1
00:00:26,597 --> 00:00:31,178
‫« قـصـه‌هـای عـامـیـانـه‌ی رکـورد بـزرگ...‌ »

2
00:00:31,179 --> 00:00:38,216
‫« مـلـکـه‌ی اسـتـخـوان‌هـا »

3
00:00:40,432 --> 00:00:45,232
‫« مـقـدمـه »
‫« قـصـه بـا خـون آغـاز شـد »

4
00:00:45,256 --> 00:01:05,256
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

5
00:01:42,185 --> 00:01:43,561
‫چیکار می‌کنی؟

6
00:01:48,691 --> 00:01:50,068
‫اون گل‌ها رو از توی موهات دربیار

7
00:01:50,944 --> 00:01:52,403
‫باید بریم نگاهی به تله‌ها بندازیم

8
00:02:18,429 --> 00:02:19,722
‫یکی گیر افتاده

9
00:03:13,776 --> 00:03:15,111
‫چی شد؟

10
00:03:20,319 --> 00:03:26,562
‫« بـخـش اول: روز تـولـد بـدون حـضـور مـادر »

11
00:05:09,350 --> 00:05:10,727
‫سَم!

12
00:05:17,400 --> 00:05:19,360
‫سم، قبلاً اون نماد قدیمی رو دیدی؟

13
00:05:19,736 --> 00:05:23,156
‫- نه، هیچوقت تا اونجا نرفته بودیم
‫- هیچوقت همچین چیزی ندیدم

14
00:05:24,574 --> 00:05:26,701
‫از کلمه‌ی «همچین» استفاده نکن.
‫احمق به نظر میایی

15
00:05:42,592 --> 00:05:45,720
‫این رکود به علت رویدادهای خارجی شدیدتر شده

16
00:05:46,179 --> 00:05:50,016
‫و کاری از دست شهروندان و دولت برنمیاد

17
00:05:50,475 --> 00:05:52,101
‫اگرچه فقط یه رویداد گذراست...

18
00:06:16,209 --> 00:06:17,794
‫چیزی که شنیدم صدای تیر بود؟

19
00:06:23,257 --> 00:06:24,384
‫یه گرگی سر راهمون بود

20
00:06:25,843 --> 00:06:26,886
‫چی؟

21
00:06:29,597 --> 00:06:32,225
‫وقتی داشتیم تله‌ها رو بررسی می‌کردیم
‫هجوم آورد به سمت‌مون

22
00:06:38,731 --> 00:06:40,608
‫تو حرفی نداری؟

23
00:06:47,532 --> 00:06:48,950
‫برو تفنگ رو تمیز کن

24
00:06:53,204 --> 00:06:54,372
‫کافیه!

25
00:06:59,460 --> 00:07:01,796
‫برو دست و صورتت رو بشور
‫تا شام بخوریم

26
00:07:57,643 --> 00:07:58,728
‫خیلی خوش‌مزه‌ست

27
00:07:59,770 --> 00:08:00,938
‫نظر تو چیه، سم؟

28
00:08:03,149 --> 00:08:04,484
‫خوش‌مزه‌ست

29
00:08:04,942 --> 00:08:08,404
‫آرد ریختم تا غلیظ‌تر بشه،
‫و نشاسته‌ی سیب‌زمینی هم استفاده کردم

30
00:08:09,322 --> 00:08:12,617
‫و فقط با یه خرگوش،
‫غذای تولد رو درست کرد

31
00:08:25,963 --> 00:08:28,257
‫درست مثل مادرت ویولن می‌زنی

32
00:08:29,425 --> 00:08:30,468
‫واقعاً؟

33
00:08:30,968 --> 00:08:33,346
‫پدر، لطفاً بهمون بگو اون چطور ویولن میزد

34
00:08:33,429 --> 00:08:36,307
‫- خودت که می‌دونی
‫- خب، از یادم رفته

35
00:08:38,017 --> 00:08:40,811
‫خب، وقتی مادرتون ویولن میزد،

36
00:08:41,270 --> 00:08:45,816
‫یه جوری زیبایی و غم موسیقی رو می‌شنیدی
‫که اصلاً نمیشه با کلمات توصیفش کرد

37
00:08:46,359 --> 00:08:49,237
‫یه‌کم شبیه زمانی بود
‫که خودتون به دنیا اومدید

38
00:08:50,905 --> 00:08:52,156
‫پس...

39
00:08:53,783 --> 00:08:57,328
‫‏۱۴ سال پیش در چنین روزی، مادرتون ایزابل

40
00:08:58,204 --> 00:08:59,330
‫درد زایمانش شروع شد

41
00:08:59,997 --> 00:09:04,669
‫و بیش‌تر از یه شبانه‌روز سختی کشید
‫تا شما رو وارد این دنیا بکنه

42
00:09:04,752 --> 00:09:09,048
‫زمانی که آخرین نفسش رو کشید،
‫خون توی سراسر اتاق پخش شده بود

43
00:09:10,716 --> 00:09:15,096
‫بعدش دکترها شروع کردن
‫به بیرون آوردن شما دو نفر

44
00:09:15,179 --> 00:09:17,848
‫اول تو، لیلی، بعدش هم تو

45
00:09:18,516 --> 00:09:22,645
‫و دوتاتون رو گذاشتن توی بغل من،
‫و خیلی خوشگل بودید

46
00:09:23,104 --> 00:09:25,690
‫چون در قلب مرگ، زندگی نهفته‌ست

47
00:09:31,821 --> 00:09:33,698
‫به من رحم کن، ای خدا،

48
00:09:33,781 --> 00:09:35,658
‫بر اساس لطف و عنایتت،

49
00:09:35,783 --> 00:09:38,494
‫بر اساس فراوانی رحمت‌های پرمهرت

50
00:09:38,786 --> 00:09:42,498
‫از گناهانم چشم‌پوشی کن،
‫چون گناهم همیشه در نظرم هستن

51
00:09:42,582 --> 00:09:43,666
‫آمین

52
00:09:44,166 --> 00:09:45,209
‫آمین

53
00:09:47,878 --> 00:09:48,879
‫سمی

54
00:09:50,298 --> 00:09:51,507
‫سمی، یالا

55
00:09:53,968 --> 00:09:55,261
‫ساموئل!

56
00:09:56,012 --> 00:09:59,265
‫بالا! پایین! چپ! راست!

57
00:10:13,738 --> 00:10:14,780
‫چی شده؟

58
00:10:15,489 --> 00:10:16,532
‫هیچی

59
00:10:17,575 --> 00:10:18,618
‫صدات رو می‌شنوم

60
00:10:19,577 --> 00:10:22,496
‫- من که چیزی نگفتم
‫- وقتی ساکتی، حرف دلت رو می‌شنوم

61
00:10:24,707 --> 00:10:27,501
‫تو متوجه‌ی این قضیه نمیشی
‫که هر سال داستان عوض میشه؟

62
00:10:28,336 --> 00:10:29,712
‫و چرا همیشه همین رو تعریف می‌کنه؟

63
00:10:30,630 --> 00:10:31,756
‫مهمه...

64
00:10:33,132 --> 00:10:34,258
‫که یادمون بمونه

65
00:10:35,176 --> 00:10:36,802
‫انگار اصلاً می‌تونیم فراموش کنیم

66
00:10:38,888 --> 00:10:42,224
‫- مادرمون جون داد تا خودمون بتونیم زندگی کنیم
‫- یه موضوعی رو قایم می‌کنه

67
00:11:44,495 --> 00:11:45,621
‫دیدی؟

68
00:11:47,081 --> 00:11:49,208
‫نمیشه جلوی باد رو گرفت

69
00:12:01,762 --> 00:12:02,805
‫چیکار می‌کنی؟

70
00:12:04,140 --> 00:12:06,350
‫آقای جنسن داره میاد،
‫میشه لطفاً بری آماده بشی؟

71
00:12:06,726 --> 00:12:08,561
‫- البته، پدر
‫- آفرین

72
00:13:21,509 --> 00:13:23,844
‫آفرین. ممنون، عزیزم

73
00:13:26,722 --> 00:13:27,765
‫آقای جنسن

74
00:13:27,890 --> 00:13:29,767
‫- واقعاً معرکه‌ست
‫- آره

75
00:13:29,850 --> 00:13:32,144
‫صفحه‌ی صوتی از چوب صنوبر ساخته شده

76
00:13:32,228 --> 00:13:35,898
‫منظورم این بود که دخترتون
‫معرکه‌ست، آقای بِرَس

77
00:13:37,149 --> 00:13:41,737
‫پل ویولن از افرا ساخته شده

78
00:13:41,821 --> 00:13:45,366
‫و گوشی‌های کوک ویولن
‫از آبنوس ساخته شدن؟

79
00:13:45,449 --> 00:13:47,034
‫آره، سفارش ویژه‌ان

80
00:13:47,660 --> 00:13:49,620
‫بی‌نظیر ساخته شده

81
00:13:50,037 --> 00:13:54,875
‫- و رازین هم...
‫- همین‌جا ساخته شده، از درخت کاج اورگن

82
00:13:59,672 --> 00:14:04,552
‫هنرستان موسیقی ما توی پورتلند همیشه
‫از استعدادهایی مثل دختر شما استقبال می‌کنه

83
00:14:05,010 --> 00:14:06,929
‫اوه، خیلی لطف دارید

84
00:14:07,179 --> 00:14:10,307
‫از روی ادب و نزاکت اینطور نمیگم، آقای برس

85
00:14:10,891 --> 00:14:13,686
‫می‌دونید، یه روزگاری به صورت مستقیم
‫مرفه‌ها رو به چالش می‌کشیدم،

86
00:14:13,769 --> 00:14:18,482
‫اما پیر و خسته شدم،
‫و به علت درد و زجر زیاد...

