1
00:00:05,220 --> 00:00:07,520
‫« ...آنچه گذشت »

2
00:00:07,520 --> 00:00:10,520
‫چرا اینقدر دوست داری
تک‌تک زحماتی که کشیدم رو

3
00:00:10,520 --> 00:00:12,510
‫به باد بدی؟

4
00:00:12,900 --> 00:00:14,510
‫پس من این وسط چیکاره‌ام؟

5
00:00:14,510 --> 00:00:16,400
‫ ‫یه موش توی هزارتوی کوفتی‌ات؟

6
00:00:17,730 --> 00:00:19,620
‫میله!

7
00:00:19,620 --> 00:00:21,270
‫‏من به نیگان قول دادم

8
00:00:21,270 --> 00:00:23,440
‫‏قسم خوردم همیشه حواسم بهت هست

9
00:00:23,440 --> 00:00:27,030
این شهر ‫به چشم بقیه چیزی
جز ترس و وحشت نداره

10
00:00:27,030 --> 00:00:28,810
‫ ‫گمونم دیدگاه من با بقیه متفاوتـه

11
00:00:28,810 --> 00:00:32,340
داما ازت آتویی چیزی داره؟

12
00:00:32,340 --> 00:00:34,900
‫‏انگار واسه مهمونی دیر رسیدم

13
00:00:40,000 --> 00:00:47,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

14
00:00:58,790 --> 00:01:01,510
‫...کروئت مطمئن بود که شما مُردین

15
00:01:01,740 --> 00:01:03,320
‫خب، لااقل امیدوار بود

16
00:01:03,320 --> 00:01:05,000
‫اما یه حسی به من می‌گفت که

17
00:01:05,000 --> 00:01:07,520
شما که از بمبارون متانی ‫توی هادسون

18
00:01:07,520 --> 00:01:08,580
‫زنده می‌مونید،

19
00:01:08,580 --> 00:01:11,410
‫پارک شهری که دیگه براتون چیزی نیست

20
00:01:11,410 --> 00:01:13,650
‫قلعه‌ی بلودیر رو گشتیم

21
00:01:13,920 --> 00:01:15,980
‫باغ وحش رو گشتیم.
‫پیست اسکیت رو گشتیم

22
00:01:15,980 --> 00:01:19,440
‫بعداً یادمون افتاد قایق‌خونه هم هست

23
00:01:19,440 --> 00:01:22,680
‫ و چقدر جالبـه که تموم این مدت،

24
00:01:22,680 --> 00:01:27,200
‫این جمع کوچیک بیخ گوش‌مون بوده

25
00:01:27,860 --> 00:01:30,640
‫خب، رسیدیم

26
00:01:30,640 --> 00:01:32,700
‫خوش اومدید.
‫از این طرف

27
00:01:34,300 --> 00:01:36,240
‫بیاید، بیاید، بیاید

28
00:01:36,240 --> 00:01:38,100
‫حواس‌تون به واکرها باشه!

29
00:02:57,720 --> 00:03:01,400
« مردگان متحرک: شهر مردگان »
« فصل دوم »
« قسمت ششم: این روزها شریک خوب کم پیدا میشه »

30
00:03:07,100 --> 00:03:08,440
‫اون رو به عقب افتاد

31
00:03:10,440 --> 00:03:12,370
‫اتفاقی خورد به شمع‌ها،

32
00:03:12,760 --> 00:03:14,940
‫به چوب‌لباسی

33
00:03:15,370 --> 00:03:19,100
‫اگه می‌خواستم نجاتش بدم،
‫باید جونم رو به‌خطر می‌انداختم

34
00:03:21,380 --> 00:03:24,620
‫وای خدا، توهم برش داشته بود.
‫بهم حمله می‌کرد...

35
00:03:40,030 --> 00:03:41,800
‫بعدش چی میشه

36
00:03:43,580 --> 00:03:45,080
‫به راه‌مون ادامه میدیم

37
00:03:45,080 --> 00:03:47,650
‫خودمون رو واسه نیوبابیلون آماده می‌کنیم

38
00:03:47,840 --> 00:03:50,000
‫کریستوس که دیگه پیش‌مون نیست

39
00:03:51,220 --> 00:03:54,960
‫اما هنوز بروگل و داداشی‌ها رو داریم

40
00:03:55,340 --> 00:03:58,000
‫منظورم اینـه چه بلایی سر من میاد؟

41
00:03:58,640 --> 00:04:00,540
باشه

42
00:04:01,980 --> 00:04:03,970
باشه، حتماً

43
00:04:06,620 --> 00:04:08,890
‫تو به قولت عمل کردی

44
00:04:08,890 --> 00:04:11,480
‫کارهایی کردی که هیشکی ازت انتظار نداشت

45
00:04:13,370 --> 00:04:16,440
‫دیشب از اون‌طرف رودخونه
‫یه علامت به دست‌مون رسید

46
00:04:17,620 --> 00:04:20,270
‫خونوادت فردا از راه می‌رسن

47
00:04:21,060 --> 00:04:24,960
‫می‌تونید همه‌تون بمونید...
‫یا اگه خواستید برید

48
00:04:24,960 --> 00:04:26,790
‫انتخابش با خودتونـه

49
00:04:34,130 --> 00:04:36,310
‫واقعاً اوضاع این‌قدر بده؟

50
00:04:36,310 --> 00:04:38,320
‫اگه می‌خواست بمیریم،
‫الان زنده نبودیم

51
00:04:38,320 --> 00:04:41,860
‫می‌دونم الان مهربون شده اما
‫من با کروئت دیدمش

52
00:04:41,860 --> 00:04:43,440
‫جفت‌شون تو یه تیمن

53
00:04:49,890 --> 00:04:51,170
‫حالت خوبه؟

54
00:04:51,170 --> 00:04:53,440
‫فقط از دیروز درد دارم.
‫چیزیم نیست

55
00:05:07,890 --> 00:05:09,620
‫ببین...

56
00:05:09,620 --> 00:05:11,930
‫الان که فقط خودمونیم

57
00:05:11,930 --> 00:05:13,240
‫به‌نظرم دیگه میشه گفت که

58
00:05:13,240 --> 00:05:16,900
‫تو اولین فرصت میریم خونه

59
00:05:33,440 --> 00:05:36,060
‫نگران نباشید.
‫گاز که نمی‌گیرن

60
00:05:36,060 --> 00:05:38,340
‫البته می‌گیرن، خودتون که می‌دونید

61
00:05:40,440 --> 00:05:43,310
‫واقعاً خوبـه که بعد از این همه مدت
‫دوباره از اینا می‌بینیم

62
00:05:43,310 --> 00:05:46,000
‫خیلی وقت بود ندیده بودم.
‫توی قایق‌خونه پیداش کردم

63
00:05:46,000 --> 00:05:49,200
‫اگه پر بود که دیگه شاهکار می‌شد ولی خب!

