1
00:00:09,170 --> 00:00:10,800
‫آنچه گذشت...

2
00:00:10,920 --> 00:00:12,419
‫متاسفم که دکستر اون آدمی نبود که فکر می‌کردی.

3
00:00:12,420 --> 00:00:14,470
‫راستش منم یه تجربه مشابه داشتم.

4
00:00:14,590 --> 00:00:17,219
‫تو کمد اتاق خوابش کپک سیاه پیدا کردیم.

5
00:00:17,220 --> 00:00:19,300
‫همین باعث تشدید آسمش شده.

6
00:00:19,310 --> 00:00:20,600
‫صاحب‌خونه‌م به تلفنام جواب نمیده.

7
00:00:20,720 --> 00:00:21,809
‫کرایه‌ش عقب افتاده.

8
00:00:21,810 --> 00:00:23,099
‫آره خب، تا وقتی کپک اتاق دانته

9
00:00:23,100 --> 00:00:24,140
‫رو درست نکنی، پولی نمیده.

10
00:00:24,270 --> 00:00:25,440
‫خب منم واسه مستأجری که کرایه‌شو نمیده،

11
00:00:25,560 --> 00:00:27,149
‫هیچ گهی درست نمی‌کنم.

12
00:00:27,150 --> 00:00:29,270
‫دکستر یه پسر داره. هریسون مورگان.

13
00:00:29,400 --> 00:00:30,899
‫من با هریسون مورگان آشنایی دارم.

14
00:00:30,900 --> 00:00:33,530
‫هریسون مورگان رایان فاستر رو کشته،

15
00:00:33,650 --> 00:00:36,030
‫با روش‌هایی که پدرش بهش یاد داده.

16
00:00:36,160 --> 00:00:39,120
‫و بعدش دکستر مورگان ساعت رایان رو

17
00:00:39,240 --> 00:00:41,829
‫توی خونه‌ی اجاره‌ای میا لاپیر کار گذاشته

18
00:00:41,830 --> 00:00:42,949
‫تا براش پاپوش درست کنه و پسرشو تبرئه کنه.

19
00:00:42,950 --> 00:00:45,660
‫فقط کافیه عکس دکستر رو به میا نشون بدم.

20
00:00:46,790 --> 00:00:49,499
‫ممنون که پلیس‌ها رو از سرم باز کردی.

21
00:00:49,500 --> 00:00:53,210
‫- خواهش می‌کنم.
‫- ولی من... من مثل تو نیستم.

22
00:00:53,340 --> 00:00:54,509
‫می‌دونم.

23
00:00:54,510 --> 00:00:57,130
‫تو یه خوبی، یه انسانیت داری

24
00:00:57,140 --> 00:00:58,510
‫که من هیچوقت نخواهم داشت.

25
00:00:58,640 --> 00:01:00,099
‫تو اون حس عدالت‌خواهی مورگان‌ها رو

26
00:01:00,100 --> 00:01:02,719
‫می‌گیری و ازش برای بهتر کردن اوضاع استفاده می‌کنی.

27
00:01:02,720 --> 00:01:04,020
‫راه خودتو پیدا کن.

28
00:01:04,140 --> 00:01:05,560
‫منم اینجا هستم تا کمکت کنم.

29
00:01:05,690 --> 00:01:08,060
‫این یه مهمونی شام برای قاتلای سریالیه.

30
00:01:08,190 --> 00:01:11,479
‫لاول غیب شده، میا مُرده.

31
00:01:11,480 --> 00:01:13,780
‫گرت! اون "جمنای کیلر"ـه.

32
00:01:13,900 --> 00:01:16,200
‫و گرت هم تبدیل به نُه تپه خاکستر

33
00:01:16,320 --> 00:01:18,529
‫تو کوره‌ی مورد علاقه‌م شده.

34
00:01:18,530 --> 00:01:19,870
‫اونا می‌فهمن که کار من بوده.

35
00:01:19,990 --> 00:01:21,029
‫اگه اون حرومزاده‌ها میا رو کشته باشن،

36
00:01:21,030 --> 00:01:22,160
‫برای کشتن تو هم

37
00:01:22,290 --> 00:01:23,750
‫ درنگ نمی‌کنن.

38
00:01:25,830 --> 00:01:27,540
‫"قاتل‌های جمنای."

39
00:01:27,670 --> 00:01:29,540
‫دوقلوها.

40
00:01:29,710 --> 00:01:31,590
‫دهنم سرویسه.

41
00:01:32,000 --> 00:01:36,000
<font color="#ff0000">‫« دکستر: رستاخیز »</font>

42
00:01:37,000 --> 00:01:44,000
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

43
00:02:14,420 --> 00:02:17,340
‫انگار یه زامبی داره تعقیبم می‌کنه.

44
00:02:18,170 --> 00:02:20,969
‫گرت خیال نداره مُرده بمونه.

45
00:02:20,970 --> 00:02:23,679
‫الان می‌فهمم هریسون چه حسی داشت وقتی من پیدام شد.

46
00:02:23,680 --> 00:02:25,179
‫قلعه رو برای امروز اجاره کردم.

47
00:02:25,180 --> 00:02:26,559
‫برای کاری که داریم بیشتر از کافیه.

48
00:02:26,560 --> 00:02:28,229
‫با توجه به اینکه با چه کسی اینجاییم،

49
00:02:28,230 --> 00:02:29,770
‫نمی‌دونیم شاید یکی داره ما رو می‌پاد.

50
00:02:29,890 --> 00:02:31,600
‫اگه نمی‌تونی از پسش بربیای، برگرد شهر.

51
00:02:31,730 --> 00:02:34,769
‫فقط دارم میگم اینجا خیلی تو چشمیم و اصلا خوب نیست.

52
00:02:34,770 --> 00:02:37,029
‫و وظیفه منه که اینو بگم.

53
00:02:37,030 --> 00:02:41,030
‫و منم فقط دارم میگم، هر گهی بهت میگم رو انجام بده.

54
00:02:44,280 --> 00:02:45,909
‫اگه یه روزی بهم می‌گفتی

55
00:02:45,910 --> 00:02:48,999
‫قراره با یه میلیاردر تو یه قلعه واقعی باشم،

56
00:02:49,000 --> 00:02:50,290
‫می‌گفتم دیوونه شدی.

57
00:02:50,420 --> 00:02:51,920
‫آره، هرچی زودتر این قضیه تموم شه، بهتره.

58
00:02:52,040 --> 00:02:53,840
‫باشه بابا، آقای اخمو.

59
00:02:53,960 --> 00:02:56,550
‫هی، «رد»، تو... زیاد تو طبیعت وقت می‌گذرونی؟

60
00:02:56,670 --> 00:02:57,750
‫اگه ماهیگیری حساب بشه، آره.

61
00:02:57,760 --> 00:02:59,419
‫و البته خلاص شدن از شر جنازه‌ها.

62
00:02:59,420 --> 00:03:00,799
‫آقایون، به زودی شروع می‌کنیم.

63
00:03:00,800 --> 00:03:02,260
‫هی، لاول کجاست؟

64
00:03:02,390 --> 00:03:04,049
‫می‌خوای هلیکوپتر دیگه‌ت رو بفرستی دنبالش یا...؟

65
00:03:04,050 --> 00:03:05,970
‫نمی‌تونم پیداش کنم. نمی‌دونم
‫اون دوست‌دختر خالکوبی‌دارش

66
00:03:06,100 --> 00:03:08,269
‫حواسشو پرت کرده یا چی،

67
00:03:08,270 --> 00:03:11,310
‫ولی من وقت این مزخرفاتشو ندارم.

68
00:03:16,480 --> 00:03:18,360
‫دوران سختی بوده.

69
00:03:19,940 --> 00:03:21,989
‫دیروز، میا تو زندان خودکشی کرد.

70
00:03:27,700 --> 00:03:29,329
‫ماما میا...

71
00:03:29,330 --> 00:03:30,830
‫مُرده؟

72
00:03:30,960 --> 00:03:35,210
‫این اتفاقات اخیر نگران‌کننده بوده،

73
00:03:35,340 --> 00:03:37,249
‫حداقلش اینه.

74
00:03:37,250 --> 00:03:41,380
‫معلومه که هیچکس نمی‌خواست اینطوری بشه.

75
00:03:44,010 --> 00:03:48,429
‫سال اولی که میا با ما بود،
‫یه روز رو اینجا تو این قلعه گذروندیم.

76
00:03:48,680 --> 00:03:50,270
‫عاشق این تجملاتش بود.

77
00:03:51,140 --> 00:03:53,389
‫یه گیلاس شراب خوب دستش بود.

78
00:03:53,390 --> 00:03:56,980
‫شراب «شاتو اوت-بریون» سال ۲۰۱۲.

79
00:03:57,110 --> 00:04:00,899
‫جسور، عجیب و پیچیده.

80
00:04:00,900 --> 00:04:02,820
‫درست مثل میای ما.

81
00:04:02,950 --> 00:04:06,570
‫جای تعجب نداره که نوع مورد علاقه‌ش بود.

82
00:04:07,370 --> 00:04:09,580
‫لطفا برای سلامتیش با من همراه بشید.

83
00:04:16,000 --> 00:04:17,919
‫به سلامتی "بانوی انتقام."

84
00:04:17,920 --> 00:04:21,010
‫خیلی زود ما رو ترک کرد.

85
00:04:27,390 --> 00:04:29,389
‫ولی خودش انتخاب کرد بره،

86
00:04:29,390 --> 00:04:31,770
‫یا از سر راه برداشته شد؟

87
00:04:34,350 --> 00:04:35,600
‫هوای تازه واقعا

88
00:04:35,730 --> 00:04:36,899
‫به آسمش کمک می‌کنه، نه؟

89
00:04:36,900 --> 00:04:39,360
‫- آره.
‫- آها.

90
00:04:39,480 --> 00:04:41,069
‫چیزی شده؟

91
00:04:41,070 --> 00:04:43,240
‫این ماجرا با صاحب‌خونه‌م داره بدتر میشه.

92
00:04:43,360 --> 00:04:46,530
‫اون حرومزاده به هیچکدوم از پیام‌ها
‫و تلفنام جواب نداده یا...

93
00:04:49,700 --> 00:04:51,329
‫بیخیال. هرچی بیشتر منو نادیده بگیره،

94
00:04:51,330 --> 00:04:53,449
‫پرونده‌م قوی‌تر میشه.

95
00:04:53,450 --> 00:04:54,830
‫یارو عوضیه.

96
00:04:54,960 --> 00:04:57,120
‫متاسفم که مجبور شدی باهاش سر و کله بزنی.

97
00:04:57,130 --> 00:05:00,040
‫می‌دونم خودتم با بابات کلی گرفتاری داری.

98
00:05:00,170 --> 00:05:03,550
‫راستش، فکر کنم رابطه‌مون خوبه.

99
00:05:03,670 --> 00:05:07,510
‫با هم وقت گذروندیم و یه صحبت طولانی کردیم.

100
00:05:07,640 --> 00:05:11,810
‫و فکر کنم این بار بابام واقعاً پشتم وایساد.

101
00:05:11,930 --> 00:05:13,349
‫هریسون، این فوق‌العاده‌ست.

102
00:05:13,350 --> 00:05:17,810
‫حتی باعث شد به این فکر کنم که می‌خوام چیکاره بشم.

103
00:05:17,940 --> 00:05:19,940
‫پس، مهمون‌داری نه؟

104
00:05:20,060 --> 00:05:22,400
‫یه نوع دیگه‌ای از خدمت‌رسانی.

105
00:05:22,530 --> 00:05:26,069
‫شاید یه چیزی تو مایه‌های عدالت کیفری.

106
00:05:26,070 --> 00:05:27,820
‫پس می‌خوای برگردی مدرسه؟

107
00:05:28,570 --> 00:05:30,409
‫آره.

108
00:05:30,410 --> 00:05:31,829
‫فکر کنم آره.

109
00:05:31,030 --> 00:05:33,869
‫باید یه نگاهی به...

110
00:05:33,870 --> 00:05:35,410
‫دانشکده جرم‌شناسی کالینگز بندازی.

111
00:05:35,540 --> 00:05:36,790
‫پسرخاله‌م برای امنیت سایبری رفت اونجا،

112
00:05:36,910 --> 00:05:39,500
‫ولی کلی رشته‌های دیگه هم دارن.

113
00:05:48,180 --> 00:05:51,640
‫یه چیز کوچیک برای باز شدن اشتهاتون، آقایون.

114
00:05:52,600 --> 00:05:56,929
‫و البته، یه میز غذای عالی برای دوست گیاهخوارمون.

115
00:05:56,930 --> 00:05:58,479
‫اوه.

116
00:05:58,480 --> 00:06:00,020
‫نوش جان، آقایون.
<font color="#ffff00">‫(به فرانسوی)</font>

117
00:06:00,150 --> 00:06:03,070
‫هولی مولی.

118
00:06:09,240 --> 00:06:10,870
‫مشکلی پیش اومده؟

119
00:06:11,700 --> 00:06:13,829
‫راستش، اینا همه‌شون اینقدر لعنتی خوب به نظر میان،

120
00:06:13,830 --> 00:06:17,120
‫که داره یادم میاره چرا همیشه گیاهخوار نبودم. اجازه هست؟

121
00:06:17,250 --> 00:06:20,289
‫بهتر از این زمان برای لذت بردن پیدا نمی‌کردی. بفرمایید.

122
00:06:20,290 --> 00:06:24,210
‫گوشت‌ها رو خودم از «مزون ورو» تو پاریس تهیه کردم.

123
00:06:24,340 --> 00:06:27,169
‫ولی جواهر واقعی اینجا خاویار بلوگای ایرانه.

124
00:06:27,170 --> 00:06:29,300
‫در مورد سیاستشون هرچی می‌خواید بگید،

125
00:06:29,430 --> 00:06:31,550
‫ولی هیچکس مثل ایرانی‌ها خاویار درست نمی‌کنه.

126
00:06:31,680 --> 00:06:32,680
‫لذت ببر.

127
00:06:32,681 --> 00:06:33,810
‫یا ابلفضل.

128
00:06:33,930 --> 00:06:35,929
‫این دیگه یه چیز دیگه‌ست.

129
00:06:35,930 --> 00:06:38,309
‫وای خدای من، ببین چه چیزایی هست.

130
00:06:38,310 --> 00:06:39,850
‫تاحالا ژامبون به این نازکی دیده بودی؟

131
00:06:40,811 --> 00:06:42,400
‫باورنکردنیه.

132
00:06:43,000 --> 00:06:47,000
<font color="#ffff00">‫[هریسون: دارم به دانشگاه فکر میکنم.
‫این اطرافی؟]</font>

133
00:06:44,940 --> 00:06:47,609
‫هریسون داره به آینده‌ش فکر می‌کنه،

134
00:06:47,610 --> 00:06:49,650
‫مثل یه بچه معمولی.

135
00:06:49,660 --> 00:06:52,000
<font color="#ffff00">‫[ساعت چهار برای یه سمینار دانشگاهی میای پیشم؟]</font>

136
00:06:51,030 --> 00:06:52,070
‫و می‌خواد من بخشی از اون باشم،

137
00:06:52,200 --> 00:06:54,240
‫مثل یه بابای معمولی.

138
00:06:57,660 --> 00:06:58,909
‫می‌تونم این کارو بکنم.

139
00:06:58,910 --> 00:07:00,410
‫فقط باید مطمئن بشم هر کاری که

140
00:07:00,420 --> 00:07:02,130
‫تو این کمپ قاتل‌ها می‌کنیم، به موقع تموم بشه

141
00:07:02,250 --> 00:07:03,420
‫تا بتونم پیش هریسون باشم.

142
00:07:06,340 --> 00:07:09,089
‫داری یه چیزی رو ازم قایم می‌کنی.

143
00:07:09,090 --> 00:07:10,759
‫شایدم این دورهمی قراره کوتاه‌تر

144
00:07:10,760 --> 00:07:12,140
‫از چیزی بشه که فکر می‌کردم.

145
00:07:12,260 --> 00:07:13,759
‫غنائم و ابزارهات.

146
00:07:13,760 --> 00:07:16,810
‫فکر کنم چارلی ازت خواست بیاریشون؟

147
00:07:18,060 --> 00:07:20,060
‫امیدوارم راحت باشی که امروز با گروه به اشتراک بذاریشون.

148
00:07:20,180 --> 00:07:23,270
‫پس قضیه اینه... نمایش و تعریف.

149
00:07:24,810 --> 00:07:26,150
‫حتما.

150
00:07:26,270 --> 00:07:28,149
‫همینجان.

151
00:07:28,150 --> 00:07:30,610
‫ببخشید، خیلی دیر خبر دادم.

152
00:07:30,740 --> 00:07:33,320
‫فقط برنامه داشتم که امروز اَل ارائه بده.

153
00:07:34,240 --> 00:07:35,070
‫ولی،

154
00:07:35,071 --> 00:07:36,779
‫با توجه به شرایط، فکر می‌کنم

155
00:07:36,780 --> 00:07:38,950
‫ادای احترام خوبی میشه اگه از تو هم بشنویم.

156
00:07:39,120 --> 00:07:41,540
‫نمایش و تعریف. لعنتی.

157
00:07:42,500 --> 00:07:46,080
‫این کادوی کریسمس بچه‌هاست.

158
00:07:46,090 --> 00:07:48,130
‫خودشه. بفرمایید.

159
00:07:49,050 --> 00:07:50,510
‫خب.

160
00:07:51,800 --> 00:07:54,430
‫این روش خیلی راحت‌تریه برای ارزیابی قربانی‌هام.

161
00:07:54,550 --> 00:07:57,350
‫وقتشه داستان "راپونزل" رو بشنویم.

162
00:07:59,100 --> 00:08:04,099
‫سلام. امیدوارم از فیلم کوچیکم خوشتون بیاد، آقای پریتر.

163
00:08:04,100 --> 00:08:05,850
‫ترسناک.

164
00:08:05,860 --> 00:08:08,770
‫دوربین رو به کلاه دوچرخه‌م وصل کردم.

165
00:08:08,900 --> 00:08:11,400
‫می‌دونید دیگه، اول ایمنی.

166
00:08:12,240 --> 00:08:13,780
‫موی دم اسبی. فتیش اَل.

167
00:08:13,910 --> 00:08:16,410
‫نیازش.

168
00:08:19,410 --> 00:08:20,909
‫اون می‌خواد این زن رو جلوی دوربین بکشه،

169
00:08:20,910 --> 00:08:23,709
‫و من باید اینجا با این هیولاها بشینم

170
00:08:23,710 --> 00:08:27,169
‫و ببینم چطور از هر لحظه لعنتیش لذت می‌برن.

171
00:08:27,170 --> 00:08:29,500
‫هی، از سمت چپتون!

172
00:08:29,630 --> 00:08:31,010
‫- آره.
‫- هی.

173
00:08:31,130 --> 00:08:32,169
‫- اوه، ممنون.
‫- آره، مشکلی نیست.

174
00:08:32,170 --> 00:08:33,590
‫خیلی‌خب.

175
00:08:47,810 --> 00:08:49,310
‫یکی... یکی کمک کنه!

176
00:08:49,320 --> 00:08:50,730
‫- یه نفر...
‫- وای خدای من.

177
00:08:50,860 --> 00:08:52,359
‫- خواهش می‌کنم.
‫- حالت خوبه؟

178
00:08:52,360 --> 00:08:54,690
‫چرخ جلوم خورد به یه چیزی.

179
00:08:54,700 --> 00:08:55,989
‫- پامه.
‫- من چیزی نمی‌بینم.

180
00:08:55,990 --> 00:08:57,489
‫فکر کنم داره خونریزی می‌کنه.

181
00:08:57,490 --> 00:08:58,700
‫کجات درد می‌کنه؟

182
00:08:58,820 --> 00:09:00,029
‫- دقیقا...
‫- کجا؟

183
00:09:00,030 --> 00:09:02,200
‫...همینجا!

184
00:09:26,060 --> 00:09:29,270
‫بابابزرگ میگه وقت کوتاه کردن موهاته.

185
00:09:30,610 --> 00:09:32,440
‫همه‌شون باید بمیرن.

186
00:09:32,570 --> 00:09:36,399
‫باید هرچه زودتر همه روابطم رو با این گروه قطع کنم.

187
00:09:36,400 --> 00:09:38,070
‫ولی الان...

188
00:09:39,070 --> 00:09:42,700
‫...باید متقاعدشون کنم که من سر آدمای بی‌گناه رو قطع می‌کنم.

189
00:09:48,670 --> 00:09:51,919
‫چطور یه اتاق پر از روانی رو قانع می‌کنی

190
00:09:51,920 --> 00:09:53,460
‫که با سیستم اونا جوری؟

191
00:09:54,710 --> 00:09:56,920
‫تاحالا دیدی یه مرد برای زندگیش التماس کنه،

192
00:09:57,090 --> 00:09:59,259
‫در حالی که داره تو خون خودش خفه میشه؟

193
00:09:59,260 --> 00:10:02,550
‫هرچی بخوام بدونم بهم میگن.

194
00:10:02,560 --> 00:10:04,889
‫چیزایی که تاحالا به هیچکس نگفتن.

195
00:10:04,890 --> 00:10:07,440
‫تصادفی بودنش بهترین قسمتشه.

196
00:10:07,600 --> 00:10:09,640
‫از این خوشت میاد، ها؟
‫از این خوشت میاد، پریتر؟

197
00:10:09,650 --> 00:10:12,190
‫کثافت روانی!

198
00:10:13,020 --> 00:10:15,070
‫می‌دونستم این کار،

199
00:10:15,190 --> 00:10:16,480
‫فکر بدیه.

200
00:10:16,490 --> 00:10:18,610
‫ملحق شدن به این باشگاه اجتماعی هیولاها.

201
00:10:18,740 --> 00:10:20,239
‫من به باشگاهشون ملحق نشدم.

202
00:10:20,240 --> 00:10:22,779
‫پس چرا داری به این هیولاها فیلمای بیشتری از کشتار میدی

203
00:10:22,780 --> 00:10:24,120
‫که باهاش حال کنن؟

204
00:10:24,240 --> 00:10:26,500
‫فقط دارم کاری رو می‌کنم که طبیعتا بلدم، بابا.

205
00:10:26,620 --> 00:10:28,460
‫منم یه هیولام. یادت رفته؟

206
00:10:28,580 --> 00:10:30,459
‫تو مثل بقیه‌شون نیستی.

207
00:10:30,460 --> 00:10:31,920
‫ما با هم خیلی سخت تلاش کردیم

208
00:10:32,040 --> 00:10:34,960
‫تا امیال تو رو به یه چیز درست تبدیل کنیم.

209
00:10:35,090 --> 00:10:37,550
‫و بعدش تو به من پشت کردی.

210
00:10:38,470 --> 00:10:40,049
‫ما مشکلات خودمونو داشتیم، ولی من هیچوقت...

211
00:10:40,050 --> 00:10:42,089
‫برای همین خودتو کشتی.

212
00:10:42,090 --> 00:10:45,140
‫نمی‌تونستی با چیزی که من واقعاً بودم زندگی کنی.

213
00:10:46,020 --> 00:10:48,639
‫نه بعد از اینکه با چشمای خودت دیدی.

214
00:10:48,640 --> 00:10:51,099
‫من ترسیده بودم.

215
00:10:51,100 --> 00:10:54,190
‫خودمو برای رنج تو سرزنش می‌کردم.

216
00:10:54,320 --> 00:10:56,270
‫ولی من قلبت رو می‌شناسم.

217
00:10:56,280 --> 00:10:58,439
‫تو هدف والاتری داری، پسرم.

218
00:10:58,440 --> 00:11:00,650
‫"رد" یه حیوون بی‌اخلاق بود.

219
00:11:00,660 --> 00:11:04,279
‫ولی اون تو نیستی، و نباید وانمود کنی که هستی.

220
00:11:06,290 --> 00:11:08,159
‫مشکلی هست؟

221
00:11:08,160 --> 00:11:10,119
‫نه. اینجا مشکلی نیست.

222
00:11:10,120 --> 00:11:13,380
‫آقای پریتر میگه نوبت ارائه شماست.

223
00:11:15,210 --> 00:11:18,340
‫هری راست میگه. من وانمود نمی‌کنم.

224
00:11:19,170 --> 00:11:21,720
‫من هیچوقت در مورد خودم حرف نمی‌زنم.

225
00:11:22,550 --> 00:11:23,550
‫نه اینطوری.

226
00:11:25,510 --> 00:11:28,430
‫شماها منو به اسم "مسافر تاریکی" می‌شناسید.

227
00:11:29,640 --> 00:11:31,230
‫خب...

228
00:11:32,400 --> 00:11:34,400
‫می‌خوام باهاتون روراست باشم.

229
00:11:35,610 --> 00:11:38,529
‫چیزی که اینجا می‌بینید، مسافر تاریکی نیست.

230
00:11:38,530 --> 00:11:39,779
‫نه الان.

231
00:11:39,780 --> 00:11:42,609
‫این "رد اشمیت" که دارید می‌بینید

232
00:11:42,610 --> 00:11:45,030
‫نقابیه که به صورتم می‌زنم.

233
00:11:48,660 --> 00:11:51,249
‫فقط گروهی از آدم‌های منتخب می‌تونن مسافر تاریکی رو ببینن.

234
00:11:51,250 --> 00:11:54,249
‫و وقتی ببیننش، اونا...

235
00:11:54,250 --> 00:11:56,000
‫می‌میرن.

236
00:12:00,380 --> 00:12:03,550
‫وای، خیلی حس عجیبیه که اینو با صدای بلند بگم.

237
00:12:03,680 --> 00:12:05,719
‫من معمولا فقط

238
00:12:05,720 --> 00:12:11,140
‫وقتی نقابم رو برمی‌دارم که یه قربانی کاملا بی‌دفاع باشه.