87
00:14:19,024 --> 00:14:20,150
‫متواضع هم شدم

88
00:14:20,901 --> 00:14:22,778
‫فکر می‌کنم سیستم اقتصادی نابود شده

89
00:14:23,320 --> 00:14:27,491
‫اما روحیه‌مون رو هنوز حفظ کردیم

90
00:14:29,618 --> 00:14:30,995
‫موسیقی

91
00:14:31,996 --> 00:14:34,123
‫موسیقی برای مبارزه حیاتیه

92
00:14:35,457 --> 00:14:39,587
‫به نظرم دخترتون می‌تونه مفید باشه

93
00:14:39,588 --> 00:14:43,441
‫[ آموزشگاه موسیقی شهر رز ]

94
00:14:44,466 --> 00:14:46,844
‫- اونجا در امان نیست
‫- ببخشید

95
00:14:48,721 --> 00:14:51,307
‫چندتا ویولن می‌خواید، آقای جنسن؟

96
00:14:53,142 --> 00:14:55,895
‫شاگردهای جوان زیادی
‫توی آموزشگاه موسیقی داریم

97
00:14:55,978 --> 00:14:58,814
‫بهتون اطمینان میدم که
‫به خوبی ازش مراقبت می‌کنیم

98
00:14:59,481 --> 00:15:02,443
‫با کمال احترام، جناب،
‫یه نگرانی پدرانه‌ست

99
00:15:02,818 --> 00:15:05,195
‫به زودی می‌فرستمش به صومعه

100
00:15:05,905 --> 00:15:09,617
‫چندتا ویولن نیاز دارید، آقای جنسن؟

101
00:15:13,370 --> 00:15:18,000
‫‏۶ یا ۷ تا ساز باید کافی باشه

102
00:15:18,083 --> 00:15:21,837
‫میگم صورت‌حساب
‫ظرف یک هفته ارسال بشه

103
00:15:22,338 --> 00:15:24,048
‫- بسیار خب
‫- اینقدر فضولی نکن

104
00:15:25,591 --> 00:15:27,343
‫از دیدنتون خوشحال شدم

105
00:15:27,426 --> 00:15:28,510
‫ممنون

106
00:15:30,512 --> 00:15:34,600
‫معذرت می‌خوام که پام رو
‫از حدم فراتر گذاشتم، جناب

107
00:15:34,683 --> 00:15:35,935
‫اصلاً بهش فکر هم نکنید

108
00:15:37,519 --> 00:15:38,729
‫با نهایت احترام، خدانگهدار

109
00:15:44,998 --> 00:15:49,031
‫« بـخـش دوم: سـخـنـان فـریـبـنـده »

110
00:16:16,976 --> 00:16:18,018
‫صبح بخیر، خانم

111
00:16:18,185 --> 00:16:20,688
‫صبح بخیر، ساموئل. لیلیان

112
00:16:21,146 --> 00:16:22,189
‫خانم

113
00:16:23,357 --> 00:16:24,483
‫سلام، لیلی

114
00:16:24,733 --> 00:16:25,776
‫جورج

115
00:16:26,694 --> 00:16:28,612
‫با تاخیر تولدتون مبارک، دوقلوها

116
00:16:28,696 --> 00:16:32,116
‫براتون جوراب خریدیم
‫تا بدنتون رو گرم نگه دارید

117
00:16:33,951 --> 00:16:36,996
‫- ممنون، خانم کِلِمنز
‫- نیازی به زحمت نبود

118
00:16:37,287 --> 00:16:38,372
‫حرفشم نزن

119
00:16:40,582 --> 00:16:42,084
‫امروز، روز خاصیه

120
00:16:44,586 --> 00:16:46,296
‫- صبح بخیر، خانم کلمنز
‫- صبح بخیر

121
00:16:46,380 --> 00:16:48,799
‫لیلی، خوشگل شدی

122
00:16:49,550 --> 00:16:51,885
‫فکر کردم تابستون زودتر شروع شده

123
00:16:52,469 --> 00:16:53,762
‫لطف داری، جورج

124
00:16:54,179 --> 00:16:56,849
‫- توی یه کتاب این جمله رو یاد گرفتی؟
‫- آره

125
00:16:57,224 --> 00:17:00,811
‫هی، پیرمرد. یالا. اینقدر وراجی نکن
‫و اون خوراکی‌ها رو بده بهم

126
00:17:06,025 --> 00:17:08,277
‫می‌دونی، دوست ندارم اونطوری صدام کنی‌

127
00:17:08,444 --> 00:17:11,989
‫منم دوست ندارم هوا اینقدر گرم باشه.
‫اما سر خورشید داد نمی‌زنم

128
00:17:15,701 --> 00:17:18,454
‫جورج، بهش توجه نکن. اون فقط...

129
00:17:19,621 --> 00:17:21,999
‫فقط حسودیش میشه
‫چون موهای خودش سفید نیستن

130
00:17:24,418 --> 00:17:29,923
‫لوبیا، گوشت، و چند قالب
‫از کره‌ی شیرین خودم رو هم اضافه کردم

131
00:17:30,966 --> 00:17:33,594
‫نیاز نبود اون کار رو بکنی، آیدا،
‫می‌دونم که اوضاع مالیت خیلی...

132
00:17:33,677 --> 00:17:36,847
‫نه، نه، نه. هیچ چیز مثل کره باعث نمیشه
‫خونه‌ی آدم گرم و خانوادگی باشه

133
00:17:38,974 --> 00:17:42,299
‫اوه، جورج.
‫بهت گفتم اون رو...

134
00:17:43,641 --> 00:17:44,794
‫آخر سر بیار

135
00:17:45,397 --> 00:17:48,025
‫می‌دونی، قسم می‌خورم
‫که اون بچه شیرین عقله

136
00:17:48,484 --> 00:17:49,818
‫شرمنده!

137
00:17:50,235 --> 00:17:51,987
‫رنگ و روش هم گفتن نداره

138
00:17:52,196 --> 00:17:54,239
‫خدایا، خیلی رنج می‌کشه

139
00:17:54,698 --> 00:17:56,992
‫اما حداقل یه روزی می‌تونه
‫فروشگاه مواد غذایی رو مدیریت کنه

140
00:17:58,535 --> 00:18:00,996
‫- اونا چی‌ان؟
‫- فقط به یه پدر نیاز داره

141
00:18:01,830 --> 00:18:03,040
‫هر روز می‌بینمش

142
00:18:04,166 --> 00:18:06,126
‫اون تایر پشتی رو ببر.
‫این تابستون همه‌ش پنچر میشد

143
00:18:06,210 --> 00:18:08,879
‫اما من بیچاره بلد نیستم
‫بهش یاد بدم چطور باید تعمیرش کنه

144
00:18:08,962 --> 00:18:09,963
‫آیدا مِی

145
00:18:10,923 --> 00:18:11,965
‫توی اون صندوقچه چی هست؟

146
00:18:12,800 --> 00:18:14,343
‫لباس‌های قدیمی ایزابل

147
00:18:16,845 --> 00:18:18,097
‫کشیش لباس‌ها رو فرستاد

148
00:18:22,267 --> 00:18:26,230
‫لیلی، عزیزم، چطوره بری برای خانم کلمنز
‫یه لیوان قهوه درست کنی؟

149
00:18:26,355 --> 00:18:27,397
‫ممنون

150
00:18:27,606 --> 00:18:29,399
‫لیلی، شیرین باشه

151
00:18:35,447 --> 00:18:40,202
‫- خیلی زود داره بزرگ میشه
‫- چرا اون صندوقچه رو آوردی اینجا؟

152
00:18:41,203 --> 00:18:44,414
‫توی وسایل انبار شده‌ی
‫پدرخانمت توی کلیسا بودن

153
00:18:45,916 --> 00:18:47,543
‫دیروز کشته شد

154
00:18:50,504 --> 00:18:52,214
‫یه درخت افتاد روش

155
00:18:54,133 --> 00:18:55,467
‫مراسم تدفین فردا برگزار میشه

156
00:18:57,136 --> 00:18:58,971
‫می‌دونم قسم خوردی که
‫دیگه با مادرزنت ارتباطی نداشته باشی،

157
00:18:59,054 --> 00:19:02,224
‫اما اگه نشونه‌ای از صداقت نیست،

158
00:19:02,683 --> 00:19:04,143
‫پس چرا اون صندوقچه رو فرستاده برات؟

159
00:19:11,859 --> 00:19:14,278
‫خدا صلح‌طلب‌ها رو دوست داره، مالکوم

160
00:19:16,572 --> 00:19:17,698
‫سم

161
00:19:18,574 --> 00:19:22,202
‫اون صندوقچه رو ببر توی زیرزمین،
‫و این کلیدها رو هم فوراً بیار برام

162
00:19:34,339 --> 00:19:37,301
‫مجله‌ی «خانه‌داری خوب»؟
‫لعنت بهت، پیرمرد

163
00:19:37,551 --> 00:19:39,469
‫آره. دوست ندارم اینطوری صدام کنی

164
00:19:39,553 --> 00:19:41,513
‫منم این که مجله‌ی اشتباهی
‫میاری رو دوست ندارم

165
00:19:42,264 --> 00:19:46,018
‫بهت گفتم، مجله‌ی مکانیک خودرو.
‫مجله‌ی علم و فناوری. به ماشین مربوط باشه

166
00:19:46,226 --> 00:19:48,812
‫منم بهت گفتم چیزی می‌خوام
‫که بتونم با بقیه‌ی پسرها معامله کنم

167
00:19:48,896 --> 00:19:50,397
‫و این بار دیگه مدفوع خشک‌شده نمی‌برم

168
00:19:50,480 --> 00:19:53,525
‫مدفوع خشک‌شده‌ی بوفالو بود. سرخ‌پوست‌ها برای
‫آتیش روشن کردن ازشون استفاده می‌کردن

169
00:19:54,026 --> 00:19:55,819
‫دست‌هام بوی بد می‌دادن

170
00:20:00,073 --> 00:20:01,366
‫این چیه؟

171
00:20:11,418 --> 00:20:12,461
‫اون چیه؟

172
00:20:20,093 --> 00:20:24,556
‫این رو دیدیم. این نماد رو دیدیم.
‫روی اون چوب وسط جنگل حک شده بود

173
00:20:33,649 --> 00:20:35,067
‫شاید کتاب جادوگریه

174
00:20:35,901 --> 00:20:37,152
‫جادو واقعیت نداره

175
00:20:38,320 --> 00:20:39,613
‫جادوگر جنگل چیه پس؟

176
00:20:42,324 --> 00:20:43,492
‫اون فقط یه قصه‌ست

177
00:20:44,368 --> 00:20:45,911
‫جادوگر جنگل واقعیه

178
00:20:45,994 --> 00:20:49,206
‫- معضل دیوانه‌کننده، و...
‫- ملکه‌ی استخوان‌ها

179
00:20:50,165 --> 00:20:52,334
‫کی گفته؟ بچه‌های شهر؟

180
00:20:53,001 --> 00:20:55,420
‫- خدایا، شما گاگول‌ها...
‫- هی، اسم خدا رو نیار

181
00:20:56,171 --> 00:20:57,756
‫آره. من شنیدم بعضی‌ها جادوگر می‌شناسن

182
00:21:00,968 --> 00:21:02,094
‫معجون

183
00:21:09,893 --> 00:21:11,687
‫نوشته معجون حقیقت جادوگر

184
00:21:12,771 --> 00:21:14,356
‫اون دست‌خط مادره؟

185
00:21:18,902 --> 00:21:20,028
‫لیلی، قهوه آماده نشد؟

186
00:21:20,362 --> 00:21:21,780
‫خیلی‌خب. منتظر قهوه‌ان

187
00:21:23,782 --> 00:21:26,451
‫برو، یالا. برو

188
00:21:43,260 --> 00:21:44,469
‫خیلی عجیبه

189
00:21:45,887 --> 00:21:49,141
‫یه کتاب توی صندقچه‌ی لباس‌ها،
‫انگار مادر قایمش کرده

190
00:21:50,392 --> 00:21:52,352
‫فکر کنم پدر درمورد اون بهمون دروغ میگه

191
00:21:52,811 --> 00:21:54,354
‫اصلاً نمی‌دونی کتاب مال مادره یا نه

192
00:21:54,563 --> 00:21:55,605
‫مال خودشه

193
00:21:56,106 --> 00:21:58,984
‫تازه، مال کی می‌تونه باشه؟

194
00:21:59,609 --> 00:22:00,652
‫نمی‌دونم

195
00:22:00,736 --> 00:22:02,988
‫کی می‌تونه اون نماد رو
‫توی جنگل حک کرده باشه؟

196
00:22:03,071 --> 00:22:04,197
‫نمی‌دونم

197
00:22:05,198 --> 00:22:08,410
‫اما می‌دونم که اون مُرده
‫و ما هم پیش پدر گیر افتادیم

198
00:22:08,493 --> 00:22:09,870
‫و هیچ چیز این رو تغییر نمیده

199
00:22:10,954 --> 00:22:14,082
‫خب، اگه پدر یه ماجرایی رو پنهان کرده،
‫حتماً دلیل خوبی داره

200
00:22:14,166 --> 00:22:15,584
‫پس می‌خوای چی رو بدونی؟

201
00:22:17,127 --> 00:22:18,462
‫حقیقت رو

202
00:22:18,962 --> 00:22:20,339
‫می‌خوام حقیقت رو بدونم!

203
00:22:20,881 --> 00:22:22,090
‫حقیقت چه چیزی رو؟

204
00:22:24,926 --> 00:22:26,887
‫اینکه چرا می‌خوایم بریم توی شهر

205
00:22:28,472 --> 00:22:29,514
‫از کجا شنیدی؟

206
00:22:30,724 --> 00:22:31,808
‫از شونه‌هات

207
00:22:32,893 --> 00:22:35,270
‫داشتی با خانم کلمنز حرف می‌زدی
‫و شونه‌هات...

208
00:22:36,021 --> 00:22:37,064
‫ناراحت بودن

209
00:22:37,856 --> 00:22:38,982
‫پدربزرگ‌تون مُرده

210
00:22:40,567 --> 00:22:43,695
‫فردا مراسم تدفینش برگزار میشه.
‫موقع طلوع آفتاب آماده باشید، خب؟

211
00:22:49,868 --> 00:22:52,162
‫بیا لباس بپوشیم و بریم زیرزمین

212
00:22:55,248 --> 00:22:56,333
‫سم

213
00:23:02,589 --> 00:23:05,634
‫«خود را با هیچ حیوان یا پرنده،

214
00:23:06,510 --> 00:23:08,678
‫یا هر چیزی که بر روی زمین
‫حرکت می‌کند، آلوده مکن»

215
00:23:10,555 --> 00:23:13,350
‫«من را از میان ملت‌ها جدا کرده‌ای
‫تا از آن خودم باشم»

216
00:23:14,184 --> 00:23:18,480
‫«مرد یا زنی که غیب‌گو یا طرفدار اجنه باشد،

217
00:23:19,356 --> 00:23:20,607
‫باید کشته شود»

218
00:24:16,079 --> 00:24:17,831
‫این همون شالیه که توی عکسه

219
00:24:30,760 --> 00:24:32,512
‫به نظرت جادوگر این رو به مادر داده؟

220
00:24:40,479 --> 00:24:41,521
‫عجیبه

221
00:24:42,105 --> 00:24:43,565
‫دست‌خط مادر شبیه توئه

222
00:24:44,191 --> 00:24:45,942
‫از کِی تا حالا به نوشته‌های من توجه می‌کنی؟

223
00:24:46,902 --> 00:24:48,195
‫همه‌ی غلط املایی‌هات رو می‌بینم

224
00:24:50,197 --> 00:24:51,239
‫ببین

225
00:24:52,407 --> 00:24:55,035
‫چرا مادر این حیوون‌ها رو
‫روی اون نماد کشیده؟

226
00:25:04,753 --> 00:25:08,715
‫یه وزغ. جمجمه‌ی یه گرگ،
‫و پر یه جغد

227
00:25:13,470 --> 00:25:15,764
‫این سه مورد رو جمع می‌کنیم
‫و می‌بریم‌شون پیش جادوگر

228
00:25:17,224 --> 00:25:21,478
‫اون معجونی درست می‌کنه
‫که به نحوی حقیقت پهنان رو آشکار می‌کنه

229
00:25:23,438 --> 00:25:24,773
‫از کجا می‌خوایم جادوگر پیدا کنیم؟

230
00:25:25,774 --> 00:25:27,692
‫جورج گفت چندتا از بچه‌های شهر شاید بدونن

231
00:25:29,736 --> 00:25:31,112
‫معجون چی؟

232
00:25:31,988 --> 00:25:33,365
‫و کی می‌خواد اون رو بخوره؟

233
00:25:34,824 --> 00:25:36,034
‫من می‌خورم

234
00:25:39,037 --> 00:25:44,622
‫« بـخـش سـوم: بـه جـای مـردگـان صـحـبـت کردن »

235
00:26:00,350 --> 00:26:01,685
‫اونجا رو ببین

236
00:26:05,522 --> 00:26:07,941
‫اون یه کامیون واگن‌تخت باری
‫جی‌اِم‌سی مدل ۱۵ـه

237
00:26:10,151 --> 00:26:14,281
‫می‌دونی، می‌خوام یه روزی توی یه تعمیرگاه
‫توی شهر کار بکنم. خیلی درموردش مطالعه کردم

238
00:26:14,823 --> 00:26:16,616
‫هیچ چیز از یه ماشین، آمریکایی‌تر نیست

239
00:26:19,703 --> 00:26:21,538
‫وقتی ماشین داشته باشی،
‫آزادی هر جایی که می‌خوای بری

240
00:26:47,272 --> 00:26:48,356
‫آمین

241
00:26:48,607 --> 00:26:51,568
‫- بهتون چی گفتم؟
‫- تا ازمون سوالی نپرسیدن، حرف نمی‌زنیم

242
00:26:51,651 --> 00:26:53,862
‫می‌دونید، اون مادرتون رو طرد کرد

243
00:27:53,296 --> 00:27:54,464
‫قهوه چطوره؟

244
00:27:56,138 --> 00:27:57,384
‫داغه

245
00:27:58,593 --> 00:27:59,761
‫اونقدر بده، ها؟

246
00:28:12,190 --> 00:28:13,274
‫بهت گفتم

247
00:28:17,904 --> 00:28:19,030
‫داره به سن بلوغ می‌رسه

248
00:28:22,075 --> 00:28:24,244
‫- منم از همین نگرانم
‫- نیازی نیست نگران باشی

249
00:28:27,997 --> 00:28:30,792
‫اما اگه می‌خوای، می‌تونم
‫با صومعه‌ی سنت مری ارتباط برقرار کنم

250
00:28:34,754 --> 00:28:36,464
‫آره، شاید دیگه وقتش رسیده

251
00:28:46,558 --> 00:28:50,687
‫لوئیس، میشه خصوصی حرف بزنیم؟

252
00:28:51,813 --> 00:28:53,440
‫حرفی برای گفتن داری؟

253
00:28:54,023 --> 00:28:55,066
‫همینجا بگو

254
00:28:55,859 --> 00:28:57,235
‫تسلیت میگم

255
00:28:58,153 --> 00:28:59,571
‫بلندتر حرف بزن

256
00:29:01,030 --> 00:29:02,782
‫گفتم تسلیت میگم

257
00:29:07,036 --> 00:29:13,126
‫شوهرم زندگی شرافت‌مندانه‌ای داشت،
‫اگه این جماعت نشون‌دهنده‌ی چیزی باشن

258
00:29:13,460 --> 00:29:18,173
‫ولی ناراحتم که برای یه خداحافظی
‫درست و حسابی، مشروب نداریم

259
00:29:18,757 --> 00:29:20,091
‫اما یه چیزی رو بهت بگم، مالکوم،

260
00:29:21,259 --> 00:29:22,844
‫چیزی که خیلی عذابمون میده،

261
00:29:28,475 --> 00:29:34,272
‫اینه که بعد از این همه وقت،
‫امروز اومدی اینجا

262
00:29:35,190 --> 00:29:37,150
‫اما یه نشونه فرستادی

263
00:29:38,318 --> 00:29:40,361
‫- نشونه؟
‫- صندوقچه

264
00:29:42,947 --> 00:29:45,033
‫شوهرتون گفتن وقتی می‌میرن،

265
00:29:45,116 --> 00:29:48,745
‫دوست دارن وسایل قدیمی ایزابل
‫به بچه‌هاش برسن،

266
00:29:48,828 --> 00:29:50,163
‫از جمله صندوقچه‌ی لباس‌ها

267
00:29:50,538 --> 00:29:53,416
‫- اینم از این. فقط از روی خوش‌نیتی بوده
‫- شاید

268
00:29:55,835 --> 00:29:58,797
‫دخترت حتماً دوست داره ما آشتی کنیم

269
00:29:59,297 --> 00:30:01,341
‫به جای مردگان صحبت کردن گناهه

270
00:30:03,092 --> 00:30:04,594
‫دوست داری آشتی بکنیم؟

271
00:30:05,428 --> 00:30:07,764
‫- پس معذرت‌خواهی بکن
‫- من هیچ کار اشتباهی نکردم

272
00:30:10,225 --> 00:30:13,019
‫اون رو بردی توی اون جنگل

273
00:30:14,187 --> 00:30:15,522
‫از خانواده‌ش دورش کردی

274
00:30:15,730 --> 00:30:18,149
‫اما فقط با حضور توی کلیسا نمی‌تونست
‫در وادی سایه‌ی موت راه بره

275
00:30:18,233 --> 00:30:19,901
‫اون راه نمی‌رفت، لعنتی!