64
00:05:49,200 --> 00:05:51,550
‫یه عتیقه‌ی دیگه برای موزه جور شد

65
00:05:51,550 --> 00:05:53,510
‫راحت باشید، خواهش می‌کنم

66
00:05:56,200 --> 00:05:58,750
‫لطفاً همگی بشینید

67
00:06:01,410 --> 00:06:03,960
ببخشید که اینجا مثل زندان می‌مونه

68
00:06:03,960 --> 00:06:06,580
‫اما مجبور شدیم شما رو
‫تا تـه پارک ببریم

69
00:06:06,580 --> 00:06:10,580
‫اما... از این لحظه به بعد،

70
00:06:10,580 --> 00:06:13,930
‫کسی مجبورتون نمی‌کنه بمونید اینجا

71
00:06:13,930 --> 00:06:14,820
‫جدی میگم

72
00:06:14,820 --> 00:06:17,310
‫اگه می‌خواید برید، بفرمایید

73
00:06:17,310 --> 00:06:19,720
‫اما شکم‌خالی تشریف نبرید

74
00:06:19,720 --> 00:06:22,370
‫باید بگم که نیوبابیلون

75
00:06:22,370 --> 00:06:26,750
‫چه کارهایی برای ‏سرزمین اصلی کرده.
‫واقعاً تحسین‌برانگیزه

76
00:06:26,750 --> 00:06:29,000
‫البته من خودم از بقیه شنیدم اما...

77
00:06:30,440 --> 00:06:35,370
‫وسعت و تشکیلاتش عالیـه...

78
00:06:35,370 --> 00:06:37,160
‫میشه کارت‌شناسایی شما رو ببینم؟

79
00:06:38,000 --> 00:06:40,310
‫مناسبت خاصیـه، نه؟

80
00:06:40,310 --> 00:06:42,650
‫فکر کنید الان تو اروپاییم

81
00:06:47,660 --> 00:06:49,020
‫بریم بالا

82
00:06:51,130 --> 00:06:54,130
‫تجارتِ استعمارگریـه دیگه

83
00:06:54,130 --> 00:06:56,860
‫تخصص خودتون هم هست، نه؟

84
00:06:56,860 --> 00:06:58,620
‫معایب خودش رو داره

85
00:06:58,620 --> 00:07:00,510
‫بهره‌کشی از منابع طبیعی،

86
00:07:00,510 --> 00:07:03,310
‫نابود کردن سبک زندگی مردم بومی

87
00:07:03,310 --> 00:07:05,960
‫اما خب یه مزایایی هم داره

88
00:07:05,960 --> 00:07:08,000
‫مثل بهره‌کشی از منابع طبیعی،

89
00:07:08,000 --> 00:07:10,750
‫نابود کردن سبک زندگی مردم بومی

90
00:07:10,750 --> 00:07:12,550
‫شوخی می‌کنم

91
00:07:12,550 --> 00:07:14,620
‫البته تا یه مقداری

92
00:07:14,620 --> 00:07:17,890
‫بخوام روراست باشم... سرتاپا موافقم

93
00:07:17,890 --> 00:07:20,580
‫هیچی بیشتر از این خوشحالم نمی‌کنه که

94
00:07:20,580 --> 00:07:22,720
‫شما استعمارمون کنید

95
00:07:24,440 --> 00:07:26,720
‫اما...

96
00:07:26,720 --> 00:07:30,580
‫باید یه چیزی واسه بهره‌کشی باشه، نه؟

97
00:07:31,200 --> 00:07:32,680
‫اگه اون چیزی که حدس می‌زنم

98
00:07:32,680 --> 00:07:34,820
‫همین الانش هم دنبالشید رو بهتون بدم چی؟

99
00:07:35,480 --> 00:07:38,000
‫دقیقاً... متان

100
00:07:39,370 --> 00:07:41,240
‫هنوز دستم بهش نرسیده اما می‌رسه

101
00:07:41,240 --> 00:07:44,200
‫از کروئت و نیگان و
اون نوکرهای رومخِ فسقلی‌شون

102
00:07:44,200 --> 00:07:45,540
‫واسه اشانتیون هم

103
00:07:45,540 --> 00:07:49,510
‫نسل کوفتی تک‌تک شون رو از
‫رو این زمین برمی‌دارم

104
00:07:52,860 --> 00:07:55,200
‫ما هم باید بهت اعتماد کنیم؟

105
00:07:55,200 --> 00:07:56,720
‫چون تا اونجا که یادمـه

106
00:07:56,720 --> 00:07:59,790
‫با کروئت و نیگان خیلی جیک تو جیک بودین

107
00:07:59,790 --> 00:08:02,620
‫تو اون زمان لازم بود جیک تو جیک باشم

108
00:08:02,620 --> 00:08:05,360
چون حالا می‌تونیم غافلگیرشون کنیم

109
00:08:05,360 --> 00:08:07,680
‫نقاشی عبور ژنرال واشینگتن از
‫رود دلاویر رو دیدی...؟

110
00:08:07,680 --> 00:08:10,620
‫خودت بهشون حمله کن.
‫ما رو واسه چی می‌‌خوای؟

111
00:08:10,620 --> 00:08:11,790
‫چون دیر یا زود

112
00:08:11,790 --> 00:08:13,930
‫مجبوره با نیوبابیلون در بیفته

113
00:08:13,930 --> 00:08:15,270
‫گل گفتی

114
00:08:15,270 --> 00:08:17,060
‫دیدی؟

115
00:08:17,060 --> 00:08:18,170
‫همه برنده میشن

116
00:08:18,170 --> 00:08:19,580
‫البته همه که نه

117
00:08:19,580 --> 00:08:21,520
‫نه اونایی که غارت‌شون می‌کنیم و
‫می‌کشیم‌شون

118
00:08:21,520 --> 00:08:24,440
‫اما خودتون منظورم رو می‌گیرید

119
00:08:24,440 --> 00:08:26,820
‫بهش فکر می‌کنم

120
00:08:26,820 --> 00:08:28,960
‫اصلاً عجله نکنید

121
00:08:31,890 --> 00:08:33,000
‫هی، اون سطل رو بیار!

122
00:08:33,000 --> 00:08:34,060
‫راه بیفت!

123
00:08:35,460 --> 00:08:37,340
‫یا خدا!

124
00:08:37,340 --> 00:08:38,620
‫چه خبر شده؟

125
00:08:38,620 --> 00:08:40,960
‫همینطوری بیرون پیداش کردیم

126
00:08:40,960 --> 00:08:42,340
‫کی این بلا رو سرت آورده؟

127
00:08:42,340 --> 00:08:43,790
‫کی؟

128
00:09:03,550 --> 00:09:04,960
‫فکر می‌کنی کارِ...

129
00:09:04,960 --> 00:09:07,030
‫نه، نه، نه.
‫جای نگرانی نیست

130
00:09:07,030 --> 00:09:12,240
‫معلوم بود که پوست و استخونن

131
00:09:12,240 --> 00:09:15,510
‫این محله پر از آدم‌های پولدار بوده.
‫انتظار دیگه‌ای نمیشه داشت

132
00:09:40,480 --> 00:09:42,270
‫هی

133
00:09:42,270 --> 00:09:43,410
‫هی، هی، هی

134
00:09:45,310 --> 00:09:47,270
‫هی، هی، هی

135
00:10:02,620 --> 00:10:04,130
‫تقصیر من بود

136
00:10:08,130 --> 00:10:11,410
‫می‌تونستم کمکش کنم اما نکردم

137
00:10:12,960 --> 00:10:14,930
‫حالا هم مُرده

138
00:10:16,000 --> 00:10:18,410
‫تو هم از اینجا میری

139
00:10:22,440 --> 00:10:24,410
‫اما من هنوز اینجا می‌مونم

140
00:10:27,310 --> 00:10:28,580
‫چرا؟

141
00:10:32,000 --> 00:10:35,060
‫مگه کی گفته که باید بمونی؟

142
00:10:36,890 --> 00:10:39,020
‫کی گفته تو باید شهر رو چراغونی کنی،

143
00:10:39,020 --> 00:10:41,460
‫از جزیره محافظت کنی و
‫این چرت و پرتا؟

144
00:10:42,580 --> 00:10:45,000
‫اون عشق این کارها رو داشت،
هدف‌ش بود

145
00:10:46,480 --> 00:10:51,890
‫یادتـه که چقدر درمورد شروع دوباره حرف می‌زد؟

146
00:10:51,890 --> 00:10:55,550
‫خب، الان واقعاً می‌تونی بهش عمل کنی

147
00:10:58,370 --> 00:10:59,550
‫یه شروع تر و تمیز

148
00:11:04,310 --> 00:11:05,680
‫خودت قبلاً گفتی

149
00:11:05,680 --> 00:11:07,240
‫همون که ندونن داریم میایم کافیـه

150
00:11:07,240 --> 00:11:08,650
‫اون‌موقع فرق می‌کرد

151
00:11:08,650 --> 00:11:09,960
‫دقیقاً.
‫الان تعدادمون زیاده

152
00:11:09,960 --> 00:11:11,370
‫نقشه‌ی قابل‌اعتمادی نیست

153
00:11:11,370 --> 00:11:12,480
‫بروگله‌ها!

154
00:11:12,480 --> 00:11:14,080
‫اگه می‌خواد به کروئت نارو بزنه،

155
00:11:14,080 --> 00:11:15,310
‫چه دلیلی داره به تو نزنه؟

156
00:11:15,310 --> 00:11:17,820
‫می‌خوای دوران قدیم رو برگردونی

157
00:11:17,820 --> 00:11:20,860
‫حدس بزن چی‌شده؟
‫بروگل خودش دوران قدیمـه

158
00:11:20,860 --> 00:11:22,170
‫با جون مردم بازی می‌کنه

159
00:11:22,170 --> 00:11:24,380
‫یه لقمه‌ی چپ‌شون می‌کنه و
‫باقی‌مونده‌ش رو می‌ریزه دور

160
00:11:24,380 --> 00:11:25,680
‫عین پوسته‌های خالی

161
00:11:25,680 --> 00:11:28,120
‫احتمالاً خودت این رو می‌دونستی
‫چون نیوبابیلون

162
00:11:28,120 --> 00:11:29,440
‫خیلی وقتـه که اینطوری شده

163
00:11:29,440 --> 00:11:30,960
‫می‌ذاری هرکی می‌خواد رو بکشه

164
00:11:30,960 --> 00:11:32,510
‫انگار تا الان واسه رسیدن به متانت

165
00:11:32,510 --> 00:11:33,620
‫کلی آدم نمردن

166
00:11:33,620 --> 00:11:35,410
‫میگی چی‌کار کنم مگی؟

167
00:11:35,410 --> 00:11:37,270
‫داره بهم فرصتی برای تموم کردنش میده

168
00:11:37,270 --> 00:11:40,060
‫که نذارم همش بیهوده باشه.
‫اگه چاره‌ی دیگه‌ای دارم بگو

169
00:11:42,440 --> 00:11:44,750
‫بیا خودمون انجامش بدیم

170
00:11:44,750 --> 00:11:47,030
‫خودمون چهارنفر از پسش برمیایم

171
00:11:47,030 --> 00:11:48,040
‫منظورت چیه؟

172
00:11:48,040 --> 00:11:49,760
‫ترجیح میدم خودمون باشیم تا بروگل

173
00:11:49,760 --> 00:11:51,130
‫من که گفتم می‌تونی بری خونه

174
00:11:51,130 --> 00:11:53,510
‫هرشل و جینی می‌تونن
‫مثل قبل حواسش رو پرت کنن

175
00:11:53,510 --> 00:11:54,580
‫بعدش ما دوتا می‌تونیم...

176
00:11:54,580 --> 00:11:56,170
‫تو هیچوقت نمی‌خواستی بیای اینجا

177
00:11:56,170 --> 00:11:57,180
‫چه برسه با پسرت

178
00:11:57,180 --> 00:11:58,960
‫حالا می‌خوای خودت رو تو
خطر بزرگ‌تری بندازی؟

179
00:11:58,960 --> 00:11:59,940
‫از پسش برمیایم

180
00:11:59,940 --> 00:12:02,480
‫مگه این که قضیه به تو یا اون یا
‫هیچ‌کدوم‌ از ماها مربوط نباشه

181
00:12:02,480 --> 00:12:03,570
‫نه، نیست

182
00:12:03,570 --> 00:12:05,960
‫یه زمانی نمی‌خواستی سر به تن نیگان باشه

183
00:12:05,960 --> 00:12:07,510
‫حالا می‌خوای جونش رو نجات بدی

184
00:12:09,680 --> 00:12:11,100
‫نمی‌فهمم

185
00:12:23,030 --> 00:12:25,860
‫ببین، همه‌مون خسته‌ایم

186
00:12:25,860 --> 00:12:27,960
‫بیا امشب رو بخوابیم

187
00:12:27,960 --> 00:12:29,680
‫ببینیم فردا صبح چی‌کاره‌ایم

188
00:12:35,000 --> 00:12:37,890
‫اگه می‌تونستی هرکاری بخوای بکنی

189
00:12:37,890 --> 00:12:41,440
‫هرجا بخوای بری،

190
00:12:41,440 --> 00:12:43,000
‫چی‌کار می‌کردی؟

191
00:12:46,820 --> 00:12:48,340
‫جراح ارشد کشورمون میگه که

192
00:12:48,340 --> 00:12:51,060
‫سیگار واسه حاملگی ضرر داره

193
00:12:52,860 --> 00:12:56,000
خداروشکر که من تو دوره‌ی سوم حاملگیمم

194
00:12:59,370 --> 00:13:01,680
‫اصلاً بهت نمی‌خورد سیگاری باشی

195
00:13:02,550 --> 00:13:05,440
‫جالبـه.
‫به تو می‌خورد

196
00:13:18,370 --> 00:13:21,410
‫جواب سوالم رو ندادی‌ها

197
00:13:21,410 --> 00:13:24,790
‫بلندپرواز باش، پا پس نکش.
‫دلت رو بزن به دریا

198
00:13:24,790 --> 00:13:27,360
‫این‌قدر بدبیاری آوردی که

199
00:13:27,360 --> 00:13:30,100
‫به‌نظرم لیاقتش رو داری

200
00:13:33,890 --> 00:13:37,000
‫می‌رفتم خونه، کرواسی

201
00:13:38,370 --> 00:13:40,720
‫با گوشت بره، «پکا» درست می‌کردم و می‌خوردم

202
00:13:42,130 --> 00:13:44,750
‫شاید هم «برودت‌»‌های مادرم رو می‌خوردم

203
00:13:44,750 --> 00:13:46,820
‫پس چرا معطلی؟

204
00:13:46,820 --> 00:13:52,310
‫سعیم رو کردم. گفتم که،
‫قایقم خورد به یه جزیره

205
00:13:55,240 --> 00:14:01,130
‫اما شاید اگه تنها نبودم،
‫احتمال این که موفق بشم...

206
00:14:01,130 --> 00:14:03,310
‫بیشتر می‌شد

207
00:14:04,130 --> 00:14:05,960
‫نه، جدی میگم!

208
00:14:05,960 --> 00:14:08,060
‫باهام بیا نیگان

209
00:14:14,510 --> 00:14:15,820
‫خونوادت

210
00:14:20,170 --> 00:14:22,680
‫خب اونا رو هم بیار

211
00:14:22,680 --> 00:14:25,030
‫عاشقش میشن!

212
00:14:25,030 --> 00:14:29,680
‫می‌خوام وقتی برای اولین بار
‫به دریاچه‌های پلیتویک نگاه می‌کنی

213
00:14:29,680 --> 00:14:31,720
‫قیافت رو ببینم

214
00:14:31,720 --> 00:14:35,550
‫از حیرت... زبون‌تون بند میاد

215
00:14:39,200 --> 00:14:42,890
‫- نمی‌دونم
‫- کی گفته؟

216
00:14:42,890 --> 00:14:45,200
‫کی گفته نمی‌تونی هیچ‌کاری بکنی؟

217
00:14:45,200 --> 00:14:47,790
‫هرجا که بخوای نری؟

218
00:14:51,170 --> 00:14:52,820
‫شروع تر و تمیز

219
00:15:23,720 --> 00:15:26,510
‫خونوادم دارن از جرزی سیتی میان...

220
00:15:26,510 --> 00:15:30,680
تو قضیه موش رو انداختی تو کله‌م
وقتی داشتیم از پله‌ها می‌رفتیم بالا

221
00:15:31,940 --> 00:15:34,100
‫همون‌موقع که از پیش کریستوس رفتیم

222
00:15:37,960 --> 00:15:40,200
‫تو قضیه اون موش رو انداختی تو کله‌م

223
00:15:58,100 --> 00:15:59,810
‫نه!

224
00:16:01,100 --> 00:16:02,930
‫این بین خودم و خودشـه!

225
00:16:03,510 --> 00:16:06,030
‫ازم سوءاستفاده کردی.
‫بهم دروغ گفتی!

226
00:16:07,930 --> 00:16:09,240
‫از پشت بهم چاقو زدی!

227
00:16:11,510 --> 00:16:13,310
‫تو مثل برادرم بودی!

228
00:16:23,960 --> 00:16:25,510
‫فکر کردی داما سمیـه؟

229
00:16:27,820 --> 00:16:29,550
تو سمی‌ای

230
00:16:44,820 --> 00:16:47,000
‫من تو رو از دست اون نجات دادم!

231
00:16:47,000 --> 00:16:49,550
‫باید ازم ممنون هم باشی

232
00:16:49,550 --> 00:16:52,480
‫تویی که باید به پام بیفتی!

233
00:16:52,480 --> 00:16:54,930
‫به هرجایی که رسیدی...

234
00:16:54,930 --> 00:16:56,790
‫هرچیزی که ساختی...

235
00:16:56,790 --> 00:17:00,750
‫خندقت، پناهگاهت،
‫کل اون شهرت کوفتیت

236
00:17:00,750 --> 00:17:04,060
‫همش به‌خاطر منـه!

237
00:17:04,060 --> 00:17:06,480
‫اگه اشتباه می‌کنم بگو

238
00:17:06,480 --> 00:17:08,170
!بگو دروغ میگم

239
00:17:08,170 --> 00:17:09,240
‫راست میگی!

240
00:17:12,340 --> 00:17:13,750
‫راست میگی

241
00:17:14,310 --> 00:17:16,510
‫همه‌ش راستـه

242
00:17:16,510 --> 00:17:19,270
‫جایگاهی که من امروز دارم...

243
00:17:19,270 --> 00:17:20,960
‫به‌خاطر توئـه

244
00:17:24,480 --> 00:17:27,200
‫تو باعث شدی به اینجا برسم

245
00:17:31,130 --> 00:17:32,750
‫برو

246
00:17:34,960 --> 00:17:36,930
‫برو

247
00:17:36,930 --> 00:17:39,410
‫و دیگه هیچوقت برنگرد

248
00:17:44,240 --> 00:17:46,000
‫نیگان...

249
00:17:48,340 --> 00:17:49,960
‫خواهش می‌کنم...

250
00:17:52,440 --> 00:17:55,030
‫نه، نه...

251
00:17:56,580 --> 00:17:58,480
داداشی‌ها

252
00:19:40,790 --> 00:19:43,790
‫این قضیه به هرجا که برسه،

253
00:19:43,790 --> 00:19:45,200
‫وقتی که تموم شد

254
00:19:45,200 --> 00:19:49,750
‫من و هرشل برمی‌گردیم بریکس

255
00:19:49,862 --> 00:19:52,034
‫امیدوارم تو هم باهامون بیای

256
00:20:26,206 --> 00:20:27,241
‫می‌دونی تا الان چند بار

257
00:20:27,344 --> 00:20:29,103
‫به کشتن نیگان فکر کردم؟

258
00:20:30,827 --> 00:20:32,793
‫چند بار حتی تلاش کردم؟

259
00:20:34,034 --> 00:20:37,724
‫شاید از اتفاقاتی که ممکنه بعدش بیفته می‌ترسم

260
00:20:37,827 --> 00:20:41,793
‫مثلاً این‌که شاید هیچی درست نشه

261
00:20:41,896 --> 00:20:43,310
‫شاید همون اول باید می‌کشتمش

262
00:20:43,413 --> 00:20:45,413
‫و کارش رو یه‌سره می‌کردم

263
00:20:48,206 --> 00:20:50,448
‫تنها چیزی که می‌دونم
‫اینه که خیلی گرون برام تموم شده

264
00:20:52,068 --> 00:20:53,517
‫تقریباً همه‌چی به باد رفت

265
00:20:59,793 --> 00:21:03,620
‫می‌دونم که من و تو...

266
00:21:03,724 --> 00:21:06,000
‫مشکلات زیادی داشتیم

267
00:21:07,103 --> 00:21:09,931
‫اما فکر کنم حقیقت اینه که...

268
00:21:10,034 --> 00:21:13,068
‫هربار به تو نگاه می‌کنم، من...

269
00:21:13,172 --> 00:21:17,310
‫خودم رو می‌بینم

270
00:21:17,413 --> 00:21:19,000
‫و وقتی هنوز نمی‌تونم به خودم کمک کنم

271
00:21:19,103 --> 00:21:20,931
‫چطوری به تو کمک کنم؟

272
00:21:24,758 --> 00:21:27,413
‫بگذریم، ببخشید که سرت رو درد آوردم

273
00:23:25,827 --> 00:23:27,758
‫یا خودِ خدا

274
00:23:35,896 --> 00:23:38,034
‫چند روزه این پایینی؟

275
00:23:39,965 --> 00:23:43,689
‫آم...

276
00:23:43,793 --> 00:23:45,310
‫نمی‌دونم

277
00:23:45,413 --> 00:23:50,137
‫فکر کنم به‌خاطر این‌که آبروی
‫بانو رو بردم انداختنم این‌جا

278
00:23:50,827 --> 00:23:54,448
‫قضیه کتک‌کاری...

279
00:23:55,000 --> 00:23:56,551
‫منطقیه

280
00:23:57,551 --> 00:23:59,413
‫می‌گم، تو که قرار نیست...

281
00:24:00,517 --> 00:24:02,965
‫ازت خواهش می‌کنم...من رو برنگردون اون داخل

282
00:24:03,068 --> 00:24:03,931
‫التماس می‌کنم، باشه؟
‫قول می‌دم...

283
00:24:04,034 --> 00:24:06,413
‫آروم باش، کاری‌ت ندارم

284
00:24:06,517 --> 00:24:08,103
‫راستش رو بخوای...

285
00:24:09,344 --> 00:24:10,931
‫می‌تونی بری

286
00:24:11,034 --> 00:24:13,000
‫- واقعاً؟
‫- آره

287
00:24:13,103 --> 00:24:15,620
‫می‌تونم برم؟
‫می‌تونم برم خونه؟

288
00:24:15,724 --> 00:24:17,517
‫هرجایی دلت می‌خواد

289
00:24:18,551 --> 00:24:19,758
‫من...

290
00:24:23,724 --> 00:24:26,517
‫اصلاً نمی‌دونم چطوری باید برگردم خونه‌مون...

291
00:24:51,517 --> 00:24:53,137
‫ببخشید

292
00:24:56,344 --> 00:24:58,448
‫پس گفتی که تاریخ‌نگاری؟

293
00:24:58,551 --> 00:25:03,793
‫خب، تاریخ‌نگار بودم، آره، می‌دونی...

294
00:25:03,896 --> 00:25:08,620
‫الان دیگه همه‌چی...

295
00:25:08,724 --> 00:25:10,862
‫برعکس شده

296
00:25:10,965 --> 00:25:13,275
‫من‌که با تاریخ حال نمی‌کنم

297
00:25:13,379 --> 00:25:14,862
‫یعنی خب، واقعاً همچین اتفاق‌هایی افتاده

298
00:25:14,965 --> 00:25:19,000
‫یا صرفاً چیزهایی که برنده‌ها دستور دادن نوشته شده...

299
00:25:19,103 --> 00:25:21,137
‫شاید اصلاً به‌خاطر همین حس می‌‌کنی

300
00:25:21,241 --> 00:25:22,517
‫همه‌چی برعکس شده،

301
00:25:22,620 --> 00:25:25,344
‫چون طرفِ بازنده‌هایی!

302
00:25:27,896 --> 00:25:30,310
‫خب اگه برنده‌ها هم تاریخِ رو نوشته باشن

303
00:25:30,413 --> 00:25:32,206
‫باز هم زیاد تعریفی نداره

304
00:25:34,275 --> 00:25:36,448
الان واسه چی این حرف رو زدی؟

305
00:25:36,551 --> 00:25:39,172
‫نه، من فقط...
‫فقط...

306
00:25:39,275 --> 00:25:40,827
‫دارم سر به سرت می‌ذارم

307
00:25:49,275 --> 00:25:51,862
‫حالا که بحث تاریخ و گذشته شد...

308
00:25:53,206 --> 00:25:54,344
‫می‌دونی، اون قدیم‌ندیم‌ها

309
00:25:54,448 --> 00:25:56,482
‫فکر می‌کردم همه‌چی تحت کنترلمـه

310
00:25:58,413 --> 00:26:01,758
‫برای محافظت از مردم‌ـم کُلی زحمت کشیده بودم

311
00:26:02,931 --> 00:26:04,931
‫یه‌روز یه‌گروه دیگه اومد سراغمون

312
00:26:05,034 --> 00:26:08,000
‫تک تک‌شون رو ردیف کردم

313
00:26:08,103 --> 00:26:09,379
‫یکم آهنگ خوندم و رقصیدم

314
00:26:09,482 --> 00:26:11,758
‫و یکی‌شون رو کشتم

315
00:26:14,172 --> 00:26:15,827
‫می‌دونی، تا...

316
00:26:15,931 --> 00:26:17,655
‫براشون درس عبرت بشه

317
00:26:18,586 --> 00:26:20,241
‫الان که فکر می‌کنم، درسته مردم‌ـم رو از مرگ نجات دادم

318
00:26:20,344 --> 00:26:25,827
‫اما بازم بدجور به‌گاشون دادم اذیت‌شون کردم

319
00:26:27,896 --> 00:26:31,655
‫می‌دونی، شاید اونی که باید از شرش خلاص می‌شدن

320
00:26:31,758 --> 00:26:34,413
‫من بودم

321
00:26:47,758 --> 00:26:50,586
‫به جمع برنده‌ها خوش اومدی بچه‌جون!

322
00:28:53,724 --> 00:28:55,103
‫چیکار می‌کنی؟

323
00:28:58,586 --> 00:29:01,000
‫داخل اون قمقمه چیـه؟

324
00:29:02,896 --> 00:29:04,793
‫هرشل، جواب بده!

325
00:29:08,689 --> 00:29:10,103
‫می‌خواستی چیـ...

326
00:29:20,344 --> 00:29:22,137
‫هرشل!

327
00:29:26,172 --> 00:29:29,275
‫هرشل، هرشل وایسا!

328
00:29:31,931 --> 00:29:33,827
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- می‌‌خوام برم

329
00:29:37,241 --> 00:29:41,517
‫می‌خوای بری پیشِ اون؟
‫آره؟

330
00:29:41,620 --> 00:29:43,896
‫می‌خواستی این بنده‌خداها رو مسموم کنی؟

331
00:29:44,000 --> 00:29:46,862
‫فقط به‌خاطر این‌که آدم‌های نیوبابیلون‌ان بکشی‌شون؟

332
00:29:46,965 --> 00:29:48,793
‫اون بهت گفت همچین کاری کنی نه؟

333
00:29:48,896 --> 00:29:52,482
‫- چی؟
‫- دفعه قبل که این‌جا بودیم

334
00:29:52,586 --> 00:29:54,310
‫خودم دیدمش

335
00:29:56,965 --> 00:29:59,275
‫فکر می‌کردم دیگه تموم شده

336
00:29:59,379 --> 00:30:01,862
‫فکر می‌کردم دیگه قرار نیست بهش کمک کنی

337
00:30:01,965 --> 00:30:03,689
‫واقعاً نمی‌فهمی هدف‌ش از این کارها چیـه؟

338
00:30:03,793 --> 00:30:05,896
‫به تو چه ربطی داره؟

339
00:30:06,000 --> 00:30:08,413
‫اینطوری تو هم به آرزوت می‌رسی، مگه نه؟

340
00:30:08,517 --> 00:30:10,344
‫من جلوشون رو می‌گیرم،
‫نیگان زنده می‌مونه

341
00:30:11,620 --> 00:30:13,931
‫واقعاً فکر کردی نمی‌فهمم؟

342
00:30:14,034 --> 00:30:15,896
‫همیشه همین‌قدر شلوغـش می‌کنی

343
00:30:16,000 --> 00:30:18,310
‫تا مجبور نشی حقیقت رو بگی

344
00:30:18,413 --> 00:30:19,517
‫نمی‌فهمم درمورد چی...

345
00:30:19,620 --> 00:30:21,000
‫دروغ نگو!

346
00:30:28,862 --> 00:30:31,344
‫اوضاع دیگه مثل سابق نیست

347
00:30:31,448 --> 00:30:32,827
‫خبر نداری دارن با نیگان چیکار می‌کنن

348
00:30:32,931 --> 00:30:34,827
‫اتفاقاً اوضاع هیچ تغییری نکرده

349
00:30:36,620 --> 00:30:37,931
‫باشه

350
00:30:38,034 --> 00:30:39,068
‫خب راستش اصلاً مهم نیست

351
00:30:39,172 --> 00:30:40,000
‫چون همونطور که با هم صحبت کردیم

352
00:30:40,103 --> 00:30:41,413
‫فردا برمی‌گردیم خونه‎، باشه؟

353
00:30:41,517 --> 00:30:44,551
‫خونه؟ اون‌جا خونه‌مون نیست

354
00:30:44,655 --> 00:30:46,310
‫تو اسمش رو گذاشتی خونه

355
00:30:46,413 --> 00:30:49,034
‫اون‌جا فقط وانمود می‌کنیم
‫همه‌چی گل و بلبلـه

356
00:30:49,137 --> 00:30:50,448
‫انگار راحت می‌تونیم بریم شکار کنیم،

357
00:30:50,551 --> 00:30:53,000
‫راحت بشینیم دور هم شام بخوریم

358
00:30:53,103 --> 00:30:55,137
‫اما اون‌جا خونه‌ی تو نیست

359
00:30:55,241 --> 00:30:56,965
‫از اولم خودت رو می‌زدی به اون راه

360
00:30:58,103 --> 00:31:00,551
‫انگار نه انگار که زندگی‌مون همیشه

361
00:31:00,655 --> 00:31:02,620
‫پر از بدبختی بوده

362
00:31:08,344 --> 00:31:09,275
‫هی...

363
00:31:25,413 --> 00:31:26,931
‫چیـه؟

364
00:31:32,689 --> 00:31:34,517
‫اون چیـه؟

365
00:31:35,206 --> 00:31:36,448
‫در رو ببند. ببندش!

366
00:31:36,551 --> 00:31:38,103
‫ببندش!

367
00:31:41,620 --> 00:31:42,448
‫زود باش

368
00:31:48,758 --> 00:31:50,034
‫از این‌ور...

369
00:31:56,413 --> 00:31:57,482
‫برو اون‌جا

370
00:31:57,586 --> 00:31:59,344
‫خواهش می‌کنم، زود برو اون‌جا

371
00:32:04,793 --> 00:32:06,689
‫کمک!

372
00:36:51,620 --> 00:36:53,724
‫واقعاً متاسفم که این‌جا نیست

373
00:36:55,551 --> 00:36:57,724
‫ای کاش به‌خاطر تو هم که شده این‌جا بود

374
00:37:02,931 --> 00:37:06,068
‫مطمئنی می‌خواست بره پیشِ داما؟

375
00:37:09,275 --> 00:37:10,620
‫آره

376
00:37:12,000 --> 00:37:13,689
‫خب، نمی‌دونم که حالت رو بهتر می‌کنه یا نه

377
00:37:13,793 --> 00:37:17,310
‫اما هرشل داره دنبال نخود سیاه می‌گرده

378
00:37:19,586 --> 00:37:22,000
‫داما مُرده...

379
00:37:22,103 --> 00:37:23,620
‫سوخت و مُرد

380
00:37:27,344 --> 00:37:29,655
‫هرشل تقصیری نداره

381
00:37:30,931 --> 00:37:34,620
‫می‌دونی، داما می‌تونست...

382
00:37:34,724 --> 00:37:36,137
‫ذهن مردم رو بخونه، می‌دونی؟

383
00:37:36,241 --> 00:37:37,758
‫می‌رفت توی مخ‌شون و مجبورشون می‌کرد

384
00:37:37,862 --> 00:37:39,931
‫کارایی بکنن که معمولاً انجام نمی‌دن...

385
00:37:44,000 --> 00:37:45,896
‫تو هم تقصیری نداری مگی

386
00:37:55,310 --> 00:37:57,482
‫می‌دونی، من...

387
00:37:57,586 --> 00:37:59,965
‫درموردِ وضعیت‌م دروغ نگفتم

388
00:38:01,241 --> 00:38:04,413
‫فقط، خودم یه‌کاریش کردم. همین

389
00:38:06,310 --> 00:38:08,275
‫مثل همیشه...

390
00:38:11,344 --> 00:38:15,655
‫خب، من زیاد مزاحمتون نمی‌شم

391
00:38:15,758 --> 00:38:18,034
‫فقط تا وقتی که دختره برگشت پیشت

392
00:38:21,000 --> 00:38:23,000
‫تئائر «کینگ فرانسیس»

393
00:38:25,827 --> 00:38:27,206
‫اگه هرشل هنوز فکر می‌کنه

394
00:38:27,310 --> 00:38:28,206
‫داما زنده‌ست

395
00:38:28,310 --> 00:38:30,103
‫احتمالاً می‌ره اون‌جا

396
00:38:34,310 --> 00:38:36,103
‫بینِ خیابون 45 ام و 46 ام...

397
00:38:44,689 --> 00:38:47,620
‫بروگل می‌خواد بریزه سرتـون

398
00:38:47,724 --> 00:38:49,827
‫منتظرِ فرصت مناسبه

399
00:38:49,931 --> 00:38:54,000
‫می‌خواد تک تک‌تون رو بکشه

400
00:38:54,103 --> 00:38:56,379
‫احتمالاً یه‌چند روزی فرصت دارید فرار کنید

401
00:38:57,655 --> 00:38:59,241
‫جینی چطوره؟

402
00:39:01,241 --> 00:39:02,586
‫حالش خوبه؟

403
00:39:03,068 --> 00:39:05,172
‫منظورم اینه که...

404
00:39:06,068 --> 00:39:08,068
‫به اون‌جا عادت کرده؟

405
00:39:16,068 --> 00:39:19,482
‫خب، انی و جاشوا یکم دیگه می‌رسن این‌جا

406
00:39:21,448 --> 00:39:24,413
‫من بدجور زندگی‌شون رو به‌گا دادم

407
00:39:25,793 --> 00:39:27,931
‫انگار دیگه واسه‌م عادت شده

408
00:39:31,793 --> 00:39:33,344
‫چیکار کنم؟ بهشون بگم...

409
00:39:33,448 --> 00:39:36,241
‫بهشون بگم بمونن؟
‫خودم باهاشون برم؟

410
00:39:40,241 --> 00:39:42,896
‫یعنی خب، چطوری بهش ثابت کنم

411
00:39:43,000 --> 00:39:44,965
‫دیگه تکرار نمی‌شه؟

412
00:39:48,758 --> 00:39:51,206
‫ببخشید

413
00:39:51,310 --> 00:39:54,068
‫لازم نیست جواب بدی، اصلاً...

414
00:39:54,172 --> 00:39:56,310
‫درست نیست همچین سوالی بپرسم

415
00:40:00,241 --> 00:40:06,103
‫به‌نظرت اون قدیم‌ها، به اصطلاح روزهای خوب

416
00:40:06,206 --> 00:40:09,965
‫واقعاً خوب بودن؟

417
00:40:10,068 --> 00:40:13,172
‫یا برامون راحت‌تره وانمود کنیم خوب بودن؟

418
00:41:05,172 --> 00:41:08,448
‫همه‌جا رو گشتم،
‫اما پیداشون نکردم

419
00:41:08,551 --> 00:41:10,275
‫یه‌حسی بهم می‌گه رفتن و اون خرس رو

420
00:41:10,379 --> 00:41:11,862
‫واسه‌مون یادگاری گذاشتن

421
00:41:17,034 --> 00:41:20,896
‫باشه.
‫پس فکر کنم واقعاً رفتن

422
00:41:50,655 --> 00:41:52,344
‫اومدن

423
00:42:27,103 --> 00:42:30,379
‫بهشون بگین از همون راهی که اومدن برگردن

424
00:42:34,275 --> 00:42:38,275
‫بگین برگردن همون شهر خودشون «تنسی»

425
00:42:40,517 --> 00:42:44,931
‫فهمیدین چی گفتم یا نـه؟

426
00:43:28,482 --> 00:43:31,862
‫بیا. بیا. لطفاً بشین

427
00:43:38,758 --> 00:43:42,275
‫معمولاً چهار نفره بازی می‌شه

428
00:43:42,379 --> 00:43:45,482
‫با دوتا گروه، اما خب...

429
00:43:45,586 --> 00:43:46,827
‫پیدا کردن یکی که باهات بریج بازی کنه
‫[ بریج: نوعی از ورق‌بازی ]

430
00:43:46,931 --> 00:43:49,172
‫این روزها یکم سخت شده

431
00:43:49,965 --> 00:43:51,586
‫باید با کارتی که حکمـه بازی کنی،
‫تا تموم بشه...

432
00:43:51,689 --> 00:43:53,448
‫بعد تنها کارتی که واسه‌ت مونده رو رو می‌کنی...

433
00:43:53,551 --> 00:43:55,000
‫بهش می‌گیم «دسته‌ خر»...

434
00:43:55,103 --> 00:43:57,275
‫می‌دونم، بریج بلدم

435
00:43:57,379 --> 00:43:58,965
‫مامان بزرگم بهم یاد داده

436
00:44:01,379 --> 00:44:03,103
‫وای!

437
00:44:06,655 --> 00:44:08,517
‫وارن بافت به من یاد داد

438
00:44:09,620 --> 00:44:11,896
‫دوستت و پسرش...

439
00:44:12,000 --> 00:44:14,482
‫وقتی داشتن می‌رفتن حسابی این‌جا رو داغون کردن‌ها...

440
00:44:15,827 --> 00:44:17,965
‫قبل از این‌که بره نیومد باهاتون خداحافظی کنه؟

441
00:44:18,931 --> 00:44:21,172
‫چی گفت؟
‫نه، نه، نه. بذار حدس بزنم

442
00:44:22,655 --> 00:44:25,068
‫گفت من از اون آدم‌هام که مغز بقیه رو

443
00:44:25,172 --> 00:44:26,758
‫شستشو می‌دن و جِر می‌زنن...

444
00:44:26,862 --> 00:44:28,931
‫و هرکاری می‌کنن تا برنده بشن.
‫درسته؟

445
00:44:29,034 --> 00:44:30,896
‫دقیقاً

446
00:44:31,000 --> 00:44:33,793
‫خب حالا هست یا نـه؟

447
00:44:33,896 --> 00:44:35,413
‫هست

448
00:44:35,517 --> 00:44:36,758
‫بله...

449
00:44:38,965 --> 00:44:42,034
‫آدم‌ها قبلاً برای برنده‌ها جشن می‌گرفتن،

450
00:44:42,137 --> 00:44:43,517
‫بهشون مدال می‌دادن،

451
00:44:43,620 --> 00:44:45,310
‫اسمشون رو توی تاریخ ثبت می‌کردن

452
00:44:45,413 --> 00:44:46,482
‫البته خب منم قبلاً جزو برنده‌ها بودم

453
00:44:46,586 --> 00:44:48,482
‫برای همینی یکوچولو گارد دارم

454
00:44:48,586 --> 00:44:50,620
‫اما اصلِ مطلب اینه...

455
00:44:50,724 --> 00:44:53,655
‫برنده شدن هیچ اهمیتی نداره

456
00:44:53,758 --> 00:44:56,931
‫مهم لذتیـه که از بازی می‌بری

457
00:44:57,034 --> 00:44:58,724
‫ما چقدر خوش‌شانس بودیم که
‫تو اون دوران زندگی کردیم، نه؟

458
00:44:58,827 --> 00:45:01,137
‫آدم‌ها دنیا رو تسخیر کرده بودن،

459
00:45:01,241 --> 00:45:04,310
‫داشتیم دارو می‌ساختیم، موشک، بمب،

460
00:45:04,413 --> 00:45:05,620
‫اون صفحه‌نمایش‌های کوچیک لعنتی،

461
00:45:05,724 --> 00:45:08,448
‫از خوشیِ زیاد حوصله‌مون سر رفته بود

462
00:45:08,551 --> 00:45:10,000
‫و حسابی خیال‌مون راحت شده بود

463
00:45:10,103 --> 00:45:13,931
‫و بالاخره با اتفاقی که افتاد تونستیم
‫برای تنوع هم که شده، یکم تفریح کنیم

464
00:45:15,068 --> 00:45:16,655
‫آخ جون

465
00:45:18,413 --> 00:45:19,724
‫ای وای!

466
00:45:27,344 --> 00:45:29,793
‫نگرانِ قضیه نیگان نیستی؟

467
00:45:29,896 --> 00:45:32,000
‫با این موج دوم و حمله‌ی بزرگی که قراره اتفاق بیفته

468
00:45:32,103 --> 00:45:34,068
‫رفیق‌هات می‌ریزن این‌جا

469
00:45:34,172 --> 00:45:37,000
‫و وقتی که وارد کلیسا بشن، کی رو می‌بینن؟

470
00:45:37,103 --> 00:45:39,206
‫نیگان

471
00:45:39,310 --> 00:45:43,344
‫که البته ممکن نیست،
‫چون تو بهش شلیک کردی و کُشتیش

472
00:45:46,551 --> 00:45:50,034
‫آره بابا، به گوشم رسیده

473
00:45:50,137 --> 00:45:54,655
‫ماجراجویی‌های هیجان‌انگیز
‫مارشال آرمسترانگ

474
00:45:54,758 --> 00:45:57,137
‫خب، شما تنها کسایی نبودید که

475
00:45:57,241 --> 00:45:59,620
‫من توی پارک پیدا کردم

476
00:46:02,310 --> 00:46:06,379
‫پشمام ریخته بود که تا اون‌جا اومده بود

477
00:46:06,482 --> 00:46:08,034
‫چون داشت سینه‌خیز می‌رفت

478
00:46:08,137 --> 00:46:09,655
‫له و لورده شده بود

479
00:46:09,758 --> 00:46:12,206
‫یه پنج، ده، بیست باری گازش گرفته بودن

480
00:46:15,000 --> 00:46:18,034
‫اما هنوز اونقدر هوشیار بود درمورد که
‫معاهدات و اتحادیه‌ها صحبت کنیم

481
00:46:18,137 --> 00:46:20,620
‫هرچی درمورد تو می‌دونست بهم گفت.
‫این‌که کجا می‌تونم پیدات کنم

482
00:46:20,724 --> 00:46:22,793
‫و البته اینم گفت که بهت اعتماد نکنم

483
00:46:22,896 --> 00:46:26,655
‫تنها چیزی که نمی‌دونست این بود که

484
00:46:26,758 --> 00:46:29,379
‫چند روز، دقیقه یا ثانیه‌ی دیگه...

485
00:46:29,482 --> 00:46:30,448
‫زنده‌ست...

486
00:46:41,000 --> 00:46:44,517
‫سوءتفاهم نشه. نمیخوام خبرچینی کنم.

487
00:46:44,620 --> 00:46:47,896
‫می‌خوام بهتون کمک کنم،
‫نیگان که نباشه، همه مشکل‌ها حل می‌شه

488
00:46:48,000 --> 00:46:51,620
‫ببین، من این متان رو مالِ خودم می‌کنم

489
00:46:51,724 --> 00:46:55,068
‫حالا با کمک شما، یا بدون کمک شما

490
00:46:55,172 --> 00:47:00,103
‫پس می‌تونید بهمون کمک کنید،
‫یا برید پی کارتون

491
00:47:00,206 --> 00:47:02,000
‫ولی مسئله اینه که...

492
00:47:02,103 --> 00:47:05,241
‫چه بخوای چه نخوای، قاطی این بازی شدی

493
00:47:05,344 --> 00:47:07,413
‫تا ابد

494
00:47:24,586 --> 00:47:26,379
‫شما برید

495
00:47:28,813 --> 00:47:35,813
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

496
00:48:46,202 --> 00:48:53,202
ارائه شده در وبسایت وای موویز YMoviz.Com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

497
00:48:53,227 --> 00:48:54,520
‫این رو از کجا آوردی؟

498
00:48:55,758 --> 00:48:56,724
‫بلویو

499
00:48:56,934 --> 00:48:57,803
‫« آنچه خواهید دید... »

500
00:48:57,827 --> 00:48:59,448
‫بهم بگو پسرم کجاست

501
00:48:59,586 --> 00:49:01,413
وگرنه تیکه‌تیکه‌ت می‌کنم

502
00:49:04,965 --> 00:49:07,689
نترس. من راه رو بلدم

503
00:49:07,827 --> 00:49:09,344
‫تکون نخور

504
00:49:09,482 --> 00:49:11,793
‫از آدم‌های «داداشی‌ها»ست نه؟
‫بریم که کلی کار داریم...

505
00:49:11,896 --> 00:49:12,793
‫آهای!

506
00:49:12,896 --> 00:49:14,344
‫بلند شو!

507
00:49:14,482 --> 00:49:15,310
‫زودباش! وقت نداری

508
00:49:16,754 --> 00:49:18,621
« مردگان متحرک: شهر مردگان »

