1
00:00:04,400 --> 00:01:21,400
<font color="#ffff00" face="Vazirmatn, IRANSans, Segoe UI, Tahoma, sans-serif">ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

3
00:01:30,966 --> 00:01:34,261
‫اگه والدینت همدیگه رو ندیده بودن،
‫تو به وجود نمیومدی.

4
00:01:35,220 --> 00:01:40,976
‫در حقیقت، اگه جدِ جدِ جدِ بزرگ شما
‫شریک زندگیش رو ندیده بود،

5
00:01:41,476 --> 00:01:42,853
‫تو به وجود نمیومدی.

6
00:01:44,938 --> 00:01:49,860
‫همه ادمای دنیا نتیجه
‫یه زوجیت خاصی هستند،

7
00:01:49,943 --> 00:01:52,779
‫و روان شناسی تاریخی ذره ای
‫بهشون اهمیت نمی‌ده.

8
00:02:00,495 --> 00:02:01,747
‫صبح بخیر.

9
00:02:04,124 --> 00:02:05,459
‫چرا اخمات تو همه؟

10
00:02:06,043 --> 00:02:07,419
‫امروز ممکنه شاهد پیشگویی باشیم.

11
00:02:07,503 --> 00:02:10,297
‫پیشگویی. سلدان به دادمون برسه.

12
00:02:11,715 --> 00:02:14,843
‫یه سری به مهمونمون بزن.
‫منم سفینه رو فرود میارم.

13
00:02:46,333 --> 00:02:49,628
‫ظاهرا جات زیاد راحت نیست.
‫شرمنده صندلی اضافه نداشتیم.

14
00:02:49,711 --> 00:02:51,129
‫غمش رو نخور.

15
00:02:51,213 --> 00:02:55,717
‫کاملا خوشحالم که تونستم

16
00:02:55,801 --> 00:02:58,762
‫کنار سیب زمینیای خشکیده و ...

17
00:03:00,889 --> 00:03:02,529
‫"رلفبارنز" بخوابم. رلفبارنز چه کوفتیه دیگه؟

18
00:03:02,599 --> 00:03:05,727
‫خوراکیه. تسپینی* و خوشمزه است.
‫مترجم: یکی از سیارات حاشیره بیرونی.

19
00:03:05,811 --> 00:03:07,312
‫رو خودم بالا آوردم؟

20
00:03:07,396 --> 00:03:08,647
‫آره.

21
00:03:12,651 --> 00:03:13,861
‫اون مال کلاریکه.

22
00:03:15,612 --> 00:03:17,906
‫از رنگش خوشم نمیاد، ولی گور باباش.

23
00:03:28,250 --> 00:03:31,044
‫شنیدم یه زمانی ردای سرخ می پوشیدی.

24
00:03:31,128 --> 00:03:33,839
‫یه مدت کوتاه. بعد از این که کلاریکا یه نگاه
‫خوب به روحم انداختن دیگه نه.

25
00:03:33,922 --> 00:03:35,591
‫خب، همه برای وظیفه فراخوانده نمیشن.

26
00:03:35,674 --> 00:03:38,177
‫بیرون از سیستم رسمی هم میشه
‫کار خیر انجام داد.

27
00:03:38,260 --> 00:03:41,180
‫آره. میشه آدمای حریص رو گول زد.

28
00:03:41,263 --> 00:03:42,764
‫با زنا همخوابه بشی و پول خرج کنی.

29
00:03:42,848 --> 00:03:44,850
‫پس کارای خیرت ناخودآگاهین.

30
00:03:48,687 --> 00:03:49,771
‫اون دیگه چیه؟

31
00:03:51,773 --> 00:03:52,773
‫این...

32
00:03:54,651 --> 00:03:56,653
‫شراب لوکریه.

33
00:03:57,654 --> 00:03:59,031
‫مال دو قرن پیشه.

34
00:03:59,114 --> 00:04:02,201
‫ده سال قبل از شورش زیونین
‫انداخته شده.

35
00:04:02,284 --> 00:04:04,077
‫لوکری همیشه یه بخش آفتابی داشت،

36
00:04:04,161 --> 00:04:06,330
‫برای همین انگوراش فوق العاده شیرین
‫بودند.

37
00:04:07,039 --> 00:04:09,249
‫امپراطوری با بمبای هسته‌ایش خاکسترش کرد،

38
00:04:09,333 --> 00:04:13,462
‫که یعنی این شراب بدجور کمیابه

39
00:04:13,545 --> 00:04:16,548
‫و تنها شیء لاکچریه که به نظرم
‫ارزش قیمتش رو داره.

40
00:04:16,632 --> 00:04:18,216
‫مزه‌اش کاری می کنه غش کنی برادر.

41
00:04:18,300 --> 00:04:22,387
‫اهل شراب نیستم.
‫ولی عاشق ایده شراب آفتابیم.

42
00:04:23,680 --> 00:04:24,681
‫چرا نگهش داشتی؟

43
00:04:24,765 --> 00:04:26,934
‫نگه داشتم تا یه اتفاق خوب
‫رو باهاش جشن بگیرم.

44
00:04:27,434 --> 00:04:30,437
‫15 ساله که دارمش،
‫ولی هنوز بازش نکردم.

45
00:04:30,521 --> 00:04:32,523
‫باید واقعا مرد خوشبینی باشی.

46
00:04:33,440 --> 00:04:34,733
‫شرمنده، تو کی...

47
00:04:34,816 --> 00:04:37,128
‫تو این 15 سال هر بار که یه اتفاق
‫خوبی افتاده، به خودت گفتی،

48
00:04:37,152 --> 00:04:39,964
‫"نه، یه اتفاق بهتر بعدا میفته."
‫شاید هیچ اتفاق خوبی برام پیش نیومده.

49
00:04:39,988 --> 00:04:42,407
‫و گفتی که اون سیاره یه طرف همیشه
‫آفتابی داشته.

50
00:04:43,575 --> 00:04:45,655
‫یه آدم بدبین می گفت اون سیاره یه طرف
‫تاریک ابدی داشته.

51
00:04:46,745 --> 00:04:49,081
‫و حرف از جنبه تاریک شد، اگه جات
‫بودم از دست اون قایمش می کردم...

52
00:04:50,040 --> 00:04:52,200
‫وقتی الکل اطرافشه
‫درست فکر نمی کنه.

53
00:04:53,085 --> 00:04:55,021
‫به خاطر الکله.
‫از اثرات جانبیشه.

54
00:04:55,045 --> 00:04:57,047
‫پدرم اون پایین یه میخونه داره.
‫اسمش چهار ماهه.

55
00:04:57,589 --> 00:05:00,259
‫به آدمای مست زیادی نوشیدنی می دادم.
‫هنوزم می دی.

56
00:05:01,969 --> 00:05:03,846
‫اسمت چیه برادر؟

57
00:05:03,929 --> 00:05:05,639
‫پدرم سیتا تسپینه.

58
00:05:06,515 --> 00:05:09,393
‫ما یه اقلیت برهنگی هستیم،
‫اسمامون رو خصوصی نگه می داریم.

59
00:05:09,476 --> 00:05:12,354
‫خیلی خب، اگه درست حدس بزنم،
‫حاضری بزنی زیر قانون

60
00:05:12,437 --> 00:05:14,022
‫و این شراب رو باهام بخوری؟

61
00:05:14,690 --> 00:05:17,526
‫جنت، اوران، کلوکد؟

62
00:05:18,235 --> 00:05:19,903
‫کلوکد مگه اسمه؟
‫نه نه.

63
00:05:19,987 --> 00:05:25,075
‫هول شدم. برما؟ کایترین؟ آگاتیش.

64
00:06:01,987 --> 00:06:05,115
‫مدیر، اینم از هوبر ملو.

65
00:06:05,199 --> 00:06:07,492
‫سف من رو فراموش نکرده.
‫دوستای قدیمی هستیم.

66
00:06:07,993 --> 00:06:09,620
‫ملو.
‫پدر.

67
00:06:10,120 --> 00:06:11,120
‫کنستنت.

68
00:06:13,415 --> 00:06:16,335
‫روحمم خبر نداشت پدر و دخترین.

69
00:06:17,794 --> 00:06:20,130
‫کی فکرش رو می کرد بچه‌ات
‫رو بفرستی دنبال هدف والا؟

70
00:06:20,214 --> 00:06:22,132
‫توی دهلیز اتفاقی افتاده؟
‫هیچی.

71
00:06:22,216 --> 00:06:24,343
‫نشونی از سلدان نیست.
‫دورش رو حفاظ کشیدیم.

72
00:06:24,426 --> 00:06:27,387
‫ایشون سرتیپ منلیوئه، و ایشونم مشاور
‫معتمدم، مستشار ساته.

73
00:06:27,471 --> 00:06:29,097
‫خب، همتون دنبالم بیاین.

74
00:06:31,642 --> 00:06:34,144
‫پیش به سوی پیامبر.

75
00:06:34,937 --> 00:06:36,313
‫خیلی هیجان انگیزه.

76
00:06:53,914 --> 00:06:56,500
‫مهر سلطنتی روی همه چیزه.

77
00:06:56,583 --> 00:06:59,086
‫امروز صبح فکر می کردم
‫رو صورتمم دیدمش.

78
00:06:59,169 --> 00:07:00,169
‫می دونی چی شد؟

79
00:07:01,171 --> 00:07:04,341
‫اونجا هم بود. چون رو بالش لعنتی
‫گلدوزی شده.

80
00:07:06,677 --> 00:07:10,472
‫صورت بدون آرایش مثل یه زن رعیت.
‫رنگدانه هات کجان؟

81
00:07:10,556 --> 00:07:12,140
‫تکنیک روانشناسیه.

82
00:07:12,933 --> 00:07:14,434
‫حس می کنه دارم خودم رو آشکار می کنم،

83
00:07:14,518 --> 00:07:16,120
‫که باعث میشه بخواد
‫خودش رو بیشتر باز کنه.

84
00:07:16,144 --> 00:07:20,023
‫قصد دارم هر طور شده حقیقت
‫اتفاقی که برای خانواده‌ام افتاد رو پیدا کنم.

85
00:07:20,107 --> 00:07:22,943
‫می دونم چطور از حیله های فاحشه گری
‫استفاده کنم.

86
00:07:23,026 --> 00:07:24,528
‫اکثرشون رو خودت یادم دادی.

87
00:07:24,611 --> 00:07:27,197
‫امپراطوری همه رو تبدیل
‫به فاحشه می کنه.

88
00:07:28,699 --> 00:07:29,700
‫به مرور.

89
00:07:36,123 --> 00:07:38,041
‫داسک و فرمانده رو؟

90
00:07:39,585 --> 00:07:40,586
‫چی؟ دیشب؟

91
00:07:40,669 --> 00:07:41,712
‫دهه ها پیش.

92
00:07:42,254 --> 00:07:44,131
‫رو توی دربار گوسامر یه معشوقه بود.

93
00:07:44,923 --> 00:07:48,385
‫پدر بزرگت اون رو برای ملاقات
‫عاشقانه انتخاب کرد و همه چیز عوض شد.

94
00:07:48,468 --> 00:07:50,804
‫با ثروت و احترام به خونه برگشت.

95
00:07:51,388 --> 00:07:52,988
‫فکر می کردم حرفش رو بزنه.

96
00:07:53,891 --> 00:07:56,185
‫البته اون پدربزرگ من نیست.

97
00:07:56,810 --> 00:07:57,811
‫ببخشید، درسته.

98
00:07:59,146 --> 00:08:01,023
‫خیلی سریع یادم میره
‫جریان شما چطوریه.

99
00:08:01,106 --> 00:08:03,358
‫برای غریبه ها خیلی عجیبه.

100
00:08:04,109 --> 00:08:06,153
‫بعضی وقتا برای آشناها هم
‫عجیبه.

101
00:08:08,906 --> 00:08:10,032
‫از این طرف بریم؟

102
00:08:10,616 --> 00:08:13,493
‫یه بیشه زیبای کوچیک اونجاست.
‫جای خلوتیه.

103
00:08:16,079 --> 00:08:18,040
‫خدمتکارتم می تونه برای اسکورت
‫بیاد.

104
00:08:19,416 --> 00:08:20,667
‫مرد هوشیاریه.

105
00:08:50,113 --> 00:08:54,243
‫ظاهرا خلوتگاهت رو پیدا کردیم.
‫چه زیباست.

106
00:08:57,079 --> 00:08:58,830
‫الان می خوای سوالت رو بپرسی؟

107
00:09:03,585 --> 00:09:06,004
‫می خوای بدونی ترور کار من بوده
‫یا نه؟

108
00:09:06,088 --> 00:09:08,465
‫خب، باید قبول کنی که زمان
‫ترور مشکوکه.

109
00:09:08,549 --> 00:09:09,800
‫کاملا مشکوکه.

110
00:09:10,592 --> 00:09:14,221
‫و تصور می کنی من اونقدر احمق باشم
‫که خودم در ظن اتهام قرار بدم؟

111
00:09:14,972 --> 00:09:17,307
‫نمی خوام فکر کنم کار تو بوده.
‫نبوده.

112
00:09:18,392 --> 00:09:20,143
‫بفرما، جوابت رو دادم.

113
00:09:21,144 --> 00:09:22,813
‫حالا باید تصمیم بگیری دروغ گفتم یا نه.

114
00:09:25,357 --> 00:09:30,737
‫خب، از اونجایی که من اینقدر
‫صادق و مطیع بودم...

115
00:09:35,909 --> 00:09:37,828
‫به نظرت خانواده من رو دی کشت؟

116
00:09:38,412 --> 00:09:39,412
‫نه.

117
00:09:43,208 --> 00:09:44,209
‫مدرکی براش هست؟

118
00:09:45,669 --> 00:09:46,670
‫واکنش خوبی بود.

119
00:09:48,130 --> 00:09:49,548
‫فکر می کنم تو درش نقشی نداشتی.

120
00:09:50,132 --> 00:09:51,550
‫قطعا نداشتم.

121
00:09:52,050 --> 00:09:55,179
‫البته اگه کار دی بوده باشه،
‫که شک دارم.

122
00:09:55,262 --> 00:09:58,682
‫میشه گفت مدرک مشروط به شرایطه.

123
00:09:59,349 --> 00:10:02,102
‫ولی این رو در نظر بگیر.

124
00:10:03,645 --> 00:10:05,814
‫من یک میلیون قدم از تاج و تخت دور بودم،

125
00:10:07,065 --> 00:10:10,277
‫و هیچ کدوم از کسانی که
‫برای ولی عهدی مقدم به من بودند،

126
00:10:10,360 --> 00:10:11,612
‫چنین اتحادی رو قبول نمی کردند.

127
00:10:13,280 --> 00:10:17,075
‫و بعد از یه تصادف اسرار آمیز،
‫ناگهان من به این موقعیت می رسم.

128
00:10:19,119 --> 00:10:24,666
‫ضعیف ترین عضو خانواده‌ام
‫که به یه قلمرو تضعیف شده حکمرانی می کنه.

129
00:10:26,001 --> 00:10:28,212
‫دقیقا همون زمانی که دی
‫دنبال کسی می گشت

130
00:10:28,295 --> 00:10:31,673
‫که از سر ناچاری دست به دامن امپراطوری‌ای
‫بشه که مرزهاش به طرز خطرناکی تنظیم شدند.

131
00:10:34,718 --> 00:10:36,261
‫ولی افراد دیگه‌ای هم بودند
‫که سود بردند.

132
00:10:37,554 --> 00:10:39,348
‫مثلا فرمانده خود شما، رو.

133
00:10:39,431 --> 00:10:42,392
‫از معشوقه تبدیل شده
‫به دست راست یه شهبانوی آینده.

134
00:10:43,018 --> 00:10:45,103
‫و مطمئنم مظنونای دیگه‌ای هم وجود داره.

135
00:10:45,687 --> 00:10:48,398
‫ولی بازم می خوام بدونم
‫شریک آینده‌ام چنین کاری می تونه بکنه یا نه.

136
00:10:52,402 --> 00:10:53,487
‫منظورم اینه که...

137
00:10:55,656 --> 00:10:56,740
‫می خوام بدونم...

138
00:10:58,450 --> 00:11:00,869
‫تو حس می کنی می تونی همچین
‫کاری بکنی؟

139
00:11:02,454 --> 00:11:07,334
‫چون، همونطور که گفتیم،
‫شماها یه نفر هستین.

140
00:11:09,461 --> 00:11:10,712
‫فکر نمی کنم چنین کاری بکنم.

141
00:11:12,798 --> 00:11:14,258
‫ولی سن آدم رو عوض می کنه.

142
00:11:15,133 --> 00:11:18,262
‫و به خوبی آماده شدم تا فکر کنم
‫ممکنه بتونم چنین کاری رو انجام بدم.

143
00:11:23,058 --> 00:11:26,520
‫البته، این باید قبل از
‫دیدن تو...

144
00:11:29,064 --> 00:11:30,274
‫و دوست داشتنت باشه.

145
00:11:33,777 --> 00:11:35,070
‫منم از تو خوشم میاد.

146
00:11:38,907 --> 00:11:41,118
‫از صداقتت خوشم میاد.

147
00:11:44,246 --> 00:11:46,081
‫بیا همیشه با هم رو راست باشیم.

148
00:11:54,548 --> 00:11:58,093
‫اگه دی فکر می کنه سر و کله زدن
‫با ضعیف ترین عضو خانواده‌ام به نفعشه،

149
00:11:58,677 --> 00:11:59,678
‫اشتباه کرده.

150
00:12:01,305 --> 00:12:05,225
‫تو عضو جدید و جالبی
‫برای خانواده عجیب و کوچیک ما خواهی بود.

151
00:12:07,102 --> 00:12:10,898
‫می دونی، از اونجایی که شماها یه نفر
‫هستین،

152
00:12:12,441 --> 00:12:14,601
‫تا حالا فکر کردی چرا نگفتن ما با هم
‫ازدواج کنیم؟

153
00:12:16,278 --> 00:12:17,404
‫به نظرم مناسب هم بودیم.

154
00:12:40,802 --> 00:12:42,513
‫داشتم کارهات رو تحسین می کردم.

155
00:12:43,472 --> 00:12:47,142
‫بخشای قدیمی رو هم.
‫اونجا دستت رو دیدم.

156
00:12:47,226 --> 00:12:49,728
‫خب، فقط جاهایی
‫که محو شده بود رو ترمیم کردم.

157
00:12:50,354 --> 00:12:54,274
‫اون روزا از رنگ دانه های قلمرویی واقعی
‫استفاده نمی کردند، ممنونم.

158
00:12:54,358 --> 00:12:56,318
‫مطمئنم که فکر خودت بوده

159
00:12:56,401 --> 00:12:57,903
‫من صرفا راهنمایی می کنم.

160
00:12:57,986 --> 00:13:00,405
‫ولی فقط رنگا رو تازه نکردی.

161
00:13:01,073 --> 00:13:03,742
‫پنج نسل قبلی سبک
‫جسورانه تری دارن،

162
00:13:03,825 --> 00:13:07,162
‫و تزئیانتت اون جسارت رو
‫با کارهای قدیمی‌تر متوازن کرده.

163
00:13:07,246 --> 00:13:09,790
‫یا حداقل بخشی که محجوبانه
‫بوده رو پوشونده.

164
00:13:10,415 --> 00:13:12,167
‫خب، زودتر از موعد شروعش کردم.

165
00:13:13,460 --> 00:13:15,754
‫این بخش رو وقتی هنوز دی
‫بودم رنگ زدم.

166
00:13:16,880 --> 00:13:19,258
‫به خودم گفتم، "چرا موکولش کنم به زمانی
‫که برام آزار دهنده است،

167
00:13:19,341 --> 00:13:22,052
‫در حالی که می تونه یه لذت باشه؟"

168
00:13:29,810 --> 00:13:32,563
‫دربار گوسامر به اندازه مورال
‫تغییر نکرده.

169
00:13:32,646 --> 00:13:33,646
‫اصلا عوض نشده.

170
00:13:34,106 --> 00:13:35,649
‫عین 30 سال قبله.

171
00:13:35,732 --> 00:13:39,152
‫و تو هنوز به زیبایی همون روزی.

172
00:13:39,236 --> 00:13:40,654
‫پس با خودت همبستر شدم؟

173
00:13:41,613 --> 00:13:43,824
‫فکر کردم شاید کلیان هام
‫رو اشتباه شمرده‌ام.

174
00:13:43,907 --> 00:13:46,702
‫نه. خودم بودم. شماره 16.

175
00:13:46,785 --> 00:13:47,828
‫خب، ممنون.

176
00:13:48,620 --> 00:13:52,124
‫همونطور که می بینی، به خاطر انتخاب شدن
‫تونستم وارد سیاست بشم.

177
00:13:54,668 --> 00:13:55,669
‫رو.

178
00:13:59,673 --> 00:14:04,052
‫تا حالا با کسی بعد از پاکسازی
‫حافظه‌اش حرف نزدم.

179
00:14:04,720 --> 00:14:05,804
‫اوضاع داره عوض میشه.

180
00:14:06,847 --> 00:14:09,725
‫ممکنه آخرین داسک و اولین
‫کلیان پدربزرگ باشی.

181
00:14:10,475 --> 00:14:12,477
‫اگه ازدواج رخ بده.

182
00:14:13,312 --> 00:14:15,480
‫بله، درسته.

183
00:14:15,564 --> 00:14:19,151
‫ظاهرا هیچ کسی به جز دی و خود من
‫موافق این ازدواج نیست.

184
00:14:20,402 --> 00:14:22,821
‫البته، نظر ما از بقیه مهم‌تره.

185
00:14:23,614 --> 00:14:24,907
‫نظر ملکه مهم نیست؟

186
00:14:24,990 --> 00:14:28,535
‫نظرات من براش مهمه،
‫ولی حق با توئه.

187
00:14:29,369 --> 00:14:32,789
‫برای خودش تصمیم می گیره.
‫اهل مماشات با احمقا هم نیست.

188
00:14:33,290 --> 00:14:35,375
‫عموما امپراطوری دیرهنگام
‫خردمند میشه.

189
00:14:35,459 --> 00:14:39,963
‫مثلا، من از آخرین باری که صحبت کردیم
‫خیلی عاقل تر شدم.

190
00:14:40,047 --> 00:14:41,423
‫به خاطر نمیارم.

191
00:14:42,299 --> 00:14:44,009
‫باعث تاسفه.

192
00:14:45,177 --> 00:14:48,972
‫صحبت دوست داشتنی و همبستری
‫مسرورانه‌ای داشتیم.

193
00:14:49,473 --> 00:14:50,849
‫چه خوب.

194
00:14:50,933 --> 00:14:54,353
‫خاطرات رو نگه می داریم.
‫اگه بخوای می تونیم تماشاش کنیم.

195
00:14:54,436 --> 00:14:56,480
‫در اتاق من. خصوصیه.

196
00:14:58,899 --> 00:15:00,984
‫خاطرات جدیدم رو نگه می دارم؟

197
00:15:01,777 --> 00:15:03,153
‫اوه بله.

198
00:15:07,658 --> 00:15:11,078
‫برای تولید مثل ازدواج می کنیم،
‫البته اینطور بهمون یاد دادن.

199
00:15:11,870 --> 00:15:13,872
‫خود عشق در مقایسه با

200
00:15:14,414 --> 00:15:17,209
‫عظمت کهکشان ناچیزه.

201
00:15:28,262 --> 00:15:29,388
‫راحت باشید.

202
00:15:34,351 --> 00:15:35,853
‫افسر کرس، وضعیت؟

203
00:15:35,936 --> 00:15:36,937
‫بله ژنرال.

204
00:15:37,479 --> 00:15:42,526
‫مدار سیاره هنگام در شیب صفره.
‫و ارتفاع فعلیمون 40 هزار کیلومتره.

205
00:15:42,609 --> 00:15:45,445
‫تمدن نوع صفر، اکثرا وابسته به کشاورزی.

206
00:15:46,530 --> 00:15:49,700
‫سیستم ماهواره‌ای وجود نداره. هیچ ردی
‫هم در فرکانس الکترونیکی وجود نداره.

207
00:15:50,367 --> 00:15:52,167
‫شک دارم مردم محلی اصلا بدونند
‫ما اینجاییم.

208
00:15:52,244 --> 00:15:56,123
‫خوبه. امپراطوری بیش از یک قرنه
‫که

209
00:15:56,206 --> 00:15:57,249
‫در حاشیه بیرونی حضور رسمی نداشته.

210
00:15:58,083 --> 00:16:00,711
‫نمی خوام فعلا از وجودمون
‫خبردار بشن.

211
00:16:00,794 --> 00:16:02,462
‫خدمه یه سفینه رو آماده کنم قربان؟

212
00:16:03,297 --> 00:16:06,967
‫سفینه لازم نیست.
‫افسر کور و خودم می‌ریم.

213
00:16:07,551 --> 00:16:09,678
‫از طوفان برای پوشش استفاده می کنیم.

214
00:16:10,262 --> 00:16:12,347
‫بخش مهندسی
‫یه بسته استخراج می فرسته،

215
00:16:12,431 --> 00:16:14,641
‫بعدش مخبرمون رو می‌بینیم.

216
00:16:14,725 --> 00:16:19,646
‫اون باید بدونه این جادوگرا واقعا
‫خطرناکن یا نه.

217
00:16:19,730 --> 00:16:21,064
‫بسیار خب قربان.

218
00:16:40,709 --> 00:16:42,669
‫در حال رها سازی بسته استخراج.

219
00:16:42,753 --> 00:16:44,046
‫آماده الحاق.

220
00:16:44,129 --> 00:16:47,341
‫پرتاب در سه، دو، یک.

221
00:17:29,508 --> 00:17:30,509
‫گلی؟

222
00:17:42,145 --> 00:17:43,313
‫بل!

223
00:17:48,235 --> 00:17:50,612
‫شرمنده، نقطه فرود رو گم کردم.

224
00:18:01,331 --> 00:18:05,210
‫باید بسته استخراج رو به دست بیاریم.
‫بعدشم مخبر رو پیدا کنیم.

225
00:18:05,294 --> 00:18:07,171
‫بسته یه کیلومتری شرقمونه.

226
00:18:11,675 --> 00:18:12,885
‫ظاهرا در حال حرکته.

227
00:18:46,877 --> 00:18:49,671
‫دست کم نگیرشون، مسلح و بی پروان.

228
00:18:57,429 --> 00:18:58,639
‫خوش وقتم.

229
00:19:00,933 --> 00:19:01,934
‫قصد درگیری نداریم.

230
00:19:13,695 --> 00:19:15,989
‫ظاهرا دارایی ما دست شماست.

231
00:19:16,073 --> 00:19:20,452
‫دیگه مال شما نیست.
‫اینی که اینجاست غنیمته.

232
00:19:20,536 --> 00:19:25,082
‫خیلی خب. طبق قوانین سیونا.
‫چه قدر براش می خوای؟

233
00:19:28,836 --> 00:19:32,047
‫چه قدر براش می خوایم؟ بذار ببینم!

234
00:19:33,131 --> 00:19:35,759
‫چندتا از دندونای کوچولوی خوشگلت
‫چطوره؟

235
00:19:37,177 --> 00:19:41,306
‫تو سوینا کسی همچین دندونایی نداره.
‫اهل کجایی؟

236
00:19:41,390 --> 00:19:42,683
‫جنیسک.

237
00:19:42,766 --> 00:19:43,934
‫دروغ میگه.

238
00:19:44,017 --> 00:19:46,228
‫دارایی امپراطوری با خودشون آوردند.

239
00:19:46,311 --> 00:19:47,729
‫دنبال دردسر نیستیم.

240
00:19:48,730 --> 00:19:51,066
‫همونطور که گفت، خوشحال میشیم
‫پولش رو پرداخت کنیم.

241
00:19:51,149 --> 00:19:52,818
‫"خوشحال میشیم پولش رو پرداخت کنیم."

242
00:19:54,903 --> 00:19:56,113
‫خوابش رو ببینی خارجی.

243
00:19:59,324 --> 00:20:02,202
‫حشره های امپراطوری
‫به جای پول باید خون بدن.

244
00:20:06,248 --> 00:20:07,291
‫بل!

245
00:20:14,131 --> 00:20:15,257
‫کافیه!

246
00:20:15,924 --> 00:20:18,093
‫دارایی ما رو بدین! ولش می کنیم.

247
00:20:19,887 --> 00:20:21,430
‫گاله رو ببند!

248
00:20:26,059 --> 00:20:27,477
‫لعنتی!

249
00:21:09,645 --> 00:21:12,314
‫لعنتی. میره نیرو کمکی میاره.

250
00:21:12,397 --> 00:21:14,691
‫باید سریع بریم پیش مخبر.

251
00:21:25,911 --> 00:21:27,871
‫سگ توش. چه حالی داد.

252
00:21:27,955 --> 00:21:29,623
‫آره. بذار صورتت رو ببینم.

253
00:21:29,706 --> 00:21:32,042
‫بیا ببینم. زیر اون همه خون.

254
00:21:32,543 --> 00:21:35,295
‫خیلی خب، دروغ نگم بهتر از تراپی بود.

255
00:21:35,379 --> 00:21:36,588
‫آره، ولی لازم بود؟

256
00:21:37,214 --> 00:21:38,774
‫شاید یه راهیم بود که بدون خونریزی
‫تمومش کنیم.

257
00:21:39,508 --> 00:21:40,509
‫همچین راهی نبود.

258
00:21:40,592 --> 00:21:43,595
‫خب، چون بدون این که تو چشمام
‫نگاه کنی یا بهم علامت بدی

259
00:21:43,679 --> 00:21:44,972
‫با کله رفتی تو نمی دونیم
‫همچین راهی بود یا نه.

260
00:21:45,055 --> 00:21:48,308
‫یهو دماغ کسی رو شکستن شیوه
‫کار ما نیست!

261
00:21:48,934 --> 00:21:50,727
‫فکر کنم چندتا کلک جدید یاد گرفتم.

262
00:21:56,108 --> 00:21:59,111
‫لعنتی!
‫امپراطوری واقعا آدم رو عوض می کنه.

263
00:22:02,114 --> 00:22:05,617
‫بل، نمی تونی بذاری اونا تبدیلت کنند
‫به یه آدم دمدمی مزاج همیشه عصبانی

264
00:22:05,701 --> 00:22:08,579
‫که باهاش هر کسی رو بخوان نابود می کنند!
‫سگ توش گلی، گفتم بذار به حال خودم باشم!

265
00:22:10,956 --> 00:22:11,957
‫بجنب.

266
00:22:14,251 --> 00:22:18,297
‫فقط می خوام بگم.
‫تا بیای ببینی قتل عامی انجام شده یا نه،

267
00:22:19,464 --> 00:22:21,508
‫یهو می بینی دست خودت به خون
‫آلوده شده.

268
00:22:22,593 --> 00:22:23,760
‫خفه شو راه بیفت.

269
00:22:54,583 --> 00:22:56,376
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

270
00:22:56,877 --> 00:22:57,961
‫دهلیز تو رو خواست.

271
00:22:58,837 --> 00:22:59,880
‫نه.

272
00:23:02,299 --> 00:23:05,302
‫نه، پولی. این دیگه چیه؟
‫نباید اینطوری باشه.

273
00:23:05,385 --> 00:23:08,180
‫باور کن با عقل منم جور در نمیاد.

274
00:23:08,263 --> 00:23:10,891
‫ظاهرا، تو لیاقت یه دعوت حکاکی شده
‫رو داری.

275
00:23:10,974 --> 00:23:12,601
‫نمی دونیم دعوته یا نه.

276
00:23:13,310 --> 00:23:15,270
‫خصوصا بعد از اتفاقی که برای واردن
‫افتاد.

277
00:23:16,146 --> 00:23:17,481
‫ها؟

278
00:23:21,693 --> 00:23:22,819
‫اون آدم بوده؟

279
00:23:28,617 --> 00:23:30,035
‫عمرا.
‫باید بهش می گفتیم.

280
00:23:30,118 --> 00:23:32,663
‫چی؟ منظورت جزغاله شدنه؟
‫آره، باید می گفتی!

281
00:23:32,746 --> 00:23:35,832
‫اگه می گفتیم قبول نمی کردی بیای.
‫من اصلا قبول نکردم بیام.

282
00:23:35,916 --> 00:23:38,293
‫اون قلب پر از امید کجاست هوبر؟

283
00:23:39,419 --> 00:23:41,380
‫دهلیز بهت آسیبی نمی زنه،
‫خودش تو رو خواسته.

284
00:23:41,463 --> 00:23:45,008
‫اگه من رو خواسته باشه
‫تا بکشتم چی؟ ها؟

285
00:23:46,802 --> 00:23:50,764
‫نه. نه، این دین دری وریتون، آره،

286
00:23:51,348 --> 00:23:54,810
‫می تونه بره یه قربانی انسانی دیگه پیدا کنه،
‫چون من عمرا برم توش.

287
00:23:56,186 --> 00:24:00,065
‫نه، نه.نه، نه، نه!

288
00:24:05,988 --> 00:24:08,866
‫اینم نتیجه گوش کردن به حرف تو.
‫می خوای بگی تقصیر منه؟

289
00:24:08,949 --> 00:24:12,035
‫معلومه که باید هوبر ملو رو پیدا کنیم.
‫آینده‌مون از قبل نوشته شده!

290
00:24:12,119 --> 00:24:13,120
‫آقایون؟

291
00:24:14,162 --> 00:24:16,123
‫بجنبین دیگه. باید بریم کمک هوبر!

292
00:24:18,584 --> 00:24:19,668
‫پس فکر کنم تنها برم.

293
00:24:31,180 --> 00:24:32,890
‫خب، نمیای؟

294
00:24:32,973 --> 00:24:37,269
‫دولت برای حکمرانی به من
‫احتیاج داره.

295
00:24:49,031 --> 00:24:50,073
‫هوبر؟

296
00:24:52,701 --> 00:24:53,785
‫هوبر؟

297
00:24:55,120 --> 00:24:56,121
‫عجیبه.

298
00:24:57,122 --> 00:24:58,165
‫انگار خیلی بزرگه.

299
00:25:06,215 --> 00:25:07,466
‫جدا جای بزرگیه.

300
00:25:09,051 --> 00:25:10,677
‫خب، هوبر کجاست؟

301
00:25:10,761 --> 00:25:11,970
‫هوبر؟

302
00:25:15,474 --> 00:25:16,975
‫هوبر؟
‫کنستنت!

303
00:25:19,102 --> 00:25:22,231
‫چه بلایی سرت اومده؟
‫آب داری؟

304
00:25:23,023 --> 00:25:24,233
‫خواهش می کنم. بدش من.

305
00:25:25,234 --> 00:25:27,528
‫دو روز! چرا اینقدر دیر اومدین؟

306
00:25:27,611 --> 00:25:30,322
‫دو روز؟ دو دقیقه هم نشده.

307
00:25:35,994 --> 00:25:37,538
‫بهت قول می دم دو دقیقه نبوده.

308
00:25:37,621 --> 00:25:40,999
‫از اون موقع داشتم اینجا می گشتم.
‫ته نداره!

309
00:25:41,083 --> 00:25:43,043
‫زمان اینجا باید متفاوت باشه.

310
00:25:43,126 --> 00:25:45,087
‫باید بریم بیرون و تدارکات بیاریم.

311
00:25:45,170 --> 00:25:48,841
‫اوه خدای من. یه رلفبارن داری.

312
00:25:53,679 --> 00:25:55,013
‫سلدان؟

313
00:25:57,266 --> 00:25:58,267
‫بابا؟

314
00:25:59,560 --> 00:26:02,813
‫مدیر. پس حکمرانی چی شد؟

315
00:26:05,941 --> 00:26:07,317
‫سپردمش به سات.

316
00:26:08,026 --> 00:26:10,571
‫خوشحالیم که بهمون ملحق شدی.

317
00:26:10,654 --> 00:26:11,905
‫باور نکردنیه.

318
00:26:12,823 --> 00:26:16,076
‫تا لیزر کشنده رو غیرفعال کردم
‫بقیه‌تون اومدین.

319
00:26:16,159 --> 00:26:18,245
‫بی احترامی نکن مردک.

320
00:26:18,328 --> 00:26:23,000
‫ما درون محاسبات هری سلدانیم.

321
00:26:25,252 --> 00:26:29,256
‫آره. خب، توصیه می کنم اونطرف نری.
‫اونجا ریدم.

322
00:26:32,259 --> 00:26:36,054
‫خب، بیاین از این طرف بریم.

323
00:27:07,669 --> 00:27:10,589
‫واو، دلم نمی خواد اینجا گم بشم.

324
00:27:11,423 --> 00:27:13,008
‫همین الانشم گم شدی.

325
00:27:23,185 --> 00:27:24,228
‫موسیقی رو می شنوین؟

326
00:27:46,416 --> 00:27:47,793
‫داره میاد این طرف.

327
00:28:13,318 --> 00:28:16,989
‫یه چیزی بخورین. باید گرسنه باشین.

328
00:28:17,739 --> 00:28:18,991
‫پیامبر.

329
00:28:22,286 --> 00:28:23,871
‫چطور ممکنه اینجا غذا باشه؟

330
00:28:23,954 --> 00:28:25,622
‫چطور ممکنه یه کتابخانه اینجا باشه؟

331
00:28:27,541 --> 00:28:30,586
‫دهلیز، مولکول ها رو دستکاری می کنه.

332
00:28:31,587 --> 00:28:35,382
‫همه چیز از مولکول ساخته شد.
‫غذا مولکوله.

333
00:28:35,465 --> 00:28:38,260
‫اگه دهلیز بسازدتش،
‫پس از بدن خودته.

334
00:28:40,846 --> 00:28:42,848
‫دکتر سلدان.
‫مدیر سرمک.

335
00:28:43,807 --> 00:28:48,562
‫تو شبیه مردی هستی که کوهی ساخته
‫تا روی قله‌اش بایسته.

336
00:28:48,645 --> 00:28:50,439
‫و چه لباس خوبی تن کردی.

337
00:28:50,522 --> 00:28:51,773
‫من.. من...

338
00:28:51,857 --> 00:28:53,650
‫ازتون متشکریم پیامبر.

339
00:28:54,151 --> 00:28:59,323
‫من دختر مدیرم، برادر کنستنت.
‫وقف هدف شما.

340
00:28:59,406 --> 00:29:02,910
‫با نگاه به رداتون می بینم که بنیاد
‫وارد فاز مذهبیش شده.

341
00:29:04,453 --> 00:29:07,831
‫از دیدنت خوشحالم فرزند وفادارم.

342
00:29:15,672 --> 00:29:16,798
‫پولی ورساف.

343
00:29:17,466 --> 00:29:19,009
‫پولی ورساف....

344
00:29:20,761 --> 00:29:21,762
‫اون پسر بچه؟

345
00:29:23,096 --> 00:29:25,265
‫همین دیروز چه قدر کوچیک بودی.

346
00:29:26,350 --> 00:29:28,810
‫تصور می کنم تو هم در خدمت...

347
00:29:28,894 --> 00:29:31,146
‫خب، چی بهش می گین؟
‫یه کلیسا؟ یه...

348
00:29:31,230 --> 00:29:33,398
‫بهش میگیم کلیسا. بله منم بهش خدمت
‫می کنم.

349
00:29:33,899 --> 00:29:36,318
‫واقعا مرد خوبی هستی.

350
00:29:36,902 --> 00:29:39,780
‫تقریبا می تونم باور کنم که
‫تلپورتمون کردی به ترانتور.

351
00:29:40,447 --> 00:29:44,409
‫پس داخل یه مکعب چهار بعدی هستیم درسته؟ یه پلیتوپ چهار بعدی.

352
00:29:44,493 --> 00:29:48,622
‫یه شیء چهار بعدی در فضای
‫سه بعدی. بله پولی.

353
00:29:49,873 --> 00:29:53,585
‫و این یعنی تو باید هوبر ملو باشی.

354
00:29:55,337 --> 00:29:57,923
‫می دونی، حین سفرات
‫صدات رو می شنیدم.

355
00:29:59,007 --> 00:30:05,681
‫التماس به اجداد مرده،
‫پدر مادرت، و تعداد گیج کننده‌ای همخوابه.

356
00:30:06,974 --> 00:30:10,143
‫آره، بعد به خودت نگفتی هر از گاهی
‫یه چندتا مولکول غذا بفرستی سمتم؟

357
00:30:11,186 --> 00:30:12,604
‫راستی، خیلی خوش مزه‌ای.

358
00:30:13,480 --> 00:30:14,480
‫عذر می خوام.

359
00:30:14,898 --> 00:30:17,568
‫از احتیاجات مادی، جدا شدم.

360
00:30:17,651 --> 00:30:19,528
‫و خب اینجا زمان...

361
00:30:21,613 --> 00:30:23,073
‫از دستت در میره.

362
00:30:23,699 --> 00:30:25,450
‫جدای از اون، فقط تو رو نمی خواستم.

363
00:30:27,744 --> 00:30:29,162
‫همه شما رو لازم دارم.

364
00:30:30,289 --> 00:30:31,540
‫برای چی؟

365
00:30:31,623 --> 00:30:33,000
‫جلوگیری از یک جنگ.

366
00:30:33,625 --> 00:30:34,835
‫جلوگیری از جنگ؟

367
00:31:14,291 --> 00:31:17,461
‫تکون بخورین مردین.

368
00:31:21,882 --> 00:31:23,342
‫تصور می کنم پاتریشن بار باشی.

369
00:31:23,926 --> 00:31:25,177
‫کارت رو بگو.

370
00:31:25,677 --> 00:31:30,224
‫من ژنرال بل ریوز هستم.
‫اینم افسر ارشد ناوگانم، افسر کوره.

371
00:31:32,226 --> 00:31:34,895
‫دنبال اطلاعات در مورد جادوگرا اومدیم.

372
00:31:34,978 --> 00:31:36,730
‫من جادوگر مادوگر نمی شناسم.

373
00:31:36,813 --> 00:31:39,608
‫خودتونم که می بینین، یه شراب فروش
‫ساده ام.

374
00:31:40,108 --> 00:31:41,276
‫پاتریشن،

375
00:31:42,277 --> 00:31:46,573
‫جادوگرایی که من باهاشون کار دارم
‫فراتر از نگهبانان سرحدات هستند،

376
00:31:47,658 --> 00:31:49,785
‫جایی که ستاره های کمی پخش شده‌ان.

377
00:31:50,494 --> 00:31:53,247
‫و فضای سرد به درون رسوخ می کنه.

378
00:31:55,290 --> 00:31:57,793
‫لطفا دوسام صدام کنین.

379
00:31:59,044 --> 00:32:03,465
‫پاتریشن شبیه مرد خر پولیه که می خواد
‫برا عذرخواهی از روی تشک پول پرت کنه.

380
00:32:03,549 --> 00:32:06,802
‫باید بهت بگیم، تو راهمون با هم دیاریات
‫برخورد داشتیم.

381
00:32:07,719 --> 00:32:10,430
‫به خاطر خودت این ملاقات رو باید سریع تموم کنیم.

382
00:32:11,056 --> 00:32:14,893
‫ظاهرا از زمان عقب نشینی امپراطوری
‫سیونا تبدیل به سرزمین وحشیا شده.

383
00:32:17,229 --> 00:32:19,439
‫از اون زمان اتفاقات زیادی افتاده.

384
00:32:20,524 --> 00:32:24,486
‫یوغ امپراطوری و برداشته شدنش
‫اثر خودش رو به جا گذاشته.

385
00:32:26,363 --> 00:32:28,365
‫ولی تو هنوز یه زیردست وفاداری.

386
00:32:29,366 --> 00:32:32,578
‫من کارم رو می کنم.
‫از وقتی که امپراطوری حاشیه بیرونی

387
00:32:32,661 --> 00:32:36,206
‫رو رها کرد، با پرتوهای متمرکز پیام می فرستادم

388
00:32:36,707 --> 00:32:40,127
‫چهل سال، هیچ کس جواب نداد.

389
00:32:40,627 --> 00:32:42,880
‫خب، حالا اومدیم.

390
00:32:43,589 --> 00:32:44,590
‫یوهو.

391
00:32:46,383 --> 00:32:47,843
‫چای سوزن می خورید؟

392
00:32:48,552 --> 00:32:52,222
‫بهم گفتن تو سیونا اگه قبولش
‫نکنیم بی ادبیه.

393
00:32:53,182 --> 00:32:55,267
‫درست گفتن. آره.

394
00:33:10,699 --> 00:33:11,700
‫بل.

395
00:33:37,518 --> 00:33:41,104
‫می بینم که کتابام رو پیدا کردی.
‫کلکسیون جمع می کنم.

396
00:33:43,357 --> 00:33:47,861
‫مردان دلیری هستین، ممکنه
‫این یکی براتون جالب باشه.

397
00:33:48,362 --> 00:33:51,949
‫دو ارتش عظیم جمع شدن
‫تا همدیگه رو نابود کنند،

398
00:33:52,032 --> 00:33:57,079
‫و یه شاهزاده و ارابه رانش
‫سر اصول جنگ مناظره می کنند.

399
00:34:04,962 --> 00:34:07,214
‫تا حالا یه کتاب ندیده بودم.

400
00:34:08,382 --> 00:34:11,802
‫اکثر آدما ندیدن. کتاب برا پیرمرداست.

401
00:34:13,011 --> 00:34:14,804
‫شکوه گذشته خوراک ناشایستیه،

402
00:34:14,888 --> 00:34:18,308
‫و نیمی از قصه های دوران کهن
‫افسانه‌ان.

403
00:34:20,726 --> 00:34:22,020
‫بخورین، بخورین.

404
00:34:23,938 --> 00:34:25,399
‫به سلامتی کسانی که می جنگند.

405
00:34:25,482 --> 00:34:27,734
‫به سلامتی کسانی که می جنگند
‫و دلیلش را می پرسند.

406
00:34:30,487 --> 00:34:32,656
‫راست می گه. اونطوری کامل تره.

407
00:34:33,949 --> 00:34:37,619
‫یه عبارت اضافه از طرف کسی که
‫واضحا اون سوال رو می پرسه.

408
00:34:38,745 --> 00:34:43,792
‫خب، اون مثلا جادوگرا
‫دو بار تا الان اومدن.

409
00:34:43,876 --> 00:34:48,088
‫اولین جنتلمن رو شهربانی محلی کشت.

410
00:34:48,922 --> 00:34:50,132
‫ولی دومی...

411
00:34:53,969 --> 00:34:56,722
‫سپر روح را تماشا کنید!

412
00:35:00,809 --> 00:35:03,979
‫صبر کن، اون یه هاله شخصیه.

413
00:35:04,062 --> 00:35:07,649
‫ظاهرا از روی طراحی امپراطوری
‫ساخته شده.

414
00:35:08,901 --> 00:35:12,863
‫همه نماینده های این روح
‫کهکشانی یکی از اینا رو می پوشن.

415
00:35:17,242 --> 00:35:22,623
‫این نماینده ها حرفی از بنیادم زدند؟

416
00:35:26,919 --> 00:35:30,339
‫دهلیز باز شد.
‫پیامبر ظاهر شد.

417
00:35:30,422 --> 00:35:35,093
‫حرف زد. و کسانی که حرفاش رو شنیدند
‫تا ابد تغییر کردند.

418
00:35:36,803 --> 00:35:38,388
‫از این دهلیز چی می دونی؟

419
00:35:38,472 --> 00:35:42,434
‫شایعات می گن روح مرحوم دکتر
‫سلدان توشه.

420
00:35:43,018 --> 00:35:46,188
‫هوش مصنوعی تکاملی قرن ها
‫پیش ممنوع شد.

421
00:35:46,271 --> 00:35:50,734
‫آره، استفاده از تکنولوژی جهشم
‫برای همه به جز امپراطوری ممنوع شده بود.

422
00:35:50,817 --> 00:35:53,737
‫چی میخوای بگی؟
‫یعنی این جادوگرا دارن فضا رو خم می کنند؟

423
00:35:54,404 --> 00:35:56,073
‫خب، خودتون ببینین.

424
00:36:03,330 --> 00:36:05,624
‫بهشون می گن سفینه های نجواگر.

425
00:36:06,542 --> 00:36:09,878
‫می گن، بدون فضا ران
‫هدایت میشن.

426
00:36:09,962 --> 00:36:11,004
‫چطوری؟

427
00:36:11,088 --> 00:36:13,549
‫شاید با استفاده از محاسبات
‫مقلد انسان.

428
00:36:13,632 --> 00:36:19,137
‫اگه شایعات رو باور کنی،
‫این سفینه ها خودشون یه مغز مجزا دارن.

429
00:36:19,221 --> 00:36:21,849
‫سفینه‌ای مثل این می تونه
‫راحت تا لب ترانتور جهش کنه.

430
00:36:21,932 --> 00:36:22,933
‫آره، اگه واقعی باشن.

431
00:36:24,101 --> 00:36:28,230
‫تا وقتی یکی از این سفینه های نجواگر رو خودمون ندیدیم، فقط در همین حد هستن.

432
00:36:29,147 --> 00:36:30,440
‫نجوا.

433
00:36:35,362 --> 00:36:38,323
‫بار! بیا بیرون ببینم!

434
00:36:39,241 --> 00:36:41,577
‫هم خودت و هم اون دوتا بچه خوشگل
‫ترانتوری!

435
00:36:42,411 --> 00:36:43,871
‫شهربانی محلی.

436
00:36:45,330 --> 00:36:46,373
‫لعنتی.

437
00:36:51,712 --> 00:36:53,380
‫از اینجا می رسید به سقف.

438
00:36:55,007 --> 00:36:56,216
‫بیا. این رو بگیر.

439
00:36:56,884 --> 00:36:59,219
‫نمی تونم قبولش کنم.
‫چرا می تونی.

440
00:36:59,303 --> 00:37:02,681
‫حالا لطفا بهم شلیک کنین.

441
00:37:02,764 --> 00:37:04,975
‫چی؟
‫من عمر زیادی داشتم.

442
00:37:05,058 --> 00:37:09,980
‫اصلا نمی خوام به دست اون د...دوستای
‫قدیمیم که اون بیرونند شکنجه بشم.

443
00:37:10,898 --> 00:37:12,441
‫اگه بهتون تسلی میده،

444
00:37:12,524 --> 00:37:17,404
‫با اون گلسنگی که کشیدم
‫خودم رو مسموم کردم.

445
00:37:17,487 --> 00:37:23,243
‫ولی مردن با شلیک لیزر تو سر
‫با وقار تر به نظر میاد.

446
00:37:23,994 --> 00:37:25,162
‫خواهش می کنم؟

447
00:37:32,336 --> 00:37:33,337
‫ممنون.

448
00:38:26,849 --> 00:38:28,851
‫امیدوارم کمی شرابم بنوشید.

449
00:38:29,601 --> 00:38:33,856
‫شراب کسپین دبروزو.
‫نوشیدنی فوق العاده‌ایه.

450
00:38:37,150 --> 00:38:40,362
‫اینم از چایی تو برادر کنستنت.
‫ممنون.

451
00:38:41,738 --> 00:38:44,575
‫پولی؟
‫دست پیامبر رو نمیشه رد کرد.

452
00:38:48,787 --> 00:38:50,789
‫این همون چیزیه که من فکر می کنم؟

453
00:38:55,043 --> 00:38:56,503
‫منشور نخستین؟

454
00:38:56,587 --> 00:38:58,672
‫بله.
‫ولی چطور؟

455
00:38:59,256 --> 00:39:02,092
‫سالور هاردین بیش از یک
‫قرن پیش با خودش بردش.

456
00:39:02,176 --> 00:39:05,345
‫قطعا چیزی به این پیچیدگی
‫فقط مولکول ساده نیست.

457
00:39:06,597 --> 00:39:08,432
‫مثل همیشه کنجکاوی پولی.

458
00:39:11,059 --> 00:39:16,064
‫منشور نخستین یه کامپیوتر کوانتومیه
‫که در حالت برهم نهی وجود داره.

459
00:39:16,773 --> 00:39:19,735
‫یعنی همزمان در دو جا وجود داره؟

460
00:39:19,818 --> 00:39:21,904
‫اینطوری هم میشه بهش نگاه کرد، بله.

461
00:39:21,987 --> 00:39:23,238
‫پیامبر.

462
00:39:23,322 --> 00:39:25,282
‫لطفا بهم بگو دکتر سلدان.

463
00:39:25,365 --> 00:39:26,366
‫دکتر.

464
00:39:27,784 --> 00:39:31,246
‫بهمون بگو چطور می تونیم خدمت کنیم.
‫جلوی کدوم جنگ و علیه کی رو باید بگیریم؟

465
00:39:31,330 --> 00:39:35,542
‫امپراطوری. بحران دومه که از مدت ها
‫قبل پیشبینی شده.

466
00:39:35,626 --> 00:39:38,712
‫دکتر سلدان، من داشتم آماده سازی
‫می کردم.

467
00:39:38,795 --> 00:39:40,797
‫می تونید ببینید که کاملا...
‫کیر توش، سف.

468
00:39:41,632 --> 00:39:46,386
‫اینقدر جنگ طلب نباش.
‫بذار ببینیم چطور میشه جلوی جنگ رو گرفت.

469
00:39:46,470 --> 00:39:47,763
‫ممنون پولی.

470
00:39:49,097 --> 00:39:53,143
‫می خوام به ترانتور برن و روابط
‫دیپلوماتیک برقرار کنند.

471
00:39:53,227 --> 00:39:55,354
‫تصور می کنم می دونید چطور
‫بنیاد رو تبلیغ کنید.

472
00:39:55,437 --> 00:39:57,105
‫تا الان هفت سیاره.

473
00:39:57,189 --> 00:39:58,565
‫امروز روز فارغ التحصیلیه.

474
00:39:58,649 --> 00:40:00,859
‫بهترین وعظ زندگیت رو براشون بگو.

475
00:40:00,943 --> 00:40:05,155
‫کاری کن عاشقمون بشن و تا جایی
‫که می تونی این جنگ رو عقب بنداز.

476
00:40:05,239 --> 00:40:09,743
‫مامور صلح. آره، ارزش زحمتش
‫رو داره.

477
00:40:10,577 --> 00:40:13,956
‫دور از چشم امپراطوری سفینه های جهش ران
‫کوچیکی ساختید درسته؟

478
00:40:14,039 --> 00:40:15,624
‫بله. درسته.

479
00:40:15,707 --> 00:40:18,752
‫برای سفر به اونجا ازشون استفاده نکنید.
‫لازم نیست فعلا همه چیز رو بدونند.

480
00:40:18,836 --> 00:40:21,338
‫با یکی از جهش ران های اونا
‫می‌ریم.

481
00:40:21,421 --> 00:40:24,132
‫مفتخر میشیم که فرستاده های
‫شما باشیم دکتر سلدان.

482
00:40:35,644 --> 00:40:37,896
‫افتخار از آن منه، فرزند وفادارم.

483
00:40:41,817 --> 00:40:45,487
‫مدیر سرماک، بازم باید بگم،
‫چه لباس خوبی.

484
00:40:46,780 --> 00:40:51,368
‫خب، زمان حیاتیه.
‫پس تعجیل کنید.

485
00:40:51,451 --> 00:40:53,245
‫خصوصی باید با تو حرف بزنم.

486
00:40:53,328 --> 00:40:54,413
‫با من؟

487
00:40:54,496 --> 00:40:56,540
‫چیزیت نمیشه. ما همین بیرونیم.

488
00:40:58,458 --> 00:40:59,459
‫بجنب پدر.

489
00:41:12,806 --> 00:41:14,224
‫چیزی ذهنت رو مشغول کرده پولی؟

490
00:41:14,933 --> 00:41:17,644
‫فقط یگره.

491
00:41:20,355 --> 00:41:21,356
‫یگر؟

492
00:41:21,440 --> 00:41:24,443
‫واردنی که خاکستر کردی.
‫چرا کشتیش؟

493
00:41:24,526 --> 00:41:25,736
‫خب، مجبور بودم.

494
00:41:27,070 --> 00:41:31,408
‫اگر یه خدا بخواد نفوذ داشته باشه،
‫هر از گاهی باید خشمگین باشی.

495
00:41:32,534 --> 00:41:36,413
‫تازه، حرفای واردن رو
‫دم درم شنیدم.

496
00:41:36,496 --> 00:41:41,001
‫چه قدر مونده بود تا خودش رو تنها
‫قالب مقدس لایق روح من بدونه؟

497
00:41:41,627 --> 00:41:43,003
‫پس اون...

498
00:41:45,005 --> 00:41:46,006
‫قضاوت الهی بود.

499
00:41:48,425 --> 00:41:51,386
‫باشد که هیچ موجودی رحم من را بی انتها نداند.

500
00:42:18,622 --> 00:42:20,290
‫میشه یه چیز شخصی بپرسم؟

501
00:42:22,835 --> 00:42:24,211
‫از اینجا زنده بیرون میرم؟

502
00:42:24,294 --> 00:42:25,754
‫البته.

503
00:42:25,838 --> 00:42:28,799
‫برای نفوذ داشتن،
‫شاهد لازم داری.

504
00:42:30,050 --> 00:42:33,470
‫نه، تو اینجا هستی چون نفوذ داری.

505
00:42:33,554 --> 00:42:34,680
‫من نفوذ دارم؟

506
00:42:35,556 --> 00:42:38,600
‫یک شبح رهگذر اسمت رو گفت.

507
00:42:39,101 --> 00:42:40,102
‫یه شبح؟

508
00:42:41,103 --> 00:42:42,187
‫داستانت رو بهم بگو.

509
00:42:43,856 --> 00:42:46,108
‫توی سمیرنو به دنیا اومدم.

510
00:42:47,818 --> 00:42:51,154
‫تقریبا به طور کامل از دانشگاه کمربند
‫بابام فارغ التحصیل شدم.

511
00:42:51,238 --> 00:42:53,448
‫ولی زدم بیرون.

512
00:42:53,532 --> 00:42:57,035
‫منم تو همون دانشگاه بودم.
‫و البته منم زدم بیرون.

513
00:42:57,870 --> 00:43:00,205
‫تصور می کنم با ابزار دغل بازانه
‫این کار رو کردی.

514
00:43:02,207 --> 00:43:05,794
‫آره، ممکنه یه چندتا عتیقه، استخون انگشت
‫و از این این چیزای بو دار رو فروخته باشم.

515
00:43:05,878 --> 00:43:07,546
‫و مشخصا عذاب وجدان داری.

516
00:43:07,629 --> 00:43:10,424
‫اوه دست بردار، کلیسای سلدان.

517
00:43:10,507 --> 00:43:12,843
‫اونجا بخشی از یه بازی مخفیانه
‫بزرگ نیست؟

518
00:43:12,926 --> 00:43:15,679
‫کشیشایی داری
‫که ادعا می کنند می تونن معجزه کنند.

519
00:43:16,471 --> 00:43:18,724
‫هنوز نمی دونم هدفش چیه.

520
00:43:19,308 --> 00:43:20,893
‫هدفش رشده هوبر.

521
00:43:21,476 --> 00:43:25,272
‫مرحله پیشرفتی که همه تمدن‌های
‫موفق طی می کننش.

522
00:43:25,355 --> 00:43:27,274
‫هرچند، بعضا هیچ وقت
‫از دستش رها نشدند.

523
00:43:27,858 --> 00:43:32,112
‫به مرور کلیسا محو میشه
‫و با یه....

524
00:43:34,281 --> 00:43:35,574
‫مکانیسم دیگه جایگزین میشه.

525
00:43:36,158 --> 00:43:38,952
‫ولی در این ماموریت، تردیدت
‫بهت خوب خدمت می کنه.

526
00:43:39,661 --> 00:43:41,413
‫کسانی که می خوام
‫به سراغشون بری،

527
00:43:41,496 --> 00:43:46,668
‫به درستی محتاط هستند و احتمالا
‫به روش روحانی روی خوشی نشون نمی‌دن.

528
00:43:46,752 --> 00:43:48,420
‫پس من رو با اون مست و راهب

529
00:43:48,504 --> 00:43:52,090
‫نمی فرستی تا صلح رو به امپراطوری
‫غالب کنیم؟

530
00:43:52,174 --> 00:43:53,175
‫نه.

531
00:43:53,258 --> 00:43:56,887
‫ماموریت تو مجزاست،
‫و میشه گفت خلاف ماموریت اون هاست.

532
00:43:57,429 --> 00:44:01,266
‫کسی که دست دوستی دراز می کنه،

533
00:44:01,350 --> 00:44:04,394
‫بهتره تیغی هم در مشت
‫پشت سرش مخفی کرده باشه.

534
00:44:06,522 --> 00:44:07,689
‫آره، من می تونم یه تیغ باشم.

535
00:44:11,610 --> 00:44:14,279
‫خیلی خب، کجا رو باید پاره کنم؟

536
00:44:30,671 --> 00:44:32,422
‫فکر نمی کردم بیای.

537
00:44:34,842 --> 00:44:36,093
‫بی میله.

538
00:44:37,511 --> 00:44:40,305
‫شنیدیم ممکنه بتونی در مورد
‫سوالامون بهمون کمک کنی.

539
00:44:41,932 --> 00:44:43,642
‫می تونی صورتت رو نشون بدی.

540
00:44:43,725 --> 00:44:47,271
‫خدمتکارمون یه میدان مختل کننده داره.
‫راحت حرف بزن.

541
00:44:47,896 --> 00:44:50,732
‫مهم نیست. هر هفته حافظه‌مون بررسی میشه.

542
00:44:50,816 --> 00:44:53,694
‫همین که اینجا هستم
‫دارم شما رو ضبط می کنم.

543
00:44:53,777 --> 00:44:54,903
‫نگران نباش.

544
00:44:56,029 --> 00:44:58,615
‫سال ها پیش فرمانده خودم، رو،
‫از ترانتر برگشت پیشمون.

545
00:44:58,699 --> 00:45:00,117
‫امپراطوری حافظه‌اش رو دست کاری کرده بود.

546
00:45:00,200 --> 00:45:03,453
‫تکنولوژی‌ لازم برای جلوگیری یا معکوس کردن
‫حذف حافظه رو به دست آوردیم.

547
00:45:03,537 --> 00:45:04,746
‫می تونیم بررسی حافظه رو فریب
‫بدیم.

548
00:45:05,873 --> 00:45:07,374
‫واقعا در امانی.

549
00:45:19,052 --> 00:45:21,805
‫اسمت چیه؟
‫مارکلی.

550
00:45:23,098 --> 00:45:25,392
‫نمی دونم می تونم بهتون کمک کنم یا نه
‫علیا حضرت.

551
00:45:26,768 --> 00:45:28,812
‫چی می خواین؟

552
00:45:29,897 --> 00:45:30,939
‫و پاداشش چیه؟

553
00:45:31,523 --> 00:45:35,110
‫خزانه قلمرو در اختیار منه.
‫پاداشت سر جاشه.

554
00:45:37,863 --> 00:45:41,325
‫می خوام بدونم کلیان هفدهم
‫در مرگ خانواده‌ام نقش داشته یا نه.

555
00:45:44,203 --> 00:45:47,789
‫دقیقا نمی دونم کجا رو باید بگردم.
‫ولی می دونم از کجا باید شروع کنم.

556
00:45:51,126 --> 00:45:52,169
‫فعلا کافیه.

557
00:45:54,087 --> 00:45:55,464
‫و وقتی داری جستجو می کنی،

558
00:45:56,840 --> 00:45:58,842
‫می خوام بدونم دی چطور از ترور
‫به دست

559
00:45:58,926 --> 00:46:00,427
‫بهترین آدم کشای کهکشان زنده موند.

560
00:46:02,846 --> 00:46:04,765
‫برام سابقه تصویری ترور
‫رو پیدا کن.

561
00:46:42,302 --> 00:46:45,365
‫هوا تاریک شده. چه قدر اون تو بودم؟
‫سه سالی منتظرت بودیم.

562
00:46:45,389 --> 00:46:46,974
‫ها؟
‫سه ساعت.

563
00:46:47,057 --> 00:46:48,809
‫همیشه باید جوک رو لو بدی مگه نه؟

564
00:46:58,569 --> 00:47:00,571
‫فکر کنم این علامت به چاک زدنمون بود.

565
00:47:00,654 --> 00:47:02,698
‫فورا به ترانتور میریم.

566
00:47:03,240 --> 00:47:07,703
‫اسپریت رو به پایگاه آپسیلون
‫می برم و بعد از اونجا...

567
00:47:08,203 --> 00:47:11,748
‫من نمیام ترانتور، آره.
‫دکتر یه کار دیگه باهام داره.

568
00:47:13,834 --> 00:47:14,918
‫فکر می کردم با هم باشیم.

569
00:47:15,002 --> 00:47:18,297
‫آره، شرمنده. بهم گفت سفینه‌تون
‫رو هم بردارم.

570
00:47:18,922 --> 00:47:21,049
‫سفینه اسپریت رایزینگ من؟
‫گفت خوشت نمیاد،

571
00:47:21,133 --> 00:47:24,344
‫ولی خودش مختصات مقصدم
‫رو تو سیستم هدایت کشی وارد کرده، باشه؟

572
00:47:24,428 --> 00:47:26,054
‫می دونی که، خیلی مخفیانه است.

573
00:47:26,138 --> 00:47:28,223
‫البته که می تونی اسپریت رو ببری.

574
00:47:29,892 --> 00:47:32,060
‫فقط بهش زیاد غذا نده.

575
00:47:32,144 --> 00:47:33,645
‫به کی؟
‫بکی.

576
00:47:41,945 --> 00:47:44,281
‫می رم وسایلمون رو جمع می کنم

577
00:47:51,205 --> 00:47:52,206
‫چیزیت نمیشه.

578
00:47:53,498 --> 00:47:54,791
‫می دونه ازت خوشم میاد.

579
00:47:59,463 --> 00:48:00,797
‫حالت خوب برادر؟

580
00:48:01,632 --> 00:48:02,633
‫البته.

581
00:48:03,926 --> 00:48:06,136
‫ولی خب جداییمون غیر منتظره است.

582
00:48:07,846 --> 00:48:09,014
‫امید داشتم اینطور نباشه.

583
00:48:10,891 --> 00:48:12,768
‫کم کم داشتیم همدیگه رو می شناختیم.

584
00:48:12,851 --> 00:48:15,103
‫قرار بود از من خوشت میاد،
‫و آخرش،

585
00:48:15,187 --> 00:48:17,856
‫من رو اضافه کنی به اون لیست همبسترات
‫که پیامبر بهش اشاره کرده.

586
00:48:21,902 --> 00:48:22,903
‫من همچین قراری داشتم؟

587
00:48:26,281 --> 00:48:27,908
‫عموما دنبال ردای راهبه ها نمیرم.

588
00:48:27,991 --> 00:48:30,327
‫و بعدش تو اولین نفر
‫تو لیست همخوابه های من می شدی.

589
00:48:30,410 --> 00:48:31,411
‫برادر...

590
00:48:33,747 --> 00:48:35,582
‫مفتخرم، ولی تو زن پاکدامنی هستی.

591
00:48:36,542 --> 00:48:38,126
‫حقیقتش، نه.

592
00:48:39,002 --> 00:48:40,128
‫اونطوری نه.

593
00:48:41,129 --> 00:48:44,132
‫من فقط زنیم که فرصتای کوچیکی داره
‫و از چیزای خاصی خوشش میاد.

594
00:48:46,218 --> 00:48:47,678
‫وقتی که مقدر باشه پیش میاد.

595
00:48:48,345 --> 00:48:51,932
‫آره، خب، محض اطلاع
‫بذار بگیم من ترجیح می دم،

596
00:48:53,350 --> 00:48:55,143
‫تو لیست، دهم باشم.

597
00:48:55,227 --> 00:48:57,187
‫کلا دوست ندارم اول باشم.

598
00:48:57,271 --> 00:49:00,274
‫اون رو که دیدی. وقتی کشیدم تو دهلیز
‫داشتم جیغ می کشیدم.

599
00:49:00,357 --> 00:49:02,568
‫دوست دارم فکر کنم همبستری ما

600
00:49:02,651 --> 00:49:04,653
‫تجربه متفاوتی می بود.

601
00:49:07,447 --> 00:49:08,490
‫هی، ببین،

602
00:49:10,367 --> 00:49:13,370
‫شاید بعدا دکتر بازم
‫آوردمون اینجا.

603
00:49:14,037 --> 00:49:15,831
‫حسم بهم می‌گه اینجا آخرشه.

604
00:49:17,749 --> 00:49:19,209
‫و شرم آوره. من...

605
00:49:21,753 --> 00:49:23,630
‫آدمای زیادی نیستن
‫که من ازشون خوشم بیاد.

606
00:49:23,714 --> 00:49:26,466
‫البته. چرا باید ازشون خوشت بیاد؟
‫ملت آشغالن.

607
00:49:27,301 --> 00:49:28,468
‫شاید بیش از حد انتظار داری.

608
00:49:29,803 --> 00:49:32,084
‫دیدی با این که فکر می کنی بد بینی،
‫آخرش خوش بین از آب در میای؟

609
00:49:33,056 --> 00:49:35,893
‫آره، برای همین مطمئنم
‫که اسمت رو پیدا می کنم.

610
00:49:36,768 --> 00:49:37,936
‫کالیوپی.

611
00:49:38,478 --> 00:49:41,190
‫نه، بروسلاست... دروسلا.
‫نه.

612
00:49:41,273 --> 00:49:45,736
‫می تونی بری ملو.
‫خوشبختانه طول نکشید.

613
00:49:53,285 --> 00:49:54,745
‫تو مختصاتت موفق باشی.

614
00:49:57,080 --> 00:50:01,084
‫آره، برای صلح شما با امپراطوری
‫هم آرزوی موفقیت می کنم.

615
00:50:02,961 --> 00:50:03,962
‫میرنا؟

616
00:50:05,088 --> 00:50:06,089
‫فیفی؟

617
00:50:07,090 --> 00:50:08,091
‫دزدریا؟

618
00:50:12,387 --> 00:50:13,555
‫ونوس؟
‫آره.

619
00:50:13,639 --> 00:50:14,640
‫ونوس.
‫نه.

620
00:50:14,723 --> 00:50:15,724
‫نه.

621
00:50:21,480 --> 00:50:23,106
‫قلب سخاوتمندی داری.

622
00:51:12,781 --> 00:51:17,661
‫به استثنا چند مورد، عشق
‫در تاریخ بشریت کاملا بی اهمیته.

623
00:51:18,537 --> 00:51:21,832
‫تنها در مقیاس محدود قلب انسان
‫اهمیت داره.

624
00:51:21,833 --> 00:51:28,833
<font color="#ffff00">ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور.</font>

625
00:51:31,857 --> 00:51:38,857
<font color="#ffff00" face="Vazirmatn, IRANSans, Segoe UI, Tahoma, sans-serif">ارائه شده در وبسایت وای موویز ymoviz.com
دانلود و تماشای فیلم و سریال بدون سانسور</font>