276
00:30:20,193 --> 00:30:23,613
‫اون توی سایه‌های زیر کاج‌ها سرگردان بود

277
00:30:23,863 --> 00:30:25,698
‫اون کتاب‌های جادوگری مغزش رو
‫مسموم کرده بودن

278
00:30:25,782 --> 00:30:26,908
‫لوئیس

279
00:30:27,325 --> 00:30:29,494
‫به تو بستگی داشت، مالکوم...

280
00:30:31,663 --> 00:30:33,540
‫که اون رو توی مسیر درست زندگی نگه داری

281
00:30:34,666 --> 00:30:36,334
‫- اینکه ازش مراقبت کنی
‫- و سعی‌ام رو کردم

282
00:30:37,585 --> 00:30:39,003
‫خودت اینطور میگی

283
00:30:49,681 --> 00:30:51,850
‫اینا توی دل زمین شکل گرفتن

284
00:30:52,642 --> 00:30:53,685
‫شکل گرفتن؟

285
00:30:54,185 --> 00:30:55,478
‫از آتیش درست شدن؟

286
00:30:55,854 --> 00:30:58,857
‫از سنگ آتشفشانی درست شدن.
‫شیشه‌سنگ

287
00:31:07,740 --> 00:31:09,219
‫- سم
‫- پیرمرد، لعنت بهت

288
00:31:09,220 --> 00:31:11,755
‫ببخشید. یه نفر یه جادوگر می‌شناسه

289
00:31:29,012 --> 00:31:31,681
‫- ببینیم چی میشه
‫- آوردمش، آروین

290
00:31:33,474 --> 00:31:36,311
‫- ممنون، پیرمرد. حالا برو گم شو
‫- اسمش جورج‌ـه

291
00:31:37,020 --> 00:31:38,354
‫معذرت می‌خوام

292
00:31:43,067 --> 00:31:44,110
‫برو

293
00:31:46,946 --> 00:31:50,199
‫مدل تی‌تی‌ـه، فاصله‌ی بین دو محور ۳ متره

294
00:31:50,742 --> 00:31:52,368
‫جعبه‌دنده‌ی مخصوص سربالایی

295
00:31:53,453 --> 00:31:55,830
‫انگار مال سال ۱۹۲۵ـه

296
00:31:56,581 --> 00:31:57,665
‫با ماشین‌ها آشنایی داره

297
00:31:59,083 --> 00:32:00,752
‫اما می‌دونه خودمون کی هستیم؟

298
00:32:02,545 --> 00:32:03,546
‫شایعاتی شنیدم

299
00:32:04,589 --> 00:32:05,798
‫ما هم شایعاتی شنیدیم

300
00:32:06,215 --> 00:32:10,428
‫سم برس، شیفته‌ی ماشین
‫و فروشنده‌ی مدفوع خشک‌شده‌ی گرگ

301
00:32:11,137 --> 00:32:12,555
‫مدفوع‌های بوفالو رو میگی

302
00:32:13,431 --> 00:32:15,391
‫به نظرم می‌تونی پول دربیاری، سم

303
00:32:16,267 --> 00:32:18,770
‫فقط محصول بهتری نیاز داری

304
00:32:19,896 --> 00:32:21,147
‫درمورد قاچاق حرف می‌زنی؟

305
00:32:23,358 --> 00:32:26,778
‫من و اِستادز برای انتقال محصول به پورتلند
‫کمک لازم داریم

306
00:32:27,195 --> 00:32:29,781
‫توی محموله‌ی بعدی کمک‌مون کن،
‫اونوقت من هم به تو کمک می‌کنم

307
00:32:29,989 --> 00:32:31,407
‫شنیدم دنبال یه جادوگر می‌گردی

308
00:32:32,617 --> 00:32:33,743
‫چه جادوگری؟

309
00:32:35,078 --> 00:32:36,871
‫یه عجوزه که توی بخش‌های
‫تاریک جنگل زندگی می‌کنه

310
00:32:37,330 --> 00:32:41,084
‫- یه جور کیمیاگره
‫- نه، من شنیدم واقعاً جادوگره

311
00:32:43,002 --> 00:32:44,379
‫معضل دیوانه‌کننده

312
00:32:45,171 --> 00:32:47,924
‫هر چیزی که هست،
‫نیمه دیوونه و کوره

313
00:32:48,633 --> 00:32:50,969
‫یه بار بهم گفت که تاریکی رو ترجیح میده

314
00:32:51,344 --> 00:32:53,054
‫منم گفتم: «چرا آخه؟»

315
00:32:54,722 --> 00:32:57,350
‫گفت: «اگه به اندازه‌ی کافی
‫به تاریکی زل بزنی،

316
00:32:57,725 --> 00:33:00,186
‫چیزهایی رو می‌بینی
‫که هیچکس دیگه نمی‌بینه»

317
00:33:03,731 --> 00:33:06,025
‫خب، می‌خوای ببینیش؟

318
00:33:07,568 --> 00:33:09,612
‫پس باید کمک‌مون کنی
‫محموله‌ی مشروب رو جابه‌جا کنیم

319
00:33:13,199 --> 00:33:14,242
‫باشه

320
00:33:15,410 --> 00:33:16,661
‫چطور می‌خوایم انجامش بدیم؟

321
00:33:19,580 --> 00:33:20,873
‫خبر خوبیه

322
00:33:21,249 --> 00:33:24,252
‫اما بعد از اینکه ببرمون پیش جادوگر،
‫من باید برم مشروب جابه‌جا کنم

323
00:33:25,294 --> 00:33:26,838
‫یعنی قاچاق؟

324
00:33:28,631 --> 00:33:29,882
‫محل زندگی جادوگر رو بلده

325
00:33:30,591 --> 00:33:31,968
‫چرا باید حرفش رو باور کنیم؟

326
00:33:32,510 --> 00:33:35,179
‫خانواده‌ش بیش‌تر از همه توی
‫این جنگل زندگی کردن. اون می‌دونه

327
00:33:49,844 --> 00:33:55,919
‫« بـخـش چـهـارم: بـرقـراری ارتـبـاط بـا جـانـوران »

328
00:34:01,247 --> 00:34:02,498
‫پدر؟

329
00:34:04,792 --> 00:34:06,002
‫پدر؟

330
00:34:13,176 --> 00:34:14,218
‫پدر؟

331
00:34:15,136 --> 00:34:16,220
‫بله؟

332
00:34:18,848 --> 00:34:21,601
‫حرفی که مادربزرگ لوئیس
‫درمورد مادرم زد، حقیقت داره؟

333
00:34:22,518 --> 00:34:25,605
‫نه، نه، معلومه که نه

334
00:34:26,856 --> 00:34:32,153
‫لیلی، مادربزرگت عزاداره،
‫و غم، آدم رو بی‌رحم می‌کنه

335
00:34:32,695 --> 00:34:37,867
‫غم می‌تونه روی شهرها
‫و ملت‌ها تاثیر بذاره

336
00:34:37,992 --> 00:34:40,661
‫برای همین خودمون اینجا زندگی می‌کنیم،
‫تا از اون ماجراها دور باشیم

337
00:34:45,291 --> 00:34:46,626
‫شب بخیر

338
00:34:53,633 --> 00:34:54,675
‫لیلی

339
00:34:56,511 --> 00:34:57,553
‫بله؟

340
00:34:58,137 --> 00:34:59,305
‫دعاهات رو بخون

341
00:35:01,307 --> 00:35:02,683
‫چشم، پدر

342
00:35:07,855 --> 00:35:08,940
‫چی گفت؟

343
00:35:09,774 --> 00:35:11,484
‫قطعاً داره یه چیزی رو پنهان می‌کنه

344
00:35:13,986 --> 00:35:15,738
‫پس، فردا بریم به دیدن جادوگر

345
00:35:17,532 --> 00:35:18,866
‫و بهش چی بگیم؟

346
00:35:19,575 --> 00:35:21,035
‫باید طبق اصول پیش بریم

347
00:35:22,537 --> 00:35:24,831
‫یادته؟ همه چیز توی کتاب نوشته شده

348
00:35:38,010 --> 00:35:40,054
‫صفحه‌ای که حیوون‌ها توش بودن کجاست؟

349
00:36:13,296 --> 00:36:14,297
‫قایم شو

350
00:36:20,178 --> 00:36:21,220
‫شمع

351
00:36:57,882 --> 00:36:59,175
‫باید برگردیم بالا

352
00:37:27,662 --> 00:37:28,871
‫تو اون پنجره رو باز کردی؟

353
00:40:11,909 --> 00:40:13,160
‫کجا رفتی؟

354
00:40:13,869 --> 00:40:16,163
‫- رفتم یه‌کم قدم بزنم
‫- اون شال رو از کجا آوردی؟

355
00:40:18,541 --> 00:40:20,376
‫- از توی زیرزمین
‫- درسته

356
00:40:21,585 --> 00:40:22,628
‫چطور؟

357
00:40:30,344 --> 00:40:31,804
‫کلیدها رو از توی اتاقت برداشتم

358
00:40:36,809 --> 00:40:40,396
‫لیلی. من نافرمانی رو تحمل نمی‌کنم

359
00:40:40,813 --> 00:40:43,232
‫اگه دوست داری توی تاریکی
‫مخفیانه رفت‌وآمد کنی، باشه

360
00:40:43,399 --> 00:40:45,443
‫- نه، لطفاً!
‫- تا فردا صبح توی تاریکی باش

361
00:40:45,526 --> 00:40:46,777
‫- نه!
‫- بدش به من!

362
00:40:46,902 --> 00:40:47,945
‫- توی وجودته؟
‫- نه!

363
00:40:48,028 --> 00:40:49,113
‫توی وجودته؟

364
00:40:49,864 --> 00:40:51,031
‫توی وجودته؟

365
00:40:55,911 --> 00:40:57,496
‫خواهش می‌کنم، پدر.
‫نمی‌خوام این پایین وقتم تلف بشه

366
00:40:57,580 --> 00:40:58,622
‫بخواب کنار مارها

367
00:40:58,914 --> 00:41:00,624
‫- نه!
‫- و جونورها...

368
00:41:00,708 --> 00:41:03,127
‫- نه!
‫- اگه همچین منظوری داری

369
00:41:03,794 --> 00:41:05,754
‫پدر! نه!

370
00:41:08,215 --> 00:41:09,717
‫بقیه‌ی چوب‌ها رو خالی کن

371
00:41:13,554 --> 00:41:14,597
‫پدر!

372
00:41:15,181 --> 00:41:19,560
‫سم! سم، لطفاً! سم!

373
00:41:21,103 --> 00:41:22,146
‫سم!

374
00:41:23,606 --> 00:41:24,648
‫سم!

375
00:41:43,334 --> 00:41:44,585
‫همه چیز مرتبه؟

376
00:41:45,794 --> 00:41:48,005
‫رفتار خواهرت عوض شده

377
00:41:54,345 --> 00:41:56,347
‫اگه چیزی بدونی، بهم میگی؟

378
00:41:57,014 --> 00:41:58,057
‫بله، قربان

379
00:41:58,140 --> 00:42:00,059
‫بله، بهم میگی،
‫یا بله، یه چیزی می‌دونی؟

380
00:42:02,728 --> 00:42:03,854
‫ساموئل

381
00:42:04,480 --> 00:42:05,523
‫بهت میگم

382
00:42:07,024 --> 00:42:08,526
‫- فقط...
‫- موضوعی رو مخفی می‌کنی؟

383
00:42:13,614 --> 00:42:15,574
‫اگه بگم نه، باور می‌کنی؟

384
00:42:30,297 --> 00:42:34,301
‫روحت رو عمیق‌تر روی باد متمرکز کن

385
00:42:58,701 --> 00:43:00,369
‫و لیلی به ما نیاز داره که قوی باشیم

386
00:43:01,036 --> 00:43:03,163
‫داره تغییر می‌کنه.
‫داره تبدیل به یه زن میشه

387
00:43:03,747 --> 00:43:06,709
‫و روی خلق و خوش تاثیر می‌ذاره

388
00:43:06,792 --> 00:43:12,006
‫اعتراف به چنین چیزهایی بی‌ادبیه،
‫مثل اینه که به یه معلول زل بزنیم

389
00:43:12,548 --> 00:43:13,757
‫اما...

390
00:43:16,552 --> 00:43:17,886
‫ما نباید الگوی بدی باشیم

391
00:43:18,887 --> 00:43:19,930
‫بله، قربان

392
00:43:20,472 --> 00:43:21,724
‫باید اون رو توی مسیر درست زندگی نگه داریم

393
00:43:24,226 --> 00:43:27,730
‫فقط ایمان‌مونه که تاریکی رو عقب نگه می‌داره

394
00:43:38,490 --> 00:43:40,826
‫وزغ و گرگ حقیقت پنهان رو آشکار می‌کنن

395
00:43:40,909 --> 00:43:44,747
‫این موسیقی رو با سازت بزن
‫تا پر جغد رو به حرکت دربیاری

396
00:43:45,039 --> 00:43:48,500
‫برای برآورده شدن آرزوت،
‫این خطوط رو روی پوست گوساله بنویس

397
00:43:48,584 --> 00:43:51,253
‫این رو روی پوست حیوون بنویس
‫و همیشه همراه خودت داشته باشش

398
00:43:51,254 --> 00:43:54,548
‫اینا عناصر آب، خاک و هوا هستن

399
00:43:55,591 --> 00:43:58,969
‫هر که اهل خانه‌ی خود را برنجاند
‫باد نصیب او خواهد بود

400
00:43:59,053 --> 00:44:01,847
‫روحت رو عمیق‌تر روی باد متمرکز کن

401
00:44:01,930 --> 00:44:04,516
‫این کلمات و نیروی الهی درونیت رو
‫برای مهار عناصر به کار بگیر

402
00:44:04,600 --> 00:44:07,728
‫...جمجمه‌ی یه گرگ
‫برای رام کردن بقیه‌ی هم‌نوع‌هاش

403
00:44:16,278 --> 00:44:18,113
‫- وزغ رو برداشتی؟
‫- جاش امنه

404
00:44:21,241 --> 00:44:22,326
‫ممنون

405
00:44:24,536 --> 00:44:26,705
‫یادته هفته‌ی قبل لاشه‌ی یه گرگ رو دیدیم؟

406
00:44:26,789 --> 00:44:28,082
‫نمی‌تونیم اون کار رو بکنیم

407
00:44:28,540 --> 00:44:29,583
‫فهمیده یه خبرایی هست

408
00:44:30,751 --> 00:44:32,169
‫خب، پس داریم راه رو درست می‌ریم

409
00:44:33,045 --> 00:44:34,380
‫بعد از اینکه این بلا رو سرت آورد؟

410
00:44:36,548 --> 00:44:38,175
‫فقط چون دوست‌مون داره
‫اینطوری اذیت‌مون می‌کنه

411
00:44:38,759 --> 00:44:39,968
‫احتمالاً اسماعیل هم همین فکر رو می‌کرده

412
00:44:40,469 --> 00:44:42,846
‫- فقط گوش بده
‫- وقتی ابراهیم می‌خواست قربانیش کنه

413
00:44:42,930 --> 00:44:44,682
‫- مهم نیست اسماعیل چی فکر می‌کرده
‫- درسته

414
00:44:44,765 --> 00:44:46,266
‫خدا هیچ فرمانی نداده
‫که باید به فرزندانت احترام بذاری...

415
00:44:46,350 --> 00:44:48,268
‫خدا لعنتت کنه.
‫میشه یه دقیقه گوش بدی؟

416
00:44:48,352 --> 00:44:50,479
‫به همین دلیل الان از همیشه
‫به مادرمون نزدیک‌تر شدیم

417
00:44:50,562 --> 00:44:52,231
‫قراره بفهمیم چه اعتقاداتی داشته

418
00:44:52,606 --> 00:44:54,817
‫اگه الان تسلیم بشیم،
‫دیگه هیچوقت نمی‌فهمیم اون کی بوده

419
00:44:55,442 --> 00:44:57,111
‫و هیچوقت نمی‌فهمیم خودمون کی هستیم

420
00:45:00,864 --> 00:45:02,408
‫الان اسم خدا رو آوردی؟

421
00:45:07,579 --> 00:45:08,914
‫آره، فکر کنم

422
00:45:13,043 --> 00:45:14,253
‫یالا

423
00:45:44,450 --> 00:45:46,076
‫«خوشا به حال آنانی که رخت‌های خود را می‌شویند،

424
00:45:46,785 --> 00:45:49,580
‫تا بر درخت حیات اقتدار یابند،

425
00:45:49,663 --> 00:45:51,415
‫و به دروازه‌های شهر درآیند»

426
00:45:52,458 --> 00:45:55,043
‫«خود را با هیچ حیوان یا پرنده،

427
00:45:55,127 --> 00:45:56,837
‫یا هر چیزی که بر روی زمین
‫حرکت می‌کند، آلوده مکن»

428
00:45:56,920 --> 00:45:59,339
‫«من را از میان ملت‌ها جدا کرده‌ای
‫تا از آن خودم باشم»

429
00:46:00,048 --> 00:46:02,801
‫«مرد یا زنی که غیب‌گو یا طرفدار اجنه باشد،

430
00:46:02,885 --> 00:46:04,553
‫باید کشته شود»

431
00:46:59,191 --> 00:47:00,400
‫جلو نیا!

432
00:47:02,820 --> 00:47:04,530
‫«چنان‌که ما نیز، آنانکه
‫بر ما گناه کردند را می‌بخشیم،

433
00:47:04,613 --> 00:47:06,990
‫و ما را در آزمایش میاور،
‫بلکه از شریر رهایی ده»

434
00:47:07,491 --> 00:47:08,534
‫برو عقب!

435
00:47:09,701 --> 00:47:10,869
‫آتیش رو بیار

436
00:47:13,914 --> 00:47:15,582
‫«ما را از شریر رهایی ده»

437
00:47:16,917 --> 00:47:19,586
‫- «ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد»
‫- گفتم برو عقب!

438
00:47:21,463 --> 00:47:22,673
‫برو عقب!

439
00:47:28,053 --> 00:47:29,638
‫برو

440
00:47:31,849 --> 00:47:33,642
‫برو

441
00:47:55,870 --> 00:48:01,250
‫« بـخـش پـنـجـم: جـریـان شـیـطـانـی »

442
00:49:29,466 --> 00:49:30,676
‫صبح بخیر

443
00:49:32,844 --> 00:49:33,887
‫صبح بخیر

444
00:49:37,265 --> 00:49:39,893
‫خیلی مهمه که بفهمی
‫هر کاری که من می‌کنم

445
00:49:40,185 --> 00:49:42,396
‫فقط به‌خاطر محافظت از خودته

446
00:49:43,647 --> 00:49:44,690
‫در مقابل چی؟

447
00:49:44,898 --> 00:49:47,818
‫دنیا، عزیزم. درمقابل دنیا

448
00:49:49,277 --> 00:49:52,239
‫دنیا پر از گرگه،
‫و تو فقط یه بره‌ای

449
00:49:53,532 --> 00:49:54,825
‫مثل مادر

450
00:49:55,742 --> 00:49:57,494
‫اون یه قدیسه بود، خودت هم می‌دونی

451
00:49:59,246 --> 00:50:00,288
‫واقعاً می‌دونم؟

452
00:50:02,082 --> 00:50:05,585
‫برای من و سم، مادر فقط یه قصه‌ست
‫که به درگاهش دعا می‌کنیم

453
00:50:06,920 --> 00:50:09,715
‫اما واقعاً نمی‌دونیم کی بوده،
‫نمی‌دونیم واقعاً چه...