239
00:12:12,140 --> 00:12:14,269
‫اون موقع‌ست که این نقاب خندان

240
00:12:14,270 --> 00:12:19,020
‫و کنار اومدن با همه برداشته میشه.

241
00:12:21,030 --> 00:12:24,780
‫و این نقاب خیلی خسته‌کننده‌ست، مگه نه؟

242
00:12:26,160 --> 00:12:29,199
‫انگار این یارو، رد اشمیت،

243
00:12:29,200 --> 00:12:32,910
‫دائما داره مسافر تاریکی رو مدیریت می‌کنه،

244
00:12:33,040 --> 00:12:35,170
‫مهارش می‌کنه.

245
00:12:36,250 --> 00:12:40,549
‫ولی... نمی‌دونم.

246
00:12:40,550 --> 00:12:41,920
‫این هفته با شما،

247
00:12:42,050 --> 00:12:44,670
‫این صحبت‌های رک و بی‌پروامون در مورد اشتهامون.

248
00:12:44,680 --> 00:12:46,429
‫در مورد...

249
00:12:46,430 --> 00:12:48,970
‫چی بهش می‌گفتی، گرت؟

250
00:12:50,060 --> 00:12:51,470
‫اشتیاق بزرگ.

251
00:12:52,430 --> 00:12:54,270
‫من زیاد شماها رو نمی‌شناسم، ولی می‌دونم

252
00:12:54,390 --> 00:12:57,940
‫باری که به دوش می‌کشید چیه،

253
00:12:58,060 --> 00:13:00,859
‫نقابی که می‌زنید، چقدر سنگینه،

254
00:13:00,860 --> 00:13:04,030
‫چقدر تنهایید چون...

255
00:13:07,450 --> 00:13:09,950
‫...هیچکس شما رو نمی‌شناسه.

256
00:13:10,740 --> 00:13:13,080
‫هیچکس شما رو نمی‌بینه.

257
00:13:13,200 --> 00:13:17,119
‫اَل بزرگترین لبخندی رو داره که تاحالا دیدم.

258
00:13:17,120 --> 00:13:18,419
‫فکر می‌کنید همه چی داره.

259
00:13:18,420 --> 00:13:20,249
‫یه خانواده عالی،

260
00:13:20,250 --> 00:13:23,170
‫خونه تو حومه شهر، قتل‌هاش.

261
00:13:23,300 --> 00:13:26,629
‫ولی خانواده‌ت هیچوقت کل وجود تو رو نمی‌شناسن.

262
00:13:26,630 --> 00:13:29,969
‫اگه یه بار نقابت از صورتت بیفته،

263
00:13:29,970 --> 00:13:33,429
‫اون شوهر خوب و پدر عالی،

264
00:13:33,430 --> 00:13:36,020
‫پوف، ناپدید میشه.

265
00:13:36,140 --> 00:13:38,189
‫تنها چیزی که می‌بینن تاریکیه.

266
00:13:38,190 --> 00:13:40,150
‫از تو می‌ترسن.

267
00:13:41,190 --> 00:13:42,859
‫شاید حتی لوت بدن.

268
00:13:42,860 --> 00:13:45,650
‫آره، این...

269
00:13:46,490 --> 00:13:48,279
‫...این درسته، رفیق، یعنی...

270
00:13:48,280 --> 00:13:50,110
‫اشتباه نکنید.

271
00:13:50,120 --> 00:13:52,780
‫غذا دادن به مسافر تاریکی من، بهم لذت میده.

272
00:13:52,790 --> 00:13:54,500
‫ولی بعد از اینکه قربانی‌هام

273
00:13:54,620 --> 00:13:57,410
‫آخرین نفسشون رو می‌کشن، من احساس...

274
00:13:59,500 --> 00:14:01,920
‫...غم غیرقابل تحملی می‌کنم.

275
00:14:02,750 --> 00:14:05,670
‫چون اون لحظه کوتاهی که

276
00:14:05,800 --> 00:14:08,630
‫کاملا خودمم تموم شده.

277
00:14:11,600 --> 00:14:14,930
‫و بعدش وقتشه که دوباره نقابمو بزنم.

278
00:14:18,230 --> 00:14:20,979
‫یا... شاید،

279
00:14:20,980 --> 00:14:24,230
‫حالا که راضی و سیر شده، مسافر تاریکی من،

280
00:14:24,360 --> 00:14:27,990
‫اونی که واقعاً کنترل دستشه،

281
00:14:28,110 --> 00:14:31,989
‫بهم اجازه میده که...

282
00:14:31,990 --> 00:14:35,699
‫لباس مبدل رد اشمیت رو دوباره بپوشم...

283
00:14:35,700 --> 00:14:37,120
‫و...

284
00:14:38,500 --> 00:14:41,829
‫...بی‌سر و صدا از پشت صحنه

285
00:14:41,830 --> 00:14:44,420
‫کنترل اوضاع رو به دست می‌گیره...

286
00:14:44,550 --> 00:14:46,460
‫بدون اینکه کسی بفهمه...

287
00:14:47,970 --> 00:14:49,879
‫...ولی همیشه کنترل دست اونه.

288
00:14:55,310 --> 00:14:57,269
‫اون...

289
00:14:57,270 --> 00:15:00,480
‫اون...

290
00:15:01,980 --> 00:15:05,230
‫اون...

291
00:15:08,190 --> 00:15:09,900
‫یعنی به نظرت یکم عجیب نیست

292
00:15:10,030 --> 00:15:12,569
‫که درست قبل از اینکه بخوایم از بانوی انتقام بپرسیم

293
00:15:12,570 --> 00:15:16,369
‫که آیا دکستر مورگان رو می‌شناسه یا نه،
‫یهو پامیشه خودشو می‌کشه؟

294
00:15:16,370 --> 00:15:19,790
‫۷۷ درصد از کل خودکشی‌های زندان بین

295
00:15:19,910 --> 00:15:21,620
‫متهم شدن و محکوم شدن زندانی اتفاق میفته.

296
00:15:21,750 --> 00:15:24,290
‫با کارآگاه والاس و آمار و ارقامش درنیفت.

297
00:15:24,420 --> 00:15:26,089
‫یه پا نینجای آمار و ارقامه.

298
00:15:26,090 --> 00:15:27,549
‫هیچکدوم از اینا با عقل جور درنمیاد.

299
00:15:27,550 --> 00:15:30,799
‫جدی فکر می‌کنی دوربین‌های امنیتی

300
00:15:30,800 --> 00:15:33,589
‫اتفاقی تو بند میا از کار افتادن،

301
00:15:33,590 --> 00:15:35,799
‫درست همون لحظه‌ای که خودشو می‌کشه؟

302
00:15:35,800 --> 00:15:38,559
‫گزارش بازرسی کل، نقص گسترده دوربین‌ها

303
00:15:38,560 --> 00:15:40,019
‫رو در سراسر تأسیسات تأیید کرده.

304
00:15:40,020 --> 00:15:42,060
‫شما هیچوقت به حست اعتماد نمی‌کنی؟

305
00:15:48,690 --> 00:15:50,319
‫شما احتمالا ناامیدید که

306
00:15:50,320 --> 00:15:52,650
‫حقایق این پرونده کاملا نظریه‌تون رو دنبال نمی‌کنه.

307
00:15:52,660 --> 00:15:54,909
‫ولی ما هیچ احتمالی رو رد نمی‌کنیم.

308
00:15:54,910 --> 00:15:57,739
‫ما فقط داریم شواهد رو دنبال می‌کنیم تا ببینیم به کجا می‌رسه.

309
00:15:57,740 --> 00:15:59,450
‫دارید بازی می‌خورید.

310
00:16:00,700 --> 00:16:02,120
‫این یارو باهوشه.

311
00:16:02,250 --> 00:16:04,249
‫دهه‌هاست که از عدالت فرار کرده.

312
00:16:04,250 --> 00:16:07,169
‫جدی فکر می‌کنی این یارو دکستر، مخفیانه وارد زندان شده،

313
00:16:07,170 --> 00:16:09,000
‫میا لاپیر رو کشته،

314
00:16:09,130 --> 00:16:10,549
‫خودکشیشو صحنه‌سازی کرده و مخفیانه خارج شده،

315
00:16:10,550 --> 00:16:12,800
‫قبل از اینکه بتونی با یه عکس بهش برسی؟

316
00:16:13,680 --> 00:16:16,969
‫نظریه "بانوی انتقام" و رایان فاستر شما هم

317
00:16:16,970 --> 00:16:18,510
‫کاملا جور درنمیاد.

318
00:16:18,640 --> 00:16:20,389
‫اول از همه اینکه چطور سرش رو له کرده

319
00:16:20,390 --> 00:16:23,190
‫و تیکه تیکه‌ش کرده.
‫این روش کار معمولش نیست.

320
00:16:23,310 --> 00:16:26,850
‫تو همه قتل‌های بانوی انتقام تفاوت‌هایی وجود داره.

321
00:16:26,860 --> 00:16:29,980
‫به نظر میاد بسته به شرایط روش‌هاشو عوض می‌کنه.

322
00:16:31,360 --> 00:16:33,320
‫ولی یه جزئیاتی هست که نگران‌کننده‌ست.

323
00:16:33,450 --> 00:16:34,569
‫خب؟

324
00:16:34,570 --> 00:16:38,119
‫اثر انگشت میا لاپیر روی همه غنائمی هست

325
00:16:38,120 --> 00:16:40,829
‫که مقامات تو خونه اجاره‌ایش پیدا کردن...

326
00:16:40,830 --> 00:16:41,830
‫بجز یکی.

327
00:16:41,831 --> 00:16:44,870
‫بذار حدس بزنم. ساعت.

328
00:16:50,630 --> 00:16:53,839
‫امکانش هست به سوابق اداره راهنمایی و رانندگی دسترسی داشته باشم؟

329
00:16:53,840 --> 00:16:55,469
‫فقط یکم حالت تهوع دارم.

330
00:16:55,470 --> 00:16:57,840
‫اون سواری با هلیکوپتر واقعا حالمو بد کرد.

331
00:16:57,850 --> 00:16:59,849
‫کسی راهی برای دل‌درد سراغ نداره؟

332
00:16:59,850 --> 00:17:02,179
‫اینکه بکشمت. جنازه‌تو بندازم تو خلیج.

333
00:17:02,180 --> 00:17:03,639
‫نه، الان چیزی به ذهنم نمیرسه.

334
00:17:03,640 --> 00:17:06,900
‫خداروشکر موقع ارائه‌م اینطوری نبودم.

335
00:17:06,980 --> 00:17:08,809
‫حالا که حرف از ارائه شد،

336
00:17:08,810 --> 00:17:11,689
‫ارائه تو... متفاوت بود.

337
00:17:11,690 --> 00:17:14,989
‫هیچی در مورد روش‌هات نگفتی.

338
00:17:14,990 --> 00:17:18,360
‫هیچی در مورد خود قتل‌ها نگفتی.

339
00:17:18,370 --> 00:17:20,119
‫هیچ جزئیاتی.

340
00:17:20,120 --> 00:17:22,579
‫- هنوز دارم قلقش رو پیدا می‌کنم.
‫- هی، من...

341
00:17:22,580 --> 00:17:24,000
‫من فکر کردم جالب بود.

342
00:17:24,120 --> 00:17:25,709
‫ممنون، اَل.

343
00:17:25,710 --> 00:17:28,710
‫پریتر عاشق جزئیاته، حداقل وقتی من

344
00:17:28,830 --> 00:17:30,210
‫در مورد کارم حرف می‌زنم.

345
00:17:30,340 --> 00:17:33,710
‫آره، خب همه که نمی‌تونن مثل تو رویاپرداز باشن.

346
00:17:33,840 --> 00:17:35,880
‫من یه جورایی موجود نادری هستم.

347
00:17:36,050 --> 00:17:38,549
‫بیشتر شبیه یه گونه در حال انقراضی.

348
00:17:38,550 --> 00:17:39,930
‫نمایش دادن نقطه قوت منه.

349
00:17:40,050 --> 00:17:41,889
‫اگرچه امسال

350
00:17:41,890 --> 00:17:43,510
‫تأثیر همیشگی رو نخواهد داشت،

351
00:17:43,520 --> 00:17:45,390
‫با این همه اتفاقات ناگوار.

352
00:17:45,520 --> 00:17:47,480
‫آره، می‌دونی چیه؟
‫من فقط متاسفم که سال اولت

353
00:17:47,600 --> 00:17:50,060
‫با ما اینقدر، خب، عجیب بوده.

354
00:17:50,190 --> 00:17:51,190
‫آره.

355
00:17:51,320 --> 00:17:52,610
‫خنده‌داره که چطور امسال همه چی

356
00:17:52,730 --> 00:17:55,069
‫هی داره از کنترل خارج میشه.

357
00:17:55,070 --> 00:17:57,069
‫هی از خودم می‌پرسم،

358
00:17:57,070 --> 00:17:58,990
‫چی فرق کرده؟

359
00:17:59,110 --> 00:18:00,869
‫چقدر طول می‌کشه تا شک و تردید گرت

360
00:18:00,870 --> 00:18:03,830
‫در مورد این تازه‌وارد کار دستش بده؟

361
00:18:04,830 --> 00:18:06,999
‫باید زودتر کارش رو تموم کنم.

362
00:18:08,960 --> 00:18:11,590
‫آقای پریتر می‌خوان شما رو ببینن.

363
00:18:28,520 --> 00:18:31,770
‫خیلی پرکار بودی...

364
00:18:32,560 --> 00:18:34,649
‫...تو یه مدت زمان خیلی کوتاه.

365
00:18:34,650 --> 00:18:37,110
‫انگیزه داشتم.

366
00:18:37,900 --> 00:18:39,860
‫ارائه‌ت...

367
00:18:42,870 --> 00:18:44,870
‫...تماشایی بود.

368
00:18:46,700 --> 00:18:50,210
‫هیچوقت ندیده بودم کسی به خودش اجازه بده اینقدر آسیب‌پذیر باشه.

369
00:18:51,040 --> 00:18:53,790
‫خیلی قابل درک بود.

370
00:18:54,630 --> 00:18:56,000
‫بفرمایید.

371
00:19:01,510 --> 00:19:03,300
‫بشین.

372
00:19:08,890 --> 00:19:10,640
‫وقتی بچه بودم،

373
00:19:10,770 --> 00:19:13,810
‫فکر می‌کردم پدر و مادرم تا ابد زنده‌ن.

374
00:19:14,730 --> 00:19:17,229
‫از دست دادنشون تو اون سن کم،

375
00:19:17,230 --> 00:19:19,359
‫درس بزرگی بود در مورد دمدمی مزاج بودن سرنوشت.

376
00:19:19,360 --> 00:19:20,860
‫آره، یه چیزایی در این مورد شنیدم.

377
00:19:20,990 --> 00:19:24,370
‫تو بچگی تو یه تصادف رانندگی از دستشون دادی؟

378
00:19:24,490 --> 00:19:26,159
‫- آره.
‫- آره، سخته.

379
00:19:26,160 --> 00:19:28,950
‫تو فقط چیزایی رو می‌دونی که رسانه‌ها در مورد من گزارش دادن.

380
00:19:29,080 --> 00:19:30,999
‫ولی همونطور که قبلا می‌گفتی،

381
00:19:31,000 --> 00:19:33,500
‫هیچکس لئون پریتر رو کامل نمی‌شناسه.

382
00:19:35,880 --> 00:19:38,380
‫اون تصادف فقط شروع ماجرا بود.

383
00:19:39,210 --> 00:19:40,840
‫پدر و مادرم مُرده بودن.

384
00:19:40,970 --> 00:19:43,590
‫راننده تو زندان بود.

385
00:19:44,760 --> 00:19:46,890
‫و من مونده بودم تا بفهمم

386
00:19:47,010 --> 00:19:48,470
‫چطور با اتفاقی که افتاده بود کنار بیام.

387
00:19:48,600 --> 00:19:52,020
‫به مردی که پدر و مادرم رو کشته بود نامه نوشتم.

388
00:19:52,140 --> 00:19:54,269
‫کوپر موریس.

389
00:19:54,270 --> 00:19:57,730
‫عصبانی، گیج و کاملا داغون بودم.

390
00:19:57,860 --> 00:20:00,819
‫تمام اون درد رو تو یه نامه ریختم.

391
00:20:00,820 --> 00:20:04,279
‫فقط می‌خواستم بدونه که چقدر به من آسیب زده.

392
00:20:04,280 --> 00:20:06,070
‫و می‌دونی چی شد؟

393
00:20:06,200 --> 00:20:07,529
‫اون حرومزاده جوابمو داد.

394
00:20:07,530 --> 00:20:09,039
‫هیچ پشیمونی‌ای نداشت.

395
00:20:09,040 --> 00:20:12,540
‫گفت می‌دونه که من دارم رنج می‌کشم.

396
00:20:13,670 --> 00:20:15,120
‫همه رنج می‌کشن.

397
00:20:15,130 --> 00:20:18,790
‫کاری که کرده بود هیچ ربطی به من یا پدر و مادرم نداشت.

398
00:20:18,800 --> 00:20:21,299
‫با تو همدردی نکرد

399
00:20:21,300 --> 00:20:23,010
‫چون نمی‌تونست.

400
00:20:23,130 --> 00:20:26,050
‫تو ذهن اون، کاری که کرده بود درست یا غلط نبود.

401
00:20:26,180 --> 00:20:28,060
‫فقط... اون کارو کرده بود.

402
00:20:29,810 --> 00:20:32,479
‫یه چیز جذابی تو این هست.

403
00:20:32,480 --> 00:20:37,730
‫بالاخره جرأت پیدا کردم و خواستم حضوری ببینمش.

404
00:20:38,570 --> 00:20:40,570
‫جواب می‌خواستم.

405
00:20:40,690 --> 00:20:43,900
‫چرا اون شب؟ چرا خانواده من؟

406
00:20:44,070 --> 00:20:46,109
‫تصادف نبود.

407
00:20:46,110 --> 00:20:48,909
‫تو مستی با دوست دخترم دعوام شده بود.

408
00:20:48,910 --> 00:20:50,120
‫و من...

409
00:20:50,240 --> 00:20:51,949
‫...از خونه زدم بیرون.

410
00:20:51,950 --> 00:20:55,000
‫وقتی پشت فرمون کامیونش نشست، مصمم بود

411
00:20:55,120 --> 00:20:56,870
‫که یه خرابکاری‌ای بکنه.

412
00:20:56,880 --> 00:20:58,289
‫هرچیزی که

413
00:20:58,290 --> 00:20:59,669
‫شیاطین درونشو آزاد کنه.

414
00:20:59,670 --> 00:21:03,259
‫ماشین پدر و مادرم رو دید، سرعت گرفت و

415
00:21:03,260 --> 00:21:04,720
‫کوبید به ما.

416
00:21:05,630 --> 00:21:07,640
‫هیچوقت یادم نمیره که تو صندلی عقب نشسته بودم

417
00:21:07,800 --> 00:21:09,140
‫و مرگ پدر و مادرم رو تماشا می‌کردم.

418
00:21:10,390 --> 00:21:11,559
‫اول پدرم.

419
00:21:11,560 --> 00:21:13,560
‫بعد، چند دقیقه بعد، مادرم.

420
00:21:14,980 --> 00:21:16,940
‫ما همه‌مون آسیب‌هایی داریم...

421
00:21:17,730 --> 00:21:19,400
‫...که نمی‌تونیم ازشون فرار کنیم.

422
00:21:21,820 --> 00:21:23,780
‫حتی اگه خونریزی کنیم و زخم بشیم...

423
00:21:25,570 --> 00:21:26,820
‫...هیچوقت واقعا خوب نمیشیم.

424
00:21:26,950 --> 00:21:29,319
‫نه، ولی من جزئیات رو می‌خواستم.

425
00:21:29,320 --> 00:21:31,079
‫می‌خواستم بدونم وقتی منو برای اولین بار

426
00:21:31,080 --> 00:21:33,500
‫تو اون لاشه ماشین دید چی فکر می‌کرد.

427
00:21:33,620 --> 00:21:35,659
‫خودشو،

428
00:21:35,660 --> 00:21:37,119
‫یه تماشاگر بی‌قدرت

429
00:21:37,120 --> 00:21:38,539
‫تو یه دنیای بی‌رحم، دید.

430
00:21:38,540 --> 00:21:40,340
‫و این ترسوندش.

431
00:21:40,460 --> 00:21:43,510
‫گیر افتادن تو یه جعبه فلزی با پدر و مادر مُرده.

432
00:21:43,630 --> 00:21:45,340
‫آشنا به نظر میاد.

433
00:21:45,470 --> 00:21:47,679
‫فقط وقتی من با قاتل مادرم روبرو شدم،

434
00:21:47,680 --> 00:21:50,390
‫اونور یه میز توی زندان ننشسته بود.

435
00:21:50,510 --> 00:21:52,309
‫روی میز کشتار من دراز کشیده بود.

436
00:21:52,310 --> 00:21:54,350
‫ما هر دو زندانی بودیم.

437
00:21:55,140 --> 00:21:56,690
‫اون تو سیستم قضایی بود.

438
00:21:56,810 --> 00:21:58,230
‫من تو سیستم سرپرستی بودم.

439
00:21:58,350 --> 00:22:02,189
‫ولی ما هر دو زندانی اخلاقیات دنیا بودیم.

440
00:22:02,190 --> 00:22:04,150
‫پس من به دیدنش ادامه دادم.

441
00:22:04,990 --> 00:22:06,149
‫باهاش دوست شدم.

442
00:22:06,150 --> 00:22:07,030
‫تنها ملاقاتیش

443
00:22:07,150 --> 00:22:09,159
‫در طول حبسش بودم.

444
00:22:09,160 --> 00:22:11,909
‫و اون به من اعتراف کرد.

445
00:22:11,910 --> 00:22:13,699
‫من قبلاً هم کشته بودم.

446
00:22:13,700 --> 00:22:16,539
‫اون اولین قاتل سریالی بود که

447
00:22:16,540 --> 00:22:18,160
‫داستانش رو برای من تعریف کرد.

448
00:22:18,170 --> 00:22:20,580
‫و می‌خوای یه چیزی بدونی؟

449
00:22:20,710 --> 00:22:23,300
‫من خیلی باهاش احساس نزدیکی می‌کردم.

450
00:22:25,710 --> 00:22:28,260
‫بیشتر از پدر و مادر خودم.

451
00:22:28,380 --> 00:22:31,550
‫هیچوقت فکر نمی‌کنی فقط داشته تو رو بازی می‌داده؟

452
00:22:31,680 --> 00:22:33,640
‫تو یه بچه بودی.

453
00:22:35,020 --> 00:22:37,020
‫کنترل دست من بود.

454
00:22:38,100 --> 00:22:39,690
‫دونستن اینکه وقتی اونا رو می‌کشت به چی فکر می‌کرد

455
00:22:39,810 --> 00:22:41,059
‫بهم قدرت می‌داد.

456
00:22:41,060 --> 00:22:42,809
‫من دیگه هیچوقت قرار نبود اون پسر بچه ترسیده

457
00:22:42,810 --> 00:22:45,980
‫تو صندلی عقب باشم، هیچوقت.

458
00:22:49,570 --> 00:22:51,740
‫شروع کردم به لذت بردن از ملاقات‌هامون،

459
00:22:51,870 --> 00:22:53,909
‫ولی هیچی تا ابد باقی نمی‌مونه.

460
00:22:53,910 --> 00:22:57,450
‫کوپر حتی به تولد ۵۰ سالگیش هم نرسید.

461
00:22:58,370 --> 00:23:01,630
‫بعد از مرگش، دوباره تنها شدم، ولی...

462
00:23:03,170 --> 00:23:05,169
‫...زندان‌ها پر از آدمایی مثل اونن.

463
00:23:05,170 --> 00:23:08,800
‫اون موقع بود که شروع کردی به جمع کردن قاتل‌ها، ها؟

464
00:23:08,920 --> 00:23:10,630
‫و غنائمشون.

465
00:23:11,590 --> 00:23:13,719
‫ولی من هیچوقت پاکی

466
00:23:13,720 --> 00:23:16,010
‫اون اولین دوستی رو فراموش نمی‌کنم.

467
00:23:18,810 --> 00:23:22,150
‫می‌دونم بیشتر مهمون‌هام فقط برای پول اینجان.

468
00:23:22,270 --> 00:23:24,940
‫یه مشت خودنمای حریص.

469
00:23:25,070 --> 00:23:28,650
‫برای همین از صداقت امروزت خیلی قدردانی کردم.

470
00:23:28,780 --> 00:23:31,610
‫منو یاد رابطه‌ای انداخت که با کوپر داشتم.

471
00:23:35,830 --> 00:23:38,160
‫با احتیاط بگیرش.

472
00:23:38,290 --> 00:23:40,870
‫تقریبا همسن خودمه.

473
00:23:44,460 --> 00:23:47,799
‫این اولین نامه‌ایه که بهم نوشت.

474
00:23:47,800 --> 00:23:50,050
‫اولین غنیمتم.

475
00:23:50,170 --> 00:23:52,380
‫و باارزش‌ترینش.

476
00:23:58,100 --> 00:24:00,679
‫یه چیزی رو درونم باز کرد،

477
00:24:00,680 --> 00:24:02,559
‫یه چیزی که

478
00:24:02,560 --> 00:24:05,690
‫از اون موقع دنبالش بودم.

479
00:24:05,860 --> 00:24:09,529
‫ارائه امروزت بهم یادآوری کرد

480
00:24:09,530 --> 00:24:13,200
‫که هنوز چیزایی برای کشف کردن تو این سفر هست.

481
00:24:15,200 --> 00:24:17,870
‫خوشحالم که خوشت اومد.

482
00:24:19,370 --> 00:24:21,539
‫نگران بودم حوصله‌سربر باشه.

483
00:24:21,540 --> 00:24:23,000
‫نه، نه، نه.

484
00:24:23,120 --> 00:24:24,920
‫رد،

485
00:24:25,040 --> 00:24:28,290
‫حقیقت هیچوقت حوصله‌سربر نیست. نه.

486
00:24:28,300 --> 00:24:32,549
‫هیچوقت نمی‌دونی ممکنه چه جرقه‌ای تو وجود کسی بزنه.

487
00:24:56,360 --> 00:24:58,870
‫دنبال دکستر مورگان می‌گردم. اینجا زندگی می‌کنه؟

488
00:24:58,990 --> 00:25:00,240
‫شما؟

489
00:25:00,370 --> 00:25:02,909
‫یه دوست قدیمی از میامی. من انجل باتیستا هستم.

490
00:25:02,910 --> 00:25:05,250
‫آه، بله. خیلی خوشحالم که

491
00:25:05,370 --> 00:25:09,249
‫یه دوست قدیمیِ دکستر از میامی رو می‌بینم.

492
00:25:09,250 --> 00:25:10,630
‫متاسفانه الان اینجا نیست.

493
00:25:10,750 --> 00:25:12,089
‫منتظرتون بود؟

494
00:25:12,090 --> 00:25:15,050
‫نه. فقط شنیدم تو شهره، خواستم

495
00:25:15,180 --> 00:25:16,339
‫- یه سلامی بکنم.
‫- آه.

496
00:25:16,340 --> 00:25:17,800
‫پس، دکستر اینجا با شما زندگی می‌کنه؟

497
00:25:17,930 --> 00:25:19,759
‫آپارتمان طبقه پایین رو اجاره کرده.

498
00:25:19,760 --> 00:25:21,140
‫خیلی خوبه که اینجاست.

499
00:25:21,260 --> 00:25:23,520
‫تقریبا مثل خانواده شده.

500
00:25:25,230 --> 00:25:26,979
‫چی بگم والا.

501
00:25:26,980 --> 00:25:30,689
‫نمیدونم چطور همیشه موفق میشه هرجا میره با همه جور بشه.

502
00:25:30,690 --> 00:25:33,569
‫- شما و دکستر چطور آشنا شدید؟
‫- سرنوشت.

503
00:25:33,570 --> 00:25:36,610
‫من راننده یورکارم. سوار ماشینم شد،

504
00:25:36,740 --> 00:25:39,570
‫و بوم! با هم جور شدیم.

505
00:25:39,700 --> 00:25:40,780
‫خیلی خوش‌شانسیم

506
00:25:40,910 --> 00:25:42,239
‫که یه مرد خانواده خوب

507
00:25:42,240 --> 00:25:43,740
‫اون آپارتمان رو اجاره کرده.

508
00:25:43,750 --> 00:25:45,329
‫هریسون چطوره؟

509
00:25:45,330 --> 00:25:46,869
‫بچه خوبیه.

510
00:25:46,870 --> 00:25:49,629
‫دکستر خیلی خوشحاله که دوباره تو زندگیشه.

511
00:25:49,630 --> 00:25:53,129
‫و درست زمانی که به نظر میاد به پدرش احتیاج داره.

512
00:25:53,130 --> 00:25:54,260
‫ها؟

513
00:25:54,380 --> 00:25:55,340
‫فکر کنم هریسون الان

514
00:25:55,341 --> 00:25:57,470
‫داره دوران سختی رو می‌گذرونه.

515
00:26:00,260 --> 00:26:02,640
‫♪ "Satan Is His Name"
‫By Holly Golightly ♪

516
00:26:04,350 --> 00:26:07,980
‫صداقت بهترین سیاست در مورد پریتر به نظر میاد.

517
00:26:08,900 --> 00:26:14,230
‫♪ شیطان اسمیه که باهاش شناخته میشه ♪

518
00:26:15,820 --> 00:26:17,490
‫ببینم روی جمنای چه اثری داره.

519
00:26:17,610 --> 00:26:22,490
‫♪ اون کلی شیطنت تو چشماشه ♪

520
00:26:25,910 --> 00:26:28,330
‫♪ بوسه‌ش از آتشه ♪

521
00:26:28,460 --> 00:26:31,250
‫♪ و تو رو خوب می‌سوزونه ♪

522
00:26:32,090 --> 00:26:35,760
‫♪ قلبت رو می‌شکنه، و دردش مثل... ♪

523
00:26:36,970 --> 00:26:39,550
‫♪ دردش مثل جهنمه... ♪

524
00:26:46,770 --> 00:26:48,440
‫رازت رو می‌دونم.

525
00:26:49,890 --> 00:26:51,810
‫و اون راز چیه؟

526
00:26:53,060 --> 00:26:54,859
‫تو یه قُل داری.

527
00:26:57,320 --> 00:26:59,989
‫این احمقانه‌ترین حرفی بود که تاحالا شنیدم.

528
00:27:04,200 --> 00:27:05,909
‫داشتم فکر می‌کردم چطور تنهایی

529
00:27:05,910 --> 00:27:08,410
‫از پس اون قتل‌های دوتایی پیچیده برمیای.

530
00:27:08,540 --> 00:27:11,040
‫جابجا کردن جنازه‌ها، ژست دادنشون.

531
00:27:11,210 --> 00:27:13,380
‫یعنی، بهت برنخوره،
‫ولی بهت نمیاد

532
00:27:13,540 --> 00:27:15,630
‫تاحالا پات به باشگاه باز شده باشه.

533
00:27:17,460 --> 00:27:19,380
‫تنهایی انجامش ندادی.

534
00:27:20,840 --> 00:27:22,590
‫خدایا.

535
00:27:23,720 --> 00:27:24,890
‫اون شب اول تو شام پریتر

536
00:27:25,010 --> 00:27:26,599
‫تو بودی یا قُلت؟

537
00:27:26,600 --> 00:27:29,809
‫همین الان خفه شو،

538
00:27:29,810 --> 00:27:32,150
‫قبل از اینکه چیزی بگی که پشیمون بشی.

539
00:27:34,150 --> 00:27:36,399
‫"جمنای کیلر." همه چی تو اسمش بود
<font color="#ffff00">‫(یکی از معانی جمنای، دوقلو هستش)</font>

540
00:27:36,400 --> 00:27:38,570
‫از همون اول. دوقلوها.

541
00:27:38,690 --> 00:27:41,399
‫فکر می‌کنی پریتر اگه بفهمه چیکار می‌کنه؟

542
00:27:41,400 --> 00:27:42,910
‫امکان نداره تئوری توطئه مسخره

543
00:27:43,030 --> 00:27:44,569
‫یه تازه‌وارد رو باور کنه.

544
00:27:44,570 --> 00:27:46,370
‫اوه، من یه کلمه هم حرف نمی‌زنم.

545
00:27:46,490 --> 00:27:48,500
‫این راز کوچیک خودمونه.

546
00:27:50,290 --> 00:27:52,619
‫کاری که تو و برادرت کردید...

547
00:27:52,620 --> 00:27:55,130
‫فوق هوشمندانه‌ست.

548
00:28:07,600 --> 00:28:09,809
‫ما با هم خلقش کردیم.

549
00:28:09,810 --> 00:28:12,190
‫"جمنای."
<font color="#ffff00">‫(دوقلو.)</font>

550
00:28:14,100 --> 00:28:17,229
‫بزرگترین قاتلی که تاحالا دنیا رو به وحشت انداخته.

551
00:28:17,230 --> 00:28:19,440
‫من مدت‌هاست که طرفدارشم.

552
00:28:19,570 --> 00:28:21,110
‫خیلیای دیگه هم هستن.

553
00:28:21,240 --> 00:28:22,110
‫آره.

554
00:28:22,240 --> 00:28:23,410
‫اگرچه تو اولین کسی هستی

555
00:28:23,530 --> 00:28:27,990
‫که راز... راز ما رو فهمید.

556
00:28:29,120 --> 00:28:30,500
‫بهت حسودیم میشه.

557
00:28:32,080 --> 00:28:34,710
‫داشتن کسی که درست مثل خودته.

558
00:28:36,080 --> 00:28:40,919
‫گذشته یکسان، غرایز یکسان.

559
00:28:40,920 --> 00:28:43,220
‫دیدگاه یکسان به دنیا.

560
00:28:45,430 --> 00:28:48,220
‫کسی که هواتو داره.

561
00:28:48,970 --> 00:28:51,060
‫چیزی که ما داریم خیلی خاصه.

562
00:28:51,890 --> 00:28:53,810
‫من یه برادر داشتم.

563
00:28:54,640 --> 00:28:56,650
‫اون...

564
00:28:56,770 --> 00:28:58,439
‫مثل ما بود.

565
00:28:58,440 --> 00:29:01,070
‫می‌دونست تو چیکار می‌کنی؟

566
00:29:02,400 --> 00:29:04,490
‫برای یه مدت کوتاهی،

567
00:29:04,650 --> 00:29:06,320
‫فکر کردم...

568
00:29:06,450 --> 00:29:09,369
‫شاید ما هم بتونیم چیزی که شما دوتا دارید رو داشته باشیم.

569
00:29:09,370 --> 00:29:11,910
‫یه رابطه صادقانه.

570
00:29:13,080 --> 00:29:14,710
‫بعضی وقتا بهش فکر می‌کنم،

571
00:29:14,830 --> 00:29:16,670
‫اوضاع چطور می‌تونست باشه...

572
00:29:18,920 --> 00:29:22,210
‫...اگه بیشتر عمرمون رو با هم غریبه نبودیم.

573
00:29:23,630 --> 00:29:26,220
‫اگه می‌تونستیم با هم کار کنیم.

574
00:29:27,300 --> 00:29:28,600
‫چی اشتباه پیش رفت؟

575
00:29:30,050 --> 00:29:31,640
‫ما همدیگه رو

576
00:29:31,770 --> 00:29:33,180
‫تو ۳۰ سالگی پیدا کردیم.

577
00:29:34,480 --> 00:29:37,270
‫برای صمیمیت برادرانه یکم دیر بود.

578
00:29:41,570 --> 00:29:43,780
‫خدایا، چطور این کارو می‌کنی؟

579
00:29:44,740 --> 00:29:47,030
‫چطور این همه سال رازتو نگه داشتی؟

580
00:29:48,950 --> 00:29:50,910
‫نمی‌تونم وارد جزئیات بشم.

581
00:29:51,030 --> 00:29:53,200
‫نه، البته که نه.

582
00:29:57,170 --> 00:29:59,169
‫ولی...

583
00:29:59,170 --> 00:30:02,499
‫خب، قانون شماره یک، هیچوقت با هم دیده نشید.

584
00:30:02,500 --> 00:30:06,049
‫ما یه سیستم خیلی خاص

585
00:30:06,050 --> 00:30:08,180
‫برای ارتباط برقرار کردن داریم.

586
00:30:11,220 --> 00:30:13,600
‫منظورت مثل یادداشت گذاشتن تو کتابفروشیه؟

587
00:30:18,980 --> 00:30:20,850
‫اینقدر از دیدن بُت خودم

588
00:30:20,860 --> 00:30:24,069
‫تو یه اتاق ذوق‌زده بودم،

589
00:30:24,070 --> 00:30:27,820
‫که نتونستم جلوی خودمو بگیرم و تعقیبت کردم.

590
00:30:29,910 --> 00:30:32,330
‫کنجکاوم.

591
00:30:35,950 --> 00:30:38,249
‫میگن دوقلوها می‌تونن درد همدیگه رو حس کنن.

592
00:30:38,250 --> 00:30:39,830
‫راسته؟

593
00:30:40,710 --> 00:30:43,419
‫دیشب یه سوزشی تو سینه‌ت حس نکردی؟

594
00:30:43,420 --> 00:30:45,170
‫حدود ساعت ۸:۲۰؟

595
00:30:46,090 --> 00:30:47,050
‫چرا؟

596
00:30:47,051 --> 00:30:48,379
‫چون اون موقع بود که

597
00:30:48,380 --> 00:30:50,470
‫با چاقو به سینه برادرت زدم.

598
00:30:50,590 --> 00:30:52,090
‫وقتی جنازه‌ش رو انداختم تو کوره،

599
00:30:52,100 --> 00:30:54,010
‫گرگرفتگی حس نکردی؟

600
00:30:54,140 --> 00:30:55,929
‫خوشحالم

601
00:30:55,930 --> 00:30:57,640
‫که تو و قُلت با هم یه نقطه اشتراک پیدا کردید.

602
00:30:57,770 --> 00:31:00,060
‫من؟ من کار خودمو می‌کنم.

603
00:31:00,190 --> 00:31:02,150
<font color="#ff0000">‫کشتن قاتل‌ها.</font>

604
00:31:05,150 --> 00:31:06,480
‫وای، هی.

605
00:31:14,740 --> 00:31:18,079
‫هیچوقت به کشتن جلوی تماشاچی عادت نمی‌کنم.

606
00:31:24,590 --> 00:31:26,170
‫اون برادرمو کشت.

607
00:31:27,590 --> 00:31:29,220
‫کمک!

608
00:31:33,181 --> 00:31:34,430
‫هیس.

609
00:31:34,550 --> 00:31:36,760
‫رازت پیش من امنه.

610
00:31:39,770 --> 00:31:40,889
‫کمک!

611
00:31:43,060 --> 00:31:44,770
‫عقب وایسا!

612
00:31:48,480 --> 00:31:50,489
‫نتونستم جلوی خونریزی رو بگیرم.

613
00:31:50,490 --> 00:31:51,859
‫چه اتفاقی افتاد؟

614
00:31:51,860 --> 00:31:54,110
‫چرا اونطوری بهت حمله کرد؟

615
00:31:54,120 --> 00:31:56,200
‫رفتارش عجیب بود،

616
00:31:56,330 --> 00:31:57,659
‫داشت کلی چرت و پرت می‌گفت.

617
00:31:57,660 --> 00:32:00,330
‫داشت می‌گفت این ارائه نهاییشه.

618
00:32:00,500 --> 00:32:02,170
‫می‌دونستم این یارو دیوونه‌ست.

619
00:32:02,290 --> 00:32:03,999
‫داشت می‌گفت می‌خواد ثابت کنه

620
00:32:04,000 --> 00:32:07,710
‫که با کشتن لاول و من و اَل یه رویاپردازه.

621
00:32:09,260 --> 00:32:10,760
‫تفنگو بذار کنار، چارلی.

622
00:32:12,930 --> 00:32:14,640
‫همه‌ش تقصیر منه.

623
00:32:15,550 --> 00:32:18,560
‫من توهمات بزرگ‌بینیش رو تشویق کردم.

624
00:32:19,600 --> 00:32:22,180
‫همیشه بهش می‌گفتم کارش فوق‌العاده‌ست.

625
00:32:22,190 --> 00:32:24,350
‫معلومه که حمایت من در طول سال‌ها

626
00:32:24,480 --> 00:32:26,229
‫فقط باعث شده بیشتر احساس حق به جانب بودن کنه.

627
00:32:26,230 --> 00:32:27,690
‫و روانی‌تر!

628
00:32:27,820 --> 00:32:29,020
‫خدایا، این خون خیلی زیاده.

629
00:32:29,030 --> 00:32:31,240
‫برای همینه که من خفه‌شون می‌کنم.

630
00:32:31,360 --> 00:32:32,739
‫جمنای کیلر جفتی می‌کشه.

631
00:32:32,740 --> 00:32:34,199
‫داری چی میگی؟

632
00:32:34,200 --> 00:32:36,029
‫همیشه در مورد قتل‌های دوتاییش پز میده.

633
00:32:36,030 --> 00:32:38,369
‫حالا داره یکی یکی آدم‌ها رو می‌کشه؟

634
00:32:38,370 --> 00:32:39,829
‫با یه لیوان شراب؟

635
00:32:39,830 --> 00:32:41,289
‫اصلا با عقل جور درنمیاد.

636
00:32:41,290 --> 00:32:44,080
‫اون بهم حمله کرد. من باید چیکار می‌کردم؟

637
00:32:44,210 --> 00:32:45,420
‫می‌دونی من می‌خوام چیکار کنم.

638
00:32:45,540 --> 00:32:46,749
‫می‌خوام هرچه زودتر از اینجا گورمو گم کنم.

639
00:32:46,750 --> 00:32:48,420
‫نمی‌تونم صبر کنم تا برگردم ویسکانسین.

640
00:32:48,540 --> 00:32:51,550
‫اَل، نذار این موضوع اقامتت با ما رو خراب کنه، خواهش می‌کنم.

641
00:32:51,670 --> 00:32:54,679
‫ما از شر یه مشکل بزرگ خلاص شدیم، به لطف رِد.

642
00:32:54,680 --> 00:32:56,719
‫بدترین قسمت ماجرا تموم شده.

643
00:32:56,720 --> 00:32:57,720
‫من نیستم، من رفتم.

644
00:32:57,850 --> 00:32:59,310
‫تو باید خودتو تمیز کنی.

645
00:32:59,430 --> 00:33:02,270
‫چارلی خوشحال میشه اون بریدگی رو برات ببنده.

646
00:33:03,810 --> 00:33:05,559
‫گرت شاید پسر عزیزدردونه اینجا بود،

647
00:33:05,560 --> 00:33:08,440
‫ولی امروز پریتر، گرتی رو دید

648
00:33:08,560 --> 00:33:10,610
‫که من می‌خواستم ببینه:

649
00:33:10,730 --> 00:33:12,899
‫یه دیوونه که زیادی خودشو دست بالا گرفته بود.

650
00:33:12,900 --> 00:33:15,070
‫و بهترین قسمت ماجرا؟

651
00:33:15,200 --> 00:33:16,780
‫گذشته از کشتن دوقلوها،

652
00:33:16,910 --> 00:33:19,070
‫مشکل لاول هم رسما حل شد.

653
00:33:19,080 --> 00:33:22,290
‫یه تیر و سه نشون.

654
00:33:23,000 --> 00:33:24,369
‫یه سانت اونورتر بود،

655
00:33:24,370 --> 00:33:26,620
‫شاهرگ مچت رو می‌زد.

656
00:33:26,750 --> 00:33:29,580
‫خونریزیت بند نمیومد و تو دو دقیقه مرده بودی.

657
00:33:29,590 --> 00:33:30,500
‫وای.

658
00:33:30,501 --> 00:33:31,629
‫آخرین باری که خونریزیم بند نمیومد،

659
00:33:31,630 --> 00:33:32,760
‫تجربه‌م این نبود.

660
00:33:32,880 --> 00:33:34,300
‫ترسناکه.

661
00:33:37,090 --> 00:33:38,510
‫من این اتفاق رو دیدم.

662
00:33:40,260 --> 00:33:41,759
‫من باعثش شدم.

663
00:33:41,760 --> 00:33:43,269
‫خوش‌شانس بودم.

664
00:33:43,270 --> 00:33:45,440
‫هوم.

665
00:33:46,850 --> 00:33:48,439
‫خیلی خوش‌شانس.

666
00:33:48,440 --> 00:33:50,900
‫♪ "U-Mass" By Pixies ♪

667
00:34:19,000 --> 00:34:21,000
<font color="#ffff00">‫[کجایی؟]</font>

668
00:34:31,110 --> 00:34:33,479
‫داری از کسی قایم میشی؟

669
00:34:33,480 --> 00:34:34,979
‫نه.

670
00:34:34,980 --> 00:34:36,489
‫من... تنهام.

671
00:34:36,490 --> 00:34:39,739
‫پس واقعا داری اون بروشور رو می‌خونی؟ چطوره؟

672
00:34:39,740 --> 00:34:43,329
‫داستانش بد نیست. شخصیت‌هاش مزخرفن.

673
00:34:43,330 --> 00:34:45,200
‫می‌دونی کی بروشورهای عالی داره؟

674
00:34:45,330 --> 00:34:48,000
‫ارتوپدم. خیلی جذاب.

675
00:34:49,830 --> 00:34:50,830
‫دستت چی شده؟

676
00:34:50,831 --> 00:34:52,169
‫شب سال نو اینطوری شد.

677
00:34:52,170 --> 00:34:53,669
‫یه احمق مست به موتورم کوبید،

678
00:34:53,670 --> 00:34:55,340
‫منو پرت کرد، دستمو پاره کرد.

679
00:34:55,510 --> 00:34:58,970
‫بدترین قسمتش اینه که آسیب عصب باعث شد دستم اینطوری بمونه.

680
00:35:00,260 --> 00:35:01,430
‫دارم سر به سرت میذارم.

681
00:35:01,550 --> 00:35:03,389
‫ولی تصادف کردم.

682
00:35:03,390 --> 00:35:05,389
‫خب، پدر و مادر نداری؟

683
00:35:05,390 --> 00:35:06,850
‫یتیمی، یا چی؟

684
00:35:06,970 --> 00:35:10,560
‫آره. مادرم به قتل رسید و بابامو کشتم.

685
00:35:12,940 --> 00:35:14,519
‫دارم سر به سرت میذارم.

686
00:35:14,520 --> 00:35:16,440
‫ولی مادرم مُرده.

687
00:35:18,320 --> 00:35:19,820
‫من جیجی هستم.

688
00:35:20,660 --> 00:35:22,360
‫من هریسونم.

689
00:35:22,370 --> 00:35:24,529
‫بابام گفت میاد،

690
00:35:24,530 --> 00:35:25,950
‫ولی نمی‌بینمش.

691
00:35:26,080 --> 00:35:28,410
‫خب، بیا یه قدم بزنیم، ببینیم می‌تونیم پیداش کنیم یا نه.

692
00:35:28,540 --> 00:35:31,460
‫سلام، دانشجویان آینده. تور ما در حال شروع شدنه.

693
00:35:31,580 --> 00:35:33,709
‫اسم من جیجی جونزه. من دانشجوی سال دومم،

694
00:35:33,710 --> 00:35:35,630
‫و امروز بعدازظهر راهنمای تور شما خواهم بود.

695
00:35:35,750 --> 00:35:39,050
‫به دانشکده جرم‌شناسی کالینگز خوش آمدید.

696
00:35:39,170 --> 00:35:40,759
‫♪ "Kill Your Ego"
‫By Pike Project ♪

697
00:35:40,760 --> 00:35:43,470
‫از این طرف.

698
00:35:57,110 --> 00:36:00,440
‫به زندگی یه بابای قاتل سریالی خوش اومدید.

699
00:36:06,780 --> 00:36:10,910
‫یه جفت دوقلو رو بکش، بعد با پسرت بدو برو تور دانشگاهی.

700
00:36:12,330 --> 00:36:14,000
‫رد؟

701
00:36:15,750 --> 00:36:18,800
‫این اون دورهمی‌ای نبود که امیدوار بودم باشه.

702
00:36:19,710 --> 00:36:21,510
‫مطمئنی برای برگشتن به خونه کمک نمی‌خوای؟

703
00:36:22,590 --> 00:36:23,969
‫من خوبم.

704
00:36:23,970 --> 00:36:27,140
‫ما معمولا یه شام آخر برای پایان دورهمی داریم.

705
00:36:27,260 --> 00:36:29,640
‫امسال یکم کوچیکتره،

706
00:36:29,770 --> 00:36:32,350
‫ولی مطمئنم حالشو داری که به ما ملحق بشی.

707
00:36:32,480 --> 00:36:34,230
‫از دستش نمیدم.

708
00:36:41,900 --> 00:36:44,900
<font color="#ffff00">‫[داری میای؟]</font>

709
00:36:50,000 --> 00:36:54,000
<font color="#ffff00">‫[تو راهم. خیلی ترافیکه.]</font>

710
00:36:57,420 --> 00:36:58,840
‫اگه سوال دیگه‌ای نیست،

711
00:36:58,960 --> 00:37:01,010
‫تور ما با فرصتی برای شرکت در

712
00:37:01,170 --> 00:37:04,340
‫کلاس روانشناسی قانونی به پایان می‌رسه.

713
00:37:04,470 --> 00:37:06,300
‫لذت ببرید.

714
00:37:10,000 --> 00:37:12,000
<font color="#ffff00">‫[عیب نداره. دیگه آخراشه.]</font>

715
00:37:13,480 --> 00:37:15,060
‫اون باباته؟

716
00:37:16,060 --> 00:37:17,309
‫من تو لابی می‌مونم.

717
00:37:17,310 --> 00:37:19,149
‫اگه کسی رو ببینم که قیافه‌ش داد می‌زنه "بابای گمشده"،

718
00:37:19,150 --> 00:37:20,400
‫می‌فرستمش پیشت.

719
00:37:20,520 --> 00:37:22,190
‫ممنون.

720
00:37:36,250 --> 00:37:37,580
‫ببخشید.

721
00:37:42,920 --> 00:37:45,090
‫زودباش دیگه، برو.

722
00:37:47,760 --> 00:37:49,590
‫بیایید به

723
00:37:49,600 --> 00:37:52,560
‫کارآگاه کلودت والاس خوشامد بگیم

724
00:37:52,680 --> 00:37:56,100
‫تا ادامه سلسله سخنرانی‌هاش رو ارائه بده.

725
00:37:57,400 --> 00:37:59,150
‫عصر بخیر.

726
00:37:59,980 --> 00:38:02,899
‫این هفته، در مورد یه پرونده محلی صحبت می‌کنم

727
00:38:02,900 --> 00:38:04,649
‫که شاید باهاش آشنا باشید.

728
00:38:04,650 --> 00:38:07,609
‫قطعا سرتیتر خبرها بود.

729
00:38:07,610 --> 00:38:09,820
‫من بازرس ارشد پرونده هستم.

730
00:38:12,450 --> 00:38:14,039
‫لطفا دستتون رو بالا ببرید

731
00:38:14,040 --> 00:38:16,790
‫اگه اسم...

732
00:38:16,910 --> 00:38:19,130
‫"نیویورک ریپِر" رو شنیدید.

733
00:38:21,090 --> 00:38:23,380
‫شاید فکر کنید دوره جنایاتش تموم شده،

734
00:38:23,500 --> 00:38:25,090
‫ولی اشتباه می‌کنید.

735
00:38:26,130 --> 00:38:28,880
‫اول، برای درک رفتار مجرمانه،

736
00:38:29,010 --> 00:38:31,259
‫باید روانشناسی مجرمانه رو درک کنیم.

737
00:38:31,260 --> 00:38:32,810
‫اینطوریه که ما...

738
00:38:41,060 --> 00:38:43,320
‫اینطوریه که ما انگیزه رو تعیین می‌کنیم،

739
00:38:43,440 --> 00:38:46,319
‫بازجویی‌ها رو انجام میدیم و در نهایت،

740
00:38:46,320 --> 00:38:48,989
‫قاتل‌ها رو دستگیر می‌کنیم.
‫ولی این پرونده غیرمعموله

741
00:38:48,990 --> 00:38:51,780
‫چون نیویورک ریپِر سال‌ها پیش کشتن رو متوقف کرد،

742
00:38:51,910 --> 00:38:54,579
‫و با این حال جنایاتش همچنان باعث آزار میشه.

743
00:38:54,580 --> 00:38:56,449
‫- این همون...
‫- آره.

744
00:38:56,450 --> 00:38:58,330
‫- می‌دونستی؟
‫- نه.

745
00:38:58,460 --> 00:38:59,749
‫تمام کاری که ما می‌کنیم

746
00:38:59,750 --> 00:39:01,539
‫یک،

747
00:39:01,540 --> 00:39:04,790
‫افرادی رو که عمدا و مکررا باعث آزار میشن،

748
00:39:04,800 --> 00:39:07,129
‫شناسایی و متوقف کنیم.

749
00:39:07,130 --> 00:39:10,180
‫اوضاع رو درست کنیم.

750
00:39:11,720 --> 00:39:13,469
‫من از وقتی به نیرو پیوستم،

751
00:39:13,470 --> 00:39:14,719
‫در حال تحقیق روی "ریپِر" بودم.

752
00:39:14,720 --> 00:39:17,059
‫اگرچه دیگه نمی‌کشه،

753
00:39:17,060 --> 00:39:19,559
‫ولی همچنان با عزیزان قربانیانش تماس می‌گیره

754
00:39:19,560 --> 00:39:21,689
‫و اونها رو عذاب میده.

755
00:39:21,690 --> 00:39:24,269
‫این یکی از اون تماس‌هاست.

756
00:39:24,270 --> 00:39:27,029
‫پیامی که برای خواهر یه قربانی گذاشته.

757
00:39:27,030 --> 00:39:30,030
‫فکر می‌کرد می‌تونه فرار کنه.

758
00:39:30,150 --> 00:39:31,450
‫تو اون خونه کوچیک لعنتیش

759
00:39:31,570 --> 00:39:33,159
‫جایی برای رفتن نداشت.

760
00:39:33,160 --> 00:39:35,329
‫تنها کاری که می‌تونست بکنه این بود که تو تخت خودش کز کنه.

761
00:39:35,330 --> 00:39:37,449
‫خواهر کوچولوی عزیزت،

762
00:39:37,450 --> 00:39:39,909
‫زیر اون لحاف نازک قایم شده بود.

763
00:39:39,910 --> 00:39:41,830
‫شرط می‌بندم هدیه مادربزرگ بوده، ها؟

764
00:39:41,960 --> 00:39:43,500
‫برای همین از روش برداشتمش

765
00:39:43,630 --> 00:39:45,340
‫قبل از اینکه شکمشو پاره کنم. نمی‌خواستم

766
00:39:45,460 --> 00:39:47,459
‫لحاف مادربزرگ خونی بشه.

767
00:39:47,460 --> 00:39:49,629
‫وای، باید می‌شنیدی خواهرت

768
00:39:49,630 --> 00:39:51,510
‫چطور التماس می‌کرد که فقط بکشمش.

769
00:39:51,630 --> 00:39:54,469
‫باورنکردنیه که دختری به کوچیکی اون چقدر می‌تونه زنده بمونه

770
00:39:54,470 --> 00:39:57,890
‫وقتی دارم اعضای بدنش رو یکی یکی درمیارم.

771
00:39:59,980 --> 00:40:03,020
‫بی‌رحمیش بی‌دلیل نیست.

772
00:40:03,150 --> 00:40:04,519
‫حساب‌شده‌ست.

773
00:40:04,520 --> 00:40:08,030
‫هیچوقت چیزی نمیگه که بتونیم به خودش ربطش بدیم.

774
00:40:08,150 --> 00:40:10,190
‫هنوز مطمئن نیستیم از چه سلاحی استفاده کرده،

775
00:40:10,360 --> 00:40:12,200
‫ولی با توجه به شواهد، معتقدیم

776
00:40:12,320 --> 00:40:13,659
‫ابزاری شبیه به دیلم بوده.

777
00:40:13,660 --> 00:40:15,159
‫همه قربانیان با چندین

778
00:40:15,160 --> 00:40:17,740
‫جراحت ناشی از ضربه تیز پیدا شدند...

779
00:40:19,870 --> 00:40:22,209
‫...زخم‌های سوراخ‌کننده، و همچنین

780
00:40:22,210 --> 00:40:23,669
‫جراحات کنده شدن پوست

781
00:40:23,670 --> 00:40:25,250
‫- و بریدگی‌ها.
‫- تئوری دیلمش نزدیکه،

782
00:40:25,380 --> 00:40:27,710
‫ولی "ریپِر" ابزار بهتری پیدا کرده بود.

783
00:40:28,500 --> 00:40:31,170
‫قاتلان سریالی شکارچی هستند.

784
00:40:31,300 --> 00:40:35,049
‫اونها برای حس کردن چیزی، به هیجان شکار نیاز دارند.

785
00:40:35,050 --> 00:40:37,639
‫مرور جزئیات خشن قتل‌هایش

786
00:40:37,640 --> 00:40:40,769
‫روشیه برای "ریپِر" تا به تجربه کردن

787
00:40:40,770 --> 00:40:44,650
‫شکار و قدرتی که حس می‌کنه ادامه بده.

788
00:40:45,520 --> 00:40:48,109
‫روانی‌ها قادر به

789
00:40:48,110 --> 00:40:50,900
‫همدلی یا عشق نیستند.

790
00:40:52,070 --> 00:40:53,490
‫آنها از نظر عاطفی

791
00:40:53,610 --> 00:40:54,900
‫افراد ناقصی هستند

792
00:40:54,910 --> 00:40:57,200
‫که فقط در خدمت به خودشان رفتار می‌کنند.

793
00:40:57,320 --> 00:40:59,699
‫از نظر عاطفی ناقص.

794
00:40:59,700 --> 00:41:02,450
‫پسرم منو اینطوری می‌بینه؟

795
00:41:06,880 --> 00:41:08,710
‫ممنونم.

796
00:41:08,840 --> 00:41:10,420
‫خب، تور چطور بود؟

797
00:41:10,590 --> 00:41:12,800
‫محوطه قشنگی بود؟

798
00:41:12,920 --> 00:41:16,430
‫خوب بود.

799
00:41:17,550 --> 00:41:19,930
‫در مورد چیزی که اون می‌گفت...

800
00:41:21,560 --> 00:41:24,600
‫من شاید عشق رو تجربه نکنم...

801
00:41:26,850 --> 00:41:28,270
‫...اونطوری که بقیه تجربه می‌کنن.

802
00:41:30,770 --> 00:41:32,990
‫ولی می‌دونم...

803
00:41:34,570 --> 00:41:37,700
‫...حسی که به تو دارم

804
00:41:37,820 --> 00:41:39,029
‫متفاوته

805
00:41:39,030 --> 00:41:41,079
‫با حسی که

806
00:41:41,080 --> 00:41:43,500
‫به هر کس دیگه‌ای تو دنیا دارم.

807
00:41:50,170 --> 00:41:52,000
‫ممنون، بابا.

808
00:42:01,970 --> 00:42:03,640
‫خب، بیا از اینجا بریم.

809
00:42:03,770 --> 00:42:05,020
‫آره.

810
00:42:05,810 --> 00:42:07,520
‫آقای مورگان.

811
00:42:11,270 --> 00:42:13,479
‫و همچنین آقای مورگان.

812
00:42:13,480 --> 00:42:15,529
‫شما پدر هریسون هستید.

813
00:42:15,530 --> 00:42:17,109
‫کارآگاهی خوبی بود.

814
00:42:17,110 --> 00:42:18,859
‫از دیدنتون اینجا تعجب کردم.

815
00:42:18,860 --> 00:42:20,950
‫دارم به پلیس شدن فکر می‌کنم.

816
00:42:24,450 --> 00:42:26,959
‫شاید عجیب به نظر بیاد، با توجه به آشناییمون،

817
00:42:26,960 --> 00:42:31,039
‫ولی راستش، دیدن اینکه چقدر مصمم بودید

818
00:42:31,040 --> 00:42:33,840
‫تا به قربانیان رایان فاستر برای رسیدن به عدالت کمک کنید...

819
00:42:34,840 --> 00:42:36,340
‫...الهام‌بخش بود.

820
00:42:36,470 --> 00:42:38,679
‫پس، دارید راه پدرتون رو دنبال می‌کنید.

821
00:42:38,680 --> 00:42:41,140
‫منظورتون چیه؟

822
00:42:42,140 --> 00:42:45,060
‫شما تو بخش جنایی پلیس میامی بودید، درسته؟

823
00:42:45,850 --> 00:42:47,809
‫همکار قدیمیتون، انجل باتیستا،

824
00:42:47,810 --> 00:42:49,650
‫اومد پیشم.

825
00:42:50,810 --> 00:42:51,860
‫درسته.

826
00:42:51,980 --> 00:42:53,400
‫باتیستا.

827
00:42:54,020 --> 00:42:56,529
‫آدم خوبی بود.

828
00:42:56,530 --> 00:42:59,359
‫وقتی فهمید همکارش "قصاب لنگرگاه" بوده،

829
00:42:59,360 --> 00:43:01,030
‫یه جورایی بهم ریخت.

830
00:43:01,160 --> 00:43:02,989
‫شاید اسمشو شنیده باشید؟

831
00:43:02,990 --> 00:43:05,489
‫جیمز دوکس؟

832
00:43:05,490 --> 00:43:07,910
‫بعد از اون دیگه هیچوقت مثل قبل نشد.

833
00:43:08,040 --> 00:43:10,329
‫مطمئنم ناراحت‌کننده بوده.

834
00:43:10,330 --> 00:43:11,669
‫برای همه.

835
00:43:11,670 --> 00:43:14,090
‫آره، همه باید سخت تلاش می‌کردن تا باهاش کنار بیان.

836
00:43:14,210 --> 00:43:17,010
‫ولی بعضی‌ها...

837
00:43:17,130 --> 00:43:18,720
‫...نتونستن.

838
00:43:18,880 --> 00:43:20,219
‫و بعدش وقتی همسر سابقش رو

839
00:43:20,220 --> 00:43:22,430
‫حین انجام وظیفه از دست داد، بدتر شد.

840
00:43:22,550 --> 00:43:24,760
‫هنوزم دوستش داشت، بیچاره.

841
00:43:25,970 --> 00:43:27,769
‫هیچوقت از اون ماجرا کمر راست نکرد.

842
00:43:27,770 --> 00:43:29,940
‫یه جورایی همه ما رو از خودش دور کرد.

843
00:43:30,060 --> 00:43:31,730
‫ولی همه ما دوستش داشتیم.

844
00:43:34,730 --> 00:43:37,070
‫ممنون بابت نمایش و تعریفتون.

845
00:43:37,190 --> 00:43:40,070
‫خیلی چشم‌هامو باز کرد. اوه.

846
00:43:40,950 --> 00:43:44,120
‫فقط یه چیز دیگه. تئوری دیلم شما

847
00:43:44,240 --> 00:43:46,909
‫جالبه، ولی نتونستم به این توجه نکنم که

848
00:43:46,910 --> 00:43:49,540
‫پخش شدن خون بیشتر با

849
00:43:49,660 --> 00:43:51,420
‫یه شیء بلندتر مطابقت داره،

850
00:43:51,540 --> 00:43:54,080
‫چیزی با یه دسته که بشه تابش داد.

851
00:43:55,920 --> 00:43:58,420
‫شاید با یه نوک تیز در انتهاش، مثل یه قلاب؟

852
00:44:10,480 --> 00:44:12,139
‫اصلا انتظار اینو نداشتم.

853
00:44:12,140 --> 00:44:14,059
‫آره، منم از دیدنش تعجب کردم.

854
00:44:14,060 --> 00:44:17,609
‫نه، منظورم اینه که تو می‌خوای پلیس بشی.

855
00:44:17,610 --> 00:44:20,650
‫دیوونه‌م که می‌خوام این کارو بکنم؟

856
00:44:20,780 --> 00:44:23,279
‫نه، منطقیه.

857
00:44:23,280 --> 00:44:24,739
‫یه قطب‌نمای اخلاقی قوی

858
00:44:24,740 --> 00:44:26,700
‫تو این خانواده ارثیه.

859
00:44:27,620 --> 00:44:30,330
‫عمه دب و پدربزرگ هری بهت افتخار می‌کردن.

860
00:44:31,160 --> 00:44:32,210
‫تو بودی.

861
00:44:32,330 --> 00:44:34,170
‫تو الهام‌بخش من بودی.

862
00:44:38,340 --> 00:44:39,589
‫درخواست‌نامه

863
00:44:39,590 --> 00:44:41,299
‫- کد کیوآر پشتشه.
‫- اوه، ببین. آره.

864
00:44:41,300 --> 00:44:43,420
‫این حتما خیلی باحال میشه.

865
00:44:43,430 --> 00:44:45,010
‫بیشتر از ارتوپدم باحاله؟

866
00:44:50,390 --> 00:44:51,769
‫هی، بابا، می‌خوای همو پیش ماشین ببینیم؟

867
00:44:51,770 --> 00:44:53,310
‫اوه.

868
00:44:53,440 --> 00:44:54,729
‫باشه.

869
00:44:54,730 --> 00:44:57,359
‫من میرم یه نگاهی به فروشگاه هدیه بندازم.

870
00:44:57,360 --> 00:44:58,399
‫باشه.

871
00:44:59,860 --> 00:45:01,439
‫ممنون که صداش کردی.

872
00:45:01,440 --> 00:45:03,069
‫مشکلی نیست.

873
00:45:03,070 --> 00:45:04,949
‫خب، نظرت در مورد اینجا چیه؟

874
00:45:04,950 --> 00:45:06,910
‫اون همه حرف در مورد قاتل سریالی نترسوندت، نه؟

875
00:45:07,030 --> 00:45:09,490
‫فکر کنم از پسش برمیام.

876
00:45:09,620 --> 00:45:12,200
‫اگه بخوام پلیس بشم باید بتونم.

877
00:45:12,330 --> 00:45:13,870
‫تو چی؟ اینجا رو دوست داری؟

878
00:45:14,000 --> 00:45:15,789
‫عاشقشم. بعد از تصادف مجبور شدم چند هفته مرخصی بگیرم،

879
00:45:15,790 --> 00:45:17,830
‫ولی تازه دارم

880
00:45:17,840 --> 00:45:19,289
‫به کارها برمی‌گردم.

881
00:45:19,290 --> 00:45:20,999
‫دارم می‌میرم که از این آتل خلاص شم.

882
00:45:21,000 --> 00:45:22,630
‫باید خیلی رو اعصاب باشه.

883
00:45:22,760 --> 00:45:23,880
‫نمی‌دونستم چقدر کار

884
00:45:24,010 --> 00:45:25,180
‫با دست راستم انجام میدم.

885
00:45:25,300 --> 00:45:28,590
‫مجبور شدم برای نظافت و...

886
00:45:28,600 --> 00:45:32,680
‫...مراقبت از خودم، خلاقیت به خرج بدم.

887
00:45:34,230 --> 00:45:35,729
‫برای کسی که می‌خواد کارآگاه بشه،

888
00:45:35,730 --> 00:45:37,020
‫داری خیلی از سرنخ‌ها رو از دست میدی.

889
00:45:37,150 --> 00:45:39,020
‫یه راهنمایی دیگه؟

890
00:45:41,110 --> 00:45:43,900
‫باشه. نظرت در مورد شماره‌ت چیه؟

891
00:45:53,330 --> 00:45:56,250
‫بابا بودن بهت میاد.

892
00:45:57,250 --> 00:45:59,250
‫خوشحالم که هواشو داشتی.

893
00:46:00,670 --> 00:46:02,550
‫من معلم خیلی خوبی داشتم.

894
00:46:02,670 --> 00:46:04,760
‫داره جلوی چشمامون مرد میشه.

895
00:46:07,050 --> 00:46:09,390
‫کاش می‌تونستم تو فارغ‌التحصیلیش باشم.

896
00:46:09,510 --> 00:46:13,310
‫یعنی، خب، خواهی بود، مگه نه؟

897
00:46:20,360 --> 00:46:21,560
‫دختر خوبی به نظر میاد.

898
00:46:21,570 --> 00:46:23,190
‫آره.

899
00:46:23,320 --> 00:46:25,029
‫بابا، ما... قرار نیست در مورد این حرف بزنیم.

900
00:46:25,030 --> 00:46:26,400
‫نه، اصلا و ابدا.

901
00:46:26,530 --> 00:46:28,280
‫اصلا نگران نیستی که باتیستا

902
00:46:28,410 --> 00:46:30,029
‫داره با کارآگاه والاس حرف می‌زنه؟

903
00:46:30,030 --> 00:46:31,580
‫نگران نیستم.

904
00:46:32,700 --> 00:46:34,409
‫نباید باشی؟ یعنی،

905
00:46:34,410 --> 00:46:36,789
‫به نظر میاد خیلی باهات لج افتاده،

906
00:46:36,790 --> 00:46:38,329
‫و احتمالا با منم همینطور.

907
00:46:38,330 --> 00:46:41,000
‫پرونده قتل رایان که حل شده.

908
00:46:41,130 --> 00:46:42,709
‫این یه پیروزی برای پلیسه.

909
00:46:42,710 --> 00:46:44,760
‫اونا قرار نیست زندگی رو برای خودشون سخت‌تر کنن،

910
00:46:44,880 --> 00:46:46,920
‫هرچقدرم که باتیستا فشار بیاره.

911
00:46:47,090 --> 00:46:49,300
‫اون چند بار دیگه سرشو به دیوار می‌کوبه،

912
00:46:49,430 --> 00:46:51,139
‫و بعد می‌فهمه که نمی‌تونه یه روز دیگه رو

913
00:46:51,140 --> 00:46:52,720
‫بدون یه بشقاب "روپا ویه‌ها" زندگی کنه

914
00:46:52,850 --> 00:46:54,560
‫و برمی‌گرده میامی.

915
00:46:57,230 --> 00:46:59,560
‫باید برگردونمت هتل؟

916
00:47:00,350 --> 00:47:01,270
‫آره.

917
00:47:03,320 --> 00:47:05,689
‫خوشحالم که می‌خوای بری این مدرسه.

918
00:47:05,690 --> 00:47:07,319
‫اولین جرمی که باید حل کنی،

919
00:47:07,320 --> 00:47:08,820
‫قیمت‌های اون فروشگاه هدیه‌ست.

920
00:47:08,950 --> 00:47:10,990
‫این کلاه برام ۴۰ دلار آب خورد.

921
00:47:57,410 --> 00:48:00,040
‫کلودت در مورد من راست میگه.

922
00:48:00,910 --> 00:48:03,040
‫من عمدا

923
00:48:03,170 --> 00:48:05,330
‫و مکررا باعث آزار میشم

924
00:48:05,340 --> 00:48:09,720
‫به آدم‌هایی که عمدا و مکررا باعث آزار میشن.

925
00:48:10,920 --> 00:48:12,260
‫و دوم:

926
00:48:13,180 --> 00:48:16,510
‫این همه چیز رو درست می‌کنه.

927
00:48:24,520 --> 00:48:26,820
‫انگار برگشتم میامی.

928
00:48:28,110 --> 00:48:30,940
‫ای بابا، کمرتو تکون بده مرد.

929
00:48:31,950 --> 00:48:33,490
‫باتیستا.

930
00:48:36,370 --> 00:48:38,239
‫ببین؟ خودشه. صاف نگهش دار.

931
00:48:38,240 --> 00:48:40,580
‫- خودشه.
‫- فکر کنم یاد گرفتم!

932
00:48:40,700 --> 00:48:41,700
‫به نظر میاد خیلی چیزا

933
00:48:41,710 --> 00:48:43,119
‫یاد گرفتی.

934
00:48:43,120 --> 00:48:45,000
‫- خودشه، ببین؟
‫- دکستر!

935
00:48:45,130 --> 00:48:46,629
‫ببین کیو دیدیم. هی!

936
00:48:48,460 --> 00:48:51,010
‫سورپرایز، داداش.

937
00:48:51,130 --> 00:48:53,180
‫آنجل.

938
00:48:56,390 --> 00:48:58,550
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- داشتم رد می‌شدم.

939
00:48:58,560 --> 00:49:00,930
‫گفتم شاید بتونم ببینمت.

940
00:49:02,020 --> 00:49:03,559
‫به موقع اومدی.

941
00:49:03,560 --> 00:49:05,770
‫نزدیک بود از دستش بدی.

942
00:49:06,650 --> 00:49:09,149
‫من ۳۰ سال پیش به این یارو سالسا یاد دادم.

943
00:49:09,150 --> 00:49:11,859
‫آه، اون یه زندگی دیگه بود.

944
00:49:11,860 --> 00:49:13,610
‫رقص همون رقصه.

945
00:49:14,860 --> 00:49:16,410
‫وضعیت خوبی برای خودت درست کردی.

946
00:49:16,530 --> 00:49:18,449
‫آدمای خیلی خوبی هستن.

947
00:49:18,450 --> 00:49:20,080
‫- شانس آوردم.
‫- آره.

948
00:49:20,200 --> 00:49:21,910
‫چی بگم والا.

949
00:49:22,040 --> 00:49:23,460
‫با یه سفر یورکار،

950
00:49:23,580 --> 00:49:26,209
‫شغل، دوست

951
00:49:26,210 --> 00:49:28,460
‫و جایی برای موندن پیدا کردی.

952
00:49:28,590 --> 00:49:31,760
‫البته، تو همیشه تو به دست آوردن دل آدما مهارت داشتی.

953
00:49:31,880 --> 00:49:34,050
‫- آه.
‫- و تو راز نگه داشتن.

954
00:49:34,170 --> 00:49:36,300
‫چرا به ما نگفتی برای پلیس کار می‌کردی؟

955
00:49:36,430 --> 00:49:39,640
‫خیلی چیزا

956
00:49:39,760 --> 00:49:42,309
‫از اون موقع گذشته.
‫هی، رفیق، دیره.

957
00:49:42,310 --> 00:49:44,060
‫چرا اجازه نمیدی من تو رو برسونم

958
00:49:44,180 --> 00:49:45,980
‫هرجایی که موندی، و تو ماشین با هم حرف بزنیم؟

959
00:49:46,100 --> 00:49:47,940
‫چطوره، داداش؟

960
00:49:52,610 --> 00:49:55,110
‫این حرفو فقط یه بار می‌زنم.

961
00:49:55,900 --> 00:49:57,819
‫از من دور بمون،

962
00:49:57,820 --> 00:50:01,490
‫از خونه‌م، خانواده‌م...

963
00:50:02,870 --> 00:50:05,330
‫...و مخصوصا پسرم.

964
00:50:06,540 --> 00:50:08,750
‫فکر کردی من همینطوری عقب می‌کشم؟

965
00:50:10,130 --> 00:50:12,500
‫اجازه میدم با کاری که با ماریا

966
00:50:12,630 --> 00:50:14,259
‫و دوکس

967
00:50:14,260 --> 00:50:15,839
‫و دب کردی، قسر در بری؟

968
00:50:20,050 --> 00:50:21,469
‫تو نمی‌خوای وارد این ماجرا بشی.

969
00:50:21,470 --> 00:50:23,020
‫وگرنه چی؟

970
00:50:24,180 --> 00:50:25,850
‫می‌خوای چیکار کنی؟

971
00:50:26,980 --> 00:50:29,980
‫خیلی تصادفیه که راننده تاکسی اینترنتی شدی،

972
00:50:30,110 --> 00:50:32,190
‫درست زمانی که یه قاتل سریالی

973
00:50:32,320 --> 00:50:34,690
‫داره راننده‌های تاکسی اینترنتی رو می‌کشه.

974
00:50:35,860 --> 00:50:37,029
‫این یه حرکت کاملا

975
00:50:37,030 --> 00:50:39,030
‫از روش کار "قصاب لنگرگاه"ـه.

976
00:50:45,830 --> 00:50:48,710
‫اگه من واقعا همونی باشم که فکر می‌کنی...

977
00:50:51,170 --> 00:50:53,710
‫...این ماجرا نمی‌تونه برای تو خوب تموم بشه.

978
00:51:03,640 --> 00:51:05,770
‫من شانسمو امتحان می‌کنم، رفیق.

979
00:51:12,150 --> 00:51:14,900
‫اینجا پیاده میشی.

980
00:51:28,910 --> 00:51:31,250
‫♪ "Showdown"
‫By Light Orchestra ♪

981
00:51:57,700 --> 00:52:04,700
ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور

