقع شده و خودشم نیازمند کمکه

153
00:14:14,728 --> 00:14:18,899
‫جترو کاهن قوم مدین‌ـه

154
00:14:19,817 --> 00:14:21,902
‫اون‌ها مردمی مشرک بودند که

155
00:14:21,986 --> 00:14:24,697
‫همزمان با مصریان باستان زندگی می‌کردند

156
00:14:24,780 --> 00:14:26,740
‫و در نهایت جزئی از یهودیان باستان شدند

157
00:14:27,950 --> 00:14:31,036
‫گمون نکنم اون برهه از
تاریخ یکتا پرستان وجود داشته

158
00:14:31,120 --> 00:14:35,082
‫آم، به نظرم تقریباً همه معتقد
بودند که خدایان زیادی وجود دارند
[دکتر پیتر اینس]
[استاد مطالعات کتاب مقدس در دانشگاه شرق]

159
00:14:35,165 --> 00:14:37,376
‫سوال اینه که شما کدوم رو می‌پرستید؟

160
00:14:37,459 --> 00:14:39,604
‫خب، یعنی واژه دقیقش، تک‌گرایی‌ـه
‫(پرستش یک خدا از میان چند خدا)

161
00:14:39,628 --> 00:14:42,339
‫مثل یکتاپرستی نیستش، که شما
فقط باور دارید که یک خدا وجود داره

162
00:14:42,423 --> 00:14:44,925
‫تک‌گرایی یعنی شما فقط یک خدا رو می‌پرستید

163
00:14:45,009 --> 00:14:48,012
‫ولی وجود دیگران رو هم تصدیق می‌کنید، صحیح؟

164
00:14:48,095 --> 00:14:50,180
‫اما تنها یکی وجود داره که شما می‌پرستیدش

165
00:14:51,640 --> 00:14:54,602
‫اگر کتاب مقدس رو حرف به حرف در نظر بگیریم،

166
00:14:55,102 --> 00:14:58,439
‫خداوند بی‌پرده بیان می‌کنه که

167
00:14:58,522 --> 00:15:02,902
‫اون تنها خدایی‌ـه که
اسرائیلی‌ها باید پرستش کنند

168
00:15:04,153 --> 00:15:08,991
‫اون لزوماً کاملاً روشن
نمی‌کنه که وی تنها خداست

169
00:15:10,743 --> 00:15:12,912
‫در ده فرمان میگه:

170
00:15:12,995 --> 00:15:16,749
‫«تو را خدایان‌ دیگر غیر از من‌ نباشد»

171
00:15:17,291 --> 00:15:19,418
‫حالا شما می‌تونید اونو
به این معنا تعبیر کنید که

172
00:15:19,501 --> 00:15:23,339
‫خدایان دیگری هم وجود دارند، و
مردم ‫دیگه اون خدایان رو می‌پرستند،

173
00:15:23,422 --> 00:15:26,759
‫اما شما، قوم برگزیده
من، فقط باید من رو بپرستید

174
00:15:34,850 --> 00:15:36,769
‫مسیر را به آن‌ها نشان ده

175
00:15:44,693 --> 00:15:46,028
‫رخت خوابت آماده‌ست

176
00:15:49,365 --> 00:15:50,574
‫چیزی می‌بینی؟

177
00:15:53,202 --> 00:15:54,787
‫چه کسی در کوه زندگی می‌کنه؟

178
00:15:55,621 --> 00:15:57,247
‫هیچ‌کس. چرا؟

179
00:15:59,291 --> 00:16:01,251
‫من آنجا روی قله آتشی دیدم

180
00:16:02,628 --> 00:16:06,340
‫نه، غیرممکن است. زمین مقدسی‌ست.
‫هیچ‌کس نمی‌تواند به آنجا برود

181
00:16:09,510 --> 00:16:10,928
‫پس من آنجا چه دیدم؟

182
00:16:26,276 --> 00:16:32,408
‫اون کوه در بسیاری از سنت‌های
مذهبی مکان بسیار مهمی‌ـه

183
00:16:32,491 --> 00:16:36,495
‫خدایانی هستند که تصور
‫میشه در قله‌ زندگی می‌کنند،

184
00:16:36,578 --> 00:16:40,499
‫چون که قله کوه مرتفع‌ـه و دسترسی بهش سخته

185
00:16:41,000 --> 00:16:44,040
‫ و ممکنه توسط ابرهایی که گهگاهی

186
00:16:44,173 --> 00:16:48,048
‫ازشون رعد و برقی دیده میشه، پنهان بشه

187
00:16:48,716 --> 00:16:54,054
‫می‌تونید راحت تصور کنید که چطور
‫همچین چیزی ممکنه کسی رو که

188
00:16:54,138 --> 00:16:56,567
‫جلگه زندگی می‌کنه به عنوان
یه شگفتی تحت تأثیر قرار بده

189
00:17:02,938 --> 00:17:05,274
‫مسیر را به آن‌ها نشان ده

190
00:17:08,318 --> 00:17:10,029
‫مسیر را به آن‌ها نشان ده

191
00:17:18,579 --> 00:17:20,080
‫من کی هستم، مادر؟

192
00:17:21,665 --> 00:17:23,333
‫این چه سوالی‌ست پسرم

193
00:17:24,960 --> 00:17:26,670
‫تو شاهزاده مصر هستی

194
00:17:29,506 --> 00:17:30,506
‫چرا می‌پرسی؟

195
00:17:32,885 --> 00:17:34,970
‫بقیه پسرها مرا مسخره می‌کنند

196
00:17:35,512 --> 00:17:36,972
‫آن‌ها می‌گویند من متفاوت هستم

197
00:17:37,931 --> 00:17:40,059
‫که من مثل آن‌ها ملوکانه نیستم

198
00:17:50,986 --> 00:17:54,448
والاترین نماد در زمین

199
00:17:55,866 --> 00:17:59,036
‫در خانواده ماست. از آغاز تاریخ

200
00:18:01,747 --> 00:18:03,665
‫هرگز شخصی که هستی را فراموش نکن

201
00:18:05,459 --> 00:18:08,128
‫تو به خسروانی هر کس دیگه‌ی هستی

202
00:18:09,338 --> 00:18:10,338
- ‫باشه؟
- ‫حالا بخواب

203
00:18:18,138 --> 00:18:19,681
‫موسی عزیزم

204
00:19:16,989 --> 00:19:20,284
‫از وقتی که ماهار مرد... اوضاع‌مان سخت بوده

205
00:19:21,285 --> 00:19:24,204
‫هفت دختر و هیچ پسر

206
00:19:24,288 --> 00:19:26,415
‫اون بهترین چوپان من بود

207
00:19:26,498 --> 00:19:27,498
‫هوم

208
00:19:30,294 --> 00:19:32,212
‫چرا شغلش را به آن غریبه پیشنهاد نمی‌کنی؟

209
00:19:34,965 --> 00:19:38,594
‫مردی که جان خود را برای غریبه‌ها
‫به خطر انداخته‌ست، شیفته مرگ است

210
00:19:46,226 --> 00:19:48,854
‫اگر به صحرا برگردد، می‌میرد

211
00:19:49,605 --> 00:19:51,955
‫خونش بر دستان ما خواهد بود

212
00:19:56,987 --> 00:19:58,871
‫تو مکاری مادرت را داری

213
00:20:07,331 --> 00:20:08,331
‫موسی!

214
00:20:09,124 --> 00:20:10,709
‫لطفاً، نرو

215
00:20:11,960 --> 00:20:14,504
‫پدرم، برای تو پیشنهاد پیشه‌ای را دارد

216
00:20:22,846 --> 00:20:25,307
‫مدین پناهگاهی برای موسی بود،

217
00:20:25,390 --> 00:20:28,143
‫ و به نظرم پناهگاهی بودش
که بهش این امکان رو ‌داد

218
00:20:28,227 --> 00:20:31,021
تا از راحتی و آسایشش لذت ببره

219
00:20:31,813 --> 00:20:33,982
‫اینجا جایی‌ـه که می‌تونه درش مخفی بشه

220
00:20:34,066 --> 00:20:36,818
‫در حالی که مقامات مصری دنبالش می‌گشتن

221
00:20:36,902 --> 00:20:38,956
‫چون که بخاطر اتهام قتل تحت تعقیب بودش

222
00:20:41,990 --> 00:20:46,745
‫اون از یه شاهزاده مصری
به یه چوپان تبدیل میشه

223
00:20:48,080 --> 00:20:51,500
‫اون از شخصیتی بلند مرتبه و توانا

224
00:20:51,583 --> 00:20:54,127
‫به چهره‌ای فروتن و گمنام تنزل یافته

225
00:20:54,211 --> 00:20:58,715
‫و داره از گله‌ای در
کویر مدین نگهداری می‌کنه

226
00:20:59,591 --> 00:21:01,885
‫و اونجاست که ندایی می‌شنوه

227
00:21:16,566 --> 00:21:19,111
‫مسیر را به آن‌ها نشان ده

228
00:21:25,450 --> 00:21:27,369
‫مسیر را به آن‌ها نشان ده

229
00:22:01,695 --> 00:22:03,488
‫صبحانه آوردم

230
00:22:13,206 --> 00:22:15,167
‫من قبلاً چنین علائمی را دیده بودم

231
00:22:17,461 --> 00:22:19,546
‫مأموران مالیات از آن‌ها استفاده می‌کنند

232
00:22:22,049 --> 00:22:24,009
این‌ها را در مصر یاد گرفتی؟

233
00:22:27,429 --> 00:22:28,638
‫برای ثبت و ضبط وقایع؟

234
00:22:29,639 --> 00:22:31,141
‫و برای بازگو کردن حکایت‌ها

235
00:22:32,392 --> 00:22:33,392
‫هوم

236
00:22:35,812 --> 00:22:38,041
‫و این‌ها چه داستانی رو تعریف می‌کنند؟

237
00:22:41,610 --> 00:22:42,610
‫من و تو

238
00:22:57,209 --> 00:22:58,710
‫ای خدای کوهستان

239
00:23:00,420 --> 00:23:01,904
‫شاهد باش

240
00:23:05,509 --> 00:23:10,972
‫امروز ازدواج بندگانت موسی
و زیپورا را متبرک می‌کنیم

241
00:23:25,153 --> 00:23:27,614
‫در کنار عظمت مقام تو

242
00:23:27,697 --> 00:23:29,866
‫ زندگی ما هیچ است

243
00:23:29,950 --> 00:23:33,745
‫و به شکنندگی و کمیابی این تکه شیشه است

244
00:23:35,914 --> 00:23:38,917
‫باشد که اتحاد بندگانت...

245
00:23:40,001 --> 00:23:42,838
‫...در دید تو خیر

246
00:23:45,048 --> 00:23:46,571
‫و پر نعمت باشد

247
00:24:23,837 --> 00:24:25,881
‫جالب‌انگیزه که وقتی فکر می‌کنیم

248
00:24:26,381 --> 00:24:32,137
‫می‌بینیم موسی با فرهنگ‌ها و
سنت‌های مختلف در ارتباط بوده

249
00:24:32,220 --> 00:24:33,638
‫اون شاهزاده مصر بودش

250
00:24:33,722 --> 00:24:37,100
‫اون داماد کاهن اعظم مدین بودش

251
00:24:37,684 --> 00:24:41,104
‫اون آزادگر بنی اسرائیل بودش

252
00:24:43,815 --> 00:24:49,571
‫و به نظرم، آه، ارتباطات متعددش با
‫مردم دنیایی که درش زندگی می‌کرد،

253
00:24:50,071 --> 00:24:53,200
‫برای دنیایی که ما درش
زندگی می‌کنیم مدخلیت داره

254
00:24:53,700 --> 00:24:59,122
‫ چون که نشون میده که داشتن
بیش از یک هویت امکان‌پذیره

255
00:24:59,206 --> 00:25:00,957
‫و شاید حتی اجتناب ناپذیرـه

256
00:25:33,532 --> 00:25:36,785
‫موسی و زیپورا در مدین تشکیل خانواده دادند

257
00:25:36,868 --> 00:25:38,703
‫و صاحب دو پسر شدند

258
00:25:39,204 --> 00:25:41,248
‫گرشوم و الیزر
‫(جرشون و العاذار)

259
00:25:48,797 --> 00:25:52,217
‫اولین فرزند، نامگذاریش واقعاً مهمه

260
00:25:52,801 --> 00:25:55,845
‫پس موسی اسمش رو گرشوم می‌ذاره...

261
00:25:57,109 --> 00:26:00,009
[خاخام ریچل آدلمن]
[دانشیار انجیل عبری، کالج عبری]

262
00:26:00,308 --> 00:26:04,980
‫«در زمین‌ بیگانه‌ نزیل‌ شدم‌»
‫(مهمان)

263
00:26:05,063 --> 00:26:11,820
‫نشون دهنده حس تعلق نداشتن موسی‌ست،‌ نه؟

264
00:26:11,903 --> 00:26:13,863
‫اینکه اون به مدین تعلق نداره

265
00:26:13,947 --> 00:26:16,241
که به مصر تعلق نداره

266
00:26:23,065 --> 00:26:26,417
[پی‌رامسس]
[پایتخت مصریان]

267
00:26:26,418 --> 00:26:27,938
‫در سال‌های بعد، پادشاه پیر مصر می‌میرد

268
00:26:28,003 --> 00:26:32,591
‫و عموی موسی تاج و تخت را می‌گیرد

269
00:26:34,259 --> 00:26:35,969
‫او فرعون است،

270
00:26:36,678 --> 00:26:39,306
‫قدرت‌مندترین فرمانروای عصر

271
00:26:45,520 --> 00:26:48,898
‫اگه بخوایم فرعون کتاب خروج رو با

272
00:26:48,982 --> 00:26:51,526
‫فرعونی که از تاریخ مصر
‫می‌شناسیم یکسان‌سازی کنیم،

273
00:26:51,610 --> 00:26:53,945
‫احتمالاً می‌تونه رامسس کبیر باشه،

274
00:26:54,029 --> 00:26:57,949
‫چون که کتاب خروج از این
صحبت می‌کنه که چطور بنی‌اسرائیل

275
00:26:58,005 --> 00:27:01,709
[نیک براون]
[مصر شناس، دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس]
‫مجبور به کار شدند ‫و وادار به ساخت دو شهر بزرگ شدند

276
00:27:02,370 --> 00:27:06,082
‫که یکی از اون‌ها پی‌رامسس
یا خانه رامسس بودش

277
00:27:06,166 --> 00:27:09,836
‫که در زمان سلسله نوزدهم

278
00:27:09,919 --> 00:27:11,713
‫پایتخت رامسس کبیر در دلتا بودش

279
00:27:13,131 --> 00:27:14,883
‫وقتی که اون به قدرت می‌رسه،

280
00:27:14,966 --> 00:27:18,261
‫چندین لشکرکشی رو به
منطقه سوریه فلسطین انجام میده
[دکتر مونیکا هانا] [ دانشیار، دانشکده
باستان شناسی و میراث فرهنگی]

281
00:27:19,722 --> 00:27:22,807
‫و مناطقی رو حتی تا
بیروت در لبنان هم فتح می‌کنه

282
00:27:23,808 --> 00:27:27,479
‫سلطنت رامسس کبیر یکی از تأثیرگذارترین

283
00:27:27,562 --> 00:27:29,081
‫ و یکی از قدرت‌مندترین‌ها در نوع خودش بود

284
00:27:29,105 --> 00:27:31,858
‫و در واقع دوران اوج امپراتوری مصر بودش

285
00:27:33,568 --> 00:27:34,819
‫پیش گویی‌ها در چه وضعه؟

286
00:27:36,571 --> 00:27:38,823
‫همیشه افراد سرکشی وجود دارند، اعلی‌حضرت

287
00:27:40,033 --> 00:27:41,033
‫کجا دقیقاً؟

288
00:27:49,167 --> 00:27:50,669
‫در صحرا، اعلی‌حضرت

289
00:27:51,336 --> 00:27:55,256
‫ ساکنانی را که در اهدای خراج
خود تاخیر داشته‌اند قلع و قمع کنید

290
00:27:55,340 --> 00:27:57,057
‫در هر حال بی پیامدست

291
00:27:58,510 --> 00:28:00,553
‫حتی یک گدا هم ممکنه رهیافته شود

292
00:28:01,554 --> 00:28:03,355
‫درست است، خداوندگارا

293
00:28:03,723 --> 00:28:05,016
‫طلسم، جادوگر

294
00:28:05,600 --> 00:28:07,686
‫بگذارید ناخشنودی ما را احساس کنند

295
00:28:08,478 --> 00:28:11,981
‫تا که شاید با تضرع و تواضع نزد ما بیایند

296
00:28:12,899 --> 00:28:14,567
‫اطاعت امر، اعلی‌حضرت

297
00:28:18,571 --> 00:28:22,492
‫اون نسبت به هر کسی که بخواد
پادشاهیش رو تهدید کنه، بی‌رحمه

298
00:28:22,575 --> 00:28:25,704
‫اون بی‌رحم بودش، جانور
خوی‌ـه، مردم رو می‌کشه

299
00:28:25,787 --> 00:28:29,082
‫اون فقط به فکر، آه... حفظ ثروت و قدرتشه

300
00:28:29,165 --> 00:28:32,335
‫اگه بخواید کسی رو به عربی
ظالم توصیف کنید، میگین...

301
00:28:34,504 --> 00:28:37,184
‫یعنی فرعون مانند یا فرعونی شدن

302
00:28:37,215 --> 00:28:41,553
‫پس در حقیقت این کلمه با اعمال فرعون مترادفه

303
00:28:42,721 --> 00:28:46,850
‫فرعون جدید دشمنان زیادی
در خارج از قلمرو خود دارد

304
00:28:47,475 --> 00:28:51,396
‫اما بزرگترین تهدید برای
حکومت او برادرزاده‌اش است،

305
00:28:52,564 --> 00:28:55,483
‫که اکنون یک چوپان متواضع در مدین است

306
00:29:06,244 --> 00:29:07,244
‫گرشوم!

307
00:29:07,829 --> 00:29:10,999
‫به تو چی گفته‌ام؟ همیشه چشمت به گله باشد

308
00:29:11,875 --> 00:29:13,042
‫بله، پدر

309
00:29:15,170 --> 00:29:16,671
‫داشتی به چی نگاه می‌کردی؟

310
00:29:17,630 --> 00:29:20,800
‫سه سوار در دشت. به سمت
روستای ما حرکت می‌کنند

311
00:29:21,301 --> 00:29:23,553
‫- اسماعیلیان در پی دردسر آمده‌اند
‫- نه

312
00:29:24,971 --> 00:29:26,598
‫سوار اسب‌های سفید بودند

313
00:29:32,270 --> 00:29:34,773
‫این غیر منتظره‌ترین مسرت‌ست

314
00:29:39,110 --> 00:29:41,196
‫از راحتی خانه‌مان بهره‌مند شوید

315
00:29:41,905 --> 00:29:42,905
‫متشکرم

316
00:29:51,372 --> 00:29:52,415
‫سر عمله من

317
00:29:53,625 --> 00:29:55,293
‫سفیران مصر

318
00:30:00,882 --> 00:30:02,884
‫در برابر فرستادگان اعلی‌حضرت زانو بزن!

319
00:30:06,679 --> 00:30:07,679
‫زانو بزن!

320
00:30:10,850 --> 00:30:13,436
‫پوزش می‌طلبم. او برون مرز زاده‌ست

321
00:30:14,813 --> 00:30:16,314
‫باید آگاهش کنی

322
00:30:18,358 --> 00:30:20,693
‫فرعون پیر به خدایان پیوسته است

323
00:30:20,777 --> 00:30:23,279
‫اولین فرزند او فرعون جدید است

324
00:30:28,618 --> 00:30:31,496
‫همه اقوام صحرا باید خراج بفرستند

325
00:30:33,998 --> 00:30:36,918
‫آم... فرخنده و مفتخر شدیم،

326
00:30:37,961 --> 00:30:39,420
‫اما همچنین فقیر نیز هستیم

327
00:30:44,509 --> 00:30:45,844
‫گله شما را دیدیم

328
00:30:46,427 --> 00:30:49,138
‫کاملاً سالم و پر رونق ا‌ست

329
00:30:50,765 --> 00:30:53,268
‫استدعا دارم. بابت سفرتان کمی استراحت کنید

330
00:30:54,018 --> 00:30:55,728
‫ باید به ماموریت خود ادامه دهیم

331
00:30:59,691 --> 00:31:00,900
‫اما باز خواهیم گشت

332
00:31:11,119 --> 00:31:13,371
‫وقتی همچنان بدهکار هستیم چطور پرداخت کنیم؟

333
00:31:13,454 --> 00:31:15,373
‫مثل همیشه، معطل می‌کنیم، مذاکره می‌کنیم

334
00:31:15,456 --> 00:31:16,791
‫نه با این فرعون

335
00:31:19,252 --> 00:31:20,840
‫تو او را می‌شناسی؟

336
00:31:44,636 --> 00:31:45,887
‫قاتل

337
00:31:52,744 --> 00:31:53,744
‫تنهایم بذار

338
00:32:02,795 --> 00:32:04,624
‫بزار تو حال خودم باشم!

339
00:32:30,990 --> 00:32:32,909
‫بس کن! تو! بس کن!

340
00:32:41,542 --> 00:32:44,045
‫موسی! موسی!

341
00:32:49,509 --> 00:32:51,552
‫تو روزها این بالا بودی

342
00:32:53,096 --> 00:32:54,480
‫دیگه بیا پایین

343
00:32:56,224 --> 00:32:57,964
‫اینجا جایی‌ـه که من به آن تعلق دارم

344
00:33:01,562 --> 00:33:04,830
تو... دیگر دو تا پسر داری

345
00:33:05,692 --> 00:33:06,692
‫و یک همسر

346
00:33:06,734 --> 00:33:08,277
‫من لیاقتشان را ندارم

347
00:33:08,861 --> 00:33:10,780
‫و این به چه دردمان می‌خورد؟

348
00:33:23,584 --> 00:33:26,379
‫مسیر را به آن‌ها نشان ده

349
00:33:29,924 --> 00:33:31,759
‫مسیر را به آن‌ها نشان ده

350
00:34:20,725 --> 00:34:23,029
‫چیزهایی راجع به من هست که باید بدانی

351
00:34:28,649 --> 00:34:31,861
‫من به عنوان یه شاهزاده
خاندان سلطنتی بزرگ شدم

352
00:34:35,281 --> 00:34:36,771
‫یه شاهزاده؟

353
00:34:41,678 --> 00:34:43,222
‫چرا به ما نگفتی؟

354
00:34:43,289 --> 00:34:45,875
‫خاندان سلطنتی مصر
مورد علاقه مردم کویر نیستند

355
00:34:47,293 --> 00:34:48,920
‫تمام این مدت مخفی نگهش داشتی؟

356
00:34:49,003 --> 00:34:51,672
‫اگر پدرت می‌دانست نمی‌گذاشت بمانم

357
00:34:59,238 --> 00:35:00,238
‫من مردی را کشتم

358
00:35:03,726 --> 00:35:04,726
‫یک سرکار

359
00:35:08,231 --> 00:35:10,392
‫و به این دلیل مصر را ترک کردی؟

360
00:35:15,212 --> 00:35:16,922
‫آن‌ها تو را مجازات می‌کردند

361
00:35:17,490 --> 00:35:18,783
‫بیشتر از آن

362
00:35:18,866 --> 00:35:21,285
‫از آنچه که همیشه به آن
شک داشتم باخبر می‌شدند

363
00:35:22,286 --> 00:35:27,208
‫که من به همان اندازه که یکی از شماها
نیستم ‫در حقیقت عضوی از آن‌ها نبودم

364
00:35:28,459 --> 00:35:30,378
‫- پس کی هستی؟
‫- نمی‌دانم

365
00:35:32,255 --> 00:35:33,908
‫بایستی بفهمم

366
00:35:35,716 --> 00:35:37,468
‫دوباره روی کوه علامتی می‌بینم

367
00:35:37,969 --> 00:35:39,178
‫باید بروم آنجا

368
00:35:42,265 --> 00:35:43,975
‫هیچ‌کس تا به حال آنجا نرفته

369
00:35:45,059 --> 00:35:46,602
‫شاید هرگز برنگردی

370
00:36:12,253 --> 00:36:14,283
‫من تو را بیشتر از زندگی دوست دارم

371
00:36:42,825 --> 00:36:45,912
‫به نظرم خدا ما رو به طرق مختلفی فرا می‌خونه

372
00:36:47,330 --> 00:36:51,000
‫گاهی ندای ما در نتیجه تقلاهامون فرا میرسه

373
00:36:51,083 --> 00:36:54,837
‫اما گاهی اوقات ندای ما حاصل طرد
[اسقف اندی لوتر]
[مورخ و عضو کلیسای باپتیست]

374
00:36:54,921 --> 00:36:58,966
‫آسایش و رفاهی هستش که که ازش لذت می‌بریم

375
00:37:00,635 --> 00:37:03,471
‫و به نظرم حضرت موسی نمایانگر اینه

376
00:37:11,687 --> 00:37:14,815
‫موسی عمیقاً مشکل‌دار
و فوق‌العاده تاب‌آور بودش
[خاخام موریس هریس]
[نویسنده کتاب، موسی: غریبه‌ای در میان ما]

377
00:37:15,942 --> 00:37:18,236
‫اون در مورد هویتش دچار تعارض شده بود

378
00:37:19,070 --> 00:37:20,905
‫اون یه فرزند خوانده بودش

379
00:37:21,447 --> 00:37:24,283
‫اون فردی با سابقه کیفری بودش

380
00:37:24,951 --> 00:37:28,454
‫اون بخشی از زندگیش رو بی‌خانمان بوده

381
00:37:28,537 --> 00:37:33,709
‫و شکست‌هاش هم به اندازه
دستاوردهایش برای ما آموزه‌هایی داره

382
00:37:35,169 --> 00:37:37,964
‫خدا هر کسی رو می‌خواد فرا می‌خونه

383
00:37:38,004 --> 00:37:40,365
[تام کانگ]
[کشیش کلیسای نیوز استوری]
‫در واقع، من نمی‌تونم به فردی

384
00:37:40,707 --> 00:37:42,903
‫در کتاب مقدس... شرمنده منظورم
همون غیر از حضرت عیسی‌ست... فکر کنم

385
00:37:42,927 --> 00:37:48,474
‫که نقصانی یا ایرادی در شخصیتش

386
00:37:48,557 --> 00:37:52,270
‫از هر جهت یا به شکلی خاص نداشته باشه

387
00:37:52,770 --> 00:37:54,730
‫اما خدا تو همچین چیزی تخصص داره

388
00:37:54,814 --> 00:37:58,150
‫خدای کتاب مقدس خدایی‌ـه که تخصصش

389
00:37:58,234 --> 00:38:03,239
‫نه تنها تعمیر چیزهای شکسته هستش

390
00:38:03,322 --> 00:38:06,284
‫بلکه اون‌ها رو به چیزی بزرگتر ارتقا میده

391
00:40:25,005 --> 00:40:26,590
‫کفش از پا به در آر

392
00:40:29,051 --> 00:40:30,051
‫کی هستی؟

393
00:40:31,554 --> 00:40:33,846
‫مكانی‌ كه‌ در آن‌ ایستاده‌ای‌
زمین‌ مقدس‌ است‌، موسی

394
00:40:34,306 --> 00:40:35,766
‫کفش از پا به در آر

395
00:40:38,894 --> 00:40:41,355
‫- بگو از من چه می‌خواهی؟
‫- اطاعت کن

396
00:40:47,111 --> 00:40:50,406
‫هستم آنکه هستم و آنکه خواهم بود

397
00:40:51,574 --> 00:40:54,785
‫خدای ابراهیم، ​​اسحاق و یعقوب

398
00:40:55,911 --> 00:40:57,538
‫خدای بنی اسرائیل

399
00:40:58,122 --> 00:40:59,874
‫خدای همه چیز

400
00:41:02,001 --> 00:41:04,920
‫و تو هستی آنکه هستی

401
00:41:05,004 --> 00:41:06,630
‫ و آنکه خواهی بود...

402
00:41:08,132 --> 00:41:09,800
‫پیام رسان من

403
00:41:11,218 --> 00:41:13,651
‫کتاب مقدس یهودیان به این
نکته اساسی اشاره می‌کنه

404
00:41:13,652 --> 00:41:15,919
[جاناتان کرش]
[نویسنده کتاب، موسی: یک زندگی]

405
00:41:15,920 --> 00:41:18,809
‫ که انسان‌ها نمی‌تونند خدا رو ببینند

406
00:41:18,893 --> 00:41:21,604
‫اون‌ها نمی‌تونند در حضور فیزیکی خدا باشند

407
00:41:22,271 --> 00:41:23,981
‫یه استثنا بزرگ وجود داره

408
00:41:24,064 --> 00:41:25,816
‫و اون موسی هستش

409
00:41:27,401 --> 00:41:28,861
‫تو واقعا خدایی؟

410
00:41:28,944 --> 00:41:32,323
‫هستم آنکه هستم و آنکه خواهم بود

411
00:41:33,032 --> 00:41:35,951
‫در مقابلتون بوته‌ای دارید
که می سوزه، اما پودر نمیشه

412
00:41:36,035 --> 00:41:40,039
‫یه فیلسوف یهودی به نام فیلون
که در زمان مسیح می‌زیسته

413
00:41:40,122 --> 00:41:41,540
‫ اینو به صورت تمثیلی در نظر می‌گیره

414
00:41:41,624 --> 00:41:45,503
‫اون میگه که این نمادی از بردگی اسرائیل‌ـه،

415
00:41:45,586 --> 00:41:47,838
‫یعنی سوزانده شده‌اند اما از بین نمی‌روند

416
00:41:47,922 --> 00:41:49,340
اون‌ها همچنان زنده می‌مونند

417
00:41:49,882 --> 00:41:52,301
‫من سال‌ها تو را تماشا کرده‌ام، موسی

418
00:41:53,010 --> 00:41:55,554
‫طالب و مطالبه‌گر بودی

419
00:41:56,055 --> 00:41:59,725
‫و من تو را به اینجا آوردم
تا مقصودت را آشکار سازم

420
00:42:00,726 --> 00:42:02,436
‫تو به مصر باز خواهی گشت

421
00:42:03,145 --> 00:42:05,814
‫تو عبرانیان را متقاعد خواهی
کرد که از تو پیروی کنند

422
00:42:06,649 --> 00:42:11,153
‫و به نام من آزادی آن‌ها را
از فرعون مطالبه خواهی کرد

423
00:42:12,530 --> 00:42:14,365
‫فرعون هرگز عبرانیان را آزاد نخواهد کرد

424
00:42:14,907 --> 00:42:16,367
‫او خودداری خواهد کرد

425
00:42:16,450 --> 00:42:19,113
‫و من او را به خاطر آن تباه خواهم نمود

426
00:42:20,371 --> 00:42:22,164
‫من با عبرانیان چه کار دارم؟

427
00:42:23,332 --> 00:42:26,710
‫من رهبر یا اهل سخن نیستم

428
00:42:27,670 --> 00:42:29,797
‫تا زمانی که راه خود را پیدا کنی،

429
00:42:29,880 --> 00:42:32,967
‫برادرت، آرون، به جای تو صحبت خواهد کرد
‫(هارون)

430
00:42:35,261 --> 00:42:36,261
‫برادر من؟

431
00:42:38,013 --> 00:42:39,181
‫به مصر برو

432
00:42:40,015 --> 00:42:42,851
‫خود را به عنوان فرستاده
من به عبرانیان اعلام کن

433
00:42:43,602 --> 00:42:45,729
‫نامم را به تو خواهم گفت

434
00:42:46,480 --> 00:42:48,190
‫نامی که با آن شناخته شده‌ام

435
00:42:49,024 --> 00:42:51,944
‫و آن‌ها خواهند دانست که تو
از جانب من صحبت می‌کنی

436
00:42:53,487 --> 00:42:55,364
‫هستم آنکه هستم

437
00:42:56,657 --> 00:42:59,785
‫موسی مطمئن نیست که
می‌تونه آدما رو متقاعد کنه یا نه

438
00:42:59,868 --> 00:43:04,039
‫و خدا میگه باشه نگران نباش اسممو بهت میگم

439
00:43:04,665 --> 00:43:05,665
‫«اینه...»

440
00:43:07,084 --> 00:43:09,169
‫«هستم آنکه هستم»

441
00:43:09,253 --> 00:43:11,338
‫یا «آنکه خواهم بود»

442
00:43:11,922 --> 00:43:13,340
‫این دیگه چه اسمیه؟

443
00:43:13,424 --> 00:43:15,593
‫اسمی‌ـه که فعل‌ـه

444
00:43:16,302 --> 00:43:17,928
‫خدا یه فعل‌ـه

445
00:43:19,430 --> 00:43:21,765
‫من توانایی این وظیفه را ندارم

446
00:43:23,392 --> 00:43:25,019
‫من حتی مرد خوبی هم نیستم

447
00:43:25,853 --> 00:43:27,938
‫من تو را انتخاب کرده‌ام

448
00:43:28,856 --> 00:43:29,940
‫ موسی

449
00:43:34,981 --> 00:43:38,681
[مدین]

450
00:43:40,534 --> 00:43:42,578
‫زیپورا! زیپورا، ما باید بریم!

451
00:43:44,663 --> 00:43:45,663
‫اوه!

452
00:43:47,458 --> 00:43:48,834
‫من خدا را دیدم

453
00:43:48,917 --> 00:43:51,420
‫خدا؟ کدام خدا؟

454
00:43:51,503 --> 00:43:53,964
‫خدای عبرانیان. خدای همه چیز

455
00:43:54,673 --> 00:43:55,883
‫او برای من وظیفه‌ای دارد

456
00:43:58,010 --> 00:44:00,679
‫برای خود و بچه‌ها لباس
جمع کن. فوراً می‌رویم

457
00:44:05,077 --> 00:44:08,077
[کتاب خروج، باب چهارم، آیات نوزده و بیست]
‫خداوند در مِدین به موسی گفت:

458
00:44:08,479 --> 00:44:10,189
‫«روانه شده، به مصر بازگرد،

459
00:44:10,272 --> 00:44:13,484
‫ زیرا آنان که قصد جان
تو داشتند، همگی مرده‌اند»

460
00:44:18,974 --> 00:44:22,434
[صحرای سینا]

461
00:44:26,205 --> 00:44:28,707
‫«پس موسی همسر و پسران خود را برگرفت

462
00:44:28,791 --> 00:44:32,670
‫و آنان را بر الاغی نشانده، به
سوی سرزمین مصر روانه شد.»

463
00:44:43,222 --> 00:44:44,431
‫ما گم شدیم!

464
00:44:45,015 --> 00:44:46,684
‫خدا راه را به ما نشان می‌دهد

465
00:44:59,071 --> 00:45:00,698
‫فقط سه هفته مانده به گوشن

466
00:45:02,199 --> 00:45:03,242
‫و بعدش چی؟

467
00:45:03,951 --> 00:45:05,953
‫در روستا توقف می‌کنیم. مسافرخانه‌ای دارد

468
00:45:06,036 --> 00:45:08,372
‫در آنجا با برادرم آرون ملاقات خواهیم کرد

469
00:45:09,081 --> 00:45:12,626
‫برادری که این خدا به تو گفته؟
‫کسی که حتی از وجود او خبر نداری؟

470
00:45:13,210 --> 00:45:15,003
‫کلام خداست. من آن را باور دارم

471
00:45:15,963 --> 00:45:17,965
‫- اگه برادری نباشد...
‫- خواهد بود

472
00:45:18,048 --> 00:45:20,259
‫...وقتی به گوشن رسیدیم،
می‌شود به خانه برگردیم؟

473
00:45:20,342 --> 00:45:22,803
‫- برادری خواهد بود
‫- اما اگر نباشد

474
00:45:22,886 --> 00:45:24,722
‫برادری خواهد بود!

475
00:45:24,805 --> 00:45:26,807
‫اما اگر نباشد!

476
00:45:29,977 --> 00:45:31,603
‫گوشت را برایم بیاور

477
00:45:33,689 --> 00:45:35,816
‫من به این خدا ایمان ندارم

478
00:45:36,400 --> 00:45:39,153
‫- عبرانیان در رنج و عذاب‌اند
‫- من به خانواده خودم ایمان دارم

479
00:45:39,236 --> 00:45:40,404
‫و من شوهرت هستم!

480
00:45:44,324 --> 00:45:47,206
‫شاید با تو در کنار من.
بتوانم آن‌ها را نجات دهم

481
00:46:02,634 --> 00:46:04,970
‫موسی از دستورات خداوند اطاعت می‌کند

482
00:46:06,013 --> 00:46:10,768
‫و برای ملاقات با برادرش،
آرون، از میان کویر سفر کرد

483
00:46:25,240 --> 00:46:27,534
‫چطور برادرت را خواهی شناخت؟

484
00:46:30,078 --> 00:46:31,078
‫اوست؟

485
00:46:55,521 --> 00:46:56,521
‫بنشین

486
00:47:01,485 --> 00:47:02,485
‫سریع

487
00:47:04,112 --> 00:47:05,112
‫و شما هم

488
00:47:16,875 --> 00:47:19,419
‫صدایی در خواب با من صحبت کرد

489
00:47:20,344 --> 00:47:22,179
‫که گفت اگر من اینجا بیایم،

490
00:47:22,881 --> 00:47:23,966
تو را ملاقات خواهم کرد

491
00:47:25,884 --> 00:47:27,261
‫از کجا می‌دانی من کی هستم؟

492
00:47:28,679 --> 00:47:30,138
‫من تمام عمرت تو را می‌شناختم

493
00:47:31,974 --> 00:47:33,809
‫من آرون. پسر عمرام
‫(عمران)

494
00:47:35,811 --> 00:47:36,811
‫یک عبرانی

495
00:47:38,313 --> 00:47:39,523
‫برادر بزرگترت

496
00:47:44,152 --> 00:47:45,430
‫من عبرانی‌ هستم؟

497
00:47:48,615 --> 00:47:52,411
‫داستانی عجیب و شگفت‌انگیزه

498
00:47:55,497 --> 00:47:57,040
‫وقتی پسر جوانی بودم،

499
00:47:58,208 --> 00:48:01,587
‫فرعون از افزایش تعداد عبرانیان هراسان شد

500
00:48:02,170 --> 00:48:04,642
‫ که نکند روزی سلطنت او را به دست بگیرند

501
00:48:05,716 --> 00:48:09,595
‫او حکم کرد که همه ذکور
عبرانی تازه متولد شده کشته شوند

502
00:48:12,014 --> 00:48:14,725
تو هنوز به دنیا نیامده
بودی که قتل‌عام شروع شد

503
00:48:19,897 --> 00:48:21,577
‫به غیر از گروه‌های قبیله‌ای

504
00:48:21,607 --> 00:48:23,442
‫که در ابتدای باب اول دارید،

505
00:48:23,525 --> 00:48:27,654
‫دو نفر اولی که در داستان خروج
‫نام برده می‌شوند، شفره و پوح هستند
[دکتر کارول مایرز ]
[استاد بازنشسته ادیان، دانشگاه دوک]

506
00:48:27,738 --> 00:48:29,239
‫و اون‌ها قابله هستند

507
00:48:29,323 --> 00:48:31,533
‫و دست به کار قابل توجهی می‌زنند

508
00:48:31,617 --> 00:48:36,622
‫اون‌ها از دستورات قدرت‌مندترین
فرد در دنیاشون سرپیچی می‌کنند،

509
00:48:36,705 --> 00:48:38,165
‫فرعون مصر

510
00:48:39,291 --> 00:48:42,169
‫به دلیل اینکه از اجرای
دستورات فرعون خودداری کردند

511
00:48:42,961 --> 00:48:44,212
‫می‌توانید اون‌ها به عنوان

512
00:48:44,296 --> 00:48:47,257
‫ اولین نمونه از نافرمانی
مدنی، در نظر بگیرید

513
00:48:47,341 --> 00:48:50,427
‫در کتاب خروج اون‌ها در عبری به عنوان...

514
00:48:52,554 --> 00:48:56,141
‫...که به معنای «قابله‌ای
برای عبرانیان» هستش

515
00:48:56,224 --> 00:48:59,102
‫یا می‌تونه به معنای «قابله‌های عبرانی» باشه

516
00:48:59,186 --> 00:49:01,563
‫از نظر دستوری غیرممکنه که بدونیم،

517
00:49:01,647 --> 00:49:02,981
‫منظور کدوم معناست

518
00:49:03,065 --> 00:49:06,526
‫این دو زن که ممکنه خودشون عبرانی نباشند،

519
00:49:06,610 --> 00:49:09,947
‫ولی جون‌شون رو برای
عبرانی‌ها به خطر می‌ندازند

520
00:49:12,616 --> 00:49:15,535
‫و متوجه نیستن که دارن چه
چیزی رو به حرکت در میارن

521
00:49:15,619 --> 00:49:16,954
‫اما ما می‌دونیم

522
00:49:17,579 --> 00:49:23,835
‫و یکی از چیزهایی که به نظر من بسیار
‫ تکان دهنده‌ست، اینه که شاید، فقط شاید،

523
00:49:23,919 --> 00:49:28,465
‫ رستگاری انسان در مقیاسی بزرگ

524
00:49:28,548 --> 00:49:32,052
‫زمانی آغاز میشه که مردم شجاعانه

525
00:49:32,552 --> 00:49:35,681
‫برای انجام کاری واسه شخص
دیگری دست به کار میشن

526
00:49:37,933 --> 00:49:40,310
‫مادر ما، جوکبد
‫(یوکابد)

527
00:49:41,103 --> 00:49:42,980
‫تو را پنهانی به دنیا آورد

528
00:49:45,440 --> 00:49:49,403
‫به گفته میدراش، زمانی
که موسی رو به دنیا میاره،

529
00:49:49,987 --> 00:49:52,864
‫تمام اتاق پر از نور میشه

530
00:49:55,216 --> 00:49:59,470
‫وقتی بچه رو می‌بینه، می‌بینه که حالش خوبه

531
00:49:59,538 --> 00:50:00,706
‫در عبری، اینه...

532
00:50:03,333 --> 00:50:04,853
‫اون می‌بینه که حالش خوبه

533
00:50:04,918 --> 00:50:08,338
‫و ما این عبارت رو که اون حالش خوب بوده،

534
00:50:08,422 --> 00:50:11,591
‫از فصل اول در پیدایش تا اینجا نشنیدیم

535
00:50:11,675 --> 00:50:16,013
‫از هفت روز اول خلقت

536
00:50:18,890 --> 00:50:20,642
‫و مادرش میگه: «او خاص است»

537
00:50:21,727 --> 00:50:24,938
‫«او باید پنهان شود. او باید نجات یابد»

538
00:50:30,610 --> 00:50:33,572
‫با سربازان مصری که خانه
به خانه در گوشن میگشتن،

539
00:50:34,614 --> 00:50:36,616
‫برای حفظ جونت نقشه‌ای ریختیم

540
00:50:44,541 --> 00:50:47,878
‫- می‌دانیم که نوزادی اینجاست.
‫- دارن میان. دارن میان

541
00:50:47,961 --> 00:50:50,839
‫آرون برو به مخفیگاه. برو به مخفیگاه. برو!

542
00:50:52,174 --> 00:50:54,384
‫وظیفه من این بود که از تو مراقبت کنم

543
00:50:54,468 --> 00:50:55,969
‫تو را پنهان نگه دارم

544
00:51:05,062 --> 00:51:06,104
‫به شما گفتم

545
00:51:06,688 --> 00:51:08,106
‫بچه مرده به دنیا آمده بود

546
00:51:09,900 --> 00:51:11,234
‫جسدش را به ما نشان دهید!

547
00:51:13,236 --> 00:51:14,905
‫دیروز تشییع شد

548
00:51:15,781 --> 00:51:18,408
‫حتماً باید مادری در غم
و اندوه را آزار دهید؟

549
00:51:20,827 --> 00:51:22,329
‫شش!

550
00:51:23,330 --> 00:51:25,165
‫صبر کن. صبر کن

551
00:51:30,712 --> 00:51:31,712
‫گوش بده

552
00:51:38,512 --> 00:51:42,557
‫خیلی محکم بغلت کردم، نگران بودم که گریه کنی

553
00:51:54,569 --> 00:51:55,737
‫برخواهیم گشت

554
00:51:57,197 --> 00:51:58,197
‫برویم

555
00:52:08,792 --> 00:52:12,337
‫نه! نه! نه! نه! نه! نه! نه!

556
00:52:13,088 --> 00:52:14,339
‫وای نه!

557
00:52:17,134 --> 00:52:18,134
‫نه!

558
00:52:49,833 --> 00:52:50,876
‫تو در امان بودی

559
00:52:51,585 --> 00:52:55,881
‫اما می‌دانستیم که بازگشت
سربازان مصری قریب الوقوع‌ست

560
00:52:59,467 --> 00:53:03,763
‫چیزی که برای من جالب انگیزه
اینه که در اون دو فصل اول

561
00:53:03,847 --> 00:53:05,265
‫از کتاب خروج،

562
00:53:05,348 --> 00:53:09,769
‫متن به شدت بر اعمالی خردمندانه،

563
00:53:09,853 --> 00:53:14,024
‫نافرمانی هوشمندانه و
شجاعانه توسط زنان، تمرکز دارi

564
00:53:15,650 --> 00:53:19,321
‫که برخی‌شون عبرانی هستند، برخی‌شون نیستن،

565
00:53:19,988 --> 00:53:23,491
‫که همه‌شون در سرپیچی
از قوانین و احکام فرعون

566
00:53:23,575 --> 00:53:27,913
‫دست به مخاطرات شجاعانه‌ای می‌زنند

567
00:53:33,251 --> 00:53:36,588
‫مادر موسی، تصمیم دردناکی می‌گیره

568
00:53:36,671 --> 00:53:39,591
‫تا بچه‌ش رو توی یه سبد بذاره

569
00:53:40,383 --> 00:53:44,512
‫و اون رو ناامیدانه در
کنار آب‌های نیل راهی کنه

570
00:53:44,596 --> 00:53:46,556
‫چه اقدام نومیدانه‌ای

571
00:53:46,640 --> 00:53:47,766
‫وای خدا

572
00:53:49,059 --> 00:53:53,813
‫«خدایا، امیدوارم کسی
جایی باشد که مهیب نباشد»

573
00:53:55,732 --> 00:53:58,485
‫«و اینکه اگر هست، این بچه را پیدا کنند»

574
00:53:59,611 --> 00:54:00,946
‫این واقعاً ویرانگره

575
00:54:09,955 --> 00:54:12,290
‫مادر ما تو را در نیل رها کرد،

576
00:54:13,291 --> 00:54:16,127
‫بدون آن که بداند چه سرنوشتی در انتظارت است

577
00:54:19,589 --> 00:54:22,550
‫اون‌ها تونستن موسی رو
به مدت سه ماه مخفی کنند

578
00:54:22,634 --> 00:54:25,584
‫و در پایان سه ماه یک قایق کوچیک می‌سازند

579
00:54:25,585 --> 00:54:27,634
[خاخام ریچل آدلمن]
[دانشیار انجیل عبری، کالج عبری]

580
00:54:27,635 --> 00:54:31,643
‫در عبری تواحنامیده میشه.
‫که برای کشتی نوح هم استفاده میشه

581
00:54:32,936 --> 00:54:36,398
‫کشتی نوح یه تواح‌ـه که به
همین شکل با زمین احاطه شده

582
00:54:36,481 --> 00:54:37,941
‫خب شما دوتا داستان دارید

583
00:54:37,942 --> 00:54:39,942
[دکتر پیتر اینس]
[استاد مطالعات کتاب مقدس در دانشگاه شرق]
‫یکی در قسمت اولیه پیدایش‌ـه،

584
00:54:40,235 --> 00:54:45,031
‫و حالا دوباره قراره در قسمت اولیه
‫کتاب خروج یه اتفاق بزرگ بی‌افته،

585
00:54:45,115 --> 00:54:46,533
‫و به خاطر تواح هستش

586
00:54:51,121 --> 00:54:56,251
‫و این تواح کسی رو حمل
می‌کنه که نمایانگر شروعی جدیده

587
00:55:11,975 --> 00:55:13,727
‫شهر پی‌رامسس

588
00:55:16,445 --> 00:55:19,606
[پی‌رامسس]
[پایتخت مصریان]

589
00:55:19,607 --> 00:55:20,692
‫بزرگ شده

590
00:55:21,735 --> 00:55:22,819
‫یه هیولاست

591
00:55:23,361 --> 00:55:24,571
‫که از خون انسان تغذیه کرده

592
00:55:25,646 --> 00:55:26,646
‫خون ما

593
00:55:39,836 --> 00:55:41,129
‫با شکوه خواهد بود

594
00:55:42,130 --> 00:55:44,220
‫تو خیلی مغروری، برادر

595
00:55:45,550 --> 00:55:48,053
‫پدر ما معبد آمون را ساخت

596
00:55:48,553 --> 00:55:51,598
‫تا نامش تا ابد به یادگار بماند

597
00:55:52,265 --> 00:55:56,895
‫حالا تو مصمی که آن را
با مال خود جایگزین کنی؟

598
00:55:58,271 --> 00:56:00,982
‫پدر کتیبه را قبل از تکمیل معبد ساخت

599
00:56:02,650 --> 00:56:05,570
‫مردم ما از پدر با عشق و محبت یاد می‌کنند

600
00:56:06,738 --> 00:56:07,947
‫پدر مستبد بود

601
00:56:08,531 --> 00:56:12,339
‫به دلیل ترس از شورش
کودکان عبری را شکار می‌کرد

602
00:56:14,037 --> 00:56:18,375
‫آمین... ترکیب نیروی کار ما از چیست؟

603
00:56:18,458 --> 00:56:20,668
‫یک پنجم‌شان از مصریان است، خداوندگارا

604
00:56:21,169 --> 00:56:23,588
‫یک پنجم از اسیران جنگی

605
00:56:23,671 --> 00:56:25,382
‫بقیه، از عبرانیان

606
00:56:25,465 --> 00:56:27,926
‫کارگران پر انرژی و ماهر

607
00:56:28,009 --> 00:56:32,734
‫و او می‌خواست که آن‌ها را هرس کند
‫چرا که از شورش‌شان وحشت زده شده بود

608
00:56:36,059 --> 00:56:37,852
‫جوهره من متفاوت از اوست

609
00:56:38,812 --> 00:56:41,398
‫و همانطور که شهر ما سر به فلک می‌کشد، بله،

610
00:56:43,233 --> 00:56:45,026
‫خدایان ما در جلالش غرق خواهند شد

611
00:56:46,444 --> 00:56:49,447
‫مفهوم برده‌داری در مصر وجود نداشت

612
00:56:50,240 --> 00:56:51,533
‫اینجا دست به کار شو!

613
00:56:51,616 --> 00:56:55,453
‫اما اسیران جنگی داشتیم. آه، خدمتکار داشتیم

614
00:56:55,537 --> 00:56:57,205
‫کار اجباری هم وجود داشت

615
00:56:57,962 --> 00:57:01,324
[دکتر مونیکا هانا] [ دانشیار، دانشکده
باستان شناسی و میراث فرهنگی]
‫این روال معمول پادشاهان مصر بودش

616
00:57:11,678 --> 00:57:15,140
‫نیروی کار برده‌های مصر

617
00:57:15,630 --> 00:57:17,616
[اسقف اندی لوتر]
[مورخ و عضو کلیسای باپتیست]
‫برای اقتصاد مصر حیاتی بودش

618
00:57:18,393 --> 00:57:21,646
‫و وقتی شما بگید، «مردم مرا آزاد کن»،

619
00:57:21,729 --> 00:57:26,860
‫سوال طبیعی فرعون و کل اقتصاد مصر اینه که،

620
00:57:26,943 --> 00:57:31,448
‫«خب، کی می‌خواد کارشون رو انجام بده؟
‫کی قراره بار این همه کار رو تحمل کنه؟»

621
00:57:32,490 --> 00:57:34,534
‫درست مثل، آه، جریان سال ١٨٦٣،

622
00:57:34,617 --> 00:57:37,120
‫ اعلامیه آزادی این سوال رو برجسته کردش که،

623
00:57:37,203 --> 00:57:41,040
‫«خب، اگر همه برده‌ها رو آزاد
‫کنید، چه کسی پنبه‌ها رو می‌چینه؟»

624
00:57:46,874 --> 00:57:48,213
[گوشن]

625
00:57:48,214 --> 00:57:52,010
‫گوشن در حومه پی‌رامسس قرار داره

626
00:57:53,011 --> 00:57:58,600
‫نوه و فرزنده نوه ابراهیم
چهار قرن قبل از آن که

627
00:57:58,808 --> 00:58:01,767
‫قحطی آن‌ها را از کنعان
بیرون راند در آنجا ساکن شدند

628
00:58:06,607 --> 00:58:08,668
‫فرعون میگه: «عالیه، همه‌شون رو بیار اینجا»

629
00:58:08,693 --> 00:58:09,733
‫«اینجا ساکن میشن»

630
00:58:09,777 --> 00:58:11,321
‫با گذشت زمان اتفاقی که می‌افته،

631
00:58:11,404 --> 00:58:13,531
‫بنی‌اسرائیل به چشم ستون چهارم دیده میشن

632
00:58:13,615 --> 00:58:15,968
‫اون‌ها تعداشون به سرعت در حال
افزایشه. ‫اون‌ها هویت خودشون رو دارند

633
00:58:15,992 --> 00:58:18,161
‫اون‌ها اونطور که ما
می‌خوایم باهامون همگون نمیشن

634
00:58:18,244 --> 00:58:19,662
‫باید حواسمون بهشون باشه

635
00:58:20,663 --> 00:58:24,834
‫پس سیستمی تنظیم می‌کنن که به موجبش
میشه ‫اون‌ها رو تحت کنترل نگه داشت،

636
00:58:24,918 --> 00:58:26,586
‫ اما این چیزها به تدریج اتفاق می‌افتند

637
00:58:26,669 --> 00:58:30,340
‫حقوق‌شون سلب میشه. قبل از اینکه
متوجه بشید، یه نگاه به اطراف می‌ندازید

638
00:58:30,423 --> 00:58:32,783
‫و دیگه به یاد نمیارید که زندگی
موقع داشتن این حقوق چطور بوده

639
00:58:33,343 --> 00:58:34,844
‫سلام. سلام

640
00:58:42,810 --> 00:58:43,810
‫میریام

641
00:58:47,899 --> 00:58:49,526
‫این برادر ما موسی‌ست

642
00:58:55,281 --> 00:58:57,242
‫به تو گفتم که او را برنگردانی

643
00:59:01,955 --> 00:59:02,955
‫بیا

644
00:59:05,166 --> 00:59:07,961
‫اشکالی نداره. اشکالی نداره. بیا. لطفاً

645
00:59:10,088 --> 00:59:11,088
‫لطفاً

646
00:59:12,257 --> 00:59:13,716
‫حتماً تشنه‌ای

647
00:59:18,179 --> 00:59:19,639
‫کمی غذا می‌خواهید؟

648
00:59:19,722 --> 00:59:21,474
‫بنوش و بعدش بهتر است بروید

649
00:59:24,018 --> 00:59:25,270
‫آخرین‌بار کی غذا خوردید؟

650
00:59:30,358 --> 00:59:32,110
‫این همان چیزی بود که مادر می‌خواست

651
00:59:32,193 --> 00:59:33,820
‫تو باید به حرفش گوش کنی، میریام

652
00:59:34,612 --> 00:59:36,030
‫خداوند با او سخن گشوده

653
00:59:37,657 --> 00:59:39,492
‫خداوند در خواب به سراغ همه ما میاید

654
00:59:39,576 --> 00:59:40,702
‫رویا نبودش

655
00:59:42,287 --> 00:59:43,871
‫او در کوه با من صحبت کرد

656
00:59:43,955 --> 00:59:46,124
‫او به من گفت که بیایم
اینجا، مردم‌مان را آزاد کنم،

657
00:59:46,833 --> 00:59:48,376
‫و آن‌ها را به کنعان برگردانم

658
00:59:50,712 --> 00:59:54,048
‫خدای ما صدها سال است که با کسی صحبت نکرده

659
00:59:54,132 --> 00:59:55,508
‫حقیقت دارد

660
01:00:01,556 --> 01:00:05,059
‫تو این برهه عبرانیان
٤٣٠ ساله که تو مصر هستند

661
01:00:05,143 --> 01:00:09,105
‫و بیشتر اون زمان رو به
عنوان برده سپری کردند

662
01:00:09,188 --> 01:00:14,861
‫چه بر سر رابطه خدا و قوم اسرائیل

663
01:00:14,944 --> 01:00:19,157
در تمام این قرن‌های بی‌پایان،
نومیدی و بردگی اومده؟

664
01:00:19,240 --> 01:00:21,075
‫اون‌ها دلسرد شدند؟

665
01:00:21,159 --> 01:00:25,038
اون‌ها به این نتیجه
رسیدند که داستان‌هایی که

666
01:00:25,121 --> 01:00:27,457
‫در مورد جدشان ابراهیم گفته شده بود

667
01:00:27,540 --> 01:00:31,336
‫ و این وعده که در نهایت مردمی
آزاد در سرزمین موعود باشند...

668
01:00:31,419 --> 01:00:34,297
‫یعنی صرفاً به این نتیجه
رسیدند که این‌ها درست نیستند؟

669
01:00:34,797 --> 01:00:37,091
‫و تورات چیزی در این مورد بهمون نمیگه

670
01:00:37,175 --> 01:00:41,971
‫اما یکی از جملاتی که
واقعاً توجهم رو جلب می‌کنه،

671
01:00:42,055 --> 01:00:47,101
‫اینه که خداوند به موسی میگه:
«من قوم خود را به یاد آورده‌ام»

672
01:00:47,769 --> 01:00:50,647
‫فریادهایشان را شنیده‌ام»

673
01:00:50,730 --> 01:00:56,944
‫هر وقت که اینو می‌خونم، اولین
‫واکنشم اینه که «چرا اینقدر طولش دادی؟»

674
01:01:03,284 --> 01:01:04,284
‫مادر

675
01:01:10,375 --> 01:01:11,375
‫مادر

676
01:01:12,293 --> 01:01:14,420
‫- بذار ببرمت...
‫- او کسی را نمی‌شناسد

677
01:01:36,484 --> 01:01:38,194
‫موسی کوچولوی من

678
01:01:39,404 --> 01:01:41,614
‫برگشتی؟

679
01:01:45,743 --> 01:01:47,495
‫متشکرم

680
01:01:50,540 --> 01:01:52,041
‫اوه، سپاسگزارم

681
01:01:53,126 --> 01:01:54,335
‫متشکرم

682
01:02:08,933 --> 01:02:10,351
‫به سرعمله‌ها نگویید

683
01:02:10,435 --> 01:02:14,188
‫آن‌ها موقعیت خود را مدیون مصری‌ها هستند.
‫فعلاً فقط بزرگان را جمع کنید

684
01:02:15,523 --> 01:02:18,735
‫موسی، وقتی که بیایند. می توانی
آن‌ها را مورد خطاب قرار دهی

685
01:02:20,278 --> 01:02:22,238
‫من نه. آرون

686
01:02:26,909 --> 01:02:30,371
‫در قرآن وقتی موسی در
کوه با خدا صحبت می‌کرده

687
01:02:30,455 --> 01:02:31,664
‫به خدا میگه:

688
01:02:31,731 --> 01:02:34,859
‫«و برادرم هارون به زبان از من
فصيح‌تر است، او را همراه من بفرست

689
01:02:34,959 --> 01:02:37,462
‫و او بهتر از من می‌تواند
خود را ابراز می‌کند»
[دکتر شادی ناصر] [دانشیار زبان‌ها و
تمدن‌های خاور نزدیک، دانشگاه هاروارد]

690
01:02:37,545 --> 01:02:42,967
‫پس به بیان قرآن، موسی مشکل حرف زدن داره

691
01:02:43,468 --> 01:02:47,138
‫ شما اینو چطور تفسیرش می‌کنید،
‫این می‌تونه یه نقص جسمانی باشه،

692
01:02:47,221 --> 01:02:49,557
‫یا که صرفاً یه مشکل روان شناختی‌ـه،

693
01:02:49,640 --> 01:02:52,643
‫اینکه او در واقع از بازگشت
به پیش فرعون هراس داره،

694
01:02:52,727 --> 01:02:55,897
‫و احتمالاً به اندازه آرون سخنور نبوده

695
01:02:56,814 --> 01:02:59,727
‫این لحظه واقعاً زیبایی‌ـه
چون که اون به خدا میگه:

696
01:02:59,728 --> 01:03:03,194
[دکتر سلین ابراهیم]
[نویسنده، کتاب زن و جنسیت در قرآن]
‫ «ببین، تو این ماموریت بزرگ کمک لازمم»

697
01:03:03,696 --> 01:03:08,367
‫و خداوند پاسخ میده و آرون در
حقیقت به مقام نبوت مشرف میشه

698
01:03:08,451 --> 01:03:14,084
‫پس اون هم در کنار موسی برای کمک به
سر انجام ‫رسوندن این ماموریت اقدام می‌کنه

699
01:03:14,999 --> 01:03:17,460
‫این موسی است، برادر من

700
01:03:18,336 --> 01:03:19,504
‫مصری نیست

701
01:03:21,047 --> 01:03:22,298
بلکه یکی از ماست

702
01:03:23,174 --> 01:03:25,259
‫او با پیامی نزد ما آمده است

703
01:03:28,179 --> 01:03:29,179
‫چه پیامی؟

704
01:03:35,228 --> 01:03:37,563
‫داتان، سرعمله اصلی

705
01:03:38,231 --> 01:03:39,732
‫ برادر من را به یاد داری

706
01:03:40,942 --> 01:03:42,068
‫او مرد خوبی‌ست

707
01:03:42,652 --> 01:03:44,403
‫حتی زمانی که به عنوان یک مصری زندگی می‌کرد

708
01:03:44,487 --> 01:03:46,823
‫او نگهبانی که بوکی را شلاق زد، کشت

709
01:03:48,825 --> 01:03:50,076
‫خوب یادم است

710
01:03:51,202 --> 01:03:52,202
‫و خدا...

711
01:03:54,747 --> 01:03:55,747
‫خدای ما...

712
01:03:57,124 --> 01:03:58,501
‫خدای ابراهیم،

713
01:03:59,168 --> 01:04:01,462
‫نزد برادرم آمده است

714
01:04:01,546 --> 01:04:05,299
‫و به او دستور داده که ما
را از اسارت رهایی دهد

715
01:04:06,092 --> 01:04:09,637
‫تا به سرزمینی که از آنجا آمده‌ایم بازگردیم

716
01:04:12,348 --> 01:04:13,474
‫و گفته است که چگونه؟

717
01:04:16,519 --> 01:04:17,960
‫چگونگی‌اش را از خودش بپرس

718
01:04:19,522 --> 01:04:22,108
‫از فرعون می‌خواهیم که به ما اجازه دهد
‫تا به خارج از شهر سفر کنیم

719
01:04:22,191 --> 01:04:23,776
‫- خدای من!
‫- نه!

720
01:04:23,860 --> 01:04:24,944
‫همه‌ی ما

721
01:04:25,903 --> 01:04:29,073
‫باید بگوییم که زمان
قربانی ما برای خدای ماست

722
01:04:29,156 --> 01:04:32,618
‫قربانی‌ حیوانات، این باعث
خشم مصری‌ها می‌شود

723
01:04:33,452 --> 01:04:36,497
‫فرعون اجازه خواهد داد
تا سه روز به صحرا برویم

724
01:04:37,013 --> 01:04:39,265
‫به محض اینکه از دیدش
دور شدیم، فرار خواهیم کرد

725
01:04:42,712 --> 01:04:46,132
‫پسر عمرام، من می‌خواهم
داستان برادرت را باور کنم

726
01:04:46,632 --> 01:04:49,135
‫اما اگر با این درخواست نزد فرعون بروید،

727
01:04:49,218 --> 01:04:50,761
‫او به شما خواهد خندید

728
01:04:57,059 --> 01:05:00,062
‫برادرم با خدا صحبت کرده است

729
01:05:00,146 --> 01:05:01,146
‫چی؟

730
01:05:04,233 --> 01:05:07,194
‫او به من دستور داد که شما را آزاد کنم

731
01:05:10,281 --> 01:05:11,616
‫تا مردم‌مان را آزاد کنم

732
01:05:12,575 --> 01:05:15,049
‫اگر خدا به ما می‌گوید
که این کار را انجام دهیم،

733
01:05:15,661 --> 01:05:16,996
‫پس حتماً موفقیت آمیز خواهد بود

734
01:05:27,256 --> 01:05:28,299
‫موسی

735
01:05:29,967 --> 01:05:31,469
‫خدا اسمش را به تو گفته؟

736
01:05:32,762 --> 01:05:34,764
‫بله. بله. اسمش را می‌دانم

737
01:05:39,101 --> 01:05:40,686
‫در هر نسلی،

738
01:05:41,687 --> 01:05:44,357
‫نام خدای ما نسینه به سینه نقل شده

739
01:05:45,316 --> 01:05:48,027
‫تا هنگامی که چنین زمانی
فرا رسید، متوجهش شویم

740
01:05:50,404 --> 01:05:51,404
‫سرا

741
01:05:53,115 --> 01:05:58,120
‫گفتند «بیاید با پیرزنه، سرا
بت آشر مشورت کنیم» ‫(سارا)

742
01:05:59,163 --> 01:06:01,666
‫که آیا او واقعاً اون کلمات خاص رو داره؟

743
01:06:02,541 --> 01:06:04,460
‫تو اسمش را می‌دانی، نه؟

744
01:06:06,837 --> 01:06:08,255
‫مادرت به تو گفته

745
01:06:12,009 --> 01:06:14,178
‫پس اگر موسی نامش را بداند،

746
01:06:15,221 --> 01:06:17,264
‫او خدای ما را دیده است

747
01:06:19,141 --> 01:06:20,141
‫موسی

748
01:07:02,852 --> 01:07:03,978
‫خدا با ماست

749
01:07:04,854 --> 01:07:08,858
‫سرا میگه: «آه! او آن کلمات
خاص را دارد، کلمات رستگاری»

750
01:07:08,941 --> 01:07:10,651
‫«او واقعی‌ست»

751
01:07:12,361 --> 01:07:15,865
‫«او نجات دهنده‌ست. او پیامبر برگزیده خداست»

752
01:07:22,830 --> 01:07:24,081
‫اینم از راز‌داری‌مون

753
01:07:41,265 --> 01:07:43,559
‫حقیقت داره؟ خدای ما بازگشته؟

754
01:07:48,230 --> 01:07:49,600
‫از او برایمان بگو

755
01:07:55,279 --> 01:07:56,363
‫مسیر را به آن‌ها نشان ده

756
01:08:03,746 --> 01:08:06,248
‫او تنها خدای واقعی‌ست

757
01:08:07,750 --> 01:08:10,169
‫او خدایی‌ست که از جوزف وقتی که
‫(یوسف)

758
01:08:11,378 --> 01:08:13,547
‫برادرانش به او خیانت کردند، محافظت کرد

759
01:08:14,757 --> 01:08:16,425
‫او خدایی‌ست که به او گفت

760
01:08:17,343 --> 01:08:22,723
‫که روزی استخوان‌هایش
به کنعان بازگردانده می‌شود

761
01:08:24,225 --> 01:08:28,896
‫او همان خدایی‌ست که با ابراهیم عهدی بست

762
01:08:28,979 --> 01:08:30,981
‫پدرجد جوزف

763
01:08:32,525 --> 01:08:35,152
‫تا که مردمان ما برای
همیشه متعلق به او باشند

764
01:08:35,236 --> 01:08:36,987
‫ابراهیم بود که با خدا کشتی گرفت؟

765
01:08:37,822 --> 01:08:41,492
‫نه، آن جیکوب بود، پدر یوسف
‫(یعقوب)

766
01:08:41,575 --> 01:08:44,954
‫او در شب هنگام خداوند را ملاقات کرد
‫و تا طلوع فجر کشتی گرفتند

767
01:08:45,538 --> 01:08:48,374
‫و خداوند را رها نکرد
تا اینکه او را برکت دهد

768
01:08:48,457 --> 01:08:53,129
‫و چون خداوند او را برکت
داد، او را اسرائیل نامید

769
01:08:54,130 --> 01:08:55,756
‫کسی که بر خدا چیره می‌شود

770
01:08:56,757 --> 01:08:58,467
‫وطن ما چگونه جایی‌ست؟

771
01:08:58,551 --> 01:09:00,010
‫حقیقت دارد که آنجا سیل آمد؟

772
01:09:00,094 --> 01:09:01,637
‫حیواناتش چطور؟

773
01:09:03,055 --> 01:09:04,598
‫بله، سیل آمد

774
01:09:05,307 --> 01:09:08,102
‫و مردی که ما را از آن نجات داد نوح نام داشت

775
01:09:08,185 --> 01:09:09,353
‫او یک کشتی ساخت

776
01:09:09,436 --> 01:09:11,438
‫سیل چند روز طول کشید؟

777
01:09:11,522 --> 01:09:13,315
‫چهل روز و چهل شب

778
01:09:13,399 --> 01:09:14,859
‫جهان چگونه ساخته شد؟

779
01:09:14,942 --> 01:09:17,444
‫خدای ما آن را در شش روز ساخت

780
01:09:18,863 --> 01:09:20,906
‫و او از آدم و حوا

781
01:09:20,990 --> 01:09:24,618
‫نوح، اسحاق و اسماعیل

782
01:09:24,702 --> 01:09:26,328
‫یعقوب و عیسو، سخن می‌گوید

783
01:09:27,705 --> 01:09:32,710
‫مردی که از مصر فرار کرده بود،
به عنوان پیامبر به خانه باز گشت

784
01:09:37,756 --> 01:09:39,717
‫از کجا فهمیدی من اسمشو می‌دونم؟

785
01:09:41,427 --> 01:09:42,636
‫من یک قابله هستم

786
01:09:44,263 --> 01:09:45,556
‫ما به خدا نزدیک هستیم

787
01:09:46,432 --> 01:09:49,059
‫هنگام تولد و مرگ می‌توانی
حضور او را احساس کنی

788
01:09:51,103 --> 01:09:53,063
‫با این حال تو هیچ فرزندی از خود نداری

789
01:09:54,607 --> 01:09:56,650
‫هنگامی که زمان من برای
اختیار کردن شوهر بود،

790
01:09:58,235 --> 01:10:00,112
‫آن‌ها همچنان پسر بچه‌ها را می‌کشتند

791
01:10:04,909 --> 01:10:06,619
‫من ترجیح می‌دهم به دیگران کمک کنم

792
01:10:13,859 --> 01:10:15,360
‫تو آنجا بودی

793
01:10:18,923 --> 01:10:21,008
‫نزدیک باغ کاخ زنان

794
01:10:22,176 --> 01:10:23,928
‫وقتی شاهزاده خانم تو را نجات داد

795
01:10:26,305 --> 01:10:27,305
‫تو آن را دیدی؟

796
01:10:31,644 --> 01:10:32,811
‫از وقوعش مطمئن شدم

797
01:11:53,517 --> 01:11:56,815
‫ مادر موسی یه حرف به خواهرش میگه

798
01:11:57,187 --> 01:11:58,272
‫«دنبالش کن»

799
01:11:58,772 --> 01:12:01,525
‫و در عربی در واقع یک کلمه‌ست

800
01:12:02,067 --> 01:12:06,530
‫و برای همین اون به نوعی بسیار
شجاعست ‫که این بچه رو دنبال می‌کنه

801
01:12:06,613 --> 01:12:09,742
‫شفره! شفره، باید یه چیزی بهت بگم

802
01:12:10,534 --> 01:12:12,870
‫و اون بسیار باهوش و زیرکه

803
01:12:12,953 --> 01:12:17,499
‫و راهی پیدا می‌کنه تا برادرش
رو به مادر خونی‌ش برگردونن

804
01:12:19,335 --> 01:12:21,170
‫منو عفو کنید. بانوی من

805
01:12:21,920 --> 01:12:25,049
‫من یک دایه برای بچه شاهزاده خانم می‌شناسم

806
01:12:34,266 --> 01:12:39,143
‫شاهزاده خانم، دختر فرعون، هرگز نمی‌پرسه:

807
01:12:40,064 --> 01:12:41,065
‫«تو کی هستی؟»

808
01:12:41,815 --> 01:12:43,901
‫احتمالاً اون نمی‌دونه

809
01:12:43,984 --> 01:12:47,237
‫که این مادر خونی نوزاده

810
01:12:50,616 --> 01:12:56,455
‫پس، طبعاً مادر خونیی مقدر میشه که

811
01:12:56,538 --> 01:12:58,123
‫شخصی باشه که موسی
‫از سینه‌ش شیر می‌خوره،

812
01:12:58,207 --> 01:13:02,544
‫و دو سه سال اول رو باهاش سپری می‌کنه

813
01:13:03,087 --> 01:13:04,963
و از سینه مادرش شیر می‌خوره

814
01:13:05,464 --> 01:13:12,054
‫این یعنی که مامه لاشن، زبان
مادری‌اش رو، از بچگی می‌شنوه،

815
01:13:13,347 --> 01:13:15,933
‫همون لالایی‌ها، به عبری

816
01:13:16,433 --> 01:13:18,769
‫آه، به گمونم یه آهنگ بوده،

817
01:13:18,852 --> 01:13:23,357
‫یه لالایی که تو حافظه
ناخودآگاهش همراهش بوده

818
01:13:28,153 --> 01:13:30,781
‫من عاشق اینم که داستان

819
01:13:30,864 --> 01:13:34,618
‫با یه زن شیرده و نوزادش شروع میشه

820
01:13:34,701 --> 01:13:37,996
‫منظورم اینه که چقدر... در
تصورمان چقدر محتمله که

821
01:13:38,080 --> 01:13:42,334
‫فکر ‌کنیم که یه انقلاب ممکنه
با یه مادر شیرده آغاز بشه؟

822
01:13:46,839 --> 01:13:48,507
‫نیروی والاتری دخیل بوده

823
01:13:49,091 --> 01:13:50,091
‫همیشه

824
01:13:50,968 --> 01:13:53,345
‫تو را برد و سپس به خانه برگرداند

825
01:13:55,722 --> 01:13:57,474
‫تو پیوند ما هستی

826
01:13:58,851 --> 01:14:00,394
‫آنی که واسط ما خواهد بود

827
01:14:05,732 --> 01:14:08,402
‫مادرم فردا به من کمک خواهد
کرد تا با فرعون صحبت کنم

828
01:14:11,738 --> 01:14:13,907
‫خواهر فرعون مادر تو نیست

829
01:14:15,868 --> 01:14:18,704
‫نیست، اما با این حال است

830
01:14:36,430 --> 01:14:38,098
‫کسی نزدیک می‌شود، بانوی من

831
01:14:39,641 --> 01:14:40,851
‫از یک سفر طولانی

832
01:14:45,355 --> 01:14:46,355
‫یک غریبه

833
01:14:47,608 --> 01:14:49,318
‫با این حال او از قلب شما خبر دارد

834
01:14:51,695 --> 01:14:53,238
‫رنگ‌تان پریده، بانوی من

835
01:14:53,739 --> 01:14:55,073
‫مشکل چیه؟

836
01:14:58,702 --> 01:15:00,287
‫پسرم برگشته

837
01:15:07,586 --> 01:15:08,837
‫موسی‌ست

838
01:15:08,862 --> 01:15:15,862
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

839
01:15:15,886 --> 01:15:22,886
جهت اطلاع از جدیدترین فیلم و سریال ها
:وای موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
@YMoviz