454
00:50:09,840 --> 00:50:11,008
‫کی این حرف‌ها رو توی دهنت گذاشته؟

455
00:50:12,384 --> 00:50:16,054
‫به نظرم این پایین اونقدر وقت دارم
‫که فکر کنم و به نتیجه برسم، پدر

456
00:50:20,142 --> 00:50:23,729
‫می‌دونی، بهت ویولن‌زدن رو یاد دادم
‫تا بتونی مادرت رو یه جوری بشناسی

457
00:50:23,812 --> 00:50:26,440
‫که من و سم هیچوقت نمی‌تونیم

458
00:50:26,815 --> 00:50:28,316
‫موسیقی‌ای که دوست داشت رو بزن

459
00:50:28,900 --> 00:50:30,861
‫و اونطوری هر چیزی که
‫لازمه بدونی رو متوجه میشی

460
00:50:32,154 --> 00:50:33,238
‫درسته

461
00:50:37,492 --> 00:50:39,161
‫- لیلی...
‫- می‌تونم برم؟

462
00:51:18,825 --> 00:51:19,868
‫سلام، لیلی

463
00:51:20,327 --> 00:51:22,871
‫هی، عزیزم.
‫برو از عقب بذرها رو بیار

464
00:51:28,752 --> 00:51:29,795
‫آیدا

465
00:51:30,545 --> 00:51:32,464
‫متاسفم که بدون اطلاع قبلی اومدم

466
00:51:33,507 --> 00:51:34,966
‫نه. نیازی به معذرت‌خواهی نیست

467
00:51:37,135 --> 00:51:40,305
‫سم، میشه به جورج کمک کنی؟

468
00:51:40,764 --> 00:51:43,809
‫برای باغ یه‌کم بذر آوردم

469
00:51:45,602 --> 00:51:46,770
‫خیلی لطف کردی

470
00:51:52,275 --> 00:51:53,401
‫لیلی؟

471
00:51:53,527 --> 00:51:55,654
‫میشه قهوه بیاری توی کارگاه؟

472
00:51:56,488 --> 00:51:57,656
‫بله، پدر

473
00:51:58,406 --> 00:51:59,449
‫لطفاً

474
00:52:05,872 --> 00:52:08,416
‫بیا توی کارگاهم

475
00:52:16,091 --> 00:52:18,051
‫فقط می‌خواستم معذرت‌خواهی کنم

476
00:52:20,762 --> 00:52:24,850
‫واقعاً فکر می‌کردم پیرزن عوض شده

477
00:52:25,183 --> 00:52:29,020
‫- اوه، آره. منم خوش‌بین بودم
‫- خیلی متاسفم

478
00:52:29,813 --> 00:52:31,314
‫میشه اینقدر متاسف نباشی؟

479
00:52:35,277 --> 00:52:36,486
‫ممنون، لیلی

480
00:52:37,904 --> 00:52:38,947
‫لطفاً تنهامون بذار

481
00:52:40,365 --> 00:52:41,700
‫خودمون قهوه می‌ریزیم

482
00:52:51,960 --> 00:52:53,712
‫حالت خوبه؟ به نظر می‌رسه...

483
00:52:56,590 --> 00:52:58,300
‫اخیراً یه‌کم حواس‌پرت بودم

484
00:52:59,050 --> 00:53:01,803
‫نذار اون پیرزن اعصابت رو خراب کنه

485
00:53:02,804 --> 00:53:05,974
‫از اول آدم نفرت‌انگیزی بود

486
00:53:07,267 --> 00:53:08,643
‫ولی یه موضوعی رو درست میگه

487
00:53:11,188 --> 00:53:12,647
‫اینجا نفرین‌شده‌ست

488
00:53:14,566 --> 00:53:18,528
‫توی دیوارها، زیر کف‌پوش‌ها،
‫بین درخت‌های کاج،

489
00:53:18,612 --> 00:53:23,408
‫همون چیزی که پیرمرد رو کشت
‫و اون صندوقچه رو به اینجا برگردوند

490
00:53:24,826 --> 00:53:27,037
‫یه جریان شیطانی

491
00:53:28,830 --> 00:53:30,332
‫و حالا روی دخترم هم تاثیر گذاشته

492
00:53:32,125 --> 00:53:33,251
‫مطمئنی؟

493
00:53:34,085 --> 00:53:35,545
‫از روز تولدش شروع شد

494
00:53:36,338 --> 00:53:38,340
‫با چیزهای کوچیک شروع شد،
‫درست مثل مادرش

495
00:53:39,007 --> 00:53:42,302
‫دروغ گفتن‌ها و یواشکی بیرون رفتن‌ها

496
00:53:43,845 --> 00:53:45,055
‫عصبانیت‌های لحظه‌ای

497
00:53:46,640 --> 00:53:47,807
‫بهت گفتم

498
00:53:49,935 --> 00:53:53,104
‫- داره به سن بلوغ می‌رسه
‫- موضوع خیلی جدی‌تره

499
00:53:53,396 --> 00:53:54,814
‫منم از همین می‌ترسیدم

500
00:53:58,193 --> 00:54:00,695
‫با صومعه‌ی سنت مری ارتباط برقرار کردم

501
00:54:02,948 --> 00:54:04,741
‫دارن مدرسه‌شون رو گسترش میدن

502
00:54:05,784 --> 00:54:06,910
‫حق با تو بود

503
00:54:07,702 --> 00:54:10,705
‫اگه می‌خوای لیلی رو توی
‫مسیر درست زندگی نگه داری،

504
00:54:12,123 --> 00:54:15,293
‫باید به خواهران ملحق بشه

505
00:54:17,003 --> 00:54:18,922
‫من می‌تونم ببرمش اونجا

506
00:54:21,216 --> 00:54:22,592
‫همین امشب

507
00:54:25,428 --> 00:54:27,264
‫فقط می‌خوام ازش محافظت کنم

508
00:54:28,348 --> 00:54:29,641
‫اونطوری ازش محافظت می‌کنی

509
00:54:40,485 --> 00:54:41,736
‫نگران نباش

510
00:54:47,200 --> 00:54:48,994
‫تنها نمیشی

511
00:54:58,128 --> 00:54:59,254
‫می‌دونم

512
00:55:22,819 --> 00:55:25,238
‫پس... پس می‌تونم ببرمش؟

513
00:55:26,072 --> 00:55:27,782
‫آره. ببرش!

514
00:55:48,219 --> 00:55:51,598
‫ممنون بابت قهوه

515
00:55:54,267 --> 00:55:56,353
‫- لیلی
‫- چیه؟

516
00:56:04,319 --> 00:56:08,531
‫فکر می‌کنی من می‌خوام
‫مهر و محبت پدرت رو ازت بدزدم

517
00:56:09,574 --> 00:56:10,950
‫چرا باید اون کار رو بکنم؟

518
00:56:12,535 --> 00:56:13,953
‫چون بهش نیاز داری

519
00:56:15,163 --> 00:56:16,915
‫چون اوضاع کسب‌وکار خوب نیست

520
00:56:19,376 --> 00:56:20,627
‫یک سال دیگه...

521
00:56:22,420 --> 00:56:24,756
‫باز هم یه مرد رئیس‌جمهور این کشور میشه

522
00:56:25,840 --> 00:56:30,261
‫شرط می‌بندم فرماندار نیویورک،
‫همون روزولت رئیس‌جمهور میشه

523
00:56:33,598 --> 00:56:35,392
‫ما می‌تونیم شلوارهاشون رو بشوریم، لیلی

524
00:56:36,434 --> 00:56:38,103
‫اما هیچوقت اون شلوارها رو نمی‌پوشیم

525
00:56:38,436 --> 00:56:41,022
‫حقیقت اینه که مادرت اونقدر آزاده بود
‫که این موضوع رو قبول نداشت

526
00:56:41,106 --> 00:56:42,440
‫و صدمه دید

527
00:56:43,483 --> 00:56:44,943
‫و پدرت هم صدمه دید

528
00:56:45,610 --> 00:56:46,986
‫پس دختر خوبی باش

529
00:56:49,114 --> 00:56:53,451
‫و برای هر چیزی که بهت
‫اعطا کرده، قدردان باش

530
00:57:10,385 --> 00:57:12,470
‫- حالت خوبه، عزیزم؟
‫- چی شد؟

531
00:57:12,887 --> 00:57:14,097
‫اون زن عوضی

532
00:57:17,058 --> 00:57:22,188
‫دیدم که دست‌هاش رو انداخته بود
‫دور بدن پدر و مثل یه مار...

533
00:57:22,730 --> 00:57:23,773
‫حلقه زده بود دورش

534
00:57:24,274 --> 00:57:25,984
‫باید پدر رو می‌دیدی

535
00:57:27,235 --> 00:57:29,028
‫و این حتی بدترین بخش ماجرا هم نیست

536
00:57:30,613 --> 00:57:32,615
‫می‌خوان من رو بفرستن به صومعه، سم

537
00:57:34,033 --> 00:57:35,076
‫کِی؟

538
00:57:36,494 --> 00:57:37,537
‫امشب

539
00:57:38,413 --> 00:57:39,456
‫گندش بزنن

540
00:57:42,750 --> 00:57:44,002
‫باید همین‌الان بریم

541
00:57:46,254 --> 00:57:47,255
‫بریم به دیدن جادوگر

542
00:57:57,061 --> 00:58:03,460
‫« بـخـش شـشـم: مـوسـیـقـی مـادر »

543
00:58:14,824 --> 00:58:15,909
‫اون رو چرا نیاز داری؟

544
00:58:16,868 --> 00:58:17,952
‫خودت می‌بینی

545
00:59:36,864 --> 00:59:38,241
‫خب، باید از کجا بریم؟

546
00:59:38,366 --> 00:59:40,743
‫وقتی گرگ رو پیدا کردیم
‫نماد رو اونجا حک کرده بود

547
00:59:42,579 --> 00:59:44,914
‫- و برای وزغ هم اونجا بود
‫- پس مثل یه قطب‌نماست

548
00:59:46,416 --> 00:59:48,418
‫پس جغد...

549
00:59:48,668 --> 00:59:49,711
‫شماله

550
01:00:53,775 --> 01:00:54,817
‫سم

551
01:01:17,298 --> 01:01:18,341
‫سم

552
01:01:21,719 --> 01:01:22,845
‫چیکار می‌کنی؟

553
01:02:41,199 --> 01:02:47,486
‫« بـخـش هـفـتـم: قـلـمـرو تـاریـکـی »

554
01:03:03,279 --> 01:03:05,573
‫- دارن کجا میرن؟
‫- احتمالاً منتظر یه قطار بخارن

555
01:03:06,616 --> 01:03:09,786
‫قطار پورتلند لیمیتد سالن،
‫کتابخونه و آرایشگاه داره

556
01:03:10,286 --> 01:03:12,497
‫اون یه لوکوموتیو ۴-۸-۲ از نوع ماونتِین‌ـه

557
01:03:13,164 --> 01:03:15,792
‫«سفر بعد، قطار رو تجربه کن
‫و در طول مسیر بخواب»

558
01:03:16,959 --> 01:03:20,171
‫ولی اونا میرن به صورت غیرقانونی
‫می‌پرن توی یه واگن باریِ زنگ‌زده

559
01:03:21,422 --> 01:03:22,465
‫سم

560
01:03:24,133 --> 01:03:25,176
‫دوستت دارم

561
01:03:26,969 --> 01:03:28,179
‫تحت هر شرایطی

562
01:03:32,683 --> 01:03:35,228
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟
‫قرار نیست بمیریم

563
01:03:35,686 --> 01:03:36,979
‫مسخره نباش

564
01:04:01,796 --> 01:04:03,256
‫- سلام، سم
‫- سلام

565
01:04:04,131 --> 01:04:05,383
‫و تو باید لیلی باشی

566
01:04:05,758 --> 01:04:06,801
‫سلام

567
01:04:07,218 --> 01:04:08,511
‫فکر نمی‌کردم بیاید

568
01:04:09,637 --> 01:04:10,680
‫خونه‌ی جادوگر اونطرفه؟

569
01:04:10,930 --> 01:04:12,223
‫باید از درخت‌های افتاده رد بشیم

570
01:04:12,557 --> 01:04:13,975
‫ویولنت رو بذار همین‌جا

571
01:04:17,436 --> 01:04:18,563
‫خیلی خوشگلی

572
01:04:58,477 --> 01:05:00,104
‫بعد از شما، خانم لیلی برس

573
01:05:32,303 --> 01:05:33,346
‫سلام؟

574
01:05:40,311 --> 01:05:41,354
‫سلام؟

575
01:05:51,781 --> 01:05:54,283
‫- ببخشید
‫- در باز بود

576
01:06:01,499 --> 01:06:03,626
‫‏۲ تا  سگ شکاری یه سگ ماده

577
01:06:05,544 --> 01:06:07,630
‫چی باعث شده شما آشغال‌ها بیاید اینجا؟

578
01:06:08,839 --> 01:06:10,925
‫منم آروین. مشتری آوردم

579
01:06:11,467 --> 01:06:13,052
‫شنیدیم تو یه جادوگری

580
01:06:14,637 --> 01:06:16,514
‫اسم‌های زیادی روی من گذاشتن

581
01:06:16,889 --> 01:06:18,224
‫و شنیدیم معجون درست می‌کنی

582
01:06:19,433 --> 01:06:21,894
‫بستگی داره برای چه کاری باشه

583
01:06:22,979 --> 01:06:24,188
‫برای حقیقت پنهان

584
01:06:34,407 --> 01:06:36,033
‫هزینه‌ داره

585
01:06:37,785 --> 01:06:38,828
‫چقدر؟

586
01:06:40,454 --> 01:06:41,706
‫برای مشتری‌های جدید،

587
01:06:43,541 --> 01:06:45,501
‫یه دلار نقره

588
01:06:53,843 --> 01:06:55,344
‫اول باید معجون رو بهمون بدی

589
01:06:55,845 --> 01:06:58,097
‫روال کار اینطور نیست

590
01:07:00,141 --> 01:07:01,183
‫خب، باید اینطور باشه

591
01:07:04,395 --> 01:07:05,521
‫تو کی هستی؟

592
01:07:07,815 --> 01:07:09,108
‫خودمم می‌خوام همین رو بفهمم

593
01:07:14,989 --> 01:07:16,032
‫دنبالم بیاید

594
01:07:30,921 --> 01:07:32,757
‫وسایل رو بذار اونجا

595
01:07:55,905 --> 01:07:57,406
‫اسم پدرم مالکوم برس‌ـه

596
01:07:58,449 --> 01:08:00,159
‫با زنی به اسم ایزابل عروسی کرد

597
01:08:01,452 --> 01:08:02,578
‫مادرم رو می‌شناختی؟

598
01:08:06,165 --> 01:08:07,875
‫آدم‌های زیادی رو می‌شناسم

599
01:08:08,459 --> 01:08:09,668
‫چی می‌دونی؟

600
01:08:22,973 --> 01:08:25,559
‫دیگه حرف نزن و تماشا کن

601
01:09:38,382 --> 01:09:40,009
‫می‌خوای حقیقت رو یدونی؟

602
01:09:52,980 --> 01:09:55,941
‫من فقط یه جادوگر پیر نیستم، لیلیان

603
01:09:57,610 --> 01:09:59,320
‫اسم من رو از کجا بلدی؟

604
01:10:04,033 --> 01:10:07,244
‫وقتی مادرت اسمت رو انتخاب کرد،
‫من اونجا بودم

605
01:10:07,995 --> 01:10:12,082
‫من کسی بودم که شما رو گریه‌کنان
‫از شکمش بیرون کشیدم

606
01:10:12,583 --> 01:10:17,046
‫حتی بند نافتون رو به عنوان یادگاری بهم داد

607
01:10:18,047 --> 01:10:19,089
‫دروغ میگی

608
01:10:21,550 --> 01:10:23,093
‫باباتون اومد سراغم

609
01:10:24,345 --> 01:10:28,432
‫گفت نمی‌خواد هیچ دکتری از شهر
‫درمورد ایزابل چیزی بفهمه

610
01:10:29,016 --> 01:10:31,143
‫گفت من به اندازه‌ی کافی توانا هستم

611
01:10:31,977 --> 01:10:33,062
‫اما مادرمون مُرد

612
01:10:34,480 --> 01:10:37,733
‫هیچکس زیر نظر من نمُرد، ساموئل

613
01:10:38,484 --> 01:10:42,279
‫من قابله‌ی ماهری بود،
‫حتی بدون چشم‌هام

614
01:10:45,658 --> 01:10:51,413
‫وقتی مامانتون رو تنها گذاشتم،
‫صحیح و سالم بود

615
01:10:52,414 --> 01:10:55,709
‫اما هیچ دکتر و شاهدی وجود نداشت

616
01:10:55,793 --> 01:10:58,128
‫پس کی حرف عجوزه‌ای
‫مثل من رو باور می‌کنه؟

617
01:10:58,212 --> 01:10:59,797
‫چرا پدرمون دروغ گفته؟

618
01:11:00,339 --> 01:11:03,133
‫مجبورید خودتون ازش بپرسید

619
01:11:06,178 --> 01:11:07,513
‫- آروین!
‫- خانم

620
01:11:08,013 --> 01:11:10,599
‫بمون پیش لیلیان
‫و مراقب باش حالش بد نشه

621
01:11:11,350 --> 01:11:14,937
‫بذار فکر بکنه.
‫سم، یالا!

622
01:11:15,312 --> 01:11:16,772
‫بهت یاد میدم چطوری باید
‫جعبه‌ها رو پر کنی

623
01:11:17,856 --> 01:11:20,901
‫- مشکلی برات پیش نمیاد، لیلی؟
‫- بجنب، سم. چیزیش نمیشه

624
01:11:21,068 --> 01:11:23,988
‫من جادوگر رو نشونت دادم.
‫پس حالا باید مشروب جابه‌جا کنی

625
01:11:24,321 --> 01:11:28,534
‫با هفت بار تقطیر، ۳۰ لیتر
‫مشروب خالص گیرمون میاد

626
01:11:28,617 --> 01:11:30,995
‫ولی اون‌شکلی خیلی قویه
‫پس بهش آب اضافه می‌کنیم

627
01:11:31,078 --> 01:11:36,292
‫در نهایت مقدار نهایی تولیدمون میشه
‫‏۴۵ لیتر ویسکی خوب و تمیز. می‌فهمی؟

628
01:11:38,127 --> 01:11:40,045
‫چیه؟ می‌خوای دراز بکشی؟

629
01:11:46,969 --> 01:11:49,263
‫جا دادن اینا کار سختیه

630
01:11:49,722 --> 01:11:52,474
‫اما تو و لیلی عضو
‫یه خانواده‌ی سخت‌کوشین، سم

631
01:11:52,891 --> 01:11:54,727
‫عزم و اراده‌تون رو تحسین می‌کنم

632
01:11:55,477 --> 01:11:57,563
‫می‌دونی، آروین بهم گفت
‫لیلی خوشگل هم هست

633
01:11:58,314 --> 01:12:00,941
‫منطقیه که همه‌ش بهش نگاه می‌کرد

634
01:12:02,693 --> 01:12:03,902
‫چه غلطی می‌کنی؟

635
01:12:04,570 --> 01:12:05,821
‫لیلی!

636
01:12:07,323 --> 01:12:08,449
‫لیلی، کجایی؟

637
01:12:10,242 --> 01:12:11,327
‫گورت رو گم کن!

638
01:12:16,623 --> 01:12:17,666
‫سم

639
01:12:30,888 --> 01:12:33,140
‫- حرومزاده‌ی نمک‌نشناس!
‫- یالا. سعی کن بیدار بمونی

640
01:12:33,223 --> 01:12:36,602
‫ترس و وحشت رو نشونت میدم!

641
01:12:38,979 --> 01:12:40,147
‫لیلی!

642
01:12:40,564 --> 01:12:41,774
‫نترس

643
01:12:42,775 --> 01:12:43,984
‫نشون‌تون میدم!

644
01:13:05,588 --> 01:13:11,638
‫« بـخـش هـشـتـم: مـرگ در دامـن خـانـواده »

645
01:13:40,416 --> 01:13:41,542
‫حالت خوبه؟

646
01:13:47,506 --> 01:13:48,549
‫چی شده؟

647
01:14:26,712 --> 01:14:27,713
‫سلام؟

648
01:14:31,425 --> 01:14:33,093
‫صدای اومدن‌تون رو نشنیدم

649
01:14:36,013 --> 01:14:38,974
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- در راه رضای خدا کار می‌کنم، لیلی

650
01:14:40,601 --> 01:14:41,768
‫می‌خوام به تو کمک کنم

651
01:14:42,352 --> 01:14:45,481
‫من و جورج قراره ببریمت به صومعه،
‫اما الان پشت خونه‌ست

652
01:14:45,564 --> 01:14:46,899
‫داره بذرها رو می‌کاره

653
01:14:49,693 --> 01:14:53,322
‫- نمی‌خوام برم به صومعه‌ی سنت مری
‫- به صلاح خودته. باور کن

654
01:14:53,906 --> 01:14:55,115
‫لباس‌هات رو انداختم توی چمدون

655
01:14:56,241 --> 01:14:59,077
‫حالا خودت مثل یه دختر خوب
‫برو بقیه‌ی وسایل رو جمع کنم

656
01:15:01,246 --> 01:15:02,289
‫چشم، خانم

657
01:15:05,501 --> 01:15:07,127
‫ولی مسیر طولانیه

658
01:15:07,211 --> 01:15:09,254
‫اجازه بده قبل از رفتن
‫یه لیوان قهوه برات درست کنم

659
01:15:09,338 --> 01:15:10,672
‫اوه، نه، نمی‌خوام

660
01:15:11,256 --> 01:15:13,133
‫قهوه‌ی خیلی خوبی درست می‌کنه، خانم کلمنز

661
01:15:13,884 --> 01:15:15,135
‫اوه، پس باشه

662
01:15:21,600 --> 01:15:24,645
‫- پدرم کجاست؟
‫- توی کارگاهه

663
01:15:30,692 --> 01:15:32,319
‫قهوه روی قفسه‌های بالاییه

664
01:15:32,611 --> 01:15:34,029
‫دستم نمی‌رسه. میشه بدیش بهم؟

665
01:15:43,080 --> 01:15:44,289
‫نمی‌بینمش

666
01:15:44,623 --> 01:15:46,124
‫شاید پایین باشه؟

667
01:15:54,424 --> 01:15:55,551
‫ممنون

668
01:16:08,063 --> 01:16:09,273
‫چیکار می‌کنی؟

669
01:16:11,233 --> 01:16:15,028
‫برای دعا خوندن جا باز می‌کنم
‫تا جلوی پیشروی تاریکی رو بگیرم

670
01:16:16,780 --> 01:16:17,823
‫کدوم تاریکی؟

671
01:16:19,116 --> 01:16:22,202
‫همون تاریکی که تو وارد این خونه کردی

672
01:16:22,286 --> 01:16:24,746
‫وظیفه‌ی توی این بود
‫که توی مسیر درست نگهش داری، سم

673
01:16:24,830 --> 01:16:25,914
‫و همین کار رو هم کرد

674
01:16:28,041 --> 01:16:29,835
‫تا خونه‌ی قابله مراقبم بود

675
01:16:33,672 --> 01:16:34,798
‫قابله؟

676
01:16:39,803 --> 01:16:41,054
‫خیلی‌خب

677
01:16:43,724 --> 01:16:46,643
‫- شما درک نمی‌کنید
‫- چه بلایی سر مادرمون آوردی؟

678
01:16:46,727 --> 01:16:48,353
‫من عاشقش بود

679
01:16:49,938 --> 01:16:52,691
‫عاشق آرامشش، موسیقیش

680
01:16:53,650 --> 01:16:54,943
‫حقیقت نداره!

681
01:16:57,029 --> 01:17:00,032
‫توی سنین جوونی،
‫تاریکی وارد وجودش شده بود

682
01:17:00,115 --> 01:17:04,578
‫خبر نداشتم، تا وقتی خونه‌مون رو آوردیم اینجا

683
01:17:04,661 --> 01:17:09,082
‫اون موقع تغییراتش شروع شد،
‫از مسیر راست منحرف شد

684
01:17:09,249 --> 01:17:11,335
‫- و اون کتاب؟
‫- کتاب طلسم‌ها؟

685
01:17:12,127 --> 01:17:14,588
‫کتاب‌های سیاه اِلوِروم؟

686
01:17:14,671 --> 01:17:17,299
‫هر روز بیش‌تر از قبل
‫تنهایی توی جنگل می‌موند،

687
01:17:17,382 --> 01:17:19,301
‫فقط کتاب می‌خوند و می‌خوند...

688
01:17:19,384 --> 01:17:21,219
‫هر چیزی که پیدا کردم رو سوزوندم

689
01:17:21,595 --> 01:17:26,016
‫ولی خب با جونورها حرف میزد
‫و نمادهای مشرکانه روی درخت‌ها حک می‌کرد

690
01:17:27,684 --> 01:17:29,102
‫پس اون جادوگر جنگل بوده

691
01:17:30,062 --> 01:17:31,730
‫مردم داشتن مشکوک می‌شدن

692
01:17:33,065 --> 01:17:34,274
‫ملکه‌ی استخوان‌ها

693
01:17:35,233 --> 01:17:36,485
‫بهش صدمه زدی؟

694
01:17:38,528 --> 01:17:39,946
‫نه، سم، بهش صدمه نزدم

695
01:17:43,742 --> 01:17:46,912
‫وقتی توی ماه هشتم بارداری بود،
‫آنفلوانزا گرفت

696
01:17:47,120 --> 01:17:49,206
‫وقتی عجوزه‌ی کور شما رو به دنیا آورد،

697
01:17:49,873 --> 01:17:53,585
‫هر دوتاتون رو توی بغلم گرفتم.
‫مادرتون اصرار داشت که خودش بهتون شیر بده

698
01:17:54,461 --> 01:17:56,088
‫اما آنفلوانزا مثل یه طاعون بود

699
01:17:56,588 --> 01:18:02,511
‫اون سال هنوزم هم آدم‌ها رو می‌کُشت.
‫فهمیدم که اراده‌ی خداست

700
01:18:03,428 --> 01:18:07,307
‫و به همین دلیل قبول نکردم که
‫هیچ دکتری بیاد و توی زیرزمین حبسش کردم

701
01:18:11,144 --> 01:18:12,187
‫یه هفته بعدش مُرد

702
01:18:13,063 --> 01:18:14,606
‫به نظرم تقاص پس داد

703
01:18:18,110 --> 01:18:20,529
‫- چطور تونستی؟
‫- چطور نمی‌تونستم؟

704
01:18:22,989 --> 01:18:26,868
‫مطمئن شدم که تاریکی و جنون
‫پاشون رو توی این خونه نمی‌ذارن

705
01:18:27,285 --> 01:18:29,996
‫و موفقیت‌آمیز هم بود
‫تا اینکه تو شروع کردی به سرک کشیدن

706
01:18:30,789 --> 01:18:32,916
‫خدایا، لیلی

707
01:18:34,209 --> 01:18:35,252
‫برو

708
01:18:37,045 --> 01:18:39,005
‫و خدا بهت رحم کنه

709
01:18:46,471 --> 01:18:47,681
‫کجا دفنش کردی؟

710
01:18:48,473 --> 01:18:49,516
‫چی؟

711
01:18:49,975 --> 01:18:51,727
‫استخون‌هاش کجان؟

712
01:18:52,185 --> 01:18:53,228
‫سوزوندمش

713
01:18:54,479 --> 01:18:56,648
‫گرگ‌ها هم بقیه‌ش رو خوردن.
‫چیزی ازش باقی نمونده

714
01:19:01,570 --> 01:19:03,447
‫از اینجا برو بیرون

715
01:19:04,448 --> 01:19:06,491
‫- مالکوم
‫- لطفاً از اینجا ببرش

716
01:19:11,830 --> 01:19:12,914
‫آیدا

717
01:19:14,916 --> 01:19:15,959
‫آیدا

718
01:19:16,835 --> 01:19:20,756
‫آیدا، آیدا، به من نگاه کن.
‫من رو ببین، آیدا

719
01:19:21,673 --> 01:19:22,799
‫آیدا

720
01:19:24,050 --> 01:19:25,093
‫یا خود خدا

721
01:19:27,929 --> 01:19:28,972
‫چیکار کردید؟

722
01:19:31,224 --> 01:19:32,309
‫بذار بریم

723
01:19:33,351 --> 01:19:34,478
‫چیکار کردید؟

724
01:19:37,314 --> 01:19:39,649
‫لطفاً. لطفاً بذارش زمین

725
01:19:39,941 --> 01:19:44,279
‫به خدا قسم اجازه نمیدم
‫تاریکی وارد این خونه بشه

726
01:19:45,113 --> 01:19:46,156
‫جلو نیا!

727
01:19:46,448 --> 01:19:48,658
‫نمی‌تونم اون کار رو بکنم، ساموئل

728
01:19:50,285 --> 01:19:53,830
‫به گناه‌تون نگاه کنید

729
01:19:55,207 --> 01:19:57,751
‫و بذارید کمک‌تون کنم

730
01:19:58,502 --> 01:20:00,337
‫هر دوتاتون رو دوست دارم

731
01:20:01,171 --> 01:20:02,422
‫اما باید تمومش کنم!

732
01:20:03,381 --> 01:20:06,843
‫و همین‌الان تمومش می‌کنم.
‫خدا یار و یاور همه‌مون باشه!

733
01:20:26,363 --> 01:20:27,489
‫پدر

734
01:20:40,794 --> 01:20:42,003
‫پدر

735
01:20:52,764 --> 01:20:54,099
‫خوش به حال رحم‌کنندگان،

736
01:20:55,016 --> 01:20:56,518
‫زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد

737
01:21:12,731 --> 01:21:19,129
‫« بـخـش پـایـانـی: بـاد نـصـیـب او خواهـد بـود »

738
01:22:36,493 --> 01:22:37,786
‫دوست داری کدوم طرف بریم؟

739
01:22:42,999 --> 01:22:44,042
‫پورتلند

740
01:22:47,379 --> 01:22:48,880
‫آموزشگاه موسیقی شهر رز

741
01:22:58,807 --> 01:22:59,891
‫بعدش چی؟

742
01:23:00,475 --> 01:23:01,726
‫ببینیم باد کدوم طرف می‌وزه

743
01:23:13,065 --> 01:23:23,065
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

744
01:23:23,089 --> 01:23:35,089
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور