1
00:00:00,888 --> 00:00:27,610
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

2
00:02:47,833 --> 00:02:49,167
‫اطلاعات بیشتری بدست آوردم.

3
00:02:50,667 --> 00:02:52,393
‫بنظر می‌رسه تو باید محل دقیق مرگش رو

4
00:02:52,417 --> 00:02:54,375
‫مشخص کنی و بری اونجا.

5
00:02:54,458 --> 00:02:58,125
‫منظورم نقطه‌ی دقیقش در کف اتاقه.

6
00:02:59,625 --> 00:03:01,345
‫و به وارنی بگو قطعاً شواهدی وجود داره که

7
00:03:01,375 --> 00:03:03,792
‫نشون میده یک آینه‌ی مخابره کننده
‫تحت مالکیت دربار

8
00:03:03,875 --> 00:03:05,375
‫در تیرگوویشته دراومده.

9
00:03:05,458 --> 00:03:07,750
‫به دنبال اطلاعات بیشتر می‌گردم.

10
00:03:15,208 --> 00:03:17,250
‫از انبار شخصی کارمیلا.

11
00:03:17,333 --> 00:03:20,833
‫حالا، نقشه جهنمی
‫که درموردش بهم گفتی رو تعریف کن،

12
00:03:20,917 --> 00:03:24,000
‫وگرنه بهش میگم داشتی
‫با کفش‌هاش چیکار می‌کردی.

13
00:03:44,333 --> 00:03:45,708
‫صبح بخیر.

14
00:03:45,792 --> 00:03:47,042
‫عصر بخیر.

15
00:03:50,500 --> 00:03:52,042
‫لعنتی!

16
00:03:52,125 --> 00:03:54,083
‫شکستی‌اش.

17
00:03:54,167 --> 00:03:56,250
‫نصف این بیلت‌ها نامرغوب‌ان.

18
00:03:56,333 --> 00:03:59,875
‫آهنگرهای خون‌آشامت
‫به مشخصاتی که بهشون دادم، عمل نکردن.

19
00:03:59,958 --> 00:04:04,125
‫یه کارگر بد، همیشه
‫تقصیر رو می‌اندازه گردن خون‌آشام‌هاش.

20
00:04:05,583 --> 00:04:07,750
‫کار بهتری برای انجام دادن نداری؟

21
00:04:07,833 --> 00:04:09,250
‫الان نه.

22
00:04:09,333 --> 00:04:11,625
‫استریگا و مورانا
‫الان چند هفته‌ست که رفتن،

23
00:04:11,708 --> 00:04:13,375
‫قلمروها رو نقشه‌برداری می‌کنن
‫تا ضمیمه بشن.

24
00:04:13,458 --> 00:04:16,458
‫کارمیلا هم داره نقشه می‌کشه.

25
00:04:18,875 --> 00:04:20,167
‫بنظر می‌رسه دورانی که دیپلماسی

26
00:04:20,250 --> 00:04:24,375
‫برای هرکاری لازم بود، تموم شده.

27
00:04:24,458 --> 00:04:26,667
‫آها، پس حوصله‌ات سر رفته.

28
00:04:28,042 --> 00:04:30,292
‫نه. تو نگرانی.

29
00:04:31,417 --> 00:04:32,875
‫ساکت.

30
00:04:32,958 --> 00:04:35,917
‫لِنور، تو رو به حاشیه کشوندن؟

31
00:04:36,000 --> 00:04:37,333
‫اونا...

32
00:04:37,417 --> 00:04:39,125
‫اینطوری نیست.

33
00:04:39,208 --> 00:04:42,000
‫یا حداقل، اونا اینطوری بهش فکر نمی‌کنن.

34
00:04:42,083 --> 00:04:44,083
‫زندگی‌هامون وارد مرحله جدیدی شدن.

35
00:04:44,167 --> 00:04:45,500
‫دیپلماسی، مذاکره کردن،

36
00:04:45,583 --> 00:04:47,875
‫اینها دیگه مربوط به گذشته‌ان.

37
00:04:47,958 --> 00:04:50,667
‫که باعث میشه تو
‫متعلق به گذشته باشی

38
00:04:50,750 --> 00:04:52,375
‫و این تو رو اذیت می‌کنه.

39
00:04:53,458 --> 00:04:54,792
‫ببین...

40
00:04:54,875 --> 00:04:58,625
‫نقشه‌ی کارمیلا باعث میشه تا صدها سال

41
00:04:58,708 --> 00:05:00,250
‫ما امنیت داشته باشیم.

42
00:05:02,542 --> 00:05:05,167
‫من یه بچه از دوران جنگ‌ام، هکتور.

43
00:05:06,417 --> 00:05:08,375
‫من توی قلعه‌ای شبیه اینجا به دنیا اومدم.

44
00:05:08,458 --> 00:05:10,875
‫پدر و مادرم مُردن، وقتی سربازهای انگلیسی

45
00:05:10,958 --> 00:05:13,458
‫از مجراهای توالت اومدن بالا و
‫تا دندون مسلح بودن.

46
00:05:15,125 --> 00:05:17,005
‫تا قبل از پنج سالگی،
‫به اندازه‌ی کافی به چشم خودم جنگ رو دیدم

47
00:05:17,083 --> 00:05:20,792
‫و زندگی بعد از دوران بهتر هم نشد.

48
00:05:21,917 --> 00:05:23,875
‫ولی هیچوقت با این ایده موافق نیستم که

49
00:05:23,958 --> 00:05:27,375
‫بهترین راه متوقف کردن جنگ، اینه که

50
00:05:27,458 --> 00:05:31,292
‫اکثر مردم رو بُکشیم و
‫بقیه رو پشت میله‌ها بندازیم.

51
00:05:32,708 --> 00:05:34,958
‫خب، تو یه دیپلماتی.

52
00:05:36,292 --> 00:05:37,667
‫خب اگه اون چکش لعنتی رو نسازی

53
00:05:37,750 --> 00:05:39,500
‫هیچکدوم از اینا هیچ اهمیتی نداره.

54
00:05:39,583 --> 00:05:41,393
‫چرا نمی‌تونی دستات رو مثل یه جادوگر تکون بدی

55
00:05:41,417 --> 00:05:43,542
‫تا مُرده‌ها رو زنده کنی،
‫یا همچین چیزی؟

56
00:05:43,625 --> 00:05:46,500
‫آهنگر روح با ابزار کار می‌کنه.

57
00:05:46,583 --> 00:05:48,500
‫این شاید بدترین توجیهی بود که شنیدم

58
00:05:48,583 --> 00:05:51,333
‫از مردی که آلتش دستشه.

59
00:05:51,417 --> 00:05:52,833
‫خدای من.

60
00:05:52,917 --> 00:05:54,875
‫و من 200 سالمه.

61
00:05:54,958 --> 00:05:56,167
‫ببین...

62
00:05:56,250 --> 00:05:57,667
‫من آهنگر روحم.

63
00:05:57,750 --> 00:05:59,708
‫من این اسم رو از خودم درنیاوردم، باشه؟

64
00:05:59,792 --> 00:06:01,333
‫بقیه بهمون میگن.

65
00:06:01,417 --> 00:06:03,583
‫و جادو باید توسط ابزار هدایت بشه،

66
00:06:03,667 --> 00:06:06,250
‫مثل نفس که وارد یک فلوت میشه و
‫صداش درمیاد.

67
00:06:06,333 --> 00:06:08,833
‫بهتر نشد.

68
00:06:08,917 --> 00:06:11,250
‫من به این چکش لعنتی نیاز دارم.
‫بهتر شد؟

69
00:06:11,333 --> 00:06:12,833
‫خب از یه چکش لعنتی استفاده کن.

70
00:06:12,917 --> 00:06:15,417
‫احتمالاً هزارتا چکش مسخره این اطراف هست.

71
00:06:15,500 --> 00:06:17,042
‫نه، باید خاص باشه.

72
00:06:18,625 --> 00:06:20,500
‫چکش خاصت.

73
00:06:20,583 --> 00:06:22,125
‫بس می‌کنی؟

74
00:06:22,208 --> 00:06:23,750
‫باید از نو ساخته بشه،

75
00:06:23,833 --> 00:06:25,417
‫با روش‌های مخصوصی.

76
00:06:25,500 --> 00:06:27,292
‫وگرنه کار نمی‌کنه.

77
00:06:27,375 --> 00:06:29,458
‫مثل یه فلوت بدون سوراخ.

78
00:06:29,542 --> 00:06:31,125
‫درسته.

79
00:06:31,208 --> 00:06:33,208
‫برای انگشت کردن.

80
00:06:33,292 --> 00:06:34,792
‫تمومش می‌کنی؟

81
00:06:34,875 --> 00:06:37,542
‫بنابراین وقتی می‌ذاریش توی دهنت،
‫هیچی ازش بیرون نمیاد.

82
00:06:37,625 --> 00:06:38,958
‫چی بگم، زن.

83
00:06:39,042 --> 00:06:40,958
‫من حوصله‌ام سر رفته و
‫به وحشت انداختنت خیلی حال میده.

84
00:06:41,042 --> 00:06:42,958
‫باهام راه بیا.

85
00:06:43,042 --> 00:06:45,792
‫و فکر کن باید به کامیلا چی گفت.

86
00:06:45,875 --> 00:06:47,667
‫جدیداً حس و حال خوبی نداره.

87
00:06:47,750 --> 00:06:50,167
‫ای وای، چقدر غم‌انگیز.

88
00:06:50,250 --> 00:06:52,083
‫بیخیال.

89
00:06:52,167 --> 00:06:53,958
‫جدی میگم.

90
00:06:54,042 --> 00:06:57,917
‫تو مثلاً هفته‌هاست داری
‫این چکش جادویی‌ات رو می‌سازی.

91
00:06:58,000 --> 00:07:00,375
‫نمی‌تونی یه چیز ساده‌تر درست کنی؟

92
00:07:00,458 --> 00:07:03,625
‫یه میله، یه سکه یا هرچیزی؟

93
00:07:03,708 --> 00:07:05,500
‫ما همه از چیزهای متفاوتی استفاده می‌کنیم.

94
00:07:05,583 --> 00:07:07,833
‫آیزاک از یه خنجر استفاده کرد.

95
00:07:07,917 --> 00:07:09,417
‫چکش برای من مفیدتره.

96
00:07:09,500 --> 00:07:13,000
‫خب، سریع‌تر مفیدش کن.

97
00:07:13,083 --> 00:07:15,083
‫اگه کامیلا مزاجش تلخ بشه،

98
00:07:15,167 --> 00:07:17,792
‫دیگه تا مدت‌ها
‫نمی‌تونم ازت دفاع کنم.

99
00:07:17,875 --> 00:07:19,792
‫تو از من دفاع می‌کنی؟

100
00:07:19,875 --> 00:07:21,792
‫هفته‌هاست دارم اینکار رو می‌کنم.

101
00:07:21,875 --> 00:07:23,917
‫ها. صحیح.

102
00:07:24,917 --> 00:07:26,250
‫آره، فکر کنم همینطوره.

103
00:07:26,333 --> 00:07:28,667
‫خب، ممنون.

104
00:07:28,750 --> 00:07:30,000
‫روش کار می‌کنم.

105
00:07:31,292 --> 00:07:33,458
‫می‌دونی که الان چی میگم.

106
00:07:33,542 --> 00:07:34,708
‫همم.

107
00:07:34,792 --> 00:07:36,292
‫سریع‌تر کار کنم.

108
00:07:36,375 --> 00:07:37,625
‫آره.

109
00:07:37,708 --> 00:07:39,917
‫درسته، ولی باید بی‌نقض باشه،

110
00:07:40,000 --> 00:07:43,292
‫ولی هیچی از آخرش بیرون نمیاد.

111
00:07:43,375 --> 00:07:45,625
‫اَه، حالمو بهم زدی.

112
00:07:57,167 --> 00:07:59,583
‫هکتور بالاخره اون
‫چکش مزخرفش رو درست کرده یا نه؟

113
00:08:00,833 --> 00:08:02,375
‫هنوز داره روش کار می‌کنه.

114
00:08:02,458 --> 00:08:04,000
‫داره وقت تلف می‌کنه.

115
00:08:04,083 --> 00:08:06,250
‫برای اینکارها خیلی ساده‌ست.

116
00:08:07,917 --> 00:08:09,875
‫- نه.
‫- نه؟

117
00:08:09,958 --> 00:08:11,708
‫نه.

118
00:08:11,792 --> 00:08:14,125
‫شخصیت روراستی نداره.

119
00:08:15,333 --> 00:08:16,917
‫یعنی به یه عروسک شک می‌کنی

120
00:08:17,000 --> 00:08:19,542
‫که مبادا یه روزی
‫کیف سکه‌هات رو بدزده؟

121
00:08:19,625 --> 00:08:24,375
‫اشتباهه که فکر کنی اون کوچولو
‫خیلی ساده و احمقه.

122
00:08:25,458 --> 00:08:26,958
‫اون می‌تونه بُکشه.

123
00:08:27,042 --> 00:08:29,250
‫یه بار تلاش کرد.

124
00:08:29,333 --> 00:08:31,458
‫اصلاً مشتاق به اینکار نبود.

125
00:08:32,667 --> 00:08:34,167
‫همم، دیدی؟

126
00:08:34,250 --> 00:08:36,417
‫چیو دیدم؟
‫تو که اونجا نبودی.

127
00:08:36,500 --> 00:08:38,500
‫خیلی گیج و وحشت‌زده بود،

128
00:08:38,583 --> 00:08:40,667
‫و حتی نمی‌دونست داره چیکار می‌کنه.

129
00:08:41,500 --> 00:08:43,000
‫بهت هشدار میدم.

130
00:08:43,083 --> 00:08:44,583
‫باشه؟

131
00:08:44,667 --> 00:08:46,667
‫فقط دارم بهت هشدار میدم.

132
00:08:46,750 --> 00:08:50,250
‫بیخیال، یعنی دراکولا
‫اون رو توی قلعه‌ی خودش نگه می‌داشت

133
00:08:50,333 --> 00:08:52,208
‫اگه اینقدر خطرناک بود؟

134
00:08:54,708 --> 00:08:57,083
‫من از اون قلعه خوشم میومد.

135
00:08:57,167 --> 00:08:59,250
‫قلعه‌ی دراکولا؟

136
00:08:59,375 --> 00:09:00,750
‫آره.

137
00:09:00,833 --> 00:09:03,833
‫و آخرش چیز زیادی ازش ندیدم.

138
00:09:03,917 --> 00:09:05,125
‫ولی مطمئنم پر از چیزهای

139
00:09:05,208 --> 00:09:08,500
‫جذاب و فوق‌العاده بود.

140
00:09:08,583 --> 00:09:12,583
‫من مجبورم اشاره کنم که
‫تو الان خودت یه قلعه‌ی خوشگلی داری.

141
00:09:12,667 --> 00:09:14,750
‫چرا قلعه‌ی اون رو می‌خوای؟

142
00:09:14,833 --> 00:09:18,833
‫چون من از مردای پیر و احمق، دزدی می‌کنم.

143
00:09:18,917 --> 00:09:20,208
‫کارم همینه.

144
00:09:20,292 --> 00:09:22,042
‫همیشه همینکار رو کردم.

145
00:09:22,125 --> 00:09:24,625
‫اونها حقشونه که همه‌چی رو از دست بدن.

146
00:09:24,708 --> 00:09:27,792
‫و حقمه که چیزهایی که دارن رو داشته باشم.

147
00:09:27,875 --> 00:09:30,417
‫خودت می‌تونی چیزهای جدیدی درست کنی.

148
00:09:30,500 --> 00:09:33,167
‫چرا وقتم رو تلف کنم،

149
00:09:33,250 --> 00:09:36,000
‫وقتی می‌تونم هرچی می‌خوام رو بدست بیارم

150
00:09:36,083 --> 00:09:38,458
‫و هرکسی که اون رو داشته، بکشم؟

151
00:09:41,000 --> 00:09:42,542
‫به نقشه‌ام نگاه کن.

152
00:09:42,625 --> 00:09:44,292
‫از اینجا تا بریلا.

153
00:09:44,375 --> 00:09:48,958
‫اون سرزمین و اون روستاها و
‫شهرها، همشون متعلق به مردهای پیره.

154
00:09:49,042 --> 00:09:50,208
‫همشون.

155
00:09:50,292 --> 00:09:52,375
‫و من می‌خوام ازشون بگیرم.

156
00:09:52,458 --> 00:09:57,667
‫این قلعه مال یک
‫پیرمرد خرفت و شیطان‌صفت بود.

157
00:09:58,667 --> 00:09:59,875
‫من ازش گرفتم.

158
00:09:59,958 --> 00:10:02,375
‫زمین‌های از اینجا تا بریلا،

159
00:10:02,458 --> 00:10:05,125
‫تحت فرمان پیرمردهای خرفت‌ان.

160
00:10:05,208 --> 00:10:10,042
‫که توسط یک
‫پیرمرد خرفت نابود شدن.

161
00:10:11,417 --> 00:10:12,917
‫اونجا افتادن تا یکی صاحبشون بشه.

162
00:10:13,000 --> 00:10:16,792
‫اونوقت وقتی همش رو بدست آوردی، خوشحال میشی؟

163
00:10:18,375 --> 00:10:20,833
‫فقط... به این نگاه کن.

164
00:10:22,125 --> 00:10:23,875
‫ببین.

165
00:10:23,958 --> 00:10:28,083
‫می‌دونی چندتا حاکم خون‌آشام منطقه‌ای
‫توی بریلا مُردن؟

166
00:10:28,167 --> 00:10:30,708
‫نمی‌دونستم باید بشمرشون.

167
00:10:30,792 --> 00:10:32,792
‫خب، بهتره اینکار رو بکنی.

168
00:10:32,875 --> 00:10:34,500
‫خیلی بودن.

169
00:10:34,583 --> 00:10:36,417
‫اینها رو فقط مطمئنم.

170
00:10:37,750 --> 00:10:39,167
‫این پرچم‌های کوچولو؟

171
00:10:39,250 --> 00:10:40,708
‫درسته.

172
00:10:40,792 --> 00:10:43,708
‫تمام این مناطق تحت
‫فرمان مستقیم یه خون‌آشام نیستن.

173
00:10:43,792 --> 00:10:47,458
‫فقط منتظرن تا
‫یکی بره اونجا و فرمانروایی کنه.

174
00:10:47,542 --> 00:10:51,208
‫حتماً زیردست‌هاشون
‫یک نفر رو برای فرمانروایی علم می‌کنن.

175
00:10:51,292 --> 00:10:54,417
‫مگر اینکه ما زودتر به اونجا برسیم.

176
00:10:54,500 --> 00:10:56,500
‫چرا باید اینکار رو بکنیم؟

177
00:10:56,583 --> 00:10:58,667
‫دنیا همینه، لنور.

178
00:11:00,125 --> 00:11:03,375
‫می‌تونیم تمام دنیا رو برای خودمون داشته باشیم.

179
00:11:04,583 --> 00:11:06,375
‫تو اینو نمی‌خوای؟

180
00:11:09,542 --> 00:11:11,333
‫نمی‌دونم.

181
00:11:11,417 --> 00:11:14,958
‫این بازی‌های "دختربچه معصوم"
‫روی من جواب نمیده، لنور.

182
00:11:15,042 --> 00:11:16,875
‫بیشتر فکر کن.

183
00:11:16,958 --> 00:11:18,125
‫من واقعاً نمی‌دونم.

184
00:11:18,208 --> 00:11:21,958
‫قبلاً اینقدر
‫به چیزهای بزرگی فکر نکرده بودم.

185
00:11:22,042 --> 00:11:23,583
‫شروع کن.

186
00:11:23,667 --> 00:11:25,500
‫اول به سوالم جواب بده.

187
00:11:26,500 --> 00:11:28,250
‫تو خوشحال میشی

188
00:11:28,333 --> 00:11:30,667
‫وقتی تمام اینها رو داشته باشی؟

189
00:11:36,458 --> 00:11:40,042
‫بخش اول زندگی‌ام، اینبود که
‫مردها هرچی داشتم رو ازم گرفتن.

190
00:11:41,833 --> 00:11:44,167
‫بعدش من زندگی‌شون رو ازشون گرفتم.

191
00:11:44,250 --> 00:11:45,917
‫بعد دارایی‌هاشون.

192
00:11:46,000 --> 00:11:48,375
‫بعد خونه‌هاشون.

193
00:11:48,458 --> 00:11:50,167
‫بعدش استیریا رو گرفتیم.

194
00:11:50,250 --> 00:11:52,875
‫بعدش محاصره‌ی کوچیکمون رو تشکیل دادیم.

195
00:11:52,958 --> 00:11:55,000
‫نمی‌خواستیم آسیب بیشتری به کسی برسه.

196
00:11:55,083 --> 00:11:56,917
‫می‌خواستیم یه خونه داشته باشیم.

197
00:11:57,000 --> 00:11:58,875
‫بعدش وقتی آدمای گرگی از شمال اومدن،

198
00:11:58,958 --> 00:12:00,417
‫و ارتش از غرب،

199
00:12:00,500 --> 00:12:02,458
‫هر حرومزاده‌ای اومد سراغ ما.

200
00:12:03,708 --> 00:12:05,042
‫ما هم درخواست کمک کردیم.

201
00:12:06,542 --> 00:12:08,958
‫بقیه‌ی دنیای خون‌آشام‌ها چی گفتن؟

202
00:12:09,042 --> 00:12:11,917
‫اونا گفتن "زن عوضی."

203
00:12:12,000 --> 00:12:15,333
‫گفتن "بذارین بمیره."

204
00:12:15,417 --> 00:12:18,625
‫برای همین من
‫از همه، همه‌چیزشون رو می‌گیرم.

205
00:12:19,708 --> 00:12:21,458
‫من توی قلعه‌ی دراکولا بودم.

206
00:12:21,542 --> 00:12:23,958
‫رفتم اونجا تا ببینم چی نصیبم میشه.

207
00:12:24,042 --> 00:12:25,500
‫قدرت بیشتری برای خودم بخرم.

208
00:12:25,583 --> 00:12:27,958
‫امنیت بیشتری برای خودمون.

209
00:12:28,042 --> 00:12:31,375
‫چیزی که متوجه شدم، اینبود که
‫اون و مردمش دارن همه‌چیز رو نابود می‌کنن.

210
00:12:31,458 --> 00:12:32,917
‫و همونجا دیدم

211
00:12:33,000 --> 00:12:34,600
‫که می‌تونم دنیاش رو ازش بگیرم

212
00:12:34,625 --> 00:12:36,333
‫و مال خودم کنم!

213
00:12:38,417 --> 00:12:39,833
‫دنیا، لنور!

214
00:12:44,042 --> 00:12:46,292
‫اونوقت می‌پرسی
‫وقتی کارم تموم بشه، خوشحال میشم؟

215
00:12:47,292 --> 00:12:48,625
‫نمی‌دونم.

216
00:12:49,708 --> 00:12:52,083
‫نمی‌دونم حتی برام مهم باشه.

217
00:12:53,875 --> 00:12:56,125
‫ولی هرچی که اونا داشتن رو خواهم داشت.

218
00:12:56,208 --> 00:12:59,083
‫و همشون می‌میرن.

219
00:13:00,417 --> 00:13:03,333
‫من دنیایی که می‌خوام رو
‫بدست میارم، لنور،

220
00:13:03,417 --> 00:13:04,667
‫و اونموقع...

221
00:13:06,000 --> 00:13:07,583
‫اونموقع دیگه کافیه.

222
00:13:07,667 --> 00:13:10,500
‫داشتن همه‌چی، کافیه.

223
00:13:10,583 --> 00:13:12,208
‫داشتن دنیا.

224
00:13:13,500 --> 00:13:15,417
‫و همه‌ی اونا هم بمیرن.

225
00:13:16,708 --> 00:13:19,708
‫پس همه‌ی اینکارها برای این بود؟

226
00:13:21,292 --> 00:13:23,792
‫پس فکر کردی درمورد چیه؟

227
00:13:38,708 --> 00:13:40,292
‫فکر کنم ساخت چکش‌اش تموم شد.

228
00:13:51,417 --> 00:13:53,042
‫خب، این خیلیم هم بد نیست

229
00:13:53,125 --> 00:13:54,750
‫برای یه شب.

230
00:13:54,833 --> 00:13:57,417
‫نگاه کن، حتی
‫یه پنجره‌ی جذاب هم داره.

231
00:13:57,500 --> 00:13:59,167
‫توی سقف.

232
00:13:59,250 --> 00:14:01,167
‫عالیه.
‫خوابیدن زیر نور ستاره‌ها.

233
00:14:03,125 --> 00:14:05,458
‫و در تیررس عن کفترها.

234
00:14:05,542 --> 00:14:07,958
‫از موقعی که اومدیم،
‫من یدونه پرنده هم ندیدم.

235
00:14:08,042 --> 00:14:09,500
‫واقعاً؟

236
00:14:09,583 --> 00:14:11,667
‫من یه صدایی از اون بالا می‌شنوم.

237
00:14:21,833 --> 00:14:23,292
‫اوه، لعنتی.

238
00:14:29,083 --> 00:14:30,375
‫شروع شد.

239
00:14:30,458 --> 00:14:31,917
‫سعی کن موقع مبارزه

240
00:14:32,000 --> 00:14:33,250
‫طویله رو به آتیش نکشی.

241
00:14:34,333 --> 00:14:35,708
‫فقط یه بار اینکار رو کردم.

242
00:14:38,000 --> 00:14:39,708
‫همون یه بار کافی بود.

243
00:14:39,792 --> 00:14:42,250
‫یه عنکبوت غول‌پیکر توش بود.

244
00:14:44,667 --> 00:14:45,917
‫غول‌پیکر نبود.

245
00:14:47,833 --> 00:14:49,958
‫سه متر قد داشت.

246
00:14:53,417 --> 00:14:55,542
‫فکر کنم دو و نیم متر بود.

247
00:14:55,625 --> 00:14:58,125
‫خب که چی؟
‫دو و نیم متر غول‌پیکر نیست؟

248
00:15:01,042 --> 00:15:02,333
‫لعنتی‌ها.

249
00:15:02,417 --> 00:15:03,917
‫دوباره این حرومزاده‌ها.

250
00:15:04,000 --> 00:15:06,292
‫کارشون خیلی خوبه، مگه نه؟

251
00:15:07,292 --> 00:15:08,833
‫خیلی روی اعصابن.

252
00:15:08,917 --> 00:15:11,000
‫و جوون.

253
00:15:11,083 --> 00:15:12,458
‫فکر کنم.

254
00:15:13,625 --> 00:15:15,500
‫خوشگل.

255
00:15:15,583 --> 00:15:17,750
‫با پوست صاف.

256
00:15:17,833 --> 00:15:19,726
‫چیه؟ می‌خوای بری جلوشون
‫زانو بزنی و باهاشون ازدواج کنی؟

257
00:15:21,083 --> 00:15:23,542
‫می‌خوام پوستشون رو بپوشم.

258
00:15:35,667 --> 00:15:37,875
‫مطمئنی نمی‌خوای از آتیش استفاده کنم؟

259
00:15:39,375 --> 00:15:41,417
‫بنظرم الان می‌تونه گزینه‌ی خوبی باشه.

260
00:16:24,750 --> 00:16:25,750
‫وای!

261
00:16:27,333 --> 00:16:28,333
‫وای!

262
00:18:20,083 --> 00:18:21,542
‫ممنون.

263
00:18:21,625 --> 00:18:25,250
‫نمی‌دونم چطوری
‫دقیقاً افتادیم توی این تله.

264
00:18:25,333 --> 00:18:29,000
‫تله برای شما نبود.
‫برای ما بود.

265
00:18:29,083 --> 00:18:30,917
‫من ترور بلمونت‌ام.

266
00:18:31,000 --> 00:18:33,583
‫اینم سایفا بلنادس‌ـه.

267
00:18:33,667 --> 00:18:37,583
‫زمفیر. رئیس نگهبان
‫دربار زیرزمینی تیرگوویشته.

268
00:18:37,667 --> 00:18:39,000
‫کجا؟

269
00:18:39,083 --> 00:18:40,708
‫خاندان حکمران تیرگوویشته

270
00:18:40,792 --> 00:18:43,208
‫از حمله‌ی اول دراکولا نجات پیدا کردن.

271
00:18:43,292 --> 00:18:45,375
‫ولی بعدش، خون‌آشام‌ها و
‫هیولاهای شب اومدن،

272
00:18:45,458 --> 00:18:46,750
‫و امن‌تر بود که اونها رو

273
00:18:46,833 --> 00:18:48,792
‫دخمه‌های زیر شهر، منتقل کنیم.

274
00:18:48,875 --> 00:18:50,625
‫در تعجبم هنوز کسی زنده باشه،

275
00:18:50,708 --> 00:18:52,500
‫چه برسه یه خاندان اشرافی.

276
00:18:52,583 --> 00:18:55,417
‫من در خط مقدم مقابله با شیاطین هستم.

277
00:18:55,500 --> 00:18:59,333
‫خود جهنم می‌خواست
‫شهر طلایی‌مون رو نفرین کنه،

278
00:18:59,417 --> 00:19:02,083
‫ولی ما اجازه‌اش رو نمیدیم.

279
00:19:02,167 --> 00:19:04,583
‫درمورد آدم‌هات متأسفم.

280
00:19:04,667 --> 00:19:06,208
‫ما خیلی از کمکت سپاس‌گذاریم.

281
00:19:06,292 --> 00:19:07,917
‫اونها برای دربار مُردن.

282
00:19:09,417 --> 00:19:11,542
‫خب، اونها که مُردن.

283
00:19:11,625 --> 00:19:14,042
‫اونها دوست‌هات بودن، درسته؟

284
00:19:15,875 --> 00:19:17,768
‫ما دنبال نقشه‌هایی که بودیم که می‌خواستن

285
00:19:17,792 --> 00:19:19,333
‫دراکولا رو دوباره به زمین برگردونن.

286
00:19:19,417 --> 00:19:21,667
‫این برای تو معنی داره؟

287
00:19:21,750 --> 00:19:24,792
‫یه لونه‌ی خون‌آشام‌ها توی
‫شهر وجود داره که این آرزو رو دارن.

288
00:19:24,875 --> 00:19:27,000
‫اونها سعی دارن دربار زیرزمینی رو پیدا کنن،

289
00:19:27,083 --> 00:19:30,583
‫تا گنجینه‌های جادویی بسیارش رو
‫برای هدفشون غارت کنن.

290
00:19:30,667 --> 00:19:33,417
‫ما مشتاق شدیم این دربار رو ببینیم.

291
00:19:33,500 --> 00:19:35,375
‫تا میزان تهدید رو ارزیابی کنیم.

292
00:19:36,542 --> 00:19:37,917
‫ما خیلی خوشحال میشیم

293
00:19:38,000 --> 00:19:40,083
‫که شما عضوی از این مبارزه سلطنتی باشین.

294
00:19:40,167 --> 00:19:41,750
‫خب، خوبه.

295
00:19:41,833 --> 00:19:44,250
‫به ما کمک کنین تیرگوویشته رو نجات بدیم.

296
00:19:44,333 --> 00:19:45,708
‫با کمال میل.

297
00:19:45,792 --> 00:19:47,042
‫ولی الان نه.

298
00:19:47,125 --> 00:19:48,833
‫من تا وقتی کامل بهتون اعتماد نداشته باشم،

299
00:19:48,917 --> 00:19:51,125
‫نمی‌تونم شما رو به دربار ببرم.

300
00:19:58,250 --> 00:19:59,625
‫لعنتی!

301
00:20:05,542 --> 00:20:09,083
‫خب، اون خیلی جالب بود.

302
00:20:09,167 --> 00:20:11,750
‫منظورت اینه که یکم دیوونه بود.

303
00:20:12,417 --> 00:20:14,000
‫بله.

304
00:20:14,083 --> 00:20:15,875
‫حرومزاده‌های بیچاره.

305
00:20:16,875 --> 00:20:19,625
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- هیچی.

306
00:20:19,708 --> 00:20:22,542
‫نگاه کن، بگو که بدن جسد رو نمی‌مالی.

307
00:20:22,625 --> 00:20:24,542
‫البته که نه.

308
00:20:26,500 --> 00:20:28,417
‫همم.

309
00:20:36,333 --> 00:20:38,375
‫و به اندازه‌ی کافی
‫سنگ‌های درخشان دیدم.

310
00:20:38,458 --> 00:20:40,167
‫اونا باعث دردسر میشن.

311
00:20:40,250 --> 00:20:41,583
‫دقیقاً درسته.

312
00:20:41,667 --> 00:20:42,667
‫چرا دنبال دردسر باشیم؟

313
00:20:43,542 --> 00:20:45,250
‫ما که هیچوقت اینکار رو نمی‌کنیم.

314
00:20:50,951 --> 00:21:12,900
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور